173 حدیث از حضرت امام حسین علیه السلام

مشخصات کتاب

سرشناسه:مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان،1393
عنوان و نام پدیدآور:173 حدیث از حضرت امام حسین علیه السلام/ واحد تحقیقات مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان.
مشخصات نشر دیجیتالی:اصفهان:مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ۱۳93.
مشخصات ظاهری:نرم افزار تلفن همراه ، رایانه و کتاب
موضوع: احادیث شیعه -- قرن ۱۳ق. ، خاندان نبوت -- احادیث ، خاندان نبوت -- فضایل

حدیث1

امام حسین علیه السلام :
بادِروا بِصِحَّةِ الأجسامِ فی مُدَّةِ الأعمارِ ؛
امام حسین علیه السلام :در مدّت عمر ، در حفظ سلامت تن بکوشید .
تحف العقول ، ص 239 .

حدیث2

امام حسین علیه السلام :
لایَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَةٍ تَرَی اللّه َ یُعصی فَتَطرِفَ حَتّی تَغَیِّرَهُ ؛
امام حسین علیه السلام :بر هیچ چشم مؤمنی روا نیست که ببیند خدا نافرمانی می شود و چشم خود را فرو بندد ، مگر آن که آن وضع را تغییر دهد .
الأمالی ، طوسی ، ص 55 .

حدیث3

امام حسین علیه السلام :
أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذکُرُنی مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ ؛
امام حسین علیه السلام :من کشته اشکم ؛ هر مؤمنی مرا یاد کند ، اشکش روان شود .
. بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 284 .

حدیث4

امام حسین علیه السلام :
یا أُختاه لاتَنسینی فی نافِلَةِ اللَّیلِ ؛
امام حسین علیه السلام :ای خواهرم ! مرا در نماز شب فراموش نکن .
. همان ، ص 441 .

حدیث5

امام حسین علیه السلام :
مَن عَبَدَ اللّه َ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللّه ُ فَوقَ أمانِیِّهِ و کِفایَتِهِ ؛
امام حسین علیه السلام : هر که خدا را ، آن گونه که سزاوار او است ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند .
. بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 183 .

حدیث6

امام حسین علیه السلام :
لاتَقولُوا بِألسِنَتِکُم ما یَنقُصُ عَن قَدرِ کُم ؛
امام حسین علیه السلام :چیزی را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد .
. جلاءالعیون ، ج 2 ، ص 205 .

حدیث7

امام حسین علیه السلام :
إنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللّه ِ عَلَیکُم فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ ؛
امام حسین علیه السلام :نیاز مردم به شما از نعمت های خدا بر شما است ؛ از این نعمت افسرده و بیزار نباشید .
. بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 205 .

حدیث8

امام حسین علیه السلام :
مَن سَرَّهُ أن یُنسَأَ فی أَجَلِهِ و یُزادَ فی رِزقِهِ فَلیَصِلْ رَحِمَهُ ؛
امام حسین علیه السلام :هر که خوش دارد مرگش به تأخیر افتد و روزی اش افزون شود . با خویشانش پیوند برقرار کند .
. همان ، ص 91 .

حدیث9

امام حسین علیه السلام :
مِن عَلاماتِ أسبابِ الجَهلِ المُماراةُ لِغَیرِ أهلِ الفِکرِ ؛
امام حسین علیه السلام :از نشانه های نادانی ، جدل با بی فکران است .
. تحف العقول ، ص 248 .

حدیث10

امام حسین علیه السلام :
مَن طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللّه ِ وَکَلَهُ اللّه ُ إلَی النّاسِ ؛
امام حسین علیه السلام :هرکه با خشم خدا ، خواهان خشنودی مردم باشد ، خداوند او را به مردم وامی گذارد .
الأمالی ، صدوق ، ص 268 .

حدیث11

امام حسین علیه السلام :
مَن أحجَمَ عَنِ الرَّأی و عَیِیَت بِهِ الحِیَلُ ، کانَ الرِّفقُ مِفتاحُهُ ؛
امام حسین علیه السلام :هر که از اظهار نظر درماند و راه چاره درمانده اش کند ، نرمی و مدارا کلید او باشد .
. میزان الحکمه ، ح 6869 .

حدیث12

امام حسین علیه السلام :
یا عَبّاسُ إرکَبْ ، بِنَفسی أنتَ یا أخی ؛
امام حسین علیه السلام :ای عبّاس ، بر اسب سوار شو ؛ جانم فدایت ای برادرم!
. الإرشاد ، ج 2 ، ص 90 .

حدیث13

امام حسین علیه السلام :
یَظهَرُ اللّه ُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ ؛
امام حسین علیه السلام :خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون می آورد و آن گاه او از ستم گران انتقام می گیرد .
إثباة الهداه ، ج 7 ، ص 138 .

حدیث14

امام حسین علیه السلام :
إذا قامَ قائِمُ العَدلِ وَسِعَ عَدلُهُ البِرَّ و الفاجِرَ ؛
امام حسین علیه السلام :آن گاه که برپا دارنده عدالت (امام مهدی علیه السلام) قیام کند ، عدالتش نیکوکار و بدکار را فرا گیرد .
المحاسن ، ج 1 ، ص 134 .

حدیث15

امام حسین علیه السلام :
إلهی أنا الفَقیرُ فی غِنایَ فَکَیفَ لاأکونُ فَقیرا فی فَقری ؛
امام حسین علیه السلام :خدایا! من در حال بی نیازی نیازمندم ؛ پس چگونه در حال فقر نیازمند [تو] نباشم ؟
. همان ، ج 98 ، ص 225 .

حدیث16

امام حسین علیه السلام :
کانَ صلی الله علیه و آله... لا یَحْسَبُ اَحَدٌ مِنْ جُلَسائِهِ اَنَّ اَحَدا اَکْرَمُ عَلَیْهِ مِنْهُ؛
پیامبر صلی الله علیه و آله چنان با هم نشینان رفتار می نمودند که هیچ یک از آنان گمان نمی کردکسی نزد آن حضرت از وی گرامی تر باشد.

عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 284

حدیث17

امام حسین علیه السلام :
وَ حَقیقٌ عَلَی اللّه ِ اَنْ لا یَاْتیَنی مَکْرُوبٌ اِلاّ اَرُدُّهُ وَ اَقْلِبُهُ اِلی اَهْلِهِمَسْرورا؛
بر خداوند است که هیچ گرفتاری به زیارت من نیاید مگر آن که او را شادمانبازگردانم و به خانواده اش برسانم.

ثواب الأعمال، ص 98

حدیث18

امام حسین علیه السلام :
إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ؛
بی گمان شیعیان ما، دل هایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکاری پاک است.

بحارالأنوار، ج 68، ص 156، ح 11

حدیث19

امام حسین علیه السلام :
فَبادِروا بِصِحَّةِ الاَْجْسامِ فی مُدَّةِ الاَْعْمارِ؛
در مدت عمر، در حفظ سلامت تن بکوشید.

تحف العقول، ص 239

حدیث20

امام حسین علیه السلام :
لا یَکْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ؛
عقل، جز با پیروی از حق، کامل نمی شود.

اعلام الدین، ص 298

حدیث21

امام حسین علیه السلام :
مَنْ عَبَدَ اللّه َ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللّه ُ فَوْقَ اَمانیهِ وَکِفایَتِه؛
هر کس خدا را چنان که حق عبادت اوست، عبادت کند خداوند بیش از آرزوها ونیازش به او عطا می نماید.

بحارالأنوار، ج 71، ص 184

حدیث22

امام حسین علیه السلام :
لا تَقولَنَّ فی اَخیکَ المُؤْمِنِ اِذا تَواری عَنْکَ اِلاّ ما تُحِبُّ اَنْ یَقولَ فیکَاِذا تَوارَیْتَ عَنْهُ؛
وقتی که برادر دینی ات از تو جدا شد، سخنی پشت سر او نگو، مگر این که دوستداری او در پشت سر تو آن را بگوید.

بحارالأنوار، ج 78، ص 127

حدیث23

امام حسین علیه السلام :
اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلی اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْمَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛
به راستی که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا جایی که دین وسیلهزندگی آنهاست، دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم می شوند.

تحف العقول، ص 245

حدیث24

امام حسین علیه السلام :
إِنَّ الْمُؤْمِنَ لایُسیی ءُ و لا یَعتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ کُلَّ یَومٍ یُسیی ءُ وَیَعْتَذِرُ؛
مؤمن نه بدی می کند و نه معذرت می خواهد و منافق هر روز بدی می کند و معذرتمی خواهد.

تحف العقول، ص 248

حدیث25

امام حسین علیه السلام :
اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنی بِالاِْحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنی بِالْبَلاءِ ؛
خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا(گرفتاری ها) ادبم مکن.

بحار الأنوار، ج 75، ص 127، ح 9

حدیث26

امام حسین علیه السلام :
ـ فی بَیانِ ما یَحْدُثُ فی زَمَنِ ظُهورِ الاِْمامِ الْحُجَّةِ علیه السلام ـ : وَ لَتَنْزِلَنَّالْبَرَکَةُ مِنَ السَّماءِ اِلَی الاَْرْضِ حَتّی اِنَّ الشَّجَرَةَ لَتَقْصِفُ مِمّا یَزیدُ اللّه ُ فیها مِنَ الثَّمَرَةِوَ لَتُؤْکَلُ ثَمَرةُ الشِّتاءِ فِی الصَّیْفِ وَ ثَمَرَةُ الصَّیْفِ فِی الشِّتاءِ وَ ذلِکَ قَوْلُهُ تعالی: «وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُری آمَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ وَلکِنکَذَّبُوا»؛
در بیان آنچه هنگام ظهور امام زمان علیه السلام رخ می دهد : برکت از آسمان به سوی زمینفرو می ریزد، تا آن جا که درخت از میوه فراوانی که خداوند در آن می افزاید، می شکند.(مردم) میوه زمستان را در تابستان و میوه تابستان را در زمستان می خورند و اینمعنای سخن خداوند است که: (و اگر مردمِ آبادی ها ایمان می آوردند و تقوا پیشهمی کردند، برکت هایی از آسمان و زمین به روی آنان می گشودیم، لیکن تکذیب کردند).

مختصر بصائر الدرجات، ص 51

حدیث27

امام حسین علیه السلام :
اَ یُّهَا النّاسُ نافِسوا فِی الْمَکارِمِ وَ سارِعوا فِی الْمَغانِمِ وَ لا تَحْتَسِبوابِمَعْروفٍ لَمْ تَجْعَلوا... ؛
ای مردم در خوبی ها با یکدیگر رقابت کنید و در کسب غنائم (بهره گرفتن از فرصت ها)شتاب نمایید و کار نیکی را که در انجامش شتاب نکرده اید، به حساب نیاورید.

بحارالأنوار، ج 78، ص 121، ح 4

حدیث28

امام حسین علیه السلام :
اِتَّخِذُوا عِنْدَ الْفُقَراءِ اَیادی فَاِنَّ لَهُمْ دَوْلَةٌ یَوْمَ الْقیامَةِ؛
[با نیکی و کمک به نیازمندان] نزد آنان جایگاهی برای خود بیابید، که آنان روزقیامت مقام و منزلتی دارند.

کنزالعمال، ح 16582

حدیث29

امام حسین علیه السلام :
اُوصِیکُم بِتَقوَی اللّه ِ فَإنَّ اللّه َ قَد ضَمِنَ لِمَنِ اتَّقاهُ أن یُحَوِّلَهُ عَمّا یَکرَهُ إلی مایُحِبُّ ویَرزُقَهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِبُ؛
شما را به تقوای الهی سفارش می کنم ؛ زیرا خدا ضمانت داده کسی را که تقوای الهی پیشه سازد ، از آنچه ناخوش می دارد ، به آنچه خوش می دارد انتقال دهد ، و از جایی که گمان نمی برد ، روزی اش دهد .

حدیث30

امام حسین علیه السلام :
إیّاکَ أن تَکونَ مِمَّن یَخافُ عَلَی العِبادِ مِن ذُنوبِهِم ویَأمَنُ العُقُوبَةَ مِن ذَنبِهِ؛
مبادا از کسانی باشی که به سبب گناهانِ بندگانِ خدا بر سرنوشت آنان بیمناک است ، ولی خود را از سزای گناه خویش ایمن می داند .

حدیث31

امام حسین علیه السلام :
فَإنّی لا أرَی المَوتَ إلاّ سَعادَةً ولا الحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ إلاّبَرَماً؛
به راستی که من مرگ را جز خوش بختی نمی دانم ، و زندگی با ستمکاران را جز ملال .

حدیث32

امام حسین علیه السلام :
لِرَجُلٍ اغتابَ عِندَهُ رَجُلاً : یا هذا کُفَّ عَنِ الغِیبَةِ فَإنَّها إدامُ کِلابِ النّارِ؛
به مردی که نزد او از دیگری غیبت می کرد ، فرمود : «ای فلان!زبان از غیبت فرو بند که غیبت ، خورشِ سگان دوزخ باشد».

حدیث33

امام حسین علیه السلام :
إنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه َ رَغبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ التُّجّارِ وإنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه َ رَهبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ

العَبیدِ وإنَّ قَوماً عَبَدوا اللّه َ شُکرا فَتِلکَ عِبادَةُ الأَحرارِ وهِیَ أفضَلُ العِبادَةِ؛
برخی خدا را به شوق [بهشت] می پرستند . این ، پرستشِ سوداگران است . گروهی خدا را از ترس می پرستند . این ، پرستشِ بردگان است . و گروهی خدا را از روی سپاسگزاری می پرستند که این ، پرستشِ آزادگان وبرترین نوع پرستش است.

حدیث34

امام حسین علیه السلام :
اَلاستِدراجُ مِنَ اللّه ِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أن یُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ ویَسلُبَهُ الشُّکرَ؛
خدعه (و مهلت دادن) خدا به بنده آن است که نعمت فراوان ومستمر به او رساند و سپاسگزاری را از او بگیرد.

حدیث35

امام حسین علیه السلام :
لاِبنِهِ عَلیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام : أی بُنَیَّ! إیّاکَ وظُلمَ مَن لا یَجِدُ عَلَیکَ ناصِرا إلاَّ اللّه َ؛
به پسرش علی بن حسین علیه السلام فرمود : «ای پسرک من! بپرهیز از این که برکسی که جز خداوند در برابر تو یاوری ندارد ، ستم کنی».

حدیث36

امام حسین علیه السلام :
مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلی أهلِ العُقولِ؛
از نشانه های خوش نامی و نیک بختی ، همنشینی با خردمندان است.

حدیث37

امام حسین علیه السلام :
مِن عَلاماتِ أسبابِ الجَهلِ المُماراةُ لِغَیرِ أهلِ الفِکرِ؛
از نشانه های اسباب نادانی ، مجادله با غیر اهل اندیشه است.

حدیث38

امام حسین علیه السلام :
مِن دَلائِلِ العالِمِ انتِقادُهُ لِحَدیثِهِ وعِلمُهُ بِحَقائِقِ فُنُونِ النَّظَرِ؛
از نشانه های دانا ، نقّادی (و بررسی) گفتار خود و آگاهی او از حقایق فنون رأی (و نظر) است.

حدیث39

امام حسین علیه السلام :
إیّاکَ وما یُعتَذَرُ مِنهُ ؛ فَإنَّ المُؤمِنَ لایُسییءُ ولایَعتَذِرُ والمُنافِقُ کُلَّ یوَمٍ یُسییءُ ویَعتَذِرُ؛
از آنچه موجب پوزش خواهی شود ، بپرهیز ؛ زیرا مؤمن ، نه بد کند و

نه پوزش خواهد ، و منافق ، هر روز بد کند و [هر دَم] پوزش خواهد.

حدیث40

امام حسین علیه السلام :
لِلسَّلامِ سَبعونَ حَسَنَةً ، تِسعٌ و سِتّونَ لِلمُبتَدِی ءِ وواحِدَةٌ لِلرّادِّ؛
سلام را هفتاد حسنه (و پاداش نیک) باشد : شصت و نُه حسنه از آنِ سلام دهنده و یک حسنه از آنِ پاسخ گوینده آن است.

حدیث41

امام حسین علیه السلام :
اَلبَخیلُ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ؛
بخیل ، کسی است که در سلام کردن بخل ورزد.

حدیث42

امام حسین علیه السلام :
مَن حاوَلَ أمرا بِمَعصِیَةِ اللّه ِ کانَ أفَوتَ لِما یَرجُو وأسرَعَ لِما یَحذَرُ؛
کسی که با نافرمانی خدا در پیِ کاری باشد ، آنچه را امید دارد ، بیشتر ازدست بدهد و به آنچه از آن می پرهیزد ، زودتر گرفتار آید.

حدیث43

امام حسین علیه السلام :
أتاهُ رَجُلٌ فَسَألَهُ فَقالَ علیه السلام : إنَّ المَسألَةَ لاتَصلُحُ إلاّ فی غُرمٍ فادِحٍ أو فَقرٍ مُدقِعٍ أو حمَالةٍ مُفظِعَةٍ فَقالَ الرَّجُلُ : ما جِئتُ إلاّ فی إحدایهُنَّ فَأمَرَ لَهُ بِمِاَئةِ دینارٍ؛
مردی نزد حضرت آمد و از او مالی خواست . فرمود : «درخواست مال ، روا نیست ، مگر برای پرداخت هزینه ای بسیار یا فقری به خاک نشاننده یا تأدیه تعهّدی ناگزیر [چون دیه و غرامت وکفالت]» . آن مرد گفت : من جز برای [پرداخت] یکی از اینها نیامده ام . پس فرمود که صد دینار بدو دهند.

حدیث44

امام حسین علیه السلام :
دَخَلتُ عَلی رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله فی بَیتِ اُمِّ سَلَمَةَ ، وقَد نَزَلَت هذِهِ الآیَةُ : «إنَّما یُریدُ اللّه ُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیتِ ویُطَهِّرَکُم تَطهیرًا» ، فَقالَ رَسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله : یا عَلِیُّ ، هذِهِ الآیَةُ نَزَلَت فیکَ وفی سِبطَیَّ والأَئِمَّةِ مِن وُلدِکَ
امام حسین علیه السلام به نقل از پدرش: در خانه امّ سلمه بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم و این آیه نازل شده بود: «اِنَّما یُریدُ اللّه ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البیتِ ویُطَهِّرَکُمْ تطهیراً» . پس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای علی! این آیه در حقّ تو و دو نوه من و امامان از نسل تو نازل شد.
کفایة الأثر : 156 عن عیسی بن موسی الهاشمیّ عن آبائه .

حدیث45

امام حسین علیه السلام :
ـ فیما جَری بَینَهُ وبَینَ مَروانَ بنِ الحَکَمِ ـ : إلَیکَ عَنّی ، فَإِنَّکَ رِجسٌ ، وإنّی مِن أهلِ بَیتِ الطَّهارَةِ ، قَد أنزَلَ اللّه ُ فینا : «إِنَّما یُریدُ اللّه ُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیتِ ویُطَهِّرَکُم تَطهیرًا
امام حسین علیه السلام : در ماجرایی میان ایشان و مروان بن حکم: از من دور شو که تو پلیدی هستی و ما خاندان پاکی و پاکیزگی که خداوند این آیه را در حقّ ما نازل کرده است: «اِنَّما یُریدُ اللّه ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البیتِ ویُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» .
مقتل الحسین للخوارزمیّ : 1 / 185 ، الفتوح : 5 / 17 .

