زندگینامه مشاهیر ایران و جهان جلد 3

مشخصات کتاب

سرشناسه : مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، ۱۳90
عنوان و نام پدیدآور : زندگینامه مشاهیر ایران و جهان/ واحد تحقیقات مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان.
مشخصات نشر دیجیتالی: اصفهان: مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان - ۱۳90.
مشخصات ظاهری : [90۱۸] ص.: مصور.
یادداشت : عنوان روی جلد: زندگینامه مشاهیر ایران و جهان : دانشمندان - شاعران - نویسندگان....
یادداشت : کتابنامه: ص. [90۱۸].
عنوان روی جلد : زندگینامه مشاهیر ایران و جهان : دانشمندان - شاعران - نویسندگان....
موضوع : سرگذشتنامه -- مجموعه‌ها
رده بندی کنگره : CT۲۰۳ /ف۲۸ و۶۷ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۹۲۰/۰۲

الهیات و معارف اسلامی

ابراهیمی، موسی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید موسی ابراهیمی در سال 1324 ، در قزوین به دنیا آمد. در سال 1345 وارد حوزه علمیه قزوین شد و نزد اساتید این حوزه کسب فیض کرد. پس از آن بر اثر فشار حکومت پهلوی به قم مهاجرت کرد و علوم دینی را در این خطه دنبال نمود. حاج سید موسی ابراهیمی در سال 1356 شروع به تدریس نهج البلاغه برای جوانان و نوجوانان و بانوان و طلاب علوم دینی کرد. و پس از آن در سال 1366 در حوزه علمیه صالحیه و شیخ الاسلام و امام صادق ، در سطوح مختلف برای طلاب جوان تدریس داشته است. حجه الاسلام ابراهیمی درکنار تدریس و سمت های متعدد اداری ، مجموعه بزرگی به نام احادیثی که از پیامبر بزرگوار اسلام ، از طریق محدثین و مورخین و علما شیعه نقل شده را مورد تحقیق قرار داده است.
گروه : علوم انسانی
رشته : الهیات و معارف اسلامی
والدین و انساب : سیدموسی ابراهیمی فرزند سید قدیر . در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود.
تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید موسی ابراهیمی پس از دوران کودکی و اتمام دروس ابتدایی ، در سال 1345 وارد حوزه علمیه قزوین شد و نزد اساتید این حوزه تلمذ نمود. پس از آن بر اثر فشار حکومت پهلوی به قم مهاجرت نمود و علوم دینی را در این خطه دنبال نمود.
استادان و مربیان : سید موسی ابراهیمی دروس مقدماتی را از محضر علما اعلام شیخ ابراهیم امیری ، آیت الله سیدجلیل زرآبادی و آیت الله شیخ حسن شالی فراگرفت. سپس دروس مکاسب و رسائل و کفایه را نزد آیت الله شیخ محمد مظفری ، آیت الله حاج شیخ هادی باریک بین و حاج شیخ محمد اویسی کسب فیض نمود. وی مقداری دروس خارج عروه را در قزوین از محضر آیت الله مظفری ، و دروس خارج خمس و ولایت فقیه را نزد آیت الله منتظری و بعضاً از روی نوارهای این استاد فراگرفت.
وقایع میانسالی : سید موسی ابراهیمی در جریان مبارزات سیاسی مردم ایران بر ضد حکومت پهلوی ، حضوری فعال داشته و به همین دلیل تحت تعقیب قرار گرفت و ناچار به شهر قم هجرت نمود.
مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سید موسی ابراهیمی از سل 1354 سرپرست مدرسه علمیه صالحیه و بعد سرپرستی مدرسه علمیه شیخ الاسلام را عهده دار بود. از سال 1359 تا 1362 در سپاه پاسداران قزوین به عنوان مسئول روابط عمومی و مسئول آموزش انجام وظیفه نموده است. پس از آن در سال 1368 مدیریت حوزه علمیه امام صادق , و سال 1369 مدیریت حوزه علمیه کوثر ویژه خواهران را نیز عهده دار گردید.
فعالیتهای آموزشی : سید موسی ابراهیمی در سال 1356 تدریس نهج البلاغه را برای جوانان و نوجوانان و بانوان و طلاب علوم دینی شروع نمود و در مقاطع مختلف به تدریس پرداخت. او همچنین در سال 1366 در حوزه علمیه صالحیه و شیخ الاسلام و امام صادق ، در سطوح مختلف برای طلاب جوان تدریس داشته است.
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سید موسی ابراهیمی درکنار تدریس ، به نوشتن و تحقیق مجموعه بزرگی به نام احادیثی که از پیامبر بزرگوار اسلام ، از طریق محدثین و مورخین و علما شیعه نقل شده ، به شکل موضوع جمع آوری نموده است. وی همچنین در سطح شهر قزوین در مساجد مختلف ، اقامه نماز جماعت داشته اند. --------------------------------------------------------------------------------
آثار :
1 احادیثی که از پیامبر بزرگوار اسلام از طریق محدثین و مورخین و علما شیعه نقل شده
ویژگی اثر : این مجموعه تحقیقی تابه حال به 9 جلد رسیده است
منابع زندگینامه :
فرزانگان علم و سخن قزوین، تالیف: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم ، ص13

احمدی میانجی، علی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حضرت آیة‌ا... حاج شیخ علی احمدی میانجی در چهار محرم 1345 قمری (1304 شمسی) در روستای پورسخلو میانه به دینا آمد و در سال 1358 قمری برای تحصیل علوم اسلامی به میانه رفت و تا آخر شرح لمعه را نزد اساتید آن شهر آموخت سپس برای ادامه تحصیل به شهر مقدس قم منتقل و سطوح را نزد مرحوم آیة‌ا... حاج سید حسین قاضی و مرحوم آیة‌ا... علامه طباطبائی آموخت و سپس خارج فقه و اصول را از محاضر آیات عظام بروجردی و داماد گلپایگانی استفاضه نمود. ایشان هم اکنون از اساتید بزرگ حوزه علمیه قم هستند. کتاب"الاسیر فی اسلام"تالیف علی احمدی میانجی ، در دوره نهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.
گروه : علوم انسانی
رشته : الهیات و معارف اسلامی
والدین و انساب : علی احمدی میانجیدوران کودکی و نوجوانی را در چنین محیط خانوادگی، که سرشار از تلاش و کوشش، صفا و صمیمیت و عبودیت و معنویت بود، سپری کرد و در دامن مادری از سلاله رسول اکرم (ص) کاملاً تربیت اسلامی یافت.
خاطرات کودکی : علی احمدی میانجی، مرحوم حضرت آیت اللّه آقا میرزا ابومحمد حجتی، یکی از دوستان صمیمی و قدیمی پدر و از شاگردان حضرت آیت اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در قم به شمار می‌رفت که به تازگی از آن شهر به میانه بازگشته و به جای مرحوم پدرش آیت اللّه آقا میرزا محمد حجتی، رهبری مذهبی مردم میانه را بر عهده گرفته بود.(3) او با مشورت و هدایت آیت اللّه حائری، تصمیم داشت، حوزه علمیه میانه را که از مدت‌ها پیش به تعطیلی گراییده بود، دوباره فعال کند. لذا ورود این طلبه جوان و پرشور، به عملی کردن تصمیم وی سرعت و عینیت بیشتر بخشید و آیت اللّه احمدی اولین شاگرد حوزه درسی ایشان شد.
تحصیلات رسمی و حرفه ای : علی احمدی میانجی آموزش کتاب‌های «نصاب الصبیان»، «گلستان سعدی»، «منشأت امیر نظام»، «ابواب الجنان»، «تاریخ نادر» و مقدمات عربی را نزد پدر گذرانیده و با پشتکار خود توانست حدود دویست بیت از «نصاب» را حفظ کند و تا حدودی به زبان فارسی مسلط شود. سال 1358 ه . ق (بهار 1318) در سن دوازده سالگی، پدر او را به شهر میانه آورد و فرزندش را به دست عالمی فداکار و دلسوز سپرد تا به صورتی که خود مصلحت می‌داند، تعلیم و تربیت کند. آیت اللّه احمدی میانجی نخست آموزش نحو را به تنهایی پیش استاد آغاز کرد. بدین جهت او روزها و گاه شب‌ها در منزل استاد به سر می‌برد. بعدها نیز چند نفر دیگر به شاگردان استاد، اضافه شدند و بدین ترتیب عملاً قسمتی از منزل آیت اللّه حجتی برای تعلیم و تربیت طلاب اختصاص یافت.استاد با مشاهده تلاش و استعداد و علاقه و خلوص اولین شاگردش، حتی بیش از فرزندان خود زمینه‌های رشد و شکوفایی او را فراهم آورد. بنا به نوشته آیت اللّه احمدی، استاد هر روز مقداری تلاوت قرآن توصیه می‌کرد. بعد چند حدیث یاد می‌داد و سپس درس روز گذشته را می‌پرسید. اگر او خوب آموخته بود، آن گاه درس جدید را شروع می‌کرد.او علاوه بر کتب علم نحو، کتاب حاشیه در منطق، معالم در اصول، مطول در معانی و بیان و بخش‌های عمده شرح لمعه و قوانین الاصول را هم در خدمت آیت اللّه آقا میرزا ابومحمد حجتی فرا گرفت. سپس قسمت باقیمانده از کتاب شرح لمعه و قوانین را نیز در محضر حضرت آیت اللّه حاج شیخ لطفعلی زنوزی که به تازگی به میانه وارد شده بود و حجة الاسلام و المسلمین حاج میرزا مهدی جدیدی آموخت. در مجموع، تحصیلات و توقف وی در این شهرستان، حدود پنج یا شش سال طول کشید. وی در تعلیم و تربیت طلاب و اداره حوزه میانه، با مسؤولین آن همکاری می‌کرد. آیت اللّه احمدی، درمدت کوتاهی که در حوزه تبریز بود، از محضر اساتید بزرگ از جمله آیت اللّه میرزا رضی زنوزی کسب فیض نمود؛ اما بنا به دلایلی در همان سال به میانه برگشت و از آنجا به سوی شهر مقدس قم روانه شد. آیت اللّه احمدی چون وارد شهر مقدس قم شد، نخست به زیارت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) بار یافت. بعد در یکی از حجره‌های مدرسه دارالشفاء ساکن شد. او در این شهر، سطوح عالی را نزد مرحوم آیت اللّه سید حسین قاضی آموخت.(6) و بخش دیگری از آن را هم در محضر حضرت علامه طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان) که به تازگی از تبریز به قم مشرف شده بود، فرا گرفت.آیت اللّه احمدی پس از اتمام سطوح عالی فقه و اصول، درس خارج اصول را در خدمت مرحوم آیت اللّه آقا میرزا احمد کافی الملک یاد گرفت.(7) همزمان با این درس، دروس خارج فقه را در ابواب مختلف، از محضر بزرگانی چون: بروجردی، گلپایگانی، محقق داماد(8) و علامه طباطبایی (ره) بهره می‌جست و حتی در درس خصوصی مرحوم محقق داماد و علامه طباطبایی نیز شرکت می‌کرد. البته با مرحوم علامه طباطبایی انس بیشتری داشت و به طور خصوصی در زمینه فقه، اصول و اخلاق بهره‌ها برد.
خاطرات و وقایع تحصیل : علی احمدی میانجی در کنار تحصیل، با همکاری و همفکری تنی چند از دوستان فاضل خود، همچون آیات: سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید مهدی روحانی و سید ابوالفضل میرمحمدی، اقدام به برگزاری بحث تفسیر هفتگی کردند و پس از ایشان نیز آیات دیگری مثل: آقا موسی زنجانی، احمد آذری قمی، احمد پایانی، موسوی زنجانی و... به جمع آنان پیوستند. این محفل علمی، به طور مرتب در هر هفته برگزار می‌شد. اعضای جلسه هر کدام به تفاسیر مختلف مراجعه می‌کردند و پیرامون آیات مباحث مفیدی را مطرح می‌نمودند که اغلب ظریف و دقیق و پربار بود. چنان که این اواخر آیت اللّه احمدی تأسف می‌خورد که چرا مذاکرات این جلسات از اول یادداشت و ضبط نشد و می‌فرمود:به خصوص آقای سید مهدی روحانی، پیرامون هر آیه‌ای از قران، یک برداشت و حرف جدیدی داشت.گاهی بحث و گفتگو در میان اعضا به قدری طولانی می‌شد و آقایان مبانی همدیگر را مورد مناقشه و نقض قرار می‌دادند که در نهایت جمع‌بندی بحث‌ها را مشکل می‌کرد. اگر چه برخی اعضای این محفل قرآنی با گذشت زمان و به علت مسافرت به مناطق مختلف یا مسئولیت‌های اجرایی در تمام جلسات حضور نمی‌یافتند و شخصیت‌های دیگری می‌آمدند، با این حال اعضای اصلی و بنیانگذار آن، از جمله آیت اللّه احمدی، همچنان با حضور قوی و فعال خود مانع از تعطیلی آن می‌شدند. این محفل تفسیری تا همین اواخر نیز ادامه یافت و نزدیک به نیم قرن به فعالیت خود ادامه داد. از آیت اللّه احمدی، یادداشت‌هایی از این جلسات به جای مانده است.
فعالیتهای ضمن تحصیل : علی احمدی میانجی در تعلیم و تربیت طلاب و اداره حوزه میانه، با مسؤولین آن همکاری می‌کرد
استادان و مربیان : از استادان علی احمدی میانجی می توان به اساتید زیر اشاره کرد: آیت الله حاج شیخ لطفعلی زنوزی هدایت آیت الله حائری مرحوم آیة‌ا... حاج سید حسین قاضی نایینی ایروانی کاشف الغطا آیت الله میرزا رضی زنوزی حضرت علامه طباطبایی آیت الله آقا میرزا احمد کافی الملک بروجردی گلپایگانی محقق داماد
هم دوره ای ها و همکاران : علی احمدی میانجی و با آیات عظام: میلانی، خویی و مرعشی نجفی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید مهدی روحانی و سید ابوالفضل میرمحمدی، آقا موسی زنجانی، احمد آذری قمی، احمد پایانی، موسوی زنجانی نیز هم‌بحث و هم‌درس شد.
وقایع میانسالی : علی احمدی میانجی با توجه به شصت سال تجربه علمی و عملی در حوزه علمیه قم، به نقاط ضعف و قوت و جنبه‌های افراط و تفریط در بعد اخلاق و عرفان آشنایی کامل داشت. لذا توصیه‌هایی که در این رابطه به طلاب و فضلای جوان می‌کرد، نشأت گرفته از همین تجارب شصت ساله ایشان بود. از این رو، آیت اللّه احمدی هنگامی که می‌دید بعضی طلاب جوان و مقدمات خوان، خیلی زود و بدون فراهم ساختن زمینه لازم، وارد برخی مسائل عمیق اخلاقی و عرفانی می‌شوند و به قول معروف، می‌خواستند ره صد ساله را یک روزه طی کنند و در مدتی کوتاه همانند حضرت امام خمینی (ره) و آیت اللّه بهاء الدینی و یا آیت اللّه بهجت گردند، سخت نگران می‌شد و تأسف می‌خورد و با تذکرات و توصیه‌های کارشناسانه و دقیق خود، در صدد اصلاح چنین افرادی بر می‌آمد. لذا چنانچه این قبیل طلاب جوان به حضور ایشان می‌رسیدند و با یک دنیا توقع از ایشان می‌خواستند تا آنها را ارشاد و نصیحت بکند و ذکری و وردی بر ایشان بیاموزد، آیت اللّه احمدی همچون پدری مهربان و طبیبی حاذق اینان را به اشتباه و بیراهگی خود آگاه می‌ساخت و با توصیه‌هایی به ظاهر ساده، اما در واقع دقیق و ظریف به رعایت این امور سفارش می‌کرد:1 - سعی کنید واجبات خود را خوب انجام دهید؛ 2 - از محرّمات دوری کنید و خود را به گناه آلوده نسازید؛ 3 - از خوراک خود کم نگذارید، به قدر لازم و کافی غذا بخورید؛ 4 - خوابتان هم به قدر کافی باشد؛ 5 - خوب درس بخوانید و بعد درس‌هایتان را خوب بحث کنید؛ 6 - در مرحله آخر اگر وقت اضافی آوردید، می‌توانید به برخی از مستحبات هم بپردازید.
زمان و علت فوت : علی احمدی میانجی پس از هفتاد و سه سال زندگی توأم با تلاش، تحقیق و پژوهش، بامداد روز دوشنبه، بیست و یکم شهریور 1379 چشم از جهان فرو بست و روح بلندش به سوی معبود متعال پرواز کرد. پیکر این فقیه خستگی‌ناپذیر، با حضور مراجع معظّم تقلید، علمای اعلام، طلاب و فضلا و انبوهی از مردم قم، میانه، تهران و... از مسجد امامِ قم به حرم حضرت معصومه (س) تشییع شد و با تجلیل فراوان، در جوار کریمه‌اهل‌بیت (ع) جنب مرقد علامه طباطبایی و شهید مرتضی مطهری به خاک سپرده شد.
فعالیتهای آموزشی : علی احمدی میانجی از همان دوران طلبگی ضمن تحصیل، به تدریس نیز اهتمام داشت و درس‌های پیشین را به طلاب و فضلای پایین‌تر از خود می‌آموخت. آیت اللّه احمدی در حوزه علمیه قم جزو اساتید شناخته شده در سطوح عالی به شمار می‌رفت. به فقه و بخصوص به کتاب ارزشمند مکاسب شیخ انصاری، عنایت و علاقه خاصی داشت و هر سال آن را برای عده‌ای تدریس می‌نمود. او در امر آموزش طلاب، با شهید آیت اللّه قدّوسی در مدرسه حقّانی همکاری داشت و از اساتید سرشناس این مرکز علمی و انقلابی محسوب می‌شد.علاوه، درس اخلاق ایشان نیز در سطح حوزه علاقمندان زیادی داشت. لذا از مدارس مختلف، مانند مدرسه شهیدین، مدرسه معصومیه و مدرسه کرمانی‌ها، دعوت می‌شد و برای طلاب و فضلا در سطح‌های گوناگون درس اخلاق، که با جذابیت ویژه‌ای توأم بود، ارائه می‌داد. او که یک عمر فقه را با اخلاق به هم آمیخته بود، تبلور عینی یک «فقیه اخلاقی» بود.
مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : عمده خدمات فرهنگی - اجتماعی مرحوم علی احمدی میانجی در دو شهر میانه و قم بوده است:الف) میانه:در اواسط دهه سی که نهضت «مدارس ملی» با ابتکار شخصیت‌های روحانی مانند آیت اللّه شهید دکتر بهشتی و امام موسی صدر در شهر قم آغاز شد، آن دو بزرگوار در این شهر اقدام به تأسیس مدارسی به نام‌های «مدرسه ملی صدر» و «دین و دانش» کردند. در شهر میانه نیز آیت اللّه احمدی، با پیروی از این دو شهید، اوایل دهه چهل، با همکاری چند تن از افراد نیکوکار «مدرسه رضوی» را راه اندازی کرد. این مرکز آموزشی، در تربیت دینی و مذهبی کودکان و نوجوانان میانه بسیار مؤثر بود.در سال 1348 آیت اللّه احمدی در یک اقدام دیگر، مرکز فرهنگی - مذهبی مهمی را تحت عنوان «انجمن دین و دانش» بنا نهاد که در آن مقطع در رشد و تعالی فکری، عقیدتی و اخلاقی جوانانِ دبیرستانی و دانشگاهی نقش اساسی و تاریخی داشت به طوری که اغلب تربیت یافتگان این مرکز، به نیروهای بالقوه انقلاب اسلامی تبدیل شدند و هنگامی که انقلاب در سال 1356 به مرحله بحرانی خود رسید، همه در خدمت آن قرار گرفتند و از جان خود برای پیشبرد نهضت اسلامی مایه گذاشتند.مؤسسه قالیبافی و صندوق قرض الحسنه مهدیه، دو خدمت دیگری بود که تقریباً همزمان با تأسیس انجمن دین و دانش، به همّت آیت اللّه احمدی و با همیاری تنی چند از معتمدین میانه انجام پذیرفت.مؤسسه قالیبافی اگر چه بعد از چند سالی به علت مشکلات و موانعی به تعطیلی گرایید، امّا صندوق قرض الحسنه هنوز هم فعال است و بیش از 30 سال است که بخشی از نیازهای قشر محروم را آبرومندانه تأمین می‌کند.ب) قم:صندوق ذخیره علوی، مؤسسه خیریه الزهراء (س) و جامعه ناصحین قم از جمله مراکز مهم و مؤثر در قم به شمار می‌آیند که آیت اللّه احمدی جزء مؤسسین پرتلاش آن بود. اهمیت هر کدام در جهت رفع مشکل مادی و معنوی مردم و احیای امر به معروف و نهی از منکر در سطح شهرستان قم بر کسی پوشیده نیست.اشتیاق آیت اللّه احمدی برای خدمت به مردم، بدان حد بودکه محل اقامه نماز جماعت ایشان (مسجد عبداللهی واقع در سه راه بازار قم)، به عنوان محلی جهت رفع نیاز نیازمندان شناخته شده بود و در طول سال‌ها امامت ایشان در آن مسجد، گره از مشکل صدها انسان آبرومند و حاجتمند گشوده می‌شد.
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : علی احمدی میانجی سال 1341، که قیام مراجع معظم تقلید به رهبری حضرت امام خمینی بر ضد لایحه «انجمن‌های ایالتی ولایتی» آغاز شد، آیت اللّه احمدی حضور متعهدانه خود را در این نهضت بزرگ اسلامی به خوبی نشان داد. او در هر رخداد مهمی، در صورت لزوم، نخست به خدمت حاج آقا روح اللّه خمینی و سایر مراجع معظم می‌رسید. بعد از کسب رهنمودهای لازم عازم میانه می‌شد و پیام آنان را به روحانیت و مردم آن سامان می‌رساند و با سازماندهی روحانیت و روشنگری مردم، در جهت آرمان‌های نهضت اسلامی گام‌های مؤثر و بلندی برداشت.آیت اللّه احمدی، روش خاص خود را داشت: سعی می‌کرد به دور از احساسات و افراط کاری‌ها، بیشتر با منطق و استدلال قوی، منشأ اختلاف میان روحانیت و رژیم شاه را برای مردم بازگو کند و آنها را از ماهیت ضد اسلامی رژیم آگاه سازد. به همین علت جلسات سخنرانی ایشان، در مراحل حساس و سرنوشت ساز آن دوران بسیار سودمند و پربار جلوه می‌نمود.عید نوروز و خرداد سال 1342، که به فرمان حضرت امام خمینی، در سرتاسر کشور عزای عموی اعلام شد و روحانیت مأموریت یافت، مردم را در این ایام روشنگری کرده به افشای جنایت‌های رژیم بپردازد، آیت اللّه احمدی نیز به منظور اجرای امر مقتدای خود، وارد شهرستان میانه شد و با ایجاد همانگی بین روحانیت آنجا، در مجالس و محافل متعدد به وجه مقتضی به ایفای نقش پرداخت. ین عالم فداکار پس از استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، با درک موقعیت حساس زمانی، تمام وقت خود را وقف انقلاب، اسلام، رهبری و مردم کرد و با حضور خستگی‌ناپذیر خود در عرصه‌های مختلف، به دفاع از حریم نهضت برخاست.
همفکران فرد : با توجه به نگرش پویای علی احمدی میانجی در فقه و سایر مسائل اسلامی، حضرت آیت اللّه خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، طی حکمی ایشان را همراه با حضرات آیات سید مهدی روحانی، شیخ محمد ابراهیم جنّاتی، سید محمود هاشمی شاهرودی و... جهت بررسی موضوعات جدید و پاسخگویی به مسائل روز جهان اسلام منصوب کردند.
آرا و گرایشهای خاص : نوع فعالیت‌های اجتماعی علی احمدی میانجی به خوبی نشان می‌دهد که وی در طول زندگی، همیشه به فکر قشر محروم و مستضعف جامعه بود. کسانی که از نزدیک با وی ارتباط و همکاری داشتند این اخلاق پیامبرگونه، برایشان ملموس و عیان بود. با توجه به فضای رایج در حوزه، که اغلب فضلا و محققان را به تحقیق پیرامون فقه و اصول سوق می‌دهد و بیشتر محققین در این موضوعات تحقیق و تدریس می‌کنند؛ اما آیت اللّه احمدی از نادر شخصیت‌هایی است که هرگز تحت تأثیر این فضا قرار نگرفت و بر خلاف آن، نیروی تحقیقی خود را با ژرف‌نگری خاصی در موضوع اهم دیگر مثل آثار مکتوب و نامه‌های پیامبر متمرکز ساخت؛ موضوع با ارزشی که در طول چهارده قرن گذشته به ورطه فراموشی سپرده شده و چندان عمیق بدان پرداخته نشده بود.کتاب ارزشمند «مکاتیب الرسول» که بار نخست در سال 1339 شمسی به چاپ رسید و تحقیق آن از سال 1328 آغاز شده بود که در آن ایام، مؤلف تلاشگر حدود 23 سال سن داشت. تشخیص و انتخاب موضوع در آن سن، با توجه به فضای آن روز حوزه، به خوبی حکایت گر استعداد و ژرف اندیشی آیت اللّه احمدی است.آیت اللّه احمدی وظیفه اصلی طلاب جوان را تحصیل علوم اسلامی به نحو احسن می‌دانست و همواره اظهار می‌داشت که طلاب باید خوب درس بخوانند و مبانی اسلام و تشیّع را خوب بفهمند. تا بتوانند در برابر انواع و اقسام شبهات بااستدلال و برهان از حریم اسلام و تشیّع دفاع کنند.
جوائز و نشانها : کتاب"الاسیر فی اسلام"تالیف علی احمدی میانجی ، در دوره نهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.
چگونگی عرضه آثار : او با این بینش و تفکر وارد میدان تحقیق و پژوهش شد و از آیات، احادیث و روایاتی که تا دیروز تنها در ابعاد فردی استفاده می‌شد، در ابعاد حکومتی از آنها بهره برداری کرد و کتابی را تحت عنوان «اطلاعات و امنیت در حکومت اسلامی» به رشته تألیف درآورد که از این نظر در نوع خود، کم نظیر و بدیع می‌باشد. بر اساس همین بینش، ایشان به «احکام حکومتی» که زیر نظر ولایت ولی‌فقیه جامع الشرایط اداره شود، به جدّ اعتقاد داشت و از این رو، حتی مقررات و قوانین معمولی را هم لازم‌الاجراء می‌دانست؛ به طوری که اظهار می‌داشت: اگر کسی در نیمه شب مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت نکرد و پلیس هم حضور نداشت، واجب است خود، جریمه خلافش را به صندوق حکومت واریز کند؛ در غیر این صورت ذمه‌اش مشغول خواهد شد.ایشان در باب اخذ وجوه شرعیه (خمس، زکات و...) نیز نظر خاصی داشت که از همان نظریه حکومتی ایشان نشأت می‌گرفت. او اخذ وجوه شرعی و مصرف آن را، ابتدائاً یکی از شئون اساسی ولی فقیه می‌دانست. به همین سبب با این که ایشان مجتهد مسلم بودند؛ اما در این باب خود را ملزم کرده بودند تا از مقام معظم رهبری اجازه بگیرند. --------------------------------------------------------------------------------
آثار :
1 احادیث اهل البیت عن طرق اهل السنة
ویژگی اثر : این کتاب ارزشمند اثر مشترک آیت اللّه احمدی و مرحوم آیت اللّه حاج سید مهدی روحانی است. همان طوری که از نام آن پیداست، در این مجموعه، احادیث و روایات اهل‌بیت (ع) در موضوعات مختلف که از طریق اهل سنت نقل شده و در کتاب‌های روایی و تاریخی معتبر آنان موجود است، گردآوری شده است و در نوع خود یک تحقیق بدیع و ابتکاری به شمار می‌آید.این مجموعه نفیس در ابواب و موضوعات گوناگون مانند: تفسیر، عقاید، فضایل، تاریخ اهل بیت (ع) و تاریخ صحابه پیامبر و... به بحث پرداخته است و البته غالب مباحث آن در موضوعات فقهی و احکام عملی است. تعداد کتاب‌ها و منابعی که این احادیث و روایات از آنها جمع آوری شده، نزدیک به دویست عنوان واثر معتبر می‌باشد. جلد اول این اثر، بیست جلدی در سال 1379 ش، زیور طبع پوشید و به موضوع طهارت و جنائز می‌پردازد. مجلدات بعدی را نیز مؤسسه نشر اسلامی به تدریج چاپ و منتشر خواهد کرد.
2 اصول مالکیت در سالام
ویژگی اثر : تالیف
3 الاسیر فی الاسلام
ویژگی اثر : این کتاب در دوره نهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی و برگزیده شده است.آشنایی با کتاب: «الاسیر فی اسلام»: یکی از مسائلی که جامعه بشری گاه بدان دچار می‌شده و خواهد شد جنگ و یکی از مسائل اجتناب ناپذیر هر جنگ اسارت است، هر یک از ادیان الهی و یا مرام و مسلک بشری در این مورد قوانین و مقرارتی دارد، لیکن دین مقدس اسلام مانند سایر موضوعات، در این مورد نیز بهترین و جامعترین قوانین را آورده است. مؤلف محترم کتاب با تتبع ژرف و تحقیق عمیق این مساله را از نظر اسلام به طور دقیق بررسی نموده و احکام اسلام را در این باره بازگو نموده و برتری آن را به اثبات رسانده است. کتاب مقدمه‌ای نسبتاً طولانی و بسیار پربار درباره چگونگی جنگ و اسارتهایی که در طول جنگ‌های صلیبی، مغول، و تاتار، جنگ جهانی دوم و ... رخ داده و جنایتهایی که به اسیران روا داشته‌اند، دارد؛ متن کتاب سه بخش است 10ـ علل بروز جنگ‌ها و نتایج و آثار آن، 2ـ توضیح و تشریح اسیر گرفتن از کفار و شورشیان (بغات)، 3ـ تبیین و ترسیم حقوق در اسلام. مولف محقق کتاب، موضوع اسارات را، هم از دیدگاه فقهی شیعه و سنی بررسی نموده و هم از نظر گاه تاریخی، و با تتبع گسترده، سیره رسول خدا(ص) و امیر المومنین (ع) با سایران را ترسیم نموده است. مقایسه قوانین اسارت و اسیر در اسلام با دیگر قوانین بشری دنیا، و اثبات جامعیت و برتری آن عصر فضا از دیگر ویژگیهای کتاب است
4 التبرک
ویژگی اثر : در سال‌های پیش از انقلاب با توجه به شبهاتی که ایادی وهابیت در جامعه اسلامی و اذهان مسلمانان ایجاد می‌کردند و هر روز دامنه آن در سطح عمیقی گسترش می‌یافت، آیت اللّه احمدی با درک ضرورت موضوع به نگارش این اثر مفید پرداخت و بدین ترتیب به مقابله با این تهاجم فرهنگی برخاست. او دراین اثر گرانسنگ، اولاً در مقدمه کتاب، بیشتر اختلاف موجود در میان فرق اسلامی را غیر واقعی و نتیجه سوء تفاهم‌ها و دسیسه‌های دشمنان قلمداد می‌کند. سپس در فصل اول، موضوع تبرک را در موارد متعدد، از دیدگاه احادیث پیامبر و تاریخ و سیره صحابه مورد بررسی و موشکافی قرار می‌دهد. در فصل دوم نیز به همان شیوه، موضوع بوسیدن را بررسی می‌کند. استناد او به روایات و شواهد تاریخی به صورتی است که هیچ یک از فرق اسلامی قادر بر انکار و ایجاد شبهه در آن نیستند.این کتاب در سال 1356 ش به زیور چاپ مزین گردید و هم اکنون نیز از طریق حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت تنظیم و تدوین یافته به صورت مطلوبی چاپ شده و در دست علاقمندان قرار گرفته است.
5 السجود علی الارض
ویژگی اثر : در این اثر نفیس که شامل بحث‌های قرآنی، حدیثی، فقهی، اصولی و تاریخی پیرامون موضوع «سجده» می‌باشد، مؤلف، قدرت اجتهادی و فقاهتی خویش را به روشنی به اثبات می‌رساند. وی در این کتاب ابتدا، سیر تاریخی سجده را به چهار دوره متفاوت تقسیم می‌کند. سپس هر کدام آنها را همراه با اقوال، آرا و اجتهادات صحابه، تابعین و تابعین آنان، مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد و در بخش آخر، بحث مبسوطی را درباره فضیلت سجده بر تربت امام حسین (ع) با استناد به احادیث مطرح می‌نماید.اولین چاپ این کتاب، پیش از انقلاب از سوی مؤسسه در راه حق در چند نوبت و در هر بار با تیراژ پنج هزار به چاپ رسید. بعد از آن نیز یک بار در بیروت چاپ شد. همچنین به طور متفرقه از طریق ناشران مختلف به چاپ رسید که نام و مشخصات ناشر در آن منعکس نشده است.
6 حاشیه و تعلیقه بر کتاب «معادن الحکمه»
ویژگی اثر : حاشیه و تعلیقه بر کتاب‌های «معادن الحکمه» مرحوم فیض کاشانی و «شیعه در اسلام» مرحوم علامه طباطبایی، از دیگر آثار به چاپ رسیده آیت اللّه احمدی به شمار می‌آید که اثر اول را مؤسسه نشر اسلامی در سال 1365 به چاپ رساند و یک سال بعد نیز تجدید چاپ شد و اثر دوم هم تا کنون از طریق مراکز انتشارات مختلف در چند نوبت به چاپ رسیده است.اضافه بر آثار یاد شده، از این عالم فرزانه مقالات و دست نوشته‌های متنوعی هم در موضوعات مختلف به یادگار مانده است.
7 حاشیه و تعلیقه بر کتاب شیعه در اسلام
ویژگی اثر : حاشیه و تعلیقه بر کتاب‌های «معادن الحکمه» مرحوم فیض کاشانی و «شیعه در اسلام» مرحوم علامه طباطبایی، از دیگر آثار به چاپ رسیده آیت اللّه احمدی به شمار می‌آید که اثر اول را مؤسسه نشر اسلامی در سال 1365 به چاپ رساند و یک سال بعد نیز تجدید چاپ شد و اثر دوم هم تا کنون از طریق مراکز انتشارات مختلف در چند نوبت به چاپ رسیده است.اضافه بر آثار یاد شده، از این عالم فرزانه مقالات و دست نوشته‌های متنوعی هم در موضوعات مختلف به یادگار مانده است.
8 لزوم وزارت اطلاعات در حکومت اسلامی
ویژگی اثر : در این کتاب، مؤلف فرزانه نخست با استناد به ادله عقلی و نقلی به ضرورت وجود تشکیلات اطلاعاتی در حکومت اسلامی می‌پردازد و بحث مبسوطی در این زمینه ارائه می‌دهد. سپس مباحث متنوعی را نیز در موضوعات مختلف؛ از جمله: معنای نصیحت، بحث عریف و نقیب، معنای تجسس و سوء ظن و موارد جواز این دو و وجوب حسن ظن را از دیدگاه قرآن و احادیث مطرح می‌سازد.چاپ اول این کتاب را دفتر نشر برگزیده در قم، در سال 1374 به چاپ رسانده است.
9 مالکیت خصوصی
ویژگی اثر : در اوایل انقلاب، از سوی برخی گروهک‌ها شبهاتی در جامعه ترویج و القا می‌شد مبنی بر این که: در اسلام مالکیت خصوصی وجود ندارد و اگر هم باشد، بسیار محدود است؛ یا در اسلام سرمایه و ثروت جایگاهی ندارد و اجاره یک نوع استثمار و بهره کشی از ضعیفان است و... . آیت اللّه احمدی جهت پاسخ به این شبهات، سلسله مباحثی را پیراموی مالکیت خصوصی در رمضان سال 1359، در انجمن دین و دانش میانه آغاز می‌کند و با استفاده از آیات و روایات در صدد رفع شبهه برمی‌آید و نظر اسلام را در این خصوص روشن می‌سازد. یادداشت‌های این مباحث، با تصحیح و اضافاتی به صورت کتاب مذکور، در پاییز سال 1361 از سوی مؤسسه نشر اسلامی به چاپ رسید و تا کنون چندین نوبت تجدید چاپ شده است.
10 مکاتیب الامام الرضا(ع)
ویژگی اثر : تالیف
11 مکاتیب الرسول
ویژگی اثر : کتاب ارزشمند «مکاتیب الرسول» که بار نخست در سال 1339 شمسی به چاپ رسید و تحقیق آن از سال 1328 آغاز شده بود که در آن ایام، مؤلف تلاشگر حدود 23 سال سن داشت. تشخیص و انتخاب موضوع در آن سن، با توجه به فضای آن روز حوزه، به خوبی حکایت گر استعداد و ژرف اندیشی آیت اللّه احمدی است.: این کتاب نفیس در پانزده فصل مهم، تنظیم و تدوین یافته است که در آن موضوعاتی از قبیل نامه‌های پیامبر به پادشاهان، کارگزاران و رهبران سایر ادیان، قراردادهای آن حضرت، نوشته‌های پیامبر در نزد امامان معصوم (ع) ، مکتوبات آن حضرت در موضوعات متفرق، مکتوبات منسوب به آن حضرت، کاتبان وحی، ویژگی‌های آنها از حیث فصاحت و بلاغت، غرائب موجود در آنها، چگونگی آغاز و انجام آنها و سایر موضوعات تحقیقی و علمی مفید که به مناسبت‌هایی در لابه‌لای فصول مطرح شده است.استفاده از منابع و مآخذ مهم اهل سنت از حیث کمی و کیفی از امتیازات بارز این اثر کم‌نظیر می‌باشد.این کتاب به جهت اهمیت ویژه‌ای که دارد، بی‌درنگ مورد استقبال کم نظیر اندیشمندان اسلامی و غیراسلامی قرار گرفت و تا کنون چندین بار با مجلدات و اندازه‌های مختلف در بیروت، تهران و قم به چاپ رسیده است. اولین چاپ آن در سال 1339، با همکاری حجج الاسلام و المسلمین: محمد مهدی حجتی و میرزا قدرت اسکندری از طریق چاپخانه علمیه قم انجام پذیرفت و آخرین آن را که همراه با تصحیح، تنقیح و اضافات مؤلف بود، در سال 1377 ش، انتشارات دارالحدیث در چهار جلد با کیفیت مطلوب چاپ کرد و در اختیار علاقمندان قرار داد.
12 مواقف الشیعه
ویژگی اثر : این کتاب، شامل نزدیک به یک هزار مناظره و احتجاج از صحابه پیامبر (ص) ، اصحاب امامان معصوم (ع) ، راویان، محدثان، عالمان و شخصیت‌های بزرگ شیعه در طول تاریخ می‌باشد و از منابع معتبر شیعه و اهل سنت جمع‌آوری شده و در سه مجلد، تدوین یافته است. مؤلف فرزانه در مقدمه این کتاب، ضمن توضیح درباره جدال و اقسام آن، انگیزه نگارش خود را به طور اجمال این چنین بیان می‌دارد:«هر کس در محتوای مناظرات این کتاب دقت و تأمل کند، به وضوح قدرت تفکر، رشد عقلی و دقت نظر علمای شیعه را مشاهده می‌کند و اهتمام آنان را به امور دینی به خوبی درمی‌یابد و برایش روشن می‌شود که دانشمندان شیعی در طول تاریخ، اهل منطق و برهان بوده و هرگز به نیرنگ پناه نبرده‌اند. علاوه بر مبانی خود، به کتب و عقاید مخالفان خویش آگاهی کامل داشتند و در بحث و مناظره جانب انصاف و متانت را کاملاً مراعات می‌کردند و همه این امتیازات را هم از اهل‌بیت (ع) گرفته‌اند. نیز می‌فهمد، به خلاف شیعه، آنهایی که با شیعه به مقابله و مخالفت برخاستند، هیچ یک این مزایا را نداشتند، بلکه حتی فاقد آن بودند و...»این کتاب اگر چه از ترتیب منطقی خاصی برخوردار نیست - به همین سبب بعضاً پراکندگی و تکرار در آن به چشم می‌خورد و امید است در چاپ‌های بعدی توسط ناشر برطرف گردد، اما از حیث محتوا در نوع خود کم‌نظیر و بدیع می‌باشد. برای اولین بار سال 1375 ش توسط مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به زیور چاپ مزین شده ویک سال بعد نیز به عنوان کتاب سال اعلام گردید.

ارباب قمی، میرزامحمد

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
مرحوم آیت‌اللّه حاج میرزا محمد ارباب قمی در سال 1273 ق، در بیت علم و فضل - در عین حال کشاورز - در شهر قم چشم به جهان گشود.حاج میرزا محمد ارباب، به سامراء و سپس نجف مهاجرت کردو سالیان بسیار در درسهای آیات عظام، میرزا حبیب رشیتی وآخوند ملا محمدکاظم خراسانی حضور یافت، تا آنکه پس از تحصیل و تکمیل علوم دینی، به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد.
گروه : علوم انسانی
رشته : الهیات و معارف اسلامی
والدین و انساب : پدر بزرگوارش، مرحوم محمد تقی بیک ارباب - معروف به جان بابا - از فاضلان و ادیبان و شاعران قم به شمار می رفت.
تحصیلات رسمی و حرفه ای : مرحوم میرزا محمد ارباب قمی ، پس از پشت سر نهادن دوران نوجوانی به تحصیل ادبیات همت گمارد و پس از آن به تهران رفت و نزد اساتید هر فن از هنر علمی توشه‌ای و از هر خرمن خوشه‌ای برچید تا مشار بالبنان گردید. مرحوم حاج میرزا محمد ارباب، به همراه دوستان گرانقدرش مرحوم آیت‌اللّه حاج ملا آقا حسین قمی (م 1327 ق) و آیت‌اللّه مولی عبداللّه قمی به سامراء مهاجرت کردند و چندی در درسهای آیت‌اللّه العظمی میرزای شیرازی شرکت نمود. پس از آن به همراه ملا عبداللّه قمی به نجف کوچید.و سالیان بسیار در درسهای آیات عظام، میرزاحبیب‌اللّه رشتی و آخوند ملا محمد کاظم خراسانی حضور یافت، تا آنکه پس از تحصیل و تکمیل علوم دینی، به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد و با اخذ اجازات متعدد روایی (از آیات عظام: محدث نوری و شریعت اصفهانی و حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی) و اجتهادی (از آخوند خراسانی و میرزا حبیب‌اللّه رشتی) به زادگاهش بازگشت.
استادان و مربیان : از استادان میرزا محمد ارباب قمی می توان به آیات عظام زیر اشاره کرد: میرزاحبیب‌اللّه رشتی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی آیت‌اللّه العظمی میرزای شیخ عبدالرحیم نهاوندی میرزا ابوالحسن جلوه آقا محمد رضا قمشه‌ای
هم دوره ای ها و همکاران : از همدوره ایهای میرزا محمد ارباب قمی می توان به موارد زیر اشاره کرد: مرحوم آیت‌اللّه حاج ملا آقا حسین قمی (م 1327 ق) آیت‌اللّه مولی عبداللّه قمی
همسر و فرزندان : از آن فقیه بزرگ میرزا محمد ارباب قمی ، فرزندانی والامقام بر جای مانده که عبارتند از:مرحوم حجة الاسلام میرزا محمد باقر ربانی و میرزا محسن اشراقی و در حال حاضر آقای حاج آقا سعید اشراقی از جمله فرزندان معظم‌له به شمارند. اما از همه معروفتر استاد سخن و خطیب شیرین شکّرشکن مرحوم حجةالاسلام و المسلمین حاج میرزا محمد تقی اشراقی است.
زمان و علت فوت : سرانجام آن فقیه بزرگ میرزا محمد ارباب قمی، پس از عمری تلاش و کوشش در ترویج دین و بزرگداشت شعایر الهی، در سال 1341 ق در 68 سالگی چشم از جهان فرو بست و به موالیان طاهرینش پیوست. در وفات ایشان، مردم و حوزه علمیه قم یکپارچه عزادار شدند و به خصوص مرحوم آیت‌اللّه حایری، بسیار متأثر و نگران شده و در تسلیت مرحوم اشراقی و برادران او فرمود:«نه تنها شما یتیم شدید، بلکه برادری هم از دست من رفته است.»مردم حق شناس قم، پیکر پاکش را پس از یک تشییع باشکوه، در قبرستان شیخان - در جوار مرقد میرزای قمی - به خاک سپردند.
مشاغل و سمتهای مورد تصدی : مرحوم میرزا محمد ارباب قمی ، پس از مراجعت به تدریس و تالیف و اقامه جماعت و موعظه و حلّ و فصل دعاوی و رفع مخاصمات اشتغال داشت. وی در این زمان ریاستی عام و شهرتی تام پیدا کرد و آوازه فقاهت و فضیلت او به همه جا رسید و مجلس درس و بحث او، یکی از پررونق‌ترین مجالس درسی حوزه بود. منبری داشت شیرین و متین و محضری بس نمکین، در نهی از منکر و منع اهل فجور قلبی قوی و قدمی راسخ داشت و در حفظ حدود شرعیه دقیقه‌ای فرو نگذاشت... جماعت علما در محضر وی، خود را کوچک می‌شمردند و بزرگان دین و دنیا نام مبارکش را به حرمت تمام می‌بردند.
فعالیتهای آموزشی : میرزا محمد ارباب قمی، همه روز به تدریس فقه و حدیث اشتغال داشت و از مجلس درس وی گروهی بسیار به مدارج عالیه نائل آمدند.
شاگردان : آن فقیه بزرگ، همه روز به تدریس فقه و حدیث اشتغال داشت و از مجلس درس وی گروهی بسیار به مدارج عالیه نائل آمدند. برخی از آنان عبارتند از:1 - آیت‌اللّه حاج شیخ عباس محدث قمی (1294 - 1359 ق) نویسنده «سفینةالبحار» و «الکنی و الالقاب»2 - آیت‌اللّه حاج میرزا محمد فیض قمی (1293 - 1370 ق) نویسنده «کتاب الفیض» و «ذخیرةالعباد»3 - آیت‌اللّه حاج میرزا محمد کبیر قمی (1290 - 1369 ق) نویسنده «مطالع الشموس» در علم اصول‌4 - آیت‌اللّه حاج شیخ حسن نویسی قمی (1291 - 1371 ق)5 - مرحوم حاج شیخ علی محمد باغ پنبه‌ای قمی6 - مرحوم حاج سید علی اکبر برقعی قمی (1317 - 1407 ق) نویسنده «راهنمای دانشوران» و «کانون احساسات»7 - مرحوم حاج شیخ ابوالحسن فقیهی قمی‌8 - مرحوم میرزا محمد تقی اشراقی (1313 - 1368 ق) نویسنده «تفسیر سوره یوسف» و «تفسیر سوره قلم»9 - حاج سید محمد صادق طاهری‌10 - حاج شیخ محمد صادق فقیهی قمی11 - حاج شیخ احمد فقیهی قمی12 - آقا میرزا محمد باقر ربانی - فرزند معظم له -13 - مرحوم آقا سید ناصرالدین قمی
آرا و گرایشهای خاص : میرزا محمد ارباب قمی آن فقیه بزرگ دارای سجایا و صفاتی بود که از دیگران، متمایزش ساخته بود. از جمله ویژگیهایش دستگیری از مستمندان و کمک به مردم بود. جود و احسان شیوه او بود.
چگونگی عرضه آثار : در سبب تألیف الاربعین الحسینیه کتاب، آورده‌اند:از مرحوم محدث نوری می‌خواهند که بحارالانوار را برای چاپ، مقابله و تصحیح نماید و ایشان، این کار را به مرحوم میرزا محمد ارباب قمی حواله می‌دهد. معظم‌له نیز می‌پذیرد، اما در اثر انجام این کار سنگین و طاقت‌فرسا، نور چشم خود را از دست می‌دهد و کم دید می‌شود لذا نذر می‌کند که اگر خداوند او را شفا دهد کتاب اربعین را بنویسد. و خداوند متعال او را شفا داد و او هم این کتاب را در سال 1328 ق نگاشت و در سال 1330 به چاپ رسید.(13)مؤلف محترم، در آغاز سلسله سند خویش را به ائمه اطهار (ع) از طریق محدث نوری، و در حدیث 40، از طریق آیات عظام: حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی، سید محمد هندی نجفی، شیخ الشریعه اصفهانی و محدث نوری بازگو کرده است. --------------------------------------------------------------------------------
آثار :
1 الاربعین الحسینیه
ویژگی اثر : .این کتاب، معروفترین نوشتار وی است. مؤلف، در این کتاب شریف چهل حدیث درباره امام حسین (ع) را شرح نموده و در آن از مطالب بسیار در فنون حدیث، تفسیر، تاریخ، کلام، شعر عربی و فارسی، لغت و فقه سخن گفته است.(11)این کتاب، آکنده از فوائد گوناگون و مطالب خواندنی بوده و نوشته‌ای توسط نگارنده پیرامون آن به چاپ رسیده است.(12) مؤلف بزرگوار، بسیاری از اشعار عربی و فارسی خود را در این کتاب - به تناسب مقام - ذکر نموده و چیره‌دستی خود را در فنّ قصیده‌سرایی نشان داده است.
2 تصحیح و مقابله و چاپ کتاب اثبات الوصیة مسعودی
3 تصحیح و مقابله و چاپ کتاب غیبت نعمانی
4 تصحیح و مقابله و چاپ کتاب کنزالعرفان فاضل مقداد و منهاج النجاة فیض کاشانی
5 تصحیح و مقابله و طبع کتاب شریف «بحارالانوار»
6 حاشیه بر کتاب «جواهر الکلام»
7 حاشیه بر کتابهای بسیار، مانند: اسفار
8 دیوان اشعار
ویژگی اثر : (مجموعه‌ای از اشعار عربی و فارسی، که برخی از آنها بسیار معروف است و اگر گردآوری شود، دیوانی بزرگ خواهد شد.)
9 رجوم الشیاطین، در ردّ بر فرقه ضاله بابی و بهایی
10 شرح قصیده عینیه سید حمیری (لامّ عمرو باللوی مربع)
11 شرح کتاب «بیان» شهید اول - دوره فقه
منابع زندگینامه :
سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

استاد ولی، حسین

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حسین استاد ولی در سال 1331 ، در تهران متولد گردید. با به پایان بردن تحصیلات مقدماتی ، وارد دوره ی متوسطه دبیرستان شد ، و در سال 1348 هم زمان با تحصیل در دوره ی متوسطه ، شب ها پس از نماز مغرب و عشاء به مسجد مرحوم حاج ملا محمد جعفر معروف به حوزه ی علمیه ی حضرت آقای شیخ احمد مجتهدی تهرانی می رفت و به فراگیری علوم ادبی و دینی می پرداخت ، او تا سطح لمعه را در آنجا فراگرفت. استاد ولی فراگیری علوم دینی را هم چنان پس از این دوره ادامه داد و توانست در این مدت محضر درس اساتید بزرگی را درک نماید. استادولی کار ترجمه و تصحیح را از سال 1354 نزد استاد غفاری آغاز نمود و در این مدت آثار زیادی به چاپ رساند. تصحیح کتاب «الامالی» حسین استاد ولی ، در دوره دوم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.
گروه : علوم انسانی
رشته : الهیات و معارف اسلامی
والدین و انساب : پدر حسین استاد ولی ، مرحوم عباسعلی ، معروف به آقای شیخ عباس از کسبه ی متدین و اهل تهران بود.
تحصیلات رسمی و حرفه ای : حسین استاد ولی با به پایان بردن تحصیلات مقدماتی ، وارد دوره ی متوسطه دبیرستان شد ، و در سال 1348 هم زمان با تحصیل در دوره ی متوسطه ، شب ها پس از نماز مغرب و عشاء به مسجد مرحوم حاج ملا محمد جعفر معروف به حوزه ی علمیه ی حضرت آقای شیخ احمد مجتهدی تهرانی می رفت و به فراگیری علوم ادبی و دینی می پرداخت ، او تا سطح لمعه را در آنجا فراگرفت. استاد ولی فراگیری علوم دینی را هم چنان پس از این دوره ادامه داد و توانست در این مدت محضر درس اساتید بزرگی را درک نماید.
استادان و مربیان : حسین استاد ولی از سال 1348 تا سال 1354 در محضر درس شیخ احمد مجتهدی تهرانی حاضر گردید. در سال 1354 در اثر علاقه ی وافر به علم حدیث ( با توسل به ذیل عنایت شیخ صدوق ) محضر درس میرزا علی اکبر غفاری را درک نمود. و در فاصله ی سال های 48 تا 57 همزمان با تحصیل در مدرسه ی آقا ، در محضر درس حاج سیدهاشم حسینی حاضر گردید. استاد ولی همچنین در سال 1362 به حوزه ی درس آیت الله حاج سیخ محمدتقی شریعتمداری راه یافت و شرح لمعه و بخشی از مکاسب شیخ و چندی نیز خارج المدارک آیت الله حاج سید احمد خوانساری را نزد این استاد فراگرفت.
هم دوره ای ها و همکاران : حسین استاد ولی در سال 1345 با دانشمند گرانمایه آقای میرزا علی اکبر غفاری آشنا شد که ثمرۀ این آشنایی فراگیری روش تصحیح فنی متون اسلامی از آقای غفاری بود.
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : حسین استادولی کار ترجمه و تصحیح را از سال 1354 نزد استاد غفاری آغاز نمود و در این مدت آثار زیادی به چاپ رساند.
جوائز و نشانها : تصحیح کتاب «الامالی» حسین استاد ولی ، در دوره دوم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد. --------------------------------------------------------------------------------
آثار :
1 اعراب گذاری کتابهای توحید صدوق، ثواب الاعمال، غیبت نعمانی
2 الامالی
ویژگی اثر : تصحیح کتاب - برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در دوره دوم کتاب سال-یکی از پایه های معارف اسلامی سخنان و سیره ائم? اطهار علیهم السلام است، ثقل اصغری که پیامبر اکرم بارها و بارها در حیات خویش به تمسک و پیروی از آن فرمان داده بود. بدین سبب در طول دوران حیات ائم? اطهار محدثین شیعه با دقت و وسواس بی نظیر خود به گردآوری و ضبط احادیث آن بزرگواران پرداختند و حاصل تلاش آنان مجموعه های روایی بود که به آیندگان به ارث رسید. علمای اسلامی که پس از عصر ائمه و دوران غیبت کبری به سر می بردند در استمرار این سنت حسنه به نقل روایات ائمه علیهم السلام پرداختند. علاوه بر تألیف کتابهای روایی، این بزرگواران با تشکیل مجالس هفتگی و یا ماهانه به نقل حدیث می نشستند و شاگردان ایشان با کتابت این احادیث مجموعه هایی را می پرداختند که در اصطلاح «امالی» نامیده می شود. یکی از علمان بزرگ شیعی که چنین مجالسی را برپا می داشت فخرالشیعه ابوعبدالله محمدبن النعمان العکبری الغدادی، معروف به شیخ مفید (متوفی به سال 413 هـ.ق) می باشد. شیخ مفید از دانشمندان بزرگی است که در فنون مختلف اسلامی تبحر فراوانی داشته و در دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام با قدرت بی نظیری به بحث و مناظره می پرداخته است. کتاب «الامالی» دربرگیرند? 42 جلس? نقل روایت است که اولین آن در ماه مبارک رمضان سال 404 هجری و آخرین آن در روز شنبه 27 ماه مبارک رمضان سال 411 هجری برگزار شده است و در مجموع حاوی 387 حدیث در مسائل مختلف می باشد. در تصحیح کتاب، مصحح محترم با مراجعه به نسخ مختلف و نیز افزودن تعالیق مفید، در مجموع کار ارزنده ای را به انجام رسانده که سبب احیای مجدد این کتاب شده است. فهارس تفصیلی اعلام، بیوتات قبایل و اماکن نیز به این کتاب ارزش افزونتری بخشیده است
3 الامام علی بن ابی طالب (ع)
4 الامام مهدی
ویژگی اثر : ترجمه
5 امالی مفید
6 بحرالمعارف
7 ترجمه مستقلی از قرآن کریم
8 دعاهای مفتاح الفلاح
9 علم الیقین
10 قصه های طاقدیس
11 قصه های عارفان
منابع زندگینامه : 1www.ketabesal.ir2دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی ، به کوشش: بهاءالدین خرمشاهی ، تهران: انتشارات دوستان و ناهید، ص 196

استرآبادی، مسیح

قرن:12
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
در سال 1193 ق . قاضی سعید استر آبادی فرزند ملا آقا بابا صاحب فرزندی شد که وی را ((مسیح )) نام نهاد. مسیح نوباوه در خانه ای دیده به جهان گشود که نهر جوشان دانش و تقوا در آن جاری و سایه همت و تلاشی خستگی ناپذیر در پی گسترش اندیشه های اسلامی بر آن حاکم بود. وی تحت عنایت ویژه پدری فاضل و تربیت مادری مومن و پاک سرشت ، نشو و نما یافت و از اوان کودکی با نغمه توحید آشنا شد.
گروه : علوم انسانی
رشته : الهیات و معارف اسلامی
تحصیلات رسمی و حرفه ای : از هفت سالگی تمرینهای دینی و آموزش حکمت برای این فرزند صالح در نظر گرفته و در همین دوران به خواندن نماز فرا خوانده شد تا این فریضه دینی بنیانهای عقیدتی را در روان وی سامان دهد. برنامه های تربیتی که به هنگام پرورش وی دنبال می شد موجب گردید که مسیح نوجوان اندیشمند خویش را در چشمه ارزشها شستشو دهد و از نور معنویت بهره مند شود. وی که از همان دوران کودکی بر اثر این شیوه تربیتی به مکارم و فضایل علاقه مند شده بود پس از آنکه از محضر پدر فاضل و وارسته خویش خوشه هایی از خرمن دانش برچید با ارشاد پدر به مدرسه علوم دینی زادگاهش استر آباد پا نهاد و مقدمات دروس حوزوی را با شوق زیاد و استعداد شگفت آموخت . پس از آن بار سفر بست و برای تکمیل آموخته هایش خانواده را به قصد قم ترک نمود و در جوار بارگاه مقدس حضرت فاطمه معصومه (س ) رحل اقامت افکند.حوزه درسی فقیه نامدار و دانشور پرآوازه جهان تشیع ، میرزای قمی بسان چشمه ای جوشان این تشنه معرفت را به سوی خویش جذب کرد و میرزا مسیح در طول سالهای اقامت خویش در قم از این استوانه فقاهت در رشته های فقه ، اصول ، حدیث ، درایه و رجال بهره برد و در اندک مدتی جزو شاگردان برجسته میرزای قمی قلمداد گردید.
وقایع میانسالی : مردم مسلمان تهران با هدایت علمای شیعه و فتوای میرزا مسیح استرآبادی مجتهد در روز ششم شعبان 1244 ق . در مسجد جامع شهر اجتماع کردند و از این کانون توحید و تقوا به سوی لانه فساد گریبایدوف روانه شدند تا حکم اسلام و فتوای میرزا مسیح را مبنی بر آزاد نمودن زنان مومن از دست سفیر شقی و بدرفتار، به اجرا درآوردند. هدف میرزا مسیح در این ماجرای شکوهمند تنها موضوع چند زن گرجی و مشابه آن نبود بلکه مساله اصلی بقای اسلام بود و نفی هر گونه سلطه و تجاوز. هنگامی که گروهی از شیعیان در منزل خویش آسایش ندارند و کارگزاران قاجار هم ذلیلانه به چنین آشفتگی تن داده اند برای روحانی برجسته ای چون میرزا مسیح تکلیفی بالاتر از این قیام وجود ندارد.جمعیتی که به فرمان میرزا مسیح از مسجد جامع به سوی سفارت روس حرکت کرد در آغاز بیش از هزار نفر نبود ولی وقتی به در سفارت رسیدند رقم آنان به صد هزار نفر بالغ گردید. آنان با خشم و هیجان ، خواسته بر حق و منطقی خود را مبنی بر آزاد سازی زنان مطرح کردند اما گریبایدوف به جای بردباری در مقابل مسلمانان خروشان دستور داد تا به وسیله تیراندازی جواب آنها را بدهند. بر اثر این تیراندازی نوجوان 14 ساله ای که بین جمعیت بود به شهادت رسید! مردم خشمگین جسد او را به مسجدی در آن حوالی برده ، بر سر نعشش به سوگواری پرداختند و برای گرفتن انتقام به سوی سفارت یورش بردند و با هجوم دسته جمعی در سفارت را باز کردند و با افراد سفارت درگیر شدند. بر اثر این نبرد خونین که در یک طرف گروهی مهاجم و مسلح و در سوی دیگر عده ای مسلمان معتقد بودند 80 نفر از مردم در راه دفاع از حق و ایستادگی در مقابل تجاوز و اجرای حکم اسلامی و عملی ساختن فتوای مجتهدی مبارز به شهادت رسیدند و 38 نفر از ساکنان سفارت کشته شدند که در بین آنان جنازه گریبایدوف دیده می شد. . البته از سوی تزار روس درخواست شده بود که رهبر قیام (میرزا مسیح ) دستگیر و تبعید شود که متاسفانه دربار تصمیم تبعید میرزا مسیح گرفت . وقتی خبر تبعید میرزا مسیح در تهران پیچید بار دیگر توفانی از خشم مردم برانگیخته شد.تظاهرات وسیعی صورت گرفت و موج انسانها از معابر و خیابانها به راه افتادند و مخالفت خود را با این برنامه اعلام کردند. مزدوران قاجاریه به جای عملی ساختن خواسته مردم ، به حملات وحشیانه ای علیه آنان پرداخته ، به ضرب و جرح مسلمانان اقدام کردند. سرانجام در هشتم صفر 1245 ق . میرزا مسیح را به مسجد شاه (مسجد امام خمینی کنونی ) در تهران آوردند و وی را مجبور ساختند تا در انظار عمومی با مریدان و خانواده خود وداع کند، اما به دلیل خشم و اعتراض اهالی تهران در آن روز موفق نشدند میرزا مسیح را به تبعید بفرستند و این ماجرا چند روزی به تعویق افتاد و در روز بیستم صفر 1245 ق این مجتهد خیراندیش شهر تهران را به مقصد عتبات عالیات ترک کرد. وی در یکی از آثار خود به ماجراهای سخت و سراسر رنج دوران تبعید اشاره دارد.
زمان و علت فوت : بارقه معنوی بارگاه مقدس حضرت امام حسین علیه السلام و انوار ملکوتی مرقد مطهر حضرت علی علیه السلام در نجف چنان آرامش و اطمینان خاطری را برای میرزا مسیح استرآبادی فراهم ساخت که در پرتو آن توانست تحقیقات علمی خود را گسترش داده ، آثاری نیک را به انجام رساند. ولی ضعف بینایی و روی آوردن امراض و تشنجات و ناامنی حاکم بر عراق سبب شد که وی مدتی پس از این در بستر بیماری افتد و سرانجام در سال 1263 هجری دار فانی را وداع گوید و به سوی سرای باقی بشتابد.آری ! میرزا مسیح مظلومانه دور از یاران سالهای گذشته اش ، اما در کنار دیگر یاورانی آسمانی جان سپرد و فقیه بلند آوازه شیخ محمد حسن نجفی مولف کتاب جواهرالکلام و تنی چند از علمای مشهور نجف بر پیکرش نماز گزاردند و آن مرحوم را با شکوه خاصی در یکی از حجره های طرف بالا سر صحن حضرت امیرالمومنین علیه السلام دفن کردند.
مشاغل و سمتهای مورد تصدی : از افتخارات بزرگی که نصیب میرزا مسیح استرآبادی مجتهد شد، این بود که به رغم اختلافات و فشار ناشی از سلطنت سلسله قاجار و دخالت بیگانگان در امور کشور و نیز اوضاع پریشان و آشفته آن روز، با شخصیتها و دانشوران نامداری معاصر بود که هر یک پرتوافشان محافل علمی بوده اند. میرزا مسیح که انسانی وارسته ، زهد پیشه و ساده زیست بود در نخستین روزهای ورود به تهران تنها به اقامه نماز جماعت در مسجد جامع شهر اکتفا کرد و در ضمن آن به نشر احکام دین و پاسخگویی به مشکلات فقهی مردم پرداخت . وی اوضاع محرومان را مورد بررسی قرار می داد، در حل گرفتاریهای شیعیان از هیچ کوششی دریغ نداشت و در حد توان جامعه مسلمین را مراقبت و نظارت می کرد و اگر در جایی خلاف یا رفتار ناروایی می دید و یا متوجه می شد که احکام اسلامی نادیده انگاشته می شود چون تندر می غرید و با حرکتی مدیرانه به مقابله و اصلاح آن می پرداخت و از این طریق فرهنگ جامعه را تصحیح می نمود.
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : میرزا مسیح استرآبادی علاوه بر تسلط کامل بر اصول و قواعد کلی فقه و منابع دینی ، وضع موجود و حدود موضوعات و زمینه ها را می شناخت و مقتضیات زمان و مکان از نظرش دور نبود. چنین ویژگی افزون بر خوشخویی ، صیانت نفس و تواضع وی موجب گردید تا مومنان چون پروانه بر گردش جمع شده ، از محضرش استفاده کنند رفته رفته در پی اصرار گروهی از طالبان و شیفتگان علوم دینی حوزه درسی تشکیل داد و در اثر تقاضای فراوان مردم رساله علمیه خود را انتشار داد و بسیاری از مردم تهران و حتی ساکنان نقاط شمالی و غرب کشور ایشان را به عنوان مرجع تقلید خویش شناختند. پس از مدتی اعتبار علمی و اجتماعی ، نفوذ اخلاق و رفتارش در قلوب مردم چنان بود که به عنوان بارزترین و ارجمندترین مجتهد تهران شناخته شد .
شاگردان : میرزا مسیح استرآبادی در تهران علاوه بر آنکه در مقام مرجع تقلید و مجتهدی پرآوازه به امور شرعی و اجتماعی مردم مشغول بود از پرورش شاگردان غافل نبود و حوزه درسش پررونق بوده است . 1- حاج میرزا نصرالله مشهدی (تربتی ) (متوفی 1298 ق ) 2- حاج میرزا احمد ساوجی (متوفی 1305 ق ) 3- مولانا عبدالرحمن شیخ الاسلام (متوفی 1290 ق ) --------------------------------------------------------------------------------
آثار :
1 المصباح
ویژگی اثر : کتابی است به زبان عربی در خصوص مسائل فقهی که در سال 1262 ق در تهران چاپ سنگی شده است
2 رساله علمیه
ویژگی اثر : ایشان رساله ای برای استفاده عموم مقلدان به رشت تحریر درآورد که از لحاظ استحکام مضامین ، کاوشهای علمی و استناد به منابع روایی و کتب فقها و محدثان گذشته در خور توجه صاحبان فضل است . البته گویا میرزا مسیح نخست رساله ای درباره احکام فقهی نوشته و سپس آن را تغییر داده و با مسائل جدیدتر تنظیم کرده است . المصباح لطریق الفلاح )): نسخه ای از این رساله با چاپ سنگی در کتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران نگهداری می شود.
3 شرح قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام
ویژگی اثر : این شرح در بردارنده بخش طهارت و برخی از مباحث و موضوعات فقهی است . نسخه ای از این کتاب در نزد نواده او میرزا عبدالله مجتهد تهرانی بوده است.
4 شرح کتاب المعاطاه
ویژگی اثر : که متضمن کتاب الصلح و الاجاره و الوکاله است .
5 شرح مختصر النافع
ویژگی اثر : نسخه خطی این کتاب در 110 صفحه به صورت عکسی در کتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران نگهداری می شود. مطالب آن از کتاب تجارت آغاز می گردد.6. رساله فی احکام النیایه و جواب الاسئله الفقهیه : این کتاب رساله استدلالی گران سنگی است که در خصوص احکام فقهی بحث کرده و در جواب سئوالهایی نوشته شده که سئوال کنندگان آن مشخص نیستند.در بخشی از این کتاب میرزا مسیح به ایام سخت تبعید خود در عتبات عالیات اشاره کرده است و تاریخ بیستم شوال 1248 ق در پاسخ یکی از مسائل فقهی دیده می شود.
6 قواعد الاصولیه
7 کشف النقاب فی شرح لمعه الدمشقیه
ویژگی اثر : (تصویری از نسخه خطی آن در کتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران مضبوط است .)
منابع زندگینامه :
1سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

اصفهانی، فتح الله

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
در زمستان سال 1228 ش . (12 ربیع الاول 1266 ق )باز شدن غنچه ای در خانه محمد جواد نمازی اصفهانی ، بهار را نوید داد. آن غنچه خوشبو را فتح الله نامیدند. او ابتدا در حوزه علمیه اصفهان سپس به حوزه علمیه مشهد به تحصیل مشغول میشود. وی درسال 1295ه.ق راهی نجف اشرف شد و در محضر مراجع تقلیدآن زمان آیات بزرگوار شیخ محمد حسین کاظمی و میرزا حبیب الله رشتی حاضر شد و خود نیز مجلس درس مهمی تشکیل داد که بسیاری از دانشمندان حوزه علمیه نجف در آن شرکت می کردند.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : ملا فتح الله اصفهانی در دامان پر مهر مادری مومن که هیچ گاه او را بدون وضو شیر نمی داد و پدری دلسوز که نامش محمد جواد بود و لحظه ای از تربیت فرزندش غافل نمی شد، رشد کرد و پس از سپری کردن دوران بازیهای کودکانه راهی کلاس قرآن و دیگر کتابهای مذهبی شد.خاطرات کودکی : گویند روزی ملا فتح الله اصفهانی بیمار شد و وقتی پزشک برای معالجه بر بالین او آمد شیخ الشریعه در مورد بیماری اش از کتاب قانون بوعلی سینا مطلبی گفت . پزشک تصور کرد چون شیخ نوع بیماری خود را می دانسته تنها همان قسمت کتاب را به خاطر سپرده است ولی در گفتگوهای بعدی مشخص شد او بیشتر مطالب قانون را آماده در ذهن دارد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : ملا فتح الله اصفهانی ابتدا در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل مشغول شد. استعداد و پشتکار فتح الله موجب شد که بتواند با سرعت ، مقدمات علوم اسلامی را فرا گرفته ، در درس فقه و اصول بزرگان مدارس علمیه زانوی ادب به زمین بزند. با این حال حضور در درس بهترین اساتید حوزه علمیه اصفهان نتوانست تشنگی دانش اندوزی او را فرو نشاند. از این رو راهی حوزه علمیه مشهد مقدس شد.در آن شهر از محضر اساتید برجسته ای چون آیه الله حاج میرزا نصرالله مدرس ، آیه الله محمد ابراهیم بروجردی و سید مرتضی حائری بهره فراوان جست تا در ردیف اساتید آن دیار شناخته شد. سپس به سوی اصفهان مراجعت کرد. تا آن زمان نظریات شیخ مرتضی انصاری در اصفهان شهرتی نداشت ولی شیخ شریعت به بیان مسلک شیخ مرتضی انصاری همت گماشت .استادان و مربیان : ملا فتح الله اصفهانی در محضر شریعتمداران زیادی درس شریعت آموخت تا شیخ شریعت شد به پاس احترامشان نام آنان در ذیل می آید:1. ملا حیدر علی اصفهانی2. آیه الله نصر الله مدرس3. شیخ محمد صادق تنکابنی4. ملا احمد سبزواری5. شیخ عبدالجواد خراسانی6. آیه الله ملا محمد باقر اصفهانی7. شیخ حسین علی تویسرکانی ملایری8. آیه الله شیخ محمد تقی هروی9. آیه الله شیخ محمد رحیم بروجردی10. آیه الله شیخ محمد حسین کاظمینی11. آیه الله میرزا حبیب الله رشتیهمسر و فرزندان : ملا فتح الله اصفهانی با یکی از نوادگان آیه الله شیخ محمد حسین اصفهانی مولف کتاب فصول ازدواج کرده بود و حاصل این ازدواج 3 فرزند پسر بود:1. شیخ حسن : وی فرزند بزرگ شیخ الشریعه بود و در انقلاب نقش بسزایی داشت .2. شیخ مهدی ، او تقریرات درس پدرش را به رشته تحریر کشید و کتاب ((اعلام الاعلام بمولد خیر الانام )) از اوست .3. شیخ محمد شریعت (1283 - 1357 ق .): وی در نجف به تکمیل علوم خود پرداخت . در سال 1331 ش . آیه الله بروجردی او را به عنوان نماینده خود راهی اصفهان کرد. شیخ محمد پس از رحلت آیه الله بروجردی امام امت (ره ) را به عنوان مرجع اعلم معرفی کرد که عده ای از علمای پاکستان هم به پیروی از ایشان امام را مرجع تقلید اعلم به مردم معرفی کردندوقایع میانسالی : نیروهای انگلستان و همدستانش در جنگ جهانی اول با طرح این شعار که هدف ما رهایی کامل ملتهاست توانستند عراق و دیگر کشورهای عربی را تصرف کنند اما پس از اشغال عراق نه تنها به آنها استقلال ندادند که سعی کردند با برگزاری رفراندم فرمایشی به اشغال خود حالت قانونی دهند و آنگاه که عده ای از آزادیخواهان درخواست استقلال کردند آنها را تبعید و زندانی کردند و متعاقب این اوضاع شیخ الشریعه با ارسال تلگرافهایی به حاکمان انگلیسی و فرماندهان ارشد نظامی آنان از این درخواست سرباز زدند و سعی کردند با سرکوب جلو انقلاب را بگیرند.در این هنگام آیه الله میرزا محمد تقی شیرازی با صدور فتوایی به عراقیان اجازه داد که اگر انگلیسیان از دادن حقوق آنها سرباز زدند آنان دست به اسلحه برند و حق خود را باز پس گیرند. و این گونه بود که آتش انقلاب در عراق زبانه کشید.در هنگامی که تمامی شهرهای عراق در آتش انقلاب می سوخت ناگهان آیه الله میرزا محمد تقی شیرازی که در این زمان رهبری انقلاب را به عهده داشت به طور مرموزانه ای درگذشت ولی در آن لحظات حساس آیه الله شریعت اصفهانی علم بر زمین افتاده میرزای شیرازی را برداشت و با صدور بیانیه ای از مردم عراق خواست به انقلاب ادامه دهند و سپس در اجتماعی که در صحن حضرت علی علیه السلام برگزار شده بود حاضر شد و در حالی که به علت کهولت و ناتوانی نمی توانست به تنهایی راه برود با کمک چند نفر از اطرافیان بر فراز منبر قرار گرفت و پس از تسلیت از دست دادن میرزا، مجاهدان را به استقامت فراخواند و آنگاه آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی را به عنوان نماینده خود انتخاب کرد و پرچم جهاد را به دست او سپرد.در همین ایام ویلسون ، نماینده انگلستان در عراق تصمیم گرفت با فرستادن پیام تسلیتی باب گفتگو با شیخ را باز کند، او را به پندار خود بفریبد اما نتوانست و انقلاب همچنان ادامه یافت .(1433)متعاقب این اوضاع نیروهای انگلیسی که در ایران و هند مستقر بودند به طرف عراق روانه شدند تا اینکه تعداد آنها به یکصد و پنجاه هزار نفر رسید که به انواع سلاحهای پیشرفته و هواپیماهای جنگی مجهز بودند. قدرت روز افزون نیروهای انگلستان ، تمام شدن منابع مالی مجاهدان و قرار گرفتن آنان در محاصره اقتصادی و نظامی ، نیز تغییر سیاست انگلستان و پیشنهاد تشکیل حکومت ملی در عراق از طرف دیگر موجب شد که بین رهبران جهاد اختلاف افتد و انقلاب متوقف شود. دولت انگلستان به طور رسمی تغیر سیاست خود را اعلام کرد و بدین سان استقلال خود را هر چند ناقص به دست آورد. اگر انقلاب به پیروزی نظامی می رسید علما می توانستند با تشکیل حکومت اسلامی عراقی آباد و آزاد بسازند عوامل فوق در کنار سستی که به مناسبت شروع فصل کشاورزی در مردم عراق پدید آورده بود باعث شد که نیروهای انگلستان بتوانند به طرف شهرهای مقدس پیشروی و کربلا، کوفه و آنگاه نجف را اشغال کنند.پس از اشغال نجف 17 تن از علما و از جمله حسن فرزند شیخ الشریعه دستگیر و برای تبعید روانه بصره شدند.زمان و علت فوت : سرانجام روح پر فتوح ملا فتح الله اصفهانی پس از عمری تلاش در راه اسلام و قرآن در شب یکشنبه هشتم ربیع الثانی سال 1339 ق . قفس تن را درید و آن نفس مطمئنه به سوی پروردگارش پر کشید و پیکر مطهرش در جوار قبر امیرمؤ منان علیه السلام به خاک سپرده شد.در سال 1366 ق . که آیه الله حاج آقا حسین قمی دار فانی را وداع کرد و می خواستند او را کنار شیخ الشریعه دفن کنند در هنگام حفر قبر مقداری از قبر شیخ شریعت خراب شد و حاضران با تعجب دیدند جسد آن فقیه فرزانه هنوز کاملا تازه است چنانکه گویا روز پیش به خاک سپرده شده است .مشاغل و سمتهای مورد تصدی : پس از وفات آیه الله میرزا حبیب الله رشتی و آیه الله شیخ محمد حسین کاظمینی شماری از مردم از شیخ الشریعه تقلید می کردند ولی پس از رحلت میرزا محمد تقی شیرازی ، شیخ الشریعه یگانه مرجع جهان تشیع شد. با این حال وی رهبری دینی را چون باری سنگین بر دوش خود احساس می کرد. او در خلوت دیده شده بود که اشک ریزان با خدای خود چنین مناجات می کرد:((خدایا، در آخرین روزها زندگیم در دنیا به ریاست مبتلا(!) شده ام و باید سنگینی این بار امانت را به دوش کشم ! بار الها، من طاقت تحمل این امر بزرگ را ندارم ... و حال آنکه تو فردای قیامت از من سوال خواهی کرد...)) شیخ شریعت در کنار دیگر علما در برابر هجوم اقتصادی دشمن دو اقدام مهم انجام داد.1 - تشویق مردم به ایجاد شرکت های تعاونی2. تحریم خرید و فروش اجناس و وسایل روسیه و انگلستان .البته در این جبهه نیز زمانی که می رفت این مبارزه منفی شکوفه دهد سفارت انگلیس با یک نامه فدایت شوم به وثوق الدوله نوشت که از علما بخواهد فتواهای خود را ملغی اعلام کنند و وثوق هم همین کار را کرد.عراق در جنگ جهانی اول به تصرف انگلستان درآمد و شیخ الشریعه ضمن صدور فتوای جهاد خود به جبهه شتافت و فرماندهی جبهه قرنه را به عهده گرفت . نیروهای مردمی به فرماندهی علما به مدت هیجده ماه در برابر نیروهای عظیم انگلستان مقاومت کردند و اگر پیروزی نهایی متفقین و ضعف شکست عثمانی و دیگر متحدانش نبود اشغالگران هیچ گاه موفق به اشغال عراق نمی شدند.فعالیتهای آموزشی : ملا فتح الله اصفهانی در سال 1295 ق . راهی نجف اشرف شد و در محضر مراجع تقلید آن زمان (آیات بزرگوار شیخ محمد حسین کاظمی و میرزا حبیب الله رشتی ) حاضر شد و خود نیز مجلس درس مهمی تشکیل داد که بسیاری از دانشمندان حوزه علمیه نجف در آن شرکت می کردند.شیخ الشریعه در سال 1313 ق . به شوق معشوق رو به خانه معبود نهاد. او در مکه به مباحثه و گفتگو با علمای اهل سنت پرداخت به گونه ای که آنها از احاطه کامل وی به کتابهای اهل سنت در شگفت شدند.(1429)پس از بازگشت از حج پروانه های فضیلت پیرامون آن شمع شریعت گرد آمدند. در این زمان درس او از مهم ترین درسهای نجف به شمار می رفت که صدها نفر در آن شرکت می کردند.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : شیخ الشریعه در پی مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن کتابخانه مهمی ایجاد کرد که دانش پژوهان از آن استفاده می کردند و از دیگر اقدامات ایشان صدور اعلامیه های فراوان بود که پرده از چره استعمار می زدود .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : در زمانی که عراق تحت سلطه انگلستان بود حکومت استعمارگر به مزدوران خود دستور داده بود هر جا کتاب نفیس و قدیمی یافتند آن را تصاحب کرده ، به کتابخانه لندن بفرستند!در این میان روحانیون آگاهی که نمی خواستند فرهنگ اسلامی به دست کفار غارت شود در مقابل آنان می ایستادند و استعمارگران با به زندان افکندن ایشان سعی می کردند به اهداف شوم خود جامه عمل بپوشانند. ولی شیخ شریعت به کمک طلاب آمده ، آنها را از بند نجات می داد. برای نمونه می توان به زندان افتادن آیه الله مرعشی نجفی برای خریدن یک کتاب و سپس آزادی او به همت شیخ الشریعه اشاره کرد.شاگردان : صدها نفر از طلاب علوم دینی در جلسات درس ملا فتح الله اصفهانی شرکت می کردند که بسیاری از آنان بعدها در زمره مراجع تقلید در آمدند و نامی ترین آنان عبارتند از:آیات عظام : 1. شیخ عبدالکریم حائری2. سید محمد حسین بروجردی3. سید ضیاء الدین عراقی4. سید ضیاء الدین عراقی5. سید شهاب الدین مرعشی نجفی6. سید عبدالهادی حسینی شیرازی7. سید محسن طباطبایی حکیم8. سید محمد کوه کمره ای (حجت )9. سید محمد تقی خوانساری10. محمد علی شاه آبادی .چگونگی عرضه آثار : از آنجا که شریعت در علوم گوناگون اسلامی مهارت داشت در بسیاری از رشته ها نوشته هایی پر بها از خود به یادگار گذاشت که هر یک در علوم مختلف حاکی از فزونی دانش اوست . از آن همه ، پاره ای رساله در موضوعات فقهی و اصولی است . در علم تفسیر، فلسفه ، کلام و ادبیات عرب نیز دارای آثاری نیکوست .

اصفیانی شندآبادی، اسماعیل

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
عالم ربانی، آیت‌اللّه حاج سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی به سال 1328 هجری قمری در روستای «شندآباد» از توابع شهرستان «شبستر» استان آذربایجان شرقی در خانواده‌ای مؤمن و متدین دیده به جهان گشود. وی پس از طی دوره های مقدماتی عازم حوزه علمیه شبستر شد و در نزد مرحوم حضرت آیت الله حاج میرزا کاظم آقا شبستری به تکمیل علوم و فنون تا سطوح عالیه پرداخت. آنگاه وارد حوزه علمیه تبریز شد، از محضر درس مرحوم ایت الله حاج میرزا ابوالحسن انگجی و از دروس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله حاج سیدمرتضی خسرو شاهی در حد وافر بهره برد. تا آنکه خود یکی از مدرسین ماهر و زبر دست حوزه علمیه تبریز قرار گرفت.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : پدر سید اسماعیل اصفیانی شند آبادی «میرعبداللّه» از سادات محترم و معروف و در خوبی و صفا زبانزد عام و خاص بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی پس از آن که قرآن و ادبیات فارسی از قبیل ابواب‌الجنان، گلستان سعدی، تاریخ معجم، تنبیه‌الغافلین، و نصاب‌الصبیان که از اهم کتب مقدماتی در ادبیات فارسی و تدارک ورود به رشته ادبیات عرب بود، را در مکتب‌خانه‌های قدیمی شندآباد فراگرفت. سپس عازم حوزه علمیه شبستر شد و در نزد مرحوم حضرت آیت‌اللّه حاج میرزا کاظم آقا شبستری به تکمیل علوم و فنون تا سطوح عالیه پرداخت. آنگاه وارد حوزه علمیه تبریز شد، از محضر درس مرحوم آیت‌اللّه حاج میرزا ابوالحسن انگجی و از دروس خارج فقه و اصول مرحوم آیت‌اللّه حاج سیدمرتضی خسروشاهی در حد وافر بهره برد. تا آنکه خود یکی از مدرسین ماهر و زبردست حوزه علمیه تبریز قرار گرفت.خاطرات و وقایع تحصیل : یکی از خویشاوندان سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی تعریف می‌کند که ایشان دایی خانواده ما بودند و بدین جهت نامحرمی در خانه ما برای او وجود نداشت. از این گذشته از کودکی لطف دیگری به ما داشت و خانه ما را مثل خانه خود می‌دانست و هر وقت از قم به «شندآباد» می‌آمد، اولی به خانه ما می‌آمد، بعد سراغ دیگران می‌رفت.وقتی من از مسافرت برگشتم، نصف شب به خانه رسیدم، دیدم ایشان مثل همیشه به نماز شب ایستاده و گریه و زاری می‌کند و با خدای خود مناجات می‌نماید. سعی کردم طوری داخل شوم که ایشان متوجه من نشوند و مشغول عبادت باشند، ولی ایشان متوجه شدند و مرا مورد لطف و تفقد قرار دادند. نشستیم و کمی از اینجا و آنجا صحبت کردیم. بعد ایشان فرمود: شما از مسافرت آمده‌اید، بروید استراحت کنید. خودشان دوباره برخاستند و مشغول عبادت شدند. باز با آن گریه‌های جگرسوزشان به مناجات پرداختند. من هم طبق معمول رفتم و مقدمات خواب را فراهم کردم. دیدم همسرم سرزنش کنان به سراغم آمد و گفت:«ایشان هم ملاّ هست تو هم ملاّئی! بابا تو هم نماز شبی، مناجاتی، چیزی!!»که من خندیدم و گفتم:«تو از هیچ چیز خبر نداری! نمی‌دانی ایشان چقدر گناه کرده است! باید هم گریه کند! باید هم از خدا طلب عفو کند! امّا ما چی؟!»بالاخره با این حرفها از دست خانم خلاصی یافتم. امّا صبح که بیدار شدیم و سر صبحانه حاضر شدیم، مرحوم آقای شندآبادی لبخندی زد و گفت. «دیشب چه گفتی راستش را بگو!» گفتم: «ما که چیزی نگفتیم» دوباره گفتند: «تو راست گفتی، باز هم بگو!» دیدم یکباره منقلب شد و باز در حالی که آه می‌کشید، فرمود: «تو راست گفتی من خیلی گناهکارم!!»فعالیتهای ضمن تحصیل : سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی پس از عمری تلاش و کوشش و فعالیتهای مذهبی و اجتماعی در تبریز و خدمت به مردم آن شهر، ترجیح داد اواخر عمرش را در کنار حرم کریمه اهل‌بیت (ع) بگذراند و با استفاده از انفاس قدسی عارفان آن تربت پاک تزکیه نفس خویش را به اکمال برساند. با این حال از تدریس، تألیف تفسیر نیز غافل نماند و از بدو ورود به قم، با عشقی سرشار به فقه آل محمد (ص) تلاش خود را در این زمینه‌ها دوچندان کرد و با بهره‌گیری از مباحثه و همنشینی بزرگان حوزه قم، خود به حدّی از مراتب کمال رسید که مورد علاقه خاص بزرگان و عارفان واقع شد.همسر و فرزندان : مرحوم سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی اصفیائی شندآبادی چهارفرزند دختر و چهارفرزند پسر دارد؛ فرزندان پسر عبارتنداز:1 - سیدعبداللّه فاطمی‌نیا وعظ شهیر و توانا و از روحانیان متعهد تهران‌2 - سیدمحمد اصفیائی کارمند کتابخانه آیت‌اللّه مرعشی(ره)3 - سیدعلی اصفیائی طلبه و کاردار سفارت ایران در عربستان‌4 - سیدمحسن اصفیائی پیشه‌وروقایع میانسالی : مرحوم سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی رقیق‌القلب و از «بکائون» زمان خود بود. وقتی به منبر می‌رفت در آغاز گفتارش آیه‌ای را ذکر می‌کرد و گریه می‌نمود و همه را به گریه می‌انداخت. مخصوصا آیاتی را که عتاب آمیز بود با همان لحن عتاب‌آمیز بلند قرائت می‌کرد و حال همه را منقلب می‌نمود. وقتی جهت اقامه نماز در مسجد حاضر می‌شد، مدتی قبل از شروع نماز به نوافل می‌ایستاد و گریه و زاریشان مسجد را پر می‌کرد.آقا سید محمد فرزند گرامی‌اش در این باره می‌گوید:«مرحوم پدرم دائم‌الذکر و اهل مراقبت بود و در عین حال هیچگونه دعوی نداشت بلکه رفتار او به گونه‌ای بود که کسی متوجه عوالم او نمی‌شد. او با ادعیه عالیه اهل بیت (ع) انس زیادی داشت و بسیاری از آنها را از حفظ داشت و قسمتهای مختلفی را گاهی در قنوت و سجده ذکر می‌نمود. به یاد دارم، روزی در منزل خلوتی از او در مورد دعای کمیل سئوال کردم و پرسیدم، آیا هرکس می‌تواند دعای کمیل را بخواند؟ ایشان جواب داد: اگر خداوند به کسی توفیق عنامت کند امر خطیری است، مگر نمی‌بینی می‌فرماید: «وینادیک بلسان اهل توحیدک و یتوسل الیک بربوبیتک» اینجا منقلب شد و مرا نیز منقلب کرد و من دیگر نتوانستم به سئوالات خودم ادامه دهم.»زمان و علت فوت : سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی سرانجام پس از سالها تلاش و کوشش در جهت ترویج و تبلیغ دین و تزکیه و تهذیب نفس خویش در تاریخ 26 آذر 1368، مطابق 18 جمادی‌الاول 1410 هجری قمری قریب به نیمه شب با حالات عجیب روحی و اشتغال به مناجات الهی دار فانی را وداع گفت و در جوار اجداد طاهرین خود آرام گرفت. پیکر پاک و شریفش پس از تشییع با شکوهی با همت مردم و روحانیون در قم در مقبره علماء در باغ بهشت به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی در اوایل انقلاب بنا به احساس مسؤلیتی که در قبال انقلاب داشت، جهت ارشاد مردم و خدمت به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی امامت جمعه شهرستان مراغه را قبول کرد و رهسپار آن شهرستان شد، ولی مدت کمی در آنجا ماند و بنا به مصالحی دوباره به قم برگشت.فعالیتهای آموزشی : روح و ذهن مرحوم سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی از معارف قرآن کریم سیراب شده بود و در مقام تفسیر قرآن نکاتی را یادآوری می‌کرد که شاید بعضی از آنها در هیچ تفسیری وجود نداشت. مرحوم اصفیائی در بخش ادبی تفسیر قرآن نیز نظرهای (به اصطلاح علماء، شم تفسیری خاص) داشت.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : مجموعه مسجد و مدرسه سیدحمزه، از آثار فرهنگی اسلامی اوائل سده هشتم هجری قمری است که همزمان با تأسیس مدرسه و شهر علمی رشیدالدین فضل‌اللّه بوسیله «سید حمزه» که از سادات محترم و متمول دوران «اولجاتیو» بوده تاسیس و موقوفات بسیار مفصل بدانجا اختصاص داده شده بود. ولی با گذشت زمان اگرچه این مکان از سرنوشت ربع رشیدی مستثنی مانده ولی از دست چپاول عمله مولّی به نام «متولی» در امان نمانده و حجره‌ها و مدرسهایی مدرسه تبدیل به گورستان شده بود و مرحوم سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی با یک دهه تلاش پیگیر توانست مدرسه را از عمله مولی خارج نموده و پس از بازسازی حجره‌ها، در حدود سال 1338 شمسی اولین طلاب علوم دینی را در آنجا اسکان دهد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : مرحوم سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی در کنار درس و بحث برای ارشاد مردم امامت مسجد سید حمزه تبریز که به کلی مخروبه و غیرقابل استفاده گردیده بود، پذیرفت و پس از چند سال تعمیر و بازسازی تدریجی آن به وسیله احیای موقوفات مسجد به اقامه نماز جماعت، ایراد سخنرانی، وعظ و خطابه مشغول شد. او چنان از محبوبیت و استقبال گرمی برخوردار شد که بعد از سالهای سال هنوز کسبه اهل بازار و محله با حرمت از آن دوران یاد می‌کنند و می‌گویند ما در عمرمان و در تاریخ مسجد سید حمزه تنها کسی را که دیدیم در دل و جان ما نفوذ کند و محبت خدا را در دلهای ما رخنه دهد، آیت‌اللّه شندآبادی بود.آرا و گرایشهای خاص : سیداسماعیل اصفیائی شندآبادی دارای ملکات فاضله و سجایای جمیله بود. بسیار کریم‌النفس، منیع‌الطبع، سخی و صبور و شجاع بود و در قضاء حوائج مؤمنین و رسیدگی به مستمندان و مریضان همت عجیبی داشت.آثار :  1 تحقیق و چاپ «محاسبةالنفس» سیدبن طاووس  2 کشف‌الریبه ویژگی اثر : شهید ثانی که این مجموعه مکرر در ایران و لبنان به چاپ رسیده است3 محاسبه‌النفس و پشتکار حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

اعلمی حائری، محمدحسین

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محمدحسین اعلمی حائری در سال 1320 ق. در خطّه کویری نائین در روستای مهرجان، که در حوزه جغرافیایی جندّق از توابع شهرستان نائین قرار دارد، دیده به جهان گشود.در حالی که بیست بهار از عمر محمدحسین اعلمی می گذشت، به سال ه.ق روانه حوزه نجف شد و درمدت اقامت خود دراین شهر، شب و روز درس می خواند، پژوهش و مطالعه می کرد و از محضر بزرگان ومجتهدان معروف کسب فیض می نموده تا این که پس از هفده سال تلاش به درجه اجتهاد نایل شد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : محمد حسین در خاندانی به دنیا آمد که فضای آن، به نور دانش دینی و ارزش‌های متعالی مذهبی، روشن بود. او در سایه پر مهر و محبت پدرش، دوران کودکی را پشت سر نهاد و کتاب‌های دینی، بویژه قرائت قرآن مجید، را از پدر دانشمند خود فراگرفت. پدر محمدحسین اعلمی، به شیخ سلیمان مهرجانی، شهرت دارد. با پژوهش و مطالعه در زندگی فرزندش، بر می‌آید که او یکی از عالمان آن دیار و از شأن و منزلت والایی برخوردار بوده است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : هنگامی که محمدحسین اعلمی حائری ، به سن ده سالگی می‌رسد، درسال 1330 ق، همراه پدر، روانه مشهد مقدّس و حوزه پربار طوس گردید. از قرائن برمی آید در مدّتی که او در مشهد به تحصیل اشتغال داشته، پدرش نیز با او بوده است.محمدحسین در جوار بارگاه حضرت رضا (ع) به فراگیری دانش‌های رسمی دینی پرداخت و مقدّمات دروس حوزه، همانند صرف و نحو و منطق و مقداری از اصول فقه، را نزد استادان حوزه مشهد، فراگرفت. در این که استادان او در مشهد چه کسانی بودند و چند بهار از عمر خویش را در این شهر سپری کرد و دقیقاً چه درس‌هایی را آموخت، چندان روشن نیست؛ ولی گویا چهار پنج سال در مشهد به ادامه تحصیل پرداخت. در نجف، تحصیل جدّی این طلبه جوان برای آموختن علوم دینی و مبانی اجتهاد آغاز می‌شود. در مدت اقامت خود در این شهر، شب و روز درس می‌خواند، پژوهش و مطالعه می‌کرد و از محضر بزرگان و مجتهدان معروف کسب فیض نموده تا این که پس از هفده سال تلاش به درجه اجتهاد نایل شد.او ضمن این که در درس بزرگان علوم فقه و اصول شرکت می‌جست، خود نیز کتاب‌های سطوح حوزه مانند مکاسب و رسائل و کفایه را تدریس می‌کرد و جمعی از طلاب و فضلا در حوزه درس او حاضر می‌شدند. این بزرگوار از دو تن از استادان برجسته نجف؛ مرحوم میرزا حسین نائینی و مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی، اجازه اجتهاد گرفت و نیز اجازه‌های روایتی فراوانی از بزرگان حدیث و رجال، دریافت کرد.محمدحسین اعلمی، وقتی که از مکّه به نجف برگشت، چندان در نجف باقی نماند؛ بلکه بلافاصله از آنجا به سوی کربلا حرکت نمود و در جوار قبر مقدس حضرت امام حسین (ع) اقامت گزید. او در حوزه کربلا نیز از تحصیل دانش باز نایستاد و از محضر فقیهانی چون: آیةاللّه آقاحسین قمی، آیةاللّه سیدمهدی شیرازی و آیةاللّه شیخ هادی، بهره جست. وی در سال 1374 ق. کربلا را ترک گفت و برای سومین بار، جهت زیارت مرقد نورانی حضرت علی بن موسی (ع) رهسپار خراسان شد. او در مشهد علاوه بر زیارت، از تحقیق غافل نبود و برای تکمیل دائرةالمعارف، که یکی از آرزوهای این مرد دانش‌پژوه بود، از کتابخانه پرمایه رضوی بهره‌های فراوانی برده، مطالعات دامنه‌داری را انجام داد و اندوخته‌های علمی خود را در فیش‌هایی یادداشت می‌کرد. مدت اقامت ایشان در مشهد، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ ولی گویا بیشتر از سه چهار ماه در آنجا مقیم نبوده است.باری، وی بعد از تکمیل پژوهش، عازم تهران شد و از بیشتر کتابخانه‌های معروف آن زمانِ تهران نیز بهره گرفت؛ از جمله: کتابخانه مجلس شورای ملّی و مَلِک.خاطرات و وقایع تحصیل : محقّق بزرگوار محمدحسین اعلمی حائری ، در دورانی که در حوزه نجف اشتغال به درس و تدریس داشت، برای اوّلین بار روانه مکه شد. او ابتدا، به شهر مدینه رفت، بعد از زیارت تربت پاک رسول اکرم (ص) و امامان معصوم شیعی و شهدای مدفون در قبرستان اُحد، راهی مکه شد و ضمن انجام مناسک حج، با شخصیت‌های برجسته اسلامی ملاقات و درباره مسائل علمی، با آنان به مباحثه و مناظره پرداخت و از مکتب شیعه و اندیشه‌های تابناک عالمان شیعی، جانانه دفاع کرد.فعالیتهای ضمن تحصیل : محمدحسین اعلمی حائری در مقطع نوجوانی دل و جانش همچنان تشنه کسب معارف دینی بود و گویا حوزه مشهد، عطش علمی او را فرو ننشانده، از این رو، مترصد فرصتی بود تا به حوزه پرآوازه شیعه، نجف‌اشرف، هجرت کند.در حدود سال 1335 ق. همراه پدرش از مشهد به زادگاهش مهرجان، برگشت و برهه‌ای از عمر خود را در آنجا سپری کرد. در این ایام که محمدحسین به سن بیست سالگی رسیده بود، برابر مقرّرات آن زمان، به خدمت سربازی فراخوانده شد. حدود هشت ماه از خدمت را گذرانده بود که بنابر عللی از ادامه خدمت معاف شد. از این پس، عزم خویش را جزم کرد و راهی کعبه دل‌ها، نجف‌اشرف، شد. در حالی که بیست بهار از عمر محمدحسین اعلمی می‌گذشت، به سال 1340 ق. روانه حوزه نجف شد. او راه طولانی نایین تا بارگاه ملکوتی حضرت علی (ع) را گاه پیاده و گاه سوار بر مرکب، طی می‌کرد. وی پس از ورود به عراق، ابتدا به زیارت قبر حضرت سیدالشهداء (ع) و سایر شهدای نینوا شتافت و سپس راهی شهری شد که از سال‌ها پیش، قلب او برای رسیدن به آن، می‌تپید. از آنجا که محمدحسین اعلمی شیفته فهم و حفظ احادیث امامان شیعه بود و زحمات فراوانی در این راه کشید، مفتخر به دریافت اجازه نقل روایت از مشایخ حدیث شد. آن زمان، که عصر مرجعیت آیةاللّه بروجردی بود، حوزه علمیه قم به تازگی به وسیله حضرت آیةاللّه حائری یزدی بنیان‌گذاری شده بود و از رونق خاصی برخوردار بود. مرحوم اعلمی برای غنا بخشیدن به مطالعات و پژوهش‌های خود، آهنگ قم کرد و بعد از ورود به این شهر، خانه‌ای برای سکونت خانواده‌اش خرید؛ ولی او که برای انجام تحقیقات و تکمیل دائرةالمعارف خود، بیشتر اوقات در حجره‌ای در مدرسه فیضیّه قم سکونت داشت تا هم بتواند بیشتر به حرم حضرت معصومه (س) مشرّف شود و هم از کتابخانه مدرسه فیضیّه بهره گیرد. زمان ورود او به حوزه علمیه قم اواخر سال 1374 ق. استت. محمدحسین اعلمی با این که از آیةاللّه نائینی و بعضی دیگر از مراجع نجف، اجازه اجتهاد داشت، ولی باز وجود آیةاللّه بروجردی را غنیمت شمرد و چندی در حوزه تدریس آن بزرگوار در حرم مطهّر و مسجد اعظم قم حاضر می‌شد.به هر حال در مدرسه فیضیه و حوزه علمیه قم، زحمات چندین ساله او نتیجه داد و برخی از مُجلّدات دائرةالمعارف اعلمی را به مرحله چاپ رسانید.استادان و مربیان : از استادان محمد حسین اعلمی حائری می توان به موارد زیر اشاره کرد: میرزا حسین نائینی مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی در روزگاری که محمدحسین اعلمی در نجف درس می‌خواند، این حوزه در بهترین موقعیت علمی خود قرار داشت و استوانه‌های بزرگ علم در این حوزه زندگی می‌کردند. آقای اعلمی، نزد تعدادی از برجسته‌ترین آنان حاضر می‌شد و از دانش آنان، بهره می‌برد. در این جا به نام چند نفر آن‌ها بسنده می‌کنیم:.1 مرجع بزرگ شیعه، آیةاللّه سیدابوالحسن اصفهانی؛.2 مرجع عالی شیعه و بزرگ‌ترین اصولی عصر خود، آیةاللّه محمدحسین نائینی؛.3 فقیه و اصولی نامور، آیةاللّه ضیاءالدین عراقی؛.4 آیةاللّه محمدحسین اصفهانی؛.5 زاهد و عارف مشهور، مرحوم شیخ علی قم؛.6 سید محمد یزدی فرزند آیةاللّه سید محمدکاظم یزدی؛آقای اعلمی بعد از اقامت 17 ساله در نجف، به قصد زیارت مرقد امام رضا (ع) به سوی مشهد مقدس حرکت کرد و بعد از زیارت قبر آن حضرت مجدداً به نجف بازگشت و سه سال دیگر در این شهر اقامت کرد. در همین زمان بود که مرجع بزرگ شیعه، آیةاللّه سیدابوالحسن اصفهانی دستور داد که جمعی از نخبگان دور هم گرد آیند و به تحقیق، تنظیم و ترتیب احادیث کتاب وسائل‌الشیعه بپردازند. از جمله اعضای این گروه، محمدحسین اعلمی و دیگری آیةاللّه سیدمحمدهادی میلانی بودند. این گروه روی چند نسخه از آن کتاب پژوهش و تحقیق می‌کردند. نوشته‌اند یکی از معتبرترین نسخه‌های وسائل‌الشیعه نزد محمدحسین اعلمی بوده است. از استادان کربلا می توان به موارد زیر اشاره کرد: آیةاللّه آقاحسین قمی آیةاللّه سیدمهدی شیرازی آیةاللّه شیخ هادیهمسر و فرزندان : مرحوم محمدحسین اعلمی حائری صاحب چند فرزند بود که اکثر آنان، از کسانی بودند که راه پدر بزرگوار خود را ادامه دادند و در نشر و گسترش آموزه‌های دینی و نشر کتاب‌های علمی و دینی، نقش برجسته‌ای داشتند. مناسب است شرح حال کوتاهی از آنان را بیاوریم:.1 محمدحسن اعلمی؛ در نجف به دنیا آمد. او سالیان درازی در حوزه علمیه نجف به فراگیری علوم دینی مشغول بود و به موقعیّت بالای علمی دست یافت. آن گاه از عراق به ایران آمد و در تهران اقامت گزید و برای نشر کتاب‌های دینی «مؤسسه طبع و نشر اعلمی» را بنیان نهاد..2 محمدحسین اعلمی؛ او نیز، که همنام پدرش بود، در نجف دیده به جهان گشود و نزد پدر خود به تحصیل علوم دینی رایج در حوزه نجف پرداخت. وی نیز علاقه و شوق فراوانی به امور فرهنگی نشر آثار دینی داشت.وی بعد از حاکمیّت حزب بعث عراق، تبعید شد و روانه سوریه و لبنان گردید. وی «بیروت» را بهترین شهر برای تحقّق بخشیدن به اهدافِ بلند خود برگزید و از این رو، در آنجا مؤسسه انتشارات اعلمی را بنیان نهاد. این مؤسسه که یکی از پر رونق‌ترین و پرتلاش‌ترین بنگاه‌های انتشاراتی بیروت است، از گذشته تاکنون کتاب‌های زیادی را چاپ و منتشر کرده است.ایشان بخصوص شیفته نشر آثار امامان شیعی و عالمان بزرگ شیعه بود و مسافرت‌های فراوانی انجام داد؛ به مصر، هندوستان و چند کشور دیگر عزیمت کرد و با عالمان معروف این ممالک ملاقات‌ها و مباحثاتی داشت؛ از جمله در قاهره با شیخ شلتوت، عالم برجسته و مفتی اعظم مصر، ملاقات و مذاکراتی انجام داد..3 شیخ محسن اعلمی؛ که گویا در کربلا پا به عرصه وجود نهاد. وی بعد از این که چند سال از عمر خود را در کربلا سپری کرد، به ایران آمد و در قم اقامت گزید و در قم رحلت کرد..4 علی محمداعلمی؛ او هم از عراق به ایران آمد و در مشهد مقدس ساکن شد.مرحوم محمدحسین اعلمی یک فرزند دختر هم داشت که شوهرش مرحوم سیدحسین شهرستانی بود.زمان و علت فوت : علامه بزرگوار محمدحسین اعلمی حائری بعد از عمری زندگی، زهد و تقوا و تحصیل و تحقیق، از این دنیا رخت بربست. او در سال 1393 ق(1351 ش) در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (س) چشم از جهان فرو بست. برای تشییع بدن پاک او، جمعیت زیادی حضور یافتند و از او به خوبی تجلیل شد.(23) سپس پیکر او را در جوار حضرت معصومه (س) در آستانه درب ورودی به صحن بزرگ، به خاک سپردند. نوشته لوح قبر او چنین است: «محمدحسین اعلمی حائری. عاش سعیداً و مات سعیداً».فعالیتهای آموزشی : مرحوم محمدحسین اعلمی حائری در حوزه کربلا هم، از تدریس غافل نبود. هر چند به طور مشخص معلوم نیست چه کتاب‌هایی را درس می‌داد، می‌توان حدس زد که او به تدریس کتاب‌هایی چون: مکاسب و کفایه اشتغال داشته است. گفته شده که او در مدرسه هندی، یک ساعت بعد از طلوع آفتاب تا یک ساعت به ظهر، چند کتاب را برای طلّاب کربلا درس می‌گفته است.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : تشکیل کتابخانه بزرگ و ارزشمند محمدحسین اعلمی حائری در کربلا بود؛ حتی پاره‌ای از محقّقان، برای استفاده از نسخه‌های نفیس و کمیاب، به این مرکز فرهنگی مراجعه می‌کردند. در همین شهر بود که بنیاد تألیف دائرةالمعارف بزرگ شیعی تأسیس و مطالب اساسی آن گردآوری شد.آرا و گرایشهای خاص : مرحوم محمدحسین اعلمی حائری ، دانشوری فرزانه بود که خود را به صفات ارزشمندی چون زهد، قناعت، پشتکار، عشق به عبادت و راز و نیاز به درگاه معبود زینت داده بود. در حالات او نوشته‌اند که همیشه ساعتی پیش از طلوع فجر، بیدار می‌شد و به عبادت می‌پرداخت. در مدت اقامت در نجف و کربلا و قم، نماز شب خود را در حرم امامان معصوم (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) به جا می‌آورد و سپس نماز صبح و مستحبّات و تعقیبات نماز را انجام می‌داد.ایشان فردی بسیار فروتن بود. به کوچک و بزرگ سلام می‌کرد و کمتر رخ می‌داد که کسی در سلام کردن، بر او پیشی گیرد.نمازهای واجب را غالباً با جماعت می‌خواند و تفاوت نداشت که خود، امامِ جماعت باشد یا در ردیف مأمومین قرار گیرد.او فردی بسیار قانع بود. از مال و منال دنیا به اندک بسنده می‌کرد و هرگز فریفته زرق و برق و ریاست‌های ظاهری دنیا نشد. او علاوه بر دوری از محرّمات، بیشتر مکروهات را نیز انجام نمی‌داد و بیشتر روزها، روزه می‌گرفت. او در زهد و پرواپیشگی به مقامی رسید که در میان عالمان حوزه علمیّه حتی مردم کوچه و بازار، به «ابوذر زمان» شهرت یافت.آثار :  1 اعلام النساء ویژگی اثر : اثر دیگر ایشان کتاب تراجم «اعلام النساء» است که در کتابخانه آیةاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.2 مقتبس الاثر فیما دُثر من الخبر ویژگی اثر : کتاب عظیمی به نام مقتبس الاثر فیما دُثر من الخبر تألیف کرد که بعداً به «دائرةالمعارف اعلمی» اشتهار یافت.این اثر ارزشمند و جامع، حدود 30 جلد است که تمامی آن‌ها به زیور طبع آراسته شده است و در دسترس پژوهشگران جهان اسلام، بلکه سایر ملل، قرار دارد. آغاز این کتاب ارزشمند با چند تقریظ از بزرگان حوزه نجف، آورده شده است که از مجموع این تقریظها، قدر و منزلت این کتاب بیشتر رُخ می‌نماید.
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

