کلیات مفاتیح نوین

مشخصات کتاب

سرشناسه : مکارم شیرازی، ناصر، 1305 -

عنوان قراردادی : مفاتیح نوین. برگزیده

عنوان و نام پدیدآور : زمزمه رمضان: برگرفته از کتاب مفاتیح نوین / اثر مکارم شیرازی؛ با همکاری احمد قدسی... [و دیگران].

وضعیت ویراست : [ ویراست ؟].

مشخصات نشر : قم: انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، 1387.

مشخصات ظاهری : 103ص.؛ 5/11× 5/16 س م.

شابک : 5000 ریال : 9789645330239

یادداشت : فارسی - عربی.

یادداشت : با همکاری احمد قدسی، سعید داودی، محمدرضا حامدی، مسعود مکارم.

یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: Whisper of Ramazan.

یادداشت : چاپ دوم.

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.

موضوع : دعاهای ماه رمضان

موضوع : اعمال الشهور

شناسه افزوده : قدسی، احمد

رده بندی کنگره : BP270 /ر8 م7 1387

رده بندی دیویی : 297/774

شماره کتابشناسی ملی : 1577912

ص :1

اشاره

ص :2

ص :3

ص :4

ص :5

ص :6

ص :7

ص :8

ص :9

ص :10

ص :11

ص :12

ص :13

ص :14

پیشگفتار

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی جَعَلَ الدُّعَاءَ ذَرِیعَهً إِلَی رَحْمَتِهِ، وَ سَبَباً لِإِجَابَتِهِ، وَ قَالَ:

«أُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» وَ جَعَلَ زَیَارَهَ أَوْلِیَائِهِ وَسِیلَهً إِلَی رِضْوَانِهِ، وَ سَبِیلًا إِلَی مَرْضَاتِهِ، وَ نَیْلِ الشَّفَاعَهِ عِنْدَهُ.

ثُمَّ جَعَلَ جَمِیعَ ذلِکَ سَبَباً لِتَرْبِیَهِ النُّفُوسِ، وَ تَهْذِیبِ الْقُلُوبِ، وَ تَطْهِیرِ الْأَرْوَاحِ عَنْ دَنَسِ الذُّنُوبِ. وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ النُّجَباءِ، أَلَّذِینَ عَلَّمُونا طُرُقَ الزِّیَارَهِ وَ الدُّعَاءِ، لَاسِیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّهِ الْمُنْتَظَرَ أَرْوَاحُنَا فِدَاهُ، وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً.

***

قبل از ورود در مباحث این کتاب ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1- کتب دعا و زیارت و کتاب مفاتیح الجنان

در طول تاریخ شیعه جمعی از بزرگان به گردآوری دعاها و زیاراتی که از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه هدی علیهم السلام صادر شده، پرداخته اند تا همه عاشقان راز و نیاز با خدا و شیفتگان زیارت اولیاءاللَّه را از این چشمه جوشان معنویّت، سیراب سازند که از میان آنها می توان به این افراد اشاره کرد:

1- مرحوم کلینی (مولّف کتاب شریف کافی و «کتاب الدعاء»، متوفّای سال 329 هجری قمری).

2- ابن قولویه (مؤلّف کتاب «کامل الزیارات»، متوفّای سال 368).

3- شیخ صدوق (مؤلّف کتاب «الدعاء والمزار»، متوفّای سال 381).

4- شیخ الطائفه شیخ طوسی (مؤلّف کتاب «مصباح المتهجّد»، متوفّای سال 460).

5- سیّدبن طاووس (نویسنده کتابهای «مُهج الدّعوات، فلاح السائل، زهرهالربیع، جمال الاسبوع، اقبال و ...» متوفّای سال 664).

6- ابن فهد حلّی (نویسنده کتاب «عدّهالداعی» و «المزار» متوفّای سال 841).

ص :15

7- کفعمی (نویسنده کتاب «المصباح» و «البلدالامین» متوفّای سال 905).

8- شیخ بهایی (نویسنده کتاب «مفتاح الفلاح» متوفّای سال 1031).

9- علّامه مجلسی (نویسنده کتاب های «زاد المعاد، ربیع الاسابیع، تحفه الزائر، مفاتیح الغیب و مقباس المصابیح»، متوفّای سال 1110).

هر یک از این بزرگان در عصر خود رسالت خویش را در زمینه دعا به نحو احسن انجام دادند تا این که نوبت به مرحوم ثقهالمحدثین حاج شیخ عبّاس قمی- رضوان اللَّه تعالی علیه- (متوفای 1359 ق) رسید؛ ایشان با ذوق سرشار و سلیقه بسیار خوب و احاطه وسیعی که بر آثار اهل بیت علیهم السلام و کتب دعا و زیارات سابقین داشت، به تألیف کتاب جامع «مفاتیح الجنان» پرداخت و روی خلوص نیّتی که این محدّث عالیقدر از آن برخوردار بود، در مدّت کوتاهی، کتابش جهانگیر شد و به همه مساجد و خانه ها، راه یافت وهمگان از رشحات قلم این عالم با اخلاص سیراب شدند.

قابل توجه اینکه، قبل از کتاب «مفاتیح الجنان» کتاب دعایی به نام «مفتاح الجنان» چاپ و در بسیاری از خانه ها منتشر شده بود، که کتاب دعای بسیاری از مردم را تشکیل می داد و متأسّفانه این کتاب آلوده به روایات مجعول و نادرستی بود که مرحوم حاج شیخ عباس قمی و استادش حاجی نوری را سخت عصبانی کرده بود (که در مفاتیح الجنان، ذیل زیارت مطلقه وارث، این ناراحتی به طور مشروح منعکس است) و همین امر سبب شد که مرحوم حاج شیخ، به نوشتن اثر پر ارزش «مفاتیح الجنان» (به جای «مفتاح الجنان») اقدام نماید، که در مقدمه مفاتیح الجنان به این مطلب اشاره شده است.

ولی از آن جا که این کتاب مانند بسیاری از کتاب ها برای شرایط زمانی و مکانی خاصّی نوشته شده بود و مخاطبان ویژه ای داشت، لازم بود در عصر و زمان ما مورد تجدید نظر وسیع قرار گیرد؛ کاستی ها برطرف گردد، و از پاره ای از مطالب اضافی که مایه ایراد بدخواهان است صرف نظر شود؛ مدارک و منابع دعاها و زیارات و ... افزوده گردد؛ رمز و راز، فلسفه، آثار و برکات دعاها و زیارات یادآوری شود؛ سپس نظم نوینی به آن داده شود و در مجموع کتاب دعا و زیارتی که از هرنظر جامع ومتناسب عصر و زمان ما- مخصوصاً برای نسل جوان خداجو- باشد، فراهم گردد.

***

سال ها بود که این فکر را در سر می پروراندم و از خدا توفیق آن را می خواستم؛ پس از مطالعه کافی در این زمینه لازم دیدم که از دو نفر از فضلای گرانقدر، باذوق، مخلص و پرکار حوزه علمیّه، یعنی: استادان ارجمند، حجج اسلام آقایان سعید داودی و احمد قدسی برای کمک و همکاری دعوت کنم؛ بحمداللَّه آنها استقبال کردند و با پشتکار تمام به آن پرداختند و زحمات فراوان در تنقیح و تحقیق مباحث کشیدند، و اینجانب در تمام مراحل بر کار آنان نظارت داشتم و آنچه لازم بود بر آن افزودم. بعد از

ص :16

اتمام کتاب، یک بار دیگر از آغاز تا پایان با حضور این آقایان مورد بررسی مجدّد قرار گرفت و در نتیجه، مجموعه حاضر که تصوّر می کنم اهداف فوق را کاملًا تأمین می کند، فراهم شد. خداوندازهمه قبول فرماید.

2- آثار روح پرور دعا

یکی از مزایای مهمّ مکتب اهل بیت علیهم السلام دعاهای بسیار عالی، روح پرور، پرمحتوا و آموزنده ای است که از آن امامان بزرگوار به یادگار مانده، بعضی از آنها شبیه اعجاز است؛ دعاهایی همچون دعای کمیل، صباح، ندبه، ابوحمزه و دعای عرفه. راستی چنین است؛ مانند این دعاها را در هیچ جا و نزد هیچ گروهی نمی توان یافت.

این دعاها که منبع الهام بخش معارف غنیّ اسلام است، راه و رسم خودسازی و «سیر و سلوک الی اللَّه» را به ما می آموزد و چون روی سخن در آنها با خدا است، چنان اوج می گیرد که از قلّه افکار آدمیان فراتر می رود.

شکّی نیست که دعا نقش بسیار مؤثّری در تربیت نفوس انسانی و سوق آنها به مراتب کمال دارد که شاید بسیاری از دعاکنندگان از آن غافل باشند.

با این که خداوند به انسان بسیار نزدیک است، ولی آدمی با غفلت و بی توجّهی، از او فاصله گرفته و دور می شود؛ در این میان، دعا و ذکر است که حجاب میان دعاکننده و خداوند متعال را برطرف می سازد و انسان، قرب و نزدیکی را کاملًا احساس می کند.

«دعا» همچون باران بهاری است که سرزمین دلها را سیراب و شکوفه های ایمان و اخلاص و عشق و عبودیّت را بر شاخسار روح آدمی ظاهر می سازد!

«دعا» نسیم روح بخش قدسی است که همچون دَم مسیح، «عظم رمیم» را «باذن اللَّه» حیات می بخشد!

«دعا» دریای موّاجی است که گوهرهای فضایل اخلاق را در درون خود پرورش می دهد!

هر نَفَسی که با دعا همراه است مُمدّ حیات است و مُفرّح ذات، و هر دلی که با نور دعا قرین است، با تقوای الهی همنشین است.

دعاکننده، وصول به مقاصد شخصی خود را از خدا می طلبد و خداوند تربیت و پرورش روحانی او را از طریق دعا می خواهد، و بقیّه بهانه است!

و از این جا می توان گفت: دعا اکسیر اعظم، کیمیای سعادت، آب حیات و روح عبادت است؛ همان گونه که در حدیث وارد شده

«الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَهِ».(1)

و جالب این که طبق گواهی قرآن، ارزش انسانها در پیشگاه پروردگار به خاطر دعاهای آنهاست!

«قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ».(2)

ص :17


1- [1]بحارالانوار، جلد 90، صفحه 302، حدیث 39.
2- [2]سوره فرقان، آیه 77.

کوتاه سخن این که:

دعا عامل مهمّی برای تربیت و پرورش روح انسان است.

دعا از نومیدی و یأس جلوگیری کرده و نور امید بر دل می پاشد.

دعا در مشکلات به انسان نیرو می بخشد و در برابر حوادث سخت درس مقاومت می دهد.

دعا نشاط و شادابی روح و دل را تضمین می کند و انسان را از افسردگی رهایی می بخشد.

دعا در برابر مصائب زندگی به انسان پایداری و تحمّل می دهد.

3- مزایای «مفاتیح نوین» و روش ما در این کتاب

1- نخستین مزیّت آن این است که به قلم روز نگاشته شده و برای همگان، به ویژه نسل جوان، به سهولت قابل درک است.

2- برای هر بخش از دعاها و زیارات، مقدّمات فشرده و پرمعنایی نوشته شده که به تحصیل آثار معنوی و حالات عرفانی دعا کمک می کند.

3- منابع و مدارک دعاها و زیارات با دقّت تمام در پاورقی آمده است و در همه جا بر منابع قابل قبول تکیه شده است.

4- با توجّه به این که وقت مردم در عصر ما فشرده و محدود است در مواردی که اعمالی مشابه یکدیگر بوده، از میان آنها بهترین ها گزینش شده است.

5- نظم و ترتیب منطقی روشن، به مطالب کتاب داده شده تا پیداکردن دعاها و زیارات آسانتر و راحت تر باشد.

6- مطالب ضعیف یا اموری که بهانه به دست ناآگاهان می دهد، کنار گذاشته شده است.

7- سعی شده است از ترجمه خوب و روان برای همه دعاها استفاده شود. (در این چاپ از کتاب، قسمت عمده ترجمه ها توسط دو تن از فضلای حوزه حجج اسلام آقای محمدرضا حامدی و آقای مسعود مکارم، که زیر نظر اینجانب تهیه شده بهره گرفتیم).

8- در آن جا که نسخه ها متعدّد بوده، در دعاها و زیارات معروف، تنها به نسخه متداول اکتفا شده است تا مایه سردرگمی نشود، (مگر آن که اختلاف نسخه، مهم و قابل توجّه باشد) و در دیگر موارد، دقیقاً مطابق منبع و مصدر نقل شده، آمده است.

9- در برخی موارد، برای پرهیز از حجیم شدن کتاب، روایاتی که در فضیلت دعا و زیارت و غیر آن نقل شده، تلخیص و نقل به معنا گردیده و با ترجمه ای روان و احیاناً کمی آزاد، بیان شده است، بی آن که لطمه ای به محتوای آن وارد گردد.

ص :18

10- از آن جا که یکی از نشانه های اعتبار سند روایات، محتوای روایت است، در گزینش دعاها و زیارات علاوه بر دقّت در اسناد، به محتوای آن نیز توجّه شده است.

4- راه تحصیل حضور قلب در دعا و نماز

بی شک روح دعا و نماز، به حضور قلب است و بدون آن، آثار مهمّ تربیتی و خودسازی و نورانیّت و صفای روح، کمتر بدست می آید و این جای تردید نیست؛ آنچه مهمّ است و باید به آن توجّه جدّی شود پیداکردن راههای تحصیل این امر مهم است؛ چون بسیارند کسانی که اشتیاق فراوان برای کسب حضور قلب و خضوع در نماز و دعا دارند؛ امّا هر چه می کوشند توفیق آن را نمی یابند.

برای تحصیل خشوع و حضور قلب در دعا و نماز و سایر عبادات، به امور ذیل توصیه می شود:

1- به دست آوردن شناخت و معرفتی که دنیا را در نظر انسان کوچک و خدا را در نظر انسان بزرگ کند، تا هیچ کار دنیوی نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود، نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.

2- توجّه به کارهای پراکنده و مختلف، معمولًا مانع تمرکز حواس است و هر قدر انسان، توفیق پیدا کند که مشغله های تشویش آور و پراکنده را کم کند، به حضور قلب در عبادات خود، کمک کرده است.

3- انتخاب محل و مکان نماز و دعا و سایر عبادات نیز در این امر، اثر بسیار دارد؛ به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیا و چیزهایی که ذهن انسان را به خود مشغول می دارد مکروه است و همچنین در برابر درهای باز و محلّ عبور و مرور مردم و در مقابل آینه و عکس و مانند آن. به همین دلیل، مساجد و معابد مسلمین هر قدر ساده تر و خالی از زرق و برق و تشریفات باشد، بهتر است؛ چرا که به حضور قلب کمک می کند.

4- پرهیز از گناه عامل مؤثّر دیگری است؛ زیرا گناه آینه قلب را مکدّر ساخته، مانع آن می شود که جمال محبوب حقیقی در آن منعکس گردد، و با حجابی که به وجود می آید انسانِ دعاکننده، یا نمازگزار، خویشتن را در محضر او نمی بیند، به همین دلیل، قبل از هر نماز و دعا باید از گناهان توبه کرد و خود را به خدا سپرد. توجّه به اذکاری که در مقدّمه نماز آمده است بسیار مؤثّر است.

5- آشنایی با معنای نماز و دعا و فلسفه افعال و اذکار آن، عامل بسیار مهمّ دیگری برای حضور قلب است؛ چرا که وقتی انسان معانی و فلسفه های عبادات را بداند و به آن توجّه کند، راه حضور قلب برای او هموار می شود.

6- انجام مستحبّات نماز و آداب مخصوص عبادت و دعا، چه در مقدّمات و چه در اصل نماز نیز، کمک مؤثّری به این امر می کند.

7- از همه اینها گذشته، این کار، مانند هر کار دیگر، نیاز به مراقبت، تمرین، استمرار و پی گیری زیاد

ص :19

دارد؛ بسیار می شود انسان در آغاز کار تنها در یک، یا چند لحظه کوتاه، قدرت تمرکز فکر و حضور قلب پیدا می کند، امّا با ادامه این کار و پی گیری و تداوم، چنان قدرتی در نفس او پیدا می شود که می تواند به هنگام نماز و دعا، دریچه های فکر خود را بر غیر معبود، مطلقاً ببندد و خود را در حضور او ببیند و با او به راز و نیاز بپردازد.

بنابراین، به همه- مخصوصاً جوانان- توصیه می کنیم که از پرت شدن حواس و عدم حضور قلب در عبادات خود، رنجیده و مأیوس نشوند، راه را ادامه دهند، ان شاءاللَّه پیروز خواهند شد.

8- در عباداتی که جنبه تکراری دارد، مانند نماز، تغییر شکل ظاهری آن نیز در حضور قلب بسیار مؤثّر است. مثلًا سوره هایی را که در نماز بعد از حمد می خواند، تغییر دهد؛ در بعضی از رکوع و سجودها ذکر «

سبحان اللَّه

» و در بعضی ذکر کبیر «

سبحان ربّی العظیم و بحمده

» و «

سبحان ربّی الأعلی و بحمده

» بخواند، دعاهای قنوت را عوض کند، یا مثلًا دعای کمیل را گاه به صورت عادی، گاه ترتیل، گاه با صوت بخواند؛ یا در دل، به هنگام خواندن نماز و دعا خود را در مناطق و حرمهای مکّه و مدینه و غیر آن ببیند.

تجربه نشان داده این تغییر صورت، کمک زیادی به تمرکز فکر و حضور قلب می کند.

9- پرهیز از غذاهای شبهه ناک نیز در این امر بسیار مؤثّر است.

10- از همه اینها گذشته، باید با تمام وجود، نعمت بزرگ حضور قلب را در دعا و نماز و زیارت از خدا خواست؛ او کریم و رحیم است و جوینده را ناامید بر نمی گرداند.

چنین شنیدم که لطف ایزدبه روی جوینده در نبندد!

دری که بگشاید از حقیقت بر اهل عرفان، دگر نبندد!

5- آداب دعا کردن و شرایط استجابت دعا

برای دعا کردن و باریافتن به محضر دوست، و بهره مندی بیشتر از فیض و رحمت الهی، آدابی ذکر شده است، که یقیناً برای استجابت دعا، مؤثّر خواهد بود. در این جا به اهمّ آنها (با استفاده از روایات) اشاره می شود.

الف) معرفت الهی

دعاکننده باید خدا را به درستی بشناسد و به مالکیّت، قدرت، عظمت، توانایی، علم و آگاهی و کرم و لطف خداوند ایمان داشته باشد.

ب) حسن ظنّ به خدا

در روایات آمده است که هنگام دعا، به خداوند و اجابت دعا توسّط او، اطمینان داشته باشید و باور

ص :20

شما این باشد که خداوند، دعایتان را به اجابت می رساند.(1) (و اگر طبق مصالحی به اجابت نرسد بهتر از آن را به شما خواهد داد).

ج) دعا همراه با احساس نیاز

دعا باید، همراه با احساس نیاز شدید و درماندگی باشد به گونه ای که انسان باور کند، جز خداوند پناهگاهی ندارد.(2) د) دعا همراه با توجه تامّ

به هنگام دعا، باید همه توجّه و حواسّ دعاکننده به جانب حق باشد و قلبش را از هرچه غیر خداست تهی سازد.(3) ه) دعا همراه با خضوع و دل شکستگی

دعاکننده باید با نهایت خضوع، رقّت قلب و فروتنی به درگاه خدا روی آورد(4)؛ در این هنگام دستانش را به سمت آسمان (به علامت تسلیم و تعظیم) بلند می کند(5) و با چشمان اشکبار و قلبی ترسان، حاجت می طلبد.(6) و) دعا همراه با استغفار و صلوات

در ابتدای دعا، حمد الهی، ثنای پروردگار، استغفار و توبه و صلوات بر محمّد و آلش برای استجابت دعا بسیار مؤثّر است.(7) ز) اصرار و پافشاری در دعا

اصرار و پافشاری در دعا، مورد سفارش معصومین علیهم السلام است؛(8) دعاکننده نباید ناامید شود، و از دعا کردن دست بردارد.

علاوه بر نکات فوق، به یقین، دعا در برخی از زمان ها، مثل شب و روز جمعه، دعا در نیمه های شب و سحرگاهان، مخصوصاً ماه مبارک رمضان، شب های قدر و مانند آن و همچنین در برخی از مکان ها، مانند مسجدالحرام، مسجد پیغمبراکرم صلی الله علیه و آله، مشاهد مشرّفه و مانند آن، تأثیر بسزایی دارد.(9) این بخش را با سخنی از عارف کامل، عالم ربّانی و مرد میدان علم و عمل، مرحوم «سیّدبن طاووس» به پایان می بریم؛ ایشان می گوید: «هرگاه از خداوند حاجتی می طلبی، حال تو در برابر او- لااقلّ- مانند عرض نیاز، به نزد فرمانروایان دنیا باشد. همان گونه که برای جلب نظر آنان، از هیچ کوششی دریغ نمی ورزی و به هر طریق ممکن، خشنودی آنان را تحصیل می کنی، باید در برابر خداوند و

ص :21


1- [3]کافی، جلد 2، صفحه 473، حدیث 1.
2- [4]وسائل الشیعه، جلد 4، صفحه 1174، حدیث 1.
3- [5]کافی، جلد 2، صفحه 473، حدیث 2.
4- [6]همان مدرک، صفحه 481، حدیث 6.
5- [7]همان مدرک، صفحه 479 و 480، حدیث 1 و 2.
6- [8]وسائل الشیعه، جلد 4، صفحه 1120، حدیث 1.
7- [9]همان مدرک، صفحه 1126 و 1127 و 1135.
8- [10]بحارالانوار، جلد 90، صفحه 300 و 374
9- [11]برای آگاهی بیشتر از روایات، به بحارالانوار، جلد 90، صفحه 348، حدیث 15 و صفحه 351، حدیث 16 مراجعه فرمایید.

به هنگام خواستن حاجتی از او نیز، در تحصیل رضایتش کوشش فراوان نمایی! مبادا که توجّه ات به خداوند، از اقبال و توجّه ات به قدرتمندان دنیا کمتر باشد! اگر چنین باشی و منزلت خدا، در نزد تو، از منزلت آنها کمتر باشد- در حالی که همه آنها مملوک و بندگان خدایند- به یقین خداوند بزرگ را کوچک شمرده ای و عظمت و جلالش را به حساب نیاورده ای!.

دیگر آن که: نماز و روزه ای که برای طلب حاجت به جا می آوری، هرگز از روی امتحان و آزمایش خداوند نباشد! زیرا انسان کسی را می آزماید که نسبت به او بدگمان باشد و خداوند از کسانی که در حقّ او گمان بد دارند، مذمّت کرده و فرموده: «

«أَلظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَهُ السَّوْءِ»؛

آنان که به خداوند، گمان بد می برند، حوادث ناگوار به آنان می رسد».(1) بلکه باید به خداوند کمال اعتماد و اطمینان را داشته باشی و به وعده های او امیدوارتر از وعده یک انسانِ توانگرِ سخاوتمند باشی!

سزاوار است به هنگام نماز و یا روزه حاجت، نخست حاجت های دینی را به ترتیب اهمیّت در نظر بگیری و البتّه مهمترین خواسته ها، حاجت آن مولایی است که تو در پناه هدایت و حمایت او به سر می بری! یعنی نخست باید برای حاجت های امام زمان (عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف) دعا کنی وآنگاه حاجت های دینی خود را بخواهی و در نهایت، حاجت و نیاز دنیوی خود را که در دل داری با خدای خویش مطرح نمایی ...».(2)

6- عوامل عدم استجابت دعا

بعضی از مردم از تأخیر اجابت دعا یا عدم اجابت آن گله دارند، و توجّه ندارند که اجابت دعا مانند همه کارها شرایطی دارد:

لازم است بدانیم، دعا کردن به درگاه خدا، از دو سو، مقرون به رحمت الهی است: از یک سو، توفیق الهی برای دعا کردن، و از سوی دیگر استجابت دعا از جانب خداوند.

همین که انسان به دعا و راز و نیاز با خداوند می پردازد، یقیناً به سبب توفیق الهی است (چه دعایش به اجابت برسد، یا نرسد)؛ زیرا هر کسی توفیق شرفیابی به بارگاه الهی و گفتگو با حضرت حقّ را ندارد و این خود برای هر دعاکننده ای بسیار با ارزش است؛ امّا با این حال، در روایات عواملی برای عدم استجابت دعا ذکر شده است که از مهمترین آنهاست:

الف) دست کشیدن از تلاش و اکتفا به دعا

این نکته را باید بدانیم، که دعاکردن به معنای دست از تلاش کشیدن نیست، زیرا در این صورت دعای دعاکننده به اجابت نمی رسد؛ چرا که هیچ دعایی برای جبران تنبلی و تن پروری وارد نشده است.

ص :22


1- [12]سوره فتح، آیه 6.
2- [13]جمال الاسبوع، صفحه 326( با تلخیص).

درباره برخی از افراد که دعایشان به اجابت نمی رسد، امام صادق علیه السلام فرمود: «

... وَ رَجُلٌ جَلَسَ فِی بَیْتِهِ وَ قالَ: یا رَبِّ ارْزُقْنِی، فَیُقالُ لَهُ: أَ لَمْ أَجْعَلْ لَکَ السَّبیلَ إِلی طَلَبِ الرِّزْقِ ...

؛ و آن کس که در خانه اش بنشیند و بگوید: پروردگارا! روزی مرا برسان! به او گفته می شود: آیا برای طلب روزی و کسب درآمد، راه و مسیری (که همان تلاش و کوشش است) قرار نداده ام؟!».(1) ب) گناهان از موانع مهم است

بسیاری از گناهان، سبب عدم استجابت دعا می شود. در روایتی امام علی علیه السلام در پاسخ به مردی که گفت دعای ما به اجابت نمی رسد، فرمود: «چگونه دعایتان به اجابت برسد، در حالی که راه های آن را مسدود ساخته اید! اعمالتان را اصلاح کنید، درونتان را خالص گردانید، امر به معروف و نهی از منکر کنید، آنگاه خداوند دعایتان را به اجابت می رساند».(2) (و به این ترتیب دعا وسیله ای برای تربیت و خودسازی می شود).

در روایات دیگری، عقوق والدین،(3) ناپاکی های درونی، نفاق، تأخیر نماز از وقتش، ترک نیکی و صدقه، بدزبانی و ... از عوامل عدم استجابت دعا ذکر شده است.(4) ج) دعا بر ضدّ مؤمنان و دوستان

اگر کسی برضدّ مؤمنی و دوستی دعا کند (نفرین نماید) و بدون جهت و ظالمانه، از خداوند بدِ او را بخواهد، دعایش به اجابت نمی رسد.(5) د) دعا فقط در دشواریها

اگر کسی در حالت خوشی و آسودگی به درگاه خدا نرود و دعا نکند و فقط در مشکلات و شدّت و گرفتاری به سوی خدا برود، ممکن است دعایش به اجابت نرسد. در روایات آمده است: اگر بخواهی در مشکلات و دشواریها خداوند دعایت را به اجابت برساند، در آسودگی و خوشی، خدا را فراموش مکن و فراوان دعا کن!.(6) ه) غذاهای حرام و ناپاک

در روایت آمده است: «آن کسی که می خواهد، دعایش به اجابت برسد، باید از راه حلال کسب درآمد کند»(7) و در روایت دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله به کسی که گفت دوست دارم، دعایم مستجاب شود، فرمود:

«وجودت را از لقمه حرام پاک کن».(8)

ص :23


1- [14]وسائل الشیعه، جلد 4، کتاب الصلاه، ابواب الدعاء، باب 50، صفحه 1159، حدیث 3.
2- [15]بحارالانوار، جلد 90، صفحه 377، حدیث 17.
3- [16]کافی، جلد 2، صفحه 447، حدیث 1.
4- [17]معانی الاخبار، صفحه 271، حدیث 2 و بحارالانوار، جلد 70، صفحه 376، حدیث 12.
5- [18]بحارالانوار، جلد 90، صفحه 378، حدیث 21.
6- [19]وسائل الشیعه، جلد 4، صفحه 1096، باب 9 از ابواب الدعاء.
7- [20]بحارالانوار، جلد 90، صفحه 358 و 373.
8- [21]همان مدرک، صفحه 373.

7- فلسفه پاداش های فراوان دعاها، زیارات و نمازها

گاه در روایات برای دعاها و زیارات و نمازها و اذکار پاداش های عظیمی ذکر شده است که ممکن است این دو سؤال را برای خوانندگان مطرح کند:

1- آیا هر فرد مسلمانی که چنین اعمال ساده ای را انجام دهد از چنان پاداش های عظیم بهره مند می شود و اصولًا چه رابطه ای میان این اعمال و آن همه ثواب و پاداش است؟

2- گرچه رحمت الهی بی پایان است و هر قدر پاداش به افراد بدهد، کاستی در آن ایجاد نمی شود (

وَلا تَزیدُهُ کَثْرَهُ الْعَطاءِ إِلّا جُوداً وَ کَرَماً

).(1) ولی گاه این پاداش ها از حدّ نیاز در زندگی آخرت نیز افزون است و گاه می شود که رسیدن به یک پاداش معنوی و فوق العاده برای آرامش و لذّات مؤمن کافی است.

در پاسخ سؤال اول باید به این نکته توجّه کرد که اوّلًا: دریافت این پاداش های عظیم مطابق صریح آیات قرآن و روایات، متوقّف بر ایمان و اخلاص و تقواست، چنانکه در قرآن کریم می خوانیم:

«إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ».(2)

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «

مَنْ قالَ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً، دَخَلَ الْجَنَّهَ، وَ اخْلاصُهُ انْ یُحْجِزَهُ لا الهَ الَّا اللَّهُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ

؛ کسی که «لا اله الا اللَّه» را با اخلاص بگوید، داخل بهشت می شود و اخلاصش این است که «لا الهَ الَّا اللَّهُ» او را از تمام آنچه خداوند متعال حرام کرده، باز دارد».(3) قابل توجّه اینکه مرحوم علّامه مجلسی در بحارالانوار چندین حدیث به این مضمون نقل کرده است.(4) و نیز در پاره ای از روایاتی که در مورد پاداش عظیم زیارت ها آمده، جمله «

عارِفاً بِحَقِّهِ

» دیده می شود که مفهومش آن است: آن امام را واجب الاطاعه بداند و دستوراتش را بکار گیرد؛ در یکی از این روایات امام کاظم علیه السلام می فرماید: «

اذا عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلایَتَهُ

...».(5) ثانیاً: حفظ این دستاوردها و پاداش ها نیز مهمّ است؛ زیرا ممکن است کسی با اعمال صالحی پاداش های عظیمی برای خود فراهم سازد، ولی بعداً با اعمال زشت و گناهان عظیم آنها را از نامه اعمال خود بشوید؛ در حدیث معروفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم که: هر کس لا اله الا اللَّه بگوید، خداوند درختی در بهشت برای او غرس می کند (حضرت همین سخن را درباره اذکار دیگری نیز فرمود).

مردی از قریش در آنجا حاضر بود، عرض کرد: ای رسول خدا! بنابراین درختان ما در بهشت بسیار زیاد است! حضرت فرمود: «

نَعَمْ! وَ لکِنْ ایَّاکُمْ انْ تُرْسِلُوا عَلَیْها نِیراناً فَتُحْرِقُوها

؛ آری! ولی برحذر باشید

ص :24


1- [22]دعای افتتاح.
2- [23]سوره مائده، آیه 27.
3- [24]بحارالانوار، جلد 90، صفحه 197، حدیث 21.
4- [25]همان مدرک.
5- [26]کافی، جلد 4، صفحه 582، حدیث 9.( مرحوم کلینی در همان باب روایات دیگری نزدیک به همین مضمون آورده است).

که آتشی نفرستید که آن درختان را بسوزاند». سپس پیامبر به آیه 33 سوره محمد:

«وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ

...» استدلال فرمود.(1) در مورد سؤال دوم به این نکته باید توجه داشت که پاداش های عظیم قیامت متناسب با آن عالم عظیم است؛ تمام دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم در برابر جهان آخرت به منزله خانه کوچکی در مقابل تمام منظومه شمسی است و یا از آن کوچکتر؛ بنابراین، نباید از عظمت آن پاداش ها تعجب کرد.

به علاوه، پاداش های الهی متناسب لطف و کرم اوست نه متناسب اعمال ما و اضافه بر اینها گاه اعداد و ارقامی که در این روایات وارد شده، کنایه از یک سلسله پاداش های مهم معنوی است که در لباس پاداش های مادی به تناسب جهانی که در آن زندگی می کنیم، بیان شده است.

8- تبدیل خواسته ها

از برخی روایات استفاده می شود که گاهی اوقات، خداوند دعای مؤمنان را اجابت نمی کند و در عوض، گناهانی را از آنها می آمرزد و یا آن را ذخیره برای آخرت می سازد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر مسلمانی که دعا کند، دعایش به اجابت می رسد: یا به زودی در دنیا خداوند حاجتش را برآورده می سازد و یا برای آخرتش ذخیره می کند و یا گناهانش را می آمرزد».(2) در روایتی دیگری آمده است: «گاه در قیامت، خداوند پاداش دعاهایی را که در دنیا به اجابت نرسیده، به مؤمن می دهد؛ در آن زمان مؤمن آرزو می کند، ای کاش در دنیا هیچ دعایی به اجابت نمی رسید و همه آنها امروز به پاداش الهی تبدیل می شد».(3) این را نیز باید کاملًا توجّه داشت که گاه انسان بر اثر بی اطّلاعی، حاجتی را با تمام وجودش از خدا می خواهد که به ضرر اوست و اگر به آن رسد دنیا و آخرت او تباه می شود، خداوند به لطفش آن چیز را دریغ می دارد و به جای آن، نعمت دیگری به او می بخشد؛ زیرا معلومات ما محدود و ناقص است و علم بی پایان، نزد خداست.

9- توصیه ما به شما عزیزان

در این جا توجه شما خوانندگان عزیز را به توصیه های زیر جلب می کنیم:

1- آنچه در این کتاب آمده است به کتب معتبری چون «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی (ره) و «کامل الزیارات» ابن قولویه و کتابهای مرحوم سیّد بن طاووس و مرحوم کفعمی برمی گردد. کتب بزرگانی که اهتمام فراوانی داشتند تا بدون مدرک چیزی را نقل نکنند و اگر دعا یا زیارتی از انشای نفس ربّانی و

ص :25


1- [27]بحارالانوار، جلد 90، صفحه 168، حدیث 3.
2- [28]همان مدرک، صفحه 378، حدیث 22.
3- [29]همان مدرک.

ملکوتی خودشان است به آن تصریح نمایند. آنان به هنگام نوشتن ادعیه، کتب فراوانی را در اختیار داشته اند که با اقتباس از آن، چنین آثاری از خویش به یادگار گذاشته اند:

مرحوم سیّد بن طاووس، به هنگام نوشتن کتاب «اقبال» هزار و پانصد جلد کتاب در اختیار داشت 30] و به تصریح خودش در کتاب «کشف المحجّه»: «بیش از شصت جلد از آن، کتاب دعا بود».(1) محقّق متتبّع، دانشمند بزرگوار، مرحوم آقا بزرگ طهرانی نیز در کتاب وزین «الذریعه» درباره سیّد بن طاووس می نویسد: «هنگامی که او کتاب «مُهج الدّعوات» را می نوشت بیش از هفتاد کتاب از کتب ادعیه قدمای امامیّه (کسانی که تمامی آنها مقدّم بر شیخ طوسی بوده اند) را در اختیار داشت. بلکه با مراجعه به کلمات و تعبیراتی که سیّد بن طاووس در لابه لای کتابهایش در ارتباط با اسناد و مدارک محتویات آن دارد، انسان مطمئن می شود که جمیع آنچه را که این بزرگوار از ادعیه و زیارات نقل کرده، مورد اعتمادش بوده است؛ خصوصاً وقتی ملاحظه می شود که این بزرگ مرد، هرگاه می خواست دعایی را از جانب ذهن لطیف و روح پاکش انشا کند، تصریح می کند که: «چون برای این مورد دعایی را از روایات نیافتم دعایی را مناسب با این مقام، انشا نمودم» با این بیان معلوم می شود که در سایر موارد که چنین نکته ای را متذکّر نشده است، به مدرک روایی خاصّ، اعتماد کرده است».(2) با این بیان و با توجّه به این که آنچه را «سیّد بن طاووس» در قسمت دعا تألیف کرده 33] در واقع تتمّه و تکمیلی برای کتاب «مصباح المتهجّد» جدّ مادری ایشان مرحوم شیخ طوسی رحمه الله می باشد،(3) روشن می شود که اگر کسی مجموع این یازده جلد (مربوط به این دو بزرگوار) را تهیّه نماید، گویا تقریباً مجموعه کاملی از ادعیه و اعمال و زیارات را در اختیار گرفته است (و ما از تمام این آثار در کتاب حاضر استفاده کرده ایم).

درباره کتاب «مصباح کفعمی» می گوید: «او، در مقدّمه کتاب «جنّه الامان الواقیه» (معروف به مصباح کفعمی) تصریح کرده است که این کتاب را از کتابهای معتبر و مورد اعتماد جمع آوری نموده است».(4) مرحوم علّامه مجلسی نیز در مقدّمه «زادالمعاد» می گوید: در این کتاب منتخبی از اعمال سال و فضایل ایّام و لیالی و اعمال آنها را- که به سندهای صحیح و معتبر وارد شده است- آورده ام.

اصولًا اصحاب ائمّه علیهم السلام، برای ضبط و انتقال صحیح احادیث، دعاها و عباراتی که از آن بزرگواران نقل می شد، اهتمام فراوانی داشتند.

ص :26


1- [31]کشف المحجّه، صفحه 131.
2- [32]الذریعه، جلد 8، صفحه 176 و 177.
3- [34]الذریعه، جلد 8، صفحات 177 و 178.
4- [35]همان مدرک، صفحه 179.

«عبداللَّه بن زید» که از اصحاب امام کاظم علیه السلام است، می گوید: «جمعی از یاران ویژه اهل بیت آن حضرت، به محضرش شرفیاب می شدند و هنگامی که امام علیه السلام کلمه ای می فرمود و درباره حادثه ای فتوا می داد، آنان با دقّت می نوشتند (و همه جملات، آداب و نکته ها را کاملًا یادداشت می کردند)».(1) خواننده عزیز! با توجه به آنچه گذشت جایی برای تردید در اعتبار منابعی که محتوای این کتاب از آنها گرفته شده، باقی نمی ماند، پس می توان با دلی روشن و ضمیری پاک به ادعیه و زیارات و اعمال وارده در این کتاب، عمل کرد.

خصوصاً وقتی به دو امر دیگر نیز در این رابطه توجّه شود:

نخست این که: همان گونه که اشاره شد محتوای برجسته و اوج معانی بسیاری از این دعاها و زیارات، بهترین گواه صدور آنها از جانب معصوم علیه السلام است، چرا که چنین الفاظ و مفاهیمی جز از روح بلند معصومین علیهم السلام نمی تواند صادر شود.

دیگر این که: در تمام دعاها و اعمال مستحب، می توان از «قصد رجا» یعنی به امید مطلوبیّت نزد پروردگار، استفاده کرد؛ زیرا در روایات از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که «هرگاه کسی از سوی من ثوابی بر عملی به او برسد و به امید رسیدن به آن ثواب و یا به احترام من آن را بجا آورد، به اجر و پاداش مذکور برای آن عمل، خواهد رسید و تلاش او بی نتیجه نخواهد ماند».(2)

***

2- توصیه دیگر ما به خوانندگان عزیز- مخصوصاً به قشر جوان با ایمان و پاکدل- این است که بیش از آنچه به «کمّیت» و مقدار دعا اهمیّت می دهند به «کیفیّت» و حال و هوای معنوی آن اهمیّت دهند و بدانند که چه بسا خواندن یک دعای کمیل یا ندبه و یا ابوحمزه و یا خواندن دعای عرفه امام حسین علیه السلام با حضور قلب، چنان انقلاب و دگرگونی در انسان ایجاد می کند که فصل نوینی در زندگی او آغاز می شود؛ روحش را به اوج آسمانها برده، با فرشتگان دمساز می کند و از این جا روشن می شود که ثوابهای عظیمی که برای بعضی از دعاها ذکر شده، فلسفه اش چیست و برای کیست؟

عزیزان! همه ما سعی کنیم با مرور در مطالبی که در بحث حضور قلب و آداب دعا آمد و با اندیشه در محتوای دعاها، چنان حال و هوایی به هنگام خواندن دعا و نماز و زیارت پیدا کنیم که لذّت بخش ترین لحظات زندگی ما باشد و ما را روز به روز به خدا نزدیک تر کند.

سعی ما بر این باشد که با تدبّر در محتوا و توجّه به این که در چه محضری قرار گرفته ایم و با التفات

ص :27


1- [36]الذریعه، جلد 8، صفحه 173 و مستدرک الوسائل، جلد 17، صفحه 292، حدیث 27.
2- [37]وسائل الشیعه، جلد 1، صفحه 59، ابواب مقدّمات العبادات، باب 18( در این باب چندین روایت به همین مضمون آمده است).

به قصورها و تقصیرها، و کوچکی نفسِ خویش از یک طرف و عظمت و بزرگی کسی که در حضورش واقع شده ایم از طرف دیگر، روح ما با عالم بالا تماس برقرار کند و با محبوب حقیقی راز و نیاز نماید.

اگر دعایی از ادعیه را می خوانیم که مخاطب در آن، خداست، به لطفها و محبّت هایی که در طول عمرمان در حقّ ما روا داشت و گناهانی را که پوشاند و لغزشهایی را که دفن کرد و نعمتهایی را که ارزانی داشت، یکی پس از دیگری اشاره کنیم و بر زبان جاری سازیم تا محبّتی که او به خوب شدن و هدایت ما دارد را لمس کنیم و قُرب و انسش را احساس نماییم.

و اگر زیارتی از زیارات ائمّه طاهرین (صلوات اللَّه علیهم اجمعین) است، باز هم قرب و لطف و رحمت و کرامت آنها را در نظر بیاوریم و این که آنها شفیعان درگاه و مقرّبان خدایند؛ کلام ما را می شنوند و سلام ما را جواب می گویند و بر جایگاه و مقامی که هم اکنون در آن قرار داریم شاهد و ناظرند (

وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَکَ وَ خُلَفاءَکَ أَحْیاءٌ عِنْدَکَ یُرْزَقُونَ، یَرَوْنَ مَقامِی، وَیَسْمَعُونَ کَلامِی، وَ یَرُدُّونَ سَلامِی)(1)

تا آن که لذّت و شیرینی نجوا و مناجات با آنان را احساس کنیم (

وَ فَتَحْتَ بابَ فَهْمِی بِلَذِیذِ مُناجاتِهِمْ

).(2) اگر آن گونه دعا بخوانیم و این گونه زیارت کنیم، می توانیم مطمئن باشیم با هر دعا و زیارت، گویا به محضر خداوند و معصومین علیهم السلام شرفیاب شده ایم و روح و جانمان را صفا و صیقل تازه ای داده ایم و زنگارها و تیرگی های گناه را از خود زدوده ایم و این جاست که دعا و زیارت، جایگاه واقعی خود را پیدا می کند و هدف اصلی آن تحقّق می یابد.

در پایان لازم می دانم از تمام کسانی که برای تهیه این مجموعه ما را یاری دادند و در تطبیق دقیق مدارک، و تصحیح، و چاپ و نشر آن تلاش و کوشش کردند، از جمله فضلای محترم حجج اسلام آقایان محمد رضا حامدی، مسعود مکارم و سید عبدالمهدی توکّل (دامت تأییداتهم) تشکر و سپاسگزاری کنم و برای توفیق هر چه بیشتر همه عزیزان دعا نمایم. همچنین از همگان التماس دعا دارم که این جانب وتمام کسانی را که برای فراهم آوردن این مجموعه زحمت کشیده اند، فراموش نکنند.

ذکر این نکته لازم است که برای تهیّه این مجموعه، چند سال زحمت کشیده شده؛ با این حال، اگر صاحب نظران تذکّرات تکمیلی داشته باشند، از آن استقبال می شود.

قم- ناصر مکارم شیرازی

فروردین 1384- صفر 1426

ص :28


1- [38]وسائل الشیعه، جلد 1، صفحه 59، ابواب مقدمات عبادات، باب 18. لازم به ذکر است که این جملات، در اصل بخشی از اذن دخول زیارت رسول گرامی صلی الله علیه و آله در مدینه، در مسجد النبی می باشد و از آن جا به بعضی از مشاهد مشرّفه دیگر منتقل شده است.
2- [39]همان مدرک.

ص :29

ص :30

بخش اول: سوره هایی از قرآن

مقدّمه

با توجّه به این که بسیاری از سوره ها و آیات قرآنی در نمازهای مختلفی چون نوافل یومیّه، نافله شب، نمازهای ائمّه اطهار علیهم السلام، نمازهای زیارت، نمازهای ایّام هفته و نمازهای حاجت و نیز در مکان ها و زمان های مختلفی چون شبهای احیا، ایّام البیض، شبهای ماه رجب، شعبان و رمضان و در تعقیبات نمازهای یومیّه و نیز برای تحصیل بعضی از آثار و برکات چون آمرزش گناهان و نجات از مشکلات خوانده می شود، شایسته است بخشی از این سوره ها و آیات که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد (و این خود، دلیل بر اهمیّت و ویژگی و امتیاز آنهاست) در ابتدای این کتاب دعا- پس از اشاره به بعضی از فضیلت های آنها- آورده شود:

1- سوره یس

سوره «یس» به گواهی احادیث متعدّدی که در این زمینه وارد شده، یکی از مهمترین سوره های قرآنی است، به گونه ای که در احادیث «قلب قرآن» نامیده شده است 40] و این به جهت محتوای مهمّ توحیدی آن است که محور همه مسائل اعتقادی است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است:

«هر کس آن را در روز بخواند، در طول روز محفوظ و پرروزی خواهد بود و هر کس آن را شبانگاه پیش از آن که بخوابد تلاوت کند، خداوند هزار فرشته بر او مأمور می کند که او را از هر شیطان رجیم و هر آفتی حفظ کنند ...» و به دنبال آن فضایل مهمّ دیگری نیز بیان می فرماید.(1) یادآوری لازم:

ناگفته پیداست پاداش های عظیمی که درباره این سوره و سایر سوره های قرآن در روایات آمده است،

ص :31


1- [41]همان مدرک.

به معنای خواندن سطحی و بدون تدبّر و خالی از عمل نیست؛ شواهد فراوانی داریم که این برکات و پاداش ها مربوط به کسانی است که برنامه زندگی خود را با محتوای این سوره ها هماهنگ می سازند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

یس 1 وَالْقُرْءَانِ الْحَکِیمِ 2 إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ 3 عَلَی صِرطٍ مُّسْتَقِیمٍ

یس. (1) سوگند به قرآن حکیم (و استوار). (2) که تو قطعاً از فرستادگان (خداوند) هستی، (3) بر راهی راست (قرارداری)؛ 4

تَنزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ 5 لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ ءَابَآؤُهُمْ فَهُمْ غفِلُونَ

(4) (این قرآنی است که) از سوی خداوند توانا و مهربان نازل شده است؛ (5) تا قومی را انذار کنی که پدرانشان (هرگز) انذار نشدند، از این رو آنان غافلند.

6 لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَی أَکْثَرِهِمْ فَهُمْ لَایُؤْمِنُونَ 7 إِنَّا جَعَلْنَا فِی أَعْنقِهِمْ

(6) فرمان (الهی) درباره بیشتر آنها (به کیفر اعمالشان) تحقق یافته، به همین جهت ایمان نمی آورند. (7) ما در گردنهای آنان غلهایی

أَغْللًا فَهِیَ إِلَی الْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ 8 وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدّاً

[/ طوقهایی قرار دادیم که تا چانه ها ادامه دارد و سرهای آنان را به بالا نگاه داشته است. (8) و در پیش روی آنان سدّی قرار دادیم،

وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَیْنهُمْ فَهُمْ لَایُبْصِرُونَ 9 وَسَوَآءٌ عَلَیْهِمْ ءَأَنْذَرْتَهُمْ

و در پشت سرشان سدّی؛ و چشمانشان را پوشانده ایم، لذا نمی بینند. (9) برای آنان یکسان است: چه انذارشان کنی

أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَایُؤْمِنُونَ 10 إنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمنَ

یا نکنی، ایمان نمی آورند. (10) تو فقط کسی را می توانی انذار کنی که ازاین یادآوری (الهی) پیروی کند و از خداوند رحمان

بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَهٍ وَأَجْرٍ کَرِیمٍ 11 إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتَی وَنَکْتُبُ مَا

در نهان بترسد؛ سپس او را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده. (11) به یقین مامردگان را زنده می کنیم و آنچه را از

قَدَّمُوا وَءَاثرَهُمْ وَکُلَّ شَیْ ءٍ أَحْصَیْنهُ فِی إِمَامٍ مُّبِینٍ 12 وَاضْرِبْ لَهُم

پیش فرستاده اند و آنچه را از خود باقی گذاشته اند؛ و همه چیز را در کتاب روشنگری احصا کرده ایم. (12) و برای آنها، اصحاب شهر (انطاکیه)

مَّثَلًا أَصْحبَ الْقَرْیَهِ إِذْ جَآءَهَا الْمُرْسَلُونَ 13 إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ

را مثال بزن هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند؛ (13) در آن زمان که دو نفر (از رسولان خود) را به سوی آنها فرستادیم، امّا آنان فرستادگان (ما) را

فَکَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُواْ إِنَّآ إِلَیْکُم مُّرْسَلُونَ 14 قَالُوا مَآ أَنتُمْ

تکذیب کردند؛ پس برای تقویت آن دو، شخص سوّمی را فرستادیم؛ و آنها گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوی شما هستیم.» (14) امّا آنان (در جواب) گفتند:

ص :32

إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمنُ مِن شَیْ ءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَکْذِبُونَ 15 قَالُوا

«شما جز بشری همانند ما نیستید، و خداوند رحمان چیزی نازل نکرده، شما فقط دروغ می گویید.» (15) (فرستادگان ما) گفتند:

رَبُّنَا یَعْلَمُ إِنَّآ إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ 16 وَمَا عَلَیْنَآ إِلَّا الْبَلغُ الْمُبِینُ 17 قَالُواْ إِنَّآ

«پروردگار ما می داند که ما قطعاً فرستادگان (او) به سوی شما هستیم، (16) و بر عهده ما چیزی جز ابلاغ آشکار نیست.» (17) آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته ایم

تَطَیَّرْنَا بِکُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُواْ لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَلَیَمَسَّنَّکُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ 18 قَالُواْ

(وشما را شوم می دانیم)، واگر (از این سخنان) دست برندارید شما را سنگسار خواهیم کرد و عذاب دردناکی از ما به شما خواهد رسید! (18) (فرستادگان) گفتند:

طئِرُکُم مَّعَکُمْ أَئِن ذُکِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ 19 وَجَآءَ مِنْ أَقْصَا

«اگر درست بیندیشید فال بد شما با خود شماست، بلکه شما گروهی اسرافکارید.» (19) و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر

الْمَدِینَهِ رَجُلٌ یَسْعَی قَالَ یقَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ 20 اتَّبِعُوا مَن لَّا

با شتاب آمد، گفت: «ای قوم من! از فرستادگان (خدا) پیروی کنید. (20) از کسانی پیروی کنید

یَسْئَلُکُمْ أَجْراً وَهُم مُّهْتَدُونَ 21 وَمَا لِیَ لَآأَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَإِلَیْهِ

که از شما اجر و پاداشی نمی خواهند و خود هدایت یافته اند. (21) چرا کسی را پرستش نکنم که مرا آفریده، و همگی به سوی او بازگشت

تُرْجَعُونَ 22 ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ ءَالِهَهً إِن یُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لَّاتُغْنِ عَنِّی

داده می شوید؟! (22) آیا غیر از او معبودانی را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زیانی به من برساند، شفاعت آنها کمترین فایده ای برای من ندارد

شَفعَتُهُمْ شَیْئاً وَلَا یُنقِذُونِ 23 إِنِّی إِذاً لَّفِی ضَللٍ مُّبِینٍ 24 إِنِّی ءَامَنتُ

و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد؟! (23) اگر چنین کنم، در گمراهی آشکاری خواهم بود. (24) (به همین دلیل) من به پروردگارتان ایمان آوردم؛

بِرَبِّکُمْ فَاسْمَعُونِ 25 قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّهَ قَالَ یلَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ 26 بِمَا

پس به سخنان من گوش فرا دهید.» (25) (سرانجام او را شهید کردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو.» گفت: «ای کاش قوم من می دانستند ... (26) که

غَفَرَ لِی رَبِّی وَجَعَلَنِی مِنَ الْمُکْرَمِینَ 27 وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَی قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ

پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی داشتگان قرار داده است!» (27) و ما بعد از او بر قومش

مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَآءِ وَمَا کُنَّا مُنزِلینَ 28 إِن کَانَتْ إِلَّا صَیْحَهً وحِدَهً فَإِذَا

هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنّت ما براین نبود؛ (28) (بلکه) فقط یک صیحه آسمانی بود و ناگهان همگی

هُمْ خمِدُونَ 29 یحَسْرَهً عَلَی الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا کَانُوا بِهِ

خاموش شدند. (29) افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری به سراغ آنان نیامد مگر این که او را

یَسْتَهْزِءُونَ 30 أَلَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَیْهِمْ

استهزا می کردند! (30) آیا ندیدند چه قدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم که آنها هرگز به سوی ایشان

ص :33

لَایَرْجِعُونَ 31 وَإِن کُلٌّ لَّمَّا جَمِیعٌ لَّدَیْنَا مُحْضَرُونَ 32 وَءَایَهٌ لَّهُمُ الْأَرْضُ

باز نمی گردند (و زنده نمی شوند)؟! (31) و همه آنان (روز قیامت) نزد ما احضار می شوند. (32) و زمین مرده برای

الْمَیْتَهُ أَحْیَیْنهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبّاً فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ 33 وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنتٍ

آنها نشانه ای (از عظمت خدا) است که ما آن را زنده کردیم و دانه (های غذایی) از آن خارج ساختیم که از آن می خورند؛ (33) و در آن باغهایی از

مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنبٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ 34 لِیَأْکُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا

نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه هایی در آن جاری ساختیم، (34) تا از میوه آن بخورند در حالی که با

عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلَا یَشْکُرُونَ 35 سُبْحنَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوجَ کُلَّهَا مِمَّا

دست خود آن را به عمل نیاورده اند. آیا شکر (خدا را) به جا نمی آورند؟! (35) منزّه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از

تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَ مِمَّا لَایَعْلَمُونَ 36 وَءَایَهٌ لَّهُمُ الَّیْلُ نَسْلَخُ

آنچه زمین می رویاند، و از خودشان، و از آنچه نمی دانند. (36) شب (نیز) برای آنها نشانه ای است (از عظمت خدا)؛ ما روز را از آن

مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ 37 وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذلِکَ تَقْدِیرُ

برمی گیریم، در این هنگام آنان در تاریکی فرو می روند. (37) و خورشید (نیز برای آنها آیتی است) که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند

الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ 38 وَالْقَمَرَ قَدَّرْنهُ مَنَازِلَ حَتَّی عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ 39

توانا و داناست. (38) و برای ماه منزلگاههایی قرار دادیم، (و هنگامی که این منازل را طی کرد) سرانجام بصورت شاخه کهنه (قوسی شکل و زرد رنگ) خرما درمی آید. (39)

لَاالشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا الَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ

نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می گیرد؛ و هر یک در مسیر خود

یَسْبَحُونَ 40 وَءَایَهٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ 41 وَخَلَقْنَا

شناورند. (40) نشانه ای (دیگر از عظمت پروردگار) برای آنان این است که ما فرزندانشان را در کشتیهایی پر (از وسایل و بارها) حمل کردیم. (41) و برای

لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا یَرْکَبُونَ 42 وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِیخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ

آنها مرکبهای (دیگری) همانند آن آفریدیم. (42) و اگر بخواهیم آنها را غرق می کنیم بطوری که نه فریادرسی داشته باشند

یُنقَذُونَ 43 إِلَّا رَحْمَهً مِّنَّا وَمَتعاً إِلَی حِینٍ 44 وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَیْنَ

و نه نجات داده شوند. (43) مگر این که رحمت ما (شامل حالشان شود)، و تا زمان معیّنی (از این زندگی) بهره گیرند. (44) و هر گاه به آنها گفته شود: «از آنچه

أَیْدِیکُمْ وَمَا خَلْفَکُمْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ 45 وَمَاتَأْتِیهِم مِّنْ ءَایَهٍ مِّنْ ءَایتِ

پیش رو و پشت سر شماست (از عذاب دنیا و آخرت) بپرهیزید تا مشمول رحمت الهی شوید.» (اعتنا نمی کنند). (45) و هیچ آیه ای از آیات پروردگارشان برای آنها نمی آید

رَبِّهِمْ إِلَّا کَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِینَ 46 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قَالَ

مگر این که از آن روی گردان می شوند. (46) و هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزی کرده انفاق کنید.»، کافران

ص :34

الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ ءَامَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی

به مؤمنان می گویند: «آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدا می خواست او را اطعام می کرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد و) شما فقط در

ضَللٍ مُّبِینٍ 47 وَیَقُولُونَ مَتَی هذَا الْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صدِقِینَ 48 مَا یَنظُرُونَ

گمراهی آشکارید.» (47) آنها می گویند: «اگر راست می گویید، این وعده (قیامت) کی خواهد بود؟!» (48) (امّا) جز این

إِلَّا صَیْحَهً وحِدَهً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ یَخِصِّمُونَ 49 فَلَا یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَهً

انتظار نمی کشند که یک صیحه عظیم (آسمانی) آنها را فرا گیرد، در حالی که مشغول جدال (در امور دنیا) هستند. (49) و (چنان غافلگیر می شوند که حتّی) نمی توانند وصیّتی کنند

وَلَآ إِلَی أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ 50 وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَی

و نه به سوی خانواده خود باز گردند. (50) (بار دیگر) در «صور» دمیده می شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوی (دادگاه)

رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ 51 قَالُوا یوَیْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمنُ

پروردگارشان می روند. (51) می گویند: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟! (آری) این همان (روز جزا) است که خداوند رحمان و عده داده،

وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ 52 إن کَانَتْ إِلَّا صَیْحَهً وحِدَهً فَإِذَا هُمْ جَمِیعٌ لَّدَیْنَا

و فرستادگان (او) راست گفتند.» (52) صیحه واحدی بیش نیست، (فریادی عظیم بر می خیزد) ناگهان همگی نزد ما

مُحْضَرُونَ 53 فَالْیَوْمَ لَاتُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ

احضار می شوند. (53) (و به آنها گفته می شود:) امروز به هیچ کس کمترین ستمی نخواهد شد، و جز آنچه انجام می دادید، کیفر داده نمی شوید.

54 إِنَّ أَصْحبَ الْجَنَّهِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فکِهُونَ 55 هُمْ وَأَزْوجُهُمْ فِی

(54) بهشتیان، امروز (به نعمتهای خدا) مشغول و مسرورند. (55) آنها و همسرانشان در

ظِللٍ عَلَی الْأَرَآئِکِ مُتَّکِئُونَ 56 لَهُمْ فِیهَا فکِهَهٌ وَلَهُم مَّا یَدَّعُونَ 57

سایه هایی (از قصرها و درختان بهشتی) بر تختها تکیه زده اند. (56) برای آنها در بهشت میوه بسیار لذّت بخشی است، و هرچه بخواهند در اختیارشان خواهد بود. (57)

سَلمٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِیمٍ 58 وَامْتزُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ 59 أَلَمْ

سلام (و درود الهی بر آنها)، سخنی است از سوی پروردگاری مهربان. (58) (و به گروهی دیگر گفته می شود:) جدا شوید امروز ای گنهکاران! (59) ای فرزندان آدم!

أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یبَنِی ءَادَمَ أَن لَّاتَعْبُدُوا الشَّیْطنَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ 60

آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟! (60)

وَأَنِ اعْبُدُونِی هذَا صِرطٌ مُّسْتَقِیمٌ 61 وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنکُمْ جِبِلّاً کَثِیراً أَفَلَمْ

و این که مرا بپرستید که راه مستقیم این است؟! (61) او گروه زیادی از شما را گمراه کرد؛

تَکُونُوا تَعْقِلُونَ 62 هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ 63 اصْلَوْهَا الْیَوْمَ بِمَا

آیا اندیشه نکردید؟! (62) این همان دوزخی است که به شما وعده داده می شد. (63) امروز بخاطر

ص :35

کُنتُمْ تَکْفُرُونَ 64 الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَی أَفْوهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ

کفری که داشتید به آتش آن بسوزید! (64) امروز بر دهانشان مُهر می نهیم، و دستهایشان با ما سخن می گویند و پاهایشان به کارهایی

أَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ 65 وَلَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَی أَعْیُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا

که انجام می دادند گواهی می دهند. (65) و اگر بخواهیم (در همین جهان) چشمانشان رامحو می کنیم؛ سپس برای عبور از راه،

الصِّرطَ فَأَ نَّی یُبْصِرُونَ 66 وَلَوْ نَشَآءُ لَمَسَخْنهُمْ عَلَی مَکَانَتِهِمْ فَمَا

می خواهند بر یکدیگر پیشی بگیرند، امّا چگونه می توانند ببینند؟! (66) و اگر بخواهیم آنها رادر جای خود مسخ می کنیم (و به مجسّمه هایی بی روح مبدّل می سازیم)

اسْتَطعُوا مُضِیّاً وَلَا یَرْجِعُونَ 67 وَمَن نُّعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلَا

تا نتوانند راه خود را ادامه دهند و نه به عقب بازگردند. (67) هر کس را عمر طولانی دهیم، در آفرینش واژگونه اش می کنیم (و به ناتوانی کودکی باز می گردانیم)؛

یَعْقِلُونَ 68 وَمَا عَلَّمْنهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنبَغِی لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْءَانٌ مُّبِینٌ

آیا نمی اندیشند؟! (68) ما شعر به او [/ پیامبر] نیاموختیم، و شایسته او نیست؛ (شاعر باشد) این (کتاب آسمانی) فقط مایه یادآوری و قرآن مبین است.

69

لِّیُنذِرَ مَن کَانَ حَیّاً وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکفِرِینَ 70 أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا

(69) تا هرکس را که زنده است (و حیات انسانی دارد) انذار کند (و بر کافران اتمام حجّت شود) و فرمان عذاب بر آنان مسلّم گردد. (70) آیا ندیدند که از آنچه با قدرت

لَهُم مِّمَّا عَمِلَتْ أَیْدِینَآ أَنْعماً فَهُمْ لَهَا ملِکُونَ 71 وَ ذَلَّلْنهَا لَهُمْ فَمِنْهَا

خود به عمل آورده ایم چهارپایانی برای آنان آفریدیم که آنان مالک آن هستند؟! (71) و آنها را رام ایشان ساختیم، هم مرکب آنان

رَکُوبُهُمْ وَمِنْهَا یَأْکُلُونَ 72 وَ لَهُمْ فِیهَا مَنفِعُ وَ مَشَارِبُ أَفَلَا یَشْکُرُونَ 73

از آن است و هم از آن تغذیه می کنند؛ (72) و برای آنان بهره های دیگری در آن (حیوانات) است و نوشیدنیهایی گوارا؛ آیا با این حال شکرگزاری نمی کنند؟! (73) وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ ءَالِهَهً لَّعَلَّهُمْ یُنصَرُونَ 74 لَایَسْتَطِیعُونَ نَصْرَهُمْ

آنان غیر از خدا معبودانی (برای خویش) برگزیدند به این امید که یاری شوند. (74) (ولی) آنها قادر به یاری ایشان نیستند، و این

وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ 75 فَلَا یَحْزُنکَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا

(عبادت کنندگان در قیامت) لشکری برای آنها خواهند بود که (در آتش دوزخ) احضار می شوند. (75) پس سخنانشان تو را غمگین نسازد؛ ما آنچه را پنهان می دارند وآنچه را آشکار می کنند

یُعْلِنُونَ 76 أَوَ لَمْ یَرَ الْإِنسنُ أَنَّا خَلَقْنهُ مِن نُّطْفَهٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ 77

می دانیم. (76) آیا انسان نمی داند که ما او را از نطفه ای بی ارزش آفریدیم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست. (77)

وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًاوَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَن یُحْیِ الْعِظمَ وَهِیَ رَمِیمٌ 78 قُلْ

و برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت: «چه کسی این استخوانها را زنده می کند در حالی که پوسیده است؟!» (78) بگو:

یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّهٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ 79 الَّذِی جَعَلَ لَکُم

«همان کسی آن را زنده می کند که نخستین بار آن را آفرید؛ و او نسبت به هر مخلوقی داناست. (79) همان کسی

ص :36

مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ 80 أَوَلَیْسَ الَّذِی خَلَقَ

که برای شما از درخت سبز، آتش آفرید و شما بوسیله آن، آتش می افروزید.» (80) آیا کسی که

السَّمواتِ وَالْأَرْضَ بِقدِرٍ عَلَی أَن یَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَی وَهُوَ الْخَلقُ الْعَلِیمُ

آسمانها و زمین را آفریده، قادر نیست همانند آنان را بیافریند؟! آری (می تواند)، و او آفریدگار آگاه است.

81 إِنَّمَآ أَمْرُهُ إِذَآ أَرَادَ شَیْئاً أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ 82 فَسُبْحنَ الَّذِی بِیَدِهِ

(81) فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می گوید: «موجود باش!»، آن نیز بی درنگ موجود می شود. (82) پس منزّه است خداوندی

مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْ ءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ 83

که مالکیّت همه چیز در دست اوست؛ و به سوی او بازگردانده می شوید. (83)

2- سوره الرّحمن

از آن جا که این سوره، حسّ شکرگزاری را در انسانها به عالی ترین وجهی بر می انگیزد، و بیان نعمتهای مادّی و معنوی دنیا و آخرت، شوق طاعت و بندگی را در دل او افزایش می دهد، فضیلت های فراوانی برای تلاوت آن در روایات آمده است؛ البتّه تلاوتی که در اعماق روح انسان نفوذ کند و مبدأ حرکت گردد.

از جمله در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم: «هر کس سوره الرّحمن را بخواند خداوند به ناتوانی او (در ادای شکر نعمت ها) رحم می کند، و حقّ شکر نعمت هایی را که به او ارزانی داشته، ادا می کند».(1) در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «هر کس سوره الرّحمن را بخواند و هنگامی که به آیه «

فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ

» می رسد بگوید: «

لا بِشَیْ ءٍ مِنْ آلائِکَ رَبِّ اکَذِّبُ

؛ خداوندا! هیچ یک از نعمت های تو را انکار نمی کنم» اگر این تلاوت در شب باشد و در همان شب بمیرد، ثواب شهیدان را خواهد داشت، و همچنین اگر در روز باشد».(2) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الرَّحْمنُ 1 عَلَّمَ الْقُرْءَانَ 2 خَلَقَ الإنسنَ 3 عَلَّمَهُ الْبَیَانَ 4 الشَّمْسُ

خداوند رحمان، (1) قرآن را تعلیم فرمود، (2) انسان را آفرید، (3) و به او سخن گفتن آموخت. (4) خورشید

ص :37


1- [42]نورالثقلین، جلد 5، صفحه 187، حدیث 3.
2- [43]بحارالانوار، جلد 89، صفحه 306، حدیث 2.

وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ 5 وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ 6 وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ

و ماه با حساب دقیقی در گردشند، (5) و گیاهان و درختان برای خدا سجده می کنند. (6) و آسمان را برافراشت، و میزان

الْمِیزَانَ 7 أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ 8 وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا

و قانون نهاد، (7) تا در میزان طغیان نکنید (و از مسیر عدالت منحرف نشوید)، (8) و وزن را براساس عدل برپا دارید و در سنجش

تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ 9 وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ 10 فِیهَا فکِهَهٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ

کاستی نکنید. (9) و زمین را برای مردم آفرید، (10) که در آن میوه ها و نخلهای

الْأَکْمَامِ 11 وَالْحَبُّ ذُوالْعَصْفِ وَ الرَّیْحَانُ 12 فَبِأَیِّ ءَالَآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ

پرشکوفه است، (11) و دانه هایی که همراه با ساقه و برگی است که بصورت کاه (و خوراک حیوانات) در می آید، و گیاهان خوشبو. (12) پس (ای گروه جن و انس) کدامین نعمتهای 13

خَلَقَ الإنسنَ مِن صَلْصلٍ کَالْفَخَّارِ 14 وَ خَلَقَ الْجَآنَّ مِن مَّارِجٍ مِّن

پروردگارتان را انکار می کنید؟! (13) انسان را از گلِ خشکیده ای همچون سفال آفرید، (14) و جنّ را از شعله های

نَّارٍ 15 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 16 رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ 17

آتش خلق کرد. (15) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (16) او پروردگارِ دومشرق و دو مغرب است. (17)

فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 18 مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ 19 بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ

پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (18) دو دریای مختلف (شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند؛ (19) در میان آن دو

لَّا یَبْغِیَانِ 20 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 21 یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ

مانعی است که یکی بر دیگری غلبه نمی کند (و به هم نمی آمیزند). (20) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (21) از آن دو، لؤلؤ و مرجان

وَالْمَرْجَانُ 22 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 23 وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَئَاتُ فِی

خارج می شود. (22) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (23) و برای او (و از ناحیه او) است کشتیهای کوه پیکر ساخته شده که در دریا

الْبَحْرِ کَالْأَعْلمِ 24 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 25 کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ 26

به حرکت در می آیند! (24) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (25) همه کسانی که روی آن [/ زمین هستند فانی می شوند، (26)

وَیَبْقَی وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَللِ وَالإکْرَامِ 27 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 28

و تنها ذات صاحب جلال و گرامی پروردگارت باقی می ماند. (27) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (28)

یَسْئَلُهُ مَن فِی السَّمواتِ وَالْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ 29 فَبِأَیِّ ءَالآءِ

تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از او تقاضا می کنند، و او هر روز در شأن و کاری است. (29) پس کدامین نعمتهای

رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 30 سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ الثَّقَلَانِ 31 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ

پروردگارتان را انکار می کنید؟! (30) ای دو گروه انس و جن! بزودی به (حساب) شما می پردازیم! (31) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! 32

ص :38

یمَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمواتِ

(32) ای گروه جنّ و انس! اگر می توانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید،

وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَاتَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطنٍ 33 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ

ولی هرگز نمی توانید، مگر با نیرویی (فوق العاده). (33) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! 34

یُرْسَلُ عَلَیْکُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ 35 فَبِأَیِّ ءَالآءِ

(34) (در قیامت) شعله هایی از آتش، و دودهایی متراکم بر شما فرستاده می شود؛ و نمی توانید از کسی یاری بطلبید. (35) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان

رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 36 فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاءُ فَکَانَتْ وَرْدَهً کَالدِّهَانِ 37 فَبِأَیِ

را انکار می کنید؟! (36) در آن هنگام که آسمان شکافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد (حوادث هولناکی رخ می دهد که تاب تحمّل آن را نخواهید داشت). (37) پس

ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 38 فَیَوْمَئِذٍ لَّایُسْئَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ 39

کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (38) در آن روز هیچ کس از انس و جن از گناهش سؤال نمی شود (و همه چیز روشن است). (39)

فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 40 یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمهُمْ فَیُؤخَذُ

پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (40) مجرمان از چهره هایشان شناخته می شوند؛ و موهای پیش سر،

بِالنَّوصِی وَالْأَقْدَامِ 41 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 42 هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی

و پاهایشان را می گیرند (و به دوزخ می افکنند). (41) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (42) این همان دوزخی است

یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ 43 یَطُوفُونَ بَیْنَهَا وَبَیْنَ حَمِیمٍ ءَانٍ 44 فَبِأَیِّ ءَالآءِ

که مجرمان آن را انکار می کردند. (43) اکنون در میان آن و آب سوزان در رفت و آمدند. (44) پس کدامین نعمتهای

رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 45 وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ 46 فَبأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا

پروردگارتان را انکار می کنید؟! (45) و برای کسی که از مقام پروردگارش خائف است، دو باغ بهشتی است. (46) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان

تُکَذِّبَانِ 47 ذَوَاتَآ أَفْنَانٍ 48 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 49 فِیهِمَا عَیْنَانِ

را انکار می کنید؟! (47) (آن دو باغ بهشتی) دارای انواع نعمتها (و درختان پرطراوت) است. (48) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (49) در آنها دو چشمه

تَجْرِیَانِ 50 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 51 فِیهِمَا مِن کُلِّ فکِهَهٍ زَوْجَانِ

همیشه جاری است. (50) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (51) در آن دو، از هر میوه ای دو نوع وجود دارد (هر یک از دیگری بهتر).

52

فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 53 مُتَّکِئِینَ عَلَی فُرُشِ م بَطَآئِنُهَا مِنْ

(52) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (53) این در حالی است که آنها برفرشهایی تکیه کرده اند با آسترهایی از دیبا و ابریشم،

إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَی الْجَنَّتَیْنِ دَانٍ 54 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 55 فِیهِنَ

و میوه های رسیده آن دو باغ بهشتی نزدیک (و در دسترس) است. (54) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان راانکار می کنید؟! (55) در آن

ص :39

قصِرَ تُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ 56 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا

باغهای بهشتی زنانی هستند که جز به همسران خود عشق نمی ورزند؛ و هیچ انس و جنّی پیش از ایشان با آنان تماس نداشته است. (56) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان

تُکَذِّبَانِ 57 کَأَ نَّهُنَّ الْیَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ 58 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ

را انکار می کنید؟! (57) آنها همچون یاقوت و مرجانند. (58) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! 59

هَلْ جَزَاءُ الإحْسنِ إِلَّا الإحْسنُ 60 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 61 وَمِن

(59) آیا جزای نیکی جز نیکی است؟! (60) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (61) و پایین تر

دُونِهِمَا جَنَّتَانِ 62 فَبأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 63 مُدْهَامَّتَانِ 64 فَبأَیِ

از آنها، دو باغ بهشتی (دیگر) است. (62) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (63) هر دو خرّم و سرسبزند. (64) پس کدامین

ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 65 فِیهِمَا عَیْنَانِ نَضَّاخَتَانِ 66 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا

نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (65) در آنها دو چشمه جوشنده است. (66) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان

تُکَذِّبَانِ 67 فِیهِمَا فکِهَهٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ 68 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 69

را انکار می کنید؟! (67) در آنها میوه های فراوان و درخت خرما و انار است. (68) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (69)

فِیهِنَّ خَیْرَ تٌ حِسَانٌ 70 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 71 حُورٌ مَّقْصُورَ تٌ

و در آن باغهای بهشتی زنانی نیکوخلق وزیبایند. (70) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (71) حوریانی که در

فِی الْخِیَامِ 72 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ 73 لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا

خیمه های بهشتی مستورند. (72) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (73) هیچ انس و جنّی پیش از ایشان با آنها تماس

جَآنٌّ 74 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَاتُکَذِّبَانِ 75 مُتَّکِئِینَ عَلَی رَفْرَفٍ خُضْرٍ

نداشته است (74) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (75) این در حالی است که بهشتیان بر تختهایی سبز رنگ

وَعَبْقَرِیٍّ حِسَانٍ 76 فَبِأَیِّ ءَالآءِ رَبِّکُمَاتُکَذِّبَانِ 77 تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی

ممتاز و زیبا تکیه زده اند. (76) پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟! (77) پربرکت و زوال ناپذیر است نام پروردگار

الْجَللِ وَ الْإکْرَامِ 78

صاحب جلال و بزرگوار تو. (78)

3- سوره واقعه

درباره تلاوت این سوره روایات زیادی در منابع اسلامی ذکر شده است، از جمله در حدیثی از

ص :40

رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم: «کسی که سوره واقعه را بخواند نوشته می شود که این فرد از غافلان نیست».(1) چرا که آیات سوره آن قدر تکان دهنده و بیدارکننده است که جایی برای غفلت انسان باقی نمی گذارد.