حدیث46

امام حسین علیه السلام :
إنَّ اللّه َ اصطَفی مُحَمَّدًا صلی الله علیه و آله عَلی خَلقِهِ ، وأکرَمَهُ بِنُبُوَّتِهِ ، واختارَهُ لِرِسالَتِهِ ، ثُمَّ قَبَضَهُ اللّه ُ إلَیهِ وقَد نَصَحَ لِعِبادِهِ ، وبَلَّغَ ما اُرسِلَ بِهِ صلی الله علیه و آله . وکُنّا أهلَهُ وأولِیاءَهُ وأوصِیاءَهُ ووَرَثَتَهُ وأحَقَّ النّاسِ بِمَقامِهِ فِی النّاسِ ، فَاستَأثَرَ عَلَینا قَومُنا بِذلِکَ ، فَرَضینا ، وکَرِهنَا الفُرقَةَ ، وأحبَبنَا العافِیَةَ ،
ونَحنُ نَعلَمُ أنّا أحَقُّ بِذلِکَ الحَقِّ المُستَحَقِّ عَلَینا مِمَّن تَوَلاّهُ
امام حسین علیه السلام : خداوند، محمّد صلی الله علیه و آله را برای خلقش برگزید و با پیامبری گرامیش داشت و او را برای رسالت خود برگزید. سپس خداوند، او را در حالی نزد خود برد که حضرت صلی الله علیه و آله برای بندگان خدا خیر خواسته بود و آن چه را که برای آن فرستاده شده بود رسانده بود. ما خاندان، یاوران، اوصیاء، وارثان و سزاوارترین مردم هستیم برای دست یافتن به مقام او در میان مردم. اما قوم
ما این مقام را از ما گرفتند و به خود اختصاص دادند و ما هم بدین امر تن دادیم و از تفرقه تنفّر و عافیت را خوش داشتیم و این در حالی است که می دانیم ما به این حقّ که حقّ ماست، سزاوارتر از کسانی هستیم که آن را در اختیار گرفته اند.
تاریخ الطبریّ : 5 / 357 عن أبی عثمان النهدیّ ، البدایة والنهایة : 8 / 157 .

حدیث47

امام حسین علیه السلام :
ـ فی خُطبَتِهِ لِمَن جاءَ إلی مُحاصَرَتِهِ بِکَربَلاءَ ـ : أمّا بَعدُ ، أیُّهَا النّاسُ ، فَإِنَّکُم إن تَتَّقوا وتَعرِفُوا الحَقَّ لِأَهلِهِ یَکُن أرضی للّه ِِ عَنکُم ، ونَحنُ أهلُ بَیتِ مُحمَّدٍ أولی بِوَلایَةِ هذَا الأَمرِ عَلَیکُم مِن هؤُلاءِ المُدَّعینَ ما لَیسَ لَهُم ، والسّائِرینَ فیکُم بِالجَورِ والعُدوانِ . وإن أبَیتُم إلاّ کَراهِیَةً لَنا والجَهلَ بِحَقِّنا فَکانَ رَأیُکُمُ الآنَ غَیرَ ما أتَتنی بِهِ کُتُبُکُم وقَدِمَت بِهِ عَلَیَّ رُسُلُکُم ، انصَرَفتُ عَنکُم
امام حسین علیه السلام در خطبه خود خطاب به کسانی که برای محاصره او به کربلا آمده بودند ـ : امّا بعد، ای مردم! اگر شما تقوا در پیش گیرید و حقّ را برای اهلش شناسید خدا از شما خشنودتر خواهد گشت و ما خاندان محمّد به داشتن ولایت این امر بر شما شایسته تر هستیم از این مدّعیانی که از آن بی بهره اند و در میان شما به ظلم و تجاوز می گردند و اگر ما را خوش نمی دارید و این حقّ را برای ما نمی شناسید، که در این صورت این نظر شما جز آن چیزی است که نامه های شما به من می گوید و پیکهای شما به من گفته اند، پس من از نزد شما برمی گردم.
الإرشاد : 2 / 79 ، وقعة الطفّ : 170 ، الکامل فی التاریخ : 2 / 552 .

حدیث48

امام حسین علیه السلام :
إنّا أهلُ بَیتِ الکَرامَةِ ، ومَعدِنُ الرِّسالَةِ ، وأعلامُ الحَقِّ الَّذینَ أودَعَهُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ قُلوبَنا ، وأنطَقَ بِهِ ألسِنَتَنا .
امام حسین علیه السلام ـ به عتبة بن ابی سفیان : ما، اهل خانه کرامت و کان رسالت و نشانه های حقّی هستیم که خداوند آن را در دل ما به ودیعت نهاده و زبان ما را بدان گویا ساخته است.
أمالی الصدوق : 130 / 1 عن عبد اللّه بن منصور عن الإمام الصادق عن أبیه عن جدّه علیهم السلام .

حدیث49

امام حسین علیه السلام :
أیُّهَا الأَمیرُ، إنّا أهلُ بَیتِ النُّبُوَّةِ ، ومَعدِنُ الرِّسالَةِ ، ومُختَلَفُ المَلائِکَةِ ، ومَهبَطُ الرَّحمَةِ ، بِنا فَتَحَ اللّه ُ وبِنا خَتَم
امام حسین علیه السلام ـ به ولید والی مدینه ـ : ای امیر! ما خاندان نبوّت و کان رسالت و جایگاه آمد و شد فرشتگان و فرودگاه رحمتیم که خداوند کارها را با ما می آغازد و با ما به پایان می بَرد.
مقتل الحسین للخوارزمیّ : 1 / 184 ، الملهوف : 98 .

حدیث50

امام حسین علیه السلام :
إنّا أهلُ بَیتِ رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ، والحَقُّ فینا ، وبِالحَقِّ تَنطِقُ ألسِنَتُنا
امام حسین علیه السلام : ما خاندان رسول خداییم، حقّ در میان ماست و زبان ما به حقّ گویاست.
الفتوح : 5 / 17 ، مقتل الحسین للخوارزمیّ : 1 / 185 .

حدیث51

امام حسین علیه السلام :
ـ فی یَومِ عاشوراءَ ـ :
أنَا ابنُ عَلِیِّ الخَیرِ مِن آلِ هاشِمٍ کَفانی بِهذا مَفخَرًا حینَ أفخَرُ
وجَدّی رَسولُ اللّه ِ أکرَمُ خَلقِهِ ونَحنُ سِراجُ اللّه ِ فِی الأَرضِ یَزهَرُ
وفاطِمُ اُمّی مِن سُلالَةِ أحمَدَ وعَمِّیَ یُدعی ذَا الجَناحَینِ جَعفَرُ
وفینا کِتابُ اللّه ِ اُنزِلَ صادِقًا وفینَا الهُدی والوَحیُ بِالخَیرِ یُذکَرُ
ونَحنُ أمانُ اللّه ِ لِلخَلقِ کُلِّهِمُ نُسِرُّ بِهذا فِی الأَنامِ ونَجهَرُ
ونَحنُ وُلاةُ الحَوضِ نَسقی وَلِیَّنا بِکَأسِ رَسولِ اللّه ِ ما لَیسَ یُنکَرُ
وشیعَتُنا فِی النّاسِ أکرَمُ شیعَةٍ ومُبغِضُنا یَومَ القِیامَةِ یَخسَرُ
امام حسین علیه السلام ـ در روز عاشورا ـ :

من پسر علی هستم که برگزیده خاندان هاشم است * هنگام به خود بالیدن، مرا همین افتخار کافی است

نیای من پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که بهترین خلق خداست * و ما چراغ خداییم که در زمین می درخشد.

و فاطمه، مادر من است که از سلاله احمد است * و عموی من جعفر که دارنده دو بال نامیده می شود

کتاب خدا در میان ما به حقّ نازل شد * و هدایت در میان ماست و وحی از ما به نیکی یاد می کند

ما امان خداییم برای همه خلایق * و این را در میان مردم، پنهان و پیدا می گوییم

ماییم عهده داران حوض کوثر که دوستان خود را سیراب می کنیم * با جامی از رسول خدا و این چیزی است که هرگز انکار نمی شود

شیعه و طرفداران ما در میان مردم بهترین طرفداران هستند * و بدخواه ما در روز رستاخیز زیان می کند.
المناقب لابن شهرآشوب : 4 / 80 ، الاحتجاج : 2 / 103 / 168 ، ینابیع المودّة : 3 / 75 ، موسوعة کلمات الإمام الحسین علیه السلام : 498 / 286 مع اختلاف فی عدد الأبیات والألفاظ .

حدیث52

امام حسین علیه السلام :
ما نَدری ما تَنقِمُ الناسُ مِنّا ! إنّا لَبَیتُ الرَّحمَةِ ، وشَجَرَةُ النُّبُوَّةِ، ومَعدِنُ العِلم
امام حسین علیه السلام : ما نمی دانیم چرا مردم کینه ما را می جویند! در حالی که ما خانه رحمت و درخت نبوّت و کان علم و معرفتیم.
نزهة الناظر : 85 / 21 .

حدیث53

امام حسین علیه السلام :
نَحنُ الَّذینَ عِندَنا عِلمُ الکِتابِ وبَیانُ ما فیهِ ، ولَیسَ لِأَحَدٍ مِن خَلقِهِ ما عِندَنا ، لِأَنّا أهلُ سِرِّ اللّه ِ
امام حسین علیه السلام : ما همانهایی هستیم که علم کتاب و بیان آن چه در آن است نزد ما می باشد و آن چه نزد ماست نزد هیچ یک از خلایق نیست، زیرا ما اهل سرّ الهی هستیم.
المناقب لابن شهرآشوب : 4 / 52 عن الأصبغ بن نباتة .

حدیث54

امام حسین علیه السلام :
دَخَلتُ عَلی أبی جَعفَرٍ علیه السلامفَقُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فَداکَ یَابنَ رَسولِ اللّه ِ ، إنّی وَجَدتُ فیکُتُبِ أبی أنَّ عَلِیًّا علیه السلامقالَ لِأَبی مَیثَمٍ : ... إنّی سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله وهُوَ یَقولُ : «إنَّ الَّذینَ آمَنوا وعَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِکَ هُم خَیرُ البَرِیَّةِ
یعقوب بن میثم تمّار، وابسته علی بن الحسین علیه السلام: بر امام باقر علیه السلاموارد شدم و عرض کردم: قربانت گردم ای فرزند رسول اللّه ! در کتابهای پدرم دیده ام که علی علیه السلام به پدرم میثم فرموده است... از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شنیدم که می گفت: «همانا کسانی که ایمان آورده اند و عمل شایسته کرده اند، ایشان بهترین مرد مانند» . سپس به من رو کرد و فرمود: به خدا سوگند، مقصود از ایشان، تو و شیعیان هستند ای علی و وعده تو با آنها فردا بر سر حوض کوثر است. شما
سپیدرویان دست و پا سفید سرمه کشیده تا جدار خواهید بود.
ابو جعفر علیه السلامفرمود: این عیناً در کتاب علی علیه السلام آمده است.
البیّنة : 7 .

حدیث55

امام حسین علیه السلام :
سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّه ِ علیه السلامیَقولُ: إنَّ عِندِیَ الجَفرَ الأَبیَضَ . قُلتُ : فَأَیُّ شَیءٍ فیهِ ؟ قالَ : زَبورُ داودَ وتَوراةُ موسی وإنجیلُ عیسی وصُحُفُ إبراهیمَ علیهم السلام، والحَلالُ والحَرامُ ، ومُصحَفُ فاطِمَةَ . ما أزعُمُ أنَّ فیهِ قُرآناً ، وفیهِ ما یَحتاجُ النّاسُ إلَینا ولا نَحتاجُ إلی أحَدٍ ، حَتّی فیهِ الجَلدَةُ ونِصفُ الجَلدَةِ ورُبعُ الجَلدَةِ وأرشُ الخَدشِ
حسین بن ابی العلاء: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: جفر سفید نزد من است. عرض کردم: در آن چیست؟ فرمود: زبور داود و تورات موسی و انجیل عیسی و صحف ابراهیم علیه السلام و حلال و حرام و مصحف فاطمه، نمی گویم در آن چیزی از قرآن هست (بلکه) در آن اموری هست که مردم را نیازمند ما می کند و ما به کسی نیازی نداریم، حتّی در آن (مجازات) یک تازیانه و نیم تازیانه و یک چهارم تازیانه و دیه کوچکترین خراش وجود دارد.
الکافی : 1 / 240 / 3 ، بصائر الدرجات : 150 / 1 .

حدیث56

امام حسین علیه السلام :
ـ فی یَومِ عاشوراءَ لِلحُسَینِ علیه السلام ـ : جَعَلَنِی اللّه ُ فِداکَ یَا بنَ رَسولِ اللّه ِ ، أنَا صاحِبُکَ الَّذی حَبَستُکَ عَنِ الرُّجوعِ ، وسایَرتُکَ فِی الطَّریقِ ، وجَعجَعتُ بِکَ فی هذَا المَکانِ . واللّه ِ الَّذی لا إلهَ إلاّ هُوَ ما ظَنَنتُ أنَّ القَومَ یَرُدّونَ عَلَیکَ ما عَرَضتَ عَلَیهِم أبَدًا ... وإنّی قَد جِئتُکَ تائِبًا مِمّا کانَ مِنّی إلی رَبّی ، ومُواسِیًا لَکَ بِنَفسی حَتّی أموتَ بَینَ یَدَیکَ ، أفَتَری ذلِکَ لی تَوبَةً ؟ قالَ : نَعَم ، یَتوبُ اللّه ُ عَلَیکَ ، ویَغفِرُ لَکَ ، مَا اسمُکَ ؟ قالَ : أنَا الحُرُّ بنُ یَزیدَ . قالَ : أنتَ الحُرُّ کَما سَمَّتکَ اُمُّکَ ، أنتَ الحُرُّ إن شاءَ اللّه ُ فِی الدُّنیا والآخِرَةِ ، اِنزِل . قالَ : أنَا لَکَ فارِسًا خَیرٌ مِنّی راجِلاً، اُقاتِلُهُم عَلی فَرَسی ساعَةً ، وإلَی النُّزولِ ما یَصیرُ آخِرُ أمری . قالَ الحُسَینُ : فَاصنَع یَرحَمکَ اللّه ُ ما بَدا
لَکَ
حرّ بن یزید در روز عاشورا به حسین علیه السلام عرض کرد: خداوند مرا فدای تو کند، ای فرزند رسول خدا، منم آن همراه تو که از بازگشت، جلو گرفتمت و در راه، گام به گام تو آمدم و در این مکان تو را بازداشتم. به خدایی که جز او خدایی نیست سوگند، هرگز گمان نمی کردم پیشنهاد تو را این جماعت رد کنند... من در حالی به سوی تو آمدم که از آن چه از من سر زد به خدایم توبه کنم و با جانم به تو یاری می رسانم تا آن که در برابر تو جان دهم، آیا این عمل مرا، توبه می بینی؟ حضرت علیه السلام فرمود: آری، خداوند بر تو می بخشد و می آمرزدت، نامت چیست؟ گفت: حرّ بن یزید. فرمود تو حرّ و آزاده هستی، همان گونه که مادرت نامیدت، تو به خواست خدا در این سرا و آن سرا، آزادی؛ فرود آی. او گفت: ای امام! اگر سواره باشم، برای تو بهتر از آنم که پیاده باشم. ساعتی با
اسبم با آنها پیکار خواهم کرد و فرود آمدن من، پایان کار من خواهد بود. امام حسین علیه السلامفرمود: رحمت خدا بر تو باد هرچه خواهی بکن.
تاریخ الطبریّ : 5 / 427 ، إعلام الوری : 239 نحوه .

حدیث57

امام حسین علیه السلام :
قیلَ لِعَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیهماالسلام : ما أقَلَّ وُلدَ أبیکَ! قالَ : العَجَبُ کَیفَ وُلِدتُ لَهُ ، إنَّهُ کانَ یُصَلّی فِی الیَومِ واللَّیلَةِ ألفَ رَکعَةٍ فَمَتی کانَ یَفرُغُ لِلنِّساءِ ؟ !
به علی بن الحسین علیه السلام گفته شد: فرزندان پدر تو چه اندکند! امام علیه السلامفرمود: شگفت از آن که من خود چگونه برای او زاده شدم، او در شبانه روز، هزار رکعت نماز می گزارد و دیگر کی به زنان می رسید؟!
تاریخ الیعقوبیّ : 2 / 247 ، العقد الفرید : 2 / 343 وفیه «قیل لمحمّد بن علیّ بن الحسین أو لعلیّ بن الحسین علیهم السلام : ما أقلّ ولد أبیک ...» ، فلاح السائل : 269 .

حدیث58

امام حسین علیه السلام :
کانَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ علیهماالسلامإذا کانَ الیَومُ الَّذی یَصومُ فیهِ أمَرَ بِشاةٍ فَتُذبَحُ وتُقطَعُ أعضاءً وتُطبَخُ ، فَإِذا کانَ عِندَ المَساءِ أکَبَّ عَلَی القُدورِ حَتّی یَجِدَ ریحَ المَرَقِ وهُوَ صائِمٌ ، ثُمَّ یَقولُ : هاتُوا القِصاعَ، اِغرِفوا لاِلِ فُلانٍ وَاغرِفوا لاِلِ فُلانٍ ، ثُمَّ یُؤتی بِخُبزٍ وتَمرٍ فَیَکونُ ذلِکَ عَشاءَهُ، صَلَّی اللّه ُ عَلَیهِ وعَلی آبائِهِ
علی بن الحسین علیه السلام در آن روزی که روزه می گرفت دستور می داد گوسفندی را سر ببرند و تکّه تکّه کنند و بپزند. چون هنگام افطار می رسید، به دیگها سر می کشید تا در حالی که روزه است بوی آبگوشت را به مشام رسانَد. سپس می فرمود: کاسه ها را بیاورید وبرای خانواده فلانی و فلانی غذا بکشید، سپس نان و خرمایی آورده می شد و امام علیه السلام، افطار می کرد ـ درود خدا بر او و پدرانش ـ .
الکافی : 4 / 68 / 3 ، المحاسن : 2 / 158 / 1432 کلاهما عن حمزة بن حمران .

حدیث59

امام حسین علیه السلام :
رَأَیتُ أبا جَعفَرٍ علیه السلام عِندَما وَقَفَ بِالمَوقِفِ مَدَّ یَدَیهِ جَمیعًا ، فَما زالَتا مَمدودَتَینِ إلی أن أفاضَ ، فَما رَأَیتُ أحَدًا أقدَرَ عَلی ذلِکَ مِنهُ
قاسم بن حسین نیشابوری: امام باقر را دیدم که هنگام ایستادن در موقف دو دستش را دراز کرد و همچنان دو دست او دراز بود تا از موقف بیرون آمد. من هیچ کس را در این کار از او تواناتر ندیدم.
إقبال الأعمال : 2 / 73 .

حدیث60

امام حسین علیه السلام :
ـ مِن خُطبَتِهِ لَمّا عَزَمَ عَلَی الخُروجِ إلَی العِراقِ ـ : الحَمدُ للّه ِِ وما شاءَ اللّه ُ ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّه ِ، صَلَّی اللّه ُ عَلی رَسولِهِ وسَلَّمَ ، خُطَّ المَوتُ عَلی وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ القِلادَةِ عَلی جیدِ الفَتاةِ ، وما أولَهَنی إلی أسلافِی اشتِیاقَ یَعقوبَ إلی یوسُفَ ، وخِیرَ لی مَصرَعٌ أنَا لاقیهِ، کَأَنّی بِأَوصالٍ یَتَقَطَّعُها
امام حسین علیه السلام ـ در خطبه خود هنگام آهنگ خروج به سوی عراق ـ : سپاس خدای را و همان خواهد شد که خدا می خواهد و حول و قوّه ای نیست مگر از خدا، درود و سلام خدا بر پیامبر او باد. مرگ بر فرزندان آدم، چونان گردنبند بر گردن دخترکان، نقش بسته است، چقدر شیفته دیدار گذشتگان خود هستم! چونان اشتیاق یعقوب به یوسف، برای من قتلگاهی اختیار شده که آن را خواهم دید، گویی می بینم که گرگهای بیابان، بندهای پیکرم را میان نواویس و کربلا، پاره پاره می کنند و از تن من شکمهایی گرسنه و خالی، پر می شود. از روزی که با قلم [قضای الهی ]نگاشته آمده، گریزی نیست. خشنودی خدا، خشنودی ما اهل بیت است. ما بر آزمون او، شکیب می ورزیم و او، پاداش شکیبایان را به کمال به ما می پردازد، پاره تن رسول اللّه صلی الله علیه و آله از او دور نشود و اینان، در فردوس برین برای حضرتش صلی الله علیه و آله گرد آمده اند و پیامبر صلی الله علیه و آله از دیدن آنها، دیدگانش آرام گیرد و وعده اش را برای آنها برآورَد. هر که در راه ما خون می دهد و برای دیدار ما (دیدار خدا ـ خ ل) آماده است، پس کوچ کند که من به خواست خدا، صبح، کوچنده ام.
کذا فی المصدر ، والأصحّ «بأوصالی تقطّعها» کما فی الملهوف .

