فهرست کتب خطی اصفهان : دو هزار نسخه عربی و فارسی

مشخصات کتاب

سرشناسه : روضاتی، سیدمحمدعلی، 1308 - 1391.

عنوان و نام پدیدآور : فهرست کتب خطی اصفهان : دو هزار نسخه عربی و فارسی/ محمدعلی روضاتی؛ [به سفارش] مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان.

مشخصات نشر : قم: موسسه فرهنگی مطالعاتی الزهراء (س)، 1386-

مشخصات ظاهری : ج.: نمونه.

فروست : مجموعه منشورات؛ 15، 23

شابک : دوره: 978-964-2985-04-3 ؛ 45000ریال: ج. 1: 978-964-2985-05-0 ؛ 45000ریال: ج.2 978-964-95567-3-1:

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : ج.2 (چاپ اول: 1389).

یادداشت : ناشر جلد دوم حوزه علمیه اصفهان، مرکز تحقیقات رایانه ای است.

مندرجات : ج.1. آ - ز.- ج.2. س - ل

موضوع : نسخه های خطی -- ایران -- اصفهان -- فهرست ها

موضوع : نسخه های خطی عربی -- ایران -- اصفهان -- فهرست ها

موضوع : نسخه های خطی فارسی -- ایران -- اصفهان -- فهرست ها

شناسه افزوده : حوزه علمیه اصفهان. مرکز تحقیقات رایانه ای

رده بندی کنگره : Z6620 /الف9 ر9 1386

رده بندی دیویی : 011/31

شماره کتابشناسی ملی : 1064835

ص : 1

جلد 1

اشاره

ص : 1

ص : 2

ص : 3

ص : 4

ص : 5

ص : 6

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

«1» آداب سفر و زیارت مشهد مقدّس

(آداب شرعی _ فارسی)

از: محمّد کاظم بن محمّد فاضل الخادم. گویا خادم افتخاری دربار مقدّس رضوی بوده، و همان است که در «کواکب منتثره: 612» عنوان شده و گویند رساله «أسرار الصلوهِ» شهید ثانی _ علیه الرحمه _ را به فارسی ترجمه کرده و در مقدّمه آن خود را این گونه شناسانده است:

«العبد الأثم ابن محمّد فاضل المدرّس الخادم محمّد کاظم الشّریف المدرّس نائب الخدمه و دعاگوی صمیمی اعلی حضرت ظلّ اللّهی...». رساله را به شاه سلطان حسین تقدیم کرده است.

کتاب: در مقدّمه گوید: «این رساله مختصره در بیان آداب سفر و متعلّقات آن و فضیلت زیارت آن حضرت، [مقصودش حضرت امام رضا علیه السلام است] صلوات اللّه علیه، و طریقه آن به نحوی که در اخبار و آثار ائمّه اطهار مذکور و در کتب معتبره اصحاب مزبور و مسطور است».

مؤلّف برای کتاب نام مخصوصی انتخاب نکرده، و مرتّب است بر مقدّمه و دوازده فصل و خاتمه، و در مقدّمه گوید که شاه سلطان حسین صفوی سفری به مشهد مقدّس رضوی مشرّف شد و مؤلّف، این کتاب را به نام او تألیف و به او تقدیم کرد.

آغاز: «بسم. الحمد للّه الّذی هدانا بلطفه العمیم و منّه القدیم».

ص : 7

انجام: «و در حرز و أمان خدای تعالی باشد تا شب، و الحمد للّه أوّلاً و آخرًا...».

تاریخ تألیف و استنساخ و نام کاتب ندارد، امّا پیدا است که در زمان مؤلّف نوشته شده است.

(ضمیمه)

«2» رساله در نماز جعفر طیّار

(آداب شرعی _ فارسی)

از: محمّد تقی بن میر عبداللّه کشمیری.

کتاب: در بیان کیفیّت و آداب نماز حضرت جعفر طیّار علیه السلام است که به اشاره شاه سلطان حسین صفوی تألیف شده، و در پایان این چنین آمده است:«تمّت الرساله فی 1123».

این هر دو اثر با خطّ نسخ خوب و أدعیه و زیارات با إعراب و حرکات است و ظاهرًا به خطّ یک کاتب نیست.

اعتذار: تقدّم این نسخه شبه مجموعه، برای تیمّن و تبرّک به موضوع آن است.

«3» آداب سَنیّه

(احکام فقهی _ فارسی)

از: میر محمدصالح حسینی خاتون آبادی. وی این کتاب را پیرامون مسائل مربوط به بَردگان (غلامان _ کنیزان)، طیّ سه مقاله نوشته و درباره هر یک از مطالب با استناد به روایات مذهبی، گسترده سخن گفته است.

نویسنده از بزرگان دانشمندان زمان شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی و از خاندان معروف سادات خاتون آبادی اصفهان بوده که اعقابشان هنوز درین وِلا معنوَن و مشهورند. وی ابتدا شاگرد ملاّ میرزای شیروانی دانشمند محقّق بوده و پس از فوت او

ص : 8

در زمره شاگردان ممتاز پدرزن خود _ جناب آخوند ملاّ محمدباقر علاّمه مجلسی _ در آمده پس از درگذشت علاّمه مجلسی، ریاست حوزه علمی اصفهان و منصب امامت جمعه تا دو سالی پیش از فوت به او مفوّض گردیده عمری به عزّت به سر برد و در سال 1126 بدرود زندگی گفت(1). رحمه اللّه علیهم اجمعین.

میر محمّد صالح را بیش از بیست جلد تألیف نفیس است که اسامی آنها ضمن شرح حال مجمل او در «ریحانه الأدب 1:365» مذکور و از جمله آنها «حدائق المقرّبین» معروف مشهورست که در حدیقه پنجمِ آن، احوال گروهی از بزرگان جهان دین و دانش شیعه را گزارش داده و با چندین کتاب دیگر از تألیفات او به موقع خود در این فهرست خواهد آمد.

و از جمله، همین کتاب «آداب سنیّه» می باشد که در موضوع خود کم نظیر و با اینکه تألیف مبسوط مفصّلی است، شگفتا که نامش در کتب تراجم و فهارس دیده نمی شود، و نسخه اصل خطّ مؤلّف را این جانب در کتابخانه مرحوم آقای حاج میرزا محمّدباقر اُلفت مسجد شاهی دیده بودم(2).

جای مسرّت این که نسخه موجود هیچ گونه نقصانی در آن نیست و به شیوه پسندیده مؤلّف که برای هر یک از تألیفات مستقلّ خود فهرس مفصّلی ترتیب و در آغاز کتاب

ص : 9


1- 1) برای آگاهی بیشتر به: «زندگینامه علاّمه مجلسی 1:288 و 2:46» و «کواکب منتثره: 368» و «مقاله در بیان احوال و آثار ملاّ محمدعلی بن محمدرضا تونی خراسانی» از این حقیر، رجوع فرمایند.
2- 2) انواع و اقسام رساله ها و کتاب ها در خصوص مسائل گوناگون و احکام و آداب نکاح در کتاب «ذریعه 24:297 _ 301» یاد شده است. از جمله «رساله فی النکاح بین العبید و بیان حکمه» از مرحوم آقا میر محمّدحسین خاتون آبادی فرزند گرامی همین آقا میر محمّد صالح _ علیهما الرحمه _. و گویند آنْ رساله بزرگی است دارای فوائد بسیار و جواب شبهات بی شمار. عنوان های «برده، برده داری، غلام، کنیز» در دانشنامه ها و لغت نامه ها پیرامون موضوعات کتاب مورد بحث مفید است.

قرار می داده، این أثر نفیس نیز دارای فهرس مطالب است که عینًا نقل می کنیم.

آغاز: «بسم... الحمد للّه مالک الرّقاب، و محرّرها بفضله من ألیم العقاب، و الصّلوه علی محمّد و اهل بیته الأکارم الأخیار، الّذین بولایتهم یحصل العتق من النّار، و باطاعتهم یستحقّ الفوز فی دار القرار. و بعد، گوشه نشین زاویه عبودیّت و بندگی و معتکف صومعه دعاگویی، المذنب الخاطی محمدصالح بن عبدالواسع الحسینی، جعلهما اللّه علیق لطفه و رحمته و طلیق عفوه و مغفرته، أثر نگار صفحه ذکر مطلب، و چهره پرداز شاهد عرض مدّعا می گردد که: چون حکمت عملی که معرفت آن و عمل نمودن به آن سرمایه فوز به سعادات جاودانی است، منقسم به سه فنّ است. فن اول علم تهذیب أخلاق که عبارتست از تصفیه باطن و معالجه نفس به تخلیه آن از صفات ذمیمه و تحلیه آن به أخلاق حمیده. و فن دویم علم تدبیر منزل است که عبارت از معرفت کیفیت سلوک اهل یک منزل و ساکنان یک خانه با یکدیگر است. و فن ثالث علم سیاست مدنیّه است که علم سلوک با اهل بلاد و متوطّنان مدینهاءِ شهرها از بندگان و عباد است. و همواره خاطر قدسی مظاهر شهنشاه گیتی ماه انجم سپاه... الشّاه سلطان حسین الصفوی الموسویّ الحسینی... به ترویج جمله معارف و علوم... متعلّق است... و در این وقت، مراسم علم ثانی و فنّ باقی از آن فنون ثلثه را مکنون ضمیر منیر والا ساخته، خاطر خورشید إعتلا به معرفت تفصیلی آنها به نحوی که از اخبار و احادیث ائمّه اطهار علیهم صلوات الملک الجبّار و کلمات علمای اخیار رضوان اللّه علیهم معلوم و مستفاد می گردد؛ متعلّق، و به اینجهت؛ این بنده قلیل البضاعه و فرومایه عدیم الاستطاعه، به نگارش معظم مباحث آن که معرفت طریق سلوک با ممالیک و عبید و إماء است؛ مأمور گردید.

لهذا این بنده مطیع بتحریر این رساله شافیه پرداخت، و چون خواست که فائده آن

ص : 10

أتمّ و أکمل و منفعت آن أعمّ و أشمل بوده باشد، به بعضی از تحقیقات و تدقیقات که مناسب این مقصد أقصی بود نیز إشاره نمود، و آن را به «آداب سَنیَّه» موسوم، و بر سه مقاله مرتّب ساخت.»

انجام: «ختام: بدانکه أشهر میان علماء آنست که مال إمام علیه السلام را در زمان غیبت واجبست که به فقراء و مساکین رسانند... و به هر یک زیاده از قدر إحتیاج او ندهند.. به اینجا ختم می کنم این رساله کثیرالفائده را، و قد وقع الإتمام فی لیالی العشر الآخر من شهر اللّه الأعظم شهر رمضان من شهور سنه عشرین و مائه بعد الألف، و الحمد للّه أوّلاً و آخرًا، و صلّی اللّه علی محمّد و آله الأقدسین».

چنانکه دیده می شود مؤلّف در ماه رمضان سال 1120، کتاب خود را به پایان رسانیده است.

فهرس مطالب که عینًا از آغاز کتاب نقل می شود: «بسم... فهرست رساله شریفه موسومه به «آداب سنیّه». این رساله مشتمل است بر سه مقاله:

مقاله 1 و آن 4 باب است:

ب 1 _ در بیان کفّاری که جایز است إسترقاق و حلالست بنده کردن آنها، و در این باب مذکور می شود که طریق اسیر نمودن سه صورت دارد و در صورت 1 و 2 بِلا خلاف، بنده می شوند، و در صورت 3 میان علماء خلافست و حکم ببندگی در این صورت محلّ إشکال و خلاف احتیاط است. ب 2 _ در تفصیل طوایف أسیران که در این أزمنه أسیر میشوند، و بیان آنکه هر یک از این طوایف در کدام صورت از آن صوَر ثلث داخل است و در این باب؛ مذکور میشود مجملی از ولایاتی که از آنها أسیر

ص : 11

میگیرند و بعضی از أحوال ولایات گرجستان(1). ب 3 _ در بیان آنکه واجب نیست تفتیش حال مملوکی که بوجه شرعی به آدمی منتقل میشود، و در این باب مذکور می شود حکم شخصی که مملوک دیگری یا آزادی را فروخته باشد. ب 4 _ در ذکر أمّهات أولادی که مادران بعضی از إمامان علیهم السلام بودند، و در این باب مذکور می شود بعضی از أحوال شریفه ایشان و آنکه ایشان هفت بزرگوارند(2).

مقاله 2 و آن 7 باب است:

ب 1 _ در بیان آداب خریدن غلامان و کنیزان و وظائف واجبه و مستحبّه آن، و در این باب مذکور می شود صیغه بیع و شرای ایشان. ب 2 _ در بیان مسائل دیگر که متعلّق است به خرید و فروش مملوکین، و در این باب مذکور می شود حکم تفریق میان فرزند و مادر و برادر و خواهر و أحکام دیگر ایشان. ب 3 _ در بیان حقوق مولی و آقا بر ممالیک، و در این باب مذکور می شود حکم آنکه ثواب عبادت ایشان بیشتر است از ثواب عبادت آزادان، و حکم گریختن ایشان، و حکم تحلیل که آقا، کنیز خود را به دیگری حلال کند که با او مقاربت کند و صیغه آن. ب 4 _ در بیان آنکه أولی در باب کنیزی که مولی خواهد با او مقاربت نماید، اینست که او را آزاد کند، آنگاه متعه نماید و مقاربت کند، و در این باب مذکور می شود وجوه ترجیح این مسلک و بعضی از

ص : 12


1- 1) نویسنده درین باب، طوایف گوناگون اسیران و بردگان زمان خود را چنین شرح داده: 1_ طایفه حبشی (3 صنف). 2_ طایفه هندی (2 صنف). 3_ طایفه قلماق. 4_ طایفه اروس. 5_ طایفه چرکس. 6_ طایفه گرجی، و تفصیل ولایات گرجستان.
2- 2) مؤلف در این باب احوال مادران ائمّه اطهاری که امّ ولد بوده اند را گزارش داده، و از جمله مادر حضرت سجّاد را شهربانویه دختر یزدجرد پادشاه عجم شناسانده و روایاتی که درباره هر یک وارد شده، آورده است.

تحقیقات شافیه که در کتب دیگر مذکور نیست و از خصایص این رساله است، و مذکور می شود أحکام إستبراء و آنکه آن در چند صورت ساقط می شود. ب 5 _ در بیان حال امّهات أولاد بعضی از أئمّه طاهرین سلام اللّه علیهم أجمعین که ملک یمین بودند یا به حباله نکاح درآمده بودند، و در این باب مذکور می شود ترغیب و تحریض بر ملک یمین که در أخبار و أحادیث شده و نکته آنکه به چه جهت آن بزرگواران کنیزان را إختیار نمودند و سادات و أشراف را به حباله خود درنیاوردند، و آنکه آن أمّهات أولاد همگی نجیب و بزرگزاده و بعضی پادشاه زاده بودند(1). ب 6 _ در بیان حقوق ممالیک بر مولی و در این باب مذکور می شود پنج حقّ از حقوق واجبه و 12 حقّ از حقوق مستحبّه ایشان و مذکور می شود آنکه در بعضی موارد که أئمّه ما علیهم السلام و أهل ورع و تقوی از تقصیرات بندگان خود عفو می نموده اند. ب 7 _ در بیان تأدیب و سیاسات شرعی بندگان، و در این باب مذکور می شود کیفیّت تأدیب ایشان که چند تازیانه است و در بعضی أحوال جایز است مقیّد ساختن ایشان، و هرگاه جنایتی به احدی کرده باشند سیاست شرعی آن چیست و اگر دیگری به ایشان جنایتی نموده باشد، حکمش چیست.

مقاله 3 و آن 12 باب است:

ب 1 _ در بیان إستحباب عتق و فضیلت و ثواب آن، و در این باب مذکور می شود آنکه جایز نیست آزاد کردن بنده کافر. ب 2 _ در بیان آنکه عتق بنده سنّت مؤکّد می شود هرگاه شروطی چند یافت شود، و در این باب هفت شرط مذکور می شود. ب 3 _ در بیان أزمنه که وقوع عتق و آزادی در آن ازمنه افضلست و در این باب مذکور

ص : 13


1- 1) نگارنده درین باب کیفیت علاقه زوجیّت مادران ائمّه اطهار علیهم السلام را شرح داده که به عقد نکاح یا به ملک یمین یا به طریق تحلیل بوده اند، و درین باب شرافت و بزرگزادگی آن مخدّرات را اثبات کرده است.

می شود حدیث آزاد نمودن حضرت امام زین العابدین علیه السّلام بندگان خود را در شب عید رمضان و أزمنه متبرّکه دیگر، و آنکه أمکنه متبرّکه نیز این حکم دارد و عتقی که در آن ها واقع شود نیز أفضل است و آنکه سزاوار اینست که هر کس سعی نماید در إکثار عتق و اینکه حضرت أمیرالمؤمنین _ صلوات اللّه و سلامه علیه _ هزار بنده آزاد فرمود. ب 4 _ در بیان آنکه در بعضی أحوال عتق مرجوح می شود. ب 5 _ در بیان آنکه در برخی از أحوال فروختن بنده و تصدّق نمودنِ قیمتِ آن أولی است از آزاد نمودن او، و در این باب مذکور می شود دو حالت که مقتضی أفضلیّت تصدّقات است و حکایت غریبی درباره غلام و وکیل حضرت إمام حسن عسکری، علیه السّلام. ب 6 _ در بیان شروطی که واجبست تحقّق آنها در مُعتق، و در این باب 6 شرط مذکور می شود، و اینکه عتقی که از کافر صادر شده باشد، چه صورت دارد. ب 7 _ در بیان صیغه عتق، و در این باب مذکور می شود أنواع مختلفه صیغه که متّفق علیهِ کلّ علماء است. ب 8 _ در بیان آنکه سنّت است که مُعتِقْ بعد از ایقاع؛ مجلّه بنویسد و گواهان بگیرد و به او دهد، و در این باب مذکور می شود صورت آزادنامه که حضرت إمام جعفر صادق علیه السّلام از برای غلام خود نوشت. ب 9 _ در مسائل دیگر که متعلّق است به عتق، و در این باب مذکور می شود حکم سرایت که در عتق واقع می شود و حکم مالی که بنده آزاد داشته باشد و حکم بنده را که مدبَّر ساخته باشند که بعد از وفات آقا آزاد باشد و صیغه تدبیر که به چه نحو گفته می شود. ب 10 _ در بیان عتقی که به جهت کفّاره واجب می شود، و در این باب مذکور می شود أموری که موجب کفّاره می شود، و آنها 12 أمر است. ب 11 _ در إنعتاقی که بدون إختیار مولی واقع می شود، و در این باب مذکور می شود أسبابی که سبب این آزادی می شود و آنها 6 چیز است و حکم خواجه سرایان که بیع و شراءِ آنها چه حال دارد. ب 12 _ در بیان میراث بنده که آزاد شده باشد، و در این باب

ص : 14

مذکور می شود أقسام آزادی سنّت و واجب و حکم به میراث هر یک و أقوالی که علماء در این باب إختیار نموده اند و حکم مال إمام علیه السلام که در زمان غیبت او در چه مصرف صرف می شود. و به اینجا ختم می شود این عُجاله کثیرالفایده، و الحمدللّه...».

نسخه: دارای 129 برگ که 2 برگ در اول و دو برگ در آخر عطف و 5 برگ از آغاز، فهرست کتابست. تصحیح شده و در دو موضع مهر (عبده زین العابدین حسینی) دیده می شود، و روی برگ 1، چند دعا نوشته شده. خط نسخ 12 سطری، عناوین در متن و کنار صفحات تمامًا به سرخی است. کاغذ: اصفهانی، قطع 11 و نیم × 17 و نیم. جلد تیماج سیاه یک لا. این نسخه از کتابخانه نیای معظّم مرحوم آیه اللّه حاج میر سید محمّد چهارسویی برادر گرامی امام مجدِّد صاحب «روضات الجنّات» بوده است.

«4» اثبات حدوث الاراده

(کلام _ عربی)

دانشمند فرزانه حاج محمد خلیل قزوینی این کتاب را در ردّ گفتار حکماء و متکلّمین که قائل به أزلیّت إراده و از صفات ذات بودن آن هستند، نوشته و حادث بودن و از صفات فعل بودن إراده را موافق مذهب أهل بیت و روایات شیعه إثبات نموده، و با دلائل عقلی کلام خود را تأیید کرده، و دو حدیث مشهورِ عمران صابی و سلیمن مَروزی را نیز شرح داده، و کتاب پر سود محقّقانه ای نوشته است.

از گزارش زندگی این دانشمند که پنجاه و نه سال پس از درگذشت همنام و هم شهری اش دانشمند بزرگ ملاّ خلیل بن غازی قزوینی _ صاحب «حاشیه عدّه الأصول» متوفّی به سال 1089 _ کتاب خود را نوشته، اطّلاعی در دست نیست، و تنها حاجی نوری در «خاتمه مستدرک: 413» نامی از او و کتابش آورده و کتاب را ستوده است. همانند او صاحب «ذریعه 1:88» آن را یاد و نسخه ای را در نزد سیّد محمّدناصر

ص : 15

حسینی طهرانی در طهران نشان داده، سپس «أعیان الشیعه 30:111» نیز کلام «ذریعه» را نقل کرده، و هم محدّث قمّی در «فوائد رضویّه 1: 174» از او و سه خلیل قزوینی دیگر یاد کرده است.(1)

آغاز: «بسم... ربّ هب لی سمعًا یسمع آیاتک، و عقلاً یفهم ایمانک، و بصرًا یری قدرتک... فهذه مقاله فی إبطال القول بأزلیّه الإراده و جعلها من صفات الذّات؛ کما هو المشهور من الحکماءِ و جمهور المتکلّمین، و إثبات حدوثها و أنّها من صفات الفعل؛ کما هو المعلوم من مذهب أهل البیت علیهم السلام ...».

انجام: «فانقطع سلیمان و خاب و خسر مأمون، و ظهر حجّه اللّه علی الجاحدین... فهذا آخر ما أردنا ایراده فی هذه الرّساله... و کان ذلک فی 22 من الرّبیع الثّانی من سنه 1148 ببلده قزوین... و أنا العبد خلیل بن محمد زمان القزوینی... وقع الفراغ من نسخه فی أواسط شهر ربیع الأوّل من شهور سنه 1154... بقلم... محمّد صادق ابن محمّد سلیم الحسینی الطّالقانی...».

نسخه: دارای 92 برگ و 3 برگ عطف. بالای برگ دوّم، شخصی چنین نوشته است:

«رساله إثبات إراده و علم حاجی محمّد خلیل قزوینی، از أمانات عالیحضرت سیادت منقبت میر محمّد صادق قزوینی»، و در زیر آن؛ عمّ فاضل دانشمند میر سیّد محمّد بن حجّه الاسلام حاج میر أبوالقاسم موسوی خوانساری نوشته است: «إنتقل إلیّ علی نهج مشروع، و أنا الحقیر محمّد بن السیّد أبی القسم الموسوی، ره». کاغذ فرنگی، خطّ

ص : 16


1- 1) در «کواکب منتثره: 245» خلیل بن محمد زمان را و در (ص 363) محمد صادق کاتب نسخه ما را عنوان فرموده اند، لکن چیزی زائد بر مطالب فوق نیاورده اند. در (ص 243) هم شرح حال خلیل بن محمّد اشرف قائنی اصفهانی مهاجر به قزوین متوفی 1136 را که معاصر همنامش بوده ذکر نموده اند. به «فهرست کتابخانه امام جمعه کرمان:31» نیز مراجعه فرمایند.

شکسته نستعلیق 21 سطری، فهرس مطالبِ بدونِ عنوان تمامًا در حواشی به خطّ نسخ نوشته شده، آثار مقابله دارد. قطع 11 × 17، جلد تیماج سیاه ضربی مقوّایی.

«5» إثبات الحقّ فی ترجمه إحقاق الحقّ

(کلام _ فارسی)

از: مترجم در این نسخه نامعلوم، لکن یک نسخه به همین نام و نشان از کتابخانه مرحوم ملک الشعراء بهار در مجلس است و استاد محمّدتقی دانش پژوه آن را در «نشریّه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران 5:658» به اختصار این چنین شناسانده است:

«إثبات الحقّ در ترجمه إحقاق، از میرزا محمّد نایینی درگذشته 1305 (ذریعه 4:75. المآثر و الاثار) ». سپس آغاز و انجام کتاب را آورده که همانند نسخه ما است.

آقای منزوی هم در «فهرست نسخه های خطّی فارسی 2:1:870» این هر دو نسخه را پیرو معرّفی دانش پژوه نوشته اند. امّا در «ذریعه 4:75» که ترجمه احقاق نایینی را نوشته اند، هیچ نامی بدان نداده اند، و اینک نمی دانیم که نسخه بهار در مجلس هم همانند نسخه ما بی نام مترجم بوده و مرحوم دانش پژوه، به اجتهاد خود، ترجمه نایینی را همین «اثبات الحقّ» دانسته یا این که در آن نسخه نام مترجم این چنین بوده است؟

و این در حالی است که مرحوم بلاغی در «تاریخ نائین 1:127» و از آنجا در نسخه اصل «مکارم الاثار. سال 1305 ق» نام کتاب نایینی را «ترجمان الحقّ و لسان الصدق» نوشته اند، و همین گونه است در شرح حالی که میرزا علی خان نایینی فرزند حاجی میرزا محمّد برای پدرش در مقدّمه دیوان اشعار خود نوشته و گوید: «... سالی چند از أواخر عمر خود را صرف اتمام آن نمود و آن را ترجمان الحقّ و لسان الصدق موسوم ساخت...»: مقدّمه مقال منثور و منظوم دوازده صفحه ای از مرحوم حاجی میرزا محمّد

ص : 17

به عنوان «وجوب حکومت» که در دفتر هشتم مجموعه گرامی «میراث اسلامی ایران، صفحه 335» چاپ شده است.

کتاب: ترجمه «إحقاق الحقّ و إزهاق الباطل» (شماره 8) از قاضی نوراللّه مرعشی شهید _ أعلی اللّه مقامه _ است به فارسی.

آغاز: «حمد و ثنائی چون نَعمای خالق اکبر، نامحدود».

انجام: «و هر چند پیچیده شود ساق به ساق. و إلیه المرجع و المساق».

نسخه: نام کاتب و تاریخ ندارد. به قرائن از روی اصل نوشته شده و دارای تصحیحات و خطوط شخص مترجم است. مقدار موجود از آغاز کتاب تا پایان ترجمه قسم کلام است، که پس از آن مبحث اصول فقه می باشد.

اثبات الواجب القدیم: مجموعه (ش ...)

الإثناعشریّه فی الرّد علی الصوفیّه: الرساله الاثناعشریّه

«6» الإثناعشریّه فی المواعظ العددیّه

(مواعظ _ عربی)

از: سیّد محمّد بن محمّد بن حسن مشهور به ابن قاسم حسینی عاملی، علیه الرحمه.

نسخه: به خطّ نسخ خوب محمّد هادی بن مرحوم محمّد علی حسینی قاری اصفهانی. تاریخ ختم استنساخ: چهارشنبه 25 صفر 1290.

تاریخ ختم تألیف در این نسخه: روز شنبه نهم ماه رجب 1068، در مشهد مقدّس رضوی. اثر مقابله و تصحیح به نظر نرسید.

ص : 18

«7» کتاب اثولوجیا ارسطاطالیس

(فلسفه _ عربی)

تفسیر فرفریوس الصوری

نقله الی العربیّه: عبدالمسیح بن ناعمه الحمصی.

ترجمه لأجل المعتصم باللّه: أبو یوسف بن یعقوب بن اسحق الکندی.

تاریخ ختم استنساخ: نصف شوال 1100.

«8» إحقاق الحق و إزهاق الباطل

(کلام _ عربی)

از: قاضی شهید سیّد نوراللّه بن شریف الدین حسینی مرعشی شوشتری، علیه الرحمه.

کتاب: ردّ مبسوط محقّقانه ای است بر کتاب «إبطال نهج الباطل و إهمال کشف العاطل» تألیف فضل بن روزبهان خنجی که ناصبی آن را از آغاز ربیع دوّم تا سوّم جمادای دوّم 909 در کاشان در ردّ کتابِ «کشف الحقّ و نهج الصّدقِ» علاّمه حلّی _ اعلی اللّه مقامه _ در مسأله امامت نگاشته است.

تاریخ ختم تألیف: آخر ربیع الاول 1014 در شهر اگره هندوستان و مدّت هفت ماه به تألیف آن اشتغال داشته است. به طبع رسیده.

نسخه اصل مصنّف است، مشتمل بر 535 برگ که تا برگ 367 به خطّ کاتب مخصوص مؤلّف و با تصحیح و تحشیه شخص قاضی شهید است و از برگ 368 تا آخر نسخه متنًا و هامشًا، تمامًا به خطّ خود مؤلّف بزرگوار است. در گوشه بالای چندین صفحه، مُهر آن مرحوم «نوراللّه بن شریف الحسینی» هست. در هامش برگ 116 ابیاتی از یکی از اعاظم فضلاءِ شیعه به نام محمّد، و نیز ابیاتی از سیّد حسین بن علی، در ردّ

ص : 19

ابیات رکیکه ناصب به خطّ همان شخصِ محمّدنام دیده می شود. ظهر نسخهْ مهر «انّی عبداللّه آتانی الکتاب 1028» که شاید از فرزند مؤلّف است و مهر «اکبرعلی موسوی خان» یا «علی اکبر خان موسوی» هست، و در برگ آخر شرحی است که نشان می دهد این نسخه در ربیع دوّم 1126 به وسیله حکیم محمّد داود از هند آورده شده است.

«9» نسخه دیگر

نسخه: جلد اوّل کتاب است که به این عبارت خاتمه یافته: «کما قلت فی جمله قصیده فی مدح مولای الرضا علیه السلم

سؤال از تو چه حاجت که جودِ ذاتِ تو را بوَد تقدّم بالذات بر وجودِ سؤال»

کاتب: محمد شریف الجریّی؟ القهپایه. تاریخ ختم کتابت: 21 محرم 1131 در اصفهان. تا اواخر نسخه، اثر مقابله دارد و حواشی مؤلّف (منه) در حاشیه صفحات به خطّ کاتب نوشته شده.

«10» الإحتجاج علی أهل اللّجاج

(کلام _ عربی)

از: ابومنصور أحمد بن علیّ بن أبی طالب طبرسی، علیه الرحمه .

کتاب: احتجاجات دینی و مذهبی نبیّ اکرم و أئمّه اطهار علیهم السلام و صحابه و علماء است با مخالفان، و به طبع رسیده.

نسخه: برگ اوّل و آخر آن نو نویس است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست. ظاهرًا از آثار سده یازدهم می باشد.

ص : 20

«11» کتاب الإحکام فی أصول الأحکام

(اصول فقه _ عربی)

از: سیف الدین ابوالحسن علی بن محمد آمدی اصولی شافعی.

کتاب: در مباحث مربوط به اصول فقه است بر رأی اهل سنّت و در غایت بسط و تفصیل.

نسخه: به خطّ رضا ابن محمد جعفر. تاریخ ختم استنساخ: 12 جمادی الاولی 1245. روی صفحه اوّل نوشته اند که دو ثلث آخر کتاب «به خط عالیجناب ملا رضا می باشد» و ایضًا تفصیل تعداد اوراق و ابیات نسخه به حساب سیاقی.

أحکام حجّ: رساله در احکام حجّ

«12» أحکام الخمر و سائر المسکرات و العصیر العنبیّ و الزبیبیّ و التّمریّ

(فقه _ عربی)

از: مرحوم آقای حاج سیّد اسداللّه بن حاج سیّد محمّد باقر موسوی شفتی اصفهانی بیدآبادی، أعلی اللّه مقامهما.

کتاب: در بیان أحکام خمر و مسکرات و انواع عصیر است از نظر فقهی به تفصیل و استدلال در دو بخش یا دو رساله که ابتداءً به عنوان شرح «شرایع الاسلام» محقّق حلّی _ طاب ثراه _ نگاشته شده است، پیرامون دو عبارت از آن کتاب: 1_ «الثامن. المسکرات...». 2_ «و فی حکمها العصیر...».

تاریخ ختم تألیف: هفتم ماه رجب 1282.

ص : 21

آغاز: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. قوله رحمه اللّه: الثامن. المسکرات، و فی تنجیسها خلاف، و الأظهر النجاسه. إعلم أنّه لا خلاف بین علماءِ الاسلام خاصّتهم و عامّتهم».

انجام: «و الأحوط الاجتناب عنه، و اللّه العالم بحقایق الأحکام. فرغ من تسوید هذه الأوراق فی سابع شهر رجب 1282».

سپس مطلب دیگری در یک صفحه، به این افتتاح: «و ینبغی ختم المقال فی العصیر العنبیّ بذکر خاتمه» و به این خاتمه: «و نفی عنه الخلاف فی الجواهر(1). الی غیر ذلک من کلماتهم».

نسخه: مسوّده اصل خطّ شکسته مؤلّف و کمابیش 24 سطری است. قطع 16 ×22. متن مختلف. دارای 90 برگ که 5 برگ در اوّل و آخر عطف سفید و 5 برگ در جابجای نسخه بیاض مانده است. روی برگ دوّم، مهر «کتابخانه مجدالدّین نصیری. ش 1434» است که وی نسخه را در حدود سال 1350 در اصفهان از ورثه مؤلّف خریداری و به طهران برده و نزد او کتابی ناشناس بوده و اینَک پس از چهل سال به موطن خود بازگشته و شناخته شد.

دو اثر دیگر از مصنّف: «رساله ای در احکام حج، ش 398» و «کتاب الفقه» در این فهرست یاد می شود، و چند کلمه در احوال ایشان در ذیل شماره «40» بیاید.

«13» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و در حیات مؤلّف نوشته شده و به ظنّ قوی، به خطّ کاتب نسخه «کتاب الفقهِ» همین مؤلّف می باشد. ظهر نسخه شرحی به خطّ نیای

ص : 22


1- 1) مقصود «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام» تألیف استاد مصنّف، شیخ محمّد حسن بن الشیخ باقر _ قدّس اللّه روحه الشریف _ است.

معظّم، آیه اللّه مرحوم حاج میرزا سیّد حسن چهارسوقی، و نیز این عبارت به خطّ کاتب نسخه به شنگرف دیده می شود: «فی أحکام الخمر و سائر المسکرات و العصیر العنبیّ و الزبیبیّ و التمریّ»، و نیز: «أبیات هاتین الرسالتین 6 هزار بیت».

این نسخه که پیداست به دستور شخص مؤلّف از روی اصلِ سابق الذکر مبیّضه شده است، چنین آغاز می شود: «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم و صلّی اللّه علی محمّد و آله اجمعین. إعلم انّه لا خلاف بین علماءِ الاسلام...»، و حدس زده می شود که مؤلّف ابتداءً قصد نوشتن شرحی بر «شرایع الاسلام» محقّق حلّی را داشته، لکن بعدًا این کتاب را که فقط پیرامون یک سطر از شرایع نگاشته، زائد بر حدّ شرح دیده و خواسته است آن را کتابی مستقل نماید و لذا به کاتب دستور داده است که عبارات متن شرایع را در نسخه مبیّضه نقل نکند. این نسخه اندک اختلافات دیگری نیز با نسخه اصل دارد که آن هم یقینًا به دستور خود مصنّف بوده است.

قطع 15 و نیم × 21 و نیم. متن 9 × 14. خط نسخ 19 سطری. عناوین در متن و هامش به سرخی نوشته شده. دارای 127 برگ که دو برگ در آخر بدرقه است و دو برگِ 59 و 60 نیز میان دو مبحث (یا دو رساله) مسکرات و احکام عصیر (البتّه به دستور شخص مصنّف) بیاض گذارده شده است.

«14» احیاء علوم الدین

(آداب شرعی _ عربی)

از: أبوحامد محمّد بن محمّد بن محمّد غزالی طوسی (متوفی 505).

نسخه: مجلّد اول کتاب و مشتمل است بر ده کتاب ربع عبادات.

نام کاتب که از خوشنویسان زمان بوده، معلوم نشد و ظاهرًا از روی نسخه ای قدیمی استنساخ کرده و چون مقابله و تصحیح نشده است، در آن اغلاط فراوان راه یافته.

ص : 23

تاریخ ختم استنساخ، چهارم ذی الحجه 1278.

«15» أدب اللّسان

(مواعظ _ فارسی)

از: نیای معظّم نامدار، آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّدباقر موسوی چهارسوقی، صاحب کتاب شریف «روضات الجنّات»، أعلی اللّه مقامه.

کتاب: دارای هجده مجلس است، به خطّ فرزند جلیل القدر مؤلّف گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سیّد مسیح چهارسوقی، رضوان اللّه علیه. در گوشه بالای سر آغاز مجلس نخستین نوشته اند: «خزانه چهارم از باب اوّل». در برخی از مجالس دیگر نیز چنین یادداشت هایی دیده می شود، و در جاهایی چند سطری نانویس مانده. چند موضع را نیای گرامی، مرحوم آیه اللّه آقای حاج میرزا سیّد حسن چهارسوقی _ فرزند ارجمند کاتب بزرگوار اصل _ نوشته و تکمیل کرده اند. تاریخ تألیف و کتابت دیده نشد.

«16» الأربعون حدیثًا، فی الامامه

(کلام _ عربی)

از: شیخ سلیمان بن عبداللّه ماحوزی بحرانی، علیه الرحمه.

کتاب: در شرح و بیان چهل حدیث از احادیث دالّه بر امامت حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب علیه السلام است به روایات اهل سنّت. به نام شاه سلطان حسین صفوی موشّح شده. تاریخ ختم تألیف: شب پنجشنبه سوم ذی القعده 1106.

نسخه: به خطّ علیّ بن لطف اللّه بن عبداللّه الجشی. ختم کتابت: چهارم ماه رجب 1234. تملّک عبداللّه بن مبارک بن علی بن عبداللّه بن ناصر آل حمیدان احسائی خطی در 1234 و محمّد بن علی بن علی بن محمّد حجری بحرانی در 1242 و مهر او (در حرز محمّد و علی 1237) در آخر نسخه، و جمله «من کتب جناب الحاج سید عبداللّه

ص : 24

خلیفه. ابوالمجد» به خطّ مرحوم آقا شیخ محمّدرضا ابوالمجد، در اوّل نسخه است. سه چهار برگ در پایان، شامل مطالب متنوّع در مناقب، به خطّ کاتبِ نسخه نوشته شده.

«17» الأربعون حدیثًا

(شرح حدیث _ عربی)

از: شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهائی قدس سره (متوفی 1030).

کتاب: شرح و بیان چهل حدیث شریف نبوی از طرق اهل بیت علیهم السلام با ذکر اسنادْ. از کتب بسیار معتبر و مشهور است و مکرّر به طبع رسیده. تاریخ ختم تألیف: روز دوشنبه بیست و سوّم صفر 995.

نسخه: به خط حسن بن قاسم شیرازی اصل مکّی مولد و موطن. ختم کتابت: شب چهارشنبه 27 ماه رجب 1044. حواشی مؤلّف در هامش نسخه به خطّ کاتب نوشته شده و چهار برگ آغاز نسخه نونویس است. مهر نیای گرامی، آیه اللّه آقامیرزا سیّد جلال الدین روضاتی، ظهر نسخه است.

«18» نسخه دیگر

نسخه: نفیس و به خطّ نسخ زیبای محمدحسین حسینی جزائری، متخلّص به مستغرق، مکنّی به ابوعلی، ملقّب به أضعفی. تاریخ ختم استنساخ: جمعه 26 ربیع دوّم 1081. کاتب از اهل علم و عرفان بوده و همه جای نسخه حاشیه های مفیدی از خود به امضاءِ «ضع» نگاشته. اشعاری نیز به عربی و فارسی از خود آورده است. مهر «الفقیر الی ربّه الغنیّ، محمد یعقوب الحسینیّ» و «عبده محمدرحیم الطباطبائیّ 1214 ظ» در نسخه هست. پس از برگ نخست، دو جزو مفقود شده، بقیّه سالم است.

ص : 25

«19» نسخه دیگر

نسخه: اندکی از آغاز ناقص است. تاریخ ختم تألیف: روز دوشنبه 23 صفر 995. تاریخ ختم استنساخ: روز جمعه 22 شوّال 1048. نام کاتب ندارد. امتیازی جز حواشی مؤلّف ندارد. در صفحه آخر اثر وقف دارد. روی دو سه برگ آخر نسخه، مطالب متفرّقی نوشته شده است.

«20» نسخه دیگر

نسخه: کامل است و تاریخ ختم تألیف، بسان نسخ دیگر و تاریخ ختم استنساخ، دوّم ماه رمضان 1092 و در پایان نام کاتب ذکر نشده. در آغاز، فهرست تفصیلی کتاب به خطّ کاتبِ نسخه نوشته شده و در پایان آن نام کاتب عزیزاللّه ممسنی قید گردیده که ظاهرًا تمام نسخه به خطّ همین شخص است و حواشی «منه» و غیره نیز به خطّ هموست. تملّک محمّدقاسم بن زین الدین بهبهانی روی برگ اوّل است، و لُغزِ شیخ حسین بن عبدالصمد، والد شیخ بهائی _ علیهماالرحمه _ و جواب شیخ بهائی به این لغز نیز روی برگ اوّل فهرست نوشته شده است. از اوّل تا اواخر نسخه دارای آثار مقابله و تصحیح می باشد.

«21» ارشاد الأذهان الی أحکام الایمان

(فقه _ عربی)

از: علاّمه حلّی جمال الدین حسن بن یوسف بن المطهّر، رضوان اللّه علیهم.

کتاب: یک دوره فقه است، مشتمل بر نکته های بدیعه در مسائل شرعیّه، که به

ص : 26

خواهش فرزند مؤلّف فخرالمحقّقین فخرالدین محمّد تألیف شده. به طبع رسیده است. تألیف این کتاب چنان که از آخر آن مستفاد می شود، پس از تألیف «نهایه» و «تحریر» و «تذکره» و «قواعد» و غیرها نگاشته شده است.

نسخه: تمام است و شخصی نام و نشان کاتب را که در آخر نسخه نوشته شده بوده، خط زده و مخدوش کرده است و به هیچ وجه خوانده نمی شود. تاریخ ختم استنساخ: اواسط شوّال 1011. روی برگ بعد از خاتمه چند تاریخ ولادت نوشته شده که ظاهرًا تاریخ تولّد اولی به خطّ کاتب نسخه است و مجملاً در اینجا نقل می کنیم. (تولّد فرزند ارجمند محمدجعفر روز سه شنبه 16 عربیّه 25 قدیمه 19 ترکیّه در ماه رمضان 1049)، (تولد فرزند دلبند ملا فیض الله شب جمعه 29 ذیحجّه 1055 _ در سن شش سالگی در ییلاق سمام بآخره انتقال کرد)، (تولد فرزندی حسن مکنی بابوالمحسن روز پنجشنبه 21 محرم 1091 _ در 22 ج 2 همین سال فوت شد)، (تاریخ تولد فرزندی محمد کاظم در پشت کتاب جعفریه نوشته شد)، (تاریخ تولد فرزندی ابوالصلاح در ظهر مجموعه دعا قلمی شد)، (تفاوت سن ابوالصلاح با ابوالمحسن یک سال و چهار ماه می شود که ابوالصلاح از او بزرگتر است)، (تاریخ جلوس شاه صفی سنه 1038).

شش برگ بدرقه آخر نسخه است که مطالبی از کتاب «زوائد و فوائد» و «مواریث حبل المتین شیخ» و مطالبِ دیگری روی آنها نوشته شده است و هکذا روی ده برگ عطف اوّل نسخه، مطالب متفرّقه شرعیِ بسیار و ابیات شعری چندی نوشته اند.

«22» نسخه دیگر

نسخه: قدیمی است و دارای حواشی بسیار، مانا که وقف بوده و برگ اوّل و آخر آن را برداشته اند. نیای گرامی مرحوم آیه اللّه حاج سیّد محمد موسوی چهارسوقی آن دو

ص : 27

برگ را به خطّ خود نگاشته اند. مهر «مراد الحسنی الحسینی الطباطبائی» و دیگری، روی برگ دوّم هست. تاریخ فوت حاجی محمد ابراهیم کرباسی قدس سره : «تخمینًا سه ساعت گذشته از شب پنجشنبه هشتم جمادای یکم 1261» داخل جلد کتاب نوشته شده است.

«23» نسخه دیگر

نسخه: قدیمی است و دارای حواشی بسیار و توضیحات لغوی به فارسی و عربی. معادل دو برگ از ابتداء و چهار برگ از انتهاء مفقود شده، لذا نام کتاب و تاریخ کتابت معلوم نیست. نسخه به دقّت تصحیح شده و آثار مقابله به خطّ شخصِ دانشمندی دارد.

«24» نسخه دیگر

نسخه: کامل است و نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، ظاهرًا در قرن 9 _ 10 نوشته شده و سراسر آن دارای حواشی متفرّقه مفیدی است.

«25» نسخه دیگر

نسخه: کامل است و نام کتاب و تاریخ کتابت ندارد. به قرائن در قرن یازدهم نوشته شده. حواشی پراکنده در برخی صفحات هست. تعداد برگ ها در حاشیه ها، 216 برگ است.

«26» الاستبصار، فیما اختلف [فیه] من الأخبار

(حدیث _ عربی)

از: شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، علیه الرحمه.

کتاب: شامل 925 باب و 5511 حدیث در جمیع ابواب فقه است در سه جزء، و به طبع رسیده.

ص : 28

نسخه: به خطّ نسخ زیبای محمد بن عبداللّه بن أبیالفتیه البحرانی الاُوالی که از خوش نویسان عصر خود بوده. تاریخ ختم کتابت: 22 شوال 965.

دانشمندی نسخه را از اوّل تا اواخر جزءِ دوّم «کتاب الحج» در نزد مرحوم سید محمد بن ابی الحسن حسینی عاملی صاحب «مدارک الاحکام» قرائت کرده و سیّد همه جا در حواشی آثار مقابله و تصحیح گذارده و در پایان کتاب صوم، اجازه روایت کتاب را به وی داده است.

حواشی بسیاری با رمز «م. د. سلمه اللّه _ یا _ مدّ ظله» از اول تا اواخر جزء دوم نوشته شده که ظاهرًا از سید محمد مذکور و به خطّ مجاز است. مهر «اللّه نور السموات و الأرض» در پایان نسخه هست و برگ اوّل نو نویس می باشد.

«27» نسخه دیگر

نسخه: شامل جزءِ اوّل و دوّم است و قسمت عمده آن به خطّ قدیم و دارای آثار مقابله و تصحیح و تحشیه به خطّ یکی از بزرگان علماء است و مقداری از اوراق آن، که مفقود بوده، نیای گرامی، آیه اللّه مرحوم حاج میر سیّد محمّد موسوی به خطّ خود استنساخ و تکمیل کرده اند. تاریخ ختم تحریر ایشان: چهارشنبه 3 ربیع یکم 1269. یک فهرست مبسوط از تمامی استبصار، در آغاز نسخه ضمیمه شده که نویسنده آن معلوم نیست.

«28» نسخه دیگر

نسخه: کامل است. کاتب: عبداللّطیف بن عبدالباقی رودسری. تاریخ ختم استنساخ:

ص : 29

18 ذی الحجّه 1076. تا اواسط کتاب اثر تصحیح و مقابله و مقداری حواشی متفرّقه دارد. روی ورق اوّل نوشته اند: «وقف اولاد ذکور و اولاد اولاد ذکور مرحوم ملاّ شیخ علی رودسری».

«29» نسخه دیگر

نسخه: نیمه دوّم کتاب است از آغاز کتاب الشهادات تا پایان مشیخه که انجامِ کتاب است. کاتب، محمد سعید الحسینی که پیدا است از فضلاءِ زمان و دارای خطّ و ربطی بس ممتاز بوده. تاریخ ختم استنساخ: روز پنجشنبه 26 ذی القعده 1112.

امتیازات نسخه: 1 _ فهرست دقیق این مجلّد را کاتب در 6 صفحه به تاریخ پنجشنبه سوّم ذی الحجّه 1112 نگاشته و در آغاز نسخه نهاده. 2 _ بالای تمام اوراق ارقام هندسی گذارده و تعداد اوراق 178 برگ می باشد که در فهرست به آنها نیز اشاره کرده است. 3 _ بالای سر هر کرّاسی را کاتب تاریخ استنساخ گذارده و تاریخ شروع به استنساخ جزوه اوّل، روز پنجشنبه 17 ذی الحجه 1109 است. لکن تاریخ استنساخ جزوه دوّم سه شنبه 27 محرم 1111 می باشد که تا کراس 6 همین اشتباه تکرار شده. 4 _ رؤس تمام مطالب کتاب و اوّل اسانید آن، به شنگرف نوشته شده. 5 _ نسخه به دقّت مقابله و تصحیح شده و بسیاری از کلمات دارای حرکات و اعراب می باشد. 6 _ در مواضع حاجت، کاتب حاشیه هایی از کتب مختلف نقل کرده و برخی از حواشی مختوم به رمز (س م د) است که ظاهرًا از خود کاتب می باشد.

روی برگ اوّل نسخه شخصی نوشته است «به تاریخ عصر روز شنبه 25 صفر 1172 کتاب مزبور به تصرّف آمد».

ص : 30

«30» نسخه دیگر

نسخه: کامل است. کاتب: ابراهیم تفرشی. تاریخ ختم استنساخ: 1091. اثر تصحیح و مقابله و حاشیه ای ندارد.

وقفنامه «بدرالنساء خانم بنت نواب مستطاب... شاه قلی خان اعتمادالدوله سابق، غفر له... و تولیت... مجتهد الزمانی میر سید محمّدا...» روی برگ اوّل است.

«31» استقصاءُ الاعتبار فی شرح الاستبصار

(شرح حدیث _ عربی)

از: شیخ ابوجعفر محمد بن ابی منصور حسن بن شیخ زین الدین «شهید ثانی» شامی عاملی، متوفی در مکّه مکرّمه 1030، رضوان اللّه علیهم.

کتاب: شرح «الاستبصار فیما اختلف من الأخبار» شیخ طوسی _ علیه الرحمه _ است به «قوله، ره».

نسخه: مشتمل بر جزءِ اوّل و جزءِ سوم کتاب است فقط. تاریخ ختم تألیفِ جزءِ اوّل در کربلا: روز پنجشنبه 17 جمادی الاولی 1025 «هم در نسخه و هم در ذریعه» و تاریخ ختم جزءِ سوّم که تمامًا در «صلوه» است: اواخر ماه صفر 1007 در کربلا «چنانکه در همین نسخه است» و شاید اشتباه باشد یعنی شاید صحیح «1027» باشد و اللّه العالم.

کاتب: نامعلوم و پیداست که یکی از کاتبان حرفه ای زمان خود در اصفهان بوده.

تاریخ ختم استنساخ جزءِ سوّم: 26 ذی الحجه 1244. اثر تصحیح و مقابله و تحشیه مطلقًا ندارد. روی برگ اوّل نوشته اند: «عدد اوراق 317، ورقی 108 بیت، مجموع کتابت کتاب 34 هزار بیت».

ص : 31

«32» أسرار العربیّه

(نحو _ عربی)

از: ابوالبرکات عبدالرحمن بن محمد معروف به ابن الانباری نحوی.

کتاب: در باب اسرار و علل مسائل نحو است و مذاهب نحویان قدیم و جدید تا عصر مؤلّف، و به طبع محققانه رسیده در دمشق به سال 1377.

نسخه: به خطّ «محمّد حسین ابن فاضل علاّمه زبده المجتهدین سیّد محمّد موسوی خوانساری» است که به شرح مرقوم در اوّل و آخر نسخه، آن را در مدرسه صدر اصفهان در سال 1308 از روی یک نسخه مغلوط و ناقص الآخر (تا معادل ص 404 نسخه چاپی) استنساخ کرده، و به خطا پنداشته است که تألیف ابن داود حلّی است.

دو مهر کاتب «الواثق بالله محمد حسین بن محمد الموسوی 1301» و «الراجی محمد حسین الموسوی» ظهر نسخه است، و همچنین یادگاری از محمدصادق بن محمد الموسوی به تاریخ 24 جمادای دوّم 1309.

محمد حسین و محمد صادق، این دو برادر دانشور فرزندان عالم جلیل آقا سیّد محمد فرزند آقا سیّد محمدصادق مجتهد «کرام برره: 647» فرزند علاّمه بزرگ آقا سیّد محمدمهدی موسوی خوانساری صاحب کتاب «عدیمه النظیر» _ علیهم الرحمه _ بوده اند.

«33» اشارات الی مفاتیح الأحکام

(اصول فقه _ عربی)

از: حاجی محمدابراهیم بن حاج محمد حسن کرباسی اصفهانی، علیهما الرحمه.(1)

کتاب: در مباحث اصول فقه و معروف است به «اشارات الأصول» در دو مجلّد که

ص : 32


1- 1) تاریخ دقیق وفات حاجی در شماره «22» گذشت.

مجلّد اوّل آن به طبع رسیده.

نسخه: مجلّد اوّل است از مقدّمه ای در تعریف علم اصول تا منهج تاسع در نسخ «مباحث ألفاظ». نام کاتب ندارد و در پایان، تاریخ کتابت سنه 1240 قید شده است. حاج میرزا فتح اللّه خان بزرگ زاد _ رحمه اللّه _ نسخه را در 22 فروردین 1314 از هاجی ربیع یهودی به مبلغ یک تومان و هشت ریال خریده، سپس در تاریخ دوّم شهر رجب 1360 آن را به نیای گرامی، آقای حاج میرزا سیّد حسن آیه اللّه چهارسوقی اهداء کرده است. خطوطشان در آخر نسخه دیده می شود.

«34» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوّم کتابست در 169 برگ، از منهج عاشر در ادلّه شرعیّه تا خاتمه در وصایای نافعه. تاریخ اتمام تألیف: ثلث اوّل سال 1253. کاتب: رفیع اصفهانی فرزند محمدعلی غراباغی. تاریخ ختم کتابت: جمادای یکم 1270. بدون اثر مقابله و تصحیح. روی برگ اوّل تملّک و مهر مرحوم حاج میرزا قوام الدین فرزند حاج میرزا عبدالرزّاق رشتی اصفهانی به تاریخ 5 ربیع ثانی 1333 نوشته شده.

آغاز: «بسم... المنهج العاشر فی الأدله الشرعیه و فیه مطالب».

یک نسخه در فهرست مرعشی، ش 3018، در 187 برگ به خطّ حسن بن عبدالقادر کتابت 1256 و مقابله با خطّ مصنف معرفی شده و یک نسخه نیز در فهرست کتب حاج سیّد مصطفی صفایی.

«35» الأشباه و النظائر، الفقهیّه، علی مذهب الحنفیّه

( فقه _ عربی)

از: زین الدین بن ابرهیم بن محمد بن نجیم مصری معروف به ابن نجیم (متوفی 970).

ص : 33

کتاب: در هفت فنّ از فنون فقهیّه است در فقه حنفی و به طبع رسیده. تاریخ ختم تألیف: 27 جمادای دوم 969. فهرست کتاب در آغاز به قلم مؤلّف آمده است.

نسخه: فاقد برگ آخر است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت آن معلوم نیست. اضافات و اصلاحات حواشی نسخه ظاهرًا به خطّ مؤلّف است. تملّک و مهر علی بن محمد جزائری در تاریخ 1000 (ظ) و عبدالرحمن بن احمد حنفی در 1071 و عبدالله بن ابرهیم حنفی و محمد صالح سلیمانی و نیای گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سید جمال الدین چهارسوقی به تاریخ 16 شوال 1321، روی نسخه هست. ظهر برگ آخر شرحی به خطّ والد معظّم ایشان آیه اللّه العظمی آقا میرزا سید محمدهاشم چهارسوقی به تاریخ 18 جمادای یکم 1310 نوشته شده است.

«36» اصصلاحات الصّوفیّه

(تصوّف _ عربی)

از: کمال الدین عبدالرزّاق کاشی.

کتاب: شرح و توضیح اصطلاحات صوفیّه است در دو قسم و به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ فرزند مصنّف محمّد بن عبدالرزّاق الکاشی است. تاریخ ختم کتابتِ قسم اوّل: روز یکشنبه 17 جمادی الاخره 764 و ختم استنساخ قسم دوّم: روز سه شنبه 26 جمادی الاخره 764. در پایان هر دو قسم در هامش، شرحی درباره مقابله و تصحیح نسخه به تاریخ 765 نوشته شده.

روی برگ آخر تملّک جنید بن فضل الله لرعس (بزغش؟) که ظاهرًا همان صاحب «شدّ الازارِ» معروف است، و نیز تملّک و مهر محمدباقر بن احمد اصفهانی «العبد المذنب محمدباقر» و «عبده محمدباقر» و مهر «عبده محمدمحسن الطباطبائی» و مهر نیای گرامی «الراجی جلال الدین بن محمد مسیح الموسوی» در آغاز و انجام نسخه

ص : 34

هست. و این یادداشت روی برگ آخر دیده می شود: «تحویل حمل در هذه السنه 1196 در عصر روز چهارشنبه پنجم شهر ربیع الثانی یک ساعت و بیست و پنج دقیقه به غروب آفتاب...».

ناگفته نماند که تاریخ تألیف «اصطلاحات» نامعلوم است، لکن تاریخ پایان تألیف «شرح منازل السائرین» روز دوشنبه بیستم ماه رجب 731 در خانقاه ربع رشیدی است و به تصریح شخص مؤلّف، این اصطلاحات پس از تألیفِ «شرح فصوص الحکم» و «تأویلات القرآن الکریم» و «شرح منازل السّائرین» و به منظور توضیح و کشف مصطلحات صوفیانه آن کتاب ها تألیف شده است.

دیگر این که «اصطلاحات» چاپ شده در حاشیه «منازل السائرین» تنها نیمه نخست کتاب است که قسم اصطلاحات باشد، لکن در «معجم المطبوعات: 1542» و «فهرست کتاب های چاپی عربی: 61» و «قائمه بأوائل المطبوعات العربیّه بدار الکتب: 101» آمده است که این کتاب به صورت کامل هر دو قسم، به اهتمام «سپرنگر» مستشرق اطریشی به سال 1845 میلادی (1261 هجری) در 167 صفحه، به انضمام نه صفحه در کلکته چاپ شده است. و نیز به قول مرحوم مشار، باز در سال 1312 هم در 79 صفحه وزیری در همان کلکته به چاپ رسیده است.

«37» أصل سُلیم بن قیس

(حدیث _ عربی)

از: سُلیم بن قِیس هِلالی، از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام .

کتاب: از قدیم ترین آثار شیعه امامیّه است، مشتمل بر احادیث مرویّه و وقایع بعد از رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ، و مکرّر به طبع رسیده است.

نسخه: به خطّ نیای معظّم، عالم محقّق متتبّع جلیل، آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد

ص : 35

موسوی چهارسوقی، أعلی اللّه مقامه. تاریخ ختم کتابت: یازدهم جُمادای یکم 1288. در آغاز شرحی راجع به کتاب و شخص سلیم نگاشته اند، و در پایان نسخه نیز مکتوبی است از عمر بن خطّاب به معاویه و سه مکتوب دیگر.

ظهر نسخه مُهر تملّک نیای گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین چهارسوقی هست.

«38» اصول دین

(کلام _ فارسی)

از: آقا جمال خوانساری، از دانشمندان بزرگ عهد صفوی که در جمیع فنون شرعی و علوم عقلی و نقلی سرآمد اقران و مُشار به بنان بوده. نام گرامی اش جمال الدّین محمّد، پدر بزرگوارش استاد الکلّ فی الکلّ آقا حسین معروف به محقّق خوانساری فرزند فاضل کامل جمال الدّین محمّد. این پدر و فرزند فرزانه دانشمند، یعنی آقا حسین و آقا جمال، اصلاً خوانساری بوده و در اصفهان سکونت داشته اند. بزرگ ترین حوزه های درسی این دارالعلم مختصّ آنها بوده و از هر دو تألیفات و آثار گران بهایی به جای مانده است. رضوان اللّه تعالی علیهما.

شرح حال آقا جمال و آقا حسین در «روضات الجنّات: 156 و 194 _ 197» به ترتیب یاد شده و در عموم کتب تراجم نیز مذکور است.

آقا جمال نزد پدر نامور خود و مرحوم ملا محمّدباقر محقّق سبزواری، خالوی خود درس خوانده و در «ریحانه الأدب 1: 24» که شرح حال او را آورده، از دوازده تألیف او یاد کرده، و پاره ای از آثار آن مرحوم مانند کتاب نفیس «ترجمه الفصول المختاره» و «ترجمه مفتاح الفلاح» به طبع رسیده و پیرامون آنها و ترجمه اجمالی مؤلّف نیز در کتاب «مؤلّفین کتب چاپی فارسی 2: 381 _ 383» گفتگو شده است.

ص : 36

آقا جمال در 26 ماه رمضان 1125 پس از گذشتن بیست و پنج سالی از رحلت پدرش در اصفهان وفات یافت و در تکیه ای مخصوص از مزار تخت پولاد، پهلوی پدر به خاک رسید.(1) اینک قبور آنان مورد توجّه عموم مردم است و پیوسته از زیارتشان بهره مند می شوند. رحمه اللّه علیهما.

«اصول دین» جای گفتگو از آثار نفیس مرحوم آقا جمال است که در «ذریعه 2: 186» یاد شده و نسخه مورّخه 1111 آن را مؤلّف بزرگوار ذریعه دیده اند.

مع الأسف نسخه ما از آخر ناقص است و تا فصل ششم از باب چهارم آن بیشتر نیست. در فهرست های موجود نیز نسخه ای دیگر از این کتاب نشان داده نشده است.

مؤلّف، این کتاب را به دستور شاه سلطان حسین صفوی تألیف کرد و در دیباچه از او به نیکویی یاد نمود، و آن را بر یک مقدّمه و پنج باب به شمار اصول پنجگانه مرتّب گردانید.

مؤلّف در باب اوّل در مباحث گوناگون اثبات واجب و صفات ثبوتیّه و سلبیّه، و در باب دوم در مباحث عدل باری تعالی، و همچنین در سایر ابواب، گسترده و بسیار محقّقانه سخن گفته و حقًّا کتابِ جامع و مفیدی به وجود آورده است.

آغاز: «بسم... ثمره شجره عبارت آرایی، حمد و ثنای حکیم حکمت آفرینی است، که شاهد یکتا زیبایی ذات منزّه صفات بی مثالش در آینه خدای نمای عالم صورت، که

ص : 37


1- 1) این تاریخ و گزارش برگرفته از کتاب شریف «روضات الجنّات: 156» است. نیای گرامی _ أعلی اللّه مقامه _ مأخذ تاریخ را یاد نکرده اند، و در «کواکب منتثره: 146» سال (1121) را به استناد مصراع شعر فاتح «کرد ایزد با حسین بن علی حشر جمال» برگزیده اند، امّا در آن مصرع «حسین ابن علی» باید حساب کرد تا (1122) باشد، زیرا تاریخِ درستِ فوت آقا جمال _ علیه الرحمه _ ، شب یکشنبه دوم ماه رمضان یکهزار و بیست و دو است، به شرحی که در کتاب «دو گفتار: 63 _ 65. چاپ اصفهان _ قم، 1378 ش» نوشته ایم.

جلوه گاه جهان معنی غیبی است، به وجهی چهره گشای ظهور و شهود گردیده، که به هیچ وجه من الوجوه حجاب خفاء، پرده پوش رخسار پیدایی آن نمی تواند بود، و گل خود _ روی هستی بی زوالش در گلشن همیشه بهار إدراک عقلی، که بهارستان ریاض معارف لاریبی است به رنگی بساط تجلّی و خودنمایی چیده، که خار خار شکّ و شُبهه اصلاً خس پوشی علم یقینی به آن نمی تواند نمود.

و گل سر سبد رنگین کلامی و سخن سرایی، درود نامحدود رسول کریم حجّت قرینی است که به رهنمایی بحرین معقول و منقول عالمیان را شناسای گوهر یکتای توحید یزدانی نمود، و به شکل آرایی مقدّمتین اصول و فروع، جهانیان را عارف به طریقه مستقیمه نتیجه کُبرای علم ربّانی فرمود. صلّی اللّه علیه و آله الائمّه الطاهرین، ما تولّدت من صله العقل بالنّقل نتائجُ الحقّ و الیقین.

و بعد، بر عاقلان خبیر و خردمندان بصیر... پوشیده نیست که شیرازه بندان صحیفه کامله عقل و آگاهی، نخست در تصحیح کتاب کِبریا انتسابِ معرفت الهی که مقدّمه جمیع طاعات و اساس تمام عبادات است کوشیده، کارگزاری این فریضه را مقدّم بر سایر واجبات دینیّه و اهمّ از همه فرائض مهمّه ایمانیّه می دانند.

لهذا، نوّاب کامیاب... شاه سلطان حسین الحسینی الموسوی الصّفوی، بهادرخان،... که به مَیامِنِ توفیقات یزدانی و تأییدات سبحانی همواره همّت والا نهمت بر تأکید قواعد دین مبین، و تشیید مبانی شرع مستبین، و اقامه فرائض و طاعات، و اماطه معاصی و منکرات گماشته، در هر باب اهتمام تمام و مبالغه بیانجام می نمایند، مقرّر فرمودند که داعی دوام دولت قاهره، و راجی خلود سلطنت ابد مدّت باهره، نیازمند توفیق کردگاری: جمال الدّین محمّد خوانساری، در باب مسائل متعلّقه به مبدأ و معاد، و مباحث منوطه به اصول دین قوی بنیاد، عقاید خود را به طریقی که از ادلّه عقلیّه و نقلیّه استنباط نموده، در

ص : 38

رساله (ای) بر وجه اختصار به عرض اقدس رساند، تا عامّه اهل ایمان، و طلّاب معرفت و ایقان از مطالعه آن کامیاب و بهره مند گشته، ثواب آن به روزگار فرخنده آثار آن رواج افزای مذهب حقّ اثناعشری، و راهنمای طریق مستقیم دین پروری واصل و متواصل گردد.

لاجرم، امتثالاً لأمره المطاع الأعلی، به عنوانی که موافق مزاج همایون بود، به نگارش این رساله مشتمله بر مقدّمه و پنج باب مبادرت نمود...».

انجام موجود: «و آنچه بعضی از اهل سنّت گفته اند که مراد به میراث در این دو آیه علم و نبوّت است نه مال و اسباب، با آنکه خلاف ظاهر است قبول کنیم آن را در آیه اوّلی، امّا در آیه دوّم احتمال آن نیست، زیرا که بنی اعمام که».

فهرست مطالب:

مقدّمه _ در ذکر اصول دین بر سبیل اجمال و تحقیق وجه بودن آنها از اصول دین. باب 1 _ در اثبات واجب الوجود و صفات ثبوتیّه و سلبیّه او، در این چند فصل است. ف 1 _ در اثبات واجب الوجود، تعالی شانه. ف 2 _ در اثبات واجب الوجود به طریق دیگر. ف 3 _ در توحید واجب، تعالی. ف 4 _ در اثبات علم حق تعالی. ف 5 _ در بیان آنچه کافی است اعتقاد به آن در معرفت علم حق تعالی. ف 6 _ در اثبات قدرت حق تعالی. ف 7 _ در اثبات عموم قدرت حق تعالی. ف 8 _ در تحقیق اراده حق تعالی. ف 9 _ در تحقیق سمیع و بصیر به عین شنوا و بینا بر حق تعالی. ف 10 _ در تحقیق حیّ و قیّوم. ف 11 _ در تحقیق تکلّم حق تعالی. ف 12 _ در ذکر باقی اوصاف واجب الوجود.

باب 2 _ در عدل حقّ تعالی و آنچه متعلّق به آنست، و در این چند فصل است. ف 1 _ در اثبات عدل حق تعالی. ف 2 _ در بیان آنکه نسبت اضلال و امثال آن به

ص : 39

خدای تعالی بر ظاهر آن محمول نیست. ف 3 _ در ثبوت اغراض از برای افعال حق تعالی. ف 4 _ در بیان آنکه افعال عباد مستند به ایشان است. ف 5 _ در بیان عدم استقلال عباد در افعال خود. ف 6 _ در بیان وجوب انتصاف مظلوم از ظالم. ف 7 _ در تحقیق قضاء و قدر. ف 8 _ در ذکر حدوث عالم.

باب 3 _ در نبوّت، و در این چند فصل است. ف 1 _ در معنی نبیّ و طریق ثبوت نُبوّت. ف 2 _ در بیان وجوب عصمت انبیاء، علیهم السّلام. ف 3 _ در وجوب تنزّه انبیاء از اموری که موجب تنفّر از ایشان باشد. ف 4 _ در اثبات نبوّت پیغمبر ما صلّی اللّه علیه و آله. ف 5 _ در ابطال آنچه یهودان می گویند در ردّ نبوّت آن حضرت صلّی اللّه علیه و آله، و آن دو وجه است. ف 6 _ در افضلیّت آن حضرت صلّی اللّه علیه و آله از سایر انبیاء و از تمام ملائکه.

باب 4 _ در امامت که اصل چهارم از اصول دین است، و در این چند فصل است. ف 1 _ در بیان معنی امام و ذکر دلیل بر وجوب نصب او. ف 2 _ در بیان وجوب عصمت امام. ف 3 _ در طریق ثبوت امامت امام. ف 4 _ در إبطال قول أهل سنّت. ف 5 _ در پاره ای از مَطاعن. ف 6 _ پاره ای از مطاعن مشترکه...

نسخه: دارای 44 برگ. برگ اوّل عطف و ظهر آن شرحی به خطّ مرحوم آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد موسوی _ رحمه اللّه علیه _ درباره تفأّل به قرآن کریم منقول از بخاری نوشته شده. روی برگ 2 این شرح به خطّ نیای بزرگوار، مرحوم آیه اللّه حاج میر سیّد علی مجتهد چهارسویی فرزند گرامی آقای حاج میر سیّد محمّد مذکور دیده می شود: «اصول دین. تصنیف العالم الفاضل جامع المعقول و المنقول حاوی الفروع و الأصول آقا جمال، قدّس سره». مهر: «علیّ ابن محمّد الموسوی». چند بیت شعر نیز روی همین برگ نوشته شده.

ص : 40

کاغذ ترمه، جلد تیماج مشکی یک لا که با تیماج قهوه ای حاشیه و تعمیر شده، آستر تیماج قرمز، تمام اوراق کتاب صحّافی و مرمّت شده، خط نستعلیق 20 تا 24 سطری، عناوین به سرخی، قطع 13 × 21، متن 6 و نیم × 14 تا 7 و نیم × 15. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. از اوّل نسخه تا برگ 24 در حیات مصنّف استنساخ شده و حواشی مختوم به «منه، سلّمه اللّه» است. بقیّه به خطّ کاتب دیگر پس از فوت مصنّف نوشته شده و حواشی به قید «منه، ره» می باشد. نیمی از ظهر برگ 43 و سطور آخر نسخه که روی برگ 44 نوشته شده به خطّ مرحوم آقای حاج میر سیّد علی مجتهد مذکور است و چنان که گذشت، نسخه ناتمام و تا فصل ششم از باب چهارم بیشتر موجود نیست و از باب پنجم که پیرامون مبحث معاد است چیزی ندارد.

اصول کافی: الکافی

«39» إعراب العوامل

(نحو _ عربی)

از: نامعلوم.

کتاب: إعراب (یا ترکیبِ) عوامل شیخ عبدالقاهر بن عبدالرحمن جرجانی (متوفی 471) است و ظاهرًا إعرابِ شرحِ بدرالدین محمود بن احمد عینی (متوفی 855) بر عوامل جرجانی است و با تفحّص در «کشف الظنون» و غیره، فعلاً بیش از این چیزی درباره کتاب حاضر نمی توان گفت. از متن عوامل نیز که به حُمره در نسخه نوشته شده و با متن که به مرکّب سیاه نوشته شده ممزوج است، معلوم می شود که متن «شرح عوامل» است و عبارت اوائل متن چنین است:

«الحمد للّه رب العالمین و الصّلوه علی محمّد و آله اجمعین. و بعد فانّ العوامل فی النحو علی ما الّفه الشیخ عبدالقاهر بن عبدالرحمن الجرجانی رحمه اللّه علیه مائه عامل».

ص : 41

آغاز: «بسم. الحمد للّه القویّ الّذی عجزت عن إدراک کنهه عقول العقلاء... و بعد فانّی قرّرت اعراب العوامل تیسیرًا للمستفیدین و کرّرت قواعد إعرابها تقریرًا للمبتدئین... قال المصنف رحمه اللّه: الحمد للّه».

انجام: «فهذه مائه عامل فلا یستغنی الصغیر و الکبیر و الوضیع و الرفیع عن معرفتها و استعمالها. تمّت الکتاب».

کاتب: سیّد مرتضی بن رفیع الدین محمّد حسینی. تاریخ ختم استنساخ: 29 شوال و سال کتابت نوشته نشده و ظاهرًا از آثار قرن 12 می باشد. در پایان نسخه گواهی مقابله و تصحیح دارد. در آغاز 13 صفحه عطف دارای مطالب متفرّقه است و تاریخ سنه 1128 «ظاهرًا»، و در پایان نسخه 7 صفحه بدرقه دارای مطالب متفرّقه، و عمومًا مطالب این 20 صفحه فوائد ادبی و لغوی است.

«40» إعراب و تفسیر ستّ سُوَر من القرآن الکریم

(عربی)

مؤلّف این کتاب حاج میرزا زین العابدین شهشهانی از خاندان شیخ الاسلام های اصفهان(1) که خود عالمی فاضل و متبحّر در علوم قرآنی بوده، چند کتاب در این رشته تألیف کرده و از جمله «شجره طیّبه» او در تجوید مکرّرًا چاپ شده است.

از سرگذشت زندگانی این دانشمند اطّلاع زیادی نداریم، جز اینکه نویسنده فاضل شیخ المورّخین حاج میرزا حسن خان انصاری(2) در «آگهی شهان از کار جهان 3:

ص : 42


1- 1) این خاندان از اعقاب مرحوم محقق سبزواری، صاحب «جامع الزیارات عبّاسی. ش 217» که در عهد صفویه شیخ الاسلام اصفهان بوده، می باشند. منصب شیخ الاسلامی پس از او در میان اولادش به ارث رسیده و خاندان معروف شیخ الاسلام که اینک در اصفهان و جاهای دیگرند، از همین طایفه اند.
2- 2) شیخ جابری در فنون عدیده دارای تألیفات بسیاری است که اغلب به طبع رسیده. شرح حال او را در «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 131 _ 132» نوشته ام. وی شب جمعه 18 ماه رجب 1287 در شیراز متولّد و صبح پنج شنیه 15 جمادی الآخره 1376 در اصفهان بدرود زندگی گفت. رحمه اللّه رحمهً واسعه.

113 _ 114» در وقایع سال 1318 گوید: فوت هفت تن از علمای بزرگ اصفهان 1 _ ثقه الاسلام آقای حاج شیخ محمّد علی... 2 _ آقای حاج میرزا بدیع... 3 _ حاج سیّد مهدی کرمانی 4 _ حاج میرزا زین العابدین 5 _ آقای سیّد محمّدرضا 6 _ حاج میرزا عبدالرّزّاق رشتی... و 7 _ به أعلم عصر حجه الاسلام آقای میرزا محمّد هاشم چهارسوئی ختم شد. انتهی. شیخ جابری همین مطالب را در کتاب دیگرش «تاریخ اصفهان» نیز آورده و مقصودش از حاج میرزا زین العابدین همین صاحب «شجره طیّبه» است. (1) و مؤلّف محترمِ «الذّریعه 13: 34» نیز کتاب «شجره طیّبه» را که عنوان نموده، اطّلاعی افزون بر آنچه از مقدّمه و خاتمه شجره معلوم می شود اظهار نفرموده، لکن در همان موضع یکی دیگر از آثار او را به نام «تذکره القرّاء» یاد کرده است که نسخه آن به خطّ مؤلّف در کتابخانه حاج آقا حسین شهشهانی اصفهانی، مقیم طهران موجود و در آخر آن نوشته است که در پنجم ربیع الاخر 1267 از تألیف آن فراغت یافته است. «تذکره القرّاء» نیز به عربی است و مرتّب بر یک مقدّمه و 14 باب.

مستشرق معروف بریتانیایی ستوری «Storey A. C.» در کتاب مفید خود «PersianLiterature» که پیرامون تألیفات فارسی بحث کرده است نیز از شجره طیّبه یاد کرده، جز این که نام آن را ظاهرًا به علّت عدم دقّت واقف نشده و کتاب را در فصل کتبی که عنوان مخصوصی ندارند ولی مؤلّفین آنها معلوم است، چنین معرّفی کرده:

قواعد در طرز ادای آیات قرآنی، تألیف زین العابدین سبزواری که در آخر قرآنی

ص : 43


1- 1) برای آگاهی بیشتر: «بیان المَفاخر 2: 261» و «خاندان شیخ الاسلام»، هر دو از مرحوم حاج سیّد مصلح الدین مهدوی ملاحظه شود.