در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «

مَنْ قَرأَ سورهَ الواقعه کلّ لیله لَم تُصِبهُ فاقه أبداً؛

هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند هرگز فقیر نخواهد شد».(2) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَهُ 1 لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَهٌ 2 خَافِضَهٌ رَّافِعَهٌ 3 إِذَا

هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) واقع شود، (1) هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند. (2) (این واقعه) گروهی را پایین می آورد و گروهی را بالا می برد. (3) در

رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجّاً 4 وَ بُسَّتِ الْجِبَالُ بَسّاً 5 فَکَانَتْ هَبَآءً مُّنبَثّاً 6

آن هنگام که زمین به شدّت به لرزه درمی آید، (4) و کوهها درهم کوبیده می شود، (5) و بصورت غبار پراکنده درمی آید، (6)

وَکُنتُمْ أَزْوجاً ثَلثَهً 7 فَأَصْحبُ الْمَیْمَنَهِ مَآ أَصْحبُ الْمَیْمَنَهِ 8 وَأَصْحبُ

و شما (در آن زمان) سه گروه خواهید بود. (7) (نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند)؛ چه سعادتمندان و خجستگانی! (8) و (گروه دیگر)

الْمَشْئَمَهِ مَآ أَصْحبُ الْمَشْئَمَهِ 9 وَالسبِقُونَ السبِقُونَ 10 أُوْلئِکَ الْمُقَرَّبُونَ

شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانی! (9) و (سوّمین گروه) پیشگامان پیشگامند، (10) آنها مقربانند. 11

فِی جَنتِ النَّعِیمِ 12 ثُلَّهٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ 13 وَ قَلِیلٌ مِّنَ الْأَخِرِینَ 14

(11) در باغهای پرنعمت بهشت (جای دارند). (12) گروه زیادی (از آنها) از امّتهای نخستین اند، (13) و اندکی از امّتهای آخرین. (14) عَلَی سُرُرٍ مَّوْضُونَهٍ 15 مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقبِلِینَ 16 یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ

(مقرّبان) بر تختهایی که که در صفوف مختلف در کنار هم چیده شده قرار دارند، (15) در حالی که بر آنها تکیه زده و رو به روی یکدیگرند. (16) نوجوانانی جاودان

مُّخَلَّدُونَ 17 بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِّن مَّعِینٍ 18 لَّا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا

(در شکوه و طراوت) پیوسته برگرد آنان می گردند، (17) با قدحها و کوزه ها و جامهایی لبریز از شراب طهور. (18) شرابی که نه آن درد سر می گیرند

وَلَایُنزِفُونَ 19 وَفکِهَهٍ مِّمَّا یَتَخَیَّرُونَ 20 وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ 21 وَحُورٌ

ونه مست می شوند. (19) و میوه هایی از هر نوع که انتخاب کنند، (20) و گوشت پرنده از هرگونه که مایل باشند. (21) و همسرانی از

ص :41


1- [44]مجمع البیان، جلد 9، صفحه 354 و مستدرک الوسائل، جلد 4، صفحه 351، حدیث 89.
2- [45]مجمع البیان، جلد 9، صفحه 354.

عِینٌ 22 کَأَمْثلِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ 23 جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ 24 لَایَسْمَعُونَ

حورالعین دارند، (22) همچون مروارید (در صدف) پنهان. (23) اینها پاداشی است مطابق اعمالی که انجام می دادند. (24) در آنجا نه لغو و بیهوده ای

فِیهَا لَغْواً وَلَا تَأْثِیماً 25 إلَّاقِیلًا سَلماً سَلماً 26 وَأَصْحبُ الْیَمِینِ مَا

می شنوند نه سخنان گناه آلود؛ (25) تنها سخنی که می شنوند «سلام» است «سلام». (26) و اصحاب یمین و خجستگان، چه اصحاب

أَصْحبُ الْیَمِینِ 27 فِی سِدْرٍ مَّخْضُودٍ 28 وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ 29 وَظِلِّ مَّمْدُودٍ

یمین و خجستگانی! (27) آنها در سایه درختان «سدرِ» بی خار قرار دارند، (28) و در سایه درخت (خوش رنگ و پر برگ) «طلح»، (29) و سایه ای گسترده، 30

وَمَآءٍ مَّسْکُوبٍ 31 وَفکِهَهٍ کَثِیرَهٍ 32 لَّامَقْطُوعَهٍ وَلَامَمْنُوعَهٍ 33

(30) و در کنار آبشارها، (31) و میوه های فراوان، (32) که هرگز پایان نمی گیرد و ممنوع نمی شود، (33) وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَهٍ 34 إِنَّآ أَنشَأْنهُنَّ إِنشَآءً 35 فَجَعَلْنهُنَّ أَبْکَاراً 36 عُرُباً

و همسرانی والا مقام. (34) ما آنها را آفرینش نوینی بخشیدیم، (35) و همه را دوشیزه قراردادیم، (36) زنانی که تنها به همسرشان

أَتْرَاباً 37 لّاَصْحبِ الْیَمِینِ 38 ثُلَّهٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ 39 وَثُلَّهٌ مِّنَ الْأَخِرِینَ 40

عشق می ورزند (وخوش زبان و فصیح) و همسن و سالند. (37) اینها همه برای اصحاب یمین است، (38) که گروهی از امّتهای نخستینند، (39) و گروهی از امّتهای آخرین. (40)

وَأَصْحبُ الشِّمَالِ مَاأَصْحبُ الشِّمَالِ 41 فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ 42 وَظِلٍ

واصحاب شمال، چه اصحاب شمالی (که نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده شده) (41) آنها در میان بادهای کُشنده و آب سوزان قرار دارند، (42) و در سایه

مِّن یَحْمُومٍ 43 لَّابَارِدٍ وَلَا کَرِیمٍ 44 إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفِینَ 45 وَکَانُوا دودهای متراکم و آتش زا! (43) سایه ای که نه خنک است و نه آرام بخش. (44) آنها پیش از این (در عالَم دنیا) مست و مغرور نعمت بودند، (45) و همواره یُصِرُّونَ عَلَی الْحِنثِ الْعَظِیمِ 46 وَ کَانُوا یَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُراباً

بر گناهان بزرگ اصرار می ورزیدند، (46) و می گفتند: «هنگامی که ما مُردیم و خاک و استخوان شدیم،

وَعِظماً أَءِنَّا لَمَبْعُوثُونَ 47 أَوَ ءَابَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ 48 قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ

آیا برانگیخته خواهیم شد؟! (47) و آیا پدران نخستین ما (برانگیخته می شوند)؟!» (48) بگو: «اوّلین

وَالْأَخِرِینَ 49 لَمَجْمُوعُونَ إِلَی مِیقتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ 50 ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا

و آخرین، (49) همگی در موعد روزی معین گردآوری می شوند، (50) سپس شما ای

الضَّآلُّونَ الْمُکَذِّبُونَ 51 لَأَکِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ 52 فَمَالِئُونَ مِنْهَا

گمراهان تکذیب کننده! (51) به یقین از درخت (نفرت انگیز) زقّوم می خورید، (52) و شکمها را از آن

الْبُطُونَ 53 فَشرِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ 54 فَشرِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ 55 هذَا

پر می کنید، (53) و روی آن از آب سوزان می نوشید، (54) و همچون شتران تشنه، از آن می آشامید. (55) این است

ص :42

نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ 56 نَحْنُ خَلَقْنکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ 57 أَفَرَءَیْتُم مَّا تُمْنُونَ

وسیله پذیرایی از آنها در روز جزا!» (56) ما شما را آفریدیم؛ پس چرا (آفرینش مجدّد را) تصدیق نمی کنید؟! (57) آیا از نطفه ای که (در رحم) می ریزید آگاهید؟! 58

ءَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخلِقُونَ 59 نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ

(58) آیا شما آن را (در دوران جنینی) آفرینش (پی در پی) می دهید یا ما آفریدگاریم؟! (59) ما در میان شما مرگ را مقدّر ساختیم؛ و هرگز کسی بر ما

بِمَسْبُوقِینَ 60 عَلَی أَن نُّبَدِّلَ أَمْثلَکُمْ وَنُنشِئَکُمْ فِی مَا لَاتَعْلَمُونَ 61 وَلَقَدْ

پیشی نمی گیرد. (60) تا شما را به صورت دیگری تبدیل کرده و در جهانی که نمی دانید آفرینشی (تازه) بخشیم! (61) شما عالَم

عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولَی فَلَوْلَا تَذَکَّرُونَ 62 أَفَرَءَیْتُم مَّا تَحْرُثُونَ 63 ءَأَنتُمْ

نخستین را دانستید؛ پس چرا متذکّر نمی شوید (که جهانی بعد از آن است)؟! (62) آیا درباره آنچه کشت می کنید اندیشیده اید؟! (63) آیا شما

تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ 64 لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنهُ حُطماً فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ

آن را می رویانید یا ما می رویانیم؟! (64) اگر می خواستیم آن را مبدّل به کاه در هم کوبیده می کردیم تا در تعجب فرو روید! 65

إِنَّا لَمُغْرَمُونَ 66 بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ 67 أَفَرَءَیْتُمُ الْمَآءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ

(65) (بگونه ای که می گفتید:) براستی ما زیان کرده ایم، (66) بلکه ما بکلی محروم شده ایم! (67) آیا به آبی که می نوشید اندیشیده اید؟! (68) 68 ءَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ 69 لَوْ نَشَآءُ جَعَلْنهُ أُجَاجاً

آیا شما آن را از ابر نازل کرده اید یا ما نازل می کنیم؟! (69) اگر می خواستیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می دادیم؛

فَلَوْلَا تَشْکُرُونَ 70 أَفَرَءَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ 71 ءَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَآ

پس چرا شُکر نمی کنید؟! (70) آیا درباره آتشی که می افروزید فکر کرده اید؟! (71) آیا شما درخت آن را آفریده اید

أَمْ نَحْنُ الْمُنشِئُونَ 72 نَحْنُ جَعَلْنهَا تَذْکِرَهً وَمَتعاً لِّلْمُقْوِینَ 73 فَسَبِّحْ

یا ما آفریده ایم؟! (72) ما آن را وسیله یادآوری (برای همگان) و وسیله زندگی برای مسافران قرار داده ایم. (73) حال که چنین است به نام

بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ 74 فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ 75 وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ

پروردگار بزرگت تسبیح گوی (و او را پاک و منزّه بشمار). (74) سوگند به جایگاه ستارگان (و محل طلوع و غروب آنها)! (75) و این سوگندی است بسیار بزرگ،

عَظِیمٌ 76 إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ کَرِیمٌ 77 فِی کِتبٍ مَّکْنُونٍ 78 لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ

اگر بدانید! (76) که آن، قرآن پر ارزشی است، (77) که در کتاب محفوظی جای دارد، (78) و جز پاکان نمی توانند به آن دست زنند (و دست یابند). 79

تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعلَمِینَ 80 أَفَبِهذَا الْحَدِیثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ 81

(79) آن از سوی پروردگار جهانیان نازل شده؛ (80) آیا این سخن را [/ این قرآن را با اوصافی که گفته شد] سست و کوچک می شمرید، (81)

وَتَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ 82 فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ 83 وَ أَنتُمْ

و به جای شکر روزیهایی که به شما داده شده (آن را) تکذیب می کنید؟! (82) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (83) و شما

ص :43

حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ 84 وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنکُمْ وَلکِن لَّاتُبْصِرُونَ 85 فَلَوْلَآ در این حال نظاره می کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (84) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی بینید. (85) اگر (با انتقال به سرای دیگر، إِن کُنتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ 86 تَرْجِعُونَهَآ إِن کُنتُمْ صدِقِینَ 87 فَأَمَّآ إِن کَانَ مِنَ

هرگز در برابر اعمالتان) جزا داده نمی شوید، (86) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می گویید! (87) (ولی) هرگاه

الْمُقَرَّبِینَ 88 فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِیمٍ 89 وَأَمَّآ إِن کَانَ مِنْ أَصْحبِ

او از مقرّبان باشد، (88) در رَوْح و ریحان و بهشت پرنعمت است. (89) امّا اگر از اصحاب یمین باشد، (90) (به او گفته می شود:) سلام بر تو از سوی اصحاب

الْیَمِینِ 90 فَسَلمٌ لَّکَ مِنْ أَصْحبِ الْیَمِینِ 91 وَأَمَّآ إِن کَانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ

یمین (که از یاران تواند). (91) امّا اگر او از تکذیب کنندگان

الضَّالِّینَ 92 فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِیمٍ 93 وَتَصْلِیَهُ جَحِیمٍ 94 إِنَّ هذَا لَهُوَ حَقُ

گمراه باشد، (92) با آب سوزان دوزخ پذیرایی می شود (93) و سرنوشت او ورود در آتش جهنم است؛ (94) به یقین حق

الْیَقِینِ 95 فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ 96

و یقین این است. (95) پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (و او را منزّه بشمار). (96)

4- سوره جمعه

در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم: «هرکس سوره جمعه رابخواند، خداوندبه تعداد کسانی که دربلاد مسلمین در نماز جمعه شرکت می کنند و کسانی که شرکت نمی کنند، به او ده حسنه می بخشد».(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمواتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همواره تسبیح خدا می گویند، خداوندی که مالک و حاکم است و از هر عیب و نقصی مبرّا، و توانا

الْحَکِیمِ 1 هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ ءَایتِهِ

و حکیم است. (1) او کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها بخواند

وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتبَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَللٍ مُّبِینٍ

و آنها را تزکیه کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت بیاموزد، هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند. 2

ص :44


1- [46]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 5 و نورالثقلین، جلد 5، صفحه 320، حدیث 2.

وَءَاخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ 3 ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ

(2) و (همچنین) پیامبر است بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشده اند؛ و او توانا و حکیم است. (3) این فضل خداست

یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ 4 مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَ

که به هرکس بخواهد (و شایسته بداند) می بخشد؛ و خداوند دارای فضل عظیم است. (4) داستان کسانی که مکلّف به تورات شدند ولی

لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا

حق آن را ادا نکردند، مانند داستان درازگوشی است که کتابهایی حمل می کند، (امّا چیزی از آن نمی فهمد). چه بد است مثل گروهی که

بَایتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَایَهْدِی الْقَوْمَ الظلِمِینَ 5 قُلْ یأَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن

آیات خدا را انکار کردند، و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند. (5) بگو: «ای یهودیان! اگر گمان می کنید که (فقط) شما

زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صدِقِینَ

دوستان خدایید نه سایر مردم، پس اگر راست می گویید آرزوی مرگ کنید (تا به لقای محبوبتان برسید)!» 6

وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظلِمِینَ 7 قُلْ

(6) ولی آنان بخاطر اعمالی که از پیش فرستاده اند، هرگز آرزوی مرگ نمی کنند؛ و خداوند ستمگران را بخوبی می شناسد. (7) بگو:

إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَی علِمِ الْغَیْبِ

«مرگی که از آن فرار می کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد؛ سپس به سوی کسی که دانای پنهان

وَالشَّهدَهِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ 8 یأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِذَا نُودِیَ

و آشکار است باز گردانده می شوید؛ آنگاه شما را از آنچه انجام می دادید خبر می دهد.» (8) ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که برای نماز

لِلصَّلَوهِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ

روز جمعه اذان گفته شود، به سوی ذکر خدا (و نماز) بشتابید و خرید و فروش را رها کنیدکه این برای شما بهتر است

إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ 9 فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَوهُ فَانتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا

اگر می دانستید! (9) و هنگامی که نماز پایان گرفت (می توانید) در زمین پراکنده شوید (و به سراغ کسب و کار رفته)

مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیراً لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ 10 وَإِذَا رَأَوْا تِجرَهً أَوْ

و از فضل خدا بطلبید، و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید. (10) هنگامی که آنها تجارت یا

لَهْوًا انفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَکُوکَ قَائِماً قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ

سرگرمی و لهوی را ببینند پراکنده می شوند و به سوی آن می روند و تو را ایستاده به حال خود رها می کنند؛ بگو: «آنچه نزد خداست بهتر از لهو

التِّجرَهِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ 11

و تجارت است، و خداوند بهترین روزی دهندگان است.» (11)

ص :45

5- سوره منافقون

در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله آمده است: «کسی که سوره منافقون را بخواند از هرگونه نفاق پاک می شود».(1) و در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:

«بر هر مؤمنی از شیعیان ما لازم است که در شب جمعه، سوره «جمعه» و «سبّح اسم ربِّکَ الأعلی» را بخواند، و در نماز ظهر جمعه، سوره «جمعه» و «منافقون» را بخواند؛ سپس افزود: «هنگامی که چنین کند گویی عملی همانند عمل رسول خدا صلی الله علیه و آله را انجام داده و جزا و پاداشش بر خدا، بهشت است».(2) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِذَا جَاءَکَ الْمُنفِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ

هنگامی که منافقان نزد تو آیند می گویند: «ما شهادت می دهیم که به یقین تو پیامبر خدا هستی!» خداوند می داند که تو پیامبر او هستی،

وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنفِقِینَ لَکذِبُونَ 1 اتَّخَذُوا أَیْمنَهُمْ جُنَّهً فَصَدُّوا عَن

ولی خداوند شهادت می دهد که منافقان دروغگو هستند (زیرا گفته خود ایمان ندارند). (1) آنها سوگندهایشان را پوششی قرار دادند تا (مردم را) از

سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ 2 ذلِکَ بِأَ نَّهُمْ ءَامَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ

راه خدا باز دارند، و چه بد است آنچه انجام می دادند. (2) این بخاطر آن است که (نخست) ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو

عَلَی قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَایَفْقَهُونَ 3 و إِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن

بر دلهای آنان مُهر نهاده شده، و (حقیقت را) درک نمی کنند. (3) هنگامی که آنها را می بینی، ظاهر (آراسته) آنان تو را درشگفتی فرو می برد؛ و اگر سخن بگویند،

یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَ نَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَهٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَهٍ عَلَیْهِمْ

به سخنانشان گوش فرا می دهی؛ امّا گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده است! هر فریادی (از هر جا) بلند شود بر ضد خود می پندارند؛

هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ 4 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا

آنها دشمنان واقعی (تو) هستند، از آنان بر حذر باش! خدا آنها را بکشد، چگونه (از حق) منحرف می شوند؟! (4) هنگامی که به آنان گفته شود: «بیایید تا پیامبر خدا

یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ

برای شما طلب آمرزش کند.»، سرهای خود را (از روی استهزاء و غرور) تکان می دهند؛ و آنها را می بینی که از سخنان تو اعراض کرده وتکبّر می ورزند. 5

ص :46


1- [47]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 16، آغاز سوره منافقون.
2- [48]ثواب الاعمال، صفحه 118 و نورالثقلین، جلد 5، صفحه 331، حدیث 1.

سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ

(5) برای آنها آمرزش بخواهی یا نخواهی بر ایشان تفاوت نمی کند، هرگز خداوند آنان را نمی بخشد؛ زیرا خداوند گروه

لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفسِقِینَ 6 هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَاتُنفِقُوا عَلَی مَنْ عِندَ

فاسقان (لجوج و منافق) را هدایت نمی کند. (6) آنها کسانی هستند که می گویند: «به افرادی که نزد

رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی یَنفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّموَ تِ وَالْأَرْضِ وَلکِنَ

پیامبر خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند.» (غافل از این که) خزاین آسمانها و زمین از آنِ خداست،

الْمُنفِقِینَ لَایَفْقَهُونَ 7 یَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَی الْمَدِینَهِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ

ولی منافقان نمی فهمند. (7) آنها می گویند: «اگر به مدینه باز گردیم، عزیزان، ذلیلان را بیرون می کنند!»

مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلکِنَّ الْمُنفِقِینَ لَایَعْلَمُونَ

در حالی که عزّت مخصوص خدا و پیامبر او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی دانند. 8

یأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لَاتُلْهِکُمْ أَمْولُکُمْ وَلَا أَوْلدُکُمْ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَمَن

(8) ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند!

یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُوْلئِکَ هُمُ الْخسِرُونَ 9 وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَ زَقْنکُم مِّن قَبْلِ

وکسانی که چنین کنند، زیانکارانند. (9) و از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید،

أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَی أَجَلٍ قَرِیبٍ

پیش از آن که مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا مرگِ مرا مدّت کمی به تأخیر نینداختی

فَأَصَّدَّقَ وَأَکُن مِّنَ الصلِحِینَ 10 وَلَن یُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا

تا (در راه تو) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» (10) خداوند هرگز مرگ کسی را هنگامی که اجل او فرا رسد به تأخیر نمی اندازد،

وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ 11

و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است. (11)

6- سوره نبأ

(عمّ یتسائلون)

در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله آمده است: «کسی که سوره «عمّ یتسائلون» را بخواند، خداوند از شراب طهور گوارای بهشتی در قیامت سیرابش می کند».(1)

ص :47


1- [49]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 237، آغاز سوره نبأ.

و در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «کسی که هر روز، سوره عمّ یتسائلون را ادامه دهد توفیق زیارت خانه خدا را پیدا می کند».(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

عَمَّ یَتَسَآءَلُونَ 1 عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ 2 الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ 3 کَلَّا

آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال می کنند؟! (1) از خبر بزرگ و پر اهمیّت (رستاخیز)! (2) که پیوسته در آن اختلاف دارند. (3) چنین نیست (که آنها فکر می کنند)،

سَیَعْلَمُونَ 4 ثُمَّ کَلَّا سَیَعْلَمُونَ 5 أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهداً 6 وَالْجِبَالَ

بزودی خواهند دانست. (4) باز هم چنین نیست (که آنها می پندارند)، بزودی می دانند (که قیامت حق است)! (5) آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟! (6) و کوهها را

أَوْتَاداً 7 وَخَلَقْنکُمْ أَزْوَاجاً 8 وَجَعَلْنَا نَوْمَکُمْ سُبَاتاً 9 وَجَعَلْنَا الَّیْلَ

میخهایی (برای زمین)؟! (7) و شما را بصورت زوجها آفریدیم! (8) و خواب شما رامایه آرامشتان قرار دادیم، (9) و شب را

لِبَاساً 10 وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشاً 11 وَ بَنَیْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِدَاداً 12

پوششی (برای شما)، (10) و روز را وسیله ای برای زندگی و معاش. (11) و بر فراز شما هفت (آسمان) محکم بنا کردیم. (12)

وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً 13 وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَ تِ مَآءً ثَجَّاجاً 14 لِّنُخْرِجَ

و چراغی روشن و حرارت بخش آفریدیم! (13) و از ابرهای باران زا آبی فراوان نازل کردیم. (14) تا بوسیله آن

بِهِ حَبَّاً وَنَبَاتاً 15 وَجَنتٍ أَلْفَافاً 16 إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کَانَ مِیقتَاً 17 یَوْمَ

دانه و گیاه بسیار برویانیم، (15) و باغهایی پر درخت. (16) (آری) روز جدایی (حق از باطل)، میعاد همگان است! (17) روزی که

یُنْفَخُ فِی الْصُّورِ فَتَأَتُونَ أَفْوَاجاً 18 وَفُتِحَتِ الْسَّمَاءُ فَکَانَتْ أَبْوَاباً 19

در «صور» دمیده می شود و شما فوج فوج (به محشر) می آیید. (18) و آسمان گشوده می شود و بصورت درهای متعددی در می آید. (19) و

وَسُیِّرَتِ الْجِبَالُ فَکَانَتْ سَرَاباً 20 إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَاداً 21 لِّلطغِینَ

کوهها به حرکت درمی آید (و متلاشی می شود) و بصورت سرابی خواهد شد. (20) به یقین (در آن روز) جهنم کمینگاهی است بزرگ، (21) و محل بازگشتی

مَأَباً 22 لبِثِینَ فِیهَآ أَحْقَاباً 23 لَّایَذُوقُونَ فِیهَا بَرْداً وَلَاشَرَاباً 24 إِلَّا

برای طغیانگران. (22) مدتهای طولانی در آن می مانند. (23) در آن جا نه چیز خنکی می چشند و نه نوشیدنی گوارایی، (24) جز آبی

ص :48


1- [50]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 237، آغاز سوره نبأ.

حَمِیماً وَغَسَّاقاً 25 جَزَآءً وِفَاقاً 26 إِنَّهُمْ کَانُوا لَایَرْجُونَ حِسَاباً 27

سوزان و مایعی از چرک و خون. (25) این مجازاتی است موافق و مناسب (اعمالشان). (26) چرا که آنها هیچ امیدی به حساب نداشتند، (27)

وَکَذَّبُواْ بِأَیتِنَا کِذَّاباً 28 وَکُلَّ شَیْ ءٍ أَحْصَیْنهُ کِتباً 29 فَذُوقُواْ فَلَن

و آیات ما را به طور کامل تکذیب کردند. (28) و ما همه چیز را در کتابی شمارش و ثبت کرده ایم. (29) پس (به آنان گفته می شود:) بچشید که چیزی جز

نَّزِیدَکُمْ إلَّاعَذَاباً 30 إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازاً 31 حَدَآئِقَ وَأَعْنباً 32 وَکَوَاعِبَ

عذاب بر شما نمی افزاییم! (30) به یقین برای پرهیزگاران نجات و رستگاری بزرگی است: (31) باغهایی سرسبز، و انواع انگورها، (32) و حوریانی بسیار جوان

أَتْرَاباً 33 وَکَأْسَاً دِهَاقاً 34 لَّایَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوَاً ولَا کِذَّاباً 35 جَزَآءً مِّن

و همسن و سال، (33) و جامهایی لبریز و پیاپی (از شراب طهور). (34) در آن جا نه سخن لغو و بیهوده ای می شنوند و نه دروغی. (35) این پاداشی است از

رَبِّکَ عَطَآءً حِسَاباً 36 رَّبِّ السَّموَ تِ وَالأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا الرَّحْمنِ لَا

سوی پروردگارت و عطیه ای است مطابق (اعمالشان). (36) همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، همان پروردگار رحمان؛ و (در آن روز)

یَمْلِکُونَ مِنْهُ خِطَاباً 37 یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلئِکَهُ صَفًّا لَّایَتَکَلَّمُونَ إِلَّا

هیچ کس حق ندارد بی اجازه او سخنی بگوید (یا شفاعتی کند). (37) روزی که «روح» و «ملائکه» به صف می ایستند و هیچ یک، جز

مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَقَالَ صَوَاباً 38 ذَ لِکَ الْیَومُ الْحَقُّ فَمَن شَآءَ اتَّخَذَ

به اذن خداوند رحمان، سخن نمی گویند، و (آنگاه که می گویند) درست می گویند. (38) آن روز حق است؛ هر کس بخواهد (اکنون) راه

إِلَی رَبِّهِ مَآباً 39 إِنَّآ أَنْذَرْنکُمْ عَذَاباً قَرِیباً یَوْمَ یَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ

بازگشتی به سوی پروردگارش برمی گزیند. (39) و ما شما را از عذاب نزدیکی بیم دادیم؛ در روزی که انسان آنچه را از قبل با دستهای خود

یَدَاهُ وَیَقُولُ الْکَافِرُ یلَیْتَنِی کُنْتُ تُرَاباً 40

فرستاده می بیند، و کافر می گوید: «ای کاش خاک بودم (و گرفتار عذاب نمی شدم)!» (40)

7- سوره أعلی

در فضیلت تلاوت این سوره همین بس که در روایتی آمده که یکی از یاران علی علیه السلام می گوید: «بیست شب پشت سر آن حضرت نماز خواندم، جز سوره أعلی را در نماز نمی خواند و می فرمود اگر می دانستید چه برکاتی در آن است، هر یک از شما در هر روز بیست بار آن را تلاوت می کردید، و هر کس آن را بخواند گویی کتب و صحف موسی و ابراهیم را تلاوت کرده است».(1)

ص :49


1- [51]نورالثقلین، جلد 5، صفحه 554، حدیث 7.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأَعْلَی 1 الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی 2 وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَی 3

منزّه شمار نام پروردگار بلند مرتبه ات را! (1) همان خداوندی که آفرید و موزون ساخت، (2) و همان کس که اندازه گیری کرد و هدایت نمود، (3)

وَالَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعَی 4 فَجَعَلَهُ غُثَآءً أَحْوَی 5 سَنُقْرِئُکَ فَلَا تَنسَی 6

و آن کس که چراگاه را به وجود آورد، (4) سپس آن را تیره و خشکیده ساخت. (5) ما بزودی (قرآن را) بر تو می خوانیم و هرگز فراموش نخواهی کرد، (6)

إِلَّا مَا شَآءَ اللَّهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الجَهْرَ وَمَا یَخْفَی 7 وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْرَی 8 فَذَکِّرْ

مگر آنچه را خدا بخواهد، که او آشکار و نهان را می داند. (7) و ما انجام کار خیر را برای تو آسان می سازیم. (8) پس تذکر ده

إِن نَّفَعَتِ الذِّکْرَی 9 سَیَذَّکَّرُ مَن یَخْشَی 10 وَ یَتَجَنَّبُهَا الأَشْقَی 11 الَّذِی

به یقین تذکّر مفید خواهد بود. (9) بزودی آن که از خدا می ترسد متذکّر می شود. (10) امّا بدبخت ترین افراد از آن دوری می گزیند، (11) همان کسی

یَصْلَی النَّارَ الکُبْرَی 12 ثُمَّ لَایَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیَی 13 قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّی

که در آتش عظیم (دوزخ) وارد می شود، (12) سپس در آن آتش نه می میرد و نه زنده می شود. (13) به یقین کسی که خود را پاکیزه ساخت، رستگار شد. 14

وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی 15 بَلْ تُؤْثِرُونَ الحَیَوهَ الدُّنْیَاا 16 وَالأَخِرَهُ خَیْرٌ

(14) و (آن کس که) نام پروردگارش را یاد کرد و نماز خواند. (15) ولی شما زندگی دنیا را مقدّم می دارید، (16) در حالی که آخرت بهتر

وَأَبْقَی 17 إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولی 18 صُحُفِ إِبْرهِیمَ وَمُوسَی 19

و پایدارتر است. (17) این (دستورها) در کتب آسمانی پیشین (نیز) آمده است، (18) در کتب ابراهیم و موسی. (19)

8- سوره شمس

در فضیلت تلاوت این سوره، همین بس که در حدیثی از پیغمبر صلی الله علیه و آله آمده است: «هر کس آن را بخواند گویی به عدد چیزهایی که خورشید و ماه بر آنها می تابد در راه خدا صدقه داده است!».(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَالشَّمْسِ وَضُحهَا 1 وَالْقَمَرِ إِذَا تَلهَا 2 وَالنَّهَارِ إِذَا جَلهَا 3 وَاللَّیْلِ

به خورشید و گسترش نور آن در صبحگاهان سوگند، (1) و به ماه هنگامی که از پی آن در آید، (2) و به روز هنگامی که خورشید را آشکار سازد، (3) و به شب آن

ص :50


1- [52]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 367، آغاز سوره شمس.

إِذَا یَغْشهَا 4 وَالْسَّمَآءِ وَمَا بَنهَا 5 وَالْأَرْضِ وَمَا طَحهَاا 6 وَنَفْسٍ وَمَا

هنگام که آن را بپوشاند، (4) و سوگند به آسمان و کسی که آن را بنا کرده، (5) و به زمین و کسی که آن را گسترانیده، (6) و سوگند به روح آدمی و آن کس

سَوَّاهَاا 7 فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا 8 قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکهَا 9 وَ قَدْ

که آن را (آفریده و) موزون ساخته، (7) سپس فجور و تقوایش [/ شر و خیرش را به او الهام کرده است، (8) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده؛ (9) و

خَابَ مَن دَسهَا 10 کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَآ 11 إِذِ انْبَعَثَ أَشْقهَا 12

آن که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است! (10) قوم «ثمود» بر اثر طغیانشان، (پیامبر خود را) تکذیب کردند، (11) آنگاه که شقی ترین آنها

فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَهَ اللَّهِ وَسُقْیهَا 13 فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ

به پا خاست؛ (12) و پیامبر خدا به آنان گفت: «ناقه (و معجزه خداوند) را با آبشخورش واگذارید.» (13) ولی آنها او را تکذیب و ناقه را پی کردند (و به هلاکت رساندند)؛ از

عَلَیهِم رَبُّهُم بِذَنْبِهِم فَسَوَّاهَا 14 وَ لَایَخَافُ عُقْبهَا 15

این رو پروردگارشان آنها را بخاطر گناهشان درهم کوبید و با خاک یکسان کرد. (14) و او هرگز از فرجام مجازات ستمگران، باک ندارد. (15)

9- سوره شرح

(الم نشرح)

در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم که فرمود: «هر کس این سوره را بخواند، پاداش کسی را دارد که محمّد صلی الله علیه و آله را غمگین دیده و اندوه را از قلب او زدوده است».(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ 1 وَوَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ 2 الَّذِی أَنقَضَ ظَهْرَکَ 3

آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم، (1) و بار سنگینت را از (دوش) تو برنداشتیم؟! (2) همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می کرد. (3)

وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ 4 فَإِنَّ مَعَ العُسْرِ یُسْراً 5 إِنَّ مَعَ العُسْرِ یُسْراً 6 فَإِذَا

و آوازه تو را بلند ساختیم. (4) (آری) به یقین با سختی آسانی است. (5) مسلّماً با سختی آسانی است، (6) پس هنگامی

فَرَغْتَ فَانصَبْ 7 وَ إلَی رَبِّکَ فَارْغَب 8

که از مهمّی فارغ می شوی به مهمّ دیگری پرداز، (7) و به سوی پروردگارت توجّه کن. (8)

10- سوره قدر

در فضیلت تلاوت این سوره همین بس که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است که فرمود: «هر کس آن را تلاوت کند، مانند کسی است که ماه رمضان را روزه گرفته، و شب قدر را احیا داشته است».(2)

ص :51


1- [53]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 387، آغاز سوره شرح.
2- [54]همان مدرک، صفحه 403، آغاز سوره قدر.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِنَّآ أَنزَلنهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ 1 وَمَآ أَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ 2 لَیْلَهُ الْقَدْرِ

به یقین ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم. (1) و تو چه می دانی شب قدر چیست؟! (2) شب قدر

خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ 3 تَنَزَّلُ الْمَلئِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ

بهتر از هزار ماه است. (3) فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر امری نازل می شوند.

4 سَلمٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ 5

(4) شبی است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپیده. (5)

11- سوره زلزله

در فضیلت این سوره تعبیرات مهمّی در روایات اسلامی آمده، از جمله در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم: «هر کس آن را تلاوت کند گویی سوره بقره را قرائت کرده، و پاداش او به اندازه کسی است که یک چهارم قرآن را تلاوت کرده باشد».(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِذَا زُلْزِلَتِ الأَرْضُ زِلْزَالَهَا 1 وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقَالَهَا 2 وَقَالَ

هنگامی که زمین شدیداً به لرزه درآید، (1) و زمین بارهای سنگینش را خارج سازد. (2) و انسان می گوید:

الأِنْسنُ مَا لَهَا 3 یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا 4 بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَی لَهَا 5

«زمین را چه می شود (که این گونه می لرزد)»؟! (3) در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو می کند؛ (4) چرا که پروردگارت به آن وحی کرده است. (5)

یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِّیُرَوْاأَعْملَهُمْ 6 فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ

در آن روز مردم بصورت گروههای پراکنده (از قبرها) خارج می شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. (6) پس هر کس هموزن ذرّه ای کار

خَیْرَاً یَرَهُ 7 وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرَّاً یَرَهُ 8

خیر انجام دهد آن را می بیند. (7) و هر کس هموزن ذرّه ای کار بد کرده آن را (نیز) می بیند. (8)

ص :52


1- [55]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 416، آغاز سوره زلزله.

12- سوره عادیات

در فضیلت تلاوت این سوره از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «هر کس سوره «والعادیات» را بخواند و بر آن مداومت کند، خداوند روز قیامت او را با امیرمؤمنان علیه السلام مبعوث می کند و در جمع او و دوستان او خواهد بود».(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَالْعدِیتِ ضَبْحاً 1 فَالْمُورِیتِ قَدْحاً 2 فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحاً 3 فَأَثَرْنَ

سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفس زنان به پیش می تاختند، (1) و سوگند به افروزندگان جرقه آتش در برخورد سمهایشان (با سنگهای بیابان)، (2) و سوگند به

بِهِ نَقْعَاً 4 فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً 5 إِنَّ الْإِنسنَ لِرَبِّهَ لَکَنُودٌ 6 وَإِنَّهُ عَلَی

هجوم آوران در سپیده دم، (3) که گرد و غباربه هر سو پراکندند، (4) و (ناگهان) در میان جمع (دشمن) ظاهر شدند، (5) که انسان در برابر نعمتهای پروردگارش بسیار ناسپاس

ذلِکَ لَشَهِیدٌ 7 وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیْدٌ 8 أَفَلَا یَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِی الْقُبُورِ

و بخیل است؛ (6) و او خود (نیز) بر این گواه است؛ (7) و به یقین او علاقه شدید به مال دارد. (8) آیا نمی داند در آن زمان که تمام کسانی که در قبرها هستند برانگیخته 9

وَحُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ 10 إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّخَبِیرٌ 11

می شوند، (9) و آنچه در درون سینه هاست آشکار می گردد، (10) در آن روز پروردگارشان از آنها کاملًا آگاه است؟! (11)

13- سوره تکاثر

در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است که فرمود:

«کسی که این سوره را بخواند، خداوند در برابر نعمت هایی که در دنیا به او داده او را مورد حساب قرار نمی دهد».(2) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

أَلْهکُمُ التَّکَاثُرُ 1 حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ 2 کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ 3 ثُمَ

افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته است. (1) تا آن جا که به دیدار قبرها رفتید (و به فزونی قبور مردگانتان افتخار کردید). (2) چنین نیست بزودی خواهید

کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ 4 کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ 5 لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ 6

دانست! (3) باز چنان نیست؛ بزودی خواهید دانست! (4) هرگز چنان نیست (که شما خیال می کنید)؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (5) به یقین شما جهنم را خواهید

ص :53


1- [56]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 421، آغاز سوره عادیات.
2- [57]همان مدرک، صفحه 430، آغاز سوره تکاثر.

ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ 7 ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ 8

دید. (6) سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین مشاهده خواهید کرد. (7) سپس در آن روز (همه شما) از نعمتها (ی الهی) بازپرسی خواهید شد. (8)

14- سوره کوثر

در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «هر کس آن را تلاوت کند خداوند او را از نهرهای بهشتی سیراب خواهد کرد ...».(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِنَّآ أَعْطَیْنکَ الکَوْثَرَ 1 فَصَلِّ لِرَبِّکَ وانْحَرْ 2 إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأَبْتَرُ 3

به یقین ما به تو کوثر (و خیر و برکت فراوان) عطا کردیم. (1) پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن. (2) (و بدان) دشمن تو به یقین ابتر و بریده نسل است. (3)

15- سوره کافرون

درباره فضیلت این سوره روایات فراوانی نقل شده که حاکی از اهمّیّت محتوای آن است، از جمله:

در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «کسی که سوره «قُل یا أیّها الکافرون» را بخواند، گویی ربع قرآن را خوانده و شیاطین طغیانگر از او دور می شوند و از شرک پاک می گردد و از وحشت (روز قیامت) در امان خواهد بود».(2) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

قُلْ یأَیُّهَاالْکفِرُونَ 1 لَآ أَعْبُدُمَاتَعْبُدُونَ 2 وَلَآ أَنْتُمْ عبِدُونَ مَآأَعْبُدُ 3 وَلَآ

بگو: ای کافران! (1) آنچه را شما می پرستید من نمی پرستم. (2) و نه شما آنچه را من می پرستم می پرستید، (3) و نه من آنچه

أَنَا عَابِدٌ مَّاعَبَدتُّمْ 4 ولَآ أَنْتُمْ عبِدُونَ مَآ أَعْبُدُ 5 لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ 6

را شما پرستش کرده اید می پرستم، (4) و نه شما آنچه را که من می پرستم پرستش می کنید؛ (5) (حال که چنین است) آیین شما برای خودتان، و آیین من برای خودم! (6)

ص :54


1- [58]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 458، آغاز سوره کوثر.
2- [59]همان مدرک، صفحه 462، آغاز سوره کافرون.

16- سوره نصر

در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «کسی که آن را تلاوت کند همانند این است که در خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله در فتح مکّه بوده است».(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

إِذَا جَآءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ 1 وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ

هنگامی که یاری خدا و پیروزی (بر مشرکان مکه) فرا رسد، (1) و ببینی مردم گروه گروه وارد دین خدا

أَفْوَاجَاً 2 فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ واسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا 3

می شوند، (2) پروردگارت را تسبیح و حمد گوی و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبه پذیر است. (3)

17- سوره اخلاص (قل هو اللَّه)

در فضیلت تلاوت این سوره، روایات زیادی در منابع معروف اسلامی آمده است که حاکی از عظمت فوق العاده آن می باشد، از جمله: در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم که فرمود: «آیا کسی از شما توانایی دارد یک سوم قرآن را در یک شب بخواند؟!». یکی از حاضران عرض کرد: ای رسول خدا! آیا این کار ممکن است؟ فرمود: «قل هو اللَّه احد را بخوانید».(2) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ 1 اللَّهُ الصَّمَدُ 2 لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ 3 وَلَمْ یَکُن لَّهُ

بگو: «او خداوند، یکتا و یگانه است؛ (1) خداوندی بی نیاز است که همه نیازمندان قصد او می کنند؛ (2) (هرگز) نزاد، و زاده نشد؛ (3) و برای او هیچ گاه شبیه

کُفُواً أَحَدٌ 4

و مانندی نبوده است.» (4)

ص :55


1- [60]مجمع البیان، جلد 10، صفحه 466، آغاز سوره نصر.
2- [61]همان مدرک، صفحه 479، آغاز سوره اخلاص.

18- سوره فلق

در فضیلت این سوره از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: «آیاتی بر من نازل شده که همانند آنها نازل نشده است و آن دو سوره «فلق» و «ناس» است».(1) و در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام می خوانیم: «کسی که در سه رکعت نماز «شفع» و «وتر» سوره «فلق» و «ناس» و «قل هو اللَّه أحد» را بخواند به او گفته می شود: بشارت باد بر تو، خداوند نماز تو را قبول کرد».(2) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ 1 مِن شَرِّ مَا خَلَقَ 2 وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ 3

بگو: «پناه می برم به پروردگار سپیده صبح، (1) از شرّ آنچه آفریده است؛ (2) و از شرّ هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد می شود؛ (3)

وَ مِن شَرِّ النَّفثتِ فِی الْعُقَدِ 4 وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ 5

و از شرّ آنها که (با افسون و سحر) در گره ها می دمند؛ (4) و از شرّ حسود هنگامی که حسد می ورزد.» (5)

19- سوره ناس

در فضیلت تلاوت این سوره (غیر از روایتی که در بیان فضیلت سوره فلق گذشت) روایات متعدّدی وارد شده است.(3) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ 1 مَلِکِ النَّاسِ 2 إِلهِ النَّاسِ 3 مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ

بگو: «پناه می برم به پروردگار مردم، (1) مالک و حاکم مردم، (2) معبود مردم، (3) از شرّ وسوسه گر

الْخَنَّاسِ 4 الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ 5 مِن الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ 6

پنهانکار. (4) که در درون سینه مردمان وسوسه می کند، (5) خواه از جنّ باشد یا از انسان» (6)

ص :56


1- [62]نورالثقلین، جلد 5، صفحه 716، حدیث 3 و مجمع البیان، جلد 10، صفحه 491، آغاز سوره فلق.
2- [63]نورالثقلین، جلد 5، صفحه 716، حدیث 1 و مجمع البیان، جلد 10، صفحه 491، آغاز سوره فلق.
3- [64]رجوع شود به: نورالثقلین، جلد 5، صفحه 724 و مجمع البیان، جلد 10، صفحه 495، آغاز سوره ناس.

20- «آیهالکرسی» یکی از مهمترین آیات قرآن

در اهمّیّت و فضیلت این آیه همین بس که از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است که از یکی از یاران خود سؤال کرد «کدام آیه برترین آیه کتاب اللَّه است؟» عرض کرد:

اللَّهُ لا إلهَ إلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ...

پیامبر صلی الله علیه و آله دست بر سینه او زد و فرمود: «دانش بر تو گوارا باد ...».(1) در حدیث دیگری از حضرت علی علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم که فرمود: «برگزیده قرآن، سوره بقره و برگزیده بقره، آیهالکرسی است، در آن، پنجاه کلمه و در هر کلمه برکتی است».(2) در حدیث دیگری آمده است که هر کس به بستر می رود، تسبیح حضرت زهرا علیها السلام بگوید، سپس آیهالکرسی را بخواند تا صبح از همه چیز در امان خواهد بود.(3) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُ لَآإِلهَ إلَّاهُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَاتَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی

هیچ معبودی جز خداوندِ یگانه زنده و پاینده نیست، (خداوندی که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او). هیچ گاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمی گیرد؛

السَّموتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ

(و لحظه ای از تدبیر جهان هستی، غافل نمی ماند؛) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست. کیست که در نزد او، جز به فرمانش شفاعت کند؟! آینده و گذشته بندگان را

أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَ لَایُحِیطُونَ بِشَیْ ءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَآءَ وَسِعَ

می داند؛ و کسی از علم او آگاه نمی گردد؛ جز به مقداری که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است؛ و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علمِ بی پایان و نامحدود اوست).

کُرْسِیُّهُ السَّموتِ وَالْأَرْضَ وَلَایُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ 255 لَآ

تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته؛ و نگاهداری آن دو [/ آسمان و زمین ، او را خسته نمی کند. و اوست بلند مرتبه و با عظمت. (255) اکراهی

إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَن یَکْفُرْ بِالطغُوتِ وَ یُؤْمِن

در قبول دین، نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابراین، کسی که به طاغوت [/ بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد،

بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَی لَاانفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ 256 اللَّهُ

به محکم ترین دستگیره چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. (256) خداوند،

ص :57


1- [65]درّ المنثور، جلد 1، صفحه 322، ذیل آیه الکرسی.
2- [66]مستدرک الوسائل، جلد 4، صفحه 336، حدیث 27.
3- [67]بحارالانوار، جلد 89، صفحه 266، حدیث 11( با تلخیص).

وَلِیُّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمتِ إِلَی النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ

ولیّ و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنها را از ظلمتها خارج ساخته، به سوی نور می برد. ولی کسانی که کافر

أَوْلِیَآؤُهُمُ الطغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمتِ أُوْلئِکَ أَصْحبُ

شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور خارج ساخته، به سوی ظلمتها می برند؛ آنها اهل

النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ 257

دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود. (257)

نکته:

همان گونه که در آغاز این سوره ها گفتیم شواهد و قرائن فراوانی در دست است که نشان می دهد این آثار، برکات و پاداش ها از آن کسی است که در محتوای این آیات بیندیشد و آن را در زندگی خود پیاده کند.

***

ص :58

بخش دوم: مناجات ها و دعاهای معروف

اشاره

ص :59

اهمیّت و آثار دعا و مناجات

ص :60

مقدّمه: اهمیّت و آثار دعا و مناجات

همان گونه که در آغاز کتاب گذشت، دعا و مناجات یکی از بهترین وسیله های ارتباط معنوی با خداوند و کسب صفای باطن و تهذیب نفس است.

اگر دعا کننده بداند چه کسی را می خواند و در برابر چه بزرگی به راز و نیاز مشغول است و چه مفاهیم بلندی در دعاهای معروف آمده است، چنان سرمست از باده مناجات می شود که هیچ لذّتی را در عالم با آن برابر نمی یابد.

دعا و مناجات، روح را صفا، جان را پاکی و دل را نورانیّت می بخشد.

تضرّع و زاری در پیشگاه حضرت حق و راز و نیاز در محضر معبود متعال و غلتیدن مروارید اشکی بر چهره بنده و زدودن غبار غفلت و گناه به وسیله سرشک پشیمانی، همه و همه نمودهای بندگی و امتیاز انسان از سایر موجودات و وسیله ای برای کسب بالاترین افتخارِ عالم خلقت است.

وقتی که دل شکسته می شود و اشکی بر گونه ها روان می گردد و زبان به تسبیح و تقدیس الهی باز می شود و در پی آن کلماتی در استغفار و عذرخواهی ادا می گردد، پیوند و ارتباط با حضرت احدیّت تحقّق می یابد و آن زمان بهترین لحظه عرض حاجات و بیان خواسته هاست.

***

با هر زبانی و با هر کلمه ای که بتوان بندگی را رساند و استغفار و توبه کرد و نیازها را برشمرد با ارزش است؛ ولی بدون تردید، دعاها و مناجاتی که از طریق والاترین مخلوقات عالم امکان و برترین بندگان شایسته الهی رسیده است، جامع، بدون نقص و انسان ساز است، و هر دعایی خود مجموعه ای از درسهاست.

ص :61

مناجات ها و دعاهایی که از جانب معصومین علیهم السلام رسیده است، چون از بینش عمیق خداشناسانه ای برخوردار است و از انسانهای کامل و راسخان در علم و دانش صادر شده است، از هر نظر قابل اعتماد است و در آن هیچ یک از عوارض جاری در میان اوراد نشأت گرفته از افکار بشری وجود ندارد.

آنان چون خدا را به خوبی شناخته اند و اوصاف او را به خوبی می دانند، آنچه بر زبانشان در دعا و مناجات جاری شده است، پیراسته از خرافات و تعبیرات ناموزون است.

***

دعاهایی که از طریق خاندان عصمت علیهم السلام رسیده است به قدری از نظر محتوا و مضمون، عالی و بلند است که خود دلیل بر صحّت سند آنهاست و انسان به وضوح درمی یابد که چنین کلمات و ذکرهایی، جز از وجود مقدّس آنان نمی تواند صادر شود و دیگران را یارای ادای این مضامین بلند نیست.

ما در این بخش، دعاها و مناجاتی را ذکر می کنیم که علاوه بر بلندی محتوا و مضمون، از شهرت و یا اسناد قابل قبولی برخوردار باشد.

بار دیگر تأکید می کنیم آنگاه می توانیم از دعا و مناجات بهره عمیق و وافر بگیریم که در معانی آنها دقّت کنیم و آن را در وجود خود پیاده نماییم و به صورت درس های انسان سازی پیام آنها را بشنویم.

***

ص :62

مناجات پانزده گانه امام سجّاد علیه السلام

اشاره

مرحوم «علّامه مجلسی» در «بحارالانوار» می گوید: من این مناجات را در کتب برخی از اصحاب یافتم که از امام زین العابدین علیه السلام نقل کرده اند.(1)

1- مناجات التائبین

(توبه کنندگان)

مناجات و راز و نیاز بنده ای است که قصد توبه و بازگشت به خداوند را دارد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی الْبَسَتْنِی الْخَطایا ثَوْبَ مَذَلَّتی وَجَلَّلَنِی التَّباعُدُ مِنْکَ لِباسَ

ای معبود من، گناهان لباس خواری بر تنم کرده و دوری از تو لباس بیچارگی

مَسْکَنَتی وَاماتَ قَلْبی عَظِیمُ جِنایَتی فَاحْیِهِ بِتَوْبَهٍ مِنْکَ یا امَلی وَبُغْیَتی

بر من پوشانده و گناهان بزرگم، دلم را میرانده، پس با پذیرش توبه ام آن را زنده کن ای آرزو و مطلوب من

وَیا سُؤْلی وَمُنْیَتی فَوَعِزَّتِکَ ما اجِدُ لِذُنوُبی سِواکَ غافِراً، وَلا اری

و ای خواسته و آرزوی قلبی من، پس به عزتت سوگند، جز تو آمرزنده ای برای گناهانم نمی یابم، و برای دل شکستگیم

لِکَسْری غَیْرَکَ جابِراً، وَقَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنابَهِ الَیْکَ، وَعَنَوْتُ بِالْاسْتِکانَهِ

مرهمی جز تو ندارم، و به وسیله بازگشت به سوی تو و با تسلیم در برابرت فروتنی نموده ام،

لَدَیْکَ، فَانْ طَرَدْتَنی مِنْ بابِکَ فَبِمَنْ الُوذُ، وَانْ رَدَدْتَنی عَنْ جَنابِکَ فَبِمَنْ

پس اگر مرا از درگاهت برانی به که پناه برم و اگر از حضورت بازگردانی به که پناهنده شوم

اعُوذُ، فَوا اسَفاهُ مِنْ خَجْلَتی وَافْتِضاحی وَوالَهْفاهُ مِنْ سُوءِ عَمَلی

پس افسوس از شرمندگی و رسواییم، و دریغ از بدی کردار و دست آوردم،

وَاجْتِراحی اسْئَلُکَ یا غافِرَ الذَّنْبِ الْکَبیرِ، وَیا جابِرَ الْعَظْمِ الْکَسیرِ، انْ

ای آمرزنده گناه بزرگ و ای پیوند دهنده استخوان شکسته، از تو می خواهم که

ص :63


1- [68]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 142.

تَهَبَ لی مُوبِقاتِ الْجَرآئِرِ، وَتَسْتُرَ عَلَیَّ فاضِحاتِ السَّرآئِرِ، وَلا تُخْلِنی

جنایات آزاردهنده ام را ببخشی، و اسرار رسوا کننده ام را بپوشانی، و در روز قیامت

فی مَشْهَدِ الْقِیامَهِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِکَ وَغَفْرِکَ، وَ لاتُعْرِنی مِنْ جَمیلِ صَفْحِکَ

مرا از لذّت گذشت وآمرزشت محروم نگردانی، و از چشم پوشی و پرده پوشی زیباییت بی نصیب

وَسَتْرِکَ، الهی ظَلِّلْ عَلی ذُنُوبی غَمامَ رَحْمَتِکَ، وَارْسِلْ عَلی عُیُوبی

نکنی، ای معبود من، سایه ابر رحمتت را بر گناهانم بینداز و ابر مهربانیت را

سَحابَ رَاْفَتِکَ، الهی هَلْ یَرْجِعُ الْعَبْدُ الْابِقُ الَّا الی مَوْلاهُ، امْ هَلْ یُجیرُهُ

برای شستن عیبهایم بفرست، ای معبود من، آیا بنده فراری جز به سوی مولایش باز می گردد؟ و آیا جز مولایش

مِنْ سَخَطِهِ احَدٌ سِواهُ، الهی انْ کانَ النَّدَمُ عَلَی الذَّنْبِ تَوْبَهً فَانّی وَعِزَّتِکَ

کسی او را از خشم مولا پناه می دهد؟ ای معبود من، اگر پشیمانی از گناه توبه است، پس به عزتت سوگند من به یقین

مِنَ النَّادِمینَ، وَانْ کانَ الْإِسْتِغْفارُمِنَ الْخَطیئَهِ حِطَّهً فَانّی لَکَ مِنَ

از پشیمانانم، و اگر طلب آمرزش از گناه، تخفیف گناه است، پس به یقین من از آمرزش خواهان

الْمُسْتَغْفِرینَ، لَکَ الْعُتْبی حَتّی تَرْضی الهی بِقُدْرَتِکَ عَلَیَّ تُبْ عَلَیَّ،

درگاه توام، از آن توست بازخواست تا خشنود شوی، ای معبود من، به حق قدرتت بر من توبه ام را بپذیر

وَبِحِلْمِکَ عَنّیِ اعْفُ عَنّی وَبِعِلْمِکَ بی ارْفَقْ بی الهی انْتَ الَّذی فَتَحْتَ

و به حق شکیباییت از من درگذر، و به حق آگاهیت به من مهربانی کن، ای معبود من، تویی که دری به سوی

لِعِبادِکَ باباً الی عَفْوِکَ، سَمَّیْتَهُ التَّوْبَهَ، فَقُلْتَ: تُوبُوا الَی اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً.

گذشت به روی بندگانت گشوده و آن را توبه نامیده و فرمودی: به سوی خدا توبه کنید، توبه ای خالص

فَما عُذْرُ مَنْ اغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ، الهی انْ کانَ قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ

پس چیست عذر کسی که بعد از گشودن در از داخل شدن غفلت کند؟! ای معبود من، اگر گناه از جانب بنده ات

عَبْدِکَ فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ، الهی ما ا نَا بِاوَّلِ مَنْ عَصاکَ فَتُبْتَ

زشت است پس به یقین گذشت از جانب تو نیکو می باشد، ای معبود من، من اولین کسی نیستم که نافرمانیت کرده و تو او را

عَلَیْهِ، وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِکَ فَجُدْتَ عَلَیْهِ، یا مُجیبَ الْمُضْطَرِّ، یا کاشِفَ

آمرزیده ای، و یا به نیکیهایت روی آورده و بر او بخشیده ای، ای اجابت کننده درماندگان، ای برطرف کننده

الضُّرِّ، یا عَظیمَ الْبِرِّ، یا عَلیماً بِما فِی السِّرِّ، یاجَمیلَ السِّتْرِ، اسْتَشْفَعْتُ

ضرر و زیان، ای بزرگ احسان، ای دانای نهان، ای زیبا پرده پوش، با بخشش و کرمت

ص :64

بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ الَیْکَ، وَ تَوَسَّلْتُ بِجَنابِکَ [بِحَنانِکَ وَتَرَحُّمِکَ لَدَیْکَ،

از درگاهت شفاعت می طلبم، و به تو [به دوستیت و مهربانی که نزد توست متوسّل می شوم

فَاسْتَجِبْ دُعآئی وَ لا تُخَیِّبْ فیکَ رَجآئی وَ تَقَبَّلْ تَوْبَتی وَکَفِّرْ

دعایم را بپذیر و امیدم را به درگاهت ناامید مکن، و توبه ام را پذیرا باش

خَطیئَتی بِمَنِّکَ وَ رَحْمَتِکَ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

و به لطف و رحمتت از خطاهایم درگذر، ای مهربانترین مهربانان.

2- مناجات الشاکین

(شکایت کنندگان)

مناجات کسانی است که به درگاه خداوند شکایت می برند؛ شکایت از نفس امّاره و تمایلات نفس سرکش و شکایت از سختی دل و قساوت قلب و وسوسه های شیطان و از او برای غلبه بر اینها کمک می طلبند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی الَیْکَ اشْکُو نَفْساً بِالسُّوءِ امَّارَهً، وَالیَ الْخَطیئَهِ مُبادِرَهً،

ای معبود من، به تو شکایت می کنم از نفسی که مرا به بدی فرمان می دهد، و به سوی گناه می کشاند،

وَبِمَعاصیکَ مُولَعَهً، وَ بِسَخَطِکَ مُتَعَرِّضَهً، تَسْلُکُ بی مَسالِکَ الْمَهالِکِ،

و به نافرمانیهایت حریص است، و موجبات خشم و غضبت را فراهم ساخته است، مرا به راه های نابودی می کشاند،

وَتَجْعَلُنی عِنْدَکَ اهْوَنَ هالِکٍ، کَثیرَهَ الْعِلَلِ، طَویلَهَ الْأَمَلِ، انْ مَسَّهَا الشَّرُّ

و مرا در نزد تو پست ترین هلاک شوندگانی که عیب هایش بسیار و آرزویش طولانی است قرار می دهد، اگر آزاری به او رسد

تَجْزَعُ، وَانْ مَسَّهَا الْخَیْرُ تَمْنَعُ، مَیَّالَهً الَی اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ، مَمْلُوَّهً بِالْغَفْلَهِ

بی تابی کند و اگر نیکی به آن رسد دریغ ورزد، به لهو و لعب گرایش داشته و غرق در بی خبری

وَالسَّهْوِ، تُسْرِعُ بی الیَ الْحَوْبَهِ، وَتُسَوِّفُنی بِالتَّوْبَهِ، الهی اشْکُو الَیْکَ عَدُوّاً

و اشتباه است، مرا به سرعت به سوی گناه می کشاند و توبه ام را به تأخیر می اندازد، ای معبود من، از دشمنی که مرا

یُضِلُّنی وَشَیْطاناً یُغْوینی قَدْ مَلَأَ بِالْوَسْواسِ صَدْری وَاحاطَتْ

گمراه کرده و شیطانی که مرا فریب می دهد به تو شکایت می کنم، سینه ام را پر از وسوسه نموده و آرزوهای

ص :65


1- [69]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 142.

هَواجِسُهُ بِقَلْبی یُعاضِدُ لِیَ الْهَوی وَیُزَیِّنُ لی حُبَّ الدُّنْیا، وَیَحُولُ بَیْنی

نفسانی دلم را احاطه کرده و هوای نفس (به بیچارگی من) کمک می کند، و دوستی دنیا را در نظرم زینت می دهد و میان من

وَبَیْنَ الطَّاعَهِ وَالزُّلْفی الهی الَیْکَ اشْکُو قَلْباً قاسِیاً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً،

و بندگی و نزدیکی به تو فاصله می اندازد، ای معبود من به تو شکایت می کنم از دل بی رحمی که با وسوسه دگرگون گردیده

وَبِالرَّیْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً، وَعَیْناً عَنِ الْبُکآءِ مِنْ خَوْفِکَ جامِدَهً، وِالی ما

و با زنگار و خوی زشت پوشیده شده و چشمی که برای گریه از ترست خشک شده و به آنچه که

یَسُرُّها طامِحَهً، الهی لا حَوْلَ لی وَلا قُوَّهَ الَّا بِقُدْرَتِکَ، وَلا نَجاهَ لی مِنْ

او را خشنود می کند طمع دارد، ای معبود من پناهگاه و نیرویی جز قدرت تو نیست، و جز محافظت تو راه نجاتی از

مَکارِهِ الدُّنْیاإِلَّا بِعِصْمَتِکَ، فَاسْئَلُکَ بِبَلاغَهِ حِکْمَتِکَ، وَنَفاذِ مَشِیَّتِکَ، انْ

گرفتاریهای دنیا ندارم، پس به حق حکمت رسا و خواست نافذت از تو می خواهم که مرا

لا تَجْعَلَنی لِغَیْرِ جُودِکَ مُتَعَرِّضاً، وَلاتُصَیِّرَنی لِلْفِتَنِ غَرَضاً، وَکُنْ لی

روی آورنده به غیر بخششت قرار ندهی و هدف فتنه ها نگردانی و در برابر

عَلَی الْأَعْدآءِ ناصِراً، وَعَلَی الْمَخازی وَالْعُیُوبِ ساتِراً، وَمِنَ الْبَلاءِ

دشمنان یاورم باشی، و رسوایی ها و عیب هایم را بپوشانی، و از بلاها

واقِیاً، وَعَنِ الْمَعاصی عاصِماً، بِرَأْفَتِکَ وَرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

محافظتم کنی، و از گناهان بازم داری، به مهربانی و رحمتت ای مهربان ترین مهربانان.

3- مناجات الخائفین

(خائفان)

مناجات کسانی است که از خدا ترسانند و با زبان خوف و ترس، سخن می گویند و از حضرتش کمک می جویند، ولی در حقیقت ترس آنها از گناهان خویش و برخورد عادلانه خدا با آنهاست.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی اتَراکَ بَعْدَ الْإیمانِ بِکَ تُعَذِّبُنی امْ بَعْدَ حُبّی ایَّاکَ تُبَعِّدُنی امْ مَعَ

ای معبود من، آیا می پسندی که بعد از ایمانم به تو مرا عذاب کنی یا بعد از محبتم به تو مرا دور کنی، یا با وجود

ص :66


1- [70]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 143.

رَجآئی لِرَحْمَتِکَ وَصَفْحِکَ تَحْرِمُنی امْ مَعَ اسْتِجارَتی بِعَفْوِکَ

امیدم به رحمت و گذشتت مرا محروم سازی، یا با وجود پناهندگیم به گذشتت مرا

تُسْلِمُنی حاشا لِوَجْهِکَ الْکَریمِ انْ تُخَیِّبَنی لَیْتَ شِعْری الِلشَّقآءِ

رها کنی، از کرمت دور است که مرا محروم کنی، ای کاش می دانستم که آیا مادرم مرا برای

وَلَدَتْنی امّی امْ لِلْعَنآءِ رَبَّتْنی فَلَیْتَها لَمْ تَلِدْنی وَ لَمْ تُرَبِّنی وَلَیْتَنی

بدبختی زاییده یا برای رنج و سختی تربیت نموده؟ پس ای کاش مرا نزاییده و پرورش نداده بود، و ای کاش

عَلِمْتُ امِنْ اهْلِ السَّعادَهِ جَعَلْتَنی وَبِقُرْبِکَ وَجِوارِکَ خَصَصْتَنی فَتَقِرَّ

می دانستم که آیا مرا از سعادتمندان قرار داده و به نزدیکی و جوارت مخصوص گردانده ای تا چشمم

بِذلِکَ عَیْنی وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسی الهی هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ ساجِدهً

روشن شده و دلم آرام گیرد؟ ای معبود من آیا چهره هایی را که در برابر عظمتت به خاک افتاده اند

لِعَظَمَتِکَ، اوْ تُخْرِسُ الْسِنَهً نَطَقَتْ بِالثَّنآءِ عَلی مَجْدِکَ وَجَلالَتِکَ، اوْ تَطْبَعُ

سیاه می کنی؟ یا زبانهایی که به ستایش بزرگی و شکوهت گویایند لال می کنی؟ یا بر دلهایی که محبتت

عَلی قُلُوبٍ انْطَوَتْ عَلی مَحَبَّتِکَ، اوْ تُصِمُّ اسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِکْرِکَ

آنها را فرا گرفته مُهر می زنی؟ یا گوشهایی را که از شنیدن ذکر مورد پسند تو لذّت می برند،

فی ارادَتِکَ، اوْ تَغُلُّ اکُفّاً رَفَعَتْهَا الْأمالُ الَیْکَ رَجآءَ رَاْفَتِکَ، اوْ تُعاقِبُ

کر می کنی؟ یا دستهایی را که آرزوها به امید مهربانیت آنها را به درگاهت بلند کرده، به زنجیر می کشی؟ یا بدنهایی

ابْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِکَ حَتّی نَحِلَتْ فی مُجاهَدَتِکَ، اوْ تُعَذِّبُ ارْجُلًا

را که به بندگیت عمل نموده تا جایی که برای کوشش در راهت ضعیف شده کیفر می دهی؟ یا پاهایی را که

سَعَتْ فی عِبادَتِکَ، الهی لاتُغْلِقْ عَلی مُوَحِّدیکَ ابْوابَ رَحْمَتِکَ، وَلا

در مسیر بندگیت تلاش کرده عذاب می کنی؟ ای معبود من درهای رحمتت را بر یکتاپرستانت مبند،

تَحْجُبْ مُشْتاقیکَ عَنِ النَّظَرِ الی جَمیلِ رُؤْیَتِکَ، الهی نَفْسٌ اعْزَزْتَها

و مشتاقانت را از دیدن جمال زیبایت محروم مگردان، ای معبود من، نفسی را که با یگانگیت

بِتَوْحیدِکَ، کَیْفَ تُذِلُّها بِمَهانَهِ هِجْرانِکَ، وَضَمیرٌ انْعَقَدَ عَلی مَوَدَّتِکَ، کَیْفَ

گرامی داشتی، چگونه آن را با خواری دوریت پست می کنی؟ و دلی را که با دوستیت پیوند خورده چگونه

تُحْرِقُهُ بِحَرارَهِ نیرانِکَ، الهی اجِرْنی مِنْ الیمِ غَضَبِکَ وَعَظیمِ سَخَطِکَ،

با حرارت آتشت می سوزانی؟ ای معبود من، مرا از خشم دردناک و بزرگی کیفرت پناه ده

ص :67

یاحَنَّانُ یا مَنَّانُ، یا رَحیمُ یا رَحْمنُ، یا جَبَّارُ یا قَهَّارُ، یا غَفَّارُ یا سَتَّارُ،

ای غمخوار، ای سخاوتمند، ای مهربان، ای بخشنده، ای توانا، ای پیروز، ای آمرزنده، ای عیب پوش

نَجِّنی بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِ النَّارِ، وَفَضیحَهِ الْعارِ، اذَا امْتازَ الْأَخْیارُ مِنَ

به رحمتت مرا از عذاب دوزخ و رسوایی ننگ نجات ده، در آن هنگام که نیکان از بدان

الْأَشْرارِ، وَحالَتِ الْأَحْوالُ، وَهالَتِ الْأَهْوالُ 71]، وَقَرُبَ الْمُحْسِنُونَ، وَبَعُدَ

جدا شوند و حالها دگرگون شود و وحشت ها به هراس اندازند و نیکوکاران نزدیک و بدکاران

الْمُسیئُونَ، وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَهُمْ لا یُظْلَمُونَ.(1)

دور شوند، و به هر کس آنچه بدست آورده داده شود در حالی که بر ایشان ستم نشود.

4- مناجات الراجین

(امیدواران)

مناجات کسانی است که با زبان رجا و امید با خدا سخن می گویند؛ امیدوار به لطف الهی و پرده پوشی های او و احسان و فضل پروردگارند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

یا مَنْ اذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اعْطاهُ، وَاذا امَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُناهُ، وَاذا اقْبَلَ عَلَیْهِ

ای کسی که هر بنده از تو درخواست کند عطایش کنی، و هرگاه آنچه نزد توست آرزو کند به آرزویش برسانی، و هرگاه به تو رو کند

قَرَّبَهُ وَادْناهُ، وَاذا جاهَرَهُ بِالْعِصْیانِ سَتَرَ عَلی ذَنْبِهِ وَغَطَّاهُ، وَاذا تَوَکَّلَ

مقرّب و نزدیک درگاهت گردانی، و هر گاه که آشکارا نافرمانیت کند بر گناهش پرده کشیده و آن را بپوشانی، و هر گاه بر تو توکّل کند

عَلَیْهِ احْسَبَهُ وَکَفاهُ، الهی مَنِ الَّذی نَزَلَ بِکَ مُلْتَمِساً قِراکَ فَما قَرَیْتَهُ،

او را به حساب آوری و کفایت کنی، ای معبود من، کیست که با درخواست میهمان نوازی به درگاهت آید و تو او را نپذیری؟

وَمَنِ الَّذی اناخَ بِبابِکَ مُرْتَجِیاً نَداکَ فَمااوْلَیْتَهُ، ایَحْسُنُ انْ ارْجِعَ عَنْ بابِکَ

و کیست که به امید بخششت به درگاهت فرود آید و احسانش نکنی؟ آیا نیکوست که با ناامیدی از درگاهت منصرف

بِالْخَیْبَهِ مَصْرُوفاً، وَلَسْتُ اعْرِفُ سِواکَ مَوْلیً بِالْأِحْسانِ مَوْصُوفاً، کَیْفَ

شده و بازگردد؟ در حالی که من مولایی جز تو صاحب احسان نمی شناسم، چگونه

ص :68


1- [72]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 143 و 144.

ارْجُو غَیْرَکَ وَالْخَیْرُ کُلُّهُ بِیَدِکَ، وَکَیْفَ اؤَمِّلُ سِواکَ وَالْخَلْقُ وَالْأَمْرُ لَکَ،

امید به غیر تو بندم در حالی که همه نیکی ها به دست توست؟ و چگونه به غیر تو دل بندم در حالی که آفرینش و امور از آن توست

أَاقْطَعُ رَجآئی مِنْکَ وَقَدْ اوْلَیْتَنی ما لَمْ اسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِکَ، امْ تُفْقِرُنی الی

آیا امیدم را از تو قطع کنم در حالی که آنچه را نخواسته بودم از فضل و احسانت به من عطا نمودی، یا مرا به همانند

مِثْلی وَانَا اعْتَصِمُ بِحَبْلِکَ، یا مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ، وَلَمْ یَشْقَ

خودم محتاج می کنی در حالی که من به رشته محبتت چنگ زده ام، ای کسی که قصد کنندگانت به واسطه رحمتت خوشبخت شدند، و آمرزش خواهانت

بِنِقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ، کَیْفَ انْسیکَ وَلَمْ تَزَلْ ذاکِری وَکَیْفَ الْهُو عَنْکَ

به واسطه کیفرت بدبخت نشدند، چگونه فراموشت کنم در حالی که تو پیوسته به یاد منی؟ و چگونه از تو غافل شوم

وَانْتَ مُراقِبی الهی بِذَیْلِ کَرَمِکَ اعْلَقْتُ یَدی وَلِنَیْلِ عَطایاکَ بَسَطْتُ

در حالی که تو مراقب منی؟ ای معبود من، دستم را به دامان کرمت آویخته ام و برای رسیدن به بخششت، آرزویم را

امَلی فَاخْلِصْنی بِخالِصَهِ تَوْحیدِکَ، وَاجْعَلْنی مِنْ صَفْوَهِ عَبیدِکَ، یا مَنْ

گسترده ام، پس با یکتاپرستی خالصت مرا خالص کن، و مرا از بندگان برگزیده ات قرار ده، ای که

کُلُّ هارِبٍ الَیْهِ یَلْتَجِئُ، وَکُلُّ طالِبٍ ایَّاهُ یَرْتَجی یا خَیْرَ مَرْجُوٍّ، وَیا اکْرَمَ

هر فراری به تو پناهنده شود، و هر درخواست کننده ای به تو امید بندد، ای بهترین مایه امید، و ای گرامی ترین

مَدْعُوٍّ، وَ یا مَنْ لا یَرُدُّ سآئِلَهُ، وَلا یُخَیِّبُ امِلَهُ، یا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعیهِ،

خوانده شده، و ای کسی که درخواست کننده ات را بر نگردانی، و امیدوارت را ناامید نکنی، ای کسی که درگاهت به روی خواننده ات باز

وَ حِجابُهُ مَرْفُوعٌ لِراجیهِ، اسْئَلُکَ بِکَرَمِکَ انْ تَمُنَّ عَلَیَّ مِنْ عَطآئِکَ بِما

و پرده میان تو و امیدوارت کنار زده شده، به حق لطف و کرمت از تو می خواهم که بر من منت گذاری از بخششت به اندازه ای که

تَقِرُّ بِهِ عَیْنی وَمِنْ رَجآئِکَ بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسی وَمِنَ الْیَقینِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ

مایه چشم روشنی من گردد و از امیدت به اندازه ای که دلم به آن اطمینان یابد و از یقین به اندازه ای که سختی های دنیا

عَلَیَّ مُصیباتِ الدُّنْیا، وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصیرَتی غَشَواتِ الْعَمی بِرَحْمَتِکَ

در نظرم آسان گردد و به وسیله آن پرده های کوردلی از دیده ام کنار رود، به رحمتت

یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

ای مهربان ترین مهربانان.

ص :69


1- [73]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 144.