حدیث61

امام حسین علیه السلام :
عَلَیهِ ، فَعوتِبَ عَلی ذلِکَ ـ : إنّا أهلُ بَیتٍ نَسأَلُ اللّه َ عَزَّوجَلَّ فَیُعطینا ، فَإِذا أرادَ ما نَکرَهُ فیما یُحِبُّ
رَضینا
امام حسین علیه السلام ـ در حالی که فرزندش مرده بود و غمی در چهره اش دیده نمی شد
ولذا مورد نکوهش قرارگرفت ـ : ما خاندانی هستیم که ازخداوند عز و جلمی خواهیم و او به ما عطا می کند، پس هر گاه برای ما، آن بخواهد که خوش نمی داریم ولی او دوست می دارد، ما نیز خشنود خواهیم بود.
مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمیّ : 1 / 147 نقلاً عن الشافعیّ .

حدیث62

امام حسین علیه السلام :
أتاهُ [أیِ الإمامَ الجَوادَ] علیه السلامرَجُلٌ فَقالَ لَهُ : أعطِنی عَلی قَدرِ مُرُوَّتِکَ ، فَقالَ : لا یَسَعُنی . فَقالَ : عَلی قَدری ، قالَ : أمّا ذا فَنَعَم ، یا غُلامُ أعطِهِ مِائَةَ دینارٍ
علی بن الحسین: مردی خدمت امام جواد علیه السلام رسید و عرض کرد: به قدر مروّت خود به من بخششی کن. حضرت علیه السلام فرمود: توان آن را ندارم. آن مرد گفت: پس به قدر مروّت من بخشش کن. امام فرمود: این شدنی است، ای غلام صد دینار بدو بده.
کشف الغمّة : 3 / 158 ، المناقب لابن شهر آشوب : 4 / 360 ذکره فی أحوال الإمام الرضا علیه السلامنقلاً عن یعقوب بن إسحاق النوبختیّ .

حدیث63

امام حسین علیه السلام :
سَأَلتُ أبی علیه السلامعَن ... مَجلِسِهِ [أی رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ] فَقالَ : کانَ رَسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله لا یَجلِسُ ولا یَقومُ إلاّ عَلی ذِکرٍ ، ولا یوطِنُ الأَماکِنَ ، ویَنهی مِن إیطانِها ، وإذَا انتَهی إلی قَومٍ جَلَسَ حَیثُ یَنتَهی بِهِ المَجلِسُ ویَأمُرُ بِذلِکَ، یُعطی کُلَّ جُلَسائِهِ نَصیبَهُ ، لا یَحسِبُ جَلیسُهُ أنَّ أحَدًا أکرَمُ عَلَیهِ (مِنهُ) ، مَن جالَسَهُ أو قاوَمَهُ فی حاجَةٍ صابَرَهُ حَتّی یَکونَ هُوَ المُنصَرِفَ ، ومَن سَأَلَهُ حاجَةً لَم یَرُدَّهُ إلاّ بِها أو بِمَیسورٍ مِنَ القَولِ ، قَد وَسِعَ النّاسَ مِنهُ بَسطُهُ وخُلُقُهُ ، فَصارَ لَهُم أبًا وصاروا عِندَهُ فِی الحَقِّ سَواءً ، مَجلِسُهُ مَجلِسُ حِلمٍ وحَیاءٍ وصَبرٍ وأمانَةٍ ، لا تُرفَعُ فیهِ الأَصواتُ ، ولا تُؤبَنُ فیهِ الحُرَم
امام حسین علیه السلام: از پدرم علیه السلام درباره نشستن او [رسول خدا صلی الله علیه و آله ] پرسش کردم پس فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نمی نشست و بر نمی خاست مگر آن که ذکر بر لب داشت و جایی را به خود اختصاص نمی داد و از این کار، نهی می داشت و هرگاه نزد جماعتی می رفت در پایین مجلس می نشست و به این کار فرمان می داد، بهره هریک از همنشینانش را ادا می کرد، تا آن جا که همنشین او فکر نمی کرد کسی نزد رسول خدا از او ارجمندتر است، هر که با او همنشین می شد یا پی کاری را با هم می گرفتند، حضرت آن قدر شکیبایی می ورزید تا این که او خود می رفت و کسی که از ایشان [برآوردن ]حاجتی را می طلبید، یا نیازش را برمی آورد یا کلامی خوش به او می گفت. گشاده رویی و اخلاقش، همه مردم را در بر می گرفت و [دیگر ]پدر آنها گشته بود و آنها در (دادن و گرفتن) حقّ نزد او یکسان بودند، مجلس ایشان، مجلس شکیبایی، شرم، صبر و امانتداری بود و در آن نه صدایی بلند می شد و نه سخن زشتی بر زبان رانده می شد و نه خطاهای آن مجلس، گفته می شد. همه [در مجلس او] برابر بودند و با تقوا بر یکدیگر برتری داده می شدند و فروتن بودند، بزرگ را احترام می نهادند و بر کوچک، رحم می آوردند و نیازمند را بر خود ترجیح می دادند و بیگانه را پاس می داشتند.

[به پدرم] عرض کردم: شیوه حضرت صلی الله علیه و آله با همنشینانش چگونه بود؟ فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله گشاده رو و خوش اخلاق و نرمخو بود و نه خشن و زمخت و نه، فریاد می کشید و ناسزا می گفت و نه عیب جویی می کرد و نه بسیار شوخی می کرد. خود را از آن چه دوست نمی داشت، به غفلت می زد و دیگران را نه از آن نومید می ساخت و نه بدان ترغیب می کرد. سه چیز را از خود دور کرده بود: لجاجت، پرگویی و بیهودگی و سه چیز را از مردم کنار نهاده بود: هیچ کس را، نه می نکوهید و نه عیب می کرد و در پی جستن زشتیهای او نبود، وسخنی نمی گفت، مگر در آن چه امید ثوابش را می بُرد. هرگاه سخن می گفت، همنشینانش خاموشی می گزیدند تا آن جا که گویی، پرنده بر سر ایشان نشسته است و هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت می کرد، آنها سخن می گفتند و در خدمت حضرت صلی الله علیه و آله کشمکش نمی کردند، اگر کسی سخن می گفت، به او گوش می دادند
تا از سخن گفتن آسوده شود. سخن آنها نزدحضرت صلی الله علیه و آله ،
همان سخن نخستین نفر مجلس بود. از آن چه می خندیدند، او هم می خندید و از آن چه تعجّب می کردند، حضرت صلی الله علیه و آله هم تعجّب می کرد. حضرت صلی الله علیه و آله بر خشک و زمخت سخن گفتن شخص غریب و تقاضای او صبر می کرد، تا آن که اصحابش آنها را گرد می آوردند و می فرمود: هرگاه کسی را دیدید که حاجتی می طلبد، او را یاری رسانید. حضرت صلی الله علیه و آله ، ستایش را از کسی جز از مسلمان حقیقی نمی پذیرفت، وسخن کسی را قطع نمی کرد، تا آن که از حد می گذراند، پس با نهی یا برخاستن، کلام او را قطع می کرد.
أی یُذْکَرنَ بقبیح ، کان یصان مجلسه عن رَفث القول . (النهایة : 1 / 17) .

حدیث64

امام حسین علیه السلام :
ـ فِی الأَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهیِ عَنِ المُنکَرِ ـ : اِعتَبِروا أیُّهَا النّاسُ بِما وَعَظَ اللّه ُ بِهِ أولِیاءَهُ مِن سوءِ ثَنائِهِ عَلَی الأَحبارِ إذ یَقولُ : «لَولا یَنهاهُمُ الرَّبّانِیّونَ وَالأَحبارُ عَن قَولِهِمُ الإِثمَ
امام حسین علیه السلام ـ درباره امر به معروف و نهی از منکر ـ : ای مردم! از بدگویی خداوند نسبت به ملاّیان یهود پند گیرید که خداوند بدین وسیله دوستان خویش را اندرز داده است پند گیرید، آن جا که می فرماید: «چرا عالمان ربّانی و ملاّیان، آنان را از گفتار گناه آلودشان نهی نمی کنند» و می فرمود: کافران بنی اسرائیل لعنت شدند ـ تا آن جا که فرماید ـ چه بد بود آن چه انجام می دادند». خداوند از این رو آنان را نکوهش کرده است که ایشان از ستمگرانی که در میانشان بودند، زشت کاری و تباهی می دیدند، اما به طمع بهره ای که از آن ستمگران می بردند و به سبب هراس از آن چه از آن می ترسیدند، آنان را از کردارهایشان باز نمی داشتند. در حالی که خداوند می فرماید: «از مردم نترسید و از من بترسید» . و فرموده: «مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند، به نیکی فرمان می دهند و از زشت کاری باز می دارند» . خداوند از امر به معروف و نهی از منکر، به عنوان فریضه ای از جانب خود، آغاز کرده است، چون می دانسته است که هرگاه این فریضه ادا گردد و بر پای داشته شود تمام فرایض دیگر، از آسان و دشوار، بر پای داشته خواهند شد. چرا که امر به معروف و نهی از منکر، دعوت به اسلام است، همراه با ردّ مظالم و مخالفت با ستمکار و تقسیم بیت المال و غنایم و گرفتن بجای صدقات [زکات] و هزینه کردن بجای آنها.

باری، شما ای جماعت، گروهی هستید که به دانش شهره اید و به نیکی نامور و به خیرخواهی معروف و به لطف خداوند، در دلهای مردمان شکوه و هیبت دارید، بزرگان [و قدرتمندان] از شما پروا می کنند و ناتوانان، گرامیتان می دارند و آن کسی هم که شما را بر او مزیتی نیست و وامدار احسانتان نمی باشد، شما را بر خویشتن ترجیح می دهد، نیازمندان، هرگاه از رسیدن به نیاز خود درمانند، شما را واسطه قرار می دهند و در کوچه و خیابان با شوکت شهریاران و کرامت بزرگان، گام برمی دارید. آیا این همه از آن رو نیست که شما به منزلتی رسیده اید که از شما انتظار می رود به برپا داشتن حقّ خدا قیام کنید، هرچند در برپای داشتن بیشتر حقّ او، کوتاهی می ورزید؟! شما حقّ امامان را خوار شمردید. و حقّ ناتوانان را تباه ساختید، ولی آن چه را حقّ خود می پندارید، طلب کردید، نه مالی را بخشیدید و نه جانی را در راه جان آفرین، به خطر افکندید و نه به خاطر خدا، با عشیره ای دشمنی
ورزیدید و با این حال از خداوند تمنای بهشت او و همجواری با رسولانش و ایمنی از عذابش را دارید.

ای کسانی که از خداوند این گونه آرزوها دارید، بیم آن دارم که کیفری از
کیفرهای او بر شما فرود آید؛ چرا که شما از کرامت الهی، به چنان پایگاهی رسیدید که به واسطه آن، بر دیگران برتری یافتید. شما کسانی را که به خداشناسی معروفند، گرامی نمی دارید، حال آن که شما به خاطر خدا در میان بندگان او گرامی داشته می شوید. شما پیمانهای خدا را شکسته شده می بینید، اما به هراس نمی افتید، در حالی که برای شکسته شدن برخی از پیمانهای پدرانتان به وحشت می افتید و نگران می شوید. عهد و زنهار رسول خدا صلی الله علیه و آله را تحقیر شده و نابینایان و لالان و زمینگیران را در شهرها [ی جهان اسلام] وانهاده می بینید، اما نه دل می سوزانید و نه در مقام و منزلتی که دارید کاری می کنید و نه بدان کس که در این باره کاری می کند، یاری می رسانید و با تملق و چاپلوسی پیش ستمگران، خود را ایمن و آسوده خاطر می سازید. همه اینها از آن مواردی است که خداوند به شما فرمان داده است تا هم خود از آن کناره گیرید و هم یکدیگر را از آن باز دارید، اما شما از آن [مأموریت] غفلت می ورزید. اگر شعور داشتید [در می یافتید که ]مصیبت شما از همه مردم بزرگتر است ؛ چرا که مقام و منزلت عالمان، از شما ستانده شده است و این از آن روست که مجاری امور و احکام به دست کسانی است که خدا را می شناسند و بر حلال و حرام او، امین اند. اما این منزلت از شما گرفته شده است و این از شما سلب نگشت، مگر به سبب پراکنده شدن شما از پیرامون حقّ و اختلافتان در سنّت [پیامبر] که آشکار و روشن بود. اگر بر آزارها شکیبا بودید و در راه خدا تحمّل رنج می کردید، در کارهای خداوند، مرجع همگان می شدید، لیکن شما، خود، ستمگران را بر مقام و منزلت خویش مسلّط ساختید و زمام امور خدا را به دست آنان سپردید که به شبهات عمل می کنند و در راه خواهشهای نفسانی گام بر می دارند. گریز شما از مرگ و علاقه تان به این زندگی، که به هر حال از شما جدا خواهد شد، آنان را بر این مقام، تسلّط بخشیده است. شما ناتوانان را به چنگال آنان سپردید که برخی بنده و مقهور و برخی دیگر در تأمین معاش خود، درمانده و مغلوب گشته اند. در کار کشورداری، خودسرانه عمل می کنند، جامه رسوایی هوس رانی هایشان را [بی محابا] به تن کرده اند، چرا که تبهکاران را الگوی خویش ساخته اند و بر خداوند جبّار گستاخ شده اند. در هریک از شهرهایشان، خطیبی زبان آور بر منبر دارند، میدان برایشان خالی گشته
ودستهایشان در آن، باز است و مردم، چاکران و غلامان آنها گشته اند و دست تعرضی را از خود دور نتوانند کرد، برخی زورگوی و سرسختند و برناتوانان می تازند و سخت
می گیرند و برخی فرمانروایانی هستند که آفریننده بازگرداننده را نمی شناسند.

شگفتا! و چرا در شگفت نباشم حال آن که زمین در اختیار دغلکاری غاصب و سرکش وباجگیری ستم پیشه وحاکمی است که به مؤمنان رحم نمی کند. در کشمکشی که ما داریم و در مشاجره ای که میان ماست، خداوند تنها حَکم و داور است.

بار خدایا! تو خود می دانی که آن چه از ما سرزده نه از روی رقابت در قدرت بود و نه برای به دست آوردن حطام دنیایی، بلکه به خاطر آن بود که نشانه های دین تو را نمایان سازیم و صلاح (و آبادانی) را در سرزمینت، آشکار گردانیم و بندگان ستمدیده ات، آسایش و امنیّت یابند و فرایض و سنّتها و احکامت، به کار بسته شود. پس اگر شما (مردم) ما را یاری نرسانید و به ما حقّ ندهید، ستمگران بر شما، زور شوند و در راه خاموش ساختن نور پیامبرتان، بکوشند. خداوند، ما را بس است، به او توکل می کنیم و به او روی می آوریم و بازگشت به سوی اوست.
المائدة : 63 .

حدیث65

امام حسین علیه السلام :
ـ فی قَولِ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ : «قُل لا أسأَلُکُم عَلَیهِ أجرًا إلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربی» ـ : إنَّ القَرابَةَ الَّتی أمَرَ اللّه ُ بِصِلَتِها وعَظَّمَ مِن حَقِّها وجَعَلَ الخَیرَ فیها قَرابَتُنا أهلَ البَیتِ الَّذینَ أوجَبَ [اللّه ُ] حَقَّنا عَلی کُلِّ مُسلِم
امام حسین علیه السلام ـ درباره آیه شریفه «بگو، من به ازای این از شما مزدی نمی خواهم مگر دوست داشتن خویشاوندانم» ـ : آن خویشاوندیی که خداوند به صله [ونگهداشت پیوند آن] فرمان داده و آن را حقّی بزرگ داشته و خیر و خوبی را در آن قرار داده، خویشاوندی ما اهل بیت است که خداوند حقّ ما را بر هر مسلمانی واجب ساخته است.
تأویل الآیات الظاهرة : 531 عن عبد الملک بن عمیر .

حدیث66

امام حسین علیه السلام :
ما مِن عَبدٍ قَطَرَت عَیناهُ فینا قَطرَةً أو دَمَعَت عَیناهُ فینا دَمعَةً إلاّ بَوَّأَهُ اللّه ُ تَعالی بِها فِی الجَنَّةِ حُقبًا .
قالَ أحمَدُ بنُ یَحیَی الأَودِیُّ : فَرَأَیتُ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ علیهماالسلام فِی المَنامِ فَقُلتُ : حَدَّثَنی مُخَوَّلُ بنُ إبراهیمَ عَنِ الرَّبیعِ بنِ المُنذِرِ عَن أبیهِ عَنکَ أنَّکَ قُلتَ : ما مِن عَبدٍ قَطَرَت عَیناهُ فینا قَطرَةً أو دَمَعَت عَیناهُ فینا دَمعَةً إلاّ بَوَّأَهُ اللّه ُ بِها فِی الجَنَّةِ حُقبًا . قالَ : نَعَم . قُلتُ : سَقَطَ الإِسنادُ بَینی وبَینَکَ
احمد بن یحیی اَوْدیّ به سندش از مُنذِر از امام حسین علیه السلام: هیچ بنده ای نیست که دو چشم او برای ما قطره ای بیفشاند، یا دو دیده اش به خاطر ما اشکی بریزد مگر این که خداوند به سبب آن، او را یک حقب [هشتاد تا صد سال ]در بهشت جای دهد.

احمدبن یحیی اودی گوید: من حسین بن علی علیه السلام را در خواب دیدم و عرض کردم: مخوّل بن ابراهیم از ربیع بن منذر از پدرش برایم گفت که شما فرموده اید: هیچ بنده ای نیست که دو چشم او برای ما قطره ای بیفشاند، یا دو دیده اش به خاطر ما اشکی بریزد مگر این که خداوند به سبب آن، او را یک حقب در بهشت جای دهد؟ حضرت فرمود: درست است. عرض کردم: اینک سند [این حدیث] میان من و شما ساقط گشت [من آن را بی واسطه از شما شنیدم و از این پس بدون واسطه از شما روایت می کنم].
أمالی المفید : 340 / 6 ، أمالی الطوسیّ : 117 / 181 ، بشارة المصطفی : 62 ، کامل الزیارات : 100 نحوه عن المنذر عن الإمام السجّاد علیه السلاممن دون ذیله .

حدیث67

امام حسین علیه السلام :
کُنتُ أنا وأبو سَلَمَةَ السَّرّاجُ ویونُسُ بنُ یَعقوبَ وَالفَضلُ بنُ یَسارٍ عِندَ أبی عَبدِ اللّه ِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ علیهماالسلامفَقُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداکَ ، إنّی أحضُرُ مَجالِسَ هؤُلاءِ القَومِ فَأَذکُرُکُم فی نَفسی ، فَأَیَّ شَیءٍ أقولُ ؟ فَقالَ : یا حُسَینُ ، إذا حَضَرتَ مَجالِسَهُم فَقُلِ : اللّهُمَّ أرِنَا الرَّخاءَ وَالسُّرورَ ، فَإِنَّک تَأتی عَلی ما تُریدُ . قالَ : فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، إنّی أذکُرُ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ علیهماالسلام ، فَأَیَّ شَیءٍ أقولُ إذا ذَکَرتُهُ ؟ فَقالَ : قُل : صَلَّی اللّه ُ عَلَیکَ یا أبا عَبدِ اللّه ِ ، تُکَرِّرُها ثَلاثًا .
ثُمَّ أقبَلَ عَلَینا وقالَ : إنَّ أبا عَبدِ اللّه ِ الحُسَینَ علیه السلام لَمّا قُتِلَ بَکَت عَلَیهِ السَّماواتُ السَّبعُ وَالأَرَضونَ السَّبعُ وما فیهِنَّ وما بَینَهُنَّ ، ومَن یَتَقَلَّبُ فِی الجَنَّةِ وَالنّارِ ، وما یُری وما لا یُری إلاّ ثَلاثَةَ أشیاءَ ، فَإِنَّها لَم تَبکِ عَلَیهِ ، فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، وما هذِهِ الثَّلاثَةُ الأَشیاءُ الَّتی لَم تَبکِ عَلَیهِ ؟ فَقالَ علیه السلام : البَصرَةُ ، ودِمَشقُ ، وآلُ الحَکَمِ ابنِ أبِی العاصِ
حسین بن ابی فاخته: من و ابو سلمه سرّاج و یونس بن یعقوب و فضل بن یسار در خدمت ابو عبداللّه جعفر بن محمّد علیهماالسلام بودیم. من عرض کردم: فدایت شوم، من در مجالس این قوم حاضر می شوم اما در دلم شما را یاد می کنم، چه ذکری بگویم؟ فرمود: ای حسین! هرگاه در مجالس آنان حاضر شدی بگو: خدایا! آسایش و شادمانی را نصیب ما فرما. در این صورت تو به آن چه بخواهی می رسی. عرض کردم: فدایت شوم، من ذکر حسین بن علی علیه السلاممی گویم؛ در هنگام ذکر او چه بگویم؟ فرمود: بگو: صلی اللّه علیک یا ابا عبداللّه ؛ این ذکر را سه بار تکرار کن.