در فاصله سال های 1285 _ 1286 در طهران به چاپ رسیده.(1)

مؤلّف کتاب «فهرست کتاب های چاپی فارسی: 1007» نیز گوید: شجره طیّبه (تجوید القرآن) «تألیف» زین العابدین بن محمّدعلی سبزواری متوفی 1318 ق، در اوّل قرآن چاپ حسن، طهران، 1353 ق، سنگی «چاپ شده است».

و خود مؤلّف در مقدّمه «شجره طیّبه» گوید: «...چنین گوید خادم خدّام شرع متین، زین العابدین بن مرحوم مغفور مبرور میرزائی میرزا محمّدعلی، مِن أحفادِ علاّمه سبزواری _ أعلی اللّه مقامهما و برّد اللّه(2) مضجعهما _ که چون در سوابق أزمان رسایل متعدّده در علم قرائه نوشته بود به مذهب عاصم، و از آن جمله رساله ئی است که موسوم نموده ام آن را به «شجره طیّبه» چون ابواب و فصول آن به صورت أشجار مُثمره مرسوم گشته، و به لسان عرب نوشته شده و از این سبب فیض آن عاید عوامّ نمی گردید، لهذا در این أوان حسب الحکم مُطاع لازم الاتّباع سرکار شریعتمدار خلایق افتخار حجه الاسلام و المسلمین... مولینا حاجی سیّد اسداللّه(3) زید مجده و علاه، در صدد آن برآمدم که رساله مزبوره را به لسان فارسی ایراد نمایم....(4) و أقول: بسم... و سمّیتها بشجره طیّبه،

ص : 44


1- 1) رجوع به «نشریه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران درباره نسخه های خطّی 1: 140» شود.
2- 2) این کلمه اشتباهًا «و بردائه» چاپ شده است.
3- 3) مرحوم حاج سیّد اسداللّه صاحب «شرح شرایع» فرزند دانشمند حاج سیّد محمّدباقر شفتی بیدآبادی به سال 1227 بنا به قول صاحب «الکرام البرره» یا 1228 بنا به قول صاحب «مکارم الآثار» در اصفهان متولّد، و به نگارش مکارم، شب سلخ جُمادای دوّم 1290 در کرند وفات و در نجف اشرف دفن شد. به دستور وی نسخه قرآن مجید با ضمائمی به سال 1286 در طهران چاپ شده است. شرح حال حاج سیّد اسداللّه در «الکرام البرره: 124 _ 126» و «اعیان الشیعه 12: 152 _ 154» و جاهای دیگر مذکور است و «أحکام الخمر...» ایشان به شماره «11» گذشت.
4- 4) در «ذریعه 13: 34» سبق قلم شده نوشته اند: اصل کتاب فارسی بوده و تعریبش کرده و به طبع رسانیده است.

و رتّبتها علی اثنی عشر بابًا و خاتمه...».

«شجره طیّبه» دارای یک صفحه مقدّمه و 18 صفحه ابواب کتاب به صورت مشجّر در أحکام تجویدی است و ظاهرًا اوّلین بار در پایان نسخه «قرآن کریم» به سال 1286 در طهران به طبع رسیده است. پس از آن بار دیگر ضمیمه نسخه قرآن طبع معروف رکن الملک به سال 1311، و سپس _ بنا به نگارش مؤلّف «فهرست کتاب های چاپی فارسی» _ ضمیمه طبع دوم قرآن حسن به طبع رسیده است.

دیگر از آثار قرآنی حاج میرزا زین العابدین شهشهانی «اعتصام المُرید فی توضیح مُعضلات کلام اللّه المجید» است که نسخه آن در کتابخانه توفیق وهبی در بغداد نشان داده شده است: «نشریّه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران 5: 409».

آغاز إعراب: «بسم... و بعد، فیقول الفقیر الی اللّه الغنی أضعف المضعفین! و تراب اقدام المؤمنین زین العابدین بن محمّد علی بن محمّد ابراهیم بن مرتضی بن عبدالمطلب بن محمّد رحیم بن محمّد جعفر(1) بن مولانا آخوند ملاّ محمّدباقر بن محمّد مؤمن الشّریف السّبزواری _ أعلی اللّه مقامه و رفع اللّه درجته و برّد اللّه مضجعه _ (2) : لمّا سألنی بعض الأحبّاء أن أُعرب سوره بنی اسرائیل و یسآ و الرّحمن و الجمعه و آیه النّور و سوره الملک و الدّهر و خاتمه فی فضیله القرآن، فأجبتهم و شرعت متوکّلاً علی اللّه تعالی. بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. الباء: حرف جرّ للإستعانه أو المصاحبه...».

انجام: «و لم یفارقه القرآن حتّی ینزل به من الکرامه أفضل ما یتمنّی. تمّت». سپس در

ص : 45


1- 1) آخوند ملاّ محمّد جعفر فرزند گرامی محقّق سبزواری همان است که در «کواکب منتثره: 135» عنوان شده و از او رساله «نوروزیّه» برای شاه سلطان حسین صفوی و «شرح ألفیّه شهید اوّل» را یاد کرده اند. در «فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران 8: 472» هم نسخه اصیل رساله «رؤیه الهلال» او معرّفی شده، و رساله «سیاده الأشراف» آن مرحوم را نیز در دست داریم.
2- 2) این دعاها را در حقّ نیای أعلایش محقّق سبزواری نوشته است.

حاشیه نوشته است: «قد فرغت من تصنیفه فی یوم الأربعاءِ فی اوّل یوم الصّفر المظفّر «کذا» سنه 1265».

نسخه: دارای 162 برگ است. دو روی برگ اوّل مطالب متفرّقی به خطّ مؤلّف، و روی برگ 2 تقریظی از عالم جلیل سید محمّد مهدی نایب الصدر و تقریظی از عالم دیگری است. آغاز کتاب از ظهر برگ 2 و پایان، ظهر برگ 160 می باشد. روی دو برگ آخر نیز مطالب گوناگونی به خطّ مؤلّف نوشته شده. کاغذ فستقی، خط نسخ 15 سطری، آیات قرآنی و عناوین را به سرخی نوشته و هم بالای برخی کلمات خط کشیده است. جلد تیماج مشکی، آستر کاغذ گلی، قطع 15 و نیم × 22، متن 8 × 14 و نیم.

* * *

آنچه درباره مؤلّف از این نسخه مستفاد می شود:

در ظهر برگ 1 شرح مبسوطی پیرامون شمار وجوهی که در قرائت بسمله متصوّر استْ نگاشته، به این عنوان: «قولنا «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» الکلام فیه من وجوه متعدّدهٍ تبلغ الجمیع أربعمائه و ستّین ألفًا و ثمانمائه! لأنّ الباء منه یحتمل بحسب اللّفظ ثلاثهً: الکسر و الفتح و الضّمّ، و بحسب المعنی أیضًا کذلک: الاستعانه و...».

در پایان این شرح گوید: «... یحصل أربعمائه و ستّون ألفًا و ثمانمائه، کما قلناه اوّلاً. قاله استادی العالم الفاضل الکامل المدقّق المحقّق، أعنی میرزائی میرزا عبدالعلی الهرندیَ، وفّقه اللّه و إیّانا بحقّ محمّد و آله. کتبه فی یوم السّبت من شهر ربیع الاوّل سنه 1268. و ذلک إجمال الکلام فی المقام، و التّفصیل فی الکتب المبسوطه منّا و من غیرنا بتوفیق اللّه العزیز العلاّم».

روی برگ 2 تقریظ مرحوم نایب الصّدر چنین است: «بسم... الحمدللّه رب العالمین و صلّی اللّه علی أفضل من بُعث لکشف المعضلات و أشرف من ظهر لتفسیر الآیات فی

ص : 46

الآفاق و الأنفس، و علی آله الطاهرین الّذین هم آیاتٌ بیّنات. أمّا بعد، فالعلم نورٌ یقذفه اللّه فی قلب من یشاء. و لعَمر الحبیب! انّه ربَّ شیخٍ صرف دهره کلّه فی العلم و ماله فی حقّ العلم و حقیقته من نصیب! و ربَّ شابّ آتاه اللّه سبحانه حقایقَ المعانی و دقایق التبیان فی برهه یسیرهٍ من الزّمان، و الغالب الوقوع فی هذا الفنّ أهل بیت العلم و الشّرف «کذا»، و منه یکون ولد الفقیه نصف الفقیه؛ لأنّه اللؤلؤ الخارج من ذلک الصّدف. ثمّ إنّی وجدت الأخَ الفاضل الشّریف الجلیل و المحبوبَ الحسیب النّبیل صاحب هذه الأجزاء و الأوراق _ جعله اللّه تعالی منارًا فی العلم و مدارًا فی الآفاق _ بحداثه سنّه من هذا القبیل، منذکان یتردّد إلیَ و یقرأ بعض الصّحف أحیانًا علیَ. أعانه اللّه بیمینه و جعله ممّن ینتصر به لدینه. و حرّره بیُمناه الأقلُّ الأحقر». سجع مُهر: «محمّد مهدی الحسینی».

روی همین برگ، تقریظ دیگری نیز دیده می شود به این عبارت: «اللّهم وفّقه لطلب العلم خالصًا لوجهک الکریم. قرء علیَ ما فی هذه الوریقه قرّه عینی و مُهجه کبدی علمًا و جسمًا، و کانت فی غایه الرّشاقه، فبرد قلبی بعد مارقَّ من فوت والده _ أعلی اللّه مقامه و حشره مع الأئمّه المعصومین، صلوت اللّه علیهم أجمعین _ من وصوله خلیفهً له من المرتبه العلمیّه، بل استعداده و اهتمامه أکثر منه، و المرجوّ من الرّحمن أن یجعله من العلماءِ البارعین و الفقهاءِ الخالصین فی طلب العلم للّه ربّ العالمین...». سجع مُهر: «محمد علی بن... الحسینی».

دو روی برگ 161، مؤلّف مطلب مفصّلی به خطّ خود نوشته که با این جمله شروع می شود: «بسم... شنیدم از جدّم _ زاد اللّه عزّه و طوّل اللّه عمره _ به این که شخص عالمی از شیعه سؤال کرد از افندی که دلیل شماها بر اینکه عمر و عثمان و ابابکر امام اند چیست؟...».

و در آخر این شرح نوشته است: «تمّت لمحرّره زین العابدین بن محمد علی، اللّهم

ص : 47

اغفر له، کتبه فی یوم الخمیس السّابع من شهر ج 2 سنه 1265».

در متن کتاب ذیل آیه «و قل لّهما قولاً کریمًا» به پدر و مادرش چنین دعا کرده: «... و طوّل عمرهُما» که معلوم می شود در آن تاریخ زنده بوده اند.(1)

اکنون گوییم؛ میرزا عبدالعلی هرندی که حاج میرزا زین العابدین او را استاد خود خوانده، به طوری که در «تذکره القبور، یا، رجال اصفهان: 116 _ 117» و «مکارم الآثار سال 1222 ج 3 ش 322» آمده، فرزند زاهدِ متّقی حاج میرزا محمّدتقی(2) بن حاج محمّد حسین نایب الصّدر اصفهانی است، از علماء و فضلاءِ گوشه نشین و مشغول تدریس از مقدّمات تا «شرح لمعه» و در علم نحو سرآمد أقران بوده، به حدّی که اعقابش تا کنون به خانواده نحوی معروف و مشهورند. تألیفاتی نیز دارد که در دو کتاب یاد شده مذکور است. از جمله «دو شرح بر کتاب سیوطی» و «رساله عیدیّه». وی در 1222 متولّد و در ماه ربیع الاوّل 1306 (در «تذکره القبور» 1307 است) وفات یافت و در بقعه تکیه سر قبر آقا، بیرون دروازه در دشت اصفهان دفن شد.

و سیّد محمد مهدی نایب الصدر که تقریظ نوشته نیز در همان «رجال اصفهان: 94» و «مکارم الآثار. سال 1267 (5: ش 1134)» معنون است و در هر دو کتاب از مقامات علمی و فضائل معنوی و تقوای او شرحی مذکور. نوعًا بر کتاب هایی که به دستش رسیده حاشیه نوشته یا فائده ای یادداشت کرده است و خط او را نگارنده بسیار دیده ام. نسبش از این قرار است: محمد مهدی بن محمد کاظم بن علینقی بن علیرضا بن

ص : 48


1- 1) در سرآغاز «اعتصام المُرید» تصریح کرده که پدرش در سنه 1265 وفات یافته است.
2- 2) حاج میرزا محمّد تقی داماد حاج ملا عبداللّه هرندی مؤلّف «دلائل الدین» متوفای 1256 بوده، در «رجال اصفهان: 49 و 143» و درهمین فهرست: «صحائف الأعمال. ش 574» یادی از او شده و در «مکارم الآثار. سال 1256 ج 5 ش 891» نیز مذکورست. میرزا عبدالعلی به این مناسبت نواده حاج ملا عبداللّه است.

میرزا محمد باقر حسینی عاملی اصفهانی، و میرزا محمد باقر مذکور از علماءِ اصفهان بوده در مسجد شاه امامت داشته و در ماه شوال 1123 وفات کرده در تکیه آقارضی واقع در تخت پولاد اصفهان دفن شده است.

مرحوم نایب الصّدر در سال 1267 وفات یافته و در تکیه آقا رضی جنب قبور آباءِ کرامش دفن شد. تقریظی که بر این کتاب نوشته، اگر چه تاریخ ندارد، لکن واضحست بین سال های 1265 _ 1267 می باشد و از این تقریظ مستفاد می شود که در آن تاریخ مؤلّف در سنین جوانی بوده و هم در نزد سیّد تحصیل کرده است.

تقریظ دیگر نیز که از شخصی به نام «سید محمدعلی حسینی» است، به نظر می رسد برادر نایب الصّدرِ مذکور باشد که در «رجال اصفهان: 95» از او یاد شده، چند تن دیگر نیز به این نام و شهرت در همان کتاب ذکر شده اند، و گویا نویسنده این تقریظ، جدّ مادری مؤلّف هم بوده و تقریظ را پس از فوت پدر مؤلّف نگاشته است، و اللّه العالم.

«41» اکسیر العبادات فی أسرار الشهادات

(مقتل _ عربی)

از: آخوند ملاّ آقا بن عابد بن رمضان بن زاهد شیروانی، معروف به فاضل دربندی، علیه الرحمه.

کتاب: در باب احوال شهدای کربلاء علیهم السلام است و به طبع رسیده و به «أسرار الشّهاده» نیز نامیده می شود، و مشتمل است بر چهل و چهار مجلس.

فراغت مؤلّف از تألیف کتاب: جمعه نیمه ذی القعده 1272.

نسخه: از مجلس یازدهم کتاب است تا آخر و از روی نسخه ای که در تبریز به طبع رسیده استنساخ شده است و نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد.

ص : 49

إکمال الدین و إتمام النعمه: کمال الدین

«42» الإلتقاطات یا: رساله فی مسئله الوقف

(فقه _ عربی)

از: ظاهرًا، مرحوم حاج میرزا حبیب اللّه بن محمّدعلی رشتی نجفی است.

در «الذریعه ج 2 ص 285» فرماید: «الالتقاط» کتابی است در فقه در شرح «شرایع» محقّق حلّی. از اوّل طهارت تا آخر عبادات، آن را در چندین جلد دیده ام و مقداری هم از معاملات آن تألیف شده و «اجاره» و «غصب» آن به طبع رسیده است و مقداری دیگر نیز تألیف شده به عنوان «الالتقاط» از جمله کتاب وقف. پایان کلام ذریعه.

در خاتمه الطبع رساله غصب آمده است که آنچه به عنوان «التقاط» در آن کتاب ذکر شده، مطالبی است که مؤلّف از محضر استادش مرحوم شیخ انصاری التقاط و استفاده فرموده، انتهی.

نسخه: نام کتاب و نام مؤلّف ندارد.

آغاز: «فی مسئله الوقف... التقاط. قال المحقق بعد ذکر الصّیغه و لا یلزم أی الوقف».

انجام: «هذه آخر ما قرأنا عند الاستاد دام ظلّه العالی فی باب الوقف و یتلوه باب الاجاره... تعالی 1330».

شماره صفحات نسخه: 177.

«43» الإلتقاطات کتاب القضاء

(فقه _ عربی)

از: ظاهرًا مرحوم آقای حاج میرزا حبیب اللّه مجتهد رشتی است به شرحی که در

ص : 50

«التقاطات وقف» گفته ایم.

نسخه: کتاب قضاء است و نام مؤلّف ندارد، مگر در روی جلد میشنی نسخه که قطعه کاغذی چسبانیده و نوشته اند «التقاطات حاجی میرزا حبیب الله در قضاء».

نام کاتب پس از حکّ و اصلاحی که در آن شده، در آخر نسخه «محمد جواد بن محمد» و تاریخ سنه 1323 نیز ذکر شده است.

«44» الألفیّه

(نحو _ عربی)

از: ابن مالک نحوی، محمّد بن عبداللّه بن مالک اندلسی شافعی متولّد 601 در شهر جیان اندلس، متوفّی 672 در دمشق، سال وفات خواجه نصیرالدین طوسی قدس سره . «مجلّه معهد المخطوطات العربیّه 33: 1: 121 به بعد». مقدّمه کتاب «التسهیل».

کتاب: اُرجوزه ای است در مباحث نحو زبان عربی و به نام «خلاصه» نیز خوانده می شود و در نهایت اشتهار است و مکرّر شرح شده و به طبع رسیده است.

نسخه: دست نوشته سیّد جوان فاضل بارع ناکام آقا سیّد حسن _ محمّد حسن _ موسوی، هفتمین و آخرین برادر امام مجدّد آیه اللّه العظمی صاحب «روضات» است.

از تاریخ تولّدش آگاهی ای در دست نیست و این که مرحوم آقای مهدوی در «مزارات اصفهان: 248. چاپ اصفهان، 1382 ش» نوشته اند: «در سال 1254 ه_ . ق در اصفهان متولّد گردید»، نظر به مدّت عمر تخمینی آن مرحوم است.

امّا درگذشتش را نیای بزرگوار، مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد مسیح این گونه یادداشت فرموده اند: «فوت مرحوم مغفور آقا سیّد حسن، عمّو، ثانی عشر (12) ربیع الثانی سنه 1273».

مرحوم آقای آیه اللّه چهارسوقی، نیای گرامی، از والد ماجد و اعمام کرام خود

ص : 51

حکایت می کردند که آقا سیّد حسن در فهم و درایت و فضل و کمال سرآمد اقران بوده و به او «آقا مجتهد» می گفته اند. دریغا که پیش از رسیدن به بیست سالگی در تجرّد و زمان حیات والد ماجدش «متوفی 10 ج 2، 1275»، دو سال و دو ماهی پیش از پدر، بدرود زندگی گفته و در قبرستان عمومی قدیمی محلّه چهارسوی شیرازی ها _ که در «مقاله تونیّه» از آن یاد کرده ایم _ دفن شد. تا این که در حدود سال (1350 ق، 1310 ش)، برای احداث خیابان، به حکم دولتِ وقت، آن قبرستان را خراب کردند و عظام برخی از مدفونین را بازماندگانشان به تخت فولاد منتقل کردند، قبر آقا سیّد حسن

جای سند شماره 1

ص : 52

را که برای انتقال نعش اوشکافتند، جنازه آن مرحوم را، پس از هفتاد و اندی سال، دست نخورده و تر و تازه یافتند و تنها کفن پوسیده شده بود که مرحوم آقای آیه اللّه چهارسوقی آن را تجدید کردند و جنازه را به تخت فولاد برده و در حوالی مزار فایض الأنوار برادر ارجمندش امام مجدّد به خاک سپردند. أعلی اللّه تعالی مقاماتهم و قدّس أسرارهم.

بالجمله، نسخه با دو برگ عطف و سه برگ بدرقه، دارای هشتاد و هفت برگ به حجم بغلی کوچک است. تاریخ پایان کتابت: بامداد روز چهارشنبه سوّم ربیع دوّم 1270، سه سال و ده روزی پیش از درگذشت کاتب شریف.

در حواشی برخی از صفحات و اطراف اشعار ألفیّه، کاتب، مطالب توضیحی بسیار از شرّاح ألفیّه، مانند سیوطی، ابن عقیل و میرزا ابوطالب نقل کرده است. روی برگ دوم عطف، چند نوشته تملّک بوده که آنها را محو کرده اند. لذا گردش این نسخه در طول یکصد و چهل سال معلوم نشد، تا آنکه در پایان ماه رمضان المبارک 1410، از دستفروشی خریداری شد و به خاندان بازگشت.

«44 مکرّر»

نسخه دیگر

نسخه: به خطّ فتح اللّه بن ملاّ محمّدعلی ارونقی. تاریخ: غرّه محرم 1216. در هامش یکی از برگ ها، تاریخ وفات سیّد رضا موسوی، سه شنبه 12 ماه رجب 1222 نوشته شده و در هامش برگ آخر، تملّک «حسین الموسوی 1279» دیده می شود.

از کتب خانوادگی است. سهوًا شماره مستقل داده نشد.

«45» الألفیّه، فی فرض الصلوه

(فقه _ عربی)

از: محمد بن مکّی عاملی شهید اوّل، رضوان اللّه علیه.

ص : 53

کتاب: مسائل مربوط به واجبات نمازهای پنجگانه است و به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ (...) ابن شمس الدین محمد نسّابه است که برای فرزندش ابوالبقاء عمادالدین محمود حسنی حسینی نوشته و در شب چهارشنبه بیست و نهم ماه شعبان 1020 از کتابت آن فارغ شده. مع الأسف چند برگی از آخر نسخه مفقود شده، لذا نام شخص کاتب معلوم نشد.

کاتب بر تمام نسخه حواشی گوناگون نوشته و ترجمه متن را زیر سطرها آورده است.

«46» کتاب الألفین الفارق بین الصّدق و المین

(کلام _ عربی)

از: مولانا جمال الدین حسن بن یوسف بن مطهر، علاّمه حلّی قدس سره .

نسخه: به خطّ عبدالرشید بن عبدالواحد تستری. تاریخ ختم استنساخ: دوشنبه 17 شوال 1068.

انجام: «کب. قوله تع أحسنوا الحُسنی و زیاده. کُلّ امام داعٍ الی ذلک بالضروره و لا شیء من غیر المعصوم بداعٍ الی ذلک بالامکان. فلا شیء من الامام بغیر معصوم. فهذا آخر ما وجدنا من کتاب الألفین، و الحمد للّه وحده. و ذلک فی غرّه رمضان المعظم سنه 712. تمت الکتاب...».

پنج صفحه پس از ختم کتاب تعویذات روزها است به نقل از «طبّ الائمّه علیهم السلام ». پس از آن سه صفحه نقل داستانی است از یکی از سادات، تمامًا به عربی تحریر شده. اثر مقابله و تصحیح و تحشیه ای در سراسر نسخه دیده نمی شود.

ص : 54

«47» أُمّ الحقائق فی کشف الدّقائق یا: أُمُّ العرفان، فی تفسیر القرآن

(تفسیر _ عربی)

از: محمّد _ المدعوّ بسُلیمان _ الجرجیّ، ابن تاریقُلی.

این بزرگوار از دانشمندان پرکار و به کلّی ناشناخته اواخر عصر صفوی در اصفهان است و علّت ناشناخته ماندن او و بسیاری دیگر از امثال او، مفقود شدن نیمی از کتاب «ریاض العلماء» است که بخش اعظم آن حرف میم شامل محمّد نام ها بوده است.

از آثار دیگر این دانشمند که دیده ایم: یکی «ترجمه ریاض السالکین. ش 132» است در چندین مجلّد بزرگ، و دیگر «کشکول اللّغه» در سه مجلّد کلان، که اصل مسوّده آن در یک مجلّد گردآوری شده، و سه دیگر «زبده الدعوات و الاداب» که در «کشکول اللّغه» در مادّه «زبد» به خود منسوب داشته و در «رأس» بدان ارجاع داده است. دیگر، تعلیقات فراوانی که در حواشی یک نسخه «روضه کافی» نوشته و در «الکافی» خواهیم گفت.

نسخه: دارای همان عنوان اوّل، یعنی «أمّ الحقائق فی کشف الدقائق» است. امّا خود پس از مدّت زمانی در مفتتح «کشکول اللّغه» و مفتتح «ترجمه ریاض السالکین. ش 132» آن را «أمّ العرفان فی تفسیر القرآن» خوانده است.

مجلّد موجود از این تفسیر شریف، از آغاز تا آیه کریمه «إنّ اللّه اصطفی آدمَ و نوحًا، 23، سوره مبارکه آل عمران» می باشد و از آخر ناقص است و نام کاتب و تاریخ کتابت نامعلوم امّا در زمان شخص مؤلّف استنساخ شده و برگ نخست دارای سرلوح تزیینی است.

ص : 55

در جلد یکم «فهرست کتابخانه آستان قدس رضوی. بخش تفسیر: 22» یک نسخه چهل برگی «تفسیر آیه الکرسی» وقفی نادرشاه به سال (1145) معرفی شده که در آخرش نوشته اند که از تفسیر ملاّ سلیمان جرجی استنساخ کرده اند. در «ذریعه 4: ش 1248» نیز مطلب را از آنجا نقل کرده اند، همچنان در «کواکب منتثره: 319»، و در این ایّام به عنوان «تفسیر آیه الکرسی» در مجموعه کرامند «تراث الشیعه القرآنی 1: 298 _ 324. قم 1426» به چاپ رسید. جزاهم اللّه خیرًا.

توضیح: ظاهرًا جرجیّ معرّب گرجیّ است، و در «کشکول اللّغه» نیز خودش الکرجیّ نوشته است. رحمه اللّه تعالی علیه.

«48» الأمالی یا: المجالس

(حدیث _ عربی)

از: ابوجعفر محمد بن حسن بن علی، شیخ طوسی، یا فرزندش ابو علی حسن بن محمد، علیهم الرحمه.

کتاب: مجموعه ای است از احادیث آل محمّد علیهم السلام که شیخ طوسی در روزهای جمعه املاء فرموده است و به طبع رسیده.

نسخه: از مجلس روز جمعه چهارم محرم 457 «صفحه 334 نسخه چاپی» تا پایان کتاب است. نام کاتب ندارد. تاریخ ختم کتابت: سنه 1090.

مُهر «محمّد علیّ بن محمّدباقر الموسوی 1245» و «عبده ابوالحسن بن محمّدعلی الموسوی 1286» و «عبده بهاءالدین محمد الطباطبایی» و «کتاب أمالی شیخ طوسی» به سرخی در روی برگ نخستین دیده می شود. نسخه از کتابخانه آیه اللّه والد گرامی _ علیه الرحمه _ است.

ص : 56

«49» نسخه دیگر

نسخه: تمام است و آخرین مجلس آن «یوم التّرویه من سنه 458» می باشد و در آخر نسخه به خطّ کاتب چنین است: «تمّ الجزء الثّانی من الأمالی للشّیخ العالم الأجلّ السّعید محمد بن الحسن بن علیّ بن الحسن الطوسیّ، رضی اللّه عنه».

آثار مقابله و تصحیح دارد و گویا از روی یک نسخه قدیمی استنساخ شده است که در اواخر نسخه جابه جا چند سطری بیاض مانده است. نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد. به گواهی خطّ و کاغذ باید از قرن یازدهم باشد.

در هامش یکی از اوراق اوائل ثلث سوّم، شرحی به خطّ جدّنا الأمجد عالم محقّق جلیل آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد موسوی برادر گرامی آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» دیده می شود.

روی برگ اوّل وقف نامه نسخه است که «ایمانی بیکا» آن را برای مدرسه «توشمال باشی» وقف کرده است.

«50» الأمالی یا: المجالس

(حدیث _ عربی)

از: شیخ صدوق ابوجعفر محمد بن علی ابن بابویه قمی، علیه الرحمه.

کتاب: مجموعه ای است از احادیث آل محمد علیهم السلام در دو جزء «بنا بر بعضی از نسخ»، که شیخ از روز جمعه دوازده شب از ماه رجب 367 مانده، تا روز پنج شنبه یازده شب مانده از شعبان 368 در مشهد مقدّس رضوی در نود و هفت مجلس املاء فرموده، و به طبع رسیده است.

ص : 57

نسخه: به خطّ حاجی افضل ابن حاجی ذوالفقار، تاریخ کتابت: ربیع یکم 1094 در جامع کبیر شیراز. آثار وقف داشته همه را بریده اند، از جمله در ظهر نسخه و در جای بریدگی (علیرضا الحسینی) که ظهر نسخه «مشرق الشمسین» نیز مهر دارد، نسخه را به پسرش سیّد جعفر در 1117 بخشیده. حاج ملاّ محمّد شفیع خویی _ علیه الرحمه _ در 1218 نسخه را در کاشان خریده و مهر کرده است «الراجی محمد شفیع بن محمّد» و «محمدٌ شفیعُ محمد شفیع».

«51» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ زین العابدین بن حاجی محمّد رارانی(1). ختم کتابت: شب شنبه 24 ماه شعبان 1063.

شخص دانشمندی این نسخه را دو بار با نسخه سیّد فضل اللّه راوندی قدس سره به دقّت مقابله کرده، صورت اجازاتی را نیز که در آن نسخه بوده در اینجا آورده، از اوّل تا آخر نسخه همه جا در حواشی تعلیقات سودمندی از کتب متفرق نوشته و در پایان نسخه یک فهرست مبسوط برای مطالب کتاب آورده است. این دانشمند با آنکه نام خود را ننوشته لکن از قرائن توان گفت صاحب مهری است که در دو سه موضع کتاب ثبت شده و «المتوکّل علی اللّه محمد کاظم 1086» خوانده می شود. مهر «انّی عبده و أحمده 1169» نیز ظهر نسخه هست.

«52» نسخه دیگر

نسخه: از روی نسخه مصحّحه پیشین «ش 51» استنساخ و ظاهرًا توسّط یکی از نزدیکان دانشمند سابق الذکر تصحیح و تحشیه شده است. برگ آغاز و انجام نونویس

ص : 58


1- 1) راران، از توابع اصفهان است.

است و به خطّ نیای گرامی، آیه اللّه آقای حاج میر سیّد محمّد موسوی چهارسویی. به علّت فقدان برگ آخر، نام کاتب و مصحّح و تاریخ کتابت معلوم نیست.

مُهر شریف نیای معظّم آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» روی برگ اوّل و شجره نامه خاندان به خطّ آخرین فرزند نیای معظّم، یعنی مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد مجتبی قوام الاسلام روضاتی _ أعلی اللّه مقامهما _ در برگ آخر نسخه است.

«53» نسخه دیگر

نسخه: کامل و به خطّ نسخ زیبای احمد بن محمد طاهر حسینی قومشه (ظ . یعنی قمشه ای) است. تاریخ ختم استنساخ: غرّه ربیع دوّم 1067. در هامش صفحه آخر ابو محمد عباس محمد معروف به ناسخ، در تاریخ غرّه ذیحجّه 1079 شرحی به عربی نوشته به مضمون اینکه نسخه را با سعی و جهد به جهت فرزانه صاحب جلیل... «زینًا للدین و الدنیا علیقلی بیکا» مقابله کرده است. در همه جای نسخه آثار مقابله و تصحیح و حواشیِ مختصرِ توضیحی دیده می شود.

آغاز: «بسم. الحمدللّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی رسوله محمّد و آله الطّاهرین. المجلس الاول، و هو یوم الجمعه: حدثنی الشیخان الفقیهان العالمان ابومحمّد عبداللّه الدّوریستیّ و أبوالفضل شاذان بن جیرئیل، قالا: حدثنا الشیخ الصدوق، عن جدّه، عن ابیه».

و در هامش همین موضع سرآغاز نسخه دیگری به خطّ کاتب نقل شده است به این صورت: «بسم اللّه الرحمن الرّحیم الحمد للّه ربّ العالمین و العاقبه للمتّقین و لا عدوانَ إلاّ علی الظالمین و لا إله الاّ اللّه أحسن الخالقین و صلّی الله علی رسوله محمّد و آله الطاهرین. المجلس الاول، و هو یوم الجمعه لاثنتی عشره لیله بقیت من رجب من سنه

ص : 59

سبع و ستین و ثلثمائه. یقول علیُ بن محمد بن أبی الحسن عبدالصمد التمیمیُ کاتب هذه النسخه: حدثنی بجمیع ما فی هذا الکتاب الشیخ الفقیه العالم الزاهد المفید والدی طیّب اللّه تُربته... قراءه علیه و خطه عندی حجّه فی شهور سنه ثلث و ثلثین و خمسمائه. قال حدثنا الشیخ الفقیه والدی قال حدثنی السید العالم ابوالبرکات علیّ بن الحسین الهوریُ و الشیخ أبوبکر محمد بن احمد بن علیّ، قالا».

«54» نسخه دیگر

آغاز: «بسم. الحمد... الطاهرین. المجلس الاوّل یوم الجمعه العشرین من شهر رجب سنه 367».

انجام: «کذلک یطبع اللّه علی کلّ قلب متکبّر جبّار. و صلّی اللّه...».

کاتب: عبداللّه بن طالب شفتی. ختم کتابت: عصر روز پنجشنبه غرّه ماه شعبان 1098 در دارالسّلطنه اصفهان.

نسخه: امتیاز و اثر تصحیح ندارد. رؤوس مطالب در حاشیه نوشته شده با مقداری حواشی متفرقه که اکثر توضیح لغات است از کتاب «صحاح جوهری».

أمالی السیّد المرتضی: غرر الفوائد

«55» أمل الأمل فی علماء جبل عامل

(رجال _ عربی)

از: محمّد بن حسن بن علی، معروف به شیخ حُرّ عاملی، علیه الرحمه.

نسخه: کامل و مطابق نسخ چاپ شده است.

ص : 60

کاتب: محمد بن الحسن الخراسانی التربتی. تاریخ ختم استنساخ: شنبه 29 ربیع دوّم 1252. هیچ گونه اثر تصحیح و مقابله و حاشیه ای ندارد.

«56» الإنتصار

(فقه _ عربی)

از: سیّد شریف مرتضی علم الهدی علیّ بن الحسین الموسوی، قدّس سرّه.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت و اثر مقابله و تصحیح و هیچ نوع امتیازی ندارد و در حدود سال 1120 نوشته شده است.

«57» أنوار التنزیل و أسرار التأویل

(تفسیر _ عربی)

از: قاضی ناصرالدین عبدالله بن عمر بن محمد بیضاوی شیرازی.

کتاب: تفسیر مختصر و جامعی است از قرآن کریم و معروف است به «تفسیر بیضاوی» و به طبع رسیده.

نسخه: مجلّد اول است به خطّ محمد هاشم بن محمد ابراهیم حسینی سمنانی که در روز شنبه هفدهم جمادای دوم 1081 از کتابت آن فراغت یافته و نسخه را به فرزند صالح فاضلش امیر محمد ابراهیم بخشیده و مهر کرده است. سجع مهر: «بنده آل محمد هاشم 1048». تملّک و مهر فرزند مذکور: «عبده محمد ابراهیم الحسینی» و «ابراهیم الحسینی»، و نیز مهر «محمدباقر 1244» و تملک مورّخ ذیقعده 1278 و مهر مرحوم آیه اللّه حاج سیّد اسداللّه شفتی بیدآبادی «عبده الراجی اسداللّه بن محمّدباقر الموسوی»، و نیز مهر «یا محمّد عربی 1177» در ظهر نسخه هست.

حواشی بسیار به خطّ کاتب در کنار صفحات نوشته شده است.

ص : 61

«58» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوّم است به خطّ محمد هاشم حسینی سمنانی کاتبِ مجلّد اوّل یاد شده در شماره پیشین. تاریخ فراغت از کتابت: روز دوشنبه هفتم ماه رمضان 1081.

کاتبْ این نسخه را نیز به فرزندش امیر محمد ابراهیم بخشیده است. ظهر این نسخه مهر «عبده علیّ الحسینی 1031» و مهر «الواثق بالله الغنیّ عبده احمد الحسینیّ» که نسخه را از پسر عمش میر محمد علی خریده است دیده می شود.

مشخّصات دیگر عینًا مانند مجلد اوّل است.

«59» نسخه دیگر

نسخه: ربع اوّل کتاب است تا پایان سوره مبارکه نساء. قسمت اصلی از سده 10 _ 11. نام کاتب معلوم نیست. مقداری از آغاز و انجام نسخه که ناقص بوده، به خطّ نیای گرامی، آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد بن زین العابدین موسوی است که در یکشنبه 21 ربیع الاول 1269 از کتابت آن فراغت یافته اند. اوراق اصل، دارای حواشی مختلف می باشد.

«60» الأنوار الجلالیّه، للفصول النصیریّه

(کلام _ عربی)

از: شیخ ابوعبداللّه مقداد بن عبدالله بن حسین سیوری حلّی معروف به فاضل مقداد، علیه الرحمه.

کتاب: شرح ترجمه عربی «فصولِ» فارسی خواجه نصیرالدین محقّق طوسی است به «قال، اقول»، و ترجمه عربی فصول از رکن الدین محمّد بن علی جرجانی حلّی غروی _ علیهما الرحمه _ است.

ص : 62

نسخه: به خطّ سیّد محمّد بن سیّد علی است که ممکن است یکی از دو نفر دانشمند عاملی مُعاصر صاحب «أمل الآمل» باشد.(1) تاریخ ختم استنساخ: سه شنبه 14 ذی الحجه 1106. حواشی به امضای «محمّد. عفی عنه» در نسخه هست که شاید از کاتب نسخه باشد.

«61» أنوار الریاض

(فقه _ عربی)

از: مرحوم آقا میر سید محمّد بن عبدالصّمد حسینی شهشهانی اصفهانی.

کتاب: حاشیه «ریاض المسائل» آقا میر سیّد علی طباطبایی _ رحمه اللّه علیهما _ است به «قوله» و در کمال بسط.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و از آغاز تا مبحث حیض است و آخر آن نانویس مانده.

انجام موجود: «و هذا هو مراد الشارح بقوله فلیس الاستدلال فی محلّه مقتصرًا علی التردید».

همه جا حواشی مؤلّف به توقیع «منه مد ظلّه» به خطّ کاتب نوشته شده که معلوم می کند نسخه در حیات مؤلّف استنساخ شده. لکن اثر تصحیح و مقابله ندارد.

«62» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوم کتاب است در شرح کتاب صلوه «ریاض المسائل». نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و در زمان حیات مؤلّف نوشته شده است.

در آخر نسخه، فائده ای به این شرح از قلم شارح دیده می شود:

ص : 63


1- 1) خصوصًا سیّد محمّد بن علی عاملی ساکن کشمیر.

[ علی ما صرّح به بعضهم. ثمّ إنّی قد رأیت فی مختتم هذا المجلّد فی بعض النّسخ ما لا یخلو عن بعض الفوائد، و هو ما لفظه:

«تمّ المجلّد الأوّل من ریاض المسائل فی تحقیق الأحکام بالدلائل، علی ید مؤلّفه المفتقر إلی اللّه الغنیّ علیّ بن محمّد علیّ الطباطبائیّ، فی أواخر العشر الثانی من الشهر الثانی من السّنه الرابعه من العشر الاخر من المائه الثانیه من الألف الثانی من الهجره النبویّه....»

«و یُستفاد من هذه العباره ما سمّی به الشارح شرحَه هذا، و إلاّ فالدیباجه خالیه عن التسمیه. و هو مشهور بذلک، موصول إلینا بنقل خلفه الصّالح شیخنا السیّد (ره) ، فإنّ أهل البیت یدری بما فی البیت، و قد سمّیناه به فی أوّل دیباجه هذه الحاشیه.»

«و أیضًا: یُستفاد منها تاریخ الفراغ من هذا المجلّد و هو عشر و نیّف خلون من شهر صفر المظفّر سنه ألف و مأئه و تسعین و أربعه. و أنا الخاطی. أقول...» ] .

«63» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد سوم است از کتاب زکوه تا پایان اعتکاف و مجلّد چهارم که تمامًا در حجّ است و در مقدّمه کتاب حجّ گوید که پس از فراغت از اعتکاف در حجّ شروع کرده به تاریخ روز جمعه حول شب قدر 23 ماه رمضان 1258. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به خطّ کاتبِ برخی مجلّدات دیگر است که در زمان حیات مؤلّف نوشته است.

«64» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد هفتم است در شرح ابواب عتق و تدبیر و مکاتبه و اقرار و ایمان و نذر و عهود و صید و ذبایح و مطاعم و مشارب و غصب و شفعه و احیاءِ موات و لُقطه و مواریث از کتاب «ریاض المسائل» به «قوله».

ص : 64

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد.

و پس از آن: جزءِ هشتم است در شرح ابواب قضاء و شهادات و حدود و قصاص و دیات که پایان کتاب است، أیضًا به «قوله».

نسخه به خط کاتب مجلّد هفتم است و در پایان آن نیز نامی از خود ننوشته، و مؤلّف در خاتمه گوید که این تعلیقه تقریبًا در ده مجلّد و نزدیک مدّت بیست سال با فقد اسباب و مشوّقات و کثرت موانع تألیف شده و تاریخ ختم تألیف، دهه یکم شوال 1271.

ظاهرًا استنساخ نیز در همان ایّام و از روی نسخه اصل بوده و احتمال اینکه خطّ شخص مؤلّف باشد، محتاج دقّت و تأمّل است.

«65» الأنوار السّنیّه فی شرح الجعفریّه

(فقه _ عربی)

از: محمّد بن محمود افغانی نسب حنفی مذهب سلفی عقیده قندهاری موطن بغدادی مسکن.

کتاب: در شرح «الرساله الجعفریّه» محقّق کرکی _ علیه الرحمه _ است، در فقه طهارت و صلوه، به شرح مزجی و برای داود پاشا حاکم بغداد شرح کرده است.

نسخه: به خطّ مؤلّف با تعیین عدد اوراق کتاب «464 برگ» و 8 برگ عطف در اوّل و یک برگ در آخر.

تاریخ فراغت از تألیف: ظهر روز سه شنبه دهم جمادای دوّم 1244 در مزار شیخ عبدالقادر جیلی در بغداد.

نسخه از کتابخانه مرحوم آیه اللّه ابوالمجد بوده و یکی از دانشمندان متأخّر نجف اشرف که محتمل است خود مرحوم آقای ابوالمجد باشد تا اواسط کتاب را مطالعه نموده، مطالب سخیفه آن را در حاشیه ردّ کرده است.

ص : 65

«66» الإیضاح فی شرح تلخیص المفتاح

(معانی، بیان _ عربی)

از: جلال الدین محمّد بن عبدالرحمن بن عمر قزوینی، معروف به خطیب دمشقی.

کتاب: شرح «تلخیص المفتاح» است از خود شارح، و چاپ شده است.

نسخه: به خطّ علیّ بن محمّد بن حسین بن علیّ بن محمّد بن علیّ بن أحمد بن سودون عاملی.(1)

تاریخ فراغ از کتابت: 1067، در مدرسه فاین با «پایین پا» در مشهد مقدّس رضوی. حواشی پراکنده در هامش صفحات نوشته شده است.

در ظهر نسخه، نیای اعلی، آیه اللّه الحاج میرزا سیّد زین العابدین موسوی، نسخه را به فرزند گرامی خود، آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم چهارسوقی بخشیده اند. سجع مُهر: «عبده زین العابدین الموسویّ» و ذیل آن نیز این بزرگوار شرحی نوشته اند. مهر جدّ امجد، آیه اللّه «الراجی جلال الدین بن محمد مسیح الموسویّ» نیز ظهر نسخه هست. رضوان اللّه علیهم اجمعین.

«67» ایضاح الفوآئد فی شرح مشکلات القواعد

(فقه _ عربی)

از: فخرالمحقّقین فخرالدین محمّد بن الحسن بن یوسف بن المطهّر حلّی، علیهم الرحمه.

کتاب: در شرح «قواعد الأحکام فی معرفه الحلال و الحرامِ» علاّمه حلّی، پدر گرامی

ص : 66


1- 1) از خاندان سودون عاملی در قرن دهم و یازدهم دو تن از علماء آنها در «أمل الامل» یاد شده اند، به نام های حسین و علی و از آنجا در «روضه نضره: 162 و 408» نقل شده است.

شارح است در دو مجلّد، به «قال، أقول». مجلّد اوّل در زمان حیات مصنّف و مجلّد دوم پس از فوت ایشان تألیف شده. شارح، خطبه کتاب را جداگانه به نام «جامع الفوائد» شرح کرده است، کما یأتی.

نسخه: شامل مجلّد اوّل از کتاب طهارت تا آخر وصایا. تاریخ ختم تألیف: روز عید فطر 724 در حلّه. کاتب: اسماعیل بن ابراهیم بن محمد بن عبدالله (ظ) حساوی هجری. ختم کتابت، در روز یکشنبه 22 شهر رجب 865، و مجلّد دوّم شامل کتاب نکاح تا پایان مقصد اوّل از باب ثانی آن. کاتب در اینجا کتاب را ختم کرده و گوید پس از این مقصد دوّم در مَهر است و سپس نام خود را ثبت نموده. پس از آن شش برگ شامل مسائل فقهی گوناگونی است که کاتب خود از خطوط گروهی از فقیهان نزدیک به زمان خود گردآورده است.

در ظهر نسخه، کاتب نام کتاب و مؤلّف را نگاشته و شخصی نسخه را از حاج مکّی بن العیناثی از قریه خرطوم به مبلغ سی و دو قطعه سلیمانیّه خریده است.

مُهر مرحوم فاضل «هندی» اصفهانی «لک البهاء کلّه 1088» و تملّک نیای معظّم، آیه اللّه العظمی حاج شیخ محمّدباقر اصفهانی فرزند گرامی صاحب هدایه المسترشدین نیز دیده می شود.

«68» ایقاظ الغافلین

(مواعظ _ فارسی)

از: محمد مؤمن بن محمد حسین دهکردی اصفهانی، رحمه اللّه.

کتاب: در موعظه است مشتمل بر چهار فصل. تاریخ ختم تألیف، شب نهم جمادی الاولی 1264.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ ختم استنساخ: 24 ربیع الاول 1265. مؤلّف در خاتمه

ص : 67

نسخه نوشته است که آن را با نسخه اصل برای سیّد اجلّ... سیّد محمدباقر مقابله و تصحیح کرده است. و مقصود از سیّد محمدباقر مذکور، مرحوم میرزا سید محمّد باقر بن علینقی موسوی زنجانی است که از علمای اصفهان و صاحب خاندانی علمی در این سامان بوده. تملّک و مهر او «عبده محمّد باقر بن علینقی الموسویّ» ظهر نسخه هست.

«69» الإیقاظات

(کلام _ عربی)

از: سیّد محمّدباقر بن شمس الدین محمّد حسینی استرابادی، معروف به میرداماد، أعلی اللّه مقامه.

کتاب: در مباحث مسأله معروف به خلق اعمال و جبر و تفویض است و در هامش «قبسات» مرحوم میر (از ص 66 تا 148)، به سال 1315 به طبع رسیده است.

نسخه: فاقد برگ آخر است و لذا نام کاتب وتاریخ کتابت معلوم نشد. لکن به دلالت حواشی «منه، مدّ ظلّه العالی» در زمان مؤلّف استنساخ شده و نسخه ممتازی است.

«70» الباقیات الصالحات فی التفسیر و المعجزات

(تفسیر _ فارسی)

از: آخوند ملاّ احمد بن حسن، واعظ بیرجندیّ الأصل یزدیّ المسکن مشهدیّ الخاتمه، علیه الرحمه.

کتاب: تفسیر برخی از آیات قران کریم است، ناظر به مدائح و معجزات اهل بیت علیهم السلام به اسلوب کتب موعظه، در دو مجلّد که تنها جلد یکم را در دست داریم.

مجلّد نخست شامل تفسیر 57 سوره، از سوره مبارکه حمد تا سوره مبارکه حدید، در 57 مجلس که فهرست آن در سرآغاز کتاب هست، و آن را به نام ناصرالدین شاه

ص : 68

قاجار «مقتول در 1312 ق» مصدَّر کرده. تاریخ تألیف این جلد: سلخ ماه شعبان 1273 در یزد.

نسخه: به خطّ خوش «أقلّ الطلبه ملاّ جواد بن ملاّ محمّد باقر امام جماعت محلّه گرمسیر قصبه تفت قهستان». تاریخ کتابت: روز دوشنبه 25 ماه رمضان 1274. مؤلّف خودْ این نسخه را تصحیح کرده است.

تملّک شخصی به تاریخ روز چهارشنبه پنجم جُمادای دوّم 1290، ظهر نسخه بوده و محو شده است. أیضًا تملّک آیه اللّه حاج سیّد محمّد باقر توی سرکانی، مورّخه ماه شعبان 1310 و مُهر «عبده الراجی محمّدباقر الحسینی».

سخنی پیرامون این کتاب و مؤلّف

در حقیقت، «الباقیات الصّالحات» را نمی توان در شمار کتب تفسیر درآورد، زیرا از هر سوره ای چند آیه ذکر می کند و سپس به شیوه کتب وعظ و منبر وارد بحث می شود و به ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام مجلس را ختم می کند.

مؤلّف، پس از تألیف این کتاب و «بحر الدّموع» و «سماء الغزوات» و «خزائن الأنوار» و «ینابیع الموعظه»، به درخواست دوستان، کتاب «الشّموس المُضیئه» را در سرگذشت انبیای عظام علیهم السلام به استناد آیات و احادیث شریفه نگاشته و در دوشنبه از ماه صفر 1219 آن را به انجام رسانیده و نسخه در 272 برگ، به خطّ سیّد محمّد بن حیدر حسینی حمصی که در همان زمان تألیف نوشته است، در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود و در «فهرست 6: 2308» یاد شده است، چنان که آقای احمد منزوی در «فهرست 6: 4499» آورده اند.

ص : 69

«71» بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمّه الأطهار

(حدیث _ عربی)

از: علاّمه مجلسی (متوفی 1110) مولانا محمّدباقر بن محمدتقیّ اصفهانی، أعلی اللّه مقامهما.

کتاب: بزرگ ترین مجموعه احادیث و اخبار آل محمّد علیهم السلام است در 26 مجلّد و به طبع رسیده.

نسخه: مجلّد اوّل است پیرامون عقل و علم و جهل، و در زمان حیات مؤلّف از درآمد حمّام واقع در اراضی نقش جهان (حمّام خسروآقا) که شاه سلیمان صفوی وقف کرده نوشته و وقف شده است. برگ آخر مفقود شده، لذا نام کاتب معلوم نیست.

«72» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد اوّل کتاب است. کاتب: میر ابوطالب بن ابوطالب حسینی مازندرانی. تاریخ پایان استنساخ: شب چهارشنبه عشر اول «عشر الأوّل من الشّهر الرّابع فی السّنه الّتی تشتمل علی مراتب الآحاد تاسعها و العشرات ثانیها و المآت واحدها و الأُلوف أوّلها» در مدرسه جدیده رفیعه مبارکه سلطانیّه، که از روی نسخه استکتابی شاه سلطان حسین «جُعِلت دولته متّصله بدوله خاتم آل محمّد...» نوشته شده است. روی برگ اوّل وقفنامه نسخه به خطّ همین کاتب به عربی نوشته شده و مهر او «خاک پای علیّ أبوطالب» است و نسخه مصحَّحِ خوش خطِّ خوبی است، با حواشی مؤلّف علاّمه.

ص : 70

«73» نسخه دیگر

نسخه: جلد اوّل کتاب است. کاتب: ربیع ابن حاجی علی عسکر دیمرتینی جیی اصفهانی. تاریخ انجام کتابت: 4 ربیع یکم 1134. اثر تصحیح و مقابله ندارد.

کتابت این نسخه از جمله آخرین آثار دوران سلطنت شاه سلطان حسین صفوی است.

«74» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد سوم کتاب است در باب اخبار عدل و معاد. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. به خطّ نسخ جلیّ و دارای جدول و آثار مقابله و تصحیح است و یک سرلوحه در بالای صفحه اوّل دارد.

«75» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد سوّم کتاب است. نام کاتب ندارد. تاریخ ختم کتابت: 23 ربیع الثانی 1253. آثار مقابله و تصحیح و گواهی بر مقابله در آخر نسخه دارد. فهرست ابواب در آغاز به خطّ کاتب نوشته شده و روی برگ اوّل جمله: «تخمینًا 29000 بیت» قید گردیده است.

«76» نسخه دیگر

نسخه: مجلد چهارم کتاب است در احتجاجات و مناظرات. تاریخ ختم تألیف: ربیع دوّم 1080. کاتب: صفر علی بن اسماعیل نجف آبادی اصفهانی. تاریخ ختم کتابت:

ص : 71

روز سه شنبه 2 جمادی الاولی 1254 بر حسب امر... حاجی میر محمدعلی مدرّس در دارالسلطنه اصفهان استنساخ شده است. ظهر نسخه نوشته اند تخمینًا 18800 بیت کتابت دارد. در صفحه آخر نوشته اند که با نسخه ای که از آن استنساخ شده، مقابله کرده اند.

«77» نسخه دیگر

نسخه: تقریبًا نیمه اوّل جلد ششم است و تاریخ احوال پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و آخر آن ناقص است و به این عبارت ختم می شود: «و عامّه الکفّار به من یهود بنی اسرائیل و هکذا أمر الرسول».

نام کاتب به نظر نرسید. در آغاز کتاب، وقفنامه مورخ ذی الحجه 1109 نوشته شده است از زبان مؤلّف علاّمه، و در بالای همین صفحه تاریخ ذی القعده 1109 دیده می شود که ظاهرًا این تاریخ به خطّ مؤلّف است.

«78» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز مجلّد هشتم کتاب است در وقایع بعد از وفات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله تا پایان احوال ابوبکر.

انجام: «ثم نقلا إلی وادٍ فی جهنّم یقال لها وادی الودود».

صفحه آغاز دارای یک سرلوحه زرّین و تمام صفحات جدول کشی شده و ظاهرًا مصحّح است. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد.

«79» نسخه دیگر

نسخه: قدری از نیمه دوم جلد هشتم کتاب است که معروف به «فتن» می باشد. از

ص : 72

اوائل «باب تفصیل مثالب عمر...» مطابق «ص 273 طبع کمپانی» تا اوائل «باب جمل ما وقع بصفّین...».

انجام: «و انّما نهی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله عن اختناث الأتقیه لأنّ رجلًا اختنث».

نام کاتب و تاریخ کتابت و هیچ نوع تحشیه و تصحیح و امتیازی ندارد.

«80» نسخه دیگر

نسخه: بخش دوّم از مجلّد هشتم از «ابواب ما جری بعد قتل عثمن من الفتن و الوقایع و الحروب و غیرها» است تا آخر.

تاریخ ختم تألیف: سلخ ذی الحجه 1091. کاتب: محمد نصیر بن شمس الدین محمد میبدی یزدی. تاریخ ختم استنساخ: ذی القعده 1104. چند حاشیه به توقیع «لراقمه خلیل» دیده می شود. ظاهرًا نسخه به نظر مؤلّف علاّمه رسیده و مصحَّح است.

«81» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دهم کتاب است در احوال حضرت زهرا و مناقب امامین هُمامین حسنین و احوال حضرت امام حسن محتبی، علیهم الصلوه و السلام.

انجام: «د. تزوّج علیه السلام سبعین حُرّهً و ملک مائه و ستّین أمهً فی سائر عمره و کان أولاده خمسه عشر. تمت بعون اللّه تعالی».

نام کاتب ندارد. تاریخ ختم کتابت 1124. در هامش همین موضع «بلغ مقابلهً». صفحه آغاز دارای یک سرلوحه زرّین و تمام صفحات جدول کشی شده و مصحَّح است.

ص : 73

«82» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دهم است در احوال حضرت فاطمه زهرا و حسنین علیهم السلام و مقتل حضرت سیّد الشهداء علیه السلام و از آخر ناقص است.

انجام موجود: «فقال الشیخ الشامی انّکم لأنتم هم».

نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد.

«83» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد سیزدهم کتاب است در تاریخ امام دوازدهم، عجلّ اللّه تعالی فرجه. تاریخ ختم تألیف: ماه رجب 1078. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. در هامش تاریخ پایان مقابله با اصل، روز دوشنبه 4 ذی القعده 1097 گواهی شده. وقفنامه علاّمه مجلسی به خطّ کاتب و مهر «محمدّ باقر العلوم» مورّخه محرّم 1098 ظهر نسخه نوشته شده است.

«84» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد سیزدهم کتاب و کامل است و تاریخ ختم تألیف در آن نیز ماه رجب 1078 می باشد. کاتب: عبدالمجید طباطبائی. تاریخ ختم استنساخ: ششم صفر 1116. تعداد اوراق نوشته شده به موجب ورقْ شمارِ گوشه صفحات: 292 ورق. در آغاز نسخه فهرست ابواب کتاب است که یکی از احفاد مؤلّف علاّمه ترتیب داده چون در آغاز فهرست گوید: «فهرست ما فی هذا المجلد من مؤلفات... جدّی العلاّمه...» و گویا این شخص همان کسی است که تملّک خود را در پایان فهرست به این شرح نوشته:

«هو. انتقل بالبیع الصّحیح الشرعیّ الی العبد المذنب ابن عبدالکریم ابوطالب عفی

ص : 74

عنهما». مهر: «المذنب ابوطالب». مهر دیگر نیز به این سجع دیده می شود: «أفوّض أمری إلی اللّه عبده محمد معصوم الطباطبائی». نسخه حاشیه و تزیینات ندارد.

«85» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد هفدهم کتاب است در مواعظ و حِکم و از موقوفات شاهزاده مریم بیگم است و تولیت آن با متولّی مدرسه مریم بیگم می باشد. تاریخ وقفنامه که ظهر نسخه نوشته شده است: محرم 1125.

کاتب نسخه چنانکه در آخر آن نوشته است: محمّد نصیر کاتب ابهری جیی اصفهانی. ختم کتابت: سنه 1124.

ضمیمه کتاب المیراث از «الدروس الشّرعیّه»

(فقه _ عربی)

از: شهید اوّل شیخ محمد بن مکّی عاملی قدس سره .

نسخه: به خطّ محمد زمان بن قوح احمد سمنانی که در روز یکشنبه هشتم ربیع دوّم 1097 در قریه «خار از توابع بیارجمند» از آن فراغت یافته.

ضمیمه باب ابطال العول از «کتاب من لا یحضره الفقیه»(اخبار _ عربی)

از: شیخ صدوق محمد بن علی بن بابویه القمی.

نسخه: به خطّ محمد زمان مذکور فوق است و تاریخ ختم استنساخ، اواخر ربیع یکم 1105.

«86» نسخه دیگر

نسخه: جزءِ دوّم از مجلّد 18 کتاب است در ابواب صلوه.

ص : 75

آغاز: «کتاب الصلوه. بسم. باب فضل الصلوه و عقاب تارکها».

انجام: «و لعلّ اکثر تلک القُنونات بالصلوات المستحبّه انسب لا سیّما صلوه الوتر قد تم هذا الکتاب... فی یوم السبت فی احدی عشر شهر ذی الحجه 1247».

در بالای صفحات 317 ورق شماره گذاری شده و در آغاز، فهرست ابواب و فصول با تعیین شماره اوراق نوشته شده است. هیچ نوع اثر مقابله و تصحیح و امتیاز و نام کاتب به نظر نرسید.

«87» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد 22 کتاب است در باب زیارات پیغمبر اکرم و ائمّه اطهار _ علیهم الصّلوه و السلام _ مشتمل بر 68 باب.

تاریخ ختم تألیف: 27 ماه رجب 1081. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و در فاصله سال تألیف و 1087 که تاریخ وقفنامه است استنساخ شده و نسخه بسیار مصحّح و مضبوط و معتبری است و در چندین موضع اصلاحات و اضافات به خطّ مبارک مؤلّف علاّمه نوشته شده و بسیاری از اضافات و اصلاحات نیز به خطّ شریف مرحوم میرزا عبداللّه افندی صاحب «ریاض العلماء» است که حقیر از شیوه خطّ آن مرحوم، تشخیص دادم.

فهرست کتاب در آغاز نسخه با تعیین شماره اوراق نوشته شده و تعداد اوراق در گوشه صفحات، 426 ورق تعیین شده و روی برگ اوّل فهرست نوشته اند: «مجموع اوراق این کتاب 424 می باشد و هر ورق هم 50 بیت می باشد».

روی برگ اوّل نسخه، وقفنامه آن به خطّ مبارک مؤلّف به تاریخ ذی القعده 1087 نوشته شده و واقف، شیخ علی خان بوده که مؤلف علاّمه از او بسیار تجلیل فرموده است.

ص : 76

«88» بحر الجواهر خاقانی و صرح اللّألی حسینی

(اصول دین _ فارسی)

از: میرزا سیّد محمّدباقر بن میرزا سیّد محمّد موسوی شیرازی معروف به ملاّباشی، علیه الرحمه.

کتاب: در مسائل کلام و اصول دین و مذهب است به نحو مبسوط و بسیار عالمانه و مفید. در یک مقدّمه در بیان وجود انسانی و تکلیف ظاهر و باطن و تعریف و تقسیم علم و تعریف شیعه و مؤمن، و سه مقصد در توحید و نبوّت و امامت، و خاتمه ای در احوال 14 معصوم علیهم السلام و مصدّر است به نام فتحعلی شاه قاجار، و به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ زیبای محمّدباقر بن میرزا محمّد خوراسکانی. تاریخ ختم استنساخ: یوم الخمیس ماه صفر 1258.

البحور الزاخره: غایه المرام

«89» البدایه فی شرح الغایه

(فقه _ عربی)

از: نامعلوم، صاحب کتاب «الوراقه الحجازیه».

کتاب: شرح مزجی «غایه الاختصار» ابوشجاع حسین بن احمد اصفهانی است در فقه مذهب شافعی. تاریخ تألیف: 889.

نسخه: به خطّ عبداللّه بن علی بن راشد بن کریمی عشاری بصری شافعی رفاعی. تاریخ ختم استنساخ: چهارشنبه اواخر ربیع دوّم 1096. تملّک و مهر «ابراهیم بن عبداللّه

ص : 77

الموسوی» در غرّه ربیع دوّم 1260، ظهر نسخه است.

«90» بدایع الأفکار فی صنایع الاشعار

(ادب _ فارسی)

از: کمال الدین حسین بن علی، واعظ کاشفی سبزواری، از دانشمندان متبحِّر و زبردست اواخر قرن نهم و اوّل قرن دهم هجری است. از گفتار میرعلیشیر در «مجالس النفائس: 93 لطائف نامه» معلوم می شود که وی به سال 876 از سبزوار به هرات رفته و با ملاّ عبدالرّحمن جامی که خواهر زن او را به زنی داشته و امیر حسین معمّائی نیشابوری و امیر علیشیر نوایی وزیر دانش پرور سلطان حسین بایقرا، معاصر و مؤانس بوده و کتاب هایی به نام امیر و سلطان نگاشته و عاقبت به سال 910 در هرات وفات کرده است.

تألیفات کاشفی بسیار است و در اغلب فنون دست داشته و کتاب نوشته. میر علیشیر در حقَّش گوید: «مولانا بغایت ذوفنون و پرکار واقع شده و کم فنّی باشد که او را در آن دخلی نباشد...(1) » . بعضی از آثار او به تدریج در این فهرست آورده می شود. شرح حالش اجمالاً در «ریحانه الأدب 3: 345» ذکر شده است.

موضوع این کتابْ «شعرشناسی» (از رشته های ادبی)، یکی از دانش هایی است که کاشفی دارا بوده و در آن کتاب نوشته. اثر ادبی دیگر او «مخزن الإنشاء» است. نسخه آن در کتابخانه مجلس ایران و هم در کتابخانه بریتانیا موجود است و پس از چندی خود مؤلّف با اندک تصرّفی همین «مخزن الإنشاء» را «صحیفه شاهی» نام گذارده که نسخه آن فراوان و چاپ شده است.

ص : 78


1- 1) «لطائف نامه: 92» ترجمه «مجالس النفائس».

برخی از آثار کاشفی به غایت شهرت یافته و فراوان دیده می شود. مانند «روضه الشُّهداء»، تفسیر «مواهب علیّه»، «اخلاق محسنی»، «انوار سهیلی»، «أسرار قاسمی» و جز اینها که همه به طبع رسیده. بعضی دیگر با اینکه چاپ نشده، نسخه های متعدّدی از آنها موجود است. مانند «جواهر التفسیر». لکن چند نسخه از کتاب های بسیار مفیدش بسی کمیاب و عزیز الوجود است. مثل «تحفه الصّلوات» و همین «بدایع الأفکار» که نام هر دو در «الذریعه 3: 447 و 63» آمده امّا از هیچ کدام، نسخه ای نشان داده نشده است. تنها از «بدایع الأفکار» یک نسخه دیگر در ایران سراغ داریم و از «تحفه الصّلوات» هم منتخبی به نام «فضل الصّلوات» که آن نیز از خود اوست پس ازین آورده می شود.

آغاز: «بسم ا... الحمد لمُبدع البدایع، و الشُّکر لمُنشی ءِ الصّنائع ثمَّ الصَّلوه و التَّحایا أهدی لمکرم البرایا. چون جناب معلّی و سدّه أعلی، حضرت امارت مآب، عدالت انتساب...

جوان جوان بخت روشن ضمیر بدولت جوان و بتدبیر، پیر

المُحتظی بأصناف العنایات من اللّه ذ(ی القوه) المتین، شجاع الدوله و الدین أمیر سید حسین(1)... مرجع جَماهیر أفاضل و مقصد مشاهیر أماثل است، و هر یک... بأجناس وسایط... خود را در سلک مقیمان عتبه علیّه... او... منتظم... می گردانند... فقیر حقیر... حسین بن علی المشتهر بالکاشفی... با وجود قلّت بضاعت... بر مقتضی (فابتغوا الیه الوسیله)... مختصری در علم شعر مشتمل بر بعضی از آنچه تعلّق به عوارض شعری دارد، چون معرفت اقسام و انواع شعر و علم صنایع و بدایع آن و علم نقد و طرفی از آنچه متعلّق به ماهیّت شعر است، چون علم قوافی و معرفت حروف و حرکات آن از کتب

ص : 79


1- 1) این شخص امیر سید حسین معمائی نیست و اگر مقصود سلطان حسین بایقرا باشد، کلمه سید در جلو نامش زائد و اشتباه کاتب است، لکن القاب هم متناسب مقام او نیست (بنگرید به مقدمه «فضل الصلوات»).

بُلغاء و رسائل فصحاء التفات (التقاط؟) نموده در حیّز تقریر و بلکه تحریر آورد... لاجرم بعرض این مختصر که موسوم است بر «بدایع الافکار فی صنایع الاشعار» متمسّک شده... و اساس این رساله بر مقدّمه و دو باب و خاتمه لایق افتاد...».

انجام:

«اصلاح طالع من و درمان درد من اندازه منجّم و حدّ طبیب

آواره دل حسن اندر نوای دوست آواره گی بحال غریبان غریب»

فهرس مطالب:

مقدمه در تعریف شعر و شرح انواع و اقسام آن و ذکر بعضی ألفاظ که مستعمل و متداول این طایفه است، مشتمل بر 4 فصل.

ف 1 در شعر. ف 2 در بیان انواع شعر، و آن قصیده است و غزل و قطعه و رباعی و فرد و مثنوی و مسمّط و ترجیعات. ف 3 در بیان اقسام شعر، و آن مترادف باشد و محجوب و ذات المَطالع و محدود و مطبوع و مُلایم و سَلس و سهل و ممتنع و جَزل و مُرتجل و فکری و ذوالنّوعین و ممتنع و متنوّع. ف 4 در ذکر بعضی الفاظ که مستعمل و متداول این طایفه است. باب اول در بیان صنایع شعر. باب دویم در بیان عیوب نظم، و این (علم را) علم نقد خوانند، چنانچه علم صنایع شعر را علم بدیع گویند.

خاتمه در بیان معنی قافیه و عدد حروف و أوصاف و ألقاب و ذکر معایب که تعلّق بدو دارد مشتمل بر هفت فصل.

ف 1 در بیان معنی قافیه و حروف و حرکات او. ف 2 در أنواع قَوافی که با هم جمع تواند شد. ف 3 در أوصاف قوافی. ف 4 در بیان قافیه اصلی و معمول. ف 5 در ذکر قافیه شایگان. ف 6 در بیان عیوب قوافی و آن چند نوع است. فصل 7...

ص : 80

فصل هفتم در این نسخه نوشته نشده و کاتب یک روی برگ آخر را نوشته و روی دیگر برگ سفید است. از فصل ششم نیز شاید اندک نقصانی داشته باشد، اگر چه تمام انواع عیوب قوافی را تا قسم دوّم از دو قسم إیطاء که إیطاءِ خَفی باشد داراست و مثال إیطاءِ خفی نیز در نسخه آمده است.

کاشفی در این کتاب از دانشمندان و ادیبان بسیار نام می برد و اشعار زیاد از شعرای پیشین می آورد و در فصل 6 خاتمه در مثال ایطاءِ جلیّ از مرحوم خواجه طوسی چنین یاد می کند:

«و حکیم بحقّ و فیلسوف مطلق، نصیر الحقّ و الدّین محمّد الطّوسی، قدس سره در «معیار الأَشعار» ذکر فرموده است...».

نسخه: به خطّ نستعلیق 15 سطری، 74 برگ، و 1 برگ عطف، کاغذ سمرقندی، قطع 13 × 20، عناوین به شنگرف، جلد مقوّایی، نام کاتب و تاریخ ندارد و متعلّق به قرن یازدهم و خالی از اغلاط کتابتی نیست.

«91» بَرْز نامه

(فلاحت _ عربی)

از: فسطوس بن اسکور اسکینه. مترجم: نامعلوم.

کتاب: در علم فلاحت است. گویا از فارسی به عربی ترجمه شده.

آغاز: «بسم. و الاعتصام بکرمه العمیم. هذا نسخه کتاب وضعه فسطوس بن اسکور اسکینه عالم الروم الّذی یسمّی فیلسوفًا، فیما وصف ممّا لا یستغنی عنه الفلّاحون و غیرهم من الناس عن علمه فیما ینفعهم اللّه تعالی به فی معایشهم. و یسمّی هذا الکتاب بالفارسیّه «بَرْز نامه»، و معنی بَرْز نامه «کتاب الزّروع» و قد قدّم علی المقاصد العلامات السّماویّه

ص : 81

الّتی تستدلّ بها علی أشیاء. علامات الهواءِ الصّافی».

انجام: «و لا یزیدن علی عشره أزواج فانّهنّ لا یألفن اذا کثرت، و اللّه أعلم بالصّواب، و قد تمّت الرساله فی أوایل شهر ذی القعده سنه 923 هجریّه».

نسخه: نام کاتب ندارد و تاریخ کتابت ظاهرًا همان اوائل ذی القعده 923 می باشد که گذشت. روی برگ اوّل از «زایچه فرزند اعزّ شیخ محمد» شب دوشنبه 21 جمادی الاخره 949 و تاریخ تولّد دیگری در روز سه شنبه 7 ماه رمضان 950 نوشته شده.

«92» برهان السّداد فی شرح الارشاد

(فقه _ عربی)

از: شیخ محمّد بن احمد، ابن خاتون عاملی.

این کتاب نفیس گزارشی است بر «إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمانِ» آیه اللّه فی العالمین علاّمه حلّی قدس سره که پیرامون آن و دو گزارش دیگر آن در «کنز الفوائد» و «منهج الرشاد» سخن گفته ایم و اینک گزارش دیگر که «برهان السّداد» نام دارد و تا کنون در هیچ جا شناسانده نشده است.

نویسنده دانشمند این گزارش، شیخ محمّد بن أحمد بن نعمه اللّه بن خاتون عاملی، از فقهاءِ بزرگ سده یازدهم هجری است.

مع الأسف، گزارش زندگانی این شخص به خوبی روشن نیست و آنچه نگارنده تا کنون به دست آورده است، ذیلًا شرح می دهد.

1 _ خاندان «آل خاتون» چنانکه در «أعیان الشیعه 5: 129» آمده است، از

ص : 82

خاندان های علمی قدیمی جبل عامل، بلکه از قدیم ترین خاندان های آن دیار و پیش از سده هفتم به دانشْ معروف بوده اند. افراد این خاندان از آغاز در قریه «أمیه» جبل عامل که اکنون ویران است بوده، سپس به «عیناثا» و أخیرًا به «جویا» منتقل شده اند. «خاتون» که این خاندان بدو منسوبند یکی از دختران ملوک أیّوبی بوده که به عقد یک نفر از پدران این خاندان درآمده بود.

2 _ نویسنده «ریاض العلماء: ق 108 ب، نسخه عکسی نگارنده» گوید: «ابن خاتون عاملی». این عنوان بر گروهی فراوان از رشته فرزندان خاتون اطلاق می شود، به حدّی که غالبًا برخی به برخی دیگر اشتباه می شوند.

3 _ نام و شرح حال جمعی از این خاندان در «روضات الجنّات 1: 182 _ 193» در متن و تعلیقات نگارنده این فهرست، ضمن ترجمه شیخ أحمد ابن خاتون آمده است.

4 _ چند تن از این خاندان به نام شیخ محمّد ابن خاتون شهرت یافته اند که مع الأسف شرح حال آنان در کتب تراجم نوعًا با یکدیگر اشتباه شده است و از میان آنان دو تن از همه بنام تر و دانشمندترند:

نخست: شیخ محمّد بن احمد بن نعمه اللّه بن خاتون، صاحب «برهان السداد» جای گفتگو.

دوّم: شیخ شمس الدین ابوالمعالی محمّد بن علی بن أحمد بن نعمه اللّه بن خاتون که برادرزاده شخص سابق و از شاگردان و راویان شیخ بهاءالدین محمّد عاملی قدس سره بوده و کتاب «اربعینِ» وی را ترجمه و شرح کرده و «ترجمه قطب شاهی» نامیده است. وی در حیدرآباد می زیسته و همانجا درگذشته است. شرح حالش در «أمل الأمل: 28» و مواضع دیگری موجود است که در تعلیقات «روضات الجنات 1: 189 _ 190» یاد

ص : 83

کرده ایم. شیخ حرّ _ رضوان اللّه علیه _ کتابی به عنوان «شرح الارشاد» به او نسبت داده و نیای گرامی، صاحب «روضات: 189» و شیخ ما صاحب «ذریعه 13: 80 ش 257» _ رحمه اللّه علیهما _ نیز تنها به استناد أمل الأمل از آن یاد کرده اند. لکن به گمان ما، نسبت «شرح ارشاد» به مترجم اربعین از اشتباهاتی است که در اثر تشابه اسمی این دو تن رخ داده است.

در «أمل الأمل: 27» و از آنجا در «روضات 1: 199» شخصی به عنوان: «الشیخ محمّد بن خاتون العاملی العیناثی. کان فاضلًا صالحًا فقیهًا معاصرًا، توفّی فی بلادنا» یاد شده است که ظاهرًا مقصود همان صاحب «برهان السداد» است، و اللّه العالم.

5 _ صاحب «برهان السداد» به نحو اجمال در «روضات 1: 190 _ 191» ذیل عنوان شیخ جمال الدین ابوالعباس احمد بن شمس الدین محمّد بن علی بن محمّد بن محمّد بن خاتون عاملی نیز مذکور و ترجمه عبارت آن چنین است: امّا شیخ محمّد بن شیخ شهاب الدین أحمد بن نعمه اللّه بن خاتون، همان است که میرزا ابراهیم حسینی همدانی از او اجازه روایت دارد و من صورت اجازه او را در اجازات «بحار» دیده ام، و طریق روایت او در این اجازه منحصر است به پدرش شیخ شهاب الدین احمد، از جدّش شیخ نعمه اللّه، از شیخ علی کرکی. و نیز سید ماجد مجتهد بحرانی «استاد فیض» _ أعلی اللّه مقامهما _ از شیخ محمّد مذکور به همان طریق روایت می کند، چنانکه در «بحار» یاد شده است. پایان کلام روضات.

نگارنده این فهرست در حاشیه «روضات 1: 81» در شرح حال سیّد ظهیرالدین ابراهیم بن میرزا حسین حسینی همدانی چنین توضیح داده است که نسخه اجازه شیخ محمّد برای سیّد مذکور در «بحارالأنوار 25: 121 _ 122» موجود و تاریخ آن روز

ص : 84

جمعه 14 محرم 1008 و در مکّه معظمه نوشته شده است.

و در حاشیه ص 184 نیز استظهار نموده است که شیخ جمال الدین ابوالعباس أحمد «صاحبِ عنوانِ در روضات» را فرزندی بوده به نام نعمه اللّه و وی را فرزندی بوده به نام شیخ احمد که هر دو شیخِ اجازه مولانا عبداللّه بن حسین شوشتری بوده اند و این شیخ محمّد صاحب «برهان السداد» فرزند شیخ احمد بن نعمه اللّه مذکور و شیخِ اجازه سیّد ظهیرالدین ابرهیم است.