5- مناجات الراغبین

(مشتاقان)

گفتگوی کسانی است که مشتاق الطاف الهی و بهره گیری از انوار قدس ربّانی اند؛ به عطوفت و برّ و احسان او و نعمت های فراوانش دلخوش اند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی انْ کانَ قَلَّ زادی فِی الْمَسیرِ الَیْکَ، فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنّی بِالتَّوَکُّلِ

ای معبود من، اگر توشه ام در راه رسیدن به تو کم است، ولی به یقین به توکّل بر تو حسن ظن

عَلَیْکَ، وَانْ کانَ جُرْمی قَدْاخافَنی مِنْ عُقُوبَتِکَ، فَانَّ رَجآئی قَدْ اشْعَرَنی

دارم و اگر گناهم مرا از مجازاتت بترساند، پس به یقین امیدم مرا به ایمنی

بِالْأَمْنِ مِنْ نِقْمَتِکَ، وَانْ کانَ ذَنْبی قَدْ عَرَضَنی لِعِقابِکَ، فَقَدْ اذَنَنی حُسْنُ

از انتقامت متوجّه می سازد، و اگر گناهم مرا در معرض عذابت قرار دهد، پس حسن اعتمادم به پاداشت

ثِقَتی بِثَوابِکَ، وَانْ انامَتْنِی الْغَفْلَهُ عَنِ الْإِسْتِعْدادِ لِلِقآئِکَ، فَقَدْ نَبَّهَتْنِی

مرا آگاه می کند، و اگر بی توجهی مرا از آمادگی دیدارت به خواب غفلت برد، ولی شناخت و آگاهی

الْمَعْرِفَهُ بِکَرَمِکَ وَ الائِکَ، وَانْ اوْحَشَ ما بَیْنی وَبَیْنَکَ فَرْطُ الْعِصْیانِ

از کرم و بخششهایت مرا بیدار می کند، و اگر زیاده روی در نافرمانی و گردنکشی میان من و تو فاصله اندازد

وَ الطُّغْیانِ، فَقَدْ انَسَنی بُشْرَی الْغُفْرانِ وَ الرِّضْوانِ، اسْئَلُکَ بِسُبُحاتِ وَجْهِکَ،

ولی مژده آمرزش و خشنودیت مرا (به تو) مأنوس کند، به حق شکوه و عظمت

وَبِانْوارِ قُدْسِکَ، وَابْتَهِلُ الَیْکَ بِعَواطِفِ رَحْمَتِکَ وَلَطآئِفِ بِرِّکَ، انْ تُحَقِّقَ

و انوار قدسیت از تو می خواهم و به حق عواطف رحمت و لطائف احسانت به درگاهت استغاثه می کنم که گمانم را تحقق

ظَنّی بِما اؤَمِّلُهُ مِنْ جَزیلِ اکْرامِکَ، وَجَمیلِ انْعامِکَ فِی الْقُرْبی مِنْکَ،

بخشی در آنچه آرزو دارم از فراوانی بخششت و نعمت های زیبای در جوارت

وَالزُّلْفی لَدَیْکَ، وَالتَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ الَیْکَ، وَها ا نَا مُتَعَرِّضٌ لِنَفَحاتِ رَوْحِکَ

و جایگاه و منزلت در نزدت، و بهره مندی از توجّه به درگاهت (را آرزو دارم)، و اکنون من خود را در معرض نسیم جانبخش

وَعَطْفِکَ، وَمُنْتَجِعٌ غَیْثَ جُودِکَ وَلُطْفِکَ، فآرٌّ مِنْ سَخَطِکَ الی رِضاکَ،

و مهربانانه ات قرار داده و در طلب باران بخشش و لطفت هستم، از خشمت به خشنودیت

ص :70

هارِبٌ مِنْکَ الَیْکَ، راجٍ احْسَنَ ما لَدَیْکَ، مُعَوِّلٌ عَلی مَواهِبِکَ، مُفْتَقِرٌ الی

و از (عذاب) تو، به (بخشش) تو گریزانم، به بهترین آنچه نزد توست امید دارم، و بر بخشش های تو تکیه کرده ام، و نیازمند

رِعایَتِکَ، الهی ما بَدَاْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِکَ فَتَمِّمْهُ، وَما وَهَبْتَ لی مِنْ کَرَمِکَ

سرپرستی توام، ای معبود من فضل و احسانی که (در حق من) آغاز نمودی به پایانش رسان، و بخششی که به من ارزانی داشتی

فَلا تَسْلُبْهُ، وَما سَتَرْتَهُ عَلَیَّ بِحِلْمِکَ فَلا تَهْتِکْهُ، وَما عَلِمْتَهُ مِنْ قَبیحِ

از من مگیر، و آنچه که با شکیباییت از من پوشاندی آشکار مکن، و آنچه از کردار زشتم

فِعْلی فَاغْفِرْهُ، الهی اسْتَشْفَعْتُ بِکَ الَیْکَ، وَاسْتَجَرْتُ بِکَ مِنْکَ، اتَیْتُکَ

می دانی بیامرز، ای معبود من، تو را به درگاهت شفیع قرار داده ام و از (عذاب) تو، به (بخشش) تو پناه می برم، به درگاهت آمده ام

طامِعاً فی احْسانِکَ، راغِباً فِی امْتِنانِکَ، مُسْتَسْقِیاً وابِلَ طَوْلِکَ،

در حالی که احسانت را آرزومندم، سخاوتت را مشتاقم، باران رحمتت را طالبم،

مُسْتَمْطِراً غَمامَ فَضْلِکَ، طالِباً مَرْضاتَکَ، قاصِداً جَنابَکَ، وارِداً شَریعَهَ

از ابر فضل و کرمت، رحمت می طلبم، خشنودیت را خواهانم، آستانت را قصد کرده ام، در دریای کرمت

رِفْدِکَ، مُلْتَمِساً سَنِیَّ الْخَیْراتِ مِنْ عِنْدِکَ، وافِداً الی حَضْرَهِ جَمالِکَ،

وارد شده ام، بهترین نیکی های نزد تو را خواهانم، به حضور جمالت رسیده ام،

مُریداً وَجْهَکَ، طارِقاً بابَکَ، مُسْتَکیناً لِعَظَمَتِکَ وَجَلالِکَ، فَافْعَلْ بی ما

تو را اراده کرده ام، درگاه (رحمتت) را کوبنده ام، به عظمت و شکوهت پناهنده ام، پس آنچه از آمرزش

انْتَ اهْلُهُ مِنَ الْمَغْفِرَهِ وَالرَّحْمَهِ، وَلا تَفْعَلْ بی ما ا نَا اهْلُهُ مِنْ الْعَذابِ

و رحمت که تو شایسته آنی در حق من انجام ده، و آنچه از عذاب و انتقام که من سزاوار آنم در حق من

وَالنِّقْمَهِ، بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

انجام مده، به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان.

6- مناجات الشاکرین

(شکرگزاران)

مناجات و راز و نیاز کسانی است که با زبان شکر و سپاس، آهنگ او نمایند و به ناتوانی خویش برای شکرگزاری در برابر نعمت های بی پایان خداوند اعتراف کرده و از قصور و تقصیر خود به درگاهش عذر می خواهند.

ص :71


1- [74]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 145.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی اذْهَلَنی عَنْ اقامَهِ شُکْرِکَ تَتابُعُ طَوْلِکَ، وَاعْجَزَنی عَنْ احْصآءِثَنآئِکَ

ای معبود من، بخشش پی در پی تو، مرا از انجام شکرت بازداشته، و فراوانی لطف و کرمت، مرا از شمارش ثنایت

فَیْضُ فَضْلِکَ، وَشَغَلَنی عَنْ ذِکْرِ مَحامِدِکَ تَرادُفُ عَوآئِدِکَ، وَاعْیانی عَنْ

عاجز ساخته، و روزی پیوسته ات، مرا از یاد نیکی هایت بازداشته، و نعمت های متوالیت، مرا از

نَشْرِ عَوارِفِکَ تَوالی ایادیکَ، وَ هذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْمآءِ،

گسترش نیکیهایت ناتوان کرده است و این جایگاه کسی است که به فراوانی نعمتهایت معترف

وَقابَلَها بِالتَّقْصیرِ، وَشَهِدَ عَلی نَفْسِهِ بِالْإِهْمالِ وَالتَّضْییعِ، وَ انْتَ الرَّؤُفُ

و در برابر آنها کوتاهی کرده است، و به سستی و کوتاهی خویش گواهی می دهد، و تویی با محبّت،

الرَّحیمُ الْبَّرُ الْکَریمُ، الَّذی لا یُخَیِّبُ قاصِدیهِ، وَلا یَطْرُدُ عَنْ فِنآئِهِ امِلیهِ،

مهربان، نیکوکار و بخشنده ای که قصد کنندگانت را محروم نگردانی و آرزومندانت را از درگاهت نرانی،

بِساحَتِکَ تَحُطُّ رِحالُ الرَّاجینَ، وَ بِعَرْصَتِکَ تَقِفُ امالُ الْمُسْتَرْفِدینَ، فَلا

بار امید امیدواران به آستان تو فرود آید، و آرزوهای عطاجویان به درگاه تو توقف کند، پس

تُقابِلْ امالَنا بِالتَّخْییبِ وَالْإِیاسِ، وَ لا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالْإِبْلاسِ،

آرزوهای ما را با ناامیدی و یأس روبه رو مگردان، و لباس ناامیدی و یأس را بر ما مپوشان

الهی تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ آلائِکَ شُکْری وَ تَضآئَلَ فی جَنْبِ اکْرامِکَ

ای معبود من، در برابر بزرگی نعمتهایت سپاسگزاری من کم است، و در کنار گرامیداشت تو

ایَّایَ ثَنآئی وَنَشْری جَلَّلَتْنی نِعَمُکَ مِنْ انْوارِ الْایمانِ حُلَلًا، وَضَرَبَتْ

نسبت به من، گسترش ثنایت از سوی من ناچیز است، نعمتهایت لباس های زیبایی از پرتوهای ایمان بر من پوشانده، و لطایف

عَلَیَّ لَطآئِفُ بِرِّکَ مِنَ الْعِزِّ کِلَلًا، وَقَلَّدَتْنی مِنَنُکَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ،

احسانت پوششی از بزرگواری بر سرم زده، و نعمتهایت گردن آویزی به گردنم آویخته که باز نگردد،

وَطَوَّقَتْنی اطْواقاً لاتُفَلُّ، فَآلائُکَ جَمَّهٌ ضَعُفَ لِسانی عَنْ احْصآئِها،

و گردنبندهایی که باز نشود، پس نعمتهای باطنیت چنان زیاد است که زبانم از شمارش آن ناتوان شده،

وَنَعْمآئُکَ کَثیرَهٌ قَصُرَ فَهْمی عَنْ ادْراکِها فَضْلًا عَنِ اسْتِقْصآئِها، فَکَیْفَ لی

و نعمتهای ظاهریت چنان فراوان است که فهمم از درک آن کوتاه شده تا چه رسد به این که همه آنها را بشمارم، چگونه شکرت را

ص :72

بِتَحْصیلِ الشُّکْرِ، وَشُکْری ایَّاکَ یَفْتَقِرُ الی شُکْرٍ، فَکُلَّما قُلْتُ لَکَ الْحَمْدُ،

به جای آورم در حالی که شکر تو خود نیازمند شکر دیگری است، پس هر زمان که بگویم: حمد و سپاس از آنِ توست

وَجَبَ عَلَیَّ لِذلِکَ انْ اقُولَ لَکَ الْحَمْدُ، الهی فَکَما غَذَّیْتَنا بِلُطْفِکَ،

بر من واجب است که برای آن دوباره بگویم: حمد و سپاس از آنِ توست، ای معبود من، پس همان گونه که ما را غذا دادی

وَرَبَّیْتَنا بِصُنْعِکَ، فَتَمِّمْ عَلَیْنا سَوابِغَ النِّعَمِ، وَادْفَعْ عَنَّا مَکارِهَ النِّقَمِ، وَآتِنا

و با آموزشت تربیت نمودی، پس نعمت های فراوانت را بر ما تمام کن، و بلاهای ناگوار را از ما دور گردان، و از

مِنْ حُظُوظِ الدَّارَیْنِ ارْفَعَها وَاجَلَّها، عاجِلًا وَآجِلًا، وَلَکَ الْحَمْدُ عَلی

بهره های هر دو جهان، بالاترین و گرامی ترین آن، هم اکنون و در آینده ما را بهره مند ساز، حمد و سپاس از آنِ توست بر

حُسْنِ بَلائِکَ، وَسُبُوغِ نَعْمآئِکَ، حَمْداً یُوافِقُ رِضاکَ، وَیَمْتَرِی الْعَظیمَ

آزمایش نیک و نعمت های فراوانت، ستایشی که موافق خوشنودی توست، و از نیکویی و احسان عظیم تو

مِنْ بِرِّکَ وَ نَداکَ، یا عَظیمُ یا کَریمُ، بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

سرچشمه می گیرد ای باعظمت و ای بخشنده، به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان.

7- مناجات المطیعین للَّه

(مطیعان خدا)

مناجات کسانی است که در پی اطاعت فرمان او تلاش فراوان دارند و از او می خواهند پرده های شک و تردید را از دیدگانشان کنار زند تا با یقینی استوار، تلاششان را در راه او و همّتشان را در اطاعتِ او قرار دهد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ الْهِمْنا طاعَتَکَ، وَجَنِّبْنا مَعْصِیَتَکَ، وَیَسِّرْ لَنا بُلُوغَ ما نَتَمَنّی مِنِ

خدایا ما را به اطاعتت وادار، و از نافرمانیت دور کن، و برای ما راه رسیدن به آنچه که از

ابْتِغآءِ رِضْوانِکَ، وَاحْلِلْنا بُحْبُوحَهَ جِنانِکَ، وَاقْشَعْ عَنْ بَصآئِرِنا سَحابَ

تحصیل خشنودیت آرزو داریم فراهم ساز، و ما را در میان بهشتت جای ده، و از دیدگان ما، ابرهای شک و تردید را

الْإِرْتِیابِ، وَاکْشِفْ عَنْ قُلُوبِنا اغْشِیَهَ الْمِرْیَهِ وَالْحِجابِ، وَازْهِقِ الْباطِلَ

متفرّق ساز، و از دل های ما پرده های تردید و کوردلی را کنار زن، و باطل را در نهاد

ص :73


1- [75]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 146.

عَنْ ضَمآئِرِنا، وَاثْبِتِ الْحَقَّ فی سَرآئِرِنا، فَانَّ الشُّکوُکَ وَالظُّنُونَ لَواقِحُ

و درون ما نابود کن، و حق را در باطن و ضمیر ما ثابت گردان، چرا که تردیدها و گمانها منشأ

الْفِتَنِ، وَمُکَدِّرَهٌ لِصَفْوِ الْمَنایِحِ وَالْمِنَنِ، اللَّهُمَّ احْمِلْنا فی سُفُنِ نَجاتِکَ،

فتنه ها و تیره کننده بخشش ها و نیکی های پاکند، خدایا ما را به کشتی نجاتت درآور

وَمَتِّعْنا بِلَذیذِ مُناجاتِکَ، وَ اوْرِدْنا حِیاضَ حُبِّکَ، وَاذِقْنا حَلاوَهَ وُدِّکَ

و از لذّت مناجاتت بهره مند ساز، و در دریای محبّتت وارد کن، و شیرینی محبّت و نزدیکیت را به

وَقُرْبِکَ، وَاجْعَلْ جِهادَنا فیکَ، و هَمَّنا فی طاعَتِکَ، وَاخْلِصْ نِیَّاتِنا فی

ما بچشان، و کوشش و تلاشمان را در راه خودت و همتمان را در بندگیت قرار ده، و نیّت های ما را در تعامل با خودت

مُعامَلَتِکَ، فَانَّا بِکَ وَلَکَ، وَ لاوَسیلَهَ لَنا الَیْکَ الَّا انْتَ، الهی اجْعَلْنی مِنَ

خالص گردان، چرا که ما با تو و از آنِ توییم، و برای رسیدن به درگاهت وسیله ای جز تو نداریم، ای معبود من، مرا از

الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیارِ، وَالْحِقْنی بِالصَّالِحینَ الْأَبْرارِ، السَّابِقینَ الیَ

برگزیدگان از نیکان قرار ده، و به شایستگان از نیکوکاران ملحق کن، همانانی که به برترین خصلت ها

الْمَکْرُماتِ، الْمُسارِعینَ الیَ الْخَیْراتِ، الْعامِلینَ لِلْباقِیاتِ الصَّالِحاتِ،

سبقت گیرنده، و به نیکی ها شتابنده و به کارهای نیک ماندگار عمل کننده

السَّاعینَ الی رَفیعِ الدَّرَجاتِ، انَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، وَبِالْإِجابَهِ

و به سوی بالاترین درجات، تلاش کننده اند، که به یقین تو بر هر کار توانا و به اجابت (خواست بندگان)

جَدیرٌ، بِرَحْمَتِکَ یاارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

شایسته ای، به مهربانیت ای مهربان ترین مهربانان.

8- مناجات المریدین

(خداجویان)

راز و نیاز کسانی است که فقط آهنگ او دارند و دلبسته او می باشند؛ جز از آبشخور زلال لطف او سیراب نشوند و جز از مناجات با او لذّت نبرند؛ همه شوقشان به جانب حق، و همه دلدادگیشان به حضرت احدیّت است.

ص :74


1- [76]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 147.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

سُبْحانَکَ ما اضْیَقَ الطُّرُقَ عَلی مَنْ لَمْ تَکُنْ دَلیلَهُ، وَما اوْضَحَ الْحَقَّ عِنْدَ

تسبیح می گویم تو را ای خدا، چقدر راه ها باریک است، برای کسی که تو راهنمایش نباشی، و چقدر راه حق آشکار است بر

مَنْ هَدَیْتَهُ سَبیلَهُ، الهی فَاسْلُکْ بِنا سُبُلَ الْوُصُولِ الَیْکَ، وَسَیِّرْنا فی اقْرَبِ

کسی که تو راهش را به او نشان دهی، ای معبود من، پس ما را در طریق رسیدن به درگاهت راهنمایی کن، و به نزدیکترین

الطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَیْکَ، قَرِّبْ عَلَیْنَا الْبَعیدَ، وَسَهِّلْ عَلَیْنَا الْعَسیرَ الشَّدیدَ،

راه ها برای ورود به درگاهت رهسپار کن، دور را بر ما نزدیک و دشواری و سختی را آسان گردان،

وَالْحِقْنا بِعِبادِکَ الَّذینَ هُمْ بِالْبِدارِ الَیْکَ یُسارِعوُنَ، وَبابَکَ عَلَی الدَّوامِ

و ما را ملحق کن به بندگانی که در پیشی گرفتن به سویت شتابانند و درگاهت را پیوسته

یَطْرُقُونَ، وَایَّاکَ فِی اللَّیْلِ یَعْبُدُونَ، وَهُمْ مِنْ هَیْبَتِکَ مُشْفِقُونَ، الَّذینَ

می کوبند و تو را در دل شب عبادت می کنند و از هیبتت هراسانند، بندگانی که

صَفَّیْتَ لَهُمُ الْمَشارِبَ، وَ بَلَّغْتَهُمُ الرَّغآئِبَ، وَانْجَحْتَ لَهُمُ الْمَطالِبَ،

گرایشهایشان را خالص گرداندی، و به آرزوهایشان رساندی و خواسته هایشان را برآورده ساختی

وَقَضَیْتَ لَهُمْ مِنْ فَضْلِکَ الْمَأرِبَ، وَ مَلَأْتَ لَهُمْ ضَمآئِرَهُمْ مِنْ حُبِّکَ،

و از فضل و کرمت حاجتهایشان را برآوردی، و دلهایشان را از محبّتت پر ساختی

وَرَوَّیْتَهُمْ مِنْ صافی شِرْبِکَ، فَبِکَ الی لَذیذِ مُناجاتِکَ وَصَلُوا، وَمِنْکَ

و از شراب زلال وصالت سیرابشان کردی، پس به واسطه تو به لذّت مناجاتت رسیدند و از جانب تو

اقْصی مَقاصِدِهِمْ حَصَّلُوا، فَیا مَنْ هُوَ عَلَی الْمُقْبِلینَ عَلَیْهِ مُقْبِلٌ،

دورترین اهدافشان را بدست آوردند، پس ای کسی که به روی کنندگانت رو کنی،

وَبِالْعَطْفِ عَلَیْهِمْ عآئِدٌ مُفْضِلٌ، وَبِالْغافِلینَ عَنْ ذِکْرِهِ رَحیمٌ رَؤُفٌ،

و پیوسته به آنان توجّه کرده و بخشنده ای و بر غفلت کنندگان از یادت مهربان و پرمحبّتی

وَبِجَذْبِهِمْ الی بابِهِ وَدُودٌ عَطُوفٌ، اسْئَلُکَ انْ تَجْعَلَنی مِنْ اوْفَرِهِمْ مِنْکَ

و برای جذب آنان به درگاهت، با محبّت و مهربانی، از تو می خواهم که مرا از بهره مندترین آنان

حَظّاً، وَاعْلاهُمْ عِنْدَکَ مَنْزِلًا، وَاجْزَلِهِمْ مِنْ وُدِّکَ قِسْماً، وَافْضَلِهِمْ فی

و بالاترین شان از نظر جایگاه در نزدت، و بیشترین آنان از سهم دوستی و محبتت، و برترین آنان از

ص :75

مَعْرِفَتِکَ نَصِیباً، فَقَدِ انْقَطَعَتْ الَیْکَ هِمَّتی وَانْصَرَفَتْ نَحْوَکَ رَغْبَتی فَانْتَ

بهره شناختت قرار دهی، چرا که همّتم به تو منتهی شده و اشتیاقم به سوی تو متمایل گشته، پس تنها

لا غَیْرُکَ مُرادی وَلَکَ لا لِسِواکَ سَهَری وَسُهادی وَلِقآؤُکَ قُرَّهُ عَیْنی

تویی مقصود من، و تنها به خاطر توست شب زنده داری و بی خوابیم، دیدار تو مایه چشم روشنیم

وَوَصْلُکَ مُنی نَفْسی وَالَیْکَ شَوْقی وَ فی مَحَبَّتِکَ وَلَهی وَ الی هَواکَ

و وصال تو آرزوی قلبیم و به جانبت اشتیاقم و در محبتت شیفتگیم و در هوایت

صَبابَتی وَ رِضاکَ بُغْیَتی وَ رُؤْیَتُکَ حاجَتی وَ جِوارُکَ طَلَبی وَقُرْبُکَ

عشق سوزانم، و خشنودیت آرزویم و دیدارت نیازم و جوار قربت خواسته ام و نزدیکیت

غایَهُ سُؤْلی وَ فی مُناجاتِکَ رَوْحی وَراحَتی وَ عِنْدَکَ دَوآءُ عِلَّتی

نهایت مقصودم، و در مناجاتت آسایش و راحتیم و در نزدت داروی بیماریم

وَشِفآءُ غُلَّتی وَبَرْدُ لَوْعَتی وَکَشْفُ کُرْبَتی فَکُنْ انیسی فی وَحْشَتی

و شفای سوز دلم، و آرامش آتش عشقم، و برطرف شدن گرفتاری من است، پس باش همدم و مونسم در تنهاییم

وَ مُقیلَ عَثْرَتی وَغافِرَ زَلَّتی وَقابِلَ تَوْبَتی وَمُجیبَ دَعْوَتی وَ وَلِیَ

و درگذرنده خطایم، و آمرزنده لغزشم، و پذیرنده توبه ام، و اجابت کننده درخواستم، و عهده دار

عِصْمَتی وَ مُغْنِیَ فاقَتی وَ لا تَقْطَعْنی عَنْکَ، وَلا تُبْعِدْنی مِنْکَ، یا نَعیمی

پاکیم، و بی نیاز کننده نیازم، مرا از خودت جدا نکن و دور نساز، ای خوشبختی

وَجَنَّتی وَ یا دُنْیایَ وَ آخِرَتی [یا ارْحَمَ الرَّاحِمِینَ .(1) و بهشت من، و ای دنیا و آخرتم، [ای مهربان ترین مهربانان .

9- مناجات المحبّین

(دوستداران خدا)

مناجات کسانی است که خدا را دوست دارند و به او عشق می ورزند؛ کسانی که محبّت خداوند را می طلبند و از او می خواهند به بنده اش نظر افکند و مهربانانه به وی بنگرد.

ص :76


1- [77]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 147.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی مَنْ ذَا الَّذی ذاقَ حَلاوَهَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنْکَ بَدَلًا، وَمَنْ ذَا الَّذی

ای معبود من، کیست که شیرینی محبتت را چشید و غیر از تو را برگزید، و کیست که

آنَسَ بِقُرْبِکَ فَابْتَغی عَنْکَ حِوَلًا، الهی فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَیْتَهُ لِقُرْبِکَ

به جوار قربت انس گرفت و روی گردانی از تو را طلبید، ای معبود من، ما را از کسانی قرار ده که برای نزدیکی و دوستیت

وَوِلایَتِکَ، وَاخْلَصْتَهُ لِوُدِّکَ وَمَحَبَّتِکَ، وَشَوَّقْتَهُ الی لِقآئِکَ، وَرَضَّیْتَهُ

برگزیده اش کردی و برای مودّت و محبتت خالصش گرداندی، و برای دیدارت مشتاقش نمودی، و به تقدیرت

بِقَضآئِکَ، وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ الی وَجْهِکَ، وَحَبَوْتَهُ بِرِضاکَ، وَاعَذْتَهُ مِنْ

راضیش ساختی، و توجّه به جمالت را عطایش کردی، و خشنودیت را هدیه اش نمودی، و از هجران

هَجْرِکَ وَقِلاکَ، وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَ الصّدْقِ فی جِوارِکَ، وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِکَ،

و دوریت پناهش دادی، و در جایگاه صدق در جوارت جایش دادی، و به شناختت مخصوصش گرداندی،

وَاهَّلْتَهُ لِعِبادَتِکَ، وَهَیَّمْتَ قَلْبَهُ لِإِرادَتِکَ، وَاجْتَبَیْتَهُ لِمُشاهَدَتِکَ، وَاخْلَیْتَ

و برای بندگیت لایقش ساختی، و دلش را شیفته خواسته ات نمودی و برای دیدارت برگزیده اش کردی، و رویش را

وَجْهَهُ لَکَ، وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّکَ، وَرَغَّبْتَهُ فیما عِنْدَکَ، وَالْهَمْتَهُ ذِکْرَکَ،

متوجّه خود ساختی و دلش را برای محبتت خالی کردی، و برای آنچه نزد توست مشتاقش نمودی، و به یادت مشغولش ساختی

وَاوْزَعْتَهُ شُکْرَکَ، وَشَغَلْتَهُ بِطاعَتِکَ، وَصَیَّرْتَهُ مِنْ صالِحی بَرِیَّتِکَ،

و شکرت را نصیبش کردی، و به بندگیت مشغولش نمودی، و او را از شایسته ترین آفریدگانت قرار دادی

وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِکَ، وَقَطَعْتَ عَنْهُ کُلَّ شَیْ ءٍ یَقْطَعُهُ عَنْکَ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنا

و برای مناجاتت برگزیدی، و هر چه که او را از تو جدا می کند از او بریدی، خدایا ما را

مِمَّنْ دَأْبُهُمُ الْإِرْتِیاحُ الَیْکَ وَالْحَنینُ، وَ دَهْرُهُمُ الزَّفْرَهُ وَالْأَنینُ، جِباهُهُمْ

از کسانی قرار ده که عادتشان، شادی و زاری به درگاه توست، و روزگارشان آه و ناله است، آنان که پیشانیشان

ساجِدَهٌ لِعَظَمَتِکَ، وَعُیُونُهُمْ ساهِرَهٌ فی خِدْمَتِکَ، وَدُمُوعُهُمْ سآئِلَهٌ مِنْ

در برابر عظمتت بر خاک قرار گرفته، و چشمهایشان در خدمت تو بیدار است، و اشکهایشان از ترس تو

خَشْیَتِکَ، وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَهٌ بِمَحَبَّتِکَ، وَافْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَهٌ مِنْ مَهابَتِکَ، یا

جاری است، و دلهایشان شیفته و دلداده توست، و قلبهایشان از هیبت تو فرو ریخته، ای

ص :77

مَنْ انْوارُ قُدْسِهِ لِأَبْصارِ مُحِبّیهِ رآئِقَهٌ، وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عارِفیهِ

کسی که نورهای قدسیت برای دیده های دوستدارانت درخشان است، و انوار جمالت برای دلهای عارفانت

شآئِفَهٌ، یا مُنی قُلُوبِ الْمُشْتاقینَ، وَیا غایَهَ امالِ الْمُحِبّینَ، اسْئَلُکَ حُبَّکَ

آشکار است ای امید دل مشتاقان، ای نهایت آرزوی دوستداران، از تو می خواهم دوستیت را،

وَحُبَّ مَنْ یُحِبُّکَ، وَحُبَّ کُلِّ عَمَلٍ یُوصِلُنی الی قُرْبِکَ، وَانْ تَجْعَلَکَ

و دوستی آن که تو را دوست دارد، و دوستی هر عملی که مرا به نزدیکیت می رساند، و (از تو می خواهم که) خود را

احَبَّ الَیَّ مِمَّا سِواکَ، وَانْ تَجْعَلَ حُبّی ایَّاکَ قآئِداً الی رِضْوانِکَ، وَشَوْقی

نزد من محبوب تر از هر چیز قرار دهی، و محبتم به خودت را وسیله ای برای رسیدن به بهشتت، و اشتیاقم

الَیْکَ ذائِداً عَنْ عِصْیانِکَ، وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ الَیْکَ عَلَیَّ، وَانْظُرْ بِعَیْنِ الْوُدِّ

به خودت را مانع از نافرمانیت قرار دهی، با توجهم به خودت بر من منت گذار، و با دیده محبت

وَالْعَطْفِ الَیَّ، وَ لاتَصْرِفْ عَنّی وَجْهَکَ، وَاجْعَلْنی مِنْ اهْلِ الْإِسْعادِ

و عطوفت به من نظر کن، و رویت را از من بر مگردان، و مرا در زمره سعادتمندان

وَالْحِظْوَهِ عِنْدَکَ، یا مُجیبُ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

و بهره مندان درگاهت قرار ده، ای اجابت کننده، ای مهربانترین مهربانان.

10- مناجات المتوسّلین

(متوسّلان)

راز و نیاز آنهاست که به عطوفت و رأفت الهی توسّل می جویند و به شفاعت پیامبرش دل خوش می دارند و این دو را وسیله نیل به غفران الهی و رسیدن به رضوان حق قرار می دهند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی لَیْسَ لی وَسیلَهٌ الَیْکَ الَّا عَواطِفُ رَاْفَتِکَ، وَلا لی ذَریعَهٌ الَیْکَ الَّا

ای معبود من، جز عواطف رأفتت وسیله ای برای رسیدن به درگاهت ندارم و جز رحمت های شناخته شده ات

عَوارِفُ 79] رَحْمَتِکَ، وَشَفاعَهُ نَبِیِّکَ نَبِیِّ الرَّحْمَهِ، وَمُنْقِذِ الْأُمَّهِ مِنَ الْغُمَّهِ،

و شفاعت پیامبرت، پیامبر رحمت و نجات دهنده امت از غم و اندوه، راهی برای رسیدن به درگاهت ندارم،

ص :78


1- [78]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 148.

فَاجْعَلْهُما لی سَبَباً الی نَیْلِ غُفْرانِکَ، وَصَیِّرْهُما لی وُصْلَهً الیَ الْفَوْزِ

پس آن دو را وسیله رسیدنم به آمرزشت و سبب رسیدنم به خوشنودیت قرار ده،

بِرِضْوانِکَ، وَقَدْ حَلَّ رَجآئی بِحَرَمِ کَرَمِکَ، وَحَطَّ طَمَعی بِفِنآءِ جُودِکَ،

چرا که امیدم در حریم بخششت جای گرفته و طمعم به آستانه سخاوتت فرود آمده،

فَحَقِّقْ فیکَ امَلی وَاخْتِمْ بِالْخَیْرِ عَمَلی وَاجْعَلْنی مِنْ صَفْوَتِکَ الَّذینَ

پس آرزویم را در مورد خودت محقق ساز، و کارم را به خیر ختم کن، و قرار ده مرا از برگزیدگانت که

احْلَلْتَهُمْ بُحْبُوحَهَ جَنَّتِکَ، وَ بوَّأْتَهُمْ دارَ کَرامَتِکَ، وَاقْرَرْتَ اعْیُنَهُمْ بِالنَّظَرِ

آنها را در میان بهشتت جای داده و در خانه کرامتت ساکن کرده ای و دیدگانشان را به تماشای جمالت

الَیْکَ یَوْمَ لِقآئِکَ، وَاوْرَثْتَهُمْ مَنازِلَ الصِّدْقِ فی جِوارِکَ، یا مَنْ لا یَفِدُ

در روز دیدارت (در قیامت) روشن نموده ای، و منزلگاه های صداقت را در جوار خودت به آنان بخشیده ای، ای که میهمانان،

الْوافِدُونَ عَلی اکْرَمَ مِنْهُ، وَلا یَجِدُ الْقاصِدُونَ ارْحَمَ مِنْهُ، یاخَیْرَ مَنْ خَلا

بر کریم تر از تو وارد نشوند، و قصدکنندگان، مهربان تر از تو را نیابند، ای بهترین کسی که تنهاماندگان

بِهِ وَحیدٌ، وَیا اعْطَفَ مَنْ اوی الَیْهِ طَریدٌ، الی سَعَهِ عَفْوِکَ مَدَدْتُ یَدی

با تو خلوت کنند، ای مهربانترین کسی که فراریان به تو پناهنده شوند، به سوی وسعت گذشتت، دست دراز کرده

وَبِذَیْلِ کَرَمِکَ اعْلَقْتُ کَفّی فَلا تُولِنِی الْحِرْمانَ، وَلا تُبْلِنی بِالْخَیْبَهِ

و به دامان کرمت متوسّل شده ام پس محرومیت را بر من مسلط مکن، و مرا به ناامیدی

وَالْخُسْرانِ، یا سَمیعَ الدٌّعآءِ [یا ارْحَمَ الرَّاحِمِینَ .(1) و زیانکاری گرفتار مکن، ای شنونده دعا [ای مهربانترین مهربانان .

11- مناجات المفتقرین

(نیازمندان)

راز و نیاز آنان که سرتاپای وجود خود را نیازمند او می دانند و از غنای او طلب می کنند و دوام و پیوستگی نعمتش را می خواهند؛ رفع همه رنجها، شکستگی ها و اندوه ها را از خداوند می طلبند.

ص :79


1- [80]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 149.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی کَسْری لا یَجْبُرُهُ الَّا لُطْفُکَ وَحَنانُکَ، وَفَقْری لا یُغْنیهِ الَّا عَطْفُکَ

ای معبود من، کمبودم را جز لطف و مهربانیت جبران نکند، و نیازم را جز محبت و احسانت

وَاحْسانُکَ، وَرَوْعَتی لایُسَکِّنُها الَّا امانُکَ، وَذِلَّتی لا یُعِزُّها الَّا سُلْطانُکَ،

بی نیاز نکند، و هراسم را جز امان تو آرامش ندهد، و خواریم را جز قدرت و سلطه ات عزیز نگرداند

وَامْنِیَّتی لا یُبَلِّغُنیها الَّا فَضْلُکَ، وَخَلَّتی لایَسُدُّها الَّا طَوْلُکَ، وَحاجَتی لا

و چیزی جز فضلت مرا به آرزویم نرساند و نیازم را جز بخششت جبران نکند، و احتیاجم را

یَقْضیها غَیْرُکَ، وَکَرْبی لا یُفَرِّجُهُ سِوی رَحْمَتِکَ، وَضُرّی لا یَکْشِفُهُ غَیْرُ

جز تو برآورده نکند، و گرفتاریم را جز رحمتت نگشاید، زیانم را جز مهربانیت

رَاْفَتِکَ، وَغُلَّتی لا یُبَرِّدُها الَّا وَصْلُکَ، وَلَوْعَتی لا یُطْفیها الَّا لِقآؤُکَ،

برطرف نکند، و سوز عطشم را جز وصالت آرام نکند، و آتش دلم را جز دیدارت خاموش نکند

وَشَوْقی الَیْکَ لا یَبُلُّهُ الَّا النَّظَرُ الی وَجْهِکَ، وَقَراری لا یَقِرُّ دُونَ دُنُوّی

واشتیاقم به دیدارت را جز توجّه به جلوه ات سیراب نکند، و آرامشم جز در نزدیکیت قرار نگیرد

مِنْکَ، وَلَهْفَتی لا یَرُدُّها الَّا رَوْحُکَ، وَسُقْمی لایَشْفیهِ الَّا طِبُّکَ، وَغَمّی لا

اندوه و غمم را جز نسیم جانبخشت برطرف نکند، و بیماریم جز با درمانت شفا نیابد، و غم را

یُزیلُهُ الَّا قُرْبُکَ، وَجُرْحی لا یُبْرِئُهُ الَّا صَفْحُکَ، وَرَیْنُ قَلْبی لا یَجْلُوهُ الَّا

جز جوار قربت زائل نکند، و زخمم را جز گذشتت التیام نبخشد، و زنگار دلم را جز عفوت

عَفْوُکَ، وَوَسْواسُ صَدْری لایُزیحُهُ الَّا امْرُکَ، فَیا مُنْتَهی امَلِ الْامِلینَ،

جلا ندهد، و وسوسه درونم را جز فرمانت برطرف نکند، ای نهایت آرزوی آرزومندان

وَیا غایَهَ سُؤْلِ السَّآئِلینَ، وَ یا اقْصی طَلِبَهِ الطَّالِبینَ، وَیا اعْلی رَغْبَهِ

و ای منتهای خواسته خواستاران، و ای آخرین مطلوب جویندگان، و ای برترین میل

الرَّاغِبینَ، وَ یا وَلِیَّ الصَّالِحینَ، وَ یا امانَ الْخآئِفینَ، وَیا مُجیبَ دَعْوَهِ

مشتاقان، و ای سرپرست صالحان، و ای ایمنی بخش ترسیدگان، و ای اجابت کننده درخواست

الْمُضْطَرّینَ، وَیا ذُخْرَالْمُعْدِمینَ، وَیا کَنْزَالْبآئِسینَ، وَیا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ،

درماندگان، و ای ذخیره نیازمندان، و ای گنج بینوایان، و ای فریادرس فریادرس خواهان

ص :80

وَ یا قاضِیَ حَوآئِجِ الْفُقَرآءِ وَالْمَساکینِ، وَ یا اکْرَمَ الْأَکْرَمینَ، وَ یا ارْحَمَ

و ای برآورنده نیازهای فقیران و تهیدستان، و ای گرامی ترین گرامیان، و ای مهربان ترین

الرَّاحِمینَ، لَکَ تَخَضُّعی وَسُؤالی وَ الَیْکَ تَضَرُّعی وَابْتِهالی اسْئَلُکَ انْ

مهربانان، فروتنی و درخواستم، و گریه و زاری و ناله ام به درگاه توست، از تو می خواهم که

تُنیلَنی مِنْ رَوْحِ رِضْوانِکَ، وَتُدیمَ عَلَیَّ نِعَمَ امْتِنانِکَ، وَهاا نَا بِبابِ

از نسیم جانبخش خوشنودیت به من برسانی، و نعمت های بزرگت را بر من ادامه دهی، و اینک من به درگاه

کَرَمِکَ واقِفٌ، وَلِنَفَحاتِ بِرِّکَ مُتَعَرِّضٌ، وَبِحَبْلِکَ الشَّدیدِ مُعْتَصِمٌ،

کرمت ایستاده ونسیم نیکیت را طالبم، و به ریسمان محکمت چنگ زده ام

وَبِعُرْوَتِکَ الْوُثْقی مُتَمَسِّکٌ، الهی ارْحَمْ عَبْدَکَ الذَّلیلَ، ذَااللِّسانِ الْکَلیلِ،

و دستگیره محکمت را گرفته ام، ای معبود من بر بنده فروتنت که زبانش گنگ

وَالْعَمَلِ الْقَلیلِ، وَامْنُنْ عَلَیْهِ بِطَوْلِکَ الْجَزیلِ، وَاکْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّکَ الظَّلیلِ،

و عملش کم است رحم کن، با بخشش فراوانت بر او منت گذار، و او را در زیر سایه گسترده ات پناه ده.

یا کَریمُ یا جَمیلُ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

ای بخشنده، ای زیبا، ای مهربان ترین مهربانان.

12- مناجات العارفین

(عارفان)

مناجات کسانی است که عارفانه با خدا سخن می گویند، آنان که پس از قبول ناتوانی از درک کنه ذات او و راهیابی به شناخت کامل صفاتش در پی معرفتی بهتر از گذشته و دریدن حجابها از دیدگان دل و جانند و تشنه کام در جستجوی چشمه های محبّت الهی و نوشیدن از جام عشق وی می باشند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی قَصُرَتِ الْأَلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَنآئِکَ کَما یَلیقُ بِجَلالِکَ، وَعَجَزَتِ

ای معبود من، زبانها از بیان ثنایت آن چنان که شایسته بزرگی توست کوتاه است، و عقلها

ص :81


1- [81]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 149.

الْعُقُولُ عَنْ ادْراکِ کُنْهِ جَمالِکَ، وَانْحَسَرَتِ الْأَبْصارُدُونَ النَّظَرِ الی

از درک کنه ذاتت عاجز است، و دیده ها در تماشای شکوه و عظمتت

سُبُحاتِ وَجْهِکَ، وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَریقاً الی مَعْرِفَتِکَ، الَّا بِالْعَجْزِ عَنْ

وامانده است، راهی برای مخلوقات در شناختت جز اقرار به ناتوانی از شناختت قرار

مَعْرِفَتِکَ، الهی فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذینَ تَرَسَّخَتْ اشْجارُ الشَّوْقِ الَیْکَ فی

نداده ای، ای معبود من، ما را از کسانی قرار ده که نهال امیدت در باغ دلهایشان

حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَاخَذَتْ لَوْعَهُ مَحَبَّتِکَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ، فَهُمْ الی

ریشه دوانده و سوز محبّتت سراسر دلشان را فرا گرفته است، پس آنان در

اوْکارِ الْأَفْکارِ یَاْوُونَ، وَ فی رِیاضِ الْقُرْبِ وَالْمُکاشَفَهِ یَرْتَعُونَ، وَمِنْ

آشیانه افکار جای گرفته و در باغ های قرب و مکاشفه می خرامند، و با

حِیاضِ الْمَحَبَّهِ بِکَاْسِ الْمُلاطَفَهِ یَکْرَعُونَ، وَشَرایِعَ الْمُصافاتِ یَرِدُونَ،

جام مهربانیت از دریای محبتت می نوشند و به سرچشمه های زلال و صاف وارد می شوند

قَدْ کُشِفَ الْغِطآءُ عَنْ ابْصارِهِمْ، وَانْجَلَتْ ظُلْمَهُ الرَّیْبِ عَنْ عَقآئِدِهِمْ

در حالی که پرده ها از دیده هایشان کنار رفته و تاریکی شک و تردید از اعتقادات

وَضَمآئِرِهِمْ، وَانْتَفَتْ مُخالَجَهُ الشَّکِّ عَنْ قُلُوبِهِمْ وَسَرآئِرِهِمْ، وَانْشَرَحَتْ

و باطنشان برطرف شده و اضطراب و تردید از دلها و باطنهایشان منتفی شده و با

بِتَحْقیقِ الْمَعْرِفَهِ صُدُورُهُمْ، وَعَلَتْ لِسَبْقِ السَّعادَهِ فِی الزَّهادَهِ هِمَمُهُمْ،

حصول معرفت، سینه هایشان گشاده شده و همتهایشان برای ربودن گوی سبقت در پارسایی عالی شده

وَعَذُبَ فی مَعینِ الْمُعامَلَهِ شِرْبُهُمْ، وَطابَ فی مَجْلِسِ الْأُنْسِ سِرُّهُمْ،

و در چشمه رفتار (نیک)، نوشیدنیهاشان گوارا شده و باطنشان در محفل انس پاکیزه گشته

وَامِنَ فی مَوْطِنِ الْمَخافَهِ سِرْبُهُمْ، وَاطْمَانَّتْ بِالرُّجُوعِ الی رَبِّ الْأَرْبابِ

و در محل های ترسناک، راهشان ایمن گشته و با بازگشت به سوی پروردگار یکتا، نفسشان

انْفُسُهُمْ، وَ تَیَقَّنَتْ بِالْفَوْزِ وَ الْفَلاحِ ارْواحُهُمْ، وَ قَرَّتْ بِالنَّظَرِ الی مَحْبُوبِهِمْ

آرام گشته و روح و روانشان به پیروزی و رستگاری یقین پیدا کرده و دیده هایشان به دیدار محبوبشان

اعْیُنُهُمْ، وَاسْتَقَرَّ بِادْراکِ السُّؤْلِ وَنَیْلِ الْمَأْمُولِ قَرارُهُمْ، وَرَبِحَتْ فی بَیْعِ

روشن گشته، و با رسیدن به خواسته ها و آرزوها، آرامششان برقرار گشته، و تجارتشان در فروختن

ص :82

الدُّنْیا بِالْاخِرَهِ تِجارَتُهُمْ، الهی ماالَذَّ خَواطِرَ الْإِلْهامِ بِذِکْرِکَ عَلَی الْقُلُوبِ،

دنیا به آخرت، سودمند شده است، ای معبود من، چه لذّت بخش است خاطره های الهام یاد تو بر دلها

وَما احْلَی الْمَسیرَ الَیْکَ بِالْأَوْهامِ فی مَسالِکِ الْغُیُوبِ، وَما اطْیَبَ طَعْمَ

و چه شیرین است حرکت به سوی تو در راه های نامرئی، با باورها، وچه خوش است طعم

حُبِّکَ، وَما اعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِکَ، فَاعِذْنا مِنْ طَرْدِکَ وَ ابْعادِکَ، وَاجْعَلْنا مِنْ

محبّتت، وچه گواراست مقام قربت، پس ما را از راندن و دور کردنت پناه ده، و از مخصوص ترین

اخَصِّ عارِفیکَ، وَاصْلَحِ عِبادِکَ، وَاصْدَقِ طآئِعیکَ، وَاخْلَصِ عُبَّادِکَ، یا

عارفان، و شایسته ترین بندگان، و راستگوترین مطیعان و خالص ترین عبادت کنندگانت قرار ده، ای

عَظیمُ یا جَلیلُ، یا کَریمُ یا مُنیلُ، بِرَحْمَتِکَ وَمَنِّکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

با عظمت، ای باشکوه، ای بخشنده، ای عطا کننده، به رحمت و منّتت ای مهربان ترین مهربانان.

13- مناجات الذاکرین

(ذاکران)

راز و نیاز کسانی است که یاد خدا را می طلبند و از او می خواهند، که ذکر و یادش را در همه جا و همه حال بر قلب و جانشان فرود آرد و آن را انیس و مونسشان گرداند؛ آنان که می دانند جز با یاد او دلها آرام نمی گیرد و جز با رؤیت معنوی جمال حق، جانها آرامش نمی یابد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی لَوْلَا الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ امْرِکَ، لَنَزَّهْتُکَ مِنْ ذِکْری ایَّاکَ، عَلی انَ

ای معبود من، اگر نبود پذیرفتن فرمان واجبت، به یقین تو را پاک تر از آن می دانستم که یادت کنم، علاوه بر اینکه

ذِکْری لَکَ بِقَدْری لا بِقَدْرِکَ، وَما عَسی انْ یَبْلُغَ مِقْداری حَتّی اجْعَلَ

یاد کردن تو به اندازه (توان) من است نه به اندازه (شایستگی) تو، و امید ندارم که ارزشم به اندازه ای بالا رود که مورد

مَحَلّاً لِتَقْدیسِکَ، وَمِنْ اعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنا جَرَیانُ ذِکْرِکَ عَلی الْسِنَتِنا،

تکریم تو واقع شوم، و از بزرگترین نعمت های تو بر ما جاری شدن نام تو بر زبان ماست،

ص :83


1- [82]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 150.

وَاذْنُکَ لَنا بِدُعآئِکَ وَتَنْزیهِکَ وَتَسْبیحِکَ، الهی فَالْهِمْنا ذِکْرَکَ فِی

و اجازه ات برای دعا و منزّه داشتن و به پاکی یاد کردن توست، ای معبود من، در خلوت و آشکار،

الْخَلاءِ وَالْمَلاءِ، وَاللَّیْلِ وَالنَّهارِ، وَالْإِعْلانِ وَالْإِسْرارِ، وَفِی السَّرَّآءِ

و شب و روز، و پیدا و نهان و خوشی و ناخوشی ما را به

وَالضَّرَّآءِ، وَآنِسْنا بِالذِّکْرِ الْخَفِیِّ، وَاسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَل الزَّکِیِّ، وَالسَّعْیِ

یادت وادار، و به یاد پنهانیت مأنوسمان کن، و به کار پاکیزه و تلاش

الْمَرْضِیِّ، وَجازِنا بِالْمیزانِ الْوَفِیِّ، الهی بِکَ هامَتِ الْقُلُوبُ الْوالِهَهُ،

پسندیده وادار و با پیمانه پر پاداشمان ده، ای معبود من، دلهای شیفته، عاشقت شده

وَعَلی مَعْرِفَتِکَ جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَبایِنَهُ، فَلا تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ الَّا بِذِکْراکَ،

و عقلهای پراکنده برای شناختت گرد آمده، پس دلها جز به یادت آرام نگیرد

وَلا تَسْکُنُ النُّفُوسُ الَّا عِنْدَ رُؤْیاکَ، انْتَ الْمُسَبَّحُ فی کُلِّ مَکانٍ،

و دلها جز به هنگام دیدارت آرامش نیابد، تویی که در هر مکان به پاکی یاد گردی

وَالْمَعْبُودُ فی کُلِّ زَمانٍ، وَالْمَوْجُودُ فی کُلِّ اوانٍ، وَالْمَدْعُوُّ بِکُلِّ لِسانٍ،

و در هر زمان عبادت شوی و در هر لحظه موجودی، و به هر زبان خوانده شوی

وَالْمُعَظَّمُ فی کُلِّ جَنانٍ، وَاسْتَغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّهٍبِغَیْرِ ذِکْرِکَ، وَمِنْ کُلِّ راحَهٍ

و در هر دلی به بزرگی یاد شوی، از هر خوشی جز یادت و از هر آسایشی

بِغَیْرِ انْسِکَ، وَمِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِکَ، وَمِنْ کُلِّ شُغْلٍ بِغَیْرِ طاعَتِکَ،

جز انست، و از هر شادی جز نزدیکیت و از هر اشتغالی جز بندگیت از تو آمرزش می طلبم

الهی انْتَ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ: یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً،

ای معبود من، تو فرمودی و فرمایشت حق است: ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را بسیار یاد کنید،

وَسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَاصیلًا. وَقُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ: فَاذْکُرُونی اذْکُرْکُمْ. فَامَرْتَنا

و صبح و شام او را تسبیح گویید: و فرمودی و فرمایشت حق است: پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم، پس ما را به یادت

بِذِکْرِکَ، وَ وَعَدْتَنا عَلَیْهِ انْ تَذْکُرَنا تَشْریفاً لَنا وَ تَفْخیماً وَ اعْظاماً، وَ ها

فرمان داده و به ما وعده فرمودی که در قبال آن برای گرامیداشت و ارج نهادن و بزرگداشت ما را یاد خواهی نمود و اینک

نَحْنُ ذاکِرُوکَ کَما امَرْتَنا، فَانْجِزْ لَنا ما وَعَدْتَنا، یا ذاکِرَ الذَّاکِرینَ، وَیا

ما یادکنندگان توییم، آن گونه که تو فرمان داده ای، پس به آنچه به ما وعده فرمودی وفا کن، ای یادکننده یادکنندگان، و ای

ص :84

ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.(1)

مهربان ترین مهربانان.

14- مناجات المعتصمین

(پناهندگان)

مناجات کسانی است که در برابر انبوه آفات سعادت، به قدرت و توانایی او پناه می برند و به ریسمان الهی چنگ می زنند و حمایت و پشتیبانی خدا را می طلبند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ یا مَلاذَ اللّائِذینَ، وَیا مَعاذَ الْعآئِذینَ، وَیا مُنْجِیَ الْهالِکینَ، وَیا

ای خدا، ای حامی پناهندگان، و ای پناه پناه جویان، و ای نجات بخش هلاک شدگان، و ای

عاصِمَ الْبآئِسینَ، وَ یا راحِمَ الْمَساکینِ، وَیا مُجیبَ الْمُضْطَرّینَ، وَیا کَنْزَ

نگهدار بیچارگان، و ای رحم کننده بینوایان، و ای اجابت کننده گرفتاران، و ای گنج

الْمُفْتَقِرینَ، وَ یا جابِرَ الْمُنْکَسِرینَ، وَیا مَأوَی الْمُنْقَطِعینَ، وَیا ناصِرَ

نیازمندان، و ای التیام بخش دل شکستگان، و ای پناهگاه آوارگان، و ای یاور

الْمُسْتَضْعَفینَ، وَیا مُجیرَ الْخآئِفینَ، وَیا مُغیثَ الْمَکْرُوبینَ، وَ یا حِصْنَ

مستضعفان، و ای پناه دهنده ترسیدگان، ای فریادرس غمزدگان، ای پناه

اللّاجینَ، انْ لَمْ اعُذْ بِعِزَّتِکَ فَبِمَنْ اعُوذُ، وَانْ لَمْ ا لُذْ بِقُدْرَتِکَ فَبِمَنْ الُوذُ،

پناهندگان، اگر به عزتت پناه نبرم پس به که پناهنده شوم، و اگر به قدرتت متوسّل نشوم پس به که متوسّل شوم،

وَقَدْ الْجَاتْنِی الذُّنُوبُ الیَ التَّشَبُّثِ بِاذْیالِ عَفْوِکَ، وَاحْوَجَتْنِی الْخَطایا

در حالی که گناهانم مرا به چنگ زدن به دامان گذشتت وادار کرده و خطاهایم مرا به کوبیدن

الیَ اسْتِفْتاحِ ابْوابِ صَفْحِکَ، وَدَعَتْنِی الْإِسآئَهُ الَی الْإِناخَهِ بِفِنآءِ عِزِّکَ،

درهای چشم پوشیت محتاج ساخته، و بدیهایم مرا به اقامت در آستان عزّتت فرا خوانده

وَحَمَلَتْنِی الْمَخافَهُ مِنْ نِقْمَتِکَ عَلَی الْتَّمَسُّکِ بِعُرْوَهِ عَطْفِکَ، وَما حَقُّ مَنِ

و ترس از عذابت مرا به متوسّل شدن به ریسمان گذشتت وادار کرده است، و سزای کسی که

ص :85


1- [83]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 151.

اعْتَصَمَ بِحَبْلِکَ انْ یُخْذَلَ، وَلا یَلیقُ بِمَنِ اسْتَجارَ بِعِزِّکَ انْ یُسْلَمَ اوْ یُهْمَلَ،

به ریسمانت چنگ زده، خواری نیست، و آن که به عزّتت پناهنده شود شایسته نیست که رها شده یا نادیده گرفته شود،

الهی فَلا تُخْلِنا مِنْ حِمایَتِکَ، وَلا تُعْرِنا مِنْ رِعایَتِکَ، وَذُدْنا عَنْ مَوارِدِ

ای معبود من، ما را از حمایتت محروم مکن، و از توجهت بی بهره مساز، و ما را از پرتگاه های

الْهَلَکَهِ، فَانَّا بِعَیْنِکَ وَفی کَنَفِکَ وَلَکَ، اسْئَلُکَ بِاهْلِ خآصَّتِکَ مِنْ مَلائِکَتِکَ

هلاکت دور نما، چرا که ما در برابر دیدگانت و در پناه تو و از آن توییم، از تو می خواهم به حقّ فرشتگان خاصّت

وَالصَّالِحینَ مِنْ بَرِیَّتِکَ، انْ تَجْعَلَ عَلَیْنا واقِیَهً تُنْجینا مِنَ الْهَلَکاتِ،

و صالحان از آفریدگانت، که برای ما سپری قرار دهی تا از مصیبت ها نجاتمان دهد،

وَتُجَنِّبُنا مِنَ الْافاتِ، وَتُکِنُّنا مِنْ دَواهِی الْمُصیباتِ، وَانْ تُنْزِلَ عَلَیْنا مِنْ

و از آفات دورمان سازد، و از مصیبت های فجیع ما را حفظ کند و اینکه از آرامشت بر ما

سَکینَتِکَ، وَ انْ تُغَشِّیَ وُجُوهَنا بِانْوارِ مَحَبَّتِکَ، وَ انْ تُؤْوِیَنا الی شَدیدِ رُکْنِکَ،

فرو فرستی، و با انوار محبّتت چهره ما را بپوشانی، و در رکن محکمت جای داده

وَانْ تَحْوِیَنا فی اکْنافِ عِصْمَتِکَ، بِرَأفَتِکَ وَرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرّاحِمینَ.(1)

و در کنف حمایتت قرار دهی، به مهربانی و رحمتت ای مهربان ترین مهربانان.

15- مناجات الزاهدین

(زاهدان)

مناجات کسانی است که از خطر دنیاپرستی و زخارف آن آگاهند؛ آنان که می دانند گردابهای خطرناکِ دنیاپرستی چگونه جویندگانش را در کام خود فرو می برد و به نیستی و تباهی می کشاند. از این رو، زهد در دنیا و بی اعتنایی به زرق و برق آن را از خدا می طلبند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی اسْکَنْتَنا داراً حَفَرَتْ لَنا حُفَرَ مَکْرِها، وَعَلَّقَتْنا بِایْدِی الْمَنایا فی

ای معبود من، ما را در خانه ای جای داده ای که گودال های نیرنگش را برای ما حفر کرده، و با دست آرزوها، ما را در

حَبآئِلِ غَدْرِها، فَالَیْکَ نَلْتَجِئُ مِنْ مَکآئِدِ خُدَعِها، وَ بِکَ نَعْتَصِمُ مِنَ الْإِغْتِرارِ

ریسمانهای نیرنگ آویخته، پس از نقشه های فریبکارانه اش به تو پناه می بریم، و از مغرور شدن به زینت های رنگارنگش

ص :86


1- [84]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 152.

بِزَخارِفِ زینَتِها، فَانَّهَا الْمُهْلِکَهُ طُلَّابَهَا، الْمُتْلِفَهُ حُلّالَهَا، الْمَحْشُوَّهُ

به تو متوسّل می شویم زیرا که جویندگانش را نابود کند، و واردان به خویش را هلاک نماید، از بلاها

بِالْافاتِ، الْمَشْحُونَهُ بِالنَّکَباتِ، الهی فَزَهِّدْنا فیها، وَسَلِّمْنا مِنْها

پر شده، و از مصیبت ها آکنده شده، ای معبود من، ما را در آن زاهد گردان، و به وسیله توفیق

بِتَوْفیقِکَ وَعِصْمَتِکَ، وَانْزَعْ عَنَّا جَلابیبَ مُخالَفَتِکَ، وَتَوَلَّ امُورَنا بِحُسْنِ

و بازدارندگیت ما را در آن محفوظ بدار، و جامه نافرمانیت را از ما بر کن، و با تدبیر نیکت، امور ما را

کِفایَتِکَ، وَاوْفِرْ مَزیدَنا مِنْ سَعَهِ رَحْمَتِکَ، وَاجْمِلْ صِلاتِنا مِنْ فَیْضِ

سرپرستی کن، و سهم ما را از وسعت رحمتت فراوان گردان، و هدایای ما را از بخشش های فراوانت

مَواهِبِکَ، وَاغْرِسْ فی افْئِدَتِنا اشْجارَ مَحَبَّتِکَ، وَاتْمِمْ لَنا انْوارَ مَعْرِفَتِکَ،

نیکو گردان، و درخت محبّتت را در دلهای ما بنشان، و انوار شناختت را بر ما کامل کن

وَاذِقْنا حَلاوَهَ عَفْوِکَ وَلَذَّهَ مَغْفِرَتِکَ، وَ اقْرِرْ اعْیُنَنا یَوْمَ لِقآئِکَ بِرُؤْیَتِکَ،

و شیرینی گذشت و لذّت آمرزشت را به ما بچشان و چشم های ما را در روز دیدارت به ملاقاتت روشن کن، و

وَاخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیا مِنْ قُلُوبِنا، کَما فَعَلْتَ بِالصَّالِحینَ مِنْ صَفْوَتِکَ،

محبّت دنیا را از دلهای ما بیرون کن، همان گونه که با صالحان از برگزیدگانت

وَالْأَبْرارِ مِنْ خآصَّتِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، وَیا اکْرَمَ الْأَکْرَمینَ.(1)

و نیکان از خواصت رفتار نموده ای، به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان و ای گرامی ترین گرامیان.

مناجاتی منظوم از امام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام:

این مناجات از «صحیفه علویّه» نقل شده است.(2)

لَکَ الْحَمْدُ یا ذَاالْجُودِ وَ الْمَجْدِ وَالْعُلی تَبارَکْتَ تُعْطی مَنْ تَشاءُ وَتَمْنَعُ

حمد و سپاس از آنِ توست ای صاحب بخشش و بزرگواری و برتری بلند مرتبه ای و به هر که خواهی عطا کنی و بازداری

الهی وَ خَلّاقی وَحِرْزی وَمَوْئِلی الَیْکَ لَدَی الْإِعْسارِ وَالْیُسْرِ افْزَعُ

ای معبود و آفریدگار و پناهگاه و پناه من هنگام تنگدستی و توانگری به درگاه تو متوسّل می شوم

ص :87


1- [85]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 152.
2- [86]صحیفه علویّه، صفحه 152.

الهی لَئِنْ جَلَّتْ وَجَمَّتْ خَطیئَتی فَعَفْوُکَ عَنْ ذَ نْبی اجَلُّ وَاوْسَعُ

ای معبود من، اگر گناهانم بزرگ و فراوان است پس عفو تو از گناهم بزرگ تر و وسیع تر است

الهی لَئِنْ اعْطَیْتُ نَفْسِیَ سُؤْلَهافَها ا نَا فی رَوْضِ النَّدامَهِ ارْتَعُ

ای معبود من، اگر از هوای نفسم پیروی کنم پس اینک من در وادی پشیمانی سرگردانم

الهی تَری حالی وَفَقْری وَ فاقَتی وَانْتَ مُناجاتِی الخَفِیَّهَ تَسْمَعُ

ای معبود من، حال و نیاز و نداریم را می بینی و راز و نیاز پنهانیم را می شنوی

الهی فَلا تَقْطَعْ رَجآئی وَلا تُزِغْ فُؤادی فَلی فی سَیْبِ جُودِکَ مَطْمَعٌ

ای معبود من، امیدم را قطع و دلم را منحرف مکن چرا که من چشم طمع به باران رحمتت دارم

الهی لَئِنْ خَیَّبْتَنی اوْ طَرَدْتَنی فَمَنْ ذَااَّلذی ارْجُو وَ مَنْ ذا اشَفِّعُ

ای معبود من، اگر مرا ناامید کرده یا برانی پس به که امید بسته و که را شفیع گیرم

الهی اجِرْنی مِنْ عَذابِکَ انَّنی اسیرٌ ذَلیلٌ خائِفٌ لَکَ اخْضَعُ

ای معبود من، مرا از عذاب خود پناه ده، چرا که به یقین من گرفتار و خوار و ترسان و فروتنِ درگاه توام

الهی فَآنِسْنی بِتَلْقِینِ حُجَّتی اذا کانَ لی فِی الْقَبْرِ مَثْوَیً وَمَضْجَعٌ

ای معبود من، پس با تلقین دلیلم، همدمم باش آن گاه که در قبر جا و مأوی گیرم

الهی لَئِنْ عَذَّبْتَنی الْفَ حِجَّهٍفَحَبْلُ رَجآئی مِنْکَ لا یَتَقَطَّعُ

ای معبود من، اگر مرا هزار سال عذاب کنی باز هم رشته امیدم از تو قطع نشود

الهی اذِقْنی طَعْمَ عَفْوِکَ یَوْمَ لابَنُونَ وَلا مالٌ هُنالِکَ یَنْفَعُ

ای معبود من، طعم عفوت را به من بچشان در روزی که فرزندان و مال در آن سودی نبخشد

الهی لَئِنْ لَمْ تَرْعَنی کُنْتُ ضائِعاًوَانْ کُنْتَ تَرْعانی فَلَسْتُ اضَیَّعُ

ای معبود من، اگر به من توجّه نکنی، نابود شوم پس اگر به من توجّه کنی نابود نشوم

الهی اذا لَمْ تَعْفُ عَنْ غَیْرِ مُحْسِنٍ فَمَنْ لِمُسی ءٍ بِالْهَوی یَتَمَتَّعُ

ای معبود من، اگر فقط از نیکوکاران درگذری پس کیست آمرزنده گناهکاری که از هوای نفس پیروی کرده است

الهی لَئِنْ فَرَّطْتُ فی طَلَبِ التُّقی فَها ا نَا اثْرَ الْعَفْوِ اقْفُو وَ اتْبَعُ

ای معبود من، اگر در بدست آوردن پرهیزکاری کوتاهی نمودم پس اینک من به دنبال عفو و گذشت رفته و جستجو می کنم

الهی لَئِنْ اخْطَاْتُ جَهْلًا فَطالَمارَجَوْتُکَ حَتّی قیلَ ما هُوَ یَجْزَعُ

ای معبود من، اگر از روی نادانی خطا کرده ام ولی از دیربازبه تو امید بسته ام به گونه ای که درباره من گفته شد که بی خیال است

الهی ذُنُوبی بَذَّتِ الطَّوْدَ وَاْعتَلَتْ وَصَفْحُکَ عَنْ ذَنْبی اجَلُّ وَارْفَعُ

ای معبود من، گناهانم از کوه افزونتر شده و بالاتر رفته ولی چشم پوشی تو از گناه من بزرگتر و بالاتر است

ص :88

الهی یُنَحّی ذِکْرُ طَوْلِکَ لَوْعَتی وَذِکْرُ الْخَطایَا الْعَیْنَ مِنّی یُدَمِّعُ

ای معبود من، یاد نعمت بخشیت، سوز دلم را فرو نهدو یاد اشتباهاتم، چشمم را اشکبار کند

الهی اقِلْنی عَثْرَتی وَامْحُ حَوْبَتی فَانّی مُقِرٌّ خائِفٌ مُتَضَرِّعٌ

ای معبود من، لغزشم را نادیده گیر و گناهم را محو کن چرا که من معترف (به گناهم) و ترسان و نالانم

الهی انِلْنی مِنْک رَوْحاً وَراحَهًفَلَسْتُ سِوی ابْوابِ فَضْلِکَ اقْرَعُ

ای معبود من، مرا از جانب خود به شادمانی و آسایش رسان که من جز درِ لطف تو را نمی کوبم

الهی لَئِنْ اقْصَیْتَنی اوْ اهَنْتَنی فَما حیلَتی یا رَبِّ امْ کَیْفَ اصْنَعُ

ای معبود من، اگر مرا دور کرده و بی اعتنایی کنی پس چیست چاره ام ای پروردگار من یا چه کنم؟

الهی حَلیفُ الْحُبِّ فی اللَّیْلِ ساهِرٌیُناجی وَیَدْعُو وَالْمُغَفَّلُ یَهْجَعُ

ای معبود من، هم پیمان محبتت، در شب بیدار است در حالی که راز و نیاز کرده و دعا می کند ولی غافل در خواب است

الهی وَهذَا الْخَلْقُ ما بَیْنَ نائِمٍ وَمُنْتَبهٍ فی لَیْلِهِ یَتَضَرَّعُ

ای معبود من، این مخلوقات بعضی در خوابندو بعضی بیدار و در شب ناله می کنند

وکُلُّهُمُ یَرجُو نَوالَکَ راجِیاًلِرَحْمَتِکَ الْعُظْمی وَفِی الْخُلْدِ یَطْمَعُ

و همه آنان به بخششت امید داشته و امیدواررحمت گسترده تواند و به بهشت جاویدان طمع دارند

الهی یُمَنّینی رَجآئی سَلامَهًوَقُبْحُ خَطیئاتِی عَلَیَّ یُشَنِّعُ

ای معبود من، امیدم مرا به سلامتی امیدوار می کندولی زشتی اشتباهاتم مرا رسوا می کند

الهی فَانْ تَعْفُو فَعَفْوُکَ مُنْقِذی وَالَّا فَبِالذَّنْبِ الْمُدَمِّرِ اصْرَعُ

ای معبود من، اگر درگذری، پس عفو تو مایه نجات من است و گرنه گناهان هلاک کننده مرا از پای درآورد

الهی بِحَقِّ الْهاشِمیِّ مُحَمَّدٍوَحُرْمَهِ اطْهارٍ هُمُ لَکَ خُضَّعٌ

ای معبود من، به حق پیامبر، محمّد هاشمی و به حق حرمت پاکانی که در برابرت فروتنند

الهی بِحَقِّ الْمُصْطَفی وَابْنِ عَمِّهِ وَحُرْمَهِ ابْرارٍ هُمُ لَکَ خُشَّعٌ

ای معبود من، به حق برگزیده ات (محمّد) و پسر عمویش علی و به حرمت نیکانی که در برابرت متواضعند

الهی فَانْشِرْنی عَلی دینِ احْمَدَمُنیباً تَقِیّاً قانِتاً لَکَ اخْضَعُ

ای معبود من، مرا بر دین احمد برانگیزتوبه کنان و پرهیزکار و فرمانبردار، در حالی که در برابرت فروتنم

وَلا تَحْرِمَنّی یا الهی وَسَیِّدی شَفاعَتَهُ الْکُبْری فَذاکَ الْمُشَفَّعُ

ای معبود و آقا و سرورم، مرا محروم مکن از شفاعت بزرگ او، که او شفاعتش پذیرفته شده است

وَصَلِّ عَلَیْهِمْ ما دَعاکَ مُوَحِّدٌوَناجاکَ اخْیارٌ بِبابِکَ رُکَّعٌ

و بر آنان درود فرست، مادامی که یکتاپرستان تو را بخوانندو خوبان با تو راز و نیاز کنند در حالی که به درگاهت راکعند

ص :89

سه جمله بسیار عالی از امیر مؤمنان علیه السلام در مناجات:

الهی کَفی بی عِزّاً انْ اکُونَ لَکَ عَبْداً** وَ کَفی بی فَخْراً انْ تَکُونَ لی رَبّاً

ای معبود من، برای عزّت و شرافتم همین بس که بنده تو باشم،*** و برای افتخارم همین بس که تو پروردگارم باشی

انْتَ کَما احِبُّ، فَاجْعَلْنی کَما تُحِبُّ.(1)

تو آنچنانی که من دوست دارم، پس مرا چنان کن که خود می پسندی.

دعاهای قرآنی:

در قرآن مجید، علاوه بر آیاتی که اهمّیّت دعا را به طور کلّی بیان می کند، نمونه هایی از دعا نیز آمده است که بسیار پرمعنا و پرمحتواست و سزاوار است در قنوت نمازها و در سجده آخر و تعقیبات و به طور کلّی در مواقع دعا از آنها استفاده شود که امید اجابت در آن فراوان است.

بخشی از این دعاها بر زبان انبیای بزرگ جاری شده و بخش دیگری را خداوند به بندگان می آموزد.

قسمت مهمّی از این دعاها (به ترتیب سوره های قرآن) چنین است:

1- رَبَّنَا آتِنا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ.(2)

پروردگارا، به ما در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب دوزخ نگهدار.

2- رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ.(3)

پروردگارا، شکیبایی و استقامت را بر ما فرو ریز و قدم های ما را ثابت بدار و ما را بر جمعیّت کافران پیروز گردان.

3- رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسینا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً

پروردگارا اگر ما فراموش یا خطا کردیم ما را مؤاخذه مکن، پروردگارا، تکلیف سنگینی بر ما قرار مده.

کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَاطَاقَهَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ

آنچنان که (به خاطر گناه و طغیان) بر کسانی که پیش از ما بودند قرار دادی، پروردگارا، آنچه طاقت تحمّل آن را نداریم بر ما مقرر مدار. و ما را عفو کن

عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلینا فَانصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ.(4)

و بیامرز و مورد رحمت خود قرار ده، تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران پیروز گردان.

ص :90


1- [87]خصال، جلد 2، صفحه 420، حدیث 14.
2- [88]سوره بقره، آیه 201.
3- [89]سوره بقره، آیه 250.
4- [90]سوره بقره، آیه 286.

4- رَبَّنَا لَاتُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً إِنَّکَ

پروردگارا، دلهایمان را، بعد از آن که ما را هدایت کردی (از راه حق) منحرف مگردان؛ و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش

أَنتَ الْوَهَّابُ.(1)

زیرا تویی بخشنده.

5- رَبَّنَآ إِنَّنَآ ءَامَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ.(2)

پروردگارا، ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بر ما ببخش و ما را از عذاب دوزخ نگهدار.

6- رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا

پروردگارا، گناهان و تندروی های ما در کارها را بر ما ببخش، قدم های ما را استوار بدار و ما را بر

عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ.(3)

جمعیّت کافران پیروز گردان.

7- رَبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیاً یُنَادِی لِلْإِیمنِ أَنْ ءَامِنُوا بِرَبِّکُمْ فَأَمَنَّا رَبَّنَا

پروردگارا، ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت می کرد که: به پروردگار خود ایمان بیاورید و ما ایمان آوردیم

فَاغْفِرْلَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ.(4)

پروردگارا، گناهان ما راببخش و بدیهای ما را بپوشان و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران.

8- رَبَّنَا وَ ءَاتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَی رُسُلِکَ وَ لَاتُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیمَهِ إِنَّکَ لَا

پروردگارا، آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی به ما عطا کن وما را در روز رستاخیز رسوا مگردان زیرا تو

تُخْلِفُ الْمِیعَادَ.(5)

هیچگاه از وعده خود تخلّف نمی کنی.

9- رَبَّنَا ظَلَمْنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْلَنَاوَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخسِرِینَ.(6)

پروردگارا، ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی به یقین از زیانکاران خواهیم بود.

10- رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاهِ وَ مِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَآءِ.(7)

پروردگارا، مرا بر پا دارنده نماز قرار ده و از فرزندانم (نیز چنین فرما) پروردگارا، دعای مرا بپذیر.

ص :91


1- [91]سوره آل عمران، آیه 8.
2- [92]سوره آل عمران، آیه 16.
3- [93]سوره آل عمران، آیه 147.
4- [94]سوره آل عمران، آیه 193.
5- [95]سوره آل عمران، آیه 194.
6- [96]سوره اعراف، آیه 23.
7- [97]سوره ابراهیم، آیه 40.

11- رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِولِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ.(1)

پروردگارا، من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در آن روزی که حساب بر پا می شود، بیامرز.

12- رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ

پروردگارا، مرا (در هر کار) با صداقت وارد کن و با صداقت خارج ساز و از سوی خود

لِّی مِن لَّدُنْکَ سُلْطناً نَّصِیراً.(2)

حجّتی یاری کننده برایم قرار ده.

13- رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً وَهَیِّئ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً.(3)

پروردگارا، از سوی خودت رحمتی به ما عطا کن و از کار (فرو بسته) ما راه نجاتی برایمان فراهم ساز.

14- رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْلِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی

پروردگارا، سینه ام را گشاده کن و کارم را برایم آسان گردان و گره از زبانم بگشای

یَفْقَهُوا قَوْلِی.(4)

تا سخنم را بفهمند.

15- رَبِّ إِنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ.(5)

پروردگارا، ناراحتی (و مشکلات شدید) به من روی آورده و تو مهربان ترین مهربانانی.

16- لا الهَ الَّا انْتَ سُبْحانَکَ انّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ.(6)

جز تو معبودی نیست، تو را تسبیح می گویم، من از ستمکاران بودم.

17- رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیطِینِ وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن یَحْضُرُونِ.(7)

پروردگارا، از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم و پروردگارا، از این که آنان نزد من حاضر شوند به تو پناه می برم.

18- رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمینَ.(8)

پروردگارا، مرا بیامرز و رحمت کن و تو بهترین رحم کنندگانی.

19- رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَاماً.(9)

پروردگارا، عذاب جهنم را از ما برطرف گردان که عذابش سخت و پر دوام است.

ص :92


1- [98]سوره ابراهیم، آیه 41.
2- [99]سوره اسراء، آیه 80.
3- [100]سوره کهف، آیه 10.
4- [101]سوره طه آیه 25- 28.
5- [102]اقتباس سوره انبیاء، آیه 83.
6- [103]سوره انبیاء، آیه 87.
7- [104]سوره مؤمنون، آیه 97 و 98.
8- [105]سوره مؤمنون، آیه 118.
9- [106]سوره فرقان، آیه 65.

20- رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوجِنَا وَذُرِّیتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا

پروردگارا، همسران و فرزندانمان را مایه روشنی چشم ما قرار ده و ما را پیشوایی

لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً.(1)

برای پرهیزگاران گردان.

21- رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلی ولِدَیَ

پروردگارا، شکر نعمتهایت را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای به من الهام کن (و توفیق ده)

وَأَنْ أَعْمَلَ صلِحاً تَرْضهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصلِحِینَ.(2)

تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن.

22- رَبِّ إِنِّی لِمَآ أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ.(3)

پروردگارا، به هر خیر و نیکی که تو بر من فرو فرستی نیازمندم.

23- رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ ءٍ رَّحْمَهً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُواْ وَ اتَّبَعُوا

پروردگارا، رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته است، پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می کنند

سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ.(4)

بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاهدار.

24- رَبِّ انِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ.(5)

پروردگارا، من مغلوب (این قوم طغیانگر) شده ام پس (مرا) یاری کن.

25- رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإِخْونِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالإیمنِ وَلَا تَجْعَلْ فِی

پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز و در دلهایمان

قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِینَ ءَامَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ.(6)

حسد و کینه ای نسبت به مؤمنان قرار مده پروردگارا، تو رئوف و مهربانی.

26- رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِولِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِینَ

پروردگارا، مرا و پدر و مادرم و همه کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند و جمیع مردان

وَالْمُؤْمِنَاتِ.(7)

و زنان با ایمان را بیامرز.

ص :93


1- [107]سوره فرقان، آیه 74.
2- [108]سوره نمل، آیه 19.
3- [109]سوره قصص، آیه 24.
4- [110]سوره غافر، آیه 7.
5- [111]اقتباس از: سوره قمر، آیه 10.
6- [112]سوره حشر، آیه 10.
7- [113]سوره نوح، آیه 28.