الهیان، علی اکبر

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ علی اکبر الهیان در سال 1305 هـ . ق ، در قزوین پا به عرصه ی هستی نهاد. وی مقدمات را نزد اساتید موطن خود فراگرفت. آنگاه جهت کسب تحصیلات عالیه رهسپار حوزه علمیه تهران شدو بعد از مدتی به زادگاهش بازگشت و به فراگیری « عرفان نظری و علوم غریبه » پرداخت. شیخ علی اکبر به تدریس و تربیت شاگردانی نیز همت گماشت ، و به تبعیت از استاد و مراد خویش سید موسی ، نهال نجابت علم و عرفان را در تدریس نو عالمان برافراشت. او سرانجام در سال 1339 هجری شمسی دیده بر جان و جهان فروبست.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : شیخ علی اکبر الهیان فرزند آیت الله حاج شیخ محمد تنکابنی ، در سال 1305 هـ . ق در خانواده ای اهل علم و فضیلت در قزوین پا به عرصه ی هستی نهاد.خاندان الهیان از علما و بزرگان می‌باشند و هم‌اکنون در منطقه رامسر به ارشاد و راهنمایی مردم اشتغال دارند.تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ علی‌اکبر الهیان تنکابنی قزوینی دروس مقدمات ادبیات عرب و فارسی را قزوین در نزد پدر بزرگوار و دانشمندش آموخت و در محضر درس دیگر اساتید آن حوزه حضور یافت. وی در سال 1323 قمری درست یک سال پس از رحلت پدر عازم تهران شد. او که مقدمات را در قزوین به خوبی به پایان برده بود در تهران نزد اساتید آن شهر سطوح عالی را فرا گرفت و سپس برای ادامه تحصیل به نجف اشرف عزیمت نمود.در ابتدای ورودش به معدن علم و فضیلت مدّت کوتاهی را در محضر پربار مرحوم آخوند خراسانی صاحب «کفایةالاصول» زانوی شاگردی بر زمین زد و از فضل و دانش ایشان بهره جست. در همان زمان و پس از آن با حضور در حلقه درس آیةاللّه‌العظمی سیدمحمد کاظم طباطبایی یزدی و دیگر بزرگان آن عصر، شایستگی علمی‌اش را به ثبوت رسانید و به درجه اجتهاد نایل گردید.پس از مدتی به زادگاهش بازگشت و به فراگیری « عرفان نظری و علوم غریبه » پرداخت.استادان و مربیان : شیخ علی اکبر الهیان تنکابنی قزوینی در قزوین از کلاس درس سیدموسی زرآبادی کسب فیض نمود و دریچه های عرفان را به روی خویش گشود. وی « عرفان نظری و علوم غریبه » را از این استاد آموخت و دلباخته حالات عرفانی او شد.هم دوره ای ها و همکاران : از همدوره ایهای علی اکبر الهیان تنکابنی قزوینی می توان به شیخ مجتبی قزوینی اشاره کرد.همسر و فرزندان : شیخ علی‌اکبر الهیان تنکابنی قزوینی دارای دو فرزند یکی بنام محمد و دیگری بنام حسن، که هر دو دبیر آموزش و پرورش تهران می‌باشند البته حسن در سال 1402 هجری قمری در هنگام بازگشت از زیارت حضرت رضا (ع) در تصادفی دار فانی را وداع گفتوقایع میانسالی : علامه حاج شیخ عبدالحسین لاهیجی ساکن لاهیجان نقل می‌کند: از مرحوم الهیان شنیدم که فرمود: تمام هوی و هوسها را از خود دور کردم و هیچ آمالی در من وجود ندارد. و نیز نقل نمود: حدود سال 1370 قمری نامبرده یک شب تابستان با عده‌ای از ارادتمندان آن جناب در منزل ما بودند. آن شب در اتاق کک زیاد بود به حدّی که همه را ناراحت می‌کرد. یکی از دوستان ککی را با دست کشت. مرحوم الهیان متغیّر شد و فرمود: چرا این حیوان را می‌کشید؟ بگویید. برود - لحظاتی نگذشت که تمام ککها از اتاق خارج شدند، و مدتها در آن اتاق کک مشاهده نگردید.زمان و علت فوت : مرحوم علی اکبر الهیان تنکابنی قزوینی همان طور که گذشت همیشه در سفر بود و در سال اخیر بیشتر اوقات را در طالقان می‌گذرانید تا در اوایل زمستان 1339 خورشیدی بیمار شد و بیماری ایشان شدت یافت(3) و در بیمارستان دکتر هشترودی تهران بستری گردید و در روز سه‌شنبه سیزدهم بهمن ماه 1339 خورشیدی سال 1380 قمری به‌درود حیات گفت جنازه‌اش به قم حمل شد و مرحوم آیةاللّه‌العظمی بروجردی(ره) بر ایشان نماز گذارد (و گویا این آخرین نماز میّت ایشان بود که بجا آورد) و در قبرستان «وادی‌السلام خاکفرج» به خاک سپرده شد.شیخ محمدتقی نحوی که اکثر اوقات خدمت آن مرحوم می‌رسید از قول یکی از اخیار تهران که در لحظات آخر حیات آن مرحوم نزدش حاضر بوده است نقل می‌کند که چند لحظه قبل از وفات، ایشان به من فرمودند: زیر بغلم را بگیرید تا بنشینم. او را نشاندیم، متوجه شدیم آن مرحوم پاها را جمع کرده و مؤدب نشسته و به یک نقطه معینی نگاه می‌کنند و لبان را تکان می‌دهد، گویا با کسی صحبت می‌کند، سپس پا را دراز نموده و خوابید و به رحمت ایزدی پیوست، در همین حال بوی عطری بسیار عالی به مشام ما رسید.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : علی اکبر الهیان تنکابنی قزوینی چون استادش سیدموسی زرآبادی هیچگاه شانه از تکالیف سیاسی و اجتماعی خالی نمی‌کردند و همیشه در مبارزه با ظلم و ستم در دو میدان جهاد نفسانی و جهاد بیرونی پیش‌قدم بودند.فعالیتهای آموزشی : شیخ علی‌اکبر الهیان تنکابنی قزوینی پس از بهره‌گیری از حوزه نجف اشرف و علمای آن سامان و درک مقام اجتهاد در حدود سال 1335 قمری به قزوین مراجعت نمود و در آنجا به تدریس و تربیت طلاب علوم دینی پرداخت. ، و به تبعیت از استاد و مراد خویش سید موسی ، نهال نجابت علم و عرفان را در تدریس نو عالمان برافراشت. همیشه در حالت سفر بود، گاه به مشهد مقدس مشرف می‌گشت و بر خواهرزاده خود مرحوم شیخ مجتبی قزوینی وارد می‌شد و گاه در حجره‌ای در مدرسه نواب اقامت می‌گزید و به زیارت و عبادت مشغول می‌شد و همواره در شهرهای قزوین، رامسر، رشت، طالقان، تهران، آستانه و مشهد در تردد بود. وی هر جا می‌رفت به تدریس و تربیت و تهذیب طلاب علوم دینی می‌پرداخت. در طول دوران زندگی هرگز دلبستگی به دنیا پیدا نکرد و هیچگاه خانه‌ای تهیه ننمود. با زندگی بسیار ساده و بی‌آلایش عمر را سپری می‌ساخت. با وجودی که هزاران تومان وجوهات به او داده می‌شد با این حال هرگز در آن وجوه تصرف نمی‌نمود و در دوران زعامت آیةللّه‌العظمی بروجردی(ره) هم وجوهات را به ایشان می‌داد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شیخ علی اکبر الهیان در همین زمان با حضور در خدمت اعجوبه دوران، عالم ربانی و متأله قرآنی حضرت سیدموسی زرآبادی (متوفی سال 1353 قمری) به تهذیب و تزکیه نفس مشغول گردید. استاد که یکی از بنیانگذاران و استوانه‌های «مکتب تفکیک» بود، در پرورش ایشان و شیخ مجتبی قزوینی تلاش فراوان نمود. مکتب تربیتی سیّد که مکتب توأمان علم و عمل بود بر معرفت و شناخت بر اساس علوم قرآنی خالص و عمل بر طبق موازین دقیق شرعی تأکید داشت. درباره تأثیر اخلاق و کتب علمی و عملی او در پرورش و ساختن روحهای بزرگ، همین بس که شیخ علی‌اکبر الهیان و شیخ مجتبی قزوینی تنکابنی از تربیت‌یافتگان ایشان هستند. شیخ علی‌اکبر الهیان در سال 1345 قمری به رامسر مهاجرت و چندی در آنجا رحل اقامت انداخت. وی پس از مدتی درنگ در آن شهر به قزوین بازگشت و از آن پس همیشه در سفر بسر می‌برد.آثار :  1 تقریرات درس فقه و اصول میرزای بزرگ شیرازی(ره)  2 حاشیه بر «عین‌الاصول»  3 حاشیه بر نجاةالعباد  4 فوائدالعسکریه  5 مصابیح

امامزاده، شرف الدین محمد

قرن:6
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
تاریخ تولد شرف الدین محمد امامزاده را به سال 504 ق ذکر کرده‌اند.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : نسب سلطان محمد شریف امامزاده به عبداللّه باهر فرزند امام چهارم، زین العابدین (ع) می‌رسد. عبداللّه به دلیل زیبایی و جمالش، به باهر (بسیار درخشنده) ملقب شده بود. گویند در هیچ مجلسی نبود که او بنشیند مگر آن که حاضران از زیبایی او مبهوت و شگفت زده شوند. مادرش، ام عبداللّه، دختر امام حسن مجتبی (ع) بوده و با برادرش حضرت امام محمد باقر (ع) از یک مادر بودند. شیخ طوسی ایشان را از اصحاب امام سجاد (ع) می‌داند.از دیگر اجداد سلطان محمد شریف، حمزة بن احمد، معروف به «قمی» است که از بازماندگان احمد الدخ می‌باشد. یکی از نوادگان حمزة بن احمد، ابوالحسن علی الزکی فرزند محمد الشریف است و او نیز فرزند ابی القاسم علی، از نقیبان قم که پسر محمد بن حمزه مذکور می‌باشد.نسب شناس مشهور جمال الدین احمد بن علی بن الحسین بن علی بن مهنا، نیز در اثر معروف خود، الفصول الغریة فی اصول البریة، به همین صورتی که اشاره کردیم، به ذکر نیاکان سلطان محمد شریف پرداخته است. اگر به اجمال سلسله نسب این امامزاده باشرافت را بررسی کنیم، می‌بینیم که ایشان همه در زمره افراد جلیل القدر، با اشتهار، اهل فضل و غالباً از روایتگران حدیث بوده‌اند و تاریخ نگاران و دانشمندان نسب شناس آنان را به پایه‌های والای علمی و شرافت خانوادگی ستوده‌اند. نسب این شخصیت تا امام سجّاد (ع) به این شرح آمده است:علامه سلطان محمد شریف (در قم) فرزند علامه سید ابوالقاسم علی فرزند ابی جعفر محمد فرزند حمزه قمی فرزند احمد بن محمد فرزند اسماعیل فرزند محمد (ارقط) فرزند عبداللّه باهر فرزند امام زین العابدین (ع) عزالدین ابوالقاسم علی، - که مادرش از نوادگان دختری نظام الملک می‌باشد.- پدر شرف الدین است. همسر او نیز دختر الب ارسلان، و دختر عمه سلطان سنجر سلجوقی است، که مادرش شرف الدین می‌باشد؛ و این مسئله، سیادت، اقتدار و نفوذ سیاسی این خاندان را به خوبی نمایان می‌سازد. خاطرات کودکی : عزالدین ابوالقاسم علی، - که مادرش از نوادگان دختری نظام الملک می‌باشد.- پدر شرف الدین است. همسر او نیز دختر الب ارسلان، و دختر عمه سلطان سنجر سلجوقی است، که مادرش شرف الدین می‌باشد؛ و این مسئله، سیادت، اقتدار و نفوذ سیاسی این خاندان را به خوبی نمایان می‌سازد.سادات علوی از پیوند با حاکمان می‌توانسته‌اند در دستگاه اداری و سیاسی زمامداران وقت، به نحو قابل ملاحظه‌ای، نفوذ خود را اعمال کنند. آنان با این نفوذ سیاسی به فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی پرداختند و در دفاع از حریم شیعه و خاندان عصمت می‌کوشیدند. همچون برخی از اصحاب ائمه که با رعایت استراتژی تقیه در دستگاه بنی‌عباس نفوذ، و از شیعیان صیانت می‌کردند.همسر و فرزندان : یکی از نوادگان سلطان محمد ، علی بن مطهر است. برای درک نفوذ اجتماعی این خاندان، کافی است بدانیم علی، فرزندزاده این مرد بزرگ، پیوند خویشاوندی خود را با دختر خواجه نظام الملک طوسی وزیر آلب ارسلان استوار ساخت؛ پیوندی بیانگر نفوذ اجتماعی و اقتدار این خاندان. فرزند سلطان محمد یعنی مطهر نیز با عایشه خاتون دختر آلب ارسلان ازدواج کرد، وی در راه حج، همسفر شیخ طوسی (ره) بود و از ایشان در این مسافرت حدیث اخذ می‌کرد.افرادی هم از این سید مطهر علوی روایت کرده‌اند از جمله: سید تقی نقیب رازی که او را در شمار افراد فاضل و پرهیزگار آورده‌اند، و سید نجیب الدین ابومحمدحسن بن محمد موسوی است، که منتجب الدین به وجود این شخصیت تصریح کرده است.سید ابوطاهر مطهر، فرزند علی علوی نیز که رئیس علویان ری بود، نقابت سادات را به عهده داشت.ذوق شعری ابوطاهر هم در خور توجه است و اشعاری از وی در کتب تذکره آمده استزمان و علت فوت : محمد شریف امام‌زاده صاحب فضیلت ابوفضل سلطان محمد شریف، مزارش در سمت دروازه قدیم قلعه قم و در محله‌ای که به نام خود او مزین است، در خیابان چهارمردان واقع شده است. این مرد دانشور که مرتبتی سترگ دارد و برایش کراماتی برشمرده‌اند، از نوادگان امام چهارم است... پس از وی فرزندان و فرزندزادگان او در شهر ری و قم به منصب‌های عالی دست یافتند.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : مساجدی که در شهر ری در زمان سلطان ملک شاه و سلطان محمد سلجوقی ساخته شده و بیان این که این مساجد در آن زمان آباد و مورد استفاده شیعیان بوده است.منابع :  1سایت حوزه علمیه قم/بخش زندگینامه علماhttp://www.hawzah.net

اولیایی، مصطفی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
مصطفی اولیایی در سال 1316 ، در یکی از روستاهای ملایر به دنیا آمد. پس از آنکه تحصیلات خود را در مقطع ابتدایی و متوسطه به پایان برد ، در سال 1344 وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1349 موفق به اخذ لیسانس شد. پس از آن هم چنان به تحصیلات خود ادامه داد تا آنکه در سال 1355 ، موفق به اخذ درجه ی دکتری فرهنگ عربی و علوم قرآنی شد. او که در سال1326وارد شده بود، پس از اخذ درجه دکترا به دانشگاه تربیت معلم منتقل گردید و تا سال 1356 در دانشسرای عالی زاهدان که وابسته دانشگاه زاهدان بود به تدریس پرداخت. دکتر اولیایی سپس به دانشگاه اراک رفته و فعالیت های آموزشی خود را در این دانشگاه دنبال نمود. وی در طول خدمات آموزشی و تدریس در دانشگاه ، به کار پژوهش و تالیف نیز پرداخته است و آثاری چند به چاپ رسانده است.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : علوم قرآنی تحصیلات رسمی و حرفه ای : مصطفی اولیایی پس از آنکه تحصیلات خود را در مقطع ابتدایی و متوسطه را به پایان برد ، در سال 1344 وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1349 موفق به اخذ لیسانس شد. پس از آن همچنان به تحصیلات خود ادامه داد تا آنکه در سال 1355 ، موفق به اخذ درجه ی دکتری فرهنگ عربی و علوم قرآنی شد.فعالیتهای آموزشی : مصطفی اولیایی پس از آنکه تحصیلات متوسطه را به پایان برد ، در سال 1326 وارد آموزش و پرورش شد. او پس از اخذ مدرک دکترا در سال 1353 از آموزش و پرورش به دانشگاه تربیت معلم منتقل گردید و تا سال 1356 در دانشسرای عالی زاهدان که وابسته دانشگاه زاهدان بود به تدریس پرداخت. دکتر اولیایی سپس به دانشگاه اراک رفته و فعالیت های آموزشی خود را در این دانشگاه دنبال نمود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : مصطفی اولیای در طول خدمات آموزشی و تدریس در دانشگاه ، از کار پژوهش و تالیف نیز غافل نبوده و آثاری چند به چاپ رسانده است.آثار : آشنایی با علوم قرآنی ویژگی اثر : این کتاب به بحث پیرامون علوم قرآنی از آغاز پیدایی آن در زمینه های علوم فی القرآن و للقرآن و آن دسته از علومی که قرآن موجب گسترش آنها شده در شانزده فصل مورد بررسی قرار گرفته است.
منابع زندگینامه :دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی ، به کوشش: بهاءالدین خرمشاهی ، تهران: انتشارات دوستان و ناهید، ص 323

اویسی، محمدحسین

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ محمدحسین اویسی فرزند غلامعلی اویسی قزوینی ( 1336 ـ 1411 ق ) از علمای اعلام و مدرسان نامدار حکمت و فلسفه در قزوین بود. وی پس از آنکه تحصیلات خود را در حوزه علمیه ی قم به پایان رساند ، به زادگاه خود قزوین مراجعت کرد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه پرداخت. او آثاری چند در حوزه علوم قرآنی به تالیف رسانده است.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : شیخ محمدحسین فرزند غلامعلی اویسی قزوینی ( 1336 ـ 1411 ق ) از علمای اعلام و مدرسان نامدار حکمت و فلسفه در قزوین بوده است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ محمدحسین اویسی مقدمات علوم و فنون ادب را در زادگاه خود فراگرفت. در حدود سال 1372 ق به قم هجرت هجرت نموده و در مجلس درس بزرگان حوزه حاضر گردید.استادان و مربیان : محمدحسین اویسی دروس طلبگی همچون صرف و نحو و... را در قزوین نزد سید احمد عمادحاج سیدجوادی و شیخ مهدی قاضی فراگرفت و سپس مشغول تحصیل در فقه و اصول گردید و فلسفه را از محضر فیلسوف شهیر ، شیخ ابوالحسن رفیعی قزوینی استفاده کرد. وی پس از آنکه به قم مهاجرت نمود ، خارج فقه را از محضر آیت الله بروجردی استفاده کرد و برای یادگیری اصول درس شیخ عباس شاهرودی و سیدمحمد داماد حاضر شد. اویسی سالیان متمادی از محضر درس علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان استفاده کرد.فعالیتهای آموزشی : محمدحسین اویسی پس از آنکه تحصیلات خود را در حوزه علمیه ی قم به پایان رساند ، به زادگاه خود قزوین مراجعت کرد و به تدریس فقه و اصول و فلسفه پرداخت.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : محمدحسین اویسی همراه با تدریس ، به تالیف و تفسیر قرآن نیز پرداخت. او تفسیر خود را مدت سی سال در چندین مجلد جمع و تالیف نموده است.آرا و گرایشهای خاص : شیوه و روش محمدحسین اویسی در تفسیر قرآن بدین گونه است که پس از ذکر آیه با بهره گیری از روایات ، به تفسیر آن می پردازد و در ضمنِ آن اقوال دیگر مفسران ، مانند فخر رازی را بیان کرده و مورد نقد عالمانه قرار می دهد و سپس برای روشن تر شدن بحث به اشعاری از شاعران قدیم تمسک می کند.آثار : تفسیر اویسی ویژگی اثر : این تفسیر به زبان فارسی و ثمره جلسات تفسیر قرآنی است که شبهای ماه رمضان برای مردم و طلاب در طول سی سال بیان داشته است و سپس آن را جمع آوری و به صورت کتاب مستقلی درآورده است.
منابع زندگینامه :قرآن پژوهان قزوین ، تالیف: سیدمحمدعلی ایازی ، تهران: موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران ، ص 148

اهری، احمد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ احمد اهری در سال 1268 ه . ش (1305 ه . ق) در شهرستان سرسبز اهر دیده به جهان گشود. او در زادگاهش دوس مقدماتی را فرا گرفت. وی درسال 1327ه.ق سطح مقدماتی و دروس فقه و اصول را در حوزه علمیه تبریز شروع کرد. وی درسال 1338ه.ق بار سفر به سوی عتبات عالیات بست و مدت سی و دو سال از محضر بزرگان کسب علم و فضل کرد. او به طور رسمی به عنوان استاد حوزه پذیرفته شد. آیت الله اهری در مدت اقامتش در حوزه علمیه نجف به تالیف کتابهایی نیز پرداخت که به جهت تنگدستی موفق به چاپ اثارش نشد. آیت الله اهری در سال 1370ه.ق به جهت زیارت مرقد امام رضا(ع) و دیدار اقوام به ایران مسافرت کرد و درزمانی که در آذربایجان بود، به خلا حضور علماء بزرگ پی برد. به همین جهت وقتی بزرگانی از اهالی تبریز از محضرش درخواست اقامت در شهر را کردند، با نهایت رغبت پذیرفت و تا آخر عمر به خدمت اسلام و مومنان آن دیار مشغول شد و مرجعیت دینی یافت.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : پدر شیخ احمد اهری آقا حسین از مؤمنین آن شهر بود و در محله قدیمی شهر زندگی ساده و بی آلایشی داشت.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : در آن زمان شهر اهر با وجود اینکه وسعت و آبادی امروزی را نداشت ؛ لکن شهری عالم خیز بود و مکتب‌های بزرگ درسی در آنجا دایر می‌شد. مکتب‌های «ملا جلیل» و «ملا فرج» که آوازه آنها در منطقه آذربایجان پیچیده بود، متعلّق به این دوره است. هر چند این مکتب‌ها در زمان تحصیل شیخ احمد اهری به مدارس دینی و علمی منظم تبدیل شده بود ؛ لکن تا اوائل قرن چهاردهم هجری، قمری همچنان با نام «مکتب خانه» پر رونق بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ احمد اهری در زادگاهش دروس مقدماتی را فرا گرفت و پس از تکمیل ادبیات، مدرسه دینی تازه تأسیس شده اهر را به مقصد تبریز ترک گفت. وی در سال 1327 ه . ق سطح مقدماتی و دروس فقه و اصول را در حوزه علمیه تبریز شروع کرد و در آن زمان بیش از 22 سال نداشت.آقا شیخ احمد اهری یازده سال نیز در حوزه تبریز به تحصیل پرداخت. آقا میرزا علی اکبر اهری، عموی آقا احمد اهری بود و عنایت ویژه‌ای به وی داشت. کتاب «قوانین الاصول» را که در آن زمان بسیار مورد توجه حوزه‌ها بود، خود به برادر زاده‌اش آموخت و پایه علمی وی از همانجا بود که استحکام یافت. آقا شیخ احمد اهری در حوزه علمیه تبریز در درس‌های سطح حوزه تبحّر یافت و گاه به تدریس نیز پرداخت. در سال 1338 ه . ق آقا شیخ احمد اهری هجرتی دیگر پیش روی داشت. او از دیر زمان آوازه حوزه علمیه نجف را شنیده بود و آرزوی درک آن مرکز بزرگ علمی را داشت. در این سال وی بار سفر به سوی عتبات عالیات بست و فصل نوینی در زندگی‌اش آغاز شد و به این ترتیب آقا شیخ احمد اهری برای مدتی زیاد در آنجا سکونت گزید و از محضر بزرگان کسب علم و فضل کرد. آن مقطع، دوره‌ای بسیار پربار و پررونق برای حوزه علمیه نجف اشرف بود ؛ چرا که تنها در این زمان در شهر نجف استادان بسیار متبحّر در علوم مختلف، حضور داشتند و جلسات درس و بحث علمی خود را در سطح بسیار عالی دایر کرده بودند، وی حدود 10 سال از عمرشان را صرف تحصیل و کسب دانش از محضر بزرگان انجام داده اند.استادان و مربیان : از اساتید معروف آن زمان چون: آقا شیخ عبد الرحیم کِلبری، آقا سید ابو الحسن انگجی و آقا میرزا علی اکبر اهری بهره برد. از اساتید نجف حضرات آیات چون: شیخ الشریعه اصفهانی، میرزا محمد حسن نائینی، میرزا علی شیرازی (فرزند شیرازی بزرگ) آقا ضیاء الدین عراقی، آقا شیخ محمد حسن غروی اصفهانی و آقا سیّد ابو الحسن اصفهانیهمسر و فرزندان : فرزندان شیخ احمد اهری عبارتند از آقایان:1 - مرحوم حجة الاسلام شیخ جواد اهری، استاد شیخ محمد کاشفی درباره ایشان می‌گوید:«آقا میرزا جواد اهری، آن موقع که با ایشان آشنا شدم، نابینا شده بود. بسیار خوش بیان بود. دارای لهجه جالب و شوخ طبع هم بود. از او درباره نجف اشرف و سایر مطالب متفرقه که می‌پرسیدیم، با زبانی شیوا و رسا مطالب را بیان می‌کرد. اهل قلم بود و یکی دو اثر هم از او هم چاپ شد. وی در حدود سال 1395 ه . ق در تبریز درگذشت و در قبرستان امامیه به خاک سپرده شد.»2 - مرحوم آقا محمود. 3 - مرحوم آقا حسین.زمان و علت فوت : شیخ احمد اهری در اثر کهولت سن در روز پنجشنبه (18/صفر/1388)ه . ق مطابق با اردیبهشت 1348 ه . ش در سن هشتاد و یک سالگی در تبریز به رحمت ایزدی پیوست. مراسم تشییع با شکوهی از سوی مردم و روحانیّت معظم آذربایجان به عمل آمد و پیکر پاک ایشان جهت مراسم خاکسپاری به شهر مذهبی قم حمل و در مقبره العلمای قبرستان ابوحسین به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : شیخ احمد اهری در سال 1370 ه . ق به جهت زیارت مرقد امام رضا (ع) و دیدار اقوام به ایران مسافرت کرد و مدّتی فارغ از درس و بحث علمی روزهایش را سپری کرد. وی ابتدا به مشهد مقدس سفر کرد و به زیارت مرقد مطهر امام رضا (ع) شتافت. آنگاه به دیدار بزرگان حوزه علمیه مشهد از جمله زعیم بزرگ، آیت الله میلانی رفت و از آنجا به شهر مقدس قم آمد. در آن زمان حوزه علمیه قم نیز پویا بود و بزرگانی چون: آیت الله حجّت کوه کمره‌ای و آیت الله سید حسین بروجردی عهده دار اداره حوزه بزرگ آیت الله حائری بودند. آیت الله اهری مدّتی در قم ساکن شد. هنگام ورود نیز از جانب این بزرگان مورد استقبال قرار گرفت ؛ امّا به درخواست آنها که اقامت در حوزه علمیه قم بود، پاسخ مثبت نداد. آیت الله اهری از قم به تبریز رفت و مدّتی در زادگاهش با اقوام خود سپری کرد. در زمانی که در آذربایجان بود، به خلأ حضور علماء بزرگ پی برد. به همین جهت وقتی بزرگانی از اهالی تبریز از محضرش درخواست اقامت در شهر را کردند، با نهایت رغبت پذیرفت و تا آخر عمر به خدمت اسلام و مؤمنان آن دیار مشغول شد و مرجعیت دینی یافت. موقعیت و مقام علمی و اجتماعی آیت الله اهری که سرپرستی حوزه علمیه تبریز را نیز عهده دار بود، ارادت و عشق مردم به شخصیت والای ایشان و توجه علمای نجف اشرف و بزرگان حوزه علمیه قم، همه موجب شد که وی در اکثر حوادث اجتماعی و سیاسی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم شرکت کند و راهنمایی مردم در جریانات را بر عهده گیرد. موارد زیر نمونه هایی است از زندگی این بزرگوار، از نگاه مدارک: 1 - در تلگراف‌ها، آیت الله حکیم و آیت الله خوئی (از نجف اشرف به تبریز) درباره فاجعه مدرسه فیضیه و اهانت رژیم شاه به مقدسات اسلامی در تاریخ 42 / 1 / 14 شمسی، آیت الله اهری را یکی از مخاطبین قرار دادند و خواهان حمایت ایشان از قوانین الهی شدند. 2 - آیت الله خوئی در تلگرافی دیگر، به تاریخ آذر / 1342 ش، درباره بازداشت جمعی از علماء و وعاظ آذربایجان، خواستار فعّالیت موثر مرحوم آیت الله اهری برای آزادی آنان شد. 3- آیت الله اهری به همراه دیگر علمای برجسته تبریز در پی تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، از پیشگامان در مخالفت با این قانون بود. به همین خاطر همراه با سایر علمای تبریز خواستار لغو لوایح سه گانه شد.فعالیتهای آموزشی : شیخ احمد اهری بیش از بیست سال در کنار کسب علوم مختلف به تدریس پرداخت به گونه‌ای که در حوزه علمیه نجف که آن زمان افراد برجسته‌ای می‌توانستند در صحنه‌های علمی حاضر شوند، وی به طور رسمی به عنوان استاد حوزه پذیرفته شد.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : با تأسیس صندوق قرض الحسنه و تشکیل هیئت رسیدگی به وضع مستمندان، وسیله خیر و سعادت برای برخی از مردم شهرهای آذربایجان شد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : زندگی شیخ احمد اهری پربار و همراه با خیر و برکت بود. خصوصاً وقتی مقیم تبریز شد و به طور رسمی مرجعیت و امامت جمعه و اداره امور مؤمنان را عهده دار شد،این خیر و برکت چندین برابر شد. وی که از لحاظ خانوادگی «اهری» محسوب می‌شد، در بین آقایان تجار و بازاری‌ها نفوذ فراوان داشت و از این موقعیت به نفع فقرا بهره می‌برد.شاگردان : تلاش‌های شیخ احمد اهری در حوزه علمیه نجف، نتیجه پرباری داد. در محضر این عالم وارسته، هزار دانشجوی علوم اسلامی تربیت شدند و در خدمت تبلیغ دین اسلام قرار گرفتند. دهها نفر نیز به مدارج عالی علمی، استادی و اجتهاد راه یافتند که بسیاری از آنها سهم ارزنده و تعیین کننده‌ای درحوادث و جریان‌های نیم قرن اخیر داشتند و بی گمان مهمترین آن، شکل‌گیری نظام اسلامی و جایگزین شدن ارزشهای دینی به جای ارزشهای غیر دینی در ایران است ؛ زیرا برخی از شاگردان آیت الله اهری حتی در رأس حرکت‌ها و رهبری جریان‌های مردمی به سوی واقعیتهای دینی بودند.اسامی برخی از شاگردان وی به این ترتیب است:(16)1 - مرحوم سید مصطفی مولانا (از مراجع و اساتید تبریز).2 - مرحوم میرزا احمد سرایی.3 - شیخ محمّد غروی قزوینی (ساکن قم).4 - مرحوم میرزا کاظم تبریزی.5 - سید علی میر غفّاری (آذر شهر).6 - آقا شیخ عیسی اهری (ساکن تهران).7 - آقا شیخ محمّد کاشفی (ساکن قم).8 - شیخ عمران علیزاده تبریزی.9 - مرحوم میرزا احمد زنجانی.10 - مرحوم میرزا علی اکبر قاری تبریزی.11 - آقا شیخ رضا توحیدی تبریزی.12 - آقا میرزا محمود انصاری تبریزی.آثار :  1 حاشیه بر رسائل  2 حاشیه بر مکاسب  3 رساله در اجتهاد و تقلید تقریرات فقه استاد نائینی  4 رساله علمیّه  5 رساله‌ای در قاعده لاضرر ولاضرار


منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/بخش زندگینامه علماhttp://www.hawzah.net

ایزدی، میرزا اسحاق

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیت الله حاج میرزا اسحاق ایزدی در سال 1251 ( سوم صفر 1290هجری قمری ) ، در قزوین متولد گردید. پس از دوران کودکی ، جهت کسب علوم دینی نزد اساتید و پدر خود مشغول به تحصیل شد. پس از آنکه سطوح را در قزوین آموخت ، در سال 1313 با برادرش آیت الله حاج میرزا باقر به اصفهان عزیمت کرد. او مدت سه سال به کسب فقه ، اصول ، حکمت ، رجال و هیات پرداخت و از اساتید آن سامان بسیار بهره برد. سپس در سال 1316 رهسپار نجف گردید و با کسب علوم عالیه اسلامی به درجه اجتهاد رسید. وی در سال 1326 هـ.ق به قزوین بازگشت و در زادگاه خویش به تدریس علوم پرداخت. همچنین در 24 خرداد 1310 از طرف دولت وقت محضرخانه ی شماره یک اسناد رسمی را به میرزا اسحاق واگذار گردید و تا پایان حیات آن مسئولیت به عهده داشت و چون مرد دقیقی بود و در انجام معاملات منتهای دقت را می کرد ، از آن جهت هیچ گاه دیده یا شنیده نشد که یک معامله فاسد در محضر وی انجام شده باشد. آیت الله حاج میرزا اسحاق ایزدی سرانجام در نوزدهم آبان 1322 شمسی دارفانی را وداع گفت.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : حاج میرزا اسحاق فرزند خلف حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ مولا عبدالله بن ملا محمدباقر بن ملا سلیمان ایزدی ، که همگی از سلسله خاندان روحانیت با نفوذ بودند.تحصیلات رسمی و حرفه ای : میرزا اسحاق ایزدی پس از دوران کودکی ، جهت کسب علوم دینی نزد اساتید و پدر خود مشغول به تحصیل شد. پس از آنکه سطوح را در قزوین آموخت ، در سال 1313 با برادرش آیت الله حاج میرزا باقر به اصفهان عزیمت کرد. او مدت سه سال به کسب فقه ، اصول ، حکمت ، رجال و هیات پرداخت و از اساتید آن سامان بسیار بهره برد. سپس در سال 1316 رهسپار نجف گردید و با کسب علوم عالیه اسلامی به درجه اجتهاد رسید.استادان و مربیان : میرزا اسحاق ایزدی ابتدا نزد پدر خود تحصیلات مقدماتی و سطوح را فراگرفت. سپس به اصفهان رفته و نزد آیت الله حاج شیخ محمدتقی معروف به آقا نجفی و آیت الله سیدمحمد درچه ای که هردو از اساتید به نام و طراز اول آن روز بودند ، به کسب کمال فقه ، اصول ، حکمت ، رجال و هیات پرداخت. وی همچنین در نجف اشرف محضر درس آیت الله العظمی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و آیت الله حاج سیدکاظم طباطبایی را درک نمود. او از سوی آیت الله حاج سیدکاظم طباطبایی اجازه اجتهاد دریافت نمود.زمان و علت فوت : میرزا اسحاق ایزدی در نوزدهم آبان 1322 شمسی دارفانی را وداع گفت و در شهر قم به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : در 24 خرداد 1310 از طرف دولت وقت محضرخانه ی شماره یک اسناد رسمی را به میرزا اسحاق واگذار گردید و تا پایان حیات آن مسئولیت به عهده داشت و چون مرد دقیقی بود و در انجام معاملات منتهای دقت را می کرد ، از آن جهت هیچ گاه دیده یا شنیده نشد که یک معامله فاسد در محضر وی انجام شده باشد.فعالیتهای آموزشی : میرزا اسحاق ایزدی پس از آنکه تحصیلات خود را نجف اشرف به پایان رساند ، در سال 1326 هـ.ق به قزوین بازگشت و در زادگاه خویش به تدریس علوم پرداخت.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : میرزا اسحاق ایزدی در سال 1331 جهت زیارت خانه خدا به مکه مشرف شد و پس از مرگ عمویش ، حاج ملا علی اکبر معروف به سیادهنی که از اکابر معروف قزوین بود ، در اندک مدتی مرجعیت تامه یافت و به حل و فصل امور اجتماعی مسلمین پرداخت. او در این زمان دفتری مرتب نموده و کلیه معاملاتی که در محضر وی انجام می شد را ثبت می کرد و این موضوع باعث اعتماد مردم قزوین شده بود. علاوه بر فعالیت های ذکر شده ، وی به عنوان یک روحانی روشنفکر ، زمینه مطالعاتی و تحقیقاتی نیز داشته و آثاری از خود به یادگار نهاده است.آثار : رساله در استصحاب رساله در توبه رساله درمبحث قطع

آل اسحاق، علی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ علی آل اسحاق در 25 تیر سال 1318ش. در خوئین، از توابع زنجان، خانواده مذهبی‌اش را با میلاد خود پر از شور و شادی کرد. پدرش نام علی را برای وی برگزید. علی از همان هشت سالگی که با پدر به قم آمد، شروع به تحصیل نمود و مقدمات را در محضر آیه الله سید حسن بدلا( رئیس ائمه جماعت) و استادان دیگر به پایان برد. وی در شانزده سالگی در سال 1334ش به نجف اشرف می رود و در مدرسه آیه الله بروجردی اقامت می گزیند و دروس حوزه را تا رسیدن به مرحله اجتهاد ادامه داد و به گفته خانواده ایشان ، از دو عالم بزرگ: آیه الله سید محسن حکیم و آقا بزرگ تهرانی، اجازه اجتهاد گرفت. او در شب جمعه 24 خرداد سال 1380ش بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع می گوید.
گروه : علوم انسانی
رشته : الهیات و معارف اسلامی
والدین و انساب : پدر شیخ علی آل اسحاق، حاج شیخ عبدالکریم خوئینی، از عالمان بزرگ عصر خود به شمار می‌رود. وی از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی بود. روحیه مبارزاتی شدیدی داشت و با عمّال و وابستگان حکومت طاغوتی رضاخان، که با منافع مردم در تضاد بود، به شدت مقابله می‌کرد؛ به عنوان نمونه در مقابل دو خان، که می‌خواستند زمین‌های کشاورزی مردم را به تصرف خود درآورند، ایستادگی کرد و توانست آنان را از تصرف در اموال مردم باز دارد.مادر علی که از سلاله پاک پیامبر بود، زنی صبور در مقابل مشکلات و دوستدار علم و فضیلت بود.
خاطرات کودکی : برادر شیخ علی آل اسحاق می‌گوید: در نزدیکی‌های خانه ما تعدادی بوقلمون آورده بودند. من و بچه‌های دیگر، از جمله علی، به تماشای آن‌ها رفتیم و نزدیک غروب برای انجام فریضه مغرب به خانه برگشتیم. رسم خانه ما این بود که نمازها را در خانه به جماعت و با امامت پدر برگزار می‌کردیم و تمامی افراد خانواده، چه مردان و چه زنان، در نماز جماعت شرکت می‌کردند. هنگامی که پدر می‌خواست اقامه نماز کند، علی شروع به گریه کرد. وقتی پدر علت گریه‌اش را پرسید، گفت: «من هم بوقلمون می‌خواهم.» و به گریه خود ادامه می‌دهد. پدر بدون عصبانیت و با آرامش کامل رو به فرزند می‌کند و می‌گوید: نماز مغرب را با خلوص نیت بخوان و هر حاجتی که داری از خدا بخواه؛ خداوند است که حاجات را برآورده می‌کند. علی همین کار را انجام می‌دهد. پس از تمام شدن نماز، در خانه به صدا در می‌آید. هنگامی که من در را باز کردم، یکی از همشهریان را که یک بوقلمون در دست داشت، دیدم. او به خانه وارد شد و علی به خواسته خود رسید.از این خاطره به خوبی می‌توان فهمید که محیط رشد علی چگونه بوده است؛ او در خانواده‌ای پرورش می‌یابد که اهل خانه مقید به نماز اول وقت بودند و تحت تربیت پدری بودند که نام و یاد خدا را گره‌گشای مشکلات و برآوردن حاجات می‌دانست و روشن است که تنها از چنین خانواده‌هایی، مردانی شایسته و الگو چون آقاشیخ علی آل اسحاق، برخواهند خاست.
اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : تربیت فرزندان یکی از وظایف مهم هر پدر و مادری است. مرحوم شیخ علی آل اسحاق نیز با جدیت فراوان می‌کوشید تابه این وظیفه خود عمل کند. از این رو، او هیچ گاه از سفارش به فرزندان خود دریغ نمی‌ورزید و واضح است که این سفارش‌ها، راه‌گشای افکار تمامی جوانان خواهد بود؛ چنان که گفته است:«'...اسلام رابه دقت بشناسید و آن طوری که دسته‌بندی کرده‌ام، به دقت مطالعه کنید. تاریخ زندگی پیامبر اسلام و ائمه (ع) را هر چند سال یک بار بررسی نمایید. تا می‌توانید با هم دوست و با محبت باشید و بر سر مسائل جزئی با هم اختلاف نکنید. در این انقلاب، تا وقت درس است، درس بخوانید و سپس خدمت کنید. به مادرتان که خیلی رنج کشیده است، کمک کار باشید، پس از ازدواج رابطه صمیمی خود را با مادرتان قطع نکنید. والسلام. با چشم گریان و دستی لرزان. خداحافظ».
تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ علی آل اسحاق در سال 1326 ش. از زنجان به قم مهاجرت کرد تا در آن شهر به تدریس علوم اسلامی و سایر فعالیت‌ها بپردازد؛ وی در آن سال، هشت بهار از عمرش گذشته بود. وی از همان هشت سالگی که با پدر به قم آمد، شروع به تحصیل نمود و مقدمات را در محضر آیةاللّه سید حسین بُدَلّا(رئیس ائمه جماعات) و استادان دیگر به پایان برد.وی در شانزده سالگی در سال 1334 ش. در حالی که دو سال از فوت پدر مهربانش می‌گذشت، تصمیم گرفت به عراق برود و در آن‌جا به تحصیل ادامه دهد؛ اما تیرگی روابط دو کشور ایران و عراق، باعث شد که این سفر انجام نشود. به همین سبب به حضرت معصومه (س) پناه برد و با توسل به آن حضرت، توانست مجوز اقامت در عراق را دریافت کند و به عتبات عالیات سفر نماید. او به نجف‌اشرف می‌رود و در مدرسه آیةاللّه بروجردی اقامت می‌گزیند.آقا شیخ علی آل اسحاق در نجف‌اشرف در محضر شیخ صدرای بادکوبه‌ای «مکاسب» را فرا گرفت و کتاب «رسائل» را، به همراه 3 نفر دیگر به طور خصوصی در محضر آیةاللّه آقا جواد تبریزی، آموخت. وی جلد اول «کفایه» را نزد آیةاللّه حسین راستی کاشانی، آیةاللّه حسین وحید خراسانی، آیةاللّه حاج شیخ علی فلسفی(که اکنون در مشهد ساکن است) و جلد دوم آن را با پیشنهاد آیةاللّه محمدباقر حکیم نزد آیةاللّه شهید محمدباقر صدر به اتمام رساند. وی که به مقام علمی شهید صدر پی برده بود، در جلسات درس دیگر او، که کتاب‌های «فلسفتنا»، «اقتصادنا» و برخی مباحث دیگر را تعلیم می‌داد، شرکت می‌کند و همان دروس را در مسجد هندیِ نجف برای عموم محصّلین تدریس می‌نماید. شیخ علی، «شرح تجرید» رادر محضر آیةاللّه شهید سیّداسداللّه مدنی و «فلسفه» را در محضر آیةاللّه شیخ عباس قوچانی و همچنین علم طب را از مرحوم سیدحسین حکیم فرا گرفت. به علاوه، دو سال در درس خارج فقه آیةاللّه سیدابوالقاسم خوئی و سیدمحمود شاهرودی شرکت جست و سپس به مدت 12 سال، دو دوره درس خارج فقه آیةاللّه میرزا محمدباقر زنجانی را گذراند.پس از تشریف فرمایی امام خمینی به نجف، در درس خارج فقه ایشان و نیز در درس «ولایت فقیه» امام شرکت کرد و تا سال 1353 ش. که حکومت بعث عراق امام را دستگیر کرد، در محضر ایشان بود. شیخ علی دروس حوزه را تا رسیدن به مرحله اجتهاد ادامه داد و به گفته خانواده ایشان، از دو عالم بزرگ: آیةاللّه سیدمحسن حکیم و آقابزرگ تهرانی، اجازه اجتهاد گرفت.
خاطرات و وقایع تحصیل : پس از رحلت آیةاللّه حکیم وی نمایندگی امام راحل در همان منطقه را بر عهده گرفت. او در بخشی از خاطراتش ارتباط نزدیک با امام را این چنین بیان می‌دارد:«آن روزها در حوزه علمیه نجف‌اشرف من موقعیت خوبی داشتم؛ داماد مرحوم آیةاللّه العظمی آقامیرزاباقر زنجانی(ره) بودم و نمایندگی از طرف مرحوم آیةاللّه العظمی حکیم(ره) در شهر سنجار استان موصل عراق را داشتم. و امام راحل با مرحوم پدرم حضرت آیةاللّه آقای شیخ عبدالکریم خویینی آشنایی کامل و علاقه داشتند و آن روز دل و جرأت می‌خواست که کسی به امام اظهار محبت کرده، در کنارش قرار گیرد. من با تمام ناملایماتی که برایم فراهم شده بود، شب و روز در کنار آن رادمرد الهی قرار گرفته، با تمام نیرو آنچه در توان داشتم، در خدمت ایشان بودم. در تمام جلسات عمومی و از اولین روز شروع درس فقه و نماز جماعت‌ها و گاه در جلسات خصوصی شرکت می‌کردم. مدتی مسئولیت پرداخت شهریه را بر عهده گرفته و مدتی در جلسه استفتائات به دستور ایشان شرکت می‌کردم و شبانه‌روز حداقل پنج بار به خدمتشان می‌رسیدم. خلاصه اخبار رادیوهای عربی و خارجی را در مسیر راه بیان می‌کردم. لذت‌بخش‌ترین خاطره یک شب زمستانی بود که امام مرا جهت تجدید کتابت صورت نمایندگی نمایندگان خود در سطح جهان خواسته بودند. آن شب تا اذان صبح مشغول نوشتن شده و از این که امام چنین اعتمادی را به من نموده و از میان دوستان مرا انتخاب فرموده، بیش از حد خوشحال و خرسند بودم».وی درباره حساسیت امام به بیت‌المال چنین می‌گوید:«در نجف، روزی به منزل امام رفتم. برخلاف همیشه درب خانه امام بسته بود و صدای فریاد امام به گوش می‌رسید. درب خانه را زدم، خادم درب را باز کرد و گفت: امام بسیار ناراحتند. وقتی وارد شدم، فهمیدم ناراحتی امام به خاطر آن است که آقاسیدمصطفی 250 درهم(یک چهارم دینار) به گوجه‌فرنگی نوبر داده است و امام می‌فرمود: چرا هنوز که گوجه ارزان نشده، آن مقدار پول را از سهم امام به گوجه داده است؟ سپس به او فرمود: همین الآن برو گوجه‌ها را پس بده».
استادان و مربیان : ازاستادان شیخ علی آل اسحاق که دروس مختلف را در محضرشان آموخته بود می توان به افراد زیر اشاره کرد: شیخ صدرای بادکوبه ای آیه الله حسین راستی کاشانی آیه الله حسین وحید خراسانی آیه الله حاج شیخ علی فلسفی آیه الله محمدباقر حکیم آیه الله شهید محمدباقر صدر آیه الله شهید سید اسدالله مدنی آیه الله شیخ عباس قوچانی آیه الله سید ابوالقاسم خوئی مرحوم سید حسین حکیم سید محمود شاهرودی آیه الله میرزا محمدباقر زنجانی امام خمینی
همسر و فرزندان : شیخ علی آل اسحاق دارای 5 فرزند بود: سه دختر و دو پسر. یکی از پسران او در جبهه‌های جنگ به شهادت رسید که نامش «محمدجواد» بود. محمدجواد جوانی فعال، پرشور، و خداجوی بود و در مسجد اباذر(واقع در محلّه زاویه قم) در عرصه‌های مختلف به فعالیت مشغول بود؛ همانند جمع‌آوری کمک‌ها به رزمندگان، جذب جوانان برای امور فرهنگی و مذهبی و... . اکنون نیز کتابخانه آن مسجد به نام همین جوان فعال مزیّن است. پسر دیگر ایشان «رضا» نام دارد که هم اکنون در حال تحصیل است. دامادهای این عالم پرتلاش عبارتند از:1 - مهندس ابوالحسن آل اسحاق، که در جبهه جنگ به فیض شهادت نایل شد. و برادر وی به نام حسین پس از او به افتخار دامادی عموی خود یافت.2 - دکتر ساحلی است، که در محله نیروگاه قم، مطب دارد. و به درمان بیماران توفیق یافته است.3 - آقای دهقان که کاردار وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در ژاپن می‌باشد.
وقایع میانسالی : این مرد مجاهد و نستوه که تا آخرین نفس بر آرمان‌های خود پافشاری کرد و یک لحظه از خدمت به دین و نظام اسلامی غفلت نورزید، در اواخر عمرش به خاطر مرض قند و ناراحتی قلبی، کمتر موفق به فعالیت‌های اجتماعی می‌شد؛ اما دغدغه تهاجم آشکار فرهنگی و گسترش فساد در میان جوانان و... آراکش را از او ربوده بود؛ به طوری که شب جمعه 24 خرداد سال 1380 ش. در تماس تلفنی با برادرش درباره اوضاع فرهنگی گفت و گو می‌کند.
زمان و علت فوت : شیخ علی آل اسحاق ساعت 2 نیمه شب 24 خرداد 1380ش نیز بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع می‌گوید.پیکر مرحوم شیخ علی (ره) روز شنبه 26 خرداد با شرکت گسترده مردم از مسجد امام حسن عسکری (ع) تا حرم مطهر حضرت معصومه (س) تشییع شد و شرکت کنندگان در غم از دست دادن این یار دلسوز امام، اشک ماتم ریختند. پس از تشییع، بدن مطهرش در گلزار علی بن جعفر (ع) ، در قطعه مخصوص پدر شهیدان به خاک سپرده شد.
مشاغل و سمتهای مورد تصدی : شیخ علی آل اسحاق نیز مانند بسیاری از روحانیون دیگر که مردم را به انقلاب فرا می‌خواندند، همیشه در سفرهای تبلیغی خود، ضمن تبیین اهداف نظام اسلامی، مردم را با انقلاب و امام آشنا می‌کرد. در همین راستا وقتی در شهر خرّم‌آباد در مسجد علوی سخنرانی نمود و مواضع انقلاب را بیان کرد، دستگیر شد.(3) در اوایل سال 1356 ش. به مدت 3 ماه در، یافت‌آباد تهران به تبلیغ و فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی پرداخت. همچنین، صندوق قرض‌الحسنه‌ای تأسیس کرد تا سهمی در رفع مشکلات مادی مردم آن‌جا داشته باشد.همزمان با پیروزی انقلاب در شهر سنجان، واقع در استان مرکزی مشغول تبلیغ شد. پس از پیروزی انقلاب بر اساسِ احساسِ وظیفه و با تجربه‌ای که در مناطق سنّی‌نشین داشت، به استان سیستان و بلوچستان سفر کرد و با تشکیل بسیج مردمی و ایجاد وحدت میان شیعه و سنّی، توانست توطئه‌های ضدانقلاب را در آن سامان خنثی کند. نتیجه فعالیت‌های وی، تصرّف صدا و سیمای آن ناحیه به دست نیروهای انقلاب بود و از آن طریق خبر پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی با شور و شعف خاصی به گوش هموطنان رسید.پس از آرام شدن اوضاع، به استان مرکزی بازگشت و در سمت مسئول کمیته انقلاب اسلامی همان منطقه به فعالیت خود ادامه داد.آشوب‌های کردستان موجب شد که شیخ علی چندین بار برای ایجاد آرامش در آن منطقه، با نیروهای تحت فرمان خود به آن‌جا برود. پس از آن به تهران دعوت شد و مسئولیت بخش فرهنگی کلّ کمیته‌های انقلاب اسلامی را بر عهده گرفت.با پیروزی انقلاب اسلامی، عده زیادی به دنبال فرصت بودند تا این انقلاب نوپا را تضعیف کنند و آن گونه که می‌خواهند، انقلاب را تغییر دهند. آنان برای رسیدن به همین هدف، جوانان پاکدل و ساده را فریفته، با شعارها و افکار انحرافی، آنان را گمراه می‌ساختند.شیخ علی آل اسحاق که این خطر را به خوبی حس کرده بود، به مقابله با این جریان برخاست و با پاسخ به شبهات و جذب جوانان نقشه‌های آنان را خنثی می‌ساخت.وی بعدها نیز در ارگان‌های مختلف، از جمله: سپاه پاسداران، جهاد سازندگی، اداره بهداری و بهزیستی در شهرهای مختلف کلاس‌هایی را تشکیل داد. گذشته از این‌ها، شیخ علی دو سفر تبلیغی نیز به خارج از کشور داشت؛ یک بار به آذربایجان سفر کرد و بار دیگر به لبنان رفت. همچنین مدت 10 تا 11 سال از طرف آیةاللّه گلپایگانی امام جماعت مسجد اباذر واقع در منطقه زاویه قم بود. او رابطه بسیار صمیمی با جوانان مخصوصاً طلاب جوان داشت؛ به طوری که حتی در اردوهای زیارتی نیز همراه آنان بود.
مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : وی در زمان مرجعیت آیةاللّه حکیم، نماینده ایشان در استان موصل عراق در شهرهای سنجار و طلّعفر بود و به مدت 11 سال در فصل تابستان، دهه محرم، دهه صفر و ماه رمضان به آن‌جا می‌رفت. از آن‌جا که مردم آن مناطق کرد بودند، او قبل از اعزام در طی سه ماه زبان کردی را فرامی‌گیرد. شیخ علی، در ایّام تبلیغ، در جلسات مناظره و مباحثه با اهل سنّت آن ناحیه شرکت می‌جست. این تلاش‌ها، باعث گرایش و جذب عدّه زیادی به مذهب تشیع گردید؛ به طوری که توانست مسجد و مدرسه علمیه بسازد.
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : از فعالیت‌های شیخ علی آل اسحاق به خوبی آشکار است که وی به امور فکری، فرهنگی و دینی مردم بسیار حساس بوده است. اگر چه وی در طول عمر خود فعالیت‌های فرهنگی، مبارزاتی داشت، اما بنا بر احساس وظیفه در برابر اقشار کم درآمد و طلاب، اقدام به فعالیت‌های اقتصادی کرد. یکی از آن فعالیت‌ها، گرفتن امتیاز صادرات و واردات از طریق مرز آذربایجان بود. وی درآمد حاصله را در امور فرهنگی و حمایت از طلاب و دیگر موارد لازم صرف نمود. همچنین به منظور خدمت به طلاب، یکی از مؤسّسین تعاونی طلاب نیز بود.او که برای پیشبرد اهداف اسلام از هیچ کاری دریغ نورزیده بود، وقتی جنگ نابرابر عراق بر ایران تحمیل شد، باز هم وظیفه خود را به خوبی انجام داد و بارها و بارها در جبهه‌های حق علیه باطل شرکت جست و دوشادوش رزمندگان اسلام اسلحه به دست گرفت و به ستیز با دشمنان دین خدا برخاست.وی در تشکیل بسیج عشایر و سازماندهی نیروهای مقاوم بومی در منطقه جنوب نیز نقش خود را به خوبی ایفا نمود
شاگردان : وی شیخ علی آل اسحاق مبارز ترکیه‌ای) یکی از آنان است. وی پس از انقلاب در دانشگاه‌های مختلف از جمله: دانشگاه شهید بهشتی تهران، دانشگاه تبریز و دانشکده امام حسین (ع) به فعالیت پرداخت و به عنوان استاد دانشگاه، معارف دین اسلام را برای دانشجویان مطرح می‌کرد. همچنین در مدارس علمیه از جمله: مدرسه امام خمینی (ره) ، مدرسه حجّتیه (برای طلاب خارجی)، مدرسه الهادی و مدرسه صدوقی(برای طلاب ایرانی) درس اخلاق و دروس دیگر می‌گفت.فقه و اصول را نیز در خانه‌اش تدریس می‌نمود. همچنین برای پاسخ به شبهه‌های مطرح شده، کلاسی در مدرسه فیضیه تحت عنوان «احکام اجتماعی قرآن و تبیین مسائل روز» تشکیل داده بود.
آرا و گرایشهای خاص : زندگی شیخ علی آل اسحاق رنگ خدایی داشت و این، در اعمال و رفتارش هویدا بود. رابطه روحی و معنوی با ائمه اطهار داشت. زهد و پارسایی او زبانزد و کاملاً به زخارف دنیا بی‌توجه بود. با وجود این که موقعیت رسیدن به پست‌ها و مقامات متعددی داشت، ترجیح می‌داد ساده زندگی کند. هرکس وارد منزلش می‌شد؛ساده‌زیستی را به خوبی در او و زندگی‌اش مشاهده می‌کرد. با اهل خانه بسیار مهربان بود. خانواده‌اش چنان با اخلاق خوش و رفتار اسلامی او انس داشتند که تحمل فقدان او، بر ایشان، بسیار دشوار بود.
چگونگی عرضه آثار : شیخ علی آل اسحاق آثار دیگری نیز دارد که به چاپ نرسیده است؛ از جمله :.1 قرائت امام خمینی (ره) از ولایت مطلقه فقیه یا حکومت جهانی فرامین الهی؛.2 تقریرات اصول فقه مرحوم آیة اللّه العظمی محمد باقر زنجانی؛.3 النکاح علی المذاهب الخمسه(عربی)؛.4 الفقه الاسلامی(الحلقه الاولی، عربی)؛.5 آخرین نظریات علمای اصول در محور کفایةالاصول از مرحوم آخوند تا امام؛.6 مبانی فکری امام امت یا اصول سیاسی، اجتماعی اسلام؛.7 بهترین راهنمای حج(مطابق با فتاوای امام خمینی)؛.8 معالم دین یا تنظیم مضامین عالی دعای ندبه. --------------------------------------------------------------------------------
آثار :
1 آشنایی با مکتب وحی
2 اخلاق و رفتار یا اصول تزکیه و حکمت
3 اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان
4 اصول خود سازی یا اخلاق در مکتب وحی الهی
5 جبهه یا دانشگاه خود سازی
6 زمینه اسلام‌شناسی
7 کنترل زبان
8 مسئولیت امت از دیدگاه امام
9 یاد خدا عامل انقلاب

آیتی بیرجندی، محمدابراهیم

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محمد ابراهیم آیتی در سال 1333هجری قمری در قریه گازار از توابع بیرجند در خانواده‌ای روحانی و شیعه متولد شد و اهل خانه را از قدوم خویش شاد کرد این فرزند محمدابراهیم نام گرفت. وی از هفت سالگی برای فراگیری از قرآن مجید و خواندن کتابهای فارسی مذهبی و اخلاقی و از قبیل اینها وارد جلسات استادان آن زمان در شهر خود گردید. در سیزده سالگی به شهر بیرجند رفت و ادامه تحصیل خود را در کنار اساتید بیرجند گذراند. در هیجده سالگی در مدرسه باقریه شهر مشهد به قمستی از فصول و منطق تحت نظر استادان مجرب بودند. وی به درجه دکترا نایل گردید و در تمام طول تحصیل به تحصیلات حوزوی بسنده نشد. وی در سن 51 سالگی در اثر سانحه تصادف در سال 1384 قمری جان خویش را از دست دادند.
گروه : علوم انسانی
رشته : الهیات و معارف اسلامی
والدین و انساب : پدر محمد ابراهیم آیتی شیخ محمد قائنی پیشنماز روستای گازار بود که به امور شرعی مردم رسیدگی می‌کرد. او در سلک روحانیت و در امور دینی خود و مردم کوشا بود. وی که توفیق تربیت در دامن مادر متدین پیدا نموده بود رشد کرد و به سن تحصیل رسید.
خاطرات کودکی : محمد ابراهیم آیتی مقدمات عربی از پدرش شیخ محمد قائنی یاد گرفت تا اینکه به نه سالگی که رسیدند پدر در سوم ماه رمضان 1342 مرحوم شد.
تحصیلات رسمی و حرفه ای : هفت ساله بودم که پدرم مرحوم شیخ محمد قائنی مرا برای فراگیری قرآن مجید و خواندن کتابهای فارسی مذهبی و اخلاقی از قبیل عین الحیات و جلاء العیون و حلیة المتقین مرحوم مجلسی نزد « آخوند ملا عبداللّه گازاری» برد و به وی سپرد. مقدمات عربی را از مرحوم پدرم فرا گرفتم، نه ساله بودم که پدرم در سوم ماه رمضان سال 1342قمری مرحوم شد. پس از آن شرح « قطرالندی» و « القیه» ابن مالک « سیوطی» و « شرح جامی» را نزد همان ملا عبداللّه و « محمد ابراهیم بویکی» خواندم. سیزده ساله بودم که با اجازه مادرم برای ادامه تحصیل به شهر بیرجند رفتم و مدت پنج سال در مدرسه معصومیه کتابهای « حاشیه» ملاعبداللّه یزدی و « شرح شمسیه» در منطق، « شرح نظام» « مغنی البیب» در صرف و نحو و قسمتی از « مطوّل» در معانی و بیان و بدیع و « معالم» و قسمتی از « قوانین الاصول» میرزای قمی در اصول، « تبصرة» علامه حلّی و « شرح لمعه» شهید ثانی در فقه و مختصری حساب و هیأت و مقداری از شرح « سبعة معلّقه» را خواندم. در این مدت پنج سال در شهر بیرجند از محضر مرحوم حاج شیخ محمد باقر آیتی بیرجندی و آیةاللّه حاج شیخ محمد حسین آیتی و مرحوم شیخ غلامرضا فاضل و آقای حاج شیخ محمد علی ربّانی و مرحوم حاج ملا محمد دهکی استفاده بردم و شاگردی آنها را نمودم.هیجده ساله بودم که برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس مشرّف و در مدرسه باقریه ساکن شدم و بقیه شرح لمعه و مطول و قسمتی از فصول و قسمت منطق شرح منظومه حاج ملا هادی سبزواری و آنگاه تمام سطح مکاسب، رسائل شیخ انصاری و کفایه آخوند خراسانی را در محضر استادان فرا گرفتم. ضمنا هیئت قدیم را نزد مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی و آقا شیخ مجتبی قزوینی و آیةاللّه میرزا حسین فقیه سبزواری و آیةاللّه ادیب نیشابوری و مرحوم حاج شیخ حسن پایین خیابانی و برخی اساتید دیگر خواندم. در همان حال با درس خارج فقه و معارف مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی آشنا شدم و با شوق فراوان در حدود دو سال به درس پر بهره ایشان می‌رفتم و در همین اوقات به درس شرح منظومه آقا میرزا مهدی فرزند مرحوم آقا بزرگ حکیم می‌رفتم و از این راه با فلسفه قدیم آشنا شدم. آشنایی من با متون عالی فلسفه قدیم از قبیل شرح اشارات، شفای بوعلی و اسفار مرحوم آخوند ملاصدرا در خارج از محیط طلبگی بود.» آیتی پس از فراگیری دروس حوزه‌های علوم دینی به دانشگاه راه یافت و او در همان دانشکده معقول و منقول تهران تحصیل کرده بود و موفق به اخذ درجه دکتری شده بود. ایشان علاوه بر علوم اسلامی و ادبیات عرب به زبان انگلیسی نیز احاطه کامل داشت و از این راه با اندیشه‌های غربی و متون و روش تحقیق آنان آشنا گردید.
خاطرات و وقایع تحصیل : حوزه‌های درس هرگاه محدود به چند نفر و کم جمعیت بود غالبا در اطاقهای مسکونی مدارس و درسهای سطوح عالی و خارج که جمعیت بیشتری در آن شرکت می‌داشت بیشتر در مدرس‌های نسبتا وسیع مدارس که فرش آن در تابستان و زمستان منحصر به حصیر بود و یا در شبستان‌های مساجد که نیز در تابستان و زمستان حصیر فرش و بسیار سرد بود و هرگز بخاری نمی‌دید، تشکیل می‌گردید.کسانی که اهل کار و تحصیل بودند تقریبا تمام وقتشان به درس خواندن و مطالعه کردن و مباحثه کردن همان درسها و ( اگر خود از فضلای حوزه بودند) به درس گفتن برگزار می‌شد و فقط در هفته‌ای دو روز پنجشنبه و جمعه تعطیل بود، که آن هم احیانا با درسهای تعطیلی از قبیل ریاضیات و هیئت و تفسیر و حدیث و جز اینها می‌گذشت.زندگی طلبگی بسیار ساده و در عین حال پرنشاط برگزار می‌شد. در آن تاریخ کمتر افکار اجتماعی به محیط طلبگی راه داشت و گیر و داری هم اگر پیش می‌آمد از حدود حجره‌های مدارس تجاوز نمی‌کرد. تا در بیرجند بودم با اینکه مدرسه معصومیه اوقاف زیادی داشت، به طلبه مدرسه چیزی نمی‌رسید و متصدّیان اوقاف تمام درآمد موقوفه را می‌خوردند و زندگانی ساده طلاب منحصرا از کمکهای پدران و مادرانشان می‌گذشت.اما در مشهد مقدس چون از طرفی موقوفات مدارس سرشارتر بود و از طرف دیگر متصدیان اوقاف آنجا مانند متصدیان اوقاف بیرجند نبودند مختصر حق السکوت و قوت لا یموتی به طلاب داده می‌شد و روزی که وارد مشهد شدم متصدی اوقاف مدرسه باقریه آقا شیخ جواد شیخ الاسلامی اصفهانی به دیدن من آمد و از همان روز مبلغ سی ریال ( که شهریه کامل آن مدرسه بود) حقوق ماهیانه برای من قرار ساخت و این مبلغ در آن تاریخ برای زندگی طلبگی متوسط یک نفر به خوبی کفایت می‌کرد.
فعالیتهای ضمن تحصیل : از امتیازات بسیار ارزنده حیات علمی محمد ابراهیم آیتی این است که او هرگز خود را در علوم متداول حوزه‌ها و مجامع علمی محدود نساخت. گو اینکه راز موفقیت هر اندیشه‌ورِ دلسوز و تلاشگر و کاوشگر پر توفیق این است که خودجوش و زیرکانه بیابد چه چیزی را باید بخواند و کدام راه را برود. بدینسان او در تاریخ دوره اسلامی و تاریخ پیامبر و اهل بیت نیز تلاش فراوان کرد و یکی از متخصصان این رشته در آمد و از تألیفات ایشان نیز این نکته آشکار خواهد شد.
استادان و مربیان : از استادان محمد ابراهیم آیتی در زمینه های مختلف درسی می توان به موارد زیر اشاره کرد: آخوند ملا عبدالله گازاری ابن مالک محمد ابراهیم بویکی میرزای قمی علامه حلی شهید ثانی باقر آیتی بیرجندی شیخ محمد حسین آیتی غلامرضا فاضل شیخ محمد علی ربانی حاج ملا محمد دهکی ملا هادی سبزواری شیخ انصاری آخوند خراسانی شیخ هاشم قزوینی مجتبی قزوینی حسین فقیه سبزواری ادیب نیشابوری حسن پایین خیابانی میرزا مهدی اصفهانی میرزا مهدی فرزند مرحوم آقا بزرگ حکیم آخوند ملاصدرا
هم دوره ای ها و همکاران : از دوستان محمد ابراهیم آیتی ، شهید مطهری، آیةاللّه بهشتی و آیةاللّه طالقانی بود و با هم مراوده علمی و مباحثه داشتند.
زمان و علت فوت : محمد ابراهیم آیتی در سوم جمادی الثانیه 1384 قمری مطابق با هفدهم 1343 شمسی بر اثر سانحه تصادف جان خویش را از دست دادند. پیکر ایشان در قبرستان ابوحسن قم دفن گردید.
فعالیتهای آموزشی : محمد ابراهیم آیتی پس از فراگیری دروس حوزه‌های علوم دینی به دانشگاه راه یافت و در کنار تدریس به تحصیل نیز پرداخت. در سال 1334شمسی در دانشکده علوم معقول و منقول مشغول به تدریس شد و درسهای تاریخ اسلام، تاریخ تمدن اسلام، فقه( دوره لیسانس) و فقه الحدیث( دوره دکتری) را درس می‌داد.
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : از دوستان محمد ابراهیم آیتی، شهید مطهری، آیةاللّه بهشتی و آیةاللّه طالقانی بود و با هم مراوده علمی و مباحثه داشتند. در آن زمان نوای بیداری در بعضی از مجامع علمی و فرهنگی برخاسته بود و حرکت‌های خودجوش ارزشمندی برای شناخت درست اسلام ایجاد شده بود. کار مهم اندیشه وران آن روز تغذیه فکری این مجامع بود و استاد آیتی یکی از کسانی بود که در انجام این مهم کوشا بود. در انجمن اسلامی مهندسان، جلسات ماهانه دینی که شهید مطهری نیز سخنرانی داشت شرکت داشت و به سخنرانیهای ارزشمندی می‌پرداخت و این سخنرانیها بلافاصله تایپ و تکثیر می‌شد و با استقبال فراوانی نیز روبرو گشت.یکی از تلاش‌های تحسین برانگیز ایشان تلاش در راه انتشار کتابهای مذهبی بود که از آن جمله تلاش گروهی ایشان و همراهانش منشأ ایجاد « شرکت انتشار» گردید. باری او در راه اصلاح ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه خویش از هیچ خدمتی فروگذار نکرد و با قلم و زبان و دست خویش هر آنچه کرد برای احیای فکر دینی و اندیشه الهی بود.او همچنین در پرداختن به برخی موضوعات اسلامی و پیراستن نقص‌ها و خرافه‌ها متون اصیل و استواری را عرضه کرد .
آرا و گرایشهای خاص : از خصوصیات محمد ابراهیم آیتی تحقیق‌های نو و بدیع است. او در تاریخ به بررسی و کنکاشی ارزنده پرداخت و نکات ابهام و نقاط کور را شناسایی کرد و به بحث و بررسی در آن پرداخت. . معظم له دارای ملکات نفسانیه و جامع علوم عقلیّه نقلیّه، مروج طریقه جعفریه بود. --------------------------------------------------------------------------------
آثار :
1 12افکار جاوید محمد
ویژگی اثر : این کتاب ترجمه‌ای از متن انگلیسی
2 آندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا
ویژگی اثر : به طوری که ایشان در مقدمه کتاب ذکر می‌کنند این اثر حاصل تحقیق و تدریس سال‌های 1337و 1338دوره لیسانس دانشکده معقول و منقول تهران است و ایشان در این کتاب تاریخ حوادث مهم هشت قرن حکومت مسلمین در اروپا را به تفصیل بیان کرده‌اند که شامل تاریخ حکومتها، دست نشاندگان حکام عباسی و غیر آن می‌باشد. این کتاب در سال 1340در 357صفحه چاپ شده است.
3 آیینه اسلام
ویژگی اثر : ترجمه‌ای است از متن عربی آن اثر نویسنده توانای مصری دکتر طه حسین که در تهران وسیله شرکت انتشار به چاپ رسیده است.
4 بررسی تاریخ عاشورا
ویژگی اثر : این خصلت او در کتاب بررسی تاریخ عاشورا به خوبی ظهور کرده است یعنی او در این قضیه مطیع و دنباله‌رو هیچ کس نیست و آزادانه و زیبا بر اساس مبانی اصیل و اساسی قرآن و عترت و با عقل سلیم و ذهل جوال خویش به میدان آمده و به راستی به نقد احیاگری در جریان عاشورا دست زده است.خمیر مایه این کتاب را مجموعه هفده سخنرانی دکتر آیتی در رادیو ایران در سال‌های 1343 - 1342تشکیل می‌دهد. این اثر به همت استاد علی اکبر غفاری تنظیم و چاپ شده و تاکنون در حدود 10نوبت تجدید چاپ شده است.
5 تاریخ پیامبر اسلام
ویژگی اثر : این کتاب تحقیقی است مستند، گسترده و دقیق بر اساس متون کهن در پیرامون حیات اشرف مخلوقات هستی حضرت رسول اکرم (ص)که مؤلف در تنظیم آن زحمات فراوانی را متحمل شده‌اند. این کتاب با تعلیقات و اضافاتی از دکتر ابوالقاسم گرجی از طرف دانشگاه تهران چاپ شده و چندین بار تجدید چاپ گردیده است.
6 ترجمه البلدان یعقوبی
ویژگی اثر : این کتاب نیز به وسیله بنگاه ترجمه و نشر کتاب در سال 1356در 211صفحه چاپ شده است.
7 ترجمه تاریخ یعقوبی
ویژگی اثر : این کتاب در دو جلد ضخیم چاپ شده است و از ترجمه‌های ارزشمند متون تاریخی به حساب می‌آید به طوری که در سال 1342این ترجمه به عنوان کتاب سال شناخته شد. متخصصان ترجمه نسبت به ترجمه‌های دقیق و اصولی مرحوم آیتی اعتماد خاصی دارند. این اثر نیز چندین بار تجدید چاپ شده است.
8 تصحیح تفسیر شریف لاهیجی
ویژگی اثر : مرحوم استاد آیتی جلد 3و 4این تفسیر را به صورت زیبا و اصولی تصحیح نموده‌اند و در سال 1340از طرف اداره اوقاف تهران به چاپ رسیده است.
9 خطبه‌های رسول اکرم(ص
ویژگی اثر : به زبان عربی نگارش یافته و تاکنون چاپ نشده است.
10 راه و رسم تبلیغ
ویژگی اثر : مقاله‌ای است که در کتاب گفتار ماه جلد دوم، ص 174 - 149به چاپ رسیده است.
11 سرمایه سخن
ویژگی اثر : این کتاب به انگیزه تقویت و غنی سازی سخنرانیهای اسلامی تهیه شده است و مجموعه 80مقاله درباره مناسبت‌های مذهبی است که سی مجلس آن درباره ماه مبارک رمضان، بیست و پنج مجلس درباره ماه محرم و صفر و بیست و پنج مجلس دیگر در مناسبت‌های دیگر سال می‌باشد. این اثر به همت مرحوم آیتی و یکی از دوستانش به نام سید محمد باقر سبزواری تهیه و تنظیم شده و در سال 1339به چاپ رسیده است.
12 سیمای امیرالمؤمنین از مسجدالحرام تا مسجد کوفه
ویژگی اثر : این کتاب سخنرانی استاد در جلسه ماهانه دینی است که ابتدا در کتاب گفتار ماه، ج 3ص 164 - 1296چاپ شده و سپس به صورت جداگانه به زیور طبع آراسته گردیده است.
13 شهدای اسلام
ویژگی اثر : به عربی است و تاکنون چاپ نشده است.
14 فهرست ابواب و فصول اسفار
ویژگی اثر : این مقاله در یادنامه ملاصدرا به چاپ رسیده است.
15 کتاب و سنت
ویژگی اثر : در کتاب گفتار ماه جلد اول، ص 225تا 252به چاپ رسیده است.
16 گفتار عاشورا
ویژگی اثر : با همکاری عده‌ای از اندیشه وران.
17 مجموعه سخنرانیها در مورد شخصیت‌های برجسته عالم اسلام
ویژگی اثر : و مقالات و سخنرانیهای علمی و تحقیقی ارزشمندی که براستی شایسته است در یک مجموعه ارزشمند گرد آید.فرازهایی از اندیشه استاد آیتی
18 مرجعیت و روحانیت
ویژگی اثر : این کتاب را نیز با همکاری عده‌ای از نویسندگان تألیف کرده است.
19 مقولات عشر
ویژگی اثر : این کتاب رساله تز دکترای آن مرحوم می‌باشد و در روزنامه 1371 / 6 /5مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است.
20 همه مسؤول یکدیگریم
ویژگی اثر : مقاله‌ای است در کتاب همه مسؤول یکدیگریم که بحث زیبایی درباره امر به معروف و نهی از منکر نموده است. کتاب توسط انتشارات تشیّع در سال 1356به چاپ رسیده و مقاله در کتاب گفتار ماه، ج 1ص 76 - 45نیز چاپ شده است.

باریک بین، هادی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیت الله حاج شیخ هادی باریک بین در سال 1309 در خانواده ای مذهبی در شهرستان قزوین متولد شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی ، به فراگیری علوم دینی در حوزه علمیه قزوین مشغول شد. سپس برای ادامه تحصیل و تکمیل تحصیلات به قم عزیمت نمود و در حوزه علمیه این شهر وارد شد. شوق دانش اندوزی سرانجام او را به حوزه علمیه نجف کشانید و پس از سه سال کسب فیض نزد علمای این خطه به ایران بازگشت و در حوزه علمیه قم تحصیلات خود را ادامه داد. پس از شروع مبارزه روحانیت به رهبری امام خمینی (ره) آیت الله باریک بین از قم به قزوین بازگشت و در صدد احیای مدارس قدیمی و متروکه از جمله مدرسه شیخ الاسلام برآمد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اقداماتی از جمله تشکیل کمیته انقلاب اسلامی ، تاسیس دانشگاه علوم پزشکی ، نمایندگی حضرت امام(ره) در جهاد سازندگی منطقه ، تشکیل بنیاد مستضعفان در شهر قزوین ، تاسیس مدارس و خوابگاه ها برای دانشجویان به انجام رساند. آیت الله باریک بین در سال 1360 از سوی امام (ره) به نمایندگی ایشان و امامت جمعه شهرستان قزوین منصوب شد. علاوه بر آن وی چند دوره متوالی نیز نمایندگی مردم را در مجلس خبرگان رهبری به عهده داشت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ هادی باریک بین بین پس از پایان تحصیلات ابتدایی ، به فراگیری علوم دینی در حوزه علمیه قزوین مشغول شد. سپس برای ادامه تحصیل و تکمیل تحصیلات به قم عزیمت کرد و در حوزه علمیه این شهر وارد شد. شوق دانش اندوزی سرانجام او را به حوزه علمیه نجف کشانید و پس از سه سال کسب فیض از محضر علمای آن خطه، به ایران بازگشت و در حوزه علمیه قم تحصیلات خود را ادامه داد.فعالیتهای ضمن تحصیل : شیخ هادی باریک بین همزمان با به تشکیل جلسات مختلف اجتماعی و سیاسی مبادرت می ورزید.استادان و مربیان : شیخ هادی باریک بین درحوزه علمیه قزوین ، دروس مقدمات را نزد آیت الله مفیدی و ابوالحسن رفیعی آموخت. وی پس از آنکه به حوزه علمیه قم وارد شد ، دوره سطح عالی را در محضر حضرات آیات مشکینی ، سلطانی ، نوری گذراند. پس از آن به حوزه درس خارج فقه آیت الله بروجردی و فقه و اصول امام خمینی(ره) حاضر شد و از محضر آنان بهره های فراوان برد. آیت الله باریک بین با طی نمودن این دوره به عراق مهاجرت کرده و در حوزه علمیه نجف از علمای بزرگی چون آیت الله محمد باقر زنجانی کسب فیض کرد.وقایع میانسالی : شیخ هادی باریک بین بین از جمله روحانیون قزوینی است که با شروع مبارزات مردم بر ضد رژیم پهلوی، در کنار امام خمینی (ره) قرار گرفت و با هدایت مردم قزوین نقش خود را ایفاء نمود، چنانکه تاسیس صندوق قرض الحسنه ولی عصر مهمترین اقدام او برای تقویت اعتصابات و تظاهرات مردمی به شمار می آید.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : شیخ هادی باریک بین در سال 1360 از سوی امام (ره) به نمایندگی و امامت جمعه شهرستان قزوین منصوب شد. علاوه بر آن وی چند دوره متوالی نیز نمایندگی مردم را در مجلس خبرگان رهبری به عهده داشت.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : از جمله فعالیت های شیخ هادی باریک بین درطول مبارزات سیاسی تاسیس صندوق قرض الحسنه ولی عصر بو.د که این امر باعث بسیج مردم برای ادامه اجتماعات ، تظاهرات و اعتصابات بر ضد رژیم پهلوی شد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : پس از شروع مبارزه روحانیت به رهبری امام خمینی (ره)، شیخ هادی باریک بین از قم به قزوین بازگشت و در صدد احیای مدارس قدیمی و متروکه از جمله مدرسه شیخ الاسلام برآمد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اقداماتی از جمله تشکیل کمیته انقلاب اسلامی ، تاسیس دانشگاه علوم پزشکی ، نمایندگی حضرت امام(ره) در جهاد سازندگی منطقه ، تشکیل بنیاد مستضعفان در شهر قزوین ، تاسیس مدارس و خوابگاه ها برای دانشجویان را به انجام رساند.

برغانی قزوینی، موسی

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
موسی برغانی قزوینی در سال 1259 ، در قزوین به دنیا آمد. وی علوم اسلامی را نزد علمای زمان خود و همچنین بزرگان خانواده اش فراگرفت. روش تفسیری برغانی قزوینی ، کلامی و روایی است که با ذکر آیه به بیان روایات و احادیث وارد شده در پیرامون آن می پردازد و سپس نظرات و آراء مفسران پیشین و پدرش ملا صالح را متذکر شده به نقد و بررسی آنها می پردازد.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : موسی برغانی قزوینی صالحی فرزند ملا صالح برغانی قزوینی (م1298ق) از علمای قرن سیزدهم هجری در دوران سلاطین قاجار بوده است.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : شیخ موسی برغانی قزوینی از خانواده علم و دانشی است که هر کدام از آن خانواده به نوبه خود با تدریس ، تبلیغ و تالیف در زمینه های قرآنی و علوم اسلامی خدمتی در خور تحسین به جامعه علمی نموده و یادگارانی از خود برجای گذاشته است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ موسی برغانی قزوینی ، علوم اسلامی را نزد علمای زمان خود و همچنین بزرگان خانواده اش فراگرفت.آرا و گرایشهای خاص : روش تفسیری موسی برغانی قزوینی ، کلامی و روایی است که با ذکر آیه به بیان روایات و احادیث وارد شده در پیرامون آن می پردازد و سپس نظرات و آراء مفسران پیشین و پدرش ملا صالح را متذکر شده به نقد و بررسی آنها می پردازد.آثار : اسرارالتنزیل فی تفسیر القرآن ویژگی اثر : این کتاب تفسیری است به زبان عربی و در دو جلد تالیف شده است. نسخه اصلی این تفسیر نزد میرزا حسن صالحی در قزوین موجود است.
منابع زندگینامه :قرآن پژوهان قزوین ، مولف: سیدمحمدعلی ایازی ، تهران: موسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران ، 1380 ، ص 104

برقی، محمدبن خالد

قرن:3
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
دراواخر قرن دوم هجری و در قریه ای از توابع این شهر (برقرود) کودکی دیده به جهان گشود که بعدها پرچمدار ارزشهای علوی شد و مانند ستاره در حریم ولایت درخشید . او ابوعبدالله محمد، فرزند خالد برقی معروف بود.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : خاندانی که محمد بن خالد برقی در آن پررش یافت. پیشینه‌ای ممتاز در حمایت از ولایت و امامت داشتند، به گونه‌ای که جدش (محمد بن علی) در قیام حضرت زید بن علی بن الحسین علیه السلام در پی حمایت از آن انقلابی بزرگ به دست یوسف بن عمرو، والی کوفه، دستگیر و سرانجام پس از تحمل شکنجه‌های فراوان به شهادت رسید. در پی این حادثه عبدالرحمن، فرزند محمد بن علی، به همراه پسرش، خالد، که طفلی بیش نبود از کوفه به قم هجرت کرده و سالها بعد از آن محمد بن خالد برقی قدم به عرصه وجود نهاد.استادان و مربیان : برخی از علماء رجال محمد بن خالد برقی را از یاران سه تن از امامان به شما آورده‌اند. با توجه به این نکته می‌توان گفت بزرگترین اساتیدش خاندان امامت بودند.محمد بن خالد از محضر اساتید بزرگ دیگری نیز استفاده برد که آنها نیز به نوبه توفیق شاگردی در مکتب امامت را یافتند.از میان علماء علم رجال که به ذکر نام اساتید و مشایخ محمد بن خالد پرداخته‌اند می‌توان به مرحوم کشی ، محقق اردبیلی و مرحوم خوئی اشاره کرد. این بزرگان نام کسانی را که محمد بن خالد از آنها نقل روایت کرده، به عنوان استاد و مشیخه وی ذکر کرده‌اند. این مشایخ و اساتید عبارتند از: ابن ابی عمیر، ابی طالب قمی، احمد بن نضر جعفی، محمد بن سنان، علی بن مهزیار و... که هر یک در عصر خود از نامداران فقهاء و راویان برجسته به شما می‌آمدند.هم دوره ای ها و همکاران : محمد بن خالد برقی به اعتراف بسیاری از دانشمندان اسلامی شیخ طوسی علامه حلی ابن شهر آشوب، و ابن ندیم از اصحاب سه امام معصوم (امام موسی الکاظم، امام رضا، حضرت جواد علیه السلام) بوده و توانست از مکتب خاندان هدایت نهایت فیض را برد.محمد بن خالد که با سه تن از معصومین معاصر و از اصحاب آنها بود، در حوادثی که رخ می‌داد از محضر معصوم زمان خویش کسب تکلیف می‌کرد.زمان و علت فوت : آن گاه که صدای رحیل دیدار معبود گوش جان محمد بن خالد را نواخت و با دستانی پر از علم و عمل در قرن سوم هجری به دیگر سراقی باقی شتافت.شاگردان : محمد بن خالدبرقی در حوزه درسی و تعلیمی خود به تربیت شاگردانی کار آمد همت گمارد و موفقیتهای فراوان نیز کسب کرد.شرح حال چند تن از شاگردان محمد بن خالد:1 - احمد بن محمد بن خالد برقی 2 - حسین بن سعید اهوازی‌چگونگی عرضه آثار : از تألیفات محمد بن خالد برقی تنها دو کتاب «المحاسن» و «الرجال» موجود است که آن دو هم به فرزندش (احمد بن محمد بن خالد) نسبت داده شده است از بقیه آثار وی هیچ اثری در دست نیست.کثرت موضوعاتی که در روایت وی مشاهده می‌شود، به حدی است که عملا بررسی یکایک آنها را دشوار می‌نماید، اما به طور کلی موضوعاتی را که وی در اخبار خود به آنشها اشاره کرده، می‌توان به پنج بخش تقسیم نمود:1 - فقه 2 - عقایدآثار : أصفیه ، اخض الأعمال ، الأحادیث ، الأحتجاج ، الأسباب ، الأشکال ، الأفانین ، الأوائل البزائر ، البقرة ، البلدان ، التاریخ ، التحذیر ، التخوف ، الترهیب ، الحبوة الصنوة ، الرجال ، الروایة ، الریاضه ، السماء ، العویص ، الفروق ، القرائن ، اللطائف ، المأثر ، المحاسن ، المحبوبات ، المصالح ، المکروهات ، تفسیر (تعبیر) الرؤیا ، ذکر الکعبه ، صوم الایام ، طبقات الرجال ، فضائل الأعمال ، معای الاحادیث و التحریف
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

بروجردی خیارجی، ابوالقاسم

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم بروجردی خیارجی ( فقیهی قزوینی ) در سال1212 (1250هجری قمری ) ، در روستای خیارج قزوین دیده به جهان گشود. پس از طی دوران طفولیت نزد اساتید قزوین ، به آموختن مقدمات علوم اسلامی پرداخت. سپس به اصفهان عزیمت و از محضر اساتید آن دیار بهره ها جست. دوران زندگی آیت الله خیارجی با نهضت جنگل و انقلاب ملی ـ مذهبی میرزا کوچک خان جنگلی مصادف بود. او با عزمی جزم به نهضت جنگل پیوست و پس از دیدار با میرزا ، پیک و نامه رسان نهضت جنگل گردید. وی در طول حیات خود به کشورهای بسیاری از جمله هندوستان ، عربستان ، عراق که مهترین حوزه علمیه در آنجا قرار داشت سفر نمود. و سرانجام در سال 1310 هجری قمری ، پس از روزها کسالت بیماری چشم از جهان فروبست.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیتحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ ابوالقاسم بروجردی خیارجی پس از طی دوران طفولیت نزد اساتید قزوین ، به آموختن مقدمات علوم اسلامی پرداخت. سپس به اصفهان عزیمت و از محضر اساتید آن دیار بهره ها جست.هم دوره ای ها و همکاران : شیخ ابوالقاسم بروجردی خیارجی دردوران تحصیل با آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی شد و در زمان عزیمت به سوی اصفهان همراه وی بود.وقایع میانسالی : دوران زندگی شیخ ابوالقاسم بروجردی خیارجی با نهضت جنگل و انقلاب ملی ـ مذهبی میرزا کوچک خان جنگلی مصادف بود. وی با عزمی جزم به نهضت جنگل پیوست و پس از دیدار با میرزا ، پیک و نامه رسان نهضت جنگل گردید. او در این راه از هیچ کوشش و مبارزه ای دریغ نورزید.زمان و علت فوت : شیخ ابوالقاسم بروجردی خیارجی در سال 1310 هجری قمری ، پس از روزها کسالت بیماری چشم از جهان فروبست.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شیخ ابوالقاسم بروجردی خیارجی برای اولین بار در سال 1288 هجری قمری به زیارت خانه خدا مشرف شد و دو سال در جوار خانه خدا به کسب علم و دانش پرداخت. وی در طول حیات خود به کشورهای بسیاری از جمله هندوستان ، عراق که مهترین حوزه علمیه در آنجا قرار داشت سفر نمود.
منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین، تالیف: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم ، ص 55

برهان قزوینی، ابوالقاسم

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حاج سید ابوالقاسم برهان قزوینی در سال 1306 ، در قریه « آغبلاق قاقازان » ، دیده به جهان گشود. او برای تکمیل تحصیلات دینی و فراگیری سطوح بالاتر علوم ، به شهر قم مهاجرت نمود. و پس از شش سال تحصیل در این شهر ، به زادگاهش قزوین بازگشت و تحصیلات دینی خود را تکمیل کرد. سید ابوالقاسم پس از رسیدن به مرتبه کمال علمی ، در منبر و محراب به کار ترویج دین کوشید. او به اخبار ، حکایات و روایات ، احادیث ، و قصه های قرآنی آشنایی و احاطه کامل دارد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : حاج سید صالح ، پدرسید ابوالقاسم برهان قزوینی ، فرزند سید حسین نورینی ابهری ، و او پسر میر مفید پسر میرزا آقا ، پسر حاج مرتضی خندابی فرزند آقا حیدر خندابی می باشد. سرسلسله این خاندان آقا میر خضر ، مدفون در قریه خنداب ، از توابع ضیاء آباد است که میر خضر نسبش به فرزندان امام چهارم ، حضرت زین العابدین (ع) می رسد.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : سید ابوالقاسم برهان قزوینی فرزند سید صالح ، معروف به حاج سید آقا برهان ، در قریه « آغبلاق قاقازان » از مادری نیک نام و بزرگوار ، دیده به جهان گشود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید ابوالقاسم برهان قزوینی پس از فراگیری علوم جدید تا ششم ابتدایی ، به مدت شش سال دوره مقدماتی علوم دینی را نزد اساتید و علمای نامدار و بزرگوار قزوین آموخت. پس از آن برای تکمیل تحصیلات دینی و فراگیری سطوح بالاتر علوم ، به شهر قم مهاجرت نمود. وی پس از شش سال تحصیل در قم ، به زادگاهش قزوین بازگشت و تحصیلات دینی خود را تکمیل کرد.استادان و مربیان : سید ابوالقاسم برهان قزوینی در حوزه علمیه قم محضر درس آیت الله العظمی مرعشی نجفی را درک نمود. وی پس از بازگشت از قم ، در حوزه علمیه قزوین ، از محضر آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن رفیعی به حد کمال استفاده علمی و عرفانی برد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سید ابوالقاسم برهان قزوینی پس از رسیدن به مرتبه کمال علمی ، در منبر و محراب به کار ترویج دین کوشید و علاوه بر اطراف قزوین ، در ابهر ، زنجان و قم به تشریح و تحکیم مواضع قرآنی و فرامین ربانی مشغول شد.آرا و گرایشهای خاص : حاج سید ابوالقاسم برهان قزوینی به اخبار ، حکایات و روایات ، احادیث ، و قصه های قرآنی آشنایی و احاطه کامل دارد.
منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین، تالیف: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم

بهبودی، محمدباقر

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محمدباقر بهبودی درسال 1308ه.ش دیده به جهان گشود. از سال 1327 تحصیلات مذهبی رابطور تمام وقت شروع کرد. ادامه تحصیل خود را تا سال 1337 کشاند واز محضر اساتید آن دوره کسب فیض نمود. بعد از ترک تحصیل به تهران منتقل شد و به تصحیح و تحقیق کتب خطی پرداخت. وی اخراج چهل و پنج جلد بحار و مقابله، تحقیق و پاورقی و تخریج احادیث آن و مقابله با ماخذ، کاملا به دست ایشان به اتمام رسید. در اثر همین توفیق الهی بود که بیش از سایر همکارانش به نسخة مولف دست یافت و 36 جلد از این چهل و پنج جلد رابا نسخة مولف مقابله کرد. در جلد 110 که آخرین جلد بحارالانوار است، سخنی کوتاه دربارة این کتاب و شیوة مولف در جمع احادیث تحریر کرده اند که توجه علاقمندان را به آن جلب کرد. گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی تحصیلات رسمی و حرفه ای : محمدباقر بهبودی در ادبیات از محضر استاد ادیب محمدتقی نیشابوری معروف به ادیب دوم، در قسمت سطح مختصری از محضر حجت الاسلام سید احمد یزدی معروف به نهنگ و بیشتر از محضر استاد حجت الاسلام حاج شیخ هاشم قزوینی بهره برد. علاوه بر مقداری سطح در یک رشته از دروس تفسیری محضر حجت الاسلام دامغانی را هم درک کرد که روزهای تعطیل به آن پرداختند. در سال 1333 شمسی به قم آمد و بعد از آنکه یک درس در محضر آیت الله خمینی حاضر شد، بدون توقف به نجف رفت. در نجف یک درس در محضر آیت الله خویی و یک درس در محضر آیت الله حکیم انتخاب کرد و تا دوسال به تحصیل و بیشتر مطالعه و تحقیق شخصی ادامه داد و درسال 1335 ترک تحصیل نمود.استادان و مربیان : استادان محمدباقر بهبودی استاد ادیب محمدتقی نیشابوری، حجت الاسلام سیداحمد یزدی، حجت الاسلام حاج سیدهاشم قزوینی، حجت الاسلام دامغانی، آیت الله خمینی، آیت الله خویی، آیت الله حکیم می توان نام برد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : محمدباقر بهبودی از سال 1337که به تهران منتقل شد ، به تصحیح و تحقیق کتابهای خطی و چاپی پرداخت. اولین کاری که شروع کرد تصحیح تفسیر المیزان – جلد هفتم – بود که تا جلد بیستم آخرین جلد ادامه یافت. درآن هنگام، کارمن چندان مورد توجه و علاقه واعتماد مولف قرار گرفت که رخصت یافت به حک و اصلاح ادبی آن نیز بپردازد. به موازات تفسیر المیزان به تصحیح بحار الانوار پرداخت و از جلد هفدهم تا آخرین مجلد – غیر از دو جلد 77 و 78 همه مجلدات به تصحیح اینجانب واشراف و نظارت بر متن کتاب و احیانا حک و اصلاح تعلیقة دیگران پایان گرفت.آثار : اسلوب جدید درشناسایی جدید ویژگی اثر : کتابی در تجوید به نام اسلوب جدید در شناسایی تجوید که مقدمة آن در تاریخ علم قرائت و تجوید بسیار جالب تهیه شده است. به سال 1329.2 تحقیق و تصحیح بحارالانوار ویژگی اثر : این کتاب اثر محمدباقر مجلسی است.3 تحقیق و تصحیح کتاب کنزالعرفان ویژگی اثر : این کتاب اثر فاضل مقداد است که تحقیق نسخه و تخریج احادیث و تصحیح اوراق مطبعه به عهده محمدباقر بهبودی بوده است.4 تحقیق و تصحیح کتاب مسالک الافهام فی آیات الاحکام ویژگی اثر : این اثر در دو جلد که قسمت تعلیقات فقهی آن به عهده مرحوم شریف زاده است.5 تحقیق و تصحیح کتاب مناقب ابن المغازلی ، تحقیق و تصحیح و تعلیقات کتاب الصراط المستقیم ویژگی اثر : این اثر تالیف مرحوم بیاضی در دو جلد است که یک مقدمه از مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی و یک مقدمه از آیت الله سید شهاب امیری مرعشی در اول آن اضافه گردیده است.7 تحقیق و تصحیح و تعلیقات کتاب مبسوط ویژگی اثر : کتاب مبسوط از جلد سوم تا جلد هشتم با تحقیق نسخه وتصحیح اوراق مطبعی و تعلیقات نسبتا ناچیز و فهرست کامل فروع در حدود 200 صفحه.8 تحقیق و تصحیح وقایع السنین و الاعوام ویژگی اثر : این اثر تالیف خاتون آبادی با تحقیق نسخه و تصحیح اوراق و مقابله با ماخذ می باشد.9 تعلیقه و تحقیق و تصحیح کتاب زبده البیان ویژگی اثر : این اثر تالیف محقق اردبیلی است.10 صحیح الکافی ، قاطع البرهان فی علم المیزان ویژگی اثر : این اثر اولین اثر چاپی او می باشد که درسال 1328 شمسی به چاپ رسیده است.12 گزیدة کافی، مجلدات ناسخ التواریخ ، معرفه الحدیث ، میثم تمار ویژگی اثر : این کتاب در سال 1333 به چاپ رسیده است.


