مناسک حج

مشخصات کتاب

سرشناسه : مکارم شیرازی ناصر، 1305 -

عنوان و نام پدیدآور : مناسک حج / مولف مکارم شیرازی ؛ مترجم اخلاق حسین صاحب.

مشخصات نشر : قم مدرسه الامام علی بن ابی طالب ع 1426ق. = 2005م. = 1384.

مشخصات ظاهری : 220 ص.

شابک : 8000 ریال 964-8139-45-8 :

یادداشت : پشت جلد به انگلیسی: .Makarem Shirazi. The Comprehensive Rites of hajj

یادداشت : عنوان روی جلد: مناسک حج (اردو).

عنوان روی جلد : مناسک حج (اردو).

موضوع : حج

موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه

شناسه افزوده : صاحب، اخلاق حسین، مترجم

شناسه افزوده : مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)

رده بندی کنگره : BP188/8 /م75م8 1384

رده بندی دیویی : 297/357

شماره کتابشناسی ملی : 2078151

اهمّیّت حج در اسلام

اشاره

صفحه9

حج یکی از ارکان مهمّ اسلام، و از بزرگترین فرائض دینی است.

قرآن مجید در یک عبارت کوتاه و پرمعنی می فرماید: «وَ لِلّه عَلَی النّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَیْهِ سَبیلاً; برای خدا بر مردم است که حجّ خانه او کنند، آنها که توانائی رفتن به سوی او دارند» و در ذیل همین آیه می فرماید: «وَ مَنْ کَفَرَ فَاِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمینَ; و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان بی نیاز است.»(1)

پاورقی

1- سوره آل عمران، آیه 97.

صفحه10

جمله «برای خداست بر مردم...» به ضمیمه تعبیر به «کفر» در مورد کسانی که حجّ واجب را ترک می کنند، اهمّیّت فوق العاده آن را در اسلام کاملاً رشن می سازد.

قابل توجّه این که در تفسیر آیه شریفه 72، سوره اسراء: «وَ مَنْ کانَ

فی هذِهِ اَعْمی فَهُوَ فِی الاْخِرَهِ اَعْمی وَ اَضَلُّ سَبیلاً; کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراه تر است.» از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که یکی از معانی آیه، کسی است که حجّ واجب خود را پیوسته به تأخیر می اندازد تا مرگ او فرا می رسد (او در قیامت نابینا خواهد بود.)(1)

در حدیث دیگری آمده است: «هر کس حجّ واجب را بدون عذر ترک کند روز قیامت یهودی یا نصرانی محشور می شود.»

و در مقابل برای حج آنچنان پاداشهای عظیمی در روایات اسلامی وارد شده که درباره کمتر عملی دیده می شود.

پاورقی

1- این حدیث شریف و احادیث آینده را مرحوم محقّق یزدی در «العروه الوثقی» در کتاب حج و مرحوم شیخ حرّ عاملی و دیگر بزرگان در کتاب «وسائل الشّیعه» و سایر کتب معروف حدیث آورده اند.

صفحه11

چنانکه در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «کسانی که حج و عمره به جا آورند میهمان خدا هستند، هر چه بخواهند خدا به آنها می دهد، و هر دعائی کنند به اجابت می رسد، و اگر درباره کسی شفاعت کنند پذیرفته می شود... و اگر در این راه بمیرند خداوند تمام گناهان آنها را می بخشد.»

و نیز در حدیث دیگری می خوانیم: «اِنَّ الْحَجَّ المَبْرُورَ لا یَعْدِلُهُ شَیءٌ وَ لا جَزاءَ لَهُ اِلاَّ الجَنَّه; حجّ مقبول چیزی با آن برابری نمی کند و پاداشی جز بهشت ندارد!»

«وَ اَنَّ الْحاجَّ یَکُونُ کَیَوم وَلَدَتْهُ اُمُّه; کسی که حج به جا آورد از گناه پاک می شود، همانند روز که از مادر متولّد شده است.»

و این بزرگترین

موهبت، و برترین افتخار، و بالاترین پاداش است.

صفحه12

اسرار حج

بدون شک ثوابهای عظیم و فوق العاده ای که برای حج در اخبار بالا و سایر روایات آمده، و همچنین کیفرهای سختی که برای ترک آن در قرآن مجید و روایات اسلامی ذکر شده، همه به خاطر اسرار و فلسفه های مهمّی است که این عبادت بزرگ اسلامی دارد.

قرآن مجید در یک جمله کوتاه و بسیار پرمعنی درباره حج می فرماید: «لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ; (مردم را دعوت به حج کن) تا شاهد منافع گوناگون خویش باشند!»(1)

این منافع، فراوان است که در روایات معصومین(علیهم السلام) به آن اشاره شده، از جمله:

1- تربیت نفوس و تهذیب اخلاق و تقویت پایه های تقوی و خلوص است، تعبیری که در احادیث بالا آمده بود که حجّ مقبول سبب می شود انسان از تمام گناهانش خارج شود و همانند روزی که از مادر متولّد شده گردد، دلیل روشنی برای تأثیر حج بر پاکی دل و صفای روح و زدودن آثار گناهان یک عمر است، البتّه این فایده بزرگ اخلاقی هنگامی به دست می آید که زائران بیت اللّه الحرام به اسرار اعمال و مناسکی که انجام می دهند دقیقاً توجّه داشته باشند، تا هر قدمی که بر می دارند قدمی به سوی خدا و معبود و محبوب حقیقی باشد، و این عبادت بزرگ و پرمحتوی برای آنان به منزله «تولّد دوباره» گردد.

پاورقی

1- سوره حج، آیه 28.

صفحه13

کسانی که با توجّه به اسرار این عبادت و با نهایت خلوص نیّت، این عبادت بزرگ روحانی را انجام می دهند آثار عمیق آن را در درون جان خود تا پایان عمر احساس می کنند، و هر

زمان به یاد خاطره های این سفر روحانی و صحنه های مملوّ از روحانیّت و صفا و اخلاص بیفتند روح تازه ای در آنها دمیده می شود (این اثر تربیتی و اخلاقی حج است.)

2- «آثار سیاسی» که در کنار آثار تربیتی حج قرار دارد

صفحه14

بسیار مهم است; چراکه حج - اگر همان گونه که اسلام دستور داده و ابراهیم بت شکن، جهانیان را به آن فراخوانده انجام شود - سبب عزّت مسلمین و تحکیم پایه های دین، و وحدت کلمه، و مایه قدرت و شوکت در برابر دشمنان و برائت از مشرکین جهان خواهد شد، و این کنگره عظیم الهی که هر سال در کنار خانه خدا تشکیل می شود بهترین فرصت را به مسلمانان برای بازسازی نیروهای خویش، و تقویت پایه های اُخوّت و برادری، و خنثی کردن توطئه ها و نقشه های دشمنان اسلام در طول یک سال می دهد.

ولی متأسّفانه همانگونه که گروهی از مسلمین به عمق فلسفه اخلاقی حج نمی رسند، از فلسفه سیاسی آن نیز بی خبرند، تنها به ظواهری قناعت می کنند و از روح این عبادت بزرگ غافلند و به گفته یکی از سیاستمداران بیگانه: «وای به حال مسلمانان اگر معنی حج را نفهمند، و وای به حال دشمنان اسلام اگر مسلمین معنی حج را بفهمند!»

صفحه15

3- «آثار علمی و فرهنگی» یکی دیگر از آثار مهمّ حج که در روایات معصومین(علیهم السلام) به آن اشاره شده، آثار فرهنگی آن است، چراکه آثار رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) و ائمّه معصومین(علیهم السلام) در جای جای مکّه و مدینه و مواقف حج به چشم می خورد، و حضور دانشمندان بزرگ اسلامی از

تمام کشورها، اعمّ از علمای بزرگ دینی، و اساتید فنون دیگر و گویندگان و نویسندگان که همه سال در حج شرکت دارند فرصت خوبی به همه مسلمین جهان برای مبادله اطّلاعات و دانستنیها در تمام زمینه های دینی و علمی می دهد، و از همه گذشته آگاهی خوبی از وضع همه مسلمین جهان در آن محیط پیدا می شود که اگر برای این کار نیز برنامه ریزی شود آثار عظیم آن در جهان اسلام همه ساله ظاهر می گردد.

4- در روایات اسلامی «فلسفه اقتصادی» نیز یکی از اسرار و اهداف حج شمرده شده است، ممکن است کسانی تصوّر کنند که حج با مسائل اقتصادی چه کار دارد؟ ولی وقتی توجّه می کنیم که مهمترین مشکل مسلمین امروز همان وابستگی اقتصادی آنها به دشمنان اسلام است و در کنار مراسم حج می توان کنگره ها و سمینارهای عظیمی از اقتصاددانان جهان اسلام به وجود آورد، و مسلمین را از این نظر از زیر سلطه اجانب رهائی بخشید، اهمّیّت این موضوع روشن می شود.(1)

صفحه16

خلاصه این که حج، اسرار مهمّی دارد که شایسته است در کتابهای جداگانه تدوین و به همه مسلمین، مخصوصاً جوانان مسلمان، تعلیم داده شود.

شرایط وجوب حج

مسأله 1- حج با شرایط زیر در تمام عمر یک بار واجب می شود.

1- بالغ بودن 2- عاقل بودن 3- با انجام عمل حج، واجب دیگری که مهمتر از حجّ است ترک نشود، یا کار حرامی که اهمّیّتش در شرع بیشتر است به جا نیاورد.

پاورقی

1- این چهار فلسفه در حدیثی از امام علیّ بن موسی الرّضا(علیه السلام) نقل شده است (وسائل الشّیعه، جلد 8، صفحه 7، حدیث شماره 15.)

صفحه17

4- مستطیع

بودن و آن به چند چیز حاصل می شود:

1- داشتن زاد و توشه سفر، و آنچه مورد نیاز او است و هزینه مرکب سواری و مانند آن. 2- داشتن جواز سفر و نبودن مانعی در راه و عدم خوف بر جان و مال و عرض(آبروی) خویش. 3- داشتن توانائی جسمانی بر انجام اعمال حج. 4- داشتن وقت کافی برای رسیدن به مکّه و انجام اعمال. 5- داشتن مخارج زندگی همسر و فرزند و کسانی که خرج آنها بر او شرعاً یا عرفاً لازم است در طول مدّت حج. 6- داشتن مال یا کسب و کاری که بعد از بازگشت بتواند با آن زندگی کند.

مسأله 2- کسی که بدون خانه ملکی رفع احتیاجش نمی شود وقتی حج بر او واجب است که پول خانه را داشته باشد; ولی اگر با خانه اجاره ای یا وقفی و مانند آن می تواند زندگی کند با داشتن آن مستطیع می شود.

صفحه18

مسأله 3- هرگاه کسی مخارج رفتن به مکّه را ندارد، ولی دیگری مالی به او می بخشد یا در اختیار او می گذارد که با آن به حج برود و هزینه زن و فرزند او را نیز در این مدّت می پردازد حج بر او واجب است، هرچند بدهکار باشد، و در موقع بازگشت وسیله کافی برای امرار معاش نداشته باشد، و قبول کردن چنین هدیه ای واجب است; مگر این که در آن منّت و ضرر یا مشقّت غیر قابل تحمّلی باشد، و این حج کفایت از حجّ واجب می کند.

مسأله 4- کسانی را که برای خدمت در سفر حج استخدام می کنند خواه به عنوان روحانی کاروان

باشد یا مدیر و معاون کاروان و یا اعضاء ستاد و بعثه حج و یا طبیب و پرستار یا مأمورین انتظامی و مسؤولین بانک و غیر اینها، و به این صورت حج خود را به جا می آورند حجّ واجب آنها محسوب می شود، به شرط این که هزینه خانواده اش در این مدّت نیز تأمین باشد; ولی قبول چنین استخدامی واجب نیست.

صفحه19

مسأله 5- کسی که می تواند با وام گرفتن حج به جا آورد مستطیع نیست، هرچند بعداً بتواند وام خود را یکجا یا به اقساط بپردازد; مگر این که معادل آن اموالی داشته باشد که از محل آن دین خود را به آسانی بپردازد.

مسأله 6- جایز نیست با مال حرام یا مالی که خمس آن را نداده اند حج به جا آورد و اگر لباس احرام و طواف و سعی یا پول قربانی و اجرت چادر و فرشی که بر آن وقوف به عرفات و منی می کند حرام باشد حجّ او بنابر احتیاط باطل است.

مسأله 7- هرگاه ثبت نام برای حج کرده و پیش از آن که نوبت او برسد از دنیا برود، یا استطاعت بدنی او زائل شود مستطیع نبوده است و فیش حجّ او در صورت فوت متعلّق به ورثه است; مشروط به این که جز از طریق نام نویسی قادر بر حج نبوده باشد.

مسأله 8- پولی که برای نام نویسی داده می شود اگر از درآمد همان سال بوده خمس ندارد.

صفحه20

حجّ مستحبّی

مسأله 9- مستحبّ است برای کسانی که استطاعت یا سایر شرایط در آنها جمع نیست و یا حجّ واجب را به جا آورده اند حجّ را به جا

آورند، بلکه مستحبّ است هر سال تکرار کنند; ولی چنانچه ازدحام بیش از حدّ حجّاج تولید مزاحمت شدید برای کسانی که هنوز حج به جا نیاورده اند می کند سزاوار است موقّتاً از انجام حجّ مستحبّی خودداری نمایند، و همچنین هنگام نوبت بندی سزاوار است نوبت را به کسانی دهند که می خواهند برای نخستین بار حجّ واجب به جا آورند; ولی اگر خانه خدا (فرضاً) یک سال از زوّار به اندازه کافی خالی بماند بر حاکم شرع واجب است عدّه ای را به حجّ بفرستد، هرچند حجّ واجب خود را انجام داده باشند.

مسأله 10- در حجّ واجب اجازه شوهر برای زن لازم نیست، ولی در حجّ مستحبّی اجازه شوهر لازم است; حتّی اگر حجّ مستحبّی باعث آزار پدر یا مادر شود اشکال دارد.

صفحه21

حجّ نیابتی

مسأله 11- جایز است کسی را از طرف میّت برای حجّ واجب، یا مستحب، اجیر کند، امّا از طرف کسی که زنده است فقط برای حجّ مستحبّی می توان اجیر کرد، مگر کسانی که حج بر آنها واجب شده باشد و بر اثر کوتاهی، آن را به جا نیاورده اند، و اکنون به خاطر بیماری یا پیری و ناتوانی قادر بر حج نیستند، در این صورت واجب است نائب بگیرند، امّا اگر وقتی استطاعت مالی پیدا کرده استطاعت جسمی نداشته، و یا طریق رفتن برای او باز نبوده حج بر او واجب نیست، و گرفتن نائب نیز واجب نمی باشد، چه در حیات باشد و چه بعد از مرگ او.

مسأله 12- زن می تواند از طرف مرد، و مرد می تواند از طرف زن نیابت کند، و هر کدام باید وظیفه

خودشان را در چنین حجّی رعایت کنند; اگر زن است وظایف زنان را به جا آورد، و اگر مرد است مطابق وظائف مردان، ولی بهتر آن است که زن برای زن و مرد برای مرد نیابت کند.

صفحه22

مسأله 13- کسی که حجّ واجب بر او است جایز نیست از طرف دیگری اجیر برای حج شود; ولی اگر این کار را کند حجّ نیابتی او صحیح است هرچند گناه کرده است. و کسی که مستطیع نیست می تواند حجّ نیابتی به جا آورد و با رسیدن به مکّه از این طریق مستطیع نمی شود.

مسأله 14- هرگاه کسی برای حج اجیر شود و تعیین نکنند در چه سالی باید انجام دهد، وظیفه او این است که در اوّلین سال انجام دهد.

مسأله 15- جایز است برای انجام حجّ واجب از طرف میّت کسی را اجیر کنند که از «میقات» حج را به جا آورد، و پول آن از اصل ترکه خارج می شود; ولی اگر وارثها اجازه دهند می توان از طرف او حجّ «بلدی» انجام داد (یعنی کسی اجیر شود که از همان شهری که میّت در آن بوده حج به جا آورد) ولی تفاوت حجّ بلدی و میقاتی را فقط وارثان کبیر می توانند بپردازند.

صفحه23

مسأله 16- «نائب» باید مسائل حج را بداند، ولی لازم نیست قبلاً حج به جا آورده باشد. و کسانی از خدمه کاروان یا مانند آنها که از اوّل می دانند قادر به درک وقوف اختیاری مشعر یا مانند آن نیستند می توانند نیابت قبول کنند.

حجّ نذری

مسأله 17- کسی که عاقل و بالغ باشد و از روی قصد و اختیار نذر کند که حج

به جا آورد، حج بر او واجب می شود; ولی نذر زن بدون اجازه شوهر - اگر با حقّ او منافات داشته باشد - جایز نیست، و در صورتی که منافات نداشته باشد صحیح است.

مسأله 18- هرگاه نذر حج کند و زمانی برای آن تعیین ننماید می تواند آن را تأخیر بیندازد; ولی اگر زمانی برای آن معیّن کرده، واجب است در همان زمان انجام دهد، و چنانچه عمداً انجام ندهد باید کفّاره بدهد و احتیاط آن است که حج را نیز قضا کند

صفحه24

مسأله 19- هرگاه کسی نذر کند اگر فلان حاجتش روا شد حج به جا آورد و قبل از روا شدن آن از دنیا برود قضای نذر لازم نیست، امّا اگر بعد از روا شدن حاجتش از دنیا برود باید ورثه او آن را قضا کنند، یا برای او اجیر بگیرند، و احتیاط آن است که پول آن را از اصل ترکه بردارند، با رضایت ورثه اگر همه کبیر باشند.

اقسام حج

مسأله 20- حج بر سه گونه است: «حجّ تمتّع» و «حجّ قِران» و «حجّ اِفراد»

«حجّ تمتّع» وظیفه کسانی است که فاصله محلّ سکونت آنها تا مکّه چهل و هشت میل یا بیشتر باشد (یعنی حدود هشتاد و شش کیلومتر) و قسم دوم و سوم حج، وظیفه اهالی مکّه معظّمه و کسانی است که منازل آنها در کمتر از این مسافت قرار داشته باشد.

مسأله 21- کسی که اهل مکّه است اگر به خارج از مکّه سفر کند سپس به سوی مکّه بازگردد می تواند حجّ تمتّع یا حجّ قِران و اِفراد به جا آورد.

صفحه25

کسی که اهل خارج از مسافت مزبور باشد هرگاه در مکّه

بیش از دو سال اقامت کند وظیفه او همان وظیفه اهل مکّه است، خواه قبلاً مستطیع بوده و یا بعد از اقامت مستطیع شده باشد و خواه اقامت او به قصد توطّن بوده باشد یا به قصد ماندن برای یک مدّت محدود.

مسأله 22- از آنجا که بیشتر مسلمین در تمام نقاط جهان مشمول «حجّ تمتّع» هستند، لذا احکامی که در این مناسک آمده است احکام حجّ تمتّع است.

صورت حجّ تمتّع

مسأله 23- صورت حجّ تمتّع به طور اجمال چنین است:

1- عمره تمتّع: عمره تمتّع حتماً باید در ماههای حج (یعنی شوّال و ذی القعده و ذی الحجّه) واقع شود و در آن اعمال زیر واجب است:

صفحه26

1- احرام بستن از میقات به قصد عمره تمتّع.

2- هفت بار طواف خانه کعبه.

3- دو رکعت نماز طواف نزد مقام ابراهیم.

4- سعی بین صفا و مروه.

5- تقصیر، یعنی گرفتن مقداری از مو یا ناخن، ولی قناعت به گرفتن ناخن نکند.

و بعد از آن که این اعمال پنجگانه را انجام داد از احرام بیرون می آید، و چیزهائی که به خاطر احرام بر او حرام شده بود حلال می شود.

2- حجّ تمتّع: حجّ تمتّع شامل اعمال زیر است:

1- بستن احرام از مکّه.

2- وقوف (یعنی ماندن) در عرفات از ظهر تا غروب روز نهم ذی الحجّه.

3- وقوف در مشعر الحرام و ماندن در آنجا از طلوع فجر روز عید قربان تا طلوع آفتاب.

صفحه27

4- رفتن به منی و رمی جمره عقبه (یعنی هفت سنگ کوچک به ستونی که در آخر منی قرار دارد و نامش «جمره عقبه یا جمره قصوی» است می زند.)

5- قربانی کردن در منی روز عید (دهم ذی الحجّه)

6- تقصیر، یعنی تراشیدن

سر یا گرفتن مقداری از مو یا ناخن.

با انجام این شش عمل تمام آنچه با احرام بر او حرام شده بود حلال می شود، جز زن و بوی خوش.

7- طواف خانه کعبه (این طواف، طواف زیارت نام دارد.)

8- به جا آوردن دو رکعت نماز طواف.

9- سعی (یعنی رفت و آمد) میان صفا و مروه.

هنگامی که این چند عمل انجام شد بوی خوش برای او حلال می شود.

10- طواف دیگری اطراف خانه کعبه به جا می آورد (و این طواف، طواف نساء نام دارد.)

صفحه28

11- دو رکعت نماز طواف نساء.

با انجام این دو عمل زن نیز بر او حلال می شود.

12- بازگشت به منی و اقامت شب یازدهم و شب دوازدهم (و در بعضی از حالات شب سیزدهم) در آنجا.

14- رمی جمرات سه گانه (یعنی انداختن هفت سنگ به هر کدام از سه ستون که در منی قرار دارد) در روز یازدهم و دوازدهم.

و بعد از ظهر روز دوازدهم با انجام این اعمال، می تواند به مکّه بازگردد و حجّ او تمام است.

این بود اعمال پنجگانه عمره تمتّع، و اعمال سیزده گانه حجّ تمتّع که شرح جزئیّات آن در مسائل آینده خواهد آمد.

صورت حجّ إفراد: حجّ إفراد مانند حجّ تمتّع است با این تفاوت که در حجّ تمتّع قربانی هست و در إفراد واجب نیست، ولی استحباب دارد و عمره آن بعد از حج می باشد به خلاف عمره تمتّع که قبل از آن است و چون حجّ قِران در این ایّام مورد ابتلا نیست از شرح آن خودداری می شود.

صفحه29

شرایط حجّ تمتّع

مسأله 24- در حجّ تمتّع پنج چیز شرط است:

1- نیّت و آن عبارت از این است

که قصد کند برای خدا این اعمال را به عنوان «حجّ تمتّع» به جا می آورد، بنابراین اگر نوع دیگری از حج را قصد کند، یا مردّد میان «حجّ تمتّع» و حجّ دیگری باشد یا قصد او خالص برای خدا نباشد حجّش صحیح نیست.

2- «عمره» و «حج» باید هر دو در ماههای حج (ماه شوّال و ذی القعده و ذی الحجّه) واقع شود، بنابراین اگر تمام عمره یا قسمتی از آن را قبل از ماه شوّال انجام دهد کافی نیست.

3- «عمره تمتّع» و «حجّ آن» هر دو را باید در یک سال انجام دهد، اگر یکی را امسال، و دیگری را سال دیگر در ماههای حج انجام دهد صحیح نیست.

4- احرام «حجّ تمتّع» چنانکه گفته شد باید از خود مکّه

صفحه30

باشد، و تفاوتی میان محلّه ها و مناطق مختلف مکّه نیست، از منزل باشد، یا از مسجد الحرام، یا حتّی از کوچه و خیابان قصد احرام کند، ولی از همه جا بهتر برای احرام حج «مسجد الحرام» است.

5- در صورتی که «حجّ تمتّع» عنوان نیابت داشته باشد باید «عمره» و «حج» هر دو به وسیله یک نفر انجام شود، بنابراین اگر یک نفر عمره را به جا آورد و دیگری حج را، کافی نیست.

مسأله 25- احتیاط واجب آن است که بعد از انجام «عمره تمتّع» از مکّه خارج نشود تا موقع حج فرا رسد، و حج را انجام دهد، مگر این که حاجت و ضرورتی پیدا کند که در این صورت باید بنابر احتیاط واجب به نیّت حج احرام ببندد و با احرام از مکّه خارج شود و هنگام بازگشت به همان حال بماند تا مراسم

حج را انجام دهد; امّا اگر بستن احرام برای حج، مایه مشقّت و حرج شدید باشد می تواند آن را ترک کند، و در این احکام فرقی میان حجّ واجب و مستحب نیست.

صفحه31

مسأله 26- ممنوع بودن خروج از مکّه برای کسانی که عمره تمتّع را انجام داده اند برای رفتن به نقاط دوردست است، بنابراین رفتن به نقاط نزدیک مانند یک فرسنگ و دو فرسنگ مانعی ندارد، و کسانی که منزلشان بیرون مکّه است می توانند بعد از فراغت از عمره به منزل خود بازگردند.

مسأله 27- شهر مکّه امروز بسیار بزرگ شده، با این حال تمام آنچه به نام مکّه نامیده می شود احکام مکّه را دارد، همان گونه که مسجدالحرام توسعه یافته، در عین حال تمام آن، احکام مسجدالحرام را دارد.

مسأله 28- هرگاه پس از انجام عمره بدون احرام از مکّه بیرون رفت و از میقاتها گذشت به هنگام بازگشت باید از میقات مُحرِم شود و عمره به جا آورد مگر این که بازگشت او در همان ماهی باشد که خارج شده است (مثلاً در ذی القعده خارج شده و در همان ذی القعده بازگشته است.)

مسأله 29- کسی که وظیفه او حجّ تمتّع است نمی تواند

صفحه32

به حجّ إفراد یا حجّ قِران بازگردد، مگر این که وقت تنگ باشد، به طوری که نتواند عمره را تمام کرده و به حج برسد، در این صورت می تواند «عمره تمتّع» را رها کرده، و نیّت حجّ إفراد یا قِران کند، و وظائف حج را به جا آورد، و بعد از پایان حج، عمره مفرده انجام دهد (مانند سایر کسانی که حج قران و افراد انجام می دهند)

و منظور از تنگ بودن وقت برای حج این است که نتواند وقوف در عرفات را از ظهر تا غروب روز عرفه درک کند.

مسأله 30- هرگاه زن گرفتار عادت ماهانه شود و نتواند طواف و نماز طواف را، که شرط آن طهارت است، پیش از رسیدن موسم حج (و وقوف به عرفه) انجام دهد باید نیّت حج إفراد کند و با همان احرام به عرفات برود و اعمال حج را انجام دهد، و بعد از بازگشت به مکّه و پاک شدن، طوافهای حج و نمازهای طواف را انجام می دهد، و پس از إتمام حج برای «عمره مفرده» به مسجد تنعیم رفته و از آنجا مُحرِم می شود و اعمال عمره مفرده را انجام می دهد، و احتیاط آن است که در پایان آن طواف نساء را نیز به جا آورد.

صفحه33

مسأله 31- مانعی ندارد که زنان به وسیله خوردن قرص و مانند آن از عادت ماهانه خود جلوگیری کنند تا بتوانند اعمال حجّ تمتّع، از جمله طواف و نماز طواف را در حال پاکی انجام دهند.

میقاتهای احرام

مسأله 32- منظور از میقات جائی است که باید از آنجا برای حج یا عمره احرام بست، و بدون احرام نمی توان از آن گذشت.

مسأله 33- میقاتهای احرام ده محل است که پنج میقات آن اصلی می باشد.

1- مسجد شجره

مسأله 34- مسجد شجره در کنار مدینه قرار دارد، و امروز به نام «آبارعلی» معروف است، تمام کسانی که می خواهند از راه مدینه به حج روند باید از آنجا مُحرِم شوند، و جایز نیست تأخیر بیندازند، و مثلاً از «جحفه» که میان راه مکّه و مدینه است مُحرِم گردند،

مگر بیماران و افراد ضعیف و کسانی که موانع دیگری دارند.

صفحه34

مسأله 35- واجب نیست احرام از داخل مسجد شجره باشد، بلکه می توان در کنار مسجد نیز احرام بست، و تفاوتی میان مسجد سابق و مسجد امروز که بسیار توسعه یافته است وجود ندارد، بنابراین زنانی که در حال عادت ماهانه هستند می توانند در بیرون مسجد احرام ببندند.

2- جُحْفَه

مسأله 36- «جحفه» محلّی است میان مدینه و مکّه در فاصله 15 کیلومتری مکّه و با جادّه اصلی مقداری فاصله دارد، و آن میقات کسانی است که از مصر و شمال آفریقا و سوریه و اردن و لبنان (از طریق زمینی) به حج می آیند، بلکه میقات تمام کسانی است که از آنجا عبور می کنند.

صفحه35

مسأله 37- مسلمانان ایران و سایر نقاط که با هواپیما وارد فرودگاه جدّه می شوند، و نمی خواهند به مدینه روند می توانند به جحفه رفته، و از آنجا مُحرِم شده، به مکّه بروند.

مسأله 38- در «جحفه» مسجدی است که می توان از بیرون مسجد یا داخل آن احرام بست و بهتر داخل مسجد است.

3- وادی عقیق

مسأله 39- وادی عقیق محلّی است در سمت شمال شرقی مکّه، و حدود 94 کیلومتر با آن فاصله دارد و آن میقات اهل «عراق» و مردم «نجد» است، و تمام کسانی که از آن محل عبور می کنند می توانند از آنجا مُحرِم شوند، این میقات دارای سه قسمت است; قسمت اوّل را «مسلخ» می نامند، و قسمت دوم را «غمره» و قسمت سوم را «ذات عرق» و احرام بستن از تمام آنها جایز است هرچند افضل احرام از «مسلخ» است که قسمت اوّل آن

می باشد.

صفحه36

4- قرن المنازل

مسأله 40- «قرن المنازل» محلّی است نزدیک «طائف» که حدود 94 کیلومتر با مکّه فاصله دارد و آن میقات مردم آنجا یا کسانی است که از آنجا عبور می کنند، بلکه تمام کسانی که به جدّه وارد می شوند می توانند به آنجا رفته و از آنجا مُحرِم شوند.

5- یلملم

مسأله 41- «یلملم» نام کوهی است در نواحی جنوبی مکّه (حدود 84 کیلومتر با آن فاصله دارد) و آن میقات کسانی است که از جنوب شبه جزیره عربستان مانند یمن به سوی مکّه می آیند، و نیز تمام کسانی که از آنجا می گذرند می توانند از آنجا مُحرِم شوند.

این پنج میقات اصلی است.

6- شهر مکّه

مسأله 42- «مکّه» میقات برای «حجّ تمتّع» است; یعنی پس از انجام عمره برای ادای مناسک حج، که نخستین عمل آن رفتن به «عرفات» است، از شهر مکّه احرام می بندند.

صفحه37

مسأله 43- فرقی بین محلاّت مکّه نیست و از هر نقطه آن می تواند مُحرِم شود، حتّی در نقاطی که بر اثر توسعه شهر مکّه امروز به آن اضافه شده است; ولی احتیاط واجب آن است که از محدوده حرم خارج نباشد; مثلاً، امروزه مکّه امتداد یافته و از مسجد تنعیم که نزدیکترین حدّ حرم است فراتر رفته، اگر کسی از آنجا که بیرون حدّ حرم است مُحرِم به احرام حجّ تمتّع شود خالی از اشکال نیست و بهتر از همه جا مسجدالحرام است.

7- منزل خود انسان

مسأله 44- کسانی که منزلشان از میقات به مکّه نزدیکتر است میقاتشان همان منزل خودشان است، ولی جایز است بلکه بهتر است که آنها هم به یکی از میقاتهای پنجگانه نخستین رفته

و از آنجا مُحرِم شوند.

8- جعرّانه

مسأله 45- «جعرانه» محلّی است در انتهای حرم میان

صفحه38

طائف و مکّه و بنا بر احتیاط واجب اهل مکّه باید از آنجا احرام ببندند، همچنین کسانی که مدّت دو سال در مکّه اقامت کرده اند.

9- محاذات یکی از میقاتها

مسأله 46- کسانی که از میقات نمی گذرند هرگاه به محاذات هر یک از میقاتها برسند باید از همانجا مُحرِم شوند و لزومی ندارد حتماً به یکی از میقاتهای پنجگانه نخستین بروند، و اگر از محاذات دو میقات می گذرند باید وقتی به محاذات نخستین میقات می رسند احرام ببندند.

مسأله 47- هرگاه محاذات میقات را به طور قطع بداند و یا از گفته اهل اطّلاع گمان حاصل شود کافی است از همان جا احرام ببندد، امّا اگر شک کند و راهی برای تحقیق نباشد بهتر است قبل از رسیدن به آن محل نذر احرام کند و از آنجا مُحرِم شود.

مسأله 48- هرگاه از راهی بگذرد که محاذی هیچیک از میقاتها نیست احتیاط آن است که به مقیات رود و از آنجا مُحرِم شود یا به جائی برود که محاذی یکی از میقاتها باشد، و اگر آن هم امکان ندارد از هرجا که احتمال دهد محاذی یکی از میقاتها است مُحرِم می شود سپس به اوّلین نقطه حرم (در اطراف مکّه) که رسید احرام خود را تجدید می کند (یعنی از نو نیّت کرده و «لبّیک» می گوید.)

صفحه39

مسأله 49- فرقی در مسأله محاذات میقات، میان صحرا و دریا و هوا نیست، بنابراین هرگاه با هواپیما از محاذات یکی از میقاتها عبور کند باید از همانجا مُحرِم شود و بلافاصله «لبّیک» بگوید (و این که

در چنین صورتی در حال احرام زیر سقف خواهد بود حکمش بعداً خواهد آمد.)

10- أدنی الحل

مسأله 50- «أدنی الحل» یعنی اوّلین نقطه خارج از حرم، میقات کسانی است که عمره مفرده به جا می آورند (اعم از عمره حجّ قِران و إفراد یا عمره مفرده که در هر موقع از سال می توان به جا آورد.)

مسأله 51- بهتر این است که برای عمره مفرده از یکی از سه محل زیر «حدیبیّه» یا «جعرّانه» یا «تنعیم» که نزد اهل مکّه معروف است، احرام ببندد و آسانتر برای کسانی که می خواهند بعد از حج، عمره مفرده به جا آورند این است که به مسجد تنعیم که حدود هشت کیلومتر با مسجدالحرام فاصله دارد و در حال حاضر جزء شهر مکّه شده، رفته، از تنعیم مُحرِم شوند.

صفحه40

مسأله 52- کسانی که از طریق جدّه برای عمره مفرده به سوی مکّه می روند باید از «حدیبیّه» (که فاصله آن با مکّه حدود 17 کیلومتر است) مُحرم شوند (حدیبیّه دورترین حدّ حرم است.)

مسأله 53- بهتر این است که احرام عمره مفرده، نیز از یکی از میقاتهای پنجگانه اوّل (مسجد شجره، جحفه، قرن المنازل، وادی عقیق و یلملم) انجام گیرد، بنابراین کسانی که قصد عمره مفرده دارند و قبلاً به مدینه می روند، بهتر است از مسجد شجره یا لااقل جحفه مُحرِم شوند.

مسأله 54- ترتیب میقاتها به طور خلاصه به صورت زیر است:

صفحه41

میقات «عمره حجّ تمتّع» یکی از میقاتهای پنجگانه اوّل است خواه حجّ واجب باشد یا مستحب.

2- میقات «حجّ تمتّع»، مکّه است.

3- میقات «حجّ إفراد یا قِران» یکی از میقاتهای پنجگانه است.

4- میقات «عمره مفرده» أدنی الحلّ است; یعنی نخستین

محلّی است که از حرم مکّه بیرون می باشد (مانند تنعیم و جعرّانه و حدیبیّه).

5- میقات کسانی که خانه آنها بعد از میقات است همان منزلشان می باشد که برای عمره تمتّع یا حجّ «إفراد» و «قِران» می توانند از آنجا مُحرِم شوند، ولی بهتر است آنها نیز از یکی از میقاتهای پنجگانه مُحرِم شوند.

احکام میقاتها

مسأله 55- احرام بستن قبل از میقات جایز نیست، همان گونه که گذشتن از میقات بدون احرام حرام است، تنها باید در خود میقات مُحرِم شوند; مگر در دو صورت

صفحه42

1- در صورتی که نذر کند قبل از میقات مُحرِم شود لازم است به نذر خود وفا کند، از هر جا که باشد، و نیازی به تجدید احرام در میقات نیست، به همین جهت هنگامی که انسان در میقات یا محاذات آن شک کند می تواند قبل از رسیدن به محلّ مشکوک «نذر احرام» نماید، و از همانجا مُحرِم شود و فرقی میان حجّ واجب و مستحب نیست و نذر زن در صورتی که مزاحم حقّ شوهر نباشد اشکالی ندارد.

2- برای کسی که می خواهد عمره ماه رجب را به جا آورد و بیم آن دارد که ماه رجب قبل از رسیدن به میقات بگذرد جایز است قبل از میقات، مُحرِم شود تا فضیلت عمره ماه رجب را درک کند.

مسأله 56- رسیدن به میقات باید به طور یقین، یا اطمینان، یا مشهور بودن در میان اهل محل، یا حدّاقل شهادت یک نفر عادل ثابت شود، و در صورت شک، احرام بستن جایز نیست (مگر به ترتیبی که در مسأله قبل اشاره شد، از طریق نذر کردن).

صفحه43

مسأله 57- جایز نیست که انسان

بدون احرام از میقات بگذرد مگر این که میقات دیگری در پیش داشته باشد که در این صورت احرام از میقات دوم صحیح است; هرچند احتیاط واجب آن است که در همان میقات اوّل مُحرِم شود.

مسأله 58- هرگاه از روی علم و عمد بدون احرام از میقات بگذرد باید به میقات بازگردد و مُحرِم شود، و اگر نتواند بازگردد حجّ او باطل است، و باید سال بعد به جا آورد.

مسأله 59- هرگاه از روی جهل یا فراموشکاری در میقات مُحرِم نشود باید هنگامی که یادش آمد اگر بیرون حرم است از همانجا احرام ببندد، و اگر وارد حرم شده به بیرون حرم (مثلاً به تنعیم) برود و احرام ببندد، و اگر نمی تواند از حرم بیرون برود از همان جا که هست احرام می بندد.

صفحه44

مسأله 60- هرگاه زن در عادت ماهانه باشد و خیال کند احرام بستن برای او جایز نیست، و در میقات احرام نبندد، اگر می تواند باید به میقات برگردد، و مُحرِم شود، و اگر نمی تواند به خارج حرم رود و اگر نمی تواند از همان جا که هست احرام ببندد و حجّ و عمره او صحیح است.

مسأله 61- همانطور که قبلاً گفته شد احرام برای حجّ تمتّع از خود مکّه است، حال اگر از روی جهل یا فراموشی بدون احرام به سوی «عرفات» حرکت کند چنانچه امکان داشته باشد به مکّه برمی گردد و مُحرِم می شود، و اگر نتواند به مکّه برگردد در خود «عرفات» یا «مشعر» یا «منی» (قبل از رمی جمرات و قربانی کردن) مُحرِم می شود، و اگر بعد از رمی جمرات و قربانی کردن یادش

بیاید وقت احرام گذشته است و حجّ او صحیح است.

مسأله 62- هرگاه از روی جهل یا فراموشی احرام را ترک کند و بعد از تمام شدن اعمال متوجّه شود، اعمال او صحیح است; خواه در عمره تمتّع باشد، یا حج، یا عمره مفرده.

صفحه45

1-کیفیّت احرام

همان گونه که گفته شد نخستین اعمال عمره و حج، «احرام» است، و واجبات احرام سه چیز است:

اوّل: نیّت

مسأله 63- نیّت احرام چنین است که قصد می کند اموری را که بعداً به آن اشاره می شود بر خود حرام بشمرد و به دنبال آن به اعمال عمره یا حج بپردازد، و کافی است با در نظر گرفتن این معنی به زبان یا در قلبش بگوید: «احرام می بندم برای عمره تمتّع از حجّ واجب (یا مستحب) برای خودم (یا برای کسی که از طرف او نیابت دارم) قربه الی اللّه» و منظورش از احرام می بندم، بناگذاری بر تحریم کارهای مزبور بر خویش است.

و در احرام حج می گوید: «احرام می بندم برای حجّ واجب قربه الی اللّه» و در عمره مفرده می گوید: «احرام می بندم برای عمره مفرده قربه الی اللّه.»

صفحه46

مسأله 64- لازم نیست نیّت را بر زبان جاری کند بلکه کافی است چنین قصدی در دل او باشد، ولی بهتر است علاوه بر قصد باطنی بر زبان نیز جاری سازد.

مسأله 65- منظور از قصد قربت، قصد جلب رضای خدا و قرب به ذات پاک او است، و باید در همان حال، قصد انجام مناسک عمره یا حج را داشته باشد، و بهتر است از همان اوّل تعیین کند که قصد عمره دارد، یا حج، و منظورش مثلاً «حَجّه

الاسلام» است (یعنی حجّ واجب به خاطر استطاعت) یا «حجّ مستحب»، یا «حجّ نذری،» یا «نیابت»، ولی اگر از اوّل نیّت احرام کند به این قصد که نوع عمل را بعداً تعیین نماید نیز مانعی ندارد.

مسأله 66- هرگاه در موقع نیّت احرام و تحریم آنچه بر مُحرِم حرام است بر خویش، نیّت شکستن بعضی از اینها را داشته باشد (مثل این که در همان موقع در حال سفر باشد و بدون ضرورت زیر سقف اتومبیل یا هواپیما باشد) برای احرام او خالی از اشکال نیست.

صفحه47

و اگر در آغاز، نیّت ترک همه را داشته باشد، و بعد از احرام بستن نیّت او عوض شود، و یا بعضی از آن اعمال را مرتکب گردد، ضرر به احرام او نمی زند، هرچند در مواردی باید کفّاره بدهد.

مسأله 67- دانستن امور مزبور به طور مشروح لازم نیست بلکه کافی است اجمال آنها را بداند.