و هم در حاشیه ص 191 چنین نوشته ایم که شیخ محمّد از مشایخ اجازه سید حسین ابن حیدر بن قمر حسینی کرکی عاملی نیز بوده و سید مذکور در یکی از اجازات خود _ که در روضات ضمن شرح حال شیخ بهائی از آن نقل کرده اند _ هفتمین شیخ اجازه خود را همین شیخ محمّد قرار داده و گوید: «و سابعهم: الشیخ الفاضل الفقیه محمّد بن احمد بن نعمه اللّه بن خاتون العاملیّ صاحب شرحی «الارشاد» و «الألفیّه» و کتاب «الأنموذج فی المنطق و الحکمه الطبیعی و الإلآهی» و غیرها».

مرحوم سیّد ماجد بحرانی نیز چنان که در عبارت روضات گذشت از شیخ محمّد روایت می کند. وی در اجازه ای که برای امیر فضل اللّه دست غیب نگاشته، گوید: «و عن شیخنا عمده الفضلاءِ المتفقّهین و اُسوه العلماءِ المتنبّهین الشیخ محمّد بن المقدّس الشیخ أحمد بن الشیخ الجلیل الشیخ نعمه اللّه بن خاتون، عن أبیه، عن جدّه، عن شیخنا... علیّ بن عبدالعالی الکرکی».

صورت این اجازه نیز در «بحار الأنوار 25: 139» ضبط شده است.

در کتابخانه آستان قدس رضوی، قطعه ای از «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی قدس سره موجود و در پایان آن این عبارت به خطّ صاحب «برهان السداد» دیده می شود: «أنهاه _ أدام اللّه تعالی توفیقه _ ... قرائهً و تحقیقًا و إتقانًا و تدقیقًا و بحثًا عن مشکلاته...

ص : 85

و ذلک بمکّه المشرفه، ثالث عشر جُمادی الأخره 1009، و کتب... محمّد بن أحمد ابن نعمه اللّه بن خاتون العاملی...». فهرست رضویّه 1. فصل 4: 23.

نیز در خزانه رضویّه نسخه ای از «حاشیه ألفیّه شهید» از شیخ محمّد مذکور موجود است که به خطّ خود نگاشته و نسبش را در پایان نسخه «محمّد بن أحمد بن نعمه اللّه بن خاتون العاملی» یاد کرده و در جَنب نسبِ مذکور این عبارت دیده می شود: «ثمّ انتقل منه _ سلّمه اللّه _ علی وجه الهبه إلی أقلّ عباداللّه محمد بن علی نعمه اللّه الشهیر بابن خاتون العاملی، سنه 1039». رجوع شود به «اعیان الشیعه 43: 266» «فهرست رضویّه 2:46». محمّد بن علی نامش در معرّفی نسخه خواهد آمد.

از عبارت منقول در بالا روشن می شود که صاحب «برهان السداد» تا سال 1039 در قید حیات بوده است.

* * *

بیش از این چیزی از شرح حال و آثار این دانشمند معلوم نگردید و چنان که گفتیم تا حال نسخه ای از کتابِ «جای گفتگو» در جایی شناسانده نشده است، تنها جایی که از این کتاب یاد شده است، اجازه سید حسین کرکی است که در بالا عبارت آن را نقل کردیم، سپس صاحب «ذریعه 13: 79 ش 255» نیز تنها به استناد همان اجازه کتاب را عنوان نموده اند.

مع الأسف نسخه ما ناتمام و تا مقصد پنجم «صلوه میّت» بیشتر نیست و معلوم نشد که شارح موفق به اتمام کار خود شده یا تا همین مبحث بیشتر ننوشته است.

آغاز: «بسم... اللّه کافی من توکّل علیه. الحمد للّه الّذی منّ علی عباده بالتکلیف، فجعله لأحوالهم فی المعاش نظام الانتظام، و سببًا فی المعاد لنیل السعاده الأبدیّه فی دار السلام، علی سبیل الاستحقاق المقارن للإجلال و الإعظام، و تفضّل ببعث الأنبیاءِ الکرام

ص : 86

و نصب الأوصیاءِ العُلّام، ألطافًا فیما تناله أیدی العقول و الأوهام... أمّا بعد، فإنّ علم الفقه عمادُ هذا الدین الأحمدیّ کما نصّ علیه الرسول الأمین، و استفراغ الوسع فی تحصیله علی سبیل الاحاطه بمجمله و تفصیله فرضٌ علی التعیین... ثمّ لمّا کان الکتاب الموسوم ب_ «ارشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان» من تصانیف الشیخ الأعظم و الإمام الأکرم... أبی منصور الحسن بن المطهّر... أحسن ما صنّفه علماؤنا الماضون فی فنّه من مطوّل و موجز و متوسط ترتیبًا، و أتمّ ما ألّفه سلفنا الصالحون... تنقیحًا و تهذیبًا؛ توفّرت الدواعی علی شرحه.

فشرحته شرحًا قیَّد من عباراته المطلق، و فتح من أبواب اشاراته المغلق، و بیّن مقاصده و تمّم فوائده، سلکت فیه بین نهجی الإیجاز و الإکثار، تجافیًا عن ملل الإسهاب و خلل الاختصار... علی أنّی معترفٌ بما أنا علیه من قلّه البضاعه و قصر الید فی الصناعه... هذا مع ضیق المجال و تشتّت البال برمد الأیّام و نکد الدهر و معانده أرباب الضلال.

و کان إنشاء الخاطر له بمکّه المشرّفه المنوّره المحروسه الموقّره، حین منّ اللّه علیَ بمجاوره بیته العتیق، فحصل لی به أنس الرفیق و همّه التوفیق. و ذلک عام 1002 من الهجره النبویّه و النقله المحمدیّه الأحمدیّه. و سمّیته «برهان السّداد فی شرح الإرشاد».

أقول و باللّه أعتصم ممّا یصمّ، و هو حسبی و نعم الوکیل: قال المصنّف _ قدّس اللّه روحه و نوّر ضریحه _ : بسم اللّه الرحمن الرحیم. اقتداءً بالکتاب العظیم و عملًا بقول النبیّ الکریم...».

انجام: «و یمکن أن یکون هذا إشارهً إلی التفویض إلی اللّه تعالی و الرضا بالواقع، کیف کان، فانّه لمّا رأی المیّت و علم أنّ اللّه سبحانه اختار موته و حیاه الرائی رضی بفعل اللّه و قضائه؛ حمد اللّه فقال: الحمد للّه الّذی أحیانی فانّه اختار حیاتی و لو اختار موتی

ص : 87

لأماتنی فالحمد للّه علی ذلک. و هذا من أعلی درجات الإیمان. و ربّما فُسّر المخترم هنا بالهالک علی غیر بصیره، و المعنی علی هذا ظاهرٌ من غیر تکلّف إلی شیء ممّا ذکر».

نسخه: دارای 166 برگ، برگ یکم عطف و سفید است، روی برگ 2، نام کتاب و مؤلّف _ مانا به خطّ خود او _ چنین نوشته شده است:

«کتاب برهان السّداد، فی شرح الارشاد. تصنیف العبد الفقیر إلی عفو اللّه: محمّد بن أحمد بن نعمه اللّه بن خاتون العاملی. عامله اللّه بلطفه الخفیّ و أجراه علی عواید برّه الحفیّ، بجاه محمّد الأمین و آله الأکرمین».

در گوشه همین صفحه، شیخ محمد بن علی بن احمد ابن خاتون، برادرزاده مؤلّف تملّک خود را نوشته بوده که مع الأسف جمله هایی از آن در صحّافی ضایع شده و آنچه باقی مانده این عبارت است: «خاتون العاملی. عفی عنه». مهر: «الواثق باللّه [ظ[ الغنی: محمد بن علی، الشهیر بابن خاتون العاملی».(1) نیز روی همین صفحه: «هو. من عواری الزمان عندی و أنا العبد عبدالنبیّ النباطیّ». أیضًا: «کتاب شرح الارشاد شیخ محمد خاتون، به خط نسخ 26 سطری». أیضًا: «بیاد آقا رضا خرید نموده شد».

کاغذ فستقی، جلد تیماج سرخ دارای تُرنج، آستر تیماج قهوه ای، صحّافی و تعمیر شده، خطّ نسخ 26 سطری، متن «ارشاد» و پاره ای از عناوین در هامش به شنگرف نوشته شده، بالای رؤوس مطالب نیز به شنگرف خط کشیده شده است. قطع 20 × 30، متن

ص : 88


1- 1) روی برگ نخست یک نسخه کتاب «الذریعه» تألیف سیّد مرتضی علم الهدی _ علیه الرحمه _ این تملّک نوشته شده است: «قد اتّفق التصرّف فیه لأقلّ العباد محمد بن علیّ الشهیر بابن خاتون العاملیّ بمحروسه قزوین من شهور سنه 1027». چند سال بعد نسخه به ملکیّت مرحوم محقّق سبزواری صاحب «خلافیّه. ش 372» درآمده و در بالای همان صفحه نوشته است: «دخل فی نوبه تصرّف الفقیر محمّد باقر السبزواریّ». سپس نسخه نسل به نسل تا اوائل سده چهاردهم در خاندان محقّق سبزواری _ که کم کم به شیخ الاسلام مشهور شدند _ باقی بوده است تا در ماه شوّال المکرّم 1383 به دست این جانب رسید.

11 و نیم × 22. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. مانا که نسخه به خطّ مؤلّف باشد و چنان که گفتیم نسخه ما مشتمل بر شرح کتاب طهارت و صلوه است و تا مقصد خامس منَدوبات صلوه که در نماز میّت است، رسیده و به شرح جمله «و الدعاء عند المشاهده» خاتمه یافته است.

برهان الصادقین: دیباجه برهان الصادقین

«93» البشارات بشارات الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: آقا میرزا ابوالمعالی کرباسی «متوفی 1315» فرزند مرحوم حاج محمد ابراهیم کرباسی اصفهانی، علیهما الرحمه.

کتاب: در سه مجلّد کلان است. دو مجلّد در مباحث الفاظ و مجلّد سوم در ادلّه عقلیّه و خاتمه ای در نصایح. تاریخ ختم مجلّد سوّم(1) نیمه اول سده سیزدهم نزدیک

ص : 89


1- 1) یک نسخه از مجلّد سوّم این کتاب در اصفهان نزد خاله زاده گرامی، آقای میرزا محمّد کلباسی فرزند مرحوم آقای حاج میرزا ابوالهدی به نظر راقم سطور رسید که عینًا دارای مختصّات نسخه ما و هم در چند موضع دارای خطوط شخص مؤلّف است. از جمله وقف نامه نسخه که در ظهر آن نوشته اند: به تاریخ عید غدیر 1292. تاریخ ختم تألیف از آن نسخه می باشد و آنجا در پایان کاتب خود را محمدباقر بن محمدحسن که از کاتبان بنام اصفهان بوده معرّفی کرده، و تاریخ ختم کتابت آن مجلّد را روز پنجشنبه از سال 1289 قید نموده است. بنا به اظهار آقای میرزا محمد کلباسی یک مجلّد دیگر از بشارات در کتابخانه شخصی آقای حاج سید مصطفی صفائی خونساری در قم بوده که محتمل است مجلّد دوّم این دوره باشد. شایان توجّه این که مؤلّف خودْ در خاتمه مجلّد سوّم تصریح نموده که از تألیف این کتاب هنگامی فراغت یافته که سنّش مشرف به چهل بوده، و تاریخ تولّد مؤلّف را فرزندش در «البدر التمام» به سال 1247 ذکر کرده، پس ختم تألیف در حدود 1287 می شود و از وضع این دو مجلّد که به نظر رسیده به خوبی پیدا است که مؤلّف تا اواخر عمر مشغول به تصحیح و تنقیح و تکمیل کتاب خود بوده است. رضوان الله علیه و علیهم.

چهل سالگی مؤلّف.

نسخه: مجلّد اوّل است شامل مقدّمه ای در تعریف علم اصول تا آخر مبحث مفاهیم. دیباچه ندارد و از آغاز مطلب شروع شده. نسخه بسیار مرتّب و تمیز و با خطوط عالی استنساخ شده. مرحوم حاج میرزا ابوالهدی (کلباسی) فرزند مؤلّف نیز آن را به دقّت تکمیل و تصحیح فرموده است. ظهر نسخه تملّک مرحوم حاج میرزا قوام رشتی اصفهانی به تاریخ 5 ربیع دوّم 1332 و مهر او «الراجی قوام الدین بن عبدالرزاق» هست.

«94» بصائر الدرجات

(حدیث _ عربی)

از: شیخ محمد بن حسن صفّار قمی، علیه الرحمه.

کتاب: مجموعه احادیثِ راجعه به علوم و فضائل آل محمّد _ صلوات اللّه علیهم _ است در ده جزء. شامل 189 باب (چنان که در نسخه ما شماره گذاری شده). و این نسخه کامل و کبیر بصائر است. کتاب ضمیمه «نفس الرحمن فی فضائل سلمان» و هم جداگانه به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ پیرمحمد مقیم بن پیر نورالدین به فشویه قهاب (ظ). تاریخ ختم کتابت: دوازدهم ماه رجب 1093. در پایان نسخه تاریخ مقابله بیستم محرم 1059 یاد شده و تصحیحات اوائل نسخه به خطّ مرحوم علاّمه مجلسی مولانا محمّدباقر بن محمّدتقی به نظر می رسد. نسخه از کتابخانه خانوادگی است.

«95» بصائر الدرجات

(حدیث _ عربی)

از: شیخ محمد بن حسن صفار قمی.

ص : 90

نسخه: مشتمل بر چهار جزء، و مانا که اختصاری است از نسخه کامل بصائر، و صاحب «کشف الحجب» تنها از همین مختصر یاد کرده است.

کاتب: محمّد شریف بن محمّد قائمی. تاریخ ختم کتابت جزء دوّم: روز دوشنبه دهم ذیقعده 1059، و تاریخ ختم کتابت جزء سوّم: ذی الحجه همان سال، و جزء چهارم: روز سه شنبه دوم جمادی....

بقیّه تاریخ در اثر بریدگی برگ آخر محو شده است. در برخی جاها حواشی مختصری با رمز «ا ه_ م سلّمه اللّه» که گویا مقصود ابراهیم است، دیده می شود.

ظهر نسخه نام کتاب و مؤلّف و کاتب به خطّ و امضاء و مهر کاتب نوشته شده. همچنین تاریخ تولّد شخصی به نام محمدتقی در یکشنبه غرّه ربیع یکم 1138 (1139 ؟)، و در ظهر برگ آخر تاریخ تولّد فاطمه ملقّب به خانمی در شب پنجشنبه 26 شوّال 1151.

«96» بُِغیه الطالب فی معرفه المفروض و الواجب

(فقه و عقائد _ عربی)

از: شیخ جعفر بن خضر جناجی نجفی کاشف الغطاء، علیه الرحمه.

کتاب: رساله مختصری است برای استفاده مقلّدین و شامل دو مطلب است. اوّل در اصول عقائد به طور ایجاز در سه چهار برگ. دوّم در مباحث طهارت و صلوه مبنی بر ذکر فتوای محض.(1)

نسخه: به خطّ اسمعیل بن حاجی محمد تفلیسی. تاریخ ختم کتابت: نهم صفر

ص : 91


1- 1) توضیحًا نام کتاب در این نسخه «غنیه الطالب» آمده: [و سمّیتها بغُنیه الطالب...]، لکن در کتب و فهارس همه جا «بُِغیه الطالب» ضبط کرده اند. از این کتاب شریف چند نسخه دیگر نیز در اینجا موجود است.

1218 در یزد.

«97» بهجه الحدائق

(شرح نهج البلاغه _ عربی)

از: سیّد علاءالدین محمّد بن أبی تراب گلستانه، علیه الرحمه.

کتاب: شرح «نهج البلاغه» سیّد رضی موسوی _ أعلی اللّه مقامه _ است که در آن مجموعه ای از خطب و نامه ها و کلمات قصار حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را گرد آورده. این شرح، شرح صغیر شارح است که بعد از شرح کبیر خود «حدائق الحقائق فی شرح کلمات کلام اللّه الناطق» نگاشته است. منتخبی از شرح صغیر در هامش برخی از چاپ های قدیم نهج البلاغه به طبع رسیده.

نسخه: تقریبًا ثلث اوّل کتاب است و کاتبِ دو ثلث این نسخه، مجتهد بزرگْ مرحوم حاج سیّد حسین بن العلاّمه الکبیر حاج میر ابوالقاسم موسوی، نیای اعلای خاندان نگارنده این فهرست می باشد که در روز پنجشنبه سلخ (یا 29) ماه شعبان 1135 از نوشتن آن فراغت یافته و بقیّه را حفید گرامی ایشان مرحوم آیه اللّه حاج میر سید محمّد برادر دانشور امام مجدّد صاحب «روضات الجنّات» استنساخ کرده و در 13 ربیع دوّم (1283) آن را به پایان رسانیده اند، رحمه اللّه علیهم اجمعین.

«98» بهجه المَباهج

(تاریخ و مناقب _ فارسی)

از: شیخ ابو سعید (ابو علی. خ) حسن بن حسین معروف به شیعی سبزواری، رحمه اللّه.

کتاب: تلخیصی است از «مَباهج المُهج فی مَناهج الحُجج»، تألیف مرحوم قطب الدین کیدری شارح «نهج البلاغه»، در مناقب و معجزات و احوال چهارده معصوم صلوات اللّه و سلامه علیهم.

ص : 92

نسخه: چند برگ از اوّل و حدود هشت برگ از آخر ناقص است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد. ظاهرًا در قرن 10 _ 11 نوشته شده، اثر تصحیح و مقابله و هیچ امتیازی ندارد و مغلوط است.

«99» البهجه المرضیّه فی شرح الالفیّه

(نحو _ عربی)

از: جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی.

کتاب: شرح مزجی «ألفیّه» ابن مالک است و مکرّر به طبع رسیده و مشهور است.

نسخه: به خطّ نیای بزرگوار، مرحوم آیه اللّه حاج میر سیّد علی موسوی مجتهد چهارسوقی فرزند مرحوم آیه اللّه حاج میر سیّد محمد، برادر معظّم امام مجدّد صاحب روضات، رضوان اللّه علیهم.

تاریخ ختم کتابت: 1269. مهر کاتب: «علی ابن محمد الموسوی». کاتب معظّم، حواشی بسیار از کتب گوناگون در این نسخه آورده. حواشی دیگری نیز از والد ماجد این حقیر، آیه اللّه آقا میرزا سیّد محمدهاشم بن آیه اللّه میرزا سیّد جلال الدین روضاتی در نسخه هست.

«100» کتاب البیان از اوّل طهارت تا آخر صوم

(فقه _ عربی)

از: شهید اوّل، محمّد بن مکّیّ العاملی، أعلی اللّه مقامه.

آغاز نسخه که افتادگی دارد: «النیّه مقارنه لغسل الرأس او متقدّمه».

برخی اوراق حاشیه هایی منقول از مواضع متفرّقه دارد.

ص : 93

نسخه: به خطّ عبدالعالی بن احمد بن مفلح. تاریخ کتابت: آخر نهار یوم السبت خامس (ظ) شعبان 857.

«101» پنجاه موعظه

(مواعظ _ فارسی)

از: نامعلوم.

کتاب: در سرآغاز آن چنین معرّفی شده: «امّا بعد بدانکه این پنجاه موعظه است از خداوند رحمن به حضرت موسی بن عمران _ علیه السلام _ بدون واسطه جبرئیل علیه السلام و ترجمه آن به فارسی نوشته شده. موعظه اول».

نسخه: به خطّ عبدالوهّاب لنجانی. تاریخ ختم استنساخ: 1276. در هامش پایان نسخه چنین نوشته شده: «بنده خاطی عاصی حسین الموسوی البربری به دقّت تمام این کتاب را مقابله نمودم و مظنون الصّحه شد، عمل باین صحیح است برأی مجتهدم، توقّع دعاء دارم از عاملین این کتاب در حال حیوه و بعد از مماتم». مهر «عبده حسین الموسوی».

این شخص در ذیل عنوان «رساله عملیّه آقا میر سید حسن مدرّس» نیز یاد شده است. مهر والد ماجد معظّم نویسنده این فهرست، «محمّد هاشم بن جلال الدّین الموسویّ» ظهر نسخه هست.

«102» التّبصره

(فقه _ عربی)

از: آیه اللّه العظمی الشیخ محمّدتقی ابن الحاجّ محمّد رحیم ایوان کیفی اصفهانی.

کتاب: در مَباحث فقه استدلالی است و چنان که کاتب این نسخه در پایان آن نوشته مشتمل است بر ابواب طهارت و صلوه و بیع و زکوه، یعنی تمام مقداری که تألیف شده

ص : 94

است. این کتاب شریف در «الذیعه 16: 283 ش 1228» به عنوان «الفقه الاستدلالیّ»، نه به نام «التبصره» یاد شده است.

نسخه: به خطّ «سمیّ تاسع الأئمّه» یعنی محمّد تقی، و در روز آدینه دهم جُمادای دوّم 1281 از آن فراغت یافته و تنها شامل کتاب طهارت است، همانند نسخه ناقص دیگری که دیده شد.

اوراق پراکنده اصل خطّ نیای اعلی، مصنّف بزرگوار _ علیه الرحمه و الرضوان _ نیز در دست است.

«103» التبصره الجلیّه و التذکره الحسامیّه فی المسائل المهمّه الرّضاعیّه

(فقه _ عربی)

از: حُسام الدین بن جمال الدین طریحی نجفی مسلمی، علیه الرحمه.

ایشان برادرزاده صاحب «مجمع البحرین» و از رجال علمی خاندان گرامی طریحی نجفی بوده و در «روضه نضره: 135» به اختصار و در «کواکب منتثره: 157 _ 158» به تفصیل، یاد شده است. نیز رجوع به «فهرست گلپایگان: 168 _ 169» شود.

کتاب: پیرامون آداب رضاع «شیر دادن طفل» و مسائل فقهی و حدیث های وارده در آن باب است.

نسخه: به خطّ جانعلی بن احمد خویی تبریزی. تاریخ ختم کتابت: روز یکشنبه اخیر ذیقعده 1150 در دارالعلم شیراز. حاشیه های شخص مؤلّف در حواشی نسخه آمده است.

«104» التِّبیان فی إعراب القرآن

(علوم قرآنی _ عربی)

از: ابوالبقاء محبّ الدین بن عبداللّه عکبری (متوفی 616).

ص : 95

کتاب: در إعراب و ترکیب آیات قرآن کریم است و معروف و مشهور به «ترکیب ابی البقاء».

نسخه: چند برگ از آخر ناقص است و ظاهرًا در قرن 11 نوشته شده و دارای آثار مقابله و تصحیح است.

آغاز: «بسم. الحمدللّه الذی وفّقنا لحفظ کتابه و وقفنا علی الجلیل من حکمه و أحکامه».

انجام موجود: «قوله نار اللّه، أی هی نار اللّه... و یجوز أن یکون حالًا من المجرور».

«105» تجرید العقائد

(کلام _ عربی)

از: خواجه نصیرالدین محمّد، محقّق طوسی، أعلی اللّه مقامه.

نسخه: خطّ نسخ خوب. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. ظاهرًا در أوائل سده دوازدهم نوشته شده است.

«106» تحریر الأحکام الشّرعیّه علی مذهب الامامیّه

(فقه _ عربی)

از: آیه اللّه علاّمه حلّی ابومنصور جمال الدین حسن بن یوسف حلی (متوفی 726) أعلی اللّه مقامه.

نسخه: کامل است و مشتمل بر چهار قاعده.

قاعده اوّل در عبادات تا آخر جهاد.

قاعده دوّم: در عقود تا آخر نکاح. در این موضع کاتب نوشته است: «... تحریر الأحکام فی شرایع الاسلام...» و نام خود را حسین بن مرتضی حسینی و تاریخ استنساخ

ص : 96

را سلخ جُمادای دوّم 982 نوشته.

قاعده سوّم: در ایقاعات از فراق (طلاق) تا آخر أطعمه و أشربه و در پایان، کاتب نام خود را حسین بن مرتضی بن همام الدین حسینی و ختم استنساخ را روز یکشنبه 18 ذی القعده 986 نوشته.

قاعده چهارم: از میراث است تا آخر دیات. در پایان این عبارت است که عینًا نقل می شود: «فرغ المصنّف من کتابته سنه سبع و تسعین و ستمائه الهجریّه. قد وقع الفراغ من تحریر «تحریر الاحکام فی مسائل الحلال و الحرام» فی العشر الثانی من الشهر الثالث من الثلث الثالث الداخل فی العام السّابع من العشر التّاسع المتمّمه للألف، حرّره ابن مرتضی بن همام الدین حسین الحسینی، غفر اللّه...».

در پاره ای مواضع مختصر حواشی متفرقه دارد. روی برگ اوّل تملّکِ «محمد اشرف الاصفهانی» و مهر او و تملّک گنجعلی «ابن مرحوم لطف علی بیکا تو شمالباشی» و مهر او و تملّک و مهر پدرش «ابن نجف قلی بیک ناظر بیوتات لطفعلی توشمال» غفر الله ذنوبهما به تاریخ شهر جمادی الاولی 1088 و مهر او «لطف علی است در دو جهان دستگیر ما 1078»، دیده می شود.

«107» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد سوّم، از نکاح تا أطعمه و أشربه و مجلّد چهارم، از میراث تا دیات و جمعًا دارای دویست و بیست برگ است.

در پایان کتاب نکاح این چنین است: «تمّ الجزءُ الثانی من کتاب تحریر الأحکام الشرعیّه علی مذهب الإمامیّه، بحمد اللّه تعالی و منّه، علی ید مصنّفه حسن بن یوسف بن مطهّر، فی مستهلّ جُمادی الأخره سنه إحدی و تسعین و ستمائه و یتلوه فی الجزء الثالث

ص : 97

منه [الکلام] فی الایقاعات، و الحمد للّه».

تاریخ پایان تألیفِ جلد سوّم در ماه صفر 697، و چهارم در هشتم شوّال 697.

کاتب: عبد علیّ بن علاءالدین بن عبدالرحمن بن ح_ل_اره النّصریّ «به نون». ختم کتابت جلد سوّم: روز آدینه 14 جُمادای دوّم 854، و جلد چهارم در همان سال، بی ذکر روز و ماه.

در اوّل و آخر نسخه، روی چندین برگ عطف و بدرقه، یادداشت های فراوان به خطّ کاتب نسخه و سیّد مُساعد بن حسن بن مخزوم الحسینی و فرزند گرامی او سیّد حسین بن مساعد(1) و کسان دیگر نوشته شده، و از جمله شهادتی است به تاریخ پنجشنبه 6 ذی القعده 874.

همچنین تاریخ تولّد سیّد حسین بن مساعد، در روز آدینه 18 جُمادای یکم 868، به خطّ پدرش، مکرّرًا در سه موضع. و تاریخ تولّد سوّمین خواهر ابوینی او؛ فاطمه، روز چهارشنبه ششم جُمادای یکم 875، و برادر ابوینی آن دو، به نام محمّد در شب آدینه نهم ماه رمضان 883، همه به خطّ پدرشان سیّد مساعد، لیکن بعدها روی برخی نام ها را خط زده اند.

همچنین مطالبی منقول از «ذخیره العالم و بصیره المتعلّم، للسیّد المرتضی، ره» و از «رساله فی تفسیر قولهم فی باب الزکاه: شرط الضمان إمکان الأداءِ و الاسلام» که محمّد ابن المطهّر (لابدّ جناب فخر المحقّقین) برای فرزندش یحیی در هشتم محرّم 700 نوشته است.

ص : 98


1- 1) سیّد حسین بن مساعد حسینی حائری، صاحب «تحفه الأبرار»، نسّابه عالم فرزند عالم و از مشایخ اجازه است. شرح حالش به اختصار در «احیاء الداثر 72 _ 73» و «منیه الراغبین 427» و جاهای دیگر هست، و به تفصیل در «جامع الأنساب، بخش چاپ نشده».

اشعار و مطالب گوناگون دیگر نیز در این اوراق هست. همان گونه در سراسر نسخه، حاشیه ها با قید «بخطّه» دیده می شود. همچنین حواشی و منقولات از کتب فقهیِ جناب علاّمه و دیگران _ علیهم الرحمه _ ، نیز حاشیه ای از سیّد حسین بن مساعد روی برگِ 72 با توقیع «ح م»، باز حاشیه ای به خطّ عالم جلیل شیخ حسین بن الحُسام در پشت برگِ 61 با توقیع «حسین بن الحسام» نوشته شده، و ایشان عزّالدین حسین بن زین الدین علیّ بن الحسام عیناثی عاملی مذکور در «ضیاء لامع 49» می باشد.

در ظهر برگ 15 روبروی مسأله «ز _ لو تزوّج حُرٌّ بأمه اثنین» صورت خوابی که جناب علاّمه مصنّف از پدر بزرگوار دیده اند، به خطّ کاتب نسخه، به این عبارت دیده می شود:

«بخطّه: رأیت فی النّوم بعد وفاه والدی _ رحمه اللّه _ کأنّنی أبحث أنا و إیّاه هذه المسئله و نقل الخلاف فیها و أنّ السیّد منع الإباحه هنا و الشیخ جَوّزها. فقلت له أنا فی المنام: الوجه ما قاله السیّد، لأنّ سبب البُضع لا یتبعّض، فلو حلّت هنا لتعدّد السبب بالملک و الإباحه. فقال _ رحمه اللّه _ : هذا غلط! لأنّا لا نقول: یستباح بعضها بالملک، بل هی حرام بجملتها... الإباحه یحصل التحلیل فی الجمیع».

«108» نسخه دیگر

نسخه: جزء سوم و چهارم کتاب است، از اوّل کتاب نکاح تا آخر. نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست و اثر تصحیح و مقابله و حاشیه ندارد.

تعداد اوراق به طوری که در بالای صفحات نوشته شده 328 ورق، و فهرست مباحث در آغاز نسخه آمده است.

ص : 99

«109» تحریر القواعد المنطقیّه فی شرح الرساله الشّمسیّه

(منطق _ عربی)

از: قطب الدین محمد بن محمد رازی معروف به ملاّ قطب تحتانی (متوفی 766).

کتاب: معروف و متداول و مورد بحث و درس طلّاب علوم بوده و مشهور است به «شرح شمسیّه» که مقصود شرح رساله «الشّمسیّه» تألیف نجم الدین عمر بن علی قزوینی معروف به کاتبی است (متوفی 675) و مکرّر با حواشی و تعلیقات گوناگونش به طبع رسیده.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. دعائی روی برگ اوّل به خطّ و امضاءِ محمد کریم دربندی به تاریخ 16 شوال 1181 نوشته شده. احتمالاً این شخص کاتب نسخه است. حواشی گوناگون در همه جا دیده می شود.

«110» تحفه الأبرار المتلفّظ من آثار الأئمّه الأطهار لتنویر قلوب الأخیار

(فقه _ فارسی)

از: حاج سیّد محمّدباقر بن محمد نقی (به ن) موسوی شفتی بیدآبادی، حجّه الاسلام، أعلی اللّه مقامه.

کتاب: مشتمل است بر یک مقدّمه در مسائل اجتهاد و تقلید و سه باب در مقدّمات صلوه و افعال صلوه و خلل و احکام شُکوک. تاریخ تألیف ندارد.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ آخر نسخه، سنه 1248 می باشد. روی برگ اوّل مرحوم آقای حاج سیّد جعفر فرزند گرامی مؤلّف _ علیهما الرحمه _ نوشته اند که این نسخه از

ص : 100

منافع مزرعتین موران و طهرانجی وقف بر طلاب اصفهان گردید بر حسب وصیّت مرحوم بهرام بیک، و تاریخ 20 جُمادای دوّم 1304 می باشد.

«111» تحفه الأخیار شرح مونس الابرار

(مدایح _ فارسی)

از: شیخ الاسلام مولانا محمّد طاهر بن محمّد حسین شیرازی نجفی قمی، علیه الرحمه صاحب «تحفه عبّاسی. ش 116».

کتاب: شرح قصیده رائیّه فارسی هزاربیتی مؤلّف است در مدح امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب علیهماالسلام و ردّ بر صوفیّه و نیمی از آن چاپ شده است.

نسخه: نیمی از آن به خطّ مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین بن محمد مسیح روضاتی، نیای نگارنده این فهرست، و نیمی دیگر به خط کاتب خوش خطّی است که به دستور آن مرحوم نوشته و استنساخ آن ناتمام مانده است.

«112» تحفه الخاقان

(تفسیر _ فارسی)

از: میرزا محمّدباقر (نوّاب _ نوّاب السالکین) لاهیجانی اصفهانی، علیه الرحمه متوفّی سوم ماه شعبان 1248.

نسخه: قسمت اوّل از مجلّد اوّل از پنج مجلّد کتاب است،(1) در أمور عامّه پیغمبران. سرآغاز این جلد را مؤلّف به نام فتحعلی شاه قاجار موشّح کرده است. نام کاتب و تاریخ کتابت به نظر نرسید. لکن پیداست که در زمان مؤلّف (اوائل قرن 13) نوشته شده

ص : 101


1- 1) اول: تفسیر آیات قصص. دوم: آیات احکام. سوم: آیات معارف. چهارم: آیات مَواعظ. پنجم: آیات وعید. «مکارم الاثار 4: ذیل ش 652» و تعلیقات پس از چاپ.

و صفحه اوّل دارای سرلوح معمولی و سایر صفحات جدول کشی شده و اثر مقابله و تصحیح مطلقًا ندارد.

«113» نسخه دیگر

نسخه: جزءِ دوّم از کتاب قصص است. شامل قصّه قارون تا قصّه هاروت و ماروت و بحث امور عامّه پیامبران و علّت بعثت و شمار انبیاء علیهم السلام .

نسخه اصل خطّ مؤلّف است، لکن بی نام و تاریخ.

«114» تحفه الرضویّه

(مناقب _ فارسی)

از: ملاّ نوروز علی بن محمدباقر واعظ مشهدی معروف به فاضل بسطامی.

کتاب: در چهار باب و یک خاتمه است، در احوال حضرت امام علیّ بن موسی الرضا علیهماالسلام و ثواب زیارت آن حضرت و کرامات و معجزات و آداب زیارت و فوائد گوناگون دیگر، به نام محمد شاه قاجار تألیف شده و به طبع رسیده است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. از کتابخانه مرحوم آقای حاج میرزا سید محمدباقر توی سرکانی، و در داخل جلد، تاریخ سفر مشهد خود را به سال 37 _ 1336 قمری ضبط کرده اند.

«115» تحفه السّلطان

(فقه _ فارسی)

از: ملاّ محمّدحسین غُلام، علیه الرحمه.

کتاب: مشتمل بر یک مقدّمه است در تفسیر آیه شریفه وضوء، و فصل اوّل در نقل ادلّه و اقوال علماءِ سنّی و ردّ آنان در همین موضوع، فصل دوّم در افعال واجبی وضوء،

ص : 102

فصل سیم در افعال سنّی وضوء، خاتمه در بیان بعضی از احکام و مسائل وضوء. تاریخ ختم تألیف: شب غرّه ذی الحجّه 1119.

نسخه: به خطّ نسخ زیبای کاظم بن نقی مؤذّن قزوینی. تاریخ ندارد. حواشی محقّقانه ای به امضاءِ «د، ر، عفی عنه» در نسخه هست. صفحه اوّل کتاب دارای یک سرلوح ممتاز و همه صفحات جدول کشی شده است.

تحفه شاهجهانی: حاشیه تهذیب المنطق

«116» تُحفه عبّاسی

(کلام _ فارسی)

از: عالم متبحِّر و فقیه محدّث جلیل القدر آخوند ملا محمد طاهر بن محمد حسین شیرازی أصل، نجفی منشأ، شیخ الاسلام و مقیم قم _ علیه الرحمه _ که همانجا به سال 1100 وفات یافت و در قبرستان قدیم مقابل صحن مطهّر، جنب مرقد زکریَّا بن آدم به خاک رفت. مؤلّفاتش بالغ بر ده جلد است و «تحفه الأخیار» او در سال 1377 به طبع رسید و عموم آثارش نسخه های خطّی است و بعضی از آنها نیز در این فهرست آورده خواهد شد. مانند «حقّ الیقین. ش 352» و «کتاب الأربعین». شرح حالش اجمالاًدر «ریحانه 3: 320» و رساله سعیدیّه در «دومین دو گفتار» این جانب «چاپ اصفهان، 1386» موجود است.

تکمله: تاریخ فوت را که پیشتر 1098 نوشته بودیم، برگرفته از ضبط مرحوم محدّث نوری در دو کتابش «فیض قدسی» و «خاتمه مستدرک» و به پیروی از او در «ذریعه» و «ریحانه» و «روضه نضره» بوده و در کتاب شریف «روضات» تاریخی ننوشته اند. تاریخ درست و دقیق را مرحوم خاتونابادی در «وقائع السنین: 546» در وقائع سال

ص : 103

یکهزار و یکصد تمام، این گونه رقم زده است:

«فوت آخوند مولانا ملاّ محمّد طاهر شیخ الاسلام قم، در هشت ساعتی شب جمعه بیست و سوم ذی قعده سنه هزار و صد هجری. عمر او صد سال بود».

نیز، در سرآغاز نسخه کتاب «حجّه الاسلام فی شرح تهذیب الأحکام» مرحوم آخوند ملاّ محمد طاهر، که سال ها پیش از این در ضمیمه کتاب «ترتیب التهذیب» چاپ لوحی شد، شرح زیر به امضای «فتحعلی، عفی اللّه عنه» نوشته شده است:

«مات _ رحمه اللّه _ فی سنه المائه بعد الألف و دفن _ طاب ثراه _ بقمّ.

طاهر، آن رونق شریعت و دین چون از این خاکدان به آیین رفت

شرع چون شد ز فوت او کاسد عقل گفتا که: رونق دین رفت»

«رونق دین رفت» مطابق است با یکهزار و یکصد تمام.

پس از چاپ شرح حال ملا محمد طاهر در «روضه نضره: 302» ناشرِ «کواکب منتثره: 396» مرحومِ آخوند را در آنجا نیز تجدید عنوان کرده اند، ولی تاریخ در جنب نامش «م 1150» اشتباه چاپ شده و سال 1100 هم پایان سده یازدهم است. برای آگاهی بیشتر از آثار ملاّ محمد طاهر به «فهرست مجلس 23: 320» و «فهرست کتابخانه مرعشیّه 11: ش 4014» رجوع فرمایند.

کتاب: اصول دین است به زبان ساده با دلائل روشن که مؤلّف در مبحث توحید به ذکر عجائب خلقت پرداخته و حکمت های گوناگون نظام طبیعت را شرح داده و از نتائج کائنات سخن گفته و حِکم و فوائد فصول چهارگانه، گردش آفتاب و ماه و بروج، شب و روز، ستارگان، زمین، کوه ها، قوّه کهربا، زیبق، اختلاف شب و روز، عجائب کشتی ها، دریاها، معادن، انواع درختان، گیاه ها، آب ها، حیوانات، وزیدن بادها، ابرها، باران و برف و تگرگ، صاعقه، خلقت انسان، و... هر یک را به تفصیل یا اجمال بیان

ص : 104

کرده و سپس به ذکر دلائل کلامی در مبحث توحید و سایر مباحث پرداخته است.

نیمه اوّل کتاب تنها اختصاص به توحید دارد و در مبحث نبوّت، بیش از دو سه صفحه گفتگو نکرده، وارد امامت شده، در این باره نیز نسبهً به تفصیل سخن رانده و گزیده مَثالبِ أعداء و مَناقب و احوال ائمّه اطهار علیهم السلام را بیان نموده و وارد مبحث معاد شده، و بالاخره شروحی مختصر پیرامون عدد کبائر و مسائل نماز نگاشته و کتاب را خاتمه داده است. عناوین مباحث جزئی کتاب به نحو سؤال و جواب چنین است: [ اگر پرسند که... پس بگو که...].

این کتاب در «ذریعه 3: 452 شماره 5 و 1644» یاد شده و نسخه ای از آن را نزد مولوی ذاکر حسن هندی و نسخه دیگری را در کتابخانه راجه سیِّد محمّد مهدی فیض آبادی نشان داده اند. از نام کتاب برمی آید که آن را برای شاه عباس دوّم نوشته است، همان گونه که پس از آن کتاب «عطیّه ربّانی و هدیّه سلیمانی» را به نام شاه سلیمان تألیف کرد.

آغاز: «بسم... الحمد للّه رب العالمین و الصَّلوه و السَّلام علی محمّد و آله الطاهرین. و بعد، بدان ایعزیز من و آگاه باش که دنیا موضع راحت و محلّ فراغت نیست. بلکه دنیا مزرعه آخرتست.... بدانکه معرفت أصول دین مرتبه اش از همه طاعتها و عبادتها بالاتر است.. و چون رساله ها که درباره معرفت نوشته اند مشکل و دشوار بود در فهم، بنابرین؛ محتاج إله قادر محمد طاهر این رساله را ترتیب داد، و آن را بر عبارات ظاهره و دلائل واضحه بقانونی که از أنبیاء و أئمه معصومین علیهم السَّلام منقولست مشتمل ساخت... و آنرا به «تحفه عبَّاسی» موسوم گردانید..، ای عزیز من: اگر پرسند که اصول دین چند است؟ بگو پنج است... اگر پرسند...».

ص : 105

انجام: «و مشهور اینست که بجای (الحمد) یکبار (سبحان اللّه و الحمد...) کافیست، امَّا احتیاط اینست که تمام سه بار گفته شود. تمَّت الرّساله «التحفه العباسیّه» من تصنیفات مولانا محمّد طاهر القمی... فی تاریخ صفر المظفَّر 1273...».

نسخه: دارای 96 برگ که 4 برگ از اوّل و 3 برگ از آخر نونویس و به خطّ نیای گرامی، عالم متتبِّع محقّق بزرگوار، حجَّه الاسلام حاج میر سیِّد محمّد چهارسویی(1) است به تاریخ ماه صفر 1273، و بقیّه در اواخر قرن 11 یا اوائل قرن 12 نوشته شده. خطّ نسخ 14 سطری، کاغذ اصفهانی و ترمه، عناوین به شنگرف، قطع 13 و نیم × 18 و نیم، جلد تیماج مشکی نو.

«117» تحفه الغریب فی الکلام علی مُغنی اللّبیب

(نحو _ عربی)

از: بدرالدین محمّد بن أبی بکر بن عمر دمامینی، متولّد 863 در اسکندریّه، متوفّی 928 در گلبرجای هند.

کتاب: شرحِ «مغنی اللبیب عن کتب الأعاریبِ» ابن هشام است به «قال _ أقول» و دارای نکات ادبی و تاریخی فراوان ممتازی است، و این دوّمین شرح شارح است که در شهر

ص : 106


1- 1) متولّد 21 محرم 1222 در خوانسار، متوفی 28 ماه رمضان 1293 در اصفهان، مدفون در تکیه مادر شاهزاده، خارج بقعه در بالای سر پدر علامه بزرگوارش مرحوم آیه اللّه حاج میرزا زین العابدین موسوی. در کتابشناسی هیچ یک از علماءِ متأخر این سامان به پایه او نرسیده اند، صدها نسخه خطی در چندین کتابخانه به نظر نگارنده رسیده که تمام یا قسمتی از آنها به خطّ آن مرحوم بوده و بسیاری از آن آثار در همین فهرست ذکر شده است، و ایشان این خصیصه را از پدران دانشمند خود به ارث برده اند. امام مجدّد صاحب «روضات الجنات» از تبحّر و مهارت این برادر دانشور در تألیف کتاب شریف خود استفاده فرموده اند.

نهرواله از بلاد هند به دستور سلطان آنجا نوشته، و به قول «کشف الظنون» در 918 از آن فراغت یافته است.

دمامینی شرح سوّمی هم به صورت مزجی بر مغنی نوشته و چون به حرف فاء از باب اوّل رسیده وفات یافته و همین شرحِ ناتمام و مهمّ است که به سال 1305 در هامش مجلّد اوّل حاشیه مغنی شُمُنّی «المُنصف من الکلام» بدون خطبه و دیباچه چاپ شده است، چنان که در چاپ تصویری قم «حوالی 1405» دیده می شود. امّا در «معجم المطبوعات: 880» که اصل همان یک چاپ را ذکر نموده، آغاز خطبه دمامینی را به چند کلمه آورده که لابدّ از نسخه ای خطّی یا جای دیگری گرفته است.

در چاپ های سنگی تبریز و طهرانِ مغنی که تمام صفحات پر از حواشی گوناگون است، هم از تحفه جای گفتگو و هم از شرح ناتمام دمامینی نقل شده است بدون تعیین و تبیین.

نسخه: یک برگ از آغاز و چند برگ از آخر و قدری از وسط ناقص است و به چند گونه خطّ نوشته شده و به آخر باب اوّل رسیده است. پس نیمه اوّل کتاب می باشد.

«118» التحفه القوامیّه فی فقه الإمامیّه

(فقه، منظوم _ عربی)

از: میر قوام الدین محمّد بن محمّد مهدی حَسنی سیفی قزوینی _ علیه الرحمه _ از علمای بزرگوار بسیار پر کار موفّق با ذوق و سلیقه ممتاز و ذوق شعری فارسی و عربی و همه گونه خطّ خوش به سر حدّ کمال، در تمام دوران شاه سلطان حسین صفوی و نادر افشاری، از خاندان سیفی حسنی قزوینی.

ص : 107

در «کواکب منتثره: 603 _ 605» که شرح حال و آثارش را نوشته اند، تاریخ فوتش را 1150 ذکر کرده اند که مأخذی ندارد و نسبتش را هم آنجا و هم در عنوانِ فرزندش میر عبداللّه (ص 465)، حُسینی نوشته اند که نادرست است و سادات سیفی قزوینی حسنی (بفتح حاء) هستند. همچنان که در نسخه اصیل کتاب مورد بحث و هم به خطّ شریف خود میر قوام الدین در «بیاض محمد شریف بن ملاّ روح اللّه الجیلانی» موجود نزد این حقیر، صریحًا واضحًا «حَسنی» است. و کذلک در نسخه اصیل «اجازه کبیره مرحوم سیّد عبداللّه جزائری» به خط فرزندش مرحوم سیّد بهاءالدین محمّد (ق 122). مع الوصف در اجازه چاپ آقای سمامی حائری (ص 165) در متن «الحسینی» آورده و در حاشیه فرموده اند که: «فی کلا [کلتا] النّسختین: الحسنیّ، و ما أثبتُّه من کتب التراجم»!

کتاب: منظومه ای است در فقه، مشتمل بر چهار رُبع، که در آن کتاب «اللُّمعه الدمشقیّه» شهید اوّل _ رضوان اللّه علیه _ را در شهر قزوین به نظم درآورده و این رباعی که از خود ناظم است و در ذیل فهرست کتابش که در آغاز همین نسخه نوشته شده، مُبیّن شمار ابیات هر ربع از منظومه می باشد، و پس از آن مقدّمه کوتاهی به نثر:

این «تحفه» کزو شود مسائل مفهوم قدرش باشد بر اهل دانش معلوم

از «لمعه منظومه» و «علم منظوم» «فقه منظوم» همچو «عقد منظوم»

1186 1176 1321 1210

نسخه: در کمال نفاست و صحّت است و پیدا است که مؤلّف خودْ آن را به منظور پیشکش به شاه سلطان حسین نویسانده و شخصًا تصحیح کرده و سپس به انواع آرایش ها تزیین و آراسته است. مع الأسف برگ اوّل منظومه را که دارای لوح و تهذیب بوده، در همان زمان ها بریده و برداشته اند با تضییع های دیگر.

ص : 108

در آخرین صفحه، شخص ناظم این چنین نوشته است:

«بلغ قبالاً سنه 1117، و کتب العبد الداعی لدوام الدوله القاهره: ناظم الرساله، حامدًا مصلّیًا مسلّمًا مستغفرًا».

کاتب نسخه: محمد نصیر بن محمد شریف طالقانی. تاریخ استنساخ: 1116.

«119» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ هادی بن مهدی است و در پانزدهم محرّم الحرام 1249 از کتابت آن بیاسوده، و کامل است.

«120» تدبیر المعاش لتحصیل زاد المعاد

(طبّ _ عربی)

از: نامعلوم. (چند کتاب از قبیل «کشف الظنون» و ذیل آن و فهارس برخی از کتابخانه ها را نگاه کردیم، چنین نامی به نظر نرسید.)

کتاب: مختصر مفیدی است در علم طبّ و حفظ الصحّه مشتمل بر یک مقدّمه در تعریف طبّ و شش مقاله و یک خاتمه. در دیباچه این فائده را آورده:

«و ما حکی الثعلبیّ فی تفسیر قوله تعالی «و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا» مِن انّ الرشید کان له طبیب نصر انیّ حاذق فقال لعلیّ بن الحسین بن واقد: لیس فی کتابکم من علم الطبّ شیء و العلم علمان علم الأبدان و علم الأدیان فقال له علیٌ: جمع اللّه الطبّ فی نصف آیه من کتابه و هو قوله «و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا» فقال النصرانی: فلا یروی عن نبیّکم شیء من الطبّ، فقال علیّ: جمع رسول الله صلی الله علیه و سلّم الطبَّ فی کلمات و هو قوله: «المعده بیت الداء و الحمیه رأس کل دواء و أعط کلّ بدنٍ ما عوّدته». فقال

ص : 109

النصرانیّ: ما ترک کتابکم و لا رسولکم لجالینوس طبًّا».

نسخه: به خطّ نستعلیق و یک دو برگ از اوّل و مقداری از آخر ناقص است.

آغاز موجود: «و الارضین و ما فیهنّ خصوصًا فی خلق نفسه».

انجام موجود: «حرف الواو. ورد. أجوده شدید الحمره... ینفع من برد المعده و الکبد و سوء الهضم فاذا».

به علّت نقص نسخه، نام مؤلّف و نام کاتب و تاریخ استنساخ معلوم نشد و نام کتاب در برگ دوم متن موجود است. تاریخ کتابت تخمینًا قرن دهم به نظر می رسد.

«121» تذکره خواصّ الأُمّه فی معرفه الأَئمّه

(مناقب _ عربی)

یا: «تذکره الخواصّ من الأُمّه فی ذکر مناقب الأئمّه». حدود سال 7 _ 1285 ق چاپ شده است، به چاپ سنگی در طهران.

از: شمس الدین ابوالمظفر یوسف بن قزغلی واعظ حنفی معروف به سبط ابن _ الجوزی متولّد 581 یا 582، متوفی 654 در دمشق.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت و اثر تصحیح و مقابله ندارد. این نسخه با نسخه چاپ سنگی مختصر اختلافاتی دارد و اگر چه خود نیز مغلوط است، امّا برای مقابله با چاپی مفید خواهد بود.

«122» تذکره الفقهاء

(فقه _ عربی)

از: آیه اللّه علاّمه جمال الدین حسن بن یوسف بن مطهَّر حلّی (متوفی 726)، رحمه اللّه.

نسخه: جزء 12 و 13 کتاب است از آغاز اجاره تا آخر کتاب الوقف. تاریخ ختم

ص : 110

تألیف جزء 12 چنان که در این نسخه آمده: پنجم شوال 715 در حلّه، و تاریخ ختم استنساخ این جلد: 2 ربیع الاول 1234. تاریخ ختم تألیف جزء 13 در این نسخه: 16 جمادی الاولی 716 در سلطانیّه و این جزء، تاریخ استنساخ ندارد و نام کاتب مطلقًا به نظر نرسید و اثر تصحیح و مقابله و تحشیه و امتیازی ندارد.

«123» ترتیب اختیار الرجال

(رجال _ عربی)

از: ملاّ عنایه اللّه کوپایی اصفهانی، علیه الرحمه.

کتاب: در عنوان «تلخیص الأقوال. ش 181» شرحی پیرامون علم رجال نوشته ایم. یکی از قدیمی ترین کتاب هایی که در این علم تألیف شده، «رجال کشّی» است که آن را «معرفه النّاقلین عن الأئمّه الصّادقین» خوانده اند.

نویسنده این کتاب، ابو عمرو محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشّی از دانشمندان امامیّه و در طبقه مرحوم شیخ کلینی (متوفی 329) بوده است. پس از کشّی، شیخ الطائفه أبو جعفر طوسی قدس سره (متوفی 460)، کتاب او را به سال 456 در نجف اشرف تلخیص و بر هفت جزء تقسیم کرد. تلخیص شیخ به نام «اختیار الرجال» خوانده می شود، لکن چون از اصل کتاب کشّی قرن ها است خبری نیست، اکنون «رجال کشّی» را بر همین انتخاب شیخ اطلاق می کنند، و در کتب رجال نیز آن را به رَمز «کش» مشخّص می نمایند.

پیرامون اصل و منتخب این کتاب در «ذریعه 1: 365 و 10: 141» و «فهرست دانشگاه 2: 482 ببعد» و جاهای دیگر سخن رفته است و چون «اختیار الرّجالِ» شیخ که از زمان خود او مورد توجّه واقع شده ترتیبی در نام راویان نداشت و استفاده از آن بسی

ص : 111

دشوار بود، چند تن از دانشمندانْ به ترتیبِ این کتاب همّت گمارده و در «ذریعه 4: 66» و «فهرست دانشگاه 2: 499» معرّفی شده اند.(1)

از جمله این دانشمندان، مرحوم ملاّ عنایه اللّه کوپایی اصفهانی شاگرد مولانا احمد مقدّس أردبیلی و آخوند ملاّ عبداللّه شوشتری اصفهانی و شیخ بهائی است _ رحمه اللّه علیهم اجمعین _ . وی در رشته علم رجال بسیار رنج برده و کارهای سودمند گرانبهایی به انجام رسانده است. از گزارش زندگانی او جز اندکی که از «روضات الجنات: 403» و آثار خود او به دست می آید، اطّلاعی نداریم و آنچه در «مستدرک الوسائل» و «فوائد رضویّه 1: 342» و «ریحانه الأدب 3: 326» و جاهای پراکنده «ذریعه» و «فهرست دانشگاه» گفته اند، چیزی سوای همان مطالب نیست، چنان که حاج ملاّ علی طهرانی قدس سره نیز در «توضیح المقال: 61 _ تاریخ تألیفش 1299» چند سطری که درباره این دانشمند نوشته به استناد تألیفات رجالی اوست، گوید: «و منهم: المولی عنایه اللّه: کتابه «مجمع الرجال» من أقوی الشّواهد علی عُروجه أقصی مَدارج الفضل و الکمال و زیاده غوره و تعمّقه فی علم الرّجال. و رأیت أیضًا له حواشی علی «نقد الرّجال». و له أیضًا ترتیب النجاشی و الکشّی و الحواشی علیه».

در «روضات: 403» فرماید که: «فاضل ثقه أمین، زکیّ الدّین عنایه اللّه... قهپایی اصفهانی رجالی ملقّب به زکیّ نجفی که أصل و ریشه او و محلّ تحصیلش در نجف أشرف بوده...».

بعد، آثار او را برشمرده، و از بعض أرکان نقل فرموده که او دانشمندی محقّق و در

ص : 112


1- 1) «اختیار الرجال» با غلط های بسیار به سال 1317 به اهتمام مرحوم شیخ علی محلاتی در بمبئی چاپ حروفی شده و بر این کتاب، مرحوم میرداماد (متوفی 1040) تعلیقات فراوانی نوشته است «ذریعه 6: 88». مجدّدًا اختیار و همچنین تعلیقات در این اواخر به طبع رسید.

علم رجال بسیار وارد و دلیر بود. سپس شاگردی او را نزد سه دانشمند یاد شده از «مجمع الرّجال» استنباط نموده و افزوده اند: «وی معاصر أمیر سیّد مصطفی تفرشی صاحب «نقد الرّجال» بود و با او حکایت ها دارد که در اینجا نمی آورم و شاید در ترجمه سیّد به پاره ای از آنها اشارت کنم». اما آنجا هم چیزی یاد نشده است.

از آثار ملاّ عنایه اللّه این کتاب ها موجود و هیچ یک به طبع نرسیده است: 1 _ «ترتیب رجال کشّی» که همین کتاب مورد گفتگو است. 2 _ «ترتیب رجال شیخ طوسی». 3 _ «ترتیب فهرس شیخ طوسی» که از هر دو در «مجمع» یاد کرده. 4 _ «ترتیب رجال نجاشی» که نام همه أشخاص مذکور در آن را چه با عنوان و چه در ذیل عنوان دیگران به ترتیب حروف گرد آورده و از خود نیز تعلیقات سودمند بر کتاب افزوده است. نسخه این ترتیب نزد حاجی نوری و نسخه دیگر نزد آیه اللّه آقا سیّد حسن صدر در کاظمین بوده: «ذریعه 4: 70». 5 _ حاشیه بر «نقد الرّجال». نسخه آن را صاحب «توضیح المقال» دیده است: «توضیح: 62». «ذریعه 6: 228» دیده شود. 6 _ «مجمع الرّجال». قهپایی پس از کوشش هایی که در علم رجال و ترتیب کتاب های آن نمود، کتابی مبسوط و بزرگ به ترتیب دقیق درین علم نوشته و هر چه در کتب رجال سابق بود در اینجا جمع آوری کرده «مجمع الرّجال» نامید و به سال 1016 از تألیف آن فراغت یافت.(1) نسخه أصل این کتاب که به خطّ مؤلّف و پر از حواشی اوست در یک جلد قطور اکنون نزد صاحب «ذریعه» موجود و نویسنده آن را زیارت کرده است. برای توضیح بیشتر رجوع شود به

ص : 113


1- 1) مؤلّف در پایان کتاب از شاه عبّاس اوّل تجلیل کرده و از جمله گوید: «الّذی خصّه اللّه تعالی من بین الملوک بصحیح الاعتقاد و کمال العقل و وفّقه علی إعلاءِ کلمه الفرقه الناجیه...»، و پس از دعای شایسته در حقّ او، تاریخ ختم تألیف را در دارالسلطنه اصفهان در سحر شب دوشنبه 23 جُمادای دوم 1016 نوشته است. رحمه اللّه علیه.

«الذریعه 1: 365 و 4: 65 تا 67 و 6: 228 و 10: 138» و «فهرست دانشگاه 2: 482 ببعد».(1)

«ترتیب اختیار الرجال» را قهپایی بر این روش نوشته که ابتدا پس از دیباچه کوتاهی، عین حدیث های مذکور در أوّل «إختیار» را نقل و سپس شروع به ترجمه ها نموده، کنیه های مصدّر به «ابن» و بعد مصدّر به «أب» و سپس اسامی را به ترتیب حروف ألفبا آورده و ترجمه های کتاب را به یونس بن یعقوب تمام کرده و در پایان، مختصری مشتمل بر نام و نسب مؤلّف و تاریخ اتمام کتاب «ظهر دوشنبه 17 محرم 1011» نوشته است.

«ترتیب» در «ذریعه 4: 66» یاد شده و نسخه خطّ مؤلّف را در کتب موقوفه شیخ عبدالحسین طهرانی در کربلا و نسخه دیگر را در کتابخانه آقا سیّد حسن صدر _ رحمه اللّه علیهما _ نشان داده و فرموده اند که نسخه خطّ مؤلّف مشتمل بر حواشی کثیره ای از خود او و به خطّ او است و در آخر آنها رمز نام خود را «ع» نهاده است.

آغاز: «بسم... الحمد... و بعد؛ لما کان کتاب «اختیار الرّجال» المتجزّی علی سبعه أجزاء للشیخ الأجل... محمد بن الحسن الطوسی... الموضوع لذکر رجال الخاصه «ظ» و بیان حالهم بالرّوایات الوارده فیهم و أقوال المعتمدین فی هذا الفنّ المنتخب من کتاب الشیخ المتقدّم أبی عمرو... الکشّی... فی معرفه الرجال من العامّه و الخاصّه... المشهور بکتاب الکشّی لانتخابه منه؛ غیر مرتب، و کان یترتّب علیه الأمور العظام من الإشتباه فی الرّجال و عدم سهوله تحصیل المطلب و تمام معرفه حاله حیث کانت متفرّقه فیه و غیرها،

ص : 114


1- 1) این کتاب شریف به همّت والای عالم عامل محقّق جلیل حاج سیّد ضیاءالدین علاّمه فانی اصفهانی «متوفی در ماه شوّال 1419» در هفت مجلّد در چاپخانه های اصفهان به طبع رسید و در سال 1388 ق، خاتمه یافت. جزاه اللّه تعالی خیرًا.

تشرّفتُ بترتیبه علی ترتیب حروف الهجاءِ بعین عبارته بغیر تغییر فیها إلاّ ما یلزمه من ذکر کلّ رجل متّصل بآخر فی عنوان بما یخصّ به و التزام ذکر کلّ رجل غیر معنون یُفهم مدحه فی الکتاب من روایه أو قول بعنوان، بل إلتزام ذکر کلّ ما یظهر من ذکره فایده من مدح أو ذمّ فی المحلّ المناسب له؛ إیفاءً لحقّه، و کذلک المذکور بالذّمّ... و أوردت المصدّر بالکنی و الألقاب فیه مقدّمًا مرتّ_بًا لتناسبه للمصدّر بالألف... و أنا العبد عِنایت اللّه بن شرف الدین القهبائی الزکیّ النجفی حامدًا مصلّیًا. حمدویه بن نصیر الکشیّ...».

انجام: «قد تمّ ترتیب هذه النسخه الشّریفه علی حروف الهجاءِ المسمّیه باختیار الرجال للشیخ الجلیل الطّوسی من کتاب الشیخ أبی عمرو.. المشهور بالکشی لانتخابه إیّاه منه، علی ید مرتِّبه أقلّ خلق اللّه تعالی و أحوجهم إلی رحمته عنایت اللّه بن شرف الدین بن محمود بن شرف الدین علی.. القهبائی أصلًا الزّکیّ لقبًا النّجفی توطّنًا، وفّقنی اللّه علی الرّجوع إلیه... فی ضحوه یوم الاثنین سابع عشر شهر محرّم الحرام سنه حادی عشر و الف... ببلده اصبهان... و الحمد للّه.».

* * *

نسخه: دارای 162 برگ به خطوط گوناگون نَسخ و نستعلیق و شکسته 21 سطری. گمان می رود برخی از اوراق به خطّ مؤلّف باشد، و یادداشت هایی که در کنار پاره ای از صفحات هست(1) مؤیّد این گمانست.

روی برگ 1 نام کتاب «منتخب رجال کشّی» و سپس وقفنامه ای به خطّ و مهر محمد کاظم بن مرحمت و مغفرت پناه حاجی میرزا محمد صادق گلستانه الحسنی الحسینی به

ص : 115


1- 1) از این گونه یادداشت ها: «انشاء اللّه تع حدیث... ازینجا زده شود؛ و در ذیل... نوشته شود که خیلی مناسب است».

تاریخ غره صفر 1236 دیده می شود که در آن نوشته: «عالیجناب، فضایل مآب، قدوه المحقّقین، سیّد الفضلائی؛ مقتدی الأنامی؛ مجتهد العصر و الزّمانی حاجی سید محمد باقر(1) زید فضله؛ حسب الوصیّه مرحوم مغفور حاجی میرزا محمد صادق گلستانه وقف نمود این کتاب را با سایر کتب دیگر به نهجی که در ظهر کتب دیگر مرقوم شد است...». مهر: «عبده محمد کاظم بن محمد صادق گلستانه». در همین صفحه تملّک ابوطالب حسینی دیده می شود: «قد شرّفنی اللّه تعالی بتملکه... فی سوق بلدی اصفهان... و أنا ابن حبیب اللّه ابوطالب الحسینی...... ذی الحجّه سنه 1175». مهر: «ابوطالب بن حبیب اللّه الحسینی». ایضًا مهر شخص دیگری: «الموفّق عبده للسّداد محمد علی بن عبدالجواد».

کاغذ اصفهانی، قطع 13 × 19، جلد میشن قهوه ای مقوّایی ضربی، داخل کاغذ گلی رنگ. نام کاتب و تاریخ کتابت در نسخه نیست و عنوان ها عمومًا در هامش نوشته شده است.

ترجمه احقاق الحقّ: إثبات الحقّ

«124» ترجمه ادعیه کافی

(دعاء _ فارسی)

از: میر محمد سلیم بن میر محمد صادق حسینی طالقانی، علیه الرحمه.

کتاب: ترجمه کتاب دعاءِ «کافیِ» شیخ کلینی _ رضوان اللّه علیه _ است در شصت باب.

آغاز: «بسم... امّا بعد، چون بندگان مأمورند که حوائج مشروعه خود را از درگاه الهی به أدعیه مأثوره مسئلت نمایند، و اَدعیه کلینی از جمله ادعیه معتمدٌ علیها

ص : 116


1- 1) حاج سید محمد باقر حجه الاسلام رشتی شفتی بیدآبادی اصفهانی، علیه الرحمه.

است؛ داعی دوام دولت قاهره، میر محمد سلیم ابن میر محمد صادق طالقانی را به خاطر رسید که در این اوراق ادعیه و معنی آن را بیان نماید تا همه کس را از آن بهره آید».

انجام: «تمام شد کتاب دعاء و بعد از او است کتاب فضل القرآن. تمّ کتاب الدعاءِ من الکلینی متنًا و شرحًا علی ید أقلّ السّادات و الطلبه میر محمد سلیم ابن میر محمد صادق الحسینی الطالقانی».

نسخه: نام کاتب و تاریخ تألیف و کتابت ندارد. متن ادعیه با مرکّب و به خطّ نَسخ مشکول و ترجمه در زیر سطور به شنگرف به خطّ نستعلیق نوشته شده، و نسخه به شکل بیاض است و بعید نیست که به خطّ شخص مترجم باشد.

«125» ترجمه أناجیل أربعه

(دینی _ فارسی)

از: میر محمّدباقر بن اسماعیل حسینی خاتونابادی اصفهانی، ملاّباشی «معلّمِ» شاه سلطان حسین صفوی، متولّد 1070، متوفّی مسمومًا در ربیع یکم 1127، مدفون در تکیه خاتونابادی های تخت فولاد اصفهان، صاحب «ترجمه تفسیر علیّ بن ابراهیم. ش 126» و «ترجمه عهدنامه امیرالمؤمنین علیه السلام . ش 140» و «رساله در کفّارات شرعیّه. ش 407». والد ماجدش صاحب «شرح الکافی. ش 516» است.

میر محمّدباقر دارای شخصیّتی کاملاً ممتاز و مقرّب نزد شاه بوده و در سخنوری بر فراز منبر تدریس، بیانی هوش ربا داشته، و آثار چندی را برای شاه و به نام او تألیف یا از عربی به فارسی ترجمه کرده است.

شرح حال و نام آثارش در «کواکب منتثره: 87 _ 89» و «دانشمندان مهدوی: 158:

ص : 117

ش 222» و «زندگینامه علاّمه مجلسی 1: 324» و «مکارم الاثار 1: 112» و «فهرست منزوی 1: 392» و «شهداء الفضیله: 234» آمده است. محدّث قمّی _ أعلی اللّه مقامه _ در کتاب شریف «منتهی الامال 2: 55. چاپ علمیّه اسلامیّه» که خاندان معظّم سادات خاتونابادی را معرّفی نموده، درباره میر محمّدباقر ملاّباشی فرماید:

«... و در مدرسه چهارباغ اصفهان تدریس می فرمود و در سنه (1127) یکهزار و یکصد و بیست و هفت او را به زهر شهید کردند. درتاریخ او گفته شد: آمد جگر از شهید ثالث بیرون (1127 = 223 - 1350)، در تخت فولاد، در جوار والدش، در یکی از حجرات مدفون گشت».

بیفزاییم که گوشه هایی از احوال آن جناب در چند جای «وقائع السنین و الأعوام» دیده می شود، و داستان افول ستاره اقبال او در سال 1127 آمده و بالاخره گوید: «و در شب سه شنبه ششم شهر ربیع الاوّل سنه هزار و صد و بیست و هفت، سه ساعت به طلوع صبح مانده از دنیا رحلت نمود، به آزار ذات الریه، در وقتی که آفتاب در برج حوت بود. اللّهم اغفر له.... و عذّب من سعی فی دمه».

کتاب: ترجمه انجیل های چهارگانه «کُتب عهد جدید» از کتب مقدّس مسیحیان است که میر محمّد باقر به فرمان شاه از نسخه عربی به فارسی ترجمه کرده و خود در حواشی توضیحاتی پیرامون مطالب گوناگون آن اناجیل نوشته است.

تاریخ تألیف: بیستم شوّال المکرّم 1108، دو سالی پیش از درگذشت علاّمه مجلسی أعلی اللّه مقامه و مقامه.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، مانا نسخه ای است که به فرمان مؤلّف برای پیشکش به شاه و با امتیازاتی استنساخ شده است.

ص : 118

دانشمند کوشای روحانی حاج شیخ رسول جعفریان، در سال های «1373 _ 1375 ش» به همّت والای خود کتاب را از روی همین نسخه و یک نسخه دیگر، دوبار در تهران چاپ کردند و مقدّمه مبسوط و ممتّعی بر آن نوشتند.

ص : 119

از مرحوم میر محمّدباقر یک دفتر متفرّقات «بیاض» شکل در دست داریم که در برگ چهارم آن عمود نسب خود را در آغاز جوانی نوشته است. این نسب نامه به این صورت _ غیر از اختلافات جزئی _ دو سه نام در میان اسامی، بیشتر از آنچه دیگران نوشته اند دارد، مانند چند جای «وقائع السنینِ» عمّش میر عبدالحسین، و «الفیض القدسی» و خاتمه «مستدرک الوسائل» لابدّ از همان وقایع، و «منتهی الامال 2: 55» و از آن در «شهداء الفضیله»، و «کواکب منثره: 237» از مشجّرات میر عبدالکاظم، و «مکارم الاثار 1: ش 74» از مستدرک، و «نابغه فقه و حدیث: 247»، و بالاخره «نورالأبصار» به قلم مرحوم آقا سیّد حسین آزاد خاتونابادی، که این هر دو همانند «مکارم» است. و اللّه العالم.

«126» ترجمه تفسیر علیّ بن ابراهیم

(تفسیر _ فارسی)

از: میر محمّدباقر بن اسماعیل حسینی خاتونابادی _ علیه الرحمه _ صاحب «ترجمه أناجیل. ش 125».

کتاب: ترجمه فارسی «تفسیر علیّ بن ابراهیم قمّی» _ رضوان اللّه علیه _ است به حذف أسانید، که به دستور شاه سلطان حسین صفوی ترجمه شده و مترجم در مقدّمه، شرح مبسوطی در مدح و ثناءِ شاه و عصر و زمان او نوشته، و سبک و اسلوب کار خود را نیز به تفصیل بیان کرده، و گویا تألیف آن ناتمام مانده است. عبارات کتاب یکدست و شیوا است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به خطّ یکی از خوشنویسان زمان است که آثار دیگری هم از او به نظر رسیده و معرّفی کرده ایم.

علی أیّ حال، نسخه شاهانه است و دارای یک سرلوح زیبا و صفحات به طلا

ص : 120

جدول کشی شده می باشد.

«127» ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال

(حدیث _ فارسی)

از: نامعلوم.

کتاب: مجموعه روایاتی است در باب ثواب و عقاب اعمال. اصل عربی آن تألیف شیخ صدوق ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی _ علیه الرحمه _ است و به طبع رسیده.

آغاز: «بسم. أشهد أن لا اله الاّ اللّه وحده لا شریک له... گفت شیخ ابوجعفر... آنچه باعث بود مرا بر تألیف کردن این کتاب».

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ ختم کتابت: عصر روز سه شنبه 17 جمادای دوّم 978. از کتابخانه نیای گرامی، مرحوم آیه اللّه حاج میر سیّد علی، فرزند آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد موسوی برادر معظّم امام مجدّد صاحب «روضات الجنّات» و سه برگ آغازین به خطّ آن دو بزرگوار و افزوده ای در انجام از آقای حاج میر سیّد محمّد است، و هم ایشان در ظهر نسخه نوشته اند: «ترجمه زواره ای می باشد ظاهرًا». دارای 96 برگ.

«128» ترجمه حدیث إهلیلجه

(عقائد _ فارسی)

از: رضیُ الدین محمّد بن بهاءالدین محمّد بن حسن علیّ بن عبداللّه شوشتری، معروف به ملاّ محمّد رضیّ شوشتری.

کتاب: ترجمه حدیث شریف اهلیلجه است که از ناحیه حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در ردّ طبیعیان و مُلحدان روایت شده، و خود رساله مبسوطی گردیده و به نام «إهلیلجه» شهرت یافته است.

مترجمْ متن رساله را با مرکّب سیاه و در زیر هر سطری ترجمه آن را به شنگرف نوشته

ص : 121

و همه جا توضیحی از خود در هامش صفحات آورده، و کتاب را به نام شاه سلطان حسین صفوی موشّح و به او تقدیم داشته است.

در «کواکب منثره: 676» ملاّ محمّد رضی را عنوان کرده و پس از نام و نسبش، تنها آگاهی که از او داده اند این است:

«له شرح أدعیه السّرّ (ذریعه 13 رقم 219) فارسیًّا، ألّفه لمریم بیگم من بنات الصّفویّه. عند السیّد شهاب الدین».

او در مقدّمه کتاب جای گفتگو، از خود و پدرانش چنین یاد کرده است: «قدیمی بنده داعی این دودمان أبد مقرون، ابن بهاءالدین محمد بن حسن علی بن عبداللّه الشوشتری: رضیّالدین محمّد، که اباء و اجدادش در انتشار دین مبین و طریقه حَقّه ائمّه طاهرین و دعاگویی دوام دولت أبد قرین و فاتحه خوانی بقای سلطنت ذُریّه آل طآه و یآس، همه از بندگان و دعاگویان قصب السبق ربوده اند...». سبحان اللّه!

نسخه: ظاهرًا اصل است و به خطّ نسخه و نستعلیق زیبای مؤلّف که در پایان گوید: «و کتب العبد الداعی ابن بهاءالدین محمّد: رضیّالدین محمد، فی سنه 1124».

همه صفحات جدول کشی به طلای اشرفی و دارای یک سرلوحه در صفحه اوّل است.

«129» ترجمه حدیث مفضّل

(اخبار _ فارسی)

از: فخرالدّین ماوراء النّهری، نزیل بلده قم دار المؤمنین، رحمه اللّه.(1)

ص : 122


1- 1) شرح حال خواندنی ایشان را در «روضه نضره: 433» و مآخذ آنجا ملاحظه فرمایند. در آنجا نسخه دیگری از ترجمه مورد بحث را نزد «محمّد الواعظ الخوانساری المعاصر بالکاظمیّه» نشان داده اند، که _ با کم لطفی _ منظورشان مرحوم آیه اللّه آقای حاج میرزا سیّد محمّد موسوی اصفهانی والد ماجد آیه اللّه صاحب «أحسن الودیعه» باشد. أعلی اللّه تعالی درجاتهم.

کتاب: ترجمه مبسوطی است به فارسی از حدیثِ مفضّل بن عمر _ علیه الرحمه _ که از حضرت امام جعفر صادق _ صلوات اللّه و سلامه علیه _ روایت کرده و معروف است به «توحید مفضّل» و در «کتاب التوحید» بیاید.

مترجمْ در مقدّمه گوید که «حامی المساکین و الفقراءِ محبّ العلماءِ و الصّلحاءِ مجمع الفضائل و الکمالات مصدر المعارف و الخیرات زائرِ بیت اللّه، الوفیّ حاجی نظر علیّ» از مؤلّف خواسته است که حدیث مفضّل را به فارسی ترجمه کند.

تاریخ اتمام ترجمه: «ماه محرم در سال پنجمین در عشر هفتمین از مائه بعد الألف» که می شود محرّم 1065.

نسخه: به خطّ نسخ و نستعلیق محمدطاهر بن ملک حسین (ظ) فراهانی. ختم استنساخ: یکشنبه عشر آخر ربیع دوم 1082 «در مزرعه عالیجاه مقرّب الخاقانی آقائی (ظ) موسوم به مزرعه سنجیدی در چلبی (ظ) که به اتّفاق حضرت مخدومی محمود بیکا به سیر مزرعه مزبور رفته بودیم.

«130» ترجمه الدُّروع الواقیه

(دعاء _ فارسی)

از: مغیث الدین محمد بن شمس الدین محمد حسینی طهرانی، علیه الرحمه.(1)

کتاب: ترجمه کتاب «الدّروع الواقیه من الأخطار، فیما یعمل مثله فی أیّام کلّ شهر علی التّکرار» تألیف سیّد رضیّالدین علیّ بن طاوس رضی الله عنه است بر سبیل اختصار، که آن را مترجم پس از مراجعت از سفر حجّ به اورنگ آباد، بر حسب میل و رغبتِ «سیّد أجلّ

ص : 123


1- 1) محمّد الرازی: مغیث الدین بن شمس الدین محمد الحسینیّ، من العلماء الأعلام. سافَر إلی محروسه بُرهانپور، بُرههً. رأیت بخطّه نسبه و تملّکه لکتاب «الدروس» أیّام إقامته فی برهانپور فی شوّال (1087)، وصَکُّ خاتمه الکبیر: [مغیث الدین محمّد الحسینی]: «الروضه النّضره: 517».

میر منصور» نگاشته است.