منابع زندگینامه :کیهان فرهنگی، به کوشش سیدکمال حاج سیدجوادی، سیدمصطفی رخ صفت، روانشاد حسن منتظر قائم، سال سوم، شمارة 7، مهرماه 1365

بهشتی، احمد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیت الله دکتر احمد بهشتی در سال 1314 در میانده از روستاهای بخش شیبکوه شهرستان فسا در خانواده ای روحانی متولد شد.ایشان در دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی از سوی اهالی شهرستان فسا به نمایندگی مجلس انتخاب شد. از سال 1365 به طور رسمی به دانشگاه الهیات دانشگاه تهران رفت. در این چند سال، مراحل استادیاری و دانشیاری را پشت سر گذاشت و اکنون به عنوان « استاد » به کار تدریس دروس فلسفه دوره دکترا اشتغال دارند. ایشان به عنوان برگزیده سومین دوره مجلس خبرگان از طرف مردم شریف فارس انتخاب شدند و اکنون در مجلس خبرگان به عنوان رئیس کمسیون آئین نامه انجام وظیفه میکنند. گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیگرایش : فلسفهوالدین و انساب : پدر احمد بهشتی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالمجید بهشتی در روستاهای بخش کردیان جهرم اقامه نماز جمعه و جماعت میکرد. او به قدری در معاشرت با مردم صفا و صمیمیت داشت که کمتر کسی بود که تحت تاثیر تذکرات، مواعظ و رهنمودهایش قرار نگیرد. دکتر بهشتی دروس مقدماتی را نزد ایشان خواند و صرف و نحو و همچنین برخی کتب فقهی رااز نزد ایشان بهره مند بردند.مادرشان نیز نمونه زهد، پارسایی، تقوا وتجهد بود.او تربیت اولاد بسیار موفق را برعهده داشت.فرزندانش یکی قاضی بازنشسته ،پزشک جراح ،مدرس حقوق و سردفتر انساب می باشد.خاطرات کودکی : احمد بهشتی از این دوران چنین یاد میکند: "دوران کودکی بامختصری کشاورزی امرار معاش میکردیم .پدرمان معتقد بود که انسان نباید در زندگی متکی بر مردم باشد. ساده زیستی و قناعت در لباس و پوشاک و خوراک و مسکن روشی بود که پدر و مادر آن را توصیه می کردند.اگر غیر این بود در آن شرایط سخت تحصیل کردن از محالات بود .هنگامی که با برادر کوچکترم که اکنون از شغل قضاوت بازنشسته شده است ،با روزی 20 ریال که پدر و مادر تامین می کردند امرار معاش می کردیم.مادرمان از طریق مختصری بافندگی به ما کمک می کرد."اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : ساده زیستی و تقوا وزهد و عبادت و تقلید به فرایض وگذشت و ایثار بر خانواده حاکم بود .مادر محترم احمد بهشتی با آنکه سواد نداشت ولی بر مسائل فقهی مسلط بود بطوری که به تنهایی پاسخگوی مشکلات زنان بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : احمد بهشتی در سال 1328 شمسی به همراه پدر به شیراز آمد و در مدرسه آقاباباخان مشغول تحصیل علوم حوزوی شد.علاقه شدید به سخنوری و نویسندگی در ایشان سبب شد منبرهای پرمایه ایشان طرفداران زیادی داشته باشد ایشان در سال 1338 شمسی به قم وارد شد و در مدرسه دارالشفا به ادامه تحصیل پرداخت.ایشان با داشتن دیپلم متوسطه مشتاق بود که مدرک لیسانس بگیرد. او همانند مرحوم استاد مطهری، دکتر بهشتی، دکتر مفتح و دکتر باهنر برای اخذ مدرک در سال 1339 هجری شمسی وارد دانشکده الهیات دانشگاه تهران شد.در سال 1342 به علت اینکه در دوره لیسانس شاگرد اول شده بود، بدون کنکور اجازه یافت که در دوره دکترا ادامه تحصیل دهد. که در سال 1345 فارغ التحصیل دکترای فلسفه شد و رساله دکترای خود را به راهنمایی استاد مطهری، بدون حضور ایشان دفاع کرد. خاطرات و وقایع تحصیل : احمد بهشتی از این دوران خاطرات زیادی را به یاد دارد که می توان به دریافت جایزه از دست آیت الله بروجردی بخاطر قبولی در امتحانات عالی حوزه و شرکت در قرعه کشی نظام وظیفه در سال 1344 که منجبر به معافیت سربازی وی شد ، اشاره کرد.فعالیتهای ضمن تحصیل : احمد بهشتی در کنار تحصیل -فقط در محرم و صفر و رمضان- به منبر میرفت و از این طریق امرار معاش میکرد.استادان و مربیان : احمد بهشتی در دوران تحصیل در شیراز از محضر اساتید و علمای بزرگی همانند حضرات آیات حاج سید حسین آیت اللهی، سید حسن آیت اللهی، شیخ محمد علی موحد، میرزا علی اکبر ارسنجانی، سید نورالدین حسینی، شیخ ابولحسن حدائق، شیخ بهاالدین محلاتی، شیخ محمود شریعت زرقانی، حضرت سید حسین جهبذ و ... بهره های بسیار برد. درس خارج فقه و اصول را در محضر امام راحل که در مسجد سلماسی برگزار میشد ادامه داد و درس مرحوم آیت الله بروجردی نیز شرکت جست. آبت الله بهشتی در محضر مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی، استاد مرحوم آیت الله سلطانی طباطبایی و مرحوم آیت الله محقق داماد نیز تلمذ نمود. از اساتید دانشگاهی ایشان می توان به استاد مطهری ،استاد مشکات ،دکتر صدیقی ،دکتر حائری و استاد مصلح اشاره کرد.هم دوره ای ها و همکاران : همدوره ای های دانشگاه احمد بهشتی : دکتر شیخ،دکتر شکیبا و دکتر مشسائی همکاران در دانشگاه : دکتر حبیبی ،دکتر قراملکی ،دکتر کوچیان و دکتر مطهری همدوره ایهای وی در حوزه :استادان انصاری ،مصباح ،ادیب لاری ،رفسنجانی و دکتر احمدی همسر و فرزندان : احمد بهشتی متاهل و داری همسر بنام خانم عطیه هاشمی است. ماحصل این ازدواج فرزندانی است که اسامی آنها به شرح زیر می باشد: دکتر سعید بهشتی ،استاد دانشگاه علامه طباطبایی دکتر حمید بهشتی ،داندانپزشک دکتر محسن بهشتی (در سال 78 در پایان دوره سربازی در ماموریت به سوی مناطق جنگی به عنوان پزشک وظیفه به درجه شهادت نائل آمد) مهدی بهشتی دانشجوی فلسفه محمد صادق بهشتی دانشجوی علوم سیاسی فاطمه بهشتی ،خانه دار طاهره بهشتی ،خانه دار و دانشجوی ارشد علوم قرآنی رضیه بهشتی دانشجوی دندان پزشکیوقایع میانسالی : از وقایع بوقوع پیوسته دوران میانسالی احمد بهشتی از دست دادن استادش ،مرحوم سیدنورالدین در سال 1335،فوت پدرشان در سال 1345 و همچنین درگذشت مادرشان (مادر دکتر در سال کشتار حجاج ایرانی در مکه حضور داشته که در آنجا دچار آسیب شدید میشود که بعد از بازگشت به ایران پس از سه روز دار فانی را وداع میگوید)می باشد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : احمد بهشتی تا سال1357 در حوزه علمیه قم به تدریس اشتغال داشت و همچنین به عنوان دبیر در دبیرستان ها قم به تعلیم تربیت نوجوانان می پرداخت. ایشان در دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی از سوی اهالی شهرستان فسا به نمایندگی مجلس انتخاب شد. از سال 1365 به طور رسمی به دانشگاه الهیات دانشگاه تهران رفت. در این چند سال، مراحل استادیاری و دانشیاری را پشت سر گذاشت و اکنون به عنوان « استاد » به کار تدریس دوره دکترا اشتغال دارند. و بمدت 15 سال مدیر گروه فلسفه بودند.و هم اکنون مدیر گروه فلسفه دین هستند .ایشان به عنوان برگزیده سومین دوره مجلس خبرگان از طرف مردم شریف فارس انتخاب شدند و اکنون در مجلس خبرگان به عنوان رئیس کمسیون آئین نامه انجام وظیفه میکنند. ضمنا دکتر بهشتی برای چهارمین دوره مجلس خبرگان که از اسفند 1386 شروع و تا سال 1396ادامه می یابد، انتخاب شده است. فعالیتهای آموزشی : احمد بهشتی از سال 1365 تا کنون در دانشگاه تهران به تدریس مشغول است ایشان در تدریس های حوزوی تمام متون عالی درسی همانند کفایه، مکاسب، خارج فقه و اصول و ... تدریس می کنند.همچنین در دوره های دکترای دانشگاهها اعم از دانشگاه تهران، شهید بهشتی، دانشگاه آزاداسلامی ... اسفار، شفا، فقه، اصول، کلام و ... را تدریس می کنند.ایشان کار تدریس دروس فلسفه دوره دکترا رانیز بر عهده دارد.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : احمد بهشتی در روستای محل زادگاهش دو مسجد،یک دارالقرآن ،یک مرکز تبلیغی بنام حسینه ،بیت رقیه ویژه بانوان و یک کتابخانه عمومی و همچنین یک دارالقرآن در روستای موسویه جهرم تاسیس کرده است.ایشان هم اکنون به دنبال تاسیس یک موسسه فرهنگی در قم می باشد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : احمد بهشتی در کنار تالیف و تدریس به تبلیغ و سخنرانی نیز می پردازد.با اینکه فعالیت های تبلیغی اش بسیار کاهش یافته ولی کار تدریس و راهنمایی پایان نامه ها و تالیف کتب و مقالات هم اکنون ادامه دارد.شاگردان : احمد بهشتی در طول 46 سال خدمت خود توانسته است بیش از صدها شاگرد را تربیت کند .بطوری که عده زیادی از آنها در دانشگاهها و حوزه ها به امر تدریس مشغول هستند.و عده زیادی هم در پستها ومنصبهای حساس مشغول به خدمت هستند.همفکران فرد : بیشترین و عمده ترین گرایش فکری احمد بهشتی به سوی استاد مطهری و شهید بهشتی و دکتر مفتح و دکتر باهنر بوده است.و یا به زبان دیگر ایشان همواره این بزرگواران را الگوی خود قرار داده است.جوائز و نشانها : احمد بهشتی در سال 1342 به عنوان شاگرد اول دانشکده الهیات لوح تقدیر و جوایزی را دریافت کرد و توانست بدون کنکور وارد مقطع دکتری شود.ایشان همچنین جوایز و تقدیرنامه های متعددی را به خاطر ارائه مقالات و نشر کتب در زمینه های مختلف دینی و غیره از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کرده است.چگونگی عرضه آثار : احمد بهشتی با ورودشان به جمع نویسندگان مکتب اسلام، کارها و فعالیتهای قلمی اش گسترش یافت و هم اکنون بیش از 70 جلد کتاب تالیفی و ترجمه ای از ایشان در موضوعات فلسفه، حقوق اسلامی، اقتصاد، ایدئولوژی، تربیت اسلامی، کودک و تربیت، بازی در اسلام، ورزش، زنان، خانواده، قرآن، حکومت و ... که بالغ بر بیش از 50 هزار صفحه تالیف می باشد چاپ و برخی به زبانهای خارجی ترجمه شده است. ضمنا صدها پایان نامه دکترا و کارشناسی ارشد حوزه و دانشگاه را راهنمایی کرده است. آثار : اسلام و بازی کودکان ، اسلام و تربیت کودکان (دو جلد) ، اسلام و حقوق کودک ، اندیشه تربیتی و سیاسی علوی ، اندیشه سیاسی نائینی ویژگی اثر : این کتاب تکمیل مقاله ای است که به ماسبت همایش نائینی در اصفهان نگاشته شده است.کتابی بر مبنای تنبیه الامه عقاید و نظرات سیاسی نائینی را تقریر کرده است.نشر بوستان قلم6 انسان در قرآن ، پایخ به شبهاتی پیرامون تشیع (ترجمه) ، تاملات کلامی ، تجرید ویژگی اثر : نشر بوستان کتاب10 تربیت از دیدگاه اسلام ، تربیت کودک در جهان امروز ، ترجمه و تفسیر مجمع البیان (12جلد) ، حکومت در قرآن ، خانواده در قرآن ، خدا در قرآن ، راه تکامل (هفت جلد به همکاری ادیب لاری و محمد امامی) ، زنان نامدار (سه جلد) ، صنع ابداع ویژگی اثر : نشر بوستان کتاب19 علی و قومیت عربی (ترجمه) ، عیسی پیام آور اسلام ، عیسی در قرآن ، غایات و مبادی ویژگی اثر : نشر دانشگاه تهران23 فلسفه دین ویژگی اثر : نشر بوستان کتاب24 قهرمان علقمه ، گامهایی در راه تبلیغ (ترجمه) ، گوهر و صدف دین ویژگی اثر : نشر بوستان کتاب27 مادرپیامبر (ترجمه ، مبارزات ایدئولوژیک ، مبانی تربیت بدنی در اسلام ، مستضعف در قرآن ، منشور عفاف (تفسیر روایی عرفانی سوره نور) ، نسل نوخاسته ، هستی و علل آن ، وحیانیت و عقلانیت عرفان

بی نیاز، علی اکبر

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید علی اکبر بی نیاز در سال 1307 ، در قزوین متولد گردید. پس ازطی نمودن تحصیلات مقدماتی در قزوین ، برای فراگیری دروس بالاتر ، به تهران مهاجرت کرد و در حوزه علمیه این شهر ، تحصیلات خود را پی گرفت. وی پس از دو سال تحصیل در این حوزه ، در امتحان ورودی مدرسه عالی سپهسالار قبول شده و مدت شش سال در این مدرسه به تحصیل پرداخت. حجت الاسلام بی نیاز پس از 6 سال دوری از وطن و فراگیری علوم دینی ، به قزوین باز گشت و به بیان احکام و تبلیغ دین مبین اسلام مشغول شد ، و در مساجد مختلف به امام جماعت پرداخت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : سید علی اکبر بی نیاز فرزند سید عبدالنقی ( مشهور به اعتماد ) می باشد. جد وی ، حاج سید ابراهیم زرآبادی . یکی از شخصیت های برجسته زرآباد و قزوین ، و درجه اجتهاد از مراجع عصر خود دریافت کرده بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید علی بی نیاز پس از تحصیل دوره ابتدایی و دریافت مدرک ششم ابتدایی ، وارد حوزه علمیه مولاوردیخان شد و نزد اساتید این حوزه صرف و نحو و مقدمات را آموخت. سپس برای فراگیری دروس بالاتر به تهران مهاجرت کرد و در حوزه علمیه این شهر ، تحصیلات خود را پی گرفت. وی پس از دو سال تحصیل در این حوزه ، در امتحان ورودی مدرسه عالی سپهسالار قبول شده و مدت شش سال در این مدرسه به تحصیل پرداخت.استادان و مربیان : سید علی بی نیاز در حوزه علمیه تهران ، تحت نظر حاج شیخ محمدرضا تنکابنی ، والد آقای فلسفی ( واعظ مشهور ایران ) قرار گرفت. از اساتید دیگر او عبارتند از: آیت الله طالقانی ، آیت الله مازندرانی ، آقای حسین علی راشد ، سید حسین کاشانی ، بدیع الزمان فروزانفر ، سید حسین جمارانیفعالیتهای آموزشی : سید علی بی نیاز پس از 6 سال دوری از وطن و فراگیری علوم دینی ، به قزوین باز گشت و به بیان احکام و تبلیغ دین مبین اسلام مشغول شد ، و در مساجد مختلف به امام جماعت پرداخت.
منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین، تالیف: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم

بیابانکی، علاءالدوله

قرن:7
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ علا الدوله بیابانکی سمنانی در سال 659 در روستای بیابانک سمنان متولد شد. علاالدوله از کودکی مقدمات علوم نزد دایی خود رکن الدین صاین آموخت . و از پانزده سالگی وارد دربار ارغون خان ایلخان مغول شد و به کارهای دیوانی مشغول گشت 5-674 هق، و تا سال 685 که اردوی او را ترک نمود، به اعمال دیوانی مشغول بود. اما در آن زمان تغییر حالی در علا الدوله رخ داد و ترک مناصب دیوانی کرده به تحصیل و تکمیل معلومات خود رفته و حدیث و سلوک پرداخت و به بغداد رفت وحلقه ارادت شیخ نورالدین اسفراینی برگردن آویخت در این حین چند بار به سفر حج و شامات رفت تا اینکه در سال 689 خرقه و اجازه ارشاد خود را از مرادخود چند دریافت نمود. و در خانقاه سکاکیه در سمنان به تعلیم مشغول شد. و نیز خانقاهی بنام برج احرار را با خرج خود ساخت و در آن به تعلیم و تالیف پرداخت و تا زمان مرگ در 736 به کار خود ادامه داد . خواجوی کرمانی حکمی از شاگردان وی بود. از علا الدوله در سمنان تالیفات بسیاری باقی است که از آن جمله اند: دیوان اشعار علا الدوله سمنانی، مقاصد المخلصین، و بیان الاحسان لاهل العرفان.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : عرفان اسلامی والدین و انساب : شیخ علا الدوله بیابانکی سمنانی در سال 659 در روستای بیابانک سمنان متولد شد. پدر و اجداد وی از حاکمان محلی و مردمی مرفه و با فرهنگ بودند.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : علا الدوله بیابانکی سمنانی از یک خاندان ثروتمند سمنان بود چنانکه به قول خود وی «صد هزار از ملک پدری و میراث، صرف و وقف صوفیان کرد». اصل وی از سند بوده است اما در بیابانک سمنان اقامت گزیده بودند و متصدیان امور دیوانی به شمار می رفتند. «مقدمان» این خاندان با عنوان «ملک» مشهور بودند و به همین سبب برخی تذکره نویسان علا الدوله را از ملوک سمنان دانسته اند. پدرش ملک شرف الدین محمد و عمویش ملک جلال الدین از بزرگان دوره ایلخانی به شمار می رفتند و از متصدیان امور دولتی در آن عهد بوده اند.ملک شرف الدین محمود عنوان ملک بغداد (شحنه بغداد) در زمان ارغون را داشت و درزمان غازان خان منصب الغ بیتکچی یافت و در سال 695 به زمان غازان خان همانند برادر خود اعلام گردید.تحصیلات رسمی و حرفه ای : علا الدوله بیابانکی سمنانی در سمنان فقه و حدیث را از دایی خود رکن الدین صاین (م. 700 ه.ق)آموخت و به اردوی ارغون خان پیوست اما به سبب تغییر حال و بیداری ناگهانی اردوی وی را ترک رکد و تکمیل تحصیلات خود در فقه، حدیث و علم ادبی و نیز سلوک پرداخت و در سال 687 ه.ق به بغداد رفت و حلقه مریدی شیخ نورالدین عبدالرحمن اسفراینی پرداخت. و خرقه خود را از او ، که با واسطه ای به شیخ نجم الدین کبری می رسید پرداخت نمود. و اجازه ارشاد یافت 689 ه .ق و مدتی هم به سفر در فلسطین و شام پرداخت.خاطرات و وقایع تحصیل : حمدالله مستوفی که معاصر علا الدوله بیابانکی سمنانی بود نوشته است که علا الدوله در زمان ارغون خان مغول در مشاغل دولتی روزگار می گذراند (در 15 سالگی)فعالیتهای ضمن تحصیل : علا الدوله بیابانکی سمنانی در حین تحصیل علوم دینی و ادبی در دربار ارغون به کارهای دیوانی مشغول بود.وقایع میانسالی : چنانکه حمد الله مستفی نوشته است، علا الدوله بیابانکی سمنانی از 15 سالگی در دربار اباقا و ارغون و به مشاغل دولتی مشغول بود اما در یکی از سفرهای ارغون بر علا الدوله تغییرحالی دست داد چنانکه از خدمت دیوانی منصرف شد ، شیخ خود در کتاب العروه این واقعه را در زمان جنگ ارغون و سلطان احمد تکودار درنزدیکی قزوین نسبت داده است (در حدود سال 682) اما در سال 685 از اردوی خان خارج شد و به سمنان رفت و به تکمیل تحصیلات و اطلاعات خود پرداخت و غلامان و کنیزان خود از اارد و اولا خود را صرف تعمیر و ساختن «خانقاهی سکاکیه» منسوب به شیخ حسن سکاک سمنانی (قرن 5 ه.ق) کرد. و به مریدان شیخ نور الدین عبدالرحمن اسفراینی در بغداد پیوست و 687 و اندکی بعد به حج رفت و چندبار این زیارت را تکرار نمود. اما کما بیش با دربار ایلخانان ارتباط داشت در برخی از آخرین ایلخانان را در دیوان خود مدح نموده است و حتی میان امیر چوپان و سلطان ابوسعید ایلخانان وساطت نمود. آخرین سفر حج وی به سال 732 بوده است.زمان و علت فوت : وفات علا الدوله بیابانکی سمنانی رادر شب جمعه 22 رجب سال 736 هجری در 77 سالگی نوشته اند. پیکرش در کنار مقبره عماد الدین عبدالوهاب دفن شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : علا الدوله بیابانکی سمنانی در 15 سالگی درحدود سال 5-673 به خدمت اباقاخان درآمد اشتغال به کارهای دوانی را تا سال 685 ادامه داد. وی پس از ترک اردوی ارغون نیز کما بیش با دربار ایلخانان مرتبط بود.فعالیتهای آموزشی : علا الدوله بیابانکی سمنانی از سال 720 درخانقاه سکاکیه در صوفی آباد سمنان به ارشاد دراویش پرداختمراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : «جرج احراز» نام خانقاهی بود که علا الدوله بیابانکی سمنانی در آخرین سالهای عمر خود در صوفی آباد سمنان برپا کرد، بودسایر فعالیتها و برنامه های روزمره : تفکر، تالیف و مناظره درباره موضوعات عرفانی، همواره علا الدوله بیابانکی سمنانی را به خود مشغول می داشته است.شاگردان : از میان ارادتمندان متعدد علا الدوله بیابانکی سمنانی خواجوی کرمانی شاعر معروف بود که مدتی از دوران سلوک را در خدمت وی در صوفیاباد گذرانده و در آنجا معتکف بوده و در وصف وی اشعاری سروده است. اخی علی مصری راحتی محمد دهقان و ابوالبرکات تقی الدین علی سمنانی و منهاج بن محمد السراین از دیگر شاگردان علا الدوله بودند.آرا و گرایشهای خاص : علا الدوله بیابانکی سمنانی ، سمنانی در تصوف معتقد به اعتدال اجرای احکام دین و انطباق آنها با اصول تصوف بود و در این راه سخت گیر بود و با معتقدان وحدت وجود (بویژه ابن عربی) مخالفت داشت و از این رو با شیخ کمال الدین عبدالرزاق کاشی که چنین اعتقادی داشته است، مکاتبات و مباحثاتی داشته است.آثار : العروه لاهل الخلوه ، بیان الاحسان لاهو العرفان ، دیوان علا الدوله سمنانی [صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج3(بخش 2)، ص 808] ویژگی اثر : امامت علا الدوله سمنانی در کتابهای مقاصدالمخلصین، مفضح عقاید المدعین، بیان الاحسان لاهل العرفان و فلاح، دلایلی بر اثبا امامت علی (ع) آورده است و برخی این دلایل را نشانه تشیع علاالدوله می دانند.4 سلوه العاشقین ، فلاح ، مشاریخ ابواب القدس ، مطلع النقط و مجمع اللقط ، مفضح عقاید المدعین ، مقاصد المخلصین ، یسر البال فی اطوار سلوک اهل الحال
منابع زندگینامه :صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج3، بخش 2، ص 801

بیضاوی، مسعود

قرن:8
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
مسعود بن عبد الله بیضاوی معروف به بابا رکن الدین از بزرگان مشایخ عرفان و علمای قرن هشتم هجری است که درزمان سلطنت ابو سعید ایلخان مغول دراصفهان زندگی می کرد . بابا رکن الدین در طول زندگی با نهایت احترام می زیست و پیوسته معزز و محترم بود . گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : عرفان استادان و مربیان : بابا رکن الدین از شاگردان شیخ کمال الدین عبد الرزاق کاشی و همچنین شیخ داوود بن محمود قیصری بود.زمان و علت فوت : بابا رکن الدین درورز یکشنبه 26 ربیع الاول سال 769 هجری قمری وفات یافت . درساحل جنوبی زاینده رود مدفون گردید . درآن روزگار مزار بابا رکن الدین درکنار جاده شیراز واقع شده بود . ازآن زمان این محل به تدریج به گورستانی بزرگ تبدیل شد وبه نام قبرستان بابا رکن الدین نامیده شد .شاگردان : یکی از مریدان صدیق و پاک نهاد بابا رکن الدین ،شیخ بهاء الدین محمد عاملی ،معروف به شیخ بهایی دانشمند معاصر صفویه است . شیخ بهایی دایما به زیارت قبر او می رفت و از باطن وی مدد می جست . ملا محمد تقی مجلسی اول نیز از خواص شاگردان بابا رکن الدین بود . در عصر قاجار نیز بابا رکن الدین مریدان و معتقدان بسیاری داشت از جمله ملا حسن نایینی که از بزرگان و اقطاب زمان خود بود و درعرفان و تصوف سرآمد بود.آرا و گرایشهای خاص : بابا رکن الدین از عرفای بزرگی است که درتمام اوقات ،جمعی کثیر از معتقدان صمیمی و پاکدل درمحضر وی تلمذ می کردند و از ارشادات او کسب فیض می نمودند . این عارف نیکونهاد در عرفان و سیروسلوک ،همانند استاد و مرشدش ،کمال الدین عبد الرزاق کاشی باسلسله معروف سهروردیه پیوند داشت .آثار : رساله قلندریه ، شرح فصوص الحکم ویژگی اثر : این کتاب تالیف ابن العربی است و بابا رکن الدین شرحی بر این کتاب نوشته است . این شرح با نام فصوص الحکم فی شرح الفصوص معروف است.
منابع زندگینامه :سید مهدی سجادی نایینی ،بابا رکن الدین ، فصلنامه فرهنگ اصفهان ، شماره چهاردهم ، زمستان 1378 ، ص 126

تربتی، عباس

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حاج آخوند ملا عباس تربتی یکی از برجسته ترین و ممتاز ترین چهره های معنوی و مردمی درتاریخ اخیر ایران است .مرحوم حاج آخوند ملا عباس تربتی در سال 1288 قمری مصادف با 1250 یا 1251 شمسی و در پانزده کیلومتری شرقی تربت حیدریه ، ده « کاریزک ناگهانی‌ها» متولد گردید .او را باید درزمره متشرع ترین عارفان و عارف ترین متشرعات قرار داد. اواز مردمی ترین شخصیتهایی است که درهمان حال از عابدترین آنها بوده است.وی در سال 1322 شمسی هجری مطابق با 17 شوال سال 1362 قمری هجری دار فانی را وداع گفت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : حاج آخوند ملا عباس تربتی ، فرزند مردی به نام «ملا حسینعلی» اهل «کاریزک » و زنی به نام «شیرین» (دختر لطفعلیْ) از اهالی «قاین» بود. اطلاعات چندانی از والدین حاج آخوند در دست نیست ؛ اما نقل شده که حاج آخوند از از خوبی، دیانت، خانه داری، حلم و بردباری، کاردانی، تمیز کاری و دقت مادرش بسیار تعریف می‌کرد ونمی‌شد نام مادرش را ببرد و اشک در چشمانش نیاید. تحصیلات رسمی و حرفه ای : عباس تربتی در سن شش یا هفت سالگی، پدرش او را نخست به مکتب ده، سپس برای تحصیل به شهر تربت فرستاد و نزد مرحوم «حاج ملا عبدالحمید» مقدمات صرف و نحو عربی را به خوبی و با دقت تمام فرا گرفت . اغلب اوقات شب و روز ایشان به فراگرفتن درس و بحث و تکرار و عبادت و فراگرفتن مسائل دینی و خواندن کتب دینی در مواعظ و شرح حال انبیاء و اولیاء و عباد و زهاد می‌گذشت و همه اینها به حکم طبیعت خودش و بدون اجبار دیگری بود. پس از طی مقدمات، به تحصیل سطح فقه و اصول پرداخت و پس از مدتی به مشهد رفته، روزها را کار کرده و شبها درس می‌خواند . وی پس از بازگشت به روستای محل زادگاهش و نیز پس از ازدواج و آسوده گردانیدن خیال پدر در کار زراعت، به منظور ادامه تحصیل ، هر پنج شنبه چند قرص نان خانگی تهیه کرده،و همراه کتابهایش بعد از خواندن نماز ظهر و عصر پیاده به طرف خانه عالمی که متن کتابهای فقه و اصول را درنزد او می‌خواند به راه می افتاد . شب جمعه و روز جمعه تا ظهر، از استاد به اندازه یک هفته از کتابهایی مانند « معالم» و « قوانین» در اصول و « شرح لمعه» و « شرایع » در فقه درس می‌گرفت، و ظهر جمعه پس از ادای نماز به سوی ده باز می‌گشت، و از فردا ضمن اشتعال به کار زراعت به حاضر کردن درسها می پرداخت تا پنج شنبه دیگر که دوباره به محضر استاد برسد . استادان و مربیان : یکی از استادان مهم حاج آخوند ملا عباس تربتی ، ملا محمد کاظم آخون خراسانی است .همسر و فرزندان : حاج آخوند ملا عباس تربتی پس از تحصیل در مشهد به ده خود بازگشته و به کمک پدر خود در کار زراعت مشغول شد و در هنگام فراغت به گفتن مسائل دینی و موعظه کردن مردم می پرداخت ، در این مدت نیز با همسری اهل روستای « مزدگرد» (در سه کیلومتری جنوب تربت) ازدواج کرد . وقایع میانسالی : حاج آخوند ملا عباس تربتی مرجع تظلم مردم و خانه اش ملجا دادگستری و پناهگاه آنان بود. چنانکه وقتی از دست حکام و خوانین به وی تظلم می کردند او با قدرت معنوی خودبه شکایت آنان رسیدگی می کرد . از دیگر وقایع این دوره می توان به موارد زیر اشاره کرد: - در سال 1287 شمسی، با کاروان ، پیاده به کربلا رفت و این سفر هفت ماه طول کشید. روزی که بازگشت، مرد و زن همگی جمع شدند، به طوری که در خانه جای نشستن نبود. - سفر دوم کربلا مرحوم راشد نقل می کند : در سال 1298 هجری شمسی، با کاروان به همراه حاج آخوند عازم کربلا شدیم که 5 ماه و 20 روز طول کشید. و گاهی پدرم یکی از پیاده ها را بر آن سوار می‌کرد. پدرم همان برنامه نمازهای پنجگانه را در اوقات سه گانه با همان دقت و طمأنینه و منبرهای بعد از نماز (البته به طور مختصر) داشت. از هر منزل که راه می افتادیم، آخرین نفر بود که به راه می افتاد تا مطمئن گردد که همه هستند، و با اینکه او قافله سالار نبود، تفقد حال همه را می‌کرد، چرا که این را وظیفه ی دینی و اخلاقی خود می دانست. بسا می شد کسانی از اهالی منزلهای میان راه، حالت نماز خواندن او را می‌دیدند و سخنان ساده و بی ریا و مؤثرش را می‌شنیدند و مجذوب او می‌شدند؛ و از این رو در بعضی از منازل بین راه کربلا نیز معتقدانی داشت - حاج آخوند در سال 1306 هجری شمسی عازم مکه معظمه شد؛ با اینکه احتمال داشت به ایشان گذرنامه داده نشود با این حال از اینکه به طور غیر قانونی برود امتناع ورزید و گفت: من چنین کاری نمی‌کنم. با آن که بی نهایت اشتیاق زیارت مکه را دارم ولی بر خلاف معمول و قانون حاضر نیستم. ایشان در سایر کارها نیز همین طور بود. سراسر زندگی پر بار ایشان مملو است از فداکاریها ، پایبندی به دستورات شرعی و رسیدگی به احوال مردم که بسیاری از آنها به ما نرسیده است . زمان و علت فوت : مرحوم راشد نقل می کند : پدرم در روز یکشنبه 24 مهرماه سال 1322 شمسی هجری مطابق با 17 شوال سال 1362 قمری هجری در حدود دو ساعت از آفتاب گذشته از دنیا رفت . نماز صبحش را همچنان که خوابیده بود خواند و حالت احتضار بر او دست داد و پایش را به سوی قبله کردند و تا آخرین لحظه هوشیار بود و آهسته کلماتی می گفت، مثل این که متوجه جان دادن خودش بود و آخرین پرتو روح با کلمه لا اله الا الله از لبانش برخاست. حدود دو سال قبل از فوت بیمار شدند و در این مدت گاهی در تربت و گاهی در مشهد بودند. حاج آخوند، در تربت حیدریه، در خانه شخصی خود، همان اتاق و محلی که نماز شبهای بسیاری خوانده و «العفو» گفته بود و گریسته بود از دنیا رفت. جنازه حاج آخوند، در مشهد مقدس در آخرین غرفه صحن نو حرم امام رضا علیه السلام (در آن زمان) در زاویه شمال غربی به خاک سپرده شد و چنانکه وصیت کرده بود این آیه قرآن بر سنگ قبرش که بر دیوار آن غرفه نصب شد نوشته شد: « و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید؛ و سگ آنها دستهای خود را بر دهانه غار گشوده بود» (آیه 18 سوره کهف) و در زیر آن نوشته شده بود: «مرقد بنده صالح خدا عالم عامل مرحوم حاج شیخ عباس تربتی پسر مرحوم ملا حسینعلی کاریزکی که هفتاد و اند سال عمر خود را به درستی و پاکی و زهد و عبادت و ترویج دین و خدمت به نوع گذرانید...» و این شعر نیز نوشته شده بود: به تاریخش رقم زد، کلک سالک به حق دست ارادت داد عباس بعداً سنگ قبر ایشان توسط حکومت وقت خراب شد و بعد از انقلاب آستان قدس رضوی سنگ قبر جدیدی بر مزار حاج آخوند ملا عباس تربتی نصب کرد. اما عبارات روی این سنگ، عیناً همان عبارات حک شده بر روی نخستین سنگِ مزار آن مرحوم نیست. مشاغل و سمتهای مورد تصدی : حاج آخوند ملا عباس تربتی پس از ازدواج و تکمیل معلومات حوزوی خود ،در تمام این ایام، عبادات ، نماز شب و روزه ها همچنان جریان خودش را داشت، در کاریزک و در روستاهای دیگر نیز به کارهای دینی ، مجالس و منابر مردم رسیدگی می کرد بی آنکه در برابر آنها چیزی قبول کند. زمانی که مرحوم «حاج شیخ علی اکبر تربتی» که از شاگردهای مجتهد حوزه درس مرحوم «آخوند ملا محمد کاظم خراسانی» بود از نجف به تربت حیدریه بازگشت ، مرحوم ملا محمد کاظم او را به عنوان «مجتهد جامع الشرایط» معرفی کرد. حاج آخوند در درس « کفایة الصول» ایشان حاضر می شد ، مرحوم شیخ علی اکبر پس از آنکه با احوال حاج آخوند آشنا می شود ارادت زیادی درباره او پیدا می کند و اصرار می ورزد که زندگی خود را از ده به شهر تربت منتقل کند. اما حاج آخوند برای رعایت حال پدرش عذر می آورد. پس از آنکه پدرش فوت می‌کند مرحوم حاج شیخ علی اکبر مطلبی می‌گوید که در حاج آخوند خیلی مؤثر می‌شود : ترویج دین بر شما واجب است و این کار در شهر بیشتر میسر است. در این هنگام حاج آخوند تصمیم گرفت که به تربت منتقل شود و این در سال 1289 هجری شمسی واقع شد. پس از انتقال به شهر، مرحوم شیخ علی اکبر به وی تکلیف کرد که به جای او در مسجد به نماز بایستد و امامت کند. حاج آخوند با دلیل علمی امتناع کرد، ولی شیخ علی اکبر با جواب علمی ایشان را قانع کرد که بر شما از لحاظ دینی واجب است که این کار را بکنید. خود مرحوم حاج شیخ هم گاهی در هنگامی که حاج آخوند مشغول نماز بود می آمد و به وی اقتدا می‌کرد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : چانکه از عباس تربتی یاد می کنند او فردی پرتلاش و درعین حال اهل ورزش و سوادکاری بود.شاگردان : از جمله شاگردان عباس تربتی می توان به، آیت الله محمد رضا زنجان خراسانی اشاره کرد.همفکران فرد : آیت الله جنتی، آیت الله خزعلی، محمود امجد و حاج آقا حسین قمی از جمله همفکران تربتی می باشند. حاج آقا حسین قمی نیز یکی دیگر ازهمفکران عباس تربتی بود . آیت‌الله خزعلی، رئیس بنیاد بین‌المللی غدیر، در این باره چنین اذعان دارد: آخوند ملاعباس راشد تربتی انسانی عالم و زاهد و در عین حال بیگانه‌ستیز و آزاده بود. وی افزود: او از مردانی بود که هرگز از خداوند غافل نشد و در هر کاری نخست خدا و رضایت او را مد نظر داشت. وی با بیان اینکه حیات او برای خدا بود گفت: ملاعباس راشد تربتی برای خدا به مردم خدمت کرد و تمام تلاشش این بود که مردم پیشرفت کرده و رو به جلو حرکت کنند. او ادامه داد: آخوند ملاعباس راشد تربتی با فضیلت‌های ارزشمند اخلاقی خود به قدری در میان مردم نفوذ و تأثیر یافت که تظلم‌خواهی و نیازها را پیش او می‌بردند. آرا و گرایشهای خاص : حاج آخوند ملا عباس تربتی نه فقط به عنوان یک شخص بلکه به عنوان یک شخصیت و به عنوان آدم و انسانی با مجموعه ای از فضیلت های کمیاب و نایاب است.

تقوی اشتهاردی، حسین

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حسین تقوی اشتهاردی در اشتهارد، به سال 1304 ش، در یک خانواده روحانی، چشم به این جهان گشود. او درسال 1325 ش به قم سفر کرد و در مدرسه فیضیه در یکی از حجره ها سکونت نمود و مدت هفت سال در آن حجره بود و با ذوق و شوق به تحصیلات خود ادامه داد. یکی ازاشتغالات مهم آیت الله تقوی در حوزه علمیه قم، تدریس و تربیت شاگرد بود و دراین جهت مهارت و پشتکار از خود نشان داد. از همان آغاز که وارد حوزه شد، در ضمن تحصیل به تدریس دروس سطح حوزه نیز پرداخت. او در 14 مهر ماه 1379 ش دار فانی را وداع گفت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : پدر بزرگوار حسین تقوی اشتهاردی ، حضرت آیت‌اللّه حاج شیخ یحیی تقوی (1267 - 1338 ه . ش) از علمای برجسته، مخلص و خدمتگذار شهر اشتهارد (واقع در 52 کیلومتری جنوب غربی شهرستان کرج) بود. این عالم ربانی، در صفات و ارزش‌های اخلاقی، عرفانی و شاگردپروری، در سطح بالایی قرار داشت.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : «صبح‌ها مشغول خرید و فروش و تأمین معاش و رسیدگی به امور خانه بودم و تنها بعدازظهرها درس می‌خواندم. دیدم با این وضع به جایی نخواهم رسید، نزد پدر رفتم و عرض کردم: اجازه بفرما یا به قم برای ادامه تحصیل بروم و یابه کسب و کار مشغول شوم. ایشان که بسیار علاقه داشت تحصیلات حوزوی را ادامه دهم، اجازه فرمود به قم عزیمت کنم.از این رو در سال 1325 شمسی به قم سفر کردم. یک ماه بود که مرجع معروف، آیت‌اللّه العظمی سید ابوالحسن اصفهانی؛ در نجف اشرف رحلت کرده بود. مدتی نیز از آمدن حضرت آیت‌اللّه العظمی بروجردی به قم می‌گذشت و روز به روز بر رونق حوزه علمیه قم تحت زعامت آن مرجع عالیقدر، افزوده می‌شد. در مدرسه فیضیه در یکی از حجره‌ها سکونت نمودم و مدت هفت سال در آن حجره بودم، شرایط حجره از نظر بهداشت و آب و هوا و غذا و ساختمان، بسیار بد بود، به گونه‌ای که بیماری رُماتیسم گرفتم، در چنین شرایطی با ذوق و شوق به تحصیلات خود ادامه دادم.»تحصیلات رسمی و حرفه ای : پدر و مادر حسین تقوی اشتهاردی از داشتن نخستین پسر خشنود شدند و نام این نوزاد فرخنده را حسین گذاشتند. حسین در کنار پدر و مادر مهربان خود پرورش یافت و در پنج یا شش سالگی نزد پدر، تحصیل را آغاز کرد. طبق رسم آن زمان، نخست به یاد گرفتن تلاوت آیات قرآن پرداخت. بر اثر استعداد سرشار، به زودی تلاوت همه آیات قرآن را فرا گرفت. پس از آن، به تحصیل درس فارسی، که کتاب «معراج السعاده»، تألیف مرحوم آیت‌اللّه ملا احمد نراقی؛ بود، پرداخت. قدری ریاضی نیز در محضر پدر آموخت. در این هنگام خواندن و نوشتن را به طور کامل فرا گرفته بود.در دوازده سالگی به خواندن «جامع المقدمات» که اولین کتاب درسی حوزه است، مشغول شد. چون هنوز مدرسه علمیه اشتهارد در آن وقت مخروبه بود، این کتاب را نیز همراه بعضی از دوستان در مسجد نزد پدرش می‌آموخت. تا این که سال 1315 شمسی فرا رسید. مرحوم حاج شیخ یحیی تقوی، مدرسه علمیه مخروبه را در آن سال تعمیر کرد و حوزه کوچکی در آن‌جا تشکیل داد. شیخ حسین تقوی، در آنجا همراه بعضی از دوستان، دروس سطح مانند: «لمعه» و «قوانین» را نزد پدر فرا گرفت و در کنار درس، برای تأمین زندگی به کار و کسب نیز اشتغال داشت.حدود شش سال در درس آیت‌اللّه العظمی بروجردی؛ حاضر شد و از علم وافر او بهره‌مند گردید و تقریرات درس فقه ایشان را در سه جلد به رشته تحریر درآورده که هم اکنون موجود می‌باشد و هنوز به چاپ نرسیده است.همچنین در دوره اصول درس خارج امام خمینی (ره) از آغاز تا پایان شرکت و آن را به طور کامل تقریر کرده است. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام این تقریرات را با عنوان «تنقیح الاصول» در چهار جلد، چاپ و منتشر نموده است. نیز تقریرات درس مکاسب امام راحل را از آغاز تا شرایط متعاقدین، نوشته‌اند که بنا است همین مؤسسه آن را به چاپ رساند.فعالیتهای ضمن تحصیل : حسین تقوی اشتهاردی با وجود برخورداری از حافظه و استعداد سرشار، می‌توانستند در سطح مراجع تقلید مطرح شوند؛ ولی بیماری طولانی مانع بروز آثار علمی از آن مرحوم گردید؛ چنان که خود می‌فرمود:«اوایل انقلاب اسلامی در ایران، چشمهایم آب آورد و بر اثر عمل جرّاحی و طولانی شدن مداوا، مبتلا به سر درد شدم و از توفیقاتم کاسته شد.»استادان و مربیان : اساتید دروس سطح حسین تقوی اشتهاردی در حوزه قم عبارتند از:1 - مرحوم شهید آیت‌اللّه صدوقی یزدی؛ 2 - مرحوم شهید علامه مرتضی مطهّری؛ 3 - مرحوم آیت‌اللّه مجاهدی تبریزی؛ 4 - مرحوم آیت‌اللّه حاج عبدالجواد اصفهانی؛ 5 - مرحوم آیت‌اللّه آقا جواد خندق آبادی؛ 6 - مرحوم آیت‌اللّه آقا میرزا علی اصغر علامه تهرانی؛ 7 - مرحوم آیت‌اللّه حاج آقا باقر سلطان.آیت‌اللّه تقوی در درس خارج فقه و اصول مراجع و علمای محقق وقت، شرکت می‌کرد که می‌توان به افراد ذیل اشاره داشت:1 - آیت‌اللّه العظمی حاج آقا حسین بروجردی؛.2 - آیت‌اللّه العظمی حضرت امام خمینی (ره).3 - آیت‌اللّه العظمی سید محمدرضا گلپایگانی؛.4 - آیت‌اللّه العظمی سید محمد حجت؛.و بعضی دیگر و مقداری از درس خارج فقه و فلسفه را در محضر علاّمه طباطبایی فرا گرفت.البته در میان این بزرگواران بیشتر از درس آیت‌اللّه العظمی بروجردی؛ و امام خمینی (ره) استفاده کرده است.هم دوره ای ها و همکاران : از هم‌مباحثه‌های حسین تقوی اشتهاردی که بسیار با هم بودند، دانشمند و نویسنده محقق عبدالمجید رشیدپور است که خدمات فرهنگی بسیاری داشته است.او در ضمن تحصیل، کتاب‌های مقدماتی و سطح حوزه را نیز تدریس می‌کرد و طلاب از محضرش بهره‌مند می‌شدند.زمان و علت فوت : حسین تقوی اشتهاردی پس از مدت‌ها کسالت، در هفته آخر، حالشان روز به روز وخیم‌تر می‌شود.خود نیز فهمیده بود که در آستانه رحلت قرار گرفته است. پسرش می‌گفت:«ده روز قبل از مرگ، به من فرمود: ده روز دیگر می‌میرم و مصلحت است بروم. در این باره شک نکن. ماه مبارک رجب فرا رسید. روز هشتم حالش منقلب شد. شب آن روز، نماز مغرب و عشا را خوابیده خواند؛ اما هوش و حافظه‌اش هیچ خللی نداشت. حتی دنبال چیزی می‌گشتیم، فرمود: فلان جا است. رفتیم، دیدیم همان جا است. وقتی پزشک معالج آمده بود، از او تشکر کرد و به ذکر خدا مشغول شد. با آرامش خاصی نام خدا و شهادتین را به زبان آورد. و حدود ساعت 10/30 شب بود که به لقاء اللّه پیوست.»او چهارشنبه، ششم رجب سال 1421 ق. (برابر با 14 مهر 1379 شمسی) دار دنیا را وداع گفت. پیکر مطهّرش در روز جمعه 15 مهرماه از مسجد امام، با تشییع با شکوه، به طرف حرم حضرت معصومه (س) حرکت داده شد. پس از طواف ضریح، حضرت آیت‌اللّه آقای حاج شیخ علی پناه اشتهاردی (دامت برکاته) نماز بر آن گزارد. پیکر مطهرش را در قبرستان باغ بهشت (روبه روی گلزار شهدای قم)، در «مقبرة العلماء»، به خاک سپردند. مجالس پر شکوهی به مناسبت رحلت آن عالم ربّانی با شرکت مراجع، علما و فضلا و سایر اقشار مردم در قم، تهران و اشتهارد برگزار گردید.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : حسین تقوی اشتهاردی با آن که از مجتهدین و مدرسین بود، اما از وظیفه تبلیغ دین و بیان حلال و حرام و وعظ و ارشاد غافل نمی‌شد. از این رو در ماه مبارک رمضان و محرم، بنا به دعوت اهالی اشتهارد، به آنجا رفته و ضمن اقامه جماعت، به تبلیغ دین می‌پرداخت و مدت‌ها قبل از انقلاب، نماز جمعه را نیز اقامه می‌فرمود.در اشتهارد دو مسجد را اداره می‌کردند و با تلاش‌های شبانه روزی خود تا مدت 35 سال این کار را ادامه دادند. از آن جا که ایشان بر مسائل اسلامی و احکام، بسیار تسلّط داشت و مطالب را به گونه روان و همه فهم بیان می‌کرد، لذا توانست تحول خوبی در آن سامان به وجود آورد.در بیان احکام، جدّی و قاطع و دقیق بود. با پیش مطالعه عمیق، سخن می‌گفت. برای اوقات مردم ارزش فراوان قائل بود. بیاناتش اثر خاصی داشت و از این رو عده بسیاری تحت تأثیر قرار گرفته و بر ایمان و کمالات خود افزودند.او مکرر می‌گفت:«سه چیز باید از خوب‌هایش باشد و در انتخاب آنها دقّت کرد: 1 - پزشک برای درمان بیماران؛ 2 - عالمِ دانا به مسائل برای پاسخگویی به مسائل مختلف؛ 3 - هندوانه خوب.»این مثال هندوانه را می‌آورد تا روشن کند اگر دکتر و عالم، حاذق و ماهر نباشند، مانند هندوانه نارسیده، قابل استفاده نیستند.فعالیتهای آموزشی : یکی از اشتغالات مهم حسین تقوی اشتهاردی در حوزه علمیه قم، تدریس و تربیت شاگرد بود و در این جهت مهارت و پشتکار چشمگیری از خود نشان می‌داد. از همان آغاز که وارد حوزه شد، در ضمن تحصیل به تدریس دروس سطح حوزه نیز پرداخت. حدود پانزده سال در مدرسه حقّانی و مدرسه آیت‌اللّه گلپایگانی، کتاب‌های «شرح لمعه»، «مکاسب»، «رسائل» و «کفایه» را تدریس کرد. همچنین در حوزه علمیه خرّم آباد نیز یک ماه تدریس کرده است. علاقه وی به دانش و دانش اندوزی به حدّی بود که در سال‌های آخر عمر، که بر اثر کسالت، بیشتر در منزل بود، جلسات مباحثه و تدریس درمنزل وی انجام می‌گرفت.مرحوم تقوی، مدت‌ها در مدرسه علمیه حاج ملاّ صادق قم تدریس می‌کرد و شب‌ها در همان جا نماز جماعت را اقامه می‌نمود و روزهای پنجشنبه برای خواهران طلبه تفسیر می‌گفت.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : حسین تقوی اشتهاردی ؛ در ضمن وعظ و ارشاد در اشتهارد، به نیازهای مادی و رفاهی مردم نیز توجه خاصی داشتند و در رفع آن نیازها به جدّیت می‌کوشیدند.یکی از خدمات مهمی که با پیشنهاد و جلوداری ایشان شروع و تکمیل گردید، ساخت و تبدیل حمام‌ها و رسانیدن آب آشامیدنی به اهالی بود.مشکل دیگری که در اشتهارد وجود داشت، نداشتن آب آشامیدنی بود. مردم از قنات دوردستی که همان قنات، غسّالخانه نیز بود، آب شُرب خود را تأمین می‌کردند. لذا آیت‌اللّه تقوی با راهنمایی و زمینه سازی و با همت مردم، مزرعه‌ای را که دارای آب شیرین بود و در حدود یک فرسخی اشتهارد قرار داشت، خریداری و آب آن را به اشتهارد لوله کشی می‌کرد. شروع این کار در سال 1348 بود و هم اکنون بعد از گذشت سال‌ها از این آب استفاده می‌شود. البته بر اثر افزایش جمعیت، آب‌های دیگری را نیز بر آن افزوده‌اند.او بسیار خرسند بود که قدمی در راه خدمت به مردم برداشته و در این باره می‌فرمود:«وظیفه خود دانستم که اهالی را به یاری خداوند متعال، از این زحمت طاقت فرسا نجات دهم، و آب خوشگوار و شیرین را در دسترس همگان بگذارم.»ارتباط حضرت آیت‌اللّه تقوی؛ با حضرت امام خمینی (ره) در ابعاد گوناگون بسیار قوی بود. ارتباط مهم او با امام، ارتباط شاگرد و استادی بود. ایشان حدود ده سال (از سال 1331 تا 1341 شمسی) در درس فقه و اصول امام شرکت کرد و علاوه بر فقه و اصول، از فیوضات عرفانی و اخلاقی امام نیز استفاده فراوان برد.شاگردان : شاگردپروری حسین تقوی اشتهاردی را می‌توان از امتیازات ایشان دانست؛ شاگردانی برجسته و کارآمد که اکنون بسیاری از آنها در نظام اسلامی و حوزه‌های علمیه، منشأ خدمت هستند؛ مانند حجج اسلام: فلاحیان، رازینی، یونسی (وزیر اطلاعات فعلی)، نیّری، عباسی فرد و بسیاری از رؤسای دوایر قضایی و شیخ محمد رضا آدینه‌وند، صدیقی (دو نفر از علمای حوزه) و محمدی عراقی (رئیس سازمان تبلیغات اسلامی) و....آرا و گرایشهای خاص : مرحوم حسین تقوی اشتهاردی از نظر اخلاقی و معنوی، دارای ویژگی‌هایی بود که در اینجا نظر شما را به چند نمونه جلب می‌کنیم:زهد و وارستگی، عبد خدا و شیفته ولایت،وقار، ادب و متانت، خوش رویی و اخلاق نیک،صبر، مقاومت و شکر،تواضع و فروتنی،نظم و انضباط،یاد آخرت و آرامش پیش از سفر،آثار : ، اصول المذهب ، تقریرات درس فقه آیت‌اللّه العظمی بروجردی، تقریرات درس فقه مکاسب ، تنقیح الاصول ، فروع المذهب ، معاشرت از دیدگاه وحی
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/-1k

تقوی قزوینی، محمدتقی

قرن:12
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
علامه حاج سیدمحمدتقی تقوی قزوینی به سال 1159 هـ.ش ( هـ .ق ) ، در قزوین دیده به جهان گشود. پس از آموختن مقدمات ، ادبیات عرب ، ریاضیات ، فقه و اصول به فراگیری علوم کلام و حکمت نزد استادان زمان خود پرداخت. آن گاه به زیارت بیت الله الحرام مشرف شد و برای تکمیل علوم دینی به عتبات عالیات سفر کرد و به کسب کمالات معنوی و طی مراحل عرفانی همت گماشت. سیدمحمدتقی قزوینی علاوه بر کسب علوم زمان خود و مطالعات بسیار ، به تالیف آثار متعددی نیز دست زد که آثار قلمی او به سی و دو عنوان می رسد. وی سرانجام در سال 1270 هجری قمری دیده از جهان فروبست.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی تحصیلات رسمی و حرفه ای : علامه حاج سیدمحمد تقی قزوینی پس از آموختن مقدمات ، ادبیات عرب ، ریاضیات ، فقه و اصول به فراگیری علوم کلام و حکمت نزد استادان زمان خود پرداخت. آن گاه به زیارت بیت الله الحرام مشرف شد و برای تکمیل علوم دینی به عتبات عالیات سفر کرد و به کسب کمالات معنوی و طی مراحل عرفانی همت گماشت.استادان و مربیان : سیدمحمد تقی تقوی قزوینی علوم کلام و حکمت را از محضر علامه مازندرانی معروف به «جدلی» فراگرفت. وی همچنین از محضر سیدمحمد مجاهد که در اصفهان عهده دار تدریس فقه و اصول بود و نیز از محضر شیخ ابراهیم کرباسی بهره های فراوان برد. او پس از آنکه از اصفهان به موطن خود بازگشت ، وارد مدرسه صالحیه شد و در محضر درس بزرگانی چون شهید ثالث و شیخ محمد صالح برغانی حائری و نیز ملاآقا حکمی قزوینی حاضر شد ، و بعد از آن عازم عتبات عالیات گردید. او ابتدا در کربلا از حوزه درس شریف العلما مازندری حائری (م 1246ق) و سپس از محضر سیدباقر بن سیداحمد قزوینی و ملا اسماعیل عقدایی و سید سلیمان طباطبایی یزدی بهره مند گشت و در کاظمین به حوزه درس سیدعبدالله شبر و دیگران ملحق گردید و به مقام عالی علمی نائل گردید و از مشایخ خود و همچنین شیخ احمد احسایی اجازه دریافت کرد.زمان و علت فوت : وفات علامه حاج سید محمدتقی تقوی قزوینی در سال 1270 هجری قمری اتفاق افتاد. جسد وی را پس از تشیع با شکوهی به کربلا حمل نموده و در آنجا به خاک سپردند.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سیدمحمدتقی تقوی قزوینی علاوه بر کسب علوم زمان خود و مطالعات بسیار ، به تالیف آثار متعددی نیز دست زد که آثار قلمی او به سی و دو عنوان می رسد. او همچنین به شعر و شاعری نیز نزدیک بود ، مجموعة از سروده های فارسی او در جنگ نفیسی متعلق به کتابخانه امام صادق ( ع) قزوین وجود دارد که در آنها با نام « رفیع » و گاه « موفق » تخلص کرده است.آرا و گرایشهای خاص : شیخ جابرکاظمی در کتاب خود سلوه الغریب در مورد سیدمحمدتقی تقوی چنین می گوید: « وی در حکمت و فقه و اصول و فنون اسلامی به سرحد کمال رسیده بود و مردم از اقصی بلاد جهت اخذ دعا به زیارت وی می شتافتند... » آثار : ارجوزه هایی در صرف و نحو ، فقه ، معانی و بیان ، کلام ، منطق و عرفان ، التجلیات ، انوار الاشراق ، برهان العصمه ، تذکرة انبیای بنی اسرائیل مدفون در قزوین ، ترجمه نهج البلاغه ، خلاصه التفاسیر، ظرایف الحکمه ، نهایه التحریر فی شرح التجرید
منابع زندگینامه :دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی ، به کوشش بهاء الدین خرمشاهی ، ج 1 ، تهران: دوستان و ناهید ، 1377 ، ص8022ستایش امیر المومنین ( در سروده های سخنوران قزوین ) ، پژوهش: محمدعلی حضرتی ، قزوین: بحرالعلوم

جزائری شوشتری، محمدعلی

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سیدمحمدعلی جزایری شوشتری در سال 1298 ، در لکهنو هند متولدگردید. مقدمات علوم را در لکهنو فراگرفت. در سال 1325ق رهسپار عتبات عراق شد و در نزد اساتید بزرگ آن سامان کسب فیض نمود. پس از شش سال تحصیل در نجف به زادگاهش بازگشت و در بنیاد علمی شعبه عربی کالج به تدریس پرداخت. سیدمحمدعلی جزایری شوشتری در شعر دست توانایی داشت و به سه زبان فارسی و عربی و اردو شعر می سرود ، از وی آثاری نیز به یادگار مانده است.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامیگرایش : زبان و ادبیات عربی والدین و انساب : سیدمحدعلی جزایری فرزند سیدمحمدعباس مفتی بن علی اکبر ، وی از نوادگان سیدنعمت الله جزایری بود. جدش محمدجعفر از شوشتر به هند مهاجرت کرد و در لکهنو سکنی گزید. سیدمحمدعلی نیز در آنجا به دنیا آمد. تحصیلات رسمی و حرفه ای : سیدمحمدعلی جزایری شوشتری مقدمات علوم را در لکهنو فراگرفت. در سال 1325ق رهسپار عتبات عراق شد و در نزد اساتید بزرگ آن سامان کسب فیض نمود.استادان و مربیان : سیدمحمدعلی جزایری شوشتری در نجف محضر درس استادانی چون آخوند خراسانی ، آقاسیدمحمدکاظم یزدی ، آقاضیاء الدین عراقی را درک نمود.فعالیتهای آموزشی : سیدمحمدعلی جزایری شوشتری پس از شش سال تحصیل در نجف به زادگاهش بازگشت و در بنیاد علمی شعبه عربی کالج به تدریس پرداخت.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سیدمحمدعلی جزایری شوشتری در شعر دست توانایی داشت و به سه زبان فارسی و عربی و اردو شعر می سرود ، از وی آثاری نیز به یادگار مانده است.شاگردان : از شاگردانی که نزد سیدمحمدعلی جزایری شوشتری به کسب فیض پرداختند به افرادی چون سیدعلینقی نقوی ، میرزا یوسف حسین ، شیخ محمدبشیر انصاری و سیدثمر حسن می توان اشاره کرد.آثار : الافادات المحمدیه ، تخمیس قصیده علویه ویژگی اثر : این مجموعه عربی و از سروده های پدرش بود.3 دیوان شعر ویژگی اثر : به عربی4 شرح دیوان امریء القیس ویژگی اثر : به اردو5 شرح رنات الطرب فی قصائد العرب ویژگی اثر : به اردو6 ضبط الغریب من لغه العرب ، مزاعم العرب فی الجاهلیه
منابع زندگینامه : اثرآفرینان ، زندگی نامه نام آوران فرهنگی ایران ، زیرنظر: سیدکمال حاج سیدجوادی ، با همکاری: عبدالحسین نوایی ، ج2 ، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، ص 202

جمالی اردستانی، پیر فضل الله

قرن:9
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
پیرفضل الله جمالی اردستانی مشهور به پیرجمالی از شاعران و مولفان و عارفان معروف قرن نهم و بنیانگذار طریقت صوفیانه پیرجمالیه می باشد که اوایل قرن نهم در اردستان متولد شد. و به تحصیل در علوم ادبی پرداخت و از آغاز به سرودن شعر و نگارش نثرهای ادبی علاقه مند شد. و به طریقت سهرورد بر روی آورد و نثر پیر مرتضی اردستانی سالها به سلوک مشغول شد و پس از سیاحت بسیار، طریقت پیرجمالیه را بنیان گذارد و کتب سیاسی را نگاشت که مهمترین آنها درباره تصرف مصباح الارواح و فتح الابواب و حقیقه الاداب و نیز دیوان اشعار وی می باشند. پیرجمالی در سال 879 (یا بنا به قولی در901)درگذشت.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : عرفان اسلامی تحصیلات رسمی و حرفه ای : پیرجمالی از کودکی اصول عرفان و علوم ادبی (شعر و نثر)را به خوبی آموخت. وی پس از سالها سلوک در طریقت سهروردیه طریقت پیرجمالیه را بنیان گذاشت. وی تا پیش از این نزد پیرمرتضی اردستانی به تحصیل و کسب مراتب معنوی مشغول بود و مدتی را نیز در ولایات مختلف به گردش پرداخته بود.فعالیتهای ضمن تحصیل : پیرجمالی از آغاز تحصیل به سرودن شعرهایی می پرداخت و بعدها تخلص جمالی را برای خود برگزیداستادان و مربیان : نسب تعلیم و استادان پیرجمالی به شیخ شهاب الدین سهروردی می رسید. اما استاد بلافصل وی پیرمرتضی اردستانی بوده است.وقایع میانسالی : پیرجمالی بیشتر دوران عمر را به سلوک گذراند و درعین حال به تالیف کتب عرفای و سرودن اشعار و نثرهایی ادبی پرداخت چنانکه سال868 کتاب مصباح الارواح، در سال 872 کتاب فتح الابواب را نگاشت. و مدتی را به سیاحت پرداختزمان و علت فوت : وفات پیرجمالی در سال 879 اتفاق افتاد. اما برخی از جمله ادگار بلوشه ، اتحال معتقدند که وی در 901 ه.ق درگذشته است.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : پیرجمالی پیش از تاسیس طریقت پیرجمالیه به درجه ی عرفانی «پیر» (مرشد کامل) دست یافته بود.فعالیتهای آموزشی : پیروان پیرجمالی در مرکز و شرق ایران (بویژه هرات) پراکنده بودند.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : جمال الدین فضل الله جمالی اردستانی موسس طریقت صوفیانه پیرجمالیه به شمار می رود.شاگردان : پیروان پیرجمالی طریقتی صوفیانه بنام «پیرجمالیه»را تشکیل می دادند. که در قرن نهم در خراسان و هرات رواج داشت.همفکران فرد : در زمینه شعر، غزل عارفانه پیرجمالی در حد اشعار بزرگانی چون قاسم انوار تبریزی، شاه داغی شیرازی و شمس مغربی بوده است.آرا و گرایشهای خاص : پیرجمالی با چند واسطه ، شاگرد شیخ شهاب الدین سهروردی بود و احتمالاً طریقتی که پدید آورد، تحت تاثیر طریقت سهروردیه می باشد.آثار : استقامت نامه ، بیان الحقایق فی امواد ، تنبیه الغافلین ،حقیقه الاداب[صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص 455] ، دیوان قصاید و غزلیات و رباعیات ، رباعیات در شرح منظومه صفوت اهل اتحقیق اضل الدین کاشانی ، سیر المرسلین یا حقایق احوالی المصطفی ویژگی اثر : که مثنوی بزرگی است شامل هفت منظومه:1- مصباح الارواح (تالیف 868) 2- احکام المجبین، 3- نهایه الحکمه 4- بدایه المحبه 5- هدایه المعرفه 6- فتح الابواب (تالیف 873) 7- شرح الواصلین (تالیف 876).8 فتح الابواب ، فرصت نامه ، قدرت نامه ، کشف الارواح یا یوسف و زلیخا (در تفسیر سوره یوسف) ، کلیات ، کنزالدقایق و میزان الحقایق ، مدح الفقر ، مرآت الافراد ویژگی اثر : (مجموعه 49 رساله)16 مرآت الحبیب ، مشکوه المجین ، مصباح الارواح ،معلومات اسرار القلوب ، مفهومات انوار القلوب ، مکاتیب [نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، ج1، صص5-244 وج 2، ص 775 ] ویژگی اثر : کلیات پیرجمالی شامل چند رساله مرکب از نظم و نثر، مثنویات، ترجیحات، غزلیات و رباعیات. اما مصباح الارواح و فتح الابواب درباره رموز عرفانی و اصول طریقت عرفانی پیرجمالیه است. [صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص 455 ] رضا قلی خان هدایت وی را از نظر کثرت اشعار صوفیانه پس از شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، پرکارترین شاعر صوفی دانسته است. و از کتابهای مشهور وی اشعاری را آورده است. [هدایت، تذکره ریاض العارفین، ص72 ]22 منظومه رو حالقدس ، منظومه شرحالکنوز و کشف الرموز (تالیف 864) ، منظومه محبوب الصدیقین ، منظومه مهر افروز و آفتاب ظلمت سوز ، منظومه مهر قلوب ، ناظر و منظور ، نصره نامه ، نور علی نور


منابع زندگینامه :رضا قلی خان هدایت، تذکره ریاض العارفین، به تصحیح مهر علی گرگانی، تهران: کتابفروشی بوذر جمهری، بی تا، ص 722صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج4، ص 4453نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، ج1، ص 235

چهرگانی انزابی، مرتضی

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیت اللّه مرتضی چهرگانی انزابی، در سال 1293 ق. در قریه چهرگان از منطقه انزاب آذربایجان شرقی متولد شد. وی در روزگار خود در عرصه های علمی واجتماعی از جمله نوادر محسوب میشد وپس ازگذراندن دوران کودکی در زادگاه خود و پس از طی مراحل تحصیلات ابتدایی پیش پدر روحانی اش، برای ادامه تحصیل به شهر خوی رهسپار شد و پس از 5 سال اقامت در آن شهر، به شهر تبریز رفت و از محضر اساتید بزرگ آن زمان، مانند مرحوم آیت الله انگجی و میرزا حسن مجتهد استفاده برد و پس ازاتمام دروس سطح و برای تکمیل تحصیلات عالی حوزه به نجف اشرف مهاجرت کرت و حدود 19 سال در نجف اقامت کرد ودر فقه و اصول به مراتب والایی رسید. وی در دوازدهم رجب سال 1381 ق به ملکوت اعلی پیوست.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : خانواده مرتضی چهرگانی انزابی از سه قرن گذشته تاکنون، مفتخر به کسوت مقدّس روحانیت و خدمت به دین و مردم بوده است. پدرش مرحوم میرزا علی چهرگانی معروف به «آقاعلی» از علمای نجف و مدرّس حوزه‌های علمیه مشهد مقدس و از علمای خدمتگزار منطقه ارونق و انزاب بود. او و پدرانش، طبق یادداشت‌هایی که به جای مانده تا دوازده نسل یعنی حدود سیصد سال، از عالمان نجف دیده و مفتخر به کسوت روحانی بودند و به خاطر علاقه به زادگاهشان، - که مهد علم و ادب بود - بازگشته، به ارشاد و هدایت مردم می‌پرداختند. جدّ اعلای این خاندان، که در سیصد سال پیش امام جمعه خامنه بود، مدرسه‌ای دایر می‌کند و به تربیت طلاب علوم دینی مبادرت می‌ورزد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : مرتضی چهرگانی انزابی پس از گذراندن دوران کودکی در زادگاه خود و پس از طیّ مراحل تحصیلات ابتدایی پیش پدر روحانی‌اش، برای ادامه تحصیل به شهر خوی رهسپار شد و پس از پنج سال اقامت در آن شهر، به شهر تبریز رفت و از محضر اساتید بزرگ آن زمان، مانند مرحوم آیت اللّه انگجی و میرزا حسن مجتهد، استفاده برد و پس از اتمام دروس سطح، برای تکمیل تحصیلات عالی حوزه به نجف‌اشرف مهاجرت کرد. حدود 19 سال در نجف اقامت کرد و در فقه و اصول به مراتب والایی رسیدفعالیتهای ضمن تحصیل : تحصیلات مرتضی چهرگانی انزابی صاحب اجازه‌های اجتهاد و نقل حدیث و اجازه در امور حسبیه از آیات عظام گرفتند ذیل بود:.1 آقاضیاءالدین عراقی؛.2 فتح‌اللّه شریعت اصفهانی؛.3 سید محسن طباطبائی حکیم: در سال 1264 در نجف متولد شد و در 27 ربیع‌الاول سال 1390 ق(1348 ش) در همان شهر رحلت کرد. قبر آن مرحوم در کنار کتابخانه‌اش است..4 حاج سیدمحمدهادی میلانی.استادان و مربیان : اساتید مرتضی چهرگانی انزابی در تبریز.1 آیت اللّه میرزاابوالحسن انگجی، .2 آیت اللّه میرزا حسن آقا مجتهد(مجتهد بزرگ) اساتید در نجف: .1 آیت اللّه سیدکاظم یزدی(صاحب عروةالوثقی).2 آیت اللّه میرزا فتح‌اللّه شریعت اصفهانی(معروف به شیخ الشریعه اصفهانی).3 آیت اللّه محمدکاظم خراسانی(صاحب کفایه).4 آیت اللّه آقاضیاءالدین عراقی(1289 - 1361ق.). همسر و فرزندان : مرتضی چهرگانی انزابی دوبار ازدواج کرد. دانشمند گرامی، حاج حسین آقا انزابی (نواده ایشان) در این زمینه می‌نویسد:«مرحوم مبرور در روزگارانی که مقیم نجف اشرف بود، با خانواده‌ای وصلت انتخاب نموده که ثمره آن ازدواج مبارک، فرزند بزرگ ایشان حضرت آیت اللّه شیخ عبدالحسین غروی(1286 - 1373 ش. از علمای بزرگ تبریز و نماینده مجلس خبرگان رهبری در دوره اول، آرمیده در وادی‌السّلام قم) بوده است... به هنگام مراجعت به آذربایجان، به امر بزرگان و علمای تبریز راضی به اقامت در شهر تبریز گشته. پس از ماندگاری با خانواده‌ای از سادات، یعنی سادات حسینی کوه‌کمره‌ای - که شاخه‌ای از آنان مقیم روستای چهرگان بوده‌اند - حدود سال 1290 هجری قمری عقد ازدواج بسته است که حاصل این سنّت الهی دو فرزند برومندش، یعنی مرحوم حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسین انزابی(روحانی مبارز و نستوه و یار دیرین رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت آیت اللّه العظمی امام خمینی و نماینده مردم شریف تبریز در مجلس شورای اسلامی در سه دوره متوالی و انیس مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه‌ای، فوت به سال 1378 شمسی و مدفون در وادی رحمت تبریز) و حاج غلامعلی انزابی(از مؤمنین و دینداران بازار تبریز و تهران، مقیم تهران) است.»مشاغل و سمتهای مورد تصدی : مرتضی چهرگانی انزابی ، در مدت اقامت نزدیک به پنجاه سال در محلّه شتربان(دوچی) تبریز، در سه وعده صبح و ظهر و شام به اقامه نماز جماعت اشتغال داشت و به موعظه و ارشاد مردم می‌پرداخت و مراقب عقد معاملات و ازدواج آنان بود و پیوسته با ذکر و تسبیح و حمد ذات اقدس خداوند ملازمت داشت.فعالیتهای آموزشی : «مرتضی چهرگانی انزابی بالاخره پس از تکمیل دروس خارج و اخذ مدارک اجتهاد از اساتید مبرز حوزه نجف، به تبریز مراجعت کرده و تا آخر عمر در تبریز به تدریس علوم دینی برای طلاب علوم دینیه و ارشاد و موعظه، اشتغال داشته است و الحق زهد و روحانیت را تا آخر عمر مراعات می‌کرد.»چگونگی عرضه آثار : مرتضی چهرگانی انزابی دلی مالامال از محبت به اهل بیت عصمت و طهارت داشت. لذا در سال‌های اقامت در عراق، از زیارت عتبات عالیات، به ویژه سامرّا، غافل نبود؛ به طوری که بعضی تحریرات فقهی خود را در این سامان، در محضر مرقد مطهّر عسکریین و در پایگاه امامت و غیبت حضرت امام عصر (ع) نگاشت؛ چنان که به نوشته آقابزرگ تهرانی در الذریعه، نسخه‌ای از نگاشته‌های حاج شیخ مرتضی در کتابخانه این شهر - که وابسته به حرم است - نگهداری می‌شد.حاج شیخ مرتضی چهرگانی انزابی از مقام علمی و فقهی قابل اعتنایی برخوردار بود. او تقریرات درس‌های فقیه بارع، آیت اللّه مرحوم شریعت اصفهانی و دیگر بزرگانِ نجف که در محضر درسشان بود، در چند جلد تحریر کرد که این تقریرات، ارزشمندترین میراث فقهی و علمی ایشان شناخته می‌شود. آنچه اکنون در اختیار بازماندگانش هست، به سه بخشِ تحریر، تنسیخ و تألیف تقسیم می‌شود. از جمله آثار وی که در زمینه استنساخ می باشد به شرح ذیل می باشد: .1 استنساخ دو رساله از مرحوم شریعت اصفهانی، به سال 1326 ق؛.2 استنساخ دو رساله فقهی از مرحوم شریعت اصفهانی به سال 1328 ق.آثار : الرسالة العصریة ، تحریر رسالة فی الحق و الحکم ، تحریر کتاب الصوم الموسّس العام و الفقیه المحقق شیخ محمدهادی طهرانی ، رسالة فی اصول الدین ، رسالة فی الاستصحاب ، رسالة فی التعادل و التراجیح ، رسالة فی التکلیف ، رسالة فی الخلل الواقع فی الصلوة ،رسالة فی الخیارات ، رسالة فی الرّضاع ، رسالة فی الرهن ، رسالة فی الظّن ، رسالة فی المکاسب ، رسالة فی الوظائف المقرّرة للجاهل ، رسالة فی صلوة المسافر ، رسالة فی علم الاصول الفقه ، کتاب القضاء ، کتاب الوصایا ، منجزات المریض
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

حجت، آقامیرزا

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیت الله آقامیرزا حجت ، در سال 1240 قمری در اصفهان متولد شد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : آقامیرزا حجت ، با شش واسطه به فیلسوف بزرگ اسلامی ملاصدرای شیرازی می رسد. پدرش آخوند حاج میرزا حسن ملقب به حجت بوده است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : آقامیرزا حجت ، مقدمات علوم را نزد پدر فراگرفت. سپس مدتی از محضر درس علامه سیداسدالله اصفهانی بهره برد. سپس به حوزه ی درس میرزا شفیع چاپلقی که از علمای برجسته ی بروجرد بود وارد شد و طولی نکشید که از شاگردان ممتاز گردید. وی آنگاه پس از طی این مراحل ، برای تکمیل معلومات به نجف عزیمت نمود.استادان و مربیان : آقامیرزا حجت ، از محضر پدر ، علامه سیداسدالله اصفهانی و میرزا شفیع چاپلقی بهره های فراوان برد.همسر و فرزندان : آقا محمد ، آقا بهاءالدین ، آقا فضل الله و آقا ابوجعفر ، پسران آقامیرزا حجت می باشند.زمان و علت فوت : آقامیرزا حجت ، در سال 1322 قمری ، پس از اینکه برای بهبود حال وباگرفتگانِ شهر نهاوند ، نماز خاص برگزار کرده بود ، در اثر بیماری وبا دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.فعالیتهای آموزشی : آقامیرزا حجت ، به نهاوند دعوت گردید و پس از اقامت ، در مدرسه ی مقام محمود به تدریس اشتغال ورزید.آثار : حاشیه بر کتاب المواقف قاضی عضدالدین ایجی ،حاشیه بر کتاب کنزالعرفان فاضل مقداد ، رساله ی عملیه ، شرح بر اسفار صدرالمتألهین

حجتی میانجی، احمد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
دهم آبان سال 1297ش. فرا رسید و کودکی دیده به جهان گشود که با صدای ناله خود لبخند به صورت والدین خویش نشاند.نخست نام نیک احمد را برایش برگزیدند و او را با زمزمه‌های توحیدی آشنا کردند و در تربیت و پرورش این نونهال نهایت کوشش را به عمل آوردند. وی در زمره مجتهدان و فاضلانی است که عمر بابرکت خویش را در راه کسب دانش فقه و تدریس علوم دینی صرف کرد و همزمان با تلاش‌های فکری، ضمن دوری از جنجال‌های تبلیغاتی، به تهذیب نفس و اعراض از تعلقات دنیوی پرداخت و به موفقیت‌های معنوی و عرفانی رسید. در خانواده‌ای اهل علم و اجتهاد پرورش یافت و بر اثر مراقتب‌های خاص اخلاقی و تقیّد به مسایل شرعی، نور معرفت را به قلب خویش تابانید و از طریق موعظه و نصیحت و توصیه‌های عرفانی، علاقمندان و مشتاقان را به حقایق قرآنی و روایی متوجه ساخت. او تقرب به خداوند و رسیدن به ساحل رستگاری را در اجتناب از معاصی، ادای فرایض در اول وقت، پرهیز از مکروهات، روی آوردن به مستحبات و نوافل، تلاوت قرآن و مداومت به دعا و توسل می‌دانست و با الهام از حقایق مسلم قرآنی و نکات ژرف روایی عقیده داشت .حجتی تأکید می‌کرد زیارت اولیای الهی مستحب است، ولی اطاعت از فرامین پروردگار و رسولان و جانشینان آنان امر واجبی است و انسان باید نخست وظایف واجب خود را به شیوه‌ای مطلوب به جای آورد و سپس به امورات دیگر مبادرت ورزید، تا از مقربین درگاه حق گردد و به طور معنوی و حقیقی با اولیای الهی انس یابد زیرا قرار گرفتن در «کاروان ابرار» از این طریق به دست خواهد آمد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : نام پدر شیخ احمد حجتی میانجی ، حاج میرزا محمد است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ احمد حجتی میانجی در دوران کودکی در کنار پدر و مادرش شروع به تحصیلات مقدماتی کرد ، وی از سن یازده سالگی تحت تکفل برادر بزرگتر خود آیت الله میرزا ابو محمد حجتی ( .1368 - 1280ش) - مؤسس حوزه علمیه میانه - قرار گرفت، وی ضمن آن که بر تربیت و پرورش برادر خود نظارت داشت، به عنوان نخستین معلم و استاد او کوشید تا مقدمات علوم دینی را به احمد نوجوان بیاموزد. و به این ترتیب، نخستنی مربی آیت الله حجتی برادرش میرزا ابو محمد بود.آنگاه از محضر حجة الاسلام والمسلمین حاج میرزا مهدی جدیدی استفاده کرد و سرانجام تصمیم گرفت به شهر مقدس قم برود، به دلیل کمی سن، گویا برادرش با این هجرت مخالفت کرد، وی با اصرار جدّ مادری مقداری پول از برادر گرفت و میانه را به قصد قم ترک کرد. در قم به مدرسه دارالشفا رفت و برخی دروس حوزوی را در خدمت میرزا سعید اشراقی آموخت. از محضر آیه الله حجت کوه کمره ای هم کسب فیض نمود. حجتی در حوزه علمیه قم از محضر حضرت امام خمینی و حضرت آیت الله مرعشی نجفی نیز استفاده کرد و موفق به کسب اجازه از استادان خود شد. پس از سیزده سال اقامت در قم به وطن بازگشت. او در مسجد مدرسه علمیه میانه اقامت جماعت کرد و به ارشاد اهالی همت گماشت. بعد از حدود ده سال اقامت در میانه، به موجب برخی مشکلات نتوانست به فعالیت‌های خود ادامه دهد و به ناچار این دیار را به قصد اقامت در تهران ترک کرد.خاطرات و وقایع تحصیل : از وقایع تحصیل شیخ احمد حجتی میانجی فوت پدرش در سن 11سالگی بود که باعث ناراحتی بیش از حد او شد. ایشان در ایام طلبگی از آیت الله حجت کوه کمری اجازه اخذ سهم مبارک امام گرفت. خود می‌گوید: «سالی در اطراف شهرستان محل سکونت، به روستایی وارد شدم. پس از چند روز تبلیغ جماعتی حاضر شدند خمس اموال خود را بدهند. میزان خمس آنها بیش از صد رأس گاو و گوسفند بود. خواستیم آنها را به شهر ببریم و بفروشیم. در بین راه برف سنگین بارید. با زحمت به قریه‌ایم رسیدیم، ولی متوجه شدیم نمی‌توانیم از آنجا به شهر دیگری برویم، تصمیم به فروش آنها گرفتیم. مردم هم به اضطرار ما جهت فروش، پی بردند و گوسفندان و گاوها را خریدند. تعدادی هم که لاغر بودند، به شخصی تحویل دادم تا آنها را نگهداری کند. وجوه نقدی را خدمت آیت الله حجت آوردم و روی میز ایشان نهادم و ماجرا را شرح دادم، فرمود: پول را برای خودت بردار و خود به امام زمان (عج) جواب بده! با قلب پرملال پول را برداشتم و به خانه رفتم و شب از ناراحتی خواب به چشمانم نیامد. خدمت آیت الله صدر رسیدم و شرح ماوقع را برایشان توضیح دادم. فرمودند: آیا شما وقت تحویل حیوانات، شخص خبره تعیین کرده بودی یا صاحب حیوان قیمت را مشخص می‌کرد؟ عرض کردم: بلی! شخص خبره‌ای را معین کرده بودم، فرمود: مشکلی ندارد. شادمان به منزل برگشتم، اجازه نامه آیت الله حجت را برداشته و در صحن طلای حضرت فاطمه معصومه(س)به نماز ایستادم. بعد از پایان نماز مغرب و عشا آن را روی سجاده‌اش گذاشتم و عرض کردم: اجازه نامه‌ای که مرا به جهنم ببرد، چه کنم؟ وقتی می‌خواستم برگردم آن مرحوم چند مرتبه صدا زد: میرزا احمد! جواب نگفتم و رفتم. بعد از مدتی در زندگیم تنگناهای شدیدی به وجود آمد و با صوم و صلوة برای مردم، روزگار می‌گذرانیدم. خدمتش رسیدم و درخواست اجازه را کردم؛ اما جواب منفی دادند و این ماجرا از دقت زاید الوصف آیت الله حجت کوه کمری در مسایل شرعی حکایت دارد.» فعالیتهای ضمن تحصیل : شیخ احمد حجتی میانجی به دلیل تنگناهای مالی و برخی مشکلات دیگر مدتی فراگیری دانش دینی را رها کرد و به خدمت سربازی رفت و پس از اتمام این دوره، در وطن به کار سنگ تراشی مشغول شد.استادان و مربیان : از استادان شیخ احمد حجتی میانجی می توان به موارد زیر اشاره کرد: میرزا احمد ابومحمد حجتی میانجی (برادر ایشان) میرزا سعید اشراقی میرزا مهدی جدیدی سیدمحمد حجت کوه کمره ای امام خمینی آیه الله مرعشی نجفی وقایع میانسالی : همسر شیخ احمد حجتی میانجی گفته است: «هوا گرم بود و حاجی به دلیل کسالت و گرمال شدید نمی‌توانست در قم بماند. ظهر که ناهار خوردیم، ناگهان ایشان گفت: بلند شو برویم. پرسیدم: کجا؟ گفت: حالا برویم. لباس پوشیدم و با حاج آقا بیرون آمدم، بدون اینکه تاکسی را خبر کنیم، دیدم دم درب منزل راننده تاکسی در انتظار ما بود و چون سوار شدیم، حرکت کرد و از قم بیرون رفتیم و به یکی از روستاهای اطراف قم که هوای مساعدتری داشت، رسیدیم. وقتی به در خانه‌ای رسیدیم، بانویی بیرون آمد و گفت: بفرمائید، منتظرتان بودیم! بدون آشنایی قبلی وارد خانه شدیم و اهل آن منزل به مدت یک هفته از ما پذیرایی نمودند و سپس به قم مراجعت کردیم. موقعی هم که حاج آقا حجتی می‌خواست در مجلس مرحوم آقای فخر تهرانی شرکت کند، با این که فاصله خانه تا آن مکان بد مسیر بود، به طرز شگفت انگیزی وسیله‌ای ایشان را به مقصد رساند، بی آنکه از او خواسته باشند چنین کاری را انجام دهد.»( زمان و علت فوت : شیخ احمد حجتی میانجی در اواخر اسفند ماه سال 1376ه. ش به سرای باقی شتافت و اهل ملکوت پذیرای روح پاکش شدند. پیکرش پس از مراسم تغسیل و تکفین و نماز میت به توسط حضرت آیت الله بهجت، تشییعی باشکوه شد و آنگاه در قبرستان نو در قم - حوالی مرقد کربلایی کاظم - به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : شیخ احمد حجتی میانجی به موازات تلاش علمی و فعالیت تبلیغی و پاسداری از برج و باروهای شریعت در صحنه سیاسی نیز حضوری فعال داشت. او از سال 1342ش. که قیام مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) در ستیز با استبداد و استکبار آغاز شد، به همراه آیت الله حاج شیخ هادی نیری و حجة الاسلام و المسلمین حاجخ میراز فتاح اسبقی جهت اعتراض به دستگیری امام خمینی به تهران مهاجت کرد و تا آزادی معظم له در تهران حضور داشت. میرزا احمد در سخنرانی‌های خود به افشاگری علیه ستم می‌پرداخت و نفرت خود از رژیم پهلوی را بروز می‌داد. ادامه مبارزات وی در قالب وعظ و خطابه به ممنوع المنبر شدن او انجامید. بر اساس سندی که تصویر آن موجود است، اداره آگاهی شهرستان میانه گزارشی از اوضاع فعالیت‌های سیاسی روحانیون این خطّه برای ساواک آذربایجان تهیه کرد و طی آن، چهار نفر را به عنوان مخالفان رژیم شاه معرفی کرد که آیت الله شیخ احمد حجتی یکی از آنان بود.فعالیتهای آموزشی : شیخ احمد حجتی میانجی در مسجد آدینه تهران، واقع در خیابان دلگشا، به عنوان امام جماعت و روحانی محل مشغول خدمات علمی و فرهنگی شد و همزمان با آن در مدرسه مروی (جنب بازار تهران) به تدریس سطح عالی (درس مکاسب شیخ مرتضی انصاری) پرداخت. او شاگردانی را مجذوب خود کرد و موفق شد افرادی را با مبانی فقه واصول آشنا سازد. همچنین حدود یازده سال در درس خارج فقه آیت الله حاج شیخ محمد باقر آشتیانی ( 1404 - 1323ق) شرکت کرد و در بحث‌های خصوصی با این مجتهد ژرف اندیش ملازم شد تا اینکه از سوی آیت الله آشتیانی اجازه اجتهاد گرفت.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شیخ احمد حجتی میانجی روا نمی‌دانست همراه با کاروان‌ها در زمان رژیم پهلوی به سفر حج برود و این نامه را نوعی تأیید نظام استبدادی می‌دانست. از این جهت شخصاً به مصر، اردن و سوریه سفر کرد و از طریق دمشق راهی حجاز شد و اعمال عبادی - سیاسی حج را در ایام ذیحجه به جای آورد. وی با توصیه حضرت آیت الله میرزا محمد باقر آشتیانی همراه برخی از بازاریان تهران برای توزیع کمک‌های مسلمانان تهران و توابع در بین آوارگان لبنانی و فلسطینی به لبنان سفر کرد تا به تقسیم مبالغ مزبور نظارت کند. آرا و گرایشهای خاص : شیخ احمد حجتی میانجی بر اثر مجاهده با نفس، تزکیه درون، اعراض از مقاصد دنیوی و پیمودن مسیرهای روحانی به حالتی دست یافت که بر اثر آن چشم باطن او باز شد و توانست از حالات افراد خبر دهد و موجبات شگفتی اطرافیان را فراهم سازد.آثار : درمسیر زندگی با ازدواج ویژگی اثر : این اثر در قم به چاپ رسید.

منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

حجتی میانجی، میرزامحمد

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
میرزامحمد حجتی میانجی به سال 1250ش. صاحب فرزندی شد که او را محمد نامید. وی که در راه انجام تکالیف و نشر شریعت محمدی هراسی به دل راه نمی‌داد، پایدار و استوار در مقابل خلافکاری‌ها و ستم‌های رژیم پهلوی، خوانین و حکّام محلی ایستادگی می‌کرد و در این راه، سختی‌ها و مشقات زیادی را به جان می‌خرید.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : آخوند ملا محمد علی النجارقی (پدر میرزامحمدحجتی میانجی) یکی از این نامداران نیکو روش است، وی از نوادگان حجة الاسلام نیّر تبریزی بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : میرزامحمد حجتی میانجی پس از پشت سر نهادن دوران کودکی، بخشی از مقدمات و سطح علوم دینی را نزد پدر فرا گرفت و از آن پس، رهسپار حوزه علمیه تبریز شد و در آن جا محضر اساتید معروفی را درک کرد و جهت تکمیل اندوخته‌های علمی و فکری به سوی عتبات عالیات راهی شد و در نجف اشرف، با استمداد از فضای ملکوتی بارگاه مقدس امیر مؤمنان(ع)تحصیلاتش را ادامه داد. او در این دوره، تحصیل علم را با تحمل سختی و تنگدستی طاقت فرسا می‌گرفت. از دروس خارج فقه و اصول مراجع بزرگ آن عصر همچون؛ آیت الله العظمی آقا شیخ هادی تهرانی (متوفّی به سال 1321ق.) استفاده کرد.استادان و مربیان : ازاستادان میرزامحمد حجتی میانجی می توان به آقا شیخ هادی تهرانی،آقا میرزا صادق تبریزی و آقا شیخ فیاض زنجانی اشاره کرد.همسر و فرزندان : فرزند محمدحجتی میانجی، آیت الله میرزا ابو محمد حجتی است.وقایع میانسالی : «در یکی از سال‌ها گرانی شگفتی منطقه را فرا گرفت و شدت این بلا به قحطی به حدی بود که مردمانی گروه گروه بر اثر گرسنگی و عدم توانایی در تأمین ارزاق خود، از بین رفتند. مبالغی را از راه کسب حلال جمع آوری نموده بودم تا زمین بخرم، گویا شیطان در خانه دلم لانه کرده بود و وسوسه‌ام می‌نمود که می‌توانم با این پول تمامی روستا را بخرم؛ اما ندایی از درون به ملامتم برخاست که: این چه آرزویی است که در سر می‌پرورانی؟! مسلمین این آبادی دارند از شدت گرسنگی جان خود را از دست می‌دهند و خانواده هایی در تدارک مایحتاج خود وضع مشقت باری دارند و روا نیست در این وضع ناگوار املاک و مستغلات بخرید. عزم خود را جزم نمودم و همراه با فردی به روستای «گوندوغدی» از توابع میانه، رفتم و مقداری قابل توجه گندم خریده و به آبادی انتقال دادم تا اهالی را از آن وضع آشفته نجات دهم.» فرزند بزرگش؛ میرزا ابو محمد حجتی نقل می‌کند: «از این زمان، هر روز یک کاسه آش و یک قرص نان به تمام ساکنین روستا می‌داد. و جالب آن که همان نان و خورشتی که به دیگران اختصاص می‌داد، برای خانواده خود در نظر می‌گرفت و نهایت مساوات را در توزیع مواد غذایی رعایت می‌کرد.» روزی فرزند به پدر می‌گوید: مادرم گفت: از پدرت مقداری پول بگیر تا گوشت تهیه کنیم. آیت الله حجتی در پاسخ به درخواست وی گفت: در وضع کنونی پولی ندارم. فرزند می‌افزاید: دیروز دو نفر آمدند و مبلغی به من دادند که تحویلتان دادم. پدر با ناراحتی خاطرنشان ساخت: از آن پول نمی‌توانم معاش خانواده را تهیه کنم؛ زیرا جنبه شخصی ندارد و از وجوهات شرعی است. مدتی طول نکشید که دو نفر که قصد ازدواج داشتند و اهل محل بودند، آمدند و آیت الله حجتی برایشان صیغه نکاح جاری ساخت و مبلغی را از این بابت تقدیم کردند. پدر لباس پوشید که برای اقامه نماز ظهر به مسجد برود که قبل از آن، پول مزبور را به فرزندش داد تا با آن مختصری مواد غذایی تهیه کند. او برای آن که اهل خانه را از هر گونه شبهه‌ای برهاند، سر سفره غذا که می‌نشست، خطاب به حاضران می‌گفت: آن پولی که دیروز آوردند، از بابت خمس بود و سهم امام است که باید برای آیت الله شیخ عبدالکریم حائری بفرستم تا به طلبه‌ها بدهد؛ اما آن پولی که امروز دادند، به خودم تعلق دارد. زمان و علت فوت : میرزامحمد حجتی میانجی در سال 1308ه. ش طی مسافرتی که به قم مشرف شده بود، در همین شهر به سرای باقی شتافت و شاگردان و دوستان را سوگوار ساخت. پیکر آن فقیه ربّانی پس از مراسم تشییع، در قم و در قبرستان نو، به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : میرزامحمد حجتی میانجی به موازات برنامه‌های تبلیغی، از مقاومت در مقابل خوانین - که متعرض مردم می‌شدند. - غافل نماند و آن زمانی که اشرار و فرستادگان خان‌ها هر از چند گاهی به آبادی‌ها یورش می‌بردند و به اموال و ناموس مردم دست تعرض می‌گشودند، این مجتهد شجاع تدبیری تازه به کار برد و خاطر مردم النجارق و توابع را برای همیشه از گزند متجاوزان آسوده ساخت و امنیت را برایشان به ارمغان آورد. او با خرید چند قبضه اسلحه و مسلح کردن روستائیان، تشکیلات نسبتاً منسجمی پدید آورد. به این ترتیب، مردان مسلح به نوبت در اطراف منطقه به صورت شبانه روزی به پاسداری مشغول شدند. او خود نیز در لباس رزم، فرماندهی آنان را عهده دار شد. ویژگی‌های علمی و روش‌های تبلیغی این روحانی مبارز، اهالی شهرستان میانه را مجذوب کرد و آنان که مایل بودند از چشمه ناب قرآن و عترت جرعه هایی بنوشند، از آیت الله حاج میرزا محمد حجتی - که آوازه تلاش‌های ارزنده‌اش در عرصه دیانت و سیاست زبانزد مردمان آن نواحی شده بود. - دعوت کردند تا بر این شهر بیاید. او بر اساس وظیفه شرعی و با این احساس که می‌تواند در حوزه وسیع‌تری به خدمات علمی و دینی مبادرت ورزد، به فراخوانی اهالی متدین میانه پاسخ مثبت داد و زادگاه خویش را به قصد اقامت دائمی در این شهر ترک کرد.فعالیتهای آموزشی : میرزامحمد حجتی میانجی در نجف اشرف با دانشورانی چون آیات عظام: آقا میرزا صادق تبریزی و آقا شیخ فیاض زنجانی هم بحث بود و پس از مدتی با دریافت درجه اجتهاد و تبحّر در علوم فقه، اصول و حدیث به زادگاه خویش بازگشت تا از توانایی‌های علمی و اندوخته‌های فکری خویش برای ارشاد و هدایت هموطنان استفاده کند. قبل از اقامت میرزا محمد حجتی، حوزه علمیه‌ای در شهر میانه وجود نداشت و یا با گذشت روزگار از بین رفته بود. این عالم مجاهد به احیای مرکز علوم دینی پرداختسایر فعالیتها و برنامه های روزمره : میرزامحمد حجتی میانجی به میانه، ابر رحمت بر فراز این شهر پدیدار شد و باران برکت زا، بر آن فرود آورد. او سرود توحید را بازخواند و با تبلیغات وسیع و برنامه‌های ارشادی توان فرسایی مسلمانان این سامان را به مساجد دعوت کرد. به این ترتیب پس از سال‌ها به اقامه نماز جماعت پرداخت، صوت طراوت بخش اذان را در فضای شهر طنین انداز کرد و جمعیتی را که مدت‌ها از مراکز عبادی فاصله گرفته بودند، در مساجد مجتمع ساخت و سرانجام آن جا را به گلستانی معطر تبدیل کرد.شاگردان : از شاگردان میرزا محمدحجتی میانجی می توان به موارد زیر اشاره کرد: - 1آیت الله حاج میرزا حسن انصاری - 2آیت الله حاج شیخ هادی نیّری - 3آیت الله حاج شیخ نصرت الله بناروانی میانجی آرا و گرایشهای خاص : میرزا محمدحجتی میانجی زندگی بسیار ساده‌ای داشت و بر خلاف شهرت اجتماعی و علمی، اهل قناعت بود. در استفاده از وجوهات شرعی، دقت بسیاری می‌کرد و اجازه نمی‌داد خانواده‌اش از سهم مبارک امام زمان(ع)استفاده کند.
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

خجندی اصفهانی، صاین الدین

قرن:9
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
صاین الدین خجندی اصفهانی مشهورترین شخص آل خجند بود . صاین الدین از عرفا و دانشمندان مشهور قرون 8و9هجری قمری به شمارمی آید . یو نواده صدرالدین ترکه خجندی است وتقریبا دردهه پنج ازسده 8هجری قمری در شهر اصفهان می زیست .گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : صاین الدین خجندی از خاندان آل خجند بود. آل خجند درقرن پنجم هجری قمری درخاک ایران تعلیم معارف کردند تاریخ اصفهان گواه این است که چه قدر این خاندان درکارسیاست و دولتداری دور اندیش و باریک بین بودند ونیز ماهر درسیاست و حکمت وعرفان ،حامی فضل ودانش پاسدار زراعت و امارت بودند . همچنین خصلت های نجیب آل خجند باعث شده است . که آنها دررونق حمایت میهن دوم خویش یعنی اصفهان جد و جهد تمام به خرج داده وبا اعمال فضیلت دوستی و سیاست رعیت پروری نام نیک خودرا در تاریخ ایران جاودانه کردند .اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : صاین الدین خجندی و خانواده اش به «ترکه » نیز معروف بودند . صاین الدین دراین باره آورده است «حال آنست که قوم این فقیر درعراق به علم وتقوا ممتاز بودند . وی به گوشه نشینی و ملاح مخصوص چون امیر بزرگ .... سایه چتر تسخیر بدان دیار انداخت . وجوه اعیان آن را فرمود کوچانیدن برادر انم درحیات بودند ،ایشان رابه تربیت مخصوص گردانید به واسطه قدمت نسبی که معلوم فرموده بودند که اجداد بندگان از خجند بوده اند و لقب ترکه از آنجاست .تحصیلات رسمی و حرفه ای : صاین الدین خجندی سالیان دراز نزد برادرش خواجه نصیر الدین محمد ترکه خجندی اصفهانی ،درس خوانده و دررشته های مختلفی همانند فقه ،علوم غریبه ،حروف ، تصوف ، فلسفه و منطق مهارت خوبی پیدا کرده است .وقایع میانسالی : یکی ازوقایع مهم دوران میانسالی صاین الدین خجندی، فتح اصفهانی توسط سپاهیان امیر تیمور گورکانی است . دراین بین صاین الدین به همراه برادر انش به عنوان غنایم به شهر سمر قند آورده شده اند و زندگی تاز ه ای را از سرگرفتند .زمان و علت فوت : صاین الدین خجندی درسال 835 هجری قمری درهرات فو ت کرد . هر چند ک سالهای 830 و 836 ازنیز درمورد وفات او آورده اندلیکن 835 دقیقتر می نماید .مشاغل و سمتهای مورد تصدی : صاین الدین خجندی درسال 809 هجری قمری توسط شاهرخ گورکانی به عنوان قاضی یزد برگزیده شد . صاین الدین خجندی مدتی هم برمسند قضای شهرنشینی بور نشسته است .فعالیتهای آموزشی : صاین الدین خجندی درزمینه تصوف ، عرفان ، فقه ،کلام ،اخلاق ،منطق ،حروف ،شعر و ادب تالیفات گرانبهایی به میراث گذاشته است . برخی از محققان که آثار فلسفی صاین الدین را معرفی و تا حدودی بررسی کرده اند او را به عنوان « اسپینوزای ایران » گفته اند . در حقیقت افکار فلسفی و عرفانی صاین الدین درمقایسه با همزمانان خود در سطح بالایی قرار دارد و شایسته ستایش است .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شعر وشاعری از جمله فعالیتها وبرنامه ریزی های روزمره صاین الدین خجندی بود . غزل صاین الدین خجندی از اندیشه های بلند عرفانی برخوردار است و لطافت شعرو موسیقی آن هم کم نیست .همفکران فرد : قاضی زاده رومی ، شرف الدین علی یزدی ، سید شریف حسین اخلاطی و علاء الدین گیلانی از جمله همفکران صاین الدین خجندی بودند .آرا و گرایشهای خاص : صاین الدین خجندی سبک و سلوک نگارش بسیار جذابی داشت . صاین الدین درنوشتن مطالب عرفانی و فلسفی موفق بوده و درگفتن شعر فارسی و عربی نیز هنر نمایی کرده است .آثار :  1 نفثه المصدور اول ویژگی اثر : صاین الدین این کتاب را تقریبا 829 هجری قمری ، خطاب به پادشاه گورکانی نوشته است .
منابع زندگینامه :بایمت اف ، لقمان ،درباره احوال و آثار صاین الدین خجندی ،کیهان فرهنگی ، سال هیجدهم ،شهریورماه 1380 ، پیاپی 179 ، صص48-49

خزاز قمی، علی بن محمد

قرن:5
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
یکی از دانشوران فرزانه و محدّثان و فقیهان قم، علیّ بن محمد خزّاز قمی است. این دانشمند نامدار، در حدود نیمه دوّم سده چهارم و اوائل سده پنجم هجری می‌زیست. به هنگام تولّد، نامش را علی نهادند. تاریخ دقیق طلوع این ستاره تابناک شیعه، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.امّا با نظر به دوران حیات استادان وی، همانند شیخ صدوق متوفای 381 قمری، و ابن عیّاش جوهری متوفی 401 قمری و ابوالمفضّل شیبانی متوفای 387 قمری، می‌توان گفت که این محدّث فرزانه، تقریباً در نیمه دوم سده چهارم هجری قمری پا به عرصه وجود نهاده است.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : یکی از محکمترین باورهای شیعه، در مبحث امامت و رهبری معصومین، بعد از رحلت رسول اکرم (ص) این اندیشه ژرف است که از جانب رسول اکرم (ص)، حضرت امیرالمؤمنین (ع) و یازده فرزند او، به عنوان رهبران و امامان امّت تعیین شدند. پیامبر اکرم (ص) در مکه و مدینه، به دستور خداوند متعال، بارها و بارها مسئله جانشینی علی و فرزندان او را با امّت مطرح فرمود، به ویژه در حادثه شکوهمند غدیرخم، که رسماً در حضور جمعیّت انبوهی علی را به عنوان خلیفه و امام بعد از خود به مردم معرفی کرد ؛ ولی با کمال تأسف این توصیه‌ها و دستورات رسول اکرم، نه تنها مقبول کوردلان ریاست طلب و تشنگان قدرت قرار نگرفت، بلکه آنها به خاندان علی (ع) نیز پشت کردند و زمام خلافت را به نا اهلان سپردند. با گذشت زمان آن دلائل روشنی را که شیعه بر حقانیت رهبری حضرت علی (ع) مطرح می‌کرد، مورد بی مهری قرار دادند.یکی از گروه‌های اهل سنّت بنام معتزله ضمن اینکه به ظاهر بر این باور است که: حضرت علی (ع) از تمام صحابه پیامبر (ص) با فضیلت‌تر است، فضل هیچ یک از آنها به پایه شأن و منزلت حضرت علی (ع) نمی‌رسد ؛ اما دلائل و نصوصی که از رسول‌اللّه (ص) بر خلافت علی (ع) نقل شده بود را نیز پذیرفت و آنها را تفسیر و توجیه کرد که معنای این نصوص این نیست که خلافت و امامت جامعه اسلامی بعد از رسول‌اکرم (ص) مختص علی (ع) و حق مسلم اوست ؛ بلکه به این معنا است که علی بن ابی‌طالب از دیگران برای بر عهده گرفتن رهبری جامعه، شایسته‌تر است .اینان با طرح مسئله «افضل و مفضول» گفتند: آری ما هم قبول داریم علی (ع) افضل و بهتر از تمام صحابی است؛ ولی برای مصحلتی غیر افضل - ابوبکر - رهبری را به دست گرفت.طرح این مسائل از یک سو و از سوی دیگر چون حکومت‌ها در دست مخالفین شیعه بود، و آنان تبلیغات گسترده‌ای را علیه باورهای شیعه راه انداخته بودند. های و هوی تبلیغات آنها به حدّی شد که جمعی از معتقدان به امامت را که اطلاع درستی از تاریخ اسلام نداشتند، دچار لغزش کرد.در این موقعیّت خزّازقمی به عنوان یک عالم روشن ضمیر، متعهّد و پاسدار مرز عقاید شیعه، دست به سلاح قلم زد و با تألیف کفایة الاثر از باورهای شیعه به دفاع برخاست او در این کتاب به نقل از جمع زیادی از صحابه رسول اللّه، حقانیت حضرت علی و امامان بعد از او را به زیبایی اثبات کرد، و راه را بر توجیه و تفسیرهای خود خواهانه ارباب اعتزال فرو بست.او با این کتاب جلو انحرافات و شبهات مخالفین را سدّ کرد.استادان و مربیان : علی بن محمّد خرازقمی، توفیق زیستن در روزگاری را داشت که در جای جای جهان اسلام، دانشوران برجسته‌ای را در دامن خود پرورده بود، و پایه‌های دین به وجود آنان ثبات و استقرار می‌یافت. عطش حکمت و دانش، دل و جان این بزرگوار را گداخته بود، و او برای این که جان خویش را از جام آن زلال معرفت سیراب کند، در نزد استادان برجسته حدیث و فقه حاضر شد و از خرمن انبوه دانش آنان توشه‌ها برگرفت. آن طور که از بررسی اثر گرانسنگ او به دست می‌آید، وی از استادان زیادی کسب فیض کرده است. در اینجا به شاخص‌ترین و برجسته‌ترین اساتید ایشان اشاره می‌کنیم.1 - مشهورترین استادش، محمّد بن علی بن بابویه قمی، 2 - محمّد بن عبداللّه، معروف به ابوالمفضّل شیبانی،3 - احمد بن محمد بن حسن جوهری، مشهور به «ابن عیّاش» ،4 - محمد بن وهبان بصری،5 - حسین بن محمد بن سعید خزاعی،6 - علی بن حسین بن مندهزمان و علت فوت : علی بن محمّد خزّاز قمی بعد از تلاش مستمر، در راه استوار ساختن باورهای عمیق ولایتی خویش، و به جای نهادن میراث مکتوبی ارزشمند، در نهایت جان به پیک جان آفرین پاک تسلیم کرد و به دیار اولیاء دین بال در کشید.سال رحلت این شخصیّت سترگ، اطلاع دقیقی در دست نیست. شاید بتوان حدس زد که این بزرگوار در نیمه اول سده پنجم هجری قمری چشم از جهان فرو بسته باشد،مبنای این سخن این است که استاد او، ابن عیاش جوهری در سال 401 قمری از دنیا رفت. و نیز علامه تهرانی در اثر ارزشمند خویش، خزّاز قمی را از بزرگان سده پنجم قمری بشمار آورده است، به لحاظ اینکه وی بیشتر حیات علمی خود را در این سده سپری کرد. او در شهر ری وفات یافت و شاید هم در همین شهر سر بر بالین خاک نهاده باشد.شاگردان : با این که علی بن محمد خزاز قمی از نخبگان عالمان شیعه است، و طبعاً باید گروه زیادی از سرچشمه دانش او بهره برده باشند ؛ ولی در کتاب‌های تراجم تنها به نام اندکی از شاگردان حدیثی وی اشاره شده است: ابوالبرکات علی بن حسین جوزی ؛ محمد بن حسین بن سعید قمی که در شهر بغداد می‌زیست؛ و محمد بن ابی الحسن بن عبدالصمد القمی.آثار :  1 الاحکام الشرعیة علی مذهب الامامیة ویژگی اثر : در مسائل فقهی.گویا این کتاب نیز همانند الایضاح - همچون بسیاری از کتاب‌های دیگری که عالمان شیعه تألیف کردند - در کشاکش مبارزات سیاسی علیه مذهب اهل‌بیت (ع) از بین رفته است و اثری از آنها در دست نیست.2 الایضاح فی اصول الدی ویژگی اثر : البته امروزه ما، از سرنوشت این کتاب اطلاعی در دست نداریم.در دانش استدلالی حکام3 کفایة الاثر فی النص علی ائمة الاثنی عشر ویژگی اثر : کتاب کفایة الاثر از او، کتابی است که مانند آن در زمینه امامت تألیف نشده، و این اثر بهترین نشانه برفضل و کمال و وثاقت و دیانت مؤلف اوست.این اثر از بهترین و مهمترین تألیفات خزاز قمی است، کتابی که به مدرک و مأخذ عمده دو کتاب معروف شیعه تبدیل شده است:بحارالانوار و وسائل الشیعه .(29) پیش از این سخن علامه مجلسی را در این باره آوردیم که: «همانند این کتاب درزمینه امامت تا کنون تألیف نشده است.»(30)وی در این کتاب تلاش می‌کند تا با دلائل روشن و غیر قابل انکار حقانیت امامت امامان شیعه از بعد از رحلت رسول اکرم (ص) را اثبات کند و البته در این هدف والای خویش نیز نردبان توفیق را تا اوج پیموده است. او در مطلع کتابش، راز و رمز این تلاش مقّدس را چنین می‌نگارد: آنچه انگیزه شد تا من در جهت نوشتن این کتاب گام بردارم، این بود که مشاهده کردم گروهی از عوامّ بلکه خواصّ شیعه، در مسئله نصّ و دلیل قطعی بر امامت امامان معصوم، دچار نوعی تحیّرند و شبهه افکنی‌های گروه معتزله از اهل سنّت، آنها را سر در گم کرده است و کار به جائی رسیده که بعضی از علاقه‌مندان به خاندان پیامبر اکرم (ص) می‌گویند از صحابه پیامبر، و حتی از خود امامان (ع) نیز دلیلی بر این باور شیعه نداریم. چون چنین انحراف و کتمان حقیقت را دیدیم، دامن همت به کمر بستم تا حقایق را روشن و شک و شبهه مخالفین را بر طرف کنم. این اقدام را فقط برای خشنودی پروردگار عالم و تقرّب به رسول‌اللّه (ص) و امامان (ع) انجام دادم.در مبحث مهم رهبری معصوم (ع) در جامعه دینی.

منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

خوانساری، محمدهاشم

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حاج میرزا محمدهاشم فرزند حاج میرزا زین العابدین (سبط میر کبیر و سید خوانساری) یکی از اساتید علما و مراجع بزرگ شیعیان در شهر اصفهان بود. معظم له اخوی صاحب روضات الجنات و داماد سید صدر الدین اصفهانی بود که در ردیف مراجع بزرگ اوایل قرن چهاردهم قرار گرفت.
میرزای مذکور با میرزای آشتیانی، میرزای شیرازی، میرزای رشتی، آخوند خراسانی و سیدالحکمای تبریزی معاصر بود. این بزرگواران پس از فوت استادشان شیخ انصاری رحمة الله علیه به ترتیب در رأس حوزه های اصفهان، تهران، سامرا، نجف اشرف و آذربایجان در خدمت به اسلام و مسلمین و تدریس و تربیت علما مشغول بودند.
میرزا محمد هاشم در سال 1235 در شهر خوانسار متولد شد و به دوران کودکی به اتفاق خانواده عازم اصفهان گردید. در بدو امر از شاگردان برادر حاج میرزا محمد باقر و پدر بزرگوارش بود، سپس چند سال از محضر سید صدر الدین عاملی (پدر زنش) و مرحوم سید حسن مدرس بهره مند بود و خود در حوزه اصفهان قریب الاجتهاد بود که چند سالی نیز در نجف اشرف از کرسی درس شیخ انصاری رحمة الله علیه و دیگر اعلام بزرگ به درجه استادی و مقام اجتهاد نائل آمد و از اعلام بزرگ عتبات و اصفهان به اخذ اجازه روایت و نیل به درجه اجتهاد موفق گردید.
مرحوم حاج میرزا محمدهاشم بیشتر سنوات عمر او در اصفهان سپری شد. حدود پنجاه سال در اصفهان به تدریس خارج فقه و اصول (و علم حدیث و رجال و کلام و تفسیر) مبادرت می نمود. و آیات و اعلامی از قبیل: شیخ هادی تهرانی، سید محمد کاظم یزدی، آقا شریعت اصفهانی، سید ابو تراب خوانساری و... از کرسی درس او در اصفهان بهره مند گردیده به درجه علمی و استادی رسیدند.
حاج میرزا محمدهاشم به صاحب مبانی الاصول شهرت دارد. این کتاب در اصول فقه است. از آثار دیگر او: منظومه در فقه و اصول، مقالات لطیفیه، جواهر العلوم، اصول آل رسول، میزان انساب، چهل حدیث، رساله در فضیلت نماز اول وقت و رسائلی در صوم و صلوة مناسک حج و حرمت ذبح اهل کتاب است. سید خوانساری مذکور کتاب دره سید بحرالعلوم و کتاب ریاض المسائل سید علی طباطبائی را شرح و حاشیه نمود که از این آثار او احاطه به دانش های او مشهود است. سرانجام در هفده رمضان سال 1318 وفات کرد و به کنار خیر الاوصیاء مدفون شد.
منابع زندگینامه :http://www.shaaer.com/

رافعی، علی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : ادیان و عرفان اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : علی رافعی در خانواده ای معتقد و مسلمان دیده به جهان گشود .تحصیلات رسمی و حرفه ای : علی رافعی از سنین نوجوانی کشش درونی عجیبی نسبت به عرفان داشت و همین امر باعث شد که دردبیرستان علوی ، تحت تعلیمات معنوی و عرفانی فرا گیرد . در این مسیر او از آموزش عالی بزرگان دیگری نیز بهره برده است . وی درسال 1357 شمسی به دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران وارد شد و تامرحله فوق لیسانس (کارشناسی ارشد )به تحصیل خود در این دانشکده ادامه داد.فعالیتهای ضمن تحصیل : فعالیتهای ضمن تحصیل علی رافعی را می توان فراگیری تعلیمات معنوی و عرفانی دانست . او همزمان با تحصیل درمدرسه ،از آموزش بزرگان دینی نیز بهره می برده است .استادان و مربیان : علی رافعی دردوران دبیرستان علوی ،از استاد علی مدرسی تعلیمات معنوی و عرفانی را آموخت . او همچنین از آموزش های همزمان علامه جعفری و استاد عبد الکریم روشن بهره برده است .مشاغل و سمتهای مورد تصدی : علی رافعی ،مدرس دانشگاه است . او مشاغل و مسئولیت های گوناگونی از جمله تدریس در دانشگاه های تهران و همچنین مراکزو مومسسات دیگر دارد .وی همچنین به عنوان مولف نیز مشاغلی برای خود ایجاد کرده است .فعالیتهای آموزشی : فعالیت های آموزشی علی رافعی را می توان در فعالیت وی دردانشگاه های گوناگون ،همانند دانشگاه آزاد اسلامی ، دانشگاه الزهرا و دانشگاه مذاهب اسلامی خلاصه کرد .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : علی رافعی معتقد است که راه عرفان ، راه تربیت است و این تربیت به یک معنا ،زیاد آموختنی نیست ،بلکه انسان باید مربی داشته باشد یعنی کسی که برای شاگرد الگو باشد . این ملازمت و توجه به مربی ، آنچنان تاثیری دارد که به تدریج افراد به آیینه افکار و اندیشه های استادشان تبدیل می شوند چنانکه صدرالدین قونوی آنقدر ملازم ابن عربی بود که دست آخر داماد او شد و درعین حال ،بهترین شارح نظریات این عربی هم اوست .آرا و گرایشهای خاص : علی رافعی درتبیین عشق وعرفان معتقد است که عشق الهی آموختنی نیست . او بر این باور است که عشق الهی یک طرفش انتخاب خداوند است . خداوند باید فردی را برای خودش ،برای بیان اسرار و ورموز خودش انتخاب نماید . چون که قرن ها باید که تا صاحبدلی پیدا شود «بوسعید اندر خراسان یااویس قرن »آثار : ادیان ابتدایی ، ادیان هند، تکاپوی اندیشه ها ویژگی اثر : این کتاب دوجلد بوده و درباره علامه جعفری می باشد .4 یهودو مسیحیت

منابع زندگینامه :مقام عشق و عرفان ،یادنامه جناب شیخ رجبعلی خیاط نکوگویان درگفت و گو با استاد علی رافعی ،ماهنامه کیهان فرهنگی ،سال بیستم ،شهریور 1382 ، پیاپی 203 ، ص25

روشن، عبدالکریم

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
عبد الکریم روشن ،مجتهد و فیلسوف و متفکر ایران بود . او شاگردان بسیاری را تربیت کرد. روشن از زمره افراد نادری بود ند که برای دریافت های ذوقی ،استدلال فلسفی قرآنی و روایی می کردند . او برفلسفه مسلط بود . بدان جهت بحث خودرا مستدل بیان می کرد .گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی تحصیلات رسمی و حرفه ای : عبد الکریم روشن دوره ابتدایی را درمدرسه دانش درنزدیکی محله آب منگل تهران سپری کرد و بعد به تحصیلات حوزوی روی آورد و ادبیات ، فقه و اصول ، قواعد الاحکام ،علوم عقلی ، فلسفه ،عرفان را فرا گرفت . او در سن 28 سالگی به درجه اجتهاد نائل آمد.استادان و مربیان : عبد الکریم روشن ادبیات را در محضر حاج شیخ محمد لواسانی فرا گرفت و درس قواعد الاحکام را نزد ذوالمجدین آموخت . درعلوم عقلی از شاگردان آقا میرزا مهدی آشتیانی وآقا میرزا طاهر تنکابنی بوده و در فلسفه و عرفان ،شاگرد آنها میرزا ابراهیم امامزاده زیدی وآقا میرزا محمد علی شاه آبادی و آقا شیخ محمد تقی آملی بود. اما درآن بین با قم میرزا طاهر تنکابنی ارتباط باطنی بسیاری داشت . او درمحضر ایت الله شاه آبادی را نیز شاگردی نموده، و در سن 28 سالگی با کسب فیض ازمحضر آیت الله مرعشی نجفی، به درجه اجتهاد نایل آمد .زمان و علت فوت : عبد الکریم روشن ، صبح روز جمعه سوم مهر ماه 1371 شمسی دارفانی را وداع گفت .مشاغل و سمتهای مورد تصدی : کار اصلی عبد الکریم روشن،حسابداری بود که دربازار و غیر بازار حسابداری می کرد .فعالیتهای آموزشی : عبد الکریم روشن از سال 1360 شمسی با دانشکده الهیات ومعارف اسلامی دانشگاه تهران همکاری داشت . وی درزمینه عرفان وفلسفه تدریس می کرد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : بیشترین چیزی که عبد الکریم روشن بر آن تاکید داشتند تفکر ،شب زنده داری ،عاشق بودن و تعلق به چیزی نداشتن دراین عالم بود . او می فرمودند که درخت تقوی زمانی بار میده که ریشه درعشق الهی داشته باشد و به همین دلیل به مساله عشق خیلی تاکید داشتند .شاگردان : یکی از شاگردان معروف عبد الکریم روشن استاد علی رافعی ، مدرس دانشگاه های تهران است .همفکران فرد : یکی از همفکران عبد الکریم روشن ،امام (ره) بود بر پا کردند . همفکران دیگر روشن ، مهدی حائری یزدی و علامه جعفری بودند که به او ارادت بسیاری داشتند .آرا و گرایشهای خاص : شیوه و سلوک آموزش عبد الکریم روشن به صورت سخنرانی بود . او معتقد بود که قدما اصول و اساس و حقایق مطالب عرفانی را گفته اند و شرط اول شاگردی این است که آن اصول را خوب یاد بگیریم . ایشان دیوان حافظ را حفظ بودند وبعد از هر بحث عمیق قرآنی ، غزلی از حافظ را می خواندند .آنچه را که به عنوان ابداعات وویژگی های عبد الکریم روشن می توان عنوان کرد، تقوای توام با تفکر و اندیشه درآیات قران وروایات معصومین بو د . او می گفت: «مطالبی را که من می گویم ،در هیچ کتابی نمی یابید . اصل مطلب آن ارتباطی بودکه ایشان بین آیات وروایات برقرار می کردند و بعد ، آن حقایقی که ازدل این آیات و احادیث بیرون می کشید ،این چیزی بودکه مختص جناب روشن بود .چگونگی عرضه آثار : عبد الکریم روشن به هیچ وجه اهل تالیف کتاب نبود ولی آثار وی صورت هزار کاست موجود است .
منابع زندگینامه :مقام عشق وعرفان ، یادنامه جناب شیخ رجبعلی نکوگویان درگفت و گو با استاد علی رافعی ،ماهنامه کیهان فرهنگی ، سال بیستم ، شهریور 1382 ، پیاپی 203

زاهدی، ملامحمود

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
میرزا ملا محمود زاهدی از وعاظ برجسته و توانمند قم بود.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی همسر و فرزندان : محمود زاهدی (ره) پنج پسر داشت. سه نفر از آنها که اهل علم و روحانی بودند، عبارتند از:- 1آقا حسین زاهدی؛ که دانشمندی خوش حافظه و قریب الاجتهاد بود و در جوانی دار دنیا را وداع گفت. مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری که از استادانش بود، در تشییع جنازه او گریه می‌کرد. سرانجام جنازه وی را در قبرستان شیخان، نزدیک مرقد مطهّر زکریا بن آدم و در ناحیه شرقی آن، به خاک سپردند.- 2آقا مصطفی زاهدی(ره)؛ به زبان فرانسه تسلط کامل داشت.- 3حضرت آیت الله حاج میرزا ابوالفضل زاهدی که شرح زندگی اش را در این مقاله می‌خوانیم. او وصیت کرد که پیکرش را در قبر برادرش آقا حسین دفن کنند و به این وصیت عمل شدوقایع میانسالی : محمود زاهدی در این باره خود می‌گوید: «در کتابخانه‌ام، بی خبر نشسته بودم که خبر آوردند، مردم شما را برای نمایندگی و وکالت مجلس شورا برگزیده‌اند.» او با اجازه مراجع تقلید آن عصر، روانه مجلس شد و در دفاع از حق، عدالت و حریم تشیّع علوی به خوبی از عهده این مسؤولیّت مهم برآمده؛ ولی به خاطر دفاع از حق، استعفا داد و مجلس را ترک کرد.زمان و علت فوت : محمود زاهدی سرانجام در 87سالگی، در سال 1351ه. ق هنگامی که فرزندش آیت الله میرزا ابوالفضل زاهدی حدود 41سال داشت، رخت از جهان بربست. مردم به صورتی کم نظیر، جنازه‌اش را به حرم مطهّر حضرت معصومه(س)آوردند و پس از طواف، در صحن عتیق، مقابل بقعه محمد شاه به خاک سپردند.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : حسن سلوک و مقبولیّت عمومی ملامحمود موجب شد قمی‌ها او را به عنوان نماینده شان در مجلس شورای ملی در دوره دوم مشروطیّت، برگزیدند و جالب اینکه وی از این امر خبر نداشت و مردم به طور خودجوش، متوجّه او شدند و چنین تصمیم گرفتند که محمود زاهدی را که - بیان شیوا و رسا در دفاع از حق و عدالت داشت و درد آشنا و دلسوز مردم بود. - به مجلس بفرستند. وی در یک قسمت از مسجد امام، اقامه نماز جماعت می‌کرد و مرحوم آیت الله العظمی شیخ ابوالقاسم قمی(ره) در قسمت دیگر نماز می‌خواند. یک روز پس از نماز ظهر، دید مردم در نماز جماعت او بیشتر از مأمومین آیت الله شیخ ابوالقاسم قمی(ره) شرکت کرده‌اند، برخاست و به مردم گفت: «به من اقتدا نکنید، به آیت الله العظمی حاج شیخ ابوالقاسم قمی اقتدا کنید.» آنگاه صحنه را برای توجه بیشتر به مقام مرجعیت و تقوای آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم قمی، ترک کرد. به این ترتیب با نفس خود مبارزه کرد و تجلیل از عالم ربّانی زمان آیت الله العظمی شیخ ابوالقاسم قمی را آشکار ساخت.در زمان ناصرالدین شاه بین ظلّ السلطان، حاکم اصفهان و آیت الله آقا نجفی، مرجع تقلید آن عصر که در اصفهان می‌زیست، رابطه خوبی برقرار نبود. آیت الله حاج ملّا محمود، (پدر آیت الله العظمی حاج میرزا ابوالفضل زاهدی) به اصفهان رفت و با سخنرانی‌ها و ظرافت‌های خاصی، کار را به جایی رساند که در خانه ظلّ السلطان برای آیت الله آقا نجفی(ره) دعا کرد و همین امر برای واعظان دیگر نیز سنّت شد و موجبات افزایش قدرت و شوکت آیت الله آقای نجفی و تضعیف دستگاه ظلّ السلطان را فراهم ساخت.فعالیتهای آموزشی : محمود زاهدی ، مجتهد بود، مجتهدی که منبر می‌رفت با وعظ و خطابه پرمحتوا و شیوا، عام و خاص را بهره‌مند می‌کرد. علمی صحبت می‌کرد. از ویژگی‌های او در منبر، «شجاعت خوانی» بود. او با این شیوه، شجاعت خاندان رسالت، از جمله امام حسین(ع)و حضرت عباس(ع)و امام سجّاد(ع)را بازگو می‌کرد و مردم سییل آسا به پای منبر او می‌آمدند تا شجاعت خاندان رسالت را از زبان او بشنوند.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : علت منبری شدن محمود زاهدی ، این بود که در آن عصر در مجلسی که علما و مراجع قم حاضر بودند، یک روز منبری نیامده بود؛ از ایشان می‌خواهند که به منبر برود. وقتی تسلّط ایشان را بر مباحث و مطالب دینی با استدلال و تمسّک به آیات و روایات مشاهده کردند، برای جلوگیری از رونق کار افراد ضعیف و کم اطلاع، ایشان را تشویق کردند تا در مکان‌های حساس و پر جمعیت به منبر برود، به این ترتیب او واعظ معروف شهر شد.آرا و گرایشهای خاص : محمود زاهدی ، از وعاظ و شخصیتهای برجسته و توانمند قم بود و همه مردم، خاص و عام، از گفتار متین و پرمحتوایش استفاده می‌کردند. او به ویژه از ذوقی سلیم و طبعی سرشار از استعداد و خلّاقیت برخوردار بود. و قصاید و اشعار پرمحتوا و روانی در مدح و سوگ خاندان رسالت می‌سرود. آیت الله حاج ملّا محمود، مردی غیور، ملّا و صاحب نفوذ بود. سخن درباره حافظه، استعداد، اطلاعات وسیع در علوم مختلف، توانمندی و کفایت در امور اجتماعی و سیاسی ایشان بسیار استچگونگی عرضه آثار : محمود زاهدی چهار جلد کتاب در مواعظ و مطالب سودمند بر جای ماند که با شیوه‌ای زیبا، متنی روان، سلیقه‌ای خوب و نتیجه‌گیری‌های ارزشمند، تدوین شده است. همچنین در اواخر عمر، کتابی در فضیلت صلوات تألیف کرد.آیت الله آقای حاج ملّا محمود(ره) ادیب زبردست بود و در سرودن شعرهای متین و پرمحتوا تسلّط فراوان داشت. وقتی به مکه رفت، وضع ایرانیان را در جدّه، نامناسب دید، ضعف و ناتوانی سفیر ایران در جده را مشاهده کرد. لذا به انتقاد از او پرداخت. زمانی که به ایران بازگشت، قصیده‌ای غرّا پیرامون سفرش به حج، نامناسب بودن وضع ایرانیان در جده و انتقاد از سفیر ایران، سرود. این قصیده بین مردم گسترش یافت و سرانجام به گوش ناصرالدین شاه رسید. شاه از انتقاد به سفیر خود ناراحت شد و از ایشان خواست تا اشعارش را منتشر نکند
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم./ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net

زنجانی، ابراهیم

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ ابراهیم زنجانی ( 1347ـ 1273ه.ق/ 1307- 1235ه.ش) از رجال صدر مشروطیت ایران در دوره های اول، سوم و چهارم مجلس شورای ملی نماینده مردم زنجان بود. شهرت وی علاوه بر مقام علمی او ، از آن جهت است که در دادگاه محاکمه شیخ فضل الله نوری، دادستان محاکمه بود. وی در عتبات عالیات، تحصیلات حوزوی نموده بود. و از بنیانگذاران مدرسه به روش جدیددر آن دربار بوده است. توضیح مرام دموکرات، رساله فارسی در اوضاع ایران، سیاحت بولهوم و ....از آثار اوست.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : فقه والدین و انساب : شیخ ابراهیم زنجانی فرزند مردی به نام آقا هادی سرخ دیزجی بود.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : شیخ ابراهیم زنجانی در 1273ه.ق/ 1235ه.ش درقریه شرخه دیزج از توابع زنجان به دنیاآمد. خانواده وی در روستایی و کشاورز بودند. اما آذربایجان که امواج تجدد را از طریق عثمانی و ارمنستان ( قفقاز) دریافت کرد، درزمینه علمی نهضتی و از نظر بینش جرقه هایی در خود احساس می کرد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ ابراهیم زنجانی پس از طی تحصیلات مقدماتی در دیزج و زنجان، عازم عتبات عالیات شدو در محضر مجتهدان برجسته، از جمله آخورز ملا کاظم خراسانی به تکمیل علوم پرداخت. وی به زبان ترکی استانبولی مسلط بود و ترجمه هایی در این زمینه دارد.خاطرات و وقایع تحصیل : از وقایع مهم دوران تحصیل شیخ ابراهیم زنجانی ، سفر وی به عتبات عالیات و بهره گیری از محضر شیخ ملا کاظم خراسانی بود.فعالیتهای ضمن تحصیل : سفر به عتبات عالیات برای تکمیل علوم خود، و نیز سرودن شعر از فعالیتهای شیخ ابراهیم زنجانی در روزگار تحصیل وی بوده است.استادان و مربیان : آخوند ملا کاظم خراسانی و دیگر مجتهدان بزرگ عصر مشروطه از استادان شیخ ابراهیم زنجانی درعتبات عالیات بوده اند.وقایع میانسالی : شیخ ابراهیم زنجانی پس از تکمیل تحصیلات خود در عتبات عالیات به زادگاه خود زنجان بازگشت و در صف مشروطه خواهان قرار گرفت و علاوه بر نمایندگی در مجلس شورای ملی، در دادگاه محاکمه شیخ فضل الله نوری دادستان بود.زمان و علت فوت : شیخ ابراهیم زنجانی در 1347ه.ق/1307ه.ش در گذشت.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : شیخ ابراهیم زنجانی از رجال صدر مشروطیت ایران و دردوره های اول، سوم و چهارم نماینده مردم زنجان در مجلس شورای ملی بود. وی در دادگاه محاکمه شیخ فضل الله نوری دادستان محاکمه بوده است.فعالیتهای آموزشی : در منابع نامی از شاگردان شیخ ابراهیم زنجانی نیامده است اما می دانیم که آثار وی درباره سیاست واجتماعیات عصر مشروطه از منابع مورد رجوع مردم درگذشته و منابع تاریخی شایان توجه امروز جهت محققین تاریخ مشروطیت در ایران است.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : شیخ ابراهیم زنجانی از بنیانگذاران مدرسه به سبک جدید غربی در زنجان بوده است.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شیخ ابراهیم زنجانی در کنار اشتغال به امور سیاسی، به سرودن شعر نیز می پرداخت و «شفائی» تخلص می نمود.آرا و گرایشهای خاص : شیخ ابراهیم زنجانی از روحانیون مشروطه خواه بود و تا پایان عمر به مشروطه وفادار ماند.آثار : ترجمه بینوایان ویکتور هوگو ویژگی اثر : بینوایان رمانی است از ویکتور هوگو نویسنده رمانتیک فرانسوی که در ترکیه به زبان ترکی ترجمه شد و شیخ ابراهیم زنجانی آن را از ترکی به فارسی ترجمه کرد.2 ترجمه منیه المریه فی آداب المفید و المستفید ویژگی اثر : اصل کتاب منیه المریه به زبان عربی است ، که توسط شهید ثانی تالیف شده بودو شیخ ابراهیم زنجانی آن را به فارسی ترجمه کرده است.3 تریاق السموم ویژگی اثر : این اثر کتابی است مربوط به سیاست و مسائل اجتماعی ایران در روزگار مشروطه که نظریات شیخ ابراهیم زنجانی را درباره زمانه خود نشان می دهد4 رساله راه زندگی ، رساله فارسی اوضاع ایران، رویای صادقانه ، سیاحت بولهوم ویژگی اثر : این اثر به زبان فارسی و متضمن دادستانی است که از اوضاع پارلمان ایران گفتگو می کند.
منابع زندگینامه :دکتر ابوالفتح حکیمیان، فهرست مشاهیر ایران، ج 2، تهران: دانشگاه ملی ایران، 1357، صص4ـ 73

سبزواری، پیرشمس الدین

قرن:6
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
پیر شمس الدین سبزواری درحدود 570 هجری قمری درسبزوار متولد شد .پدرش از مبلغین اسماعیلی و گماشته امام قاسم شاه اسماعیل بود .بنابراین پیر شمس از کودکی تحت تعلیمات فلسفی و مذهبی اسماعیلیه قرار گرفت و در سفرهای پدر به بدخشان وتبت همراه وی بود . وی پس از وفات پدر ،از سوی امام اسماعیلی بعنوان «حجت» منصوب شدو برای تبلیغ به سند وهند اعزام گردید. آنجا فعالیت های تبلیغی بسیار وسیعی رادر ایالات وسیع هند و تبت و مناطق دیگر به راه انداخت و بسیاری از مردم را به مذهب اسماعیلی در آورد. اصلی ترین عامل موفقیت پیر شمس الدین گرایش های صوفیانه و اشعار هندی وی بود که مردم را به خود جذب می کرد. او در سال 757 هجری قمری درگذشت و فرزندانش راه وی را ادامه دادند.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : صلاح الدین پیر شمس الدین سبزواری گماشته امام قاسم شاه (امام اسماعیلی در هند)بود .اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : صلاح الدین پیر شمس الدین سبزواری گماشته امام قاسم شاه بود و با سلسله مغولان تاج مبارزه می کرد. یکبار هم پیر معین الدین حسن سبزواری اجمیری در سبزوار و در سال560 هجری قمری دیداری باوی کرده بود. تحصیلات رسمی و حرفه ای : پیر شمس الدین سبزواری از کودکی تعلیمات مذهبی و فلسفی مذهب شیعه اسماعیلی را از پدر خود آموخت و به سرعت در این علوم به مهارت بسیاری دست یافت. خاطرات و وقایع تحصیل : پیر شمس الدین سبزواری در 19 سالگی به همراه پدر به بدخشان رفت .ومدتی را در تبت بود و دوباره به سبزوار بازگشت . همسر و فرزندان : مهمترین باز مانده وی پسر و جانشین پیر شمس الدین سبزواری ،«نصیر الدین » ( 764-625)بود که در پنجاب و اوچ به تبلیغ پرداخت .از نصیر الدین هفت پسر بنام های پیر صدرالدین ،سید رکن الدین،سید بدرالدین ،سید شمس الدین دوم ،سید نورالدین ،سید غیاث الدین . سید نصیر الدین قلندر شاه باقی ماندند وتعلیمات وی را ادامه دادند. زمان و علت فوت : پیر شمس الدین سبزواری در 757در گذشت و در مولتان به خاک سپرده شد.برخی مورخین مدت عمر وی را 115 سال نوشته اند. یکی از نوادگان پیر شمس ،که نامی از وی در منابع نیامده است ، مقبره ای را برای او بنا نمود . مشاغل و سمتهای مورد تصدی : پیر شمس الدین سبزواری پس از وفات پدرش از سوی امام قاسم شاه بعنوان حجت منصوب شد. و برای تبلیغ از دیلم به سندو هند اعزا م گردید.وی مدتی به سفرهای تبلیغی درباره مذهب اسماعیلی در بدخشان و تبت پرداخت و درغزنه از سوی شاهزاده آنجا به بدخشان به سفارت رفت .وی درسال 715 به کشمیر رفت و قبایل چاک و چانگاد را اسماعیلی مذهب نمود ، در سال 725 به مولتان سفر کردو بسیاری از پیروان فرقه مومن شاهی را به مذ هب اسماعیلی گرایش داد . پس از آن به تبت. گیلگیت و حدود هیمالیا رفت وبه غزنه بازگشت ،در سال 727 به اوچ شریف (مقصد سفارت خود ) رسید. lمراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : پیر شمس الدین سبزواری در سفرهای دورو دراز خود در هند در هر جا بویژه در پنجاب و کشمیر مریدانی یافت و برای آنان خانقاهی برای عبادت بنام »خانه «تاسیس نمود. شاگردان : دو تن از مریدان پیر شمس الدین سبزواری که در سفر وی از اوچ به راجستان همراه وی بودند ،ویمراس (vimras)و سوربهان(surrbhan) نام داشتند . زنی عارفه بنام جی جی دوی(gigi devi) نیزاز مریدان وی بود. آثار : گینان ویژگی اثر : شامل تعالیم مهمی از تصوف و مذهب اسماعیلی و نماد گرایی است . وی توصیف زیبایی از طبیعت را همراه با فلسفه دینی در آثار خود در آمیخته است . و خدمات بسیاری رانیز به رشد زبان اردو نموده است.2 منظومه اشعار هندی تحت عنوان گبریس ویژگی اثر : اشعاری است درباره مذهب اسماعیلی که پیر شمس الدین آن را در گجرات سرود و باخواندن آن با آواز خوش در معبد هندوان بسیاری از آنان را اسماعیلی مذهب کرد.این منظومه به سبک شعر گجراتی سروده شده و بیانگر فرهنگ مردم گجرات در آن زمان نیز می باشد.

سحاب، ابوالقاسم

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
ابوالقاسم سحاب در 20 فروردین سال 1266 شمسی در شهرستان تفرش دیده به جهان گشود. استاد ابوالقاسم سحاب در شهرستان تفرش دیده به جهان گشود. وی تعلیمات مقدماتی خود را در مکتبخانه آغاز نمود ، بیش از سه سالی نگذشت که سحاب ، علوم عقلی و نقلی را به خوبی آموخت و وارد مدرسه ی آلیانس فرانسه شد. سپس جهت آموختن زبان های خارجه و ریاضیات ، شبانه به مدرسه ی اکابر ، واقع در گذر پاچنار می رفت. او مدتی را هم در مدرسه ی دارالفنون و در کلاس های شبانه ی آن حاضر شد. سحاب ، به جهت حسن شهرت و تدریس در مدرسه ی آلیانس و به سفارش نصیرالدوله ، وزیر معارف به مدیریت مدرسه ی نهاوند مأمور شد. پس از مدتی به پیشنهاد علی اکبرخان سروش ، رئیس دخانیات ثلاث ( ملایر ، نهاوند و تویسرکان ) ، ریاست معارف و اوقاف آن ایالت برای وی پیشنهاد گردید. سحاب بنا به وظیفه ی اداری در شغل منشی گری محاسبات وزارت معارف وارد گشت. همچنین از سوی آن وزارتخانه به عنوان مسئول تحریر تصدیق نامه های مدارس مأمور شده و در پی آن ، طی حکم دیگری از طرف آن مرکز ، به عضویت در اوقاف درآمد. اندکی بعد ، به موجب حکم دیگری در وزارت معارف داخل می گردد. وی معاونت کتابخانه ملی و مدیریت دفتر دانشسرای عالی تهران را نیز برعهده داشته است. سحاب در روز 21 دی 1335 به سرای باقی شتافت.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : محمدزمان و حوا نام پدر و مادر ابوالقاسم سحاب می باشد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : ابوالقاسم سحاب، تعلیمات مقدماتی خود را در مکتبخانه آغاز نمود و علاوه بر آموختن عم جزء ، نصاب الصبیان ، جامع المقدمات و کتب دیگر از مکتب ملاحسین شاهمیری معروف به کربلایی حسین ، در گوشه و کنار با مطالعه ی کتاب های متفرقه ، مطالب آنها را به خاطر سپرده و بر معلومات خویش می افزود. در همین اثناء ، ابوالقاسم به صلاحدید خانواده ، مدتی را نزد مشهدی عبدالرحیم و در مکتب وی واقع در حیاط معین الملکی ، متولی باشی ارض اقدس ( مشهد ) در تفرش به شاگردی پرداخته و نزدیک به یک سال را در همراهی با استاد سپری کرد. آنگاه پس از فراگیری عربی و خط و یادگیری معالم ، برای آموختن فقه به مطالعه و مباحثه نزد امام جمعه پرداخته و « شرح لمعه » شهید ثانی را بدین شکل فراگرفت. از این رو ، بیش از سه سالی نگذشت که سحاب ، علوم عقلی و نقلی را به خوبی آموخت و در علوم اسلامی چنان مسلط شد که مورد مشورت اهل علم و دانش قرارگرفته و با توانایی هرچه تمام تر در مسائل فقهی و اصول بحث و فحص می کرد. سحاب پس از مدتی با راه یافتن به کتابخانه ی سناءالدوله ، ضمن بهره مندی از آنها با کتب و مدارک خارجی آشنا شد و در عین حال ، از تلاش های خویش در راه تکمیل یافته ها و تحصیلات خود ذره ای نمی کاست و لذا ، هم زمان با فراگیری زبان فرانسه ، به کامل کردن تحصیلات درس های ادبی و عربی خود مبادرت می ورزد. در این هنگام ، وی دریافت که دیگر محیط کوچک تفرش نمی تواند طبع بلندپرواز او را قانع ساخته و خواسته های او را تأمین نماید. از اینرو به تهران آمد و در محضر علمای طراز اول آن شهر ، من جمله شیخ علی نوری ، شیخ باقر معزالدوله و دانشمندان دیگر ، به تکمیل معلومات خود پرداخت. او که در این زمان ، به همت سناءالدوله جهت تحصیل به مدرسه ی آلمانی تهران راه یافته بود ، بنا به برخی ضوابط قانونی مدرسه از راه یافتن بدان جا محروم گشته و در نتیجه ، به اتفاق میرزاحسین خان و اسماعیل خان ( پسران دبیرلشکر و سناءالدوله ) وارد مدرسه ی آلیانس فرانسه ، واقع در خیابان پستخانه شد. آن مدرسه زیرنظر مسیو ویژور فرانسوی اداره می شد و سحاب نیز نزد وی به تکمیل آموخته های زبان فرانسه ی خود اقدام کرد. او پس از چندی درصدد برآمد که برای تحصیل کلام و اصول و فقه ، از محضر استاد حاجی سیدعبدالرحیم دماوندی بهره جوید. بنابراین مدتی را نزد استاد به فراگیری و مذاکره در باب شوارق و شرح لمعه پرداخته و سپس ، جهت آموختن زبان های خارجه و ریاضیات ، شبانه به مدرسه ی اکابر ، واقع در گذر پاچنار می رفت. او مدتی را هم در مدرسه ی دارالفنون و در کلاس های شبانه ی آن حاضر شده و از محفل استادانی چون : دکتر محمودخان ، دکتر مهدی خان و میرزا غلامحسین خان رهنما و دیگران بهره مند می شد. وی همچنین در کلاس های مزبور ، شیمی ، طبیعیات و فیزیک را فراگرفته و در محله ی عرب ها نیز به تحصیل فرانسه ، دفترداری و ... مشغول شد. پس از آن ، بعد از به پایان رساندن مباحثه شوارق در محضر استاد عبدالرحیم دماوندی ، تصمیم می گیرد در طبیعیات جواهر و اعراض وارد شده و یک دوره از این فن را به مباحثه و مطالعه بپردازد. بعد ، بر آن می گردد برای ورود به رشته ی فلسفه و حکمت ، از وجود عالمانه ی میرزا ابوالقاسم فاضل تفرشی که در آن موقع از برجسته ترین استادان فلسفه تهران بود ، بهره جوید. وی در خدمت استاد ، ضمن مطالعه ی کلمات مکنونه ی مرحوم فیض و منظومه و اسفار حاجی سبزواری ، به فراگیری شواهدالربوبیه ملاصدرا پرداخت. سحاب ، زبان انگلیسی را نیز زیرنظر مسیو جاسموس و مسیو ژان دوشن فرانسوی ، رئیس مدرسه ی آلیانس تهران فراگرفت.فعالیتهای ضمن تحصیل : ابوالقاسم سحاب، علاوه بر عشق فراوان به فراگیری ، بهره مندی از هنرهای زمانه از جمله ، خوشنویسی را پیشه ی راه خود ساخته بود. به همین جهت در سن پانزده سالگی ، عزم خود را برای آموختن هنر مزبور راسخ ساخت و نزد معلمی به نام میرزا عباسقلی به تعلیم خط پرداخت و در اندک مدتی ، خود در هنر خطاطی و نوشتن خطوط مختلف نستعلیق ، نسخ ، ثلث و شکسته نستعلیق مسلط شد. پس از آن در ایام 19 سالگی به تشویق میرزا اسدالله خان ، پیشکار فخیم الدوله حاکم کردستان به آموختن زبان عربی روی آورد و مساعی خود را در این راه به کار گرفت. از دیگر توانمندی های سحاب ، ذوق و قریحه ی سرشار وی در سرودن اشعار ژرف و علاقه ی فوق العاده به مطالعه و فراگیری سروده های شعرای مشهور بود. وی تحت تأثیر تشویق های میرزا اسماعیل خان دبیر در تفرش ، به نوشتن مصنفات و مؤلفات خود همت گماشت.استادان و مربیان : استادان و مربیان ابوالقاسم سحاب عبارت بودند از : ملاحسین شاهمیری ، مشهدی عبدالرحیم ، میرزا عباسقلی ، میرزا موسی خان سناءالدوله ، شیخ علی نوری ، شیخ باقر معزالدوله ، مسیو ویژور ، حاجی سیدعبدالرحیم دماوندی ، دکتر محمودخان ، دکتر مهدی خان ، میرزا غلامحسین خان رهنما ، میرزا ابوالقاسم فاضل تفرشی ، مسیو جاسموس ، مسیو ژان دوشن ، دکتر حسین حجازی و میرزا اسماعیل خان دبیر تفرشی.همسر و فرزندان : معصومه ، همسر ابوالقاسم سحاب و مرحوم عباس سحاب ، پدر کارتوگرافی ایران ، عذرا ، صغری و بهجت خانم ، فرزندان شادروان استاد ابوالقاسم سحاب می باشند.زمان و علت فوت : پس از نزدیک به 60 سال فعالیت علمی و فرهنگی ، دست تقدیر بر حیات ابوالقاسم سحاب سایه افکند و در سپیده دم 21 دی 1335 به دیار معبود و سرای باقی شتافت و در مقابل بارگاه حضرت معصومه (س) ، کنار حوض به خاک سپرده شد و آیت الله مرعشی نجفی بر جنازه ی او در صحن یادشده نماز خواند.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : ابوالقاسم سحاب، به جهت حسن شهرت و تدریس در مدرسه ی آلیانس و به سفارش نصیرالدوله ، وزیر معارف به مدیریت مدرسه ی نهاوند مأمور و برای سروسامان دادن به اوضاع مدارس آن سامان ، به آنجا فرستاده شد. استاد در سمت جدید ، در نهایت جدیت امور محوله را انجام داد و خدماتش مورد توجه قرار گرفت. از اینرو ، به پیشنهاد علی اکبرخان سروش ، رئیس دخانیات ثلاث ( ملایر ، نهاوند و تویسرکان ) ، ریاست معارف و اوقاف آن ایالت برای وی پیشنهاد گردید که در تاریخ 28 ثور 1338 قمری ، حکم مزبور از طرف وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه برای او صادر شد. سحاب در 12 اردیبهشت 1306 از سوی وزارت معارف و اوقاف به سمت عضویت در هیئت ممتحنه ی مدارس ابتدایی مرکز انتخاب و اندکی بعد ، به همان سمت در مدرسه ی دارالفنون منصوب گردیده و در پی آن ، امتحانات شاگردان مدارس ابتدایی آن را برگزار می کند. سپس در 8 فروردین 1307 به وظیفه ی اداری در شغل منشی گری محاسبات وزارت معارف وارد گشته و به موجب اخطار رسمی کابینه ، این وزارتخانه در تاریخ 29 خرداد 1307 جهت تهیه ی سواد نظامنامه ی شورای عالی معارف دعوت می شود. اما به جهت کثرت کار اداری و موانع زیاد از حضور به آن شورا خودداری می کند. همچنین استاد در اول مهر 1307 از سوی آن وزارتخانه به عنوان مسئول تحریر تصدیق نامه های مدارس مأمور شده و در پی آن ، طی حکم دیگری از طرف آن مرکز ، به عضویت در اوقاف درمی آید. یک سال بعد ، در 19 فروردین 1309 به موجب حکم رئیس محاسبات وزارت معارف و اوقاف ، از شغل منشی گری پاکنویس آن اداره به سمت مدیریت ارتقاء یافته و مدیریت آرشیو این وزارتخانه به وی واگذار می شود. اندکی بعد ، به موجب حکم دیگری در تاریخ 4 مهر 1310 در وزارت معارف داخل می گردد. وی در سال 1317 ، معاونت کتابخانه ملی و در سال 1323 ، مدیریت دفتر دانشسرای عالی تهران را نیز برعهده داشته است.فعالیتهای آموزشی : ابوالقاسم سحاب، به هنگام حضور در مکتب نخستین استاد خویش ، ملاحسین شاهمیری ، به علت توانایی های فوق العاده علمی و درسی خود و نیز به پیشنهاد مشارالیه ، امر تدریس برخی از نوآموزان کلاس را برعهده گرفت. او اگرچه در ازای آموزش کودکان مکتب ، از دادن شهریه معاف بود ، اما پرداختن به این مهم ، در واقع نخستین دل مشغولی و شغل وی را نیز تشکیل می داد و بر این اساس بود که از همان زمان ، او لذت توأمان دانش آموزی و معلمی را چشید و تا آخرین روزهای زندگی نیز در تداوم آن تلاش می کرد. به علاوه ، پس از تسلط وی به علوم عقلی و نقلی و همچنین فقه ، اصول و کلام ، تفسیر و حکمت در مدتی کوتاه ، کار تدریس خصوصی بسیاری از فرزندان خانواده های تفرشی نیز به او واگذار شد. در رمضان سال 1326 قمری ، به واسطه ی اقدامات محمدعلی شاه و دستگیری مشروطه طلبان و حاکم شدن استبداد صغیر ، پسرهای میرزا محمدخان دبیرلشکر ( میرزا عیسی خان دبیرلشکر و میرزا موسی خان سناء الدوله ) که از مشروطه طلبان تهران بودند ، به ناچار به تفرش برگشته و در این زمان ، سناءالدوله امر آموزش فرزندان خود و یکی از پسران دبیرلشکر را به سحاب که در این هنگام 22 سال داشت ، واگذار می نماید. شخصیت فرهیخته دبیرلشکر و سناءالدوله از یک سو و توانمندی های فوق العاده ی سحاب از طرف دیگر ، سبب شد تا وی زیرنظر سناءالدوله به فراگیری زبان های اروپایی و به ویژه ، زبان فرانسه و نیز آموختن علوم جدید و حساب و جغرافیا و ... همت بگمارد و در مدتی کوتاه چنان پیشرفت کند که خود به معلمی توانا جهت متعلمین خود مبدل گردد. در این زمان ، پس از ورود به مدرسه ی آلیانس فرانسه ، هم زمان با تحصیل نزد مسیو ویژور ، به تدریس در آن نیز مشغول بود. هم زمان ، بر آن می گردد با تشکیل دبستانی در خیابان فرمانفرما ، شغل رسمی خود را معلمی قرار داده و از این راه نسبت به تأمین معاش خود اقدام نماید. اندکی بعد و هم زمان با به پایان رسیدن جنگ جهانی اول در سال 1297 شمسی ( 1918 م. ) به جهت تصمیم دولت مبنی بر خریداری کردن مدارس ملی و تبدیل آنها به مدارس ابتدایی مجانی و متوسطه ی غیرمجانی ، به ناچار از تدریس در ساعات بعدازظهر مدرسه ی سیروس که در این زمان تحت ریاست میرزا محسن خان قریب اداره می شد ، صرف نظر کرده و بر میزان همکاری خود با مدرسه ی آلیانس افزود. طولی نکشید که به واسطه ی حسن اداره کردن کلاس ، مسیو ویژور تدریس در کلاس نهم را نیز از وی خواستار شد. در این هنگام بود که به جهت بازدید نصیرالدوله ، وزیر معارف از مدرسه ی مزبور ، باب مراوده و آشنایی با وی گشوده شد ؛ بعدها به آموزش در مدرسه ی تدین می پردازد و در پی آن به سفارش نصیرالدوله به مدیریت مدرسه ی نهاوند مأمور و برای سروسامان دادن به اوضاع مدارس آن سرزمین به آنجا فرستاده شد. پس از بازگشت از سفر نهاوند ، در مدارس آن روز تهران از جمله مدرسه ی شرف ، مدرسه ی ایران ، مدرسه ی سیروس و کمالیه به آموزش دانش آموزان مشغول شد. استاد در فروردین 1306 به جهت تعلیق عبدالله خان مرندی ، به جای ایشان به آموزش در مدرسه ی کمالیه می پردازد. [سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : ابوالقاسم سحاب، ضمن ادامه ی تدریس در مدارس تهران ، به نگارش مقالات فراوانی برای بسیاری از نشریات آن روز همچون طوفان هفتگی ، تهران ، ستاره جهان ، شفق سرخ ، قانون ، تجدد ایران ، حبل المتین کلکته ، رستاخیز ، عصر گلشن ، تهران ، مجله ی تعلیم و تربیت و مطبوعات دیگر ادامه داد. وی از بهار سال 1305 به جهت عدم همراهی اولیای وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه و اختلال در امور آن ، مبادرت به همکاری با مطبوعاتی نظیر : گلشن ، اقدام و شفق کرده و ضمن تهیه ی خبر و ترجمه ی مطالب آنها ، امور معیشتی و زندگی خویش را بدین شکل تأمین می کند. در همین رابطه ، علاوه بر نوشتن مقالات و ترجمه ی خبرهای روزنامه ی ترقی ، از مرداد همان سال با روزنامه های اطلاعات ، فرخی و طوفان نیز همکاری می کند. وی مدیریت داخلی مجله ی علم و تربیت را نیز برعهده داشت. در عین حال ، به همراهی شیخ عبدالعزیز جواهرالکلامی به جمع آوری و استنساخ مجموعه ای راجب به کتابخانه های ایران اقدام می ورزد. به علاوه ، در ادامه ی بی مساعدتی های وزارت معارف ، جهت گذراندن زندگی در امر کسب وارد می گردد.جوائز و نشانها : ابوالقاسم سحاب، نظر به مراتب لیاقت و کاردانی خود ، در 26 آذر 1319 و 14 اردیبهشت 1323 از سوی وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه ، به دریافت دو قطعه نشان علمی درجه ی یک و دو نائل گردید.آثار : استنساخ « نخبه التواریخ » میرزا اسماعیل خان دبیر تفرشی ، تاریخ خجسته ویژگی اثر : این مجموعه ، حاوی اطلاعات پرباری درباره ی شرایط اجتماعی و اقتصادی سال های اول سده ی 14 هجری شمسی و به ویژه ، دهه های اول سلطنت خانواده ی پهلوی است.3 درباره ی وزارت معارف ایران ویژگی اثر : در این مجموعه ، شرح حال و اقدامات و آثار 43 نفر از وزرای معارف ایران تهیه و ضبط شده که می تواند به عنوان مرجع مناسبی مورد استفاده قرارگیرد.4 زندگی حضرت امام حسن عسگری (ع) ، زندگی حضرت امام علی النقی (ع) ، زندگی حضرت سیدالشهدا (ع) ، فلسفه و اسرار حج ،مشارکت در تدوین و تنظیم « دیوان دبیر تفرشی »
منابع زندگینامه :روزنامه ی اطلاعات ، 14 اسفند 1379 ، صص 4-2

سلیمانی الموتی، هادی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
هادی سلیمانی الموتی قزوینی در سال 1300 ، در الموت قزوین به دنیا آمد. پس از مراحل مقدماتی تحصیل ، وارد حوزه علمیه ی قزوین گردید. وی بعد از آن به منظور تحصیل از قزوین خارج شد و پس از فراگیری معارف ، اعم از فقه و حکمت و فلسفه و کلام ، به قزوین بازگشت و بنا به درخواست استادش آیت الله علامه رفیعی به اقامه نماز جماعت در مسجد نوبنیاد مهدیه پرداخت. او همچنین از سال 1344 تا زمان فوت در حوزه علمیه التفاتیه ، حدود 25 سال به تدریس علوم مختلف پرداخت. آیت الله حاج شیخ هادی سلیمانی الموتی قزوینی سرانجام در نوزدهم اردیبهشت 1378 ، در سن 78 سالگی دیده بر جهان فروبست.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : اجداد هادی سلیمانی الموتی قزوینی غالباً روحانی و از رجال با نفوذ منطقه الموت بودند و مردم آن سامان از وجود این خاندان اهل علم و ایمان بهره مند می شدند.تحصیلات رسمی و حرفه ای : هادی سلیمانی الموتی قزوینی پس از طی طفولیت و کسب مراحل مقدماتی معلومات ، وارد حوزه علمیه ی قزوین گردید. همین جا بود که پایه های اساسی فکری و اعتلای علمی اش پایه ریزی شد و پس از سال ها تحصیل مدارج و مراحل علوی حوزوی به بلوغ نبوغ و کمال معنوی رسید. و سپس به قم رفته و تحصیلات خود را در حوزه ی علمیه ی این شهر پی گرفت.استادان و مربیان : هادی سلیمانی الموتی قزوینی دروس سطوح عالی را نزد اساتید برجسته و معروف قزوین ، آیت الله رفیعی و آیت الله مفیدی و دیگر علمی وقت فراگرفت. وی پس از اقامت در نجف از محضر فقها و مراجع بزرگی چون آیت الله بروجردی ، آیت الله شاهرودی ، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی ، امام خمینی (ره) را درک نمود و به فراگیری علوم فقهی و فلسفی و کلامی پرداخت. او از اکثر مراجع زمان همچون آیت الله مرعشی نجفی ، آیت الله سیدابوالقاسم خویی ، آیت الله شاهرودی ، آیت الله طباطبایی و... اجازه دریافت نمود.زمان و علت فوت : هادی سلیمانی الموتی قزوینی سرانجام در نوزدهم اردیبهشت 1378 ، در سن 78 سالگی دیده بر جهان فروبست.فعالیتهای آموزشی : هادی سلیمانی الموتی قزوینی از سال 1344 تا زمان فوت در حوزه علمیه التفاتیه ، حدود 25 سال به تدریس علوم مختلف پرداخت.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : هادی سلیمانی الموتی قزوینی پس از فراگیری معارف ، اعم از فقه و حکمت و فلسفه و کلام و چند سال تحصیل پیاپی به قزوین بازگشت و بنا به درخواست استادش آیت الله علامه رفیعی به اقامه نماز جماعت در مسجد نوبنیاد مهدیه پرداخت.
منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین، تالیف: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم ، ص 160

شریف زاده نجفی، محمدجواد

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
در خصوص ولادت مرحوم محمد جواد شریف زاده نجفی نتوانستیم به نقطه‌نظر مطمئنی دست یابیم، اما بر اساس قرائن و شواهد، هنگام رحلت، بیش از هشتاد سال از عمر آن مرحوم می‌گذشت؛ لذا تاریخ تولد ایشان حدود سال 1278 هجری شمسی و در نجف اشرف می‌باشد.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : پدر - علی محمدشریف زاده نجفی - از روضه‌خوان‌های نجف اشرف بوده و سال‌ها قبل از یزد به نجف مهاجرت کرده است. بر این اساس، اگرچه حاج شیخ محمد جواد شریف زاده نجفی هیچ دوره از عمر خود را در یزد سپری نکرده، اما به نوعی ریشه در دل این دیار داشته و شاید این نکته در انتخاب شهر «ابرقو» از میان شهرهایی که از حضرت آیت‌اللّه بروجردی؛ درخواست روحانی داشته‌اند، بی‌تأثیر نبوده است.مادر ایشان - بانو سلطان بیگم - علویه باکرامتی بوده که با حضرت آیت‌اللّه سید محمد کاظم یزدی؛ نسبت داشته و آن مرجع بزرگ به کرامت و بزرگواری‌اش اذعان داشته و آن بانو مشمول عنایات ایشان بوده است.خاطرات کودکی : مادر محمد جوادشریف زاده نجفی در ایامی که حاج شیخ محمد جواد، نوزاد و یا طفلی نوپا بوده است، خوابی می‌بیند. خواب را برای حضرت آیت‌اللّه محمد کاظم یزدی بازگو و ایشان هم رؤیای این بانو را چنین تعبیر می‌کند که فرزندش مجتهد می‌شود. سپس سجّاده‌ای به ایشان می‌دهد تا فرزندش بر آن نماز بگزارد. حاج شیخ محمد جواد سال‌ها این سجّاده را با خود داشت و حتّی پس از آمدن به ابرقو هم بر آن نماز می‌خواند. متأسفانه این سجّاده در یکی از مساجد مفقود گردید.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سنین عمر محمد جواد شریف زاده نجفی ، از دو مرحله عمده تشکیل می‌شود: روزگار تفقّه و عصر تبلیغ.اول: سال‌های حضور در نجف اشرف و کربلای معلّا، یعنی از تولد تا حدود سال‌های 1325 یا 1326 هجری شمسی، صرف‌نظر از ایام کودکی، آنچه طی این سال‌ها وجهه همت ایشان را تشکیل داده، تلاش برای نیل به کمالات اخلاقی و علمی، و استفاده هر چه بیشتر از معادن معنوی و علمی این دو شهر مقدس می‌باشد. بدون شک تنفس در فضایی که معطّر به قبور ائمه طاهرین (ع) باشد، مستلزم توفیق بالایی است. آری، در چنین فضایی مس وجود، کیمیا گردد و پربها.علاوه بر این بهره معنوی، حضور در پای درس بزرگانی همچون آیات عظام: سید محمد کاظم یزدی و سید ابوالحسن اصفهانی و پس از ورود به کربلا استفاده از محضر حضرت آیت‌اللّه حاج آقا حسین قمی، همچنین اجازه اجتهاد و اخذ وجوهات از همین بزرگواران و بزرگانی دیگر همچون آیات عظام: سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم و سید حسین بروجردی، دستاورد این دوره از عمر مرحوم حاج شیخ محمد جواد است.فعالیتهای ضمن تحصیل : حضرت آیت‌اللّه سید ابوالحسن اصفهانی، پس از رحلت حضرت آیت‌اللّه سید محمد کاظم یزدی از مرحوم حاج شیخ محمد جواد شریف زاده نجفی خواستند که ایشان به سامرا برود و در مدرسه‌ای که متعلق به مرحوم حاج سید محمد کاظم یزدی بوده است، تدریس نماید. حاج شیخ محمد جواد این درخواست را پذیرفت و به سامرا رفت ولی پس از چهار الی پنج ماه مجدداً به نجف برگشت و بعد از اقامتی کوتاه، به کربلا مهاجرت نمود و تا زمان رحلت حضرت آیت‌اللّه سید ابوالحسن اصفهانی، در این شهر ماند. پس از رحلت این مرجع بزرگ - که زمزمه مرجعیت حضرت آیت‌اللّه حاج آقا حسین قمی به گوش رسید. - ایشان به نجف برگشت ولی اقامتش چند ماهی بیشتر طول نکشید که آن مرحوم قصد مسافرت به مشهد نمود و در قم سرنوشت دیگری برای ایشان رقم خورد که بدان خواهیم پرداخت.وقایع میانسالی : چگونگی آمدن حاج شیخ محمد جواد شریف زاده نجفی از نجف به ابرقو، شرح مفصلی دارد که اجمال آن، بدین قرار است:مرحوم حاج شیخ محمد جواد در سال 1325 یا 1326 جهت رفتن به زیارت ثامن الائمه - امام رضا (ع) - وارد شهر قم شد و مسافرخانه «قبله» را به عنوان اسکان موقت انتخاب کرد. بزرگواری ایشان توجه صاحب مسافرخانه را به خود جلب کرده، به طوری که از ایشان درخواست کرد اتاقی در منزل خود - که به افرادی معدود اختصاص می‌داده - در اختیار آن مرحوم و همراهان قرار بدهد.در یکی از این روزها، برخی طلبه‌ها که یا از شاگردان آن مرحوم بوده و یا از مراتب علمی و کمالات اخلاقی ایشان در نجف و کربلا، اطلاع داشته‌اند، از آمدن ایشان به قم باخبر شده، مراتب را به اطلاع حضرت آیت‌اللّه بروجردی؛ می‌رسانند و ترتیب دیداری میان این دو بزرگوار در بیت حضرت آیت‌اللّه بروجردی داده می‌شود.در این ملاقات، از جمله سؤالات حضرت آیت‌اللّه بروجردی از مرحوم حاج شیخ محمد جواد، این بوده است که آیا شما توان تدریس مکاسب و کفایه را دارید؟ مرحوم حاج شیخ محمد جواد جواب می‌دهد: «بحول اللّه؛ (توان تدریس این دروس را دارم.)»سپس سؤالاتی تخصصی از ایشان پرسیده می‌شود و چون آن مرجع بزرگوار به توانمندی مرحوم حاج شیخ محمد جواد در این زمینه، اطمینان پیدا می‌کند، درخواست مردم ابرقو را - مبنی بر یک روحانی مجتهد و پرهیزکار که توان تدریس مکاسب و کفایه را داشته باشد. - خدمت ایشان ارائه می‌دهند و مصرانه از آن مرحوم اجابت این درخواست را می‌طلبند. مرحوم حاج شیخ محمد جواد به رغم میل باطن و در جهت امتثال امر حضرت آیت‌اللّه بروجردی اعلام آمادگی کرده و ایشان نیز ظاهراً ذیل همان برگه، مرحوم حاج شیخ محمد جواد را به اهالی ابرقو معرفی می‌کنند.در پایان این دیدار قرار می‌شود که روز بعد، حضرت آیت‌اللّه بروجردی به دیدار ایشان بروند. مرحوم حاج شیخ محمد جواد صاحب منزل را در جریان می‌گذارد و صاحب منزل که این تشریف‌فرمایی را افتخاری بزرگ برای خود می‌دانسته، درصدد تدارک پذیرایی برمی‌آید و کوچه و منزل را آب و جارو می‌کند.روز بعد، آن مرجع بزرگوار با درشکه به محل سکونت ایشان رفته و در واقع دید و بازدید این دو مرد الهی تکمیل می‌گردد. مرحوم حاج شیخ محمد جواد سپس به مشهد رفته و پس از زیارت ثامن الحجج (ع) مجدداً به قم بر می‌گردد و بلافاصله عازم ابرقو می‌شود و در ابتدای راهی قرار می‌گیرد که مرحله دوم عمر ایشان را رقم می‌زند.زمان و علت فوت : نوروز سال 1358 هجری شمسی، آخرین بهار را فراروی دیدگان محمد جواد شریف زاده نجفی قرار داد.علاقه به ثامن الائمه - امام علی بن موسی الرضا (ع) - آن مرحوم را به ارض اقدس طوس کشاند، تا برای آخرین بار ترجیع بند ارادت خود را ارزانی آن آستان کند.همراه ایشان در این سفر می‌گوید:با این که هنوز بنا بود در مشهد بمانیم، اما برخلاف انتظار، ایشان گفتند: باید برگردیم تهران! حاج شیخ محمد جواد در تهران به منزل فرزندش رفت و ما هم در شهر ری به خانه بستگانمان رفتیم.پس از یک روز، بیماری مختصری بر آن مرحوم عارض شد، پیغام داد: بلیطی که برای رفتن از تهران به ابرقو گرفته‌اید، خودتان استفاده کنید، مورد نیاز من قرار نمی‌گیرد. (نقل به مضمون) و فرمودکه این‌ها مورد استفاده‌ام قرار نمی‌گیرند. سپس ادامه داد: فردا اذان صبح به این جا بیاید.ما به شهر ری برگشتیم اما با کلی نگرانی. اصرار بر این که هر چه زودتر به تهران برویم، بیماری ایشان، عدم ضرورت استفاده از بلیط، این که فردا وقت اذان صبح ما را ببینند و... این افکار تا ساعت 12 شب ما را به خود مشغول کرده بود. در این ساعت فرزند ایشان تلفن کرد که پدرمان به رحمت خدا رفتند. این‌ها نشانه‌ای بر آگاهی آن مرحوم از نزدیک شدن زمان رحلت خود بود.فرزند ایشان می‌گوید:حدوداً نیمه شب ملاحظه کردم که پدرم آهسته چیزی می‌خوانند. گوش خود را نزدیک دهان ایشان بردم، دیدم مشغول خواندن زیارت عاشورا هستند. پس از چند دقیقه، شهادتین را بر زبان آوردند و دیگر چیزی نگفتند. ما ابتدا فکر کردیم که ایشان خواب رفته‌اند، اما پس از چند دقیقه که سراغشان رفتیم، ملاحظه کردیم در حالی که رو به قبله خوابیده‌اند، از دنیا رحلت کرده‌اند. وقتی با ابرقو تماس تلفنی گرفتیم تا این خبر را به اطلاع مردم برسانیم، ملاحظه کردیم که برخی از دوستان و مأمومین از رحلت مرحوم پدرم اطلاع دارند!قضیه از این قرار است که سیدی از ارادتمندان ایشان در عالم رؤیا می‌بیند آجری از زیر گلدسته مسجد امامزاده فرو افتاد. آن سید خواب خود را به رحلت مرحوم پدرم تعبیر می‌کند و با عده‌ای نیز این مطلب را در میان می‌گذارد، لذا وقتی که با آنان تماس گرفتیم، این خبر برایشان غیر منتظره نبود. پدرم برای دفن خود ما را بین سه مکان مخیّر کرده بود که به ترتیب عبارت بودند از: حضرت عبدالعظیم (ع) ، قبرستان بقیع قم و بهشت زهرای تهران، که با توجه به جوانب قضیه، ایشان را در قبرستان بقیع قم در مسیر جمکران به خاک سپردیم. گویی عارف گمنام بر آستان مقدس صاحب الزمان (ع) چشم دوخته و انتظار دیدار با آخرین یادگار پیامبران را دارد.مردان الهی از دنیا نمی‌روند، بلکه از سرای فرش به عالم عرش نقل‌مکان می‌کنند. کوته نگری است اگر تربت کیمیا اثر آنان را در دل زمین بجوییم، باید به اندرون سینه مردان راه نقبی زد تا اشک دیده از مزار آنان متبرک سازیم.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : مرحله دوم از عمر مرحوم محمد جواد شریف زاده نجفی ، 32 الی 33 سال پایانی عمر ایشان را رقم می‌زند، یعنی از سال‌های 1325 یا 1326 لغایت 1358 هجری شمسی و زمانی که از طرف حضرت آیت‌اللّه بروجردی به ابرقو عزیمت نمود و در این خطه به تبلیغ دین، اقامه جماعت و تشکیل مجالس روضه پرداخت؛ این دوره از عمر آن مرحوم، فرصت انجام رسالتی است که خداوند متعال بر دوش عالمان ربّانی نهاده و در روایات «زکات علم» قلمداد شده است.این دو مرحله، مکمل یکدیگرند و مجموعه‌ای واحد را تشکیل می‌دهند، نه اندوختن کمالات علمی و معنوی بدون تبلیغ و انذار، ایفای تام و تمام رسالت عالمان دینی است، و نه تبلیغ دین بدون کسب علم و تهذیب نفس، دل و جانی را نشاط معنوی می‌بخشد. دو مرحله‌ای که عنوان گردید، در زندگی مرحوم حاج شیخ محمد جواد کاملاً قابل تبیین است.فعالیتهای آموزشی : اهالی ابرقو، به محض اطلاع از تصمیم مرحوم محمد جواد شریف زاده نجفی ، برنامه استقبال از ایشان را تدارک دیدند، بدین منظور عده‌ای از ابرقو به شهرستان آباده - در 72 کیلومتری ابرقو - عزیمت کرده و آن مرحوم را با سلام و صلوات به ابرقو آوردند.ایشان پس از ورود به ابرقو، در منزل یکی از اهالی در محله «دروازه میدان» موقتاً اسکان نمود و تا 4 - 5 روز رفت و آمدها ادامه داشت. پس از این چند روز، آن مرحوم با توجه به مفاد درخواست، سراغ جلسه درسی و بحث را گرفت و پس از آن که مشخص شد جلسه در یکی از مساجد شهر است، شخصاً با دو کتاب «مکاسب» و «کفایه» در محل درس حاضر گردید تا در اولین جلسه، سطح کلاس را ارزیابی و تدریس را آغاز کند. آنچه در همان اوایل به عنوان نتیجه‌ای نه چندان مطلوب و خوشایند عاید آن مرحوم شد، پایین بودن سطح علمی کلاس درس بود، به طوری که موجب گله ایشان گردید. متأسفانه در ادامه، از همان رونق اندک اولیه هم کاسته شد و چندی بعد این کلاس کلاً تعطیل گردید. از آن پس، اقدامات ایشان از تشکیل درس و بحث بیرون آمد و به شکلی ادامه یافت که بدان خواهیم پرداخت.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : تشکیل حوزه درسی در مدرسه «هندی» - در کربلای معلا - و تربیت شاگردان دیگر دستاورد ارزشمند مرحله اول یعنی روزگار تفقه عمر آن مرحوم می‌باشد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : پس از آن که جلسه درس محمد جواد شریف زاده نجفی منحل گردید، آنچه بیشتر ذهن آن مرحوم را به خود مشغول کرد، این بود که فعالیت‌های خود را بر محور تبلیغ، روضه، اقامه جماعت، محاسبه وجوهات و مواردی این گونه قرار بدهد. ایشان در ابتدا برنامه نماز جماعت خود را در مسجد جامع ابرقو قرار داد، با بروز برخی موانع، این برنامه را به مسجد امامزاده و داخل امامزاده و برخی مساجد دیگر منتقل نمود. علت این تغییر مکان‌ها را باید در بروز بعضی موانع دانست، و این علاوه بر مشکلات جنبی بود که پیش می‌آمد، تا جایی که ایشان چشم انداز خوبی از موفقیت پیش روی خود ندید!مجموعه این عوامل، آن مرحوم را وادار نمود با مراجعه به حضرت آیت‌اللّه بروجردی؛ از معظم له بخواهد که ایشان را از ماندن و اقامت در ابرقو معذور بدارد!اما مرحوم آیت‌اللّه بروجردی کسی نبود که این‌ها را دلیلی موجه برای خالی کردن میدان بداند، وانگهی چه کسی بهتر از مرحوم حاج شیخ محمد جواد می‌توانست نیازهای متنوع دینی یک شهر را پاسخگو باشد؟بر همین اساس، درخواست آن مرحوم مقبول واقع نشد و چون بنا را براستخاره گذاشتند، مراجعت ایشان به ابرقو و ماندن در این شهر، بسیار خوب آمد.مرحوم حاج شیخ محمد جواد، دوباره به ابرقو برگشت، با این نیت که این بار به صورت جدی‌تر به مجالس وعظ و روضه، اقامه جماعت، حساب و کتاب وجوهات شرعیه و مواردی از این نمونه بپردازد. پس از بازگشت، حدود دو سال را در برخی از روستاهای ابرقو از جمله «مهر آباد» و «نصرت آباد» سپری نمود که دلیل آن را باید بروز همان مسائل و موانعی دانست که به کلیت آن، اشاره شد.مدتی بعد تنی چند از ارادتمندان، از آن مرحوم خواستند تا در مسجد امامزاده اقامه جماعت نماید و آنها تضمین کردند که مسأله‌ای خاص بروز نکند. خوشبختانه این قضیه مشکل را حل کرد و از آن پس، این مسجد به صورت ثابت محلّ اقامه جماعت ایشان گردید. قابل ذکر است که مرحوم حاج شیخ محمد جواد، در مدت سی و چند سال اقامت در ابرقو، سه، چهار بار به عراق جهت زیارت عزیمت نمود و هر بار در کربلا در مسجدی به نام مسجد «بازار داماد» اقامه جماعت داشت.آرا و گرایشهای خاص : چیزی که باور مردم را نسبت به محمد جواد شریف زاده نجفی روز به روز بیش‌تر و ارادت آنان را به آن مرحوم افزون‌تر می‌ساخت، ویژگی‌های شخصیتی ایشان بود.آنچه مردم در وجود این عالم پارسا می‌دیدند، پرهیزکاری بود و دوری از زر و زیور دنیا؛ عشق و محبت به ثقلین یعنی قرآن و عترت (ع) بود و بخشش و سخاوت؛ برخوردهای بزرگوارانه بود و آزادگی و وارستگی. همین ویژگی‌های ملکوتی، ارادتمندان آن مرحوم را واداشته که با گذشت بیش از بیست سال از رحلت ایشان، هنوز هم برای شادی روحش صلوات بفرستند. - ایشان به رعایت آداب سفره مقید بود. در ابتدای هر لقمه غذا «بسم اللّه الرحمن الرحیم» و در پایان هر لقمه «الحمدللّه ربّ العالمین» می‌گفت.- غذا را با دست راست می‌خورد.- مقید بود که رو به قبله بخوابد.- هرگز با صدای بلند نمی‌خندید، خنده ایشان عموماً تبسّم بود.- به نماز اول وقت و رعایت پرهیزکاری توصیه فراوان می‌کرد.- هنگام منبر چنان غرق در آیات و روایات می‌شد که مکرر آستین‌های پیراهن را بالا می‌زد و وقت منبر از دستش خارج می‌گردید؛ به طوری که گاهی وقت‌ها مستمعین به ایشان تذکر می‌دادند که منبر طولانی شد. البته از آنجا که ایشان اصولاً آخرین کسی بود که در مجالس منبر می‌رفت، وقت دیگر روضه‌خوان‌ها به خاطر طولانی بودن منبر ایشان گرفته نمی‌شد.- ایشان برای شرکت در برخی مراسم از جمله عزاداری عاشورا و رفتن به اقامه نماز عید فطر، با پای برهنه اقدام می‌نمود.- نسبت به قرائت صحیح خطبه عقد ازدواج، فوق العاده حساس بود.- از آن جا که ممکن بود کسانی از تأیید با دستخط ایشان سوء استفاده کنند، آن مرحوم نسبت به این کار وسواس عجیبی داشت. یکی از ارادتمندان از ایشان پرسیده بود: «مگر شما قلم ندارید که کسی را تأیید و توصیه‌ای فرمایید؟» البته ایشان یک بار مطلبی را تأیید و امضا کرده بود و آن مربوط به «اصلاح ذات البین» بوده است.- ادعیه روزهای ماه مبارک رمضان را هر سه وعده با معنای فارسی برای مستمعین می‌خواند.- نسبت به کتاب «اقبال» مرحوم «سید بن طاووس» توجه خاصی داشت و می‌گفت:«هرکس اقبال سید را ندارد، اقبال ندارد!- یک لحظه دیده نشد که ایشان بدون ذکر باشد. منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/بخش زندگینامه علماwww.hawzeh.net

شهیدی صالحی، محمود

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
میرزا محمود شهیدی صالحی در سال 1264 ، در قزوین بچشم به جهان گشود. وی پس از تحصیلات مقدماتی و حوزوی سرانجام مدرکی معادل عنوان لیسانس وعظ و خطابه ، از دانشکده معقول و منقول دریافت کرد. شهیدی از سال 1316 فقط به وعظ و خطابه قناعت کرد. او در این مدت به مطالعه کتاب های تاریخی و ادبی به خصوص شعرای بزرگی چون عارف ، فرخی یزدی ، عشقی ، نسیم شمال و نوشته های دهخدا و بیست مقاله علامه قزوینی پرداخت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : میرزا محمود شهیدی صالحی ( فخرالاسلام ) ، ( 1348 ـ 1264 ) یکی از چهر فرزند میرزا علی اصغر ( فخر الاسلام ) است ، که خود از نوادگان پسرس مجتهد بزرگ حاج ملا محمد صالح برغانی ، برادر کوچک تر شهید ثالث ، بانی مدارس صالحیه قزوین و کربلا معلی بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : میرزا محمود شهیدی صالحی در مدرسه مکتب خانه خانوادگی صالحیه مقدمات لازم را برای دست یابی به مراحل بالا فراگرفت. او در مدرسه التفاتیه و سردار جدید محضر علمای بزرگی را درک نمود. او پس از فوت والدین و برادر مدت 10 سال به سیر آفاق و انفس پرداخت و در حوزه ی های علمیه ی بسیاری همچون اصفهان ، کرمان ، یزد ، شیراز ، مشهد ، گناباد ، بیرجند و دیگر شهرهای خراسان و حتی سیستان ، مازندران ، همدان ، تبریز و کردستان به تحصیل پرداخته و با شخصیت های فرهنگی مهمی آشنا گردید و با شنیدن نکته ها و گفته ها از افواه رجال به زادگاه خود بازگشت. وی سرانجام مدرکی معادل عنوان لیسانس وعظ و خطابه ، از دانشکده معقول و منقول دریافت کرد.استادان و مربیان : میرزا محمودشهیدی صالحی محضر استادانی چون عیسی بن الشهید ، ملا علی اکبر سادهنی ، ملا محمد طاهری ، حاج شیخ عیسی لهاردی و ملا ملک محمد را درک نمود.همسر و فرزندان : میرزا محمودشهیدی صالحی در سال 1316 با دختر عموی خود ، که او هم نتیجه ی شهید ثالث بود ، ازدواج نمود و در فرزند به یادگار گذاشت.وقایع میانسالی : میرزا محمودشهیدی صالحی با آنکه وارث بلافصل موقافات کلان اجدادی بود ، به این کار دست نزد و در حاشیه به احقاق حق طلاب و احیای آثار و اصلاح و اجرای منویات ، واقف بود. او سال های بسیرای را در مبارزه با مسوولین اوقاف و معارف و عدلیه ، و دیگر ادارات مربوطه گذرانید، ولی آنچه که می خواست امکان داشت.زمان و علت فوت : میرزا محمد شهیدی صالحی در روز دهم بهمن 1347 ، در سن 82 سالگی درا فانی را وداع گفت و در صحن جدید امامزاده حسین دفن گردید.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : میرزا محمود شهیدی صالحی از سال 1316 فقط به وعظ و خطابه قناعت کرد. او در این مدت به مطالعه کتاب های تاریخی و ادبی به خصوص شعرای بزرگی چون عارف ، فرخی یزدی ، عشقی ، نسیم شمال و نوشته های دهخدا و بیست مقاله علامه قزوینی پرداخت.
منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین، تالیف: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم ، ص195

شهیدی، میرزا ابوتراب

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حاج میرزا ابوتراب شهیدی در سال 1239 ،در قزوین متولد گردید. پس از تحصیلات مقدماتی علوم در محضر پدر و اساتید دیگر ، در مدرسه صالحیه قزوین مشغول تحصیل شد. آن گاه به به نجف اشرف مشرف گردید و نزد بزرگترین علما آن زمان کسب فیض نمود. پس از بازگشت به ایران و مدتی شرکت در درس و بحث و تبلیغ برای مردم قزوین ، در حرکتهای سیاسی زمان خود شرکت نمود ، اما به دلیل مخالفت با مشروطه خواهان اجباراً خانه نشین شد. پس از آن به تهران مهاجرت کرد و در مسجد همت آباد واقع در چهار راه حاج مهراب ، به تشکیل جلسات بحث و مطالب دینی و تفسیر قرآن کریم اختصاص داد. حجه الاسلام میرزا ابوتراب شهیدی سرانجام در 30 ذی القعده 1375 هجری قمری دار فانی را وداع گفت.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : میرزا ابوتراب شهیدی فرزند آیت الله حاج میرزا ابوالقاسم شهیدی ، نواده حاج ملا محمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث ،در قزوین متولد گردید.تحصیلات رسمی و حرفه ای : میرزا ابوتراب شهیدی پس از تحصیلات مقدماتی علوم در محضر پدر و اساتید دیگر ، در مدرسه صالحیه قزوین مشغول تحصیل شد. آن گاه به به نجف اشرف مشرف گردید و نزد بزرگترین علما آن زمان کسب فیض نمود.استادان و مربیان : میرزا ابوتراب شهیدی ابندا نزد پدر خود علوم مقدماتی را فراگرفت. سپس به نجف اشرف رفته و در آن دیار در مجلس درس استادانی چون: سیدمحمدکاظم یزدی (صاحب کتاب عروه الوثقی ) و آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ( صاحب کفایه الاصول ) استفاده کرد. او پس از گذشت دوازده سال به ایران مراجعت کرد و در درس شیخ فض الله نوری حاضر شد.وقایع میانسالی : مهمترین رویداد به وقوع پیوسته در دوران حیات حاج میرزا ابوتراب شهیدی وقوع انقلاب مشروطه و حوادث مربوط به آن بود. وی از جمله مخالفان جریان مشروطه خواهی بود و همین عامل مدتی برای او خانه نشینی و سپس مهاجرت به تهران را در پی داشت.زمان و علت فوت : میرزا ابوتراب شهیدی در 30 ذی القعده 1375 هجری قمری دار فانی را وداع گفت.فعالیتهای آموزشی : میرزا ابوتراب شهیدی پس از اتمام تحصیلات خود در نجف اشرف ، در سال 1330ق به دیار خود قزوین بازگشت و مشغول تدریس گردید.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : میرزا ابوتراب شهیدی پس از مدتی شرکت در درس و بحث و تبلیغ برای مردم قزوین ، مدتی هم در حرکتهای سیاسی شرکت نمود ، اما به دلیل مخالفت با مشروطه خواهان اجباراً خانه نشین شد. پس از آن به تهران مهاجرت کرد و در مسجد همت آباد واقع در چهار راه حاج مهراب ، به تشکیل جلسات بحث و مطالب دینی و تفسیر قرآن کریم اختصاص داد.آرا و گرایشهای خاص : شیوه تفسیری حجه الاسلام میرزا ابوتراب شهیدی ، تفسیر آیه به آیه به روایت است و در بعضی موارد بحث هایی فلسفی نیز دارد ، چنانکه جامعیت آن را بین حکمت ، فلسفه ، کلام ، روایات و تفسیری قرآن با قرآن را در آن مشاهده نمود.آثار : التوحید ،المبین و تبین فی شرح المواعظ البراهین ویژگی اثر : این کتاب تفسیر قرآن مجید به زبان فارسی است و در پنج جلد پایان یافته است. منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین، تالیف: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم ، ص 1932قرآن پژوهان قزوین ، مولف: سیدمحمدعلی ایازی ، تهران: موسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران ، 1380 ، ص 136-137

شیرازی، محمدحسین

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
میرزا محمد حسین فرزند میرزا محمود فرزند میرزا اسماعیل شیرازی، یکی از بزرگترین مراجع و علمای مکتب اسلام در قرن چهاردهم هجری است. معظم له نائب امام، مجدد احکام، زنده کنندۀ آثار اسلام، بهترین شاگرد مکتب خیر الانام، رئیس مکتب و مجدد مذهب، مرجع خاص و عام، آیت الله علی الاطلاق، حجت بر حق خدا، از بزرگترین آیات عظام، مشهور به میرزای قهرمان، پهلوان فقه و اصول، علامه تدریس علوم، بهترین مفسر قرآن رسول و یکی از شخصیتهای کم نظیر قرن اخیر بود. به وجودش قامت اسلام عزیز استوار، و مکتب ما به مدرس نیکش استقرار و با شاگردانش اسلام و بلاد تشیع را استحکام بخشیدند.
میرزای بزرگ در نیمه ماه جمادی الاولی در سال 1230 در شیراز به جهان دیده گشود و بعد از تحصیلات ابتدائی قبل از بلوغ وارد اصفهان شد و به ردیف شاگردان سید حسن مدرس و شیخ محمد تقی صاحب حاشیه نشست. همچنین مدتها از محضر حاجی کرباسی نیز بهره مند بود. سپس در سال 1259 عازم نجف اشرف گشت. میرزا ابتدا از حضور شیخ حسن کاشف الغطاء و هم مرحوم شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) چند سالی توشه ها اندوخت، هر چند بیشتر مراتب فقهی و درجات عالی اجتهادش از محضر استاد اجل و فقیه اکبر شیخ مرتضای انصاری علیه الرحمه نصیب او گردید.
میرزا شمع محفل شیخ بود، و با بودن امثال میرزا مباحثات علمی رونق بهتری به خود می گرفت، و شیخ استاد متوجه بود که فهم بحث های غامض در کش با امثال میرزا است و بدان محف امثال میرزا هم انگشت شمار بودند. میرزا خود در زمان شیخ فقیهی استاد، و علما را مدرسی با کمال بود و از سال 1281 که کاملترین انسان قرن سیزدهم از جهان چشم فرو بست، با اصرار فقها و مراجع میرزا به کرسی تدریس و زعامت شیعیان نشست، و قریب سی سال سرپرستی فضلا و علما و زعامت همه شیعیان به دست با کفایت او قرار گرفت. ابتدا ده سال در نجف اشرف مستقر بود و از سال 1291 تا سال 1312 کرسی درس خویش را در شهر عسکرین علیهما السلام انتقال داد، و سامرا یکی از بزرگترین پایگاه های علمی و مرکز روحانیت اسلام و تشیع بود و ابنیه های جدید، مساجد و مدارس متعدد بدان شهر بناشد که تا حال باقی است.
میرزای بزرگ به میرزای مجدد نیز مشهور است، چه آنکه پس از شیخ،مکتب تشیع را به علوم آل محمد صلی الله علیه و آله مجدد گشت، علمای حاضر به درس او زیاد بودند و اکثر علما و مراجع بزرگ شیعه که به ذکر آنها می رسیم از شاگردان آن مرحوم بوده اند. میرزا به قهرمان تنباکو نیز شهرت دارد، که با تحریم دخانیات دست سودجوئیهای استعمارگران غربی را از مملکت ما کوتاه نمود و از آن تاریخ اجانب متوجه نفوذ اسلام و روحانیت در بین مردم شدند.
میرزا دانشمندی متقی و عالمی پرهیزکار و با حقیقت بود. متواضعانه به مجلس مصیبت ائمه علیهم السلام می نشست و به هنگام عزا بلند می گریست و بی قرار می شد.
میرزا در تقسیم وجوهات نهایت عدالت را به خرج می داد. حافظه قوی و استعدادی عجیب داشت. اگر برای یکبار شخصی را چندین سال پیش دیده بود، به مجرد برخورد او را با اسم و رسم می شناخت و از او دلجوئی نموده تفقد حالش می نمود. در منزل و امور داخلی خویش خیلی منضبط و مرتب بود. کارهای او از روی برنامه بود و از روی نظم صحیح انجام می شد. کسی جرأت دخالت بی مورد به کار او و زندگی او نداشت. با فرزندان و نزدیکان خود آنگونه رفتار می نمود که با غریبان. وقتی پسرانش میرزا محمد و میرزا محمد علی در حضور او وارد می شدند از او اجازه می خواستند و پس از اسلام و اجازه آنها را تجلیل و احترام نموده و پس از تفقداز کارشان، به هنگام خدا حافظی از آنان مشایعت می نمود. در خانه و جلسات خیلی با ابهت و وقار دو زانو می نشست، و گاه به تفکر فرو می رفت، اما در عین حال با همگان به مهربانی و عطوفت رفتار می فرمود و از مسلمانان و غربا تفقد و دلجوئی می نمود.
نوشته اند آن حضرت در اواخر عمر به مرض سل مبتلا شد و سرانجام در شب چهارشنبه 24 شعبان 1312 در شهر آلوده به مردم مختلف سامرا کسالت سل او را از پا در آورد. جنازۀ او با حضور علما و مردم انبوهی از سامرا به سوی نجف حدود چهل فرسنگ دوش به دوش در معیت مردم شهرهای مختلف وارد نجف اشرف گردید و پس از پایان مراسم در جنب باب طوسی در کنار خیر الاوصیاء روحی له الفداء مدفون شد.
یاد آوری: پس از مرحوم میرزای بزرگ زعامت شیعیان به علامه یزدی صاحب عروة الوثقی منتهی شد، اما بدین بوستان در مسیرمان به گلهای خوشبوئی برخورد می نمائیم که ناگزیر به تأنی پیش رویم.
منابع زندگینامه :http://www.shaaer.com/

صالحی مازندرانی، اسماعیل

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیة اللّه حاج شیخ اسماعیل صالحی مازندرانی در سال 1312 ش. در یکی از روستاهای قائم‌شهر در خانواده‌ای روحانی متولد شد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : اسماعیل صالحی مازندرانی فرهیختگان پرهیزکار بودند.پدر بزرگوارشان، مرحوم ملّا رحمت اللّه، یکی از روحانیون شریف و مورد احترام اهالی بود که برای امرار معاش به کشاورزی هم مشغول بود. او در سال 1358 ش. در سن 72 سالگی دار فانی را وداع گفت و در زادگاهش «لَفُور» مدفون گردید.مادر مکرّمه وی، عمّه خانم کُجوری، زنی باتقوا و وارسته بود که در تاریخ 1377 / 2 / 6 ش. به رحمت ایزدی پیوست و در زادگاهش به خاک سپرده شد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : اسماعیل صالحی مازندرانی در سن پنج سالگی، با هدایت پدرش با کتاب عزیر خدا «قرآن مجید» آشنا شد و قسمتی از قرآن را نزد وی آموخت و قسمت عمده آن را بدون معلّم فرا گرفت و حتی بخش‌هایی از کلام الهی را حفظ نمود.ایشان در این باره می‌گوید:«به خاطر دارم که در همان دوران کودکی، آیاتی از قرآن کریم را برای بعضی از روستاییان از حفظ می‌خواندم و مورد تشویق آن‌ها قرار می‌گرفتم.» پس از آموختن قرآن مجید و بعضی از کتب مذهبی و تاریخی و مقداری از جامع المقدّمات از محضر پدر بزرگوارشان، برای ادامه تحصیل علوم اسلامی با اشتیاقی وصف‌ناپذیر، عازم «بابل»، یکی از شهرهای مازندران، شد و صرف و نحو و منطق را از اساتید بزرگوار مدرسه «صدر» آموخت.آن گاه به تهران عزیمت کرد و حدود دو سال در تهران مشغول تحصیل بود. سپس عازم قم شد و حدود هفت ماه در مدرسه فیضیّه اقامت داشت. عشق به تحصیل چنان او را فراگرفته بود که فقر و سختی‌های طاقت‌فرسای آن روزها را به راحتی تحمّل می‌کرد.در این باره می‌گوید:«ایّامی بر ما گذشت که امکان به دست آوردن نان، حتّی به اندازه رفع گرسنگی هم، فراهم نبود؛ امّا تحمّل آن برای کسانی که شیدای تحصیل علوم و معارف دینی بودند، چندان مشکل نبود.»تلاش و جدّیت در تحصیل و مطالعه مداوم، غالب اوقاتش را پر کرده بود؛ به گونه‌ای که زمان تحصیل و تدریس در شبانه روز به بیست ساعت می‌رسید.استعداد سرشار و روح کنجکاوش به حدّی بود که از محضر استادی به محضر استادی دیگر حاضر می‌شد تا مراحل کمال و معرفت را با اخلاص طی کند.دقّت نظر وی به گونه‌ای بود که یکی از مدرّسان بزرگ حوزه، فرموده است: «من در عمرم طلبه‌ای دقیق النّظر مانند ایشان ندیدم.» این زمانی بود که به تحصیل درس منطق مشغول بود و با سؤال‌های پی در پی استاد را به اعجاب وامی‌داشت.اوایل سال تحصیلی 1333 ش. عازم مشهد مقدّس شد و سطح عالی و مقداری از دروس خارج فقه و اصول را از محضر اساتید و بزرگان حوزه علمیه مشهد فرا گرفت؛ از جمله اساتید وی، استاد عالی‌قدر و صاحب فضائل، حضرت آیة اللّه حاج شیخ هاشم قزوینی (ره) بود. مرحوم آیة اللّه قزوینی علاوه بر این که در فقه و اصول، استادی ماهر و خبیر بود، در تربیت و تزکیه شاگردان نیز نقش به سزایی داشت.پس از حدود شش سال تحصیل و اقامت در جوار بارگاه حضرت علی بن موسی الرّضا(علیه آلاف التحیّة والثناء) در سال 1339 ش. برای ادامه تحصیل عازم قم شد و در حوزه مقدس آن جا در جوار مرقد مطهّر حضرت فاطمه معصومه (س) تحصیل و تدریس را پی گرفت.خاطرات و وقایع تحصیل : اسماعیل صالحی مازندرانی درباره اتفاقات دوران تحصیلیش این چنین فرموده است:«هنگامی که به سنّ ده سالگی رسیدم، در خود احساس عجیبی یافتم که هر طور شده به مناطق بزرگ‌تری رفته و به فراگیری علوم اسلامی بپردازم. و خود را در راهِ رسیدن به علم مشتعل یافتم و به همین مقصود به اصرار، از پدرم خواستم که مرا به بابل، شهری که در آن زمان در حدّ خودش دارای حوزه علمیه نسبتاً بزرگی بود، ببرد. پدرم وقتی دید که تمام وجودم از عشق به تحصیل شعله‌ور شده است و حتی یک لحظه تاب توقف ندارم، مرا به بابل برده و نزد مرحوم آیة اللّه شیخ امان اللّه کریمی (ره) ، که عالمی زاهد و وارسته بودند، سپرد. مرحوم آیة اللّه کریمی (ره) چون عالمی عامل بودند، در تربیت من نقش مهمّی ایفا کردند و بسیاری از احکام اسلامی و دینی که مورد نیازم بود، به من یاد دادند.» فعالیتهای ضمن تحصیل : اسماعیل صالحی مازندرانی (ره) ، به مناسبت‌های مختلف بارها اظهار می‌داشت که اگر علما و روحانیّون عذری ندارند، خود را با پوشیدن لباس مقدّس روحانیّت مزیّن کنند؛ زیرا این لباس و عمامه، خود به خود اثر دارد و دیگران را به مسیر حق هدایت می‌کند. از این رو، خود وی در سال 1332 ش. در حالی که کمتر از بیست سال داشت، لباس مقدّس روحانیت را پوشید و به کسوت عالمان دین در آمد.استاد آیة اللّه صالحی مازندرانی طبق معمول حوزه علمیه قم، هر چهارشنبه، در پایان درس خارج فقه و اصول با بیان آیه‌ای از قرآن مجید یا روایتی از امامان معصوم (ع) ، نکات بسیار آموزنده اخلاقی را متذکّر می‌شد و راه تهذیب و تزکیه نفس را در کنار تحصیل دانش، به شاگردان می‌آموخت.استادان و مربیان : اسماعیل صالحی مازندرانی علاوه بر اساتیدی که در بابل و تهران و مشهد مقدس داشت، در حوزه علمیه قم نیز از محضر حضرات آیات و اساتید گرانقدر بهره‌مند شد که بعضی از آن بزرگان عبارتند از:.1 حضرت آیة اللّه العظمی بروجردی (ره) ؛.2 مجاهد بزرگ، حضرت آیة اللّه العظمی امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران؛.3 حضرت آیة اللّه حاج میرزا هاشم آملی (ره) ؛.4 حضرت آیة اللّه العظمی گلپایگانی (ره) ؛.5 علّامه بزرگوار حضرت آیة اللّه حاج سید محمد حسین طباطبائی (ره) ؛.6 حضرت آیة اللّه محقّق داماد (ره).همسر و فرزندان : در سال 1338 ش. در حالی که کمتر از 26 بهار از عمر شریف اسماعیل صالحی مازندرانی می‌گذشت، با خانواده‌ای نجیب، متدین و اهل علم از اقوام نزدیک خود وصلت کرد.همسرش زنی مؤمن، فداکار، متدین، صبور و عاشق اهل بیت (ع) است؛ به گونه‌ای که وی بارها می‌فرمود: «من به عشقی که او به اهل بیت عصمت و طهارت دارد، رشک می‌برم.»آنچه شایان ذکر است، همراهی دلسوزانه همسرش در مراحل مختلف زندگی با او است؛ چه در دوره ستم شاهی که ایشان گاهی در زندان و گاهی در تعقیب بود؛ چون علاوه بر وظیفه مهم خانه‌داری و دفاع از هجوم دژخیمان ساواک، نگهداری و تربیت فرزندان را در آن برهه حساس بر عهده داشت و در برابر مشکلات ایستادگی می‌کرد؛ و چه در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همواره یار و مددکار همسر خود بود.حضرت آیة اللّه صالحی مازندرانی پس از ازدواج، با این که مدّت زیادی در منزل استیجاری زندگی می‌کرد و برای امرار معاش در مضیقه بود، با جدّیت بیشتری به ادامه تحصیل پرداخت و هیچ مشکلی او را از هدف باز نداشت.یکی از فرزندانشان می‌گوید: به یاد دارم در یکی از سفرهای ایشان به مناطق مختلف شهری و روستایی، که با او همراه بودم، در یکی از مناطق هنگام نماز، ایشان از امام جماعت مسجد - که یک طلبه جوانی بود - با اصرار خواست که امامت جماعت را بر عهده بگیرد و او به همان طلبه اقتدا کرد و با این عمل، موقعیّت آن روحانی را در آن محل بالا برد؛ و بدین وسیله به دیگران فهماند که روحانی محلّ، عزیز و مورد احترام است.زمان و علت فوت : اسماعیل صالحی مازندرانی پس از عمری تلاش و کوشش در راه تعلیم، تربیت، تهذیب و تزکیه نفس، احیای دین و قرآن و فقاهت، سرانجام صبح جمعه 9 شهریور 1380 ش. در سن 68 سالگی در زادگاهش دعوت حق را لبّیک گفت و به ملکوت اعلی پیوست. فقدان او شکافی در عالم اسلام و روحانیّت پدید آورد که پر شدن آن آسان نیست.پیکر مطهّر وی روز یک شنبه، 11 شهریور 1380 (13 جمادی الثانی 1422 ق.) با حضور هزاران تن از مردم مسلمان ساری تشییع شد.در قم نیز پیکر پاک آن عالم ربّانی و فقیه صمدانی در میان جمع زیادی از علما و فضلا و طلّاب و مردم اندوهگین قم با عظمت و احترام زیادی از مسجد امام حسن (ع) تا حرم مطهّر حضرت معصومه (س) تشییع و در صحن مطهّر با حضور انبوهی از علما و مردم به امامت آیة اللّه جوادی آملی بر پیکر پاکش نماز خوانده شد و در سمت قبله مسجد طباطبائی نزدیک در ورودی به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : از آن جا که «دیانت عین سیاست و سیاست عین دیانت است»، اسماعیل صالحی مازندرانی در کنار تحصیل و تدریس و تألیف، در فعالیت‌های سیاسی نیز حضور داشت؛ بلکه آن را وظیفه شرعی خود می‌دانست و از همان دوران جوانی، یعنی در سال‌های 1331 - 1332 ش. با رفت و آمد به منزل مرحوم آیة اللّه کاشانی در تهران، با مسائل سیاسی کشور آشنا شد.در بعضی از جلسات مخفی، که شهید بزرگوار نوّاب صفوی (ره) سخنرانی می‌کرد، حاضر بود و نیز در متن مبارزات مردمی علیه رژیم ستم شاهی پهلوی قرار گرفت. خاطرات خوبی از کودتای ننگین آمریکایی 28 مرداد و خیانت ملّی‌گرایان را در ذهن داشت. با شروع نهضت امام خمینی در سال 1342 در صف مبارزان و روحانیان وفادار امام خمینی قرار می‌گیرد و در این راه رنج‌ها و تلخی‌های فراوانی را به جان می‌خرد؛ امّا هرگز خستگی به خود راه نمی‌دهد.با شرکت فعّال در حرکت‌های سیاسی و مبارزاتی و حضور در بعضی از جلسات مخفی علمای آن زمان، بسیاری از اعلامیه‌هایی را که بر ضد رژیم ظالمانه پهلوی بود، امضا کرد.سال 1353 ش. هم زمان با دستگیری و تبعید عدّه‌ای از مدرّسان عالی‌قدر، ایشان نیز دستگیر و راهی زندان شد. در سال‌های 1353 و 1354 ش. در زندان‌های مختلف، از جمله: زندان ساواک و شهربانی قم، قزل قلعه(انفرادی و عمومی)، اوین و قصر، زندانی می‌شود.آیة اللّه صالحی مازندرانی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سمت‌های مختلفی، چون: دو دوره نمایندگی مجلس خبرگان رهبری از استان مازندران و حضور در مسئولیت قضاوت در برهه‌ای از زمان، در خدمت نظام جمهوری اسلامی بودند. علاوه بر این، هیچ گاه از تعلیم و تربیت و هدایت مردم در مسیر انقلاب غافل نبود و در مناسبت‌های مختلف با صدور اطلاعیّه و یا به حضور پذیرفتن اقشار مختلف مردم و بیانات و رهنمودهای سازنده، نقش مهمّی در رشد و تعالی و هدایت آن‌ها در این راه ایفا نمود.فعالیتهای آموزشی : اسماعیل صالحی مازندرانی حدود 40 سال در حوزه علمیه قم به تدریس فقه و اصول و دیگر علوم اسلامی مشغول بود.بعضی از کتاب‌ها یا علومی که تدریس نمود، عبارتند از:.1 کفایة الاصول، از آخوند خراسانی (ره) ؛.2 شرح تجرید الاعتقاد(کشف المراد علّامه حلی (ره) )؛.3 دو دوره کتاب حکمت شرح منظومه ملا هادی سبزواری (ره) ؛.4 نهایة الحکمة، از علامه طباطبائی (ره) ؛.5 برخی از مجلّدات اسفار ملّا صدرا (ره) ؛.6 یک دوره خارج قضا، خمس، وکالت و کفایت، از کتاب «تحریرالوسیله» تألیف امام خمینی (ره) ؛.7 و از سال 1358 ش. تا آخر عمر شریفشان به تدریس «خارج فقه و اصول» اشتغال داشت و بعضی از روزها را به تدریس «تفسیر قرآن» و «اخلاق» اختصاص داده بود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : اسماعیل صالحی مازندرانی با شروع مجدّد و اوج‌گیری نهضت امام خمینی (ره) در سال 1356، ایشان نیز با صدور اطلاعیه‌ای در همان ایّام به مناسبت حمله ددمنشانه رژیم منحوس پهلوی به حوزه علمیه قم، حمایت بی‌دریغ خود را از انقلاب بی‌نظیر امام خمینی و عشق سوزانی که به شخصیت والا و بی بدیل امام داشت، آشکار نمود.ایشان در طول بیش از بیست سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هرگز خود را از نظام مقدس جمهوری اسلامی جدا ندانست؛ بلکه با حمایت‌های خود و پشتیبانی از ولایت فقیه، موجب تقویت نظام بود.شاگردان : اسماعیل صالحی مازندرانی در مدت تدریس، شاگردان زیادی پرورش داد که بیشتر آن‌ها در قید حیات هستند و در مسئولیت‌های مهمّ دینی و کشوری مشغول به خدمتند.بعضی از شاگردان وی عبارتند از:.1 حجة الاسلام و المسلمین محمّدی گلپایگانی، مسئول دفتر مقام معظّم رهبری؛.2 حجة الاسلام و المسلمین محسن قرائتی؛.3 حجة الاسلام و المسلمین مروی؛.4 حجة الاسلام و المسلمین ناطق نوری..5 حجة الاسلام و المسلمین سید حمید روحانی، مؤلّف محترم کتاب «نهضت امام خمینی (ره).»آرا و گرایشهای خاص : اسماعیل صالحی مازندرانی از همان ابتدا، همگام با تحصیل، در تهذیب و تزکیه نفس نیز کوشا بود و از اساتید برجسته اخلاق کسب معنویت می‌کرد و بر ملکات خوب نفسانی خود می‌افزود.وی به گونه‌ای خود را با ادب اسلامی مزیّن نموده بود که هر کس با او همنشین می‌شد، به یاد خدا می‌افتاد و رنگ الهی می‌گرفت.بعضی از سیره عملی و اخلاقی وی از این قرار است:الف) توکّل به خدا و توسل به اولیای خدا :ایشان در تمام مراحل زندگی، بویژه در ایامی که در زندان‌های رژیم منحوس پهلوی بود، به خدا توکّل داشت. ب) برپایی مجالس مذهبی: ایشان به سبب باورهای دینی که در عمق جانش ریشه داشت و عشق وافرش به اهل بیت (ع) ، در ایّام شهادت هر کدام از ائمه بویژه ایّام شهادت حضرت زهرا (س) در منزل خود مجلس عزا برپا می‌نمود و خطبا و مرثیه خوانان به سخنرانی و مرثیه خوانی می‌پرداختند. ج) عطوفت و مهربانی‌ایشان با همه مردم مهربان بود، امّا با کودکان عطوفت خاصی داشت.احترام به همسایه:او برای همسایه‌ها احترام ویژه‌ای قائل بود و همیشه با گرمی از آن‌ها استقبال می‌کرد و در شادی و غم آن‌ها حتی‌الامکان شرکت می‌نمود. اگر مصیبتی برای یکی از همسایگان پیش می‌آمد، برای عرض تسلیت به منزلشان می‌رفت و در مجلس ختم آن‌ها شرکت می‌نمود.احترام به روحانیّت: استاد آیة اللّه صالحی، برای همه مردم بویژه برای محصّلین علوم دینی و طلّاب احترام زیادی قائل بود.تواضع و وقار: آیة اللّه صالحی در عین تواضع، بسیار با وقار بود؛ به طوری که نه در دام هزل و شوخی‌های ناروا گرفتار آمد، نه در ورطه خودپسندی و کبر سقوط کرد.اعتدال در غذا و استراحت:ایشان در خوردن و خوابیدن بسیار کم مؤونه بود؛ همیشه کم غذا می‌خورد؛ با این که هیچ بیماری نداشت. معتقد بود که بسیاری از بیماری‌ها از زیاده‌روی در خوردن پیدا می‌شود.وارستگی: تمام سعی و کوشش ایشان این بود که به تمام احکام نورانی اسلام، عمل کند و لذا همیشه بهداشت و نظافت فردی را به خوبی مراعات می‌کرد.آثار : احکام جوانان و نوجوانان ، استفتاءات ، رساله توضیح المسائل ، مفتاح البصیرة فی فقه الشریعة(شرح عروة الوثقی ، مناسک حج
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

صدرالاسلام، محمد

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
والدین و انساب : نسب حاجی میرزا سید محمد ملقب به صدر الاسلام متخلص به خاک به امام جعفر صادق (ع) و از جانب مادر به فتحعلیشاه قاجار می رسد . سلسله شجره نامه «صدرالاسلام» یک نسخه درکتابخانه امام رضا(ع) و نسخه ای دیگر درقم در کتابخانه حضرت معصومه (ع) موجود می باشد .اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : پدرسید محمد صدرالاسلام ، حاجی میرزا عبدالحسین نایب صدرقزوین و پدربزرگش میرزا سید عبدالله صدر دیوان خانه تهران بود که درزمان سلطنت ناصر الدین شاه درسال 1278 ه.ق دروزارت عدلیه ضیاءالملک متصدی شغل صدارت دیوانخانه عدلیه تهران بود . صدر دیوانخانه ازمشاغل مهم دوره قاجاریه بود . کسی که در منصب این شغل قرار می گرفت درحقیقت رییس محکمه یا دادگاه وزارت عدلیه محسوب می شود و رسیدگی به امور ملکی و شرعیات را انجام می داد و اجداد صدر الاسلام پشت اندر پشت لقب صدارت وسمت خطابت و حضور درمجالس بزم و سرور دربار قاجار را داشته اند .تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید محمد صدرالاسلام پس از آنکه دربار قاجار راترک گفت در قزوین و مدرسه حاجیه آقاسی درخیابان دولت خانه صفویه مشغول تحصیل علوم رسمی مقدماتی شد . بعد از این مقطع به تحصیل فقه و اصول پرداخت و سپس درصدد تحصیل علوم غریبه برآمد .او دراین سالها به تهران ، کرمانشاه ، همدان ، کربلا ، نجف، مکه سفر نموده و برتجربیات خود افزود . او همچنین مدتی نیز به تحصیل الهیات پرداخت .استادان و مربیان : سید محمد صدرالاسلام درالهیات حاجی میرزا ابوالقاسم تفرشی بود .همسر و فرزندان : سید محمد صدرالاسلام بانورسته خانم دختر میرزا مسعود شیخ الاسلام ازدواج نمود او 7 پسر داشت 5 تن از پسران او هرگز دارای اولاد نشدند ویکی از آنها که احد نام داشت ازدواج نکرد و بعدها مفقود اثر شد . فقط یکی از پسران اوبه نام آمیر مهدی دارای 4 فرزند شد که پس از فوت او فرزندانش تحت نکاست و سرپرستی صدرالاسلام درآمدند.وقایع میانسالی : درجریان انقلاب مشروطه سید محمد صدرالاسلام از مخالفین سرسخت مشروطه به شمار می رفت درهنگام مشروطه عده ای از رجال و اعیان قزوین طی تلگرافی به محمد علی شاه خواستار برچیده شدن بساط مشروطیت شدند که امضای صدر الاسلام نیز درزیر این تلگراف به چشم می خورد . در جنگ جهانی دوم که رس ها قزوین را به اشغال خود درآورده بودند ، روزی به باغ صدرالاسلام ریختند و کلیه جواهرات و عتیقه جات قدیمی او را به تاراج بردند . این حادثه تاثیر ناگواری برروحیه او به جای گذاشت و به همین نظر 7 سال پایانی عمر خودرا درپریشانی خیال گذراند.زمان و علت فوت : سید محمد صدرالاسلام درسال 1327 ه.ش درسن 86 سالگی درگذشت و درخانقاه خودبه خاک سپرده شد .مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سید محمد صدرالاسلام درابتدای جوانی به تبعیت از شغل اجدادی ، مدتی خطیب حضورمخصوص ناصر الدین شاه جهت خواندن خطبه خاص ساعت تحویل سال نو بود . او این سمت را بعدها ترک گفت و به تحصیل کمالات معنوی همت گماشت . او اگر چه یکباره دیگر درزمان غیبت برادر بزرگش حاجی میرزا علی نایب صدر به دربار ناصر الدین شاه راه یافت . لیکن پس از قتل این شاه قاجار به ناچار ترک خدمت نموده و به کشاورزی پرداخت .فعالیتهای آموزشی : سید محمد صدر الاسلام درخانقاه الهیه به تدریس فقه .اصول ،منطق و طب پرداخت .مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : سید محمد صدر الاسلام خانقاهی به نام الهیه را جهت فعالیت های آموزشی و دستگیری از فقیران دایرکرد و او همچنین خانقاهی دیگردر خارج از شهرقزوین ایجادکرد و این خانقاه اگرچه امروز درداخل شهرقرار دارد ولی آثاری از آن به جای نمانده است .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سید محمد صدرالاسلام مدتی عضو انجمن بلدیه بود . این انجمن دردوره مشروطه ازمیان اصناف و سرشناسان شهرانتخاب می شد و وظیفه امور شرعی رسیدگی به خوابار را عهده دار بود . اما فعالیت این انجمن به دلیل فقدان بودجه کار موثری را به انجام نرساند .صدرالاسلام به پرورش کل نیز علاقه بسیار دشاات و در وسط باغ باصفا و پرگل و درخت خو د، استخری قرار داده بود و دوستانش برای او از خارج تخم گل می آوردند . آثار : دیوان صدرالاسلام ، شرح الصدور فی حقایق الامور ،قانون الریاضه فی سبیل الهدایه ، منظومه زور عشق

منابع زندگینامه :مشاهیر قزوین ، پژوهش و تالیف : مهدی نورمحمدی ،قزوین : سایه گستر .سال 1381، ص 187ـ191

صدیقی، علی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حجه الاسلام حاج علی صدیقی در سال 1304 ،در قزوین دیده به جهان گشود. پس از آنکه چند سالی دروس جدید را خواند ، سال 1322 شمسی جهت فراگیری علوم حوزه وارد مدرسه مولاوردیخان شد. سپس عازم حوزه ی علمیه قم گردید و از محضر علمای این حوزه کسب فیض نمود. صدیقی در حدود سال 1345 به تهران مهاجرت کرد و در این شهر ساکن شد. سال ها امام جماعت مسجد توفیق و مسجد امام صادق (ع) را به عهده داشت. وی چند سالی است که از مراجع عظام: آیت الله گلپایگانی ، امام خمینی ، آیت الله خویی ، آیت الله اراکی و مقام معظم رهبری اجازاتی در امور حسبیه دارد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی تحصیلات رسمی و حرفه ای : علی صدیقی پس از آنکه چند سالی دروس جدید را خواند ، سال 1322 شمسی جهت فراگیری علوم حوزه وارد مدرسه مولاوردیخان شد. سپس عازم حوزه ی علمیه قم گردید و از محضر علمای این حوزه کسب فیض نمود.استادان و مربیان : علی صدیقی پس از آنکه وارد مدرسه مولاوردیخان شد ، مقدمات را از محضر اساتیدی چون حجه الاسلام حاج شیخ هادی سلیمانی ، تالهی و اویسی فراگرفت. فقه و اصول را از محضر آیت الله شریعت مهدوی استفاده نمود. وی همچنین در قم از محضر بزرگانی چون آیت الله سلطانی ، امام خمینی و آیت الله العظمی بروجردی کسب فیض نمود.همسر و فرزندان : علی صدیقی در سال 1333 با صبیه آیت الله سید هبه الله تلاتری قزوینی ازدواج نمود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : علی صدیقی در حدود سال 1345 به تهران مهاجرت کرد و در این شهر ساکن شد. سال ها امام جماعت مسجد توفیق و مسجد امام صادق (ع) را به عهده داشت. وی سال از مراجع عظام: آیت الله گلپایگانی ، امام خمینی ، آیت الله خویی ، آیت الله اراکی و مقام معظم رهبری اجازاتی در امور حسبیه دارد.
منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین، تالیف: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم ، ص223

صفائی حائری، علی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیت‌اللّه علی صفائی حائری در سال 1330 ه . ش (1370 ق) در بیت علم و تقوا و در مهد دانش، در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : پدرعلی صفائی حائری ، حضرت آیت‌اللّه آقای حاج شیخ عباس صفایی حائری (ره) از افاضل علمای زمان خود به شمار می‌رفت. پدر بزرگش مرحوم آیت‌اللّه العظمی آقای حاج شیخ محمد علی صفایی حائری قمی (ره) ، از فحول علمای نجف بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : علی صفائی حائری پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، به فراگیری علوم اسلامی پرداخت.وی ادبیات و بخشی از سطح را نزد مرحوم حاج شیخ نصرت میانجی و آیت‌اللّه جلیلی آموخت. شرح لمعه را نزد شهید محراب، مرحوم آیت‌اللّه مدنی و آیت‌اللّه میرزا ابوالفضل موسوی تبریزی و آیت‌اللّه موسوی اردبیلی، کتاب رسائل را نزد حضرت آیت‌اللّه آقای حاج سید مهدی روحانی و مکاسب و کفایه را نزد آیت‌اللّه ستوده (ره) ، آیت‌اللّه میرزا حسین نوری و آیت‌اللّه فاضل لنکرانی فرا گرفت.مرحوم صفایی از استعدادی فوق العاده و هوشی سرشار برخوردار بود؛ به همین جهت در مدتی کوتاه توانست مدارج ترقی را پیموده، دروس سطح را با فراست و دقت پشت سر گذاشته و به درس خارج فقه و اصول راه پیدا کند. اساتید او در درس خارج فقه و اصول، حضرات آیات عظام آقایان: مرحوم محقق داماد؛ و حاج آقا مرتضی حائری؛ و مرحوم پدرش آیت‌اللّه حاج شیخ عباس صفایی حائری بودند. وی مراحل عالی فقه و اصول را با کنجکاوی و ذکاوت خاص خود در محضر پدر طی نمود، تا آن جا که به حلقه مباحثات علمی ایشان راه پیدا کرد. شوق زاید الوصف او در فراگیری علوم و عشق و علاقه‌اش به راهی که انتخاب کرده بود، از عواملی بودند که لحظه‌ای او را آرام نگذاشتند و هیچ مانعی باعث نشد که او از فراگیری دانش و معرفت غافل شود. او لیاقت خود را در درک عمیق و صحیح مبانی فقه و اصول به همگان نشان داد و به عنوان یکی از اساتید صاحب نام و طراز اوّل حوزه علمیه، درخشید و در عنفوان جوانی به مقام شامخ اجتهاد نایل آمد.استادان و مربیان : از استادانی که علی صفایی حائری درمحضرشان کسب فیض نموده به شرح زیر است: حاج شیخ نصرت میانجی و آیت‌اللّه جلیلی، مرحوم آیت‌اللّه مدنی ، آیت‌اللّه میرزا ابوالفضل موسوی تبریزی ، آیت‌اللّه موسوی اردبیلی،حضرت آیت‌اللّه آقای حاج سید مهدی روحانی ، آیت‌اللّه ستوده (ره) ، آیت‌اللّه میرزا حسین نوری ، آیت‌اللّه فاضل لنکرانی ، مرحوم محقق داماد، حاج آقا مرتضی حائری و عمده‌ترین استاد او در این مقطع، مرحوم پدرش بود.زمان و علت فوت : علی صفائی حائری سرانجام این مشعل فروزان در سحرگاه روز سه شنبه بیست و دوم تیر ماه 1378 در حالی که طبق عادت همیشگی با تنی چند از دوستان و شاگردان خود عازم زیارت مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه (ع) بود، در سانحه تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرد.پیکر آن فقید سعید به قم منتقل شد و روز پنجشنبه بیست و چهارم تیرماه پس از اقامه نماز توسط حضرت آیت‌اللّه آقای حاج سید مهدی روحانی، در میان موجی از غم و اندوه و بر روی دوش دوستان و شاگردانش با حضور جمعی از علما، فضلا، اساتید حوزه علمیه و اقشار مردم قم از حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) تا گلزار شهدای قم با شکوه تمام تشییع و در جوار قبر فرزند شهیدش محمد صفایی به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : علی صفایی حائری در حمایت از نظام مقدس اسلامی تا بدانجا پیش رفت که در این راه فرزندش نیز به شهادت رسید. آیت‌اللّه صفایی حائری در سال 59 طرح حمایت ازنظام را مطرح می‌کردند و در مقابل دوستانی که اعتراض می‌کردند این چه حکومت اسلامی است که در یک سو بازرگانی است که ملی گراست و دیگران به صورت دیگر؟! ایشان می‌فرمودند: وقتی اهداف مقدس است، باید کمک کرد.» و این عبارت قصار معروف ایشان است که:«تضعیف خیانت است، توجیه حماقت است و تکمیل رسالت. با کمبودها باید ساخت. اگر نیرو نیست، تربیت کن؛ اصلاً خود تو نیروی خوبی باش...»شاگردان : علی صفائی حائری در انتقال معارف کسب کرده خود هیچ بخلی به خرج نمی‌داد و آنچه را که خود آموخته بود، در کمال اخلاص همواره به دیگران نیز می‌آموخت و از این رهگذر شاگردان زیادی را تربیت کرد. روش او در تربیت شاگردان، سنّت فراموش شده علمای سلف را زنده کرد، او با اقتدا به شیوه پر بار گذشته حوزه‌های علمیه، افرادی را تربیت کرد که از ابتدایی‌ترین مراحل تحصیلی تا دروس ادبیات و سطح را به آنها آموخت و همگام با آنان و در کنارشان تا آن جا این روش را ادامه داد که درس‌های خارج حوزه را با آنها به مباحثه نشست و نه تنها در کارهای علمی که در همه امور زندگی در کنار آنها بود و به حل مشکلاتشان پرداخت.آثار : آرامش (مجموعه شعر) از زلال ولایت (بررسی چهل حدیث از سخنان امام حسین (ع) ) چاپ انتشارات مسجد جمکران قم. از معرفت دینی تا جامعه و حکومت دینی (در دست چاپ) استاد و درس و روش تدریس استاد و درس، ادبیات، هنر و نقد انسان در دو فصل (اشاره به دو دوران قبل از بلوغ و بعد از بلوغ) انفاق (نگاهی به بحث انفاق و اثرات سازنده آن) ای قامت بلند امامت (تحلیلی کوتاه از مسأله انتظار در زمان غیبت) بررسی (مباحث این کتاب عمدتاً به نقد مکتب مارکسیسم می‌پردازد و ضمن بیان مسائلی درباره تاریخ، طبیعت، آزادی، زن، حجاب و مالکیت اسلامی، پاسخ‌های لازم را در مورد این زمینه‌ها بیان می‌کند.) بشنوازنی (بحثی در مورد دعا، زیارت و شرحی بر دعای ابوحمزه ثمالی) پاسخ به پیام نهضت آزادی / انتشارات هجرت. پنج نامه بلند به فرزندانش قبل از بلوغ. پیروز (مجموعه شعر) تابوت (مجموعه شعر) تطهیر با جاری قرآن، جلد تفسیر سوره توحید تطهیر با جاری قرآن، جلد (4) تفسیر سوره نصر تطهیر با جاری قرآن، جلد (5) تفسیر سوره کافرون تطهیر با جاری قرآن، جلد (6) تفسیر سوره کوثر تطهیر با جاری قرآن، جلد (7) تفسیر سوره‌های همزه، فیل، قریش و ماعون تطهیر با جاری قرآن، جلد تفسیر سوره‌های فلق و ناس تطهیر با جاری قرآن، جلدتفسیر سوره تبت تفسیر سوره‌های بقره، انعام، آل عمران، لقمان، مدثرو علق (دنباله مباحث تطهیر با جاری قرآن که آماده چاپ است.) تقریرات درس اصول تقریرات درس فقه دفتر اول: تعریف انقلاب اسلامی و آرمان انقلاب دفتر پنجم: میزان دفتر چهارم: مسئله انتظار دفتر دهم: موارد تقیّه و احکام تقیّه دفتر دوازدهم: قیام دفتر دوم: بینات دفتر سوم: بینش و آگاهی دفتر ششم: ولایت فقیه دفتر نهم: ضرورت تقیّه دفتر هشتم: مفهوم تقیّه دفتر هفتم: عمل در ارتباط با معرفت و محبت دفتر یازدهم: ائمه و تقیّه ذهنیّت و زاویه دید (این اثر به نقد ادبیات داستانی معاصر می‌پردازد و در آن مجموعاً 11 اثر از نویسندگانی چون: حسن عابدینی، سیمین دانشور، محمود دولت‌آبادی، رضا براهنی، اسماعیل فصیح، شهرنوش پارسی‌پور، تقی مدرسی و گابریل گارسیامارکز مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. این کتاب از طرف انتشارات کوبه در تهران با نام علی حائری در سال 1369 و در تیراژ 5500 نسخه انتشار یافته است.) ، رشد (دیداری با سوره والعصر) ، روش برداشت از قرآن ، روش نقد، جلد (1) نقد هدف‌ها و مکتب‌ها  41 روش نقد، جلد (2) نقد مکتب‌ها، آرمان آزادی ، روش نقد، جلد (3) نقد مکتب‌ها، آرمان آگاهی و عرفان، روش نقد، جلد (4) نقد مکتب‌ها، آرمان تکامل، مارکسیسم ، روش نقد، جلد (5) نقد مکتب‌ها، آرمان تکامل، اگزیستانسیالیزم ، شعرهای شهادت (مجموعه شعر) ، صراط (دیداری با سوره حمد) ، طرحی در زمینه روحانیت، مسائل حوزه و تبلیغ. ، طرحی در زمینه مسائل فقه. عاشورا (نگاهی به مسأله قیام امام حسین (ع) ، غدیر (بحثی فشرده در زمینه مسأله ولایت و رهبری) ، فریاد (شعری بلند در زمینه توحید و خداشناسی) ، فقر (مباحثی در زمینه اقتصاد اسلامی) ، مسئولیت و سازندگی ، نزدیک به 300 نوارکاست و ویدیویی از سخنرانی‌های مختلف او درباره مباحث کلامی، اخلاقی، تاریخی، تفسیر و فقه ، نوشته‌ای در 46 صفحه دست نویس که قبل از رفتن به جبهه در سال 1365 نوشته و طرح‌های کلی و آراء و عقاید خود را در آن بیان داشته است. ، وداع (مجموعه شعر) ، وصیت نامه او
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