دعای صباح:

این دعا از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل شده است و بسیار پرمحتوا و لذّت بخش و زیباست. مرحوم «علّامه مجلسی» این دعا را در کتاب «بحارالانوار»- هم در کتاب الدعا و هم در کتاب الصلاه- آورده است و فرموده: این دعا از دعاهای مشهور است، ولی من آن را جز در کتاب «مصباح سیّد بن باقی» رضوان اللَّه علیه، در دیگر کتاب های معتبر نیافتم و مشهور آن است که این دعا را بعد از نماز صبح بخوانند.(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللهُمَّ یا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ، وَسَرَّحَ قِطَعَ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ

ای که زبان صبح را با دمیدن سپیده بیرون آوردی، و پاره های شب تاریک را به صورت سیاهی های

بِغَیاهِبِ تَلَجْلُجِهِ، وَاتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَکِ الدَّوَّارِ فی مَقادیرِ تَبَرُّجِهِ، وَشَعْشَعَ

پراکنده روانه کردی، و آفرینش چرخ گردون را در اندازه های زیبایش محکم ساختی، و روشنایی

ضِیآءَ الشَّمْسِ بِنُورِ تَاجُّجِهِ، یا مَنْ دَلَّ عَلی ذاتِهِ بِذاتِهِ، وَتَنَزَّهَ عَنْ

خورشید را با نور گرمش پرتوافکن ساختی، ای که ذاتت گواه ذات توست و از مشابهت

مُجانَسَهِ مَخْلُوقاتِهِ، وَجَلَّ عَنْ مُلائَمَهِ کَیْفِیَّاتِهِ، یا مَنْ قَرُبَ مِنْ خَطَراتِ

با آفریدگانت مبرّایی، و از مناسبت و سنخیت با مخلوقات برتری، ای که از گمانهایی که بر دل جاری شود

الظُّنُونِ، وَبَعُدَ عَنْ لَحَظاتِ الْعُیُونِ، وَ عَلِمَ بِما کانَ قَبْلَ انْ یَکُونَ، یا مَنْ

نزدیکتری و از منظر دیدگان دوری، و به آنچه هست پیش از آن که باشد آگاهی، ای که

ارْقَدَنی فی مِهادِ امْنِهِ وَامانِهِ، وَایْقَظَنی الی ما مَنَحَنی بِهِ مِنْ مِنَنِهِ

مرا در بستر امنیت و آسایشت خوابانیدی، و مرا برای (استفاده از) نعمت ها و احسانت

وَاحْسانِهِ، وَکَفَّ اکُفَّ السُّوءِ عَنّی بِیَدِهِ وَسُلْطانِهِ، صَلِّ اللَّهُمَّ عَلَی الدَّلیلِ

بیدار کردی، و دست بدخواهان را با قدرت و فرمانرواییت از من بازداشتی، خدایا درود فرست بر

الَیْکَ فِی اللَّیْلِ الْأَلْیَلِ، وَالْماسِکِ مِنْ اسْبَابِکَ بِحَبْلِ الشَّرَفِ الْأَطْوَلِ،

راهنمایت در شب تاریک (جهل)، و گیرنده ریسمان آبرومند پایدار

ص :94


1- [114]بحارالانوار، جلد 84، صفحه 339، حدیث 19 و جلد 91، صفحه 243، حدیث 11.

وَالنَّاصِعِ الْحَسَبِ فی ذِرْوَهِ الْکاهِلِ الْأَعْبَلِ، وَالثَّابِتِ الْقَدَمِ عَلی

و آن پاک نسبی که بر شانه پاکترین و بلندمرتبه ترین مرد عالم قرار گرفت، و آن ثابت قدم بر

زَحالیفِها فِی الزَّمَنِ الْأَوَّلِ، وَعَلی الِهِ الْأَخْیارِ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَبْرارِ، وَافْتَحِ

لغزشگاه های زمان نخست (جاهلیّت) و بر خاندان نیک برگزیده نیکوکار، خدایا درهای

اللهُمَّ لَنا مَصاریعَ الصَّباحِ بِمَفاتیحِ الرَّحْمَهِ وَالْفَلاحِ، وَالْبِسْنِی اللهُمَ

صبح را با کلیدهای رحمت و رستگاریت بر ما بگشای، و خدایا از بهترین جامه های

مِنْ افْضَلِ خِلَعِ الْهِدایَهِ وَالصَّلاحِ، وَاغْرِسِ اللهُمَّ بِعَظَمَتِکَ فی شِرْبِ

هدایت و رستگاری بر من بپوشان، و خدایا به حقّ بزرگی و عظمتت در آبگاه

جَنانی یَنابیعَ الخُشُوعِ، وَاجْرِ اللهُمَّ لِهَیْبَتِکَ مِنْ اماقی زَفَراتِ الدُّمُوعِ،

دلم چشمه های فروتنی را قرار ده، و خدایا برای ترس از شکوهت قطرات اشک را از چشمم جاری ساز

وَادِّبِ اللهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنّی بِازِمَّهِ الْقُنُوعِ، الهی انْ لَمْ تَبْتَدِئْنِی

و خدایا کوتاه فکریم را با مهارهای قناعت تربیت کن، ای معبود من، اگر به واسطه حسن توفیق،

الرَّحْمَهُ مِنْکَ بِحُسْنِ التَّوْفیقِ، فَمَنِ السَّالِکُ بی الَیْکَ فی واضِحِ الطَّریقِ،

رحمت از ناحیه تو بر من آغاز نشده بود، پس چه کسی مرا در راه روشن و آشکار به سوی تو می کشاند؟

وَانْ اسْلَمَتْنی اناتُکَ لِقآئِدِ الْأَمَلِ وَالْمُنی فَمَنِ الْمُقیلُ عَثَراتی مِنْ کَبَواتِ

و اگر شکیباییت مرا به دست میل سرکش بسپارد، پس چه کسی لغزش های مرا در کنار پرتگاه های هوای نفس

الْهَوی وَانْ خَذَلَنی نَصْرُکَ عِنْدَ مُحارَبَهِ النَّفْسِ وَالشَّیْطانِ، فَقَدْ وَکَلَنی

می بخشد؟ و اگر در هنگام نبرد با نفس و شیطان، مرا از یاریت ناامید کنی، به یقین

خِذْلانُکَ الی حَیْثُ النَّصَبِ وَالْحِرْمانِ، الهی اتَرانی مآ اتَیْتُکَ الَّا مِنْ

ناامید کردنت مرا به دست رنج و ناکامی سپارد، ای معبود من، تو می دانی آمدنم به درگاهت

حَیْثُ الْامالِ، امْ عَلِقْتُ بِاطْرافِ حِبالِکَ الَّا حینَ باعَدَتْنی ذُنُوبی عَنْ

فقط به خاطر آرزوهایم است یا چنگ زدنم به ریسمانت فقط در زمانی است که گناهان مرا از ارتباط

دارِ الْوِصالِ، فَبِئْسَ الْمَطِیَّهُ الَّتِی امْتَطَتْ نَفْسی مِنْ هَواها، فَواهاً لَها لِما

با تو دور سازد، پس چه بد مرکبی است مرکب هوای نفس، پس وای بر این نفس

سَوَّلَتْ لَها ظُنُونُها وَمُناها، وَتَبّاً لَها لِجُرْاتِها عَلی سَیِّدِها وَمَوْلیها، الهی

که گمانها و آرزوها آن را وسوسه کرده و مرده باد این نفس به خاطر گستاخیش بر آقا و مولایش، ای معبود من،

ص :95

قَرَعْتُ بابَ رَحْمَتِکَ بِیَدِ رَجآئی وَهَرَبْتُ الَیْکَ لاجِئاً مِنْ فَرْطِ اهْوآئی

با دست امید، درگاه رحمتت را کوبیده ام، و از زیاده روی خواسته های نفسم به سوی تو گریخته و پناهنده ام

وَعَلَّقْتُ بِاطْرافِ حِبالِکَ انامِلَ وَلائی فَاْصْفَحِ اللهُمَّ عَمَّا کُنْتُ اجْرَمْتُهُ

و دست دوستیم را به ریسمانهای محبتت آویختم، ای خدا، از لغزش و خطایی که

مِنْ زَلَلی وَخَطآئی وَاقِلْنی مِنْ صَرْعَهِ رِدآئی فَانَّکَ سَیِّدی وَمَوْلایَ

مرتکب شده ام درگذر، و کم عقلیم را نادیده گیر، چرا که تو آقا و سرپرست

وَمُعْتَمَدی وَرَجائی وَانْتَ غایَهُ مَطْلُوبی وَمُنایَ فی مُنْقَلَبی وَ مَثْوایَ،

و تکیه گاه و امید منی، و تویی نهایت خواسته ام و آرزویم در بازگشت و جایگاهم،

الهی کَیْفَ تَطْرُدُ مِسْکیناً الْتَجَأَ الَیْکَ مِنَ الذُّنُوبِ هارِباً، امْ کَیْفَ تُخَیِّبُ

ای معبود من، چگونه دور می کنی بیچاره ای را که برای فرار از گناه به تو پناه آورده است، یا چگونه ناامید می کنی

مُسْتَرْشِداً قَصَدَ الی جَنابِکَ ساعِیاً، امْ کَیْفَ تَرُدُّ ظَمْئانَ وَرَدَ الی حِیاضِکَ

جوینده راهی را که با سعی و کوشش تو را قصد کرده است، یا چگونه باز می گردانی تشنه ای را که برای نوشیدن (آب حیات) به چشمه (وصالت)

شارِباً، کَلّا وَحِیاضُکَ مُتْرَعَهٌ فی ضَنْکِ الْمُحُولِ، وَبابُکَ مَفْتُوحٌ لِلطَّلَبِ

وارد شده است، نه هرگز چنین نیست، در حالی که چشمه وصالت در خشکسالی شدید هم پر آب است، و درگاهت برای درخواست

وَالْوُغُولِ، وَانْتَ غایَهُ الْمَسْئُولِ، وَنِهایَهُ الْمَاْمُولِ، الهی هذِهِ ازِمَّهُ نَفْسی

و رفت و آمد باز است، و تویی درخواست شده نهایی و کمال مطلوب، ای معبود من، این افسار نفس (سرکش) من است

عَقَلْتُها بِعِقالِ مَشِیَّتِکَ، وَ هذِهِ اعْبآءُ ذُنُوبی دَرَاْتُها بِعَفْوِکَ وَرَحْمَتِکَ،

که آن را به ریسمان مشیّتت بسته ام، و این بارهای گناهان من است که با عفو و رحمتت آنها را از خود دور کرده ام

وَهذِهِ اهْوآئِیَ الْمُضِلَّهُ وَکَلْتُها الی جَنابِ لُطْفِکَ وَ رَاْفَتِکَ، فَاجْعَلِ اللهُمَ

و این خواسته های گمراه کننده نفس من است که آنها را به درگاه لطف و مهربانیت واگذار نموده ام، خدایا صبح

صَباحی هذا نازلًا عَلَیَّ بِضِیآءِ الْهُدی وَبِالسَّلامَهِ فِی الدّینِ وَالدُّنْیا،

امروزم را چنین مقدّر کن که نور هدایت همراه با سلامتی دین و دنیا بر من فرود آید؛

وَمَسآئی جُنَّهً مِنْ کَیْدِ الْعِدی وَ وِقایَهً مِنْ مُرْدِیاتِ الْهَوی انَّکَ قادِرٌ

وشبم را سپری در مقابل مکر دشمنان و پناهگاهی در مقابل هواهای نفس قرار ده، زیرا تو

عَلی ما تَشآءُ، تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشآءُ، وَتَنْزِ عُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشآءُ، وَتُعِزُّ

بر هر چه خواهی توانایی، به هر کس بخواهی حکومت می بخشی و از هر کس بخواهی حکومت را می گیری، و هر کس را

ص :96

مَنْ تَشآءُ، وَتُذِلُّ مَنْ تَشآءُ، بِیَدِکَ الْخَیْرُ، انَّکَ عَلی کُلّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، تُولِجُ

بخواهی عزّت می بخشی و هر که را بخواهی خوار می کنی تمام خوبیها بدست توست، تو بر هر چیز قادری، شب را

اللَّیْلَ فی النَّهارِ، وَتُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ، وَتُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ،

در روز داخل می کنی و روز را در شب، و زنده را از مرده بیرون می آوری

وَتُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ، وَتَرْزُقُ مَنْ تَشآءُ بِغَیْرِ حِسابٍ، لا الهَ الَّا

و مرده را از زنده و به هر کس بخواهی بدون حساب روزی می بخشی، معبودی جز

انْتَ، سُبْحانَکَ اللهُمَّ وَبِحَمْدِکَ، مَنْ ذا یَعْرِفُ قَدْرَکَ فَلا یَخافُکَ، وَمَن ذا

تو نیست، خدایا تو را تسبیح می گویم و به ستایشت مشغولم، کیست که مقام و منزلتت را شناخته و از تو نترسد، و کیست که

یَعْلَمُ ما انْتَ فَلا یَهابُکَ، الَّفْتَ بِقُدْرَتِکَ الْفِرَقَ، وَفَلَقْتَ بِلُطْفِکَ الْفَلَقَ،

تو را شناسد و از تو نهراسد، و گروه های مختلف را با قدرتت جمع نمودی، و به لطف و مهربانیت سپیده دم را شکافتی

وَانَرْتَ بِکَرَمِکَ دَیاجِیَ الْغَسَقِ، وَانْهَرْتَ الْمِیاهَ مِنَ الصُّمِّ الصَّیاخیدِ

و به لطف و کرمت تاریکیهای شب را روشن ساختی، و از دل سنگ های سخت، آبهای گوارا و شور را

عَذْباً وَاجاجاً، وَانْزَلْتَ مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً، وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ

جاری ساختی، و از ابرهای باران زا آبی فراوان نازل کردی، و خورشید

وَالْقَمَرَ لِلْبَرِیَّهِ سِراجاً وَهَّاجاً، مِنْ غَیْرِ انْ تُمارِسَ فیمَا ابْتَدَاْتَ بِهِ لُغُوباً

و ماه را برای آفریدگان چراغی روشن و حرارت بخش آفریدی، بی آن که در آنچه (از خلقت) آغاز نمودی دچار خستگی

وَلا عِلاجاً، فَیا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْعِزِّ وَالْبَقآءِ، وَقَهَرَ عِبادَهُ بِالْمَوْتِ وَالْفَناءِ،

و درماندگی شوی، ای که در عزّت و جاودانگی یگانه ای، و بر بندگانت با مرگ و نیستی مسلّطی،

صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الْاتْقِیآءِ، وَاسْمَعْ نِدآئی وَاسْتَجِبْ دُعآئی وَحَقِّقْ

بر محمّد و خاندان پرهیزکارش درود فرست، صدایم را بشنو و دعایم را اجابت کن، و آرزو

بِفَضْلِکَ امَلی وَرَجآئی یا خَیْرَ مَنْ دُعِیَ لِکَشْفِ الضُّرِّ، وَ الْمَاْمُولِ لِکُلِ

و امیدم را به فضل و کرمت محقق ساز، ای بهترین خوانده شده برای رفع ضرر و زیان، و بهترین آرزو شده برای هر

عُسْرٍ وَیُسْرٍ، بِکَ انْزَلْتُ حاجَتی فَلا تَرُدَّنی مِنْ سَنِیِّ مَواهِبِکَ خآئِباً، یا

سختی و آسانی، به درگاه تو حاجتم را آورده ام، پس مرا از عالی ترین بخششهایت ناامید بر مگردان، ای

کَریمُ یا کَریمُ یا کَریمُ، بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی خَیْرِ

بزرگوار، ای بزرگوار، ای بزرگوار به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان، و خدا بر بهترین

ص :97

خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اجْمَعینَ* آنگاه به سجده برود و بگوید: الهی قَلْبی مَحْجُوبٌ،

مخلوقاتش محمّد و تمامی خاندان پاکش درود فرستد،**** ای معبود من، دلم (با غبار غفلت) پوشیده شده

وَنَفْسی مَعْیُوبٌ، وَعَقْلی مَغْلُوبٌ، وَهَوآئی (هَوایَ) غالِبٌ، وَطاعَتی

و روحم معیوب گشته، و عقلم شکست خورده و هوای نفسم بر من چیره و بندگیم

قَلیلٌ، وَمَعْصِیَتی کَثیرٌ(1)، وَلِسانی مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ، فَکَیْفَ حیلَتی یا سَتَّارَ

کم، و گناهم فراوان و زبانم به گناهان معترف است، پس چاره ام چیست؟ ای پوشاننده

الْعُیُوبِ، وَیا عَلَّامَ الْغُیُوبِ، وَیا کاشِفَ الْکُرُوبِ، اغْفِرْ ذُنُوبی کُلَّها بِحُرْمَهِ

عیبها و ای دانای نهانها و ای برطرف کننده اندوه ها، به حقّ محمّد و خاندان پاکش

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، یا غَفَّارُ یاغَفَّارُ یا غَفَّارُ، بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ.

همه گناهانم را بیامرز، ای آمرزنده، ای آمرزنده، ای آمرزنده، به رحمتت ای مهربان ترین مهربانان.

دعای کمیل 116]:

این دعا از دعاهای معروف و مشهور و پربرکت است و دارای محتوا ومضامین عالی و انسان ساز می باشد، و راه بندگی و عبودیّت، توبه و انابه و کسب نورانیّت دل را به انسان می آموزد. اگر انسان با توجّه به معانی بلندش، آن را بخواند و در تک تک جملاتش تأمّل کند، بی تردید در روح و جانش اثر می کند و انقلابی در او ایجاد می نماید. مطابق روایتی که «سیّد بن طاووس» نقل می کند، حضرت امیر مؤمنان علیه السلام به کمیل بن زیاد فرمود: این دعای حضرت خضر است، اگر آن را یاد گرفتی، در هر شب جمعه و یا ماهی یک بار و یا لااقل در هر سال یک مرتبه و حتّی در تمام عمرت یک بار آن را بخوان که برای کفایت از شرّ دشمنان و کسب روزی و آمرزش گناهان مفید خواهد بود.(2) مرحوم «کفعمی» در «مصباح» از کمیل بن زیاد نقل می کند که دیدم حضرت امیر مؤمنان علیه السلام این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواند.(3)

ص :98


1- [115]در بحارالانوار« طاعتی قلیله و معصیتی کثیره» آمده است.
2- [117]اقبال سیّد بن طاووس، صفحه 706.
3- [118]مصباح کفعمی، صفحه 555.

این دعای شریف، علاوه بر کتاب های فوق، در کتاب «مصباح المتهجّد»،(1) نیز آمده است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ، وَبِقُوَّتِکَ الَّتی

خدایا از تو می خواهم به آن رحمتت که همه موجودات را فرا گرفته و به آن قدرتت که

قَهَرْتَ بِها کُلَّ شَیْ ءٍ، وَخَضَعَ لَها کُلُّ شَیْ ءٍ، وَذَلَّ لَها کُلُّ شَیْ ءٍ،

به وسیله آن بر همه چیز تسلّط یافتی و (آن قدرتی که) همه در برابر آن تسلیم و مطیع گردیدند،

وَبِجَبَرُوتِکَ الَّتی غَلَبْتَ بِها کُلَّ شَیْ ءٍ، وَ بِعِزَّتِکَ الَّتی لا یَقُومُ لَها شَیْ ءٌ،

و به بزرگیت که به وسیله آن همه چیز را مغلوب خود ساختی و به شکوه و قدرتت که کسی توانایی ایستادن در برابر آن را ندارد،

وَبِعَظَمَتِکَ الَّتی مَلَأَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ، وَ بِسُلْطانِکَ الَّذی عَلا کُلَّ شَیْ ءٍ،

و به عظمتت که همه چیز را فرا گرفته، و به فرمانرواییت که همه چیز را زیر پر گرفته

وَبِوَجْهِکَ الْباقی بَعْدَ فَنآءِ کُلِّ شَیْ ءٍ، وَبِأَسْمائِکَ الَّتی مَلَأَتْ 120] ارْکانَ کُلِ

و به ذاتت که بعد از نابودی همه موجودات ماندنی است و به نامهایت که اساس هر چیزی را پر

شَیْ ءٍ، وَبِعِلْمِکَ الَّذی احاطَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ، وَبِنُورِ وَجْهِکَ الَّذی اضآءَ لَهُ کُلُ

کرده است، و به دانشت که بر همه چیز احاطه دارد، و به نور ذاتت که همه عالم در پرتوش روشن

شیْ ءٍ، یا نُورُ یا قُدُّوسُ، یا اوَّلَ الْأَوَّلِینَ، وَیا اخِرَ الْأخِرینَ، اللهُمَّ اغْفِرْ

شده، ای نور، ای پاک از هر عیب، ای آغاز همه آغازها و ای نهایت همه پایانها، بارخدایا، گناهانی

لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تَهْتِکُ الْعِصَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُنْزِلُ النِّقَمَ،

را که پرده های عصمت (و موانع گناه) را می درد بر من ببخش، خدایا گناهانی را که رنج و عذاب را فرود می آورد بر من ببخش،

اللهُمَّ اغْفِرْلِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُغَیِّرُ النِّعَمَ، اللهُمَّ اغْفِرْ لیَ الذُّنُوبَ الَّتی

خدایا گناهانی را که موجب تغییر نعمتها می شود بر من ببخش، خدایا گناهانی را که از (برآورده شدن) دعا جلوگیری

تَحْبِسُ الدُّعآءَ، اللهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتی تُنْزِلُ الْبَلاءَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْلی

ص :99


1- [119]مصباح المتهجّد، صفحه 844. ما این دعا را مطابق نسخه متداول نقل می کنیم و موارد اختلاف آن را با مصباح المتهجّد در پاورقی متذکّر می شویم.

می کند بر من ببخش، خدایا گناهانی را که بلا (و مصیبت) را فرود می آورد، بر من ببخش، خدایا هر گناهی کرده ام

کُلَّ ذَنْبٍ اذْنَبْتُهُ، وَکُلَّ خَطیئَهٍ اخْطَاْتُها، اللهُمَّ انّی اتَقَرَّبُ الَیْکَ بِذِکْرِکَ،

و هر خطایی از من سر زده بر من ببخش خدایا من با یادت، به تو نزدیک می شوم،

وَاسْتَشْفِعُ بِکَ الی نَفْسِکَ، وَاسْئَلُکَ بِجُودِکَ انْ تُدْنِیَنی مِنْ قُرْبِکَ، وَانْ

و تو را به درگاهت شفیع می آورم، و از تو می خواهم که به کرم و بخششت، مرا به جوار قربت نزدیک کنی و

تُوزِعَنی شُکْرَکَ، وَانْ تُلْهِمَنی ذِکْرَکَ، اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ سُؤالَ خاضِعٍ

سپاسگزاریت را نصیبم گردانی، و یادت را به من الهام کنی (و در دلم افکنی)، خدایا همانند شخص فروتنِ فرمانبردارِ

مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ، انْ تُسامِحَنی وَتَرْحَمَنی وَتَجْعَلَنی بِقَسْمِکَ راضِیاً قانِعاً،

ترسان، از تو درخواست می کنم که (کار را) بر من آسان گیری و به من رحم کنی، و به آنچه که قسمتم کرده ای راضی و خرسندم سازی

وَفی جَمیعِ الْأَحْوالِ مُتَواضِعاً، اللهُمَّ وَاسْئَلُکَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ،

و در همه حال فروتنم گردانی، خدایا، و از تو درخواست می کنم همانند درخواست کسی که در شدّت فقر و درماندگی است

وَانْزَلَ بِکَ عِنْدَ الشَّدآئِدِ حاجَتَهُ، وَ عَظُمَ فیما عِنْدَکَ رَغْبَتُهُ، اللهُمَّ عَظُمَ

و در هنگام سختیها نیازش را نزد تو آورده و به آنچه که نزد توست بسیار امیدوار است، خدایا فرمانرواییت

سُلْطانُکَ، وَعَلا مَکانُکَ، وَ خَفِیَ مَکْرُکَ، وَظَهَرَ امْرُکَ، وَغَلَبَ قَهْرُکَ،

بزرگ و مقامت بلند است و تدبیرت پنهان و فرمانت آشکار است و برتریت چیره

وَجَرَتْ قُدْرَتُکَ، وَلا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ، اللَّهُمَّ لا اجِدُ لِذُنُوبی

و قدرتت (در همه امور) نافذ است، و فرار از قلمرو فرمانرواییت محال است، خدایا جز تو کسی را برای

غافِراً، وَلا لِقَبائِحی ساتِراً، وَ لا لِشَیْ ءٍ مِنْ عَمَلِیَ الْقَبیحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلًا

(آمرزش) گناهانم و پرده پوشی برای زشتیهایم و تبدیل کننده اعمال زشتم به نیکی ها نمی یابم،

غَیْرَکَ، لا الهَ الَّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَبِحَمْدِکَ، ظَلَمْتُ نَفْسی وَتَجَرَّأْتُ

معبودی جز تو نیست، پاک و منزّهی تو و ستایشت می کنم، به خود ستم کرده و به خاطر نادانیم (در انجام گناه)

بِجَهْلی وَسَکَنْتُ الی قَدیمِ ذِکْرِکَ لی وَمَنِّکَ عَلَیَّ، اللهُمَّ مَوْلایَ کَمْ مِنْ

گستاخی کردم و به این که همیشه مرا یاد کرده و به من لطف و بخشش نمودی آسوده خاطر بودم. ای خدا، ای مولای من بسیاری از

قَبیحٍ سَتَرْتَهُ، وَکَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ اقَلْتَهُ، وَ کَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَیْتَهُ، وَ کَمْ

کارهای زشتم را پوشاندی، و بسیاری از گرفتاریهای سخت و کمرشکن را از من بازگرداندی، و از بسیاری از لغزشها حفظم کردی

مِنْ مَکْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَکَمْ مِنْ ثَنآءٍ جَمیلٍ لَسْتُ اهْلًا لَهُ نَشَرْتَهُ، اللهُمَّ عَظُمَ

و بسیاری از حوادث ناگوار را از من دور کردی و تعریف و تمجید بسیاری که شایسته آن نبودم (بر زبانها) منتشر ساختی، خدایا گرفتاریم

ص :100

بَلائی وَافْرَطَ بی سُوءُ حالی وَقَصُرَتْ بی اعْمالی وَقَعَدَتْ بی اغْلالی

بزرگ است و بدی حالم از حد گذشته و اعمالم، دستم را کوتاه کرده و زنجیرهای (علایق) مرا زمین گیر کرده

وَحَبَسَنی عَنْ نَفْعی بُعْدُ امَلی وَخَدَعَتْنِی الدُّنْیا بِغُرُورِها، وَنَفْسی

و آروزهای دور و دراز مرا از مصالحم باز داشته و دنیا با ظواهر فریبنده اش و نَفْسم

بِجِنایَتِها وَ مِطالی یا سَیِّدی فَاسْئَلُکَ بِعِزَّتِکَ انْ لا یَحْجُبَ عَنْکَ دُعآئی

با تبهکاری و سستی اش مرا گمراه کرده است، ای خدای من، به عزّت و جلالت از تو می خواهم که بدی رفتار و کردارم

سُوءُ عَمَلی وَفِعالی وَلا تَفْضَحْنی بِخَفِیِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنْ سِرّی وَلا

مانع از اجابت درخواستم نشود و به (افشایِ) آنچه که از اسرار پنهانی من آگاه هستی رسوایم نکنی، و در

تُعاجِلْنی بِالْعُقُوبَهِ عَلی ما عَمِلْتُهُ فی خَلَواتی مِنْ سُوءِ فِعْلی وَاسآئَتی

مجازات رفتار و کردار زشتی که در تنهایی مرتکب آن شده ام

وَدَوامِ تَفْریطی وَجَهالَتی وَکَثْرَهِ شَهَواتی وَغَفْلَتی وَ کُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِکَ

و استمرارِ کوتاهی و نادانیم و زیادی شهوت رانی و بی خبری ام، شتاب نکنی و خدایا به عزّت و جلالت

لی فی کُلِّ الْأَحْوالِ رَءُوفاً، وَعَلَیَّ فی جَمیعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً، الهی وَرَبّی

در تمامی حالات نسبت به من مهربان و در همه کارها نسبت به من پر محبّت باش، ای معبود و پروردگار من،

مَنْ لی غَیْرُکَ، اسْئَلُهُ کَشْفَ ضُرّی وَالنَّظَرَ فی امْری الهی وَمَوْلایَ

جز تو چه کسی را دارم که رفع گرفتاری و توجّه در کارم را از او بخواهم، ای خدا و مولای من،

اجْرَیْتَ عَلَیَّ حُکْماً اتَّبَعْتُ فیهِ هَوی نَفْسی وَلَمْ احْتَرِسْ فیهِ مِنْ تَزْیینِ

تو بر من حکمی کردی و من در آن پیروی هوای نفس کردم، و از فریبکاری دشمنم (شیطان)

عَدُوّی فَغَرَّنی بِما اهْوی وَاسْعَدَهُ عَلی ذلِکَ الْقَضآءُ، فَتَجاوَزْتُ بِما

پرهیز نکردم، پس مرا به آنچه دلخواهش بود فریب داد و تقدیر هم او را بر این کار یاری کرد و به خاطر آنچه که

جَری عَلَیَّ مِنْ ذلِکَ بَعْضَ 121] حُدُودِکَ، وَخالَفْتُ بَعْضَ اوامِرِکَ، فَلَکَ

بر سرم آمد نسبت به بعضی از احکامت بی اعتنایی کرده و بعضی از فرمان هایت را مخالفت کردم، پس در تمام

الْحَمْدُ عَلَیَّ فی جَمیعِ ذلِکَ 122]، وَلا حُجَّهَ لی فیما جَری عَلَیَّ فیهِ قَضآؤُکَ،

این امور (که بر سرم آمده) حمد تو بر من واجب است و در آنچه که به تقدیر تو بر من واقع شده و قضا و آزمایش

ص :101

وَالْزَمَنی حُکْمُکَ وَبَلآؤُکَ، وَقَدْ اتَیْتُکَ یا الهی بَعْدَ تَقْصیری وَاسْرافی

تو مرا بدان ملزم ساخته، حجّت و برهانی ندارم، و ای معبود من در حالی که (در انجام وظیفه) کوتاهی و بر خود زیاده روی

عَلی نَفْسی مُعْتَذِراً نادِماً، مُنْکَسِراً مُسْتَقیلًا، مُسْتَغْفِراً مُنیباً، مُقِرّاً مُذْعِناً

(و ستم) کرده ام، با عذر خواهی، پشیمانی، دل شکستگی، پوزش خواهی، آمرزش طلبی و بازگشت کننده، اقرار کننده، فرمانبردار

مُعْتَرِفاً، لااجِدُ مَفَرّاً مِمَّا کانَ مِنّی وَلا مَفْزَعاً اتَوَجَّهُ الَیْهِ فی امْری غَیْرَ

و اعتراف کننده به درگاهت آمده ام، نه از آنچه که از من سرزده راه گریزی دارم و نه پناهگاهی که برای (اصلاحِ) کارم به آنجا روی آورم،

قَبُولِکَ عُذْری وَادْخالِکَ ایَّایَ فی سَعَهِ رَحْمَتِکَ، اللَّهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْری

جز این که عذرم را بپذیری و مرا در رحمت بی انتهایت داخل کنی، خدایا عذرم را بپذیر

وَارْحَمْ شِدَّهَ ضُرّی وَفُکَّنی مِنْ شَدِّ وَثاقی یا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنی

و بر شدّت گرفتاری ام رحم کن و از قید و بند (گناهان) رهاییم ده، ای پروردگار من، بر بدن ضعیف و ناتوان

وَرِقَّهَ جِلْدی وَدِقَّهَ عَظْمی یا مَنْ بَدَءَ خَلْقی وَذِکْری وَتَرْبِیَتی وَبِرّی

و نازکی پوست و استخوان ضعیفم رحم کن، ای (خدایی) که مرا آفریدی، در نظر گرفته و پروراندی، نیکی کرده

وَتَغْذِیَتی هَبْنی لِابْتِدآءِ کَرَمِکَ، وَسالِفِ بِرِّکَ بی یا الهی وَسَیِّدی

و غذایم دادی، اکنون به خاطر بخشش نخست، و نیکی پیشینت بر من، مرا ببخش. ای معبود من و ای سرور

وَرَبّی اتُراکَ مُعَذِّبی بِنارِکَ بَعْدَ تَوْحیدِکَ، وَبَعْدَ مَا انْطَوی عَلَیْهِ قَلْبی مِنْ

و پروردگار من، آیا باور کنم که مرا به آتشِ (غضبت) عذاب می کنی، بعد از یکتا پرستیم و بعد از آن که نور معرفتت قلب مرا

مَعْرِفَتِکَ، وَلَهِجَ بِهِ لِسانی مِنْ ذِکْرِکَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمیری مِنْ حُبِّکَ، وَبَعْدَ

فرا گرفته و زبانم به ذکر تو گویا شده و دلم به محبّتت پیوند خورده (آیا باور کنم که مرا عذاب می کنی) و بعد از

صِدْقِ اعْتِرافی وَدُعآئی خاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِکَ، هَیْهاتَ انْتَ اکْرَمُ مِنْ انْ

اعتراف صادقانه و دعای خاضعانه ام به مقام پروردگاریت، هرگز (باور نمی کنم)، تو بزرگوارتر از آنی که

تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ، اوْ تُبْعِدَ مَنْ ادْنَیْتَهُ، اوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَیْتَهُ، اوْ تُسَلِّمَ الَی الْبَلآءِ

تباه کنی کسی را که پرورانده ای، یا دور کنی کسی را که (به خود) نزدیک کرده ای، یا آواره کنی کسی را که پناه داده ای، یا گرفتار سازی

مَنْ کَفَیْتَهُ وَرَحِمْتَهُ، وَلَیْتَ شِعْری یا سَیِّدی وَالهی وَمَوْلایَ، اتُسَلِّطُ

کسی را که سرپرستی و مهربانی کرده ای، کاش می دانستم ای سرور من و ای معبود و سرپرست من، آیا آتشِ (غضبت) را

النَّارَ عَلی وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ ساجِدَهً، وَ عَلی الْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحیدِکَ

مسلّط می کنی بر چهره هایی که در برابر عظمتت به سجده افتاده و بر زبانهایی که صادقانه به یگانگیت

ص :102

صادِقَهً، وَبِشُکْرِکَ مادِحَهً، وَعَلی قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِالهِیَّتِکَ مُحَقِّقَهً، وَعَلی

گویا شده و ثناگوی شکر توست، و بر دلهایی که از روی یقین به خداییت اقرار دارد و بر

ضَمآئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِکَ حَتّی صارَتْ خاشِعَهً، وَعَلی جَوارِحَ سَعَتْ

دلهایی که علم و معرفت تو آنها را فرا گرفته به گونه ای که (در برابرت) فروتن گردیده، و بر اعضا و جوارحی که

الی اوْطانِ تَعَبُّدِکَ طآئِعَهً، وَاشارَتْ بِاسْتِغْفارِکَ مُذْعِنَهً، ما هکَذَا الظَّنُ

از سر تسلیم به سوی محلّ عبادتت شتابان است، و با آمرزش خواهی از تو فرمانبرداریش را اظهار می کند، چنین گمانی به تو

بِکَ، وَلا اخْبِرْنا بِفَضْلِکَ عَنْکَ، یا کَریمُ یا رَبِّ، وَانْتَ تَعْلَمُ ضَعْفی عَنْ

نیست و چنین خبری از لطف و بزرگواریت به ما نرسیده است، ای پروردگار بخشنده من، تو ناتوانی مرا در برابر

قَلیلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْیا وَ عُقُوباتِها، وَما یَجْری فیها مِنَ الْمَکارِهِ عَلی اهْلِها،

اندک رنج و عذاب دنیا و کیفرهای ناچیز آن و ناملایماتی که بر اهل آن می رسد می دانی،

عَلی انَّ ذلِکَ بَلاءٌ وَمَکْرُوهٌ، قَلیلٌ مَکْثُهُ، یَسیرٌ بَقآئُهُ، قَصیرٌ مُدَّتُهُ، فَکَیْفَ

با آن که رنج و عذاب و ناملایمات دنیا ماندگاریش اندک، دوامش کم و زمانش کوتاه است، پس چگونه

احْتمالی لِبَلاءِ الْاخِرَهِ، وَجَلیلِ وُقُوعِ الْمَکارِهِ فیها، وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ

رنج و عذاب آخرت و سنگینی و بزرگی ناملایمات آن را تحمّل کنم، در حالی که رنج و عذاب آخرت

مُدَّتُهُ، وَیَدُومُ مَقامُهُ، وَلا یُخَفَّفُ عَنْ اهْلِهِ، لِأَنَّهُ لا یَکُونُ الَّا عَنْ غَضَبِکَ

زمانش طولانی و جایگاهی همیشگی است و بر اهل عذاب تخفیفی نیست، زیرا که آن عذاب از خشم

وَاْنتِقامِکَ وَسَخَطِکَ، وَهذا ما لاتَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالْارْضُ، یا سَیِّدِی

و انتقام و نارضایتی تو سرچشمه گرفته که آسمان و زمین طاقت آن را ندارد، ای سرور من،

فَکَیْفَ لی وَانَا عَبْدُکَ الضَّعیفُ الذَّلیلُ الْحَقیرُ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ،

چگونه آن را تحمّل کنم در حالی که بنده ای ناتوان، مطیع، کوچک و بینوای درمانده ام،

یا الهی وَرَبّی وَسَیِّدِی وَمَوْلایَ، لِأَیِّ الْأُمُورِ الَیْکَ اشْکُو، وَلِما مِنْها

ای معبود و پروردگار من و ای سرور و مولای من، از کدام گرفتاریم به تو شکایت کنم و برای کدامیک از آنها

اضِجُّ وَابْکی لِأَلیمِ الْعَذابِ وَشِدَّتِهِ، امْ لِطُولِ الْبَلاءِ وَمُدَّتِهِ، فَلَئِنْ

شیون و گریه کنم، آیا برای عذاب دردناک و سخت یا برای گرفتاری طولانی؟ پس اگر

صَیَّرْتَنی لِلْعُقُوباتِ مَعَ اعْدآئِکَ، وَجَمَعْتَ بَیْنی وَبَیْنَ اهْلِ بَلائِکَ،

برای کیفرِ (گناهانم) مرا در زمره دشمنانت شمرده و با گرفتاران (در عذابت) در یک جا قرار دهی،

ص :103

وَفَرَّقْتَ بَیْنی وَبَیْنَ احِبَّآئِکَ وَاوْلیآئِکَ، فَهَبْنی یا الهی وَسَیِّدِی وَمَوْلایَ

و میان من و دوستان و مقرّبانت جدایی اندازی، پس ای مبعود و سرورم و ای مولا

وَرَبّی صَبَرْتُ عَلی عَذابِکَ، فَکَیْفَ اصْبِرُ عَلی فِراقِکَ، وَ هَبْنی صَبَرْتُ

و پروردگارم، گیرم که بر عذاب تو صبر کنم، امّا چگونه فراق تو را تحمّل کنم؟ و گیرم که

عَلی حَرِّ نارِکَ، فَکَیْفَ اصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ الی کَرامَتِکَ، امْ کَیْفَ اسْکُنُ فِی

بر حرارت آتشِ (غضبت) صبر کنم، امّا چگونه از لطف و کرمت چشم پوشی کنم؟ یا چگونه در آتش مسکن گزینم

النَّارِ وَ رَجآئی عَفْوُکَ، فَبِعِزَّتِکَ یا سَیِّدی وَمَوْلایَ اقْسِمُ صادِقاً، لَئِنْ

در حالی که به عفو تو امیدوارم، پس ای سرور و مولای من، به شکوه و قدرت صادقانه ات سوگند می خورم که اگر

تَرَکْتَنی ناطِقاً، لَأَضِجَّنَّ الَیْکَ بَیْنَ اهْلِها ضَجیجَ الْامِلینَ، وَ لَأَصْرُخَنَ

مرا در حالی که زبانم گویاست (در دوزخ) رها کنی، هر آینه در بین دوزخیان همانند آرزومندان، به درگاهت شیون کرده و همانند

الَیْکَ صُراخَ الْمَسْتَصْرِخینَ، وَلَابْکِیَنَّ عَلَیْکَ بُکآءَ الْفاقِدینَ، وَ لَأُنادِیَنَّکَ

دادخواهان، تو را به فریادرسی خواهم و مانند عزیز گم کرده گان، بر (فراقِ) تو گریسته و تو را به صدای بلند می خوانم،

ایْنَ کُنْتَ یا وَلِیَّ الْمُؤْمِنینَ، یا غایَهَ امالِ الْعارِفینَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ،

که کجایی ای یاور مؤمنان، ای منتهای آرزویِ خداشناسان، ای فریادرس درمانده گان،

یا حَبیبَ قُلُوبِ الصَّادِقینَ، وَیا الهَ الْعالَمینَ، افَتُراکَ سُبْحانَکَ یا الهی

ای محبوب دل راستگویان و ای معبود جهانیان، ای معبود من- که منزّهی و به ستایش تو مشغولم-

وَ بِحَمْدِکَ، تَسْمَعُ فیها صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فیها بِمُخالَفَتِهِ، وَذاقَ

چگونه باور کنم که می شنوی صدای بنده مسلمانی را که به سبب نافرمانیش در دوزخ زندانی شده و سختی

طَعْمَ عَذابِها بِمَعْصِیَتِهِ، وَحُبِسَ بَیْنَ اطْباقِها بِجُرْمِهِ وَجَریرَتِهِ، وَهُوَ یَضِجُ

عذاب دوزخ را به خاطر گناهش می چشد و در میان طبقات دوزخ به سبب جرم و جنایتش گرفتار شده در حالی که همانند

الَیْکَ ضَجیجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِکَ، وَ یُنادیکَ بِلِسانِ اهْلِ تَوْحیدِکَ، وَیَتَوَسَّلُ

آرزومندِ رحمتت به درگاهت شیون کرده و با صدای بلند، به زبان یگانه پرستان تو را می خواند و به بنده پروریت

الَیْکَ بِرُبُوبِیَّتِکَ، یا مَوْلایَ فَکَیْفَ یَبْقی فِی الْعَذابِ وَهُوَ یَرْجُو ما سَلَفَ

متوسّل می شود، ای مولای من، چگونه در عذاب بماند با این که به سابقه حلم تو

مِنْ حِلْمِکَ، امْ کَیْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَ هُوَ یَأْمَلُ فَضْلَکَ وَرَحْمَتَکَ، امْ کَیْفَ

امیدوار است، یا چگونه آتشِ (غضبت) او را بیازارد در حالی که به لطف و رحمتت امید دارد، یا چگونه

ص :104

یُحْرِقُهُ لَهیبُها وَانْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَری مَکانَهُ، امْ کَیْفَ یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ

زبانه های آتشِ (غضبت) او را بسوزاند در حالی که تو ناله اش را می شنوی و جایگاهش را (در آتش) می بینی، یا چگونه زبانه های آتشِ (غضبت)

زَفیرُها وَانْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ، امْ کَیْفَ یَتَقَلْقَلُ بَیْنَ اطْباقِها وَانْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ،

او را بسوزاند، در حالی که تو ناتوانی او را می دانی، یا چگونه در میان طبقات دوزخ به خود بپیچد با این که تو صداقت و راستگوییش را می دانی

امْ کَیْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِیَتُها، وَهُوَ یُنادیکَ یا رَبَّهُ، امْ کَیْفَ 123] یَرْجُو فَضْلَکَ فی

یا چگونه مأموران او را بیازارند در حالی که به ندای «یا رب» تو را می خواند، یا چگونه در آزادی خویش از آتش،

عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُکُهُ فیها، هَیْهاتَ ما ذلِکَ الظَّنُ بِکَ، وَلَاالْمَعْرُوفُ مِنْ

به لطف تو امیدوار باشد ولی تو او را در آتش رها کنی؟! هرگز (باور نمی کنم)، چنین گمانی به تو نیست و چنین چیزی از لطف تو

فَضْلِکَ، وَلا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدینَ مِنْ بِرِّکَ وَاحْسانِکَ، فَبِالْیَقینِ

پسندیده نیست، و با نیکی و دستگیری تو نسبت به یکتاپرستان شباهت و تناسبی ندارد، من به یقین

اقْطَعُ لَوْلا ما حَکَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذیبِ جاحِدیکَ، وَقَضَیْتَ بِهِ مِنْ اخْلادِ

می دانم که اگر فرمان تو بر مجازاتِ منکرانت و باقی ماندن دشمنانت (در عذاب) نبود،

مُعانِدیکَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ کُلَّها بَرْداً وَسَلاماً، وَما کانَ لِأَحَدٍ فیها مَقَرّاً وَلا

هر آینه آتش دوزخ را سرد و امن قرار می دادی و هیچ کس در آن منزل و مأوا

مُقاماً، لکِنَّکَ تَقَدَّسَتْ اسْمآؤُکَ، اقْسَمْتَ انْ تَمْلَأَها مِنَ الْکافِرینَ، مِنَ

نداشت، ولی ای خدایی که نامهایت مقدّس است، قسم یاد کرده ای که دوزخ را از کافران جنّ و انس

الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ اجْمَعینَ، وَانْ تُخَلِّدَ فیهَا الْمُعانِدینَ، وَانْتَ جَلَّ ثَناؤُکَ

پر کنی و برای همیشه دشمنانت را در آن جای دهی، و تویی که ستایشت بزرگ است

قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعامِ مُتَکَرِّماً، افَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً

(در کتاب خود) ابتدءاً فرموده ای و با انعام و کرامت گفته ای: «آیا کسی که با ایمان باشد، همچون کسی است که فاسق است؟!

لا یَسْتَوُونَ، الهی وَسَیِّدی فَاسْئَلُکَ بِالْقُدْرَهِ الَّتی قَدَّرْتَها، وَبِالْقَضِیَّهِ الَّتی

نه هرگز این دو برابر نیستند»، ای مبعود و سرور من، به حقّ آن قدرتی که مقدّر کرده ای و به آن حکمی که

حَتَمْتَها وَحَکَمْتَها، وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَیْهِ اجْرَیْتَها، انْ تَهَبَ لی فی هذِهِ اللَّیْلَهِ

لازم کرده و صادر فرموده ای و بر هر کس که آن را بر او جاری کردی، چیره شدی، از تو می خواهم که در این شب

ص :105

وَفی هذِهِ السَّاعَهِ، کُلَّ جُرْمٍ اجْرَمْتُهُ، وَکُلَّ ذَنْبٍ اذْنَبْتُهُ، وَکُلَّ قَبِیحٍ اسْرَرْتُهُ،

و در این ساعت بر من ببخشی هر خلافی که مرتکب شده ام و هر گناهی که از من سرزده و هر کار زشتی که پنهان کرده ام

وَکُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ، کَتَمْتُهُ اوْ اعْلَنْتُهُ، اخْفَیْتُهُ اوْ اظْهَرْتُهُ، وَکُلَّ سَیِّئَهٍ امَرْتَ

و هر کار جاهلانه ای که در نهان یا آشکارا و مخفیانه یا نمایان انجام داده ام و هر کار بدی را که

بِاثْباتِهَا الْکِرامَ الْکاتِبینَ، الَّذینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما یَکُونُ مِنّی وَجَعَلْتَهُمْ

مأموران ثبت اعمال را به ثبت آن فرمان دادی، همان مأمورانی که بر ثبت و ضبط اعمال من گماشتی و آنها را

شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوارِحی وَکُنْتَ انْتَ الرَّقیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرآئِهِمْ، وَالشَّاهِدَ

به همراه اعضای بدنم، گواهِ بر من قرار دادی و تو نیز مافوق آنها مراقبم بودی و گواه بودی

لِما خَفِیَ عَنْهُمْ، وَبِرَحْمَتِکَ اخْفَیْتَهُ، وَبِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ، وَانْ تُوَفِّرَ حَظّی

بر آنچه از آنها پوشیده مانده، و به واسطه رحمت و لطفت آن را مخفی کرده و پوشاندی، و (از تو می خواهم) بهره ام را افزون کنی

مِنْ کُلّ خَیْرٍ انْزَلْتَهُ، اوْ احْسانٍ فَضَّلْتَهُ، اوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ، اوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ، اوْ

از هر خوبی که فرو فرستاده ای، یا هر احسانی که مرحمت فرموده ای، یا هر نیکی که گسترش داده ای، و یا هر روزیی که گسترانده ای، یا

ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ، اوْ خَطَأٍ تَسْتُرُهُ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ، یا الهی وَسَیِّدی

هر گناهی که بخشیده ای، یا هر خطایی که پوشانده ای، ای پروردگار من، ای پروردگار من، ای پروردگار من! ای معبود و سرور من،

وَمَوْلایَ وَمالِکَ رِقّی یا مَنْ بِیَدِهِ ناصِیَتی یا عَلیماً بِضُرّی 124] وَمَسْکَنَتی

و ای مولا و صاحب اختیار من، ای کسی که اختیارم به دست اوست، ای آگاه بر بدحالی و بینوایی ام،

یا خَبیراً بِفَقْری وَفاقَتی یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ، اسْئَلُکَ بِحَقِّکَ وَقُدْسِکَ،

ای دانای بر تهیدستی و نیازمندی ام، ای پروردگار من، ای پروردگار من، ای پروردگار من! به حق خودت و ذات مقدّس

وَاعْظَمِ صِفاتِکَ وَاسْمآئِکَ، انْ تَجْعَلَ اوْقاتی مِنَ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ بِذِکْرِکَ

و صفات و نامهای بزرگت، از تو می خواهم که اوقات شب و روزم را به یادت آباد

مَعْمُورَهً، وَبِخِدْمَتِکَ مَوْصُولَهً، وَاعْمالی عِنْدَکَ مَقْبُولَهً، حَتّی تَکُونَ

ساخته و در خدمتت ثابت قدم گردانی و اعمالم را در درگاهت بپذیری، تا همه

اعْمالی وَاوْرادی کُلُّها وِرْداً واحِداً، وَحالی فی خِدْمَتِکَ سَرْمَداً، یا

کردار و گفتارم یکسان (و برای تو) باشد و همیشه در حال خدمت به تو باشم، ای

ص :106

سَیِّدی یا مَنْ عَلَیْهِ مُعَوَّلی یا مَنْ الَیْهِ شَکَوْتُ احْوالی یا رَبِّ یا رَبِ

سرور من، ای کسی که تکیه گاه منی، ای کسی که شکایت احوالِ (پریشان) خویش را به درگاه او برم، ای پروردگار من، ای پروردگار من،

یا رَبِّ، قَوِّ عَلی خِدْمَتِکَ جَوارِحی وَاشْدُدْ عَلَی الْعَزیمَهِ جَوانِحی

ای پروردگار من! اعضایم را در انجام خدمتت نیرو بخش و دلم را برای آمدن به سویت قوی دار،

وَهَبْ لِیَ الْجِدَّ فی خَشْیَتِکَ، وَالدَّوامَ فِی الْإِتِّصالِ بِخِدْمَتِکَ، حَتّی اسْرَحَ

و جدیّت در خشیت و مداومت در خدمتت را عطا فرما، تا این که در میدان

الَیْکَ فی مَیادینِ السَّابِقینَ، وَ اسْرِعَ الَیْکَ فِی الْبارِزینَ، وَاشْتاقَ الی

مسابقه (در اطاعت) به سوی تو روانه شوم و در میان پیش تازان، به سوی تو سرعت گیرم و در صف علاقه مندان،

قُرْبِکَ فِی الْمُشْتاقینَ، وَادْنُوَ مِنْکَ دُنُوَّ الْمُخْلِصینَ، وَاخافَکَ مَخافَهَ

به سوی مقام قربت اشتیاق پیدا کنم، و مانند پاکدلان به تو نزدیک گردم و مانند اهل یقین

الْمُوقِنینَ، وَاجْتَمِعَ فی جِوارِکَ مَعَ الْمُؤْمِنینَ، اللهُمَّ وَمَنْ ارادَنی بِسُوءٍ

از تو بترسم و در جوار رحمتت با مؤمنان گرد هم آییم، خدایا، هر کس بدِ مرا خواهد

فَارِدْهُ، وَ مَنْ کادَنی فَکِدْهُ، وَاجْعَلْنی مِنْ احْسَنِ عَبیدِکَ نَصیباً عِنْدَکَ،

به خودش باز گردان، و هر کس با من حلیه کند، به خویش دچارش کن و بهره مندی بهترین بندگانت

وَاقْرَبِهِمْ مَنْزِلَهً مِنْکَ، وَاخَصِّهِمْ زُلْفَهً لَدَیْکَ، فَانَّهُ لا یُنالُ ذلِکَ الَّا بِفَضْلِکَ،

و مقرّب ترین آنان و مخصوص ترین خاصّانت را به من عطا فرما که به راستی جز با لطف تو کسی به این مقام نرسد،

وَ جُدْ لی بِجُودِکَ، وَاعْطِفْ عَلَیَّ بِمَجْدِکَ، وَاحْفَظْنی بِرَحْمَتِکَ، وَاجْعَلْ

و به بخشندگیت ببخش بر من، و به بزرگواریت به من توجّه فرما و به رحمتت مرا حفظ کن، و زبانم را

لِسانی بِذِکْرِکَ لَهِجاً، وَقَلْبی بِحُبِّکَ مُتَیَّماً، وَمُنَّ عَلَیَّ بِحُسْنِ اجابَتِکَ،

به یادت گویا و دلم را به دوستیت بی تاب قرار ده، و با پذیرش خواسته ام بر من منّت گذار،

وَاقِلْنی عَثْرَتی وَاغْفِرْ زَلَّتی فَانَّکَ قَضَیْتَ عَلی عِبادِکَ بِعِبادَتِکَ، وَامَرْتَهُمْ

و از لغزشم بگذر و گناهم را بیامرز، زیرا که تو بندگانت را به پرستش خویش فرمان داده و به دعا کردن

بِدُعآئِکَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَهَ، فَالَیْکَ یارَبِّ نَصَبْتُ وَجْهی وَالَیْکَ یا

امر فرمودی و اجابت دعایشان را ضمانت کردی، پس ای پروردگار من اینک رو به تو و به سویت

رَبِّ مَدَدْتُ یَدی فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لی دُعآئی وَبَلِّغْنی مُنایَ، وَلاتَقْطَعْ

دست نیاز دراز کرده ام، پس به شکوه و عزّتت قسم، دعایم را اجابت فرما و به آرزویم برسان وامیدم را

ص :107

مِنْ فَضْلِکَ رَجآئی وَاکْفِنی شَرَّ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ مِنْ اعْدآئی یا سَریعَ

به لطف و کرمت ناامید مگردان، و از شرّ دشمنانم، از جنّ و انس حفظ فرما، ای (خدایی) که زود

الرِّضا، اغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِکُ الَّا الدُّعآءَ، فَانَّکَ فَعَّالٌ لِما تَشآءُ، یا مَنِ اسْمُهُ

راضی می شوی، کسی را که جز دعا به درگاهت چیز دیگری ندارد ببخش، که به راستی هر آنچه را بخواهی انجام می دهی. ای که نامت

دَوآءٌ، وَذِکْرُهُ شِفآءٌ، وَطاعَتُهُ غِنیً، ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجآءُ،

دارو و یادت درمان و بندگیت توانگری است، بر کسی که سرمایه اش امید

وَسِلاحُهُ الْبُکآءُ، یا سابِغَ النِّعَمِ، یا دافِعَ النِّقَمِ، یا نُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی

و اسلحه اش گریه است، رحم کن، ای فراوان دهنده نعمتها، ای برطرف کننده گرفتاریها، ای روشنی دلهای وحشت زده در

الظُّلَمِ، یا عالِماً لا یُعَلَّمُ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بی ما انْتَ

تاریکیها، ای دانای بی تعلیم، بر محمّد و آلش درود فرست و آنچه را که تو لایق آنی درباره من

اهْلُهُ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّهِ الْمَیامینِ مِنْ الِهِ، وَ سَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً.

انجام ده و درود و رحمت خدا بر پیامبر و امامان با برکت از خاندانش، و سلام و تحیّت فراوان بر آنان باد.

دعای عشرات 125]:

این دعا از دعاهای بسیار معتبر است که مستحب است- اگر کسی بتواند- هر صبح و شام آن را بخواند؛ ولی بهترین زمان خواندنش، عصر جمعه می باشد. مرحوم «کفعمی» در «مصباح» آن را از امام حسین علیه السلام نقل کرده است.(1) و دعا طبق نقل «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجّد»(2) چنین است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ، وَلا الهَ الَّا اللَّهُ وَاللَّهُ اکبَرُ، وَلا حَوْلَ ولا قُوَّهَ إلَّا

پاک و منزّه است خداوند و ستایش مخصوص اوست، و معبودی جز خدای یکتا نیست و او بزرگتر (از هر چیز) است و پناهگاه و نیرویی جز

بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، سُبْحانَ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَاطْرافَ النَّهارِ، سُبْحانَ اللَّهِ

از سوی خداوند بلند مرتبه و با عظمت نیست، تسبیح می گویم خدا را در تمام لحظه های شب و طول روز،

ص :108


1- [126]مصباح کفعمی، صفحه 87.
2- [127]مصباح المتهجّد، صفحه 84 و جمال الاسبوع، صفحه 456 و بحارالانوار، جلد 87، صفحه 74.

بِالْغُدُوِّ وَالْاصالِ، سُبْحانَ اللَّهِ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکارِ، سُبْحانَ اللَّهِ حینَ تُمْسُونَ

و در سپیده دم و شامگاهان و ابتدای شب و روز، تسبیح می گویم خدا را هنگامی که در شب

وَ حینَ تُصْبِحُونَ، وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّمواتِ وَالْأَرْضِ، وَعَشِیّاً وَ حینَ

و صبح داخل می شوید، و ستایش در آسمان ها و زمین، شبانگاه و هنگام ظهر مخصوص خداوندی است که

تُظْهِرُونَ، یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ، وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ، وَیُحْییِ

زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می آورد، و زمین را

الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَکَذلِکَ تُخْرَجُونَ، سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّهِ عَمَّا

پس از مردنش زنده می کند و شما نیز این چنین (در قیامت) برانگیخته می شوید، پروردگار تو، آن خدای صاحب شکوه

یَصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلَی المُرْسَلینَ، وَالْحَمْدُللَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، سُبْحانَ ذِی

از آنچه توصیف می کنند منزّه است. و درود و سلام بر فرستادگان او، و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. تسبیح می گویم خداوندی را که صاحب

الْمُلْکِ وَالْمَلَکُوتِ، سُبْحانَ ذِی الْعِزَّهِ وَالْجَبَرُوتِ، سُبْحَانَ ذِی الْکِبْرِیآءِ

فرمانروایی و سلطه آسمانی است، تسبیح می گویم خداوند صاحب عزّت و بزرگی را، تسبیح می گویم خداوند صاحب جلال

وَالْعَظَمَهِ، الْمَلِکِ الْحَقِّ الْمُبینِ الْمُهَیْمِنِ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ اللَّهِ الْمَلِکِ الْحَیِ

و عظمت را، آن فرمانروای حقیقی روشنگر و نگهبان و پاکیزه از هر عیب، تسبیح می گویم خداوند را، آن فرمانروای زنده ای

الَّذِی لایَمُوتُ، سُبْحانَ اللَّهِ الْمَلِکِ الْحَیِّ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْقآئِمِ الدَّآئِمِ،

که (هرگز) نمی میرد، تسبیح می گویم خداوندِ فرمانروای زنده پاکیزه از هر عیب، تسبیح می گویم (خدای) پایدار پاینده،

سُبْحانَ الدَّآئِمِ الْقآئِمِ، سُبحَانَ رَبِّیَ الْعَظیِمِ، سُبْحانَ رَبِّیَ الْأَعْلی سُبْحانَ

پاک و منزّه است پاینده پایدار، تسبیح می گویم پروردگار با عظمتم را، تسبیح می گویم پروردگار بلند مرتبه ام را، تسبیح می گویم

الْحَیِّ القَیُّومِ، سُبْحانَ الْعَلِیِّ الْأَعْلی سُبْحانَهُ وَتَعالی سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ،

(خدای) زنده جاودان را، تسبیح می گویم (خدای) برتر بلند مرتبه را، او پاک و منزّه و برتر است، بسیار منزّه و پاکیزه از هر عیب است

رَبُّنا وَ رَبُّ الْمَلائِکَهِ وَالرُّوحِ،(1) سُبْحانَ الدَّآئِمِ غَیْرِ الْغافِلِ، سُبْحانَ الْعالِمِ

پروردگار ما و پروردگار فرشتگان و «روح» تسبیح می گویم (خدای) پاینده آگاه را، تسبیح می گویم (خدای) دانای

بِغَیْرِ تَعْلِیمٍ، سُبْحانَ خالِقِ ما یُری ومَا لایُری سُبْحانَ الَّذی یُدْرِکُ

بدون نیاز به آموختن را، تسبیح می گویم آفریننده آنچه دیدنی و آنچه نادیدنی است، تسبیح می گویم (خدایی) که بینندگان را

ص :109


1- [128]در مصباح المتهجّد:« و ربّ کلُّ شی ء» نیز آمده است.

الْأَبْصارَ، وَلا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ، وَهُوَ اللَّطیفُ الْخَبِیرُ، اللهُمَّ إنّی اصْبَحْتُ

می بیند ولی آنها او را نمی بینند، و او مهربان و آگاه است، خدایا من از (لطف و محبّت) تو صبح

وَ امْسَیْتُ مِنْکَ فی نِعْمَهٍ وَخَیْرٍ وَبَرَکَهٍ وَعافِیَهٍ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،

و شام در نعمت و خیر و برکت و عافیتم، پس بر محمّد و آل (پاکش) درود فرست

وَاتْمِمْ عَلَیَّ نِعْمَتَکَ وَخَیْرَکَ، وَبَرَکاتِکَ وَعافِیَتَکَ بِنَجاهٍ مِنَ النَّارِ،

و با نجات از آتش (غضبت) نعمت و خیر و برکت و عافیت را (از جانب خویش) بر من تمام کن.

وَارْزُقْنِی شُکْرَکَ وَعافِیَتَکَ وَفَضْلَکَ وَکَرامَتَکَ ابَداً ما ابْقَیْتَنِی اللهُمَ

و مادامی که مرا زنده نگه داشته ای توفیق سپاسگذاری (از نعمت هایت) و عافیت و لطف و بخشش همیشگی ات را روزیم گردان، خدایا

بِنُورِکَ اهْتَدَیْتُ، وَبِفَضْلِکَ اسْتَغْنَیْتُ، وَبِنِعْمَتِکَ اصْبَحْتُ وَامْسَیْتُ،

به نور تو هدایت شده و به لطف تو بی نیاز شدم و به نعمت تو صبح و شب (را سپری) کردم،

اللهُمَّ انّی اشْهِدُکَ وَکَفی بِکَ شَهِیداً، وَاشْهِدُ مَلائِکَتَکَ وانْبِیآئَکَ

خدایا تو را گواه می گیرم و گواهی تو کافی است و (همچنین) فرشتگان، و پیامبران

وَرُسُلَکَ، وَحَمَلَهَ عَرْشِکَ، وَسُکَّانَ سَمَاوَاتِکَ وَارْضِکَ، وَجَمیعَ خَلْقِکَ،

و فرستادگان و حاملان عرش و ساکنان آسمان ها و زمین و همه مخلوقاتت را گواه می گیرم

بِانَّکَ انْتَ اللَّهُ لا الهَ الَّا انْتَ، وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ، وانَّ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ

بر این که به یقین تو خدایی هستی که معبودی جز تو نیست، یگانه ای که شریکی برای تو نیست و این که محمّد- که درود خدا

عَلَیْهِ وَآلِهِ عَبْدُکَ وَرَسُولُکَ، وَانَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ، تُحْیی وَتُمیتُ،

بر او و خاندان (پاکش) باد- بنده و فرستاده توست و این که تو بر هر کاری توانایی، زنده کرده و می میرانی

وَتُمیتُ وَتُحْیی وَاشْهَدُ انَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ، وَ انَّ النَّارَ حَقٌّ، وَ النُّشُورَ حَقٌّ،

و می میرانی و زنده می کنی و گواهی می دهم به یقین بهشت و دوزخ و قیامت حق است

وَالسَّاعَهَ اتِیَهٌ لا رَیْبَ فیهَا، وَانَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی القُبُورِ، وَاشْهَدُ انَّ عَلِیَ

و زمان آن بی شک فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در گورها خفته اند بر می انگیزد، و گواهی می دهم به یقین

بْنَ ابیطالِبٍ امیرُ الْمُؤْمِنینَ حَقّاً حَقّاً، وَانَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ وُلْدِهِ هُمُ الْأَئمَّهُ

علی بن ابی طالب حقیقتاً و به حق، امیرمؤمنان است و امامان از فرزندانش همان امامان

الهُداهُ الْمَهْدِیُّونَ، غَیْرُ الضَّآلّینَ وَلَا الْمُضِلِّینَ، وَانَّهُمْ اوْلِیآئُکَ الْمُصْطَفَوْنَ،

هدایت کننده هدایت شده ای هستند که نه گمراهند و نه گمراه کننده و (گواهی می دهم) به یقین آنها دوستان برگزیده تو

ص :110

وَحِزْبُکَ الْغالِبُونَ، وَ صِفْوَتُکَ وَخِیَرَتُکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَنُجَبآئُکَ الَّذِینَ

و حزب پیروز و فاتح تو، و برگزیده و بهترین مخلوقات تواند بزرگ زادگانی که آنها را

انْتَجَبْتَهُمْ لِدینِکَ، وَاخْتَصَصْتَهُمْ مِنْ خَلْقِکَ، واصْطَفْیَتَهُمْ عَلی عِبادِکَ،

برای دین خود انتخاب کرده و از میان مخلوقاتت مخصوصشان ساخته و بر بندگانت برگزیدی

وَجَعَلْتَهُمْ حُجَّهً عَلَی الْعالَمینَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ والسَّلامُ وَرَحْمهُ اللَّهِ

و آنها را بر جهانیان حجّت و دلیل قرار دادی درود و سلام و رحمت خدا بر آنها باد،

وَبَرَکاتُهُ، اللهُمَّ اکْتُبْ لی هذِهِ الشَّهادَهَ عِنْدَکَ، حَتّی تُلَقِّنیها یَوْمَ الْقِیمَهِ

خدایا این شهادت و گواهی را برای من در نزد خود ثبت فرما تا این که در روز قیامت در حالی که از من

وَانْتَ عَنّی راضٍ، انَّکَ عَلی ما تَشآءُ قَدیرٌ، اللهُمَّ لَکَ الْحَمدُ حَمْداً

خشنود هستی آن را بر زبانم جاری سازی زیرا که تو بر هر چه خواهی توانایی خدایا ستایش مخصوص توست ستایشی که

یَصْعَدُ اوَّلُهُ، وَلا یَنْفَدُ آخِرُهُ، اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْداً تَضَعُ لَکَ السَّمآءُ

آغازش (به آسمان) بالا رود و پایانی نداشته باشد، خدایا ستایش مخصوص توست ستایشی که آسمان برای تو بالهایش را بر زمین نهد

کَنَفَیْها، وَتُسَبِّحُ لَکَ الْأَرْضُ وَمَنْ عَلَیْها، اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْداً سَرْمَداً

(و تواضع کند) و زمین و آنچه بر آن است تو را تسبیح گوید، خدایا ستایش مخصوص توست ستایشی پیوسته

ابَداً، لَا انْقِطاعَ لَهُ وَلا نَفادَ، وَلَکَ یَنْبَغی وَالَیْکَ یَنْتَهی فِیَّ وَعَلَیَ

و ابدی که انقطاعی برای آن نباشد و نه فنایی، (ستایش) شایسته توست و به تو منتهی می شود. (که اثر آن) در وجود من و بر من

وَ لَدَیَّ وَ مَعی وَقَبْلی وَبَعْدی وَامامِی وَفَوْقی وَتَحْتی وَ اذا مِتُّ وَبَقیتُ

و نزد من و همراه من و پیش از من و پس از من و مقابلم و بالای سرم و زیر پایم و هنگامی که از دنیا رفتم و تک و تنها

فَرْداً وَحیداً ثُمَّ فَنیتُ، وَلَکَ الْحَمْدُ اذا نُشِرْتُ وَبُعِثْتُ یا مَوْلایَ، اللَّهُمَ

باقی ماندم و سپس فانی شدم (و در تمام حالات ظاهر شود) و ستایش مخصوص توست زمانی که دوباره زنده شوم و برانگیخته گردم، ای مولای من، خدایا

وَلَکَ الْحَمْدُ وَلَکَ الشُّکْرُ بِجَمیعِ مَحامِدِکَ کُلِّها، عَلی جَمیعِ نَعْمآئِکَ کُلِّها،

ستایش و شکر مخصوص توست به جمیع انواع آن بر تمامی نعمتهایت،

حَتّی یَنْتَهِیَ الْحَمْدُ الی ما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضی اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلی کُلِ

تا جایی که ای پروردگار من حمد من به خشنودی و رضایت تو منتهی گردد، خدایا ستایش مخصوص توست بر هر

اکْلَهٍ وَ شَرْبَهٍ، وَبَطْشَهٍ وَقَبْضَهٍ وَبَسْطَهٍ، وَ فی کُلِّ مَوْضِعِ شَعْرَهٍ، اللهُمَ

خوردن و آشامیدنی و هر حرکت، بستن و گشایشی، و در محلّ روییدن هر مویی، خدایا

ص :111

لَکَ الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً مَعَ خُلُودِکَ، ولَکَ الْحَمْدُ حَمْداً لا مُنْتَهی لَهُ دُونَ

ستایش مخصوص توست ستایشی که جاودان است به جاودانگیت. و ستایش مخصوص توست ستایشی که نهایتی جز علم تو

عِلْمِکَ، وَلَکَ الْحَمْدُ حَمْداً لا امَدَ لَهُ دُونَ مَشِیَّتِکَ، وَلَکَ الْحَمْدُ حَمْداً لا

برای آن نباشد. و ستایش مخصوص توست ستایشی که پایانی جز اراده و خواست تو برای آن نباشد. و ستایش مخصوص توست ستایشی که پاداشی

اجْرَ لِقآئِلِهِ الَّا رِضاکَ، وَلَکَ الْحَمْدُ عَلی حِلْمِکَ بَعْدَ عِلْمِکَ، وَلَکَ الْحَمْدُ

جز رضای تو برای گوینده آن نباشد و ستایش مخصوص توست به خاطر حلمِ بعد از آگاهیت، و ستایش مخصوص توست

عَلی عَفْوِکَ بَعْدَ قُدْرَتِکَ، وَلَکَ الْحَمْدُ باعِثَ الْحَمْدِ، وَلَکَ الْحَمْدُ وارِثَ

به خاطر گذشت بعد از تواناییت، و ستایش مخصوص توست که انگیزه هر ستایشی و ستایش مخصوص توست که وارث

الْحَمْدِ، ولَکَ الْحَمْدُ بَدیعَ الْحَمْدِ، وَلَکَ الْحَمْدُ مُنْتَهَی الْحَمْدِ، وَلَکَ الحَمْدُ

ستایشی و ستایش مخصوص توست که ایجادکننده آنی و ستایش مخصوص توست که نهایت ستایشی و ستایش مخصوص توست

مُبتَدِعَ الْحَمْدِ، وَ لَکَ الْحَمْدُ مُشْتَرِیَ الْحَمْدِ، وَلَکَ الْحَمْدُ وَلِیَّ الْحَمْدِ،

که به وجود آورنده آنی، و ستایش مخصوص توست که خریدار ستایشی، و ستایش مخصوص توست که صاحب ستایشی

وَلَکَ الْحَمْدُ قَدیمَ الْحَمْدِ، وَلَکَ الْحَمْدُ صادِقَ الْوَعْدِ، وَفِیَّ الْعَهْدِ، عَزیزَ

و ستایش مخصوص توست که از ازل مورد ستایشی و ستایش مخصوص توست که وعده ات راست، پیمانت پایدار، سپاهت

الجُنْدِ، قآئِمَ الْمَجْدِ، وَلَکَ الْحَمْدُ رَفیعَ الدَّرَجاتِ، مُجیبَ الدَّعَواتِ، مُنزِلَ

بزرگ و بزرگواریت جاودان است، و ستایش مخصوص توست که بلندمرتبه، برآورنده حاجات، فرو فرستنده

الْایاتِ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَمواتٍ، عَظیمَ الْبَرَکاتِ، مُخْرِجَ النُّورِ مِنَ الظُّلُماتِ،

آیات از بالای هفت آسمانی، صاحب رحمت گسترده، خارج کننده نور از تاریکی ها

وَمُخْرِجَ مَنْ فِی الظُّلُماتِ الیَ النُّورِ، مُبَدِّلَ السَّیِّئاتِ حَسَناتٍ، وَجاعِلَ

و خارج کننده هر کسی از تاریکی به روشنایی، تبدیل کننده بدی ها به خوبی ها و قرار دهنده

الْحَسَناتِ دَرَجاتٍ، اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ غافِرَ الذَّنْبِ، وَقابِلَ التَّوْبِ، شَدیدَ

درجات برای حسناتی، خدایا ستایش مخصوص توست که آمرزنده گناه و پذیرنده توبه و سخت

الْعِقابِ ذَاالطَّوْلِ، لا الهَ الَّا انْتَ، الَیْکَ الْمَصیرُ، اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ فِی اللَّیْلِ

کیفر دهنده توانایی، معبودی جز تو نیست و بازگشت (همه) به سوی توست، خدایا ستایش مخصوص توست در شب

اذایَغْشی وَلَکَ الْحَمْدُ فِی النَّهارِاذاتَجَلّی وَلَکَ الْحَمْدُ فِی الْاخِرَهِوَالْأُولی

هنگامی که (جهان را) بپوشاند. و ستایش مخصوص توست در روز هنگامی که (جهان را) روشن سازد. و ستایش مخصوص توست در آخرت و دنیا،

ص :112

وَلَکَ الْحَمْدُ عَدَدَ کُلِّ نَجْمٍ وَمَلَکٍ فِی السَّمآءِ، وَلَکَ الْحَمْدُ عَدَدَ الثَّری

و ستایش مخصوص توست به تعداد ستارگان و فرشتگان آسمان و ستایش مخصوص توست به تعداد ذرات خاک ها

وَالْحَصی وَالنَّوی وَلَکَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما فی جَوْفِ الأَرْضِ، وَلَکَ الْحَمْدُ

و ریگ ها و دانه ها، و ستایش مخصوص توست به تعداد آنچه در دل زمین است، و ستایش مخصوص توست

عَدَدَ اوْزانِ مِیاهِ الْبِحارِ، وَلَکَ الْحَمْدُ عَدَدَ اوْراقِ الْأَشْجارِ، وَلَکَ الْحَمْدُ

به اندازه آب دریاها، و ستایش مخصوص توست به تعداد برگ درختان، و ستایش مخصوص توست

عَدَدَ ما عَلی وَجْهِ الْأَرْضِ، وَلَکَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما احْصی کِتابُکَ، وَ لَکَ

به تعداد آنچه که روی زمین است و ستایش مخصوص توست به تعداد آنچه که در کتاب تو شمارش شده و ستایش

الْحَمْدُ عَدَدَ ما احاطَ بِهِ عِلْمُکَ، وَلَکَ الْحَمْدُ عَدَدَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ، وَالْهَوامِ

مخصوص توست به مقدار آنچه که علم تو به آن احاطه دارد و ستایش مخصوص توست به عدد انس و جنّ و حشرات

وَالطَّیْرِ، وَالْبَهآئِمِ وَالسِّباعِ، حَمْداً کَثیراً طَیِّباً مُبارَکاً فِیهِ، کَما تُحِبُّ رَبَّنا

و پرندگان و چهارپایان و درندگان، ستایشی فراوان، پاکیزه و با برکت آن گونه که تو ای پروردگار ما، دوست داری

وَتَرْضی وَ کَما یَنْبَغی لِکَرَمِ وَجْهِکَ وَعِزِّ جَلالِکَ. آنگاه ده مرتبه می گویی: لا الهَ

و خشنود می شوی و آن گونه که سزاوار ذات بزرگوار و عزت جلال توست************ معبودی جز

الَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ.

خدا نیست، یگانه ای که شریکی برای او نیست، فرمانروایی و ستایش مخصوص اوست و او مهربان و آگاه است.