نسخه: نیمی از برگ آخر ندارد. لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست. ظاهرًا متعلّق به سده یازدهم است و گویا استنساخ هم ناتمام بوده. از کتابخانه مرحوم آقا شیخ محمّدرضا نجفی أبوالمجد اصفهانی.

«131» ترجمه رساله صادقیّه

(حدیث _ فارسی)

از: محمد محسن بن عین علی ورنوسفادرانی.(1)

کتاب: ترجمه و شرح رساله حضرت امام جعفر صادق علیه السلام که به اصحاب خود قلمی فرموده اند در وظائف شیعیان، به روایت «روضه کافی» از اسماعیل بن جابر.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ کتابت: سنه 1208 و گویا به خطّ مترجم یا به تصحیح او است.

«132» ترجمه ریاض السّالکین فی شرح صحیفه سیّد العابدین

(دعاء _ فارسی)

از: مترجم، در شش مجلّدِ کتاب که معرّفی می کنیم نام خود را نیاورده است، لکن در حاشیه پردامنه ای که بر اوائل نسخه جای گفتگو به خطّ خود نوشته، مطلبی را به کتاب دیگر خود «أُمُّ العرفان فی تفسیر القرآن = أُمّ الحقائق. ش 47»، و در حاشیه اوائل همین جلد، تحقیق درباره عدل را به کتاب دیگر خود «کشکول اللغه» و در جای دیگر تحقیق

ص : 124


1- 1) نسخه ای از «سلوک الرجال» تألیف آخوند ملاّ محمّد محسن بن عین علی ورنوسفادرانی در کتابخانه مدرسه رضویّه قم، در یک مجموعه می باشد، چنان که در فهرست آقای مدرّسی آمده است. ورنوسفادران، از محلاّت سده ماربین از دیه های حومه غربی اصفهان است.

درباره تقبیل را به لغت قبل کتاب یاد شده، حواله داده است. الی غیر ذلک.

پس مؤلّف یا در حقیقت مترجمِ «ریاض السّالکین» همان «محمّد المدعوّ بسلیمان الجرجی ابن تاریقلی» است که در «أمّ الحقائق» آمده و او را ملاّ سلیمان گرجی می خوانده اند، رحمه اللّه علیه.

کتاب: ترجمه «ریاض السالکین» معروف به «شرح صحیفه سیّد علیخان» است که مرحوم سیّد علیخان مَدنی شیرازی «صحیفه مبارکه سجّادیّه» را به عربی و بدان نام شرح کرده، و مترجم به امر شاه سلطان حسین صفوی (چنان که در مقدّمه گوید) آن را به زبان فارسی درآورده است و در بسیاری از مواضعِ آن، مطلبی را از خود به عنوان «مترجم گوید» اضافه نموده و این اضافات غالبًا نقل مطالب دو شرح صحیفه میر محمّدباقر داماد و مرحوم آخوند، یعنی علاّمه مجلسی است، با برخی منقولات دیگر.

همچنین در بعضی جاها حاشیه ای _ عمومًا به عربی _ در توضیح و تکمیل مطالب متن آورده و حواشی همگی به خطّ شخص مترجم می باشد. و در حاشیه اوّل نسخه گوید:

«و اکثر آنچه در ترجمه دیباجه و ادعیه نوشته ام موافقت دارد با ترجمه آقا حسین مرحوم بر صحیفه کامله».

نسخه: جلد اوّل کتاب است از آغاز تا آخر دعاءِ اوّل صحیفه کامله. کاتب: محسن بن احمد بن شرفجهان صفوی. تاریخ پایان استنساخ: سنه 1126.

توضیحًا چنان که گفتیم از این کتاب شریف شش مجلّد از یک دوره همسان به نظر رسیده و از میان آنها جلد ششم مفقود شده، و از جلد هشتم به بعد آگاهی نداریم.

چنان که در پیشگفتار این فهرست اشاره شد، کوشش و اهتمام شاهان صفوی در احیاء و تأیید و ترویج زبان فارسی و آیین پاک تشیّع، در سیاست ضدّ ترکان عثمانی، و تشویق و تأیید و تکریم روزافزون علماء و دانشمندان و مکاتب هنری سبب پیدایش

ص : 125

این همه آثار علمی بزرگ و کوچک در این زبان شده است.

«133» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوّم و مشتمل است بر شرح دعاءِ دوّم صحیفه تا پایان دعاءِ ششم. مقدّمه و خاتمه ای ندارد و در پایان چنین نوشته است:

«صلوات اللّه علیهم اجمعین تمّت هذا آخر المجلّد الثانی من ترجمه ریاض السالکین و یتلوه المجلّد الثالث انشاء اللّه تعالی فی ترجمه الدعاءِ السّابع، و الحمد للّه وحده، 8 شهر جمادی الاُولی سنه 1126».

سپس سطری دیگر نوشته بود که محو کرده اند و شاید آن سطر شامل نام کاتب و یا نام مؤلّف نیز بوده است و تاریخ مذکور، معلوم نیست که تاریخ ختم تألیف است یا تاریخ ختم استنساخ.

کاتب: همان شخصی است که بقیّه مجلّدات را نوشته و سبک نگارش و سایر خصوصیّات مانند نسخ دیگر است و از آغاز تا انجام به تصحیح شخص مؤلّف رسیده، و حقیر در خطوط مؤلّف دقّت کردم در این مجلّد نامی از خود و دیگر تألیفاتش به میان نیاورده است.

«134» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد سوّم کتاب و ترجمه شرح دعاءِ هفتم صحیفه کامله است تا پایان دعاءِ شانزدهم. مقدّمه و خاتمه ای ندارد.

انجام: «هذا آخر المجلّد الثالث و یتلوه المجلّد الرابع من الدعاء السابع عشر، انشاء اللّه تعالی. کتبَه الفقیر الحقیر المذنب العاصی: محمد محسن بن أحمد بن شرفجهان...».

ص : 126

کلمه شرفجهان و کلمه دیگری پس ازآن را محو کرده اند. این مجلّد نیز همانند مجلّد اوّل تمامًا به تصحیح شخص مؤلّف رسیده و حواشی کمی نیز به خطّ خود بر آن نوشته است.

خطّ و کاغذ و جدول کشی و دیگر مشخّصات همانند سایر مجلّدات است.

بیفزاییم که با تدبّر در مطالب مرقوم در «فهرست مرعشیّه قم 9: 275 ش 3479»، معلوم گردید که نسخه مجهول المؤلّفی که به عنوان «شرح صحیفه سجّادیّه» به اختصار ذکر کرده اند، همانا نسخه دیگری است از همین جلد سوّم کتاب مورد بحث ما که ظاهرًا میر محمد اسماعیل حسینی خاتونابادی از روی همین نسخه «جای گفتگو» نویسانده و گهگاه از خود نیز حاشیه ای بر آن نوشته است.

«135» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد چهارم کتاب است. مشتمل بر ترجمه شرح دعاءِ هفدهم تا پایان دعاءِ بیستم که در باب مکارم اخلاق است.

این جلد نیز مقدّمه و خاتمه ای ندارد. نام کاتب و تاریخ کتابت هم ندارد و به خطّ کاتب مجلّدات دیگر است.

در اوائل نسخه، مؤلّف در حاشیه به لغت «بلس» و «طین» در «کشکول اللغه» خود، و در جای دیگر به کتاب «امّ العرفان = ام الحقائق. ش 47» خود ارجاع داده است.

نسخه، سرتاسر به تصحیح شخص مؤلّف رسیده است.

«136» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد پنجم کتاب و مشتمل است بر ترجمه شرح چهار دعاء، از دعاءِ 21 صحیفه «و کان من دعائه علیه السلام إذا أحزنه أمر...» تا دعاءِ 24 «و کان من دعائه

ص : 127

علیه السلام لأبویه علیهماالسلام».

این جلد نیز مقدّمه و خاتمه ای ندارد و نام کاتب و تاریخ کتابت نوشته نشده، لکن به خطّ و خصوصیّات مجلّدات دیگر است و خطوط تصحیحی شخص مؤلّف گهگاه در حاشیه ها دیده می شود. بر این مجلّد حاشیه ای که در آن نامی از سایر آثار خود آورده باشد نیست و هکذا در متن.

«137» نسخه دیگر

نسخه: ظاهرًا جلد هفتم کتاب و مشتمل است بر ترجمه و شرح چهار دعاء از دعاءِ 29 صحیفه «و کان من دعائه علیه السلام اذا قتر علیه الرزق: اللّهمّ انّک ابتلیتنا» تا دعاءِ 32 «و کان من دعائه علیه السلام بعد الفراغ من صلوه اللیل لنفسه بالاعتراف بالذنب» که آخر آن دعاء چنین است «صلوه لا حدّ لها و لا منتهی یا ارحم الراحمین».

این جلد نیز مقدمه و خاتمه ای ندارد و نام کاتب و تاریخ کتابت هم نوشته نشده، لکن به خطّ و خصوصیّات همان مجلّدات سابق الذکر است و همانند آنها، و تمامًا به تصحیح شخص مؤلّف رسیده و حواشی چندی به خطّ خود بر مواضع عدیده نگاشته است و مکرّر مطالبی را از جمله درباره «غلبه الرجال» و «بیان الأسراف» و «الفقیر المسکین» و «قلب» و جز اینها به کتاب دیگر خود «کشکول اللغه» و یکجا به نام «کجکول اللّغه» و هم چند مطلب را به تفسیر خود «أمّ العرفان» حواله داده است.

«138» ترجمه سیر و سلوک

(اخلاق _ فارسی)

از: حسین بن علی تبریزی خسروشاهی.

کتاب: ترجمه رساله عربی «سیر و سلوک» پیشوای سلسله شیخیّه، سیّد کاظم بن قاسم

ص : 128

رشتی است که خسروشاهی آن را به امر وی به فارسی ترجمه کرده و دیباچه ای در تعریف و تمجید سیّد بر آن افزوده است.

تاریخ ختم اصل عربی: دوشنبه 11 شب گذشته از صفر 1238 در دهکده سراوان(1) رشت. تاریخ ختم ترجمه: چهارشنبه 24 شوّال 1242. چاپ شده.

نسخه: به خطّ زیبای علیّ بن ملاّ زین العابدین منجّم تبریزی، در کربلا. ختم کتابت: سه شنبه 28 ماه رجب 1247.

«139» ترجمه الصّلوه

(فقه _ فارسی)

از: مولانا محمّد بن مرتضی کاشانی معروف به ملاّ محسن فیض (متوفی 1091) علیه الرحمه.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به خطّ یکی از خوشنویسان (ترجمه نویسان) زمان شاه سلطان حسین صفوی نوشته شده و ظاهرًا همانْ کاتبِ نسخه های «ترجمه ریاض السالکین» باشد.

«140» ترجمه عهدنامه امیرالمؤمنین علیه السلام

(عهدنامه _ فارسی)

از: مرحوم میر محمدباقر بن میر اسمعیل حسینی خاتونابادی، صاحب «ترجمه اناجیل اربعه. ش 125» و جز آن.

کتاب: ترجمه فارسیِ عهدنامه ای است که حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب علیهماالسلام

ص : 129


1- 1) در کتاب «فهرست کتب مشایخ شیخیّه 2: 117» که این کتاب را عنوان کرده اند به جای سراوان، «شیروان» آمده است و در «ذریعه 12: 283» که دو نسخه از اصل عربی رساله را در کتابخانه حجّت کربلا و نزد آقا میرزا محمود کلباسی نشان داده اند، «سیروان» ضبط شده و درست همان سراوان است: «فرهنگ آبادی های ایران: 250». در نسخه کتابخانه مرکزی دانشگاه (فهرست، ج 11: 2453) نام موضع مرقوم قید نگردیده است.

به مالک اشتر رحمه الله نوشته اند و مترجم به فرمان شاه سلطان حسین صفوی آن را به فارسی درآورده و به نام او مصدّر کرده است. تاریخ ترجمه ندارد.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به خطّ یکی از خوشنویسان زمان مؤلّف است.

«141» ترجمه کتاب الإقبال بصالح الأعمال

(ادعیه _ فارسی)

از: مترجم، در سه مجلّد موجود نام خود را _ شاید از سر تواضع و احترام _ ننوشته است. امّا از آنجا که در اواسط اعمال ماه رجب گوید: «و کمترین به هر دو طریق در کتاب های مؤلَّفه خود یاد کرده ام و به تفصیل در کتاب «هِبه الرّجال» مذکور است»، لذا از این نشانی با رجوع به «الذریعه 25: 159 ش 52» او را شناختیم. در آنجا فرماید:

«هبه الوصال فی أدعیه الهلال. لملاّ عبدالمطّلب بن الحسن بن محمّد الاصفهانی، و هو الّذی انتخب منه کتابه الموسوم «هدیّه الأجلّه فی أدعیه رؤیه الأهلّه» و أهداه إلی الشّاه سلطان حسین الصفوی، کما صرّح به فی أوّل الهدیّه».

و در (ص 204 ش 281) فرماید:

«هدیّه الأجلّه فی أدعیه رؤیه الأهلّه. لملاّ عبدالمطلّب بن الحسن بن محمّد الاصفهانی. کتبه للشّاه سلطان حسین الصّفویّ بعد أن کتب اوّلاً «هبه الوصال فی أدعیه الهلال» فانتخب منه هذا الکتاب مر تّ_بًا علی فصول ثلاثه و خاتمه... و هو کتاب جلیل، رأیت النسخه فی مکتبه الشریعه».

صاحب «ذریعه» همین مطالب را در «کواکب منتثره: 475» نیز آورده اند، امّا هیچ گونه آگاهیِ دیگری از ملاّ عبدالمطلّب در آنجا هم دیده نمی شود.

ص : 130

کتاب: ترجمه «کتاب الإقبال» سیّد رضیّالدین ابوالقاسم علیّ بن موسی، معروف به سیّد ابن طاوس حسنی داودی حلّی است، رضوان اللّه علیه.

نسخه: ترجمه اعمال دو ماه مبارک رجب و شعبان است و بقیّه در جلدهای دیگر. نام کاتب، در پایان اعمال ماه رجب، به طلای اشرفی این چنین است: «تمّت الکتاب علی ید الفقر مرتضی بن ملاّمحتشم ترجمه نویس».

در اواسط اعمال ماه شعبان، مترجم _ به خلاصه _ گوید که:

«نوّاب اشرف اقدس همیون أعلی... بالمُشافهه العلیّه العالیه فرمان هُمیون و اشاره به نفاذ مقرون صادر» کردند که آنچه در کتاب اقبال ذکر نشده از کتب دیگر، مترجم نقل نماید. که معلوم می شود «إقبال» به فرمان شاه سلطان حسین ترجمه شده است.

تاریخ آغاز ترجمه در اواخر این مجلّد، سال 1120 آمده است، و مترجم گوید که این کتاب را پس از ترجمه کتاب «مُهج» یعنی «مهج الدعوات» و پس از ترجمه کتاب «المُجتنی» که هر دو از مرحوم ابن طاوس است ترجمه کرده است. پس این هم دو اثر دیگر از ملا عبدالمطلب، رحمه اللّه.

این مطلب نیز ناگفته نماند که در «ذریعه 4: 140» و «کواکب منتثره: 122 و (562) » فرموده اند که ملاّ محمدتقی بن علی نقی طبسی شاگرد مرحوم آقاجمال خوانساری، کتاب «مهج الدعوات» را به فرمان شاه سلطان حسین صفوی به فارسی ترجمه کرده است! و نسخه در کتابخانه آستان قدس رضوی است.

«142» نسخه دیگر

نسخه: مخصوص اعمال ماه مبارک رمضان است، با همان خطّ و اسلوب و مختصّات جلد یکم (ش 141). بدون ذکر نام کتاب و مترجم و کاتب. از آخر آن

ص : 131

یکی دو برگ افتاده است. نسخه در کمال نفاست و به چندگونه مرکّب و طلا نوشته و جدول کشی شده است و در اثر کثرت استفاده و استعمال کمی معیوب گردیده.

«143» نسخه دیگر

نسخه: مخصوص اعمال ماه شوّال المکرّم و ذوالقعده الحرام است.

آغاز: «بسم. نمونه دهم، در آنچه یاد کنیم آن را از فایده های ماه شریف شوّال». و نزدیک به همین عبارت در آغاز نمونه یازدهم که مربوط به ماه ذی القعده است.

انجام: «إنّ عَذابی لشَدید. تمّت الکتاب، بعون الملک الوهّاب، و به توجّه نوّاب کامیاب قمر رکاب فلک جناب. تمّت تمّ، تمّ».

در این جلد نیز نام مترجم و تاریخ ترجمه و نام کاتب و تاریخ کتابت نیست. کاتب از خوشنویسان ممتاز و ترجمه نویسان ماهر عهد شاه سلطان حسین است. ترجمه دعاها را به شنگرف در زیر سطرها و عنوان ها را به رنگ های گوناگون نوشته و در آغاز هر نمونه یک سرلوح زیبا به کار برده است.

ترجمه مجالی المجالی: مرآت آگاهی

«144» ترجمه مختصر مصباح المتهجّد

(دعاء _ فارسی)

از: نامعلوم.

کتاب: ترجمه فارسی «مختصر مصباح المتهجّد» یا «مصباح المتهجّد صغیر» است که اصل و مختصر، هر دو تألیف شیخ الطائفه محمّد بن حسن طوسی قدس سره است در عبادات و ادعیه. این نسخه ترجمه، ابتدا متن عربی مقدّمه شیخ را آورده و سپس به ترجمه کتاب

ص : 132

پرداخته است که به این عبارت آغاز می شود:

«فصل، فی ذکر عبادات الشّرع. عبادات در شرع پنجست: 1 نماز 2 زکوه 3 روزه 4 حج 5 جهاد. پس نماز مکرّر می شود در هر روز و شب، و روزه در سالی یکبار، و زکوه هر آنکس را که مالک مالی باشد...».

دعاءها به فارسی ترجمه نشده و عینًا نقل گردیده است، و نام مؤلّف (مترجم)، معلوم نشد.

نسخه: به خطّ نسخ خوب، و عنوان ها به طلا و شنگرف و لاجورد است و صفحات جدول کشی شده و کاتب بیش از ربع کتاب را استنساخ نکرده و تا مقداری «از آن دعائی که مخصوصست به عقیب ظهر آنچه روایت کرده معاویه بن عمّار از ابی عبدالله علیه الصلوه و السلام: یا اسمع السامعین...» نوشته است.

نام کاتب و تاریخ کتابت و آثار مقابله و تصحیح ندارد. ظاهرًا در اوائل سده دهم نوشته شده و شبیه نسخه دیگر است. تعداد اوراق: 35 برگ.

«145» ترجمه مختصر مصباح المتهجّد

(دعاء _ فارسی)

از: نامعلوم.

نسخه: از اوّل و آخر ناقص است، از اوّل به مقدار هشت برگ و از آخر تا اواسط «فصل در احکام زکوات» دارد که به این عبارت منتهی می شود:

«فأمّا گاهی که رأی ایشان در باب مقاتله با کفّار نیکو و درست باشد در دین اسلام و رقاب بنده».

عنوان ها به شنگرف نوشته شده و از حیث خطّ و کاغذ و تزیینات همانند نسخه دیگر باشد. نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست و آثار مقابله و تصحیح دارد. مقدار موجود

ص : 133

اصل 119 برگ، اندازه 21 × 13، نوشته 8 و نیم × 16.

«146» ترجمه مختصر مصباح المتهجّد

(دعاء _ فارسی)

از: نامعلوم.

کتاب: ترجمه فارسی دیگری است از «مختصر مصباح المتهجّد» شیخ طوسی _ رضوان اللّه علیه _ و با ترتیبی دیگر.

نسخه: از اوّل و آخر اندکی ناقص است و به این عبارت آغاز می شود:

«أهله مسرورًا. و یکبار شستن واجب بوَد و دویم سنّت چنانکه مذکور شد، و سنّت بوَد مرد را که ابتداءِ به شستن از ظاهر دست کند».

انجام: «و ما ختم می کنیم خاتمه این کتاب را به زیارت جامعه، تیمّنًا و تبرّکًا. بدانکه زیارت جامعه جامع ترین و فاضل ترین و بلیغ ترین و فصیح ترین زیارت هاست... و استرعاکم أمر خلقه و قرن».

خطّ نسخه خوب و عنوان ها به شنگرف نوشته شده و صفحات جدول کشیده. نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست. ظاهرًا در اواخر سده دهم نوشته شده است. مقدار موجود 196 برگ.

ناگفته نماند که در «ذریعه 4: 136. ش 655» نیز «ترجمه مصباح المتهجّد الصّغیر» عنوان شده و نسخه آنجا هم مجهول المؤلّف است.

«147» ترجمه معالم الأُصول

(اصول فقه _ فارسی)

از: آقاهادی فرزند آخوند ملاّ محمّدصالح مازندرانی، (متوفی 1120)، خواهرزاده

ص : 134

علاّمه مجلسی مولانا محمّدباقر، رضوان اللّه علیهم اجمعین.

کتاب: ترجمه شرح مانندی است از اصول کتاب «معالم الدین و ملاذ المجتهدین» تألیف شیخ ابومنصور حسن فرزند شهید ثانی شیخ زین الدین بن علی بن احمد شامی عاملی _ علیهم الرحمه _ ، متوفّی 1011.

تاریخ پایان ترجمه: روز آدینه دهم ماه رمضان 1089.

متن عربی و ترجمه به سال 1379 ق، «با مقدّمه و تصحیح مرتضی مدرّسی چهاردهی، معلّم دانشگاه طهران» _ رحمه اللّه علیه _ ، طیّ 444 صفحه، در تهران به چاپ رسید.(1)

نسخه: از آنجا که کاتب از روی نسخه بی اوّل و آخری نوشته است، چند برگ از آغاز و چند برگ از آخر نانویس و کتاب نیز ناشناخته مانده است تا آن که به مدد نسخه چاپی شناخته شد.

از اوّل تا به آخر، دارای حواشی «منه» است و آثار مقابله دارد. کاتب در بسیاری از حواشی تاریخ گذارده و در چند جا هم نام خود را «عبدالکریم دربندی» و تاریخ نوشتن حواشی را ماه رجب و شعبان 1191 قید کرده است.

آغاز نسخه: «نامی اشرف است از جماد و نامی منقسم می شود به حسّاس و غیر حسّاس».

انجام: «عمل نموده باشند بر یکی از ین دو روایت او أولی خواهد بود».

ص : 135


1- 1) روی صفحه عنوان و جلد کتاب نوشته اند: «ترجمه و شرح آقا هادی مترجم مازندرانی». نسبت درست آن است که در «کواکب منثره: 805» عنوان فرموده اند: «هادی المترجم الاصفهانی ابن محمّد صالح المازندرانی».

«148» ترجمه مکارم الاخلاق

(آداب شرعی _ فارسی)

از: مترجم، به علّت فقدان اوراقِ اوّل نسخه، ناشناخته است.

کتاب: ترجمه «مکارم الأخلاق» رضیّ الدین ابو نصر حسن بن فضل طبرسی _ علیه الرحمه _ از علماءِ قرن ششم هجری است و این ترجمه از علی بن حسن زواره ای نیست.

نسخه: یک برگ یا بیشتر از آغاز ناقص است.

آغاز موجود: «که ما در عقب او میرویم و بخدا قسم که چندان پینه کردم این جامه خود را»، که این قسمت از ترجمه مقدمه کتاب است و سپس فهرست ابواب و فصول با تعیین شماره اوراق نسخه که به موجب شماره نویسی گوشه اوراق، 315 برگ است.

انجام: «و صلوات فرستد خدا بر سیّد و آقای ما محمّد و آل اطهار او و رحمت فرستد رحمت فرستادنی. بحمد اللّه تعالی ترجمه این کتاب خیر نظام به انجام رسید و شاهد دلارای این مرام به حُلّه زیبای اتمام مطرّز و مزیّن... و آن ولینعمت عالم و عالمیان و پناه جهان و جهانیان پیوسته به سعادت و دولت بر فراز سریر سلطنت و فرمان روایی کامیاب...».

نام کاتب و تاریخ کتابت و تاریخ تألیف ندارد. ظاهرًا نگارش ترجمه و استنساخ از حدود زمان شاه سلطان حسین و برای شاهِ وقت نگارش یافته است. عناوین مطالب به سرخی همه جا در متن و حاشیه، هر دو به خطّ جلی نوشته شده. در چندین موضعِ نسخه کلمه «وقف» دیده می شود. شاید با دقّت در تمام نسخه مترجم شناخته شود.

در «ذریعه 4: ش 672» است که سیّد امیر نظام الدین عبدالحیّ مترجم «ألفیّه»، ترجمه

ص : 136

مکارم الاخلاق دارد و صاحب «ریاض العلماء» گفته است که آن را به خطّ خوش صاحبش در اردوباد دیده است.

و در همان «ذریعه 4: ش 352» که ترجمه ألفیّه شهید را عنوان کرده اند، نام و نسب مترجم را سیّد امیر نظام الدین عبدالحیّ بن عبدالوهاب بن علی حسینی قاضی هرات از سوی شاه اسماعیل صفوی (متوفی 930) نوشته و گویند که او رساله «المعضلات» را در (959) تألیف کرده است.

ایضًا رجوع به «احیاءالداثر: 119 و 120» شود.

«149» ترجمه مناقب امیرالمؤمنین، سلام اللّه علیه.

(مناقب _ فارسی)

از: مرحوم میر محمّد یوسف حسینی(1) از علمای اواخر عصر صفوی.

کتاب: شامل یکصد منقبت و فضیلت در حقّ امیرالمؤمنین و اولاد طاهرین آن حضرت _ صلوات اللّه علیهم أجمعین _ است به نقل از کتب سنّیان، تألیف شیخ ابوالحسن محمّد بن أحمد بن علی بن حسین بن شاذان قمّی، معروف به ابن شاذان فقیه، فرزند خواهر ابن قولویه قمّی و استاد شیخ ابوالفتح کراجکی (متوفی 449) که در (412)، کتاب را نزد مؤلّفش در مسجدالحرام خوانده است، رحمه اللّه علیهم اجمعین.

نسخه: تمام است و نام کاتب ندارد و آخرش چنین است:

«ما قام قائم علی الأرضین. و قد فرغتُ من تسویده فی سلخ شهر ربیع الثانی فی السّنه الثالثه عشر بعد الألف و المائه من الهجره...».

معلوم نیست که این تاریخِ اتمام ترجمه است یا تاریخ استنساخ. در همین موضع در

ص : 137


1- 1) کاتب نسخه «الفوائد الطوسیّه» خود را محمّد یوسف بن المظفّر الحسینیّ المازندرانیّ و تاریخ کتابتش را اواخر ذی الحجّه 1075 نوشته است. همو باشد یا دیگری، دانسته نیست.

هامش نوشته اند: «بلغ مقابله من خطّ المؤلّف، سلّمه اللّه تعالی».

ترجمه نصیحه الملوک: الدرّ المسبوک

ترکیب ابوالبقاء: التبیان فی إعراب القرآن

«150» تسدید العقائد فی شرح تجرید القواعد

(کلام _ عربی)

از: شمس الدین محمود بن ابی القاسم (عبدالرحمن) بن احمد اصفهانی.

کتاب: شرح «تجرید الکلامِ» محقّق خواجه نصیرالدین محمّد طوسی _ علیه الرحمه _ است، به «قال، اقول».

نام کتاب در متن نسخه ما به صورت فوق ضبط شده و در «الذریعه» و غیره به صورت «تسدید القواعد، فی شرح تجرید العقائد» و در «کشف الظنون» و «هدیّه العارفین»، «تشیید القواعد» است. نگارنده در اینجا رعایت ضبط نسخه را نمود.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، مانا که از سده هشتم باشد. تملّک کمال الدین حسین بن محمّدعلی استرابادی و مهر او «عبده کمال الدین حسین» و بخشیدن علاّمه مذکور نسخه را به فرزندش محمّد علی به خطّ فرزند، و نیز تملّک همو «محمّد علی بن کمال الدین حسین بن محمّد علی الاسترابادی» و دو مهر او «افوّض امری الی الله، المذنب محمد علی 1098 ظ» و «محمد نبیّ اللّه علیّ ولیّ اللّه»، و نیز تملّک محمّد حسین بن کمال الدین حسین استرابادی در اوّل و آخر نسخه هست.

از کتب کتابخانه خانوادگی نیاکان گرامی _ علیهم الرحمه _ است.

ص : 138

«151» التصریح بمضمون التوضیح

(نحو _ عربی)

از: خالد بن عبداللّه ازهری.

کتاب: شرح مزجی کتاب «التوضیح» جمال الدین ابو محمد عبداللّه بن یوسف ابن هشام انصاری است در شرح «ألفیّه» ابن مالک در علم نحو و به طبع رسیده.

نسخه: از آخر ناقص است و لذا نام کاتب و تاریخ ختم کتابت معلوم نیست. لکن روی ورق اوّل این شرح به خطّ کاتب نوشته شده:

«قد ابتدأت بکتابه هذا الکتاب المستطاب و أنا الفقیر الی اللّه الغنیّ سلیمان بن صالح بن سلیمان الشامی(1) و ذلک یوم الثّلثاء ثامن عشر شعبان المبارک سنه اثنین «کذا» و تسعین و ألف».

فهرست مباحث کتاب در همین صفحه به خطّ کاتب نوشته و شماره برگ ها نیز در ذیل عناوینْ تعیین شده که آخرین مبحث «تصریف» برگ 214 بوده. فعلاً تا برگ 235 نسخه، موجود است.

«152» تعلیقات شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: شمس الدین محمّد بن احمد خَفْری (سده دهم).

برای آگاهی از خلاصه احوال و آثار او به «روضات الجنّات: 646 و 393، چاپ 1367 ق» و کتب فراوان تراجم و فهارس متأخّر رجوع شود.

کتاب: حاشیه ای است بر بخشی از «قِسم إلهی» شرح علاءالدین علی قوشجی، معروف

ص : 139


1- 1) ظاهرًا همان است که در «کواکب منتثره: 321» به نام «سلیمان الکاظمی ابن صالح العاملی» عنوان شده است.

به شرح جدید، بر «تجرید الکلام» خواجه نصیرالدین طوسی _ أعلی اللّه مقامه _ و همین روزها (1382 ش) در تهران از طرف مرکز نشر میراث مکتوب چاپ شد.

«حاشیه خفری» تا بیش از سه قرن در حوزه های کلامی مورد توجّه و تعلیم و تدریس بود. شیخ محمّد مهدی رازی در کتاب «مشکاه المَسائل» که تاریخ تألیفش (1230) در تهران است گوید: «حاشیه خفری» را نزد جناب آخوند ملاّ علی نوری حکیم خوانده است و «شرح مختصر الاصول عضدی» و غیره را نزد استاد اعظم آخوند ملا محمّد علی نوری اصفهانی» _ رحمه اللّه علیهم اجمعین _ : «معجم العزیز الطباطبائی: ش 632».

«تعلیقات علی الحواشی الخفریّه. ش 154» از مولانا عبدالرّزاق لاهیجی» و «حاشیه حاشیه شرح تجرید الکلام. ش 262» از آقا جمال الدین محمّد خوانساری و «حاشیه شرح تجرید الکلام. ش 294» از مولانا میرزا محمّد شیروانی، ملاحظه شود.

نسخه: به خطّ «أقلّ الطلبه محمّد سعید بن اسماعیل المازندرانی». تاریخ ندارد، و از سده دوازدهم است.

«153» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز و انجام ناقص است و هیچ نام و نشانی از کاتب و تاریخ کتابت و غیره ندارد. دارای حواشی «منه» و «سلطان» و جز آنها است.

«154» تعلیقات علی الحواشی الخفریّه علی شرح إلهیّات التّجرید

(کلام _ عربی)

از: مولانا عبدالرزّاق بن علیّ بن حسین لاهیجی، علیه الرحمه.

کتاب: حاشیه ای است بر «حاشیه فاضل خفری. ش 152» بر الهیّات «شرح ملا علی

ص : 140

قوشجی» بر کتاب «تجرید الکلام» خواجه نصیرالدین طوسی قدس سره .

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به قرائن در اواسط سده 13 نوشته شده. آقا میرزا سیّد محمّد مهدی نایب الصّدر _ علیه الرحمه _ شرحی درباره کتاب روی برگ اوّل نوشته است، و اندکی تعلیقات متفرّقه در حواشی دارد. نیز این یادداشت روی داخل جلد نسخه است: «میرزا محمد حسن کتاب فروش فی المعامله الثانیه فی شعبان 1264». مهر «عبده الراجی محمد باقر بن عبدالجواد» نیز روی برگ اوّل دیده می شود.

«155» تعلیقاتٌ علی الصّحیفه الکامله السجّادیّه

(دعاء_ عربی)

از: مولانا محمّد بن مرتضی، معروف به آخوند ملا محسن فیض کاشانی (1007 _ 1091)، علیه الرحمه.

کتاب: حواشی بر «صحیفه کامله سجّادیّه» است در توضیح عبارات و تفسیر لغات مشکله و به طبع رسیده. تاریخ پایان تألیف: «تمّ شرح الدعاء 1055».

نسخه: به خطّ نجم الدین بن محمد حسین حسینی. تاریخ ختم کتابت: «یوم الأربعاء» از ماه صفر 1089.

از کتابخانه نیای گرامی آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدّین روضاتی، علیه الرحمه.

«156» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ عبدالرحیم طالقانی. تاریخ کتابت ندارد و از سده یازدهم است. ظهر نسخه «حسین بن محمد بیک اصفهانی» گوید که نسخه را برای خود نویسانده است.

ص : 141

«157» تعلیقات مَنهج المقال

(رجال _ عربی)

از: محقّق وحیدآقا محمّد باقر بن محمّد اکمل بهبهانی (متوفی 1206)، رحمه اللّه.

کتاب: حاشیه محقّقانه است بر «منهج المقال» یعنی رجال کبیر مرحوم میرزا محمّد استرآبادی، و چاپ شده است.

نسخه: اثر تصحیح و حاشیه ندارد. کاتب: ابراهیم بن عالیجناب میرزا عبدالمجید. تاریخ ختم کتابت: 17 جُمادای دوّم 1252.

«158» تفسیر الأئمّه لهدایه الأُمّه

(تفسیر _ عربی، فارسی)

از: میرزا محمّدرضا نصیری واقعه نویس سابقِ سابق = (چنین است عبارت وقفنامه مورّخه 1129 در آغاز نسخه با تکرار سابق) و به تعبیر خودش در «کشف الأیات»: محمّدرضا بن عبدالحسین مُنشئ المَمالک.

«مُنشئ المَمالک» لقب یا مَنصب عبدالحسین است که در زمان سلطنت شاه صفی صفوی (1038 _ 1052) آن مقام را داشت. محمد معصوم مورّخ اصفهانی در «خلاصه السّیر: 268» گوید:

«سنورنامه که از جانب حضرت ظلّ اللّهی نوشته مصحوب ساروخان ارسال شده و میرزا عبدالحسین مُنشئ الممالک انشاء نموده».

سنور یعنی سرحدّ: «دستور شهریاران: 337». همین عنوان و اصل سنورنامه که در حقیقت یک مصالحه نامه اضطراری است در «خلد برین: 220 ذیل تاریخ عالم آرا» «ظ» برگرفته از «خلاصه السّیر» نیز هست، و درباره آن در «سفارتنامه های ایران: 50»

ص : 142

سخنی گفته اند.

بهترین ترجمه این لقب «مُنشئ الممالک» همانا «وزیر امور خارجه» است...: «سازمان اداری حکومت صفوی: 117».

امّا واقعه نویس، در همین کتاب سازمان گوید:

«مجلس نویس که واقعه نویس نیز خوانده می شد از مَصادر و ارباب مَناصب مهمّ به شمار می رفت و طبق اظهارات شاردن (5: 343) در غیبت وزیر اعظم امور مربوط به او را انجام می داد. در مجالس و اجتماعات به دست چپ شاه می نشست و غالبًا او را به نام وزیر چپ «وزیر دست چپ» می نامیدند».

نیز رجوع به کتاب «مقدّمه ای بر شناخت أسفار تاریخی» شود.

باری، مقصود این است که مُنشئ المَمالک در «کشف الأیات»، لقب عبدالحسین است نه محمّدرضا، و به موجب عبارت وقفنامه، محمّدرضا لقب واقعه نویس یا «مجلس نویس» داشته است نه مُنشئالممالک، و این همان است که در «الکواکب المنتثره: 270 محمد رضا مجلس نویس و 271 محمدرضا النصیری» عنوان شده است، یعنی این هر دو عنوان _ نه «محمد رضا منشئ الممالک: 271» _ مربوط به صاحب «تفسیر الأئمّه» و «کشف الأیات» است که در «الروضه النضره 221 _ 222» احوال و آثارش به اختصار و در «الذریعه 4: ش 1168» در متن و حاشیه به درستی و تفصیل آمده است.

کتاب: تفسیر بزرگی است در چندین مجلّد کلان بر قرآن کریم بر وفق اخبار اهل بیت علیهم السلام که ترجمه آیات و اخبار شریفه را نیز به فارسی آورده و معروف به «تفسیر واقعه نویس» بوده است.

ص : 143

صاحب «ذریعه» مجلّد نخست و مجلّد دیگری از آن را دیده و وصف کرده اند. همان گونه که مختصر تفسیر را نیز در «ج 20 ش 2519» شناسانده و فرمایند که آن نیز از خود مؤلّف اصل است در شش مجلّد و به فارسی محض.

اینک مجلّدات کتاب جای گفتگو در گوشه و کنار کتابخانه های شخصی و عمومی قم و مشهد مقدّس و تهران و جاهای دیگر پراکنده و موجود است و هیچ جلدی از آن تا به حال چاپ نشده است.

نسخه: جلد دوّم است. وقفنامه مورّخه 1129، در آغاز نسخه هست که آن را با سایر مجلّدات بر طلبه ساکن مدرسه سلطانیّه که عالیجاه... آقا کمال در محلّه عبّاسابادِ اصفهان بنا کرده، وقف نموده است.(1)

مرحوم میرزا عبداللّه افندی صاحب «ریاض العلماء» در بالای نخستین برگ نسخه

ص : 144


1- 1) ... و مقرّر شد که تا هنگام عزّ جُلوس _ یعنی جلوس شاه سلطان حسین صفوی به سلطنت در سال 1105 _ و شرف یافتن اُمراء از سعادت زیارت و پای بوس، اگر امر ضروری باشد اُمراءِ مُلک آرا، با هم مصلحت دیده و آرای خود را متّفق ساخته به اتّفاق هم به وساطت مقرّب الخاقان آقا کمال ریش سفید حرم محترم به عزّ عرض رسانند: «دستور شهریاران: 17، تهران، 1373، به کوشش محمد نادر نصیری مقدّم» تألیف محمّد ابراهیم نصیری مجلس نویس فرزند میرزا زین العابدین منشئ الممالک برادر میرزا محمد رضا صاحب «تفسیر الأئمّه». در پیش گفتار کتاب، خاندان و نیاکان مؤلّف را شناسانده اند. کتاب دیگری که در دست است و به علّت نقصان اوّل نسخه نام آن دانسته نیست و با نام «ألقاب و مواجب دوره سلاطین صفویّه، به تصحیح دکتر یوسف رحیم لو، مشهد مقدّس، 1371» چاپ شده، تألیف میرزا علی نقی نصیری از همین خاندان است. در «ص 3 و 4» گوید: «و دستور آن است که آقایان سفید را فلان بیگ و فلان آقا می گویند و لفظ آقا را در آخر اسم او قرار می دهند مثل ابراهیم آقا و ابراهیم بیگ، و آنچه سیاه اند لفظ آقا را پیش از اسم او می گویند مثل آقا کمال، که سفید و سیاه از هم امتیازی داشته باشد». این دو کتاب نیز همانند «تذکره الملوک» در شناخت اوضاع و احوال دولت صفوی و خصوص عصر شاه سلطان حسین و مصطلحات رایج در آن زمان بسیار ارزشمند بوده و پیشگفتار هر دو نیز دارای کمال امتیاز و اعتبار است و در آنها رجال خاندان نصیری طوسی و نیاکانشان را شناسانده اند.

نوشته است: «تتمّه تفسیر آیه الم ذلک الکتاب الی آخر الایه».

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد.

«159» نسخه دیگر

نسخه: جلد نهم است، از تفسیر سوره مبارکه یوسف (12) تا سوره مبارکه نحل (16). علامات و مشخّصات و مختصّات همانند نسخه (157) است. نام کاتب و تاریخ کتابت در این نسخه نیز به نظر نرسید.

خطّ و مُهر مرحوم صاحبِ «ریاض العلماء» به گونه چند نسخه دیگر، روی برگ اوّل است. با این عبارت: «جلد هفتم که ملاّ حسین چیکا _ دنباله این کلمه بریده شده، شاید چیکانی بوده _ کتابت نموده، جلد تمام».

«160» نسخه دیگر

نسخه: جلد دهم است، در تفسیر تمام سوره مبارکه بنی اسرائیل «17».

کاتب: علی نقی بن مرحوم محمّد مؤمن ابهری، و نویسنده گوشه های صفحات که به شنگرف، حزب ها و جزءها را با دیگر نشانه های مربوط به آیات شریفه نوشته است، نام خود را در برگ آخر: «نمّقه العبد میر باقر» نوشته است. مشخّصات این جلد نیز همانند دو جلد پیشین است.

صاحب «ریاض العلماء» روی برگ اوّل نوشته است: «به فرزندی میرزا احمد، وفّقه اللّه تعالی، بخشیده شده است». مُهر.

«161» نسخه دیگر

نسخه: جلد چهاردهم است، از تفسیر سوره مبارکه قصص (28) تا سوره مبارکه

ص : 145

أحزاب (33). علامات و مشخّصات و مختصّات همانند نسخه های پیشین است. نام کاتب و تاریخ کتابت به نظر نرسید.

خطّ شریفِ صاحبِ «ریاض العلماء» روی برگ نخستین چنین است: «بسم اللّه، به فرزندی میرزا احمد، وفّقه اللّه تعالی، بخشیده شد». مُهر.

وقفنامه به تاریخ: محرّم 1129، جهت مدرسه سلطانیّه که آقا کمال در محلّه عبّاس آباد ساخته بود. نام مؤلّف در این وقفنامه این گونه است: «مرحوم مبرور میرزا محمّد رضا نصیری واقعه نویس سابق سابق».

تفسیر ابن العربی: تأویلات القرآن الکریم

تفسیر بیضاوی: أنوار التنزیل و أسرار التّأویل

تفسیر حسینی: مواهب علیّه

«162» تفسیر التّحریر

(ریاضی _ عربی)

از: ملاّ عبدالعلی بیرجندی.

کتاب: شرح و تفسیر کتاب «تحریر المجسطی» خواجه نصیرالدین طوسی علیه الرحمه است، به «قوله. أقول» که به امر استادش قطب الدین محمود بن مسعود شیرازی به رشته تحریر کشیده و به نام سعدالدین محمد ساوجی موشح گردانیده است.

نسخه: کامل است، جز اینکه با شتابزدگی نوشته شد و بسیار مغلوط و فاقد أشکال هندسی می باشد. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و از آثار قرن «11 _ 12» است. تملّک میر محمّد اسمعیل بن ابوالمحسن حسینی در 1199، ظهر نسخه هست.

ص : 146

«163» تفسیر سوره الحمد و البقره

(تفسیر _ عربی)

از: مرحوم آخوند ملاّصدرا، صدرالدین محمّد بن ابراهیم شیرازی.

کتاب: تفسیر فلسفی عرفانی سوره مبارکه حمد و شصت و پنج آیه از سوره مبارکه بقره است، و به طور کامل و مکرّر چاپ شده است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، لکن واضح است که در سده سیزدهم نوشته شده و حواشی حکیم إلهی آخوند ملاّ علیّ بن جمشید نوری اصفهانی بر کتاب نیز، به خطّ کاتب متن در حواشی آمده است.

چند برگی از آخر سوره حمد و از آغاز سوره بقره در نسخه نیست.

مُهر تملّک نیای گرامی، مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین چهارسوقی: «الراجی جلال الدین بن محمّد مسیح الموسویّ» ظَهر نسخه هست.

«164» تفسیر القرآن الکریم

(تفسیر _ عربی)

از: علیّ بن ابراهیم بن هاشم قمی، علیهم الرحمه.

کتاب: از اقدم تفاسیر شیعه است مستند به روایات اهل بیت علیهم السلام با یک مقدّمه در انواع آیات قرآن کریم و خاتمه ای در فضائل و خواصّ آیات شریفه(1)، و به طبع رسیده.

نسخه: به علّت بریدگیِ برگ آخر، نام کاتب و تاریخ کتابت آن معلوم نیست. ظاهرًا از سده «9 _ 10» می باشد. چند برگ از آغاز نسخه نیز ناقص بوده که نیای گرامی، مرحوم

ص : 147


1- 1) این خاتمه که به عنوان «فضایل القرآن» شروع و مشتمل بر روایات مسنده در خواصّ سوره هاست ظاهرًا از اضافات این نسخه است و از اصل تفسیر نبوده، چنان که در نسخه های چاپی نیز نیامده است.

آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد موسوی چهارسوقی، نوشته و تکمیل کرده اند. ظهر نسخهْ تملّک مورَّخ شوّال 1277 و مهر «عبده محمّدکاظم»، و نیز تملّک و مهر مرحوم حاج میرزا قوام الدین رشتی دیده می شود.

«165» نسخه دیگر

نسخه: چند برگ از آغاز کتاب ناقص است و از پایان نسخه مستفاد می شود که کاتب آن محمّد طالقانی، در 22 صفر 1042 آن را به انجام رسانیده و به شرح مرقوم در حاشیه، حمزه بن علیقلی در اواخر شوّال 1099، از مقابله نسخه با چند نسخه شریفه کم غلط فراغت یافته است.

«166» تفسیر القرآن الکریم

(تفسیر _ عربی)

از: فُرات بن ابراهیم بن فرات الکوفیّ _ علیه الرحمه _ ، از محدّثان شیعه در قرن سوم.

کتاب: مجموعه روایاتی است در تفسیر آیاتی از قرآن کریم که در شأن اهل بیت علیهم السلام نازل شده، و به طبع رسیده است.

نسخه: به خطّ عفیف الدین طیفور بن سراج الدین جُنید الحافظ الواعظ. در «الضّیاء اللّامع: 72» آمده است:

«طیفور بن سراج الدین جنید، هو عفیف الدین الحافظ الواعظ المفسّر الجلیل، رأیت تفسیره الکبیر «الذریعه 4: 280» المقصور علی الأحادیث المَرویّه عن الأئمّه الطاهرین علیهم السلام. أکثر النّقل فیه عن «تفسیر فرات بن ابراهیم الکوفی. الذریعه 4، 298» و فی آخره أورد أحادیث کثیره فی مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام، و فرغ منه الأربعاء (18) ذیالحجّه و هو یوم الغدیر سنه (876) و النسخه بخطّ پیر محمد بن علیّ بن

ص : 148

بهمن، فرغ من الکتابه (16 جمادی الأَولی 909) فی مکتبه سلطان المتکلّمین»، انتهی.

فراغ از کتابت: روز چهارشنبه هیجدهم ذی الحجّه (800 یا 800 و کسری). ظهر نسخه نام کتاب «تفسیر غیاث بن ابراهیم، رضی اللّه عنه» نوشته شده است. رجوع به هر دو عنوان در «ذریعه» فرمایند.

تملّک صاحب مُهر «لک البهاء کلّه 1088»، و تملّک و مُهر «عبده مهدی بن عبدالکریم» به تاریخ غرّه ربیع یکم 1247، و مُهر «سلام علی ابراهیم»، و تملّک حاج میرزا عبدالرزّاق رشتی اصفهانی به تاریخ ذی الحجّه 1313 و مهر او «عبده عبدالرزّاق بن محمد کاظم»، همگی ظهر نسخه هست.

«167» تفسیر القرآن الکریم

(تفسیر _ عربی)

از: یکی از علماءِ اصفهان در سده سیزدهم.

کتاب: تفسیر عرفانی محقّقانه و بسیار مفیدی است بر قرآن کریم از آغاز سوره مبارکه حمد تا آیه شریفه 25 سوره اعراف. برخی کلمات و شعر فارسی به ندرت در آن دیده می شود.

آغاز نسخه: «متی اصطلح الغنم و الذئب قال الراعی من حین اصطلح الراعی مع اللّه».

انجام: «قال فیها أی فی المحبّه تحیون بصدق الهمّه و قرع باب العزیمه و فیها تموتون بطلب الحقّ علی جادّه الشریعه بأقدام الطریقه و منها تخرجون الی عالم الحقیقه. و العلم عند اللّه تع».

نسخه: اصل و به خطّ مؤلّف است و مع الأسف برگ اوّل آن مفقود شده و در هیچ جای نسخه نامی و تاریخی دیده نشد، جز در پایان مطلبی در حاشیه بالای برگ چهارم

ص : 149

سوره الأنعام که به طور صریح نوشته است «جعفر الخراسانی» و این امضاء و مطلب حاشیه، به عین خطّ متن است و در بیشتر صفحات هم از این قبیل مطالب به همین خط در حواشی دیده می شود. به نظر می رسد که این صاحب امضاء، خود مؤلّف تفسیر باشد به ظنّ قوی، امّا شناخته نشد که کیست.

تملّک نیای گرامی مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد جمال الدین موسوی چهارسوقی به تاریخ 16 ماه شوال 1321 در هامش برگ سوّم نسخه هست که می رساند از کتابخانه والد ماجدشان آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم چهارسوقی بوده است.

«168» تفسیر القرآن الکریم

(تفسیر _ عربی)

از: ناشناس.

آغاز: «لِمَنْ یَشآءُ إناثًا و یَهَبُ لِمَنْ یَشآءُ الذُّکُورَ، فوهب اللّه لداود سلیمان، نِعْمَ الْعَبْدُ إنّهُ أوّابٌ، یعنی مُقبِلًا إلی طاعه اللّه إذْ عُرِض عَلَیْهِ بِالْعَشِیّ، یعنی فی آخر النهار، الصّافِناتُ الجِیادُ، یعنی الخیل. قال الکلبیُ و مقاتل: صفن الفرس إذا رفع إحدی یدیه».

انجام: «سوره النّاس ستّ آیات مکّیّه. بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. قوله اللّه تبارک و تعالی قُل أعُوذُ بِرَبّ النّاس، یعنی سیّد النّاس، و یقال: أستعیذ بخالق النّاس، و یقال: أستعیذ باللّه الّذی هو رازق الخلق. ثمّ قال: مَلِکِ النّاس، یعنی خالق النّاس و مالکم و له نفاذ الأمر و الملک فیهم. ثمّ قال عزّ و جلّ: إله النّاس، یعنی خالق النّاس و مُعطیهم و مانِعهم. مِنْ شَرّ الوَسْ واس کذا، یعنی من شرّ الشّیطان، و یقال أستعیذ باللّه لیحفظنی من شرّ الشیطان لأنّی لا أستطیع أن أحفظ نفسی من شرّه لأنّه یجری فی نفس الانسان...

و أمّا شیاطین الإنس فیأتی علانیهً. و روی أبومعاویه عن عثمان بن واقد أرسلنی أبی

ص : 150

إلی محمّد بن المنکدر أسئله عن المعوّذتین أ هُما من کتاب اللّه تعالی؟ قال: من لم یزعم أنّهما من کتاب اللّه تعالی فعلیه لعته اللّه و الملائکه و النّاس أجمعین إلی یوم الدین».

سپس مطلبی نقل شده که بقیّه آن در برگ آخر بوده و افتاده است. آخرین برگ موجود آخرین برگ کرّاسه چهاردهم می باشد، کما یظهر من النّسخه.

«169» تفسیر کازور

(تفسیر _ فارسی)

برای آگاهی از اقوال گوناگون درباره مؤلّف و کتاب که تفسیر قرآن کریم است به زبان فارسی، باید به «الذریعه 4: 309: تفسیر گازر، و 5: ش 502: جلاء الأذهان» و «إحیاء الداثر: 61 _ 62» و «فهرست آقای احمد منزوی» رجوع شود. در نسخه معتبر جای گفتگو، نام مؤلّف نیست و نام کتاب «تفسیر کازور» به همین شکل، در پایان آمده است.

نسخه: از سوره مبارکه أنعام است تا پایان کهف.

آغاز: «بسم... الحمد للّه حقّ حمده و الصّلوه علی خیر خلقه محمّد و آله المعصومین. سوره الأنعام. عبداللّه عبّاس گفت که این سوره به یکبار فرود آمد به مکّه، هفتاد هزار فرشته بودند با وی به تسبیح و تهلیل».

انجام: «و هر که همه سوره بخواند وی را نوری باشد از زمین تا به آسمان. تمّت کتابه المجلّد الثانی من تفسیر کازور، بعنایه اللّه، علی ید العبد... حسین بن علیّ بن حسن به عیسی الحسینیّ السّبزواریّ مولدًا و محتدًا و منشأ، یوم الخمیس من العشر الأوّل لذی الحجّه الحرام، فی سابعه، لسنه تسعین و ثمانمائه. اللّهمّ اغفر لصاحبه و مصنّفه و قارئه...».

این تاریخ «پنجشنبه هفتم حجّه 890» درست و مطابق تقویم است، و در هامش

ص : 151

همین موضع کاتب نوشته است که صاحب نسخه: «و هو الصاحب المحترم مفخر الحاجّ و الحرمین [کذا] خواجه حاجی فتح اللّه بن المرحوم خواجه مجدالدین استرآبادی.

و أمّا الکاتب، فقال الشیخ «رحمه اللّه علیه» فی «الضیاء اللّامع: 48»: «الحسین السبزواریّ هو السیّد عزّالدین الحسین بن نورالدین علیّ بن بهآءالدین حسن بن شرف الدین عیسی الحسینی. کتب بخطّه الجیّد نسخهً من «الدُّروس» فی کرَک نوح من جبل عامل... و فرغ الکاتب من الکتابه یوم السّبت 23 رجب (871) و صحّحها بخطّه و قلمه و قرأها علی بعض مشایخه و علیها بلاغاته الکثیره... و علی ظهر الصّفحه الأُولی اجازه أحد مشایخه هذه صورتها: قرأ علیَ السیّد الامام الأعظم الأکمل صاحب النّفس القدسیّه و الأخلاق المرضیّه جامع الکمالات النفسانیّه السیّد الأعظم فرع الشجره الأحمدیّه و الزّیتونه العلویّه السیّد عزّ الدنیا و الدین حسین... و کتبَ... محمّد بن أحمد بن محمّد المطاریّ و ذلک فی العشر الاخر من شهر رمضان المعظّم سنه 872».

صورت تمام اجازه شریفه در «ضیاء» آمده است. برای معرّفی کاتب جلیل القدر به همین اندازه اکتفا شد. و نسخه کتاب «دروس» موصوف را مرحوم شیخ در نزد مرحوم آقای حاج سیّد ضیاءالدین علاّمه فانی اصفهانی دیده اند، رحمه اللّه علیهما.

خطّ نسخه: بسیار خوانا و نَسخ جلیّ است. همان گونه که در وصف نسخه «دروس» فرموده اند. تملّک «مخدوم بن نوراللّه بن نورالهُدی الحسینی الرضویّ الشجریّ» و مُهر محو شده او روی برگ آغازین است.

«170» التّفسیر الوسیط

(تفسیر _ عربی)

از: ابوالحسن علیّ بن أحمد الواحدی.

نسخه: از اوّل سوره مبارکه مریم است تا آخر قرآن کریم.

ص : 152

کاتب: «محمود بن أبی ال_نُّ_هی بن أبیبکر بن عبدالکریم الابهری. ظ. فی المدرسه العزیّه ظ بمدینه السّلام تبریز، فی غرّه النّهار من یوم الثلثاء 21 ربیع الاول 731، بعد قرائته علی فخر الملّه و الحقّ و الدّین أحمد بن الحسن الجاربردیّ».

در صفحه آخر: اجازه جاربردی مذکور برای کاتب است بخطّ المُجیز.

«171» تفصیل وسائل الشّیعه إلی تحصیل مسائل الشّریعه

(حدیث _ عربی)

از: مولانا محمد بن حسن حُرّ عاملی، علیه الرحمه.

نسخه: از آغاز کتاب است تا آخر باب طهاره الحدید.

انجام: «اقول تقدّم وجهه، و اللّه أعلم».

کاتب: صفرعلی بن اسمعیل نجف آبادی اصفهانی. تاریخ ختم استنساخ: 1251. هیچ گونه اثر تصحیح و مقابله و تحشیه و امتیازی ندارد.

«172» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز کتاب زکات است تا آخر کتاب اعتکاف. نام کاتب و تاریخ کتابت به نظر نرسید، و مسلّمًا در اواسط قرن سیزدهم استنساخ شده و امتیازی ندارد.

«173» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد چهارم است از آغاز کتاب جهاد تا انجام کتاب وصایا (که پس از آن جزءِ پنجم و کتاب نکاح است).

کاتب: صفرعلی بن اسمعیل نجف آبادی اصفهانی. تاریخ ختم استنساخ: روز دوشنبه

ص : 153

4 صفر 1251.

اثر تصحیح و مقابله و تحشیه و هیچ امتیازی ندارد. روی برگ اوّل فهرست کتب این جلد به اختصار نوشته شده و نیز: «کتابت این مجلد تخمینًا 26200 بیت».

«174» نسخه دیگر

نسخه: جلد پنجم و از آغاز کتاب نکاح است تا کتاب لقطه و «باب حکم التقاط اللّحم و الجبن و البیض».

انجام: «فقال هُم فی سعه حتّی یعلموا».

کاتب: صفرعلی بن اسمعیل نجف آبادی اصفهانی. تاریخ پایان استنساخ: پنجشنبه 27 ذی الحجه 1251.

هیچ نوع امتیاز و تصحیحی ندارد. روی برگ اوّل نوشته اند: «34560 بیت است تخمینًا».

«175» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد ششم کتاب است از «کتاب الفرایض و المواریث» تا آخر.

انجام: پایان نسخه که مشتمل بر تاریخ تألیف و نام کاتب و تاریخ کتابت است عینًا نقل می شود: «و کان الفراغ من تألیفه فی منتصف رجب سنه 1082. ثم یقول الفقیر الی اللّه الغنی مصطفی بن عبدالواحد ابن سیار الحویزاوی محتدًا المشهدی مسکنًا: انّی قد نسختُ هذه النسخه المبارکه من نسخه الأصل و کان الفراغ منها فی الیوم التاسع من شهر ربیع الثانی من شهور سنه 1100».

در هامش این موضع نوشته اند: «به تاریخ شهر محرّم سنه 1130 ملاحظه شد» و مهر

ص : 154

ناخوانا، ظاهرًا: «عبده زین العابدین الحسینی».

روی برگ اوّل نسخه وقف نامه «نوّاب مریمی آداب فاطمی ألقاب... مریم بیگم» به تاریخ 1116 نوشته و به مُهر مشار الیها رسیده است که تولیّت پس از او با پادشاهِ وقت و نسخه در «مدرسه واقفه واقعه در خارج دروازه حسناباد» باشد.

کاتب نسخه، شاگرد صالح مؤلّف است و در «امل الأمل» عنوان دارد و از آنجا در «کواکب منتثره: 727».

«176» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل کتاب الفرایض و المواریث است تا پایان کتاب بدون خاتمه. نام کاتب و تاریخ کتابت و اثر مقابله و تصحیح ندارد.

«177» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز کتابِ «الفرائض و المواریث» است تا پایان کتاب و خاتمه آن. تاریخ ختم تألیف این جلد، نیمه ماه رجب 1082.

کاتب نسخه: محمد مؤمن بن ملا محمد طالقانی «بحسب الأمر امیرالسادات العظام و نجباء الکرام حاوی الاصول و الفروع جامع المعقول و المنقول اعنی مجتهد الزمان سید رضی علوی اصفهانی». تاریخ ختم استنساخ: اواسط جمادای یکم 1096. آثار مقابله و تصحیح و حاشیه ای ندارد.

«178» التّقریرات

(اصول فقه _ عربی)

از: نیای معظّم راقم فهرست، آیه اللّه آقای حاجّ میرزا سیّد حسن چهارسوقی (متولّد روز شنبه سوم ماه رجب 1294، متوفّی شب پنجشنبه سیزدهم جُمادای یکم 1377،

ص : 155

مدفون در وادیالسلام نجف اشرف)، فرزند گرامی آیه اللّه آقا میرزا سیّد مسیح (1255 _ 1325)، فرزند فرزانه آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّدباقر موسوی صاحب روضات الجنّات (1226 _ 1313)، أعلی اللّه تعالی مقاماتهم.

کتاب: تقریرات مبسوط درس اصول فقه استادالفقهاء مرحوم آیه اللّه آقا سیّد محمّدباقر موسوی درچه ای اصفهانی، مجتهد جلیل القدر (1264 _ 1342) است، در دو مبحث:

1 _ مبحث ظنّ، با تاریخ 29 جُمادای یکم 1316 تا 15 ذی القعده 1317.

2 _ مبحث اصل برائت و احتیاط، که در روز ترویه 1317 شروع و در 15 شوّال 1319 به مسأله أقلّ و أکثر ختم شده است.(1)

نسخه: اصل مبیّضه خطّ مؤلّف بزرگوار است. صورت چند اجازه مؤلّف و چند مادّه تاریخ به خطّ شریف ایشان در آغاز نسخه هست.

«179» تقویم آیات القرآن

(علوم قرآنی _ فارسی)

از: نامعلوم.

کتاب: کشف الأیات قرآن کریم است بر اُسلوب قدیم و ظاهرًا از آثار قرن 11 _ 12

ص : 156


1- 1) از جمله کسانی که تقریرات درس استاد الفقهاء آقای درچه ای را نوشته اند: میرزا محمّد جعفر فرزند میرزا محمّد علی بن مؤمن بن محمّد حسین بن میر عبدالحفیظ بن میر محمّد اشرف «صاحب علاقه التجرید» است، که تقریرات درس استاد را در فقه و اصول _ هر دو _ نوشته و در چهار مجلّد قرار داده است. مرحوم آقای علاّمه امینی صاحب الغدیر _ أعلی اللّه مقامه _ دوره را به نجف اشرف منتقل و در کتابخانه امیرالمؤمنین _ علیه السلام _ نهاده اند: «کواکب منتثره: 226». یاد شده، عالم جلیل مرحوم حاج سیّد جعفر سدهی، والد ماجد مرحوم آقای حاج سیّد جمال الدین صِهری واعظ عالم شهیر اصفهان متولّد (1321) متوفی (7 _ ع 2 _ 1388) مذکور در «دانشمندان مهدوی: 237» است. ایشان خود اثر پدر یعنی «تقریرات» را به مرحوم علاّمه امینی اهداء کرده اند.

می باشد. یک نسخه دیگر نیز در «الذریعه» معرّفی شده است، به اجمال.

آغاز: «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. این رساله ایست در باب یافتن آیات قرآن که در کدام جزو است مثلًا بعد از کلمه «اتّخذ» این شکل «کج ا» نوشته اند، شکل اوّل که کاف و جیم است علامت «جزو» است یعنی این آیه در جزو 23 است و شکل دوم که الف است علامت «رکوع» است یعنی در رکوع اول جزو 23 و علامت 23 که در بالا نوشته شده آن نیز علامت جزو است به واسطه تبیین نوشته اند، و همه علامات از این قرار است. القسم الأوّل فی أوائل الأی. باب الألف من الألف بعدهما التّاء - ءأتّخذ، کج 23 1).

نسخه: به خطّ غیاث الدّین محمّد بن امیر جعفر حسنی. تاریخ پایان استنساخ: اوّل محرم 1116 در مدرسه جدّه کبیره اصفهان.

در چهار صفحه اوراق بدرقه آخر نسخه نیز مطالب متفرّقه از احصاءِ آیات قرآنی و فهرست ابواب «تقویم آیات القرآن» و ساعات استخاره نوشته شده است.

روی برگ اوّل وقفنامه نسخه نوشته شده واقف: «اقلّ الطلبه عبد الجلیل تبریزی» و «اختیار تولیه غیر را نیز به اوستادی ام فضیلت و کمالات پناه مستغنی الألقابی آخوند ملاّ محمّد شریف تبریزی مفوّض نمودم».

تاریخ تحریر وقفنامه: ماه شوّال 1139.

«180» تکمله المصادر

(لغت _ عربی به فارسی)

از: نامعلوم.

کتاب: در تکمیل دو کتاب «مصادر» زوزنی و «مصادر» بیهقی «یا: بُستی» نگاشته شده است به ترتیب ابواب ثلاثی مجرّد و مزید، در 28 باب. نسخه ای دیگر از این کتاب در کتابخانه سلیمانیّه استانبول «شهید علی پاشاه: 2699» موجود است.

ص : 157

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. از قرائن، در اوائل سده یازدهم نوشته شده، لکن تمام و مصحّح است و فهرست ابواب در مقدّمه به خطّ کاتب آمده است.

تملّک و مُهر ابوالفضائل بن حاجی حسین یزدی: «عبده ابوالفضائل» و نصیر بن حاجی میرزا بیک یزدی: «نعم المولی و نعم النّصیر 1103» و «منتظر فتوح لطف إلهی 1116» و «نعم المولی و نعم النصیر 1085» و «و اذکر فی الکتاب اسمعیل» و «عبدالرزّاق بن محمد کاظم» در تاریخ 24 ذیحجه 1293 و «قوام الدین بن عبدالرزاق» در نسخه هست.

در حاشیه های بالای صفحات از آغاز تا برگ 74 متنِ «تهذیب المنطق» و تا برگ 42، قدری از «حاشیه تهذیب المنطق» از آخوند ملاّ عبداللّه یزدی _ علیه الرحمه _ به خطّ کاتبِ اصل نوشته شده است.

«181» تلخیص الأقوال فی تحقیق أحوال الرجال معروف به رجال وسیط

(رجال حدیث _ عربی)

از: میرزا محمد بن علی استرآبادی، علیه الرحمه.

دانش اسلام به وسیله گروهی بیشمار از مردم زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و زمان ائمّه اطهار علیهم السلام به ما رسیده است. این دانش ها را به زبان عربی؛ حدیث، روایت، خبر می نامند و آنها که این دانش ها را به ما رسانیده اند، رُوات (جمع راوی) گویند. خواه از مردم زمان پیغمبر اکرم یا زمان ائمّه اطهار علیهم السلام . در قرن سوّم هجری که انبوهی از روایات و احادیث اسلامی در سینه های روایان و محدّثان و هم در گوشه و کنار خانه های آنها، بر روی پوست، یا استخوان حیوانات، یا برگ و پوست بعضی از درختان و به نُدرت بر

ص : 158

روی کاغذها جمع شده بود و از طرفی نیز دانشمندان بزرگی در دنیای اسلام به پا خاستند و وارث آن همه آثار اسلامی گشتند، برای آنکه ترتیبی در کار روایت ها داده و راویان را بشناسند و در نتیجه همچنان که در خود روایت ها نیز دستور بود، روایت های درست را از نادرست تشخیص دهند، گروهی از دانشمندان، نام های راویان را و آنچه درباره آنها از مشایخ خود شنیده بودند در دفترهایی جمع کرده و بر آنها نام «أسماء الرّجال»، «معرفه الرّجال»، «فهرست أسماء الرّجال»، «المشیخه»، «التّراجم»، «معرفه أخبار الرّجال»، «تاریخ الرّجال» و امثال اینها گذارده، و کم کم راوی شناسی علمی مخصوص گشته و به علم «رجال» شهرت یافت و تألیفات بی شماری درین رشته پدید آمد که نام بیشتر آنها در «الذریعه إلی تصانیف الشّیعه 10: 80 تا 161» آمده، و هم گروه بسیاری از نویسندگان کتب رجال و تألیف آنها در «فهرست دانشگاه 2: 485 تا 497» یاد شده اند.

بزرگ ترین دانشمند راوی شناس محقّق شیعه، میرزا محمّد بن علی بن ابراهیم استرآبادی(1) است که سوای دو کتاب «آیات الأحکام» و حاشیه «تهذیب الأحکام»، سه اثر مهمّ در رشته رجال و راوی شناسی نگاشت. بزرگ تر و معروف تر و محقّقانه تر از دو دیگر «منهج المقال» است که به رجال کبیر شهرت یافته و چاپ شده. میرزا این کتاب را هنگامی که در نجف اشرف می زیسته تألیف نموده و به سال 984 آن را پایان داده است.

صاحب «کشف الحُجب: 488»، کتابِ «منهج المقال» را به عنوان «مجمع الأقوال»

ص : 159


1- 1) در فهرست مرکزی دانشگاه تهران که نسخه بسیار نفیس «منهج المقال» را معرّفی کرده اند، مؤلّف را به عبارت شگفت آور «مولی سیّد میرزا» و «حسینی» وصف نموده اند. امّا باید دانست که آن مرحوم از طرف مادر شریف بوده اند و سیادت از جانب پدر نداشته اند، اگر چه این اشتباه سابقه داری است و صاحب کتاب «جامع الرواه» نیز گویا بر این باور بوده است.

ذکر کرده است.

دوّمین کتاب رجالی او، همین «تلخیص الأقوال» است که به رجال وسیط مشهور شده و آن را پس از «منهج المقال» تألیف و در 10 ج 2 _ 988 تمام کرده است.(1)

سوّم: کتاب معروف به وجیز و رجال صغیر که نسخه آن در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است «فهرست آنجا 2: 359 و 6: 606». صاحب «ریحانه الأدب» چند بار این «رجال صغیر» را «توضیح المقال» خوانده است، بدون ذکر مأخذ و گویا اشتباه است.

میرزا محمّد مدّتی از پایان زندگی خود را در مکّه معظّمه گذرانیده و عاقبت به سال 1028 در همانجا وفات و در جوار مزار حضرت خدیجه علیهاالسلام به خاک رفت. شرح حالش اجمالًا در «ریحانه الأدب 2: 424» مسطور است.

آغاز: «بسم... الحمد للّه و کفی و سلام علی عباده الّذین اصطفی. أمّا بعد، فهذا کتاب «تلخیص الأقوال» فی تحقیق أحوال الرّجال قد أثبتُّ فیه الأسماءَ علی ترتیب الحروف، مُراعیًا للأوّل ثمّ الثانی و هکذا. و للأصل من عدم الزّیاده حرفًا و حرکهً فقدّمتُ مثلاً عبید علی عُبیده، و عَمرو علی عُمر فی أسمآءِ الرّجال، ثمَّ یتبعها من أسمآءِ الابآءِ و الکُنی

ص : 160


1- 1) «تلخیص الاقوال» در «الذریعه 4: 420» یاد شده و نسخه وقفی مورّخه 1015 دارای اجازه به خطّ مؤلّف را در کتابخانه شیخ عبدالحسین طهرانی _ أعلی اللّه مقامه _ در کربلا نشان داده اند. نسخه ای نیز در «فهرست دانشگاه 2: 549» مورّخه 1089 معرّفی شده و نام کتاب در اوّلْ «تلخیص الاقوال» و در دوّمْ «تلخیص المقال» آمده است. ما نیز نسخه ای به همین نام خواهیم آورد «ش 186». تکمله: در کتاب شریف «الروضه النضره» صاحب الذریعه که به سال 1411 چاپ شد، ده نسخه به عنوان اوّل و سه نسخه به نام دوّم، با مشخّصات هر یک معرّفی شده و شرح حال یک صفحه ای مرحوم میرزای استرآبادی نیز در صفحه 497 دیده می شود. لازم است یادآور شویم که صفحه اوّل نسخه جای گفتگو نونویس است و معلوم نیست در برگ اصلی مفقود، «تلخیص الأقوال» بوده است یا «تلخیص المقال».

و نحوهما و أُعلمُ للخلاصه «صه» و للنّجاشی...».

پس از ذکر علامتهای اختصاری، شروع در باب الف و نام هایی که به حرف الف آغاز می شود نموده و به باب یاء خاتمه داده، و بعد بابی برای کنیه ها و لقب ها و نسبتها و زنانی که روایت حدیث کرده اند نهاده، و خاتمه ای قرار داده مشتمل بر ده فائده و در آخر فائده دهم، سند روایت خود را به اصحاب حدیث متّصل نموده است.

انجام: «فرغ منه مؤلّفه الرّاجی عفو ربّه الهادی محمد بن علی الاسترآبادی عاشر شهر جمادی الاخره سنه 988 حامدًا مصلّیًا... و کتب بیُمناه الدّاثره فقیر عفو ربّه القویّ الغنیّ محمّد باقر الموسویّ الحسینیّ، ببلده اصفهان».

نسخه: دارای 323 برگ است که برگ اوّل و برگ آخر آن نونویس و به خطّ نیای بزرگوار، آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّدباقر چهارسویی صاحب «روضات الجنّات»(1) _ أعلی اللّه مقامه _ می باشد و بقیّه در زمان خود مؤلّف نوشته شده و حاشیه های فراوان و بسیار مهمّ شخص مؤلّف با توقیع «منه سلّمه اللّه» و «منه دام ظلّه» و «منه مدّ ظلّه العالی» است،(2) و نسخه در نهایت صحَّت و دارای آثار مقابله می باشد.

متن: خطّ نستعلیق بسیار خوب 19 سطری، حواشی نَسخ ممتاز، عناوین به شنگرف، جدول کشیده با طلای اشرفی، کاغذ دولت آبادی، قطع 12 و نیم × 25. جلد تیماج

ص : 161


1- 1) متولّد ظهر 2 شنبه 22 صفر _ 1226 در خوانسار، متوفی اواخر ثلث اوّل شب 2 شنبه 8 ج 1 _ 1313 در اصفهان، مدفون در بقعه تکیه مخصوص به نام خود در تخت پولاد اصفهان _ برّد اللّه مضجعه الشریف _ . ایشان امضاءِ نام و نسب خود را در پایان نسخه _ چنان که نقل کردیم _ «محمدباقر الموسویّ الحسینیّ» مرقوم فرموده اند.
2- 2) از حاشیه مفصّلی که بر ترجمه «الحسین بن اسکیب» مرقوم فرموده، معلوم می شود که نسخه «خلاصه الأقوال» علاّمه حلّیِ مورد استفاده ایشان، دارای حواشی و تعلیقات شهید ثانی و به خطّ خود آن جناب بوده است. رضوان اللّه علیهم أجمعین.

سرخ مقوّایی ضربی طلای اشرفی صفوی اعلا. داخل: تیماج زرد تیره، جدول کشیده.

گویا نسخه برای شخصیّت والایی نوشته شده و فراهم گشته است و نیز این که برگ نخستین دارای سرلوح و تزیین ارزشمند بوده، در زمان دور، آن را جدا کرده اند!.(1)

«182» نسخه دیگر

نسخه: کامل و مصحّح است و دارای حواشی مؤلّف و حواشی دیگر با امضاءِ «مح سد، عُفی عنهما» که بی شکّ همان محمد بن سعید قطیفی یکی از مالکان نسخه است.

کاتب: صلاح بن بَراهیم بن محمد بن سعید بن حسین اللحیل الجمریّ الأوالیّ الموالی. تاریخ کتابت، سنه 1077 و تاریخ ختم تألیف در این نسخه نیز دهم جمادای دوم 988 قید شده است. ظهر نسخه این شرح دیده می شود: «هو اللّه. دخل فی حیازه أقلّ عباد اللّه و أحوجهم الی رحمه ربّه، الفقیر الی اللّه الغنیّ محمّد بن سعید القطیفیّ، عفی اللّه عنهما، بتاریخ شهر ربیع المولود للسنه السادسه و الثمانین و ألف». مهر خوانده نمی شود.(2)

أیضًا تملّک احمد بن ملاّ أبوالحسن، و تملّک «ابن عبدالحسین الحسینی» و مهر او «محمد معصوم الحسینی».

«183» تلخیص المحصّل

(کلام _ عربی)

از: خواجه امام نصیرالدّین محمّد بن محمّد بن حسن، محقّق طوسی، أعلی اللّه مقامه.

ص : 162


1- 1) نسخه خوبی از «تلخیص» و «فهرست شیخ الطائفه طوسی» و «ایضاح الاشتباه» در کتب اهداییِ امام جمعه به دانشکده ادبیّات تهران موجود است «فهرست: 62».
2- 2) «الروضه النضره»: محمّد القطیفیّ ابن سعید: رأیت بعض تملّکاته لکتُب علمیّه فیها المجلّد الثانی من «المسالک»، کتَب تملّکه علیه فی (1087)، و النسخه عند مشکور الحولاوی فی النجف».

کتاب: شرح «قال. أقول» و تهذیب و تصحیح کتابِ «محصّل أفکار المتقدّمین و المتأخّرین من الحکماء و المتکلّمینِ» محمد بن عمر، فخر رازی است در علم کلام، و در «کشف الظنون» گوید که محقّق در ماه صفر 669 (تسع و ستین و ستّمائه) از تحریر آن فراغت یافته است.(1) کتاب به صورت ناقص و تحریف شده در ذیل اصل «محصّل» در مصر چاپ شده است.