حضرت سپس رو به ما کرد و فرمود: هنگامی که ابا عبداللّه الحسین علیه السلام به قتل رسید، هفت آسمان و هفت زمین و هر آن چه در آنها و در میان آنهاست و همه بهشتیان و دوزخیان و همه موجودات مرئی و نامرئی برای او گریستند مگر سه چیز که برایش گریه نکردند. حسین بن ابی فاخته می گوید: عرض کردم: فدایت شوم، این سه چیزی که بر او گریه نکردند کدامند؟ فرمود: بصره، دمشق و خاندان حکم بن ابی العاص.
أمالی الطوسیّ : 54 / 73 .

حدیث68

امام حسین علیه السلام :
مَن أحَبَّنا لِلدُّنیا فَإِنَّ صاحِبَ الدُّنیا یُحِبُّهُ البَرُّ وَالفاجِرُ ، ومَن أحَبَّنا للّه ِِ کُنّا نَحنُ وهُوَ یَومَ القِیامَةِ کَهاتَینِ ـ وأشارَ بِالسَّبّابَةِ وَالوُسطی ـ
امام حسین علیه السلام: هر که ما را به خاطر دنیا دوست بدارد، [باید بداند که ]دنیادار را خوب وبد دوست دارند و هرکس ما را برای خدا دوست بدارد، ما و او در روز قیامت مانند این دو خواهیم بود ـ وانگشت اشاره ومیانه خود را نشان داد ـ .
المعجم الکبیر : 3 / 125 / 2880 عن بشر بن غالب .

حدیث69

امام حسین علیه السلام :
مَن أحَبَّنا للّه ِِ وَرَدنا نَحنُ وهُوَ عَلی نَبِیِّنا صلی الله علیه و آله هکَذا ـ وضَمَّ إصبَعَیهِ ـ ومَن أحَبَّنا لِلدُّنیا فَإِنَّ الدُّنیا تَسَعُ البَرَّ وَالفاجِرَ
امام حسین علیه السلام: هر که ما را به خاطر خدا دوست بدارد، من و او این چنین ـ حضرت دو انگشت خود را به هم چسباند ـ بر پیامبرمان صلی الله علیه و آله وارد خواهیم شد و هر که ما را به خاطر دنیا دوست بدارد (بداند که) دنیا، نیکوکار و بدکار را در بر می گیرد.
أمالی الطوسیّ : 253 / 455 ، بشارة المصطفی : 123 نحوه ، کلاهما عن بشر بن غالب .

حدیث70

امام حسین علیه السلام :
مَن أحَبَّنا لا یُحِبُّنا إلاّ للّه ِِ جِئنا نَحنُ وهُوَ کَهاتَینِ ـ وقَدَّرَ بَینَ سَبّابَتَیهِ ـ ، ومَن أحَبَّنا لا یُحِبُّنا إلاّ لِلدُّنیا فَإِنَّهُ إذا قامَ قائِمُ العَدلِ وَسِعَ عَدلُهُ البَرَّ وَالفاجِرَ
امام حسین علیه السلام: هر که ما را دوست بدارد و این محبّت او جز به خاطر خدا نباشد [در روز قیامت] ما و او مانند این دو ـ حضرت دو انگشت اشاره اش را به موازات هم قرار داد ـ وارد می شویم و هر که ما را دوست بدارد و این محبّت او جز برای دنیا نباشد [باید بداند که] هرگاه برپا کننده عدالت قیام کند، عدالت و دادگری او شامل نیکوکار و بدکار خواهد شد.
المحاسن : 1 / 134 / 168 عن بشر بن غالب الأسدیّ .

حدیث71

امام حسین علیه السلام :
لَمّا قُبِضَت فاطِمَةُ علیهاالسلامدَفَنَها أمیرُ المُؤمِنینَ سِرًّا وعَفا عَلی مَوضِعِ قَبرِها ، ثُمَّ قامَ فَحَوَّلَ وَجهَهُ إلی قَبرِ رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله فَقالَ : السَّلامُ عَلَیکَ یا رَسولَ اللّه ِ عَنّی ، وَالسَّلامُ عَلَیکَ عَنِ ابنَتِکَ وزائِرَتِکَ وَالبائِتَةِ فِی الثَّری بِبُقعَتِکَ وَالمُختارِ اللّه ِ لها سُرعَةَ اللَّحاقِ بِکَ ، قَلَّ یا رَسولَ اللّه ِ عَن صَفِیَّتِکَ صَبری ، وعَفا عَن سَیِّدَةِ نِساءِ العالَمینَ تَجَلُّدی ، إلاّ أنَّ لی فِی التَّأَسّی بِسُنَّتِکَ فی فُرقَتِکَ مَوضِعَ تَعَزٍّ ، فَلَقَد وَسَّدتُکَ فی مَلحودَةِ قَبرِکَ ، وفاضَت نَفسُکَ بَینَ نَحری وصَدری . بَلی ، وفی کِتابِ اللّه ِ (لی) أنعَمُ القَبولِ ، إنّا للّه ِِ وإنّا إلَیهِ راجِعونَ ، قَدِ استُرجِعَتِ الوَدیعَةُ واُخِذَتِ الرَّهینَةُ ، واُخلِسَتِ الزَّهراءُ ، فَما أقبَحَ الخَضراءَ وَالغَبراءَ یا رَسولَ اللّه ِ ! أمّا حُزنی فَسَرمَدٌ ، وأمّا لَیلی فَمُسَهَّدٌ ، وهُمٌّ لا یَبرَحُ مِن قَلبی أو یَختارَ اللّه ُ لی دارَکَ الَّتی أنتَ فیها مُقیمٌ ، کَمَدٌ مُقَیِّحٌ ، وهَمٌّ مُهَیِّجٌ ، سَرعانَ ما فُرِّقَ بَینَنا وإلَی اللّه ِ أشکو ، وسَتُنَبِّئُکَ ابنَتُکَ بِتَظافُرِ اُمَّتِکَ عَلی هَضمِها ، فَأَحفِهَا السُّؤالَ
وَاستَخبِرهَا الحالَ ، فَکَم مِن غَلیلٍ مُعتَلِجٍ بِصَدرِها لَم تَجِد إلی بَثَّهِ سَبیلاً ، وسَتَقولُ ویَحکُمُ اللّه ُ وهُوَ خَیرُ الحاکِمینَ .
سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ ولا سَئِمٍ ، فَإِن أنصَرِف فَلا عَن مَلالَةٍ ، وإن أقُم فَلا عَن سوءِ ظَنٍّ بِما وَعَدَ اللّه ُ الصّابِرینَ
امام حسین علیه السلام: چون فاطمه علیهاالسلام از دنیا رفت، امیرالمؤمنین علیه السلام او را مخفیانه به خاک سپرد و محل قبرش را ناپدید ساخت و سپس برخاست و رو به سوی قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله کرد و گفت: سلام من بر تو ای رسول خدا و سلام بر تو از جانب دخترت، همو که اینک به دیدار تو آمده و از من جدا گشت و در آرامگاه تو در خاک خفت و خدا خواست که زودتر به تو ملحق شود. یا رسول اللّه ، از فراق دخت برگزیده ات، صبرم کم شده است و از جدایی سرور زنان عالم، شکیباییم را از کف داده ام. امّا تأسی به سنّت تو و غم و دردی که از فراقت کشیدم، باعث تسلیت من (در مصیبت دخترت فاطمه) است. زیرا من خود تو را در لحد آرامگاهت نهادم و در حالی جان دادی که سرت به سینه من چسبیده بود. آری در کتاب خدا برای من بهترین عامل پذیرش [و تحمل این مصیبتها] وجود دارد، ما همه از آن خداییم و همه به سوی او باز می گردیم؛ هر آینه امانت پس گرفته شد و گروگان دریافت گردید و زهرا از کفم ربوده شد. یا رسول اللّه ! اینک این آسمان نیلگون و این زمین تیره چه زشت در نظرم جلوه می کند! اندوهم همیشگی است و شبهایم به بیداری می گذرد و غم و اندوه هرگز از دلم رخت برنبندد تا آن گاه که خداوند، خانه ای را که تو در آن جای گرفته ای، برایم برگزیند [بمیرم و به تو ملحق
شوم]. مرا غصّه ای است بس دلخراش و اندوهی که آرام و قرار نمی گذارد؛ چه زود میان ما جدایی افتاد. شکایت خود پیش خدا می برم.

دخترت از همدست شدن امّتت در ستم بر او، به تو گزارش خواهد داد، همه ماجرا را از او بپرس و اوضاع و احوال را از او جویا شو؛ زیرا چه بسا غمهای سوزانی در سینه اش داشت که راهی برای شرح و بیان آنها نمی یافت ولی اکنون [به تو]خواهد گفت وخدا هم داوری می کند و اوبهترین داوران است.

اینک با تو بدرود می گویم، بدرود وداع کننده ای که نه خشمگین است و نه خسته و بیزار؛ زیرا اگر از این جا بروم از روی ملال و خستگی نیست و اگر بمانم به واسطه بدگمانی به وعده ای که خداوند به شکیبایان داده است، نباشد.
الکافی : 1 / 458 / 3 ، أمالی المفید : 281 / 7 نحوه ، أمالی الطوسیّ : 109 / 166 ، بشارة المصطفی : 258 کلّها عن علیّ بن محمّد الهرمزانیّ عن الإمام زین العابدین علیه السلام ، نهج البلاغة : الخطبة 202 .

حدیث72

امام حسین علیه السلام :
أحِبّونا بِحُبُّ الإِسلامِ ، فَإِنَّ رَسولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله قالَ : لا تُعَرِّفونی فَوقَ حَقّی ؛ فَإِنَّ اللّه َ تَعالَی اتَّخَذَنی عَبدًا قَبلَ أن یَتَّخِذَنی رَسولاً
امام حسین علیه السلام: ما را به عشق اسلام دوست بدارید؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مرا بیش از آن چه سزاوارم معرفی نکنید؛ چرا که خداوند متعال پیش از آن که مرا به رسالت برگزیند، به بندگی برگزید.
المعجم الکبیر : 3 / 128 / 2889 عن یحیی بن سعید عن الإمام زین العابدین علیه السلام .

حدیث73

امام حسین علیه السلام :
إنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنیا ، وَالدّینُ لَعقٌ عَلی ألسِنَتِهِم
امام حسین علیه السلام : مردم ، بنده دنیایند و به ظاهر ، دم از دین می زنند و تا زمانی که زندگی شان تأمین شود ، از آن دفاع می کنند؛ امّا چون در بوته آزمایش قرار

گیرند ، دیندارانْ اندک اند.
قال الطریحی : من کلام علیٍّ علیه السلام : «وصار دین أحدکم لُعقَةً علی لسانه» ؛ قال بعض الشارحین : اللُّعقَة : اسم لما تأخذه الملعَقَة ، استعارة للإقرار بالدین باللسان ، وکنّی به عن ضعفه وقلّته (مجمع البحرین : ج 3 ص 1634 «لعق») .

حدیث74

امام حسین علیه السلام :
بَینا أمیرُ المُؤمِنینَ ـ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَیهِ ـ ذاتَ یَومٍ جالِسٌ مَعَ

أصحابِهِ یُعَبِّئُهُم لِلحَربِ ، إذ أتاهُ شَیخٌ عَلَیهِ شَحبَةُ
امام حسین علیه السلام : روزی امیر مؤمنان ـ که درودهای خداوند بر او باد ـ با یارانش نشسته بود و آنها را برای جنگ ، بسیح می کرد که پیرمردی ، در حالی که رنج
و خستگی سفر در چهره اش نمایان بود ، بر او وارد شد و گفت: امیر مؤمنان کجاست؟
ایشان را به او نشان دادند. پیرمرد بر او سلام کرد و آن گاه گفت: ای امیر مؤمنان، من از منطقه شام آمده ام. پیری سالخورده ام که درباره تو فضایل بی شماری شنیده ام و گمان می کنم به زودی ترور خواهی شد. پس، از آنچه خداوند به تو آموخته است ، مرا چیزی بیاموز.
امام علیه السلام فرمود: «باشد ، ای پیرمرد! ... خداوند عدّه ای را آفرید و از سرِ لطف، دنیا را بر آنان تنگ کرد و ایشان را به زهد و بی رغبتی به دنیا و حطام دنیوی ترغیب فرمود و آنان ، به سرای سلامت (بهشت) که خدا بدان فرایشان خوانده بود ، رغبت کردند و بر سختی معیشت ، صبر کردند و ناملایمات را تحمّل نمودند و به کرامت و پاداشی که نزد خداوند است ، شوق ورزیدند. برای جلب خشنودی خداوند ، فداکاری کردند و عاقبت زندگی شان ، شهادت شد. پس، خداوند را در حالی ملاقات کردند که از ایشان ، خشنود بود ، دانستند که مرگ ، راهی است که گذشتگان پیمودند و ماندگان ، خواهند پیمود. از این رو، برای آخرت خویش ، توشه ای غیر از زر و سیم بر گرفتند ، جامه خشن پوشیدند و در گرفتاری ها شکیبایی نمودند. مازاد [نیاز خود را برای آخرت [پیش فرستادند ، از برای خدا ، دوستی ورزیدند و از برای خدا ، دشمنی نمودند. اینان ، چراغ های تابان اند و در آخرت ، برخوردار از نعمت. والسلام!
الشاحِبُ : المتغیّر اللّون والجسم لعارض من سفر أو مرض ونحوهما (النهایة : ج 2 ص 448 «شحب») .

حدیث75

امام حسین علیه السلام :
قالَ أبو عَبدِاللّه ِ علیه السلام : أتُحِبُّ إخوانَکَ یا حُسَینُ ؟
قُلتُ : نَعَم .
قالَ : تَنفَعُ فُقَراءَهُم ؟
قُلتُ : نَعَم .
قالَ : أما إنَّهُ یَحِقُّ عَلَیکَ أن تُحِبَّ مَن یُحِبُّ اللّه ، أما وَ اللّه ِ لا تَنفَعُ مِنهُم أحَدا حَتّی تُحِبَّهُ .
الکافی ـ به نقل از حسین بن نعیم صحّاف ـ : امام صادق علیه السلامفرمود : «ای حسین ! برادرانت را دوست داری ؟» .
گفتم : آری .
فرمود : «به فقیرانشان سود می رسانی ؟» .
گفتم : آری .
فرمود : «هان ! بر تو لازم است کسی را که خدا دوست می دارد ، دوست بداری . هان! به خدا سوگند ، به هیچ یک از آنان سودی نمی رسانی، مگر آن که دوستش داشته باشی».
الکافی : 2/201/8 ، المحاسن : 2/148/1393 ، بحار الأنوار : 74 / 362 / 20 و ص 375/70 و ج 75/459/7 .

حدیث76

امام حسین علیه السلام :
: أنتَ الَّذی أزَلتَ الأَغیارَ عَن قُلوبِ أحِبّائِکَ حَتّی لَم یُحِبّوا سِواکَ . . . ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَکَ ؟ ! ومَا الَّذی فَقَدَ مَن وَجَدَکَ؟! لَقَد خابَ مَن رَضِیَ دونَکَ بَدَلاً .
امام حسین علیه السلام ـ در دعایش ـ : این تویی که اغیار را از دل های دوستانت زدودی تا آن که جز تو را دوست نداشتند . . . آن که تو را از دست داد ، چه به دست آورد ؟ و آن که تو را یافت ، چه از دست داد ؟ آن که جز تو را به جای تو پذیرفت ، زیان کرد .
بحار الأنوار : 98 / 226 / 3 .

حدیث77

امام حسین علیه السلام :
: عَمِیَت عَینٌ لا تَراکَ عَلَیها رَقیبا ، وخَسِرَت صَفقَةُ عَبدٍ لَم تَجعَل لَهُ مِن حُبِّکَ نَصیبا .
امام حسین علیه السلام ـ در دعایش ـ : چشمی که تو را نگران خود نبیند ، کور باد ! تجارت بنده ای که برایش از دوستی ات بهره ای قرار نداده ای ، زیانبار باد!
بحار الأنوار : 98 / 226 / 3 .

حدیث78

امام حسین علیه السلام :
: اللّهُمَّ یا مَن مَلَکَ فَقَدَرَ ، وقَدَرَ فَقَهَرَ، وعُصِیَ فَسَتَرَ، وَاستُغفِرَ فَغَفَرَ، یا غایَةَ الطّالِبینَ ، ومُنتَهی أمَلِ الرّاجینَ .
امام حسین علیه السلام ـ در دعای روز عَرَفه ـ : بارالها ! ای آن که مالک و توانا بود ؛ و توانایی ورزید و مقهور ساخت ؛ و مورد عصیان قرار گرفت ، امّا پوشاند ؛ و از او درخواست آمرزش شد ، پس آمرزید ! ای مقصود جویندگان و نهایت آرزوی امیدواران !
البلد الأمین : 257 عن بشر وبشیر ابنی غالب الأسدی.

حدیث79

امام حسین علیه السلام :
: یا مَن أذاقَ أحِبّاءَهُ حَلاوَةَ المُؤانَسَةِ .
امام حسین علیه السلام ـ در دعای روز عَرَفه ـ : ای آن که به دوستانش شیرینی همدمی را چشانده است !
إقبال الأعمال : 349 .

حدیث80

امام حسین علیه السلام :
: أنتَ الَّذی أزَلتَ الأَغیارَ عَن قُلوبِ أحِبّائِکَ . . . أنتَ المونِسُ لَهُم حَیثُ أوحَشَتهُمُ العَوالِمُ .
امام حسین علیه السلام ـ در دعای روز عرفه ـ : این تویی که اغیار را از دل های دوستانت زدودی ... و چون جهان ها آنها را وحشت زده کند ، تو همدم آنانی .
إقبال الأعمال : 349 .

حدیث81

امام حسین علیه السلام :
الاستِدراجُ مِن اللّه ِ سبحانَهُ لِعَبدِهِ أن یُسبِغَ علَیهِ النِّعَمَ ویَسلُبَهُ الشُّکرَ .
امام حسین علیه السلام : استدراج و مهلت دهی خداوند سبحان به بنده اش این است که به او نعمت های فراوان دهد و توفیق شکرگزاری را از وی بگیرد.
بحار الأنوار : 78 / 117 / 7.

حدیث82

امام حسین علیه السلام :
ـ لرجُلٍ قالَ لَهُ : اجلِسْ حتّی نَتَناظَرَ فی الدِّینِ ـ : یا هذا أنا بَصیرٌ بدِینی مَکشوفٌ علَیَّ هُدای ، فإن کُنتَ جاهِلاً بدِینِکَ فاذهَبْ واطلُبْهُ ، ما لی ولِلمُماراةِ ؟! وإنَّ الشَّیطانَ لَیُوَسوِسُ لِلرّجُلِ ویُناجیهِ ویقولُ : ناظِرِ النّاسَ فی الدِّینِ کیلا یَظُنّوا بکَ العَجزَ والجَهلَ !
امام حسین علیه السلام ـ به مردی که گفت : بنشین تا با یکدیگر درباره دین مناظره کنیم ـ فرمود : ای مرد! من به دین خود آگاهم و راه راست برایم معلوم و روشن است. اگر تو نسبت به دینت آگاهی نداری برو و آن را تحصیل کن، مرا چه به بحث و مجادله؟ همانا شیطان آدمی را وسوسه می کند و در گوش او می خواند و می گوید : درباره دین با مردم مناظره کن تا فکر نکنند که تو آدم ناتوان و نادانی هستی!
بحار الأنوار : 2 / 135 / 32.

حدیث83

امام حسین علیه السلام :
مالُکَ إن لَم یَکُنْ لَکَ کُنتَ لَهُ،فلا تُبقِ علَیهِ فإنّهُ لا یُبقی علَیکَ ، وکُلْهُ قَبلَ أن یَأکُلَکَ
امام حسین علیه السلام : دارایی تو اگر از آن تو نباشد، تو از آنِ او خواهی بود. پس به آن رحم نکن؛ زیرا که او به تو رحم نمی کند وپیش از آنکه او تو را بخورد تو آن را بخور!
الدرّة الباهرة : 24 .