و ده مرتبه: لا الهَ الَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لاشَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، یُحْیی

******* معبودی جز خدا نیست، یگانه ای که شریکی برای او نیست، فرمانروایی و ستایش مخصوص اوست، زنده می کند

وَیُمیتُ، و یُمیتُ وَیُحْیی وَهُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلی کُلِ

و می میراند و می میراند و و زنده می کند، و او زنده ای است که (هرگز) نمی میرد، نیکی و خوبی بدست اوست و او بر هر

شَیْ ءٍ قَدیرٌ. و ده مرتبه: اسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا الهَ الَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَاتُوبُ

چیز تواناست،****** آمرزش می طلبم از خدایی که معبودی جز او زنده و جاودان، نیست و به سوی او

الَیْهِ. و ده مرتبه: یااللَّهُ یااللَّهُ. و ده مرتبه: یا رَحْمنُ یا رَحْمنُ. و ده مرتبه: یا رَحیمُ

باز می گردم،******* ای خدا، ای خدا.******* ای بخشنده، ای بخشنده،********* ای مهربان،

یا رَحیمُ. و ده مرتبه: یا بَدیعَ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ. وده مرتبه: یا ذَاالْجَلالِ

ای مهربان******** ای به وجود آورنده آسمان و زمین،******** ای صاحب جلال

ص :113

وَالْإِکْرامِ. و ده مرتبه: یاحَنَّانُ یا مَنَّانُ. و ده مرتبه: یا حیُّ یا قَیُّومُ. و ده مرتبه: یا حَیُ

و بزرگواری****** ای بسیار مهربان و ای بسیار سخاوتمند،******** ای زنده، ای جاودان،******** ای زنده ای که

لا الهَ الَّا انْتَ. و ده مرتبه: یا اللَّهُ لا الهَ الَّا انْتَ. و ده مرتبه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ

معبودی جز تو نیست،****** ای خدایی که معبودی جز تو نیست،****** به نام خداوند بخشنده

الرَّحِیمِ. و ده مرتبه: اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. و ده مرتبه: اللهُمَّ افْعَلْ

مهربان********** خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست******** خدایا آنچه را که

بی ما انْتَ اهْلُهُ. و ده مرتبه: آمینَ آمینَ. و ده مرتبه سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ. سپس ده تو شایسته آنی در مورد من انجام بده******** (دعایم را) اجابت فرما ...************ بگو خداوند یکتا و یگانه است،******

مرتبه می گویی: اللَّهُمَّ اصْنَعْ بی ما انْتَ اهْلُهُ، وَلا تَصْنَعْ بی ما ا نَا اهْلُهُ، فَانَّکَ

******** خدایا آنچه را که تو شایسته آنی در مورد من انجام بده نه آنچه که من شایسته آنم، به یقین تو

اهْلُ التَّقْوی وَاهْلُ الْمَغْفِرَهِ، وَانَا اهْلُ الذُّنُوبِ وَالْخَطایا، فَارْحَمْنی یا

شایسته پرهیزگاری و آمرزشی و من اهل گناه و اشتباهم، به من رحم کن ای

مَوْلایَ وَانْتَ ارْحَمُ الرَّاحِمینَ. و نیز ده مرتبه می گویی: لا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ الَّا بِاللَّهِ،

مولای من، که تویی مهربان ترین مهربانان********** پناهگاه و نیرویی جز از سوی خداوند نیست،

تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لا یَمُوتُ، وَالْحَمْدُللَّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً،

به (خدای) زنده ای که (هرگز) نمی میرد توکل کردم و ستایش مخصوص خدایی است که نه فرزندی برای خود انتخاب کرده

وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً.

و نه شریکی در حکومت دارد و ضعف و ذلتی ندارد که حامی و سرپرستی برای او باشد و (به خدا می گویم) او را بسیار بزرگ بشمار.

دعای سمات 129]:

از دعاهای مشهور است که اکثر علمای بزرگ به آن عنایت داشته اند. مستحب است این دعا را در ساعت های آخرِ روز جمعه بخوانند. این دعا از جناب محمّد بن عثمان عَمْری رحمه الله که یکی از نوّاب چهارگانه امام زمان علیه السلام است به سندش از حضرت امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل شده است.

همان گونه که در روایت آمده، این دعا برای رفع شرّ و ستم دشمنان و اجابت سریع دعاها و پاداش فراوان

ص :114

الهی، مؤثّر است.(1) این دعا طبق نقل «مصباح المتهجّد»(2) چنین است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الْأَعْظَمِ 132]، الْأَعَزِّ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ، الَّذی

خدایا به حق نام بزرگ و بسیار با عظمت و محبوب و عالی و گرامیت از تو می خواهم به حق نامی

اذا دُعیتَ بِهِ عَلی مَغالِقِ ابْوابِ السَّمآءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَهِ انْفَتَحَتْ، وَ اذا

که اگر خوانده شوی به آن نام برای گشایش درهای بسته آسمان، به رحمت و بخشش باز می شود و اگر

دُعیتَ بِهِ عَلی مَضآئِقِ ابْوابِ الْأَرْضِ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ، وَاذا دُعیتَ بِهِ

خوانده شوی به آن نام برای گشایش تنگناها و سختی های زمین، گشوده می شود، و اگر خوانده شوی به آن نام

عَلَی العُسْرِ لِلْیُسْرِ تَیَسَّرَتْ، وَ اذا دُعیتَ بِهِ عَلَی الْأَمْواتِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ،

برای آسان شدن دشواری ها، آسان شود و اگر خوانده شوی به آن نام برای زنده شدن مردگان، زنده شوند،

وَاذا دُعیتَ بِهِ عَلی کَشْفِ الْبَاْسآءِ وَالضَّرَّآءِ انْکَشَفَتْ، وَبِجَلالِ وَجْهِکَ

و اگر خوانده شوی به آن نام برای برطرف شدن سختی ها و ناگواری ها، برطرف شود (و از تو می خواهم) به حق ذات ارجمند

الْکَریمِ، اکْرَمِ الْوُجُوهِ وَاعَزِّ الْوُجُوهِ، الَّذی عَنَتْ لَهُ الْوُجُوهُ، وَخَضَعَتْ

و گرامیت، گرامی ترین و محبوب ترین ذواتی که در برابرت فروتنی کرده اند و گردنکشان در مقابلت

لَهُ الرِّقابُ، وَخَشَعَتْ لَهُ الْأَصْواتُ، وَوَجِلَتْ لَهُ الْقُلُوبُ مِنْ مَخافَتِکَ،

تسلیم و مطیع گردیده اند، و هر صدایی در حضورت خاموش گشته و هر دلی از ترس تو بیمناک گردیده،

وَبِقُوَّتِکَ الَّتی بِها تُمْسِکُ السَّمآءَ انْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ الَّا بِاذْنِکَ، وَتُمْسِکُ

و (از تو می خواهم) به حق آن قدرتت که بوسیله آن آسمان را از فرو ریختن بر زمین جز به اذنت نگه می دارد، و آسمان

السَّمواتِ وَالْأَرْضَ انْ تَزُولا، وَبِمَشِیَّتِکَ الَّتی دانَ لَهَا الْعالَمُونَ،

و زمین را از جابجا شدن حفظ می کند و (از تو می خواهم) به حق اراده و خواستت که جهانیان در مقابل آن مطیعند،

ص :115


1- [130]بحارالانوار، جلد 87، صفحه 96.
2- [131]این دعا در مصباح المتهجّد، صفحه 416 و جمال الاسبوع، صفحه 533 و دیگر کتب دعا نقل شده است. مرحوم علّامه مجلسی نیز آن را در بحارالانوار، با شرح و توضیح آورده است( بحارالانوار، جلد 87، صفحه 96 به بعد).

وَبِکَلِمَتِکَ الَّتی خَلَقْتَ بِهَا السَّمواتِ وَالْأَرْضَ، وَبِحِکْمَتِکَ الَّتی صَنَعْتَ

و (از تو می خواهم) به حقّ آن کلمه ای که به واسطه آن آسمان و زمین راآفریدی و به حق آن دانایی و حکمتت که به واسطه آن

بِهَا الْعَجآئِبَ، وَخَلَقْتَ بِهَا الظُّلْمَهَ وَجَعَلْتَها لَیْلًا، وَجَعَلْتَ اللَّیْلَ سَکَناً،

شگفتی ها را آفریدی و با آن تاریکی را آفریدی و آن را شب و مایه آرامش قرار دادی،

وَخَلَقْتَ بِهَا النُّورَ وَجَعَلْتَهُ نَهاراً، وَجَعَلْتَ النَّهارَ نُشُوراً مُبْصِراً، وَخَلَقْتَ

و با آن روشنایی را آفریدی و آن را روز و زمان پراکندگی (برای کار و تلاش) و مایه بینایی قرار دادی

بِهَا الشَّمْسَ وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ ضِیآءً، وَخَلَقْتَ بِهَا الْقَمَرَ وَجَعَلْتَ الْقَمَرَ

و با آن خورشید را آفریدی و آن را درخشان ساختی و با آن ماه را آفریدی و آن را روشنایی (درشب)

نُوراً، وَخَلَقْتَ بِهَا الْکَواکِبَ وَجَعَلْتَها نُجُوماً وَبُرُوجاً، وَمَصابیحَ وَزینَهً

قرار دادی، و با آن ستارگان را آفریدی و آنها را بصورت اختران تابناک و صور فلکی وچراغ های هدایت (در شب) و زینت

وَرُجُوماً، وَجَعَلْتَ لَها مَشارِقَ وَمَغارِبَ، وَجَعَلْتَ لَها مَطالِعَ وَمَجارِیَ،

و آرایش (آسمان) و سنگ های متحرک قرار دادی و برای آنها محل طلوع و غروب و محلّ جریان و حرکت

وَجَعَلْتَ لَها فَلَکاً وَمَسابِحَ، وَقَدَّرْتَها فِی السَّمآءِ مَنازِلَ فَاحْسَنْتَ

و مدارها و جایگاهی که بر آن شناورند قرار دادی و برای آنها منزلگاه هایی در آسمان معیّن کرده و به خوبی

تَقْدیرَها، وَصَوَّرْتَها فَاحْسَنْتَ تَصْویرَها، وَاحْصَیْتَها بِاسْمآئِکَ احْصآءً،

اندازه گیری نمودی و به بهترین وجه شکل دادی و به نام های مبارکت آنها را شمارش کردی

وَدَبَّرْتَها بِحِکْمَتِکَ تَدْبیراً فَاحْسَنْتَ تَدْبیرَها، وَسَخَّرْتَها بِسُلْطانِ اللَّیْلِ

و با دانایی و حکمتت به خوبی تدبیر کردی و به وسیله قدرت و سلطه شب

وَسُلْطانِ النَّهارِ، وَالسَّاعاتِ وَعَدَدِ السِّنینَ وَالْحِسابِ، وَجَعَلْتَ رُؤْیَتَها

و روز و ساعت ها و شمارش سال ها و برقراری نظم، آنها را مطیع ساختی و دیدنشان را

لِجَمیعِ النَّاسِ مَرْئً واحِداً، وَاسْئَلُکَ اللَّهُمَّ بِمَجْدِکَ الَّذی کَلَّمْتَ بِهِ

برای همه مردم یکسان قرار دادی، خدایا از تو می خواهم به حقّ بزرگواریت که به واسطه آن با

عَبْدَکَ وَ رَسُولَکَ، مُوسَی بْنَ عِمْرانَ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الْمُقَدَّسینَ، فَوْقَ

بنده و فرستاده ات موسی بن عمران- که بر او درود و سلام باد- در میان فرشتگان پاک سخن گفتی، (در مکانی) فراتر از

احْساسِ الْکَرُّوبینَ، فَوْقَ غَمآئِمِ النُّورِ، فَوْقَ تابُوتِ الشَّهادَهِ فی عَمُودِ

درک فرشتگان مقرّب، بر فراز ابرهای نورانی، بالای صندوق شهادت (که فرشتگان، تورات را با آن حمل می کنند) و در میان ستونی

ص :116

النَّارِ، وَفی طُورِ سَیْنآءَ، وَفی جَبَلِ حُوریثَ فِی الْوادِ الْمُقَدَّسِ فِی الْبُقْعَهِ

از آتش در طور سینا و در کوه حوریث، در سرزمینی پاکیزه، و در مکانی

الْمُبارَکَهِ، مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ مِنَ الشَّجَرَهِ، وَفی ارْضِ مِصْرَ بِتِسْعِ

مبارک، از طرف راست کوه طور از درختی (با موسی سخن گفتی) و در سرزمین مصر، با نُه معجزه آشکار

ایاتٍ بَیِّناتٍ، وَیَوْمَ فَرَقْتَ لِبَنی اسْرآئیلَ الْبَحْرَ، وَفِی الْمُنْبَجِساتِ الَّتی

(او را تأیید کردی)، و (به مجد و بزرگواریت) در روزی که دریا را برای بنی اسرائیل شکافتی و در چشمه های جوشان

صَنَعْتَ بِهَا الْعَجآئِبَ فی بَحْرِ سُوفٍ، وَعَقَدْتَ مآءَ الْبَحْرِ فی قَلْبِ الْغَمْرِ

از سنگ که به واسطه آن شگفتی ها را در دریای سوف آفریدی و آب را در دل آن دریا همانند سنگ

کَالْحِجارَهِ، وَجاوَزْتَ بِبَنی اسْرآئیلَ الْبَحْرَ، وَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ الْحُسْنی

محکم ساختی، و بنی اسرائیل را از آن گذراندی و به واسطه صبر آنها کلمه نیکویت [/ حسن قضا] عَلَیْهِمْ بِما صَبَرُوا، وَ اوْرَثْتَهُمْ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَمَغارِبَهَا الَّتی بارَکْتَ

را برایشان به پایان رساندی، و آنها را بر سراسر آن سرزمین که بر جهانیان مبارک گردانده بودی

فیها لِلْعالَمینَ، وَاغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَجُنُودَهُ وَ مَراکِبَهُ فِی الْیَمِّ، و بِاسْمِکَ

مالک کردی و فرعون و لشکریانش و آنچه بر آن سوار بودند را در دریا غرق نمودی، و (از تو می خواهم)

الْعَظیمِ الْأَعْظَمِ الأَعْظَمِ الْأَعَزِّ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ، وَبِمَجْدِکَ الَّذی تَجَلَّیْتَ بِهِ

به حق نام بزرگِ با عظمتِ بسیار با عظمت و محبوب و عالی و گرامیت و به بزرگواریت که به واسطه آن

لِمُوسی کَلیمِکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فی طُورِ سَیْنآءَ، وَ لِإِبْراهیمَ عَلَیْهِ السَّلامُ

بر موسی کلیم- که بر او درود و سلام باد- در طور سینا جلوه گر شدی و قبل از آن بر ابراهیم خلیل- که بر او درود

خَلیلِکَ مِنْ قَبْلُ فی مَسْجِدِ الْخَیْفِ، وَلِإِسْحقَ صَفِیِّکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فی

و سلام باد- در مسجد خیف، و بر برگزیده ات اسحاق- که بر او درود و سلام باد- در

بِئْرِ شِیَعٍ، وَلِیَعْقُوبَ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فی بَیْتِ ایلٍ، وَاوْفَیْتَ لِإِبْراهیمَ

چاه شیع، و بر پیامبرت یعقوب- که بر او درود و سلام باد- در خانه ایل (جلوه گر شدی) و به عهد و پیمانت با ابراهیم

عَلَیْهِ السَّلامُ بِمیثاقِکَ، وَ لِإِسْحقَ عَلَیْهِ السَّلامُ بِحَلْفِکَ، وَلِیَعْقُوبَ عَلَیْهِ

- که بر او درود و سلام باد- وفا کردی، و به سوگندت در مورد اسحاق- که بر او درود و سلام باد- و به گواهیت برای یعقوب

السَّلامُ بِشَهادَتِکَ، وَلِلْمُؤْمِنینَ بِوَعْدِکَ، وَلِلدَّاعینَ بِاسْمآئِکَ فَاجَبْتَ،

- که بر او درود و سلام باد- و به وعده ات برای مؤمنین و درخواست کنندگان به نامهایت که (وفا کرده و) اجابت نمودی،

ص :117

وَبِمَجْدِکَ الَّذی ظَهَرَ لِمُوسَی بْنِ عِمْرانَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَلی قُبَّهِ الرُّمَّانِ،

و (از تو می خواهم) به حقّ بزرگواریت که در قُبّه الرمان [/ عبادتگاه موسی بر موسی بن عمران- که بر او درود و سلام باد- آشکار شد

وَبایاتِکَ الَّتی وَقَعَتْ عَلی ارْضِ مِصْرَ بِمَجْدِالْعِزَّهِ وَالْغَلَبَهِ، بایاتٍ عَزیزَهٍ،

و به معجزه هایت که در سرزمین مصر با بزرگواری با شکوه و غالب و نشانه های باشکوه

وَ بِسُلْطانِ الْقُوَّهِ، وَبِعِزَّهِ الْقُدْرَهِ وَبِشَأْنِ الْکَلِمَهِ التَّآمَّهِ، وَبِکَلِماتِکَ الَّتی

و سلطه قوی و قدرت عظیم واقع شد و (از تو می خواهم) به حق مقام کلمه کامل و کلماتت که

تَفَضَّلْتَ بِها عَلی اهْلِ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ، وَاهْلِ الدُّنْیا وَ الْاخِرَهِ،

به واسطه آن بر اهل آسمان و زمین و دنیا و آخرت احسان نمودی

وَبِرَحْمَتِکَ الَّتی مَنَنْتَ بِها عَلی جَمیعِ خَلْقِکَ، وَبِاسْتِطاعَتِکَ الَّتی اقَمْتَ

و به حقّ بخششت که به واسطه آن بر تمامی مخلوقاتت منّت نهادی و به حقّ قدرتت که به واسطه آن

بِها عَلَی الْعالَمینَ، وَبِنُورِکَ الَّذی قَدْ خَرَّمِنْ فَزَعِهِ طُورُ سَیْنآءَ، وَ بِعِلْمِکَ

جهان را بر پا داشتی، و به حقّ نورت که از وحشت آن طور سینا فرو افتاد و به حق دانش

وَجَلالِکَ وَکِبْرِیآئِکَ، وَ عِزَّتِکَ وَجَبَرُوتِکَ الَّتی لَمْ تَسْتَقِلَّهَا الْأَرْضُ،

و عظمت و اقتدار و شکوه و بزرگیت که زمین توان تحمّل آن را نداشت

وَانْخَفَضَتْ لَهَا السَّمواتُ، وَانْزَجَرَ لَهَا الْعُمْقُ الْأَکْبَرُ، وَرَکَدَتْ لَهَا الْبِحارُ

و آسمان ها در برابرش فرود آمدند و عمیق ترین قسمت های زمین باز ایستاد، و دریاها و رودها

وَالْأَنْهارُ، وَ خَضَعَتْ لَهَا الْجِبالُ، وَسَکَنَتْ لَهَا الْأَرْضُ بِمَناکِبِها،

راکد شدند، و کوه ها سر فرود آوردند، و زمین با پستی و بلندیهایش آرام گرفت،

وَاسْتَسْلَمَتْ لَهَا الْخَلائِقُ کُلُّها، وَ خَفَقَتْ لَهَا الرِّیاحُ فی جَرَیانِها،

و همه خلایق مطیع گردیدند، و بادها در جریان خود مضطرب شدند،

وَخَمَدَتْ لَهَا النّیرانُ فی اوْطانِها، وَبِسُلْطانِکَ الَّذی عُرِفَتْ لَکَ بِهِ الْغَلَبَهُ

و آتش ها در آتشکده ها خاموش گشتند، و به حقّ سلطنت و فرمانرواییت که به واسطه آن تا ابد

دَهْرَ الدُّهُورِ، وَحُمِدْتَ بِهِ فِی السَّمواتِ وَالْأَرَضینَ، وَبِکَلِمَتِکَ کَلِمَهِ

پیروز و غالب شناخته شده ای و به واسطه آن در آسمان ها و زمین ها ستایش شده ای، و به حقّ کلمه

الصِّدْقِ الَّتی سَبَقَتْ لِأَبینا ادَمَ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ ذُرِّیَّتِهِ بِالرَّحْمَهِ، وَاسْئَلُکَ

صدق و راستت که به رحمتت بر پدر ما آدم- که بر او درود و سلام باد- و نسلش پیشی گرفت، و از تو می خواهم

ص :118

بِکَلِمَتِکَ الَّتی غَلَبَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ، وَبِنُورِ وَجْهِکَ الَّذی تَجَلَّیْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ،

به حق آن کلمه ات که بر هر چیز چیره گشت و به حقّ نور ذاتت که به واسطه آن بر کوه جلوه کردی

فَجَعَلْتَهُ دَکّاً وَخَرَّ مُوسی صَعِقاً، وَ بِمَجْدِکَ الَّذی ظَهَرَ عَلی طُورِ سَیْنآءَ،

و آن را متلاشی ساختی و موسی بیهوش افتاد، و به حق بزرگواریت که بر طور سینا آشکار شد،

فَکَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَکَ وَرَسُولَکَ مُوسَی بْنَ عِمْرانَ، وَ بِطَلْعَتِکَ فی ساعیرَ،

و به واسطه آن با بنده و فرستاده ات موسی بن عمران سخن گفتی، و به آشکار شدنت در ساعیر [/ محلّ عبادت عیسی

وَظُهُورِکَ فی جَبَلِ فارانَ بِرَبَواتِ الْمُقَدَّسینَ، وَجُنُودِ الْمَلائِکَهِ الصَّآفّینَ،

و در کوه فاران [/ محل عبادت رسول خدا] در جایگاه رفیع فرشتگان مقدس و لشکریان صف کشیده آنها

وَخُشُوعِ الْمَلائِکَهِ الْمُسَبِّحینَ، وَبِبَرَکاتِکَ الَّتی بارَکْتَ فیها عَلی ابْراهیمَ

و در میان فروتنی فرشتگان تسبیح کننده، و به حق بخشش و احسانت که برکت دادی در آن بر ابراهیم

خَلیلِکَ عَلَیْهِ السَّلامُ فی امَّهِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ، وَبارَکْتَ

خلیل- که بر او درود و سلام باد- در میان امّت محمّد- که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد- و برکت دادی

لِإِسْحقَ صَفِیِّکَ فی امَّهِ عیسی عَلَیْهِمَا السَّلامُ، وَبارَکْتَ لِیَعْقُوبَ

برای برگزیده ات اسحاق در میان امّت عیسی- که بر هر دوی آنها درود و سلام باد-، و برکت دادی برای بنده برگزیده ات یعقوب

اسْرآئیلِکَ فی امَّهِ مُوسی عَلَیْهِمَا السَّلامُ، وَ بارَکْتَ لِحَبیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی

در میان امّت موسی- که بر هر دوی آنها درود و سلام باد- و برکت دادی برای محبوبت محمّد- که درود

اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فی عِتْرَتِهِ وَذُرِّیَّتِهِ وَامَّتِهِ، اللهُمَّ وَ کَما غِبْنا عَنْ ذلِکَ وَلَمْ

و سلام خدا بر او و خاندان پاکش باد- در خاندان و نسل و امّتش، خدایا با این که ما در آن زمان نبودیم

نَشْهَدْهُ وَآمَنَّا بِهِ وَلَمْ نَرَهُ صِدْقاً وَعَدْلًا، انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

و این امور را مشاهده نکردیم، ولی از روی راستی و درستی به آن ایمان آوردیم (و از تو می خواهیم) که درود فرستی بر محمّد و خاندان پاکش،

وَ انْ تُبارِکَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَتَرَحَّمَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

و برکت دهی بر محمّد و خاندان پاکش و رحمت فرستی بر محمّد و خاندان پاکش

کَافْضَلِ ما صَلَّیْتَ وَبارَکْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلی ابْراهیمَ وَآلِ ابْراهیمَ، انَّکَ

همانند بهترین درودها و برکات و رحمت هایت که بر ابراهیم و خاندانش فرستادی که تو

حَمیدٌ مَجیدٌ، فَعَّالٌ لِما تُریدُ، وَانْتَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ شَهیدٌ* سپس سزاوار ستایش و بزرگواری و هر چه اراده کنی انجام دهی و تو بر هر کاری توانا و گواهی،***

ص :119

حاجات خود را ذکر می کنی و می گویی: اللَّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الدُّعآءِ، وَبِحَقِّ هذِهِ الْأَسْمآءِ

*************** خدایا به حق این دعا و به حق این نام هایی

الَّتی لا یَعْلَمُ تَفْسیرَها وَلا یَعْلَمُ باطِنَها غَیْرُکَ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ

که کسی جز تو تفسیر و باطن آن را نمی داند بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست

مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بی ما انْتَ اهْلُهُ، وَلا تَفْعَلْ بی ما انَا اهْلُهُ، وَاغْفِرْ لی مِنْ

و آنچه را که تو شایسته آنی در حق من انجام ده نه آنچه را که من سزاوار آنم، و گناهان گذشته

ذُنُوبی ما تَقَدَّمَ مِنْها وَما تَأَخَّرَ، وَوَسِّعْ عَلَیَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِکَ، وَاکْفِنی

و آنچه از من سر خواهد زد را بر من ببخش، و روزی حلالت را بر من افزون کن و مرا

مَؤُنَهَ انْسانِ سَوْءٍ وَجارِ سَوْءٍ، وَقَرینِ سَوْءٍ وَسُلْطانِ سَوْءٍ، انَّکَ عَلی ما

از شرّ انسان بد و همسایه و همنشین و فرمانروای شرور حفظ کن، که تو بر آنچه

تَشآء قَدیرٌ، وَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلیمٌ، آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

خواهی توانایی و بر هر چیز دانایی، ای پروردگار جهانیان (دعایم را) اجابت کن.

دعای مشلول:

این دعا به نام «دعاءالشّاب المأخوذ بذنبه؛ دعای جوانی که بواسطه گناهش گرفتار گردیده» نیز نامیده شده است.(1) این دعا را حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام به جوانی که به سبب ستم در حقّ پدرش فلج شده بود، آموخت. آن جوان این دعا را خواند، آنگاه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را در خواب دید که دست بر اندام او کشید و به او فرمود: بر اسم اعظم خدا، مراقبت کن که کار تو به نیکی و خیر خواهد بود.(2) جوان از خواب بیدار شد و خود را تندرست یافت. آن دعا مطابق نقل «بلدالامین» چنین است:(3) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، یا ذَاالْجَلالِ وَالْإِکرامِ،

خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت «بسم اللَّه الرحمن الرحیم»، ای صاحب شکوه و بزرگواری،

ص :120


1- [133]این دعا، در مهج الدعوات، صفحه 151 و بحارالانوار، جلد 92، صفحه 394 به نقل از امام حسین علیه السلام از پدر بزرگوارش امیرمؤمنان علیه السلام طیّ یک داستان جالبی نقل شده است.
2- [134]این تعبیر ممکن است اشاره به این باشد که اسم اعظم خدا در این دعاست.
3- [135]بلدالامین، صفحه 337.

یا حَیُّ یا قَیُّومُ، یا حَیُ لا الهَ الَّا انْتَ، یاهُوَ یا مَنْ لا یَعْلَمُ ما هُوَ، وَ لا

ای زنده، ای پاینده، ای زنده ای که معبودی جز تو نیست، ای خدا، ای کسی که جز تو نداند که چیستی؟ و

کَیْفَ هُوَ، وَ لا ایْنَ هُوَ، وَلا حَیْثُ هُوَ الَّا هُوَ، یا ذَاالْمُلْکِ وَالْمَلَکُوتِ، یا

چگونه ای؟ و در کدام سو و کجایی؟ ای صاحب فرمانروایی و سلطنت، ای

ذَاالْعِزَّهِ وَالْجَبَرُوتِ، یامَلِکُ یا قُدُّوسُ، یا سَلامُ یا مُؤْمِنُ، یا مُهَیْمِنُ یا

صاحب شکوه و بزرگی، ای فرمانروا، ای پاکیزه، ای مایه سلامتی، ای امان دهنده، ای مقتدر، ای

عَزیزُ، یا جَبَّارُ یا مُتَکَبِّرُ، یا خالِقُ یا بارِئُ، یا مُصَوِّرُ یا مُفیدُ، یا مُدَبِّرُ یا

قدرتمند، ای قادر، ای بزرگ منش، ای آفریننده، ای پدیدآورنده، ای شکل دهنده، ای سوددهنده، ای تدبیرکننده، ای

شَدیدُ، یا مُبْدِئُ یا مُعیدُ، یا مُبیدُ یا وَدُودُ، یا مَحْمُودُ یا مَعْبُودُ، یا بَعیدُ یا

سختگیر (بر ظالمان)، ای آغاز کننده، ای بازگرداننده، ای نابودکننده، ای با محبت، ای ستوده، ای ستایش شده، ای دور، ای

قَریبُ، یا مُجیبُ یا رَقیبُ، یا حَسیبُ یا بَدیعُ، یا رَفیعُ یا مَنیعُ، یا سَمیعُ

نزدیک، ای پاسخگو، ای مراقب، ای حسابگر، ای پدیدآورنده، ای بلندمرتبه، ای دست نیافتنی، ای شنوا،

یا عَلیمُ، یا حَلیمُ یا کَریمُ، یا حَکیمُ یا قَدیمُ، یا عَلِیُّ یا عَظیمُ، یا حَنَّانُ یا

ای دانا، ای شکیبا، ای بخشنده، ای خردمند، ای دیرینه، ای بلندمرتبه، ای با عظمت، ای با محبّت، ای

مَنَّانُ، یا دَیَّانُ یا مُسْتَعانُ، یا جَلیلُ یا جَمیلُ، یا وَکیلُ یا کَفیلُ، یا مُقیلُ

گشاده دست، ای داور روز جزا، ای یاور، ای بزرگوار، ای زیبا، ای وکیل، ای عهده دار، ای درگذرنده،

یا مُنیلُ، یا نَبیلُ یا دَلیلُ، یا هادی یا بادی یا اوَّلُ یا اخِرُ، یا ظاهِرُ یا

ای احسان کننده، ای شریف، ای راهنما، ای هدایت کننده، ای آشکار کننده، ای آغاز، ای پایان، ای آشکار، ای

باطِنُ، یا قآئِمُ یا دآئِمُ، یا عالِمُ یا حاکِمُ، یا قاضی یا عادِلُ، یا فاصِلُ یا

پنهان، ای استوار، ای جاویدان، ای دانا، ای حکمران، ای حکم کننده، ای دادگر، ای جداکننده، ای

واصِلُ، یا طاهِرُ یا مُطَهِّرُ، یا قادِرُ یا مُقْتَدِرُ، یا کَبیرُ یا مُتَکَبِّرُ، یا واحِدُ یا

پیونددهنده، ای پاک، ای پاک کننده، ای توانا، ای مقتدر، ای بزرگ، ای بزرگمنش، ای یکتا، ای

احَدُ یا صَمَدُ، یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً احَدٌ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ

یگانه، ای بی نیاز، ای که هرگز نزاده و زاده نشده ای و برای تو هیچگاه شبیه و مانندی نبوده است، و همدمی

صاحِبَهٌ وَلا کانَ مَعَهُ وَزیرٌ، وَلَا اتَّخَذَ مَعَهُ مُشیراً، وَلَا احْتاجَ الی ظَهیرٍ،

برایت نیست و مددکاری نداری، و مشاوری برای خود برنگزیده ای، و نیازی به پشتیبان نداری،

ص :121

وَلاکانَ مَعَهُ الهٌ، لا الهَ الَّا انْتَ، فَتَعالَیْتَ عَمَّا یَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً

و معبودی به همراهت نیست، معبودی جز تو نیست، و از آنچه ستمکاران می گویند بسیار

کَبیراً، یا عَلِیُّ یا شامِخُ یا باذِخُ، یا فَتَّاحُ یا نَفَّاحُ، یا مُرْتاحُ یا مُفَرِّجُ، یا

برتری، ای برتر، ای سربلند، ای والا مقام، ای کارگشا، ای نعمت ده، ای فرح بخش، ای گشاینده (اندوه)،

ناصِرُ یا مُنْتَصِرُ، یا مُدْرِکُ یا مُهْلِکُ، یا مُنْتَقِمُ یا باعِثُ، یا وارِثُ یا طالِبُ،

ای یاور، ای پیروزمند، ای دریابنده، ای هلاک کننده، ای انتقام گیرنده، ای برانگیزنده (مردگان)، ای وارث، ای طلب کننده،

یا غالِبُ یا مَنْ لا یَفُوتُهُ هارِبٌ، یا تَوَّابُ یا اوَّابُ، یا وَهَّابُ یا مُسَبِّبَ

ای غلبه کننده، ای که فراریان را از تو گریزی نیست، ای توبه پذیر ای دادرس، ای بخشنده، ای سبب ساز

الْأَسْبابِ، یا مُفَتِّحَ الْأَبْوابِ، یا مَنْ حَیْثُ ما دُعِیَ اجابَ، یا طَهُورُ یا

سبب ها، ای گشاینده درها، ای که هر زمان خوانده شوی، پاسخ گویی، ای پاک کننده، ای

شَکُورُ، یا عَفُوُّ یا غَفُورُ، یا نُورَ النُّورِ، یا مُدَبِّرَ الْأُمُورِ، یا لَطیفُ یا خَبیرُ،

شکرپذیر، ای عفوکننده، ای آمرزنده، ای روشنایی نور، ای تدبیرکننده کارها، ای مهربان، ای آگاه،

یا مُجیرُ یا مُنیرُ، یا بَصیرُ یا ظَهیرُ، یا کَبیرُ یا وِتْرُ، یا فَرْدُ یا ابَدُ، یا سَنَدُ یا

ای پناه ده، ای تابناک، ای بینا، ای پشتیبان، ای بزرگ، ای یگانه، ای یکتا، ای جاوید، ای تکیه گاه،

صَمَدُ، یا کافی یا شافی یا وافی یا مُعافی یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ، یا مُنْعِمُ

ای بی نیاز، ای کفایت کننده ای شفا دهنده، ای وفاکننده، ای درگذرنده، ای نیکوکار، ای زیبایی بخش، ای نعمت دهنده،

یا مُفْضِلُ، یا مُتَکَرِّمُ یا مُتَفَرِّدُ، یا مَنْ عَلا فَقَهَرَ، وَ یا مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ، یا مَنْ

ای فضیلت دهنده، ای بخشنده، ای تنها، ای که برتری و مغلوب سازی، و ای که مالکی و توانایی، و ای که

بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ یا مَنْ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ یا مَنْ عُصِیَ فَغَفَرَ وَ سَتَرَ، وَ یا مَنْ لا

پنهانی و آگاهی، و ای که در برابر عبادت سپاسگزاری کنی، و ای که نافرمانی شوی و بیامرزی و بپوشانی، و ای که

تَحْویهِ الْفِکَرُ، وَ لا یُدْرِکُهُ بَصَرٌ، وَلا یَخْفی عَلَیْهِ اثَرٌ، یا رازِقَ الْبَشَرِ، یا

فکرها تو را در بر نگیرد، و چشمی تو را نبیند، و نشانه ای بر تو پوشیده نماند، ای روزی دهنده انسان، ای

مُقَدِّرَ کُلِّ قَدَرٍ، یا عالِیَ الْمَکانِ، یا شَدیدَ الْأَرْکانِ، یا مُبَدِّلَ الزَّمانِ، یا

مقدّر کننده هر تقدیر، ای بلند جایگاه، ای صاحب ارکان استوار، ای تغییر دهنده زمان، ای

قابِلَ الْقُرْبانِ، یا ذَاالْمَنِّ وَالْإِحْسانِ، یا ذَا الْعِزِّ وَالسُّلْطانِ، یا رَحیمُ یا

پذیرنده قربانی، ای صاحب نعمت و نیکی، ای صاحب عزت و فرمانروایی، ای مهربان،

ص :122

رَحمنُ، یا مَنْ هُوَ کُلَّ یَوْمٍ فی شَاْنٍ، یا مَنْ لا یَشْغَلُهُ شَاْنٌ عَنْ شَاْنٍ، یا

ای بخشنده، ای کسی که هر روز در کاری هستی، ای کسی که کاری تو را از کار دیگر باز ندارد،

عَظیمَ الشَّاْنِ، یا مَنْ هُوَ بِکُلِّ مَکانٍ، یا سامِعَ الْأَصْواتِ، یا مُجیبَ

ای صاحب مقام بزرگ، ای کسی که در هر مکان حاضری، ای شنونده صداها، ای اجابت کننده

الدَّعَواتِ، یا مُنْجِحَ الطَّلِباتِ، یا قاضِیَ الْحاجاتِ، یا مُنْزِلَ الْبَرَکاتِ، یا

دعاها، ای برآورنده خواسته ها، ای رواکننده حاجتها، ای نازل کننده برکتها، ای

راحِمَ الْعَبَراتِ، یامُقیلَ الْعَثَراتِ، یا کاشِفَ الْکُرُباتِ، یا وَلِیَّ الْحَسَناتِ،

رحم کننده بر اشکها، ای درگذرنده از لغزش ها، ای برطرف کننده گرفتاری ها، ای صاحب نیکیها،

یا رافِعَ الدَّرَجاتِ، یا مُؤْتِیَ السُّؤُلاتِ، یا مُحْیِیَ الْأَمْواتِ، یا جامِعَ

ای بالابرنده رتبه ها، ای عطاکننده خواسته ها، ای زنده کننده مردگان، ای گردآورنده

الشَّتاتِ، یا مُطَّلِعَ عَلَی النِّیَّاتِ، یا رادَّ ما قَدْ فاتَ، یا مَنْ لاتَشْتَبِهُ عَلَیْهِ

پراکندگی ها، ای آگاه بر قصدها، ای بازگرداننده از دست رفته ها، ای کسی که صداها بر تو

الْأَصْواتُ، یا مَنْ لاتُضْجِرُهُ الْمَسْئَلاتُ، وَلا تَغْشاهُ الظُّلُماتُ، یا نُورَ

مشتبه نشود، ای کسی که درخواست ها تو را نیازارد، و تاریکی ها تو را نپوشاند، ای روشنی

الْأَرْضِ والسَّمواتِ، یا سابِغَ النِّعَمِ، یا دافِعَ النِّقَمِ، یا بارِئَ النَّسَمِ، یا

زمین و آسمانها، ای سرازیر کننده نعمتها، ای برطرف کننده رنج ها، ای پدیدآورنده آدمیان، ای

جامِعَ الْأُمَمِ، یا شافِیَ السَّقَمِ، یاخالِقَ النُّورِ وَالظُّلَمِ، یا ذَاالْجُودِ وَالْکَرَمِ،

جمع کننده امتها، ای شفابخش بیماریها، ای آفریننده روشنایی و تاریکی ها، ای صاحب بخشش و کرم،

یا مَنْ لا یَطَأُ عَرْشَهُ قَدَمٌ، یا اجْوَدَ الْأَجْوَدینَ، یا اکْرَمَ الْأَکْرَمینَ، یا اسْمَعَ

ای کسی که احدی پایش به عرش او نرسد، ای بخشنده ترین بخشندگان، ای گرامی ترین گرامیان، ای شنواترین

السَّامِعینَ، یا ابْصَرَ النَّاظِرینَ، یا جارَ الْمُسْتَجیرینَ، یا امانَ الْخائِفینَ،

شنوایان، ای بیناترین بینایان، ای پناه پناه جویان، ای امان خائفان،

یاظَهْرَ اللّاجینَ، یا وَلِیَّ الْمُؤْمِنینَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یا غایَهَ

ای پشتیبان پناهندگان، ای سرپرست مؤمنان، ای فریادرس فریادرس خواهان، ای هدف نهایی

الطَّالِبینَ، یا صاحِبَ کُلِّ غَریبٍ، یا مُونِسَ کُلِّ وَحیدٍ، یا مَلْجَا کُلِّ طَریدٍ،

طلب کنندگان، ای همراه غریبان، ای همدم هر تنها، ای پناه هر رانده شده،

ص :123

یا مَاْوی کُلِّ شَریدٍ، یا حافِظَ کُلِّ ضآلَّهٍ، یاراحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ، یا رازِقَ

ای پناهگاه گریختگان، ای نگهدار هر گمشده، ای ترحّم کننده پیر کهنسال، ای روزی ده

الطِّفْلِ الصَّغیرِ، یا جابِرَ الْعَظْمِ الْکَسیرِ، یا فاکَّ کُلِّ اسیرٍ، یا مُغْنِیَ الْبآئِسِ

کودک خردسال، ای پیونددهنده استخوان شکسته، ای رهایی بخش اسیران، ای بی نیاز کننده فقیر

الْفَقیرِ، یا عِصْمَهَ الْخائِفِ الْمُسْتَجیرِ، یا مَنْ لَهُ التَّدْبیرُ وَالتَّقْدیرُ، یا مَنِ

بینوا، ای نگهدار ترسان پناه جو، ای که تدبیر و سرنوشت بندگان بدست توست، ای که

الْعَسیرُ عَلَیْهِ یَسیرٌ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ الی تَفْسیرٍ، یا مَنْ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ

سختی ها بر تو آسان است، ای که به شرح و بیان نیاز نداری، ای که بر هر چیز

قَدیرٌ، یا مَنْ هُوَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ خَبیرٌ، یا مَنْ هُوَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ بَصیرٌ، یا مُرْسِلَ

توانایی، ای که از هر چیز آگاهی، ای که بر هر چیز بینایی، ای فرستنده

الرِّیاحِ، یا فالِقَ الْإِصْباحِ، یا باعِثَ الْأَرْواحِ، یا ذَاالْجُودِ وَالسَّماحِ، یا مَنْ

بادها، ای شکافنده صبح، ای برانگیزنده روح ها، ای صاحب بخشش و گذشت، ای که

بِیَدِهِ کُلُّ مِفْتاحٍ، یا سامِعَ کُلِّ صَوْتٍ، یا سابِقَ کُلِّ فَوْتٍ، یا مُحْیِیَ کُلِ

کلید (تمام مشکلات) به دست توست، ای شنونده هر صدا، ای پیشی گیرنده بر اسباب فوت، ای زنده کننده

نَفْسٍ بَعْدَ الْمَوْتِ، یا عُدَّتی فی شِدَّتی یا حافِظی فی غُرْبَتی یا مُونِسی

جان ها پس از مرگ، ای ذخیره ام در سختی ها، ای نگهدارم در غربت، ای همدمم

فی وَحْدَتی یا وَلِیّی فی نِعْمَتی یا کَهْفی حینَ تُعْیینِی الْمَذاهِبُ،

در تنهایی ها، ای سرپرستم در نعمت ها، ای پناهم در وقتی که تعدّد راه ها مرا خسته می کند،

وَتُسَلِّمُنِی الْأَقارِبُ، وَیَخْذُلُنی کُلُّ صاحِبٍ، یا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ، یا

و نزدیکانم رهایم کنند، و دوستان یاریم نکنند، ای تکیه گاه کسی که تکیه گاهی ندارد، ای

سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ، یا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ، یا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، یا کَهْفَ

پشتیبان کسی که پشتیبانی ندارد، ای ذخیره کسی که ذخیره ای ندارد، ای پناه کسی که پناهی ندارد، ای پناه گاه

مَنْ لا کَهْفَ لَهُ، یا کَنْزَ مَنْ لا کَنْزَ لَهُ، یا رُکْنَ مَنْ لا رُکْنَ لَهُ، یا غِیاثَ مَنْ لا

کسی که پناهگاهی ندارد، ای گنجینه کسی که گنجی ندارد، ای تکیه گاه کسی که تکیه گاهی ندارد، ای فریادرس کسی که

غِیاثَ لَهُ، یا جارَ مَنْ لا جارَ لَهُ، یا جارِیَ اللَّصیقَ، یا رُکْنِیَ الْوَثیقَ، یا

فریادرسی ندارد ای پناه کسی که پناهی ندارد، ای پناهی که از من جدا نیستی، ای تکیه گاه مطمئنّم، ای

ص :124

الهی بِالتَّحْقیقِ، یا رَبَّ الْبَیْتِ الْعَتیقِ، یا شَفیقُ یا رَفیقُ، فُکَّنی مِنْ حَلَقِ

معبود حقیقیم، ای پروردگار کعبه، ای مهربان و ای همراه، از تنگناها

الْمَضیقِ، وَاصْرِفْ عَنّی کُلَّ هَمٍّ وَغَمٍّ وَ ضیقٍ، وَاکْفِنی شَرَّ ما لا اطیقُ،

خلاصم کن، و هر اندوه و غم و سختی را از من برطرف کن، و شر آنچه را که تحمل آن را ندارم از من برطرف کن،

وَاعِنّی عَلی ما اطیقُ، یا رآدَّ یُوسُفَ عَلی یَعْقُوبَ، یا کاشِفَ ضُرِّ ایُّوبَ،

و بر آنچه طاقت دارم کمکم کن، ای بازگرداننده یوسف به یعقوب، ای برطرف کننده گرفتاری ایّوب،

یا غافِرَ ذَنْبِ داوُدَ، یا رافِعَ عیسَی بْنِ مَرْیَمَ، وَ مُنَجِّیهِ مِنْ ایْدِی الْیَهُودِ، یا

ای آمرزنده گناه داود، ای بالابرنده عیسی بن مریم و نجات بخشش از دست یهود، ای

مُجیبَ نِدآءِ یُونُسَ فِی الظُّلُماتِ، یا مُصْطَفِیَ مُوسی بِالْکَلِماتِ، یا مَنْ

پاسخ دهنده صدای یونس در تاریکی ها، ای برگزیننده موسی برای سخن گفتن ای که

غَفَرَ لِأدَمَ خَطیئَتَهُ، وَ رَفَعَ ادْریسَ مَکاناً عَلِیّاً بِرَحْمَتِهِ، یا مَنْ نَجّی

خطای آدم را بخشیدی، و ادریس را با رحمتت به مکان برتری بالا بردی، ای که نوح را از

نُوحاً مِنَ الْغَرَقِ، یا مَنْ اهْلَکَ عاداً الْأُولی وَ ثَمُودَ فَما ابْقی وَ قَوْمَ نُوحٍ

غرق شدن نجات دادی، ای که قوم عاد نخستین را هلاک نمودی، و از قوم ثمود چیزی باقی نگذاشتی و قوم نوح

مِنْ قَبْلُ، انَّهُمْ کانُوا هُمْ اظْلَمَ وَاطْغی وَ الْمُؤْتَفِکَهَ اهْوی یا مَنْ دَمَّرَ عَلی

را پیش از آنها هلاک نمودی، زیرا آنان ستمکارتر و متجاوزتر بودند، وشهرهای زیر و رو شده قوم لوط را فرو کوبیدی

قَوْمِ لُوطٍ، وَ دَمْدَمَ عَلی قَوْمِ شُعَیْبٍ، یا مَنِ اتَّخَذَ ابْراهیمَ خَلیلًا، یا مَنِ

و آنها را نابود کردی، و قوم شعیب را هلاک گرداندی ای که ابراهیم را به دوستی خود برگزیدی، ای که

اتَّخَذَ مُوسی کَلیماً، وَاتَّخَذَ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَعَلَیْهِمْ اجْمَعینَ

موسی را هم صحبت خود ساختی، و محمّد- که درود خدا بر او و خاندان پاکش و تمامی آنان باد- را

حَبیباً، یا مُؤْتِیَ لُقْمانَ الْحِکْمَهَ، وَالْواهِبُ لِسُلَیْمانَ مُلْکاً لا یَنْبَغی لِأَحَدٍ

حبیب خود قرار دادی، ای که به لقمان حکمت عطا کردی و به سلیمان فرمانروایی دادی که کسی بعد از او

مِنْ بَعْدِهِ، یا مَنْ نَصَرَ ذَا الْقَرْنَیْنِ عَلَی الْمُلُوکِ الْجَبابِرَهِ، یا مَنْ اعْطَی

شایسته آن نبود، ای کسی که ذوالقرنین را در مقابل پادشاهان ظالم یاری کردی، ای که

الْخِضْرَ الْحَیوهَ، وَرَدَّ لِیُوشَعَ بْنِ نُونٍ الشَّمْسَ بَعْدَ غُرُوبِها، یا مَنْ رَبَطَ

به خضر زندگانی جاویدان بخشیدی، و خورشید را بعد از غروبش برای یوشع بن نون بازگرداندی، ای که

ص :125

عَلی قَلْبِ امِّ مُوسی وَ احْصَنَ فَرْجَ مَرْیَمَ ابْنَتِ عِمْرانَ، یا مَنْ حَصَّنَ

بر دل مادر موسی آرامش بخشیدی، و دامن مریم دختر عمران را از آلودگی حفظ نمودی، ای که

یَحْیَی بْنَ زَکَرِیَّا مِنَ الذَّنْبِ، وَسَکَّنَ عَنْ مُوسَی الْغَضَبَ، یا مَنْ بَشَّرَ

یحیی بن زکریا را از گناه حفظ کردی و خشم موسی را فرو نشاندی، ای که ولادت یحیی را به

زَکَرِیَّا بِیَحْیی یا مَنْ فَدا اسْماعیلَ مِنَ الذَّبْحِ بِذِبْحٍ عَظیمٍ، یا مَنْ قَبِلَ

زکریا مژده دادی، ای که ذبح عظیمی را فدای ذبح اسماعیل نمودی، ای که

قُرْبانَ هابیلَ، وَجَعَلَ اللَّعْنَهَ عَلی قابیلَ، یا هازِمَ الْأَحْزابِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی

قربانی هابیل را پذیرفتی و قابیل را از رحمت خود دور ساختی، ای که گروه های مخالف محمّد- که درود

اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلی جَمیعِ الْمُرْسَلینَ،

خدا بر او و خاندانش باد- را شکست دادی، بر محمّد و خاندان پاکش و بر تمامی فرستادگان

وَمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ، وَاهْلِ طاعَتِکَ اجْمَعینَ، وَاسْئَلُکَ بِکُلِّ مَسْئَلَهٍ

و فرشتگان مقرب و تمامی بندگانت درود فرست، و از تو می خواهم تمامی خواسته های

سَئَلَکَ بِها احَدٌ مِمَّنْ رَضیتَ عَنْهُ، فَحَتَمْتَ لَهُ عَلَی الْإِجابَهِ، یا اللَّهُ یا اللَّهُ یا

اشخاصی را که تو از آنان خشنود هستی، و به طور حتم خواسته های آنها را پاسخ می دهی، ای خدا، ای خدا، ای

اللَّهُ، یا رَحْمنُ یا رَحْمنُ یارَحْمنُ، یا رَحیمُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ،

خدا، ای بخشنده، ای بخشنده، ای بخشنده، ای مهربان، ای مهربان، ای مهربان،

یاذَاالْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، یا ذَاالْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ، یا ذَاالْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، بِهِ بِهِ

ای صاحب شکوه و بزرگواری، ای صاحب شکوه و بزرگواری، ای صاحب شکوه و بزرگواری، به آن، به آن،

بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ اسْئَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ، اوْ انْزَلْتَهُ فی شَیْ ءٍ مِنْ

به آن، به آن، به آن، به آن، به آن (جلالت تو را سوگند می دهم و)، از تو می خواهم به حق تمامی نام هایی که خودت را به آن نامیده ای یا در بعضی از

کُتُبِکَ، اوِ اسْتَاْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ، وَبِمَعاقِدِ الْعِزِّمِنْ عَرْشِکَ،

کتاب هایت فرو فرستاده ای، یا در علم غیبت برای خویش برگزیده ای و محلّ عزت از عرشت

وَبِمُنْتَهَی الرَّحْمَهِ مِنْ کِتابِکَ، وَبِما لَوْ انَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ اقْلامٌ،

و به حقّ نهایت رحمتت از کتابت، و به حق این که اگر همه درختان روی زمین قلم شود

وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ ابْحُرٍ، ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ، انَّ اللَّهَ عَزیزٌ

و دریاها برای آن مرکّب گردد و هفت دریاچه به آن افزوده شود (اینها همه تمام می شود ولی) کلمات خدا پایان نمی گیرد، به یقین خداوند عزیز

ص :126

حَکیمٌ، وَ اسْئَلُکَ بِاسْمآئِکَ الْحُسْنَی الَّتی نَعَتَّها فی کِتابِکَ، فَقُلْتَ: وَللَّهِ

و حکیم است، و از تو می خواهم به حق نام های نیکویی که در کتابت توصیف نموده ای، پس فرموده ای: و برای خدا

الْأَسْمآءُ الْحُسْنی فَادْعُوهُ بِها. وَقُلْتَ: ادْعُونی اسْتَجِبْ لَکُمْ. وَقُلْتَ: وَاذا

نام های نیک است خدا را به آن (نام ها) بخوانید، و فرمودی مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، و فرمودی: و هنگامی که

سَئَلَکَ عِبادی عَنّی فَانّی قَریبٌ اجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ اذا دَعانِ. وَقُلْتَ: یا

بندگان من از تو درباره من سؤال کنند (بگو:) من نزدیکم، دعای دعاکننده را هنگامی که می خواند پاسخ می گویم. و فرمودی: ای

عِبادِیَ الَّذینَ اسْرَفُوا عَلی انْفُسِهِمْ، لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ، انَ اللَّهَ یَغْفِرُ

بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه

الذُّنُوبَ جَمیعاً، انَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ. وَانَا اسْئَلُکَ یا الهی وَادْعُوکَ یا

گناهان را می آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است، و من از تو می خواهم ای معبود من، و تو را می خوانم

رَبِّ، وَارْجُوکَ یا سَیِّدی وَاطْمَعُ فی اجابَتی یا مَوْلایَ کَما وَعَدْتَنی

ای پروردگار من و به تو امیدوارم ای آقا و سرورم و آن گونه که وعده فرموده ای آرزوی اجابت خواسته ام را دارم

وَقَدْ دَعَوْتُکَ کَما امَرْتَنی فَافْعَلْ بی ما انْتَ اهْلُهُ یا کَریمُ، وَالْحَمْدُللَّهِ رَبِ

ای مولا و سرورم تو را آن گونه که فرمان داده ای خواندم پس آنچه که تو شایسته آنی در مورد من انجام ده ای بزرگوار و حمد و سپاس از آن

الْعالَمینَ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اجْمَعینَ.

خداوندی است که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمّد و تمامی خاندانش باد.

دعای یستشیر[136]:

دعای یستشیر(1):

«سیّد بن طاووس» در «مهج الدّعوات» از امام امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده است که آن حضرت فرمود:

رسول خدا صلی الله علیه و آله این دعا را به من آموخت و فرمانم داد که در دشواری و آسودگی این دعا را بخوانم و به جانشین خود نیز بیاموزم و تا زمانی که زنده ام آن را ترک نکنم و آن را هر صبح و شام بخوانم، زیرا این دعا گنجی از گنج های عرش الهی است. در پی اصرار فراوان ابیّ بن کعب انصاری برای بیان پاداش این دعا، رسول خدا صلی الله علیه و آله برخی از پاداش های مادّی و معنوی آن را ذکر کرد، از جمله آن که: هر کس این دعا را بخواند خداوند گناهانش را می آمرزد، سکینه و آرامش بر او فرو می فرستد و رحمت الهی، وی را فرا می گیرد. همچنین آثار و خواصّ جالبی را درباره این دعا، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله برای جناب سلمان

ص :127


1- [136]نام این دعا، از کلمه« یستشیر» در عبارت« و لا خلق من عباده یستشیر» در آغاز همین دعا گرفته شده است.

فارسی بیان کرده است.(1) این دعا برابر نقل «کفعمی» در «بلد الامین»(2) چنین است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الْحَمْدُ للَّهِ الَّذی لا الهَ الَّا هُوَ الحَیُّ القَیُّومُ، الدَّائِمُ الْمَلِکُ الْحَقُّ الْمُبینُ،

حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که معبودی جز او نیست، زنده، جاودان، پاینده، فرمانروای بر حق و آشکار است،

الْمُدَبِّرُ بِلا وَزیرٍ، وَ لا خَلْقٍ مِنْ عِبادِهِ یَسْتَشیرُ، الْأَوَّلُ غَیْرُ مَوْصُوفٍ،

تدبیر کننده ای که مددکاری ندارد و با آفریده ای از بندگانش مشورت نمی کند، همان آغازی که توصیف نشود،

الْباقی بَعْدَ فَنآءِ الْخَلْقِ، الْعَظیمُ الرُّبُوبِیَّهِ، نُورُ السَّمواتِ وَالْأَرَضینَ،

و بعد از نابودی مخلوقات پایدار ماند، آن که پروردگاریش با عظمت است، و روشنایی آسمان ها و زمین ها

وَفاطِرُهُما وَمُبْتَدِعُهُما، خَلَقَهُما بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهُ، وَفَتَقَهُما فَتْقاً، فَقامَتِ

و آفریننده و بوجود آورنده آنهاست، آنها را بدون ستون آفرید و به نحو خاصّی گشود، پس

السَّمواتُ طآئِعاتٍ بِامْرِهِ، وَاسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُ بِاوْتادِها فَوْقَ الْمآءِ، ثُمَ

آسمان ها به فرمان او مطیعانه در جای خود قرار گرفتند و زمین با کوه هایش بر روی آب استقرار یافت، پس

عَلا رَبُّنا فِی السَّمواتِ الْعُلی الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی لَهُ ما فِی

پروردگار ما همان بخشنده ای است که بر آسمان ها و عرش مسلّط است، آنچه در

السَّمواتِ وَما فِی الْأَرْضِ وَما بَیْنَهُما وَما تَحْتَ الثَّری فَانَا اشْهَدُ بِانَّکَ

آسمان ها و زمین و بین آنها و زیر خاک است از آنِ اوست، و گواهی می دهم

انْتَ اللَّهُ لا الهَ الَّا انْتَ، لا رافِعَ لِما وَضَعْتَ، وَلا واضِعَ لِما رَفَعْتَ، وَلا مُعِزَّ

تو خدایی که معبودی جز تو نیست، کسی را که پستش کنی بالایش نتوان برد و کسی را که بالایش بری پستش نتوان کرد و کسی را که

لِمَنْ اذْلَلْتَ، وَلا مُذِلَّ لِمَنْ اعْزَزْتَ، وَلا مانِعَ لِما اعْطَیْتَ، وَلا مُعْطِیَ لِما

خوارش کنی عزّتش نتوان بخشید و کسی را که عزّتش بخشی خوارش نتوان کرد آنچه را که عطا کنی منعش نتوان کرد و آنچه را که منع کنی

مَنَعْتَ، وَانْتَ اللَّهُ لا الهَ الَّا انْتَ، کُنْتَ اذْ لَمْ تَکُنْ سَمآءٌ مَبْنِیَّهٌ، وَلا ارْضٌ

عطایش نتوان نمود، و تویی خدایی که معبودی جز تو نیست، تو بودی در زمانی که نبود آسمانِ برافراشته، و زمینِ

ص :128


1- [137]برای آگاهی بیشتر از خواص و پاداش های این دعا به مهج الدّعوات، صفحه 122 و یا به بحارالانوار، جلد 83، صفحه 330 مراجعه فرمایید.
2- [138]بلدالامین، صفحه 380.

مَدْحِیَّهٌ، وَلا شَمْسٌ مُضیئَهٌ، وَلا لَیْلٌ مُظْلِمٌ، وَلا نَهارٌ مُضیئٌ، وَلا بَحْرٌ

گسترده، و خورشیدِ تابناک، و شبِ تاریک، و روزِ روشن، و دریایِ

لُجِّیٌّ، وَلا جَبَلٌ راسٍ، وَلا نَجْمٌ سارٍ، وَلا قَمَرٌ مُنیرٌ، وَلا ریحٌ تَهُبُّ، وَلا

موّاج، و کوهِ استوار، و ستارگانِ در حرکت، و ماهِ تابان، و بادهای وزان

سَحابٌ یَسْکُبُ، وَلا بَرْقٌ یَلْمَعُ، وَلا رَعْدٌ یُسَبِّحُ، وَلا رُوحٌ یَتَنَفَّسُ، وَلا

و ابرهای بارنده، و برقِ درخشنده، و رعد به تسبیح غرّنده، و موجود زنده، و

طآئِرٌ یَطیرُ، وَلا نارٌ تَتَوَقَّدُ، وَ لامآءٌ یَطَّرِدُ، کُنْتَ قَبْلَ کُلِّ شَیْ ءٍ، وَکَوَّنْتَ

مرغ پرنده، و آتشِ فروزنده، و آبِ روان، تو قبل از هر چیز بودی، و همه چیز را

کُلَّ شَیْ ءٍ، وَقَدَرْتَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ، وَابْتَدَعْتَ کُلَّ شَیْ ءٍ، وَافْقَرْتَ

تو پدید آوردی، و تو بر هر چیز توانایی، و همه چیز را تو بوجود آوردی، و محتاج

وَاغْنَیْتَ، وَ امَتَّ وَاحْیَیْتَ، وَاضْحَکْتَ وَابْکَیْتَ، وَ عَلَی الْعَرشِ

و توانگر گرداندی، مرده و زنده کنی، خندان و گریان کنی و بر عرش

اسْتَوَیْتَ، تَبارَکْتَ یااللَّهُ وَ تَعالَیْتَ، انْتَ اللَّهُ الَّذی لا الهَ الَّا انْتَ الْخَلَّاقُ

مسلّطی، پس بلند مرتبه و برتری ای خدا، تویی خدایی که معبودی جز تو نیست که آفریننده

الْعَلیمُ، امْرُکَ غالِبٌ، وَعِلْمُکَ نافِذٌ، وَکَیْدُکَ غَریبٌ، وَ وَعْدُکَ صادِقٌ،

و دانایی، فرمانت نافذ، و دانشت مؤثّر، و تدبیرت بی نظیر، و وعده ات راست،

وَقَوْلُکَ حَقٌّ، وَحُکْمُکَ عَدْلٌ، وَکَلامُکَ هُدیً، وَوَحْیُکَ نُورٌ، وَرَحْمَتُکَ

و گفتارت درست، و داوریت از روی عدالت، و کلامت مایه هدایت، و پیام آسمانیت مایه روشنی، و بخشش

واسِعَهٌ، وَعَفْوُکَ عَظیمٌ، وَفَضْلُکَ کَبیرٌ، وَعَطاؤُکَ جَزیلٌ، وَحَبْلُکَ مَتینٌ،

و احسانت گسترده، و عفوت بزرگ و لطف و کرمت بسیار، و بخششت بی شمار و پیمانت استوار،

وَامْکانُکَ عَتیدٌ، وَجارُکَ عَزیزٌ، وَ بَاْسُکَ شَدیدٌ، وَمَکْرُکَ مَکیدٌ، انْتَ یا

و قدرت و توانت مهیّا و آماده، و پناهنده ات گرامی، و کیفرت سخت و تدبیرت نافذ است، تویی ای

رَبِّ مَوْضِعُ کُلِّ شَکْوی وَشاهِدُ کُلِّ نَجْوی و حاضِرُ کُلِّ مَلَإٍ، وَمُنْتَهی

پروردگار من مرجع هر شکایت، و گواه هر صحبت محرمانه، و حاضر در هر جمع، و نهایت

کُلِّ حاجَهٍ، وَ فَرَجُ کُلِّ حَزینٍ، وَ غِنی کُلِّ فقیرٍ مِسْکینٍ، وَ حِصْنُ کُلِ

هر خواسته، تسکین دهنده غم و اندوه، توانگریِ هر فقیر درمانده، پناهگاه هر

ص :129

هارِبٍ، وَ امانُ کُلِّ خآئِفٍ، حِرْزُ الضُّعَفآءِ، کَنْزُ الْفُقَرآءِ، مُفَرِّجُ الْغَمَّآءِ،

پناهنده، پناه هر ترسان، حافظ ضعیفان، گنج فقیران، تسکین دهنده غمزدگان،

مُعینُ الصَّالِحینَ، ذلِکَ اللَّهُ رَبُّنا، لا الهَ الَّا هُوَ، تَکْفی مِنْ عِبادِکَ مَنْ تَوَکَّلَ

یاور پارسایان، چنین خدایی پروردگار ماست که معبودی جز او نیست، هر بنده ای که خود را به تو بسپارد

عَلَیْکَ، وَانْتَ جارُ مَنْ لاذَ بِکَ وَتَضَرَّعَ الَیْکَ، عِصْمَهُ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ مِنْ

یاریش کنی، و پناه دهنده هر کسی هستی که به تو پناهنده، و دست به دامن تو شود، نگهدار هر بنده ای که به تو متوسّل

عِبادِک، ناصِرُ مَنِ انْتَصَرَ بِکَ، تَغْفِرُ الذُّنُوبَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَکَ، جَبَّارُ الْجَبابِرَهِ،

شود، یاور هر کس که از تو یاری جوید، گناهان کسی را که از تو آمرزش طلبد می آمرزی، (و تویی) مسلّط بر گردنکشان،

عَظیمُ الْعُظَمآءِ، کَبیرُ الْکُبَرآءِ، سَیِّدُ السَّاداتِ، مَوْلَی الْمَوالی صَریخُ

برترِ برتران، بزرگِ بزرگان، سرورِ سروران، مولایِ مولایان فریادرس

الْمُسْتَصْرِخینَ، مُنَفِّسٌ عَنِ الْمَکْرُوبینَ، مُجیبُ دَعْوَهِ الْمُضْطَرِّینَ، اسْمَعُ

دادخواهان، غم زدای غمزدگان، اجابت کننده خواسته گرفتاران، شنواترین

السَّامِعینَ، ابْصَرُ النَّاظِرینَ، احْکَمُ الْحاکِمینَ، اسْرَعُ الْحاسِبینَ، ارْحَمُ

شنوندگان، بیناترین بینایان، دادرس ترین حاکمان، سریع ترین حسابرسان، مهربان ترین

الرَّاحِمینَ، خَیْرُ الْغافِرینَ، قاضی حَوآئِج الْمُؤْمِنینَ، مُغیثُ الصَّالِحینَ، انْتَ

مهربانان، بهترین آمرزندگان، برآورنده نیازهای مؤمنان، فریادرس صالحان، تویی

اللَّهُ لا الهَ الَّا انْتَ، رَبُّ الْعالَمینَ، انْتَ الْخالِقُ وَا نَا الْمَخْلُوقُ، وَ انْتَ الْمالِکُ

خدایی که معبودی جز تو نیست که پروردگار جهانیانی، تویی آفریننده و منم مخلوق، و تویی صاحب اختیار

وَ ا نَا الْمَمْلُوکُ، وَانْتَ الرَّبُّ وَ ا نَا الْعَبْدُ، وَ انْتَ الرَّازِقُ وَ ا نَا الْمَرْزُوقُ،

و منم مملوک، و تویی پروردگار و منم بنده، و تویی روزی ده و منم روزی خوار،

وَانْتَ الْمُعْطی وَا نَا السَّآئِلُ، وَانْتَ الْجَوادُ وَ ا نَا الْبَخیلُ، وَانْتَ الْقَوِیُّ وَا نَا

و تویی بخشنده و منم گدا، و تویی سخاوتمند و منم بخیل، و تویی توانا و منم

الضَّعیفُ، وَانْتَ الْعَزیزُ وَا نَا الذَّلیلُ، وَانْتَ الْغَنِیُّ وَا نَا الْفَقیرُ، وَانْتَ السَّیِّدُ

ناتوان، و تویی گرامی و منم تسلیم تو و تویی بی نیاز و منم نیازمند و تویی سرور

وَا نَا الْعَبْدُ، وَانْتَ الْغافِرُ وَا نَا الْمُسیئُ، وَانْتَ الْعالِمُ وَا نَا الْجاهِلُ، وَانْتَ

و منم عبد، و تویی آمرزنده و منم گناهکار، و تویی دانا و منم نادان، و تویی

ص :130

الْحَلیمُ وَا نَا الْعَجُولُ، وَانْتَ الرَّاحِمُ وَانَا الْمَرْحُومُ، وَانْتَ الْمُعافی وَا نَا

شکیبا و منم عجول، و تویی رحم کننده و منم مورد رحمت، و تویی شفا بخش و منم

الْمُبْتَلی وَانْتَ الْمُجیبُ وَانَا الْمُضْطَرُّ، وَانَا اشْهَدُ بِانَّکَ انْتَ اللَّهُ لا الهَ

دردمند، و تویی اجابت کننده و منم گرفتار، و گواهی می دهم که تویی خدایی که معبودی

الَّا انْتَ، الْواحِدُ الْفَرْدُ، وَالَیْکَ الْمَصیرُ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَاهْلِ بَیْتِهِ

جز تو نیست، (خداوند) یگانه و تنهایی که بازگشت همه به سوی توست، و درود خدا بر محمّد و خاندان

الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ، وَاغْفِرْ لی ذُنُوبی وَاسْتُرْ عَلَیَّ عُیُوبی وَافْتَحْ لی مِنْ

پاک و پاکیزه اش باد، (خدایا) گناهانم را ببخش و عیوبم را بپوشان، و از نزد خود

لَدُنْکَ رَحْمَهً، وَرِزْقاً واسِعاً، یاارْحَمَ الرَّاحِمینَ، وَالْحَمْدُللَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ،

درِ بخشش و روزی فراوان را به رویم بگشا، ای مهربان ترین مهربانان، و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است،

وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنْعِمَ الْوَکیلُ، وَلا حَوْلَ وَلاقُوَّهَ الَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.

خداوند (به عنوان پشتیبان) ما را بس و بهترین سرپرست است و پناهگاه و نیرویی جز از سوی خداوند بلندمرتبه و با عظمت نیست.

دعای مجیر[139]:

دعای مجیر(1):

این دعا را مرحوم «کفعمی» در «بلدالامین» و «مصباح» آورده است 140] و بسیار ارزشمند و گران قیمت است و جبرئیل آن را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله- در حالی که آن حضرت در مقام ابراهیم مشغول نماز بود- نازل کرد و در پاداش آن آمده است: هر کس این دعا را در روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم (ایّام البیض) ماه رمضان بخواند، گناهان فراوانی از او آمرزیده شود؛ همچنین این دعا برای شفای مریض، ادای قرض، به دست آوردن غنا و توانگری، رفع اندوه و غم، مؤثّر است.(2) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

سُبْحانَکَ یا اللَّهُ، تَعالَیْتَ یا رَحْمنُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ

پاک و منزّهی ای خدا، بلند مرتبه ای ای بخشنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی

ص :131


1- [139]نام این دعا از کلمه« مجیر» که در این دعا تکرار گردیده گرفته شده که از اوصاف خدا و به معنای« پناه دهنده» است.
2- [141]حاشیه مصباح کفعمی، مطابق نقل مرحوم محدّث قمی در مفاتیح الجنان.

