اعلام اصفهان

مشخصات کتاب

سرشناسه : مهدوی، مصلح الدین، 1294-1374.

عنوان و نام پدیدآور : اعلام اصفهان / مصلح الدین مهدوی ؛ تصحیح ، تحقیق و اضافات غلام رضا نصراللهی؛ [برای] سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل ، ستاد نکوداشت اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام.

مشخصات نشر : اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1386 -

مشخصات ظاهری : 5 ج.

شابک : 65000 ریال : ج .1 : 978-964-2588-48-0 ؛ 100000 ریال : ج.2 : 978-964-2947-47-8 ؛ 100000 ریال : ج.3 : 978-600-1320-27-9 ؛ ج.4 978-600-132-130-6 :

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : ج.2 (چاپ اول: 1387).

یادداشت : ج.3 (چاپ اول : 1389) (فیپا).

یادداشت : ج.4 (چاپ اول: 1392) (فیپا).

یادداشت : کتابنامه.

یادداشت : نمایه.

مندرجات : ج. 1. آ - الف.- ج. 2. ب - ذ.- ج .3. ر - ظ.- ج.4. ع

موضوع : مشاهیر -- ایران -- اصفهان-- سرگذشتنامه

موضوع : اصفهان --سرگذشتنامه

شناسه افزوده : نصرالهی، غلامرضا

شناسه افزوده : سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان

شناسه افزوده : سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان. مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل

شناسه افزوده : ستاد نکوداشت اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام

رده بندی کنگره : DSR2001 /ص725 م9 1386

رده بندی دیویی : 955/93

شماره کتابشناسی ملی : م85-42964

ص: 1

جلد 1 - «آ - الف»

اشاره

ص: 2

ص: 3

بسم الله الرحمن الرحیم

اعلام اصفهان

جلد اوّل

دانشمند محقّق، زنده یاد

سیّدمصلح الدّین مهدوی

(1294 1374ش)

تصحیح، تحقیق و اضافات

غلام رضا نصراللّهی

ص: 4

اعلام اصفهان «جلد اوّل» (آ الف)

مؤلف: سیّدمصلح الدّین مهدوی

تصحیح، تحقیق و اضافات: غلام رضا نصراللّهی

پیش گفتار: دکتر محمدعلی چلونگر

ویراستار: محمّدرضا زادهوش

ناشر: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان

مدیر تولید: مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل

چاپ نخست: اصفهان، 1386

قطع: وزیری/ 655 صفحه / شمارگان: 1000 نسخه

لیتوگرافی: پویا/ چاپ: اصفهان / صحافی: بابک

قیمت: 6500 تومان

شابک: 0-48-2588-964-978

مرکز پخش: 9-6288387 0311

همه حقوق این چاپ محفوظ و متلعق به مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل می باشد.

ص: 5

تصویر مؤلّف، علاّمه سیّدمصلح الدّین مهدوی

ص: 6

ص: 7

پیش گفتار

اصفهان از دیرباز مهد علم و ادب و فرهنگ و هنر بوده و به همت دانشمندان و عالمانش توانسته است نام خود را در میان شهرهای فرهنگی جهان مطرح کند. این شهر نقش محوری و جایگاه تعیین کننده ای در فرایند گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی داشته و خدمات ارزنده ای به جهان اسلام تقدیم کرده است؛ از این رو، در سال 2006 میلادی به افتخار عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام دست یافت.

اصفهان به گواهی آثار شگرف باستانی، کتاب های ارزشمند علمی و آثار هنری گوناگون، که زینت بخش موزه ها و کتابخانه های بزرگ و معروف دنیا است، و با عرضه نوابغ علمی، ادبا و شعرا و هنرمندان طراز اول جهانی جایگاه ویژه و ممتازی را به خود اختصاص داده است. در زمینه فقه، اصول، فلسفه، منطق، ریاضیات، نجوم و دیگر شاخه های علوم دانشمندانی از این شهر برخاستند که نام آنان قرین نام افراد صاحب نام این علوم گردیده است. در شاخه های گوناگون هنر هم چون معماری، نقاشی، خوشنویسی، موسیقی و پارچه دوزی نیز افرادی در این شهر ظهور کردند که نام آنان تداعی کننده این هنرها است.

شخصیت های برجسته و نامدار حوزه فرهنگی اصفهان بسیارند. از علمای بلند مرتبه قرآن و از قراء هفتگانه مشهور نافع بن عبدالرحمن اصفهانی (م169ه ق) بود که در این شهر زاده شد. از مفسران نامور اصفهان نیز می توان به ابومسلم اصفهانی (قرن سوم هجری) نام برد که آثاری هم چون جامع التأویل و الحکم التنزیل، جامع الرسائل و الناسخ و المنسوخ داشته است و در کتب ترجمه مفسران، او را ستوده اند. در زمینه ادبیات هم می توان به افرادی مانند صاحب بن عباد، ابوالفرج اصفهانی و ده ها تن دیگر اشاره کرد که در گسترش شعر و ادب، به خصوص شعر و ادب عرب، نقش والایی داشته اند. گفتنی است زبان و ادبیات

ص: 8

عرب با ظهور ادبا وشعرای عربی دان در سده چهارم هجری در اقلیم اصفهان گسترش یافت و در سده های پنجم و ششم هجری به اوج خود رسید تا آن جا که به این شهر لقب «بغداد ثانی» داده شد.

شخصیت های نامی اصفهان به مردان منحصر نمی شوند. در مراجعه به کتب، نام زنان دانشمند و صاحب کمال نیز به چشم می خورد که حق آنان در تاریخ کم تر ادا شده است. در برخی از منابع تاریخی آمده است نخستین زن ایرانی که به دین مبین اسلام گروید، بانویی اصفهانی به نام ام الفارسیه بوده و حتی گفته شده که او نخستین مسلمان ایرانی بوده است؛ چرا که پیش از سلمان فارسی اسلام آورده است: «چون بر عزیمت به یثرب مصمم شدم وقصد پای بوسی خواجه کائنات پیامبر گرامی اسلام (ص) نمودم، در آن جا زنی اصفهانی دیدم که در وصول به یثرب و دولت دریافت سعادت اسلام بر من سبقت گرفته بود و او مرا به سوی آن حضرت راهنمایی کرد». (ریاحی، مقالات اصفهان شناسی، 1385، ص4)

در دورانی که اصفهان پایتخت ایران بود، بسیاری از رجال علمی و سیاسی در این شهر حضور یافتند و بر شهرت آن بیش از پیش افزودند. مردان برجسته سیاسی، که اندوخته علم فرا راه آنان بود، ایران را با حکمت و سیاست اداره می کردند. از دو شخصیت برجسته آن دوران می توان از صاحب بن عباد در دوره آل بویه و شیخ بهائی در دوره صفویه نام برد. آنان در گسترش و غنی سازی اصفهان نقش بسزایی ایفا کردند. البته آوازه و خدمات ایشان به این شهر و حتی ایران منحصر نماند.

معرفی رجال نقش آفرین اصفهان در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام مطلبی است که در این گفتار کوتاه نمی گنجد و شرح حال هر یک از آنان نیازمند کتاب و حتی کتاب های خاص و جداگانه ای است. اثر حاضر نمونه ای از این دست و تلاشی است در راستای معرفی چهره های بارز تاریخ اصفهان که محقق فرزانه مروم مصلح الدین مهدوی آن را نگاشته است و چاپ و نشر آن خدمتی ارزنده به بزرگان عرصه فرهنگ و اندیشه تواند بود. مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل به پاس خدمات ارزنده این دانش پژوه گرامی، نخستین

ص: 9

جلد از مجلدات کتاب اعلام اصفهان را انتشار می دهد. این اثر به همت جناب آقای غلامرضا نصراللهی، که سالیانی از محضر مؤلف فقید کسب فیض نموده بود، تصحیح شده است.

مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل امید دارد با تصحیح مجلدات بعدی این مجموعه زمینه انتشار کامل آن، که برآیند یک عمر تلاش و تحقیق مؤلف است، فراهم شود. در پایان از همکاران عزیز که در انتشار این اثر یاری و همدلی داشتند به خصوص آقایان محمدحسین ریاحی، مسؤول پژوهشی، وعلیرضا مساح، مسؤول اجرایی مرکز، تشکر و تقدیر می گردد.

دکتر محمّدعلی چلونگر

مدیر مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل

ص: 10

ص: 11

مقدّمه تحقیق

اشاره

شهری که اکنون در آن زندگی می کنیم، تاریخ، فرهنگ و تمدّنی با بیش از دو هزار سال پشت آن ایستاده است.

درخشش و شکوه اصفهان در تاریخ، بیشتر مدیون ورود اسلام به ایران، و درنتیجه این سرزمین است. مردمان این سرزمین، با پذیرفتن اسلام، دنیای پهناوری را رو در روی خویش دیدند که در آن میدان، می توانستند استعدادها و خلاّقیت خود را به عینیّت تبدیل کنند؛ پس آنان، با حفظ اصالت فرهنگ و هویّت خود، از آموزه های اسلامی نیز برای ساختن دنیایی بهتر یاری گرفتند.

اصفهان امروز، امّا اندکی از آن همه عظمت و شکوه از تاریخ و فرهنگ و تمدّن گذشته را تا امروز به یادگار نگاه داشته است.

اصفهان در این راهِ بس طولانی و دشوار و جان فرسا، بس سخت جانی ها کرده، و بس رنج ها بر تن خود خریده است. بس طوفان ها را ایستادگی کرده، و بس خیزاب ها را از سر گذرانده است. قحطی و سیل و گرسنگی، جنگ و قتل و غارت، ناامنی و هرج و مرج و نزول بلایای ارضی و سماوی، اصفهان را آبدیده کرده است؛ لذا هیچ قوم بیگانه و لشکر مهاجم، نتوانسته در این شهر دوام بیاورد، و فرهنگ و زبان و حاکمیّت خود را برای همیشه بر این شهر حاکم سازد.

پس شایسته است که اصفهان، پایتخت فرهنگی جهان اسلام باشد، و بایسته است که آثار تاریخی و هنری، هنرمندان، دانشمندان، بزرگان عرفان و مذهب و ادبیّات این شهر،

بیشتر به جهانیان شناسانده شوند، و انتشار کتاب اعلام اصفهان، گامی است برای معرّفی مشاهیر و بزرگان این شهر تاریخ ساز، فرهنگ آفرین و هنرپرور.

ص: 12

درست است که گاه گاه تعصّبات تندِ مذهبی و نابردباری ها، کار را بر اقلّیت های قومی و مذهبی سخت می ساخت؛ امّا همین حضور دیرپا و بسیار طولانی مسیحیّت، یهود و زرتشتی در اصفهان تا امروز، و به دنبال آن، حضور چهارصد ساله ارامنه در اصفهان، تا حدودی نشان می دهد که مردم اصفهان، با مدارا و تسامح با آیین ها و اقلیّت ها رفتار می کرده اند، و در اغلب برهه های تاریخی این شهر، هم زیستی مسالمت آمیز با آنان داشته اند.

در چنین فضایی، آثار شکوهمند و شگفتِ معماری آفریده می شود. چهره های بزرگ تفکّر و اندیشه ظهور می کنند، و نظریّه های تازه ارائه می دهند. زیباترین جلوه های هنر از پنجه های اعجازگر هنرمند اصفهانی خلق می شود، و عارفان و معرفت جویان، اصفهان را جایی مناسب برای سیر و سلوک و خلوت گزینی و عبادت می یابند.

ابعاد گوناگون علوم مذهبی نیز به رشد و تعالی می رسد، و راه های تازه ای در مسیر تفسیر، تشریح و تدوین آموزه های مذهبی گشوده می شود.

اسلام، حدود سال های 19 تا 23 هجری وارد اصفهان شد، و به فاصله یکی دو قرن، اصفهان به یکی از مهم ترین شهرهای جهان اسلام تبدیل شد. هزاران محدّث، عالم، ادیب و دانشمند از این شهر برخاستند، و تمدّن اسلامی را بارور ساختند.

اصفهان در مرکز فلات ایران، به منزله چهارراهی برای تجارت و عبور کاروانیان و مسافران، و نقطه ثقل ارتباطات فرهنگی و چهارراه داد و ستد تمدّن اسلامی بود. این موقعیّت ممتاز، باعث شد اصفهان خاستگاه مذاهب، سبک های هنری و ادبی و جریان های متنوّع فلسفه و عرفان باشد.

طبیعت زیبا و اعتدال هوا در اصفهان نیز جاذبه ای دیگر بود که می توانست جمعیت بسیار را جذب خود کند، و اندک اندک گسترش یابد، و در ردیف شهرهای بزرگ دنیای کهن قرار گیرد.

منابع اصفهان شناسی در قرن سوم تا نهم هجری

احتمالاً اوّلین تلاش ها برای نگارش تاریخ، و گردآوری اسامی بزرگان اصفهان، در قرن

ص: 13

سوم هجری صورت گرفته است. گویا کتاب از دست رفته و یافت نشده حمزه اصفهانی، مورّخ و ادیب نامی در قرن سوم هجری، اوّلین اثر در باب اصفهان شناسی باشد. پس از آن، تنی چند از خاندان ابن منده دست به کار تدوین تاریخ اصفهان شدند که متأسّفانه از آنان نیز اثری به جای نمانده است.

ناگفته نماند که گردآوری تاریخ اصفهان و سرگذشت رجال آن بیشتر بهانه ای بوده است برای گردآوری احادیثی که در این شهر نقل می شد تا به این ترتیب، هم احادیث با اسناد و سلسله راویانِ مشخّص گردآوری شوند، و هم افتخاری باشد بر پیش تازی شهرها در حفظ، گردآوری و نقل حدیث. اکنون تألیفاتی که از آغاز تا اوایل قرن چهاردهم هجری درباره اصفهان وجود دارد را معرّفی می کنیم:(1)

1. طبقات المحدّثین باصبهان و الواردین علیها، تألیف ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن جعفر بن حیّان اصفهانی معروف به حافظ ابوالشّیخ (م369ق)، کتابی است مفصّل در باب احوال محدّثین و اسناد حدیثی آنان از قرن دوم تا چهارم هجری. این کتاب در سال 1407ق در چهار جلد در بیروت چاپ شده است.

2. اصفهان و اخبارها، تألیف حمزه اصفهانی (م360ق)، در برخی کتاب ها از آن نام برده، و مطالبی را نقل کرده اند؛ ولی متأسّفانه نسخه ای از آن باقی نمانده است.

3. شعراء اصفهان، تألیف حمزه اصفهانی که از آن هم نسخه ای به جای نمانده است.

4. قلائد الشّرف فی مفاخر اصفهان و اهلها، تألیف ابوالحسن علیّ بن حمزه بن عماره اصفهانی (م322ق)، از این اثر نیز تا کنون نسخه ای شناخته نشده است. مافرّوخی در کتاب محاسن اصفهان از این کتاب، استفاده بسیار کرده است.

5. تاریخ اصفهان، تألیف ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی (م410ق)، این کتاب را نیز باید جزو کتاب های از دست رفته تلقّی کرد. سمعانی در کتاب الانساب خود مطالبی از آن نقل کرده است.


1- در تهیّه این فهرست: از کتاب تاریخ تشیّع اصفهان، صص409 422 و مقدّمه کتاب رجال اصفهان یا تذکره القبور استفاده شده است.

ص: 14

6. ذکر اخبار اصفهان، تألیف حافظ ابونعیم احمد بن عبداللّه اصفهانی (م430ق)، معروف ترین کتابی است که در قرون اوّلیه اسلامی برای اصفهان نوشته شده است. در مقدّمه کتاب، تاریخ شهر اصفهان به اجمال آمده است، و به بسیاری از محلّه ها و ابنیه تاریخی آن اشاره شده است. در متن کتاب نیز شرح حال حدود دو هزار نفر از محدّثین و دانشمندان اصفهانی، یا کسانی که از شهرهای دیگر به اصفهان آمده اند، ذکر شده، و اسناد روایت حدیث آنان آمده است. در خلال مطالب این بخش از کتاب، اسامی بسیاری از محلّه ها، روستاها و آثار تاریخی و مشاغل مردم اصفهان در قرون دوم تا پنجم هجری به دست می آید. این کتاب، ابتدا در لیدن هلند در دو جلد به چاپ رسیده، و سپس در تهران چاپ افست شده است. شادروان دکتر نوراللّه کسایی نویسنده و استاد دانشگاه، این کتاب را به فارسی ترجمه کرده و به چاپ رسانده است.

6. تاریخ اصفهان تألیف عمر بن سهلان ساوجی، از این کتاب، اطّلاعی در دست نیست.

7. تاریخ اصفهان تألیف ابوالقاسم عبدالرّحمان بن محمّد بن اسحاق معروف به ابن منده، حمداللّه مستوفی آن را دیده، و در نزهه القلوب، مطالبی از آن نقل کرده است.

8. محاسن اصفهان تألیف مفضّل بن سعد بن حسین مافروّخی اصفهانی (زنده تا سال 458ق)، یکی از مهم ترین منابع تاریخ و فرهنگ اصفهان به شمار می آید، و خوش بختانه اکنون موجود است. مافروّخی در این کتاب، علاوه بر پرداختن به تاریخ شهر اصفهان، به آثار و ابنیه تاریخی، آداب و رسوم و فرهنگ مردم، جغرافیای شهر و ادبیّات و هنر مردمان آن می پردازد. هم چنین فهرستی از اسامی محدّثین، فقها، ادباء، شعراء، فلاسفه و ریاضی دانان اصفهان از قرن دوم تا پنجم هجری را ارائه می کند. محاسن اصفهان در سال 1312ق به همّت مرحوم آقای سیّدجلال الدّین تهرانی در تهران به چاپ رسیده است.

9. ترجمه محاسن اصفهان، تألیف حسین بن محمّد بن ابی الرّضا علوی آوی (متوفّی حدود سال 730ق)، این ترجمه که تقریبا دو قرن پس از تألیف کتاب صورت گرفته، علاوه بر دارا بودن اطّلاعات متن اصلی کتاب، حاوی افزوده هایی از مترجم، درباره اصفهان در عصر مترجم نیز شده است. نثر روان و متعادل مترجم، بر جذّابیت کتاب

ص: 15

می افزاید، و از خلال مطالب کتاب، می توان اطّلاعات فراوانی درباره اصفهان در قرون پنجم تا هفتم هجری به دست آورد. استاد عبّاس اقبال آشتیانی این کتاب را در سال 1328ش با فهرست های مورد نیاز به چاپ رساند، و اکنون نیز به همّت مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل تجدید چاپ شده است.

10. نزهه الاذهان فی تاریخ اصبهان، تألیف مجدالدّین ابوطاهر محمّد بن یعقوب فیروزآبادی (م817ق) که متأسّفانه نسخه ای از این اثر به جای نمانده است.

این ها مهم ترین تألیفاتی است که تا قرن نهم هجری درباره اصفهان به نگارش درآمده است. مورّخان از کتاب های دیگری نیز درباره اصفهان نام برده اند که چون نسخه ای از آن ها در دسترس نیست، از ذکر آن ها صرف نظر شد.

در ضمنِ بسیاری از کتاب هایی که درباره سرگذشت محدّثین، شعراء، ادباء، قاریان، مفسّران و حکمای اسلام نگاشته اند، مطالب فراوانی درباره اصفهان به دست می آید، ازجمله الانساب سمعانی، معجم البلدان و معجم الادباء تألیف یاقوت حموی، نزهه القلوب و تاریخ گزیده تألیف حمداللّه مستوفی، خریده القصر تألیف عمّادالدین محمّد اصفهانی، لباب الالباب تألیف سدیدالدّین محمّد عوفی، تذکره الشعراء تألیف دولتشاه سمرقندی، و غیره.

منابع اصفهان شناسی از قرن 13 هجری تا امروز

در اواسط دوره قاجار، پس از اعزام عدّه ای از محصّلین به اروپا، تأسیس مدرسه دارالفنون توسّط امیرکبیر و تأسیس چند روزنامه فارسی زبان در ایران، هند، مصر و لندن، و ورود افکار روشن فکرانه به ایران، و به ویژه واقعه بسیار مهمّ و تأثیرگذار انقلاب

مشروطیّت ایران، تحوّلات مهمّی در عرصه فرهنگ و ادب ایران به وجود آمد. در این سال ها به تاریخ و جغرافیای محلّی نیز توجّه شد، و تعدادی از دانشمندان و مورّخان، درباره مناطق و شهرهای مختلف ایران، آثاری را پدید آوردند.

از اوایل دوره پهلوی، به تدریج، تألیف کتاب های مختلف جهت معرّفی اصفهان و آثار

ص: 16

تاریخی، ادبیّات، فرهنگ و رجال این شهر، رونق فراوان یافت، و صدها اثر قابل توجّه تدوین و منتشر شد. در این مجال به معرفی مهمترین این آثار می پردازیم:

1. نصف جهان فی تعریف الاصفهان، تألیف محمّدمهدی ارباب اصفهانی، در فصول مختلف کتاب، جغرافیا، محصولات کشاورزی، تاریخ، آثار تاریخی و مختصری از آداب و رسوم مردم اصفهان معرّفی می شود. این کتاب، تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است.

2. جغرافیای اصفهان، تألیف میرزا حسین تحویلدار اصفهانی، کتابی منحصر به فرد و مفید در مردم شناسی و تاریخ و فرهنگ اصفهان به شمار می آید، و اطّلاعات ارزنده ای درباره آثار تاریخی، و اصناف و مشاغل مردم و شرح حال اجمالی و یا فهرست اسامی شعراء، حکماء، فقهاء، هنرمندان، کارگزاران و ارباب قلم دستگاه حکومتی اصفهان به دست می دهد. از جمله بدایع و نوادر کتاب، اشاره به ده ها شغل و پیشه قدیمی در اصفهان است که بسیاری از آن ها در یک صد ساله اخیر از بین رفته اند، و یا در حال انقراض اند. این کتاب، در تهران به چاپ رسیده است.

3. تذکره القبور، تألیف ملاّعبدالکریم گزی، اثری ارزنده است در باب معرّفی مقابر و گورستان های اصفهان و شرح حال دانشمندان، شعراء و حکمای مدفون در آن. این کتاب، یک بار در زمان حیات مؤلّف به چاپ رسیده، و پس از وفات ایشان، بارها تجدید چاپ شده است.

4. تاریخ اصفهان، تألیف سیّدمحمّدعلی مبارکه ای متخلّص به «صفایی» (م1365ق)، این کتاب به چاپ نرسیده؛ ولی مطالبی از آن در سال نامه فرهنگ لنجان نقل شده است.

5. تاریخ اصفهان، تألیف میرزا حسن خان جابری انصاری، در این کتاب، طیّ فصول

مختلف، به معرّفی جغرافیا، تاریخ و ابنیه تاریخی پرداخته شده است. کتاب، ابتدا در سه جلد انتشار یافت. سپس به اهتمام استاد جمشید مظاهری، دانشمند فرهیخته، تصحیح شد، و با اضافات و توضیحات سودمند فراوان، در یک جلد مفصّل به چاپ رسید.

مرحوم جابری انصاری تألیفات دیگری درباره اصفهان داشته، که به چاپ رسیده است؛ ازجمله آگهی شهان از کار جهان و تاریخ اصفهان و ری، این دو اثر اخیر، حاوی

ص: 17

سال شماری از وقایع تاریخی اصفهان هستند.

6. اصفهان، تألیف حسین نور صادقی. این کتاب در سال 1316ش به چاپ رسیده، و شاید اوّلین کتابی باشد که به شیوه امروزی به تدوین و چاپ تاریخ اصفهان پرداخته است. در این کتاب، آثار تاریخی اصفهان و جاذبه های طبیعی آن معرّفی می شوند. به شرح حال مهم ترین شخصیّت های علمی و ادبی اصفهان اشاره می شود، و گزارشی از صنایع و جلوه های تمدّن جدید در اصفهان ارائه می گردد.

7. آثار ملی اصفهان، تألیف ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی. کتابی است که می توان آن را به دو بخش تقسیم کرد: بخش اوّل شامل معرّفی محلّه ها، مساجد، مدارس، حمّام ها و سایر ابنیه تاریخی اصفهان که حاوی مطالب مفید و ارزنده ای است. در پاورقی این بخش، شرح حال بسیاری از بزرگان اصفهان آمده است. بخش دوم، معرّفی آثار تاریخی مهمّ اصفهان و ذکر الواح و کتیبه ها و مشخّصات معماری آن ها است. این بخش، اغلب از کتاب گنجینه آثار تاریخی اصفهان استخراج شده است. این کتاب به چاپ رسیده است.

8. تاریخچه مختصر ابنیه تاریخی اصفهان، تألیف کریم نیک زاد امیر حسینی، کتابی کوچک و مختصر است درباره آثار تاریخی اصفهان.

9. الاصفهان، تألیف میرسیّدعلی جناب، کتابی است مفصّل در چندین جلد. جلد نخست آن به معرّفی تاریخ و جغرافیای اصفهان می پردازد.

ضمیمه این کتاب، ترجمه قسمتی از سفرنامه شاردن درباره اصفهان است. جلد دوم، آداب و رسوم و زبان مردم اصفهان مورد بررسی قرار می گیرد، و در جلد سوم،

دانشمندان، شعراء، عرفا و بزرگان اصفهان معرّفی می شوند. جلد اوّل تاکنون بارها در قطع های گوناگون به چاپ رسیده است. جلد دوم و سوم نیز در سال جاری (1385ش) به چاپ خواهد رسید.

10. تاریخ اصفهان، تألیف جلال الدّین همایی، کتابی است مفصّل در چندین جلد درباره اصفهان. استاد همایی با داشتن تبحّر در علوم مختلف، توانسته است اثری جامع و قابل توجّه درباره اصفهان پدید آورد. از این کتاب تاکنون سه جلد، شامل مجلّد هنر و هنرمندان، مجلّد تکایا و مقابر، و مجلّد ابنیه و عمارات به چاپ رسیده است، و مجلّدات

ص: 18

بعدی، شامل آداب و رسوم، شرح حال فقهاء، حکماء و شعراء و جغرافیای اصفهان هنوز به چاپ نرسیده است.

11. رجال اصفهان یا تذکره القبور، استاد سیّدمصلح الدّین مهدوی، حواشی بسیاری را بر مطالب این کتاب افزوده، و از مطالب تکمیلی سایر دانشمندان، همچون آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی، میرزا محمّدعلی معلّم حبیب آبادی، استاد جلال الدّین همایی، سیّدعبدالحجّت بلاغی و حاج ملاّحسینعلی صدّیقین بهره گرفته است. کتاب حاضر در سال 1328 شمسی به چاپ رسیده است.(1)

12. جغرافیای تاریخی اصفهان و جلفا، تألیف علی جواهر کلام که در سال 1348ش به چاپ رسیده است.

13. راهنمای اصفهان، تألیف حاج حسین عمادزاده که هنوز به چاپ نرسیده است.

14. گنجینه آثار تاریخی اصفهان، تألیف دکتر لطف اللّه هنرفر، کتابی مفصّل درباره اصفهان است. در این کتاب، در یک سیر تاریخی، از قبل از اسلام تا امروز، در ضمن مرور تاریخ اصفهان، به معرّفی ابنیه تاریخی هر دوره با شناسایی دقیق بنا و خصوصیّات معماری آن، نقل کامل کتیبه ها و مشخّصات تزیینات بنا همچون گچ بُری، کاشی کاری و آجرکاری می پردازد.

این کتاب در سال 1344 و بار دیگر در سال 1350 به چاپ رسیده، و به عنوان کتاب نمونه سال انتخاب شده است.

15. اصفهان شهر تاریخ، تألیف دکتر لطف اللّه هنرفر، کتابی مفصّل در حدود ده جلد درباره جغرافیای طبیعی، انسانی، تاریخ مفصّل اصفهان، معرّفی محلّه ها و ساختمان های تاریخی، آثار هنری و زندگی مشاهیر اصفهان است که در نوع خود، می تواند دائره المعارفی کامل درباره اصفهان به شمار آید. این کتاب هنوز به چاپ نرسیده است.

16. کتاب شناسی اصفهان، تألیف استاد مرتضی تیموری، کتابی مفصّل در معرّفی منابع


1- درباره سایر تألیفات استاد مهدوی که منابع ارزنده ای برای اصفهان شناسی به شمار می آیند، در زندگی نامه ایشان سخن خواهیم گفت.

ص: 19

تحقیق درباره اصفهان است. نویسنده، کتاب های مربوط به اصفهان، مقالات، پایان نامه ها، رساله های تحقیقی فارسی و کتاب ها و مقالات انگلیسی را که مطالبی درباره اصفهان دارند را با ذکر مشخّصات معرفی می کند. این کتاب به چاپ نرسیده است.

17. خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، شرح حال و معرّفی آثار خوشنویسانی است که کتیبه های آثار تاریخی اصفهان را نوشته اند. این کتاب در سال 1378 به چاپ رسیده است.

18. تاریخ فرهنگ اصفهان، تألیف مجتبی ایمانیّه. جزو اوّلین آثاری است که آموزش و پرورش به شیوه جدید در اصفهان را بررسی می کند. معرّفی مدارس قدیم حوزه علمیّه اصفهان و آموزشگاه های جدید، شیوه تعلیماتی و زندگی نامه بنیان گذاران و چهره های تأثیرگذار آموزش و پرورش اصفهان از موضوعات کتاب است.

19. فرهنگ جامع دیه ها و آبادی های استان اصفهان، تألیف استاد محمّد مهریار، این کتاب در نوع خود منحصر به فرد است. نویسنده می کوشد ریشه های اسامی اماکن استان اصفهان (شهرها روستاها محلّه ها) را در زبان های باستانی پیش از اسلام جست وجو کند. بسیاری از اماکن ایران، و ازجمله اصفهان از زبان های پیش از اسلام به جای مانده اند، و نویسنده، به معنا و مفهوم این اسامی می پردازد. این کتاب در سال1382ش به چاپ رسیده است.

20. جغرافیای اصفهان، تألیف دکتر سیروس شفقی، کتابی است مفصّل و تحقیقی درباره

جغرافیای طبیعی، تاریخی و انسانی اصفهان. این کتاب تاکنون دو بار به چاپ رسیده است. چاپ اخیر کتاب با اضافات و تغییرات فراوان منتشر شده است.

21. تذکره شعرای استان اصفهان، تألیف مصطفی هادوی متخلّص به «شهیر»، کتابی مفصّل در شرح حال شعرای استان اصفهان و معرّفی انجمن های ادبی این شهر است. این کتاب را باید مفصّل ترین تذکره شعرای معاصر اصفهان شمرد. حجم زندگی نامه های معاصرین، بسیار بیشتر از شعرای متقدّم است. این کتاب، دوبار به چاپ رسیده است، در ویرایش جدید که در سال 1384ش منتشر شده، شرح

ص: 20

حال تعداد زیادی از معاصرین به کتاب افزوده شده است. صدها عکس از شخصیّت ها و انجمن های ادبی در انتهای کتاب آمده است.

22. تاریخ جلفای اصفهان، تألیف هارتون در هوهانیان، ترجمه و تحریر لئون میناسیان و محمّدعلی فریدنی، کتابی ارزنده و منحصر به فرد در سرگذشت ارامنه، به خصوص ارمنیان جلفای اصفهان از عصر صفویّه تا قاجاریّه است. در خلال این کتاب، مطالب جدید و بدیع فراوانی از تاریخ اصفهان به دست می آید. کتاب، منبع اصلی مطالعه زندگی، آداب و رسوم و تاریخ ارامنه جلفای اصفهان است. این کتاب، در سال 1379ش به چاپ رسیده است.

23. تاریخ تشیّع اصفهان، تألیف فاضل و محقّق ارجمند، عالم عالی قدر، شیخ مهدی فقیه ایمانی که درباره روند شیعه شدن مردم اصفهان، و معرّفی اصفهانیان دانشمند شیعه از قرن اوّل هجری تا آغاز دوره صفویّه است. این کتاب در سال 1374ش چاپ شده است. تحقیق عمیق تر و تکمیلی این بحث را آقای رسول جعفریان انجام داده است.

غیر از آنچه آورده شد، کتاب های بسیاری درباره ی اصفهان و شهرستان های استان در هشتاد ساله ی اخیر تألیف شده که پرداختن به آن ها نیاز به چاپ کتابی مستقل با عنوان کتاب شناسی اصفهان دارد.

جایگاه استاد مهدوی در اصفهان شناسی

شاید بتوان استاد مهدوی را نسل سوم اصفهان پژوهان دو قرن اخیر به شمار آورد:

نسل اوّل: محمّدمهدی ارباب، میرزا حسین تحویلدار اصفهانی.

نسل دوم: میرزا حسن جابری انصاری، میرسیّدعلی جناب و... .

نسل سوم: استاد همایی، استاد مهدوی، دکتر هنرفر و... .

اگرچه استاد مهدوی در موضوعات مختلفی تحقیق کرده؛ امّا عمده توجّه و همّت ایشان؛ زندگی نامه نویسی بوده است. او از کودکی؛ عشق و اشتیاق فوق العاده ای به کتاب های حاوی شرح حال بزرگان داشته است، و در مقدّمه کتاب دانشمندان و بزرگان

ص: 21

اصفهان می نویسد:

«کتاب های نام برده [قصص العلماء و...] را هرچه بیشتر می خواندم به قرائت آن حریص تر می شدم. خود را چون بیمار مستسقی می یافتم که به آب رسیده باشد، هرقدر بیشتر می نوشیدم، تشنه تر می شدم... سال ها از آن تاریخ می گذرد. هنوز هم مانند روزهای اوّلیه، آن قدر که از مطالعه کتب تراجم رجال و تاریخ بزرگان لذّت می برم، و به خواندن آن ها مایلم، به مطالعه دیگر کتب، شوقی ندارم».

خوش بختی و بخت یاری استاد مهدوی آن جا بود که او در عصری می زیست که

دانشمندان و محقّقان ژرف نگری بودند که می توانست از علم آنان برخوردار شود، و از همکاری آنان بهره گیرد. مرحوم معلّم حبیب آبادی، مرحوم جابری انصاری، استاد همایی و دیگران با استاد مهدوی، مراوده علمی داشتند، و او را به ادامه کار خود تشویق می کردند.

استاد مهدوی در طیّ حدود شصت سال تحقیق و پژوهش درباره چهره های علم و ادب و هنر اصفهان، چندین هزار مدخل جدید را گشود، و شرح حال بسیاری از معاصرین را فراهم کرد، و از این رهگذر، ذخایری ارزشمند و غنی برای پژوهندگان پس از خود گرد آورد، و چه بسا اگر همّت بلند او نبود، از سرگذشت و آثار بسیاری از مفاخر این شهر اطّلاعی نداشتیم.

استفاده از منابع نامکتوب و نامدوّن، مانند خاطرات، شرح احوال اشخاص از زبان خود آنان (اتوبیوگرافی)، و ثبت و ضبط اطّلاعات کتیبه های آثار تاریخی و الواح قبور، باعث شد آثار ایشان از حدّ نقل قولِ صرف از کتاب ها خارج شود، و جنبه عینی به خود بگیرد.

حجم عظیم کتاب ها، فیش ها و یادداشت های ایشان نشان می دهد که او کاری را انجام داد که امروزه ده ها تن محقّق با یک دستگاه عریض و طویل اداری، و صرف میلیون ها و شاید میلیاردها تومان هزینه به پایان می رسانند. حال این که ایشان برای تألیفات خود، از هیچ جائی مأمور نشد، و حقوق دریافت نکرد، و شاید مانند سایر نویسندگان، تنها مختصری حقّ التّألیف از بابت چاپ آثار خود دریافت داشت. به این معنی که تمامی هزینه های سنگین تحقیق و پژوهش را از جیب خویش می پرداخت، و منتظر نبود تا

ص: 22

بودجه ای تصویب شود، مؤسّسه ای پدید آید، و هزینه تحقیق او را بپردازد.

این قناعت و نداشتن چشم داشتِ مادّی، و سخاوت در صرف هزینه از بودجه شخصی در راه پژوهش و تحقیق باعث شد تا ایشان بتواند فارغ از موانع و مشکلات سیستم اداری و دل بستن به این مقام و آن مؤسّسه، با شور و اشتیاق، کار خود را دنبال کند، و تا آخرین روزهای زندگی، در بستر بیماری همچنان بنویسد و تحقیق کند، و مانند استاد مهدوی کم نبوده اند که با این همّت، قناعت و سخاوت، گذشتن از رفاه خود و خانواده و صرف کردن هزینه برای علم، آثاری ارزشمند پدید آوردند، حال آن که مؤسّسات فرهنگی و تحقیقاتی

که قاعدتا باید بودجه خود را صرف تحقیق و چاپ آثار ارجمند فرهنگی می کردند، به راهی دیگر رفتند، و بودجه آنان در بوروکراسی اداری به هرز رفت، و یا در بده بستان ها و زد و بندهای سیاسی، حمایت از محقّقان فراموش شد، و مؤسسّات و نهادهای پژوهشی فقط ویترینی برای به نمایش گذاشتن توجّه مقامات به مقوله پژوهش بود و بس.

باری، استاد مهدوی با فروتنی و گزیدن گوشه انزوا بدون این که در محافل و جلسات عمومی بخواهد خودنمایی کند، به خود ببالد، و یا کنار گود تحقیق بایستد، و به کار محقّقان دیگر ایراد بگیرد، آستین همّت بالا زد، و به کار خویش پرداخت.

ص: 23

زندگی نامه نویسنده کتاب

خاندان مهدوی

خاندان مهدوی، از خاندان های علمی قدیم اصفهان هستند، و از دوره صفویّه تا امروز، علماء، ادباء و دانشمندان بسیاری از میان این خانواده برخاسته اند، و در این کتاب شرح حال و آثار آنان را مطالعه خواهید فرمود.

پدر و مادر

حاج سیّدشهاب الدّین محمّدتقی نحوی پدر عالی قدر استاد مهدوی از علمای معروف اصفهان در اواخر دوره قاجاریّه، و دانشمندی محقّق و اهل مطالعه بود. مادر استاد مهدوی، زنی مؤمنه و صالحه، و دختر عالم ربّانی و فقیه صمدانی، آخوند ملاّحسین کرمانی بود.

نام و شهرت

نام اصلی استاد مهدوی، محمّدحسین و لقب وی مصلح الدّین است؛ امّا ایشان به «مصلح الدّین» معروف بود، و نام کوچکش متروک مانده بود. نام خانوادگی ایشان و برادرانشان مهدوی بود؛ ولی پدر و عموهای او به نحوی معروف بودند.

تولّد و کودکی

تولّد ایشان در 15 محرّم 1334ق در اصفهان روی داد. پدرش از کودکی نسبت به تربیت او اهتمام نمود؛ امّا هنوز مصلح الدّین 6 ساله نشده بود که پدر از دنیا رفت، و مادر و

ص: 24

برادران بزرگ ترِ او، سرپرستی اش را برعهده گرفتند.

تحصیل در مدارس جدید

در هفت سالگی برای تحصیل به مدرسه «اقدسیّه» به مدیریّت شیخ محمّدحسین مشکات زفره ای و نظامت نورعلی باستی رفت. سپس به مدرسه گلبهار وارد شد. این مدرسه زیر نظر سیّدهاشم عدنانی اداره می شد. مقطع متوسّطه را در دبیرستان سعدی به مدیریّت محمّدتقی خان صدری طی نمود. دبیران آن موقع دبیرستان، از چهره های فاضل و دانشمند اصفهان شمرده می شدند؛ ازجمله سیّدعلی خان نوربخش آزاد و ملاّمحمّد همامی که کلاس درس آنان بسیار پربار بود.

تحصیلات حوزوی

استاد مهدوی هنگام تحصیل در دبیرستان، به تحصیل علوم حوزوی پرداخت، و تا سال های بعد، آن را ادامه داد. استادان ایشان در این زمان عبارت بودند از:

1. ملاّمحمّد همامی 2. حاج میرزا محمّدباقر امامی 3. آقا کمال الدّین خوانساری 4. شیخ عبدالوهاب زاهدی 5. سیّدحسن مدرّس هاشمی 6. میرزا محمّدعلی معلّم حبیب آبادی 7. آقا شیخ حسن داورپناه (قاضی عسکر) 8. آقا سیّدصدرالدّین کوپایی.

تحصیلات دانشگاهی

وی در سال 1315ش به تهران رفت، و در رشته فلسفه و علوم تربیتی در دانشسرای عالی به تحصیل پرداخت. استادان او در این دوره، محمّدحسین فاضل تونی، سیّد محمّدکاظم عصّار، دکتر رضا زاده شفق و دیگران بودند. او در سال 1317 به خدمت سربازی اعزام شد.

سفر به عتبات

او در سال 1323ش به عتبات عالیات سفر، و با عدّه ای از علمای آن دیار دیدار کرد. او

ص: 25

در مدرسه بزرگ آخوند خراسانی نزد همشهری خود شیخ ابوالفضل معزّی رفت، و آن دو، خدمت شیخ آقابزرگ تهرانی رسیدند، و از ایشان اجازه روایت دریافت کردند.

تدریس

وی چندین سال در تهران به تحقیق و مطالعه پرداخت. در سال 1331 به استخدام آموزش و پرورش درآمد، و مدّتی در دبیرستان پهلوی سابق به تدریس پرداخت. سپس به اصفهان منتقل شد، و در دبیرستان های ادب، گلبهار و سعدی به تدریسِ تاریخ، جغرافیا منطق و تعلیمات دینی پرداخت.

او برای تدریس در دبیرستان ها در زمان حکومت پهلوی، و دریافت حقوق از دولت از آیت اللّه العظمی بروجردی قدّس سرّه کسب اجازه کرد.

استاد مهدوی مقیّد بود همیشه با وضو به کلاس درس برود؛ چون علم و کلاس و تدریس را مقدّس می دانست؛ هم چنین در تدریس خود، همواره دانش آموزان را نصیحت و ارشاد می کرد، و معارف دینی را به آنان می آموخت. او الگویی شایسته در گفتار و رفتار برای دانش آموزان و همکاران بود.

در عرصه پژوهش

مرحوم مهدوی از همان کودکی به مطالعه و تحقیق، اشتیاق فراوان داشت. هنگامی که ده سال بیشتر نداشت، در کتابخانه پدر به مطالعه می پرداخت، و گاه به مناسبت، در کلاس درس، آن ها را برای معلّمان خود در مدرسه گلبهار بیان می کرد، و باعث شگفتی و خوشحالی آنان می شد. آنان نیز که معلّمانی فاضل و اهل مطالعه بودند، این دانش آموز علاقه مند و با استعداد را تشویق می کردند.

اوّلین فعّالیتِ تحقیقی ایشان، تکمیل کتاب تذکره القبور بود. او پس از آن که یادداشت های فراوان برای کتاب آماده کرد، کتاب را به رجال اصفهان یا تذکره القبور موسوم ساخت، و آن را در سال 1328 به چاپ رساند. پس از آن، درباره شعرای اصفهان به گردآوری مطلب و شرح حال پرداخت، و در سال 1335 کتاب تذکره شعرای معاصر

ص: 26

اصفهان را منتشر کرد.

پس از آن، چون خود و اجدادش از محلّه خواجو بودند، کتابی مختصر در تاریخ محلّه خواجو نوشت؛ هم چنین پس از وفات آیت اللّه العظمی بروجردی کتابی در شرح حال ایشان منتشر ساخت.

در کنار این فعّالیت ها به گردآوری احادیث و شرح حال چهارده معصوم علیهم السلام علاقه زیاد داشت؛ لذا کتابی با عنوان عطیّه الجواد و کتاب تاریخ سامرّا و زندگانی عسکریین علیهماالسلام را به چاپ رسانید.

هم چنین جهت تدوین کتاب درسی تعلیمات دینی برای دبیرستان ها با تعدادی از دبیران دبیرستان های اصفهان همکاری داشت.

زنده یاد مهدوی، اغلب اوقات فراغت خود را صرف یادداشت برداری از کتاب ها، جست وجو در آثار و ابنیه تاریخی و مقابر اصفهان، خصوصا تخت فولاد می نمود، و هر روز که می گذشت، بر دامنه تحقیقات و بررسی های خود می افزود.

او پژوهشگری امانت دار بود. همیشه در نوشتن منبع مطالب خود اصرار داشت، و سعی می کرد مطلبی را بدون مأخذ نقل نکند، او علاوه بر کتاب ها، از افراد مطّلع نیز در تهیّه مطالب مورد نظر خود استفاده می کرد، و از نسخه های خطّی، کتیبه های ابنیه تاریخی و اسناد بهره می برد. او مطالب نقل شده از کتاب ها را مورد بررسی و نقد قرار می داد، و تلاش می کرد اشتباهات آن ها را رفع کند، و مطالب را مستند و دقیق به چاپ برساند.

او همواره چهره ای متبسّم داشت، و با گشاده رویی با دیگران برخورد می کرد، و معلومات و اطّلاعات خود را که حاصل سال ها زحمت و مرارت بود، بدون هیچ گونه چشم داشتی در اختیار محقّقان قرار می داد، و از راهنمایی و کمک به علاقه مندان فرهنگ و تاریخ دریغ نمی کرد، و در این کار حوصله ای عجیب داشت.

مصاحبان و دوستان

زنده یاد مهدوی با اغلب محقّقان، ادباء و فرهیختگان اصفهان، دوستی، رفاقت و مصاحبت داشت؛ ازجمله مرحومین میرزا محمّدعلی معلّم حبیب آبادی، استاد همایی،

ص: 27

استاد بدرالدّین کتابی، استاد جعفر نوا، عبّاس بهشتیان و... .

و هم چنین فضلاء و استادان بزرگواری که در قید حیات هستند؛ علاّمه محقّق آیت اللّه حاج سیّدمحمّدعلی روضاتی، دکتر لطف اللّه هنرفر، دکتر سیّدمحمّدباقر کتابی، دکتر ابوالقاسم سرّی و... .

استاد مهدوی در آثار خود، حقّ رفاقت را درباره آنان به جا آورده، و به نیکی از آنان یاد کرده است.

مراسم تقدیر از استاد

خوش بختانه در زمانی که استاد مهدوی در قید حیات بودند؛ یعنی در آذرماه 1373ش مراسم تجلیل و تقدیر از مقام شامخ ایشان برگزار شد.

این مراسم در سالن اداره برق اصفهان برگزار شد، و میهمانان و سخنرانان مراسم، آقایان دکتر ابراهیم باستانی پاریزی، دکتر مهدی محقّق، دکتر محمّدباقر کتابی، دکتر قادریان، استاد منوچهر قدسی و استاد تیموری درباره خدمات و فعّالیت های استاد در عرصه تعلیم و تربیت و پژوهش و نگارش سخن گفتند، و استاد اکبر جمشیدی و آقای خسرو احتشامی در وصف ایشان اشعاری را که سروده بودند، قرائت کردند. سپس هدایایی از طرف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، شهرداری اصفهان و شرکت برق منطقه ای اصفهان به ایشان اهداء شد.

کتابخانه استاد مهدوی

استاد مهدوی کتابخانه ای شخصی با چندین هزار جلد کتاب چاپی و خطّی داشت که اغلب نسخه های خطّی آن از پدر بزرگوارش به او ارث رسیده بود. کتاب های چاپی کتابخانه نیز از کتب رجال، حدیث، ادبیّات و تاریخ بود، و اغلب کتاب های نایاب و کم یاب در آن یافت می شد.

بنا به وصیّت ایشان، پس از وفات، بخشی از نسخه های خطّی به کتابخانه ابن مسکویه اصفهان اهدا شد، و بخشی از کتاب ها به قم انتقال یافت که اینک زینت بخش کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی به مدیریّت نسخه شناس ارجمند جناب حجّت الاسلام و المسلمین

ص: 28

آقای سیّداحمد حسینی اشکوری مدّظلّه است.

برخی از نسخه های خطّی کتابخانه استاد مهدوی در فهرست نسخه های خطّی مرکز احیاء میراث اسلامی معرّفی شده است.

مشایخ اجازات

شادروان مهدوی از تعدادی از علمای عالی قدر و آیات عظام، موفّق به دریافت اجازه شد که اغلب آن ها اجازه روایتی است؛ از حضرات آیات عظام:

1. حاج شیخ آقابزرگ تهرانی 2. سیّدشهاب الدّین مرعشی نجفی 3. حاج میرسیّدعلی علاّمه فانی 4. حاج سیّدمصطفی صفایی خوانساری 5. حاج شیخ محمّدعلی اراکی 6. آقا سیّد ضیاءالدّین علاّمه 7. شیخ محمّدباقر کمره ای 8. سیّدمحمد شیرازی 9. حاج سیّداسماعیل هاشمی 10. حاج سیّدمحمّدعلی موحّد ابطحی 11. حاج سیّدمحمّدعلی روضاتی.

وفات

استاد سیّدمصلح الدّین مهدوی پس از عمری پربرکت، تألیف ده ها کتاب ارزنده، پرورشِ صدها شاگرد در آموزش و پرورش و خدمت به اسلام و مسلمین، سرانجام در روز یک شنبه 4 تیر ماه 1374ش برابر با 6 محرّم 1416ق پس از تحمّل یک بیماری طولانی، چشم از جهان فروبست، و به دیار باقی شتافت. به دنبال انتشار خبر درگذشت استاد، بسیاری از شاگردان، دوستان و علاقه مندان ایشان و استادان علم و ادب، این ضایعه را به خانواده ایشان تسلیت گفتند، و در مراسم تشییع، تدفین، ترحیم، هفته و چهلم و سالگرد ایشان حضور یافته، و ارادت و علاقه خود را به استاد، ابراز نمودند. پیکر مطهّر استاد در آرامگاه خانوادگی مهدوی واقع در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما

ص: 29

در وصف استاد

چه در زمان حیات، و چه در هنگام درگذشت زنده یاد مهدوی، بسیاری از شعراء در مدح ایشان اشعاری سروده اند.

ازجمله دکتر ابوالقاسم سرّی پس از دیداری که با ایشان داشتند، مثنوی زیبایی در وصف ایشان سروده اند:

غمگین ز منافقیّ ایّام پیری است بزرگ مهدوی نام

آزاده نهاد مصلح الدّین فارغ ز سرشت زشت و از کین

سر خیل همه نسب شناسان از دیو نژادگان هراسان

پاکیزه نهاد نغز گفتار یک تن به شمار لیک بسیار

کاوشگرِ رفتگانِ این راه تن خسته ولیک جان آگاه

گوژ آمده از سپهر بد یوز در کار سخنوری شب و روز

این مرد چو چشم اصفهان است این شهر که نیمی از جهان است

از اهل خرد به او درود است تارش فضل است و علم پود است

محفوظ ز سرخط امانی بسیارش باد زندگانی

در گوشه خانه ای نشسته دل از همه جز خدا گسسته

لب بسته ز گفت وگوی اوهام دربسته به روی مردم خام

خم گشته قد نحیف و بازو بگشاده رخ و شکفته ابرو

پیچیده به خود عبای خود را بنموده عیان صفای خود را

بی هیچ ریا و هیچ گفتار پیوسته به راه علم در کار

کوشیده بسی شبان و روزان از آتش عشق و فضل سوزان

کاویده بسی کتاب ها را پیموده ره صواب ها را

در مجتمع ادب شناسان سرخیل همه نسب شناسان

خالیست سرایش از غریبان دل بسته به الفت حبیبان

پیریش به تن فکنده چنبر از تنش توان ربوده دیگر

یک چشم تمام گشته تاری پیوسته به یاد لطف باری

ص: 30

گر مهدویاش پدر لقب داد درس ادب و خط ادب داد

دور از سرطان خود نمایی در گوشه شهر آشنایی

شمشیر قلم به دست دارد جز دانه مردمی نکارد

30 آبان 1372 خورشیدی

تألیفات و آثار

الف) کتاب های چاپ شده

1. رجال اصفهان یا تذکره القبور.

2. مختصری از تاریخچه محلّه خواجو و وقف نامه حمّام شریف.

3. تذکره شعرای معاصر اصفهان.

4. زندگی نامه آیت اللّه العظمی بروجردی.

5. تاریخ سامرّا و زندگی عسکریین علیهماالسلام .

6. تذکره القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان.

7. تعلیمات دینی، دوره پنج جلدی، با همکاری سایر دبیران اصفهان.

8. ارمغان اصفهان یا شرح حال و شاگردان

آیت اللّه میرسیّدعلی بهبهانی.

9. عطیّه الجواد علیه السلام .

10. تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر یا بیان سبل الهدایه فی ذکر اعقاب صاحب الهدایه، سه جلد.

11. بیان المفاخر، در احوالات عالم جلیل صاحب مناقب و مآثر حاج سیّدمحمّد باقر حجّت الاسلام شفتی، دو جلد.

12. خاندان شیخ الاسلام اصفهان.

13. یادنامه فقیه اهل بیت سیّد بحرالعلوم میردامادی.

14. زندگی نامه علاّمه مجلسی، دو جلد.

15. سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان (لسان الارض).

16. ابطال الصّفا فی ذکر اسماء الشّهدا

(یاران باوفای امام حسین علیه السلام .

17. تاریخچه ارزنان و مقبره علیا جناب زینب خاتون.

18. مزارات اصفهان.

ص: 31

ب) آثار چاپ شده در ضمن کتاب های نویسندگان دیگر

1. «شرح حال ابراهیم سرّی پوده ای»، در مقدّمه دیوان سرّی.

2. «شرح حال حاج میرزا ابوالحسن آل رسول موسوی شمس آبادی (شهید اصفهانی) و خاندان او»، در مؤخّره کتاب تحفه الابرار.

3. «شرح حال سه نفر از خاندان عالم زاهد جلیل حاج محمّدابراهیم کلباسی» در مقدّمه کتاب حقوق زن در اسلام و ارث.

4. مقاله ای درباره «نقش اصفهان در جنبش تحریم تنباکو»، چاپ شده در کتاب سده تحریم تنباکو.

5. «غایه الآمال و الامانی (شرح حال سیّدهاشم بحرانی)» در مقدّمه کتاب اللّوامع النّورانیّه.

6. «اصفهان یا دارالعلم شرق (فهرست اجمالی مدارس دینی اصفهان)» در کتاب محیط ادب.

7. «شرح حال آقاباقر خوراسکانی»، در کتاب خورشید جی.

ج) مقالات چاپ شده در مطبوعات

1. «همدم مردم (یادی از علاّمه مجلسی)»، روزنامه رسالت.

2. «شرح حال حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی»، مجلّه نور علم.

3. «شرح حال آقا شیخ محمّدرضا نجفی

اصفهانی»، مجلّه نور علم.

4. «شرح حال حاج آقا حسین عمادزاده، هفته نامه نوید اصفهان.

5. «شرح حال حاج شیخ مرتضی مظاهری نجفی»، هفته نامه نوید اصفهان.

6. «شرح حال سیّدکریم نیکزاد امیر حسینی»، هفته نامه نوید اصفهان.

7. «شرح حال آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی، هفته نامه نوید اصفهان.

8. «به یاد تخت فولاد»، هفته نامه نوید اصفهان.

9. «مسجد سیّد اصفهان پایگاه مشروطیّت و انقلاب اسلامی»، هفته نامه نوید اصفهان.

ص: 32

د) مصاحبه ها

1. مصاحبه با مجلّه رشد معلم.

2. مصاحبه با فصل نامه تاریخ و فرهنگ معاصر.

3. مصاحبه با گاه نامه آیین فرزانگی.

4. مصاحبه با رادیو سراسری جمهوری اسلامی ایران، پخش شده در برنامه سیمای فرزانگان (هر جمعه ساعت 5/7 صبح).

ه .) آثار چاپ نشده

1. تذکره شعرای اصفهان (متقدّمین).

2. گوهر گران بها در مادّه تاریخ وفیات علما و شعرا.

3. تحفه السّفر.

4. شجره طیّبه یا سادات اصفهان.

5. انیس الفارغین، جنگ اشعار و متفرّقات.

6. کتاب شناسی قرآن مجید.

7. امام زادگان اصفهان و توابع.

8. اربعین در فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام .

9. فدک و سیر تاریخی آن.

10. اربعین، در ذکر چهل حدیث درباره علماء.

11. کلمات المعصومین علیهم السلام ، به ترتیب موضوعی.

12. قرآن در احادیث، مجموعه احادیث با موضوع قرآن.

13. صحیفه جوادیّه.

14. الحائریّون، مدفونین در کربلا.

15. به یاد کربلا.

16. الحجّه البالغه، احادیث در فضائل علی و اهل بیت علیهم السلام از کتب اهل سنّت.

17. شرح حال و کلمات قصار چهارده معصوم علیهم السلام ، چهارده جلد.

18. تاریخ کاظمین.

19. اعراب کلمات مشکله قرآن مجید.

20. منطق و فلسفه.

21. خاندان شفروه اصفهان

22. خاندان خجندیان (آل خجند) و محدّثین شافعی اصفهان.

23. خاندان ترکه اصفهان (آل ترکه).

24. اشعری های قم و اصفهان.

25. مستبصرین، در شرح حال کسانی که شیعه شده اند.

26. گنجینه.

ص: 33

27. بهشت و جهنّم.

28. جغرافیای اصفهان، مأخوذ از کتاب ذکر اخبار اصفهان.

29. خاندان میرداماد.

30. شرح حال سادات بهشتی اصفهان.

31. خوانین بختیاری.

32. خاندان نصیری طوسی اصفهان.

33. روزنامه های اصفهان.

34. تاریخ تشیّع اصفهان و زندگانی حافظ ابونعیم محدّث اصفهانی.

35. معاریف اصفهان.

36. مردان نامی اصفهان که اکنون در اختیار شما است، و با نام اعلام اصفهان منتشر می شود، در چندین مجلّد.

37. دارالعلم شرق، تاریخ مدارس دینی اصفهان.

38. وفیات الاعوام، نام بزرگان علم و حکمت بر حسب سنواتِ وفات آن ها.

39. مجموعه موضوعی آیات قرآن، هفتاد موضوع.

40. شرح حال آقا سیّدابوالقاسم دهکردی.

41. شرح حال میرسیّدعلی نجف آبادی.

42. شرح حال حاجیه خانم امین (بانوی ایرانی).

43. شرح حال ملاّ محمّدحسین فشارکی.

44. شرح حال سیّدابوالحسن مرتضوی کرونی.

45. شرح حال سیّدمحمّد نجف آبادی.

46. شرح حال میرسیّدحسن روضاتی.

47. شرح حال جهانگیرخان قشقایی.

48. شرح حال حاج میرزا یحیی مستوفی بیدآبادی.

49. شرح حال میرزا علی آقا شیرازی.

50. شرح حال آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای.

51. شرح حال سیّداسماعیل صدر.

52. شرح حال ملاّمحسن فیض.

53. شرح حال شیخ مفید.

54. شرح حال ثقه الاسلام کلینی.

55. ارشاد النّاس یا شرح حال شیخ عبّاس مصباح دستگردی.

56. شرح حال خواجه نصیرالدّین طوسی.

57. شرح حال دانشمندان قمیشه اصفهان، ناتمام.

58. کتاب هایی که خوانده ام.

ص: 34

آشنایی نگارنده با مؤلّف این کتاب

سال های آخر دبیرستان بودم، و به خاطر علاقه ای که به تاریخ و ادبیّات داشتم، یادداشت هایی فراهم کرده بودم. وقتی که کتاب هایی از مرحوم استاد مهدوی مثل تذکره القبور (رجال اصفهان) و دانشمندان و بزرگان اصفهان را از کتابخانه ها به امانت گرفتم و خواندم، بسیار مشتاق شدم که ایشان را ببینم. خوش بختانه ایشان مقاله ای در اعتراض به بی توجّهی به تخت فولاد و تخریب و انهدام آن، در هفته نامه نوید اصفهان نوشته بودند. از مدیر هفته نامه، آقای دکتر فضل اللّه صلواتی آدرس و تلفن ایشان را گرفتم، و موفّق به دیدار استاد مهدوی شدم. اگرچه من در آن زمان یک محصّل دبیرستانی کم تجربه بیش نبودم؛ امّا ایشان با مهربانی و ملاطفت و تواضع، مرا به حضور پذیرفت، یادداشت ها و نوشته هایم را با حوصله مطالعه کرد، و به خطّ خود، برخی اشتباهات آن ها را اصلاح، و یا توضیحاتی به آن ها اضافه کرد.

این، آغاز یک رابطه دوستانه و علمی بود که حدود هفت سال؛ یعنی تا آخر عمر استاد به طول انجامید. هر هفته، پنج شنبه و یا جمعه و یا هر دو هفته یک بار به زیارت استاد نائل می شدم، و از خرمن دانش و معلومات و تجربیّات ایشان بهره مند می شدم. علاوه بر آن، مهیمان نوازی ایشان و خانواده محترم، همیشه موجب شرمندگی این حقیر می شد.

ایشان مهم ترین مشوّق این جانب در ادامه کارهای تحقیقی و مطالعاتی بود. تحقیقات تازه بنده را می دید، و درباره آن ها نظر می داد. کتاب ها و منابع را معرّفی می کرد، و گاه کتاب هایی را به امانت می داد. افسوس که این روزها مثل برق و باد گذشت، گویی لحظه ای بیش نبود.

سرانجام، تقدیر آن بود که این عزیز، از میان ما کوچ کند، و به جوار رحمت بی منتهای الهی مقیم شود. این مفارقت و جدایی، برای این مرید و شاگرد شیفته، سخت دشوار بود؛ امّا یاد و خاطره ایّام مصاحبت و راهنمایی ها و رهنمودهای او تا حدودی تحمّل این جدایی را بر من آسان می کرد.

آن چه بیشتر مرا نگران و ناراحت می کرد، این بود که ایشان نتوانست همه آثار خود را تدوین و تنظیم کند، و چاپ و انتشار آن ها را به چشم خود ببیند.

ص: 35

اکنون اگرچه خود را لایق و شایسته گردآوری و تدوین آثار استاد، جهت چاپ نمی دانم؛ امّا خوشحالم که بالاخره زمینه ای فراهم شد تا بتوانم دِین خود را به ایشان ادا کنم. امیدوارم انتشار این اثر، باعث شادی روح ایشان و باقیات الصّالحات او در سرای باقی باشد.

درباره نام کتاب

مرحوم مهدوی نام مشخّصی بر روی این کتاب ننهاده بود، در برخی از اوقات، آن را مردان نامی اصفهان و گاهی رجال اصفهان می نامید.

بنا به پیشنهاد حقیر، و پذیرش وصیّ محترم مؤلّف، جناب آیت اللّه آقای حاج شیخ هادی نجفی، کتاب، اعلام اصفهان نامیده شد.

استفاده از کلمه «اعلام» به معنی شخصیّت های برجسته، بزرگان علم و ادب و مشاهیر فرهنگ و تاریخ، مسبوق به سابقه است، کتاب الاعلام تألیف زرکلی و طبقات اعلام الشّیعه تألیف شیخ آقابزرگ تهرانی نمونه هایی از کاربرد لغت «اعلام» است.

روش تدوین، تنظیم و تصحیح کتاب

با همکاری خانواده محترم مرحوم استاد مهدوی و وصیّ محترم ایشان عالم

جلیل القدر آیت اللّه حاج شیخ هادی نجفی یادداشت ها و آثار ایشان در اختیار نگارنده قرار گرفت.

اثری که اکنون پیش روی شما است، مجموعه ای است برگرفته از فیش های تحقیقی و شرح حال های مدوّن و نامدوّن که بالغ بر چندین هزار فیش می شود.

هم چنین مرحوم مهدوی در چندین دفتر به صورت الفبایی، شرح حال بزرگان اصفهان را گردآوری و تدوین کرده، و آن را رجال اصفهان نامیده بود؛ ولی تألیف آن به اتمام نرسیده، و برخی از صفحات، نانوشته و سفید باقی مانده است.

این دفترها به قطع وزیری و دوازده دفتر است:

1. جلد اوّل (آ الف) تا شرح حال ابراهیم آذینوه.

ص: 36

2. جلد دوم (باب ابو ابی) تا شرح حال اثرم.

3. جلد سوم (باب الاحامد = احمدین) تا شرح حال احمد بختیاری.

4. جلد چهارم (از اختر تا آخر حرف الف) تا شرح حال ایزدگشسب.

5 و 6. جلد پنجم (باب الباء، باب التّاء) تا شرح حال «تنها»، در دو دفتر، یک دفتر (باب الباء) و دفتر دوم (باب التّاء).

7. جلد ششم (باب الثّاء باب الجیم) تا شرح حال حاج شیخ جمال الدّین خوانساری.

8. جلد هفتم (باب الحاء) تا شرح حال حیرت.

9. جلد هشتم (باب الخاء) تا شرح حال خال بختیاری.

10. جلد هشتم (باب الرّاء) تا شرح حال رجالی.