نسخه: از برگ 8 تا اواسط ظهر برگ 13 به تصدیق میرداماد و غیره به خطّ علاّمه حلّی _ قدّس اللّه روحه _ است، و از آنجا تا پایان برگ 18 به خطّی شبیه خطّ مرحوم علاّمه است، و از برگ 19 تا برگ ماقبل آخر به خطّ دیگری است با تصحیحاتی به خطّ علاّمه. هفت برگ آغاز نسخه و برگ آخر که از اصل نسخه مفقود بوده ظاهرًا در زمان میرداماد نوشته شده است.

تملّک جناب میرداماد «محمّد بن محمّد المدعوّ بباقر داماد الحسینی» به تاریخ 1002 در اصفهان و مُهر او «یثق بالملک القادر الغنیّ، عبده محمّدباقر بن محمّد الحسینیّ» و تملّک سیّد محمّد بن محمد صالح حسینی و مُهرِ «عبدالقادر الحسینی» در ظهر نسخه هست.

در هامش برگ 8، میرداماد گواهی داده است که از آنجا خطّ علاّمه حلی است. رحمه اللّه علیهم اجمعین.

«184» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ محمّد حسین بن محمّد حسین «کذا» هزارجریبی. تاریخ ختم کتابت:

ص : 163


1- 1) تاریخ تألیف در این نسخه و نسخه ش 183 نیامده است.

غرّه ماه رجب 1004. تملّک حاج محمد شفیع خوئی و مهر او «عبده الرّاجی محمّد شفیع» ظهر نسخه و تاریخ ولادت آقا محمّد صالح شب جمعه 27 ذی القعده 1117 و زایجه او در آخر نسخه است.

«185» تلخیص المفتاح

(ادب _ عربی)

از: خطیب دمشقی محمّد بن عبدالرحمان قزوینی (متوفی 739).

کتاب: تلخیص قسم سوّمِ «مفتاح العلومِ» ابو یعقوب یوسف سکّاکی در فنون بلاغت است، با افزودن فوائدی.

نسخه: به خطّ نصرالدین عبدالمؤمن حسنی. تاریخ استنساخ: روز پنجشنبه 2 ماه رجب 989 در شهر اکره.

روی صفحه اوّل فهرست کتاب و بالای اوراق عدد شمار اوراق نسخه به سیاق نوشته شده است. حواشی متفرّقه در هامش نسخه به خطّ کاتب هست.

«186» تلخیص المقال فی تحقیق احوال الرجال

(عربی)

پیرامون این کتاب و مؤلّفش محقّق بزرگ میرزا محمد استرآبادی رحمه الله و نسختی از آن در شماره «181» گسترده سخن گفتیم. اینک نسخه دیگری را می شناسانیم.

دو مطلب شایان ذکر نیز به عنوان تکمیل گفته های سابق باید نوشت:

اوّل این که: دانشمند محقّق بارع، حاج ملاّ محمّد بن علی اردبیلی از شاگردان علاّمه مجلسی و عالم جلیل شیخ جعفر کمره ای، که در اماکن مقدّسه عراق عرب می زیسته و بنا به نگارش آقا رضی بن محمّد قزوینی در ماه ذوالقعده 1101 در کربلای معلّی بدرود

ص : 164

زندگی گفته است، کتابی بس مفید و گرانبها در علم رجال و راوی شناسی به نام «جامع الرّواه» تألیف نموده(1) که درین اواخر در طهران به طبع رسید. وی این کتاب را به منزله ذیلی بر «تلخیص المقالِ» استرآبادی قرار داده و تمام آن را از آغاز تا انجام در رجال خود پراکنده نموده تا آنجا که خطبه و دیباچه و خاتمه را نیز نقل کرده است، جز این که حواشی فراوان و بسیار مهمّ شخص مؤلّف «تلخیص» بر کتابش در این کتاب دیده نمی شود. ظاهرًا نسخه نه چندان معتبر مورد استفاده مرحوم اردبیلی، دارای تمام حواشی نبوده است، و این نقیصه بزرگی است که لازم است در یک چاپ محقّقانه تدارک شود.

هنگامی که نویسنده این فهرست در حوزه درس مرحوم آیه اللّه عظیم الشّان نابغه المتأخّرین حاج آقا حسین طباطبائی بروجردی _ اعلی اللّه مقامه الشریف _(2) در قم مشغول تحصیل بود، آن عالم بزرگ، فرمان طبعِ «جامع الرّواه» را از آن روی که رجال بسیار مفید و مهمّی است صادر نمود و خود نیز مقدّمه جامعی برای آن کتاب املاء فرمود که عینًا در آغاز نسخه به طبع رسید. این مقدّمه دارای فوائد بسیار و شایان مراجعه است.

ص : 165


1- 1) تاریخ فراغت از تألیف «جامع الرواه» شب 19 ربیع الاول 1100. آقا رضی ابن محمد قزوینی که خود نسخه ای از این کتاب را در نجف اشرف ظرف چند سال از روی نسخه اصل استنساخ و در روز پنجشنبه 27 محرّم 1115 از آن فراغت یافته است در صفحه اوّل نسخه خود که تاریخ رحلت مؤلف را یاد کرده است، چنین نوشته: از مؤلّف قدس سره شنیدم این کتاب را در مدت 25 سال تصنیف کرده است: «مقدمه جامع الرواه، صفحه ل».
2- 2) آیه اللّه بروجردی قدس سره در ماه صفر 1292 (یا اوائل 1291) در بروجرد متولّد و صبح 5 شنبه 13 ماه شوال 1380 در بلده طیبه قم وفات یافت و بر حسب دستور خود ایشان در دالان مسجد اعظم مدفون شد. شرح حال آن مرحوم را نویسنده این فهرست در کتاب «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 160 _ 164» نوشته و به طور مبسوط در چند کتاب مستقل نیز تدوین و هم در کتاب «تاریخچه شهر سامرا» مذکورست.

دوّم این که: نام کتاب در نسخه ای که به شماره «181» شناساندیم، در برگ اوّل و دیباچه مؤلّف که به خطّ شریف نیای معظّم، صاحب «روضات الجنات» است؛ «تلخیص الأقوال» آمده و درین نسخه _ جای گفتگو _ به خطّ شیخ احمد احسائی «تلخیص المقال». در موضع سابق نیز یاد کردیم که در «ذریعه 4: 420» بسان اوّل، و درنسخه «فهرست دانشگاه 2: 549» همچون ثانی است. در «جامع الرواه: 7»، تلخیص المقال است و در همه جای «مصفّی المقال»، تلخیص الأقوال. جز اینکه در ص 430 مصفّی که اجمالی از شرح حال استرآبادی و نسخ کتب رجالی او را یاد کرده، هر دو را ضبط و «الأقوال» را به صورت نسخه بدل نوشته اند.

نسخه: دارای 256 برگ و 2 برگ عطف در اوّل و آخر. صفحه اوّل و از برگ 251 تا آخر نونویس و به خطّ عالم شهیر شیخ احمد احسائی(1) است و بقیّه گویا در زمان مؤلف نوشته شده که بعضی از حاشیه ها دارای توقیعِ «منه دام ظله»، یا «منه مدّ ظلّه» می باشد. احسائی در پایان این نسخه نوشته است:

«و قد فرغ من تتمیم هذا الکتاب بهذه الأوراق العبدُ الفقیر المسکین أحمد بن زین الدّین بن ابراهیم بن صقر بن ابرهیم بن داغر، السّاکن قریهَ «المطیرفی» متأصّلًا، غفر اللّه لهم اجمعین، ضُحی الخمیس الثامن و العشرین من ربیع الثانی سنه 1199 من الهجره النّبویّه، علیه و آله السلام، ذاکرًا حامدًا مصلّیًا مستغفرًا راجیًا خائفًا سائلًا من الجواد الکریم».

نسخه در پاره ای از جاها دارای آثار مقابله است. تصحیحات در حواشی مختلف نوشته شده. تمام حواشی مؤلّف در این نسخه نیامده و در چند موضع حاشیه هایی با

ص : 166


1- 1) ولادتش در ماه رجب 1166، وفاتش روز 1 شنبه 21 ذی القعده 1241، مدفنش در قبرستان بقیع مدینه منوّره، شرح حالش مفصّلا در «روضات الجنات 1: 216 _ 232» طبع اصفهان در متن کتاب و حواشی نویسنده این فهرست مذکورست.

امضای «محمّد بن محمّد باقر الخراسانی، عفی عنه» دیده می شود. روی برگ 2 تملّک «أبو جعفر...» به تاریخ غرّه ع 2 _ 1217 و در اوّل و آخر نسخه مُهر «لا اله الاّ اللّه الملک الحقّ المبین. عبده...» هست که پس از کلمه ابو جعفر و عبده محو شده و خوانده نمی شود.

خط نسخ 22 تا 25 سطری، 4 برگ آخر شکسته نستعلیق، حواشی مختلف، عناوین به سرخی، کاغذ زاغی شکری رنگ، جلد دو شکل تیماج قهوه ای که با تیماج سیاه تعمیر شده، آستر یک طرف تیماج قرمز، طرف دیگر بدون آستر است. قطع 13 × 24، متن نوعًا 7 × 18.

«187» تمهید القواعد الأُصولیّه و العربیّه لتفریع فوائد الأحکام الشّرعیّه

(قواعد _ عربی)

از: شهید ثانی شیخ زین الدّین بن علیّ بن احمد شامی عاملی، علیهم الرحمه.

نسخه: تاریخ تألیف و نام کاتب ندارد. تاریخ انجام کتابتِ قسم اوّل، 1223 است. یک حاشیه در اوائل کتاب از «ملاّ محمّد علی نوری، مدّ اللّه أیّام إفادته» و حاشیه ای دیگر از «محمّد تقی عفی عنه» است که این شخص تملّک خود را به عنوان و امضاءِ «اقلّ الطلبه محمّد تقیّ بن محمّد بشیر» به تاریخ 25 ماه رجب 1286، در ظهر نسخه نوشته است.

«188» نسخه دیگر

تاریخ پایان تألیف در این نسخه: وقت ظهر روز جمعه مفتتح ربیع دوّم 958 ضبط شده است، بر خلاف نسخه دیگر (مجموعه ش...) که آن درست است و مطابق تقویم.

ص : 167

نسخه: به خطّ بانویی است که خود را «أقلّ خلق اللّه منزلاً و مرتبهً: بنت محمّد هادی بن مانی» شناسانده است.

تاریخ پایان استنساخ: روز جمعه 16 ربیع دوّم 1035. برگ اوّل مفقود شده است.

تنبیه الخاطر: نزهه النّاظر

«189» التّنبیهات العَلیّه علی وظائف الصّلوات القلبیّه

(معارف _ عربی)

از: شهید ثانی شیخ زین الدین بن علی بن احمد شامی عاملی، علیهم الرحمه.

کتاب: در اسرار نمازها است. تاریخ تألیف: روز شنبه نهم ذی الحجّه (عرفه) 951.

نسخه: نام کاتب ندارد، لکن تاریخ انجام کتابت: روز شنبه از ربیع دوّم 1095 در پایان نسخه قید شده. تملّک و مهر مرحوم سیّد محمّدعلی موسوی لاریجانی مازندرانی اصفهانی، و نیای گرامی، آیه اللّه حاجّ میر سید علی بن آیه اللّه حاج میر سید محمد موسوی چهارسوقی در ظهر نسخه هست.

«190» تنزیه الأنبیاءِ و الأئمّه صلوات اللّه علیهم و سلامه

(کلام _ عربی)

از: سیّدنا الشریف الأجلّ المرتضی ذوالمجدین ابوالقاسم علیّ بن الحسین بن احمد الموسوی، اعلی اللّه مقامه.

نسخه: تمام است. کاتب: ابن المرحوم اسمعیل محمد عبدالله. تاریخ پایان کتابت: پنجشنبه 12 ماه رمضان 1084. امتیازی ندارد.

ص : 168

در آخر نسخه سه صفحه درباره اسامی و احوال آباءِ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله به فارسی نوشته شده و در صفحه چهارم، شرحی درباره ادلّه فقهیّه شیعه به عربی.

«191» التنقیح الرائع من المختصر النافع

(فقه _ عربی)

از: شیخ مقداد بن عبداللّه سیوری حلّی معروف به فاضل مقداد، علیه الرحمه.

کتاب: در شرح «مختصر نافع» محقّق حلّی است به «قوله»، در دو مجلّد.

نسخه: شامل هر دو مجلّد است: اوّل از مقدّماتی در تعریف فقه تا کتاب وصایا. دوّم از کتاب نکاح تا دیات.

کاتب: محمّد بن حسین بن محمّد، در غره ربیع دوم 1030 از کتابت آن فارغ شده.

تملّکِ محمّد تقی بن محمّد مهدی سهروردی شهیر به شولستانی به سال 1014 با مُهرِ «عزّ من قنِع و ذلّ من طمِع، محمّدتقی، سنه 1103» و تملّک مهدی ملقّب به آقا بزرگ ابن حاجی و مهر «افوّض أمری إلی اللّه، عبده محمد مهدی، 1166 ظ» و اجازه گرفتن مرحوم حاج میرزا محمّد باقر بن علی نقی موسوی زنجانی اصفهانی از سرکار شریعتمدار حاجی شیخ مرتضی در نجف برای تصرّف کردن در کتاب به تاریخ ماه صفر 1261 و تملّک مرحوم حاج آقا محمّد بن حاج میرزا ابوالقاسم بن حاج میرزا محمدباقر زنجانی در ظهر نسخه دیده می شود.

«192» تنقیح المرام

(اصول فقه _ عربی)

چنانکه در «حاشیه عدّه الاُصول. ش 312» یاد کرده ایم، کسانی از شاگردان مولانا خلیل قزوینی نگارنده «حاشیه عدّه الاصول» بر کتاب مذکور او حاشیه نوشتند که از

ص : 169

جمله آنها حاج ملاّ علی اصغر بن محمّد یوسف قزوینی است. وی در این باب، کتاب «تنقیح المرام» جای گفتگو را در چندین مجلّد بزرگ نگاشت.

نسخه ما مجلّد اوّل کتاب است که تمام این مجلّد فقط گزارش حاشیه اولی از حواشی خلیلیّه «مذکور در شماره یاد شده» می باشد. قزوینی در آغازِ این مجلّد گوید: «چون دانشجویان به فراگرفتن حواشی عدّه الاُصول فاضل مؤیّد... مولی خلیل قزوینی بسیار راغبند، لکن در آن مطالب مشکلی بود، من این کتاب را در حلّ مشکلات و توضیح عبارات آن نوشتم...».

از نسخ و مجلّدات دیگر این کتاب اطّلاعی در دست نیست و در فهارس موجود چیزی نیافتیم، جز اینکه در «ذریعه 4: 464» که آن را عنوان کرده است، فرماید: «نسخه ای از مجلّد سوّم کتاب را که به آخر مبحث مجمل و مبیّن منتهی می شود به خط نگارنده آن دیدم که در عاشورای 1110 «سال درگذشت علاّمه مجلسی ثانی» از تألیف آن فراغت یافته و در ظَهر نسخه فرزندش ملاّ محمّد مهدی بن علی اصغر «که پس از این یاد خواهد شد» نوشته بود این نسخه مجلّد سوم حاشیه عدّه پدرش می باشد، و چون ملاّ محمّد مهدی در نزدیکی سال 1129 وفات یافت، دو وصیّ او که برادرانش ملاّ محمّد مؤمن و حاج محمّد حسین بوده اند، این نسخه را به دانشمند جلیل حاج محمّد رضا قزوینی _ که به سال 1136 در فتنه افغان ها شهید شد _ فروختند و در ظَهر نسخه شرحی مبنی بر فروش آن به نحو مذکور نگاشتند. این نسخه اکنون در نجف اشرف نزد آقا سید محمّد باقر حفید آیه اللّه آقا سید محمّد کاظم طباطبائی یزدی موجود است». پایان کلام ذریعه.

در «حاشیه عُدّه الاُصول. ش 312» نیز گفته ایم که در «ذریعه» از «تتمیم أمل الآملِ» مرحوم شیخ عبدالنبی قزوینی نقل کرده اند که ملاّ احمد طالقانی حاشیه ای بر حاشیه عدّه

ص : 170

ملاّ خلیل و تنقیح المرام _ جای گفتگو _ نگاشته است.

شرح حال حاج ملاّ علی اصغر، مؤلّف کتابِ مورد بحث در «أمل الأمل: 51» آمده و آنجا است که وی عالم فاضل ماهر صالحی است و پیش دانشمندان قزوین از جمله مولانا خلیل و برادرانش ملاّ محمّد باقر و رضیّالدین محمّد تحصیل کرده، او را است کتابی بزرگ در ادعیه به نام «سفینه النّجاه» و «رموز التفاسیر الواقعه فی الکتب الأربعه و غیرها من کتب الحدیث»، و حواشی مبسوطی بر «حاشیه عدّه» ملاّ خلیل که جدًّا دقیق نوشته، و او را است «فهرست أشعار مغنی اللّبیب»، وی از معاصران است، انتهی.

امام مجدّد صاحب «روضات الجنّات: 399» نیز شرح حال وی را از أمل الأمل آورده و مطالبی از «تنقیح المرام» او نقل فرموده و ترجمه را به شرح حال فرزندش ملاّ محمّدمهدی پایان داده اند. در کتب تراجم دیگر نیز مانند «فوائد رضویّه: 274» و «أعیان الشیعه 41: 84» و «معجم المؤلّفین 7: 39» از این دانشمند به اجمال یاد کرده اند، لکن از تاریخ تولّد و وفات او اطّلاعی نداده اند، و چنان که گذشت مجلّد سوّم تنقیح المرام را در عاشورای 1110 به پایان رسانیده و در شماره «...» نیز که «سفینه النّجاه» او را می شناسانیم، خواهیم گفت که در 8 ربیع دوم 1098 از نگارش مقاله سوّم آن فراغت یافته است.

شیخ حرّ _ علیه الرحمه _ در «أمل الأمل: 70» از دانشمندی به عنوان «مولانا محمّد یوسف بن پهلوان صفر قزوینی»(1) یاد کرده و گوید: «وی از شاگردان ملاّ خلیل و مردی

ص : 171


1- 1) در طبع اوّل أمل، اشتباهًا «محمد بن یوسف بن...» است، لکن در طبع دوّم آن و همچنین در نسخ خطّی أمل و مواضع دیگر _ مانند «مجموعه رسائل ریاضی» که به خطّ همین شخص در کتابخانه دانشمند فاضل آقای سید محمد موسوی جزائری نجفی موجود است _ همه جا محمد یوسف دیده می شود. رجوع به «فهرست دانشگاه 1: 113 و 129» شود.

فاضل و عالم و از معاصران است، در بعضی از مدارس قزوین درس می گفت و کتابی مبسوط در «آداب حجّ و کیفیّت وضع مسجد الحرام» و رساله کوچکی در «مناسک حجّ» نگاشت»، انتهی.(1)

نویسنده فاضلِ «فهرست دانشگاه 1: 113 و 129» _ بدون این که مأخذی برای نظریّه خود آورده باشند _ این شخص را پدر ملاّ علی اصغر، مؤلّف تنقیح دانسته اند، در صورتی که این انتساب از کتب تراجم و فهارس و جاهای دیگر تا آنجا که تحقیق کردیم، به هیچ وجه مستفاد نمی شود. اضافه بر این که صاحب «ذریعه 11: 4» آنجا که رساله آداب الحجّ را عنوان کرده، فرماید: «للمولی محمد یوسف بن پهلوان صفر القزوینی، ساکن اصفهان...».

باری، ملاّ علی اصغر را فرزندانی بوده و یکی از آنها ملاّ محمّد مهدی سابق الذکر است که مرحوم شیخ حرّ در «أمل الامل: 69» در ترجمه او فرماید: «مولانا محمّد مهدی بن علی اصغر قزوینی، فاضل عالم محقّق ماهر صالح ثقه معاصر، کتاب هایی دارد، از جمله «عین الحیوه» در ادعیه که فضائل دعائها را در آن به فارسی آورده است. «الإنتقاد» در نحو. «شرح الجمل»(2) از مولانا خلیل... إلخ».

ص : 172


1- 1) برای آگاهی بیشتر به کتاب های: «ذریعه 20: 86. مجموعه ریاضیّه» و «الروضه النضره اشتراکی: 374 و 646» و کذا «الکواکب المنتثره: 834» و «تلامذه العلاّمه المجلسیّ: 135، ش 202» و «اجازات الحدیث: 285، ش 106» مراجعه فرمایند.
2- 2) نام این کتاب در طبع اوّلِ أمل الأمل و نسخه خطّی _ خطّ نیای معظّم، صاحب روضات، أعلی اللّه مقامه _ ، ضمن شرح حال ملاّ خلیل، کتاب «الجمل» به لفظ جمع آمده، لکن در چاپ دوّم «المجمل» دیده می شود و در شرح حال ملاّ علی اصغر در هر سه نسخه «شرح الجمل» باز به لفظ جمع و در همه مواضع روضات نیز به همین صورتست. صاحب «ذریعه 5: 142 و 13: 177» فرماید: در «ریاض العلماء» ضمن شرح حال ماتن و شارح در هر دو جا «مجمل» یاد شده و خود شارح نیز آن را به همین نام خوانده و نسخه أملِ صاحب روضات مصحَّح نبوده که در آن «جمل» داشته است، انتهی. این فرمایش مؤلّف بزرگوار ذریعه است. لکن گذشت که در سه موضع أمل الأمل های چاپی، علاوه بر نسخه خطی «الجمل» دیده می شود، و اللّه العالم. ناگفته نماند که خلیل بن احمد نحوی معروف نیز کتابی به نام «جمل الاعراب» در علم نحو نگاشته است که نسخه آن را به شماره (228) می شناسانیم.

صاحب أمل چند کتاب دیگر از تألیفات ملاّ محمّد مهدی را یاد کرده و گوید: نام کتاب های او و پاره ای از احوال فضلاءِ قزوین را از خطّ و نامه خودِ او که برای من فرستاده بود نقل کردم، انتهی.

از جمله آثار ملاّ محمّد مهدی که در أمل یاد نشده و پس از فرستادن آن نامه به شیخ حرّ تألیف کرده، کتابِ «ذُخر العالَمَین(1) فی شرح دعاءِ الصّنمین» است که نُسخ آن در «ذریعه 10: 9 و 13: 256» و «فهرست دانشگاه 1: 112» یاد شده است. تاریخ تألیف این کتاب در «فهرست دانشگاه» نیامده و در «ذریعه 10: 9» فرماید: روز چهارشنبه 13 جمادای دوّم 1116 از تألیف آن فراغت یافته و نسخه ای که تاریخ کتابتش اوائل ذی القعده 1119 بوده دیده ام، انتهی.

لکن در «ج 13 ص 117 س 22 و ص 256 س 1» فرماید: وی در 1119 این کتاب را تألیف کرده است!

ممکن است همین تاریخ اخیر درست باشد. زیرا مؤلّفِ «أعیان الشّیعه 47: 82» درباره این کتاب گوید: «ینقل فیه عن المولی خلیل و الاقا رضا القزوینیّین و یعبّر عن کلّ واحد منهما بالأستاذ. فرغ منه ذی القعده 1119».(2)

ص : 173


1- 1) در ذریعه اشتباهًا «ذخر العاملین» چاپ شده است.
2- 2) در حدود سال 1396 ق، چند جزءِ پراکنده از «ذخر العالمین» دستنویس به دست آمد که کاتب آن «ملاّ عبداللّه ابن مرحمت پناه آخوند ملاّ محمد» و تاریخ کتابتش نیمه ماه رجب یکهزار و سیصد است و عبارت خاتمه مؤلّف این چنین است: «یقول الفقیر الشارح محمد مهدی بن الحاج علی أصغر القزوینیُ _ عفا اللّه عنه و عن والدیه _ تمَّ ما یسّر اللّه تعالی ایرادَه فی شرح هذا الدعاءِ و له الشکر، و علی رسوله و أوصیائه التحیّه و الثناء، فی اوائل شهر شوّال _ ختم بالخیر و الاقبال _ من شهور سنه 1119 تسع و عشر و مائه بعد الألف». أیضًا: شرح حال ملاّ محمد مهدی _ علیه الرحمه _ در «کواکب منتثره: 762 _ 763» نیز چاپ شده است.

«ذخر العالمین» به عربی نیز ترجمه گردیده و در «ذریعه 4: 102» یاد شده است.

کتاب دیگری نیز از او به نام «دلیل الدّعاه فی شرح عین الحیاه» که متن «عین الحیاه» هم از خود اوست، در ذریعه و فهرست دانشگاه معرّفی کرده اند.

غیر از ملاّ محمّد مهدی مذکور، دو فرزند دیگر نیز از ملاّ علی اصغر صاحب ترجمه می شناسیم: ملاّ محمّد مؤمن و حاج محمّد حسین که در پیشتر از آنها یاد کردیم.

* * *

مطلب دیگری که پیرامون «تنقیح المرام» جای گفتگو باید اضافه کنیم این که، نگارنده در حیات ملاّ خلیل تألیف کتاب خود را شروع کرده، لکن به نیمی از مجلّد اوّل نرسیده، استادش درگذشت. لذا از آغاز کتاب تا مبحث علم تفصیلی باری به أشیاء یعنی تا نیمه های مجلّد اوّل «برگ 124 نسخه» همه جا گوید: «قوله، أیّده اللّه» و از آنجا به بعد «برگ 125» گوید: «قوله، قدّس اللّه سرّه و جعل الجنّه مثواه».

روی برگ اوّل نسخه ما در گوشه ای شماره «10000» دیده می شود، مانا که خواست نگارنده ازین عدد، شماره ابیات این مجلّد باشد. اینک سایر مشخّصات:

آغاز: «بسم... الحمد للّه رب العالمین.. و بعد، فیقول راجی رحمه ربّه الغنیّ المغنی، ابن محمّد یوسف: علی اصغر القزوینیُ...: لمّا رأیت توفّر دواعی المحصّلین إلی تعلّم الحواشی المعلّقه علی «عدّه الاُصول» للمولی الفاضل المؤیّد، و الحبر الکامل المسدّد، محیی العقائد الدّینیّه، مروّج الاُصول الیقینیّه، مُظهر نکات الآیات و دقائقها، موضح

ص : 174

لطائف الرّوایات و حقائقها، معزّ الحقّ و معین الدّین، عون الاسلام و ملجأ المسلمین، سمیِّ خلیل الرّحمن «کذا»، خلیل العلم و ناصر ذوی الایمان _ جزاه اللّه تعالی... _ فانّه کتابٌ عزیز مشتمل علی قواعد متقنه... لکنّ أکثر متعاطیه قد حُرموا توفیق الإهتداءِ الی ما فیه علی وجه الکمال، لاشتمال کثیر من مطالبه علی غموض و إشکال. فتعرّضتُ لتوضیح مطالبه و حلّ مشکلاته، مع قلّه البضاعه؛ و تصدّیت لتنقیح مقاصده و تفصیل مجملاته مع فقد الاستطاعه. و ما تحرّزتُ فیه عن الإطناب، إذ لیس الغرض فیه إلاّ تسهیل الصّعاب. و سمّیته «تنقیح المرام» و علی اللّه تعالی التّوکّل و به الاعتصام... قوله _ أیّده اللّه _ : «من أهل زماننا». خصّ أهل زمانه بما نسب إلیهم، مع أنّه مشترکٌ بینهم و بین من تقدّمهم؛ لاختصاص الصرف بهم...».

انجام: «قوله _ قدّس سرّه _ : «لا علی القطعیّه أیضًا». یعنی لا یلزم بمحض... و الاعتراض مندفعٌ لأنّ حجّیّته لیست ضروریّهً، فالحاجه ماسّهٌ إلی إثباتها لیترتّب علیها قطعیّه. تمّت الکتاب فی یوم الجمعه، وقت الضّحی 13 جمادی الأخر(ه) من شهور سنه 1125».

نسخه: دارای 276 برگ، برگ اوّل و برگ آخر و روی برگ دوّم سفید است. روی برگ 23 و 41 این جمله دیده می شود: «اقلّ الحاج عبدالحسین دهدشتی». مهر: «عبدالحسین بن محمّد کریم». همین مهر ظهر برگ 2 و مهر «عبده محمّد باقر» نیز روی برگ مذکور است. روی برگ 2، عبارت «ابتیاعی آمیرزا حسن کتاب فروشِ سرِ نیم آورد»، نوشته شده.

کاغذ: چار بغل، جلد تیماج زرد حاشیه کرمک طلا کوب، آستر میشن زرد خط کشی شده با طلا، دارای سرطبل. خط نستعلیق 23 سطری، آیات قرآنی به نسخ مضبوط،

ص : 175

عناوین در هامش و «قولُه» در متن به شنگرف نوشته شده. قطع 15 × 24، متن 8 و نیم × 17. نام کاتب ندارد. آثار مقابله و تصحیح تنها در چند برگی از آغاز نسخه دیده می شود. چند جای اوائل نسخه نیز حاشیه هایی مختوم به رمز «منه» یا «منه دام ظلّه» نوشته شده است.

«193» تهذیب الأحکام

(حدیث شریف _ عربی)

از: شیخ ابوجعفر محمّد بن الحسن الطوسیّ، شیخ الطائفه، أعلی اللّه مقامه.

نسخه: کامل است و تمامًا به خطّ علیّ بن محمّد بن حسن بن محمد، معلّم خوراسکانی از بلوک جی اصفهان است و تنها قسمتی از کتاب صلوه آثار مقابله و تصحیح و قدری حواشی متفرّقه دارد.

تاریخ پایان استنساخ کتاب زکوه و زیادات آن: روز پنجشنبه 20 ماه شعبان 1007 و کتاب صوم: سه شنبه 3 ماه رمضان و کتاب حج: شنبه 28 ماه رمضان و کتاب جهاد: دوشنبه 8 شوال و اجارات: پنجشنبه 2 ذی القعده، همگی در همان سال 1007. تاریخ فراغت از استنساخ کتاب نکاح که پیداست پیشتر نوشته بوده: دوشنبه سوّم ربیع الاول 972 و کتاب العتق و غیره: دوشنبه 5 ذی الحجه 1007 و صید و ذبایح: 11 ذیحجّه و وقوف و صدقات: سه شنبه 12 ذیحجّه و وصایا: یکشنبه 17 ذیحجه و فرایض و مواریث: چهارشنبه سلخ ذیحجه، همگی در همان سال 1007 و کتابِ حدود: شنبه چهاردهم محرم 1008 و دیات و قصاص: دوشنبه 24 محرم 1008، و در این موضع کاتب شرحی نوشته است به خلاصه این که این نسخه را بر حسب امر عالیحضرت سیادت و رفعت پناه... حاجی امیر جلال الدین حسن حسینی استنساخ کرده است. سپس مشیخه تهذیب را نوشته و 24 محرم 1008 تاریخ کرده است.

ص : 176

«194» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل کتاب است تا پایان جهاد و امر به معروف که پس از آن دُیون و کفالات و حوالات است، و از آغاز ناقص است.

آغاز موجود: «ببعض الوجوه قلنا کذلک نقول لأنّ المسح یجب فی التیمّم».

نام کاتب که به خطّ نسخ خوب نوشته، معلوم نیست و تاریخ کتابت ندارد. ظاهرًا در قرن 11 نوشته شده.

سراسر نسخه دارای آثار مقابله و حواشی متفرّقه نافعه است.

«195» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز کتاب تا آخر کتاب الحجّ است.

در آخر کتاب الصلوه، تاریخ کتابت: «فی لیله اثنان [کذا] من أوائل العشر الأوّل من شهر شعبان المعظّم سنه 1075»، و بدون نام کاتب است.

«196» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز کتاب است تا آخر زیادات کتاب صلوه که احکام نماز میّت است.

نام کاتب و تاریخ کتابت به نظر نرسید. به قرائن در قرن 12 استنساخ شده است. حواشی کمی از «م ق ر سلّمه اللّه» که مقصود مرحوم علاّمه مجلسی (متوفی 1110) است، و از غیر ایشان، به خطّ کاتب نسخه نوشته شده.

تمام صفحات به شنگرف و لاجورد جدول کشی دارد.

ص : 177

«197» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز کتاب است تا آخر زیادات کتاب الصلوه که نماز میّت است.

کاتب: سیّد علیّ بن ضیاءالدین محمّد طباطبائی اصفهانی. تاریخ پایان کتابت طهارت: 24 جمادی الاولی 1111 و پایان نسخه: روز جمعه غره ربیع الاول 1116 ظ.

آثار مقابله و تصحیح و حواشی پراکنده و مفیدی در نسخه هست. از جمله حواشی با رمز «س ع ی، عفی عنه».

«198» نسخه دیگر

نسخه: چند برگی از اوّل ناقص است و از آخر نیز تا مقداری از کتاب نکاح را شامل است. تمامًا به خطّ نسخ خوب است و آثار مقابله و تصحیح و تحشیه و نام کاتب و تاریخ کتابت مطلقًا ندارد. ظاهرًا در قرن 11 _ 12 نوشته شده است.

«199» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل کتاب زکوه است تا پایان زیادات کتاب تجارت.

کاتب: حسن بن جمعه بن علی زبیدی نجفی (چنان که در آخر کتاب صوم نوشته است).(1)

در پایان کتاب حج آمده است: «تمّ الجزو الرابع من کتاب تهذیب الأحکام و آخره

ص : 178


1- 1) حسن الزبیدیّ النجفیّ ابن جمعه بن علی. کتَب لنفسه فی النجف حاشیهَ صاحب المدارک علی ألفیّه الشهید و فرغ منه فی الاثنین 12 رجب (1002)، ثمّ قرأه بتمامه علی المؤلّف، فکتب هو علی آخر النسخه اجازهً له، وصفه بالأخ الصالح التقیّ الشیخ حسن بن جمعه. تاریخها یوم الأربعاء تاسع رجب (1007): «الروضه النضره: 144».

کتاب الحج». و در هامش این موضع نیز این شرح دیده می شود:

«بلغ المقابله بنسخ معتبره علیها العمل فی هذه الأوقات، فصحّ ان شاء اللّه. و کتب جواد بن سعد بن جواد عفی عنه»، که این شخص همان عالم بزرگوار شیخ جواد کاظمی صاحب تألیفات جلیله است «الروضه النضره: 126».

تاریخ پایان استنساخ کتاب زیارات، روز جمعه 7 ذی الحجه و پایان کتاب جهاد، روز شنبه 15 ذی الحجه 1013 و تاریخ استنساخ پایان کتاب، روز پنجشنبه دهم صفر همان سال 1013 می باشد.

صفحه اوّل دارای سرلوحه قدیمی است، و تمام صفحات جدول کشی شده، و چندان اثر تصحیح و تحشیه ندارد.

«200» نسخه دیگر

نسخه: از کتاب الزکاه است تا پایان کتاب مکاسب، با کمی حواشی دربرخی صفحات.

نام کاتب ندارد. تاریخ استنساخ در پایان کتاب الصّیام، «یوم الخمیس» جُمادای یکم 1094 قید شده است. برگ اوّل ندارد.

«201» نسخه دیگر

نسخه: فاقد اوّل است و از اندکی قبل از «باب زکوه الذهب» شروع و تا آخر کتاب المزار، خاتمه یافته، و سرتاسر نسخه دارای حواشی گوناگون و مفیدی است.

نام کاتب: پیغمبر قلی بن باباعلی مشهدی. تاریخ ختم استنساخ: پنجم ماه رجب 1096.

ص : 179

«202» نسخه دیگر

نسخه: از کتاب جهاد است تا پایان تهذیب، و آغاز آن مفقود شده است.

نام کاتب در آخر نسخه: «پیرمحمد مقیم ابن حاجی پیر نورالدین اصفهانی زبده زنده پیر احمد جامی»، و تاریخ پایان استنساخ، روز پنجشنبه 12 ذی القعده 1056 می باشد.

نسخه مقابله و تصحیح شده و در هامشِ ورق آخر شرحی است به قلم «اسمعیل بن باقر الحسینی الشهیر بخاتون آبادی» که گوید نسخه را در مشهد مقدس رضوی با نُسخ صحیحه مقابله کرده و در روز بیستم ماه شعبان 1070، از آن فراغت یافته است.

«203» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز کتاب طلاق «باب حکم الایلاء» است تا پایان مَشیخه.

کاتب: محمدحسین بن یحیی نوری مازندرانی که به موجب شرحی که در خاتمه نگاشته، خود از علماء و فضلاء بوده است.(1)

تاریخ انجام استنساخ: روز سه شنبه 26 محرّم 1099. سراسر نسخه به دقّت مقابله و تصحیح شده، و نسخه بدل های بسیار و حواشی بی شمار از کتب گوناگون به خطّ کاتب فاضل بر آن نقل گردیده، و میزان صحّت و سُقم همه احادیث شریفه در حاشیه ها به رمز و به رنگ سرخ تعیین شده است. شکر اللّه مساعیه الجمیله.

ص : 180


1- 1) برای آگاهی از احوال و آثار موجود این عالم جلیل به «کواکب منتثره: 224 _ 225» و «فهرست مرعشیّه. ش 1277» و «تلامذه العلاّمه المجلسی: 95» رجوع فرمایند.

«204» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل کتاب الدیون است تا آخر کتاب الدیات.

شاید یک برگ از آخر افتاده باشد. نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد، و از آثار قرن 11 _ 12 می باشد.

«205» نسخه دیگر

نسخه: از کتاب الدیون و الکفالات است تا پایان کتاب طلاق، و به موجب ارقام معیّنه دارای 327 برگ.

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و تمام به خطّ نسخ یکی از خوشنویسان زمان است.

در آخر کتاب نکاح در حاشیه به خطّ کاتب، «7 ذیحجّه الحرام سنه 1082» نوشته شده که گویا تاریخ کتابت است.

چهار سرلوح بسیار ممتاز دارد و تمام صفحات جدول کشی و سراسر نسخه دارای آثار مقابله و تصحیح و حواشی گوناگون و سودمند است. در آخر نسخه پشت و روی یک برگ بدرقه، مطالبی از «بحارالانوار» نقل شده است.

تهذیب المنطق: مجموعه (ش...) و رجوع به تکمله المصادر (ش 180)

«206» تهذیب الوصول

(اصول فقه _ عربی)

إلی علم الأُصول

از: علاّمه حلّی، ابو منصور جمال الدین حسن بن یوسف بن المطهّر، علیهم الرحمه.

کتاب: در مباحث اصول فقه است به نحو اختصار و به طبع رسیده.

ص : 181

نسخه: نام کاتب ندارد. ختم کتابت: دوشنبه 23 ربیع دوّم 1055. در اوراق عطف اوّل و آخر نسخه، فهرست کتاب به اجمال و تفصیل آمده، یادداشت های متفرّق و اشعارِ گوناگون نوشته شده. دارای تملّک و مُهر محمّدعلیّ بن محمّد باقر الحسینی و محمّد محسن بن محبّ علی شوشتری.

«207» نسخه دیگر

نسخه: در متن نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، لکن در هامش، این دو عبارت نوشته شده: «قد تمّت فی یوم الاثنین العشرین من شهر الشوّال (کذا) من شهور سنه اثنی عشر و ألف». ایضًا: «در روز دوشنبه بیستم شهر شوال سنه 1012 تمام شد، ابتداءِ سنه لویئیل. کاتبُه حمزه بن ضیاءالدین محمد الهرندی (یا التبریزی) . »

کمی حواشی متفرّقه دارد، لکن اثر تصحیح و مقابله و امتیازی ندارد.

«208» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ محمد سلیم بن امیر حسین الحسینی (یا الحسنی) الرازی.(1) تاریخ پایان استنساخ ناخوانا است و ظاهرًا سنه 1050 باشد. حواشی متفرّقه ای بر اوائل نسخه هست. صورت وقفی از «مولانا محمّد شریف بربری» که تولیت آن را با «سیّد عبدالرسول حسینی بربری» قرار داده، ظهر نسخه نوشته شده است.

توحید صدوق: کتاب التوحید

ص : 182


1- 1) محمد سلیم الرازی العالم الفاضل الحکیم الماهر، بدون نام پدر و نسبت در «روضه نضره: 248 _ 249» با تاریخ (1066) یاد شده است.

توحید مفضّل: کتاب التوحید

«209» توضیح الاشتباه و الاشکال فی «ضبط» أسامی الرواه و ألقاب الرجال

(رجال _ عربی)

از: مرحوم ملاّ محمّد علیّ بن محمّد رضا ساروی (منسوب به ساری مازندران). مؤلّف کتاب را به ترتیب کتب رجال حدیث نگاشته و بسان «ایضاح الإشتباه» علاّمه حلّی قدس سره محدّثینی که نام و نسب یا لقب و کنیت یا نسبت آنها محتاج ضبط بوده، در آن آورده، و به اندکی از شرح حال آنان همچنان که در کتب رجالیّه یاد شده، اشاره می کند.

از باب مثال ترجمه ابوتمام طائی را چنین آورده است: «حبیب _ بالفتح _ بن أوس _ بفتح الهمزه و سکون الواو ثم السّین المهمله _ أبو تمام الطائی _ بتخفیف المیم کسحاب. کان إمامیًّا، و له شعرٌ کثیرٌ فی أهل البیت علیهم السلام. و ذکر أحمد بن الحسین _ رحمه اللّه _ أنّه رأی قصیدهً یذکر الأئمّه حتّی انتهی الی أبی جعفر الثّانی علیه السلام، لأنّه توفی فی أیّامه. و قال الجاحظ إنّه کان من رؤساءِ الرّافضه، و له کتاب «الحماسه» و کتاب «مختار شعر القبایل» » .

از شرح حال و گزارش زندگانی این مؤلّف که در اواخر قرن دوازدهم می زیسته و کتاب خود را به سال 1193 تمام کرده است، هیچ گونه اطّلاعی در دست نیست، لکن نظر به اینکه امام مجدّد صاحب «روضات الجنّات: 632 رقم 616» عنوانی مستقلّ برای او قرار داده اند، مؤلّف «فهرست دانشگاه» گمان کرده اند [گزارش زندگی او در روضات الجنات دیده می شود]، در صورتی که کمترین اطّلاعی از ترجمه حال او در آن کتاب نیست و تنها از کتابش استنباط نموده اند که مردی دانشمند و دقیق بوده.

ص : 183

نسخه های این کتاب در چند کتابخانه یافت می شود که در ذریعه و فهرست دانشگاه و فهرست های دیگر نشان داده شده است.

آغاز: «بسم... الحمد اللّه المحمود المتعال... أمّا بعد، فهذا کتاب «توضیح الاشتباه و الإشکال فی أسامی الرّواه و ألقاب الرّجال»(1) لما رأیت من کثره التّصحیف و التّحریف فی الأقوال، و دریتُ أنّ فی التّصحیح جزیل الأجر فی المآل، و رتّبته علی ترتیب الحروف...».

انجام: «هذا آخر ما أوردناه، و الحمد للّه وحده، و قد فرغ منه مؤلّفه الرّاجی إلی عفو ربّه تعالی: محمّد علی بن محمّد رضا السّارئی المازندرانی، تاسع شهر شوّال المکرم من شهور سنه 1193...».

نسخه: دارای 105 برگ و 2 برگ عطف در اوّل و آخر، کاغذ فستقی، خط نسخ 14 إلی 18 سطری، حواشی نستعلیق، عناوین به سرخی، جلد تیماج سرخ، آستر تیماج ماشی رنگ، قطع 13 و نیم × 21، متن نوعًا 8 × 15. دارای حواشی بسیار از مؤلف به رمز «منه ره». نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، امّا چیزی از زمان مؤلّف دور نیست. نسخه از آنِ نیای معظّم، صاحب «روضات الجنّات» بوده است.

ص : 184


1- 1) چنین است نام کتاب و مُرادف آن درنسخه ما. لکن در نسخه خطّی دیگر که از کتابخانه مرحوم ابوالمجد آقا شیخ محمد رضا نجفی اصفهانی به دست آمد و نیز در نسخه چاپی کتاب «فی ضبط أسامی» إلخ است که معلوم می شود «ضبط» از قلم کاتب نسخه مورد بحث افتاده است. نسخه چاپی مقصود همان است که آقا میر جلال محدّث ارموی _ علیه الرحمه _ سه چهار سالی پس از نشر این فهرست (ج 1) در طهران به طبع رسانید تنها از روی نسخه شخصی خودشان که مع الأسف به هیچ وجه شایسته اعتماد نبوده است. در «روضات الجنّات» و به تبع آن (ظاهرًا) در سایر کتب، مانند «الذریعه 4: 490»، «فهرست دانشگاه 2: 550»، «مصفی المقال: 280»، «ایضاح المکنون»، «معجم المؤلّفین 11: 10» و غیر از اینها همگی مُرادف را «فی تصحیح الأسماءِ و النسب و الألقاب من الرجال» ضبط کرده اند.

«210» التّیسیر

(علوم قرآنی _ عربی)

از: ابو عمرو، الدّانی، عثمان بن سعید مُقری اندلسی (متوفی 444).

رجوع به «مجلّه مجمع اللّغه العربیّه بدمشق 75: 2: 381» شود.

کتاب: در بیان قراءات سبعه قرآن کریم است.

نسخه: نام کاتب ندارد. پایان کتابت: روز شنبه 5 ماه رجب 1109. اثر تصحیح و مقابله و امتیازی ندارد. روی برگ اوّل سند روایت کتاب به این شرح نوشته شده است:

«الرّصافی، قال: قرأت علی الشیخ ابی بکر محمّد بن محمّد بن منتلیون کذا الأنصاری، عن أبی جعفر الحصار و أبی عبداللّه بن نوح، قراءهً علیهما، عن أبی الحسن ابن هذیل، قراءهً علیه، عن ابی داود، عن مؤلّفه أبی عمرو عثمان بن سعید بن عثمان الدّانی المُقری، رض».

آغاز: «بسم. الحمد للّه المتفرّد بالدّوام المتطوّل بالإنعام».

انجام: «و إن کان آخر السّوره هاءً کنایه موصوله بواو حذف صلتها... فاعلم ذلک موفّقًا لطریق الحقّ و منهاج الصّواب، ان شاء اللّه و باللّه التوفیق».

اوّل باب وقف: «باب ذکر الوقف علی أواخر الکلم. إعلم أنّ من عاده القرّاءِ أن یقفوا علی أواخر الکلم المتحرّکات له فی الوصل بالسّکون لا غیر».

«211» الثّاقب فی المناقب

(مناقب _ عربی)

این کتاب شریف درباره معجزات پیغمبر اکرم و بتول عَذرا و ائمّه طاهرین _ سلام اللّه علیهم اجمعین _ است، و بنا به نگارش شیخ عمادالدین حسن بن علی بن محمّد طبری

ص : 185

مازندرانی در دو کتابش «کامل بهائی» و «مناقب الطاهرین»، مؤلّف آن شیخ امام علاّمه ناصر الشّریعه حجّه الاسلام عمادالدین ابو جعفر محمّد بن علیّ بن محمّد طوسی مشهدی است.

امام مجدّد، صاحب «روضات الجنّات: 567 _ 570» که عنوانی برای مؤلّف این کتاب وضع و تحقیقی کامل در احوال و آثارش فرموده و شطری از مطالب کتاب الثاقب را نقل کرده اند، فرماید: «اکثر احادیث این کتاب را که پیرامون معجزات و آیات اهل بیت است، صاحب کامل بهائی به فارسی ترجمه و در دو کتاب مذکورش نقل کرده است و از ین دو کتاب و کتب فقهی دانشمندان شیعه که فتاوی مؤلّف ثاقب را به عنوان «عماد طوسی» نقل می کنند، معلوم می شود که وی در طبقه شاگردان شیخ طوسی (385 _ 460) و فرزندش شیخ ابو علی (متوفای بعد از 515) بوده و شیخ منتجب الدین (504 _ بعد از 585) نیز در کتاب «فهرست: 11» خود که شامل تراجم رجال بعد از شیخ طوسی است، او را چنین یاد کرده و ستوده است: «شیخ امام عماد الدین ابو جعفر محمّد بن علی بن حمزه طوسی مشهدی، فقیه عالم واعظ، او را است تصانیفی، از جمله: «الوسیله»، «الواسطه»، «الرائع فی الشرائع»، «المعجزات(1)» و «مسائل فقهیّه». »

سپس صاحب روضات فرموده اند که کتاب الوسیله او، نام کاملش همچنان که در مقدّمه آن آمده «الوسیله الی نیل الفضیله» است و کتاب تحقیقی نفیسی است مشتمل بر قریب هشت هزار بیت و از متون فقهی خوش ترتیب و تهذیب به شمار می رود.(2)

کلام صاحب «ریاض العلما» را نیز نقل فرموده که در احوال شیخ نصیرالدین علیّ

ص : 186


1- 1) گویا مقصود از کتاب المعجزات همین کتاب الثاقب باشد.
2- 2) این کتاب در سال 1276 ضمن مجموعه فقهی بزرگ که معروف به «الجوامع الفقهیّه» و مشتمل بر 12 کتاب و رساله نفیس است، در طهران به طبع رسیده.

بن حمزه بن حسن طوسی گفته است: «پس از این شرح حال شیخ اجلّ فقیه عمادالدین ابوجعفر محمّد بن علیّ بن حمزه بن محمّد بن علی طوسی مشهدی را که مشهور به ابن حمزه و معروف به ابو جعفر ثانی است _ در حرف میم _ نقل خواهیم کرد(1)».

همچنین صاحب روضات فرموده اند: «از محقّق کرکی بسیار تعجّب می کنم چگونه در یکی از اجازات مبسوطش که اینک نزد من است، نام ابن حمزه مورد بحث را «هبه اللّه بن حمزه» ضبط کرده و هم او را از فقهای حلب دانسته است!

سپس درباره کلام محقّق کرکی و منشأآن به تفصیل سخن رانده و فرموده اند از جمله کسانی که تصریح به نام صاحب «ثاقب» و کتابش «وسیله» نموده اند، شیخ یحیی ابن سعید هذلی حلّی (601 _ 689) مؤلّف کتاب «الجامع للشرایع» است در کتاب شریفش «نزهه النّاظر فی الجمع بین الأشباه و النظائر» که گوید: «و قال الشیخ ابو جعفر محمّد بن علی الطوسیّ، المتأخّر، رضی اللّه عنه، فی الوسیله».

نیای بزرگوار _ اعلی اللّه مقامه _ پس از ذکر کلام فاضل حلّی و مطالبی که از آن مستفاد می شود، باز از گوشه و کنار در مقام تحقیق احوال و آثار مؤلّف کتاب الثاقب برآمده و در مورد طریق روایتی متّصل به او فرموده اند که سیّد عبدالحمید بن فَخار موسوی حائری از او روایت می کند، پس وی در طبقه پدر سیّد عبدالحمید که سیّد شمس الدین ابو علی فَخار بن مَعَد مؤلّف کتاب «الحجّه علی الذاهب الی تکفیر ابیطالب» و متوفّای 17 ماه رمضان 630 باشد قرار دارد.(2)

ص : 187


1- 1) مع الأسف باب میم ریاض العلماء که مجلّد چهارم از بخش تراجم علمای شیعه و باب مهمّ آن کتاب است، مفقود شده و در دست نیست.
2- 2) خاندان سیّد فخار و تراجم رجال آن را به تفصیل در جلد اوّلِ «جامع الانساب: 23 و 26 و 113 و 119» معرفی کرده ایم، و چنان که بیاید ابن حمزه _ علیه الرحمه _ داستانی را در سال 560 در کتاب مورد بحث نقل فرموده است.

دیگر از جمله مطالب متنوّعی که در «روضات الجنات» ذیل عنوان مؤلّف «ثاقب» آمده، شرحی است که در تعریف کتاب نگاشته اند به این مضمون که: «الثّاقب فی المناقب» کتابی است در باب خود بس طریف و میان نظائرش ممتاز، جامع بسیاری از فضائل و معجزات غریبه پیغمبر اکرم و حضرت فاطمه زهرا و ائمّه هُدی _ سلام اللّه علیهم _ و چون این کتاب را محمّدین ثلثه متأخّرین یعنی صاحب «وافی» و «وسائل» و «بحار» نداشته اند و از مطالب آن چیزی نقل نکرده اند، سزاوارست که ما کتاب خود «روضات» را از آن خالی نگذاریم و مقداری از مطالب عالیه آن را در اینجا بیاوریم.

سپس تا پایانِ عنوان را، مطالب منقوله از کتاب الثاقب اشغال نموده و در آخر تصریح کرده اند که تاریخ تولّد و وفات و آثار دیگر مؤلّف این کتاب تا این زمان بر ما معلوم نگردید، جز این که بنا بر تحقیقاتی که کردیم دانستیم که وی مردی است بزرگ از خاندانی با جلالت که شرح و وصف محامد اوصافشان نتوان داد.

مآخذ دیگر شرح حال ابن حمزه: «اعیان الشیعه 6: 65»، «ریحانه الادب 3: 130»، «فوائد رضویّه: 564 _ 566»، «الکنی و الألقاب 1: 262 _ 263»، «معجم المؤلّفین 11: 4»، و در «فوائد رضویّه» گوید که من نسخه کتاب الثاقب را در خزانه کتب محدّث نوری، صاحب «مستدرک الوسائل» دیده و از آن نقل کرده ام.

مؤلّفِ «ذریعه 5: 5» کتاب را به صورت «ثاقب المناقب» عنوان و شرحی درباره آن داده اند به خلاصه این که از کلام شیخ منتجب الدین معلوم می شود با او معاصر بوده، چون اسنادی برای کتابش ذکر نکرده است.

همچنین در «ذریعه» است که ابن حمزه در کربلای معلّی وفات یافت و در خارج باب النجف در بقعه مخصوصی که اینک زیارتگاه است دفن شد. صاحبان «مدینه المعجزات» و «کشکول انیس المسافر» و «الدمعه الساکبه» و «دار السّلام» و «وقایع

ص : 188

الأیّام» از این کتاب نقل کرده اند.

صاحب «روضات» از این کتاب، سه داستان نقل فرموده اند، یکی داستان ابوالصمصام صحابی و هشتاد ناقه، که ابن حمزه آن را از شیخ خود ابو جعفر محمّد بن حسین بن جعفر شوهانی مجاور مشهد رضوی روایت کرده، دیگر داستان ابو عبداللّه محدّث که به اعجاز امیر المؤمنین علیه السلام نابینا شد، و ابن حمزه این داستان را در کاشان به خطّ شیخ ابوعبداللّه جعفر بن محمّد دوریستی که به سال 473 به عبارت فارسی نوشته بود، یافت و سپس خود به عبارت عربی درآورد و به سال 560 در کتاب «ثاقب» نهاد.(1) سوّم، داستان انوشیروان مجوسی اصفهانی که از مقرّبان دولت خوارزمشاه بود و به مرض برص دچار شد و به مجرّد توسّل به قبر مطهّر حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام از آن مرض شفاء یافت، و خود ابن حمزه شاهد این واقعه بوده و مردم خراسان هم دیدند، این مجوسی پس از شفا یافتن به کیش اسلام درآمد و صندوقی از نقره برای مرقد مطهّر آن حضرت، ترتیب داد.

نسخه این کتاب در کتابخانه نیای معظّم اعلی، آیه اللّه العظمی آقای حاج میرزا سید زین العابدین موسوی (1190 _ 1275)، پدر دانشور صاحب روضات _ که شرح حال ایشان را در «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 97» نگاشته ام و در حدود سال 1250 از خوانسار به اصفهان مهاجرت فرموده و خاندان بزرگی در این شهر تشکیل داده اند _ بوده و ابتدا به دستور آن مرحوم، فرزند دانشمند بزرگوارش آیه اللّه العظمی آقا میرزا سید محمّد هاشم چهارسویی _ أعلی اللّه مقامه _ شرحی درباره کتاب و نویسنده اش مستخرج از کتاب «مناقب الطاهرین» روی برگ اوّل نسخه نگاشته اند و چون ظاهرًا ایشان قبل از

ص : 189


1- 1) گویا این که در نشریّه «اخبار التراث العربی 33: 3» مصنّف کتاب الثاقب را گوید: «المتوفّی 560 ه_ » اشتباهی است ناشی از این تاریخ.

برادر دانشور خود _ صاحب روضات _ کتاب را معرّفی کرده اند، آغاز و انجام کلام ایشان را عینًا نقل می کنیم تا حقّ عظیم ایشان نیز در این موضوع محفوظ ماند، و عبارت آن مرحوم چنین است:

«بسم اللّه... و بعد، فهذا کتاب «الثاقب فی المناقب» و هو کتابٌ شریف لطیف حسن التّرتیب جیّد التّبویب، لم أرفی کتب المعجزات و المناقب مثله. فیه أحادیث غریبه و أخبار شریفه، لعمری یلیق أن یکتب بمداد المسک و العنبر و أقلام النّور علی صفحات خدود الحور، و حقیقٌ بأن یرقم بالخناجر علی بطون العیون و الحناجر! و هو علی ما قاله الشّیخ الجلیل و الفاضل النبیل المحدّث المتتبّع الماهر الفقیه النّبیه صاحب المصنّفات اللّطیفه و المؤلّفات الشریفه المولی حسن بن علی بن محمّد بن الحسن الطبریُّ المازندرانی «برّد اللّه مضجعه» فی کتابه «مناقب الطاهرین»: من مصنّفات الشیخ الامام العلاّمه الفقیه ناصر الشریعه حجّه الاسلام عمادالدین ابی جعفر محمّد بن علی بن محمّد الطوسی المشهدی، نوّر اللّه مرقده... و لم أرَ أحدًا من متأخّری المتأخّرین ینقل عنه إلاّ شیخنا العالم الفاضل الفقیه العلاّمه الشیخ یوسف البحرانیّ _ أعلی اللّه مقامه _ فإنّه فی کتاب «الدرر النّجفیّه» ینقل خبرًا عنه من غیر ذکر مصنّفه. و هذا منه و من أمثاله من المحدثین یدلُّ علی عدم علمه بمصنّفه، فانّ دیدنهم ذکر المصنّف مع الکتاب کما لا یخفی علی اولی الالباب. و الحمد للّه... و انّما رتّبت هذه الکلمات و نمّقتها بأمر والدی العلاّمه _ ادام اللّه تعالی أیّامه _ و أنا الحقیر الفقیر المحتاج الی عفو اللّه القویّ محمّد هاشم الموسویّ. عفی عنه»، انتهی.

این نسخه نفیس تا هنگام فوت نیای معظّم اعلی مرحوم آقای حاج میرزا سیّد زین العابدین، در کتابخانه شخصی ایشان بوده و بعد از فوت که موجودی کتابخانه میان فرزندان گرامی تقسیم شده، در سهم آیه اللّه العظمی صاحب روضات واقع و آن مرحوم

ص : 190

صفحه اوّل نسخه را که ناقص بوده، به خطّ خود از روی نسخه دیگری استنساخ و هم از آغاز تا انجام، با آن نسخهْ مقابله و تصحیح کرده و در پاره ای از جاها حاشیه ای نوشته اند، و در حاشیه آخرین برگ این شرح را مرقوم داشته اند:

«هو اللّه تعالی. فرغتُ من مقابلته مع نسخه مصحّحه لم تخلُ بعد ذلک من سقم، بَیدَ أنّی لم آلُ جهدًا بإعانهٍ من اللّه تبارک و تعالی فی الإجتهاد الصّحیح عند الشبهات الوارده علیَ و ما کنتُ أُثبتُ شیئًا إلاّ بعد الاطمینان الکامل، و لم ألف تصحیفًا فیه إلاّ بالغتُ فی إرجاعه إلی ما هو الحقّ الحقیق إن شاء اللّه. و بالجمله، فهذه أصحّ نسخه _ ان شاء اللّه تعالی _ من نسخ الکتاب، أرجو من اللّه تعالی منفعه الأصحاب... و أنا الفقیر الی رحمه ربّه الغنیّ القویّ محمّد باقر بن زین العابدین الموسوی... تحریرًا فی یوم الاثنین لخمس لیالٍ بقین من محرّم الحرام 1277».

* * *

نسخه دیگری از کتاب «الثاقب» در کتابخانه ملک در تهران به نظر نگارنده رسید که در «فهرست کتابخانه» هم به شماره «3756» ثبت شده، و دارای 244 برگ 15 سطری است و خطّ و کاغذ آن شبیه نسخه ما و کاتب آن «محمّد بن قسطه» است. ظهر نسخه تملّک آقا سیّد ریحان اللّه بن سیّد جعفر کشفی دارابی «مورّخه 1324» دیده می شود. به «فهرست امام جمعه کرمان: 25» و نشره «أخبار التّراث العربی 33: 3» نیز مراجعه فرمایند.

آغاز: «بسم... الحمد للّه العلیّ مجده، الغالبُ جنده، الفایض فضله، الدّائم طوله، الّذی له الخلق و بیده الخذلان و النّصر، و إلیه المرجع و المصیر و هو العلیم القدیر... و أشهد أن لا إله الاّ اللّه... و أشهد أن محمّدًا عبده و رسوله... ثمّ انّه لمّا دنا أجله و انقضی نحبه و آثر جوار ربّه نظر لاُمّته نظر الوالد لولده، و رکز فیهم رایه الحقّ، و نصب لهم لوآء

ص : 191

الصّدق، و خلف فیهم الثقلین: کتاب اللّه و عترته أهل بیته دلیلین فی الظلمه قائدین الی الرحمه، و ذکر أنّ الکتاب یصدّق بعضه بعضًا... و الدلیل علی أحکامه مَن جعله النبیُ صلّی اللّه علیه و آله له قرینًا و نصبه علیه أمینًا بقوله: انّی مخلفٌ فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتی أهل بیتی... و قد دلَّ الکتاب علی أنّهم المعصومون من الزّلل المأمونون من الخطل بقوله تعالی: إنّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس... قال اللّه تعالی: یا أیّها الّذین آمنوا اتّقوا اللّه و کونوا مع الصّادقین. ثمّ نفی الإختیار عن غیره و أضافه إلی أمره بقوله: و ربّک یخلق ما یشاء و یختار، ما کان لهم الخیره. فتناسی أکثر الاُمّه وصیّته...

ثمّ إنّی ذکرت ذات یوم من خصائصهم نتفًا و من فضائلهم طرفًا بحضره من هو شعبه من تلک الدّوحه الغرّاءِ و زهره من تلک الرّوضه الغنّاءِ. فاستحسن واردَها و استطرب «ف. خ_ » شاردَها، و استحلی مذاقها، و استوسع نطاقَها، فأشار بتصنیف أمثالها و توریف ظلالها و جمع ما ندَرَ من فوائدها و شذّ من فرائدها.

فاستخرت اللّه تعالی فی ذلک وطفقتُ أجمع علی ترتیب غریب و ترکیب عجیب و أنظم علی أن أذکر اوّلًا طرفًا من المعجزات لسیّد الأنبیاء... صلّی اللّه علیه و آله، ثمّ أُثنی بما فی کتاب اللّه تعالی من آیات الانبیاءِ... ثم إنّی أذکر بإزاءِ کلّ آیه آیهً توازیها، و بدل کلّ فضیله فضیلهً تضاهیها من آیات أئمّتنا _ ع _ . ثم أستأنف الکلام و أرتّب النّظام و أبتدئ بذکر أمیرالمؤمنین علی علیه السّلام، ثمّ أستأنف الکلام و أذکر قلیلًا من آیاته و طرفًا من دلالاته. ثمّ أذکر لسیّده النّساءِ السیّده الحوراء فاطمه الزهراء _ علیها أفضل الصّلاه و السلام _ ما یدلُّ علی شرف فضائلها و یهدی الی وضوح دلائلها. ثمّ أذکر لکلّ واحدٍ من الأئمّه علی التّرتیب و النّسق إلی الحجّه المنتظر علیه السّلام بعض آیاته لیدلَّ علی شرف غایته، إذ لو ذهبتُ بأجمع ما ظهر من الآیات و ما بَهر علی ایدیهم من الدّلالات لضاق الزّمان و تعذّر الامکان و فنَی القلم و نفَد البیاض. و إنّ أصحابنا _ رضی اللّه عنهم _

ص : 192

قد صنّفوا فی هذا المعنی کتبًا و صحفًا ضخمهً، و أنا ألتقط منها ما هو أروع فی السمع و أوقع فی القلب و أملأ للصّدر. و قد رسمتُه «سمّیته. خ_ » ب_ «الثّاقب فی المناقب»...».

انجام: «عن یوسف بن أحمد الجعفری، قال: حججتُ سنه ستّ و ثلثین و ثلثمائه، ثمّ جاورت بمکّه ثلث سنین، ثمّ خرجت عنها منصرفًا الی الشام. فبینما أنا فی بعض الطریق و قد فاتتنی صلوه الفجر فنزلتُ من محملی و تهیّأتُ للصلوه، فرأیت أربع نفر فی محمل فوقفت أعجبُ منهما «منها. ظ»، فقال لی أحدهم: ممَّ تتعجّب؟ ترکتَ صلاتک! فقلت: و ما علمک بی؟ فقال: تحبّ أن تری صاحبَ زمانک؟ فقلت: نعم! فأومی إلی أحد الأربعه، فقلت له: و انّ له دلایل و علامات، فقال: أیّما أحبّ الیک؟ أن تری المحمل و ما علیه صاعدًا إلی السّماءِ، أوتری المحمل دون ما علیه یرتفع الی السماءِ؟ فقلت: أیّهما فهو دلاله. فرأیتُ المحملَ و ما علیه صاعدًا الی السّماءِ، و کان الرجل أومی إلی رجل به سمره و کأنّ لونه الذّهب بین عینیه سجّاده.

انتهی الکتاب بعون اللّه و توفیقه فی وقت العصر، یوم الربوع، سادس عشرین شهر شعبان المعظم المکرم فی سنه ستّه و ثلثین «کذا»(1) من الهجره النبویّه... علی ید أفقر عباد اللّه الغنی: محمّد بن محمّد الجزائری الإبریسمی...

و حرّر بمکّه المشرّفه بالجبل المبارک ابوقبیس مشاهده البیت الحرام. غفر اللّه للکاتب و الآمر بذلک».

فهرست:

الباب 1 فی ذکر طرف من معجزات نبیّنا محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم. ف فی بیان مقدّمات الکتاب. ف فی بیان آیاته الّتی ظهرت علی یده علیه السّلام فی المیاه. ف فی بیان آیاته الوارده فی الأطعمه و الأشربه. ف فی ظهور آیاته فیما نزل من السماءِ. ف فی

ص : 193


1- 1) گویا مقصود «ستّه و ثلثین و الف» باشد، به شهادت خطّ و کاغذ.

ظهور آیاته صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فی إبراءِ المرضی و الأعضاءِ المُبانه و المجروحه. ف فی بیان ظهور آیاته فی کلام الجمادات. ف فی بیان آیاته من کلام البهائم و الطفل الّذی لم یبلغ حین الکلام. ف فی بیان ما یقرّر من ذلک من کلام الذّراع المسموم و الشاه المسمومه. ف فی ظهور آیاته صلّی اللّه علیه و آله من دُرور اللّبن من ضرع الشاه الّتی ما بها لبن. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام فی الاستسقاءِ و إظلال السحاب علیه و غیره. ف فی ظهور آیاته صلّی اللّه علیه و آله فی طاعه الشجر و الحجر له. ف فی ظهور آیاته صلّی اللّه علیه و آله فی إحیاءِ الموتی. ف فی ظهور آیاته صلّی اللّه علیه و آله من ظهور النّور. ف فی بیان ظهور آیاته صلّی اللّه علیه و آله من الأخبار. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام فی معانٍ شتّی.

الباب 2 فی بیان معجزات الانبیاءِ الّتی ذکرها اللّه تعالی فی القرآن و بیان فضائلهم و ما جعله اللّه سبحانه و تعالی لأهل بیت نبیّنا _ علیه و علیهم السّلام _ ممّا یضاهیها و یشاکلها و یُدانیها. ف فی ذکر آدم صلوت اللّه علیه. ف فی ذکر ابرهیم خلیل اللّه صلّی اللّه علیه و آله. ف فی بیان آیات اسمعیل علیه السّلام. ف فی ذکر یوسف علیه السّلام. ف فی ذکر آیات ایّوب علیه السّلام. ف فی بیان آیات کلیم اللّه موسی علیه السّلام. ف فی بیان آیات داود علیه السّلام. ف فی بیان معجزات نبیّ اللّه سلیمان علیه السّلام. ف فی ظهور آیات آصف بن برخیا. ف فی بیان آیات روح اللّه عیسی بن مریم علیه السّلام.

الباب 3 فی معجزات امیرالمؤمنین و سید الوصیّین علیّ بن ابیطالب علیه السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام من إحیاءِ الموتی. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام ممّا رأی فی المنام ثمّ ظهر حکمه فی الیقظه. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام من الأشجار. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام مع الحیّات. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام مع الأسد. ف فی ظهور آیاته مع الشمس. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام فی إقدار اللّه تعالی إیّاه

ص : 194

علی ما لم یقدر علیه غیره. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام فی الإخبار بالغایبات. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی أشیاء شتّی.

الباب 4 فی ذکر آیات ستّ النّساءِ فاطمه الزّهراء صلوت اللّه علیها... ف فی ذکر آیاتها علیهاالسّلام و هی فی بطن أُمّها. ف فی بیان آیاتها بإنزال الملک من السّماءِ بتزویجها علیهاالسّلام. ف فی بیان آیاتها مع الرّحا. ف فی بیان ظهور آیاتها علیها السّلام مع القدر و النّار. ف فی بیان آیاتها فیما أُنزل علیها من السّماءِ. ف فی بیان ظهور آیاتها فی غلیان القدر بغیر نار.

الباب 5 فی بیان آیات السبط الزکیّ أبی محمّد الحسن بن علیّ علیه السّلام. ف فی بیان آیاته من إحیاءِ الموتی. ف فی بیان ظهور آیاته فیما یشاکل ذلک. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام من إخراج الثّمره من الشجر الیابس. ف فی ظهور آیاته من إظهار بعض حکم القیمه و أحوالها فی الدنیا. ف فی بیان ظهور آیاته فی انقلاب الرجل امرأهً و الإمرأه رجلاً. ف فی بیان آیاته فیما أعطاه جبرئیل من فاکهه الجنّه. ف فیما ظهر من آیاته علیه السلام من الإخبار بالغایبات.

الباب 6 فی بیان آیات السبط الشهید ابی عبداللّه الحسین بن علی علیهماالسّلام. ف فی ظهور آیته علیه السّلام من خصال النبی صلّی اللّه علیه و آله و ظهور آیاته بعد موت رسول اللّه. ف فی بیان ظهور آیاته فی إبراءِ الأبرص. ف فی بیان ظهور آیاته فی إسواد الشّعر بعد ما ابیضّ. ف فی بیان ظهور آیاته مع الماءِ. ف فی بیان ظهور آیاته فی اظهار موضع قبره. ف فی ظهور آیاته بعد الموت. ف فی بیان آیاته علیه السّلام مع فُطرس الملک. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی إجابه الدعاء. ف فی بیان ظهور آیاته من الإخبار بالغائبات. ف فی بیان ظهور آیاته فی معان شتّی.

الباب 7 فی ذکر آیات زین العابدین علیّ بن الحسین صلوات اللّه علیهما. ف فی بیان

ص : 195

ظهور آیاته علیه السّلام فی إنطاق اللّه تعالی الحجر الأسود حجّه له. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی إحیاءِ الموتی. ف فی بیان ظهور آیاته فی استلانه الغلّ من الحدید فی یده. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی کون النّبیّ معه. ف فی بیان ظهور آیاته فیما صلّی علیه أهل الأرض و السّماءِ. ف فی ظهور آیاته فی طاعه الوحش له و التماسهم منه الحاجه. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام من الإخبار بالمغیّبات. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام فی معانٍ شتّی.

الباب 8 فی ذکر آیات أبی جعفر محمّد بن علیّ علیهما السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته فی إحیاءِ الموتی. ف فی بیان آیاته فی إبراءِ الأعمی. ف فی ظهور آیاته فی خروج الثمر من الشجره الیابسه. ف فی ظهور آیاته فی العنب و اللباس. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی ما رأی من ملکوت السّماءِ. ف فی بیان ظهور آیاته فی الإخبار بالمغیّبات. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی معانٍ شتّی.

الباب 9 فی ذکر دلالات الامام الصّادق جعفر بن محمّد علیه السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته فی إحیاء الموتی. ف فی بیان ظهور آیاته فیما أخبر به من حدیث النّفس. ف فی بیان ظهور آیاته من الإخبار بالغائبات. ف فی بیان آیاته و معجزاته فی معانٍ شتّی.

الباب 10 فی ذکر معجزات موسی بن جعفر علیهما السّلام. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام فی إحیاءِ الموتی. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام و معجزاته من کلامه فی المهد. فی بیان ظهور آیاته فی الإخبار من آجال الناس. ف فی إخباره عن حدیث النّفس. ف فی ظهور آیاته من إخباره بالمغیّبات. ف فی بیان ظهور آیاته فی معانٍ شتّی.

الباب 11 فی آیات ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیهما السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی الاستسقاءِ. ف فی بیان ظهور آیاته فیما ظهرت فی الأسود. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی قلب الحجر ذهبًا. ف فی بیان حدیث النّفس فی ظهور

ص : 196

آیاته علیه السّلام. ف فی بیان ظهور آیات تجری مجری تلک. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام فی الإخبار بآجال النّاس. ف. فی آیاته فیما أخبر به ممّا رآه فی المنام. ف فی بیان آیاته فی الإخبار بالمغیّبات. ف فی بیان ظهور آیاته فی معان شتّی.

الباب 12 فی بیان آیات ابی جعفر محمّد بن علی التقیّ علیه السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی إحیاءِ الموتی. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فیما کلّم فی المهد. ف فی بیان آیاته علیه السّلام فی کمال عقله فی سنّ الأطفال. ف فی بیان ظهور آیاته فی کلام العصی فی یده علیه السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته فی قطع المسافه. ف فی بیان ظهور آیاته مع الشجر. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام من العلم بحدیث النفس. ف فی بیان ظهور آیاته من العلم بالاجال. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی الإخبار بالغائبات. ف فی ظهور آیاته فی معانٍ شتّی.

الباب 13 فی ذکر آیات ابی الحسن علی النقیّ علیه السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته فی إحیاء الموتی. ف فی بیان ظهور آیاته من الماءِ و الشجر. ف فی بیان معجزاته فی الحجر و الرمل. ف فی بیان ظهور آیاته فی الإعلام عن آجال الناس. ف فی ظهور آیاته علیه السلام من الإخبار بالغائبات. ف فی ظهور آیاته علیه السّلام فی معان شتّی.

الباب 14 فی ذکر آیات ابی محمّد الحسن بن علی العسکریّ علیه السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته فی الحصا. ف فی بیان ظهور آیاته من الإخبار بحدیث النفس. ف فی بیان آیاته علیه السلام فی الإخبار بالغائبات. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی معان شتّی.

الباب 15 فی ذکر آیات صاحب الزمان الخلف الصالح المنتظر المهدیّ محمّد بن الحسن علیه السلام. ف فی بیان ظهور آیاته فی حال ولادته و بعدها. ف فی بیان ظهور آیاته فی حال طفولیّته علیه السّلام. ف فی بیان ظهور آیاته من الإخبار بآجال النّاس. ف فی بیان ظهور آیاته بالغائبات. ف فی بیان ظهور آیاته علیه السّلام فی معان شتّی..

ص : 197

نسخه: دارای 229 برگ و 2 برگ کاغذ فرنگی سفید عطف در اوّل و یک برگ در آخر. کاغذ چاربغل، خط نسخ 18 سطری، از آغاز تا انجام نسخه به تصحیح آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» رسیده و آثار مقابله و تصحیح در تمام صفحات دیده می شود. عناوین در متن به شنگرف و در هامش به خط صاحب روضات _ علیه الرحمه و الرضوان _ نوشته شده. جلد تیماج مشکی جدید، آستر کاغذ گلی فرنگی، قطع 14 × 20 و نیم، متن 7 و نیم × 15.

روی برگ 1 تملّک نیای گرامی چنین است: «ممّا جرّه القضاء و ساقه القدر إلی ملکی البائر فی شهور سنه 1276. الحمد للّه علی کلّ نعمه» مهر: «محمّد باقر بن زین العابدین الموسوی 1258». ایضًا به خطّ ایشان: «عدد ابیات کتاب تخمینًا هزار بیت و کسری از قرار بیتی پنجاه حرف...».

«212» ثمره الفؤاد

(اسرار احکام _ عربی)

از: قطب الدین محمّد بن شیخ علی الشریف الّلاهجی، از دانشمندان بزرگ سده یازدهم هجری است، که اثر نفیس او؛ «محبوب القلوب» شهرتی بسزا دارد.