یا رَحیمُ، تَعالَیْتَ یا کَریمُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مَلِکُ،

ای مهربان، بلندمرتبه ای ای بزرگوار، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای فرمانروا،

تَعالَیْتَ یا مالِکُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قُدُّوسُ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای صاحب اختیار، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای پاکیزه، بلند مرتبه ای ای

سَلامُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُؤْمِنُ، تَعالَیْتَ یا مُهَیْمِنُ،

مایه سلامتی، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای ایمنی بخش، بلند مرتبه ای ای مقتدر،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عَزیزُ، تَعالَیْتَ یا جَبَّارُ، اجِرْنا مِنَ

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای گرامی، بلند مرتبه ای ای توانا، ما را از

النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُتَکَبِّرُ، تَعالَیْتَ یا مُتَجَبِّرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای ای بزرگ منش، بلندمرتبه ای ای قدرتمند، ما را از آتش دوزخ پناه ده،

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا خالِقُ، تَعالَیْتَ یا بارِئُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای آفریننده، بلند مرتبه ای ای پدیدآورنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

سُبْحانَکَ یا مُصَوِّرُ، تَعالَیْتَ یا مُقَدِّرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ

پاک و منزّهی ای شکل دهنده، بلند مرتبه ای ای تقدیرکننده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی

یا هادی تَعالَیْتَ یا باقی اجِرْنا مِنَ النَّارِ یامُجیرُ، سُبْحانَکَ یا وَهَّابُ،

ای هدایتگر، بلندمرتبه ای ای پاینده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای بخشنده،

تَعالَیْتَ یا تَوَّابُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا فَتَّاحُ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای توبه پذیر، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای گشاینده (گره ها)، بلند مرتبه ای ای

مُرْتاحُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا سَیِّدِی تَعالَیْتَ یا مَوْلایَ،

فرح بخش، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای آقا و سرورم، بلند مرتبه ای ای مولا و سرورم،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قَریبُ، تَعالَیْتَ یا رَقیبُ، اجِرْنا مِنَ

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای نزدیک، بلند مرتبه ای ای مراقب، ما را از

النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُبْدِئُ، تَعالَیْتَ یا مُعیدُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای آغاز کننده، بلند مرتبه ای ای بازگرداننده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا حَمیدُ، تَعالَیْتَ یا مَجیدُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

پناه دهنده، پاک و منزّهی ای ستوده، بلندمرتبه ای ای بزرگوار، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

ص :132

سُبْحانَکَ یا قَدیمُ، تَعالَیْتَ یا عَظیمُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یامُجیرُ، سُبْحانَکَ یا

پاک و منزّهی ای دیرینه، بلند مرتبه ای با عظمت، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای

غَفُورُ، تَعالَیْتَ یا شَکُورُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا شاهِدُ،

آمرزنده، بلند مرتبه ای شکرپذیر، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای گواه،

تَعالَیْتَ یا شَهیدُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا حَنَّانُ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای شاهد، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای با محبّت، بلندمرتبه ای ای

مَنَّانُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا باعِثُ، تَعالَیْتَ یا وارِثُ،

گشاده دست، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای برانگیزنده، بلندمرتبه ای ای وارث،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُحْیی تَعالَیْتَ یامُمیتُ، اجِرْنا مِنَ

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای زنده کننده، بلندمرتبه ای ای میراننده، ما را از

النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا شَفیقُ، تَعالَیْتَ یا رَفیقُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای دلسوز، بلند مرتبه ای ای رفیق، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا انیسُ، تَعالَیْتَ یا مُونِسُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

پناه دهنده، پاک و منزّهی ای همدم، بلند مرتبه ای ای انس گیرنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

سُبْحانَکَ یا جَلیلُ، تَعالَیْتَ یا جَمیلُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ

پاک و منزّهی ای بزرگوار، بلند مرتبه ای ای زیبا، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی

یا خَبیرُ، تَعالَیْتَ یا بَصیرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا حَفِیُّ،

ای آگاه، بلندمرتبه ای ای بینا، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای پذیرنده،

تَعالَیْتَ یا مَلِیُّ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مَعْبُودُ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای توانگر، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای معبود، بلند مرتبه ای ای

مَوْجُودُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا غَفَّارُ، تَعالَیْتَ یا قَهَّارُ،

موجود، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای آمرزنده، بلند مرتبه ای ای قادر مطلق،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مَذْکُورُ، تَعالَیْتَ یا مَشْکُورُ، اجِرْنا

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای یادشده، بلند مرتبه ای ای سپاس شده، ما را

مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا جَوادُ، تَعالَیْتَ یا مَعاذُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای بخشنده، بلند مرتبه ای ای پناهگاه، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای

ص :133

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا جَمالُ، تَعالَیْتَ یا جَلالُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

پناه دهنده، پاک و منزّهی ای زیبا، بلند مرتبه ای ای باشکوه، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

سُبْحانَکَ یا سابِقُ، تَعالَیْتَ یا رازِقُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا

پاک و منزّهی ای پیشین، بلند مرتبه ای ای روزی ده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای

صادِقُ، تَعالَیْتَ یا فالِقُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا سَمیعُ،

راست گفتار، بلندمرتبه ای ای شکافنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای شنوا،

تَعالَیْتَ یا سَریعُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا رَفیعُ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای سریع (در اجابت)، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای، والا بلندمرتبه ای ای

بدیعُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا فَعَّالُ، تَعالَیْتَ یا مُتَعالُ، اجِرْنا

پدیدآورنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای تأثیرگذار، بلند مرتبه ای ای والامقام، ما را

مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قاضی تَعالَیْتَ یا راضی اجِرْنا مِنَ النَّارِ

از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای حکم کننده، بلند مرتبه ای ای خوشنود، ما را از آتش دوزخ پناه ده،

یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قاهِرُ، تَعالَیْتَ یا ظاهِرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای غالب، بلند مرتبه ای ای آشکار، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

سُبْحانَکَ یا عالِمُ، تَعالَیْتَ یا حاکِمُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا

پاک و منزّهی ای دانا، بلند مرتبه ای ای حکم کننده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای

دآئِمُ، تَعالَیْتَ یا قآئِمُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عاصِمُ،

جاودان، بلندمرتبه ای ای استوار، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای بازدارنده،

تَعالَیْتَ یا قاسِمُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا غَنِیُّ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای قسمت کننده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای بی نیاز بلندمرتبه ای ای

مُغْنی اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا وَفِیُّ، تَعالَیْتَ یا قَوِیُّ، اجِرْنا

بی نیاز کننده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای وفادار، بلند مرتبه ای ای توانا، ما را

مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا کافی تَعالَیْتَ یا شافی اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای کفایت کننده، بلند مرتبه ای شفا دهنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُقَدِّمُ، تَعالَیْتَ یا مُؤَخِّرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یامُجیرُ،

پناه دهنده، پاک و منزّهی ای پیشی گیرنده، بلند مرتبه ای ای تأخیراندازنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

ص :134

سُبْحانَکَ یا اوَّلُ، تَعالَیْتَ یا آخِرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا

پاک و منزّهی ای آغاز، بلند مرتبه ای ای پایان ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای

ظاهِرُ، تَعالَیْتَ یا باطِنُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا رَجآءُ،

آشکار، بلندمرتبه ای ای پنهان، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای امید،

تَعالَیْتَ یا مُرْتَجی اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ذَا الْمَنِّ، تَعالَیْتَ

بلندمرتبه ای ای مورد امید، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای صاحب منّت، بلند مرتبه ای

یا ذَا الطَّوْلِ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یاحَیُّ، تَعالَیْتَ یا قَیُّومُ،

ای صاحب احسان، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای زنده، بلند مرتبه ای ای پاینده،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا واحِدُ، تَعالَیْتَ یا احَدُ، اجِرْنا مِنَ

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای یکتا، بلند مرتبه ای ای یگانه، ما را از

النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا سَیِّدُ، تَعالَیْتَ یا صَمَدُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای آقا و سرور، بلند مرتبه ای ای بی نیاز، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا قَدیرُ، تَعالَیْتَ یا کَبیرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

پناه دهنده، پاک و منزّهی ای توانا، بلند مرتبه ای ای بزرگ، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

سُبْحانَکَ یا والی تَعالَیْتَ یا عالی اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا

پاک و منزّهی ای سرپرست، بلند مرتبه ای ای والامقام، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی

عَلِیُّ، تَعالَیْتَ یا اعْلی اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا وَلِیُّ، تَعالَیْتَ

ای بلندمرتبه، بلند مرتبه ای ای برتر، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای صاحب اختیار، بلند مرتبه ای

یا مَوْلی اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ذارِئُ، تَعالَیْتَ یا بارِئُ،

ای سرور، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای پدیدآورنده، بلند مرتبه ای ای آفریننده،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا خافِضُ، تَعالَیْتَ یا رافِعُ، اجِرْنا مِنَ

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای پایین آورنده، بلند مرتبه ای ای بالابرنده، ما را از

النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُقْسِطُ، تَعالَیْتَ یا جامِعُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای عدالت پیشه، بلند مرتبه ای ای گردآورنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُعِزُّ، تَعالَیْتَ یا مُذِلُّ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

پناه دهنده، پاک و منزّهی ای عزّت بخش، بلند مرتبه ای ای خوارکننده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

ص :135

سُبْحانَکَ یا حافِظُ، تَعالَیْتَ یا حَفیظُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ

پاک و منزّهی ای حفاظت کننده، بلند مرتبه ای ای نگهدارنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی

یا قادِرُ، تَعالَیْتَ یا مُقْتَدِرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عَلیمُ،

ای توانا، بلند مرتبه ای ای با اقتدار، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای دانا،

تَعالَیْتَ یا حَلیمُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا حَکَمُ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای شکیبا، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای داور، بلند مرتبه ای

حَکیمُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُعْطی تَعالَیْتَ یا مانِعُ،

ای دانا، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای عطاکننده، بلند مرتبه ای ای بازدارنده،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ضآرُّ، تَعالَیْتَ یا نافِعُ، اجِرْنا مِنَ

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای زیان رسان، بلند مرتبه ای ای سودرسان، ما را از

النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُجیبُ، تَعالَیْتَ یا حَسیبُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ

آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای اجابت کننده، بلند مرتبه ای ای حسابگر، ما را از آتش دوزخ

یامُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عادِلُ، تَعالَیْتَ یا فاضِلُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای عادل، بلند مرتبه ای ای با فضیلت، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

سُبْحانَکَ یا لَطیفُ، تَعالَیْتَ یا شَریفُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ

پاک و منزّهی ای مهربان، بلندمرتبه ای ای بزرگوار، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی

یا رَبُّ، تَعالَیْتَ یا حَقُّ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ماجِدُ،

ای پروردگار، بلند مرتبه ای ای حق، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای بزرگوار،

تَعالَیْتَ یا واحِدُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا عَفُوُّ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای یگانه، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای عفوکننده، بلند مرتبه ای ای

مُنْتَقِمُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا واسِعُ، تَعالَیْتَ یا مُوَسِّعُ،

انتقام گیرنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای گسترده، بلند مرتبه ای ای وسعت ده،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا رَءُوفُ، تَعالَیْتَ یا عَطُوفُ، اجِرْنا

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای مهربان، بلند مرتبه ای باعطوفت، ما را

مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا فَرْدُ، تَعالَیْتَ یا وِتْرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای تنها، بلند مرتبه ای ای یگانه، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای

ص :136

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُقیتُ، تَعالَیْتَ یا مُحیطُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

پناه دهنده، پاک و منزّهی ای نیروبخش، بلند مرتبه ای ای دربرگیرنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

سُبْحانَکَ یا وَکیلُ، تَعالَیْتَ یا عَدْلُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا

پاک و منزّهی ای وکیل، بلند مرتبه ای ای عادل، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای

مُبینُ، تَعالَیْتَ یا مَتینُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا بَرُّ، تَعالَیْتَ

آشکارکننده، بلند مرتبه ای ای استوار، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای نیکوکار، بلند مرتبه ای

یا وَدُودُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا رَشیدُ، تَعالَیْتَ یا مُرْشِدُ،

ای با محبت، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای راهنما، بلند مرتبه ای ای ارشادکننده،

اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا نُورُ، تَعالَیْتَ یا مُنَوِّرُ، اجِرْنا مِنَ

ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای نور، بلند مرتبه ای ای روشنی بخش، ما را از

النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا نَصیرُ، تَعالَیْتَ یا ناصِرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا

آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای یاور، بلند مرتبه ای ای یاری کننده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای

مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا صَبُورُ، تَعالَیْتَ یا صابِرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ،

پناه دهنده، پاک و منزّهی ای شکیبا، بلندمرتبه ای ای صابر، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده،

سُبْحانَکَ یا مُحْصی تَعالَیْتَ یا مُنْشِئُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ

پاک و منزّهی ای احصا کننده، بلند مرتبه ای ای پدیدآورنده، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی

یا سُبْحانُ، تَعالَیْتَ یا دَیَّانُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا مُغیثُ،

ای تسبیح شده بلند مرتبه ای ای داور روز جزا، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای دادرس،

تَعالَیْتَ یا غِیاثُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا فاطِرُ، تَعالَیْتَ یا

بلند مرتبه ای ای فریادرس، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای آفریننده، بلند مرتبه ای ای

حاضِرُ، اجِرْنا مِنَ النَّارِ یا مُجیرُ، سُبْحانَکَ یا ذَا الْعِزِّ والْجَمالِ، تَبارَکْتَ یا

حاضر، ما را از آتش دوزخ پناه ده، ای پناه دهنده، پاک و منزّهی ای صاحب عزّت و زیبایی، بلند مرتبه ای

ذَاالْجَبَرُوتِ وَالْجَلالِ، سُبْحانَکَ لا الهِ الَّا انْتَ، سُبْحانَکَ انّی کُنْتُ مِنَ

ای صاحب قدرت و شکوه، پاک و منزّهی تو که معبودی جز تو نیست پاک و منزّهی تو، و من از

الظَّالِمینَ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ، وَکَذلِکَ نُنْجیِ الْمُؤْمِنینَ،

ستمکاران بودم. (ای که فرمودی) ما دعای او (یونس) را به اجابت رساندیم و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم

ص :137

وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اجْمَعینَ، وَالْحَمْدُللَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَحَسْبُنَا

(ما را ببخش و اندوه و غم را از ما دور کن) و خدا بر محمّد و تمامی خاندانش درود فرستد و حمد و سپاس از آنِ خداوندی است که پروردگار جهانیان است

اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکیلُ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ الَّا بِاللَّهِ الْعَلیِّ العَظیمِ.

و خداوند ما را کافی و بهترین وکیل است و پناهگاه و نیرویی جز از سوی خداوند بلندمرتبه و با عظمت نیست.

دعای جوشن کبیر[142]:

دعای جوشن کبیر(1):

این دعا را امام زین العابدین علیه السلام از پدر بزرگوارش از جدّش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است. درباره شأن ورود این دعا آمده است: در یکی از جنگ ها، رسول خدا صلی الله علیه و آله زره و جوشن سنگینی بر تن داشت که سبب آزار آن حضرت می شد، پیامبر صلی الله علیه و آله به درگاه خدا دعا کرد تا آن که جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: این زره سنگین را از تن خارج ساز و در عوض، این دعا را بخوان که برای تو و امّت تو، امان و حرزی خواهد بود. آنگاه فضیلت های فراوانی را در عظمت این دعا نقل کرده است، از جمله اینکه:

هر کس آن را بخواند و از منزل خارج شود و یا آن را همراه خویش داشته باشد (و در روح خود پیاده کند) اهل بهشت است و خداوند توفیق انجام اعمال صالح را به وی عنایت می کند. این دعا برای درمان بیماری های سخت و کسب پاداش های فراوان معنوی مفید است. امام حسین علیه السلام فرمود: پدرم مرا به حفظ و بزرگداشت این دعا سفارش کرد و به من فرمود: این دعا را بر کفنش بنویسم و آن را به خانواده ام تعلیم دهم و آنان را نسبت به خواندن این دعا ترغیب نمایم.(2) چند نکته:

1- نوشتن این دعا بر روی کفن- همان گونه که از روایت برمی آید- مستحب است؛ مرحوم «علّامه بحرالعلوم» نیز در شعر خود بدان اشاره کرده است:

و سُنَّ ان یُکْتب بالأکفان شهاده الاسلام و الایمان

و هکذا کتابه القرآن و الجوشن المنعوت بالأمان

یعنی: «نوشتن این امور بر روی کفن سنّت است: شهادت به اسلام و ایمان (ولایت) و همچنین نوشتن آیات قرآن و دعای جوشن که امانی است از عذاب».

ص :138


1- [142]سبب نامگذاری این دعا به جوشن کبیر، آن است که این دعا در برابر بلاها و آسیب های دنیوی و اخروی زره و محافظ خوبی است( جوشن به معنای زره است)، این دعا در مصباح کفعمی، صفحه 247 و بلدالامین، صفحه 402 آمده است.
2- [143]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 382.

2- مرحوم «علّامه مجلسی» در کتاب «زاد المعاد» این دعا را از اعمال شبهای قدر دانسته است 144] و از روایات استفاده می شود، سه بار یا حدّاقل یک بار در ماه مبارک رمضان آن را بخوانند.(1) 3- گرچه معروف است که این دعا، صد فصل دارد و هر فصل آن، شامل ده اسم از اسمای الهی است که مجموعاً یک هزار اسم از اسمای پرمعنای خداوند است؛ ولی با دقت روشن می شود که یک هزار و یک اسم می باشد، زیرا بند 55 مشتمل بر 11 اسم الهی است.

به هر حال، در پایان هر فصل به خداوند متعال از عذاب دوزخ پناه می بریم و می گوییم: «

سُبْحانَکَ یا لا الهَ الَّا انْتَ، الْغَوْثَ، الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یا رَبِ

». بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

(1) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اللَّهُ یا رَحْمنُ، یا رَحیمُ یا کَریمُ، یا

(1) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای خدا، ای بخشنده، ای مهربان، ای بزرگوار، ای

مُقیمُ یا عَظیمُ، یا قَدیمُ یا عَلیمُ، یا حَلیمُ یا حَکیمُ، سُبْحانَکَ یا لا الهَ الَّا

پایدار، ای بزرگ، ای دیرینه، ای دانا، ای شکیبا، ای خردمند، تسبیح می گویم تو را ای کسی که جز تو معبودی

انْتَ، الْغَوْثَ، الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یا رَبِ (2) یا سَیِّدَ السَّاداتِ، یا

نیست، یاریمان کن، یاریمان کن، ما را از آتش دوزخ برهان، ای پرودگار من (2) ای آقا و سرور بزرگان، ای

مُجیبَ الدَّعَواتِ، یا رافِعَ الدَّرَجاتِ، یا وَلِیَّ الْحَسَناتِ، یا غافِرَ

اجابت کننده دعاها، ای بالا برنده رتبه ها، ای صاحب نیکی ها، ای آمرزنده

الْخَطیئآتِ، یا مُعْطِیَ الْمَسْئَلاتِ، یا قابِلَ التَّوْباتِ، یا سامِعَ الْأَصْواتِ، یا

خطاها، ای عطاکننده خواسته ها، ای پذیرنده توبه ها، ای شنونده صداها، ای

عالِمَ الْخَفِیَّاتِ، یا دافِعَ الْبَلِیَّاتِ (3) یا خَیْرَ الْغافِرینَ، یا خَیْرَ الْفاتِحینَ، یا

دانای نهانها، ای برطرف کننده بلاها (3) ای بهترین آمرزندگان، ای بهترین کارگشایان، ای

خَیْرَ النَّاصِرینَ، یا خَیْرَ الْحاکِمینَ، یا خَیْرَ الرَّازِقینَ، یا خَیْرَ الْوارِثینَ، یا

بهترین یاوران، ای بهترین داوران، ای بهترین روزی دهندگان، ای بهترین وارثان، ای

ص :139


1- [145]بحارالانوار، جلد 91، صفحه 384.

خَیْرَ الْحامِدینَ، یا خَیْرَ الذَّاکِرینَ، یا خَیْرَ الْمُنْزِلینَ، یا خَیْرَ الْمُحْسِنینَ (4)

بهترین سپاسگزاران، ای بهترین یادکنندگان، ای بهترین نازل کنندگان، ای بهترین احسان کنندگان، (4)

یا مَنْ لَهُ الْعِزَّهُ وَالْجَمالُ، یا مَنْ لَهُ الْقُدْرَهُ وَالْکَمالُ، یا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ

ای که عزت و زیبایی از آنِ توست، ای که توانایی و کمال از آنِ توست، ای که فرمانروایی

وَالْجَلالُ، یا مَنْ هُوَ الْکَبیرُ الْمُتَعالُ، یا مُنْشِی ءَ السَّحابِ الثِّقالِ، یا مَنْ هُوَ

و شکوه از آنِ توست، ای که بزرگی و بلندمرتبگی از آنِ توست، ای پدیدآورنده ابرهای سنگین، ای که

شَدیدُ الْمِحالِ، یا مَنْ هُوَ سَریعُ الْحِسابِ، یا مَنْ هُوَ شَدیدُ الْعِقابِ، یا مَنْ

انتقام گیری سخت از آنِ توست، ای که حسابرسی سریع از آنِ توست، ای که سخت کیفری، ای که

عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ، یا مَنْ عِنْدَهُ امُّ الْکِتابِ (5) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ

پاداش نیکو نزد توست، ای که اصل کتاب نزد توست (5) خدایا از تو می خواهم به حق نامت

یا حَنَّانُ یا مَنَّانُ، یا دَیَّانُ یا بُرْهانُ، یا سُلْطانُ یا رِضْوانُ، یا غُفْرانُ یا

ای با محبت ای گشاده دست، ای داور روز جزا، ای راهنما، ای فرمانروا، ای مایه خشنودی، ای آمرزنده، ای

سُبْحانُ، یا مُسْتَعانُ یا ذَاالْمَنِّ وَالْبَیانِ (6) یا مَنْ تَواضَعَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِعَظَمَتِهِ،

تسبیح شده، ای یاور، ای صاحب منّت و بیان (6) ای که همه چیز در برابر عظمتت سر فرود آورده،

یا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِقُدْرَتِهِ، یا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْ ءٍ لِعِزَّتِهِ، یا مَنْ خَضَعَ

ای که همه چیز در برابر قدرتت تسلیم گشته، ای که همه چیز در برابر عزّتت خوار گردیده، ای که همه چیز

کُلُّ شَیْ ءٍ لِهَیْبَتِهِ، یا مَنِ انْقادَ کُلُّ شَیْ ءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ، یا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبالُ

از هیبتت فروتن گشته، ای که همه چیز از ترست فرمانبردار گردیده، ای که کوه ها

مِنْ مَخافَتِهِ، یا مَنْ قامَتِ السَّمواتُ بِامْرِهِ، یا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ

از خوفت شکاف برداشته، ای که آسمانها به فرمانت برافراشته شده، ای که زمین ها به اجازه ات

بِاذْنِهِ، یا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ، یا مَنْ لا یَعْتَدی عَلی اهْلِ مَمْلَکَتِهِ (7) استقرار یافته، ای که غرّش رعد، حمد و تسبیح تو گوید، ای که به زیر دستانت ستم نکنی (7)

یا غافِرَ الْخَطایا، یا کاشِفَ الْبَلایا، یا مُنْتَهَی الرَّجایا، یا مُجْزِلَ الْعَطایا، یا

ای آمرزنده خطاها، ای برطرف کننده بلاها، ای نهایت امیدها، ای فراوان بخشنده عطاها، ای

واهِبَ الْهَدایا، یا رازِقَ الْبَرایا، یا قاضِیَ الْمَنایا، یا سامِعَ الشَّکایا، یا

دهنده هدایا، ای روزی دهنده مخلوقات، ای برآورنده آرزوها، ای شنونده شکایت ها، ای

ص :140

باعِثَ الْبَرایا، یا مُطْلِقَ الْأُساری (8) یاذَا الْحَمْدِوَالثَّنآءِ، یا ذَاالْفَخْرِ

برانگیزنده مخلوقات، ای آزادکننده اسیران (8) ای صاحب حمد و سپاس، ای صاحب فخر

وَاْلبَهآءِ، یا ذَا الْمَجْدِ وَالسَّنآءِ، یا ذَا الْعَهْدِ وَالْوَفآءِ، یا ذَا الْعَفْوِ وَالرِّضآءِ، یا

و درخشش، ای صاحب بزرگواری و عظمت، ای صاحب پیمان و وفاداری، ای صاحب عفو و خشنودی، ای

ذَا الْمَنِّ وَالْعَطآءِ، یا ذَا الْفَصْلِ وَالْقَضآءِ، یا ذَا الْعِزِّ وَالْبَقآءِ، یا ذَا الْجُودِ

صاحب نعمت و عطا، ای جدا کننده (حق از باطل) و داور، ای صاحب عزّت و پایداری، ای صاحب بخشش

وَالسَّخآءِ، یا ذَا الْألاءِ وَالنَّعْمآءِ (9) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مانِعُ یا

و سخاوت، ای صاحب احسانها و نعمت ها (9) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت ای بازدارنده،

دافِعُ، یا رافِعُ یا صانِعُ، یا نافِعُ یا سامِعُ، یا جامِعُ یا شافِعُ، یا واسِعُ

ای دفع کننده، ای بالا برنده، ای سازنده، ای سود رساننده، ای شنونده، ای گردآورنده، ای شفاعت کننده، ای گسترده،

یا مُوسِعُ (10) یا صانِعَ کُلِّ مَصْنُوعٍ، یا خالِقَ کُلِّ مَخْلُوقٍ، یا رازِقَ کُلِ

ای توانگر (10) ای سازنده هر ساخته شده، ای آفریننده هر آفریده، ای روزی ده هر

مَرْزُوقٍ، یا مالِکَ کُلِّ مَمْلُوکٍ، یا کاشِفَ کُلِّ مَکْرُوبٍ، یا فارِجَ کُلِ

روزی خوار، ای مالک هر دارایی، ای غمزدای غمزدگان، ای شادکننده

مَهْمُومٍ، یا راحِمَ کُلِّ مَرْحُومٍ، یا ناصِرَ کُلِّ مَخْذُولٍ، یا ساتِرَ کُلِّ مَعْیُوبٍ،

اندوهگینان، ای رحم کننده هر مرحوم، ای یاور هر بی یاور، ای پوشاننده هر معیوب،

یا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ (11) یا عُدَّتی عِنْدَ شِدَّتی یا رَجآئی عِنْدَ مُصیبَتی یا

ای پناه هر رانده شده (11) ای ذخیره ام در سختی ها، ای امیدم در مصیبت ها، ای

مُونِسی عِنْدَ وَحْشَتی یا صاحِبی عِنْدَ غُرْبَتی یا وَلِیّی عِنْدَ نِعْمَتی یا

همدمم در وحشت ها، ای همصحبتم در غربت ها، ای سرپرستم در نعمتها، ای

غِیاثی عِنْدَ کُرْبَتی یا دَلیلی عِنْدَ حَیْرَتی یا غَنآئی عِنْدَ افْتِقاری یا

فریادرسم در گرفتاریها، ای راهنمایم در سرگردانی ها، ای بی نیازیم در نیازمندیها، ای

مَلْجَأی عِنْدَ اضْطِراری یا مُعینی عِنْدَ مَفْزَعی (12) یا عَلَّامَ الْغُیُوبِ، یا

پناهم در ناچاریها، ای کمکم در پریشانی ها (12) ای دانای نهانها، ای

غَفَّارَ الذُّنُوبِ، یا سَتَّارَ الْعُیُوبِ، یا کاشِفَ الْکُرُوبِ، یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، یا

آمرزنده گناهان، ای پرده پوش عیبها، ای برطرف کننده غمها، ای گرداننده دلها، ای

ص :141

طَبیبَ الْقُلُوبِ، یا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ، یا انیسَ الْقُلُوبِ، یا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ، یا

شفابخش دلها، ای روشنی بخش دلها، ای همدم دلها، ای گشاینده اندوه ها، ای

مُنَفِّسَ الْغُمُومِ، (13) اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاْسمِکَ یا جَلیلُ یا جَمیلُ، یا وَکیلُ

پاک کننده غمها (13) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت ای بزرگوار، ای زیبا، ای نماینده،

یا کَفیلُ، یا دَلیلُ یا قَبیلُ، یا مُدیلُ یا مُنیلُ، یا مُقیلُ یا مُحیلُ (14) یا دَلیلَ

ای عهده دار، ای راهنما، ای پذیرنده، ای دولت بخش، ای احسان کننده، ای درگذرنده، ای چاره ساز (14) ای راهنمای

الْمُتَحَیِّرینَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ، یا جارَ

سرگردانان، ای فریادرس فریادرس خواهان، ای دادرس دادخواهان، ای پناه

الْمُسْتَجیرینَ، یا امانَ الْخآئِفینَ، یا عَوْنَ الْمُؤْمِنینَ، یا راحِمَ الْمَساکینَ،

پناه جویان، ای امان خائفان، ای یاور مؤمنان، ای رحم کننده بیچارگان،

یا مَلْجَأَ الْعاصینَ، یا غافِرَ الْمُذْنِبینَ، یا مُجیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرّینَ (15) یا ذَا

ای پناه خطاکاران، ای آمرزنده گناهکاران، ای اجابت کننده دعای بیچارگان (15) ای صاحب

الْجُودِ وَالْإِحْسانِ، یا ذَا الْفَضْلِ وَالْإِمْتِنانِ، یا ذَا الْأَمْنِ وَالْأَمانِ، یا

سخاوت و نیکی، ای صاحب کرم و نعمت، ای مایه امنیّت و آرامش، ای

ذَاالْقُدْسِ وَالسُّبْحانِ، یا ذَاالْحِکْمَهِ وَالْبَیانِ، یا ذَا الرَّحْمَهِ وَالرِّضْوانِ، یاذَا

صاحب قداست و پاکی، ای صاحب حکمت و بیان، ای مایه رحمت و خشنودی، ای صاحب

الْحُجَّهِ وَالْبُرْهانِ، یا ذَا الْعَظَمَهِ وَالسُّلْطانِ، یا ذَا الرَّأْفَهِ وَالْمُسْتَعانِ، یا ذَا

دلیل و برهان (قاطع)، ای صاحب بزرگی و فرمانروایی، ای صاحب رحمت و پشتیبان، ای صاحب

العَفْوِ وَالْغُفْرانِ (16) یا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ هُوَ الهُ کُلِّ شَیْ ءٍ، یا

عفو و آمرزش (16) ای که تویی پروردگار هر چیز، ای که تویی معبود هر چیز، ای

مَنْ هُوَ صانِعُ کُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ هُوَ خالِقُ کُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِ

که تویی سازنده هر چیز، ای که تویی آفریننده هر چیز، ای که تویی قبل از هر

شَیْ ءٍ، یا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ هُوَ عالِمٌ

چیز، ای که تویی بعد از هر چیز، ای که تویی برتر از هر چیز، ای که تویی دانای

بِکُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ هُوَ قادِرٌ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ هُوَ یَبْقی وَیَفْنی کُلُ

به هر چیز، ای که تویی توانای بر هر چیز، ای که تویی باقی، و هر چیز دیگر

ص :142

شَیْ ءٍ (17) اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُؤْمِنُ یا مُهَیْمِنُ، یا مُکَوِّنُ یا مُلَقِّنُ،

فانی (17) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت ای امان دهنده، ای مقتدر، ای پدیدآورنده، ای آمرزنده،

یا مُبَیِّنُ یا مُهَوِّنُ، یا مُمَکِّنُ یا مُزَیِّنُ، یامُعْلِنُ یا مُقَسِّمُ (18) یا مَنْ هُوَ فی

ای روشنگر، ای آسان کننده، ای نیروبخش، ای زینت بخش، ای آشکار کننده، ای تقسیم کننده (18) ای که در

مُلْکِهِ مُقیمٌ، یا مَنْ هُوَ فی سُلْطانِهِ قَدیمٌ، یا مَنْ هُو فی جَلالِهِ عَظیمٌ، یا

فرمانروایی پایداری، ای که در سلطنت دیرینه ای، ای که در شکوه بس بزرگی، ای

مَنْ هُوَ عَلی عِبادِهِ رَحیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ

که بر بندگان مهربانی، ای که بر همه چیز دانایی، ای که بر

عَصاهُ حَلیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ کَریمٌ، یا مَنْ هُوَ فی صُنْعِهِ حَکیمٌ، یا

گنهکاران شکیبایی، ای که بر امیدواران بخشنده ای، ای که در آفرینش عالم دانایی، ای

مَنْ هُوَ فی حِکْمَتِهِ لَطیفٌ، یامَنْ هُوَ فی لُطْفِهِ قَدیمٌ (19) یا مَنْ لایُرْجی الَّا

که دانائیت دقیق، ای که در مهربانی دیرینه ای (19) ای که جز به فضل و کرمت

فَضْلُهُ، یا مَنْ لا یُسْئَلُ الَّا عَفْوُهُ، یا مَنْ لایُنْظَرُ الَّا بِرُّهُ، یا مَنْ لا یُخافُ الَّا

امیدی نیست، ای که جز عفوت درخواستی نیست، ای که جز نیکیت انتظاری نیست، ای که جز از عدلت

عَدْلُهُ، یا مَنْ لا یَدُومُ الَّا مُلْکُهُ، یا مَنْ لا سُلْطانَ الَّا سُلْطانُهُ، یا مَنْ

ترسی نیست، ای که جز فرمانرواییت جاودان نماند، ای که جز فرمانرواییت فرمانروایی نیست، ای که

وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ رَحْمَتُهُ، یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ، یا مَنْ احاطَ بِکُلِ

رحمتت همه چیز را فرا گرفته، ای که رحمتت بر غضبت پیشی گرفته، ای که علمت بر همه چیز

شَیْ ءٍ عِلْمُهُ، یا مَنْ لَیْسَ احَدٌ مِثْلَهُ (20) یا فارِجَ الْهَمِّ، یا کاشِفَ الْغَمِّ، یا

احاطه دارد، ای که هیچ کس مانندت نیست (20) ای گشاینده اندوه، ای برطرف کننده غم، ای

غافِرَ الذَّنْبِ، یا قابِلَ التَّوْبِ، یا خالِقَ الْخَلْقِ، یا صادِقَ الْوَعْدِ، یا مُوفِیَ

آمرزنده گناه، ای توبه پذیر، ای آفریننده خلق، ای خوش قول، ای وفا کننده

الْعَهْدِ، یا عالِمَ السِّرِّ، یا فالِقَ الْحَبِّ، یارازِقَ الْأَنامِ (21) اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ

پیمان، ای دانای راز، ای شکافنده دانه، ای روزی دهنده مردم (21) خدایا از تو می خواهم

بِاسْمِکَ یا عَلِیُّ یا وَفِیُّ، یا غَنِیُّ یا مَلِیُّ، یا حَفِیُّ یا رَضِیُّ، یا زَکِیُّ یا

به حقّ نامت، ای بلندمرتبه، ای وفادار، ای بی نیاز، ای توانگر، ای پذیرنده، ای خشنود، ای پاکیزه، ای

ص :143

بَدِیُّ، یا قَوِیُّ یا وَلِیُ (22) یا مَنْ اظْهَرَ الْجَمیلَ، یا مَنْ سَتَرَ الْقَبیحَ، یا مَنْ لَمْ

آفریننده، ای توانا، ای سرپرست (22) ای که زیبایی ها را آشکار ساختی، ای که زشتی ها را پوشاندی، ای که بر

یُؤاخِذْ بِالْجَریرَهِ، یا مَنْ لَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ، یا عَظیمَ الْعَفْوِ، یا حَسَنَ

بدی مؤاخذه نکردی، ای که پرده دری ننمودی، ای صاحب عفو بزرگ، ای صاحب

التَّجاوُزِ، یا واسِعَ الْمَغْفِرَهِ، یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَهِ، یا صاحِبَ کُلِ

گذشت نیکو، ای گسترده آمرزش، ای گشاینده دست به رحمت، ای آگاه از هر

نَجْوی یا مُنْتَهی کُلِّ شَکْوی (23) یا ذَا النِّعْمَهِ السَّابِغَهِ، یا ذَا الرَّحْمَهِ

راز، ای نهایت هر شکایت (23) ای صاحب نعمت بی حساب، ای صاحب رحمت

الْواسِعَهِ، یا ذَاالْمِنَّهِ السَّابِقَهِ، یا ذَا الْحِکْمَهِ الْبالِغَهِ، یا ذَا الْقُدْرَهِ الْکامِلَهِ، یا

بی پایان، ای صاحب نعمت پیشین، ای صاحب حکمت بی انتها، ای صاحب قدرت بی کران، ای

ذَا الْحُجَّهِ الْقاطِعَهِ، یا ذَا الْکَرامَهِ الظَّاهِرَهِ، یا ذَا الْعِزَّهِ الدَّآئِمَهِ، یا ذَا الْقُوَّهِ

صاحب دلیل روشن، ای صاحب بزرگواری آشکار، ای صاحب عزّت جاودان، ای صاحب نیروی

الْمَتینَهِ، یا ذَاالْعَظَمَهِ الْمَنیعَهِ (24) یا بَدیعَ السَّمواتِ، یا جاعِلَ الظُّلُماتِ، یا

استوار، ای صاحب بزرگی دست نیافتنی (24) ای پدیدآورنده آسمانها، ای آفریننده تاریکی ها، ای

راحِمَ الْعَبَراتِ، یا مُقیلَ الْعَثَراتِ، یا ساتِرَ الْعَوْراتِ، یا مُحْیِیَ الْأَمْواتِ،

رحم کننده بر اشکها، ای درگذرنده از لغزشها، ای پوشاننده زشتی ها، ای زنده کننده مردگان،

یا مُنْزِلَ الْایاتِ، یا مُضَعِّفَ الْحَسَناتِ، یا ماحِیَ السَّیِّئاتِ، یا شَدیدَ

ای نازل کننده آیات، ای فزون کننده نیکیها، ای محو کننده بدیها، ای سخت

النَّقِماتِ (25) اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُصَوِّرُ یا مُقَدِّرُ، یا مُدَبِّرُ یا

انتقام گیر (25) خدایا از تو می خواهم به حق نامت، ای شکل دهنده، ای تقدیر کننده، ای تدبیر کننده، ای

مُطَهِّرُ، یا مُنَوِّرُ یا مُیَسِّرُ، یا مُبَشِّرُ یا مُنْذِرُ، یا مُقَدِّمُ یا مُؤَخِّرُ (26) یا رَبَ

پاک کننده، ای روشن کننده، ای آسان کننده، ای بشارت دهنده، ای ترساننده، ای پیشی گیرنده، ای تأخیراندازنده (26) ای پروردگار

الْبَیْتِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الشَّهْرِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الرُّکْنِ وَ

کعبه، ای پروردگار ماه حرام، ای پروردگار بلد حرام، ای پروردگار رکن و

الْمَقامِ، یا رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الْحِلِ

مقامِ (ابراهیم)، ای پروردگار مشعر الحرام، ای پروردگار مسجد الحرام، ای پروردگار حلال

ص :144

وَالْحَرامِ، یا رَبَّ النُّورِ وَالظَّلامِ، یا رَبَّ التَّحِیَّهِ وَالسَّلامِ، یارَبَّ الْقُدْرَهِ فِی

و حرام، ای پروردگار نور و ظلمت، ای پروردگار درود و سلام، ای پروردگار توانای در

الْأَنامِ (27) یا احْکَمَ الْحاکِمینَ، یا اعْدَلَ الْعادِلینَ، یا اصْدَقَ الصَّادِقینَ، یا

میان مخلوقات (27) ای حکمرانترین حاکمان، ای عادلترین عادلان، ای راستگوترین راستگویان، ای

اطْهَرَ الطَّاهِرینَ، یا احْسَنَ الْخالِقینَ، یا اسْرَعَ الْحاسِبینَ، یا اسْمَعَ

پاکترین پاکان، ای بهترین آفرینندگان، ای سریعترین حسابگران، ای شنواترین

السَّامِعینَ، یا ابْصَرَ النَّاظِرینَ، یا اشْفَعَ الشَّافِعینَ، یا اکْرَمَ الْأَکْرَمینَ (28) یا

شنوایان، ای بیناترین بینایان، ای بهترین شافعان، ای گرامی ترین گرامیان (28) ای

عِمادَ مَنْ لاعِمادَ لَهُ، یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ، یاذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ، یا حِرْزَ

تکیه گاه کسی که تکیه گاهی ندارد، ای پشتیبان کسی که پشتیبانی ندارد، ای ذخیره کسی که ذخیره ای ندارد، ای پناه

مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا فَخْرَ مَنْ لا فَخْرَ لَهُ، یا عِزَّ مَنْ

کسی که پناهی ندارد، ای فریادرس کسی که فریادرسی ندارد، ای افتخار کسی که افتخاری ندارد، ای عزّت کسی که

لا عِزَّ لَهُ، یا مُعینَ مَنْ لا مُعینَ لَهُ، یا انیسَ مَنْ لا انیسَ لَهُ، یا امانَ مَنْ لا

عزّتی ندارد، ای یاور کسی که یاوری ندارد، ای همدم کسی که همدمی ندارد، ای امان کسی که

امانَ لَهُ (29) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا عاصِمُ یا قائِمُ، یا دآئِمُ یا راحِمُ،

امانی ندارد (29) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای بازدارنده، ای استوار، ای جاویدان، ای رحم کننده،

یا سالِمُ یا حاکِمُ، یا عالِمُ یا قاسِمُ، یا قابِضُ یا باسِطُ (30) یا عاصِمَ مَنِ

ای بی نقص، ای حکمران، ای دانا، ای قسمت کننده، ای قبض کننده ای گشاینده (30) ای بازدارنده کسی که

اسْتَعْصَمَهُ، یا راحِمَ مَنِ اسْتَرْحَمَهُ، یا غافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرَهُ، یا ناصِرَ مَنِ

از تو مصونیّت (از گناه) طلبد، ای رحم کننده کسی که از تو رحمت طلبد، ای آمرزنده کسی که از تو آمرزش طلبد، ای یاور کسی که

اسْتَنْصَرَهُ، یا حافِظَ مَنِ اسْتَحْفَظَهُ، یا مُکْرِمَ مَنِ اسْتَکْرَمَهُ، یا مُرْشِدَ مَنِ

از تو یاری طلبد، ای نگهدار کسی که از تو محافظت طلبد، ای گرامی دار کسی که از تو کرامت طلبد، ای راهنمای کسی که

اسْتَرْشَدَهُ، یا صَریخَ مَنِ اسْتَصْرَخَهُ، یا مُعینَ مَنِ اسْتَعانَهُ، یا مُغیثَ مَنِ

از تو هدایت طلبد، ای فریادرس کسی که از تو فریادرسی طلبد، ای یاور کسی که از تو کمک طلبد، ای دادرس کسی که از تو

اسْتَغاثَهُ (31) یا عَزیزاً لا یُضامُ، یا لَطیفاً لا یُرامُ، یا قَیُّوماً لا یَنامُ، یا دائِماً

دادرسی طلبد (31) ای عزیزی که ذلّت نپذیری، ای مهربانی که نفوذناپذیری، ای پاینده ای که خواب نداری، ای جاودانی که

ص :145

لا یَفُوتُ، یا حَیّاً لایَمُوتُ، یا مَلِکاً لا یَزُولُ، یا باقِیاً لا یَفْنی یا عالِماً لا

از بین نروی، ای زنده ای که مرگ نداری، ای پادشهی که ملکت از بین نرود، ای پایداری که فانی نشوی، ای دانایی که

یَجْهَلُ، یا صَمَداً لا یُطْعَمُ، یا قَوِیّاً لایَضْعُفُ (32) اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ

نادان نگردی، ای بی نیازی که روزی نخواهی، ای توانایی که ضعیف نگردی (32) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت،

یا احَدُ یا واحِدُ، یا شاهِدُ یا ماجِدُ، یا حامِدُ یا راشِدُ، یا باعِثُ یا وارِثُ،

ای یکتا، ای یگانه، ای گواه، ای بزرگوار، ای ستاینده، ای راهنما، ای برانگیزنده (مردگان) ای وارث،

یا ضآرُّ یا نافِعُ (33) یا اعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظیمٍ، یا اکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَریمٍ، یا ارْحَمَ

ای زیان رسان، ای سود رسان (33) ای بزرگتر از هر بزرگ، ای گرامی تر از هر گرامی، ای مهربان تر

مِنْ کُلِّ رَحیمٍ، یا اعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلیمٍ، یا احْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکیمٍ، یا اقْدَمَ مِنْ

از هر مهربان، ای داناتر از هر دانا، ای دانشمندتر از هر دانشمند، ای دیرینه تر از

کُلِّ قَدیمٍ، یا اکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبیرٍ، یا الْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطیفٍ، یا اجَلَّ مِن کُلِ

هر دیرینه، ای بزرگتر از هر بزرگ، ای مهربان تر از هر مهربان، ای والاتر از هر

جَلیلٍ، یا اعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزیزٍ (34) یا کَریمَ الصَّفْحِ، یا عَظیمَ الْمَنِّ، یا کَثیرَ

والا، ای محبوب تر از هر محبوب (34) ای بخشنده با گذشت، ای نعمت بخش بزرگ، ای پُر

الْخَیْرِ، یا قَدیمَ الْفَضْلِ، یا دآئِمَ اللُّطْفِ، یا لَطیفَ الصُّنْعِ، یا مُنَفِّسَ الْکَرْبِ،

خیر، ای دیرینه بخشش، ای پیوسته مهربان، ای با سلیقه در خلقت، ای زداینده اندوه،

یا کاشِفَ الضُّرِّ، یا مالِکَ الْمُلْکِ، یا قاضِیَ الْحَقِ (35) یا مَنْ هُوَ فی عَهْدِهِ

ای برطرف کننده زیان، ای مالک هستی، ای حاکم به حق (35) ای که در پیمان

وَفِیٌّ، یا مَنْ هُوَ فی وَفآئِهِ قَوِیٌّ، یا مَنْ هُوَ فی قُوَّتِهِ عَلِیٌّ، یا مَنْ هُوَ فی

وفاداری، ای که در وفاداری توانایی، ای که در توانایی برتری، ای که در

عُلُوِّهِ قَریبٌ، یا مَنْ هُوَ فی قُرْبِهِ لَطیفٌ، یا مَنْ هُوَ فی لُطْفِهِ شَریفٌ، یا

(عین) برتری نزدیکی، ای که در (عین) نزدیکی پنهانی، ای که در (عین) مهربانی بزرگواری، ای

مَنْ هُوَ فی شَرَفِهِ عَزیزٌ، یا مَنْ هُوَ فی عِزِّهِ عَظیمٌ، یا مَنْ هُوَ فی عَظَمَتِهِ

که در (عین) بزرگواری عزیزی، ای که در عزّت با عظمتی، ای که در (عین) عظمت

مَجیدٌ، یا مَنْ هُوَ فی مَجْدِهِ حَمیدٌ (36) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا کافی

بزرگواری، ای که در بزرگواری ستوده ای (36) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت ای کفایت کننده،

ص :146

یا شافی یا وافی یا مُعافی یا هادی یا داعی یا قاضی یا راضی یا

ای شفا دهنده، ای وفا کننده، ای درگذرنده، ای هدایت کننده، ای دعوت کننده، ای حکم کننده، ای خشنود، ای

عالی یا باقی (37) یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ خاضِعٌ لَهُ، یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ خاشِعٌ لَهُ، یا

بلندمرتبه، ای ماندگار (37) ای که هر چیز در برابرت فروتن است، ای که هر چیز در برابرت سر فرود آورده، ای

مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ کآئِنٌ لَهُ، یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ مَوْجُودٌ بِهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ مُنیبٌ

که هستی هر چیز با توست، ای که وجود هر چیز به واسطه توست، ای که بازگشت هر چیز به سوی

الَیْهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ خآئِفٌ مِنْهُ، یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ قآئِمٌ بِهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ

توست، ای که هر چیز از تو ترسان است، ای که قیام هر چیز به توست، ای که بازگشت هر چیز

صآئِرٌ الَیْهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ، یا مَنْ کُلُّ شَیْ ءٍ هالِکٌ الَّا

به سوی توست، ای که هر چیز به ستایش، تو را تسبیح گوید، ای که هر چیز جز ذات پاکت

وَجْهَهُ (38) یا مَنْ لا مَفَرَّ الَّا الَیْهِ، یا مَنْ لا مَفْزَعَ الَّا الَیْهِ، یا مَنْ لا مَقْصَدَ الَّا

نابودشدنی است (38) ای که جز به سوی تو راه فراری نیست، ای که جز به سوی تو پناهی نیست، ای که جز به سوی تو مقصدی

الَیْهِ، یا مَنْ لا مَنْجا مِنْهُ الَّا الَیْهِ، یا مَنْ لا یُرْغَبُ الَّا الَیْهِ، یا مَنْ لا حَوْلَ

نیست، ای که راه نجاتی از (عذابِ) تو جز به سوی تو نیست، ای که جز به سوی تو میل و اشتیاقی نیست، ای که جز به واسطه تو پناهگاه

وَلا قُوَّهَ الَّا بِهِ، یا مَنْ لا یُسْتَعانُ الَّا بِهِ، یا مَنْ لا یُتَوَکَّلُ الَّا عَلَیْهِ، یا مَنْ لا

و نیرویی نیست، ای که جز از تو کمک گرفته نشود، ای که جز بر تو توکّل نشود، ای که جز تو

یُرْجی الَّا هُوَ، یا مَنْ لا یُعْبَدُ الَّا هُوَ (39) یا خَیْرَ الْمَرْهُوبینَ، یا خَیْرَ

مایه امیدی نباشد، ای که جز تو پرستش نشود (39) ای بهترین کسی که از تو می ترسند، ای بهترین

الْمَرْغُوبینَ، یا خَیْرَ الْمَطْلُوبینَ، یا خَیْرَ الْمَسْئُولینَ، یا خَیْرَ الْمَقْصُودینَ،

رغبت شدگان، ای بهترین طلب شدگان، ای بهترین سؤال شدگان، ای بهترین قصد شدگان،

یا خَیْرَ الْمَذْکُورینَ، یا خَیْرَ الْمَشْکُورینَ، یا خَیْرَ الْمَحْبُوبینَ، یا خَیْرَ

ای بهترین یادشدگان، ای بهترین سپاس شدگان، ای بهترین دوست داشته شدگان، ای بهترین

الْمَدْعُوّینَ، یا خَیْرَ الْمُسْتَأْنِسینَ (40) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا غافِرُ یا

خوانده شدگان، ای بهترین انس گرفته شدگان (40) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای آمرزنده، ای

ساتِرُ، یا قادِرُ یا قاهِرُ، یا فاطِرُ یا کاسِرُ، یا جابِرُ یا ذاکِرُ، یا ناظِرُ یا ناصِرُ

پوشاننده، ای توانا، ای غلبه کننده، ای آفریننده، ای شکننده، ای جبران کننده ای یاد کننده، ای بیننده، ای یاری کننده

ص :147

(41) یا مَنْ خَلَقَ فَسَوّی یا مَنْ قَدَّرَ فَهَدی یا مَنْ یَکْشِفُ الْبَلْوی یا مَنْ

(41) ای که آفریده و بیاراستی، ای که مقدّر فرموده و هدایت نمودی، ای که گرفتاری را برطرف نمایی، ای که

یَسْمَعُ النَّجْوی یا مَنْ یُنْقِذُ الْغَرْقی یا مَنْ یُنْجِی الْهَلْکی یا مَنْ یَشْفِی

سخن پنهانی را بشنوی، ای که غرق شدگان را نجات دهی، ای که هلاک شدگان را برهانی، ای که بیماران را

الْمَرْضی یا مَنْ اضْحَکَ وَابْکی یا مَنْ اماتَ وَاحْیی یا مَنْ خَلَقَ

شفا دهی، ای که بخندانی و بگریانی، ای که بمیرانی و زنده کنی، ای که

الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْانْثی (42) یا مَنْ فیِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ سَبیلُهُ، یا مَنْ فِی

نر و ماده را جفت آفریدی (42) ای که در خشکی و دریا راه رسیدن به توست، ای که در

الْافاقِ ایاتُهُ، یا مَنْ فِی الْایاتِ بُرْهانُهُ، یا مَنْ فِی الْمَماتِ قُدْرَتُهُ، یا مَنْ

تمام هستی نشانه های توست، ای در نشانه ها دلیل وجود توست، ای که در مرگ نشانه قدرت توست، ای که

فِی الْقُبُورِ عِبْرَتُهُ، یا مَنْ فِی الْقِیمَهِ مُلْکُهُ، یا مَنْ فِی الْحِسابِ هَیْبَتُهُ، یا

در گورها نشانه پند توست، ای که در قیامت فرمانروایی توست، ای که در حساب رسی نشانه عظمت توست، ای

مَنْ فِی الْمیزانِ قَضآئُهُ، یا مَنْ فِی الْجَنَّهِ ثَوابُهُ، یا مَنْ فِی النَّارِ عِقابُهُ (43) یا

که در سنجش اعمال حکم توست، ای که در بهشت پاداش نیک توست، ای که در دوزخ کیفر توست (43) ای

مَنْ الَیْهِ یَهْرَبُ الْخآئِفُونَ، یا مَنْ الَیْهِ یَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ، یا مَنْ الَیْهِ یَقْصِدُ

که ترسیدگان به درگاه تو گریزند، ای که گناهکاران به درگاه تو زاری کنند، ای که توبه کنندگان تو را

الْمُنیبُونَ، یا مَنْ الَیْهِ یَرْغَبُ الزَّاهِدُونَ، یا مَنْ الَیْهِ یَلْجَأُ الْمُتَحَیِّرُونَ، یا

قصد کنند، ای که پرهیزکاران به تو مشتاقند، ای که سرگردانان به تو پناه آورند، ای

مَنْ بِهِ یَسْتَأْنِسُ الْمُریدُونَ، یا مَنْ بِه یَفْتَخِرُ الْمُحِبُّونَ، یا مَنْ فی عَفْوِهِ

که علاقمندان به تو انس گیرند، ای که دوستداران به تو افتخار کنند، ای که خطاکاران به عفو

یَطْمَعُ الْخآطِئُونَ، یا مَنْ الَیْهِ یَسْکُنُ الْمُوقِنُونَ، یا مَنْ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ

تو طمع دارند، ای که اهل یقین نزد تو آرام گیرند، ای که متوکّلان بر تو

الْمُتَوَکِّلُونَ (44) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا حَبیبُ یا طَبیبُ، یا قَریبُ یا

توکّل کنند (44) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای دوست، ای طبیب، ای نزدیک، ای

رَقیبُ، یا حَسیبُ یا مُهیبُ، یا مُثیبُ یا مُجیبُ، یا خَبیرُ یا بَصیرُ (45) یا

مراقب، ای حسابگر، ای با عظمت، ای پاداش دهنده، ای اجابت کننده، ای آگاه، ای بینا (45) ای

ص :148

اقَرَبَ مِنْ کُلِّ قَریبٍ، یا احَبَّ مِنْ کُلِّ حَبیبٍ، یا ابْصَرَ مِنْ کُلِّ بَصیرٍ، یا

نزدیکتر از هر نزدیک، ای محبوبتر از هر محبوب، ای بیناتر از هر بینا، ای

اخْبَرَ مِنْ کُلِّ خَبیرٍ، یا اشْرَفَ مِنْ کُلِّ شَریفٍ، یا ارْفَعَ مِنْ کُلِّ رَفیعٍ، یا

آگاهتر از هر آگاه، ای شریف تر از هر شریف، ای والاتر از هر والا، ای

اقْوی مِنْ کُلِّ قَوِیٍّ، یا اغْنی مِنْ کُلِّ غَنِیٍّ، یا اجْوَدَ مِنْ کُلِّ جَوادٍ، یا ارْافَ

قوی تر از هر قوی، ای بی نیازتر از هر بی نیاز، ای بخشنده تر از هر بخشنده، ای مهربانتر

مِنْ کُلِّ رَؤُوفٍ، (46) یا غالِباً غَیْرَ مَغْلُوبٍ، یا صانِعاً غَیْرَ مَصْنُوعٍ، یا خالِقاً

از هر مهربان (46) ای پیروزمند شکست ناپذیر، ای پدید آورنده ای که ساخته کسی نیستی، ای آفریننده

غَیْرَ مَخْلُوقٍ، یا مالِکاً غَیْرَ مَمْلُوکٍ، یا قاهِراً غَیْرَ مَقْهُورٍ، یا رافِعاً غَیْرَ

آفریده نشده، ای مالکی که مملوک کسی نیستی، ای قدرتمند شکست ناپذیر، ای برتری بخش بی نیازِ

مَرْفُوعٍ، یا حافِظاًغَیْرَ مَحْفُوظٍ، یا ناصِراً غَیْرَ مَنْصُورٍ، یا شاهِداً غَیْرَ

برتری بخش، ای حفاظت کننده بی محافظ، ای یاری کننده بی یاور، ای گواه همیشه

غآئِبٍ، یا قَریباً غَیْرَ بَعیدٍ (47) یا نُورَالنُّورِ، یا مُنَوِّرَ النُّورِ، یا خالِقَ النُّورِ،

حاضر، ای نزدیک بی فاصله (47) ای روشنایی نور، ای روشنایی بخش نور، ای آفریننده نور،

یا مُدَبِّرَ النُّورِ، یا مُقَدِّرَ النُّورِ، یا نُورَ کُلِّ نُورٍ، یا نُوراً قَبْلَ کُلِّ نُورٍ، یا نُوراً

ای تدبیرکننده نور، ای نظام بخش نور، ای روشنایی هر نور، ای نور پیش از هر نور، ای نور

بَعْدَ کُلِّ نُورٍ، یا نُوراً فَوْقَ کُلِّ نُورٍ، یا نُوراً لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ (48) یامَنْ

بعد از هر نور، ای نور بالاتر از هر نور، ای نوری که مانندت نوری نیست (48) ای که

عَطآئُهُ شَریفٌ، یامَنْ فِعْلُهُ لَطیفٌ، یا مَنْ لُطْفُهُ مُقیمٌ، یا مَنْ احْسانُهُ قَدیمٌ،

بخششت شرافتمندانه است، ای که کارت مهربانانه است، ای که لطفت جاودانه است، ای که احسانت دیرینه است،

یا مَنْ قَوْلُهُ حَقٌّ، یا مَنْ وَعْدُهُ صِدْقٌ، یا مَنْ عَفْوُهُ فَضْلٌ، یا مَنْ عَذابُهُ

ای که گفتارت حقّ است، ای که وعده ات صادق است، ای که عفوت لطف است، ای که عذابت

عَدْلٌ، یا مَنْ ذِکْرُهُ حُلْوٌ، یا مَنْ فَضْلُهُ عَمیمٌ (49) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ

عادلانه است، ای که یادت شیرین است، ای که لطفت همگانی است (49) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت،

یا مُسَهِّلُ یا مُفَصِّلُ، یا مُبَدِّلُ یا مُذَلِّلُ، یا مُنَزِّلُ یا مُنَوِّلُ، یا مُفْضِلُ یا

ای آسان کننده ای جدا کننده، ای تبدیل کننده، ای خوار کننده، ای فرود آورنده، ای عطا کننده، ای فضیلت دهنده، ای

ص :149

مُجْزِلُ، یا مُمْهِلُ یا مُجْمِلُ (50) یا مَنْ یَری وَلا یُری یا مَنْ یَخْلُقُ وَ لا

بخشنده نعمت بزرگ، ای مهلت دهنده، ای زیبایی بخش (50) ای که می بینی و دیده نمی شوی، ای که می آفرینی و آفریده

یُخْلَقُ، یا مَنْ یَهْدی وَلا یُهْدی یا مَنْ یُحْیی وَلا یُحْیی یا مَنْ یَسْئَلُ وَلا

نمی شوی، ای که راهنمایی می کنی و راهنمایی نمی شوی، ای که حیات می بخشی و حیات بخشیده نمی شوی، ای که بازخواست می کنی و

یُسْئَلُ، یا مَنْ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ، یا مَنْ یُجیرُ وَلا یُجارُ عَلَیْهِ، یا مَنْ یَقْضی

بازخواست نمی شوی، ای که روزی می دهی و روزی داده نمی شوی، ای که پناه می دهی و پناه داده نمی شوی، ای که قضاوت می کنی

وَلا یُقْضی عَلَیْهِ، یا مَنْ یَحْکُمُ وَلا یُحْکَمُ عَلَیْهِ، یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ،

و مورد قضاوت واقع نمی شوی، ای که حکم می کنی و حکم رانده نمی شوی، ای که نزاده و زاییده نشدی،

وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً احَدٌ (51) یا نِعْمَ الْحَسیبُ، یا نِعْمَ الطَّبیبُ، یا نِعْمَ الرَّقیبُ،

و برای تو هیچ گاه شبیه و مانندی نباشد (51) ای نیکو حسابرس، ای نیکو طبیب، ای نیکو مراقب،

یا نِعْمَ الْقَریبُ، یا نِعْمَ الْمُجیبُ، یا نِعْمَ الْحَبیبُ، یا نِعْمَ الْکَفیلُ، یا نِعْمَ

ای نیکو قریب، ای نیکو اجابت کننده، ای نیکو محبوب، ای نیکو پشتیبان، ای نیکو

الْوَکیلُ، یا نِعْمَ الْمَوْلی یا نِعْمَ النَّصیرُ (52) یا سُرُورَ الْعارِفینَ، یا مُنَی

وکیل، ای نیکو سرور، ای نیکو یاور (52) ای شادی بخش عارفان، ای آرزوی

الْمُحِبّینَ، یا انیسَ الْمُریدینَ، یا حَبیبَ التَّوَّابینَ، یا رازِقَ الْمُقِلّینَ، یا

دوستداران، ای همدم مریدان، ای دوست توبه کنندگان، ای روزی ده فقیران، ای

رَجآءَ الْمُذْنِبینَ، یا قُرَّهَ عَیْنِ الْعابِدینَ، یا مُنَفِّسَ عَنِ الْمَکْرُوبینَ، یا

امید گناهکاران، ای نور چشم عابدان، ای رهایی بخش گرفتاران، ای

مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُومینَ، یا الهَ الْأَوَّلینَ وَالْأخِرینَ (53) اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ

گشایش بخش غمزدگان ای خدای پیشینیان و پسینیان (53) خدایا از تو می خواهم

بِاسْمِکَ یا رَبَّنا یا الهَنا، یا سَیِّدَنا یا مَوْلینا، یا ناصِرَنا یا حافِظَنا، یا دَلیلَنا

به حقّ نامت ای پروردگار ما، ای معبود ما، ای آقای ما، ای سرور ما، ای یاور ما، ای نگهدار ما، ای راهنمای ما،

یا مُعینَنا، یا حَبیبَنا یا طَبیبَنا (54) یا رَبَّ النَّبیّینَ وَالْأَبْرارِ، یا رَبَ

ای یاری ده ما، ای دوست ما، ای طبیب ما (54) ای پروردگار پیامبران و نیکان، ای پروردگار

الصِّدّیقینَ وَالْأَخْیارِ، یا رَبَّ الْجَنَّهِ وَالنَّارِ، یا رَبَّ الصِّغارِ وَالْکِبارِ، یا

راستگویان و برگزیدگان، ای پروردگار بهشت و دوزخ، ای پروردگار خردسالان و بزرگان، ای

ص :150

رَبَّ الْحُبُوبِ وَالثِّمارِ، یا رَبَّ الْأَنْهارِ وَالْأَشْجارِ، یا رَبَّ الصَّحاری

پروردگار دانه ها و میوه ها، ای پروردگار رودها و درختان، ای پروردگار صحراها

وَالْقِفارِ، یا رَبَّ الْبَراری وَالْبِحارِ، یا رَبَّ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ، یا رَبَّ الْأَعْلانِ

و کویرها، ای پروردگار خشکی ها و دریاها، ای پروردگار شب و روز، ای پروردگار آشکارها

وَالْأَسْرارِ (55) یا مَنْ نَفَذَ فی کُلِّ شَیْ ءٍ امْرُهُ، یا مَنْ لَحِقَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عِلْمُهُ،

و نهانها (55) ای که فرمانت در همه چیز نفوذ کرده، ای که دانشت همه چیز را در برگرفته،

یا مَنْ بَلَغَتْ الی کُلِّ شَیْ ءٍ قُدْرَتُهُ، یا مَنْ لا تُحْصِی الْعِبادُ نِعَمَهُ، یا مَنْ لا

ای که قدرتت همه چیز را فرا گرفته، ای که بندگان توان شمارش نعمتهایت را ندارند، ای که

تَبْلُغُ الْخَلائِقُ شُکْرَهُ، یا مَنْ لاتُدْرِکُ الْأَفْهامُ جَلالَهُ، یا مَنْ لا تَنالُ

مخلوقات از عهده شکرت بر نیایند، ای که عقلها شکوهت را درک نکنند، ای که پندارها

الْأَوْهامُ کُنْهَهُ، یا مَنِ الْعَظَمَهُ وَالْکِبْرِیآءُ رِدآئُهُ، یا مَنْ لاتَرُدُّ الْعِبادُ قَضآئَهُ،

به عمق حقیقتت نرسند، ای که عظمت و بزرگی ردای توست، ای که بندگان حُکمت را سرپیچی نکنند،

یا مَنْ لا مُلْکَ الَّا مُلْکُهُ، یا مَنْ لا عَطآءَ الَّا عَطآئُهُ (56) یا مَنْ لَهُ الْمَثَلُ

ای که فرمانروایی جز فرمانرواییت نیست، ای که بخششی جز بخششت نیست (56) ای که برترین مثالها

الْأَعْلی یا مَنْ لَهُ الصِّفاتُ الْعُلْیا، یا مَنْ لَهُ الْاخِرَهُ وَالْاولی یا مَنْ لَهُ

برای توست، ای که برترین صفات برای توست، ای که پایان و آغاز (آفرینش) برای توست، ای که

الْجَنَّهُ الْمَاْوی یا مَنْ لَهُ الْایاتُ الْکُبْری یا مَنْ لَهُ الْأَسْمآءُ الْحُسْنی یا

بهشت جاویدان از آنِ توست، ای که نشانه های بزرگ برای توست، ای که نامهای زیبا برای توست، ای

مَنْ لَهُ الْحُکْمُ وَالْقَضآءُ، یا مَنْ لَهُ الْهَوآءُ وَ الْفَضآءُ، یا مَنْ لَهُ الْعَرْشُ

که داوری و قضا برای توست، ای که هوا و فضا برای توست، ای که عرش و فرش

وَالثَّری یا مَنْ لَهُ السَّمواتُ الْعُلی (57) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا عَفُوُّ

برای توست، ای که آسمانهای بلند برای توست (57) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای عفو کننده،

یاغَفُورُ، یا صَبُورُ یا شَکُورُ، یا رَءُوفُ یاعَطُوفُ، یا مَسْئُولُ یا وَدُودُ، یا

ای آمرزنده، ای شکیبا، ای شکرپذیر، ای مهربان، ای با عطوفت، ای درخواست شده، ای با محبّت، ای

سُبُّوحُ یا قُدُّوسُ (58) یا مَنْ فِی السَّمآءِ عَظَمَتُهُ، یا مَنْ فِی الْأَرْضِ آیاتُهُ،

منزّه، ای پاکیزه (58) ای که در آسمانها بزرگیت پیداست، ای که در زمین نشانه های (قدرت) تو هویداست،

ص :151

یا مَنْ فی کُلِّ شَیْ ءٍ دَلائِلُهُ، یا مَنْ فِی الْبِحارِ عَجائِبُهُ، یا مَنْ فِی الْجِبالِ

ای که در هر چیز علامتهای (وجود) تو پیداست، ای که در دریاها شگفتی های (خلقت) توست، ای که در کوه ها

خَزآئِنُهُ، یا مَنْ یَبْدَءُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعیدُهُ، یا مَنْ الَیْهِ یَرْجِعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ، یا مَنْ

گنج های توست، ای که خلقت را آغاز کرده سپس باز می گردانی، ای که بازگشت تمام کارها به سوی توست، ای که

اظْهَرَ فی کُلِّ شَیْ ءٍ لُطْفَهُ، یا مَنْ احْسَنَ کُلَّ شَیْ ءٍ خَلْقَهُ، یا مَنْ تَصَرَّفَ

نشانه های لطفت در هر چیز نمایان است، ای که همه چیز را نیکو آفریدی، ای که قدرتت

فِی الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ (59) یا حَبیبَ مَنْ لا حَبیبَ لَهُ، یا طَبیبَ مَنْ لاطَبیبَ

مخلوقات را در برگرفت (59) ای دوست کسی که دوستی ندارد، ای طبیب کسی که طبیبی ندارد

لَهُ، یا مُجیبَ مَنْ لا مُجیبَ لَهُ، یا شَفیقَ مَنْ لا شَفیقَ لَهُ، یا رَفیقَ مَنْ لا

ای پاسخگوی کسی که پاسخگویی ندارد، ای دلسوز کسی که دلسوزی ندارد، ای رفیق کسی که

رَفیقَ لَهُ، یا مُغیثَ مَن لا مُغیثَ لَهُ، یا دَلیلَ مَنْ لا دَلیلَ لَهُ، یا انیسَ مَنْ لا

رفیقی ندارد، ای فریادرس کسی که فریادرسی ندارد، ای راهنمای کسی که راهنمایی ندارد، ای همدم کسی که

انیسَ لَهُ، یا راحِمَ مَنْ لاراحِمَ لَهُ، یا صاحِبَ مَنْ لا صاحِبَ لَهُ (60) یا

همدمی ندارد، ای رحم کننده بر کسی که رحم کننده ای ندارد، ای یار کسی که یاری ندارد (60) ای

کافِیَ مَنِ اسْتَکْفاهُ، یا هادِیَ مَنِ اسْتَهْداهُ، یا کالِئَ مَنِ اسْتَکْلاهُ، یا راعِیَ

کفایت کننده کسی که از تو کفایت طلبد، ای هدایت کننده کسی که از تو هدایت طلبد، ای محافظ کسی که از تو حفاظت طلبد، ای نگهبان

مَنِ اسْتَرْعاهُ، یا شافِیَ مَنِ اسْتَشْفاهُ، یا قاضِیَ مَنِ اسْتَقْضاهُ، یا مُغْنِیَ مَنِ

کسی که از تو نگهداری طلبد، ای شفا بخش کسی که از تو شفا طلبد، ای داور کسی که از تو داوری طلبد، ای بی نیاز کننده کسی که

اسْتَغْناهُ، یا مُوفِیَ مَنِ اسْتَوْفاهُ، یا مُقَوِّیَ مَنِ اسْتَقْواهُ، یا وَلِیَّ مَنِ اسْتَوْلاهُ

از تو بی نیازی طلبد، ای وفادار کسی که از تو وفاداری طلبد، ای نیروبخش کسی که از تو نیرو طلبد، ای سرپرست کسی که از تو سرپرستی طلبد

(61) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا خالِقُ یا رازِقُ، یا ناطِقُ یا صادِقُ، یا

(61) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای آفریننده، ای روزی دهنده، ای گوینده، ای راستگو، ای

فالِقُ یا فارِقُ، یا فاتِقُ یاراتِقُ، یا سابِقُ یا سامِقُ (62) یا مَنْ یُقَلِّبُ اللَّیْلَ

شکافنده، ای جدا کننده، ای گشاینده، ای اصلاح کننده، ای پیشی گیرنده، ای بلندمرتبه (62) ای که شب و روز را

وَالنَّهارَ، یا مَنْ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَالْأَنْوارَ، یا مَنْ خَلَقَ الظِّلَّ وَالْحَرُورَ، یا

جابجا می کنی، ای که تاریکی ها و روشنایی ها را آفریدی، ای که سایه و گرما را آفریدی، ای

ص :152

مَنْ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ، یا مَنْ قَدَّرَ الْخَیْرَ وَالشَّرَّ، یا مَنْ خَلَقَ الْمَوْتَ

که خورشید و ماه را به خدمت گرفتی، ای که خیر و شر را مقدّر نمودی، ای که مرگ

وَالْحَیوهَ، یا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ، یا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَهً وَلا وَلَداً، یا مَنْ

و زندگی را آفریدی، ای که آفرینش و فرمان دادن برای توست، ای که همسر و فرزندی برای خود نگرفتی، ای که

لَیْسَ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ، یا مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِ (63) یا مَنْ یَعْلَمُ

شریکی در فرمانروایی نداری، ای که ضعف و ذلّتی نداری که یاور و سرپرستی بخواهی (63) ای که خواسته

مُرادَ الْمُریدینَ، یا مَنْ یَعْلَمُ ضَمیرَ الصَّامِتینَ، یا مَنْ یَسْمَعُ انینَ الْواهِنینَ،

مریدان را می دانی، ای که راز دل خاموشان را می دانی، ای که ناله ناتوانان را می شنوی،

یا مَنْ یَری بُکآءَ الْخآئِفینَ، یا مَنْ یَمْلِکُ حَوائِجَ السَّآئِلینَ، یا مَنْ یَقْبَلُ

ای که گریه ترسیدگان را می بینی، ای که حاجت های درخواست کنندگان در اختیار توست، ای که عذر

عُذْرَ التَّآئِبینَ، یا مَنْ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدینَ، یا مَنْ لا یُضیعُ اجْرَ

توبه کنندگان را می پذیری، ای که کار مفسدان را اصلاح نکنی، ای که اجر نیکوکاران را

الْمُحْسِنینَ، یا مَنْ لا یَبْعُدُ عَنْ قُلُوبِ الْعارِفینَ، یا اجْوَدَ الْأَجْودینَ (64) از بین نبری، ای که از دلهای عارفان دور نباشی، ای بخشنده ترین بخشندگان (64)

یا دآئِمَ الْبَقآءِ، یا سامِعَ الدُّعآءِ، یا واسِعَ الْعَطآءِ، یا غافِرَ الْخَطآءِ، یا بَدیعَ

ای همیشه ماندگار، ای شنونده دعا، ای گسترده بخشش، ای آمرزنده خطا، ای پدیدآورنده

السَّمآءِ، یا حَسَنَ الْبَلاءِ، یا جَمیلَ الثَّنآءِ، یا قَدیمَ السَّنآءِ، یا کَثیرَ الْوَفآءِ،

آسمان، ای صاحب آزمایشهای نیکو، ای زیبا ستایش، ای دیرینه شکوه، ای بسیار با وفا،

یا شَریفَ الْجَزآءِ (65) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا سَتَّارُ یا غَفَّارُ، یا قَهَّارُ

ای بزرگوار در پاداش (65) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت ای پرده پوش ای آمرزنده، ای قادر مطلق،

یا جَبَّارُ، یا صَبَّارُ یا بآرُّ، یا مُخْتارُ یا فَتَّاحُ، یا نَفَّاحُ یا مُرْتاحُ (66) یا مَنْ

ای تونا، ای شکیبا، ای نیکوکار، ای صاحب اختیار، ای کارگشا، ای نعمت ده، ای فرح بخش (66) ای که

خَلَقَنی وَسَوَّانی یا مَنْ رَزَقَنی وَ رَبَّانی یا مَنْ اطْعَمَنی وَسَقانی یا مَنْ

مرا آفریده و بیاراستی، ای که مرا روزی داده و پروریدی، ای که مرا خوراک داده و نوشاندی، ای که

قَرَّبَنی وَادْنانی یا مَنْ عَصَمَنی وَکَفانی یا مَنْ حَفَظَنی وَکَلانی یا مَنْ

مرا نزد خود برده و مقرّب ساختی، ای که مرا از گناه بازداشته و کفایت نمودی، ای که مرا محافظت کرده و مواظبت نمودی، ای که

ص :153

اعَزَّنی وَاغْنانی یا مَنْ وَفَّقَنی وَهَدانی یا مَنْ انَسَنی وَآوانی یا مَنْ

مرا عزّت بخشیده و توانگر ساختی، ای که مرا توفیق داده و هدایت نمودی، ای که با من انس گرفته و پناه دادی، ای که

اماتَنی وَاحْیانی (67) یا مَنْ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ، یا مَنْ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ

مرا میرانده و زنده کنی (67) ای که حق را با کلماتت استوار کنی، ای که توبه بندگانت را

عِبادِهِ، یا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، یا مَنْ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ الَّا بِاذْنِهِ، یا

بپذیری، ای که میان شخص و دلش فاصله شوی، ای که شفاعت جز با اجازه ات سودی ندارد، ای

مَنْ هُوَ اعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ، یا مَنْ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ، یا مَنْ لا رآدَّ

که به حال ره گم کردگان داناتری، ای که در داوریت تجدید نظری نیست، ای که حکمت را

لِقَضآئِهِ، یا مَنِ انْقادَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِأَمْرِهِ، یا مَنِ السَّمواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمینِهِ، یا

بازگشتی نیست ای که همه چیز مطیع فرمان توست، ای که آسمانها به دست تو در هم پیچیده شود، ای

مَنْ یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ (68) یا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ مِهاداً،

که بادها را برای بشارت رحمتت از پیش فرستی (68) ای که زمین را مهد آسایش قرار دادی،

یا مَنْ جَعَلَ الْجِبالَ اوْتاداً، یا مَنْ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً، یا مَنْ جَعَلَ

ای که کوهها را میخ های (زمین) قرار دادی، ای که خورشید را چراغ قراردادی، ای که ماه را

الْقَمَرَ نُوراً، یا مَنْ جَعَلَ اللَّیْلَ لِباساً، یا مَنْ جَعَلَ النَّهارَ مَعاشاً، یا مَنْ

روشنایی (شب) قرار دادی، ای که شب را پوشش قرار دادی، ای که روز را برای کسب و کار قرار دادی، ای که

جَعَلَ النَّوْمَ سُباتاً، یا مَنْ جَعَلَ السَّمآءَ بِنآءً، یا مَنْ جَعَلَ الْأَشْیآءَ ازْواجاً،

خواب را برای آرامش قرار دادی، ای که آسمان را برافراشته قرار دادی، ای که همه چیز را جفت قرار دادی،

یا مَنْ جَعَلَ النَّارَ مِرْصاداً (69) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا سَمیعُ یا

ای که دوزخ را کمینگاه قرار دادی (69) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای شنوا، ای

شَفیعُ، یا رَفیعُ یا مَنیعُ، یا سَریعُ یا بَدیعُ، یا کَبیرُ یا قَدیرُ، یا خَبیرُ یا مُجیرُ

شفاعت کننده، ای بلندمرتبه، ای ارجمند، ای سریع (در اجابت)، ای پدیدآورنده، ای بزرگ، ای توانا، ای آگاه، ای پناه ده

(70) یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ، یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ، یا حَیُّ الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ

(70) ای زنده پیش از هر زنده، ای زنده پس از هر زنده، ای زنده ای که هیچ زنده ای مانندت

حَیٌّ، یا حَیُّ الَّذی لا یُشارِکُهُ حَیٌّ، یا حَیُّ الَّذی لا یَحْتاجُ الی حَیٍّ، یا

نیست ای زنده ای که هیچ زنده ای شریکت نیست، ای زنده ای که به هیچ زنده ای محتاج نیستی، ای

ص :154

حَیُّ الَّذی یُمیتُ کُلَّ حَیٍّ، یا حَیُّ الَّذی یَرْزُقُ کُلَّ حَیٍّ، یا حَیّاً لَمْ یَرِثِ

زنده ای که هر زنده ای را بمیرانی، ای زنده ای که هر زنده ای را روزی دهی، ای زنده ای که زندگی را

الْحَیوهَ مِنْ حَیٍّ، یا حَیُّ الَّذی یُحْیِی الْمَوْتی یا حَیُّ یا قَیُّومُ لا تَاْخُذُهُ

از هیچ زنده ای ارث نبرده ای، ای زنده ای که مردگان را زنده کنی، ای زنده، ای پاینده، ای که چرت و خواب

سِنَهٌ وَلا نَوْمٌ (71) یا مَنْ لَهُ ذِکْرٌ لا یُنْسی یا مَنْ لَهُ نُورٌ لا یُطْفی یا مَنْ لَهُ

تو را فرا نگیرد (71) ای که یادت فراموش نشود، ای که نورت خاموش نشود، ای که

نِعَمٌ لا تُعَدُّ، یا مَنْ لَهُ مُلْکٌ لا یَزُولُ، یا مَنْ لَهُ ثَنآءٌ لا یُحْصی یا مَنْ لَهُ

نعمتهایت شمارش نشود، ای که فرمانرواییت زوال نپذیرد، ای که ستایشت قابل شمارش نباشد، ای که

جَلالٌ لا یُکَیَّفُ، یا مَنْ لَهُ کَمالٌ لا یُدْرَکُ، یا مَنْ لَهُ قَضآءٌ لا یُرَدُّ، یا مَنْ لَهُ

بزرگیت تغییر نپذیرد، ای که کمالت درک نشود، ای که حُکمت رد نشود، ای که

صِفاتٌ لا تُبَدَّلُ، یا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لا تُغَیَّرُ (72) یا رَبَّ الْعالَمینَ، یا مالِکَ یَوْمِ

صفاتت تغییر نکند، ای که ویژگیهایت تغییر نیابد (72) ای پروردگار جهان، ای فرمانروای روز

الدّینِ، یا غایَهَ الطَّالِبینَ، یا ظَهْرَ اللَّاجینَ، یا مُدْرِکَ الْهارِبینَ، یا مَنْ

جزا، ای هدف نهایی طلب کنندگان، ای پشتیبان پناهندگان، ای دریابنده فراریان، ای که

یُحِبُّ الصَّابِرینَ، یا مَنْ یُحِبُّ التَّوَّابینَ، یا مَنْ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ، یا مَنْ

صابران را دوست داری، ای که توبه کنندگان را دوست داری، ای که پاکیزگان را دوست داری، ای که

یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ، یا مَنْ هُوَ اعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ (73) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ

نیکوکاران را دوست داری، ای که به هدایت شدگان داناتری (73) خدایا از تو می خواهم

بِاسْمِکَ یا شَفیقُ یا رَفیقُ، یا حَفیظُ یا مُحیطُ، یا مُقیتُ یا مُغیثُ، یا مُعِزُّ