11. جلد هشتم (باب الصّاد باب الضّاد تا باب الطّاء) تا شرح حال طوطی.

12. جلد هشتم (باب المیم) تا شرح حال حاج مطهّرعلی شاه.

و آخرین منبع تدوین کتاب، استفاده از تألیفات چاپ شده زنده یاد مهدوی بود.

امّا مراحل انجام کار:

ابتدا فیش های اسامی «آ» و «الف» به ترتیب نام کوچک و نام پدر مرتّب شد. پس از اتمام کار، نگارش و تدوین کتاب آغاز شد. شرح حال هایی که استاد مهدوی به طور مستقل نوشته بود، پاک نویس شد، و ضمن تطبیق با تألیفات چاپ شده ایشان، با منابع دیگر نیز تطبیق داده، و مطالب جدید در متن گنجانده شد.

بسیاری از شرح حال ها نیز مدوّن نبود؛ لذا فیش های متعدّد راجع به یک شخصیّت، مثلاً تألیفات، زندگی نامه، شاگردان و غیره، در نگارش شرح حال مدوّن هر شخص، مورد استفاده قرار گرفت، و با سایر منابع، تطبیق داده شد.

در این مرحله، از دفاتر رجال اصفهان و نیز کتاب های چاپ شده استاد نیز استفاده شد، و شرح حال ها تکمیل گردید.

بنا به پیشنهاد وصیّ محترم مؤلّف، جناب آیت اللّه حاج شیخ هادی نجفی شرح حال معاصرین و

ص: 37

نیز شخصیت هایی که در کتاب های رجالی دیگر آمده است، و مرحوم مهدوی موفّق به نوشتن شرح حال آنان نشده اند نیز به کتاب افزوده شد.

افزوده های مصحّح کتاب، به دو صورت از متن اصلی کتاب متمایز شده است:

1. در صورتی که کلّ شرح حال یا مدخل در آثار چاپ شده و یا چاپ نشده مرحوم مهدوی موجود نباشد، در کنار عنوان، با ستاره (*) مشخّص می شود.

2. در صورتی که مطالبی برای تکمیل شرح حال به متن کتاب افزوده شود، با علامت کروشه [ ] از متن اصلی متمایز می گردد.

در نگارش و رسم الخط، سعی شده است حتّی الامکان شیوه نگارش و انشای مؤلّف، حفظ شود تا در آینده، پژوهشگران بتوانند در باب انشاء و نثر این کتاب، اظهار نظر کنند. به این خاطر، تا حدّی که به شیوایی جملات، آسیبی نرسد، از تغییر نثر مؤلّف به شیوه نثرامروزی خودداری شد تا اصالت اثر حفظ شود؛ چراکه هر نثر، به یک مقطع زمانی خاص تعلّق دارد.

در همین جا لازم است یادآوری شود که محقّق، تمام تلاش خود را برای تهیّه کتابی پاکیزه، خواندنی، بدون غلط و جامع به کار بسته است؛ امّا فرصت اندک تدوین و تحقیق، عدم دسترسی به برخی منابع و شرح حال ها، حجم عظیم فیش ها و عجله ای که برای آماده کردن کتاب وجود داشت، خواهی نخواهی، باعث پیدایش اشتباهات، نقایص و مشکلاتی در این اثر گردیده است. این جانب مسؤولیّت این اشتباهات و نقایص را بر عهده می گیردم، و بنابراین، ساحت مؤلّف محترم از این اشتباهات مبرّا است.

امید است که خوانندگان ارجمند و محقّقان باریک اندیش و نویسندگان نکته سنج، این اشتباهات و قصورها را بر این حقیر ببخشایند، و امیدواریم از نظرات و انتقادهای محقّقان در مجلّدات بعدی استفاده کنیم. هم چنین با عرض پوزش از محضر علماء، نویسندگان، هنرمندان، نویسندگان و بزرگانی که نام و شرح حال آنان از قلم افتاده است، امیدواریم که در آخرین مجلّد کتاب، تحت عنوان «استدراک»، جبران مافات کنیم، و شرح حال آنان را زینت افزای کتاب قرار دهیم.

در تنظیم کتاب، با توجّه به آثار و تألیفات مرحوم مهدوی، و روش تراجم نویسان و

ص: 37

دانشمندان رجال، باب خاندان ها کنیه ها و نساء، به طور جداگانه، و با رعایت ترتیب حروف الفبا در کتاب گنجانده شد.

سپاس و قدردانی

خدای را سپاس می گویم که کار جمع آوری، تدوین، تصحیح و تکمیل این اثر ارزنده را نصیب این حقیر گردانید. امید که چاپ این کتاب، موجب شادی روح مؤلّف باشد، و این کتاب به عنوان مرجعی جامع، موثّق و قابل اعتماد برای محقّقین و علاقه مندان مورد استفاده قرار گیرد. برای مؤلّف محترم، آمرزش و غفران و علوّ درجات را از پیشگاه خداوند متعال خواهانم.

در پایان، بر خود واجب می دانم از همه عزیزانی که این جانب را در تصحیح و تکمیل این کتاب یاری رساندند، و یا مورد تشویق و عنایت خود قرار داده اند، قدردانی و تشکّر کنم:

از دانشمند محترم آیت اللّه آقای حاج شیخ هادی نجفی مدّ ظلّه وصیّ محترم مؤلّف که رهنمودها و حمایت های ایشان موجب به ثمر رسیدن فعّالیت ها و چاپ و نشر این اثر گردید.

از خانواده های محترم مرحوم مهدوی، خصوصا همسر مکرّمه ایشان که سال ها در کنار آن فقید سعید، زمینه آرامش ایشان را برای تحقیق و تألیف فراهم ساختند، و نیز جناب آقای حاج حمیدرضا فروغی داماد محترم مرحوم مهدوی که فیش ها و یادداشت های نویسنده فقید را در اختیار این جانب قرار دادند.

هم چنین از خانواده محترم آن مرحوم، به واسطه این که هزینه تحقیق را برعهده گرفته اند.

از عالم فاضل محقّق، جناب حجّت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمّد سمامی حائری دامت برکاته و داماد ایشان، جناب حجّت الاسلام آقای سیّدمحمّدحسین روحانی حفظه اللّه تعالی که مدّتی وقت را صرف تحقیق حروف «آ» و «الف» این اثر کردند.

از دوست گرامی و محقّق پرتلاش آقای رحیم قاسمی حفظه اللّه تعالی که در فراهم آوردن این اثر، سهم عمده ای داشتند، و در تکمیل و تصحیح کتاب، و تهیّه شرح حال بسیاری از علمای معاصر اصفهان، و ارائه ده ها شرح حال جدید از علمای معاصر، و تأمین کتاب ها و منابع

ص: 39

مورد نیاز، به پیش برد کار، کمک کردند پس از تکمیل حروفچینی کتاب نیز مطالب تکمیلی ارزشمندی به آن اضافه کردند که درون پرانتز جای داده شده است. و نیز طلبه فاضل، آقای سیّدجواد مهاجر که در فیش برداری مطالب به ما یاری رساندند.

از جناب آقای محمّدرضا زادهوش که در مراحل فنّی، و ویرایش کتاب تلاش فراوان داشتند.

و سرانجام از شهردار محترم اصفهان آقای دکتر سقّاییان نژاد و رییس مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل آقای دکتر چلونگر که چاپ و نشر این کتاب، مرهون فرهنگ دوستی و بذل عنایت آنان است، و نشان از علاقه ایشان به تاریخ و فرهنگ اصفهان دارد.

و از کلّیه عوامل چاپ و نشر در چاپ خانه و لیتوگرافی که تمام سعی خود را در چاپ کتابی آبرومند به کار برده اند، صمیمانه تشکّر و قدردانی می کنم، و سلامتی و بهروزی آنان را از محضر حضرت باری تعالی خواهانم.

وآخر دعوانا أن الحمدللّه ربّ العالمین

غلام رضا نصراللّهی

اوّل شوّال المکرّم 1427ق

عید سعید فطر

2 / 8 / 1385

ص: 40

اجازات مؤلّف

اجازه شیخ آقابزرگ طهرانی

به مؤلّف در پایان کتاب الاسناد المصطفی الی آل المصطفی از مجیز

ص: 41

اجازه آیت اللّه سیّدمصطفی صفایی خوانساری قدس سره به مؤلّف

ص: 42

اجازه آیت اللّه سیّدمصطفی صفایی خوانساری قدس سره به مؤلّف

ص: 43

اجازه آیت الله العظمی آقای سیّدعلی علّامه فانی قدس سره

ص: 44

اجازه مرحوم سیّدضیاءالدین علّامه قدس سره

ص: 45

اجازه آیت اللّه العظمی شیخ محمّدعلی اراکی قدس سره

ص: 46

اجازه آیت اللّه شیخ محمّدباقر کمره ای قدس سره

ص: 47

اجازه آیت اللّه سیّدمحمّدعلی موحّد ابطحی قدس سره

ص: 48

اجازه آیت اللّه سیّدمحمّد شیرازی قدس سره

ص: 49

فهرست عناوین

اشاره

اعلام اصفهان

آ الف

ص: 50

ص: 51

آدم مدینی

ابوبشر آدم بن بشر بن آدم بن سعید مدینی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی منسوب به مدینه است که امروزه به آن جا «شهرستان» می گویند، او از محمّد بن بُکیر بن محمّد حضرتی روایت می نماید، و احمد بن محمّد بن نُصیر از او نقل حدیث می کند. (1)

آدم بن سعید مدینی

از محدّثین قرن دوم هجری است. در اوائل زمان هارون الرّشید به مکّه مشرف گردیده است، و نقل می نماید که در حال طواف، بر وکیع بن جرّاح وارد شدم، و چهارصد مسأله از او پرسیدم، و جواب های آن ها را حفظ کردم. رسته و قاسم بن محمّد بن موسی فقیه معروف به «کاسولا» از او روایت می کنند.(2)

آذرپژوه

آذر پژوه، از اهالی اصفهان و معاصر خسرو پادشاه ساسانی بوده، و خود از شاگردان بزرگمهر، حکیم معروف و وزیر انوشیروان بوده، و به دستور شاه ساسانی، کتابی از زرتشت به نام زوره که به زبان پهلوی بوده است، و جهت پادشاه هند فرستاده، و شاه هند آن را به خسرو رسانیده است را تفسیر کرده، و به شاه تقدیم نموده، و مورد پسند و قبول او واقع گردیده است. پادشاه دستور داد که نامه دهقان خداپرست را نیز مختصر کند. وی نیز آن را انجام داد، و به شاه تقدیم نمود.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص169.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص169.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص397؛ فهرست کتابخانه ملّی، ج9، ص625.

ص: 52

آذر شاپور

آذر شاپور فرزند آذرمانان، از مردم قریه هرستان ماربین اصفهان در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء می نویسد که:

فیروز فرزند یزدجرد در یک صد و هفتاد سال قبل از اسلام به او دستور داد که باروی جی را که نیمه تمام و مخروبه بود، تجدید عمارت کند.(1)

این بارو نیز در طول تاریخ خراب گشته، و اثری از آن باقی نیست.

آذر نیوق

جابری انصاری در تاریخ اصفهان و ری در ضمن وقایع سال 91 هجری فتح اندلس (اسپانیا) را به دست طارق بن زیاد مولی موسی بن نصیر می نویسد: و آن زمان اندلس به دست آذرنیوق مردی از اهل اسپهان بود که نیاکانش شاهان عجم اندلس بودند، و آذرنیوق با تاج و جامه پادشاهی به میدان آمده، و طارق با همه لشکر، با او روبرو شده، و آذرنیوق کشته شده، آن ملک بزرگ در 92 کشته شد.(2)

آزاد اصفهانی

آزاد شاه اصفهانی، از شعرای عهد نادرشاه افشار بوده، و در همان سال ها وفات یافته است.

از او است:

ای خوش آن دیده که یابد نظر از منظر دوست وی خوش آن جبهه که شود دست به خاک در دوست(3)


1- سنی ملوک الارض و الانبیاء، ص38؛ آثار ملّی اصفهان، ص3.
2- تاریخ اصفهان و ری، ص42.
3- تذکره روز روشن، ص6.

ص: 53

آشوبی نطنزی

آشوبی نطنزی از شعرای قرن دهم هجری است. وی شعر می سروده، و خطّ نستعلیق را خوش می نوشته است.(1)

میر آصف قزوینی

میر آصف قزوینی، عالم فاضل زاهد، از دانشمندان قرن دوازدهم هجری، در قزوین و اصفهان تحصیل نموده، و به مراتبِ عالی علم و کمال دست یافته است. پس از اتمام تحصیلات، چندی در قزوین و تفلیس و سایر شهرها سفر کرده، و به تربیت شاگردان دانشمند مشغول بود. بالاخره به اصفهان آمد، و مدّتی پس از محاصره اصفهان به دست افغان ها در سال 1136ق وفات یافت. وی را شرحی است بر خطبه همام از خطب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام .(2)

میرزا آقا بابا ثابت اصفهانی*

میرزا آقا بابا ثابت اصفهانی، شاعر ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و در سرودن انواع شعر و فنّ مادّه تاریخ سرایی مهارت داشته است. این مادّه تاریخ در رثای شخصی به نام حاج علی اصفهانی از او است:

با دل زار از پی تاریخ او ثابت نوشت: «بزم جنّت مسکن حاجی علی شد زین جهان»(3)


1- احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص1.
2- تتمیم امل الآمل، صص48 49؛ نجوم السّماء، صص273 274؛ فوائد الرّضویه، ج1، ص53؛ ریحانه الادب، ج2، صص447 448؛ الذّریعه، ج7، ص113؛ الکواکب المنتشره، ص17؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص43 44؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص8.
3- تراجم الرّجال، ج1، صص111 112؛ تذکره شعرای فارسی سرا، صص59 60؛ فهرست مرعشی، ج18918.

ص: 54

آقا بابا خرّم اصفهانی

آقابابا متخلّص به «خرّم»، شاعر اصفهانی مقیم قزوین، در آن شهر به دستور علی قلی میرزا کتاب جلاء العیون را در جنگ ها و شهادت یاران حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به نظم آورده است. از اشعار او است:

گر بر سرم نهد شه دُلدُل سوار پای بر فرق فرقدان نهم از افتخار پای

بنهاد پا به دوش شهی کز شرف نهاد با موزه بس فراتر از این نه حصار پای

باعث اگر نبود وجودت نمی نهاد هرگز برون ز کتم عدم روزگار پای

* * *

به چه کار آیدم اگر نکنم نقد جان را فدای سیمبری

اثری نیست ناله را خرّم ور نه می کرد در دلش اثری(1)

آقا بابا عارض اصفهانی

آقابابا اصفهانی متخلّص به «عارض» شاعر ادیب، در اصفهان می زیسته، و از راه پاره دوزی امرار معاش می کرده، در سال1228 وفات یافته، و این بیت از او است:

دلبرم در بر و پرسم ز کسان یار کجاست تاکه اغیار ندانند که دلدار کجاست(2)

سیّدآقا خلیفه سلطانی

سیّدآقا خلیفه سلطانی فرزند میرزا اسماعیل، عالم فاضل از تألیفات او است: 1. شرح بر کتاب سرمایه ایمان تألیف ملاّعبدالرزّاق لاهیجی؛ 2. شرح خلاصه الحساب شیخ بهایی(3)


1- تذکره سفینه المحمود، ص495.
2- تذکره شبستان ص 213 مجمع الفصحاء ج 3ص 1144، تذکره دلگشا ص 489، سفینه المحمود ص 409، تذکره اختر ص 145، مجمع الفصحاء ج 5 ص 730و 731
3- اعیان الشّیعه، ج10، ص511.

ص: 55

آقاجونی معمار

آقاجونی، معمار اصفهانی، از معماران هنرمند قرن سیزدهم هجری است. وی بسیاری از مساجد، امام زاده ها و اماکن متبرّکه را ساخته، و یا مرمّت نموده است. ازجمله آثار او مسجد رحیم خان در اصفهان است که در سال 1304ق آن را ساخته است.(1)

ملاّآقاجان زفره ای

ملاّآقاجان بن حاج محمّد علیّ بن عبداللّه زفره ای، عالم فاضل، در سال 1257ق متولّد [شده]، و در 1334ق وفات یافته است، از بزرگان قریه «زفره» کوهپایه است(2).

آقاجان کاشی پز*

آقاجان کاشی پز، فرزند آقامؤمن، از هنرمندان دوره قاجاریّه است. در هنر کاشی سازی از اساتید بزرگ روزگار خود بود، و آثار ارزنده ای از خود به جای گذاشت. کاشی های مسجد سیّد اصفهان که سال نصب آن ها 1325ق است از آثار ارزشمند او است. آقاجان کاشی پز در سال 1336ق در اصفهان وفات یافت، و در تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی واقع در تخت فولاد مدفون گردید(3).

میرزا آقاخان محاسب الدّوله

میرزا آقاخان محاسب الدّوله معروف به مصفّی فرزند حسینقلی خان [بن میرزا محمّد خان بن بیگلر خان اصفهانی] فاضل ادیب عارف، از دانشمندان مشهور و عرفا و ریاضی دانان معروف اصفهان بود. وی در سال 1274ق در تهران متولّد شد، [و در مدرسه دارالفنون به تحصیل پرداخت]، نزد میرزا عبدالغفّارخان نجم الدّوله اصفهانی ریاضیات را


1- دائره المعارف تشیّع، ج2، ص124.
2- منتخب اشعار رجاء زفره ای، ج2، ص89؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص209.
3- گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص673 674؛ تخت فولاد سرزمین جاویدان، نسخه تایپی؛ بیان المفاخر، ج2، ص105؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، ص124.

ص: 56

تکمیل نمود، و از سال 1312 به اصفهان آمد، و در بانک شاهی مشغول خدمت گردید. وی به دستیاری مردم حاج شیخ علی اکبر شیخ الاسلام و میرزا مسیح خان حافظ الصّحه و میرزا علی اکبرخان سرتیپ، مدرسه ایتام را تأسیس نمود که در آن، عدّه ای قریب پنجاه نفر از ایتام را سرپرستی نموده، و درس دادند، از سال 1323 نام آن به مدرسه علیّه و ایتام تبدیل گردید، و در این اواخر نام ایتام از آن حذف شد، و اکنون در محلّ اوّلیه، باقی و به مدرسه علیّه معروف است.

محاسب الدّوله از آزادی خواهان معروف و عضو انجمن ولایتی اصفهان بود، و از مشروطه خواهان به شمار می رفت.

وی از عرفای اصفهان است که از طرف ظهیرالدّوله جانشین صفی علی شاه اجازه دستگیری و ارشاد داشت، و جزو صوفیّه نعمت اللّهیّه صفی علی شاهی بود، و در اواخر، ارادت به آقامیرزاعبّاس پاقلعه ای صابرعلی شاه پیدا کرد، و به جرگه صوفیّه مریدان ذوالرّیاستین پیوست.

مشارٌالیه در غرّه جمادی الاوّل سال 1256ق در اصفهان وفات یافت، و در ایوان بقعه مرحوم آقاسیّدحسن مدرّس مدفون گردید. کتب زیر از آثار قلمی او است:

1. تاریخچه مدرسه دارالفنون 2. تاریخ عمومی سلاطین اروپا 3. تاریخ مصر 4. اصول جبر و مقابله، مطبوع 5. اصول جغرافیایی کره زمین(1).

آقا کوچک قمشه ای

آقا کوچک قمشه ای، عالم و عارف و از اهالی قمیشه است. در اصفهان ساکن [بود، و] در سال 1297 قمری وفات یافت، و در صحن تکیه مادر شاه زاده، جنب قبر حاج صادق تخت فولادی، در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفاتش را [میرزا حسن قمشه ای متخلّص به] «مفتون» گوید:

بهر تاریخ وفاتش کلک «مفتون» زد رقم: «زبده آل سلوک اندر جنان شد رستگار»(2)


1- اعیان الشّیعه، ج6، ص11؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص156؛ مکارم الآثار، ج6، ص2063؛ دایره المعارف دانش بشر، ص1191؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص46؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص47 48؛ مزارات اصفهان، صص168 169.
2- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص225؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص49 50؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص93؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص121.

ص: 57

آقا گلی اصفهانی*

آقا گلی اصفهانی، از صنعتگران هنرمند اصفهان در اواخر قاجاریّه است. وی در اصفهان به ساختن تار و سنتور می پرداخته است(1).

آقایی اصفهانی

آقایی فرزند رجب علی شریف اصفهانی، از فضلا و نویسندگان کتب در قرن 13 هجری. از آثارش کتابت نسخه ای است از کتاب نخبه، رساله عملیّه حاجی کلباسی که آن را در سال 1240ق به خطّ نسخ، کتابت نموده است که به شماره 1054 در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد موجود است.(2)

آل ترکه

آل ترکه یکی از خاندان های معروف شیعه در اصفهان هستند که چندین قرن به علم و ریاست شهرت داشته اند.

جدّ اعلای آنان از خجند به اصفهان آمده، و در این شهر سکونت نموده است، و چون ایشان از نژاد ترکان ترکستان می باشند، به «ترکه» شهرت یافته اند. این خاندان علمی و ادبی تا قرن یازدهم هجری در اصفهان حضور داشته اند، و مقابر آنان جنب مسجد لنبان بوده، و از بین رفته است، و اثری از آن باقی نیست. اکنون به شرح حال عدّه ای از حکماء، عرفاء، علماء و شعرای این خاندان می پردازیم.

آل ترکه ابوالهادی*

ابوالهادی ترکه اصفهانی، از فضلای اصفهان در قرن یازدهم هجری بوده، و مجاز از مولی محمّدتقی مجلسی علیه الرّحمه است. تاریخ اجازه، 14 صفر المظفّر سال 1058ق


1- سرگذشت موسیقی ایران، ج1، ص170؛ تاریخ موسیقی ایران، ج2، ص699.
2- فهرست گوهرشاد، ص191.

ص: 58

می باشد.(1)

آل ترکه خواجه حبیب اللّه

خواجه حبیب اللّه ترکه، از دانشمندان قرن دهم هجری بوده، و منصب قضاوت را در این شهر بر عهده داشته است. شعر نیز می سروده، و رباعیّاتی از او دردست می باشد.(2)

آل ترکه

ضیاءالدّین علی ترکه اصفهانی فرزند خواجه حبیب اللّه، عالم و شاعر ادیب، برادرِ خواجه افضل الدّین محمّد ترکه است(3). در کتاب کشکول شیخ بهایی این رباعی را از او نقل می کند:

بی خوابی شب جان مرا گرچه بکاست در خواب شدن از ره انصاف خطاست

ترسم که خیال او قدم رنجه کند عذر قدمش به سال ها نتوان خواست(4)

آل ترکه صائن الدّین علی

ابومحمّد صائن الدّین علی بن صدرالدّین محمّد بن ابوحامد افضل الدّین محمّد بن حبیب الله ترکه اصفهانی از معروف ترین افراد آل ترکه، و از دانشمندان قرن نهم هجری است. وی عالمی فاضل و حکیمی عارف و ادیبی ماهر بود، در اصفهان متولّد شد. ابتدا نزد برادرش به تحصیل پرداخت، سپس به مسافرت به شهرهای مختلف رفت، و از محضر علمای آن شهرها بهره برد، و در علوم زمان خود به استادی رسید.

[وی در دستگاه امیرزادگان تیموری، صاحب شهرت و احترام بود، در زمان حکومت شاهرخ به قضاوت شهر یزد منصوب شد؛ امّا پس از مدّتی به فساد عقیده متّهم شد، و به دستور شاهرخ به هرات رفت، و با نوشتن کتاب نفثه المصدور به دفاع از خود پرداخت. در


1- فهرست مرعشی، ج32، ص624.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص58؛ مزارات اصفهان، ص61؛ تاریخ نظم و نثر، ج1، صص451 و 498.
3- تاریخ نظم و نثر، ج1، ص452.
4- کشکول، ج1، ص162.

ص: 59

سال 830ق پس از آن که احمد لر که از پیروان فضل اللّه استرآبادی پیشوای حروفیّه بود، در مسجد هرات، شاهرخ را کارد زد، صائن الدّین نیز به همکاری با توطئه گران متّهم، و مدّتی محبوس، و اموالش مصادره شد. عاقبت با خانواده اش آواره شهرها گردید. پس از مدّت ها دربه دری به بایسنغر فرزند شاهرخ توسّل جست، و از او امان یافت، و مدّتی به قضاوت نیشابور مشغول شد].

وی در 14 ذی حجّه 835ق در هرات وفات یافت. شیخ آقابزرگ او را از اعلام شیعه شمرده است.

وی تألیفات فراوانی دارد که برخی از آن ها به طبع رسیده است، این آثار عبارت اند از:

1. اسرارالصّلاه 2. التّمهید فی شرح قواعد التّوحید، مطبوع 3. شرح فصوص الحکم 4. شرح قصیده برده به فارسی که به مغیث الدّین ابوالفتح سلطان ابراهیم تقدیم شده (نسخه شماره 3464 کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم) 5. شرح گلشن راز 6. شرح قصیده تاییه ابن فارض 7. شرح نهج البلاغه 8. شقّ القمر در عرفان، به فارسی 9. رساله بائیّه در علم اعداد و حروف 10. رساله المحمدیّه 11. مبدأ و معاد 12. مخزن الغرائب 13. مدارج الافهام الافواج 14. المعتقده 15. المفاحص در علم عدد 16. مناظرات خمس یا عقل و عشق 17. رساله در تحقیق أَنَا نُقْطَه الَّتی تَحْت الْباء 18. ضوء اللّمعات 19. رساله در معنی قابلیّت و تصوّر و تحقیق آن 20. تجلّی ذاتی، ترجمه رساله ابن هود مغربی 21. مناهج 22. نفثه المصدور 23. سلم دارالسّلام، در بیان حکم ارکان الاسلام در عرفان به فارسی 24. اطوار الصّوفیه یا اطوار ثلاثه 25. منظومات صائنیّه 26. جواب مکتوب امیررضا 27. شرح حدیث عما 28. اعتقادیّه 29. شرح ابیاتی از ابن عربی 30. مقبول الملوک یا خواصّ الحروف 31. نفثه المصدور ثانی 32. مناظره بزم و رزم و غیره.(1)


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص59؛ تاریخ نظم و نثر، صص274 275؛ ریحانه الادب، ج3، ص343؛ الذّریعه، ج11، صص136 و 68؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص332 و 335؛ رجال حبیب السّیر، ص123؛ تمهید القواعد، مقدّمه؛ عقل و عشق یا مناظرات خمس، مقدّمه؛ ریاض العلماء، ج4، ص240؛ طرائق الحقایق، ج3، صص68 69؛ حروفیّه در تاریخ، صص 80 81.

ص: 60

آل ترکه علی

علی یزدی، از دانشمندان قرن دهم هجری بوده، و در ریاض العلماء آمده که سبط صائن الدّین علی ترکه اصفهانی است.(1)

آل ترکه خواجه قاسم علی

خواجه قاسم علی ترکه، بنا به نوشته اسکندربیک منشی، از صاحب منصبان عهد صفویّه بوده، مدّتی وزیر حسن بیک استاجلو یوزباشی شد، و سپس وزارت آذربایجان یافت، و امّا آن جا نرفت.

اصلاً از تبریز بود؛ امّا پدرانش اصفهانی بودند. او برادر خواجه عنایت ترکه سابق الذّکر است.(2)

آل ترکه خواجه عنایت ترکه

اسکندر بیک منشی درباره او می نویسد: «وزیر حسن بیک فرزند حسین بیک از وزرای معتبر، مرد خلیق و آدمی پسندیده سلوک بود».(3)

آل ترکه خواجه افضل الدّین محمّد ترکه

عالم فاضل، فقیه محدّث، از دانشمندان قرن دهم هجری است. در اصفهان متولّد شد، و نزد علمای اصفهان به تحصیل پرداخت، و سپس به کاشان رفت، و نزد ابوالحسن ابیوردی معروف به «دانشمند» به تلمّذ پرداخت. آن گاه در اصفهان منصب قضاوت یافت. سرانجام شاه تهماسب او را به قزوین آورد، و منصب قضاوت لشکر را بالاشتراک به وی و میرعلاءالملک مرعشی داد.

صاحب عنوان، سال ها در قزوین به تدریس مشغول بود، و شاگردان بسیار داشت، و در


1- ریاض العلماء، ج2، ص240؛ مزارات اصفهان، ص61.
2- تاریخ عالم آرای عباسی، ج1، ص165؛ مزارات اصفهان، ص62.
3- تاریخ عالم آرای عباسی، ج1، ص165؛ مزارات اصفهان، ص62.

ص: 61

زمان شاه تهماسب و شاه اسماعیل دوم، همواره مورد احترام حکومت صفویّه بود. سفری به هند رفت، و مراجعت نمود.

آخرالامر مدّتی در مشهد مقدّس به تدریس پرداخت، و در سفری که به همراه حمزه میرزا داشت، در سال 991 در شهر ری وفات یافت. قاضی نورالدّین محمّد اصفهانی و علاّمه چلبی از شاگردان او به شمار می روند. طبع شعر نیز داشته، و «افضل» تخلّص می کرده [است].

این رباعی را شیخ بهایی در کشکول از او نقل می کند:

در دوزخ هجران، لب کس کی خندد یا خاطر او به خرّمی پیوندد

گر آن دوزخ چو دوزخ هجران است حاشا که خدا به کافری بپسندد

صاحب عنوان، دارای تألیفاتی است از آن جمله: 1. انموذج العلوم 2. دیوان اشعار 3. رساله در اعتراض به قول استاد خود جناب مقدّس اردبیلی در موضوع «امر بشی ء نهی عن ضدّه الخاص» 4. رساله در معقولات ثانیه(1).

آل ترکه جلال الدّین محمّد

جلال الدّین محمّد ترکه، از معاصران شاه عبّاس کبیر صفوی و بزرگان آل ترکه بوده است.(2)

آل ترکه، خواجه افضل الدّین محمّد

خواجه افضل الدّین محمّد صدر بن حبیب اللّه ترکه اصفهانی، از معاریف سلسله آل ترکه است که در 13 رمضان المبارک سال 850 به دستور شاهرخ در ساوه مقتول گردید(3).


1- تاریخ عالم آرای عبّاسی، ج1، ص246؛ تتمیم امل الآمل، ص71؛ ریاض العلماء، ج3، ص314؛ الذّریعه، ج2، ص404، ج9، ص85؛ فهرست مجلس، ج8، ص14؛ احیاء الدّاثر، صص210 211؛ معجم مؤلّفی الشّیعه، ص101؛ کشکول، ج1، ص61؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص60؛ مزارات اصفهان، ص63.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص61.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص60 61؛ مزارات اصفهان، ص61؛ اصفهان (کتاب جوانان)، ص216.

ص: 62

دولتشاه سمرقندی در تذکره الشّعراء گوید: «شاهرخ، شاه علاءالدّین را در شهر ساوه حکم کشتن کرد... . گویند دو نوبت، ریسمان خواجه افضل ترکه پاره شد، و او فریاد می زد که با شاهرخ بگویید که این عقوبت بر ما لحظه ای بیش نیست؛ امّا پنجاه ساله نام نیک خود را ضایع مساز»(1).

صاحب عنوان را تألیفات و مصنّفاتی است که از آن جمله است ترجمه کتاب ملل و نحل شهرستانی به فارسی که به طبع رسیده است، و مؤلّف آن را «تنقیح الادلّه و العلل» نام نهاده، و در یک شنبه 13 رجب 843 در اصفهان به پایان برده است(2). مدفن او در اصفهان به «درب آستان» معروف بوده است.(3)

آل ترکه صدرالدّین محمّد

خواجه رشیدالدّین فضل اللّه مکاتباتی با او داشته که در منشآت رشیدالدّین مضبوط است، و بر مقام علمی و نفوذ و اعتبار صاحب عنوان دلالت می کند.

خواجه رشیدالدّین فضل اللّه، وزیر سلطان غازان خان مؤلّف تاریخ غازانی یا تاریخ رشیدی هم چنین در آن کتاب می نویسد: «در کتابخانه اش دو هزار جلد قرآن دارد که چهارصد جلد آن مذهّب و به خطّ یاقوت مستعصمی است، و شش قرآن به خطّ احمد سهروردی، و بیست قرآن به خطّ ابن مقله، و شصت هزار جلد کتاب دیگر که از ایران و روم و توران و مصر و شام و عدن جمع آوری نموده است، و تمام این کتب، وقف بر رشیدیّه است».

کتب زیر از او است:

1. الاعتماد الکبیر 2. حکمت الرّشیدیّه، به نام خواجه رشیدالدّین فضل اللّه 2. حکمت


1- تذکره الشّعراء، ص256.
2- فرهنگ فارسی، دکتر معین، ج5، ص989؛ فهرست رضوی، ج4، ص55.
3- تاریخ نظم و نثر، ج1، ص448.

ص: 63

المنیعه 3. قواعد التّوحید 4. رساله در وجود مطلق.(1)

آل ترکه محمّد

محمّد بن علیّ بن محمّد ترکه، از علماء و فضلای قرن نهم هجری است.

سالک الدّین محمّد سعدی حموی متولّد به سال 847ق از او اجازه روایت و ریاست داشته است.(2)

آل ترکه مظفّر

میرزا مظفّر ترکه، شاعر و ادیب واعظ، او نبیره افضل الدّین محمّد ترکه است، و مانند اجدادش تولیّت مسجد جامع اصفهان و مقبره مشایخ دادایی یزد را بر عهده داشته، و علاوه بر آن، در دولت صفویّه به منشی گری مشغول بوده است. دیوان اشعاری داشته که اکنون در دست نیست، و طبعش به هزل و هجو مایل بوده است. وی تا سال 1076 که سال تألیف قصص الخاقانی است در قید حیات بوده است. این دو بیت در وصف شاه صفی از او است:

فانوس شمع قدسی و پاتاسر آینه رؤیت صباح عید و تو را پیکر آینه

نقّاش صنع لم یزل از سایه توست بر پرده های دیده هفت اختر آینه(3)

آل ترکه نظام الدّین

نظام الدّین بن تاج الدّین جلال الدّین بن عبداللّه بن حسین حسینی معروف به نظام الدّین ترکه، از علمای قرن نهم بوده، و زین الدّین علیّ بن حسن بن محمّد استرآبادی در سال 827ق از او اجازه دریافت نموده است.(4)


1- دانشمندان و سخن سرایان همدان، ج1، ص207؛ الذّریعه، ج25، صص38 و 108؛ مجلّه مهر، سال 8، شماره 2، اردیبهشت 1331؛ تاریخ نظم و نثر، ص447؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص61.
2- الضّیاء الّلامع، ص119؛ مزارات اصفهان، ص63.
3- قصص الخاقانی، ج2، صص80 82؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص62؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص548. 2. الضّوء اللامع، ص146؛ مزارات اصفهان، ص63.
4- الضّوء اللامع، ص146؛ مزارات اصفهان، ص 63.

ص: 64

آل خجند

آل خجند، یکی از خاندان های علمی اصفهان است. افراد این خاندان، پیرو مذهب شافعی می باشند، و سال ها ریاست علمی اصفهان را بر عهده داشته، و ده ها عالم، محدّث، شاعر و واعظ از این خاندان برخاسته اند. خجندیان از اهالی خجند در ماوراءالنّهر بوده اند. خواجه نظام الملک جدّ اعلای آنان محمّد بن ثابت خجندی را به اصفهان آورده است، و فرزندان و احفادش در این شهر زندگی کرده اند. اینک به نام برخی از مشاهیر این خاندان اشاره می کنیم:

آل خجند ابراهیم

ابراهیم بن عبداللّه بن عبداللطیف خجندی، از دانشمندان اصفهان است. کتاب الاربعین موسوم به الماء المعین از تألیفات او است.(1)

آل خجند کمال الدّین احمد

کمال الدّین ابوسعد احمد بن محمّد بن ثابت بن حسن خجندی، از رؤسای شافعیان و از دانشمندان آل خجند بوده است(2). در سال 443ق اصفهان متولّد شد، و در مدرسه نظامیّه اصفهان تحصیل کرد، سپس به بغداد رفت، و در مدرسه نظامیه بغداد به تدریس پرداخت. او پس از وفات پدرش به اصفهان بازگشت(3)، و در غرّه شعبان 531ق وفات یافت.(4)

آل خجند ثابت*

عمادالاسلام عضدالدّین ابومحمّد ثابت بن عبدالصّمد بن محمّد بن عبداللّطیف خجندی از بزرگان خاندان خجندی است(5). گویا برادر صدرالدّین عمر بوده، و در زمان


1- کشف الظّنون، ج1، ص55.
2- مدارس نظامیّه، صص146 147؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص63.
3- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص695؛ مجلّه یادگار، سال سوم، شماره اوّل، شهریور 1325، ش16.
4- لباب الالباب، ص298، تعلیقات.
5- تلخیص مجمع الاداب، ج4، قسمت اوّل، ص439.

ص: 65

خود، بر شافعیان اصفهان ریاست داشت. کمال الدّین اسماعیل در قصاید خود به مدح او پرداخته است(1)، خود عضدالدّین خجندی شعر نیز می گفته است.

آل خجند علاءالدّین ثابت*

ابوسعد علاءالدّین ثابت بن محمّد بن احمد بن ثابت خجندی، از محدّثان و خطبای خاندان خجندی اصفهان است.(2) در سال 548ق در اصفهان متولّد شده حدیث را از محمّد بن محمّد بن ابی بکر شحام فراگرفت. او سال ها در اصفهان ساکن بود، تا این که در سال 633ق مغولان به اصفهان حمله کردند، و او به شیراز گریخت، [و در] آن جا ساکن شد، و همان جا در سال 637ق وفات یافت، و در مقبره مصلّی دفن شد(3).

آل خجند شهاب الدّین*

شهاب الدّین خجندی، از علماء و فقهای آل خجند بوده، و ریاست شافعیان اصفهان به او منتهی شده است. در زمان او درگیری شافعیان و حنفیان اصفهان بالا گرفت، و این زمان مقارن بوده است با حمله مغولان به ایران. شافعیان به ریاست شهاب الدّین خجندی مغولان را به اصفهان راه دادند تا حنفیان را قتل عام کنند؛ امّا مغولان پس از ورود به شهر، شافعیان و حنفیان، و سپس همه مردم را قتل عام کردند، و شهاب الدّین هم در این قتل عام در سال 633ق مقتول شد. کمال الدّین اسماعیل در قصاید خود او را مدح گفته است.(4)

آل خجند صدرالدّین عبداللطیف

[صدرالدّین عبداللطیف بن محمّد بن ثابت خجندی، از رؤسای شافعیان اصفهان در قرن ششم هجری در اصفهان منصب قضاوت یافته، و از محدّثان و فقهای معروف بوده،


1- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص697؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص18.
2- تخلیص مجمع الآداب، ج4 قسمت دوم، ص1011.
3- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص697.
4- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص697؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص18.

ص: 66

بسیاری از او حدیث شنیده اند، از آن جمله است: یوسف بن عبدالرّحمان معروف به «ابن رکابی»(1)]. وی از دشمنان سرسخت اسماعیلیّه به شمار می رفته، و به تحریک او که سعدالملک آبی را به طرفداری از باطنینان متّهم کرده بود، سعدالملک را کشتند(2) عاقبت خود او در سال 532ق به دست یکی از فداییان اسماعیلی در اصفهان به قتل رسید.(3)

آل خجند علاءالدّین عبدالقادر

علاءالدّین عبدالقادر بن عبداللّه خجندی، از ادبا و شعرای اصفهان است، در سرودن شعر به عربی دستی توانا داشت. قصیده ای در مدح سعدالدّین محمّد بن علی ساوی سروده است(4).

آل خجند صدرالدّین عبداللطیف*

صدرالدّین ابوالقاسم عبداللّطیف بن محمّد بن عبداللّطیف بن محمّد بن ثابت خجندی، از مشهورترین بزرگان آل خجند است. در فقه و حدیث و شعر و ادب مهارت بسیار داشت. در رجب 535ق در اصفهان متولّد شد، و در این شهر تحصیل نمود، سرانجام به ریاست شافعیان اصفهان برگزیده شد، و به تدریس پرداخت، و وعظ و خطابه ایراد نمود. وی سفری به بغداد رفته، از خلیفه خلعت گرفت، سپس به ایران بازگشت. در جمادی الاوّل 580 در همدان به مرگ ناگهانی، عمرش به پایان رسید.

او مردی سخاوتمند و با همّت بود، و شعراء از عطایای او بهره مند، و مدّاح مناقب او بودند که از آن جمله اند: جمال الدّین عبدالرزّاق، کمال الدّین اسماعیل، خاقانی شروانی و مجیرالدّین بیلقانی. هم چنین اثیرالدّین اخسیکتی مرثیّه ای در وفات او سروده است.


1- تاریخ نظم و نثر، ج1، ص102، آگهی شهان از کار جهان، ج1، ص243؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص695.
2- مجلّه یادگار، سال سوم، شماره 1، شهریور 1325، ص15.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
4- تلخیص مجمع الآداب، ج4، قسمت دوم، ص1029.

ص: 67

صدرالدّین خجندی به عربی و فارسی اشعاری سروده که در تذکره ها نقل شده است.(1)

آل خجند عبیداللّه*

ابوابراهیم عبیداللّه بن محمّد بن عبداللطیف بن محمّد بن ثابت خجندی، از دانشمندان و فقهای خاندان خجندی اصفهان است. از محدّثان مشهور عهد خود بود. سه بار به بغداد و مکّه معظّمه سفر کرد، و حج گذارد. وفاتش در سال 584ق در اصفهان اتّفاق افتاد.(2)

آل خجند صدرالدّین عمر*

صدرالدّین عمر خجندی، از فقهاء و علمای اصفهان در قرن هفتم و رییس شافعیان اصفهان بوده، و کمال الدّین اسماعیل و رفیع الدّین لنبانی(3)بارها او را مدح نموده اند. در زمان او شافعیان و حنفیان اصفهان به خصومت پرداختند که عاقبت با آشتی صدرالدّین عمر خجندی پیشوای شافعیان و رکن الدّین مسعود صاعد پیشوای حنفیان این اختلاف پایان گرفت. وفات صدرالدّین عمر قبل از سال 635ق (سال فوت کمال الدّین اسماعیل) رخ داد.(4)

ابوبکر محمّد بن ثابت بن حسن خجندی

از علماء و فقهای مشهور شافعیان اصفهان است. او نخستین شخص از خاندان خجندی است که به اصفهان آمد.


1- طبقات الشّافعیّه الکبری، سبکی، ج4، ص261؛ نزهه المجالس، ص81، مقدّمه؛ لباب الالباب، تعلیقات، صص799 و 614؛ فرهنگ معین، ج5، ص975؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص696؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، صص17 18؛ مجلّه یادگار، سال سوم، شماره 1، شهریور 1325، صص21 27.
2- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص696؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص18.
3- دیوان رفیع الدّین لنبانی، صص22 و 87.
4- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص697؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص8.

ص: 68

[وی ابتدا در مرو به سر می برد، و در آن جا تدریس و موعظه می کرد. خواجه نظام الملک طوسی او را به اصفهان دعوت کرد تا در مدرسه نظامیّه که آن را صدریّه نامیده بود، تدریس کند. پس از مدّتی خجندی، ریاست شافعیان اصفهان را هم بر عهده گرفت.(1) او شاگردان بسیاری داشت که از آن جمله است ابوعلی حسن بن سلیمان اصفهانی و ابوعبداللّه بن سعد(2)] و قاضی امام ابوالعبّاس احمد بن سلامه بن عبیداللّه، معروف به ابی الرّطبی(3) ابوبکر خجندی در سال 483ق وفات یافت. از تألیفات او می توان به روضه المناظر و زواهر الدّرر اشاره کرد(4).

آل خجند محمّد

ابوالمظفّر محمّد بن ثابت بن حسین بن علی خجندی، از فقهای شافعی اصفهان در قرن پنجم هجری است. ریاست شافعیان اصفهان به عهده او بود، و علاوه بر آن به تدریس و وعظ و صدور فتوا مشغول بود. عاقبت از اصفهان به ری رفت، در هنگام وعظ در آن جا به دست ابوالفتح سنجری که از علویان ری بود در سال 496ق کشته شد، و در مسجد جامع ری مدفون گردید.(5)

آل خجند صدرالدّین محمّد

صدرالدّین ابوشجاع ابوبکر محمّد بن عبداللطّیف بن محمّد بن ثابت خجندی، یکی از مهم ترین بزرگان آل خجند است، و در قرن ششم هجری می زیسته است. [او مردی فقیه خطیب، ادیب و شاعر بوده، نزد سلاطین و خلفاء منزلت بالا داشت].


1- مجلّه یادگار، سال سوم، شماره اوّل، شهریور 1325، صص14 15.
2- مدارس نظامیّه، ص226.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص64.
4- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص694؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص17.
5- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص63؛ لباب الالباب، ص614 (تعلیقات)؛ زبده التّواریخ، ص170؛ دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص694؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص17؛ مجلّه یادگار، سال سوم، شماره اوّل، شهریور 1325، ص16.

ص: 69

در اصفهان دانش آموخته، و سپس در نظامیّه بغداد تدریس نمود، آن گاه به اصفهان آمد، و ریاست شافعیان اصفهان را بر عهده گرفت. هنگامی که سلطان مسعود سلجوقی دریافت که صدرالدّین و برادرش جمال الدّین محمود با امیر بوزابه حاکم فارس رابطه دارند، قصد جان آن ها را کرد؛ امّا دو برادر به موصل گریخته، و به خدمت جمال الدّین جواد اصفهانی درآمدند. پس از مدّتی سلطان او را بخشید، و صدرالدّین خجندی با کمال احترام به اصفهان بازگشت، و به همراه برادرش ریاست شافعیان را بر عهده گرفت. او سرانجام در یکی از سفرهایش که از بغداد به اصفهان بازمی گشت، در یکی از روستاهای بین همدان و کرج شب را در سلامت خفت، و صبح روز بعد او را در بسترش مرده یافتند. این واقعه در 22 شوّال 552ق اتّفاق افتاد، و باعث آشوب در اصفهان شد که عدّه بسیاری در آن کشته شدند. وی در قبرستان سنبلان اصفهان مدفون شد.(1) صدرالدّین خجندی، شاعر و ادیب توانایی بود که به عربی و فارسی شعر می سرود سعدی در بوستان درباره او سروده است:

یکی خار پای یتیمی بکند به خواب اندرش دید صدر خجند(2)

از اشعار او است:

زلف سیهت که مشک با او کم زد مشّاطه فطرتش خم اندر خم زد

یک ره به منش سپار تا یک باری بر هم زنمش که عالمی بر هم زد(3)

درباره اصفهان نیز سروده است:

اصفهانا در آروزی توام گشته انده فزای و شادی کم

عکس شکلت به خواب می جویم زنده رودت در آب می جویم

ای چو سیم مذاب زرّین رود اصفهان پر شده ز تو رود(4)


1- لباب الالباب (تعلیقات)، صص798 و 614؛ مدارس نظامیّه، ص148؛ ثقات العیون، ص268؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص695؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص17؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص65؛ مجلّه یادگار، سال سوم، شماره اوّل، شهریور 1325، صص17 18.
2- بوستان سعدی.
3- تاریخ اصفهان، جابری، چاپ اوّل، ص135.
4- ترجمه محاسن اصفهان، ص104.

ص: 70

آل خجند جمال الدّین محمّد

جمال الدّین محمّد بن صدرالدّین ابوالقاسم عبداللّطیف بن محمّد خجندی(1) [از رؤسای شافعیان اصفهان در قرن ششم هجری بوده، و شعرای معاصر او همچون رفیع الدّین لبنانی، جمال الدّین عبدالرزّاق، خاقانی و اثیرالدّین اخسیکتی او را مدح گفته اند. جمال خجندی خود شاعری ادیب بوده، و به عربی و فارسی شعر می سروده که در برخی جنگ ها و تذکره ها، آن ها را آورده اند.](2)

از او است:

چو گل به تخت درآمد که خسرو چمنم خدایگان ریاحین و شاخ انجمنم

مرا خود از لب خود آرزوی بوسه کند کدام بلبل من مست عشق خویشتنم

منم منم که جهان رنگ و بوی من دارد منم که باغ و عروس هر چمنم

ولیکن این همه هست و چو باد برخیزد حدیث من ورقی بازکن که من نه منم(3)

آل خجند صدرالدّین محمّد

صدرالدّین محمّد بن عبداللّطیف بن محمّد بن عبداللّطیف بن محمّد بن ثابت خجندی، از بزرگان آل خجند و رییس شافعیان اصفهان در قرن ششم هجری بود، [سفری به بغداد رفت، و خلیفه به او احترام فراوان نمود. او در بغداد، ناظر اوقاف مدرسه نظامیّه شد، و سرانجام به اصفهان بازگشت، و ریاست شافعیان و ریاست شهر را به دست آورد. پس از آن که لشکریان خلیفه (ناصر) برای شکست دادن خوارزمشاهیان به اصفهان حمله کردند]، وی شهر اصفهان را تسلیم نیروهای خلیفه نمود. سرانجام در سال 592ق فلک الدّین سنقر طویل که از طرف خلیفه، شحنه اصفهان شده بود، او را به قتل رساند. کمال الدّین اسماعیل


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص65.
2- لباب الالباب، ج1، صص366 268؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص18؛ فرهنگ سخنوران، ص135.
3- آگهی شهان از کار جهان، ج1، ص245؛ مجلّه یادگار، شماره اوّل، سال سوم، شهریور 1325، ص27.

ص: 71

در چکامه ای او را ستوده است(1).

آل خجند جمال الدّین محمود

جمال الدّین محمود بن عبداللّطیف بن محمّد بن ثابت خجندی [از بزرگان و فضلای آل خجند است. پس از آن که سلطان مسعود سلجوقی در پی آزار او برآمد، او و برادرش صدرالدّین محمّد به موصل گریختند، و چندی در خدمت جمال الدّین جواد اصفهانی در موصل به سر بردند(2)].

او بعد از آن، راهی حجاز شد، و در سال 543ق بغداد رفت. آخرالامر به اصفهان بازگشت، و ریاست شافعیان اصفهان به وی واگذار شد، و او پس از آن در اصفهان وفات یافت(3). جمال الدّین عبدالرزّاق و اثیرالدّین اخسیکتی او را مدح گفته اند(4).

آل خجند مسعود*

ابوالقاسم مسعود بن محمّد بن ثابت خجندی، از رؤسای شافعیان اصفهان، و از فقها و بزرگان آل خجند، و تا سال 494ق در قید حیات بوده است(5). او از دشمنان سرسخت اسماعیلیّه بوده، و دستور داده بود گودال هایی حفر کرده، و در آن آتش بیفروزند، و اسماعیلیان را دسته دسته در آتش بیندازند(6).

آل خجند مسعود

مسعود بن محمود بن عبداللطیف خجندی، از دانشمندان شافعی آل خجند اصفهان


1- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص297، لباب الالباب، ص614 (تعلیقات) مجلّه یادگار، سال سوم، شماره اوّل، شهریور 1325، صص20 21؛ دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص18؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص65.
2- لباب الالباب، ص614، تعلیقات.
3- دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص695؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص65؛ مجلّه یادگار، سال سوم، شماره اوّل، شهریور 1325، ص19.
4- دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، ص17.
5- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص695.
6- مجلّه یادگار، سال سوم، شهریور 1325ش، شماره اوّل، ص16.

ص: 72

است.(1)

آل صاعد

آل صاعد یا صاعدیان، یکی از خاندان های علمی و روحانی حنفی مذهب در اصفهان می باشند که از قرن پنجم تا دهم هجری، قدرت و ریاست فوق العاده ای در شهر داشته اند، و سال ها در رقابت با خاندان آل خجند در اصفهان بوده اند، و این مسأله، باعث کشمکش ها و جنگ ها و خونریزی های بسیار بین این دو خاندان شده است.

خجندیان در حدود محلّه جویباره و میدان میر سکونت داشته اند، و مقبره آنان ظاهراً در قبرستان شاه میرحمزه بوده، و صاعدیان در محلّه دردشت (محلّه دریه، یا محلّه در، که همین محلّه طوقچی فعلی می باشد) ساکن، و مقبره آنان در قبرستان طوقچی بوده است.

صاعدیان اصلاً از نیشابور بوده اند، و شرح احوال چند تن از مشاهیر این خاندان به شرح زیر است:

آل صاعد احمد

ابونصر احمد بن محمّد بن صاعد صاعدی از فقهاء و علمای خاندان صاعدی اصفهان است. از سال 430 واندی، رییس اصفهان بوده، و از سال 440ق قاضی القضات اصفهان شده، و سرانجام در سال 482ق وفات یافته است. تولّدش در سال 410ق بوده است.

ابوالغر خلیل بن تمیم بن علی خطیب واعظ معلّم، و هم چنین ابوالعلاء زید بن علیّ منصور راوندی از او استماع حدیث کرده اند.(2)

آل صاعد نظام الدّین احمد*

قاضی نظام الدّین احمد صاعدی، از بزرگان و دانشمندان خاندان صاعدی اصفهان است. وی در قرن هشتم و نهم هجری می زیسته، و منصب قضاوت اصفهان را برعهده داشته


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص65.
2- التّحبیر، ج1، صص132 و 260 و 290.

ص: 73

است.

وی ابتدا با میرزا رستم و میرزا اسکندر، از امیرزادگان تیموری متّحد شد؛ امّا آنان در جنگ با میرمحمّد جهانگیر تیموری شکست خوردند.

عاقبت قاضی احمد در 10 ذی حجّه (عید قربان) 815ق به دستور میرزا رستم تیموری در اصفهان به قتل رسید(1). گویا علّت این امر، هواداری قاضی احمد از معتصم بن زین العابدین آل مظفّر(2) و قرایوسف ترکمان بوده است.

جلال الاسلام صاعدی

جلال الاسلام صاعدی اصفهانی، از علماو فضلای قرن یازدهم هجری است، در هند ساکن بوده، و کتاب ریاض المحبّین درباره مناقب حضرت علی علیه السلام را در دوازده روضه به نام شاه، در سال 1048ق در جهان گیرنگر تألیف نموده است(3).

آل صاعد تاج الدّین حسین

تاج الدّین حسین بن شمس الدّین محمّد صاعدی طوسی، از دانشمندان و فضلای شیعه در قرن دهم هجری است.

وی نزد شیخ منصور راستگو به تحصیل پرداخته،(4) سپس سال ها در اصفهان به تدریس مشغول شده است.] میرداماد، فیلسوف و عالم مشهور از شاگردان او است که استاد را با القاب فراوان ستوده است.(5)] از تاریخ وفات او اطّلاعی در دست نیست؛ امّا تا سال 993ق در قید حیات بوده(6)، و تألیفاتی از خود به جای گذاشته که از آن جمله است: حاشیه بر حاشیه بر شرح مختصر المنتهی که در 977ق آن را تألیف کرده، و در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود(7).


1- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص45.
2- تاریخ جهان آرا، ص224.
3- عامری نامه، ص262.
4- احیاء الدّاثر، ص257؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص68.
5- حکیم استرآباد میردادماد، ص49؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، ص583.
6- فهرست مرعشی، ج26، ص278.
7- فهرست رضوی، ج16، صص125 و 136.

ص: 74

آل صاعد شرف الدّین

شرف الدّین شهید، از بزرگان خاندان صاعدی اصفهان.(1)

آل صاعد قاضی صاعد*

قاضی صاعد، از بزرگان آل صاعد در قرن هشتم هجری است، در اصفهان منصب قضاوت را بر عهده داشت. زین العابدین فرزند شاه شجاع که در اصفهان حکومت می کرد، قاضی صاعد را در سال 789 برای اظهار بندگی و فرمانبری، نزد امیرتیمور گورکانی فرستاد(2).

آل صاعد ابوالعلاء صاعد

قاضی ابوالعلاء صاعد بن محمّد بن عبدالرّحمان بخاری اصفهانی معروف به راسمندی از فقهاء و بزرگان آل صاعد است، در قرن پنجم، قاضی اصفهان بود. در سال 448ق متولّد شد، و نزد علیّ بن عبداللّه خطیبی تحصیل کرد. وی سرانجام در سال 502ق در مسجد جامع عتیق اصفهان به دست یکی از فداییان اسماعیلی کشته شد(3).

آل صاعد جمال الدّین صاعد

جمال الدّین[قوام الدّین] صاعد بن مسعود، از بزرگان و افراد با نفوذ خاندان صاعدی اصفهان است.(4)

آل صاعد رکن الدّین صاعد

رکن الدّین ابوالعلاء صاعد بن مسعود، از دانشمندان و فقهای قرن ششم هجری است.(5)


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص68.
2- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج2، ص45.
3- تاریخ نظم و نثر، ج2، ص740؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی؛ مرآه الجنان، ج3، ص171؛ طبقات الحنفیّه، ص83.
4- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص68.
5- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص67.

ص: 75

[او پیشوای حنفیان و قاضی اصفهان بود. در زمان او حنفیان و شافعیان اصفهان بارها با یکدیگر به درگیری پرداختند.

در یکی از این زدوخوردها، شافعیان خانه رکن الدّین را به آتش کشیدند؛ ولی او از آن فتنه، جان سالم به در برد. وی سرانجام در سال 600 هجری با اصابت تیر یکی از مخالفینش کشته شد. جمال الدّین عبدالرزّاق و کمال الدّین اسماعیل در قصاید خود، بارها او را مدح کرده اند(1)].

آل صاعد صدرالدّین

صدرالدّین بن قوام الدّین صاعدی، از بزرگان و افراد متنفّذ خاندان صاعدی در اصفهان(2).

آل صاعد ظفرالاسلام*

ظفرالاسلام صاعدی، از سخنوران و شعرای اصفهان است، این قطعه، سروده او است:

منعم ز گریه مکن که کار ز غمخواری رفت به که خون گریه کنم کار من از زاری رفت

شب هجران است که تا روز قیامت باقی است روز وصل است که ناآمده پنداری رفت(3)

آل صاعد عضد الاسلام

قاضی عضدالاسلام بن رکن الدّین مسعود صاعدی، از بزرگان آل صاعد است.(4)] در قرن هفتم می زیسته، و در اصفهان به قضاوت مشغول بوده است].


1- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج2، ص44.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص68.
3- هفت اقلیم، ج2، ص413.
4- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص68.

ص: 76

آل صاعد جلال الاسلام محمّد*

جلال الاسلام عضدالدّین ابوالفضل محمّد بن اسماعیل بن صاعد بن مسعود از بزرگان و فقهای آل صاعد، و قاضی اصفهان در قرن هشتم هجری است.(1) تاج الدّین عیسی طرقی و برخی از شعراء به مدح او پرداخته اند(2)، و خواجه رشیدالدّین فضل اللّه در کتاب خود التّوضیحات الرّشیدیّه از او یاد کرده است.(3)

آل صاعد خواجه جلال الدّین محمّد*

خواجه جلال الدّین محمّد صاعدی، از شعرا و سخنوران قرن دهم هجری، و از بزرگان آل صاعد بوده، و در سال 943ق وفات یافته است.

این بیت از او است:

صبری که بود اندر دلم، رفت از غمت یکبارگی اکنون من و کنج غمت، خو کرده با بی چارگی(4)

آل صاعد، رکن الدّین مسعود

قاضی رکن الدّین مسعود بن صاعد بن مسعود، از دانشمندان و مشاهیر خاندان صاعدی اصفهان است. [وی ریاست حنفیان اصفهان و منصب قضاوت اصفهان را بر عهده داشت. وی پس از آن که با محمّد بن آی آبه قزوینی علیه خوارزمشاهیان متّحد شد مورد غضب غور سانچی پسر سلطان محمّد خوارزمشاه قرار گرفت. غور سانچی به اصفهان آمد، و به یاری صدرالدّین خجندی به محلّه جوباره که محلّ سکونت حنفیان بود حمله برد، و به قتل و غارت مردم آن جا پرداخت. قاضی رکن الدّین هم به شیراز گریخت، و به اتابک سعد زنگی پناه برد. پس از شورش مردم اصفهان علیه سپاه غور سانچی، او با سپاهش به ری


1- تاریخ دیارالبکریّه، ص448.
2- تلخیص مجمع الآداب، ج4 قسمت دوم، ص452.
3- یادگارنامه حبیب یغمایی، ص357 359.
4- تذکره روز روشن، ص461؛ تاریخ نظم و نثر، ج2، ص683.

ص: 77

بازگشت(1).

قاضی رکن الدّین پس از بازگشت به اصفهان از دشمنی با خوارزمشاهیان دست برداشت، و حتّی هنگامی که سپاهیان خوارزمشاهی از مغولان شکست خوردند، و به لرستان گریختند، از دست اندازی مردم اصفهان به خانواده سلطان خوارزمشاه جلوگیری کرد.(2) عاقبت، قاضی رکن الدّین پس آن که دانست مغولان قصد حمله به اصفهان را دارند از اصفهان گریخت، و به یکی از قلعه های فیروزکوه پناه برد؛ امّا مغولان بر او دست یافته، و او را کشتند، این واقعه در سال های پس از 625ق روی داد].(3)

شاعران معاصرش همچون جمال الدّین عبدالرزّاق اصفهانی(4) [و رفیع الدّین لنبانی] او را ستوده، و در قصایدی به مدح او پرداخته اند(5).

آوانس

آوانس فرزند استاد ابراهیم زرگرباشی، از ارامنه اصفهان است. از آثار او: ترجمه فارسی سفرنامه سیاحت به ترکستان نوشته وامبری است که آن را در سال 1302ق ترجمه نموده است.

آیت اصفهانی*

آیت اللّه دشتچی اصفهانی فرزند احمد، شاعر ادیب متخلّص به «آیت»، در حدود سال 1354ق در اصفهان متولّد شد، پس از تحصیلات ابتدایی در کارخانه ریسندگی به کار پرداخت، و با شرکت در کلاس های متوسّطه شبانه، دیپلم گرفت؛ سپس به استخدام اداره برق منطقه ای اصفهان درآمد. اکنون بازنشسته شده است، و در اغلب انجمن های ادبی اصفهان شرکت می کند. این شعر از او است:


1- سیرت جلال الدّین منکبرنی (سیرت جلالی)، ص68.
2- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج2، ص44.
3- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج2، ص45.
4- ترجمه محاسن اصفهان، ص31؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص68.
5- دیوان رفیع الدّین لبنانی، صص120 121؛ الذّریعه، ج9، ص379.

ص: 78

افکنده ای چو اشک اگر از نظر مرا افسرده تر مخواه از این بیشتر مرا

مرغ شکسته بال، جهان باشدش قفس دیگر امید نیست از این بال و پر مرا(1)

ابان

ابواحمد ابان بن ابی خصیب شهاب از پسران حنیفه بن نجیم بوده است. از حسین بن حفص، یحیی بن عبداللّه بن بکیر، عیسی بن جعفر، عبدالرّحمان مقری، احمد بن یزید حرّانی، احمد بن یونس و سلیم بن منصور بن عمّار روایت می کند. وی در سال 258ق وفات یافت.(2)

ابان بزّاز

ابوالحسن ابان بن مخلّد بن ابان بزّاز، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از محمّد بن ابان بلخی، ابوغسّان محمّد بن عمرو زینج، عبداللّه بن عمران و محمّد بن مهران روایت نموده، و ابواحمد محمّد بن احمد بن ابراهیم و ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن عمر از او نقل حدیث کرده اند. وی در حدود سال 299ق وفات یافته است.(3)

ابدال اصفهانی

ابدال اصفهانی از شعرای قرن دهم هجری، ابتدا دکان عطّاری داشت، و به واسطه عشق، دیوانه شد. سه سال در اصفهان قلندر و سروپای برهنه می گشت، پس از آن به تبریز رفت، و پنج سال با ارامنه معاشرت داشت، و در میکده به سر می برد. عاقبت توبه کرد، به عبادت و طاعت روی آورد، و دوازده سال سجّاده نشین شد.

این بیت از او است:


1- سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، صص130 133؛ تذکره شعرای استان اصفهان ص51.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص229؛ طبقات المحدّثین، ج3، ص272.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص230؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص237.