ضیائی، عبداللَّه

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید عبداللّه ضیایی از چهره‌های برجسته‌ای بود که علاوه بر دروس حوزه، دروس عالیه دانشگاهی را آموخت و در حقیقت جامع علوم دینی و کلاسیک بود. معظم له در سال 1302 ش در روستای دریاکنار شهرستان لنگرود از شهرهای قدیمی استان گیلان، در بیت سیادت و فضیلت پای به عرصه وجود گذاشت. گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : سید حسین، پدر بزرگوار سید عبداللّه ضیایی مردی متدین و شب زنده‌دار بود و به همان شیوه نیاکان و اسلاف گرامی‌اش به کشاورزی (برنج‌کاری) و نوغان داری (پرورش کرم ابریشم) مشغول بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سیدعبدالله ضیایی در سن پنج سالگی برای آموختن قرآن به مکتب رفت و چند سالی را در آنجا نزد معلمان طالقانی - که از طالقان برای تعلیم و تربیت اطفال بدان نواحی می‌آمدند - قرآن و برخی از کتب متداول آن زمان، همانند «احسن المراسلات»، «سید الانشاء نوظهور»، «کلیله و دمنه» و «بوستان سعدی» و همچنین طرز نوشتن سندِ اجاره و فروش و انواع نامه نگاری، را فرا گرفت. او به دلیل نبوغ و استعداد ذاتی و سرشارش، در مراکز تجمع همانند مسجد، میدان کُشتی‌گیریِ گیل مردان حاضر می‌شد تا معلم مکتب خانه از حافظه و استعداد او در فراگیری قرآن و درس، برای جذب اطفال اهالی آن سامان در مکتب خانه استفاده نماید. آیت اللّه دکتر ضیایی پس از تحمل سختی‌های فراوان موفق به اخذ پایان نامه کلاس ششم ابتدایی از مدارس دولتی شد و آن گاه در سال 1323 ش عازم حوزه علمیه قم گردید. دکتر ضیایی هر قدر که برای فراگیری علم و دانش تلاش می‌کرد، به همان اندازه نیز متخلّق به آداب و اخلاق نبوی و سیره عملی معصومین (ع) بود. او علم و تعهد و معنویت را با هم آمیخته بود.آیت اللّه دکتر ضیایی، پس از اقامت در قم، به درس خارج آیت اللّه بروجردی و نیز به درس فلسفه و حکمت حضرات: علامه طباطبایی و امام خمینی حاضر و تنها از این بزرگواران بهره‌مند شد.اقامت آیت اللّه ضیایی در قم، چندان دوامی نیافت و پس از چندی به ناچار به تهران رفته، در مدرسه علمیه مروی تهران به تحصیل خود ادامه داد و در درس خارج «کفایه»و «رسائل» و «مکاسبِ» آیات عظام: حاج سید احمد خوانساری، حاج عمادالدین غروی رشتی، آقا باقر آشتیانی و آقا میرزا هاشم آملی‌4 شرکت جست. وی در این باره می‌نویسد:«من نیز دروس آیات عظام: خوانساری، غروی رشتی - که شاید در علم اصول بی‌نظیر بود - ، آقا میرزا هاشم آملی و آقا باقر آشتیانی را فرا گرفته و در مدرسه شیخ عبدالحسین سمت مدرسی داشتم و نیز به دعوت آیت اللّه خوانساری در جلسه استفتای معظم له حضور می‌یافتم. تا این که پس از چند سالی به اتفاق عده زیادی از فضلای تهران و قم - که از آن جمله شهید مطهری بود - در امتحان تصدیق مدرسی، که برای اولین بار تشکیل شده بود، شرکت کردیم.»خاطرات و وقایع تحصیل : سید عبداللّه ضیایی درباره مسافرت خود به حوزه علمیه قم می‌نویسد:«من به همراه عدّه‌ای که عازم کربلا بودند، با مختصر اثاثیه زندگی مجرّدی و مبلغ 350 تومان، که شاید 70 تومان هم خودم داشتم، به طرف قم حرکت کردیم. اما از رشت تا قم دو شب و یک روز طول کشید تا وارد قم شدیم.در سال 1323 ه . ش بود. فردای آن روز، وارد یکی از حجرات مدرسه فیضیه، که سه نفر از طلاب گیلان سکونت داشتند، شدیم. با آنها در آن حجره بودیم و مشغول درس شدیم. تا یکی از روزها بعضی از بزرگان علما از من دیدن کردند و پس از چند سؤال از صرف میر و امثله از ما چند نفر، خطاب به حاضرین کرده و فرمودند: هر چه زودتر برایش لباس روحانیت تهیه کنید تا در نرود!». دکتر محمدضیایی در مورد تحصیل در آن دوران اینگونه می گوید که: «تمام افرادی که با من بودند، استخدام شدند و من جرأت دخول در جرگه ظلمه را نداشتم و شبهه رکون به ظالم و معاونت ظلمه در نزد من قوی بود و زندگی برای من بسیار سخت شده بود. روزی از آیت اللّه خوانساری پرسیدم که طلبه‌ای چنین و چنان است و می‌گوید اگر در دستگاه دولتی قرار بگیرم ممکن است داد مظلومی و یا جای یک بهایی یا کمونیست را بگیرم، آیا جایز است؟ فرمودند: «این همه، وسوسه‌های شیطانی است و شیطان قوی است.» و قصه‌ای نقل کردند که شیطان از طریق حمایت از دین مرجعی را گول زد و دیگر راه جبران نداشت که شرحش مفصل است. «و بعد فرمودند: «اگر روزگار خیلی سخت می‌گذرد، چرخ دستی بگیرید و سیب زمینی بفروشید.» بالاخره به مدت دو تابستان در روستای ما، دریاکنار لنگرود، مشغول پرورش کرم ابریشم شدم؛ اما چون نابلد بودم خیلی بر من سخت گذشت، به پای خداوند متعال محسوب داشتم.»دکتر ضیایی با همه سختی‌ها و گرفتاری‌های زندگی، لحظه‌ای از کسب علم و دانش غافل نماند. ایشان بعد از اخذ مدرک لیسانس، به تحصیلات دانشگاهی ادامه داد تا موفق به اخذ دکترا در رشته علوم تربیتی از دانشگاه تهران شد. وی در این باره خاطره‌ای نقل می‌کند:«در دوره دکترا مبصر کلاس بودم، آخر سال‌ها بود، یعنی در حدود سال 1335 ش، که مرحوم «آقای مشکاة» حُسن ظنّی به من داشت، در حضور جمعی از اساتید از من خواست که استخدام شوم؛ اما من این کار را حرام می‌دانستم، به تعلّل متوسل شدم. بالاخره استدلال آنها قوی بود و من جرأت نمی‌کردم که بگویم من حرام می‌دانم. تا آنجا که مستأصل شدم، گفتم استخاره می‌کنم. قرآن گرفتم و استخاره کردم. از باب اعجاز قرآن، این آیه در اول صفحه دست راست قرآن، بعد از گشودن، نوشته شده بود: (اهم یقسمون رحمة ربّک نحن قسمنا بینهم معیشتهم.)وقتی این آیه را دیدند، کانّه علی رؤوسهم الطیر!! در مورد عدم قبول استخدام دولتی خیلی حرف‌ها خوردم؛ اما همه را به پای خدا محسوب داشتم که ان شاء اللّه همان طور که در دنیا پاداش مضاعف داده، در آخرت نیز عطا فرماید.»استادان و مربیان : از استادانی که سید عبداللّه ضیایی در محفلشان کسب فیض نمود می توان به : آیت الله بروجردی، طالقانی، حاج سیداحمد خراسانی، حاج عماد الدین غروی رشتی، آقا باقر اشتیانی، میرزا هاشم آملی، علامه طباطبایی و امام خمینی اشاره کرد.وقایع میانسالی : با توجه به سابقه طولانی و خدمات بی‌نظیر سید عبداللّه ضیایی، مردم منطقه به محض اطلاع از رحلت ایشان، جامه عزا به تن کردند و همه جا را سیاهپوش نمودند. مجالس مختلف و متعددی در همه شهرها، بخش‌ها و روستاهای کوچک و بزرگ منعقد گردید. مجالس متعددی نیز از سوی بزرگان در تهران، قم و... منعقد شد.فرزندان آیت اللّه ضیایی نقل کرده‌اند که: در شب وفات، حالت بیهوشی به آن مرحوم دست داد ؛ به طوری ما خیال کردیم از دنیا رفته است. لذا شروع به گریه و زاری کردیم؛ ولی پس از چندی، ایشان به هوش آمدند و فرمودند: چرا مرا برگرداندید؟ آن گاه فرمودند: من نماز نخوانده‌ام. سپس با همان حالت ضعف و ناراحتی تیمّم نمودند، نماز به جا آوردند و با خنده فرمودند: گلاب بپاشید، مگر نمی‌بینید؟! و چندین بار این جمله را تکرار کردند. ما نیز این کار را انجام دادیم. در این هنگام نیم قامت برخاستند و در حالی که می‌خندیدند و کلماتی زیر لب زمزمه می‌کردند، چشم از جهان فرو بستند و ما به یاد جمله امیرالمؤمنین (ع) افتادیم که فرمود:یا حار هَمْدانِ مَنْ یَمُتْ یَرَنی‌مِنْ مُؤْمِنٍ اَوْ مُنافِقٍ قُبلاًزمان و علت فوت : سید عبداللّه ضیایی، که به امراض معده و سرطان مبتلا شده بود و پس از معالجات ممتد در ایران و خارج (اتریش و انگلیس) در شب شام غریبان حضرت ابی‌عبداللّه (ع) در بیست و سوم مرداد 1368 ش دار فانی را وداع گفت و به عالم بقا شتافت.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سید عبداللّه ضیایی ، بعد از اخذ مدرک دکترا و اخذ اجازات اجتهاد از آیات عظام، به امر مراجع تقلید، تهران را به قصد توطن در گیلان ترک کرد و در آستانه اشرفیه رحل اقامت افکند. وی به مدت 17 سال، یعنی از سال 1341 تا 1357 ش، به امر آیات عظام، بویژه حضرت امام خمینی (ره) ، مأمور به امامت جماعت مسجد جامع و مدیریت حوزه علمیه جلالیه آستانه اشرفیه گردید.دکتر ضیایی مبارزه را از هنگام ورود به دانشگاه آغاز کرد و با مباحث و مناظرات علمی با چهره‌های منحرف و وابسته به رژیم طاغوتی و استخدام نشدن در دوائر دولتی - که نشانه مشروع ندانستن حکومت طاغوت بود - ، در عرصه‌های مختلف به مصاف طاغوت و اندیشه‌های منحرف رفت. زمانی که به آستانه اشرفیه بازگشت، باز هم از مبارزه باز نایستاد و در منابر و سخنرانی‌ها، در مناسبت‌های مختلف، به شدت از رژیم طاغوتی انتقاد می‌کرد؛ به طوری که یک سال قبل از انقلاب ممنوع المنبر شد و چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، منزل او به دست عوامل مزدور ساواک به آتش کشیده شد که بر اثر آن، بسیاری از نوشته‌ها، کتب و تقریرات درسی مربوط به حوزه و دانشگاهش از بین رفت. او بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان یکی از خبرگان از استان گیلان به منظور تدوین قانون اساسی انتخاب گردید و سپس به طور موقت به تهران رفته، پس از چندی هم در قم مقیم شد. ایشان علاوه بر تدریس در حوزه، در شورای مدیریت حوزه علمیه قم در سمت دبیر شورا هم انجام وظیفه می‌کرد.فعالیتهای آموزشی : مرحوم سید عبداللّه ضیایی از جمله شخصیت‌های برجسته و شاخصی بود که با توجه به تحصیلات دانشگاهی و تسلط و احاطه بر مبانی مسلک‌ها و شناخت عناصر منحرف و عقاید آنان، منزل خود را پایگاه پاسخ‌گویی به سؤالات علمی و شبهات گوناگون اساتید دانشگاه‌ها، فرهنگیان، گروه‌های مختلف از قبیل توده‌ای‌ها، بهایی‌ها، کمونیست‌ها و جوانان مسلمان دانشجو و... قرار داده بود. او نقش به سزایی در روشن شدن اذهان مردم در برابر این انحرافات داشت. او کانون توجه و مراجعه روشنفکران بود.وعظ و خطابه او باعث بیداری نسل جوان در برابر تهاجمات و خطرات فکری، فرهنگی، عقیدتی، علمی و... می‌شد ؛ در یک کلمه، گرچه او در شهر کوچک آستانه اشرفیه سکونت داشت، ولی در حقیقت مرکز هدایت فکری و فرهنگی تمام گیلان و غرب مازندران به شمار می‌رفت و در این راستا با عده‌ای از واعظان و نویسندگان منطقه، همانند مرحوم آیت اللّه احسان‌بخش، آیت اللّه قربانی و...، همکاری داشت. به همت ایشان و جمعی از بزرگان حوزه علمیه و مدرسین عالی مقام، نخستین برنامه جهت ساماندهی و قانون‌مندی دروس و امور مربوط به طلاب تدوین شد.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : سید عبداللّه ضیایی جزو معدود عالمانی بود که توفیق یافت منشأ خدمات اجتماعی و سیاسی و آثار و برکات معنوی گردد؛ از جمله خدمات وی است:.1 بازسازی و احیای حوزه علمیه جلالیه آستانه اشرفیه، با تجهیزات کامل..2 تربیت و پرورش صدها نفر طلبه که بسیاری از آنان در سمت امامت جمعه و جماعت و مناصب دولتی و قضایی به نظام اسلامی خدمت می‌کنند..3 احیای مسجد جامع آستانه اشرفیه با گنبدی بسیار زیبا..4 احداث بیمارستان در آستانه اشرفیه..5 احداث و مرمت مساجد و حسینیه‌های فراوان در منطقه..6 احداث پمپ بنزین..7 احداث ساختمان‌های فراوان وقفی از قبیل حمام و... .. 8 اعزام مبلغ به روستاهای گیلان و مازندران، یکی از روش‌های پسندیده و موفق وی در این باب بود.از آنجا که ایشان با روحیه و آداب و رسوم مردم منطقه کاملاً آشنایی داشت، اول ماه محرم یا رمضان، مبلغان اعزامی از قم و مشهد وقتی وارد استان گیلان می‌شدند، ابتدا به منزل وی در آستانه می‌آمدند. ایشان در منزل از آنان امتحان منبر به عمل می‌آورد و بعد به تناسب نوع سخنرانی و لحن و معلومات طلبه، می‌فهمید که او را به کدام محل بفرستد تا هر دو راضی باشند. مردم منطقه از این روش همواره رضایت کامل داشتند و از او به نیکی یاد می‌کنند.چگونگی عرضه آثار : سید عبداللّه ضیایی از طبع شاعرانه هم بی‌بهره نبود و اشعاری از ایشان به یادگار مانده است. از باب نمونه، غزلی را که ایشان به سال 1354 ش در مدح حضرت بقیة اللّه الاعظم - عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف - سروده است.
برگرفته از کتاب :گنجینه دانشمندان (جلد هفتم)
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

طاهر، غلامرضا

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
غلامرضا طاهر در سال 1307 شمسی در قمشه (شهرضای کنونی )متولد شد. وی در رشته معقول و منقول دانشگاه تهران با مدرک لیسانس فارغ التحصیل شد. وی ضمن تدریس در مدارس شهرضا، به مطالعه و تحقیق و ترجمه متون از عربی به فارسی پرداخته. آثاری نیزبه طبع ونشر رساند در اندک مدتی به عنوان محققی دقیق در جامعه دانشگاهی مطرح شد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : تصحیح تحصیلات رسمی و حرفه ای : غلامرضا طاهر پس از تحصیلات مقدماتی . متوسطه . رشته معقول و منقول را به عنوان تحصیلات دانشگاهی برگزید و درسال 1337 موفق به اخذ مدرک لیسانس از دانشگا ه تهران شد .هم دوره ای ها و همکاران : غلامرضا طاهر توسط دکتر خانلری به کار در بنیاد فرهنگ ایران دعوت شد واوبه فعالیت دراین بنیاد مشغول گردید . استاد ایرج افشار یزدی نیز در تهیه اکثر نسخ خطی و تسهیل مراحل چاپ مصححات استاد طاهر ،کمک شایانی به وی نمود. وقایع میانسالی : غلامرضا طاهر در تاریخ 29 شهریور 1377 دچار عارضه سکته مغزی شد و این مساله باعث شد که زبانش از تکلم افتاده و دست راست و پای چپش نیز تحرک خودرا از دست دهد . در این ایام و در بستر بیماری استاد طاهر جز مطالعه قرآن کریم ،حوصله مطالعه کتاب و نشریات دیگر نداشت . مشاغل و سمتهای مورد تصدی : غلامرضا طاهر علاوه بر از تدریس در دبیرستان های شهر رضا ، از سال 1353 به دانشگاه اصفهان دعوت شد و تا سال 1357 با آن دانشگاه همکاری کرد. پس از تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی ایشان در دانشگاه های واحد دهاقان ،نجف آباد ،شهرضا و دانشگاه پیام نور شهرضا فعالیت علمی و آموزشی خود را ادامه داد. فعالیتهای آموزشی : غلامرضا طاهر پس از اخذ درجه لیسانس از دانشگاه تهران به مدت 30سال دبیر دبیرستانهای شهرضا بود . سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : نقدهای دقیق و مقالات علمی غلامرضا طاهر همواره درمجلاتی چون یغما و راهنمای کتاب و یاد نامه های بزرگان و پس از انقلاب اسلامی در مجلات آینده و پژوهشنامه آستان مقدس رضوی به چاپ می رسید . شهرت او باعث گشت تا دکتر خانلری شرایط انتقال وی را از آموزش و پرورش به بنیاد فرهنگ ایران فراهم آورد ولی او تنها دو روز در آن بنیاد به سر برد و چون روحیه خود را با حال و هوای تهران مساعد ندید آن جا را ترک کرد و به زادگاه خود برگشت . آثار : تالیف فرهنگ لغات طبی یونانی در کتاب های فارسی ویژگی اثر : این اثر در سال 1374 توسط مرکز نشر دانشگاهی به چاپ رسید .2 ترجمه پنج داستان کوتاه ویژگی اثر : این اثر از زبان عربی ترجمه شده و در نشریه یغما از سال 22تا سال 31 آن منتشر شده است .3 ترجمه رمان اللقاد ویژگی اثر : اثر میخاییل نعیمه که به فارسی ترجمه شده است .4 ترجمه رمان الیوم الاخیر ویژگی اثر : اثری از میخاییل نعیمه که به فارسی ترجمه شده است .5 تصحیح قانون ادب لغت عربی به فارسی ویژگی اثر : این اثر تالیف حبیش تفلیسی از دانشمندان قرن ششم است و تصحیح انجام شده در سه جلد توسط بنیاد فرهنگ ایران در سالهای 1350و 1351 شمسی منتشر شد.6 تصحیح لطایف الحقایق ویژگی اثر : تالیف خواجه رشید الدین فضل الله همدانی است که در سال 1355 توسط کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در دو جلد منتشر شد.7 حدود چهل مقاله و نقد ویژگی اثر : این آثار عمدتا در نشریه های مختلف ادبی و یادنامه ها به چاپ رسیده است.
منابع زندگینامه :نگاهی به المختارا ت من المرسائل ،مسعود تاکی ،کتاب ماه ادبیات و فلسفه مهر ماه 1379 شماره 36

طباطبایی، نورالله

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
در یکی از روزهای سال 1319 ه . ش در خانواده روحانی و مبارز، حاج میرزا علی آقا طباطبایی، در این آبادی با صفا، کودکی دیده به جهان گشود که پدر نام سید نور اللّه را برایش برگزید. این غنچه نو رسته از همان آغازین روزهای حیات، تحت تربیت پدری متدین و فاضل و پرورش مادری پاکدامن، دانش دوست و علاقه‌مند به خاندان رسالت بالندگی یافت.چون فضای خانه‌ای که سید نور اللّه دوران طفولیت را در آن می‌گذارنید به علم و ایمان و پارسایی آراسته بود، از همان اوان شیرخوارگی، دانش‌طلبی در پرتو معنویت، با جان این نوباوه عجین گشت و تا آخر با او بود. او پویش علمی و عمل صالح را از پدری عالم و عامل و مادری فضیلت پرور، در کلاس تربیت خانوادگی آموخت و بی آن که پایش بلغزد، در طریق صلاح و فلاح گام نهاد و از پی تحصیل معرفت و مکارم به حریم مردان خدا، راه یافت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : نام پدر سید نورالله طباطبایی ، حاج میرزا‌آقا است. حاج میرزا علی طباطبایی در عمل، اخلاق و تقوا انسانی نمونه بود و در منطقه اردستان با فرقه ضالّه بهائیت به مبارزه برخاست، مردمان این سامان پس از سال‌ها که از غروب آن ستاره فروزان می‌گذرد، زحمات وافر و تلاش‌های ارزشمند آن مرد بزرگ را در راه نشر معارف اسلامی و قلع و قمع تبه کیشان تبه ساز و خدمت به مردمان محروم روستاها، از یاد نبرده‌اند و خود را رهین کوشش‌های او می‌دانند.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید نوراللّه طباطبایی آموزش قرآن و مقدمات علوم دینی را نخست نزد پدر فاضل و خوش‌نامش آموخت.پس از تحصیلات ابتدایی برای افزایش دانسته‌ها و آشنایی هر چه بیشتر با معارف قرآن و عترت (ع) به توصیه پدر، ظفرقند (زفرقند) را به قصد اقامت در شهر مقدس قم ترک کرد و در سنین نوجوانی رهسپار این دیار شد. در آنجا نزد مدرسان خبره و استادان برجسته، با ادبیات عرب، فقه، اصول، حکمت، فلسفه و تفسیر قرآن آشنا شد. اخلاص این نوجوان به همراه صفای خانواده موجب آن گردید که خداوند لطفش را شامل حال او کند و از استعدادی سرشار و ذوقی عالی و همتی وافر، بهره‌مندش سازد؛ در نتیجه دوره مقدمات و سطح را در مدتی کوتاه و با سرعت فرا گرفت و از عهده کلیه امتحانات به خوبی برآمد.پس از پشت سر نهادن این دوره‌ها به دوره خارج فقه و اصول راه یافت و این لیاقت را به دست آورد تا به محضر پرفیض حضرت آیت اللّه العظمی گلپایگانی (ره) راه یابد. وی با کوششی پی‌گیر، عزمی استوار و اراده‌ای خستگی‌ناپذیر، مراحل علمی را در چنین محفلی طی کرد و به کمالات علمی دست یافت.در آن زمان، آیت اللّه گلپایگانی با تلاشی مجدّانه روح فقاهت را در کالبد شاگردانی چون سید نوراللّه می‌دمید و امثال او را به عنوان پیشتازان فکری و طلایه‌داران اندیشه‌های دینی پرورش می‌داد. وی در ضمن فراگیری علوم نزد آن فروغ فقاهت، موفق گردید بیش از گذشته بذر مکارم و فضایل را در مزرعه وجود خویش بیفشاند و با احترام به آراء بزرگان بر کشتی نقد و پژوهش نشسته و اقیانوس معارف غنی تشیع را به غواصی پرداخته و صید گوهرهای ثمین و دُرهای گرانبها، به دست آورد.شهید سید نوراللّه طباطبایی نژاد به محفل نورانی عالم ربانی، متفکر شهید و فیلسوف عالیقدر، آیت اللّه مرتضی مطهری (ره) راه یافت. انس وی با این دانشمند به خون خفته، سرچشمه‌ای مهم در برنامه‌های درسی، پژوهشی و نیز تحولی شگرف در شیوه‌های تبلیغی، رفتاری و اخلاقی او به حساب می‌آید.به برکت این ارتباط علمی، شهید طباطبایی‌نژاد (ره) در حراست از مرزهای عقیدتی، حفاظت از حصن حصین اسلام، التقاط زدایی و زدودن خرافه‌ها از فرهنگ مردم، نقش ارزنده‌ای را ایفا کرد. آن شهید با مبانی فکری و آراء فلسفی شهید مطهری آشنا شد و در کنار فراگیری فقه و اصول، آموختن مضامین فلسفی و حکمی را پی گرفت و در این بوستان از خرمن دانش آیت اللّه مطهری (ره) خوشه‌ها چید.فعالیتهای ضمن تحصیل : سید نورالله طباطبایی (ره) به موازات بیست سال تحصیل و تدریس و در اثنای این تلاش‌ها از کاوش و تتبع در منابع قرآنی غافل نشد. چه شب‌های زیادی، که آنها را با بحث و تحقیق در آیات قرآنی احیا می‌کرد! ویژگی‌ها، ضرورت‌ها و تقاضاهای آن عصر، مسائلی را طرح می‌نمود که نشان می‌داد از پیدایش مسائل جدید و مفاهیم تازه در عرصه زندگی افراد، سرچشمه می‌گیرد. شهید طباطبایی نژاد (ره) از آن دسته روحانیانی بود که این مسائل و تحولات را درک کرد و با احساس وظیفه فهمید، نمی‌توان در برابر این دگرگونی‌ها خاموش و بی‌تفاوت نشست و با بدگویی از زمانه، فقط بر اوضاع تأسف خورد یا در انزوا فرصتی طلایی را انتظار کشید.استادان و مربیان : از استادان سید نورالله طباطبایی بعد از پدرش می توان به آیه الله العظمی گلپایگانی و آیه الله مرتضی مطهری اشاره کرد.همسر و فرزندان : از سید نورالله طباطبایی چهار فرزند باقی مانده که فرزند کوچکش در زمان شهادت وی چهار ساله بود.زمان و علت فوت : سیدنورالله طباطبایی در هفتم تیرماه 1360ه.ش به همراه سالار شهیدان انقلاب اسلامی در کربلای سرچشمه به شهادت رسید و پیکر پاکش را در شیخان قم دفن گردید.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سید نورالله طباطبایی (ره) از وقتی که به حوزه علمیه قم راه یافت با اندیشه‌های حضرت امام خمینی (ره) آشنا گردید و در پرتو افکار تابناک آن روح قدسی، ستیز با استبداد و نفی هر گونه ستم را یکی از مهم‌ترین برنامه‌های خود قرار داد. وی از هیچ تهدید و خطری نهراسید و هر چه شب‌پرستان تاریک دل و خفاش صفت محیط فعالیت را برایش تنگ کرده و او را از سنگری محروم می‌نمودند، به عرصه دیگری می‌شتافت و چون آذرخش، کویر جهل انسانها را روشن کرده و آنها را از خواب غفلت بیدار می‌ساخت. خطابه‌های آموزنده این شهید برفراز منبر و نیز سخنان روشنگرش در جمع دوستان و جلسات خصوصی، ضمن بیان حقایقی از تعالیم اسلامی و ترسیم فضیلت‌ها، در اوج فصاحت و شیوایی بر دل‌ها می‌نشست. سخنرانی‌های وی این خصوصیت را داشت که با ارائه نمونه‌ها، اشاره به مصادیق و تطبیق اختناق رژیم پهلوی با دوران خفقان عباسیان و امویان، فساد و تباهی اعوان و انصار استبداد را برملا می‌کرد. هر کجا رژیم شاه حرکتی را بر ضد باورهای مذهبی مردم مرتکب می‌گردید، با افشای آن، استوار و فداکارانه خشم و نفرت خود را از تبهکاری‌های ستمکاران بروز می‌داد.آن شهید سعید همواره در ایام تبلیغی در نقاط مختلف کشور به هدایت و ارشاد مردم می‌پرداخت. ایشان در راه به ثمر رسانیدن انقلاب شکوهمند اسلامی بارها در قم و منطقه اردستان و زواره مورد ضرب و شتم دشمنان اسلام قرار گرفت. در آن دوران خفقان چندین مرتبه اتفاق افتاد که بعد از نماز مغرب و عشا، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) در قم، وقتی سخنان و بیانات امام خمینی (ره) را برای مردم تشریح می‌کرد و برای آن مرد بزرگ، دست به دعا بر می‌داشت، به دست مأموران پهلوی مورد هتک و شتم قرار می‌گرفت؛ ولی این فشارها نه تنها هیچ گونه تأثیر منفی در اراده استوارش - که از قلبی لبریز از ایمان و تقوا نشأت می‌گرفت.- نمی‌نهاد؛ بلکه او را در راه هدف جدی‌تر هم می‌ساخت و برای وارد آوردن ضربات کوبنده‌تر به ریشه پوسیده استبداد بیش از پیش توان خویش را به کار می‌گرفت.در منطقه اردستان و زواره، اطلاعیه‌های حضرت امام (ره) را با شگرد خاص خود توزیع می‌کرد و در ضمن مبارزه شدید، تقیه را هم در نظر داشت، تا بتواند به کمک این سلاح سازنده، راه خویش را در جهت محو ستم ادامه دهد. او در واقع مأموران ساواک و عوامل رژیم را که با مراقبت دائمی، می‌خواستند سر از کارش درآورند، غافل می‌ساخت. مثلاً ایشان، ماشین حامل اعلامیه امام (ره) را با فاصله‌ای نسبتاً طولانی، از مسجد یا محل دیگر که می‌خواست آنها را در آنجا توزیع کند، پارک می‌کرد؛ سپس از کوچه‌های فرعی به حالت کاملاً عادی، طوری که شک مأموران را برنینگیزد، به آن مجلس وارد می‌شد و اطلاعیه‌ها را به افرادی می‌سپرد تا آنها خود، آن را پخش کنند. ایشان در شهر زواره، از دست طرفداران شاه به تنگ آمده بود؛ زیرا هر وقت او را می‌دیدند با بدگویی از مبارزان و مخالفان رژیم، بدترین نوع توهین‌ها را نسبت به حامیان امام (ره) و نهضت اسلامی، روا می‌داشتند؛ اما او با حفظ مصلحت‌های لازم ضمن تعریف از مبارزین، مراقب بود تا بهانه‌ای دست این افراد ندهد، برای این که مبادا برای آنان زحمتی ایجاد کنند؛ یا در فعالیت‌های سیاسی این نیروها اختلال به‌وجود آورند.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سیدنورالله طباطبایی در سال 1349 ش، در آن بحبوحه که مجلس فرمایشی رژیم پهلوی، هر روز قوانینی جدید در مخالفت با اسلام و تشیع و معارضت با قرآن و عترت وضع می‌کرد، شهید طباطبایی‌نژاد (ره) با قاطعیت تمام در یکی از مجالس عمومی و بر فراز منبر، نمایندگان آن روز را نوکر اجانب خواند. به دنبال این افشاگری، در منطقه اردستان و توابع ممنوع المنبر گشت و با پرونده‌ای حجیم که مأموران امنیتی برایش تنظیم کرده بودند، به ساواک مرکزی اصفهان منتقل گردید. با این همه پس از آزادی، مجدّداً به تلاش‌های روشنگرانه خود ادامه داد و در جهت تنویر افکار عمومی و تغذیه فکری نسل جوان لحظه‌ای آرام نگرفت تا آن که در سال 1356 ش، به دست عوامل رژیم دستگیر و روانه زندان شد؛ اما در روز بیست و ششم دی ماه در سال 1357 که مقارن با فرار شاه مخلوع بود، از زندان رهایی یافت.در حدود سالهای 1351 یا 1352 ش بود که حضرت حجة الاسلام و المسلمین کرباسی - روحانی اعزامی از قم - در مسجد پامنار زواره (واقع در شمال اردستان) به مناسبت سالروز ولادت با سعادت حضرت مهدی (عج) جشنی بر پا کرده بود. شهید طباطبایی‌نژاد در این مراسم سخنرانی کرد. حداقل در منطقه اردستان و زواره ایشان بود که برای نخستین بار از رهبر و قائد نهضت اسلامی ایران، به عنوان «امام خمینی» اسم برد.آرا و گرایشهای خاص : سید نورالله طباطبایی (ره) از همان اوان کودکی، در مکتب پدر و اساتید وارسته خود، با فضایل و مکارم آشنا گشت و خود نیز با تزکیه نفس، عبادت و ارتباط با خداوند در جهت کسب خوی عالی و نیل به خوبی‌ها کوشید و به صفات نیک و خصال پسندیده آراسته گردید، از مهم‌ترین خصوصیت‌های اخلاقی او، فروتنی بود که در لحظه‌های متفاوت زندگی او نشانه‌های آن را می‌توان دید. وقتی می‌خواست در مجلسی بنشیند، هر کجا را که جا بود، انتخاب می‌کرد؛ با هر کسی که روبرو می‌شد، در سلام کردن از او پیشی می‌گرفت؛ در گفتگوهایش، اهل جدال نبود؛ دوست نداشت او رابه تقوا و ایمان بستایند. اگر از کسی بدی می‌دید، تا آنجا که به خودش مربوط می‌شد، با عفو و نیکی، از آن چشم می‌پوشید؛ اما اگر آن عمل خلاف، به بهای هتک ارزشها تمام می‌شد؛ یا اگر با از بین بردن آبروی مؤمنی ملازم بود؛ به شدت بر افروخته می‌شد. در واقع خشم و عصبانیت این شهید سعادتمند، در احیای فضایل و میراندن رذائل تجلی می‌کرد. اگر کسی انتقادی نسبت به رفتار او یا برخی مسائل دینی داشت، او را به نحوی متقاعد می‌کرد که آن طرف مقابل، آن مسائل را نه به عنوان جواب انتقاد بلکه به عنوان حقایقی روشن در کام می‌کشید. آن شهید فروتنی در مقابل اهل کبر و غرور را روا نمی‌دید؛ مخصوصاً نسبت به افراد وابسته به طاغوت سعی می‌کرد با این گونه اشخاص، از موضع صلابت و قدرت رفتار کند. یکی از اعضای شورای شهر اردستان (در زمان رژیم گذشته) حاج آقا نوراللّه طباطبایی (ره) را کاملاً می‌شناخت. طباطبایی‌نژاد (ره) به علت برخورداری از مواهب الهی، از خشونت روحی بیزار؛ و اهل صفا و صمیمیت بود. از آنجا که او خویش را از زندان «خود» و «نفس» رهانیده بود، بر اساس مهر و محبتی که داشت، به راحتی با دیگران پیوند قلبی بر قرار می‌کرد؛ اما این عاطفه و احساسات، هم با ایمان تلطیف شده و هم به کمک دیگر فضایل، از جمله تقوا، جهت دار و دارای مقاصد الهی گشته بود. همین ویژگی موجب جذب افراد به سوی او گردید و سبب می‌شد اظهارات و توصیه‌هایش ثمر بخش گردد. نگارنده که از دوران نوجوانی و جوانی، با شرکت در محافل عمومی و برخی جلسات خصوصی، افتخار آشنایی، با حالات اخلاقی آن شهید را داشته، ناظر صفا، صداقت و اخلاص آن شهید بزرگوار بوده است. من به خوبی می‌دیدم که چگونه حرارت و نورانیت وی، حاضران را به تحرک و جوشش وا می‌داشت، آنان را برای گوش دادن به سخنان آموزنده‌اش مهیا می‌کرد.این سید بزرگوار، با آن که با استفاده از میراث خانوادگی، می‌توانست زندگی مادی مناسبی را برای خود فراهم کند؛ اما در نهایت ساده زیستی و اکتفا به تأمین حداقل مایحتاج خانواده، روزگار می‌گذرانید. طباطبایی‌نژاد ضمن آن که خود را به صداقت آراسته بود، عقیده داشت مسؤولان نظام اسلامی همه باید بر این اساس انتخاب شوند و بر این باور بود که جامعه بدون صداقت نمی‌تواند در خط سعادت پیش برود.چگونگی عرضه آثار : سیدنورالله طباطبایی با هوشیاری کامل این خلاء فکری و اجتماعی را دریافت و تصمیم گرفت آن را به شکلی صحیح پرکند و از چشمه‌ای حیات بخش و جاویدان، جرعه‌هایی جانبخش در کام نسل تشنه و عطشان جامعه بریزد؛ لذا با وجود گرفتاری‌ها و اشتغالات بسیار و نیز اختناق سیاه در رژیم شاهی ناگهان به عنوان روزنه امیدی، به فکر او و برخی از دوستان فاضلش رسید تا به همراه سایر پژوهشگران با اخلاص و آگاه، زیر نظر حضرت آیت اللّه مکارم شیرازی (مدّ ظلّه) نگارش و تفسیر نمونه را آغاز نمایند. تلاش شبانه روزی آنان در مدت کوتاهی به ثمر نشست و بسیار زودتر از آنچه تصور می‌گردید، جلد اولش به طبع رسید. این تفسیر به دلیل شیوایی نثر، محتوای مفید و پاسخگویی به نیازها و سؤالات نسل جوان و رفع برخی اشکالات و ایرادهایی که در خصوص اصول و فروع دین مطرح می‌گردید، با استقبال فوق العاده‌ای مواجه شد؛ و به زودی برای تدوین کنندگان فاضل این مجموعه، مشخص گشت که عطش جامعه به تفسیری که در عین سادگی عبارات مباحث فراگیر علمی، کلامی، اجتماعی و توأم با مسایل روز و طرح موضوعات مستحد باشد، تا چه اندازه شدید است؛ لذا کوشیدند تا تمام توان خود را به پای تکمیل آن مباحث بریزند. شهید سید نور اللّه طباطبائی‌نژاد (ره) تا جلد یازدهم با تلاش زیاد و همه جانبه برای نگارش این اثر ارزنده و آموزنده، همکاری داشت.
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

طباطبایی، نورالله

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
در یکی از روزهای سال 1319 ه . ش در خانواده روحانی و مبارز، حاج میرزا علی آقا طباطبایی، در این آبادی با صفا، کودکی دیده به جهان گشود که پدر نام سید نور اللّه را برایش برگزید. این غنچه نو رسته از همان آغازین روزهای حیات، تحت تربیت پدری متدین و فاضل و پرورش مادری پاکدامن، دانش دوست و علاقه‌مند به خاندان رسالت بالندگی یافت.چون فضای خانه‌ای که سید نور اللّه دوران طفولیت را در آن می‌گذارنید به علم و ایمان و پارسایی آراسته بود، از همان اوان شیرخوارگی، دانش‌طلبی در پرتو معنویت، با جان این نوباوه عجین گشت و تا آخر با او بود. او پویش علمی و عمل صالح را از پدری عالم و عامل و مادری فضیلت پرور، در کلاس تربیت خانوادگی آموخت و بی آن که پایش بلغزد، در طریق صلاح و فلاح گام نهاد و از پی تحصیل معرفت و مکارم به حریم مردان خدا، راه یافت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : نام پدر سید نورالله طباطبایی ، حاج میرزا‌آقا است. حاج میرزا علی طباطبایی در عمل، اخلاق و تقوا انسانی نمونه بود و در منطقه اردستان با فرقه ضالّه بهائیت به مبارزه برخاست، مردمان این سامان پس از سال‌ها که از غروب آن ستاره فروزان می‌گذرد، زحمات وافر و تلاش‌های ارزشمند آن مرد بزرگ را در راه نشر معارف اسلامی و قلع و قمع تبه کیشان تبه ساز و خدمت به مردمان محروم روستاها، از یاد نبرده‌اند و خود را رهین کوشش‌های او می‌دانند.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید نوراللّه طباطبایی آموزش قرآن و مقدمات علوم دینی را نخست نزد پدر فاضل و خوش‌نامش آموخت.پس از تحصیلات ابتدایی برای افزایش دانسته‌ها و آشنایی هر چه بیشتر با معارف قرآن و عترت (ع) به توصیه پدر، ظفرقند (زفرقند) را به قصد اقامت در شهر مقدس قم ترک کرد و در سنین نوجوانی رهسپار این دیار شد. در آنجا نزد مدرسان خبره و استادان برجسته، با ادبیات عرب، فقه، اصول، حکمت، فلسفه و تفسیر قرآن آشنا شد. اخلاص این نوجوان به همراه صفای خانواده موجب آن گردید که خداوند لطفش را شامل حال او کند و از استعدادی سرشار و ذوقی عالی و همتی وافر، بهره‌مندش سازد؛ در نتیجه دوره مقدمات و سطح را در مدتی کوتاه و با سرعت فرا گرفت و از عهده کلیه امتحانات به خوبی برآمد.پس از پشت سر نهادن این دوره‌ها به دوره خارج فقه و اصول راه یافت و این لیاقت را به دست آورد تا به محضر پرفیض حضرت آیت اللّه العظمی گلپایگانی (ره) راه یابد. وی با کوششی پی‌گیر، عزمی استوار و اراده‌ای خستگی‌ناپذیر، مراحل علمی را در چنین محفلی طی کرد و به کمالات علمی دست یافت.در آن زمان، آیت اللّه گلپایگانی با تلاشی مجدّانه روح فقاهت را در کالبد شاگردانی چون سید نوراللّه می‌دمید و امثال او را به عنوان پیشتازان فکری و طلایه‌داران اندیشه‌های دینی پرورش می‌داد. وی در ضمن فراگیری علوم نزد آن فروغ فقاهت، موفق گردید بیش از گذشته بذر مکارم و فضایل را در مزرعه وجود خویش بیفشاند و با احترام به آراء بزرگان بر کشتی نقد و پژوهش نشسته و اقیانوس معارف غنی تشیع را به غواصی پرداخته و صید گوهرهای ثمین و دُرهای گرانبها، به دست آورد.شهید سید نوراللّه طباطبایی نژاد به محفل نورانی عالم ربانی، متفکر شهید و فیلسوف عالیقدر، آیت اللّه مرتضی مطهری (ره) راه یافت. انس وی با این دانشمند به خون خفته، سرچشمه‌ای مهم در برنامه‌های درسی، پژوهشی و نیز تحولی شگرف در شیوه‌های تبلیغی، رفتاری و اخلاقی او به حساب می‌آید.به برکت این ارتباط علمی، شهید طباطبایی‌نژاد (ره) در حراست از مرزهای عقیدتی، حفاظت از حصن حصین اسلام، التقاط زدایی و زدودن خرافه‌ها از فرهنگ مردم، نقش ارزنده‌ای را ایفا کرد. آن شهید با مبانی فکری و آراء فلسفی شهید مطهری آشنا شد و در کنار فراگیری فقه و اصول، آموختن مضامین فلسفی و حکمی را پی گرفت و در این بوستان از خرمن دانش آیت اللّه مطهری (ره) خوشه‌ها چید.فعالیتهای ضمن تحصیل : سید نورالله طباطبایی (ره) به موازات بیست سال تحصیل و تدریس و در اثنای این تلاش‌ها از کاوش و تتبع در منابع قرآنی غافل نشد. چه شب‌های زیادی، که آنها را با بحث و تحقیق در آیات قرآنی احیا می‌کرد! ویژگی‌ها، ضرورت‌ها و تقاضاهای آن عصر، مسائلی را طرح می‌نمود که نشان می‌داد از پیدایش مسائل جدید و مفاهیم تازه در عرصه زندگی افراد، سرچشمه می‌گیرد. شهید طباطبایی نژاد (ره) از آن دسته روحانیانی بود که این مسائل و تحولات را درک کرد و با احساس وظیفه فهمید، نمی‌توان در برابر این دگرگونی‌ها خاموش و بی‌تفاوت نشست و با بدگویی از زمانه، فقط بر اوضاع تأسف خورد یا در انزوا فرصتی طلایی را انتظار کشید.استادان و مربیان : از استادان سید نورالله طباطبایی بعد از پدرش می توان به آیه الله العظمی گلپایگانی و آیه الله مرتضی مطهری اشاره کرد.همسر و فرزندان : از سید نورالله طباطبایی چهار فرزند باقی مانده که فرزند کوچکش در زمان شهادت وی چهار ساله بود.زمان و علت فوت : سیدنورالله طباطبایی در هفتم تیرماه 1360ه.ش به همراه سالار شهیدان انقلاب اسلامی در کربلای سرچشمه به شهادت رسید و پیکر پاکش را در شیخان قم دفن گردید.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سید نورالله طباطبایی (ره) از وقتی که به حوزه علمیه قم راه یافت با اندیشه‌های حضرت امام خمینی (ره) آشنا گردید و در پرتو افکار تابناک آن روح قدسی، ستیز با استبداد و نفی هر گونه ستم را یکی از مهم‌ترین برنامه‌های خود قرار داد. وی از هیچ تهدید و خطری نهراسید و هر چه شب‌پرستان تاریک دل و خفاش صفت محیط فعالیت را برایش تنگ کرده و او را از سنگری محروم می‌نمودند، به عرصه دیگری می‌شتافت و چون آذرخش، کویر جهل انسانها را روشن کرده و آنها را از خواب غفلت بیدار می‌ساخت. خطابه‌های آموزنده این شهید برفراز منبر و نیز سخنان روشنگرش در جمع دوستان و جلسات خصوصی، ضمن بیان حقایقی از تعالیم اسلامی و ترسیم فضیلت‌ها، در اوج فصاحت و شیوایی بر دل‌ها می‌نشست. سخنرانی‌های وی این خصوصیت را داشت که با ارائه نمونه‌ها، اشاره به مصادیق و تطبیق اختناق رژیم پهلوی با دوران خفقان عباسیان و امویان، فساد و تباهی اعوان و انصار استبداد را برملا می‌کرد. هر کجا رژیم شاه حرکتی را بر ضد باورهای مذهبی مردم مرتکب می‌گردید، با افشای آن، استوار و فداکارانه خشم و نفرت خود را از تبهکاری‌های ستمکاران بروز می‌داد.آن شهید سعید همواره در ایام تبلیغی در نقاط مختلف کشور به هدایت و ارشاد مردم می‌پرداخت. ایشان در راه به ثمر رسانیدن انقلاب شکوهمند اسلامی بارها در قم و منطقه اردستان و زواره مورد ضرب و شتم دشمنان اسلام قرار گرفت. در آن دوران خفقان چندین مرتبه اتفاق افتاد که بعد از نماز مغرب و عشا، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) در قم، وقتی سخنان و بیانات امام خمینی (ره) را برای مردم تشریح می‌کرد و برای آن مرد بزرگ، دست به دعا بر می‌داشت، به دست مأموران پهلوی مورد هتک و شتم قرار می‌گرفت؛ ولی این فشارها نه تنها هیچ گونه تأثیر منفی در اراده استوارش - که از قلبی لبریز از ایمان و تقوا نشأت می‌گرفت.- نمی‌نهاد؛ بلکه او را در راه هدف جدی‌تر هم می‌ساخت و برای وارد آوردن ضربات کوبنده‌تر به ریشه پوسیده استبداد بیش از پیش توان خویش را به کار می‌گرفت.در منطقه اردستان و زواره، اطلاعیه‌های حضرت امام (ره) را با شگرد خاص خود توزیع می‌کرد و در ضمن مبارزه شدید، تقیه را هم در نظر داشت، تا بتواند به کمک این سلاح سازنده، راه خویش را در جهت محو ستم ادامه دهد. او در واقع مأموران ساواک و عوامل رژیم را که با مراقبت دائمی، می‌خواستند سر از کارش درآورند، غافل می‌ساخت. مثلاً ایشان، ماشین حامل اعلامیه امام (ره) را با فاصله‌ای نسبتاً طولانی، از مسجد یا محل دیگر که می‌خواست آنها را در آنجا توزیع کند، پارک می‌کرد؛ سپس از کوچه‌های فرعی به حالت کاملاً عادی، طوری که شک مأموران را برنینگیزد، به آن مجلس وارد می‌شد و اطلاعیه‌ها را به افرادی می‌سپرد تا آنها خود، آن را پخش کنند. ایشان در شهر زواره، از دست طرفداران شاه به تنگ آمده بود؛ زیرا هر وقت او را می‌دیدند با بدگویی از مبارزان و مخالفان رژیم، بدترین نوع توهین‌ها را نسبت به حامیان امام (ره) و نهضت اسلامی، روا می‌داشتند؛ اما او با حفظ مصلحت‌های لازم ضمن تعریف از مبارزین، مراقب بود تا بهانه‌ای دست این افراد ندهد، برای این که مبادا برای آنان زحمتی ایجاد کنند؛ یا در فعالیت‌های سیاسی این نیروها اختلال به‌وجود آورند.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سیدنورالله طباطبایی در سال 1349 ش، در آن بحبوحه که مجلس فرمایشی رژیم پهلوی، هر روز قوانینی جدید در مخالفت با اسلام و تشیع و معارضت با قرآن و عترت وضع می‌کرد، شهید طباطبایی‌نژاد (ره) با قاطعیت تمام در یکی از مجالس عمومی و بر فراز منبر، نمایندگان آن روز را نوکر اجانب خواند. به دنبال این افشاگری، در منطقه اردستان و توابع ممنوع المنبر گشت و با پرونده‌ای حجیم که مأموران امنیتی برایش تنظیم کرده بودند، به ساواک مرکزی اصفهان منتقل گردید. با این همه پس از آزادی، مجدّداً به تلاش‌های روشنگرانه خود ادامه داد و در جهت تنویر افکار عمومی و تغذیه فکری نسل جوان لحظه‌ای آرام نگرفت تا آن که در سال 1356 ش، به دست عوامل رژیم دستگیر و روانه زندان شد؛ اما در روز بیست و ششم دی ماه در سال 1357 که مقارن با فرار شاه مخلوع بود، از زندان رهایی یافت.در حدود سالهای 1351 یا 1352 ش بود که حضرت حجة الاسلام و المسلمین کرباسی - روحانی اعزامی از قم - در مسجد پامنار زواره (واقع در شمال اردستان) به مناسبت سالروز ولادت با سعادت حضرت مهدی (عج) جشنی بر پا کرده بود. شهید طباطبایی‌نژاد در این مراسم سخنرانی کرد. حداقل در منطقه اردستان و زواره ایشان بود که برای نخستین بار از رهبر و قائد نهضت اسلامی ایران، به عنوان «امام خمینی» اسم برد.آرا و گرایشهای خاص : سید نورالله طباطبایی (ره) از همان اوان کودکی، در مکتب پدر و اساتید وارسته خود، با فضایل و مکارم آشنا گشت و خود نیز با تزکیه نفس، عبادت و ارتباط با خداوند در جهت کسب خوی عالی و نیل به خوبی‌ها کوشید و به صفات نیک و خصال پسندیده آراسته گردید، از مهم‌ترین خصوصیت‌های اخلاقی او، فروتنی بود که در لحظه‌های متفاوت زندگی او نشانه‌های آن را می‌توان دید. وقتی می‌خواست در مجلسی بنشیند، هر کجا را که جا بود، انتخاب می‌کرد؛ با هر کسی که روبرو می‌شد، در سلام کردن از او پیشی می‌گرفت؛ در گفتگوهایش، اهل جدال نبود؛ دوست نداشت او رابه تقوا و ایمان بستایند. اگر از کسی بدی می‌دید، تا آنجا که به خودش مربوط می‌شد، با عفو و نیکی، از آن چشم می‌پوشید؛ اما اگر آن عمل خلاف، به بهای هتک ارزشها تمام می‌شد؛ یا اگر با از بین بردن آبروی مؤمنی ملازم بود؛ به شدت بر افروخته می‌شد. در واقع خشم و عصبانیت این شهید سعادتمند، در احیای فضایل و میراندن رذائل تجلی می‌کرد. اگر کسی انتقادی نسبت به رفتار او یا برخی مسائل دینی داشت، او را به نحوی متقاعد می‌کرد که آن طرف مقابل، آن مسائل را نه به عنوان جواب انتقاد بلکه به عنوان حقایقی روشن در کام می‌کشید. آن شهید فروتنی در مقابل اهل کبر و غرور را روا نمی‌دید؛ مخصوصاً نسبت به افراد وابسته به طاغوت سعی می‌کرد با این گونه اشخاص، از موضع صلابت و قدرت رفتار کند. یکی از اعضای شورای شهر اردستان (در زمان رژیم گذشته) حاج آقا نوراللّه طباطبایی (ره) را کاملاً می‌شناخت. طباطبایی‌نژاد (ره) به علت برخورداری از مواهب الهی، از خشونت روحی بیزار؛ و اهل صفا و صمیمیت بود. از آنجا که او خویش را از زندان «خود» و «نفس» رهانیده بود، بر اساس مهر و محبتی که داشت، به راحتی با دیگران پیوند قلبی بر قرار می‌کرد؛ اما این عاطفه و احساسات، هم با ایمان تلطیف شده و هم به کمک دیگر فضایل، از جمله تقوا، جهت دار و دارای مقاصد الهی گشته بود. همین ویژگی موجب جذب افراد به سوی او گردید و سبب می‌شد اظهارات و توصیه‌هایش ثمر بخش گردد. نگارنده که از دوران نوجوانی و جوانی، با شرکت در محافل عمومی و برخی جلسات خصوصی، افتخار آشنایی، با حالات اخلاقی آن شهید را داشته، ناظر صفا، صداقت و اخلاص آن شهید بزرگوار بوده است. من به خوبی می‌دیدم که چگونه حرارت و نورانیت وی، حاضران را به تحرک و جوشش وا می‌داشت، آنان را برای گوش دادن به سخنان آموزنده‌اش مهیا می‌کرد.این سید بزرگوار، با آن که با استفاده از میراث خانوادگی، می‌توانست زندگی مادی مناسبی را برای خود فراهم کند؛ اما در نهایت ساده زیستی و اکتفا به تأمین حداقل مایحتاج خانواده، روزگار می‌گذرانید. طباطبایی‌نژاد ضمن آن که خود را به صداقت آراسته بود، عقیده داشت مسؤولان نظام اسلامی همه باید بر این اساس انتخاب شوند و بر این باور بود که جامعه بدون صداقت نمی‌تواند در خط سعادت پیش برود.چگونگی عرضه آثار : سیدنورالله طباطبایی با هوشیاری کامل این خلاء فکری و اجتماعی را دریافت و تصمیم گرفت آن را به شکلی صحیح پرکند و از چشمه‌ای حیات بخش و جاویدان، جرعه‌هایی جانبخش در کام نسل تشنه و عطشان جامعه بریزد؛ لذا با وجود گرفتاری‌ها و اشتغالات بسیار و نیز اختناق سیاه در رژیم شاهی ناگهان به عنوان روزنه امیدی، به فکر او و برخی از دوستان فاضلش رسید تا به همراه سایر پژوهشگران با اخلاص و آگاه، زیر نظر حضرت آیت اللّه مکارم شیرازی (مدّ ظلّه) نگارش و تفسیر نمونه را آغاز نمایند. تلاش شبانه روزی آنان در مدت کوتاهی به ثمر نشست و بسیار زودتر از آنچه تصور می‌گردید، جلد اولش به طبع رسید. این تفسیر به دلیل شیوایی نثر، محتوای مفید و پاسخگویی به نیازها و سؤالات نسل جوان و رفع برخی اشکالات و ایرادهایی که در خصوص اصول و فروع دین مطرح می‌گردید، با استقبال فوق العاده‌ای مواجه شد؛ و به زودی برای تدوین کنندگان فاضل این مجموعه، مشخص گشت که عطش جامعه به تفسیری که در عین سادگی عبارات مباحث فراگیر علمی، کلامی، اجتماعی و توأم با مسایل روز و طرح موضوعات مستحد باشد، تا چه اندازه شدید است؛ لذا کوشیدند تا تمام توان خود را به پای تکمیل آن مباحث بریزند. شهید سید نور اللّه طباطبائی‌نژاد (ره) تا جلد یازدهم با تلاش زیاد و همه جانبه برای نگارش این اثر ارزنده و آموزنده، همکاری داشت.
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

علوی، علی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آیةاللّه سیدعلی علوی در روز دوم محرم‌الحرام سال هزارو سیصدو چهل‌و شش ه.ق در خانواده‌ای که به فضل و تقوی اشتهار داشتند، در محله «امّ‌النومی» کاظمین پا به عرصه وجود نهادگروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : نسب این شخصیت علمی(سیدعلی علوی ) با 37 واسطه به حضرت علی‌ابن ابی‌طالب (ع) می‌رسد و به همین دلیل به «علوی» معروف شده است.از اوایل خلافت آل بویه که نقابت سادات ایجاد شد و کسانی به عنوان نقیب برای رسیدگی به امور علویان انتخاب شدند، اجداد آیةاللّه علوی نقابت گروهی از سادات را در شهرهای مختلف عهده‌دار شدند.پدرش حسین عمر خود را در همسایگی بارگاه حضرت امام موسی‌بن جعفر (ع) و امام جواد (ع) در کاظمین سپری کرد و مؤسس هیأت کاشانیان آن دیار بود که اکنون این هیأت به نام «موکب‌الامامین» مشهور است، وی در ششم شوال‌المکرم، سال 1391 هق و در هفتادو پنج سالگی وفات یافت و در آرامگاه ویژه در «وادی‌السلام نجف» آرمید.خاطرات کودکی : ولادت این کودک (سیدعلی علوی )برای والدین موجی از شعف و شادی پدید آورد، ولی بیماری سختی که وی را دچار شد، موجب نگرانی خانواده‌اش گردید. شدت کسالت او به اندازه‌ای بود که کودک را به مرگ نزدیک ساخت. سیدحسین در این ایام که همزمان با ماه محرم و صفر بود، به دلیل برنامه‌ریزی برای هیأت عزاداران و شرکت در مراسم سوگواری برای خامس آل عبا حتی شب‌ها هم کمتر به خانه می‌آمد، لذا عموی طفل به او خبر می‌دهد که کودک شما در آستانه مرگ است و سید حسین می‌گوید: شما او را نزد پزشکی ببرید. من ناگزیرم در هیأت باشم، اما دکترها درمانی برای این کودک نیافتند و تنها به برکت وجود مقدس حضرت امام حسین (ع) به طرز شگفتی سلامت خود را بازیافت.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : سیدعلی علوی در خانواده‌ای رشد یافت که نور ولایت آن را منور ساخته بود و مرحوم والدش به دیانت و پرهیزگاری اشتهار داشت. او نیز در این مسیر موفقیت‌های زیادی به دست آورد و با توسل به اهل‌بیت (ع) مشکلات علمی و اقتصادی خویش را برطرف کرد. چنانچه وقتی از عراق به ایران آمد، و وضع اقتصادی بسیار نامناسبی داشت. شبی رو به آسمان کرد و به امام زمان(عج) توسل نمود. در عالم رؤیا امام تبسم کرد و نوید دادند که گشایشی در زندگی‌ات ایجاد خواهد شد و از آن شب موفقیت و رونقی در مسیر زندگی خویش یافت که به برکت آن توانست نه تنها مشکلات مادی خود را برطرف کند، بلکه به امور اقتصادی مردم هم رسیدگی می‌کرد و چندین مسجد، مدرسه، کتابخانه و هیأت‌های حسینی در عراق و ایران برپا کرد(27) و او در خدمت به محرومین و درماندگان سرازپا نمی‌شناخت. با وجود آنکه مصائب طاقت‌فرسایی روان ایشان را آزرده می‌ساخت، بسیار بردبار بود. استقامتش چنان شگفتی در آشنایان پدید آورد که در این زمینه ضرب‌المثل شد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : از همان آغاز کودکی اشتیاق به فراگیری دانش دینی در سیمایش هویدا بود. برای آموختن قرآن نزد «ملاخانمی» رفت و تا قبل از سن ده سالگی مقدمات را نزد وی یاد گرفت. سپس به صحن شریف کاظمین انتقال یافت و به خدمت شیخی از اهل شیراز که خواندن و نوشتن را یاد می‌داد، رسید. این فرد یا ذوق با قلم‌نی و دوات و لوح فلزی مشق می‌داد .پس از مدتی به محضر «شیخ رمضان منجم» رسید و مقدمات پاره‌ای از دانش‌های دینی را نزد وی فراگرفت. در اوقات فراغت دفاتر و کتب شعری چون، کلیات جودی و خزائن‌الاشعار را می‌خواند و از این راه ذوق مطالعه خویش را بروز می‌داد. گاه اهل خانه را جمع می‌کرد و برایشان از کتب مرثیه اشعار می‌خواند و چنان سوز و گدازی در بین آنان ایجاد می‌کرد که شنوندگانش زار زار می‌گریستند. او به همراه پدر به مجالس ارشاد و روضه‌خوانی می‌رفت و هر کتابی که به دست می‌آورد، مطالعه می‌کرد تا آن که «شیخ حامد واعظی» وی را به شاگردی دعوت کرد.خاطرات و وقایع تحصیل : سیدعلی علوی درس شیخ حامد واعظی را به وقت طلوع آفتاب و در صحن مقدس کاظمین در ایوان غرفه «آیةاللّه سیدمهدی خراسانی» قرار داده بود و سید در رشته‌های صرف، نحو، منطق، کلام، فقه، اصول، حساب، علوم قرآنی، تجوید، تفسیر و برخی علوم اجتماعی آگاهی‌هایی به دست آورد. سیدعلی ضمن تحصیل کار می‌کرد تا مخارج روزمره را به‌دست آورد و از سهم امام (ع) یا سادات استفاده نکند. او تا بعد از نیمه‌های شب به درس و بحث اشتغال داشت و آنقدر در این زمینه تلاش می‌کرد که برخی از نزدیکان به پدرش گفتند: فرزندت را نصیحت کن، زیرا زیاده‌روی در مطالعه او را از نعمت بینایی محروم خواهد ساخت، چرا که بعد از نیمه شب وقتی از زیر بالکن منزل استادش عبور می‌کنیم، متوجه مباحثه او با استادش می‌شویم. وقتی پدر این موضوع را به او انتقال داد، در جواب شنید: العالم خیر من‌الجاهل؛ نوم‌العالم خیر من عبادةالجاهل فعالیتهای ضمن تحصیل : سیدعلی علوی برای آشنایی با تاریخ و جغرافیای شهرها و موقعیت فرهنگی کشورها از نقاط گوناگونی بازدید به عمل آورد و در این سفرها بر اندوخته‌های علمی و نگرش اجتماعی خویش افزود. او از تمامی شهرهای عراق دیدار کرد و با مردم و برخی مشاهیر در دفاع از مذهب تشیع گفتگو کرد. بنابه آنچه خود می‌گوید، از دوسوم جاهایی که بازدید کرده بود کتابهای زیادی به کتابخانه‌های عمومی، مدارس و مساجد یا مانند آن به نام «کتابخانه‌های عمومی الامام علی‌ابن‌الحسین (ع) در مسجد علوی قم و بغداد (حی‌طارق)» آثار خود را اهدا کرد. در سال 1387 هق به همراه آیةاللّه‌العظمی سیدمحسن حکیم به حج مشرف شد و نقاط مختلف حجاز را بازدید کرد. او سفری به سوریه کرد و در شام مرقد عمه‌اش؛ حضرت زینب (س) ، حجرین عدی و جایگاه اصحاب کهف را زیارت کرد و با بزرگان از علما و شعرا نیز دیداری داشت، و در شهر حلب مجالس سخنرانی و سؤال و جواب با حضور دانشمندان ترتیب داد، و برخی مؤسسات خیریه را از نزدیک ملاحظه کرد. در کشور لبنان نیز عده‌ای از اعلام و مساجد عظیم و مشهور را زیارت نمود و از شهرهای طرابلس، رقّه، حسکه و شهرهای بزرگ و کوچک سوریه و لبنان دیدار کرد. در این سفر با بعضی از اعاظم علمای سنی در خصوص رشد فکری جامعه و غنای فرهنگی جوامع اسلامی بحث‌هایی به میان آمد. آیت‌اللّه علوی در ضمن بازدید از مساجد، اماکن فرهنگی و کتابخانه‌های عمومی تعدادی از تالیفاتش را نیز به این مراکز اهدا کرد.استادان و مربیان : از استادان سید علی علوی می توان به موارد زیر اشاره کرد: ملاخانمی، شیخ رمضان منجم، شیخ حامد واعظی، سید محسن حکیم، سید اسماعیل صدر، احمد امین، سیدجعفر مرعشی، شیخ محی الدین ممقانی ،سید شهاب الدین مرعشی، سیدمحمدرضا گلپایگانی، آیت الله سیدمحمد هادی میلانی.همسر و فرزندان : سیدعلی علوی به سن پانزده سالگی رسید، پدرش از او خواست تا جهت اجرای سنت محمدی (ص) با دختر عمویش ازدواج کند. وی پذیرفت و ثمره این پیوند، سه فرزند به نام‌های؛ ضیاءالدین، عبدالصاحب و محسن بود که سومی سقط شد. و دو فرزند دیگر و مادرشان نیز بعد از آن وفات یافتند.این پیوند، بیش از هشت سال طول نکشید. سید بعد از آن با دختر مرحوم؛ سیدمحمد حسینی نجفی، که به تقوی و دیانت مشهور و در اداره جلسات و انجمن‌های مذهبی مهارت ویژه‌ای داشت، ازدواج کرد و از آن زمان بنا به اظهار خود آیةاللّه علوی در امور اجتماعی و فرهنگی بیش از گذشته توفیق به دست آورد؛ زیرا همسرش او را همراهی می‌کرد. نتیجه این پیوند مبارک، پنج فرزند پسر و چهار فرزند دختر بود. از فرزندان وی، محسن سقط شد. عزیز و عاصم در دوران کودکی فوت کردند. نام فرزندانش حاج سیدعادل علوی؛ سیدعارف علوی ؛ سید عامر علوی ؛وقایع میانسالی : سیدعلی علوی بسیاری از اوقات عمر گرانمایه را با قلم و دفتر در میان کتابخانه‌اش گذرانید و به نوشتن و مطالعه عشق ورزید و می‌گفت: آن چه بعد از انسان می‌ماند و باقیات صالحات او است، کتابش می‌باشد. بسیار قدرشناس بود و اظهار می‌داشت: «موفقیت‌هایی که به دست آورده‌ام، حداقل نیمی از آنها را مدیون مادر فرزندانم هستم، چرا که مرا به رسیدن به اهداف عالی همراهی کرد و مشوقی برای من و فرزندانم بود، در بحث‌های عقیدتی و دفاع از مرزهای فکری تشیع، تندیس ایمان به شمار می‌رفت.زمان و علت فوت : سیدعلی علوی سرانجام در بیست‌و هشتم شعبان 1402 هق (مطابق سی‌و یکم خرداد 1361) در پنجاه‌و پنج سالگی، در بیمارستان حاج‌آقا مصطفی خمینی تهران بر اثر عارضه قلبی دیده از جهان فروبست. پیکرش با شکوه تمام در تهران و سپس قم تشییع و پس از طواف بر مزار حضرت فاطمه معصومه (س) و نمازی که آیةاللّه‌العظمی مرعشی بر او خواند، در شب اول ماه مبارک رمضان در ضلع جنوبی صحن «مسجد علوی» دفن شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سیدعلی علوی به چهل سالگی رسیده بود و مرحوم آیةاللّه حکیم در سال 1387 هق وکالت و نمایندگی خود در بغداد - حی‌طارق را به آیةاللّه علوی سپرد. سید در آن دیار گذشته از نماز، تدریس، تربیت طلاب و تألیف، خدمات اجتماعی دینی مهمی انجام داد.برای نظم و اداره حوزه علمیه از روشی منسجم و برنامه‌ریزی شده استفاده کرد. او طرحی را در کتاب «الرافد» برای انتظام حوزه ارائه داد.فعالیتهای آموزشی : سیدعلی علوی در مساجد اعظم و امام حسن عسکری (ع) قم و برخی محافل دیگر به تدریس فقه، اصول و دیگر علوم اسلامی پرداخت و اداره جلسات تفسیر قرآن کریم را عهده‌دار شد. او کفایةالاصول آخوند خراسانی را به شیوه‌ای جالب و مورد فهم طلاب تدریس می‌کرد و شرح مبسوطی بر کفایه نوشت. او در ضمن تدریس درس خارج آیةاللّه مرعشی را نیز غنیمت شمرد و چنان ارتباط بین آن دو برقرار شد که آن فقیه فقید نسبت به آیت‌اللّه علوی عنایت ویژه‌ای داشت.علوی توسط سیداسماعیل صدر لباس روحانیت به تن کرد.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : خدمات اجتماعی و فرهنگی سید علی علوی، به شرح ذیل است:الف: در عراق (بغداد) و کاظمین‌1 - تأسیس هیئت «موکب‌العبیدی» در مسجد عبیدی.2 - بنای مسجد «الجامع‌العلوی» در سال 1388 که بعدها حسینیه‌ای به آن ملحق کرد.3 - کتابخانه «مکتبةالامام علی‌بن‌الحسین (ع) العامة» در الجامع‌العلوی.4 - تاسیس موکب‌الکاشانیین در کاظمین.5 - بنای ساختمان «مدرسةالعلوی‌الدینیة» در سال 1376 ه.ق که جنب مسجد است.6 - تأسیس موکب «حی طارق» در الجامع‌العلوی.ب: در شهر مقدس قم‌1 - تأسیس «هیأت علوی» قم در ذی حجه 1391 ه.ق.2 - احداث ساختمان مسجد علوی (بنای آن در 17 صفر سال 1393 گذاشته شد.)3 - تأسیس کتابخانه عمومی «الامام علی‌بن‌الحسین» در مجاورت مسجد علوی.4 - ایجاد «مجمع‌الآثار» که عتیقه‌های اهدایی و نذورات اثری و باستانی مسجد در آن حفاظت می‌شود.5 - تاسیس «هیأت مسجد علوی» در بیست‌و پنجم محرم‌الحرام سال 1394 هق.6 - احداث «مسجد بنی‌هاشم» قم در میدان امام خمینی در 28 محرم‌الحرام 1398 ه.ق.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سید علی علوی به زبان عربی و فارسی شعر می‌سرود و در ضمن با اساتید این فن از جمله، حاج ملاعبدالحسین کاظمی و بقیه شاعران کاظمین، کربلا و نجف اشرف و حتی شهرهای دیگر ارتباط برقرار کرد. نوحه سرایان برای دسته‌جات اشعار زیادی که به زبان عربی محلی بود، از ایشان می‌گرفتند و در هیأت می‌خواندند. قصیده‌ایی که در سال 1382 هق خواند، آنقدر برای رژیم وقت خطرناک بود که ایشان را تا مرز اعدام کشانید.آرا و گرایشهای خاص : «سیدعلی علوی دارای طبع روان و ذوق سرشاری می‌باشد و در این فن گوی سبقت از اقران خود ربوده و اشعار شیوایی به عربی سروده که در خواننده و شنونده ایجاد شور و طرب می‌کند و حقا اگر شعر چنین وضعی نداشته باشد، شعر نیست.»صفاتی چون، صبوری، شکوری، مهربانی، مهمان‌نوازی به همراه استقامت، سازش‌ناپذیری با ستم، مجاهدت و مبارزه با آفات اجتماعی در وجودش موج می‌زد. وقتی در میان مردم قرار می‌گرفت، بسیار گشاده رو و فروتن بود. با سخنان شیرین که گاهی با اشعار دلنشین تزیین می‌شد، آنان را موعظه می‌کرد و به یاد قیامت می‌انداخت و جنبه بشارت و نذیر بودن را حفظ می‌کرد. او در مسیر زندگی، به هیچ عنوان دیانت را از سیاست جدا ندانست و از آغاز جوانی در اندیشه رهایی ملت‌های ستم دیده مسلمان از بند زنجیر ستم استبداد و فشار استکبار بود و با قلم و بیان جهاد را آغاز کرد با محرومان صالح زندگی کرد. قلبش با فقیران بود. برای ارتقای اندیشه دینی و خذلان مخالفان و معاندان لحظه‌ای استراحت نکرد.چگونگی عرضه آثار : سیدعلی علوی در نگارش آثار و تغذیه فکری جامعه به مقتضیات زمان و اوضاع روزگاری که در آن به سر می‌برد، توجه داشت و می‌کوشید کتابهایی به رشته تألیف درآورد که پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و برخی معضلات و نابسامانی‌ها را تذکر دهد. او با تسلطی که به منابع علوم اسلامی داشت، موفق شد آثاری درخور جامعه‌ای که در آن می‌زیست، اعم از عراق و ایران تالیف کند. چاپ چندین جلد کتاب در حوزه فرهنگ تشیع از دیگر آثار علامه علوی می باشد.آثار : اختر لنفسک ، الاثرالخالد فی‌الولد والوالد ، الاصول‌الثلاثه ، الامر بالمعروف والنهی عن‌المنکر ، الرافد ، العفاف علی مذبح‌التبرج ، العمل‌الجهادی ، الفارق ، الکلمةالطیبة ، باء بسمله ، پاسخ اندیشه ، پیک رحمت ، تربیت از نظر قرآن و سنت ، ترجمةالمولف بقلمه ، دروس و حلول فی شرح کفایةالاصول ، دیوان علوی ، راهنمایی قرآن کریم ، رستگاران ، زکوةالفطرة ، سوداگران ، کتابخانه ، لباب معالم‌الدین ،محاضرات فی اصول‌الدین ، مخطوط کتاب‌الارث ، های جوانان ، یادآوری
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

علی آذری، جمال الدین

قرن:8
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ جمال الدین علی آذری (حمزه بن علی ملک هاشمی آذری طوسی بیهقی اسفراینی) مروزی از بزرگان و شعرای قرن هشتم و متخلص به آذری بود. وی پس از کسب علم در حکمت و حدیث عازم سفر حج و حلب در سوریه شد. سپس به حلقه مریدانشاه نعمت الله ولی پیوست و به همراه او تا هندوستان رفت و در بازگشت به ایران تا آخر عمر در اسفراین گوشه ای اختیار کرد و در 866ه.ق در گذشت گروه : علوم انسانی ر شته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : عرفان اسلامیوالدین و انساب : پدر شیخ جمال الدین علی آذری، مردی به نام علی ملک هاشمی بود که با نامهای آذری، طوسی، بیهقی، اسفراینی و مروزی مشهور بود که نشان از مهاجرتهای پی در پی خاندان و اجداد او دارد.خاطرات و وقایع تحصیل : شیخ جمال الدین علی آذری مقدمات علوم را در شهرهای خراسان از جمله در طوس، بیهق، اسفراین و مرو آموخت سپس سفری به حج و شهر حلب در شام (سوریه) کرد و پس از بازگشت به ایران، در حلقه مریدان شاه نعمت الله ولی کرمانی در آمد.فعالیتهای ضمن تحصیل : سفر کردن در سرزمینهای گوناگون از امور مورد علاقه صوفیان و از جمله شیخ جمال الدین علی آذری بوده است.استادان و مربیان : مهمترین استاد شیخ جمال الدین علی آذری در زمینه عرفان اسلامی، شاه نعمت الله ولی کرمانی بنیان گذار طریقت صوفیانه نعمت اللهیه بوده است.هم دوره ای ها و همکاران : شاه خلیل الله جانشین و فرزند شاه نعمت الله ولی همانند شیخ جمال الدین علی آذری سلوک معنوی در طریقت نعمت اللهیه را نزد شاه نعمت الله ولی پیمود.وقایع میانسالی : شیخ جمال الدین علی آذری پس از بازگشت از حج و حلب، به حلقه مریدان شاه نعمت الله ولی کرمانی در آمد وبه همراه وی به هندوستان سفرکرد. و با دربار شاهان بهمنی فلات دکن آشنا شد و حتی کتبی از جمله معنوی بهمن نامه را به نام آنان تصنیف کرد و پس از بازگشت به ایران تا پایان عمر در اسفراین در عزلت زیست.زمان و علت فوت : شیخ جمال الدین علی آذری در سال 886ه.ق/ 1461.م در اسفراین به سبب کهولت سن در گذشت.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : شیخ جمال الدین علی آذری چنانکه شیوه صوفیان است، علاقه ای به مناصب دولتی و فساد ناشی از آن نداشت، از این رو همانند سایر صوفیان بیشتر به سفر و سلوک می پرداخت.فعالیتهای آموزشی : درباره فعالیت های آموزشی شیخ جمال الدین علی آذری اطلاعاتی در منابع وجود ندارد اما می دانیم که آثار عرفانی وی در میان صوفیان نعمت اللهی پس از وی اهمیت خاصی داشته است.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شیخ جمال الدین علی آذری در کنار زهد و عبادت بسیار، به مطالعه آثار صوفیانه، صوفیان پیش از خود به ویژه آثار مذهبی درزمینه حکمت و حدیث علاقمند بوده است.همفکران فرد : بسیار از خلفا و شاگردان شاه نعمت الله ولی کرمانی به ویژه فرزنداو شاه خلیل الله کرمانی، همانند شیخ جمال الدین علی آذری از مشایخ طریقت نعمت اللهیه بوده اند.آرا و گرایشهای خاص : شیخ جمال الدین علی آذری از جمله حکیمان و متشرعانی بود که به تصوف به ویژه تصوف شیعی علاقه خاصی داشت و تصوف را مستلزم گمراهی از دین نمی دانست.آثار : جواهر الاسرار ویژگی اثر : کتاب جواهر الاسرار اثر شیخ جمال الدین آذری درباره علم حروف است. علم حروف چنانکه میان صوفیان مرسوم بود و در قرون نهم هجری به نهضت حروفیه کشیده شد، دانشی از علوم غربیه بود که به خاصیت های نمادین و جادویی حروف رمز اعتقاد داشت و به آنها می پرداخت.2 سفی الصفا ویژگی اثر : با توجه به اینکه آذری خو دصوفی بود وبه مناسک حج معنای نمادین ویک از اعمال آن آگاه بود و نیز با توجه به اینکه خو دسفری به حج کرده بوده است، این کتاب را در راهنمایی زایران کعبه نگاشته است.3 طغرای همایون ، غرایب الدینا و عجایب الاعلا ، مثنوی امامیه ، مثنوی بهمن نامه ویژگی اثر : این مثنوی که در قاب حماسه است، شباهتهایی با شاهنامه فردوسی دارد و از این نظر از آن تقلید کرده است. محتوای این اثر تاریخ خاندان بهمنی، پادشاهان فلات دکن در هندوستان بوده است.7 مفاتیح الاسرار
منابع زندگینامه :کتر ابوالفتح حکیمیان ، فهرست مشاهیر ایران، ج 2، تهران : انتشارات دانشگاه ملی ایران ،1357،ص85.

علی بن محمد باقر

قرن:2
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حضرت اباالحسن علی ابن امام محمد باقر (ع) در سال 113 هجری قمری جهت امر تبلیغ دین مبین اسلام و پاسخگویی به احساسات مذهبی مومنان وارد کاشان شدند و به مدت 3 سال در میان عاشقان و دلباختگان اهل البیت به ارشاد مردم ولایتمدار پرداختند از ویژگیهای بارز این امامزاده لازم التعظیم می توان به فرزند بلافصل بودن و هچنین نایب الامامین یعنی امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) اشاره نمود درخصوص مقام والای آنحضرت روایتهای متعددی نقل شده است که از جمله آن می توان به حدیث حضرت امام صادق (ع) اشاره نمود که می فرماید :هرکس برادرم حضرت علی ابن باقر (ع) را در اردهال زیارت کند مانند کسی است که قبر جدم حسین (ع) را در کربلا زیارت کرده باشد و هچنین حضرت امام رضا (ع) می فرماید نعم الموضع الاردهال فلزم و تمسک به ، چه خوب مکانی است اردهال پس به آن التزام و تمسک پیدا کنید حضرت علی ابن امام محمد باقر (ع) در سال 116 هجری قمری با یاران و اعوانش به جنگ با کفر زمانه می پردازد و پس از رشادتهای فراوان سرانجام در 27 جمادی الثانی در دره ازناوه با یاران باوفایش به شهادت رسید و سر مبارکش را از تن جدا نموده و برای حاکم جور وقت در شهر قزون ارسال نمودند و بدن مطهرش را در مشهد اردهال به خاک سپردند

عودی، ستار

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
دکتر ستار عودی درسوم خرداد 1333ه.ش در بغداد متولدشد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مدارس عراق گذراند. و در پانزدهم اسفند 1350 ه.ش به همراه خانواده، همانند بیش از پانصد هزار ایرانی دیگر توسط حکومت یعنی صدام حسین، از عراق اخراج شدند. وی بین سالهای 1354ـ 1352 ه.ش به انجام خدمت نظام وظیفه با درجه گروهبان درلشکر 77خراسان پرداخت و بعد از انقلاب اسلامی به اشتغال در چند شرکت خصوصی و از سال 1364ه.ش در وزارت راه و ترابری مشغول به کار شد. در فروردین 1367تا کنون 1383 به عنوان مترجم، دبیر و سر دبیر خبر عربی مشغول به کار است. وی دارای مدرک دکترای تاریخ و تمدن اسلامی است.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : تاریخ تمدن اسلامی والدین و انساب : ستار عودی در سال 1333 در خانواده مردی ایرانی به نام غلام از زنی به نام سلیمه متولد شد.خاطرات کودکی : ستار عودی که کودکی و نوجوانی خود را در اطراف کاظمین سپری کرد و گرچه خاطرات زیادی از آن روزگار در ذهن ندارد، آنجا را به سبب رونق مراسم های مربوط به عاشورا در آن روزگار همواره به یاد می آورد.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : پدر ستار، شغل آزاد و نسبتا مرفه و جزو طبقه متوسط اجتماعی بود. ستار نیز در کنار یک خواهر و پنج برادر خود ( به نامهای سهام، جلال، کمال، خالد، سالم و حافظ) تا سال 1350 از زندگی خوبی برخوردار بوده اند . تا اینکه در دیماه 1350 دولت عراق دار اینهای آنان را ضبط کرد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : ستار عودی دیپلم خود را در شهر ری دریافت کردو از سال 1364 دررشته زبان انگلیسی وارد دانشگاه تهران شد، در سال 1369 نیز لیسانس ادبیات فارسی را از دانشگاه پیام نور احراز کرد و در سال 1374 فوق لیسانس تاریخ و تمدن ملل اسلامی و در سال 1380 مدرک دکتری خود را در همان رشته از دانشگاه تهران دریافت کرد.خاطرات و وقایع تحصیل : ستار عودی در کنار تحصیل، به گذراندن یک دوره خبرنگاری و نیز یک دوره دیپلم عالی بازرگانی از لندن ( از طریق نامه نگاری) نائل آمده است . در کنار اینها در جاده کرج مشغول به کار بوده است و گاه از فرط خستگی برسر کلاس به خواب می رفته است.فعالیتهای ضمن تحصیل : ستار عودی در حین تحصیل علاوه بر اشتغال و تحصیل در چندین مقطع و رشته، به چندین جلسه علمی در خارج کشور رفت و نیز برای بنیاد دایره المعارف اسلامی بزرگ مقالاتی تهیه می کرد. همچنین مدتی را به فراگیری زبان فرانسه و اسپانیول مشغول بود.استادان و مربیان : خانم دکتر برزگر و دیگر استادان، به ویژه استادان رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران از استادان ستار عودی بوده اند. از آن جمله اند: استاد دکتر اسعدی، استاد دکتر حسین قره چانلو، دکتر نصیریان، دکتر هادی عالم زاده و دکتر نورالله کسائی.هم دوره ای ها و همکاران : ستار عودی نام همدوره ای ها و همکاران روزگار تحصیل خود را به سبب سپری شدن زمان و وقوع بسیار در زندگی او به خاطر نمی آورد.همسر و فرزندان : ستار عودی در 19شهریور 1360ه.ش با دختر خاله خود به نام بتول آهنگری ازدواج کرد و حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای علی متولد 1361، حیدر 1364، و محمد 1371 می باشند.وقایع میانسالی : روزگار میانسالی ستارعودی به تحصیل دررشته تاریخ تمدن و ملل اسلامی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران و نیز اشتغال در بخش عربی اخبار جمهوری اسلامی ایران، و نیز به عنوان مترجم و دبیر می گذرد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : ستار عودی مشاغل گوناگونی چون مدیر امور فروش، مدیریت امور انبارها، استادی زبان انگلیسی درنیروی هوایی، استاد زبان عربی در دانشکده وزارت امور خارجه، استاد در دانشگاه های تهران و دانشگاه امام صادق(ع) و سردبیر خبر بین المللی عربی در خبر گذاری جمهوری اسلامی ایران را تجربه نموده است.فعالیتهای آموزشی : ستار عودی سابقه درخشانی در تدریس داشته است که عبارت است از: استادیار رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی در دانشگاه امام صادق. استادیار رشته تاریخ و تمدن ملل اسلامی در دانشکده فرهنگ اسلامی و ارتباطات ( شاخه تاریخ تشیع) . استاد مدعو در دانشکده الهیات دانشگاه تهران از 1378 تا کنون 1383. استاد ناظر بر رساله های دانشجویان در دانشکده خبر عضو هیات علمی بنیاد دایره المعارف بزرگ اسلامی . کارشناس امور خبری در بخش بین المللی خبر گذاری جمهوری اسلامی ایران. سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : ستار عودی در دانشگاههای مختلف در تهران به تدریس و نیز مطالعه و تحقیق مشغول است. و نیز سر دبیری خبر بین المللی بخش عربی را بر عهده دارد.شاگردان : ستار عودی چنانکه خود نوشته است شاگردان بسیاری را طی یک دهه آموزش تربیت کرده است که برخی از آنان مسئولیت های مهمی را عهده دار می باشند.آرا و گرایشهای خاص : تز دکتری ستار عودی تحت عنوان« تاریخ دولت اغلبیان در افریقیه ( تونس) در قرن سوم هجری »پس از پنج سال تحقیق صورت گرفته است. وی با توجه به تسلط بر زبانها عربی و انگلیسی و فارسی و دانستن زبانهای فرانسه و اسپانیایی منابع گسترده ای در این باره را شناسایی و مطالعه کرده است.جوائز و نشانها : جایزه بهترین مقاله دایره المعارفی برای مقاله «تاریخ نگاری در شمال آفریقا» 1383/11/15چگونگی عرضه آثار : ستار عودی بیش از 50مقاله علمی به بنیاد دایره المعارف اسلامی تقدیم کرده است که در جلد ششم دانشنامه جهان اسلام هفت مقاله از آن به چاپ رسیده است . از این گذشته وی تعدادی مقاله برای دایره المعارف بزرگ اسلامی نوشته است که در حال چاپ می باشند. و نیز پنج مقاله درباره شخصیتهای عرب قدیم از جمله بشار بن بردو مجله اول در فرهنگستان زبان وادب فارسی زیر چاپ است . دو مقاله در جمله ماهنامه دینی و یک مقاله در مجله ریحانه و یک مقاله در دایره المعارف زنان، حدود 100مدخل برای دایره المعارف جدیدی بر سبک و سیاق دایره المعارف مصاحب دردست چاپ دارد.آثار : ایران یک شریک تجاری ویژگی اثر : این کتاب در رشته بازرگانی و ترجمه ای است از زبان انگلیسی به عربی که در اجلاس سران کشورهای اسلامی به نمایش گذاشته شد و دومین چاپ آن نیز منتشر شده است .2 تاریخ آل مظفر ویژگی اثر : این کتاب خلاصه ای است به زبان ساده که از کتب پیچیده روزگار پس از ایلخانان استخراج شده و توسط موسسه اهل قلم ـ میراث مکتوب در حال چاپ است.3 تاریخ دولت اغلبیان در افریقیه ( تونس) درقرن سوم هجری ویژگی اثر : عنوان فوق،شامل تز دکتری ستار عودی بود که پس از پنج سال تحقیق و مطالعه بیش از 700 منبع به پایان رسیده و در موسسه امیر کبیر در زیر چاپ است.4 زندگینامه شاه عباس دوم ویژگی اثر : این کتاب خلاصه ای است با نثری روان که برای مخاطبین جوان تهیه شده است این اثر خلاصه ای است از منابع مربوط به عصرصفوی که در موسسه اهل قلم ـ میراث مکتوب در حال چاپ می باشد.5 سرگرمیهای ریاضی ویژگی اثر : ترجمه کتابی سرگرم کننده در رشته ریاضی است که در موسسه علمی ـ فرهنگی وابسته به وزارت علوم زیر چاپ است.
منابع زندگینامه : اظهارات و نوشته های ستار عودی

غروی تبریزی، میرزا علی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شهید آیةالله العظمی میرزا علی غروی تبریزی سال 1305شمسی در خانواده ای متدین وتجارت پیشه در شهر پرآوازه تبریز چشم به جهان گشود دو ساله بود که غبار دردناک یتیمی برسرش فرو نشست وبدین ترتیب اولین جام بلا را درمیدان زندگی سرکشید.
در شش سالگی به فرا گیری علوم دینی روی آورد ومقدمات را در آنجاگذراند سپس رحل سفر را در قم افکند تا در اقیانوس بی کران علم ودانش گوهر کمیاب اجتهاد را صید کند ووجود فرشی اش را به عطر دلربای کلام معصوم عرشی نماید. چندی بعد باکوله باری از علوم اکتسابی از فقیهانی همچون حضرات آیات بروجردی حجت کوه کمره ای خوانساری وشاهرودی از قم به نجف کوچید تا بابهره گیری از حلقه های درس آیةالله العظمی خوئی وشیخ حسین حلی ومحمد باقر زنجانی روح کمال جویش را کمی آرام کند اما او که نیلوفر جان را به دور عمود ایستادگی بالا می برد آنگاه که ذرات درخشان خورشید راستی و حقیقت را در حریم امیرالمومنین ع در آغوش کشید دریافت که در وادی عشق راحتی نیست. لذا پس از درگذشت استادش آیةالله العظمی خوئی بر کرسی تدریس می نشیند وبا شوقی وصف ناپذیر ونظمی کم نظیر به تدریس وتالیف وتحقیق می پردازد تا اینکه طلاب بی شماری که از کوثر کلام گهر بارش سیراب شده بودند اوراچون نگینی ارزشمند در برمی گیرند. عالمی که در نظم وترتیب زبانزد همگان بود وهیچگاه مطالعه وعبادت واقامه نماز در حرم امیرالمومنین ع وپاسخ به استفتائات اورااز رسیدگی به امورمردم غافل نمی کرد. نجوای زیارت عاشورا بر لبهای حق گویش آن هم درهر صباح شعله های عشق رادر دلش روز به روز فروزان تر می کرد وبر افروختگی صورتش رازیباوزیباتر می کرد. او جان رابه زیارت مولا ومقتدایش آقا حسین بن علی ع پرواز داده ودل در کمند گنبد نورانی وحرمی پر حرمت وضریهی که مهبط پر نشاط ملائک است بسته بود. چه بسیار لیالی جمعه ای که در جستجوی پرنده زیبای شهادت رهسپار کعبه دلها می شد تادر قنوتی عارفانه شهادت را به میهمانی دستهایش فرا خواند. سرانجام در شامگاه جمعه 29خرداد 1377ش 24صفر 1419ق دررجوع از زیارت آن حرم باصفا گلوله ای آتشین فراق جانکاه را به وصال دلربا مبدل می کند وعطر وصال را به مشام جان بیدارش می رساند وهمراه با داماد وراننده اش باغروری بهت آور به استقبال شهادت می روند تازنده بودن را برای همیشه تفسیر کنند.