دوم: گفتن لبّیک

مسأله 68- واجب است هنگام احرام «لبّیکهای چهارگانه» را با عربی صحیح بگوید و احتیاط واجب آن است که به صورت زیر باشد:

«لَبّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ، اِنَّ الْحَمْدَ و النِّعْمَهَ لَکَ وَ الْمُلْکَ، لا شَریکَ لَکَ;

یعنی، خداوندا اجابت (و اطاعت) می کنم تو را، باز هم اجابت می کنم تو را، و دگربار هم اجابت می کنم تو را، همتائی برای تو نیست، اجابت می کنم تو را، ستایش تنها تو را سزاوار است. و نعمت و ملک از آن تو است، هیچ همتائی نداری!»

صفحه48

و بهتر است از افزودن عبارات دیگر خودداری شود مگر آنچه در مستحبّات خواهد آمد.

مسأله 69- در صورتی که نتواند خودش این عبارات را با عربی

صحیح ادا کند کافی است دیگری شمرده برای او بخواند و او تکرار نماید، و چنانچه قادر بر تلفّظ صحیح نباشد احتیاط آن است آنچه را می تواند، بگوید، و ترجمه آن را نیز بگوید، و یک نفر که توانائی دارد به نیابت او نیز «لبّیک» بگوید.

مسأله 70- در احرام فقط یک بار لبّیک گفتن (به صورتی که گفته شد) واجب است و بعد از آن مستحبّ است آن را در حالات مختلف به مقدار امکان تکرار کند، یعنی در موقع سوار شدن بر مرکب و پیاده شدن، و گذشتن از پستیها و بلندیها، و بعد از خواب، و بعد از نمازها تکرار می نماید، و بهتر است مردان صدای خود را به لبّیک بلند کنند.

مسأله 71- در احرام عمره تمتّع واجب است مُحرِم

صفحه49

هنگام مشاهده خانه های مکّه «لبّیک» را قطع کند، و در احرام حج به هنگام ظهر روز عرفه، و در عمره مفرده هنگام مشاهده کعبه (اگر از مکّه برای احرام به خارج رفته است، و اگر از خارج مکّه به سوی آن می آید هنگام داخل شدن به منطقه حرم لبّیک را قطع می کند.)

مسأله 72- شخص گنگ به جای گفتن «لبّیک» با دست خود اشاره می کند، و زبان خود را طبق معمول حرکت می دهد، و بهتر است علاوه بر این، کسی به نیابت او نیز لبّیک بگوید، ولی واجب نیست.

مسأله 73- کودکان نیز می توانند برای عمره یا حج مُحرِم شوند، و چنانچه خودشان تمیز بدهند «لبّیک» را همراه با نیّت می گویند، و اگر غیر ممیّز باشند کسی از طرف آنها نیّت می کند، و لبّیک می گوید،

و هرگاه کسی در میقات بیهوش باشد از طرف او نیز می توان نیّت کرد و لبّیک گفت.

مسأله 74- پیش از گفتن «لبّیک» کارهای بیست و پنجگانه ای که بر مُحرِم حرام است بر او حرام نمی شود،

صفحه50

هرچند نیّت احرام کرده، و لباس احرام را نیز پوشیده باشد، بنابراین اگر قبل از گفتن لبّیک چیزی از آنها را به جا آورد کفّاره ای ندارد، در حقیقت «لبّیک» مانند «اللّه اکبر» اوّل نمازاست که تا آن را نگوید وارد نماز نمی شود، و هرگاه شک کند که «لبّیک» گفته یا نه، باز هم چیزی بر او حرام نمی شود.

مسأله 75- هرگاه در میقات باشد و شک کند لبّیک گفته یا نه باید لبّیک را بگوید و اگر از میقات گذشته، احتیاط آن است اگر می تواند بازگردد و بگوید و اگر نمی تواند در همان جا بگوید، و اگر لبّیک گفته امّا نمی داند صحیح گفته یا نه، بنا بر درست بودن می گذارد و احرامش صحیح است.

سوم: پوشیدن لباس احرام

مسأله 76- شخصی که می خواهد احرام ببندد واجب است قبلاً لباسهائی را که پوشیدنش بر مُحرِم حرام است از تن بیرون آورد، سپس دو جامه احرام را بر تن کند، یکی را به صورت لنگ دور کمر ببندد (و آن را «إزار» گویند) و دیگری را مانند عبا بر دوش بیندازد (و آن را «رِداء» گویند)، این حکم مخصوص مردان است، و برای زنان پوشیدن این دو جامه، نه زیر لباسها، و نه روی لباسها، لازم نیست.

صفحه51

مسأله 77- احتیاط واجب آن است که دو جامه احرام و طرز پوشیدن آن به همین شکلی که معمول

است باشد یعنی لنگ را طوری ببندند که لااقل از ناف تا زانو را بپوشاند، و رداء را روی شانه بیفکند به طوری که بقیّه بدن را بپوشاند، ولی جنس و رنگ خاصّی در جامه احرام شرط نیست، امّا باید دوخته نباشد.

مسأله 78- احتیاط آن است که پوشیدن دو جامه احرام، قبل از نیّت و گفتن لبّیک، باشد.

مسأله 79- احتیاط واجب آن است که لنگ را به گردن گره نزند (امّا گره زدن آن به دور کمر مانعی ندارد) و بهترین راه آن است که کمربند روی لنگ ببندد.

امّا گره زدن دو طرف رداء مانعی ندارد، همچنین بستن آن به وسیله یک سنجاق، یا گذاشتن سنگی در یک طرف حوله و بستن آن با ریسمانی به طرف دیگر (آن گونه که در میان بعضی از حجّاج معمول است) هرچند ترک این امور بهتر است.

صفحه52

مسأله 80- اگر از روی نادانی یا فراموشی در حالی که پیراهن یا لباسهای معمولی دیگر در تن دارد احرام ببندد، احرام او صحیح است، ولی باید فوراً آن لباس را از تن بیرون آورد و فقط لباس احرام بپوشد، و اگر این کار از روی علم و عمد باشد احتیاط آن است که در این صورت بعد از بیرون آوردن آن لباس و پوشیدن لباس احرام، دوباره نیّت کند و لبّیک بگوید.

مسأله 81- هرگاه بعد از احرام به خاطر ندانستن مسأله یا فراموشی پیراهن به تن کند، باید آن را از طرف پائین بیرون آورد و اگر ممکن نشد باید آن را بشکافد و بیرون آورد.

مسأله 82- واجب نیست همیشه لباس احرام را به تن داشته باشد، بلکه می تواند برای

شستن یا عوض کردن یا مقصودی دیگر آن را از تن درآورد.

صفحه53

مسأله 83- هرگاه بیمار باشد و نتواند لباس معمولی خود را در میقات از تن درآورد، کافی است نیّت احرام کند و لبّیک بگوید، و اگر ممکن است لباسهای معمولی را موقّتاً درآورد و لباس احرام بپوشد و مُحرِم شود، و بعد اگر ناچار است لباس معمولی خود را به تن کند، و اگر در میقات این کار ممکن نشد و بعداً حال او برای پوشیدن لباس احرام مساعد شد احتیاط واجب آن است است که اگر توانایی دارد به میقات برگردد و مجدّداً احرام ببندد، و اگر بازگشت به میقات میسّر نبود از همانجا لباس را عوض می کند و تجدید احرام لازم نیست.

مسأله 84- پوشیدن بیش از دو جامه برای احرام جهت جلوگیری از سرما یا گرما یا غیر آن اشکالی ندارد.

مسأله 85- تمام چیزهائی که در لباس نمازگزار شرط است در دو جامه احرام نیز شرط می باشد، بنابراین باید

جامه های احرام پاک باشد، و از اجزای حیوان حرام گوشت، یا ابریشم خالص، و زربفت نباشد (در این حکم بنابر احتیاط واجب فرقی میان زن و مرد نیست هرچند در نماز در مورد پارچه ابریشم و زربفت میان زن و مرد تفاوت است.)

صفحه54

در مواردی که نجس بودن لباس نمازگزار بخشوده شده، در لباس احرام نیز بخشوده است.

مسأله 86- إزار (لُنگ) باید بدن نما نباشد، و احتیاط آن است که رداء نیز چنین نباشد.

مسأله 87- هرگاه لباس احرام نجس شود باید آن را بشوید و اگر میسّر نبود هر وقت برای او ممکن شد می شوید (اگر رداء نجس شود می تواند

موقّتاً آن را بردارد.)

کارهائی که در حال احرام حرام است

اشاره

مسأله 88- هنگامی که انسان مُحرِم می شود کارهای زیر بر او حرام می شود و بعضی دارای کفّاره است، بعضی از فقها این کارها را 25 کار می دانند ولی به عقیده ما بعضی از آنها مکروه است که شرح آن خواهد آمد.

صفحه55

این کارها به ترتیب زیر است:

1- پوشیدن لباس دوخته (برای مردان)

2- پوشیدن چیزی که پشت پا را می پوشاند (برای مردان)

3- پوشانیدن سر (برای مردان)

4- پوشانیدن صورت (برای زنان)

5- زینت کردن

6- سرمه کشیدن

7- نگاه در آئینه کردن

8- استعمال بوی خوش

9- مالیدن کرم و روغن به بدن

10- ناخن گرفتن

11- زیر سایه رفتن در حال سفر (برای مردان)

12- زائل کردن مو از بدن

13- عقد ازدواج

صفحه56

14- نگاه کردن به همسر از روی شهوت

15- لمس کردن

16- بوسیدن

17- نزدیکی کردن

18- استمناء کردن

19- کشتن حشرات

20- و 21- کندن دندان و خارج نمودن خون از بدن

22- مجادله کردن

23- دروغ گفتن

24- صید حیوانات صحرائی

25- حمل اسلحه

شرح احکام این کارهای 25 گانه در مسائل آینده روشن خواهد شد.

1- پوشیدن لباس دوخته

پوشیدن لباسهائی مانند پیراهن و قبا و شلوار و زیرپیراهن، بر مردان در حال احرام حرام است. بلکه احتیاط واجب آن است که از هر لباس دوخته اجتناب کند، همچنین از لباسهای بافتنی و لباسهائی که قطعات آن را به هم می چسبانند یا مانند نمد درست می کنند، و به صورت پیراهن و پالتو و شلوار و مانند آن است، هرچند دوختنی نباشد و نخ و سوزن در آن به کار نرود، احتیاط این است که از همه اینها پرهیز کند.

صفحه57

مسأله 89- در لباس دوخته شده تفاوتی میان لباس کوچک و بزرگ نیست ولی انداختن پتوهائی که اطراف آن دوخته شده بر

شانه برای دفع سرما و مانند آن، یا کشیدن لحاف دوخته شده به روی بدن (به شرط اینکه سر خود را با آن نپوشاند) اشکال ندارد بلکه اگر لبه های احرامی نیز دوخته باشد ضرری ندارد هرچند احتیاط در ترک آن است.

مسأله 90- بستن همیان بر کمر مانعی ندارد هرچند دوخته شده باشد (همیان چیزی است که پول نقد و مانند آن را در آن می گذارند و بر کمر می بندند) همچنین بستن کمربند روی احرامی نیز مانعی ندارد، خواه کمربند دوخته باشد یا غیر دوخته، همچنین بستن شال روی احرامی نیز بی مانع است، هرچند از پارچه دوخته شده باشد، امّا احتیاط مستحب در تمام اینها ندوخته بودن است.

صفحه58

مسأله 91- استفاده از فتق بند هرچند دوخته باشد مانعی ندارد، همچنین کیفهای دوخته ای که احیاناً به گردن یا شانه می اندازند، و اشیاء مورد نیاز خود را در آن حفظ می کنند، دوخته بودن آنها ضرری ندارد.

مسأله 92- همان گونه که گفتیم احتیاط واجب آن است که لنگ احرامی را به گردن گره نزند، امّا گره زدن آن به دور کمر مخصوصاً در آنجا که احتیاط به آن باشد، و همچنین گره زدن رداء و یا استفاده از سنجاق برای نگهداشتن رداء یا لنگ مانعی ندارد، ولی بهتر ترک آن است. و آنچه در میان بعضی از حجّاج معمول است که سنگی در کنار حوله گذاشته و با یک قطعه کش یا نخ آن را به طرف دیگر می بندند نیز جایز است.

مسأله 93- پوشیدن انواع لباس دوخته برای زنان بی مانع است; مگر دستکش که جایز نیست

صفحه59

مسأله 94- کسی که عمداً یا

در حال اضطرار لباس دوخته بپوشد کفّاره آن یک گوسفند است، امّا اگر از روی فراموشی یا جهل باشد چیزی بر او نیست

2- چیزی که تمام پشت پا را بپوشاند(کفش و جوراب)

مسأله 95- پوشیدن کفشهائی که تمام پشت پا را می پوشاند مانند چکمه و گیوه و امثال آن و همچنین جوراب در حال احرام جایز نیست خواه ساق پا را بپوشاند یا نه امّا اگر قسمتی از پشت پا را بپوشاند، مانند بند نعلین و کفشهائی که قسمتی از پشت پا در آن بیرون است مانعی ندارد، این حکم مخصوص مردان است، و کفش و جوراب برای زنان اشکال ندارد.

مسأله 96- هرگاه حوله احرامی بلند باشد و پشت پا را بپوشاند، یا مثلاً برای رفع درد پا، پارچه ای را داغ کنند و روی پشت پا بگذارند اشکالی ندارد.

صفحه60

مسأله 97- هرگاه مرد عمداً یا در حال اضطرار کفش و جوراب بپوشد کفّاره ندارد، و احتیاط مستحب آن است که اگر مجبور به پوشیدن کفش و جوراب شود قسمت روی پا را شکاف دهد.

3- پوشانیدن سر برای مردان

مسأله 98- پوشانیدن تمام سر در حال احرام برای مردان مُحرِم حرام است، و احتیاط واجب آن است که قسمتی از سر را نیز نپوشانند، ولی پوشانیدن سر با دست یا به هنگام خواب به وسیله بالش جایز است، همچنین انداختن بند مشک و ساک و مانند آن بر سر جایز است، پوشانیدن صورت نیز برای مرد مانعی ندارد.

مسأله 99- احتیاط واجب آن است که گوشها را نیز نپوشانند.

مسأله 100- دستمالی که برای سردرد به سر می بندند اشکال ندارد و خشک کردن سر با دستمال و حوله نیز اشکالی ندارد مشروط بر این که سر را با آن نپوشانند.

صفحه61

مسأله 101- اگر مُحرِم فراموش کند و سر را بپوشاند مستحبّ است دوباره لبّیک بگوید امّا واجب نیست.

مسأله 102- احتیاط واجب آن است

که سر را با «گل» و «حنا» و مانند آن یا گذاشتن چیزی مانند طبق بر سر، نپوشاند.

مسأله 103- جایز نیست مُحرِم سر خود را در آب فرو برد، خواه بقیّه بدن زیر آب باشد یا نه، امّا ریختن آب بر سر خواه برای غسل باشد یا غیر آن مانعی ندارد، همچنین رفتن زیر دوش; ولی در وان حمّام سر خود را زیر آب نکند.

مسأله 104- کفّاره پوشانیدن سر به طور عمد برای مردان یک گوسفند است (بنابر احتیاط واجب); ولی در صورت جهل و فراموشی کفّاره ندارد.

4- پوشانیدن صورت برای زنان

اشاره

مسأله 105- پوشانیدن صورت برای زنان در حال احرام جایز نیست، خواه به وسیله نقاب باشد یا پوشیه یا بادبزن، و مانند آن، حتّی احتیاط واجب آن است به وسیله گل و مانند آن هم صورت خود را نپوشانند.

صفحه62

مسأله 106- پوشانیدن قسمتی از صورت به طوری که نقاب و برقع به آن نگویند حرام نیست، و همچنین پوشانیدن در حال خواب و گذاردن صورت بر بالش و یا پوشانیدن به وسیله دست مانعی ندارد.

مسأله 107- جایز است زن چادر خود را پائین بکشد به طوری که نصف یا تمام صورت را فراگیرد، خواه به صورت بچسبد یا نه; ولی احتیاط واجب آن است که این کار را فقط زمانی انجام دهد که می خواهد خود را از مردان بپوشاند و در غیر این حال صورت خود را بازنگهدارد (باز بودن گردی صورت در غیر حال احرام نیز جایز است.)

مسأله 108- کفّاره پوشانیدن صورت برای زنان یک گوسفند است بنا بر احتیاط مستحب.

5- زینت کردن

مسأله 109- جایز نیست مردان انگشتر زینتی بپوشند ولی انگشترهائی که برای ثواب در دست می کنند، اگر جنبه

صفحه63

تزئینی ندارد بی اشکال است، بنابراین اگر انگشتر زینتی باشد باید از پوشیدن آن خودداری کند خواه به قصد زینت باشد یا نباشد.

مسأله 110- پوشیدن زینت آلات مطلقاً برای زنان در حال احرام جایز نیست، امّا زینت آلاتی که قبلاً به طور معمول آن را می پوشید، اگر در حال احرام پنهان باشد مانعی ندارد.

مسأله 111- بستن حنا برای مردان و زنان اگر جنبه زینت داشته باشد در حال احرام جایز نیست.

مسأله 112- احتیاط واجب آن است که مُحرِم خواه زن باشد یا مرد، از

پوشیدن هرگونه زینت آلات دیگر نیز اجتناب کند، حتّی احرامی زینتی یا نعلین تزیین شده نپوشد و از هرگونه آرایش سر و صورت و سایر اعضای بدن پرهیز نماید.

مسأله 113- رنگ کردن موها در صورتی که به آن تزیین گفته شود برای مُحرِم اشکال دارد، هرچند قصد زینت نکرده باشد، و در صورتی که جنبه تزیین نداشته باشد (مثل این که برای درمان حنا ببندد) مانعی ندارد، همچنین رنگ کردن موها و بستن حنا قبل از احرام به طوری که اثرش تا موقع احرام باقی بماند اشکالی ندارد، مگر این که از اوّل قصد تزئین خود برای حالت احرام داشته باشد.

صفحه64

6- سرمه کشیدن

مسأله 114- سرمه کشیدن برای زنان و مردان با موادّ سیاه یا غِیر آن اگر جنبه زینت داشته باشد در حال احرام حرام است، و اگر جنبه زینت ندارد مثلاً برای درمان چشم سرمه بکشد و شکل زینت به خود نگیرد اشکالی ندارد.

7- نگاه کردن در آئینه

مسأله 115- نگاه کردن در آئینه برای تزئین خود، و اصلاح سر و وضع خویش در حال احرام جایز نیست، خواه مرد باشد یا زن، امّا برای هدفهای دیگر مثل نگاه کردن رانندگان در آئینه برای دیدن اطراف اتومبیل، یا نگاه پزشک برای دیدن دهان و دندان بیمار، یا نگاه به آئینه بی آن که عکس خویش را در آن ببیند، یا نگاه کردن به آئینه برای دیدن محلّ زخم صورت و مانند آن، مانعی ندارد.

صفحه65

مسأله 116- نگاه کردن در آب صاف و اشیاء صیقلی برای اصلاح سر و وضع خویش حکم نگاه در آئینه را دارد و در حال احرام جایز نیست.

مسأله 117- اگر بدون اختیار چشمش به آئینه بیفتد اشکالی ندارد، و بهتر این است در ایّام حج در اطاقهائی که افراد مُحرِم سکونت دارند روی آئینه چیزی بیندازند که نگاه غیر اختیاری نیز به آن نیفتد.

مسأله 118- نگاه کردن در شیشه اطاق یا شیشه عینک که پشت آن پیدا است در حال احرام بی مانع است.

8- استعمال بوی خوش

مسأله 119- استعمال بوی خوش، مانند انواع عطرها، و مشک و زعفران و گلاب، و غیر آن خواه از طریق بوئیدن باشد، یا مالیدن بر بدن و لباس یا پراکندن در فضای اطاق به وسیله اسپری یا خوردن غذاهای معطّر، بر مرد و زن مُحرِم حرام است.

صفحه66

مسأله 120- خوردن میوه های خوشبو مانند سیب و پرتقال و غیر آن مانعی ندارد، ولی بهتر است از بوئیدن آنها خودداری شود.

مسأله 121- مُحرِم نمی تواند با صابونهای عطری یا شامپوهای معطّر خود را بشوید، و لازم است از گذاشتن این گونه اشیاء در کنار لباس احرامی خود که

سبب بو گرفتن آنها می شود خودداری کند و حجّاج باید این گونه اشیاء را در ساکهای لباس احرامی خود قرار ندهند.

مسأله 122- هرگاه مُحرِم در جائی قرار بگیرد که بوی خوش در آنجا باشد باید چیزی در برابر بینی خود قرار دهد که بوی خوش را استشمام نکند; مگر این که موجب عسر و حرج شود، ولی بعکس اگر از محلّی بگذرد که بوی بد در آنجا است نباید بینی خود را بگیرد، ولی می تواند با سرعت از آنجا بگذرد.

مسأله 123- بوئیدن گلها بنابر احتیاط واجب برای مُحرِم جایز نیست.

صفحه67

9- مالیدن انواع روغنها و کرمها به بدن

اشاره

مسأله 124- مالیدن هر نوع روغن و کرم به بدن خواه معطّر باشد یا نه برای مُحرِم جایز نیست، حتّی مالیدن روغنهای خوشبو قبل از احرام در صورتی که عطر آن در حال احرام باقی بماند ممنوع است، امّا روغن و کرم غیر معطّر قبل از احرام مانعی ندارد.

مسأله 125- خوردن غذاهای چرب هرچند اطراف دست و دهان را چرب کند برای مُحرِم جایز است.

مسأله 126- مالیدن انواع پمادها بر بدن برای معالجه و درمان مانعی ندارد.

10- ناخن گرفتن

مسأله 127- گرفتن ناخن دست یا پا، حتّی گرفتن یک ناخن یا بعضی از آن، بر مُحرِم حرام است، ولی اگر ناخن آسیب دیده و ماندنش ضرر دارد، یا مایه ناراحتی شدید است می تواند آن را قطع کند.

مسأله 128- هرگاه گرفتن ناخن از روی فراموشی یا ندانستن مسأله بوده باشد چیزی بر او نیست، و اگر از روی عمد باشد کفّاره گرفتن هر ناخن یک مدّ طعام است (حدود 750 گرم) و هرگاه تمام ناخن دستها را بگیرد کفّاره آن یک گوسفند است، همچنین اگر تمام ناخنهای دست و پا را در یک مجلس بگیرد کفّاره آن یک گوسفند است، امّا اگر ناخن دستها را در یک مجلس و ناخن پاها را در مجلس دیگر بگیرد، کفّاره آن، دو گوسفند است.

صفحه68

مسأله 129- تفاوتی در گرفتن ناخنها با قیچی و ناخن گیر و حتّی با دندان نیست.

مسأله 130- در صورت اضطرار و ناچاری می تواند ناخن را بگیرد، ولی احتیاط واجب آن است که همان کفّاره را بدهد.

مسأله 131- هرگاه مُحرِم به فتوای کسی (یا به نقل فتوا توسّط شخصی) ناخن خود را در حال احرام بگیرد، و

خون بیاید یک گوسفند کفّاره بر فتوا دهنده واجب می شود، بلکه بنا بر احتیاط اگر خون هم نیاید یک گوسفند واجب است.

صفحه69

11- زیر سایه رفتن در حال سفر

مسأله 132- مرد مُحرِم هنگام سفر نباید زیر سایه برود، یا سایبانی مانند چتر بر سر بگیرد، بنابراین سوار شدن بر هواپیما یا اتومبیل سرپوشیده و مانند آن برای مردان مُحرِم جایز نیست، ولی برای زنان جایز است.

مسأله 133- در منازل وسط راه یا در مکّه و عرفات و مشعر و منی، رفتن زیر خیمه و سقف منزل مانعی ندارد، همچنین گذشتن از بازارهای سرپوشیده و تونلهائی که برای عابران درست کرده اند.

مسأله 134- در مواقعی که سایبان اثری برای حفظ از آفتاب و باران و سرما ندارد، رفتن مردان مُحرِم زیر سایبان در حال سفر مانعی ندارد بنابراین مردان مُحرِم می توانند در این شبها یا بین الطّلوعین یا روزهای کاملاً ابری از ماشین سقف دار یا هواپیما استفاده کنند، ولی در شبهای بارانی و سرد استفاده از سایبان کفّاره دارد.

مسأله 135- گذشتن از زیر پلهای وسط راه مانعی ندارد، و همچنین بودن در سایه ای که از دیواره های اتومبیل سرباز به وجود می آید جایز است.

صفحه70

مسأله 136- بیماران و کسانی که از حرارت آفتاب شدیداً ناراحت می شوند، یا تابش آفتاب به آنها زیان می رساند می توانند از ماشین سقف دار و مانند آن استفاده کنند، امّا باید کفّاره بدهند (کفّاره آن در مسأله بعد خواهد آمد.)

مسأله 137- هرگاه مُحرِم از روی سهو و فراموشی یا جهل زیر سایه برود کفّاره ندارد، امّا اگر عمداً یا به خاطر ضرورتی باشد کفّاره دارد و کفّاره آن یک گوسفند برای

هر احرام است، یعنی برای مجموع احرام عمره یک گوسفند، و برای مجموع احرام حج نیز یک گوسفند واجب است.

مسأله 138- بهتر است کفّاره های مربوط به احرام عمره را در مکّه و مربوط به احرام حج را در منی ذبح کنند، ولی جایز است آن را به تأخیر اندازند و در وطن انجام دهند بلکه در شرایط فعلی که پیدا کردن مستحق در آنجا مشکل است اَوْلی آن است که در وطن انجام دهند، ولی مراقب باشند فراموش نکنند.

مسأله 139- گوسفند کفّاره باید تماماً به مصرف فقرا برسد و شخصاً از آن چیزی نخورد.

صفحه71

12- زایل کردن مو از بدن

مسأله 140- مُحرِم نباید مو از بدن خود جدا کند، خواه با تراشیدن باشد یا قیچی کردن، یا کندن به هر وسیله دیگر، خواه شخصاً این کار را انجام دهد، یا دیگری را وادارد که او را اصلاح نماید، حتّی یک مو از بدن جدا کردن جایز نیست، و فرقی میان اعضای بدن نمی باشد.

مسأله 141- شانه زدن موی سر و صورت اگر بداند سبب جدائی موها می شود جایز نیست، بلکه احتیاط آن است که در حال احرام از شانه کردن موها خودداری کند، و هنگام خاراندن بدن نیز باید مواظب باشد موئی جدا نشود.

مسأله 142- هرگاه داشتن مو سبب بیماری گردد، یا ناراحتی شدید تولید کند، جایز است آن را زایل کند، ولی کفّاره دارد، و کفّاره آن در مسأله آینده می آید.

مسأله 143- هرگاه عمداً سر خود را بتراشد، یا موهای زیر هر دو بغل یا یکی را زایل کند، کفّاره آن یک گوسفند است، ولی اگر از روی ضرورت سر خود را بتراشد مخیّر است میان

یک گوسفند، یا سه روز روزه، یا اطعام شش فقیر به هر کدام دو مدّ طعام (تقریباً یک کیلو و نیم) و احتیاط واجب آن است که در زایل کردن موی زیر بغل نیز همین کفّاره را بدهد، امّا اگر مقداری از موی سر یا صورت یا زیر گلو یا زیر بغل و مانند آن را زایل کند، یک فقیر را اطعام نماید کافی است.

صفحه72

مسأله 144- اگر از روی ندانستن مسأله، یا فراموشی و غفلت موی بدن را زایل کند کفّاره ندارد، و هرگاه در موقع وضو و غسل دست بر بدن بکشد و موهائی کنده شود چیزی بر او نیست، امّا اگر بدون هدفی دست بر سر و صورت یا بدن بکشد و موهائی از او جدا شود احتیاط واجب آن است که مقداری غذا به فقیر دهد.

مسأله 145- مُحرِم نمی تواند مو از بدن دیگری زایل کند خواه طرف مقابل مُحرِم باشد یا غیر مُحرِم، خواه با تیغ باشد یا قیچی، یا وسیله دیگر (ولی این کار کفّاره ندارد) بنابراین در منی به هنگام بیرون آمدن از احرام، افراد مُحرِم نمی توانند سر دیگران را بتراشند، یا اصلاح کنند، بلکه باید اوّل خودشان از احرام بیرون آیند و بعد چنین کنند.

صفحه73

13- عقد ازدواج

مسأله 146- ازدواج کردن در حال احرام برای مُحرِم جایز نیست، خواه خودش صیغه عقد را بخواند، یا به دیگری وکالت دهد، خواه عقد دائم باشد یا موقّت، و در این حال عقد او باطل است، و در صورتی که علم به حرام بودن آن داشته باشد و اقدام به این کار کند، آن همسر برای او حرام ابدی خواهد شد.

همچنین جایز

نیست مُحرِم برای دیگری صیغه عقد بخواند، هرچند او غِیر مُحرِم باشد و در این صورت نیز عقد او باطل است; امّا حرام ابدی نمی شود، و در هیچ یک از این دو صورت کفّاره واجب نیست.

مسأله 147- جایز نیست مُحرِم در مجلس عقد ازدواج برای شاهد بودن حضور پیدا کند، همچنین (بنا بر احتیاط واجب) جایز نیست شهادت بر انجام عقد ازدواج دهد، یا برای خود یا دیگری خواستگاری کند.

صفحه74

14 و 15 و 16- نگاه کردن و لمس کردن و بوسیدن

مسأله 148- جایز نیست مُحرِم به همسر خود از روی شهوت نگاه کند، یا دست بر بدن او بگذارد، یا ببوسد; ولی نگاه و لمس بدون قصد لذّت مانعی ندارد، و احتیاط آن است که بوسیدن بدون قصد لذّت را نیز ترک کند.

مسأله 149- هرگاه به قصد لذت به همسر خود نگاه کند یا او را لمس نماید باید یک گوسفند کفّاره بدهد، و اگر با این کار انزال منی از او شود احتیاط واجب یک شتر است و اگر همسر خود را به قصد لذّت ببوسد یک شتر بر او واجب می شود، خواه انزال شود یا نه.

17- نزدیکی کردن

مسأله 150- نزدیکی با زن در حال احرام ممنوع است و این سه حالت دارد:

1- هرگاه در احرام حج از روی علم و عمد نزدیکی کند چنانچه قبل از وقوف به مشعرالحرام صورت گیرد حجّ او فاسد می شود، ولی باید آن را تمام کرده و سال آینده اعاده نماید، و کفّاره آن یک شتر است، و باید آن زن و مرد، (بنا بر احتیاط واجب) تا آخر مناسک حج از هم جدا شوند یا این که شخص سومی با آنها باشد و در سال بعد نیز هنگامی که به آن مکان که عمل در آن واقع شده می رسند، باید از هم جدا شوند تا پایان اعمال حج.

صفحه75

حکم زن نیز اگر از روی علم و عمد و اختیار باشد همین است، ولی اگر همسرش او را مجبور کرده باشد کفّاره ندارد، و مرد باید دو کفّاره بدهد.

و اگر این عمل بعد از وقوف در مشعر الحرام و قبل از طواف نساء صورت گیرد حجّ آنها

صحیح است ولی گناه کرده و یک شتر کفّاره دارد.

2- هرگاه نزدیکی عمداً در عمره تمتّع واقع شده باشد بنابراحتیاط واجب یک شتر بر او است، ولی عمره او باطل نمی شود خواه این عمل قبل از سعی صفا و مروه باشد یا قبل از تقصیر و بیرون آمدن از احرام، ولی احتیاط مستحب آن است که اگر قبل از سعی باشد عمره را در صورت امکان تمام کرده، سپس عمره را اعاده کند، و اگر ممکن نشد سال بعد حجّ تمتّع را از نو به جا آورد.

صفحه76

3- هرگاه این عمل در عمره مفرده واقع شده باشد اگر قبل از اتمام سعی صفا و مروه باشد عمره او باطل است و یک شتر باید کفّاره بدهد، و احتیاط واجب آن است که عمره را تمام کرده و یک ماه صبر کند، سپس به یکی از میقاتها رفته مجدّداً احرام ببندد و عمره مفرده را اعاده کند، و فرقی میان عمره واجب و مستحب نیست. امّا اگر بعد از طواف و سعی (و قبل از تقصیر) باشد عمره او باطل نخواهد شد.

مسأله 151- هرگاه از روی فراموشی یا غفلت یا ندانستن مسأله نزدیکی کند ضرری به حج یا عمره او نمی زند، کفّاره هم ندارد.

مسأله 152- اگر با همسر خود نزدیکی بدون جماع کند باید یک شتر کفّاره بدهد، ولی حج در سال آینده لازم نیست، حکم زن نیز همین گونه است و در صورت اکراه، مانند مسائل سابق است.

صفحه77

مسأله 153- کفّاره در همه این موارد بنابر احتیاط واجب یک شتر است، و فرقی میان همسر دائم و موقّت نیست، همچنین نزدیکی از جلو و عقب

هر دو در این احکام یکسان است.

مسأله 154- احکام بالا در حجّ واجب و مستحب و حجّ نیابت یکسان است، ولی در صورت ارتکاب این عمل اجیر حقّ مال الاجاره را دارد، امّا باید به وظایف بالا عمل کند (اینها همه در صورت عمد است.)

18- استمناء کردن

مسأله 155- هرگاه مُحرِم با آلت خود بازی کند و منی از آن بیرون آید حکمش حکم کسی است که با زنی نزدیکی کرده باشد که شرح آن در مسائل سابق گذشت و اگر با همسر خود بازی کند یا به وسیله نگاه کردن یا فکر و خیال نمودن چنین صحنه هائی، منی از او خارج گردد کفّاره بر او واجب است، بلکه احتیاط واجب آن است که تمام احکام جماع را دارد که در مسائل سابق گذشت.

صفحه78

19- کشتن حشرات

مسأله 156- احتیاط واجب آن است که مُحرِم حشرات را مانند پشه و مگس و شپش و امثال آن نکشد، چه روی بدن یا لباس او باشد یا نباشد، و هیچ جنبنده ای را به قتل نرساند، مگر این که مایه آزار او شوند، یا حیوانات موذی و خطرناک مثل مار و عقرب و مانند آنها باشد، حتّی احتیاط واجب آن است که حشرات مذکور را از بدن نیفکند، و اگر از روی خطا چنین کرد، مقداری طعام به فقیر دهد.

20- بیرون آوردن خون از بدن

مسأله 157- بیرون آوردن خون از بدن خواه به وسیله حجامت باشد، یا جرّاحی، یا مسواک نمودن و خاراندن بدن، به طوری که خون از آن خارج شود، در غیر حال احتیاج و ضرورت مکروه است، و چون جمعی از فقهاء آن را حرام می دانند احتیاط مستحب ترک آن است، حتّی بهتر است که از دادن خون به روش امروز در حال احرام نیز خودداری کند، مگر در مواقع ضرورت و برای حفظ جان مسلمانی.

صفحه79

21- کشیدن دندان

مسأله 158- کشیدن یا کندن دندان اگر باعث خونریزی شود حکم آن همان است که در مسأله قبل گفته شد، یعنی این کار در حال احرام مکروه است، ولی اگر موجب خونریزی نشود اشکالی ندارد، هرچند احتیاط مستحب ترک آن است.

22- دروغ گفتن و دشنام دادن و تفاخر نمودن

مسأله 159- دروغ گفتن و دشنام دادن در همه حال حرام است، ولی در حال احرام بخصوص نهی شده، یعنی از کارهائی است که مُحرِم باید آن را ترک کند، بلکه احتیاط واجب آن است که از اظهار برتری بر دیگران یا بیان نقص دیگران نسبت به خود نیز اجتناب کند، و این سه کار طبق بعضی از روایات، که از معصومین(علیهم السلام) نقل شده، در معنی «فُسوق» در آیه شریفه فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فی الْحَجِّ(1) جمع است و هرگاه کسی این امور را انجام دهد کار خلاف کرده، ولی احرام او باطل نمی شود، و کفّاره آن استغفار است، و بهتر این است که انسان در حال احرام زبان خود را از هر سخن ناروا و زشت حفظ کند و جز به نیکی سخن نگوید.

پاورقی

1- سوره بقره، آیه 197.

صفحه80

23- مجادله و نزاع

مسأله 160- «جدال» درحال احرام ممنوع است همان گونه که در آیه بالا به آن اشاره شده است، و منظور از «جدال» در اینجا آن است که از روی خصومت و دشمنی برای اثبات مطلبی در مقابل دیگری به خدا سوگند یاد کند و بگوید: «بَلی وَ اللّه» یعنی «آری به خدا سوگند که مطلب چنین است»، یا برای نفی مطلبی بگوید: «لا وَ اللّهِ» یعنی «نه به خدا سوگند مطلب چنین نیست» و فرقی در میان عربی و فارسی و زبانهای دیگر نمی باشد، هر عبارتی این مفهوم را بدهد در حال احرام حرام است.

مسأله 161- سوگند دروغ و راست در این حکم یکسان است، ولی اگر قسم دروغ باشد کفّاره آن در همان مرتبه اوّل یک گوسفند است،

و اگر راست باشد چنانچه سه مرتبه تکرار کند، کفّاره اش یک گوسفند می باشد، امّا کمتر از سه بار کفّاره ندارد، هرچند کار خلافی کرده، و باید استغفار کند.

صفحه81

مسأله 162- بهتر است که در حال احرام از هر نوع مجادله و خصومت بپرهیزد، هرچند جمله های قسم که در بالا گفته شد در آن نباشد، ولی اظهار تنفّر و بیزاری و برائت از دشمنان اسلام نه تنها ضرری برای احرام ندارد بلکه از وظایف مسلمین در برابر کفّار می باشد.

مسأله 163- هرگاه از روی محبّت (نه به خاطر خصومت) بگوید به خدا قسم این کار را نکن، یا بگوید به خدا سوگند بگذار من برای تو انجام دهم، حرام نیست و کفّاره هم ندارد.

24- شکار کردن حیوانات صحرائی

مسأله 164- شکار کردن حیوانات صحرائی یا ذبح آنها در حال احرام، حرام است، همچنین شکار پرندگان. و فرقی نمی کند که به تنهائی شکار کند، یا به کمک دیگران، همچنین حرام است نشان دادن شکار به شخص شکار کننده، یا بستن و نگهداری آن، یا خوردن گوشت شکار، (هرچند دیگری شکار کرده یا خودش قبل از احرام آن را شکار کرده باشد.)

صفحه82

مسأله 165- کشتن ملخ نیز برای مُحرِم جایز نیست بنابراین اگر از راهی بگذرد که ملخ در آن است چنانچه می تواند، راه خود را تغییر دهد، و اگر نمی تواند باید مواظب باشد ملخ ها را پایمال ننماید، ولی در صورت ناچاری و مشقّت و عسر و حرج اشکالی ندارد، همچنین کشتن حیوانات موذی مانند مار و عقرب و درندگان در جائی که ایجاد خطر نمایند جایز است.

مسأله 166- ذبح حیوانات اهلی مانند مرغ خانگی و گاو

و گوسفند و شتر در حال احرام اشکالی ندارد

مسأله 167- شکار حیوانات دریائی برای مُحرِم جایز است.

صفحه83

مسأله 168- برای کشتن و شکار کردن هر یک از حیوانات صحرا کفّاره ای معیّن شده است، ولی چون در حال حاضر این مسأله چندان مورد ابتلا نیست از شرح آن در این مختصر صرفنظر می شود.

25- برداشتن سلاح

مسأله 169- مُحرِم نباید با خود اسلحه بردارد خواه اسلحه گرم باشد یا سرد، بلکه احتیاط آن است که از سلاحهای دفاعی مانند سپر و امثال آن نیز استفاده نکند، ولی در موارد ضرورت و خطر و ترس از دزد و حیوان درنده و دشمن هر نوع سلاحی لازم باشد جایز است.

مسأله 170- آنچه ممنوع است در بر کردن اسلحه و حمل نمودن با خویش است مانند بستن شمشیر به کمر و گرفتن تفنگ بر دوش یا با دست، ولی اگر در خانه و خیمه و اثاث اتومبیل او بوده باشد برای احرام او ضرر ندارد هرچند احتیاط مستحب آن است که آن را نیز در غیر موارد ضرورت ترک کند.

صفحه84

مسأله 171- هرگاه عمداً اسلحه با خود بردارد احتیاط آن است که یک گوسفند کفّاره بدهد.

کفّارات احرام

مسأله 172- کفّارات احرام به شرح زیر است:

1- کفّاره لباس دوخته عمداً یا در حال اضطرار یک گوسفند است و در حال فراموشی و جهل کفّاره ندارد.

2- پوشیدن کفشی که تمام پشت پا را بگیرد و جوراب برای مردان جایز نیست; ولی کفّاره ندارد هرچند عمداً باشد.

3- کفّاره پوشیدن سر به طور عمد برای مردان بنا بر احتیاط واجب یک گوسفند و در حال جهل و فراموشی کفّاره ندارد.

4- کفّاره پوشانیدن صورت برای زنان بنابراحتیاط مستحب یک گوسفند است.

5- کفّاره گرفتن ناخن عمداً برای هر ناخن یک مدّ طعام است (حدود 750 گرم) و اگر تمام دست ها را بگیرد یا ناخنهای دست و پا را در یک مجلس بگیرد کفّاره آن یک گوسفند است; ولی اگر ناخن دستها را در یک مجلس و ناخن پاها را در مجلس

دیگری بگیرد، دو گوسفند کفّاره دارد و در صورت فراموشی کفّاره ندارد و در صورت اضطرار و ناچاری احتیاط واجب آن است که همان کفّاره را بدهد.

صفحه85

6- کفّاره زیر سایه رفتن در حال سفر عمداً و در حال اضطرار برای هر احرام یک گوسفند است; یعنی برای احرام عمره یک گوسفند و برای احرام حج نیز یک گوسفند است و در حال سهو و فراموشی و جهل کفّاره ندارد.

7- کفّاره تراشیدن سر یا موهای زیر بغل (هر دو یا یکی) عمداً، یک گوسفند است، ولی در حال ضرورت در تراشیدن سر مخیّر است میان یک گوسفند یا سه روز روزه یا اطعام شش فقیر به هر کدام دو مدّ طعام، و احتیاط واجب در زایل کردن موی زیر بغل نیز همین کفّاره است; امّا زایل کردن مقداری از موی سر یا صورت یا زیر گلو یا زیر بغل و مانند آن کفّاره آن اطعام یک فقیر است; ولی در صورت جهل به مسأله یا فراموشی و غفلت، کفّاره ندارد

صفحه86

8- ازدواج برای خود یا اجرای صیغه عقد برای دیگران کفّاره ندارد.