ص: 79

ای شمع بزم دوست چرا می گریستی پروانه عاشق است تو سرگرم کیستی؟(1)

ابدال قلندر

درویش ابدال قلندر، از دراویش عصر صفویّه است، در علوم غریبه مهارت داشته، و چندی نیز میرآخور جلودار سرکار خاصه (دربار شاه صفویّه) بوده است. از آثار او کتابی در کف بینی است که آن را در سال 1100ق به فارسی در اصفهان تألیف نموده است، نسخه به شماره 66800 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شود.(2)

ابدال بیگ نقّاشباشی*

ابدال بیگ نقّاش باشی فرزند علی قلی بیگ جبادار، هنرمند و نقّاش توانای قرن دوازدهم هجری است. پدرش مسیحی بود، و در نقّاشی مهارت داشت؛ امّا سرانجام مسلمان شد، و در دربار صفوی، ارج و اعتبار فراوانی یافت. ابدال بیگ از نقّاشان معروف عهد شاه سلطان حسین صفوی بود، و از کسانی است که شیوه اروپایی را در نقّاشی ایرانی رواج داده است.(3)

ابراهیم

الکیا ابواسحاق ابراهیم، از محدّثین اصفهان و معاصر با مافرّوخی، مؤلّف محاسن اصفهان است.(4)

آقا میرزا محمّدابراهیم

آقا میرزا محمّدابراهیم، از عرفاء اصفهان در قرن سیزدهم که شرح حالش دردست


1- تذکره تحفه سامی، صص216 212؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «ابدال»، ص251؛ تذکره الشّعرا، غنی، ص3؛ آتشکده آذر، بخش سوم، نیمه نخست، ص922.
2- فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص82.
3- هنر قلمدان، صص28 و 96؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص330.
4- محاسن اصفهان، ص30.

ص: 80

نیست. در سال 1312 قمری وفات یافته، و در تکیه مادر شاه زاده مدفون شده است.(1)

ابراهیم آقاباشی*

ابراهیم آقاباشی، از هنرمندان عصر قاجاریّه در اصفهان است. او ریاست خواجگان دستگاه ظلّ السّلطان را بر عهده داشته، و به «آقاباشی» معروف بوده است.

در نواختن نی و خوانندگی از اساتید مسلّم دوران خود بوده، و شاگردان هنرمندی چون نایب اسداللّه، عیسی آقاباشی و سیّدرحیم موسیقی دان را تربیت کرده است. او عمری دراز یافته، و در یک صد سالگی درگذشته است.(2)

سیّدابراهیم احمدی*

سیّدابراهیم احمدی، عالم فاضل معاصر، در سال 1308ش در سده ماربین (خمینی شهر) به دنیا آمد.

او پس از تحصیلات مقدّماتی به حوزه علمیّه اصفهان آمد، و نزد ملاّهاشم جنّتی، شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، حاج شیخ عبّاس علی ادیب، سیّدمحمّدرضا خراسانی، حاج آقا سیّدحسین خادمی، حاج سیّدمحمّدعلی صادقی به تحصیل مشغول شد. ایشان مورد توجّه مراجع بود، و از اکثر آنان اجازه در امور حسبیّه داشت. ایشان سرانجام در شب عاشورای سال 1382ش دارفانی را وداع گفت.(3)

سیّدابراهیم اردوبادی

سیّدابراهیم اردوبادی، از سادات ادوباد آذربایجان است. داماد ملاّمحمّدباقر یزدی بوده است. به هندوستان رفته، معلّم اولاد جعفرخان شد، و ثروتی زیاد اندوخته، به شوق عرفان، همه اموال خود را صرف کرد، و در لباس فقر به اصفهان بازگشت، و در آن جا فوت شد. از اشعار او است:


1- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص197؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص95.
2- سرگذشت موسیقی ایران، ج1، صص292 و 369؛ تاریخ موسیقی ایران، صص617 و 675.
3- یادداشت های آقای رحیم قاسمی (وفیات علمای معاصر اصفهان)، نسخه خطّی.

ص: 81

هر زنده دلی که او ز اهل درد است دانسته ز اسباب تعلّق فرد است

هر پیرزنی مرگ طبیعی دارد مردی که به اختیار می میرد مرد است(1)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم اصفهانی از محدّثین اصفهان است. در میزان الاعتدال در ضمن شرح حال ابوداوود عبداللّه بن سلیمان بن اشعث سجستانی، به نام او اشاره کرده است. ابوبکر اصفهانی از او روایت می کند.(2)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم اصفهانی، از محدّثین است. از ابوبکر باغندی حدیث روایت می کند، و قاسم بن موسی بن اشیب از او روایت نموده است.(3)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم اصفهانی، در تاریخ ماه صفر سال 1069 نسخه ای از قبسات را به خطّ نسخ نوشته است، و به شماره 7476 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی موجود است. ظاهرا کاتب، شاگرد میرداماد بوده است.(4)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او ابوبکر عبداللّه بن سلیمان بن اشعث سجستانی را کذّاب می داند.(5)

گویند سجستانی به شیوه ناصبیان، حدیثی در اصفهان نقل کرد که باعث شورش علما و


1- تذکره نصرآبادی، ج1، ص281؛ دانشمندان آذربایجان، ص91؛ سرایندگان شعر فارسی در قفقاز، صص36 37؛ کاروان هند، ج1، صص8 9؛ ریاض العارفین، ص53؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص96.
2- میزان الاعتدال، ج2، ص43.
3- میزان الاعتدال، ج3، ص130.
4- فهرست مرعشی، ج19، ص277.
5- میزان الاعتدال، ج2، ص43.

ص: 82

سادات اصفهان بر او شد، و حاکم اصفهان حکم به قتل او داد؛ ولی با وساطت محمّد بن عبداللّه بن حسن بن حفص همدانی از مرگ نجات یافت.

ابراهیم اصفهانی

در اوایل قرن 14 هجری ابراهیم اصفهانی مجموعه ای شامل: چندین کتاب و رساله را به خطّ نسخ مرقوم داشته، و کتاب به شماره 6984 در کتابخانه آیت اللّهمرعشی نجفی در قم موجود است.(1)

میرزا ابراهیم اصفهانی

میرزا ابراهیم اصفهانی از نویسندگان کتب قرن یازدهم هجری بوده است. از آثار او:

1. کتابت نسخه ای از قانون ابن سینا می باشد که آن را در تاریخ 1061ق و جمادی الاوّل 1062 به خطّ نسخ مرقوم داشته، و کتاب به شماره 4494 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران [موجود است].(2)

2. کتابت نسخه ای از کتاب اساس الاقتباس تألیف خواجه نصیرالدّین طوسی که در تاریخ ربیع الثّانی سال 1065 کتابت آن به خطّ نسخ پایان یافته است. کتاب به شماره 4934 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(3)

میرزا ابراهیم اصفهانی

میرزا ابراهیم اصفهانی از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن 13 هجری است. از آثارش کتابت رساله عملیّه حاج سیّدکاظم رشتی است که آن را در سال 1242 به خطّ نستعلیق نوشته، و نسخه به شماره 1936 در کتابخانه مدرسه فیضیّه قم موجود است.

رساله نام برده، ترجمه و منتخب رساله حیدریّه شیخ احمد احسایی، استادِ سیّدکاظم


1- فهرست مرعشی، ج18، ص158.
2- فهرست مجلس، ج12، ص171.
3- همان، ج14، ص168.

ص: 83

رشتی می باشد.(1)

ابراهیم مدینی

ابراهیم بن آبان مدینی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از اهالی مدینه (شهرستان) اصفهان بوده، و از ابراهیم بن محمّد بن حارث، ابی مسلم کشی، احمد بن یحیی بن خالد برقی، محمّد بن عثمان بن ابی شیبه، محمّد بن مغیره الصّائغ و یوسف قاضی روایت می کند، و ابراهیم بن سهل و ابوبکر بن مردویه از وی نقل حدیث می نمایند. وی در سال 339ق وفات یافته است.(2)

ابراهیم منجانی

ابواسحاق ابراهیم بن ابجه بن اَعصُر منجانی اصفهانی، از محدّثین قرن چهارم هجری است. وی از ابراهیم بن محمّد بن مصعب و محمّد بن عاصم روایت حدیث می کند، و ابواسحاق ابراهیم سریجانی از او نقل حدیث می نماید.(3)

[مَنجان از روستاهای جی و در حومه شهر اصفهان بوده است. در حال حاضر در داخل شهر قرار گرفته، و خیابان 22 بهمن از وسط اراضی منجان کشیده شده، و صحرا منجان تبدیل به مناطق مسکونی شده است].

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن ابی بکر بن علی اصفهانی، از دانشمندان قرن هفتم و از خواص شاگردان امام فخر رازی. فخر رازی در روز یک شنبه 20 محرّم سال 606 در مرض مرگ خود در خوارزم، وصیّت نامه خود را به این شاگرد املاء نموده، و در شوّال همان سال در هرات مرده است. نسخه وصیت نامه، ضمن مجموعه شماره 66831 در کتابخانه دانشگاه تهران موجود


1- فهرست فیضیّه، استادی، ج2، ص62.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص201.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص203.

ص: 84

است.(1)

سیّدابراهیم کابلی

سیّدابراهیم کابلی فرزند سیّدابوالحسن موسوی، عالم فاضل از بنی اعمام حاج سیّدباقر حجّت الاسلام شفتی و مورد توجّه و عنایت مخصوص آن مرحوم، و از طرف ایشان سرپرست و ناظر قسمتی از بنّایی مسجد سیّد اصفهان بوده است.

علّت شهرت وی به کابلی چنان که آقامحمّد (محمّدباقر) عماد الاسلام بن سیّدجعفر بن سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام در کتاب خود هدایه السّالکین نوشته، این است که سیّدحجّت الاسلام در پی یافتن کتاب مدینه العلم شیخ صدوق، سیّدابراهیم را به کابل فرستادند؛ ولی او در این کار موفّق نگردید.

سیّدابراهیم از شاگردان سیّدحجّت الاسلام بوده، و دیباچه ای بر کتاب سؤال و جواب استاد خود نگاشته، و فهرست کتاب را در آن آورده است. این نسخه به شماره 740 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. صاحب عنوان پس از وفات در مقبره خاندان سیّدحجّت الاسلام در مسجد سیّد اصفهان مدفون گردید.(2)

محمّدابراهیم خوراسکانی

محمّدابراهیم بن حاج ابوالحسن زرکش خوراسکانی اصفهانی، خطّاط و نویسنده قرن سیزدهم هجری این دو اثر به خطّ او موجود است: 1. زبده المعارف تألیف ملاّعلی اکبراژه ای، به خطّ نسخ در غرّه ذی حجّه الحرام سال 1226ق که به دستور مؤلّف، جهت حاج محمّدعلیّ بن حاج غفور به خطّ نسخ کتابت نموده. نسخه به شماره 2983 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم نگهداری می شود.(3) 2. روضه الصّفا، به خطّ نستعلیق در ربیع الاوّل سال 1228ق که به شماره 3007 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود


1- فهرست دانشگاه، ج16، ص105؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص254.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص102 103؛ بیان المفاخر، ج1، صص168 169؛ ج2، صص248 249؛ مزارات اصفهان، ص164.
3- فهرست مرعشی، ج8، ص160.

ص: 85

است.(1)

فایده: حاج غفور سر دودمان خاندان معروف از تجّار اصفهان بوده، و اولاد و اعقابش تاکنون در مسلک تجّار و به نام «حاج غفوری ها» و «غفوری» شهرت دارند، و عموما مردمانی مسلمان و متدیّن می باشند.

ابراهیم سرّی

سیّدابراهیم پوده ای متخلّص به «سرّی» فرزند حاج سیّدابوالقاسم موسوی شاعر ادیب عارف در سال 1311 قمری (1310 بنا به نقل فرزندش) در قریه پوده از دهات سمیرم سفلی متولّد شد(2). در مولد خود و اصفهان نزد عدّه ای از فضلا و دانشمندان ازجمله حاج ابوالقاسم زفره ای (حاج آخوند) و میرزا یحیی مدرّس بیدآبادی تحصیل نمود، و مراتب شعر و شاعری را از میرزا یحیی فراگرفته، به افتخار دامادی او نائل شد. سپس به تصوّف و عرفان روی آورده، در شیراز از امام جمعه اصطهباناتی مراسم ذکر و ریاضت آموخته، عارفی وارسته و صاحب نفس گردید.(3)

سرّی شاعری قادر و نویسنده ای و توانا بود؛ ولی کم تر در انجمن های ادبی شرکت می کرد، و فقط گاه گاه در انجمن مرحوم شیدا شرکت می نمود. در مسابقه ادبی رادیو لندن در سال 1326 خورشیدی در بین 273 نفر از شرکت کنندگان، جزو دو نفر ممتاز شناخته شد. مشارٌالیه در اواخر عمر، دچار بیماری سرطان شد، و در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد، و در همان جا در روز 14 رمضان سال 1369 قمری در ضمن عمل جرّاحی وفات یافت، و در قبرستان قم که به قبرستان قدیم شهرت دارد، مدفون گردید.(4) کتاب های زیر از آثار او است: 1. مکاشفات 2. دیوان اشعار [مطبوع] 3. مرغابیّه [مطبوع [4. آخرین قانون و غیره 5. مجموعه اشعار برخی از شعراء [مطبوع].

[این بیت از او است:


1- فهرست کتابخانه مجلس شورای ملّی، ج10، بخش یکم، ص457.
2- تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص242.
3- دیوان اشعار سیّدابراهیم سری، مقدّمه
4- دیوان سرّی، مقدّمه و دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص554 555.

ص: 86

درد غم عشق تو چه دردی است که او را هر چند دوا بیش کنی درد فزون شد]

ابراهیم اشعری

ابراهیم فرزند ابوموسی اشعری، به «ابن ابوموسی» نیز مشهور است. وی در جنگ مسلمانان با اصفهانیان در ناحیه «قهجاورستان» حاضر بوده، و تیری از سوی اصفهانیان به او پرتاب شده، ابراهیم در حال سجده شهید شد، و همان جا مدفون گردید.

برخی نام او را موسی بن ابن موسی ذکر کرده اند. محلّ دفن به قبرستان شهداء معروف است.(1) شعبی و عماره بن عمیر از ابن أبی موسی روایت کرده اند(2). مادرش امّ کلثوم دختر فضل بن عبّاس بن عبدالمطلّب بوده است.

ابراهیم اصفهانی

ابواحمد ابراهیم بن احمد بن فضل اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. سلیمان بن احمد از او روایت کرده، و خودش از ابراهیم بن عون بن راشد نقل حدیث می نماید.(3)

ابراهیم

ابواسحاق ابراهیم بن احمد بن معدان، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از هارون بن سلیمان روایت می کند، و احمد بن حمد بن سَنده خبّاز از او نقل حدیث می نماید(4).

ابراهیم نخعی

ابواسحاق ابراهیم بن احمد بن منخّل نَخَعی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص61؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص673؛ مزارات اصفهان، ص278.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص61.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص198.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص197.

ص: 87

است. از رفقاء محمّد بن یوسف (بنا) بوده، و از بکر بن بکار، سعید بن یحیی طویل و محمّد بن بکیر حضرمی روایت می کند. ابوالحسن مظالمی، احمد بن محمّد بن نصیر و محمّد بن احمد بن یحیی از او نقل حدیث نموده اند.(1)

ابراهیم مؤدّب

ابراهیم بن احمد بن نوح مؤدّب، از راویان حدیث و دانشمندان قرائت و تجوید در قرن سوم هجری است.

وی کتاب جامع در قرائات را از ابی عبداللّه مقری روایت می کند. وی از سلمه بن شعیب و محمّد بن عیسی مقری روایت می کند، و محمّد بن عبدالرّحمان بن فضل و احمد بن عبیداللّه بن محمود از او نقل حدیث می نمایند(2).

ابراهیم باب کوشکی

ابواسحاق ابراهیم بن احمد بن یوسف جلاّب باب کوشکی، از محدّثین اصفهان است. ظاهرا در قرن سوم هجری می زیسته، و از اهالی محلّه «باب کوشک» در یهودیّه بوده، از ابن صاعد و محدّثین هم طبقه او حدیث شنیده است.(3)

ابراهیم خَطّابی

ابراهیم بن احمد خَطّابی، فقیه و محدّث در قرن سوم هجری، از اولاد و احفاد زید بن خطّاب بوده، به خطّابی شهرت داشته، و در اصفهان متصدّی امر قضاوت بود[ه است]. از ابی ولید و عمرو بن مرزوق حدیث شنید(4). تاریخ فوتش به دست نیامد؛ امّا تا سال 258 که بر پیکر شیخ ابومسعود احمد بن فرات رازی نماز خوانده، در قید حیات بوده است.(5)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص182.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص195.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص203؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص9.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص183.
5- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص7.

ص: 88

ابراهیم نقّاش

ابواسحاق ابراهیم بن احمد نقّاش مقری، از محدّثین قرن سوم هجری است. از ابی الولید و حوضی و محدّثین هم طبقه آنان روایت می کند، و نزد ابی عبداللّه محمّد بن عیسی تلمّذ کرده است. او در سال 281ق وفات یافته است.(1)

ابراهیم حنظلی جزی

ابراهیم بن ادریس بن منذر جزی از محدّثین اصفهان در قرن سوم و چهارم و از اهالی قریه گز [گز و برخوار] و برادر ابوحاتم محمّد رازی است.

از محمّد بن کثیر و محدّثین هم طبقه او روایت می کند، و محمّد بن قارن رازی از او نقل حدیث می کند.(2)

ابراهیم عقیلی

ابواسحاق ابراهیم بن اسحاق بن ابراهیم بن صالح بن زیاد بن اسحاق عقیلی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از ولید بن مسلم روایت می کند، و ابومسعود و اسید بن عاصم از او روایت می کنند. وفات صاحب عنوان در سال 248ق روی داده است(3).

[خاندان عقیلی در قرن سوم و چهارم هجری در قریه «فابزان» (محلّه خوابجوان فعلی) اصفهان سکونت داشته اند].

ابراهیم صفّار

ابواسحاق ابراهیم بن اسحاق بن موسی صفّار تاجر از محدّثین اصفهان است. از محمّد بن اسحاق بن خزیمه و محمّد بن اسحاق سرّاج روایت می کند، و حافظ ابونُعیم از وی روایت می کند.(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص187.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص188.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص181،مزارات اصفهان، ص83.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص202.

ص: 89

سیّدمحمّدابراهیم بهشتی

سیّدمحمّدابراهیم بن سیّداسداللّه حسینی بهشتی، عالم فقیه کامل، (دارای اجازه اجتهاد از آخوند ملاحسینعلی تویسرکانی) متوفّی 28 صفر 1310، مدفون در تکیه سادات بهشتی واقع در تخت فولاد(1) (بر سنگ مزارش با این القاب از او یاد شده: سیّد المحققین و زبده المدققین، ظهیر الاسلام و المسلمین، عمده الفقهاء و المجتهدین، السخی الکریم و العلیم الحلیم). مادّه تاریخ وفاتش این بیت است:

تاریخ وی از خرد شدم جویا گفت: «فردوس بدان مقام ابراهیمست»]

شیخ میرزا ابراهیم اصفهانی

شیخ میرزا ابراهیم بن شیخ اسماعیل اصفهانی، عالم فاضل در سال 1290ق در اصفهان متولّد شده، و سپس به مشهد مقدّس مهاجرت کرده، و در آن جا نزد سیّدعلی حائری یزدی و شیخ اسماعیل ترشیزی تلمّذ نموده است. در سال 1318ق نیز به سامرّا رفته، و دو سال در درس میرزا محمّدتقی شیرازی حاضر شده، و در شوّال 1334 به کرمانشاه سفر کرده، و سرانجام در سال 1339ق در مشهد مقدّس وفات یافته است.

کتب زیر از تألیفات او است: 1. احکام النّجاسات 2. رساله در شکّ رکعات نماز 3. منجزات مریض 4. المواقیت و غیره. پدرش نیز از صلحاء و اخیار بوده، و در سال 1330ق در کاظمین وفات یافته است.(2)

محمّدابراهیم اصفهانی

محمّدابراهیم بن اسماعیل اصفهانی، فاضل خطّاط، از آثارش کتابت نسخه ای است از کتاب استقصاء النّظر تألیف سیّدصدرالدّین محمّد بن محمّد رضوی قمی که به خطّ نسخ نوشته، و در ذی قعده 1249 به پایان رسانیده است. در حاشیه تصحیح شده است. در


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص719؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص135.
2- نقباءالبشر ج1، صص8 9؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص286؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص103.

ص: 90

ضمن، مقدّمه جنگ، فهرست موضوعات کتاب است که یکی از شاگردان مؤلّف تنظیم کرده است. نسخه به شماره 2704 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.(1)

محمّدابراهیم اصفهانی

محمّدابراهیم بن آقا اسماعیل اصفهانی، از نویسندگان کتب در قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم بوده است، از آثار او: 1. کتابت نسخه ای است از کتاب: من لا یحضره الفقیه که آن را در قرن یازدهم به خطّ نسخ نوشته، با حواشی به نشانه «سلطان» و «م. ن» نسخه در کتابخانه مدرسه سلیمان خان مشهد مقدّس وجود دارد(2). 2. کتابت نسخه ای از من لایحضره الفقیه که آن را نیز به خطّ نسخ در 18 ذی القعده 1083 نوشته، و آن را نزد استادانش شیخ محمّدحسین بن محمّدخلیل شیرازی و آقا هادی بن مولی صالح مازندرانی خوانده است. تاریخ قرائت، اواخر شوّال 1101 و مرحوم آقا هادی مترجم، جهت او، انهایی مرقوم داشته است. نسخه به شماره 4166 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم وجود دارد(3). در این نسخه او را محمّدابراهیم بن امیر اسماعیل سورکی از قرای کدیان معرّفی می کند، و قرائت او در نزد دو نفر دانشمند بزرگوار، نشانه آن است که خود نیز از فضلاء و اجلاّء بوده، و احتمال تعدّد، درباره صاحب عنوان و ایشان می رود، و العلم عنداللّه تبارک و تعالی.

محمّدابراهیم خراسانی

محمّدابراهیم بن محمّداسماعیل بن محمّدجعفر خراسانی، از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری، در پنج شنبه 21 محرّم 1253 در اصفهان نسخه ای از کتاب: کواشف الحجب عن مشکلات الکتب تألیف: ملاّمحمّدصالح بن ملاّمحسن مازندرانی اصفهانی را به خطّ نسخ کتابت نموده است که به شماره 4510 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم


1- فهرست مرعشی، ج7، ص274.
2- فهرست چهار کتابخانه مشهد، ص22.
3- فهرست کتابخانه مرعشی، ج8، ص395؛ تراجم الرّجال، ج2، ص575.

ص: 91

موجود است(1).

استاد محمّدابراهیم بنّای اصفهانی*

استاد محمّدابراهیم بن استاد اسماعیل بنّای اصفهانی، از معماران زبردست عهد صفویّه است. وی در سال 1103ق مدرسه کاسه گران را ساخته است. آثار دیگر وی تعمیرات صفّه صاحب در مسجد جامع اصفهان، و تعمیر گنبد خانقاه شیخ عبدالصّمد در نطنز بوده است.(2)

میرزا محمّدابراهیم ساغر

میرزا محمّدابراهیم متخلّص به «ساغر» فرزند محمّد اسماعیل سدهی اصفهانی شاعر ادیب و خطّاط. در اصفهان به تحصیل علم وادب پرداخت، چندی نزد آقا غلام علی خطّاط مشق نمود تا در خطّ نسخ، استاد شد. وی سرانجام در سال 1302ق وفات یافت، و در تکیه خرابه، واقع در تخت فولاد مدفون شد. مانی اصفهانی در مادّه تاریخ او سروده است:

وقت رحلت گفت با ساقی عشق: از پی تاریخ «یک ساغر بده»

این کتب از او است: 1. پارسی نامه، رساله مختصری است در دستور زبان فارسی 2. تحفه الحسینیّه 3. توحیدنامه 4. دیوان قصائد و غزلیّات 5. المصائب 6. مثنوی سبعه ابحر [و یا سبع المثانی و یا مظفّرنامه] که نظم کتاب جلاء العیون علاّمه مجلسی است[7. ماتم سرا] 8. مزخرف نامه و آن رساله ای در حکایات و امثال این ها است. این شعر در مدح امام رضا علیه السلام از او است:

افلاک تو را چاکر و هرکس که در آن است آفاق تو را خادم و هرکس که در این است

یک حاجب درگاهت، گردون رفیع است یک واقف بنگاهت، جبریل امین است(3)


1- فهرست مرعشی، ج12، ص86.
2- گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص94 و 653 و 880؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص354.
3- دیوان غمگین؛ مقدّمه رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص60؛ چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، ص291؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص588؛ الذّریعه، ج9، ص157 و ج18، ص166 و ج21، ص165، حدیقه الشّعرا، ج1، صص719 720؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «ساغر»، ص142؛ تذکره مدایح معتمدیه، (خطّی)، ص33؛ فهرست مرعشی، ج32، صص535 536؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص98 99؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص161.

ص: 92

ابراهیم فَرسانی

ابواسحاق ابراهیم بن ایّوب عنبری فرسانی اصفهانی از محدّثین قرن دوم و سوم هجری است. عارف و زاهد بوده، و چهل سال بدون همسر و مجرّد زیسته است. از ثوری، ابی هانی، اسود بن رزین، مبارک بن فضاله و اعمش روایت نموده است. زیاد بن برّاد، عبدالرزّاق بن بکر اصفهانی، عبداللّه بن داوود، نصر بن هشام و هذیل از او نقل حدیث کرده اند. فرسان (به ضم فاء) از قراء نزدیک اصفهان است(1).

میرزا ابراهیم نوّاب

حاج میرزا ابراهیم نوّاب بن میرزا محمّدباقر بن محمّد بن محمّدباقر نوّاب لاهیجی اصفهانی عالم فاضل، نزد آقا میرزا احمد مدرّس، آخوند گزی، آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای، آقا شیخ محمّدرضا نجفی و دیگران تحصیل کرد، از ائمّه جماعات مسجد ذوالفقار بود. وی در اوّل صفر 1366ق وفات یافت، و در تکیه لسان الارض، جنب مرقد یوشع در تخت فولاد مدفون شد.(2)

میرزا محمّدابراهیم جوهری

میرزا محمّدابراهیم متخلّص به «جوهری» فرزند محمّدباقر از سلسله بیرام علی خان قاجار مروزی، از شعراء، ادباء و مرثیّه سرایان قرن سیزدهم هجری است. در اوایل قرن سیزدهم هجری متولّد شده، و در هرات به تحصیل پرداخته است. فنون علم و ادب را در


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص172؛ معجم البلدان، ج4، ص249 میزان الاعتدال، ج1، ص12؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص263؛ اللّباب، ج2، ص421.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص365 366؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص185؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص284.

ص: 93

هرات از میرزا عبداللّه خان شهاب ترشیزی آموخت.(1)

سال ها در هرات و خراسان به مدح حکّام و شاه زادگان قاجار پرداخت سرانجام به قزوین آمد، و پس از چند سال در اصفهان اقامت گزید. وی از ارادتمندان حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی بوده، و در مدح او قصایدی سروده است.(2)

وی در سال 1253ق وفات یافت، و در قبرستان آب بخشان اصفهان مدفون گردید. در سال 1290 بانویی نیکوکار به مرمّت آرامگاه او پرداخت.(3) [در اوایل حکومت سلسله پهلوی، با احداث خیابان چهارباغ پایین و فلکه شهدا] قبرستان آب بخشان تسطیح و به خانه و مغازه و بهداری و مدرسه تبدیل شد.

تاجر نیکوکار، میرزا ابوالقاسم تبریزی در آن قبرستان، دبستان تبریزی را احداث نمود، و قبر جواهری در داخل مدرسه قرار گرفت. تبریزی در گوشه دبستان، آرامگاهی برای جوهری ساخت که هنوز باقی است.(4)

روی مزار او سنگ قبری تمام قد است، و بر روی آن قصیده ای از میرزا محمّدباقر بهاء خواجویی [از احفاد ملاّاسماعیل خواجویی] منقور است، و مادّه تاریخ وفات جوهری در آن آمده است:

کلک سحرانگیز او بنوشت این مصرع تمام: «همره سلطان دین آید بمحشر جوهری»(5)

کتب زیر از تألیفات ایشان است:

1. کتابی در امامت 2. طوفان البکاء، معروف به کتاب جوهری، در مصائب خاندان حضرت سیّدالشّهداء علیه السلام و خاندان عصمت و طهارت، که بارها به چاپ رسیده، و مقبول اهل منبر و ذاکران اهلبیت علیهم السلام واقع شده است [3. احسن صور 4. راز و نیاز 5. دیوان قصاید و غزلیّات 6. معراج نامه(6)]. اولاد و اعقاب او در اصفهان ساکن و تا این اواخر از اهل منبر و


1- تذکره مآثرالباقیه، نسخه خطّی، صص169 172.
2- بیان المفاخر، ج2، ص114 و ج1، ص215.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص104 105.
4- مزارات اصفهان، صص25 26.
5- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص143.
6- تذکره مآثرالباقریه (نسخه خطّی)، ص172، [سایر منابع]: روضات الجنّات، ج2، ص49؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص631؛ ریحانه الادب، ج1، ص438؛ مکارم الآثار، ج4، ص1438؛ خلد برین، ج1، صص84 و 88؛ الکرام البرره، ج1، ص611.

ص: 94

ذاکرین مصائب بودند (از جمله شیخ احمد جوهری و فرزندش شیخ عبدالکریم جوهری).

ابراهیم کامی

میرزا ابراهیم موسوی اصفهانی متخلّص به «کامی» فرزند میرزا باقر شاعر ادیب و طبیب لبیب، از سادات حکیم سلمانی بوده، و در شیراز به طبابت مشغول بوده [است]، در سال 1239 متولّد [شد]، و در سال 1295ق در شیراز وفات یافت.(1)

ابراهیم اصفهانی

ابواسحاق ابراهیم بن بسطام اصفهانی، زعفرانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از ابی داوود و عبیداللّه حنفی روایت می کند، و عبّاس بن حمدان از او نقل حدیث نموده است.

وی با برادرش احمد در بصره ساکن شده، و همان جا وفات یافته است.(2)

ابراهیم قطّان

ابراهیم بن بُندار بن عبده قطّان اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.

از محمّد بن یحیی بن ابی عمرو روایت می کند، و سلیمان بن احمد و قاضی ابواحمد محمّد بن احمد بن ابراهیم از او نقل حدیث می کند.(3) قطّان، بر وزن شدّاد، به معنی پنبه فروش است.

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن جریر بن یزید اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از داوود بن سلیمان


1- حدیقه الشعراء، ج2، صص1449 1450.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص186.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص188.

ص: 95

روایت حدیث می کند.

برادرزاده اش احمد بن سعید بن جریر از او نقل حدیث می نماید.(1)

میرزا محمّدابراهیم همدانی

میرزا محمّدابراهیم همدانی فرزند میرزا محمّدجعفر فرزند میرزا علاّمه میرزا ابراهیم همدانی، شاعر ادیب. وی در اصفهان و همدان تحصیل نموده، و سرانجام در اصفهان ساکن شد. او متولّی امام زاده سهل بن علی در همدان بود. در شعر و خطّ و انشاء و معمّا مهارت بسزایی داشت.

[از سال وفات او اطّلاعی در دست نیست؛ ولی ظاهرا تا سال 1107ق زنده بوده است]. این شعر از او است:

روزگاری شد که با دردت هم آغوشیم ما همچو سیل از هستی خود خانه بر دوشیم ما

چون سپند دور از آتش در شب هجران یار ناله ها در دل گره داریم و خاموشیم ما(2)

ابراهیم اشعری

ابواسحاق ابراهیم بن جعفر بن محمّد بن سعید اشعری از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.

از ابوعتبه حمّصی و حمید بن مسعده روایت می کند، و ابراهیم بن محمّد بن حمزه و ابومحمّد بن حیّان و قاضی ابواحمد از وی روایت می کنند. در سال 394ق در راه مکّه وفات یافت(3).

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن آقا جعفر شیشه فروش اصفهانی از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن 13


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص177.
2- تذکره نصرآبادی، ج1، صص140 141، قصص الخاقانی، ج2، صص99 100؛ تذکره المعاصرین، حزین، ص150.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص192.

ص: 96

هجری. از آثارش کتابت نسخه ای از کتاب دانشکده تألیف اسحاق بیک عذری اصفهانی است که در تاریخ یک شنبه 28 شعبان سال 1222 هجری از کتابت آن به خطّ نستعلیق فراغت حاصل نموده است. نسخه به شماره 3668 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(1)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن حامد بن شبیب اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. احمد بن فضل بن خزیمه ساکن بغداد از او روایت می کند، و او از احمد بن محمّد، ماجرای تزویج حضرت رضا علیه السلام با دختر مأمون را نقل می کند.(2)

ابراهیم ابهری

ابواسحاق ابراهیم بن حجّاج ابهری اصفهانی، از محدّثین قرن سوم هجری است. وی از ابوداوود روایت می کند، و قبل از سال 250ق وفات یافته است، وی را تألیفاتی است.(3) ابهر از قرای بلوک جی اصفهان بوده، و اکنون جزو شهر قرار گرفته، و به آن «ابر» می گویند.

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن حُرّه اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او از اسماعیل بن یزید قطّان روایت کرده است(4).

ابراهیم

ابراهیم بن حسن بن یزداد، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او از اُسید بن


1- فهرست مرکزی دانشگاه، ج2، ص2677.
2- احقاق الحق، ج12، ص386؛ تاریخ بغداد، ج6، ص62؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص286 و 373.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص177؛ معجم البلدان، ج1، ص3؛ الانساب، ج1، ص105؛ طبقات المحدّثین، ج2، صص314 و 373.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص192.

ص: 97

عاصم روایت کرده است(1).

حاج محمّدابراهیم کلباسی

حاج محمّدابراهیم کلباسی فرزند حاج محمّدحسن کرباسی هروی خراسانی اصفهانی، از مشاهیر فقهاء و مجتهدین و اکابر علماء و محقّقین است. عالم زاهد عابد ورعِ تقی، بلکه ازهد و اعبد و اورع و اتقای علمای زمان بوده، در روز 19 ربیع الثّانی سال 1180ق در اصفهان متولّد شده، در 10 سالگی پدرش وفات یافته، و بنا به سفارش پدر، تحت تربیت و مراقبت عارف و حکیم فرزانه آقامحمّد بیدآبادی قرار گرفته، و نیز به درس میرزا محمّد علیّ بن میرزا مظفّر، شیخ محمّد خاتون آبادی، ملاّمحراب گیلانی و ملاّعلی نوری حاضر شد. سپس به سفر حج مشرّف شده، پس از بازگشت، چندی در عتبات عالیات متوطّن شده، و از علمای اعلام همچون شیخ جعفر نجفی (کاشف الغطاء)، سیّدعلی طباطبایی حائری صاحب ریاض، سیّدمحمّدمهدی بحرالعلوم، آقاسیّدمحسن اعرجی کاظمینی و سیّدمحمّد باقر وحید بهبهانی کسب فیض نموده، به ایران بازگشت، و در قم و کاشان نزد میرزا ابوالقاسم قمی و ملاّاحمد نراقی تلمّذ نموده، به درجات عالی علم و اجتهاد نائل آمده، در اصفهان ساکن شد، و به تدریس و افتاء و اقامه جماعت و ارشاد خلق مشغول گردید. عدّه ای کثیر از علماء در خدمت او درس خوانده اند.

مرحوم حاجی کلباسی در امر فتوی بی نهایت احتیاط می فرموده، و بر دقایق آداب شریعت، مواظبت کامل داشته، به طوری که کم تر مستحبّی از مستحبّات او فوت شده، و با این حال، در نهایت تواضع و سلامت نفس بوده، و حکایات زیادی از دقّت و احتیاط او در فتوی و عدم توجّه ایشان به مردم دنیا و زهد و قناعت و اعراض ایشان از دنیا نقل شده که همگی، دلالت بر عظمت مقام و جلالت قدر ایشان است. ایشان در مسجد حکیم اقامه جماعت می نموده که پس از وفات، فرزندان و نوادگان او در آن مسجد به اقامه جماعت پرداخته اند.


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص199.

ص: 98

صاحب عنوان در شب پنج شنبه 8 جمادی الاوّل سال 1261ق در اصفهان وفات یافت، و در مقبره ای مخصوص، مقابل در شرقی مسجد حکیم مدفون گردید که مقبره خانوادگی آن ها گردیده است. کتب زیر از تألیفات او است:

1. اجوبه المسائل 2. احکام نماز 3. اشارات الاصول، در دو مجلّد، جلد اوّل چاپ سنگی شده است 4. ارشاد المسترشدین، به فارسی، رساله عملیّه ایشان است 5. ایقاظات، در اصول 6. رساله در تنقیح مسأله صحیح و اعم 7. شوارع الهدایه، شرح بخش طهارت و صلاه کفایه محقّق سبزواری 8. عدم جواز تقلید میّت 9. مراد از کلمه «لا بأس» 10. رساله در مفطر بودن قلیان 11. مناسک حج 12. منهاج الهدایه، در فقه، سه مجلّد، چاپ سنگی شده است 13. نخبه، رساله عملیّه به فارسی، منتخب از ارشاد المسترشدین، چاپ سنگی شده است. (1)

شیخ ابراهیم امینی*

شیخ ابراهیم حاج امینی نجف آبادی معروف به امینی فرزند حسین، از علماء و فضلاء و مدرّسین معاصر، در سال 1304ق در نجف آباد متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان آغاز کرد، و نزد اساتیدی چون شیخ رمضان علی املایی، شیخ هاشم جنّتی، سیّدمحمّد هاشمی قهدریجانی، حاج میرزا محمودمعین نجف آبادی، میرزا یحیی فقیه ایمانی، شیخ هبه اللّه هرندی، سیّدمحمّدجواد غروی، آشیخ محمّدعلی عالم حبیب آبادی، شیخ ابوالقاسم محمّدی، شیخ محمّدجواد اصولی، سیّدمحمّدباقر ابطحی


1- تاریخ اصفهان (جابری)، صص283 284؛ مزارات اصفهان، صص67 68؛ هدیه الاحباب، صص246 247؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص155؛ فواید الرّضویه، ج1، ص10؛ الکنی و الالقاب، ج3، ص109؛ روضات الجنّات، ج1، ص44؛ شرح روضات الجنّات، ج1، صص83 89؛ تذکره العلماء، صص216 217؛ مکارم الآثار، ج5، صص1643 1646؛ الکرام البرره، ج1، صص14 15، لباب الالقاب، صص99 و 134؛ شرح حال رجال ایران، ج5، صص212 213؛ تکمله نجوم السّماء، ج1، ص68؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص859؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص265 268؛ وفیات العلماء، صص174 175؛ الاعلام، ج6، ص195؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «ابراهیم»، ص264؛ معجم المؤلّفین، ج1، ص91؛ الذّریعه، ج1، ص521 و ج14، ص237 و ج25، ص191؛ ریحانه الادب، ج5، ص42؛ حاجی کرباسی و اولاد و احفادش (نسخه خّطی)، صص13 26؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص107 109؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص112 118.

ص: 99

سدهی، شیخ قنبرعلی کوشکی و شیخ غلام حسین منصور نجف آبادی تحصیل نمود.

معالم الاصول و اکثر کتب شرح لمعه را از حاج شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی و قسمت منطق منظومه را نزد حاج آقا صدرالدّین هاطلی کوپایی، بعضی از کتاب های شرح لمعه را نزدآقا شیخ علی قدیری و آقا شیخ محمّدجواد اصولی آموخت. مکاسب محرّمه را نزد حاج شیخ محمّدرضا جرقویه ای، کتاب بیع مکاسب را نزد آقای شیخ مرتضی اردکانی و حاج آقا رحیم ارباب، رسائل رانزد آقا سیّدعبّاس دهکردی و حیدرعلی برومند و قوانین الاصول را نزد سیّدعلی اصغر مدرّس برزانی خواند.

پس از شش سال تحصیل به قم رفت، و بقیّه مکاسب و رسائل را نزد آقای سلطانی و حاج آقا رضا بهاءالدّینی و آقای مجاهدی به اتمام رساند. جلد اوّل کفایه را نزد آیت اللّه مرعشی نجفی و جلد دوم را نزد آیت اللّه گلپایگانی و منظومه حکمت سبزواری را نزد علاّمه طباطبایی فراگرفت.

در جلسات خصوصی، نزد علاّمه طباطبایی نیز معاد کتاب اسفار، تمهید القواعد، چند جلد کتاب از بحارالانوار، منطق شفا و مقداری از مطالب مهمّ اسفار را آموخت. پس از اتمام کفایه در درس خارج فقه و اصول آیت اللّه بروجردی، سپس امام خمینی شرکت کرد، و پس از مدّتی آن را نزد آیت اللّه گلپایگانی ادامه داد.

ایشان هم زمان با تحصیل، به تدریس نیز پرداخت، و منظومه حاجی سبزواری، اشارات و چند جلد از اسفار و کتب ادبیّات و شرح لمعه را تدریس نمود.

در مبارزات علیه رژیم پهلوی نیز فعّال بود، و مورد تعقیب قرار گرفت. پس از انقلاب از اعضای مؤثّر جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم بود، و سه دوره به نمایندگی مجلس خبرگان انتخاب شد. اکنون نیز به عنوان امام جمعه موقّت قم، به انجام وظیفه مشغول است. تألیفات ایشان عبارت اند از:

1. آموزش دین، برای کودکان، چهار جلد 2. آیین تربیت 3. آیین همسرداری 4. الگوهای فضیلت 5. انتخاب همسر 6. بانوی نمونه اسلام 7. بررسی مسائل کلّی امامت 8. اسلام و تعلیم و تربیت 9. ثقافه الاسلامیّه 10. خودسازی 11. دادگستر جهان 12. آشنایی

ص: 100

با مسائل کلّی اسلام 13. وحی در ادیان آسمانی 14. همه باید بدانند.(1)

آقا محمّدابراهیم نعمت اللّهی*

آقامحمّدابراهیم نعمت اللّهی (نقّاش باشی) فرزند آقامحمّدحسین بن محمّدابراهیم، نقّاش هنرمند اواخر دوره قاجاریّه. وی نزد آقا عبّاس به نقّاشی مشغول شد. سپس به روسیه رفت، و با نقّاشی اروپایی آشنا شد، و به اصفهان بازگشت. او سال ها در سرای محمّدصادق خان نزدیک دروازه اشرف در بازار اصفهان ساکن بود، و به نقّاشی می پرداخت.

او مردی عارف مسلک و از مریدان حاج سیّدمحمّدهادی و آقا میرزا عبّاس پاقلعه ای بود. سرانجام در حدود 55 سالگی در سال 1333ق وفات یافت، و در تکیه آقاباشی در تخت فولاد مدفون شد.(2)

شیخ ابراهیم تنکابنی

شیخ ابراهیم بن حسین بن ابراهیم تنکابنی گیلانی، عالم فاضل، معاصر میرزا عبداللّه افندی است، و هم درس او بوده(3)، و ظاهرا قبل از سال 1131ق در اصفهان وفات یافته است.(4) چون یکی از اساتید میرزا عبداللّه، علاّمه مجلسی است، به احتمال قوی، شیخ ابراهیم تنکابنی نیز از شاگردان علاّمه مجلسی بوده است.(5)

محمّدابراهیم فیض

(محمّدابراهیم بن آقا محمد خلیل مشهور به فیض، عالم عامل کامل محقق، از زندگی او اطلاعی نداریم جز اینکه خود و پدرش از علما بوده اند. وی در سال 1379 ق برابر با 3


1- سیمای دانشوران، صص48 50، دیباچه دیار نون، صص138 139؛ آیینه اهل قلم، صص28 29، خبرگان ملّت، صص161 174.
2- تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص333 334.
3- ریاض العلماء، ج2، ص34.
4- الکواکب المنتشره، ص5.
5- زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص141؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص109 110؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص29.

ص: 101

فروردین 1327 ش وفات نموده و در تکیه سیدالعراقین مدفون گردید. میرزا حسن خان جابری در وفاتش اشعاری سروده، ماده تاریخش این است: فیض از حق ببرد او بجنان)(1).

میرزا ابراهیم خلیفه سلطانی

نوّاب سیّدابراهیم بن سیّدعلاءالدّین حسین خلیفه سلطانی عالم فاضل، فقیه محدّث. مادرش دختر شاه عبّاس صفوی است. در سال 1038ق متولّد، و در سنّ سه سالگی به دستور شاه صفی کور شد. با وجود این، تحصیل علم و دانش نموده، و در جمیع علوم و فضایل بر امثال و اقران خویش فائق گردیده است. در مقتبس الاثر گوید: به «ابن الخلیفه» مشهور است. وی در سال 1098 وفات یافت، و در قبرستان امام زاده ستّی فاطمه اصفهان مدفون شد. کتب زیر از تألیفات او است: 1. حاشیه بر کتاب روضه تا مبحث تیمّم 2. حاشیه بر شرح لمعه تا آخر طهارت 3. حاشیه بر مدارک الاحکام.(2)

استاد ابراهیم معصوم زاده*

استاد ابراهیم معصوم زاده فرزند استاد حسین کاشی ساز، از هنرمندان ماهر در هنر کاشی سازی بود، در سال 1346ق وفات یافت، و در تخت فولاد مدفون شد(3).

ابراهیم فُرسانی

ابراهیم بن حیّان بن حکیم بن حنظله بن سُوید بن علقمه بن سعد بن معاذ اشهلی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او در محلّه فُرسان اصفهان ساکن بود. از پدرانش و از شریک بن عبداللّه روایت می کند. نضر بن هشام بن راشد از او نقل حدیث می کند.(4)


1- جلوه افلاکیان نوشته رحیم قاسمی، مخطوط.
2- تتمیم امل الآمل، صص50 51؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص159؛ مصفّی المقال، ص6؛ مقتبس الاثر، ج2، ص299؛ الذّریعه، ج6، صص90 و 196؛ مزارات اصفهان، ص110؛ فوایدالرّضویّه، ص6؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص110 111.
3- تخت فولاد، شفیق، ص47.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص183.

ص: 102

ابراهیم مؤذّن

ابواسحاق ابراهیم بن خلید (مصغّرِ خالد) قوّاس، مؤذّن مسجد حفص بن سعدان بن ابوسلیمان، از محدّثین ثقه اصفهان در قرن سوم هجری است. از نعمان بن عبدالسّلام روایت می کند. ابوعمر حفص بن معدان بن حفص بن معدان بن ابی سلیمان، از او نقل حدیث می نماید. وی مدت شصت سال مؤذّن مسجد حفص بوده، و مردی مورد اعتماد، نیکوکار و مسلمان بوده است.(1)

محمّدابراهیم اصفهانی

آقا محمّدابراهیم بن آقا رضا رییس التجّار اصفهانی مشهدی، عالم فاضل، مؤلّف کتاب الاحتراز در رد بر رساله حسن الایجاز در ابطال اعجاز که یکی از مبلّغین آمریکایی نوشته، و خود را در آن جا به نام نصیرالدّین می نامد. مؤلّف، این کتاب را به مرحوم شیخ محمّد خالصی (م1383ق) هدیه نموده، و کتاب در سال 1342ق در تهران به طبع رسیده است.(2)

ابراهیم خان ضرغام السّلطنه

حاج ابراهیم خان ضرغام السّلطنه فرزند رضاقلی خان ایل بیگی بختیاری، از سیاستمداران و عرفای عهد قاجاریّه است. در سال 1272ق متولّد شده است. از سران نهضت مشروطه خواهی در ایل بختیاری به دعوت علماء و مردم اصفهان با عدّه ای از قوای بختیاری به اصفهان آمده، در نهم ذی حجّه 1326 اصفهان را فتح نموده، و سپس صمصام السّلطنه و دیگران وارد شده، و حکومت اقبال الدّوله حاکم اصفهان را شکست دادند.

وی سرانجام در سال 1337ق در تهران وفات یافت.

از دراویش سلسله خاکساریّه و در طریقت به لقب «حبّ علی شاه» معروف بود.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص182.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص111؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص34؛ الذّریعه، ج1، ص284.
3- شرح حال رجال ایران، ج6، صص6 7؛ القاب رجال دوره قاجاریّه، ص102؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1021.

ص: 103

میرزا محمّدابراهیم نصیری طوسی

میرزا محمّدابراهیم نصیری طوسی اصفهانی (متخلّص به منیر) بن زین العابدین بن عبدالحسین، عالم محدّث، ادیب منشی، در اصفهان [در سال 1051ق] متولّد، و در این شهر نزد علمای عالی قدری چون علاّمه مجلسی تحصیل کرده، و سپس به مشاغل اداری روی آورده است. [ابتدا وزیر استرآباد بوده، سپس تولیت آستان شاه صفی، وزارت آذربایجان و استیفای ممالک را بر عهده داشته؛ ولی در اثر سعایت حاسدان از کار کنار گذاشته شده تا این که به منصب مجلس نویسی شاه سلطان حسین صفوی منصوب شده است.]

خطّ نستعلیق را خوش می نوشته، و در خطّ نسخ نیز مهارت داشته است، و کتاب های تلخیص الشّافی، تفسیر الائمّه، کشف الآیات را کتابت نموده است. وی تا حدود سال 1126ق در قید حیات بوده است. آثار و تألیفات وی عبارت اند از: 1. دستور شهریاران، در حوادث زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوی که به چاپ رسیده است 2. جنگ، با مطالب تاریخی، ادبی منشآت و غیره. از او است:

ساقی توفیق کردست چون بزم آرای من باده لعلی دهد از چشم خون پالای من

مطرب آه و فغان در نغمه ریزد زیر و بم تا نوای غم زدایی سازد از آوای من

زهره چنگی می فرستد در زمین گردون پیر تا کند کسب نشاطی از دل برنای من(1)

ابراهیم نعمت اللّهی

ابراهیم بن زین العابدین نعمت اللّهی از فضلاء و صوفیّه و از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری در اصفهان بوده است. از آثارش چهار رساله است که آن را در سال 1290ق به خطّ نستعلیق تحریری کتابت نموده، و این مجموعه به شماره 3043 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در تهران موجود است.(2)


1- دستور شهریاران، مقدّمه؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص110؛ اجازات الحدیث، صص149 150؛ الکواکب المنتشره، ص24؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص57؛ تراجم الرّجال، ج2، ص576، نسخه های خطّی، دفتر هفتم، ص207؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص416.
2- فهرست مجلس، ج10، جزء 1، ص487.

ص: 104

ابراهیم کاتب مدینی

ابوسعید ابراهیم بن سعدان بن ابراهیم کاتب مدینی از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از بکر بن بکار و هُریم بن عبدالاعلی روایت می کند، و محمّد بن اسحاق بن ایّوب، عبداللّه بن محمّد بن جعفر و احمد بن اسحاق از وی نقل حدیث نموده اند. وی ثقه و صاحب تألیف است، در مدینه (شهرستان) اصفهان ساکن بوده، و در سال 384ق فوت کرده است.(1)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم فرزند سعید (معروف به سعدویه) بن سعید بن یحیی بن طویل اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از پدرش حجّاج بن منهال حَوضی، عمرو بن مرزوق و عبیداللّه بن موسی روایت می کند، و رُسته، محمّد بن یحیی بن منده و احمد بن حسین از او نقل حدیث می نمایند.(2)

سیّدابراهیم

سیّدابراهیم بن سیّدسلمان، عالم فاضل، در دوم شوّال 1156ق وفات یافت، و در بقعه آقاحسین خوانساری در تخت فولاد مدفون شد(3). [در سنگ قبر با اوصاف زیر از او یاد شده است: السیّد الجلیل النّبیل العالم الفاضل الکامل...].

ابراهیم طهرانی

ابوبکر ابراهیم بن سفیان (سلیمان) طهرانی اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.

از محدّثین عراق و اصفهان ازجمله ابراهیم بن نصر و اسماعیل بن اسحاق استماع


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص186.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص182.
3- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص92؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص111؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص108.

ص: 105

حدیث نموده، و عبداللّه بن محمّد بن جعفر از او نقل حدیث می کنند.(1) وی به قریه طهران در حومه اصفهان منسوب است، و در زمان ما به تیران آهنگران معروف شده، و جزو محلّه های شهر شده است.

ابراهیم اصفهانی

حافظ ابراهیم بن سلیمان اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از حافظ ابوبکر احمد بن مردویه روایت می کند. اخطب خوارزم از وی حدیث شنیده، و در سال 488ق اجازه دریافت نموده است.(2)

165

ابراهیم

ابواسحاق ابراهیم بن سندی بن علیّ بن بهرام، از محدّثین قرن سوم و چهارم هجری. وی از محمّد بن ابی عبدالرّحمان مقری و محمّد بن زیاد زیادی روایت می کند، و ابراهیم بن محمّد بن حمزه، سلیمان بن احمد، عبداللّه بن محمّد بن جعفر و محمّد بن جعفر بن یوسف از او نقل حدیث می کنند.

او موهای خود را به رنگ سرخ خضاب می نموده، و در سال 313ق وفات یافته است.(3)

میرزا ابراهیم اصفهانی

میرزا ابراهیم بن میرزا شاه حسین اصفهانی، شاعر ادیب و خطّاط فاضل، وی در اصفهان به تحصیل پرداخت، و پس از قتل پدر به قزوین رفته، مورد توجّه بزرگان و دانشمندان و شاعران قرار گرفت، و از اعیان و اشراف، هدایا و صله های فراوان یافت. مردی سخن سنج و قلندر روش و درویش منش بود. در نوشتن خطوط، مهارتی بسزا


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص193؛ معجم البلدان، ج4، ص52 طبقات المحدّثین، ج4، ص382؛ الانساب، ج4، ص85.
2- احقاق الحق، ج7، ص328.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص193.

ص: 106

داشت، و سرانجام در سال 989ق وفات یافت.

علاوه بر دیوان اشعار، فرهنگ میرزاابراهیم نیز از آثار او است که در لغت فارسی به رشته تحریر درآورده است.(1)

ابراهیم لفتوانی

ابوعبداللّه ابراهیم بن ابی نصر شجاع بن ابوبکر محمّد بن ابراهیم لفتوانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. در حدود سال 480ق متولّد شده، و از برادرش حافظ ابوبکر محمّد بن ابی نصر شجاع لفتوانی و نیز از رییس ابی عبداللّه ثقفی و ابی محمّد عبدالرّحمان بن احمد بن محمّد سمسار روایت می کند. ابوسعد و ابوالقاسم از او استماع حدیث نموده اند.(2)

[لفتوان از قریه های حومه اصفهان بوده است، و اکنون از محلاّت شهر به شمار می آید، و در زبان عوام، «لفتون» خوانده می شود].

ابراهیم مدینی

ابواسحاق ابراهیم بن شذره مدینی اصفهانی از محدّثین اصفهان است. وی از پدرش شذره روایت می کند، و احمد بن محمّد بن ابراهیم از او روایت می نماید.(3)

ابراهیم عبّاسی*

ابراهیم فرزند شفیع عبّاسی، از نقّاشان هنرمند عهد صفویّه است. وی نوه رضا عبّاسی بزرگ ترین نقّاش عهد شاه عبّاس اوّل بوده، و گفته می شود برخی از نقّاشی های کاخ


1- خلد برین، صص462 463؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص171 172؛ الذّریعه، ج18، ص332 و ج9، ص15؛ احوال و آثارخوشنویسان، ج1، صص15 16؛ فهرست مرعشی، ج11، ص398؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ج1، ص361؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج2، ص409.
2- معجم البلدان، ج5، ص20.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص186.

ص: 107

چهل ستون اصفهان از آثار او است(1).

ابراهیم بن شیبه

ابراهیم بن شیبه اصفهانی، گویند اصلش از کاشان بوده، و از محدّثان شیعه و از صحابه حضرت امام هادی علیه السلام است، و از حضرت ایشان حدیث نقل می نموده است.

علیّ بن مهزیار اهوازی گوید: «نامه حضرت ابی جعفر [امام هادی] علیه السلام رانزد ابی شیبه اصفهانی دیدم». احمد بن محمّد بن ابی نصر بزنطی، از محدّثان مورد وثوق شیعه از او روایت می نماید.(2)

سیّدمحمّدابراهیم خواجویی

سیّدمحمّدابراهیم بن محمّدصادق بن ابوالقاسم بن محمّدباقر بن محمّدصادق بن ابوالقاسم بن محمّدباقر موسوی خواجویی (عموی جدّ پدر نگارنده) مؤلّف جنگی است که به نام آقا محمّدحسین در ربیع الاوّل سال 1199ق جمع آوری نموده است. نسخه به شماره 4424 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(3)

میرزا محمّدابراهیم چهارسوقی

میرزا محمّدابراهیم بن میرزا محمّدصادق چهارسوقی بن میرزا زین العابدین موسوی خوانساری اصفهانی، عالم فاضل و واعظ کامل، در شب پنج شنبه 15 رمضان 1269ق در اصفهان متولّد شد(4)، و در جوانی نزد دو عموی بزرگوار خود میرزا محمّدباقر چهارسوقی


1- تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص289.
2- مجمع الرّجال، ج1، ص49؛ اعیان الشّیعه، ج6، ص60؛ رجال برقی، ص56؛ لسان المیزان، ج1، ص68؛ معجم رجال الحدیث، ج1، صص235 236؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص191 192؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص674؛ نقد الرّجال، ص9.
3- فهرست مرکزی دانشگاه، ج13، ص3386؛ مکارم الآثار، ج5، ص1733.پ
4- مکارم الآثار، ج6، ص1925.

ص: 108

صاحب روضات و میرزا محمّدهاشم چهارسوقی به تحصیل پرداخت، سپس به نجف اشرف مهاجرت کرد، و نزد شیخ زین العابدین مازندرانی و سیّدحسین کوه کمری تحصیلات خود را تکمیل نمود(1)، و به اجتهاد نائل آمد، آن گاه در اصفهان به اقامه جماعت در مسجدی در محلّه خلجا پرداخت، و مردم را از مواعظ شافیه خود مستفیض نمود، مردم اصفهان، شیفته منابر او بودند.

با علماء مسیحی در منزل خود مباحثات و مناظراتی در اثبات نبّوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داشته، و چون آن ها زیر بار منطق و استدلال نمی رفتند، ایشان را به مباهله دعوت نموده، و دعوت نامه به چاپ رسانید، و در اصفهان و اطراف منتشر کرد، مع هذا کشیشان مسیحی به مباهله حاضر نشدند، و بدین طریق، بطلان گفتار آنان ثابت گردید.(2) این عالم جلیل القدر در شب یک شنبه 21 ربیع الثّانی 1331ق بر اثر سکته وفات یافته(3)، در جوار مرقد عموی بزرگوارش صاحب روضات در تخت فولاد مدفون گردید.(4) از آثار ایشان رساله عملیّه و تعلیقات علمی بر کتاب های فقهی و اصولی است.

شیخ ابوالحسن ابراهیم

حاج شیخ ابوالحسن ابراهیم بن حاج شیخ صالح، عالم فاضل، متوفّی در ماه ربیع الاوّل سال 1237ق مدفون در تکیه فیض. (5).

ابراهیم انجذانی

ابراهیم بن صالح انجذانی، از محدّثین قرن سوم هجری است. محدّث ثقه در سال 286ق وفات یافته است. از محمّد بن منصور کرمانی روایت می کند، و عبداللّه بن


1- نقباءالبشر، ج1، صص15 16.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص113.
3- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص196.
4- خلد برین یا تاریخ گویندگان اسلام ج1، صص96 97.
5- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص197؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص114؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص116.

ص: 109

ابی عبداللّه از او نقل حدیث نموده است(1).

[انجدان از روستاهای کاشان است، و جمعی از دانشمندان و سخنوران ازجمله میرزا ابوتراب بیک فرقتی انجدانی به آن جا منسوب هستند].

ابراهیم فُرسانی

ابواسحاق ابراهیم بن عاصم فُرسانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان است.

وی از خلاّد بن یحیی حدیث نقل کرده است.(2)] فُرسان از قریه های حومه اصفهان بوده است].

ابراهیم اشعری

ابواسحاق ابراهیم بن عامر بن ابراهیم بن واقد بن عبداللّه اشعری مؤذّن، از محدّثان اصفهان در قرن سوم هجری است. مردی فاضل و نیکوکار بوده، و در سال 260ق وفات یافته است. برادرش محمّد بر جنازه وی نماز گزارده، و در اصفهان دفن شده است. از پدرش و حسین بن حفص و جمعی دیگر روایت می کند، و محمّد بن یحیی بن منده از او نقل حدیث می نماید.(3)

ابراهیم راه نجات

ابراهیم راه نجات فرزند حاج عبّاس مورچه خورتی، روزنامه نگار آزاده اصفهان، در سال 1268ش در اصفهان متولّد شد. وی در سال 1294ش روزنامه راه نجات را تأسیس نمود. وی افکار آزادی خواهانه ای داشت، و تحت تأثیر دایی خود میرزا نصراللّه بهشتی (ملک المتکلّمین) بود.

وی به خاطر انتقادهایی که به حکومت رضاشاه پهلوی داشت، بارها به حبس افتاد، و


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص187؛ طبقات المحدّثین، ج3، ص136.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص183.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص174؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص286؛ طبقات المحدّثین، ج2، ص260.

ص: 110

روزنامه اش به محاق توقیف فرورفت. ابراهیم راه نجات پس از تحمّل سال ها رنج و زجر و حبس در 29 فروردین 1326 وفات یافت، و جنب تکیه بابا رکن الدّین، در تخت فولاد مدفون شد(1).

شیخ محمّدابراهیم کلباسی

حاج شیخ محمّدابراهیم کلباسی فرزند میرزا عبدالرّحیم بن حاج شیخ محمّدرضا بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل محقّق، در 11 شوّال 1302ق در نجف اشرف متولّد شد، سپس به اصفهان آمده، از درس حاج میرزا ابوالحسن بروجردی، آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای، شیخ محمّدتقی نجفی، شیخ محمّدحسین فشارکی و آخوند ملاّمحمّد کاشانی مستفیض شد، و در قم نزد حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی تحصیل نمود. وی در تهران ساکن بود، و در مسجد محمودیّه اقامه جماعت می نمود، و سرانجام در شب شنبه 20 ربیع الآخر 1362ق در تهران وفات یافت، و در جوار مرقد حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در شهر ری مدفون شد.

کتب زیر از او است:

1. افاضات عظیمیّه در آداب شرعیّه 2. التّذکره العظیمیّه، مطبوع 3. تذکره الواعظین 4. تقریرات اصولی درس آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای 5. خصائص العبّاسیّه در شرح احوال حضرت ابوالفضل العبّاس علیه السلام ، مطبوع 6. رساله در اجاره 7. رساله در بیع 8. رساله در اصول دین 9. رساله در تعبیر خواب 10. رساله در وصیت 11. شرح انموذج زمخشری در نحو 12. الفوائد السنّیه، شامل شش رساله، مطبوع 13. نجات البشر فی ابواب اثنی عشر، مطبوع.(2)


1- تاریخ جراید و مجلاّت ایران، ج2، صص313 317؛ تخت فولاد سرزمین جاویدان، نسخه تایپی؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص222.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص625 626؛ الذّریعه، ج24، ص57؛ احوال حاجی کرباسی و اولادش، صص91 92؛ خاندان کلباسی، صص224 226.

ص: 111

ابراهیم حبّال

ابواسحاق ابراهیم بن عبدالعزیز بن ضحّاک بن عمر بن قیس بن زبیر معروف به «شاذه بن عبد کویه» از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. در مدینه (شهرستان) اصفهان ساکن بود، و از ابی علیه، ابی داوود و یزید بن هارون روایت می کند، و یونس بن حبیب از او استماع حدیث نموده است.

گویند در مجلس املای حدیث در فضائل ابوبکر و عمر سخن گفت، سپس به اصحاب خود گفت: «از عثمان و علی، فضائل کدام یک را ذکر کنم؟».

شاگردان گفتند: «آیا درباره او شک داری؟ به خدا قسم این مرد رافضی است».(1)

ابراهیم جرواءانی

ابواسحاق ابراهیم بن عبدالعزیز (معروف به بوبه) بن کوفی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است، و شاید اوایل قرن چهارم را نیز درک کرده باشد. وی ثقه و مأمون بوده، و در محلّه جرواءان اصفهان ساکن بوده است.

از عبدالوهاب بن عطاء، ابی نصر، ابی احمد زبیری و شجاع روایت می کند، و محمّدعلیّ بن جارود و محمّد بن عمربن حفص از او نقل حدیث می کنند.(2)

ابراهیم انواری

دکتر ابراهیم انواری فرزند مرحوم حاج ملاّعبدالکریم سودایی دستگردی، طبیب حاذق و ادیب شاعر در جمادی الاوّل 1309ق در قریه دستگرد برخوار متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان نزد اساتید آن زمان چون حاج میرزا محمّدباقر حکیم باشی، صدرالاطبّاء، میرزا محمّد حافظ الصّحه و آقا شیخ اسداللّه حکیم قمیشه ای و غیره انجام داد.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص176.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص179.
3- تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص70.