حدیث84

امام حسین علیه السلام :
ـ لابنِ عبّاسٍ ـ : لا تَتَکَلَّمَنَّ فیما لا یَعنیکَ فإنّی أخافُ علَیکَ الوِزرَ، ولا تَتکَلَّمَنَّ فیما یَعنیکَ حتّی تَری لِلکلامِ مَوضِعا .
امام حسین علیه السلام ـ به ابن عباس ـ فرمود : هرگز سخن بیهوده مگوی؛ زیرا بیم گناه برای تو دارم و سخن سودمند نیز هرگز مگوی، مگر این که آن سخن به جا باشد.
بحار الأنوار : 78/127/10.

حدیث85

امام حسین علیه السلام :
مَن قَبِلَ عَطاءَکَ فقد أعانَکَ علَی الکَرَمِ .
امام حسین علیه السلام : کسی که عطای تو را بپذیرد در بخشندگی به تو کمک کرده است.
الدّرة الباهرة : 24.

حدیث86

امام حسین علیه السلام :
القُنوعُ راحَةُ الأبدانِ .
امام حسین علیه السلام : قناعت، مایه آسایش تن است.
بحار الأنوار : 78/128/11.

حدیث87

امام حسین علیه السلام :
ـ لِرجُلٍ اغتابَ عِندَهُ رجُلاً ـ : یا هذا، کُفَّ عنِ الغِیبَةِ؛ فإنّها إدامُ کِلابِ النارِ .
امام حسین علیه السلام ـ به مردی که در حضور ایشان از دیگری غیبت کرد ـ فرمود: ای مرد! دست از غیبت بردار؛ زیرا غیبت خورش سگهای دوزخ است.
تحف العقول : 245.

حدیث88

امام حسین علیه السلام :
إنَّ أعمالَ هذهِ الاُمَّةِ ما مِن صَباحٍ إلّا وتُعرَضُ عَلَی اللّه ِ تَعالی .
امام حسین علیه السلام : هر بامداد اعمال این امّت بر خداوند متعال عرضه می شود.
عیون أخبار الرضا : 2 / 44 / 156.

حدیث89

امام حسین علیه السلام :
ـ لَمّا تَذاکَروا العَقلَ عِندَ مُعاوِیَةَ ـ : لا یَکمُلُ العَقلُ إلّا بِاتِّباعِ الحَقِّ ، فقالَ مُعاوِیَةُ : ما فی صُدورِکُم إلّا شَیءٌ واحِدٌ .
امام حسین علیه السلام : ـ هنگامی که نزد معاویه سخن از عقل به میان آمد ـ فرمود : عقل به کمال نرسد مگر با پیروی از حق. معاویه گفت: در سینه های شما جز یک چیز وجود ندارد.
أعلام الدین : 298.

حدیث90

امام حسین علیه السلام :
إنَّ أعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِ .
امام حسین علیه السلام : با گذشت ترین مردم، کسی است که در زمان قدرت داشتن گذشت کند.
الدرّة الباهرة : 24.

حدیث91

امام حسین علیه السلام :
کانَ یُقالُ : لا تَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَةٍ تَرَی اللّه َ یُعصی فتَطرِفُ حتّی یُغَیِّرَهُ .
امام حسین علیه السلام : گفته می شد: بر هیچ چشمِ مؤمنِ به خدا روا نیست که ببیند خدا نافرمانی می شود و خود را فرو بندد مگر آن وضع را تغییر دهد.
تنبیه الخواطر : 2/179.

حدیث92

امام حسین علیه السلام :
اعلَموا أنَّ المَعروفَ مُکِسبٌ حَمدا ، ومُعقِبٌ أجرا ، فلَو رَأیتُمُ المَعروفَ رَجُلاً لَرَأیتُموهُ حَسَنا جَمیلاً یَسُرُّ النّاظِرینَ ویَفوقُ العالَمینَ ، ولَو رَأیتُمُ اللُّؤمَ رَأیتُموهُ سَمِجا قَبیحا مَشوما تَنفِرُ مِنهُ القُلوبُ وتُغَضُّ دُونَهُ الأبصارُ .
امام حسین علیه السلام : بدانید که خوبی کردن، ستایش به بار می آورد و پاداش در پی دارد. اگر خوبی را به صورت مردی ببینید هر آینه آن را نیکو و زیبا و خوشایند و برتر از همه جهانیان خواهید دید و اگر پستی را ببینید آن را ناهنجار و زشت و بد منظر که دلها از آن می گریزد و چشمها به رویش بسته می شود، خواهید دید.
أعلام الدین : 298 .

حدیث93

امام حسین علیه السلام :
الصَّمَدُ: الّذی لا جَوفَ لَهُ ، والصَّمَدُ : الّذی قَدِ انتَهی سُؤدَدُهُ ، والصَّمَدُ الّذی
لا یَأکُلُ ولا یَشرَبُ ، والصَّمَدُ : الّذی لا یَنامُ ، والصَّمَدُ : الدّائمُ الّذی لَم یَزَلْ ولا یَزالُ .
امام حسین علیه السلام : صمد، کسی است که میانْ تهی[ممکن الوجود] نیست؛ صمد کسی است که سروری و مهتریش در اوج است؛ صمد کسی است که نه می خورد و نه می آشامد؛ صمد کسی
است که نمی خوابد؛ صمد آن مانایی است که پیوسته بوده و خواهد بود.
التوحید : 90/3.

حدیث94

امام حسین علیه السلام :
ـ فی الدُّعاءِ ـ : إلهی تَرَدُّدیفی الآثارِ یُوجِبُ بُعدَ المَزارِ ، فاجمَعْنی عَلَیکَ بِخِدمَةٍ تُوصِلُنی إلَیکَ ، کَیفَ یُستَدَلُّ عَلَیکَ بِما هُوَ فی وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَیکَ ؟ ! أیَکونُ لِغَیرِکَ مِنَ الظُّهورِ ما لَیسَ لَکَ حتّی یَکونَ هُوَالمُظهِرَ لَکَ ؟! متی غِبتَ حتّی تَحتاجَ إلی دَلیلٍ یَدُلُّ عَلَیکَ ؟ ! ... بِکَ أستَدِلُّ عَلَیکَ فَاهْدِنی بِنورِکَ إلَیکَ .
امام حسین علیه السلام ـ در دعا ـ گفت : بار خدایا! سر گرم شدنم به آثار و نشانه ها، موجب دوری زیارتگاه (دیدار خدا) می شود، پس تمام قوای مرا متوجه کاری کن که من را به تو برساند. چیزی که خود در هستی اش نیازمند توست، چگونه تواند دلیل و رهنمای بر تو باشد؟! آیا جز تو را ظهوری است که تو را نیست تا این که آنان آشکارکننده تو باشند؟! کی غایب بوده ای تا نیاز داشته باشی (راهنمایی) به جایگاه تو راهنمایی کند؟!... به واسطه توست که ره به تو می برم؛ پس، با نور خود مرا به سویت رهنمون شو.
بحار الأنوار : 98/225 .

حدیث95

امام حسین علیه السلام :
دِراسَةُ العِلمِ لِقاحُ المَعرِفةِ .
امام حسین علیه السلام : تحصیل دانش، سبب باروری شناخت است.
بحار الأنوار : 78/128/11 .

حدیث96

امام حسین علیه السلام :
إیّاکَ وما تَعتَذِرُ مِنهُ ؛ فإنَّ المُؤمِنَ لا یُسیءُ ولا یَعتَذِرُ ، والمُنافِقَ کُلَّ یَومٍ یُسیءُ ویَعتَذِرُ .
امام حسین علیه السلام : زنهار از کاری که از آن پوزش بخواهی؛ زیرا مؤمن نه بدی می کند و نه پوزش می خواهد و منافق هر روز بدی می کند و پوزش می طلبد.
تحف العقول : 248 .

حدیث97

امام حسین علیه السلام :
ـ فی دعاءِ یَومِ عَرَفَةَ ـ : اللّهُمّاجعَلْنی أخشاکَ کَأنّی أراکَ ، وأسعِدْنی بتَقواکَ ، ولا تُشقِنی بِمَعصِیَتِکَ .
امام حسین علیه السلام ـ در دعای روز عرفه ـ گفت : بار خدایا! کاری کن که از تو چنان بترسم که گویی می بینمت، و باتقوا و ترس از خودت خوشبختم گردان، و با معصیت و نافرمانیت شور بختم مکن .
بحار الأنوار: 98/218/3

حدیث98

امام حسین علیه السلام :
ـ لَمّا سَألَهُ أبوهُ عنِ السُّؤدُدِ ـ : إحشاشُ العَشِیرَةِ ، واحتِمالُ الجَرِیرَةِ .
امام حسین علیه السلام ـ در پاسخ به سؤال پدر بزرگوارش از معنای سروری ـ فرمود : کمک کردن به عشیره و به دوش کشیدن خسارتها و جرایم آنها .
بحار الأنوار : 72/194/14 .

حدیث99

امام حسین علیه السلام :
صاحِبُ الحاجةِ لَم یُکرِمْ وَجهَهُ عن سُؤالِکَ فَأکرِمْ وَجهَکَ عن رَدِّهِ .
امام حسین علیه السلام : نیازمند با درخواست کردن حرمت خود را نگه نداشته است ، پس تو با نومید نکردن او آبرو و حرمت خود را نگه دار .
کشف الغمّة : 2/244.

حدیث100

امام حسین علیه السلام :
مَن اُحْجِمَ عن الرَّأیِ وعَیِیَتْ بِهِ الحِیَلُ ، کانَ الرِّفقُ مِفتاحَهُ .
امام حسین علیه السلام : هر که فکرش به جایی نرسد و در چاره یابی درمانَد، ملایمت، کلید [گشایش مشکل ]او باشد .
بحار الأنوار : 78/128/11

حدیث101

امام حسین علیه السلام :
مَن طَلَبَ رِضا اللّه ِ بِسَخَطِ الناسِ کَفاهُ اللّه ُ اُمُورَ الناسِ ، ومَن طَلَبَ رِضا الناسِ بِسَخَطِ اللّه ِ ، وَکَلَهُ اللّه ُ إلی النّاسِ .
امام حسین علیه السلام : هرکه خشنودی خدا را با ناخشنودی مردم بطلبد ، خداوند او را از امور مردم بی نیاز کند و هرکه خشنودی مردم را با ناخشنود کردن خدا بجوید ، خداوند او را به مردم واگذارد .
بحار الأنوار: 71/208/17.

حدیث102

امام حسین علیه السلام :
إنّ أوصَلَ الناسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ .
امام حسین علیه السلام : قوی ترین کَس در صله رحم کسی است که با خویشاوند بریده از خود پیوند برقرار کند .
بحار الأنوار : 74/400/41 .

حدیث103

امام حسین علیه السلام :
مَن سَرَّهُ أن یُنسَأ فی أجَلِهِ ، ویُزادَ فی رِزقِهِ ، فَلْیَصِلْ رَحِمَهُ .
امام حسین علیه السلام : هر که دوست دارد مرگش به تأخیر افتد و روزی اش افزایش یابد ، صله رحم به جای آورَد .
بحار الأنوار : 74/91/15 .

حدیث104

امام حسین علیه السلام :
أکُونُ أوَّلَ مَن یَنشَقُ الأرضُ عَنهُ ، فَأخرُجُ خَرجَةً یُوافِقُ ذلکَ خَرجَةَ أمیرِالمؤمنینَ وقیامَ قائِمِنا .
امام حسین علیه السلام : من نخستین کسی هستم که وقتی زمین شکاف می خورد از آن بیرون می آیم و این همزمان است با رجعت امیرالمؤمنین و قیام قائم ما .
بحار الأنوار : 53/ 62/ 52

حدیث105

امام حسین علیه السلام :
لا تَصِفَنَّ لِمَلِکٍ دواءً ، فإن نَفَعَهُ لَم یَحمَدْکَ ، وإن ضَرَّهُ اتَّهَمَکَ .
امام حسین علیه السلام : هرگز برای پادشاه دارو نسخه مکن ؛ زیرا اگر سودمند افتد از تو سپاسگزاری نکند و اگر زیان رساند تو را متّهم سازد .
بحار الأنوار : 75/382/47 .

حدیث106

امام حسین علیه السلام :
إنَّ مِن هَوانِ الدنیا علی اللّه تعالی أنَّ رَأسَ یحیی بنِ زکریّا اُهدِیَ إلی بَغِیٍّ مِن بَغایا بنی إسرائیلَ .
امام حسین علیه السلام : از بی ارزشی و خواری دنیا نزد خدای متعال است که سر یحیی بن زکریّا به فاحشه ای بنی اسرائیلی هدیه شد .
بحار الأنوار: 44/365

حدیث107

امام حسین علیه السلام :
کانَ رَسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یَرفَعُ یَدَیهِ إذا ابتَهَلَ ودَعا کَما یَستَطعِمُ المِسکینُ .
امام حسین علیه السلام : رسول خدا صلی الله علیه و آله در هنگام ابتهال و دعا مانند بینوایی که غذا می طلبد ، دستانش را بالا می بُرد .
مکارم الأخلاق : 2/8/1981 .

حدیث108

امام حسین علیه السلام :
لَیست العِفَّةُ بِمانِعَةٍ رِزْقا ، ولا الحِرصُ بجالِبٍ فَضْلاً ، وإنَّ الرِّزقَ مَقْسومٌ والأجَلَ مَحتومٌ ، ؤاسْتِعمالُ الحِرصِ طَالبُ المَأْثَمِ .
امام حسین علیه السلام : نه عفّت و مناعت مانع روزی می شود و نه حرص زدن روزی بیشتر می آورد ؛ زیرا روزی تقسیم شده و اجل حتمی است و حرص زدن ، طلب گناه است .
أعلام الدین : ص 428 .

حدیث109

امام حسین علیه السلام :
ألا إنَّ الحَربَ شَرُّهاذَریعٌ ، وطَعْمُها فَظیعٌ ، فمَن أخَذَ لَها اُهْبَتَها ، واسْتَعدَّلَها عُدَّتَها ، ولَم یألَمْ کُلومَها قَبلَ حُلولِها ، فذاکَ صاحِبُها ، ومَن عاجَلَها قَبلَ أوانِ فُرْصَتِها ، واسْتِبْصارِ سَعیهِ فیها ،فذاکَ قَمِنٌ ألّا یَنْفَعَ قَومَهُ ، وأنْ یُهْلِکَ نَفْسَهُ .
امام حسین علیه السلام : بدانید که جنگ، شرّش شتابنده است وطعمش زشت و نفرت انگیز؛ پس، هر کس که خود را برای آن آماده کند و ساز و برگش را فراهم آورد و پیش از فرا رسیدن هنگامه جنگ، پیکر خود را از زخمهای آن دردمند نکند جنگ را برده است ؛ اما آن که پیش از رسیدن فرصت و زمان جنگ وآگاه شدن از توانایی جنگی خود به آن مبادرت ورزد مستحق آن است که سپاهیان خود را سودی نرساند و خویشتن را نیز به نابودی اندازد .
شرح نهج البلاغة : 3/186 .

حدیث110

امام حسین علیه السلام :
ـ فی الدعاء المنسوب إلیه ـ : أنتَ الّذیأزَلْتَ الأغْیارَ عن قُلوبِ أحِبّائکَ حتّی لَم یُحِبّوا سِواکَ... ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَکَ؟! وما الّذی فَقَد مَن وَجَدکَ؟! لَقد خابَ مَن رَضِیَ دُونَکَ بَدَلاً .
امام حسین علیه السلام ـ در دعای منسوب به ایشان ـ : تویی که اغیار را از دل دوستانت بیرون کردی تا جز تو را دوست ندارند ... آن که تو را ندارد چه دارد؟ و آن که تو را دارد چه ندارد؟! آن که دیگری را به جای تو گرفت زیان کرد و باخت.
بحار الأنوار : 98/226/3

حدیث111

امام حسین علیه السلام :
مَن جادَ سادَ .
امام حسین علیه السلام : هر که بخشنده باشد ، آقایی کند.
کشف الغمّة : 2/242 .

حدیث112

امام حسین علیه السلام :
إنّ أجْوَدَ النّاسِ مَن أعطی مَن لا یَرجو .
امام حسین علیه السلام : همانا بخشنده ترین مردم ،کسی است که به آن که به او چشم امید نبسته بخشش کند.
کشف الغمّة : 2/242 .

حدیث113

امام حسین علیه السلام :
ـ سُـئِـلَ عَنِ الـجَهادِ: سُـنَّةٌ أو فَـرِیضةٌ؟ فقالَ علیه السلام ـ : الجِهادُ علی أرْبَعَةِ أوْجُهٍ : فجِهادانِ فَرْضٌ وجِهادُ سُنَّةٍ لا یُقامُ إلّا مَعَ فَرْضٍ وجِهادُ سُنَّةٍ ، فأمّا أحَدُ الفَرْضَیْنِ فجِهادُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عن مَعاصِی اللّه ِ وهو مِنْ أعْظَمِ الجِهادِ وَمُجاهَدَةُ الّذین یَلُونَکُمْ مِنَ الکُفّارِ فَرْضٌ . وأمّا الجِهادُ الّذی هو سُنّة لا یُقامُ إلّا مَعَ فَرْض فَإِنَّ مجاهَدَةَ العَدُوِّ فرضٌ علی جمیع الاُمّة لو ترکوا الجهاد لَأَتاهم العَذابُ وهذا هو مِنْ عذابِ الاُمَّةِ وهُوَ سُنَّةٌ عَلَی الإمامِ وحَدُّهُ أنْ یَأتِیَ العَدُوَّ مَعَ الاُمَّةِ فیجاهِدَهم . وأمّا الجِهادُ الذی هُوَ سُنّةٌ فکُلُّ سُنّةٍ أقامَها الرَّجُلُ وجاهدَ فی إقامَتِها وبُلُوغِها وإحیائِها فَالعَمَلُ والسَّعْیُ فیها مِنْ أفضلِ الأَعْمال لِأنَّها إحیاءُ سُنَّةٍ وقَدْ قالَ رسولُ اللّه صلی الله علیه و آله : «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَهً فَلَهُ أجْرُها وأجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها إلی یَوْمِ القِیامَةِ مِنْ غَیْرِ أن یَنْقُصَ مِنْ أجُورِهِم شَیْئا»
امام حسین علیه السلام ـ در پاسخ به این پرسش که جهاد سنّت (پیامبر) است یا فریضه (الهی) ؟ ـ : جهاد چهارگونه است : دو گونه آن فریضه (الهی) است و گونه دیگر سنّتی است که جز به فریضه بدان دست نیازند و یک جهاد نیز (تنها) سنّت است . امّا آن دو جهاد که فریضه اند : یکی جهادِ آدمی با نَفْسِ خویش است در بازداشتن نَفْس از نافرمانی های نسبت به خدا ، که بزرگترین جهاد است ، و دیگری پیکار (و جهاد) با کافرانی که هم مرز شمایند که آن نیز فریضه است . امّا آن جهاد که سنّتی است که جز به فریضه بدان دست نیازند ، جهاد با دشمن است که بر تمامِ امّت واجب است و اگر آن جهاد را ترک کنند ، بر آنها عذاب درآید و این عذاب تمامِ امّت را در برگیرد و آن جهاد ، بر امامْ سنّت است و تعریفش آن است که امام با امّت بر سرِ دشمن تازد و با دشمنان جهاد کند . امّا جهادی که فقط سنّت است ، برپا داشتن هر سنّتِ (نَبَوی) است که انسان بر پای دارد و در برپا نگهداشتن و برآوردن و زنده کردن آن مبارزه کند . پس سعی و عمل در راه آن بهترین اعمال است زیرا زنده داشتنِ سنّت است، و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : «هرکس سنّت و قانونِ نیکی را بنیان گذارد ، پاداشش از آنِ اوست و نیز از ثواب همه آنان که تا روز قیامت بدان عمل می کنند بهره می برد بی آنکه از ثواب خودِ آنان چیزی کاسته شود.»
تحف العقول : 243 .

حدیث114

امام حسین علیه السلام :
ـ مِن کَلامِهِ یَومَ عاشوراءَ ـ : لا وَاللّه ِلا أُعطیکُم بِیَدی إعطاءَ الذَّلیلِ وَلا أُفِرُّ فِرارَ العَبیدِ .
امام حسین علیه السلام ـ در بخش دیگری از سخنانش در روز عاشورا ـ فرمود : به خدا سوگند ، نه دست ذلّت و خواری به شما می دهم و نه چونان بردگان می گریزم .
الإرشاد : 2 / 98 .