9- 10- 11- هرگاه به قصد لذّت به همسر خود نگاه کند یا او را لمس نماید باید یک گوسفند کفّاره بدهد و اگر با این کار انزال منی شود احتیاط واجب یک شتر است و اگر همسر خود را به قصد لذّت ببوسد یک شتر بر او واجب می شود، خواه انزال شود یا نه.

12- کفّاره نزدیکی صورتهای مختلفی دارد که در مسائل «150 و 151 و 152 و 153» ذکر شده است.

13- استمناء از نظر کفّاره شبیه نزدیکی است.

14- کشتن حشرات مقداری طعام کفّاره

دارد; خواه عمداً باشد یا از روی خطا، بنابر احتیاط واجب.

15- دروغ گفتن، دشنام دادن و تفاخر نمودن کفّاره اش استغفار است.

16- کفّاره قسم دروغ مرتبه اوّل یک گوسفند و اگر راست باشد و سه مرتبه تکرار کند کفّاره اش باز هم یک گوسفند است; امّا کمتر از سه بار کفّاره ندارد.

صفحه87

17- کفّاره حمل سلاح عمداً بنا بر احتیاط یک گوسفند است.

18- کفّاره استعمال بوی خوش از روی عمد بنا بر احتیاط واجب یک گوسفند است.

19- سرمه کشیدن کفّاره ندارد; مگر این که بوی خوش داشته باشد که کفّاره بوی خوش را دارد.

20- نگاه کردن به آئینه کفّاره ندارد; لکن مستحبّ است بعد از نگاه کردن لبّیک بگوید.

21- پوشیدن زیورآلات حرام است، ولی کفّاره ندارد.

22- اگر در روغن مالیدن به بدن بوی خوش باشد کفّاره آن یک گوسفند است، هرچند از روی اضطرار باشد.

23- خون از بدن درآوردن کفّاره ندارد.

24- کشیدن دندان بنا بر احتیاط مستحب یک گوسفند کفّاره دارد.

25- در قطع گیاهِ حرم کفّاره ای نیست، جز استغفار.

صفحه88

2- طواف

اشاره

مسأله 173- دوم از واجبات عمره، طواف است; طواف یعنی گردش به دور خانه خدا (هفت دور) هم در عمره واجب است و هم در حج (یک مرتبه در عمره و دو بار در حج.)

مسأله 174- در طواف پنج چیز شرط است:

اوّل: «نیّت» زیرا طواف از عبادات است و بدون نیّت همراه با قصد قربت، صحیح نیست.

دوم: «طهارت از حدث» یعنی وضو داشتن و پاک بودن از جنابت و حیض و نفاس، و این در صورتی است که طواف واجب باشد، امّا در طواف مستحب طهارت شرط نیست، هرچند افضل آن است که طهارت داشته باشد،

و اگر جنب بوده، و فراموش کرده است طواف مستحب او نیز صحیح است، امّا در صورت علم و آگاهی چون بودن جنب در مسجد الحرام حرام است طواف او صحیح نمی باشد.

صفحه89

مسأله 175- هرگاه دسترسی به آب پیدا نکند، یا از استعمال آب معذور باشد می تواند به جای آن تیمّم کند، خواه تیمّم بدل از غسل باشد یا بدل از وضو، و طواف را به جا آورد.

مسأله 176- هرگاه زنی حائض باشد و نتواند طواف و نماز طواف را با طهارت قبل از وقوف به عرفات به جا آورد باید عدول به حجّ إفراد کند، و بعد از اتمام حج، عمره مفرده با طهارت انجام دهد، خواه حائض شدن قبل از احرام باشد یا بعد از احرام، حکم زن زائو نیز همین است. ولی بانوان می توانند با خوردن قرص عادت را به عقب بیندازند و طواف حج و عمره را به جا آورند.

مسأله 177- هرگاه کسی مشغول طواف واجب باشد و وضوی او باطل شود تجدید وضو می کند و باز می گردد، اگر حدّاقل چهار دور را تمام کرده باشد دنباله آن را به جا می آورد، و اگر کمتر از چهار دور بوده است از اوّل شروع می کند، و اگر زن در حال طواف، عادت ماهانه ببیند حکم او نیز بعد از پاک شدن همین است.

صفحه90

مسأله 178- اگر به خاطر پیش آمدن حاجت ضروری برای خودش یا یکی از برادران و خواهران دینی طواف واجب خود را قطع کند مطابق مسأله سابق عمل می نماید.

مسأله 179- اگر در اثناء طواف بیماری شدیدی به او دست دهد که قادر به

اتمام طواف نباشد، طواف را قطع می کند، اگر چهار دور را تکمیل کرده بعد از بهبودی باقیمانده را به جا می آورد و اگر کمتر از آن باشد طواف را از سر می گیرد، و اگر بیماری ادامه یافت و نتوانست شخصاً طواف کند او را طواف می دهند، و اگر به این صورت نیز نتوانست طواف کند، نائب می گیرد.

مسأله 180- هرگاه طواف مستحب را رها کند و دنبال کاری برود (خواه ضروری باشد یا غیر ضروری) هنگامی که بازمی گردد از همانجا که رها کرده ادامه می دهد، خواه چهار دور تمام شده باشد یا نه.

صفحه91

مسأله 181- نشستن در حال طواف برای رفع خستگی مانعی ندارد، ولی احتیاط واجب آن است که موالات عرفی به هم نخورد (یعنی مطابق معمول طواف را پشت سر هم و بدون فاصله زیاد به جا آورد.)

سوم: «طهارت» از نجاست است.

مسأله 182- بدن و لباس طواف کننده خواه طواف واجب باشد یا مستحب باید از هر نجاستی پاک باشد، حتّی بعضی از نجاسات که در نماز بخشوده شده (مانند خون کمتر از یک درهم) در طواف بخشوده نیست، ولی در مورد خون زخمها اگر شستن آن باعث مشقّت و عسر و حرج باشد ضرری برای طواف ندارد.

مسأله 183- لباسهای کوچک (مانند جوراب و شب کلاه و همیان که به تنهائی با آنها نمی توان ستر عورت کرد) اگر نجس باشد عیبی ندارد.

مسأله 184- هرگاه لباس یا بدن نجس باشد و نداند، یا می دانسته و فراموش کرده است، چنانچه بعد از طواف بفهمد، طوافش صحیح است، و اگر در حال طواف بفهمد باید لباس خود را عوض

کند، و با لباس پاک، طواف را ادامه دهد، و اگر لباس پاکی همراه ندارد طواف را متوقف می کند، و لباس یا بدن را آب می کشد، سپس باقیمانده طواف را به جا می آورد و طوافش صحیح است، خواه قبل از تکمیل کردن چهار دور باشد یا بعد از آن.

صفحه92

چهارم: ختنه است.

مسأله 185- هرگاه مردی ختنه نکرده باشد طوافش باطل است، و احتیاط واجب آن است که پسر بچّه نیز ختنه کرده باشد.

مسأله 186- هرگاه کسی از روی عمد یا فراموشی یا ندانستن مسأله، طواف را بدون ختنه انجام دهد، طوافش باطل است.

مسأله 187- هرگاه مکلّف ختنه نشده باشد و مستطیع گردد (مانند کسی که تازه مسلمان شده) چنانچه بتواند ختنه کند باید در همان سال به حج رود، و اگر نتواند، حج را به تأخیر می اندازد تا ختنه کند، و اگر ختنه کردن همیشه برای او ضرر دارد باید با همان حال حج را به جا آورد (ولی احتیاط مستحب آن است که علاوه بر طواف کردن خودش، نائب هم بگیرد تا برای او طواف کند.)

صفحه93

پنجم: پوشانیدن عورت است.

مسأله 188- پوشاندن عورت بر طواف کننده واجب است بلکه لازم است بدن خود را طوری بپوشاند که نگویند بدنش برهنه است.

مسأله 189- احتیاط واجب آن است که تمام شرایط لباس نمازگزار را در حال طواف رعایت کند.

واجبات طواف

مسأله 190- در طواف هفت چیز واجب است:

اوّل و دوم: باید طواف را از «حجرالاسود» شروع کند، و به «حجرالاسود» ختم نماید، و همین اندازه که در عرف بگویند از حجر الاسود شروع کرده و به آن خاتمه داده کافی است، و دقّت در محاذی

بودن اجزای بدن با اجزای حجرالاسود لازم نیست، ولی احتیاط واجب آن است که کمی قبل از حجرالاسود شروع کند و کمی بعد از آن ختم نماید تا یقین حاصل کند که هفت دور تمام انجام داده است.

صفحه94

سوم: واجب است طوری طواف کند که خانه کعبه طرف دست چپ او باشد، همان گونه که معمول همه مسلمین است، و طواف در طبقات بالای مسجدالحرام در غیر حال ضرورت خالی از اشکال نیست.

مسأله 191- لازم نیست شانه چپ در تمام حالات محاذی کعبه باشد، بلکه همین اندازه که مطابق معمول خانه کعبه را دور بزند کافی است، حتّی اگر گاهی رو به کعبه کند بعد به راه خود ادامه دهد مانعی ندارد، و آنچه بعضی از عوام در مورد محاذی بودن دائمی شانه چپ با کعبه (حتّی موقعی که به حجر اسماعیل می رسند) انجام می دهند، هیچ لزومی ندارد، بلکه اگر موجب وهن مذهب گردد طوافشان اشکال دارد، و بهتر این است که به جای این گونه احتیاطهای بیجا در مورد محاذی بودن شانه چپ در تمام حالات، حضور قلب داشته باشند و مناجات و راز و نیاز با پروردگار کنند، و همانند سایر مسلمین کعبه را دور بزنند.

صفحه95

چهارم: واجب است «حجر اسماعیل» را داخل طواف کند، یعنی از بیرون حجر اسماعیل کعبه را دور بزند، بنابراین اگر از داخل «حجر اسماعیل» طواف کند باید آن دور را نادیده گرفته و از حجرالاسود اعاده نماید (ولی نظر به این که به عقب برگشتن در این گونه موارد با ازدحام جمعیّت مشکل است بهتر این است که همراه طواف کنندگان آن دور را بدون نیّت ادامه

دهد، تا به حجرالاسود برسد، سپس نیّت می کند و آن دور را ادامه می دهد.)

پنجم: طواف باید در خارج خانه کعبه باشد، بنابراین طواف در داخل خانه کعبه جایز نیست. همچنین جایز نیست روی آن قسمت از کناره کعبه که «شاذروان» نام دارد، طواف کند (هرچند امروز شاذروان طوری ساخته شده که عملاً امکان طواف روی آن نیست) و نیز جایز نیست روی دیوار «حجر اسماعیل» برود و طواف کند.

صفحه96

مسأله 192- دست گذاشتن بر دیوار خانه کعبه یا بر دیوار حجر اسماعیل، یا روی حجر اسماعیل ضرری برای طواف ندارد، ولی احتیاط مستحب آن است که در آن طرف کعبه که شاذروان قرار دارد هنگام طواف دست بر دیوار کعبه نگذارد.

مسأله 193- هرگاه در اثنای طواف داخل خانه کعبه شود طواف او باطل است و باید اعاده کند، و هرگاه از درون حجر اسماعیل طواف کند همان دور را چنانکه گفته شد از حجرالاسود اعاده می کند، امّا اگر از روی دیوار حجر اسماعیل یا شاذروان طواف کند همان مقدار را اعاده می کند.

مسأله 194- هرگاه طواف را عمداً قطع کند ولی از مسجد خارج نشود، و قبل از فوت موالات بازگردد و از همان جا که قطع کرده ادامه دهد طوافش صحیح است.

صفحه97

ششم: مشهور میان فقها این است که باید طواف در فاصله مقام ابراهیم و خانه کعبه باشد (این فاصله بیست و شش ذراع و نیم، یعنی کمتر از سیزده متر می باشد) و از هر طرف باید این فاصله در نظر گرفته شود.

بنابراین در طرف «حجر اسماعیل» محدوده طواف شش ذراع و نیم (کمتر از سه متر و نیم) است; زیرا

حجر اسماعیل که مجموعاً بیست ذراع است، از آن کم می شود.

ولی حق این است که طواف در تمام مسجد الحرام جایز می باشد هرچند بهتر این است احتیاط را ترک نکند. یعنی اگر طواف کردن در فاصله مزبور مشکل نباشد از آن حد خارج نشود; و طواف در طبقات بالا در غیر حال ضرورت خالی از اشکال نیست.

هفتم: موالات در طواف شرط است; یعنی باید هفت دور پی در پی دور خانه خدا بگردد، و کمتر از هفت دور کافی نیست، ولی در طواف نافله چنانکه گفتیم موالات شرط نمی باشد.

صفحه98

مسأله 195- هرگاه کسی مشغول طواف واجب باشد و وقت نماز فریضه یا نافله «وتر» فرا رسد، می تواند طواف را قطع کرده و نماز را به جا آورد، سپس بقیّه طواف را تکمیل کند، خواه قبل از چهار دور باشد، یا بعد از آن.

صفحه99

احکام طواف

مسأله 196- کم و زیاد کردن طواف جایز نیست. هرگاه کسی عمداً چیزی بر هفت دور بیفزاید طواف او باطل است، و اگر از روی عمد طواف واجب را کم کند، چنانچه قبل از فوت موالات بازگردد و طواف را ادامه دهد صحیح است، و الاّ طواف او باطل می شود، و باید از نو شروع کند.

مسأله 197- هرگاه از روی سهو و فراموشی طواف واجب را ناقص بگذارد، اگر بعد از تمام کردن چهار دور باشد برمی گردد و طواف را کامل می کند (خواه موالات از دست رفته باشد یا نه) و اگر قبل از چهار دور باشد چنانچه موالات به هم نخورده، می تواند آن را تکمیل نماید، وگرنه باید از نو شروع کند.

مسأله 198- کسی

که «طواف عمره تمتّع» را ترک کند چند صورت دارد:

صفحه100

1- هرگاه عمداً ترک کند تا وقت وقوف به «عرفات» تنگ شود احتیاط واجب آن است که نیّت حجّ إفراد کند، و بعد از حج، عمره مفرده به جا آورد، و سال بعد حجّ تمتّع را اعاده نماید (وقت وقوف به عرفات بنا بر احتیاط از ظهر روز عرفه، یعنی نهم ذی الحجّه است تا غروب آفتاب.)

2- کسی که از روی جهل و نادانی طواف را ترک کند حجّ او مبدّل به افراد می شود، و بنا بر احتیاط واجب بعد از آن عمره مفرده به جا می آورد. و سال بعد حجّ تمتّع را اعاده می نماید، و احتیاط مستحب آن است که یک شتر به عنوان کفّاره قربانی کند.

3- کسی که از روی سهو و فراموشی طواف را ترک کند، حجّ او درست است، و هر وقت به خاطرش آمد طواف را به جا می آورد (و احتیاط مستحب آن است که سعی را هم بعد از آن اعاده کند) و اگر به وطن خود بازگشته، یا از مکّه بیرون رفته، و مراجعت برای او زحمت دارد نائب بگیرد تا طواف او را به جا آورد، و در این مدّت چیزی بر او حرام نیست، و احتیاط آن است که یگ گوسفند قربانی به مکّه بفرستد و اگر فرستادن قربانی به مکّه ممکن نیست در شهر خود قربانی کند.

صفحه101

4- کسی که «طواف حج» را تا آخر ذی الحجّه ترک کند اگر از روی عمد باشد حجّ او باطل است، و باید سال دیگر اعاده کند، و اگر از روی جهل و ناآگاهی باشد نیز

حجّ او باطل است (خواه جاهل مقصّر باشد یا غیر مقصّر) و علاوه بر اعاده حج، احتیاط آن است که شتری هم قربانی کند.

و اگر از روی سهو و فراموشی بوده طواف را قضا می کند و حجّ او صحیح است، و چنانچه بعد از مراجعت از حج یا بیرون رفتن از مکّه متوجّه شود و بازگشت برای او مشقّت داشته باشد کسی را نائب می گیرد که برای او طواف کند (و مستحبّ است سعی را نیز بعد از آن اعاده کند، و یک گوسفند در منی قربانی نماید، و اگر ممکن نشد در وطن خود قربانی کند و در این مدّت چیزی بر او حرام نیست.)

5- اگر «طواف نساء» را ترک کند خواه از روی عمد باشد یا جهالت یا فراموشی، زن بر او حرام است، تا بازگردد و طواف کند، و اگر ممکن نیست یا مشکل است نائب بگیرد، و اگر از دنیا برود «ولیّ» او قضای آن را جا می آورد. و اگر طواف نساءهای متعدّدی را ترک کرده باشد یک طواف نساء برای همه آنها کافی است. و در این حکم، یعنی ترک طواف نساء، فرقی میان زن و مرد و کودک نیست، زیرا طواف نساء بر همه لازم است، و بدون آن همسر برای او حلال نمی شود.

صفحه102

کم یا زیاد کردن طواف

مسأله 199- هرگاه عمداً مقداری از طواف را کم کند و موالات از بین برود طوافش باطل است، و باید اعاده کند و اگر پیش از فوت موالات کمبود را جبران کند طوافش صحیح است; و طواف واجب یا مستحب را می توان قطع کرد و از نو شروع نمود.

مسأله 200-

هرگاه طواف را عمداً بیش از هفت دور به جا آورد طواف او باطل است، خواه از اوّل قصد زیادی داشته باشد یا بعد از اتمام طواف قصد کند چیزی بر آن اضافه نماید، و خواه زیادی به اندازه یک دور باشد یا بیشتر یا کمتر، امّا اگر مقدار اضافی را به قصد طواف به جا نیاورد، مثل این که در اوّل کار یک دور با جمعیّت حرکت می کند تا به طواف آشنا شود، سپس هنگامی که مقابل «حجرالاسود» رسید قصد طواف کند، این کار ضرری ندارد.

صفحه103

همچنین اگر بعد از تمام شدن هفت دور بر اثر کثرت جمعیّت نتواند فوراً از محلّ طواف خارج شود مانعی ندارد مقداری با مردم، بدون قصد طواف ادامه دهد، و بعد خارج شود.

مسأله 201- هرگاه سهواً طواف را زیادتر از هفت دور به جا آورد، اگر کمتر از یک دور باشد آن را قطع می کند و طوافش صحیح است، و اگر یک دور یا بیشتر باشد احتیاط واجب آن است که به قصد قربت بر آن بیفزاید تا هفت دور دیگر کامل شود، و بعد دو رکعت نماز طواف واجب به جا می آورد و بعد از سعی (در آنجا که سعی واجب است) دو رکعت دیگر برای طواف مستحب به جا می آورد (و لازم نیست قصد کند که طواف اوّل واجب است و دوم مستحب، همین اندازه که به قصد قربت انجام دهد کافی است.

صفحه104

مسأله 202- «قِران» در طواف (یعنی دو طواف کامل را قرین هم و پشت سر یکدیگر بدون آن که نماز طواف میان آن دو بخواند به جا آورد) در طواف واجب

حرام است، ولی طواف اوّل باطل نمی شود، مگر این که از آغاز چنین قصدی را داشته باشد که در این صورت صحیح بودن طواف او مشکل است; امّا قران در طواف مستحب مکروه است، ولی حرام و باطل نیست.

مسأله 203- هرگاه مقداری از طواف را سهواً کم کند. مطابق مسأله شماره 197 عمل می کند.

صفحه105

شک در مقدار طواف

مسأله 204- اگر بعد از فراغت از طواف شک در عدد دورهای طواف کند اعتنا نمی کند، همچنین اگر شک کند که شرایط آن را مانند وضو و غیره درست انجام داده یا نه، اعتنا نکند.

مسأله 205- اگر بعد از رسیدن به «حجرالاسود» شک کند هفت دور به جا آورده یا هشت دور یا بیشتر، اعتنا نکند، و طوافش صحیح است; همچنین اگر در وسط دور، شک کند که دور هفتم است یا بیشتر، آن دور را تمام کند و طوافش صحیح است.

مسأله 206- هرگاه در طواف واجب شک در کمتر کند (مثل شکّ میان شش و هفت، یا پنج و شش و مانند آن) احتیاط واجب آن است که آن طواف را رها کرده، از نو شروع نماید (این در صورتی است که طواف واجب باشد)، امّا در طواف مستحب بنا بر کمتر می گذارد و طوافش صحیح است.

صفحه106

مسأله 207- ظن و گمان در مسائل گذشته در حکم شک است و باید مطابق حکم شک عمل کند.

مسأله 208- مانعی ندارد که انسان برای شمردن دورهای طواف به رفیق و همراه خود اعتماد کند (در صورتی که فرد مورد اعتمادی باشد.)

مسأله 209- شخص کثیرالشّک (یعنی کسی که زیاد در طواف شک می کند) اعتنا به شک خود نکند، و

آن طرفی را که مناسبتر برای او است بگیرد، مثلاً اگر شک میان پنج و شش کند بنا را بر شش می گذارد، و اگر شک میان هفت و هشت کند، بنا را بر هفت می گذارد.

مسأله 210- سخن گفتن در حال طواف و خندیدن و حتّی خوردن چیزی، طواف را باطل نمی کند، ولی البتّه بهتر است در حال طواف (خواه طواف واجب باشد یا مستحب) سخنی جز ذکر خدا و دعا نداشته باشد، و با حضور قلب این عبادت بزرگ را انجام دهد و از هر کاری که حضور قلب را کم می نماید پرهیز کند

صفحه107

3- نماز طواف

اشاره

مسأله 211- واجب است بعد از طواف واجب دو رکعت نماز به جا آورد، و احتیاط واجب آن است که این نماز را پشت مقام ابراهیم(علیه السلام) به جا آورد، و لازم نیست متّصل به آن باشد، همین اندازه که بگویند پشت مقام ابراهیم به جا آورده، کافی است.

مسأله 212- محلّ نماز طواف واجب چنانکه گفتیم پشت مقام ابراهیم است، ولی اگر فشار جمعیّت زیاد باشد می تواند در یکی از دو طرف مقام ابراهیم، یا عقب تر از مقام بخواند (مخصوصاً در مواقعی که جمعیّت طواف کننده به قدری زیاد است که صفوف طواف کنندگان به پشت مقام ابراهیم می رسد، و خواندن نماز در آنجا مشکل می شود، در این حال نباید اصرار بر خواندن نماز در نزدیکی مقام ابراهیم داشت، بلکه در جائی که این مشکل وجود ندارد می خواند، و کارهائی که بعضی از عوام می کنند و گروهی دست به دست هم می دهند و حریمی برای نمازگزاران مورد نظر درست می

کنند هیچ ضرورتی ندارد، بلکه اگر برای طواف کنندگان یا سایر نمازگزاران ایجاد مزاحمت کند خالی از اشکال نیست.)

صفحه108

مسأله 213- نماز طواف مستحب را در هر جای مسجدالحرام می توان خواند، و مقام ابراهیم در آن شرط نیست.

مسأله 214- نماز طواف را می توان بلند یا آهسته خواند، و اذان و اقامه ندارد، و در چیزهای دیگر شبیه نماز صبح است; ولی جماعت در نماز طواف مشروع نیست، بنابر احتیاط واجب.

مسأله 215- هرگاه کسی عمداً نماز طواف را ترک کند باید برگردد و به جا آورد، ولی اگر بموقع به جا نیاورد حجّ او باطل نیست، فقط گناه کرده است.

مسأله 216- هرگاه کسی سهواً یا از روی جهل و ندانستن مسأله، نماز طواف واجب را ترک کند اگر ممکن است برگردد و نماز را پشت مقام ابراهیم به جا آورد، و اگر برگشتن برای او مشقّت دارد هرجا که هست نماز را به جا آورد، حتّی اگر در وطن خود باشد، و اگر از دنیا برود و نماز طواف واجب را به جا نیاورده باشد ولیّ او قضا می کند (اگر دیگری نیز برای او قضا کند کافی است.).

صفحه109

مسأله 217- هرگاه نماز طواف را فراموش کند و مشغول سعی میان صفا و مروه شود، و در حال سعی یادش بیاید، در همان جا سعی را رها می کند و برمی گردد، و نماز طواف را به جا می آورد، سپس سعی را از همان جا که رها کرده، ادامه می دهد.

مسأله 218- احتیاط واجب ان است که «نماز» طواف را بدون فاصله بعد از «طواف» به جا آورد، مگر آن که یادش برود که حکم

آن در بالا گفته شد.

مسأله 219- «طواف» و «نماز طواف واجب» را در هر ساعتی از شب و روز می توان به جا آورد، حتّی به هنگام طلوع و غروب آفتاب چنین نمازی کراهت ندارد.

صفحه110

مسأله 220- هرگاه به واسطه مانعی مثل باطل شدن وضو یا نجس شدن لباس و بدن، یا ازدحام جمعیّت برای نماز جماعت روزانه، نتواند نماز طواف را بلافاصله به جا آورد، بعد از رفع مانع به جا می آورد، و «طواف»و «نمازش» صحیح است.

مسأله 221- بر هر مکلّفی واجب است قرائت نماز خود را یاد بگیرد; یعنی حمد وسوره و سایر ذکرهای نماز را بطور صحیح بخواند، ولی اگر به علّت بیسوادی یا علل دیگر، بعد از تلاش لازم نتوانست قرائت را بطور کامل بخواند، همان مقدار که می تواند کافی است، و اگر می تواند یاد بگیرد امّا کوتاهی کند، معصیت نموده، ولی اگر وقت تنگ باشد و فرصت برای یاد گرفتن نباشد باید به همان مقدار که توانائی دارد نماز طواف را بخواند، و نائب گرفتن لازم نیست، و خواندن نماز طواف به جماعت اشکال دارد.

مسأله 222- اگر کسی نمی داند قرائت نمازش درست نیست و در نادانی خود معذور باشد نمازش صحیح است، و اعاده ندارد; امّا اگر مقصّر بوده لازم است پس از درست کردن قرائت، نمازش را اعاده کند وگرنه معصیت کرده است.

صفحه111

مسأله 223- همه نمازها را باید با قرائت صحیح انجام داد و زوّار خانه خدا باید از فرصت استفاده کنند و به هنگام اراده این سفر بزرگ روحانی قرائت نماز خود را دقیقاً برای اهل علم بخوانند و اگر ایرادی دارد برطرف نمایند تا

حجّ آنها از هر نظر خالی از اشکال باشد.

مسأله 224- برای صحیح بودن قرائت دقّتهای علمای تجوید شرط نیست، همین اندازه که در عرف عرب بگویند کلمات را صحیح ادا می کند کافی است.

صفحه112

طوافهای مستحبّی

یکی از مستحبّات بسیار مؤکّد برای کسانی که در مکّه هستند طواف خانه خداست، که مانند طواف واجب هفت دور است، و بعد از آن دو رکعت نماز طواف خوانده می شود; ولی سعی صفا و مروه ندارد.

و این از افضل عبادات در مسجد الحرام است و در حدیث معتبر از امام صادق(علیه السلام) آمده است که: «در اطراف کعبه صد و بیست رحمت الهی وجود دارد که نیمی از آن مخصوص طواف کنندگان و چهل قسمت دیگر از آن مربوط به نمازگزاران و بیست قسمت دیگر، از آنِ نگاه کنندگان به کعبه است»(1)

و انسان می تواند به نیّت خود یا به نیّت دوستانی که در مکّه نیستند، اعم از اموات و غیر اموات، این طواف را به جا آورد و بر عمره های متعدّد که به قصد رجا به جا می آورند ترجیح دارد.

پاورقی

1- وسائل الشّیعه، جلد 9، صفحه 398.

صفحه113

طواف مستحب مانند طواف واجب است; ولی در موارد زیر تفاوت دارد.

1- در طواف مستحب طهارت شرط نیست; هرچند افضل آن است که با وضو باشد; ولی برای نماز طواف باید وضو بگیرد.

2- نماز طواف مستحب را در هر جایی از مسجد الحرام می توان انجام داد.

3- موالات در طواف مستحب لازم نیست.

4- قطع طواف نافله بدون عذر و ضرورت جایز است; اگرچه نخواهد بقیّه اشواط را به جا آورد. و امّا در طواف واجب بنا بر احتیاط واجب در غیر

موارد ضرورت قطع نشود.

5- شک در نقصان دورهای طواف مستحب اشکالی ندارد و بنا را بر کمتر می گذارد.

6- در طواف واجب، قِران جایز نیست (یعنی جایز نیست طواف واجب را با طواف دیگر دنبال هم آورد، بدون آن که بین دو طواف، نماز طواف فاصله شود) ولی در طواف مستحب مکروه است.

صفحه114

7- قطع طواف مستحب در غیر موارد ضرورت نیز جایز است و بعداً از هر کجا قطع کرده باشد بقیّه را به جا می آورد و احتیاج به گذشتن از دور چهارم نیست.

بهتر است در مواقعی که گروه زیادی مشغول انجام طواف واجب هستند و ازدحام شدید است، از طواف مستحب خودداری شود تا مطاف در اختیار کسانی که طواف واجب می کنند قرار گیرد.

طواف مستحب وقت معیّنی ندارد و در هر موقع از شب یا روز می توان انجام داد، همچنین تعداد معیّنی ندارد ولی هر طواف باید هفت دور باشد.

طواف مستحب لباس احرام نمی خواهد و سکوت یا سخن گفتن و یا ذکر گفتن در آن جایز است، مانند طواف واجب; هرچند بهتر است که مشغول ذکر خدا باشد و یا دعا بخواند.

بلند خواندن دعاها در طواف مستحب و واجب بطوری که مزاحمت برای دیگران فراهم شود کار خوبی نیست.

صفحه115

4- سعی صفا و مروه

سعی صفا و مروه

مسأله 225- سعی صفا و مروه از واجبات «عمره تمتّع» و «حج» است، و منظور از آن رفت و آمد میان این دو کوه کوچک است، از «صفا» به سوی «مروه» می رود، و از «مروه» به «صفا» باز می گردد، تا هفت دور تمام شود (رفتن از یکی به دیگری یک دور حساب می شود.)

بنابراین چهار بار از صفا به

مروه می رود و سه بار آن، باز می گردد و دفعه چهارم باز نمی گردد و مجموعاً هفت دور می شود.

مسأله 226- هر کس عمداً تمام هفت دور یا قسمتی از آن را ترک کند اگر در عمره تمتّع بوده باشد، و نتواند قبل از وقوف به عرفات آن را جبران کند، احتیاط واجب آن است که حجّ خود را مبدّل به إفراد کند یعنی نیّت حجّ إفراد کند و اعمال حج را تمام نماید و سال آینده نیز حجّ تمتّع را اعاده کند.

صفحه116

و اگر سعی را عمداً در حج ترک کند و بموقع آن را جبران ننماید حجّ او باطل می شود، و باید سال آینده دوباره حج را به جا آورد.

مسأله 227- اگر ترک سعی از روی جهل و نادانی نسبت به مسأله بوده باشد احتیاط واجب آن است که همان حکم عمد را، که در مسأله قبل گفته شد، اجرا کند; امّا اگر سهواً و از روی فراموشی سعی را ترک کند باید هر وقت یادش آمد برگردد و آن را به جا آورد، هرچند بعد از ماه ذی الحجّه باشد، و اگر برگشتن برای او مشقّت دارد، نائب می گیرد تا برای او به جا آورد، و در این مدّت چیزی بر او حرام نیست.

مسأله 228- هرگاه عمداً زیادتر از هفت مرتبه سعی را به قصد سعی واجب به جا آورد سعی او باطل است، و اگر سهواً یک دور یا کمتر یا بیشتر اضافه کند و بعد به خاطرش بیاید اعتنا نمی کند و سعی او صحیح است، و نیازی ندارد که مقدار زیادی را تا هفت دور تمام

کند; بلکه احتیاط ترک این کار است.

صفحه117

مسأله 229- هرگاه از روی ندانستن مسأله چیزی بر هفت دور اضافه کند نیز حکمش مانند عمد است; یعنی سعی را از نو به جا می آورد.

مسأله 230- هرگاه از روی سهو و فراموشی چیزی از سعی را کم کند، خواه قبل از اتمام چهار دور باشد یا بعد از آن، هر وقت به خاطرش آمد کمبود را به جا می آورد، و سعی او صحیح است، و اگر از مکّه خارج شده، یا به وطن بازگشته، و برگشتن به مکّه برای او مشقّت دارد نائب می گیرد، و کفّاره ای هم ندارد; هرچند کارهائی را که بر مُحرِم حرام است انجام داده باشد.

مسأله 231- هرگاه قبل از تقصیر گمان کند سعی خود را کامل کرده باید به این گمان قناعت نکند و تحقیق نماید و اگر فکرش به جائی نرسید، مقداری را که اطمینان به انجامش ندارد، به جا آورد; و اگر بدون تحقیق تنها به گمان این که سعی خود را کامل کرده، تقصیر کند (موی سر را کوتاه کند و ناخن بگیرد) و بعد از آن با همسر خود نزدیکی نماید احتیاط واجب آن است که علاوه بر تکمیل سعی خود یک گاو قربانی کند (قربانی را اگر بتواند در مکّه و اگر نتواند در شهر خود ذبح می کند.)

صفحه118

مسأله 232- هرگاه مشغول سعی صفا و مروه است، و مقداری از آن را انجام داده - خواه کم باشد یا زیاد - و وقت نماز فرا رسد سعی را قطع می کند، و نماز را به جا آورده، سپس باقیمانده سعی را انجام می دهد.

مسأله 233-

هرگاه حاجت ضروری برای او یا یکی از برادران و خواهران دینی پیدا شود می تواند سعی را قطع کرده، و به دنبال آن برود، بعد که برمی گردد از همان جا که رها کرده ادامه دهد و سعی او صحیح است. همچنین کسی که خسته شود می تواند برای استراحت در وسط سعی بنشیند، و بعد برخیزد و ادامه دهد (خواه در صفا باشد یا در مروه یا در میان این دو.)

مسأله 234- هرگاه مشغول سعی باشد و به خاطرش بیاید که نماز طواف را انجام نداده برمی گردد، و نماز طواف را نزد مقام ابراهیم می خواند، سپس سعی را از همان جا که رها کرده ادامه می دهد

صفحه119

مسأله 235- احتیاط آن است در غیر مواردی که در بالا گفته شد موالات در سعی را مراعات کند، یعنی هفت دور را بدون فاصله زیادی پشت سر هم به جا آورد.

واجبات سعی

مسأله 236- در سعی چند چیز واجب است:

اوّل: نیّت - واجب است «سعی» را با «قصد» و برای رضای خدا انجام دهد، و همین اندازه که اجمالاً بداند چه می کند، و برای حج یا عمره سعی می نماید کافی است، و گفتن به زبان لازم نیست.

دوم: شروع از «صفا» و سوم: ختم کردن به «مروه» است (صفا و مروه چنانکه گفته شد دو کوه کوچک است نزدیک مسجدالحرام که هنگام بیرون آمدن از مسجدالحرام «صفا» در طرف راست و «مروه» در طرف چپ قرار دارد، بنابراین

حاجی نخست به طرف صفا آمده و از آن شروع می کند.)

صفحه120

رفتن از صفا به مروه یک دور و بازگشت از آن، دور دوم حساب می شود،

بنابراین دور هفتم به مروه ختم می شود.

مسأله 237- باید تمام فاصله میان این دو کوه را بپیماید و با توجّه به این که در حال حاضر قسمتی از دامنه این کوه پوشانیده شده همین اندازه که سربالائی را بپیماید کافی است، بنابراین لازم نیست به قسمت لخت کوه برود، و پای خود را به آن بچسباند، و کارهای وهن آوری که بعضی عوام انجام می دهند انجام دهد.

چهارم: باید سعی صفا و مروه هفت مرتبه تمام باشد نه کمتر و نه بیشتر و اگر عمداً کم و زیاد کند سعی او باطل است، و اگر سهواً باشد، در صورت نقصان، قبل از فوت موالات، کامل می کند; و در صورت زیادی، ضرری ندارد.

پنجم: سعی میان صفا و مروه باید از طریق معمول باشد، بنابراین اگر قسمتی از سعی را از داخل مسجد الحرام، یا فضای بیرون انجام دهد، درست نیست; همچنین سعی از طبقه بالا که امروز ساخته شده و بالاتر از دو کوه صفا و مروه قرار دارد مشکل است، مگر این که ضرورت شدیدی باشد و نتواند سعی را در طبقه پائین به جا آورد، در این صورت سعی در طبقه بالا جایز است.

صفحه121

ششم: واجب است هنگام رفتن به مروه، رو به مروه باشد، و هنگام برگشتن به صفا، رو به صفا باشد، و اگر به عکس باشد، یعنی موقع رفتن به سوی مروه پشت به آن کرده عقب عقب برود، یا روی دست راست یا دست چپ حرکت کند اشکال دارد، ولی این مسأله نباید موجب وسواس شود، همین اندازه که مطابق معمول حرکت کند کافی است، هرچند صورت خود را

به راست و چپ برگرداند، یا مثلاً برای ملاحظه همراهان گاهی به عقب سر نگاه کند.

هفتم: برای صحّت سعی احتیاط واجب آن است که لباس شخص سعی کننده و آنچه همراه خود دارد غصبی نباشد، و نیز احتیاط ستر عورت در مردان و حجاب شرعی در زنان است.

صفحه122

مسأله 238- لازم نیست سعی را بلافاصله بعد از طواف و نماز آن به جا آورد، بلکه اگر خسته باشد یا هوا گرم باشد می تواند آن را تا شب به تأخیر اندازد، و حتّی بدون خستگی و گرما نیز جایز است، ولی تأخیر آن تا فردا بدون ضرورت جایز نیست; امّا اگر تأخیر انداخت گناه کرده و سعی او باطل نخواهد شد.

مستحبّات سعی

مسأله 239- در سعی امور زیر مستحبّ است:

1- بهتر است در حال سعی وضو داشته باشد، ولی واجب نیست. حتّی زنان در حالی که حائض هستند می توانند سعی بین صفا و مروه را انجام دهند. حتّی سعی در حال خواب اشکالی ندارد (مثلاً در حالتی که روی چرخ نشسته، سعی می کند و مقداری خواب می رود.)

2- مستحبّ است اگر ازدحام مانع نشود بعد از تمام کردن طواف و نماز آن، دست به «حجرالاسود» بگذارد یا آن را ببوسد، و به سراغ آب زمزم برود، مقداری از آن بنوشد، و کمی بر سر و بدن خود بریزد، سپس به سراغ سعی برود، ولی اگر بوسیدن یا دست گذاردن بر حجرالاسود بر اثر ازدحام موجب آزار دیگران گردد باید آن را ترک کند.

صفحه123

3- سعی را می توان پیاده یا سواره انجام داد، خواه سالم و توانا باشد، یا بیمار و ناتوان، امّا برای اشخاصی که

توانائی پیاده روی دارند، بهتر پیاده رفتن است.

4- مستحبّ است به هنگام رفتن از صفا به مروه یا هنگام بازگشت وقتی به محلّ علامتگذاری شده می رسد «هَرْوَله» کند (هروله یعنی حرکت سریع که میان راه رفتن و دویدن محسوب می شود) ولی اگر موجب ناراحتی اوست آن را ترک کند.

هروله کردن برای زنان مستحب نیست، و برای مردان نیز اگر فراموش شود احتیاط آن است که برنگردند.

5- سخن گفتن و حتّی خوردن آب یا چیزی از غذا در حال سعی جایز است، ولی بهتر آن است که در این حال مشغول به دعا و ذکر خدا باشد و با سکینه و وقار و توجّه به ذات پاک خداوند سعی را به جا آورد.

صفحه124

مسأله 240- استراحت در میان سعی صفا و مروه برای رفع خستگی یا غیر آن اشکالی ندارد، خواه در صفا باشد یا در مروه یا میان این دو، ولی بهتر آن است که بدون خستگی ننشیند و استراحت نکند.

مسأله 241- هرگاه بعد از اتمام سعی و انجام تقصیر شک کند آیا هفت دور را درست به جا آورده یا نه، یا سایر شرایط، موجود بوده یا نه اعتنا نکند، ولی اگر قبل از تقصیر شک کند که ناقص به جا آورده یا کامل، باید سعی را از اوّل اعاده کند، امّا اگر می داند هفت دور کامل به جا آورده و شک در بیشتر دارد سعی او صحیح است و اعتنا نکند.

مسأله 242- هرگاه یقین داشته باشد که سعی را ناقص به جا آورده، مثلاً شش دور یا کمتر از آن بوده، برمی گردد و آنچه را می داند ناقص گذاشته تکمیل

می کند، و سعی او صحیح است.

صفحه125

5- تقصیر

تقصیر

مسأله 243- پنجمین واجب عمره، تقصیر است، یعنی کوتاه کردن موی سر یا صورت (ریش یا سبیل) و گرفتن مقداری از ناخن، و کافی است تنها کمی از موی سر یا صورت را کوتاه کند، واز کوتاه کردن ناخن صرفنظر نماید، ولی احتیاط آن است که به کوتاه کردن ناخن به تنهائی قناعت نکند.

مسأله 244- کوتاه کردن موی سر یا صورت با هر وسیله ای باشد فرق نمی کند، ولی کندن مو کافی نیست.

مسأله 245- تقصیر از عبادات است و باید با قصد قربت و برای خدا انجام شود.

مسأله 246- برای تقصیر عمره تمتّع محلّ معیّنی شرط نیست، پس می تواند در همان محلّ «مروه» پس از اتمام سعی، تقصیر کند، و یا بعد از مراجعت به منزل تقصیر نماید، و نیز تفاوت نمی کند که خودش کوتاه کند یا به دیگری بگوید کمی از موی او را کوتاه نماید.

صفحه126

مسأله 247- تراشیدن سر به جای کوتاه کردن مو در تقصیر «عمره تمتّع» جایز نیست، و هرگاه عمداً این کار را کند و در ماه ذی القعده به بعد باشد احتیاط واجب آن است که گوسفندی کفّاره دهد، و اگر عمداً این کار را نکرده کفّاره ندارد.