ص: 112

مشارٌالیه از اطبّاء مورد احترام قاطبه اهالی اصفهان و به حذاقت و استادی معروف بود. در اواخر عمر، همّت به طبع و نشر آثار پدر نمود، و گلزار را به چاپ رسانید. خود نیز کتب چندی به نظم و نثر تألیف کرده است؛ از آن جمله:

1. منظومه حفظ الصّحه 2. هفت دام مالک 3. دیوان اشعار، و سرانجام او در شب پنج شنبه 9 رجب سال 1377 وفات یافت، و در جنب پدر در قریه دستگرد مدفون گردید(1). حاج سیّدعلی نوربخش متخلّص به «آزاد» مادّه تاریخ او را چنین گفته است:

یکی شد از جنان بیرون و گفتا بهر تاریخش: «چنان آمد محل دکتر ابراهیم انواری»(2)

ابراهیم

ابراهیم بن عبداللّه (و یا ابراهیم بن محمّد) از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است، از ولید بن مسلم روایت می کند، شیخ ابومسعود رازی از او حدیث نوشته، و محمّد بن ابراهیم بن شبیب از وی روایت کرده است(3).

183

ابراهیم شاهین

قاضی ابواسحاق ابراهیم شاهین بن عبداللّه، از محدّثین اصفهان است. وی به اصفهان آمده است.

احمد بن محمّد بن ابراهیم از او روایت می کند، و خود از یحیی بن معین نقل حدیث می نماید.(4)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن عبداللّه اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از ابوالعبّاس احمد بن محمّد بن ازهر سجزی روایت می کند، و اسماعیل بن محمّد بن عصام از او نقل حدیث می کند.(5)


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص785.
2- مزارات اصفهان، ص214.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص180.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص195.
5- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص138.

ص: 113

سجزی از قرای رویدشت است، و در زمان حاضر آن جا را سگزی می گویند.

[ابوالعبّاس احمد سجزی منسوب به سجستان یا سیستان است، و ربطی به قریه سجزی اصفهان ندارد. به شرح حال احمد بن محمّد بن از هرسجستانی رجوع شود].

ابراهیم قصّار

ابواسحاق ابراهیم قصار بن عبداللّه بن اسحاق بن جعفر بن زکریّا بن یحیی بن شهمردان معدّل اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. در سال 270ق متولّد شده، و برای اخذ حدیث به شهرهای مختلف ازجمله بغداد، شام و نیشابور سفر کرده است. وی از حسن بن محمّد دارکی، ولید بن ابان، ابراهیم بن محمّد بن حسن اصفهانی در اصفهان، و از ابی بکر بن خزیمه و ابی العبّاس سرّاج در نیشابور، و صالح بن ابی الاصبغ در جزیره سامره و محدّثین هم طبقه او اخذ حدیث نموده است. وی در سنّ 103 سالگی در سال 373ق در نیشابور وفات یافت.(1)

ابراهیم بادرانی

ابواسحاق ابراهیم بن عبداللّه بن محمّد بادرانی اصفهانی از علماء و محدّثین اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری است. وی در ذی الحجّه 516ق وفات یافت.

در معجم البلدان گوید: بادران از قرای اصفهان و به قولی از نایین است(2)، به نظر حقیر، بادران همین قریه باغ بهادران لنجان علیا می باشد.

ابراهیم تاجر

ابواسحاق ابراهیم بن عبداللّه بن محمّد بن خُرشید قوله تاجر اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. مشارٌالیه دایی عبداللّه و محمود پسران احمد بن


1- تاریخ بغداد، ج6، ص127؛ ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص201؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص286 و 373.
2- معجم البلدان، ج1، ص316؛ اللباب، ج1، ص104.

ص: 114

محمود می باشد. از ابن عقده، ابن مَخلد، ابوعبداللّه حسین بن اسماعیل محاملی، ابوسعید احمد بن محمّد بن زیاد اعرابی روایت می کند، و ابواسحاق قفّال، ابوالحسن عبیداللّه بن محمّد بن اسحاق و ابومنصور بن شکرویه از او نقل حدیث نموده اند. وی در صفر 400ق وفات یافت.(1)

ابراهیم مدینی

ابواسحاق ابراهیم بن عبداللّه بن معدان مدینی اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از محمّد بن حمید و محدّثین ری و مصر نقل حدیث می کند. ابراهیم مدینی در سال 294ق وفات یافت(2).

سیّدابراهیم حسینی خوراسکانی*

سیّدابراهیم بن سیّد عبداللّه حسینی خوراسکانی اصفهانی از فضلای قرن یازدهم هجری است. وی در سال 1089ق نسخه ای از کتاب النّهایه فی غریب الحدیث تألیف ابن اثیر را به خطّ نسخ بسیار زیبا کتابت نموده، و در دارالکتب المصریّه موجود بوده است.(3)

سیّدمحمّدابراهیم شمس آبادی

آقا سیّدمحمّدابراهیم بن سیّدعبداللّه موسوی شمس آبادی، عالم فاضل و فقیه کامل، در سال 1294ق در اصفهان متولّد [شد]، و در اصفهان نزد ملاّمحمّدباقر فشارکی، شیخ محمّدتقی آقا نجفی، جهانگیرخان قشقایی، میرزا محمّدحسن نجفی، آخوند ملاّمحمّد کاشی، میرزا محمّد هاشم چهارسوقی و پدر دانشمندش سیّدعبداللّه شمس آبادی تحصیل نمود.

سپس به نجف اشرف مهاجرت نمود، و از محضر مرحوم آیت اللّه سیّدمحمّدکاظم یزدی بهره های علمی برد، و در فقه و اصول و فلسفه و حکمت، صاحب نظر گردید، و از استاد خود اجازه اجتهاد و روایت اخذ نمود، سپس به اصفهان


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص204؛ احقاق الحق، ج15، ص339؛ تبیین کذب المفتری، ص429؛ التّحبیر، ج2، ص289؛ تاریخ بغداد، ج10، ص143.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص190.
3- خورشید جی، ص292.

ص: 115

بازگشت، و به تدریس و ارشاد و اقامه جماعت مشغول شد. او سرانجام در سال 1357ق به عارضه سکته وفات یافت، و در تکیه ملک در تخت فولاد مدفون [شد]، و در سال 1363 به نجف اشرف نقل شد، و در وادی السّلام، جنب پدر و جدّ خود مدفون گردید. ایشان عالمی غیور و در امر به معروف و نهی از منکر، متعصّب و کوشا بود. میرزا حسن خان جابری جهت تاریخ وفات صاحب عنوان چنین سروده است:

لقد جاء خمس ثم قالوا: «من الاحد سلامٌ علی ابراهیم طاب ثراه»

(1357 = 5 + 1352)(1)

ابراهیم قاسانی

ابراهیم بن عبداللّه قاسانی، از محدّثین اصفهان است. از ابومصعب روایت می کند، و ابواحمد محمّد بن احمد بن محمّد بن ابراهیم از او نقل حدیث می نماید.(2)

ابراهیم اشعری مدینی

ابراهیم بن عبدالواحد اشعری مدینی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم و چهارم هجری است. یوسف بن محمّد مؤذّن از او روایت می کند، و خود اشعری از ابی داوود روایت حدیث می نماید.(3)

ابراهیم ابهری

ابراهیم بن عثمان بن عمیر ابهری اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از ابوسلمه موسی بن اسماعیل تبوذکی روایت می کند. محمّد بن محمّد بن یونس ابهری از او نقل حدیث می نماید.(4)


1- تحفه الابرار، ج2، صص520 521؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص843؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص285؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص202؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص194 195.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص194.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص180.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص187؛ الانساب، ج1، ص105؛ معجم البلدان، ج1، ص83.

ص: 116

سیّدمحمدابراهیم میرشفیعیان

(سیّدمحمدابراهیم شفیعیان موسوی سدهی، عالم زاهد پارسا، امام جماعت و مدرس مدرسه شفیعیه اصفهان. در اصفهان از درس آخوند ملا محمد حسین فشارکی، میرزا علی آقا شیرازی و دیگران استفاده کرد. عمر خود را به زهد و تقوا و بندگی حق گذراند و در سال 1370ق وفات نمود و در تکیه آقا باقر دردشتی مدفون گردید)(1)

شیخ محمّدابراهیم کلباسی

شیخ محمّدابراهیم کلباسی نجفی بن شیخ علیّ بن شیخ میرزا حسین بن آقا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، از علماء و فضلای عالی قدر معاصر است. در سال 1322ق در نجف اشرف متولّد شد، و از سنّ دوازده سالگی به تحصیل علوم دینی پرداخت. سطح را نزد علمای عالی قدر مشکینی و ایروانی، حکمت را نزد آقا شیخ احمد آشتیانی و خارج را در خدمت حاج میرزا حسین نایینی، آقا سیّدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدّین عراقی طی نمود.

وی سال ها امام جماعت مسجد حاج آقا رضا همدانی در نجف بود. ایشان صاحب چندین تألیف ارجمند است که از آن جمله است: 1. تقریرات درس میرزای نایینی در سه جلد 2. حاشیه بر کفایه الاصول 3. درّه المقال، تقریرات درس آقا سیّدابوتراب خوانساری 4. الصّلاه الیومیّه، مطبوع 5. مناسک حج، مطبوع 6. منهاج الاصول، مطبوع در پنج جلد 7. منهاج التّقوی، شرح بر عروه الوثقی 8. منهاج المتّقین، مطبوع که رساله عملیّه ایشان است 9. نخبه الاحادیث فی الوصایا و المواریث، مطبوع 10. هدایه المسترشدین، تقریرات درس فقه آقا ضیاءالدّین عراقی.

این عالم گران مایه در سال 1407ق در نجف اشرف وفات نمود(2).


1- جلوه افلاکیان نوشته رحیم قاسمی، مخطوط.
2- نقباءالبشر، ج1، ص18، ماضی النّجف، ج3، ص232؛ مصفّی المقال، ص10؛ معجم المؤلفین العراقیین، ج1، ص53؛ مستدرکات اعیان الشیعه، ج10، ص12؛ معجم رجال الفکر، ج3، ص1068؛ بیان المفاخر، ج2، ص169؛ الذّریعه، ج8، ص135 و ج4، ص368 و ج6، ص186 و ج23، ص156؛ خاندان کلباسی، صص164 165.

ص: 117

ابراهیم مقری

ابراهیم بن علیّ بن عاصم بن راذان مقری، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی از محمّد بن عمر بن رسته روایت می کند، و فرزندش ابوبکر محمّد بن ابراهیم مقری از او نقل حدیث می نماید(1).

ابراهیم اصفهانی

ابواسحاق ابراهیم بن علیّ بن عیسی اصفهانی، از محدّثین اصفهان و ثقه بوده، در اصفهان، عراق و مکّه استماع حدیث نموده است.(2)

شیخ ابراهیم خوانساری

شیخ برهان الدّین ابواسحاق ابراهیم بن زین الدّین ابوالحسن علیّ بن یوسف بن علی خوانساری اصفهانی از فضلای قرن دهم هجری، و از شاگردان و مجازین از شیخ علیّ بن عبدالعالی کرکی (محقّق کرکی) است.

ملاّ عبداللّه افندی نسخه ای از کتاب کشف الغمّه اربلی را دیده است که در پشت کتاب، اجازه کرکی به ابراهیم به سال 924ق نوشته شده بود، و محقّق کرکی، شاگرد خویش را بسیار مدح و تجلیل نموده بود.(1)

دکتر سیّدابراهیم نعمت اللّهی

دکتر سیّدابراهیم نعمت اللّهی فرزند حاج میرزا علی اکبر پاقلعه ای (موافق علی شاه) بن میر محمّداسماعیل (صابر علی دوم) بن حاج میرزا محمّد بن میرزا ابوالقاسم مدرّس


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص194.
2- تاریخ نیشابور، ص162.

ص: 118

خاتون آبادی، از دانشمندان معاصر، و استاد دانشکده پزشکی در سال 1283ش مطابق با 1321ق در اصفهان متولّد شد. پس از تحصیل دوره ابتدایی و متوسّطه به تهران رفت، و در دانشکده پزشکی تحصیل نمود، سپس در سال 1307ش جزو اوّلین دانشجویان ایرانی در رشته پزشکی به فرانسه رفت، و به تحصیل پرداخت، و به اخذ درجه دکترا نائل آمد. دو سال در فرانسه و یک سال در ایتالیا به خدمت پرداخت، سپس به ایران بازگشت، و به تدریس پزشکی در رشته فیزیولوژی پرداخت. استادی رشته فیزیولوژی و ریاست آزمایشگاه آن، بازرس آموزشگاه های بهداری شهرستان ها و سرپرستی دانشکده های پزشکی، جزو سمت های دولتی او به شمار می رفت. وی سرانجام در 4 رجب 1401ق در تهران وفات یافت، و جنازه اش به اصفهان منتقل و در بقعه تکیه آقاباشی در تخت فولاد مدفون گردید. کتب زیر از او است:

1. اصول تغذیه و ویتامین ها و آویتامینوزها و فواید ورزش 2. فیزیولوژی عمومی و اختصاصی اعصاب 3. فیزیولوژی، دو جلد 4. فیزیولوژی ترشّحات داخلی و خارجی 5. فیزیولوژی غدّه های مترشّحه داخلی.(1)

ملاّمحمّدابراهیم دهکردی

ملاّمحمّدابراهیم بن علی اکبر بن علی جان دهکردی اصفهانی وی سال ها در اصفهان به درس حاج سیّدمحمّدباقر شفتی (حجّت الاسلام) و دیگران حاضر شد. تا به درجه رفیع اجتهاد نائل گردید.

در مسجد محلّه نو اصفهان امامت می نمود. پس از مراجعه خوانین و مردم چالشتر به سیّدحجّت الاسلام، و درخواست جهت اعزام عالمی شایسته، مرحوم سیّد، طیّ نامه ای به تاریخ 21 ذی الحجّه 1246ق مشارٌالیه را به آن ناحیه می فرستد. صاحب عنوان، جدّ خاندان آل ابراهیم دهکردی می باشد.(2)


1- راهنمای دانشگاه، ج2، ص57؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص69؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص52 53.
2- تاریخ و جغرافیای چهارمحال، ج1، ص593؛ بیان المفاخر، ج1، ص250.

ص: 119

ملاّمحمّدابراهیم زفره ای

ملاّمحمّدابراهیم [بن علی بهلول] زفره ای کوهپایه ای اصفهانی(1) عالم فاضل خوشنویس، [مرجع امور شرعی در قریه زفره بود، و خطّ نسخ را خوش می نوشت.

از آثار او کتابت قرآن مجید و زاد المعاد به خطّ نسخ زیبا است(2)]، وی در سال 1257ق وفات یافته است(3).

میرزا ابراهیم امین الواعظین

میرزا ابراهیم امین الواعظین فرزند حاج محمّدعلی تاجر اصفهانی، عالم فاضل و واعظ کامل، در سال 1257ق متولّد شده(4) و در این شهر تحصیل نموده است، ازجمله نزد حاج میرزا بدیع درب امامی، حاج سیّدمهدی نحوی و آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای تلمّذ کرد، و چندی نیز در اعتاب مقدّسه، نزد اعاظم فقهای آن دیار خصوصا میرزای شیرازی حاضر شد، و در حدود 1325 به ایران مراجعت نمود. مدّتی در اصفهان و گاهی در یزد ساکن بود. در اواخر عمر، در سده ماربین و روستاهای حوالی آن جا به وعظ و خطابه مشغول بود(5)، و سرانجام در 21 ربیع الثّانی 1359ق در محلّه فروشان سده وفات یافت، و در قبرستان خوزان سده مدفون گردید.(6) وی تألیفاتی داشته که از آن جمله است: 1. امان الخائفین، در امامت 2. براهین الباهر، در مذمّت دنیا و مدح آخرت 3. تحفه المعاد للعباد 4. روح العالمین، در توحید 5. شهاب الثّاقب در مدح امام غائب (عج) 6. طریقه الحق، در نبوّت 7. کهف العارفین، در اخلاق و غیره از نظم و نثر 8. قصیده ای در مرثیّه استادش میرزای شیرازی گفته، و نام عدّه ای از علماء را مذکور داشته است.(7)


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص209.
2- مجلّه کتابداری، دفتر 32 و 33، ص7.
3- مزارات اصفهان، ص424.
4- خلد برین یا تاریخ گویندگان اسلام، ج1، ص102.
5- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص114 115.
6- مکارم الآثار، ج6، ص2092.
7- نقباءالبشر، ج1، صص19 20؛ الذّریعه، ج2، ص344؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص376.

ص: 120

میرابراهیم قزوینی*

میرابراهیم فرزند میرعماد حسنی قزوینی، خوشنویس خطّ نستعلیق، نزد پدر خود مشق خط کرده، پس از شهادت پدر به خراسان رفت، و عاقبت در قزوین ساکن شد، و همان جا وفات یافت.(1)

ابراهیم

ابراهیم بن عمّار بن زید، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است.

او از سلمه بن شبیب حدیث نقل می کند، و ابوعلیّ بن عاصم از وی حدیث روایت می نماید.(2)

205

ابراهیم اصفهانی

ابواسحاق ابراهیم بن عمر بن ابراهیم اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. در بلخ ساکن بوده، و از ابوالقاسم محمود بن محمّد بن خلف سهاوری اسفرائنی از او اخذ حدیث کرده است.(3)

ابراهیم جرواءانی

حاج ابراهیم بن عمر بن حفض بن معدن جرواءانی اصفهانی از محدّثین قرن سوم هجری است. وی از بکر بن بکار، سلیمان بن حرب، علیّ بن عبدالحمید، محمّد بن اَبان و حسین بن حفص روایت می کند، و هارون بن سلیمان و محمّد بن یحیی بن منده و محمّد بن احمد بن یزید از او نقل حدیث می کنند. وی در سال 251ق وفات یافت.(4)


1- احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص20.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص197.
3- معجم البلدان، ج7، ص345.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص181؛ آثار ملّی اصفهان، ص202.

ص: 121

ابراهیم سعدی مدینی

ابواسحاق ابراهیم بن عون بن راشد سعدی مدینی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. ابوعبداللّه محمّد بن احمد ابهری و محمّد بن احمد بن یزید از او روایت کرده اند. خودش از مسلم بن سلیم ضبی، حجّاج بن نصیر، وکیع، عبیداللّه بن موسی، قبیصه و ابن عُیَینَه نقل حدیث نموده است.

صاحب عنوان در مدینه (شهرستان) اصفهان ساکن بوده، و در سال 244ق وفات یافته است.(1)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن حاج میرزا عیسی اصفهانی ادیب، از دانایان به علوم تجوید بوده، و از آثار او: 1. شجره التّجوید 2. وجیزه التّجوید، در سال 1330ق به چاپ رسیده است.(2)

ابراهیم زاهد

ابواسحاق ابراهیم بن عیسی زاهد اصفهانی، از عرفاء و متصوّفه قرن سوم هجری است. از مصاحبان معروف کرخی است، و کراماتی از او نقل شده است. وی در سال 247ق وفات یافت.

از ابی داوود و شبابه بن سوار و مروان بن محمّد مقری روایت حدیث نموده، و احمدمحمّد مدینی بزاز و نصر بن هشام از او روایت می کنند.(3)

ابراهیم معدّل

ابواسحاق ابراهیم بن فرقد اصفهانی معدّل، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص173.
2- مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص34.
3- لغت نامه دهخدا، ج1، ص263؛ ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص180؛ هفت اقلیم، تصحیح جواد فاضل، ج2، ص343؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص286 و 373.

ص: 122

است. از روح بن مسافر روایت می کند، و عامر بن ابراهیم از وی نقل حدیث می نماید.(1)

ابراهیم نایینی

ابواسحاق ابراهیم بن فسان شاه بن ززا نایینی، از محدّثین اصفهان است. وی از ابوحامد بن محمّد بن یحیی بن بلال نیشابوری روایت می کند، و حافظ ابونُعیم اصفهانی از او نقل حدیث می نماید.(2)

ابراهیم ابار

حافظ ابونصر ابراهیم بن فضل بن ابراهیم ابار اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است.

او در بازار اصفهان می ایستاده، و از حفظ حدیث می گفته است؛ امّا او را کذّاب و وضّاع الحدیث نوشته اند. از عبدالرّحمان بن منده استماع حدیث کرده است. وفات او در سال 530ق اتّفاق افتاد.(3)

ابراهیم باطرقانی

ابراهیم بن قاسم بن یونس بن عبدالملک باطرقانی شیبانی ورّاق، از محدّثین قرن سوم هجری است.

وی از شیخ ابومسعود احمد بن فرات رازی حدیث روایت می کند.(4)

میرزا ابراهیم قاجار

میرزا ابراهیم فرزند قبا بیک قاجار، از فضلاء و خوشنویسان قرن یازدهم هجری است.


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص175.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص204.
3- تاریخ نیشابور، ص166؛ میزان الاعتدال، ج1، ص25؛ مرآه الجنان، ج3، ص257؛ مقتبس الاثر، ج2، ص246؛ اللباب، ج1، ص106؛ الوافی بالوفیات، ج5، ص68؛ معجم المؤلّفین، ج1، ص74.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص196.

ص: 123

در مدرسه والده شاه صفی در اصفهان ساکن بوده، و از راه کتابت، امرار معاش می کرده است. مردی بوده در نهایت صلاح و در کمال فلاح. در حدود سال 1083ق تدریس در مشهد مقدّس به او تفویض شد، و او به آن جا رفت.

وی نخستین جزء کتاب مبسوط شیخ طوسی را در 25 رجب 1054ق کتابت نموده که به شماره 1887 در کتابخانه ملّی ملک در تهران وجود دارد. هم چنین در بین سال های 1054 تا 1066ق چند برگ از یک جنگ را با مطالب متنوّع ازجمله حدیث تزویج حضرت زهرا سلام اللّه علیها را کتابت نموده است. این مجموعه به شماره 1451 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.(1)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن قتیبه اصفهانی، از راویان و محدّثان شیعه در قرن سوم هجری است. شیخ طوسی و نجاشی در کتاب خود از او نام برده اند، و ابن شهر آشوب در معالم العلماء نوشته است: وی کتابی دارد. احمد بن محمّد بن خالد برقی از او حدیث نقل می کند.(2)

ابراهیم اسدی کاشانی

ابراهیم بن قرّه اسدی قاسانی (کاشانی) معروف به «اصم» از محدّثین قرن دوم و سوم هجری است. از مصاحبان ثوری بوده، و از گفتار او کتابی تصنیف نموده (جامع)، و نزد او قرائت نموده است.

ابراهیم بن ایّوب

محمّد بن حمید و ابوحجر عمرو بن رافع از او روایت می کنند. وی در سال 210ق


1- تذکره نصرآبادی، ج2، ص762؛ فهرست ملک، ص631؛ فهرست مرعشی، ج4، ص239.
2- اعیان الشّیعه، ج5، ص321؛ منهج المقال، ص25؛ الذّریعه، ج6، ص305، معالم العلماء، ص5؛ مجمع الرّجال، ج1، ص62؛ فهرست، شیخ طوسی، صص15 16؛ نقد الرّجال، ص12؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص197 198؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، ص277؛ تهذیب المقال، ج1، ص325.

ص: 124

وفات یافت. فرزندش اسحاق نیز محدّث بوده، و در مصر ساکن شده است.(1)

سیّدابراهیم میرباقری دهاقانی*

سیّدابراهیم میرباقری بن حاج میرزا کریم دهاقانی اصفهانی، عالم فاضل، در دهاقان متولّد شده، و در اصفهان نزد جمعی از علماء ازجمله جهانگیرخان قشقایی تحصیل نمود وی مدّت دوازده سال در آبادان معاون دادگستری بود، سپس در سال 1360ق به زادگاه خود بازگشت، حوزه درسی و علمی در آن جا تشکیل داد، و شاگردان فراوانی را تربیت نمود. مدّتی نیز امام جمعه دهاقان بود، در اواخر عمر به کامفیروز فارس رفت، و در آن جا وفات یافت، و همان جا دفن شد.(2)

ابراهیم حبال

ابراهیم بن کوفی حبال اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از حسن بن موسی و عبدالوهاب خفاف روایت می کند. ابوعبدالرّحمان مقری و ابوبکر محمّدجعفر بن محمّد بن سعید از او نقل حدیث می کنند.(3)

شیخ ابراهیم جیلانی

شیخ ابراهیم بن محراب بن ابراهیم بن خلیل لاهیجانی گیلانی عالم فاضل محقّق. در اصفهان ساکن بود.

این کتاب ها از او است:

1. حواشی بر کتب اربعه 2. شرح خطبه شقشقیّه امیرالمؤمنین علیه السلام 3. شرح بر صحیفه سجّادیّه 4. شرح بر نهج البلاغه در هشت مجلّد. وی از شاگردان علاّمه مجلسی و مجاز از او در سال 1090ق است. قبرش در تخت فولاد اصفهان است.(4)

[صاحب اعیان الشیعه قبر صاحب عنوان را در تخت فولاد دانسته، ولی مأخذ خود را بیان نکرده است].

میرزا محمّدابراهیم مشیرالاسلام

میرزا محمّدابراهیم مشیرالاسلام فرزند ملاّمحمّدمحسن بن ملاّمحمّد شفیع خویی، از فضلای اصفهان در قرن چهاردهم هجری.


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص172؛ طبقات المحدّثین، ج2، ص178؛ الانساب، ج4، ص427.
2- سیمای دهاقان، صص290 291.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص177.
4- اعیان الشّیعه، ج10، ص511؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص8؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص97؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص337.

ص: 125

وی در مهرماه 1328ش وفات یافت، و در آرامگاه خانوادگی خود در تخت فولاد جنب تکیه خوانساری ها مدفون شد.(1)

محمّدابراهیم قزوینی

آقا محمّدابراهیم بن حاج آقا محمّدابراهیم قزوینی اصفهانی عالم فاضل، در اصفهان متولّد شد، و در این شهر تحصیل نموده، و به افتخار دامادی آقا سیّداسداللّه بیدآبادی فرزند حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی نائل آمده است.

سال وفات او معلوم نیست، و احتمالاً مدفن او در قبرستان آب بخشان اصفهان بوده است.(2)

ابراهیم نائله

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن حارث بن میمون مدینی اصفهانی معروف به «ابراهیم بن نائله» از محدّثین قرن سوم هجری است. نائله نام مادر او است. وی از بسیاری از محدّثان، حدیث نقل کرده است که از آن جمله است: احمد بن حاتم، جعفر بن محمّد بن یزید، سلیمان بن داوود، علیّ بن بشر، عمّار بن هارون و محمّد بن مغیره.

جمعی نیز از ابراهیم بن نائله روایت می کنند ازجمله: ابوبکر بردعی، احمد بن بندار، احمد بن اسحاق، احمد بن محمّد بن کوفی، اسماعیل بن عمرو بجلی، جعفر بن محمّد، محمّداسحاق بن عمران. صاحب عنوان در سال 291ق وفات یافت.(3)

ابراهیم قرابه

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد معروف به «قرابه بن شریک» از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است، از سعید بن سلام روایت می کند. اسید بن عاصم و محمّد بن ابان مدینی


1- سیری در تاریخ تخت فولاد، ص150.
2- بیان المفاخر، ج2، صص167 168.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص85 و 158 و 242.

ص: 126

از او نقل حدیث می کنند.(1)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن محمّد حافظ اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. وی از احمد بن حسن بن آذینوه اصفهانی حدیث روایت می نموده است.(2)

سیدابراهیم بیرجندی*

سیّدابراهیم بن محمّد حسینی بیرجندی، از فضلای قرن دوازدهم هجری است در اصفهان سکونت داشته، و در سال 1185ق نسخه ای از حاشیه شرح مختصر تألیف شریف جرجانی را کتابت نموده است.(3)

شیخ ابراهیم ریاضی نجف آبادی*

حاج شیخ ابراهیم ریاضی نجف آبادی فرزند آقامحمّد، عالم فاضل فقیه محقّق، زاهد متّقی، در سال 1323ق در نجف آباد متولّد شد، و تا هیجده سالگی به زراعت پرداخت. در این هنگام به اصفهان رفت، و نزد شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، میرزا محمّدصادق خاتون آبادی، میرسیّدعلی نجف آبادی، آقا سیّدمحمّد نجف آبادی، شیخ محمّد حکیم خراسانی و شیخ محمود مفید تحصیل نمود. سپس به قم مهاجرت نموده، و نزد آیات عظام و علمای اعلام، حائری یزدی، شاه آبادی، شیخ محمّدعلی قمی، سیّدمحمّد حجّت و میرزای همدانی و دیگران تحصیل نموده، به اجتهاد نائل آمد. سرانجام پس از مدّتی تدریس سطوح عالیه، به دعوت شیخ احمد حججی، از قم به نجف آباد بازگشت، و به تدریس در حوزه علمیّه نجف آباد پرداخت.

وی علاوه بر تدریس، در ارشاد مردم و رفع خصومات و رفع گرفتاری نیازمندان اهتمام


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص177.
2- مقتبس الاثر، ج2، ص206.
3- فهرست مجلس، ج1، بخش سوم، ص1137.

ص: 127

فراوان داشت. او در فقه، اصول، حکمت، ریاضیات و کلام، صاحب مهارت فراوان بود.

از اقدامات ارزنده او تأسیس مدرسه علمیّه معروف به «مدرسه الحجّه»، احداث حسینیه اعظم و مسجد صفا در نجف آباد و تربیت ده ها شاگرد فاضل است. سرانجام این عالم ربّانی در 15 صفر 1374ق بر اثر سکته قلبی در سنّ 56 سالگی وفات یافت، و در حسینیّه اعظم نجف آباد مدفون شد. تألیفات ایشان: 1. رساله در اخلاق 2. مختصری در عقاید.(1)

میرزا محمّدابراهیم قاضی

میرزا محمّدابراهیم بن غیاث الدّین محمّد خوزانی اصفهانی عالم فاضل و فقیه جلیل القدر، از بزرگان و محدّثان برجسته قرن دوازهم هجری. میرزا عبدالنّبی قزوینی از معاصران او گوید: «متمهدا فی الفقه و اصوله و حاذق فی الحکمه و فصوله، دقیق الذّهن، جیّد الفهم، عمیق الفکر، کامل العلم، صاحب التّقریر الفائق و التّحریر الرّائق». در اصفهان به تحصیل پرداخته، و از جمعی از بزرگان فقهاء و محدّثین، مفتخر به اخذ اجازه گردیده است که از آن جمله اند: میرمحمّدحسین خاتون آبادی، میرمحمّدباقر خلیفه سلطانی، شیخ حسین ماحوزی، میرزا محمّدرحیم سبزواری، ملاّمحمّدقاسم هزارجریبی و ملاّمحمّدطاهر بن مقصودعلی اصفهانی.

[اساتید ایشان نیز عبارت اند از ملاّعلی نقی بن محمّدتقی کمره ای، ملاّمحمّد نصیر گلپایگانی و محمّدحسن خواهرزاده او، نظام الدّین حسین بن محمّد اسماعیل خادم، ابی البرکات بن محمّداسماعیل، جمال الدّین محمّد بن نظام الدّین حسن، ملاّکمال الدّین محمّد فسوی و ملاّابوالحسن فتونی عاملی].

در اصفهان به تدریس مشغول بود، سپس قاضی اصفهان شد، و سرانجام قاضی عسکر نادرشاه گردید، و در سال 1160ق به دستور نادرشاه او را شهید نمودند، گویند مدفن او در قبرستان آب بخشان اصفهان است. کتب ورساله های زیر از آثار او است:

1. تفسیر آیه «وَ إِذا قری ء الْقُرْآن» 2. تفسیر قرآن 3. حواشی بر کتب اربعه 4. رساله در تحریم غنا 5. رساله در این که درهم و دینار مانند هم است یا قیمت در آن ها معتبر می باشد. 6. رساله در مشروعیّت تلقین میّت جهت اطفال و غیره.(2)


1- گنجینه دانشمندان، ج7، صص300 301؛ دیباچه دیار نون، صص176 177؛ سیمای دانشوران در شرح حال علماء، صص95 99 آیینه اهل قلم، صص53 54.
2- تتمیم امل الآمل ص57؛ نجوم السّماء، صص264 و 231؛ فهرست رضوی، ج5، ص428؛ میراث اسلامی ایران، ج7، صص155 158؛ فوایدالرّضویّه، ج1، ص8؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص144؛ راهنمای دانشوران، ج1، ص259؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص339؛ روضات الجنّات، ج7، ص124؛ الکواکب المنتشره، ص690؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص115 116؛ مزارات اصفهان، ص26.

ص: 128

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از سلیمان شاذکونی روایت می نماید، و احمد بن اسحاق از خود او نقل حدیث می کند.(1)

ابراهیم دواتی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم بن احمد دواتی اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری. از ابومظفّر منصور سمعانی، قاضی ابومنصور بن شکرویه، ابوعبداللّه قاسم بن فضل ثقفی و ابومحمّد رزق اللّه تمیمی روایت می کند. ابوعلی حسن بن بشیر بن عبداللّه نقّاش مهاد ملنجی، از او حدیث شنیده است. وی ساکن محلّه خوز (خوزیان) اصفهان بوده، و در سال 548ق وفات یافته است(2).

ابراهیم اصفهانی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم اصفهانی بلخی از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است.

در بلخ ساکن بوده [است]، و ابوالمکارم محمّد بن عمر بن امیرجه بن ابوالقاسم بن ابوسهل بن ابوسعد عبداللّه بن عبیداللّه بن عبدالرّحمان اشبهی بلخی، ابوالمحاسن مسعود بن محمّد بن غانم هراتی و ابوالقاسم محمود بن خلف لاهوری ساکن اسفراین، از وی استماع حدیث کرده اند.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص192.
2- التّحبیر، ج1، ص74.
3- التّحبیر، ج2، صص170 و 301 و 281.

ص: 129

ابراهیم اصفهانی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم اصفهانی تاجر، از محدّثین قرن ششم هجری است.

ابوالفتح محمّد بن محمّد بن عبداللّه بن محمّد بسطامی خورنقی از او روایت می کند، و خورنق از قرای بلخ است.(1)

ابراهیم رفاعی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم رفاعی از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.

وی از محمّد بن سلیمان بن حارث باغندی کبیر روایت می کند، حافظ ابونُعیم اصفهانی می گوید: وی را درک کردم ولی موفّق به شنیدن روایت از او نشدم.(2)

ابراهیم طیّان

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن ابراهیم قفّال طیّان اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری است.

از ابراهیم بن خورشید روایت می کند، و ابوالوفا اسماعیل طرقی از او روایت می کند. در ماه صفر 480ق وفات یافته است.(3)

ابراهیم اسلمی

ابراهیم بن محمّد بن ابی یحیی اسلمی، از محدّثان اصفهان در قرن دوم هجری است. وی از عبداللّه بن دینار، علاء بن عبدالرّحمان و ابی عمرو ابن محمّد حدیث روایت می کند، و ابن جریح، محمّد بن ادریس شافعی و حسین بن حفص از او نقل حدیث


1- معجم البلدان، ج2، ص401.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص203.
3- التّحبیر، ج1، ص98.

ص: 130

می نماید. وی در مدینه (شهرستان) اصفهان ساکن بوده، و در سال 184ق وفات یافته است.(1)

ابراهیم اصفهانی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن اصفهانی، از محدّثین اصفهان و امام مسجد جامع اصفهان است، از عابدان و زاهدان عصر خود بوده، و در حفظ و نقل حدیث، اهتمام بسیار داشته، و در سال 302ق وفات یافته است.(2)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن محمّد بن بزرج (بزرگ) اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. محدّث ثقه صاحب اصول بوده، و از عمرو بن علی، محمّد بن سلیمان لوین، موسی بن عبدالرّحمان و نصر بن علی روایت می کند. عبداللّه بن محمّد بن جعفر از او استماع حدیث نموده است.(3)

ابراهیم اصفهانی

ابراهیم بن محمّد بن حسن اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از احمد بن ولید بن برد انطاکی نقل حدیث نموده است. سلیمان بن احمد طبرانی نیز از ابراهیم اصفهانی روایت می کند.(4)

ابراهیم ثقفی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن حسن اصفهانی ثقفی معروف به «طیّان» از علماء و محدّثین شیعه در قرن سوم هجری است. از حسین بن قاسم زاهد اصفهانی روایت حدیث


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص171.
2- مرآه الجنان، ج2، ص240.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص191؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص293.
4- احقاق الحق، ج10، ص670.

ص: 131

می کند. وی در سال 266ق وفات یافته است. کتاب اخبار حسن بن علیّ بن ابی طالب علیهم السلام از او است.(1)

ابراهیم اصفهانی

حافظ ابواسحاق ابراهیم اصفهانی فرزند محمّد بن حمزه بن عماره بن حمزه بن سیّار بن عبدالرّحمان بن حفص (برادرزاده ابومسلم خراسانی) از محدّثین اصفهانی در قرن چهارم هجری. از حضرمی مطیّن، محمّد بن عثمان بن ابی شیبه، محمّد بن نصر صائغ، احمد بن یحیی حلوانی، ابوشعیب حرّانی و یوسف بن قاضی روایت کرده، و از محدّثین عراقین، جزیره و حجاز روایت نموده است.

وفات او در 7 رمضان 353ق اتّفاق افتاد. وی «شیوخ» را جمع آوری و مسند را تألیف نموده است(2).

[صاحب عنوان، برادرزاده علیّ بن حمزه بن عمّاره مؤلّف کتاب قلائد الشّرف است].

ابراهیم کرمانی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن خلید کرمانی، از محدّثین است. در سال 290ق به اصفهان آمده، و در منزل خصیب بن سلم وارد شده است. راویان اصفهان از قول او احادیثی نقل کرده اند.(3)

ابراهیم ثقفی

ابواسحاق ابراهیم ثقفی کوفی بن محمّد بن سعید بن هلال بن عاصم بن سعد بن مسعود ثقفی، از مشاهیر محدّثان و دانشمندان شیعه در قرن سوم هجری. در اوّل، زیدی مذهب بوده، و سپس امامی شده، و برای تبلیغ مذهب شیعه به اصفهان آمده است. در


1- هدیه العارفین، ج1، ص3؛ میزان الاعتدال، ج1، ص29.
2- مرآه الجنان، ج2، صص3، 50؛ ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص199.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص194.

ص: 132

فضیلت او همین بس که ابونُعیم اصفهانی در حقّ او گفته است: «کان غالیا فی الرّفض». در اغلب کتب رجال و حدیث شیعه از گذشته تا امروز از او یاد شده، و او را ثقه دانسته اند. محمّد بن زید رطاب، عبّاس بن سرّی و عبدالرّحمان بن ابراهیم مستملی از او روایت می کنند. جماعتی از شیعیان قم از او درخواست کردند که از اصفهان که اغلب مردم آن اهل سنّت بوده اند به قم که جایگاه شیعیان بود بیاید؛ امّا او نپذیرفت، و تا آخر عمر در اصفهان بود تا آن که در سال 280 (و یا سال 283ق) وفات یافت.

از کتب او است:

1. اخبار زید بن علی 2. اخبار کشته شدگان از اولاد ابی طالب علیه السلام 2. قیام حسین بن علی علیه السلام 4. مقتل الحسین علیه السلام 5. مقتل امیرالمؤمنین علیه السلام 6. الجمل 7. فدک 8. صفّین 9. حکمین 10. نهروان 11. ما نزل القرآن فی امیرالمؤمنین علیه السلام 12. المودّه فی ذوی القربی 13. کشته شدگان از آل محمّد علیهم السلام 14. الغارات، مطبوع و غیره(1).

ابراهیم مؤدّب

ابوالقاسم ابراهیم بن محمّد بن سلیمان مؤدّب اصفهانی از محدّثین عامه اصفهان است.(2)

ابراهیم اصفهانی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن عبیداللّه بن عمر اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از اسید بن عاصم و طبقه او روایت حدیث می کند، و سلیمان بن


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص187؛ مفاخر اسلام، ج1، ص241 250؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج2، ص454؛ روضات الجنّات، ج1، ص51؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص131 و 132؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص121 122؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص362؛ الفهرست (شیخ طوسی)، صص16 18؛ الفهرست (ابن ندیم)، ص279؛ الانساب، ج3، ص137؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص201 203؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص286.
2- تاریخ اصفهان، جابری، ص286.

ص: 133

احمد از او روایت می کند.(1)

شیخ ابراهیم حرفوشی عاملی

شیخ ابراهیم بن محمّد بن علی حرفوشی عاملی کرکی، عالم فاضل و فقیه محدّث، در قرن یازدهم هجری در اصفهان می زیسته، و سرانجام در سال 1080ق در مشهد مقدّس وفات یافته، و همان جا مدفون گردیده است.

شیخ حرّ عاملی می نویسد: «من به تشییع جنازه او حاضر شدم»(2). ظاهرا از شاگردان پدرش و شیخ علیّ بن محمّد بن حسن عاملی نوه شهید ثانی بوده، و از ملاّتاج الدّین حسن اصفهانی [پدر بهاءالدّین محمّد اصفهانی = فاضل هندی [حدیث روایت نموده است.(3) از آثار او کتاب اجازات است که در مجلّدات اجازات بحارالانوار ضبط شده، و به طبع رسیده است(4).

صاحب عنوان، نسخه ای از حاشیه بر حاشیه خلیفه سلطان بر روضه البهیّه نوشته شیخ علیّ بن محمّد بن حسن عاملی را در 3 جمادی الآخر 1077کتابت نموده که در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی موجود است.(5)

هم چنین نسخه ای از المقنع فی الغیبه را در دوشنبه 8 شعبان 1070ق کتابت نموده است که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وجود دارد.(6)

ابراهیم کسایی

ابونصر ابراهیم بن محمّد بن علی کسایی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است. ابوبکر عبدالغفّار بن محمّد شیروی جنابدی و ابونجم بدر بن خلف بن یوسف فرکی حاجی اصفهانی از او حدیث نقل می کنند.(7)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص194.
2- امل الآمل، ج1، ص30؛ ریاض العلماء، ج1، ص28.
3- الرّوضه النّضره، صص4 5؛ مصفّی المقال، ص8.
4- الذّریعه، ج1، ص123.
5- فهرست مرعشی، ج9، ص60.
6- فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج17، ص95.
7- التّحبیر، ج1، ص466؛ اللباب، ج2، ص424؛ معجم البلدان، ج4، ص255.

ص: 134

ابراهیم سُریجانی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن فاخر بن محمّد بن یحیی فقیه سریجانی مدینی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.

وی از منیعی، ابن ابی داوود، محمّد بن هارون بن حُمید مجدّر و محدّثین بغداد و کوفه و بصره روایت می کند، و حافظ ابونُعیم اصفهانی از او روایت می نماید. او در ربیع الآخر سال 358ق وفات یافت.(1)

ابراهیم شجری

ابراهیم شجری فرزند محمّد بطحایی بن قاسم بن ابومحمّدحسن امیر مدینه بن زید بن امام حسن علیه السلام ، از سادات و امام زادگان عالی قدر اصفهان است که مطابق نوشته منتقله الطّالبیّه در اصفهان ساکن بوده، و قبر او در محلّه جیلان (چملان یا سنبلان) در باب مسجد سعید بن جبیر واقع بوده است.(2)] محلّ دفن امام زاده فوق، به درب امام معروف است].

ابراهیم اصفهانی

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن محمود اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از ابواحمد عبداللّه بن جعفر بن احمد بن فارس روایت می کند، و ابوبکر بن منجویه اصفهانی و ابوبکر فارسی از او نقل حدیث می نمایند.(3)

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن موسی

وکیل معروف به باقلاّنی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. متصدّی جمع آوری درآمد موقوفات مسجد جامع اصفهان بود. پس از سال 360ق وفات یافته


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص203.
2- منتقله الطالبیه، ص25؛ مزارات اصفهان، صص202 203؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص386 387.
3- احقاق الحق، ج14، ص536 و ج17، ص578 و ج5، ص578.

ص: 135

است. از حسن بن علی طوسی و علیّ بن سعید عسکری روایت می کند.(1)

میرزا ابراهیم آرتیمانی «ادهم»

میرزا ابراهیم متخلّص به «ادهم» فرزند میرزا رضی الدّین محمّد آرتیمانی شاعر ادیب، در سال 1020ق در اصفهان متولّد شد، و نزد علماء و فضلای این شهر به خصوص میرداماد تحصیل کرد، سپس به هند رفت.(2) در آن جا مدّتی مقرّب درگاه تقرّب خان از صاحب منصبان پادشاه هند بود؛ امّا به واسطه رفتار ناپسند به حبس افتاد(3) به سال 1060ق در سنّ چهل سالگی وفات یافت. از آثاراو ساقی نامه است.

این بیت از او است:

ای که آرام دل خود به جهان می خواهی بعد درویش اگر هیچ نباشی شاهی(4)

حاج محمّدابراهیم ملک التجّار

حاج محمّدابراهیم ملک التجّار فرزند حاج آقا محمّد، از تجّار نیکوکار و صاحب خیرات و مبرّات بسیار بوده، و در اصفهان شهرت بسیار داشته است.

از آثار خیریّه او: 1. تکیه ملک در تخت فولاد که آن را جهت مرحوم آخوند کاشی بنا کرد، و متأسّفانه در تغییر و تحوّل سال های اخیر به کلّی تخریب و نابود شد 2. مسجد ملک در محلّه پاقلعه 3. تیمچه ملک در بازار 4. انگورستان ملک که منزل مسکونی او بوده است. 4. اتمام ساختمان طارمی صحن مطهّر کاظمین علیهماالسلام 6. تعمیر اساسی بسیاری از مساجد اصفهان من جمله مسجد نور و رضوان 7. تعمیر کاروان سرای تخت فولاد. وی سرانجام در سال 1341ق وفات یافته، و در منزل مسکونی خود در محلّه پاقلعه اصفهان مدفون [شده[ است. مادّه تاریخ وفات او را میرزا حسن خان جابری انصاری چنین گفته است:

سر برون کرد ملک گفت که این ابراهیم ملکی بوده، و فردوس برین جایش بود(5)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص202.
2- کاروان هند، ج1، ص33.
3- تذکره نصرآبادی، ج1، ص509.
4- تذکره حسینی، ص31.
5- رجال اصفهان، ص46؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص122 123؛ مزارات اصفهان، صص72 73؛ تاریخ اصفهان و ری، ص387.

ص: 136

شیخ ابراهیم اصفهانی صنعانی

شیخ ابراهیم بن محمّد اصفهانی صنعانی، عالم فاضل و واعظ کامل، در بسیاری از علوم چون فقه، اصول، کلام، حدیث و ادبیّات صاحب نظر و متبحّر بوده، و در اصفهان مردم را موعظه می فرموده است. ازاصفهان به عین مهاجرت کرده، و در سال 1150 در عین ساکن شده، و همان جا وفات یافته است. مردم صنعا علاقه بسیار به او داشته، و در تشییع جنازه او عزاداری بسیار نمودند. قبرش در جنوب شهر صنعا زیارتگاه است. احمد بن حسین رکیعی مادّه تاریخ وفاتش را چنین سروده است:

هذا ضریح المواعظ المتّقی علاّمه العصر فصیح اللّسان

ناداه رضوان بتاریخه: «یا خلد ابراهیم اسنی الجنان»(1)

ابراهیم نجف آبادی

ابراهیم بن محمّد نجف آبادی اصفهانی، فاضل خطّاط نسخ نویس قرن سیزدهم هجری. از آثارش کتابت نسخه ای از الدّرر النّجفیّه که آن را در روز 20 ذی حجّه سال 1246ق به پایان رسانیده است. نسخه در کتابخانه دانشکده حقوق تهران موجود است.(2)

ابراهیم دبیر قهفرّخی

ابراهیم فرهنگ قهفرخی متخلّص به «دبیر» فرزند میرزا محمّد، شاعرادیب در قهفرّخ زندگی می کرد. ابتدا به «فرهنگ» تخلّص می کرد، و سپس آن را به «دبیر» تغییر داد. او به زادگاه خود به زراعت مشغول بود.(3)] در مطایبه و هزل، اشعاری سروده است، او در 19 آبان 1360ش در اصفهان وفات یافت، و در تکیه شهدا واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد].(4)


1- خلد برین یا تاریخ گویندگان اسلام، صص103 105؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص489؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص121.
2- فهرست حقوق، ص337.
3- تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص194.
4- تخت فولاد سرزمین جاویدان، نسخه تایپی.

ص: 137

ابراهیم جوزدانی

ابواسحاق ابراهیم بن مَعمَر بن شریس جوزدانی، از محدّثین اصفهان است. از عمرو بن حفص بن عمرو و ابوایّوب برادرزاده زریق حمصی و سلیمان بن عبدالرّحمان روایت می کند، و جعفر بن محمّد بن یعقوب و محمّد بن احمد بن یزید از او روایت حدیث می نمایند.(1) [جوزدان نام محلّه ای در اصفهان و روستایی در نجف آباد است، و ظاهرا صاحب عنوان منسوب به جوزدان اصفهان است].

ابراهیم متوکّلی

ابواسحاق ابراهیم بن ممشاد متوکّلی اصفهانی، از شعراء و ادبای قرن سوم هجری است. از مردم جی اصفهان است. در کتابت و بلاغت، از نوادر عصر خویش بوده، و به عربی شعر می سروده است. دبیر و ندیم متوکّل خلیفه عبّاسی بود، و پس از مرگ او از فرزندان خلیفه کناره گرفت، و به یعقوب لیث صفّاری پیوست. او را در شمار شاعران شعوبی آورده اند که به تحقیر نژاد عرب و تفاخر به ایرانی بودن خود نموده اند.(2)

ابراهیم کرانی

ابوالقاسم ابراهیم بن منصور بن ابراهیم سلمی کرانی اصفهانی معروف به «سبط بحرویه» از محدّثین اصفهان در قرن پنچم هجری است. در سال 362ق متولّد شده، و در سال 455ق وفات یافته است. ابوسهل محمّدابراهیم بن محمّد بن احمد بن ابراهیم بن علیّ بن سعدویه امین ترکی اصفهانی از او روایت می کند.(3)

دکتر ابراهیم چهرازی

دکتر ابراهیم چهرازی فرزند سیّدمرتضی موسوی لنجانی پزشک دانشمند و استاد


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص185.
2- نهضت شعوبیّه، صص246 247؛ معجم الادباء، ج2، ص19؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص122.
3- التّحبیر، ج2، ص55؛ سیر اعلام النّبلاء، ج18، ص73؛ الانساب، ج1، ص32.

ص: 138

دانشکده پزشکی در سال 1287ش در قریه «چهراز» لنجان متولّد شد. در اصفهان به تحصیل در مقطع ابتدایی و متوسّطه پرداخت، و در تهران به تحصیل در مدرسه دارالفنون مشغول شد، و پس از شرکت در کلاس های مدرسه طب در تهران به فرانسه رفت، و به تحصیل در رشته اعصاب و روان پرداخت، و به درجه دکترا نائل شد. وی پس ازبازگشت به ایران به تدریس در دانشکده پزشکی تهران و طبابت و خدمت در بیمارستان رازی، مرکز پزشکی قانونی، بیمارستان روزبه و سایر مراکز پزشکی پرداخت.

او از مؤسّسین و دبیر انجمن مبارزه با تریاک و الکل بوده است. پزشکی نیکوکار و خیرخواه بوده، و در رفع مشکلات هم نوعان خود از هیچ اقدامی فروگذار ننموده است. علاوه بر آن، دانشمندی محقّق و پرکار بود، و ده ها تألیف و مقاله را به رشته تحریر درآورد. برخی از تألیفات ایشان عبارت اند از:

1. اهلیّت تربیت فکری و روحی 2. سردرد و علل و طرق معالجه آن، چاپ شده 3. طبیب در جامعه، چاپ شده 4. امراض اعصاب محیطی و نخاع، چاپ شده 5. بیماری های مغز و پی جلد اوّل و دوم، چاپ شده 6. شاه نامه آخرش خوش است، و غیره.(1)

ملاّمحمّدابراهیم مقدّس

ملاّ محمّدابراهیم مقدّس بن محمّدمهدی، عالم عارف، در جمادی الآخر 1289ق وفات یافت، و در بقعه فیض مدفون شد.(2)

ابراهیم اسدی

ابواسحاق ابراهیم بن میمون اسدی اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.

از محمّد بن سلیمان معروف به «لوین» روایت می کند، و محمّد بن احمد بن ابراهیم از


1- زندگی نامه پزشکان نام آور معاصر ایران، ج2، صص73 77،مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص47.
2- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص196؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص123؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص168.

ص: 139

وی نقل حدیث می نماید.(1)

ابراهیم صائغ

ابراهیم بن میمون بن صائغ، از طبقه محدّثین اصفهان است که به خراسان انتقال یافته، و در آن جا در سال 131 به دستور ابومسلم خراسانی کشته شده است.

وی از عطا روایت می کند، و ابوحمزه داوود بن ابی الفرات از وی نقل حدیث می نماید.(2)

ابراهیم اصفهانی

ابو بشر ابراهیم بن ناصح ملقّب به فورویه بن معلی بن حماد اصفهانی صاحب مناکیر و متروک الحدیث. ازمحدّثین اصفهان است. از سفیان بن عُیَینه، نصر بن شمیل و پدرش ناصح روایت می کند، و احمد بن جعفر بن سعید، محمّد بن احمد بن یزید و یوسف بن یحیی از او نقل حدیث کرده اند.(3)

ابراهیم نوید*

ابراهیم شریفی متخلّص به «نوید» فرزند نظام علی، از شعرای معاصر است. در سال 1346 خورشیدی در کرمانشاه متولّد گردید، و همان جا تحصیل کرد. نسبش به یکی از عرفای کُرد به نام شیخ بابای سنقری می رسد. پس از آن که طبع او در سرودن شعر عیان گشت، در انجمن ادبی کرمانشاه حضور یافت، و مورد تشویق شعراء قرار گرفت. در سال 1363 به اصفهان آمد، و تا امروز در این شهر ساکن است، و در انجمن های این شهر حضور می یابد.

تألیفات و آثاری نیز دارد که به طبع نرسیده است. این دو بیت در وصف مولای متّقیان


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص191.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص171.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص178؛ میزان الاعتدال، ج1، ص33.

ص: 140

علی علیه السلام از او است:

ای علی! ای اسوه صبر خدا! چشم تو ریزان ترین ابر خدا

ای به تو شطّ تجلی متّصل یک نفس من را به حال خود مهل(1)

ابراهیم مدینی

ابراهیم بن یحیی بن آدم مدینی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی از ابی صالح جلاّب، محمّد بن عمر بن حفص و عبداللّه بن ابراهیم بن صباح نقل حدیث می نماید.(2)

ابراهیم حَزَّوَری

ابراهیم بن یحیی بن حکم بن حزّور اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از ابی داوود و بکر بن بکار روایت کرده است. فرزندش محمّد بن ابراهیم از او نقل حدیث نموده است.(3)

ابراهیم اَفرَجه

ابراهیم مُکتِب معروف به «افرجه» فرزند ابی یحیی یزید بن عبداللّه باهلی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. در مدینه (شهرستان) اصفهان ساکن بوده، و از پدرش یزید بن عبداللّه، یحیی بن قطان، ابوعمر ضریر و یعقوب حضرمی استماع حدیث کرد، و اسید بن ابی عاصم، فرزند احمدابراهیم و عبداللّه بن اسحاق پدر حافظ ابونُعیم اصفهانی از او روایت می کنند.(4)


1- تذکره شعرای استان اصفهان، ص757.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص203.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص176؛ الانساب، ج1، صص105 106؛ معجم البلدان، ج1، ص98.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص175.

ص:141

ابراهیم فقیه

ابراهیم بن یوسف فقیه اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی در سال 267ق وفات یافته است.(1)

محمّدابراهیم بصیر اصفهانی

محمّدابراهیم اصفهانی، شاعر ادیب، بهار وی را در کتاب مدایح المعتمدیّه نام برده، در قصیده ای که از او درج نموده، و گوید که جوان است.(2)] قصیده در مدح منوچهر خان معتمدالدّوله حاکم اصفهان سروده شده، و از آن جا این دو بیت در وصف اصفهان نقل می شود:

صد شکر کز عنایت خلاّق انس و جان یک باره رشک باغ ارم گشت اصفهان

گشت از خوشی چو کاخ خورنق ریاض او آمد ز خرّمی به جهان غیرت جنان(3)]

ملاّمحمّدابراهیم جدلی گلپایگانی

ملاّمحمّدابراهیم گلپایگانی معروف به «جدلی»، [«العالم الفاضل العادل الکامل الحبر المحقّق و النّحریر المدقّق، حاوی الاصول و الفروع، جامع المعقول و المنقول، زبده المجتهدین و قدوه الفقهاء المتشرّعین(4)، جامع علوم خفیّ و جلی... مشهور به دانایی و طلاقت لسان(5)، العلاّمه الفهّامه(6)].

از اکابر فقهاء و افاضل علمای قرن دوازدهم هجری است. [با همه اهمّیت وی، متأسّفانه از تولّد و اساتید، کیفیت زندگی، شاگردان و خاندان او اطّلاعاتی در دست نیست. در برخی از کتاب ها او را شیخ ابراهیم گلپایگانی جدّی نوشته اند، و برخی گمان کرده اند که او ساکن مدرسه جدّه و به جدّه ای معروف بوده است؛ ولی ظاهرا «جدلی» به «جدّه ای» و «جدّی» تحریف شده است].(7)

در سال 1199ق وفات یافت، و در تخت فولاد جنب قبر ملاّاسماعیل خواجویی مدفون شد. قبر او بر روی سکّویی واقع شده است. رفیق اصفهانی شاعر معاصر او، مرثیّه ای درباره او گفته، و مادّه تاریخ وفاتش را چنین سروده است:

شد ز جهان و رفیق، از پی تاریخ گفت: «رفت ببزم جنان، زبده ارباب علم»

هم چنین مشهور، شاعر اصفهانی در مرثیّه و تاریخ او گوید:


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص184.
2- الذّریعه، ج9، ص138.
3- تذکره مدایح معتمدیّه، نسخه خطّی کتابخانه مجلس.
4- نقل از سنگ لوح قبر صاحب عنوان.
5- تجربه الاحرار، ص160.
6- وصف کتاب اصول دین از ایشان.
7- الکرام البرره، ج1، ص7؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، ص180.

ص: 142

شد دریغا ز لوح هستی محو نام ملاّمحمّدابراهیم

حیف از آن فاضل عظیم الشّأن آه از آن عالم خبیر علیم

گر شد اجزای او چو گل اوراق گر شد اعضای او چو عظم رمیم

گفت مشهور بهر تاریخش: شد بجنّت مقام ابراهیم(1)

وی رساله ای در اصول دین تألیف نموده که از کتاب حقّ الیقین علاّمه مجلسی استخراج شده است، و ضمن مجموعه ای در کتابخانه سیّدآقا تستری موجود بوده است.(2)

ابراهیم جی اصفهانی*

ابراهیم جی اصفهانی، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. وی در سال 1189ق در اردکان کتاب کشف الآیات را نوشته است. نسخه آن در کتابخانه آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی به شماره 4983 محفوظ است.(3)

استاد محمّدابراهیم حجّار اصفهانی*

استاد محمّدابراهیم حجّار اصفهانی، از سنگ تراشان زبردست دوره قاجاریّه بوده، در حجّاری از عجایب روزگار بوده، و در ریزه کاری و ظرافت های فنّ حجّاری نظیر نداشته است. از آثار او حجّاری تخت مرمر در کاخ گلستان معروف به «تخت سلیمانی» است.(4)

ابراهیم خاتون آبادی

آقاابراهیم خاتون آبادی، از علماء مشهد مقدّس رضوی در قرن دوازدهم هجری، و از معاصرین با سیّد عبداللّه بن نورالدّین موسوی جزایری است. از تألیفات او رسائل حکمیّه


1- تذکره القبور یا رجال اصفهان، ص55؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص95 96.
2- الذّریعه، ج2، صص181 182؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص97.
3- فهرست مرعشی، ج13، ص178.
4- تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص361.

ص: 143

است.(1)

شیخ محمّدابراهیم درّی

شیخ محمّدابراهیم درّی، عالم فاضل در قریه دُر از قرای لنجان متولّد گردید، و در اصفهان نزد علما و دانشمندان تلمّذ نمود، و به مقامات عالیه علم و عمل رسید، و به موطن خود مراجعت کرد، مصدر امور شرعی آن جا گردید، و به امامت و وعظ و رسیدگی به دعاوی و غیره پرداخت. وی به فکر کیمیا افتاد، سرمایه مادّی و معنوی خود را در راه کیمیاگری خرج کرد، به طوری که مرحوم عبّاس درّی فرزند مرحوم حاج ملاّفرج اللّه دری نقل می نمود: فی الجمله موفّقیتی حاصل کرده بود. در قصبه دُر وفات یافت، و در قبرستان محل دفن گردید.(2)

محمّدابراهیم رهی اصفهانی

محمّدابراهیم اصفهانی متخلّص به «رهی»، شاعر ادیب. در عهد خود از شعرای معروف، و به شغل قصّابی مشغول بود. طبعش همگی به هجوگویی مایل بود، سرانجام در سال 1226ق وفات یافت. از او است:

بهر سفر گذاشتم زین چو به پشت بادپا آمد و دامنم گرفت آن صنم از ره وفا

مرغ دلش شکسته پر، برگ گلش ز گریه تر فندق آن به پسته در، لؤلؤ و عقیق سا

نرگس دلنواز او کرده به گریه آشتی غنچه عشوه ساز او گشته به لابه آشنا(3)

ابراهیم طوبی

میرزا ابراهیم طوبی، شاعر و ادیب بوده، در سال 1174 هجری در اصفهان وفات یافته،


1- تتمیم امل الآمل، ص55؛ اعیان الشّیعه، ج3، ص22؛ الکواکب المنتشره، ج12، ص8؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص97.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص738 و اطّلاعات خارجی.
3- ریحانه الادب، ج2، ص346؛ مجمع الفصحاء، ج4، ص322؛ الذّریعه، ج9، ص324؛ مکارم الآثار، ج3، ص829؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «رهی»، ص240؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص453.

ص: 144

و در رواق امام زاده اسماعیل مدفون شده است.(1) در ریحانه الادب به نقل از اعیان الشّیعه گوید: حکیم مورّخ ادیب، علاوه بر فضایل دیگرش در علم هیأت نیز عارف بوده است.(2)

میرزا ابراهیم عارف تبریزی

میرزا ابراهیم تبریزی متخلّص به «عارف» شاعر ادیب، برادر میرزا محمّد امین خازن معروف به «آقاسی» است. در محلّه عبّاس آباد اصفهان ساکن بود، و سرانجام در هند ساکن شد، این شعراز او است.

از طپیدن های دل در کلبه ویرانه ام سقف همچون رنگ برخیزد ز روی خانه ام(3)

ابراهیم عاصی فریدنی

حاج ملاّابراهیم فریدنی معروف به «ملاّابراهیم غسّال» متخلّص به «عاصی» شاعر ادیب، در بین همکاران خویش به دانستن مسائل و آشنایی به احکام، معروف بود. گاهی شعر می گفت. در محرّم الحرام 1365 قمری در حدود فریدن به سنّ قریب به هشتاد سالگی وفات یافت، و هم در آن جا مدفون شد.(4)

محمد ابراهیم جواهری

محمد ابراهیم جواهری فرزند محمد اسماعیل کوهپایه ای در سال 1342 ق (1302ش) متولد شد، ابتدا در مدرسه قدسیه و دبیرستان سعدی تحصیل کرد و سپس وارد حوزه علمیه اصفهان شد و از درس اساتیدی چون شیخ محمد علی عالم حبیب آبادی، شیخ محمد حسن علام نجف آبادی، شیخ علی محمد فقیه حبیب آبادی، شیخ عباسعلی ادیب، سید عبدالحسین طیب، حاج آقا صدر کوپائی، شیخ محمود مفید، سید محمدحسین ادیب


1- رجال اصفهان، ص179؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص99؛ مزارات اصفهان، ص103.
2- ریحانه الادب، ج4، ص62؛ الذّریعه، ج9، ص651؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص10.
3- تذکره نصرآبادی، ج1، ص620؛ دانشمندان آذربایجان، ص17.
4- تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص327.