«محبوب القلوب» به زبان عربی و مشتمل بر یک مقدّمه و سه مقاله و یک خاتمه است. «مقدّمه» در بیان حقیقت فلسفه و منشأ آن و مبدأ سایر علوم و وصف حکماءِ بزرگ یونان و فُرس و هند و سایر بلاد و تراجم آنان و اجمالی در حدود بلادشان. «مقاله یکم» در احوال حکماء از زمان حضرت آدم علیه السلام تا بدو ظهور اسلام و نقل کلمات و حکمت های منقوله از آنان. «مقاله دوّم» در احوال فلاسفه اسلام و علماءِ علم کلام و نقل مقالات و کلمات آنان، با ذیلی در احوال عرفاءِ مشایخ موحّدین صوفیّه. «مقاله سوّم» در احوال ائمّه اخیار علیهم السلام و نقل جمله ای از احادیث مشتمله بر حِکم و اسرار،

ص : 198

با ذیلی در احوال بزرگان مشایخ شیعه امامیّه. «خاتمه» در احوال مؤلّف و پدران.

از این کتاب نفیس تنها مقدّمه و مقاله یکم طیّ 160 صفحه به قطع بزرگ و چاپ سنگی در طهران به طبع رسیده و حواشی بسیاری که مؤلّف بر کتاب خود نوشته نیز در اطراف نسخه مطبوعه آمده است(1) .

سه نسخه کامل از «محبوب القلوب» در طهران در کتابخانه های مجلس و مدرسه سپهسالار و کتابخانه مرکزی دانشگاه موجود و نسخه اخیر اصحّ و انفس از دو دیگر و مشتمل بر 1117 صفحه و به خطّ عمادالدین محمود (برادر مؤلّف) و ملاّ برخوردار لاهیجانی و شیخ محمد جعفر (پسر مؤلّف) می باشد و چندی پس از درگذشت مؤلّف استنساخ شده است(2).

ص : 199


1- 1) مؤلّف «طرائق الحقائق 3: 287» که در سفر گیلان خود این کتاب را دیده [شب را به مطالعه کتاب «محبوب القلوب» مشغولی بود...] در حاشیه گوید:«کتاب محبوب القلوب، تألیف قطب الدین محمّد بن علی اشکوری گیلانی، در تراجم حکماء و متألّهین است و جناب حاجی میرزا نصیر گیلانی آن را بطبع رسانیده، و یکی از مریدان مرحوم حاجی محمّد حسن نائینی به امر وی آن را از عربی به فارسی ترجمه نموده خوب از عهده برآمده است. منه». پراکنده گویی: مرحوم علاّمه محمّد قزوینی «طرائق» را برای یافتن نامی از اشکوری و محبوب القلوبش تفحّص و تصفّح نموده و آن را نیافته است، نه در طرائق و نه در سائر کتاب هایی که نامشان را نوشته و در دسترس داشته است:«یادداشتهای قزوینی 6: 152». امّا در فهرست کتابخانه خود چاپ شده در همان «یادداشتها 8: 99» ذیل عنوان «محبوب القلوب» مطالبی درباره آن کتاب و مؤلّفش آورده و عبارت «طرائق» را هم نقل کرده است!
2- 2) برای اطّلاع از تفصیل خصوصیّات این نسخه رجوع شود به مقدّمه جلد اوّل «تفسیر شریف لاهیجی: 33 به بعد» و «فهرست دانشگاه 14: 3940 به بعد». در کتاب اخیر که به تفصیل تمام نسخه را معرفی کرده اند، از جمله مراجع جدید شرح حال لاهیجی؛ مجلّه «فرهنگ ایران زمین. دوره 7 مورّخه 1339 ش» را یاد کرده اند. یک نسخه دیگر نیز در «فهرست امام جمعه کرمان: 104» یاد شده و آگاهی بیشتر در «فهرست آقای احمد منزوی 2: 2: 729» آمده است.

خاتمه «محبوب القلوب» را نویسنده فاضل مقدّمه جلد اوّل «تفسیر شریف لاهیجی: 12_ 32» طیّ بیست صفحه، عینا از روی دو نسخه اولی نقل فرموده. مع الأسف در این خاتمه مبسوطِ مفصّل، با اینکه مؤلّف آن را به نام شرح حال خود و پدرانش نگاشته، بیش از چند جمله ای در این باره ها نیاورده و بقیّه، مطالب گوناگون دیگری است از احادیث و اخبار و اشعار موعظه و نصیحت و آداب طلب علم و غیره. آنچه پیرامون شرح حال او در آنجا آمده است ذیلاً به اختصار ترجمه می کنیم.

در باب نام و نسب و نسبت خود گوید: «مؤلّف کتاب... قطب الدین محمد بن شیخ علی بن عبدالوهاب بن پیله فقیه، اشکوری دیلمی لاهیجی. اشکور، ناحیتی از نواحی دیلم است و تا مسکن فعلی ما که لاهیجان است تقریبًا هفت فرسخ فاصله دارد... جدّ أعلایم پیله فقیه اشکوری مردی فقیه و صالح بود و به علوم زبان که سابقًا در بلاد گیلان مرسوم و متداول بود از قبیل نحو و صرف و تفسیر و معانی و بیان معرفت داشت. و «پیله» به زبان اهل گیلان به معنی «بزرگ» است، و پیله فقیه یعنی «فقیه بزرگ». پیله فقیه در اشکور می زیست تا اینکه به تکلیف والی آن بلاد به لاهیجان منتقل گردید(1).

«در این اوقات سید جلیل سید محمّد یمنی به اتفاق فرزندش سیّد نبیل فاضل سید علیّ و یگانه فرزند سید علیّ سیّده فاطمه، از دیار خود به جهت خوف از سلطان روم به ایران آمدند و در دارالسلطنه قزوین نزد شاهنشاه أعظم... شاه طهماسب صفوی موسوی اقامت گزیدند و سیّد محمد پس از سه ماه توقّف در قزوین درگذشت و چون هوای قزوین برای سید علی و دخترش سازگار نبود، شاه رخصت داد تا به بلاد گیلان که هوایش موافق هوای بلاد یمن بود منتقل شدند و در أشکور در منزل جدّم «پیله فقیه» إقامت کردند،

ص : 200


1- 1) نسختی از «تنسوق نامه ایلخانی» به خطّ پیله فقیه در کتابخانه حاجی سیّد نصراللّه تقوی بوده است: «الذریعه 4: 458».

لکن چون والی لاهیجان در همان ایّام جدّم را به لاهیجان خواند، آنان نیز به معیّت او بدان سامان رفتند... و والی، قطعه زمینی در محلّه «میدان» که محلّ سکونت خود و دیگر والیان بود برای آنان خریداری کرد و در آنجا خانه ای ساخت و ایشان را در آنجا مسکن داد... پس از آن، سید علی به سبب مرافقت و مؤالفتی که با نیاکانم یافته بود، یگانه دختر خود «سیّده فاطمه» را به عقد جدّم مولانا عبدالوهاب ابن پیله فقیه که مردی فقیه و پارسا بود درآورد...

«سپس پدرم شیخ مولانا علیّ از آن سیّده جلیله متولد شد و پدرش مولانا عبدالوهّاب در صغر سنّ او وفات یافت و شیخ مولانا علیّ به همّت و تربیت ما در به اعلی درجات علم و عمل نائل آمد و جامع علوم معقول و منقول گردید و شیخ الاسلام لاهیجان شد و مرجعیّت امور مسلمین یافت وصیت دانش و کمالات او در بلاد گیلان بلکه در تمامی ایران منتشر گشت... تا آن که پدرم دختر شیخ المشایخ عصر و خلاصه المنجّمین زمان شیخ إسمعیل _ متولّی مرقد مطهّر منوّر شیخ الأولیاء و الأتقیاء «شیخ رضا کیا» را که در نیم فرسخی طرف شرق بیرون شهر لاهیجان واقع است _ به حباله نکاح خود درآورد و چهار پسر از او به وجود آمد، و خود در یکی از سال های وبائی فُجأهً در أثناءِ نماز صبح بدرود حیات گفت و سنّ او در آن هنگام تقریبا شصت و سه سال بود...

«پس ازین اتّفاق، مرحوم شیخ جلال که فرزند بزرگتر پدرم و مردی خوش محاوره و دارای طبیعتی وقّاد و سلیقتی نقّاد و بسیار پارسا و پرهیزگار بود، زمامدار امور وی گردید. لکن دیری نپایید که پس از سه سال از فوت پدر در عنفوان شباب وفات یافت و او سه سال از من بزرگ تر بود.

«پس چون برادرم درگذشت قضا و قدر مرا به کارهای پدر و برادر کشانید و کأس

ص : 201

رنج و تعب چشانید، و روزگار غدار مدّتی مرا از تحصیل دانش و کسب آداب باز داشت...»(1) .

* * *

تا اینجا بود آنچه از خاتمه «محبوب القلوب» در باب شرح حال مؤلّف استفاده می شود و مطالب دیگر خاتمه چنانکه گفتیم مشتمل بر روایات و مواعظ و اشعاری است که ربطی به شرح حال ندارد، و در پیش گذشت که نسخه «محبوب القلوبِ» کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران را سه نفر تحریر کرده اند و کیفیت آن در پشت نسخه نوشته شده، از آن جمله: « ... قاضی عماد الدین [محمود، برادر مؤلّف] تمام متن و حواشی را تا اواسط حالات حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به خطّ نسخ و تعلیق نوشته و مرحوم شد، مرحوم ملاّ برخوردار که از زمره علمای معتبرین لاهیجان و گاهی هم در مجالس محترمه عقود و مبایعات محرّر شرعیات بوده، حواشی را به اتمام رساند، مرحوم شیخ جعفر پسر مؤلّف باز به امر مرحوم میرزا سیّدی، فهرست کتاب را به خطّ ثلث تحریر نمود. _ رحمهم اللّه _ ...».

عبارت ملاّ برخوردار نیز که در آخر نسخه نگاشته، در مقدّمه تفسیر«ص 36»، نقل شده و آنجاست که تاریخ فراغ از استنساخ، روز پنج شنبه 16 ماه ذوالقعده 1095 بوده و هم در مقدّمه مذکوره از ظهر نسخه، کلامی نقل شده که در آنجا مؤلّف را چنین وصف کرده است:

«... قطب فلک علم و دانش و مرکز مدار فهم و بینش، محیط مُحاط غرایب فنون

ص : 202


1- 1) در «فهرست دانشگاه 14: 3948» پس از آنکه فشرده ای از مطالب «محبوب القلوب» را که در بالا نقل کردیم آورده، گوید: [همین نکات در «خیر الرجال» هم هست و گویا قرینه باشد که لقب او بهاءالدین هم بوده است].

و علوم و حاوی محوی مراتب منثور و منظوم، عمود قوائم شریعت پناهی، سالک مسالک هوشمندی و آگاهی؛ الشّیخ الأجل الامجد الواصل إلی غفران الملک الرحمن المنان، شیخ قطب الدین محمد، شیخ الاسلام بلده طیّبه لاهیجان».

بنا به نقل نویسنده فاضلِ مقدّمه تفسیر «ص 41 _ 42»، شیخ محمّد جعفر فرزند مؤلّف نیز که فهرست «محبوب القلوب» نسخه کتابخانه مرکزی را ترتیب و به خطّ خود در آغاز آن نگاشته و تصریح کرده است که در روز غدیر سال 1095 «25 روزی پس از ختم استنساخ اصل نسخه» از آن فراغت یافته است، شرحی ظهر نسخه قلمی داشته که در مقدّمه تفسیر نقل شده و در آنجا ازین عبارت که گوید: «و از تألیفات مرحوم مغفور شیخ قطب الدین محمد شیخ الاسلام بلده مزبوره»، به خوبی مستفاد می شود که مؤلّف پیش از آن تاریخ (1095) بدرود زندگی گفته بود، و نویسنده فاضل مقدّمه تفسیر از این تصریح و هم از عبارت شخص مؤلّف در حاشیه شرح حال جالینوس حکیم که اوائل مقاله یکم «محبوب القلوب: ص 52 نسخه چاپی» است و در آنجا داستان زلزله عظیم گیلان و لاهیجان را نگاشته و تاریخ وقوع زلزله را هنگام نماز صبح روز چهارشنبه عید قربان 1088 قید نموده است؛ ازین دو تاریخ استفاده کرده و چنین نتیجه گرفته اند که وی میان این دو تاریخ یعنی ظرف هفت سال فاصله درگذشته است.

پاره ای از مطالب بالا را مؤلّف فاضلِ «فهرست دانشگاه 14: 3938 _ 3953» نیز آورده و تصویر یازده صفحه از متن و آغاز و انجام و فهرست نسخه دانشگاه را عینا چاپ کرده اند که موجب سپاس گزاری است.

از جمله مطالبی که از حاشیه مذکور مستفاد می شود، این است که صاحب ترجمه دارای فرزندی نیز به نام شیخ ابوسعید بوده که خبر سلامتی کسان خود را برای پدر _ که آن هنگام در اصفهان می زیسته _ نگاشته است.

ص : 203

نیز از جمله مطالبی که در متن «محبوب القلوب: 51 _ 52» ضمن شرح حال جالینوس آورده و در مقدّمه تفسیر «ص 37 _ 38» نیز نقل شده است، داستان حریق خزائن بزرگ سلطنتی رومیّه است که از کتابی که جالینوس در باب «نفی غمّ» نگاشته، نقل فرموده و از جمله اشیاءِ قیمتی که طُعمه این حریق شده، نُسخ نفیسه ای بوده به خطّ ارسطاطالیس و خود جالینوس و دیگر حکماءِ بزرگ. سپس مؤلّفِ محبوب القلوب گوید: «نظیر این سانحه یعنی وقوع حریق در کتب نفیسه جالینوس، برای من نیز اتّفاق افتاده و در حدود سال 1058 در شهر لاهیجان قریب ششصد مجلّد کتب نفیسه ام و سایر اشیاء و خانه ها دستخوش این آتش سوزی شد، که در میان آن کتب، نُسخی به خطّ محقّق طوسی و علاّمه حلّی _ طاب ثراهما _ و هم به خطّ بزرگان دیگر وجود داشت و نیز بسیاری از نوشته های پدر و برادرم _ روّح الله روحهما _ و آنچه خود نوشته و تصحیح و مقابله با نسخ صحیحه کرده بودم تمامًا از میان رفت تا آنجا که چیزی برای من جز سرمایه ام که حسن ظنّ به خدای تعالی و دوستی اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله است باقی نماند».

* * *

این بود گزیده ای از آنچه در باب احوال قطب الدین لاهیجی از کتاب محبوب القلوبش مستفاد می شود، و درباره برادرانش که خود تصریح فرموده اولاد ذُکور پدرش منحصر به چهار نفر بود، نام دو نفر از آنها «شیخ جلال و قاضی عمادالدین محمود» معلوم گردید و نام یک تن دیگر مجهول ماند، و از فرزندانش نیز «ابوسعید» را خود ذکر کرده و خط شیخ محمّد جعفر هم ظهر نسخه محبوب القلوب موجود است.

نخستین جایی که پس از محبوب القلوب، ترجمه مؤلّف را در آن می توان یافت، «أمل الأمل: 55 _ 56» است که وی در آنجا چنین یاد شده:

ص : 204

«مولانا قطب الدین محمّد بن علیّ الشریف الدیلمیّ الّلاهجیّ. فاضلٌ عالم جلیل القدر، له مصنّفات منها «رساله فی العالم المثالی» و غیر ذلک. و هو من المعاصرین».

مؤلّف بزرگوار «ذریعه» تصریح فرموده اند که صاحب ترجمه نزد سیّد المحقّقین میر محمّد باقر داماد قدس سره (متوفی 1040) شاگردی کرده، و نویسنده فاضل مقدّمه «تفسیر شریف لاهیجی» در این باره چنین توضیح داده اند:

«ناگفته نماند: تاکنون من در کلمات خودِ مؤلّف به این مطلب برنخورده ام که وی به تلمّذ خود نزد میر داماد تصریح کرده باشد، لیکن جماعتی به آن تصریح کرده اند، بلکه از کلام بعضی از ایشان مانند صاحب ذریعه برمی آید که وی در محبوب القلوب در ترجمه حال خود به این امر تصریح کرده است، فراجع إن شئت»(1).

چنانچه موضوع شاگردی قطب الدین نزد میرداماد به ثبوت رسد توان گفت که قطبْ در حدود سال هزار هجری متولّد شده، و وفات او نیز چنانکه گذشت میان سال های 1088 _ 1095 واقع شده است.

پس از کتاب «امل الأمل» در سایر کتب تَراجم متأخّرین نیز نوعًا مطالب آن کتاب را عینًا یا مضمونًا نقل کرده و اطّلاع مهم و تازه تری نداده اند، و در «فهرست حقوق: 375 _ 376» که نسخه ای از «شرح شرح مختصر المنتهی» تألیف محقّق تفتازانی را معرّفی کرده؛ یکی از امتیازات نسخه را چنین یاد نموده اند:

«خطّ قطب الدین محمد بن شیخعلی شریف لاهیجی دارنده نسخه با مُهر او «أغثنی یا قطب الأقطاب 1063» در صفحه عنوان هست». انتهی، و تصویر صفحه مذکوره در مقدّمه تفسیر (ص 98) چاپ شده است.

ص : 205


1- 1) گمان می کنیم این مطلب از شرح حال میرداماد در «محبوب القلوب» مستفاد می شود، نه از شرح حال خود مؤلّف.

آثار دیگر:

سوای «محبوب القلوب» که یاد کردیم و «ثمره الفؤاد» که جای گفتگو است، مؤلّف را کتاب ها و رساله هایی است که آنچه تاکنون شناخته شده، بدین قرار است:

1_ «شرح صحیفه سجّادیه». نسخه این شرح نزد نویسنده فاضلِ مقدّمه «تفسیر شریف لاهیجی» موجود و پیرامون آن در مقدّمه مذکوره (ص 75 _ 82) سخن گفته و در آغاز مبحث چنین آرند:«از جمله تألیفات مؤلّف ترجمه ای است شرح مانند بر «صحیفه سجّادیّه...».

سپس بخش هایی از آن کتاب را نقل و در پایان سخن گفته اند: «باید دانست که این شرح صحیفه با صِغَر حَجم، مشتمل بر بیانات بسیار سدید و تحقیقات بسیار مفید است که اگر خوض در نقل منتخبات آن کنیم باید همه را نقل کنیم، زیرا همه اش منتخب و نفیس است و این مقدار که نقل شد برای معرّفی آن به عنوان نمونه کافی است، و معرّفی آن از این نقطه نظر است که نسخه این شرح تاکنون در جایی نام برده نشده و معرّفی نگردیده است».

2_ «فانوس خیال» یا «رساله مِثالیّه»، که در آخر آن گفته است: «تمّت الرساله الّتی سمّیناها «فانوس الخیال فی إرائه عالم المثال» بعون اللّه الملک المتعال، فی غرّه شوّال _ ختم بالخیر و الإقبال _ سنه 1077 من الهجره المقدّسه»(1).

ص : 206


1- 1) مقدمه تفسیر شریف لاهیجی: 55. فانوس خیال را که عمر خیّام در شعر خود به کار برده: «فانوس خیال از او مثالی دانیم»، مرحوم استاد سعید نفیسی این چنین توضیح داده است (با تلخیص): «فانوس خیال، جَدِّ سینمای امروز است، و آن فانوسی بوده است که در آن شمع روشن می کرده اند و روی شیشه هایی نقش هایی می کشیدند و آن شیشه های نقش دار را از جلوِ روشنایی شمع _ البتّه در تاریکی _ می گذاردند و آن نقش روی شیشه بر دیوار یا پرده سفیدی می افتاد... مقصودِ... خیّام از این رباعی آن است که وضع انسان درین عالم و تصوّری که انسان از این جهان می کند مانند فانوس خیال است که در آن عالم، فانوسی است و خورشید چراغ آن است و مردم مانند صورتهایی هستند که در این فانوس گردان هستند، یعنی یک یک میآیند و میروند: کتاب «در مکتب استاد: 189». از رباعی دیگری در «مجموعه خطّی محمّد بن عبدالحسین آل الحسینی الجزائری» از عمر خیّام آمده است: دانی چه بوَد آدم خاکی خیّام فانوس خیالیّ و چراغی در وی

این رساله نیز در مقدّمه تفسیر (ص 49 _ 64) و «فهرست دانشگاه» معرّفی شده است.

3_ «لطائف الحساب». نسخه این کتاب در آستان قدس رضوی موجود و در «فهرست رضویّه 4: 415» فرماید که نسخه مذکوره به شماره «5609 عمومی، ریاضی خطّی» است. «مقدّمه تفسیر: 43».

4_ «رساله در شرح بیتی از مثنوی». نسخه آن را که ضمیمه «ثمره الفؤاد، شماره 212»، است آنجا می شناسانیم.

مؤلّف در این چند کتاب و رساله که تا حال ذکر شد، لقب خود را «قطب الدین» یاد کرده است، جز این که دو کتاب مهمّ دیگر نیز در دست است که نام مؤلّف در آنها بر این نهج آمده: «بهاءالدین محمّد بن شیخ علی الشریف اللاّهجی»، یعنی در این دو کتاب به جای قطب الدّین، لقب بهاءالدین است و نویسنده فاضل مقدّمه تفسیر شریف لاهیجی که مکرّر از آن یاد کردیم، بسیار کوشیده و ادلّه چندی اقامه فرموده تا ثابت گرداند که نویسنده این کتاب ها یک نفرست لاغیر اگرچه در بعضی کتاب ها لقب خود را قطب الدین و در برخی بهاءالدین یاد کرده است، و البتّه تحقیقاتی که درین باره نموده اند قابل اعتماد و شایسته اعتبار است، و آن دو کتاب، یکی بنام:

«خیرالرجال» است که در بیان احوال رجال اسانید کتاب «من لایحضره الفقیهِ» شیخ

ص : 207

صدوق در نهایت اتقان و اعتبار نگاشته و به سال 1075 (1) مطابق عدد نام کتاب از آن فراغت یافته و در مقدّمه «تفسیر شریف لاهیجی: 7 _ 8 و 72 _ 75» پیرامون آن گفتگو شده است، و دیگری:

«تفسیر قرآن مجید» است به زبان فارسی، که در همین دو سه سال اخیر به همّت چند تن از دانشمندان در چهار مجلّد کلان در طهران به طبع رسید، والحقّ تفسیر بسیار شیوا و مفیدی است، و مجلّد اوّل آن دارای یک مقدّمه صد صفحه ای است که مکرّر ذکر آن در این مبحث گذشته است.

عبارتی که در پایان این تفسیر شریف دیده می شود قدری در انتساب آن به صاحب «محبوب القلوب» ایجاد شبهه نموده. زیرا علاوه بر این که لقب مؤلّف در اینجا «بهاءالدین» آمده، تألیف کتاب را نیز در شهر «پتنه» از بلاد هندوستان نشان می دهد، و آن عبارت چنین است:

«تمّ تألیف هذه الترجمه الأنیقه علی ید مؤلّفها بهاء الدین محمّد بن الشیخ علیّ الشّریف اللاّهجی _ عفا اللّه عنهما _ فی الشهر المولود [فیه] من نزل علیه القرآن _ صلوات اللّه علیه و آله _ فی یوم الثلثاء الرابع و العشرین من سنه ستّه و ثمانین و ألف من هجره خیرالبریّه _ علیه و آله الصلاه و التّحیّه _ فی بلده البتنه _ صانها اللّه عن الفساد و الفتنه _ من بلاد الهند». «مقدّمه تفسیر:12»، «أعیان الشیعه 46: 45».

لکن نویسنده فاضل مقدّمه ازین عبارت استظهار فرموده اند که شاید مؤلّف در آخر کارِ تألیفِ تفسیر به هندوستان و شهر «پتنه» افتاده باشد.

ناگفته نماند که مؤلّف بزرگوار «ذریعه» در کتاب جلیل القدر دیگرش «مصفّی المقال»

ص : 208


1- 1) در مقدّمه تفسیر (ص 8) گویا از کلام «ذریعه» گمان برده اند که تاریخ تألیفِ «ثمره الفؤاد» نیز در همین سال بوده است، لکن چنان که خواهد آمد تاریخ نسخه شماره [212] ما، 1072 می باشد.

برای قطب الدین و بهاءالدین دو عنوان مستقّل «ص 369 و 415» قرار داده و در ذیل بهاءالدین استظهار تعدّد فرموده اند، لکن در «ذریعه 7: 282» ذیل عنوان «خیر الرّجال» استظهار اتّحاد، و اللّه العالم (1).

صاحب «تفسیر» در «اعیان الشّیعه 46: 45» و «تاریخ علماء و شعرای گیلان: 79» به عنوان بهاءالدین مذکور است. در اعیان فرماید:

«بهاءالدین محمّد بن الشیخ علی شریف اللاّهیجی. کان من أعلام محقّقی عصره. ذکره الزنوزیُّ فی «ریاض الجنّه» و قال إنّه رأی له کتاباً فی التّفسیر فی مجلّدین کبیرین، رآه فی مکتبه الشیخ عبدالحسین فی خراسان...».

سپس مختصّات تفسیر را ذکر و دو تألیف دیگر او را چنین یاد کرده است:

«2 _ کتاب خیرالرّجال، فی رجال أسانید [کتاب] من لایحضره الفقیه، علی ترتیب الأبواب و ذکر فی البین أسامی الرجال و الرواه بترتیب الحروف، فرغ منه سنه 1128»(2).

«3 _ الرّساله المِثالیّه، فارسیه. رتّبها علی أنوار و إشراقات و لمعاتٍ فی بیان أسامی عالم المثال و التقسیم و الوسعه و الأشکال و الأصقاع و البُلدان و وساطه الأشباح بین الأجسام و الأرواح و غیر ذلک، رأیتها فی طهران فی عدّه أوراق مع جمله رسائل متنوّعه، و عرّبتها».

نویسنده «تاریخ علماء و شعرای گیلان» گوید: «المولی بهاءالدین لاهیجی. آن جناب از ولایت لاهیجان است، از علماء و مفسّرین زمان خود بوده که مثل آن بزرگوار کم

ص : 209


1- 1) رجوع به مقدّمه تفسیر: 7 _ 8 شود.
2- 2) این تاریخ صحیح نیست و ظاهرًا منشأ آن کلام صاحب «کشف الحجب» است که وی نیز 1128 را تاریخ تألیف دانسته و گویا تاریخ استنساخ نسخه ای از خیرالرجال بوده است. «رجوع به مقدّمه تفسیر: 8 شود.»

دیده شده است، و در حکمت و تفسیر ید طولایی داشت. یکی از تألیفات مولانا کتاب «خیرالرجال» فی ذکر أسانید «[کتاب] من لایحضره الفقیه» است که بغایت نیکو نوشته است» انتهی.

در «فهرست دانشگاه 12: 2938 _ 2951» یک نسخه «مجموعه» به شماره 3950 معرّفی شده است که مشتمل بر هفت رساله و جمعًا 123 برگ می باشد، و چهار رساله آغاز آن همه به خطّ صاحب «محبوب القلوب» و بقیّه به خطّ مفید بن سعید لاهیجانی است و تصویر ده صفحه نمونه خطّ قطب نیز در آنجا چاپ شده است. ذیلاً با رعایت اختصار، فهرستی از رسائل آن مجموعه به دست می دهیم:

1_ «فیصل التفرقه بین الاسلام و الزندقه» تألیف ابوحامد محمّد غزّالی، تاریخ استنساخ آخر ذوالقعده 1087 در اصفهان، نویسنده نسخه که صاحب «محبوب القلوب» است بر آن حاشیه دارد.

2_ «المنقذ من الضلال» غزّالی، در روز پنج شنبه 24 ذوالقعده 1087 و آخر ماه رجب 1088 آن را استنساخ کرده است.

3_ «إثبات واجب» از مولانا رجبعلی واحد تبریزی، به سال 1088 در اصفهان استنساخ شده است.

4_ «شرح ابیات»، از خود اشکوری است که در شرح بیتی از نظامی و رباعی ای از سحابی و رباعی دیگر از گمنام نوشته است و جابجا از منظومات خود آورده که آنها را مؤلّف فاضل فهرست گردآورده و نقل کرده اند.

این چهار رساله به خطّ نستعلیق زیبای قطب الدین اشکوری است و بقیه «5_ الوجیزه فی الرجال» و «6_ الأوزان و المقائیس» هر دو از علاّمه مجلسی و «7_ المقادیر الشرعیّه و الموازین الطبیّه» از قاضی بن کاشف الدین محمّد یزدی، هر سه رساله به قلم مفید بن

ص : 210

سعید لاهیجانی استنساخ شده است.

* * *

«ثمره الفؤاد» جای گفتگو کتابی است در اسرار عبادات و معاملات و وظائف قلبی و باطنی انسان دوشادوش وظائف ظاهری عملی و بسیار با حالت و ذوق نوشته شده و پر از آیات و اخبار و اشعار فارسی و عربی و قصص و حکمت ها است، جابجا مؤلّف اشعاری از خود آورده، و همچنان که نگارنده فهرست دانشگاه، منظومات او را از مجموعه مذکور در فوق گرد آورده و نقل کرده اند؛ ما ذیلاً اشعاری را که در «ثمره الفؤاد» به خود نسبت داده است، نقل می کنیم:

مانده در کسوت الفاظ، معانی پنهان جامه بر قامت آزاده دلان زندان است

_____________

بر سرِ ما شد زنخوت، بارِ ما دستار ما سبحه ما، از ریا در دست ما زنّار ما

_____________

پشت حرص از بار خواهشها خمید و وانشد یک گره در رشته طول امل از کار ما

_____________

به خاکِ یثربِ نقل ار تیمّم می کنی بهتر که از بهر طهارت آب از یونان عقل آری

_____________

در راه طلب پای فلک آبله دارد جویای تو در هر کفِ خاکی تله دارد

_____________

بیُمن گریه، طفل از مادر خود شیر می گیرد دعاها را اجابتها زفیض چشم جو پُر شد

_____________

خاموشی ارباب فنا بانک رحیل است گوش شنوا هر که درین قافله دارد

_____________

بیگانگی زخلق جهان عین وحدت است زان آشنای کس نشود آشنای او

سوای اینها، ابیات دیگری نیز بدون ذکر قائل آنها در «ثمره الفؤاد» آمده است، چنانکه اشعار عربی و فارسی زیادی هم از دیوان منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام و مثنوی

ص : 211

و سنائی و مواضع دیگر آورده و در ثمره سادسه هم دو بیتی از «سوانح سفر حجازِ» شیخ بهائی به این عنوان نقل کرده است:

«و من هذا قال شیخ أصحاب الشریعه و قدوه أرباب الحقیقه فی منظومته الموسومه بسوانح سفر الحجاز...».

موضوعِ بحثِ از اسرارِ عباداتِ شرعیّه پیش از مؤلّفِ «ثمره الفؤاد» نیز عنوانی داشته و جمعی از بزرگان شیعه و اهل سنّت درین باب آثاری دارند. مانند: مرحوم شهید ثانی در «اسرار الصلوه» و فیض کاشانی در «المحجّه البیضاء» و «حقائق» و عبدالرزّاق کاشانی در آثارش و غزّالی در «احیاء العلوم» و جز اینها، چنانکه نام بعضی نیز در آغاز همین کتاب آمده است.

«ثمره الفؤاد» در «ذریعه 5: 15» چنین یاد شده است:

«ثمره الفؤاد للمولی قطب الدین محمّد بن الملاّ شیخ علی الشریف الّلاهیجی الأشکوری مؤلّف «محبوب القلوب» الّذی کان من تلامیذ المیرالداماد، و توفی بعد (1075). فیه بیان أسرار الأحکام و حقائق الأعمال من العبادات و غیرها. اوّله... رتّبه علی مقدّمه فی أنّ العقل هو الرسول الباطن بإمداد الشرع، ثمّ مائدتین فی کلّ منهما أثمارٌ فی أسرار العبادات و أسرار المعاملات إلی آخر الدیات، و ألحقَ به خاتمهً فی تعیین الفرقه الناجیه الإمامیّه الاثنی عشریّه... رأیت نسخه عصر المؤلّف و هی موقوفه الحاجّ عماد الفهرسی للخزانه الرضویّه و هی بخطّ المیر یوسف، فرغ من الکتابه فی (1075) فی حیاه المؤلّف و أطراه کثیرًا و وصفه بشیخ الاسلام، و ذکر أنّه کتبه بأمر المیرزا عبداللّه بعد إطرائه الکثیر له. و نسخه اُخری أیضًا فی المشهد الرضویّ کانت فی مکتبه المولی المحدّث الشیخ عبّاس القمّی، رحمه اللّه»، انتهی.

نسخه دیگری از «ثمره» به خطّ مبارک نیای عظیم الشأن اعلی آیه اللّه الحاج میرزا

ص : 212

سیّد زین العابدین موسوی _ اعلی الله مقامه _ در دست داریم.

و نسخه دیگری که ازین کتاب می شناسیم، نسخه خطّ مؤلّف است که در کتابخانه مرحوم آقا میرزا فضل اللّه شیخ الاسلام در زنجان بوده و آقای دکتر حسین علی محفوظ کاظمینی در «مجلّه معهد المخطوطات العربیّه 2: 35» آن را چنین وصف کرده اند:

«ثمره الفؤاد(1) لقطب الدین محمّد بن الشیخ علیّ الشریف الّلاهجی الأشکوری، بخطّه»(2).

فهرست: «ثمره الفؤاد» مشتمل است بر یک مقدّمه درباره کلّیاتی از امور باطن و تصفیه نفس و دو مائده و یک خاتمه.

«المائده الاولی»، و فیها أثمارٌ من أسرار العبادات. «الثمره الاُولی» فی الأفعال القلبیّه للطهاره. «الثمره الثانیه» فی الأفعال القلبیّه للصلوه الیومیّه. «الثمره الثالثه» فی الأفعال القلبیّه للزکوه. «الثمره الرابعه» فی الأفعال القلبیّه للصوم. «الثمره الخامسه» فی الأفعال القلبیّه للحج. «الثمره السادسه» فی الأفعال القلبیّه للجهاد.

«المائده الثانیه»، فیها أثمارٌ لذیذهٌ من الأفعال القلبیّه و الأعمال الباطنیّه للمعاملات الشرعیّه. «الثمره الاُولی» فی الأعمال القلبیّه للبیع و التجاره. «الثمره الثانیه» فی الوظیفه القلبیّه للرهن. «الثمره الثالثه» فی الاعمال القلبیه للودیعه. «الثمره الرابعه» فی الأعمال القلبیّه للعاریه. «الثمره الخامسه» فی الأفعال القلبیّه للوکاله. «الثمره السادسه» فی العمل القلبیه [کذا] للشرکه. «الثمره السابعه» فی الأفعال القلبیّه للحواله. «الثمره الثامنه» فی الأعمال القلبیّه للضمان. «الثمره التاسعه» فی الأعمال الباطنیّه للدَّین. «الثمره العاشره» فی الأعمال القلبیه للنکاح. «الثمره الحادیه عشر» فی الأفعال القلبیّه للطلاق. «الثمره الثانیه عشر» فی

ص : 213


1- 1) در مجله اشتباهًا «خمره الفؤاد» چاپ شده.
2- 2) لاهیجی در این کتاب از کتاب «محبوب القلوب» خود یاد کرده است.

الأعمال السرّیّه للعتق». «الثمره الثالثه عشر» فی الأعمال الباطنیّه للأیمان و النذور. «الثمره الرابعه عشر» فی الأعمال السرّیّه للدعاوی و البیّنات. «الثمره الخامسه عشر» فی الأفعال القلبیّه للمواریث و الوصایا. «الثمره السادسه عشر» فی الأعمال القلبیه للصید. «الثمره السابعه عشر» فی الأعمال السرّیّه للذبائح. «الثمره الثامنه عشر» فی الأعمال القلبیّه للحدود. «الثمره التاسعه عشر» فی الأفعال السرّیّه للقصاص. «الثمره العشرون» فی الأعمال القلبیّه للدیات.

خاتمه الرساله. در تعیین فرقه ناجیه و نشان های ایشان و بیان افتراق امّت به هفتاد و دو فرقه. در این مبحث گوید: [کما اعترف بذلک و أنصف حجّه الاسلام _ عندهم _ أبو حامد محمّد بن محمّد الغزّالیُّ الطوسیُّ فی کتابه «سرّ العالمین»، و قد أفشی سرّ معتقده فیه بقوله «استقرّت الحجّه...»].

آغاز: «بسم... الحمد للّه الّذی جعل قوام الدین و نظام اُمور المسلمین منوطًا بأعمال الجوارح ظاهرًا، و مربوطًا بأفعال القلوب باطنًا. و الصّلوه علی متمّم مدار الإصطفاءِ و معدّل نهار الاهتداءِ اوّل الأنبیاءِ باطنًا و آخرهم ظاهرًا؛ و وصیّه الّذی هو سهیمه فی الخلقه النوریّه أوّلاً و مُعینه فی تأدیه الرساله إلی الخلیقه آخرًا؛ و أولاده خلفاء الله فی أرضه، المستحفظین للأمانه الموروثه من آبائهم الکاملین المکمّلین؛ کی لا یتطرّق علیها الفساد و الإختلال من مَساس المجنبین، و تفرّق الاتّصال من وساطه المخبطین؛ صلوهً تامّهً باقیهً إلی یوم الدین.

و بعد، یقول الفقیر إلی اللّه الغنی اللّطیف المغنی: قطب الدین محمّد بن شیخعلی الشریف الّلاهجی: إنّ الأعمال _ کما هو مزعوم أرباب الکمال _ شرّعت لغرض النیّه و صیرورتها شجرهً مغروسهً فی أرض القلب و ملکهً راسخهً لجوهر النفس. فالنیّه هی المقصود بالذات من الأعمال، کما المقصود من الأبدان الأرواحُ؛ فهی روح العمل، کما

ص : 214

الإخلاص روح النیّه.

و النیّه هی العزم المقارن للفعل المطلوب شرعًا علی وجهه، و حیث انّ النیّه هی العزم المذکور عُلم أنّه لامدخل فیها للّسان، و من هذا سنح بخاطری الفاتر بالنظم الفارسی:

مانده در کسوت الفاظ، معانی پنهان جامه بر قامت آزاده دلان زندان است

و ما یتخیّله بعض القاصرین من أن ضمیمه اللّسان إلی القلب یحصل بها معونه فی القصد، من الخیالات النّاشیه عن الجهل بحقیقه النیّه. و قد ورد فی الحدیث مرفوعًا عن سیّدنا رسول اللّه صلی الله علیه و آله و معنعنًا عن مولانا أبی عبداللّه الصّادق علیه السلام أنّ اللّه تعالی یحشر النّاس علی نیّاتهم یوم القیامه. و فی مخاطبات الامام موسی بن جعفر علیهماالسلام لهشام بن الحکم: یا هشام! کیف یزکو عند اللّه عملک و أنت قد شغلت قلبک عن أمر ربّک و أطعت هواک علی غلبه عقلک؟!.

فظهر أنّ مفروض القلوب أشرف و آکدُ من مفروض الأبدان کما فی التنزیل... و لذا فهم الکلیم _ علیه شرائف التسلیم _ من خلع النّعلین بقوله تعالی «اخلع نعلیک» اطّراح الکونین، فامتثل _ سلام اللّه علیه _ ظاهرًا بخلع النّعلین، و باطنًا باطّراح العالمین؛ کما قال من قال:

دل در پی این و آن نه نیکوست ترا یکدل داری بس است یک دوست ترا

و هذا هو الاعتبار، أی العبور من الشیء إلی غیره، و من الظاهر إلی السرّ، و لا یکون هذا رخصهً فی رفع الظواهر و الاعتقاد فی إبطالها حتّی یُعتقد مثلاً: لم یکن معه _ علی نبیّنا و علیه السلم _ نعلان، و لم یسمع الخِطاب من خالق العباد. حاش للّه عن هذا الاعتقاد؛ فإنّ إبطال الظاهر رأی الباطنیّه الّذین نظروا بعین العوراء إلی أحد العالمَین، و لم یعرفوا الموازنه بینهما، کما أنّ إبطال الأسرار مذهب الحشویّه و مطمح أنظار أرهاط القیل و القال، و الّذی یجمع بینهما فهو من أصحاب الکمال و أرباب الحال!

پای درین ره نه و رفتار بین حلقه برین درزن و اسراربین

ص : 215

و العلماءُ العرفاءُ کزین الفقهاء الشهید الثانی و الفاضل البحرانی و العارف الکاشی و الکامل الغزّالی _ شکر الله مساعیهم _ قد أوردوا فی تأویل الآیات و أسرار العبادات تحقیقاتٍ شریفه و تدقیقاتٍ لطیفه، لکن قلّما بیّنوا لکلّ باب من الفقه بابًا یقارنه معامله العبد مع ربّه، حتّی ظهرو بان لناظری المطالب الفقهیّه بنظر البصیره من العبادات و المعاملات حقایقها و أسرارها.

فحدانی ذلک إلی تألیف هذه الرساله(1) الّتی سمّیناها «ثمره الفؤاد»، موردًا فیها لأکثر فرضٍ فرض علی الأبدان علی ما فی صحف أهل الإیمان بنظیره المفروض علی القلوب و الضمائر، لئلاّ یتغافل عاملٌ بواحدٍ عن الأخر، و لا یکتفی طالب للثّمر بأوراق الشجر؛

زنهار! ازین گلستان قانع مشو به خاری...

... یکی زر زد و خانه بی قوت یافت یکی کهربا جُست و یاقوت یافت!

و وضعتُ تلک الأثمار النضیجه المجنیّه من شجره طوبی کلام أهل الولایه، فی مائدتین؛ فی کلّ مائده نوعٌ من الأثمار الملکوتیّه، و أهدیتها لذوی القلوب من الأحباب، طوبی لهم و حسن مآب،

و مسک حدیثی فی هواها لأهله یضوع، و فی سمع الخلیّین ضائع

خوان ترا این دو نواله سخن دست ندیدست بدو دست کن

گر نمکش هست بخور نوش باد ور نه زِ یاد تو فراموش باد!

مقدمه نافعه لقلوب الأبرار، ینبغی ایصالها إلی مذاق فؤادهم، قبل تناول الاثمار، إنّ مولانا موسی بن جعفر علیهماالسّلام قال لهشام بن الحکم...».

انجام: «و قد روی جابر بن عبداللّه الانصاریُّ _ رضی اللّه عنه _ أنّه جاء رجل إلی مولانا

ص : 216


1- 1) الرساله: أعم من الکتاب، لجواز أن یکون بالقول دون کونها مکتوبه، و یطلق فی العرف علی کتاب صغیر الحجم. منه.

الامام الحسن بن علیّ علیهماالسلام فقال: یابن رسول اللّه! أنا من شیعه أمیرالمؤمنین، فغضب _ سلام اللّه علیه _ و قال له: یا عبداللّه! فإذًا أنت کإبراهیم الخلیل الّذی قال اللّه: «و إنّ من شیعته لإبراهیم إذ جاء ربّه بقلبٍ سلیم». إن کنت له فی أوامره و زواجره مطیعًا فقد صدقت، و إن کنت بخلاف ذلک فلا تزد بذنوبک هذه الدعوهَ العظیمه الشریفه الّتی لستَ من أهلها، لا تقل «أنا من شیعه أمیرالمؤمنین علیه السّلام» ولکن قل «أنا من موالیه و محبّیه و مُعدی أعدائه»؛

همُ القوم، من أصفاهُم الودَّ خالصًا تمسّک فی اُخراه بالسّبب الأقوی

هُم القوم، فاقوا العالمین مَناقبا محاسنها تجلی و آیاتها تروی

موالاتهم فرضٌ و حبّهمُ هدی و طاعتهم ودٌّ و ودُّهم تقوی

فالحمدللّه الّذی قدختم کتابی بختام المسک و هو التّقوی، فانّ العاقبه للمتّقین».

نسخه: دارای 92 برگ و یک برگ عطف در آخر، کاغذ فستقی، جلد تیماج قهوه ای و حاشیه سرخ با کرمک و خط کشی طلا، آستر تیماج سبز با خطّ طلا، خطّ نستعلیق زیبا 14 سطری، خط کشی شده به طلا و لاجورد، عناوین به شنگرف، بالای آیات کریمه قرآنی نیز به شنگرف خط کشیده. قطع 11 × 18 و نیم، متن 5 و نیم ×12. حواشی توضیحی فراوان مؤلّف، همه جا در هامش به خطّ نستعلیق متن مختوم به «منه» و در چند موضع از اواسط کتاب «منه، و فقه اللّه» نوشته شده است. خطّ این نسخه کاملاً شبیه خطّ شخص مؤلّف است که در «فهرست دانشگاه» تصویر آن دیده می شود، جز این که در برخی مواردِ بسیار جزئی، کلمات یا اعراب ها به غلط نوشته شده(1). این نسخه تاریخ کتابت و نام کاتب ندارد، لکن نظر به اضافات و اصلاحاتی که نسبت به نسخه

ص : 217


1- 1) نسخه ای از کتاب «قتبسات» مرحوم میرداماد در دست داریم که متن آن یا دست کم حواشی «منه» آن، به همین خطّ و قلم نوشته شده است.

شماره پس از این و مورّخه «روز جمعه 4_ ع 1 _ 1072» دارد، گویا اندکی پس از آن نسخهْ نوشته شده است. روی برگ اوّل اثر پنج شش مهر و تملّک دیده می شود که آنها را محو کرده اند، تنها مهر «علی ابن محمّد الموسوی» نمایان است که مقصود نیای گرامی، مرحوم آیه اللّه آقای حاج میرسیّد علی مجتهد چهارسویی می باشد.

«213» نسخه دیگر

نسخه ای از این کتاب را در شماره پیش شناساندیم. اینک نسخه ای دیگر:

این نسخه ضمیمه رساله کوتاهی است در شرح بیتی از مثنوی جلال الدین بلخی و جمعًا دارای 90 برگ است، برگ اوّل و آخر عطف، و تا روی برگ 83 اصل کتاب ثمره نوشته شده. پشت آن برگ و روی برگ 84 سفید و از پشت این برگ تا روی برگ 89 رساله شرح بیت مثنوی است. کاغذ زاغی، جلد تیماج سبز، آستر شده با تیماج گلی جدید، خط نستعلیق زیبا 14 سطری. کمی از حواشی مؤلّف نیز به خطّ نستعلیق متن به رمز «منه» در هامش نوشته شده، و خطّ این نسخه نیز کاملاً شبیه به خطّ نسخه پیشین است و پیداست که این نسخه از نُسخ ابتدائی مؤلّف است و نسبت به نسخه پیشین نواقص بسیار دارد. اغلاط املائی جزئی در این نسخه، بیش از نسخه پیشین دیده می شود. عناوین به شنگرف و بالای آیات قرآنی نیز به شنگرف خطّ کشیده شده است. قطع 13 × 22 ، متن 7 × 14 .

روی برگ یکم نسخه این عبارت، به خطّ نیای بزرگوار، مرحوم آیه اللّه آقای حاج میرزا سیّد حسن چهارسویی نوشته شده است: «کتاب ثمره الفؤاد، فی کیفیّه النیّه و حقیقتها و أحکامها، لقطب الدین محمّد بن شیخعلی الّلاهجی». روی برگ 2، یک مهر ناخوانا، و نیز مهر «سیّد مرتضی الحسینی» و مهر «أنا مدینه العلم و علیُّ بابها» و مهر

ص : 218

«لا إله الاّ اللّه الملک الحقّ المبین...» دیده می شود. پشت برگ 83، در هامش دو حدیث از حضرت عسکری و حضرت سیّد الشهداء علیهماالسلام به خطّ نسخ زیبای مرحوم آیه اللّه چهارسویی نوشته شده است.

پایان این نسخه: «فالحمدللّه الّذی قد ختم کتابنا بختام المسک، و هو التقوی فانّ العاقبه للمتّقین، فی یوم الجمعه الرابع من شهر ربیع الأوّل سنه 1072».

* * *

پس از «ثمره الفؤاد» در این نسخه، رساله شرح یک بیت از مثنوی است.

آغاز رساله: «بسم... حمد نامحدود أحدی را که بلند ساخت هر که را پستی گزید، و پست ساخت آن که را بلندی طلبید؛ و هو الّذی فی علوّه دانٍ، و فی دنوّه عالٍ؛ فأینما تُولّوا فَثمّ وجهُه المتعال،

جهانرا بلندیّ و پستی توئی ندانم چه هر چه هستی توئی

و صلوه نامعدود بر سفیر بی نظیر او که با وجود ایجاد بلندی و پستی عالم به سبب وجود باجودش فقر و مسکنت را شعار نفس مقدّس خود ساخته به کلام بلند «الفقر فخری» کلاه گوشه فقراءِ باب اللّه را عرشسا ساختند،

با همه چون خاک زمین پست بود وز همه چون باد تهی دست بود

و بر آل أطهار او که علوّ پستی را بر دُنُوِّ بلندی نشأه فانیه رجحان داده مستدعی بدعاءِ «اللّهمّ! لاترفعنی فی النّاس درجهً إلاّ حططتنی عند نفسی مثلها، و لا تُحدث لی عزًّا ظاهرًا إلاّ أحدثتَ لی ذلّه باطنهً عند نفسی بقدرها» بودند؛

هر جا که از بلندی و پستی سخن روَد از آسمان بلندتر از خاک کمترم

باعث فقیر محتاج توفیق ایزدی: قطب الدّین محمّد بن شیخعلی الشریف الّلاهجی بر تحریر این سطور آنکه یکی از دوستان حقیقت بین که نشیب و فراز أطوار ناهنجار دنیای

ص : 219

ناپایدار به عینین سر و سرّ دیده بود، و نغمات بی آهنگ زیر و بم روزگار غدّار به صماخَین گوش و هوش شنیده؛ تحقیق معنی بیتی از أبیات مولوی معنوی که در «مثنوی» فرموده:

هر که بالاتر رود أبله تر است استخوان او بَتر خواهد شکست

نمود...».

انجام رساله: «بنابراین چنانچه أمیر مؤمنان _ علیه سلام اللّه الملک المنّان _ که کلام حقیقت انتظامش مومیایی شکستگیهای جسم و جان است فرموده اند «رحم الله امرءً عرف قدره و لم یتعدَّ طوره»: درود معبود کسی را سزاوار باشد که عارف بر احوال خود گشته تجاوز از حدّ ننماید و شکر مُنعم حقیقی بر صحّت حال و نیل بر کفاف حلال نماید و بجاه و مال غیر که در أکثری از أشخاص زیاده از آنچه به او رسیده اگر رساند باعث طغیان حال و خسران مآل است، چنانکه کریمه «إنّ من عبادی من لایصلحه إلاّ الفقر، لو أغنیته لأفسده» و حدیث شریف نبویّه «انظروا إلی من هو أسفل منکم و لا تنظروا إلی من هوفوقکم، فانّه أجدر ألاّ تزدرءوا نعمه اللّه علیکم» شاهد است، بر آن رشک نبرد و غبطت ننماید که: به هر کس آنچه می بایست دادست؛

إذا ما کساک اللّه سربال صحّه و لم تخلُ عن قوت یحلّ و یعذب

فلا تغبطنّ المکثرین فإنّما علی قدر ما یکسوهمُ الدهر یسلب

دادهِ خود سپهر بستاند نقش «اللّه» جاودان ماند»

نسخه رساله: چنانکه گفتیم، این رساله مختصر در ده صفحه است که هشت صفحه آن، پیرامون مطالب عرفانی و سلوک مشتمل بر چند آیه و حدیث و اشعار فارسی عرفانی و کلمات عرفاء است و حواشی چندی نیز از مؤلّف دارد و دو صفحه آخر در بیان «قصد ناظم» است.

ص : 220

«214» ثواب الأعمال و عقاب الأعمال

(حدیث _ عربی)

از: شیخ صدوق ابوجعفر محمّد بن علیّ بن بابویه القمّی، علیه الرحمه.

نسخه: کامل است، لکن تصحیح نشده و مغلوط می باشد. پایان استنساخِ ثواب الأعمال: ماه شوّال 1080، و استنساخ عقاب الأعمال: 18 ذی القعده همان سال. کاتب: ملاّ مهرعلی، ساکن مشهد مقدّس که برای حاجی محمد شریف جیلانی نوشته است.

نسخه دیگر: مجموعه ش (...)

«215» جامع الأحکام فی مسائل الحلال و الحرام

(حدیث _ عربی)

از: مرحوم سیّد عبداللّه بن محمّدرضا شُبَّر حسینی (متوفی 1242)، علیه الرحمه.

کتاب: نظیر «بحارالانوارِ» مرحوم علاّمه مجلسی است در چهارده مجلّد، به تفصیلی که زیر عنوان «جامع المعارف و الأحکام»، در «الذریعه 5: ش 281» فرموده اند.(1)

نسخه: مجلّد پنجم است در مزار، یعنی زیارات و مَشاهد و مساجد. تاریخ ختم تألیف این مجلّد: روز جمعه ششم محرّم 1234. کاتب خوش نویس: درویش بن مرحوم کاظم. تاریخ ختم استنساخ: هفتم ربیع یکم 1236.

نسخه را آیه اللّه آقا میرزا سیّد مسیح چهارسوقی در 1282 «از یَدِ زوجه سیّد رضای مخمل فروش معرَّفه به جناب آشیخ حسین جاوانی» خریده و در ربیع دوم 1283، آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنات» آن را به یازده ریال از فرزند گرامی

ص : 221


1- 1) چند مجلّد از این کتاب شریف در «نشریّه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران 2: 146 _ 147» شناسانده شده است.

خریده اند. سپس بار دیگر از راه ارث به همان جناب انتقال یافته و از ایشان نیز به فرزندشان مرحوم آیه الله حاج میرزا سید حسن چهارسوقی در روز مبعث 1326 منتقل شده است، نیاکان گرامی، علیهم الرحمه و الرضوان.

ابیات کتاب: تخمینًا شانزده هزار و کسری در ظهر نسخه تعیین شده است.

«216» جامع الأخبار

(حدیث _ عربی)

از: نامعلوم، به تفصیلی که در «الذریعه» و غیره نوشته اند.

نسخه: به خطّ منصور بن ابراهیم بن میر حسین بوته سری. تاریخ پایان استنساخ: شوّال 931.

آغاز: «بسم. الحمد للّه الأوّل بلا أوّل کان قبله و الاخر بلا اخر یکون بعده».

انجام: «و قال ع: بشّر المشّائین فی الظّلم بنور تامّ یوم القیمه. تمّت».

«217 »

جامع الزیارات عبّاسی

(زیارات _ فارسی)

از: محقّق سبزواری آخوند ملاّ محمّد باقر بن محمّد مؤمن متولّد به سال 1017، از دانشمندان و فقیهان بنام عهد صفوی که در اصفهان می زیسته و نزد شیخ بهائی و میرفندرسکی و ملاّ حسنعلی شوشتری _ علیهم الرحمه _ درس خوانده و سرانجام به سال 1090 در اصفهان وفات یافته، جنازه اش را به مشهد مقدّس رضوی نقل و به مُحاذات قبر مرحوم شیخ حرّ عاملی در سرداب جنوبی مدرسه میرزا جعفر، پهلوی صحن مطهّر دفن کردند. تاریخ وفاتش را چنین گفته اند:

شد شریعت بی سر و افتاد از پا اجتهاد

محقّق سبزواری _ علیه الرحمه _ مورد توجّه شاه وقت عبّاس ثانی صفوی و سلطان _

ص : 222

العلماء خلیفه سلطان بوده و در زمان خود بر جمیع علماء مقدّم و مشمول عنایات و احترامات خاصّه قرار داشته، چنانکه همین «جامع الزیارات» را به دستور شاه نوشته است. وی را تألیفات نافعه دیگری است که برخی از آنها در این فهرست آورده خواهد شد. شرح حالش در کتب تراجم، مضبوط و اجمالاً در «ریحانه الادب 3: 488» و «الروضه النضره» مذکور است. برخی احوال و آثارش نیز در «وقائع السنینِ» مرحوم خاتونابادی دیده می شود که خود از نزدیکان ایشان بوده است.

آغاز: «بسم... الحمد للّه ربّ العالیمن و العاقبه للمتّقین... أمّا بعد، چون همگی خاطر قدسی مظاهر ملکوت ناظر نوّاب أشرف أقدس.. شاهی... الشّاه عبّاس الحسینی الموسوی الثّانی.. متوجّه نیل مثوبات اُخروی و تحصیل قربات معنویست به أنواع طاعات و عبادات میل وافر دارند... زیارت حضرت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و زیارات حضرات أئمّه معصومین... است، اراده أشرف أعلی متوجّه آن شده بود زیارت هر یک... در هر وقت... استحباب داشته باشد کتاب علیحده مذکور شود.. و ترجمه زیارت به عبارت فارسی مذکور شود، تا نوّاب أشرف بمقتضای آن عمل نموده... و کمترین بندگان محمد باقر سبزواری حسب الأمر الأشرف الأعلی بخدمت جمع و تألیف مذکور مأمور گردید... و این کتاب موسوم است به «جامع الزّیارات عبّاسی» و مرتَّب است بر چند فصل. ف 1 _ در زیارت حضرت رسول. ف 2 _ در زیارت حضرت فاطمه زهرا.. و زیارت أئمّه أربعه بقیع... ف 3 _ در زیارت حضرت أمیرالمؤمنین... ف 4 _ در زیارت حضرت امام حسین... ف 5 _ در زیارت حضرت امام موسی کاظم و امام محمّد تقیّ.. ف 6 _ در زیارت حضرت امام رضا... ف 7 _ در زیارت حضرت امام علیّ نقیّ و حضرت امام حسن عسکریّ و حضرت صاحب الزّمان... ف 8 _ در بعضی زیارات که مخصوص هیچ یک از أئمّه نیست... ف 9 _ در تفصیل ایام سال که

ص : 223

در (کدام) یک از لیالی و ایّام استحباب زیارت کدامیک از أئمه... وارد شده».

سپس شروع در فصل اوّل نموده و ترجمه عبارتهای زیارات را نیز نوشته است.

پایان نسخه: «و ما أمّلت فی زیارتکما إنَّه قریب مجیب. تمّ ما وجدناها من هذه الزیاره، وفّقنا اللّه لتحصیل باقیها، و الحمد للّه...».

این کتاب در «الذریعه 5: 57» یاد شده و نسخه ای از آن را در کتابخانه سیّد عبدالحسین حجّت در کربلا نشان داده اند.

نسخه: دارای 129 برگ، که برگ اوّل و آخر عطف است، و 2 برگ از وسط و یک برگ از آخر نونویس و به خطّ نیای گرامی، عالم فاضل متتبّع مرحوم آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد چهارسویی است که فقط دعاهای ناقص را از روی کتب ادعیه تکمیل نموده و از کلام ایشان در پایان نسخه که ذکر شد معلوم می شود که نسخه دیگری از این کتاب نداشته اند. بقیّه نسخه به قرینه خطّ و کاغذ در زمان مؤلّف نوشته شده. خط نسخ 9 سطری، ترجمه ها نستعلیق، کاغذ ترمه، قطع 12 × 18، عناوین و ترجمه ها به سرخی، جلد تیماج سیاه. صحّافی و تجلید به دستور متمّم نسخه.

«218» جامع الشّتات فی النّوادر و المتفرّقات

(فوائد علمی _ عربی و فارسی)

از: آخوند ملاّ محمد اسمعیل بن حسین بن محمد رضا مازندرانی اصفهانی، معروف به فاضل خاجویی که در محلّه خاجوی اصفهان سکونت داشته. وفاتش: 11 شهر شعبان 1173. مدفنش در تخت پولاد اصفهان نزدیک قبور فاضلان و آخوند ایژه ای _ علیهم الرحمه _ . دبیر، شاعر اصفهانی در تاریخ فوتش گفته:

بهر تاریخ او دبیر نوشت: خانه علم منهدم گردید

ص : 224

شرح حالش اجمالاً در «ریحانه الأدب 1: 370 ط 2» و «مکارم الاثار 7: ش 1498» و «تذکره القبور: 53 _ 55». تألیفات این دانشمند بسیار و هر یک در موضوع خود شاهکار است. از جمله: «شرح اربعین حدیث» و «فوائد رجالیّه» و «شرح دعاءِ الصباح. ش 498 » و «تعلیقه آیات الأحکام» و همین «جامع الشتات» پرفایده ترین کتاب های او به شمار می رود.(1)

فاضل خواجویی را نیز رساله محقّقانه ای است در اثبات افضلیّت ائمّه اطهار _ علیهم السَّلام _ بر انبیاءِ عظام، سوای حضرت خاتم الأنبیاء _ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم _ که نامش «ذریعه النجاه» و مانند بسیاری دیگر از تألیفاتش در «جامع الشتات» یاد شده است.

«جامع الشَّتات»، کشکولِ بسیار مفید و ممتِّعی است و فهرست آن را از این پس خواهیم آورد.

آغاز: «بسم... بعد حمد اللّه ول_یِّ_ه جامع الشتات، و الصَّلوه علی نبیِّه المتحلّی بأحسن السِّمات و علی آله الشَّاعرین بقاطبه الدّقایق و تمام النِّکات».

انجام: «روی أنَّ نبیَّهم لمَّا دعا اللّه أن یملِّکهم أتی بعصا یُقاس بها من یملَّک علیهم فلم یساوها الاّ طالوت، و مثل ذلک فی هذه الأُمّه درع نبیّهم فی أئمّتهم، علیه و علیهم من الصلوات أفضلها و من التسلیمات أکملها».

فهرس مطالب: شرح حدیث نبوی (الناس معادن...) _ شرح حدیث «استبصار» از حضرت صادق علیه السَّلام درباره مقدار کرّ (إذا کان الماء ثلثه أشبار...) _ شرح جمله

ص : 225


1- 1) از «جامع الشتات» نسخه شماره 7544 کتابخانه آستان قدس رضوی در «فهرست الفبایی: 160» یاد شده و گویند مختلف الخطّ و بی تاریخ است. یک نسخه نیز در فهرست مرعشیّه قم (ج 11 ش 4392) معرّفی شده است. فهرست آقای احمد منزوی (ج 1 ص 655) هم دیده شود. برای توضیح اشتباهی که درباره فاضل شده است رجوع به «شرح الکافی. ش 516» در همین فهرست فرمایند.

(وصول معدم خیر من مثرجاف) در وصیّت أمیرالمؤمنین علیه السَّلام به محمَّد حنفیّه _ شرح حدیث (القرآن ذلول ذو وجوه...) _ شرح حدیث (یحمل هذا الدّین فی کلِّ قرن عدول...) _ شرح داستان إفک _ شرح حدیث نبوی (فضِّلونی علی الأنبیاءِ إلاّ علی یونس بن متَّی...) و معراج حضرت یونس علیه السَّلام _ شرح عبارت (اوَّلیَّته تعالی و آخریَّته) و نقل کلام علاّمه مجلسی در «شرح صحیفه» راجع به این عبارت و اعتراض به آن _ شرح حدیث نبوی «معانی الأَخبار»: (ملعون ملعون من کمَّه اعمی...) و تعرُّض کلام مرحومین صدوق و ملاّ میرزا شیروانی در این باره _ شرح حدیث (انّ إبرهیم علیه السّلام مرَّفی أرض کربلا و هو راکب...) مرویِّ در ج 10 «بحار الأنوار» _ شرح این رباعی:

ممکن بوَد که هستی واجب شود فنا وین ممتنع که مهر تو از دل شود جدا

در تنگنای عکس نقیض خیال تو ترسم که صورتم ز هیولی شود جدا!

شرح حدیث مروی از ابوجعفر علیه السَّلام (انَّ أیُّوب علیه السّلام مع جمیع ما ابتلی به لم تنتن له رایحه...) _ تفسیر فقهی آیه شریفه (و اذا قرءَ القرآن فاستمعوا له و أنصتوا) _ شرح کلام صاحب «تحفه»: (سبب محو القمر أنَّ الأَشعَّه تنعکس من البحار...) و تعرّض کلمات محقِّقین بزرگ _ شرح حدیث عَلوی (اذا حضر سلطان من سلطان اللّه جنازهً فهو أحقّ بالصَّلوه علیها...) و نقل کلام مرحوم فیض در «وافی» _ حلّ قیاس مشکل (الطَّلاق یتوقَّف علی النّکاح...) در کلمات فقها _ شرح حدیث أبوذرّ و گفتار ابن شقیق به او (لو کنت رأیت رسول اللّه لسألته هل رأیت ربَّک؟) مروی در «نهایه» ابن اثیر _ شرح حدیث نبوی (المؤمن یأکل فی معاءٍ واحد و الکافر یأکل فی سبعه أمعاء) _ شرح حدیث نبوی (انّ الرّضا بالکفر کفر) _ تفسیر فقهی آیه شریفه (انّما المُشرکون نَجس) و تکلیف کفَّار _ شرح حدیث نبوی (الطّلاق بید من أخذ بالسَّاق) _ مسئله احکام نظر مترتِّب بر مسئله وطی _ شرح حدیث نبوی (ما اقلَّت الغبراء و لا اظلّت الخضراء علی أصدق لهجه من أبیذرّ)

ص : 226

_ شرح حدیث حضرت صادق علیه السَّلام (مَن قرأ فی المصحف متِّع ببصره...) _ شرح کلام امیر المؤمنین علیه السَّلام (عقول النِّساءِ فی جمالهنَّ و جمال الرِّجال فی عقولهم) _ شرح حدیث قدسی (ما تردَّدتُ فی شیءٍ أنا فاعله...) _ شرح حدیث نبوی (لو کانت لی ید ثالثه...) _ شرح حدیث (الولد الحلال یشبه بالخال) _ شرح کلام علاّمه حلّی (انّ الصابون اذ الاقته نجاسه...) _ حکم مخالفین امامیَّه در باب امامت _ شرح حدیث «صحیفه رضویَّه» که حضرت مجتبی علیه السَّلام (دخل المستراح فوجد لقمهً ملقاه...) و بیان احکام و امور کثیره مستنبطه از این حدیث _ شرح کلام بیضاوی در تفسیر آیه شریفه (لا ینال عهدی الظَّالمین) و کلام عصام الدین محشِّی بیضاوی و ردِّ بر آنها _ ردِّ کلام زمخشری در تفسیر آیه شریفه (أ لم یروا کم أهلکنا قبلهم من القرون...) _ شرح حدیث (... فی الجنَّه علی صور أبدانهم لو رأیته لقلت فلان) و ردِّ کلام مرحوم شیخ بهاءِ الدین عاملی در «شرح اربعین حدیث» پیرامون این عبارت، و کیفیَّت خلق بهشت و دوزخ _ شرح جمله (وصول معدم خیر من مثرجاف) که در اوائل کتاب شرح کرده و در اینجا قریب به همان عبارات تکرار شده _ شرح حدیث «کافی» و «فقیه» از حضرت صادق علیه السَّلام (انَّه سئل عن المیِّت هل یبلی جسده؟ قال: نعم حتَّی لا یبقی له لحم...) _ شرح حدیث «فقیه» از ابو جعفر علیه السَّلام (انکم تلقِّنون موتاکم لا اله الاّ اللّه...) _ شرح قول حکماء (انَّ الأفلاک بأجمعها حیَّه ناطقه) _ مقاله ای در باب وحدت وجود و تعدّد نمود بی بود.(1) مصحّح نسخه اینجا در حاشیه نوشته اند: (لم یکن هذا العنوان الی آخره فی

ص : 227


1- 1) فاضل در خاتمه این مقال گوید: «و ما را در تفصیل مذاهب این طائفه و تزییف أقوال و اعتقادات ایشان رساله ای است مبسوط. فمن أراد الاطّلاع علیها فلیرجع إلیها». فاضل مرحوم در کتاب دیگرش «شرح دعاءِ صباح» در شرح فقره شریفه «لا إله إلاّ أنت» مطالب مهمّی بیان داشته و در آخر کار پس از جمله ای که در باب ذکر قلبی آورده گوید: «و لنا علی إبطال وحده الوجود رساله مفرده وجیزه نقلنا فیها زبده أقوالهم و عمدهَ ما تشبّثوا به علیها و أشرنا فیها ما فیه و علیه. فلیطلب من هناک». انتهی. و تقدّم تألیفِ «رساله وحدت وجود» بر أصل تألیفِ «شرح دعاءِ الصباح» از این عبارت معلوم نمی شود. زیرا در آخر شرح گوید که این دعا را در عنفوان شباب شرح کرده و در پیری آن را از سواد به بیاض آورده است، و لذا شاید مطلب حواله دادن به رساله در این شرح را پس از اصل تألیف و هنگام مبیّضه کردن آن که در اواخر زمان حیاتش بوده الحاق کرده باشد، و اللّه العالم. ناگفته نماند که «رساله وحدت وجود» تاریخ ندارد و نسخه دستخطّ مبارک خود فاضل مرحوم _ أعلی اللّه مقامه _ دارای سی صفحه کتابت است و به نظر این ضعیف، در اواخر زمان تسلّط حرامیان غلیجایی تألیف شده است.

نسخه الأصل) _ شرح حدیث مرویّ در «معانی الأخبار»: (لعن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم النامصه و المنتمصه...) _ بحث در پیرامون استدلال شافعی به روایت عبداللّه بن عمر (إنَّ سیِّدنا رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله مرَّ براع و هو یزمر بزماره...) و ترجمه ابن عمر _ شرح و توضیح (الظَّاهر عنوان الباطن) _ تفسیر آیه شریفه (فما استمتعتُم به منهنَّ...) و کلام بیضاوی و زمخشری و دیگران درباره مُتعه و تحقیق مسئله _ تفسیر آیه شریفه (الّذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم...) _ شرح حدیث «خصال» از رسول أکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم (ثلثه إن لم تظلمهم ظلموک...) _ جواب سؤالی که از مؤلّف شده درباره أئمه أطهار علیهم السَّلام: (هل کانوا متعلِّمین عند غیرهم..؟) و جواب سؤال دیگر: (هل فرقٌ بین التقاءِ الختانین و غیبوبه الحشفه فی وجوب الغسل...؟) _ شرح حدیث (علماء أمَّتی خیر من أوصیاءِ بنی إسرائیل) _ تفسیر آیه شریفه (لئن بسطت الیَ یدک...) _ فرق میان ملَّت و دین _ تفسیر فقهی آیه شریفه (و الّذین هم لفروجهم حافظون...) _ شرح عبارت دعاءِ (لا ملجأو لا منجی و لا مفرّ...) _ شرح حدیث نبویّ (یا علی! لک أوّل نظره...) _ شرح کلام شبلی درباره توحید (مَن سئل عن التَّوحید فهو جاهل...) _ شرح کلمه توحید و روایت نبویّ (ما من الکلام أحبّ إلی اللّه عزّ و جلّ من

ص : 228

قول لا اله الاّ اللّه...) و شرح 3 حدیث دیگر درباره کلمه طیِّبه _ توضیح و تشریح (العبودیّه جوهره کُنهها الرُّبوبیَّه...) _ شرح 2 حدیث «کافی» از حضرت صادق علیه السَّلام (کان أمیرالمؤمنین سلام اللّه علیه إذا لم یکن أدم یقطع الخبز بالسکِّین) و نظیر آن _ شرح عبارت دعاءِ «صحیفه» در دعاءِ صباح و مساء: (یولج کلّ واحد منهما فی صاحبه...) و بیان مرحوم شیخ بهاءالدّین _ بحث در پیرامون عبارت رساله «چهار آینه» تألیف مرحوم فاضل اصفهانی معروف به هندی در فصل إثبات وحدت صانع _ تفسیر آیه شریفه (و قال لهم نبیُّهم إنَّ اللّه قد بعث لکم طالوت ملکًا...) _ حدیث (کان اللّه و لم یکن معه شیءٌ) و کلام ابن جُنید _ جواب سؤالی درباره صفات ثبوتیه... _ تفسیر آیه شریفه (إنَّ الأبرابر یشربون من کأس...) و کلام مرحوم ملاّ میرزا محمّد بن الحسن شیروانی و بحث در امامت _ شرح حدیث «معانی الأخبار» از پیغمبر أکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم (انَّ ولد الزّنا شرّ الثَّلثه) و تطبیق بر ثانی _ تحقیق درباره مطلبی که از علاّمه حلّی سؤال شده و جواب آن مرحوم (فی جواب مَن سأله عمَّا ورد أنَّ آدم و نوحًا ضجیعان لمولینا أمیر المؤمنین علیه السّلام...) و بحث درباره أفضلیَّت أئمَّه علیهم السلام _ تحقیق در حدیث مرویّ از حضرت صادق علیه السَّلام (لا یحلّ الفتیا لمن لا یستغنی من اللّه بصفاءِ سرّه...) و أحادیث درباره تزکیه نفس و توجُّه _ بحث در پیرامون حدیث نبوی (إنَّه سُئل عن القیمه متی تکون؟ قال: إذا تکاملت العدَّتان...) _ حدیث مناجاه موسی علی نبیِّنا و آله و علیه السلام مرویّ در «مجمع البحرین»: (و قد قال: یا ربِّ! لِمَ فضَّلت أمَّه محمّد علی سائر الاُمم؟......) و کلام مؤلّف درباره گریه بر سیّد الشُّهداء علیه السَّلام _ تحقیق درباره حدیث مرویّ در «قواعد شهید» : (لا تدخل الحکمه جوفًا مُلئَ طعامًا) _ تحقیق درباره حدیث (نیَّه المؤمن خیر من عمله) _ إنتقاد بر کلام مرحوم شهید ثانی در «درایه الحدیث _ باب حدیث مشهور»: (قال بعض العلماء: أربعه أحادیث تدور علی

ص : 229

الأَلسن و لیس لها أصل...) _ تحقیق در کلام مرحوم صاحب «مدارک» بعد از نقل کلام محقِّق: (الفصل الخامس فی احکام الأَموات...) _ بحث و تحقیق پیرامون کلامی که «مجمع البیان» از اهل تحقیق نقل فرموده: (لیس یمتنع أن یخلق اللّه حوّا من جمله جسد آدم...) _ تحقیق کلام ابن سینا در فصل پنجم از مقاله دهم إلهیّات «شفاء» در مقام تعیین خلیفه و امام (ثمّ یجب أن یفرض السَّانُّ طاعه من یخلفه...) و بحثی لطیف پیرامون إمامت و خلافت.(1)

پایان فهرست «جامع الشتات»

* * *

خاجویی هم در این کتاب و هم در «فواد رجالیَّه» مکرّر از کتابِ «مجمع الرّجال» مرحوم ملاّ عنایت اللّه قهپایه ای نقل کرده است.

«جامع الشَّتات» را مؤلّف ابتدا تألیف و سپس در آن تغییراتی داده و برخی مطالب و عبارات را بیش و کم نموده و نسخه دیگری نوشته است.

نسخه موجود ظاهرًا مبیَّضه اوّلی است که کاتبِ بی نام و نشانی به خطّ نسخ زیبا نوشته است، امّا تمام نسخه به خطّ او نیست و چندی پس از او شخص دانشمندی این نسخه را با نسخه متأخِّر مؤلّف که به خطّ خود او بوده مقابله و به دقَّت تصحیح نموده و هم مطالبی را که مؤلّف به نسخه اوّلی اضافه نموده، آورده و مقداری از آخر نسخه را نیز که ناقص بوده، تکمیل کرده است. این مصحِّح دانشمند گویا نیای گرامی، آیه اللّه حاج

ص : 230


1- 1) فاضل خاجویی در هامش این موضع نگاشته: «نقل عن الشیخ العارف مجد الدین البغدادی أنه قال: رأیت النبی صلی اللّه علیه و آله فی المنام. فقلت: ما تقول فی حق ابن سینا؟ فقال صلی اللّه علیه و آله: هو رجل أراد أن یصل إلی اللّه بلا وساطتی فحجبته هکذا بیدی، فسقط فی النار. أقول: و یؤیّده أنه قال بقِدم العالم؛ و إجماعُ المسلمین منعقد علی کفر من قال به».

میر سیِّد علی مجتهد چهارسویی (متولّد 29 ج 2 _ 1247 _ متوفَّای 17 محرَّم 1326) برادرزاده امام مجدّد صاحب «روضات الجنَّات» و فرزند مرحوم آیه اللّه حاج میر سیِّد محمّد بن الحاج میرزا زین العابدین موسوی چهارسویی بوده اند. این تشخیص را تنها از راه شباهت خطّ داده ایم و جز اینْ دلیل دیگری موجود نیست.

«جامع الشتات» در «الذریعه 5: 60» یاد شده. و نسخه ای ناقص از آن را در کتابخانه بی نظیر مرحوم شیخ محمّد سماوی (27 حجَّه 1292 _ 1 شنبه 2 محرَّم 1370 در نجف) که پس از فوت وی متفرّق شد، نشان داده و فرموده اند که بر این نسخه، حواشی بسیاری از شیخ عبدالنَّبیّ نامی است که شناخته نشد.

نسخه: دارای هفتاد برگ، کاغذ آهاردار و بیشتر جدول کشیده و مطالب را در متن و حاشیه نوشته اند که از متن به حاشیه و از حاشیه به متنِ صفحه دیگر می پیوندد. قطع 24 × 16. متن صفحات غالبًا دارای 18 سطر، و دارای جلد تیماج حنایی است.

جامع الفوائد: مجموعه ش (...)

الجامع الکبیر: مقدّمه الجامع الکبیر

جامع المعارف و الاحکام: جامع الاحکام

«219» جامع المعجزات

(مناقب _ فارسی)

از: محمّد واعظ اصفهانی که معاصر با مرحوم آقای حاج ملاّ محمّد مهدی نراقی (متوفّی 1209) یا نزدیک زمان ایشان بوده است، چون در این کتاب از «مُحرق القلوب» آن مرحوم نقل می کند.