مسأله 248- بعد از تقصیر «عمره تمتّع» از احرام بیرون می آید، و تمام آنچه بر مُحرِم حرام بود بر او حلال می شود، مگر صید کردن که همچنان بر او حرام است; به خاطر این که صید حَرَم برای همه حرام می باشد.

مسأله 249- هرگاه تقصیر را فراموش کند و به سراغ اعمال حج برود (یعنی احرام ببندد و به عرفات برود)

عمره و حجّ او صحیح است، و چیزی بر او نیست; ولی بهتر آن است که یک گوسفند کفّاره بدهد.

مسأله 250- اگر عمداً تقصیر را ترک کند و به سراغ اعمال حج برود، عمره او باطل است، و حجّ او مبدّل به إفراد می شود، حج را باید تمام کند، و احتیاط واجب آن است که بعد از حج، عمره مفرده به جا آورد، و حجّ او صحیح است، هرچند احتیاط مستحب آن است که در سال بعد حج را اعاده کند.

صفحه127

مسأله 251- کسی که از روی ندانستن، تقصیر را ترک کند نیز حکمش حکم عمد است.

مسأله 252- در عمره تمتّع طواف نساء واجب نیست، حتّی ضرورتی ندارد که به قصد رجاء طواف نساء را به جا آورد.

صفحه128

حجّ تمتّع

اشاره

مسأله 253- همان گونه که قبلاً گفتیم بعد از عمره تمتّع باید حجّ تمتّع را به جا آورد و اعمال آن سیزده چیز به ترتیب زیر است:

1- احرام بستن از مکّه.

2- وقوف یعنی ماندن در «عرفات» از حدود ظهر تا غروب آفتاب روز نهم ذی الحجّه.

3- وقوف در مشعرالحرام; یعنی ماندن از طلوع فجر روز عید قربان تا طلوع آفتاب.

4- رفتن به منی و رمی جمره عقبه (یعنی هفت سنگ کوچک به ستونی که در آخر منی قرار دارد و نامش «جمره عقبه» یا «جمره اولی» است بزند.)

5- قربانی کردن در منی در روز عید (دهم ذی الحجّه).

6- تراشیدن موی سر یا کوتاه کردن آن.

7- طواف خانه کعبه (این طواف را طواف زیارت می گویند.)

صفحه129

8- به جا آوردن دو رکعت نماز طواف.

9- سعی میان صفا و مروه.

10- طواف دیگری که آن را «طواف نساء» می نامند.

11- دو

رکعت نماز طواف نساء.

12- اقامت شب یازدهم و شب دوازدهم در منی.

13- رمی جمرات سه گانه یعنی انداختن هفت سنگ به هر کدام از سه ستونی که در منی قرار دارد در روزهای یازدهم و دوازدهم.

شرح هر کدام در مسایل آینده خواهد آمد.

1- احرام بستن از مکّه

مسأله 254- قبلاً نیز اشاره شد که میقات احرام برای «حجّ تمتّع» «مکّه» است، و از هر جای مکّه باشد خواه مسجدالحرام، یا مساجد دیگر مکّه، یا کوچه ها و خیابانها، و یا خانه و منزل کافی است و فرقی میان مکّه قدیم و جدید نیست، حتّی محلاّتی از مکّه امروز که به طرف منی و عرفات گسترش یافته از همه این مناطق می توان احرام حج بست، ولی احتیاط واجب آن است که نقاطی از شهر مکّه که از «مسجد تنعیم» دورتر است، یعنی از محدوده حرم بیرون است، از آنجا احرام نبندد (مسجد تنعیم نزدیکترین حدّ حرم است) و بهتر از همه جا مسجدالحرام است.

صفحه130

مسأله 255- بهترین وقت احرام برای حج، روز هشتم ذی الحجّه است، ولی از سه روز قبل از آن نیز می توان احرام بست و به سوی منی حرکت کرد تا از آنجا به عرفات برود، مخصوصاً افراد پیر و بیماران در صورتی که از ازدحام بترسند می توانند زودتر از این هم حرکت کنند.

مسأله 256- آخرین وقت احرام حج موقعی است که تأخیر از آن سبب شود که به وقوف عرفات که از ظهر روز نهم تا غروب می باشد، نرسد; بنابراین صبح روز نهم نیز می تواند مُحرِم شود و خود را به عرفات برساند (در صورتی که امکان رسیدن در این موقع باشد).

صفحه131

2- وقوف در عرفات

مسأله 257- دومین واجب از واجبات حج وقوف عرفات است. «عرفات» بیابانی است در حدود بیست کیلومتری مکّه که امروزه به صورت نیمه مشجّر درآمده، و واجب است حجّاج بعدازظهر روز نهم ذی الحجّه را در آنجا بمانند.

مسأله 258- احتیاط آن است که

از اوّل ظهر روز نهم تا غروب آفتاب، در آنجا توقّف کند، خواه سواره باشد یا پیاده، در حال حرکت باشد یا نشسته، در حال بیداری باشد و یا مقداری خواب و مقداری بیداری، و مستحبّ است در این مدّت مشغول به ذکر خدا و توجّه به ذات پاک او و توبه و دعا و نیایش باشد، و فضیلت دعا و نیایش در این مکان و این زمان بی نظیر است.

مسأله 259- وقوف در عرفات عبادت است و باید با نیّت و قصد قربت همراه باشد، و نیّت آن عبارت خاصّی ندارد و همین مقدار که در دل قصد کند کافی است.

صفحه132

مسأله 260- هرگاه قبل از غروب آفتاب از عرفات کوچ کند، اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد چیزی بر او نیست، ولی اگر عمداً باشد گناه کرده و باید یک شتر در منی قربانی کند (و اگر نتواند شتر قربانی کند باید هیجده روز، روزه بگیرد) و در هر صورت حجّش صحیح است.

مسأله 261- هرگاه قبل از غروب آفتاب دوباره به عرفات بازگردد و تا غروب در آنجا بماند سپس کوچ کند کفّاره ای بر او واجب نیست.

مسأله 262- گرچه وقوف در عرفات در تمام وقتی که در بالا گفته شد واجب است و ترکش گناه می باشد، ولی از ارکان حج نیست، بلکه رکن حج فقط مقداری از این مدّت است، یعنی اگر کسی تنها مقداری از ظهر تا غروب را در عرفات توقّف کند حجّش صحیح است، و اگر عمداً تمام این مدّت را ترک کند حجّ او باطل خواهد بود.

مسأله 263- کسی که موفّق به درک وقوف در عرفات

از ظهر تا غروب نشود واجب است مقداری از شب عید را هرچند کم باشد در آنجا توقّف کند; بنابراین اگر بر اثر موانع، زمانی به عرفات برسد که مردم از آنجا کوچ کرده باشند مقداری از شب را می ماند به شرط این که قبل از طلوع آفتاب روز عید خود را به مشعر الحرام برساند و این را «وقوف اضطراری عرفات» می گویند.

صفحه133

و اگر موفّق به این وقوف اضطراری در عرفات نیز نشد یعنی نتوانست چیزی از شب را در آنجا بماند کافی است که مقداری از وقوف مشعر الحرام را، که بعداً اشاره خواهیم کرد، درک کند که در این صورت نیز حجّش صحیح است.

3- وقوف در مشعر الحرام

مسأله 264- مشعرالحرام، که نام دیگرش «مُزْدَلَفَه» و «جُمَعْ» می باشد، محلّ معروفی است میان منی و عرفات (و حدود آن مابین کوه مِأزَمَیْن و حِیاضْ و وادی مُحَسَّر می باشد) و واجب است بر کسانی که حج به جا می آورند بعد از وقوف به عرفات به آنجا کوچ کنند و احتیاط آن است که در صورت امکان، کوچ کردن به مشعر را به تأخیر نیندازند.

صفحه134

مسأله 265- وقوف از طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مشعرالحرام واجب است، بلکه احتیاط واجب آن است که شب را نیز در آنجا بماند و مقداری ذکر خدا بگوید و واجب است برای تمام اینها نیّت کند و قصد قربت داشته باشد.

مسأله 266- هرگاه بدون عذر شرعی قبل از طلوع فجر از مشعر کوچ کند و به منی برود اگر جاهل باشد چیزی بر او نیست و اگر از روی عمد باشد گناه کرده و باید یک گوسفند کفّاره بدهد;

ولی حجّ او صحیح است.

مسأله 267- وقوف در مشعر الحرام رکن است و هر کس عمداً آن را ترک کند حجّ او باطل می شود.

مسأله 268- اگرچه ماندن تمام فاصله میان طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مشعر الحرام واجب است (و حتّی ماندن در شب عید نیز بنابرا احتیاط، واجب می باشد) ولی هرگاه شب را به تنهائی در آنجا بماند برای صحیح بودن حجّ او کافی است، امّا همانطور که گفتیم اگر عمداً باشد گناه کرده و یک گوسفند کفّاره دهد.

صفحه135

مسأله 269- برای چند طایفه جایز است مقدار مختصری در مشعر توقّف کنند و سپس به منی بروند.

1- زنان. 2- بیماران. 3- پیرمردان. 4- تمام افراد معذور. به این ترتیب که کسانی که عذری دارند مقداری از شب را در مشعر توقّف کنند، سپس از آنجا کوچ کرده به منی بروند; بنابراین پیرمردان، بیماران، کودکان و تمام اشخاصی که برای پرستاری یا راهنمائی باید همراه آنها باشند و آنها که می ترسند در ازدحام جمعیّت صبح روز عید اذیّت شوند می توانند شبانه (بعد از مقداری توقّف در مشعر الحرام و ذکر خدا) به منی بروند و همان شب نیز رمی جمره عقبه کنند; ولی احتیاط مستحب آن است که قبل از نصف شب از مشعر حرکت نکنند. و راهنمایان اگر بتوانند بعد از رساندن نفرات به مشعر برای وقوف بازگردند، احتیاط آن است که برگردند.

صفحه136

احکام وقوف در عرفات و مشعر

مسأله 270- همان گونه که گفته شد هر یک از وقوف در «عرفات» و «مشعر» دارای دو قسم است:

1- وقوف اختیاری 2- وقوف اضطراری.

«وقوف اختیاری عرفات» از حدود ظهر تا غروب آفتاب است.

«وقوف

اضطراری عرفات» مقداری - هرچند کم - از شب عید است.

«وقوف اختیاری مشعر» از طلوع صبح روز عید تا طلوع آفتاب است.

«وقوف اضطراری مشعر» از طلوع آفتاب تا ظهر روز عید است.

البتّه «مشعر» وقوف اضطراری دیگری نیز دارد که

صفحه137

مربوط به زنان و افراد ضعیف و بیمار است و آن، مقداری از شب عید می باشد که در آنجا توقّفِ کوتاهی می کنند سپس از آنجا به منی کوچ می کنند.

در اینجا احکام کسی که همه این وقوفها یا بعضی از آنها را درک کند مشروحاً می آوریم.

1- کسی که وقوف به عرفات و مشعر را هر دو در وقت اختیاری انجام دهد (یعنی از ظهر تا غروب روز عرفه در عرفات، و از طلوع فجر تا طلوع آفتاب در مشعر الحرام باشد) مسلّماً حجّ او صحیح است.

2- کسی که هیچیک از وقوفهای اختیاری و اضطراری که در بالا گفته شد نه در مشعر و نه در عرفات درک نکند، چنین کسی حجّ او باطل است و باید نیّت «عمره مفرده» کند، یعنی با همان احرامی که دارد طواف و نماز و سعی به جا آورد و تقصیر کند (و احتیاطاً طواف نساء و نماز آن را نیز به جا آورد) و از احرام بیرون آید، ولی باید در سال آینده حجّ تمتّع را اعاده کند.

صفحه138

3- هرگاه «وقوف اضطراری عرفه» را با «وقوف اختیاری مشعر» به جا آورد (یعنی روز نهم به عرفات نرسیده و تنها مقداری از شب را در آنجا مانده، سپس در مشعر الحرام از طلوع صبح تا طلوع آفتاب وقوف کرده است، چنین کسی نیز حجّش صحیح و بلااشکال است.

4- کسی که

«وقوف اختیاری عرفه» را با «اضطراری مشعر» درک کند (یعنی بعد از ظهر عرفه تا غروب در عرفات بوده، ولی به علّتی بعد از طلوع صبح تا طلوع آفتاب در مشعر نمانده است، امّا مقداری قبل از ظهر را در مشعر مانده است) چنین کسی نیز حجّش صحیح است.

5- کسی که فقط «وقوف اختیاری عرفه» را درک کرده است (یعنی بعد از ظهر نهم تا غروب در عرفات بوده، امّا نتوانسته است در مشعر حتّی قبل از ظهر روز عید مقداری وقوف کند) چنین کسی نیز حجّش صحیح است (به هر علّت که باشد.)

6- کسی که تنها «وقوف اختیاری مشعر» را درک کرده(یعنی مطلقا به عرفات نرسیده، امّا در مشعرالحرام از طلوع صبح تا طلوع آفتاب توقّف نموده) حجّ او نیز صحیح است.

صفحه139

7- کسی که «وقوف اضطراری عرفات» را در شب عید و «وقوف اضطراری مشعر» را در پیش از ظهر عید درک نموده، حق این است که حجّ او نیز صحیح می باشد.

8- کسی که فقط «وقوف اضطراری مشعر» را درک کرده (یعنی تنها توانسته است خود را پیش از ظهر روز عید به مشعر الحرام برساند) چنین شخصی حجّ او فوت شده و باید نیّت عمره مفرده کند و بعد از انجام اعمال عمره مفرده از احرام بیرون آید، و باید حجّ تمتّع را در سال آینده اعاده کند.

9- کسی که تنها وقوف اضطراری عرفات را درک کند حجّ او نیز فوت شده و باید مطابق صورت قبل عمل کند.

10- کسی که هیچیک از وقوفهای اضطراری و اختیاری را درک نکند (یعنی بعد از ظهر روز عید به آنجا برسد) حجّ او باطل

است و باید طبق مسأله قبل عمل کند.

صفحه140

4- رمی جمره عقبه

مسأله 271- چهارمین واجب از واجبات حج، رمی «جمره عقبه» در روز عید قربان است، منظور از آن، انداختن هفت عدد سنگ کوچک به محلّی است که در آخر منی در طرف مکّه واقع شده، و آن را «جمره عقبه» می نامند.(1)

مسأله 272- در رمی «جمره» چند چیز واجب است:

1- نیّت و قصد قربت و کافی است که در دل قصد داشته باشد که برای اطاعت فرمان خدا و انجام مناسک حج هفت سنگ کوچک به جمره می زند و به زبان آوردن نیّت لازم نیست.

پاورقی

1- به گفته مرحوم صاحب جواهر - رضوان اللّه تعالی علیه - نام «جمره» از «جمار» گرفته شده که در لغت به معنی سنگریزه است و در حقیقت جمره محلّ «جمار» و سنگریزه ها می باشد. باید توجّه داشت که سه «جمره» داریم، «جمره اولی» و «جمره وسطی» و «جمره عقبه» که آخرین آنها به طرف مکّه است.

صفحه141

2- تعداد ریگها باید هفت عدد باشد (نه زیاد بزرگ باشد و نه زیاد کوچک، کافی است هر کدام به اندازه یک سر انگشت باشد.)

3- ریگها را یکی بعد از دیگری بزند و اگر دو عدد یا بیشتر را با هم بزند کافی نیست، و یکی حساب می شود.

4- باید سنگها به جمره اصابت کند، حتّی اگر شک داشته باشد کافی نیست و هر کدام را شک کند باید از نو بزند.

5- باید ریگها را پرتاب کند نه این که روی جمره بگذارد، و اگر به کمک شخص یا چیز دیگری به جمره بخورد کافی نیست (مثلاً اگر سنگی را که او پرتاب کرده در

راه به کمک سنگی که شخص دیگری زده به جمره بخورد کافی نمی باشد) امّا اگر سنگ او به زمین یا اطراف جمره بخورد و از آنجا برخیزد و به جمره بخورد کافی است.

6- وقت زدن سنگها مابین طلوع آفتاب روز عید و غروب آفتاب می باشد، ولی همان طور که گفتیم برای«زنان» و «پیرمردان» و کسانی که از ازدحام روز عید ترسان هستند، جایز است شب عید رمی جمره کنند.

صفحه142

7- سنگریزه ها سه شرط دارد:

«اوّل» این که سنگ باشد نه کلوخ و گِل یا چیز دیگر.

«دوم» آن که آنها را از «حرم» جمع کند (باید توجّه داشت که تمام مشعر الحرام و منی در داخل حرم قرار دارد امّا عرفات خارج از حرم است) ولی بهتر آن است که همان شب عید که در مشعر الحرام است ریگها را از آنجا جمع آوری کند، جمع آوری از «منی» و «مکّه» نیز مانعی ندارد.

«سوم» این که سنگریزه ها «بِکر» باشد، یعنی قبلاً خودش یا دیگری از آنها برای رمی جمرات استفاده نکرده باشد.

بنابراین از سنگهائی که دور جمره افتاده و از آن استفاده کرده اند نمی توان استفاده کرد. ولی اگر در غیر آنجا سنگهائی ببیند و شک کند آیا از آن استفاده شده یا نه؟ می تواند از آنها در رمی استفاده کند.

صفحه143

باید توجّه داشت تعداد سنگریزه های مورد نیاز او برای سه روز 49 عدد می باشد (و اگر ناچار باشد روز سیزدهم را بماند 70 عدد سنگ لازم است) که بهتر است شب عید آنها را از مشعر جمع کرده و در کیسه ای با خود بیاورد، ولی چون ممکن است بعضی

از آنها به جمره نخورد سزاوار است تعداد بیشتری جمع آوری کند.

مسأله 273- احتیاط واجب آن است که آنها را از مساجد آنجا جمع آوری نکند.

مسأله 274- رمی جمره را می توان پیاده یا سواره انجام داد، و با دست راست یا چپ تفاوت نمی کند، در پرتاب کردن آن نیز طرز خاصّی واجب نیست، وضو داشتن نیز شرط آن نمی باشد، هرچند بهتر است پیاده و با وضو باشد، و در آن حال، دعا و ثنای پروردگار گوید، و با دست راست رمی کند.

مسأله 275- رمی کردن در شب جایز نیست، مگر برای زنان و بیماران و کسانی که از ازدحام در روز می ترسند، یا کسانی که روزها گرفتار کار حجّاج هستند و توانائی رمی در روز را ندارند (فرق نمی کند که در شب قبل رمی کنند یا شب بعد از آن.)

صفحه144

مسأله 276- جمره عقبه و سایر جمرات را از هر طرف که بخواهد می تواند رمی کند، هرچند مطابق مشهور مستحبّ است هنگام رمی جمره عقبه پشت به قبله و رو به جمره باشند، امّا در جمرات دیگر مستحبّ است شخص رمی کننده رو به قبله بایستد.

مسأله 277- هرگاه در عدد سنگهائی که زده است شک کند بنا را بر کمتر می گذارد، و آنچه را که شک دارد به جا می آورد، و اگر یقین کند که کمتر به جا آورده، چنانچه موالات به هم نخورده باقیمانده را به جا می آورد، و اگر موالات به هم خورده، احتیاط آن است که آن را تکمیل کرده، سپس از نو هفت سنگ بزند.

مسأله 278- هرگاه کسی از روی فراموشی یا ندانستن

صفحه145

مسأله،

رمی جمره را ترک کند لازم است، تا روز سیزدهم هر وقت یادش آمد یا متوجّه مسأله شد قضا نماید، و بهتر این است آنچه را مربوط به قضای روز قبل است پیش از ظهر به جا آورد، و وظیفه همان روز را بعد از ظهر; ولی مانعی ندارد هر دو را در یک وقت به جا آورد (اوّل قضای روز گذشته، سپس وظیفه همان روز را به جا می آورد.)

مسأله 279- اگر بعد از بازگشت از منی به مکّه متوجّه شد که رمی جمره را به جا نیاورده باید به منی بازگردد و آن را به جا آورد، ولی اگر روز سیزدهم بگذرد باید آن را در سال آینده خودش در همان ایّام قضا کند، و اگر نمی تواند کسی را نائب بگیرد که برای او قضا کند.

مسأله 280- اگر کسی عمداً رمی جمره را ترک کند گناه کرده، ولی حجّ او باطل نمی شود و باید مطابق مسأله قبل عمل کند.

مسأله 281- در روز یازدهم و دوازدهم، که رمی هر سه جمره واجب است، باید ترتیب را در میان جمرات رعایت کند; یعنی اوّل «جمره اولی» بعد «جمره وسطی» و سپس «جمره عقبه» را که آخرین جمره است سنگ می زند (این مربوط به روز یازدهم و دوازدهم است; ولی روز دهم یعنی روز عید فقط جمره عقبه را رمی می کند.)

صفحه146

مسأله 282- هرگاه ترتیب را در رمی جمرات رعایت نکرد باید برگردد و طوری به جا آورد که ترتیب حاصل شود، امّا اگر چهار سنگ یا بیشتر را به هر کدام به ترتیب زده باشد بر می گردد و باقیمانده را به

ترتیب می زند، و اگر کمتر از چهار سنگ زده از اوّل شروع کند و هفت سنگ بزند، و اگر از یکی از جمرات سه سنگ یا کمتر را ترک کرده فقط همان را تکمیل می کند، و چیز دیگری بر او واجب نیست.

مسأله 283- اگر از روی عمد ترتیب را رعایت نکرد احتیاط واجب آن است که برگردد و از آغاز شروع کند و فرقی میان چهار سنگ یا کمتر از آن نیست.

مسأله 284- احتیاط واجب آن است که در رمی جمره «موالات» را رعایت کند; یعنی سنگها را پی در پی و با فاصله کمی به جمره بزند، ولی چنانکه گفتیم اگر چهار سنگ را پشت سر هم زده باشد و بقیّه را از روی فراموشی یا عدم اطّلاع ترک نماید مانعی ندارد که بقیّه را بعداً بزند هرچند موالات به هم خورده باشد.

صفحه147

مسأله 285- همان گونه که قبلاً نیز اشاره شد کسانی که به واسطه عذر نمی توانند در روز رمی کنند باید در شب آن را به جا آورند، و اگر در شب هم از آن عاجز باشند، یا خوف خطر و ضرری باشد، باید کسی را نائب کنند که در روز به جای آنها سنگها را بزند.

مسأله 286- این روزها طبقه دوم برای جمرات ساخته اند، ظاهر این است که به هنگام ازدحام مانعی ندارد از طبقه دوم رمی کند.

5- قربانی

مسأله 287- دومین واجب منی، قربانی است و از همه بهتر شتر و متوسط آن گاو و کمترین آن گوسفند است و تنها

بر کسانی واجب است که حجّ تمتّع به جا می آورند و بر غیر آنها واجب نیست.

صفحه148

مسأله 288-

احتیاط واجب آن است که یک قربانی فقط برای یک نفر باشد، حتّی در حال ضرورت. و اگر چند نفر فقط قادر بر یک قربانی باشند احتیاط آن است که هم قربانی کنند و هم روزه ای را که بعداً اشاره خواهیم کرد به جا آورند. ولی در قربانیهای مستحب که روز عید قربان انجام می شود مانعی ندارد عدّه ای یک قربانی کنند هر چند هفتاد نفر باشند.

مسأله 289- بهتر است قربانی را روز عید ذبح کنند; ولی تأخیر آن تا روز سیزدهم نیز جایز است.

مسأله 290- اگر به خاطر عذری و یا بدون عذر و از روی عمد قربانی را تأخیر انداخت واجب است تا آخر ذی الحجّه انجام دهد و اگر انجام نداد باید نائب بگیرد تا سال بعد در همان ایّام عید و در همانجا انجام دهد.

مسأله 291- حیوان قربانی باید شرایط زیر را داشته باشد، از نظر سن، شتر قربانی حدّاقل 5 سال تمام، و گاو 2 سال تمام و گوسفند یک سال تمام داشته باشد. (بنا بر احتیاط واجب.)

صفحه149

2- چشم آن سالم باشد و گوش آن بریده نباشد و دست و پای آن نیز لنگ نباشد. (لنگی مختصر عیب ندارد) شاخ درونی آن شکسته نباشد. امّا اگر شاخ بیرونی شکسته باشد ضرری ندارد.

مسأله 292- هرگاه گوش حیوان را برای نشانه و علامت مقداری چاک داده یا سوراخ کرده، یا کمی از آن بریده باشند ضرری ندارد.

مسأله 293- چنانچه نوعی از آن حیوانات در اصل خلقت بی شاخ یا بی دم یا بدون گوش باشد ضرری برای قربانی ندارد.

مسأله 294- حیوان خصیّ و اخته شده (حیوانی که تخم آن را

کشیده باشند) برای قربانی جایز نیست; ولی اگر آن را کوبیده یا رگ آن را از کار انداخته باشند اشکالی ندارد.

صفحه150

مسأله 295- شرط سوم این است که آن حیوان لاغر نباشد، همین اندازه که مردم بگویند لاغر نیست، کافی است، بلکه اگر ظاهراً لاغر است ولی بر کلیه های آن مقداری چربی وجود داشته باشد کفایت می کند.

مسأله 296- بعید نیست قول فروشنده در مورد سنّ حیوان یا اخته نبودن و سایر امور پنهانی، که خریدار نمی تواند آن را تشخیص دهد، مقبول باشد.

مسأله 297- هرگاه حیوانی را که به ظاهر چاق است خریداری کرد و بعد از ذبح کردن یا بعد از خریدن و پرداخت وجه و قبل از ذبح معلوم شد لاغر است، کافی است. همچنین اگر به گمان این که لاغر است خریداری کرد و بعد معلوم شد چاق است کفایت می کند، خواه قبل از ذبح باشد یا بعد از ذبح.

مسأله 298- هرگاه حیوانی را که به ظاهر ناقص نیست خریداری کرد و بعد از ذبح و یا بعد از خریداری و پرداخت پول فهمید که ناقص است آن حیوان کفایت می کند، هرچند احتیاط مستحب آن است که به آن حیوان قناعت نکند.

صفحه151

مسأله 299- مستحبّ است قربانی را سه قسمت کند. یک سوم آن را برای خود بردارد و یک سوم را در راه خدا صدقه بدهد و یک سوم را به دوستان و مؤمنان هدیه نماید; ولی دادن بخشی از آن به فقرا واجب است; امّا خوردن چیزی از آن واجب نمی باشد.

مسأله 300- هرگاه در منی مستحقّینی نباشند می توان گوشت قربانی را به خارج از منی و

حتّی خارج از حجاز برد و به فقرای مسلمین رساند، امّا وکالت گرفتن از بعضی از مستحقّین و یا مؤمنین برای قبول کردن سهم فقرا و یا سهم هدیه مؤمنان و رها کردن در آنجا، هرچند مطابق احتیاط است، امّا واجب نیست. همانگونه که خوردن از آن نیز واجب نیست، هرچند موافق احتیاط است.

مسأله 301- لازم نیست تقسیم به سه قسمت، به طور مساوی باشد.

صفحه152

مسأله 302- احتیاط آن است که تا افراد نیازمند در منی پیدا شوند گوشت قربانی را از منی خارج نکنند و در صورتی که پیدا نشود، جایز است.

مسأله 303- گوشت قربانی را به همه فقراء مسلمین اعم از شیعه و اهل سنّت می توان داد; ولی دادن به غیر مسلمانان و ناصبیها اشکال دارد.

مسأله 304- هرگاه تا موقع بازگشت از مراسم حج دسترسی به قربانی پیدا نکند، ولی پول قربانی داشته باشد آن را نزد شخص مطمئنّی می گذارد که تا پایان ذی الحجّه گوسفندی خریداری کرده و برای او قربانی کند اگر ممکن است در منی و اگر ممکن نیست در خود مکّه، و چنانچه تا پایان ذی الحجّه ممکن نشود باید در ذی الحجّه سال آینده قربانی کند و اگر شخص مطمئنّی در آنجا نیابد می تواند در سال آینده از بعضی از حجّاج مطمئن خواهش کند که از طرف او خریداری کرده، قربانی کند.

مسأله 305- احتیاط آن است که قربانی کننده، پوست حیوان قربانی و مانند آن را نفروشد و اگر برای استفاده خود نگهدارد، به اندازه پول آن به فقرا دهد.

صفحه153

مسأله 306- قربانی کردن در قربانگاههای موجود کافی است، هرچند معروف این است که در حال حاضر

همه آنها در خارج از محدوده منی است، و لازم نیست مخفیانه در گوشه ای از منی قربانی کنند یا برای روزهای بعد بگذارند.

مسأله 307- مسلمانان باید کاری کنند که از گوشتهای قربانی استفاده شود و از بین نرود و مجبور به دفن کردن یا سوزاندن آن نشوند، زیرا این کار اسراف است و حرام و مخالف دستورهای اسلام است. و چنانچه مستحقّینی در منی یافت نشوند باید آن را به سایر کشورها برد و به فقرا و مؤمنان داد و چنانچه هزینه ای برای این کار لازم باشد باید حکومت اسلامی یا مردم آن را بپردازند.

مسأله 308- استفاده از وسایل ماشینی برای ذبح حیوانات مانعی ندارد; ولی شرایط شرعی ذبح، مانند رو به قبله بودن و بسم اللّه گفتن و غیر آن باید رعایت شود (چنان که در توضیح المسائل اشاره کرده ایم).

صفحه154

مسأله 309- چنانچه بعد از تلاش و کوشش لازم راهی برای استفاده از گوشتهای قربانی پیدا نشود و مجبور به نابود کردن آنها شوند در این صورت باید موقّتاً از قربانی کردن در منی صرف نظر کرد و پول آن را کنار گذاشت تا هنگام بازگشت در محلّ خود قربانی کند و طبق دستور آن عمل نماید. و اگر مسؤولین سازمانهای مورد اعتماد بپذیرند که قربانی را طبق آداب شیعه در آنجا ذبح کرده و گوشت آن را برای محرومین مناطق دیگر بفرستند، قربانی در منی اولویّت دارد.

مسأله 310- در فرض مسأله قبل باید قربانی را در باقیمانده ذی الحجّه انجام دهد و یا اگر بازگشت او به طول می انجامد نائب بگیرد. و چنانچه در ماه ذی الحجّه آن سال موفّق

نشد باید در ایّام عید قربان سال آینده انجام دهد.

مسأله 311- قربانی را می توان شخصاً ذبح نمود یا به دیگری نیابت داد و در هر صورت نیّت را خود حاجی می کند و لازم نیست نائب دقیقاً شناخته شده باشد، بلکه شناخت او اجمالاً کافی است. و نیز لازم نیست ذبح کننده شیعه باشد، بلکه تمام کسانی که ذبیحه آنها پاک و حلال است می توانند ذبح کنند; هرچند شیعه بودن بهتر است.

صفحه155

مسأله 312- لازم نیست وکیل نام کسی را که برای او قربانی می کند بر زبان جاری سازد (هرچند نام بردن بهتر است) حتّی اگر از روی اشتباه نام شخص دیگری را ببرد ضرر ندارد و برای موکّل اصلی واقع می شود.

6- تقصیر

مسأله 313-واجب است حاجی بعد از قربانی کردن مقداری از موی سر خود را کوتاه کند یا تمام آن را بتراشد و اگر دفعه اوّل حجّ او باشد تراشیدن بهتر است; ولی واجب نیست و با این عمل از احرام بیرون می آید، یعنی پوشیدن لباس دوخته و سایر محرّمات احرام بر او مباح می شود به استثنای بوی خوش و زن که در اعمال بعد (چنان که خواهد آمد) بر او حلال می شود.

صفحه156

مسأله 314- برای کسانی که موهای خود را گره زده یا با موادّی چسبانیده اند احتیاط واجب آن است که سر خود را بتراشند و برای کسانی که دفعه اوّل حجّ آنها است احتیاط مستحب تراشیدن است، ولی قناعت به کوتاه کردن مقداری از موی سر نیز جایز است. و برای دفعات بعد در میان این دو کار مخیّر است; البتّه مسأله تراشیدن موی سر مخصوص

مردان است و در مورد زنان تراشیدن موی سر جایز نیست و تنها کوتاه کردن مقداری از آن واجب است.

مسأله 315- کوتاه کردن ناخن همراه کوتاه کردن موی سر برای مردان و زنان خوب است; ولی بنا بر احتیاط واجب به کوتاه کردن ناخن قناعت نکنند.

مسأله 316- واجب است وظایف سه گانه منی را از روی ترتیب انجام دهد; یعنی اوّل: رمی جمره عقبه، دوّم: قربانی، سوّم: تراشیدن سر یا کوتاه کردن مقداری از موی آن و ناخن، و هرگاه از روی نادانی یا فراموشکاری بر خلاف این ترتیب انجام دهد، عمل او صحیح است; حتّی اگر عمداً آن را رعایت نکند گناه کرده امّا چیزی بر او نیست، و تأخیر در تراشیدن یا کوتاه کردن موی سر و ناخن تا آخر روز دوازدهم مانعی ندارد، ولی احتیاط آن است که در شب این کار انجام نشود.

صفحه157

مسأله 317- واجب است تراشیدن یا کوتاه کردن مو قبل از طواف حج بوده باشد و اگر طواف را عمداً قبل از تقصیر انجام دهد باید طواف را بعد از تقصیر اعاده کند. یک گوسفند نیز کفّاره بدهد. امّا اگر طواف را از روی فراموشی یا نادانی مقدّم داشته کفّاره ندارد. ولی احتیاط واجب آن است که طواف را بعد از تقصیر اعاده کند.

مسأله 318- لازم نیست انسان خودش موی سر را کوتاه کند، اگر به دیگری هم دستور این کار را بدهد کافی است خواه شیعه باشد یا سنّی و در هر حال خودش باید نیّت کند که مثلاً برای حَجّه الاسلام واجب تقصیر می کنم قربه الی اللّه.

صفحه158

مسأله 319- واجب است تراشیدن یا کوتاه کردن مو در

منی باشد و کسی که از روی عمد یا نادانی و فراموشی در منی تقصیر نکرد واجب است به منی برگردد و این وظیفه را انجام دهد. و اگر نمی تواند برگردد یا مشقّت شدید دارد در هر جا که هست انجام دهد. و احتیاط واجب آن است که اگر می تواند، موی خود را به منی بفرستد. و مستحبّ است در آنجا دفن کنند.

مسأله 320- جایز نیست افرادی که تقصیر نکرده اند و محرم هستند سر دیگری را بتراشند یا کوتاه کنند، بلکه باید اوّل خودشان تقصیر کنند بعد درباره دیگری انجام دهند.

مسأله 321- کسی که می داند اگر سرش را بتراشد زخمی می شود (و زخمی کردن بدن در حال احرام خلاف احتیاط است) احتیاط آن است که اوّل مقداری از موی سر را کوتاه کند سپس سرش را بتراشد

صفحه159

7 تا 11- واجبات پنجگانه مکّه

مسأله 322- بعد از انجام اعمال سه گانه «منی» واجب است حاجی برای انجام باقی مانده اعمال حج به مکّه بازگردد و اعمال مکّه را که پنج چیز است انجام دهد و آنها عبارتند از:

1- «طواف حج» که آن را «طواف زیارت» نیز می نامند.

2- «نماز طواف زیارت».

3- «سعی بین صفا و مروه».

4- «طواف نساء».

5- «نماز طواف نساء».

این پنج واجب را به همان کیفیّت که در عمره تمتّع بیان کردیم بدون هیچ تفاوت به جا می آورد، مگر در نیّت که اینجا باید به نیّت طواف حج و نماز و سعی آن باشد یا به نیّت طواف نساء و نماز آن.

مسأله 323- حاجی می تواند بعد از اعمال منی بلافاصله در روز عیدِ قربان به مکّه برود و اعمال بالا را در همان

روز انجام دهد. و بهتر است که از روز یازدهم تأخیر نیندازد، و اگر تأخیر انداخت از روز سیزدهم نگذرد، ولی بعید نیست که تا آخر ذی الحجّه نیز بتواند این اعمال را انجام دهد، هرچند احتیاط مستحب عدم تأخیر از روز سیزدهم است.

صفحه160

مسأله 324- اعمال مکّه، یعنی طواف زیارت و نماز، و سعی، و طواف نساء، و نماز آن، را باید بعد از اعمال منی به جا آورد; ولی چند طایفه می توانند قبل از رفتن به عرفات آنها را به جا آورند:

1- زنهایی که ترس دارند که هنگام برگشتن از منی گرفتار عادت ماهانه یا مسأله وضع حمل گردند و نتوانند بمانند تا پاک شوند.

2- بیمارانی که نتوانند در ازدحام جمعیّت طواف و سعی را به جا آورند.

3- پیرمردان یا پیرزنانی که از انجام این اعمال هنگام بازگشت از منی به خاطر زیادی جمعیّت عاجز باشند یا خوف خطر یا ضرر داشته باشند.

صفحه161

4- تمام کسانی که می دانند بعد از مراجعت قادر به انجام این اعمال نیستند و یا فوق العاده به زحمت می افتند. (و فرقی میان طواف نساء و طواف حج در این مسأله نیست.)

مسأله 325- در مواردی که این اعمال را مقدّم می دارد احتیاط واجب آن است که محرم به احرام حج شود، سپس آنها را انجام دهد.

مسأله 326- اگر بیمار بعد از بازگشت از «منی» بهبودی یابد، یا زن پاک باشد، و توانایی بر طواف و سعی پیدا کنند، احتیاط واجب آن است که اعاده نمایند.

مسأله 327- طواف نساء بر مرد و زن و پیر و جوان و متأهّل و مجرّد و حتّی کودکان ممیّز و خنثی واجب

است، و بدون آن زن بر مرد و مرد بر زن حلال نمی شود; بلکه احتیاط واجب آن است که اگر کودک غیر ممیّز را به حج آورند و محرم کنند ولیّ او همراه او طواف نساء را به جا آورد.

صفحه162

مسأله 328- در عمره حجّ تمتّع طواف نساء واجب نیست، ولی در حجّ تمتّع و عمره مفرده طواف نساء واجب است.

مسأله 329- هرگاه زنی طواف حج و طواف نساء را به جا نیاورده، گرفتار عادت ماهانه شود و پیش از پاک شدن ناچار به رفتن از مکّه باشد (مثل این که کاروان مهلت نمی دهد تا پاک شود) لازم است برای طواف حج و نماز آن نایب بگیرد، سپس خودش سعی را به جا آورد، و بعد برای طواف نساء و نماز آن نایب بگیرد. (همچنین کسان دیگری که به خاطر بیماری یا عذر دیگر قادر به انجام طواف و سعی نباشند باید نایب بگیرند.)

مسأله 330- طواف نساء را نمی توان بلافاصله بعد از طواف حج و قبل از سعی به جا آورد، بلکه باید بعد از اتمام سعی به جا آورده شود; ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله، آن را قبل از سعی به جا آورد صحیح است.

صفحه163

مسأله 331- با انجام اعمال سه گانه منی و اعمال مکّه آنچه در احرام برای حاجی حرام بود در سه مرحله حلال می شود:

1- بعد از تراشیدن سر یا کوتاه کردن موی آن تمام آنچه حرام بود حلال می شود; مگر بوی خوش و زن.

2- بعد از طواف زیارت و نماز طواف و سعی صفا و مروه بوی خوش حلال می شود.

3- بعد از طواف

نساء و نماز آن، زن نیز بر او حلال می گردد.

12- توقّف شبانه در منی

(بیتوته در منی)

مسأله 332- واجب است حاجی شب یازدهم و دوازدهم را در منی بماند (و در بعضی از مواقع، شب سیزدهم نیز واجب می شود) و اگر در این دو شب در غیر منی باشد باید یک گوسفند کفّاره بدهد و احتیاط واجب آن است که برای هر شب یک گوسفند بدهد.

صفحه164

مسأله 333- کافی است نیمی از شب را در آنجا بماند خواه نیمه اوّل باشد یا دوم.

مسأله 334- مانعی ندارد که حاجی شب یازدهم بعد از نیمه شب برای انجام اعمال مکّه به مکّه بیاید و یا همان روز عید بعد از انجام اعمال سه گانه منی به مکّه بیاید و تا نیمه شب بازگردد.

مسأله 335- بیتوته در منی نیز مانند سایر اعمال حج، نیّت و قصد قربت می خواهد و کافی است در قلبش نیّت کند که برای انجام حجّ تمتّع از حَجّه الاسلام یا حجّ مستحب شب را در منی می مانم.

مسأله 336- هرگاه کسی از روی اضطرار و ناچاری از بیتوته در منی خودداری کند گناهی بر او نیست، کفّاره هم ندارد و حجّ او صحیح است.

مسأله 337- چند طایفه از بیتوته در منی معاف هستند: 1- پیرمردان و پیرزنان و بیماران و پرستاران آنها که ماندن در منی برای آنها مشقّت شدید دارد.

صفحه165

2- مسؤولان و خدمه کاروانهادر صورتی که ناچار باشند برای حلّ مشکلات زوّار به مکّه بیایند.

3- کسانی که از ازدحام جمعیّت هنگام بازگشت عمومی خوف ضرر یا خطر دارند.

4- کسانی که در مکّه در تمام شب مشغول انجام اعمال طواف یا عبادت دیگری باشند و جز

برای ضروریّات خود، کار دیگری انجام ندهند.

5- کسانی که برای انجام مناسک به مکّه آمده و قبل از طلوع فجر به منی بازگردند.

مسأله 338- بیتوته کردن در دامنه کوههای اطراف منی (مخصوصاً در موقع ازدحام) مانعی ندارد (همچنین در دامنه کوههای اطراف مشعر به هنگام وقوف در مشعر در شب عید، ولی در دامنه کوههای «مأزمین» که در آغاز مشعر قرار دارد و خارج از حدود مشعر است، جز در موقع ازدحام و ضرورت اشکال دارد.)

صفحه166

مسأله 339- سه طایفه باید شب سیزدهم را نیز در منی بمانند و در روز سیزدهم جمرات سه گانه را (بنا بر احتیاط واجب) رمی کنند:

1- کسی که در احرام خود مرتکب صید حیوانی شده.