ص: 145

بجنوردی، شیخ محمد باقر زند کرمانی و دیگران بهره برد و سپس در مدارس دولتی به تدریس پرداخت. وی از فضلای بسیار پر تلاش و باذوق معاصر است و با همتی بلند شرح حال بسیاری از رجال عملی و دینی معاصر اصفهان و ایران را تدوین نموده. کتاب علوم و عقاید از او به چاپ رسیده، دو جلد اسفار را ترجمه کرده و در شعر گوهر تخلص می کند)

محمّدابراهیم شوکتی اصفهانی

محمّدابراهیم اصفهانی متخلّص به «شوکتی» از شعرای قرن یازدهم هجری است، در اصفهان ساکن بود. دو بار به هند رفت، و در دفعه دوم به دست پسر چوپان به قتل رسید. از او است:

از زلف علاج دل سودایی من کن این سلسله را گرم به رسوایی من کن

شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند بی رحم بیا رحم به تنهایی من کن(1)

محمّدابراهیم فارغ فروشانی

محمّدابراهیم فروشانی اصفهانی متخلّص به «فارغ»، شاعر ادیب از اهالی محلّه «فروشان» سده ماربین اصفهان بود، و مانند برادر خود عشرتی، شعر می سرود. سرانجام به هند رفت، و از ملازمان طوفان شد، سپس به لاهور رفت، و در آن جا وفات نمود، و مهستی خانم، همشیره طالب آملی او را با احترام دفن کرد؛ از او است:

فکرم به وصف آن قد رعنا نمی رسد کس را کمند فکر به آن جا نمی رسد

نتوان به وصف قامت او گفت مصرعی تا معنیی ز عالم بالا نمی رسد(2)

حاج محمّدابراهیم قزوینی

حاج محمّدابراهیم قزوینی، از علماء و فقهاء و مجتهدین بزرگوار قرن سیزدهم هجری است. در


1- تذکره نصرآبادی، ج1، ص478؛ کاروان هند، ج1، ص658؛ تذکره حسینی، ص169.
2- تذکره نصرآبادی، ج1، ص481؛ کاروان هند، ج2، صص971 972.

ص: 146

قزوین متولّد گردیده، و در آن جا و اصفهان تحصیل نموده، و از درس حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی بهره گرفته، و سیّد، جهت او در سال 1246 اجازه مفصّلی مرقوم فرموده، و در آن از وی ستایش بسیار نموده، و تصریح کرده است که مدّت ها خدمت او رفت و آمد می نموده، و به درس او حاضر می شده تا به درجه اجتهاد نائل شده است(1). صاحب عنوان در شمار نزدیکان و مخصوصین سیّد حجّت الاسلام بوده، و حاج محمّدجعفر آباده ای با آن جلالت قدر، آرزوی مقام او را می نموده، و به حال او غبطه می خورده است.(2) میرزا محمّدابراهیم قزوینی در مسجد آقانور در محلّه دردشت اقامه جماعت می نموده، و از آثار باقیه اش شبستان و مهتابی و هشتی و سردر و حوض خانه مسجد مزبور است. وی کتابخانه ای مفصّل و آبرومند داشته که پس از وفات ایشان پراکنده شد، و قسمتی از آن را به کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف اهدا شد.(3)

قزوینی سرانجام در چهارشنبه 29 محرّم 1261ق وفات یافت، و جنازه به نجف اشرف نقل، و در آن جا مدفون شد.(4) شرح حدیث غمّامه را به این میرزا محمّدابراهیم قزوینی نسبت داده اند.(5) [امّا این شخص باید عالم دیگری باشد؛ زیرا کاتب نسخه، محمّدحسین بن محمّدابراهیم که این کتاب را در سال 1263 کتابت نموده، و تعلیقات آن را در حاشیه آورده، در پایان حواشی نوشته است: «من الوالد سلّمه اللّه »؛ یعنی پدرش تا سال 1263 زنده بوده، حال آن که میرزا محمّدابراهیم قزوینی در سال 1261ق وفات یافته است].(6)

محمّدابراهیم قمی

محمّدابراهیم قمی، خطّاط نسخ نویس معروف در قرن یازدهم هجری از اساتید بزرگ خط، و معاصر احمد نیریزی بوده، و در اصفهان مقیم بوده است. از آثارش کتابت نسخه ای است از قرآن مجید موّرخ به سال 1117ق که آن را در اصفهان جهت نوّاب حاجیه زینب بیگم (ظاهراً بانی حمّام زینب بیگم) نوشته است. قرآن نام برده به شماره 1512 در آستانه مقدّسه رضویّه موجود می باشد. هم چنین قرآن دیگری به شماره 110ق مورّخ 25 ربیع الاوّل سال 1078ق(7).

ابراهیم معتمدی*

ابراهیم معتمدی، از شعرای معاصر اصفهان است. از او است:


1- الذّریعه، ج1، ص156.
2- تاریخ اصفهان، جابری، ص284.
3- بیان المفاخر، ج1، صص245 248.
4- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص100 101.
5- الکرم البرره، ج1، صص3 4.
6- مکارم الآثار، ج5، صص1637 1640.
7- راه نمای گنجینه قرآن، ص264.

ص: 147

خارم و با گلشنم همسایگی است آن چه رنجم می دهد بی مایگی است

دور از این دنیای پرنقش و نگار با نگار دیگری دارم قرار(1)

محمّدابراهیم مقتول اصفهانی

ابراهیم بیک اصفهانی متخلّص به «مقتول» شاعر ادیب، اصلاً از اصفهان بوده؛ ولی در جهان آباد هند متولّد شده است، و فنون شعر و ادب را از غلام همدانی مصحفی آموخته است.(2)

سیّدابراهیم مقدّس

سیّدابراهیم حسینی سبزواری ساوجی معروف به «مقدّس»، عالم زاهد متّقی، از اهالی ساوه بود، و پدرانش از سادات مختاری سبزوار به ساوه مهاجرت کرده بودند، و آقا سیّدابراهیم از ساوه با اصفهان آمد. مرحوم سیّد حجّت الاسلام او را با احترام پذیرفت، و در جنب منزل خود برای او خانه ای تهیّه نمود. مشارٌالیه خواهر آقا میرسیّد محمّد شهشهانی را به زوجیّت اختیار نمود، و بعد از سال 1250ق وفات یافت، و در قبرستان قبله دعا مدفون گردید.(3)

میرزا ابراهیم نواب احمدآبادی

میرزا ابراهیم نوّاب احمدآبادی اصفهانی، هنرمند نقّاش، از معاصرین عنقا است که در نقّاشی گل و بوته و تصویر حیوانات و درختان و تجسّم حالات آنان تخصّص داشته است. وی از سلسله نوّاب های صفوی است، [و در اوایل قرن چهاردهم هجری در اصفهان وفات یافته است].(4)


1- هفته نامه نوید اصفهان، شماره 298، بیست و هشتم اردیبهشت 1373، ص8.
2- گلشن بی خار، ص186.
3- بیان المفاخر، ج2، ص298؛ مزارات اصفهان، ص337؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص909 910.
4- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص1017؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص318 319.

ص: 148

ابراهیم بیک یوزباشی

ابراهیم بیک یوزباشی از بزرگان و امرای عهد شاه سلطان حسین صفوی است. از آثارش تعمیرات امام زاده اسماعیل علیه السلام است که آن را در سال 1111ق به پایان رسانیده است. کتیبه منظوم دور رواق بقعه در لوحه های کوچک به خطّ نستعلیق بر زمینه لاجوردی به خطّ محمّدصالح اصفهانی قصیده ای است به شرح زیر:

از حکم دارای زمان سلطان حسین کامران معمار ارکان جهان شاهنشه فرمانروا

این منزل چون کعبه نو، از سعی ابراهیم شد سلطان داور کرد نو، مأوای اسماعیل را

این کعبه آیین صفا، از سعی ابراهیم شد الطاف سلطان نو نمود این حجر اسماعیل را(1)

ابراهیم شاه طبیب اصفهانی

ابراهیم شاه طبیب، ساکن تبریز و از اهالی اصفهان. وی در قرن دهم هجری می زیسته، و اعتقاد تامّی به مجذوبان و درویشان داشته، و در عین طبابت، خوشنویس زبردستی بوده است.(2)

ابن ابی حاتم عبدالرّحمان

حافظ ابومحمّد عبدالرّحمان بن محمّد بن ادریس بن منذر بن داوود بن مهران اصفهانی معروف به ابن ا بی حاتم تمیمی نظامی از محدّثین، فقها و مفسّرین شافعی بوده، پدرش از اهالی قریه گز از بلوک برخوار بوده، و به ری رفته، و در آن جا ساکن شده است. تألیفات بسیاری داشته از آن جمله است: 1. تفسیر قرآن 2. الردّ علی الجهمیّه 3. الزّهد 4. العلل (برحسب کتب فقهی تقسیم شده است) 5. فوائد الزّائرین 6. الفوائد الکبری 7. الکنی 8. المسائل 9. مسند در حدیث، در دو هزار جزء 10. مقدّمه جرح و تعدیل، در چندین مجلّد 11. مناقب شافعی. صاحب عنوان در سال 240ق در ری متولّد [شده]، و در سال


1- آثار ملی اصفهان، ص755؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص521.
2- روضات الجنان، ص493.

ص: 149

327ق وفات یافته است.(1)

ابن ابی دُلَف دلف

دلف بن عبدالعزیز بن ابی دلف عجلی، معروف به «ابن ابی دُلَف» یکی از مشاهیر والیان عهد بنی عبّاس است.

وی والی اصفهان بوده، سرانجام با قاسم بن مهاه جنگیده، و در سال 265ق به قتل رسیده است.(2)

ابن ابی رزمه

ابن ابی رمزه، از محدّثین اصفهان است.(3)

ابن ابی عاصم احمد

ابوبکر احمد بن عمرو بن عاصم ضحاک بن مخلد شیبانی معروف به «ابن النّبیل» و «ابن ابی عاصم» از محدّثین و فقهاء بوده، حافظه ای قوی داشته، در فتنه زنج، کتاب هایش در بصره از بین رفت، و او از حفظ، پنجاه هزار حدیث نوشت. تولّدش در سال 206ق بود، و از سال 269 تا 282 در اصفهان منصب قضاوت داشت، در سال 287ق وفات یافت. قریب به سی صد جلد کتاب تألیف کرده که ازجمله آن ها است کتاب های: 1. الاوائل 2. الآحاد و المثانی 3. الدّیات، مطبوع 4. السنه 5. المسند الکبیر(4).

ابن ابی علی اصفهانی محمّد

محمّد بن حسن بن احمد بن محمّد بن موسی اهوازی معروف به «ابن ابی علی اصفهانی»، از محدّثین عامّه است، متّهم به کذب است، و او را «جرّاب الکذب» لقب


1- هدیه العارفین، ج2، ص513.
2- الاعلام، ج3، ص21؛ الکامل، ج7، ص108.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص115.
4- الاعلام، ج1، ص181؛ تذکره الحفّاظ، ج2، ص193؛ لسان المیزان، ج4، ص164.

ص: 150

داده اند.(1)

ابن ابی فاطمه

ابن ابی فاطمه ورّاق، از نویسندگان قرآن بوده، و در نیمه اوّل قرن چهارم می زیسته است. (2)

ابن ابی نواس عبداللّه

ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن خالد معروف به «ابن ابی نواس» از محدّثین اصفهان است، وی از محمّد بن سهل بن صباح و ابی اسید روایت می کند. (3)

ابن اخباری محمّد

حافظ ابوالعبّاس محمّد بن اسحاق بن ابراهیم طبری، از محدّثین است، به اصفهان آمده، و از همام و تمتام و محدّثین مصر حدیث روایت می نمود. (4)

ابن اخوه بغدادی عبدالرّحیم

جمال الدّین ابوالفضل عبدالرّحیم بن احمد بن محمّد بن ابراهیم بن خالد بغدادی معروف به «ابن اخوه» از محدّثین عالی قدر شیعه در قرن ششم هجری است، در بغداد متولّد شد، و جت اخذ حدیث، به کاشان، خراسان، ری و طبرستان سفر کرد. او چهل سال در اصفهان بود، و سرانجام به شیراز رفت، در 13 شعبان 548ق در آن جا وفات یافت.

وی از ابوالسّعادات هبه اللّه بن شجری، ابوشجاع صابر بن حسین بن فضل بن مالک، شیخ ابوغانم عصمی هروی، شیخ ابوالفضل محمّد بن یحیی ناتلی، ابوعبداللّه حسین بن طلحه نعالی و ابوالخطاّب نصر بن احمد بن بطر و ابوالفوارس طراد زینبی عبّاسی اجازه نقل حدیث داشته، و از دختر شریف مرتضی اجازه روایت کتاب نهج البلاغه را دریافت


1- میزان الاعتدال، ج3، ص516؛ الانساب، ج1، ص232.
2- لغت نامه دهخدا، ذیل «ابن ابی فاطمه»، ص289.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص98.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص257؛ طبقات المحدّثین باصفهان، ج4، ص304.

ص: 151

نمود. سدیدالدّین محمّد طوسی، عمادالدّین علیّ بن قطب راوندی، قطب الدّین سعید راوندی و ضیاءالدّین فضل اللّه علوی حسنی راوندی شاگردان او هستند.(1)

ابن اسود احمد

احمد بن علویه کرانی (یا کرمانی) اصفهانی معروف به «ابن اسود کاتب»، از بزرگان، نویسندگان و دانشمندان شیعه و از مجاهرین شعرای اهل بیت علیهم السلام است. ابوحاتم سجستانی که خود از بزرگان شعر و ادب است، خطاب به اهل بصره می گوید: قسم به خدا این شاعر اصفهانی در محکم بودن اشعار و کثرت فوائد آن بر همه شما تفوّق یافته است. اشاره او به قصیده نونیّه موسوم به قصیده الفیّه در مدح حضرت علی علیه السلام با این مطلع است:

ما بال عینک ثره الانسان عبری اللحاظ سقیمه الافجان

وی از ابراهیم بن محمّد ثقفی همه مؤلّفات او را روایت می کند، و محمّد بن حسن بن ولید (م423ق) و ابوعبداللّه حسین بن محمّد بن عامر بن عمران بن ابی بکر اشعری و محمّداحمد بن محمّد بن بشر، احمد بن محمّد بن بشیر، جلال بن بشیر رحال و ابوجعفر بن بابویه از او روایت می کنند. در عموم کتب رجال و حدیث و ادب، نام او به عظمت و بزرگی یاد شده است. وی از اصحاب ابوعلی لُغَذه بوده، و مدّت ها در خدمت احمد بن عبدالعزیز و دلف بن ابی دلف عجلی بوده، و از ندمای آنان محسوب می شده است. تولّدش در سال 212ق، و وفاتش در حدود سال 312ق یا یا 321ق اتّفاق افتاده است. کتب زیر او است:

1. الاعتقاد، یا دعاء الاعتقاد 2. الفیّه، قصیده ای در هزار بیت، در مدح حضرت علی علیه السلام 3. الرّسائل المختاره، در ادعیه 4. الشّیب و الخضاب.

از اشعار او است:

حکم الغناء تسمع و مدام ما للغناء مع الحدیث نظام


1- ثقات العیون، صص158 159؛ الذّریعه، ج1، ص201؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص281 282؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، صص300 301؛ امل الآمل، ص480.

ص: 152

لو انّنی فاضٍ قضیتُ قضیه انّ الحدیث مع الغناء الحرام(1)

ابن اُسَید اسحاق

ابوالحسن اسحاق بن محمّد بن ابراهیم بن حکیم ابن اُسید اصفهانی از محدّثین اصفهان است. حافظ ابونُعیم درباره او می گوید: «شیخ ثبت صدوق، عارف بالحدیث ادیب و لا یحدث الاّ من کتابه». از حسن بن عثمان، محمّد بن عاصم و ابوامیّه روایت کرده است، و احمد بن عبیداللّه بن محمود، محمّد بن جعفر و محمّد بن عبیداللّه بن مرزبان از او حدیث نقل می کنند. کتاب الشّیوخ از تألیفات او است. وفاتش در رمضان 312ق بوده است.(2)

ابن اَشته*

«ابن اشته» شهرت چندین تن از محدّثین اصفهان در قرن سوم و چهارم هجری است. نسب این خاندان به شخصی به نام «اَشته» (به فتح اوّل و سکون دوم) منتهی می شود.

ابن اشته احمد

ابوالعبّاس احمد بن عبدالغفّار بن علیّ بن اشته حافظ اصفهانی، از محدّثین قرن چهارم هجری است.

وی در 410ق متولّد و در سال 492ق وفات یافته است. از سعید بن محمّد نقّاش و ابوالحسن علیّ بن ابی حامد خرجانی روایت می کند، و ابونصر اسماعیل بن محمّد بن


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص123 124؛ مزارات اصفهان، ص185؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص207 210؛ ریحانه الادب، ج7، ص383؛ الکنی و الالقاب، ج1، صص212 213؛ رجال نجاشی، ص64؛ رجال ابن داوود، ص34؛ مجمع الرّجال، ج1، صص125 126؛ بغیه الوعاه، ص146؛ نوابغ الرّواه، ص36؛ فهرست، شیخ طوسی، ص32؛ یتیمه الدّهر، ج3، ص267؛ معجم الادباء، ج4، صص72 77؛ معجم رجال الحدیث، ج2، صص151 152؛ الذّریعه، ج2، صص223 224؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «احمد»، ص1222؛ معجم المؤلّفین، ج1، ص314؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص46؛ هدیه العارفین، ج1، ص57، معالم العلماء، ص19؛ نقد الرّجال، ص25.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص219؛ الاعلام، ج1، ص287.

ص: 153

احمد رنانی، ابوالفضل ثابت بن محمّد بن فضل صفّار اصفهانی، ابومحمّد (ابوبکر) جابر بن منصور بن محمّد بن صالح ویذآبادی، ابومحمّدحسن بن احمد مدینی، ابواحمد عبدالجبّار بن عصمت و ابوغانم محمّد بن حسین بن حسن از او نقل حدیث می نماید. ابوبکر مدین بن علیّ بن احمد تمیمی، ابونصر نورج بن محمّد دیلمی و ابوطاهر واضح بن محمّد مدینی از مجازین و شاگردان او به شمار می روند.(1)

ابن اشته احمد

احمد بن محمّد بن اشته مدینی، از محدّثین اصفهان است. در مدینه (شهرستان) ساکن بوده، از عمرو بن محمّد ناقد و محمّد بن خالد واسطی روایت می کند، و ابوعلی صحّاف و احمد بن محمّد بن ابراهیم از وی روایت می کند.(2)

ابن اشته خرّزاد

ابومنصر خرّزاد بن اشته، از محدّثین اصفهان است. وی از محمّد بن عبّاس اخرم روایت می کند، و حافظ ابونُعیم از وی نقل حدیث کرده است.(3)

ابن اشته عبدالرّحمان

ابومسلم عبدالرّحمان بن بشیر بن غیر بن اشته مؤدّب، از محدّثین اصفهان است. حافظ ابونُعیم درباره او گوید: «شیخ ثقه صاحب اصول» وی از اسحاق بن ابراهیم بن اسماعیل بُستی حدیث روایت می کند، و قتیبه بن سعید از او روایت می نماید. در خراسان و سجستان (سیستان) از محدّثین، حدیث فراگرفته است.(4)


1- مرآه الجنان، ج3، صص117 و 154؛ التّحبیر، ج1، ص422 و ج2، صص117، 330، 350، 352.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص95، 103 و 126.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص390 391.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص119.

ص: 154

ابن اشته محمّد

ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن محمّد بن اشته بوذری مقری اصفهانی، از دانشمندان علوم ادب و عربیت بوده، در سال 360ق وفات یافته، تألیفاتی داشته از آن جمله است:

1. اختلاف المصاحف [2. المفید 3. المحبر 4. شواذّ القرائات(1)].

ابن اشته محمّد

محمّد بن اشته، از محدّثین اصفهان بوده، و از نعمان بن عبدالسّلام روایت نموده است، مسلم بن سعید از او نقل حدیث نموده است.(2)

ابن اصفهانی یحیی

ابوزکریّا یحیی بن عبدالرّحمان بن عبدالمنعم بن عبداللّه صقلی دمشقی شافعی معروف به «ابن اصفهانی» متوفّی به سال 608ق در غرناطه از شهرهای اندلس (اسپانیا) مؤلّف:

1. الخلافیّات بین شافعی و ابی حنیفه 2. الرّوضه الانتیقه، در حدیث(3).

ابن افرجه احمد

ابوجعفر احمد بن ابراهیم بن یوسف بن یزید بن بُندار تیمی اصفهانی ضریر معروف به «ابن افرجه» و «ابوجعفر بن افرجه» از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری. وی از عمران بن عبدالرّحیم، سهل بن عبداللّه، ابراهیم بن مهد، یحیی بن مطرّف، یعقوب بن ابی یعقوب، ابراهیم بن حربی و عبداللّه روایت نموده است. او در سال 353ق وفات یافت.(4)


1- هدیه العارفین، ج2، ص47؛ الاعلام، ج6، ص224؛ بغیه الوعاه، ص59.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص189.
3- هدیه العارفین، ج2، ص522.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1؛ مقتبس الاثر، ج5، ص230.

ص: 155

ابن افرجه محمّد

حافظ ابوعلی محمّد بن ابراهیم بن یوسف بن یزید بن بُندار تیمی اصفهانی معروف به «ابن افرجه» از محدّثین اصفهان در قرن سوم و چهارم هجری بوده، و در سال 307ق وفات یافته است.(1)

ابن امّ هشام عقیل

عقیل بن ابراهیم معروف به «ابن امّ هشام» از محدّثین اصفهان است. برادر علیّ بن اصفهانی مدینی بوده، از محمّد بن بکیر و دیگران روایت می کند. علیّ بن صباح اصفهانی از او نقل حدیث می نماید.(2)

ابن اورمه ابراهیم

ابواسحاق ابراهیم بن اُورمه بن سیاوش بن فَروُّخ حافظ اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری بود، در حفظ و شناخت حدیث، سرآمد معاصران عصر خود بود، و اغلب محدّثان عراق و خارج از آن از او حدیث شنیده، و ضبط نموده اند. گویند در سال 241ق در بغداد وفات یافته است، و به قولی وفاتش بعد از سال 270ق روی داد. از عاصم بن نضر و محمّد بن بکار و عبّاس بن عبدالعظیم و نصر بن علی حدیث نقل کرده است؛ امّا از او زیاد حدیث روایت نشده است، چون کتاب هایش در فتنه بصره آسیب دید.(3)

ابن بابویه

ابا محمّد بن بابویه اصفهانی، از دانشمندان قرن چهارم هجری است. وی استاد ابومحمّد عبداللّه بن یوسف جوینی پدر ابوالمعالی جوینی بوده است.(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص265.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص144.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص184.
4- معجم الادباء، ج6، ص193.

ص: 156

ابن بادشاله

ابن بادشاله اصفهانی، شیخ صدوق در اِکمال الدّین به اسناد خود اسامی جماعتی را یاد می کند که در زمان غیبت صغری موفّق به زیارت و رؤیت حضرت مهدی عجّل اللّه فرجه و معجزات ایشان شده اند که از آن جمله است ابن بادشاله از اصفهان.(1)

ابن باغبان زکریّا

ابوالفتوح زکریّا بن علیّ بن محمّد بن عمر بقّال اصفهانی معروف به «ابن باغبان» از محدّثین قرن ششم هجری است. وی از ابوعبداللّه قاسم ثقفی استماع حدیث نموده، و در سال 532 جهت ابوسعد سمعانی اجازه برای جمیع مرویّات و مسموعات خود به وسیله ابوالقاسم علیّ بن حسن نوشته است. (2)

ابن باغبان محمّد

ابوبکر محمّد بن احمد بن محمّد بن عمر بن محمّد بن عمر بن قاسم بن عبداللّه بن اسحاق بن سندار بن اممی بن معدان بن خوشمردان صوفی اصفهانی معروف به «ابن باغبان» از محدّثین اصفهان است.(3)

ابن البغدادی حسن

ابوعلی حسن بن علیّ بن احمد بن سلیمان معروف به «ابن البغدادی» از محدّثین است، راویان اصفهان و همدان از وی روایت می کنند. (4)

ابن بامدویه علی

ابوالحسن علیّ بن احمد بن محمّد مقری خیّاط معروف به «ابن بامدویه» از محدّثین


1- اعیان الشّیعه، ج6، ص71؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص673؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص196.
2- التّحبیر، ج1، ص291.
3- التّحبیر، ج2، ص75.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص274.

ص: 157

اصفهان در قرن چهارم هجری بوده، و از ابن نصیر، اسحاق بن ابراهیم بن جمیل و سلم بن عصام بن اسلم نقل حدیث نموده، حافظ ابونُعیم اصفهانی از وی روایت می نماید. مشارٌالیه در سال 357 در اصفهان وفات یافته است.(1)

ابن بُندار اسعد

ابوذر اسعد بن حسین بن سعد یزدی معروف به «ابن بندار» از اساتید قرائت و تجوید در قرن ششم هجری بوده، و در اصفهان به تدریس مشغول، و مؤذّن مسجد جامع عتیق نیز بوده، و تألیفاتی داشته که از آن جمله است: غایه المنتهی و نهایه المبتدی، المنتقی(2).

ابن تلمیذ یحیی

معتمدالملک ابی الفرج یحیی بن صاعد بن یحیی، معروف به «ابن التّلمیذ»، حکیم طبیب نصرانی نسطوری، در عصر عبّاسیان به خلافت و مهارت در طب شهرت داشته، و در اصفهان می زیسته، و در 556 وفات یافته است.(3) او غیر از ابوالحسن هبه اللّه بن صاعد بن ابراهیم بن علی اصفهانی معروف به ابن تلمیذ است.

ابن بوته حسن

ابوعلی حسن بن محمّد بن حسین بن یزید (زید) بن هزاری اشعری، از محدّثین قرن سوم و چهارم هجری. وی از احمد بن بُدیل، موسی بن عبدالرّحمان و اسماعیل بن یزید روایت نموده است. او در سال 312ق وفات یافت.(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج3، ص20.
2- الاعلام، ج1، ص293؛ معجم المؤلّفین، ج2، ص246؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج1، ص64.
3- ادباء الاطبّاء، ج2، ص192؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1029.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص268؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص153.

ص: 158

ابن الجارود

ابوبکر بن جارود، از محدّثین اصفهان است. از عمرو بن سعید بن علی و عمرو بن سلیمان بن محمّد نقل احادیث نموده، و عبداللّه بن محمّد و ابومحمّد بن حیّان از وی روایت می کنند.

ابن جارود احمد

حافظ ابوجعفر احمد بن علیّ بن محمّد بن جارود، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. حافظ ابونُعیم اصفهانی درباره او گوید: «علاّمه بالحدیث، مُتّقی صحیح الکتابه». وی در سال 299ق فوت شده، و کتاب شیوخ و مسند از تألیفات او است.(1)

ابن حریش عبدالواحد

ابوالقاسم عبدالواحد بن محمّد بن علیّ بن حریش اصفهانی، از شعراء و نویسندگان قرن پنجم هجری است، در اصفهان متولّد گردیده، در ری سکونت کرده، و در غزنه مشهور گردیده، و در سال 424 در نیشابور وفات یافته است. ثعالبی وی را دیدار کرده، و او را به عنوان استاد یاد نموده، و نمونه ای از اشعارش را نقل کرده است.(2)

ابن حسنویه محمّد

ابوعبداللّه بن حسن بن زیاد مقری خیّاط معروف به «ابن حسنویه» از محدّثین اصفهان است. از عبداللّه بن عبدالواحد خوارزمی و محمّد بن عیسی زجاج روایت می نموده است، و ابواسحاق بن حمزه از او نقل حدیث می نماید.(3)

ابن حمزه اصفهانی

ابن حمزه اصفهانی، دیوان ابی تمام حبیب بن اوس طایی را در هفت نوع گردآوری


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص117؛ سیر اعلام النّبلاء، ج13، ص564؛ معجم المؤلّفین، ج2، ص19؛ تذکره الحفّاظ، ج2، ص751.
2- الاعلام، ج4، ص327.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص246.

ص: 159

کرده، و در سال 1292ق در قاهره و در سال 1889م در بیروت چاپ شده است.(1)

ابن خاتون امامی

ابن خاتون امامی اصفهانی، صاحب تفسیر قرآن، جلد اوّل آن در کتابخانه مجلس شورا موجود است. مؤلّفِ الذّریعه احتمال می دهد مؤلّف، همان محمّدرضا خاتون آبادی باشد.(2)

ابن خبّاز محمّد

ابومنصور محمّد بن احمد بن محمّد بن ابراهیم ورّاق معروف به «ابن خبّاز»، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از دارکی، ابن جارود، فضل بن خصیب و محدّثین هم طبقه او روایت کرده است. حافظ ابونُعیم از او روایت می کند. وی در سال 360ق وفات نمود.(3)

ابن خصیب عبداللّه

ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن حسین بن خصیب بن صفاّر اصفهانی، از محدّثین قرن چهارم هجری است، در سال 272ق در اصفهان متولّد شد. از فقهای شافعی به شمار می رفت. عاقبت به مصر رفت، و در سال 339 قضاوت آن جا را بر عهده گرفت، و در همین منصب باقی ماند تا در سال 348 یا به قولی 347 وفات یافت. تألیفاتی داشته از آن جمله است کتاب المجالسه در فقه شافعی.(4)

ابن خوام بغدادی عبداللّه

عمادالدّین عبداللّه بن محمّد بن عبدالرزّاق بغدادی حاسب معروف به «ابن الخوام» از دانشمندان ریاضی و طب در قرن هفتم و هشتم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و


1- فهرست کتب اهدایی مشکاه به دانشگاه تهران، ج3، ص271.
2- الذّریعه، ج4، ص243.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص299.
4- الاعلام، ج4، ص264 هدیه العارفین، ج2، ص446.

ص: 160

کتاب الفوائد البهاییّه فی القواعد اکسابیه را در دهه دوم شعبان 675ق در اصفهان به نام خواجه بهاءالدّین محمّد بن شمس الدّین محمّد صاحب دیوان جوینی (حاکم اصفهان) تألیف نموده است. تألیف دیگر وی مقدّمه فی الطّب است.

کمال الدّین حسن فارسی از شاگردان او است، و کتاب الفوائد البهاییّه او را شرح کرده، و اساس القواعد نامیده است.(1)

ابن خیّاط بغدادی عبداللّه

ابوعلی (یا ابوصالح) حسین بن فَرَج بغدادی معروف به «ابن خیّاط» از محدّثین قرن سوم هجری است.

به اصفهان آمد، و از واقدی از کتاب مبتداء و المغازی حدیث گفت. از ابن عُیینه، اَنس بن عِیاض، مَعن، جماد بن خالد، معمّر بن سلیمان رقّی، ولید بن مسلم، ابن عدی و وکیع حدیث نقل نمود. حافظ ابونُعیم از او روایت می کند.(2)

ابن داوود محمّد

ابوبکر محمّد بن داوود بن علیّ بن خلف اصفهانی معروف به «ابن داوود»، فقیه، محدّث، ادیب، شاعر قرن سوم هجری و امام مذهب ظاهری. در بغداد مجلس درس داشته، و جمعی از ادبا و محدّثین از محضر او بهره برده اند. وی سرانجام در دوشنبه 9 رمضان 297 در سنّ 42 سالگی وفات یافته است. کتب زیر از او است: 1. الاغدار 2. الانتصار 3. الانذار 4. اختلاف مسائل الصّحابه 5. الزّهره، در ادبیّات، در بیروت به طبع رسیده است 6. الوصول إلی المعرفه الاصول.(3)


1- الاعلام، ج4، ص126؛ الذّریعه، ج16، صص326 327؛ فهرست رضوی، ج8، ص251؛ کشف الظّنون، ج2، ص1296؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص307.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص276؛ طبقات المحدّثین، ج2 ص234.
3- الاعلام، ج6، ص120؛ کشف الظّنون، ج1، ص2014؛ ریحانه الادب، ج4، ص71؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «ابن داوود»، ص308؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج4، صص557 559؛ وفیات الاعیان، ج1، ص478؛ الوافی بالوفیات، ج3، ص58؛ النّجوم الزّاهره، ج3، ص171؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص597 598.

ص: 161

ابن دق احمد

احمد بن محمّد بن ابراهیم مؤدّب معروف به «ابن دق» مردی ادیب فاضل و محدّث در سال 354ق در راه مکّه وفات یافته است.(1)

ابن دکّه احمد

ابوالعبّاس احمد بن محمّد بن حسن بن محمّد بن دکه، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی در سال 375ق وفات یافت.(2)

ابن دکّه حسن

ابوعلی حسن بن محمّد بن دکّه معدّل، از محدّثین قرن سوم و چهارم هجری است. وی از حُمید بن مسعده، محمّد بن سلیمان لوین، ابومسعود و عمرو بن علی روایت می کند. حافظ ابونُعیم او را «ثقه و صدوق» دانسته است. در ماه شعبان سال 314ق وفات یافت.(3)

ابن دکّه محمّد

ابوجعفر محمّد بن حسن بن محمّد بن دکّه معدّل، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از محمّد بن عبداللّه بن حسن و ابوالعبّاس هروی روایت نموده است.

ابن دَلّویه مدینی حسین

ابوسهل حسین بن ابراهیم بن دَلّویه مدینی، از محدّثین اصفهان است. ابوبکر جوهری از او حدیث نقل می کند.(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص161.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص157.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص269؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص253 سیر اعلام النّبلاء، ج14، ص456.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص280.

ص: 162

ابن راهویه اسحاق

اسحاق بن راهویه، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری. حسن بن مهران از وی نقل حدیث نموده است. کتاب مسند نیز از تألیفات ابن راهویه است که نزد جعفر بن محمّد بن موسی بن تمیم بن عبده بوده، و از آن جا نقل حدیث نموده است.(1)

ابن رُسته*

«ابن رُسته» نام خاندانی معروف و معتبر در اصفهان در قرون سوم تا ششم هجری است. اغلب افراد این خاندان در فقه و حدیث نام آور شده اند، معروف ترین شخص این خاندان احمد بن عمر بن رسته صاحب کتاب الاعلاق النّفیسه است.

ابن رسته ابراهیم

ابراهیم بن حسن بن یزید بن مهران، از محدّثین خاندان ابن رسته در اصفهان است. وی در محلّه جُرواآن اصفهان ساکن بوده است.(2)

ابن رسته ابراهیم

ابراهیم بن ابان بن رسته مدینی، از محدّثین اصفهان است. از اهالی مدینه (شهرستان) اصفهان بوده، و در سال 339ق وفات یافته است. از ابومسلم کشی و محمّد بن عثمان بن ابی شیبه و محمّد بن مغیره صائغ و دیگران روایت می نموده است.(3)

ابن رسته احمد

احمد بن رسته بن عمر، از محدّثین اصفهان و دختر زاده محمّد مغیره است. از ابراهیم هروی و شاذکونی روایت می نموده، و در سال 293ق وفات یافته است.(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص247 و 269.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص123.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص201.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص105؛ طبقات المحدّثین، حافظ ابی الشّیخ، ج4، ص327؛ فرهنگ نامه پارسی، ص538؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص124.

ص: 163

ابن رسته احمد

ابوعلی احمد بن عمر بن رسته، از دانشمندان قرن سوم هجری است. تا سال 310ق زنده بوده، و در این سال پس از مسافرت به حجاز، کتاب الاعلاق النّفیسه را تألیف نموده است. این کتاب، دائره المعارفی شامل علوم مختلف به خصوص در جغرافیا بوده، و از هفت جلد آن فقط جلد هفتم آن باقی مانده، و متن آن در اروپا و ترجمه فارسی آن در ایران، طبع گردیده است.((1)

ابن رسته احمد

احمد بن عبداللّه بن عمر بن یزید زُهری اصفهانی، از محدّثین قرن سوم هجری بوده، و از عموی خود عبدالرّحمان بن عمر رسته روایت می کند، و کسی از او روایت نکرده است.(2)

ابن رسته احمد

ابوحامد بن محمّد بن علیّ بن رسته متوفّی قبل از سال 360ق از مشایخ صوفیّه، و از محدّثین به شمار می رود، و به جمال صوفی معروف است.(3)

ابن رسته ازهر

ابومحمّد ازهر بن رسته بن عبداللّه مُکتب، از محدّثین اصفهان و متوفّی به سال 286ق است. وی از ابوالحسین محمّد بن بکیر حضرمی و سهل بن عثمان و سعدویه روایت می کند، و عبدالرّحمان بن محمّد بن سیاه و عبداللّه بن محمّد بن جعفر از او روایت می کنند.(4)


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص125؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص312؛ دائره المعارف دانش بشر، ص925؛ دائره المعارف فارسی، ج1، ص19؛ معجم المطبوعات، ج1، ص107؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج4، صص574 575؛ اثرآفرینان، ج1، ص113؛ تاریخ ادبیّات عرب، بهروز؛ راهنمای دانشوران، ج1، ص386، آداب اللّغه العربیه، ج2، ص513؛ تاریخ علوم اسلامی، ص129؛ تاریخ ادبیّات عرب، عبد الجلیل، ص165؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج3، ص553.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص94.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص163؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص124؛ اللّباب، ج2، ص25.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص227؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص125؛ فرهنگ نامه پارسی، ص538؛ طبقات المحدّثین، ابوالشّیخ، ج3، ص131.

ص: 164

ابن رسته جبله

جبله بن رسته، گوید مردی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به مردم اصفهان فرائض و سنن می آموخت.(1)

ابن رسته حسن

ابوسعید حسن بن عبدالرّحمان بن عمر بن یزید زهری، از محدّثین اصفهان است، پدرش به ابن رسته شهرت داشت، خود او در سال 263ق وفات یافت.

از ابوعلقمه فروی، حاتم بن عبیداللّه، عثمان بن هیثم، علاء بن عبدالجبّار و علیّ بن مدینی روایت نموده، و عبداللّه بن جعفر، محمّد بن احمد بن یزید و محمّد بن عمر بن حفص از او روایت می کنند.(2)

ابن رسته رسته

رسته بن ابی الابیض ضریر اصفهانی، از شعراء و بلغای اصفهان در قرن دوم هجری بوده، و به قول حمزه اصفهانی شعرهایش شبیه ترین به اشعار بشار بن برد بوده است. وفاتش در سال 175ق روی داد.

از اشعار او است:

قد مات کلّ نبیل و مات کلّ نبیه

و مات کلّ ادیب و فاضل و فقیه

لا یوحشنک طریق کلّ الخلایق فیه(3)

ابن رسته سعید

سعید بن اشکیب بن کوفی بن رسته [از محدّثین قرن سوم هجری بوده] و از ابوالولید،


1- ذکر اخبار اصفهان، ص75.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص257.
3- معجم الادباء، ج1، ص141.

ص: 165

سعید بن یحیی، سلیمان شاذکونی و مقری روایت می کند، و محمّد بن عمر بن حفص از او روایت می نماید.(1)

ابن رسته عبدالرّحمان

ابوالحسن عبدالرّحمان بن عمر بن رسته اصفهانی، از محدّثین قرن سوم هجری است، وفاتش در سال 246 و یا 250ق واقع شده است. از یحیی قطان، عبدالرّحمان بن مهدی و سفیان بن عیینه روایت می کند.

جمعی از محدّثان نیز از او روایت می کنند ازجمله: ابن واره، ابوحاتم رازی، ابوزرعه، اسماعیل بن عبداللّه، عبداللّه بن احمد بن اُسید، علیّ بن خلف کاشانی و برادرزاده اش احمد بن عبداللّه بن عمر.(2)

ابن رسته عبدالرّحمان

عبدالرّحمان بن محمّد بن خصیب بن رسته ضبّی جُرواآنی، متوفّی به سال 386 یا 387 از محدّثین اصفهان است. وی از زبیبی، دارکی و ابی عمرو بن عقبه روایت نموده است.(3)

ابن رسته عبداللّه

ابومحمّد عبداللّه بن عمر بن یزید بن کثیر زهری، برادر رسته، و خود از محدّثین اصفهان است. مصنّفات بسیاری داشته است. در سال 187ق متولّد، و در سال 252ق در کرج وفات یافته، و در اواخر عمر قاضی کرج بوده است.

وی از حماد بن مسعده، معاذ بن معاذ، محمّد بن بکر، حسن بن حبیب بن ندبه، عبداللّه


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص328.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص109؛ میزان الاعتدال، ج2، ص113؛ محاسن اصفهان، ص21؛ اللّباب، ج252.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص123؛ معجم البلدان، ج2، ص130؛ اللّباب، ج1، ص274؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص125.

ص: 166

بن عصام و عبید بن واقد روایت می کند، و ابوعبداللّه محمّد بن یعقوب غزال و احمد بن علیّ بن جارود از او روایت کرده اند.(1)

ابن رسته عبداللّه

عبداللّه بن محمّد بن عمر بن یزید زهری، برادرزاده رسته است، و از پدر و عمویش حدیث نقل نموده است.(2)

ابن رسته عبیداللّه

ابوعمرو عبیداللّه بن عمر بن یزید قطّان، برادر رسته است، و از محدّثین بود، و در سال 236ق وفات یافت. اینان چهار برادر بودند، و عبیداللّه از همه بزرگ تر بود. از جریر، وکیع، یحیی قطّان، ابن عدی و عبدالوهاب روایت می کرد.(3)

ابن رسته علی

ابوالحسن علیّ بن جبله بن رسته بن جبله تمیمی، از محدّثان اصفهان است، وی در سال 291ق فوت شده است. او از اسماعیل بن ابی اویس و محمّد بن بکیر روایت می نماید، و سلیمان بن احمد و محمّد بن احمد بن عبدالوهاب از او روایت می کنند.(4)

ابن رسته عمر

عمر بن یزید زهری، از محدّثین اصفهان است. از ابوداوود و نعمان بن عبدالسّلام حدیث شنید، [فرزندانش محمّد، عبداللّه، عبیداللّه، و عبدالرّحمان از محدّثین به شمار می رفتند].


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص117.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص69.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص100.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص8.

ص: 167

ابن رسته محمّد

محمّد بن ابراهیم بن حسن بن رسته اصفهانی معروف به محمّد ممویه از محدّثین اصفهان بود، و از اصمعی روایت می کرد.(1)

ابن رسته محمّد

محمّد بن احمد بن حسین، از علماء اواخر قرن ششم از خاندان رسته است، و از مشایخ ابن صیقل به شمار می رود.(2)

ابن رسته محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن اسحاق بن ماهان مسوحی، از محدّثین بوده، و داماد رُسته است. در دینَوَر ساکن بوده، و همان جا فوت شده است.(3)

ابن رسته محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه بن رسته بن حسن بن عمر بن زید جنبی مدینی از محدّثان قرن سوم هجری است. وی در طلب حدیث به عراق و ری سفر کرد.

وفاتش در سال 301ق واقع شده. ابواسحاق بن حمزه و ابومحمّد از او حدیث نقل می کنند.(4)

ابن رسته محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن عمر بن یزید زهری، برادر رسته، از محدّثین اصفهان است. وی در


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص207؛ طبقات المحدّثین، ابی الشّیخ، ج3، ص101؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص125.
2- منتخب المختار، ص110؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص125.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص205.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص225؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص125.

ص: 1668

واقعه وبای سال 263 در 92 سالگی وفات یافت. از حسین بن حفص، بکر بن بکار و دیگران حدیث شنیده است.(1)

ابن ریذوس، علی

ابوالحسن علیّ بن صباح بن علی اصفهانی معروف به «ابن ریذوس» از محدّثین و حافظان حدیث بوده، از جُبَّر روایت می نموده است. محمّد بن جعفر بن یوسف، و ابراهیم بن عامر بن ابراهیم از او نقل حدیث می کنند.(2)

ابن ریذه، محمّد

ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن ریذه اصفهانی معروف به «ابن ریذه» از محدّثین اصفهان بوده، و مافرّوخی در کتاب خود، او را در شمار دانشمندان حدیث و کلام که متقدّم بر مافرّوخی بوده اند آورده است.(3) ابوالفتح مسعود بن احمد اسفینقانی نیشابوری(4)، فاطمه جوزدانیّه و اسعد بن سعید از او حدیث روایت کرده اند: تولّدش در سال 440ق بوده، و سال وفاتش به دست نیامد.(5)

ابن زر، احمد

احمد بن محمّد بن زر اصفهانی واعظ، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم و پنجم هجری است.

ابن حجر عسقلانی او را معتزلی دانسته، و شیخ آقابزرگ گوید: اعتزال، سپر تشیّع او بوده، و به خاطر تقیّه، رویّه معتزله را پیشه ساخته است. وی در سال 422ق وفات یافت.(6)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص187.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، صص10 و 13.
3- محاسن اصفهان، ص29
4- معجم البلدان، ج2، ص180.
5- جعفر بن ابیطالب، ص25.
6- لسان المیزان، ج1، ص330؛ النّابس، ص23؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص261.

ص: 169

ابن زراه، اسماعیل

اسماعیل بن زیاد بن عبید خزاعی معروف به «ابن زیاه» ازجمله حفّاظ و نویسندگان حدیث بود که جهت اخذ آن، مسافرت ها نمود، و سرانجام در سال 273ق در جوانی وفات یافت.

ابوعبدالرّحمان مُقری و ابوعلیّ بن ابراهیم از او روایت می کنند. ابن زراه خود، از عبید بن محمّد بن هارون فریانی و حمید بن موسی رازی نقل حدیث می کند.(1)

ابن زرقویه ابواللطیف

شیخ الاسلام منیرالدّین ابواللّطیف بن احمد بن احمد بن ابواللّطیف زرقویه اصفهانی، از محدّثین و فقهای اصفهان در قرن پنجم هجری، در خوارزم ساکن بوده، جمعی از فضلاء و بزرگان شیعه همچون شیخ منتخب الدّین از شاگردان اویند، شیخ منتخب الدّین از او به عنوان «مناظرٌ فقیهٌ دینٌ» یاد کرده است. صاحب عنوان از قاضی ابوالمعالی احمد بن علیّ بن قدامه نحوی و ابن قدامه از سیّدمرتضی علم الهدی کلّیه تصنیفات علم الهدی را روایت می کند.(2)

ابن زکریّا عبدالوهاب

ابوسعید عبدالوهاب بن زکریّا بن ابوزکریّا معدّل از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از حسین بن حفص، ابوداوود، ازهر، عبداللّه بن بکر سهمی و قَعْنَیِ روایت می کرد. مطیّن از او نقل حدیث نموده است.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص212؛ طبقات المحدّثین، ج3، ص80.
2- الفهرست، منتخب الدّین، ص99؛ ریاض العلماء، ج5، ص508؛ اعیان الشّیعه، ج6، ص109، ثقاه العیون8؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص282.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2؛ طبقات المحدّثین، ج2، ص289.

ص: 170

ابن زکریّا عبداللّه

ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن زکریّا بن یحیی بن ابوزکریّا، از محدّثین ثقه و صاحب تصنیفات بوده، و در سال 286 وفات یافته است. از سهل بن بکار، ابوالولید طیالسی، محمّد بن بکیر، اسماعیل بن عمرو بجلی و ابوخالد رملی روایت می کرده، و محمّد بن یحیی بن منده، احمد بن اسحاق، احمد بن ابراهیم بن یوسف و عبداللّه بن محمّد بن جعفر از او روایت می کنند.(1)

ابن زنجویه احمد

ابوبکر احمد بن محمّد بن زنجویه اصفهانی معروف به ابن زنجویه، از محدّثین اصفهان است. ابومنصور شهردار بن شیرویه دیلمی از او حدیث شنیده است.(2)

ابن زنجویه عبدالرّحمان

ابومنصور عبدالرّحمان بن محمّد بن موسی بن زنجویه ابهری ادیب معروف به «ابن زنجویه» از محدّثین اصفهان است، اصلاً از قریه «ابهر» جی اصفهان است، از ابی الشیخ عبداللّه بن محمّد بن جعفر حدیث شنیده، و محمّد بن احمد بن خالد خبّاز و محمّد بن ابراهیم عطّار از او روایت می نمایند.(3)

ابن زیله حسین

ابومنصور حسین بن محمّد بن عمر بن زیله [یا حسین بن طاهر بن زیله] در فنون حکمت و موسیقی و ریاضی توانا بوده، و از شاگردان و مصاحبان شیخ الرّییس ابوعلی سینا در اصفهان به شمار می رفته، و در سال 440 (و یا 443ق) در سال های جوانی در اصفهان فوت شده است. گویند او مجوسی بوده، [حال آن که نام پدر و جدّش خلاف آن را ثابت می کند]، کتب زیر را از تألیفات وی ذکر می کنند: 1. [الاختصار من طبیعیّات الشّفا] 2.


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص61؛ الاعلام، ج4، ص261؛ طبقات المحدّثین، ج3، ص143.
2- التّحبیر، ج1، ص329؛ تذکره الحفّاظ، ج4، ص1299؛ سیر اعلام النّبلاء، ج16، ص414.
3- معجم البلدان، ج1، ص84.

ص: 171

تفسیر حیّ بن یقظان تألیف ابن سینا، [که قدیمی ترین نسخه آن در کتابخانه احمد ثالث استانبول موجود است]، و نسخه ای از آن هم در کتاب های اهدایی آقای مشکاه به دانشگاه تهران، و نسخه ای دیگر در کتابخانه مجلس موجود است، و یک بار هم در سال 1955م در مجلّه المجمع اسلامی العربی بدمشق به چاپ رسیده است 3. الکافی فی الموسیقی [که قدیمی ترین نسخه آن در کتابخانه رضا رامپور هند موجود است، و نسخه ای کهن از آن در کتابخانه موزه بریتانیا نگهداری می شود. این کتاب در سال 1964 در قاهره به چاپ رسیده است] [4. المجموع فی الالهیّات که نسخه ای از آن در دارالکتب قاهره موجود است 5. کتاب فی النّفس].(1)

ابن سابق محمّد

محمّد بن سعید، معروف به «ابن سابق» از محدّثین اصفهان است.(2)

ابن سالم مؤذّن

ابن سالم مؤذّن مسجد جامع اصفهان، از محدّثین بوده، و نام او مشخّص نیست. برخی گفته اند نامش عبداللّه بوده است.(3)

ابن ساوجی محمّد

ابوالمحاسن محمّد بن سعد بن محمّد نخجوانی معروف به «ابن ساوجی» شاعر، ادیب، خطّاط و دانشمندان قرن هشتم هجری.] اصلاً از اهالی نخجوان است. ظاهرا مدّتی


1- نام آوران فرهنگ ایران، ص50؛ فهرست کتب اهدایی مشکاه به دانشگاه، ج3، صص105 و 209؛ فهرست کتابخانه مجلس، ج12، ص226؛ ج3، صص379 و 257؛ درّه الاخبار، ص59؛ تاریخ موسیقی نظامی ایران، ص80؛ اثر آفرینان، ج1، ص114؛ دانشنامه اسلام و ایران، ج4، صص618 619؛ کشف الظّنون، ص862؛ سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران، ج1، ص164؛ فرهنگ معین، ج5، ص152؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، «ابن زیله»، ج3، صص649 650؛ نزهه الارواح، ص386؛ دائره المعارف دانش بشر، ص1586؛ الاعلام، ج2، ص278.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص287.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص50.

ص: 172

در ساوه بوده، سپس در سلطانیه اقامت گزیده، و سرانجام به اصفهان آمده است. در نوشتن خطّ نسخ مهارت داشته، و آثاری را کتابت نموده است].

کتب زیر از آثار او است: 1. ترجمه المسالک و الممالک اصطخری، مطبوع 2. ترجمه حلّ المشکلات حکیم طمطام هندی، از هندی به فارسی، که در سال 1312ق در بمبئی چاپ سنگی شده است. 3. درّه المعانی فی ترجمه نثر اللّئالی، که ترجمه ای منظوم است، و در سال 732ق به نظم کشیده است، و در سال 1315ق در استامبول به چاپ رسیده است. فرزندش ابوطاهر محمّد نیز از ادباء و فضلاء بوده است.

سال وفات او به دست نیامد؛ ولی تا سال 732ق در قید حیات بوده است.(1)

ابن سلم رازی عبدالرّحمان

ابو یحیی عبدالرّحمان محمّد بن سلم رازی معروف به «ابن سلم» از محدّثین مقبول القول و مورد وثوق و چندی امام جامع اصفهان بوده، در سال 291ق وفات یافته است. از او کتاب تفسیر و کتاب مسند باقی مانده است. از محمّد بن عبید محاربی و سهل بن عثمان روایت کرده، و جمعی همچون سلیمان بن احمد و عبدالرّحمان بن محمّد بن سیاه از او روایت می کنند.(2)

ابن سمویه احمد

ابوبکر احمد بن اسحاق بن ابراهیم بن سمویّه، از طبقه محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وفاتش بعد از سال 371 روی داده است. وی از دارکی، فضل بن نصیب و برادرزاده ابی زرعه روایت می کند.(3)


1- الذّریعه، ج7، ص74؛ فهرست میکروفیلم های دانشگاه تهران، ج2، ص141؛ دانشمندان آذربایجان، ص21؛ مجموعه کمینه، صص305 306؛ فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، ص250؛ تاریخ نظم و نثر، ص771؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1170؛ ریحانه الادب، ج7، ص253.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص112؛ الاعلام، ج4، ص99؛ تذکره الحفّاظ، ج3، ص938؛ تهذیب التّهذیب، ج11، ص85؛ سیر اعلام النّبلاء، ج11، ص144.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص163.

ص: 173

ابن سینا حسین*

شرف الملک شیخ الرّییس ابوعلی حسین بن عبداللّه بن سینا معروف به «ابن سینا» و «ابوعلی سینا». شرح حال او مطابق آن چه خود املاء فرموده، و شاگرد مخصوص او شیخ عبدالواحد بن عبید جوزجانی تحریر و تکمیل نموده، به طور اجمال به قرار زیر است:

پدرش از اهالی بلخ بوده، و در زمان امیر نوح سامانی عامل دهکده خرمیثن از دهات بخارا شد، و با دختری به نام ستاره، اهل روستای «افشنه» در حوالی خرمیثن ازدواج کرد، و ابن سینا در سال 370ق در آن روستا متولّد گردید، و در پنج سالگی با خانواده به بخارا آمد.

او در همان کودکی، نبوغ، حافظه قوی و استعداد شگرف خود را به نمایش گذاشت، و تا سنّ ده سالگی در فنون ادب، لغت، قرآن، اصول دین و احکام فقه تحصیل نمود. حساب و هندسه را نزد مردی سبزی فروش، و فقه را نزد اسماعیل زاهد فراگرفت. در این هنگام بود که دانشمندی عالی قدر به نام ابوعبداللّه ناتلی طبرستانی به بخارا آمد، و پدر ابن سینا فرزند را نزد او فرستاد تا منطق و هندسه را نزد او تکمیل کند. پس از رفتن ناتلی از بخارا، او حکمت طبیعی و طب را نزد ابوسهل مسیحی جرجانی (و یا به قولی ابومنصور حسن بن نوح قمری) فرا گرفت.

او در هفده سالگی از فرا گرفتن علوم، مستغنی شد، و خود دانشمندی جامع و علاّمه به شمار می رفت، و به خصوص در طب، صاحب مهارت، و در علاج امراض صعب العلاج در اطراف و اکناف، شهرت بسیار به دست آورد. بوعلی پس از آن به مطالعه مابعدالطّبیعه ارسطو پرداخت؛ امّا آن را سخت غامض و دشوار یافت. امّا تصادفا در بازار صحّافان، کتاب اغراض مابعدالطّبیعه ابونصر فارابی را یافت، و جمله مشکلات علمی او حل شد.

در حدود سال 387ق امیر نوح سامانی سخت بیمار شد، و ابن سینا او را درمان کرد، و به این خاطر، اجازه یافت تا از کتابخانه دربار سامانی استفاده کند. او از سنّ 21 سالگی دست به تحقیق و تألیف زد.

پس از آن که کار امیران سامانی به ضعف گرایید و ترکان غزنوی به بخارا دست یافتند، روزگار را ناموافق طبع آزاده کیش خود دیده، روانه گرگانج (جرجانیه) شد، و به خدمت

ص: 174

علیّ بن مأمون خوارزمشاه درآمد، و مورد احترام فراوان شاه و وزیر او قرار گرفت. پس از آن در سال 403ق به جرجان (گرگان) رفت تا به حضور شمس المعالی قابوس وشمگیر، از امیران زیاری برسد؛ امّا او کشته شده بود. در جرجان، ابوعبید جوزجانی به او پیوست، و پس از آن، همواره در کنار استاد بود. در حدود 406ق از جرجان به ری رفت، و به خدمت سیّده همسره فخرالدّوله دیلمی و پسرش مجدالدّوله حاضر شد. چندی بعد به همدان رفت، و شمس الدّوله دیلمی را که بیمار بود، درمان کرد، و به وزارت دست یافت؛ امّا مخالفان شمس الدّوله و شیخ الرّییس، همواره آنان را تهدید می کردند، و شیخ در بیم و ترس به سر می برد.

پس از مرگ شمس الدّوله، پسرش سماءالدّوله به جای او نشست، در این هنگام، بوعلی با علاءالدّوله کاکویه حکمران اصفهان و رقیب سماءالدّوله مکاتبه می کرد؛ لذا او را گرفته، و در قلعه فرجان دربند کردند. پس از چهار سال، علاءالدّوله به همدان تاخت، و شیخ از حبس آزاد شد. عاقبت او در لباس درویشان از همدان گریخت، و به اصفهان آمد، و حدود پانزده سال در این شهر به تحقیق، تألیف و تدریس پرداخت. شاگردان زبده ای چون ابوعبداللّه معصومی و ابن زیله نزد او تربیت شدند.

ابن سینا از طرف علاءالدّوله مأمور شد که رصد و تهیّه تقویم را به عهده بگیرد. او این کار را به شاگردش ابوعبید سپرد، امّا سرانجامی نیافت. او تعدادی از آثارش را همچون تعلیقات، رساله آلات رصدی شفا (قسمت مجسطی، هندسه، هیأت، ارثماطیقی، موسیقی و سایر فنون، ریاضی) مبدأ و معاد و غیره را در اصفهان تألیف نمود.

در سال 421ق سلطان مسعود غزنوی به دستور پدرش سلطان محمود به اصفهان تاخت، و علاءالدّوله را از اصفهان راند، و آن جا را غارت نمود، و مردم آن را قتل عام کرد. در این فتنه شوم، منزل و کتابخانه شیخ غارت شد، و بار دیگر به دستور سلطان مسعود که پس از مرگ پدر به جای او نشسته بود، بوسهل حمدی و تاش فراش در سال 425ق به اصفهان تاخت، و قتل و غارت در این شهر را تجدید کرد، و کتاب های کتابخانه علاءالدّوله که مصنّفات شیخ الرّییس در آن موجود بود، به یغما برد، و به غزنه فرستاد که متأسّفانه چند سال بعد طعمه کینه توزی علاءالدّین غوری گردید، و به آتش کشیده شد.

ص: 175

سرانجام ابن سینا در سفری که به همدان می رفت، به بیماری قولنج مبتلا شد، و هرچه معالجه کرد، فایده ای نبخشید، و او در شنبه 6 شعبان یا جمعه اوائل رمضان 428ق در بین راه وفات یافت. پیکرش را به همدان بردند، و در آن جا دفن کردند، و چندی بعد جسد او را به اصفهان نقل کرده، و در دروازه کون گنبد (یا تخت گنبد) مدفون ساختند.

در قرن اخیر، پیرامون آرامگاه ابن سینا بحث ها و مناقشات فراوان درگرفته، و جمعی معتقد به وجود قبر او در همدان، و جمعی معتقد به وجود آرامگاه او در اصفهان بودند. در اصفهان، دو موضع از قدیم الایّام ما بین مردم اصفهان به نام قبر ابوعلی سینا شهرت داشته است: اوّل: مدرس ابن سینا، که گنبدی آجری بر روی اتاقی چهارگوش بوده، و گویند محل تدریس او بوده، و محلّ قبر او را در آن جا نشان می دهند، و مطابق نقل اهالی محل، سنگ نوشته ای بر روی قبر بوده که مالک آن بنا، سنگ نوشته را ناپدید ساخته است.

دوم: در پشت مسجد شیخ لطف اللّه اصفهان، در جایی که تیمچه حیدر خوانده می شود، و در قدیم، جزو محلّه تخت گنبد و در حوالی حمّام و مسجد دوشنبه دین و باغ خلفا و کوچه باقالی فروشان قرار داشته، گفته می شود مدرسه خواجه ملک وجود داشت، و قبر ابن سینا با سنگ لوح دیده می شد که سنگ نوشته آن را به جایی نامعلوم بردند.

محقّقین و مورّخین اصفهان، همچون استاد همایی و محمّد صدر هاشمی برای اثبات وجود قبر ابن سینا در اصفهان و احداث آرامگاهی شکوهمند بر مزار او تلاش بسیار کردند؛ امّا عاقبت، حکومت آن زمان، ضمن برپایی مراسم هزارمین سال تولّد ابن سینا، در همدان آرامگاهی بر سر قبر منسوب به او برپا ساخت.

فایده: در مجموعه شماره 101 کتابخانه آیت اللّه مرعشی، رساله شماره 2: ترجمه حال ابن سینا، از نویسنده ای نامعلوم، که حیدر بن علیّ بن اسماعیل بن عبدالعالی هاشمی کرکی در سه شنبه 2 ذی قعده 1072ق کتابت نموده، بیوگرافی او را به طور مختصر می نویسد، و پس از ذکر مؤلّفات او در آخر می گوید: ابن سینا در همدان مرده، و در آن جا دفن شده، و پس از آن، جنازه اش را به اصفهان نقل کردند.

در باب مذهب ابن سینا می توان گفت به لحاظ رواج فراوان مذهب اسماعیلی در بخارا و به خصوص در دربار سامانی، رفت و آمد پدر ابن سینا در محافل اسماعیلیان، و شواهد و

ص: 176

قرائن دیگر، ابن سینا شیعه بوده است. این رباعی از او است:

از قعر گل سیاه تا اوج زحل کردم همه مشکلات گیتی را حل

بیرون جستم ز قید هر مکر و حیل هر بند گشاده شد مگر بند اجل(1)

ابن شاذویه احمد

ابوبکر احمد بن ابراهیم بن عبداللّه بن کیسان ثقفی اصفهانی معروف به «ابن شاذویه» از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او نابینا بوده، و از اسماعیل بن عمرو بجلی نقل حدیث نموده است. وفات او در سال 291ق واقع شد.(2)

ابن شاذویه حسن

ابوبشر حسن بن عطاء بن یزید بن شاذویه و او را شاذان و شاذه نیز گفته اند. از اهالی محلّه «جُرواآن» اصفهان و از طبقه محدّثین بوده، از ابی داوود، بکر بن بکار، حسین بن حفص، خلف بن ولید، عامر بن ابراهیم و محمّد بن صبیح روایت می کند، و احمد بن حسین انصاری و محمّد بن احمد بن یزید از وی روایت می کنند. صاحب عنوان، از شیعیان و موالیان خاندان پیغمبر صلی الله علیه و آله بوده، ابونصیب درباره او گوید: «کان یتشیّع»(3).

ابن شاذویه فضل

فضل بن محمّد بن شاذویه از محدّثین اصفهان بوده [است]، ابوعبداللّه کرابیسی از او روایت می کند، و خود از ابوحفص عمر بن راشد بن عمر بن راشد ساکن در کوی


1- مقالات ادبی، استاد همایی، صص44 109؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج4 ذیل «ابن سینا»؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، ص329،فهرست مرعشی، ج1، ص119؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص125 126؛ مزارات اصفهان، صص75 77؛ تاریخ الحکماء، قفطی، ص570؛ پور سینا، کلیّه صفحات؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «ابن سینا»، ص641؛ ریحانه الادب، ج76، ص582؛ روضات الجنّات، ج3، ص170؛ تاریخ ادبیّات در ایران، ج1، ص303؛ دانشنامه ایران و اسلام، ص642؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص18 و 72 73.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص107؛ مقتبس الاثر، ج3، ص125 طبقات المحدّثین باصفهان، ج3، ص130.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص256.