ص : 231

نسخه: مجلّد دوم کتاب است مشتمل بریک مقدّمه دراثبات امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و 24 باب در انواع معجزات آن حضرت و یک خاتمه در برخی مناقب سیّده نساء العالمین فاطمه الزهراء علیهاالسلام و حکایت ازدواج آن حضرت.

کتاب مرغوبی است، و چند برگی از آخر نسخه ساقط شده، لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نگردید. به «فهرست مرعشیّه قم. ش 1919» رجوع شود.

«220» جامع المقاصد فی شرح القواعد

(فقه _ عربی)

از: شیخ علیّ بن عبدالعالی عاملی مجتهد، معروف به محقّق کرکی، أعلی اللّه مقامه (متوفّی 940).

کتاب: حاشیه و شرح مبسوطی است بر کتاب «القواعد» علاّمه حلّی قدس سره ، به «قوله»، در چند مجلّد.

نسخه: از اوّل کتاب است تا آخر جزء ثانی که پس از آن کتاب تجارت خواهد بود، در 244 برگ. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به قرائن از آثار قرن 12 است.

«221» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد اوّل است از آغاز کتاب تا آخر نماز عیدین.

انجام: «ما هو أعمّ من الکلّ و البعض. تمّ الجزء الأوّل، و الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی الله علی محمد و آله اجمعین».

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. ظاهرًا در اواخر قرن دهم یا اوائل یازدهم نوشته شده و مصحّح است.

ص : 232

تملّک و مُهر عنایت اللّه بن عبدالکافی نایینی روی برگ اوّل است. برای آگاهی های دیگر از این دانشمند نایینی، به «کواکب منتثره: 566» رجوع شود.

«222» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز تا انجام کتاب النّکاح است: «...مقتضی کلام اهل اللّغه أنّ استعمال لفظ النّکاح».

انجام: «و لیکن هذا آخر الجزءِ السّابع من کتاب شرح القواعد و یتلوه فی الثّامن، ان شاء اللّه تعالی بمنِّه: قوله الفصل الثالث فی التّفویض، و فرغ من تسویده مؤلّفه... علیُ بن عبدالعالی بالمشهد المقدّس الغرویّ.. نصف النّهار من یوم السّبت تقریبًا ثامن عشری شهر جُمادی الأُولی من سنه 935».

اثر تصحیح و مقابله در نسخه دیده نمی شود، لکن همه جا حواشی پراکنده کمی نوشته شده است.

«223» جلاء العیون

(سیره _ فارسی)

از: مولانا محمّدباقر بن محمّدتقی، علاّمه مجلسی، علیه الرحمه (متوفّی 1110).

کتاب شریف: در بیان احوال و مناقب و مصائب حضرات چهارده معصوم علیهم السلام است و مکرّر به طبع رسیده است.

نسخه: یک برگ از اوّل ناقص است و قسمت پایین برگ آخر را نیز که لابدّ مشتمل بر نام کاتب و تاریخ کتابت بوده بریده اند. لکن ظاهر است که به خطّ نستعلیق یکی از کاتبان حدود زمان مؤلّف نوشته شده، و اثر تصحیح و مقابله و امتیازی ندارد.

ص : 233

«224» نسخه دیگر

نسخه: نیمه دوّم کتاب و از آخر ناقص است و لذا نام کاتب و تاریخ کتاب معلوم نیست. به قرائن در سده دوازدهم نوشته شده. دو برگ اوّل نونویس و از «باب پنجم، در بیان تاریخ ولادت و شهادت حضرت سیّد شهداء» شروع می شود.

واقف نسخه: «سیّده نجیبه امّ کلثوم بیگم بنت مرحمت و غفران پناه میرزا محمد سعید معروف به غیرت». تاریخ وقفنامه: «14 ماه رمضان 1265».

روی برگ اوّل: «تاریخ وفات مرحوم... والد... در شب جمعه 14 ماه رجب... 1272». اثر تصحیح و تحشیه و امتیازی ندارد.

«225» جمال الأُسبوع

(دعاء _ عربی)

بکمال العمل المشروع

از: سیّد رضیّالدّین ابوالقاسم علیّ بن موسی بن جعفر حسنی، معروف بن ابن طاوس حلّی، رضوان اللّه علیهم.

کتاب: در آداب و اعمال و اوراد و اذکار وارده در شبانه روز ایّام هفته است. مؤلّف خود در مقدّمه گوید: این کتاب چهارمین جزء از اجزاءِ چهارگانه کتاب «مهمّات فی صلاح المتعبّد و تتمّات لمصباح المتهجّد» است که آن ذیلی بر «مصباح المتهجّد» مرحوم شیخ طوسی می باشد. به طبع نیز رسیده.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ ختم کتابت: 1104. از کتب خانوادگی است.

«226» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، ظاهرًا از آثار سده دوازدهم است. تملّک

ص : 234

نیای گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سید جمال الدّین موسوی چهارسوقی فرزند آیه اللّه العظمی آقا میرزا سید محمد هاشم چهارسوقی به تاریخ 16 شوال 1321 ظهر نسخه هست.

«227» الجمع بین التفسیر و التّأویل و ما یهمّ فیه من الأخبار و الأثار و أسرار التنزیل

(تفسیر _ عربی)

از: ناشناخته. آنچه روی صفحه عنوان نسخه نوشته اند: «تفسیر ایجی» درست نیست، و ایجی ها در «دانشمندان و سخنسرایان فارس 4: 348» به تفصیل ذکر شده اند.

کتاب: تفسیر عرفانی متوسّطی است بر قرآن کریم. بسیار جامع و نفیس، و از تألیف رُبع نخست آن که پایان تفسیر سوره مبارکه انعام است به روز چهارشنبه دوازدهم جُمادای یکم 879 در مدینه منوّره، بین المنبر و القبر الشریف، فراغت یافته است.

آغاز: «بسم. أمّا بعد، فانّ جدّی الشهید إمام عرفاءِ وقته...(1) قد ألّف کتابًا جامعًا بین أقوال السّلف فی التفسیر و ...».

نسخه: تا آغاز سوره مبارکه کهف است. نام کاتب و تاریخ کتابت نامعلوم و از قرائن، کمی پس از تألیف استنساخ شده است.(2)

ص : 235


1- 1) نام را در نسخه محو کرده اند، و معلوم می شود که مقصود، همان شخصی است که در سراسر کتاب از او با عنوان «قال الکاشف» نقل می کند، و در سطر دوّم ظهر برگ سوّم تصریح کرده است که او شیخ ابو محمد روزبهان بقلی است، همان که شرح حالش در «شدّ الازار: 17» و به تفصیل در مقدّمه کتابش «عبهر العاشقین»، و تفسیرش «عرائس البیان» در «فهرست دانشگاه 1، 17» یاد شده، و مقداری از عرائس در حواشی «صفوه الصفاء» چاپ شده است.
2- 2) بقیّه نسخه این تفسیر در تملّک مرحوم حاجی خانبابا خان مشار صاحب کتاب مؤلّفین و غیره بوده و خود آن را به کتابخانه آستان قدس رضوی بخشیده است و در جلد یازدهم فهرست آن کتابخانه (ص 594) معرّفی کرده اند. این جانب آن نسخه کرامند را در اسفندماه 1365 در آن کتابخانه زیارت کردم، تتمّه همین نسخه موصوفه می باشد، لا غیر.

مطلب جالبی درباره حضرت ابوطالب علیه السلام در «ص 268» آورده است.

«228» الجُمل فی النّحو

(ادب _ عربی)

از: ابوبکر عبدالقاهر بن عبدالرحمن بن محمّد جرجانی (متوفی 471).

کتاب: مشتمل است بر پنج فصل: 1 - مقدمات 2 - عوامل افعال 3 - عوامل حروف 4 - عوامل اسماء 5 - اشیاء متفرقه.

ظاهرًا مؤلّف برای این کتاب اسمی قرار نداده و چون در مقدمه گوید: «هذه جمل رتّبتها ترتیبًا قریب المتناول»، لذا به عنوان کتاب الجمل شهرت یافته و گویا هنوز به طبع نرسیده است.

در پایان کتاب نیز گوید: «فهذا آخر ما أوردنا من الجمل فی عوامل الإعراب». و این کتاب غیر از رساله مختصری است که به عنوان «عوامل جرجانی» چاپ شده و مشهور است.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ کتابت: «یوم الخمس» محرّم 1084.

دو نسخه دیگر از «الجمل» در مجموعه ها (ش... و ...) ذکر می شود.

«229» جُمل الإعراب

(نحو _ عربی)

نگارنده «ذریعه 5: 143» این کتاب را عنوان کرده و فرموده اند: تألیف پیشوای لغت ابو عبدالرحمن خلیل بن احمد بن عمرو بن تمیم أزدی بصری (متوفی 170 یا 175) است که علاّمه حلّی _ أعلی اللّه مقامه _ در «خلاصه الأقوال: 33»(1) تصریح به تشیّع و امامی

ص : 236


1- 1) الخلیل بن أحمد. أفضل الناس فی الأدب، و قوله حجّه فیه، و اخترع علم العروض، و فضله أشهر من أن یذکر، و کان امامیَ المذهب: «خلاصه».

بودن او نموده، صاحب «ریاض العلماءِ» آن را «جُمل الإعراب» و سیوطی در «بغیه الوعاه: 243 _ 245» «الجمل» و ابن خلّکان «کتاب العوامل» خوانده اند... نسخه جدیدِ مورّخ 1260 این کتاب در کتابخانه شیخ محمّد سماوی در نجف اشرف موجود و صاحب «ریاض العلماء» نسخه قدیمی آن را سراغ داشته است «پایان کلام ذریعه».

پس خلیل در عصر و زمان حضرت امام موسی بن جعفر علیهماالسلام که در سال 183 «به پنجاه و پنج سالگی» به شهادت رسیدند، می زیسته است.

طاشکپری زاده نیز در «مفتاح السعاده 1: 94 _ 96» در ترجمه خلیل از این کتاب به نام «الجمل» یاد کرده، و همچنین نیای معظّم در «روضات الجنّات: 271 _ 274» که شرح حال خلیل را نگاشته اند پس از نقل کلام سیوطی و بحث درباره «کتاب العین» گویند: «و کتابه الجُمل، صغیرٌ جدًّا، و کأنّ عندنا نسخهً منه، و له ایضًا کتابٌ فی العوامل». انتهی.

نسخه ای که صاحب روضات ذکر فرموده اند، همین است که ما در اینجا می شناسانیم.

نویسنده «ریحانه الأدب 5: 120» و مؤلّف «معجم المؤلّفین 4: 112» نیز «جمل» را در تألیفات خلیل آورده اند، لکن این کتاب در «کشف الظنون» به هیچ عنوان مذکور نیست، و در «فهرس المخطوطات المصوّره 1: 82» _ پس از معرّفی سه نسخه از کتاب «الجمل فی النّحو» تألیف ابوالقاسم عبدالرحمن بن اسحق زجّاجی نحوی (متوفای 339) که به طبع هم رسیده _ وصف نسخه ای از کتاب مورد بحث که در کتابخانه ایاصوفیای ترکیه موجود است چنین آمده: «الجمل، فی النحو. کتب علیه أنّه للخلیل بن أحمد الفراهیدی، و هذا خطأ. فالکتاب لعالم من العلماءِ المتأخّرین عن عصر الخلیل. نسخهٌ کتبتْ فی القرن السّابع. أیا صوفیا...».

ص : 237

در «مجلّه معهد المخطوطات العربیّه 5: 25 و 28» که دانشمند فاضل آقای دکتر حسین علی محفوظ کاظمینی، فهرست نفائس کتابخانه آستان قدس علوی را در نجف اشرف نشان داده اند؛ دو نسخه به نام های «الجمل فی النحو» و «جمل علم النحو» دیده می شود که ممکن است یکی از آنها یا هر دو همین کتاب مورد بحث باشد.

شرح حال و اسامی تألیفات خلیل و مآخذ دیگر شرح حال او _ تقریبًا به استقصاء _ در این کتاب ها نیز یاد شده است: معجم المطبوعات: 835. تاریخ آداب اللّغه العربیّه 2: 140 _ 144. الأعلام 2: 363. معجم المؤلّفین 4: 112 _ 113. مصادر الدراسه الأدبیّه 1: 100 _ 102. همچنین در «الوافی بالوفیات 13: 385: 488» و کتاب شریف نفیس «قاموس الرّجال 4: 29 _ 31 ط 1».

شایان توجّه این که مؤلّفِ «الأعلام» در عداد آثار خلیل، از کتابی به نام «جمله آلات العرب» یاد و به وجود نسخه آن اشاره کرده است.(1) این کتاب همانست که جرجی زیدان در «تاریخ آداب اللّغه العربیّه: 144» نیز یاد کرده و نسخه آن را در کتابخانه ایاصوفیای ترکیه نشان داده و از جمله کتاب هایی دانسته که به خلیل نسبت داده اند.

گمان می کنیم نسخه «جمله آلات العرب» مذکور همان «الجمل، فی النّحو» است که در «فهرس المخطوطات المصوّره» یاد شده، و شاید نسخه قدیمی هم که مؤلّف «ریاض العلماء» از کتاب مورد بحث دیده همان نسخه ترکیّه باشد، و اللّه العالم.

اینک گزیده ای از ترجمه خلیل بن احمد که نویسنده «ریحانه الادب» آورده اند نقل می کنیم و سپس به معرّفی کتاب مورد بحث می پردازیم:

«... عالمی است عامل، صدوق، فاضل، حکیم، ادیب، عاقل، عابد، زاهد، قانع

ص : 238


1- 1) در پاورقی صفحه 363 «الاعلام» نیز گوید: در یمن کتابی به نام «التّفاحه» در علم نحو موجود و از آنِ خلیل دانسته شده است.

و متواضع، و أقوال حکیمانه بسیاری بدو منسوب و مردم می گفتند که بعد از صحابه کسی متّقی تر از خلیل را سراغ نداریم و نضر بن شمیل گوید که خلیل در بصره باتمام عسرت گذارنده و قدرت دوفلوس نداشته، و شاگردان وی در اثر تعلیمات او ثروت بی نهایت داشته اند...».

«باری، خلیل در نجوم نیز ماهر و از ائمّه و پیشوایان علم ادب، و فضل و کمال و زهد او مشهور و اقوالش حجّت و در کتب نحویّه و أدبیّه منقول و محّل استشهاد و در علوم ادبیّه افضل مردم، و به تصریح علاّمه و ابن داود و بعضی دیگر از علمای رجال؛ امامی مذهب _ بلکه موافق آنچه از مستطرفات «سرائر» ابن ادریس نقل شده _ از اکابر مجتهدین امامیّه بوده است...».

«و نیز نخستین کسی است که تمامی حروف هجای زبان عرب را در یک بیت جمع کرده است:

صفْ خلقَ جودٍ کمثل الشمس إذ بزغتْ یحظی الضّجیع بها نخلاً بقنطار

«و هم چنانچه معروف است، اوّلین کسی بوده که لغت عرب را در کتابی که «کتاب العین» نامیده ضبط و تمامی الفاظ آن لغت و قواعد و أحکام آنها را به ترتیب حروف هجا تدوین نموده، لکن اساس ترتیب را موافق رویّه هندوان که در ترتیب حروف لغت سنسکریت داشته اند مبنی بر مخارج حروف داشته...».

«خلیل از تلامذه ابو عمرو بن علاء و أیّوب و أبو عمرو عیسی بن عمر و بعضی دیگر و استاد سیبویه و أصمعی و نضر بن شمیل، و مبتکر و واضع علم عروض بوده»، انتهی.

اینک کتاب الجمل: این کتاب مشتمل بر 11 باب است، به این شرح:

1 _ باب جمل المنصوبات. النّصب. و قُدّم لأنّه أکثر الإعراب طرفًا و وجوهًا فالنّصب ثمانیهٌ و أربعون وجهًا: نصبٌ من مفعول به، و من مصدر، و من قطع، و...

ص : 239

2 _ باب جمل الرفع. و هی اثنان و عشرون وجهًا. الفاعل، و ما لم یسمّ فاعله، و...

3 _ باب جمل الجرّ. الجرّ تسعه أوجه: بِعَن و أخواتها، و جرّ الزّائده و...

4 _ باب جمل الجزم. و هو أحد عشر وجهًا: جزم بالأمر، و بالنّهی بغیر فاء، و...

5 _ باب جمل الألفات. و هی اثنان و عشرون ألفًا: ألف وصل، و ألف قطع و...

6 _ باب جمل الّلامات. و هی ثلثون لامًا: لام الصّفه، و لام الأمر و...

7 _ باب جمل الهاآت. و هی تسع هاآت: هاء سح، و هاء استراحه، و...

8 _ باب جمل التّاآت. و هی أربع عشرتاءً: تاء السّح، و تاء التّأنیث، و...

9 _ باب جمل الواوات. و هی عشرهٌ: واو سح، و واو استینافٍ، و...

10 _ باب جمل لام ألفات. و هی اثنا عشر: لا نهی، و لا استثناء، و...

11 _ باب جمل الماآت. و هی أربع عشره: ما، و تفسیرها تنصرف إلی وجوه کثیره...

مطالب ابواب را یکان یکان شرح داده و مثال هایی به نظم و نثر آورده است.

آغاز: «بسم... قال الخلیل بن أحمد، رحمه اللّه تعالی: هذا کتاب «جمل الإعراب» إذ کان جمیع النّحو فی الرّفع و النّصب و الجرّ و الجزم و جمل الألفات و الّلامات و الهاآت و التّاآت و الواوات و الّلام ألفات و الماآت. بیّنّا کلّ معنی فی بابه، باحتجاجاتٍ من القرآن و الشواهد من الشعر. فمَن عرف هذه الوجوه بعد نظره فی هذا المختصر الّذی صنّفناه فی النّحو استغنی عن کثیر من کتب النّحو، و لا قوّه إلاّ باللّه. باب جمل المنصوبات...».

انجام: «و «ما» یقوم بمعنی «من» مثل قوله تعالی «فما یکذّبک بعدُ بالدّین»، و قس علی ما بیّنت لک، إن شاء اللّه تعالی. و هذا ما وجدناه مکتوبًا. و الحمد للّه علی إتمامه و کماله. و صلّی اللّه علی محمّد المصطفی، صلّی اللّه علیه و آله و سلّم کثیرًا کثیرًا دائمًا دائمًا سرمدًا أبدًا.

ص : 240

تمّت الکتاب بعون الملک الوهّاب. بحسب الفرموده حاجی ام، أخوی، آقا محمّدا، دام ظلّه، علی ید العبد فخرالدّین دزفولی، به تاریخ سیم ماه ذی حجّه الحرام سنه أربع و عشرین و مائه بعد ألف من هجره النّبویّه، صلّی اللّه علیه. سنه 1124».

نسخه: دارای 51 برگ. روی برگ 1 این مطالب نوشته شده: «هذه رسالهٌ للخلیل بن احمد النحوی الصّرفی، و هذا من العجائب الغرائب و من الاتّفاقات». «من متملّکات الفقیر الحقیر محمّد بن مرحوم شیخ علی». مهر «محمّد رسول اللّه» و «أفوّض أمری اللّه، عبده محمّد». «منتقل شد از کمترین، أصالهً و وکاله برادر خودم میرزا ابوطالب به خدّام آقایی آقا سید حسین؛ مدّ ظله». مهر «صائب بن عبدالرحیم 1136». «للسیّد الجلیل السیّد حسین؛ دام ظله».(1) ظهر برگ آخر نیز مطالب و اشعاری چند نوشته شده.

کاغذ اصفهانی، جلد تیماج زرد یک لا، خط نسخ 12 سطری، عناوین در متن و هامش به شنگرف، قطع 12 × 18، متن 7 × 12 و نیم.

نام کاتب و تاریخ کتابت از پایان نسخه نقل شد. در هامش چند موضع حاشیه هایی به خطّ مرحوم عالم فاضل سید محمّد جواد(2) از جمله برادران گرامی امام مجدّد صاحب روضات که برخی دیگر از خطوط و آثار او را _ ان شاء اللّه _ در این فهرست می شناسانیم، دیده می شود.

در پایان یکی از این حواشیْ نام خود را چنین نوشته: «جواد بن زین العابدین الموسویّ

ص : 241


1- 1) مقصود مرحوم عالم مجتهد جلیل القدر آیه اللّه العظمی آقا سید حسین بن الحاجّ میر ابوالقاسم موسوی، متوفای 8 ماه رجب 1192 نیای أعلای نگارنده این فهرست، و خود دارای تألیفات بسیار است. از جمله: «حاشیه شرح لمعه» و «شرح زیارت عاشورا» و «رساله در اجماع» و غیرها که ضمن شرح حال آن مرحوم در «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 101 _ 102» یاد کرده ایم.
2- 2) تولّد آقا سیّد جواد 17 صفر 1219 در خوانسار واقع شده و همانجا درگذشته است، لکن از تاریخ وفاتش اطّلاعی نداریم.

الحسینیّ الهاشمیّ». ذیل همین حاشیه شخص دیگری، گویا مرحوم آیه اللّه العظمی آقا میرزا محمّد هاشم _ برادر آقا سید جواد _ حاشیه ای نوشته و نظر علمی او را در آنجا نپذیرفته اند.

«230» جُنّه الأمان الواقیه و جَنّه الایمان الباقیه

(دعاء _ عربی)

از: شیخ تقیّالدین ابراهیم بن علیّ بن حسن کفعمی عاملی، علیه الرحمه.

کتاب: دارای پنجاه فصل است در آداب شرعیه و اوراد و اذکار و اعمال مستحبّه و مباحث مفیده و دارای حواشی بسیار از شخص مؤلّف، سپس ملحقی در ادعیه و احراز دیگر، معروف به «مصباح کفعمی» و به طبع رسیده است.

تاریخ انجام تألیف: روز سه شنبه 27 ذی القعده 895: «الذریعه».

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ فراغت از کتابت: سه شنبه 14 ذی القعده 1079.

در برگ آخر، مرحوم میرزا سلیمان خان رکن الملک منشی شیرازی شرحی نگاشته که حاج شیخ یحیی امام جمعه و جماعت شیراز نسخه را به رسم ارمغان به او داده است، به تاریخ شب چهارشنبه هفتم ماه شعبان 1303 و مهر کرده: «رکن الملک».

ظهر نسخه، تاریخ تولّد محمد صادق در روز پنجشنبه 21 ذی القعده 1259 و تواریخ تولّد دیگر و تملّک رکن الملک و تملّک و مهر نیای گرامی آیه اللّه آقای حاج میرزا سیّد حسن چهارسوقی _ أعلی اللّه مقامه _ به تاریخ ربیع دوم 1341 و خطوطی از آن مرحوم هست.

«231» الجُنّه الواقیه و الجَنّه الباقیه

(دعاء _ عربی)

از: شیخ تقیّ الدین ابراهیم بن علی بن حسن کفعمی (متوفی 905. ظ) _ علیه الرحمه _ .

ص : 242

کتاب: مختصری است در ادعیه و اوراد دعاءها و حرزها و تعویذها و زیارت ها و.... مشتمل بر چهل باب یا فصل و «ظ» منتخب از «جنّه الأمان الواقیه و جنّه الایمان الباقیه. ش 230» معروف به «مصباح کفعمی» که هر دو به طبع رسیده است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به خطّ نسخ زیبا و مصحّح است و تمام صفحات دارای جدول کشی و ظاهرًا در قرن یازدهم نوشته شده است.

دعاءِ کمیل و دعاءِ مشلول و طریقه نماز میّت، ضمائم نسخه است.

«232» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ ندارد و گویا از سده دوازهم است.

«233» جنّه السّاعی

(معارف دینی _ عربی)

دانشمند فاضل محمد نصیر، این کتاب را از روی اخبار و احادیث مذهبی در علم اخلاق نوشته، چون دارای مَذاق اخباریان بوده، در مقدّمه از توسعه دامنه اصول فقه خورده گرفته، هم از مسلک صوفیگری و لااُبالیگری های زمان خود، به شدّت نکوهش کرده است. گزارش زندگانی این نویسنده در دست نیست، جز آنکه در «ذریعه 5. 158» نسخه ای از «جنّه السّاعی» را در کتابخانه دانشمند بزرگوار آقای سیّد عبداللّه برهان المحقّقین سبزواری نشان داده و مدفن محمّد نصیر را در بارفروش (بابل کنونی) مازندران تعیین فرموده است.(1) نویسنده، در آغاز این کتاب از سه تألیف دیگر خود:

ص : 243


1- 1) در «کواکب منتثره: 779» چند سطری درباره محمّد نصیر به استناد مصنّفاتش نوشته و گویند که او در کتاب «نور الیقین» نسخه کتابخانه مدرسه آیه اللّه بروجردی در نجف اشرف، خود را «المیر محمّد نصیر بن المیر محمّد معصوم المشهدی» شناسانده است. در «ذریعه 24 ش 2083» ذیل عنوان «نورالیقین» سخنانی فرسنگها به دور از شأن و معرفت و عقیده و طریقت مؤلّف بزرگوار «علیه الرحمه» و همچنین مخالف با موضوع کتاب، همانند بسیار جاهای دیگر، افزوده شده است که موجب تحیّر و تأسّف می باشد، اللّهمّ اجعل عواقب اُمورنا خیرًا. برای آگاهی بیشتر به کتاب «تراجم الرجال. ش 2679» و مجلّه «آینه پژوهش. ش 52. ص 53 _ 58» رجوع فرمایند.

«نور الیقین فی أصول الدّین» و «مرآه المصلّین» در مسائل نماز و «حدیقه الدّاعی» در ادعیه یاد کرده است.

دیباچه «جنّه السّاعی» به بَراعت استهلال مشتمل بر نام بسیاری از کتب متقدّمان و متأخّران در اخبار و ادعیه و فضائل است و در آنجا از «بحار الأنوار» و «مرآه العقول» یاد کرده که می رساند مؤلّف پس از علاّمه مجلسی می زیسته است.

آغاز: «بسم... الحمد للّه الّذی أضاء قلوب أهل الجنّه بنور الیقین و الاستبصار و أجری عیون أخبار رضاه بفضله فی حدیقه جامع المحدّثین الأخیار، و منحهم کنز العرفان، و جعل مسکّن فؤادهم دُرر معانی الأخبار، و ألبسهم دُروع التّوکّل و جنّه نصره الحقّ، و أعدّ لهم عده الانتصار، و بیّن لهم محاسن الخصال بمجالس ذکر صفات الشّیعه و مصفّی قصص لألیء البحار...

اما بعد، فیقول محمّد نصیر: قد ظهر قول سیّد الأنام محمّد: و الأرض ملئت ظلمًا و جورًا لمن کان عقیلا، لأنّ تفسیر القرآن وکّل إلی العمریّین، والحدیث قیّد و خصّص برأی الأصولیّین، کأنّهم لایرونه برأسه کفیلا، و قدّم علی الأصول علم الفضول، و أشرک المنطق باللّه الخالق... و یدرّسون کتب المخالفین و یترکون حدیث الصّادقین و لا یحصّلون براهین أصول الدّین تحصیلاً یقولون بزیاده الوجود علی الذّات و لزومه له و کذا فی الصّفات و یطوّلون أدلّه الحقّ تطویلا... و یتغنّون بالأذکار کالصّوفیَّه شرّ الأحزاب و یسمّونهم المسلمین مع دعوی الوصول و کشف الحجاب، بل یستدعون منهم لو کانوا علیلا؛ یثنون الصَّلوه فی یوم الجمعه، و یستنکفون عن حضور الجماعه...

ص : 244

و حلقوا اللّحی و فتلوا الشوارب، وردّوا تفسیر الشّیخ بهاءالدین للشّارب.. و ما لم یذکر من الأوضاع المبتدعه اکثر ممّا ذکرناه. و تذکّرت «فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنه اللّه» فأردت أن أفصّل الحقّ لطالبیه تفصیلا، فوفّقت لإتمام «نور الیقین فی أصول الدّین» و الشّروع فی تحقیق الفروع فی «مرآه المصلّین» و جعل اللّه فی «حدیقه الدّاعی» للدّاعین سلسبیلا، فبقی علم الأخلاق فشرعت فی هذا الکتاب و سمّیته «جنّه السّاعی»... تزیین الکتاب بذکر بعض أولی الألباب».

فهرس کتاب: «تزیین الکتاب بذکر بعض أولی الألباب» (مشتمل است بر 75 درّ):

درّ 1 حدیثی در فضیلت عبدالمطّلب. درّ 2 تا 10 حدیث هایی در احوال ابوطالب علیه السلام و إثبات ایمان آن جناب. درّ 11 تا 14 در فضل حمزه و جعفر فرزندان عبدالمطّلب علیهم السلام . درّ 15 در فضل جعفر طیّار و سلمان فارسی. درّ 16 تا 26 فضائل سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار. درّ 27 تا 57 عدیّ بن حاتم و ابو رافع و بلال و ابان بن تغلب و مالک اشتر و محمّد بن ابی بکر و رشید هجری و صعصعه و طرمّاح بن عدّی و جابر بن یزید جعفی و ابو حمزه و یونس بن عبدالرحمن و برید و ابوبصیر و محمد بن مسلم و زراره و ابان ابن تغلب و حمران و سایر اصحاب بزرگوار و نیکو سیرت ائمّه اطهار علیهم السلام و آخرین آنها در درّ 75 محمّد بن عثمان بن سعید العمری است. «نظم لألیءَ منثوره من الأخبار فی فضل المؤمن و صفاته علی الإختصار» درین قسمت حدیث سماعه بن مهران را درباره عقل و جهل و لشکر آنها از حضرت صادق علیه السلام آورده و یکایک جُنود عقل و جهل را عنوان و شرح داده و برای هر یک از عنوان ها نامی نهاده است:

«1_ مَهوی من أفئدتهم هواء فی ذکر الخوف و الرّجاء. 2_ دوافع الجور فی العدل و الجور. 3_ دُرر دار البقاء فی الرضاء بالقضاء. 4_ مُزیل الکفر فی باب الشکر. 5_ تحف

ص : 245

ذوی التّعقّل فی الحرص و التوکّل. 6_ منجیات النّصب فی الرحمه و الغضب. 7_ اماته الخفّه فی فضل العفّه. 8_ معتق الرّقبه فی الزّهد و الرّغبه. 9_ مدمّر من یحشرو هم رزق فی مدح الرّفق. 10_ واضع الذّلّ و الإصر فی التواضع و الکبر. 11_ جنّه أهل العلم فی السّفه و الحلم. 12_ تحف أولی النّظر فی بعض أنحاء الهذر. 13_ لقلب اللّئیم فقر فی الغنی و الفقر. 14_ الجواهر المنیعه فی التعطّف و القطیعه. 15_ قواصم الهلوع فی فضل القنوع. 16_ تحفه ذوی القدر فی الوفاء و الغدر. 17_ معادن المنفعه فی الطّاعه و المعصیه. 18_ ملقی الملحد فی الجبّ فی البغض و الحبّ. 19_ مفضح شبه الذّئب فی الصّدق و الکذب. 20_ هدایا أهل الدّیانه فی فضل الأمانه. 21_ أسباب الخلاص فی فضل الإخلاص. 22_ لألیءُ مصفّاه فی فضل المداراه. 23_ موائد الأمان فی باب الکتمان. 24_ للمؤمنین نعیمه فی ذمّ النّمیمه. 25_ موانع الفسوق فی البرّ و العقوق. 26 _ أنباء نقیّه فی باب التّقیّه. 27_ دوافع السّخافه فی القذر و النّظافه. 28_ عطاء و حباء فی باب الحیاء. 29_ قاتل الشّیطان فی القصد و العنوان. 30_ منار الهدی فی ذمّ الهوی. 31_ علی الشّیطان حربه فی فضل التّوبه. 32_ عطایا الغفّار فی الإصرار و الإغترار. 33_ دروع الحافظه فی باب المحافظه. 34_ تراث سادات أولی الألباب فی نوادر مقصود الکتاب.»

انجام: «دُرّ: و عن السّکونی، عن أبی عبداللّه علیه السلام ، قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : من أطاع امرءته أکبّه الله علی وجهه فی النّار. قیل: و ما تلک الطّاعه؟ قال: تطلب إلیه الذّهاب إلی الحمّامات والعرسات و العیدان و النّیاحات و الثّیاب الرّقاق؛ فیجیبها».

نسخه: دارای 244 برگ و 1 برگ عطف در اوّل و 3 برگ عطف در آخر. کاغذ: اصفهانی، خطّ نسخ، عناوین به سرخی، جلد تیماج فرسوده یک لا. قطع 11 × 17 و نیم. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و با اینکه مقابله و تصحیح شده باز بی غلط نیست.

ص : 246

«234» جنّه الفردوس

(حدیث _ فارسی)

از: سیّد علیّ الحسینیّ العُریضیّ الإمامی، علیه الرحمه.

کتاب: شرح «کتاب من لا یحضره الفقیه» مرحوم شیخ صدوق است به فارسی.

مؤلّف در مقدّمه، پس از ذکر نام «سلطان سلیمان پادشاه الحسینیّ الموسویّ الصفویّ بهادرخان» گوید:

«بنابراین، داعی دوام دولت قاهره _ که أبًا عن جدٍّ مشمول عواطف سلطانی است _ به شرح و ترجمه هشت کتاب حدیث به این ترتیب پرداخته به «هشت بهشت» موسوم ساخت... جنّه الفردوس، شرح من لا یحضره الفقیه. جنّه الخُلد، شرح کافی. جنّه النّعیم، شرح تهذیب. جنّه المأوی، شرح استبصار. جنّه المقام، شرح کمال الدین و تمام النعمه. جنّه الصّدق، شرح أمالی. جنّه عدن، شرح علل الشّرائع. جنّه السّلام، شرح عیون أخبار الرضا علیه السلام . و اکتفاء به اصل احادیث شده، از قول مؤلّفان قلیلی ذکر می شود و تفصیل کلام در هر مقام از سایر تصنیفات بنده درگاه سید علی الحسینی العریضی الإمامی ظاهر می گردد، از آن جمله کتاب «مجمع البحرین» در چهل و پنج مجلّد. و این ترجمه «جنّه الفردوس» است، تاریخ کتاب: خاتم جم.(1) کتاب طهارت و در لغت به معنی پاکیزگی».

انجام: «پس علیّ و فاطمه و حسن و حسین اهل بیت من و متاع من اند. از ایشان پیش مرو، ایشان را پاک... ساختی».

نسخه: به خطّ نستعلیق و شکسته. تمام یا بعضی به خطّ شخص مؤلّف یا تصحیح خود او است. در ذیل صفحه آخر نوشته اند:

«هو. میر سیّد علی امامی... بتاریخ شهر رجب المرجّب سنه 1086». مُهر: «أفوّض

ص : 247


1- 1) خاتم جم، سال 1084 را می رساند، یعنی سال تألیف کتاب.

امری الی اللّه. نجف قلی».

«235» جوامع الجامع

(تفسیر _ عربی)

از: امین الاسلام ابوالفضل علیّ بن حسن بن فضل طَبَرسی _ أعلی اللّه مقامه _ .

کتاب: سومین تفسیر جناب طَبَرسی است که روز شنبه 18 صفر 542 به تألیف آن شروع فرموده و در 24 محرّم سال بعد از آن فراغت یافته، و به طبع رسیده است.

نسخه: ربع اوّل کتاب است، کاتب: محمّد خلیفه بن دجله بن عبدالنبیّ بن زیّار، جزایری مولد سمنانی مسکن. در نهم شوال 1023 به نوشتن آن آغاز کرده و روز پنجشنبه دهم جُمادای یکم 1025 فراغت یافته است.

در آغاز نسخه، محمّد بن مظفّر بن ابرهیم، معروف به تقیّالدین صوفی زیابادی قزوینی نزیل سمنان، استاد کاتب نسخه، اجازه روایتی برای وی نگاشته و تنها شیخ روایتی که در این اجازه برای خود ذکر کرده شیخ نظام الدین ابوالفتح عامر بن فیّاض جزایری مشهدی راوی از مولانا عبداللّه شهید شوشتری و آخوند مولانا احمد اردبیلی است، رحمه اللّه تعالی علیهم اجمعین.

تاریخ اجازه: روز پنجشنبه دهم جمادی الاولی 1025 در جامع شهر سمنان. مُجیز در این اجازه گواهی داده است که کاتب... فاضل نِحریر... شیخ محمّد خلیفه جزایری نسخه را نزد وی محقّقانه خوانده است.(1) شخص کاتب نیز در همه اوراق بلاغ مقابله را قید و جابجا تاریخ دقیق آن را ذکر کرده است.

از آغاز تا انجام نسخه، حواشی مفیدی به خطّ کاتب، منقول از «کشّاف» و «مجمع البیان» و «معالم التنزیل» و «تفسیر ابوالفتوح» و کتب دیگر به عربی و فارسی نوشته شده

ص : 248


1- 1) مجیز و مجاز، هر دو در «روضه نضره: 100 و 203» عنوان دارند.

است. مهر کاتب «اقل الخلیقه محمّد خلیفه» ظهر نسخه هست.

«236» نسخه دیگر

نسخه: ربع آخر کتاب است از آغاز تفسیر سوره مبارکه مجادله تا آخر قرآن کریم. تا آغاز سوره تغابن نونویس است و از اوائل این سوره تا آخر به خطّ محمّد خلیفه جزائری سمنانی سابق الذکر. تاریخ ختم کتابت در هامش انجام آن: شب جمعه 27 ذی قعده 1027، و تاریخ ختم قرائت و تصحیح آن نزد تقیّ الدین صوفی استاد کاتب، روز چهارشنبه (بیاض) ذی الحجه 1028.

مختصّات این نسخه نیز مانند ربع اوّل است و مع الاسف بیش از نصف دوره این نسخه بی نظیر مفقودالاثر می باشد. نسخه از کتابخانه اجدادی است.

«237» نسخه دیگر

نسخه: نیمه دوّم کتاب است و آغاز آن افتاده و از تفسیر آیه شریفه «وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلَو الشَّیاطینُ» شروع می شود.

کاتب شخصی است به نام محمود که پدرش را ظُلمًا مقتول کرده اند، و در سال 1054 در شهر ایروان از نوشتن فراغت یافته است.

«238» جواهر التّفسیر لتحفه الأمیر

(تفسیر _ فارسی)

از: حسین بن علی، واعظ کاشفی سبزواری، صوفی سنّی.

کتاب: تفسیر عرفانی و مبسوطی است بر قرآن کریم تا آیه شریفه 84 سوره مبارکه

ص : 249

نساء و بیش از این مقدار تألیف نشده و دارای مقدّمه مفصّل و مفیدی است در فوائد متعلّقه به قرآن کریم. مطالب و اشعار صوفیانه در این تفسیر بسیار دیده می شود(1).

نسخه: از اوّل تفسیر است تا پایان سوره مبارکه حمد. چند برگ از آغاز نسخه مفقود شده. نام کاتب معلوم نیست. فراغت از کتابت: روز یکشنبه 18 ربیع الاوّل 1077، و چون رقم سال کتابت را محو کرده اند آنچه پس از دقّت معلوم شد همین سال 1077 بود، لکن احتمال خطا در تشخیص رقم عشرات بعید نیست.

تملّک نجف علی بن محمّد صالح بروجردی «ظ» در پایان نسخه هست.

«239» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز تفسیر سوره مبارکه بقره است تا آیه 280 و بقیّه تفسیر این سوره که شش آیت است از نسخه مفقود شده، دو برگ آغاز آن نیز نو نویس است و از قرائن، نسخه متعلّق به سده دهم و یازدهم است.

«240» جواهر العُقول فی شرح فرائد الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: سیّد ابوالقاسم بن معصوم حسینی اشکوری نجفی، رحمه اللّه علیه.

کتاب: در شرح «فرائد الأصول» مرحوم شیخ الطائفه مرتضی الأنصاری است، در چند

ص : 250


1- 1) کاشفی خود در مقدّمه «مواهب علیّه» یا «تفسیر حسینی» سبب تألیف را گوید: «... که قبل از ین به اشارت... امیر علیشیر (نوائی)... عنان توجّه به تألیف کتاب «جواهر التّفسیر، لتحفه الأمیر» که محتوی بر چهار مجلّد است انعطاف پذیرفت، و اتمام مجلّد اوّل... دست داده... امّا به واسطه وفور علایق ...... تحریر بواقی مجلّدات در حیّز تعویق... می افتاد، تا غرّه محرّم المکرّم (897)... به خاطر فاطر... رسید که... ترجمه مبرّا از تکلف...».

جزء و به طبع رسیده.

نسخه: شامل جزء اوّل است در مسأله حجّیّت قطع و قدری از ظنّ و جزءِ اوّل از مجلّد دوّم در اصل براءت. تاریخ استنساخ جزءِ اخیر: 1309. نام کاتب ندارد و ظاهرًا به خطّ شخص شارح است.

تملّک مرحوم آقا شیخ محمّدرضا ابوالمجد، ظهر هر دو جزء نسخه هست.

جواهر الفرائض: الفرائض النصیریّه

«241» جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام

(فقه _ عربی)

از: آیه اللّه العظمی شیخ محمّد حسن بن شیخ باقر نجفی، أعلی اللّه مقامهما.

نسخه: از اوّل کتاب تا مسائل حیض، و ناقص الاخر است. به تصحیح مرحوم شیخ موسی خمایسی و ظاهرًا شخص مؤلّف می باشد.

«242» نسخه دیگر

نسخه: از «رکن ثانی» در طهارت ترابیّه، تا آخر طهارت است که کاتبِ آن، محمدجعفر بن محمدکاظم طباطبائی در 7ع1 (1266) از آن فارغ شده، و از آغاز جلد دوّمِ «کتاب الصلوه» تا مسأله هفتم «اذا دخل وقت نافله الزوال مثلًا فلم یصلّ و سافر استحبّ له قضاءُها و لو فی السّفر» به خطّ محمّد جعفر بن محمّد کاظم طباطبائی که در روز پنجشنبه هفتم محرّم 1269 از استنساخ آن فراغت یافته است.

ص : 251

«243» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل بر تمام کتاب حجّ است که تاریخ ختم تألیف آن روز یکشنبه 26 ماه رمضان 1256 و تاریخ ختم استنساخ روز جمعه سوّم ربیع یکم 1263 و کاتب محمّد علی بن شیخ حمید نجل حاجی مطرعفکاوی اصلاً باهلی نسبًا ساکن نجف اشرف است.

نیز مشتمل بر کتاب جهاد و کتاب امر به معروف و نهی از منکر است که تاریخ ختم تألیف اخیر، روز شنبه 26 جمادای دوّم 1257 و تاریخ ختم استنساخ روز چهارشنبه صفر 1262 و کاتب محمدعلی یاد شده است، و این آخرین جلد کتاب «جواهر الکلام» است، و در چند موضع از حواشی این نسخه نوشته اند که تمامًا با نسخه اصل مصنّف «سلّمه اللّه» مقابله و تصحیح شده است.

«244» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز تا انجام نکاح در دو جزء.

کاتب: علی بن شیخ جعفر قفطانی. تاریخ کتابت جزءِ اوّل: روز جمعه 7 ذی الحجه 1253. در هامش این موضع و هم در هامش آخر جزء ثانی قید کرده اند که این نسخه با نسخه صحیحه ای که با نسخه مصنّف «سلّمه اللّه...» مقابله شده، مقابله و تصحیح شده است. تاریخ تألیف جزء ثانی که پایان نکاح است، نزدیک عصر روز 4 شنبه، 14 ربیع دوّم 1247 بوده و در این موضع، مؤلّف اشاره به طاعون عظیم بلاد عراق نموده اند. تاریخ استنساخ جزء دوّم: عصر روز جمعه «ثالث ثالث ثالثه الستّین بعد الالف و المائتین».

ص : 252

«245» نسخه دیگر

نسخه: از کتاب طلاق است تا آخر نذر و عهد که مجموعًا یازده کتاب می باشد.

آغاز: «القسم الثالث من الأقسام الّتی بُنی علیها هذا الکتاب فی الایقاعات».

در آخر کتاب لعان این شرح به خطّ کاتب نوشته شده: «قد فرغت من نقل الجزء الاول من ایقاعات جواهر الکلام لاستاذ الکل فی الکل الشیخ محمد حسن أدام اللّه ظلّه العالی و... و انا الاقلّ الجانی علیّ القفطانیّ... حرّر یوم النصف من رجب سنه 1263 ...».

در آخر کتاب تدبیر و غیره: «تمّ یوم الجمعه ثالث عشر من شوّال سنه 1233 . و ظاهرًا این تاریخ تألیف است یا کاتب اشتباه نوشته است.

در آخر کتاب نذر و عهد که پایان نسخه است: «و قد وقع الفراغ من تسویده یوم الاثنین 16 من شهر شوال سنه (1263)». و در هامش همین موضع: «بلغ مقابله بقدر الجهد و الطاقه علی ید الجانی فلاح».

«246» نسخه دیگر

نسخه: از «القسم الثانی من الأقسام الأربعه الّتی بُنی علیها الکتاب فی العقود، جمع عقد» از مباحث کتاب متاجر، تا پایان کتاب الحجر است و خاتمه آن چنین می باشد:

«تمّ المجلّد الثالث من العقود بعون اللّه الرءوف الودود، و یتلوه المجلّد الرابع فی الضّمان».

کاتب: محمد جعفر بن محمد کاظم طباطبائی. تاریخ استنساخ: 6 ماه رجب 1268.

در برخی از مواضع آثار مقابله و تصحیح دارد. ظهر نسخه تعداد اوراق آن 316 برگ تعیین شده است.

ص : 253

«247» نسخه دیگر

نسخه: از کتاب ضمان تا آخر وصایا که مجموع شانزده کتاب است.

کاتب: علی بن مرحوم شیخ جعفر قفطان. پایان استنساخ: روز سه شنبه 16 ماه رمضان 1262، ظاهرًا در نجف اشرف.

نسخه بسیار معتبر و مصحّح است که با اصل خطّ مؤلّف معظّم در زمان حیات، مقابله شده است.

«248» جواهر المسائل

(فقه _ فارسی)

از: محمّد مهدی بن محمّدباقر محلاّتی.

کتاب: اختصار «تحفه الأبرارِ» حجّه الاسلام حاج سیّد محمدباقر بن محمدنقی موسوی شفتی اصفهانی بیدآبادی است، در احکام نماز.

نسخه: نام کاتب ندارد. در پایان نسخه، تاریخ 1248 و در هامش، مقابله با نسخه اصل قید شده است. ظهر برگ آخر، مُهر شخص مرحوم سیّد حجه الاسلام و ذیل آن عبارت: «حقیر این کتاب را صحیح می دانم» و سپس مهر «عبده مهدی بن محمّدباقر» دیده می شود، اللّهمّ اغفر لهم.

«249» الجواهر المنثوره فی الادعیه المأثوره

(دعاء _ فارسی)

از: سیّد عبدالحسیب علوی فاطمی حسینی اصفهانی فرزند میر سیّد احمد علوی عاملی، یاد شده در ذیل «علاقه التجرید» و «لوامع ربّانی».

کتاب: مجموعه ای است از دُعاها و حرزهای مجرّب.

ص : 254

نسخه: از اوّل و آخر ناقص است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست. ظاهرًا حدود زمان تألیف استنساخ شده است. تملّک و مهر «عبده محمد حسین الحسینی...» و «عبده ابوالقاسم الحسینی 1202» در نسخه هست.

«250» حاشیه ارشاد الأذهان الی أحکام الایمان

(فقه _ عربی)

از: محقّق کرکی شیخ علی بن حسین بن عبدالعالی، علیهم الرحمه.

کتاب: حاشیه ای است بر «ارشاد الأذهانِ» علاّمه حلّی در فقه امامیّه.

نسخه: همانند اغلب نسخه های کتاب از آغاز تا کتاب البیع است. نام کاتب ندارد و تاریخ پایان استنساخ 981 می باشد. نیمی از برگ آخر بریده شده و به جای آن نیم برگی که دارای چندین تاریخ تولّد از اشخاص گمنام است الصاق کرده اند. در آغاز و انجام نسخه، یادداشت های گوناگون نوشته شده، مُهر «الواثق بالله الغنی، محمّدباقر بن محمّد مهدی الحسنی الحسینی 1190 ظ» در چند جای نسخه هست که مقصود سیّد محمدباقر بن محمدمهدی بن محمدحسین بن محمدصالح خاتونابادی است، علیهم الرحمه.

«251» حاشیه اصول الکافی

(حدیث _ عربی)

از: سیّد بدرالدین حسینی عاملی.

کتاب: مجموعه حواشی سیّد بدرالدین است بر «اصول کافی» شیخ کلینی که محمّدتقی موسوی در سال 1094، آنها را از هامش اصول کافی که سیّد بدرالدین به خطّ خود حواشی آن را نوشته بوده جمع آوری و مدوّن کرده و یک مقدّمه موجز و خاتمه ای در معرّفی کتاب بر آن افزوده و در خاتمه از خدا توفیق جمع آوری حواشی

ص : 255

محشّی را بر فروع کافی خواسته است، رحمه اللّه علیهم.

نسخه: به خطّ محمدتقی موسوی گردآورنده حواشی است و ظهر نسخه نیز وقفنامه ای نوشته بوده که بعدًا آن را محو کرده اند.(1)

«252» حاشیه الألفیّه

(فقه _ عربی)

از: جعفر بن محمد.(2) همین قدر در آخر کتاب خود را معرّفی کرده است.

کتاب: حاشیه ای است بر رساله ألفیّه شهید اوّل در فقه صلوه. ختم تألیف: دهم ذی قعده 925.

نسخه: کامل است و نام کاتب را محو کرده اند. ختم کتابت: 20 ماه رمضان 927. ظهر نسخه صورت نسب سلاطین صفویه را به نحوی که در کتب متداول دیده می شود نوشته اند، جز اینکه گوشه برگ اوّل پاره شده و پنج شش نام از آغاز آن نامعلوم است. خصوصیّات دیگری در نسخه نیست.

«253» حاشیه أنوار التنزیل و أسرار التأویل

(تفسیر _ عربی)

از: عصام الدین ابراهیم بن محمد بن عربشاه اسفراینی حنفی.

کتاب: حاشیه محقّقانه ای است بر تفسیر بیضاوی در دو جزء: اوّل تا آخر سوره مبارکه اعراف. دوّم، از سوره نبأ تا آخر قرآن کریم. و در مقدّمه، آن را به سلطان سلیمان خان اهدا کرده است «کشف الظنون».

ص : 256


1- 1) این کتاب شریف به سال 1425 ق، از روی همین نسخه در قم چاپ شد.
2- 2) این جعفر بن محمّد، در اجازات الذریعه و در احیاء الداثر و در تکمله أمل الأمل، تنها به استناد اجازه ای که در بحارالانوار نقل شده است، عنوان دارد و در احیاءالداثر فرماید که یک نسخه قواعد علاّمه به خطّ او در کتابخانه آستان قدس موجود است به استناد فهرست آنجا.

نسخه: از اوّل است تا آخر سوره مبارکه مائده. برگ اوّل و آخر مفقود است و ظاهرًا در سده دهم استنساخ شده. حواشی به امضای «صدرالدین» و «عبدالله» دارد. مهر نیای گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین روضاتی «الراجی جلال الدین بن محمد مسیح الموسوی» روی برگ اوّل نسخه هست.

«254» حاشیه أنوار التّنزیل و أسرار التّأویل

(تفسیر _ عربی)

از: شیخ بهاءالدین محمّد بن حسین بن عبدالصمد عاملی، معروف به شیخ بهائی (متوفی 1030) أعلی اللّه مقامه.

کتاب: حاشیه ای است بر تفسیر قاضی ناصرالدین عبداللّه بیضاوی (متوفّی 685)، و با مختصر تفاوتی در هامش تفسیر مذکور، به سال 1283 ق، در طهران چاپ شده است.

آغاز: «الحمد للّه الّذی جعل نسخه عالم الإمکان».

انجام موجود: «و انّ الوجه الخامس أحسن من الرابع و أقلّ تکلّفًا منه و أمّا تزییف».

نسخه: ناتمام است و نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. گویا در سده سیزدهم نوشته شده. مُهر «محمّد بن ابوالحسن الرضوی 1241» و تملّک محمّد طاهر بن احمد الجیلانی 1245، در آغاز نسخه هست.

«255» حاشیه أنوار التّنزیل و أسرار التّأویل

(تفسیر _ عربی)

از: شیخ محیی الدین محمّد بن مصلح الدین مصطفی القوجی، معروف به شیخ زاده، (متوفی 950)، کما فی «معجم المطبوعات».

کتاب: حاشیه مبسوط مفصّلی است بر تفسیر بیضاوی، در شش مجلّد و بارها چاپ شده است.

ص : 257

نسخه: مجلّد سوّم کتاب است، شامل سوره مبارکه نساء تا پایان سوره مبارکه یوسف.

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، لکن پیدا است که در حدود زمان تألیف نوشته شده است. نام مؤلّف و تاریخ تألیف نیز در نسخه نیست.

در بالای برگ اوّل نوشته اند: «حاشیه شیخی زاده بر تفسیر بیضاوی». قطع بزرگ، مذهّب، جلد تیماج ترنج دار.

«256» حاشیه تهذیب المنطق

(منطق _ عربی)

از: مولانا عبداللّه بن شهاب الدین حسین یزدی شهابادی (متوفّی 981) علیه الرحمه.

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر «تهذیب المنطقِ» سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی (متوفی 792)، و این حاشیه از کتب متداول درسی و معروف است به «حاشیه ملاّ عبداللّه» و در «معجم المطبوعات» نام آن را «تحفه شاهجهانی» ضبط کرده است.

نسخه: به مقدار 24 برگ از اوّل ناقص است. کاتب: هدایت اللّه ابن محمد شریف گیلانی. تاریخ ختم استنساخ: 23 ربیع یکم 1080.

حاشیه جدیده جلالیه: حاشیه شرح تجریدالکلام

«257» حاشیه تهذیب الاحکام

(فقه الحدیث _ عربی)

از: شیخ محمّد بن حسن بن زین الدین عاملی رحمه اللّه علیهم اجمعین.

آن بزرگوار در دهم ماه شعبان المعظّم 980 متولّد و در شب دوشنبه دهم ذی القعده الحرام 1030، در مکّه مکرّمه وفات یافت، و إلیه یتّصل نسب بعض أجدادنا من آل صدرالدین العاملیّ علیهم الرحمه.

ص : 258

کتاب: حاشیه ای است بر «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی علیه الرحمه در شرح مشکلات و توضیح مجملات آن.

نسخه: شامل کتاب طهارت و صلوه است. در آخر طهارت، کاتب نام خود را محمّدرضا فیروزآبادی و تاریخ فراغت از کتابت را روز یکشنبه 18 شوال 1022، در کربلای معلّی یاد کرده و گوید از روی نسخه خطّ مصنّف نوشته است. در آخر کتاب صلوه، کاتب خود را محمّد مؤمن تبریزی معرّفی نموده، گوید آن را به سال 1027 در کربلا استنساخ کرده است.

مؤلّف شخصًا از آغاز تا اواخر نسخه را مقابله و تصحیح فرموده و اضافاتی در برخی جاها نوشته است.

تملّک جعفر بن کمال بحرانی و فرج اللّه (شاید حویزی) و محمد زکیّ بن حاجی وشتاسب، و همچنین مهر مرحوم حاج سیّد محمدباقر حجّه الاسلام شفتی بیدآبادی در ظهر نسخه دیده می شود.

«258» حاشیه حاشیه شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: جلال الدین استرآبادی صدری معروف به ملاّ جلال استرآبادی _ علیه الرحمه _ از علماءِ شیعه در اواسط قرن دهم و اوائل زمان شاه طهماسب: «ذریعه 6: 68» و «احیاءالداثر: 40».

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر «حاشیه قدیمه دوانیّه» که حاشیه اوّلی ملاّ جلال الدین محمّد دوانی صدیقی (متوفی 907) است بر «شرح جدید تجرید» که شرح مزجی ملاّ علی قوشجی (متوفی 879) است بر «تجرید الکلام» حضرت خواجه نصیرالدین محمّد طوسی قدس سره ، و عجالهً و معلوم نیست محشّی تا به کجا شرح کرده است.

ص : 259

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و ظاهرًا در اوائل قرن 12 نوشته شده.

آغاز: «بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. قوله: أمّا بعد حمد واجب الوجود علی نعمائه. أمّا، هنا للاستیناف أی هو واقع فی ابتداءِ الکلام من غیر أن یکون ههنا مجمل».

انجام: «قوله: فإنّ الجوهر القابل للأبعاد لا یکون الاّ کذلک. لیس المراد أنّه لا یکون إلاّ متقاطع الأبعاد... و فی عباره الشرح متعلّقًا بالأبعاد کما ینطق به قوله: و تقیید الابعاد بکونها علی الوجه المذکور، آ ه. و یفسّر بوجه آخر کما ذکرنا ایضًا، فاندفع التدافع. بخطّه».

بقیّه صفحه سفید و نانوشته است.

از اوّل تا آخر نسخه حواشی بسیار مختوم به کلمه «بخطّه» است و لابدّ مقصود این است که این حواشی را خود مؤلّف کتاب به خطّ خود نوشته بوده و کاتب از خطّ شخص مؤلّف نقل کرده است. نیز اندکی حواشی مختوم به رمز «م ص ح عفی عنه» به خطّ محشّی نوشته شده و او مرحوم آقا میر محمّدصالح خاتونابادی است که تملّک و مهر ایشان «محمد صالح الحسینی» و نیز واگذاری نسخه را به فرزندش «زین العابدین» روی برگ اوّل دیده می شود. ایضًا تملّک و مُهر ابوالقاسم بن محمّد اسمعیل حسینی خاتونابادی.

«259» حاشیه حاشیه شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: حبیب اللّه بن عبداللّه دهلوی، مشهور به ملاّ میرزا جان باغنوی شیرازی شافعی (متوفّی 994) معاصر مولانا احمد محقّق مقدّس اردبیلی (متوفّی 993). شرح حالش در «دانشنامه جهان اسلام، ج 4» و مقاله «حاشیه شرح حکمه العین» چاپ شده در «میراث شهاب 43، 44: 48 _ 66 (1385) ». رجوع به «حاشیه شرح تجرید الکلام.

ص : 260

ش 284» شود.

کتاب: حاشیه ای است بر «حاشیه قدیمه ملاّ جلال دوانی بر شرح تجرید قوشجی. ش 285». رجوع به «ذریعه 6: ش 348» و «فهرست مرکزی تهران 3: 229» شود.

آغاز: « [قال] المصنّف _ رحمه اللّه _ : أمّا بعد حمد واجب الوجود علی نعمائه. لا یبعد أن یقال: فی ترک الموصوف ههنا ایماء لطیف الی ما سیجیء من أنّ صفاته، تعالی».

انجام: فی مسافتین مساویتین أن تکون الحرکه فی الأوّل أشدّ من الحرکه فی الثانی.

نسخه: به خطّ شمس الدین اردستانی. تاریخ پایان کتابت: روز یکشنبه 21 ربیع دوم 988، در بقعه متبرّکه علائیّه. در همه جا دارای حواشی فراوان است از «منه، سلّمه اللّه _ مدّ ظلّه» و «ص د ق، ره» و «ملاّ سلطانحسین» و «غیاث، غفر اللّه له» و «ه_ . ی (هادی)، عفی عنه» و «میرزا رفیعا، رحمه اللّه»، و اشخاص دیگر جز اینها.

ظهر نسخه تملّک و مُهر «عبده محمّد صالح بن محمّد الحسینی» دیده می شود.

«260» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و از آثار اوائل سده یازدهم است. دارای حواشی مؤلّف و غیره. روی برگ آخرْ وقفنامه کتاب است به خطّ محمد صالح بن محمد علی مازندرانی که به مقتضای وصیّت سیادت و مرحمت پناه میر خلیل اللّه مازندرانی آن را به نظارت والد ماجد خود به سال 1118 وقف بر طلّاب اصفهان نموده و مهر کرده است: «عمل صالح محمّد دگر است 1117».

تملّک نعیم الدین محمّد شیرازی و تاریخ شروع او به خواندن «حاشیه جلیله جلالیّه قدیمه» در روز پنجشنبه 21 محرّم 1014، ظهر نسخه هست با ابیاتی پراکنده از چند تن شاعر.

ص : 261

«261» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ ختم کتابت: روز دوشنبه عشر اخیر جمادای یکم 1101 در اصفهان. دارای حواشی «منه» و «میر اسمعیل مدرّس، سلّمه اللّه» و «مسیح».

تملّک و مُهر سیّد محمّد بن محمّد طاهر حسینی «سیّد محمّد الحسینی 1152» و تملّک «محمّد اسمعیل بن ابوالحسن (یا ابوالمحسن) حسینی خاتون آبادی در 1228، و محمّد رحیم بن محمّد علی، و تملّک و مُهر والد ماجد نگارنده فهرست «محمّد هاشم بن جلال الدّین الموسویّ» به تاریخ 1338، همه در ظهر نسخه است.

روی برگ آخر، یادداشتی است از محمّد علیّ بن ملاّ محمّد سنگسری.

«262» حاشیه حاشیه شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: آقا جمال الدین محمّد خوانساری اصفهانی فرزند آقا حسین محقّق خوانساری علیهما الرحمه (متوفی 1122): «دو گفتار، روضاتی: 63»، صاحب «اصول الدین. ش 38» و «حاشیه الروضه البهیّه. ش 271» و «حاشیه شرح مختصر المنتهی. ش 305» و «رساله در طینت. ش 403».

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر حاشیه شمس الدین محمّد خفری «تعلیقات شرح تجرید الکلام. ش 152».

نسخه: دارای 95 برگ، به قطع ثُمن «11 × 17». نام کاتب و هیچ گونه یادداشتی ندارد. تاریخ پایان کتابت: روز پنجشنبه نخستین روز ماه مبارک رمضان 1245. دارای حواشی از «محمّد اسماعیل الاصفهانی، ره» و جز او.

در کتاب «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 175. چاپ اصفهان. 1332 ش» و در

ص : 262

«شرح روضات الجنّات 1: 215 _ 216. چاپ اصفهان. 1341 ش»، مطلبی راجع به آخوند ملاّ اسماعیل حکیم اصفهانی نوشته بودیم،(1) و از آن زمان ها با مرحوم استاد جلال الدین همایی پیرامون احوال و آثار آن حکیم گفتگویی به استمرار داشتیم و مدّتی نسخه «حاشیه شوارق الإلهام. ش 311» را _ چنان که خواهیم گفت _ در اختیار استاد گذاشتیم، تا اینکه در اوائل سال (1351 ش) نسخه جای گفتگو به دست آمد و چون دارای حواشی حکیم بود آن را نیز چندی در اختیار استاد نهاده و آن مرحوم مقاله ای به عنوان «ملاّ اسماعیل اصفهانی حکیم» تنظیم و به سال (1356 ش) در «نشریّه دانشکده ادبیّات و علوم انسانی (اصفهان). ش 13 و 14» به چاپ رسانیده و همین نسخه را نیز به تفصیل معرّفی کردند.

اینک در اینجا _ پاس یاد آن دانشمند جامع _ برخی از سخنانشان را با تذکّراتی می آوریم و باقی کلام را به «حاشیه شوارق الالهام. ش 311» حوالت می دهیم. استاد نوشته اند (ص 26):

«حواشی جمالیّه بر حواشی خفریّه. آقا جمال خوانساری (متوفّی 1125) فرزند آقاحسین (متوفی 1098 یا 1099 ه_ . ق)... نسخه ای از حواشی جمالیّه آقا جمال خوانساری به خطّ یکی از علمای قرن سیزدهم هجری، روی کاغذ آبی سمرقندی، با خطّ تحریری پُخته و بسیار صحیح و منقّح، که پیداست خطّ عالم اهل فنّ است نه بیگانه، این حقیر از کتابخانه... به طور امانت گرفتم که تاریخ فراغ از کتابتش روز پنجشنبه اوایل ماه رمضان 1245 قمری است، و در آخر نسخه عبارت ذیل را نوشته است: «قد فرغتُ من تسوید هذه الحاشیه الشریفه الجمالیّه بإعانه اللّه الخفیّه و الجلیّه فی یوم الخمیس الغرفی شهور رمضان المبارک من شهور سنه 1245». متأسّفانه هیچ کجا

ص : 263


1- 1) تفصیل این مطلب در «حاشیه شوارق الإلهام. ش 311» خواهد آمد.

اثری از نام و امضای کاتب نسخه ندارد».

اینک چند تذکّر:

1 _ تاریخ فوت آقا جمال الدین در شب یکشنبه دوم ماه رمضان یکهزار و یکصد و بیست و دو، و تاریخ فوت پدر بزرگوارش آقا حسین در شب سه شنبه غرّه ماه رجب یکهزار و نود و هشت، درست است. چنان که در کتاب «دو گفتار: 62 _ 64» به تفصیل نوشته ایم.

2 _ تاریخ پایان نسخه جای گفتگو را استاد همایی به علّت ضعف چشم و رنگی بودن برگ های نسخه که آبی غلیظ است، اشتباه خوانده اند، و درستِ آن «فی یوم الخمیس الغُرّه، شهر رمضان المبارک» است. یعنی در پنجشنبه نخستین روز آن ماه شریف.

3 _ این که کاتب دانای نسخه، نام خود را در هیچ جا ننوشته است، و افزون بر این روی برگ نخست و آخر نیز هیچ گونه اثر تملّک و نام و نشانی دیده نمی شود، بدان علّت است که در نیمه نخست سده سیزدهم و دوران آقا محمّدخان قاجار و فتحعلی شاه با شکوفایی فقاهت و اجتهاد و ظهور آثار مهمّ فقهی و اصولی و تشکیل مجالس درس فقیهان بزرگ و گرمی حوزه های علوم شرعی، بازار آثار علوم عقلی به کسادی گرایید و معدودی که ذوق و شوق آن گونه علوم را داشتند، در اقلّیّت افتاده و تا حدّی در حال تقیّه واقع و در خُفیه و پنهانی اشتغال می ورزیدند.

از این روی است که برخی نسخه های کتب و رسائل حکمت و فلسفه و عرفان را در آن زمان ها به کلّی بی نام و نشان می نوشتند و تنها خود ارباب فنّ آنها را می شناختند. از این گونه آثار، شمار بسیار دیده شده و همین امر حتّی فهرست نویسان ماهر را برای شناخت آنها به زحمت و اشتباه انداخته است.

ص : 264

امّا پیش از سده سیزدهم و در امتداد عصر و زمان دو محقّق بزرگوار خوانساری و نظایرشان، تدریس و تعلیم علوم عقلی تا اواخر سده دوازدهم رایج بوده و از باب نمونه «حاشیه خفری» و تعلیقات گوناگون آن، به خصوص تعلیقات مرحومین آقا جمال الدین و آخوند ملاّ عبدالرزّاق جزو کتب درسی بوده است.

یک تن از مدرّسان بنام آن زمان آقا میرزا سیّد ابوالقاسم خاتونابادی (متوفّی 1202: مکارم الاثار 1: ش 74) که از دانش آموختگان حوزه آخوند ملاّ اسماعیل خاجویی و آقا محمّد بیدآبادی است که سی سالی در مدرسه سلطانی چهارباغ به تدریس کتب حکمت اشتغال داشته، و مرحوم آیه اللّه آقا سیّد ابوالقاسم جعفر موسوی (1163 _ 1240: مکارم 4: ش 566) نیای گرامی امام مجدّد صاحب «روضات الجنّات» _ أعلی اللّه تعالی مقاماتهم _ مدّتی نزد آن مرحوم، کتاب خَفری را با دو حاشیه یاد شده آن می خوانده، و همزمان به سال 1191 هر آن دو حاشیه را به خطّ شریف خود استنساخ نموده است، و آن نسخه کرامند را صاحب «کرام برره: ش 109 و 115» نزد آقا سیّد محمّد رضای تبریزی در نجف اشرف دیده اند.

همچنان که جناب سیّد بحرالعلوم (1155 _ 1212) شیخِ اجازه آقا سیّد ابوالقاسم جعفر یاد شده و شاگرد والد ماجد ایشان آیه اللّه حاج سیّد حسین مجتهد موسوی _ قدّس اللّه أسرارهم _ نیز به مدّت چهار سال نزد آقا میرزا سیّد ابوالقاسم خاتونابادی حکمت و کلام خوانده و فقه و اصول و دیگر علوم شرعیّه را آن استاد از سیّد بحر فرامی گرفته است: «مکارم 2: ش 175».

بگذریم، استاد همایی، سپس در مقاله یاد شده (ص 27) نوشته اند:

«باری، در حواشی نسخه چنان که گفته شد از «ملاّ محمّد اسماعیل اصفهانی» بسیار و از ملاّ علی نوری نیز چند موضع تعلیقاتی به عنوان «للأستاد» آورده و ظاهر این است

ص : 265

که کاتب نسخه که قطعًا از علما و فضلای آن زمان بوده سِمت تلمّذ و شاگردی نزد آن هر دو استاد داشته است و به طوری که در پیش گفته ام ملاّ محمّد اسماعیل را به دعای «رحمه اللّه» و نوری را به دعای «مدّ ظلّه» و «زید عمره» و «سلّمه اللّه» و امثال آن یاد کرده است».

و (در صفحه 28) نوشته اند: «از جمله افادات عالمانه کاتب که به خطّ خود پشت ورق اوّل نسخه نوشته بیان اشاراتی است که آقا جمال در حواشی خود مکرّر به کار برده است به این قرار: بعض المحقّقین ملاّ عبدالرزّاق...».

امّا این توضیح اشارات از افادات کاتب این نسخه نیست، بلکه _ ظاهرًا _ از خود مرحوم جمال المحقّقین است، چه این حقیر چند نسخه از این کتاب شریف را که دیده ام، همه در سر آغاز، عین آن توضیحات را داشته اند.

بالاخره، استاد دو سه صفحه دیگر پیرامون فوائد مُستفاد از نسخه جای گفتگو و ملاّ محمّد اسماعیل و حاج میرزا بدیع درب امامی، کاتب نسخه حاشیه شوارق _ رحمهما اللّه _ مطالبی نوشته اند که در «حاشیه شوارق الإلهام. ش 311» استفاده می کنیم، و نتیجه تحقیق خود را در صفحه 31 این چنین بیان کرده اند:

«عقیده نگارنده: آنچه به ذهن نگارنده تقریب می شود این است که ملاّ محمّد اسماعیل اصفهانی محشّی حواشی جمالیّه با ملاّ اسماعیل واحدالعین صاحب حواشی شوارق یکی است و وفات ملاّ اسماعیل در حدود 1243 هجری قمری، سه سال قبل از وفات آخوند ملاّ علی نوری اتّفاق افتاده است...».

در این باره نیز در «حاشیه شوارق الالهام. ش 311» سخن خواهیم گفت، و مقاله یاد شده استاد همایی، سال ها بعد (1369 ش) در کتاب «مقالات ادبی» ایشان نیز به چاپ رسید.

ص : 266

«263» حاشیه حاشیه شرح الشمسیّه

(منطق _ عربی)

از: عماد بن یحیی بن علی فارسی «مقدّمه این نسخه» یا عماد بن محمد بن یحیی بن علی فارسی «کشف الظنون».

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» و «قال الشارح» بر «حاشیه» میر سیّد شریف علی بن محمّد جرجانی (متوفی 816) معروف به «حاشیه کوچک» بر شرح قطب الدین محمّد بن محمّد رازی معروف به قطب تحتانی (متوفی 766) که به نام «تحریر القواعد المنطقیّه فی شرح الرساله الشمسیّه» برای غیاث الدین محمّد بن خواجه رشید وزیر سلطان محمّد خدابنده تألیف کرده است «کشف الظنون»، و «الرساله الشمسیّه» متن مختصری است در علم منطق تألیف نجم الدین علی بن عمر، دبیران قزوینی معروف به کاتبی (متوفی 675)، شاگرد خواجه نصیرالدین محمد طوسی قدس سره (متوفی 672) .

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و ظاهرًا در قرن دهم استنساخ شده. تملّک محمّد مهدی بن محسن رضوی و مهر او «علی اللّه فی کلّ الأُمور توکّلی، و بالخمس أصحاب الکساءِ توسّلی. عبده محمّد مهدی بن محسن الرضوی» در صفحه آخر و روی برگ دوّم هست.

«264» نسخه دیگر

نسخه: مقدّمه ندارد و بعد از بسمله، چنین آغاز می شود:

«قوله: و رتّبته علی مقدّمه و ثلاث مقالات، الخ. إعلم أنّ من دأب المصنّفین».

از آخر نیز ناقص است و تا به این عبارت: «و اعلم أنّ بین ما ذکر فی هذا المقام من بیان الأقسام».

ص : 267

حواشی متفرّق بر نسخه هست و نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست. ظاهرًا در قرن یازدهم نوشته شده است.

«265» حاشیه حاشیه شرح الشمسیّه

(منطق _ عربی)

از: ملاّ قره داود، از شاگردان سعدالدین «کشف الظنون»، یا مولانا داود _ رحمه اللّه _ (چنانکه کاتب در پایان نسخه حاضر نوشته است).

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» و «قال الشارح» بر حاشیه میر سید شریف علی بن محمد جرجانی (متوفی 816)، معروف به «حاشیه کوچک» که در شماره 260 گذشت.

نسخه: یکی دوبرگ از اوّل ناقص است.

آغاز موجود: «و لا یخفی أنّه لا یتعلّق کلمه علی بالترتیب بشیءٍ من هذین المعنیین».

انجام: «ظاهرًا و صریحًا لا ضمنًا، فهو لا یلائم المقام و یمکن أن یقال: أشار رحمه اللّه الی الجواب و الایراد بقوله فالاولی. تمّت حاشیه الشرح الشمسیّه لمولانا داود، رحمه اللّه».

کاتب: عبدالواحد بن ابوالقاسم حسینی مازندرانی. تاریخ ختم استنساخ: آخر ماه شعبان 1098.

«266» حاشیه الحاشیه الخطائیّه علی الشرح المختصر لتلخیص المفتاح

(ادب _ عربی)

از: آخوند ملاّ عبداللّه شاه آبادی یزدی، (متوفی 981) علیه الرحمه.

کتاب: تعلیقه ای است بر حاشیه نظام الدین عثمان بن عبداللّه خطائی حنفی معروف به

ص : 268

مولانازاده «حاشیه شرح تلخیص المفتاح. ش 297» که به «حاشیه خطائی» مشهور شده و آن تعلیقه ای است بر «شرح مختصرِ» ملاّ سعدالدین تفتازانی (متوفی 792) بر «تلخیص المفتاح» جلال الدین محمد قزوینی معروف به خطیب دمشق (متوفی 739)، که در آن قسم سوّمِ «مفتاح العلومِ» سراج الدین ابویعقوب یوسف بن محمد سکّاکی (متوفی 626) را که در فنّ معانی و بیان است تلخیص نموده است.

تاریخ تألیف حاشیه مورد بحث در این نسخه، 17 ذیحجه 972 در شیراز در مدرسه صدریّه منصوریّه آمده است، لکن در مآخذ دیگر سال 962 ذکر شده است.

کاتب: شفیع بن محمد الحسنی الحسینی الطبسی الگیلکی. تاریخ استنساخ: شب چهارشنبه 15 صفر 1074.

آغاز نسخه ساقط شده و نام کتاب در نسخه به نظر نرسید.

«267» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ تألیف محشّی را ندارد. تاریخ استنساخ: روز یکشنبه سلخ محرّم 988.

آغاز: «بسم. حمدًا لمن خلق الانسان و علّمه البیان، و شکرًا لمن أعلمه بدائع المعانی فی روائع التبیان».

انجام: «أمّا فی تفسیر الأوّل الثّانی أو فی تفسیر الثّانی حتّی لا یفوت ذلک الحسن، هذا. و المرجو من اللّه تعالی حسن الخاتمه و صلاح العاقبه و صلّی اللّه علی محمّد و آله أجمعین».

«268» حاشیه حاشیه عدّه الأصول

(کلام _ عربی)

از: محمّدباقر بن غازی قزوینی: «کواکب منتثره: 92 _ 93».

ص : 269

کتاب: حاشیه ای است بر مبحث کلام «حاشیه عدّه الأصول. ش 312» برادر مؤلّف مولانا خلیل قزوینی علیهما الرحمه.

نسخه: به خطّ مرتضی بن مراد خان رودباری. تاریخ استنساخ: 1126. مهر: «الواثق باللّه الغنیّ محمدمهدی الحسنی الحسینی» و «انّی عبداللّه آتانی الکتاب» و «عبده محمّد علی» و خطّ مرحوم آقای حاج میرزا سیّد محمّدباقر توی سرکانی، در نسخه هست.

حاشیه الخَفری: تعلیقات شرح تجرید الکلام. ش 152

«269» حاشیه الروضه البَهیّه فی شرح اللّمعه الدمشقیّه

(فقه _ عربی)

از: شیخ جعفر بن عبداللّه بن ابراهیم حُویزی کمره ای اصفهانی، معروف به شیخ محمّدجعفر قاضی علیه الرحمه.