به حقّ نامت، ای مهربان، ای رفیق، ای نگهدار، ای در برگیرنده، ای نیروبخش، ای فریادرس، ای عزّت بخش،

یا مُذِلُّ، یا مُبْدِئُ یا مُعیدُ (74) یا مَنْ هُوَ احَدٌ بِلا ضِدٍّ، یا مَنْ هُوَ فَرْدٌ بِلا نِدٍّ،

ای خوار کننده، ای آغاز کننده، ای بازگرداننده (74) ای که تویی یکتای بی مخالف، ای که تویی تنهای بی همتا،

یا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَیْبٍ، یا مَنْ هُوَ وِتْرٌ بِلا کَیْفٍ، یا مَنْ هُوَ قاضٍ بِلا

ای که تویی بی نیاز بی عیب، ای که تویی یگانه غیر قابل توصیف، ای که تویی حاکم

حَیْفٍ، یا مَنْ هُوَ رَبٌّ بِلا وَزیرٍ، یا مَنْ هُوَ عَزیزٌ بِلا ذُلٍّ، یا مَنْ هُوَ غَنِیٌ

بی زیان، ای که تویی پروردگار بی مشاور، ای که تویی گرامی بی ذلّت، ای که تویی توانگر

ص :155

بِلافَقْرٍ، یا مَنْ هُوَ مَلِکٌ بِلا عَزْلٍ، یا مَنْ هُوَ مَوْصُوفٌ بِلا شَبیهٍ (75) یا مَنْ

بی نیاز، ای که تویی فرمانروای غیر قابل عزل، ای که تویی وصف شده بی مانند (75) ای که

ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرینَ، یا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاکِرینَ، یا مَنْ حَمْدُهُ عِزٌّ

یادت برای یادکنندگان شرافت است، ای که شکرت برای سپاسگزاران رستگاری است، ای که حمدت برای

لِلْحامِدینَ، یا مَنْ طاعَتُهُ نَجاهٌ لِلْمُطیعینَ، یا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطَّالِبینَ، یا

حمدکنندگان عزّت است، ای که اطاعتت برای اطاعت کنندگان نجات است، ای که درگاهت برای طلب کنندگان گشوده است، ای

مَنْ سَبیلُهُ واضِحٌ لِلْمُنیبینَ، یا مَنْ ایاتُهُ بُرْهانٌ لِلنَّاظِرینَ، یا مَنْ کِتابُهُ

که راهت برای توبه کنندگان آشکار است، ای که نشانه هایت برای بینندگان دلیل است، ای که کتابت

تَذْکِرَهٌ لِلْمُتَّقینَ، یا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطَّآئِعینَ وَالْعاصینَ، یا مَنْ رَحْمَتُهُ

برای پرهیزکاران یادآوری است، ای که روزیت برای اطاعت کنندگان و گنهکاران عمومی است، ای که رحمتت

قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ (76) یا مَنْ تَبارَکَ اسْمُهُ، یا مَنْ تَعالی جَدُّهُ، یا مَنْ لا

به نیکوکاران نزدیک است (76) ای که نامت مبارک است، ای که شأنت بلند است، ای که معبودی

الهَ غَیْرُهُ، یا مَنْ جَلَّ ثَنآئُهُ، یا مَنْ تَقَدَّسَتْ اسْمآئُهُ، یا مَنْ یَدُومُ بَقآئُهُ، یا

جز تو نیست، ای که ثنایت بزرگ است، ای که نامهایت مقدّس است، ای که بقایت جاودان است، ای

مَنِ الْعَظَمَهُ بَهآئُهُ، یا مَنِ الْکِبْرِیآءُ رِدآئُهُ، یا مَنْ لا تُحْصی الائُهُ، یا مَنْ لا

که بزرگی شکوه توست، ای که بزرگ منشی ردای توست، ای که نعمتهایت شمارش نشود، ای که بخشندگیت

تُعَدُّ نَعْمآئُهُ (77) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُعینُ یا امینُ، یا مُبینُ یا

شمارش نشود (77) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای یاری کننده، ای امانتدار، ای آشکار کننده، ای

مَتینُ، یا مَکینُ یا رَشیدُ، یا حَمیدُ یا مَجیدُ، یا شَدیدُ یاشَهیدُ (78) یا

استوار، ای مقتدر، ای راهنما، ای ستوده، ای بزرگوار، ای نیرومند، ای گواه (78) ای

ذَاالْعَرْشِ الْمَجیدِ، یا ذَا الْقَوْلِ السَّدیدِ، یا ذَا الْفِعْلِ الرَّشیدِ، یا ذَا الْبَطْشِ

صاحب عرش بزرگ، ای صاحب گفتار محکم، ای صاحب کردار صحیح، ای صاحب انتقام

الشَّدیدِ، یاذَا الْوَعْدِ وَالْوَعیدِ، یا مَنْ هُوَ الْوَلِیُّ الْحَمیدُ، یا مَنْ هُوَ فَعَّالٌ لِما

سخت، ای صاحب وعده و وعید، ای که تویی سرپرست ستوده، ای که تویی انجام دهنده هر چه

یُریدُ، یا مَنْ هُوَ قَریبٌ غَیْرُ بَعیدٍ، یا مَنْ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ شَهیدٌ، یا مَنْ

خواهی، ای که تویی نزدیک نزدیک، ای که تویی بر هر چیز گواه، ای که

ص :156

هُوَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبیدِ (79) یا مَنْ لا شَریکَ لَهُ وَلا وَزیرَ، یا مَنْ لا شَبیهَ لَهُ

بر بندگان ستم نکنی (79) ای که شریک و مشاوری نداری، ای که مثل

وَلا نَظیرَ، یا خالِقَ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ الْمُنیرِ، یا مُغْنِیَ الْبآئِسِ الْفَقیرِ، یا

و مانندی نداری، ای آفریننده خورشید و ماه تابان، ای بی نیاز کننده بینوای فقیر، ای

رازِقَ الْطِّفْلِ الصَّغیرِ، یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ، یا جابِرَ الْعَظْمِ الْکَسیرِ، یا

روزی ده کودک خردسال، ای ترحّم کننده پیر کهنسال، ای پیوند دهنده استخوان شکسته، ای

عِصْمَهَ الْخآئِفِ الْمُسْتَجیرِ، یا مَنْ هُوَ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیرٌ، یا مَنْ هُوَ عَلی

نگهدار ترسان پناهجو، ای که به بندگان آگاه و بینایی، ای که بر

کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ (80) یا ذَا الْجُودِ وَالنِّعَمِ، یا ذَا الْفَضْلِ وَالْکَرَمِ، یا خالِقَ

هر چیز توانایی (80) ای صاحب بخشش و نعمتها، ای صاحب لطف و بخشش، ای آفریننده

اللَّوْحِ وَالْقَلَمِ، یا بارِئَ الذَّرِّ وَالنَّسَمِ، یا ذَا الْبَأْسِ وَالنِّقَمِ، یا مُلْهِمَ الْعَرَبِ

لوح و قلم، ای پدیدآورنده ذرّات و آدمیان، ای صاحب سختی و انتقام، ای الهام کننده عرب

وَالْعَجَمِ، یا کاشِفَ الضُّرِّ وَالْأَلَمِ، یا عالِمَ السِّرِّ وَالْهِمَمِ، یارَبَّ الْبَیْتِ

و عجم، ای برطرف کننده رنج و درد، ای دانای رازها و نیّت ها، ای پروردگار کعبه

وَالْحَرَمِ، یا مَنْ خَلَقَ الْأَشیآءَ مِنَ الْعَدَمِ (81) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا

و حرم، ای آفریننده اشیا از عدم (81) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای

فاعِلُ یا جاعِلُ، یا قابِلُ یا کامِلُ، یا فاصِلُ یا واصِلُ، یا عادِلُ یا غالِبُ،

انجام دهنده، ای قرار دهنده، ای پذیرنده، ای کامل، ای جدا کننده، ای پیوند دهنده، ای دادگر، ای غلبه کننده،

یا طالِبُ یا واهِبُ (82) یا مَنْ انْعَمَ بِطَوْلِهِ، یا مَنْ اکْرَمَ بِجُودِهِ، یا مَنْ جادَ

ای طلب کننده، ای بخشنده (82) ای که با توانایی نعمت دهی، ای که با بخششت احسان کنی، ای که با لطفت

بِلُطْفِهِ، یا مَنْ تَعَزَّزَ بِقُدْرَتِهِ، یا مَنْ قَدَّرَ بِحِکْمَتِهِ، یا مَنْ حَکَمَ بِتَدْبیرِهِ، یا

بخشش کنی، ای که با قدرتت عزیز گردانی، ای که با حکمتت تقدیر نمایی، ای که با تدبیرت حکم کنی، ای

مَنْ دَبَّرَ بِعِلْمِهِ، یا مَنْ تَجاوَزَ بِحِلْمِهِ، یا مَنْ دَنی فی عُلُوِّهِ، یا مَنْ عَلا فی

که با دانشت تدبیر نمایی، ای که با حلمت درگذری، ای که در عین بلندمرتبگی نزدیکی، ای که در عین نزدیکی

دُنُوِّهِ (83) یا مَنْ یَخْلُقُ ما یَشآءُ، یا مَنْ یَفْعَلُ ما یَشآءُ، یا مَنْ یَهْدی مَنْ

بلندمرتبه ای (83) ای که هر چه بخواهی بیافرینی، ای که هر چه بخواهی انجام دهی، ای که هر کس را بخواهی

ص :157

یَشآءُ، یا مَنْ یُضِلُّ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یُعَذِّبُ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یَغْفِرُ لِمَنْ

هدایت کنی، ای که هر کس را بخواهی گمراه کنی، ای که هر کس را بخواهی عذاب کنی، ای که هر کس را بخواهی

یَشآءُ، یا مَنْ یُعِزُّ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یُذِلُّ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یُصَوِّرُ فِی

بیامرزی، ای که هر کس را بخواهی عزیز کنی، ای که هر کس را بخواهی ذلیل کنی، ای که هر چه را بخواهی

الْأَرْحامِ ما یَشآءُ، یا مَنْ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشآءُ (84) یا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ

در رحمها صورت بخشی، ای که هر کس را بخواهی به رحمتت اختصاص دهی (84) ای که همسر و فرزندی

صاحِبَهً وَلا وَلَداً، یا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْ ءٍ قَدْراً، یا مَنْ لا یُشْرِکُ فی

برای خود بر نگزیدی، ای که برای هر چیز اندازه ای قرار دادی، ای که کسی را در فرمانت

حُکْمِهِ احَداً، یا مَنْ جَعَلَ الْمَلائِکَهَ رُسُلًا، یا مَنْ جَعَلَ فِی السَّمآءِ بُرُوجاً،

شریک نگرفتی، ای که فرشتگان را پیام آور قرار دادی، ای که در آسمانها برجهایی قرار دادی،

یا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً، یا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً، یا مَنْ جَعَلَ لِکُلِ

ای که زمین را جایگاه آسایش قرار دادی، ای که انسان را از آب آفریدی، ای که برای هر چیز

شَیْ ءٍ امَداً، یا مَنْ احاطَ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عِلْماً، یا مَنْ احْصی کُلَّ شَیْ ءٍ عَدَداً

مدّت قرار دادی، ای که علمت بر همه چیز احاطه دارد، ای که تعداد همه چیز را شمرده ای

(85) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اوَّلُ یا اخِرُ، یا ظاهِرُ یا باطِنُ، یا بَرُّ یا

(85) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای آغاز، ای پایان، ای آشکار، ای پنهان، ای نیکوکار، ای

حَقُّ، یا فَرْدُ یا وِتْرُ، یا صَمَدُ یا سَرْمَدُ (86) یا خَیْرَ مَعْرُوفٍ عُرِفَ، یا افْضَلَ

حق، ای یگانه، ای تنها، ای بی نیاز، ای جاوید (86) ای بهترین نیکی شناخته شده، ای برترین

مَعْبُودٍ عُبِدَ، یا اجَلَّ مَشْکُورٍ شُکِرَ، یا اعَزَّ مَذْکُورٍ ذُکِرَ، یا اعْلی مَحْمُودٍ

معبود پرستش شده، ای بزرگترین سپاس شونده سپاه شده، ای عزیزترین یادشونده یاد شده، ای برترین ستایش شونده

حُمِدَ، یا اقْدَمَ مَوْجُودٍ طُلِبَ، یا ارْفَعَ مَوْصُوفٍ وُصِفَ، یا اکْبَرَ مَقْصُودٍ

ستایش شده، ای قدیمی ترین موجود طلب شده، ای برترین توصیف شونده توصیف شده، ای بزرگترین قصد شونده

قُصِدَ، یا اکْرَمَ مَسْئُولٍ سُئِلَ، یا اشْرَفَ مَحْبُوبٍ عُلِمَ (87) یا حَبیبَ

قصد شده، ای گرامی ترین درخواست شونده درخواست شده، ای شریف ترین محبوب شناخته شده (87) ای دوست

الْباکینَ، یا سَیِّدَ الْمُتَوَکِّلینَ، یا هادِیَ الْمُضِلّینَ، یا وَلِیَّ الْمُؤْمِنینَ، یا

گریه کنندگان، ای سرور توکّل کنندگان، ای هدایت کننده گمراهان، ای سرپرست مؤمنان، ای

ص :158

انیسَ الذَّاکِرینَ، یا مَفْزَعَ الْمَلْهُوفینَ، یا مُنْجِیَ الصَّادِقینَ، یا اقْدَرَ

همدم ذاکران، ای پناهگاه دلسوختگان، ای نجات دهنده راستگویان، ای تواناترین

الْقادِرینَ، یا اعْلَمَ الْعالِمینَ، یا الهَ الْخَلْقِ اجْمَعینَ (88) یا مَنْ عَلا فَقَهَرَ، یا

توانایان، ای داناترین دانایان، ای معبود همه آفریدگان (88) ای که برتری و مغلوب سازی، ای

مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ، یا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ، یا مَنْ عُبِدَ فَشَکَرَ، یا مَنْ عُصِیَ فَغَفَرَ، یا

که مالکی و توانایی، ای که پنهانی و آگاهی، ای که در برابر عبادت سپاسگزاری می کنی، ای که نافرمانی شوی و بیامرزی، ای

مَنْ لا تَحْویهِ الْفِکَرُ، یا مَنْ لا یُدْرِکُهُ بَصَرٌ، یا مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ اثَرٌ، یا

که فکرها تو را در بر نگیرد، ای که چشمی تو را نبیند، ای که نشانه ای بر تو پوشیده نماند، ای

رازِقَ الْبَشَرِ، یا مُقَدِّرَ کُلِّ قَدَرٍ (89) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا حافِظُ یا

روزه ده انسان، ای مقدّر کننده هر تقدیر (89) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت، ای نگهدارنده، ای

بارِئُ، یا ذارِئُ یا باذِخُ، یا فارِجُ یا فاتِحُ، یا کاشِفُ یا ضامِنُ، یا امِرُ یا

آفریننده، ای پدیدآورنده، ای والامقام، ای گشایش دهنده ای پیروز، ای آشکار کننده، ای عهده دار، ای دستور دهنده، ای

ناهی (90) یامَنْ لا یَعْلَمُ الْغَیْبَ الَّا هُوَ، یا مَنْ لا یَصْرِفُ السُّوءَ الَّا هُوَ، یا

نهی کننده (90) ای که کسی جز تو نهان را نداند، ای که کسی جز تو بدی را بر نگرداند، ای

مَنْ لایَخْلُقُ الْخَلْقَ الَّا هُوَ، یا مَنْ لایَغْفِرُ الذَّنْبَ الَّا هُوَ، یا مَنْ لا یُتِمُ

که کسی جز تو مخلوقات را نیافریند، ای که کسی جز تو گناه را نیامرزد، ای که کسی جز تو

النِّعْمَهَ الَّا هُوَ، یا مَنْ لا یُقَلِّبُ الْقُلُوبَ الَّا هُوَ، یا مَنْ لا یُدَبِّرُ الْأَمْرَ الَّا هُوَ،

نعمت را تمام نکند، ای که کسی جز تو دلها را دگرگون نکند، ای که کسی جز تو کار را تدبیر نکند،

یا مَنْ لایُنَزِّلُ الْغَیْثَ الَّا هُوَ، یا مَنْ لا یَبْسُطُ الرِّزْقَ الَّا هُوَ، یا مَنْ لایُحْیِی

ای که کسی جز تو باران را فرو نفرستد، ای که کسی جز تو روزی را نگستراند، ای که کسی جز تو

الْمَوْتی الَّا هُوَ (91) یا مُعینَ الضُّعَفآءِ، یا صاحِبَ الْغُرَبآءِ، یا ناصِرَ الْأَوْلِیآءِ،

مردگان را زنده نکند (91) ای یاور ناتوانان، ای همراه غریبان، ای یاری دهنده دوستان،

یا قاهِرَ الْأَعْدآءِ، یا رافِعَ السَّمآءِ، یا انیسَ الْأَصْفِیآءِ، یا حَبیبَ الْأَتْقِیآءِ،

ای غلبه کننده بر دشمنان، ای برافرازنده آسمان، ای همدم برگزیدگان، ای دوست پرهیزکاران،

یا کَنْزَ الْفُقَرآءِ، یا الهَ الْأَغْنِیآءِ، یا اکْرَمَ الْکُرَمآءِ (92) یا کافِیاً مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ،

ای گنج نیازمندان، ای معبود توانگران، ای گرامی ترین گرامیان (92) ای کفایت کننده از هر چیز،

ص :159

یا قآئِماً عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ لا یُشْبِهُهُ شَیْ ءٌ، یا مَنْ لا یَزیدُ فی مُلْکِهِ

ای عهده دار هر چیز، ای که چیزی همانندت نیست، ای که چیزی به فرمانرواییت

شَیْ ءٌ، یا مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ شَیْ ءٌ، یا مَنْ لا یَنْقُصُ مِنْ خَزآئِنِهِ شَیْ ءٌ، یا

نیافزاید، ای که چیزی بر تو پوشیده نماند، ای که چیزی از خزائنت نکاهد، ای

مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ، یا مَنْ لا یَعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ شَیْ ءٌ، یا مَنْ هُوَ خَبیرٌ

که چیزی مانندت نیست، ای که چیزی از دایره دانشت بیرون نیست، ای که بر همه چیز

بِکُلِّ شَیْ ءٍ، یا مَنْ وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَیْ ءٍ (93) اللهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ

آگاهی، ای که رحمتت همه چیز را فرا گرفته است (93) خدایا از تو می خواهم به حقّ نامت،

یا مُکْرِمُ یا مُطْعِمُ، یا مُنْعِمُ یا مُعْطی یا مُغْنی یا مُقْنی یا مُفْنی یا مُحْیی

ای گرامی دارنده، ای اطعام کننده، ای نعمت دهنده، ای عطا کننده، ای بی نیاز کننده، ای سرمایه بخش، ای نابود کننده، ای زنده کننده،

یا مُرْضی یامُنْجی (94) یا اوَّلَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَآخِرَهُ، یا الهَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَمَلیکَهُ،

ای خشنود کننده، ای نجات دهنده (94) ای آغاز و پایان هر چیز، ای معبود و مالک هر چیز،

یا رَبَّ کُلِّ شَیْ ءٍ وَصانِعَهُ، یا بارِئَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَخالِقَهُ، یا قابِضَ کُلِّ شَیْ ءٍ

ای پروردگار و سازنده هر چیز، ای پدیدآورنده و آفریننده هر چیز، ای تنگ گیرنده و گشاینده

وَباسِطَهُ، یا مُبْدِئَ کُلِ شَیْ ءٍ وَمُعیدَهُ، یا مُنْشِئَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَمُقَدِّرَهُ، یا

هر چیز، ای آغاز کننده و بازگرداننده هر چیز، ای ایجاد کننده و تقدیر کننده هر چیز، ای

مُکَوِّنَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَمُحَوِّلَهُ، یا مُحْیِیَ کُلِّ شَیْ ءٍ وَمُمیتَهُ، یا خالِقَ کُلِّ شَیْ ءٍ

هستی بخش و دگرگون کننده هر چیز، ای زنده کننده و نابود کننده هر چیز، ای آفریننده و وارث

وَوارِثَهُ (95) یا خَیْرَ ذاکِرٍ وَمَذْکُورٍ، یا خَیْرَ شاکِرٍ وَمَشْکُورٍ، یا خَیْرَ حامِدٍ

هر چیز (95) ای بهترین یادکننده و یاد شده، ای بهترین شکر کننده و شکر شده، ای بهترین ستایش کننده

وَمَحْمُودٍ، یا خَیْرَ شاهِدٍ وَمَشْهُودٍ، یا خَیْرَ داعٍ وَمَدْعُوٍّ، یا خَیْرَ مُجیبٍ

و ستایش شده، ای بهترین گواهی دهنده و گواهی شده، ای بهترین دعوت کننده و دعوت شده، ای بهترین اجابت کننده

وَمُجابٍ، یا خَیْرَ مُونِسٍ وَانیسٍ، یا خَیْرَ صاحِبٍ وَ جَلیسٍ، یا خَیْرَ

واجابت شده، ای بهترین انس گیرنده و مأنوس شده، ای بهترین همراهی کننده و همراهی شده، ای بهترین

مَقْصُودٍ وَمَطْلُوبٍ، یا خَیْرَ حَبیبٍ وَمَحْبُوبٍ (96) یا مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعاهُ

قصد شده و طلب شده، ای بهترین دوست و محبوب (96) ای که هر کس تو را بخواند

ص :160

مُجیبٌ، یا مَنْ هُوَ لِمَنْ اطاعَهُ حَبیبٌ، یا مَنْ هُوَ الی مَنْ احَبَّهُ قَریبٌ، یا

اجابتش کنی، ای که هر کس تو را اطاعت کند دوستش داری، ای که به هر کس که تو را دوست دارد نزدیکی، ای

مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقیبٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ کَریمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ

که بر هرکس که حفاظتت طلبد نگهبانی، ای که به هر کس که به تو امید بندد بخشنده ای، ای که بر هر کس که

عَصاهُ حَلیمٌ، یا مَنْ هُوَ فی عَظَمَتِهِ رَحیمٌ، یا مَنْ هُوَ فی حِکْمَتِهِ عَظیمٌ، یا

نافرمانیت کند بردباری، ای که در عین بزرگیت مهربانی، ای که در عین داناییت بزرگی، ای

مَنْ هُوَ فی احْسانِهِ قَدیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ ارادَهُ عَلیمٌ (97) اللهُمَّ انّی

که در نیکیت دیرینه ای، ای که به هر کس که تو را اراده کند دانایی (97) خدایا از تو

اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُسَبِّبُ یا مُرَغِّبُ، یا مُقَلِّبُ یا مُعَقِّبُ، یا مُرَتِّبُ یا

می خواهم به حقّ نامت، ای چاره ساز، ای ترغیب کننده، ای دگرگون کننده، ای تعقیب کننده، ای نظم دهنده، ای

مُخَوِّفُ، یا مُحَذِّرُ یا مُذَکِّرُ، یا مُسَخِّرُ یا مُغَیِّرُ (98) یا مَنْ عِلْمُهُ سابِقٌ، یا

ترساننده، ای بیم دهنده، ای یادآورنده، ای تسخیر کننده، ای تغییر دهنده (98) ای که دانشت پیشین است، ای

مَنْ وَعْدُهُ صادِقٌ، یا مَنْ لُطْفُهُ ظاهِرٌ، یا مَنْ امْرُهُ غالِبٌ، یا مَنْ کِتابُهُ

که وعده ات راست است، ای که لطفت آشکار است، ای که فرمانت غالب است، ای که کتابت

مُحْکَمٌ، یا مَنْ قَضآئُهُ کائِنٌ، یا مَنْ قُرْآنُهُ مَجیدٌ، یا مَنْ مُلْکُهُ قَدیمٌ، یا مَنْ

دقیق است، ای که داوریت حتمی است، ای که قرآنت با عظمت است، ای که فرمانرواییت دیرینه است، ای که

فَضْلُهُ عَمیمٌ، یا مَنْ عَرْشُهُ عَظیمٌ (99) یا مَنْ لایَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ، یا

فضلت عمومی است، ای که عرشت بزرگ است (99) ای که شنیدنی از شنیدن دیگر تو را باز ندارد، ای

مَنْ لا یَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْلٍ، یا مَنْ لا یُلْهیهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْلٍ، یا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ

که انجام کاری تو را از کار دیگر منع نکند، ای که سخنی از سخن دیگر تو را سرگرم نکند، ای که درخواست کسی تو را

سُؤالٌ عَنْ سُؤالٍ، یا مَنْ لا یَحْجُبُهُ شَیْ ءٌ عَنْ شَیْ ءٍ، یا مَنْ لا یُبْرِمُهُ الْحاحُ

از درخواست دیگری به اشتباه نیندازد، ای که چیزی از چیز دیگر تو را حجاب نشود، ای که پافشاری اصرار کنندگان تو را

الْمُلِحّینَ، یا مَنْ هُوَ غایَهُ مُرادِ الْمُریدینَ، یا مَنْ هُوَ مُنْتَهی هِمَمِ

به ستوه نیاورد، ای که تویی نهایت آرزوی جویندگان، ای که تویی نهایت همت

الْعارِفینَ، یا مَنْ هُوَ مُنْتَهی طَلَبِ الطَّالِبینَ، یا مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ ذَرَّهٌ

عارفان، ای که تویی نهایت خواسته طلب کنندگان، ای که ذرّه ای در عالم بر تو

ص :161

فِی الْعالَمینَ (100) یا حَلیماً لا یَعْجَلُ، یا جَواداً لا یَبْخَلُ، یا صادِقاً لا

پوشیده نماند (100) ای بردباری که عجله نکنی، ای بخشنده ای که بخل نورزی، ای راستگویی

یُخْلِفُ، یا وَهَّاباً لا یَمَلُّ، یا قاهِراً لا یُغْلَبُ، یا عَظیماً لا یُوصَفُ، یا عَدْلًا

که خُلف وعده نکنی، ای بخشنده ای که خسته نشوی، ای پیروزی که شکست نخوری، ای بزرگی که توصیف نشوی، ای عادلی که

لایَحیفُ، یا غَنِیّاً لا یَفْتَقِرُ، یا کَبیراً لا یَصْغُرُ، یا حافِظاً لا یَغْفُلُ، سُبْحانَکَ

ستم نکنی، ای بی نیازی که محتاج نگردی، ای بزرگی که کوچک نشوی، ای نگهداری که غفلت نکنی، تسبیح می کنم تو را

یا لا الهَ الَّا انْتَ، الْغَوْثَ، الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یا رَبّ.

ای کسی که جز تو معبودی نیست، یاریمان کن، یاریمان کن، ما را از آتش دوزخ برهان، ای پروردگار من.

دعای جوشن صغیر[146]:

دعای جوشن صغیر(1):

این دعا در کتب مختلف نقل شده است 147] و دارای عظمت و منزلت والایی است و در برابر بلاها و رفع و دفع ظالم نافع است. در «مهج الدعوات» آمده است: هنگامی که موسی بن مهدی عبّاسی قصد کشتن امام کاظم علیه السلام را نمود، و این خبر به خانواده و شیعیان آن حضرت رسید، همگی اندوهگین شدند؛ امام علیه السلام فرمود: ناراحت نباشید؛ چرا که اوّلین نامه ای که از عراق برسد، مربوط به خبر مرگ موسی بن مهدی است.

یاران پرسیدند: از کجا می فرمایید؟ امام علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم و شکایت موسی بن مهدی را نزد او نمودم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مرا مطمئن ساخت و فرمود: خداوند لحظاتی پیش دشمن تو راهلاک کرد؛ بنابراین، شکر الهی را بجا آور. امام کاظم علیه السلام آنگاه رو به قبله نمود و دست ها را رو به آسمان بلند کرد و این دعا را خواند. این دعا مطابق نقل «بلدالامین» چنین است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الهی کَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضی عَلَیَّ سَیفَ عَداوَتِهِ، وَشَحَذَ لی ظُبَهَ مِدْیَتِهِ،

ای معبود من، چه بسیار دشمنی که شمشیر دشمنیش را به رویم کشید و لبه کاردش را برایم تیز کرد

ص :162


1- [146]چون این دعا برای دفع دشمن، زره و حرز خوبی است، لذا جوشن نامیده شده و چون از دعای سابق کوتاه تر است، جوشن صغیر نامیده شده است.

وَارْهَفَ لی شَباحَدِّهِ، وَدافَ لی قَواتِلَ سُمُومِهِ، وَسَدَّدَالَیَ صَوائِبَ سِهامِهِ،

و نوک برنده اش را به سوی من گرفت و زهرهای کشنده اش را برایم درهم آمیخت و مرا با تیرهای دقیقش نشانه گرفت

وَلَمْ تَنَمْ عَنّی عَیْنُ حِراسَتِهِ، وَاضْمَرَ انْ یَسُومَنِی الْمَکْرُوهَ، وَیُجَرِّعَنی

و چشم نگهبانش را از من فرو نبست، و در فکر آزار رساندن به من بود، تا تلخی

ذُعافَ مَرارَتِهِ، نَظَرْتَ الی ضَعْفی عَنِ احْتِمالِ الْفَوادِحِ، وَعَجْزی عَنِ

زهر کشنده اش را به من بچشاند، ولی تو توجّه نمودی به ناتوانیم از تحمّل بلاها، و درماندگیم از

الْإِنْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَنی بِمُحارَبَتِهِ، وَ وَحْدَتی فی کَثیرٍ مِمَّنْ ناوانی

پیروزی بر کسی که به جنگم برخواسته، و تنهاییم در برابر افراد بسیاری که با من دشمنی ورزیده اند

وَارْصادِهِمْ لی فیما لَمْ اعْمِلْ فیهِ فِکْری فی الْإِرْصادِ لَهُمْ بِمِثْلِهِ، فَایَّدْتَنی

و به کوتاهی تدبیرم در مقابله به مثل، با آنان که بر من کمین کرده اند، پس مرا

بِقُوَّتِکَ، وَشَدَدْتَ ازْری بِنُصْرَتِکَ، وفَلَلْتَ لی شَباحَدِّهِ، وَخَذَلْتَهُ بَعْدَ

با نیرویت تأیید نمودی، و نیرویم را به یاریت تقویت کرده، و تیزی شمشیرش را بر من کند ساختی، و پس از

جَمْعِ عَدیدِهِ وَحَشْدِهِ، واعْلَیْتَ کَعْبی عَلَیْهِ، وَوَجَّهْتَ ما سَدَّدَ الَیَّ مِنْ

فراهم ساختن سپاه و تجهیزات، خوارش نمودی، و مقام مرا بر او برتری دادی، و نقشه های شومی که برایم کشیده بود،

مَکائِدِهِ الَیْهِ، وَ رَدَدْتَهُ عَلَیْهِ، وَ لَمْ تَشْفِ غَلیلَهُ، وَلَمْ تَبْرُدْ حَزازاتُ غَیْظِهِ،

متوجّه خودش ساختی، و به او برگرداندی، و عطش انتقامش را فرو ننشاندی، و حرارت خشمش سرد نشد

وَقَدْ عَضَّ عَلَیَّ انامِلَهُ، وَادْبَرَ مُوَلِّیاً قَدْ اخْفَقَتْ سَرایاهُ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا

در حالی که از کینه من انگشت به دندان می گزید، پشت کرد و گریخت و سپاهش درهم شکست، پس ای پروردگار من حمد و سپاس

رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لایُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لایَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

از آنِ توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت، و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست

وَاجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِالائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وَکَمْ مِنْ

و مرا از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده، ای معبود من، چه بسیار

باغٍ بَغانی بِمَکایِدِهِ، وَنَصَبَ لی اشْراکَ مَصایِدِهِ، وَ وَکَّلَ بی تَفَقُّدَ رِعایَتِهِ،

ستمگری که با حیله های خود بر من ستم کرد و برای شکار من دامها گسترانید و در جستجوی من مأمور گمارد

وَضَبَأَ الَیَّ ضَبْ ءِ السَّبُعِ لِطَریدَتِهِ، انْتِظاراً لِانْتِهازِ فُرْصَتِهِ، وَهُوَ یُظْهِرُ

و مانند درنده ای که برای شکار گریخته اش کمین کند به انتظار فرصتی مناسب به کمینم نشست، در حالی که متملّقانه

ص :163

بَشاشَهَ الْمَلَقِ، وَیَبْسُطُ لی وَجْهاً غَیْرَ طَلِقٍ، فَلَمَّا رَایْتَ دَغَلَ سَریرَتِهِ،

(برای فریبم) خود را خوشرو نشان می داد، و به دروغ خود را گشاده رو نشان می داد، پس زمانی که خیانت باطنش را دیدی

وَقُبْحَ مَا انْطَوی عَلَیْهِ لِشَریکِهِ فی مِلَّتِهِ، واصْبَحَ مُجْلِباً لی فی بَغْیِهِ،

و زشتی نیّتش را نسبت به هم کیشش دانستی، در حالی که مرا به سوی ظلم خویش می کشد،

ارْکَسْتَهُ لِأُمِّ رَاْسِهِ، واتَیْتَ بُنْیانَهُ مِنْ اساسِهِ، فَصَرَعْتَهُ فی زُبْیَتِهِ، وَارْدَیْتَهُ

او را با فرق سر به زمین کوفتی، و ریشه اش را از بیخ و بن کندی، پس او را در دامش گرفتار ساختی، و در چاهی که

فی مَهْوی حُفْرَتِهِ، وَجَعَلْتَ خَدَّهُ طَبَقاً لِتُرابِ رِجْلِهِ، وَشَغَلْتَهُ فی بَدَنِهِ

حفر کرده بود افکندی، و صورتش را با خاک پایش برابر کردی، و او را سرگرم رسیدگی به بدن

وَرِزْقِهِ، وَرَمَیْتَهُ بِحَجَرِهِ، وَخَنَقْتَهُ بِوَتَرِهِ، وَذَکَّیْتَهُ بِمَشاقِصِهِ، وَ کَبَبْتَهُ

و روزیش نمودی، و با سنگ خودش او را زدی، و با زه کمانش خفه اش نمودی و با سرنیزه اش سرش را بریدی، و بینیش را

لِمَنْخَرِهِ، وَرَدَدْتَ کَیْدَهُ فی نَحْرِهِ، وَ وَثَّقْتَهُ بِنَدامَتِهِ، وَفَثَأتَهُ بِحَسْرَتِهِ،

به خاک مالیدی و مکرش را به خودش بازگرداندی، و در بند پشیمانی اسیرش کردی و با حسرتش او را رام نمودی

فَاسْتَخْذَأَ وَاسْتَخْذَلَ وَتَضآئَلَ بَعْدَ نَخْوَتِهِ، وانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطالَتِهِ، ذَلیلًا

پس خوار و حقیر و ضعیف گردید بعد از غرور و نخوتش، و پس از سرکشی ریشه کن گردید، در حالی که

مَاْسُوراً فی رِبْقِ حِبائِلِهِ، الَّتی کانَ یُؤَمِّلُ انْ یَرانی فیها یَوْمَ سَطْوَتِهِ، وَقَدْ

در چنگ بندهای دامش خوار و اسیر گردید، دامی که آرزو داشت در روز قدرتش مرا در آن ببیند، و ای

کِدْتُ یا رَبِّ لَوْلا رَحْمَتُکَ انْ یَحُلَّ بی ما حَلَّ بِساحَتِهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا

پروردگار من اگر رحمتت نبود نزدیک بود بلایی که بر سر او آمد بر سر من آید، پس ای پروردگار من

رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ

حمد و سپاس از آنِ توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود

مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، ولِالائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی

فرست و مرا از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده، ای معبود من

وَکَمْ مِنْ حاسِدٍ شَرِقَ بِحَسَدِهِ، وَ عَدُوٍّ شَجِیَ بِغَیْظِهِ، وَسَلَقَنی بِحَدِّ لِسانِهِ،

و چه بسیار حسودی که حسادت گلویش را گرفت و دشمنی که غیظ گلویش را گرفت، و با زخم زبانش مرا آزرد،

وَ وَخَزَنی بِمُوقِ عَیْنِهِ، وَ جَعَلَ عِرْضی غَرَضاً لِمرامیهِ، وَ قَلَّدَنی خِلالًا

و با گوشه چشمش رنجاند، و آبرویم را هدف تیرهای تهمتش قرار داد، عیوبی را به گردنم انداخت

ص :164

لَمْ تَزَلْ فِیهِ، فَنادَیْتُکَ یا رَبِّ مُسْتَجیراً بِکَ، واثِقاً بِسُرْعَهِ اجابَتِکَ، مُتَوَکِّلًا

که پیوسته گرفتار آنم، پس ای پروردگار من، پناه جویان، تو را خواندم، در حالی که به سرعتِ اجابتت مطمئن بوده و بر

عَلی ما لَمْ ازَلْ اتَعَرَّفُهُ مِنْ حُسْنِ دِفاعِکَ، عالِماً انَّهُ لا یُضْطَهَدُ مَنْ آوی

دفاع نیکی که پیوسته از تو می شناختم توکّل نمودم، و می دانستم کسی که در سایه

الی ظِلِّ کَنَفِکَ وَکِفائَتِکَ، واعْتَضَدَ بِوِلایَتِکَ، وَلَنْ تَقْرَعَ الْحَوادِثُ مَنْ لَجَأَ

حمایت و کفایت تو پناه گیرد و تحت سرپرستی تو نیرومند گردد خوار و ذلیل نشود، و هر کس به دژ محکم یاری تو

الی مَعْقِلِ الْإِنْتِصارِ بِکَ، فَحَصَّنْتَنی مِنْ باْسِهِ بِقُدْرَتِکَ، فَلَکَ الْحْمدُ یا

پناهنده شود هرگز حوادث روزگار او را سرکوب نکند، پس مرا به قدرت خود از شر محافظت نمودی، پس ای پروردگار من

رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ

حمد و سپاس از آن توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود

مُحَمَّدٍ، واجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَ لِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی

فرست و مرا از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار داده، ای معبود من

وَکَمْ مِنْ سَحائِبِ مَکْرُوهٍ جَلَّیْتَها، وَسَمآءِ نِعْمَهٍ امْطَرْتَها، وَ جَداوِلِ کَرامَهٍ

و چه بسیار ابرهای ناخوشایند که پراکنده نمودی و آسمانی از نعمت بر من فرو باریدی و جویبارهای کرامتی که

اجْرَیْتَها، واعْیُنِ احْداثٍ طَمَسْتَها، وَناشِئَهِ رَحْمَهٍ نَشَرْتَهَا، وَجُنَّهِ عافِیَهٍ

جاری ساختی و چشمه های حوادثی که خشکاندی، و رحمت تازه ای که گستراندی، و زره عافیتی که

الْبَسْتَها، وَغَوامِرِ کُرُباتٍ کَشَفْتَها، وَامُورٍ جارِیَهٍ قَدَّرْتَها، لَمْ تُعْجِزْکَ

بر بدنم پوشاندی، و گردابهای گرفتاری که برطرف ساختی، و کارهای روزمره که مقدّر ساختی، (پس) ناتوانت نکرد

اذْ طَلَبْتَها، وَلَمْ تَمْتَنِعْ عَلَیْکَ اذْ ارَدْتَهَا، فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ

هنگامی که آنها را طلب نمودی، و هرگاه آنها را اراده نمودی قدرت سرپیچی نداشتند پس ای پروردگار من حمد و سپاس از آنِ توست

لا یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَاْجَعْلنی

به خاطر نیروی شکست ناپذیرت، و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از

لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وکَمْ مِنْ ظَنٍ

سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده، ای معبود من، و چه بسیار خوش بینی ها

حَسَنٍ حَقَّقْتَ، وَمِنْ کَسْرِ امْلاقٍ جَبَرْتَ، وَمِنْ مَسْکَنَهٍ فادِحَهٍ حَوَّلْتَ،

که محقق ساختی، و شکستهای فقر که جبران کردی، و بینوایی کمرشکن که تغییر دادی

ص :165

وَمِنْ صَرْعَهٍ مُهْلِکَهٍ نَعَشْتَ، وَمِنْ مَشَقَّهٍ ارَحْتَ، لاتُسْئَلُ عَمَّا تَفْعَلُ وَهُمْ

و زمین خوردن هلاک کننده ای که بلندم نمودی، و سختی هایی که آسان نمودی، از آنچه انجام دهی، بازخواست نگردی ولی دیگران

یُسْئَلُونَ، وَلا یَنْقُصُکَ یا سَیِّدی ما انْفَقْتَ، وَلَقَدْ سُئِلْتَ فَاعْطَیْتَ، وَلَمْ

بازخواست شوند، ای آقا و سرورم هر چه انفاق کنی از تو کاسته نشود، و هر چه از تو خواسته شد عطا نمودی، و آنگاه که از تو

تُسْئَلْ فابْتَدَاْتَ، وَاسْتُمیحَ بابُ فَضْلِکَ فَما اکْدَیْتَ، ابَیْتَ الَّا انْعاماً

درخواست نشد خود ابتدا به احسان نمودی، و هرچه از درگاه فضل و احسان تو طلب شد دریغ نکردی، ای پروردگار من، خودداری کردی

وَامْتِناناً، و الَّا تَطَوُّلًا یا رَبِّ وَاحْساناً، وابَیْتُ الَّا انْتِهاکاً لِحُرُماتِکَ،

جز از نعمت بخشی و امتنان و جز از عطا کردن و احسان ولی من خودداری کردم جز از پرده دری حرمتهایت

وَاجْتِرآءً عَلی مَعاصِیکَ، وَ تَعَدِّیاً لِحُدُودِکَ، وَغَفْلَهً عَنْ وَعیدِکَ، وَطاعَهً

و بی باکی بر نافرمانیهایت و تجاوز از حدودت و غفلت از تهدیدت و پیروی از

لِعَدُوّی وَعَدُوِّکَ، لَمْ یَمْنَعْکَ یا الهی وناصِری اخْلالی بِالشُّکْرِ عَنْ اتْمامِ

دشمنم و دشمنت، ای معبود و یاورم ناسپاسیم تو را از اتمام احسانت باز نداشت

احْسانِکَ، وَلَا حَجَزَنی ذلِکَ عَنِ ارْتِکابِ مَساخِطِکَ، اللهُمَّ وَ هذا مَقامُ

و مرا از ارتکاب اعمالی که موجب خشم توست بازنداشت، خدایا و اینک در جایگاه

عَبْدٍ ذَلیلٍ اعْتَرَفَ لَکَ بِالتَّوْحیدِ، وَاقَرَّ عَلی نَفْسِهِ بِالتَّقْصیرِ فی ادآءِ

بنده فروتنی قرار گرفته ام که به یگانگیت معترف است و به کوتاهی در ادای حقّت

حَقِّکَ، وَشَهِدَ لَکَ بِسُبُوغِ نِعْمَتِکَ عَلَیْهِ، وَجَمیلِ عادَتِکَ عِنْدَهُ، وَاحْسانِکَ

اقرار دارد و به فراوانی نعمتت بر او و زیبایی رفتارت با او و احسانت نسبت به او

الَیْهِ، فَهَبْ لی یا الهی وَسَیِّدِی مِنْ فَضْلِکَ ما اریدُهُ سَبَباً الی رَحْمَتِکَ،

گواهی می دهد، پس ای معبود من و ای آقا و سرورم از فضل و احسانت به من ببخش به اندازه ای که بتوانم خود را به رحمتت رسانم

واتَّخِذُهُ سُلَّماً اعْرُجُ فیهِ الی مَرْضاتِکَ، وَ امَنُ بِهِ مِنْ سَخَطِکَ، بِعِزَّتِکَ

و آن را نردبانی برای رسیدن به رضایتت قرار دهم، و از خشمت ایمن گردم، به عزّت

وَطَوْلِکَ، وَبِحَقِّ نَبِیِّکَ مَحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَالْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ،

و کرمت و به حقّ پیامبرت محمّد- که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد- و به حقّ امامان- که درود بر ایشان باد-

فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لایُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی

پس ای پروردگار من حمد و سپاس از آن توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت، و شکیبایی بی شتابت

ص :166

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ

بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان

الذَّاکِرینَ، الهی وَکَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی وَاصْبَحَ فی کَرْبِ الْمَوْتِ،

احسانت قرار ده، ای معبود من، و چه بسیار بنده ای که شب و روزش در سختی جان دادن

وَحَشْرَجَهِ الصَّدْرِ، وَالنَّظَرِ الی ما تَقْشَعِرُّ مِنْهُ الْجُلُودُ، وَ تَفْزَعُ لَهُ الْقُلُوبُ،

و رسیدن جان به سینه و مشاهده آنچه پوستها از آن به لرزه در آید و دلها به تپش افتد، بگذرد

وانَا فی عافِیَهٍ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یُغْلَبُ،

در حالی که من از تمامی اینها در سلامت به سر می برم، پس ای پروردگار من حمد و سپاس از آنِ توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت

وَذی اناهٍ لایَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنی لِنَعمآئِکَ مِنَ

و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از سپاسگزاران

الشَّاکِرینَ، وَ لِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وَکَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی وَاصْبَحَ

نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده، ای معبود من و چه بسیار بنده ای که شب و روزش

سَقِیماً مُوجِعاً مُدْنَفاً، فی انینٍ وَعَویلٍ، یَتَقَلَّبُ فی غَمِّهِ لا یَجِدُ مَحیصاً،

به بیماری دردناک و ناله و فریاد سپری گردد، در حالی که از اندوه به خود می پیچد، نه راه چاره ای دارد

وَلا یُسیغُ طَعاماً وَ لا شَراباً، وَا نَا فی صِحَّهٍ مِنَ الْبَدَنِ، وَسَلامَهٍ فِی

و نه غذا و آبی بر او گواراست، و من در تندرستی و سلامت روح، زندگی

النَّفْسِ مِنَ الْعَیْشِ، کُلُّ ذلِکَ مِنْکَ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لایُغْلَبُ،

می کنم که همه اینها از جانب توست، پس ای پروردگار من حمد و سپاس از آنِ توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت

وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، واجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ

و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از سپاسگزاران

الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وَکَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی وَاصْبَحَ

نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده، ای معبود من، و چه بسیار بنده ای که شب و روزش را

خآئِفاً مَرْعُوباً، مُسَهَّداً مُشْفِقاً، وَحیداً وَجِلًا، هارِباً طَریداً، مُنْحَجِزاً فی

در ترس و بیم و تشویش و اضطراب سپری کند، تنها و ترسان از خانه گریخته و آواره شده، در حالی که در

مَضیقٍ، اوْ مَخْبَاهٍ مِنَ الْمَخابِئِ، قَدْ ضاقَتْ عَلَیْهِ الْأرْضُ بِرُحْبِها، لایَجِدُ

تنگنا قرار گرفته یا در مخفیگاهی خود را مخفی کرده، و زمین با تمامی وسعتش بر او تنگ شده است، نه راه

ص :167

حیلَهً وَلا مَنْجی وَلا مَأْوی وَانَا فی امْنٍ وَ طُمَاْنینَهٍ، وَ عافِیَهٍ مِنْ ذلِکَ

چاره ای دارد و نه امید نجاتی و نه سرپناهی، و من در امنیت و آسایش و دور از همه این گرفتاریها

کُلِّهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدرٍ لا یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لایَعْجَلُ، صَلِ

بسر می برم. پس ای پروردگار من، حمد و سپاس از آن توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت،

عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاْجعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ

بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت

مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وَسَیِّدی وَکَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی وَاصْبَحَ مَغْلُولًا مُکَبَّلًا

قرار ده، ای معبود من و ای آقا و سرورم و چه بسیار بنده ای که شب و روزش را در غل و زنجیر

فِی الْحَدیدِ بِایْدِی الْعُداهِ لا یَرْحَمُونَهُ، فَقیداً مِنْ اهْلِهِ وَوَلَدِهِ، مُنْقَطِعاً عَنْ

آهنین در اسارت دشمنان بی رحم، دور از زن و فرزند و جدای از

اخْوانِهِ وَبَلَدهِ، یَتَوَقَّعُ کُلَّ ساعَهٍ بِایِّ قِتْلَهٍ یُقْتَلُ وَبِایِّ مُثْلَهٍ یُمَثَّلُ بِهِ، وَانَا

برادران و شهرش سپری کند، در حالی که هر ساعت انتظار می کشد که چگونه کشته خواهد شد و چگونه اعضای بدنش قطعه قطعه می گردد و من

فی عافِیَهٍ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدرٍ لا یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ

در سلامتی از همه این گرفتاریها به سر می برم، پس ای پروردگار من، حمد و سپاس از آنِ توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی

لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ

بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از سپاسگزاران نعمتها

الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وَسَیِّدی وَ کَمْ مِنْ عَبْدٍامْسی

و یادکنندگان احسانت قرار ده، ای معبود من، و ای آقا و سرورم، و چه بسیار بنده ای که شب

وَاصْبَحَ یُقاسِی الْحَرْبَ، وَ مُباشَرَهَ الْقِتالِ بِنَفْسِهِ، قَدْ غَشِیَتْهُ الْأعْدآءُ مِنْ

و روز، سختی جنگ و حضورش در پیکار را تحمّل کرد، در حالی که دشمنان از هر سو

کُلِّ جانِبٍ بِالسُّیُوفِ وَالرِّماحِ وَآلَهِ الْحَرْبِ، یَتَقَعْقَعُ فِی الْحَدیدِ قَدْ بَلَغَ

با شمشیر و نیزه و آلات جنگی او را در میان گرفته اند، به گونه ای که در میان صدای شمشیرها تلاشش

مَجْهُودَهُ، لایَعْرِفُ حیلَهً وَلا یَجِدُ مَهْرَباً، قَدْ ادْنِفَ بِالْجِراحاتِ، اوْ

به آخر رسیده و راه چاره و فراری ندارد، از کثرت جراحات از پا افتاده یا

مُتَشَحِّطاً بِدَمِهِ تَحْتَ السَّنابِکِ وَالْأَرْجُلِ، یَتَمَنّی شَرْبَهً مِنْ مآءٍ، اوْ نَظْرَهً

زیر سم اسبان و پاها به خونش غلطیده و آرزوی جرعه ای از آب، یا نگاهی

ص :168

الی اهْلِهِ وَ وَلَدِهِ، وَلا یَقْدِرُ عَلَیْها، قَدْ شَرَبَتِ الْأرْضُ مِنْ دَمِهِ، وَ اکَلَتِ

به زن و فرزندش را دارد ولی توانایی آن را ندارد و زمین از خونش سیراب شده و درندگان

السِّباعُ وَالطَّیْرُ مِنْ لَحْمِهِ، وَانَا فی عافِیَهٍ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِ

و پرندگان از گوشتش خورده اند و من در سلامتی از شر این گرفتاریها به سر می برم، پس ای پروردگار من

مِنْ مُقْتَدِرٍ لایُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

حمد و سپاس از آنِ توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست

وَاْجَعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وَکَمْ

و مرا از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده، ای معبود من، و چه بسیار

مِنْ عَبْدٍ امْسی وَاصْبَحَ فی ظُلُماتِ الْبِحارِ، وَعَواصِفِ الرِّیاحِ وَ الْأَهْوالِ

بنده ای که شب و روزش در تاریکی دریاها، تندبادها و هراسها و در میان امواجی که

وَالْأمْواجِ، یَتَوقَّعُ الْغَرَقَ وَالْهَلاکَ، لا یَقْدِرُ عَلی حیلَهٍ، اوْ مُبْتَلیً بِصاعِقَهٍ

هر لحظه از آن انتظار غرق و نابودی می رود بگذرد و راه چاره ای هم نداشته باشد یا بنده ای که گرفتار صاعقه

اوْ هَدْمٍ اوْ حَرْقٍ، اوْ شَرْقٍ اوْ خَسْفٍ، اوْ مَسْخٍ اوْ قَذْفٍ، وَانَا فی عافِیَهٍ

یا ویرانی یا آتش سوزی یا آفتاب زدگی یا فرو رفتن در دل زمین یا مسخ شدن یا پرتاب شدن گردد و من در سلامتی

مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ،

از همه این گرفتاری ها به سر می برم، پس ای پروردگار من حمد و سپاس از آنِ توست به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت،

صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ،

بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و مرا از سپاسگزاران نعمتها

وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وکَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی واصْبَحَ مُسافِراً

و یادکنندگان احسانت قرار ده، ای معبود من، و چه بسیار بنده ای که شب و روزش را در سفر

شاخِصاً عَنْ اهْلِهِ وَوَطِنِهِ وَوَلَدِهِ، مُتَحَیِّراً فِی الْمَفاوِزِ، تائِهاً مَعَ الْوُحُوشِ

و دور از زن و وطن و فرزند، حیران در بیابانها، در میان حیوانات وحشی

وَ الْبَهآئِمِ وَالْهَوآمِّ، وَحِیداً فَریداً لا یَعْرِفُ حیلَهً وَلا یَهْتَدی سَبیلًا، اوْ

و چهارپایان و حشرات سپری کرده است، در حالی که تک و تنهاست نه چاره ای می بیند و نه راهی می یابد یا

مُتَاذِّیاً بِبَرْدٍ اوْ حَرٍّ اوْ جُوعٍ اوْ عَطَشٍ اوْ عُرْیٍ، اوْ غَیْرِهِ مِنَ الشَّدآئِدِ مِمَّا

آزرده از سرما یا گرما یا گرسنگی یا تشنگی یا برهنگی یا سایر سختی ها که

ص :169

ا نَا مِنْهُ خِلْوٌ، فی عافِیَهٍ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ یا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا

من از آنها بدورم و در سلامتی از همه این گرفتاریها بسر می برم، پس ای پروردگار من حمد و سپاس از آنِ توست به خاطر نیروی

یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، واجْعَلْنی

شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا

لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، ولِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، الهی وَسَیِّدی و کَمْ

از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده ای معبود من و ای آقا و سرورم و چه بسیار

مِنْ عَبْدٍ امْسی وَاصْبَحَ فَقیراً عآئِلًا، عارِیاً مُمْلِقاً، مُخْفِقاً مَهْجُوراً، خائِفاً

بنده ای که شب و روزش در حالی بگذرد که تهیدست عیالوار، برهنه بینوا، ناکام وامانده، در ترس

جائِعاً ظَمْئاناً، یَنْتَظِرُ مَنْ یَعُودُ عَلَیْهِ بِفَضْلٍ، اوْ عَبْدٍ وَجیهٍ عِنْدَکَ هُوَ

گرسنگی و تشنگی است، چشم به راه کسی است که به او چیزی ببخشد یا چه بسیار بنده آبرومندی که از من

اوْجَهُ مِنّی عِنْدَکَ، وَاشدُّ عِبادَهً لَکَ، مَغْلُولًا مَقْهُوراً، قَدْ حُمِّلَ ثِقْلًا مِنْ

نزد تو آبرومندتر است و بیش از من تو را عبادت می کند در حالی که در غل و زنجیر و اسارت، بار گران

تَعَبِ الْعَنآءِ، وَشِدَّهِ الْعُبُودِیَّهِ، وَکُلْفَهِ الرِّقِّ، وَثِقْلِ الضَّریبَهِ، اوْ مُبْتَلیً بِبَلآءٍ

رنج و مشقت و سختی بندگی و دشواری بردگی و سنگینی پرداخت مالیات را به دوش می کشد یا به بلای

شَدیدٍ لا قِبَلَ لَهُ بِهِ الّا بِمَنِّکَ عَلَیْهِ، وانَا الْمَخْدُومُ الْمُنَعَّمُ الْمُعافَی

شدیدی مبتلا شده که تاب تحمّل آن را جز با فضل تو ندارد ولی دیگران در خدمت من و من در ناز و نعمت و تندرستی

الْمَکَرَّمُ، فی عافِیَهٍ مِمَّا هُوَ فیهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ عَلی ذلِکَ کُلِّهِ، مِنْ مُقْتَدرٍ لا

و گرامی در سلامتی از گرفتاری هایی که او در آن است به سر می برم، پس ای پروردگار من حمد و سپاس از آن توست به خاطر نیروی

یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاْجَعْلنی

شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از

لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَ لِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، [الهی وَ مَوْلایَ

سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده [ای معبود من و آقا

وَسَیِّدی وَکَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی واصْبَحَ شَریداً طَریداً حَیرانَ، مُتَحَیِّراً

و سرورم و چه بسیار بنده ای که شب و روزش را در آوارگی و فرار و حیرانی و سرگردانی

جآئِعاً خائِفاً، خاسِراً فِی الصَّحاری وَالْبَراری قَدْ احْرَقَهُ الْحَرُّ وَالْبَرْدُ،

و گرسنگی و ترسان و زیانکار در صحراها و بیابانها به سر برده در حالی که سرما و گرما او را بی تاب کرده

ص :170

وَهُوَ فی ضَرٍّ مِنَ الْعَیْشِ وَضَنْکٍ مِنَ الْحَیوهِ، وَذُلٍّ مِنَ المَقامِ، یَنْظُرُ الی

و در وضع فلاکت بار و زندگی سخت و توأم با خواری بسر می برد، با حسرت

نَفْسِهِ حَسْرَهً، لا یَقْدِرُ لَها عَلی ضَرٍّ وَلا نَفْعٍ، وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ

به خود می نگرد و بر سود و زیان خود قدرتی ندارد، در حالی که من به لطف و کرمت

بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ، فَلا الهَ الَّا انْتَ، سُبْحانَکَ مِنْ مُقْتَدرٍ لا یُغْلَبُ، وَذی

از همه آنها بدورم، پس معبودی جز تو نیست، تسبیح می کنم تو را به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و

اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، واجْعَلْنی لأَنْعُمِکَ مِنَ

شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از سپاسگزاران نعمتها

الشّاکِرینَ، و لِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، وَ ارْحَمْنی بِرَحْمَتِکَ، یا ارْحَمَ

و یادکنندگان احسانت قرار ده و به رحمتت بر من رحم کن ای مهربانترین

الرَّاحِمینِ (1) الهی وَسَیِّدی وَ کَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی وَاصْبَحَ عَلیلًا مَریضاً،

مهربانان ، ای معبود من و ای آقا و سرورم، و چه بسیار بنده ای که شب و روزش را در ناتوانی، بیماری،

سَقیماً مُدْنِفاً، عَلی فُرُشِ العِلَّهِ وَفی لِباسِها، یَتَقَلَّبُ یَمیناً وشِمالًا، لا

ناخوشی و بی حالی، در بستر و لباس بیماری بسر آورد و (از درد) از این پهلو به آن پهلو بغلطد،

یَعْرِفُ شَیْئاً مِنْ لَذَّهِ الطَّعامِ، وَلا مِنْ لَذَّهِ الشَّرابِ، یَنْظُرُ الی نَفْسِهِ حَسْرَهً،

و چیزی از لذّت غذا و نوشیدنی نفهمد، و با حسرت به خود بنگرد

لا یَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً، وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ، فَلا

و بر سود و زیان خود قدرتی ندارد، در حالی که من به لطف و کرمت از همه آنها بدورم، پس

الهَ الَّا انْتَ، سُبْحانَکَ مِنْ مُقْتَدرٍ لا یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی

معبودی جز تو نیست، تسبیح می کنم تو را به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت، بر

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاْجعَلْنی لَکَ مِنَ الْعابِدینَ، وَلِنعَمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ،

محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از عبادت کنندگان و از سپاسگزاران نعمتها

وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، وَارْحَمْنی بِرحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، مَوْلایَ

و یادکنندگان احسانت قرار ده و به رحمتت بر من رحم کن ای مهربان ترین مهربانان، ای مولای من

ص :171


1- [148]عبارت داخل پرانتز در بحارالانوار، جلد 91، صفحه 324 آمده است.

وَسَیِّدی وَکَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی وَاصْبَحَ، وَقَدْ دَنا یَوْمُهُ مِنْ حَتْفِهِ، واحْدَقَ

و ای آقا و سرورم چه بسیار بنده ای که شب و روزش را سپری کند در حالی که عمرش بسر آمده و فرشته مرگ

بِهِ مَلَکُ الْمَوْتِ فی اعْوانِهِ، یُعالِجُ سَکَراتِ الْمَوْتِ وَحِیاضَهُ، تَدُورُ عَیْناهُ

با یاورانش دور بسترش را گرفته و علاجی برای سختی های جان کندن و گرداب مرگ می طلبد، چشمانش

یَمیناً وَ شِمالًا، یَنْظُرُ الی احِبَّآئِهِ وَ اوِدَّآئِهِ واخِلّائِهِ، قَدْ مُنِعَ مِنَ الکَلامِ،

به چپ و راست می گردد، و به دوستان و یاران و رفقای خود می نگرد، زبانش از گفتن بند آمده،

وَحُجِبَ عَنِ الْخِطابِ، یَنْظُرُ الی نَفْسِهِ حَسْرَهً، فَلا یَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَلا

و از گفتار باز ایستاده است، با حسرت به خود می نگرد که هیچ قدرتی بر سود و زیان ندارد،

نَفْعاً، وَا نَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ بِجُودِکَ وَکَرمِکَ، فَلا الهَ الَّا انْتَ، سُبْحانَکَ

در حالی که من به لطف و کرمت از همه آنها به دورم، پس معبودی جز تو نیست، تسبیح می کنم تو را

مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یُغْلَبُ، وَ ذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست

واجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، وَارْحَمْنی

و مرا از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده و به رحمتت بر من

بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، مَوْلایَ وَسَیِّدی وَ کَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی

رحم کن ای مهربان ترین مهربانان، ای مولای من و ای آقا و سرورم، و چه بسیار بنده ای که شب

وَاصْبَحَ فی مَضائِقِ الْحُبُوسِ وَالسُّجُونِ، وَکُرَبِها وَذُلِّها وَحَدیدِها،

و روزش در تنگناهای زندانها و بندها با انواع گرفتاریها و خواری و در بند زنجیر آهنین بگذرد

یَتَداوَلُهُ اعْوانُها وَزَبانِیَتُها، فَلا یَدْری ایُّ حالٍ یُفْعَلُ بِهِ، وَ ایُّ مُثْلَهٍ یُمَثَّلُ

در حالی که به دست زندانبانان و نگهبانانش دست به دست بگردد و نمی داند که با او چه خواهد شد و کدام عضو از اعضایش را

بِهِ، فَهُوَ فی ضَرٍّ مِنَ الْعَیْشِ، وَضَنْکٍ مِنَ الْحَیوهِ، یَنْظُرُ الی نَفْسِهِ حَسْرَهً،

قطع خواهند کرد، پس او در وضع فلاکت بار و زندگی سخت و توأم با خواری بسر می برد، با حسرت به خود می نگرد

لایَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً، وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ، فَلا

و بر سود و زیان خود قدرتی ندارد، در حالی که من به لطف و کرمت از همه آنها بدورم، پس

الهَ الَّا انْتَ، سُبْحانَکَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لایُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی

معبودی جز تو نیست، تسبیح می کنم تو را به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت، بر

ص :172

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنی لَکَ مِنَ الْعابِدینَ، ولِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ،

محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از عبادت کنندگان و سپاسگزاران نعمتها

وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، وَارْحَمْنی بِرَحْمَتِکَ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، سَیِّدِی

و یادکنندگان احسانت قرار ده، و به رحمتت بر من رحم کن، ای مهربان ترین مهربانان، ای آقا و سرورم

وَ مَوْلایَ، وَکَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی وَ اصْبَحَ قَدِ اسْتَمَرَّ عَلَیْهِ القَضآءُ، وَاحْدَقَ

و ای مولای من، و چه بسیار بنده ای که شب و روزش در حالی بگذرد که پی در پی گرفتار سرنوشت ناگوار گشته و بلا

بِهِ الْبَلاءُ، وَفارَقَ اوِدَّآئَهُ وَ احِبَّآئَهُ وَ اخِلّائَهُ، وَامْسی اسیراً حَقیراً ذَلیلًا

و گرفتاری او را احاطه کرده و از دوستان و یاران و رفقای خود دور شده و شب را در حال اسارت و حقارت و ذلّت

فی ایْدِی الْکُفَّارِ وَالْأعْدآءِ، یَتَداوَلُونَهُ یَمیناً وَشِمالًا، قَدْ حُصِرَ فِی

در دست کفّار و دشمنان بسر آورد، او را دست به دست به راست و چپ بکشانند و در سیاه چال

الْمَطامیرِ، وَثُقِّلَ بِالْحَدیدِ، لا یَری شَیْئاً مِنْ ضِیآءِ الدُّنْیا وَلا مِنْ رَوْحِها،

زندانی شده و به زنجیر آهنین بسته شده، نه چیزی از روشنایی دنیا را می بیند و نه نسیمش بر او می وزد،

یَنْظُرُ الَی نَفْسِهِ حَسْرَهً، لا یَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً، وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ

با حسرت به خود می نگرد و بر سود و زیان خود قدرتی ندارد، در حالی که من

کُلِّهِ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ، فَلا الهَ إلَّاانْتَ، سُبْحانَکَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا یُغْلَبُ،

به لطف و کرمت از همه آنها بدورم، پس معبودی جز تو نیست، تسبیح می کنم تو را به خاطر نیروی شکست ناپذیرت

وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنی لَکَ مِنَ

و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و مرا از

الْعابِدینَ، وَلِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، وَارْحَمْنی

عبادت کنندگان و سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده، و به رحمتت

بِرَحْمَتِکَ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، مَولایَ وَ سَیِّدی وَ کَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی

بر من رحم کن، ای مهربان ترین مهربانان، ای مولای من و ای آقا و سرورم، و چه بسیار بنده ای که شب

وَاصْبَحَ قَدِ اشتاقَ الَی الدُّنْیا للِرَّغْبَهِ فیها، الی انْ خاطَرَ بِنَفْسِهِ وَمالِهِ

و روزش بگذرد و از روی میلی که به دنیا دارد مشتاقانه بسویش رود تا آنجا که از حرصی که

حِرْصاً مِنْهُ عَلَیْها، قَدْ رَکِبَ الْفُلْکَ وَکُسِرَتْ بِهِ، وَ هُوَ فی آفاقِ الْبِحارِ

بر آن دارد، خود و مالش را به خطر انداخته، سوار بر کشتی شده و کشتی او شکسته و او در کرانها و تاریکی های

ص :173

وَظُلَمِها، یَنْظُرُ الی نَفْسِهِ حَسْرَهً، لا یَقْدِرُ لَها علی ضَرٍّ وَلا نَفْعٍ، وَ انَا خِلْوٌ

دریاست و از روی حسرت به خود می نگرد و بر سود و زیان خودش قدرتی ندارد در حالی که من

مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ، فَلا الهَ الَّا انْتَ، سُبْحانَکَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا

به لطف و کرمت از همه آنها بدورم پس معبودی جز تو نیست تسبیح می کنم تو را به خاطر نیروی

یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لایَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنی لَکَ مِنَ

شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از

الْعابِدینَ، وَلِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، وَارْحَمْنی

عبادت کنندگان و سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده

بِرَحْمَتِکَ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، مَولایَ وَ سَیِّدی وَ کَمْ مِنْ عَبْدٍ امْسی

و به رحمتت بر من رحم کن ای مهربان ترین مهربانان. ای مولای من و ای آقا و سرورم و چه بسیار بنده ای که شب

وَاصْبَحَ قَدِ اسْتَمَرَّ عَلَیْهِ الْقَضآءُ، وَاحْدَقَ بِهِ الْبَلاءُ، والْکُفّارُ والْأَعْداءُ،

و روزش در حالی بگذرد که پی در پی گرفتار سرنوشت ناگوار گشته و بلا و گرفتاری و کفّار و دشمنان

وَاخَذَتْهُ الرِّماحُ وَالسُّیُوفُ وَالسِّهامُ، وَجُدِّلَ صَریعاً، وَقَدْ شَرِبَتِ

او را احاطه کرده و نیزه ها و شمشیرها و تیرها او را فرا گرفته، و به رو درافتاده

الْأَرْضُ مِنْ دَمِهِ، وَاکَلَتِ السِّباعُ وَالطَّیْرُ مِنْ لَحْمِهِ، وَانَا خِلْوٌ مِنْ ذلِکَ

و زمین از خونش سیراب شده و درندگان و پرندگان گوشتش را خورده اند، در حالی که من

کُلِّهِ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ، لا بِاسْتِحْقاقٍ مِنّی لا الهَ الَّا انْتَ، سُبْحانَکَ مِنْ

به لطف و کرمت از همه آنها بدورم، بی آنکه سزاوار آن باشم، معبودی جز تو نیست، تسبیح می کنم تو را

مُقْتَدِرٍ لا یُغْلَبُ، وَذی اناهٍ لا یَعْجَلُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

به خاطر نیروی شکست ناپذیرت و شکیبایی بی شتابت، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست،

وَاجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، وَارْحَمْنی

و مرا از سپاسگزاران نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده و به رحمتت بر من

بِرَحْمَتِکَ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، وَعِزَّتِکَ یا کَریمُ لَاطْلُبَنَّ مِمَّا لَدَیْکَ،

رحم کن، ای مهربان ترین مهربانان، به عزّتت سوگند ای بزرگوار، من از آنچه نزد توست می خواهم

وَلَأُلِحَّنَّ عَلَیْکَ، وَلَأَلْجَأَنَّ الَیْکَ، وَلَأَمُدَّنَّ یَدی نَحْوَکَ مَعَ جُرْمِها الَیْکَ، یا

و بر آن پافشاری دارم و به تو پناهنده ام و دست گنهکارم را به سویت دراز می کنم، ای

ص :174

رَبِّ فَبِمَنْ اعُوذُ، وَبِمَنْ الُوذُ، لا احَدَ لی الَّا انْتَ، افَتَرُدُّنی وَانْتَ مُعَوَّلی

پروردگار من، به که پناه برم و به که رو کنم، در حالی که جز تو کسی را ندارم، آیا با وجود اینکه پشتیبان منی

وَعَلَیْکَ مُتَّکَلی اسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی وَضَعْتَهُ عَلَی السَّمآءِ فَاْستَقَلَّتْ،

و من برتو توکّل می کنم مرا از درگاهت برانی؟ به حقّ آن نامت که بر آسمانها نهادی و پا برجا ماند

وَعَلَی الْأَرْضِ فَاسْتَقَرَّتْ وَعَلَی الْجِبالِ فَرَسَتْ، وَعَلَی اللَّیْلِ فَاظْلَمَ،

و بر زمین نهادی و آرام گرفت و بر کوه ها نهادی و استوار گردید و بر شب نهادی و تاریک شد

وَعَلَی النَّهارِ فَاسْتَنارَ، انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمِّدٍ، وَانْ تَقْضِیَ لی

و بر روز نهادی روشن گردید، از تو می خواهم که بر محمّد و خاندان پاکش درود فرستی و تمامی

جَمیعَ حَوآئِجی کُلِّها، وَتَغْفِرَ لی ذُنُوبی کُلَّها، صَغیرَها وَ کَبیرَها، وَتُوَسِّعَ

حاجتهایم را بر آوری، و از تمامی گناهان کوچک و بزرگم در گذری، و روزیم را

عَلَیَّ مِنَ الرِّزْقِ ما تُبَلِّغُنی بِهِ شَرَفَ الدُّنْیا وَالْأخِرَهِ، یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ،

چنان وسعت بخشی که با آن به عزّت دنیا و آخرت برسم، ای مهربان ترین مهربانان،

مَوْلایَ بِکَ اسْتَعَنْتُ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واعِنّی وَ بِکَ

ای مولای من از تو کمک می گیرم، پس بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و یاریم کن، و به تو

اسْتَجَرْتُ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَجِرْنی واغْنِنی بِطاعَتِکَ

پناه می برم، پس بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و پناهم ده، و به واسطه بندگیت

عَنْ طاعَهِ عِبادِکَ، وَ بِمَسْئَلَتِکَ عَنْ مَسْئَلَهِ خَلْقِکَ، وَانْقُلْنی مِنْ ذُلِّ الْفَقْرِ

از اطاعت بندگانت بی نیازم کن و به وسیله درخواست از خود، از درخواست مخلوقاتت بی نیازم فرما، و مرا از ذلّت فقر

الی عِزِّ الْغِنی وَمِنْ ذُلِّ الْمَعاصی الی عِزِّ الطَّاعَهِ، فَقَدْ فَضَّلْتَنی عَلی کَثیرٍ

به عزّت بی نیازی و از خواری گناهان به عزّت بندگیت منتقل کن، که تو مرا به واسطه

مِنْ خَلْقِکَ جُوداً مِنْکَ وَکَرَماً، لا بِاسْتِحْقاقٍ مِنّی الهی فَلَکَ الْحَمْدُ عَلی

جود و کرمت بر بسیاری از مخلوقاتت برتری دادی نه به خاطر شایستگی من، ای معبود من، پس برای همه اینها سپاس

ذلِکَ کُلِّهِ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْنی لِنَعْمآئِکَ مِنَ

مخصوص توست، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا از سپاسگزاران

الشَّاکِرینَ، وَلِألائِکَ مِنَ الذَّاکِرینَ، وَارْحَمْنی بِرَحْمَتِکَ، یا ارْحَمَ

نعمتها و یادکنندگان احسانت قرار ده و به رحمتت بر من رحم کن، ای مهربان ترین

ص :175

الرَّاحِمینَ* آنگاه به سجده برو و بگو: سَجَدَ وَجْهِیَ الذَّلیلُ، لِوَجْهِکَ الْعَزیزِ

مهربانان********** رخسار خوارم در پیشگاه وجه عزیز و بزرگوارت

الْجَلیلِ، سَجَدَ وَجْهِیَ الْبالِی اْلفانی لِوَجْهِکَ الدَّآئِمِ الْباقی سَجَدَ وَجْهِیَ

به خاک افتاده، چهره کهنه فانیم در پیشگاه روی دائمی و همیشگیت به خاک افتاده، رخسار نیازمندم

الْفَقیرُ، لِوَجْهِکَ الْغَنِیِّ الْکَبیرِ، سَجَدَ وَجْهی وَسَمْعی وَ بَصَری وَلَحْمی

در پیشگاه روی بی نیاز و بزرگت به خاک افتاده، چهره و گوش و چشم و گوشت

وَدَمی وَجِلْدی وَعَظْمی وَ ما اقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنّی للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ،

و خون و پوست و استخوان و آنچه از اعضایم بر زمین است در پیشگاه پروردگار جهانیان به خاک افتاده است،

اللَّهُمَّ عُدْ عَلی جَهْلی بِحِلْمِکَ، وَعَلی فَقْری بِغِناکَ، وَعَلی ذُلّی بِعِزِّکَ

خدایا بر نادانیم به شکیباییت و بر نیازمندیم به بی نیازیت و بر فرومایگیم به قدرت

وَسُلْطانِکَ، وَ عَلی ضَعْفی بِقُوَّتِکَ، وَعَلی خَوْفی بِامْنِکَ، وَعَلی ذُنُوبی

و سلطنتت و بر ناتوانیم به تواناییت و بر ترسم به امنیتت و بر گناهان

وَخطایایَ بِعَفْوِکَ وَرَحْمَتِکَ، یا رَحْمنُ یا رَحیمُ، اللهُمَّ انّی ادْرَءُ بِکَ فی

و خطاهایم به عفو و رحمتت باز گرد، ای بخشنده، ای مهربان، خدایا در مقابل سرسختی (دشمنم)

نَحْرِ فُلانِ بْنِ فُلانٍ (به جای فُلان بن فُلان، نام دشمن را بگوید)، واعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّهِ،

فلانی پسر فلانی از تو حمایت می طلبم****** و از شرّش به تو پناه می برم،

فَاکْفِنیهِ بِما کَفَیْتَ بِهِ انْبِیآئَکَ وَاوْلِیآئَکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَصالِحی عِبادِکَ مِنْ

پس مرا از شرّش کفایت کن آن گونه که پیامبران و اولیایت را از مخلوقاتت و بندگان شایسته ات را از

فَراعِنَهِ خَلْقِکَ، وَ طُغاهِ عُداتِکَ، وَشَرِّ جَمیعِ خَلْقِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ

شرّ فرعونیان مخلوقاتت و سرکشان از دشمنانت و شرّ همه مخلوقاتت کفایت نمودی، به رحمتت ای مهربان ترین

الرَّاحِمینَ، انَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ، وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکیلُ.

مهربانان، که تو بر هر چیز توانایی و خداوند ما را کافی و نیکو وکیلی است.