فاضل لنکرانی، عبدالله

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران آیه الله عبدالله فاضل لنکرانی درسال 1314ه.ق در لنکران دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا مرحله اجتهاد از استادان خود ادامه داد و به خاطر اینکه فرد فاضلی بود بعد از افتتاح مسجد اعظم امامت این مسجد به ایشان واگذار گردید. از وی آثار زیادی به جا مانده است. عبدالله فاضل لنکرانی در سال 1392ه.ق دار فانی را وداع گفت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : پدر عبدالله فاضل لنکرانی، انسان مؤمن، خیّر و نیکوکاری به نام حاج بشیر بود و بسیار مورد احترام مردم آن منطقه بود. ایشان زمینهای زیادی داشت که مردم از آن‌ها به نحوی بهره‌مند می‌شدند. کمک‌های او به مستمندان، موجب شد که در آن منطقه، از اعتبار ویژه‌ای برخوردار شود. در اوج فعالیت‌های ضدّ دینی کمونیستها، او با پای پیاده و با مشقّت فراوان خود را به سرزمین حجاز رساند و اعمال حج را به جای آورد. یکی از خدمات بسیار ارزنده ایشان، ساختن مسجدی در آن منطقه بود. مادر وی از زنان مؤمن آن‌جا به شمار می‌رفت که همپای همسرش در کمک به مردم نقش به سزائی ایفا می‌کرد و به او علاقه بسیاری داشت.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : لنکران از شهرهای قدیمی جمهوری آذربایجان (شوروی سابق) است که قبلاً جزء کشور ایران به شمار می‌آمد. این منطقه، از سه طرف به کوهستان و جنگل منتهی می‌شود و دارای آب و هوای بسیار لطیفی می‌باشد. یکی از مناطق حومه لنکران، «ارکوان» است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : عبدالله فاضل لنکرانی در حدود سال 1330 ه . ق .پس از رسیدن به سن بلوغ، از منطقه لنکران به شهر اردبیل آمدند و به مدت چهار سال در این شهر اقامت داشتند و در طی این مدّت، مقدّمات و ادبیّات عرب را نزد «شیخ قدرت الله (ره) » که وی مردی عالم و متدیّن بود، فرا گرفتند و بعد از اردبیل به زنجان هجرت نموده و مدّت 3 سال از علمای آن دیار کمال استفاده را بردند.فاضل در حدود سال 1337 هجری قمری، به شهر مقدّس مشهد، مهاجرت نمودند. ایشان در طیّ چند سالی که در جوار مرقد مطهّر ثامن الحجج (ع) مسکن گزیده بودند، با عنایات خاصّ آن امام همام (ع) و سعی و تلاش خود، حدود 5 سال از محضر اساتید بزرگی چون آیت الله آقازاده کفائی خراسانی (ره) ، آیة الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی (ره) و حضرت آیة الله العظمی حاج آقا حسین قمی (ره) - ایشان جزو روحانیون و مجتهدین بزرگی بودند که از پیشگامان مبارزه با رژیم منحوس پهلوی، مخصوصاً مبارزه با طرح اصلاحات اراضی و بی بند و باری آن رژیم بودند. - نهایت استفاده و فیض را بردند.در سال 1342 ه . ق. با ورود لنکرانی به بلدة طیّبه قم، مرحله جدیدی از زندگی ایشان شروع شد. در شهر مقدس قم به خاطر وجود علما و مراجع عظام شیعه و علاقه وی به کسب فیض از محضر علمای بزرگ، ترویج دین و گسترش احکام، معظم له همّت و تلاش بی وقفه خود را صرف تحصیل علم و تهذیب نفس می‌کردند. در قم - که مرکز عشّ آل محمد (ص) است - از اساتیدی همچون حضرت آیة الله العظمی حائری یزدی (ره) ، مؤسس حوزه علمیه مقدسه قم، فقه و اصول را آموختند و نهایت فیض را از ایشان بردند. بعد از ورود حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) به قم عبدالله الله فاضل لنکرانی به حلقه درس ایشان پیوستند.استادان و مربیان : از استادان عبدالله فاضل لنکرانی می توان به موارد زیر اشاره کرد: شیخ قدرت الله آیت الله آقازاده کفائی خراسانی آیت الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی آیه الله حاج آقا حسین قمی آیه الله بروجردی آیه الله حائری یزدی هم دوره ای ها و همکاران : از همدوره ایهای عبدالله فاضل لنکرانی می توان به آیات عظام بروجردی، کوه کمره ای و صدر اشاره کرد.همسر و فرزندان : همسر عبدالله فاضل لنکرانی، صبیه مرحوم آیة الله حاج سید عبّاس فقیه مبرقعی رضوی، والد ماجد حاج سید مرتضی فقیه است که بانویی متدیّن و مؤمن به شمار می‌رود. حاصل این ازدواج 4 پسر و 5 دختر را در بر داشته است. از میان فرزندان فاضل لنکرانی که توانست با سخت کوشی و تلاش فراوان منشأ خدمات بسیار ارزنده‌ای برای اسلام و مسلمین شود، حضرت آیة الله العظمی حاج شیخ محمّد فاضل لنکرانی(مدّظلّه) می‌باشد که از مراجع تقلید جهان تشیّع به حساب می‌آید. زمان و علت فوت : عبدالله فاضل لنکرانی ، مردی که لحظه لحظه عمر بابرکت خود را صرف اصلاح و ارشاد مردم و تبیین مسائل فقهی و اصولی نمود و خود را وقف اسلام و مسلمین کرد، در تاریخ چهاردهم صفر المظفر سال 1392 هجری قمری، بعد از 78 سال عمر بابرکت، دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت بدن مطهّرش پس از تشییع باشکوه، در جوار مرقد مطهر کریمه اهلبیت، فاطمه معصومه (س) ، در مقبره شیخان قم به خاک سپرده شد. فرزند معظّم ایشان جناب حضرت آیة الله محمد فاضل لنکرانی (مدّظلّه) می‌فرمایند: «پس از نه سال در اوایل پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران جنازه جوانی را که در جریان مسائل افغانستان به شهادت رسیده بود، به قم انتقال و در پائین پای قبر مرحوم آیت الله لنکرانی، قبری برای وی حفر کردند؛ در این حال دیواره قبر ایشان فرو ریخت. ناگهان مشاهده کردند که جسد مرحوم آیت الله لنکرانی (ره) کاملاً سالم مانده و هیچ‌گونه تغییری نیافته است و بدون کفن در قبر وجود دارد. این واقعه موجب شگفتی تمامی افرادی که در تشییع شهید شرکت کرده بودند، گردید.» آیت الله فاضل می‌فرمایند: «چون پدرم از اصحاب خاصّ و نزدیک آیت الله العظمی بروجردی (ره) بودند و در قضاء حوائج طلّاب و رسیدگی به مشکلات آنان، سعی و کوشش بسیار می‌کردند، از این چنین مقام معنوی در پیشگاه خداوند متعال برخوردار هستند.»( فعالیتهای آموزشی : زمانی که مرحوم آیت الله بروجردی، مسجد اعظم را ساختند، به خاطر علاقه زیاد به عبدالله فاضل لنکرانی ایشان را به امامت جماعت مسجد اعظم منصوب کردند؛ این در حالی بود که عدّه‌ای با این امر مخالف بودند. لنکرانی ، در طی سالهایی که در قم سکونت داشتند با شور و اشتیاق وصف‌ناپذیر به تحصیل و تدریس روی آوردند، به نحوی که اندک زمانی بعد تدریس متون فقه و اصول را در کنار حرم مطهّر حضرت فاطمه معصومه (س) و مسجد عبد اللهی - که در جنب دفتر آیت الله فاضل قرار داد - شروع کردند. همچنین تدریس خارج فقهی که چند سال داشتند، طلّاب زیادی از این منبع کسب علم نمودند که می‌توان به مرحوم حاج شیخ مهدی هادوی (ره) و آقای واعظی اشاره کرد.فاضل، با زحمات و تلاشهای بی وقفه و علاقه وافر به تحصیل علم، توانستند به مقام علمی بالائی برسند. در زمان ایشان، علماء و مراجع بزرگی همچون حضرات آیات عظام: بروجردی (ره) ، کوه کمره‌ای (ره) ، صدر (ره) و... بودند و این مرد پر تلاش، توانست خود را به مرحله اجتهاد برساند .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : از هنگام ورود عبدالله فاضل لنکرانی به قم، مجلس روضه‌ای صبح جمعه‌ها در منزل ایشان تشکیل می‌شد، در این مجلس، علمای بزرگی چون: حضرت امام خمینی (ره) ، آیت الله بروجردی (ره) ، آیت الله گلپایگانی (ره) ، آیت الله سلطانی (ره) ،آیت الله قاضی (ره) و... شرکت می‌کردند.شاگردان : از شاگردان عبدالله فاضل لنکرانی می توان به شیخ مهدی هادوی و آقای واعظی اشاره کرد.آرا و گرایشهای خاص : عبدالله فاضل لنکرانی از خصوصیات اخلاقی ویژه ای برخوردار بود: 1- اخلاص 2- شجاعت 3- رسیدگی به طلاب 4- ساده زیستی :در یک خانه محقر و کوچکی زندگی می‌کردند که این منزل برای مرحوم آیت الله فاضل (ره) ، با داشتن فرزندان زیاد بسیار کوچک بود، ولی ایشان با تمسّک به ساده زیستی ائمّه معصومین (ع) و علمای بزرگ، به این منزل محقّر اکتفا می‌کردند. 5- زیرکی و کیاست:از دیگر ویژگی‌های اخلاقی، می‌توان به زیرکی و کیاست ایشان اشاره کرد. زمانی که عبدالله فاضل در لنکران بودند، کمونیستها فعّالیت‌های افراد مسلمان را به شدّت سرکوب می‌کردند. ایشان مجبور شدند که 2 بار به ایران مهاجرت کرده و به لنکران باز گردند. وقتی که مادرشان به رحمت ایزدی پیوست، آقای فاضل (ره) در ایران بودند و سازمان ک.گ.ب (شوروی سابق) در تعقیب او بود و بارها تلاش کرده بود که ایشان را دستگیر کند ولی موفّق نشد تا وقتی که آیت الله فاضل به رحمت خدا رفتند و مردم عکس ایشان را روی مزار مادرشان قرار دادند؛ بعد از این جریان، سازمان جاسوسی شوروی سابق (ک.گ.ب) فهمید که مرحوم حضرت آیت الله فاضل، فرزند این زن مؤمن و متدین بوده است. و این نشانگر از کیاست و زیرکی مرحوم آیة الله فاضل می‌باشد.آثار : ، الاحکام الواضحة ،تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة أحکام التخلّی والوضوء ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة الاجتهاد والتقلید ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة کتاب الطهارة فصل فی المیاه ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، الاجارة ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، الطلاق والمواریث ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، القضاء و الشهادات ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، النجاسات و أحکامها ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب الحدود ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب الخمس ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب الصلاة ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب القصاص ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب المضاربة ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب النکاح ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب الوقف ، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الأول» تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الثالث» تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الثانی» تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الخامس» تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الرابع» تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب غسل الجنابة ,التیمم ,المطهرات ، نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الاول» ، نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الثالث» ، نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الثانی»
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

فرشته، محمدتقی

قرن:12
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ محمد تقی فرشته ( متوفی سال 1186هـق ) از اعلام فلاسفه و اعاظم علمای امامیه بود. وی پس از درک محضر علمای بزرگ زمان خود و رسیدن به درجه عالی علمی ، توانست کرسی تدریس فلسفه و فقه و اصول را در قزوین به خود اختصاص دهد. شیخ محمد تقی فرشته آثاری چند به طبع و تالیف رسانده است.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : شیخ محمدتقی فرشته فرزند شیخ محمدجعفر بن شیخ محمدکاظم طالقانی قزوینی رمضان ، از اعلام فلاسفه و اعاظم علمای امامیه بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ محمدتقی فرشته پس از فراگیری مقدمات ، حکمت و فلسفه را نزد علمای زمان خود آموخت و در ردیف عالمان زمان خود قرار گرفت.استادان و مربیان : شیخ محمدتقی فرشته حکمت و فلسفه را از حوزة درس پدرش شیخ محمدجعفر فرشته و میرزا حسن بن عبدالرزاق لاهیجی (متوفی سال 1121هـ.ق) اخذ کرد.همسر و فرزندان : شیخ محمدتقی فرشته پدر ملانعیما طالقانی صاحی کتاب اصل الاصول و ملامحمد ملائکه متوفی سال 1200هـ.ق می باشد.زمان و علت فوت : شیخ محمدتقی فرشته متوفی سال 1186هـق می باشد.فعالیتهای آموزشی : شیخ محمدتقی فرشته پس از درک محضر علمای بزرگ زمان خود و رسیدن به درجه عالی علمی ، توانست کرسی تدریس فلسفه و فقه و اصول را در قزوین به خود اختصاص دهد. او از ائمه فتوا و تقلید بود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شیخ محمد تقی فرشته علاوه بر فعالیت های آموزشی ، آثاری چند به طبع و تالیف رسانده است.آثار : حواشی بر اسفار ملاصدرای شیرازی ، حواشی بر شرح قوشجی
منابع زندگینامه :نسیم قزوین ، بنیاد فرهنگی قزوین شناسی ، به کوشش محمدعلی حضرتی ، دفتر اول ، زمستان 1375 ، ص 170

فقهی زاده، عبدالهادی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
دکتر عبد الهادی فقهی زاده ،استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران است . او معاون پژوهشی دانشکده علوم و حدیث همان دانشگاه نیز می باشد . از او آثار متعددی درباره دین پژوهی به چاپ رسیده است که هرکدام به نوبه خود جایگاه ویژه ای را دارا می باشند .گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : علوم قرآن و حدیث اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : عبد الهادی فقهی دوران کودکی و نوجوانی خود را در بهبهان و در خانواده ای روحانی سپری کرد .تحصیلات رسمی و حرفه ای : فقهی زاده درسال 1365 شمسی وارد دانشگاه تهران شده و تحصیل در رشته علوم قرآن و حدیث را پی گرفت . وی دوره کارشناسی ارشد خود را دراین رشته درسال 1369 در دانشگاه تربیت مدرس گذراند و دوره دکتری خودرا نیز در همان دانشگاه سپری کرد .استادان و مربیان : یکی از استادان عبد الهادی ،استاد عبد الکریم بی آزار شیرازی می باشد .مشاغل و سمتهای مورد تصدی : فقهی زاده درسال 1370 شمسی تدریس دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد الهیات دردانشگاه تهران رابه عهده گرفت و درسال 1375 عضو هیات علمی گروه علوم و حدیث دانشگاه تهران شد . همچنین او عهده دار مسئولیت معاونت پژوهشی دانشکده علو م حدیث می باشد .همفکران فرد : استاد عبدالکریم بی آزار شیرازی ، یکی از همفکران فقهی زاده است .آرا و گرایشهای خاص : فقهی زاده معتقد است که مودت اهل بیت دردل همه وجود دارد . وی براین نظر است که هیچ مسلمانی نیستس که محبت اهل بیت را دردل نداشته باشد .آثار : پژوهشی درنظم قرآن ،درآمدی بر علم رجال، نقش و جایگاه زن درحقوق اسلامی ، وحدت اسلامی ازدیدگاه قرآن و سنت
منابع زندگینامه : مودت اهل بیت (ع) ،محوروحدت مسلمانان / گفتگو با دکتر بی آزار شیرازی ،کیهان فرهنگی ، سال هیجدهم ،بهمن 1380 ، پیاپی 184و ص 10

فکوری یزدی، محمد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ محمد فرزند آقا حسین یزدی در سال 1324ه.ق، در احمد آباد اردکان و در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف دیده به جهان گشود. پس از گذشت حدود بیست بهار از زندگیش، رهسپار حوزه علمیه قم شد و در مدرسه فیضیه اقامت گزید و با اشتیاق فراوان به تحصیل و تهذیب نفس پرداخت.وی بر اثر تفکّر زیاد در تحقیق مطالب و فهم مسائل، به لقب « فکور» معروف بودند. آن گونه که مشهور است، حضرت آیةاللّه حائری( ره) ایشان را به این لقب خواندند» .گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : نام پدر شیخ محمد ، آقا حسین بود. تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ محمد کمتر از 6سال داشت که جهت فراگرفتن قرآن مجید پای به مکتب گذاشت. به زودی کلام خدا را آموخت. چون درآمد مالی پدرش کفاف مخارج خانواده‌اش نمی‌کرد، نزد شخصی به نام حاج عبدالصمد وکیلی به شاگردی رفته و همزمان با کار، خواندن و نوشتن را نیز فراگرفت.بیشتر شبها با اجازه صاحب مغازه در همان مغازه می‌ماند تا با فراغت بیشتر به مطالعه ادامه دهد.استعداد سرشار و شوق آموختن سبب شد تا سرانجام به مدرسه علمیه اردکان راه بیابد و پس از طی تحصیلات مقدماتی، جهت ادامه تحصیل راهی یزد شود.با مستمری اندکی که حاج عبدالصمد در اختیارش قرار می‌داد، توانست در مدرسه عبدالرحیم خان یزد که رونق خاصی داشت، به تحصیل بپردازد. پس از گذشت حدود بیست بهار از زندگیش، رهسپار حوزه علمیه قم شد و در مدرسه فیضیه اقامت گزید و با اشتیاق فراوان به تحصیل و تهذیب نفس پرداخت.استادان و مربیان : طی سالهای متمادی که شیخ محمد فکوری یزدی در حوزه پربرکت قم مشغول تحصیل بود، از محضر استادان زیادی بهره‌مند گردید. بعضی از آن آیات عظام عبارتند از:-1حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم-2سید محمد حجت کوه کمری-3سید محمدتقی خوانساری-4سید صدرالدین صدر-5امام خمینی(ره)-6 محمد علی قمی-7سید شهاب الدین مرعشی نجفی-8سید محمدرضا گلپایگانی.-9سید حسین بروجردی طباطبایی.هم دوره ای ها و همکاران : شیخ محمد فکوری یزدی در دوران تحصیل بیشتر اوقات با شهید محراب آیةاللّه حاج شیخ محمد صدوقی مباحثه می‌کرد.(5) تا اینکه از مدرسین عالی رتبه حوزه علمیه شد و در صحن بزرگ حضرت معصومه (س)شروع به تدریس کرد.همسر و فرزندان : از شیخ محمد فکوری یزدی تنها یک دختر داشت.زمان و علت فوت : شیخ محمد فکوری یزدی در روز جمعه هشتم ذیعقده سال 1394دیده از جهان فرو بست و در مقبره شیخان قم، در جوار زکریا بن آدم اشعری، سمت شرقی شیخان، بدن مطهرش به خاک سپرده شد.فعالیتهای آموزشی : شیخ محمد فکوری یزدی در حدود 18سال از محضر آیةاللّه العظمی بروجردی بهره برد و به درجه اجتهاد نایل آمد. وی به امر تدریس خیلی اهمیت می‌داد. از این روی شاگردان زیادی در مکتبش تربیت شدند که اکثر آنان هنوز در قید حیات و مایه افتخار حوزه‌های علمیه‌اند. بعضی از شاگردان ایشان عبارتند از:آیةاللّه شهید حاج آقا مصطفی خمینی( ره) که بخشی از دروس فلسفه و حکمت را از وی فرا گرفت. حاج سید عباس خاتم یزدی، محمدتقی مصباح یزدی، شیخ حسین راستی، غلامرضا رضوانی خمینی و حاج سید جعفر کریمی و...سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شیخ محمد با روش خاصی برای مراجعین استخاره می‌کرد. نوعا جوابهایش درست بود. بدین سبب نیز شهره آفاق گردید و از خارج و داخل برای همین امر به وی مراجعه می‌کردند.آرا و گرایشهای خاص : آیةاللّه فکور، نسبت به امام خمینی علاقه زیادی داشت. در ایامی که راه عتبات عالیات باز بود، آیةاللّه فکور سالی دو مرتبه به کربلا و نجف مشرف می‌شد، آنگاه هم که راه بسته شد، با زحمات زیادی از بیراهه‌ها با راهنمایی افراد خاصی خود را برای زیارت عتبات عالیات به نجف و کربلا می‌رساند و مدتی هم می‌ماند.وقتی به حرم اباعبداللّه (ع)مشرف می‌شد، ساعت‌ها از حرم بیرون نمی‌آمد، به گونه‌ای مجذوب حرم می‌شد که متوجه هیچ کس نمی‌شد.عشق و علاقه‌ای خاص به امام حسین (ع)داشت. گاه ساعت‌ها در صحنِ حرم می‌نشست و گنبد و بارگاه اباعبداللّه را می‌نگریست و نمی‌توانست از آن دل بکند و به خانه برگردد.خودش می‌گفت: « دوست روحانی متدینی داشتم که مدتی پیش از دنیا رفته بود، آرزو داشتم او را در خواب ببینم و از احوال عالم برزخ سؤال کنم و خبری بگیرم.این را هم می‌دانستم که بر اساس روایات: در روز قیامت پیامبر (ص)و ائمه معصومین (ع) و...شیعیان را شفاعت می‌کنند و از آن مهلکه‌ها نجات می‌بخشند.آنچه که خود آنها سفارش کردند، این است که برای عالم برزخ فکری بکنید. شفاعت مال روز قیامت است.به این جهت خیلی دلم می‌خواست بدانم که چه عملی در عالم برزخ به کار می‌آید و انسان را نجات می‌دهد؟ تا اینکه شبی او را در خواب دیدم؛ جلو رفتم، دستش را گرفتم و پرسیدم: در عالم برزخ چه عملی ارزش دارد و سبب نجات انسان می‌شود؟ ابتدا دستش را از من جدا کرد و عقب عقب رفت، دویدم گریبانش را گرفتم و گفتم تا جوابم را ندهی، رهایت نمی‌کنم. گفت: « برای عالم برزخ زیارت اباعبداللّه الحسین (ع)را فراموش نکن» .از دیگر خصوصیات بارز ایشان احترام بسیار به سادات بزرگوار و فرزندان اهل بیت (ع) خصوصا اهل علم آنها بود با تعظیم و تکریم زایدالوصفی با آنها روبرو می‌شد.
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

قاسمی، عبدالوهاب

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
عبدالوهاب قاسمی در اوایل پاییز 1312 در نوزدهم مهر ماه در شهر سوادکوه به دنیا آمد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامیو الدین و انساب : عزیز اللّه قاسمی از جمله ساکنین آبادی لیورک بود. وی با خطابه و وعظ به تبلیغ دین می‌پرداخت. او که با زنی پاکدامن به نام بانو «بی‌بی‌جانی»ازدواج کرده بود، از خداوند می‌خواست محصول این پیوند، نخست از لحاظ بدنی سالم بوده و آنگاه راه او را ادامه دهد و در کسوت روحانیت به عنوان سرباز امام زمان(عج)، حقایق مسلم فرهنگ قرآن و عترت را برای مردم بازگوید. خداوند نیز دعایش را اجابت فرمود و در اوایل پاییز سال 1312 (نوزدهم مهر)، هنگامی که خزان می‌پژمرد، غنچه‌ای از بهار در این خانواده شکفت و پدر به شکرانه این شهد شیرین زندگی، نامِ عبدالوهاب را برایش برگزید.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : یکی از نواحی استان زرخیز و خوش آب و هوای مازندران، شهرستان سوادکوه می‌باشد. این شهر در دره‌ای واقع در البرز مرکزی، با وسعت 2441 کیلومتر مربع، واقع شده است. از شمال با قائم شهر، از جنوب با فیروزکوه، از مشرق با منطقه جنگلی دودانگه ساری و از مغرب با بخش بندپی از توابع بابل هم مرز می‌باشد. نقاط کوهستانی، عبور رودخانه تالاب از آن و نیز جنگل‌های سر سبز، بر صفای این دیار افزوده است؛ امّا آنچه بدان طراوت معنوی می‌بخشد، امامزادگان، مساجد و مراکز دینی و علمی است که جان انسان‌های تشنه معرفت و دیانت را، عطرآگین می‌سازد.روستای «لیورک» که از جمله آبادی‌های این منطقه است، از قدیم الایام با وجود کوچکی و کمی جمعیت، موطن و محیط نشو و نمای انسان‌هایی بوده است که در جهت نشر تعالیم دینی و تبلیغات مذهبی، فعالیت داشته و دارند.تحصیلات رسمی و حرفه ای : عبدالوهاب قاسمی در پوتو تربیت پدری رئوف و متدین و نیز پرورش‌های عاطفی و اخلاقی مادری پاک طینت و مشفق، دوران نوباوگی را با طراوت معنوی پشت سر نهاد و از همان نخستین دوران زندگی با نغمه‌های آسمانی، قرآن و دعا انس یافت. وی با حضور در مجالس تجلیل از مقام اهل‌بیت (ع) روان خویش را با زمزم جوشان و مصفای این خاندان شستشو می‌داد و علاقه به ارزشها و باورهای دینی با وجودش عجین می‌گشت. او به اقتضای محیط خانوادگی در همان سنین کودکی خواندن، نوشتن و قرائت قرآن را فرا گرفت و پس از این مقدمات به تحصیلات دوران ابتدایی پرداخت. وی پس از اینکه این مقطع را با موفقیت سپری ساخت، بر حسب ذوق ذاتی، شوق فطری و تأکیدهای مداوم پدرش، به آموختن علوم دینی روی آورد.در سوادکوه، مرکزی که بتواند نیازهای علمی و فکری این نوجوان را برطرف کند، وجود نداشت؛ به همین جهت برای فراگیری علوم اسلامی، زادگاه خویش را ترک کرد و در شهرستان بابل اقامت گزید. وی به مدت مدت سه سال به فراگیری علوم دینی پرداخت. عبدالوهاب برای ادامه تحصیل به تهران مهاجرت کرد. او در مدارس خازن الملک و حاج ابوالحسن معمار باشی از محضر علما و اساتیدی عالی قدر بهره‌ها برد.قاسمی، حوزه درس آیت الله حاج سیدمحمدهادی میلانی را که در شبستان غربی مسجد جامع گوهرشاد تشکیل می‌شد، مغتنم شمرد و با استعداد درخشان و مجاهدت پیگیر خود، به برکت این حوزه غنی، تا مرز اجتهاد پیش رفت.استادان و مربیان : از استادانی که عبدالوهاب قاسمی در محضرشان کسب فیض نموده است می توان به: حاج شیخ کاظم دامغانی، مرحوم قزوینی، ایت الله حاج شیخ هاشم قزوینی، میرزا مهدی اصفهانی، سیدموسی زرآبادی، آیت الله نائینی، حاج آقا شیخ قمی اشاره کرد.همسر و فرزندان : قاسمی پنج فرزند پسر به نام‌های: محمد باقر ، صادق ، محمد ، رضا و عباس و نیز سه فرزند دختر به نام‌های: رباب ، صدیقه و اعظم به یادگار مانده است.وقایع میانسالی : قاسمی طبق وصیتی که از وی باقی است، داماد خویش، سید رسول میریان را وصی شرعی و قانونی خود قرار داد و از او خواست تا طبق حکم الهی و قانون متقن و محکم اسلامی، رفتار کند. در خصوص ازدواج دخترانش، در حد شأنشان همانند خواهر خود از کل اموال وی بدون آن که از سهمیه آنان چیزی کسر شود، مبالغی بردارند. او کتابهایش را از این برنامه جدا کرد و وصیت کرد تا آنها را به هر یک از فرزندانش که توفیق کسوت لباس مقدس روحانیت داشته‌اند، واگذارند.زمان و علت فوت : قاسمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به عضویت شورای همبستگی در حج - که مرکب از اقشار مختلف مردم بود.- در آمد و پس از تشکیل کمیته انقلاب اسلامی، حدود یک سال نیز به عنوان معاونت در کمیته مرکزی شهرستان ساری مشغول خدمت بود. او برای تداوم انقلاب به ارشاد و سازندگی مردم می‌پرداخت و در سال 1359 ش. از سوی مردم حق شناس ساری به نمایندگی در مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و در این سنگر با تمام جدیت، نظام جمهوری اسلامی را که تحت لوای ولایت فقیه است، یاری می‌داد و تمامی امکاناتش را به کار می‌گرفت و همه کوشش و آرزویش این بود تا هر چه زودتر، اصول قرآنی در جامعه استقرار یابد. ایشان پس از یک سال خدمتگزاری به امت مسلمان در سمت مزبور، در تاریخ هفتم تیرماه 1360 ش. در کربلای سرچشمه، در کنار شهید مظلوم دکتر بهشتی (ره) و دیگر یارانش، به دست دشمنان خلق خدا (منافقان) به دیدار حق شتافت و در جوار رحمتش آسود. بدن مطهّرش بنا به وصیت وی در شهرستان قم و در قبرستان شیخان، به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : قاسمی درخط مقدم مبارزه با رژیم طاغوت در صفوف اولیه بود وی در همان آغاز راه اندازی شد ولی با همه شکنجه هایی که بر او وارد آمده بود و بعد از آزادی راه مبارزه ادامه داد. در سال 1356 ش. قاسمی به جرم مخالفت‌های صریح و علنی با رژیم شاه، به زندان افتاد؛ ولی این بار هم در سلول انفرادی طاغوت زیر شکنجه‌های موحش دم برنیاورد. لذا پس از آزادی، مأموران ساواک خواستند با توطئه قبلی ایشان را در سفر مکه ترور کنند؛ اما موفق نشدند و توطئه آنها با شکست مواجه شد. آخرین دستگیری آن شهید بعد از سخنرانی افشاگرانه وی، در تابستان سال 1357 ش. رخ داد که بسیاری از کتب ارزشمند و نوارهای سخنرانی او و دیگران، مورد دستبرد عوامل ساواک قرار گرفت و مفقود شد.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : قاسمی در سال 1344 ش. به دعوت جمعی از مؤمنین و تصویب و تأکید علمای بزرگ وقت (رضوان اللّه علیهم) در شهر ساری رحل اقامت افکند و با صراحتی تمام و شجاعتی کم‌نظیر، خط نهضت اسلامی را در مرکز استان مازندران باز گشود و برای برانداختن حکومت جور و استقرار نظام عدل اسلامی آن گونه که مقتضی بود، آخرین توان خویش را به کار برد و در این راه چندین بار دستگیر و روانه زندان شد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : قاسمی در یک صد و سی و هفتمین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، در تاریخ 6 اردیبهشت 1360، از جنایت گروهک‌های مزبور در ساری، قائم شهر و سوادکوه پرده برداشت و کشتار وحشیانه، هتاکی‌ها و ضرب و شتم اینان را نسبت به مردمان این سامان برملا کرد.آرا و گرایشهای خاص : قاسمی در دوران نسبتاً کوتاه زندگی‌اش، درس استقامت، ایمان و وارستگی را به خوبی آموخت و توانست آن را به دیگران هم تعلیم دهد. آن شهید از همان دوران جوانی و تحت تربیت خانوادگی و نیز محیط پاک حوزه علمیه، به این واقعیت دست یافت که برای غلبه بر کشش‌های درونی، که آدمی را به سوی خودخواهی سوق می‌دهد، باید نیرویی قوی را در کانون دل ایجاد کرد،تا با تکیه بر آن، امکان تعدیل این امیال فراهم آید؛ این نیروی عظیم باطنی هم چیزی جز تقوا و ایمان نیست. به همین دلیل ایشان با عبادت، راز و نیاز با خداوند و اعمال صالح، توانست چنین فروغی را در ژرفنای جان خویش روشن سازد و به برکت آن تار و پود وجودش را از گزند هوس‌های درونی و تحریکات شیطانی، حفظ کند.
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

قدیری، محمدحسن

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محمد حسن قدیری سال 1315 در اصفهان دیده به جهان گشود و پس ازگذراندن تحصیلات متوسطه و دروس مقـدمـاتی حوزه در سال 1337 برای طی سطوح عالی حـوزه به نجـف اشرف عزیمت کرد و در آنجا از محضر بزرگانی چون آیت الله خویی بهره‌مند شد. آیت‌الله محمد حسن قدیری با آغاز نهضت امام خمینی (ره) و تبعید به عراق از همان ابتدا در زمره یـاران و نزدیکان ایشان درآمد و ضمن تلمذ در محضر آن حضرت در برخی فعالیت‌های مبارزاتی علیـه رژیم منحوس پهلوی فعالانه شرکت داشت. در سال 1350 به عضویت هیات استفتاءات حضرت امام خمینی(ره) درآمد و این مسئولیت را تا زمان ارتحال ایشان بر عهده داشت. امامت جمعه بخش رویدشت استان اصفهان، عضویت در هیات استفتاءات مـرحوم آیت‌الله العظمی اراکی و دفتر مقام معظم رهبری، تدریس دروس خارج فقه اصول درحوزه علمیه قم و عضویت در شورای نگهبان قانون اساسی از دیگر فعالیت ها و خدمات این عالم ربانی در طول 72 سال عمر پر برکت وی محسوب می‌شود. گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی تحصیلات رسمی و حرفه ای : محمدحسن قدیری پس ازگذراندن تحصیلات متوسطه و دروس مقـدمـاتی حوزه در سال 1337 برای طی سطوح عالی حـوزه به نجـف اشرف عزیمت کرد و در آنجا از محضر بزرگانی چون آیت الله خویی بهره‌مند شد. علت فوت : محمدحسن قدیری 87/7/26 در سن 72 سالگی درگذشت و پیکر ایشان صبح شنبه از مسجد امام حسن عسگری(ع) تا حرم مطهر حضرت معصومه(س) تشیع خواهد شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : محمد حسن قدیری با آغاز نهضت امام خمینی (ره) و تبعید به عراق از همان ابتدا در زمره یـاران و نزدیکان ایشان درآمد و ضمن تلمذ در محضر آن حضرت در برخی فعالیت‌های مبارزاتی علیـه رژیم منحوس پهلوی فعالانه شرکت داشت. در سال 1350 به عضویت هیات استفتاءات حضرت امام خمینی(ره) درآمد و این مسئولیت را تا زمان ارتحال ایشان بر عهده داشت. امامت جمعه بخش رویدشت استان اصفهان، عضویت در هیات استفتاءات مـرحوم آیت‌الله العظمی اراکی و دفتر مقام معظم رهبری، تدریس دروس خارج فقه اصول درحوزه علمیه قم و عضویت در شورای نگهبان قانون اساسی از دیگر فعالیت ها و خدمات این عالم ربانی در طول 72 سال عمر پر برکت وی محسوب می‌شود.آثار : البحث فی الرسلات عشر ، البیع تقریرات درس حضرت امام (ره) ، التیمم ، الحاشیه علی العروه الوثقی ، المباحث فی علم الاصول ، رساله فی الوضع والاستعمال

قره چانلو، حسین

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
دکتر حسین قره‌چانلو در سال 1319 در شهر تهران به دنیا آمد.وی دارای دکترا رشته الهیات و معارف اسلامی از دانشگاه تهران است.نامبرده، پس از فراغت از تحصیل، به کار تدریس از دانشکدة الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی پرداخت. ترجمه کتاب "الاعلاق النفیسه" حسین قره چانلو ، در دوره پنجم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیتحصیلات رسمی و حرفه ای : حسین قره‌چانلو تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در تهران به پایان رسانید. سپس وارد دانشگاه شد و موفق به گرفتن مدرک لیسانس و فوق لیسانس و دکترا در رشتة الهیات و معارف اسلامی از دانشگاه تهران گردید.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : حسین قره‌چانلو ، پس از فراغت از تحصیل به کار تدریس از دانشکدة الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی پرداخت. دکتر قره‌چانلو در تهیه و تنظیم قسمتهایی از دایرة المعارف شیعه و دایره‌المعارف اسلام همکاری کرده، هم‌اکنون طرّاح مسائل تاریخی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است.جوائز و نشانها : ترجمه کتاب "الاعلاق النفیسه" حسین قره چانلو ، در دوره پنجم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.چگونگی عرضه آثار : حسین قره‌چانلو بیش از چهارصد مقالة تحقیقی و تاریخی نوشته است که تمامی آنها در مجله بررسیهای تاریخی ارتش و مجله بررسیهای دانشکده الهیات و معارف اسلامی و دایرة‌المعارفهای مختلف فارسی به چاپ رسیده است.آثار : ترجمة الاعلاق النفیسه ویژگی اثر : ابن رسته، 1365، امیرکبیر-این کتاب در دوره پنجم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزیده شد-آشنایی با کتاب «الاعلاق النّفیسه» مقصود مؤلف از نوشتن این کتاب، فراهم آوردن اطلاعاتی از مجموعه علوم زمان تألیف کتاب بوده است. او علاوه بر توصیف بلاد اسلامی از سرزمینهای خارج از جهان اسلام نیز سخن به میان آورده است و به صورتی کامل و جامع از جغرافیای نجومی و ریاضی با استناد به آیات قرآنی و آثار نجومی و اقوال دانشمندان سخن رانده است. مطالب کتاب در مورد سرزمین صنعا و امپراتوری بیزانس و هند شرقی و سقلابیان و اقوام اورال و آلتایی و اقوام اطراف دریای سیاه و نواحی اصفهان در خور توجه بوده و اطلاعات جمع‌آوری شده در باب مکه و مدینه و توصیف رودها و مناطق طبرستان از اهمیّت خاصی برخوردار است. با توجه به تنوع اطلاعاتی که در کتاب فراهم آمده، می‌توان آنرا دایرة‌المعارفی کوچک از علوم، جغرافیا و تاریخ گذشتة جهان دانست 2 حرمین شریفین ویژگی اثر : 1362، امیرکبیر .
برگرفته از کتاب :شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

قزوینی، فتح الله

قرن:11
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ فتح الله قزوینی (متوفی سال 1050هـ.ق) از علمای بزرگ قزوین بود. وی پس از آنکه در علوم عقلی و نقلی به نبوغ علمی دست یافت ، کرسی تدریس و رهبری را در حوزه قزوین به دست گرفت و طلاب علوم دینی از اطراف و اکناف به حلقة درسی او پیوستند. او در خطابه و وعظ مهارت بسیار داشت و به همین خاطر به واعظ قزوینی مشهور گردید. شیخ فتح الله آثاری به تالیف رسانده که عموماً حوزه علوم دینی را در می گیرد.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : تبار و ذریه شیخ فتح الله به دو شاخه تقسیم می شوند: خاندان شفائی و خاندان سامت. بقیه خاندان سامت را امروزه در قزوین با شیخ العلما میرزا عبدالرحیم سامت می شناسند. اصل این طابفه از قریه صفی آباد در نواحی قزوین بوده و نخستین شخصی که در عصر صفوی قزوین را مسکن خویش قرار داده و به تحصیل علوم دینی پرداخته است. علمای دیگری نیز از این خاندان برخواسته اند از جمله شیخ عبدالکریم صاحب کتاب نظم الغرر و شیخ محمد یحیی صاحب ترجمان اللغه و... تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ فتح الله قزوینی پس از تکمیل مقدمات متداوله ، به فراگیری فنون ادب و علوم عقلی و نقلی مشغول شد.استادان و مربیان : شیخ فتح الله محضر درس شیخ بهایی و فخرالدین سماکی قزوینی را در ک نموده است.همسر و فرزندان : شیخ فتح الله قزوینی سرسلسله خاندان واعظ قزوینی و پدر شیخ ملا رفیع الدین محمد قزوینی متخلص به واعظ و متوفی سال 1089 هـق صاحب کتاب ابواب الجنان است. شیخ حر عاملی (1033-1104هـ.ق ) نیز در امل الآمل شیخ فتح الله را پدر ملا رفیع الدین محمد دانسته است.زمان و علت فوت : شیخ فتح الله قزوینی متوفی سال 1050هـ.ق می باشد.فعالیتهای آموزشی : شیخ فتح الله قزوینی پس از آنکه در علوم عقلی و نقلی به نبوغ علمی دست یافت ، کرسی تدریس و رهبری را در حوزه قزوین به دست گرفت و طلاب علوم دینی از اطراف و اکناف به حلقة درسی او پیوستند.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : شیخ فتح الله در خطابه و وعظ مهارت بسیار داشت و به همین خاطر به واعظ قزوینی مشهور گردید. او همچنین آثاری به تالیف رسانده که حوزه علوم دینی را در می گیرد.آرا و گرایشهای خاص : شیخ فتح الله از متکلمان شیعه و شیوخ مجتهدین عصر خویش در قزوین بود. همچنین او را ردیف عالمان علوم عقلی و نقلی قرار داده اند.آثار : رساله در امامت ،رساله در عرفان

منابع زندگینامه :نسیم قزوین ، بنیاد فرهنگی قزوین شناسی ، به کوشش محمدعلی حضرتی ، دفتر اول ، زمستان 1375 ، ص 160

قمی، عباس

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ عباس قمی در سال 1294 هجری قمری در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود . وی تحصیل علوم اسلامی را در زادگاه خود شروع کرد و در سال 1316 ه .ق راهی نجف اشرف شد و در آنجا به تحصیل و تکمیل علوم و معارف اسلامی پرداخت ؛ او اندوخته های علمی خود را در اختیار فضلا و طلاب دیگر نیز قرار داد و توانست شاگردان زیادی را تربیت نماید . محدث قمی سرانجام در سال 1359 ه. ق دار فانی را وداع گفت .گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیتحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ عباس قمی تحصیل علوم اسلامی را نزد علمای سرشناس قم آغاز کرد سپس در سال 1316 ه.ق راهی نجف اشرف شد و در جوار با عظمت و پرشکوه مولا ی متقیان امیرمومنان حضرت علی به تحصیل و تکمیل علوم و معارف اسلامی پرداخت.استادان و مربیان : شیخ عباس قمی به خاطر علاقه بسیار زیادی که با احادیث و اخبار اهل بیت داشت،همساز محدث نوری شد و رابطه این دو بزرگوار از استاد و شاگردی گذشت و به مرید و مرادی تبدیل شد و لذا این دوتن بسیاری از کتابهای محدث نوری را با هم استنساخ و مقابله و تصحیح می کر دند.وقایع میانسالی : شیخ عباس قمی در سال 1341 ق ، به درخواست جمعی از فضلا و طلاب شهر مشهد، در مدرسة میرزا جعفر شروع به تدریس نمود . اما حوادث خونین مسجد گوهر شا د که توسط رضا خان پهلوی صورت گرفت ، او را وادار نمود مجددا به نجف مهاجرت نماید . محدث قمی انسانی زاهدو پارسا بو د ساده زیست لباس وی عبارت بود از یک قبای کرباس بسیار نظیف و تمییز و فرش خانه اش نیز گلیم و غذایش هم بسیار ساده .او از سهم امام استفاده نمی کرد ، مردی از بازرگانان خیر تهران تا آخر عمر تبرعا وجه مختصری به ایشان می داد و وی در کمال قناعت زندگی می کرد : « روزی در نجف اشرف دو زن محترم که در بمبئی سکونت داشتند و از بستگان آفا کوچک - از محترمان نجف بودند، به حضور آن مرحوم رسیدند و تقاضا کردند هرماه مبلغ 75 روپیه برایشان تقدیم کنند ، تا از لحاظ زندگی در رفاه باشد حاج شیخ عباس از پذیرفتن آن خودداری می کند . میرزا محسن محدث زاده فرزند کوچک آن مرحوم اصرار نمود تا قبول نماید ، ولی ایشان نپذیرفت تا اینکه زنان محترم نا امیدشد ، او را ترک کردند . پس از رفتن آنها فرزند به پدر گرفت من هم دیگر از کسبه بازار برای مخارج روزانه قرض نمی کنم .حاج شیخ عباس میگوید ساکت باش این همین مقدار هم که الان خرج می کنم ،نمیدانم فردای قیامت چگونه جواب خدا وامام زمان (عج ) را بدهم در جواب این مقدار معطل هستم . و نیز در اواخر عمرش شخصی همدانی به دیدن او درنجف می زود و از و ضع داخلی ایشان جویا میشود ،مرحوم محدث قمی هر چه اصرار کرد ایشا ن نپذیرفت پس از رفتن فرد مذکور فرزند بزرگش پرسید ،پدر چرا نپذیرفتند. جواب می دهد :نازک و بدنم ضعیف است طاقت جواب خدا را در قیامت ندارم و سپس داستان امیرالمومنین در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان را نقل می کرد . آنگاه می گرید و به موعظه اهل خانه می پرداخت . در یکی از سالها مرد نیکوکاری از محدث قمی خواهش می کند که در مجلس او سخنرانی و موعظه بنماید و او را متعهدکرد که مبلغ پنجاه دینار و عراقی به ایشان بدهد اما محدث قمی گفت : من برای امام حسین به منبر می روم نه برای دیگری و ومبلغ را نگرفت .زمان و علت فوت : شیخ عباس قمی در مدت اقامت در عراق همواره به کشورها ی خوش آب و هوا سفرمیکرد لیکن در سال 1359 ه.ق به خاطر تیرگی روابط عراق و سوریه نتوانست به سوریه و لبنان مسافرت کند و در نتیجه در همان هوای بسیار گرم نجف بسر برد ، لذا این امر موجب شدت بیماری و کسالت دائمی وی شد تا ینکه نهایتا در سن 65 سالگی شب سه شنبه 23 ذی الحجه الحرام سال 1359 ه.ق فوت کرد.فعالیتهای آموزشی : شیخ عباس قمی در سال 1341 ه.ق بنا به درخواست عده ای از فضلا و طلاب حوزه علمیه مشهد ، آموزش درس اخلاقی را درشبهای پنج شنبه وجمعه در مدرسة میرزا جعفر شروع کرد .می گویند :قریب هزار نفر از طلاب و علمای در شهر مجالس درس وی حاضر می شد ند .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی ، از دوستان و همنشینان شیخ عباس قمی ، از وی چنین یا د می کند :محدث قمی پیوسته سرگرم کار بود ،عشقی شدید به نوشتن و تالیف و بحث و تحقیق داشت ،هیچ امری اور ا از این شوق و عشق منصرف نمی کرد ،و مانعی در این راه نمی شناخت . محدث قمی در زمان ا قامت درعراق تابستانها برای زیارت و تجدیدقوا به کشورهای خوش آب و هوای لبنان و سوریه سفرکرد.آثار : الدار النظیم فی لغات القرآن العظیم ویژگی اثر : کتاب در عین حالی که لغات قرآن را کاملا شرح داده و معانی آنها را روشن ساخته مختصر و موجز است لذا استفاده از آن بسیار آسان است در مورد همین ویژگی مولف چنین نگاشته است .هذا مختصر منیف و سفر لطیف ،عملیه فی توضیح لغات القرآن الشریف فی غایه الایجاز و الاختصار ،لیسهل علی الطا لبین تحصیله و لا تفسیر علیهم مصاحبه و تحویله این کتاب مختصر است و لطیف و بسیار نیکو ،آن را در شرح و توضیح لغات قرآن شریف در نهایت ایجاز و اختصار نگاشتن با اینکه استفاده از آن برای خوانندگان آسان باشد وهمراه بردن و نقل و انتقالش مشکل نباشد ب:منابع و ماخذ کتاب آثار کهن و گران سنج و در نتیجه مورد اطمینان است لذا کتاب از اعتبار خاصی برخوردار است . ج:مولف صرفا بشرح لغات بسنده نکرده بلکه به مسائل صرف ونحو نیز پرداخته و میتوا ن گفت کتاب سرشار از بحثهای ادبی است . د:در لابلای مطالب به منا سبتهای گوناگون،روایات جالب وروشنگرمطلب وارد شده است .که این امرراهگشای بسیاری ازمسا یل است.[ کیهان فرهنگی ، شماره 5 ، مرداد1366 ،ص 37و 38 ]

منابع زندگینامه :کیهان فرهنگی ، شماره 5 ، مرداد1366 ،ص 36

کاشانی، علی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
در سال 1349 هجری قمری برابر با 1309 هجری شمسی در محله گذر حاجی، یکی از محله‌های قدیمی دارالمؤمنین کاشان خانه محمد حسین و بتول آغا از ارادتمندان آیت الله آقا سید محمد حسین رضوی کاشانی، پسری به دنیا آمد که او را علی نام نهادند .اطلاعات وسیع از مسائل و موضوعات فقه، اصول و کلام و عرفان، طریقه نقد و بررسی آراء و نظریات فقیهان و اصولیان در مناظه‌های علمی و استدلالی او با مخالفان دارا بودن کمالات و فضایل معنوی، او را در شمار نوابغی قرار داد که در آغاز جوانی به رتبه عالی و قله رفیع اجتهاد در آورد .گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : نهادند بیش از شش روز از ولادت شیخ علی کاشانی نگذشته بود که مادر را از دست داد ، نام پدرش هم محمد حسین است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ علی کاشانی در نه سالگی پای به مکتب گذاشت و خواندن و نوشتن را فرا گرفت. در آستانه سیزدهمین بهار زندگی به توصیه پدر و تشویق آیت الله رضوی، برای کسب معارف دینی، عازم اصفهان گردید. در آنجا نیز اساتید گرانمایه دروس حوزوی را، تا مرحله سطح، گذراند. آنگاه برای بهره وریهای علمی بیشتر و کسب کمالات بیشتر راهی آستان قدس رضوی (ع) شد و در مدرسه علمیه نواب ساکن شد.مدت اقامتش در مشهد چهار سال بود که در این دوره از محضر اساتید بزرگی همچون؛ آیت الله آقا میرزا محمد هاشم قزوینی، آقا سید محمد یزدی و در کوهستان اطراف بهشهر نزد عالم مهذب حضرت آیت الله سید محمد کوهستانی استفاده‌ها برد. شیخ علی ضمن کسب در مدرسه میرزا جعفر که اسم اکنون بخشی از دانشگاه علوم رضوی تبدیل شده است، به تدریس و تعلیم طلاب و مشتاقان علم و در همان دوران جزو چهره‌های سر شناس علمی مردان با تقوای حوزه به شمار آمد.پس از اقامتی کوتاه در مشهد آهنگ هجرت به حوزه علمیه قم کرد. در قم امامت مسجد کیهان را به عهده داشت و در منزل جنب مسجد، با شهید هاشمی نژاد و... به سر برد بعد از آن در یکی از حجره‌های قست شرقی مدرسه حجتیه سکنی گزید. با جدیت تمام در سالهای 1325 ش در درسهای خارج فقه و اصول آیت الله بروجردی و خارج اصول امام خمینی شرکت کرد و در کنار آن در مسجد کوچک گذر خان به تدریس دروس سطح عالی و درس خارج خصوصی برای شهید هاشمی نژاد پرداخت.خاطرات و وقایع تحصیل : نامادری شیخ علی می‌گوید: چند ماهی پس از در گذشت مادر شیخ من به عقد پدرش در آمدم در حد توان کارهای او را انجام می‌دادم ولی پدرش بیشتر مواظب او بود.آن موقع‌ها که برای تحصیل به مشهد و قم می‌رفت گاهی به کاشان می‌آمد و از زمان آشنایی شیخ با آقای هاشمی نژاد با هم به کاشان می‌آمدند و بیشتر ماه مبارک یا محرم مدتی می‌ماندند شیخ در خانه به مطالعه و عبادت مشغول بود و آقای هاشمی نژاد منبر و جلسه داشت.آقا شیخ علی به آیت الله رضوی علاقه بسیار داشت و به دیدن او می‌رفت.استادان و مربیان : شیخ علی کاشانی، نزد اساتید و بزرگان سه حوزه مهم، اصفهان، مشهد و قم، به تحصیل پرداخت. برخی از اساتید او عبارتند از :آیت الله آقا سید محمد حسین رضوی کاشانی؛ آیت الله سید محمد علوی بروجردی معروف به باغ ؛آیت الله آقا میرزا محمد هاشم قزوینی؛ آیت الله شیخ محمد کوهستانی؛ آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی؛ امام خمینی؛زمان و علت فوت : شیخ علی کاشانی در مسافرتی که محرم سال 1374 به رودسر کرده بود در شب 14 آن ماه پس از ادای قریضه مغرب و عشاء در منزل یکی از آشنایان دچار سکته قلبی گردید و ندای ارجعی را لبیک گفت. جنازه آن مرحوم را به قم آورده‌اند و پس از تشییع در قسمت جنوبی قبرستان نو به خاک سپردند.شاگردان : از شاگردان معروف فریدة الاسلام کاشانی که بیشترین بهره‌های علمی و معنوی را در مکتب وی کسب کردند؛ شهید والا مقام حجت الاسلام و المسلمین سید عبد الکریم هاشمی نژاد (1311 - 1360ش) است. در بین دیگر شاگردان می‌توان از وی حجت الاسلام و المسلمین سید حسن ابطحی خراسانی، سید حبیب الله اهری گرگانی، حاج شیخ غلامرضا عرفانیان خراسانی، حاج شیخ علی اصغر مسلمی کاشانی، حاج شیخ حسن شریعتی نیاسری، حاج شیخ محمد امامی کاشانی، حاج شیخ یحیی انصاری شیرازی و دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی نام برد.آرا و گرایشهای خاص : شیخ علی شانزده سال زندگی طلبگی را با پشتکار تمام در کسب علوم و فضائل و در نهایت سادگی و بی آلایشی سپری کرد. او نسبت به دنیا و امور دنیوی بی توجه بود، در ارتباط با خالق و اولیای الهی آنچنان عاشق بود که سر از پا نمی‌شناخت.او عاشق عبادت، تهجد و سجده‌های طولانی، ناله و زمزمه‌های شبانه بود لباسها ساده و وصله دار و حرراش معمولی بود برای خود خانه نخرید و زن اختیار نکرد. در مباحثات و مناظرات علمی با جرئت و درود یافت مطالب و سرعت انتقال قوی و پر استعداد بود.آثار : تعلیقه بر فرائد الاصول شیخ انصاری ویژگی اثر : کتابها به صورت چاپ شده یا خطی2 رساله و جزواتی در مبحث فقه و اصول ویژگی اثر : کتابها به صورت چاپ شده یا خطی3 رساله‌ای در لباس مشکوک ویژگی اثر : کتابها به صورت چاپ شده یا خطی4 مجمع الفرائد ویژگی اثر : کتابها به صورت چاپ شده یا خطی5 منظومه مجمع الفرائد ویژگی اثر : کتابها به صورت چاپ شده یا خطی6 منظومه‌ای در علم اصول ویژگی اثر : کتابها به صورت چاپ شده یا خطی7 منظومه‌ای در علم کلام ویژگی اثر : کتابها به صورت چاپ شده یا خطی

منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

کریمی، عمادالدین

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
در یکی از روزهای سال 1311 ش، فرزندی دیده به جهان گشود و پدرش او را عمادالدین نامید تا چون به سنین رشد و شکوفایی رسد، در حفظ و پابرجایی «عماد دین» و پاسداری از معنویت بکوشد. پدر چون این نوزاد را در آغوش گرفت، برایش دعا کرد و از پیشگاه پروردگار متعال خواست تا وی را در پرورش این طفل در سایه فضایل و مکارم یاری دهد. عمادالدین همچون دیگر کودکان آبادی کشکک از نظر جسمی رشد می‌کرد، اما چون زلال خداباوری در خانواده‌اش جریان داشت، جان و دلش از چنین سرچشمه‌ای تغذیه می‌شد. بدین گونه دوران صباوت او به محیطی آکنده از صمیمیت سرشته و در محبت خاندان عترت، پیوند می‌خورد. وی در حفظ دستاوردهای انقلاب به عنوان یک روحانی مبارز در مقابل استکبار مقاومت کرد و از امور سیاسی جامعه غافل نبود. او در سال 1360 در کربلای سرچشمه به درجه رفیع شهادت نایل آمد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی تحصیلات رسمی و حرفه ای : عمادالدین کریمی همچون شکوفه‌ای سبز و با طراوت در دامنی پاک و بی آلایش شکل گرفت و فضیلت از همان اوان کودکی بر لوح پاک این پسر نقش بست. این ویژگی نه تنها عمادالدین را از گزند آفات و هرزه‌روی‌ها مصون می‌داشت، بلکه وی را برای رسیدن به مراتب فکری، فرهنگی و روحانی مهیا می‌کرد. او نخستین آموزه‌های دینی و قرآنی را از پدر آموخت و نزد آن مربی خوش خو، نیل به فضایل اخلاقی و کرامت‌های انسانی را تمرین می‌کرد و نهال وجود خویش را از جرعه‌های ناب قرآن و حدیث سیراب می‌ساخت. عمادالدین کریمی دوران کودکی و نوجوانی را در فقر گذرانید. وی تحصیلات دوره ابتدایی را در شهرستان نوشهر به اتمام رسانید و در تهران موفق به اخذ دیپلم گردید. او به شوق بارگاه پاک و مطهر حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) ، به جوار آن حضرت شتافت و با استمداد از فضای ملکوتی مشهد مقدس به کمالاتی نایل آمد. شهید کریمی دوران تحصیلات حوزوی خود را در مدارس علمیه این شهر آغاز کرد و استعداد و قریحه سرشارش سبب گردید تا بتواند در مدتی کوتاه ادبیات، لمعه، قوانین و مقداری از رسائل را در آنجا فرا گیرد. او مدت پنج سال در حجره‌هایی تنگ و تاریک در اوج فقر و تنگدستی به کسب معارف و علوم اهل‌بیت (ع) پرداخت و سرانجام به پایگاه فقه و حدیث شیعه یعنی شهر مقدس قم روی آورد.مرجع عالی قدر جهان تشیع، حضرت آیت اللّه العظمی بروجردی (1292-1381ق) با بیانی رسا و دانشی گسترده درقلمرو فقه و اصول، حوزه درس پرکششی را در قم بنیان نهاده بود؛ به همین دلیل بسیاری از طلاب فاضل به محضرش می‌شتافتند و از خرمن دانش و اندیشه وی بهره می‌گرفتند. شهید کریمی هم فرصت به دست آمده را غنیمت شمرده، مشتاقانه از انوار پرفیض این عالم عامل و جامع معقول و منقول، بهره‌ها برد.کریمی بسان گوهرشناسی ماهر به توانمندی استادش، آیت اللّه میرزا هاشم آملی، در تدریس اصول پی برده بود و می‌دانست که حیف است این دُرهای منثور منقح نگردد.خاطرات و وقایع تحصیل : اقامت در شهر قم برای عمادالدین کریمی با مشکلاتی توأم بود؛ اما چون تحصیل معارف و مکارم را در نظر داشت و به جلوه‌های معنوی بارگاه مطهر بی‌بی فاطمه معصومه (س) توجه می‌کرد، به این سختی‌ها وقعی نمی‌نهاد و هر گونه عسرت و ناملایمت را، حکمتی برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ تلقی می‌کرد. استادش، حضرت آیت اللّه بروجردی، شاگرد آخوند خراسانی بود که در همان ایام اقامتش در نجف، بر کفایة الاصول آخوند حاشیه‌ای نگاشت و از این طریق بر شهرت علمی خود افزود. کریمی می‌نگریست که چگونه برخی طلاب در فراگیری این کتاب به مشکل بر می‌خورند و متن عربی و دشوار آن را نمی‌توانند بخوانند؛ لذا تصمیم گرفت این اثر را به زبان پارسی برگرداند تا برای علاقه‌مندان بیش از گذشته قابل فهم باشد و در این مسیر به توفیقاتی نیز دست یافت.استادان و مربیان : از استادان عمادالدین کریمی می توان به موارد زیر اشاره کرد: میرزا هاشم آملی آیت الله بروجردی همسر و فرزندان : عماد الدین کریمی چهار فرزند به نام‌های محمد (متولد 1342)، محمدتقی (متولد1344)، محمود (متولد 1345)، مصطفی (متولد 1359) و دو فرزند دختر به نامهای فاطمه (متولد 1351) و معصومه (متولد 1356) بر جای مانده است.وقایع میانسالی : سخنرانی‌های عماد الدین کریمی که با افشای طاغوتیان توأم بود، 24 سال بیداری و آگاهی مردم را از پی داشت. در یکی از همین سال‌ها، در تاریخ ششم بهمن (روز انقلاب سفید!) مصادف با دوازدهم محرم، عوامل استبداد از وی دعوت کردند تا برای دعا کردن به جان شاه ملعون در مجلسی که به این منظور تدارک دیده شده، حضور به هم رساند؛ اما وی بهانه آورد که در آن زمان باید درقم باشد و نوشهر را ترک نمود. چون مأموران متوجه غیبت او در منطقه شدند، به ساواک گزارش کرده و آنان نیز دستور دادند تا این روحانی مورد تعقیب قرار گیرد و سرانجام موفق شدند او را دستگیر کنند. در این حال شدیدترین اهانت‌ها را متوجه او ساختند؛ شکنجه‌اش کردند و سخت تحت فشارش قرار دادند که چرا از خواسته آنان روی برتابانده است؛وی با بی‌توجهی به این وضع آشفته، مصمم‌تر از گذشته، برای محو آثار شرک و ظلم مسیر خود را ادامه داد و هر گونه تهدید و فشاری را به جان خرید.زمان و علت فوت : عمادالدین کریمی در روز هفتم تیر ماه سال 1360 درکربلای سرچشمه، به دست مزدوران استکبار به آرزوی دیرینه خود، یعنی شرف شهادت، دست یافت و در جوار عرشیان آرام گرفت و پیکر پاکش در قبرستان شیخان قم در کنار مزار عالمان و شهیدان این دیار، به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، عماد الدین کریمی در جهت حفظ دستاوردهای این عطیه الهی و هدیه غیبی به سازندگی پرداخت و چون مسئله انتخابات مجلس شورای اسلامی مطرح گردید، به اصرار اهالی نوشهر و چالوس و با آگاهی کامل به این مسؤولیت خطیر و وظایف سنگین یک نماینده در راه صیانت از ارزشها و دفاع از نظام اسلامی، نامزدی مجلس شورای اسلامی را پذیرفت. او برای پرهیز از تبلیغات کاذب برای کسب رأی بیشتر، به کسانی که برایش فعالیت تبلیغاتی می‌کردند، می‌گفت: «پس فردا نکند بگویند باید خواسته هر کدام از ما باید برآورده شود، خدمت دراین سمت باید به تمامی افراد منطقه صورت گیرد و رسیدگی به امور گروهی خاص، با ارزشهای اسلامی و اهداف نظام اسلامی مغایرت دارد و با روح این جانب نیز سازگار نمی‌باشد.» سرانجام این روحانی آگاه و مبارز با رأی قاطبه‌مردم، به سنگر مجلس راه یافت و در موقعیت پیش آمده جدید، به فعالیت‌های خود ادامه داد و خدمات ارزنده‌ای را به مردم محروم منطقه تقدیم کرد. یک سال کوشش و تلاش صادقانه وی همت والای این روحانی وارسته را می‌نمایاند. البته او در کنار این برنامه‌ها از امور سیاسی نیز غافل نمی‌ماند و به افشای چهره نفاق و رسوا کردن ارتجاع منطقه می‌پرداخت. تلاش چندین ماهه او در دوران پس از پیروزی را می‌توان دراین محورها خلاصه کرد: دفاع از انقلاب اسلامی؛ مقابله با استکبار و اعوان و اذناب او؛ نفی جهالت و از بین بردن نارسایی‌های فرهنگی منطقه نوشهر و چالوس؛ خدمت به جامعه خصوصاً محرومان و ساکنین روستاها و مناطق عشایری. سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : عمادالدین کریمی اجرای اصل سازنده امر به معروف و نهی از منکر را نیز با مواعظ ارزندهدر پیش گرفت؛ زیرا چنین روش موجب می‌شد تا مردم از بدی‌ها، نیکی‌ها، عواقب زیان بار گناهان و مزایای درخشان خوبی‌ها آگاهی یابند.آرا و گرایشهای خاص : عماد الدین کریمی بر اثر تربیت‌های خانوادگی و تأثیرپذیری از خلق و خوی استادان خود در حوزه و نیز مجاهدت با نفس اماره و ارتباط با خداوند، مجموعه‌ای از صفات نیک را در خود پرورده بود که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: 1 - تواضع و فروتنی: او نسبت به مردم بسیار برخورد خودمانی داشت و در جلسات، رفتاری عادی و نازلتر از منزلت خود بروز می‌داد تا افراد را جذب نماید. 2 - خوش خویی: شهید کریمی در برخورد با مردم بسیار نرم‌خو و ملایم بود. 3 - استقامت و پایداری: صلابت آن شهید در عرصه‌های گوناگون کم نظیر بود. 4 - سخاوت: شهید کریمی بر اساس تربیت خانوادگی خود، دست پرورده سخاوت بود و در میهمان نوازی و پذیرایی از افرادی که به خانه‌اش می‌آمدند، اهتمام وافری داشت. 5 - مسؤولیت پذیری: از ویژگی‌های بارز آن شهید به خون خفته، همین احساس مسؤولیت بود. عمادالدین کریمی انقلاب اسلامی را بر سه اصل و یک محور متکی و استوار می‌دانست. از آن سه اصل، دو مورد آن منفی و یک مورد هم مثبت است: نخست شعار طرد الهه‌ها و خدایان مصنوعی و نفی ارتباطات و سلطه ابرقدرت‌های خارجی است -که از صدر اسلام هم شعار مسلمانان چنین بود: لا اله الا اللّه.- سوم اتکا به خدای یکتا و قادر متعال.

منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

کسائی، نوراللَّه

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
نورالله کسایی در سال 1318 خورشیدی ، در شهرستان شهرضا ( قمشه ) در استان اصفهان دیده به جهان گشود. نورالله کسایی تحصیلات ابتدایی و متوسطه ( در رشته ادبیات ) را در شهرضا و اصفهان پشت سرگذاشت. در آن روزگار ، دبیرستان ها از مقطع دوم متوسطه ، رشته های ریاضی ، طبیعی و ادبی داشتند. وی این دوره را در شهر اصفهان طی کرد. پس از آن وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته زبان و ادبیات عربی ، ادامه تحصیل داد و با رتبه اول فارغ التحصیل شد. کسایی از سال 1348 دوره کارشناسی ارشد و دکتری را در دانشکده الهیات و عارف اسلامی ادامه داد و در سال 1353 از رساله دکتری خود باعنوان « مدارس نظامیه و تاثیرات علمی و اجتماع آن » دفاع کرد و با رتبه اول در رشته فرهنگ عربی و علوم قرآنی فارغ التحصیل شد. استاد نورالله کسایی در ضمن تحصیل ، در آموزش و پرورش شهرضا به خدمت فرهنگی ( آموزگاری و مسئولیت در آموزش و پرورش ) مشغول بود. او همچنین در مقطع تحصیلات تکمیلی با دانشکده الهیات و معارف اسلامی همکاری آموزش داشت و به صورت آزاد تدریس می کرد ، تا اینکه در سال 1354 به طور رسمی از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران منتقل شد و به تدریس در رشته های زبان و ادبیات عرب در این دانشکده مشغول گردید. وی از سال 1364 از گروه علمی قرآن و حدیث به گروه تاریخ و تمدن اسلامی منتقل شد و مدتی نیز مدیریت این گروه را بر عهده داشت. استاد در زمینه تاریخ اسلام ، تاریخ تمدن و فرهنگ اسلامی ، تاریخ آموزش و پرورش در ایران و اسلام ، نهادهای علمی و آموزشی تدریس می کرد. استاد نورالله کسایی در 28 آبان سال 1379 دار فانی را وداع گفت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی گرایش : تاریخ تمدن و فرهنگ اسلامیتحصیلات رسمی و حرفه ای : نورالله کسایی تحصیلات ابتدایی و متوسطه ( در رشته ادبیات ) را در شهرضا و اصفهان پشت سرگذاشت. در آن روزگار ، دبیرستان ها از مقطع دوم متوسطه ، رشته های ریاضی ، طبیعی و ادبی داشتند. وی این دوره را در شهر اصفهان طی کرد. پس از آن وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته زبان و ادبیات عربی ، ادامه تحصیل داد و با رتبه اول فارغ التحصیل شد. کسایی از سال 1348 دوره کارشناسی ارشد و دکتری را در دانشکده الهیات و عارف اسلامی ادامه داد و در سال 1353 از رساله دکتری خود باعنوان « مدارس نظامیه و تاثیرات علمی و اجتماع آن » دفاع کرد و با رتبه اول در رشته فرهنگ عربی و علوم قرآنی فارغ التحصیل شد.فعالیتهای ضمن تحصیل : نورالله کسایی ضمن تحصیل در دانشگاه از حوزه علمیه به صورت آزاد استفاده می کرد.استادان و مربیان : نورالله کسایی در مدت تحصیلات دانشگاهی دروس حوزوی را نیز فراگرفت که از جمله استادان وی می توان حاج آقا رحیم ارباب را نام برد.زمان و علت فوت : نورالله کسایی در 28 آبان سال 1379 به سن شصت و یک سالگی بر اثر عارضه سکته مغزی دار فانی را وداع گفت.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : مرحوم نورالله کسایی از سال 1337 تا سال 1353 در آموزش و پرورش شهر رضا و اصفهان به خدمت علمی و تدریس اشتغال داشت و از سال 1354 به دانشکده الهیات دانشگاه تهران منتقل شد و تا پایان حیات پر برکت خویش به تدریس اشتغال داشت و منشا فعالیتهای بسیار پژوهشی و علمی بودفعالیتهای آموزشی : نورالله کسایی در ضمن تحصیل ، در آموزش و پرورش شهرضا به خدمت فرهنگی ( آموزگاری و مسئولیت در آموزش و پرورش ) مشغول بود. او همچنین در مقطع تحصیلات تکمیلی با دانشکده الهیات و معارف اسلامی همکاری آموزش داشت و به صورت آزاد تدریس می کرد ، تا اینکه در سال 1354 به طور رسمی از آموزش و پرورش به دانشگاه تهران منتقل شد و به تدریس در رشته های زبان و ادبیات عرب در این دانشکده مشغول گردید. وی از سال 1364 از گروه علمی قرآن و حدیث به گروه تاریخ و تمدن اسلامی منتقل شد و مدتی نیز مدیریت این گروه را بر عهده داشت. استاد در زمینه تاریخ اسلام ، تاریخ تمدن و فرهنگ اسلامی ، تاریخ آموزش و پرورش در ایران و اسلام ، نهادهای علمی و آموزشی تدریس می کرد. مرحوم کسایی در دانشگاههای معتبر کشور و مراکزی چون بنیاد دایره المعارف بزرگ اسلامی ،کمیته ملی یونسکو در ایران و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)،همکاری آموزشی و تحقیقاتی داشته است.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : رشته تخصصی نورالله کسایی در گروه تارخ و تمدن اسلامی ، تاریخ آموزش و پرورش در اسلام بود و بیش از پنجاه مقاله در این زمینه نوشته است . وی همچنین طرح پژوهشی تحت عنوان « نهادهای علمی و آموزشی ایران از آغاز دوره اسلامی تا تاسیس دارالفنون » را در پنج مجلد در دست اجرا داشت که ناتمام ماندچگونگی عرضه آثار : دکتر نورالله کسایی در هر جهت علمی که گام بر می داشت سعی می نمود تا اثری ارزنده و تحقیقی مستند ارائه کند،نمونه کارهای علمی بسیاری وی شاهد بر این مدعاست چه ترجمه و یا تالیفات ایشان ،حتی اگر بر کتابی مقدمه می نوشت ،گاهی آن مقدمه بسیار جاذب تر و ارزشمند تر از آن کتاب بود مانند مقدمه ای که آن مرحوم بر کتاب "تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی" نوشته است.او به احیاء آثار اندیشه ها و تقویت مبانی علمی و فرهنگی و ارج نهادن به پیشینه با شکوه ایران تاکید داشت و در این راه گامهایی برداشت. توسط استاد سید نورالله کسایی بیش از یکصد مقاله و چندین کتاب ،تحقیق و ترجمه نگارش یافته است که مقالات ایشان در نشریات علمی و پژوهشی کشور و دایره المعارف بزرگ اسلامی در زمینه تاریخ اسلام ،فرهنگ و تمدن ایران و اسلام ،نهادهای علمی و آموزش جهان اسلام ،جغرافیای تاریخی سرزمین های اسلامی ،نقد ادبی و علوم بلاغی ،نقد و بررسی زندگی و آثار علمی دانشمندان و مسائل مربوط به تاریخ فرهنگ و آموزش و پرورش به چاپ رسیده است. بیانات استاد در همایش ها و کنفرانس های داخلی و خارجی به ویژه در باب ویژگی ها و ابعاد فرهنگ و تمدن اسلامی و ایران همواره از بهترین سخنرانی های این مجامع به حساب می آمد.آثار : تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی ویژگی اثر : این کتاب از عبدالرحیم غنمیه اهل کشور مغرب،مرحوم دکتر نورالله کسایی در برگردان و نیز فارسی کردن اثر زحماتی زیاد را متقبل شد.این کتاب بیش از 45 صفحه و چهار فصل مفصل دارد.2 ترجمه تاریخ الجامعات الاسلامیه الکبری ویژگی اثر : با مقدمه و تعلیقات مفصل.3 ترجمه تاریخ بیمارستان ها در اسلام ویژگی اثر : این کتاب نوشته دکتر عیسی بک مصری می باشد.پدیدآورنده: احمد عیسی بک، نورالله کسائی (مترجم) ناشر: علمی و فرهنگی - 04 دی، 1384.تاریخ بیمارستانها در دو بخش است بخش اول در باب پیدایش،ساختار،پزشکان و هزینه بیمارستانهای و بخش دوم به بیمارستانهای قلمرو اسلام می پردازد.4 ترجمه ذکر اخبار اصفهان ویژگی اثر : نوشته حافظ نعیم اصفهانی در دو مجلد با مقدمه ای بیش از صد صفحه از مترجم .این کتاب اولین ترجمه کامل فارسی آن است.5 فرهنگ نهادهای آموزشی ایران: از روزگار باستان تا تأسیس دولت صفوی ویژگی اثر : سال انتشار: 1383 تعداد صفحه: 673 شماره انتشار: 2653 مولف/مترجم: نورالله کسائی .توضیحات: تاریخ آموزش و پرورش در ایران گزارشی است از سرگذشت گوناگون آموزش‌ها و نهادهای علمی و آموزشی که در روزگاران پیش از اسلام و پس از آن در ایران رواج یافته است. در آغاز اسناد مطالعاتی و منابع تحقیقی در تاریخ آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی و علمی ایران و مقاطع تاریخی تحقیق, توضیح داده می‌شود. سپس کلیاتی درباره آموزش و پرورش ایران باستان، نهادهای آموزشی، آموزش و پرورش در ایران از آغاز خلافت عباسیان تا استقرار دولت صفاریان بیان می‌شود و آموزش و پرورش ایران از صفاریان تا سلجوقیان، از سلجوقیان تا انقراض خوارزمشاهیان، از دوره مغول و ایلخانیان تا صفوی به روشنی همراه با نهادهای آموزشی آن دوره ارائه شده است6 مدارس نظامیه و تاثیرات علمی و اجتماعی آن ویژگی اثر : این کتاب ارزشمند و تحقیق گرانسنگ در بیان وضعیت این مراکز بزرگ علمی نقش والایی دارد.کتاب مذکور یک پیشگفتار و هفت بخش دارد که عبارت است از :اوضاع سیاسی و اجتماعی و علمی بلاد اسلامی همزمان با مدارس نظامیه،خواجه نظام الملک طوس بنیانگذار مدارس نظامیه،نظامیه نیشابورة نظامیه بغداد ،مدارس نظامیه مهم دیگر از جمله نظامیه اصفهان ،آمل طبرستان و ...7 منتخب النصوص التاریخیه و الجغرافیه ویژگی اثر : پدیدآورنده: نورالله کسائی ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) - 31 تیر، 13868 نقد و نظر در تاریخ آموزش و پرورش ایران از آغاز تا کنون
منابع زندگینامه :کیهان فرهنگی سال بیستم مهر 1382 شماره 2043نشریه مدت ، ماهنامه دانشگاه تهران ، شماره 22 ،آبان و آذر 1380 ، ص 46

مجتهدقمی، محمدجواد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ محمد جواد مجتهد قمی در سال 1295 ه.ق در شهر نجف اشرف به دنیا آمدند، وی از هفت سالگی وارد شهر قم شدند و تحصیلات مقدمات را آغاز و در حضور اساتید آن زمان مشغول فرا گیری علم شدند. از وی آثار متعددی به جا مانده است . قمی در سال 1375 ه.ق در شهر قم دار فانی رو وداع گفتند .گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : محمد جواد مجتهد قمی فرزند ارشد ملا غلامرضا آخوند قمی می باشد .اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : فرزند محمد جواد مجتهد قمی آقای حاج محمد حسن اعرابی - داماد امام خمینی 1 می‌باشد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : محمد جواد قمی که پس از تولد در نجف اشرف، در هفت سالگی به قم آمد و پس از تحصیل مقدمات، سطوح فقه و اصول را در محضر پدر بزرگوارش و آیت الله حاج آقا احمد قمی - برادر آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی - فرا گرفت و در 20 سالگی به اشاره پدرش به تهران ره سپرد و نزد حضرات آیات: میرزا محمد حسن آشتیانی (فقه و اصول)، و حاج شیخ علی نوری، میرزا محمود حکمی و شیخ عبد الکریم سبزواری (حکمت و کلام) زانوی ادب به زمین زد و بهره‌های علمی بسیار برد و پس از سه سال توقف، به قم بازگشت و یک سال دیگر از پدرش بهره برد. در سال 1319 ق، به نجف رفت و در درس آیات عظام: محقق خراسانی و سید محمد کاظم یزدی حاضر شد و مبانی علمی خود را استوار ساختاستادان و مربیان : از اساتید حاج شیخ محمد جواد مجتهد قمی می توان به موارد زیر اشاره کرد: حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی آقای حجت سید محمد تقی خوانساری میرزا محمد حسن آشتیانی آیت الله بروجردی حاج شیخ علی نوری میرزا محمود حکمی شیخ عبدالکریم سبزواری محقق خراسانی سید محمدکاظم یزدی وقایع میانسالی : محمود جواد قمی مشغول نگارش کتاب «حادی عشر» - یازدهمین تألیفش - بود که ندای حق را لبیک گفت. کتابخانه ایشان - به همراه کتابخانه پدرش که به سفارش مرحوم حاج آخوند به وی واگذار شده بود. - پس از وفاتش، به آیت الله العظمی بروجردی واگذار و به دستور ایشان به کتابخانه مدرسه فیضیه تحویل داده شد.زمان و علت فوت : محمدجواد قمی در سال 1375 ق (1333 ش) درگذشت و پس از یک تشییع با شکوه و نماز آیت الله العظمی بروجردی بر پیکرش، در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه 3 مدفون شد. و نخستین مجلس بزرگداشت او از سوی آیت الله بروجردی در مدرسه فیضیه برگزار شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : شیخ محمد جواد مجتهد قمی پس از 14 سال، چند ماه پس از وفات پدر بزرگوارش در ربیع الاول سال 1333 ق به درخواست عموم مردم قم - که از ایشان بازگشت به قم را خواسته بودند. - در میان ابراز احساسات عموم اهالی که به مناسبت ورود ایشان شهر را تعطیل عمومی کرده و تا چند کیلومتری به استقبال رفته بودند، به زادگاه پدرانش بازگشت و به تدریس، تألیف، وعظ و ارشاد پرداخت و به جای پدرش، تصدی امامت مسجد امام حسن عسکری (ع) را بر عهده گرفت.آثار : آیینه حق نما ویژگی اثر : در اثبات ولایت عامه و خاصه2 تقریرات درس فقه آیت الله سید محمد کاظم یزدی. توحید قمی ویژگی اثر : در دو جلد به چاپ رسیده است4 سعادت بشر ویژگی اثر : در اثبات نبوت عامه و خاصه.5 صراط المستقیم ویژگی اثر : این کتاب چهار جلد می باشد: جلد اول - در اثبات صانع و توحید، جلد دوم - در فروع دین، جلد سوم - در معاملات، و جلد چهارم - در عدم جواز تقلید میت.6 کتاب کیمیاء ویژگی اثر : در اثبات معاد جسمانی،که در سال 1364 ق به چاپ رسیده است.7 یاقوت ویژگی اثر : ردّبر مادّیین و دهریّون

منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

مجتهدی، جعفر

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آقای حاج شیخ جعفر مجتهدی در بیست و هفتم جمادی الثانی سال 1343 ه.ق مطابق با اول بهمن ماه 1303 ه.ش در خانواده ای بسیار متدین و مرفه در شهر تبریز دیده به جهان گشودند.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : پدر شیخ جعفر مجتهدی جناب حاج میرزا یوسف از دلباختگان آستان ولایتمدار قبله العشاق و امام السعداء، حضرت سیدالشهداء ابا عبدا... الحسین (ع) بودند، تا جائی که مکرر قافله سالاری زائرین کربلای معلی را از تبریز به عهده می گرفته و خروج زوار تهی دست دل شکسته را خود عهده دار می شدند و در طول مسیر حراست این قافله با دو شیر تربیت شده بود که در ابتدا و انتهای آن حرکت می کردند و زوار امام حسین (ع) را سلامت به مقصد می رساندند. ایشان بعد از فقدان پدرشان جناب حاج میرزا یوسف، تحت کفالت و سرپرستی مادر بزرگوارشان، آن بانوی علویه قرار گرفتند. خاطرات کودکی : شیخ جعفر مجتهدی در اوائل سن پنج سالگی، در عالم رویا مشاهده می کند از جانب آسمان منبری از نور تا کنارش بر پا شده و وجود مقدس بی بی دو عالم حضرت صدیقه طاهره (ع) تشریف می آورند و او را مورد نوازش و تفقد و مهربانی قرار داده و با دست مبارکشان به سر و صورت او می کشند. از همان دوران نوجوانی روح بلند و ناآرام این مرد الهی به دنبال کشف حقایق و اسرار بر می خیزد، ایشان نقل می فرمودند؛من در همان آغاز نوجوانی شروع به تهذیب نفس و خودسازی و تقویت اراده نمودم چون بسیار دوست داشتم به بینوایان و مستمندان کمک کرده و زندگی آنها را از فقر و تنگدستی نجات بخشم، سعی وتلاش بسیاری می نمودم تا معمای لاینحل کیمیا به دست من حل گردد، لذا قسمتی از سرمایه پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه ای نرسیدم، اما چون این کوشش من همراه با توسلات شدید بود، یک روز هنگامی که مشغول انجام ترکیبات شیمیایی بودم ناگهان سروشی آسمانی به من ندا در داد:جعفر؛ کیمیا، محبت ما اهل بیت است، اگر به دنبال آن هستی قدم بگذار و ثابت باش،آری؛ اراده ای آهنین و زهدی متین و توسلات پی در پی باعث می شود تا با آن ندای ملکوتی تلاشهای این مرد بزرگ جهت گیرد و مسیر سلوکی او برای همیشه روشن شود و قطره ای لایق در صدفی پر ارزش به مرواریدی درخشان تبدیل گردد. تحصیلات رسمی و حرفه ای : بعد از گذشت حدود یک سال اقامت حاج شیخ جعفر مجتهدی در نجف روزی نامه ای از طرف برادرم که در تبریز بود توسط شخصی به دستم رسید که در آن نوشته شده بود از زمانی که شما به نجف رفته اید اموال شما ( که عبارت بود از چندین باب مغازه در بهترین نقطه شهر تبریز و مستغلات دیگری که از پدرم به ارث رسیده بود) در دست مستأجران می باشد و آنها از پرداخت حق الاجاره خودداری می نمایند و می گویند: باید از طرف شخص مالک وکالت داشته باشید تا حق الاجاره را به شما تحویل دهیم. با توجه به اینکه شما دور از وطن می باشید و نیاز به پول دارید وکالتی برای من بفرستید تا مال الاجاره ها را جمع نموده و برایتان بفرستم. در این هنگام متوجه شدم که مورد امتحان بزرگی قرار گرفته ام؛ متحیر ماندم که چه کنم؟ آیا با این اندک نانی که از پینه دوزی به دست می آورم ارتزاق کنم یا مجدداً به زندگی مرفه خود که از ارث مرحوم پدرم بود و از نظر شرعی هم بلامانع و حلال بود برگردم. با خود در جنگ و ستیز بودم و شیطان مرا وسوسه می کرد، تا اینکه تصمیم خود را گرفته و در پشت همان نامه برای برادرم نوشتم: عنایات حضرت امیرالمومنین (ع) در نجف شامل حالم بوده و از سفره پرفیض ایشان بهره مند می باشم و ایشان هزینه زندگیم را کفایت کرده اند. کسانی که در تبریز مستاجر من می باشند، اگر توان مالی داشتند در محل استیجاری به سر نمی بردند. لذا به موجب همین دست خط وکالت دارید تمام املاک متعلق به من را به نام مستاجران و در تملک ایشان درآوردید و خدای من هم بزرگ است. و بدین ترتیب در یک لحظه تمام ثروت و دارائی خود را بخشیدم. ایشان می گویند در زمان اقامت در نجف راهی مسجد سهله شده و مدت هشت سال به طور مداوم، در آنجا معتکف گردیدم و به جز تجدید وضو و تطهیر از مسجد خارج نمی شدم.و در این مدت از طرف حضرت امیر (ع) و آقا امام زمان (عج) عنایات زیادی به من شد. زمان و علت فوت : شیخ جعفر مجتهدی پس از حدود چهار سال اقامت در جوار حضرت ثامت الحج (ع) در تاریخ ششم ماه مبارک رمضان 1416 هـ ق مطابق با 6/11/74 هنگام ظهر روز جمعه دار فانی را وداع و روح ملکوتیشان عروج می کند.

محقق داماد، مصطفی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید مصطفی محقق داماد، در سال 1324 هـ . ش در شهر قم در یکی از اصیلترین خانواده های روحانیت شیعه، چشم به جهان گشودند. پدر ایشان مرحوم آیت ا... محقق داماد و جد مادری ایشان علامه حائری یزدی موسس حوزة علمیة قم میباشد. پس از طی دوران تحصیلات مقدماتی وارد حوزة علمیة قم شدند، تا آنکه در سال 1348 موفق شدند از علما و مراجع وقت، درجة «مجتهد» کسب کنند. ایشان عمدة دورة علوم عقلی و حکمت اسلامی را نزد استاد مرتضی مطهری و فقه و اصول تحلیلی را نزد آیات عظام، آملی لاریجانی و مرتضی حائری یزدی طاب ثراهم آموختند و به تدریس در حوزة قم پرداختند. پس از آنکه از دانشگاه تهران موفق به اخذ درجة لیسانس و فوق لیسانس در حقوق و فلسفة اسلامی شدند، در بخش حقوق بین الملل به دانشگاه فرانسوی زبان لوون بلژیک وارد شدند و در سال 1995 موفق به اخذ درجة علمی Ph.d گردیدند. در سال 1360 ش، به ریاست سازمان بازرسی کل کشور منصوب شدند و در سال 1365 ش به عضویت هیأت علمی دانشکدة حقوق درآمدند و در سال 1370 ش به عنوان عضو پیوستة فرهنگستان علوم پذیرفته شدند. هم اکنون استاد دانشکده حقوق و رئیس مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم میباشند و عضویت هیأت امنا و مجامع علمی چندین دانشگاه و مرکز علمی را بر عهده دارند و تاکنون 16 جلد کتاب و دهها مقاله در حقوق و فلسفة دین به زبانهای انگلیسی، عربی و فارسی تألیف نموده اند.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : نوة دختری مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی فرزند مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد محقق داماد خاطرات کودکی : سید مصطفی محقق داماد دوران کودکی را در قم در دبستان اسلامی و باقریه گذراندند و پس از فارغ شدن از دبستان به حوزه علمیه قم (مدرسه فیضیه) وارد شدند.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : سید مصطفی محقق داماد با صبیه مرحوم آیت الله العظمی آملی ازدواج کردند. و از ایشان 5 فرزند دارد سه اناث و دو ذکور.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید مصطفی محقق داماد پس از طی دوران تحصیلات مقدماتی، وارد حوزة علمیة قم شدند و در آن حوزه مقدس موفق شدند در سال 1348، از علما و مراجع وقت، درجة «مجتهد» کسب کنند. عمدة دورة علوم عقلی و حکمت اسلامی را نزد استاد مرتضی مطهری و فقه و اصول تحلیلی را نزد آیات عظام، آملی لاریجانی و مرتضی حائری یزدی طاب ثراهم آموختند. همزمان با تحصیلات حوزوی به تحصیلات دانشگاهی نیز اشتغال داشتند و از دانشگاه تهران موفق به اخذ درجة لیسانس و فوق لیسانس در حقوق و فلسفة اسلامی شدند. سپس برای اخذ درجة دکترا در سال 1988 م، در بخش حقوق بین الملل به دانشگاه فرانسوی زبان لوون بلژیک وارد شدند و در سال 1995 موفق به اخذ درجة علمی Ph.d شدند.خاطرات و وقایع تحصیل : دوران تحصیل سید مصطفی محقق داماد مصادف شده است با نهضت امام خمینی و تبعید ایشان و حادثه مدرسه فیضیّه و ضرب و شتم طلاب توسط ایادی رژیم پهلویفعالیتهای ضمن تحصیل : دوران تحصیلی سید مصطفی محقق داماد مصادف است با دوران حرکت روشنفکری در حوزه علمیه قم. مرحوم استاد مطهّری را به قم دعوت کردم و در هفتة دو روز در منزل من درس میگفتند. استادان و مربیان : آیت الله آملی (حاج میرزا هاشم) آیت الله گلپایگانی استاد مطهری هم دوره ای ها و همکاران : سید محمد خاتمی ربانی آملی طاهری خرم آبادی سید کاظم نورمفیدی همسر و فرزندان : همسر_ خانم لاریجانی (خواهر آقایان لاریجانی) مریم السادات محقق (دکتری حقوق – وکیل دادگستری) صدیقه محقق (لیسانس ادبیات – فوق لیسانس زبان) زهرا محقق (دکتر مدیریت صنعتی از دانشگاه مری لند (آمریکا)) وقایع میانسالی : پدر – مادر- برادر کوچکتر (دو تا) فوت کرده اند پدر به علت سکته قلبی مادر به سرطان معده علت فوت کوچکترین برادر سقوط از بام علت فوت برادر بعدی سرطان معده مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سید مصطفی محقق داماد در سال 1360 ش، با پایة 11 قضایی از سوی شورای عالی قضایی وقت به ریاست سازمان بازرسی کل کشور منصوب شدند و در سال 1370 ش، از این سمت استعفا دادند. در سال 1365 ش، با پایة 5 دانشیاری به عضویت هیأت علمی دانشکده حقوق درآمدند و در سال 1370ش، به اتفاق آراء مجمع عمومی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو پیوستة فرهنگستان پذیرفته شدند. هم اکنون استاد پایة 10 دانشکده حقوق و رئیس مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم میباشند. به علاوه عضویت هیأت امناء و مجامع علمی چندین دانشگاه و مراکز علمی کشور را بر عهده دارند. خلاصه ای از مشاغل و سمتهای اداری به قرار زیر است: 1- عضو دائم و رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم 2- عضو هیأت عالی علمی دائره المعارف بزرگ اسلامی 3- عضو مؤسّسه علمی آل البیت اردن 4- عضو شورای عالی علمی مدرسه شهید مطهری 5- استاد مدعو دانشگاه تهران 6- عضو کمیته اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران 7- عضو کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه تهران 8- عضو شورای عالی بنیاد حکمت صدرا 9- عضو شورای پژوهشی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران 10- رئیس کمیسیون ارزیابی خبرگان بدون مدرک دانشگاهی 11- قاضی پایه 11 دادگستری 12- رئیس سازمان بازرسی کل کشور فعالیتهای آموزشی : سوابق تدریسی و آموزشی سید مصطفی محقق داماد به قرار زیر است: دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی : - اصول فقه – قواعد فقه- فقه تحلیلی – حقوق بشر اسلامی – حقوق عمومی اسلامی دانشکده ادبیات: -رشته فلسفه – دانشگاه شهید بهشتی: فلسفه ملاصدرا مقطع دکتری مدرسه عالی شهید مطهری : - فقه تحلیلی – فلسفه اسلامی – حقوق مدنی – حقوق اسلامی تطبیقی مؤسسه حکمت و فلسفه ایران : - فلسفه اسلامی – کلام دانشگاه تهران: حقوق مدنی 6 فقه تحلیلی دانشگاه مفید: - فقه تحلیلی – حقوق مدنی آرا و گرایشهای خاص : زمینه تخصصی : - فقه - اصول فقه - قواعد فقه - فلسفه اسلامی - حقوق اسلامی چگونگی عرضه آثار : سید مصطفی محقق داماد دارای کتابها و مقالات متعددی به زبانهای فارسی، انگلیسی و عربی هستند که از میان آنها به نمونههایی اشاره میشود: کتابها = بررسی فقهی و حقوقی اخذ به شفعه – حقوق خانواده- مباحثی از اصول فقه – قواعد فقه – سؤال و جواب سید محمد کاظم یزدی- دین، فلسفه و قانون- نخبگان علم و عمل ایران- مبانی حقوق بین الملل از دیدگاه اسلام. مقالات = ضمانت در تعهدات – آیین دادرسی- ابن السبیل- اسلام و دعوت ادیان به رعایت حق کرامت انسانی- امامت و ولایت از دیدگاه صدرا- محرک نخستین از نظر ارسطو و ملاصدرا- وجود ذهنی از دیدگاه حکمای اسلامی. تعداد مقالات ترجمه شده :9 مورد تعداد مقالات تالیفی به زبان انگلیسی و عربی:7 مورد تعداد مقالات حقوقی تألیف شده انتشار یافته: 22 مقاله آثار :  1 A Discourse on Nature and environment From an Islamic Perspective ویژگی اثر : سازمان محیط زیست ایران، تألیف، 2000م، 1379ش 2 Protection of Individuals in times of armed conflict under international and Islamic laws ویژگی اثر : Global scholarty publicantionsتألیف، 1384/2005 3 الاحتکار فی الفقه الاسلامی ویژگی اثر : دارالهادی-بیروت، تألیف 2001م،1380ش 4 التعلیقات ویژگی اثر : مرکزنشرالدرات‌الاسلامیه، التقدیم‌والتحقیق، 2001م،1380ش 5 الحقوق‌الانسانیه‌بین الاسلام و المجتمع المدنی ویژگی اثر : دارالهادی-بیروت ، تالیف 2000م‌1380ش 6 ایقاع اخذ به شفعه ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی- تالیف ، تابستان 1384 7 بررسی فقهی و حقوق وصیت ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران، تألیف، آخرین تجدید چاپ تهران چاپ اول سال 1368 سال 1373 چاپ سوم 8 تحلیل و بررسی احتکار از نظر اسلام و فقه اسلام ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران- تألیف‌چاپ اول- 1362 9 حقوق بشردوستانه‌بین‌المللی «رهیافت اسلامی» ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی،تهران- تألیف 1380 10 حقوق خانواده (نکاح و انحلال آن) ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران، تألیف، آخرین تجدیدچاپ سال 1372 چاپ چهارم 11 حقوق قراردادها در فقه امامیه ویژگی اثر : سازمان سمت - تالیف با همکاری 1380 12 دین، فلسفه و قانون ویژگی اثر : انتشارات قلم ، تألیف 1379 13 روشنگری دینی (جلد اول) ویژگی اثر : انتشارات روزنامه اطلاعات ، تألیف 1385 14 روشنگری دینی (جلددوم) ویژگی اثر : انتشارات روزنامه اطلاعات ، تألیف 1387 15 سئوال و جواب سید محمد کاظم یزدی ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران، مقدمه و تحقیق، 1376 16 سلوک بین الملل دولت اسلامی اسلام محمد حمیدالله ویژگی اثر : ترجمه ،محمد حمیدالله- مرکز نشرعلوم اسلامی‌تهران 1380- تهران 1372 Mohammad Hamidallah Muslim Conduct of State, sh; Mohammad Ashraf Lahore E.ed 1987 17 سلوک‌بین‌المللی دولت اسلامی ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران، ترجمه 1380 18 سیر فلسفه در جهان اسلام ویژگی اثر : ماجد فخری: مرکز نشر دانشگاهی-تهران (ترجمه مشترک) 1372 فقه الرهن ویژگی اثر : النشر الاسلامی التقدیم‌والتحقیق، 1387 / 2008 20 فی آفاق الفلسفه والدین ویژگی اثر : دارالهادی-بیروت، تألیف 2001م،1380ش 21 قواعد فقه- جلد اول(مدنی) ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران، تألیف، آخرین تجدید چاپ سال 1373 چاپ پنجم 22 قواعد فقه- جلد چهارم (بخش‌جزائی) ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران ، تألیف، چاپ اول سال 1379 23 قواعد فقه- جلد دوم(مدنی) ویژگی اثر : سازمان مطالعات و تدوین کتب(سمت) تهران، تألیف چاپ اول سال 1374 24 قواعد فقه- جلدسوم (بخش‌قضائی) ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران ، تألیف، چاپ اول سال 1378 25 مباحثی از اصول فقه دفتر اول ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران، تألیف، آخرین تجدید چاپ تهران چاپ اول سال 1362 26 مباحثی از اصول فقه دفتر دوم ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران، تألیف، سال 1373 چاپ پنجم 27 مباحثی از اصول فقه دفتر سوم ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران ، تألیف، چاپ اول سال 1379 28 مبانی حقوق بین الملل ازدیدگاه اسلام ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی‌تهران، ترجمه 1380 29 مطالعات‌تطبیقی‌در فلسفه اسلامی ویژگی اثر : ترجمه،سعیدشیخ سعید شیخ: خوارزمی تهران 1369، نخبگان علم و عمل ایران ویژگی اثر : مرکز نشر علوم اسلامی تهران، تألیف 1379
منابع زندگینامه :تکمیل پرسشنامه فرهیختگان توسط سید مصطفی محقق داماد بنا به درخواست بنیاد ایران شناسی - تابستان 1386

مدرسی یزدی، علی اکبر

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
علی اکبر مدرسی یزدی، متخلّص به « تجلی» و معروف به « حکیم الهی» ، فرزند حاج میرزا ابوالحسن تاجر اردکانی است که پدرش از اردکان به یزد مهاجرت نمود و او در حدود سال 1264ه ق در شهر یزد متولد گردید.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : علی اکبر مدرسی یزدی فرزند میرزا ابوالحسن تاجراردکانی میباشد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : علی اکبر مدرسی یزدی تحصیلات مقدماتی، چون فارسی، صرف و نحو عربی و فقه را نزد استادان یزد فرا گرفت، سپس راهی شهر اصفهان شد در آن زمان اصفهان دارالعلم بود، و مدرس یزدی مدت چهل سال در آن شهر به تحصیل و تدریس پرداخت و در علوم مختلف چون فقه و اصول، فلسفه و عرفان، کلام و ریاضیات سرآمد عصر خویش گردید.پس از خاتمه دوران تحصیل در اصفهان، به تهران عزیمت نمود و در مدرسه شیخ عبدالحسین اقامت گزید.نظر به اینکه خواهرش ساکن قم بود و با وساطت وی از قم همسر اختیار نموده بود، در سال 1327ه ق به قم مهاجرت نمود و قبل از ورود حضرت آیة اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم، در مدرسه خان « آیة اللّه بروجردی» حوزه درس وسیعی را تشکیل داد.آن حکیم الهی در ایام تحصیل در اصفهان و تهران از محضر استادان بزرگواری که بسیاری از آنها به حق از اعاظم و حکما و اساطین عرفا بودند، کسب فیض نموده و قلب تشنه معارفش را، لبریز از آب حیات حکمت و معرفت نمود،خاطرات و وقایع تحصیل : رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی قدس سره در این باره چنین فرمودند:« ما که آمدیم قم، مرحوم آقا میرزا علی اکبر حکیم - خدا رحمتش کند - در قم بودند، وقتی که حوزه علمیه قم تأسیس شد علما می‌رفتند آنجا در محضر آقای میرزا علی اکبر حکیم درس می‌خواندند. مرحوم آقای خوانساری، مرحوم آقای اشراقی و مرحوم آیة اللّه العظمی حاج سید احمد خوانساری می‌رفتند پیش آقای میرزا علی اکبر درس می‌خواندند» .استادان و مربیان : اسامی برخی از استادان علی اکبر مدرسی یزدی به این قرار است:-1آقا محمد رضا حکیم قمشه‌ای -2جهانگیر خان قشقایی -3آیة اللّه آقا علی زنوزی -4آیة اللّه آقا میرزا ابوالحسن جلوههمسر و فرزندان : فرزند ارشد علی اکبر مدرسی یزدی آقای محمود حکیمی یزدی در زمان وفات پدر طفل بود، سپس با کسب معلومات و دانش و آشنایی با زبانهای انگلیسی و فرانسه، و علاقه به علوم اسلامی، درصدد جمع آوری آثار پدر بزرگوارش بر آمد و سرانجام در تاریخ 1376ه ش وفات کرد و در مزار شیخان قم مدفون گردید.زمان و علت فوت : علی اکبر مدرسی یزدی سرانجام پس از 80سال عمر با برکت و تربیت شاگردانی ارزشمند در اواخر سال 1344ه ق دار فانی را وداع گفت و در مزار شیخان قم در جوار زکریا بن آدم، مدفون گردید.شاگردان : علی اکبر مدرسی یزدی شاگردان زیادی تربیت نمود که بسیار از آنان استادان بزرگ درس حکمت در حوزه‌های علمیه بودند. نام بعضی از آنها بدین قرار است:-1آیة اللّه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی.-2آیة اللّه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی.-3بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آیة اللّه حاج آقا روح اللّه موسوی خمینی ( ره) .-4آیة اللّه حسن فرید گلپایگانی .-5آیة اللّه میر سید علی برقعی .-6آیة اللّه آقا سید علی اکبر برقعی .-7آقا سید کاظم عصّار تهرانی که ریاضیات قدیم را نزد وی فرا گرفته است.-8آیة اللّه حاج آقا حسین قمی طباطبایی.-9آیة اللّه آقا میرزا احمد آشتیانی.-10آیة اللّه شهاب الدین مرعشی نجفی ( ره) .-11آیة اللّه آقا میرزا محمد علی شاه آبادی.-12حاج میرزا ابوالفضل زاهدی قمی، فرزند محمود واعظ،و جمعی دیگر از بزرگانی که نام بعضی از آنها در صفحات قبل آمده است، در محضر این حکیم الهی کسب فیض نمودند.چگونگی عرضه آثار : تألیفات علی اکبر مدرسی یزدی، بیشتر در زمینه فلسفه است.بعضی از شاگردان وی نیز تقریرات درس استاد خود را به رشته تحریر در آورده به چاپ رسانده‌اند که معروفترین آنها عبارت است از:-1شرح« الدرة الفاخرة، تالیف ملاعبدالرحمان جامی» -2عماد الحکمة در شرح « المشاعر» ، تالیف مرحوم صدر المتألهین» .آثار : الخلافة الکبری ، حاشیه بر اسفار صدر المتألهین ، حاشیه بر فصوص الحکم محی الدین بن عربی. حاشیه بر قوانین مرحوم میرزای قمی ، حاشیه تمهید القواعد ابن ترکه ، رسائل حکمیّه ویژگی اثر : در سال 1365ه ق توسط وزارت ارشاد اسلامی به چاپ رسیده است.7 رساله عمادیه یا حکمت عمادیة ویژگی اثر : وی بنا به خواهش شاهزاده بدیع الملک میرزا ملقب به عمادالدّوله حکمران یزد، رساله‌ای به فارسی مشتمل بر مسائل مهمّ حکمت الهی نوشت که به رساله عمادیة یا حکمت عمادّیه موسوم است.نکته قابل ذکر اینکه، رساله مذکور شرحی ملخّص از حکمت اشراق است که با بیان ساده نگارش یافته، این موضوع نمایانگر این است که مرحوم حکیم یزدی در حکمت اشراق نیز تبحّر داشته است.دکتر موسوی بهبهانی این کتاب را از تقریرات دروس آن حکیم شمرده که توسط بدیع الملک به رشته تحریر در آمده است.8 رساله‌ای در وحدت وجود ، موضوع العلم

منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

مدنی، علی خان

قرن:11
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید علی خان کبیر در غروب جمعه ، پانزدهم جمادی الاول 1052 ق . در مدینه پای به عرصه گیتی نهاد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : پدر سیدعلی خان، سید نظام الدین احمد از دانشوران شیرازی تبار حجاز بود و در شمار نوادگان علی بن الحسین علیه السلام جای داشت .مادر گرانقدرش دخت شیخ محمد بن احمد منوفی ، مرجع وارسته شافعیان شمرده می شد.هنوز علی خردسال بود که پدرش دعوت قطب شاه هفتم ، فرمانروای حیدرآباد را اجابت کرد و برای راهنمایی مومنان شبه قاره رهسپار هند شد.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : کودک شیرازی تبار حجاز زیر نظر مادر ارجمندش بالید. در این سالها دایی دانشورش ، شاعر گرانمایه حضرت قاضی عبدالجواد منوفی ، پیشوای مذهبی و امام جماعت شافعیان در مسجد الحرام از وی حمایت می کرد.و نهال نورسته مدینه را از عنایات خویش برخوردار می ساخت . سید علی در روزگار کودکی بزرگان بسیار دید و یاد و نام و سیمای علمی - اجتماعی آنها را به خاطر سپرد. شیخ عبدالله بن سعید باقشیر، سید نورالدین علی بن حسن حسینی شامی ، سبط الشیخ زین بن شیخ محمد شامی عاملی ، قاضی تاج الدین احمد بن ابراهیم مالکی مکی و مولا محمد باقر خراسانی جمعی از دانشورانی بودند که برای تدریس یا نماز به مسجد الحرام می آمدند.و خاطره سبزشان در اندیشه کوچک نوباوه هوشمند حجاز ثبت شد.سید علی در چنین قضایی رشد یافت و به حدود چهارده سالگی رسید. در این سن نامه پدر که وی را به هجرت فرا می خواند، به دستش رسید. پس بار سفر بست و در ششم شعبان 1066 ق . رهسپار شبه قاره شد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سفر نوجوان حجاز بیست ماه به درازا کشید. سرانجام در روزهای پایانی ربیع الاول 1068 ق . به حیدر آباد رسید. و برای نخستین بار یعقوب هند را در آغوش گرفت . او شرح تلاشهای مادر فداکارش را برای پدر باز گفت و از حوادث حجاز پرده برداشت .نظام الدین احمد مقدم فرزند را گرامی داشت و در فرصتهای گوناگون داستان شیخ الاسلامی و پذیرش دامادی سلطان را برای پور سپید بخت مدینه النبی بیان کرد.و برنامه درسی و تربیتی ویژه ای برایش در نظر گرفت .ناگفته پیداست که نظام الدین برای تربیت علمی فرزند فرصت کافی نداشت . بنابراین جوان برومند حجاز را فرمان داد که تنها به محفل علمی پدر بسنده نکند و برای دستیابی به آرمان بلند خویش از محضر دانشمندان بزرگی که به شوق بهره گیری از فضای مناسب حیدرآباد به سمت شبه قاره می شتافتند، سود برد.سید علی پند پدر شنید و از پژوهشگران بزرگی چون محمد بن علی شامی عاملی و شیخ جعفر بن کمال الدین بحرانی کامیاب شد.ناگفته پیداست که آموخته های اختر فروزان حیدرآباد به آموزشهای مدون بزرگان یاد شده محدود نبود. او در نشستهای رسمی و غیر رسمی پدر شرکت می جست و از گنجینه اندوخته های دانشگرانی که به دیدار سید نظام الدین می شتافتند. برخوردار می شد. منابع موجود نشان می دهد که محفل پدر جایگاه ادیبان ، پزشکان و فقیهان بود. سرور جوانان حجاز در این نشستها با بزرگانی چون ادیب گرانمایه سید حسینعلی بن حسن شدقم حسینی و ادیب و پزشک نامور شیخ حسین بن شهاب الدین کرکی شامی آشنا شد و از تجربه های گرانبهایشان بهره برد و اندک اندک در شمار درختان پرثمر باغستان دانش حیدرآباد جای گرفتخاطرات و وقایع تحصیل : سید وارستگان حجاز در دیباچه زرین ((سلافه العصر)) از آن سالها چنین یاد کرده است :((پس پیوسته ناکامیها بر من فرو می بارید و مرا از نگارش باز می داشت . حوادث ناگواری که طومار شکیبایی را در هم می پیچید، گردش روزگاری که پیامدهای تلخش خردسالان را کهنسال و سپید موی می ساخت . رنج دوری از وطن ، بستگان و آشنایان ، انواع دشواریها و نامرادیها در کنار دشمنی پیوسته دربار چنان آتشی در زندگی ام افکند که اگر بر زبان قلم جاری شود بی تردید آن را می سوزاند. هر چند آن سالها روزگار ناکامیها و نامرادیهای سید علی شمرده شده است ، هرگز تلخ ترین روزهای زندگی اش نبود. در سالهای پایانی این دهه غمبار مرد پولادین عرصه دانش و ادب روی در نقاب خاک کشید.و صدر الدین را در برابر یورشهای مکرر سلطان ابوالحسن تنها نهاد.اینک قطب شاه هشتم برای همیشه از دغدغه نفوذ سید نظام الدین رهایی یافته بود. پس بی هیچ نگرانی سید علی را در خانه ای کوچک زندانی کرد و هر گونه دیدار با او را ممنوع ساخت . بدین ترتیب ناگوارترین روزهای زندگی سرور دانشوران حجاز با مرگ سید نظام الدین آغاز شد و تا سالها ادامه یافت . روزهایی که خود درباره آن چنین نگاشته است :((... در این روزگار از همه آشنایان دورم و جز اندوه همنشینی ندارم ... ناگزیر باید در خانه ای تنگ تر از روزن سوزن زندگی کنم ، خانه ای که هنگام ورود بدان شاهرگ قلب انسان پاره می شود. در این سرای ، همنشینی جز کتاب و دفتر ندارم ...خداوند از حوادثی که در آینده پدید می آید آگاه تر است . تا کنون بر این بحران گشایشی آشکار نشده است ... این گزیده ای از حقایقی است که در این سرزمین بر من می گذرد، شرح روزهای زندگی ام که پیاپی می گذرند و من با حسرتی پایان ناپذیر به تماشایشان نشسته ام .استادان و مربیان : از استادان سیدعلی خان مدنی می توان به: سیدحسینعلی بن حسن شدقم حسینی، شیخ حسین بن شهاب الدین کرکی شامی، شیخ جعفر بن کمال الدین بحرانی و محمدبن علی شامی عاملی اشاره کرد.وقایع میانسالی : دانشور نستوه در این برهه نیز پژهش دست نکشید و در روزگاری که به سن شصت نزدیک می شد به نگارش رساله ای در شرح روایتهای پنجگانه ای که پدرانش سینه به سینه برایش بازگو کرده بودند، پرداخت و در ربیع الاول 1109 ق . آن را به پایان برد.سالها شتابان می گذشتند و ادیب فرزانه هند را به سمت کهنسالی پیش می بردند. سرور اندیشمندان سده یازدهم اینک آثار گذر عمر را بر پیکرش مشاهده می کرد. بنابراین در 1114 ق . نزد محیی الدین محمد اورنگ زیب شتافت و کناره گیری اش از پستهای دولتی را به آگاهی وی رسانده ، اجازه خواست که راه حجاز پیش گیرد و در پایان عمر به زیارت بیت الله الحرام ، آرامگاه مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و بستگانش در آن سامان توفیق یابد.اندکی بعد بار سفر بست و بی توجه به اندرز آشنایان ، که او را به ماندن و بهره گیری از عنایتهای ملوکانه تشویق می کردند، در مسیر سپیدترین جاده جهان به حرکت درآمد و پس از 46 سال زندگی پرفراز و فرود در شبه قاره ، سوی وطن روان شد.زمان و علت فوت : دانشوری که در روزهای سخت حیدر آباد و لاهور از پژوهش باز نایستاد در روزهای آسودگی شیراز نمی توانست از این کردار پسندیده دست بردارد. او همچنان تحقیق می کرد و می نوشت تا گرانبهاترین مجموعه لغت عرب را پدید آورد و البته در این کار نیز چون همه اقداماتش به موفقیتی سترگ دست یافت . کتاب پر ارج ((الطراز الاول فیما علیه من لغه العرب المعمول )) نشانه روش پیروزی بزرگ آفتاب بی غروب شیراز در روزگار کهنسالی و ناتوانی است . ادیب گرانمایه مدرسه منصوریه در این اثر گران پایه استادی و چیرگی خیره کننده اش را هویدا ساخته ، در ذیل هر لفظ همه مسائل مربوط به آن ، حتی ترانه ها و داستانها را نیز به زیور نگارش آراسته است .بی تردید پایان این اثر شگرف می توانست پایان گسترده ترین پژوهشهای انسان در موضوع لغت عرب به شمار آید ولی دریغ چرخ چنین نمی پسندید. بیماری بر پیکرش پنجه افکند و سرانجام دیدگان پرفروغش در یکی از غمبارترین روزهای سال 1120 ق . برای همیشه بسته شد.استادان ، دانشجویان و مومنان شهر پیکر گرانبهاترین گوهر دریای ادب و هنر را تا حرم حضرت احمد بن موسی علیه السلام شاهچراغ همراهی کردند و در آن حریم پاک کنار آرامگاه سید ماجد بحرانی به خاک سپردند.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : تلاشهای سیدعلی خان بزرگ در تامین امنیت شهر و آسایش مردم ، محمد اورنگ زیب را بر آن داشت که وی را به حکومت لاهور و مناطق مجاور منصوب کند. با این تدبیر سلطان نماینده ای شایسته یافت . لاهور فرمانداری دلسوز به دست آورد و ادیب بزرگ سده یازدهم پای در روزگاری سراسر تلاش نهاد.هر چند مسئولیت تازه سید دشوار و کمرشکن بود، هرگز او را از پژوهش و نگارش باز نداشت . آن بزرگمرد از فرصتهای اندک پدید آمده در نبردها و آماده باشها بهره برد و به تحقیق و نگارش پرداخت . دانشمندی چون صدر الدین سید علی همنشین با کتاب را از هر کاری زیباتر و دوست داشتنی تر می داشت ولی سیاستمداری چون اورنگ زیب هرگز نمی توانست شخصیت ارجمند دانشور وارسته روزگار خویش را نادیده گرفته ، از او در اداره امور جامعه بهره نبرد. بنابراین ضمن فرمانی وی را به ریاست دیوان ((برهانپور)) منصوب کرد. دانشور برجسته جهان اسلام که این مقام را برای خدمت و انجام دادن وظیفه الهی اش مناسب می دید، راه برهانپور پیش گرفت و در آن دیار به نجات ستمدیدگان و کوتاه کردن دست تبهکاران و متجاوزان پرداخت . آن دانشمند گرانمایه پس از چند سال داوری ، از کار در دیوان برهانپور کناره گرفت و دیگر بار به ارتش پیوست و سالیانی چند در سپاه محمد اورنگ زیب ، که تشنه حضور فقیهی پارسا بود، به خدمت پرداخت .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سرنوشت همچنان با دانشمند وارسته حیدر آباد نامهربان بود. توفان دیر پای شریعت ستیزی که با مرگ قطب شاه هفتم آغاز شده ، با عروج سید نظام الدین احمد اوج گرفته بود همچنان ادامه داشت و هستی گرانبهاترین گوهر دریای دانش و هنر را تهدید می کرد. نگاهبانانی که پیرامون خانه کوچک او می گشتند، جاسوسانی که به عنوان دانشجو و ادیب به دیدارش می شتافتند هر یک خبر از آینده ای دشوارتر و تاریک تر می داد.در چنین موقعیت ادیب برجسته حجازی تبار نقشه ای هوشمندانه طرح کرد، نقشه ای که در بهترین فرصت به اجرا درآمد. سید علی از زندان گریخت و مقامهای امنیتی قطب شاه هشتم را در شگفتی فرو برد. سلطان سواران بی شمار در پی اش روان ساخت . سوارانی که بسیار تلاش کردند ولی جز نومیدی و شکست بهره ای نبردند.دانشور گریخته از زندان قطب شاهیان ، خود را به برهانپور رساند و در نخستین فرصت به دیدار محمد اورنگ زیب ، پادشاه آن سامان شتافت . اورنگ زیب دشمن دیرپای حیدرآباد نشینان شمرده می شد و پیوسته در اندیشه جذب دانشمندان و سیاستمداران آن دیار بود. بنابراین مقدم سرور ادیبان جزیره العرب را گرامی داشته ، لقب خان به وی بخشید و هزار و سیصد سوار زیر فرمانش قرار داد.بدین ترتیب فرزند دانشمند سید نظام الدین به صدر الدین سید علی خان شهرت یافت . پیشنهادهای سازنده او در شیوه کشور داری و لشگر آرایی سلطان اورنگ را بسیار تحت تاثیر قرار داد، به گونه ای که وقتی رهسپار اورنگ آباد شد وی را نیز همراه خویش برد و چون از آنجا به سمت احمد نکر حرکت کرد او را فرمانده نگاهبانان اورنگ آباد ساخت .شاگردان : سیدعلی خان مدنی در سالهای تدریس شاگردان بسیار پرورید ولی بی دریغ که نام و یاد آن سپید بختان در گذر زمان به تاراج رخدادها رفته ، در آور فراموشی مدفون شده است . آنچه می توان در این فرصت باز گفت نام سه تن از کامروایانی است که اجازه بازگویی شنیده ها و نگاشته های سید ادیبان حجاز را دریافت داشته اند:1. علامه گرانمایه حضرت شیخ محمد باقر مجلسی گردآورنده مجموعه نفیس بحارالانوار2. دانشور ارجمند حضرت شیخ باقر بن موسی محمد حسین مکی ،3. دانشمند وارسته حضرت سید محمد حسین خاتون آبادی اصفهانی .آثار : اسلافه العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر ، التذکره فی الفوائد النادره ، الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه ، الزهره فی النحو ، الطراز الاول فیما علیه من لغه العرب المعمول ، الفرائد البهیه فی شرح الفوائد الصمدیه ، الکلم الطیب و الغیث الصیب ، المخلاه ، انوار الربیع فی انواع البدیع ویژگی اثر : در سال 1093 ق . با نام کتاب نفیس انوار الربیع فی انواع البدیع در اختیار ادب دوستان قرار گرفت10 دیوان شعر ، رساله فی اغلاط الفیروز آبادی فی القاموس ، رساله فی المسلسله بالاباء ، ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین علیه السلام ، سلوه الغریب و اسوه الادیب ، کتاب النفیس ویژگی اثر : را در جمادی الثانی 1079 ق . به جهان دانش و ادب عرضه کرد.آن بزرگمرد در سطور پایانی این اثر از دشواریهای زندگی اش پرده برداشته16 محک القریض، ملحقاه السلافه ، موضح الرشاد فی شرح الارشاد ، نعمه الاغان فی عشره الاخوان ، نفثه المصدور منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