ص: 177

«جارود» روایت می نماید.(1)

ابن شاذه اسحاق

ابویعقوب اسحاق بن شاذه عطّار، از محدّثین اصفهان است. از احمد بن ابراهیم بن اسحاق مولی ضَبّه روایت می کند، و ابن شاذره از احمد بن رسته نقل حدیث می نماید.(2)

ابن شساه محمّد

محمّد بن عمر بن یحیی قرمطی معروف به «ابن شساه» از محدّثین اصفهان است. از اسماعیل بن عمرو بجلی روایت می کند، و فرزندش ابومسلم عبدالرّحمان بن محمّد، استاد حافظ ابونُعیم از او استماع حدیث کرده است. ذکر اخبار اصفهان شهرت او را «ششاه» و «شساه» می نویسد.(3)

ابن شفروه

«ابن شفروه» شهرت تعدادی از شعراء، ادباء، محدّثین و فضلای اصفهان است که به «آل شفروه» نیز معروف بوده اند. «شفروه» را به صورت های مختلف همچون «سفروه»، «سفرویه»، «سقرویه»، «شبروه»، «شقروه» و «شوروه» ضبط نموده اند. برخی از نویسندگان نیز «شفروه» را منسوب به دیهی به نام «شقروه» می دانند، و گویند که آن دیه همان است که در زمان حاضر «پزوه» [در خوراسکان] گفته می شود؛ امّا نمونه خطّ یکی از افراد این خاندان که در قرن هشتم می زیسته، موجود است که به صراحت، نسب خود را «شفروه» می نویسد؛ لذا «شفروه» نام شخص است، و نه نام مکان؛ لذا تمام توجیهات قبلی، بی مورد است. در مذهب افراد این خاندان نیز اختلاف است، و عموما آنان را حنفی می نویسند؛ لکن یک نفر از آنان مسلّما شیعه امامی و از بزرگان مفاخر تشیّع بوده، و دو نفر از آن ها نیز مظنون


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص354.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص109؛ تاریخ بغداد، ج6، ص378؛ مقتبس الاثر، ج4، ص224.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص204.

ص: 178

به تشیّع می باشند.

این خاندان در اصفهان و ساکن این شهر بوده اند؛ لکن یک نفر در شیراز، و چند نفر نیز در قزوین ساکن بوده اند. از این رو آن ها را گاه اصفهانی، و زمانی قزوینی گفته اند.

ابی شفروه اسعد

شیخ ابی السّعادات اسعد بن عبدالقاهر بن سعد شفروه اصفهانی، از اجلّه فقهاء و علماء شیعه در قرن هفتم هجری.

صاحب عنوان از مشایخ جناب سیّدرضی الدّین علیّ بن طاووس است، و جناب خواجه نصیرالدّین طوسی و میثم بن علی بحرانی از او روایت کرده اند. در اعیان الشّیعه وی را شاگرد طوسی و بحرانی معرّفی می کند، و در روضات الجنّات از مشایخ آن دو می نویسد، و ظاهرا قول صاحب روضات، معتبر می باشد. فوت وی را در ماه صفر 635ق نوشته اند؛ [امّا این تاریخ، زمان دریافت اجازه شیخ ابوالسّعادات از سیّد بن طاووس در جانب شرقی بغداد است]، در هدیه العارفین فوت او را حدود 640 می نویسد. کتب زیر از تألیفات او است:

1. اکسیر السّعادتین 2. توجیه السّؤالات در نقل اشکالات 3. جامع الدلائل و مجمع الفضائل در امامت، و آن را منبع الدّلائل نوشته اند 4. رشح الولاء (یا رشح الوفاء)، در شرح دعای صنمی قریش، منسوب به حضرت علی علیه السلام و آن را مترجمی ناشناس، به نام شاه سلطان حسین صفوی ترجمه کرده است 5. الفائق علی الاربعین در مناقب امیر المؤمنین علیه السلام 6. مجمع البحرین و آن مجموعه ای است از مواعظ و حکم منقول از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام .(1)


1- تاریخ تشیّع اصفهان، صص300 301؛ فتح الابواب، سیّد بن طاووس، ص131؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «اسعد»، ص2306؛ امل الآمل، ج2، صص32 33؛ ریاض العلماء، ج1، صص81 82؛ معجم المؤلّفین، ج2، ص247؛ الانوار السّاطعه، ص17؛ فوائد الرّضویه، ج1، صص43 44؛ ریحانه الادب، ج7، ص124؛ الذّریعه، مواضع مختلفه؛ اعیان الشّیعه، ج11، ص143؛ روضات الجنّات، ج1، ص110؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص262 263؛ هدیه العارفین، ج1، ص205؛ احوال و آثار خواجه نصیرالدّین طوسی، صص169 170.

ص: 179

ابن شفروه اسماعیل

اسماعیل بن محمّد بن عبداللّه شفروه اصفهانی، از دانشمندان قرن هشتم هجری است. وی در دوشنبه 14 ربیع الثّانی سال 752ق از کتابت نسخه ای از شرح مختصر الاصول قاضی عضدالدّین ایجی، به خطّ نسخ فراغت یافت، کتاب به شماره 1069 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.(1)

ابو شفروه حسین

حسین بن عبیداللّه بن هبه اللّه بن محمّد بن هبه اللّه بن حمزه اصفهانی قزوینی معروف به «ابن شفروه»(2)، از فضلاء و دانشمندان اواخر قرن ششم هجری بوده، و ابن النجّار از قول او اشعار پدرش عبیداللّه را در تاریخ بغداد نقل کرده است.(3)

ابن شفروه رزق اللّه

ابوالبرکات رزق اللّه بن هبه اللّه بن محمّد بن هبه اللّه بن حمزه اصفهانی قزوینی معروف به «ابن شفروه» یا «ابن سفرویه»، از فقهاء و بزرگان حنفی اصفهان در قرن ششم هجری. تولّدش در سال 536 در اصفهان بود، و در اصفهان و بغداد به تدریس و نقل احادیث می پرداخت، و سرانجام در سال 615ق در اصفهان وفات یافت، و در مدرسه محلّه جوهان مدفون شد.(4)


1- فهرست مرعشی، ج3، ص253.
2- لباب الالباب، تعلیقات علاّمه قزوینی، ص642؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.
3- مجلّه یادگار، شماره ششم و هفتم، بهمن و اسفند 1327، به نقل از کتاب جواهر المضیئه، ج1، ص212.
4- لباب الالباب، تعلیقات علاّمه قزوینی، ص640؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص128؛ مجلّه یادگار، شماره ششم و هفتم، بهمن و اسفند 1327، ص115.

ص: 180

ابن شفروه سلیمان

فخرالدّین ابواحمد سلیمان بن شمس الدّین بن شفروه اصفهانی، از ادباء و شعراء بوده، و به عربی شعر می سروده است.(1)

ابن شفروه سلیمان

سلیمان بن احمد بن جلال الدّین محمّد بن قاسم بن هبه اللّه بن محمّد بن اسعد بن قاهر اصفهانی معروف به «ابن شفروه» از فضلای خاندن شفروه است، نشانه تملّک او بر کتاب البیان تألیف شهید اوّل دیده شده است.(2)

ابن شفروه عبداللّطیف

مجدالدّین ابوالمجد عبداللّطیف بن هبه اللّه بن شفروه اصفهانی، از شعرای اصفهان در قرن ششم هجری است.(3)

ابن شفروه ظهیرالدّین عبداللّه

ظهیرالدّین عبداللّه بن شرف الدّین عمر شفروه اصفهانی، از شعراء و ادبای اصفهان در قرن ششم هجری است. عوفی او را پسرعموی شرف الدّین شفروه نوشته(4) و آذر بیگدلی او را برادر شرف الدّین دانسته است.(5) وی علاوه بر شعر و ادب، در حدیث و تفسیر و فقه زبردست بوده، و در مدح سلاجقه عراق؛ یعنی ارسلان شاه و طغرل سوم، قصایدی ساخته است.

رضاقلی خان هدایت او را به عنوان یک عارف سالک ستوده است.(6) در نزهه المجالس


1- تلخیص مجعم الآداب، ج3، الجزء الرّابع، ص180.
2- تراجم الرّجال، ج1، ص235.
3- تاریخ نظم و نثر، ج1، ص102.
4- لباب الالباب، صص225 226؛ مجلّه یادگار، شماره 6 و 7، بهمن و اسفند 1327، صص116 117.
5- آتشکده آذر، بخش سوم از نیمه نخست، صص966 967.
6- ریاض العارفین، ص161.

ص: 181

برخی از رباعیّات او آمده است.(1) دیوان اشعار ظهیر شفروه هنوز به طبع نرسیده، و تنها نسخه خطّی آن در کتابخانه دیوان هند در لندن موجود است.(2)

این رباعی از او است:

ای تازه نسیم زلف عنبر بارش چون بر گذری بر طرف گلزارش

آهسته گذر که نرگس بیمارش خفتست به سایه گل رخسارش

ابن شفروه شرف الدّین عبدالمؤمن

شرف الدّین عبدالمؤمن مغربی اصفهانی معروف به «شرف الدّین شفروه»، فرزند هبه اللّه بن محمّد بن هبه اللّه بن حمزه(3) واعظ، شاعر و ادیب دانشمند قرن ششم هجری. برخی نوشته اند: نامش محمّد(4) یا فضل اللّه بوده(5)، ظاهرا در اواخر قرن پنجم متولّد [شد]، و در جوانی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت. او به مدح اتابک شیرگیر اهتمام داشت، و از طرف او به لقب ملک الشّعرایی ملقّب شد.

وی در سال 569 در دمشق به وعظ و تذکار مشغول بوده، سپس به مصر رفته، به خدمت صلاح الدّین ایّوبی رسیده، آن گاه به دمشق بازگشته، و ظاهرا در سال 570ق در آن جا فوت شده است.(6)

وی ارسلان بن طغرل و طغرال بن ارسلان را نیز مدح گفته است.(7) از آثار او کتاب اطباق الذّهب در مواعظ و خطب که آن را در مقابل کتب اطواق الذّهب زمحشری، در صد مقاله به درخواست ظهیرالدّین احمد خویی تألیف کرده، و بارها در بولاق، لاهور و مصر به چاپ رسیده [است(8)]، و عدّه ای از فضلاء بر آن شرح نوشته اند. دیوان اشعار او به گفته


1- نزهه المجالس، ص82.
2- الذّریعه، ج9، صص658 659.
3- مجلّه یادگار، شماره 6 و 7، بهمن و اسفند 1327، ص110 به نقل از جواهر المضیئه، ج1، ص322.
4- لباب الالباب، ص221.
5- آتشکده آذر، قسمت سوم از نیمه نخست، ص948؛ ریاض العارفین، ص356.
6- مجلّه یادگار، شماره 6 و 7، ص110 به نقل از الوافی بالوفیات.
7- تذکره دولتشاه، ص117.
8- لباب الالباب، تعلیفات سعید نفیسی، ص646؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص292؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان ج1، ص127؛ الذّریعه، ج2، ص216؛ فهرست مشکاه، ج3، ص2679.

ص: 182

رضاقلی خان هدایت، صد و هشت هزار بیت بوده(1)، که نسخه ای از آن شامل 700 بیت، ضمن مجموعه شماره 2589 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وجود داشته است(2)؛ نسخه دیگری نیز در موزه بریتانیا موجود است.(3)

از اشعار او است:

گر توانی ای صبا بگذر شبی در کوی او ور دلت خواهد ببر پیغامی از من سوی او

گر همی خواهی که بر سرو بلند او رسی نردبان عنبرین ساز از شکنج موی او

این دل گمگشته من باز جواز زلف او ور نیابی رو بیفشان دامن گیسوی او

ابن شفروه عبیداللّه

ابوالوفا عبیداللّه بن هبه اللّه بن حمزه معروف به «ابن شفروه» واعظ، ادیب و شاعر دانشمند قرن ششم هجری بوده، و در وعظ و خطابه، ملاحت و فصاحت داشته، و در نظم و نثر، نیکوسخن و بلیغ بوده، چند بار در راه حج به بغداد وارد شده، و یک سال نیز در مدرسه ناجیه بغداد وعظ نموده، و ازجمله، ابیاتی فی البداهه در مدح علیّ بن ابی طالب علیه السلام در وعظ خود سروده است.

تولّدش در 534 واقع شده، و در سال 585 در شیراز وفات یافت.(4)


1- مجمع الفصحاء، ج2، ص800.
2- فهرست دانشگاه، ج9، ص1393.
3- تاریخ ادبیّات، هرمان اته، ص122.
4- لباب الالباب، تعلیقات علاّمه قزوینی، صص640 641؛ مجلّه یادگار، شماره ششم و هفتم، بهمن و اسفند 1327، صص114 115؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.

ص: 183

ابن شفروه عزّالدّین

عزالدّین یا عزیزالدّین شفروه اصفهانی معروف به «عز شفروه» از شعرای اصفهان است. برخی از رباعی های او در کتاب نزهه المجالس نقل شده است(1).

این رباعی از او است:

شمعی که چو پروانه برو شاید سوخت ما را نه چنان که در گمان آید سوخت

زین سوز اگر آب نبودی در چشم با شمع بگفتمی که چون باید سوخت

ابن شفروه فضل اللّه

فضل اللّه بن هبه اللّه بن محمّد بن هبه اللّه بن حمزه اصفهانی معروف به «ابن شفروه» از فضلاء و بزرگان اصفهان در قرن ششم هجری وی تا سال 556ق در قید حیات بوده است.(2)

ابن شفروه هبه اللّه

هبه اللّه بن محمّد بن هبه اللّه بن حمزه اصفهانی، از فقهاء و بزرگان خاندان شفروه در اصفهان بوده، و در این شهر بر اساس مذهب ابی حنیفه برای حنفیان اصفهان قضاوت می کرده است.(3)

ابن شیرویه اصفهانی

ابن شیرویه اصفهانی، از محدّثین اصفهان قرن هفتم هجری، سیّدرضی الدّین علیّ بن موسی بن جعفر بن محمّد حلّی معروف به سیّد بن طاووس از او روایت می کند.(4)


1- لباب الالباب، تعلیقات سعید نفیسی، صص643 و 772؛ نزهه المجالس، ص85؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.
2- لباب الالباب، تعلیقات سعید نفیسی، صص640 و 642؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.
3- لباب الالباب، تعلیقات علاّمه قزوینی، صص639 و 641؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص127.
4- الانوار السّاطعه، ص117؛ مصفّی المقال، ص302.

ص: 184

ابن شیره علی*

ابوالحسن علیّ بن محمّد بن شیره کاشانی اصفهانی از محدّثین اصفهان در نیمه اول قرن سوم هجری است. از صحابه حضرت امام محمّد تقی علیه السلام است. کتاب های التّأدیب، شامل احادیث مربوط به نماز، و الجامع فی الفقه از تألیفات او است.(1)

ابن صاعد یحیی

یحیی بن محمّد بن صاعد معروف به «ابن صاعد» از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی از ابونصر احمد بن نصر بن دینار و جرّاح بن فحله روایت می کند، و حافظ ابونُعیم، ابوالفرج احمد بن محمّد بن علاء صوفی شیرازی و ابواسحاق ابراهیم بن احمد بن یوسف جلاّب باب کوشکی از او حدیث شنیده اند.(2)

ابن طباطبا احمد

احمد بن حسن بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علیّ بن ابی طالب علیه السلام از محدّثین شیعه است. در اصفهان سکونت داشته، و از پدرش حسن نقل حدیث می نموده است. محمّد بن احمد بن هُشَیم از او روایت می کند.(3)

ابن طباطبا محمّد

ابوالحسن محمّد بن احمد بن محمّد بن احمد بن ابراهیم طباطبا بن اسماعیل، بن ابراهیم بن حسن مُثنّی معروف به «ابن طباطبا» از علماء و ادباء و شعرای معروف اصفهان است که در قرن سوم هجری، مقارن با غیبت صغری در اصفهان می زیسته، و ابن شهرآشوب او را از شعراء اهل بیت شمرده است. پدرش اوّلین شخص از خاندان طباطبا بوده که از کوفه به اصفهان آمده است. ابن طباطبا در سال 322ق وفات یافته، و ظاهرا در


1- الذّریعه، ج3، ص210؛ مجمع الرّجال، ج4، صص218 و 223؛ منهج المقال، ص237؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص188 و 119.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص161 و 167 و 203.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص86.

ص: 185

کوی غازیان جوباره اصفهان [که آن را سر بازار غاز می گویند] مدفون شد. کتب زیر از او است:

[1. اختیار دیوان اشعار] 2. تهذیب الطّبع 3. دیوان اشعار [4. سنام المعالی] 5. الشّعر و الشّعرا [6. العروض] 7. عیار الشعر (معاییر الشّعر) [8. فرائد الدّرر] 9. فی تقریض الدّفاتر 10. المدخل فی معرفه المعمّی من الشّعر 11. نقدالشّعر.(1)

ابن عبده احمد

احمد بن ابراهیم بن عبده، از محدّثین اصفهان است.(2)

ابن عجمی محمّد

محمّد بن احمد بن جامع اصفهانی معروف به «ابن العجمی» متولّی امر خطابت د «زبید» بوده، و در سال 727ق وفات یافته است. در قلائد النّحر گفته شده است که وی تألیفاتی در «رائق» داشته است.(3)

ابن عدی هارون

ابوالحسن هارون بن سلیمان بن داوود بن بهرام بن قطبه بن حریث بن جویره سلمی خرّاز، معروف به «ابن عبدی» از محدّثین قرن سوم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و از علیّ بن حسن بن یعمر شامی، ابی عامر عقدی، ابی عاصم، حماد بن مسعده، عبدالرّحمان بن مهدی، معاذ بن هشام و یحیی قطان روایت می نموده است.

عبداللّه بن جعفر بن احمد و محمّد بن احمد بن یزید هم از وی روایت می کنند.


1- ریحانه الادب، ج8، صص81 82؛ الذّریعه، ج9، ص981 و ج4، ص511 و ج15، ص363؛ الاعلام، ج6، ص199؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص325؛ نوابغ الرّواه، ص243؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص212 214؛ معجم الادباء، ج17، ص143؛ اعیان الشّیعه، ج43، ص248؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص127 128.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص101.
3- هدیه العارفین، ج2، ص146.

ص: 186

وفاتش در سال 263 یا 265ق واقع شده است.(1)

ابن عطّار

ابن العطّار الشّروطی الاصفهانی، یاقوت حموی در شرح حال ابواحمد حسن بن عبداللّه عسکری لغوی، صاحب عنوان را از متأخّرین اصحاب ابواحمد که از او روایت کرده اند، می شمارد.(2)

ابن عطاش

ابوبکر احمد بن عبداللّه بن ایّوب بن عطاش اصفهانی از محدّثان قرن چهارم هجری در اصفهان است. از ابی عاصم بزیل و ابی عمر ضریر روایت می نماید، و عبداللّه بن اسماعیل بن عبداللّه وکیل از وی نقل حدیث می کند.(3)

ابن عطاش احمد

احمد بن عبدالملک عطاش، از ادباء و بزرگان قرن پنجم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و به تشیّع شهرت داشته، و مردم سنّی اصفهان، قصد جان او را کردند. وی به ری رفته، و به حسن صبّاح پیوست، و در آیین باطنی، استوار گردید. سپس به اصفهان بازگشت، و مخفیانه به تبلیغ مرام اسماعیلی مشغول شد، و پس از مدّتی قلعه شاهدژ را تصرّف کرده، آن را مقرّ فعالیت های خویش نمود. تبلیغات ابن عطاش، سلاطین سلجوقی را به وحشت انداخت، سبب شد تا احمد عطاش را اسیر نمودند، و در سال 504 در اصفهان با خواری بسیار او را کشتند. علاوه بر اطّلاعات مذهبی و فنون ادب، در خوشنویسی و حسن خط نیز شهرت داشت، و کتاب هایی را کتابت نموده بود.(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص336؛ میزان الاعتدال، ج2، ص121.
2- معجم الادباء، ج8، ص237.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص94.
4- راحه الصّدور، ص156؛ مجمل فصیحی، ج2، ص217؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج5، ص726؛ الکامل، ج8، ص242.

ص: 187

ابن عطاش احمد

ابوبکر احمد بن محمّد بن عطاش تاجر، از محدّثین قرن چهارم هجری در اصفهان است. وی پس از سال 350ق وفات یافته است. حافظ ابونُعیم اصفهانی از او حدیث شنیده است.(1)

ابن علی محمّد

محمّد بن حسن بن احمد بن محمّد بن موسی اهوازی معروف به «ابن علی اصفهانی» از محدّثین اصفهان است امّا او متّهم به کذب بوده، و او را «جرّاب الکذب» لقب داده بودند.(2)

ابن فادشاه، ابوالحسن

ابوالحسین بن ابی عبدالللّه بن ابی منصور بن فادشاه.(3)

ابن فادشاه احمد

ابوالحسین احمد بن محمّد بن حسن [حسین] اصفهانی معروف به «ابن فادشاه رییس» از محدّثین و ادبای اصفهان است.

گویند به شیعه و معتزله تمایل داشته است. ابوالقاسم طبرانی از او روایت می کند، و خود ابن فادشاه از اسماعیل بن محمّد صوفی و محمود بن اسماعیل نقل حدیث نموده است.(4)

ابن فادشاه علی

عفیف الدّین ابوطاهر علیّ بن سعید بن علیّ بن فادشاه اصفهانی از محدّثین و ادبای قرن ششم هجری است. وی همه مسند شافعی را از شیخ کمال الدّین ابی عبداللّه بن محمّد


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص152.
2- میزان الاعتدال، ج3، ص43.
3- محاسن اصفهان، صص31 و 69.
4- النّابس، صص22 23.

ص: 188

بن محمّد بن سرایا بلدی با اسنادش شنیده است. وی به عربی شعر نیز می سروده است.(1)

ابن فادشاه ابوعبداللّه

ابوعبداللّه فادشاه بن ابی منصور بن ابی طاهر بن اصفهانی، از ادبای قرن ششم هجری، وی از اصفهان به قصد تجارت به خراسان رفته، و ابوسعد سمعانی وی را در سمرقند دیده، و مقدار اندکی از شعر در سال 550 هجری از وی فراگرفته است.(2)

ابن فادشاه، محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن قاسم بن احمد بن فادشاه (پادشاه) اصفهانی معروف به «نتیف» از محدّثان اصفهان در قرن چهارم هجری. در ذکر اخبار اصفهان درباره او گوید: «ستکلّم علی مذهب اهل السنّه ینحل مذهب ابی الحسن الاشعری» در بصره ساکن بوده، و در سال 353ق به اصفهان معاودت نموده، و در ربیع الاوّل سال 381 وفات یافته است. از 1. لؤلؤ 2. مادرانی 3. محمّد بن سلیمان مالکی روایت می کند.

کتاب های زیر از مؤلّفات او است: 1. الاحکام 2. الاصول 3. الفقه.(3)

ابن فتی نهروانی*

«ابن فتی نهروانی»، نام یکی از خاندان های علمی اصفهان است. آنان اصلاً از اهالی نهروان در نزدیکی بغداد هستند؛ ولی در اصفهان ساکن بوده اند. این خاندان در قرن پنجم و ششم هجری از بیوت معتبر علمی شمرده می شده، و از مذهب شافعی پیروی می کرده اند.

ابن فتی حسن

ابوعلی حسن بن سلمان [یا سلیمان] بن عبداللّه بن محمّد فتی نهروانی اصفهانی از


1- تلخیص مجمع الآداب، جزء 4، متمّم اوّل، ص499.
2- التّحبیر، ج2، ص37.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص300؛ الاعلام، ج7، ص227.

ص: 189

فقهاء و محدّثین شافعی قرن ششم هجری است. وی به «ابن فتی» شهرت داشته، و در نظامیّه اصفهان تحصیل کرده، فقه را از ابوبکر بن ثابت خجندی آموخت. مدّتی منصب قضاوت خوزستان را داشت، و سپس تدریس در مدرسه نظامیّه به او واگذار شد. وی در شنبه 5 شوّال 525ق در بغداد وفات یافت.(1)

ابن فتی سلمان

ابوعبداللّه سلمان [سلیمان] بن ابوطالب عبداللّه بن محمّد فتی نهروانی، از محدّثین و فقهای شافعی در قرن پنجم هجری است.

در نهروان متولّد شده، و در ری نشو و نما یافته، و در بغداد به تحصیل پرداخته، و سرانجام در اصفهان مقیم شده است. نحو را از ثمانینی و لغت را از حسن بن دهان فراگرفته، و از قاضی ابوالطیّب طبری حدیث را شنید.

وی در علوم ادبی، خصوصا لغت و نحو استاد بوده، و شعر نیز می سرود. سرانجام او در 12 صفر 493ق (یا 494) در اصفهان وفات یافت.

وی را تألیفاتی است از آن جمله:

1. التّفسیر، در قراآت 2. شرح الایضاح، تألیف ابوعلی فارسی، در نحو 3. شرح دیوان المتنبّی 4. شرح الامالی 5. علل القراآت 6. القانون، در لغت، در ده مجلّد.(2)

ابن فتی هبه اللّه*

هبه اللّه بن سلمان (سلیمان) بن عبداللّه بن محمّد فتی نهروانی، از فقهاء و محدّثین شافعی اصفهان در قرن ششم هجری. وی از ابن ماجه ابهری حدیث شنیده است.(3)


1- تبیین کذب المفتری، ص319؛ طبقات الشّافعیه، سبکی، ج1، ص104؛ مدارس نظامیّه، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص128؛ علماء النّظامیّات، ص67؛ غزالی نامه، ص134.
2- معجم الادباء، ج11، ص251 253؛ الاعلام، ج3، ص169؛ ریحانه الادب، ج8، صص137 138؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص379؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص128.
3- المشتبه، ج2، ص497.

ص: 190

ابن فقیه حسن

ابومحمّدحسن بن علیّ بن موسی بن یزید بن عبداللّه، داماد ابن رسته است. از محدّثین بوده، و از حسین بن حفص روایت نموده است، ابوعمر احمد بن حسن بن اسماعیل شروطی از او روایت می کند.(1)

ابن فنجویه

ابوبکر [یا ابوعبداللّه] بن فنجویه اصفهانی، از محدّثین اصفهان است.

از ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن محمود اصفهانی، ابن حبیش (حبش)، ابن حیّان، ابن شیبه و ابوبکر بن مالک قطیعی روایت می کند، و حاکم حسکانی و علاّمه نیشابوری از او روایت می کنند.(2)

ابن فزار عبدالعظیم

عمیدالدّین ابوالمکارم عبدالعظیم بن ابی البرکات عبداللّطیف بن ابی نصر محمّد بن سهل سرابی اصفهانی معروف به «ابن فزّار». از محدّثین و دانشمندان قرن ششم و هفتم هجری در اصفهان است. از پدرش و حسن بن عبّاس رستمی حدیث شنیده، سپس به بغداد رفت. ابن الدّبیثی از او روایت می کند. تولّدش در سال 550، و وفاتش در ذی حجّه 617ق در بغداد واقع شد.(3)

ابن فورک

«ابن فورک» شهرت چندین نفر از محدّثین و فقهای قرن سوم تا ششم هجری است که اغلب در اصفهان و برخی از آنان و نیشابور ساکن بوده اند. «فورک» (بر وزن دوزخ) نام جدّ آنان بوده، و از مذهب شافعی پیروی می کرده اند.


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص265.
2- احقاق الحق، ج14، صص221 و 626 و 671 و ج9، ص27.
3- تلخیص مجمع الآداب، جزء 4، ج2، ص922.

ص: 191

ابن فورک احمد

ابوبکر احمد بن محمّد بن حسن بن محمّد بن ابراهیم بن فورک، برادرزاده ابن فورک اصفهانی است. از محدّثین و فقهای شافعی در قرن پنجم هجری است. در خراسان می زیسته و به خراسانی مشهور است. وی در مدرسه نظامیّه بغداد به وعظ مشغول بوده است. تولّدش در 408ق و وفاتش در 478ق روی داده است.(1)

ابن فورک احمد

ابوالحسین احمد بن ابی یعقوب یوسف بن فورک مستملی، از محدّثین اصفهان است در مسجد جامع شهرستان (مدینه) اصفهان به تدریس علم و ادب مشغول بوده است. از ابراهیم بن مَتویه و ابوبکر بن راشد و دیگران روایت نموده است.(2)

ابن فورک اسماعیل

ابوعثمان اسماعیل بن سهل (ابی سهل) بن محمّد بن عبدالعزیز فورکی، سبط ابوبکر محمّد بن حسین بن فورک اصفهانی نیشابوری از قاریان و اساتید قرائت و تجوید بوده، و حدیث نیز روایت می نموده است. از اباسعد کنجروی استماع حدیث کرده، و در سال 500 جهت اباسعد سمعانی اجازه نوشته است. وفاتش در عصر روز جمعه 5 ربیع الاوّل سال 519ق روی داد.(3)

ابن فورک بشران

بشران بن فورک (یحیی) از محدّثان اصفهان است. از سلیمان شاذکونی و محمّد بن بکیر استماع حدیث نموده است.(4)


1- فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص616.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص157.
3- التّحبیر، ج1، ص93.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص234.

ص: 192

ابن فورک عبداللّه

عبداللّه بن حسن بن فورک، از محدّثین اصفهان است، و از عبّاد بن ولید حدیث نقل کرده است.(1)

ابن فورک عبداللّه

ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن محمّد بن فورک بن عطاء بن عبداللّه بن مهیار معروف به «قباب مقری» از محدّثان فقهاء و قاریان قرآن در قرن چهارم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و از عبداللّه بن محمّد بن سلام، عبداللّه بن محمّد بن نعمان، علیّ بن محمّد ثقفی و ابن ابی عاصم روایت نموده است. ابوبکر محمّد بن ادریس جرجرایی از او استماع حدیث کرده است. وی در نیمه ذی قعده 370ق وفات یافت.(2)

ابن فورک عبداللّه

عبداللّه بن محمّد بن مهران بن فورک بن عطاء بن عبداللّه بن مهیار از محدّثین اصفهان است.(3)

ابن فورک عبید اللّه

عبیداللّه بن فورک بن عطاء بن شهره قبّاب، از محدّثین اصفهان و عموی ابوعبداللّه محمّد بن محمّد فورک است. از عبدالرّحیم بن مُعافا بن عمران نقل حدیث نموده، و برادرزاده اش ابوعبداللّه بن فورک از او روایت می کند.(4)

ابن فورک علی

ابوالحسن علیّ بن فورک بن یزید، از محدّثین اصفهانی است. از حاتم بن عبیداللّه،


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص84.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، صص90 91؛ اللّباب، ج3، ص10؛ المشتبه، ج2، ص519.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص90.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص100.

ص: 193

محمّد کثیر، قَعنَبی و محدّثین بصره حدیث شنیده است.(1)

ابن فورک قاسم

ابوبکر قاسم بن احمد بن منصور صفّار، از محدّثین اصفهان و از احفاد ابن فورک است.(2)

ابن فورک قاسم

ابومحمّد قاسم بن فورک بن سلیمان کَنبِرکی اصفهانی از محدّثان اصفهان در قرن سوم هجری بوده، و از محدّثان عراق و شام روایت می کرده است. وی در سال 301ق فوت شده است.(3) «کَنبِرک» یکی از روستاهای متّصل به شهر در شمال اصفهان بوده، و اکنون جزو محلّه های اصفهان محسوب می شود.

ابن فورک محمّد*

ابوعیسی محمّد بن اسماعیل بن محمّد بن فورک بن اشعث عنبری، از قاریان و اساتید قرائت و تجوید است. قرائت را از پدرش و علیّ بن عامر روایت کرده، و جمعی کثیر از قاریان ازجمله زید بن علیّ بن ابی هلال از او قرائت را روایت نموده اند.(4)

ابن فورک محمّد

ابوبکر محمّد بن حسن بن فورک اصفهانی، مشهورترین فرد خاندان ابن فورک و خود از فقها و محدّثان بزرگ شافعی در قرن چهارم هجری است. در حدود سال 330ق متولّد شده، و در بصره و بغداد تحصیل کرد. علم کلام را به آیین اشعریان از ابوالحسن باهلی(5) و حدیث را از عبداللّه بن جعفر اصفهانی، ابومحمّد بن فارس و ابن فرزاد اهوازی


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص9.
2- رساله قشیریّه، ترجمه فارسی، ص58.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص161.
4- غایه النّهایه، ج2، ص101.
5- دانشنامه ایران و اسلام، ج6، صص768 769، تبیین کذب المفتری، ص232.

ص: 194

آموخت.(1) ابن فورک در ادب، کلام و نحو و خطابه، مهارت بسزایی داشت. چندی در بصره و بغداد و شیراز به تدریس مشغول بود. سپس به ری رفت، و چون در مذهب اشعری سخت متعصّب بود، مخالفین اشعری به مخالفت او برخاسته، و او را آزار کردند؛ لذا او به نیشابور رفته، ابوالحسن محمّد بن ابراهیم سیمجور (م 377ق) حاکم خراسان برای او مدرسه ای ساخت.(2)

وی چندی در نیشابور به تدریس پرداخت، و سپس به دعوت سلطان محمود غزنوی برای مناظره با بزرگان فرقه کرامیّه به غزنه رفت، و بر کرامیّه پیروز شد؛ امّا در بازگشت به نیشابور، وفات یافت، و گفته شد که کرامیّه، او را مسموم ساخته اند.(3)پس از وفات او در سال 406ق پیکرش را به نیشابور برده، در محلّه حیره دفن کردند.(4) ابوبکر بیهقی، ابوالقاسم قشیری و ابوبکر احمد بن علیّ بن خلف از شاگردان او هستند.(5) تعداد تألیفاتش را در اصول دین و فقه و معانی قرآن، حدود یک صد جلد نوشته اند که از آن جمله است: 1. اسماء الرّجال 2. الاملاء فی الایضاح، نسخه خطّی آن در واتیکان موجود است 4. حلّ الآیات المتشابهات، در کتابخانه عاطف در استانبول وجود دارد. 5. رساله فی علم التّوحید 6. الحدود، در اصول 7. غریب القرآن، در کتابخانه سلیم آغا اسکیدار در استانبول موجود است(6) 8. مشکل الحدیث و غریبه، که در حیدرآباد هند به طبع رسیده است(7) 9. طبقات المتکلّمین(8).

ابن فورک، هیثم

هیثم بن فورک جرواآنی، از محدّثین اصفهان است. گروهی از محدّثین از وی روایت


1- فرهنگ نامه پارسی، ج1، صص615 616.
2- رساله قشیریّه، ترجمه فارسی، ص26.
3- دانشنامه ایران و اسلام، همان جا.
4- ریحانه الادب، ج8، صص142 143.
5- تاریخ نیسابور، ص7.
6- الاعلام، ج6، ص83.
7- دانشنامه ایران و اسلام، همان جا.
8- مرآه الجنان، ج2، ص304؛ و نیز: الکنی و الالقاب، ج1، ص380؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص128 129.

ص: 195

می کنند که از آن جمله است: یوسف بن محمّد مؤذّن و خود ابن فورک از قعنبی روایت می نماید. ابوسعید عمران بن عبدالرّحیم بن عبدالملک باهلی (م281ق) برادر مادری او است.(1)

ابن فورک، یوسف

ابویعقوب یوسف بن فورک بن موسی مستملی، از محدّثین اصفهان است. از ابوطالب بن سواده، ابومسعود، اسید، حجّاج بن یوسف بن قتیبه، عبداللّه بن عمر بن رسته و محمّد بن حارث صیداوی اسدی روایت می کند، و از او: حسین بن محمّد، سلیمان بن احمد و ابوبکر محمّد بن جعفر ورّاق بغدادی روایت می کنند.(2)

ابن فولاد

ابن فولاد، یکی از ولاه آل بویه بوده که در سال 406 بر آل بویه طغیان کرد، و حکومت قزوین را تقاضا نمود، و در نواحی ری به غارت و راهزنی پرداخت، و از فلک المعالی منوچهر بن قابوس برای جنگ با مجدالدّوله دیلمی مدد حوالت داد. با مجدالدّوله و مادرش چند بار به محاربه پرداخت، و ری را محاصره کرد، سرانجام مجدالدّوله در 407ق حکمرانی اصفهان را بدو داد، و غائله او رفع شد.

جابری انصاری معتقد است تخت فولاد منسوب است به فولاد (پدر صاحب عنوان) که از فرماندهان قشون فخرالدّوله دیلمی و دلیری رشید بوده، و تخته سنگی ساخته، و روی آن می نشسته [است]، و تا زمان پدر مؤلّف (جابری) آن سنگ باقی بود، و کشتی گیران در آن نقطه کشتی می گرفتند، و بالاخره اتباع ظلّ السّلطان آن را از بین بردند.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص329.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، صص348 و 212 و 55.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص863؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص21؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص337؛ تاریخ اصفهان و ری، ص93.

ص: 196

ابی قوسین

ابی قوسین، از اطبّاء اصفهان است، یهودی بود، و بعدا مسلمان شد. کتابش مقالهٌ فی ردّ علی الیهود نام دارد.(1)

ابن قولویه

ابوالفتح بن قولویه، از ادباء و شعرای پارسی گوی اصفهان [در قرون نخستین هجری[ است، و مافرّوخی نام او را در عداد متقدّمین آورده است.(2)

ابن قولویه، اسحاق

ابویعقوب اسحاق بن احمد بن علیّ بن ابراهیم بن قولویه تاجر اصفهانی از محدّثین قرن چهارم هجری است. از ابراهیم بن یوسف بن خالد و عبدالرّحمان بن محمّد بن حمّاد و محدّثین ری روایت می کند. حافظ ابونُعیم از او حدیث شنیده است. وفاتش در پنجم ربیع الاوّل 368ق روی داد.(3)

ابن کرسیّه، محمّد

ابوبکر محمّد بن علیّ بن احمد بن محمّد بن عمران خلقانی معروف به «ابن کرسیّه» از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. در مکّه و عراق، احادیث زیادی استماع نموده، و بعد از سال 380ق وفات یافته است. وی را اصلی است در حدیث که از آن روایت می نموده است. او از حسین بن اسماعیل محاملی روایت می کند، و حافظ ابونُعیم از او نقل حدیث نموده است.(4)


1- لغت نامه دهخدا، ج1، ص341.
2- محاسن اصفهان، ص33.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص221؛ طبقات المحدّثین، ج1، ص83.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص302.

ص: 197

ابن کیغلغ، احمد

ابوالعبّاس احمد بن ابراهیم بن کیغلغ، از ادباء و شعراء است. از ترکان دربار خلیفه عبّاسی در بغداد بوده است. تولّدش حدود سال 258ق روی داده، و در سال 319ق شحنه اصفهان بوده، و چندی در این شهر به سر برده است. ثعالبی در یتیمه الدّهر وی را جزو شعراء و ادباء آورده، و نمونه ای از اشعار او را نقل نموده است. فوتش بعد از سال 322ق اتّفاق افتاد.(1)

ابن اللّباد، علی

ابوالحسن علیّ بن احمد بن محمّد اللباد اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. شیخ منتخب الدّین بن بابویه، در کتاب اربعین از او حدیثی روایت می کند.(2)

ابن اللّبان، احمد

ابوالمکارم احمد بن محمّد بن اللبان اصفهانی، از محدّثان شافعی اصفهان.(3)

ابن اللّبان، عبداللّه

ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن عبدالرّحمان بکری وائلی اصفهانی معروف به «ابن اللبان» از مشاهیر فقهای شافعیه در اصفهان بوده، در پنج سالگی قرآن را حفظ نموده، در اصفهان و بغداد و مکّه از اکابر دانشمندان استماع حدیث نموده، ازجمله: ابوبکر بن مقری، ابراهیم بن عبداللّه بن خوشید قوله، علیّ بن محمّد بن احمد بن میله، ابوطاهر مخلص در بغداد، احمد بن ابراهیم بن فارس در بغداد و ابوبکر اشعری، و نیز ابایعلی بن فراء و ابامحمّد تمیمی از او روایت می کنند. علاوه بر فقه و حدیث، در قرائت و فنون تجوید نیز از دانشمندان به شمار می رفته، مدّتی منصب قاضی ایذج بر عهده او بوده، و چندی هم در


1- یتیمه الدّهر، ج1، ص65؛ محاسن اصفهان، ص39؛ الاعلام، ج1، ص81 و ج6، ص99.
2- تعلیقات النّقض، ج2، ص1230، بحارالانوار، ج105، ص198 ریاض العلماء، ج3، ص354.
3- منتخب المختار، صص119 و 136؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص129.

ص: 198

بغداد ساکن بوده، عاقبت در سال 446ق در اصفهان وفات یافت.

تألیفاتی داشته از آن جمله است: 1. درر الغوّاص فی علوم الخواص 2. تهذیب ادب القضاء 3. الرّوضه(1).

ابن لره، بندار

ابوعمرو بندار بن عبدالحمید [کَرْخی] اصفهانی معروف به «ابن لره» از بزرگان علم لغت و ادب است. وی از معاصرین متوکّل عبّاسی (232 247ق) بوده، گویند هفت صد قصیده که اوّل آن «بأنت سعاد» بود، در حفظ داشته، و در نحو نیز جامع آرای مصریان و کوفیان بود.(2)

ابن لره شاگرد ابو عبید قاسم بن سلام بود. ابن کیسان شاگرد صاحب عنوان است، و بارها در آثارش از او یاد کرده است.(3) کتب زیر از تألیفات او است:

1. جامع اللّغه 2. شرح معانی الباهلی 3. معانی الشّعر [4. الوحوش(4)]. سال وفاتش معلوم نیست.

ابن لره، محمّد

محمّد بن لره اصفهانی، مردی فاضل و دانشمند بوده، و به دانستن علم حساب در زمان خود مشهور بوده، کتاب الجامع از تألیفات او است.(5)


1- تبیین کذب المفتری، ص261؛ هدیه العارفین، ج1، ص451؛ طبقات الشّافعیه، سبکی، ج3، ص207؛ الاعلام، ج4، ص266؛ مرآه الجنان، ج3، ص63؛ ریحانه الادب، ج8، ص178؛ اللّباب، ج3، صص126 127؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص129.
2- الکنی و الالقاب، ج1، ص358.
3- دانشنامه ایران و اسلام، ج6، صص813 814.
4- ریحانه الادب، ج8، ص181؛ دانشمندان و بزرگان اصفهانج1، ص129؛ الفهرست، ابن ندیم، ترجمه فارسی، ص139.
5- اخبار الحکماء قفطی، ص181؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص130.

ص: 199

ابن لیلاف، عبداللّه

ابومحمّد عبداللّه بن محمّد مقری اصفهانی معروف به «ابن لیلاف» از دانشمندان قرائت در قرن چهارم هجری بوده، چهل سال در ماه رمضان بر مردم نماز می گزارده، و در نقطه گذاری مصاحف شریف، و روایت قراآت مختلفه کلام اللّه مجید از اساتید دوران بوده، سرانجام در غرّه جمادی الآخر 380ق در اصفهان وفات یافت.(1)

ابن ماما، احمد

حافظ ابوحامد احمد بن محمّد بن اُجیه (اُحید) بن عبداللّه بن ماما اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم هجری است. وی در سال 436ق وفات یافته است. از تألیفات او ذیل تاریخ بخاری است. تاریخ بخاری از تألیفات حافظ ابوعبداللّه محمّد بن ابی بکر احمد بخاری غنجاری است.(2)

ابن ماشاذه*

«ابن ماشاذه» شهرت عدّه ای از بزرگان اصفهان در قرون سوم تا هفتم هجری است. این خاندان، نسب خویش را به شخصی به نام «ماشاذه» می رسانند. آنان پیرو مذهب شافعی بوده، و اغلب، منصب تدریس و وعظ و افتاء را در اصفهان برعهده داشته اند. در قریه رنان (محلّه رهنان کنونی) در غرب شهر اصفهان، مکانی به نام «صحرا ماشاذه» تاکنون شهرت داشته است.

ابن ماشاذه

ابوعبداللّه ماشاذه، از فضلای اصفهان قبل از قرن پنجم هجری است. مافرّوخی او را جزو متقدمین آورده است.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص98.
2- الانساب، ج5، ص181؛ الاعلام، ج1، ص213؛ تذکره الحفّاظ، ج3، ص117 سیر اعلام البنلاء، ج38317.
3- محاسن اصفهان، ص29؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص130.

ص: 200

ابن ماشاذه، احمد

ابوالحسین احمد بن محمّد بن حسین بن ماشاذه اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از ابوالقاسم طبرانی روایت می نموده، و ابوالحسن علیّ بن حسین بن عبداللّه کردی و دیگران از او روایت نموده اند.(1)

ابن ماشاذه احمد*

فخرالدّین ابوبکر احمد بن محمّد بن محمود بن عبدالمنعم بن ماشاذه اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری بوده، و از ابومسعود سلیمان بن ابراهیم بن محمّد اصفهانی، سالار ابی الحسن مکّی بن منصور علان گرجی و دیگران نقل ویژه نموده، و غیاث الدّین ابومفید احمد بن اسعد بن غیاث عقیلی، ابوغانم مهذّب بن حسین بن محمّدحسین بن زینه و دیگران از او روایت می نمایند. فخرالدّین سرانجام در 572ق وفات یافت.(2)

ابن ماشاذه، احمد

اسماعیل بن عبدالمؤمن ابی منصور ماشاذه، از محدّثین اصفهان در قرن هفتم هجری است ترجمه کتاب عوارف المعارف تالیف ابوحفص عمر بن محمّد سهروردی از آثار او است که آن را در سال 665 به دستور عبدالسّلام سیخی کامویی به فارسی برگردانده است.(3)

ابن ماشاذه، داوود

داوود بن ماشاذه، از محدّثین اصفهان است. وی از مشایخ روایت ابن صیقل بغدادی بوده است.(4)


1- معجم البلدان.
2- تلخیص مجمع الآداب جزء 4، ج3، ص105.
3- النّصائح الایمانیه، ص20.
4- منتخب المختار، ص110؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص130.

ص: 201

ابن ماشاذه، عبداللّه

عبد اللّه بن علیّ بن ماشاذه، از محدّثین اصفهان است. مافرّوخی او را از متقدّمین فضلای اصفهان می نویسد.(1)

ابن ماشاذه، علی

ابوالحسن علیّ بن محمّد (معروف به ماشاذه) بن احمد بن میله بن حرّه اصفهانی معروف به «ابن ماشاذه»، از فقهاء و متصوّفه اواخر قرن چهارم هجری است. از محمّد بن محمّد بن یونس ابهری، ابی عمرو بن حکیم، مصاحبی و اُسواری روایت نموده است. وی در روز عید فطر چهارشنبه، سال 414ق در اصفهان وفات یافت. مافرّوخی در کتاب خود به نام او علیّ بن ماشاذه اشاره کرده است.(2)

ابن ماشاذه، عمر

ابومحمّد عمر ماشاذه عبّاسی هاشمی اصفهانی بن محمّد بن اسماعیل بن عبدالمؤمن ابی منصور ماشاذه از ادباء و عرفای قرن هشتم هجری است. او در خانقاه حسینیّه اشرف یزد ساکن بوده، و در 28 ذی حجّه 740ق از کتابت غرایب القرآن فراغت یافته است. این نسخه در کتابخانه مجلس سنای سابق موجود بوده است.(3)

ابن ماشاذه، کمال

تقی الدّین کمال بن قطب الدّین اصفهانی ماشاذه عبّاسی، از فضلاء و دانشمندان قرن نهم هجری بوده است.

وی در شنبه 4 رمضان 842 در شهر «شویم» کرمان، نسخه ای از کتاب شرح الموجز در طب را به خطّ نسخ کتابت نموده است. این نسخه به شماره 3334 در کتابخانه آیت اللّه


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص130.
2- محاسن اصفهان، ص29؛ ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص24؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص130.
3- فهرست مجلس سنا، ج21، ص256.

ص: 202

مرعشی در قم موجود است.(1)

ابن ماشاذه، محمّد

محمّد بن احمد بن میله معروف به ماشاذه اصفهانی از محدّثین اصفهان است.(2)

ابن ماشاذه، محمّد

ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن علیّ بن ماشاذه، از دانشمندان اصفهان قبل از قرن پنجم هجری بوده، و مافرّوخی نام او را در رده دانشمندان کلام و حدیث مقدّم بر عصر خود آورده است.(3)

ابن ماشاذه، محمود

ابومنصور محمود بن احمد بن عبدالمنعم بن احمد معروف به ابن ماشاذه اصفهانی، از محدّثین، وعاظ و فقهای اصفهان است. در عهد خویش، مرجع مسائل شرعی مردم آن عهد در اصفهان بوده است. فقه را از ابوبکر خجندی آموخته، و از ابی المظفّر سمعانی و عایشه ورکانیه نقل حدیث نموده است. عدّه ای همچون ابوموسی مدینی و ابن سمعانی از او حدیث نقل کرده اند. صاحب عنوان در سال 458ق متولّد [شده]، و در 11 ربیع الآخر سال 536ق در اصفهان وفات یافته است. وی با آن که از پیشوایان اهل سنّت در آن روزگار بوده؛ ولی در روز عاشورا در هر سال، به تعزیت شهدای کربلای پرداخته، و آشوب و نوحه و غریو داشته است.(4)


1- فهرست مرعشی، ج9، ص12.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص131.
3- محاسن اصفهان، ص29؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص130.
4- تبیین کذب المفتری، ص327؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص131 طبقات المفسّرین، ج2، صص308 309؛ تاریخ تشیّع در ایران، ص317.

ص: 203

ابن ماشاذه، مسعود

ابوعبداللّه مسعود بن محمود بن احمد بن عبدالمنعم بن ماشاذه اصفهانی از محدّثین و فقهای اصفهان در قرن ششم هجری است. در فقه، تفسیر، حدیث و وعظ مهارت بسیار داشته، و از غانم بن محمّد برجی، ابی علی حدّاد و محمّد صیرفی نقل می کند. وی پس از برگشتن از حج در سال 576ق وفات یافت.(1)

ابن ماهویه، ابراهیم

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن مالک قطان معروف به «ابن ماهویه» از محدّثان قرن سوم هجری. وی کتاب فقیه را نوشته، و از حسین بن مهدی، اسماعیل بن یزید، محمّد بن عمرو بن عبّاس، ابوالرّبیع السّمتی، محمّد بن سلمان لوین و دیگران نقل حدیث می نماید. هم چنین عبداللّه بن محمّد بن جعفر، قاضی ابواحمد محمّد بن احمد بن ابراهیم و محمّد بن جعفر بن یوسف از او روایت می کنند. ابن ماهویه در سال 304ق وفات یافت.(2)

ابن متویه*

«ابن متویه» شهرت عدّه ای از محدّثین و فقهای عامّه اصفهان در قرون سوم و چهارم هجری است. امامت در مسجد جامع اصفهان و تدریس، متعلّق به این خاندان بوده است. نسب این خاندان به شخصی به نام «متویه» منتهی می شود.

ابن متویه، ابراهیم

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن حسن بن ابی الحسن اصفهانی معروف به «ابن متویه» از محدّثین و دانشمندان قرن چهارم هجری. عابد زاهد و دائم الصّوم بوده، از جمعی از محدّثان روایت می کند، از آن جمله است: محمّد بن ابی عمر عدنی، عبدالجبّار بن علاء، سعید محزومی، ابن ابی شوارب، بشر بن معاذ بن عقدی، و محدّثان مصر و شام و عراق.


1- طبقات المفسّرین، ج2، ص321.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص191.

ص: 204

ابومحمّد قاسم بن محمّد دیمرتی، احمد بن اسحاق، طبرانی، قاضی محمّد بن احمد بن ابراهیم، ابومحمّد بن حیّان، ابواحمد عال، ابن مقری و دیگران از او روایت کرده اند. صاحب عنوان در عداد حفّاظ مشهور و ملقّب به امام بوده، در جمادی الآخر سال 302ق وفات یافت.(1)

ابن متویه، احمد

احمد بن حسین بن محمّد معروف به «ابن متویه»، صحف ادریسیّه را از زبان سوری به عربی نقل کرده، و علاّمه مجلسی (ره) تمام آن را در کتاب دعا، از مجلّدات بحارالانوار نقل فرموده است.(2)

ابن متویه، حسن

حسن بن متویه بن سندی قرشی، از محدّثین، و از مشایخ روایت محمّد بن حسن بن ولید (م343ق) است.

در ریاض العلماء گوید: در برخی از نسخه ها نامش حسین بن متویه نوشته شده، و این دو (حسن و حسین) یک نفر می باشند که نامشان تصحیف شده است.(3)

ابن متویه حسن

حسن بن ابی الحسن نصر بن عثمان بن زید بن مزید بصری اصفهانی از محدّثان اصفهان است. از موالی انصار بوده، و جدّ ابراهیم بن متویّه است. در اصفهان متولّد شده، از حفص بن غیاث روایت می کند، و ابوالفضل حسین بن عبداللّه واضحی از او نقل حدیث می نماید.(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص189؛ تذکره الحفّاظ، ج2، ص740؛ اللباب، ج3، ص163.
2- نوابع الرّواه، ص27، بحارالانوار، ج92، ص452.
3- نوابع الرّواه، ص97.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص250.

ص: 205

ابن متویه حسین

حسین بن محمّد بن متویه اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. وی به قصد انجام حج به کوفه رفت، و در آن جا حدیث گفت. از مسلمه بن شبیب روایت نموده، و احمد بن محمّد بن سرّی کوفی از او نقل حدیث می نماید.(1)

ابن متویه محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن ابراهیم بن محمّد بن حسن اصفهانی معروف به «ابن متویّه» از محدّثان قرن چهارم هجری بوده، و به عدالت و گفتار نیکو، شهرت داشته، و امام مسجد جامع اصفهان بوده است. از ابن نعمان هروی و محدّثان هم طبقه او روایت نموده است. وی در سال 340ق وفات نمود.

ابن متویه محمّد

محمّد بن حسن بن ابی الحسن معروف به «متویّه» از محدّثین اصفهان است. مادرش دختر ضحّاک بن مزید بن عجلان است. صاحب عنوان از محمّد بن بکیر، عبداللّه بن عمران و سعدویه حدیث شنیده است.(2)

ابن مردانبه اسماعیل

ابواحمد اسماعیل بن حریث بن مردانبه قطّان اصفهانی، از محدّثان قرن سوم هجری. وی به زهد و عبادت و کثرت حدیث معروف بوده است. از تألیفات او: 1. تفسیر 2. مسند در حدیث را ذکر کرده اند.

وی از انس بن عیاض، بشر بن مسری، ابی داوود و ابی جابر و جمعی دیگر روایت می کند، و محمّد بن حمید رازی و احمد بن حسین انصاری از او روایت می کنند. صاحب


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص282.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص194.

ص: 206

عنوان در سال 260ق یا کمی بعد از آن وفات یافته است.(1)

ابن مردویه

«ابن مردویه» شهرت چندین نفر از فقها و محدّثین قرن سوم تا پنجم هجری در اصفهان است. نسب افراد این خاندان به مردویه بر وزن منگوله منتهی می شود، و ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه معروف ترین شخص این خانواده محسوب می شود.

ابن مردویه، احمد

حافظ ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، از مشهورترین محدّثان و حافظان حدیث در میان راویان اهل سنّت بوده است. برخی نام او را بکر بن احمد نوشته اند که نادرست است. تولّدش در سال 323ق، و وفاتش شش روز مانده از ماه رمضان سال 410 (24 رمضان) روی داده است. برخی تاریخ وفاتش را 416ق و 352 نوشته اند که صحیح نیست. در سده ماربین اصفهان مقبره ای معروف به نام بابا دو مَرده وجود دارد که آن را متعلّق به ابن مردویه دانسته اند.

وی علاوه بر حدیث، در تفسیر، تاریخ و طب نیز مهارت داشته است. او از ابوسهل بن زیاد قطان... بن اسحاق خراسانی، محمّد بن عبداللّه بن علم صفّار، اسحاق بن محمّد بن علی کوفی، محمّد بن احمد بن علی اُسواری، احمد بن محمّد بن عاصم کرانی و دیگران حدیث شنیده، و ابوالقاسم عبدالرّحمان بن منده و برادرش عبدالرّحمان، و ابوالخیر محمّد بن احمد بن ررا، ابومنصور محمّد بن سکرویه، محمّد بن عبدالواحد مصری و دیگران از او روایت می کنند.

کتب زیر از تألیفات او است:

1. تاریخ اصفهان 2. تفسیر قرآن 3. کتابی در فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام 4. مستخرج


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص209.

ص: 207

صحیح بخاری 5. جامع مختصر در طب(1).

ابن مردویه محمّد

ابوبکر محمّد بن احمد بن موسی بن مردویه، از محدّثین و دانشمندان اصفهان است که قبل از روزگار مافرّوخی در اصفهان زندگی می کرده است.(2)

ابن مردویه، محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن موسی بن مردویه بن فورک اصفهانی، از محدّثین قرن سوم هجری است. در فقه و حدیث و کلام از دانشمندان روزگار خود بوده، و در اصفهان و عراق از راویان آن شهرها حدیث شنیده است که از آن جمله است: ابوالحسن احمد بن محمّد بن عمر لنبانی و ابی عمرو بن حکیم. جماعتی از علماء از او فقه آموختند. وی سال ها در اصفهان صاحب فتوا و حوزه تدریس بوده، و در سال 378ق وفات یافته است.(3)

ابن مردویه موسی

ابوعمران موسی بن مردویه بن فورک بن موسی بن جعفر اصفهانی فقیه و محدّث قرن چهارم هجری. از مصاحبان ابراهیم بن متویّه بوده، و از او حدیث شنیده است. فرزندش حافظ ابوبکر احمد بن موسی بن مردویه از او روایت می کند. صاحب عنوان در سال 356ق وفات نمود.(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص168؛ تذکره الحفّاظ، ج3، صص1050 1051؛ کشف الظّنون، ج1، ص439؛ الاعلام، ج1، ص246؛ هدیه الاحباب، ص87 ریحانه الادب، ج8، ص200؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص196؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص131؛ هدیه العارفین، ج1، ص71؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص393؛ فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص644.
2- محاسن اصفهان، ص29؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص132.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص307؛ اللّباب، ج2، ص445؛ محاسن اصفهان، ص29؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص131.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص314؛ اللّباب، ج2، ص445.

ص: 208

ابن مرده احمد

احمد بن محمّد بن یوسف بن مَرده اصفهانی، ادیب، کاتب، شاعر، لغوی، مؤلّف کتاب های 1. ادب الکتّاب 2. طبقات البلغاء 3. طبقات الخطباء. در کتاب تبیین کذب المفتری، خوابی از او نقل می کند، طالبین مراجعه نمایند. حافظ ابوالحسن محمّد بن احمد بن یحیی غسّانی صیدلانی از وی روایت می کند. وفاتش در حدود سال 420ق اتّفاق افتاده است.(1)

ابن مَرده محمّد

محمّد بن مرده بن رستم معروف به «ابن مرده» از محدّثین قرن سوم هجری در اصفهان است. وی از محمّد بن بکیر روایت می کند، و ابوعلیّ بن ابراهیم از وی نقل حدیث می نماید.(2)

ابن مرزبان سهل

ابونصر سهل بن مرزبان اصفهانی، از ادباء و دانشمندان اصفهان به شمار می آید. در قاین متولّد شده، و در نیشابور ساکن گردید. او ازجمله معاصرین ثعالبی مؤلّف یتیمه الدّهر بوده، و بین آن دو، مکاتبات برقرار بوده است. شعر، نیکو می گفته است. از آثار او: 1. اخبار ابی العینا 2. اخبار ابن الرّومی 3. اخبار جحظه برمکی 4. الآداب در طعام و شراب. وی در حدود سال 420ق فوت شده است.(3)

ابن مسکویه احمد

ابوعلی احمد بن محمّد بن یعقوب بن مسکویه رازی، حکیم و فیلسوف و مورّخ و ادیب و طبیب. سال تولّد او معلوم نیست. در اوایل زندگانی، معاشر و مصاحب وزیر مهلبی


1- معجم الادباء، ج4، ص135، تبیین کذب المفتری، ص391 هدیه العارفین، ج1، ص72؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص252 253.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص218.
3- الاعلام، ج3، ص210؛ وفیات الاعیان، ج1، ص219.

ص: 209

بوده، و مدّتی کتابداری ابن عمید به عهده وی بوده، و بدین سبب به خازن شهرت یافته، و محرم اسرار و ندیم عضدالدّوله بوده، و جدّش نیز در ری، متصدّی بیت المال بوده، و به خازن شهرت داشته است، و پدر یعقوب، زرتشتی بوده، و فرزند، مسلمان شده، و از خاندان های معروف شیعه می باشد. ابوحیّان توحیدی درباره او عقیده خوبی ندارد، و وی را به بخل زیاد و حرص شدید در جمع مال و طلب کیمیا سخت نکوهش می کند. برخی مورّخین نوشته اند که سلطان محمود غزنوی، خواجه ابوالفضل حسین بن علی میکال را نزد مأموران خوارزم شاه گسیل داشت، و این دانشمندان که در دربار او بودند را طلب کرد. شیخ الرّییس ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، ابوسهل مسیحی، ابوعلی مسکویه، ابن خمار و ابونصر عراق. سه نفر از اینان نزد سلطان محمود رفتند، و سه نفر دیگر یعنی ابن سینا، ابن مسکویه و ابوسهل خدمت سلطان محمود را نپذیرفتند، و به سمت گرگان حرکت کردند، و ابوسهل در راه از تشنگی بمرد (سال 401ق)، و آن دو به سختی جان به در بردند، و ابن مسکویه در 9 صفر 421ق در اصفهان وفات یافت، و در این شهر مدفون شد. صاحب روضات در کتاب خود، مدفن ابن مسکویه را در محلّه خواجوی اصفهان می نویسد، و می گوید: قبر او در زمان ما معروف است. ظاهرا محل قبر او در باغ مقابل امام زاده باقر در محلّه خواجو بوده است، و اکنون آثار آن از بین رفته است.

محمّد صدرهاشمی در مقاله خود در مجلّه یادگار مدّعی است که امام زاده باقر همان قبر ابن مسکویه بوده که در زمان ناصرالدّین شاه آن را به عنوان امام زاده باقر شهرت دادند.امام زاده قبل از ناصرالدّین شاه وجود داشته، و سنگ لوح آن مورّخ به سال 1270ق می باشد. کتب زیر از تألیفات او است: 1. آداب العرب و الفرس و الهند، در اخلاق 2. احوال الحکماء و المتقدّمین و صفات الانبیاء السّافلین و احوالهم 3. ادب الدنیا والدّین 4. الاشربه و ما یتعلّق بها 5. الادویه المفرده 6. اقسام الحکمه و الرّیاضی 7. انیس الخواطر، مانند کشکول، در متفرّقات 9. تجارب الامم و تعاقب الهمم، مطبوع، در تاریخ جهان از آغاز تا 369ق 10. ترتیب السّعادات، در اخلاق 11. تفصیل النّشأتین و تحصیل السّعادتین در اخلاق 12. التّعلیق فی المنطق 13. جاویدان خرد، به فارسی در حکمت و اندرز 14. حقایق النّفوس 15. السّیاسه للملک 16. طهاره الاعراق فی التّحصیل الاخلاق، در اخلاق که

ص: 210

خواجه نصیرالدّین طوسی آن را از عربی به فارسی ترجمه کرده، و مبحث سیاست مُدُن و تدبیر منزل را بدان افزوده، و به نام اخلاق ناصری نامیده که به طبع رسیده است. 17. الشّوامل فی ردّ «الهوامل»، تألیف ابوحیّان توحیدی 18. الفوز الاصغر در فلسفه، مطبوع 19. الفوز الاکبر 20. فوز السعاده 21. فوز النّجاه، در اخلاق 22. رساله فی دفع الغمّ من الموت لماذا اخاف الموت 23. الکنز الکبیر [24. رسالهٌ فی اللذّه و الآلام] 25. لغز قابس 26. مختار الاشعار یا مستوفی 27. مقاله فی علاج الحزن [28. ندیم الفرید]. [کتاب نزهت نامه علایی از تألیفات شهمردان بن ابی الخیر رازی است، و به طبع رسیده؛ ولی به اشتباه آن را به ابن مسکویه نسبت داده اند].(1)

ابن مطلب هبه اللّه

ابوالمعالی هبه اللّه بن محمّد بن علی ملقّب به «ولی الدّوله» و معروف به «ابن مطلّب» وزیر خلیفه المستظهر باللّه بوده، و در بغداد اقامت داشته، سرانجام به جرم شیعه بودن، مورد سوء ظنّ سلطان محمّد بن ملکشاه سلجوقی واقع شد، و در اثر مکاتبات او با خلیفه، از ترس جان خود، از بغداد گریخت، و در اصفهان وفات یافت.(2)

ابن مظاهر

ابن مظاهر، از حافظه ای قوی برخوردار بوده، و احادیث بسیاری را از بر داشته است. حافظ ابونُعیم در کتاب خود، ذیل شرح حال ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن حمزه بن عماره، درباره وی می نویسد: «لَم یَرَ بعد ابن مظاهر مثله فی الحفظ»(3).