دعای توسّل به چهارده معصوم علیهم السلام:

مقصود از «توسّل» در این جا، وسیله قرار دادن انسانهای شایسته و صالح، در پیشگاه خدا و طلب چیزی از خدا به خاطر آنان است که مورد سفارش قرآن و روایات اسلامی قرار گرفته است (بخشنده

ص :176

نعمتها خداست و آن بزرگواران در پیشگاه او شفاعت می کنند). قرآن کریم می فرماید: «

«یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إلَیْهِ الْوَسیلَهَ»؛

ای کسانی که ایمان آورده اید، پرهیزکاری پیشه کنید و وسیله ای برای تقرّب به خدا انتخاب نمایید».(1) البتّه وسیله تقرّب به خدا، امور گوناگونی است- همان گونه که در روایات تصریح شده است- که از جمله آنها، شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح نزد خداوند می باشد. قرآن کریم به طور روشن به رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید: «اگر گنه کاران به محضرت آیند و از خدا طلب آمرزش نمایند و تو نیز برای آنها طلب عفو کنی، مشمول رحمت و عفو خدا خواهند شد».(2) در روایات فراوانی از طریق شیعه و سنّی، مسأله توسّل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام مطرح شده و مورد سفارش قرار گرفته است و آنها که منکر توسّل هستند به خاطر کمی اطّلاعات و یا بی اطّلاعی آنها از آیات قرآن و روایات اسلامی است.(3) مرحوم «علّامه مجلسی» فرموده است که در برخی از کتابهای معتبر آمده است که جناب «شیخ صدوق» این دعای توسّل را از ائمّه علیهم السلام روایت کرده و گفته است: «این دعا را برای هر حاجتی که خواندم به زودی به اجابت رسید».(4) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللَّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ وَاتَوَجَّهُ الَیْکَ بِنَبِیِّکَ نَبِیِّ الرَّحْمَهِ، مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ

خدایا از تو می خواهم و به تو رو می کنم به واسطه پیامبرت، پیامبر رحمت، حضرت محمّد- که درود خدا

عَلَیْهِ وَآلِهِ، یا ابَا الْقاسِمِ یا رَسُولَ اللَّهِ، یا امامَ الرَّحْمَهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا،

بر او و خاندان پاکش باد، ای ابوالقاسم، ای فرستاده خدا، ای پیشوای رحمت، ای آقا و مولای ما،

انَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ

ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی

حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ، یا ابَا الْحَسَنِ یا

خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای ابالحسن ای

امیرَالْمُؤْمِنینَ، یا عَلِیَّ بْنَ ابیطالِبٍ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا

امیرمؤمنان، ای علی بن ابی طالب، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا

ص :177


1- [149]سوره مائده، آیه 35.
2- [150]سوره نساء، آیه 64.
3- [151]برای آگاهی بیشتر در این زمینه، به تفسیر نمونه، جلد 4، ذیل آیه 35 سوره مائده و جلد 12، ذیل آیه 57 سوره اسراء و دیگر کتب مراجعه شود.
4- [152]بحارالانوار، جلد 99، صفحه 247.

وَمَوْلینا، انَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ

و مولای ما، ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده ایم و تو را پیش روی خواسته هایمان

حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَاللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا فاطِمَهُ الزَّهْرآءُ یا بِنْتَ

(واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای فاطمه زهرا، ای دختر

مُحَمَّدٍ، یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ، یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا، انَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا

محمّد صلی الله علیه و آله، ای روشنی چشم رسول خدا، ای بانو و سرور ما، ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم

وَتَوَسَّلْنا بِکِ الَی اللَّهِ، وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یا وَجیهَهً عِنْدَاللَّهِ،

و به وسیله تو به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند نزد خدا،

اشْفَعی لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا ابا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ، ایُّهَا الْمُجْتَبی یَا بْنَ

برای ما نزد او شفاعت کن، ای ابا محمّد، ای حسن بن علی، ای برگزیده، ای فرزند

رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا تَوَجَّهْنا

رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما، ما به تو رو نموده

وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یا وَجیهاً

و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده ایم و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند

عِنْدَاللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا اباعَبْدِاللَّهِ یاحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ، ایُّهَا الشَّهیدُ یَا

نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای اباعبداللَّه، ای حسین بن علی، ای شهید، ای

بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا تَوَجَّهْنا

فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما، ما به تو رو نموده

وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یا وَجیهاً

و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند

عِنْدَاللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا ابَاالْحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ، یا زَیْنَ

نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای ابوالحسن، ای علی بن حسین، ای زینت

الْعابِدینَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا

عبادت کنندگان، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما، ما

تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا،

به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم،

ص :178

یا وَجیهاً عِنْدَاللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا ابا جَعْفَرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ، ایُّهَا

ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای اباجعفر، ای محمّد بن علی، ای

الْباقِرُ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا

شکافنده علوم، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما،

تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا،

ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم،

یا وَجیهاً عِنْدَاللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا ابا عَبْدِ اللَّهِ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، ایُّهَا

ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای اباعبداللَّه، ای جعفر بن محمّد، ای

الصَّادِقُ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا

راستگو، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما،

تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا،

ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم،

یا وَجیهاً عِنْدَ اللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا ابَا الْحَسَنِ یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ،

ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای ابالحسن، ای موسی بن جعفر،

ایُّهَا الْکاظِمُ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا،

ای فروبرنده خشم، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما،

انَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ

ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان

حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَاللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا ابَاالْحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ

(واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای ابالحسن، ای علی بن

مُوسی ایُّهَا الرِّضا یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا

موسی، ای خشنود به رضای حق، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا

وَمَوْلینا، انَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ

و مولای ما، ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان

حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ، یا ابا جَعْفَرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ

(واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای اباجعفر، ای محمّد بن

ص :179

عَلِیٍّ، ایُّهَا التَّقِیُّ الْجَوادُ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا

علی، ای پرهیزکارِ بخشنده، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای

سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَ قَدَّمْناکَ

آقا و مولای ما، ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی

بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَاللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا ابَا الْحَسَنِ یا

خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد او شفاعت کن، ای ابالحسن، ای

عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ، ایُّهَا الْهادِی النَّقِیُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی

علی بن محمّد، ای هدایت کننده پاک، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر

خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ،

مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما، ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده،

وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَاللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَاللَّهِ، یا ابا

و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند نزد خدا برای ما نزد او شفاعت کن، ای ابا

مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ، ایُّهَا الزَّکِیُّ الْعَسْکَرِیُّ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ

محمّد، ای حسن بن علی، ای پاک و پاکیزه، امام عسکری، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت

اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ

خدا بر مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما، ما به تو رو نموده و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو،

الَی اللَّهِ، وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَ

به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند نزد خدا برای ما نزد او شفاعت کن،

اللَّهِ، یا وَصِیَّ الْحَسَنِ وَالْخَلَفَ الْحُجَّهَ، ایُّهَا الْقآئِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِیُّ، یَا بْنَ

ای جانشین حسن، جانشین (امام) و حجّت (بر مردم) ای قیام کننده انتظار کشیده شده هدایت یافته، ای فرزند

رَسُولِ اللَّهِ، یا حُجَّهَ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا، انَّا تَوَجَّهْنا

رسول خدا، ای حجّت خدا بر مخلوقاتش، ای آقا و مولای ما، ما به تو رو نموده

وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ الَی اللَّهِ، وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یا وَجیهاً

و تو را شفیع قرار داده ایم و به وسیله تو، به درگاه خدا متوسّل شده و تو را پیش روی خواسته هایمان (واسطه) قرار داده ایم، ای آبرومند

عِنْدَ اللَّهِ، اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَّهِ* سپس حاجت خود را بخواهد که ان شاءاللَّه تعالی برآورده می شود.

نزد خدا برای ما نزد او شفاعت کن.****************************

ص :180

در روایت دیگری 153] آمده است که بعد از این بگوید:

یا سادَتی وَ مَوالِیَّ، انّی تَوَجَّهْتُ بِکُمْ ائِمَّتی وَ عُدَّتی لِیَوْمِ فَقْری

ای سروران و پیشوایان من، به وسیله شما پیشوایانم و ذخیره ام برای روز فقر

وَحاجَتی الَی اللَّهِ، وَ تَوَسَّلْتُ بِکُمْ الَی اللَّهِ، وَ اسْتَشْفَعْتُ بِکُمْ الَی اللَّهِ،

و نیازم به خدا رو نموده ام و به واسطه شما به خدا متوسّل شده و شما را نزد او شفیع قرار داده ام

فَاشْفَعُوا لی عِنْدَاللَّهِ، وَاسْتَنْقِذُونی مِنْ ذُنُوبی عِنْدَاللَّهِ، فَانَّکُمْ وَسیلَتی الَی

پس شفیع من نزد خدا باشید، و مرا از (شرّ) گناهانم در نزد خدا نجات دهید، به یقین شما وسیله (ارتباط) من با

اللَّهِ، وَبِحُبِّکُمْ وَبِقُرْبِکُمْ ارْجُو نَجاهً مِنَ اللَّهِ، فَکُونُوا عِنْدَاللَّهِ رَجآئی یا

خدا هستید، و با محبّت و دوستی شما از خدا امید نجات دارم، پس شما ای سرورانم و ای اولیای خداوند

سادَتی یا اوْلِیآءَ اللَّهِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمْ اجْمَعینَ، وَلَعَنَ اللَّهُ اعْدآءَ اللَّهِ

مایه امیدم در نزد خدا باشید، درود خدا بر همه آنان باد و خداوند دشمنانش را که در حقّ آنها

ظالِمیهِمْ مِنَ الْأَوَّلینَ وَ الْاخِرینَ، امینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

ظلم نموده اند از پیشینیان و پسینیان لعنت کند، دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان.

دعای مکارم الاخلاق:

این دعا همان گونه که از نامش پیداست، درخواستی است از خداوند، برای رفع صفات ناپسند و مذموم و کسب فضایل اخلاقی و حرکت در راه و روشی که مورد رضایت خداوند است. امام سجّاد علیه السلام با زبان دعا، بسیاری از رذایل اخلاقی و گناهان را برمی شمرد تا از آنها اجتناب شود و فهرستی از فضایل اخلاقی را نیز بازگو می کند و آراستگی بدان صفات را از خداوند می طلبد تا مؤمنان برای کسب این صفات، به او اقتدا کنند. این دعا در «صحیفه سجّادیّه» که از کتب گرانبهاست (دعای بیستم) آمده است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَبَلِّغْ بِایمانی اکْمَلَ الْإیمانِ، وَاجْعَلْ

خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و ایمانم را به کاملترین مرتبه آن برسان، و یقینم

ص :181

یَقینی افْضَلَ الْیَقینِ، وَانْتَهِ بِنِیَّتی الی احْسَنِ النِّیَّاتِ، وَبِعَمَلی الی احْسَنِ

را برترین یقین قرار ده، و نیّتم را به نیکوترین آن و عملم را به نیکوترین اعمال

الْأَعْمالِ، اللهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِیَّتی وَ صَحِّحْ بِما عِنْدَکَ یَقینی وَاسْتَصْلِحْ

منتهی گردان، خدایا به لطف و کرمت، نیّتم را (برای کارهای خیر) فراوان کن، و ایمانم را به واسطه آنچه نزد توست تصدیق کن، و با قدرتت

بِقُدْرَتِکَ ما فَسَدَ مِنّی اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاکْفِنی ما یَشْغَلُنِی

آنچه از من تباه شده اصلاح گردان، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و اموری که پرداختن به آن مرا

الْإِهْتِمامُ بِهِ، وَاسْتَعْمِلْنی بِما تَسْئَلُنی غَداً عَنْهُ، وَاسْتَفْرِغْ ایَّامی فیما

مشغول می دارد کفایت نما، و مرا به کاری گمار که فردای قیامت از آن بازخواست می کنی، و روزگارم را تنها برای آن هدفی که

خَلَقْتَنی لَهُ، وَاغْنِنی وَاوْسِعْ عَلَیَّ فی رِزْقِکَ، وَلا تَفْتِنّی بِالنَّظَرِ، وَاعِزَّنی

مرا برای آن آفریدی فارغ ساز، و مرا بی نیاز کن و روزیم را وسعت ده، و مرا با نگاه (بیهوده) گرفتار فتنه مساز، و مرا عزّت بخش

وَلا تَبْتَلِیَنّی بِالْکِبْرِ، وَعَبِّدْنی لَکَ، وَلاتُفْسِدْ عِبادَتی بِالْعُجْبِ، وَاجْرِ

و مبتلا به کبر و غرور نساز، و بنده خود گردان، و عبادتم را با خودبینی فاسد مگردان، و با دستان من

لِلنَّاسِ عَلی یَدَیَّ الْخَیْرَ، وَلا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَهَبْ لی مَعالِیَ الْأَخْلاقِ،

خیر و نیکی را بر مردم جاری گردان، و آن را با منّت نهادنم نابود مکن، و مراتب عالی اخلاق را به من ببخش،

وَاعْصِمْنی مِنَ الْفَخْرِ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَلا تَرْفَعْنی فِی

و مرا از فخرفروشی نگهدار، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و اگر مرتبه مرا نزد

النَّاسِ دَرَجَهً الَّا حَطَطْتَنی عِنْدَ نَفْسی مِثْلَها، وَلا تُحْدِثْ لی عِزّاً ظاهِراً

مردم بالا می بری به همان اندازه مرا نزد خودم پایین آور، و هر قدر عزّت آشکار

الَّا احَدَثْتَ لی ذِلَّهً باطِنَهً عِنْدَ نَفْسی بِقَدَرِها، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ

به من عنایت می کنی به همان مقدار فروتنی در درونم ایجاد کن، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش

وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَمَتِّعْنی بِهُدیً صالِحٍ لا اسْتَبْدِلُ بِهِ، وَطَریقَهِ حَقٍّ لا ازیغُ

درود فرست و مرا بهره مند نما به هدایت شایسته ای که آن را به چیز دیگری تبدیل نسازم، و راه حقّی که از آن

عَنْها، وَنِیَّهِ رُشْدٍ لا اشُکُّ فیها، وَعَمِّرْنی ما کانَ عُمْری بِذْلَهً فی طاعَتِکَ،

منحرف نشوم و نیّت صحیحی که در آن شک نکنم، و تا زمانی که زندگیم در مسیر طاعت توست به من عمر ده،

فَاذا کانَ عُمْری مَرْتَعاً لِلشَّیْطانِ، فَاقْبِضْنی الَیْکَ قَبْلَ انْ یَسْبِقَ مَقْتُکَ

پس زمانی که زندگیم چراگاه شیطان گردد جانم را بگیر، پیش از آن که خشمت به من رسد

ص :182

الَیَّ، اوْ یَسْتَحْکِمَ غَضَبُکَ عَلَیَّ، اللَّهُمَّ لا تَدَعْ خَصْلَهً تُعابُ مِنّی الَّا

یا غضبت بر من حتمی گردد، خدایا هیچ خصلتی از من که مایه نکوهش است باقی مگذار جز آن که

اصْلَحْتَها، وَلا عآئِبَهً اؤَنَّبُ بِها الَّا حَسَّنْتَها، وَلا اکْرُومَهً فِیَّ ناقِصَهً الَّا

اصلاحش کنی و هیچ عیبی را که به آن سرزنش می شوم جز آن که نیکویش گردانی و هیچ خصلت نیکوی ناتمام را، جز آن که

اتْمَمْتَها، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَابْدِلْنی مِنْ بِغْضَهِ اهْلِ

کامل گردانی، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و دشمنی کینه توزان را با من

الشَّنانِ الْمَحَبَّهَ، وَمِنْ حَسَدِ اهْلِ الْبَغْیِ الْمَوَدَّهَ، وَمِنْ ظِنَّهِ اهْلِ الصَّلاحِ

به مهر و محبّت، و حسادت ستمکاران را به دوستی و مودّت، و بدگمانی صالحان را

الثِّقَهَ، وَ مِنْ عَداوَهِ الْأَدْنَیْنَ الْوَلایَهَ، وَمِنْ عُقُوقِ ذَوِی الْأَرْحامِ الْمَبَرَّهَ،

به اعتماد و وثاقت، و دشمنی نزدیکان را به سرپرستی و ولایت، و نافرمانی و مخالفت خویشاوندان را به نیکی و محبّت،

وَمِنْ خِذْلانِ الْأَقْرَبینَ النُّصْرَهَ، وَمِنْ حُبِّ الْمُدارینَ تَصْحیحَ الْمِقَهِ، وَمِنْ

و خوار کردن نزدیکان را به یاری و نصرت، و محبّت ظاهری مدارا کنندگان را به دوستی همراه با حقیقت،

رَدِّ الْمُلابِسینَ کَرَمَ الْعِشْرَهِ، وَمِنْ مَرارَهِ خَوْفِ الظَّالِمینَ حَلاوَهَ الْأَمَنَهِ،

و دور ساختن معاشران را به نیکی معاشرت، و تلخی ترس از ستمکاران را به شیرینی امنیت، تبدیل فرما.

اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاجْعَلْ لی یَداً عَلی مَنْ ظَلَمَنی وَلِساناً

خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و برایم قرار ده دست قدرتمندی در برابر آن که بر من ستم کند و زبان گویایی

عَلی مَنْ خاصَمَنی وَظَفَراً بِمَنْ عانَدَنی وَهَبْ لی مَکْراً عَلی مَنْ کایَدَنی

در برابر آنکه با من ستیز کند، و پیروزی بر کسی که با من دشمنی ورزد، و ببخش به من راهکاری در برابر آن که با من حیله کند

وَقُدْرَهً عَلی مَنِ اضْطَهَدَنی وَتَکْذیباً لِمَنْ قَصَبَنی وَسَلامَهً مِمَّنْ

و توانی در برابر آن که مرا در تنگنا قرار دهد، و تکذیب آن کس که از من عیب جویی کند، و در امان بودن از گزند کسی که

تَوَعَّدَنی وَ وَفِّقْنی لِطاعَهِ مَنْ سَدَّدَنی وَمُتابَعَهِ مَنْ ارْشَدَنی اللهُمَ

مرا تهدید کند، و مرا به پیروی از کسی که راهنماییم می کند و متابعت از کسی که ارشادم می کند توفیق ده، خدایا

صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَسَدِّدْنی لِأَنْ اعارِضَ مَنْ غَشَّنی بِالنُّصْحِ،

بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و کمکم کن تا با کسی که به من خیانت کرده به خیر خواهی پاسخ دهم

وَاجْزِیَ مَنْ هَجَرَنی بِالْبِرِّ، وَاثیبَ مَنْ حَرَمَنی بِالْبَذْلِ، وَاکافِیَ مَنْ

و کسی که مرا رها کرده به نیکی پاداش دهم، و کسی که مرا محروم ساخته با بخشش عوض دهم و کسی که از من بریده

ص :183

قَطَعَنی بِالصِّلَهِ، وَاخالِفَ مَنِ اغْتابَنی الی حُسْنِ الذِّکْرِ، وَانْ اشْکُرَ

با محبّت سزایش دهم، و با کسی که از من بدگویی نموده با یاد نیک مقابله کنم، و از نیکی و احسان

الْحَسَنَهَ، وَاغْضِیَ عَنِ السَّیِّئَهِ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَحَلِّنی

سپاسگزاری نموده و از بدی چشم پوشی کنم، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و مرا به

بِحِلْیَهِ الصَّالِحینَ، وَالْبِسْنی زینَهَ الْمُتَّقینَ فی بَسْطِ الْعَدْلِ، وَکَظْمِ الْغَیْظِ،

زیور صالحان بیارای و زیور پرهیزکاران را به من بپوشان، در گسترش عدالت، و فرو بردن خشم

وَاطْفآءِ النَّآئِرَهِ، وَضَمِّ اهْلِ الْفُرْقَهِ، وَاصْلاحِ ذاتِ الْبَیْنِ، وَافْشآءِ الْعارِفَهِ،

و خاموش ساختن آتش فتنه، و گردآوردن آنان که از هم جدا شده اند و اصلاح میان مردم و آشکار نمودن نیکیها

وَسَتْرِ الْعآئِبَهِ، وَلینِ الْعَریکَهِ، وَ خَفْضِ الْجَناحِ، وَحُسْنِ السّیرَهِ،

و پوشاندن عیوب، و نرم خویی، و تواضع و فروتنی، و رفتار نیکو

وَسُکُونِ الرّیحِ، وَطیبِ الْمُخالَقَهِ، وَالسَّبْقِ الیَ الْفَضیلَهِ، وَایثارِ التَّفَضُّلِ،

و سنگینی و وقار، و خوش خلقی، و سبقت گرفتن در فضایل، و از خود گذشتگی در احسان

وَتَرْکِ التَّعْییرِ، وَالْإِفْضالِ عَلی غَیْرِ الْمُسْتَحِقِّ، وَالْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَانْ عَزَّ،

و ترک سرزنش دیگران و بخشش بر آن که سزاوار آن نیست، سخن گفتن به حق هر چند گران و دشوار باشد

وَاسْتِقْلالِ الْخَیْرِ وَانْ کَثُرَ مِنْ قَوْلی وَفِعْلی وَ اسْتِکْثارِ الشَّرِّ وَ انْ قَلَ

و کم شمردن کارهای نیک خود هر چند گفتار و رفتار خیرم زیاد باشد و زیاد شمردن کارهای بد خود هر چند

مِنْ قَوْلی وَفِعْلی وَ اکْمِلْ ذلِکَ لی بِدَوامِ الطَّاعَهِ، وَلُزُومِ الْجَماعَهِ،

در گفتار و کردارم اندک باشد، (خدایا) این صفات را با اطاعت پیوسته و همراهی با جماعت (مؤمنان)

وَرَفْضِ اهْلِ الْبِدَعِ، وَمُسْتَعْمِلِ الرَّاْیِ الْمُخْتَرَعِ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ

و طرد بدعت گذاران، و آنان که از رأی و نظر ساختگی پیروی می کنند، در من به کمال رسان، خدایا بر محمّد

وَآلِهِ، وَاجْعَلْ اوْسَعَ رِزْقِکَ عَلَیَّ اذا کَبِرْتُ، وَاقْوی قُوَّتِکَ فِیَّ اذا نَصِبْتُ،

و خاندان پاکش درود فرست، و به هنگام پیری، گسترده ترین روزی و به هنگام درماندگی، قوی ترین نیرویت را به من ارزانی دار

وَلا تَبْتَلِیَنّی بِالْکَسَلِ عَنْ عِبادَتِکَ، وَلَا الْعَمی عَنْ سَبیلِکَ، وَلا بِالتَّعَرُّضِ

و مرا به هنگام عبادت به کسالت و گمراهی از راهت و گام نهادن در مسیر

لِخِلافِ مَحَبَّتِکَ، وَلا مُجامَعَهِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْکَ، وَلامُفارَقَهِ مَنِ اجْتَمَعَ

خلاف محبّتت و پیوند و همراهی با آنان که از تو جدا شده اند، و جدایی از آنان که با تو پیوند خورده اند،

ص :184

الَیْکَ، اللهُمَّ اجْعَلْنی اصُولُ بِکَ عِنْدَ الْضَّرُورَهِ، وَاسْئَلُکَ عِنْدَ الْحاجَهِ،

دچار مکن. خدایا مرا چنان قرار ده که به هنگام سختی به تو رو کنم، و به هنگام نیاز از تو بخواهم

وَ اتَضَرَّعُ الَیْکَ عِنْدَ الْمَسْکَنَهِ، وَلا تَفْتِنّی بِالْإِسْتِعانَهِ بِغَیْرِکَ اذَا

و به هنگام بیچارگی به درگاهت تضرّع کنم، و مرا به هنگام گرفتاری و درماندگی به یاری جستن

اضْطُرِرْتُ، وَلا بِالْخُضُوعِ لِسُؤالِ غَیْرِکَ اذَا افْتَقَرْتُ، وَلا بِالتَّضَرُّعِ الی

از غیر خودت و به هنگام نیاز به فروتنی برای درخواست از غیر خودت و به هنگام ترس به خواهش

مَنْ دُونَکَ اذا رَهِبْتُ، فَاسْتَحِقَّ بِذلِکَ خِذْلانَکَ، وَمَنْعَکَ وَاعْراضَکَ،

و التماس از غیر خودت، امتحان مکن، که (اگر چنان کنم) مستحقّ خواری و منع لطف و دوری از تو گردم

یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ فی رُوعی مِنَ التَّمَنّی

ای مهربان ترین مهربانان، خدایا در مقابل آنچه که شیطان در خاطرم از آرزوی باطل

وَالتَّظَنّی وَالْحَسَدِ، ذِکْراً لِعَظَمَتِکَ، وَتَفَکُّراً فی قُدْرَتِکَ، وَتَدْبیراً عَلی

و بدگمانی و حسادت می افکند، در قلبم یادآوری عظمت و اندیشیدن در قدرت و تدبیر در برابر

عَدُوِّکَ، وَما اجْری عَلی لِسانی مِنْ لَفْظَهِ فُحْشٍ اوْ هَجْرٍ، اوْ شَتْمِ عِرْضٍ،

دشمنت را قرار ده، و در مقابل آنچه از کلمه رکیک یا ناسزا یا پرده دری

اوْ شَهادَهِ باطِلٍ، اوِ اغْتِیابِ مُؤْمِنٍ غآئِبٍ، اوْ سَبِّ حاضِرٍ، وَما اشْبَهَ ذلِکَ

یا شهادت به ناحق یا غیبت مؤمن غایب، یا دشنام شخص حاضر و مانند آن که

نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَکَ، وَاغْراقاً فِی الثَّنآءِ عَلَیْکَ، وَذَهاباً فی تَمْجیدِکَ،

بر زبانم جاری می سازد به حمد و ستایش و مدح و ثنای فراوان و حرکت برای بزرگداشت

وَشُکْراً لِنِعْمَتِکَ، وَاعْتِرافاً بِإِحْسانِکَ، وَاحْصآءً لِمِنَنِکَ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی

و سپاس نعمت و اقرار به لطف و احسان و شمارش نعمتهایت را قرار ده، خدایا بر محمّد و خاندان

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَلا اظْلَمَنَّ وَانْتَ مُطیقٌ لِلدَّفْعِ عَنّی وَلا اظْلِمَنَّ وَانْتَ

پاکش درود فرست، و (چنان کن که) مورد ستم واقع نشوم زیرا که توان دفع آن را داری و (چنان کن که) به کسی ستم نکنم زیرا تو

الْقادِرُ عَلَی الْقَبْضِ مِنّی وَلا اضِلَّنَّ وَ قَدْ امْکَنَتْکَ هِدایَتی وَلا افْتَقِرَنَ

بر بازداشتنم توانایی، و (چنان کن که) گمراه نشوم، زیرا امکان هدایتم برای تو فراهم است، و (چنان کن که) نیازمند نشوم

وَمِنْ عِنْدِکَ وُسْعی وَلا اطْغَیَنَّ وَمِنْ عِنْدِکَ وُجْدی اللهُمَّ الی مَغْفِرَتِکَ

زیرا که توانگریم از جانب توست، و (چنان کن که) طغیان و سرکشی ننمایم زیرا که توانایی و تمکّنم نزد توست، خدایا به آمرزشت

ص :185

وَفَدْتُ، وَالی عَفْوِکَ قَصَدْتُ، وَالی تَجاوُزِکَ اشْتَقْتُ، وَبِفَضْلِکَ وَثِقْتُ،

وارد شده و عفو تو را طلب نمودم، و مشتاق گذشت توام و به فضل تو اطمینان دارم

وَلَیْسَ عِنْدی ما یُوجِبُ لی مَغْفِرَتَکَ، وَلا فی عَمَلی ما اسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَکَ،

و چیزی که موجب آمرزشم نزد تو شود ندارم و در کردارم چیزی که به واسطه آن شایسته عفو تو باشم نیست

وَمالی بَعْدَ انْ حَکَمْتُ عَلی نَفْسی الَّا فَضْلُکَ، فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ،

و بعد از قضاوتم بر نفسم جز فضل تو چیزی ندارم، پس بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و

وَتَفَضَّلْ عَلَیَّ، اللهُمَّ وَانْطِقْنی بِالْهُدی وَالْهِمْنِی التَّقْوی وَ وَفِّقْنی لِلَّتی

بر من لطف کن، خدایا و مرا به هدایت، گویا گردان و پرهیزکاری به من الهام کن و مرا به آنچه پاکیزه تر است

هِیَ ازْکی وَاسْتَعْمِلْنی بِما هُوَ ارْضی اللهُمَّ اسْلُکْ بِیَ الطَّریقَهَ الْمُثْلی

موفّق گردان و به آنچه پسندیده تر است مشغول دار، خدایا مرا به بهترین راه وارد کن

وَاجْعَلْنی عَلی مِلَّتِکَ امُوتُ وَاحْیی اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ،

و مرگ و زندگیم را بر دین خود قرار ده، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و

وَمَتِّعْنی بِالْإِقْتِصادِ، وَاجْعَلْنی مِنْ اهْلِ السَّدادِ، وَ مِنْ ادِلَّهِ الرَّشادِ، وَ مِنْ

مرا به میانه روی در زندگی بهره مند ساز، و مرا از ثابت قدمان و از راهنمایان هدایت و از

صالِحِی الْعِبادِ، وَارْزُقْنی فَوْزَ الْمَعادِ، وَسَلامَهَ المِرْصادِ، اللهُمَّ خُذْ

بندگان شایسته ات قرار ده، و رستگاری روز قیامت و سلامتی عبور از کمینگاه (آخرت) را روزیم گردان، خدایا آنچه

لِنَفْسِکَ مِنْ نَفْسی ما یُخَلِّصُها، وَابْقِ لِنَفْسی مِنْ نَفْسی ما یُصْلِحُها، فَانَ

گرفتنش مرا خالص می کند از من بگیر، و آنچه مرا اصلاح می کند باقی گذار پس به یقین

نَفْسی هالِکَهٌ اوْ تَعْصِمَها، اللَّهُمَّ انْتَ عُدَّتی انْ حَزِنْتُ، وَانْتَ مُنْتَجَعی انْ

نفسم نابودشدنی است مگر اینکه تو آن را نگه داری، خدایا اگر غمگین شوم تو تکیه گاه منی، و اگر محروم شوم تو

حُرِمْتُ، وَبِکَ اسْتِغاثَتی انْ کَرَثْتُ، وَعِنْدَکَ مِمَّا فاتَ خَلَفٌ، وَلِما فَسَدَ

پناهگاه منی، و اگر گرفتار سختی شوم تو فریادرس منی، و نزد توست جایگزین آنچه از دست برود و اصلاح آنچه

صَلاحٌ، وَفیما انْکَرْتَ تَغْییرٌ، فَامْنُنْ عَلَیَّ قَبْلَ الْبَلاءِ بِالْعافِیَهِ، وَقَبْلَ

تباه شود، و دگرگونی آنچه عیب دانستی، پس منّت گذار بر من به تندرستی قبل از گرفتاری، و توانگری

الطَّلَبِ بِالْجِدَهِ، وَقَبْلَ الضَّلالِ بِالرَّشادِ، وَاکْفِنی مَؤُنَهَ مَعَرَّهِ الْعِبادِ، وَهَبْ

قبل از درخواست کردن، و هدایت قبل از گمراهی، و مرا از رنج و آزار بندگان کفایت کن، و امنیّتِ

ص :186

لی امْنَ یَوْمِ الْمَعادِ، وَامْنِحْنی حُسْنَ الْإِرْشادِ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ

روز قیامت را به من ببخش، راهنمایی نیکو را به من ارزانی دار، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش

وَآلِهِ، وَادْرَأْ عَنّی بِلُطْفِکَ، وَاغْذُنی بِنِعْمَتِکَ، وَاصْلِحْنی بِکَرَمِکَ، وَداوِنی

درود فرست، و با لطف و کرمت از من دفاع کن، و با نعمتت غذایم ده، و با بزرگواریت اصلاحم کن و با تربیتت

بِصُنْعِکَ، وَاظِلَّنی فی ذَراکَ، وَجَلِّلْنی رِضاکَ، وَوَفِّقْنی اذَا اشْتَکَلَتْ عَلَیَ

درمانم کن، و در سایه حمایتت قرارم ده و با خشنودیت گرامیم دار، و آنگاه که کارها بر من مشکل شود

الْأُمُورُ لِأَهْداها، وَاذا تَشابَهَتِ الْأَعْمالُ لِأَزْکاها، وَاذا تَناقَضَتِ الْمِلَلُ

با بهترین راهنمایی ها و آن گاه که کارها مشتبه شود با پاکیزه ترین آنها و آنگاه که ملّتها اختلاف کنند

لِأَرْضاها، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَتَوِّجْنی بِالْکِفایَهِ، وَ سُمْنی

به پسندیده ترین آنها موفّقم دار، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و مرا به بی نیازی مزیّن کن، و با سرپرستی نیک،

حُسْنَ الْوِلایَهِ، وَهَبْ لی صِدْقَ الْهِدایَهِ، وَلا تَفْتِنّی بِالسَّعَهِ، وَامْنِحْنی

زیبایم کن، و هدایت صادقانه را به من ببخش، و با وسعت روزی، امتحانم مکن، و خوش خلقی را

حُسْنَ الدَّعَهِ، وَلا تَجْعَلْ عَیْشی کَدّاً کَدّاً، وَلا تَرُدَّ دُعآئی عَلَیَّ رَدّاً، فَانّی

به من ببخش، و زندگانیم را همراه با مشقّت قرار مده، و به هیچ وجه دعایم را به خودم باز مگردان، به یقین که من

لا اجْعَلُ لَکَ ضِدّاً، وَلا ادْعُو مَعَکَ نِدّاً، اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ،

ضدّی برایت قرار ندادم، و رقیبی به همراهت نخواندم، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست،

وَامْنَعْنی مِنَ السَّرَفِ، وَحَصِّنْ رِزْقی مِنَ التَّلَفِ، وَوَفِّرْ مَلَکَتی بِالْبَرَکَهِ

و مرا از اسراف باز دار، و روزیم را از تلف شدن حفظ کن، و داراییم را با قرار دادن برکت در آن فراوان گردان،

فیهِ، وَاصِبْ بی سَبیلَ الْهِدایَهِ لِلْبِرِّ فیما انْفِقُ مِنْهُ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی

و مرا در طریق هدایت به نیکی ها در آنچه که از آن انفاق می کنم برسان، خدایا بر محمّد

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاکْفِنی مَؤُنَهَ الْإِکْتِسابِ، وَارْزُقْنی مِنْ غَیْرِ احْتِسابٍ، فَلا

و خاندان پاکش درود فرست، و مرا از رنج بدست آوردن روزی کفایت کن، و بی حساب روزیم ده، تا این که

اشْتَغِلَ عَنْ عِبادَتِکَ بِالطَّلَبِ، وَلا احْتَمِلَ اصْرَ تَبِعاتِ الْمَکْسَبِ، اللهُمَ

به جای بندگیت به طلب روزی مشغول نشوم، و پی آمدهای کسب روزی را به دوش نکشم، خدایا

فَأَطْلِبْنی بِقُدْرَتِکَ ما اطْلُبُ، وَاجِرْنی بِعِزَّتِکَ مِمَّا ارْهَبُ، اللهُمَّ صَلِ

به قدرتت آنچه می طلبم به من برسان، و به عزّتت از آنچه می ترسم پناهم ده، خدایا

ص :187

عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَصُنْ وَجْهی بِالْیَسارِ، وَلا تَبْتَذِلْ جاهی بِالْإِقْتارِ،

بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و باوسعت روزی آبرویم را حفظ کن، و با تنگدستی شخصیتم را بی ارزش مساز،

فَاسْتَرْزِقَ اهْلَ رِزْقِکَ، وَاسْتَعْطِیَ شِرارَ خَلْقِکَ، فَافْتَتِنَ بِحَمْدِ مَنْ

تا از روزی خوارانت روزی بخواهم و از بدترین مخلوقاتت گدایی کنم پس به ستایش آنکه عطایم کرده

اعْطانی وَابْتَلی بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنی وَانْتَ مِنْ دُونِهِمْ وَلِیُّ الْإِعْطآءِ وَالْمَنْعِ،

و بدگویی آنکه از من دریغ داشته مبتلا شوم در حالی که تو صاحب بخشش و دریغی نه آنها،

اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَارْزُقْنی صِحَّهً فی عِبادَهٍ، وَ فَراغاً فی

خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و سلامتی در (انجام) عبادت و آسایش در عین

زَهادَهٍ، وَعِلْماً فِی اسْتِعْمالٍ، وَ وَرَعاً فی اجْمالٍ، اللهُمَّ اخْتِمْ بِعَفْوِکَ

چشم پوشی از دنیا و دانش توأم با عمل، و پرهیزکاری در عین میانه روی را روزیم گردان، خدایا عمرم را با عفوت

اجَلی وَحَقِّقْ فی رَجآءِ رَحْمَتِکَ امَلی وَسَهِّلْ الی بُلوُغِ رِضاکَ سُبُلی

به پایان رسان، و در سایه امید به رحمتت آرزویم را محقق ساز، و راه های رسیدن به خشنودیت را برایم هموار گردان،

وَحَسِّنْ فی جَمیعِ احْوالی عَمَلی اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَنَبِّهْنی

و در همه حال کردارم را نیکو گردان، خدایا بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست، و به هنگام

لِذِکْرِکَ فی اوْقاتِ الْغَفْلَهِ، وَ اسْتَعْمِلْنی بِطاعَتِکَ فی ایَّامِ الْمُهْلَهِ، وَانْهَجْ

غفلت و بی خبری مرا به یادت متوجّه کن، و در اوقات فراغت مرا به بندگیت بگمار، و راهی آسان

لی الی مَحَبَّتِکَ سَبیلًا سَهْلَهً، اکْمِلْ لی بِها خَیْرَ الدُّنْیا وَالْأخِرَهِ، اللهُمَ

برای رسیدن به دوستیت به رویم بگشا، که به واسطه آن خیر دنیا و آخرت را بر من کامل گردانی، خدایا بر

صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، کَافْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلی احَدٍ مِنْ خَلْقِکَ قَبْلَهُ،

محمّد و خاندان پاکش درود فرست همانند بهترین درودی که بر هر یک از مخلوقاتت پیش از آن حضرت فرستاده ای

وَانْتَ مُصَلٍّ عَلی احَدٍ بَعْدَهُ، وَآتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً، وَفِی الْأخِرَهِ حَسَنَهً،

و تویی درود فرستنده بر هر کس بعد از او، و در دنیا و آخرت نیکی به ما ارزانی دار

وَ قِنی بِرَحْمَتِکَ عَذابَ النَّارِ.

و به رحمتت مرا از عذاب دوزخ بازدار.

***

ص :188

دعای ندبه 154]:

توجّه به حضرت ولیّ عصر- عجّل اللَّه تعالی فرجه الشّریف- و دعا برای وجود شریفش، ابراز عشق و علاقه به محضرش و دعا برای تعجیل ظهورش همه و همه نشانه یک شیعه واقعی است؛ ولی بی تردید، آن کس که برای ظهور مصلح جهانی دعا می کند، برای اصلاح خویش و جامعه خود می کوشد و آن کس که در انتظار منجی بشریّت و امام بر حق به سر می برد، خود نیز همچون سربازی فداکار و گوش به فرمان، برای جانبازی در راه اسلام و نجات ستمدیدگان، تلاش می کند. دعای ندبه نجوای عاشقانه ای است برای دلدادگان و رمزی است برای هر شیعه منتظر، تا با زمزمه آن و توجّه به محتوایش، هم برای وجود نازنین امام زمان دعا کند، هم عشق و ارادت خویش را به آن حضرت نشان دهد و هم راز و رمز سربازی را به درستی بیاموزد و هم با یک دوره فشرده از تاریخ پیامبران و دلایل ولایت امیر مؤمنان علیه السلام آشنا شود.

مستحب است دعای ندبه در اعیاد چهارگانه: جمعه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر خوانده شود.(1) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَآلِهِ، وَسَلَّمَ

حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است، و درود خدا بر آقا و سرور ما پیامبر خدا محمّد و خاندان پاکش و سلام مخصوص خدا

تَسْلیماً، اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلی ما جَری بِهِ قَضآئُکَ فی اوْلِیآئِکَ، الَّذینَ

بر آنان باد، خدایا حمد و سپاس از آنِ توست بر آنچه در میان اولیائت مقدّر ساختی، همانانی که

اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دینِکَ، اذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزیلَ ما عِنْدَکَ مِنَ النَّعیمِ

برای خود و دینت خالصشان نمودی، آنگاه که نعمتهای بزرگ جاودان نزد خودت را

الْمُقیمِ، الَّذی لا زَوالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلالَ، بَعْدَ انْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فی

برایشان برگزیدی، نعمتهایی که زوال و نابودی ندارد، پس از آنکه بی توجّهی به مقامات

ص :189


1- [155]این دعا را سیّد بن طاووس در مصباح الزائر، صفحه 446- 453 و محمّد بن المشهدی در مزار کبیر، صفحه 573 آورده اند، مرحوم علّامه مجلسی نیز در بحارالانوار، جلد 99، صفحه 104- 110 آن را نقل کرده است. همچنین علّامه مجلسی در کتاب زادالمعاد، صفحه 491- 504 این دعا را به سند معتبر از امام صادق علیه السلام نقل کرده است و مطابق برخی دیگر از روایات، این دعا از ناحیه امام زمان علیه السلام توسّط یکی از نوّابش رسیده است که در واقع تأکیدی است بر آنچه که امام صادق علیه السلام آن را بیان فرموده است.( برای توضیح بیشتر به کتاب« ندبه و نشاط» تألیف دانشمند ارجمند، مرحوم آقای زمرّدیان مراجعه شود).

دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّهِ، وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها، فَشَرَطُوا لَکَ ذلِکَ،

و زرق و برق دنیای فانی را بر آنان شرط نمودی، پس آنان نیز آن را پذیرفتند

وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفآءَ بِهِ، فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ، وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِیَّ،

و تو وفاداری آنان را به پیمانشان دانستی و آنان را پذیرفته و مقرّب درگاه خویش ساختی، و بلندنامی

وَالثَّنآءَ الْجَلِیَّ، وَاهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلآئِکَتَکَ، وَکَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ، وَرَفَدْتَهُمْ

و ثنای آشکار را عطایشان نمودی، و فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادی و با وحیت گرامیشان داشتی، و با علم خویش

بِعِلْمِکَ، وَجَعَلْتَهُمُ الذَّریعَهَ الَیْکَ، وَالْوَسیلَهَ الی رِضْوانِکَ، فَبَعْضٌ اسْکَنْتَهُ

حمایتشان نمودی، و آنان را دستاویزی به درگاهت و وسیله ای برای خشنودیت قرار دادی، و بعضی از آنان (آدم (ع)) را

جَنَّتَکَ الی انْ اخْرَجْتَهُ مِنْها، وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فی فُلْکِکَ، وَنَجَّیْتَهُ وَمَنْ آمَنَ

در بهشت جای دادی تا زمانی که از آن جا خارج نمودی و بعضی دیگر (نوح (ع)) را بر کشتی سوار کرده و او و مؤمنان

مَعَهُ مِنَ الْهَلَکَهِ بِرَحْمَتِکَ، وَبَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلیلًا، وَسَئَلَکَ لِسانَ

همراهش را با رحمت خود از هلاکت نجات دادی، و بعضی دیگر را (ابراهیم (ع)) برای خود دوست برگزیدی، و او از تو نیک نامی

صِدْقٍ فِی الْاخِرینَ فَاجَبْتَهُ، وَجَعَلْتَ ذلِکَ عَلِیّاً، وَبَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ

در میان آیندگان را درخواست کرد پس اجابت نموده و نامش را بلندمرتبه ساختی، و با بعضی دیگر (موسی (ع)) از درون

شَجَرَهٍ تَکْلیماً، وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ اخیهِ رِدْءاً وَوَزیراً، وَبَعْضٌ اوْلَدْتَهُ مِنْ

درخت سخن گفتی، و برادرش (هارون) را پشتیبان و وزیرش قرار دادی، و بعضی دیگر (عیسی (ع)) را بدون پدر

غَیْرِ ابٍ، وَآتَیْتَهُ الْبَیِّناتِ، وَایَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ، وَکُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَریعَهً،

بدنیا آوردی و به او دلایل روشن دادی و با جبرئیل تأییدش نمودی، و برای هر یک (از انبیا) شریعت و آیین

وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً، وَتَخَیَّرْتَ لَهُ اوْصِیآءَ مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ

و راه و روشی خاص قرار داده و جانشینانی برگزیدی تا یکی پس از دیگری در

مُدَّهٍ الی مُدَّهٍ، اقامَهً لِدینِکَ، وَحُجَّهً عَلی عِبادِکَ، وَلِئَلَّا یَزُولَ الْحَقُّ عَنْ

زمان معیّن، نگهبان و برپادارنده دین و حجّت بر بندگانت باشند، تا حق از جایگاهش زایل نشود

مَقَرِّهِ، وَیَغْلِبَ الْباطِلُ عَلی اهْلِهِ، وَلا یَقُولَ احَدٌ لَوْلا ارْسَلْتَ الَیْنا رَسُولًا

و باطل بر پیروان حقیقت غلبه نکند، و کسی نگوید چرا (برای هدایت) رسول بیم دهنده ای را به سوی ما

مُنْذِراً، وَاقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً، فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ انْ نَذِلَّ وَنَخْزی

نفرستادی و نشانه هدایت را برپا نداشتی، تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم از آیاتت پیروی کنیم؟!

ص :190

الی انِ انْتَهَیْتَ بِالْأَمْرِ الی حَبیبِکَ وَ نَجیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ،

(ارسال پیامبران ادامه یافت) تا آنکه کارت را به دست دوست و بنده واقعیت محمّد- که درود خدا بر او و خاک پاکش باد- به پایان رساندی

فَکانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ، وَصَفْوَهَ مَنِ اصْطَفَیْتَهُ، وَافْضَلَ مَنِ

پس او آن گونه بود که او را برگزیدی، سرور مخلوقات، و برگزیده برگزیدگان، و برترین

اجْتَبَیْتَهُ، وَاکْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ، قَدَّمْتَهُ عَلی انْبِیآئِکَ، وَبَعَثْتَهُ الَی الثَّقَلَیْنِ مِنْ

انتخاب شدگان و گرامی ترین اعتماد شدگانت، که او را بر پیامبرانت مقدّم داشته و به سوی همه بندگانت از جنّ و انس

عِبادِکَ، وَاوْطَاْتَهُ مَشارِقَکَ، وَمَغارِبَکَ، وَسَخَّرْتَ لَهُ الْبُراقَ، وَعَرَجْتَ بِهِ

مبعوث نمودی، و شرق و غرب عالم را تحت سلطه اش قرار دادی، و مرکب آسمانی را مسخّرش ساختی، و او را

[بِرُوحِهِ الی سَمآئِکَ، وَاوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما کانَ وَما یَکُونُ الَی انْقِضآءِ خَلْقِکَ،

به سوی آسمانت بالا بردی، و علم گذشتگان و آیندگان تا پایان آفرینشت را به او سپردی،

ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ، وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئیلَ وَمیکآئیلَ، وَ الْمُسَوِّمینَ مِنْ

سپس او را با ایجاد ترس (در دل دشمنانش) یاری کردی، و جبرئیل و میکائیل و فرشتگان نشان دار را

مَلآئِکَتِکَ، وَ وَعَدْتَهُ انْ تُظْهِرَ دینَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ،

گرداگردش قرار دادی، و به او وعده دادی که دینش را بر همه ادیان پیروز گردانی هر چند که مشرکان آن را ناپسند دارند

وَذلِکَ بَعْدَ انْ بَوَّئْتَهُ مُبَوَّءَ صِدْقٍ مِنْ اهْلِهِ، وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ اوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ

و این پیروزی پس از آن بود که او را درجایگاه صدق و راستی در میان خاندانش جای دادی، و برای او و خاندانش اوّلین خانه ای که برای مردم

لِلنَّاسِ، لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَهُدیً لِلْعالَمینَ، فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ، مَقامُ

ساخته شده قرار دادی، خانه ای در مکّه، مایه برکت و هدایت برای جهانیان، که نشانه های روشن هدایت و مقام

ابْراهیمَ، وَمَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً، وَقُلْتَ انَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ

ابراهیم در آن است و هر کس داخل آن شود ایمن است؛ و فرمودی: خداوند می خواهد پلیدی و گناه را از شما

اهْلَ الْبَیْتِ، وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً، ثُمَّ جَعَلْتَ اجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ

اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد، سپس در کتابت پاداش محمّد- که درود تو بر او و خاندان پاکش باد-

مَوَدَّتَهُمْ فی کِتابِکَ، فَقُلْتَ قُلْ لا اسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اجْراً الَّا الْمَوَدَّهَ فِی

را دوستی خاندانش قرار دادی، و فرمودی: بگو، من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم، جز دوستی

الْقُرْبی وَقُلْتَ ما سَئَلْتُکُمْ مِنْ اجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ، وَقُلْتَ ما اسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ

نزدیکانم [/ اهل بیتم ، و فرمودی: پاداشی که از شما می طلبم به نفع شماست، و فرمودی: من در برابر آن (رسالت) هیچ

ص :191

اجْرٍ الَّا مَنْ شآءَ انْ یَتَّخِذَ الی رَبِّهِ سَبیلًا، فَکانُوا هُمُ السَّبیلَ الَیْکَ،

پاداشی از شما نمی طلبم مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند، و اینان همان راه رسیدن به تو

وَالْمَسْلَکَ الی رِضْوانِکَ، فَلَمَّاانْقَضَتْ ایَّامُهُ، اقامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ ابیطالِبٍ

و طریق رسیدن به خشنودی تو می باشند، پس آن گاه که روزگار رسالتش سپری شد، یاورش علی بن ابی طالب-

صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَ آلِهِما هادِیاً، اذْ کانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ، فَقالَ

که درود تو بر هر دوی آنان و خاندانشان باد- را برای هدایت برگزید، چرا که او بیم دهنده بود و برای هر گروهی هدایتگری لازم است، پیامبر (در روز غدیر)

وَالْمَلَأُ امامَهُ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، اللهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ

در حالی که گروه مردم پیش رویش بودند فرمود: هر کس من مولا و سرپرست اویم، علی مولا و سرپرست اوست، خدایا با دوستدارانش دوست و با دشمنانش

عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، وَ قالَ مَنْ کُنْتُ انَا نَبِیُّهُ فَعَلِیٌ

دشمن باش، و یاورانش را یاری و رهاکنندگانش را رها کن، و فرمود: هر کس من پیامبر اویم پس علی

امیرُهُ، وَقالَ انَا وَعَلِیٌّ مِنْ شَجَرَهٍ واحِدَهٍ، وَسائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّی

فرمانروای اوست، و فرمود: من و علی از یک درخت و ریشه ایم و بقیه مردم از درختان و ریشه های مختلفند

وَاحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِنْ مُوسی فَقال لَهُ انْتَ مِنّی بِمَنْزِلَهِ هارُونَ مِنْ

و او را درجایگاهی همانند جایگاه هارون نسبت به موسی قرار داده، به او فرمود: موقعیّت تو نسبت به من مانند موقعیّت هارون نسبت

مُوسی الَّا انَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَهَ نِسآءِ الْعالَمینَ، وَاحَلَّ لَهُ

به موسی است جز اینکه پس از من پیامبری نیست سپس دخترش سرور بانوان جهان را به همسری او درآورد، و از مسجدش آنچه برای

مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ، وَسَدَّ الْأَبْوابَ الَّا بابَهُ، ثُمَّ اوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِکْمَتَهُ،

خودش حلال بود، بر او حلال کرد و جز درِ خانه او تمامی درهایی که به مسجد باز بود را بست، سپس دانش و حکمتش را به او سپرد

فَقالَ انَا مَدینَهُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ بابُها، فَمَنْ ارادَ الْمَدینَهَ وَالْحِکْمَهَ، فَلْیَاْتِها مِنْ

و فرمود: من شهر علمم و علی درِ آن است، پس هر کس شهر و حکمت آن را بخواهد، باید از

بابِها، ثُمَّ قالَ انْتَ اخی وَوَصِیّی وَوارِثی لَحْمُکَ مِنْ لَحْمی وَدَمُکَ

درِ آن داخل شود، سپس فرمود: تو برادر و جانشین و وارث منی، گوشت تو از گوشت من، و خون

مِنْ دَمی وَسِلْمُکَ سِلْمی وَحَرْبُکَ حَرْبی وَالْإِیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ

تو از خون من است، سازش تو سازش من و جنگ تو (با هر کس) جنگ من (با او) است، و ایمان با گوشت

وَدَمَکَ، کَما خالَطَ لَحْمی وَدَمی وَانْتَ غَداً عَلَی الْحَوْضِ خَلیفَتی

و خونت آمیخته است آن گونه که با گوشت و خون من آمیخته شده، و تو فردا (ی قیامت) جانشین من بر کنار حوض کوثری،

ص :192

وَانْتَ تَقْضی دَیْنی وَ تُنْجِزُ عِداتی وَشیعَتُکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ، مُبْیَضَّهً

و تو قرض مرا ادا می کنی و عهد و پیمانم را به انجام می رسانی، و شیعیان تو بر جایگاهی از نور، با چهره هایی درخشان

وُجُوهُهُمْ حَوْلی فِی الْجَنَّهِ، وَهُمْ جیرانی وَلَوْلا انْتَ یا عَلِیُّ لَمْ یُعْرَفِ

در بهشت در اطراف من و همسایگان منند، و ای علی، اگر تو نبودی مؤمنان بعد از من

الْمُؤْمِنُونَ بَعْدی وَکانَ بَعْدَهُ هُدیً مِنَ الضَّلالِ، وَنُوراً مِنَ الْعَمی وَ حَبْلَ

شناخته نمی شدند، و علی پس از رسول خدا وسیله هدایت از گمراهی و نور و روشنی از کوری جهالت و ریسمان

اللَّهِ الْمَتینَ، وَصِراطَهُ الْمُسْتَقیمَ، لا یُسْبَقُ بِقَرابَهٍ فی رَحِمٍ، وَلا بِسابِقَهٍ فی

محکم الهی و راه مستقیم پروردگار بود، و کسی نه در قرابت و خویشاوندی و نه از نظر سابقه در دین بر او

دینٍ، وَلا یُلْحَقُ فی مَنْقَبَهٍ مِنْ مَناقِبِهِ، یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ

پیشی نگرفت، و در هیچ یک از فضایلش کسی به پای او نرسید، پا در جای پای رسول خدا نهاد- که درود خدا

عَلَیْهِما وَآلِهِما، وَیُقاتِلُ عَلَی التَّاْویلِ، وَ لا تَاْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لآئِمٍ، قَدْ

بر آن دو و خاندان پاکشان باد- و از روی واقعیّت قرآن پیکار می نمود و در راه خدا سرزنش هیچ ملامتگری در او اثر نداشت،

وَتَرَ فیهِ صَنادیدَ الْعَرَبِ، وَقَتَلَ ابْطالَهُمْ وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ، فَاوْدَعَ قُلُوبَهُمْ

دلاوران عرب را در راه خدا در تنگنا گذاشت و پهلوانانشان را کشته و با گردنکشان آنها جنگید، و این سبب شد که

احْقاداً بَدْرِیَّهً وَخَیْبَرِیَّهً وَحُنَیْنِیَّهً وَغَیْرَهُنَّ، فَاضَبَّتْ عَلی عَداوَتِهِ،

کینه های جنگ های بدر و خیبر و حنین و جنگ های دیگر را به دل گرفتند و به دشمنیش دل بستند

وَاکَبَّتْ عَلی مُنابَذَتِهِ، حَتّی قَتَلَ النَّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ، وَلَمَّا

و بر مخالفت با او بسیج شدند، تا اینکه با پیمان شکنان و ستمگران و خارج شدگان از دین به نبرد برخواست، و هنگامی که

قَضی نَحْبَهُ، وَقَتَلَهُ اشْقَی الْاخِرینَ یَتْبَعُ اشْقَی الْأَوَّلینَ، لَمْ یُمْتَثَلْ امْرُ

زمان شهادتش رسید، و بدبخت ترین از پسینیان که از بدبخت ترین پیشینیان پیروی می کرد او را کشت، فرمان رسول خدا

رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فِی الْهادینَ بَعْدَ الْهادینَ، وَالْأُمَّهُ مُصِرَّهٌ

- که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد- در مورد هدایت کنندگان دین یکی پس از دیگری اطاعت نشد، (بلکه) مردم بر دشمنی

عَلی مَقْتِهِ، مُجْتَمِعَهٌ عَلی قَطیعَهِ رَحِمِهِ، وَاقْصآءِ وُلْدِهِ، الَّا الْقَلیلَ مِمَّنْ

با او پافشاری کردند و برای گسستن او از خاندانش و تبعید فرزندانش اجتماع نمودند، جز عدّه کمی که

وَفی لِرِعایَهِ الْحَقِّ فیهِمْ، فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَسُبِیَ مَنْ سُبِیَ، وَاقْصِیَ مَنْ

به رعایت حق در مورد آنان وفا نمودند، در نتیجه گروهی به شهادت رسیدند و گروهی اسیر و جمعی نیز تبعید

ص :193

اقْصِیَ، وَجَرَی الْقَضآءُ لَهُمْ بِما یُرْجی لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَهِ، اذْ کانَتِ الْأَرْضُ

شدند، و سرنوشت برای آنان به گونه ای رقم خورد که امید پاداش نیک بر آن می رفت، زیرا زمین

للَّهِ یُورِثُها مَنْ یَشآءُ مِنْ عِبادِهِ، وَالْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقینَ، وَسُبْحانَ رَبِّنا انْ کانَ

از آنِ خداست و آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد می دهد، و سرانجام نیک از آنِ پرهیزکاران است و تسبیح می کنیم پروردگارمان را که

وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا، وَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ، فَعَلَی

وعده اش حتمی است و هرگز از آن تخلّف نمی کند و او قدرتمند و داناست، پس

الْأَطائِبِ مِنْ اهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما وَ آلِهِما، فَلْیَبْکِ

گریه کنندگان باید بر پاکان از خاندان محمّد و علی- که درود خدا بر هر دوی ایشان و خاندانشان باد-

الْباکُونَ، وَایَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ، وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوعُ، وَلْیَصْرُخِ

گریه کنند و شیون کنندگان بر آنان شیون کنند و برای چنین افرادی باید اشکها جاری گردد و فریادزنندگان

الصَّارِخُونَ، وَ یَضِجَّ الضَّآجُّونَ، وَیَعِجَّ الْعآجُّوَن، ایْنَ الْحَسَنُ ایْنَ

فریاد زنند و زاری کنندگان شیون کنند و ناله کنندگان فریاد کنند، که حسن کجاست؟،

الْحُسَیْنُ، ایْنَ ابْنآءُ الْحُسَیْنِ، صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ،

حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجایند؟ شایسته ای پس از شایسته و راستگویی پس از راستگوی دیگر،

ایْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ، ایْنَ الْخِیَرَهُ بَعْدَ الْخِیَرَهِ، ایْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَهُ،

کجاست راه راستِ پس از این راه راست؟ کجاست برگزیدگان بعد از برگزیدگان؟ کجایند خورشیدهای تابان؟

ایْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَهُ، ایْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَهُ، ایْنَ اعْلامُ الدّینِ وَ قَواعِدُ

کجایند ماه های نورافشان؟ کجایند ستارگان درخشان، کجایند بزرگان دین و پایه های

الْعِلْمِ، ایْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ الَّتی لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَهِ الْهادِیَهِ، ایْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ

دانش؟ کجاست ذخیره خدایی که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟ کجاست آن کسی که برای

دابِرِ الظَّلَمَهِ، ایْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَهِ الْأَمْتِ وَاْلعِوَجِ، ایْنَ الْمُرْتَجی لِإِزالَهِ

قطع ریشه ستمگران آماده شده؟ کجاست آن کسی که برای اصلاح نادرستی ها و کجی ها به انتظارش نشسته اند؟ کجاست آن کسی که

الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ، ایْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدیدِ الْفَرآئِضِ وَ السُّنَنِ، ایْنَ الْمُتَخَیَّرُ

برای از بین بردن جور و ستم به او امید بسته شده؟ کجاست آن کسی که برای تجدید واجبات و سنّتها ذخیره شده؟ کجاست آنکه

لِإِعادَهِ الْمِلَّهِ وَالشَّریعَهِ، ایْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیآءِ الْکِتابِ وَحُدُودِهِ، ایْنَ

برای بازگرداندن دین و آیین برگزیده شده؟ کجاست آن کسی که برای زنده کردن قرآن و اجرای حدود آن آرزو شده؟ کجاست

ص :194

مُحْیی مَعالِمِ الدّینِ وَ اهْلِهِ، ایْنَ قاصِمُ شَوْکَهِ الْمُعْتَدینَ، ایْنَ هادِمُ ابْنِیَهِ

زنده کننده آثار دین و اهل آن؟ کجاست درهم شکننده قدرت متجاوزان؟ کجاست ویران کننده بناهای

الشِّرْکِ وَالنِّفاقِ، ایْنَ مُبیدُ اهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْیانِ وَ الطُّغْیانِ، ایْنَ

شرک و نفاق؟ کجاست نابودکننده فاسقان و نافرمانان و طغیانگران؟ کجاست

حاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَالشِّقاقِ، ایْنَ طامِسُ آثارِ الزَّیْغِ وَ الْأَهْوآءِ، ایْنَ

قطع کننده شاخه های گمراهی و اختلاف؟ کجاست محو کننده نشانه های انحراف و هواپرستی؟ کجاست

قاطِعُ حَبآئِلِ الْکِذْبِ وَالْإِفْتِرآءِ، ایْنَ مُبیدُ الْعُتاهِ وَالْمَرَدَهِ، ایْنَ مُسْتَاْصِلُ

قطع کننده رشته های دروغ و تهمت؟ کجاست نابود کننده گردنکشان و سرکشان؟ کجاست ریشه کن کننده

اهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْلیلِ وَالْإِلْحادِ، ایْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیآءِ وَمُذِلُّ الْأَعْدآءِ، ایْنَ

معاندان و گمراه کنندگان و بی دینان؟ کجاست عزّت بخش دوستان و خوار کننده دشمنان؟ کجاست

جامِعُ الْکَلِمَهِ عَلَی التَّقْوی ایْنَ بابُ اللَّهِ الَّذی مِنْهُ یُؤْتی ایْنَ وَجْهُ اللَّهِ

گردآورنده سخنان بر محور تقوا؟ کجاست آن درگاه خدا که از آن وارد شوند؟ کجاست آن جلوه خدایی که

الَّذی الَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیآءُ، ایْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَالسَّمآءِ،

اولیا به آن توجّه می کنند؟ کجاست آن وسیله پیوند میان زمین و آسمان؟

ایْنَ صاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَ ناشِرُ رایَهِ الْهُدی ایْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ

کجاست صاحب روز پیروزی و برافرازنده پرچم هدایت؟ کجاست گردآورنده همه شایستگی ها

وَالرِّضا، ایْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیآءِ وَابْنآءِ الْأَنْبِیآءِ، ایْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ

و خوبی ها؟ کجاست خون خواه پیامبران و فرزندان پیامبران؟ کجاست خون خواه

الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلآءَ، ایْنَ الْمَنْصُورُ عَلی مَنِ اعْتَدی عَلَیْهِ وَافْتَری ایْنَ

شهید کربلا؟ کجاست یاری شده در برابر دشمنان و تهمت زنندگانش؟ کجاست

الْمُضْطَرُّ الَّذی یُجابُ اذا دَعی ایْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُوالْبِرِّ وَالتَّقْوی ایْنَ

درمانده ای که چون دعا کند مستجاب می شود؟ کجاست سرسلسله مخلوقات، آن صاحب نیکی و تقوا؟ کجاست

ابْنُ النَّبِیِّ الْمُصْطَفی وَ ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضی وَابْنُ خَدیجَهَ الْغَرَّآءِ، وَابْنُ

فرزند پیامبر برگزیده، و فرزند علی مرتضی و فرزند خدیجه بزرگوار و فرزند

فاطِمَهَ الْکُبْری بِابی انْتَ وَامّی وَنَفْسی لَکَ الْوِقآءُ وَالْحِمی یَا بْنَ السَّادَهِ

فاطمه کبری، پدر و مادر و جانم سپر بلا و نگهبان تو باد، ای فرزند بزرگِ

ص :195

الْمُقَرَّبینَ، یَا بْنَ النُّجَبآءِ الْأَکْرَمینَ، یَا بْنَ الْهُداهِ الْمَهْدِیّینَ، یَا بْنَ الْخِیَرَهِ

مقرّبان الهی، ای فرزند بزرگ زادگان گرامی، ای فرزند هدایت گران هدایت یافته، ای فرزند نیکان

الْمُهَذَّبینَ، یَا بْنَ الْغَطارِفَهِ الْأَنْجَبینَ، یَا بْنَ الْأَطآئِبِ الْمُطَهَّرینَ، یَا بْنَ

وارسته، ای فرزند بزرگان شایسته و گرامی، ای فرزند پاکان پاکیزه، ای فرزند

الْخَضارِمَهِ الْمُنْتَجَبینَ، یَا بْنَ الْقَماقِمَهِ الْأَکْرَمینَ، یَا بْنَ الْبُدُورِ الْمُنیرَهِ، یَا

سخاوتمندان برگزیده، ای فرزند بزرگان گرامی، ای فرزند ماه های تابان، ای

بْنَ السُّرُجِ الْمُضیئَهِ، یَا بْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَهِ، یَا بْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَهِ، یَا بْنَ

فرزند چراغ های نورافشان، ای فرزند شهاب های نافذ، ای فرزند ستارگان درخشان، ای فرزند

السُّبُلِ الْواضِحَهِ، یَا بْنَ الْأَعْلامِ الّلآئِحَهِ، یَا بْنَ الْعُلُومِ الْکامِلَهِ، یَا بْنَ

راه های آشکار حق، ای فرزند نشانه های روشن هدایت، ای فرزند دانش های کامل، ای فرزند

السُّنَنِ الْمَشْهُورَهِ، یَا بْنَ الْمَعالِمِ الْمَأثُورَهِ، یَا بْنَ الْمُعْجِزاتِ الْمَوْجُودَهِ،

سنّت های معروف، ای فرزند نشانه های رسیده از جانب حق، ای فرزند معجزه های موجود،

یَا بْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَهِ، یَا بْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ، یَا بْنَ النَّبَأِ الْعَظیمِ،

ای فرزند راهنمایی های آشکار، ای فرزند راه راست، ای فرزند خبر بزرگ،

یَا بْنَ مَنْ هُوَ فی امِّ الْکِتابِ لَدَی اللَّهِ عَلِیٌّ حَکیمٌ، یَابْنَ الْایاتِ وَالْبَیِّناتِ،

ای فرزند کسی که در امّ الکتاب نزد خداوندِ برتر و داناست، ای فرزند نشانه ها و دلایل آشکار،

یَا بْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِراتِ، یَا بْنَ الْبَراهینِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ، یَا بْنَ

ای فرزند دلایل روشن، ای فرزند برهان های آشکار درخشان، ای فرزند

الْحُجَجِ الْبالِغاتِ، یَا بْنَ النِّعَمِ السَّابِغاتِ، یَا بْنَ طه وَ الْمُحْکَماتِ، یَا بْنَ

حجّت های فراگیر، ای فرزند نعمت های فراوان، ای فرزند طه و محکمات قرآن، ای فرزند

یس وَالذَّارِیاتِ، یَا بْنَ الطُّورِ وَالْعادِیاتِ، یَا بْنَ مَنْ دَنی فَتَدَلّی فَکانَ

یاسین و ذاریات، ای فرزند طور و عادیات، ای فرزند آن که نزدیک و نزدیکتر شد تا آنکه فاصله او

قابَ قَوْسَیْنِ اوْ ادْنی دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ الْعَلِیِّ الْأَعْلی لَیْتَ شِعْری ایْنَ

(با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر شد، در نزدیکی و قربت به خدای والای بلندمرتبه (ای امام زمان) کاش می دانستم

اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوی بَلْ ایُّ ارْضٍ تُقِلُّکَ اوْ ثَری ابِرَضْوی اوْغَیْرِها، امْ

در کجا منزل گزیده ای، و کدامین سرزمین و مکان تو را در خود جای داده؟ آیا در کوه «رَضوایی» یا غیر آن

ص :196

ذی طُوی عَزیزٌ عَلَیَّ انْ ارَی الْخَلْقَ وَلا تُری وَلا اسْمَعُ لَکَ حَسیساً

یا در سرزمین «ذی طوی»؟ بر من دشوار است که مردم را ببینم ولی تو دیده نشوی، و صدا و نجوایی

وَلا نَجْوی عَزیزٌ عَلَیَّ انْ تُحیطَ بِکَ دُونِیَ الْبَلْوی وَ لایَنالُکَ مِنّی

از تو نشنوم، بر من دشوار است که تنها تو گرفتار رنج و بلا باشی نه من، و ناله و شکایت من

ضَجیجٌ وَ لا شَکْوی بِنَفْسی انْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا، بِنَفْسی انْتَ مِنْ

به تو نرسد، جانم فدای تو غایبی که هرگز از میان ما بیرون نیستی، جانم فدای تو دور از نظری که

نازِحٍ ما نَزَحَ عَنَّا، بِنَفْسی انْتَ امْنِیَّهُ شائِقٍ یَتَمَنّی مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ

از ما دور نیستی، جانم فدای تو منتهای آرزوی مشتاقان که هر مرد و زن مؤمنی آرزوی تو را دارند،

ذَکَرا فَحَنَّا، بِنَفْسی انْتَ مِنْ عَقیدِ عِزٍّ لایُسامی بِنَفْسی انْتَ مِنْ اثیلِ

و تو را یاد کرده و ناله کنند، جانم فدای تو عزّتمندی که همانندی نداری، جانم فدای تو ریشه و اصل

مَجْدٍ لایُجاری 156]، بِنَفْسی انْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاهی بِنَفْسی انْتَ مِنْ

بزرگواری که همطرازی نداری، جانم فدای تو نعمت پایدار و دیرینه ای که شبیه و مانندی نداری، جانم فدای تو

نَصیفِ شَرَفٍ لا یُساوی الی مَتی احارُ فیکَ یا مَوْلایَ، وَ الی مَتی وَایَ

شرافتمندی که نظیری نداری، تا به کی حیران تو باشم ای مولای من؟ و تا به کی و با کدامین

خِطابٍ اصِفُ فیکَ، وَایَّ نَجْوی عَزیزٌ عَلَیَّ انْ اجابَ دُونَکَ وَاناغی

گفتار و کدامین نجوا تو را توصیف کنم؟ بر من دشوار است که پاسخم را از غیر تو بشنوم و با او گفتگو کنم،

عَزیزٌ عَلَیَّ انْ ابْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ الْوَری عَزیزٌ عَلَیَّ انْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ

بر من دشوار است که (در فراقت) بگریم و دیگران به تو بی اعتنا باشند، بر من دشوار است که سختی ها

دُونَهُمْ ما جَری هَلْ مِنْ مُعینٍ فَاطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُکآءَ، هَلْ مِنْ

بر تو بگذرد نه بر آنها، آیا یاری کننده ای هست که همراه او گریه و ناله را طولانی کنم؟ آیا

جَزُوعٍ فَاساعِدَ جَزَعَهُ اذا خَلا، هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنی عَلَی

بی تابی هست که او را بر بی تابیش در زمان تنهایی یاری کنم؟ آیا چشم گریان در اثر خار فراقی هست که چشم من او را بر گریستن

الْقَذی هَلْ الَیْکَ یَا بْنَ احْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقی هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنا مِنْکَ بِعِدَهٍ(1)

یاری کند؟ ای پسر احمد آیا راهی هست که تو را ملاقات کنم؟ آیا روز فراق ما به وعده دیدار تو منتهی می شود

ص :197


1- [157]در بحارالانوار: بِغَدِه.

فَنَحْظی مَتی نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَّوِیَّهَ فَنَرْوی مَتی نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مآئِکَ

تا از آن بهره مند شویم؟ کی به چشمه های سیراب کننده (معرفتت) وارد می شویم تا سیراب شویم؟ کی از آب گوارای (وصالت) سیراب شویم

فَقَدْ طالَ الصَّدی مَتی نُغادیکَ وَنُراوِحُکَ فَنُقِرَّ(1) عَیْناً، مَتی تَرانا

چرا که تشنگی طولانی شده؟، کی می شود که شب و روز را با تو به سر بریم تا دیدگان ما (به نور جمالت) روشن شود؟ کی همدیگر را

وَنَریکَ، وَقَدْ نَشَرْتَ لِوآءَ النَّصْرِ تُری اتَرانا نَحُفُّ بِکَ وَانْتَ تَامُّ الْمَلَأَ،

ببینیم در حالی که پرچم نصر و پیروزی را عیان برافراشته ای؟ آیا روزی را می بینی که ما گرد تو جمع شده ایم و تو پیشوای مایی؟

وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلًا، وَاذَقْتَ اعْدآئَکَ هَواناً وَعِقاباً، وَابَرْتَ الْعُتاهَ

در حالی که زمین را پر از عدل و داد کرده ای و به دشمنانت خواری و عقوبت را چشانده و سرکشان

وَجَحَدَهَ الْحَقِّ، وَقَطَعْتَ دابِرَ الْمُتَکَبِّرینَ، وَاجْتَثَثْتَ اصُولَ الظَّالِمینَ،

و منکران حق را نابود کرده ای و نسل متکبّران را قطع نموده و ریشه ستمکاران را بر کنده ای

وَنَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، اللَّهُمَّ انْتَ کَشَّافُ الکُرَبِ وَالْبَلْوی

و ما (در آن روز) می گوییم حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است، خدایا تو برطرف کننده اندوه ها و گرفتاری هایی

وَالَیْکَ اسْتَعْدی فَعِنْدَکَ الْعَدْوی وَانْتَ رَبُّ الْاخِرَهِ وَالدُّنْیا(2)، فَاغِثْ یا

و تنها از تو یاری می خواهم چرا که یاری و کمک فقط نزد توست و تو پروردگار آخرت و دنیایی، پس به فریاد بنده گرفتارت برس،

غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، عُبَیْدَکَ الْمُبْتَلی وَارِهِ سَیِّدَهُ یا شَدیدَ الْقُوی وَازِلْ

ای فریادرسِ فریادرس خواهان، و ای دارنده قدرت عظیم، آقا و سرورش را به او نشان ده، و به این وسیله

عَنْهُ بِهِ الْأَسی وَالْجَوی وَبَرِّدْ غَلیلَهُ یا مَنْ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی وَ مَنْ

اندوه و سوز دلش را برطرف کن، و عطشش را فرو نشان، ای که بر عرش مسلّطی، و ای که

الَیْهِ الرُّجْعی وَالْمُنْتَهی اللهُمَّ وَنَحْنُ عَبیدُکَ التَّآئِقُونَ الی وَلِیِّکَ الْمُذَکِّرِ

بازگشت و نهایت کار به سوی توست، خدایا ما بندگان تو مشتاق ولیّت هستیم، آن که مردم را

بِکَ وَبِنَبِیِّکَ، خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَهً وَمَلاذاً، وَ اقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَمَعاذاً، وَ جَعَلْتَهُ

به یاد تو و پیامبرت می اندازد، تو او را نگهدار و پناهگاه ما آفریدی و او را مایه قوّت و پناه ما ساختی، و برای

لِلْمُؤْمِنینَ مِنَّا اماماً، فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِیَّهً وَسَلاماً، وَ زِدْنا بِذلِکَ یارَبِّ اکْراماً،

مؤمنین از ما امام و پیشوا قرار دادی، پس ای پروردگار ما درود و سلام ما را به او برسان و بدین وسیله بر کرامت ما بیفزا

ص :198


1- [158]در بحارالانوار و اقبال: فنقرّ منها.
2- [159]در بحارالانوار: الاولی

وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَمُقاماً، وَاتْمِمْ نِعْمَتَکَ بِتَقْدیمِکَ ایَّاهُ امامَنا،

و جایگاه او را جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده، و با قرار دادن او پیشاپیش ما، نعمتت را بر ما تمام گردان

حَتّی تُورِدَنا جِنانَکَ وَمُرافَقَهَ الشُّهَدآءِ مِنْ خُلَصآئِکَ، اللهُمَّ صَلِّ عَلی