مشائی، محمدرضا

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
دکتر محمد رضا مشائی معروف به شهاب در سال 1310 درشهر یزد بدنیا آمد. ایشان دارای مدرک دکتری رشته فلسفه اسلامی از دانشکده الهیات دانشگاه تهران در سال 1345 است. وی در سال 1350 در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان مربی استخدام شد و پس از طی مراتب علمی به ترتیب استادیاری ،دانشیاری به درجه استادی این دانشکده نائل آمد.و در سال 1382 به درجه بازنشستگی نائل گشت.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیگرایش : منطق و کلاموالدین و انساب : پدر دکتر مشائی مرحوم آقا شیخ مرتضی مشائی از دودمان صحابی معروف ،حبیب بن مظاهر (رضی الله عنه ) و از خاندان روحانی متوفی در سال 1321 در سن 40است. مادرش صبیه مرحوم آیه الله حاج میرزا و از طرف مادری از دودمان پیامبر گرامی اسلام(ص) می باشد.دایی دکتر مشائی مرحوم آیه الله پویا می باشد .او روحانی بزرگ و دارای تالیفات متعدد به زبان انگلیسی و غیره و ساکن هند و اخیرا در پاکستان بود.او صاحب روزنامه مسلم است.خاطرات کودکی : محمد رضا مشائی از کلاس پنجم و ششم ابتدایی ، داستانهای "موش و گربه عبید زاکانی" وداستان مربوط به"قاضی و مردی که دارای کیسه زر بود "را به یاد دارد او همچنین از بیمار شدن پدرش که پس از انتقال به اصفهان تحت معالجه قرار گرفت ولی معالجات کار ساز نبود و بالاخره در سن 40 سالگی فوت کرد خاطره تلخی بیاد دارد.دکتر مشائی از دیگر خاطرات خود چنین می گوید: "در حدود 11 سالگی در یک جوی آبی که حدود 25 متر عمق داشت سقوط کردم که پس از نجات و در جریان معالجه تا چند سال عوارض آن روی من باقی مانده بود."اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : پدر محمد رضا مشائی روحانی بود و به تحصیل علوم دینی مشغول بود و ثروت زیادی هم را به ارث برده بود و از فروش آنها هزینه زندگی خود و خانواده و شش فرزند را تامین می کرد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : تحصیلات محمد رضا مشائی به قرار زیر است: - تحصیلات علوم دینی از سال 1324 : مقدمات (صرف ،نحو،منطق و معانی بیان)،معالم الاصول،نزد مدرسان خصوصی - تحصیلات کلاسیک متوسطه در سال 1329 بصورت متفرقه ،دیپلم پنجم علمی در سال 1331،ششم ادبی در اصفهان در سال 1332 - شرکت در کلاس درس ایه الله میلانی و اخذ مدرک کارشناسی علوم معقول در سال 1339 - شرکت در دوره دکتری در سال 1342 و اخذ دکتری رشته الهیات در سال 1345 - کارشناسی ارشد رشته فلسفه در سال 1350خاطرات و وقایع تحصیل : محمد رضا مشائی بخاطر اینکه زبان انگلیسی را در کلاس شهید دکتر بهشتی گذرانده بود بیشتر اساتید در دوره های کارشناسی و دکتری با ایشان در مورد مطالب درسی (بیشتر کتب بزبان انگلیسی بود) مشورت می کردند. دکتر مشائی در دوره های کارشناسی و دکتری بعنوان شاگرد و دانشجو ممتاز معرفی شد ولی بعلت مسائل سیاسی از معرفی او امنتاع کردند.فعالیتهای ضمن تحصیل : محمد رضا مشائی در کنار تحصیل به یادگیری زبان انگلیسی و آموزش ماشین نویسی می پرداخت که در این راستا 16 حرف را در یک دقیقه وارد می کرد و در نتیجه گواهی درجه یک را اخذ کرد.او همچنین به تدریس کتب دینی همچون صرف میر ،هدایه و سیوطی و غیره بصورت آزاد برای طلاب و تدریس خصوصی عربی برای داوطلبان کنکور و غیره می پرداخت.استادان و مربیان : از اساتید محمد رضا مشائی می توان از مرحوم آقای بروجریدی ،مرحوم حاج آقای مرتضی حایری،مرحوم علامه طباطبائی و مرحوم حاج آقای یزدی (حوزوی ) و مرحوم دکتر مجتهدزاده ،آقای واعظ زاده ،دکتر صدیقی و دکتر سکوت و غیره (اساتید دانشگاهی ) نام برد.هم دوره ای ها و همکاران : مرحوم دکتر شفایی،آقای عطایی(کارشناسی) دکتر شیخ ،مرحوم دکتر باهر (دکتری ) ، دکتر احمدی ، ضیاء شهابی(کارشناسی ارشد )از همدوره ایهای محمد رضا مشائی بوده اند.همسر و فرزندان : دکتر مشائی متاهل و دارای همسر بنام سرکار خانم فرهنگ (دارای سیکل متوسطه و خانه دار) و سه فرزند دختر می باشد که به ترتیب دارای تحصیلات و سمتهای زیر می باشند: - عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد - جراح و پزشک متخصص زنان و ساکن کرمان - عضو هیئت علمی پژوهشی وزارت جهاد کشاورزیمشاغل و سمتهای مورد تصدی : مشاغل و سمتهای اداری محمد رضا مشائی به قرار زیر است: - مدیر گروه کلام و فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد بمدت 3 سال - معاون دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد بمدت یک سال - معاون آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد بمدت 6 سال - سرپرستی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد بمدت شش سال - عضو هیئت ممیزه دانشگاه فردوسی مشهد بمدت شش سال - عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه فردوسی مشهد - منشی دفتر اسناد رسمی از سال 1323-1328 - دبیر و عضو کمیته منتخب الهیات - عضو کمیته تخصصی علوم انسانی هیئت ممیزه بمدت 12 سال - سرپرستی حوزه علوم دینی یزد(با موافقت دانشگاه بصورت رفت و برگشت) - سرپرستی مدرسه علمیه آیه الله صدوقی در مشهد - عضو کمیته برنامه ریزی دانشکده های الهیات کشور - عضو موسس دانشگاه علوم اسلامی رضوی - عضو هیئت امنای و نیز تدوین کننده برنامه ریزی درسی دانشگاه علوم اسلامی رضوی - عضو شورای علمی امور فرهنگی آستان قدس رضوی (ع) - عضو هیئت تحریریه مجله مشکوه بمدت چندین سالفعالیتهای آموزشی : محمد رضا مشائی از اسفند 1344 تا مهر 1350 در محلات دبیر بودند او در سال 1350 با عنوان مربی در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد استخدام شد و پس از طی مراتب و مدارج علمی به ترتیب از استادیاری ،دانشیاری به درجه استادی نائل آمد.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : دکتر مشائی آموزشگاه عالی خیام را در مشهد تاسیس کرده است.جوائز و نشانها : محمد رضا مشائی بخاطر شاگرد اولی در دوره کارشناسی مدال اول فرهنگ را دریافت کرده است.چگونگی عرضه آثار : محمد رضا مشائی دارای هفت مقاله چاپ شده و ده کتاب که یکی چاپ شده و یکی در شرف چاپ و بقیه نیمه تمام است.او استاد راهنمای بیش از 31 پایان نامه کارشناسی ،کارشناسی ارشد و دکتری می باشد.آثار : ترجمه کتاب کافبه این حاجب در دو جلد که یک جلد ان تمام شده است. تصحیح و تذییل و نشر نسخه منظومه اعرجی (در منطق) ویژگی اثر : منتشر شده در نشریه هشت دانشگاه مک گیل کانادا-3 تصحیح و ترجمه تذلیل کتاب جوهر النضید در منطق ویژگی اثر : تالیف خواجه طوسی و علامه حلی- دارای دوجاد که جلد اول آن در شرف اتمام می باشد4 تصحیح و حواشی و ترجمه شرح باب حادی عشر ، جمع غلطهای مستعل در محاورات،نوشته ها و علوم انسانی ، حواشی بر منطق مظفر ، سرگذشت مذهب دری از قدیم تا کنون که قرار بود از طرف دانشکده الهیات بچاپ برسد ، شواهد النحوین ویژگی اثر : ترجمه و شرح کلیه مثالهای کتاب معروف به سیوطی9 فرهنگ و اصطلاحات و ضرب المثلهای یزد ویژگی اثر : این کتاب در ضمن حدود سی سال بتدریج ضبط شده و حدود دو جلد می باشد10 منطق به زبان عربی ویژگی اثر : برای دانشجویان دانشکده الهیات کشور و احتمال جوزه های علوم دینی که نیمی از آن تالیف شده است.
منابع زندگینامه :تکمیل پرسشنامه فرهیختگان توسط دکتر محمد رضا مشائی بنا به درخواست بنیاد ایرانشناسی- زمستان 1386

مظفر، محمدرضا

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
در جنوب شرقی نجف اشرف و در مجله براق ، منزل آیة الله شیخ محمد رضا مظفر واقع بود، پنج ماه پس از درگذشت شیخ ، در پنجم شعبان سال 1322 هجری آخرین یادگار آن مرد حق دیده به جهان گشود و ((محمد رضا)) نامیده شد.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : مادر محمد رضا دختر علامه شیخ عبدالحسین طریحی (1235-1293 ق .) است و او در دامان آن زن با فضیلت و با سرپرستی برادر بزرگش شیخ عبدالنبی مظفر(1291-1337 ق .) رشد کرد. پس از درگذشت شیخ عبدالنبی برادر دیگرش شیخ محمد حسن (1301 - 1375 ق .) سرپرستی او را به عهده گرفت و راهنمایی زندگی اش گردید.محمد رضا از خاندان علمی و ادبی بنام و معروف شیعی موسوم به ((آل مظفر)) برخاسته است . این خاندان از نیمه سده دوازده قمری در حوزه نجف اشرف شناخته شد و چهره های نامدار و متکبر آن در عرصه های متعدد و رشته های متنوع علوم اسلامی درخشید و شعاع پرتو نورشان گسترده مراکز علمی - تحقیقی شیعه و غیر آن را در نور دیدتحصیلات رسمی و حرفه ای : محمد رضا پس از فراگیری خواندن و نوشتن ، در سیزده سالگی راهی مکتب علوم دینی شد و به آموختن مبانی و اصول ادبیات عرب پرداخت و در این مقطع از استاد شیخ محمد طه حویزی بسیار بهره برد.(408)او سپس با عزمی راسخ دوره سطح فقه و اصول را سپری کرد و آنگاه در جلسات دروس عالی این دو علم و همچنین حکمت و فلسفه و عرفان که از سوی اساتید بنام تدریس می شد، حاضر گشت.سرانجام پس از تلاش پی گیر، حضور در محفل اساتید فن و امداد پروردگار، شیخ محمد رضا به مقام والای اجتهاد رسید و حضرات آیات شیخ محمد حسین اصفهانی ، شیخ محمد حسن مظفر و سید عبدالهادی شیرازی اجتهاد او را گواهی کردند.مظفر در سیر کسب دانش ، علاوه بر علوم دینی به فراگیری دانشهایی چون حساب ، هندسه ، جبر، هیئت و عروض روی آورد و در 21 سالگی کتابی در علم عروض به رشته تحریر درآورد.خاطرات و وقایع تحصیل : استاد مظفر، خطابه و تبلیغ متداول در نجف را در شاءن آن حوزه کهن نمی دانست ، زیرا امروزه هیچ خطیبی بدون آگاهی از افکار زمان و مسائل و موضوعات علوم جدید از یک طرف و احاطه کامل به تعالیم و معارف اسلامی از فقه تفسیر و حدیث و تاریخ از سوی دیگر نمی تواند رسالت اسلامی خود را در سطح عالی و وسیع انجام دهد. او خطابه حسینی را یکی از مهم ترین وسائل تبلیغ می شناخت و وضع موجود حوزه را رسا نمی دانست و افتتاح مؤ سسه و مدرسه ای برای تربیت خطیب را یگانه راه نجات از آن نارسایی تلقی می کرد.گشودن دانشکده وعظ و ارشاد از آرزوهای شیخ بود. در سال 1363 ق . مجموعه ای به ریاست خطیب برجسته عراق ((شیخ محمد علی قسام )) و با نظارت آیة الله مظفر تشکیل شد و کار آزمایشی خویشی را - قبل از افتتاح رسمی دانشکده - با برپایی یک کلاس آغاز کرد و درسهایی چون فقه ، علوم عربی ، اصول دین و اصول حدیث (علم درایه ) در آن تدریس می شد. مدت کوتاه از عمر آن نگذشته بود که حملات پیاپی بر آن وارد آمد و اتهامات ناروایی بر آن زده شد، در حالی که این مؤ سسه با اهدافی عالی و انگیزه ای مخلصانه تاءسیس شده بود هدفی جز زدودن پیرایه ها نداشت .اما افسوس که مصلحان همیشه در معرض اتهام اند و ناآگاهان سدی در مقابل اندیشه های والای ایشانفعالیتهای ضمن تحصیل : شیخ محمد رضا مظفر در کنار تحصیل ، مطالعه و تحقیق ، به تدریس معارف حوزه علمیه اشتغال داشت و نخست به تدریس کتاب مکاسب (در فقه ) و رسائل (در اصول ) پرداخت و آنگاه به تدریس دوره خارج فقه و اصول اهتمام ورزید. او همچنین فلسفه اسلامی را به طالبان این فن آموخت و از آن جمله کتاب اسفار اثر ملاصدرا را در منزل خود تدریس می کرد.استادان و مربیان : 1. شیخ محمد حسن مظفر، شیخ محمد رضا به همراه برادر دیگرش شیخ محمد حسین در درس بردار بزرگشان شرکت می کردند.2. میرزا محمد حسین نایینی (متوفای 1355 ق .)3. شیخ آقا ضیاء الدین عراقی (1278-1361 ق .)4. میرزا عبدالهادی شیرازی (1305-1382 ق .)5. سید علی قاضی طباطبایی (1385-1366 ق .)6. شیخ محمد حسین اصفهانی (1296-1361 ق .)این شخصیت را می توان معماران بزرگ علمی شیخ محمد رضا دانست که در شکل دهی شخصیت او تاءثیر بسیاری داشت ، بدان حد که خط مشی اصولی ، فقهی و فلسفی او بیشتر متاءثر از دیدگاههای این استاد است . احترام و تجلیل فراوان مظفر از مقام شیخ محمد حسین گواه ارتباط تنگاتنگ و علاقه بی حد اوست .زمان و علت فوت : آیة الله شیخ محمد رضامظفر در شانزدهم ماه مبارک رمضان سال 1383، در سن 62 سالگی مرگ را در آغوش کشید و پرستوی آسمان گردید و به سوی حق پرواز کرد و پیکر مطهر او با حضور مراجع بزرگ ، علما و مردم تشیع شد و در مقبره خانوادگی واقع در جاده کوفه ، در کنار مرقد برادرش شیخ محمد حسن مظفر به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : آیة الله مظفر زندگی اش را تنها به فعالیتهای فرهنگی و علمی حوزه محدود نساخت ، بلکه اندیشه نافذش ، مسائل و موضوعات اجتماعی و سیاسی جامعه و امت اسلامی را درنوردید و هر پدیده مهم را به دقت دنبال می کرد. بحرانها و مشکلات تحمیل شده بر مسلمانان ، او را بیشتر تحت تاءثیر قرار می داد و استاد را به تلاش وامی داشت .فشارهای روزافزون فرانسویان بر مردم الجزیر و نامردمیهای صهیونیستها نسبت به مردم فلسطین ، حوادث ناگواری است که از دید نافذ او پنهان نبود و آن فقیه فرزانه را در رنج فرو می برد و گاهی در برخی از نشریات مقالات مفیدی می نگاشت . وی همچنین در جنگ بین مصر اسرائیل در سال 1956 م . تلگرافی خطاب به شیخ الازهر فرستاد و همدردی خود را با ملت مصر اعلام داشت .آن استاد صهیونیسم را خطر بزرگ برای جامعه اسلامی می دانست و اصولا انحراف سردمداران کشورهای اسلامی از حق و مسامحه ایشان با دیوسیرتان غرب را عامل بدبختی مسلمانان و ریشه رشد صهیونیستها می دانست .آیة الله مظفر با همکاری گروهی از اندیشمندان مسؤ ولیت شناس ، برای مقابله با افکار الحادی ،((جماعة العلماء)) را در نجف اشرف پی نهاد تا این نهاد برخاسته از حوزه مبارزه با بی دینی و تهاجم فرهنگی دشمنان را پی گیرد و جلوگیری از گسترش افکار کمونیسم را رهبری کند. بیانیه های منتشره این گروه ، گواه بینش و بلند نظری مؤ سسان آن است .در پی مخالفت امام خمینی (ره ) و دیگر مراجع بزرگ ایران با فعالیت های ضد اسلامی شاه ایران ، علمای نجف همچون آیة الله مظفر با ایشان همصدا شده ، از حرکت انقلابی روحانیون حوزه علمیه قم حمایت و پشتیبانی کردند و ضمن صدور چندین اطلاعیه ، مخالفت خود را با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی اظهار داشته و انزجار خود را از اقدام ظالمانه رژیم پهلوی در فاجعه خونبار مدرسه فیضیه اعلام کردند.فعالیتهای آموزشی : شیخ محمد رضا خود در دانشکده به تدریس فلسفه اسلامی می پرداخت و مجلات کتاب ((اصول الفقه )) را آماده میکرد تا در دانشکده فقه تدریس شود او همچنین به سرپرستی دانشکده و نظارت بر کارهای تاءلیفی آن می پرداخت . وی زندگی خود را بطور کامل در اختیار این مرکز علمی گذارد و به شجره جان و روان آن را مستحکم و پایدار کرد و همه تواناییها و امکاناتش را در این دانشکده بذل نمود.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : برنامه ها و فعالیت های اصلاحی استاد نام او را در زمره یکی از احیاگران عصر حاضر، در تاریخ کهن حوزه علمیه نجف اشرف جاودان ساخت ، اقدامات اصلاحی آیة الله مظفر به قرار ذیل است :الف - جمعیت منتدی النشراین نهاد - که در سال 1353 هجری مجوز تاءسیس را دریافت کرد - بهترین وسیله برای تحقق اهداف اصلاحی در پی نشر فرهنگ دینی و ایجاد روح اسلامی در مردم و استحکام اخلاق بود. ب - دانشکده منتدیآیة الله مظفر در سال 1355 ق . به دنبال تحقق اهداف جمعیت منتدی النشر، یک مدرسه عالی علوم دینی و به عبارتی ((دانشکده اجتهاد)) را تاءسیس کرد و در دوره اول چهار ماده درسی همچون فقه استدلالی ، تفسیر، علم اصول و فلسفه به دانش پژوهان ارائه می شد. علامه شیخ محمد جواد بلاغیت شیخ عبدالحسین دشتی و شیخ عبدالحسین حلی از اساتید این دانشکده بودند. ج - مدارس منتدیتاسیس مدارس منتدی النشر گام بعدی استاد مظفر بود که با استقبال بزرگان حوزه نجف و خاندانهای مشهور این شهر مواجه شد و این اقبال عمومی در توسعه اش کارگشا بود. د- دانشکده فقهآیة الله مظفر در سال 1376 ق . دانشکده فقه را در نجف اشرف تاسیس کرد و وزارت فرهنگ عراق در سال 1377 آن را به رسمیت شناخت . مواد درسی این دانشکده عبارت بودند از: فقه امامیه ، فقه تطبیقی ، اصول فقه ، تفسیر و اصول و مبانی تفسیر، حدیث و اصول حدیث (درایه )، علوم بیتی و روان شناسی ، ادبیات و تاریخ ادبیات ، جامعه شناسی ، تاریخ اسلام ، فلفسه اسلامی ، فلسفه جدید، منطق ، تاریخ جدید، اصول تدریس ، نحو، صرف و یک زبان بیگانه .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : در قرن اخیر جمعی از اندیشوران حوزه ، تغییر برخی متون درسی و کوتاه کردن طور مدت آموزش را به منظور دستیابی سریع به اهداف متعالی پیشنهاد کرده اند و برخی از مصلحان نیز تحدید بنای علمی و تدوین کتابهای روز آمد را - با توجه به حفظ عمق و اصالت مطالب آنها - وجهه نظر خود قرار داده اند که این تغییر و جایگزینی همواره با مقاومت برخی دیگر مواجه بوده است .آیة الله مظفر در میان دو دوره سطح و خارج ، دوره نخست را به دلیل نقص در موارد درسی و سبک تحصیل و تدریس - نیازمند اصلاح می دانست و از این رو در پی تاءسیس منتدی النشر و دانشکده فقه ، تنظیم وضعیت آموزشی و افزودن متون آموزشی جدید را هدف کار خویش قرار داد. تدوین کتابهای ((المنطق ))، ((اصول الفقه )) و ((عقاید الامامیه )) یک نوسازی در نگارش کتابهای درسی به شمار می آید که هم اکنون دو کتاب نخست از متون درسی حوزه های علمیه بخصوص حوزه مقدس قم می باشد.استاد مظفر از جوانی به شعر روی آورد و جرقه های آغازین آن نزد شیخ محمد طه حویزی افروخته شد و در پرتو راهنماییهای استاد به سرودن شعر پرداخت و بخوبی از عهده ظرافتها و نکات دقیق آن برآمد. هرکس به سروده های او نظر بنماید در آن فنون شعر لطیف و ظریفی می یابد و به افقهای ادبی نوی برخورد می کند.شاگردان : استاد مظفر در دوره حیات علمی خود، دانش پژوهان بسیاری را در سایه تربیت و تدریس قرار داد و آنان را با معارف دین آشنا ساخت . اسامی برخی از شاگردان آن عزیز را - چه در داخل منتدی النشر و دانشکده فقه و چه بیرون از آن - مرور می کنیم :شیخ احمد قبیسی ، شیخ احمد وائلی ، سید جواد شبر، شیخ جواد قسام ،سید حسین خرسان ، شیخ صالح آل شیخ راضی ، سید عبدالکریم قزوینی ، شیخ عبدالهادی فضلی ، سید عبدالهادی محسن حکیم ، شیخ غلامرضا عرفانیان ، دکتر سید محمد بحرالعلوم ، سید محمد تقی طباطبایی تبریزی ، سید محمد جمال هاشمی ، شیخ محمد حسن طریحی ، سید محمد حسن قاضی ، سید محمد صدر، شیخ محمد علی ایروانی ، شیخ محمد علی تسخیری ، شیخ محمد مهدی آصفی ، دکتر محمود بستانی ، دکتر محمود مظفر، سید مرتضی حکمی ، سید هادی فیاض ، شیخ یونس مظفر و...چگونگی عرضه آثار : آیة الله محمد رضا مظفر یکی از نویسندگان چیره دست و نامدار معاصر است که زیبایی تعبیر، رسایی متن ، حسن انسجام و بیان جذاب همراه با استحکام مطالب و دقت نظر در نوشته هایش هویداست . این امتیاز مرهون تلاشهای دوران جوانی او در آشنا شدن با متون ادبی و ادبیات معاصر و ممارست بر روز آمد کردن تالیفاتش می باشد بدان حد که آثار هم آمیخته دانش و ادبیات وی ، عقل را اشباع می سازد و عاطفه را آرامش می بخشد.ساده نویسی در مطالب علمی از هنرهای ادبی اوست و آن بر بال قلم نشسته ، شیفتگان علم را به آسمانهای فلسفه و منطق و اصول و کلام پرواز می داد و دانشهای دقیق را به شیوه ای روان به ایشان عرضه می کرد و بر خلاف دیگران که به شیوه سنتی انس داشتند، او مرحله جدید تدوین آثار اسلامی ، با بهره گیری از اسلوب نثر فنی جدید را به حوزه ارائه داد.استاد همچنین مقدمه هایی بر آثار مکتوب دیگران نوشته اند:از آیة الله مظفر مقالات متعددی - با نام صریح یا مستعار - در مجله هایی چون ((العرفان )) در صیدا، ((الدلیل ))، ((الهاتف )) و ((النجف )) در نجف ، ((الکحلاء)) در عماره ، ((المرشدالعربی )) در لاذقیه ، ((الفکر)) در بغداد و ((الرسالة )) در مصر به چاپ رسید.آثار : احلام الیقظه ، اصول فقه ویژگی اثر : این اثر زیبا به حقیقت نوعی نوسازی در نگارش کتابهای درسی دوره سطح محسوب می شود و مؤ لف فرزانه ، آن را به منظور تدریس در دانشکده فقه نجف نوشته است . نوآوری علمی ، اتقان و عمق مطالب ، اصول فقه را اثری جاودان و ماندنی ساخته و استاد به منظور رفع خلاء موجود بین دو کتاب ((معالم )) و ((کفایه )) و با تاسی از ابتکار استاد خویش شیخ محمد حسین اصفهانی - در دسته بندی مباحث - آن را تنظیم کرده است .3 الزعیم الموهوب السید ابوالحسن اصفهانی ، السقیفة ، الفلسفة الاسلامیة ، المثل الافلاطونیة عند ابن سینا ، المنطق ویژگی اثر : این اثر مجموعه درسهای ارائه شده ایشان از سال 1357 ق . در دانشکده منتدی النشر می باشد و به عنوان متن مهم درسی جایگاهی ویژه را به خود اختصاص داده است8 النجف بعد نصف قرن ، تاریخ الاسلام ، تتمه احکام الیقظه ، حاشیه مکاسب ، حریة الانسان و ارتباطها بقضاءالله ، دیوان شعر ، رسالة عملیة فی ضوء المنهج الحدیث ، شرح حال شیخ حسین اصفهانی ، شرح حال شیخ محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) ، شرح حال صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) ، شرح حال مولا محمد مهدی نراقی، شیخ الطوسی مؤسس جامعة النجف ، عقاید الامامیه ویژگی اثر : این کتاب ، مجموعه ای از عقاید اسلامی بر اساس روش اهل بیت علیه السلام می باشد که به صورتی فشرده و رسا تنظیم شده است ، اثری که از هرگونه پیچیدگی های رایج کتب کلامی عاری بده و برای همگان در خور فهم است . استاد پیشتر این مطالب را در سال 1363 ق . در دانشکده دینی منتدی ارائه کرده بود و سپس آن را بدنی نام و همچنین به نام ((عقاید الشیعه )) به چاپ رساند و هدف عالی او از نگارش آن تقریب بین مذاهب اسلامی بود.21 علی هامش السقیفة ، فلسفة ابن سینا ، فلسفه الامام علی علیه السلام ، فلسفه الکندی ، مجموعه ای از رسائل در علم کلام ،مجموعه ای اشعار (در کتاب شعراء الغری ) ، مذاکرات الشیخ

منابع زندگینامه : سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

مظفری قزوینی، محمد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محمد مظفری قزوینی در سال 1304 در شهر قزوین متولد گردید. پس از دوران کودکی در سن بیست سالگی وارد حوزه ی علمیه قزوین شد و حدود شش سال به تحصیل در این حوزه پرداخت. سپس جهت تحصیل به قم رفته و درحوزه علمیه این شهر وارد شد. پس از بهره بردن از محضر درس اساتید درس این حوزه به نجف اشرف رفته و محضر درس بزرگان آن سامان را درک نمود. آیت الله مظفری قزوینی پس از آنکه تحصیلات خود را به پایان برد به تدریس و تالیف و اقامه ی نماز جماعت و بیان مسائل و احکام دین را به عهده گرفت.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : محمد مظفری قزوینی فرزند ملا ابراهیم آقا بابایی ، در سال 1304 دیده به جهان گشود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : محمد مظفری قزوینی پس از دوران کودکی در سن بیست سالگی وارد حوزه ی علمیه قزوین شد و حدود شش سال به تحصیل در این حوزه پرداخت. سپس جهت تحصیل به قم رفته و درحوزه علمیه این شهر وارد شد. پس از بهره بردن از محضر درس اساتید درس این حوزه به نجف اشرف رفته و محضر درس بزرگان آن سامان را درک نمود.خاطرات و وقایع تحصیل : محمد مظفری قزوینی هنگام تحصیل در نجف اشرف به سبب بروز برخی مشکلات، مجبور به بازگشت به ایران گردید.استادان و مربیان : محمد مظفری قزوینی مقدمات را نزد آخوند ملا علی مطهری ، متوسطه را نزد شیخ مهدی قاضی و آنگاه سطوح عالیه را نزد آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی فراگرفت. استادان وی در حوزه علمیه ی قم آیت الله حاج سید حسین بروجردی و آیت الله سیدشهاب الدین الحسینی مرعشی بود. مظفری همچنین در حوزه علمیه ی نجف نزد اساتیدی چون: آیت الله حاج سید محسن حکیم ، آیت الله حاج سیدمحمود شاهرودی ، امام خمینی ( ره ) ، آیت الله حاج سید ابوالقاسم خویی تلمذ نمود.فعالیتهای آموزشی : محمد مظفری قزوینی پس از آنکه مقام علمی خود را به مرتبه ای رساند که توانست ، دانش خود را به دیگران منتقل نماید ، در حوزه علمیه قم به تدریس پرداخت. او سپس به نجف رفته و علاوه بر تحصیل به تدریس نیز پرداخت ، سپس به زادگاه خود قزوین بازگشت و فعالیت های آموزشی خود را در این شهر دنبال نمود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : محمد مظفری قزوینی پس از آنکه تحصیلات خود را به پایان برد به تدریس و تالیف و اقامه ی نماز جماعت و بیان مسائل و احکام دین را به عهده گرفت.آثار : اسلام و فلسفه احکام ویژگی اثر : دردو جلد2 اسلام و قانون بردگی ، اصطلاحات منطقی ، البلغه فی بلوغ المراه ، الشیعه و السنه ویژگی اثر : این کتاب به زبان عربی می باشد6 الفوائد الرجالیه ، القطره فی فضائل علی علیه السلام ، ایضاح الحجه فی شرح العروه ویژگی اثر : در 8 جلد9 پرسش ها و پاسخ ها ویژگی اثر : دردو جلد10 حرمت بازی شطرنج ، خاتمیت آخرین پیامبر ، خلاصه البیان فی احوال شاه زمان ، دانستنیهایی از قرآن ویژگی اثر : این کتاب به زبان عربی می باشد14 رساله در اثبات صانع تعالی ، رساله در خلقت بهشت و جهنم ، شهادت ثالثه در اذان و اقامه ، طیبات ، قربانی در منی
منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین ، تحقیق و گردآوری: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم

معرفت، محمدهادی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ محمدهادی معرفت در سال1309 هـ.ش در شهر کربلا فرزندی دیده به جهان گشود که نام وی را «محمدهادی» گذاشتند.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیوالدین و انساب : پدر محمدهادی شیخ علی،فرزند میرزا محمدعلی از نوادگان شیخ عبدالعالی میسی اصفهانی بود که به اتفاق والدین و دیگر اعضای خانواده در سال1290 هـ.ش از سده اصفهان به کربلای معلّی مهاجرت کرد. شیخ علی دانشمند وخطیبی توانا و مورد احترام مردم کربلا بود که پدرانش تا سه قرن همگی از سلسله جلیله روحانیت بودند.مادرِ استاد «سید زهرا» دختر سیدهاشم تاجر رشتی و متوطن در کربلا بود.تحصیلات رسمی و حرفه ای : «محمدهادی» از سن پنج سالگی برای کسب سواد به مکتب خانه شیخ باقر اصفهانی فرستاده شد. آنگاه مقدمات علوم اسلامی را نزد پدر فرزانه خود و تنی چند از اساتید معروف نظیر حاج شیخ اکبر نائینی، سید سعید تنکابنی، شیخ محمد حسین مازندرانی، سیدمرتضی قزوینی و سید محمد شیرازی فراگرفت.مبادی فلسفه و دورههای فقه و اصول تا سطوح عالیه را در کربلا و نزد پدر بزرگوار و برخی از اساتید بزرگ بهره گرفت و خوشهچین معارف الهیه شد.استاد معرفت در آغاز سال1340 هـ.ش و پس از فوت پدر بزرگوارشان ـرحمه اللّه علیهـ به منظور تکمیل تحصیلات و رفعت هر چه بیشتر بنای دانش خویش همراه با خانواده به نجف اشرف مهاجرت کردند.در این سالها نجف اشرف منزلگاه اساتید فرهیخته و آیات عظامی همچون سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی، میرزا باقر زنجانی، شیخ حسین حلّی، سیدعلی فانی اصفهانی و اخیراً حضرت امام خمینی ـ قدسسره ـ هم بود؛ استاد فرصت بهرهگیری از این گلستان معرفت را قدر دانسته از هر گلی شهدی نوشید و مجمع فضائل خوبان شد.خاطرات و وقایع تحصیل : انگیزه حضرت استاد در روآوردن به پژوهشهای قرآنی را از قلم معظمله استفاده میکنیم:هنگام مراجعه و مطالعه برای آمادگی تدریس تفسیر به حقیقت تلخی برخورد کردم و آن، فقدان بحث زنده پیرامون مسائل قرآنی، در کتابخانه های فعلی تشیع بود.این برخورد تلخ از آنجا بود که برای تهیه مقاله ای پیرامون مسأله «ترجمه قرآن»، به کتابخانه تخصصی قرآن مراجعه میکردم و در این زمینه کتابهای زیادی که برخی در دو مجلد و نیز رساله ها و مقالات بسیاری از مصر و غیره در اختیار بود که دانشمندان معاصر آن دیار نوشته بودند، ولی در حوزه نجف جز یک برگ اعلامیه حضرت آیت اللّه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء چیز دیگری نیافتم.این امر بر من گران آمد و مرا بر آن داشت که در زمینه مسائل قرآنی به طور گسترده، دیدگاههای دانشمندان گذشته و حال مکتب را روشن و عرضه کنم، نتیجه آن تلاش پیگیر هفت مجلد «التمهید» و دو مجلد «التفسیر و المفسرون» گردید. در نوشته اخیر تکمیل«مافاتِ» نوشته«محمدحسین ذهبی» مصری را انجام دادم که به ناحق جایگاه تشیع را در حیطه قرآنی نادیده گرفته بودم.فعالیتهای ضمن تحصیل : سال1351 ش حکمت الهی اقتضا کرد تا عدو سبب خیر شود و استاد از عراق به ایران مهاجرت نماید حکومت بعث عراق دستور بازگرداندن ایرانیان مهاجر را از عراق صادر کرد و استاد فرزانه حاج شیخ محمدهادی معرفت با کولهباری از فضل و دانش به اتفاق خانواده رهسپار ایران و ساکن قم شد.این فاضل جوان در بهار42 سالگی، فرصت حضور در درس اصول میرزا هاشم آملیـ رحمه اللّه علیه ـ را که از شاگردان مبرز آغا ضیاء عراقی بود، غنیمت شمرد و از خرمن دانش آن پیر فرزانه خوشه های معرفت چید.و به این ترتیب شخصیت علمی محقق فرهیخته، استاد معرفت شکل گرفت و دوران طولانی بهره گیری علمی از اساتید برجسته و ممتاز حوزه های علمیه کربلا، نجف اشرف و قم، از او مجتهدی مسلط بر مبانی فقهی، اصولی ساخت که روح دانشاندوزی را با جدیت، تلاش، نوآوری، شجاعت در ابراز عقیده، توجه به آرای سلف در کنار نقد و بررسی آنها، نخبه گویی و حذف زوائد و تأمل در مسائل مهم، همراه کرد و با این سرمایه عظیم در سه حوزه تدریس، پژوهش و تألیف و به خصوص ورود به عرصه های نو و راه های طی نشده دست به کار شد. در عنفوان جوانی و همزمان با تحصیل دروس فقه و اصول، با همکاری جمعی از فضلای مشهور کربلا از جمله سیدمحمد شیرازی، سیدعبدالرضا شهرستانی، سیدمحمدعلی بحرانی، شیخ محمدباقر بهبودی و… دست به تأسیس و نشر ماهنامهای با نام «اجوبه المسائل الدینیه» زدند.این گروه در اطلاعیهای آمادگی خود را برای پاسخگویی به سؤالهای دینی مردم اعلام کردند و در مدت سالیان متمادی با جدیت تمام به پاسخ سؤالهای رسیده، پرداختند. این ماهنامه با استقبال فراوان مردم از جمله دانشگاههای عراق و حتی خارج از کشور روبرو شد. و حاصل پاسخها که گاه در شکل مقالات علمی ـ تحقیقی تحریر میشد بعضاً صورت مستقل چاپ و منتشر گردید.استادان و مربیان : از استادان محمدهادی معرفت می توان به موارد زیراشاره کرد: شیخ محمد کلباسی شیخ محمد حسین مازندرانی شیخ محمد خطیب سید حسن آغامیر قزوینی حاج شیخ اکبر نائینی سید سعید تنکابنی شیخ محمد حسین مازندرانی سیدمرتضی قزوینی سید محمد شیرازی شیخ یوسف بی ارجمندی خراسانیهم دوره ای ها و همکاران : محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی، میرزا باقر زنجانی، شیخ حسین حلّی، سیدعلی فانی اصفهانی و اخیراً حضرت امام خمینی ( قدس سره) ازهمدوره ایهای شیخ محمدهادی معرفت بوده اند.زمان و علت فوت : شیخ محمدهادی معرفت در سال 1385 دار فانی را وداع گفتند.فعالیتهای آموزشی : حضرت آیت اللّه معرفت از آغازین سالهای تحصیل علوم اسلامی به امر تدریس و تحقیق پرداختند.علوم ادبی و علمی را متناسب با میزان رشد علمی تدریس کردند و در هفته یکبار برای جوانان کربلا، جلسات پرشور علمی اسلامی برپا کردند.با هجرت استاد معرفت به قم فعالیتهای تدریسی، تحقیقی و تألیفی ایشان گسترش یافت. وی عمده وقت خود را به تدریس رسائل ، مکاسب، کفایه و سپس خارج فقه و اصول اختصاص داد و از جمله در مدرسه عالی حقانی و به دعوت شهید قدوسی مدیر محترم مدرسه، به تدریس مسائل قرآنی و به ویژه علوم قرآن پرداختند. محصول تلاش استاد در سنگر تدریس تربیت صدها شاگرد در موضوعات فقهی، اصولی و قرآنی است و سپس برای جمعی از طلاب جوان و با علاقه، مباحث علوم قرآنی را در مؤسسه آموزشی ـ تحقیقاتی معارف اسلامی امام رضا(ع) تدریس میکردند.این محقق برجسته به دنبال سکونت در قم، تحقیقات انجام شده در نجف اشرف را به طور گسترده مورد بازبینی و تعمیق و توسعه قرار دادمراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : از جمله کارهایی که شیخ معرفت انجام داده اند، تاسیس و نشر ماهنامه ای به نام اجوبه المسائل الدینیه بود.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : استاد معرفت در نجف اشرف بخش عمدهای از وقت خود را مصروف تدریس و تحقیق نمودند؛ صبحها علاوه بر تحصیل، به تدریس میپرداختند و عصرها را به امر تحقیق و تدوین اختصاص دادند.در این زمان بود که با گروهی از فضلای مشهور نجف اشرف از جمله «سیدجمال خوئیـ فرزند برومند آیت اللّه العظمی خوئی سید محمد نوری، سیدعبدالعزیز طباطبائی، شیخ محمد رضا جعفری اشکوری، دکتر محمد صادقی و در سالهای اخیر استاد عمید زنجانی جلسات هفتگی تشکیل و پیرامون مباحث و موضوعات مختلف به بحث و تحقیق همت گماردند.هر یک از این فضلا رشتهای از علوم اسلامی را موضوع تحقیق خود قرار دادند. در اینجا بود که حضرت استاد معرفت پژوهشهای خود را در رشته«علوم قرآنی» پایه گذاری کردند.چگونگی عرضه آثار : از جمله مقاله های استاد معرفت که به زبان عربی تألیف و برخی از آنها به فارسی ترجمه و منتشر شد، میتوان به این موارد اشاره کرد: «حقوق زن در اسلام»، «ترجمه قرآن، امکان، ضرورت»، «دو فرقه شیخیه، اسکویی، کریمخانی»، «اهمیت نماز و تاثیر آن در صیانت فردی و اجتماعی».آثار : آموزش علوم قرآنی ، احکام شرعی ، التفسیر الاثری الجامع ، التفسیر و المفسّرون فی ثوبه القشیب ، التمهید فی علوم القرآن ویژگی اثر : جزوات «التمهید» یکی پس از دیگری به زیور طبع آراسته شد و به دنبال پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی چاپ «التمهید» که به سه جلد رسیده بود، به همت انتشارات جامعه مدرسین تجدید چاپ و مابقی مجلدات آن تا شش مجلد انتشار یافت.6 تاریخ قرآن ، تفسیر و مفسّران ویژگی اثر : جدید چاپ کتاب تفسیر و مفسّران در دو جلد و ترجمه آن به زبان فارسی، جلوهای دیگر از مراحل کمال تحقیق و پژوهش استاد میباشد.8 تلخیص التمهید ، تمهید القواعد ، تناسخ الارواح (بازگشت روح) ، جامعه مدنی (مجموعه مقالات) ، حدیث لاتعاد، حدیث من زاد فی صلاته ، شبهات وردود حول القرآن ویژگی اثر : حضرت استاد در پاسخ شبهات وارده بر قرآن که بهطور عمده از سوی شرقشناسان و برخی روشنفکران دنیای عرب و ایران مطرح میشد دست به تألیف کتاب «شبهات وردود» زدند که در سال1382 به زیور طبع آراسته شد.این حدیثشناس، مفسر و فقیه مکتب اهلبیت(ع) که معتقد به ضرورت استفاده از تراث سلف و نگران کوتاهی در نقادی روایات تفسیری هستند، از سال1379ش محصول تجارب ارزنده خود را به خدمت تألیف تفسیری جامع از آثار گذشتگان درآورد و به جمعآوری و تنسیق روایات تفسیری فریقین پرداخت. ایشان در این کارِ گروهی که با مساعدت دو گروه ده نفره از شاگردان و نخبگان حوزوی و تربیت یافتگان مدرسه قرآنی صورت گرفته است، روایات تفسیری را که جملگی به صورت خام در کتابها عرضه شده، به محک نقد و بررسی گذاشته و برای جدا سازی سلیم و سقیم این روایات و قیمتگذاری و تعیین ارزش هر یک از آنها اهتمام نمودهاند.تاکنون یک مجلد از این اثر ارزنده با نام «التفسیر الاثری الجامع» به زیور طبع آراسته شده است.14 صیانه القرآن من التحریف ویژگی اثر : ایشان با توجه به مهمترین سؤالها یا شبههای مخالف با کرامت قرآن و یا مذهب تشیع دست بهکار تألیف شدند، از جمله کتاب «صیانه القرآن من التحریف» را در دفاع از حریم قرآن و حراست از کرامت آن نوشتند. «احسان الهی ظهیر»، نویسنده متعصب پاکستانی، شیعیان را متهم ساخت که قائل به تحریف قرآن میباشند؛ استاد مجاهد و پاسدار ارزشهای اسلامی در مدت شش ماه کتاب «صیانه القرآن…» را در جواب وی به رشته تحریر درآورد و در تاریخ2/8/66 ش، به چاپ رساند.15 علوم قرآنی ، مالکیه الارض ، ولایت فقیه ، ولایه الفقیه ابعادها و حدودها
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

ممجد لنگرودی، علیرضا

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ علیرضا ممجد لنگرودی به سال 1293 شمسی در خاندان تقوا و فضیلت و فقاهت در شهرستان لنگرود دیده به جهان گشودند.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : خاندان حضرت آیت اللّه ممجّد لنگرودی همگی در سلک روحانیت و فقاهت بوده‌اند. والد بزرگوارش مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبداللّه لنگرودی یکی از عالمان برجسته شهرستان لنگرود به شمار می‌رفتند. او که از شاگردان آخوند خراسانی، و شریعت اصفهانی، میرزای نائینی و... به شمار می‌رفت، بعد از اخذ حدود 14 اجازه اجتهاد به قصد صله ارحام به لنگرود آمده و در این شهر مورد استقبال علما و مردم قرار گرفت و به اصرار مرحوم آیت اللّه حاج شیخ علی اکبر لنگرودی که اعلم علمای لنگرود به شمار می‌رفت، در لنگرود ماندگار شد و در این مدت علاوه بر تدریس، مشغول وعظ و خطابه و ارشاد و هدایت مردم گردید.آیت اللّه شیخ عبداللّه لنگرودی دارای دو فرزند عالم و دانشمند بوده است.خاطرات کودکی : شیخ عبدالله از دوران کودکی خود اینطور می گوید که: «من کمتر از ده سال داشتم که عمامه می‌گذاشتم، این در روزگاری بود که مأموران رضاخان عمامه‌ها را برمی‌داشتند و من هم خیلی علاقه داشتم که عمامه داشته باشم. از این روی آن قدر نماز جعفرطیّار خواندم که خداوند عنایتی بفرماید و مأموران عمامه مرا برندارند که برنداشتند. در آن روزگار سخت با همه مشکلات آنچه بیش از همه مرا رنج می‌داد و در ابتدای تحصیل، خوب نفهمیدن درس‌ها بود. چندین درس می‌رفتم و هر چه زحمت می‌کشیدم و به خود فشار می‌آوردم آن گونه که باید درس‌ها را نمی‌فهمیدم تا این که روزی از شدت ناراحتی به حرم حضرت معصومه (س) مشرف شدم و بسیار گریستم به گونه‌ای که چشم‌هایم می‌سوخت. برگشتم به حجره مدرسه خان و دراز کشیدم که یک مرتبه به قلبم الهام شد که این طوری نباید درس بخوانی، روزی دو درس، یکی صبح و یکی بعدازظهر کافی است و با هر جان کندنی باید آن را یاد بگیرم. احساس کردم سوزش چشمم خوب شده با نشاط بلند شدم و همین شیوه را به کار بستم. شش ماه درس خواندم، کار به جایی رسید که پس از شش ماه، تدریس هم می‌کردم و از همان زمان به بعد این شیوه را به کار بستم، هم درس می‌گفتم و هم درس می‌خواندم و در همه امتحانات رایج حوزه با نمره عالی قبول می‌شدم.»اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : شهرستان لنگرود در 60 کیلومتری رشت، در شرق استان گیلان واقع شده است. این شهرستان به علت مزایای فراوان (کوه و جلگه و دریا و جنگل و...) یکی از زیباترین و دلپذیرترین شهرهای شمال ایران است.از لحاظ جغرافیایی، منطقه آبادی است که امن و آرام و مطمئن بوده و روزیش به وفور از هر سو و مکانی فرا می‌رسد و از لحاظ فرهنگی، شخصیت‌های فراوانی را در دامن پُرمهر خود پرورش داده است که شرح بسیاری از آنان در کتب تراجم و رجال مفصل آمده است. مرحوم آیت اللّه ممجّد در این باره می‌فرمود: «لنگرود در اوائل حکومت رضاخان، سه مدرسه علمیه داشت؛ یکی در کنار مسجد جامع، یکی در کنار بقعه آقا سید حسین کیا و سومی در کنار مسجد گلشن.در دوران رضاخان هر سه مدرسه را خراب کردند و به خانه روستا تبدیل کردند و همه موقوفات مدرسه‌ها هم از بین رفت. لنگرود با این که شهر کوچکی بود امّا هفتاد، هشتاد عالم برجسته داشت که بیش‌تر آنان، مجتهد مسلم بودند. رضاخان بیش‌تر علمای بزرگ این شهر را به روستاها و اطراف تبعید کرد و بعضی هم به شهرهای بزرگ رفتند و بیش‌تر به لاهیجی و رشتی ملقّب شدند و به این لقب شهرت یافتند. زیرا رشت و لاهیجان در آن زمان و هم اکنون نیز از شهرهای بزرگ گیلان هستند و حتی بسیاری از علمای رودسر، اشکور، املش و حتی تنکابن و رامسر، فامیلی آنان پسوند لاهیجی و رشتی داشت.»تحصیلات رسمی و حرفه ای : شیخ عبدالله از سال 1319 تا 1325 برای ادامه تحصیل راهی مشهد شد و طی این سالها تحصیلات خود را ادامه داد. در سال 1325 شمسی آیت اللّه ممجّد دوباره راهی حوزه علمیه قم شد. در این دوران، تحول در حوزه قم نسبت به گذشته چشم‌گیرتر بود. وی پس از ورود به حوزه علمیه قم در امتحانات حوزه شرکت جسته و در نزد مرحوم آیت اللّه حاج شیخ مرتضی حائری امتحان داده و معظم‌له در ذیل ورقه امتحانی ایشان نوشته بود: «آقای ممجّد از عهده امتحان خوب برآمده و شایستگی تدریس دارد».خاطرات و وقایع تحصیل : به خاطر سخت‌گیری کارگزاران رضاخانی بر حوزه قم و آزار و اذیت‌ها، مرحوم والدش پیشنهاد کرد: اگر بخواهی، می‌توانی به حوزه مشهد بروی و در آن جا ادامه تحصیل بدهی.آیت اللّه ممجّد در این باره می‌گوید: «به یاد دارم پیش از عزیمت به مشهد مقدس، در لنگرود خدمت مرحوم والد بودم و عده‌ای دیگر هم حضور داشتند. به ایشان گفتم: آقا! من مشهد رفتم چقدر برایم شهریه خواهید فرستاد. مرحوم والد از این سخن من خیلی عصبانی شد و گفت: من خیال می‌کردم در این مدت که در قم تحصیل می‌کردی، چیزی یاد گرفتی. معلوم شد چیزی نفهمیدی؟ گفتم: آقا! من که چیز بدی نگفتم! گفت: چطور؟ تو داری می‌روی خدمت امام رضا (ع) ، امام واسطه فیض خداوند به مخلوقات است؛ آن وقت تو چشم طمع به من داری که برای تو چقدر شهریه خواهم فرستاد! من چه کاره‌ام همه چیز آن جاست. آری ایشان درست می‌گفت و من اشتباه کرده بودم».وقایع میانسالی : حجة الاسلام عباسی - مدیر حوزه علمیه لنگرود به نگارنده فرمود: در سالی آقا در ماه رمضان در بیمارستان بستری بودند. یک شب به عیادت ایشان رفتم و ایشان تازه عمل جراحی نموده بودند. دیدم خیلی ناراحت است و اشک از دیدگانش جاری است؛ شروع کردم ایشان را دلداری دادن که ان شاءاللّه عمل مهمی نیست، به زودی خوب می‌شوید و دوباره مشغول تدریس خواهید شد، ناراحت نباشید؟ یک نگاهی به من کرد و فرمودند: ناراحتی من برای عمل جراحی نیست بلکه فردا شب، 19 ماه رمضان شب احیاء و شب ضربت خوردن مولایمان علی (ع) است و من می‌بایست در آن مراسم شرکت می‌کردم، در حالی که نمی‌دانم چه خطایی از من سرزده است که دارم این گونه تنبیه می‌شوم. امسال از گریه کردن در عزای آن حضرت محروم شده‌ام! و این جملات را وقتی می‌فرمود، اشک در صورتش جاری بود.زمان و علت فوت : آیت اللّه ممجّد لنگرودی در سال 1374 شمسی در حالی که مشغول تدریس بود، دچار سکته مغزی شد و بعد از قریب به سه سال از این بیماری در تاریخ 13 آبان 1376 در شهرستان لنگرود دار فانی را وداع گفت و با شرکت انبوهی از مردم متدین لنگرود، علما ائمه جمعه و جماعات استان، تشییع و پیکر پاکش به قم انتقال یافت و بعد از نماز توسّط حضرت آیت اللّه آقای بهجت - دامت برکاته - در قبرستان آیت اللّه حائری (قبرستان نو) در جوار قبر پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : آیت الله لنگرودی اشتغالات دیگری همچون حضور مستمر در شورای روحانیت شهر، اعزام نیروهای رزمنده به جبهه، سخنرانی‌ها و شرکت در محافل گوناگون مذهبی در سطح شهر و یا شهرهای دیگر استان، لحظه‌ای از طلاب غافل نبود. او به طلاب درس‌خوان عشق می‌ورزید و همواره آنان را نصیحت می‌کرد و از ضعف و سستی و از به هدر دادن عمر و نشاط جوانی و غفلت از این موقعیت استثنایی و خدادادی، آنان را بیم می‌داد.فعالیتهای آموزشی : مرحوم آیت اللّه ممجّد لنگرودی از سال 1319 تا سال 1325 در این حوزه به تحصیل و تدریس اشتغال داشته است. خود وی در این باره می‌فرماید:«من حدود شش سال در حوزه مشهد ماندم؛ در این مدت، کار اصلی من، تدریس بود. عده‌ای از طلبه‌ها خدمت آقا شیخ مجتبی قزوینی رفته بودند که درس مکاسب برای آنان شروع کند. ایشان گفته بود: اگر آقای ممجّد هم در درس شرکت کند، من برای شما مکاسب می‌گویم. اینان پیش من آمدند و گفتند: آقا چنین گفته است. به این آقایان عرض کردم اگر آقا برای من شوارق بگوید در مکاسب ایشان شرکت می‌کنم. آقا پذیرفت که برای من شوارق بگوید و من هم در مکاسب ایشان شرکت کردم.»(9)آیت اللّه ممجّد درس شوارق و قسمتی از مکاسب را در نزد آیت اللّه حاج شیخ مجتبی قزوینی، و مابقی مکاسب را در نزد آیت اللّه حاج شیخ هاشم قزوینی و جلد اول کفایه را در نزد آیت اللّه حاج شیخ علی‌اکبر نوقانی تلمّذ کرده و خود نیز لمعه را برای عده‌ای تدریس می‌کردند. ورود معظم‌له به قم در سال 1325 شمسی بود که تا سال 1345 شمسی به مدت 20 سال ادامه داشت. در این دوران باشهریه ماهی صد تومان تدریس می کرد. او در سال 1345 شمسی تا آخر عمر شریف‌شان در لنگرود ساکن و مشغول تدریس سطوح مختلف، تألیف، تربیت شاگرد، ارشاد و هدایت مردم و... بود.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : ایت الله لنگرودی با کمک‌های متولیان مدرسه لنگرود حضرات آیات: فقیهی رشتی (ره) و سید محمدحسین لنگرودی (مدّظله العالی) مدرسه را بازسازی و حجرات زیادی احداث کردند.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : آیت الله ممجد لنگرودی از اوّل بنای سکونت در آن شهر را نداشتند و به علت مسائل پیش آمده و تأکید فراوان بزرگانی همانند آیات عظام: گلپایگانی، نجفی مرعشی و فقیهی رشتی که معظم‌له تا آخر عمر در شهرستان لنگرود ماندند. او درباره هجرتش به لنگرود فرمود: «مرحوم آیت اللّه آقا شیخ یحیی ذکّی مدرسه‌ای را در لنگرود بنا کردند و بنده تابستان‌ها وقتی به لنگرود می‌رفتم در همین مدرسه برای طلاب درسی را شروع می‌کردم. یک سال دیدم طلبه‌ها خوب درس نمی‌خوانند و روش درستی در فراگیری ندارند تصمیم گرفتم چهار ماهی بمانم و اینان را وادارم که با روش درستی درس بخوانند؛ همین کار را کردم. شاگردان مدرسه را تا کتاب صمدیه رساندم خواستم به قم برگردم، رفتم با متولّی مدرسه خداحافظی کنم. یکی از متدیّنان در آن جا حضور داشت و ناراحت شد از این که من دارم مدرسه را با این وضع ترک می‌کنم و آن را به حال خود رها می‌سازم. رو به من کرد و گفت: «آقای ممجّد! من با هزینه خودم برای شما ماشین کرایه می‌کنم و شما را به قم می‌فرستم ولی شما جواب امام زمان(عج) را چه خواهی داد؟!» چنان این سخن از سر سوز و اخلاص بود که مرا به شدت منقلب کرد و هنوز هم هر وقت یادم می‌آید، گریه‌ام می‌گیرد. از این روی قول دادم یک سال دیگر هم بمانم تا وضع مدرسه سر و سامان بیابد.آرا و گرایشهای خاص : حضرت آیت اللّه ممجّد (ره) یکی از استوانه‌های علمی استان به شمار می‌رفت که به برخی از ویژگی‌های آن استاد فرزانه اشاره می‌کنم.1 - روش تدریس ایشان در زمان تصدّی‌شان، زبانزد عام و خاص بوده است.2 - شاگردان ایشان از جمله کسانی بوده‌اند که به ثمره و نتیجه خوبی رسیده‌اند. موفقیت‌هایی که اکنون خودم دارم، مرهون زحمات ایشان می‌دانم.3 - ایشان هم مدرس بود و هم به منزله پدر و برادر طلبه. زیرا مسائل گوناگون یک طلبه را زیر نظر داشت؛ در واقع هم مدرّس، هم مربّی و هم مشاور بود ایشان معتقد بود که برای به نتیجه رسیدن یک طلبه باید تا سطح به طور دقیق، روش خاصی را با استاد راهنما طی کرد.4 - ایشان از نظر علمی مسلط بر تدریس بودند، گاهی کتابهایی چون مکاسب را بدون مطالعه قبلی تدریس می‌کردند... من مکاسب محرمه را در فصل تابستان که در سپاه لنگرود مشغول بوده‌ام، پیش ایشان خوانده‌ام و این نکته را در آن‌جا از ایشان دیدم.5 - ایشان برای پذیرش طلبه یک دوران آموزشی داشتند که پس از آن دوران به او یا ولیّ او تذکر می‌دادند که ایشان استعداد این رشته تحصیلی را دارند یا نه؟ در صورت منفی بودن، رشته دیگری را که وی استعداد و زمینه آن را داشته به او متذکر می‌شد.6 - ایشان تأکید داشتند هر طلبه‌ای که مثلاً مشغول پایه دوم هست پایه اول را به دیگران تدریس نماید.7 - سفارش و تأکید فراوان به مباحثه کردن هر یک از دروس به صورت دو نفری یا سه نفری را داشتند.8 - سعی می‌کرد شاگردان را ضمن آموزش قرآن و تجوید آن‌ها را با مباحث کلی مربوط به قرآن آشنا نمایند و هر روز اول صبح جلسه‌ای با همه طلاب در همه سطوح در زمینه قرآن داشتند؛ از آموخته‌های ادبی و نحوی طلاب در آن جلسه به صورت تجزیه و ترکیب امتحان عملی می‌گرفتند و آیاتی را در زمینه‌های گوناگون و مناسب و مورد نیاز روز طلاب، برای آنان توضیح و تفسیر می‌کردند.9 - در ضمن تدریس دروس اصلی، درس اصلی‌تر از همه، یعنی اخلاق را نیز خود به عهده داشتند و آن را در ضمن دروس مختلف به مناسبت‌هایی که پیش می‌آمد، مطرح می‌کردند.10 - یکی از روش‌های بسیار جالب ایشان که من در این حد از کسی سراغ ندارم، نظارت دقیق و مستمر بر دروس و اخلاق طلاب بود. گاهی از شب‌ها به مدرسه سرکشی می‌کرد که نکند طلاب مشکلاتی داشته باشند.11 - نقش ایشان در جبهه و جنگ ارادت و عشق به خاندان پیامبر (ص) : یکی از صفات برجسته و بارز آیت اللّه ممجّد)، عشق و اخلاص آن مرد بزرگ به خاندان عصمت و طهارت بود.آثار :شرح بر رسائل ، شرح بر مکاسب ، شرحی بر قوانین ، شرحی بر کفایه ، شرحی بر لمعتین
منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1k

میرابوالقاسمی، محمدتقی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید محمدتقی میرابوالقاسمی در سال 1309 ، در شهر رشت به دنیا آمد. پس از طی دوره ابتدایی و متوسطه وارد دانشگاه شد و در رشته های معقول و امور تربیتی به ادامه تحصیل پرداخت و سرانجام در سال 1338 از دانشکده معقول و منقول فارغ التحصیل شد و با توجه به اینکه در همین سال جزء قبول شدگان دورة دکتری معقول بود ، اما به علت اشتغال در آموزش و پرورش گیلان از ادامه تحصیل منصرف گردید. او در سال 1368 بازنشسته شد ، بعد از آن چون از سال 1362 در دانشگاه های گیلان ، آزاد اسلامی ، پیام نور و آموزش ضمن خدمت به عنوان استاد مدعو به تدریس اشتغال داشت لذا تا سال 1372 به تدریس ادامه داد و پس از آن به تحقیق و پژوهش روی آورد.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : سیدمحمدتقی میرابوالقاسمی فرزند سید شرف الدین ،در شهر رشت به دنیا آمد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید محمدتقی میرابوالقاسمی تحصیلات خود را در حوزه مذهبی گیلان ( رشت ) و مروی تهران تا پایان دوره سطح ادامه داد. مدتی پس از طی دوره ابتدایی و متوسطه وارد دانشگاه شد و در رشته های معقول و امور تربیتی به ادامه تحصیل پرداخت و سرانجام در سال 1338 از دانشکده معقول و منقول فارغ التحصیل شد و با توجه به اینکه در همین سال جزء قبول شدگان دورة دکتری معقول بود ، اما به علت اشتغال در آموزش و پرورش گیلان از ادامه تحصیل در رشته دکترا منصرف گردید.همسر و فرزندان : سید محمدتقی میر ابوالقاسمی دارای پنج فرزند که سه پسر و دو دختر می باشند. پسر بزرگ فارغ التحصیل رشته پرستاری و در حال حاضر تکنسین اتاق عمل در بیمارستان دکتر حشمت رشت شاغل می باشد. دو فرزند پسر دیگر در کارخانه های صنعتی استان مشغول به کار هستند. یک دخترشان ،معلم و دختر دیگر ایشان کاردان آزمایشگاه بیمارستان رازی رشت و دانشجوی رشته زبان انگلیسی می باشد.فعالیتهای آموزشی : فعالیت آموزشی سید محمدتقی میر ابوالقاسمی در آموزش و پورش استان گیلان آغاز گردید. او در سال 1368 بازنشسته شد ، امام چون از سال 1362 در دانشگاه های گیلان ، آزاد اسلامی ، پیام نور و آموزش ضمن خدمت به عنوان استاد مدعو به تدریس اشتغال داشت لذا تا سال 1372 به تدریس ادامه داد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سید محمدتقی میر ابوالقاسمی از سال 1372 به بعد به دنبال فعالیت های فرهنگی و پژوهشی رفت که بسیار مورد علاقه وی بود و بدین جهت از تدریس کناره گرفت.آثار : آموزش دینی از آغاز تا عصر حاضر ، امید های نو در دنیای اسلام ، پژوهشی در زندگی مذهبی جوانان ، تاریخ و جغرافیای طالقان ، تربیت و تعلیم دینی ویژگی اثر : دو جلد6 جنبش جنگل و میرزا کوچک خان ویژگی اثر : خاطرات میراحمد مدنی7 سرزمین و مردم گیل و دیلم نهضت های روستایی در ایران ، گیلان از آغاز تا انقلاب مشروطیت ویژگی اثر : جلد 19 گیلان از انقلاب مشروطیت تا زمان ما ویژگی اثر : جلد دو10 نقش الگوها در تربیت ،نهضت جنگل و اوضاع اجتماعی و فرهنگی گیلان و قزوین ویژگی اثر : خاطرات صادق کوچکپور


منابع زندگینامه :آشنایی با مشاهیر فرهنگی گیلان ، تهیه و تدوین: علیرضا پارسی ، رشت: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، اداراه کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ص 31

نجم آبادی، میرزا ابوالفضل

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
فقیه دانا و مجتهد توانا ومدرس فقه مکتب اهل البیت(ع) مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالفضل نجم آبادی در سال 1317 ق در یک خانواده مذهبی تولد یافت.وی پس از آموختن و انجام مقدمات علوم عربیه از صرف و نحو و غیره در مدرسه مرحوم حاج شیخ هادی ،شروع به خواندن سطح نموده ،منقول را خدمت والد و نیز مرحوم حاج شیخ مسیح طالقانی (از بزرگان مدرسین تهران و مدرسه مروی بود) آموخت. .وی در سال 1342 ق(86سا"ل قبل) در سوگ پدر می نشیند و پس از آ ن سفری به بلاد عربی از جمله سوریه، لبنان و مصر نموده که در آن سفرها مجاورات علمی با اهل تسنن داشته است.ایشان پس از آموختن و انجام مقدمات علوم عربیه از صرف و نحو در مدرسه مرحوم حاج شیخ هادی شروع به خواندن سطح نموده و منقول ومعقول را خدمت مرحوم حاج شیخ مسیح طالقانی و مرحوم حاج فاضل عراقی فرا می گیرد و سپس در سال 1342ق از تهران خارج می شود و به سوی مکه معظمه و عتبات عالیات رهسپار می گردد و در نجف اشرف به ادامه تحصیل می پردازد .وی در آنجا ترجمه کتاب گران سنگ المراجعات مرحوم سید شریف الدین عاملی را شروع می کنند . وی در مدت اقامت شان در حوزه علمیه نجف اشرف و شرکت در دروس فقه و اصول اساتید بزرگواری چون آیت الله حاج میرزا حسن نائینی و ضیاء الدین عراقی بیش تر دروس های فقه و اصول آنان را از عبادات تا سیاسات به خانه تحریر در می اورد و مرحوم نائینی در اجازه مفصلی از وی اظهارات رضایت می نماید آن گاه با کسب اجتهاد در سال 1349 ق به تهران آمده و در محله سنگلج و حسن آباد در مدرسه مسجد جد بزرگوارش شیخ هادی نجم آبادی - رحمه الله عله- به تدریس و رسیدگی به امور دینی مردم می پردازد.نامبرده در سن 65 سالگی به علت ابتلابه سرطان در شب جمعه 24 ماه شعبان 1385ق به رحمت ایزدی پیوست و کالبد ایشان در مسجد بالاسر حضرت فاطمه معصومه (س) و در پایین پای آیت الله العظمی حاج شیخ کریم حائری در قم به خاک سپرده شد. گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیگرایش : فقه و اصولوالدین و انساب : مرحوم حاج میرزا ابوالفضل نجم آ بادی فرزند برومند مرحوم شیخ محمدتقی وجد بزرگوارش حاج شیخ هادی نجم آبادی از علمای مبارز این خاندان است. دکتر محمدعلی نجم آ بادی فرزند آیت الله نجم آبادی درباره شجره نامه وزندگینامه فقیه دانا چنین اشاراتی دارد: جد ما استاد باقر آهنگری در نجم آباد بود. به یمن همنامی او با باقر العلوم(ع) خدا به او دوپسر به نام های ابراهیم و مهدی باهوش وافر عطا می کند. پس از فوت پدر این دو به قزوین وسپس به اصفهان رفته و هر یک در زمان خود عالمی کامل و بالغ می شود. پس از اتمام تحصیلات برادر بزرگتر ملاابراهیم به قزوین برمی گردد و برادر کوچکتر حاج ملامهدی راهی مکه معظمه می شود. در سفری که فتحعلی شاه قاجار به قزوین می نموده و رسمش بر آن بود که جلساتی از علمای محل برای بحث تشکیل می داد.در این جلسه آخوند ملاابراهیم هم شرکت داشته است .شاه که او را از همه برتر شناخته بود از وزیرش راجع به این جوان سوال می کند و او در جواب می گوید: او از رعایای من است. شاه به تندی به او می گوید از امروز تو رعیت او هستی و برای او مدرسه و مسجدی در همان نجم آباد بنا نمود.میرزا عبدالکریم اطاعت امر نموده و حوزه علمیه نجم آباد برپا می شود و اخوند ملا ابراهیم مشغول تدریس و تربیت افراد منطقه می شود. در جنوب راه کرج به قزوین در ناحیه ساوجبلاغ روستایی به نام نجم آباد قرار دارد که در قرون اخیر نقش بسزایی در پروراندن شماری از فقیهان فاضل و عالمان عامل داشته است. از تبارنامه خاندان نجم آبادی برمی آید که دو برادر به نام آخوند ملاابراهیم و آ خوند ملامهدی نخستین حلقه های روحانی این خانواده بوده اند که این دو فرزندان استاد باقر نجم آبادی آهنگر بوده اند.سومین فرد از این خاندان شریف مرحوم حاج میرزا ابوالفضل نجم آبادی است.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : آیت الله حاج میرزا ابوالفضل نجم آبادی در سال 1317 ق در یک خانواده مذهبی چشم برجهان گشوده است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : حاج میرزا ابوالفضل نجم آبادی در خاطراتش آورده است:" پس از آموختن و انجام مقدمات علوم عربیه از صرف و نحو و غیره در مدرسه مرحوم حاج شیخ هادی (میرزا عیسی وزیر) ،بطوری که متاسفانه بیش از قسمت های تخریب شده است ،شروع به خواندن سطح نموده ،منقول را خدمت والد و نیز مرحوم حاج شیخ مسیح طالقانی (از بزرگان مدرسین تهران و مدرسه مروی بود) و معقول را خدمت مرحوم حاج فاظل عراقی در مدرسه سید نصرالدین و مرحوم حاج میرزا سید محمد فاطمی قمی می آموزد. بعد از فراغت به قدر معمول از سطوح شروع به خواندن خارج کرده و در محضر آسید محمد تنکابنی که مردی فاضل و متقی و از محققین و مدرسین علمای عصر بود تا سال 1342 ق ادامه داد".وی در سال 1342 ق(86سال قبل) در سوگ پدر می نشیند و پس از آ ن سفری به بلاد عربی از جمله سوریه، لبنان و مصر نموده که در آن سفرها مجاورات علمی با اهل تسنن داشته است .آنچه از سفرنامه ایشان برمی آید مبین آن است که علاقه وافری به تقریب مذاهب داشته است.اما خیلی زود متوجه می شوند که اهل تسنن به قدری از شیعه و تفکرات شیعی دور نگه داشته شده اند که اصولا شیعه را غیر مسلمان می دانند.و به جرات می توان گفت دید آنها نسبت به شیعه چه در اصول و چه در فروع بدبینانه و گاهی مغرضانه است ،که هرگز نسبت به یهود و نصاری چنین نگاهی را نداند.ایشان پس از آموختن و انجام مقدمات علوم عربیه از صرف و نحو در مدرسه مرحوم حاج شیخ هادی شروع به خواندن سطح نموده و منقول ومعقول را خدمت مرحوم حاج شیخ مسیح طالقانی و مرحوم حاج فاضل عراقی فرا می گیرد و سپس در سال 1342ق از تهران خارج می شود و به سوی مکه معظمه و عتبات عالیات رهسپار می گردد و در نجف اشرف به ادامه تحصیل می پردازد .وی در آنجا ترجمه کتاب گران سنگ المراجعات مرحوم سید شریف الدین عاملی را شروع می کنند . وی در مدت اقامت شان در حوزه علمیه نجف اشرف و شرکت در دروس فقه و اصول اساتید بزرگواری چون آیت الله حاج میرزا حسن نائینی و ضیاء الدین عراقی بیش تر دروس های فقه و اصول آنان را از عبادات تا سیاسات به خانه تحریر در می اورد و مرحوم نائینی در اجازه مفصلی از وی اظهارات رضایت می نماید آن گاه با کسب اجتهاد در سال 1349 ق به تهران آمده و در محله سنگلج و حسن آباد در مدرسه مسجد جد بزرگوارش شیخ هادی نجم آبادی - رحمه الله عله- به تدریس و رسیدگی به امور دینی مردم می پردازد. فعالیتهای ضمن تحصیل : وی در طول اقانتش در نجف اشرف ترجمه کتاب گران سنگ المراجعات مرحوم سید شریف الدین عاملی را شروع می کننداستادان و مربیان : مرحوم نجم آبادی ،منقول را خدمت والد و نیز مرحوم حاج شیخ مسیح طالقانی و معقول را خدمت مرحوم حاج فاظل عراقی در مدرسه سید نصرالدین و مرحوم حاج میرزا سید محمد فاطمی قمی تلمذ نمود. وی در مدت اقامت شان در حوزه علمیه نجف اشرف و شرکت در دروس فقه و اصول اساتید بزرگواری چون آیت الله حاج میرزا حسن نائینی و ضیاء الدین عراقی شرکت می کرد.هم دوره ای ها و همکاران : از اساتید هم دوره ای ایشان می توان به اختصار از مرحومیت آقای راشد ،استاد اعصار،آقای علامه وحیدی،میرزا حسن شیرازی،آقای لواسانی،شیخ محمد علی طالقانی،سید حسین کاشانی ،ابن الدین،سید محمود طالقانی و غیره نام برد.همسر و فرزندان : مرحوم حاج میرزا ابوالفضل نجم آبادی پس از بازگشت از عتبات عالیات در سن 35 سالگی با دختر عمه شان که از طرف مادری نوه حاج شیخ هادی و از طرف پدری نوه حاج شیخ باقر (برادر حاج شیخ هادی) بودند ازدواج می فرماید. حاصل این ازدواج پنج فرزند بود که سه پسر و دو دختر که فرزند دوم پسر در 40 روزگی فوت نموده و بقیه در قید حیاتند.وقایع میانسالی : مرحوم نجم آبادی در مدت اقامتش در نجف اشرف از دو خواهر ش هم نگهداری می کرد.مادرشان در نجف فوت نموده و در وادی السلام نجف به خاک سپرده شده است.وی پس از کسب درجه اجتهاد و همین طور از مرحوم آیت الله آقا سیدابوالحسن اصفهانی به نوشته خودشان در سال 1349 ق به حکم اجبار به ایران مراجعت می فرماید.حکم اجبار این بود که چون تا آن زمان مدرسه و مسجد مرحوم حاج شیخ هادی در تهران توسط عموی شان مرحوم حجت الاسلام آقای حاج شیخ مهدی نجم آبادی (ره) اداره می شد و ایشان به علت مشغله های دیگر و نیز امامت مسجد منشور السلطان قادر به ادامه نبود،به همین خاطر به مرحوم نجم ابادی مرقوم می دارد حال که تحصیل شما پایان یافته ،بهتر است به ایران بازگشته و وظایف شرعی خود در این جا و به خصوص در مدرسه و مسجد پدری ادامه دهید.وی پس از بازگشت از عتبات عالیات مدتی در شهر قم سکنی گزیده و در درس و بحث مرحوم ایت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری حاضر و با علمای زمان بیشتر آشنا گردید در هیمن زمان بود که با حضرت امام دوست شده و این دوستی تا پایان عمر وی ادامه داشت.زمان و علت فوت : آیت حاج میرزا ابوالفضل نجم آ بادی در سن 65 سالگی به علت ابتلابه سرطان در شب جمعه 24 ماه شعبان 1385ق به رحمت ایزدی پیوست و کالبد ایشان در مسجد بالاسر حضرت فاطمه معصومه (س) و در پایین پای آیت الله العظمی حاج شیخ کریم حائری در قم به خاک سپرده شدمشاغل و سمتهای مورد تصدی : آیت الله نج آبادی در سال 1335 به مناسبت ولادت با سعادت حضرت علی(ع)، از طرف حضرت العظمی بروجردی (ره) به دعوت شیعیان پاکستان همراه هیئتی از جمله آیات شهیدی،فرید گلپایگانی،سید احمد شهرستانی،و خطیب شهیر محمد تقی فلسفی (ره) عازم آن کشور شدند.فعالیتهای آموزشی : در سال 1327 (یعنی 59 سال قبل) که مرسه عالی سپهسالار پس از مدتی رکود به صورت اصلی خود در آمده و آغوش خود را برای تربیت طلاب باز کرده بود ایشان به موجب وقفنامه آن مدرسه و هم چنین به اشارت حضرت آیت الله بروجردی تدریس فقه و اصول به ویژه مکاسب و رسائل شیخ عظم انصاری و شرح منظومه حکیم سبزواری را در آن مدرسه آغاز می کنند.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : کتابخانه مرحوم حاج میرزا ابوالفضل نجم آبادی به مدرسه مروی اهدا گردیده است.همفکران فرد : دکتر ناظرزاده کرمانی در باره مرحوم نجم آبادی چنین اظهار می دارد: مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالفضل نجم آ بادی ، ابوذروارزیست، اما فیلسوفانه اندیشید ، زندگی او ساده وقناعت مندانه اما اندیشه اش سخت خرد ورزانه و پیچیده بود. استاد محمد شریفی شعری را در رثای مجتهد توانا آیت الله نجم آبادی سروده اند که به ابیاتی از آن اشاره می شود؛ کای بزرگان جهان هر که علی را بشناخت از زبان حق این مرد ولایت بشنود و آنکه بر عید غدیر از دل وجان ایمان داشت او به رضوان خداوند به راحت بغنود آرا و گرایشهای خاص : همان گونه که در طالیعه سخن آمد ،آن مرحوم علاقه وافری به تقریب مذاهب داشتند. در سال 1335 ش در معیت اجلا از علما من جمله خطیب توانا مرحوم فلسفی-رحمه الله علیه- و به دستور آیت الله العظمی بروجردی سفری به پاکستان داشته و در کنفرانسی به مناسبت میلاد با سعادت حضرت علی (ع) شرکت می کنند. سخران جلسه از طرف هیئت ایرانی آقای فلسفی بوده اند. در آن مجلس با شکوه قطعا فضایل مولا و اهداف عالیه اسلام و وحدت مسلمانان دنبال شده است. آن چه از مطالعه در متون تحریر آن مرحوم به دست می آید تمایل وافری از خدمت به مردم در زندگی ایشان به چشم می خورد. مرحوم نجم آبادی دارای ملکات روحی الهی بودند و برای ایشان در اشاعه فرهنگ اسلامی فرقی بین زن و مرد نبوده است. شاهد کلام نامه تاییدیه ای است به کتاب خانم فاطمه بهرامی ،مهور به عالم تاج که درمجموعه مقالات فارسی (ص 461) موجود است. شمه ای از نصایح اخلاقی ماج میرزا ابوالفضل نجم آبادی تقدیم حضور می شود: « بدان که اول شرط برای مجاهده در این مقام و مقامات دیگر که می توان منشاء غلبه بر شیطان و جنودش شود حفظ طایر خیال است.... گرچه این امر در اول قدری مشکل به نظر می رسد و شیطان و جنودش آن را بزرگ جلوه می دهند ،ولی با قدری مراقبت و مواطبت ،(به استعانت حق) امر سهل (و آسان ) می شود... پس ای عزیز!فکر کن و چاره ای بنما و راه نجاتی و وسیله خلاص ازبرای خود پیدا کن و به خدای ارحم الراحمین پناه ببر و در شب های تاریک با تضرع و زاری از آن ذات مقدس تمنا کن که تو را اعانت کند و در این جهاد با نفس تا انشاء الله شوی و مملکت را رحمانی گردانی و جنود شیطان را از آن بیرون کنی و خانه را به دست صاحبش دهی ..» به دیدگاه آیت الله نجم آبادی ،بشر در فهم جهان پیرامونی ممکن است دچار چندگونه خطا شود. عواملی که ایشان به عنوان منشاء خطاهای اپسیتمولوژیک می شمارند ،ما را به یاد "بت های چهارگانه" فرانسیس بیکن ،مهمترین فیلسوف دوران قرون وسطی می اندازد. این عوامل عبارت اند از : 1-بسندگی به جهان محسوسات به جای رجوع به جهان معقولات 2- توجه به ظواهر و آثار و غفلت از بواطن و اسباب پدید آمدن پدیده ها 3- عدم رجوع به عقل و اصول و مبانی عقلانی در تجزیه و تحلیل منطقی رویدادها 4- دخالت نفسانیات و عوامل فردی در ادراک امور و داوری درباره پدیده ها بر مبنای دو عامل عشق و کینچگونگی عرضه آثار : آثاری که از وی برجای مانده هشت جلد کتاب که شامل سه جلد در اصول و سه جلد در فقه و تقریرات و یک جلد مجموعه مقالات فارسی یا توحید نجم آبادی و جلد هشتم کتاب کشکول است. دو جلد کتاب المراجعات که یکی از کتب مرجع می باشد به تازگی از زیرچاپ در آمده وعلاوه برچاپ ده جلد کتاب، مقالاتی از وی نیز در مجله نور دانش به چاپ رسیده است. آثار : الاصول 1 ویژگی اثر : کباحث الالفاظ،قریر آیت الله آقاضیاالدین عراقی ،گردآوری : آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی،موسسه آیه الله العظمی البروجردی لنشر معارف اهل البیت قم ،1423 ق2 الاصول 2 ویژگی اثر : مباحث العقلیه ،قریر آیت الله آقاضیاالدین عراقی ،گردآوری : آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی،موسسه آیه الله العظمی البروجردی لنشر معارف اهل البیت قم ،1423 ق3 الاصول 3 ویژگی اثر : لاستحصاب ،قریر آیت الله آقاضیاالدین عراقی ،گردآوری : آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی،موسسه آیه الله العظمی البروجردی لنشر معارف اهل البیت قم ،1423 ق4 الرسائل الفقهیه ویژگی اثر : جلد 3،تقریر آیات اعظام آیت الله محمد حسین نائینی و آقاضیاالدین عراقی ،گردآوری : آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی،موسسه آیه الله العظمی البروجردی لنشر معارف اهل البیت قم ،1421 ق5 المراجعات ویژگی اثر : جلد 1،تالیف آیت اللله علامه سید شرف الدین عاملی ،ترجمه آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی ،موسسه آیت العظمی البروجردی لنشر معارف اهل البیت،قم ،1428 ق6 المراجعات ویژگی اثر : جلد 2،تالیف آیت اللله علامه سید شرف الدین عاملی ،ترجمه آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی ،موسسه آیت العظمی البروجردی لنشر معارف اهل البیت،قم ،1428 ق7 حاشیه المکاسب ویژگی اثر : جلد1،تقریر آیت الله آقاضیاالدین عراقی ،گردآوری : آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی،موسسه آیه الله العظمی البروجردی لنشر معارف اهل البیت قم ،1421 ق8 کتاب القضاء ویژگی اثر : جلد2،تقریر آیت الله آقاضیاالدین عراقی ،گردآوری : آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی،موسسه آیه الله العظمی البروجردی لنشر معارف اهل البیت قم ،1421 ق9 کشکول ویژگی اثر : تالیف آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی ،موسسه آیه الله العظمی البروجردی لنشرمعرف اهل البیت،قم 1423 ق10 مجموعه مقالات فارسی (تفسیری،اعتقادی،تاریخی،اخلاقی و اجتماعی) ویژگی اثر : تالیف آیت الله میرزا ابوالفضل نجم آبادی ،موسسه آیه الله العظمی البروجردی لنشرمعرف اهل البیت،قم 1421 ق
منابع زندگینامه :زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی آِیه الله حاج میرزا ابوالفضل نجم آبادی،انجمن آثار و مفاخر فرهنگی تهران ،فروردین ماه سال 1387

نکوگویان خیاط، رجبعلی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
شیخ رجبعلی نکوگویان خیاط (شیخ رجبعلی خیاط ) در1362 ه.ق درخانواده ای فقیر تهران متولدشد . پدرش که کارگری ساده بود ،در12 سالگی درگذشت و رجبعلی ازهمان زمان تا زمان وفات به خیاطی پرداخت تا امرار معاش نماید . شیخ رجبعلی خیاط به جز سواد خواندن ونوشتنکه برای مطالعة دواوین شعرای عارفی چون حافظ شیرازی و ملا احمد نراقی ، تحصیلاتی رسمی نداشته است . یا حداقل از آن اطلاعی دردست نیست . بلکه عرفان را به طورعملی و تجربی آموخته است . چنانکه درسن 22 سالگی درماجرایی ، با مقاومت دربرابر گناه و هوای نفس ،به مقامات و کراماتی نائل گردید که بعدها شاگردان بسیاری چون دکتر علی مدرسی ،دکتر حمید فرزام و علی رافعی رابه گردوی جمع کرد . وی در سال 1340 ه.ق درگذشت و در جوار مزار ابن بابویه درری مدفون گردید .گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیگرایش : عرفان عملیوالدین و انساب : پدر رجبعلی نکوگویان خیاط ، کارگر ساده ای بود که به هنگام دوازده سالگی دار فانی را وداع گفت .اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : پدر شیخ رجبعلی نکوگویان خیاط کارگر ساده ای بودکه دوازده سالگی رجبعلی را تنها گذاشت .تحصیلات رسمی و حرفه ای : رجبعلی نکوگویان خیاط هیچ گونه ، تحصیلات رسمی برخوردار نبود بلکه تنها به کمک سواد خواندن ونوشتن خود به مطالعه آثار شعرای عارف بو یژه حافظ شیرازی و نیزکتاب طاقدیس ملااحمد نراقی می پرداخت .خاطرات و وقایع تحصیل : رجبعلی نکوگویان خیاط درسن 12 سالگی پدرخودرا از دست داد وبرای گذراندن شغل خیاطی را پیشه خود کرد و تا آخر عمر به این کار اشتغال داشت .استادان و مربیان : رجبعلی نکوگویان خیاط مربی خاصی درمسیر عرفان نداشت بلکه به تعبیر شاگردانش به اطاعت محض از رهنمود های اهل بیت لغایت می نمود و نیز درمسائل شرعی ازآیت الله حجت تقلید می کرد .هم دوره ای ها و همکاران : عبد الکریم روشن از شاگردان و همقدمان رجبعلی نکوگویان خیاط بوده است .همسر و فرزندان : حاج محمود آقا ،فرزند رجبعلی نکوگویان خیاط است که نقل می کند : شیخ گاهی به من می گفت : می روی مثلا 3ریال پلوی حزی و 2 ریال دیگرش را از جگرکی آب جگر می گیری و این غذای شیخ بود . شیخ بد لقمه حلال و بی شبهه بسیار اهمیت می داد .وقایع میانسالی : رجبعلی نکوگویان خیاط در حدود 23 سالگی درماجرایی یوسف گونه ، با مقاومت دربرابر گناه و هوای نفس ، از سوی خداوند بصیرت وبینایی یافت و دیده برزخی اش روشن شد وبرخی اسرار برای او کشف شد .زمان و علت فوت : رجبعلی نکوگویان خیاط پس از عمری 78ساله ، دربیست ودوم شهریور سال 1340 شمسی کالبد خالی را واگذاشت و به دیدار معشوق شتافت . مزار اودرابن بابویه است .فعالیتهای آموزشی : رجبعلی نکوگویان خیاط بیشتر دعاهای صحیفه را می خواند ند و تکرا ر می کردند . درطول هفته به مناسبت هایی دعا را تغییر می دادند . دعا ها را با یک حال می خواندند که همه از منقلب می کرد. بیشتردعای خمسه عشر را می خواندند . گاهی روی بعضی از فرازهاتکیه می کردند و آن جمهل ها را به تکرار می گفتند . جمله هایی مثل : الهی و ربی ، یامن اسمه دواو ذکره شفا . و از این قبیل بیشتر وقت ها این دعا را می خواندند : پروردگارا : مارابرای لقای خودت آماده کن و تعلیم بده . می فرمودند :رفقا: اگرمن این دعاها را تکرار می کنم برای این است که قدر خودتان را بدانید تا هوای نفس شمارا از راه نبرد .سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : رجبعلی نکوگویان خیاط در زمانی که جوانتر بود صدای عجیب وگیرایی داشت که همه را منقلب می کرد . دعا ها ولحن شیخ کشش خاصی داشت . او به سوز و حالی دعا می کرد که حتی درودیوار نیز به لرزه در آمد . شیخ که حالات عرفانی خاصی داشت به اطرافیان سفارش می کرد که نماز را به عشق بهشت و از ترس جهنم نخوانند وبه که نماز را به عشق خود خدا بخوانید . او می گفت : گراز دوست ، چشمت بر احسان اوست ، تو دربند خویش نه دربند دوست ،شاگردان : یکی از معروفترین شاگرد رجبعلی نکوگویان خیاط ، دکترمرحوم فرزام ، استاد زبان و ادبیات فارسی دردانشگاه اصفهان و دانشگاه تهران است . دکتر ابوالحسن شیخ ، مدیر گروه شیمی دانشگاه تهران وپدر شیمی ایرن نیزاز جمهل شاگردان نکوگویان وبودند . صنوبری نیزاز شاگردان مهم شیخ هستند .شاگردان شیخ ،دکتر گویا . دکتر مدرسی، دکتر میرمطهری ، مهندس فروغی زاده و دکتر خوانساری هستند .همفکران فرد : جناب رنجی یکی از همفکران و دوستان نکوگویان بود . رنجی شاعر خوش صدایی بود و غزلیات عرفانی بسیار خوبی می گفت . وقتی رنجی مرثیه می خواند ، نکوگویان بغض کرد و گریه می کرد . یکی دیگراز همفکران خیاط .استاد عبد الکریم روشن بود . این دو نسبت به هم ارادت داشته و در جلسه درس یکدیگر حاضرمی شد ند . به طوری که شیخ رجبعلی از استاد روشن خواسته است که بعد از فوتشان ، جلساتی برای شاگردانشان داشته باشد که مقبول روشن نیز قرار گرفت .آرا و گرایشهای خاص : رجبعلی نکوگویان خیاط به حافظ ارادت فراوانی داشت و درمیان همه گویندگان و همه عرفانی زمان ، حافظ را سرآمد می دانست و به هر مناسبتی شعر زیبایی ازاو می خواندند و به تعبیرات عرفانی خودشان متوسل می شدند . شیخ احضار ارواح می دانست وطی الارض داشتند و شیخ با اینکه خود اهل کشف و شهود و کرامات متعدد می بود ، سیرو سلوکش ، تعبد محض از رهنمودهای اهل بیت بود و درمسائل شرعی از آیت الله حجت تقلید می کرد . وی بسیار مهربان ، متین ، بی اعتنا به دنیا و دارای کمالات معنوی بود .

منابع زندگینامه :مقام شیخ و عرفان ،یادنامه شیخ رجبعلی خیاط نکوگویان درگفت و گو با دکتر علی رافعی . ماهنامه کیهان فرهنگی . سال بیستم شهریور 1382 ، پیاپی 203 ، ص 6

واحدی، محمد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید محمد در خانواده ای مشهور به فضل و تقوی در کرمانشاهان متولد شد. وی در مسائل سیاسی و اجتماعی یکی از مخالفان حزب سازی و مسلک تراشی بود. هم دوره با نواب صفوی و علاقمند به وی دوش به دوش هم، هدفشان دفاع از اسلام بود.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : سیّدمحمّد در خانواده‌ای مشهور به فضل و تقوی در کرمانشاه متولد شد. بیش از 5 سال نداشت که پدر بزرگوارش، آیةاللّه حاج سیدمحمدرضا مجتهد قمی (واحدی)، را از دست داد و مادرش «خانم آل‌آقا» بار سنگین اداره زندگی و تربیت فرزندان را مردانه به دوش کشید و به قدری در انجام وظائف خطیر سرپرستی خانواده کوشا و دقیق بود که زبانزد همه گشت.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سیدمحمد واحدی ابتدا در «سُنقر کُلیائی» به تحصیل پرداخت و بعد به همراه خانواده‌اش به قم آمد. در دبیرستان «حکیم‌نظامی» قم ادامه تحصیل داد، همزمان با تحصیل وقتی در حال رشد و تشخیص یافت خود و برادرش، سیّدعبدالحسین، را برای مبارزه با ظلم و ستم و فساد، با اجازه مادر به تهران آمده و به دیگر برادران خود به گرده فدائیان اسلام پیوستند.هم دوره ای ها و همکاران : از همدوره ایهای سید محمد واحدی می توان به مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی، سیدمجتبی نواب صفوی، اصغر عمری و علی بهاری اشاره کرد.وقایع میانسالی : سیدمحمد در اندک مدتی چنان لیاقتی از خود نشان داد که درباره‌اش می‌گفتند: او زمینه روحی و نبوغ ذاتی یک رهبر را دارد. سیدمحمد قامتی بلند و سیمین و چهره‌ای خوب داشت، در عین حال همیشه لبخندی نمکین، زینت سیمایش بود. صدایی مردانه و جذاب داشت و هنگام سخنرانی چون سیاستمداری سالمند و کارآزموده سخن می‌گفت.گاهی که برادرانش به شوخی آرزوی ازوداج او را می‌کردند، اشاره به لقاءاللّه کرده، ازدواج خود را به آن سمت صفحه زندگی، یعنی زندگی جاوید، حواله می‌داد. دارای خطی بسیار زیبا و مقالاتی بسیار شیوا بود و روزنامه منشور برادری را در سال 1331 تا حد زیادی او اداره می‌کرد. او لحظه‌ای از رهبر خود، نواب صفوی، دور نمی‌شد. عاشق نواب بود و او را نمونه جَد شهیدش امام حسین (ع) می‌دانست. سیّدمحمد در تمام دوره سخت و سنگین حمله به «علاء»، اختفاء، دستگیری و دادگاه در کنار رهبر محبوب خود ماند و در لحظه شهادت نیز دوش به دوش رهبر خود ایستاد. در محاکمه تقاضا کرد که «تمام برادرانش را آزاد کنند و او را بکشند».این شهامت و مردانگی از جوان هیجده ساله، به اندازه‌ای تکان‌دهنده بود که اشک از دیدگان همه جاری ساخت. در سال 1334 در جلسه‌ای که برای اعدام حسین علاء گرفته شد، در کنار شهید نواب صفوی، شهید سیدعبدالحسین واحدی و شهید خلیل طهماسبی بود و قاطعانه رأی خود را نسبت به آن اقدام اعلام کرد. او پس از تیراندازی به حسین علاء، همراه نواب، در منزل حمید ذوالقدر دستگیر شد و تا آخرین نفس برای دفاع از ارزشهای اسلامی ایستادگی کرد. در دادگاه ظلم، با شجاعت از مواضع انقلابی و اسلامی دفاع کرد به گونه‌ای که یکی از سران رژیم به او گفت: جوان: مگر چند سال داری که می‌خواهی شهید شوی؟واحدی با صلابت جواب داد:«شهادت تمام وجود مرا می‌سوزاند و من نمی‌توانم تحمل کنم، برادرانم شهید شوند و من آزاد باشم.»زمان و علت فوت : شهید سیّدمحمد واحدی در سپیده دهم بیست‌و هفتم دی‌ماه 1334 همراه رهبر فدائیان اسلام و سایر برادرانش در سن بیست‌و یک سالگی تکبیرگویان به شهادت رسید.اجساد پاک این شهدای راه اسلام را پیش از آنکه مردم تهران از خواب بیدار شوند، به گورستان مسگرآباد، در جنوب شرقی بیرون تهران، بردند و جدا از یک‌دیگر به خاک سپردند. ساعتی بعد از رادیو تهران این خبر را منتشر ساخت. مردم «دولاب» که از دیگران به گورستان مسگرآباد نزدیک‌تر بودند، به آنجا رفتند تا شاید بتوانند جنازه‌ها را بگیرند؛ اما معلوم می‌شود که کار به پایان رسیده است. آنها از روی خط خونی که از درب غسالخانه تا سر هر قبری کشیده شده بود، قبور را یافتند و بعدها با کمک مأمورین گورستان یک یک قبرها را شناسایی کرده، علامت کوچکی روی هر یک از قبرها گذاشتند. سالها بعد که شهرداری تهران گورستان مسگرآباد را متروکه اعلام کرد، بیم آن می‌رفت که این قبور شریف برای همیشه نابود شوند. لذا بعضی از برادران وفادار طی طرحی بسیار دقیق نیمه شب به قبرستان رفته، جنازه‌های «شهید نواب»، شهید «سیدمحمد واحدی» شهید «ذوالقدر» را از قبر بیرون آورده، به شهرستان مقدس قم منتقل و در قبرستان وادی‌السلام در قسمت ضلع شمالی، به خاک سپردند.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سیدمحمد به خاطر عشق به اسلام و پیشرفت نهضت، لحظه‌ای آرام نمی‌نشست و در همان جوّ اختناق، اعلامیه‌های فدائیان اسلام را پخش می‌کرد و به همین دلیل از طرف پلیس طاغوت دستگیر و مضروب شد.پس از اعدام انقلابی «رزم آراء» نیز دستگیر شد. دفاعیاتش در هنگام محاکمه اوج عظمت روحی او را بر همگان آشکار ساخت، طوریکه همه مبهوت و متحیّر شدند. او در طول مبارزه‌اش یک‌بار به بندرعباس تبعید شد و آنگاه که شهید نواب صفوی از این موضوع مطلع شد، به شدّت متأثر گردید/

منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

وفایی شوشتری، محمدمهدی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محمد مهدی وفایی شوشتری مولف عالم و بزرگواری بود . او پیشوای با فضیلت و دارای مکارم اخلاقی بود . نام وی محمد مهدی ، مشهور به شرف الدین فرزند شیخ محمد شرف الدین است . او مقدمات و علوم ادبی را از صرف و نحو ، منطق ، معانی بیان ، حساب و هندسه ، فقه و اصول ، علم کلام و تفسیر را آموخته بود.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : محمد مهدی وفایی شوشتری ازخاندانی علمی و روحانی به نا م خاندان شرف الدین می باشد . خاندانی که همواره یا درمیان آن افرادی ممتاز و برجسته به پا خاسته و رهبری مذهبی مردم را بعهده داشته اند .همین امر احترام و توجه قاطبه اهالی خوزستان به ویژه شوشتر را در پی آورده است.تحصیلات رسمی و حرفه ای : محمد مهدی وفایی شوشتری مقدمات و علوم ادبی رااز صرف و نحو ، منطق ، معانی و بیان و سپس حساب هندسه ، هئیت ، فقه و اصول ، علم کلام وتفسیر را نزد فضلا و بزرگان مردم زادگاه خود شوشتر فرا گرفت پس از آن درسال 1304 شمسی برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مهاجرت نموده و از حوزه درس اساتید بزرگ آن سامان بهره مند شد.استادان و مربیان : مهمترین اساتید محمد مهدی وفایی شوشتری در دوران تحصیل درنجف و اماکن دیگر عبارتند از : آیت الله حاج میرزا حسین نایینی ، آیت الله آقا ضیاءالدین عراقی ، آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی ، آیت الله سید میرزا ابراهیم خراسانی ، آقا سید هبه الدین شهرستانی ، آیت الله حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی،آیت الله آقا میرزا محمد سامرایی ، آیت الله میرزا محمود شیرازی ،آقا سید امام شوشتری ، شیخ شعبان گیلانی ،آیت الله آقا سید هادی میلانی ، آقا شیخ محمد علی غروی اردوبادی ، مرحوم حاج شیخ عباس قمی ،سید مهدی کاظمی اصفهانی ، سید ابراهیم راوی شافعی ، سید خلیل راوی شافعی و سید محمد راوی شافعی .فعالیتهای آموزشی : محمد مهدی وفایی شوشتری درمیان مردم محبوبیتی به سزا داشت و با خوشرویی و محبتی خاص مراجعین رامی پذیرفت. آورده اند که مواعظ وی که مهمترین فعالیتش بود ، مانند مواعظ جد والا و تبارش علامه حاج ملا جعفر شرف الدین تاثیری بس شگرف و درقلوب مردم می نهاده است.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : محمد مهدی وفایی شوشتری بطور کلی اوقات خود راصرف امور مذهبی وهدایت مردم از تدریس اقامه نماز جماعت ، تالیف و نگارش و موعظه و سخنرانی مذهبی می کرد.آرا و گرایشهای خاص : محمد وفایی وفایی شوشتری علاقه وافری به تحقیقات تاریخی و آثار باستانی داشت و در مطالب تاریخی صاحبنظر و بیان کننده نکات جالبی است و بر همین اصل و مدتی را صرف مطالعه آثار مشکوفه سومرو بابل درموزه بغداد نموده و از کتابخانه مشهور بغداد مطالعات ارزشمندی داشته است.آثار : تاریخ شوشتری ویژگی اثر : این کتاب چاپ نشده است ولی درباره احوال دانشمندان شوشتری می باشد .2 ترجمه جلد اول تفسیر فخر رازی، ترجمه کتاب «فضائل»شاذان  4 رساله شرفیات ویژگی اثر : این کتاب سوالاتی است که شوشتری از علامه آقا سید هبت الدین شهرستانی نموده و ایشان جواب داده اند.5 عقاید اسلامیه ویژگی اثر : این کتاب ترجمه کتاب نکت الاعتقاد تالیف شیخ مفید است .6 مطالعات و مشاهدات
منابع زندگینامه :شرف الدین شوشتری ، شرح حال علامه ادیب فقید وفایی شوشتری ، تهران : انتشارات کتابخانه صدر ، بی تا ، ص 1

وکیلی، ابومحمد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
ابومحمد وکیلی در سال 1308 در شهر قم به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات مقدماتی ، در بیست و چهارسالگی دوره ی سطح را به پایان رسانید. در سال 1332 یکباره به تحصیلات جدید روی آورد و دوره ی ابتدایی و متوسطه را کمتر از سه سال به طور داوطلب در زادگاه خود امتحان داد و پایان نامه ی دوره ی متوسطه را دریافت کرد. با به پایان بردن این دوره ، وارد دانشکده ی الهیات و معارف اسلامی شد. او علاوه بر اخذ لیسانس الهیات ، به اخذ دانشنامه علوم قضایی و تربیتی نیز نایل گردید و در سال 1341 دوره ی فوق لیسانس علوم اجتماعی را در دانشگاه تهران به انجام رسانید. او بعد از مدتی به سبب شرایط شغلی به مصر رفته و تحصیلات خود را در مقطع دکترای الهیات ادامه داد ، اما قبل از آنکه رساله ی دکتری خود را بگذراند ، در یال 1351 به ایران بازگشت. وکیلی پس از آنکه تحصیلات خود را در سال 1341 به پایان رسانید در موسسه ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به تحقیق در زمینه ی جامعه شناسی مذهبی به کار اشتغال ورزید. او در سال 1345 به مصر ماموریت یافت و به عنوان نماینده و حافظ منافع ایران در آن کشور که دوران قطع رابطه ی سیاسی بین دو کشور بود ، مشغول به کار شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در سال 1358 به وزارت ارشاد اسلامی انتقال یافت و پس از چندی بنا به درخواست خود بازنشسته گردید. وی در زمره ی مولفان و نویسندگان دائره المعارف بزررگ اسلامی به شمار می رود و به نگارش مقالاتی برای درج در این اثر بزرگ همکاری می کند.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیتحصیلات رسمی و حرفه ای : ابومحمد وکیلی پس از طی تحصیلات مقدماتی ، در بیست و چهارسالگی دوره ی سطح را به پایان رسانید. در سال 1332 یکباره به تحصیلات جدید روی آورد و دوره ی ابتدایی و متوسطه را کمتر از سه سال به طور داوطلب در زادگاه خود امتحان داد و پایان نامه ی دوره ی متوسطه را دریافت کرد. با به پایان بردن این دوره ، وارد دانشکده ی الهیات و معارف اسلامی شد. او علاوه بر اخذ لیسانس الهیات ، به اخذ دانشنامه علوم قضایی و تربیتی نیز نایل گردید و در سال 1341 دوره ی فوق لیسانس علوم اجتماعی را در دانشگاه تهران به انجام رسانید. او بعد از مدتی به سبب شرایط شغلی به مصر رفته و تحصیلات خود را در مقطع دکترای الهیات ادامه داد ، اما قبل از آنکه رساله ی دکتری خود را بگذراند ، در یال 1351 به ایران بازگشت.فعالیتهای ضمن تحصیل : ابومحمد وکیلی در خلال تحصیل به کسب و کار نیز اشتغال داشت.استادان و مربیان : ابومحمد وکیلی تحصیلات مقدماتی را نزد عمویش حاج شیخ عبدالحسین وکیلی ، متخلص به آهی فراگرفت. او بیشترین تحصیلش را در زمینه علوم قدیمه نزد حاج سیدمحمد آل طه گذراند.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : ابومحمد وکیلی پس از آنکه تحصیلات خود را در سال 1341 به پایان رسانید در موسسه ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به تحقیق در زمینه ی جامعه شناسی مذهبی به کار اشتغال ورزید. او در سال 1345 به مصر ماموریت یافت و به عنوان نماینده و حافظ منافع ایران در آن کشور که دوران قطع رابطه ی سیاسی بین دو کشور بود ، مشغول به کار شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در سال 1358 به وزارت ارشاد اسلامی انتقال یافت و پس از چندی بنا به درخواست خود بازنشسته گردید.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : ابومحمد وکیلی در زمره ی مولفان و نویسندگان دائره المعارف بزررگ اسلامی به شمار می رود و به نگارش مقالاتی برای درج در این اثر بزرگ همکاری می کند.آثار :  1 ترجمه ی التمهید فی علوم القرآن ویژگی اثر : وکیلی این کتاب را به درخواست مدرسه ی عالی شهید مطهری در پنج جلد آغاز نمود ، که جلد اول ، دوم و سوم آن توسط سازمان تبیلغات اسلامی به چاپ رسیده است و مجلدات دیگر آن نیز در دست طبع است.
منابع زندگینامه :قرآن و قرآن پژوهی ، به کوشش: بهاء الدین خرمشاهی ، ج 2 ، تهران: دوستان و ناهید ، ص2322

ولدآبادی، علی

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید علی ولد آبادی در سال 1284 ، در قزوین دیده به جهان گشود. دوران کودکی را نزد پدر خود به کسب علوم دینی پرداخت ، آنگاه وارد حوزه ی علمیه مدرسه سردار گردید. مقدمات سطح را نزد اساتید به نام زمان آموخت و مدارک آن را توسط اداره ی اوقاف آن زمان دریافت کرد. وی پس از چند سال تحصیل علوم دینی در مدرسه سردار ، به شهر قم رفته و در حوزه علمیه این شهر وارد شد. حاج سید علی که در درس و بحث علوم دینی علاقه خاصی داشت چند سالی هم به جهت آشنایی با حوزه علمیه ی نجف اشرف ، مسافرتی به آن سامان نمود. او برخلاف اجداد خود به شغل دعا نویسی علاقه ی چندانی نشان نمی داد ، به همین جهت برای امرار معاش ، به کسب و کار کشاورزی پرداخت. سرانجام حجه الاسلام و المسلمین حاج سید علی ولد آبادی ، در سال 1370 هجری شمسی ، در سن 89 سالگی چشم از جهان فروبست.گروه : علوم انسانی رشته : الهیات و معارف اسلامی والدین و انساب : سیدعلی ولدآبدی فرزند حاج سیدتقی ولدآبادی می باشد.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید علی ولدآبادی دوران کودکی را نزد پدر خود به کسب علوم دینی پرداخت ، آنگاه وارد حوزه ی علمیه مدرسه سردار گردید. مقدمات سطح را نزد اساتید به نام زمان آموخت و مدارک آن را توسط اداره ی اوقاف آن زمان دریافت کرد. وی پس از چند سال تحصیل علوم دینی در مدرسه سردار ، به شهر قم رفته و در حوزه علمیه این شهر وارد شد. حاج سید علی که مرد جستجو گری بود در درس و بحث علوم دینی علاقه خاصی داشت لذا چند سالی هم به جهت آشنایی با حوزه علمیه ی نجف اشرف ، مسافرتی به آن سامان داشت.استادان و مربیان : سیدعلی ولدآبادی ابتدا نزد پدر خود به فراگیری علوم پرداخت ، سپس وارد مدرسه سردار شد و به جهت دروس بالاتر مدت 10 سال از محضر آیت الله حاج سید ابوالحسن رفیعی کسب فیض نمود. وی پس از آنکه به حوزه علمیه قم وارد گردید از محضر بزرگانی چون آیت الله بروجردی و آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حایری استفاده نمود.زمان و علت فوت : سید علی ولد آبادی ، در سال 1370 هجری شمسی ، در سن 89 سالگی چشم از جهان فروبست.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سید علی ولدآبادی برخلاف اجداد خود به شغل دعا نویسی علاقه ی چندانی نداشت و به جهت امرار معاش ، به کسب و کار کشاورزی پرداخت.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سیدعلی ولدآبادی چند سال آخر عمر خود را به انزوا گذراند ، اما در این مدت به مطالعه و تحقیق پرداخت.