2- کسی که در احرام با زن نزدیکی کرده باشد.

3- کسی که روز دوازدهم از منی کوچ نکند تا آفتاب غروب کند و شب فرا رسد.

در این سه صورت ماندن شب سوم در منی واجب است، و در غیر این سه صورت می تواند روز دوازدهم به مکّه بازگردد.

مسأله 340- بازگشت از منی در روز دوازدهم باید بعد از اذان ظهر باشد، ولی کسانی که در روز سیزدهم کوچ می کنند قبل از ظهر جایز است.

13- رمی جمرات در روزهای 11 و 12

مسأله 341- همانگونه که قبلاً گفته شد یکی از واجبات حج، رمی هر سه جمره در روزهای یازدهم و دوازدهم است به ترتیبی که گفته شد

صفحه167

مصدود و محصور

(کسانی که به خاطر مانعی از ادامه اعمال حج یا عمره بازمانده اند)

مسأله 342- «مصدود» به کسی گفته می شود که شخصی (خواه دشمن یا مأموران دولت) او را بعد از احرام برای عمره یا حج، از انجام اعمال بازدارد و «محصور» به کسی گفته می شود که بر اثر بیماری و امثال آن نتواند اعمال حج یا عمره را به جا آورد.

مسأله 343- کسی که محرم به احرام «حج» یا «عمره» شود و دشمنی یا فرد دیگری مانند عمّال دولت یا سارقین یا غیر آنها او را از رفتن به مکّه بازدارند، و راه دیگری برای رفتن به مکّه نداشته باشد، و یا اگر راهی باشد هزینه آن را ندارد، در همانجا یک قربانی می کند، و از احرام بیرون می آید و احتیاط آن است که قربانی را به قصد بیرون آمدن از احرام انجام دهد، و نیز احتیاط آن است که موی سر خود را کوتاه کند، و اگر دسترسی به قربانی پیدا نکرد همانجا «نیّت» خارج شدن از احرام می کند، و احتیاط آن است به جای قربانی ده روز، روزه بگیرد (آن گونه که در «مسأله 347» گفته می شود و اگر به آن صورت نتوانست روزه بگیرد تمام آن را در بازگشت روزه بگیرد.)

صفحه168

مسأله 344- مصدود شدن حاصل می شود به جلوگیری از آمدن به مکّه، و یا آمدن به مکّه و ممنوع شدن از انجام همه اعمال حج بر اثر زندان و

بازداشت و هر عامل دیگر، و یا ممنوع شدن از وقوف به عرفات و مشعر، امّا اگر تنها از انجام اعمال منی ممنوع گردد نائب برای رمی و قربانی می گیرد، سپس موی سر را می تراشد یا کوتاه می کند و از احرام بیرون می آید، و بقیّه اعمال مکّه را شخصاً انجام می دهد; و اگر وقوفها را انجام داده و فقط از انجام اعمال منی و اعمال مکّه ممنوع شود، برای رمی و قربانی نائب بگیرد سپس خودش تقصیر می کند، و بعد برای اعمال مکّه نائب بگیرد. و در تمام این صورتها حجّ او صحیح است، و از احرام بیرون می آید; مگر در جایی که ممنوع از ورود به مکّه یا انجام وقوف به عرفات و مشعر گردد، و به تعبیر دیگر از به جا آوردن اعمالی که با ترک آنها (حتّی بدون عمد) حج باطل می شود، ممنوع گردد که در این صورت اگر قبلاً مستطیع بوده یا استطاعت او تا سال آینده باقی بماند حج بر او واجب می شود و الاّ حج بر او واجب نیست.

صفحه169

مسأله 345- «محصور»، یعنی کسی که بر اثر بیماری یا مجروح شدن یا شکستگی اعضاء و مانند آن نتواند اعمال حج و عمره را به جا آورد، دارای چهار حالت است:

1- محرم به احرام عمره مفرده باشد، ولی بر اثر بیماری و مانند آن مجبور است به وطن بازگردد، یا در همان جا بستری شود، و قادر به انجام اعمال عمره نیست، چنین کسی باید پول یک قربانی را به مکّه بفرستد و با دوستان خود قرار بگذارد که در فلان روز

و فلان ساعت در مکّه برای او قربانی کنند، سپس در همان موعد معیّن تقصیر می کند و از احرام بیرون می آید، و همه چیز برای او حلال می شود مگر زن، تا زمانی که حالش خوب شود و عمره مفرده به جا آورد، و اگر حالش خوب شد و نتوانست عمره به جا آورد، نائب می فرستد، و در صورتی که کسی نباشد که برای او در مکّه قربانی کند در همان جا که هست قربانی می کند و از احرام خارج می شود و اگر آن هم ممکن نشد، در بازگشت به وطن قربانی می کند، و مطابق دستور بالا عمل می نماید.

صفحه170

2- هرگاه محرم به احرام «عمره از حجّ تمتّع» باشد، مانند مسأله قبل عمل می کند (بنا بر احتیاط واجب) و اگر حجّ او واجب بوده باید سال بعد به جا آورد.

3- هرگاه محرم به احرام حجّ تمتّع (از مکّه) شده باشد و بر اثر یکی از این موانع نتواند هیچ یک از وقوف به «عرفات» یا «مشعر» را به جا آورد، در این صورت پول یک قربانی به وسیله دوستان خود به منی می فرستد تا در روز عید (یا بعد از آن تا سیزدهم ماه) برای او قربانی کنند و در آن روز و ساعتی که با دوستان خود قرار داده تقصیر می کند، و از احرام بیرون می آید، و همه چیز بر او حلال می شود جز زن (بنا بر احتیاط واجب) که باید در سال آینده حج به جا آورد تا بر او حلال شود، یا قبل از فرا رسیدن سال آینده عمره مفرده به

جا آورد، و اگر نمی تواند نائب می فرستد.

صفحه171

چنین کسی اگر حج بر واجب بوده باید سال آینده حجّ واجب را به جا آورد.

4- هرگاه یکی از دو وقوف را درک کند حجّ او صحیح است و برای بقیّه اعمال، هرچه را بتواند خودش به جا می آورد و هرچه را نتواند نائب می گیرد.

مسأله 346- هرگاه بیمار بهبودی یابد و بتواند خود را به حج برساند و لا اقل یکی از دو وقوف را درک کند باید برود و بقیّه اعمال را نیز به جا آورد.

صفحه172

مسائل متفرّقه حج

مسأله 347- کسی که نه قربانی دارد و نه پول آن، واجب است به جای قربانی ده روز روزه بگیرد; سه روز پی در پی در ایّام حج (روزهای هفتم و هشتم و نهم ذی الحجّه) و هفت روز پس از بازگشت به وطن، و اگر نتوانست روز هفتم را روزه بگیرد، هشتم و نهم را پشت سر هم روزه بگیرد و یک روز هم بعد از سیزدهم، و این سه روز باید در ماه ذی الحجّه باشد (و مسافر بودن ضرری به آن نمی زند) امّا هفت روز بعد را می تواند در ماههای دیگر به جا آورد، خواه پی در پی باشد یا نه.

مسأله 348- هرگاه کسی عمره تمتّع را به جا آورد و از احرام بیرون آید و بخواهد از انجام مراسم حج خودداری کند اگر به علّت بیماری یا مانع دیگری باشد گناهی ندارد، و اگر سال اوّل استطاعت او بوده، معلوم می شود مستطیع

به حج نبوده است، و اگر حج قبلاً بر او واجب شده باید سال دیگر حجّ تمتّع را به طور

کامل انجام دهد.

صفحه173

امّا اگر بدون عذر از انجام حج منصرف شود گناه کرده (خواه حجّ واجب باشد یا مستحب) و چیز دیگری بر او نیست و باید در سال دیگر حجّ واجب خود را انجام دهد و در هر حال احتیاط واجب آن است که طواف نساء و نماز آن را به جا آورد.

مسأله 349- کشتن زنبور و حشرات دیگر، مانند مگس و پشه، در حال احرام جایز نیست (بنا بر احتیاط واجب) و اگر عمداً آنها را بکشد کفّاره دارد و کفّاره آن مقداری غذا است (مثلاً یک نان به فقیر می دهد) امّا اگر این حشرات موجب اذیّت و آزار او شود کشتن آنها جایز است و کفّاره ندارد.

مسأله 350- کسی که عمره تمتّع را به جا می آورد واجب است در مکّه بماند تا مراسم حج را انجام دهد (خواه حجّ واجب باشد یا مستحب) و در صورتی می تواند از مکّه خارج شود که اطمینان داشته باشد می تواند بازگردد و حج را به جا آورد، بنابراین رفتن به نقاط نزدیک، مانند غار حرا و امثال آن، که مشکلی در امر حج ایجاد نمی کند مانعی ندارد، همچنین خدمه کاروانها و غیر آنها می توانند برای انجام کارهای ضروری به جدّه یا مدینه و غیر آن بروند، به شرط آن که مطمئن باشند بموقع برای انجام مراسم حج باز می گردند. و احتیاط واجب آن است که وقتی می خواهند خارج شوند محرم به احرام حج شوند و تا موقع انجام اعمال حج در احرام بمانند; امّا اگر این کار موجب مشقّت است می توانند بدون احرام خارج شوند.

صفحه174

مسأله 351- هرگاه

برای انجام کاری بعد از اتمام عمره از مکّه خارج شود چنانچه در همان ماه برگردد احرام بر او واجب نیست (مثلاً در اوائل ماه ذی القعده عمره تمتّع را به جا آورده و از مکّه خارج شده و به جدّه یا جای دیگر رفته و باز در همان ماه ذی القعده بازگشته است) امّا اگر در ماه بعد وارد شود باید محرم گردد و دوباره عمره به جا آورد و همین، عمره تمتّع او حساب می شود و احتیاط آن است که برای عمره سابق یک طواف نساء و نماز طواف به جا آورد.

صفحه175

مسأله 352- سوار ماشین سرپوشیده شدن در حال احرام در داخل شهر مکّه مانعی ندارد (خواه در روز باشد یا در شب) ولی لازم است در آن قسمتی که از حرم بیرون است (یعنی آن طرف که از مسجد تنعیم فراتر می رود) احتیاط کند.

صفحه176

احکام عمره مفرده

مسأله 353- عمره مفرده یکی از بهترین اعمال است و فضیلت بسیار دارد و از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) روایت شده که: «اَلْعُمرَهُ کَفّارَهٌ لِکُلِّ ذَنْب; عمره کفّاره تمام گناهان است (و پشت انسان را از بار گناه سبک می کند.)»

مسأله 354- عمره را در هر ماهی از سال می توان به جا آورد، ولی در ماه رجب از همه ماهها بهتر است و در اخبار اسلامی تأکید بسیار درباره آن شده است.

مسأله 355- کسی که توانائی بر عمره مفرده داشته باشد احتیاط واجب آن است که آن را به جا آورد، هرچند استطاعت و توانائی بر حج نداشته باشد، و یک مرتبه در عمر بیشتر واجب نیست، بنابراین کسانی که حجّ نیابتی برای دیگران

به جا می آوردند احتیاط واجب آن است که بعد از انجام عمل نیابت، عمره مفرده ای برای خودشان به جا آورند.

صفحه177

مسأله 356- هر کس به هر دلیلی وارد مکّه شود بدون احرام جایز نیست وارد شود و بعد از احرام باید عمره مفرده به جا آورد، و بدون آن از احرام خارج نمی شود، ولی چند گروه از این حکم مستثنی هستند: رانندگان اتومبیل و خدمه کاروانها و تمام کسانی که به طور مکرّر به خارج از مکّه (مانند جدّه و مدینه) رفت و آمد دارند، همچنین کسی که عمره تمتّع یا عمره مفرده را به جا آورده و از مکّه خارج می شود و در همان ماه قمری به مکّه برمی گردد احرام و عمره بر او واجب نیست.

مسأله 357- در هر ماه یک عمره مستحبّ است; بنابراین اگر کسی در اواخر ماه رجب وارد مکّه شود و عمره مفرده را به جا آورد و بعداً ماه شعبان شروع شود می تواند دوباره عمره مفرده ای به جا آورد، و امّا در همان ماه، دو عمره مفرده اشکال دارد و اگر کسی بخواهد در یک ماه بیش از یک عمره به جا آورد به قصد رجاء به جا می آورد; یعنی به امید این که مطلوب درگاه الهی باشد (نه به نیّت دستور قطعی).

صفحه178

مسأله 358- اعمال عمره مفرده هفت چیز است:

1- احرام از میقات.

2- طواف خانه خدا (هفت دور).

3- نماز طواف.

4- سعی صفا و مروه.

5- تقصیر (کوتاه کردن مو و ناخن).

6- طواف نساء.

7- نماز طواف نساء.

طرز به جا آوردن احرام و طواف و سایر اعمال بالا درست همان گونه است که در همین

رساله قبلاً در مورد عمره حجّ تمتّع آمده است، با این تفاوت که در همه اینها نیّت عمره مفرده می کند.

مسأله 359- برای عمره مفرده از هر یک از میقاتهای معروف مخصوصاً «مسجد شجره» (نزدیک مدینه) می توان احرام بست، و نیز جایز است از «ادنی الحلّ» یعنی اوّلین نقطه خارج از حرم محرم شود، و بهتر این است که برای عمره مفرده از یکی از سه محلّ زیر: «حدیبیّه» یا «جِعرانه» یا «تنعیم» که نزد اهل مکّه معروف است احرام ببندد; ولی برای کسانی که بعد از حج می خواهند عمره مفرده به جا آورند آسانتر این است که به مسجد تنعیم بروند که فعلاً داخل مکّه است و حدود هشت کیلومتر با مسجد الحرام فاصله دارد و از آنجا محرم شوند و چون داخل شهر است می توانند با ماشین سرپوشیده حتّی در روز رفت و آمد کنند.

صفحه179

مسأله 360- کسانی که از طریق جدّه برای عمره مفرده به مکّه می آیند باید از حدیبیّه (که فاصله آن با مکّه حدود 17 کیلومتر است) محرم شوند، و اگر از طریق مدینه بروند و در مسجد شجره محرم شوند از همه اینها بهتر است.

صفحه180

چند مسئله مهم و محلّ ابتلاء در حج و عمره

1- استفاده از ماشینهای سرپوشیده در حال احرام در شبها یا بین الطّلوعین یا روزهای کاملاً ابری که سایبان تأثیری برای حفظ از آفتاب و باران و سرما ندارد جایز است.

2- لازم نیست طواف در فاصله بین مقام ابراهیم و خانه کعبه (حدود 13 متر) باشد; بلکه در تمام مسجدالحرام طواف جایز است. (مخصوصاً هنگام ازدحام جمعیّت) ولی در صورت امکان بهتر است از فاصله مزبور تجاوز نکند.

3- لازم نیست شانه

چپ در تمام حالات محاذی کعبه باشد; بلکه همین اندازه که مطابق معمول، خانه کعبه را دور بزند، کافی است.

صفحه181

4- هرگاه جمعیّت طواف کننده بقدری زیاد است که انسان را با فشار و بدون اختیار به پیش می برد، ضرری برای طواف ندارد. و همین اندازه که از آغاز، نیّت می کند که برای طواف به میان جمعیّت برود کافی است.

5- محلّ نماز طواف واجب، پشت مقام ابراهیم است ولی اگر ازدحام جمعیّت زیاد باشد می توان عقب تر نماز خواند. مخصوصاً در موقعی که جمعیّت طواف کننده بقدری زیاد است که به پشت مقام ابراهیم می رسد، نباید اصرار بر خواندن نماز در پشت مقام داشت و کارهایی که بعضی عوام می کنند و مزاحم طواف کنندگان می شوند صحیح نیست. (امّا نماز طواف مستحب را در هر جای مسجد می توان خواند.)

6- سعی صفا و مروه در طبقه بالا جایز نیست; مگر این که ازدحام بقدری زیاد باشد که سعی در طبقه پائین مشقّت شدید داشته باشد.

7- هنگام سعی صفا و مروه کافی است مقداری از سربالایی صفا و مروه را طی کند و لازم نیست به قسمت لخت کوه برسد و پای خود را به آن بچسباند (سربالایی مفروش در صفا و مروه جزء کوه است.)

صفحه182

8- نشستن در حال طواف واجب، برای رفع خستگی مانعی ندارد، ولی احتیاط آن است که موالات عرفی به هم نخورد و فاصله زیاد نشود; امّا نشستن در حال سعی برای رفع خستگی و مانند آن به هر مقدار، مانعی ندارد; خواه در صفا باشد یا در مروه یا در میان آن دو.

9- رمی جمرات (پرتاب کردن

سنگریزه به ستونهای سه گانه در منی) در طبقه بالا هنگام ازدحام جمعیّت مانعی ندارد و کسانی که روز نمی توانند رمی کنند شب قبل یا بعد از آن می توانند رمی کنند.

10- قربانی کردن در هر یک از قربانگاه های موجود در منی جایز است هرچند خارج از محدوده منی باشد.

11- بهتر است قربانی را روز عید ذبح کنند; ولی تأخیر آن تا روز سیزدهم نیز جایز است.

صفحه183

12- لازم نیست ذبح کننده شیعه باشد; بلکه هر مسلمانی که ذبیحه او پاک و حلال است جایز است ذبح کند.

13- سر بریدن و ذبح حیوانات برای قربانی یا غیر آن با چاقوهای استیل و فلزّات دیگری مانند آن، اشکالی ندارد.

14- قربانی را می توان شخصاً ذبح نمود و یا به دیگری که به او اطمینان دارد نیابت دهد. خواه مدیر کاروان باشد یا بعثه حج یا بعضی از دوستان. (معیار، اطمینان داشتن به کار نایب است.) و لازم نیست وکیل، نام صاحب قربانی را بداند هرچند بردن نام او جایز است. ولی اگر کسی بدون گرفتن وکالت از طرف دیگری قربانی کند، صحیح نیست.

15- مسلمانان باید کاری کنند که گوشتهای قربانی از بین نرود و مجبور به سوزاندن و دفن کردن آنها نباشند. زیرا این کار اسراف و حرام است و چنانچه مستحقّینی در منی یافت نشوند لازم است آن را به سایر بلاد اسلامی برد و به فقرا و مؤمنین داد و اگر این کار هزینه ای دارد، بر عهده مسلمانان و حکومت اسلامی است.

صفحه184

16- تا ممکن شود باید قربانی را در منی انجام داد و از تلف شدن گوشت آن جلوگیری کرد، امّا اگر

بعد از تلاش و کوشش لازم یقین پیدا کند که راهی برای استفاده از گوشت قربانی نیست و حتماً ضایع می شود باید موقّتاً از قربانی صرفنظر کند و پول آن را کنار بگذارد و هنگام بازگشت در محلّ خود قربانی کند. (در همان ماه ذی الحجه یا در ذی الحجّه سال آینده) سپس مطابق دستوری که درباره گوشت قربانی گفتیم آن را مصرف می کند.

17- استفاده از وسایل ماشینی برای ذبح حیوانات مانعی ندارد. ولی شرایط ذبح شرعی مانند رو به قبله بودن و بسم اللّه گفتن و غیر آن باید رعایت شود (شرح آن را در توضیح المسائل ذکر کرده ایم.)

18- بهتر است هنگام ازدحام جمعیّت، طواف مستحبی را ترک کرد و محلّ طواف را برای کسانی که طواف واجب می کنند واگذاشت.

صفحه185

19- میقات برای احرام حجّ تمتّع مکّه است و از هر جای مکّه باشد کافی است و فرقی میان مکّه قدیم و جدید نیست، حتّی از محلاّتی از مکّه که امروز به طرف منی گسترش یافته می توان احرام بست، امّا احتیاط واجب آن است که از نقاطی از شهر مکّه که از مسجدتنعیم دورتر است (و از محدوده حرم بیرون است) احرام نبندد. (مسجد تنعیم نزدیکترین حدّ حرم است) ولی بهتر از همه جا مسجدالحرام می باشد.

20- کارکنان کاروانها و بعثه حج و تمام کسانی که حجّ واجب خود را قبلاً به جا آورده اند و انجام تمام مراسم حج برای آنها مشکل است می توانند از اوّل نیّت عمره مفرده کنند و آن را کامل کرده و از احرام بیرون آیند و بعد از آن برای رفتن به عرفات

و مشعر و منی (بدون نیّت) یا نرفتن و ماندن در مکّه و رسیدن به کارها آزادند.

21- نماز خواندن با اهل سنّت و شرکت در جماعات آنها در ایام حج و مانند آن از مستحبّات مؤکّد و موجب تقویت صفوف مسلمین در برابر دشمنان است و در روایات معصومین تأکیدهای بسیاری درباره آن شده است. و حق این است که چنین نمازی کفایت از نماز واجب می کند و اعاده آن لازم نیست و در مسئله وقت و مانند آن از آنها پیروی نمایند و در مورد سجده اگر بتواند، روی سنگهای کف مسجد سجده می کند (زیرا بر تمام این سنگها سجده کردن جایز است) و اگر نتواند، روی فرش سجده می کند; ولی لازم نیست دست بسته نماز بخواند یا بعد از حمد آمین بگوید.

صفحه186

در مورد هلال ماه ذی الحجّه نیز می توان از آنها پیروی کرد. همچنین در مورد وقت افطار روزه برای کسانی که در مسجد الحرام یا سایر مساجد آنان باشند و به آنها اصرار بر افطار کنند مانعی ندارد و روزه آنها صحیح است.

22- استفاده کردن از بادبزن یا حصیرهای بدون نخ یا حصیرهای معمولی که نخ نازکی دارد برای سجده کردن در همه حال جایز است و لزومی ندارد که از مهر استفاده شود که مخالفان به خاطر تبلیغات نادرستی روی آن حساسیّت دارند; بلکه استفاده از مهر در بعضی از مواقع اشکال دارد.

صفحه187

23- رفتن به غار حرا و مناطقی شبیه به آن در خارج از مکّه بعد از اتمام عمره و قبل از حج مانعی ندارد; ولی به نقاط دورتر نروند. مگر ضرورتی ایجاب کند.

24- روحانیّون کاروانها

و خدمه و کارکنان بعثه ها و کارمندان بانکها و پزشکان و پرستاران و تمام کسانی که به هر عنوان دعوت به حج می شوند می توانند قصد حجّ واجب کنند، هرچند مستطیع نباشد و حجّ دیگری بر آنها واجب نیست.

25- احتیاط واجب آن است که افرادی که حجّ نیابتی انجام می دهند و سال اوّل آنهاست بعد از اتمام حج، عمره مفرده برای خودشان به جا آورند. (با طواف نساء.)

26- احتیاط واجب آن است افراد معذور که ناچارند بعضی از اعمال حج را ترک کنند نایب و اجیر نشوند، ولی عذرهایی که برای افراد معمولی در سفر حج پیدا می شود مانند تیمّم و جبیره و نرسیدن به بعضی از وقوفهای اختیاری و امثال آن مانع از عمل نایب نخواهد شد; بلکه مطابق دستور عمل می کند و حجّ او صحیح است. همچنین اگر بر اثر ضیق وقت مجبور به عدول از حجّ تمتّع به حجّ افراد شود، ولی کسانی که بر اثر بیسوادی یا کم سوادی قادر به اصلاح حمد و سوره خود نیستند قبول نیابت نکنند هرچند حجّشان برای خودشان در صورت ناچاری صحیح است.

صفحه188

27- نایب و اجیر باید اعمال حج را مطابق اجتهاد یا تقلید خودش به جا آورد نه اجتهاد یا تقلید شخصی که برای او نیابت می کند.

28- مسافران مخیّرند در مکّه و مدینه نماز خود را در مسجد الحرام و مسجدالنّبی بلکه در تمام شهر مکّه و مدینه، تمام یا قصر بخوانند و نماز تمام افضل است. و فرقی میان مکّه و مدینه قدیم و امروز نیست.

29- کسانی که پیش از رفتن به عرفات قصد ده روز در

مکّه کرده اند هنگامی که به عرفات و مشعر و منی می روند نمازشان همه جا تمام است. و این مسافت گرچه در گذشته به اندازه 4 فرسنگ بوده; ولی امروز به خاطر توسعه مکّه کمتر است.

صفحه189

30- احرام بستن از تمام آنچه امروز جزء مسجد شجره است جایز است، و تمام آنچه امروز جزء مسجد الحرام و مسجد النبی(صلی الله علیه وآله) شده حکم آن را دارد.

31- حاجیان شیعه و پیروان مکتب اهلبیت(علیهم السلام) نباید در ایّام حج و مانند آن تشکیل نماز جماعت جداگانه به طور گروهی در کاروانها یا مسجدالحرام و مسجد النّبی بدهند. و چنین نماز جماعتی اشکال دارد.

32- زوّار خانه خدا باید از تمام کارهایی که موجب وهن مذهب است اجتناب کنند; مانند:

الف: بازگشت از مسجدالحرام و مسجدالنّبی(صلی الله علیه وآله) و صفوف جماعت آنان هنگام اذان یا نزدیک اذان.

ب: پرداختن به خرید و فروش در بازارها و خیابانها یا برگشتن با اجناس خریداری شده به سوی کاروانها در چنین ساعات.

صفحه190

ج: اجتماع پشت دیوار بقیع برای زیارت قبور معصومین(علیهم السلام) هنگام نماز جماعت.

د: پوشیدن لباسهای نامناسب که مایه وهن در انظار عموم است.

ه: برخورد خشونت آمیز در سخن یا رفتار با سایر زوّار خانه خدا یا ساکنان مکّه و مدینه.

خلاصه باید چنان رفتار کنند که همه احساس نمایند آنها به برکت تأسّی به اهلبیت(علیهم السلام) از تربیت بالائی برخوردارند و هیچ گونه بهانه ای به دست مخالفان ندهند که این کار اجر و ثواب حجّ آنها را مضاعف می سازد. انشاء اللّه.

صفحه191

آداب و مستحبّات حج و عمره

در روایات اسلامی، و کلمات فقهای عظام (رضوان اللّه تعالی علیهم) آداب و مستحبّات بسیاری برای هر یک از

اعمال «حج» و «عمره» ذکر شده است که قسمت قابل توجّهی از آن را عیناً در اینجا می آوریم.

ولی از آنجا که بعضی از آنها دلیل کافی ندارد (و ما اصل تسامح در ادلّه سنن و مستحبّات را صحیح نمی دانیم) بهتر است همه را به قصد «رجاء»، یعنی به امید این که مطلوب شرع مقدّس و دارای ثواب باشد، به جا آورد.

«نکته مهمّ دیگر» این که انجام بعضی از این مستحبّات در زمان ما، و در آن انبوه جمعیّت، برای بسیاری از مردم غیر ممکن است; بنابراین آنچه را ممکن است انجام می دهند، و آنچه را نمی توان انجام داد اگر مورد علاقه حاجی باشد و نیّت انجام آن را، در صورت امکان داشته باشد، طبق روایات معصومین(علیهم السلام) خداوند مطابق نیّتش به او پاداش خواهد داد.

صفحه192

مستحبّات سفر: کسی که قصد سفر مکّه یا سفر دیگری دارد. مستحبّ است که از خداوند متعال طلب خیر کند و وصیّت بنماید و صدقه بدهد تا آن که به آن صدقه سلامت خود را خریداری نماید و وقتی که برای مسافرت مهیّا می شود مستحبّ است در خانه خود چهار رکعت نماز به جا آورد در هر رکعتی سوره حمد و سوره قل هو اللّه را بخواند و بگوید:

(اللَّهُمَّ إنّی أتَقَرَّبُ إلَیْکَ بِهِنَّ، فَاجْعَلْهُنَّ خَلیفَتی فی أهْلِی وَ مَالی.)

و مستحبّ است بر در خانه خود ایستاده و سه مرتبه از پیش رو و از طرف راست و طرف چپ سوره حمد و به همین ترتیب سه مرتبه آیه الکرسی را بخواند و بعد از آن بگوید:

(اَللَّهُمَّ احفَظْنی وَ احْفَظْ مَا مَعیَ وَ سَلِّمْنی وَ سَلِّم مَا

مَعِیَ وَ بَلِّغْنی وَ بَلِّغْ مَا مَعِیَ بِبَلاغِکَ الحَسَنِ الجَمیلِ.)

صفحه193

مستحبّات احرام

مستحبّات احرام چند چیز است:

1- قبلاً بدن خود را پاکیزه نموده و ناخن و شارب خود را بگیرد و موی زیر بغل و اطراف عورت را زایل کند.

2- کسی که قصد حج دارد از اوّل ماه ذی القعده و شخصی که قصد عمره مفرده دارد پیش از یک ماه موی سر و ریش را رها کند و بعضی از فقهاء قائل به وجوب آن شده اند.

3- پیش از احرام در میقات غسل احرام بنماید و این غسل از زن حائض و زنی که وضع حمل کرده نیز صحیح است و تقدیم این غسل بخصوص در صورتی که خوف آن باشد که در میقات آب یافت نشود، جایز است و در صورت تقدیم اگر در میقات آب یافت شد مستحبّ است غسل را اعاده بنماید و بعد از این غسل اگر مکلّف لباسی را بپوشد یا چیزی را بخورد که بر محرم حرام است باز هم اعاده مستحبّ است و اگر مکلّف در روز غسل نماید آن غسل تا آخر شب آینده کفایت می کند و همچنین اگر در شب غسل نماید تا آخر روز آینده کافی است; ولی اگر بعد از غسل و پیش از احرام وضوی او باطل شد، غسل را اعاده نماید.

صفحه194

4- هنگام پوشیدن دو جامه احرام بگوید:

«اَلحَمْدُ لِلّه الَّذی رَزَقَنی مَا اُواری بِه عَوْرَتِی و اُؤدِّی فیهِ فَرْضی وَ أعْبُدُ فیهِ رَبِّی و اَنْتَهی فیه إلی مَا اَمَرَنِی الحَمْدُ لِلّهِ الَّذی قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنی و أرَدْتُهُ فَاُعانَنی وَ قَبِلَنی وَ لَمْ یَقْطَعْ بی وَ وَجْهَهُ أرَدْتُ فَسَلَّمَنی فَهُوَ حِصْنی وَ کَهْفِی و حِرْزی

وَ ظَهْری وَ مَلاذی وَ رَجائی وَ مَنجای و ذُخری وَ عُدَّتی فی شِدَّتی وَ رَخائی.»

5- دو حوله احرام از جنس پنبه باشد.

6- احرام را به ترتیب ذیل ببندد: در صورت تمکّن بعد از نماز ظهر و در صورت عدم تمکّن بعد از نماز واجب دیگر و در صورت عدم تمکّن از آن، بعد از شش یا دو

صفحه195

رکعت نماز نافله، در رکعت اوّل پس از حمد سوره توحید و در رکعت دوم سوره قل یا ایّها الکافرون را بخواند و شش رکعت افضل است و بعد از نماز حمد و ثنای إلهی را به جا آورد و بر پیغمبر و آل او صلوات بفرستد; آنگاه بگوید:

«اللَّهُمَّ إنَّی أسألُکَ أنْ تَجْعَلَنی مِمَّنِ اسْتَجابَ لَکَ وَ آمَنَ بِوَعْدِکَ وَ اتَّبَعَ أمْرَکَ فإنَّی عَبْدُکَ وَ فی قَبْضَتِکَ لا أوُقی إلاَّ مَا وَقَیْتَ وَ لا آخُذُ إلاّ مَا أعْطَیْتَ وَ قَدْ ذکَرْتَ الْحَجَّ فَأسْاَلُکَ أنْ تَعْزِمَ لی عَلیهِ عَلی کِتابِکَ وَ سُنَّهِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ آلِهِ و تُقَوِّیَنی عَلی مَا ضَعُفْتُ وَ تُسَلِّمَ لی مَناسِکی فی یُسر مِنْکَ وَ عافِیَه وَ اجْعَلْنی مِن وَفْدِکَ الَّذی رَضِیْتَ وَ ارْتَضَیْتَ وَ سَمَّیْتَ وَ کَتَبْتَ، اللّهُمَّ إنَّی خَرَجْتُ مِنْ شُقَّه بَعیده وَ أنْفَقْتُ مالی إبْتِغاءَ مَرْضاتِکَ اللّهُمَّ فَتَمِّمْ لی حَجَّتی وَ عُمْرَتی، اللّهُمَّ إنّی اُرِیدُ الَّتمَتُّعَ بِالعُمرَهِ إلی الحَجِّ عَلی کِتابِکَ وَ سُنَّهِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ آلِهِ، فَإن عَرَضَ لی عارِضٌ یَحْبِسُنی فَخَلِّنی حَیثُ حَبَسْتَنی بِقَدَرِکَ الَّذی قَدَّرْتَ عَلَیّ، اللّهُمَّ إنْ لَمْ تَکُنْ حِجَّهً فَعُمرَهً اُحَرِّمُ لَکَ شَعْری وَ بَشَری وَ لَحْمی وَ دَمی وَ عِظِامی وَ مُخِّی وَ عَصَبِی مِنِ النِّساءِ وَ الثِّیابِ وَ الطّیبِ أبْتَغی بِذلِکَ وَجْهَکَ وَ

الدّارَ الآخِرَهَ.

صفحه196

7- نیّت احرام را بر زبان جاری کند و تنها به نیّت قلبی قناعت نکند، و برای مردان مستحبّ است تلبیه را بلند بگویند.

8- سابقاً گفتیم که تلبیه واجب، که احرام به آن حاصل می شود، بنا بر احتیاط این است:

«لَبَّیْکَ اللّهُمَّ لَبَّیکَ، لَبَّیْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیکَ، إنَّ الحَمْدَ وَ النِّعْمَهَ لَکَ وَ المُلْک، لا شَرِیکَ لَکَ.»

و مستحبّ است بعد از آن بگوید:

«لَبَّیْکَ ذَا الْمَعارِجِ لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ داعِیاً اِلی دارِ السَّلام لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ اَهْلَ التَّلْبِیَهِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ ذَاالْجَلالِ وَ الاِکْرامِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تُبْدِئُ وَ الْمَعادُ اِلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تَسْتَغْنی وَ یُفْتَقَرُ اِلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ مَرْعُوباً وَ مَرْهُوباً اِلَیْکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ اِلهَ

صفحه197

الْحَقِّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ ذَا النَّعْمآءِ وَ الْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمیلِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ کَشّافَ الْکُرَبِ العِظامِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدَیکَ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ یا کَرِیمُ لَبَّیْکَ.»

و خوب است این جمله ها را نیز بگوید:

«لَبَّیْکَ أَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ بِحَجَّه اَوْ عُمْرَه لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ وَ هذِهِ عُمْرَهُ مُتْعَه اِلَی الْحَجِّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ اَهْلَ التَّلْبِیَهِ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ تَلْبِیَهً تَمامُها وَ بَلاغُها عَلَیْکَ.»

9- تلبیه ها را در حال احرام تکرار کند و در این موارد نیز تکرار کند: 1- وقت برخواستن از خواب. 2- بعد از هر نماز واجب و مستحب. 3- وقت رسیدن به زوّار دیگر که سوار هستند 4- هنگام بالا رفتن از بلندی یا سرازیر شدن از آن. 5- وقت سوار شدن یا پیاده شدن. 6- در اوقات سحر تلبیه بسیار بگوید، و زن حائض و نفساء نیز این تلبیه ها را بگویند و شخصی که عمره به جا می آورد تلبیه گفتن او در عمره

مستمر خواهد بود تا خانه های مکّه را ببیند، و پس از آن قطع خواهد شد و تلبیه حج تا ظهر روز عرفه مستمر است و پس از آن قطع خواهد شد

صفحه198

صفحه199

مکروهات احرام

مکروهات احرام چند چیز است:

1- احرام در جامه سیاه، و احتیاط ترک آن است و بهتر احرام در جامه سفید است.

2- خوابیدن محرم در رختخواب و بالش زردرنگ.

3- احرام بستن در جامه چرکین و اگر جامه در حال احرام چرک شود بهتر است مکلّف مادام که در حال احرام است آن را نشوید; ولی می تواند تبدیل کند.

4- احرام بستن در جامه راه راه.

5- استعمال حنا پیش از احرام در صورتی که اثر آن تا حال احرام باقی بماند.

6- بهتر است که محرم کیسه و مانند آن بر بدن نکشد.

7- لبّیک گفتن محرم در جواب کسی که او را صدا نماید، بلکه احتیاط ترک آن است.

صفحه200

مستحبّات دخول حرم

1- برای تواضع و فروتنی در برابر خداوند متعال پابرهنه شده و کفشهای خود را در دست گرفته داخل حرم شود، این عمل ثواب زیادی دارد.

2- هنگام دخول حرم این دعا را بخواند:

«اَللّهُمَّ اِنَّکَ قُلْتَ فی کِتابِکَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ: وَ اَذِّنْ فی النّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِر یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیق - اَللّهُمَّ اِنِّی اَرْجُوا اَنْ أکُونَ مِمَّنْ اَجابَ دَعْوَتَکَ وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ شُقَّه بَعِیدَه وَ فَجٍّ عَمِیق سامِعاً لِنِدآئِکَ وَ مُسْتَجِیباً لَکَ مُطِیعاً لاَِمْرِکَ وَ کُلُّ ذلِکَ بِفَضْلِکَ عَلَیَّ وَ اِحْسانِکَ اِلَیَّ فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَی ما وَفَّقْتَنی لَهُ اَبْتَغی بِذلِکَ الزُّلْفَهَ عِنْدکَ وَ الْقُرْبَهَ اِلَیْکَ وَ الْمَنْزِلَهَ لَدَیْکَ وَ الْمَغْفِرَهَ لِذُنُوبی وَ التَّوْبَهَ عَلَیَّ مِنْها بِمَنِّکَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ حَرِّمْ بَدَنی عَلَی النّارِ وَ امِنِّی مِنْ عَذابِکَ وَ عِقابِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.»

صفحه201

مستحبّات ورود به مکّه معظمه

برای دخول مکّه معظّمه نیز غسل کردن مستحبّ است و هنگامی که وارد مکّه می شود با حالت تواضع وارد شود.

آداب مسجدالحرام و مکّه معظّمه

مستحبّ است مکلّف برای دخول مسجدالحرام غسل نماید و همچنین مستحبّ است با پای برهنه و با حالت سکینه و وقار وارد شود و هنگام ورود از در «بنی شیبه» وارد شود و گفته اند که باب بنی شیبه در حال حاضر مقابل باب السّلام است، بنا بر این بهتر است که انسان از باب السّلام وارد شده و دم در مسجد الحرام ایستاده و بگوید:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ، بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ مِنَ اللّهِ وَ ما شآءَ اللّهُ، اَلسَّلامُ عَلی اَنْبِیآءِ اللّهِ وَ رُسُلِهِ، اَلسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللّهِ، صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ. اَلسَّلامُ عَلی اِبْراهِیمَ خَلیلِ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.»

صفحه202

سپس داخل مسجد الحرام شود و رو به کعبه دستها را بلند نموده، بگوید:

«اَللّهُمَّ إِنّی اَسْأَلُکَ فِی مَقامی هذا، وَ فی اَوَّلِ مَناسِکی اَنْ تَقْبَلَ تَوْبَتی، وَ اَنْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطِیئَتی وَ اَنْ تَضَعَ عَنِّی وِزْرِی، اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی بَلَّغَنِی بَیْتَهُ الْحَرامَ، اَللّهُمَّ إِنِّی اَشْهَدُ اَنَّ هذا بَیْتُکَ الْحَرامُ الَّذِی جَعَلْتَهُ مَثابَهً لِلنّاسِ وَ اَمْناً مُبارَکاً وَ هُدیً لِلْعالَمِینَ، اَللّهُمَّ إنّی عَبْدُکَ، وَ الْبَلَدَ بَلَدُکَ، وَ الْبَیْتَ بَیْتُکَ، جِئْتُ اَطْلُبُ رَحْمَتَکَ، وَ اَؤُمُّ طاعَتَکَ، مُطِیعاً لاَِمْرِکَ، راضِیاً بِقَدَرِکَ، اَسْأَلُکَ مَسْأَلَهَ الْفَقِیرِ اِلَیْکَ الْخائِفِ لِعُقُوبَتِکَ، اَللّهُمَّ افْتَحْ لی اَبْوابَ رَحْمَتِکَ، وَ اسْتَعْمِلْنی بِطاعَتِکَ وَ مَرْضاتِکَ.»

و در روایت دیگر وارد است که بر در مسجد بگوید:

«بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ مِنَ اللّهِ وَ اِلَی اللّهِ وَ ما شآءَ اللّهُ وَ عَلی مِلَّهِ رَسُولِ اللّهِ، صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ

وَ آلِهِ، وَ خَیْرُ الاَْسْمآءِ لِلّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَ السَّلامُ عَلی رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلی اَنْبِیآءِ اللّهِ وَ رُسُلِهِ، اَلسَّلامُ عَلی خَلِیلِ الرَّحْمنِ، اَلسَّلامُ عَلَی الْمُرْسَلِینَ، وَ الْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلی عِبادِ اللّهِ الصّالِحینَ.

صفحه203

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ بارِکْ عَلی مُحمد و آلِ مُحمد، وَ ارْحَم مُحمداً و آلَ مُحَمَّد، کَما صَلَّیْتَ وَ بارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ علی إبْراهِیمَ وَ آلِ إبْراهِیمَ، إنَّکَ حَمیدٌ مَجِیدٌ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی إبْراهِیمَ خَلِیلِکَ وَ عَلی أَنْبِیآءِکَ وَ رُسُلِکَ وَ سَلِّمْ عَلَیْهِمْ، وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ، وَ الْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.