ابن مظفّر

ابن مظفّر بن شبیب، از فقهاء و محدّثین اصفهان است. وی امام مسجد جامع اصفهان بوده است. یاقوت حموی در ذیل شرح حال احمد بن فضل باطرقانی گوید: «پس از


1- معجم الادباء، ج5، صص5 18؛ الاعلام ج1، صص204 205 رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص196 197؛ مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، ص73؛ النّابس، ص28؛ شمس التّواریخ، ص24؛ نزهه الارواح، ص406؛ الکنی و الالقاب، ج1، صص408 409 روضات الجنّات، ج1، صص264 266؛ تاریخ گزیده ص689؛ دانشنامه اسلام و ایران، ج6، صص852 853؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج6، ص56؛ مزارات اصفهان، صص145 146؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، صص265 267؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص132 133؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص300 301 و 382 384؛ تاریخ الحکماء، قفطی، ص217؛ هدیه العارفین، ج1، ص73؛ معجم المؤلّفین، ج2، ص168؛ الذّریعه، ج1، ص25 و ج3، ص347، ج2، ص168؛ الذّریعه، ج1، ص25 و ج3، ص347، ج4، ص66 و ج5، ص78 و ج16، صص368 369؛ تاریخ تشیّع اصفهان صص250 255؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص207 208؛ تاریخ نظم و نثر در ایران، ص123؛ ریحانه الادب، ج8، ص206؛ هدیه الاحباب، صص99 100؛ مجلّه یادگار، شماره 4 و 5، آذرودی، 1327، صص130 133.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1012؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص284؛ نسائم الاسحار، ص31؛ آثار الوزراء، ص143؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، ص368؛ آثار الشّیعه، ج4، ص36.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص199.

ص: 211

ابن مظفّر، امامت مسجد جامع اصفهان یافت»(1).

ابن معدان محمّد

محمّد بن احمد بن راشد بن معدان بن عبدالرّحیم معروف به «ابن معدان» از محدّثین اصفهان است. از عبداللّه بن ابی رومان اسکندر انی، عیسی بن شادان بصری، محمّد بن خالد بن خداش و ابوالسّائب مسلم بن جناده روایت می کند، و ابن باغندی، عبداللّه بن محمّد بن جعفر، محمّد بن احمد بن عبدالوهّاب، محمّد بن جعفر بن یوسف و محمّد بن عبداللّه بن مرزبان واعظ از او نقل حدیث نموده اند.(2)

ابن مقری احمد

احمد بن اسماعیل بن عبداللّه بن محمّد اصفهانی بغدادی مشهور به ابن مقری مالکی، از ادبای اصفهان است. او دیوانی در مدح رسول اکرم صلی الله علیه و آله دارد.(3)

ابن مقری محمّد

ابوبکر محمّد بن ابراهیم بن علیّ بن عاصم بن زاذان اصفهانی معروف به «ابن مقری»، از محدّثین اصفهان است. وی در سال 285ق در اصفهان متولّد شده، و جهت اخذ حدیث به بسیاری از شهرها سفر کرده، [و از محدّثین همدان، خوزستان، عراق، جزیره، شام حجاز، یمن و مصر استماع حدیث نموده است. برخی از مشایخ او عبارت اند از: ابویعلی موصلی، ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بغوی، ابوبکر محمّد بن محمّد بن سلیمان بن باغندی، عبداللّه بن احمد جوالیقی، ابن عروه حرّانی، احمد بن حسن بن عبدالجبّار صوفی، علیّ بن عبّاس بن مقانعی، محمّد بن محمّد بن اشعث و ابوجعفر طحاوی. هم چنین حمزه بن یوسف سهی، ابونُعیم اصفهانی، ابوبکر بن مردویه، ابویعلی خلیلی قزوینی، ابوسعد


1- معجم الادباء، ج1، ص396؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص134؛ آثار ملّی اصفهان، ص187.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص243.
3- مقتبس الاثر، ج3، ص145.

ص: 212

مالینی، ابوالحسن هارونی (از امامان زیدیّه)، احمد بن محمّد عتیقی و ابوالشّیخ اصفهانی از او روایت کرده اند. وی در علم قرائت نیز تبحّر داشته، و ابوعمرو دانی او را در این زمینه متصدّر (پیشرو) خوانده است. ابن مقری از دوستان و معاشران صاحب بن عبّاد و چندی خازن کتب او بوده است.] وی در شوّال 381ق در سن 96 سالگی وفات یافته است. [کتب زیر از تألیفات او است: 1. الاربعون، موجود در کتابخانه ظاهریّه مصر 3. فوائد، در همان کتابخانه 4. مسند ابی حنیفه، موجود در کتابخانه فیض اللّه در ترکیه 5. مسند نافع بن ابی رویم قاری، موجود در کتابخانه ظاهریّه و دارالکتب مصر 6. معجم الشّیوخ، موجود در کتابخانه دارالکتب مصر 7. المنتخب من غرائب الحدیث مالک بن انس الاصبحی، موجود در کتابخانه ظاهریّه(1)].

ابن مکرم، محمّد

محمّد بن حسین بن مکرم، از محدّثین اصفهان است. از محمّد بن حسن بن سعید اصفهانی باب کوشکی حدیث شنیده، و ابوعمر عثمان بن محمّد عثمانی از او روایت می کند.(2)

ابن مکّه، اسماعیل

اسماعیل بن محمّد واعظ اصفهانی معروف به «ابن مکّه» از محدّثان اصفهان است. وی در سال 509ق وفات یافته است، و المجالس از تألیفات او است.(3)

ابن ممجه، عمر

ابوبکر عمر بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن سهل تمیمی معروف به «ابن ممجه» از


1- دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج4، صص658 660؛ الانساب، ج6، ص227؛ ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص297؛ غایه النّهایه، ج2، ص49؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ص40؛ تاریخ مدینه دمشق، ج14، صص766 767.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص230.
3- مرآه الجنان، ج3، ص198.

ص: 213

محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی از جدّش احمد بن محمّد بن سهل روایت می نموده است. حافظ ابونُعیم اصفهانی از او حدیث نقل می کند. ابن ممجه در جمعه 21 ربیع الاوّل 377ق وفات یافته است.(1)

ابن ممشاد، عبداللّه

ابوسعید عبداللّه بن احمد بن ممشاد اصفهانی معروف به «ابن ممشاد» از محدّثین اصفهان است، وی دایی ابواحمد عسّال است، و خود از عبدان بن احمد و راویان اصفهان روایت می کند.(2)

ابن ممک، اسحاق

اسحاق بن ممک، از محدّثین اصفهان است، ابومحمّد بن حیّان از او روایت می کند، و خود از احمد بن محمّد بن ابی سلم حدیث شنیده است.(3)

ابن مملک، احمد

ابوعمرو احمد بن محمّد بن ابراهیم بن حکیم مدینی حکیمی معروف به «ابن مملک» از از محدّثین مدینه (محلّه شهرستان فعلی) اصفهان بوده، جهت اخذ حدیث، مسافرت بسیار کرده، و در شام و عراق و ری استماع حدیث نموده، و روایات شیوخ را کتابت کرده که از آن جمله است: ابوعلی طرابلسی، ابوامیّه طرطوسی، ابوحاتم رازی و غیره ابوبکر اسماعیلی، ابواحمد عسال و محمّد بن اسحاق بن منده از او استماع حدیث نموده اند. در جمادی الآخر سال 333ق وفات یافته است.(4)

مملک، در اصل محمّدک (محمّد کوچک): مَمَل: در اصفهان و شاید برخی دیگر از شهرها محمّد را «مَمَل» گویند، و کاف، علامت تصغیر است.


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص357.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص96.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص40.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1؛ الانساب، ج4، ص29؛ اللّباب، ج1، ص379.

ص: 214

ابن مملک، محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه بن مملک جرجانی اصفهانی معروف به «ابن مملک» از متکلّمین و محدّثین شیعه در قرن سوم و چهارم هجری است. در ابتدا سنّی معتزلی بوده، و به وسیله عبدالرّحمان بن احمد بن جیرویه (خیرویه) شیعه شده، و با شیخ معتزلیان بغداد ابوعلی محمّد بن عبدالوهاب جبایی مناظرات و مجادلاتی در مباحث کلامی داشته است. عموم محدّثین و رجال شناسان شیعه، همچون نجاشی، طوسی، علاّمه و منتجب الدّین وی را به جلالت قدر و عظمت شأن ستوده اند. کتب زیر از او است:

1. الجامع فی سایر ابواب الکلام 2. المسائل و الجوابات فی الامّه 3. کتاب موالید الائمّه 4. نقض الامامه علی الجبایی، شامل مناظره و گفت وگوی او با ابوعلی جبایی(1).

ابن مملک، محمّد

محمّد بن مملک معروف به «ابن مملک اصفهانی»، از محدّثین اصفهان است. او از احمد بن عصام روایت کرده است.(2)

ابن منجویه، احمد

ابوبکر احمد بن علیّ بن محمّد بن منجویه اصفهانی یزدی، از محدّثین مشهور قرن چهارم و پنجم هجری. در اصفهان در حدودسال 347ق متولّد شده، و سال ها به تحصیل پرداخته، سپس در نیشابور ساکن شد، و در 428ق در آن جا وفات یافت. از ابوبکر بن مقری، ابوبکر اسماعیلی و ابوعبداللّه بن منده نقل احادیث نموده [است]، و خطیب بغدادی، ابوصالح مؤذّن و عبدالرّحمان بن منده از او روایت می کنند. رجال صحیح مسلم،


1- فهرست طوسی، چاپ نجف، ص193؛ الذّریعه، ج20، ص373؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص134؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص103؛ جامع الرّواه، ص436؛ رجال ابن داوود، ص405؛ رجال نجاشی، صص269 270؛ مجمع الرّجال، ج5، ص249؛ نوابغ الرّواه، ص282؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص222 223.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص267.

ص: 215

مهم ترین تألیف او است که در بیروت به طبع رسیده است.(1)] در هدیه العارفین نام جدّ او به اشتباه «فنجویه» آمده است].

ابن منجویه حسین

ابوعلی حسین بن ابومحمّد ابوعبداللّه بن محمّد بن مرزبان بن منجویه اصفهانی از محدّثین قرن پنجم هجری است. ابوعلی حسن بن احمد حدّاد اصفهانی و ابومحمّد حمزه بن عبّاس بن علی معروف به «برطله» از او روایت می کنند.(2)

ابن منجویه عبداللّه

ابومحمّد عبداللّه بن مرزبان بن منجویه اصفهانی، از محدّثین و دانشمندان قرن چهارم هجری بوده، و به زهد و پارسایی و عبادت بسیار، شهرت داشته، و با اغلب عرفای اصفهان و نیشابور مصاحبت می کرده است.

از ابی احمد عسّال و ابی اسحاق بن حمزه و سلیمان طبرانی حدیث شنیده است. صاحب عنوان در غرّه ربیع الاوّل 413ق وفات یافت.(3)

ابن مندویه

«ابن مندویه» شهرت جماعتی از محدّثین، علماء، شعراء و ادبای اصفهان در قرن سوم تا پنجم هجری است. نسب این خاندان به مندویه (بر وزن زنگوله) به مندویه بن حجّاج بن مهاجر شروطی منتهی می شود.


1- شذرات الذهب، ج2، ص233؛ کشف الظّنون، ج1، ص88؛ سیر اعلام النّبلاء، ج13، ص282؛ تذکره الحفّاظ، ج3، صص1085 1087؛ الایرانیّون و الادب العربی (رجال علم حدیث)، ج2، ص501؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج1، ص66؛ اللّباب، ج3، ص261؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی ج4، ص696 فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص657؛ الاعلام، ج1، ص125؛ هدیه العارفین، ج1، ص74.
2- التّحبیر، ج1، ص254؛ محاسن اصفهان، ص30.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص98.

ص: 216

ابن مندویه، احمد

ابوعلی احمد بن عبدالرّحمان بن مندویه اصفهانی، طبیب، ادیب، شاعر، در سال 338ق متولّد شد، و به تحصیل پرداخت تا این که در ردیف اطبّاء درجه اوّل عهد خود محسوب شده، و از طرف عضدالدّوله دیلمی به بغداد دعوت شد. وی ازجمله 24 نفر طبیبی است که در بیمارستان عضدی بغداد مشغول به خدمت گردیده، و مستمری دریافت داشته است. وفاتش در سال 372ق واقع شده، و قریب به پنجاه جلد کتاب و رساله در علوم پزشکی تألیف نموده که از آن جمله است: 1. اطعمه و اشربه 2. تدارک انواع الخطاء فی تدبیر الطبّی 3. الجامع الصّغیر 4. الجامع الکبیر 5. رساله در تدبیر جسد 6. رساله در نفس و روح 7. الطّبیخ 8. کافی یا کافیه در طب 9. المدخل 10. المغیث 11. نقض الجاحظ 12. نهایه الاختصار. رساله شماره 2 و شماره 5 ضمن مجموعه شماره 2114 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(1)

495

ابن مندویه، اعین

ابو سعید اعین بن محمّد جرواانی بن مندویه بن حماد بن زهیر بن سعید بن عطیّه، از محدّثین اصفهان است. جدّ او حمّاد از کوفه به اصفهان آمده است. صاحب عنوان از ابی حذیفه، ابوالولید طیاسی و موسی بن مسعود روایت می کند، و عبداللّه بن جعفر از او حدیث شنیده است. وفاتش در سال 270ق واقع شد.(2)

ابن مندویه، حمد

ابوالقاسم حمد بن محمّد بن احمد بن عبدالرّحمان (محمّد) بن مندویه اصفهانی، قاضی معدّل. سمعانی درباره او نوشته: «فقیه، نقل من اهل العلم والدّین». تولّدش حدود سال 430، و فوتش در روز دوشنبه 14 شعبان سال 514ق روی داده است. او جهت


1- اخبار الحکماء، ص268؛ ادباء الاطبّاء، ج1، ص39؛ ریحانه الادب، ج8، ص233؛ فهرست نسخه های خطّی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص750؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص134.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص228.

ص: 217

ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.(1)

ابن مندویه عبدالرّحمان

عبدالرّحمان بن مندویه اصفهانی معروف به «ابن مندویه» از ادباء و شعرای قرن چهارم هجری، و مؤلّف کتاب الشّعر و الشّعراء است.(2)

ابن مندویه عبدالصّمد

ابوالقاسم عبدالصّمد بن ابومنصور محمّد بن عبداللّه بن عبدالواحد بن مندویه شروطی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری.

تولّدش قبل از سال 470ق واقع شده، و از ابومنصور محمّد (پدرش)، ابوطاهر احمد بن محمّد بن عمر نقّاش، ابوبکر محمّد بن احمد بن محمّد بن ماجه ابهری، ابومحمّد رزق اللّه تمیمی و ابوالحسن علیّ بن محمّد بن احمد حسن آبادی حدیث شنیده، و ابوسعد سمعانی در اصفهان از او استماع حدیث کرده است.

صاحب عنوان تا سال 545 زنده بوده است.(3)

ابن مندویه عبداللّه

ابومحمّد عبداللّه بن مندویه بن حجّاج بن مهاجر شروطی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری.

از محدّثین ری حدیث نقل می کرده است. از ابراهیم بن محمّد بن حسن، عبداللّه بن محمّد بن عمران، محمّد بن ابراهیم بن یحیی خراسانی، عبداللّه بن حسن بن حفص و محمّد بن احمد بن اسباط روایت نموده، و حافظ ابونُعیم اصفهانی هم از او حدیث شنیده است. وی در شوّال 374ق وفات یافت.(4)


1- التّحبیر، ج1، ص250.
2- اخبار الحکماء قفطی، ص285؛ فرهنگ نامه پارسی، ص657؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص354؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
3- التّحبیر، ج1، ص461.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص238 و 95.

ص: 218

ابن مندویه، فضل

فضل بن عبداللّه بن مندویه اصفهانی، از دانشمندان اصفهان در قرن پنجم هجری است، و از ابوسعید عبدالواحد بن ابی القاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری، روایت می کند.(1)

ابن مندویه محمّد

محمّد بن عبدالرّحمان بن مندویه طبیب، در محاسن اصفهان وی را از متقدّمین فضلاء اصفهان می شمرد.(2)

ابن مندویه محمّد

محمّد بن مندویه غزال، از محدّثین اصفهان است، و از یحیی بن حاتم عسکری نقل احادیث می کند.(3)

ابن مندویه محمّد

ابومنصور محمّد بن عبداللّه بن مندویه اصفهانی، از محدّثین است. ابوسعید محمود بن ابوعلیّ بن ابوالفضل بن احمد بن حباب مدینی اصفهانی از مشایخ ابوسعد سمعانی از او حدیث شنیده است.(4)

ابن مندویه، محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن مندویه بن حجّاج بن مهاجر شروطی، از محدّثین اصفهان. وی از ابوطالب حدیث روایت می کند، و فرزندش ابومحمّد عبداللّه بن مندویه از او روایت


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص238 و 95.
2- محاسن اصفهان، ص34؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص238؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
4- التّحبیر، ج2، ص291.

ص: 219

می نماید.(1)

ابن مندویه محمّد

محمّد بن مندویه طویل، از محدّثین اصفهان بوده، و قبل از سال 300ق وفات یافته است.(2)

ابن منده

«ابن منده» شهرت جماعتی کثیر از محدّثین و مشایخ روایت و علمای اخبار در قرن سوم تا ششم هجری می باشد که به بنی منده معروف اند.

نسب این خاندان به ابراهیم (منده) بن ولید بن سند بن بُطّه بن اُستندار فیروزان بن چهاربخت منتهی می شود. [چهار بخت، یکی از صاحب منصبان دولت ساسانی بوده، و در جریان ورود مسلمانان به ایران مسلمان شده است. ابراهیم معروف به «مَنده» در زمان معتصم خلیفه عبّاسی می زیسته است.]

سلسله بنی منده به نام یحیی آغاز شده (یحیی بن ابراهیم بن ولید) و به یحیی نیز خاتمه یافته است (یحیی بن عبدالوهاب). [مذهب این خاندان، حنبلی بوده است].

ابن منده، ابراهیم

ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن یحیی بن منده اصفهانی، از محدّثین قرن چهارم هجری در اصفهان است.

از احمد بن خشنام و ابی بکر بن نعمان و ثقفی روایت می نماید، از آثار او کتاب شیوخ را می توان نام برد. در ماه رمضان المبارک سال 320ق وفات یافته است.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص238؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص238؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص197 198؛ سیر اعلام النّبلاء، ج13، ص15؛ معجم المؤلّفین، ج1، ص110.

ص: 220

ابن منده، ابوالطیّب

ابوالطیّب بن منده، از ادباء و فضلای اصفهان است. در علم نحو، مهارت بسزایی داشته، و مافرّوخی او را از متقدّمین نام می برد. ظاهرا نام برده در قرن سوم یا چهارم هجری می زیسته است.(1)

ابن منده، احمد

ابوسعد احمد بن ابراهیم بن منده، از محدّثین اصفهان است. از اهل فضل و جود و سخا بود، و به نیازمندان و غرباء، خصوصا محدّثین و راویانی که به اصفهان می آمدند، انفاق می کرد. از محمّد بن عمر بن حفص و عبداللّه بن جعفر نقل حدیث نموده است. وی در سال 351ق وفات یافت.(2)

ابن منده، احمد

ابوعمرو احمد بن حسن بن منده اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. وی در نیشابور ساکن بوده است.(3)

ابن منده، اسحاق

ابویعقوب اسحاق بن محمّد بن یحیی بن منده، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از خاندان حدیث و روایت است، حافظ ابونُعیم اصفهانی او را دیده؛ ولی از او حدیث نشنیده است.

از عبداللّه بن محمّد بن نعمان و ابن ابی عاصم و بزّاز حدیث نقل کرده است، و محمّدعبدالرّحمان بن مخلد از او نقل حدیث می کند. وفات او در ماه رمضان سال 341ق


1- محاسن اصفهان، ص32؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص155 دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص136.
3- تاریخ نیشابور، ص76؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص136.

ص: 221

واقع شد. (1)

ابن منده، اسحاق

اسحاق بن یحیی بن ابراهیم بن منده، از محدّثین اصفهان است، سال تولّد و وفات و مشایخ و روایت کنندگان از او به دست نیامد.(2)

ابن منده، بندار

ابواحمد بُندار بن علیّ بن احمد بن منده معروف به ابواحمد فقیه از محدّثین و فقهای قرن چهارم هجری است. از احمد بن موسی بن اسحاق خطمی انصاری قاضی اصفهان روایت می کند. وی رجب المرجّب 383ق وفات یافته است.(3)

ابن منده، سفیان

ابوسعید سفیان بن محمّد بن یحیی بن منده، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. او از احمد بن یونس روایت می کند، و ابومحمّد بن حیّان از او نقل حدیث می نماید. در سال 319ق وفات یافته است.(4)

ابن منده، عبدالرّحمان

ابوالقاسم عبدالرّحمان بن محمّد بن اسحاق بن محمّد بن یحیی بن ابراهیم بن منده بن ولید بن منده بن استندار فیروزان بن چهاربخت، از مشاهیر محدّثین و فقهاء حنبلی اصفهان در قرن پنجم هجری است. در سال 381 (یا به روایتی 383 یا 388ق) متولّد شد. وی برای اخذ حدیث به سفر رفت، و از محدّثان بغداد، واسط، مکّه، نیشابور، شیراز، همدان و دینور حدیث نقل نمود.


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص221؛ سیر اعلام النّبلاء، ج15، ص441؛ دانشنامه اسلام و ایران، ج6، ص878؛ لغت نامه دهخدا ذیل «اسحاق»، ص2247.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص136.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص236.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص341.

ص: 222

برخی از کسانی که وی از آن ها حدیث شنیده است، عبارت اند: از زاهر بن احمد سرخسی، محمّد بن اسحاق (پدرش)، ابراهیم بن عبداللّه بن محمّد بن خورشید قوله تاجر، ابوجعفر بن مرزبان ابهری، ابن مردویه، ابن خزیمه واسطی، محمّد بن ابراهیم جرجانی. تعدادی کثیر نیز از او حدیث شنیده اند که از آن جمله است: سیّدابومحمّدحسن بن محمّد بن رضا علوی کرانی، ابوالحسن ظریف بن محمّد نیشابوری، ابوزکریّا یحیی بن عبدالوهاب (برادرزاده اش)، ابوعبداللّه فارسی، ابوسعید احمد بن محمّد بغدادی، ابوعبداللّه دقاق، محمّد بن غانم بن محمّد حدّاد، و نیز پیروان و طرفدارانی داشته که به «عبدالرّحمانیه» معروف بوده اند.

در حسن خط نیز شهرت داشته، و حدیث بسیار نیز نقل نموده است. ابن منده سرانجام در 16 شوّال 470ق وفات یافته است.

تألیفات بسیاری دارد که از آن جمله است:

1. الآیات و العلامات من الآفات و الشّبهات 2. تاریخ اصفهان 3. التّاریخ المستخرج من کتب النّاس للتّذکره و المستطرف من اقوال الرّجال لمعرفه، که نسخه خطّی آن در کتابخانه «کوپرلوی» استانبول ترکیه وجود دارد 4. تاریخ مکّه 5. جزء من اکل الطّین 6. حرمه الدّین 7. الردّ علی الجهمیّه 8. صیام یوم الشّک 9. ما اعدّ اللّه لأمّه محمّد صلی الله علیه و آله 10. المسند 11. الوفیات 12. المیزان الممیّز بین الانسان و اعوان الشّیطان(1).

ابن منده، عبدالرّحمان

ابومحمّد عبدالرّحمان بن یحیی بن منده، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری


1- التّحبیر، ج1، ص208؛ مرآه الجنان، ج3، ص99؛ تاریخ نیشابور، ص480؛ الاعلام، ج4، ص103؛ هدیه العارفین، ج1، ص517؛ مجمل فصیحی، ج2، ص190؛ الکنی و الالقاب، ج1؛ ریحانه الادب، ج8، ص234؛ طبقات الحنابله، ج2، ص202؛ النّجوم الزّاهره، ج5، ص105؛ البدایه و النّهایه، ج12، ص118؛ کشف الظّنون، ج2، ص1671؛ تذکره الحفّاظ، ج3، ص1165؛ المنتظم ابن جوزی، ج8، ص315؛ فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص661؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج6، ص879؛ الایرانیّون و الادب العربی، ج6، ص356؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص136.

ص: 223

است. وی از یحیی بن حاتم عسکری روایت می کند. عبداللّه بن محمّد بن جعفر بن حیّان [حافظ ابوالشّیخ] نیز از او نقل حدیث می نماید. ابن منده در سال 320ق وفات یافته است.(1)

ابن منده، عبداللّه

ابوالحسن عبداللّه بن محمّد بن اسحاق بن محمّد بن یحیی اصفهانی از محدّثین خاندان ابن منده اصفهان است. از پدرش و از ابراهیم بن عبداللّه بن محمّد بن خورشید قوله تاجر و ابوجعفر بن مرزبان و حسن بن یوه حدیث نقل نموده است، و حسین بن عبدالملک خلال از او روایت می کند. وی در 10 ربیع الاوّل 462ق در جیرفت وفات یافت.(2)

ابن منده، عبیداللّه

عبیداللّه بن منده، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از محمّد بن عاصم مدینی روایت نموده، و ابواسحاق سریجانی از او حدیث نقل می نماید.(3)

ابن منده، عبدالوهاب

ابوعمرو عبدالوهاب بن محمّد بن اسحاق بن محمّد بن منده تاجر اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری است. وی در سال 386ق متولّد شد، و برای طلب حدیث به نیشابور، شیراز، همدان، مکّه و ری سفر کرد، و از ابراهیم بن عبداللّه بن محمّد بن خرشید قوله تاجر، ابوبکر بن مردویه، ابن عبدالوهاب سُلمی و سعید صیرفی حدیث شنید، فرزندش یحیی بن عبدالوهاب، حسن رستمی، ابوالخیر باغبان، مسعود ثقفی، مؤتمن ساجی و دیگران از او روایت می کنند. در اصفهان، محبوب القلوب بین خاص و عام


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص117؛ سیر اعلام النّبلاء، ج15، ص13؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج6، ص878.
2- سیر اعلام النّبلاء، ج18، ص355؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج6، ص879.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص106؛ فرهنگ نامه پارسی، ص659؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص137.

ص: 224

بود، و در گردآوری حدیث، فرزند را به همکاری خویش خوانده بود. وی سرانجام در شب 29 جمادی الثّانی 475ق وفات یافت. کتاب المعرفه الصّحابه از تألیفات او است که حافظ مؤتمن بن احمد ساجی آن را تمام کرده است.(1)

ابن منده، علی

ابوالحسن علیّ بن حسن بن منده، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از حسین بن یعقوب بزّاز در سال 370ق روایت نموده است. ابوالفتح محمّد بن علیّ بن عثمان کراجکی در سال 436ق از او نقل حدیث نموده است.(2)

ابن منده، قاسم

قاسم بن منده بن کوشید ضریر، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. در محلّه «کلکه» اصفهان ساکن بوده است. از سعید بن یحیی بن سعید (سعدویه)، سلیمان بن داوود منقری شاذکونی و سهل بن عثمان روایت می کند. عبداللّه بن احمد بن اسحاق (پدر حافظ ابونُعیم) و محمّد بن جعفر بن یوسف مؤدّب از او نقل حدیث کرده اند.(3)

ابن منده، محمّد*

ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه بن محمّد بن ابراهیم بن منده اصفهانی، از دانشمندان قرائت و تجوید است. قرائات را از ابوعلی اهوازی روایت نموده است، و ابوبکر محمّد بن علیّ بن محمّد اصفهانی قرائات را از او روایت می کند.(4)


1- تاریخ نیشابور، ص539؛ فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص660؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص136؛ دانشنامه اسلام و ایران، ج6، ص879؛ سیر اعلام النّبلاء، ج18، ص440؛ الکامل، ج8، ص132؛ معجم المؤلّفین، ج6، ص228.
2- النّابس، ص119.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص162؛ فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص660؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص137.
4- غایه النّهایه، ج2، ص184.

ص: 225

ابن منده، محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن اسحاق بن یحیی بن منده حافظ اصفهانی، از مشاهیر محدّثین و رؤسای حنبلیان اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی در سال 395ق در اصفهان متولّد شده، و در طلب حدیث به بغداد، بخارا، بلخ، دمشق، مرو، مکّه و نیشابور سفر کرد، و در مدت 40 سال از قریب 1700 نفر از محدّثین، اخذ حدیث کرد که از آن جمله است: ابراهیم بن سنان قنطری، ابن ابی حاتم، ابن اخی ابی زرعه، ابن جارود، ابوجعفرالبحتری، ابوحامد بن بلال، ابوسعید بن الاعرابی، ابوطاهر مدینی، ابوالعبّاس اصم ابی اسید، احمد بن بهزاد فارسی، اسماعیل صفّار، ابوعلی حسین بن علیّ بن یزید حافظ نیشابوری، خثیمه بن سلیمان، عبداللّه بن محمّد بن حنبل، عبداللّه بن یعقوب بن اسحاق کرمانی، محمّد بن احمد بن محبوب، علیّ بن احمد بستی، محمّد بن حسین بن قطان، محمّد بن عبداللّه عمانی، محمّد بن یعقوب و عدّه ای نیز از ابن منده روایت کرده اند ازجمله: ابوسعید ادریسی، ابوعبداللّه قنجار، ابومنصور شجاع بن علی صقلی، ابوعبداللّه حاکم، ابونعیم اصفهانی، بندار رازی، تمام رازی. وی پس از برگشت از مسافرت به اصفهان، قریب چهل بار کتاب و جزوه همراه داشت.

ابن منده در سلخ ذی القعده 395ق وفات یافته است. این کتاب ها از او است: 1. تاریخ اصفهان 2. التّوحید و المعرفه اسماء اللّه و اثبات صفاته در هفت مجلّد 3. الردّ الجهمیّه 4. طبقات الصّحابه و التّابعین 5. فتح الباب فی الکنی و الالقاب 6. الکفایه 7. المسند ابی حنیفه 8. مسند احادیث ابراهیم بن ادهم 9. معرفه الصّحابه 10. النّاسخ و المنسوخ(1).


1- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص ص306؛ مجمل فصیحی، ج2، ص110؛ هدیه العارفین، ج، ص57؛ کشف الظنون، ج2، ص1104؛ میزان الاعتدال، ج3، ص26؛ الاعلام، ج6، ص253؛ معجم المؤلّفین، ج9، صص42 43؛ الکامل، ج7، ص230؛ ریحانه الادب، ج8، ص234؛ سیر اعلام النبلاء، ج17، صص28 43؛ الوافی بالوفیات، ج2، صص90 91؛ النجوم الزّاهره، ج4، ص213؛ لسان المیزان، ج5، ص70؛ طبقات الحنابله، ج2، ص167؛ المنتظم ابن جوزی، ج7، ص232؛ وفیات الاعیان، ج1، ص487؛ البدایه و النهایه، ج11، ص336؛ دانشنامه اسلام و ایران، ج6، صص878 880؛ الایرانیّون و الادب العربی، ج6، صص344 347؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص137.

ص: 226

ابن منده، محمّد

ابوجعفر محمّد بن منده بن ابی الهثیم منصور اصفهانی از محدّثان اصفهان در قرن سوم هجری است. از حسین بن حفص و بکر بن بکار روایت می کند، و ابوبکر محمّد بن حسن بن حسین بن فرات از او نقل حدیث می نماید. وی چندی در ری و سپس در بغداد ساکن بوده است. جزء الحدیث از تألیفات او است.(1)

ابن منده، محمّد

محمّد بن منده بن مهریزد، از محدّثین اصفهان است. او در بغداد بوده است. جعفر بن محمّد بن مزید نقل می کند که در بغداد بودم، و محمّد بن منده بن مهریزد به من گفت: «مایل هستی به ملاقات علیّ بن الرّضا (امام جواد علیه السلام ) برویم؟». گفتم: «آری». پس نزد او رفتیم، و ایشان حدیثی را از پیامبر درباره حضرت فاطمه سلام اللّه علیها نقل کرد.(2)

ابن منده، محمّد

ابوعبداللّه محمّد بن یحیی بن ابراهیم (منده) بن ولید بن منده بن بطّه بن استندر (فیروزان) بن چهار بخت عبدی اصفهانی، از محدّثان و بزرگان مشهور خاندان ابن منده در قرن سوم هجری. وی در حدود 220ق متولّد شد، و به اصفهان و عراق سفر کرد، و از محدّثان آن جا حدیث نقل نمود و عدّه ای از محدّثین نیز از او نقل حدیث نموده اند.

وی در سال 301ق وفات یافت. کتاب تاریخ اصفهان از تألیفات او است.(3)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص193؛ میزان الاعتدال، ج3، ص139؛ تاریخ بغداد، ج3، ص304؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص137.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص242؛ فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص659.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص222؛ سیر اعلام النّبلاء، ج14، صص188 193؛ معجم المؤلّفین، ج2، ص111؛ الاعلام، ج8، ص3؛ طبقات المحدّثین؛ وفیات الاعیان، ج3، ص416؛ تذکره الحفّاظ، ج2، ص741؛ الایرانیّون و الادب العربی، ج6، صص315 316؛ الوافی بالوفیات، ج5، ص189؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج6، ص878؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص137؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص698.

ص: 227

ابن منده، محمود

ابوالوفا محمود بن ابراهیم بن سفیان بن منده (ابراهیم) بن عبدالوهاب بن منده اصفهانی، از محدّثین حنبلی اصفهان در قرن ششم هجری. در حدود سال 550 یا 552ق در اصفهان متولّد شد، و از مسعود ثقفی، ابوعبداللّه رستمی، ابوالخیر باغبان مسعود ثقفی و عبدالمنعم سعدویه روایت می کند.

ابن نجّار، شیخ عبدالصّمد بن احمد بن ابی الجیش و ضیاء از او حدیث شنیده اند. وی در سال 632 هنگامی که مغولان به اصفهان حمله کردند، به دست آنان کشته شد. کتاب الایمان از او است.(1)

ابن منده یحیی

ابوزکریّا یحیی بن عبداللّه اصفهانی، از محدّثین خاندان ابن منده اصفهان است. وفاتش در سال 445ق روی داده، و کتاب تاریخ اصفهان از تألیفات او است.(2)

ابن منده، یحیی

ابو زکریّا یحیی بن عبدالوهاب بن ابی عبداللّه محمّد بن اسحاق بن یحیی بن منده اصفهانی از محدّثان حنبلی اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری، آخرین فرد معروف خاندان ابن منده در اصفهان است. او را «محدّث بن محدّث بن محدّث بن محدّث بن محدّث بن محدّث) خوانده اند (شش طبقه). ابوسعد سمعانی از قول محمّد بن ابونصر لفتوانی نقل می کند که او گفت: «خاندان منده از یحیی شروع شده، و به یحیی ختم گردیده است». در 19 شوّال 434ق در اصفهان متولّد گردیده، در طلب حدیث به شهرهای مختلف همچون نیشابور، همدان، بصره و بغداد سفر کرده، و در بغداد، در جامع منصور، املاء حدیث کرده است.


1- النّجوم الزّاهره، ج6، ص292؛ شذرات الذّهب، ج5، ص155 سیر اعلام النّبلاء، ج22، صص382 383؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج6، ص880؛ الایرانیون و الادب العربی، ج6، ص500.
2- هفت اقلیم، ج2، ص348؛ ریحانه الادب، ج8، ص234؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص137.

ص: 228

مشایخ روایت او بسیارند و بسیاری از محدّثان از او نقل حدیث می نمایند.

وی سرانجام در 10 ذی حجّه (عید قربان) سال 512ق وفات یافت، و در قبرستان باب دریه (محلّه طوقچی فعلی) اصفهان مدفون گردید.

کتب زیر از او است:

1. تاریخ اصفهان 2. التّنبیه علی احوال الجهّال و المنافقین 3. کتاب علی الصّحیحین 4. مناقب الامام (احمد بن حنبل) 5. مناقب العبّاس 6. من عاش مائه و العشرین سنه من الصّحابه 7. معرفه الاسماء ارداف النّبی 8. احوال طبرانی(1).

ابن نابتی، احمد

ابوالعبّاس احمد بن ابراهیم بن یعیش نابتی، از محدّثین اصفهان است.(2)

ابن نابتی اسحاق

ابوالعبّاس اسحاق بن ابراهیم بن قاضی همدان بن احمد بن عبداللّه بن یعیش ازدی همدانی معروف به «ابن النّابتی» از محدّثین اصفهان است. از حسین بن حُریث و محمّد بن غیلان روایت می کند، و احمد بن اسحاق و عبداللّه بن محمّد بن جعفر از او روایت می کنند.(3)

ابن نجوکه، احمد

ابوالعبّاس احمد بن حسن بن احمد خوزی اصفهانی معروف به «ابن نجوکه» از


1- وفیات الاعیان، ج2، ص225؛ معجم المؤلّفین، ج13، صص210 211؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص427؛ مرآه الجنان، ج3، ص202؛ الاعلام، ج9، ص194؛ سیر اعلام النّبلاء، ج19، صص395 396؛ هدیه العارفین، ج2، ص520؛ التّحبیر، ج2، ص382؛ فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص661؛ ریحانه الادب، ج8، ص234؛ الکامل، ج8، ص285؛ تذکره الحفّاظ، ج4، ص1250؛ کشف الظّنون، ج1، ص282 و ج2، ص1464؛ المنتظم، ج9، ص204؛ دانشنامه اسلام و ایران، ج6، صص779 780؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، مقدّمه؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص137 138.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص107.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص217؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص282.

ص: 229

محدّثین اصفهان است. [و او منسوب به کوی خوز در شهر اصفهان بوده است]. وی از حافظ ابونُعیم اصفهانی اخذ حدیث نموده، و آخرین کسی است که سمعانی از وی اخذ حدیث کرده است. در سال 517 یا 518ق وفات یافته است.(1)

ابن النّعمان عبداللّه

ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن نعمان، از محدّثان قرن سوم هجری است از محدّثان کوفه و از ابونُعیم، محمّد بن صلت، عمرو بن طلحه قنّاد، محمّد بن سعید بن سابق و ابوغسان مالک بن اسماعیل نَهدی روایت کرده است. ابومسلم محمّد بن قاسم صحّاف، ابوبکر محمّد بن قاسم بن محمّد بن سیاه و ابو عمر محمّد بن احمد بن حسن هیسانی از او نقل حدیث نموده اند. ابن نعمان در سال 281ق وفات یافته است.(2)

ابن نوله علی

ابوالحسن علیّ بن محمّد بن اسحاق مدینی معروف به «ابن نوله شعرانی» از محدّثین اصفهان است. از محدّثین بصره و محدّثین اصفهان ازجمله زکریّا ساوجی روایت نموده است.(3)

ابن واضح اصفهانی، احمد

احمد بن ابی یعقوب اسحاق بن جعفر بن وهب بن واضح کاتب عبّاسی معروف به «یعقوبی» و «ابن یعقوبی» و «ابن واضح» از مشاهیر مورّخین و جغرافی دانان شیعه است. در بغداد متولّد شده، و به سفر در شهرهای مختلف دنیای اسلام پرداخته است. در سال 260ق به ارمنستان، هند، مصر، شمال آفریقا و دیگر شهرها سفر کرد، و در این سفرها به تألیف سفرنامه و کتب تاریخی و جغرافیایی پرداخت.


1- معجم البلدان، ج2، ص404.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص285 287.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص17.

ص: 230

وفات او در سال 284ق (و به قولی 278ق یا 292ق) اتّفاق افتاد. کتب زیر از تألیفات او است:

1. اخبار الامم السّالفه 2. اسماء البلدان، مطبوع 3. التّاریخ، معروف به تاریخ یعقوبی که در دو مجلّد به طبع رسیده است 4. المسالک و الممالک 5. مشاکله النّاس لزمانهم و غیره.(1)

ابن ورواجه

ابن ورواجه، از علماء نجوم در اصفهان است. او تا سال 349ق در اصفهان حیات داشته است، و عبدالرّحمان صوفی مؤلّف صور الکوکب او را دیده است، و می نویسد که از علم هیأت و نجوم، چیزی جز اسم نمی دانست؟!(2)

ابن هاجر، محمّد

ابوطاهر محمّد بن ابراهیم بن مکّی بن علی طرازی اصفهانی معروف به «ابن هاجر»، از محدّثین قرن ششم هجری. وی از اهالی محلّه «طراز» اصفهان بوده است. در سال 460ق متولّد شده، و از ابوزید احمد و ابومنصور شجاع فرزندان ابوالحسن علیّ بن شجاع مصقلی، ابوبکر محمّد بن احمد بن اسید مدینی، ابوالمظفّر محمود بن جعفر تمیمی و ابوبکر احمد بن علیّ بن ثابت خطیب اجازه داشته، و ابوسعد سمعانی کتاب های چندی از او شنیده است.

سمعانی از او به عنوان «کان شیخا صالحا سدیدا راغبا فی الرّوایه و الحدیث» یاد کرده، و می نویسد: بیشتر اوقات در مسجد جامع نشسته بود، و آماده که نزد او حدیث بخوانند. از این رو وی را محمّد فارغ می گفتند. وی در جمادی الاوّل سال 549ق وفات یافت.(3)


1- ریحانه الادب، ج6، ص398؛ الکنی و الالقاب، ج3، ص296؛ الذّریعه، ج3، صص144 و 296؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «احمد»، ص1126؛ معجم المؤلّفین، ج1، ص161؛ الاعلام، ج1، ص90؛ مقتبس الاثر، ج3، ص135؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص138 139.
2- گاه نامه سال 1311ش، ص142.
3- التّحبیر، ج2، ص52.

ص: 231

ابن هامیه، زیاد

ابوالقاسم زیاد بن محمّد بن ابراهیم معروف به «ابن هامیه مقری اصفهانی»، از قاریان و دانشمندان قرائت و تجوید است. سمعانی از او چنین یاد نموده است: «شیخ مقری صالح مستور من اهل القرآن و الخیر» صاحب عنوان از ابوبکر محمّداحمد بن ماجه ابهری حدیث شنیده، و ابوسعد سمعانی جزی احادیث لوین را از او استماع کرده است.(1)

ابن یمین

در گورستان معروف به آب بخشان که در این اواخر آن جا را تسطیح کرده، و خیابان و فلکه ساختند، و اطراف آن را خانه و مدرسه و مغازه کردند، در جنب کوچه ای که به مقبره شیخ ابومسعود رازی می رفت، بقعه ای خشتی قرار داشت. مدفون در آن جا را «ابن یمین» می گفتند. اکنون نیز خاندانی از اهل علم و منبر نیز به این نام و شهرت معروف اند، از آن جمله: حاج میرزا ابراهیم ابن یمین فرزند میرزا محمّدعلی واعظ بن ملاّابراهیم مدفون در این مقبره، یقینا ابن یمین شاعر معروف، فخرالدّین محمّد بن یمین الدّین محمّد طغرایی شاعر معروف، متولّد یکی از سال های 663 یا 665 یا 669 و متوفّی 769 صاحب دیوان اشعار مطبوع نمی باشد. مرحوم انصاری مدفون در این بقعه را ابن یمین معروف می نویسد.

دهخدا می نویسد: دیوانی از ابن یمین در کتابخانه مجلس موجود است که من آن را تصحیح کرده ام، و اشعار ابن یمین فریومدی با شاعری دیگر موسوم به ابن یمین که مردی عامی و بی سواد بوده، یک جا نوشته شده، و من در حاشیه، اصل و الحاقی را تذکّر داده ام.

ممکن است ابن یمین مدفون در این مزار، همین ابن یمین باشد که مرحوم دهخدا نام می برد. موضوع، قابل بررسی است.(2)


1- التّحبیر، ج1، ص288.
2- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص144؛ تاریخ اصفهان و ری، ص155 لغت نامه دهخدا، ج1، ص366؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص139؛ مزارات اصفهان، ص26.

ص: 232

ابوالآداب یزدی

ابوالآداب فرزند محمّد امین دقّاق یزدی، از ادباء و شعرای قرن 11 هجری است. در فنّ شعر و انشاء و معمّا انگشت نما بود، و در روزگار جوانی به سال 1077ق در اصفهان بدورد زندگی گفت.(1)

ابواحمد عسال

ابواحمد محمّد بن ابراهیم بن سلیمان عسال اصفهانی، عالم محدّث قرن چهارم هجری. متصدّی قضاوت اصفهان بوده است. مقبول القول در بین مردم و از بزرگان در معرفت و اتقان و حفظ حدیث بوده، و در شیوخ، تاریخ، تفسیر و مسند تألیفاتی نموده است. وی در سال 269ق متولّد شده، و جهت اخذ حدیث به شهرهای زیادی مسافرت نموده، و سرانجام در رمضان 349ق وفات یافته است.(2)

ابواسحاق

در نزدیکی مسجد جامع اصفهان، محلّی است به نام «ابواسحاقیّه» که عوام در اصفهان به آن «بسّاقیه» می گویند. مدفون در این محل، ظاهرا ابواسحاق نامی از عرفاء و بزرگان اهل سنّت بوده، و قبر در زمان صفویّه از بین رفته است.

اخیرا یکی از نویسندگان او را منتسب به ابواسحاق اسفراینی می داند که نسبت، خالی از اعتبار است.(3) مرحوم جابری انصاری، ابواسحاقیّه را به ابواسحاق اینجو از پادشاهان آل اینجو نسبت می دهد و می نویسد: «پس از قتل مسعود شاه اینجو برادرش شیخ ابواسحاق به اصفهان و فارس شتافت، و مقرّ حکومتش در اصفهان اطراف مسجد جامع


1- تذکره نصرآبادی، ج1، ص284، آیینه دانشوران، ص57.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص283؛ الاعلام، ج6، ص201؛ طبقات المفسّرین، ج2، صص51 53؛ تذکره الحفّاظ، ج3، ص886؛ النّجوم الزّاهره، ج3، ص325؛ محاسن اصفهان، ص29.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص262 263.

ص: 233

دردشت و نزدیک منازل میرمیران بود، و عمارات دولتی او به ابواسحاقیه معروف شده»(1).

ابواسحاق اصفهانی

ابواسحاق بن بحیر اصفهانی (بحیر مصغّر بحر) در ریاض العلماء درباره او گوید: «کان من مشایخ اصحابنا رضوان اللّه علیهم». به طوری که از رساله یکی از شاگردان شیخ کرکی که در ذکر اسامی مشایخ نوشته ظاهر می شود، کتاب تأویل الآیات از تألیفات او است. در الذّریعه وی را به عنوان ابواسحاق بن مجیر (میم و جیم) ذکر نموده است.(2)

ابواسحاق قفّال

ابواسحاق قفّال (غفّال) اصفهانی، از راویان است. یکی از روایت کنندگان از او شیرویه بن شهریار دیلمی است، و یکی از مشایخش ابواسحاق بن خورشید می باشد.(3)

ابواسحاق مطرّز

ابواسحاق مطرّز از دانشمندان اصفهان است. مافرّوخی از او را در ردیف فلاسفه، ریاضی دانان، اطبّاء و منجّمین متقدّم بر عصر خویش ذکر کرده است.(4)

شیخ ابوالبرکات واعظ

شیخ ابوالبرکات واعظ اصفهانی، عالم فاضل محدّث، واعظ صالح معمّر. در مسجد جامع اصفهان، منصب وعظ و خطابت داشته، و قریب یک صد سال عمر نمود. از شیخ علی محقّق کرکی (م940ق) روایت احادیث می کند. جمعی از دانشمندان از او اخذ حدیث نموده اند، و از ایشان روایت می کنند که از آن جمله است: ملاّمحمّدتقی مجلسی و شیخ


1- تاریخ اصفهان و ری، ص212؛ مزارات اصفهان، ص79.
2- ریاض العلماء، ج5، ص412؛ الذّریعه، ج3، ص302؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص128؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص140.
3- مناقب خوارزمی، ص82.
4- محاسن اصفهان، ص34.

ص: 234

عبداللّه واعظ فرزندش.(1)

ابوبشر عبدی

حافظ ابوبشر اسماعیل بن عبداللّه عبدی اصفهانی از محدّثین اصفهان است. وی در سال 267ق وفات یافته است.(2)

میرزا ابوالبقاء ابرقویی

میرزا ابوالبقاء فرزند شاه ابوالولی بن شاه ابوالفتح موسوی ابرقویی، شاعر ادیب فاضل خطّاط، از اصفهان به هندوستان سفر کرده، و مورد احترام حکیم داوود (تقرّب خان) قرار گرفت سپس به اصفهان بازگشت، و در مسجد تقرّب خان (مسجد حکیم) به تحصیل مشغول شد.

علاوه بر شعر و ادب، خطّ نستعلیق را خوش می نوشته، قطعات خوشنویسی متعدّد به خطّ زیبای او در کتابخانه ها وجود دارد، این بیت از او است:

کجای تاب عشقت دل به مرغ نامه بربندد به جای نامه مدّ آه بر بال اثر بندد(3)

میرزا ابوالبقاء قهپایه ای

میرزا ابوالبقاء فرزند میرمحمود طباطبایی قهپایه ای، شاعر ادیب فاضل در اصفهان ساکن و از معاشران میرزا محمّدطاهر نصرآبادی بوده، عاقبت به هند رفته، و در کشمیر فوت شد. این بیت از او است:

به فریادم غم از دل برنخیزد که رنگ گل به باد از گل نریزد(4)


1- اعیان الشّیعه، ج8، ص291؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص424 425.
2- مرآه الجنان، ج2، ص182.
3- تذکره نصرآبادی، ج1، ص167؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، صص22 23؛ الذّریعه، ج9، ص37.
4- 2. تذکره نصرآبادی، ج1، ص148؛ الذّریعه، ج9، ص37.

ص: 235

ابوبکر ضحّاک شیبانی

حافظ ابوبکر احمد بن محمّد بن عمرو بن عاصم ضحّاک شیبانی بصری، از محدّثین قرن سوم هجری و صاحب مصنّفات بوده است. در اصفهان ساکن، و متصدّی قضای اصفهان بوده، و در سال 287ق وفات یافته است. وی از پیروان ظاهریّه بوده، و کتاب الدّیات را تألیف نموده که در مصر به طبع رسیده است.(1)

ابوبکر اشنانی

ابوبکر اشنانی، از دانشمندان اصفهان است. مافرّوخی در محاسن اصفهان او را جزو دانشمندان حدیث و کلام متقدّم بر عصر خویش آورده است.(2)

ابوبکر اصفهانی

ابوبکر اصفهانی، از عرفای قرن چهارم هجری است، و خادم شیخ ابوبکر شبلی بوده است.(3)

ابوبکر خلاّد

ابوبکر بن خلاّد، از راویان ساکن اصفهان، و از مشایخ حافظ ابونُعیم اصفهانی است.(4)

ابوبکر مقری

ابوبکر بن عبدالوهاب مقری، از محدّثین اصفهان است. او از احمد بن محمّد بن مهران روایت می کند.(5)

ابوبکر سجستانی

ابوبکر عبداللّه بن سلیمان بن اشعث سجستانی، از محدّثین قرن سوم و چهارم هجری.


1- مرآه الجنان، ج2، ص215؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص736.
2- محاسن اصفهان، ص29.
3- مرآه الجنان، ج2، ص432.
4- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص308.
5- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص168.

ص: 236

وی اغلب سال های عمر را در اصفهان بوده، و سرانجام در سال 316ق در بغداد وفات یافته است. وی از احمد بن عصام و دیگران روایت نموده است. ظاهرا او شیعه بوده است.(1)

ابوبکر اُسواری

ابوبکر علیّ بن محمّد بن علی واعظ اُسواری، از محدّثین اصفهان است، و مافرّوخی او را در ردیف محدّثین و متکلّمین مقدّم بر عهد خود ذکر کرده است.(2)

ابوبکر قصار

ابوبکر احمد بن محمّد بن احمد بن جعفر اصفهانی، از دانشمندان قرن چهارم هجری است، در حدیث و فقه تبحّر داشته، و صاحب مَسندِ حُکم و فتوا در اصفهان بوده، و بر اساس فقه شافعی فتوا صادر می نموده، و در سال 399ق وفات یافته است. از ابی علیّ بن عاصم، عبداللّه بن خالد رارانی و عبداللّه بن فارس و دیگران روایت می نموده است.(3)

ابوبکر بن ابی الحرث

ابوبکر بن ابی الحرث، از محدّثین اصفهان است، و مافرّوخی او را در ردیف دانشمندان متقدّم آورده است.(4)

ابوبکر بن ابوعلی

ابوبکر بن ابوعلی، از محدّثین اصفهان است. مافرّوخی او را به عنوان یکی از دانشمندان کلام و حدیث متقدّم بر عصر خویش برشمرده است.(5)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص66؛ میزان الاعتدال، ج2، ص43.
2- محاسن اصفهان، ص30.
3- المشتبه، ج2، ص463؛ ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص169؛ محاسن اصفهان، ص29.
4- محاسن اصفهان، ص29.
5- محاسن اصفهان، ص29.

ص: 237

ابوبکر قاضی

ابوبکر بن ابوالقاسم بن جعفر معروف به قاضی، از محدّثین اصفهان و متقدّم بر عصر مافرّوخی مؤلّف محاسن اصفهان است.(1)

ابوبکر بن حدّاد

ابوبکر بن حدّاد، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری بود، و حافظ ابونُعیم اصفهانی و ابوبکر محمّد بن علیّ بن احمد اُشنانی از او روایت می کنند.(2)

ابوبکر ثقفی

ابوبکر بن عبداللّه ثقفی اصفهانی، از محدّثین اصفهان بوده، و از محمّد بن مالک روایت نموده است. مطلّب بن زیاد از او نقل حدیث می کند.(3)

ابوبکر اصفهانی

ابوبکر بن عطّار محمّد بن ابراهیم اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم هجری است، و در سال 466ق وفات یافته است.(4)

ابوبکر طادی

ابوبکر بن عمر بن ابی بکر بن احمد معروف به «ززا»، از محدّثین اصفهان است. حافظ اسماعیل در سال 528ق از او استماع حدیث نموده است. طاد از بلوک لنجان اصفهان است، و صاحب عنوان، از اهالی طاذ (طاد) بوده است.(5)


1- محاسن اصفهان، ص29.
2- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص308.
3- میزان الاعتدال، ج3، ص350.
4- مرآه الجنان، ج3، ص94
5- معجم البلدان، ج4، ص4.

ص: 238

ابوبکر جشمجی

ابوبکر معروف به جشمجی، از محدّثین اصفهان است، و مافرّوخی او را از دانشمندان متقدّم دانسته است.(1)

ابوبکر طهرانی

ابوبکر طهرانی اصفهانی، از دانشمندان و مورّخین قرن نهم هجری است. او از اهالی قریه طهران [تیران و آهنگران] اصفهان است. از منشیان دربار شاهرخ گورکانی بوده، و پس از فوت او در سال 850ق به سلطان محمّد بن بایسنغر پیوسته، و پس از فتح اصفهان به دست جهانشاه قره قویونلو در سال 856ق نزد پسرش محمّدی میرزا رفته، و همراه او به دامغان رفت، و در آن جا عقدنامه صلح جهانشاه با ابوسعید پادشاه ترکستان را انشاء نمود. ابوبکر طهرانی در سال 873 به دعوت اوزون حسن پادشاه آق قویونلو به تبریز رفته، و به خدمت او درآمد، و به دستور او تدریس در مدرسه غیاثیّه را بر عهده گرفت. پس از مدّتی از تدریس در آن مدرسه معاف، و مأمور به تألیف کتابی در باب وقایع عصر گردید، و کتاب تاریخ دیار بکریّه را تألیف نمود. نسخه اصل این کتاب در بصره نزد وکیل محمّد امین موجود بوده، و به چاپ نیز رسیده است. ابوبکر طهرانی تا سال 882ق در قید حیات بوده، و نواده اش مولانا شاه محمود بن شمس الدّین بن ابوبکر طهرانی در سال 904ق وزیر محمّدی میرزا بوده است.(2)

ابوبکر عبّاب اصفهانی

ابوبکر عبّاب اصفهانی، از محدّثین بوده، و عدّه زیادی از او نقل حدیث کرده اند. او آخرین کسی است که از بکر بن بکار روایت نموده است.(3)


1- محاسن اصفهان، ص30.
2- احسن التّواریخ، تعلیقات، ج2، ص761.
3- معجم البلدان، ج2، ص198.

ص: 239

ابوبکر کوکبی

ابوبکر کوکبی، از دانشمندان اصفهان بوده، و مافرّوخی نام او را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء مقدّم بر عصر خویش آورده است.(1)

ابوبکر محاربی اصفهانی

حافظ ابوبکر محاربی اصفهانی، از محدّثین اصفهان است، و ابوالحسین عبداللّه بن محمّد بن عبدالغفّار فارسی بدیل سمرقند، از او روایت می کند.(2)

ابوبکر مطرّز

از دانشمندان اصفهان است، و مافرّوخی وی را از دانشمندان متقدّم بر عهد خویش و در ردیف فلاسفه، ریاضی دانان، اطبّاء و منجّمین آورده است.(3)

ابوبکر وَعَلی

ابوبکر وعلی از فقهای اصفهان است، و اصلاً اهل قریه «وَعَل» از قرای اصفهان بوده است.(4)

حاج ابوتراب اصفهانی

حاج ملاّابوتراب اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محدّث، از صلحای دهر و از مصاحبان علاّمه ملاّمحمّدباقر مجلسی بوده، و به افاده فقه و حدیث مشغول بود، و اقوالش در شرعیّات، مورد اعتماد مردم بود.(5) نزد علاّمه مجلسی و میر سیّدعلی شولستانی نجفی به تحصیل پرداخته، و از علاّمه مجلسی اجازه دریافت نموده است. صورت اجازه در نسخه شماره 6836 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران که بر روی یکی از کتاب ها نوشته شده و


1- محاسن اصفهان، ص32.
2- احقاق الحق، ج14، ص152.
3- محاسن اصفهان، ص34.
4- لغت نامه دهخدا، ج1، ص382.
5- تاریخ حزین، ص17؛ نجوم السّماء، ص167.

ص: 240

موجود است(1)تألیفاتی نیز داشته است که میرزا کمال الدّین محمّد نسوی بدان اشاره نموده است.(2) شیخ محمّدعلی حزین در کودکی او را ملاقات کرده، و نوشته است در سال فوت علاّمه مجلسی (سال 1110ق) حاج ابوتراب نیز وفات یافته است(3). قبر او محتمل است در مزار مسجد جامع در بقعه علاّمه مجلسی و یا اطراف آن جا باشد.

میرزا ابوتراب اصفهانی

میرزا ابوتراب اصفهانی، معروف به «رییس الخطّاطین» و متخلّص به «ترابا»، شاعر و خطّاط ادیب. ابتدا نزد ملاّفایضی به مشق پرداخته، و بعدا در عداد شاگردان مبرّز میرعماد قرار گرفته است. او خود دارالمشق داشته، و شاه عبّاس گاهی به دارالمشق او می رفته، و او را مورد تفقّد قرار می داده است. ابوتراب اوّلین کسی است که پس از کشته شدن میرعماد، خود را بر سر نعش او رسانیده، و جهت او نوحه سرایی کرده، و جنازه استاد را با کمال احترام دفن نموده است، و جهت استاد، مرثیّه ای سروده که اوّل آن این است:

دهر پرفتنه و پرمشغله و پرغوغاست شرح این ماتم و این سوگ کِرا خود یار است

وی در سال 1072ق در سنّ 82 سالگی وفات یافت، و جنب مسجد لبنان اصفهان، در جوار مزار خواجه صائن الدّین ترکه مدفون گردید. [میرزا نورالدّین و محمّدصالح پسران او نیز از خوشنویسان معروف عصر صفویّه به شمار می روند].(4)


1- فهرست دانشگاه، ج5، ص1474؛ الکواکب المنتشره، صص112 113.
2- تلامذه العلاّمه المجلسی، ص11.
3- زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، صص7 8؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص140.
4- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص197؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص140 141؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص298؛ الذّریعه، ج9، ص169؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج1، صص24 26 اصفهان، نور صادقی، ص253.

ص: 241

میرزا ابوتراب ثقه الاسلام نایینی

میرزا ابوتراب ثقه الاسلام نایینی بن میرزا ابوطالب بن میرزا محمّد معروف به باغچه ای ابن میرزا علی رضا نایینی، مردی فاضل و دانشمند بوده، در اوائل مشروطیت ایران، طبق نظریّه و دستور مرحوم ثقه الاسلام حاج آقا نوراللّه مسجدشاهی در عدلیه وارد شده، و کلیه اهالی اصفهان در حسن عمل او و سلیقه اش در فیصله دادن به مرافعات، راضی بودند، در سال 1306ش / ح 1346ق به سنّ شصت و اندی در اصفهان وفات یافت.(1)

شیخ ابوتراب کلباسی

حاج شیخ ابوتراب بن شیخ محمّدجعفر بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل در دوشنبه 17 جمادی الاوّل 1279ق در اصفهان متولّد شد. پس از اتمام مقدّمات و سطح برای ادامه تحصیل به همراه برادرش موسی به نجف اشرف رفت، و نزد حاج میرزا حسین خلیلی و آخوند خراسانی تلّمذ نمود، و از حاج میرزا حسین خلیلی اجازه اجتهاد دریافت نمود، و به زادگاه خویش بازگشت، و به تدریس و انجام وظایف شرعی پرداخت. در 7 ذی القعده 1337ق وفات یافت، و در قبرستان وادی السّلام نجف مدفون شد. وی را تألیفاتی است که از آن جمله است:

1. حواشی بر کفایه 2. رسائلی در فقه 3. السّعه و الرّزق که مجموعه احادیثی در این باب است.(2)

سیّدابوتراب ملکی اصفهانی

سیّدابوتراب بن حسن بن مرتضی بن علیّ بن حسین حسینی ملکی اصفهانی، عالم فاضل در قرن سیزدهم.

در تاریخ سه شنبه ربیع الثّانی 1219 کتابت نسخه ای از کتاب تحفه السنیه از تألیفات مرحوم سیّدعبداللّه بن نورالدّین بن سیّدنعمت اللّه جزائری را به پایان رسانیده است.


1- تاریخ نایین، ج4، ص55.
2- نقباءالبشر، ج1، ص29؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص222؛ ماضی النّجف، ج3، ص233؛ خاندان کلباسی، صص198 200.

ص: 242

نسخه به شماره 5184 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.(1)

میرزا ابوتراب بروجردی

میرزا ابوتراب بروجردی، عالم فاضل، فقیه زاهد، در محلّه شمس آباد اصفهان ساکن بوده، و در مسجد آن جا امامت می نموده، در شب یک شنبه 15 شوّال 1328ق وفات یافته، و در تخت فولاد بیرون بقعه مادر شاه زاده مدفون شده است.(2)

ملاّابوتراب زفره ای

ملاّابوتراب زفره ای فرزند ملاّ علی عرب، عالم فاضل در اصفهان نزد شیخ مرتضی ریزی آقاشیخ محمّدتقی آقانجفی، آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی و دیگران تحصیل کرد، و در قریه بَرزان در حومه اصفهان ساکن شد، و سرانجام در سال 1334ق وفات یافت، و در تکیه ریزی در تخت فولاد مدفون شد.(3)

ابوتراب اصفهانی

میرزا ابوتراب اصفهانی فرزند میرزا محمّدعلی (یا میرزا محمّدطاهر) (میرزا محمّدعلی و میرزا محمّدطاهر برادر می باشند)، از شعرای قرن دوازدهم هجری. در اوائل «غبار» تخلّص می نمود، بعدا تخلّص خویش را تراب قرار داد. در زمان صفویّه به هند مسافرت نمود، و در سال 1134 در آن جا کشته شد. پدرانش در دفترخانه سلاطین صفویّه، منشی بوده اند.

از اشعار او است:

طفل بد خوی سرشک من نمی گیرد قرار خواب و آسایش مگر در دامن محشر کند(4)


1- فهرست کتابخانه مجلس، ج16، ص2.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص142؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص93 نقباءالبشر، ج14704.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص209؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص124.
4- خزانه عامره، ص172؛ الذّریعه، ج9، ص169.