حدیث115

امام حسین علیه السلام :
ـ مِن کَلامِهِ یَومَ عاشوراءَ ـ : ألا وَإنَّ الدَّعیَّ ابنَ الدَّعیِّ قَد رَکَّزَ بَینَ اثنَتینِ بَینَ السُلَّهِ وَالذِلَّةِ وَهَیهاتَ مِنّا الذِلَّةُ یَأبی اللّه ُ ذلک لَنا وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ وَحُجورٌ طابَت وَطَهُرَت وَأنوفُ حَمیَّةٍ وَنُفوسُ أبیَّةٍ مِن أن تُؤثِرَ طاعَةَ اللِئامِ عَلی مَصارِعِ الکِرامِ .
امام حسین علیه السلام ـ در بخشی از سخنانش در روز عاشورا ـ فرمود : هان ! این حرامزاده پسر حرامزاده مرا میان دو چیز مخیّر کرده است : میان شمشیر و تن دادن به خواری . و هیهات که ما تن به ذلّت و خواری دهیم . خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهای پاک و مطهّر[ی که ما در آن پرورش یافته ایم] و دلهای غیرتمند و جانهای بزرگمنش ، این را بر ما نمی پذیرند که فرمانبری از فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم .
اللهوف : 97 .

حدیث116

امام حسین علیه السلام :
دَخَلتُ عَلی رسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله وَعِندَهُ أبی ابنُ کَعبٍ ، فَقالَ لی رسولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله مَرحَبا بِکَ یا أبا عَبدِاللّه ِ ، یا زَینَ السَمَواتِ وَالأرَضینَ ، قالَ لَهُ أبَیٌّ : وَکَیفَ یَکونُ یا رسولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله زَینُ السَّماواتِ وَالأرَضینَ أحَدٌ غَیرُکَ ؟! قالَ : یا أبَیُّ وَالَّذی بَعَثَنی بِالحَقِّ نَبیّا إنَّ الحُسَینَ بنَ عَلیٍّ فی السَّماءِ أکبَرُ مِنهُ فی الأرضِ ، وَإنَّهُ لَمَکتوبٌ عَن یَمینِ عَرشِ اللّه ِ عزّ وجلّ : مِصباحُ هُدیً وَسَفینَةُ نَجاةٍ وَإمامٌ غَیرُ وَهنٍ وَعِزٌّ وَفَخرٌ وَعَلَمٌ وَذُخرٌ .
امام حسین علیه السلام : بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم . ابن ابی کعب در خدمت ایشان بود . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود : خوش آمدی ای ابا عبداللّه ، ای زیور آسمانها و زمینها ! اُبیّ به پیامبر عرض کرد : ای رسول خدا ! چگونه ممکن است کسی غیر از شما زیور آسمانها و زمینها باشد ؟ ! پیامبر فرمود : ای ابیّ ! سوگند به آن کسی که بحق مرا به پیامبری برانگیخت ، مقام و منزلت حسین بن علی در آسمان ، بالاتر از منزلت او در زمین است . در سمت راست عرش خداوند عز و جل نوشته شده است : [حسین ]چراغ هدایت و کشتی نجات و امامی سستی ناپذیر ، با عزّت، افتخارآفرین، راهنما، و ذخیره[ای گرانبها ]است .
عیون أخبار الرضا : 1 / 59 / 29 .

حدیث117

امام حسین علیه السلام :
ـ فی کتابهِ إلی أهلِ الکوفةِ ـ : فَلَعَمْری ، ما الإمامُ إلّا الحاکمُ بالکِتابِ ، القائمُ بالقِسْطِ، الدّائنُ بِدِینِ الحَقِّ ، الحابِسُ نَفْسَهُ علی ذاتِ اللّه ِ .
امام حسین علیه السلام ـ در نامه اش به کوفیان ـ نوشت : به جان خودم سوگند، امام و پیشوا کسی نیست مگر آن که بر اساس کتاب خدا حکومت کند، عدل و داد را بر پا دارد، پایبند دین حق باشد و خود را وقف در راه خدا کند.
الإرشاد : 2 / 39 .

حدیث118

امام حسین علیه السلام :
ـ لَمّا سُئل عَن مَعرفةِ اللّه ِ ـ : مَعرفةُ أهلِ کُلِّ زمانٍ إمامَهُمُ الّذی یَجِبُ عَلَیهِمْ طاعَتُهُ .
امام حسین علیه السلام ـ هنگامی که از ایشان درباره شناخت خدا سؤال شد ـ فرمود : [یعنی] شناخت مردم هر زمان نسبت به امامی که اطاعتش بر آنان واجب است.
بحار الأنوار : 23 / 83 / 22 .

حدیث119

امام حسین علیه السلام :
إنّ أوْصَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ .
امام حسین علیه السلام : قویترین فرد در ایجاد ارتباط کسی است که با کسی که از او بریده رابطه برقرار کند.
بحار الأنوار: 78/121/4.

حدیث120

امام حسین علیه السلام :
إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ؛
بی گمان شیعیان ما، دل هایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکاری پاک است.
بحار الأنوار، ج 68، ص 156، ح 11.

حدیث121

امام حسین علیه السلام :
کانَ صلی الله علیه و آله ... لایَحْسَبُ اَحَدٌ مِنْ جُلَسائِهِ اَنَّ اَحَدا اَکْرَمُ عَلَیْهِ مِنْهُ؛
پیامبر صلی الله علیه و آله، چنان با هم نشینان رفتار می نمودند که هیچ یک از آنان گمان نمی کرد کسی نزد آن حضرت از وی گرامی تر باشد.
عیون أخبار الرضا7، ج 2، ص 284.

حدیث122

امام حسین علیه السلام :
اَ یُّهَا النّاسُ! نافِسوا فِی الْمَکارِمِ وَ سارِعوا فِی الْمَغانِمِ وَ لاتَحْتَسِبوا بِمَعْروفٍ لَمْ تَجْعَلوا ... ؛
ای مردم! در خوبی ها، با یکدیگر رقابت کنید و در کسب غنائم (بهره گرفتن از فرصت ها)، شتاب نمایید و کار نیکی را که در انجامش شتاب نکرده اید، به حساب نیاورید.
بحار الأنوار، ج 78، ص 121، ح 4.

حدیث123

امام حسین علیه السلام :
اِعْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ یَعْلَمُ اَنَّهُ مَاْخوذٌ بِالاَْجْرامِ مَجْزیٌّ بِالاِْحْسانِ؛
همانند کسی کار کن که می داند به خاطر بدی ها، بازخواست می شود و به خاطر نیکی ها، پاداش می گیرد.
کنز الفوائد، ج 1، ص 32.

حدیث124

امام حسین علیه السلام :
لایَکْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ؛
عقل، جز با پیروی از حقّ، کامل نمی شود.
أعلام الدین، ص 298.

حدیث125

امام حسین علیه السلام :
اِنَّ شیعَتَنا، مَنْ سَلِمَتْ قُلوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ؛
بی گمان، شیعیان ما، دل هایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکاری، پاک است.
بحار الأنوار، ج 68، ص 156، ح 11.

حدیث126

امام حسین علیه السلام :
شُکْرُکَ لِنِعْمَةٍ سالِفَةٍ، یَقْتَضی نِعْمَةً آنِفَةً؛
شکر تو بر نعمت گذشته، زمینه ساز نعمت آینده است.
نزهة الناظر، ص 80.

حدیث127

امام حسین علیه السلام :
مَنْ عَبَدَ اللّهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللّهُ فَوْقَ اَمانیهِ وَ کِفایَتِهِ؛
هر کس خدا را چنان که حقّ عبادت اوست، عبادت کند، خداوند، بیش از آرزوها و نیازش به او عطا می نماید.
بحار الأنوار، ج 71، ص 184.

حدیث128

امام حسین علیه السلام :
اِتَّخِذُوا عِنْدَ الْفُقَراءِ اَیادیَ فَاِنَّ لَهُمْ دَوْلَةٌ یَوْمَ الْقیامَةِ؛
(با نیکی و کمک به نیازمندان) نزد آنان جایگاهی برای خود بیابید که آنان روز قیامت مقام و منزلتی دارند.
کنز العمّال، ح 16582.

حدیث129

امام حسین علیه السلام :
: اُوصیکُما وجَمیعَ وُلدی وأهلی ومَن بَلَغَهُ کِتابی بِتَقوَی اللّه ِ ونَظمِ أمرِکُم .
امام علی علیه السلام ـ در سفارش به امام حسن و امام حسین8 هنگامی که ابن ملجم ، که نفرین خدا بر او باد ، به او ضربت زد ـ : من ، به شما و همه فرزندان و خاندانم و کسانی را که نامه من بدانان می رسد ، به پروا کردن از خدا و نظم در کارها سفارش می کنم .
نهج البلاغة : الکتاب 47 .

حدیث130

امام حسین علیه السلام :
المَکارِمُ عَشرٌ ، فَإِنِ استَطَعتَ أن تَکونَ فیکَ فَلتَکُن ، فَإِنَّها تَکونُ فِی الرَّجُلِ ولا تَکونُ فی وَلَدِهِ ، وتَکونُ فِی الوَلَدِ ولا تَکونُ فی أبیهِ ، وتَکونُ فِی العَبدِ ولا تَکونُ فِی الحُرِّ .
قیلَ : وما هُنَّ؟
قالَ: صِدقُ البَأسِ(/ الیأس) ، وصِدقُ اللِّسانِ، وأداءُ الأَمانَةِ، وصِلَةُ الرَّحِمِ، و إقراءُ الضَّیفِ ، و إطعامُ السّائِلِ ، وَالمُکافَأَةُ عَلَی الصَّنائِعِ ، وَالتَّذَمُّمُ لِلجارِ ، وَالتَّذَمُّمُ لِلصّاحِبِ ، ورَأسُهُنَّ الحَیاءُ .
الکافی ـ به نقل از حسین بن عطیه ـ : از امام صادق علیه السلام فرمود : «کرامت ها[ی اخلاقی] ده تاست . اگر توانستی آنها را در خود فراهم آوری ، چنان کن . این خصلت ها ممکن است در مرد باشد و در فرزندش نباشد ، یا در فرزند باشد و در پدرش نباشد ، یا در برده باشد و در شخص آزاد نباشد» .
گفته شد : این خصلت ها کدام اند؟
فرمود : «پایمردی در نبرد ، راستْ گفتاری ، امانتداری ، صله رَحِم ، میهمان نوازی ، اطعام فقیر ، جبران نیکی ها ، رعایت حقوق همسایه و دفع ضرر از رفیق ؛ و برترین آنها حیاست» .
الکافی : ج 2 ص 55 ح 1 .

حدیث131

امام حسین علیه السلام :
: در شبی تاریک و ابری که طواف ، خلوت بود و زائران به خواب رفته بودند و چشم ها را خواب ربوده بود ، با علی بن ابی طالب علیه السلام در طواف بودم . در این هنگام ، صدای حزن آلود دل شکسته ای به گوش می رسید که با دلی آکنده از درد ، [از خدای غفّار ، ]فریادرسی می طلبید و پناه می جست و رحمت می خواست و می گفت :
ای آن که دعای درماندگان در تاریکی ها را به اجابت می رسانی!/
ای آن که زیان و گرفتاری بیماری ها را برطرف می سازی!
میهمانان تو ، گرداگرد کعبه ، می خوابند و بیدار می شوند/
تو را می خوانند ، در حالی که چشم تو ـ ای پاینده ـ به خواب نمی رود .
با بخشندگی ات ، با بهترین گذشت ، از گناهانم درگذر/
ای آن که همه خلایق در حرم امنش تنها به او [امیدوارند و به او] اشاره دارند .
اگر گنهکاران ، عفو تو را در نیابند/
پس چه کسی نعمت [رحمت و عفو] خود را بر آنان ببخشاید؟!
پدرم (امیرمؤمنان) به من فرمود : «ای ابا عبد اللّه ! آیا به این شخص که داد از گناهانش دارد و از پروردگارش دادخواهی می کند ، گوش سپردی؟» .
گفتم : بله ، شنیدم .
فرمود : «از پی او برو . شاید او را ببینی» .
پس در آن تاریکی شب ، دست [به این سو و آن سو] می مالیدم و در میان خفتگان می گشتم . همین که بین رُکن و مقام رسیدم ، شخصی ایستاده بر من نمودار شد. دقّت کردم، دریافتم که هموست که به نماز ایستاده است. گفتم: سلام بر تو ای بنده خدا که به گناهان خود ، اعتراف داری و در پیِ گذشت و آمرزش و
پناه خداوندی! تو را به خدا ، فرا خوانی پسر عموی پیامبر خدا را اجابت کن .
با شتاب ، سجده و تشّهد و سلام نماز را به پایان برد و بی آن که سخنی گوید ، [برخاست و] با دست به من اشاره نمود که پیش بیفت .
پیش افتادم و او را به حضور امیرمؤمنان آورده ، گفتم : این ، همان مرد است .
امام علیه السلام بر او نگریست که جوانی خوش رو و پاکیزه لباس بود . از او پرسید : «کیستی؟» .
گفت : از برخی قبایل عرب هستم .
پرسید : «نامت چیست؟» .
گفت : مُنازل شیبانی .
پرسید : «حالت چگونه است؟ چرا گریه و استغاثه می کردی؟» .
گفت : چگونه باشد حال کسی که به گناه عاقّ ، گرفتار آمده و اکنون ، در تنگی معیشت و در گرو بدبختی و بلاست، آن گونه که اگر توبه کند، نمی پذیرند؟!
پرسید : «چرا چنین شده ای؟» .
گفت : من در میان مردم خود ، سرگرم هوس رانی و خوش گذرانی بودم ، نافرمانی حق تعالی را در ماه های رجب و شعبان نیز ادامه دادم و از پروردگار مهربان ، نمی ترسیدم . پدری مهربان و نرم خو داشتم که مرا از پیشامدهای ناگوارِ ریشه برانداز روزگار ، برحذر می داشت و از عِقاب آتش خشم خداوندی می ترساند و می گفت : چه قدر نور و تاریکی ، شب ها و روزها ، ماه ها و سال ها ، و فرشتگان بزرگوار ، از دست تو به [ستوه و] فریاد آیند [و تو از خطا و گناه خود برنگردی]؟!
هرگاه در اندرز دادنم اصرار می ورزید ، من ، پرخاشگرانه ، او را کتک می زدم . روزی خواستم قدری سکّه طلا را که در خیمه بود ، بردارم و در عیّاشی صرف کنم . پدرم مانع شد و من ، او را آزردم و دستش را پیچاندم و سکّه های زر را برداشتم و رفتم . او دستش را به زانو نهاد تا از جای برخیزد؛ ولی از شدّت درد و ناراحتی نتوانست . پس این اشعار را سرود :
میان من و «مُنازل» ، قرابتی پیش آمد /
درست به همان گونه که طالب باران ، آن را می طلبد .
او را پروراندم تا نیرومند و بلندقامت گشت /
هرگاه بر می خاست ، یال او چون یال گوساله بود .
در خردسالی اش هرگاه گرسنه می شد /
گواراترین خوراک را به او می دادم .
پس همین که به عُنفوان جوانی رسید /
زبانش همچون نیزه رُدّینی [دراز و برّان] گشت .
این چنین ، به ستم مالم را رُبود و دستم را پیچاند /
خدایی که به او غالب است ، دستش را بپیچاند!
سپس سوگند یاد کرد که قطعاً به خانه خدا آید تا از خدا علیه من یاری بطلبد . چندین هفته ، روزه گرفت و چندین رکعت ، نماز گزارد و دعا کرد و بر شتری راهرو ، سوار شد و از دشت ها و بیابان ها و کوه ها گذشت تا در روز حجّ اکبر ، وارد مکّه شد . از شتر پیاده شد و رو به خانه خدا آورد . پس از سعی و طواف ، به پرده کعبه آویخت و با التماس و لابه ، نیایش کرد و این گونه سرود :
ای آن که حاجیان بر کجاوه ها با منتهای کوشش خود/
از دورترین سرزمین ها به سوی او می آیند .
من نیز به سوی تو آمده ام/
ای آن که [ناامید نمی سازد] کسی را که او را با لابه و زاری به یگانگی و بی نیازی بخواند .
این ، مُنازل است که از نافرمانی (آزُردن) من ، خشنود است/
ای جبّار! حقّ مرا از فرزندم بگیر .
تا به یاری تو پهلویش فلج شود/
ای آن که از هر عیب و نقص ، پاکی و نه خود ، زاده شدی و نه چیزی را زادی!
سوگند به خدایی که آسمان را افراشت و آب را به جریان انداخت ، دعایش را به پایان نبرده بود که این بلایی که می بینی ، بر من نازل شد .
سپس ، پهلوی راست خود را گشود . دیدم فلج شده است .
[و ادامه داد :] سه سال است که از او می خواهم تا در همان جا که نفرینم کرد ، دعایم کند ، و نپذیرفته است ، تا امسال که بر من منّت نهاد و پذیرفت . پس به امید عافیت ، او را به شتری لاغر ، سوار کردم و با شتاب و تلاش ، از موطن خود بیرون آمدیم . همین که به منزل اراک و خرابه های سرزمین سیاک رسیدیم ، در شب ، پرنده ای رمید و از صدای آن ، شتر پدرم رَم کرد و او را به زمین افکند و میان دو سنگ [صدمه دید و] درگذشت . او را همان جا دفن نمودم . بالاتر از همه این مصیبت ها این است که اکنون در میان مردم ، شناخته نیستم ، مگر با عنوانِ : «گرفتارِ نفرین پدر!» .
امیرمؤمنان به او فرمود : «لحظه دادرسی ات فرا رسیده است . آیا به تو دعایی را بیاموزم که پیامبر به من آموخت و در آن، اسم اعظم خدای اکبرِ عزیزِ اکرم است؛ اسمی که خداوند به وسیله آن ، هر که او را بخواند ، پاسخ می دهد و هر که از او
بخواهد ، عطایش می بخشد و با آن ، اندوه ها را می گشاید ، ناراحتی ها را برطرف می سازد، غم ها را می بَرَد ، بیماری را بهبود می بخشد ، شکسته را سامان می دهد، فقیر را غنی می کند، قرض ها را می پردازد، چشم را بر می گردانَد، گناهان را می آمرزد، عیب ها را می پوشاند،و هربیمناک از شیطان سرکش و ستمگر سرسخت را امان می دهد ، و اگر فرمانبردار از خدا ، آن را بر کوه بخواند ، از جایش کَنده می شود و اگر بر مُرده ای بخواند ، خدا او را زنده می کند و اگر آن را بر آب بخواند ـ در صورتی که خودْ شیفتگی او را نگیرد ـ بر آن راه می رود؟ پس ، ای مرد! تقوای الهی پیشه ساز که دلم برایت می سوزد . خدای سبحان ، باید از تو صدقِ نیّت ببیند . آن را در [آلودگی به] معصیت نخوان و آن را جز به آن که در دین تو مورد اطمینان است ، ارزانی مدار . اگر با خلوص نیّت اقدام کنی ، خدا دعایت را می پذیرد و پیامبر خود ، محمّد صلی الله علیه و آله را در رؤیا می بینی که به تو مژده بهشت و اجابت می دهد» .
امام حسین علیه السلام می گوید : شادمانی من به فایده دعا بیشتر از شادمانی آن جوان به عافیت خود و آنچه برایش پیش آمده بود ، شد؛ زیرا من پیش از این ، نه آن را از امیرمؤمنان شنیده بودم ، و نه از آن ، خبری داشتم .
سپس [پدرم علی علیه السلام به من] فرمود : «قلم و کاغذی بیاور و آنچه را بر تو املا می کنم ، بنویس» .
چنین کردم . فرمود : «بار الها! از تو درخواست می کنم به نام تو ، به نام خداوند بخشنده مهربان ، ای آن که شکوهمند و بزرگواری! ... .» .
مُهج الدعوات ـ به نقل از امام حسین علیه السلام ـ : در شبی تاریک و ابری که طواف ، خلوت بود و زائران به خواب رفته بودند و چشم ها را خواب ربوده بود ، با علی بن ابی طالب علیه السلام در طواف بودم . در این هنگام ، صدای حزن آلود دل شکسته ای به گوش می رسید که با دلی آکنده از درد ، [از خدای غفّار ، ]فریادرسی می طلبید و پناه می جست و رحمت می خواست و می گفت :
ای آن که دعای درماندگان در تاریکی ها را به اجابت می رسانی!/
ای آن که زیان و گرفتاری بیماری ها را برطرف می سازی!
میهمانان تو ، گرداگرد کعبه ، می خوابند و بیدار می شوند/
تو را می خوانند ، در حالی که چشم تو ـ ای پاینده ـ به خواب نمی رود .
با بخشندگی ات ، با بهترین گذشت ، از گناهانم درگذر/
ای آن که همه خلایق در حرم امنش تنها به او [امیدوارند و به او] اشاره دارند .
اگر گنهکاران ، عفو تو را در نیابند/
پس چه کسی نعمت [رحمت و عفو] خود را بر آنان ببخشاید؟!
پدرم (امیرمؤمنان) به من فرمود : «ای ابا عبد اللّه ! آیا به این شخص که داد از گناهانش دارد و از پروردگارش دادخواهی می کند ، گوش سپردی؟» .
گفتم : بله ، شنیدم .
فرمود : «از پی او برو . شاید او را ببینی» .
پس در آن تاریکی شب ، دست [به این سو و آن سو] می مالیدم و در میان خفتگان می گشتم . همین که بین رُکن و مقام رسیدم ، شخصی ایستاده بر من نمودار شد. دقّت کردم، دریافتم که هموست که به نماز ایستاده است. گفتم: سلام بر تو ای بنده خدا که به گناهان خود ، اعتراف داری و در پیِ گذشت و آمرزش و
پناه خداوندی! تو را به خدا ، فرا خوانی پسر عموی پیامبر خدا را اجابت کن .
با شتاب ، سجده و تشّهد و سلام نماز را به پایان برد و بی آن که سخنی گوید ، [برخاست و] با دست به من اشاره نمود که پیش بیفت .
پیش افتادم و او را به حضور امیرمؤمنان آورده ، گفتم : این ، همان مرد است .
امام علیه السلام بر او نگریست که جوانی خوش رو و پاکیزه لباس بود . از او پرسید : «کیستی؟» .
گفت : از برخی قبایل عرب هستم .
پرسید : «نامت چیست؟» .
گفت : مُنازل شیبانی .
پرسید : «حالت چگونه است؟ چرا گریه و استغاثه می کردی؟» .
گفت : چگونه باشد حال کسی که به گناه عاقّ ، گرفتار آمده و اکنون ، در تنگی معیشت و در گرو بدبختی و بلاست، آن گونه که اگر توبه کند، نمی پذیرند؟!
پرسید : «چرا چنین شده ای؟» .
گفت : من در میان مردم خود ، سرگرم هوس رانی و خوش گذرانی بودم ، نافرمانی حق تعالی را در ماه های رجب و شعبان نیز ادامه دادم و از پروردگار مهربان ، نمی ترسیدم . پدری مهربان و نرم خو داشتم که مرا از پیشامدهای ناگوارِ ریشه برانداز روزگار ، برحذر می داشت و از عِقاب آتش خشم خداوندی می ترساند و می گفت : چه قدر نور و تاریکی ، شب ها و روزها ، ماه ها و سال ها ، و فرشتگان بزرگوار ، از دست تو به [ستوه و] فریاد آیند [و تو از خطا و گناه خود برنگردی]؟!
هرگاه در اندرز دادنم اصرار می ورزید ، من ، پرخاشگرانه ، او را کتک می زدم . روزی خواستم قدری سکّه طلا را که در خیمه بود ، بردارم و در عیّاشی صرف کنم . پدرم مانع شد و من ، او را آزردم و دستش را پیچاندم و سکّه های زر را برداشتم و رفتم . او دستش را به زانو نهاد تا از جای برخیزد؛ ولی از شدّت درد و ناراحتی نتوانست . پس این اشعار را سرود :
میان من و «مُنازل» ، قرابتی پیش آمد /
درست به همان گونه که طالب باران ، آن را می طلبد .
او را پروراندم تا نیرومند و بلندقامت گشت /
هرگاه بر می خاست ، یال او چون یال گوساله بود .
در خردسالی اش هرگاه گرسنه می شد /
گواراترین خوراک را به او می دادم .
پس همین که به عُنفوان جوانی رسید /
زبانش همچون نیزه رُدّینی [دراز و برّان] گشت .
این چنین ، به ستم مالم را رُبود و دستم را پیچاند /
خدایی که به او غالب است ، دستش را بپیچاند!
سپس سوگند یاد کرد که قطعاً به خانه خدا آید تا از خدا علیه من یاری بطلبد . چندین هفته ، روزه گرفت و چندین رکعت ، نماز گزارد و دعا کرد و بر شتری راهرو ، سوار شد و از دشت ها و بیابان ها و کوه ها گذشت تا در روز حجّ اکبر ، وارد مکّه شد . از شتر پیاده شد و رو به خانه خدا آورد . پس از سعی و طواف ، به پرده کعبه آویخت و با التماس و لابه ، نیایش کرد و این گونه سرود :
ای آن که حاجیان بر کجاوه ها با منتهای کوشش خود/
از دورترین سرزمین ها به سوی او می آیند .
من نیز به سوی تو آمده ام/
ای آن که [ناامید نمی سازد] کسی را که او را با لابه و زاری به یگانگی و بی نیازی بخواند .
این ، مُنازل است که از نافرمانی (آزُردن) من ، خشنود است/
ای جبّار! حقّ مرا از فرزندم بگیر .
تا به یاری تو پهلویش فلج شود/
ای آن که از هر عیب و نقص ، پاکی و نه خود ، زاده شدی و نه چیزی را زادی!
سوگند به خدایی که آسمان را افراشت و آب را به جریان انداخت ، دعایش را به پایان نبرده بود که این بلایی که می بینی ، بر من نازل شد .
سپس ، پهلوی راست خود را گشود . دیدم فلج شده است .
[و ادامه داد :] سه سال است که از او می خواهم تا در همان جا که نفرینم کرد ، دعایم کند ، و نپذیرفته است ، تا امسال که بر من منّت نهاد و پذیرفت . پس به امید عافیت ، او را به شتری لاغر ، سوار کردم و با شتاب و تلاش ، از موطن خود بیرون آمدیم . همین که به منزل اراک و خرابه های سرزمین سیاک رسیدیم ، در شب ، پرنده ای رمید و از صدای آن ، شتر پدرم رَم کرد و او را به زمین افکند و میان دو سنگ [صدمه دید و] درگذشت . او را همان جا دفن نمودم . بالاتر از همه این مصیبت ها این است که اکنون در میان مردم ، شناخته نیستم ، مگر با عنوانِ : «گرفتارِ نفرین پدر!» .
امیرمؤمنان به او فرمود : «لحظه دادرسی ات فرا رسیده است . آیا به تو دعایی را بیاموزم که پیامبر به من آموخت و در آن، اسم اعظم خدای اکبرِ عزیزِ اکرم است؛ اسمی که خداوند به وسیله آن ، هر که او را بخواند ، پاسخ می دهد و هر که از او
بخواهد ، عطایش می بخشد و با آن ، اندوه ها را می گشاید ، ناراحتی ها را برطرف می سازد، غم ها را می بَرَد ، بیماری را بهبود می بخشد ، شکسته را سامان می دهد، فقیر را غنی می کند، قرض ها را می پردازد، چشم را بر می گردانَد، گناهان را می آمرزد، عیب ها را می پوشاند،و هربیمناک از شیطان سرکش و ستمگر سرسخت را امان می دهد ، و اگر فرمانبردار از خدا ، آن را بر کوه بخواند ، از جایش کَنده می شود و اگر بر مُرده ای بخواند ، خدا او را زنده می کند و اگر آن را بر آب بخواند ـ در صورتی که خودْ شیفتگی او را نگیرد ـ بر آن راه می رود؟ پس ، ای مرد! تقوای الهی پیشه ساز که دلم برایت می سوزد . خدای سبحان ، باید از تو صدقِ نیّت ببیند . آن را در [آلودگی به] معصیت نخوان و آن را جز به آن که در دین تو مورد اطمینان است ، ارزانی مدار . اگر با خلوص نیّت اقدام کنی ، خدا دعایت را می پذیرد و پیامبر خود ، محمّد صلی الله علیه و آله را در رؤیا می بینی که به تو مژده بهشت و اجابت می دهد» .
امام حسین علیه السلام می گوید : شادمانی من به فایده دعا بیشتر از شادمانی آن جوان به عافیت خود و آنچه برایش پیش آمده بود ، شد؛ زیرا من پیش از این ، نه آن را از امیرمؤمنان شنیده بودم ، و نه از آن ، خبری داشتم .
سپس [پدرم علی علیه السلام به من] فرمود : «قلم و کاغذی بیاور و آنچه را بر تو املا می کنم ، بنویس» .
چنین کردم . فرمود : «بار الها! از تو درخواست می کنم به نام تو ، به نام خداوند بخشنده مهربان ، ای آن که شکوهمند و بزرگواری! ... .» .
جوان گفت : چون خواب چشمانم را رُبود و پرده تاریک شب ، فرو افتاد ، دستم را با آن دعانوشته بالا بردم و چند بار خدا را به حقّ آن ، خواندم . در مرتبه دوم ، پاسخ شنیدم : «بس است که خدا را به اسم اعظم او خواندی» . سپس به خواب رفتم . در خواب ، پیامبر خدا را دیدم که دست خود را بر من کشید و فرمود : «خدای بزرگ را [برای خود] نگه دار که تو بر سرنوشت نیک واقع شدی» .
پس بیدار شدم ، در حالی که شفا یافته بودم .
ر . ک : مفاتیح الجنان ، دعای «مشلول» .