اَللّهُمَّ افْتَحْ لِی أَبْوابَ رَحْمَتِکَ، وَ اسْتَعْمِلْنی فِی طاعَتِکَ وَ مَرْضاتِکَ وَ احْفَظْنِی بِحِفْظِ الاِیمانِ اَبَداً ما اَبْقَیْتَنی، جَلَّ ثَناءُ وَجْهِکَ، اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذِی جَعَلَنی مِنْ وَفْدِهِ وَ زُوّارِهِ وَ جَعَلَنی مِمَّنْ یَعْمُرُ مَساجِدَهُ، وَ جَعَلَنی مِمَّنْ یُناجیهِ اَللّهُمَّ إِنی عَبْدُکَ وَ زائِرُکَ فی

صفحه204

بَیْتِکَ وَ عَلی کُلِّ مَأْتِیٍّ حَقٌّ لِمَنْ أَتاهُ وَ زارَهُ، وَ أَنْتَ خَیْرُ مَأْتِیٍّ وَ أَکْرَمُ مَزُور فَأَسْأَلُکَ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ بِأَنَّکَ أَنْتَ اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ وَحْدَکَ لاشَریکَ لَکَ بِأَنَّکَ واحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْوَ لَمْ تُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ عَلی أَهْلِ بَیْتِهِ یا جَوادُ یا کَریمُ یا ماجِدُ یا جَبّارُ یا کَریمُ أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ تُحْفَتَکَ إِیّایَ بِزیارَتی إِیّاکَ أَوَّلَ شَیْء تُعْطِیَنی فَکاکَ رَقَبَتی مِنَ النّارِ.» سپس سه مرتبه می گوید: «أَللّهُمَّ فُکَّ رَقَبتی مِنَ النّارِ.» سپس می گوید: «وَ أَوْسِعْ

عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ الطَّیِّبِ وَ ادْرَأْعَنّی شَرَّ شَیاطِیْنِ الْجِنِّ وَ الإنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَهِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ»

و مستحبّ است وقتی که محاذی حجرالأسود شد بگوید:

«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللّهِ وَ کَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ اللاّتِ وَ الْعُزّی وَ بِعِبادَهِ الشَّیْطانِ وَ بِعِبادِهِ کُلِّ نِدٍّ یُدْعی مِنْ دُونِ اللّهِ.»

صفحه205

سپس نزدیک حجرالأسود رفته و در صورت امکان دست بر آن بگذارد و بگوید:

«أَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّهُ سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ أَکْبَرُ، اَللّهُ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِهِ وَ اللّهُ أَکْبَرُ مِمّا أَخْشی وَ اَحْذَرُ، لا إِلهَ إلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیی وَ یُمیتُ وَ یُمیتُ وَ یُحْیی وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ.»

و صلوات بر پیغمبر و آل او بفرستد، و سلام بر پیغمبران بدهد، همان گونه که هنگام دخول مسجد سلام می داد سپس بگوید: «إنَّی اُؤمِنُ بِوَعدِکَ وَ أوُفی بِعَهْدِکَ» و در روایت معتبر وارد است هنگامی که نزدیک حجرالأسود رسیدی دستهای خود را بلند کن و حمد و ثنای إلهی را به جا آور، و صلوات بر پیغمبر بفرست و از خداوند عالم بخواه که حجّ تو را قبول کند، پس از آن در صورت امکان حَجَر را بوسیده و اگر بوسیدن ممکن نشد با دست لمس کن و اگر آن هم

صفحه206

ممکن نشد اشاره به آن کن و بگو:

«أَللّهُمَّ أَمانَتی أَدَّیْتُها وَ میثاقی تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لی بِالْمُوفاهِ أَللّهُمَّ تَصْدیقاً

بِکِتابِکَ وَ عَلی سُنَّتِ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَشْهَدُ أَنْ لا اِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللّهِ وَ کَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ الّلاتِ وَ الْعُزّی وَ عِبادَهِ الشَّیْطانِ وَ عِبادَهِ کُلِّ نِدٍّ یُدْعی مِنْ دُونِ اللّهِ.»

و اگر نتوانی همه را بخوانی بعضی را بخوان و بگو:

«أَللّهُمَّ إِلَیْکَ بَسَطْتُ یَدی وَ فیما عِنْدَکَ عَظُمَتْ رَغْبَتی فَاقْبَلْ سُبْحَتی وَ اغْفِرلی وَ ارْحَمْنی، اَللّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَواقِفِ الْخِزْیَ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ.»

آداب و مستحبّات طواف

در حال طواف مستحبّ است بگوید:

«اَللّهُمَّ اِنّی أَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی یُمْشی بِهِ عَلی طَلَلِ الْمآءِ کَما یَمْشی بِهِ عَلی جُدَدِ الأرْضِ وَ اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی تَهْتَزُّ بِه اَقْدامُ مَلائِکَتِکَ وَ اَسْئَلُکَ بِاسمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ مُوسی مِنْ جانِبِ الطُّورِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَاَلْقَیْتَ عَلَیْهِ مَحَبَّهً مِنْکَ وَ اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی غَفَرْتَ بِه لِمُحَمَّد صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ وَ اَتْمَمْتَ عَلَیْهِ نِعْمَتَکَ اَنْ تَفْعَلَ بی کَذا وَ کذا.»

صفحه207

و به جای «کذا و کذا» حاجت خود را از خداوند متعال بخواهد. و نیز مستحبّ است، هنگام طواف بگوید:

«اَللّهُمَّ اِنّی اِلَیْکَ فَقْیرٌ وَ اِنّی خآئِفٌ مُسْتَجیرٌ فَلا تُغَیِّرْ جِسْمی وَ لاتُبَدِّلْ اِسْمی.» و صلوات بر محمّد و آل او بفرستد، بخصوص وقتی که به در خانه کعبه رسید و وقتی که به حجر اسماعیل رسید به ناودان نگاه نموده و بگوید:

«اَللّهُمَّ اَدْخِلْنی الْجَنَّهَ وَ اَجِرْنی مِنَ النّارِ بِرَحْمَتِکَ وَ عافِنی مِنَ السُّقْمِ وَ اَوْسِعْ عَلَیَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلالِ وَ ادْرَأَ عَنّی شَرَّ فَسَقَهِ الْجِنِّ وَ الإنْسِ وَ شَرَّ فَسَقَهِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ.» و چون از

حجر بگذرد

صفحه208

بگوید: «یا ذَا المَنِّ وَ الطَّوْلِ یا ذَا الْجُودِ وَ الْکَرَمِ اِنَّ عَمَلی ضَعیفٌ فَضاعِفْهُ لی وَ تَقَبَّلْهُ مِنّی اِنَّکَ اَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ.» و چون به رکن یمانی برسد دست را بلند کند و بگوید: «یا اَللّهُ یا وَلِیَّ الْعافِیَهِ، وَ خالِقَ الْعافِیَهِ، وَ رازِقَ الْعافِیَهِ، وَ الْمُنْعِمَ بِالْعافِیَهِ، وَ الْمُتَفَضِّلَ بِالْعافِیَهِ عَلَیَّ وَ عَلی جَمِیعِ خَلْقِکَ، یا رَحْمنَ الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ وَ رَحِیمَهُما، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ ارْزُقْنَا الْعافِیَهَ، وَ تَمامَ الْعافِیَهِ، وَ شُکْرَ الْعافِیَهِ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.» سپس سر را به جانب کعبه کند و بگوید: «اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذِی شَرَّفَکِ وَ عَظَّمَکِ، وَ الْحَمْدُلِلّهِ الَّذی بَعَثَ مُحَمَّداً نَبِیّاً، وَ جَعَلَ عَلِیّاً اِماماً، اَللّهُمَّ اهْدِ لَهُ خِیارَ خَلْقِکَ، وَ جَنِّبْهُ شِرارَ خَلْقِکَ.» و هنگامی که میان رکن یمانی و حجرالأسود برسد بگوید: «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النّار.»

و در شوط هفتم وقتی که به مستجار(1) رسید مستحبّ است دو دست خود را بر دیوار خانه بگشاید و شکم و روی خود را به دیوار کعبه بچسباند و بگوید: «اَللّهُمَّ الْبَیْتُ بَیْتُکَ، وَ الْعَبْدُ عَبْدُکَ، وَ هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النّارِ.

پاورقی

1- مستجار، پشت کعبه نزدیک رکن یمانی برابر در خانه کعبه واقع شده است.

صفحه209

سپس به گناهان خود اعتراف نموده و از خداوند عالم آمرزش بطلبد که انشاءاللّه تعالی مستجاب خواهد شد، بعد بگوید:

«اَللّهُمَّ مِنْ قِبَلِکَ الرَّوْحُ وَ الْفَرَجُ وَ الْعافِیَهُ، اَللّهُمَّ اِنَّ عَمَلِی ضَعِیفٌ فَضاعِفْهُ لِی، وَ اغْفِرْ لِی مَااطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنّی وَ خَفِیَ عَلی خَلْقِکَ، اَسْتَجِیرُ بِاللّهِ مِنَ النّار.»

و هرچه خواهد دعا کند، و دست بر رکن یمانی که

قبل از رکن حجرالاسود قرار دارد بگذارد سپس نزد حجرالأسود آمده و طواف خود را تمام کند و بگوید:

«اَللّهُمَّ قَنِّعْنی بِما رَزَقْتَنی وَ بارِکْ لی فیما آتَیْتَنی.»

و برای طواف کننده مستحبّ است در هر شوط ارکان خانه کعبه (چهار گوشه آن را) و حجرالاسود را استلام نماید و در وقت استلام حجر بگوید: «أمانَتی أدَّیتُها وَ میثاقی تَعاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لی بِالْمُوافاهِ.» (منظور از استلام لمس کردن آن است) البتّه انجام بسیاری از این امور در ایّام حجّ واجب امکان پذیر نیست و مزاحمت برای زوّار است، آنچه می تواند و مزاحمت نیست، انجام دهد.

صفحه210

مستحبّات نماز طواف

در نماز طواف مستحبّ است بعد از حمد در رکعت اوّل «سوره توحید» و در رکعت دوم «سوره قل یا ایّها الکافرون» را بخواند، و پس از نماز حمد و ثنای الهی را به جا آورده و صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرستد واز خداوند عالم طلب قبول نماید، و در بعضی از روایات آمده است که حضرت صادق(علیه السلام) بعد از نماز طواف به سجده رفته و چنین می گفت:

«سَجَدَ لَکَ وَجْهِی تَعَبُّداً وَرِقّاً، لااِلهَ اِلاّ اَنْتَ حَقّاً حَقّاً، أَلاَْوَّلُ قَبْلَ کُلِّ شَیْء، وَ الاْخِرُ بَعْدَ کُلِّ شَیْء، وَ ها اَنَا ذابَیْنَ یَدَیکَ ناصِیَتِی

صفحه211

بِیَدِکَ، فَاغْفِرْلِی، اِنَّهُ لایَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِیمَ غَیْرُکَ، فَاغْفِرْلِی، فَإنِّی مُقِرٌّ بِذُنُوبِی عَلی نَفْسِی، وَ لایَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِیمَ غَیْرُکَ.»

و بعد از سجده روی مبارک آن حضرت از گریه تر شده بود.

و بعد از فراغ از نماز طواف، و پیش از سعی مستحبّ است نزد چاه زمزم رفته و کمی آب بر سر و پشت و شکم خود بریزد و بگوید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزقاً واسِعاً

وَ شِفاءً مِنْ کُلِّ داء وَ سُقْم.»

مستحبّات سعی

پس از اعمال طواف نزد حجرالأسود بیاید، و مستحبّ است از دری که محاذی حجرالأسود است به سوی صفا برود و با آرامش بالای صفا رفته و به خانه کعبه نظر کند و به رکنی که حجرالأسود در آن است رو نماید و حمد و ثنای الهی را به جا آورد و نعمتهای الهی را در نظر بگیرد سپس این أذکار را بگوید: «اَللّهُ أَکْبَرُ» هفت مرتبه، «اَلْحَمْدُلِلّهِ» هفت مرتبه، «لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ» هفت مرتبه، «لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیی وَ یُمیتُ وَ هُوَ حَیٌّ لایَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَئ قَدیرٌ.» سه مرتبه، پس سه مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرستد و بگوید: «اَللّهُ أَکْبَرُ عَلی ما هَدانا، وَ الْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا، وَ الْحَمْدُلِلّهِ الْحَیِّ القَیُّومِ، وَ الْحَمْدُلِلّهِ الدّآئمِ» و سه مرتبه آن را تکرار کند.

صفحه212

پس سه مرتبه بگوید: «اَشْهَدُ اَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَ اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لا نَعْبُدُ إلاّ إیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ.» سپس سه مرتبه بگوید: «أَللّهُمَّ إنّی أسْئَلُکَ الْعَفْوَ وَ الْعافِیَهَ وَ الیَقینَ فی الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ.» سپس سه مرتبه بگوید: «اَللّهُمَّ آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النّارِ.» سپس صد مرتبه «اَللّهُ أَکْبَرُ»، صد مرتبه «لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ»، صد مرتبه «اَلْحَمْدُلِلّهِ»، صد مرتبه «سُبْحانَ اللّهِ»

صفحه213

بگوید. سپس بگوید: «لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ، أنْجَزَ وَعْدَهُ و نَصَرَ عَبْدَهُ، وَ غَلَبَ الأَحْزابَ وَحْدَهُ، فَلَهُ المُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَحْدَهُ، اَللّهُمَّ بارِکْ لی فی الْمَوْتِ وَ

فیما بَعْدَ المَوتِ، اَللّهُمَّ إِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنْ ظُلْمَهِ الْقَبْرِ وَ وَحْشَتِهِ، اَللّهُمَّ اَظِلَّنی فی ظِلِّ عَرْشِکَ یَوْمَ لاظِلَّ إلاّ ظِلُّکَ.»

و بسیار تکرار کند سپردن دین و نفس و أهل و مال خود را به خداوند عالم، پس از آن بگوید: «اَسْتَوْدِعُ اللّهَ الرَّحْمنَ الرَّحیمَ الَّذی لایَضیعُ وَدایِعَهُ دینی وَ نَفْسی وَ أَهْلی اَللّهُمَّ اسْتَعْمِلْنی عَلی کِتابِکَ وَ سُنَّهِ نَبِیِّکَ وَ تَوَفَّنی عَلی مِلَّتِهِ وَ اَعِذْنی مِنَ الْفِتْنَهِ.» سپس سه مرتبه بگوید: «اَللّهُ أَکْبَرُ» و اگر تمام این عمل را نتواند انجام دهد هر قدر که می تواند بخواند.

و نیز مستحبّ است که این دعا را بخواند: «اَللّهُمَّ اغْفِرْ لی کُلَّ ذَنْب أذْنَبْتُهُ قَطُّ، فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَیَّ بِالْمَغْفِرهِ، فَإِنَّکَ أنْتَ الغَفُورُ الرَّحیمُ، اَللّهُمَّ افْعَلْ بی ما أَنْتَ أَهْلُهُ، فَإِنَّکَ إِنْ تَفْعَلْ بی ما أنْتَ أهْلُهُ تَرْحَمْنی، وَ إِنْ تُعَذِّبْنی فَأَنْتَ غَنِیٌّ عَنْ عَذابی، وَ أَنَا مُحْتاجٌ إلی رَحْمَتِکَ، فَیامَنْ اَنَا مُحْتاجٌ إلی رَحْمَتِهِ إرْحَمْنی، اَللّهُمَّ لاتَفْعَل بی ما اَنَا اَهْلُهُ، فَإِنَّکَ إنْ تَفْعَلْ بی ما اَنَا أهْلُهُ تُعَذِّبْنی وَ لم تَظْلِمْنی، اَصْبَحْتُ اَتَّقی عَدْلَکَ وَ لاأَخافُ جَوْرَکَ، فَیامَنْ هُوَ عَدْلٌ لایَجُورُ اِرْحَمْنی»

صفحه214

مستحبّ است پیاده سعی نماید و از آنجا که علامت گذاری شده هروله کند; یعنی کمی تندتر برود و اگر سوار چرخ باشد این حد را فی الجمله تند نماید و بعد از آن بطور عادی تا مروه راه برود و در وقت برگشتن نیز به همان ترتیب عمل نماید و از برای زنها هروله نیست، و مستحبّ است بر درگاه خداوند گریه کند و در حال سعی دعاء بسیار نماید

صفحه215

مستحبّات احرام تا وقوف به عرفات

اموری که در احرام عمره مستحب بود در احرام حج نیز مستحبّ

است و پس از این که شخص احرام بسته و از مکّه بیرون آمد همین که بالای بلندی اطراف مکّه قرار گرفت با صدای بلند لبّیک بگوید، و چون متوجّه منی شود بگوید: «اللّهُمَّ إیّاکَ أرجو و إیّاکَ أدْعُو فَبَلِّغْنی أملی وَ أصلحْ لی عَمَلِی.»

و با تن و دل آرام با تسبیح و ذکر حق تعالی راه را ادامه دهد و چون به منی رسید بگوید: «اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی اَقْدَمَنِیها صالِحاً فِی عافِیَه وَ بَلَّغَنِی هذَا الْمَکانَ.» سپس بگوید: «اَللّهُمَّ هذِهِ مِنی وَ هِیَ مِمّا مَنَنْتَ بِهِ عَلَیْنا مِنَ الْمَناسِکِ، فَأَسْئَلُکَ اَنْ تَمُنَّ عَلَیَّ بِما مَنَنْتَ عَلی أنْبِیآئِکَ، فَإنَّما اَنَا عَبْدُکَ وَ فِی قَبْضَتِک.»

و اگر ممکن است شب عرفه را در منی باشد و به طاعت الهی مشغول باشد، و بهتر آن است که عبادات و خصوصاً نمازها را در مسجد خیف به جا آورد، و چون نماز صبح را بخواند تا طلوع آفتاب تعقیب گفته سپس به سوی عرفات روانه شود، و اگر خواسته باشد بعد از طلوع صبح روانه شود مانعی ندارد، ولی سنّت بلکه أحوط این است که تا آفتاب طلوع نکرده از وادی محسَّر رد نشود و روانه شدن پیش از صبح مکروه است، مگر از برای ضرورت مانند بیمار و کسی که از ازدحام مردم خائف باشد و چون به سوی عرفات حرکت کند این دعا را بخواند:

صفحه216

«اَللّهُمَّ اِلَیْکَ صَمَدْتُ وَ اِیّاکَ اعْتَمَدْتُ وَ وَجْهَکَ اَرَدْتُ اَسْئَلُکَ اَنْ تُبارِکَ لی فی رِحْلَتی وَ اَنْ تَقْضِیَ لی حاجَتی وَ اَنْ تَجْعلَنی مِمَّنْ تُباهی بِهِ الْیَوْمَ مَنْ هُوَ اَفْضَلُ مِنّی.»

و تا رسیدن به عرفات لبّیک را تکرار کند.

البته انجام بسیاری از این مستحبّات

در حال حاضر مشکل است آنچه را می تواند انجام دهد، و اگر نیّت انجام همه را داشته خداوند ثوابش را می دهد; انشاءاللّه.

صفحه217

مستحبّات وقوف به عرفات

در وقوف به عرفات چند چیز مستحبّ است.

1- با طهارت بودن در حال وقوف.

2- غسل نمودن و بهتر آن است که نزدیک ظهر باشد.

3- آنچه موجب تفرّق حواس است از خود دور سازد تا قلب او متوجّه درگاه الهی گردد.

4- وقوف او در پائین کوه و در زمین هموار بوده باشد، و بالا رفتن از کوه مکروه است.

5- نماز ظهر و عصر را اوّل وقت به یک اذان و دو اقامه به جا آورد.

6- قلب خود را متوجّه خدا ساخته و حمد الهی و تهلیل و تمجید نموده و ثنای پروردگار را به جا آورد، پس از آن صد مرتبه «اَللّهُ أکبَر» و صد مرتبه سوره توحید را بخواند و آنچه خواهد دعا نماید و از شیطان رجیم به خدا پناه برد و این دعا را نیز بخواند:

صفحه218

«اَللّهُمَّ رَبَّ الْمَشاعِرِ کُلِّها، فُکَّ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ، وَ اَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ، وَ ادْرَأْ عَنِّی شَرَّ فَسَقَهِ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ، اَللّهُمَّ لاتَمْکُرْبی، وَ لاتَخْدَعْنِی، وَ لاتَسْتَدْرِجْنِی، اَللّهُمَّ إنِّی أَسْأَلُکَ بِحَوْلِکَ وَجُودِکَ وَ کَرَمِکَ وَ فَضْلِکَ وَ مَنِّکَ، یا اَسْمَعَ السّامِعِینَ، وَ یا اَبْصَرَ النّاظِرِینَ، وَ یا اَسْرَعَ الْحاسِبِینَ وَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ أَنْ تَفْعَلَ بِی (کذا و کذا) و حاجت خود را نام ببرد، سپس دست به آسمان بردارد و بگوید: «اَللّهُمَّ حاجَتِی اِلَیْکَ الَّتی اِنْ اَعْطَیْتَنِیها لَمْ یَضُرَّنِی ما مَنَعْتَنِی، وَ اِنْ مَنَعْتَنِیها لَمْ یَنْفَعْنِی ما اَعْطَیْتَنِی، أَسْأَلُکَ خَلاصَ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ، اَللّهُمَّ

إنِّی عَبْدُکَ، وَ مِلْکُ ناصِیَتِی بِیَدِکَ، وَ أَجَلِی بِعِلْمِکَ، أَسْأَلُکَ أَنْ تُوَفِّقَنِی لِما یُرْضِیکَ عَنِّی، وَ اَنْ تُسَلِّمَ مِنِّی مَناسِکِی، الَّتی اَرَیْتَها خَلِیلَکَ اِبْراهِیمَ (علیه السلام)، وَ دَلَلْتَ عَلَیْها نَبِیَّکَ مَحَمَّداً صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.

اَللّهُمَّ اجْعَلْنِی مِمَّنْ رَضِیتَ عَمَلَهُ، وَ اَطَلْتَ عُمْرَهُ، وَ اَحْیَیْتَهُ بَعْدَ الْمَوتِ.»

صفحه219

7- این دعا را بخواند:

«لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لاشَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، یُحْیِی وَ یُمِیتُ، وَ هُوَ حَیٌّ لایَمُوتُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ. اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کَالَّذی تَقُولُ، وَ خَیْراً مِمّا نَقُولُ، وَ فَوْقَ ما یَقُولُ الْقائِلُونَ. اَللّهُمَّ لَکَ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحیْایَ وَ مَماتی وَ لَکَ تُراثی وَ بِکَ حَوْلی وَ مِنْکَ قُوَّتی. اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفَقْرِ، وَ مِنْ وَساوِسِ الْصُّدُورِ، وَ مِنْ شَتاتِ الاْمْرِ، وَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ. اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ خَیْرَ الرِّیاحِ وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ ما یَجیءُ الرِّیاحُ، وَ اَسْئَلُکَ خَیْرَ اللَّیْلِ وَ خَیْرَ النَّهارِ. اَللّهُمَّ اجْعَلْ فی قَلْبی نُوراً، وَ فی سَمْعی وَ بَصَری نُوراً، وَ فی لَحْمی وَ دَمی وَ عِظامی وَ عُرُوقی وَ مَقْعَدی وَ مَقامی وَ مَدْخَلی وَ مَخْرَجی نُوراً، وَ اَعْظِمُ لی نُوراً، یا رَبِّ یَوْمَ اَلْقاکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ.»

و در این روز تا می تواند در خیرات و صدقات کوتاهی نکند.

صفحه220

8- رو به کعبه کند و هر یک از این اذکار را صد مرتبه بگوید: «سُبحانَ اللّهِ»، «اَللّهُ أکبَرُ»، «ما شآءَ اللّهُ لا قُوَّهَ إلاّ بِاللّهِ»، «أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلاّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شریک لَهُ، لَهُ المُلکُ، وَ لَهُ الحَمدُ، یُحیی و یُمیتُ، وَ یُمیتُ و یُحیی، وَ هُوَ حَیٌّ لا یُمُوتُ، بِیَدِهِ الخَیر،

وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیء قَدیرٌ».

سپس از اوّل سوره بقره ده آیه بخواند، بعداً سوره توحید را سه مرتبه بخواند، و آیه الکرسی را تا آخر بخواند، سپس این آیات را تلاوت کند: «اِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ فِی سِتَّهِ اَیّام ثُمَّ اسْتَوی عَلیَ الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّرات بِاَمْرِهِ اَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الاَْمْرُ تَبارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ. اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً إنَّهُ لا یُحِبُّ المُعْتَدینَ. وَ لا تُفسِدوا فی الأرضِ بَعدَ إصلاحِهَا و ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إنَّ رَحْمَهَ اللّهِ قَریْبٌ مِنَ الُمحْسِنینَ.» سپس سوره «قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ» و سوره «قُل اَعُوذُ بِرَبِّ النّاس» را بخواند.

صفحه221

سپس آنچه از نعمتهای پروردگار به یاد داشته باشد یک یک ذکر کرده و حمد الهی نماید. مخصوصاً به خاطر نعمت خانواده و اموال که خداوند بزرگ به او مرحمت نموده حمد بنماید و بگوید:

«اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلی نَعْمآئِکَ الَّتِی لاتُحصی بِعَدَد و لاتُکافی بِعَمَل.»

و به آیاتی از قرآن که در آنها ذکر حمد شده است خدا را حمد نماید، و به آیاتی که در آنها ذکر تسبیح شده است خدا را تسبیح نماید، و به آیاتی که در آنها ذکر تکبیر شده است خدا را تکبیر نماید، و به آیاتی که در آنها ذکر تهلیل شده است خدا را تهلیل نماید، و بر محمّد و آل محمّد(علیهم السلام) زیاد صلوات بفرستد و به هر اسمی از اسماء اللّه که در قرآن موجود است خدا را بخواند و به آنچه از أسماء الهی که در یاد دارد خدا را ذکر کند، و به اسماء الهی

که در آخر سوره حشر موجود است خدا را بخواند; و آنها عبارتند از:

صفحه222

«اللّه، عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ، الرَّحْمنُ الرَّحیمِ، اَلْمَلِکُ، القُدُّوسُ، السَّلام، اَلْمؤمِنُ المُهَیْمِنُ، العَزیزُ الْجَبّارُ، اَلْمُتَکَبِّرُ، الْخالِقُ الْبارِیءُ، الْمُصَوِّرُ.»

و این دعا را بخواند: «أَسْأَلُکَ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ بِکُلِّ اسْم هُوَ لَکَ وَ أَسْأَلُکَ بِقُوَّتِکَ وَ عِزَّتِکَ وَ جَمِیعِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ وَ بَاَرْکانِکَ کُلِّهَا وَ بِحَقِّ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ بِاسْمِکَ الاَْکْبَرِ الاَْکْبَرِ وَ بِاسْمِکَ الْعَظِیمِ الَّذِی مَنْ دَعاکَ بِهِ کانَ حَقّاً عَلَیْکَ اَنْ لا تُخَیْبَهُ و بِاسْمِکَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الَّذِی مَنْ دَعاکَ به کانَ حَقّاً عَلَیْکَ اَنْ لاتَرُدَّهُ وَ اَنْ تُعْطِیَهُ ما سَأَلَ وَ اَنْ تَغْفِرَ لِی جَمِیعَ ذُنُوبِی فِی جَمِیعِ عِلْمِکَ فِیَّ.»

و هر حاجت که دارد از خداوند بخواهد و از خداوند متعال طلب کند توفیق حج را در سال آینده و هر سال. و هفتاد مرتبه بگوید: «أَسْئَلُکَ الْجَنَّهَ» و هفتاد مرتبه «أسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبّی وَ أتُوبُ إلَیْهِ» بگوید.

صفحه223

سپس این دعا را بخواند:

«اَللّهُمَّ فُکَّنی مِنَ النّارِ وَ أوْسِعْ عَلیَّ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ الطَیِّبِ وَ ادْرَأ عَنِّی شَرَّ فَسَقَهِ الجِنَّ وَ الإنْسِ وَ شَرَّ فَسِقَهِ العَرَبِ وَ الْعَجَمِ.»

9- نزدیک غروب آفتاب بگوید:

«اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُبِکَ مِنَ الْفَقْرِ وَ مِنْ تَشَتُّتِ الاُْمُورِ وَ مِنْ شَرِّ ما یُحْدِثُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ اَمْسی ظُلْمی مُسْتَجیراً بِعَفْوِکَ وَ اَمْسی خَوْفی مُسْتَجیراً بِاَمانِکَ وَ اَمْسی ذُلّی مُسْتَجیراً بِعِزَّتِکَ وَ اَمْسی وَجْهی الْفانی مُسْتَجیراً بِوَجْهِکَ الْباقی یا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطی جَلِّلْنی بِرَحْمَتِکَ وَ اَلْبِسْنی عافِیَتَکَ وَ اصْرِفْ عَنّی شَرَّ جَمیعِ خَلْقِکَ»

توجّه به این نکته لازم است که دعاهای وارده در این

صفحه224

روز شریف بسیار است و هر قدر ممکن باشد

خواندن دعا مناسب است، و بسیار خوب است که در این روز دعای صحیفه کامله و دعای حضرت سیّد الشّهداء و حضرت زین العابدین(علیهما السلام) خوانده شود و بعد از غروب آفتاب بگوید:

«اَللّهُمَّ لاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ هذَا الْمَوْقِفِ، وَ ارْزُقْنیهِ مِنْ قابِل اَبَداً ما اَبْقَیْتَنِی، وَ اقْلِبْنِی الْیَوْمَ مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً لِی، مَرْحُوماً مَغْفُوراً لِی، بِاَفْضَلِ ما یَنْقَلِبُ بِهِ الْیَوْمَ اَحَدٌ مِنْ وَفْدِکَ، وَ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ، وَ اجْعَلْنِی الْیَوْمَ مِنْ اَکْرَمِ وَفْدِکَ عَلَیْکَ، وَ اَعْطِنِی اَفْضَلَ ما اَعْطَیْتَ اَحَداً مِنْهُمْ مِنَ الْخَیْرِ وَ الْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الرِّضْوانِ وَ الْمَغْفِرَهِ، وَ بارِکْ لِی فِیما اَرْجِعُ اِلَیهِ مِنْ اَهْل اَوْ مال أوْ قَلِیل اَوْ کَثِیر، وَ بارِکْ لَهُمْ فِیَّ.» و بسیار بگوید: «اللّهُمَّ اَعْتِقْنی مِنَ النَّار.»

صفحه225

مستحبّات وقوف به مشعر

مستحبّ است با تن و دلی آرام از عرفات به سوی مزدلفه حرکت کند و استغفار نماید، و همین که از طرف دست راست به تلّ سرخ رسید بگوید: «اللّهُمَّ ارحَمْ تَوَقُّفی وَ زِد فی عَمَلی وَ سَلِّمْ لی دینی وَ تَقَبَّلْ مَناسکی.»

و در راه رفتن عجله ننماید و کسی را آزار ندهد و مستحبّ است نماز مغرب و عشا را تا مزدلفه به تأخیر اندازد، اگرچه ثلث شب نیز بگذرد. و میان هر دو نماز به یک أذان و دو اقامه جمع کند، و نوافل مغرب را بعد از نماز عشا به جا آورد، ولی باتوجّه به این که گاه رسیدن به مشعر در زمان ما به تأخیر می افتد بهتر است در شرایط فعلی نماز مغرب و عشاء را در عرفات بخواند و حرکت کند. و مستحبّ است که آن شب را هر مقدار که ممکن

باشد به عبادت الهی به سر برد و این دعا را بخواند:

«اَللّهُمَّ هذِهِ جُمَعُ، اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْمَعَ لی فیها جَوامِعَ الْخَیْرِ اَللّهُمَّ لاتُؤْیِسْنی مِنَ الْخَیْرِ الَّذی سَئَلْتُکَ اَنْ تَجْمَعَهُ لی فی قَلْبی وَ اَطْلُبُ مِنْکَ اَنْ تُعَرِّفَنی ما عَرَّفْتَ اَوْلِیآئَکَ فی مَنْزِلی هذا وَ اَنْ تَقِیَنی جَوامِعَ الشَّرِّ.»

صفحه226

و مستحبّ است بعد از نماز صبح با طهارت حمد و ثنای الهی را به جا آورد، و هر اندازه ممکن باشد از نعمتهای حضرت حق ذکر کند و بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستد آن گاه دعاء نماید، و بعضی آن را واجب می دانند و این دعا را نیز بخواند:

«اَللّهُمَّ رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ فُکَّ رَقَبتی مِنَ النّارِ وَ اَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ وَ ادْرَأ عَنّی شَرَّ فَسَقَهِ الْجِنِّ وَ الاِنْسِ اَللّهُمَّ اَنْتَ خَیْرُ مَطْلُوب اِلَیْهِ وَ خَیْرُ مَدْعُوٍّ وَ خَیْرُ مَسْئُول وَ لِکُلِّ وافِد جائِزَهٌ فَاجْعَلْ جائِزَتی فی مَوْطِنی هذا اَنْ تُقیلَنی عَثْرَتی وَ تَقَبَّلْ مَعْذِرَتی وَ اَنْ تَجاوَزَ عَنْ خَطیئَتی ثُمَّ اجْعَلِ التَّقْوی مِنَ الدُّنْیا زادی.»

و مستحبّ است سنگ ریزه هائی را که در منی رمی خواهد نمود از مشعر بردارد و مجموع آنها هفتاد سنگ است (و چون بعضی از سنگها ممکن است اصابت نکند بیشتر بردارد) و مستحبّ است وقتی که از مشعر به سوی منی می رود و به وادی «مُحَسَّر» می رسد مقدار صد قدم تند برود و بگوید: «اَللّهُمَّ سَلِّمْ لی عَهْدی وَ اقْبِلْ تَوْبَتی وَ أجِبْ دَعْوَتی وَ اخْلُفْنی فیمَنْ تَرَکْتُ بَعْدی»

صفحه227

صفحه228

مستحبّات رمی جمرات

در رمی جمرات چند چیز مستحبّ است:

1- با وضو بودن در حال رمی.

2- هنگامی که سنگها را در دست گرفته این دعا را

بخواند: «اللّهُمَّ هذِهِ حَصَیَاتی فَاَحْصِهِنَّ لی وَ ارفَعْهُنَّ فی عَمَلِی.»

3- با هر سنگی که می اندازد تکبیر بگوید.

4- هر سنگی را که بیندازد این دعا را بخواند:

«اَللّهُ اَکْبَرُ، اَللّهُمَّ ادْحَرْ عَنِّی الشَّیْطانَ، اَللّهُمَّ تَصْدِیقاً بِکِتابِکَ وَ عَلی سُنَّهِ نَبِیِّکَ مُحَمَّد صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ لِی حَجّاً مَبْرُوراً، وَ عَمَلاً مقْبُولاً، وَ سَعْیاً مَشْکُوراً، وَ ذَنْباً مَغْفُوراً.»

5- اگر می تواند میان او و جمره در جمره عقبه ده یا پانزده ذراع فاصله باشد و در جمره اولی و وسطی کناره جمره بایستد.

6- جمره عقبه را رو به جمره و پشت به قبله رمی نماید و جمره اولی و وسطی را رو به قبله ایستاده رمی نماید.

صفحه229

7- پس از برگشتن به جای خود در منی این دعا را بخواند:

«اللّهُمَّ بِکَ وَثِقْتُ، وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ، فَنِعْمَ الرَّبُّ، وَ نِعْمَ الْمَوْلی، وَ نِعْمَ النَّصیرُ

صفحه230

مستحبّات قربانی

متحبّات قربانی چند چیز است:

1- در صورت تمکّن قربانی شتر باشد، و در صورت نبودن آن گاو، و در صورت نبودن آن گوسفند باشد.

2- قربانی فربه باشد.

3- در صورت شتر یا گاو بودن، از جنس ماده و در صورت گوسفند یا بز بودن، از جنس نر باشد.

4- شتری که می خواهند آن را نحر کنند ایستاده و از سر دستها تا زانوی آن را ببندند و شخص از جانب راست او بایستد، و کارد یا نیزه یا خنجر به گودال گردن او فرو برد، و در وقت ذبح یا نحر این دعا را بخواند:

«وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الاَْرْضَ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ، اِنَّ صَلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، لاشَرِیکَ لَهُ وَ بِذلِکَ

اُمِرْتُ وَ اَنَا مِنَ الْمُسْلِمیِنَ، اَللّهُمَّ مِنْکَ وَ لَکَ، بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ اللّهُ اَکْبَرُ، اَللّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّی.»

صفحه231

5- اگر می تواند خودش قربانی را بکشد و اگر نتواند دست خود را بالای دست کشنده بگذارد.

مستحبّات حلق

در حلق چند چیز مستحبّ است:

1- از طرف راست پیش سر ابتداء کند و این دعا را بخواند:

«اللّهُمَّ أعْطِنی بِکُلِّ شَعْرَه نُوراً یَومَ الْقِیامَهِ.»

2- آنکه موی سر خود را در منی در خیمه خود دفن نماید و بهتر این است که بعد از حلق از اطراف ریش و شارب خود گرفته و همچنین ناخنها را بگیرد.

مستحبّات طواف حج و نماز آن و سعی

آنچه که از مستحبّات در طواف عمره و نماز آن و سعی ذکر شد اینجا نیز جاری است، و مستحبّ است شخصی که برای طواف حج می آید در روز عید قربان بیاید و بر در مسجد بایستد و این دعا را بخواند:

صفحه232

«اَللّهُمَّ أَعِنِّی عَلی نُسُکِکَ، وَ سَلِّمْنِی لَهُ وَسَلِّمْهُ لِی، أَسْأَلُکَ مَسْأَلَهَ الْعَلِیلِ الذَّلِیلِ الْمُعْتَرِفِ بِذَنْبِهِ، أَنْ تَغْفِرَلِی ذُنُوبی، وَ أَنْ تُرْجِعَنِی بِحاجَتِی، اَللّهُمَّ إنِّی عَبْدُکَ، وَالْبَلَدُ بَلَدُکَ، وَالْبَیْتُ بَیْتُکَ، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَکَ، وَ أَؤُمُّ طاعَتَکَ، مُتَّبِعاً لاَِمْرِکَ، راضِیاً بِقَدَرَکَ، أَسْأَلُکَ مَسْأَلَهَ الْمُضْطَرِّ اِلَیْکَ، اَلْمُطِیعِ لاَِمْرِکَ، اَلْمُشْفِقِ مِنْ عَذابِکَ، اَلْخائِفِ لِعُقُوبَتِکَ، أَنْ تُبَلِّغَنِی عَفْوَکَ، وَ تُجِیرَنِی مِنَ النّارِ بِرَحْمَتِک.»

سپس اگر ممکن است نزد حجرالأسود بیاید و استلام و بوسه نماید، و اگر بوسیدن ممکن نشد دست بر حجر مالیده و دست خود را ببوسد، و اگر آن هم ممکن نشد مقابل حجر ایستاده و تکبیر بگوید و بعد آنچه در طواف عمره به جا آورده بود به جا آورد.

مستحبّات منی

برای حاجی مستحبّ است که روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم را در منی بماند، و حتّی برای طواف مستحب از منی بیرون نرود، و تکبیر گفتن در منی بعد از پانزده نماز، و در غیر منی بعد از ده نماز، که اوّل آنها نماز ظهر روز عید است، مستحب می باشد و بعضی آن را واجب دانسته اند، و اولی در کیفیّت تکبیر این است که بگوید:

صفحه233

«اَللّهُ اَکْبَرُ اَللّهُ أَکْبَرُ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ، اَللّهُ اَکْبَرُ وَلِلّهِ الْحَمْدُ، اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما هَدانا، اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَهِ اْلأَنْعامِ، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ عَلی ما أبْلانا.»

و مستحبّ است مادامی که

در منی اقامت دارد نمازهای واجب و مستحب را اگر ممکن است در مسجد خیف به جا آورد، و در حدیث است که صد رکعت نماز در مسجد خیف با عبادت هفتاد سال برابر است، و هر کس در آنجا صد مرتبه «سُبْحانَ اللّه» بگوید ثواب آن برابر با ثواب بنده آزاد کردن است، و هر کسی در آنجا صد مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ» بگوید ثواب آن برابر است با ثواب کسی که احیاء نفس کرده باشد و هر کس در آنجا صد مرتبه «اَلْحَمْدُ لِلّهْ» بگوید ثواب آن برابر است با ثواب کسی که احیاء نفس کرده باشد و هر کس در آنجا صد مرتبه «اَلْحَمْدُ لِلّهْ» بگوید، ثواب آن برابر است با ثواب خراج عراقین که در راه خدا صدقه دهد.

صفحه234

مستحبّات دیگر مکّه معظّمه

آداب و مستحبّات دیگر در مکّه معظّمه از این قرار است:

1- زیاد ذکر نمودن خدا و خواندن قرآن.

2- ختم نمودن یک قرآن.

3- خوردن از آب زمزم و بعد از خوردن این دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزقاً واسِعاً وَ شِفاءً مِنْ کُلِّ داء وَ سُقْم».

و نیز بگوید:

«بسم اللّهِ وَ باللّهِ وَ الشُّکرُ لِلّهِ»

4- نظر نمودن به کعبه.

5- هرگاه مزاحم طواف کنندگان واجب نشود در هر شبانه روز ده مرتبه طواف نماید، در اوّل شب سه طواف، و در آخر شب سه طواف، و پس از دخول صبح دو طواف، و بعد از ظهر دو طواف.

صفحه235

6- هنگام توقّف در مکّه به عدد روزهای سال طواف نماید و اگر این مقدار نشد پنجاه و دو مرتبه، و اگر آن هم ممکن نشد هر مقداری که بتواند.

7- شخص صروره، یعنی کسی که

اوّلین بار حج به جا می آورد، در صورت امکان داخل خانه کعبه شود و مستحبّ است قبل از دخول غسل کند و در وقت داخل شدن بگوید:

«اللّهُمَّ إنَّکَ قُلتَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً فآمنِّی مِنْ عَذابِ النّارِ.»

سپس دو رکعت نماز گزارده در رکعت اوّل بعد از حمد سوره «حم سجده» و در رکعت دوم بعد از حمد پنجاه و پنج آیه از سایر جاهای قرآن، بین دو ستون بر سنگ قرمز بخواند.