منابع زندگینامه :فرزانگان علم و سخن قزوین ، تحقیق و گردآوری: رضا صمدی ها ، قزوین: بحر العلوم ، ص 349

ولی، شاه نعمت الله

قرن:8
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید نورالدین نعمت الله کهستانی (یا کوه بنانی یا کرمانی) مشهور به شاه نعمت ا... ولی، در سال 731 و قصبه کهسان یا کوهستان در نزدیکی هرات متولد شد. و با توجه به احترام و رفاهی که پدرش ، که از مردم با نفوذ روزگار بود، داشت، بهعلم روی آورده و در محضر شیخ رکن (شیرازی، شمسی الدین حکی، سید جلال الدین خوارزمی و قاضی عضد الدین ایجی) ادبیات و کلام و حکمت و فقه آموخت سپس: به صوفیان قائدی پیوست. و سپس از آن سفرهای بسیاری به مصر، مغرب، مدینه، مکه، بلخ ماورالنهر کرد و به کوه بستان در کرمان رفت و در آنجا مسکن گزید و در ماهان خانقاهی ساخت. سپس در سفری به شیراز با اسکندرین عمر شیخ نواده امیر تیمور گورکانی دیدار کرد. و سرانجام در 834 یا 827 درگذشت. وی بعنوان موسس سلسله نعمت اللهیه یکی از مشهورترین عارفان جهان اسلام به شمار می رفت که مریدانی در ایران و هند از جمله شاهزادگان هندی و تیموری داشت. کتابها و رسالات بسیار زیادی را تالیف کرد که مشهورترین آنها دیوان اشعار وی می باشد.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیگرایش : عرفان اسلامیوالدین و انساب : سلسله نسبت سید نورالدین نعمت الله کهستانی به ترتیب زیر به امام محمد باقر می رسید: نورالدین نعمت الله بن عبدالله بن محمد بن عبدالله بن موسی بن یحیی بن هاشم بن موسی بن جعفر بن صالح بن محمد الباقر بن علی بن حسین بن علی (ع). اجداد وی از شهر حلب به گیج و مکران آمده بودند. پدر شاه نعمت الله با ملوک شبانکاره فارسی نیز از طریق سببی خویشاوند گردیده بود.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : پدر سید نورالدین نعمت الله کهستانی ولی از سادات حلب بود که در کوه بنان کرمان متوطن شده و نیز با ملوک شبانکاره روابط خویشاوندی سببی برقرار نموده بود. از این رو او و خانواده اش از رفاه و احترام خاصی در آن منطقه برخوردار بوده اند.تحصیلات رسمی و حرفه ای : سید نورالدین نعمت الله کهستانی در سال 731 آموختن علوم ظاهری را از رکن الدین شیرازی، شمس الدین مکی، سید جلال الدین خوارزمی و قاضی عضدالدین فرا گرفت و بدر بیست وچهارسالگی در مکه به خدمت شیخ عبدا... یافعی (صاحب کتاب روضه الریاحین و قطب الدین رازی) درآمد. و خرقه خود را از شیخ عبدا.. یافعی گرفت. گفته اند که وی مقدمات علوم، علم بلاغت، کلام، حکمت اللهی، اصول، فقه و اصول عرفان را در جوانی فرا گرفت و در همان هنگام فصوص الحکم ابن عربی را از برداشت. نعمت ا... چنان در عرفان به مقامات عالی دست یافت که در بسیاری منابع با عنوان «شاه» (که از القاب عالی رتبه تصوف است، یاد شده است. شاه نعمت ا... ولی پیش از این مدتی را در طریقت قادری به آموختن مشغول بود.خاطرات و وقایع تحصیل : سید نورالدین نعمت الله کهستانی هدایا و اموالی که مردم نزدش می آوردند را همگی می پذیرفت و در ظاهر چندان به حلال و حرام بودن آن توجهی نداشت. روزی سلطان شاهخ تیموری برای امتحان وی گوسفندی را که از کسی غصب گرفته شده بود را بریان نموده و نعمت ا.. را دعوت نمود. هنگامی که نعمت ا... به تناول گوشت گوسفند مشغول بود، سلطان شاهرخ به وی خبر داد که گوسفند غصبی بوده است. اما نعمت ا... گفت که وی هرگز نان حرام نمی خورد. شاهرخ برای اثبات سخن خود صاحب گوسفند را آورد تا به غصبی بودن آن شهادت دهد. اما صاحب گوسفند گفت که وی این گوسفند را برای شیخ نعمت ا... به عنوان نذری آورده است که مامورین سلطان شاهرخ آن را به زور از وی گرفتند. [سمرقندی، تذکره الشعرا، صص 3-252]فعالیتهای ضمن تحصیل : سید نورالدین نعمت الله کهستانی بیشتر اوقات زندگانی خود را در سفر می گذراند.سفرهای وی بیشتر جنبه عارفانه و تحصیلی داشته است.استادان و مربیان : سید نورالدین نعمت الله کهستانی، رکن الدین شیرازی، شمس الدین مکی، سید جلال الدین خوارزمی و قاضی عضدالدین و مهمترین آنها شیخ عبدا... یافعی بودند.سلسله استادان شاه نعمت ا... ولی به احمد غزالی، جنید بغدادی و شیخ حسن بصری می رسد.همسر و فرزندان : سید برهان الدین اولین فرزند سید نورالدین نعمت الله کهستانی بود که در طی سفر وی به کوهستان کرمان به دنیا آمد. امیر خلیل ا.. از دیگر فرزندان او بوده است. فرزندان ونوادگان وی در زمان امیر دولتشاه سمرقندی (عصر شاهرخ) در کرمان و هند و فارس از بزرگان به شمار می رفتند شاه نعیم الدین نعمه ا... ثانی نواده شاه نعمت ا... ولی و داماد شاه طهماسب بوده است. سید قطب الدین میرحاج گنابدی متخلص به انسی (معاصر سلطان حسین بایقرا) نیز از نوادگان شاه نعمت ا... بود.وقایع میانسالی : اکثر عمر سید نورالدین نعمت الله کهستانی به عبادت و سفر گذشت وی در مکه سالها به تحصیل نزد بزرگان صوفیه، بویژه شیخ عبدا... یافعی پرداخت. و با سلطان حسین افلاطی بصری، دیدار کرد. و مدتی در هرات و خراسان و سپس در کوهستان کرمان، تفت یزد، به دعوت اسکندربن عمر شیخ شیراز، سمرقند،کوه صاف (در نواحی بلخ) مقیم بوده است. شرح احوال و مقامات شاه نعمت ا... را عبدالرزاق بن عبدالکریم کرمانی در کتابی در سال 911 هـ.ق تالیف نموده است. و نیز کتابهایی توسط عبدالعزیز بن شیرملک بن محمد واعظی که برای علاءالدین احمد شاه دوم بهمنی (838-862 هـ.ق) در هند نوشته شده است. و نیز کتاب سویدالدین نصرا... بن برهان الدین خلیل ا... طاوسی ابرقوهی تالیف 906 به دستور نعمت الله ثانی نواده شاه نعمت ا... ولی و کتاب سوانح الایام فی مشاهدات العوام (سلسله العارفین) اثر صنع ا... نعمت اللهی ( تالیف 1066) و نیز شرح مفصلی درکتاب جامع مفیدی در تاریخ یزد اثر محمد مفیدی مستوفی یزدی.زمان و علت فوت : سید نورالدین نعمت الله کهستانی در سال 827 هـ.ق در هفتاد و پنج سالگی یا در سال 834 در سن 103 سالگی در زمان حکومت سلطان شاهرخ تیموری وفات یافت و در قریه ماهان در نزدیکی کرمان مدفون گشت و لنگرو خانقاه وی تا کنون زیارتگاه اهل دل است.مدتی پساز وفات وی به امر سلطان احمد بهمنی پادشاه رکن بقعه ای بر مزار وی بنا گردید (840 هـ.ق) و در زمان شاه عباس دوم ابنیه ای بر آن افزوده شد.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سید نورالدین نعمت ا... بن عبدا... کهستانی ولی با درجه صوفیانه‌ی «شاه» ریاست سلسله صوفیانه نعمت اللهیه را که خود بنیان گذاشته بود، بعهده داشته است.فعالیتهای آموزشی : سید قاسم انوار در سراب تبریز، مولانا شرف الدین علی یزدی و خواجه صائن الدین علی ترکه در اصفهانی در قفت یزد به خدمت شیخ نعمت ا.. درآمدند. و از سوی وی به مصر و شام اعزام شدند. در شیراز سیدابوالوفا سید محمود (شاه داعی الی الله)،حافظ شیرازی، پدر علامه جلال الدین دوانی، شیخ ابواسحاق بهرامی، علامیر شریف جرجانی شرف خدمت وی را یافتند اما بیش از هر کس شاه قاسم انوار شاه داعی الله شیرازی، شیخ آذری طوسی (که در خرقه وی را از دست نعمت ا... گرفت) و مولانا فضل ا... سید نظام الدین احمد شیرازی شاگردان بلافصل و رسمی شیخ نعمت ا... به شمار می روند.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : سید نورالدین نعمت ا... بن عبدا... کهستانی ولی، بنیانگذار سلسله صوفیانه نعمت اللهیه است. طرایق الحقایق حاج معصومعلی شاه- حبیب السیر، مراه الخیال، امیر علینسیر خان لودی، نتایج الافکار محمد قدات الله گوپا مدی، بهارستان سخن، ریحانه الاوب درباره نعمت ا... ولی مطلب دارند.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : سید نورالدین نعمت ا... بن عبدا... کهستانی ولی اشعاری می سرود که در آنها به «سید» یا نعمت ا... تخلص می نمود.شاگردان : شاه قاسم انوار، شاه داعی الی الله شیرازی، شیخ آذری طوسی که خرقه خود را از دست سید نورالدین نعمت الله کهستانی گرفت و مولانا فضل الله سید نظام الدین احمد شیرازی از شاگردان مهم شیخ نعمت الله کوهستانی بشمار می روند. شاگردان وی بنام استاد خود شاه نعمت ا... به نام فرقه نعمت اللهیه مشهورند. پس از وفات شاه نعمت الله ولی، پسرش سید خلیل الله ارشاد مریدان را بعهده گرفت آوازه کرامات و مقامات شاه نعمت الله در ایران و هند چنان منتشر بود که در این دو سرزمین ارادتمندان و شاگردان بسیاری یافت که برخی از آنان امر او شاهزادگان و شاهان بودند. هر چه به دوران صفوی نزدیک تر شویم، نفوذ و قدرت این سسله افزایش می یابد.همفکران فرد : سید نورالدین نعمت الله کهستانی ولی همانند سید محمود نوربخش و نیز مانند صوفیان بزرگ صفوی شیعه مذهب و بنیان گذار فرقه صوفیانه‌ی شیعی می باشد.آرا و گرایشهای خاص : سید نورالدین نعمت الله کهستانی شیعه مذهب بوده است و در شرح و توضیح اصول و مبانی تصوف و عرفان بویژه با گرایش شیعی از مردان پرکار زمانه خود به شمار می رفت.چگونگی عرضه آثار : سید نورالدین نعمت الله کهستانی ولی برخی رسالات خود را به اسکندربن عمر شیخ نواده تیمور و حاکم فارس، احمد شاه بهمنی و دیگر شاهان بهمنی در اکن عرضه نموده است. شایان ذکر است که اینان از مریدان وی به شمار می رفتند.
________________________________________
آثار : ویژگی اثر : این رساله های نظم و نثر و درباره طریقه تصوف، سیرو سلوک، اخلاق، معارف و حکیم می باشد.[نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، ج1، ص 188]2 آ ا... خلوت ، آفاق و انفس ، اسما کونی ، اصطلاحات صوفیه ، الرساله الشریفه النوریه ، الله هو الاول و الاخر بعربی ، الهامات ، برزخ حروب مقطعات قرآنی ، بیان خوش ، تحقیق الایمان ، تحقیق المرابت الهیه ، تحقیقات موسوم با لطایف النصوف ، تصیحت نامه دیگر ، تفسیر سوره‌ی اخلاص ، خلوت ، خلیفه ، ذوقیات، رساله موزات ، رساله احدیه ، رساله اشرف الاسماء ، رساله اصطلاحات ، رساله البیان ، رساله الحقایق ، رساله انظام ، رساله برازخ ، رساله بشارت نامه ، رساله بلوغات ، رساله بیان اقطاب ، رساله بیان حروف ، رساله بیان کلمه طیبه ، رساله بیان مذاهب در خلق افعال ، رساله تجلیات ، رساله تحقیقات ، رساله تفسیر الله و السموات ، رساله تفصیل اوایل سور ، رساله توکل ، رساله جامع اللطایف ، رساله جنانیه ، رساله جواب سوال از اسم اعظم و غیره ، رساله حببیه ، رساله حروف اصلیه ، رساله حروف و روح ، رساله حورائیه ابو سعید ابوالخیر ، رساله در آن عدد حروف ، رساله در بودن حقیقت انسان مظهر اللهی ، رساله در بیان اسرار کلمه و صلوه و حج غیره ، رساله در بیان تجلی به عربی ، رساله در بیان حقیقت ، رساله در بیان حقیقت مثال و خیال مقیده و کیفیت در اعتبار و یا درجات خلق در ادراک علوم و معانی ، رساله در بیان قلوب انسان[نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، ج1، صص 9-188، تا 341 و نیز ج2، ص 742] ، رساله در بیان نفس ، رساله در توکل و بعضی تحقیقات ، رساله در کلمه سبحان ا... در نکات عشر ، رساله در معنی هستی و نیستی ، رساله دیگر از ذوق ، رساله ذوق ، رساله سند خرقه و سوال و جواب سلطان اسکندر، رساله سوال جوال ، رساله سوال و جواب اما علی حکیم ترمزی ، رساله عیون ، رساله فی کدام الحق للخلق و الفرق بین الوحی و الالهام و الحدیث القدسی ، رساله قل هو الله احد ، رساله کشف الاسرار، رساله کمیلیه ، رساله مراتب ، رساله مراتب رندیه ، رساله مراتب فقر ، رساله معرفت ، رساله معرفت روح ، رساله معنی الفقر فخری و کاد الفقر ان یکون کفرا ، رساله مکاشفه ، رساله منابت به عربی ، رساله منشآت ، رساله نسبت خرقه خود معنی اعیان ، رساله نصیحت خلیفه و پادشاه عصر، رساله نصیحت سید نور ا... (پسر سید خلیل ا...) ، رساله نفخ روح آدم ، رساله نکات ، رساله نکات ، رساله نور و مراتب آن ، رساله ها ، رساله واردات ، رساله‌ی اسلامیه ، رساله‌ی اشارات عجیب الحروف ، رساله‌ی بیان علم توحید ، رساله‌ی حورائیه ، رساله‌ی حورائیه دیگر ، رساله‌ی روح ، رساله‌ی مراتب دیگر ، رساله‌ی نصیحت سید برهان الدین خلیل ا... (پسرخود) ، رساله‌ی نفس و نکات ، رساله‌ی نفیسه ، سراسماء غیر متناهی و حروف متناهی ، سلب اوصاف ، سلوک ، شرح اسما الله الحسنی به عربی ، شرح اصطلاحات محیط کمال المله و الدین بطریق ابجاد ، شرح سوال کمیل از حقیقت ، شرح قصوص ، شرح گلشن راز ویژگی اثر : رساله ای خطاب به حکیمی ترمندی (از اصحاب شاه نعمت ا...)(تالیف 836) غیر از دیوان اشعار وی که حاوی یازده هزار بیت است.102 شرح لمعات ، عینیه رساله وجود فیوضات ، مجمع الاسرار ، مجمع اللطایف ، مجموع اللطایف ، محبت نامه ، مراتب ، مراتب وجود ، مفتاح الابواب ، مکاشفات تعریفات ، نسبت خرقه‌ی احمد شاه بهمنی، نصیحت نامه
منابع زندگینامه :نفیسی تاریخ نظم و نثر درایران و در زبان فارسی، ج1، ص 1882امیردولتشاه سمرقندی، تذکره الشعرا، به همت محمد رمضانی، تهران: پدیده خاور، 1366،ص 2523ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج4، چاپ دوم، تهران: فردوسی، 1366، ص 2294لطفعلی بیک آذر بیگدلی، آتشکده‌ی آذر، به اهتمام سید جعفر شهیدی، تهران: موسسه نشر کتاب، 1337، ص 1235هدایت، تذکره ریاض العارفین، صص 3-232

یزدی، محمدکاظم

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
آن وجود سعادتمند در سال 1248 قمری . در روستای ((کسنویه )) یزد پا به عرصه گیتی نهاد. از همان زمان بزرگی در چهره کوچکش نمایان بود و با تولدش ، رشته های امید را در قلب پدر و مادر خویش محکم ساخت . پدرش به تبرک نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و با یاد امام هشتم شیعیان ، او را محمد کاظم نام نهاد.گروه : علوم انسانیرشته : الهیات و معارف اسلامیتحصیلات رسمی و حرفه ای : سید محمد کاظم دوران کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشت و با تشویقهای پدر و مهم تر از همه عنایت خاص خداوند ب علوم دینی رو آورد.و حوزه علمیه ((دومنار)) یزد یعنی بزرگترین حوزه آن شهر، پذیرای آن نوجوان مخلص از دودمان پاک پیامبر صلی الله علیه و آله شد. سید محمد کاظم مدتها در درس ادبیات استاد ملا محمد ابراهیم اردکانی و زین العابدین عقدایی شرکت کرد و از آن دو بهره های فراوان برد.جدیت فراوانش در کسب علوم اهل بیت علیهم السلام او را مورد توجه اساتید مدرسه قرار داد. پس از اتمام ادبیات عرب ، در درس فقه و اصول آخوند ملا هادی یزدی که از علمای بزرگ آن زمان محسوب می شد دوره سطح را به پایان رسانید.دیری نپایید که مقام علمی اش او را در زمره نزدیکان خاص استاد جای داد. وی در مدت زمان کوتاهی ، علم هیئت و ریاضی را آموخت و طولی نکشید که در زمره اساتید این علوم در آمد.حوزه علمیه اصفهان نیز دورانی به وجود استادی گرانقدر چون یزدی مفتخر گردید. وی با ورودش به اصفهان در مدرسه صدر سکونت گزید.سید محمد کاظم ، ابتدا درس علامه شیخ محمد باقر نجفی فرزند شیخ محمد تقی نجفی ، نویسنده کتاب ((هدایه المسترشدین )) را بر درس سایر علما ترجیح داد.و از محضر اساتیدی چون آیه الله سید محمد باقر موسوی خوانساری و برادرش آیه الله حاج میرزا هاشم خوانساری و آیه الله محمد جعفر آباده ای استفاده های فراوانی برد.سید محمد کاظم در سال 1281 ق . با اجازه و معرفی استادش آیه الله شیخ محمد باقر نجفی ، به همراه چند تن از علما به نجف اشرف هجرت کرد و در آنجا از محضر بزرگانی همچون آیه الله شید محمد حسن شیرازی (میرزای بزرگ ) فتوا دار تحرمی تنباکو، آیه الله شیخ راضی و آیه الله شیخ مهدی جعفری و آیه الله شیخ مهدی آل کاشف الغطاء استفاده های علمی و توشه معنوی فراوانی کسب نمود.فعالیتهای ضمن تحصیل : با توصیه استادخود ملا هادی یزدی، در ضمن فراگیری فقه و اصول ، به تدریس ادبیات پرداخت . کیفیت تدریس و شیوه بیان او، سرانجام کار را بدانجا رساند که بعد از اندک زمانی سید محمد کاظم یزدی به مثابه یکی از اساتید حوزه علمیه یزد شناخته شد.جوان یزدی پس از مشورت با دو استادش ، اردکانی و عقدایی ، به امید بهره مندی از وجود مقدس امام هشتم علیه السلام راهی مشهد مقدس شد تا با استعانت از آن امام همام ، به مقامات علمی و معنوی نایل آید. استاد یزدی تبار، هیچ گاه از تدریس غافل نبود. وی بعد از هجرت میرزای شیرازی به سامرا به طور رسمی حوزه درس خود را در نجف تشکیل داد و به تدریس دروس عالی فقه و اصول که مرحله نهایی تحصیلات حوزوی است ، پرداخت . دیری نپایید که شاگردان زیادی در درس ایشان حاضر شدند، به طوری که عدد آنان را تا دویست نفر ذکر کرده اند.استادان و مربیان : از استادانی که محمدکاظم یزدی در محضرشان کسب فیض نموده است به شرح زیر می باشد: علامه شیخ محمدباقر نجفی، آیه الله حاج میرزا هاشم خوانساری، آیه الله محمدجعفر آباده ای ، ملا محمدابراهیم اردکانی، زین العابدین عقدایی، ملا هادی یزدیهمسر و فرزندان : آیه الله سید محمد کاظم یزدی ، دارای شش فرزند پسر بود که همگی از علما و فضلا به شمار می آمدند. اسامی آنان بدین شرح است :1. عالم مجاهد سید محمد یزدی که در میدان نبرد با استعمار، شربت شهادت نوشید.2. سید احمد3. سید محسن4. سید محمود5. آقا سید علی6. سید اسدالله (1384)از دختران سید در تاریخ نامی به میان نیامده است .وقایع میانسالی : بعد از ابلاغ فتوای جهاد، جمع زیادی از علما به سوی جبهه های جنگ شتافتند. از جمله سید محمد یزدی فرزند ارشد آیه الله یزدی ، با حضور در جبهه رشادت خاصی از خود نشان داد و سرانجام نیز به درجه رفیع شهادت نایل گشت . آیه الله العظمی سید محمد کاظم یزدی با حضور روسا، بزرگان نجف و اولاد و بستگان خود چهار وصی معین کرد که عبارتند از:1. آیه الله شیخ لاحمد کاشف الغطاء2. علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء3. آیه الله آقا میرزا محمود تبریزی4. آیه الله آقا شیخ علی مازندرانیبر اساس وصیت سید این چهار تن موظف شدند که تمام موجودی وجوهات شرعی اعم از سهم امام علیه السلام ، سادات ، کفارات و مظالم را به مرجع تقلید بعدی تحویل دهند. گفتنی است در جلسه تعیین وصی یکی از نوادگان به سید محمد کاظم عرض کرد: برخی نوادگان شما یتیم هستند و تحت سرپرستی شما بوده اند، خوب است چیزی برای آنها هم تعیین کنید. سید با آن کسالت جسمی و با صدای ضعیف و رنجور که حکایت از عروجی نزدیک داشت ، فرمود: ((نوادگان من اگر متدین هستند، خدا روزی آنها را می رساند و اگر نه ، چگونه از مالی که از آن من نیست ، به آنان کمک کنم .))زمان و علت فوت : هر چه از ماه رجب می گذشت حال سید رو به وخامت می گذاشت و رنگ رخسارش زردتر می شد. این وضع تا شب سه شنبه 28 ماه رجب سال 1337 ق . ادامه داشت . سرانجام نزدیک طلوع فجر، خورشید فقاهت ، ایثار، زهد و مردانگی غروب کرد و به ملکوت اعلی پیوست . فرزندش حضرت آیه الله سید علی یزدی ، بر جنازه پدر نماز خواند و بدن مبارک را در صحن مطهر حضرت علی علیه السلام ، در ایوان کبیر (پشت جامع عمران ، جنب در طوسی ، پشت سر مبارک حضرت علی علیه السلام و در جوار پسر شهیدش ) به خاک سپردند. او رفت اما اندیشه پاکش هرگز از یاد نمی رود.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : محمدکاظم یزدی بعد از رحلت آخوند خراسانی و آیه الله محمد طه نجف ، زعیم بزرگ جهان تشیع گردید و به مثابه بزرگترین قدرت مذهبی و یگانه پاسدار حریم تشیع ، حفظ کیان مسلمین را بر عهده گرفت . آن روز که دشمنان اسلام ، کمر به نابودی اسلام بسته بودند این مرد بزرگ چونان مجاهدی نستوه و سیاستمداری فرزانه به صحنه آمد.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : آیه الله یزدی در طول عمر مبارک خود، آثار زیادی را به یادگار گذاشت و کمکهای بسیاری به سرپرستان و یتیمان مبذول داشت . وی در عمران شهرها و روستاها بویژه در ساخت مسجد، حمام و کاروانسرا، همتی والا و نسبت به رسیدگی به امور حوزه های علمیه و طلاب علوم دینی ، عنایت خاصی داشت و بناهای زیادی را بنیاد نهاد که مهمترین آنها، مدرسه علمیه و کتابخانه ایشان در نجف اشرف است . اولین مدرسه ، معروف به مدرسه سید در خیابانی بین خیابان رسول و بازار حویش قرار دارد و دومین مدرسه نیز در محله العماره واقع شده است.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : آیه الله یزدی ، بر مباحث فقهی تسلط کامل داشت . از این رو مسائل مشکل و پیچیده فقهی را با بیانی روان و ساده و با استدلالی قوی ، به طلاب عرضه می کرد، به گونه ای که شاگردان فراوانی جذب شیوه درس وی شدند. بعد از اعلان قانون اساسی در دولت عثمانی ، آیه الله سید محمد کاظم یزدی به مخالفت با آن برخاست و به سختگیری و آزار و اذیت مسلمانان از سوی آن دولت اعتراض نمود به طوری که حکومت عثمانی او را به تبعید خارج از عراق تهدید کرد.بعضی از مشروطه خواهان ایرانی ، فرصت را غنیمت شمرده ، از طریق ارسال تلگراف به استانبول ، تهمتهای ناروایی به او نسبت داده ، به این امید که از ناحیه حکومت عثمانی در حق وی سختگیری شود و مورد آزار و اذیت قرار گیرد.اهمیت موضع گیری سید در برابر خودیهای دگر اندیش وقتی آشکار می شود که بدانیم یکی از رهبران ترک تلاش نمود تا شاید بتواند با اقداماتش او را از نظرش منصرف سازد تا وی دست از مخالفت با قانون اساسی دولت عثمانی بر دارد. از همین رو در نجف اشرف به زیارت سید شتافت و از او خواست که با فتوایش قانون اساسی آنان را مورد تایید قرار دهد. سید پس از اندکی درنگ جواب داد: شعار شما شعار غربی و قانون شما، گرفته شده از بیگانه است . اینها که از آزادی و دموکراسی دم می زنند در پوشش مظاهر غربی ، جز نابودی اسلام چیزی در سر ندارند! در سال 1914 م (1332 ق .) همزمان با جنگ جهانی اول ، انگلستان علیه امپراتور عثمانی اعلان جنگ داد و دامنه جنگ به کشور اسلامی عراق کشیده شد. انگلیس برای تصرف بصره در شط العرب نیرو پیاده کرد. آیه الله سید محمد کاظم یزدی با فتوی خود مبنی بر وجوب جهاد، مسلمانان را به جهاد علیه کفار انگلیس ترغیب می کرد.آثار :السوال و الجواب ، الصحیفه الکاظمیه ، العروه الوثقی ویژگی اثر : العروه الوثقی مهمترین تالیف و ارزنده ترین کتاب فقهی آیه الله سید محمد کاظم یزدی به حساب می آید. این اثر فقهی به حدی معروف است که مولف آن نزد همگان ، بخصوص علما و فضلای حوزه های علمیه به ((صاحب عروه )) شناخته می شود. کتاب مزبور در بر گیرنده ابواب مختلف فقه است . و احکام و مسائل شرعی را بیان می کند. این اثر، در مجموع ، محتوی 3260 مساله در سه جلد تالیف شده است . مسائل کتاب به نحوی ترتیب یافته که دستیابی به آنها بسیار آسان و همواره مورد توجه مراجع تقلید بوده است و بسیاری از مراجع بزرگ بر آن حاشیه یا شرح نوشته اند.در مقدمه کتاب ((مستمسک العروه الوثقی )) تالیف آیه الله سید محسن طباطبایی حکیم که اولین شرح بر ((العروه الوثقی )) می باشد آمده است :((کتاب پرارزش عروه الوثقی از حیث دقت و تحقیق ، به گونه ای است که در حوزه های محور درسی بسیاری از فقها قرار می گیرد. با اینکه قبل از آن محور درسهای فقهی علما، کتاب ((شرایع الاسلام )) و ((تبصره المتعلمی )) بود اما با ظهور کتاب عروه الوثقی ، این کتاب ارزشمند محور درسی حوزه های علمیه گردیده و شروح و تعلیقات زیادی بر آن نگاشته شده است ...))4 حاشیه بر مکاسب ، رساله اجتماع امر و نهی ، رساله فی التعادل و التراجیح

منابع زندگینامه :سایت حوزه علمیه قم/ بخش زندگینامه علماwww.hawzah.net/ - 1kz

قضاوت، حقوق، علوم سیاسی

ابرقویی صدرالدین، اسماعیل

قرن:8
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(ز 763 ق)، نویسنده و قاضی. وی از بزرگان و دانشمندان فارس بود و مؤلف «تعبیر سلطانی»، که به نام شاه شجاع مظفری، در 763 ق، به پایان رسانیده است. از دیگر آثار وی «تاریخ ابرقوه» است.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :تاریخ نظم و نثر (755)، کشف الظنون (417)، هدیه العارفین (214 / 1).

ابن ابی‌مریم مروزی، ابوعصمة نوح

قرن:2
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(وف 173 ق)، فقیه و قاضی مرجئی. مشهور به جامع. وی چون عالمی ذوفنون بود به جامع شهرت یافت. پدرش زرتشتی بود. در مرو می‌زیست و عهده‌دار منصب قضای آن شهر بو. وی به ارجاء اعتقاد داشت. روایتهای او را سست و احادیث وی را عیبناک می‌دانند. او «فقه ابوحنیفه» را گرد آورد.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (28 /9)، التاریخ الکبیر (111 /8)، تهذیب التهذیب (435 -433 /10)، الجرح والتعدیل (ج 4، ق 485 /1)، معجم المؤلفین (119 /13).

ابن عبدالباقی بخاری مکی، علاءالدین، ابوالمعالی محمد

قرن:10
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(ز 991 ق)، قاضی، خطیب و ادیب. معروف به خطیب مدینه. وی در 991 ق در مدینه به ایراد خطبه می‌پرداخت. از آثار وی: «الطراز المنقوش فی فضائل الحبوش»، تألیف 991 ق، موسوم به «نزهة الناظر و سلوة الخاطر»؛ «عقد الفرائد فیما نظم من الفوائد»، در ادب.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (55 -54 /7)، ایضاح المکنون (109 /2)، کشف الظنون (1109)، معجم المؤلفین (123 /10)، هدیة العارفین (256 /2).

ابن‌حَیُّویه نیشابوری، ابوالحسن محمد

قرن:4
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(ح 366 -276 ق)، محدث و قاضی. در کودکی به مصر رفت و در همان جا ساکن شد. از عمویش، یحیی بن زکریای نیشابوری اعرج، از بکر بن سهل دمیاطی، و نسائی صاحب «سنن» و بسیاری دیگر حدیث شنید. عبدالغنی و علی بن محمد خراسانی و هارون بن یحیی طحّان و دیگران از وی روایت کرده‌اند. ابن‌ماکولا او را ثقه‌ای دانا و بزرگ توصیف کرده است. از آثار وی: رساله‌ای در «من وافقت کنیته کنیة زوجه من الصحابة».
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (97 /7)، سیر النبلاء (160 /16)، معجم المؤلفین (215 /10).

ابن‌شُمَیل مروزی، ابوالحسن نضر

قرن:2
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(204 /203 -122 ق)، قاضی، مورخ، محدث، ادیب و لغوی. اصل وی از بصره بود. در مرو متولد شد. در 128 ق با پدرش به بصره رفت و نزد خلیل بن احمد عروضی تحصیل کرد. و مدتی برای درک فصحای عرب بادیه‌نشین شد. از هشام بن عروه و حمید طویل و اسماعیل بن ابوخالد و ابن‌جُریح و دیگران حدیث شنید. یحیی بن معین و ابن‌مداینی و یحیی بن یحیی نیشابوری و اسحاق بن راهویه و احمد دارمی و حسین بن حریث مروزی و دیگران از وی روایت کرده‌اند؛ و او را ثقه توصیف کرده‌اند. در «صحاح» ششگانه از وی نقل حدیث شده است. ابن‌شمیل پس از بازگشت به مرو، قاضی آن شهر شد. وی به مأمون خلیفه نزدیک شد و از مقربان او گشت. در مرو درگذشت. از آثار وی: «الصفات»، مشتمل بر چندین کتاب در چگونگی انسان و خانه‌ها و کوهها و شتر و گوسفند و پرنده و ستارگان و خورشید و ماه و شب و روز و روییدنیها؛ «کتاب السلاح»؛ «المعانی»؛ «الانواء»؛ «المصادر»؛ «غریب الحدیث».
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (358 -357 /8)، تهذیب التهذیب (391 -390 /10)، الجرح والتعدیل (ج 4، ق 478 -477 /1)، ریحانه (56 /8)، الفهرست ابن‌ندیم، ترجمه (91 -90)، الکامل (195 /5)، معجم الادباء (243 -238 /19)، وفیات الاعیان (405 -397 /5).

ابن‌طبری مروزی، ابوحامد احمد

قرن:4
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(وف 377 /376 ق)، قاضی، حافظ، محدث و مورّخ حنفی. اصل پدر وی از همدان بود و خود از مردم طبرستان. در جوانی وارد بغداد شد و نزد ابوالحسن علی کرخی فقه حنفی را فراگرفت. وی از احمد بن خضر مروزی، احمد بن محمد بن عمر منکدری، محمد بن عبدالرحمان دغولی، احمد بن محمد بن حارث عبدالکریم و محمد بن رزام مروزی حدیث شنید. ابوبکر برقانی و قاضی ابوالعلای واسطی و محمد بن حسین بن احمد بن بکیر و محمد بن مؤمل انباری و احمد بن محمد عتیقی از وی روایت کرده‌اند. وی مدتی عهده‌دار منصب قاضی‌القضاتی خراسان بود. او سرانجام در بخارا یا مرو درگذشت. از آثار وی: کتاب «التاریخ» که با صفت بدیع توصیف شده است.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (112 -111 /1)، تاریخ بغداد (108 -107 /4)، معجم المؤلفین (207 /1).

ابن‌قاصّ طبری، ابوالعباس احمد

قرن:4
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(وف 335 ق)، قاضی و فقیه شافعی. پدرش- قاص- قصه‌پردازی از مردم طبرستان بود که با سپاهیان مسلمان به روم شرقی رفت تا با رجزهایش سپاهیان را به جنگ برانگیزد. ابن‌قاص در زادگاهش بزرگ شد، سپس به بغداد رفت و نزد ابن‌سریج فقه آموخت. پس از چندی به زادگاهش بازگشت و به قضاوت و تدریس پرداخت. ابن‌قاص از ابوخلیفه جُمَحی و دیگران روایت کرد. او در عصر خود پیشوای مذهبی طبرستان بود و اهل علم در حوزه‌ی وی فقه می‌آموختند، در سفری به طرسوس، در جنوب ترکیه و شمال عراق و سوریه، مجلس وعظی برایش آراستند، که در اثنای موعظه او را رقت و خشیت فراگرفت. بیهوش افتاد و از دنیا رفت. از آثار وی: «المفتاح»، در مذهب شافعی؛ «ادب القاضی»؛ «المواقیت»؛ «التلخیص»، در فروع فقه شافعی؛ «دلائل القبله»؛ «فتاوی».
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (86 /1)، دائرةالمعارف البستانی (622 /1)، ریحانه (149 -148 /8)، سیر النبلاء (372 -371 /15)، کشف الظنون (1769 ،1636 ،1465 ،1219 ،760 ،479 ،47)، الکنی والالقاب (382 /1)، لغت‌نامه (ذیل/ احمد)، معجم المؤلفین (149 /1)، الوافی بالوفیات (227 /6)، وفیات الاعیان (69 -68 /1).

ابن‌کَبَن، جمال‌الدین محمد

قرن:9
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(842 -776 ق)، شاعر، نویسنده، فقیه و قاضی. نیاکانش از مردم طبرستان بودند. وی در عدن متولد شد و در آنجا نشو و نما یافت و پس از اتمام تحصیلات به تدریس پرداخت، پس از آن مفتی شده و عهده‌دار قضای عدن گردید، و حدود 40 سال به قضاوت مشغول بود. با مردم به مدارا رفتار می‌کرد و به داشتن فروتنی، نرم‌خویی و مایل به اصلاح میان مردم مشهور بود. سرانجام در عدن درگذشت. از آثارش: «الدرالنظیم فی الکلام علی بسم اللَّه الرحمن الرحیم» یا «شرح البسملة»؛ «مفتاح الحاوی المبین عن النصوص والفحاوی»، شرح گونه‌ای بر «الحاوی المبین عن النصوص والفحاوی»، شرح گونه‌ای بر «الحاوی الصغیر» نجم‌الدین قزوینی؛ «الرقم الجمالی فی شرح الآلی» یا «شرح قصیده جعبریه»، در فرائض.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :ایضاح المکنون (523 /2 ،454 /1)، کشف الظنون (1035)، معجم المؤلفین (33 /10)، هدیة العارفین (191 /2).

ابن‌مرزبان اصفهانی، ابواحمد عبدالرحیم

قرن:4
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(وف 396 ق)، پزشک، فقیه و قاضی. از مردم اصفهان بود و در روزگار آل‌بویه در بغداد به کار پزشکی می‌پرداخت. چندی نیز قاضی شوشتر و خوزستان بود. در شوشتر درگذشت.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (121 -120 /4)، الکامل (229 /7).

ابوالحمد، عبدالحمید

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سال تولد:-، مرتبه علمی: استاد، رشته: علوم سیاسی و حقوق عمومی، دانشکده: حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه: تهران
خلاصه شرح حال تخصصی
سوابق تحصیلی:
دریافت مدارک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای حقوق و علوم سیاسی از دانشگاههای تهران و پاریس.
مرتبه علمی:
پس از طی مراحل استادیاری و دانشیاری، ارتقاء به درجه استادی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.
زمینه‌های علمی و تحقیقاتی:
نظام سیاسی در کشورهای جهان سوم، تدریس دروس حقوق اداری ایران و مبانی سیاست و حقوق عمومی، راهنمائی، مشاوره و نظارت بر حدود 40 پایان‌نامه کارشناسی ارشد و دکترا.
تألیفات
تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان فارسی: 5
تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان خارجی: 3
زمینه علمی تألیفات:
حقوق اداری ایران، مبانی سیاست، فرهنگ اصطلاحات حقوق فارسی به فرانسه، کتاب‌شناسی تمدن ایرانی در زبان فرانسه.
مقالات
تعداد مقالات بزبان فارسی: 10، تعداد مقالات بزبان خارجی:-
زمینه علمی مقالات:
حقوق، علوم سیاسی، معرفی و نقد کتابهای حقوقی و علوم سیاسی.
برگرفته از کتاب :شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

ابهری، ابوبکر محمد

قرن:4
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(375 -289 /287 ق)، قاضی، قاری، محدث و فقیه مالکی. در ابهر تولد یافت و ساکن بغداد شد و در آنجا از ابوعمر محمد بن یوسف قاضی و فرزندش ابوالحسین فقه آموخت. و از ابوبکر باغندی و ابوالقاسم بغوی و عبداللَّه بجلی و ابن تمّام بهرانی و محمد اشنانی و دیگران در عراق و شام و جزیره حدیث شنید. دارقطنی از او حدیث نقل کرده و او را ستوده و گفته که او امام مالکیان در عصر خود بود و از اندلس و مغرب و گوشه و کنار دنیا به سویش می‌شتافتند. از وی آثاری بر جای مانده است که به گفته‌ی قاضی عیاض تصانیف از در شرح مذهب مالکی و ردّ مخالفین است. از جمله آثار وی : «الاصول»، در فقه؛ «الرد علی المزنی»؛ «شرح کتاب ابن عبدالحکم الصغیر» و «شرح کتاب ابن عبدالحکم الکبیر»؛ «فضل المدینه علی مکة».
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (98 /7)، تاریخ الاسلام (حوادث 582 -580 /380 -351)، تاریخ بغداد (463 -462 /5)، ریحانه (72 /1)، سیر النبلاء (334 -332 /16)، الفهرست لابن الندیم (283)، مجمل فصیحی (ذیل/ سال 375)، معجم البلدان (106 /1)، معجم المؤلفین (241 /10)، الوافی بالوفیات (308 /3)، هدیة العارفین (50 /2).

احمدی، حمید

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
حمید احمدی در سال 1336 در مشهد بدنیا آمد.ایشان دارای مدرک دکتری علوم سیاسی از دانشگاه کارلتون (کانادا)1995-1374 است. وی هم اکنون عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران می باشد. گروه : علوم انسانیرشته : علوم سیاسیتحصیلات رسمی و حرفه ای : تحصیلات رسمی حمید احمدی به قرار زیر است: متوسطه: دیپلم رشته ادبی در مشهد( دبیرستان حاج تقی اقا بزرگ) در 1356 کارشناسی (1363) و کارشناسی ارشد علوم‌سیاسی(1367) از دانشگاه تهران دکتری علوم سیاسی از دانشگاه کارلتون (کانادا)1995-1374 پایان‌نامه دکتری: The Politics of Ethnic Nationalism in Iran, Ottawa,Carleton University, Canada, 1995. مشاغل و سمتهای مورد تصدی : - دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران - مدیر گروه علوم سیاسی (از بهمن 1377 تا فروردین 1382) فعالیتهای آموزشی : دروس ارائه شده توسط حمید احمدی به قرار زیر است: کارشناسی: تاریخ روابط خارجی ایران از قاجار تا 1320 تاریخ روابط خارجی ایران از 1320 تا 1357 مسائل استراتژی و نظامی معاصر جنبشهای اسلامی معاصر سیاست و حکومت در خاورمیانه خاورمیانه و سیاست بین الملل کارشناسی ارشد: سمینار جنبشهای اسلامی معاصر روابط ایران و جهان سوم سیر تحول حکومت در خاورمیانه جامعه شناسی سیاسی ایران تئوریهای مختلف در روابط بین الملل روابط متقابل کشورهای خاورمیانه فر هنگ، ملیت و قومیت در خاور میانه انقلاب اسلامی ایران و بازتاب آن نقد و ارزیابی نظریه های روابط بین الملل دکترا: سیاست خارجی ایران جامعه شناسی سیاسی ایران(جنبشهای اجتماعی) جامعه شناسی سیاسی ایران(جامعه مدنی و دموکراسی) جامعه شناسی سیاسی ایران(ناسیونالیسم، هویت ملی و قومیت) ایران و خاورمیانه عربی ایران و همسایگان نقد و ارزیابی نظریه های روابط بین الملل چگونگی عرضه آثار : - تعداد مقالات تالیفی بزبان فارسی : بیش از 41 مقاله - تعداد مقالات ترجمه بزبان فارسی :بیش از 7 مورد - تعداد مقالات به سایر زبانها: عربی : 3 مورد انگلیسی :12 مورد - تعداد مقالات ارائه شده در کنفرانسهای داخلی: 22 مورد - تعداد مقالات ارائه شده در کنفرانسهای خارجی : 17 مورد - راهنمایی و مشاوره پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری : بیش از 48 مورد آثار :  1 اسرار سقوط شاه و گروگانگیری ویژگی اثر : نام اصلی: بخش هایی از کتاب The Power and Principle مترجم: دکتر حمید احمدی 2 اسرار کودتا: اسناد محرمانه CIA در باره عملیات سرنگونی دکتر مصدق ویژگی اثر : نام اصلی:Clandestine Service History: Overthrow of Premier Mossadeq of Iran نویسنده: Donald N. Wilber مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: نشرنی، تهران سال نشر:1379، قیمت 1100 تومان این کتاب ترجمه اسناد تازه انتشار یافته سازمان اطلاعاتی امریکا است که در ژوئن 2000 از سوی وزارت خارجه امریکا منتشر شد. در این گزارش که مهمترین سند مر بوط به کودتای 28 مرداد 1332 است، چگونگی طراحی کودتا توسط سرویس اطلاعاتی انگلستان و سازمان سیا با جزئیات کامل به بحث گذاشته شده است. این کتاب برای نخستین بار ابعاد ناشناخته عملیاتی کودتا و نیز نیروها و افراد داخلی و خارجی درگیر در ان راافشا می کند. کتاب شامل تحلیل اصلی دونالد ویلبر مسئول بخش عملیات روانی کودتا و استاد مسائل ابران معاصر ، و نیز اسناد چهار گانه پیوست است. در این اسناد طرح اولیه کودتا و ابعاد نظامی کودتا و توافق نهایی برای حل مساله نفت ایران ارائه شده است. مارک گازیورسکی پژوهشگر امریکایی مسائل ایران و متخصص کودتای 28 مرداد مقدمه ای بر کتاب نوشته است. حد اقل 2 ترجمه دیگر از این اسناد صورت گرفته است اما این کامل ترین و صحیح ترین نسخه محسوب می شود چرا که مترجم از طریق مشورت با گازیورسکی و سایر منابع نام کامل و صحیح افراد ایرانی درگیر در کودتا را، که در نسخه سیا به دلایل به خطر افتادن احتمالی جان و مال انها حذف شده است، پیدا کرده و در زیر نویس های خود در باره انها توضیح داده است. سایر ترجمه با افزودن مقدمه های گونا گون و درج مطالب اضافی خارج از اسناد سال 2000، تلاش کرده اند ترجمه های خود را پر حجم ترو کامل تر نشان دهند و بدین شیوه قیمت کتاب را نیز بسیار افزایش دهند. در ترجمه دکتر حمید احمدی، جز مقدمه گازیورسکی و مترجم و متن کامل اسناد سیا، مطلب دیگری افزوده نشده است. 3 اسلام در انقلاب: جنبشهای اسلامی معاصر در جهان عرب ویژگی اثر : نام اصلی: Islam in Revolution: Hundamentalism in the Arab Wold نویسنده: هرایر دکمجیان ( R. Hrair Dekmejia ) مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: انتشارات کیهان، تهران سال انتشار: چاپ نخست 1366، جاپ سوم 1377 این کتاب یکی از مهمترین اثار مربوط به بنیادگرایی اسلامی است. هرایر دکمجیان، استاد ارمنی دانشگاه کالیفرنیا با تسلط به زبانهای عربی، فارسی و ترکی استانبولی و زبانهای اروپایی توانسته است متون دست اول مربوط به اسلام سیاسی را بررسی کند. این کتاب یکی از متون درسی مربوط به جنبشهای اسلامی است. جنبشهای اسلامی اکثر کشورهای عربی در این کتاب تجزیه و تحلیل شده است. فهرست 180 گروه اسلام گرا نیز در پایان کتاب امده است. دکمجیان با تکیه بر اندیشه های بر جسته ترین متفکران اجتماعی غرب و اثار مربوط به تحول تلریخی جوامع اسلامی یک چهارچوب نطری ویژه به نام نظریه ادواری برای تبیین ظهور و سقوط جنبشهای اسلام گرا بدست داده است. 4 ایران- هویت ،ملیت ،قومیت ویژگی اثر : به کوشش حمید احمدی5 ایران: روایتی که ناگفته ماند ویژگی اثر : نام اصلی: Iran: the Untold Story نویسنده: محمد حسنین هیکل مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: انتشارات الهام، تهران سال نشر: چاپ اول 1362، جاپ ششم 1364 هیکل روزنامه نگار و نویسنده برجسته مصری پس از سفر به ایران و گفتگو با مقامات انقلاب این کتاب را به رشته تحریر دراورد. نسخه عربی کتاب به عنوان ّ مدافع ایت الله ّ (توپهای ایت الله ) در بیروت انتشار یافت و نسخه انگلیسی ان با عنوان بالا در نیویورک. هیکل بران است تا با بررسی تحولات تاریخی ایران پیش از انقلاب در ملی شدن صنعت نفت زمینه های ظهور انقلاب اسلامی را تبیین کند. او به مسایل اولیه انقلاب نیز می پردازد و نکات جالبی پیرامون زندگی خصوصی ایت الله العظمی خمینی و مسایل پشت پرده گرو گانگیری در سفارت امریکا بیان می کند. این کتاب در سالهای 1362-1363 در زمره پر فروش ترین کتابهای ایران بشمار می رفت. 6 بلشویک ها و نهضت جنگل ویژگی اثر : نام اصلی: The Shameful Intervention: the Soviet Intervention in Iran 1920-1921 نویسنده: مویسی پر سیتس ( Moisie Persits) مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: شیرازه، تهران سال انتشار: 1379 مویسی پرسیتس پژوهشگر مرکز پژوهشهای استراتژیک و مطالعات بین المللی روسیه در مسکو با استفاده از اسناد محرمانه شوروی جنبه های نا شناخته مداخله شوروی در گیلان در 1920 را بررسی کرده است. این نخستین اثری است که با استفاده از اسناد محرمانه شوروی در باره تحولات ا یران معا صر انتشار یافته است. نوسنده اصلی این اثر را از روسی به انگلیسی ترجمه کرد و حمید احمدی انرا از انگلیسی به فارسی برگرداند 7 پان ترکیسم: یک قرن در تکاپوی الحاق گری ویژگی اثر : نام اصلی: Pan Turkism: From Irredentism to Cooperation نویسنده: جیکوب لاندو Jacob Landau مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: نشر نی، تهران سال انتشار: 1382 ، قیمت 2800 تومان با وجود اهمیت ایدوئولوژی پان ترکیسم و اثار ان در تحولات خاورمیانه معاصر، و بویژه نقش ان در فروپاشی امپراطوری عثمانی، پژوهشهای چندانی در باره ان انجام نشده است. کتاب کنونی تنها منبع معتبر علمی در جها ن پیرامون این ایدئولوژی و جریان سیاسی است. اکثر کسانی که در باره پان ترکیسم مطلب و مقاله نوشته اند از این کتاب بهره برده اند. جیکوب لاندو استاد و رئیس پیشین بخش خاور میانه ای دانشگاه عبری بیت المقدس با برخورداری از دانش زیان ترکی، روسی و المانی و با دسترسی به ارشیو های عثمانی، روسیع و المان توانسته است این اثر بی همتا را بنویسد. نویسنده زمینه های ظهور پان ترکیسم، سیر تحول ان و نیز ابعاد گوناگون فعالیت ها، سازمانها و محافل پان ترکیست در عثمانی و سپس ترکیه نوین را در چندین فصل بررسی می کند. بخش مهم کتاب نیزبه ظهور دوباره پان ترکیسم در سالهای پس از فرو پاشی شوروی و استراتژی و تاکیک های ترکیه برای رسیدن به ارمانها و اهداف پان ترکی در منطقه مربوط است. مترجم متن تازه ترین بر نامه پان ترکی را که در مقاله مهمترین نظریه پرداز کنونی ان بازتاب یافته است در پیوست ترجمه خود از کتاب ارائه داده است. 8 پیامبر و فرعون: جنبشهای نوین اسلامی در مصر ویژگی اثر : نام اصلی: The Prophet and Pharaoh: Muslim Extremism in Egypt نویسنده: ژیل کپل ( Jilles Kepel ) مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: انتشارات کیهان، تهران سال انتشار: چاپ نخست 1365، چاپ سوم 1382 ژیل کپل نویسنده و پژوهشگر برجسته فرانسوی مسائل اسلام سیاسی، برای نوشتن این اثر سه سال مطالعه میدانی در مصر داشته است. کتاب یکی از مهمترین اثار مربوط به اسلام گرایی در مصر معاصر است.کتاب بویژه در رابطه با زندگی و اندیشه های سید فطب و تاثیر این اندیشه ها یر سازمانهای اسلام گرای رادیکال جهان اسلام از اهمیت خاصی بر خوردار است. کتاب نخست به زبان فرانسه انتشار یافت و سپس به انگلیسی ترجمه شد. ژیل کپل با تسلط به زبان عربی توانسته است تحلیل واقع گرایانه ای از ماهیت جنبشهای بنیاد گرا ی مصری نظیر سازمان ازادیبخش اسلامی ، جماعه المسلمین و الجهاد و اقدامات انها بدست بدهد. 9 تاریخ انقلاب فلسطین ویژگی اثر : نام اصلی: The Politics of Palestinian Nationalism نویسندگان: William Quandt, Fuad Jaber and Ann Mosely Lesch مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: انتشارات الهام، تهران سال نشر: 1361 این کتاب در اواسط دهه 1970 انتشار یافت و یکی از مهمترین اثار مربوط به حنبش ملی فلسطین بشمار می رود. نویسندگان کتاب که از جمله برجسته ترین پژوهشگران مساله اعراب و اسرائیل هستند، ابعاد گوناگون مساله فلسطین را از جنبه های تاریخی، بین المللی، بین العربی و اقتصادی بر رسی کرده اند. کتاب اطلاعات دقیقی پیرامون جنبش مقاومت فلسطین، سازمانهای ان و اهداف و گرایشات انها بدست می دهد. رابطه پیچیده سازمان ازادی بخش فلسطین و سایر گروههای فلسطینی با کشورهای عربی از جالب ترین بحث های کتاب می باشد. ویلیام کوانت نویسنده اصلی کتاب دارای اثار مهم دیگری پیرامون مسائل خاورمیانه است و یکی از طراحان عمده طرح صلح کمپ دیوید بشمار می رود. 10 تجدید حیات سیاسی اسلام: از سید جمال تا اخوان المسلمین نام اصلی: قصل سوم کتاب Politica ویژگی اثر : نام اصلی: قصل سوم کتاب Political Trends in the Arab World نویسنده: مجید خدوری مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: انتشارات الهام، تهران سال نشر: 1359 ، قیمت 45 ریال. کتاب بخشی از اثر مهم مجید خدوری نویسنده برجسته مسیحی عراقی الا صل و استاد دانشگاه جان هاپکینز است. خدوری در این اثر، جریان احیا طلبی اسلامی و نو گرایی دینی را از اواخر قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم بر رسی می کند. این دومین ترجمه حمید احمدی است که در سومین سال دانشجویی اش در 1359 به پایان رسید. بعد ها دکتر عبد الرحمن عالم در اواسط دهه 1360 شمسی متن کامل کتاب را ترجمه کرد و به نام گرایشات سیاسی در جهان عرب توسط دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی به چاپ رساند. 11 تروریسم صهیونیستی در فلسطین اشغال شده ویژگی اثر : نام اصلی: Human Rights in the Occupied Territories نویسنده: غازی خورشید مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: امیر کبیر، تهران سال انتشار: 1363 این کتاب که شرح مستند نقض حقوق بشر فلسطینی ها توسط اسرائیل است، از سوی مرکز پژوهشهای فلسطینی انتشار یافت. نویسنده شیوه های پایمال سازی حقوق فلسطینی های کرانه باختری و نوار غزه را با تکیه بر اسناد و گزارشات مستند بر رسی می کند. حمید احمدی بخشهایی از این ترحمهرا نیز از منابع عربی بویژه کتاب ّ من هم ارهابیون ؟ّ ( تروریست ها چه کسانی هستند؟) به فارسی برگردانده است. علاوه بر این، مترجم گزارش مستندی از قتل عام شاتیلا و صبرا در بیروت در 1982 را نیز همراه با عکسهای این فاجعه علیه بشریترا ترجمه و به کتاب افزوده است. 12 جنگ مخفی در لائوس ویژگی اثر : نام اصلی: Voices From the Plain of Jars نویسنده: Fred Branfman مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: چاپ نخست انتشارات قلم 1359، چاپ دوم نشر نکته 1366 قیمت: چاپ نخست 115 ریال، چاپ دوم 420 ریال لائوس در جریان جنگ ویتنام موضع بی طرفی در پیش گرفت. اما در اواخر دهه 1960 امریکا برای مقابله با چریک های ویت کنگ ویتنام که به داخل لائوس رخنه می کردند، و به منظور شتاب دادن به پایان جنگ بی طرفی لائوس را نقض کرد و بدون درز این موضوع به مطبوعات به بمبارانهای گسترده بخشهایی از لائوس، به ویژه دشت جار دست زد. بعد ها فرد برانفمن جبر یگار سابق سازمان اطلاعاتی امریکا( سیا) با سفر به لائوس و دشت جار گزارشات نقض بی طرفی و بمبارانهای هوایی امریکا را فاش کرد و این کتاب را انتشار داد. کتاب شامل دو قسمت است: بخش اول تحلیل اوضاع لائوس و نقض بی طرفی ان و چگونگی بمبارانهای امریکا است، و بخش دوم در بر گیرنده خاطرات، نامه ها و نقاشی های اهالی دشت جار و از جمله کودکانی است که در جریان بمبارانها اموال و خویشاوندان نزدیک خود را از دست دادند. 13 ریشه های بحران در خاور میانه ویژگی اثر : دکتر حمید احمدی ناشر: انتشارات کیهان، تهران سال نشر: چاپ نخست 1369، چاپ دوم 1377 کتاب به واقع پایان نامه کارشناسی ارشد حمید احمدی در دانشگاه تهران است که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی در 1367 دفاع شد. نویسنده ریشه های ظهور گرایشات سیاسی متضادی را که به کشمکش فلسطین منجر شد بر رسی کرده و سیر تحول این کشمکش را تا جنگ نجست اعراب و اسرائیل تبیین کرده است. این کتاب برای نخستین بار در ایران گفتمان ناسیونالیستی یهودیان را در باره تعلق فلسطین به انها معرفی و نقد و بررسی کرد. ساز و کارهای فروپاشی امپراطوری عثمانی و اغاز کشمکش عربی- یهودی بر سر فلسطین، ناسیونالیسم فلسطین و مراحل گوناگون ان از دیگر بحث های کتاب است. امتیاز مهم کتاب ترجمه و ارئه مهمترین اسناد مربوط به این کشمکش تا سال 1948 به فارسی است که کمبود بزرگی برای پژوهشگران فارسی زبان نا اشنا به زبان انگلیسی اما نیازمند به ترجمه فارسی این اسناد بود. در مجموع 41 سند مهم در این رابطه در کتاب بدست داده شده است. 14 سیا و جعل اسناد: گوشه هایی از مداخلات سیا در ایران و امریکای لاتین ویژگی اثر : نام اصلی: White Paper, White Wash نویسنده: فیلیپ اگی (Philip Agee) مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: انتشارات کیهان، تهران سال نشر: چاپ اول 1365، چاپ دوم 1371 کتاب یکی از عمده ترین افشا گریها در باره فعالیت های سیا در جهان بویژه امریکای لاتین است. این کتاب در برگیرنده افشاگریهای فیلیپ اگی مامور برجسته سیا بعد از خروج وی ازاین سازمان است. کتاب در برگیرنده شیوه های جعل اسناد به منظور رسیدن به اهداف ویژه در امریکای لاتین است. بخشی از کتاب نیز شیوه های سند سازی سیا در ایران را نشان می دهد. فیلیپ اگی نشان داده است که رد پای این سند سازی جعلی در برخی اسناد افشا شده توسط دانشجویان ایرانی اشغال کننده سفارت امریکا در تهران دیده می شود. 15 سیاست خارجی امریکا در خاور میانه ویژگی اثر : نام اصلی: بخشی از کتاب The Power and Principle نویسنده: زبیگنیو برژینسکی Zbegnieve Brezezinski مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: نشر سفیر، تهران سال نشر: 1369 این کتای به واقع تبیین سیاست خاور میانه ای امریکا در دوران جیمی کارتر در سالهای نیمه دوم دهه 1970 است. برژینسکی در این اثر ضمن تشریح دقیق سیاست های دولت کارتر در باره خاور میانه بویژه کشمکش تاریخی اعراب و اسرائیل بر سر فلسطین، چگونگی تدوین استراتژی صلح از سوی امریکا برای اشتی مصر و اسرائیل را مورد بحث قرار می دهد. یکی دیگر از نکات مهم کتاب شرح جزئیات جگونگی دعوت از سادات و بگین رهبران مصر و اسرائیل به کمپ دیدید امریکا و راه دشوار گفتگوی میان انها و چگونگی تصویب توافق نامه کمپ دیوید در 1979 است. 16 سیری در اندیشه حزب بعث در جهان عرب ویژگی اثر : ناشر: جهاد خارج از کشور دکتر حمید احمدی سال انتشار: 1359، تهران حمید احمدی در این اثر کم حجم سیر اندیشه های حرب بعث را از اغاز تا دهه 1980 مورد بررسی قرار می دهد. زمینه های اجتماعی-سیاسی و اقتصادی جهان عرب در استانه ظهور حزب، اصول ایدئولوژیک و بر نامه های حزب، اختلافات و انشعابات داخلی و بین العربی و ساختار تشکیلاتی حزب از جمله موضوعات بررسی شده این کتاب است. حمید احمدی این اثر را در سال سو م تحصیلی خود در دانشگاه تهران نوشت. 17 شریعتی در جهان: نقش دکتر علی شریعتی در بیدارگری اسلامی از دید اندیشمندان خارجی ویژگی اثر : نویسندگان: مجموعه نویسندگان ( براد هانسن، یان ریشار، مارسیا هرمانسن، یرواند ابراهامیان، حامد الگار، عبدالعزیز ساشه دینا، شاهرخ اخوی، دکتر عبیدی، و…..) تدوین و ترجمه:دکتر حمید احمدی ناشر: شرکت سهامی انتشار، تهران سال انتشار: چاپ نخست 1366، چاپ پنجم 1380 کتاب ترجمه مهمترین مقالات نویسندگان خارجی در باره اندیشه های دکتر علی شریعتی به زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی است. این مقالات در فاصله سالهای 1986-1978 نوشته شده است. در این مقالات جنبه های گوناگون اندیشه شریعتی پیرامون تحولات اجتماعی، تشیع، زن و تاثیر و بازتاب اندیشه های وی در مناطق گوناگون جهان بررسی شده است. یکی از نویسندگان نیز نفوذ اجتماعی و فکری شریعتی را با جلال ال احمد و صمد بهرنگی مقایسه کرده است. مترجم در پیوست نیز فهرستی از ترجمه اثار شریعتی به زبانهای گوناگون جهان را گنجانده است. 18 عقاب و شیر: تراژدی روابط ایران و امریکا ویژگی اثر : نام اصلی: The Eagle and the Lion: the Tragedey of Us-Iranian Rerlations مترجم: دکتر حمید احمدی نویسنده: جیمز بیل ( James A. Bill ) ناشر: قرداد با نشر سفیر 1369، اما چاپ نشد قرارداد ترجمه این کتاب با نشر سفیر بسته شد و مترجم ( حمید احمدی) متن ترجمه را در سال 1369 به ناشر تحویل داد. متن ترجمه حروف چینی و صفحه بندی و اماده چاپ شد که مترجم برای ادامه تحصیل دوره دکتری خود عازم کانادا شد.متاسفانه نشر سفیر کتاب را به چاپ نرساند و به علت اختلاف درونی حتی متن حروف چینی اثر و فیلم و زینک ان نیز پس از 5 سال به مترجم تحویل نشد. مترجم هیچ مبلغی نیز بابت ترجمه ان دریافت نکرد. بس از اصرار و پی گیری های مکرر مترجم، ناشر ازطریق یکی از شرکای پیشین نیمی از زینک را در اختیار مترجم قرار داد ولی از وجود یقیه اظهار بی اصلاعی کرد. در هنگام تحصیل مترجم در خارج دو مترجم دیگر این اثر را ترجمه و چاپ کردند. طرح موضوع با یکی از مقامات بلند پایه وزارت ارشاد نیز به نتیجه نرسید. ترجمه فارسی اثر حدود 9 ماه به طول انجامید و حدود 800 صفحه می شد. 19 فرهنگ علوم سیاسی اکسفورد ویژگی اثر : نام اصلی: Oxford Dictionary of Politics نویسنده: سر ویراستار Ian Maclin و مجموعه نویسندگان مترجم:دکتر حمید احمدی ناشر: نشر میزان، تهران 950 صفحه سال انتشار: 1382، قیمت 7000 تومان فرهنگ علوم سیاسی اکسفورد درمیان سایر فرهنگ های علوم سیاسی جهان نظیر فرهنگ وبستر، از بیشترین اغتبار بر خوردار است. این فرهنگ نه تنها اصطلاحات علوم سیاسی به مفهوم خاص ان، بلکه اصطلاحات گسترده تر عمده حقوق، جامعه شاسی و اقتصاد را نیز در بر می گیرد. فرهنگ علوم سیاسی اکسفورد تنها به ارائه معنی اصطلاحات بسنده نمی کند، بلکه با توضیحات گسترده انها به یک دانشنامه ( دایره المعارف) علوم سیاسی تبدیل شده است. بر جسته ترین اساتید علوم سیاسی انگلستان و بر خی دانشگاههای دیگر جهان در نوشتن واژه های تخصصی این فرهنگ مشارکت کرده اند. از انجا که متن انگلیسی این فرهنگ نیز در ایران انتشار یافته است، ترجمه فارسی ان می تواند راهنمای خوبی برای فرا گیری زبان تخصصی و ترجمه متون برای دانشجویان علوم اجتماعی محسوب شود. 20 قومیت و قوم گرایی در ایران: افسانه و واقعیت ویژگی اثر : نام اصلی: The Politics of Ethnic Nationalism in Iran دکتر حمید احمدی ناشر: نشر نی، تهران سال انتشار: چاپ نخست 1378، چاپ سوم 1382 کتاب در واقع پایان نامه دکتری علوم سیاسی حمید احمدی است که در 1995 در دانشگاه کارلتون در کانادا دفاع شد. نویسنده با افزودن مطالب تازه و روز امد کردن ان بر گردان فارسی انرا به خوانندگان ایرانی ارائه داد. این نخستین اثر جامع در باره سیاسی شدن مسایل زبانی و مذهبی در ایران معاصر است. نویسنده ضمن بحث نطری پیرامون مفاهیمی جون ملت، ناسیونالیسم، گروه قومی، ناسیونالیسم قومی و بسیج قومی، ره یافت های غیر بومی بر امده از بستر های تاریخی غربی را نقد کرده و چهارچوب نظری ویژه خود را برای تبیین سیاسی کردن مسایل قومی در ایران ارائه داده است. این چهارچوب نظری در رابطه با تحولات کردستان، اذربایجان و بلوچستان ایران به کار گرفته شده است. کتاب از ابعاد گوناگون از سوی خوانندگان و پژوهشگران ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است. 21 مها جمان سرحد: رویارویی نظامی انگلستان با سرداران بلوچ ایرانی ویژگی اثر : نام اصلی: The Raiders of Sarhad نویسنده: ژنرال رجینالد دایر Regionald Edward Harry Dyer مترجم: دکتر حمید احمدی ناشر: نشر نی، تهران سال انتشار: چاپ اول 1378، چاپ دوم 1383 این کتاب یکی از کم نظیر ترین اثار اوایل قرن بیستم در باره بلوچستا ن ایران است. ژنرال دایر در سال 1916 از سوی دولت هند بریتانیا ما موریت یافت به بلوچستان ایران رفته و با نیروهای خود و نبروهای محلی ، سردارن بلوچ طرفدار ا لمان را به طرفداری از خط مشی انگلستان تشو یق کند و بدین شیوه جلوی رخنه نیروهای ا لمانی به افغانستان و هند را بگیرد. دایر در سال 1921 خاطرات خود از این ماموریت را در لندن به چاپ رساند. اکثر نویسندگان و خوانندگان ایرانی و خارجی از وجود چنین کتابی اگاهی نداشته اند. دایر در این کتای چگونگی ورود به ایران، برخوردهای اولیه و سپس رویارویی نظامی با سردارن بلوچ ایرانی را بیان می کند. یکی از بحث های جالب و نا شناخته کتاب چگونگی نبرد بر سر شهر خاش و نابودی قلعه کهن ان توسط نیروهای انگلیسی است. خاطرات دایر داده های جالب و سودمندی در باره اوضاع بلوچستان ایران در دسترس خوانندگان ایرانی می گذارد. 22 ناسیونالیسم، سوسیالیسم و کمونیسم در جهان عرب ویژگی اثر : نام اصلی: بخشی از کتاب Political Trends in the Arab world نویسنده: مجید خدوری مترجم: دکتر حمید احمدی ناشر: انتشارات الهام، تهران سال انتشار: 1360 این کتاب ترجمه بخش مر بوط به اندیشه های ناسیونالیستی، سو سیالیستی و کمونیستی جهان عرب در کتاب جریانهای سیاسی در جهان عرب نوشته مجید خدوری استاد دانشگاه جان هاپکینز است. خدوری ریشه های جریانهای گوناگون ناسیونالیستی عرب را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. گذشته از این، کتاب یکی از مهمترین منابع مربوط به تبیین ریشه های اندیشه ها و گرایشات سازمانی سوسیاایستی و کمونیستی در کشورهای عربی است. اند یشه های برجسته ترین اندیشمندان ناسونالیسم عرب از جمله ناصریسم، بعثیسم و ناسیونالیسم منطقه ای ( مصری و سوری) در این کتاب تشریح شده است. همین بحث در رابطه با اندیشمندان سو سیالیست و مارکسیست-لنینیست عرب نیز دنبال شده است. این سومین ترجمه حمید احمدی است که در سومین سال دانشجویی اش در 1359 به پایان رسید.

احمدیان، عبدالرسول

قرن:15
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
عبدالرسول احمدیان
محل تولد : اصفهان
شهرت
تابعیت : ایران
تاریخ تولد : 1358/7/1

اخلاقی، بهروز

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
بهروز اخلاقی در سال 1316 در شهر بندر ترکمن بدنیا آمد. ایشان دارای مدرک دکترای رشته حقوق خصوصی از دانشکده حقوق و علوم اقتصادی اکس مارسی (Aix- Marseills) فرانسه است. وی هم اکنون عضو هیئت علمی و دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی/گروه حقوق عمومی دانشگاه تهران می باشد.
گروه : علوم انسانی
رشته : حقوق
والدین و انساب : پدر بهروز اخلاقی با توجه به اینکه در سازمان تازه تأسیس راه آهن استخدام شده بود او مأموریت یافته بود به شهر بندر ترکمن نقل مکان کند و در آنجا مشغول به کار شود. بهروز اولین پسر و فرزند خانواده از هفت فرزند خانواده است. چهار برادر دیگر او در کشورهای دیگر رحل اقامت افکنده اند. اما اولین برادر ارشد نتوانسته خود را راضی به مهاجرت از کشور کند.نادر اخلاقی ششمین فرزند خانواده و برادر بهروز فارغ التحصیل دانشگاه سوئد و مهندس ارشد شرکت نوکیا است و در پروژه نسل سوم تلفن همراه آن شرکت در کپنهاگ کار می کند و حسن اخلاقی فرزند آخر خانواده، باز فارغ التحصیل سوئد است و مشغول به کار در شرکت اریکسون و نماینده و مدیر اجرایی پروژه های اریکسون در هند، چین، تایوان، هنگ کنگ و ایران می باشد.
خاطرات کودکی : بهروز اخلاقی به یاد می آورد که در دوره دبستان در رشته ورزشی پینگ پنگ فعال بوده و در زمینه زیبایی اندام هم کار می کرده و البته به یاد دارد که هر یک از پایه های ? گانه دوره ابتدایی را در یکی از شهرهای شمال کشور طی نموده است. به علت ابتلای او به بیماری تب مالت، پدرش مجبور می شود به تهران بیاید و درواقع خانواده آنها تن به مهاجرت دیگر می دهند و بهروز دوره متوسطه را در دبیرستان بوعلی سینای تهران سپری می کند. دبیرستانی که دانش آموزان آن را دانشگاه بوعلی سینا نامیده اند؛ به خاطر آزادی رفت و آمد به کلاسهای درس.دکتر اخلاقی یاد مدیر مدرسه - آقای چمنی - را بعد از چند دهه گرامی می دارد. می گوید: «به من می گفت با این علاقه ای که تو به ادبیات و علوم انسانی داری روزی شاید رجلی خواهی شد»
تحصیلات رسمی و حرفه ای : تحصیلات رسمی بهروز اخلاقی به ترتیب زیر است: - اخذ مدرک دیپلم از دبیرستان بوعلی سینای تهران. - اخذ مدرک کارشناسی قضایی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، - اتمام دوره دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه تهران،- اخذ مدرک دکترای حقوق خصوصی از دانشکده حقوق و علوم اقتصادی اکس مارسی (Aix- Marseills) فرانسه - طی دوره حقوق تجارت و تجارت بین الملل در دانشکده حقوق دانشگاه آکسفورد oxford University
خاطرات و وقایع تحصیل : از خاطرات بهروز اخلاقی می توان به چند مورد زیر اشاره می شود: «خوشبختانه وقتی وارد پاریس شدم یکی از همکلاسی های سابقم که دو سه سال قبل از من رفته بود پیدایش کردم. من غریب را دریافت. دید من هاج و واجم. مرا برد و بعضی خیابان های معروف پاریس را نشانم داد و گفت نترس آنجور درسها هم سنگین نیست. مدتی در پاریس بودم و بعد با قطار به جنوب فرانسه رفتم.»
فعالیتهای ضمن تحصیل : بهروز اخلاقی تحصیل در رشته های حقوق و همچنین زبان و ادبیات فرانسه را به موازات هم در دو دانشکده حقوق و ادبیات دانشگاه تهران شروع می کند ولی در سال سوم به ناچار مجبور می شود به دلیل ممنوع بودن تحصیل در دو رشته، رشته زبان فرانسه را ناتمام بگذارد و تحصیل در رشته حقوق را ادامه دهد. تحصیل در مقطع دکترای حقوق خصوصی را آغاز می کند. در آزمون بورسیه اعزام به خارج موفقیت حاصل می کند. بورسیه ای که توسط انجمن فرهنگی ایران و فرانسه ترتیب داده شده بود و یکی از شروط آن آشنایی به زبان فرانسه بود.
استادان و مربیان : آیت الله سنگلجی از اساتید بهروز اخلاقی بود که ایشان در باره او چنین می گوید: «مرحوم سنگلجی روحانی تمام عیاری بود و بی نیاز از مناصب دولتی. عشق می ورزید به دانش فقه، دانشکده و دانشجویان و بسیار شوخ بود و همه ما را تحت تأثیر قرار داد. علاوه بر محیط دانشکده، منزلی داشت که اسمش رواق بود و بچه ها می رفتند روزهای تعطیل در رواق و گفت وگو و مباحثه داشتند. او بزرگترین تأثیر را بر من و بر همه ما گذاشت.» از دکتر سید حسن امامی هم به نیکی یاد می کند. «دکتر امامی استاد مسلم حقوق مدنی بود و امام جمعه تهران. واقعاً نمونه تقوا و فضیلت و دانش بود. زمانی نماینده مجلس بود و بعداً خودش را از سیاست کنار کشید و آمد صرفاً در دانشکده حقوق با بچه ها سرو کله می زد.» نام استاد راهنمای فرانسوی اش را به یاد می آورد: دو.لاپرادل (Dela Pradelle)؛ استاد حقوق هوایی و حقوق و حقوق بین الملل عمومی که متخصص مسائل هواپیمایی بوده و اخلاقی هم به همین دلیل او را به عنوان استاد راهنمای خود برمی گزیند. «یکی از خصوصیاتش این بود که همیشه می گفت من عاشق ایرانم و وقتی دوره دکترا در دانشکده حقوق تأسیس شد از ایشان دعوت کردند برای افتتاح دوره دکترای حقوق بین الملل عمومی را در اولین دوره درس بدهد.» استاد شاخص دیگر او در فرانسه پروفسور ادینه (Audinet) بوده؛ استاد حقوق بین الملل خصوصی. «دو سه سال پیش که به اتفاق همسر و بچه هایم رفتیم، توفیق ملاقاتش را پیدا کردم. پدرش هم در دانشگاه اکس مارسی سابقه تدریس داشت.»
هم دوره ای ها و همکاران : دکتر عراقی، دکتر آشوری، دکتر درودیان، دکتر محمدی، دکتر کاتوزیان، دکتر صفایی و دکتر الماسی برخی از استادان شاخص کنونی دانشکده حقوق دانشگاه تهران هستند که با بهروز اخلاقی همدوره بوده اند.
همسر و فرزندان : بهروز اخلاقی متاهل است.یکی از پسران بهروز اخلاقی در رشته حقوق از دانشگاهی در آمریکا فارغ التحصیل شده و قرار است در یک مؤسسه حقوقی در واشنگتن در زمینه وکالت اختراعات کارآموزی کند و بعد از یک سال به ایران بیاید. ایشان می فرمایند:«قرار بر این بوده که در آنجا کارآموزی کند و با سیستم دعاوی عملی آشنا شود و بعد از بازگشت به ایران، من و همسرم این دفتر حقوقی را به ایشان بدهیم و از ایشان تقاضای بازنشستگی کنیم.»
وقایع میانسالی : بهروز اخلاقی بدون دفاع از تز دکترایش در دانشگاه تهران، با هواپیما به فرانسه می رود تا در دانشگاه اکس - مارسی در جنوب آن کشور دکترای حقوق خصوصی بخواند و موفق هم می شود معتبرترین نوع دکترا درفرانسه یعنی دکترای دولتی که عمدتاً به اتباع آن کشور اعطا می شود دریافت کند و به ایران مراجعت کند، در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران عضو هیأت علمی شود و تا اکنون یعنی به مدت سال صرفاً در این دانشکده به تدریس حقوق هوایی و تجارت و تجارت بین الملل بپردازد و آنچنان مهارتی در این حوزه ها پیدا کند که دانشکده حقوق تهران به اسم کمبود نیروی انسانی مجرب به تقاضای بازنشستگی او جواب رد بدهد. ایشان دراین باره چنین می گوید: «سی و چهار سال است که من در خدمت دانشکده حقوق دانشگاه تهران هستم. افتخار دارم که دین خودم را به این دانشکده ادا می کنم. چند سالی است که پی در پی تقاضای بازنشستگی کرده ام ولی چون می گویند استاد دوره دکترا و فوق لیسانس به اندازه کافی نیست با تقاضای من مخالفت می شود. امیدوارم که امسال موافقت کنند.» او در فرانسه از تزش با عنوان «سازمان هواپیمایی کشور و آمایش سرزمین» دفاع می کند. درزمانی که اخلاقی از تزش دفاع می کند چند فرودگاه تهران، آبادان، مشهد و اصفهان در ایران دایر بوده اند و این دانشجوی ایرانی به این نتیجه می رسد که برای توسعه اقتصادی و ارتباطات کشور باید دست کم چندین فرودگاه در کشورمان تأسیس شود. می گوید احداث راه آهن سراسری ایران باعث شد شهرهای متروک و یا حتی کوچکی مثل ساری رونق و شکوفایی پیدا کند.
مشاغل و سمتهای مورد تصدی : سمتهای اداری مورد تصدی بهروز اخلاقی به قرار زیر است: معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، رئیس کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران، . مدیر گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، استادیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران . دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران . عضو انجمن بین المللی وکلای دادگستری (IBA) عضو کانون وکلای دادگستری آمریکا (ABA) عضو انجمن حقوقی آسیا و اقیانوسیه (Law Asia). عضو مرکز مطالعات حقوق بین المللی (CILS) عضو کنسرسیوم حقوق تجارت بین الملل (IBLC) مؤسس و مدیر انجمن حقوق خصوصی ایران
فعالیتهای آموزشی : عناوین دروس آموزشی ارائه شده توسط بهروز اخلاقی به قرار زیر است: کارشناسی ارشد • حقوق تجارت • حقوق تجارت بین الملل ومالکیت • حقوقتجارت دکتری • حقوق تجارت بین المللی • حقوق تجارت تطبیقی --------------------------------------------------------------------------------
آثار :
1 European Union Law
ویژگی اثر : Nutshells – By Mike Cuthbert, London- Sweet and Maxwell
2 اصول قراردادهای تجاری بینالمللی
ویژگی اثر : ترجمه- از انتشارات موسسه بینالمللی یکنواخت کردن حقوق خصوصی پونیدروآ (رم) با همکاری آقای فرهاد امام
3 حقوق اتحادیه اروپا
ویژگی اثر : ترجمه- با همکاری دکتر وحید اشتیاق و دکتر پرویز پرویزیان
4 حقوق تجارت – تحلیل پارهای از مباحث: نظریه عمومی حاکم بر اسناد تجاری و قراردادهای تجاری، دوره کارشناسی ارشد رشته حقوق خصوصی
ویژگی اثر : از انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی
5 حقوق تجارت
ویژگی اثر : اسناد تجاری، دوره کارشناسی – جزوه درسی از انتشارات دانشکده حقوق 6 حقوق تجارت بین الملل
ویژگی اثر : دوره کارشناسی ارشد رشته حقوق خصوصی تا کنون
7 حقوق تجارت بین الملل
ویژگی اثر : دوره دکتری رشته حقوق خصوصی 8 حقوق تجارت بینالملل
ویژگی اثر : ترجمه- تألیف پروفسور اشمیتوف با همکاری تعدادی از دانشجویان دوره کارشناسی ارشد
9 حقوق تجارت پیشرفته

10 حقوق تجارت تطبیقی
11 حقوق هوایی
ویژگی اثر : دوره کارشناسی – جزوه درسی از انتشارات دانشکده حقوق

اخوان زنجانی، داریوش

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
داریوش اخوان زنجانی در سال 1327 ، در تهران متولد گردید. وی در سن 10 سالگی به انگلستان عزیمت کرد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این کشور گذراند. سپس دوره کارشناسی را در رشته اقتصاد در دانشگاه لندن و دوره کارشناسی ارشد را در رشته حقوق بین الملل عمومی در دانشگاه دیژون فرانسه پشت سر گذاشت و در سال 1366 موفق به اخذ درجه دکتری در رشته علوم سیاسی از دانشگاه سوربن فرانسه شد. دکتر اخوان زنجانی پس از اتمام تحصیلات و زندگی طولانی در خارج ، در سال 1367 به ایران بازگشت و از سال 1368 ، در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شروع به فعالیت نمود. او همچنین به عنوان مشاور و کارشناس روابط بین الملل با سازمان ها و وزارتخانه ها از جمله: دفتر مطالعات وزارت امور خارجه ،گروه علوم سیاسی مرکز گفتگوی تمدنها و مجمع تشخیص مصلحت نظام ، همکاری نزدیکی داشت. دکتر اخوان زنجانی ، در چهارم تیرماه سال 1380 دارفانی را وداع گفت.گروه : علوم انسانی رشته : علوم سیاسی تحصیلات رسمی و حرفه ای : داریوش اخوان زنجانی در سن 10 سالگی به انگلستان عزیمت کرد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این کشور گذراند. وی دوره کارشناسی را در رشته اقتصاد در دانشگاه لندن و دوره کارشناسی ارشد را در رشته حقوق بین الملل عمومی در دانشگاه دیژون فرانسه پشت سر گذاشت و در سال 1366 موفق به اخذ درجه دکتری در رشته علوم سیاسی از دانشگاه سوربن فرانسه شد.زمان و علت فوت : داریوش اخوان زنجانی ، در چهارم تیرماه سال 1380 دارفانی را وداع گفت.مشاغل و سمتهای مورد تصدی : داریوش اخوان زنجانی به عنوان مشاور و کارشناس روابط بین الملل با سازمان ها و وزارتخانه ها از جمله: دفتر مطالعات وزارت امور خارجه ، گروه علوم سیاسی مرکز گفتگوی تمدنها و مجمع تشخیص مصلحت نظام ، همکاری نزدیکی داشت.فعالیتهای آموزشی : داریوش اخوان زنجانی پس از اتمام تحصیلات و زندگی طولانی در خارج ، در سال 1367 به ایران بازگشت و از سال 1368 به عنوان یکی از اعضای هیات علمی ،در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مشغول فعالیت بود.آثار : nbsp1 Dialog among Civilizations and Cultures آینده و عراق ، بحران در سیستم ها ، تاملی در مورد روابط ایران و آمریکا ، جامعه مدنی و جامعه مدنی جهانی ، جهان گرایی ، ساختار بین المللی خلیج فارس ، ساختار جامعه بین الملل، ساختار جامعه بین الملل و امنیت ملی ، ساختار جامعه بین المللی ویژگی اثر : مقاله11 گفتگوی تمدنها ، منطقه گرایی ، نظام بین الملل و نظام سرمایه داری و لیبرالیسم

اردبیلی، محمدعلی

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سال تولد:-، مرتبه علمی: دانشیار، رشته: جرم‌شناسی و علوم جزا، دانشکده: حقوق، دانشگاه: شهید بهشتی.
خلاصه شرح حال تخصصی
سوابق تحصیلی:
کارشناسی در رشته علوم جزا و جرم‌شناسی از دانشگاه بروکسل بلژیک در سال 1973، کارشناسی ارشد در رشته علوم جزا و جرم‌شناسی از دانشگاه لیل فرانسه، دکترای علوم جزا و جرم‌شناسی از دانشگاه لیل فرانسه در سال 1979، ارائه پایان‌نامه با عنوان بزهکاری نوجوانان در ایران در سال 1979.
مرتبه علمی:
دانشیار دانشگاه شهید بهشتی.
زمینه‌های علمی و تحقیقاتی:
گردآوری قوانین آیین دادرسی کیفری، اطلاع رسانی، راهنمائی، مشاوره و نظارت بر 30 پایان‌نامه کارشناسی ارشد
تألیفات
تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان فارسی: 1
تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان خارجی:-
زمینه علمی تألیفات:
حقوق کیفری، سیاست جنایی.
مقالات
تعداد مقالات بزبان فارسی: 10، تعداد مقالات بزبان خارجی:-
زمینه علمی مقالات:
کیفرشناسی، حقوق جزای عمومی، حقوق جزای اختصاصی، روش تحقیق جرم‌شناسی.
برگرفته از کتاب :شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

اردکانی، باقر

قرن:13
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(س سیزدهم ق)، عالم دینی و قاضی. از علما و قضات روزگار قاجار بود که در شهر یزد عهده‌دار منصب مرجعیت دینی و حل و فصل امور شرعی بود. فرزندش آخوند ملا حسین اردکانی است. فرزند زادگانش آیت اللَّه شیخ احمد علومی و آقا شیخ محمد باقر علومی از علما و بزرگان یزد بودند.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :آینه‌ی دانشوران (730 -729)، گنجینه‌ی دانشمندان (441 -440 /7).

ارسطا، محمدجواد

قرن:15
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محمد جواد ارسطا
محل تولد : کرمانشاه
شهرت
تابعیت : ایران
تاریخ تولد : 1344/11/1
زندگینامه علمی
اینجانب محمد جواد ارسطا سال 1344در کرمانشاه به دنیا آمدم تا پایان دیپلم در کرمانشاه بودم. سال 1362دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم. معمولا هم در سالهای راهنمایی و دبیرستان نفر اول و یا بعضاً نفر دوم کلاس بودم و الحمدلله معدل دیپلم من هم معدل خوبی بود.
سال 1362 وارد حوزه علمیه مشهد شدم و ادبیات را در آنجا خواندم، قسمتی از مطول را هم در آنجا خواندم، دنباله مطول را در قم خواندم تا سال 1368 فقه و اصول و کفایه را تمام کردم و همزمان با اتمام کفایه در درس خارج آیة الله مکارم شیرازی شرکت کردم. در دروس خارج سعی کردم از محضر اساتیدی همچون آیة الله فاضل، آیة الله وحید، آیة الله تبریزی، آیة الله هاشمی شاهرودی و آیة الله حائری (حفظهم الله) استفاده کنم ولی بیشترین استفاده را از درس آیة الله مکارم شیرازی داشتم.
در سال 1365 همزمان با دروس حوزه وارد دانشگاه شدم در رشته حقوق مجتمع آموزش عالی قم در سال 1369 لیسانس گرفتم، بعد بلافاصله در رشته حقوق عمومی دانشگاه تهران برای فوق لیسانس قبول شدم و سال 1373 موفق به اخذ فوق لیسانس شدم. چند سالی بین فوق لیسانس و دکترای ما فاصله افتاد. سال 1377 مقطع دکتری رشته حقوق خصوصی قبول شدم و سال 1383 از پایان نامه خود در همین مقطع دفاع کردم و الحمدلله در طی دروس دانشگاهی هم نفر اول یا دوم بودم.
در کنار فعالیتهای حوزوی و دانشگاهی سعی داشته ام که تدریس هم داشته باشم چه در حوزه و چه در دانشگاه، در مرکز جهانی علوم اسلامی برای طلاب غیر ایرانی درسهای فقه و اصول و بعضاً فلسفه را دارم و در دانشگاه هم از سال 1371 درسهای حقوقی و علوم سیاسی را مشغول هستم.

ازغندی، علیرضا

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سال تولد: 1323، مرتبه علمی: دانشیار، رشته: علوم سیاسی، دانشکده: اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه: شهید بهشتی
خلاصه شرح حال تخصصی
سوابق تحصیلی:
کارشناسی اقتصاد صنعتی از مدرسه عالی اقتصاد آلمان غربی در سال 1349، کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه بن (آلمان غربی) در سال 1353 و دکترای علوم سیاسی از دانشگاه بن (آلمان غربی) در سال 1357.
مرتبه علمی:
استادیار دانشگاههای علامه طباطبائی و شهید بهشتی در سال 1358، دانشیار دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی از سال 1366 تاکنون.
زمینه‌های علمی و تحقیقاتی:
تجزیه و تحلیل سیاست خارجی آمریکا، مقایسه جهات سیاسی و اجتماعی دو انقلاب مشروطیت و اسلامی، بررسی عوامل انقلاب اسلامی، قرارداد 1921 ایران و شوروی، نقش آمریکا در منطقه خلیج‌فارس و سیاست خارجی ایران، تدریس دروس تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، روابط خارجی ایران، تاریخ روابط بین‌الملل و ارتش و سیاست، استاد راهنمای 7 پایان‌نامه دکترا.
تألیفات
تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان فارسی: 7
تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان خارجی: 1
زمینه علمی تألیفات:
علل و زمینه‌های داخلی و بین‌الملل اشغال نظامی ایران در شهریور سال 1320، رابطه عقب‌ماندگی اقتصادی جهان سوم یا نظامیگری، رابطه محافل سیاسی- علمی و اداری با صنایع تسلیحاتی، بررسی تحولات سیاسی و اجتماعی در الجزایر، رابطه عقب ماندگی‌های اقتصادی و سیاسی جهان سوم با مسابقه تسلیحاتی و جامعه‌شناسی جنگ و ارتش.
مقالات
تعداد مقالات بزبان فارسی: 7، تعداد مقالات بزبان خارجی:-
زمینه علمی مقالات:
ارتش و سیاست در کشورهای جهان سوم، جامعه‌شناسی نظامی، نظام بین‌المللی و سیر تکوینی آن، روابط نظامی ایران و آلمان (1299 ،1320)، پروسترویکا
برگرفته از کتاب :شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

استادی مقدم، محسن

قرن:15
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محسن استادی مقدم
محل تولد : قم
شهرت
تابعیت : ایران
تاریخ تولد : 1341/1/1
زندگینامه علمی
سال 55 بعد از گذراندن دوره دبستان و راهنمایی وارد دروس حوزوی (مدرسه رسالت) شدم. از سال 55 تا 75 جسته و گریخته درس خوانده و خارج را به پایان رسانده و در نظام حوزه تمامی پایه‌ها را امتحان داده و قبول شدم.
در ضمن سالیانی که در مناسب مختلف اجتماعی و نظامی اشتغال داشته موفق به ادامه دروس جدید شدم. پس از گرفتن دیپلم، در دانشگاه آزاد قبول و تا لیسانس الهیات (گرایش فقه و مبانی حقوق) تحصیل نمودم. در سال 69 تا 73 در مؤسسه در راه حق مشغول بوده که با تألیف و تحقیق آشنا شدم و کار نشر را شروع نمودم.
در سال 74 تا 78 در دانشگاه امام حسین (ع) مشغول تدریس و تحقیق بودم. در این دوره سردبیر مجله دانش نظامی و موفق به چاپ 4 فصل شدم. در سال 78 از مناسب اجتماعی و نظامی و دانشگاهی فارغ التحصیل شده و شروع به تحقیق نمودم که در این سالها موفق به تدوین و تنظیم و ویراستاری و چاپ و نشر حدود 40 کتاب و جزوه برای وزارت کار شدم.
در این مدت پروژه‌ای از سازمان تبلیغات گرفته که عنوان پروژه آسیب‌شناسی فرهنگ امام حسین (ع) بود. دارای 6 فصل: 1- تاریخ عزاداری 2- عزاداری (مبانی فقهی) 3- فتاوی علماء 4- واژه شناسی 5- روایات 6- عزاداری نمونه، که حدوداً هزار صفحه در 4 عنوان اولیه و حدوداً صد صفحه در عنوان پنجم آماده نمودند که برای کارشناسان سازمان تبلیغات کاربری داشته و چاپ شده است.
در سالهای جدید هم تحقیقاتی داشته ام که هنوز فیش برداری آنها در دست اقدام است و در آینده آماده چاپ خواهد شد.
در ضمن کار نشر هم شاید بالغ بر صد کتاب که آماده چاپ نموده‌ام ویراستاری و در بسیاری اضافات و تدوین کتابها را انجام داده‌ام ولی به اسم خود مؤلفین چاپ شده است.

استرآبادی، حسین، حسن

قرن:10
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(وف 939 ق)، قاضی و شاعر شیعی، متخلص به حزنی/ حزینی. وی در هرات می‌زیسته و قاضی این شهر بوده است. در سال 939 ق که عبیداللَّه‌خان ازبک به خراسان لشکر کشید او را به بهانه‌ی تشیع و هواخواهی از صفویه به قتل آورد. امیر علیشیر نوایی، وی را به داشتن طبع خوب می‌ستاید. از او «دیوان» شعری باقی مانده است.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :آتشکده‌ی آذر (779 /2)، تاریخ نظم و نثر (674)، تحفه‌ی سامی (53 -52)، تذکره‌ی روز روشن (199)، الذریعه (235 /9)، فرهنگ سخنوران (252)، لغت‌نامه (ذیل/ حزینی استرآبادی)، مجالس النفائس (78).

اسکندری، محمدحسین

قرن:15
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
محمدحسین اسکندری
محل تولد : قم
شهرت
تابعیت : ایران
تاریخ تولد : 1324/1/1
زندگینامه علمی
حقیر محمد حسین اسکندری حسب الامر، جریان تحصیل، تدریس و تحقیق خود را در چند بند بطور خلاصه در این صفحات می نویسم: در آغاز باید از سال 42- 41 سال آغاز انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، که برای تحصیل وارد حوزه علمیه قم شدم به عنوان نقطه عطفی در جریان زندگی خودم نام ببرم. البته حقیر قبل از این تاریخ نیز ــ چون پدرم روحانی و از شاگردان مراجع بزرگواری چون آیت الله بروجردی و آیت الله حاج شیخ محمد علی اراکی و آیت الله حاج شیخ عبدالنبی عراقی و… بودند ـ در قم بودم و دوران ابتدائی را در مدرسه خدیوی و دوره دبیرستان را در دبیرستان صدوق مشغول تحصیل بودم که به توصیه پدرم آن را نیمه تمام گذاشته و برای ورود به حوزه و اشتغال به تحصیلات دینی و حوزوی، دبیرستان را ترک کردم.
در سال تحصیلی 42- 41 سال شروع انقلاب وارد حوزه علمیه قم و در مدارس حضرت آیت الله گلپایگانی که برنامه تحصیلی خاص خود را داشت، مشغول تحصیل شدم با این تفاوت که هر سه سال از این برنامه ها را حقیر در دو سال گذراندم و کتابهای سیوطی، مغنی، شرح نظام، مختصر، حاشیه ملا عبدالله، شمسیّه، معالم و قوانین و جلدین شرح لمعه را همراه با برنامه های جنبی در این مدارس خواندم. در این مدارس نوشتن جزوه درسها و ارزیابی آنها توسط اساتید در فواصل مختلف و نیز شرکت در امتحانات فصلی اجباری بود.
رسائل را در درس خصوصی آیت الله شاه آبادی، کفایتین را در درس عمومی آیت الله سلطانی، مکاسب را در درس عمومی آیت الله ستوده، منظومه را در درس خصوصی آیت الله محمد مؤمن و درس عمومی آیت الله انصاری شیرازی و بخشهائی از اسفار را در درس آیت الله جوادی آملی و آیت الله حسن زاده (و بعد که وارد موسسه در راه حق شدم) منطق، شفا، نهایه، فلسفتنا و روش رئالیسم را در درس آیت الله مصباح یزدی و کتاب "ژیلسون" را که آن هم یک کتاب فلسفه غربی بود در درس استاد ارجمند آقای دکتر احمدی و یک دوره فلسفه علم و نیز یک دوره کوتاه تاریخ فلسفه غرب را در درس دو نفر از اساتید محترم دانشگاه که در فن خود قوی بودند شرکت کردم. ضمناً در همین سالها روزهای تعطیلی همراه تعدادی از دوستان که سعی می کردند از همه فرصتها استفاده شود، بخشهائی از عقائد و معارف قرآن و روایات را نزد آیت الله جوادی آملی، آیت الله ابطحی اصفهانی و آیت الله مرحوم ابوترابی قزوینی شرکت کردم.
از اواخر دهه پنجاه به بعد در درسهای خارج فقه و اصول آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی، آیت الله وحید خراسانی و در مقاطعی آیت الله اراکی و آیت الله سید کاظم حائری و… شرکت کردم. در همین حال، یک دوره امر به معروف و نهی از منکر را همراه یکی از دوستان ارجمند در درس آیت الله صدیقیان اصفهانی خصوصی در روزهای تعطیلی و یک دوره فقه اقتصادی را در درس آیت الله مظاهری اصفهانی به پایان رساندم.
در سال 1351 در ضمن درسهای خارج حوزه وارد برنامه آموزشی تحقیقی موسسه در راه حق شدم و در گروه "الف" این موسسه ثبت نام کرده و پذیرفته شدم که در مجموع ترکیبی بود از :
1. فلسفه اسلامی و غیر اسلامی
2. معارف قرآن
3. دو زبان خارجی (عربی جدید و انگلیسی)
4. علم و فلسفه اخلاق
5. اقتصاد اسلامی
6. دوره های عمومی و کوتاهی در زمینه جامعه شناسی عمومی، روانشناسی عمومی، حقوق و علوم سیاسی، روش تحقیق و نویسندگی و علوم ریاضی و …
زمان این برنامه ها 8 سال بود که در آن، حقیر درسها را بصورت جزوه می نوشتم و شرکت در امتحانات فصلی الزامی بود.
آموزش و تدریس:
از همان سالهای نخست طلبگی از نیمه دهه پنجاه در مدارس آیت الله گلپایگانی و سپس مدارس کرمانیها و رسالت به موازات تحصیل، درسهائی را که خوانده بودم تدریس می کردم. سپس در سالهای بعد چندین سال در موسسه در راه حق به تدریس فلسفه، فلسفه حقوق، عقائد و اخلاق در قرآن و در مدرسه شهیدین فلسفه، در جامعة الزهراء فلسفه و اصول، در مدرسه حقانی عقائد و معارف قرآن و در دانشکده شهید محلاتی فلسفه اخلاق و قبل از جامعة الزهرا در مکاتب خواهران نیز تدریس داشته ام و خلاصه آنکه از ادبیات گرفته تا مکاسب شیخ را بطور عمومی یا خصوصی در حوزه قم تدریس کردم و علاوه بر درسهای رائج حوزه مواد درسی فوق را در مراکز آموزشی مختلف چه آنها که نام بردم و غیر آنها تدریس نمودم.
پس از پیروزی انقلاب، در سالهای آغازین پیروزی انقلاب، به توصیه علماء و بزرگان حوزه بمنظور انجام کارهای فرهنگی تبلیغی و پاسخ به سؤالات و شبهات و یا برای تدریس در اردوهائی که بمنظور آموزش ضمن خدمت برای اساتید و دبیران و معلمان از سوی تربیت معلم و اداره آموزش ضمن خدمت تشکیل می شد به استانها و شهرهای مختلف آبادان و خرمشهر و رشت و بندر انزلی و حومه (از جمله دانشگاه گیلان و دانشگاه لاکان) و کرمانشاه و یزد و چندین نوبت در تهران (دانشگاه امام صادق (ع)، تربیت معلم، دانشگاه تهران و… ) سفر کرده، به تدریس عقائد و معارف و ایدئولوژی و اقتصاد اسلامی پرداختم که در هر یک از آنها از 8- 7 ماه گرفته تا دو ماه و یا حتی بیست روز سفر و برنامه ما طول می کشید و کار ما بصورت تشکیل کلاس یا پاسخ به سؤالات در دانشگاهها و دبیرستانها و یا بصورت مصاحبه و پاسخ و پرسش در مراکز تلویزیونی رشت و کرمانشاه و آبادان و گاهی سخنرانی انجام می گرفت که تا آنجا که بیاد دارم در رشت در کل یک ماه رمضان یک شب در میان و همچنین در کرمانشاه در مدت مشابه این مصاحبه منتشر می شد و موضوع و محور مصاحبه مسائل اقتصادی اسلام بود.
از سال اول بازگشائی دانشگاهها پس از انقلاب ظاهراً سال 62- 61 بنا به دعوت بعضی از مسئولان و معاونین دانشگاه شهید بهشتی و با توجه به وضع بحرانی دانشگاه ها در آن زمان که جولانگاه گروهکها بود، در این دانشگاه به تدریس دروس مختلف پرداختم که بطور عمده عبارت بود از: عقائد و معارف و اخلاق و نیز در مقاطعی نظام سیاسی و دولت در اسلام را در دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی و حقوق بین الملل اسلام را نیز در همین دانشکده و بخشهائی از فقه را در دانشکده حقوق و تاکنون نیز که بیش از بیست سال از آن تاریخ می گذرد تدریس و همکاری حقیر با این دانشگاه ادامه دارد. همچنین، بنا به دعوت آیت الله میر محمدی که در آن تاریخ رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران بودند و به توصیه آیت الله مصباح یزدی از سال 64 در دانشکده الهیات بطور متناوب به تدریس فلسفه و کلام و فقه و اصول و فقه الحدیث و تفسیر و درایه پرداختم که تا بعد از دهه هفتاد ادامه یافت و سپس هم با یکی دو سال فاصله در مجتمع آموزش عالی قم وابسته به دانشگاه تهران به تدریس دروس فقه و ادوار فقه و فقه تطبیقی مشغول شدم که تقریباً تا حدود سال 1380 ادامه داشت. علاوه بر این چند سالی هم در دانشگاه تربیت مدرس تهران به تدریس فلسفه (روش رئالیسم) و فقه (مکاسب) و اصول (مظفر) اشتغال داشته، در دانشگاه آزاد قم نیز فقه و اصول و… را در چند سال و در دانشگاه آزاد شهر ری از چند سال پیش تاکنون به تدریس فقه، اصول، آیات الاحکام، قواعد فقهیه، حقوق جزای خصوصی و حقوق بین الملل اسلامی اشتغال دارم.
البته اشتغال حقیر به تدریس در دانشگاهها بنا به نیاز جامعه پس از انقلاب بوده که حتی در سالهای اوّلیه و جو بحرانی جامعه بویژه دانشگاهها که محل تاخت و تاز گروهکها بود خطر جانی هم برای ما داشت؛ ولی حقیر با اشتیاق تمام این کار را ادامه دادم و علیرغم آنکه درحدود ده سال قبل وزارت علوم با گرفتن دو امتحان مفصل و نوشتن پایان نامه ای در موضوع قاعده "مقابله به مثل در حقوق بین الملل از دید اسلام مدرک دکتری (استاد یاری) در فقه و مبانی حقوق به اینجانب داده است. حقیر تاکنون به همان شکل ساده و بدون رسمیت به کار تدریس خود در دانشگاه ادامه داده ام و بین راه قم و تهران در رفت و آمد بوده ام.
پژوهش و تحقیق:
اوّلین کار تحقیق، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب و در دورانی که تبلیغات دو ابر قدرت بویژه، تبلیغات گروهکهای کمونیستی بالا گرفته بود، مطالعاتی بود که همراه یکی دیگر از برادران عزیز (حجةالاسلام والمسلمین شیخ حسین ایرانی) در مورد وضعیت نظامهای سوسیالیستی و کمونیستی بویژه شوروی شروع کردیم و یادداشتهائی برداشتیم که بصورت دو کتابچه با نامهای: 1- "برادری برابری حکومت کارگری"
2- "بهشت سوسیالیسم" در آن تاریخ به چاپ رسید و در مراکز حساس فرهنگی و دانشگاهی در دسترس مردم بویژه قشر فرهنگی و دانشجویان قرار داده شد و در آن روزها نیاز زیادی به آن احساس می شد.
ولی، کار عمده تحقیقی اینجانب با تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه که امروز بنام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نامیده می شود و پس از پیروزی انقلاب در حول و حوش سال 1360 تأسیس گردید شروع شد. حقیر به عنوان محقق و مسئول گروه حقوق و علوم سیاسی در این موسسه پژوهشی که بمنظور تحقیق در رشته های مهم علوم انسانی اقتصاد، حقوق و علوم سیاسی، جامعه شناسی، روانشناسی، علوم تربیتی و… به وجود آمده بود تا کتابهای مادر و مبنائی مربوط به رشته های نامبرده در دانشگاهها را با توجه به اصول و مبانی اسلامی در این گونه رشته ها تهیه و تدوین کند، مشغول به کار شدم که هر چند از آن تاریخ تاکنون نوسانات و شدت و ضعفهائی داشته است، ولی بیش و کم تاکنون این کار ادامه پیدا کرده است و ثمرات این کار کتابها و مقالاتی است که در سطور بعد بعضی از آنها را نام خواهم برد .
علاوه بر این، اینجانب در کار تحقیق و پژوهش با موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) نیز همکاری داشته ام و کار عمده تحقیقی که در رابطه با این موسسه انجام داده ام پژوهش، تحقیق و تدوین کتاب اخلاق در قرآن بوده است که اصل آن سخنرانیها و درسهای آیت الله مصباح یزدی بود و مسئوولیت پژوهش و تحقیق و تدوین آن به عهده اینجانب قرار داده شد و الحمدالله امروز در سه جلد و در بیش از هزار صفحه به چاپ رسیده و بعضی از مجلدات آن قریب ده بار به چاپ رسیده است. علاوه بر این از 8- 7 سال قبل تاکنون با پژوهشگاه علوم انسانی در خیابان کردستان تهران در ارتباط با گروه علوم سیاسی و نقد کتابهای سیاسی و آموزشی دانشگاهها همکاری داشته ام که بصورت مقالات انتقادی نوشته می شود و چند سالی است که مجله (فصلنامه) به نام "نامه علوم انسانی" بمنظور نشر اینگونه آثار و مقالات بطور عمده انتقادی گروه های مختلف، تأسیس شده که حقیر نیز جزء هیئت تحریریه آن هستم .

اصطخری، ابوسعید حسن

قرن:4
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
(328 -224 ق)، فقیه عراق و قاضی. دوست و همردیف ابن‌سریج بود. مدتی قاضی قم و زمانی سرپرست امور حسبیه بغداد بود. مقتدر عباسی او را عهده‌دار منصب قضاوت سیستان کرد. سعدان بن صنر و حفص ربالی و احمد رمادی و عباس دوری از مشایخ او؛ و دارقطنی و ابن‌شاهین و محمد بن مظفر و ابن‌جندی از شاگردان وی بودند. ابواسحاق مروزی گوید که چون به بغداد رسیدم جز ابن‌سریج و ابوسعید اصطخری کسی را شایسته استادی خود ندیدم. او در بغداد درگذشت و در مقابرالدیر (مقبره معروف کرخی) دفن شد. اصطخری کتابی در قضا تألیف کرده که حاکی از سعه‌ی اندیشه و شناخت اوست و به گفته‌ی خطیب بغدادی هیچ کس تا آن زمان همانند این کتاب تألیف نکرده است. برخی از آثار وی عبارت‌اند از: «ادب القضاء» یا «ادب القاضی»، بر اساس مذهب شافعی؛ کتاب «الاقضیه»؛ «الفرائض الکبیر»؛ کتاب «الشروط و الوثاق و المحاضر و السجلات»؛ شرح «المستعمل»، در فروع فقه.
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه :الاعلام (192 /2)، تاریخ بغداد (270 -268 /7)، ریحانه (142 /1)، سیر النبلاء (252 -250 /15)، الفهرست ابن‌ندیم، ترجمه (392)، الفهرست لابن‌الندیم (300)، کشف الظنون (1674 ،1395 ،47)، الکنی و الالقاب (37 -36 /2)، لغت‌نامه (ذیل/ اصطخری و حسن استخری)، معجم المؤلفین (204 /3)، نامه‌ی دانشوران (259 -258 /8)، وفیات الاعیان (75 -74 /2)، هدیه العارفین (269 /1).

اصغری، شکرالله

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
تولد: 1314.
درگذشت: 1363.
صاحب کتابی در دو مبحث فقهی حقوق جزا و قصاص، سیستم کیفری اسلام و پاسخ به شبهات (با پیشگفتاری از محمد اصغری؛ تهران، 1366).
برگرفته از کتاب :گلزار مشاهیر

اصفهانی، معزالدین

قرن:10
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سید امیر معزالدین محمد بن تقی‌الدین محمد اصفهانی، عالم فاضل محقق کامل. قاضی اصفهان، و از صدور عهد شاه عباس اول می‌باشد. مدت هشت سال منصب صدارت داشته است.
وی از شاگردان محقق کرکی و شیخ ابراهیم قطیفی، و مجاز از ایشان بوده، تاریخ اجازه 928 می‌باشد، و مجلسی اول از او اجازه داشته.
کتب و رسائلی نوشته که از آن جمله است: 1 - رساله فی عدم انفعال القلیل 2 - تحفة الرضویة 3 - تحفة الفاطمیة 4 - تحفه النبویة؛ و غیره.
در فوائد الرضویة فرماید: در ظهر کتاب «تحفة الرضویة» اسامی تألیفات او که بالغ بر پنجاه مجلد می‌شود ثبت گردیده. و در آنجا وی را: معزالدین محمدبن ابی‌الحسن موسوی معرفی نموده است.
برگرفته از کتاب :دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)

اصفهانی، معزالدین حسین

قرن:11
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
معروف به قاضی معز. فاضل کامل عامل محقق مدقق، از علمای عصر شاه عباس اول بوده، و در قضاوت، حد اعلای تدین و دقت را به کار می‌برده و قضایای معروفی دارد. در سال 1020 به اتفاق سلطان حسین ندوشنی یزدی و قاضی خان سیفی به سفارت روم رفته. در برخی از اجازات، نامش معزالدین محمد نوشته شده است.
برگرفته از کتاب :دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد اول)

اصفهانی، نظام‌الدین

قرن:7
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
ادیب شاعر فاضل نویسنده، قاضی القضاة عراق بوده، و با خواجه نصیرالدین طوسی ملاقات نموده، و در مدح جوینیان قصائدی پرداخته، و کتاب «شرف ایوان البیان» در شرافت خاندان صاحب دیوان را جهت خواجه عطاملک جوینی تألیف نموده، و به فارسی و عربی شعر گفته، و از دوستان و مادحین خاندان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم بوده است.
صاحب مجالس المؤمنین فرماید: قاضی نظام‌الدین محمد بن قاضی القضاة اسحاق بن مطهر اصفهانی، متوفی به سال 678 هجری.
برگرفته از کتاب :دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)

افتخار جهرمی، گودرز

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سال تولد:-، مرتبه علمی: دانشیار، رشته: حقوق، دانشکده: حقوق، دانشگاه: شهید بهشتی
برگرفته از کتاب :شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

افتخاری، جواد

قرن:14
جنسیت:مرد
ملیت:ایران
سال تولد:-، مرتبه علمی: دانشیار، رشته: حقوق قضایی، دانشکده:-، دانشگاه: آزاد اسلامی زنجان
خلاصه شرح حال تخصصی
سوابق تحصیلی:
دارای تحصیلات عالی و دکترا در رشته حقوق قضایی و سیاسی از دانشگاه تهران.
مرتبه علمی:
دانشیار حقوق قضائی و سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی زنجان.
زمینه‌های علمی و تحقیقاتی:
ولگردی از نظر حقوق جزای تطبیقی، علل تکوینی کیفر تبهکاران، حقوق مدنی، حقوق تجارت، تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران و زنجان به مدت 5 سال.
تألیفات
تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان فارسی: 1
تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه کتاب) بزبان خارجی:-
زمینه علمی تألیفات:
حقوق جزای اختصاصی، ولگردی از نظر حقوق جزای تطبیقی.
مقالات
تعداد مقالات بزبان فارسی: 3، تعداد مقالات بزبان خارجی:-
زمینه علمی مقالات:
حقوق جزای اختصاصی توأم با حقوق سیاسی.
برگرفته از کتاب :شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)