حدیث132

امام حسین علیه السلام :
سَألتُ أبَا الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام عَنِ التَّهنِئَةِ بِالوَلَدِ مَتی؟ فَقالَ : إِنَّهُ قالَ : لَمَّا وُلِدَ الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام هَبَطَ جَبرَئیلُ بِالتَّهنِئَةِ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آلهفِی الیَومِ السّابِعِ ، وأمَرَهُ أن یُسَمِّیَهُ ویُکَنِّیَهُ ویَحلِقَ رَأسَهُ ویَعُقَّ عَنهُ ویَثقُبَ أُذُنَهُ، وکَذلِکَ کانَ حینَ وُلِدَ الحُسَینُ علیه السلام، أتاهُ فِی الیَومِ السّابِعِ فَأَمَرَهُ بِمِثلِ ذلِکَ . قالَ : وکانَ لَهُما ذُؤبَتانِ فِی القَرنِ الأیْسَرِ ، وکانَ الثَّقبُ فِی الأُذُنِ الیُمنی فِی شَحمَةِ الأُذُنِ ، وفِی الیُسری فِی أعلَی الأُذُنِ ، فَالقُرطُ فِی الیُمنی وَالشَّنفُ
الکافی ـ به نقل از حسین بن خالد ـ : از امام رضا علیه السلام هنگام تبریک گفتن برای فرزند را پرسیدم . فرمود : «وقتی حسن بن علی علیهماالسلاممتولّد شد ، جبرئیل علیه السلامروز هفتم برای تبریک گفتن بر پیامبر صلی الله علیه و آلهفرود آمد و به ایشان فرمان داد که نام و کنیه بر او بگذارد و سرش را بتراشد و عقیقه کند و گوشش را سوراخ نماید . همین گونه بود ، هنگامی که حسین علیه السلاممتولّد شد . روز هفتم ، نزد ایشان آمد و به همان شکل ، فرمان داد . آنان ، دو گیسو سمت چپ داشتند ؛ سوراخ گوش راست در نرمه گوش بود و سوراخ گوش چپ در بالای آن . پس قُرط در گوش راست بود و شنف در گوش چپ .
الشَّنْفُ : من حُلِیّ الاُذُن (مجمع البحرین : ج 2 ص 980 «شنف») .

حدیث133

امام حسین علیه السلام :
: أُوصیکُما ـ وجَمیعَ وُلدی وأهلی ومَن بَلَغَهُ کِتابی ـ بِتَقوَی اللّه ِ ونَظمِ أمرِکُم.
امام علی علیه السلام ـ از سفارشش به حسن و حسین علیهماالسلام هنگامی که ابن ملجم (که نفرین خدا بر او) به ایشان ضربه زد ـ : شما و همه فرزندانم و خانواده ام را و کسی را که نوشته من به او می رسد ، به پرواکردن از خداوند و نظم دادن کارها سفارش می کنم .
نهج البلاغة : الکتاب 47، روضة الواعظین : ص 152.

حدیث134

امام حسین علیه السلام :
مَنْ عَرَفَ حَقَّ اَبَوَیْهِ الْأفْضَلَیْنِ: مُحَمَّدٍ وَعَلّیٍ
وَاَطاعَهـُما حَقَّ طاعـَتِهِ، قیـلَ لَهُ:
تَبَحْبَحْ فی اَیِّ جِنانٍ شِئْتَ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
کسی که حق دو پدر برتر (از پدر طبیعی) خود یعنی حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام را بشناسد و آنها را آنطور که شایسته است اطاعت کند به او گفته می شود: در هر جای بهشت که دوست داری فرود آی و جای بگیر.
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام 590، ح589.

حدیث135

امام حسین علیه السلام :
نَحْنُ حِزْبُ اللّه ِ الْغالِبُونَ،
وَعِتْرَةُ رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آلهالاَْقْرَبُونَ، وَاَهْلُ بَیْتِهِ الطَّیِّبُونَ،
وَأَحَدُالثَّقَلَیْنِ الَّذینَ جَعَلَنا رَسُولُ اللّه ِ ثانِیَ کِتابِ اللّه ِ
. . .
امام حسین علیه السلام فرمود:
ما حزب اللّه پیروزیم، و عترت نزدیکتر رسول خدا و خاندان پاک اوییم، و ما یکی از دو وزنه سنگینیم که رسول خدا ما را همتای کتاب خدا قرار داده است.
احتجاج طبرسی، 229، وسائل الشیعه، ج 18، ص 144.

حدیث136

امام حسین علیه السلام :
مَنْ أحَبَّنا لایُحِبُّنا إلاّ لِلّهِ، جِئْنا نَحْنُ وَهُوَ کَهاتَیْنِ ـ وَقَدَّرَ بَیْنَ سَبّابَتَیْهِ ـ وَمَنْ أَحَبَّنا لایُحِبُّنا إلاّ لِلدُّنْیا، فَإنَّهُ إذا قامَ قائِمُ الْعَدْلِ وَسِعَ عَدْلُهُ الْبِرَّ وَالْفاجِرَ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
کسی که ما را تنها، بخاطر خدا دوست بدارد، ما و او مثل این دو (اشاره به دو انگشت) می آییم، و کسی که ما را بخاطر دنیا هم دوست داشته باشد (باز مفید است زیرا) هنگامی ک امام زمان علیه السلام ظهور کند، عدالت او شامل خوب و بد می شود.
محاسن البرقی، ج 1، ص 134 ـ بحارالانوار، ج 27، ص 90

حدیث137

امام حسین علیه السلام :
اَیُّهَا النّاسُ! اِنَّ اللّه َ جَلَّ ذِکْرُهُ ماخَلَقَ الْعِبادَ اِلاّ لِیَعْرِفُوهُ، فَاِذا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ، فَإذا عَبَدُوهُ اسْتَغْنُوا بِعِبادَتِهِ عَنْ عِبادَةِ ماسِواهُ.
فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: یَابْنَ رَسُولِ اللّه ِ بِأَبی أَنْتَ وَاُمّی فَما مَعْرِفَةُ اللّه ِ؟
قالَ: «مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمانٍ إِمامَهُمْ اَلَّذی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طاعَتُهُ.»
امام حسین علیه السلام فرمود:
ای مردم! همانا خدای بزرگ بندگان را نیافریده مگر برای آنکه او را بشناسند، وقتی او را شناختند او را پرستش خواهند کرد، هنگامی که او را پرستش کردند از بندگی غیر او بی نیاز می شوند. مردی گفت:
ای فرزند رسول خدا، پدر و مادرم فدایت باد، شناخت خدا چیست؟
فرمود: عبارتست از شناخت مردم هر زمان امامشان را، آن امامی که اطاعت او بر آنها واجب است.
علل الشرایع، ص 9.

حدیث138

امام حسین علیه السلام :
ما کُنّا نَعْرِفُ الْمُنافِقِینَ عَلی عَهْدِ رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله
اِلاّ بِبُغْضِهِمْ عـَلیـّاً وَوُلْـدَهُ علیه السلام.
امام حسین علیه السلام فرمود:
مـا زمان رسـول خدا صلی الله علیه و آله، منافقین را فقط با
دشمنی با علی علیه السلام و فرزندان او می شناختیم.
عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 72 ـ بحارالانوار، ج 39، ص 302.

حدیث139

امام حسین علیه السلام :
مَنْ دَمَعَتْ عَیْناهُ فینا دَمْعَةً بِقَطْرَةٍ
اَعْطاهُ اللّه ُ تَعالی الْجَـنَّةَ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
کسی که چشمانش قطره ای اشک برای ما بریزد،
خــداوند بهشت را بـه او عطا خواهـد کـرد.
ینابیع المودة، ص 228.

حدیث140

امام حسین علیه السلام :
لَوْلَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیا إلاّیَوْمٌ واحِدٌ
لَطَوَّلَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ الْیَوْمَ
حَتّی یَخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدی،
فَیَمْلاَءُها عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً،
کَذلِکَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آلهیَقُول.
امام حسین علیه السلامفرمود:
اگر از دنیا بجز یک روز باقی نمانده باشد،
خـداوند آن روز را طـولانی خواهـد کـرد
تا اینکه مردی از خاندان من ظهور کند،
و دنـیا را پـر از عـدل و داد کند
همانگونه که از ظلم و ستم پر شده است،
از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین شنیدم.
کمال الدین، ص317 ـ بحارالانوار، ج51، ص133.

حدیث141

امام حسین علیه السلام :
اتَّـقِ اللّه َ وَ لا تَدّْعِیَنَّ شَیْئاً یَقُولُ اللّه ُ لَکَ کَذِبْتَ وَفَجَرْتَ فِی دَعْواکَ، إِنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلُمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ، وَلکِنْ قُلْ أَنَا مِنْ مَوالِیکُمْ وَمُحِبّیکُمْ.
مردی به امام حسین علیه السلام گفت:
ای فرزند رسول خدا من از شیعیان شمایم، فرمود:
از خدا بترس! چیزی را ادّعا نکن که خدا بگویدت دروغ گفتی و ادّعای گزافی کردی، شیعیان ما کسانی اند که دلهایشان از هر نوع غلّ و غشّ و دغلکاری پاک باشد، ولی تو بگو: من از دوستان و علاقه مندان شمایم.
بحارالانوار، ج 68، ص 156.

حدیث142

امام حسین علیه السلام :
لِیَکُنْ کُلُّ امْرِئٍ مِنْکُمْ حِلْساً مِنْ اَحْلاسِ بَیْتِهِ
مـادامَ هذَا الرَّجـُلُ حَیـّاً
فَاِنْ یُهْلَکْ وَاَنْتُمْ أحْـیاءٌ رَجَوْنا اَنْ یُخَیِّرَاللّه ُ لَنا
وَیُؤْتینا رُشْدَنا وَلا یَکِلَنا اِلی انْفُسِنا،
«اِنَ اللّه َ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَالَّذینَ هُمْ مُحْسِنُون.»َ
امام حسین علیه السلام فرمود:
هریک از شما تا زمانی که این مرد (معاویه) زنده است خانه نشین در خانه خودش باشد (یعنی حرکتی نکند) پس وقتی که او به هلاکت رسید و شما زنده بودید امید است که خداوند رشد و رستگاری را برای ما برگزیند و ما را بخودمان وامگذارد،
(همانطور که در قرآن وعده فرموده است که)
خدا با کسانی است که تقوا پیشه کنند
و کار نیکو انجام دهند.
ـ نحل، 128

حدیث143

امام حسین علیه السلام :
اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ وَعَلَی الاِْسْلامِ الْسَّلامُ
اِذ قَدْ بُلِیَتِ الاُْمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ یَزیدَ،
وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آلهیَقُولُ:
اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلی آلِ اَبی سُفیانَ.
امام حسین علیه السلام(در پاسخ به پیشنهاد مروان بن حکم که با یزید بیعت کن) فرمود:
در این صـورت باید گفت: انا للّه و انا الیه راجعون و فاتحه اسلام را خواند زیرا امّت اسلام گرفتار چوپانی همانند یزید شده است و من خودم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود:
خـلافت بر آل ابوسـفیان حـرام است.
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام 285، ح252.