8- دو رکعت نماز خواندن در هر یک از چهار زاویه کعبه و بعد از نماز این دعا را بخواند:

صفحه236

«اللَّهُمَّ مَنْ تَهیَّأَ أوْ تَعبَّأَ أوْ أعَدَّ أوِ اسْتَعَدَّ لِوِفادَه إلی مَخلُوق رَجاءَ رِفدِهِ وَ جائِزِتهِ وَ نَوافِلِه وَ فَواضِلِه فَإلَیکَ یا سیِّدی تَهْیِئَتی وَ تعبِیَتی وَ إعْدادی وَ اسْتِعْدادی رَجاءَ رِفدِکَ وَ نَوافِلِکَ وَ جائِزتِکَ فَلا تُخَیِّبِ الیَومَ رَجائی یا مَنْ لا یَخیبُ عَلَیهِ سائِلٌ وَ لا یَنْقُصُهُ نائِلٌ فإنّی لَمْ آتِکَ الیَومَ بِعَمَل صالِح قَدَّمْتُهُ وَ لا شَفاعَهِ مَخلُوق رَجُوتُهُ وَ لکنّی أتَیتُکَ مُقِرّاً بالظُّلمِ وَ الإساءَهِ عَلی نَفسی فإنَّهُ لا حُجَّهَ لی وَ لا عُذْرَ فَأسْألُکَ یَا مَنْ هُوَ کذلِکَ أنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَ آلهِ وَ تُعطینَی مَسْأَلَتی وَ تَقْلِبَنی بِرَغْبَتی وَ لا تَرُدَّنی مَجْبُوهاً مَمْنوُعاً وَ لا خائِباً یا عَظیمُ یا عَظیمُ یا عَظیمُ، أرْجوکَ لِلعَظیمِ أسألُکَ یا عظیمُ أنْ تَغفِرَ لی الذَّنبَ العَظیمَ لا إلهَ إلاّ أنتَ.»

و مستحبّ است هنگام خروج از کعبه سه مرتبه «اللّهُ اکبَرُ» بگوید.

سپس بگوید:

«اَللّهُمَّ لا تُجْهِدْ بَلاءَنا رَبَّنا وَ لا تُشمِتْ بِنا أعْداءَنا فَإِنَّکَ أنْتَ الضَّارُّ النّافِعُ.»

صفحه237

بعداً پائین آمده و پله ها را دست چپ قرار داده کعبه را استقبال نماید و

نزد پله ها دو رکعت نماز بخواند. (البتّه در شرایط فعلی انجام این مستحبّات غالباً ممکن نیست.

طواف وداع

کسی که می خواهد از مکّه بیرون رود مستحبّ است طواف وداع نماید، و در هر شوطی حجرالأسود و رکن یمانی را در صورت امکان استلام نماید و چون به مستجار رسد مستحبّاتی که قبلاً برای آن مکان ذکر شد به جا آورد و آنچه خواهد دعا نماید، بعداً حجرالأسود را استلام نموده و حمد و ثنای الهی نماید و صلوات بر پیغمبر و آل او بفرستد و این دعاء را بخواند:

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ أَمینِکَ وَ حَبیبِکَ وَ نَجِیِّکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، أَللّهُمَّ کَما بَلَّغَ رِسالاتِکَ وَ جاهَدَ فی سَبیلِکَ وَ صَدَعَ بِأَمْرِکَ وَ أُوذِیَ فی جَنْبِکَ وَ عَبَدَکَ حَتّی أَتاهُ الیَقینُ، أللّهُمَّ اقْلِبْنی مُفلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِأَفْضَلِ مایَرْجِعُ بِهِ اَحَدٌ مِنْ وَفْدِکَ مِنَ المَغْفِرَهِ وَ الْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الرِّضْوانِ وَ الْعافِیَهِ.»

صفحه238

و مستحبّ است وقت بیرون آمدن، از مقابل رکن شامی بیرون رود و از خداوند متعال توفیق مراجعت بطلبد و وقت بیرون رفتن معادل یک درهم خرما خریده و آن را به فقرا صدقه دهد.

زیارت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) بعد از حج

از جمله امور مستحبّه که بسیار مؤکّد است این است که شخص هنگام برگشتن، به مدینه طیّبه برگردد تا آن که به زیارت حضرت رسول اللّه(صلی الله علیه وآله) و حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام)و ائمّه بقیع(علیهم السلام) مشرّف شود.

صفحه239

زیارت حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)

«السَّلامُ عَلی رَسولِ اللّه صَلّی اللّهُ علیهِ وَ آلِه. السَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ اللّهِ. السَّلامُ عَلَیْکَ یا صفوَهَ اللّهِ. السَّلامُ عَلَیْکَ یا أمینَ اللّهِ. أشْهَدُ أنَّکَ قَدْ نَصَحْتَ لاُِمَّتِکَ وَ جاهَدْتَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ عبَدتَهُ حَتّی أتاکَ الْیَقینُ فَجَزاکَ اللّهِ أفضَلَ ما جَزی نبیّاً عَنْ اُمَّتِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد أفضَلَ ما صَلَّیتَ عَلی إبراهیمَ وَ آلِ إبراهیمَ إنَّکَ حَمیدٌ مَجیدُ.»

زیارت حضرت صدّیقه(علیها السلام)

«یا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللّهُ الَّذی خَلَقَکِ قَبْلَ أنْ یَخلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِماَ امتَحَنَکِ صابِرَهً، وَ زَعَمْنا أَنّا لَکِ أولِیآءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صابِرُونَ لِکُلِّ ما أتانا بِهِ أبُوکِ وَ أتانا بِهِ وَصِیُّهُ، فَإنّا نَسْأَلُکِ إنْ کُنّا صَدَّقْناکِ إِلاّ أَلْحَقْتِنا بِتَصْدیقِنا لَهُما لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنا بِاَنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلایَتِکِ.»

صفحه240

زیارت جامعه که هر یک از ائمّه(علیهم السلام) را می توان با آن زیارت نمود

«اَلسَّلامُ عَلی أَوْلِیآءِ اللّهِ وَ أَصْفِیآئِهِ، اَلسَّلامُ عَلی أُمَنآءِ اللّهِ وَ أَحبّآئِهِ، اَلسَّلامُ عَلی أنْصارِ اللّهِ و خُلَفآئِهِ، السَّلامُ عَلی مَحالِّ مَعْرِفهِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلی مَساکِنِ ذِکرِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلی مُظْهِری أَمْرِ اللّهِ وَ نَهْیِهِ، اَلسَّلامُ عَلی الدُّعاهِ إِلَی اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَی المُسْتَقَرِّینَ فی مَرْضاهِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَی الُْمخْلِصینَ فی طاعَهِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَی الاَْدِلاّءِ عَلَی اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَی الَّذینَ مَنْ والاهُمْ فَقَدْ والَی اللّه وَ مَنْ عاداهُمْ فَقَدْ عادَی اللّهَ، وَ مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللّهَ وَ مَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ اللّهَ، وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللّهِ وَ مَنْ تَخَلّی مِنْهُمْ فَقَدْ تَخَلّی مِنَ اللّهِ، أُشْهِدُ اللّهَ أنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ، مُؤمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیَتِکُمْ، مُفَوِّضٌ فی ذلِکَ کُلِّهِ إلَیْکُمْ، لَعَنَ اللّهُ عَدُوَّ آلِ مُحَمَّد مِنَ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ مِنَ الاَْوَّلینَ وَ الآخِرینَ، وَ أَبرَأُ إِلَی اللّهِ مِنْهُمْ، وَ صَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّد و آلِه الطّاهِرین.»

صفحه241

صفحه242

زیارت ائمّه بقیع(علیهم السلام)

مستحبّ است که زائر بهترین لباس نظیف خود را بپوشد، و به بهترین عطر خود را خوشبو کند، و با آرامش و وقار به زیارت آنان برود، و چون نزدیک آن بارگاه شد بایستد، و چنین استیذان کند:

«یا مَوالِیَّ یا اَبْنآءَ رَسُولِ اللّهِ، عَبْدُکُمْ وَ ابْنُ اَمَتِکُمْ، اَلذَّلِیلُ بَیْنَ اَیْدِیکُمْ، وَ الْمُضْعِفُ فِی عُلُوِّ قَدْرِکُمْ، وَ الْمُعْتَرِفُ بَحَقِّکُمْ، جاءَکُمْ مُسْتَجِیراً بِکُمْ، قاصِداً اِلی حَرَمِکُمْ، مُتَقَرِّباً اِلی مَقامِکُمْ، مُتَوَسِّلاً اِلَی اللّهِ تَعالی بِکُمْ، ءَاَدْخُلُ یا مَوالِیَّ، ءَأَدْخُلُ یا اَوْلِیآءَ اللّهِ، ءَأَدْخُلُ یا مَلائِکَهَ اللّهِ الُْمحْدِقِینَ بِهذَا الْحَرَمِ، الْمُقِیمِینَ بِهذَا الْمَشْهَدِ.»

سپس قدم راستت را پیش گذار، و با خشوع و خضوع وارد شو، و بگو:

«اَللّهُ اَکْبَرُ کَبِیراً، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ کَثِیراً، وَ سُبْحانَ اللّهِ

بُکْرَهً وَ اَصِیلاً، وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الْفَردِ الصَّمَدِ، اَلْماجِدِ الاَْحَدِ، اَلْمُتَفَضِّلِ الْمَنّانِ، اَلْمُتَطَوِّلِ الْحَنّانِ، الَّذِی مَنَّ بِطَوْلِهِ، وَ سَهَّلَ زِیارَهَ ساداتِی بِإحْسانِهِ، وَ لَمْ یَجْعَلْنِی عَنْ زِیارَتِهِمْ مَمْنُوعاً، بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ.»

صفحه243

و پشت به قبله و رو به آن قبور مطهّر بخوان:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَئِمَّهَ الْهُدی، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أهْلَ التَّقْوی، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الْحُجَجُ عَلی أهْلِ الدُّنْیا، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الْقُوّامُ فی الْبَرِیَّهِ بِالْقِسْطِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أهْلَ الصَّفْوَهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ آلَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُم أهلَ النَّجْوی، أَشْهَدُ أنَّکُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ وَ نَصَحْتُمْ وَ صَبَرْتُمْ فی ذاتِ اللّهِ وَ کُذِّبْتُمْ وَ اُسیءَ إلَیْکُمْ فَغَفَرْتُمْ، وَ أَشْهَدُ أنَّکُمُ الأئِمَّهُ الرّاشِدُونَ الْمُهْتَدُونَ، وَ أَنَّ طاعَتَکُمْ مَفْرُوضَهٌ، وَ أَنَّ قَوْلَکُمُ الصِّدْقُ، وَ اَنَّکُمْ دَعَوْتُمْ فَلَمْ تُجابُوا، وَ أَمَرْتُمْ فَلَمْ تُطاعُوا، وَ أنَّکُمْ دَعآئِمُ الدّینِ و أرْکانُ الأرْضِ، لَمْ تَزالُوا بِعَیْنِ اللّهِ یَنْسَخُکُمْ مِنْ أَصْلابِ کُلِّ مَطَهَّر، وَ یَنْقُلُکُمْ مِنْ أرْحامِ الْمُطَهَّراتِ، لَمْ تُدَنِّسْکُمُ الْجاهِلِیَّهُ الْجَهْلاءُ، وَ لَمْ تَشْرَکْ فیکُمْ فِتَنُ الأهْواءِ، طِبْتُمْ وَ طابَ مَنْبَتُکُمْ، مَنَّ بِکُمْ عَلَیْنا دَیّانُ الدّینِ، فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوت اَذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ، وَ جَعَلَ صَلاتَنا عَلَیْکُمْ رَحْمَهً لَنا وَ کَفّارَهً لِذُنُوبِنا، اِذِ اخْتارَکُمُ اللّهُ لَنا، وَ طَیَّبَ خَلْقَنا بِما مَنَّ عَلَیْنا مِنْ وِلایَتِکُمْ، وَ کُنّا عِنْدَهُ مُسَمِّینَ بِعِلْمِکُمْ، مُعْتَرِفِینَ بِتَصْدِیقِنا اِیّاکُمْ، وَ هذا مَقامُ مَنْ اَسْرَفَ وَ اَخْطَأَ وَ اسْتَکانَ وَ اَقَرَّ بِما جَنی، وَرَجی بِمَقامِهِ الْخَلاصَ، وَ اَنْ یَسْتَنْقِذَهُ بِکُمْ مُسْتَنْقِذُ الْهَلْکَی مِنَ الرَّدی، فَکُونُوا لِی شُفَعآءَ، فَقَدْ وَفَدْتُ اِلَیْکُمْ اِذْ رَغِبَ عَنْکُمْ اَهْلُ الدُّنْیا، وَ اتَّخَذُوا آیاتِ اللّهِ هُزُواً، وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها. یا مَنْ هُوَ قآئِمٌ لا یَسْهُو، وَ دآئِمٌ لا یَلْهُو، وَ مُحِیطٌ بِکُلِّ شَیْء، لَکَ الْمَنُّ

بِما وَفَّقْتَنِی، وَ عَرَّفْتَنِی بِما اَقَمْتَنِی عَلَیْهِ، اِذْ صَدَّ عَنْهُ عِبادُکَ وَ جَهِلُوا مَعْرِفَتَهُ، وَ اسْتَخَفُّوا بِحَقِّهِ، وَ مالُوا اِلی سِواهُ، فَکانَتِ الْمِنَّهُ مِنْکَ عَلَیَّ مَعَ اَقْوام خَصَصْتَهُمْ بِما خَصَصْتَنِی بِهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ إذ کُنْتُ عِنْدَکَ فی مَقامی هذا، مَذْکُوراً مَکْتُوباً، فَلا تَحْرِمْنی ما رَجَوْتُ، وَ لا تُخَیِّبْنی فیما دَعَوْتُ، بِحُرْمَهِ مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرینَ، وَ صَلَّی اللّهُ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.»

صفحه244

صفحه245

سپس قبور فاطمه بنت اسد و ابراهیم فرزند رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و سایر بزرگان بقیع را زیارت کند و بر آنها درود و رحمت فرستد و فاتحه بخواند.

و سزاوار است مساجد هفتگانه و مسجد قبا و قبور شهدای اُحد را زیارت کند و به هنگام زیارت قبر حضرت حمزه، عموی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در اُحد بگوید:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَمَّ رَسُولِ اللّهِ، صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَیْرَ الشُّهَدآءِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَسَدَ اللّهِ وَ اَسَدَ رَسُولِهِ، اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ جاهَدْتَ فِی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ جُدْتَ بِنَفْسِکِ، وَ نَصَحْتَ رَسُولَ اللّهِ، وَ کُنْتَ فِیما عِنْدَ اللّهِ سُبْحانَهُ راغِباً، بِاَبِی أَنْتَ وَ اُمِّی، اَتَیْتُکَ مُتَقَرِّباً اِلَی اللّهِ عَزِّوَجَلَّ بَزِیارَتِکَ، وَ مُتَقَرِّباً اِلی رَسُولِ اللّهِ(صلی الله علیه وآله) بِذلِکَ، راغِباً اِلَیْکَ فِی الشَّفاعَهِ، اَبْتَغِی بِزِیارَتِکَ خَلاصَ نَفْسِی مُتَعَوِّذاً بِکَ مِنْ نار اسْتَحَقَّها مِثْلِی بِما جَنَیْتُ عَلی نَفْسِی، هارِباً مِنْ ذُنُوبِی الَّتِی احْتَطَبْتُها عَلی ظَهْرِی، فَزِعاً اِلَیْکَ رَجاءَ رَحْمَهِ رَبِّی، اَتَیْتُکَ مِنْ شُقَّه بَعِیدَه، طالِباً فَکاکَ رَقَبَتِی مِنَ النّارِ، وَ قَدْ اَوْقَرَتْ ظَهْرِی ذُنُوبِی، وَ اَتَیْتُ ما اَسْخَطَ رَبِّی، وَ لَمْ اَجِدْ اَحَداً اَفْزَعُ اِلَیْهِ خَیْراً لِی مِنْکُمْ اَهْلَ بَیْتِ الرَّحْمَهِ، فَکُنْ لِی شَفِیعاً یَوْمَ فَقْرِی وَ حاجَتِی، فَقَدْ سِرْتُ

اِلَیْکَ مَحْزُوناً،وَ اَتَیْتُکَ مَکْرُوباً، وَ سَکَبْتُ عَبْرَتِی عِنْدَکَ باکِیاً، وَ صِرْتُ اِلَیْکَ مُفْرَداً، وَ اَنْتَ مِمَّن اَمَرَنِیَ اللّهُ بِصِلَتِهِ، وَحَثَّنِی عَلی بِرِّهِ، وَ دَلَّنِی عَلی فَضْلِهِ، وَ هَدانِی لِحُبِّهِ، وَ رَغَّبَنِی فِی الْوِفادَهِ اِلَیْهِ، وَ اَلْهَمَنِی طَلَبَ الْحَوآئجِ عِنْدَهُ، اَنْتُمْ اَهْلُ بَیْت لا یَشْقی مَنْ تَوَلاَّکُمْ، وَ لایَخِیبُ مَنْ أتَاکُمْ، وَ لایَخْسَرُ مَنْ یَهْواکُمْ، وَ لا یَسْعَدُ مَنْ عاداکُمْ.»

صفحه246

صفحه247

و هنگام وداع با پیامبر(صلی الله علیه وآله) بگوید:

«اَللّهُمَّ لاْ تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَهِ قَبْرِ نَبِیِّکَ، فَاِنْ تَوَفَّیْتَنِی قَبْلَ ذلِکَ فَاِنِّی اَشْهَدُ فِی مَماتِی عَلی ما اَشْهَدُ عَلَیْهِ فِی حَیاتِی، اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ، وَ اَنَّکَ قَدِ اخْتَرْتَهُ مِنْ خَلْقِکَ، ثُمَ اخْتَرْتَ مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ الاَْئِمَّهِ الطّاهِرینَ، اَلَّذینَ اَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهیراً، فَاحْشُرْنا مَعَهُمْ، وَ فِی زُمْرَتِهِمْ، وَ تَحْتَ لِواءِهِمْ، وَ لا تُفَرِّقْ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ، لا جَعَلَهُ اللّهُ آخِرَ تَسْلِیمِی عَلَیْکَ.»

و پس از وداع با قبر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) قبور ائمّه بقیع(علیهم السلام) را زیارت کن، و با آنان وداع نما و بگو:

«اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ اَئِمَّهَ الْهُدی وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ، اَسْتَوْدِعُکُمُ اللّهَ وَ اَقْرَءُ عَلَیْکُمُ السَّلامَ، آمَنّا بِاللّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ بِما جِئْتُم بِهِ وَدَلَلْتُمْ عَلَیْهِ، اَللّهُمَّ فَاکتُبْنا مَعَ الشّاهِدینَ.»

و سپس می گوئی:

«وَ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتِهِمْ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ.»

صفحه248

دعاء امام حسین(علیه السلام) در روز عرفه

قسمت اول

«اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ، وَ لا لِعَطآئِهِ مانِعٌ، وَ لاکَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِع، وَ هُوَ الْجَوادُ الْواسِعُ فَطَرَ اَجْناسَ الْبَدآئِعِ، وَ اَتْقَنَ بِحِکْمَتِهِ الصَّنآئِعَ، لا تَخْفی عَلَیْهِ الطَّلائِعُ، وَ لاتَضِیعُ عِنْدَهُ الْوَدآئِعُ، جازِی کُلِّ

صانِع، وَ رآئِشُ کُلِّ قانِع، وَ راحِمُ کُلِّ ضارع، وَ مُنْزِلُ الْمَنافِعِ، وَ الْکِتابِ الجامِعِ، بِالنُّورِ السّاطِعِ، وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ، وَ لِلْکُرُباتِ دافِعٌ، وَ لِلدَّرَجاتِ رافِعٌ، وَ لِلْجَبابِرَهِ قامِعٌ، فَلا اِلهَ غَیْرُهُ وَ لاشَیءَ یَعْدِلُهُ، وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ، وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ، اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ، وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدِیرٌ.

صفحه249

اَللّهُمَّ اِنِّی اَرْغَبُ اِلَیْکَ، وَ اَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّهِ لَکَ، مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبِّی، وَ اَنَّ اِلَیْکَ مَرَدِّی، اِبْتَدَأْتَنِی بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ اَنْ اَکُونَ شَیْئاً مَذْکُوراً، وَ خَلَقْتَنِی مِنَ التُّرابِ، ثُمَّ اَسْکَنْتَنِی الاَْصْلابَ، آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ، وَ اخْتِلافِ الدُّهُورِ وَ السِّنِینَ، فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْب اِلی رَحِم فِی تَقادُم مِنَ الاَْیّامِ الْماضِیَهِ، وَ الْقُرُونِ الْخالِیَهِ، لَمْ تُخْرِجْنِی لِرَأْفَتِکَ بِی، وَ لُطْفِکَ لِی، وَ اِحْسانِکَ اِلَیَّ فِی دَوْلَهِ اَئِمَّهِ الْکُفْرِ، الَّذِینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ، وَ کَذَّبُوا رُسُلَکَ، لکِنَّک اَخْرَجْتَنِی لِلَّذِی سَبَقَ لِی مِنَ الْهُدَی، الَّذِی لَهُ یَسَّرْتَنِی، وَ فِیهِ اَنْشَأتَنِی، وَ مِنْ قَبْلِ ذلِکَ رَؤُفْتَ بِی، بِجَمِیلِ صُنْعِکَ، وَ سَوابِغِ نِعَمِکَ، فَابْتَدَعْتَ خَلْقِی مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی، وَ اَسْکَنْتَنِی فِی ظُلُمات ثَلاث، بَیْنَ لَحْم وَ دَم وَ جِلْد، لَمْ تُشْهِدْنِی خَلْقِی، وَ لَمْ تَجْعَلْ اِلَیَّ شَیْئاً مِنْ اَمْرِی، ثُمَّ اَخْرَجْتَنِی لِلَّذی سَبَقَ لِی مِنَ الْهُدی اِلَی الدُّنْیا تامّاً سَوِیّاً، وَ حَفِظْتَنِی فِی الْمَهْدِ طِفْلاً صَبِیّاً، وَ رَزَقْتَنِی مِنَ الْغِذاءِ لَبَناً مَرِیّاً، وَ عَطَفْتَ عَلَیَّ قُلُوبَ الْحَواضِنِ، وَ کَفَّلْتَنِی الاُْمَّهاتِ الرَّواحِمَ، وَ کَلاَتَنِی مِنْ طَوارِقِ الْجانِّ، وَ سَلَّمْتَنِی مِنَ الزِّیادَهِ وَ النُّقْصانِ، فَتَعالَیْتَ یا رَحِیمُ یا رَحْمنُ، حَتّی اِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْکَلامِ، اَتْمَمْتَ عَلَیَّ سَوابِغَ الاِْنْعامِ، وَ رَبَّیْتَنِی زایِداً فِی کُلِّ عام، حَتّی اِذَا اکْتَمَلَتْ فِطْرَتِی، وَ اعْتَدَلَتْ مِرَّتِی، اَوْجَبْتَ عَلَیَّ حُجَّتَکَ بِاَنْ اَلْهَمْتَنِی مَعْرِفَتَکَ، وَ رَوَّعْتَنِی بِعَجآئِبِ حِکْمَتِکَ، وَ اَیْقَظْتَنِی

لِما ذَرَأتَ فِی سَمآءِکَ وَ اَرْضِکَ مِنْ بَدآئِعِ خَلْقِکَ، وَ نَبَّهْتَنِی لِشُکْرِکَ وَ ذِکْرِکَ، وَ اَوْجَبْتَ عَلَیَّ طاعَتَکَ وَ عِبادَتَکَ وَ فَهَّمْتَنِی ما جآءَتْ بِهِ رُسُلُکَ، وَ یَسَّرْتَ لِی تَقَبُّلَ مَرْضاتِکَ، وَ مَنَنْتَ عَلَیَّ فِی جَمِیعِ ذلِکَ بِعَوْنِکَ وَ لُطْفِکَ، ثُمَّ اِذْ خَلَقْتَنِی مِنْ خَیْرِ الثَّری، وَ لَمْ تَرْضَ لِی یا اِلهِی نِعْمَهً دُونَ اُخْری، وَ رَزَقْتَنِی مِنْ اَنْواعِ الْمَعاشِ، وَ صُنُوفِ الرِّیاشِ، بِمَنِّکَ الْعَظِیمِ الاَْعَظَمِ عَلَیَّ، وَ اِحْسانِکَ الْقَدِیمِ اِلَیَّ، حَتّی اِذا اَتْمَمْتَ عَلَیَّ جَمِیعَ النِّعَمِ، وَ صَرَفْتَ عَنِّی کُلَّ النِّقَمِ، لَمْ یَمْنَعْکَ جَهْلِی وَ جُرْاَتِی عَلَیْکَ اَنْ دَلَلْتَنِی اِلی ما یُقَرِّبُنِی اِلَیْکَ، وَ وَفَّقْتَنِی لِما یُزْلِفُنِی لَدَیْکَ، فَاِنْ دَعَوْتُکَ اَجَبْتَنِی وَ اِنْ سَأَلْتُکَ اَعْطَیْتَنِی، وَ اِنْ اَطَعْتُکَ شَکَرْتَنِی وَ اِنْ شَکَرْتُکَ زِدْتَنِی، کُلُّ ذلِکَ اِکْمالٌ لاَِنْعُمِکَ عَلَیَّ، وَ اِحْسانِکَ اِلَیَّ، فَسُبْحانَکَ سُبْحانَکَ مِنْ مُبْدِئ مُعِید حَمِید مَجِید، وَ تَقَدَّسَتْ اَسْمآؤُکَ، وَ عَظُمَتْ آلاؤُکَ، فَاَیُّ نِعَمِکَ یا اِلهِی اُحْصِی عَدَداً وَ ذِکْراً، اَمْ اَیُّ عَطایاکَ اَقُومُ بِها شُکْراً، وَ هِیَ یا رَبِّ اَکْثَرُ مِنْ اَنْ یُحْصِیهَا الْعادُّونَ، اَوْ یَبْلُغَ عِلْماً بِهَا الْحافِظُونَ، ثُمَّ ما صَرَفْتَ وَ دَرَاْتَ عَنِّی اَللّهُمَّ مِنَ الضُّرِّ و الضَّرّآءِ اَکْثَرُ مِمّا ظَهَرَ لِی مِنَ الْعافِیَهِ وَ السَّرّآءِ، وَ اَنَا اَشْهَدُ یا اِلهِی بِحَقِیقَهِ اِیمانِی، وَ عَقْدِ عَزَماتِ یَقِینِی، وَ خالِصِ صَرِیحِ تَوْحِیدِی، وَ باطِنِ مَکْنُونِ ضَمِیرِی، وَ عَلائِقِ مَجارِی نُورِ بَصَرِی، وَ اَسارِیرِ صَفْحَهِ

صفحه250

صفحه251

صفحه252

صفحه253

جَبِینِی وَ خُرْقِ مَسارِبِ نَفْسِی، وَ خَذارِیفِ مارِنِ عِرْنِینِی، وَ مَسارِبِ سِماخِ سَمْعِی، وَ ما ضُمَّتْ وَ اَطْبَقَتْ عَلَیْهِ شَفَتایَ، وَ حَرَکاتِ لَفْظِ لِسانِی، وَ مَغْرَزِ حَنَکِ فَمِی وَ فَکِّی، وَ مَنابِتِ اَضْراسِی، وَ مَساغِ مَطْعَمِی وَ مَشْرَبِی، وَ حِمالَهِ اُمِّ رَأسی، وَ بَلُوعِ فارغِ حَبآئِلِ عُنُقِی،

وَ مَااشْتَمَلَ عَلَیْهِ تامُورُ صَدْرِی، وَ حَمآئِلِ حَبْلِ وَتینِی، وَ نِیاطِ حِجابِ قَلْبِی، وَ اَفْلاذِ حَواشِی کَبِدِی، وَ ما حَوَتْهُ شَراسِیفُ اَضْلاعِی، وَ حِقاقُ مَفاصِلِی، وَ قَبْضُ عَوامِلِی، وَ اَطْرافُ اَنامِلِی، وَ لَحْمِی، وَ دَمِی، وَ شَعْرِی، وَ بَشَرِی، وَ عَصَبِی، وَ قَصَبِی، وَ عِظامِی، وَ مُخِّی وَ عُرُوقِی، وَ جَمِیعُ جَوارِحِی، وَ مَا انْتَسَجَ عَلی ذلِکَ اَیّامَ رِضاعِی، وَ ما اَقَلَّتِ الاَْرْضُ مِنِّی، وَ نَوْمِی، وَ یَقْظَتِی، وَ سُکُونِی، وَ حَرَکاتِ رُکُوعِی وَ سُجُودِی، اَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَ اجْتَهَدْتُ مَدَی الاَْعْصارِ وَ الاَْحْقابِ لَوْ عُمِّرْتُها اَنْ اُؤَدِّیَ شُکْرَ واحِدَه مِنْ اَنْعُمِکَ مَا اسْتَطَعْتُ ذلِکَ اِلاّ بِمَنِّکَ الْمُوجَبِ عَلَیَّ بِهِ شُکْرُکَ اَبَداً جَدِیداً، وَ ثَنآءً طارِفاً عَتِیداً، اَجَلْ، وَ لَوْ حَرَصْتُ اَنَا وَ الْعادُّونَ مِنْ اَنامِکَ اَنْ نُحْصِیَ مَدی اِنْعامِکَ سالِفِهِ وَ آنِفِهِ ماحَصَرْناهُ عَدَداً، وَ لا اَحْصَیْناهُ اَمَداً، هَیْهاتَ اَنّی ذلِکَ، وَ اَنْتَ الُْمخْبِرُ فِی کِتابِکَ النّاطِقِ، وَ النَّبَأِ الصّادِقِ «وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللّهِ لاتُحْصُوها». صَدَقَ کِتابُکَ. اللّهُمَّ وَ اِنْباؤُکَ، وَ بَلَّغَتْ اَنْبِیاؤُکَ وَ رُسُلُکَ ما اَنْزَلْتَ عَلَیْهِمْ مِنْ وَحْیِکَ، وَ شَرَعْتَ لَهُمْ وَ بِهِمْ مِنْ دِینِکَ، غَیْرَ اَنِّی یا اِلهی اَشْهَدُ بِجَهْدِی وَ جِدِّی، وَ مَبْلَغِ طاقَتِی وَ وُسْعِی، وَ اَقُولُ مُؤْمِناً مُوقِناً: اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً فَیَکُونَ مَوْرُوثاً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی مُلْکِهِ فَیُضادَّهُ فِیَما ابْتَدَعَ، وَ لا وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ فَیُرْفِدَهُ فِیما صَنَعَ، فَسُبْحانَهُ سُبْحانَهُ، لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَهٌ اِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا وَ تَفَطَّرَتا، سُبْحانَ اللّهِ الْواحِدِ الاَْحَدِ الصَّمَدِ الَّذِی لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ.

صفحه254

صفحه255

اَلْحَمْدُلِلّهِ حَمْداً یُعادِلُ حَمْدَ مَلائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ، و اَنْبِیآئِهِ الْمُرْسَلِینَ، وَ صَلَّی اللّهُ عَلی خِیَرَتِهِ مُحَمَّد خاتَمِ النَّبِیِّینَ

وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الُْمخْلَصِینَ وَ سَلَّمَ.

صفحه256

آنگاه حضرت شروع در دعا و سئوال از حق تعالی کردند و با دیدگانی اشکبار گفتند:

«اَللّهُمَّ اجْعَلْنی اَخْشاکَ کَاَنّی اَراکَ وَاَسْعِدْنی بِتَقْواکَ وَ لا تُشْقِنی بِمَعْصِیَتِکَ وَ خِرْلی فی قَضآئِکَ وَ بارِکْ لی فی قَدَرِکَ حَتّی لا اُحِبَّ تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ وَ لا تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ اَللّهُمَّ اجْعَلْ غِنایَ فی نَفْسی وَ الْیَقینَ فی قَلْبی وَ الاِْخْلاصَ فی عَمَلی وَالنُّورَ فی بَصَری وَالْبَصیرَهَ فی دینی وَ مَتِّعْنی بِجَوارِحی وَاجْعَلْ سَمْعی وَبَصَرِیَ الْوارِثَیْنِ مِنّی وَانْصُرْنی عَلی مَنْ ظَلَمَنی وَاَرِنی فیهِ ثاری وَ مَآرِبی وَاَقِرَّ بِذلِکَ عَیْنی. اَللّهُمَّ اکْشِفْ کُرْبَتی وَاسْتُرْ عَوْرَتی وَاغْفِرْلی خَطیئَتی وَاخْسَا شَیْطانی وَفُکَّ رِهانی وَاجْعَلْ لی یا اِلهی الدَّرَجَهَ الْعُلْیا فِی الاخِرَهِ وَالاُولی اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنی فَجَعَلْتَنی سَمیعاً بَصیراً وَلَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنی فَجَعَلْتَنی خَلْقاً سَوِیّاً رَحْمَهً بی وَ قَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقی غَنِیّاً رَبِّ بِما بَرَأتَنی فَعَدَّلْتَ فِطْرَتی، رَبِّ بِما اَنْشَأتَنی فَاَحْسَنْتَ صُورَتی رَبِّ بِما اَحْسَنْتَ اِلَیَّ وَ فی نَفْسی عافَیْتَنی رَبِّ بِما کَلاَتَنی وَ وَفَّقْتَنی رَبِّ بِما اَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَهَدَیْتَنی رَبِّ بِما اَوْلَیْتَنی وَ مِنْ کُلِّ خَیْر اَعْطَیْتَنی رَبِّ بِما اَطْعَمْتَنی وَ سَقَیْتَنی رَبِّ بِما اَغْنَیْتَنی وَاَقْنَیْتَنی رَبِّ بِما اَعَنْتَنی وَاَعْزَزْتَنی رَبِّ بِما اَلْبَسْتَنی مِنْ سِتْرِکَ الصّافی وَیَسَّرْتَ لی مِنْ صُنْعِکَ الْکافی صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَالِ مُحَمَّد وَ اَعِنّی عَلی بَوآئِقِ الدُّهُورِ وَ صُرُوفِ اللَّیالی وَ الاَیّامِ وَنَجِّنی مِنْ اَهْوالِ الدُّنْیا وَکُرُباتِ الاخِرَهِ وَاکْفِنی شَرَّ ما یَعْمَلُ الظّالِمُونَ فِی الاَرْضِ اَللّهُمَّ ما اَخافُ فَاکْفِنی وَ ما اَحْذَرُ فَقِنی وَ فی نَفْسی وَ دینی فَاحْرُسْنی وَ فی سَفَری فَاحْفَظْنی وَ فی اَهْلی وَ مالی فَاخْلُفْنی وَ فیما رَزَقْتَنی فَبارِکْ لی وَ فی نَفْسی فَذَلِّلْنی

وَ فی اَعْیُنِ النّاسِ فَعَظِّمْنی وَ مِنْ شَرِّالْجِنِّ وَ الاِنْسِ فَسَلِّمْنی وَبِذُنُوبی فَلا تَفْضَحْنی وَ بِسَریرَ تی فَلا تُخْزِنی وَ بِعَمَلی فَلا تَبْتَلِنی وَ نِعَمِکَ فَلا تَسْلُبْنی وَاِلی غَیْرِکَ فَلا تَکِلْنی اِلهی اِلی مَنْ تَکِلُنی اِلی قَریب فَیَقْطَعُنی اَمْ اِلی بَعید فَیَتَجَهَّمُنی اَمْ اِلَی الْمُسْتَضْعِفینَ لی، وَاَنْتَ رَبّی وَ مَلیکُ اَمْری، اَشْکُوا اِلَیْکَ غُرْبَتی وَ بُعْدَ داری، وَ هَوانی عَلی مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْری اِلهی فَلا تُحْلِلْ عَلَیَّ غَضَبَکَ فَاِنْ لَمْ تَکُنْ غَضِبْتَ عَلَیَّ فَلا اُبالی سِواکَ سُبْحَانَکَ غَیْرَ اَنَّ عافِیَتَکَ اَوْسَعُ لی، فَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذی اَشْرَقَتْ لَهُ الاَرْضُ وَالسَّمواتُ وَ کُشِفَتْ بِهِ الظُّلُماتُ وَ صَلُحَ بِهِ اَمْرُالاَوَّلینَ وَ الاْخِرینَ، اَنْ لا تُمیتَنی عَلی غَضَبِکَ وَ لا تُنْزِلَ بی سَخَطَکَ، لَکَ الْعُتْبی لَکَ الْعُتْبی حَتّی تَرْضی قَبْلَ ذلِکَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ، وَالْمَشْعَرِ الْحَرامِ، وَالْبَیْتِ الْعَتیقِ الَّذی اَحْلَلْتَهُ الْبَرَکَهَ، وَ جَعَلْتَهُ لِلنّاسِ اَمْناً، یا مَنْ عَفا عَنْ عَظیمِ الذُّنُوبِ بِحِلْمِهِ، یا مَنْ اَسْبَغَ النَّعْمآءَ بِفَضْلِهِ، یا مَنْ اَعْطَی

صفحه257

صفحه258

صفحه259

صفحه260

الْجَزیلَ بِکَرَمِهِ، یا عُدَّتی فی شِدَّتی، یا صاحِبی فی وَحْدَتی، یا غِیاثی فی کُرْبَتی، یا وَلِیّی فی نِعْمَتی. یا اِلهی وَاِلهَ ابآئی اِبْراهیمِ وَاِسْمعیلَ وَاِسْحقَ وَیَعْقُوبَ وَ رَبَّ جَبْرَئیلَ وَ میکائیلَ وَ اِسْرافیلَ، وَ رَبَّ مُحَمَّد خاتَمِ النَّبِیّینَ وَ الِهِ الْمُنْتَجَبینَ، وَ مُنْزِلَ التَّوْریهِ وَ الاِنْجیلِ وَالزَّبُورِ وَالْفُرْقانِ، وَ مُنَزِّلَ کهیعص وَ طه وَ یس وَالْقُرانِ الْحَکیمِ، اَنْتَ کَهْفی حینَ تُعْیِینِیَ الْمَذاهِبُ فی سَعَتِها وَ تَضیقُ بِیَ الاَرْضُ بِرُحْبِها وَ لَوْلا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ، وَ اَنْتَ مُقِیلُ عَثْرَتی، وَ لَوْ لا سَتْرُکَ اِیّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ، وَ اَنْتَ مُؤَیِّدی بِالنَّصْرِ عَلی اَعْدآئی، وَ لَوْ لا نَصْرُکَ اِیّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبینَ، یا مَنْ

خَصَّ نَفْسَهُ بِالسُّمُوِّ وَالرِّفْعَهِ، فَاَولِیآئُهُ بِعِزِّهِ یَعْتَزُّونَ یا مَنْ جَعَلَتْ لَهُ الْمُلُوکُ نیرَالْمَذَلَّهِ عَلی اَعْناقِهِمْ، فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خآئِفُونَ، یَعْلَمُ خآئِنَهَ الاَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ، وَ غَیْبَ ماتَاْتی بِهِ الاَزْمِنَهُ وَالدُّهُورُ یا مَنْ لا یَعْلَمُ کَیْفَ هُوَ اِلاّ هُوَ، یا مَنْ لا یَعْلَمُ ماهُوَ اِلاّ هُوَ یا مَنْ لا یَعْلَمُهُ اِلاّ هُوَ، یا مَنْ کَبَسَ الاَرْضَ عَلَی الْمآءِ وَ سَدَّالْهَوآءَ بِالسَّمآءِ یا مَنْ لَهُ اَکْرَمُ الاَسْمآءِ یا ذَاالْمَعْرُوفِ الَّذی لا یَنْقَطِعُ اَبَداً یا مُقَیِّضَ الرَّکْبِ لِیُوسُفَ فِی الْبَلَدِ الْقَفْرِ وَ مُخْرِجَهُ مِنَ الجُبِّ وَ جاعِلَهُ بَعْدَ الْعُبُودِیَّهِ مَلِکاً یا رادَّهُ عَلی یَعْقُوبَ بَعْدَ اَنِ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ، یا کاشِفَ الضُّرِّ وَ الْبَلْوی عَنْ اَیُّوبَ وَ یا مُمْسِکَ یَدَیْ اِبْراهیمَ عَنْ ذَبْحِ ابْنِهِ بَعْدَ کِبَرِ سِنِّهِ وَ فَنآءِ عُمُرِهِ یا مَنِ اسْتَجابَ لِزَکَرِیّا فَوَهَبَ لَهُ یَحْیی وَ لَمْ یَدَعْهُ فَرْداً وَحیداً یا مَنْ اَخْرَجَ یُونُسَ مِنْ بَطْنِ الْحُوتِ یا مَنْ فَلَقَ الْبَحْرَ لِبَنی اِسرآئیلَ فَاَنْجاهُمْ، وَ جَعَلَ فِرْعُونَ وَ جُنُودَهُ مِنَ الْمُغْرَقینَ، یا مَنْ اَرْسَلَ الرِّیاحَ مُبَشِّرات بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ یا مَنْ لَمْ یَعْجَلْ عَلی مَنْ عَصاهُ مِنْ خَلْقِهِ یا مَنِ اسْتَنْقَذَ السَّحَرَهَ مِنْ بَعْدِ طُولِ الْجُحُودِ وَ قَدْ غَدَوْا فی نِعْمَتِهِ یَاْکُلُونَ رِزْقَهُ وَ یَعْبُدُونَ غَیْرَهُ، وَ قَدْ حآدُّوهُ وَ نادُّوهُ وَ کَذَّبُوا رُسُلَهُ یااللهُ یااللهُ یابَدیءُ یا بَدیعاً لا نِدَّ لَکَ، یا دائِماً لا نَفادَ لَکَ یا حَیّاً حینَ لا حَیَّ، یامُحْیِیَ الْمَوْتی یا مَنْ هُوَ قائِمٌ عَلی کُلِّ نَفْس بِما کَسَبَتْ یا مَنْ قَلَّ لَهُ شُکْری