ص: 243

شیخ ابوتراب زاهدی

شیخ ابوتراب بن شیخ علی محمّد زاهدی، عالم فاضل، از سلسله مشایخ بیدآباد بود، در 29 ذی القعده 1363ق وفات یافت، و در تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.(1)

دکتر ابوتراب نفیسی

دکتر ابوتراب بن عبدالمهدی نفیسی طبیب حاذق و استاد ماهر متدیّن: در سال 1293 خورشیدی (1333 قمری) در پوده از دهات سمیرم اصفهان متولّد گردیده، و در مولد خود و اصفهان و تهران، تحصیلات دوره ابتدایی و متوسّطه و دانشکده پزشکی را به پایان رسانید، سپس به خدمت دولت وارد گردید، مراحل مختلف را پیمود، از دانشیاری و استادی و ریاست بیمارستان و ریاست پزشکی و غیره.

سفری به آمریکا نمود، و در آن جا یک دوره بیماری های قلب را مطالعه کرد، و در آن تخصّص یافت. فعلاً از پزشکان معروف اصفهان و به حسن معالجه و حذاقت مشهور و ضمنا طبّ قدیم را نیز خوانده، و در آن فن نیز استاد است.

کتاب های زیر از او است: 1. ترجمه من لایحضره الطّبیب تألیف محمّد بن زکریّای رازی 2. ترجمه برء السّاعه تألیف محمّد بن زکریّای رازی 3. درسی از قرآن 4. نشانه شناسی اعصاب 5. نشانه شناسی دستگاه تنفّس و گردش خون، دو جلد 6. نشانه شناسی سینه و تعبیر علائم آن، چهار جلد.(2)

سیّدابوتراب موسوی

سیّدابوتراب بن محمّد موسوی اصفهانی، از فضلای اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. وی کتاب الاصول الاربع مائه را در جواب پرسش شیخ محسن بن محمّد رفیع رشتی اصفهانی تألیف نموده که در مجموعه های 2065 و 2068 در کتابخانه آیت اللّه العظمی


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص152؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص85؛ بیان المفاخر، ج2332.
2- مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص126؛ نبض حیات؛ اطّلاعات نویسنده.

ص: 244

مرعشی نجفی موجود است.(1)

ابوتراب خلیفه سلطانی

سیّدابوتراب بن سیّدمرتضی بن سیّدعلیّ بن سیّدمرتضی بن سیّدعلیّ بن سیّدعلاءالدّین حسین خلیفه سلطان، از بزرگان سلسله خلیفه سلطانی در قرن دوازدهم هجری است. بعد از کشته شدن نادرشاه، کریم خان زند و ابوالفتح خان بختیاری و علی مرادخان که هریک داعیه سلطنت داشته، و بدان امید می گذرانیدند، قرار بر آن دادند که یکی از فرزندزادگان صفوی را به نام سلطان انتخاب کرده، و خود در امور دخالت کنند. قرعه این فال به نام میرزا ابوتراب زده شد، و او را به نام شاه اسماعیل سوم نامیدند. پس از آن که کریم خان زند فی الجمله قدرتی یافت، و بر حریفان خود غالب گردید، شاه اسماعیل سوم را چندین سال در قلعه آباده مقیّد و محبوس ساخته، مقارن فوت خود (یعنی سال 1193ق) او را به اصفهان فرستاده، و او را درخانه های پدری خود ساکن گردانید، و در همان چند روز به عالم جاودانی شناخت. ظاهرا صاحب عنوان، در مزار ستّی فاطمه اصفهان که مزار خانوادگی سادات خلیفه سلطانی است، مدفون شده است.(2)

سیّدابوتراب درچه ای

حاج سیّدابوتراب مرتضوی فرزند آقاسیّدمهدی درچه ای عالم فاضل در روز عاشورا (10 محرّم الحرام) سال 1332ق متولّد شد. تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار خود آغاز نموده، و در اصفهان از درس حاج آخوند زفره ای، شیخ محمّد حکیم خراسانی، میرسیّدعلی مجتهد نجف آبادی، آقا سیّدمحمّد نجف آبادی، شیخ محمّدرضا نجفی، حاج آقا رحیم ارباب، آقاسیّدمحمّدرضا خراسانی و حاج میرسیّدعلی بهبهانی بهره گرفت. وی در کنار تحصیل به تدریس مشغول بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، او به همکاری با


1- فهرست مرعشی، ج6، ص76 و 81.
2- مجمع التّواریخ، صص144 و 149؛ مزارات اصفهان، ص245؛ مکارم الآثار، ج1، ص162.

ص: 245

دستگاه قضایی پرداخت، و چندی در اصفهان حاکم شرع بود. او سال ها نماز جماعت را در مسجد حاج محمّدجعفر آباده ای اقامه می نمود. ایشان سرانجام در ظهر روز جمعه 7 شعبان 1411ق وفات یافت، و در امام زاده درب امام اصفهان مدفون شد.(1)

میرزا ابوتراب حجاب اصفهانی

میرزا ابوتراب اصفهانی متخلّص به «حجاب»، شاعر ادیب فاضل، ساکن محلّه عبّاس آباد اصفهان بوده با لطف علی بیک آذر مؤلّف آتشکده، دیدار کرده، و در زمان نادرشاه افشار وفات یافته است. از او است:

زین پیش گردون در شیر من خون می کرد، و اکنون در باده ام آب(2)

ابوتراب خادم اصفهانی*

ابوتراب اصفهانی، شاعر ادیب متخلّص به «خادم»، این بیت از او است:

ز درد انتظار صبح رویش در شب هجران به جای شمع بر بالین چشمم خواب می سوزد(3)

ابوتراب فرقتی جوشقانی

ابوتراب بیگ جوشقانی کاشانی متخلّص به «فرقتی» فرزند خواجه علی بیگ انجدانی، شاعر ادیب، در کاشان نشو و نما یافت، و در دربار شاه عبّاس اوّل در اصفهان احترام و اعتبار فراوان پیدا کرد، سرانجام در سال 1026 در کاشان وفات یافت، و در قبرستان دشت افروز کاشان مدفون شد.

مادّه تاریخ وفاتش این بیت است:


1- مزارات اصفهان، صص206 207.
2- تذکره روز روشن، ص195؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «حجاب اصفهانی»، ص291؛ سفینه المحمود، ص249؛ الذّریعه، ج9، ص232؛ تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص288؛ دانشمندان آذربایجان، ص112.
3- تذکره روز روشن، ص233.

ص: 246

«گفت علمی به سال تاریخش: «قدوه شاعران ایران کو»

دیوان اشعار او بالغ بر دو هزار بیت بوده است.(1)

ابوتراب هدایی بختیاری

حاج میرزا ابوتراب همدانی شاعر ادیب، اصلاً از اهالی بختیاری و از ایل معروف به قائد است. در سال 1313 قمری در شهرستان اراک متولّد گردید، و تحصیلات قدیمه خویش را در نزد اساتید آن سامان به پایان رسانید. اغلب اشعار و مقالات دینی و اجتماعی او در روزنامه آیین اسلام و نشریّه های انجمن تبلیغات اسلامی چاپ می شد. جزوه ای از اشعارش به نام بهاریه به طبع رسیده است.(2)

میرزا ابوتراب هرندی

میرزا ابوتراب هرندی، از سلسله نحوی های هرند، عالم فاضل، در اصفهان ساکن و در شعبان 1321ق وفات یافت، و در ضمن تکیه سر قبر آقا در اصفهان مدفون شد.(3)

سیّدابوجعفر خادم الشّریعه

آقا سیّدابوجعفر خادم الشّریعه فرزند علاّمه رجالی سیّدصدرالدّین محمّد موسوی عاملی، عالم فاضل متّقی. مادرش دختر شیخ جعفر کاشف الغطاء بوده است. در حدود سال 1245ق متولّد شد، و نزد علمای اصفهان و نجف ازجمله پدر بزرگوار خود و حاج سیّداسداللّه بیدآبادی تلمّذ نمود، و به دامادی مرحوم بیدآبادی مفتخر گردید، برخی از رسائل فقهی و اصولی خود را به نظر ایشان رسانید، و سیّد بیدآبادی پشت آن تقریظ نگاشت، و از فضل و علم و بزرگواری مؤلّف آن، مدح و ثنا گفته است. ایشان از علماء معروف اصفهان و ساکن محلّه چهارسوق درب شیخ از متفرّعات محلّه بیدآباد بوده است. سرانجام در 14


1- تذکره میخانه، ص413؛ تذکره نصرآبادی، ج2، ص715؛ الذّریعه، ج9، ص37، مشاهیر کاشان، ص115.
2- تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص532.
3- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص142.

ص: 247

صفر 1334ق در این شهر وفات یافت، و در تخت فولاد مدفون گردید، و بعدا فرزندش حاج آقا مجلس برای او تکیه و بقعه ای بنا نهاد، و در داخل بقعه و صحن و اتاق ها عدّه ای از علماء و حکماء و اطبّاء اصفهان مدفون شدند. مادّه تاریخ بنای بقعه این است: «قل ان الجنّه للمتّقین». تاریخ وفاتش این بیت است:

یکی آمد برون ز الهام غیب آورد تاریخش: «شده طیّار سوی کوی حق روح ابوجعفر»(1)

شیخ ابوجعفر مازندرانی

شیخ ابوجعفر مازندرانی اصفهانی، از علماء قرن دوازدهم و مجاز از شیخ محمّد مکّی از اعقاب شهید اوّل بود، تاریخ اجازه 1183، و هم چنین مجاز از سیّدعبداللّه تستری است، و در آن جا وی را به «الفاضل الجامع المحقّق القاضی باصفهان» وصف می کند، تاریخ اجازه 1168 می باشد.(2)

ابوحاتم رازی

ابوحاتم احمد بن حسن بن هارون بن احمد رازی، از محدّثین قرن چهارم هجری است. وی در سال 345ق در اصفهان ساکن بوده، و حدیث می گفته است. ابن مقری از او حدیث نقل می کند.(3)

ابوحاتم رازی

ابوحاتم محمّد بن ادریس بن منذر بن داوود بن مهران رازی [حنظلی] جزی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری. وی از اهالی قریه جز [گز بُرخوار] بوده است. در سال 240ق متولّد شده، و جهت اخذ حدیث به شام، مصر و عراق سفر کرده است. ابو عمرو بن


1- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص85؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص143؛ نقباءالبشر، ج1، ص31؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص267؛ بیان المفاخر، ج2، ص170؛ سیری در تاریخ تخت فولاد55.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص53؛ بیان المفاخر، ج2، ص233؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص266؛ الذّریعه، ج11، ص27.
3- ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص147.

ص: 248

حکیم و عبداللّه بن محمّد بن یعقوب از وی روایت می کنند. او در سال 327ق وفات یافته است.

کتب زیر از او است: 1. الخراج و التّعدیل، در چندین مجلّد، مطبوع 2. کتاب در ردّ قول به رجعت 3. زینه، در تفسیر الفاظ متداوله میان ارباب علوم.(1)

ابی حامد اصفهانی

امام ابی حامد اصفهانی، از دانشمندان اصفهان و مؤلّف کتاب البصائر فی الوجوه و النّظائر است.(2)

ابوحرب دیلمی

ابوحرب نوشروان بن شیرزاد بن ابوالفوارس متصوّف دیلمی اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از ابوبکر بن ریذه ضبّی و ابوالقاسم علیّ بن احمد بن مهران مدینی استماع حدیث کرده، و جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.(3)

ابوالحسن آتشکده گزی

ابوالحسن هادیان گزی متخلّص به «آتشکده» شاعر معاصر در قریه گز از بلوک برخوار اصفهان متولّد شد، و تحصیلات خویش را در اصفهان تا ششم ادبی به پایان رسانید. گاهی شعر می سرود، و دیوان اشعاری دارد. از او است:

بهار عمر من نرگس خمار تو جانا ز تندباد حوادث بدین قرار نماند

نسیم صبح خزان چون وزد معلوم که روزگار جوانی چو نوبهار نماند(4)


1- ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص201؛ مرآه الجنان، ج1، ص306؛ الانساب، ج3، ص257؛ اللّباب، ج1، ص278؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص5 6.
2- کشف الظّنون، ج1، ص246.
3- التّحبیر، ج2، ص351.
4- تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص8.

ص: 249

ابوالحسن اصفهانی

از اصحاب حضرت امام صادق علیه السلام است. در کتب رجال، ذکری از او نشده است. ثقه الاسلام کلینی در کافی (ج2، کتاب الایمان و الکفر، باب الکتمان، 98، حدیث 12) به روایت یونس از ابوالحسن اصفهانی از امام صادق علیه السلام و (ج2، باب النّمیمه، 159، حدیث 3) نیز به شرح فوق، و (ج6، کتاب الاطعمه، باب الألبان، 84، حدیث 7) به روایت قاسم بن محمّد جوهری از ابوالحسن اصفهانی از امام صادق علیه السلام این چنین وی را از راویان امام صادق علیه السلام معرّفی نموده است.(1)

ابوالحسن اصفهانی

ابوالحسن اصفهانی شاعر و ادیب در قرن هشتم و نهم هجری. از شاعران پیرو طریقه حروفیّه بوده، در سال 771ق در سنّ نوزده سالگی در اصفهان خدمت فضل اللّه نعیمی استرآبادی مؤسّس فرقه حروفیّه رسیده، و در سال 802 جاودان نامه را به نظم درآورده است؛ بنابراین، تولّد او حدود سال 752 بوده، و سال فوت او معلوم نیست.(2)

ابوالحسن اصفهانی*

ابوالحسن اصفهانی، از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری است. خطّ ثلث را با مهارت و استادی می نوشت. از آثار او کتیبه سردر جنوب شرقی مسجد جامع اصفهان به خطّ ثلث خوش در سال 1218ق وجود دارد.(3)

میرزا ابوالحسن شمس آبادی

حاج میرزا سیّدابوالحسن آل رسول (شمس آبادی) فرزند آقا سیّدمحمّدابراهیم بن عبداللّه


1- تاریخ تشیّع اصفهان، صص181 182؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص292؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص673.
2- تاریخ نظم و نثر فارسی، ج2، ص771.
3- گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص146؛ آثار ملّی اصفهان، ص566؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، ص81؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، ص397.

ص: 250

بن میرمحمّد علیّ بن میر سیّدمحمّد موسوی شاهاندشتی مازندرانی اصفهانی، عالم فاضل فقیه زاهد، از علمای مشهور اصفهان در عصر حاضر در سال 1319ق در اصفهان متولّد گردید، و نزد ملاّمحمّدابراهیم مقدّمات را فرا گرفت. سپس نزد حاج ابوالقاسم زفره ای، آقا شیخ احمد حسین آبادی، آقا میرزا احمد مدرّس، آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی، میرسیّدعلی نجف آبادی، سیّدعلی اصغر برزانی، شیخ محمّدعلی فتحی دزفولی، ملاّمحمّد همامی و آقا سیّدمحمّد نجف آبادی به تحصیل پرداخت.

ایشان در سال 1355ق به نجف اشرف عزیمت نمود، و از درس علمای اعلام و مراجع عظام آقا سیّدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی، حاج میرزا ابوالحسن مشکینی، آقا سیّدعبدالهادی شیرازی، میرزا محمّدحسین نایینی و شیخ محمّدکاظم شیرازی بهره گرفت، و در تحصیل معلومات خود کوشید تا به درجه اجتهاد نائل آمد، و از اساتید خویش اجازه دریافت نمود، و پس از 12 سال تحصیل به اصفهان بازگشت، و به حلّ مشکلات شرعی مردم، اقامه جماعت، و تدریس پرداخت.

در ابتدا وکیل تامّ الاختیار آیت اللّه العظمی بروجردی و سپس آیت اللّه العظمی خویی در اصفهان بود.ایشان در تأسیس و اداره بسیاری از مؤسّسات خیریّه و مذهبی اصفهان نقش مؤثّری داشت که از آن جمله است مؤسّسه خیریّه ابابصیر و مؤسّسه خیریّه مهدیّه. هم چنین در یاری نیازمندان و هدایت گمراهان تلاش بسیار نمود، و ازجمله جهت مقابله با فرقه ضالّه بهاییّت، فداکاری ها نمود. ایشان سرانجام در 7 ربیع الثّانی 1396ق توسّط افراد منحرف از ولایت، در هنگام طلوع فجر از نزدیکی مسجدی که در آن نماز می خواند ربوده شد، و در نزدیک درچه پیاز شهید گردید. مردم اصفهان، پیکر او را با شکوه فراوان تشییع، و به تخت پولاد برده، نزدیک لسان الارض مدفون نمودند، و ایشان به شهید اصفهانی معروف، و بقعه ای بر مزار ایشان بنا شد. ایشان اوّلین شهید تکیه شهدا [گلستان شهدا] در تخت فولاد اصفهان به شمار می روند، و پس از ایشان، هزاران نفر از شهیدان انقلاب و جنگ با عراق، در این تکیه مدفون گردیدند. ادیب فرزانه، استاد فضل اللّه اعتمادی (برنا) در تاریخ شهادت ایشان گوید:

نوشت بیت فصیحی بدون تعمیه برنا قلم چو خواست سال شهادتش بنگارد:

«ابوالحسن بِرَهِ بندگی واحد دانا بود شهید و بمینو نماز صبح گزارد»

ص: 251

از او است: 1. اشعاری در فضایل و مناقب و مراثی و مصائب حضرات معصومین علیهم السلام 2. تقریرات اصولی و فقهی اساتید خود (غیر مرتّب و نامنظّم) 3. رساله در اصول دین، مختصر 4. شرح صحیفه سجّادیّه 5. موعظه ابراهیم(1).

سیّدابوالحسن شهشهانی

سیّدابوالحسن بن سیّدمحمّدابراهیم شهشهانی عالم فاضل [ظاهرا از شاگردان آقامحمّد شهشهانی بوده است. شیخ آقا بزرگ تهرانی نیز احتمال داده است که سیّدابوالحسن از شاگردان حاج محمّدابراهیم قزوینی باشد].(2) این تألیفات از او است: 1. سدره المنتهی فی شرح جنّه المأوی، در فقه، به عربی، متن از آقا سیّدمحمّد شهشهانی است، و شرح مذکور در محرّم 1269 تا ربیع الاوّل 1271ق نوشته شده است، این نسخه به شماره 1473 و نسخه ناقص دیگری به شماره 1757 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم وجود دارد.(3)] 2. الغرّه الحنفیّه فی شرح درّه النّجفیّه، به عربی در فقه، موجود در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم(4)].

سیّدابوالحسن موسوی

سیّدابوالحسن بن سیّدمحمّدابراهیم موسوی، عالم فاضل، از بنی اعمام حاج سیّدمحمّد باقر حجّت الاسلام شفتی بوده، در اصفهان سکونت داشته، و عمده تحصیلاتش نزد سیّد حجّت الاسلام بوده است. پس از فوت، در مقبره کوچک واقع در دالان مسجد سیّد اصفهان مدفون شد. سال فوتش به دست نیامد. اولاد و اعقابش به موسوی و کابلی شهرت


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص1037 1038؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص151؛ تحفه الابرار، ج2، صص521 526؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص99؛ شهدای روحانیّت شیعه، ص254 257؛ میراث اسلامی ایران، ج10، صص103 104؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، صص356 358؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص290.
2- الکرام البرره، ج1، صص31 32.
3- فهرست مرعشی، ج4، ص265 و ج5، ص140.
4- فهرست گلپایگانی، ص539.

ص: 252

دارند.(1)

ابوالحسن میرزا حسینی اصفهانی

ابوالحسن میرزا فرزند ابوالحسین میرزا حسینی اصفهانی عالم فاضل، ادیب شاعر. در علم فقه و حدیث مهارت داشته، و درویش مشرب، پاک طینت و درست عقیده بوده، و گاهی به اقتضای حال، اشعاری می سروده است.(2)

میرزا ابوالحسن قهی اصفهانی*

حاج میرزا ابوالحسن قهی قهپایه ای اصفهانی بن محمّد اسماعیل بن حاج ابوالحسن آقا علی اکبر بن آقاعبّاس، عالم فاضل، در روستای قهی قهپایه اصفهان متولّد شده، در اصفهان نزد آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقایی و میرزا ابوالمعالی کلباسی کسب فیض نمود، و از شیخ محمّدعلی نجفی مسجد شاهی، شیخ محمّدتقی آقانجفی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی اجازه دریافت نمود. وی در 15 شعبان 1363ق در زادگاه خود وفات نمود، و همان جا دفن شد.(3)

میرزا ابوالحسن گلستانه

میرزا ابوالحسن بن محمّد امین بن میرکمال الدّین بن علاءالدّین محمّد گلستانه، مورّخ و ادیب قرن دوازدهم هجری.] وی سال ها در خدمت عمویش میرزا محمّدتقی حاکم کرمانشاه بوده، و چندی نیز وزارت او را داشته است. سرانجام به زیارت عتبات عالیات رفته، و پس از قتل عمویش به هندوستان مهاجرت نموده]، و در آن جا به نوشتن تاریخ ایران پس از عصر نادر تا سال 1203ق پرداخته است، و کتاب را مجمع التّواریخ نامیده است.(4)


1- بیان المفاخر، ج1، ص251.
2- تذکره نصرآبادی، ج1، ص137.
3- مجلّه فرهنگ اصفهان، شماره 25 و 26، بهار و تابستان 1383، ص63.
4- زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص321؛ الذّریعه، ج20، ص49؛ مجمع التّواریخ، ص شانزده سی و یک (مقدّمه).

ص: 253

سیّدابوالحسن درچه ای زاده*

آقا سیّدابوالحسن درچه ای زاده فرزند آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای، عالم فاضل معاصر. وی در اصفهان نزد حاج آقا رحیم ارباب، سیّد ابوالحسن شمس آبادی، سیّد عبدالحسین طیّب و دیگران بهره برد، سپس به تدریس ادبیّات پرداخت، و پنجاه سال به این امر مشغول بود. ایشان عالمی زاهد و عابد، و اهل تهجّد و ذکر بوده، و گاه گاهی نیز به منبر می رفت، و مردم را وعظ و ارشاد می نمود.

سرانجام در تاسوعای حسینی (9 محرّم) 1414ق وفات یافت، و در امام زاده درچه مدفون گردید.(1)

ابوالحسن کهپایه ای

ابوالحسن بن محمّدجعفر کهپایه ای، فاضل نویسنده، از فضلای قرن 12 در اصفهان. از آثار او نسخه ای از کتاب معارج الاصول تألیف محقّق حلّی است که آن را در ذی حجّه سال 1125 به خطّ نسخ نوشته است. نسخه در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدّس موجود است.(2)

سیّدابوالحسن کتابی*

سیّدابوالحسن کتابی بن حاج سیّدمحمّدجواد بن حاج سیّدمحمّدصادق کتابفروش، دانشمند فرزانه در حدود سال 1311 یا 1312ق در اصفهان متولّد شد. وی پس از تحصیل در محضر علمای عالی قدر اصفهان به نجف اشرف عزیمت نمود، و نزد علمای آن دیار خصوصا آخوند خراسانی، آقا سیّدمحمّدکاظم طباطبایی یزدی و شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی به تحصیل پرداخت سپس به اصفهان بازگشت. پس از قضایای متّحدالشّکل شدن لباس، ایشان عمامه را به کلاه تبدیل کرد، و به حرفه وکالت


1- یادداشت آقای رحیم قاسمی (وفیات علمای معاصر اصفهان)، نسخه خطّی.
2- فهرست کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد، ص399.

ص: 254

روی آورد. سرانجام همه آن اشتغالات را رها کرد، و در منزل انزوا اختیار نمود، ترک معاشرت با خلق را برگزید، و به مطالعه و عبادت مشغول شد، و جز مباحثه و گفت وگوی علمی با معدودی از اهل کمال، پیِ کار دیگری نرفت تا این که سرانجام در سال 1398ق وفات یافت، و در تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید. آن مرحوم، کتابخانه ای قابل توجّه و آبرومند داشت که دارای نسخه های نفیس خطّی و چاپ سنگی بود، و بسیاری از آن ها را به کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم اهداء نمود، و یا به آن کتابخانه فروخت، و مابقی آن ها پس از وفات، به تملّک دیگران درآمد. او اگرچه اهل تألیف و تصنیف نبود؛ امّا تعدادی از نسخه های کتابخانه خود را کتابت نموده بود، و خطّ نسخ را زیبا می نوشت. حاج سیّدابوالحسن کتابی مردی فاضل و دانشمند بود؛ امّا طبع او ریاست دنیوی و اشتغالات روزمرّه را نمی پسندید، و خصوصا در نیمه دوم عمر خویش به مطالعه و عبادت پروردگار، رغبت بسیار نشان می داد، و در میان مردم به تقوا و قداست مشهور بود.(1)

ابوالحسن فروغی

میرزا ابوالحسن فروغی فرزند میرزا محمّدحسین ذکاء الملک بن آقا محمّدمهدی ارباب اصفهانی بن محمّدرضا، شاعر و ادیب دانشمند. وی در سال 1301ق در تهران متولّد گردیده، و تحصیلات قدیم و جدید خود را در تهران به پایان رسانیده است. مدّتی در دارالمعلّمین عالی به تدریس تاریخ و جغرافیا مشغول بود. زمانی هم نمایندگی دولت ایران در سوییس و جامعه ملل را داشته، و در کنگره مستشرقین و خارکف نیز شرکت نموده است. وی عضو فرهنگستان ایران بوده، و مجلّه فروغ تربیت را انتشار داده، و یک سال نیز سرپرستی مجلّه تعلیم و تربیت را بر عهده داشته است. او سرانجام در شب 12 شعبان سال 1379ق در تهران وفات یافت. کتب زیر از او است: 1. اوراق مشوّش 2. تاریخ ادبیّات ایران، به اتّفاق برادرش محمّدعلی فروغی 3. سرمایه سعادت 4. شرح حال آقاشیخ هادی نجم آبادی که در مقدّمه تحریر العقلا به چاپ رسیده است 5. شیدوس و ناهید 6. کتابی به فرانسه در موضوع عقاید فلسفی [7. تاریخ عالم]. این شعر از او است:

من از این متاع دنیا به جوی نظر ندارم درِ سروری نکوبم، سر درد سر ندارم

تو و کوشش زیادت، من و عزلت و قناعت که تو دردسر پسندی و من این هنر ندارم(2)


1- به نقل از محقّق و دانشمند گران مایه، جناب آقای دکتر محمّدباقر کتابی.
2- تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص357؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص149 150؛ فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، ص582؛ سخنوران معاصر، ج2، ص217.

ص: 255

ملاّابوالحسن فتونی عاملی

ملاّابوالحسن فتونی عاملی فرزند محمّد طاهر بن عبدالحمید بن موسی بن علیّ بن محمّد بن معتوق بن عبدالحمید فتونی نباطی نجفی، عالم فاضل محقّق مفسّر، از اجداد مادری صاحب جواهر است. چون مادرش خواهر امیر محمّدصالح خاتون آبادی بوده، وی را «شریف» گویند، و به مناسبت سکونتش در محلّه درب امام اصفهان به امامی معروف شده است.(1) وی در حدود سال 1070ق در اصفهان متولّد شده، و در این شهر به تحصیل پرداخته، و ازجمله از درس علاّمه ملاّمحمّدباقر مجلسی بهره برده، و سپس به نجف اشرف عزیمت کرده، و در سال 1138ق در آن جا وفات یافته است.(2) جمع کثیری از علماء، همچون فرزندش ابوطالب و شیخ احمد بن اسماعیل جزایری، سیّدنصراللّه مدرّس حائری و شیخ عبداللّه بن کرم اللّه حویزی از او اجازه دریافت نموده اند.(3) کتب زیر از تألیفات او است:

1. الانساب 2. تنزیه القمیّین 3. حدائق الالباب 4. حقیقه مذهب الامامیّه 5. شرح صحیفه سجّادیه 6. شرح عهدنامه مالک اشتر 7. الرّساله الرّضاعیه 8. الشّریعه الشّیعه و دلائل الشّریعه، شرح بر مفاتیح فیض کاشانی 9. شرح کفایه محقّق سبزواری 10. ضیاء العالمین، در امامت 11. طریق الرّوایه عن ابن ابی الدّنیا 12. فوائد غرویّه 13. فوائد المکّیه 14. کشکول 15. مرآه الانوار یا مشکاه الانوار در تفسیر، که در تهران به عنوان مقدّمه تفسیر برهان تألیف شیخ عبداللّطیف کازرونی در سال 1295 طبع شده، حال آن که از میرزا ابوالحسن فتونی است 16. معراج الکمال 17. نصائح الملوک(4) و غیره.


1- الکواکب المنتشره، صص174 175؛ هدیه الاحباب، ص16.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص151؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، صص9 10.
3- تلامذه العلامه المجلسی، ص12 و 13.
4- الذّریعه (مجلّدات مختلف)؛ الکواکب المنتشره، صص174 175؛ ریحانه الادب، ج3، ص355؛ مصفّی المقال، ستون 28؛ فهرست سپهسالار، ج2، صص33 34.

ص: 256

میرزا ابوالحسن عمادالشّریعه

میرزا ابوالحسن عمادالشّریعه فرزند سیّدعبّاس بن حاج سیّدمحمّدعلیّ بن حاج میرزا رحیم دوم سدهی، عالم فاضل. در حدود سال 1290ق در محلّه خوزان سِدِه [خمینی شهر[ متولّد شد، و در اصفهان در خدمت آخوند ملاّعبدالکریم گزی، میرزا احمد اصفهانی، آخوند ملاّمحمّد کاشانی، آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای و آقا سیّدحسن مشکان طبسی درس خواند. وی سرانجام به سنّ متجاوز از هفتاد سال در سال 1361ق در زادگاه خود خوزان وفات یافت، و در جوار امام زاده سیّدمحمّد سده مدفون شد. مشارٌالیه پدر آقایان دکتر سیادت می باشد، و خود، مردی بسیار هوشیار و با استعداد [بود [که نسبت به تحصیل فرزندان خود کمال علاقه را به خرج داد، و حتّی از فروش املاک نیز خودداری ننمود.(1)

میرزا ابوالحسن تویسرکانی

میرزا ابوالحسن بن میرزا عبدالغفّار بن سیّدمحمّدحسین حسینی تویسرکانی، عالم فاضل فقیه جامع، در سال 1295ق در اصفهان متولّد [شد]، و در این شهر تحصیل نمود. سال ها در مسجد حاج محمّدجعفر آباده ای اقامه جماعت می نمود، و از علماء متنفّذ اصفهان به شمار می رفت. سرانجام در صبح سه شنبه 18 محرّم 1383ق وفات یافت، و در داخل بقعه تویسرکانی جنب مزار پدر و برادر بزرگوارش مدفون گردید.(2)

میرزا ابوالحسن بروجردی

حاج میرزا ابوالحسن بروجردی بن حاج میر سیّدعلی طباطبایی بن عبدالکریم بن علیّ بن میر سیّدمحمّد، عالم فاضل زاهد، از علماء و مجتهدین بزرگ و مدرّسین اصفهان است. در اصفهان نزد حاج سیّدمهدی نحوی و آقا میرزا محمّدباقر صاحب روضات و میرزا محمّدحسن نجفی و حاج میرزا بدیع درب امامی تلمّذ نموده، و سپس به نجف اشرف


1- رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص236 237؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص151 152؛ لطائف غیبیّه، ص بیست و هشت؛ خمینی شهر، ص330.
2- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص351؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص97.

ص: 257

مهاجرت نموده، و تحصیلات خود را تکمیل نموده، و پس از نائل شدن به اجتهاد، به اصفهان معاودت کرده، و به انجام وظایف شرعی مبادرت ورزیده است. سال ها امام جماعت مسجد درکوشک بوده، و در بین خاص و عام، محبوبیّت داشت. در اوائل مشروطه که در انجمن ولایتی، علمای بزرگ، امثال آقانجفی و دیگران گردآمده بودند، منطوقات ایشان، الحق مورد تحسین همگان می شد. مشارٌالیه در صبح جمعه 18 ذی قعده 1348ق یک هفته پس از فوت عالم بزرگوار میرزا احمد مدرّس وفات نمود، و در تکیه ای مخصوص در تخت فولاد مدفون گردید، و بقعه ای بر مزار او بنا شد.

میرزا حسن خان جابری در باب سال وفات او و میرزا احمد سروده است:

از مقام قاب قوسینی یکی آمد بگفت: «بود در معراج احمد بوالحسن یار و رفیق»(1)

ابوالحسن ریزی لنجانی

ابوالحسن بن علی ریزی لنجانی، از نویسندگان کتب و خطّاطان در قرن سیزدهم بود، از آثار او است: کتاب حدوث العالم تألیف محمّدنعیم طالقانی، که آن را به خطّ نسخ در آخر ماه رجب 1363ق نوشته، نسخه به شماره 2023 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.(2) هم چنین صاحب عنوان در هفتم رجب 1262 مجموعه ای از چهار رساله در فلسفه و کلام را به خطّ نسخ نوشته که به شماره 1999 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.(3)

سیّدابوالحسن موسوی بیدآبادی

سیّدابوالحسن موسوی بن حاج سیّدمحمّدعلیّ بن حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی بیدآبادی، عالم فاضل محقّق، در سال 1320ق وفات یافت، و در مقبره جدّ


1- رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص81 82؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص290؛ تاریخ اصفهان و ری، ص327؛ نقباءالبشر، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص85؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص386؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص81.
2- فهرست مرعشی، ج6، ص27.
3- فهرست مرعشی، ج5، ص371.

ص: 258

بزرگوارش در مسجد سیّد اصفهان مدفون گردید.

فرزندش آقا سیّدمحمّدحسین شفتی، در تهران ساکن، و از علمای آن جا بوده، و فرزند دیگر آقا فرج اللّه بوده که در اواخر عمر، در قم ساکن شده است.(1)

ملاّابوالحسن صفای جاجرمی

ملاّ ابوالحسن جاجرمی خراسانی متخلّص به «صفا» فرزند ملاّمحمّدکاظم متخلّص به «اداء»، عالم فاضل کامل، شاعر ادیب بارع، از دانشمندان و ادبای قرن سیزدهم هجری. وی پس از تحصیل معقول و منقول، در تهران، معلّم محمّدتقی میرزا قاجار بوده، و سپس به اصفهان آمده، و در آن جا ساکن شده است. در سرودن شعر فارسی، عربی و ترکی استاد، و در علوم مختلف، مهارت داشته، و عمر را به تحقیق و تألیف سپری نموده است.(2) سال وفاتش معلوم نیست.

این کتب و رساله ها از آثار او است: 1. اخلاق الاولیاء، منظومه فارسی خطاب به فرزندش نصراللّه که در سال 1239 سروده(3)، و نسخه آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 2606 موجود است.(4) 2. اخلاق، به فارسی. 3. برکات القائم لایقاظ النّائم، در اخلاق، که در سال 1230ق تألیف شده، و به شماره 2770 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.(5) 4. تحفه الامیر، که در آن به قدر ثلث قرآن را تفسیر نموده است. 5. جهادیّه، رساله ای است در وجوب جهاد، به فارسی که در جریان جنگ های ایران و روسیه نوشته، و در جمعه 26 جمادی الاوّل 1238ق از تألیف آن فراغت یافته است. نسخه آن در کتابخانه حاج شیخ عبّاس قمی در مشهد مقدّس بوده است.(6) 6. رساله در جبر و اختیار، که آن را در سال 1229ق برای میرزا محمّدتقی میرزا قاجار تألیف نموده است. 7. دیوان صفای جاجرمی 8. رایات الاجتهاد، که در اصفهان تألیف شده. 9. سؤال و جواب، در عصمت و سؤالاتی است که جاجرمی از حکیم ملاّعلی نوری پرسیده است. 10. هدیه


1- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص376؛ بیان المفاخر، ج2، ص171؛ مزارات اصفهان، ص164.
2- مشاهیر جاجرم، ج1، ص109؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص158.
3- الکرام البرره، ج1، ص36.
4- فهرست مرکزی دانشگاه، ج9، ص1461.
5- فهرست مرکزی دانشگاه، ج10، ص1628.
6- الذّریعه، ج5، ص196.

ص: 259

المکیّه، که آن را در هنگام تشرّف به حجّ در سال 1245ق به نظم کشیده است.(1) 11. ینابیع الحکمه، در مواعظ و اخلاق به فارسی، که در شعبان 1240ق تألیف شده، و در سال 1304ق به طبع رسیده است.(2)

سیّدابوالحسن مرتضوی

حاج سیّدابوالحسن بن حاج سیّدمحمّدکاظم مرتضوی کرونی اصفهانی عالم فاضل متّقی، در حدود سال 1320ق در کرون متولّد شد، و تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوارش آغاز نمود، سپس به اصفهان آمد، و نزد شیخ احمد بیدآبادی، شیخ محمّدعلی فتحی دزفولی، حاج میرمحمّدصادق مدرّس خاتون آبادی، شیخ علی مدرّس یزدی، شیخ محمّد حکیم خراسانی، حاج میرزا ابوالهدی کلباسی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی، آقا سیّدعلی نجف آبادی به تحصیل پرداخت، و از برخی از علماء اصفهان، همچون آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی و آقا سیّدمحمّد نجف آبادی اجازه دریافت نمود، و این اجازات را علماء قم و نجف، همچون آقا سیّدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مورد تأیید قرار دادند. از دیگر اساتید ایشان میرزا طاهر تنکابنی در تهران و سیّدمحسن حکیم را در نجف اشرف می توان نام برد. ایشان عالمی وارسته و زاهد و عابد بوده، و به ارشاد مردم، و حلّ مشکلات شرعیّه آنان می پرداخته است. در جفر و اعداد و علوم غریبه نیز استاد بود. وی در صبح جمعه 28 ذی قعده 1402ق در تهران وفات یافت، و در یکی از اتاق های مزار علیّ بن جعفر علیه السلام در قم مدفون گردید.

ابوالحسن فیضی

ابوالحسن بن محمّدمحسن فیضی، از فضلاء و نویسندگان قرن 13 در اصفهان است. ظاهرا از شاگردان مرحوم آقا سیّدمحمّد مجاهد کربلایی اصفهانی بود. از آثار او کتابت نسخه ای از کتاب وسائل النّجاه مرحوم آقا سیّد است که در سال 1219 به خطّ نستعلیق در اصفهان نوشته شده است. نسخه به


1- همان، ج25، ص288.
2- همان، ج25، ص288.

ص: 260

شماره 461 در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدّس موجود است.(1)

ابوالحسن ابرقوهی

ابوالحسن بن محمّد ابرقوهی اصفهانی، فقیه و دانشمند نیکوسیرت بوده، به اصفهان مهاجرت نموده، و در این شهر سکونت اختیار کرده، و تا سال 586ق در این شهر زنده بوده است.(2)

میرزا ابوالحسن جلوه

میرزا ابوالحسن جلوه فرزند سیّدمحمّد متخلّص به «مظهر» بن میرمحمّدصادق بن میرمحمّدحسین اوّل بن رفیع الدّین محمّد بن مهدی بن ابوالحسن بهاءالدّین محمّد بن میرزا رفیعا نایینی(3). حکیم دانشمند و شاعر ادیب، در ذی قعده 1238ق در احمدآباد هند متولّد شد، و به همراه پدر به اصفهان آمد، در مدرسه کاسه گران ساکن شد(4)، و نزد علمای این شهر، به خصوص میرزا حسن نوری و میرزا حسن چینی، فنون حکمت و فلسفه را آموخت(5). در سال 1273ق به تهران رفت، و در مدرسه دارالشّفا که به خاطر احداث خیابان بوذرجمهری خراب شده است ساکن شد، و سال ها به تدریس کتب حکمت پرداخت. جلوه، عمر را مجرّد و بدون زن و فرزند به سر آورد، و مازاد معاش یومیّه را به فقراء، انفاق می کرد، اکثر اعیان و بزرگان زمان به صحبت او اشتیاق داشتند، و ناصرالدّین شاه مکرّر به حجره او می رفته است.(6) از نوجوانی شعر می گفته، و «جلوه» تخلّص می نموده، دیوان اشعارش را آقای علی رسولی جمع آوری نموده، و در سال 1348 با مقدّمه آقای سهیلی خوانساری به چاپ رسیده است. وی سرانجام در شب جمعه 6 ذی قعده 1314ق در تهران وفات یافت، و در ابن بابویه مدفون گردید(7)، و نیّرالدّوله قاجار و میرزا احمد خان


1- فهرست کتابخانه مسجد گوهرشاد، ص342.
2- فرهنگ نامه پارسی، ص417.
3- آتشکده اردستان، ج1، ص191.
4- همان، ج2، صص325 326.
5- خدمات متقابل اسلام و ایران، ص608.
6- ادبیّات معاصر، صص38 40.
7- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص160.

ص: 261

نصیرالدّوله شیرازی بقعه ای بر مزار او بنا کردند.(1) میرزا ابوالقاسم در مادّه تاریخ او گوید:

طرب از حزن پی سال وفاتش بنوشت: «بولحسن جلوه کنان شد سوی فردوس برین»(2)

کتابخانه ای مفصّل داشته که پس از فوت، به خواهرزاده اش حاج میرزا محمّد بن حاج میرزا تقی رسیده، و او، آن ها را به کتابخانه مجلس فروخته است.(3) وی را تألیفاتی است از آن جمله: 1. اثبات حرکت جوهریّه، مطبوع 2. رساله ای در ترکیب و احکام آن 3. تصحیح مثنوی مولوی، مطبوع 4. حاشیه بر اسفار 5. حواشی بر فصوص الحکم 6. حواشی بر مبدأ و معاد ملاّصدرا، مطبوع 7. ربط الحادث بالقدیم، مطبوع، در حاشیه شرح هدایه الاثیریّه ملاّصدرا 8. رساله در وجود و اقسام آن 9. دیوان اشعار، مطبوع 10. شرح حال مجمر، مطبوع در دیوان خودش 11. شرح حال خودش، مطبوع در نامه دانشوران.(4)

این شعر از او است:

چون شد که در این غمکده یک هم نفسی نیست از هم نفسان بگذر و از اصل کسی نیست

بازار جهان جمله جزابین و مکافات عاقل به چه سان گفت که آن جا عسسی نیست

جز رفتن از این مرحله با مژده رحمت داناست خدا، در دل «جلوه» هوسی نیست(5)


1- طرائق الحقائق، ج3، صص507 508.
2- ادبیّات معاصر، ص39.
3- آتشکده اردستان، ج2، ص334.
4- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص160؛ نقباءالبشر، ج1، ص42؛ الذّریعه، ج25، ص39.
5- ریحانه الادب، ج1، ص419 420 و بنگرید به: جغرافیای اصفهان، ص69؛ شمس التّواریخ، ص33؛ فرهنگ معین، ج5، ص431؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص47؛ تاریخ نایین، ج1، ص167 172؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفا، صص467 491.

ص: 262

آقا سیّدابوالحسن اصفهانی

آقا سیّدابوالحسن اصفهانی بن سیّدمحمّد موسوی مدیسه ای لنجانی بن سیّدعبدالحمید بن سیّدمحمّد موسوی، از اکابر فقهای امامیّه و از مراجع تقلید جهان تشیّع، عالم فاضل کامل فقیه اصولی و متکلّم محدّث جامع در سال 1284ق در قریه «مدیسه» از توابع بلوک لنجان اصفهان متولّد، و برای تحصیلات خود راهی اصفهان شد، و در درس سیّدمهدی نحوی، آخوند کاشی، میرزا یحیی مدرّس و میرمحمّدصادق کتاب فروش و میرزاابوالمعالی کلباسی حاضر شد. سپس برای تکمیل آن به نجف اشرف عزیمت نمود. دو سال در درس میرزای شیرازی در سامرا شرکت نمود، و پس از وفات استاد، نزد آخوند خراسانی ادامه تحصیل داد، و پس از وفات وی، در درس میرزا محمّدتقی شیرازی حضور یافت، و سرانجام به اجتهاد نائل آمد، و از آخوند خراسانی، حاج میرزا محمّدتقی شیرازی، شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی و آقا سیّدحسن صدر اجازه روایت دریافت نمود. موقعیّت ایشان روز به روز تحکیم یافت، و شهرت ایشان از مرزهای عراق فراتر رفت، تا این که در سال 1344ق ریاست معنوی جهان تشیّع و مرجعیّت شیعیان در عراق، ایران، لبنان، افغانستان، پاکستان و هند به او اختصاص یافت.

پس از شکست عثمانی ها در جنگ جهانی اوّل و اشغال عراق به دست نیروهای انگلیسی و قیمومیّت انگلستان بر عراق، آقا سیّدابوالحسن اصفهانی برای مبارزه با اشغالگران، با همکاری میرزا فتح اللّه شریعت اصفهانی، میرزا حسین نایینی، سیّدمصطفی کاشانی و میرزا علی شهرستانی مردم را به قیام علیه کفّار تشویق نمودند؛ امّا با فوت سیّدمصطفی کاشانی و شریعت اصفهانی، این قیام سرکوب شد. بار دیگر علمای عراق همچون اصفهانی، شهرستانی و نایینی به حمایت از قیام عشایر جنوب عراق برخاستند، و فرمانروای انگلیسی عراق، آنان را به ایران تبعید کرد. ولی پس از هشت ماه، آنان به عراق بازگشتند.

او علاوه بر مرجعیّت و صدور فتوا، صدها شاگرد دانشمند تربیت نمود، و از لحاظ بزرگ منشی، درایت، زهد، و اهتمام به امور مسلمانان، الگویی کم نظیر به شمار می رفت. در شب 16 صفر 1349ق طلبه ای جاهل به نام شیخ علی اردهالی کاشانی با کارد به سیّد محمّدحسن فرزند جلیل القدر او حمله

ص: 263

کرد، و در صف نماز، او را شهید نمود. آیت اللّه اصفهانی از او گذشت نمود، و با صبوری و توکّل بر خدا، تحمّل این مصیبت را بر خود هموار نمود. او در هنگام غروب آفتاب دوشنبه 9 ذی الحجّه 1365ق در کاظمین وفات کرد، و پیکرش در یکی از حجرات صحن حضرت علی علیه السلام در نجف مدفون شد. کتب زیر از تألیفات او است:

1. انیس المقلّدین، که سیّدابوالقاسم صفوی اصفهانی آن را جمع آوری و تدوین نموده است 2. حاشیه بر تبصره علاّمه 3. حاشیه عروه الوثقی 4. حاشیه نجاه العباد (تألیف صاحب جواهر) 5. ذخیره الصّالحین 6. ذخیره العباد، مطبوع 7. شرح کفایه الاصول 8. منتخب الرّسائل 9. مناسک حج 10. وسیله النّجاه، یک دوره فقه در دو مجلّد که شاگردش سیّدابوالقاسم صفوی آن را ترجمه نموده، و صراط النّجاه نامیده است 11. وسیله النّجاه صغری (1).

سیّدابوالحسن عاملی

سیّدابوالحسن عاملی اصفهانی فرزند سیّدصدرالدّین محمّد موسوی عاملی بن صالح، عالم فاضل زاهد، در اصفهان ساکن بود، و عمر را به عبادت گذرانده، و متولّی امام زاده شاه زاده ابراهیم در محلّه مستهلک اصفهان بود. وی پس از سال 1300ق وفات یافت.(2)

ملاّ ابوالحسن قهجاورستانی

ملاّابوالحسن بن معزّالدّین محمّد قهجاورستانی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. قجاورستان (قه جاورستان) از دهات معتبر و بسیار قدیمی بلوک جی


1- احسن الودیعه، ج2، ص109؛ نقباءالبشر، ج1، ص143، ج1، ص42 43؛ آثار الحجّه، ج1، ص134؛ ریحانه الادب، ج1، ص142؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص91 94؛ الذّریعه، ج25، ص85؛ مکارم الآثار، ج7، صص2585 2612؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص280 281؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج7، صص943 944؛ زندگانی آیت اللّه چهارسوقی، صص127 132.
2- تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج1، ص268 269.

ص: 264

اصفهان بوده، جمعی از شهدای صدر اسلام و فاتحان اصفهان در آن قریه مدفون اند.(1) صاحب عنوان، ساکن مسجد جامع قدیم اصفهان بوده، و شاگرد و مجاز از علاّمه مولی محمّدتقی مجلسی علیه الرّحمه می باشد. وی در شب چهارشنبه 6 رجب سال 1066 کتابت نسخه ای از من لا یحضره الفقیه را به پایان رسانیده، و آن را نزد علاّمه مجلسی اوّل قرائت کرده، و آن مرحوم، به خطّ مبارک خویش، گواهی تصحیح و قرائت آن را در آخر جزء چهارم کتاب، مرقوم فرموده است. کلیشه اجازه علاّمه مجلسی اوّل در فهرست کتابخانه آستان قدس موجود است.(2)

میرزا ابوالحسن سلطان الاطبّاء

میرزا ابوالحسن سلطان الاطبّاء فرزند میرزا محمّد ملک الاطبّاء، از اطبّاء معروف اصفهان است.

در اصفهان ساکن و به مداوای بیماران اشتغال داشته است. در پنج شنبه 5 رجب 1269ق وفات یافت، و در تکیه مادر شاه زاده در تخت فولاد مدفون شد.(3)

ابوالحسن نجفی اصفهانی

ابوالحسن بن حاج محمّد قاری نجفی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. احتمالاً شاگرد شرف الدّین علیّ بن حجّت اللّه شولستانی حسنی حسینی نجفی است. در تاریخ 1071 در نجف بوده، و مالک نسخه ای از کتاب من لا یحضره الفقیه بوده است که فعلاً به شماره 3167 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.(4)


1- مزارات اصفهان، ص277.
2- فهرست کتابخانه آستان قدس رضوی، ج5، صص191 و 194.
3- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص75؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص158 159؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص93.
4- فهرست کتابخانه مرعشی، ج8، ص396.

ص: 265

سیّدابوالحسن صدر

سیّدابوالحسن بن سیّدمهدی بن حاج سیّداسماعیل بن سیّدصدرالدّین عاملی اصفهانی، عالم فاضل جلیل، در سال 1320ق در کاظمین متولّد گردید، و در آن جا و کربلا تحصیل کرد، و در اواخر عمر به اصفهان مهاجرت نمود، و در مسجد علی قلی آقا اقامه جماعت می نمود. سرانجام در شب دوشنبه 22 شوّال 1398 در اصفهان وفات یافت، جنازه به عتبات عالیات، حمل و به خاک سپرده شد.(1)

میرزا ابوالحسن نوری

میرزا ابوالحسن نوری فرزند میزا محمّدمهدی نوری مازندرانی عالم فاضل محقّق در 1319 قمری در اصفهان وفات یافت، و در تخت فولاد، جنب فاضلان مدفون گردید.(2)

ابوالحسن همام

ابوالحسن بن مهدی، ادیب شاعر فارسی زبان معروف به «همام» است که ظاهرا در قرن پنجم هجری در اصفهان ساکن بوده است.(3)

میرزا ابوالحسن صدر نصیری

میرزا ابوالحسن نظام الشّریعه معروف به «صدر نصیری»، فرزند میزا نصیر ملاّباشی (صدرالاسلام)، عالم فاضل. وی کتابی در ادعیه به نام مفتاح السّعادات تألیف نمود، و به چاپ رسانید، و پس از فوت، در تکیه مادر شاه زاده در تخت فولاد مدفون، و سپس به اعتاب مقدّسه نقل گردید.(4)


1- معارف الرّجال، ج1، ص117؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج1، ص279.
2- رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص197؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص161؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص161.
3- محاسن اصفهان، ص34.
4- دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص984.

ص: 266

میر ابوالحسن تاج حسینی

میر ابوالحسن تاج حسینی وزیر قبانات اصفهان در قرن دوازدهم هجری. ظاهرا مشارٌ الیه شاعر و ادیب بوده، و تخلّصِ «تاج» داشته است. وی صاحب جنگی است که به شماره 3015 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. وی در سال 1133ق وفات یافته است. تاریخ فوت او را شاعر اصفهانی خادم گوید:

چون میر ابوالحسن از این غم آباد جهان شد عازم باغ خلد با خاطر شاد

گفت از پی تاریخ وفاتش خادم: «از تارک ارباب سخن تاج افتاد»

ابوالحسن ثابت اصفهانی*

[ابوالحسن اصفهانی متخلّص به «ثابت»، شاعر ادیب، در قرن سیزدهم هجری می زیسته، و به شغل خیّاطی امرار معاش می کرده است، شعاع الملک شیرازی در تذکره خود به زندگی او پرداخته است].(1)

ابوالحسن جوزدانی

ابوالحسن جوزدانی، فاضل و خطّاط در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری در اصفهان. از آثار او کتابت نسخه ای از منظومه «جنگ نامه حضرت خامس آل عبا علیه السلام » که ناظم و سراینده او نامشخّص است.

کتاب نام برده، به خطّ نسخ خوش نوشته شده، و نسخه به شماره 2342 در کتابخانه مجلس شورای ملّی تهران موجود است.(2) جوزدان از محلاّت قدیمی اصفهان، فعلاً از محلاّت متّصل به چهارسوق شیرازی ها می باشد.

سیّدابوالحسن حسنی حسینی

سیّدابوالحسن حسنی حسینی از محدّثین و فضلای قرن یازدهم هجری بوده، و نزد


1- فرهنگ سخنوران، ص120.
2- فهرست کتابخانه مجلس شورای ملّی، ج8، ص55.

ص: 267

علاّمه ملاّمحمّدباقر مجلسی علم حدیث را فرا گرفته است.

علاّمه مجلسی در پایان کتاب الصّلاه از من لا یحضره الفقیه اجازه ای در سال 1067ق برای او نوشته است.(1)

میرزا ابوالحسن خاتون آبادی

(میرزا ابوالحسن خاتون آبادی، علام فاضل کامل، امام مسجد پاقلعه، در سال 1331ق در کربلا وفات یافت، و در آن جا مدفون گردید. شرح دعای صباح از آثار اوست. وی برادر میرزا اسدالله خاتون آبادای مدفون در تکیه خاتون آبادی است)(2)

ملاّابوالحسن خواجویی

ملاّابوالحسن خواجویی اصفهانی، از دانشمندان و مطّلعین از علوم قرآنی بوده، رساله ای در تجوید به فارسی در سال 1225ق نگاشته که ضمن مجموعه ای در کتابخانه سیّدمحمّد جزایری در نجف نگهداری می شده است.(3)

سیّدابوالحسن خوشمزّه اصفهانی

آقا سیّدابوالحسن اصفهانی معروف به «خوشمزّه»، عالم فاضل، در حکمت و ادب و فقه و کلام، صاحب نظر و عالمی نیک محضر و بذله گو، و به «خوشمزّه» معروف بود. در کاظمین سکونت داشته، از مصاحبین و معاشرین شیخ اسداللّه کاظمینی و سیّدعبداللّه شبّر بوده، و تا سال 1222ق زنده بوده است.

مرحوم آقا سیّدحسن صدر می نویسد که آقا صدرالدّین محمّد عاملی با دختر سیّدابوالحسن خوشمزّه ازدواج نموده است.

کتب زیر از تألیفات او است:

1. السّروریّه، و آن کتاب کوچکی است که در آن بعضی از مطالب که سبب شادی و


1- زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، ص10؛ تلامذه العلاّمه المجلسی، ص12.
2- جلوه افلاکیان نوشته رحیم قاسمی، مخطوط.
3- الذّریعه، ج11، ص136؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص147؛ آثار ملّی اصفهان، ص22.

ص: 268

سرور مؤمن بشود را ذکر فرموده است. 2. واجبات الصّلاه، آن را در زمان حیات مرحوم آقا میرسیّدعلی صاحب ریاض المسائل و از فتاوای آن مرحوم جمع آوری فرموده است. به ظنّ قوی، وی شاگرد میرسیّدعلی طباطبایی و شیخ جعفر کاشف الغطاء بوده است.(1)

ملاّابوالحسن زنوزی

آخوند ملاّابوالحسن زنوزی سمیرمی اصفهانی، از فضلاء قرن 13 هجری در اصفهان است. ادیب و فاضل بوده، در سال 1272ق شرح سبعه معلّقه را تصحیح نموده، و به چاپ رسیده است.(2)

استاد ابوالحسن سنمار*

استاد ابوالحسن سنمار، هنرمند توانا از اساتید معماری اصفهان به شمار می رود. وی نزد پدر شاگردی پرداخت، و به استادی رسید، سپس سال ها به همکاری با اداره باستان شناسی اصفهان (و سازمان میراث فرهنگی اصفهان) پرداخت، و بسیاری از آثار تاریخی شهر اصفهان، و شهرهای دیگر ایران را مرمّت کرد. وی سرانجام در دی ماه 1376 شمسی در اصفهان وفات یافت، و قبرستان باغ رضوان مدفون شد. از آثار او تعمیر و بازسازی مسجد حاج محمّدجعفر اصفهان است که در بمباران هوایی، توسّط هواپیماهای رژیم عراق، آسیب های فراوانی دیده بود.(3)

سید ابوالحسن بدری

(سید ابوالحسن بدری در سال 1302ش در اصفهان در خانوده ای روجانی متولد شد. دروس مقدمات و سطح را اساتیدی چون سید محمد باقر ابطحی و حاج آقا صدر کوپایی فراگرفت و سپس به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در سال 1354 به خاطر مخالفت با رژیم طاغوت از کار برکنار شد. وی در ضمن تدریس و وعظ، مؤسسه احمدیه را اداره می کرد و درسال 1363 مدرسه النفسیه را جهت خواهران طلبه تأسیس نمود)


1- تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج1، ص265 266؛ الذّریعه، ج12، ص178 و ج25، ص1؛ الکرام البرره، ج1، ص30.
2- فهرست کتاب های چاپی عربی، ص550.
3- روزنامه خبر، مورّخ 22 دی 1376، ص3.

ص: 269

سیّدابوالحسن طبیب

سیّدابوالحسن حسینی طبیب اصفهانی، از پزشکان معروف اصفهان، و ساکن محلّه بیدآباد بوده، و در اواخر قرن سیزدهم هجری می زیست. فرزندانش به نام بصیر در تهران و خارج از ایران مشهورند.(1)

ابوالحسن کازرونی

ابوالیقظان ابوالحسن کازرونی، از دانشمندان اصفهان است. تألیفات زیر از او است:

1. اربعین 2. شرف النّبی صلی الله علیه و آله (2).

سیّدابوالحسن فاطمی

سیّدابوالحسن فاطمی حسن آبادی، از علمای روستای حسن آباد جرقویه بوده، و در حدود 1280ق وفات یافته است.(3)

ابوالحسن کفرانی

ابوالحسن کفرانی، فاضل و نویسنده در قرن دهم هجری. اصلاً از اهالی قریه «کفران» رویدشت اصفهان بود، از آثارش کتابت دعایی است منقول از حضرت علی علیه السلام با ترجمه فارسی، به خطّ نستعلیق که آن را در 15 رجب 987 هجری نوشته، و در مجموعه شماره 2144 در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است.(4)

ابوالحسن محزون اصفهانی*

ابوالحسن سپه کار متخلّص به «محزون»، شاعر معاصر در سال 1327 شمسی در اصفهان متولّد شد، و در این شهر در مقاطع ابتدایی و متوسّطه تحصیل کرد، سپس به


1- بیان المفاخر، ج2، ص226.
2- احقاق الحق، ج5، ص619 و ج9، ص181.
3- گرکویه، ص322.
4- فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج9، ص809.

ص: 270

دانشگاه رفت، و موفّق به اخذ لیسانس گردید. از اعضای فعّال انجمن ادبی حافظ و انجمن ادبی خانه هنرمندان به شمار می رود. از او است:

یک شب به سرزمین دعاهای من بیا پنهان ز دیده ها به تماشای من بیا(1)

میرزا ابوالحسن موالی اصفهانی*

میرزا ابوالحسن اصفهانی، شاعر ادیب، به «موالی» تخلّص می کرده، و در هندوستان ساکن بوده است.

چندی منصب «بیگلربیگی» حیدرآباد را داشته، از آن منصب عزل شده، سرانجام در لکهنوی هند وفات یافت.

از او است:

نشئه ای از میخانه طبع متین تا برده ام چون نصیری عشق مولی شد «موالی» کار من(2)

استاد ابوالحسن نقّاش اصفهانی*

استاد ابوالحسن نقّاش اصفهانی، از هنرمندان اواسط قرن سیزدهم هجری است. در شبیه سازی آبرنگ قوی دست بوده، صورت برخی از دولتمردان و شاه زادگان و علمای عصر خود را با مهارت ساخته، و تا سال 1266ق در قید حیات بوده است.(3)

ابوالحسن ضرّاب اصفهانی

ابوالحسن یعقوب بن یوسف ضرّابی غسانی اصفهانی، از راویان شیعه است. محدّث قمی در مفاتیح الجنان، در ذکر اعمال عصر روز جمعه گوید که این صلاه، از طرف مولای ما حضرت صاحب الزّمان عجّل اللّه تعالی فرجه صادر شده است، و آن را ابوالحسن


1- تذکره شعرای استان اصفهان، ص638.
2- گلزار جاویدان، ج3، ص1454.
3- هنر قلمدان، ص115.

ص: 271

ضرّاب در مکّه از آن حضرت روایت می نماید. محدّث قمی، سند خود را ارائه ننموده است. در کتاب منتقم حقیقی یا مهدی القائم از تألیفات حاج آقا حسین عمادزاده، در زمره کسانی که خدمت امام علیه السلام در زمان غیبت مشرّف شده اند، از او یاد می کند، در منتهی المقال علاّمه مامقانی در ذکر اسامی یعقوبین نامی از او نبرده است.(1)

ابوالحسین

قاضی ابوالحسین، از علماء و فضلاء اصفهان است. وی در زمان صاحب بن عبّاد منصب قضاوت در اصفهان را داشته است.(2)

ابوالحسین اصفهانی

حافظ ابوالحسین اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از ابوکریب حدیث نقل نموده، و ابوعبداللّه محمّد بن موسی بن نعمان از او روایت می کند.(3)

ابوالحسین اصفهانی

ابوالحسین معروف به «بلفرج» از دانشمندان اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف فلاسفه، ریاضی دانان، اطبّاء و منجّمین متقدّم بر عصر خویش ذکر نموده است.(4)

ابوالحسین خلیفه سلطانی

شریف ابوالحسین میرزا خلیفه سلطانی جرقویه ای بن میرزا فتح اللّه بن میرزا رفیع الدّین محمّد بن سیّدعلاءالدّین حسین مرعشی اصفهانی (خلیفه سلطان)، عالم فاضل، به قریه «محمّدآباد» جرقویه، از دهات اصفهان مهاجرت کرد، و در آن جا به تألیف و تصنیف اشتغال جست، و تا آخر عمر در آن جا بود، و همان جا وفات یافت، و مدفون گردید، و از


1- منتقم حقیقی، ص181؛ مفاتیح الجنان.
2- رساله الارشاد، ص24.
3- احقاق الحق، ج10، ص639.
4- محاسن اصفهان، ص34.

ص: 272

قبرش کراماتی ظاهر شده است. خود، از شاگردان پدرش می باشد.(1)

ابوالحسین صوفی

ابوالحسین (یا ابوالحسن) صوفی، از دانشمندان اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف دانشمندان فلسفه، نجوم، طب و ریاضی ذکر کرده، و او را متقدّم بر عهد خویش دانسته است.(2)

ابوحفص بن ابی علی

ابوحفص بن ابی علی، از ادباء و فضلای اصفهان است. مافرّوخی در کتاب خود، او را از دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء، و مقدّم بر عصر خویش ذکر کرده است.(3)

ابوحفص جاری

شیخ ابوحفص جاری، از ادباء و شعرای اصفهان در قرن پنجم هجری است. به عربی شعر می سروده، و معاصر مافرّوخی بوده است.(4)

[جار = گار، از روستاهای شرق اصفهان است].

ابودردا

در قریه زهران [محلّه زهران فعلی در غرب شهر اصفهان] قبری است به نام «ابودردا» که [هویّت و سرگذشت او بر ما مجهول است]. برخی او را از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله نوشته اند؛ امّا او هیچ گاه به اصفهان نیامده است. احتمال می رود مدفون در این قبر، یکی از محدّثین اصفهان مکنّی به «ابودردا» باشد. [مؤلّف فقید، بحثی تحقیقی و عالمانه در این موضوع انجام داده اند که در مزارات اصفهان به چاپ رسیده است(5)].


1- اعیان الشّیعه، ج7، ص344 و ج10، ص514.
2- محاسن اصفهان، ص34.
3- محاسن اصفهان، ص31.
4- محاسن اصفهان، ص33.
5- تاریخ نایین، ص294؛ مزارات اصفهان، صص227 231.

ص: 273

ابودلف عجلی