حدیث144

امام حسین علیه السلام :
أَلا وَاِنَّ الدَّعِـیَّ ابْنَ الدَّعِـیِّ قـَدْ تَرَکَنی
بَیْنَ السِلَّةِ وَالذِّلَةِ، وَهَیْهاتَ لَهُ ذلِکَ مِنّی!
هَیْـهاتَ مِنَّـاالذِّلَّـةِ!!
أَبَی اللّه ُ ذلِکَ لَنا وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ
وَ حـُجـُورٌ طَهُرَتْ وَ جـُدُودٌ طابَتْ،
اَنْ یُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلی مَصارِعِ الْکِرامِ.
امام حسین علیه السلام(در روز عاشورا) فرمود:
آگاه باشید این حرام زاده پسر حرام زاده ما را میان شمشیر کشیده و خواری (بیعت) قرار داده ولی خواری و ذلّت از ما بدور است، ما و ذلّت هرگز!!
خداوند و پیامبرش و مؤمنان و دامنهای پاک و دودمان پاکیزه برای ما نپسندیدند که فرمان برداری از پست فطرتان را بر جنگ با عزّت برگزینیم .
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام 425، ح412.

حدیث145

امام حسین علیه السلام :
مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیاةٍ فی ذُلٍّ

اَلْمَوْتُ اَوْلی مِنْ رُکُوبِ الْعارِ
وَالْعارُ اَوْلی مِنْ دُخُولِ النّارِ
امام حسین علیه السلام(روز عاشورا) فرمود:
مـرگ با عـزّت از زندگی ذلیـلانه بـرتر اسـت.
مرگ برتر از همراه شدن با عار و خواری است
و خواری از ورود در آتش برتر است
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام 499، ح289.

حدیث146

امام حسین علیه السلام :
وَیْحَکُمْ یا شِیعَةَ آلِ اَبی سُفْیانَ،
اِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دِیْنٌ وَکُنْتُمْ لاتَخافُونَ الْمَعادَ
فَکُونُوا اَحْـراراً فِی دُنْیـاکُمْ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
وای بـر شـماای پیـروان آل سـفیان،
اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید،
پس حداقلّ در دنیای خودتان آزادمرد باشید.
بحارالانوار، ج 45، ص 51 ـ مقتل خوارزمی، ج 2، ص 33.

حدیث147

امام حسین علیه السلام :
لَیْسَ شَأْنی شَأنُ مَنْ یَخافُ الْمَوْتَ، ما أَهْوَنَ الْمَوْتِ عَلی سَبیلِ نَیْلِ الْعِزِّ وَاِحْیاءِ الْحَقِّ، لَیْسَ الْمَوْتُ فی سَبیلِ الْعِزِّ اِلاّ حَیاةً خالِدَةً وَلَیْسَتِ الْحَیاةُ مَعَ الذُّلِّ اِلاَّالْمَوْتَ الَّذی لاحَیاةَ مَعَهُ، اَفَبِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنی...
وَهَلْ تَقْدِرُونَ عَلی أَکْثَرِ مِنْ قَتْلی؟!
مَرْحَباً بِالْقَتْلِ فیسَبیلِ اللّه ِ، وَلکِنَّکُمْ لاتَقْدِروُنَ عَلی هَدْمِ مَجْدی وَمَحْوِ عِزّی وَشَرَفی.
امام حسین علیه السلامفرمود:
جایگاه من جایگاه کسی که از مرگ بترسد نیست مرگ در راه عزّت و احیای حقّ چقدر پیش من آسان است، مرگ در راه عزّت چیزی جز حیات جاودانه نیست و زندگی با ذلّت جز مرگ و نیستی که هیچ حیاتی همراه ندارد نیست، آیا مرا با مرگ می ترسانید.
آیا بیش از کشتن من می توانید؟
آفرین به مرگ در راه خدا، ولی شما نمی توانید شکوه مرا نابود کنید و عزّت و شرافتم را از بین ببرید.
کلمات الامام الحسین علیه السلام، 360، ح 348

حدیث148

امام حسین علیه السلام :
هُوَ اَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِکَ، فَلا تُلْقِیَ اَحَداً
اِلاّ رَأَیْتَ لَهُ الْفَضْلَ عَلَیْکَ.
از امام حسین علیه السلاممعنای ادب را پرسیدند؟ امام علیه السلام فرمود:
ادب عبارتست از اینکه وقتی که از خانه خارج می شوی
به هرکسی برخورد می کنی او را برتر از خود بینی.
(یعنی همیشه دیگران را از خود بهتر بینی
و احترام آنها را نگهداری)
دیوان الامام الحسین علیه السلام، ص99،
و موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، 910.

حدیث149

امام حسین علیه السلام :
خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ، لَمْ یَکُنْ فِیهِ کَثیرُ مُسْتَمْتَعٍ:
اَلْعَقْلُ، وَالدّینُ وَالْأَدَبُ، وَالْحَیاءُ، وَحُسْنُ الْخُلْقِ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
پنـج چیز است اگر در انسـان نباشد، در او بهـره زیادی نخـواهد بود:
1ـ عقل 2 ـ دین 3 ـ ادب 4 ـ حیا 5 ـ خوش اخلاقی.
حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج 1، ص 181.

حدیث150

امام حسین علیه السلام :
لا اَفْلَحَ قَوْمِ اشْتَرَوْا مَرْضاةَ الْمَخْلُوقِ
بِسَـخَطِ الْخـالِقِ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
ملّتی که خشنودی مردم را با خشم خدا
معامله کند هرگز رستگار نخواهد شد.
عوالم، ج 17، ص 234 ـ مقتل خوارزمی، ج 1، ص 239.

حدیث151

امام حسین علیه السلام :
اَلصِّدْقُ عِزٌّ، وَالْکِذْبُ عَجْزٌ، وَالسِّرُّ اَمانَةٌ،
وَالْجِوارُ قَرابَةٌ، وَالْمَعُونَةُ صَداقَةٌ، وَالْعَمَلُ تَجْرِبَةٌ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
راستگویی بزرگواری است و دروغگویی ناتوانی،
رازداری امانت است، و همسایگی خویشاوندی
و کمک کردن صداقت است و کار، تجربه.
تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 246.

حدیث152

امام حسین علیه السلام :
لِلسَّلامِ سَبْـعُونَ حَسَنَةً
تِسْعٌ وَسِتُّونَ لِلْمُبْتَدِی وَواحِدَةٌ لِلرّادِّ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
سلام، هفتاد حسنه دارد،
شصت و نه حسنه برای سلام کننده
و یکی برای پاسخ دهنده است.
تحف العقول، ص 177 ـ بحارالانوار، ج 78، ص 120.

حدیث153

امام حسین علیه السلام :
اَلسَّلامُ قَبْلَ الْکَلامِ عافاکَ اللّه ُ،
ثُمَّ قالَ علیه السلام : لاتَأْذَنُوا لِأَحَدٍ حَتّی یُسَلِّمَ.
امام حسین علیه السلام در جواب کسی که ابتدا احوالپرسی کرد فرمود:
سلام قبل از گفتار است، خدا به تو عافیت دهد،
سپس فرمود:
اجازه ندهید به کسی (سخن بگوید) تا اینکه سلام کند.
تحف العقول، 175.

حدیث154

امام حسین علیه السلام :
مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُنْسَأَ فِی أَجَلِهِ
وَیُزادَ فی رِزْقِهِ فَلْیَصِلْ رَحِمَهُ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
کسی که خرسند می شود اجلش به تأخیر افتد
و رزقش زیاد شود (دوست دارد چنین شود)
پس صـله رحـم انجـام دهـد.
عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 48 ـ بحارالانوار، ج 74، ص 91.

حدیث155

امام حسین علیه السلام :
اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّه َ رَغْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُ التُّجّارِ،
وَاِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّه َ رَهْبَةً فَتِلْکَ عِبادَةُ الْعَبیدِ،
وَاِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّه َ شُکْراً فَتِلْکَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ،
وَ هِیَ اَفْضَلُ العِبادَةِ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
گروهی خدا را با علاقه (به پاداش) پرستش می کنند، این عبادت تاجران است،
گروهی خـدا را از روی تـرس عبادت می کنند، این پرستش بردگان است،
و گروهی خدا را بخاطر سـپاسگزاری و تشـکّر از او پرستش می کنند، این عـبادت آزادمردان است و آن بهترین عبادت است.
بحارالانوار، 78، 117. موسوعه کلمات الامام الحسین 748، ح 906.
بلاغة الامام علی بن الحسین، ص 171 باب سوم کلمات قصار.

حدیث156

امام حسین علیه السلام :
مَنْ عَبَدَاللّه َ حَقَّ عِبادَتِهِ
آتاهُ اللّه ُ فَوْقَ اَمانِیهِ وَ کِفایَتِهِ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
کسی که خدا را آنطور که شایسته اوست عبادت کند
خـداوند بیش ازآنچه آرزو وکفایت اوست به اومی دهد.
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، 748، ح 906.

حدیث157

امام حسین علیه السلام :
اِرْجِعْ اِلَیْهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنّا الْعَشِیَّةَ لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنَا الْلَّیْلَةَ وَنَدْعُوَهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ،
فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّی قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ.
امام حسین علیه السلام(شب عاشورا که لشکر عمرسعد خواست حمله را آغاز کند به برادرش ابوالفضل) فرمود:
به طرف آنها برو، اگر توانستی آنرا تا فردا تأخیر بینداز و حمله آنها را امشب از ما دفع کن تا اینکه امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و دعا کنیم و استغفار کنیم،
زیرا خـدا می داند که نماز برای او و تـلاوت قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم.
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، حدیث 392، ح 379.

حدیث158

امام حسین علیه السلام :
لِمَ افْتَرَضَ اللّه ُ عَزَّوَجّلَ عَلی عَبیدِهِ الصَّوْمَ؟
قالَ:لِیَجِدَ الْغَنیُّ مَسَّ الْجُوعِ فَیَعُودَ بِالْفَضْلِ عَلَی المَساکینَ.
از امام حسین علیه السلام سؤال شد: چرا خداوند روزه را بر بندگانش واجب کرد؟ امام علیه السلام فرمود:
برای اینکه ثروتمند سختی گرسنگی را بچشد و در نتیجه از زیادی ثروتش به بیچارگان کمک کند.
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، ص 692، ح 759.

حدیث159

امام حسین علیه السلام :
اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ،
وَاَبْخَلُ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بالسَّلامِ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
ناتوان ترین مردم کسی است که از دعا عاجز باشد
وبخیل ترین مردم کسی است که درسلام بُخل ورزد.
بحارالانوار، 93، 294. موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام، 781، ح 971.

حدیث160

امام حسین علیه السلام :
وَاعْـلَمْ أَنَّ لِلّهِ تَعالی کِـتاباً
لایُغادِرُ صَغیرَةً وَلاکَبیرَةً اِلاّ اَحْصاها
وَلَیْسَ اللّه ُ بِناسٍ لِأَخْذِکَ بِالْظِنَّةِ، وَقَتْلِکَ اَوْلِیاءَهُ…
امام حسین علیه السلام به معاویه فرمود:
بدان که خـداوند دارای کتـابی است که هیـچ ریز و درشتی را فرو نمی گذارد، و همه آنها را می نویسد، و خداوند فراموش نمی کند کارهای تو را که تنها با گمان، دستگیر می کنی و دوستان خدا را می کشی.
رجال کشی، ص 32.

حدیث161

امام حسین علیه السلام :
اِفْعَلْ خَمْسَةَ أشْیاءَ وَاذْنِبْ ماشِئْتَ،
فَأَوَّلُ ذلِکَ: لا تَأْکُلْ رِزْقَ اللّه ِ وَاذْنِبْ ماشِئْتَ،
وَالثّانی: اُخْرُجْ مِنْ وِلایَةِ اللّه ِ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ،
وَالثالِثُ:اُطْلُبْ مَوْضِعاً لایَراکَ اللّه ُ وَاذْنِبْ ماشِئْتَ،
وَالرّابِعُ: اِذا جاءَ مَلَکُ الْمَوْتِ لِیَقْبضَ رُوحَکَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِکَ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ،
وَالْخامِسُ: اِذا اَدْخلَکَ مالِکٌ فی النّارِ فَلا تَدْخُلْ فِی النّارِ وَاذْنِبْ ما شِئْتَ.
مردی آمد خدمت امام حسین علیه السلام و گفت مردی گناهکارم و نمی توانم از گناه خوداری کنم مرا موعظه کن.
امام علیه السلام در پاسخ فرمود:
پنج کار انجام بده بعد هر چه خواستی گناه کن:
1 ـ روزی خدا را نخور هر چه می خواهی گناه کن؛
2 ـ از حکومت و سرپرستی خدا خارج شو، هر چه دلت می خواهد انجام ده؛
3 ـ جایی را انتخـاب کن که خـدا تـو را نبیند بعـد هر چه می خواهی گناه مرتکب شو؛
4 ـ زمانی که عزرائیل آمد روح ترا از بدنت بگیرد او را از خودت دور کن هر چه خواستی انجام بده؛
5 ـ وقتی که مالک جهنم خواست تو را وارد آتش کند وارد نشو بعد هرگناهی که می خواهی انجام ده .
موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، ح 559

حدیث162

امام حسین علیه السلام :
إِنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباحٍ
اِلاّ وَتُعْـرَضُ عـَلَی اللّه ِ تَعالی.
امام حسین علیه السلام فرمود:
اعـمال این امّـت هـر روز
بر خداوند متعال عرضه می شود.
بحارالانوار، ج 73، ص 353.
عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 48.

حدیث163

امام حسین علیه السلام :
اِنَّ سُکّانَ السَّمواتِ یَفْنُونَ
وَاَهْلَ الاَْرْضِ یَمُوتُونَ وَجَمِیعُ الْبَرِیَّةِ لا یَبْقُونَ
وَکُلَّ شَیْ ءٍ هالِکٌ اِلاّ وَجْهَهُ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
آسمانیان فانی می شوند و زمینیان می میرند،
و همه آنها ناپایدارند و همه چیز از بین رفتنی است
جـز خـــدا.
فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 94 ـ مقاتل الطالبیین، ص 112.

حدیث164

امام حسین علیه السلام :
وُجِدَ لَوْحٌ تَحْتَ حائِطِ مَدینَةٍ مِنْ الْمَدائِنِ مَکْتُوبٌ فِیهِ:
عَجِبْتُ لِمَنْ اَیْقَنَ بِالْمَوْتِ کَیْفَ یَفْرَحُ؟
وَعَجِبْتُ لِمَنْ اَیْقَنَ بِالْقَدَرِ کَیْفَ یَحْزَنُ؟
وَعَجِبْتُ لِمَنِ اخْتَبَرَ الدُّنْیا کَیْفَ یَطْمَئِنُّ اِلَیْها.
امام حسین علیه السلام فرمود:
زیر دیوار شهری از شهرها لوحی پیدا شد که در آن چنین نوشته شده بود:
تعجّب می کنم برای کسی که به مرگ یقین دارد چطور شادی می کند،
و در شگفتم از کسی که سرنوشت را قبول دارد چگونه اندوهگین می شود،
و عجب دارم از کسی که دنیا را آزمایش کرده، باز چگونه به آن اطمینان پیدا می کند!
عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 48.

حدیث165

امام حسین علیه السلام :
یَابْنَ آدَمَ تَفَکَّرْ وَقُلْ اَیْنَ مُلُوکُ الدُّنْیا وَاَرْبابُهَا
الَّذینَ عَمَرُوا وَاحْتَفَرُوا أَنْهارَها وَغَرَسُوا أَشْجارَها
وَمَدَنُوا مَدائِنَها، فارَقُوها وَهُمْ کارِهُونَ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
ای فرزندآدم! اندیشه کن وبگو: کجایند پادشاهان جهان و صاحبان دنیا که آن را آباد کردند و نهرها کندند و درختان را کاشتند و شهرها را بنا کردند و بعد با ناخرسندی از آنها جدا شدند.
ارشاد القلوب، ج 1، ص 29.

حدیث166

امام حسین علیه السلام :
لَوْلا ثَلاثَةٌ ما وَضَعَ ابْنُ آدَمَ رَأْسَهُ لِشَیْ ءٍ:
اَلْفَقْرُوَ الْمَرَضُ وَالْمَوْتُ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
اگر سه چیز نبود انسان در مقابل هیچ چـیز
سر فرود نمی آورد:
1 ـ فقر و تنگدستی 2 ـ بیـماری 3 ـ مـرگ.
نزهة الناظر، ص 80.

حدیث167

امام حسین علیه السلام :
اَخْرَبْتَ دارَکَ، وَعَمَّرْتَ دارَ غَیْرِکَ،
غَرَّکَ مَنْ فِی الاَْرْضِ، وَمَقَّتَکَ مَنْ فِی السَّماءِ.
امام حسین علیه السلامبه کسی که خانه مجلل ساخته بود و از امام علیه السلامخواست تبرّک کند امام پس از بازدید خانه چنین فرمود:
خانه خود را خراب کردی و خانه دیگران را آباد نمودی، کسی که روی زمین است تو را مغرور کرده وآنکه درآسمان است (خدا) تو را دشمن داشته است.
تنبیه الخواطر، ج 1، ص 70 .مستدرک الوسائل، ج 3، ص 467.

حدیث168

امام حسین علیه السلام :
اِیّاکَ وَما تَعْتَذِرُ مِنْهُ،
فَاِنَّ الْمُؤْمِنَ لایُسِی ءُ وَلا یَعْتَذِرُ
وَالْمُنافِقَ کُلُّ یَوْمٍ یُسِی ءُ وَیَعْتَذِرُ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
از آنچه موجب عذرخواهی می شود بپرهیز، زیرا مؤمن بد نمی کند، عذرخواهی هم نمی کند ولی منافق هر روز کار بد می کند وبعد عذرخواهی می کند.
تحف العقول، ص 177 ـ بحارالانوار، ج 78، ص 120.

حدیث169

امام حسین علیه السلام :
یا بُنَیَّ اِیّاکَ وَظُلْمَ
مَنْ لایَجِدُ عَلَیْکَ ناصِراً اِلاَّ اللّه َ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
فرزندم! بپرهـیز از سـتم بر کسی که
غیر از خدا یاوری در مقابل تو ندارد.
بحارالانوار، ج 75، ص 308 ـ اعیان الشیعة، ج 1، ص 620.

حدیث170

امام حسین علیه السلام :
شَرُّ خِصالِ الْمُلُوکِ: اَلْجُبْنُ مِنَ الاَْعْداءِ،
وَالْقَسْوَةُ عَلَی الضُّعَفاءِ وَالْبُخْلُ عِنْدَ الاِْعْطاءِ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
بدترین خصلت پادشاهان عبارت است از:
1 ـ ترس در مقابل دشمنان
2 ـ قساوت در مورد ضعیفان
3 ـ بخل ورزیدن هنگام بخشش.
مناقب ابن شهرآشوب، ج4، ص65 ـ بحارالانوار، ج44، ص189.

حدیث171

امام حسین علیه السلام :
مَنْ لَبِسَ ثَوْباً یُشْهِرُهُ کَساهُ اللّه ُ یَوْمَ الْقِیامَةِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
کسی که لباسی بپوشد که او را مشهور (وانگشت نما) کند، خداوند روز قیامت لباسی از آتش بر او خواهد پوشاند.
فروع کافی، ج 6، ص 445 ـ وسائل الشیعة، ج 3، ص 354.

حدیث172

امام حسین علیه السلام :
یا هَذا کُفَّ عَنِ الْغیبَةِ
فَاِنَّها اِدامُ کِلابِ النّارِ.
امام حسین علیه السلامبه مردی که پیش او غیبت مرد دیگری را کرد فرمود:
فـلانی! از غیبت بپرهیز
زیرا غیبت، خورشت سگهای دوزخ است.
تحف العقول، ص 175 ـ بحارالانوار، ج 78، ص 117.

حدیث173

امام حسین علیه السلام :
لا یَنْبَغی لِنَفْسٍ مُؤْمِنَةٍ
تَری مَنْ یَعْصِی اللّه َ فَلا تُنْکِرُ.
امام حسین علیه السلام فرمود:
برای مؤمن شایسته نیست که ببیند
کسی خدا را معصیت می کند
و از آن جلوگیری و نهی نکند.
کنزالعمال، ج 3، ص 85.

حدیث174

امام حسین علیه السلام :

درباره مركز

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».