صفحه261

صفحه262

صفحه263

فَلَمْ یَحْرِمْنِی وَ عَظُمَتْ خَطیئَتی فَلَمْ یَفْضَحْنِی وَ رَآنی عَلَی الْمَعاصی فَلَمْ یَشْهَرْنی یا مَنْ حَفِظَنی فی صِغَری یا مَنْ رَزَقَنی فی کِبَری یا

مَنْ اَیادیهِ عِنْدی لا تُحْصی وَ نِعَمُهُ لا تُجازی یا مَنْ عارَضَنی بِالْخَیْرِ وَالاِحْسانِ وَ عارَضْتُهُ بِالاِسآئَهِ وَالْعِصْیانِ، یامَنْ هَدانی لِلایمانِ مِنْ قَبْلِ اَنْ اَعْرِفَ شُکْرَ الاِمْتِنانِ یا مَنْ دَعَوْتُهُ مَریضاً فَشَفانی، وَ عُرْیاناً فَکَسانی، وَ جایِعاً فَاَشْبَعَنی، وَ عَطْشاناً فَاَرْوانی، وَ ذَلیلاً فَاَعَزَّنی، وَ جاهِلاً فَعَرَّفَنی وَ وَحیداً فَکَثَّرَنی، وَ غائِباً فَرَدَّنی، وَ مُقِلاًّ فَاَغْنانی وَ مُنْتَصِراً فَنَصَرَنی وَ غَنِیّاً فَلَمْ یَسْلُبْنی وَ اَمْسَکْتُ عَنْ جَمیعِ ذلِکَ فَابْتَدَ أَنی فَلَکَ الْحَمْدُ وَالشُّکْرُ یا مَنْ اَقالَ عَثْرَتی وَ نَفَّسَ کُرْبَتی وَ اَجابَ دَعْوَتی، وَ سَتَرَعَوْرَتی وَ غَفَرَ ذُنُوبی، وَ بَلَّغَنی طَلِبَتی، وَ نَصَرَنی عَلی عَدُّوی، وَ اِنْ اَعُدَّ نِعَمَکَ وَ مِنَنَک وَ کَرائِمَ مِنَحِکَ لااُحْصیها یا مَوْلایَ اَنْتَ الَّذی مَنَنْتَ، اَنْتَ الَّذی اَنْعَمْتَ، اَنْتَ الَّذی اَحْسَنْتَ، اَنْتَ الَّذی اَجْمَلْتَ، اَنْتَ الَّذی اَفْضَلْتَ، اَنْتَ الَّذی اَکْمَلْتَ، اَنْتَ الَّذی رَزَقْتَ، اَنْتَ الَّذی وَفَّقْتَ، اَنْتَ الَّذی اَعْطَیْتَ، اَنْتَ الَّذی اَغْنَیْتَ، اَنْتَ الَّذی اَقْنَیْتَ، اَنْتَ الَّذی آوَیْتَ، اَنْتَ الَّذی کَفَیْتَ، اَنْتَ الَّذی هَدَیْتَ، اَنْتَ الَّذی عَصَمْتَ، اَنْتَ الَّذی سَتَرْتَ، اَنْتَ الَّذی غَفَرْتَ، اَنْتَ الَّذی اَقَلْتَ، اَنْتَ الَّذی مَکَّنْتَ، اَنْتَ الَّذی اَعْزَزْتَ، اَنْتَ الَّذی اَعَنْتَ، اَنْتَ الَّذی عَضَدْتَ، اَنْتَ الَّذی اَیَّدْتَ، اَنْتَ الَّذی نَصَرْتَ، اَنْتَ الَّذی شَفَیْتَ، اَنْتَ الَّذی عافَیْتَ، اَنْتَ الَّذی اَکْرَمْتَ، تَبارَکْتَ وَتَعالَیْتَ، فَلَکَ الْحَمْدُ دائِماً وَلَکَ الشُّکْرُ واصِباً اَبَداً. ثُمَّ اَنَا یا اِلهِی اَلْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبی فَاغْفِرْها لی، اَنَا الَّذی اَسَأْتُ، اَنَا الَّذی اَخْطَأْتُ، اَنَا الَّذی هَمَمْتُ، اَنَا الَّذی جَهِلْتُ، اَنَا الَّذی غَفَلْتُ، اَنَا الَّذی سَهَوْتُ، اَنَا الَّذِی اعْتَمَدْتُ، اَنا الَّذی تَعَمَّدْتُ، اَنَا الَّذی وَعَدْتُ، وَ اَنَا الَّذِی اَخْلَفْتُ، اَنَا الَّذِی نَکَثْتُ، اَنَا الَّذِی اَقْرَرْتُ، اَنَا الَّذِی اعْتَرَفْتُ بِنِعْمَتِکَ عَلَیَّ وَعِنْدی، وَاَبُوءُ بِذُنُوبی فَاغْفِرْها لی، یا مَنْ لا

تَضُرُّهُ ذُنُوبُ عِبادِهِ، وَ هُوَالْغَنِیُّ عَنْ طاعَتِهِمْ، وَالْمُوَفِّقُ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْهُمْ بِمَعُونَتِهِ وَ رَحْمَتِهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ اِلهی وَ سَیِّدی، اِلهی اَمَرْتَنی فَعَصَیْتُکَ وَ

صفحه264

صفحه265

صفحه266

نَهَیْتَنی فَارْتَکَبْتُ نَهْیَکَ، فَاَصْبَحْتُ لا ذا بَرآءَه لی فَاَعْتَذِرُ، وَ لا ذا قُوَّه فَاَنْتَصِرُ، فَبِاَیِّ شَیْء اَسْتَقْبِلُکَ یا مَوْلایَ، اَبِسَمْعی اَمْ بِبَصَری اَمْ بِلِسانی اَمْ بِیَدی اَمْ بِرِجْلی، اَلَیْسَ کُلُّها نِعَمَکَ عِنْدی وَ بِکُلِّها عَصَیْتُکَ، یا مَوْلایَ فَلَکَ الْحُجَّهُ وَالسَّبیلُ عَلَیَّ، یا مَنْ سَتَرَنی مِنَ الآبآءِ وَالاُمَّهاتِ اَنْ یَزْجُرُونی، وَ مِنَ الْعَشآئِرِ وَ الاِخْوانِ اَنْ یُعَیِّرُونی، وَ مِنَ السَّلاطینِ اَنْ یُعاقِبُونی وَ لَوِ اطَّلَعُوا یا مَوْلایَ عَلی مَا اَطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنّی اِذاً ما اَنْظَرُونی، وَ لَرَفَضُونی وَ قَطَعُونی فَها اَنَا ذا یا اِلهی بَیْنَ یَدَیْکَ یا سَیِّدی خاضِعٌ ذَلیلٌ حَصیرٌ حَقیرٌ، لا ذُوبَرآءَه فَاَعْتَذِرُ وَ لا ذُو قُوَّه فَاَنْتَصِرَوَ لا حُجَّه فَاَحْتَجُّ بِها وَ لا قائِل لَمْ اَجْتَرِحْ وَ لَمْ اَعْمَلْ سُوءً وَ ما عَسَی الْجُحُودُ وَلَوْ جَحَدْتُ یا مَوْلایَ یَنْفَعُنی، کَیْفَ وَ اَنّی ذلِکَ، وَ جَوارِحی کُلُّها شاهِدَهٌ عَلَیَّ بِما قَدْ عَمِلَتْ، وَ عَلِمْتُ یَقنیاً غَیْرَ ذی شَکٍّ اِنَّکَ سآئِلِی مِنْ عَظآئِمِ الاُمُورِ، وَ اَنَّکَ الْحَکَمُ الْعَدْلُ الَّذی لا تَجُورُ وَ عَدْلُکَ مُهْلِکی، وَ مِنْ کُلِّ عَدْلِکَ مَهْرَبی، فَاِنْ تُعَذِّبْنی یا اِلهی فَبِذُنُوبی بَعْدَ حُجَتِّکَ عَلَیَّ وَ اِنْ تَعْفُ عَنّی فَبِحِلْمِکَ وَجُودِکَ وَ کَرَمِکَ. لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُوَحِّدینَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْخآئِفینَ، لا اِله َاِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْوَجِلینَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاجینَ، لا اِلهَ اِلاّ

اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الرّاغِبینَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُهَلِّلینَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ السّائِلینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُسَبِّحینَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُکَبِّرینَ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ رَبّی وَ رَبُّ ابائِیَ الاَوَّلینَ. اَللّهُمَّ هَذاثَنآئی عَلَیْکَ مُمَجِّداً وَاِخْلاصی لِذِکْرِکَ مُوَحِّداً وَاِقْراری بِآلائِکَ مُعَدِّداً وَ اِنْ کُنْتُ مُقِّراً اَنّی لَمْ اُحْصِها لِکَثْرَتِها وَ سُبُوغِها وَ تَظاهُرِها وَ تَقادُمِها اِلی حادِث ما لَمْ تَزَلْ تَتَعَهَّدُنی بِهِ مَعَها مُنْذُ خَلَقْتَنی وَ بَرَأْتَنی مِنْ اَوَّلِ الْعُمْرِ مِنَ الاِغْنآءِ مِنَ الْفَقْرِ وَ کَشْفِ الضُّرِّ وَ تَسبیبِ الْیُسْرِ وَ دَفِْع الْعُسْرِ وَ تَفْریجِ الْکَرْبِ وَالْعافِیَهِ فِی الْبَدَنِ وَالسَّلامَهِ فِی الدِّینِ وَ لَوْ رَفَدَنی عَلی قَدْرِ ذِکْرِ نِعْمَتِکَ جَمیعُ الْعالَمینَ مِنَ الاَوَّلینَ وَ الاخِرینَ ما قَدَرْتُ وَ لا هُمْ عَلی ذلِکَ، تَقَدَّسْتَ وَ تَعالَیْتَ مِنْ رَبٍّ کَریم عَظیم رَحیم، لا تُحْصی آلاؤُکَ وَ لا یُبْلَغُ ثَنآؤُکَ وَ لا تُکافی نَعْمآؤُکَ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ اَتْمِمِ عَلَیْنا نِعَمَکَ وَاَسْعِدْنا بِطاعَتِکَ سُبْحانَکَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ. اَللّهُمَّ اِنَّکَ تُجیبُ الْمُضْطَرَّ وَ تَکْشِفُ السّوُءَ وَ تُغیثُ الْمَکْرُوبَ وَ تَشْفِی السَّقیمَ وَ تُغْنِی الْفَقیرَ وَ تَجْبُرُ الْکَسیرَ وَ تَرْحَمُ الْصَّغیرَ وَ تُعینُ الْکَبیرَ وَ لَیْسَ دُونَکَ ظَهیرٌ وَ لا فَوْقَکَ قَدیرٌ وَاَنْتَ الْعَلِیُّ الْکَبیرُ، یا مُطْلِقَ الْمُکَبَّلِ

قسمت دوم

صفحه267

صفحه268

صفحه269

صفحه270

الاَسیرِ یا رازِقَ الطِّفلِ الصَّغیرِ یا عِصْمَهَ الْخآئِفِ الْمُسْتَجیرِ، یا مَنْ لا شَریکَ لَهُ وَ لا وَزیرَ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَالِ مُحَمَّد وَاَعْطِنی فی هذِهِ الْعَشِیَّهِ اَفْضَلَ مآ اَعْطَیْتَ وَاَنَلْتَ اَحَداً مِنْ عِبادِکَ مِنْ نِعْمَه تُولیها وَالاء تُجَدِّدُها وَ بَلِیَّه تَصْرِفُها وَ کُرْبَه تَکْشِفُها وَ دَعْوَه تَسْمَعُها

وَ حَسَنَه تَتَقَبَّلُها وَسَیِّئَه تَتَغَمَّدُها، اِنَّکَ لَطیفٌ بِما تَشآءُ خَبیرٌ وَ عَلی کُلِّ شَیْءِ قَدیرٌ. اَللّهُمَّ اِنَّکَ اَقْرَبُ مَنْ دُعِیَ وَاَسْرَعُ مَنْ اَجابَ وَاَکْرَمُ مَنْ عَفی وَاَوْسَعُ مَنْ اَعْطی وَ اَسْمَعُ مَنْ سُئِلَ یا رَحْمنَ الدُّنْیا وَالاخِرَهِ وَ رَحیمَهُما لَیْسَ کَمِثْلِکَ مَسْئُولٌ وَ لا سِواکَ مَأْمُولٌ، دَعَوْتُکَ فَاَجَبْتَنی وَسَئَلْتُکَ فَاَعْطَیْتَنی وَ رَغِبْتُ اِلَیْکَ فَرَحِمْتَنی وَ وَثِقْتُ بِکَ

صفحه271

فَنَجَّیْتَنی وَ فَزِعْتُ اِلَیْکَ فَکَفَیْتَنی. اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَنَبِیِّکَ وَ عَلی الِهِ الطَّیِبّینَ الطّاهِرینَ اَجْمَعینَ، وَ تَمِّمْ لَنا نَعْمآئَکَ وَ هَنِّئْنا عَطآئَکَ وَ اکْتُبْنا لَکَ شاکِرینَ وَ لاِ لائِکَ ذاکِرینَ امینَ امینَ رَبَّ العالَمینَ. اَللّهُمَّ یا مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ، وَ قَدَرَ فَقَهَرَ، وَ عُصِیَ فَسَتَرَ، وَ اسْتُغْفِرَ فَغَفَرَ، یا غایَهَ الطّالِبینَ الرّاغِبینَ، وَ مُنْتَهی اَمَلِ الرّاجینَ، یا مَنْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیْء عِلْماً وَ وَسِعَ الْمُسْتَقیلینَ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً وَ حِلْماً. اَللّهُمَّ اِنّا نَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ فی هذِهِ الْعَشِیَّهِ الَّتی شَرَّفْتَها وَ عَظَّمْتَها بِمُحَمَّد نَبِیِّکَ وَ رَسُولِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَاَمینِکَ عَلی وَحْیِکَ، الْبَشیرِ النَّذیرِ السِّراجِ الْمُنیرِ، الَّذی اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَی الْمُسْلِمینَ وَ جَعَلْتَهُ رَحْمَهً لِلْعالَمینَ، اَلّلهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد کَما مُحَمَّدٌ اَهْلٌ لِذلِکَ مِنْکَ یا عَظیمُ فَصَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلی الِهِ الْمُنْتَجَبینَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ اَجْمَعینَ، وَ تَغَمَّدْنا بِعَفِوْکَ عَنّا فَاِلَیْکَ عَجَّتِ الاَصْواتُ بِصُنُوفِ اللُّغاتِ، فَاجْعَلْ لَنَا اللّهُمَّ فی هذِهِ الْعَشِیَّهِ نَصیباً مِنْ کُلِّ خَیْر تَقْسِمُهُ بَیْنَ عِبادِکَ، وَ نُور تَهْدی بِهِ وَ رَحْمَه تَنْشُرُها وَ بَرَکَه تُنْزِلُها وَ عافِیَه تُجَلِّلُها وَ رِزْق تَبْسُطُهُ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ. اَللّهُمَّ اقْلِبْنا فی هذَا الْوَقْتِ مُنْجِحِینَ مُفْلِحینَ مَبْرُورینَ غانِمینَ وَ لا تَجْعَلْنا مِنَ الْقانِطینَ، وَ لا تُخْلِنا مِنْ رَحْمَتِکَ وَ لا تَحْرِمْنا ما نُؤَمِّلُهُ مِنْ فَضْلِکَ،

وَ لا تَجْعَلْنا مِنْ رَحْمَتِکَ مَحْرُومینَ، وَ لا لِفَضْلِ ما نُؤَمِّلُهُ مِنْ عَطآئِکَ قانِطینَ، وَ لا تَرُدَّنا خآئِبِینَ، وَ لا مِنْ بابِکَ مَطْرُودینَ، یا اَجْوَدَ الاَجْوَدینَ وَ اَکْرَمَ الاَکْرَمینَ، اِلَیْکَ اَقْبَلْنا مُوقِنینَ وَلِبَیْتِکَ الَحْرامِ امّینَ قاصِدینَ، فَاَعِنّا عَلی مَنا سِکِنا وَاَکْمِلْ لَنا حَجَّنا وَاعْفُ عَنّا وَ عافِنا، فَقَدْ مَدَدْنا اِلَیْکَ اَیْدِیَنا، فَهِیَ بِذِلَّهِ الاِعْتِرافِ مَوْسُومَهُ، اَللّهُمَّ فَاَعْطِنا فی هذِهِ الْعَشِیَّهِ ما سَئَلْناکَ، وَاکْفِنا مَااسْتَکْفَیْناکَ فَلا کافِیَ لَنا سِواکَ، وَ لا رَبَّ لَنا غَیْرُکَ،

صفحه272

صفحه273

نافِذٌ فینا حُکْمُکَ، مُحیطٌ بِنا عِلْمُکَ، عَدْلٌ فینا قَضآؤُکَ، اِقْضِ لَنَا الْخَیْرَ وَاجْعَلْنا مِنْ اَهْلِ الْخَیْرِ، اَللّهُمَّ اَوْجِبْ لَنا بِجُودِکَ عَظیمَ الاَجْرِ وَ کَریمَ الذُّخْرِ وَ دَوامَ الْیُسْرِ، وَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا اَجْمَعینَ، وَ لا تُهْلِکْنا مَعَ الْهالِکینَ،

صفحه274

وَ لا تَصْرِفْ عَنّا رَاْفَتَکَ وَ رَحْمَتَکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ. اَللّهُمَّ اجْعَلْنا فی هذَا الْوَقْتِ مِمَّنْ سَئَلَکَ فَاَعْطَیْتَهُ وَ شَکَرَکَ فَزِدْتَهُ وَ ثابَ اِلَیْکَ فَقَبِلْتَهُ، وَ تَنَصَّلَ اِلَیْکَ مِنْ ذُنُوبِهِ کُلِّها فَغَفَرْتَها لَهُ، یا ذَالْجَلالِ وَالاِکْرامِ. اَللّهُمَّ وَ نَقِّنا وَ سَدِّدْنا وَ اعْصِمْنا، وَ اقْبَلْ تَضَرُّعَنا یا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَ یا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ، یا مَنْ لا یَخْفی عَلَیْهِ اِغْماضُ الْجُفُونِ وَ لا لَحْظُ الْعُیُونِ، وَ لا ما اسْتَقَرَّ فِی الْمَکْنُونِ، وَ لا ما انْطَوَتْ عَلَیْهِ مُضْمَراتُ الْقُلُوبِ، اَلاکُلُّ ذلِکَ قَدْ اَحْصاهُ عِلْمُکَ وَ وَسِعَهُ حِلْمُکَ، سُبْحانَکَ وَ تَعالَیْتَ عَمّا یَقُولُ الظّالِمُونَ عُلُّواً کَبیراً، تُسَبِّحُ لَکَ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الاَْرَضُونَ وَ مَنْ فیهِنَّ، وَ اِنْ مِنْ شَیء اِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ، فَلَکَ

صفحه275

الْحَمْدُ وَالَْمجْدُ وَ عُلُوُّ الْجَدِّ، یا ذَالْجَلالِ وَالاِکْرامِ وَالْفَضْلِ وَالاِنْعامِ وَالاَیادِی الْجِسامِ، وَاَنْتَ الْجَوادُ الْکَریمُ الرَّؤُفُ الرَّحیمُ. اَللّهُمَّ اَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ وَ عافِنی فی بَدَنی وَ دینی وَآمِنْ خَوْفی وَ اَعْتِقْ رَقَبَتی مِنَ النّارِ. اَللّهُمَّ

لا تَمْکُرْبِی وَ لا تَسْتَدْرِجْنی وَ لا تَخْدَعْنی وَ ادْرَءْعَنّی شَرَّ فَسَقَهِ الْجِنِّ وَالاِنْسِ.»

سپس حضرت سر و دیده خود را به سوی آسمان بلند کردند و با چشم گریان و صدای بلند گفتند:

«یا اَسْمَعَ السّامِعینَ، یا اَبْصَرَ النّاظِرِینَ، وَ یا اَسْرَعَ الْحاسِبینَ، وَ یا اَرْحَمَ الرّاحمینَ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مَحَمَّد السّادَهِ الْمَیامینَ، وَ اَسْأَلُک اللّهُمَّ حاجَتیَ الَّتِی اِنْ اَعْطَیْتَنِیها لَمْ یَضُرَّنِی ما مَنَعْتَنِی، وَ اِنْ مَنَعْتَنیها لَمْ یَنْفَعْنِی ما اَعْطَیْتَنِی، اَسْأَلُکَ فَکاکَ رَقَبَتی مِنَ النّارِ، لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَحْدَکَ لاشَرِیکَ لَکَ، لَکَ الْمُلْکُ وَ لَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ عَلی کُلِّ شَیء قَدِیرٌ، یا رَبِّ یا رَبِّ.»

صفحه276

و جمله «یا ربّ» را بسیار تکرار کردند. و کسانی که دور آن حضرت بودند به دعای ایشان گوش داده و آمین می گفتند، آنگاه صدایشان به گریه بلند شد تا آن که خورشید غروب کرد و روانه مشعر الحرام شدند.

تا این جا دعای امام حسین(علیه السلام) طبق روایت مرحوم کفعمی تمام می شود; ولی سیّد ابن طاووس(علیه الرّحمه) این ذیل را نیز اضافه نموده است:

صفحه277

«اِلهی انَاَ الْفَقیرُ فی غِنایَ، فَکَیْفَ لا اَکُونُ فَقیراً فی فَقْری، اِلهی اَنَا الْجاهِلُ فی عِلْمِی فَکَیْفَ لا اَکُونُ جَهُولاً فی جَهْلی. اِلهی اِنَّ اخْتِلافَ تَدْبیرِکَ وَ سُرْعَهِ طَواءِ مَقادیرِکَ مَنَعا عِبادَکَ الْعارِفینَ بِکَ عِنَ السُّکُونِ اِلی عَطاء وَالْیَاْسِ مِنْکَ فی بَلاء اِلهی مِنّی ما یَلیقُ بِلُؤُمِی وَ مِنْکَ ما یَلیقُ بِکَرَمِکَ. اِلهی وَصَفْتَ نَفْسَکَ بِاللُّطْفِ وَالرَّأْفَهِ لی قَبْلَ وُجُودِ ضَعْفی، اَفَتَمْنَعُنی مِنْهُما بَعْدَ وُجُودِ ضَعْفی. اِلهی اِنْ ظَهَرَتِ الَْمحاسِنُ مِنّی فَبِفَضْلِکَ وَ لَکَ الْمِنَّهُ عَلَیَّ، وَ اِنْ ظَهَرَتِ الْمَساوی مِنّی فَبِعَدْ لِکَ وَ لَکَ الْحُجَّهُ عَلَیَّ، اِلهی کَیْفَ تَکِلُنی وَ قَد

تَکَفَّلْتَ لی، وَ کَیْفَ اُضامُ وَ اَنْتَ النّاصِرُ لی، اَمْ کَیْفَ اَخْیبُ وَاَنْتَ الْحَفِیُّ بی، ها اَنَا اَتَوَسَّلُ اِلَیْکَ بِفَقْری اِلَیْکَ وَ کَیْفَ اَتَوَسَّلُ اِلَیْکَ بِما هُوَ مَحالٌ اَنْ یَصِلَ اِلَیْکَ، اَمْ کَیْفَ اَشْکُو اِلَیْکَ حالی وَ هُوَ لا یَخْفی عَلَیْکَ، اَمْ کَیْفَ اُتَرْجِمُ بِمَقالی وَ هُوَ مِنْکَ بَرَزٌ اِلَیْکَ، اَمْ کَیْفَ تُخَیِّبُ آمالی وَ هِیَ قَدْ وَفَدَتْ اِلَیْکَ، اَمْ کَیْفَ لا تُحْسِنُ اَحْوالی وَ بِکَ قامَتْ. اِلهی ما اَلْطَفَکَ بی مَعَ عَظیمِ جَهْلی، وَ ما اَرْحَمَکَ بی مَعَ قَبیحِ فِعْلی، اِلهی ما اَقْرَبَکَ مِنّی وَ اَبْعَدَنی عَنْکَ، وَ ما اَرْاَفَکَ بِی فَمَا الَّذی یَحْجُبُنِی عَنْکَ، إِلهِی عَلِمْتُ بِاخْتِلافِ الآثارِ وَ تَنَقُّلاتِ الاَطْوارِ اَنَّ مُرادَکَ مِنّی اَنْ تَتَعَرَّفَ اِلَیَّ فی کُلِّ شَیْء حَتّی لا اَجْهَلَکَ فی شَیْء، اِلهِی کُلَّما اَخْرَسَنی لُؤْمی اَنْطَقَنی کَرَمُکَ، وَ کُلَّما ایَسَتْنی اَوْصافی اَطْمَعَتْنی مِنَنُکَ، اِلهِی مَنْ کانَتْ مَحاسِنُهُ

صفحه278

صفحه279

مَساوِیَ، فَکَیْفَ لا تَکُونُ مَساویهِ مَساوِیَ، وَ مَنْ کانَتْ حَقائِقُهُ دَعاوِیَ، فَکَیْفَ لا تَکُونُ دَعاویهِ دَعاوِیَ، اِلهِی حُکْمُکَ النّافِذُ وَ مَشِیَّتُکَ الْقاهِرَهُ لَمْ یَتْرُکا لِذی مَقال مَقالاً، وَ لا لِذی حال حالاً. اِلهِی کَمْ مِنْ طاعَه بَنَیْتُها وَ حالَه شَیَّدْتُها هَدَمَ اعْتِمادی عَلَیْها عَدْلُکَ، بَلْ اَقالَنی مِنْها فَضْلُکَ، اِلهی اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنّی وَ اِنْ لَمْ تَدُمِ الطّاعَهُ مِنّی فِعْلاً جَزْماً فَقَدْ دامَتْ مَحَبَّهً وَ عَزْماً، اِلهِی کَیْفَ اَعْزِمُ وَ اَنْتَ الْقاهِرُ، وَ کَیْفَ لا اَعْزِمُ وَ اَنْتَ الامِرُ، اِلهی تَرَدُّدی فِی الآثارِ یُوجِبُ بُعْدَ الْمَزارِ، فَاجْمَعْنی عَلَیْکَ بِخِدْمَه تُوصِلُنی اِلَیْکَ، کَیْفَ یُسْتَدَلُّ عَلَیْکَ بِما هُوَ فی وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ اِلَیْکَ، اَیَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَیْسَ لَکَ حَتّی یَکُون هُوَ الْمُظْهِرَ لَکَ، مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْتاجَ اِلی دَلیل یَدُّلُّ عَلَیْکَ، وَ مَتی بَعُدْتَ حَتّی

تَکُونَ الاثارُ هِیَ الَّتی تُوصِلُ اِلَیْکَ، عَمِیَتْ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقیباً، وَ خَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْد لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصیباً. اِلهِی اَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ اِلَی الآثارِ فَأَرْجِعْنی اِلَیْکَ بِکِسْوَهِ الأَنْوارِ وَ هِدایَهِ الاِسْتِبْصارِ حَتّی اَرْجِعَ اِلَیْکَ مِنْها کَما دَخَلْتُ اِلَیْکَ مِنْها مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ اِلَیْها، وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّهِ عَنِ الاِعْتِمادِ عَلَیْها، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ. اِلهِی هذا ذُلّی ظاهِرٌ بَیْنَ یَدَیْکَ، وَ هذا حالی لا یَخْفی عَلَیْکَ، مِنْکَ اَطْلُبُ الْوُصُولَ اِلَیْکَ، وَبِکَ اَسْتَدِلُّ عَلَیْکَ، فَاهْدِنی بِنُورِکَ اِلَیْکَ، وَ اَقِمْنی بِصِدْقِ الْعُبُودِیَّهِ بَیْنَ یَدَیْکَ. اِلهِی عَلِّمْنی مِنْ عِلْمِکَ الَْمخْزُونِ وَصُنّی بِسِتْرِکَ الْمَصُونَ، اِلهِی حَقِّقْنی بِحَقائِقِ اَهْلِ الْقُرْبِ وَاسْلُکْ بی مَسْلَکَ اَهْلِ الْجَذْبِ. اِلهِی اَغْنِنی بِتَدْبیرِکَ لی عَنْ تَدْبیری، وَ بِاخْتِیارِکَ عَنْ اِخْتِیاری، وَ اَوْقِفْنی عَنْ مَراکِزِاضْطِراری. اِلهِی اَخْرِجْنی مِنْ ذُلِّ نَفْسی وَ طَهِّرْنی مِنْ شَکّی وَ شِرْکی قَبْلَ حُلُولِ رَمْسی، بِکَ اَنْتَصِرُ فَانْصُرْنی، وَ عَلَیْکَ اَتَوَّکَلُ فَلا تَکِلْنی، وَ اِیّاکَ اَسْئَلُ فَلا تُخَیِّبْنی، وَ فی فَضْلِکَ اَرْغَبُ فَلا تَحْرِمْنی، وَ بِجَنابِکَ اَنْتَسِبُ فَلا تُبْعِدْنی، وَ بِبابِکَ اَقِفُ فَلا تَطْرُدْنی، اِلهِی تَقَدَّسَ رِضاکَ اَنْ یَکُونَ لَهُ عِلَّهٌ مِنْکَ، فَکَیْفَ تَکُونُ لَهُ عِلَّهٌ مِنّی. اِلهی اَنْتَ الْغَنِیُّ بِذاتِکَ اَنْ یَصِلَ اِلَیْکَ النَّقْعُ مِنْکَ فَکَیْفَ لا تَکُونُ غَنِیّاً عَنّی، اِلهِی اِنَّ الْقَضآءَ وَالْقَدَرَ یُمَّنینی، وَاِنَّ الْهَوی بِوَثائِقِ الشَّهْوَهِ اَسَرَنی، فَکُنْ اَنْتَ الْنَّصیرَ لی حَتّی تَنْصُرَنی وَ تُبَصِّرَنی، وَاَغْنِنی بِفَضْلِکَ حَتّی اَسْتَغْنِیَ بِکَ عَنْ طَلَبی. اَنْتَ الَّذی اَشْرَقْتَ الاَنْوارَ فی قُلُوبِ اَوْلِیآئِکَ حَتّی عَرَفُوکَ وَ وَحَّدُوکَ، وَ اَنْتَ الَّذی اَزَلْتَ الاَغْیارَ عَنْ قُلُوبِ اَحِبّائِکَ حَتّی لَمْ یُحِّبُوا سِواکَ وَ لَمْ یَلْجَئُوا اِلی غَیْرِکَ، اَنْتَ الْمُونِسُ لَهُمْ حَیْثُ اَوْ حَشَتْهُمُ الْعَوالِمُ، وَاَنْتَ الَّذی هَدَیْتَهُمْ حَیْثُ اسْتَبانَتْ لَهُمُ الْمَعالِمُ،

ماذا وَجَدَمَنْ فَقَدَکَ، وَ مَاالَّذی فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ، لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِیَ دُونَکَ بَدَلاً، وَ لَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغی عَنْکَ مُتَحَوِّلاً، کَیْفَ یُرْجی سِواکَ وَ اَنْتَ ما قَطَعْتَ الاِحْسانَ، وَ کَیْفَ یُطْلَبُ مِنْ غَیْرِکَ وَ اَنْتَ ما بَدَّلْتَ عادَهَ الاِمْتِنانِ، یا مَنْ اَذاقَ اَحِبّآئَهُ حَلاوَهَ الْمُؤانَسَهِ فَقامُوا بَیْنَ یَدَیْهِ مُتَمَّلِّقینَ، وَ یا مَنْ اَلْبَسَ اَوْلِیآئَهُ مَلابِسَ هَیْبَتِهِ فَقا مُوابَیْنَ یَدَیْهِ مُسْتَغْفِرینَ، اَنْتَ الذّاکِرُ قَبْلَ الذّاکِرینَ وَ اَنْتَ الْبادی بِالاِحْسانِ قَبْلَ تَوَجُّهِ الْعابِدینَ، وَاَنْتَ الجَوادُ بِالْعَطاءِ قَبْلَ طَلَبِ الطّالِبینَ، وَ اَنْتَ الْوَهّابُ ثُمَّ لِما وَهَبْتَ لَنا مِنَ الْمُسْتَقْرِضینَ. اِلهی اُطْلُبْنی

صفحه280

صفحه281

صفحه282

صفحه283

بِرَحْمَتِکَ حَتّی اَصِلَ اِلَیْکَ، وَاجْذِبْنی بِمَنِّکَ حَتّی اُقْبِلَ عَلَیْکَ. اِلهِی اِنَّ رَجائی لا یَنْقَطِعُ عَنْکَ وَ اِنْ عَصَیْتُکَ کَما اَنَّ خَوْفی لا یُزایِلُنی وَاِنْ اَطَعْتُکَ، فَقَدْ دَفَعَتْنِی الْعَوالِمُ اِلَیْکَ وَ قَدْ اَوْ قَعَنی عِلْمی بِکَرَمِکَ عَلَیْکَ، اِلهِی کَیْفَ اَخیبُ وَ اَنْتَ اَمَلی، اَمْ کَیْفَ اُهانُ وَ عَلَیْکَ

صفحه284

مُتَّکَلی، اِلهِی کَیْفَ اَسْتَعَّزُ وَ فِی الذِّلَّهِ اَرْکَزْتَنی اَمْ کَیْفَ لا اَسْتَعَّزُ وَاِلَیْکَ نَسَبْتَنی، اِلهی کَیْفَ لا اَفْتَقِرُ وَاَنْتَ الَّذی فِی الْفُقَرآءِ اَقَمْتَنی، اَمْ کَیْفَ اَفْتَقِرُ وَاَنْتَ الَّذی بِجُودِکَ اَغْنَیْتَنی، وَاَنْتَ الَّذی لا اِلهَ غَیْرُکَ تَعَرَّفْتَ لِکُلِّ شَیْء فَما جَهِلَکَ شَیْءٌ، وَاَنْتَ الَّذِی تَعَرَّفْتَ اِلَیَّ فی کُلِّ شَیْء فَرَاَیْتُکَ ظاهِراً فی کُلِّ شَیْء، وَاَنْتَ الظّاهِرُ لِکُلِّ شَیْء، یا مَنِ اسْتَوی بِرَحْمانِیَّتِهِ فَصارَ الْعَرْشُ غَیْباً فی ذاتِهِ، مَحَقْتَ الاثارَ بِالاثارِ وَ مَحَوْتَ الاَغْیارَ بِمُحیطاتِ اَفْلاکِ الاَنْوارِ، یا مَنِ احْتَجَبَ فی سُرادِقاتِ عَرْشِهِ عَنْ اَنْ تُدْرِکَهُ الاَبْصارُ، یا مَنْ تَجَلّی بِکَمالِ بَهآئِهِ فَتَحَقَّقَتْ عَظَمَتُهُ الاِْسْتِواءَ، کَیْفَ تَخْفی وَ اَنْتَ الظّاهِرُ، اَمْ کَیْفَ تَغِیبُ وَ اَنْتَ الرَّقیبُ الْحاضِرُ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ، وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَحْدَهُ

صفحه285

صفحه286

چند سؤال و جواب درباره قربانی

سؤال 1- در شرایط فعلی که همه یا

قسمت مهمّی از گوشت قربانی از بین می رود و زیر خاک می کنند وظیفه مقلّدین شما در مورد قربانی چیست؟

جواب: در این شرایط قربانی کردن در آنجا مجزی نیست، باید پول آن را کنار بگذارند و در ماه ذی الحجّه در محلّ دیگری که مصرف می گردد قربانی کنند، امیدوارم روزی فرا رسد که مسلمانان بتوانند در منی قربانی کنند و به جایی که در آنجا مصرف می شود منتقل سازند.

سؤال 2- اگر کسی در شرایط فعلی که قربانیها معمولاً از بین می رود، در منی قربانی کند تکلیفش چیست؟

جواب: باید به آن قناعت نکند و قربانی دیگری در محلّ خود بنماید.

سؤال 3- اگر شک دارد که قربانی تلف می شود یا نه ، تکلیفش چه می باشد؟

جواب: با توجّه به این که دیگران به مقدار کافی قربانی می کنند باید از آن صرفنظر کند و پول آن را کنار بگذارد تا هنگام بازگشت در محلّ خود قربانی کند و طبق دستور آن عمل نماید.

صفحه287

سؤال 4- آیا تحقیق در این باره که مصرف می شود یا نه، لازم است؟

جواب: در شرایط فعلی تحقیق لازم نیست.

سؤال 5- مسأله ترتیب اعمال بعد از قربانی چگونه حل می شود؟

جواب: کافی است پول آن را کنار بگذارد و بقیّه اعمال منی را انجام دهد و از احرام بیرون آید.

سؤال 6- مقدار پولی را که کنار می گذارد به حساب قربانی در محل باشد یا قربانی در مکّه؟

جواب: به حساب قربانی در محل.

سؤال 7- آیا می تواند پول را در محلّ خود هنگام عزیمت به حج، کنار بگذارد; یا این که سفارش کند برای او پول را کنار بگذارند

و یا در آن روز قربانی کنند؟

جواب: هر سه صورت مانعی ندارد.

سؤال 8- اگر هماهنگ کند که در همان روز و در محلّ خودش به جای او قربانی کنند آیا معیار روز عید قربان

صفحه288

در مکّه است یا در محلّ خودش؟

جواب: معیار عید قربان در مکّه است.

سؤال 9- هرگاه بر اثر تأخیر در بازگشت از حج موفق نشود در ماه ذی الحجّه قربانی کند چه باید کرد؟

جواب: در ذی الحجّه سال آینده قربانی کند.

سؤال 10- اگر موقع بازگشت قربانی کند آیا می تواند با گوشت آن دوستان و آشنایان را اطعام نماید؟

جواب: اشکالی ندارد ولی واجب است جمعی از فقرا در آن سهیم باشند.

سؤال 11- کسانی که مقلّد مراجع گذشته بوده اند و اکنون به فتوای حضرتعالی بر تقلید آنها باقی می باشند آیا می توانند در خصوص این مسأله از شما تقلید کنند؟

جواب: هرگاه سفر اوّل حجّ آنها باشد لازم است در تمام مسائل حج به فتوای ما عمل کنند و اگر سفر اوّل آنها نباشد بر تقلید آن بزرگواران باقی می مانند.

درباره مركز

بسمه تعالی
هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسانند ؟
سوره زمر/ 9

مقدمه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان، از سال 1385 هـ .ش تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن فقیه امامی (قدس سره الشریف)، با فعالیت خالصانه و شبانه روزی گروهی از نخبگان و فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.

مرامنامه:
موسسه تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان در راستای تسهیل و تسریع دسترسی محققین به آثار و ابزار تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، و با توجه به تعدد و پراکندگی مراکز فعال در این عرصه و منابع متعدد و صعب الوصول، و با نگاهی صرفا علمی و به دور از تعصبات و جریانات اجتماعی، سیاسی، قومی و فردی، بر مبنای اجرای طرحی در قالب « مدیریت آثار تولید شده و انتشار یافته از سوی تمامی مراکز شیعه» تلاش می نماید تا مجموعه ای غنی و سرشار از کتب و مقالات پژوهشی برای متخصصین، و مطالب و مباحثی راهگشا برای فرهیختگان و عموم طبقات مردمی به زبان های مختلف و با فرمت های گوناگون تولید و در فضای مجازی به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار دهد.

اهداف:
1.بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام)
2.تقویت انگیزه عامه مردم بخصوص جوانان نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی
3.جایگزین کردن محتوای سودمند به جای مطالب بی محتوا در تلفن های همراه ، تبلت ها، رایانه ها و ...
4.سرویس دهی به محققین طلاب و دانشجو
5.گسترش فرهنگ عمومی مطالعه
6.زمینه سازی جهت تشویق انتشارات و مؤلفین برای دیجیتالی نمودن آثار خود.

سیاست ها:
1.عمل بر مبنای مجوز های قانونی
2.ارتباط با مراکز هم سو
3.پرهیز از موازی کاری
4.صرفا ارائه محتوای علمی
5.ذکر منابع نشر
بدیهی است مسئولیت تمامی آثار به عهده ی نویسنده ی آن می باشد .

فعالیت های موسسه :
1.چاپ و نشر کتاب، جزوه و ماهنامه
2.برگزاری مسابقات کتابخوانی
3.تولید نمایشگاه های مجازی: سه بعدی، پانوراما در اماکن مذهبی، گردشگری و...
4.تولید انیمیشن، بازی های رایانه ای و ...
5.ایجاد سایت اینترنتی قائمیه به آدرس: www.ghaemiyeh.com
6.تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و...
7.راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی
8.طراحی سیستم های حسابداری، رسانه ساز، موبایل ساز، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک، SMS و...
9.برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم (مجازی)
10.برگزاری دوره های تربیت مربی (مجازی)
11. تولید هزاران نرم افزار تحقیقاتی قابل اجرا در انواع رایانه، تبلت، تلفن همراه و... در 8 فرمت جهانی:
1.JAVA
2.ANDROID
3.EPUB
4.CHM
5.PDF
6.HTML
7.CHM
8.GHB
و 4 عدد مارکت با نام بازار کتاب قائمیه نسخه :
1.ANDROID
2.IOS
3.WINDOWS PHONE
4.WINDOWS
به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی و قرار دادن بر روی وب سایت موسسه به صورت رایگان .
درپایان :
از مراکز و نهادهایی همچون دفاتر مراجع معظم تقلید و همچنین سازمان ها، نهادها، انتشارات، موسسات، مؤلفین و همه بزرگوارانی که ما را در دستیابی به این هدف یاری نموده و یا دیتا های خود را در اختیار ما قرار دادند تقدیر و تشکر می نماییم.

آدرس دفتر مرکزی:

اصفهان -خیابان عبدالرزاق - بازارچه حاج محمد جعفر آباده ای - کوچه شهید محمد حسن توکلی -پلاک 129/34- طبقه اول
وب سایت: www.ghbook.ir
ایمیل: Info@ghbook.ir
تلفن دفتر مرکزی: 03134490125
دفتر تهران: 88318722 ـ 021
بازرگانی و فروش: 09132000109
امور کاربران: 09132000109