نیای معظّم _ قدّس اللّه سرّه الشریف _ در کتاب «روضات الجنّات: 150 چاپ سنگی دوم» فرموده اند که اصل آن جناب از حویزه و تولّدش _ بدون آگاهی از تاریخ آن _ در کمره و مَسکنش اصفهان و مضجعش در نجف اشرف بوده است.

عمده تحصیلات عالیه آن مرحوم در اصفهان و به خُصوص نزد علاّمه بزرگ مرحوم آقا حسین محقّق خوانساری (1016 _ 1098) بوده و به دامادی آن جناب نیز نائل گردیده است.(1)

ص : 270


1- 1) شیخ محمّد جعفر خود در کتاب ارزشمند «تحفه سلطانی: 108، چاپ خاور 1339 ش» گوید: «و حقّ در مسأله حرکت آن است که استاد محقّق و ربّانیّ مدقّق _ که مثلش در زمان فلاسفه تا به حال به هم نرسیده _ آقا حسین _ أدام اللّه فیض افاداته، و أفاض علی قبره سجال رحماته _ در کتب خود تنقیح آن نموده و آن این است...». از این دوگونه دعاء نوشتن می توان گمان کرد که شیخ محمّد جعفر اصل کتاب را در زمان حیات استاد تألیف کرده و همان است که نسخه هایش به نام «اصول دین» در «فهرستواره کتاب های فارسی 6: 73» ذکر شده و پس از سال ها و هنگام پذیرش منصب شیخ الاسلامی و درخواست شاه، مقدّمه بسیار ممتازی بر آن افزوده و به نام شاه «تحفه سلطانی» خوانده است. نسخه های آن نیز در همان «فهرستواره، 6: 96» مذکور است. امید که عالم محقّقی با استفاده از نسخه های گوناگون، این کتاب شریف را به چاپ شایسته ای برساند.

عالم جلیل میر عبدالحسین حسینی خاتونابادی (1039 _ 1105) در کتاب تاریخ «وقایع السّنین: 540» آورده است که دو ماهی پیش از وفات آقا حسین، شاه سلیمان صفوی (1054 _ 1077 _ 1105) علاّمه مجلسی (1037 _ 1110) را _ با التماس مکرّر _ به شیخ الاسلامی آن سرزمین برین تعیین نمود، و نیز در همان سال:

«در روز پنجشنبه نوروز سنه 1098، شیخ فاضل عالم ألمعی یلمعی فطن سرآمد ارباب شعور و فطانت و سرکرده جامعیّت علوم و فنون، شیخ جعفر کمره به تکلیف نوّاب اشرف... شاه سلیمان _ وفّقه اللّه _ قاضی اصفهان شد. متّع اللّه المسلمین بفوائد قریحته الصّائبه و أخلاقه الزاکیه السنیّه».

میر عبدالحسین به سال 1105 در گذشته و بازماندگانش پس از او، وقایع چندی را نوشته و به کتاب ملحق کردند. از جمله در «ص 551» است که پس از یک سال و نیم از درگذشت علاّمه مجلسی (متوفّی 27 ماه رمضان 1110)، منصب شیخ الاسلامی هم _ از سوی شاه سلطان حسین بن شاه سلیمان _ به شیخ محمّدجعفر قاضی تفویض شد.

و در «ص 553» که هم از ملحقات وقایع است، گوید:

«در ماه جُمادی الثانیه سنه یکهزار و یکصد و پانزده، محمود آقای ناظر به سفر حجّ بیت اللّه الحرام رفت و ضریح کاظمین را برده نصب نمود، در ماه شعبان المعظّم و مشغول تعمیر کربلای معلّی شد... و در این سال فاضل مدقّق صاحب فطرت عالیه شیخ محمّد جعفر کمره شیخ الاسلام اصفاهان اراده حجّ نموده به اتّفاق محمود آقا رفتند

ص : 271

و در کرمانشاه بیمار شد و در امام موسی « علیه السلام » چاق شد و باز در آنجا نُکس کرده به کربلا رفت و از آنجا متوجّه نجف اشرف شده و در دو فرسخی نجف اشرف به رحمت خدا رفت «رحمه اللّه»، و در نجف اشرف مدفون شده در حوالی مدفن علاّمه «ره». و در این سال آخوند ملاّ محمّد سراب نیز رفت و مباشر تجهیز مرحمت پناه شیخ محمد جعفر او شده بود، و جمعی از اتباع شیخ مرحوم نیز فوت شدند در این سفر و صبیّه شیخ نیز فوت شده بود».(1)

آخوند ملاّ محمّد سراب _ علیه الرحمه _ صاحب کتاب «ضیاء القلوب» است.

بیفزاییم که عالم ادیب بارع در نثر و نظم شیخ محیی الدین بن حسین حویزی آل ابی جامع عاملی «مذکور در کواکب منتثره: 716» که ساکن حویزه بوده و به اصفهان نیز سفر می کرده است، یک قصیده مانندِ بیست و هفت بیتی و ناتمام، در تودیع با شیخ محمد جعفر، زمانی که عازم سفر حجّ شد، سروده و در بیاض متفرّقات خود نوشته و تاریخ آن را جُمادای یکم 1115 گذارده است:

«و قلت أیضًا مودّعًا لحضره علاّمه دهره و وحید عصره شیخ الاسلام و المسلمین الشیخ جعفر _ حرسه اللّه تعالی _ لمّا توجّه الی حجّ بیت اللّه الحرام و زیاره النبیّ و الأئمّه

ص : 272


1- 1) نسخه اصل تاریخ «وقایع السنین»، در تملّک عالم جلیل مرحوم حاج سید آقا میرزای اصفهانی (متوفی 1312) بوده است و آن را در اختیار صاحب «مستدرک الوسائل» قرار داده و ایشان در چند جای خاتمه مستدرک از آن نقل کرده اند «مانند: صفحات 53 و 154 و 201 و 290 جلد بیستم چاپ مؤسّسه آل البیت»، امّا به اشتباه نام مؤلّف را امیر محمد اسماعیل خاتونابادی نوشته و اصل و ملحقات را نیز از هم تمیز نداده اند. حاج سید آقا میرزای اصفهانی و حاج میرزا یحیای میرزا شفیع، دو تن دستیار دانشمند اصفهانی حاجی نوری بوده اند، که این دو بزرگوار هر چه توانسته اند در گردآوری منابع و مآخذ برای ایشان کوشش کرده اند. نسخه اصلِ وقایع در اواسط سده چهاردهم در ایران ظاهر شده و با تأسّف بسیار، در آن دخل و تصرّف گردیده و مجعولاتی بدان افزوده اند که به نسخه چاپی نیز راه یافته است.

_ علیهم أفضل الصلوه و السلام _ فی جُمادی الأولی سنه 1115، و لم یتّفق إتمامها، و قد بدالی عن ارسالها إلیه _ سلّمه اللّه تعالی _ و هی:

هنّ السلیمات یا سلیم ودّعها قلبی السقیم»

تا آخر.

شیخ محیی الدین پس از آگاهی از درگذشت شیخ محمدجعفر قاضی، در ذیل آن ابیات این گونه نوشته است:

«و قد توفّی _ رحمه اللّه _ فی هذا السفر، فی شهر شعبان (23) من السنه 1115».

پس، به موجب آنچه نقل کردیم دانسته شد که قاضی مرحوم در جُمادای یکم (1115) عزم سفر حجاز را از طریق عراق داشته و در جُمادای دیگر به همراه کاروان محمود آقای ناظر از اصفهان خارج شده و پس از یکی دو ماه وارد شهر مقدّس کاظمین شده و از آنجا به کربلای معلّی مشرّف گردیده و به سوی نجف اشرف رهسپار و در دو فرسنگی مانده به نجف، در بیست و سوم ماه شعبان المعظّم 1115، جان به جان آفرین سپرده و در نجف اشرف به خاک رفته است.

با این کیفیّت، مقصد اصلی آن مرحوم که سفر حجّ بود حاصل نگردید، و ناگفته نگذاریم که تاریخ دقیق فوت شیخ محمد جعفر به صورتی که نقل کردیم تنها در نوشته مرحوم شیخ محیی الدین ضبط شده است.

این نیز ناگفته نماند که امام مجدّد _ طاب ثراه _ در پایان شرح حال شیخ جعفر فرموده اند که از جمله شاگردان او سیّد فاضل... میرزا قوام الدین محمّد سیفی قزوینی است که با او بسیار نزدیک بود تا آن که زمان شیخ به اجل محتوم سرآمد:

«و ذلک بأرض العراق _ المحروسه _ حین مراجعته من سفر الحجّ فی حدود سنه خمس عشره بعد مائه و ألف، فرثاه سیّدنا المکرّم».

ص : 273

سپس مرثیه طولانی سیّد سیفی _ علیه الرحمه _ را نقل فرموده اند.

صاحب «مستدرک الوسائل 20: 53» پس از نقل آنچه از ملحقات «وقایع السّنین» گذشت، عبارت کتاب شریف «روضات» را آورده و گوید آن اشتباه است:

«اشتباهٌ، فانّه _ رحمه اللّه _ لم یوفّق للحجّ، کما نصّ علیه الخاتون آبادیُّ المعاصر له و کان یکتب الوقائع یومًا فیومًا».

اینک گوییم که اوّلاً، در کلام خاتونابادی نصّ بر مدّعا نیست و وقایع را هم آن چنان روز به روز ننوشته و نسخه منحصر به فرد آن هم به دست مبارک امام مجدّد _ طاب مثواه _ نرسیده است.

ثانیًا، به نظر می رسد که مأخذ آن بزرگوار، سخن مرحوم سیّد عبداللّه جزائری «متوفی 1173: کواکب منتثره: 456» باشد که در «تذییل السُّلافه، ترجمه ش 5، نسخه خطّ فرزندش سیّد بهاءالدین محمّد» در ذیل احوال امیر قوام الدین محمّد سیفی گوید:

«و من شعره فی مَرثیه الشیخ جعفر القاضی لمّا توفّی بالعراق عند قدومه من الحجّ، سنه خمس عشره بعد المائه و الألف: الدّهر ینعی الینا المَجد و الکرَم»، تا آخر اشعار که در «روضات» آورده اند و صاحب «أعیان الشیعه: ج 16 و ج 17 مکرّرًا» و دیگران از آنجا اخذ کرده اند.

پس این سخن از «تذییل سلافه العصر» _ و احتمالاً أیضًا از خاتمه «معارج الأحکام» آقا میر سید حسین قزوینی _ بوده است.

بگذریم، اگر چه در این فهرست بنای نوشتن شرح حال محقّق کمره ای نبود، لکن آنچه ذکر شد به نظر لازم آمد، و اکنون نیز دریغ است که به جانب ادبی _ نثر و نظم _ آن مرحوم که تالیِ منشآتِ گران سنگ استادشان محقّق خوانساری است، اشاره نشود.

اصولاً، در سراسر عصر صفوی توجّه به ادبیّات که پایه و اساس فهم علوم معقول

ص : 274

و منقول به شمار می آید، کاملاً مشهود است.

از دفتر گزیده پرآوازه صمدیّه «الفوائد الصمدیّه» مرحوم شیخ بهاءالدین محمّد عاملی (م 1030) و شروح آن گرفته تا کتاب «النهایه فی شرح الهدایه» مرحوم ملاّ محمد علی تونی خراسانی اصفهانی «مقاله راقم این فهرست، چاپ اصفهان، 1381 ش»، در این خلال، آثار ادبی بسیاری به نظم و نثر در دو زبان عربی و فارسی در دست است، و گوشه هایی از آن کوشش ها در «أمل الامل» و تکمله ها و «ریاض العلماء» و به خصوص در «سُلافه العصر» و «تذییل السلافه» دیده می شود. و به این نکته نیز توجّه دهیم که شاهان صفوی در راه مبارزه فرهنگی با زبان های دیگر _ به خصوص زبان ترکی _ کوشش فراوانی در نشر و توسعه زبان فارسی داشته و دانشیان را به تألیف و ترجمه در این زبان مادری همه گونه ترغیب و تشویق کرده اند.

پس، شگفت آور نیست که فقیه مجتهد قاضی شیخ الاسلام متورّع متشرّعی چون شیخ محمّد جعفر کمره ای، در فنون نظم و نثر و ادب نیز دست توانا داشته باشد.

نمونه را در کتاب «بیان بدیع»(1) تألیف مُنیف دانشمند ادیب اصفهانی میرزا ابوطالب فندرسکی از شاگردان مقرّب آقا حسین محقّق خوانساری _ علیهما الرحمه _ می توان دید.

او نخستین شاهدی که از دیگران در کتاب خود آورده از آن استاد است، گوید:

«و چنان که جناب زبده المجتهدین اعتضاد الملّه و الدین استاد البشر العقل الحادی عشر، استاد یَم آقا حسین خونساری فرماید، رباعی...»: ص 32.

او به تقریب، ده بار در مدح استاد سخن گفته و شواهدی از نظم و نثر او آورده است،

همچنان که بارها ابیاتی از جناب شیخ محمّدجعفر به شاهد آورده و از او تجلیل

ص : 275


1- 1) بیان بدیع. میرزا ابوطالب فندرسکی. مقدّمه، تصحیح و تحشیه سیّده مریم روضاتیان _ حفظها اللّه _ دفتر تبلیغات اسلامی شعبه اصفهان، قم، 1381.

کرده است. همانند «ص 131 تا 138»:

«... چنان که فاضل کامل علاّمه شیخ محمّد جعفر کمریی در مدح استاد خویش أعنی استاد الدوران نِحریر الزمان علاّم ذوفُنون وارث حکمت ارسطو و افلاطون قدوه العالمین خاتم المجتهدین، استاد یَم آقا حسین خونساری _ أدام اللّه ظلاله _ گوید، بیت:

یا غزالاً لحظه للصّارم القتّال تال مُهجتی من حبّ هذا طرفک المکسال سال

«... چنان که فاضل کامل علاّمه شیخ محمّد جعفر کمریی در مدح استاد المجتهدین قدوه العالمین حضرت آقا حسین _ دام ظلّه _ گوید، شعر:

فخر أصناف الوری آقا حسین ذو التُّقی الّذی من کفّه بحرٌ علی الأمجاد جاد

ذو العُلی شمس الضحی بدر الدجی نجم الهُدی کم فتًی من غوره عن حندس الإلحاد حاد»

«... چنان که فاضل زمان و علاّمه دوران شیخ محمّد جعفر کمریی در مدح استاد خویش أعنی استاد المجتهدین رکن الملّه و الدین آقا حسین خونساری _ أدام اللّه ظلاله _ گوید:

لوتری زبرًا له عن مثله السّحار حار خلتَ ماءَ الخضر من مکنون ذی الأسفار فار

تمام این قصیده شگفت آور بیست و چهار بیتی را حجّه الحقّ حاج ملاّ هادی حکیم سبزواری (1212 _ 1289) _ أعلی اللّه مقامه _ در کتاب شریف «الراح القَراح: 361 _

ص : 276

366»(1) هم به شاهد آورده و شرح کرده اند:

«و مثلها: قصیده عملها شیخ الاسلام جعفر الاصفهانیُ _ علی طرز الطنطرانیّ _ فی الحبر العلاّمه حاوی المعقول و المنقول الفاضل الکامل آقا حسین الخوانساریّ، طاب ثراه و جعل الجنّه مثواه: یا غزالاً...».

مانا که مرحوم حاجی دفتری از اشعار و آثار قاضی را در دست داشته و چه بسا در اصفهان به دست آورده باشند، چه در صنعت توریه _ از صنایع معنوی _ نیز تمام سروده بیست بیتی آن جناب را در «ص 139 تا 141» آورده و شرح کرده اند: و قول شیخ الاسلام جعفر الاصفهانی...:

ضلّ سبیلَ الهدی و بانا مَن مثّل القدّ منک بأنّا

و در باب تأکید المدح بما یشبه بالذّم، نیز سه بیت بر سبیل شاهد آورده و شرح کرده اند: «و من الثانی قول شیخ الاسلام جعفر الاصفهانی»: ص 256.

و در صنعت جناس خطّی از صنایع لفظیّه «ص 371 _ 372»، دو فقره از نامه دوستانه شیخ محمّدجعفر قاضی را به جناب آخوند ملاّ میرزای شیروانی (1033 _ 1098) داماد مولانا محمد تقی مجلسی و از شاگردان بارع آقاحسین خوانساری _ علیهم الرحمه و الرضوان _ آورده و شرح کرده اند:

«و منها الفقرتان من رساله ودادٍ بعثها الشیخ جعفر شیخ الاسلام الی الفاضل المدقّق الشیروانیّ، و هی هذه: هدایا إخلاص لا تفیدها ید الأبد إلاّ احکامًا...».

این بود آنچه درباره گوشه هایی از احوال و آثار مرحوم شیخ محمّد جعفر قاضی، صاحب «حاشیه الروضه البهیّه»، در تاریخ «آدینه 27 ربیع یکم 1426» به نگارش

ص : 277


1- 1) الراح القَراح، تألیف الفیلسوف الکبیر... السبزواری، صحّحه و قدّم له و علّق علیه: مجید هادی زاده _ استاد فاضل، سلّمه اللّه _ ، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران، 1381.

درآوردیم، و اینک معرّفی کتاب و نسخه هایش:

کتاب: حاشیه معتبر مشهوری است بر «شرح اللمعه» شهید ثانی قدس سره ، و در حواشی برخی نسخه های چاپ سنگی نیز موجود است.

نسخه: در حیات محشّی نوشته شده و علاوه بر حواشی شخص او، چند حاشیه نیز از «محیی الدین، سلّمه اللّه» به خطّ کاتب در اوائل نسخه هست.

جای جای نسخه افتادگی داشته و به صورت اوراقی بوده تا این که «محمّد حسین» آن را در دارالسلطنه تبریز خریداری و تا جایی که توانسته نواقص آن را به خطّ خود تکمیل کرده است. این شخص گویا آقا محمد حسین فرزند آقا محمد علی هزارجریبی فقیه بزرگ باشد.

آغاز و انجام: همانند نسخه دیگر است.

«270» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ محمّد بن ابوالقاسم موسوی، گویا در اصفهان. تاریخ استنساخ: یکشنبه غرّه ماه رجب 1264. اثر مقابله و تصحیح و حاشیه نویسی ندارد. همچنین نام کتاب و مصنّف ندارد، بلکه به خطا، روی جلد نوشته اند: «حاشیه فی النحو».

آغاز: «بسم. نحمدک یا إلهی و نصلّی علی نبیّک الهادی و آله الهُداه».

انجام: «و تعلّق حقّ الملک یفید جمیع آثاره فلا بدّ من جعل الملک مشروطًا بأحد الأمرین، و الکلام بعدُ موضع نظر. قوله».

«271» حاشیه الروضه البهیّه فی شرح اللّمعه الدمشقیّه

(فقه _ عربی)

از: آقا جمال الدّین محمّد بن آقا حسین خونساری اصفهانی، صاحب «حاشیه حاشیه

ص : 278

شرح تجرید الکلام. ش 262».

کتاب: تعلیقه ای است بر «شرح لمعه» شهید ثانی.

نسخه: تا کتاب الصلوه است و به خطّ محمّد بن عبداللّه، و تاریخ ختم کتابت: روز جمعه هشتم صفر 1206 در تبریز.

تملّک و مُهر محمّدعلی به تاریخ 1212 و تملّک و مهر آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» به تاریخ 1270 و یادداشتی از مرحوم آیه اللّه حاج سیّد محمد باقر بن حاج سیّد عبدالغفّار توی سرکانی اصفهانی، در ظهر نسخه دیده می شود.

امام مجدّد صاحب روضات در ظهر نسخه مرقوم فرموده اند که «عدد ابیات کتاب بیست و شش هزار بیت و کسری است، و عمده شرح مرحوم آقا جمال همین مجلّد است و تتمّه را که تقریبًا دو ثلث این مجلّد می شود به طریق اختصار نوشته است».

«272» نسخه دیگر

نسخه: تمام است، لکن در اواسط آن مقداری افتادگی دارد. علامت تصحیح و مقابله ندارد.

در آخر مجلّد اوّل مؤلّف نام خود را «جمال الدین محمّد بن حسین الخوانساری» و تاریخ ختم تألیف این مجلّد را ماه رمضان 1104 قید کرده است.

کاتب تاریخ کتابت این جلد را پنجشنبه غره ماه رجب 1246 و نام خود را باقر بن محمد ابراهیم نجف آبادی نوشته است.

در پایان کتاب تاریخ 23 ذی القعده (سنه ثلاث و خمسین من المائه الثانیه بعد الالف) دیده می شود که یا کاتب نقل از نسخه ای کرده است که از روی آن نوشته و یا در ضبط تاریخ استنساخ خود اشتباه کرده است.

ص : 279

پس از پایان نسخه، چند برگ مقاله ای است در باب نذر که به این عبارت: «اعلم أنّ المعهود من النذر أن یکون متعلّقًا بفعل» شروع و به این عبارت «فی توجیه رجب، فتأمّل، انتهی» ختم می شود.

«273» نسخه دیگر

نسخه: جلد نخست است تا کتاب صلوه.

تاریخ تألیف: «و کان ذلک فی شهر رمضان المبارک سنه اربع و مائه بعد الألف». کاتب: محمّد صالح بن محمّد کاظم خاتونابادی.

ظهر نسخه، یادداشتی به خطّ محمّد صادق بن محمّدرضا الحسینی الخاتونابادی به خطّ خوش: «قد وقع شروع شرح اللمعه مع هذه الحاشیه فی خدمه الاستاد العالم الکامل المحقق المدقق الفاضل النحریر ملاّ محمّد علی النوریّ المازندرانی، فی شهر محرّم الحرام 1229 مع جمع من الطّلاب، و کتبت هذه للتذکّر... و انا... ابن محمد رضا محمد صادق الحسینی الخاتونابادی» مشاهده می شود.

«274» نسخه دیگر

نسخه: از حاشیه مبحث اذان «شرح لمعه» است تا مقداری از کتاب زکوه.

آغاز: «قوله فی کتاب الصّلوه فی الفصل الثالث».

انجام: «و لا یشمل ما یشتریه أحد و الاّلما اختصّ الحکم».

بقیّه ساقط شده است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد. ظاهرًا از آثار قرن 12 _ 13 می باشد.

ص : 280

«275» حاشیه الروضه البهیّه فی شرح اللمعه الدمشقیه

(فقه _ عربی)

از: میرزا محمّد اصفهانی معروف به دیلماج علیه الرحمه.

در «ذریعه 6: ش 513» دو نسخه از حاشیه «میرزا محمد المعروف بالدیلماج و لذا یُعرف بحاشیه الدیلماج» را یاد کرده اند و این که برخی از حواشی در هامش نسخ چاپ سنگی هست. و در «روضه نضره: 517» محمّد الدیلماج الاصفهانی را عنوان و فرموده اند که شاگردش عبدالوهّاب اصفهانی «کتاب من لا یحضره الفقیه» شیخ صدوق را به سال 1086 در اصفهان با او مقابله کرده و نزدش فراگرفته است و او را «العالم العامل الفاضل الکامل جامع المعقول و المنقول المیرزا محمّد الدیباج» شناسانده است.

در اینجا از حاشیه مورد بحث _ به علّت فراموشی _ سخنی نگفته اند و ناشناس ماندن این عالم بزرگ نیز از جهت مفقود شدن حرف میمِ کتاب «ریاض العلماء» است. دیلماج یعنی مترجم.

کتاب: حاشیه ای است بسیار معتبر بر «شرح لمعه» شهید ثانی، از طهارت تا دیات.

نسخه:به خطّ شمس الدین علیّ بن استاد شاه قاسم فیروزآبادی قاینی. تاریخ کتابت: روز سه شنبه نهم جمادی الاولی (1092). در چند موضع تعلیقاتی به امضاءِ «موسی بن جعفر» دارد. ظهر برگ نخست نیز تملّک همین شخص به عنوان «موسی بن جعفر بن احمد بن لطفعلی تبریزی» و مهر او و تملّک و مهر علی نقی بن علی تبریزی و ادریس الموسوی الحسینی و «المهدیّمن هدیت 1149» دیده می شود.

ص : 281

«276» حاشیه الروضه البهیّه فی شرح اللّمعه الدمشقیّه

(فقه _ عربی)

از: مرحوم حاجی میرزا محمّد معصوم بن میر محمّد علیّ حسینی خاتون آبادی.

کتاب: در مقدّمه به این شرح معرّفی شده است: «بسم... امّا بعد، فیقول... محمّد معصوم... هذه تعلیقه وجیزه علی الروضه البهیّه... من تقریرات شیخنا و استادنا الامام العالم العلاّمه قدوه المحقّقین و زبده المدقّقین المؤیّد بتأییدات الباری رفیع بن رفیع الجیلانی، لازالت أیّام افاداته... قوله... الظرف مستقرّ... الظرف المستقرّ ما کان متعلّقه عامّاً أی من أفعال العموم».

انجام: «قوله: للإطلاق أی لاطلاق کلام المصنّف «ره» و لو قال: لإطلاق المستند _ و هو أخبار کثیره _ لکان أولی، کما لا یخفی».

مولانا رفیع بن رفیع گیلانی مقیم اصفهان، عالم بزرگوار دارای تألیفات اصولی و فقهی معتبر، در «کرام برره: ش 1033» شرح حال دارد و درگذشتش را در حدود 1245 نوشته اند. امّا «المشهدی» در عنوانش اشتباه است و مشهدی رفیعای دیگری است که در «کواکب منتثره: 283» ذکر شده است.

همچنین مطلبی که از «اللألیء الثمینه» نقل فرموده اند، ربطی به این عالم بزرگوار ندارد. پس از «و له آثار جلیله هامّه» تا «انتهی ملخّص ما فی اللألیء» در سطر یکم (صفحه 578) زائد و اشتباه است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. به قرائن در زمان مرحوم آقا میر محمد معصوم در اواسط قرن 13 نوشته شده است. آثار تصحیح و مقابله ندارد.

ص : 282

«277» حاشیه الروضه البَهیّه فی شرح اللّمعه الدمشقیّه

(فقه _ عربی)

از: یکی از دانشمندان سده دوازدهم.

کتاب: حاشیه مبسوط معتبری است بر کتاب المیراثِ شرح لمعه شهید ثانی قدس سره . و در آن از «الزهرات الذویّه فی الروضه البهیّه» که حاشیه مدوّنه بزرگی است بر شرح لمعه، از معاصر خود، علاّمه مرحوم مولانا شیخ علی شهیدی (1013 _ 1103)، مکرّر نقل می کند، امّا به عنوان حاشیه و تعلیقه:

«ثمّ ههنا دقیقه لفظیّه قد أفادها بعض من عاصرناه من حفَده الشارح فی تعلیقاته علی ذلک الشرح...».

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. در زمان مؤلّف نوشته شده و تا اواسط نسخه حواشی بسیار از شخص مؤلّف «منه، دام ظلّه» دارد.

آغاز: «بسم... استحقاق انسان، إلخ. فیه أنّ المراد بالانسان فی الموضعین إمّا الانسان بالفعل أو الأعمّ منه و من الانسان بالقوّه...».

انجام ناتمام: «لموافقتها لمذهب بعض العامّه. قوله: سواء کان الأبوان موجودان».

ظهر نسخه: «من متملّکات أقلّ طلبه بدرالدین ابن نورالدین محمّد الحسینیّ». سجع دو مهر بادامی: «عبده بدرالدین الحسینی 1132». 136 برگ وزیری.

حاشیه الروضه البهیّه: مخزن الأسرار الفقهیّه

حاشیه الروضه البهیّه: المناهج السّویّه

ص : 283

«278» حاشیه ریاض المسائل

(فقه _ عربی)

از: مرحوم آخوند ملاّ محمد تقی بن حسینعلی هروی اصفهانی صاحب «الحدیقه النجفیّه. ش 348».

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر کتاب «ریاض المسائل فی بیان أحکام الشرع بالدلائل» تألیف مرحوم آقا میر سید علی طباطبائی کربلائی (متوفّی 1231).

نسخه: از آغاز کتاب طهارت است تا مبحث تغسیل و تکفین که به خواهش جمعی از طلّاب که ریاض را در نزد شارح می خوانده اند تألیف کرده، چنان که خود در آخر این نسخه گفته، و هم گفته است: چون کلام بدینجا رسید دوست داشتم به این دو بیت خاتمه دهم:

ولایتی لأمیر النحل تکفینی عند الممات و تغسیلی و تکفینی

و طینتی عجنت من قبل تکوینی فی حبّ حَیْدَرَ، کیف النار تکوینی

و سپس گوید: فراغت حاصل شد از این تعلیقات در مشهد حسین بن علی علیهماالسلام بر دست مؤلف در روز 21 محرم 1289....

ناگفته نماند که در مقدّمه نیز مؤلّف گوید: «انّ هذا تعلیقه وجیزه علّقتها علی کتاب ریاض المسائل» که این کتاب را مؤلّف به عنوان «تعلیقه» یاد کرده است.

نام کاتبِ نسخه معلوم نشد و پیداست در کربلا نوشته شده در زمان مؤلّف و به دست یکی از شاگردانش، چون در آغاز کتاب کاتبْ خود به حُمره چنین نوشته است:

«هذه تعلیقه علی الریاض لأستادنا الأعظم و مولانا الأفخم زبده المحقّقین و قدوه المدققین الاخوند ملاّ محمدتقی الهروی».

ظاهرًا نسخه به نظر مؤلف رسیده و چند جا در حاشیه احتمال دارد به خطّ خود مطالبی نوشته باشد.

ص : 284

«279» حاشیه زبده الأصول

(اصول فقه _ عربی)

از: شیخ بهاءالدین محمّد بن حسین عاملی اصفهانی _ علیهما الرحمه _ (متوفی 1030).

کتاب: حاشیه ای است که شیخ بر «زبده الاصول» تألیف خود نگاشته و چنان که در پایان این نسخه آمده در 12 محرم 1018 از تبییض آن فراغت یافته است.

نسخه: به خطّ علی بن کربلای رضاقلی ایروانی. روز پنجشنبه 16 ماه رجب 1239 در مدرسه جدّه کوچک اصفهان از استنساخ آن فراغت یافته است.

«280» حاشیه شرایع الاسلام

(فقه _ عربی)

از: محقّق کرکی شیخ علی بن حسین بن عبدالعالی _ علیهم الرحمه _ (متوفی 940).

کتاب: حاشیه ای است بر «شرایع الاسلام، فی أحکام الحلال و الحرامِ» محقّق حلّی علیه الرحمه.

نسخه: از آغاز تا کتاب تجارت است. ختم کتابت: ماه صفر 973. مقداری از اوّل نسخه ناقص بوده که مجتهد جلیل مرحوم آقای حاج میر سیّد علی چهارسوقی (نیای گرامی) آن را نوشته و تکمیل نموده اند. تملّک و مهر آن مرحوم به تاریخ 1269، ظهر نسخه هست. تملّک و مهر طاهر بن کربلائی محمدعلی سورکی در آخر نسخه دیده می شود.

نسخه دیگر در مجموعه شماره (...)

«281» حاشیه شرایع الاسلام فی أحکام الحلال و الحرام

(فقه _ عربی)

از: نامعلوم، و ظاهرًا از محقّقین قرن سیزدهم بوده است.

ص : 285

نسخه: از شرح کتاب التجاره که یازدهمین کتاب شرایع است تا آخر کتاب العاریه که بیست و یکمین کتاب می باشد، و کاتب نام خود و تاریخ کتابت نسخه را ننوشته، تنها در چند موضع در حاشیه یادداشت کرده است که نسخه را از روی نسخه اصل و نسخه دیگر استنساخ نموده.

«282» حاشیه شرح الاشارات

(فلسفه _ عربی)

از: مرحوم آقا حسین بن جمال الدین محمّد، محقّق خوانساری (متوفی 1098).

کتاب: چنان که خودْ در آخر قسم إلهی یعنی پایان کتاب اشاره کرده است، تعلیقه ای است بر کتاب «مشکلات الاشارات» که شرح خواجه نصیرالدین طوسی _ علیه الرحمه _ است بر کتاب «الاشارات و التنبیهات» شیخ الرئیس ابوعلی سینا و بر شرح شرح که ظاهرًا مقصودش کتاب «المحاکمات بین شارحی الاشارات» قطب الدین رازی است و بر «حاشیه محقق شیرازی باغنوی» که مقصودش ملاّ حبیب اللّه معروف به میرزاجان است. و این کتاب مشتمل است بر دو بخش طبیعیّات و الهیّات، و در «ذریعه ج 6 ص 111» تاریخ فراغت از تألیف آن را روز دوشنبه 4 ماه شعبان 1071 ذکر کرده اند.

نسخه: نام کاتب ندارد و تاریخ ختم استنساخ: روز یکشنبه 22 صفر 1104، و حواشی از فرزند مؤلّف، آقا جمال الدین محمد خوانساری با رمز «جم، مد ظله العالی» و امثال این تعبیرات در نسخه هست.

تملّک مرحوم میر محمد اسمعیل بن ابوالمحسن حسینی خاتونابادی، به تاریخ 1214 روی برگ اوّل نسخه نوشته شده.

آغاز نسخه: «بسم... قال المح [یعنی المحاکم] قد عرفت فیما سبق أنّ الاشاره، إلخ، أی الحکم».

ص : 286

«283» حاشیه شرح الألفیّه

(نحو _ عربی)

از: شیخ حسن بن علی بن احمد شافعی ازهری، معروف به بدرالدین مَدابِغی (متوفی 1170).

مآخذ شرح حالش در «الأعلام 2: 205 _ 206» و «معجم کحّاله 3: 248» مذکور است.

کتاب: حاشیه مَدابِغی است، بر «شرح نورالدین ابوالحسن علی بن محمّد اشمونی، بر ألفیّه ابن مالک»(1) و بسیار مهمّ، مبسوط و پر فائده.

نسخه: به خطّ مقبل بن حسن است که از حواشی نسخه شخص محشّی، استخراج کرده و به هنگام اذان عصر روز پنجشنبه پایان (ختام) ماه رجب 1196، در صالحیّه شام، از آن فراغت یافته است.

تملّکِ ابراهیم البلاغی و علی آل سلیمان و مهرِ حجّه الاسلام شفتی «محمد باقر بن محمد نقی الموسوی» ظهر نسخه است.(2)

حاشیه شرح الایساغوجی: مجموعه ش (...)

«284» حاشیه شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: حبیب اللّه بن عبداللّه دهلوی، مشهور به ملاّ میرزاجان باغنوی، صاحب «حاشیه

ص : 287


1- 1) فی نشره «أخبار التراث العربیّ» الّتی یُصدرها معهد المخطوطات بجامعه الدول العربیّه. العدد 30. السنه الثانیه. القاهره. یوم الأحد «9 / 9/ 1392» ص 8: «الأستاذ عبدالکریم الأسعد، من سوریا، و هو یُعدّ رساله ماجستیر موضوعها «أبوالحسن الاشمونی و کتابه منهج السّالک إلی ألفیّه ابن مالک. و ذلک فی کلّیّه الاداب بجامعه عین شمس تحت إشراف الدکتور رمضان عبدالتوّاب الاستاذ المساعد...».
2- 2) دور نیست که سیّد حجّه الاسلام _ أعلی اللّه مقامه _ در نگارش «حاشیه البهجه المرضیّه» خود از این نسخه استفاده شایان فرموده باشد.

حاشیه شرح تجرید الکلام. ش 259».

کتاب: حاشیه ای است بر مبحث جواهر و أعراض شرح ملاّ علی قوشجی «ظ»، بر تجرید الکلام خواجه نصیرالدین طوسی أعلی اللّه مقامه.

آغاز: «قوله: فناسب ذلک. حاصل وجه المناسبه».

انجام: «علی أنّ الحرکه و السّکون مهمّ الکون دون الخبر».

نسخه: خطّ قوام الدین محمّد. تاریخ پایان کتابت: شب هفتم محرّم 1062.

تملّک عمادالدین محمود حسینی و دو مهر او: «یا عماد من لا عماد له» و «یا اللّه المحمود...» و تملّک و مهر «عبده ابوالحسن» که ظاهرًا از مرحوم ملاّ ابوالحسن شریف عاملی است، ظهر نسخه هست.

«285» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ کتابت: 1124.

مُهر «محمّد باقر العلوم» و «لا إله إلاّ اللّه الملک الحقّ المبین. محمّد باقر بن محمد تقی 1157» و «لا إله الا اللّه الملک الحقّ المبین. محمّد رضا» ظهر نسخه هست.

«286» حاشیه شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: جلال الدین محمّد بن أسعد دوانی، معروف به محقّق دوانی (متوفّی 908).

کتاب: حاشیه ای است بر «شرح تجرید» ملاّ علی فاضل قوشجی، که از هنگام نگارش آن تا این اواخر، یعنی در طول بیش از چهار قرن مورد اعتناء و استقبال و دست مایه طلّاب فلسفه و کلام بوده و معروف است به «حاشیه قدیمه جلالیّه»، و حاشیه بر آن در شماره های (257) و (258) گذشت.

ص : 288

نسخه: به خطّ سلطان محمّد حسینی دامغانی. پایان استنساخ: روز دوشنبه «یا دوّم» ماه رمضان 1065، در مدرسه معصومه بلده طیّبه قم.

در دو برگ آخر، چند تحقیق علمی از محمد هادی بن معین الدین محمّد آمده است. _ همان دانشمند ماهر متبحّر مذکور در «روضه نضره: 628 _ 629» _ .

روی برگ یکم، چند تملّک و یادداشت از خاندان بزرگ سادات خاتونابادی اصفهان دیده می شود ازجمله مُهر امیر عبدالواسع «عبده عبدالواسع الحسینی 1147 ظ» و تاریخ شروع یکی از این خاندان در قرائت کتاب در روز شنبه هشتم شوّال 1104، نیز تاریخ شروع دیگری به خواندن آن در اواخر ذیالحجّه 1066، و تملیک میر محمّد صالح امام جمعه(1) نسخه را به فرزند ارجمندش میر محمد حسین، و مُهر او «محمّد صالح الحسینی 1090 ظ»، و تملّک و مهر همو «العبد محمّد حسین الحسینی...»، و تملّک فرزند میر محمد حسین که نامش با گوشه هایی دیگر از تملّکات در صحافی رفته است.

ایضًا: تملّک نیای گرامی، آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» و مُهر ایشان «محمدباقر بن زین العابدین الموسوی» در همان جا هست.

اوائل نسخه دارای حواشی بسیاری است، از جمله چند حاشیه از «حمزه» که ظاهرًا مقصود ملاّ حمزه گیلانی فیلسوف حکیم بارعِ اواخر زمان صفویّه است و شرح حالش به اجمال در «کواکب منتثره: 228» دیده می شود.

ص : 289


1- 1) در کنار خطّ آن مرحوم، امام مجدّد نوشته اند: «هذا خطّ الأمیر محمد صالح الخاتون آبادی زوج ابنه العلاّمه المجلسی «ره» و أبو أسباطه و کان امام الجمعه باصبهان». گوشه هایی درباره علماءِ أعلام سادات خاتونابادی در «کتاب دو گفتار» و «مقاله در احوال و آثار ملاّ محمّد علی تونی»، هر دو از این جانبْ یاد شده است.

«287» نسخه دیگر

نسخه: از آخر ناقص است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست.

حواشی از ملاّ میرزا و آقا حسین و آقا جمال خوانساریین _ علیهم الرحمه _ دارد.

ظهر نسخه تملّک عمادالدین محمّد حسینی، و مُهر «و إنّه فی أُمّ الکتاب لدَینا لعَلیٌ حَکیم» و تملّک و مُهر والد ماجد نویسنده این فهرست «محمّد هاشم بن جلال الدین الموسویّ» دیده می شود.

«288» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل و آخر ناقص است و دارای حواشی بسیار از «منه، رحمه اللّه» و «آقا جمال، ره» و «عب، رحمه اللّه» و «ملاّ میرزا، رحمه اللّه» و «آقا، مدّ ظلّه» و غیره.

«289» نسخه دیگر

نسخه: از آخر ناقص است. دارای حواشی «منه» و «صدرالدین دشتکی» و «میرزا جان» و غیره.

شرح حال دوانی در ظهر نسخه _ به اختصار _ از کتاب «سُلّم السّماوات» نقل شده است.

نسخه از کتابخانه خاندان فیض کاشانی _ علیه الرحمه _ بوده، خطوط آنان در ظهر نسخه دیده می شود، و تملّک میر علی بن حاجی محمّد سلیم مهروشنی. شرحی نیز به خطّ مرحوم آقا سیّد محمّد مهدی نایب الصدر اصفهانی دارد، و در این اواخر از کتابخانه مرحوم آقا شیخ محمّد رضا نجفی اصفهانی _ علیه الرحمه _ بوده است.

ص : 290

«290» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل ناقص می باشد و در صفحه آخر، کاتب نام خود را محمّد قاسم بن ملاّ ابراهیم... ، و تاریخ کتابت را سنه 1096 در مدرسه میرزا محمد شفیع اصفهان قید کرده است. حواشی متفرقه در سراسر نسخه هست.

آغاز نسخه: «بوجود آخر لم یناقض ذلک».

«291» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز و انجام ناقص است، و دارای حواشی بسیار از «منه» و «آقا حسین» و «آقا جمال» و «ملاّ میرزا» و «ملاّ عبداللّه» و «کمال الدین حسین لاری». از آثار سده یازدهم است.

«292» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ استنساخ: روز پنجشنبه هشتم ماه رمضان 1067. حواشی «منه» و کمی از حواشی «جم» در حاشیه ها نوشته شده. و در آخر نسخه دو صفحه به عنوان «المطالب تنقسم إلی أُمّهات» به نقل از «شرح القسطاس» به خط کاتب نوشته شده است.

در ذیلِ تاریخ استنساخ، مهری است که سجع آن «اللّهمّ اجعلنی بحق النّبیّ کاسمی معصومًا» می باشد.

«293» نسخه دیگر حاشیه شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: جلال الدین محمّد بن اسعد دوانی صدیقی، معروف به محقّق دوانی.

ص : 291

کتاب: «حاشیه جدید» است بر «شرح تجرید الکلامِ» ملاّ علی فاضل قوشجی، و مؤلّف آن را به تقریبی در ردّ بر امیر صدرالدین محمّد دشتکی (828 _ 903) نگاشته است، زیرا دشتکی پس از دیدن «حاشیه قدیمه جلالیّه»، خود حاشیه ای بر «شرح تجرید» نگاشته و در آن بر دوانی بسیار خرده گیری کرده است.(1)

دوانی در اواخر این شرح، مطلبی به فارسی از «شرح حکمت علائی» نقل کرده و گوید: «گمان می کنیم این شرح از شیخ عمر بن الخیّام است».

نسخه: اوّل و آخر ندارد و از آثار آغاز سده یازدهم می نماید.

«294» نسخه دیگر حاشیه شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: مولانا میرزا محمّد بن حسن مدقّق شیروانی اصفهانی (متوفی 1098) _ علیه الرحمه _ صاحب «حاشیه شرح مختصر المنتهی. ش 304» و «شرح معالم الاصول. ش 533» : «دو گفتار، روضاتی: 28 و مواضع دیگر». نمونه خطّ آن مرحوم در «فهرست رضویّه 5: روبروی ص 432» دیده می شود.

کتاب: به شرحی که خود محشّی در مقدّمه فرموده، حواشی است بر إلهیّات «تجرید الکلام» خواجه نصیرالدین طوسی رحمه الله و بر «شرح جدید» که شرح علاءالدین علی قوشجی است و نیز توضیح مشکلات «حاشیه شمس الدین محمد بن احمد خفری. ش 152» بر شرح مزبور.

مؤلّف در مقدّمه، مدحی بلیغ از شاه سلیمان صفوی نموده و این کتاب را تحفه

ص : 292


1- 1) دشتکی حاشیه جدید دوانی را نیز ردّی نگاشته است. شرح حال دشتکی و دوانی در «احیاء الداثر اشتراکی: 218 _ 222» آمده است، امّا سخنان و آراءِ شخصی متصدّی تحقیق، به جای حاشیه، بر حسب معمول، متن را دچار انحراف از مقصد و مرام مصنّف بزرگوار کرده است.

حضرت او گردانیده است.

در مقدّمه یا موضع دیگری از نسخه حاضره، مطلقًا نامی از ملاّ میرزای شیروانی نیست و حقیر از تطبیق آغاز نسخه با آنچه از سرآغاز نسخه کتابخانه مجلس در فهرست آن کتابخانه نقل شده است، دریافتم که این حاشیه از مرحوم شیروانی است. در «ذریعه 6: ش 726» تاریخ تألیف را به نقل از یک نسخه، در «ماه رجب 1076» نوشته اند.

نسخه: شامل دو بخش است به دو خط. بخش اوّل از آغاز حاشیه است که به این عبارت شروع می شود:

«خیر ما یوشّح به معاقد الکلام» تا شرح «قوله و انتفاعه بأن یقال انّ صفه العالم، ا.ه».

و خاتمه چنین است:

«أو بجوهر مجرّد هو المبدع الأوّل له «تع» ممّا سبق تفصیله و کذلک ما سیجیء من حضور الاشیاءِ بأعیانها. تمّت».

بخش دوّم به این عبارت شروع می شود:

«قال المص، قدّس سره: و انتفاء القبح ید ل علی صدقه. أقول: یمکن أن یکون مراده أنّ انتفاء القبح»،

و به این عبارت خاتمه می یابد که پایان نسخه است:

«و هذه الأولویّه ضروریّه. هذا اخر کلام المص أطال اللّه عمره، و الحمد للّه رب العالمین».

نام کاتب ها و تاریخ کتابت مطلقاً در نسخه نیست و ظاهرًا، تمامًا در زمان حیات محشّی نوشته شده و مقصود از «المصنف، أطال اللّه عمره»، مولانا میرزای محشّی است.

«295» حاشیه شرح تلخیص المفتاح

(ادب _ عربی)

از: ابوطالب بن ابوالفتح الحسینی «مقدّمه کتاب».

ص : 293

در «احیاء الداثر: 111» فرماید: «المیر أبوطالب بن المیر أبی الفتح الحسینی الشیرازی. له حاشیه علی شرح الجامیّ الموسوم بالفوائد الضیائیّه، و نسخه الحاشیه موجوده فی «الرضویّه»، تاریخ کتابتها (1008) »: «الذریعه 6. رقم 283». پایان.

ملاّ عبدالرحمن جامی متولّد 817، متوفّی 898 است. از این روی با در نظر گرفتن تاریخ کتابت (1008)، میر ابوطالب را در اعلام قرن دهم نوشته اند.

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر کتاب «مختصر المطوّل» که شرح مزجی دوّم و مختصر سعدالدین تفتازانی مسعود بن عمر (متوفی 792) است بر «تلخیص المفتاحِ» خطیب دمشق جلال الدین محمّد بن عبدالرحمن (متوفی 739) که تلخیص قسم معانی بیان «مفتاح العلومِ» سکّاکی است و شاید نام این حاشیه «أشعّه لامعه» باشد.

حاشیه بر شرح مزجی اوّل را به عنوان «حاشیه المطوّل» می نویسیم.

آغاز: «بسم. نحمدک اللّهمّ علی تلخیص البیان... امّا بعد فیقول... انّ هذه أشعّه لامعه و أنوار ساطعه طالعه من مطالع شرح کذا الثانی لمختصر المعانی».

انجام موجود: «قوله: الفنّ الأوّل. اعلم أنّ الکتاب و أجزائه یطلق علی المعانی السّبعه المشهوره... فما ذکره الفاضل المحشّی هنا قاصر علی ما لا یخفی علی صاحب الطبع السّلیم و الفهم المستقیم».

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و مطلب در وسط صفحه آخر، ناتمام مانده است. ظاهرًا از آثار قرن یازدهم می باشد.

«296» حاشیه شرح تلیخص المفتاح

(ادب _ عربی)

از: نامعلوم، و با مراجعه به «کشف الظنون» نیز شناخته نشد.

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر کتاب «مختصر المطوّل» تفتازانی (ش 295).

ص : 294

آغاز: «بسم. نحمدک اللّهمّ علی ما أعطیتنا من سوابغ النّعم و بوالغ الحکم».

انجام:«بل المتروک بالمتروک الیه فیق ترک المعین الی غیر المعین او الخطاب».

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ ختم استنساخ: شنبه ششم جمادای یکم 1246.

حاشیه شرح حکمه العین: مجموعه ش (...)

«297» حاشیه شرح تلخیص المفتاح

(ادب _ عربی)

از: فاضل خطایی (یا _ خطآئی)، عثمان بن عبداللّه، نظام الدین حنفی، مولانازاده.

آگاهی مستندی که از این فاضل دانشمند داریم معاصر بودن با میر سیّد شریف جرجانی حنفی متوفی به سال 816 است، چنان که در اوائل حاشیه بر مطوّل «در نهمین صفحه نسخه خطّی ما» گوید:

«الی ذلک أشار السیّد _ سلّمه اللّه _ فی حواشی الکشّاف» که این گونه دعاء، صریح در حالت زنده بودن میر سیّد شریف است.

دیگر، گفته کاتب چلبی (متوفی 1067) در «کشف الظنون 1: 476» است که همین کتاب مورد بحث را این گونه شناسانده است:

«و حاشیه مولانا نظام الدین عثمان الخطایی المتوفی سنه (901) احدی و تسعمائه، و هی حاشیه لطیفه».

نیز در (ستون 497) حاشیه دیگری از او بر کتاب «التلویح فی کشف حقائق التنقیح» باز از تفتازانی در اصول فقه را گوید:

«و حاشیه العلاّمه مولانازاده عثمان الخطایی. ذکره حسن چلبی و نقل عنه» کذا. که از این دو موضع «کشف الظنون» معلوم می شود که این شخص:

ص : 295

1 _ نامش عثمان است بدون ذکر نام پدر و شهرتش خطایی است و در هر دو موضع خطایی با دو یاء آخر الحروف است.

2 _ در موضع اوّل مولانا و در موضع دوّم مولانازاده است.

3 _ در موضع دوّم لقب او را نظام الدین نوشته است.

4 _ در موضع نسخه، وفاتش را هم با رقم و هم با حروف، در نهصد و یکم دارد و این بسیار شگفت آور است، چه با معاصر بودنش با شریف جرجانی متوفی به سال هشتصد و شانزده سازش ندارد، مگر آن که بسی بیش از یکصد سال عمر کرده باشد یا این که تاریخِ 901 اشتباه باشد و مؤیّد این نظر، نقل حسن چلبی متوفی در هشتصد و هشتاد و شش از او است.

دو دیگر: اسماعیل پاشا در «هدیّه العارفین 1: 656» گوید:

«الخطائی. عثمان بن عبداللّه، نظام الدین الخطائی الحنفی المعروف بمولانازاده المتوفی سنه (901). له حاشیه علی التلویح للتفتازانی فی الاصول، حاشیه علی مختصر التفتازانی لشرح التلخیص، حاشیه علی المطوّل فی المعانی و البیان».

کحّاله در «معجم المؤلّفین 6: 258 _259» همین سخنان را بی کم و بیش آورده است. پس در «هدیّه العارفین» نام پدر و مذهب حنفی داشتن او را افزوده و «خطایی» را با همزه و یاء، «ئی» نوشته است.

ملاّی دیگری از اهل سنّت امّا شافعی مذهب در «الکواکب السّائره» و از آنجا در «شذرات الذهب»، و از هر دو در «معجم المؤلّفین 1: 310» به این صورت آمده است:

«احمد مُنلازاده. توفّی فی حدود (901). أحمد بن عثمان السمرقندیّ الخطابیّ الشافعیّ الشهیر بمُنلازاده شهاب الدین، عالم فقیه مُقرئ، من تصانیفه کتابٌ جمع فیه من الهدایه و المحرّر، شرح هدایه الحکمه، و شرح الشمسیّه».

ص : 296

شیخ بزرگوار ما قدس سره در «الذریعه 6: 70»، آنجا که سخن از حاشیه جای گفتگو داشته اند، در حاشیه، بحثی مفصّل پیرامون نویسنده آن فرموده و با این که چاپ قدیمِ «کشف الظنون» را در دست داشته و آنجا نیز «خطایی» با دو یاء بوده است، آن را نپذیرفته و آن شخصی را که در «شذرات الذهب» دیده اند _ به ظن قوی _ همان صاحب حاشیه مورد بحث و نسبتش را «خطابی» به باءِ دوّم حروف و منسوب به جدّش خطّاب دانسته اند.

با توضیحاتی که نوشتیم این نظریّه را نمی توان پذیرفت، و اطاله سخن در این باب به ملاحظه همین حاشیه «ذریعه» بود، و اللّه المستعان.

کتاب: حاشیه ای است بر شرح مختصر تفتازانی بر «تلخیص المفتاح»، به «قَولُه».

نسخه: نام کاتب ندارد. پایان کتابت: 29 محرّم 1107. اندکی از حواشی مرحوم ملاّ عبداللّه یزدی بر این کتاب _ که به شماره 265 گذشت _ در کنار صفحات آمده است.

«298» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب ندارد و تاریخ پایان کتابت: «یوم الخمیس» ماه صفر 1023. چند برگ از آغاز افتاده و اوائل نسخه دارای حواشی پراکنده ای است.

«299» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب که خود از اهل فضل بوده ندارد، و از سده یازدهم یا دوازدهم است. حواشی بسیار از مرحوم ملاّ عبداللّه یزدی دارد. همچنین حواشی دیگر از: جمال، کمال، خواجه، شاه علی، سلط، محمد هادی دام ظلّه، سیف، فصیح، رضی، چلبی، سیّد، حسین، ن، سع، عصام الدین، و دیگران.

ص : 297

تملّک محمّدباقر بن آقا محمد و مُهر او «یا امام محمّد باقر» ظهر نسخه هست. و نیز تملّک شخصی که سجع مهر او «حسین منّی و انا من حسین» است.

روی برگ نسخه ابیاتی منسوب به امیرالمؤمنین _ سلام اللّه علیه _ و فوائد متفرّقه چندی به خطّ کاتب نوشته شده است.

«300» حاشیه شرح الشمسیّه

(منطق _ عربی)

از: میر سید شریف محقّق جرجانی علیّ بن محمد حسینی حنفی (متوفی 816).

کتاب: حاشیه ای است به «قوله. أقول» بر کتاب «تحریر القواعد المنطقیّه» تألیف قطب الدین محمّد بن محمّد رازی، معروف به ملاّ قطب تحتانی (متوفی 766)، در شرح رساله «الشمسیّه» در علم منطق تألیف نجم الدین عمر بن علی قزوینی معروف به کاتبی (متوفی 675)، و در «کشف الظنون» گوید حاشیه میر سیّد شریف مذکور معروف است به «حاشیه کوچک»، و در «ذریعه» گوید که به طبع رسیده است.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ پایان استنساخ: 1013. حواشی متفرّقه از محشّیان این کتاب در حاشیه ها نوشته شده است.

«301» حاشیه شرح مختصر المنتهی

(اصول فقه _ عربی)

از: میر سید شریف جرجانی علیّ بن محمّد بن علیّ حسنی حسینی حنفی استرآبادی (متوفی 816).

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر شرح قاضی عضدالدین عبدالرحمن بن احمد بن عبدالغفّار ایجی شیرازی شافعی (متوفی 756) بر کتاب «مختصر منتهی السؤل و الأمل فی علمی الأصول و الجدل» معروف به «مختصر الاصول»، که هم «مختصر» و هم

ص : 298

«منتهی» هر دو تألیف ابو عمر و عثمان بن عمر بن ابی بکر مالکی معروف به ابن الحاجب (متوفی 646)، و این حاشیه ای است در کمال توضیح و تحقیق و سیّد شریف از اوّل شرح قاضی عضد شروع کرده و تا آخر مبحث مقدّمه واجب رسانیده است، فقط: «ذریعه: 6 ص 75 سطر 26».

آغاز: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. قوله: الحمدللّه. أردف التّسمیه بالتّحمید فی مفتتح الکلام اقتفاءً لما ورد فی الأخبار و اقتداءً بطریق الأخبار و أداءً لبعض حقوق...».

«قوله من لطف اللّه تعالی. یعنی من لطف اللّه سبحانه بعباده إحداث الموضوعات اللّغویّه. فانّه، أی فانّ اللّه».

آغاز مبحث مبادی لغویّه: «بأن یصرّح أهل اللّغه باسمه ظ کقولهم هذا اللّفظ مجاز او بحدّه کقولهم هذا اللّفظ مستعمل فی غیر وضع أوّل علی وجه یصحّ».

انجام: «و لا یلزم إهمال حالها لأنّها قد علمت ههنا و اللّه اعلم بالصّواب. تمّ فی منتصف شهر ذیالحجّه الحرام سنه (1039)، حسب الاراده مخدومی أعزّی فضیلت پناهی مولانا حسین شیرازی نوشته شد. العبد المذنب أقلّ خلق اللّه ابن محمّد الخفری عبداللّه، عفی عنهما».

تملّک محمّدعلی بن محمّد صادق مجلسی و محمّد مهدی بن محمد حسین الحسینی و یادداشت های دیگر در اوّل و آخر نسخه هست.

«302» حاشیه شرح مختصر المنتهی

(اصول فقه _ عربی)

از: ملاّ میرزا جان حبیب اللّه باغنوی شیرازی صاحب «حاشیه حاشیه شرح تجرید الکلام. ش 258».

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر شرح مختصر الأصول عضدی (ش 301).

ص : 299

آغاز: «قوله: من لطف اللّه تعالی إحداث الموضوعات اللّغویّه. هذا الکلام یدلّ بظاهره علی أنّ الأصوات و الحروف مخلوقه له تعالی».

انجام: «لا یصیر سببًا لأن نعمل به دون الأخر، فتامل، فتامل. تمّ بحمد اللّه و حُسن توفیقه».

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، به قرائن در قرن یازدهم نوشته شده و تمامًا به یک خطّ و اسلوب است. مهرِ محمّد جواد الموسوی در آخر نسخه هست. از کتابخانه مرحوم آقا شیخ محمّد رضا ابوالمجد اصفهانی.

«303» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ مولانا اسمعیل بن محمّد حسین خاجویی (متوفّی 1173) است و تا شرح «قوله: و أین أحدهما من الاخر»، به این جمله خاتمه یافته است که: «إذ سیجیءُ أن لا فرق بین العامّ المخصّص» و بقیّه نوشته نشده است.

ظهر نسخه فقط تملّک میر محمّد اسمعیل بن أبوالمحسن الحسینی الخاتون آبادی در ماه رجب 1201 دیده می شود.

ناگفته نماند که مطلقاً هیچ نام و نشانی از مؤلّف اصل و شارح و محشّی و کاتب و امثال آن، در هیچ جای نسخه به نظر نرسید. این جانب تمام مشخّصات فوق را از آگاهی های شخصی خود و تطبیق با نُسخ و علائم خارجی ثبت و ضبط نمود و در آنچه نوشته شد جای هیچ گونه تردید و شبهه ای باقی نیست، و الحمد للّه ربّ العالمین.

«304» حاشیه شرح مختصر المنتهی

(اصول فقه _ عربی)

از: آخوند مولانا میرزای شیروانی (متوفی 1098)، صاحب «حاشیه شرح تجرید الکلام. ش 294».

ص : 300

کتاب: حاشیه ای است به «قولُه» بر «شرح قاضی عضدایجی. ش 301»، همان حاشیه ای که در «ذریعه 6: 129 ش 696» آن را از یکی از علمای شیعه دانسته و گفته اند که شاید از آقا جمال خوانساری باشد. و در همان جا «ش 708» گویا به پیروی از برخی نسخه ها، به اشتباه، حاشیه ملاّ میرزا جان باغنوی را به ملاّ میرزای شیروانی نسبت داده اند.

آغاز: «بسم. قوله: بأن یصرّح أهل اللّغه باسمه بأن یقول: هذا مجاز، أو بحدّه».

انجام موجود: «و ینافی العلّیّه و ینحصر الفرق بین هذا الدلیل و الدلیل الثانی فی أنّه فی الأوّل».

نسخه: از آخر ناقص است و هیچ گونه امتیاز و مختصّاتی ندارد و در حواشی نیز چیزی نوشته نشده است.

در گوشه بالای روی برگ اوّل نوشته اند: «حاشیه ملاّ میرزا شروانی».

«305» حاشیه شرح مختصر المنتهی

(اصول فقه _ عربی)

از: جمال الدین محمّد بن الحسین الخوانساری «خاتمه مؤلّف»، معروف به آقا جمال _ علیه الرحمه _ ، صاحب «حاشیه حاشیه تجرید الکلام. ش 262».

کتاب: حاشیه ای است به «قَولُه» بر «شرح [حاشیه. ظ] میر سیّد شریف جرجانی حنفی متوفّی 816» بر «شرح مختصر ابن الحاجب. ش 301». و این حاشیه مرحوم آقا جمال در چندین مجلّد است.

نسخه: به موجب شماره اوراق که در برخی از صفحات گذارده اند، هفتاد و هشت برگ از اوّل آن ناقص است.

آغاز موجود: «قطع النظر عن حصول المُعارض الأقوی».

ص : 301

انجام: «قول الشارح: قالوا ثانیًا لو صحّ، إلخ. أنت خبیر... کما لا یخفی. هذا ما تیسّر لنا من الکلام فیما یتعلّق بالأحکام، و الحمد... و لقد تمّ بید مؤلّفه الفقیر... جمال الدین محمّد بن الحسین الخوانساری، عفی عنهما، فی أواخر شهر رجب المرجّب سنه سبعین (کذا) بعد الألف...».

تاریخ پایان استنساخ: روز یکشنبه 26 جمادای یکم 1118. نام کاتب ندارد.

آقا جمال، در این مجلّد از خالوی خود «مولانا محمدباقر سبزواری» و پدر خود «آقا حسین خوانساری» در چند موضع نقل کرده و در آن تاریخ، هر دو بزرگوار زنده بوده اند. حواشی مؤلّف در سراسر نسخه به خطّ کاتب نوشته شده است.

«306» نسخه دیگر

نسخه: از مبحث ادلّه شرعیّه «من قول المصنّف، قال: مسئله: الأدلّه الشرعیّه: الکتاب و السنّه و الاجماع و القیاس»، تا ابتدای مبحث اجماع.

آغاز: «قال الشارح: لأنّ الدلیل وحیٌ أو غیره. قال فی النّهایه».

انجام: «فلا یکون فیه تعارض أصلًا فلا یلزم نسخ، فتأمّل. و یتلوه مبحث الاجماع».

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. از آثار سده 13 است.

«307» حاشیه شرح مختصر المنتهی

(اصول فقه _ عربی)

از: سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی هروی، معروف به ملاّ سعد.

کتاب: حاشیه مبسوطی است به «قَولُه» بر شرح عضدالدین عبدالرحمن ایجی (ش 301)، و در «فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، جلد ششم» به عنوان «شرح الشرح محقّق تفتازانی» (722 _ 792)، معرّفی شده است.

ص : 302

آغاز: «الحمد للّه الّذی وفّقنا للوصول إلی منتهی أصول الشریعه الغرّاء، و شرح صدورنا بنور الإهتداءِ الی سلوک محجّتها البیضاء».

انجام: «سهل الاطّلاع علی الترجیح علی ما فیه جهه واحده لا جهات علی ما فیه جهتان. الی غیر ذلک من التفاصیل. و هذا معنی قوله. و فیما ذکر ارشاد لذلک. و اللّه الهادی الی سبیل الرشاد. و هو حسبی و نعم الوکیل».

نسخه: به خطّ محمد بن علیّ بن حسن بن حسین ال_ْرلْدی (کذا) الاصفهانی است که در 19 ربیع یکم 888، در دارالملک شیراز نوشته است. اوائل نسخه صحّافی و تعمیر شده است.

«308» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ أیّوب بن قطلوبک حنفی. تاریخ پایان استنساخ: 27 جُمادای یکم 797 در جوار مدرسه صرغتمشیّه قاهره.

تملّک عماد [جمال] الدین محمّد بن حسن بن اسحق حسینی و عماد بن سیّد غلامعلی حَسنی و تملّک و مهر «عبده محمّد جعفر بن غلامعلی» و تملّک محمّد باقر توی سرکانی در اصفهان در 25 ذی القعده 1235 و مُهر نیای بزرگوار، آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین حفید امام مجدّد صاحب الروضات _ أعلی اللّه مقامهما _ در ظهر نسخه هست.

توضیح: بیست برگ از آغاز نسخه به خطّی مُغایر خطّ بقیّه نسخه است، و در بالای برگ چهل و یکم نوشته اند: «نصف کمتر از این موضع افتاده است»، و گویا این سخن درست است، چون کاتب اصل در گوشه بالای نخستین برگ هر جزوه «کرّاسه» شماره پیاپی جزوه را نوشته و در این موضع شماره «11» گذارده که معلوم می شود پیش از آن،

ص : 303

ده جزوه بوده است، و هر جزوه دارای ده برگ، و جمعًا نسخه در اصل دارای «21 جزوه» بوده که شماره گذاری شده است. در حال حاضر نسخه دارای «128 برگ» می باشد.

«309» حاشیه شرح مطالع الأنوار

(منطق _ عربی)

از: علیّ بن محمّد بن علی حسنی حسینی حنفی، معروف به میر سیّد شریف جرجانی (متوفّی 816).

کتاب: حاشیه است بر «لوامع الأسرار» که شرح قطب الدین محمّد بن محمّد رازی شافعی (متوفی 766) است، بر «مطالع الأنوار» قاضی سراج الدین محمود ارموی (متوفی 689)، و در هامش شرح مطالع چاپ شده است.

نسخه: به خطّ محمّد مؤمن گنابادی. تاریخ پایان استنساخ: غُرّه ذی الحجّه 1013. ظهر نسخه تملّک محمد رضا بن بابا میر القمی الحسینی و علی نقی بن علی، دیده می شود.

«310» حاشیه الشّفاء

(حکمت _ عربی)

از: مرحوم آخوند ملاّ محمّدباقر بن محمد مؤمن سبزواری خراسانی (متوفی 1090).

کتاب: تعلیقه ای است بر قسم حکمت الآهی کتاب الشّفاءِ شیخ الرئیس ابو علی سینا.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و ظاهرًا در زمان حیات محشّی استنساخ شده و شاید برخی اضافات در حاشیه ها به خطّ خود ایشان باشد. چند حاشیه به امضاءِ «ظ. ه_» و غیره دارد.

آغاز: «بسم. الحمد للّه ربّ العالمین... امّا بعد فانّ کتاب الإلهیّات من الشفاءِ ممّا قد

ص : 304

کثرت مراجعه المحصّلین الیه».

انجام: «و کلّ جزء من أجزاء النظام له غایه و المرجع أخیرًا الی العنایه الأُولی و رجع إلی نفس الذّات الأحدیّه».

روی برگ اوّل، تملّک «ابوالقاسم الحسینی الخاتون آبادی» نوشته شده.

«311» حاشیه شَوارق الإلهام فی شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: آخوند ملاّ محمّد اسماعیل فرزند آخوند ملاّ سمیع یا محمّد سمیع اصفهانی، معروف به ملاّ اسماعیل واحدالعین علیه الرحمه.

از گزارش زندگانی این حکیم محقّق مدقّق استاد بارع، جز اندکی آگاهی _ آن هم در حدّ وصف علم و کمال او _ در دست نیست. بلکه اشتباهاتی هم به وجود آمده است.

در جلد ششم الذریعه «ش 781» که حاشیه جای گفتگو، و «ش 65» که حاشیه أسفار بی ذکر مأخذ، و در جلد سیزدهم «ش 1374» که «شرح العرشیّه»، هر سه را از حکیم استاد شناسانده و در «کرام برره: 140» که عنوانش کرده اند، وفاتش را در هر چهار جا به سال 1277 نوشته اند، و برای تعیین این تاریخ هیچ مأخذی نیاورده اند و منشأ آن دانسته نیست.

مرحوم معلّم در «مکارم الاثار 6: ش 1353» و این حقیر در شرح «روضات الجنّات 1: 217» به استناد آن قول ناشناخته، همان تاریخ 1277 را نوشته ایم.

لکن، اوّلاً در نسخه کتاب جای گفتگو که به خطّ عالم مؤتمَن جلیل القدری است، همه جا _ در حواشی _ برای مصنّف طلب رحمت و مغفرت شده، از جمله به این لفظ: «منه، اعلی اللّه سبحانه مقامه فی غُرفات الجنان»، و تاریخ کتابت نسخه 1272 می باشد.

ص : 305

یعنی پنج سال پیش از تاریخ ذریعه و کرام.

و ثانیًا، نسخه ای از «حاشیه حاشیه الخَفری علی شرح التجرید» در شماره (261) شناساندیم که پایان کتابت آن در پنجشنبه غُرّه ماه رمضان المبارک 1245 است و در حواشی آن از اوّل تا آخر، به خطّ کاتب متن _ که او نیز عالم مؤتمَنی بوده _ حاشیه هایی است با توقیع «محمّد اسمعیل الاصفهانی، ره» و «محمد اسمعیل، ره» و «للأستاد محمّد اسمعیل، ره» و در همه جا «ره» که مخفَّف «رحمه اللّه» باشد آورده، و این می رساند که آخوند ملاّ اسماعیل در 1245 حیات نداشته است.

بیافزاییم که در حواشی آن نسخه حاشیه های بسیار نیز با همان خطّ و ربط از جناب آخوند ملاّ علی بن جمشید نوری مازندرانی اصفهانی _ متوفّای شب آدینه بیست و سوم ماه رجب 1246 _ دارد که همه جا پس از نام ایشان، «زید عمره» و «مدّ ظلّه» و نظیر این دعاها نوشته است.

در ضمن، باید گفت که شواهد چند گویای آن است که در این دو اثر، ملاّ محمّد اسماعیل دیگری متصوَّر نیست، و باید حواشی جمالیّه را از آنِ همین محشّی شوارق جای گفتگو دانست.

از جمله شواهد مهّم این که مرحوم آقا میرزا محمّد بن سلیمان تنکابنی (متولّد 1234 یا 1235)،(1) در احوال شریف العلماءِ ساکن کربلای معلّی، متوفّی به بیماری طاعون همگانی کربلا در روز 24 ذی قعده 1246 _ یعنی همان سال فوت آخوند ملاّ علی نوری در اصفهان _ در کتاب «قصص العلماء: ص 97 _ 98، چاپ یکم سنگی

ص : 306


1- 1) به تعبیر خود آن مرحوم در ص 66: «و مولد این فقیر در سنه 1234 یا هزار و دویست و سی و پنج بود». و در همان جا گوید: «و والد ماجد در عربیّت بسیار مسلّط شد، و در نزد آخوند ملاّ علی نوری مدّت بیست و دو سال تلمّذ نمود و کتب ملاّ صدری را در نزد او دید».

تهران، 1296، بی شماره صفحه» گوید:

«و از جمله تلامذه شریف العلماء آخوند ملاّ اسماعیل یزدی بود... و در آن عهد دو ملاّ اسماعیل وحید عصر بودند: یکی ملاّ اسماعیل واحدالعین اصفهانی که از شاگردان آخوند ملاّ علی نوری بوده، در حکمت، مسلّم عصر، و او را بر «شوارق» حواشی است، و دیگر ملاّ اسماعیل یزدی...»، انتهی.

امّا این وحید عصر یزدی در کربلا جانشین مرحوم شریف العلماء است در علم اصول فقه، گذشته از این که هیچ گونه اثر مکتوبی از او معرّفی نشده است.

مقصود این است که «محمد اسماعیل الاصفهانی» در نیمه نخست سده سیزدهم، جز همین صاحب «حاشیه شوارق الالهام» شخص دیگری یافت نشد.

در جای دیگری از کتاب «قصص» که نام حکیم بزرگوار اصفهان آمده است در ضمن شرح حال حاجی ملاّ محمد تقی برغانی شهید ثالث _ اعلی اللّه مقامه _ است که در باب مرحوم شیخ احمد احسائی معروف (ص 36) گوید:

«وقتی شیخ به اصفهان رفت ملاّ اسماعیل واحدالعین _ که از تلامذه آخوند ملاّ علی بوده _ به مجلس شیخ رفت و در مسئله علم، میان او و شیخ صحبت شد، و ملاّ اسماعیل بر او غالب بود. و ملاّ اسماعیل ارشد تلامذه آخوند ملاّ علی بوده و او را حواشی بر کتاب شوارق است».

شگفتا که با این اوصاف، و نیز ادّعای شاگردی پدرش مرحوم ملاّ سلیمان طبیب نزد آخوند ملاّ علی به مدّت بیست و دو سال، که مستلزم حشر و نشر داشتن او با جناب ملاّ اسماعیل است، دیگر هیچ مطلبی راجع به حکیم در «قصص» نیاورده است.

شگفتاورتر این که نام هیچ استادی جز آخوند ملاّ علی و نام هیچ شاگردی برای

ص : 307

حکیم، جز مرحوم حاجی ملاّ هادی سبزواری «درگذشته 28 حجّه 1289: مکارم 2: ش 191» در مآخذ دیده نمی شود، هم چنان که در آثار موجودِ خود حکیم نیز نام استادی به میان نیامده است.

امّا حاجی در گزارش موجزی که از «کیفیّت تحصیل خود و...» نوشته، به صراحت فرماید:

«قریب به هشت سال در اصفهان ماندیم... پنج سال حکمت دیدم خدمت زبده الحکماءِ الإلهیّین فخرالمحقّقین و بدرالعالمین و العاملین و المتخلّقین بأخلاق الروحانیّین بل بأخلاق اللّه جناب حقائق آگاه آخوند ملاّ اسماعیل اصفهانی _ قدّس سرّه الشریف _ . و چون آخوند ملاّ اسماعیل مرحوم شدند دو سه سالی بالإختصاص خدمت جناب حکیم متألّه استاد الکلّ المحقّق الفائق و النور الشارق آخوند ملاّ علی النوریّ، قدّس اللّه نفسه و طیّب رمسه، حکمت دیدم»: «مجلّه یادگار، س 1، ش 3»، «مکارم الاثار، سال 1212، 2: ش 191».

با این که مرحوم حاجی در آغاز همین گزارش فرموده است که تا پایان یازده سالگی خود «عشره کامله» در سبزوار بوده و ده سال هم «عشره کامله» در مشهد مقدّس رضوی به سر برده و سپس آهنگ اصفهان کرده است، امّا تاریخ تولّد _ و نیز تاریخ دیگری _ در این گزارش ننوشته، و مشهور در سال تولّد ایشان یکهزار و دویست و دوازده است، لکن مرحوم فرصت شیرازی (1271 _ 1339) در مقدّمه ای که بر دیوان اشعار حاجی نوشته گوید: «بعضی تولّد او را در سال 1202 گفته اند»: «مکارم: 451».

با این اوصاف نمی توان تاریخ فوت مرحوم ملاّ اسماعیل حکیم اصفهانی را _ و لو به تقریب _ از گزارش حاجی سبزواری هم به دست آورد. افزون بر این که مرحوم آقای

ص : 308

تنکابنی سال عمر حاجی را تا نود و پنج سال و بیشتر هم افزایش داده است! در صورتی که اگر تولّد، 1212 باشد، مدّت عمر هفتاد و هشت و اگر 1202 باشد هشتاد و هشت سال می شود.

آقای تنکابنی در «قصص: 43، همان چاپ سنگی نخست» مطالبی درباره حاجی سبزواری و بزرگواری و کرامات او و سپس دیدار خود با آن جناب نوشته که آغازش چنین است:

«و این فقیر مؤلّف کتاب در سالی که به سفر خراسان می رفتم چون به سبزوار رسیدم مسائلی چند از کلام و حکمت و تفسیر در رساله جمع نمودم و آنها اشکالات عویصه بود و خدمت حاجی ملاّ هادی سبزواری دادم که از معاریف حکمای زمان و از تلامذه آخوند ملاّ علی نوری بوده و نود و پنج سال از عمر او می گذشت...».

بقیّه مطالب و به خصوص شرح دیدارش با جناب حاجی بسیار خواندنی و شگفتاور است، امّا تاریخ آن سفر و آن دیدار معلوم نشد.

در اینجا باز یادآور شویم که موضوع شاگردی حکیم نزد استاد نوری و ارشد تلامیذ بودن را تنها در کتاب «قصص» می بینیم، والاّ چگونگی تحصیلات حکیم جز همان دو کلمه به کلّی مجهول است، همان گونه که از تاریخ تولّد و مولد و منشأ و دیگر خصوصیّات زندگی و وفات و مدفن و اقرباء و ارحام حکیم هیچ گونه آگاهی در دست نیست، و ما تنها مأخذ معتبری که در بیان اوصاف علمی و کمالات عالیه حکیم داریم همان گواهی بلندی است که مرحوم حاجی سبزواری درباره آن بزرگوار با الفاظ شامخه اظهار داشته و اعلی ترین پایگاه ترقّی و تعالی انسانی را می رساند: زبده الحکماءِ الإلهیّین... تا آخر.

ص : 309

درباره «مکارم الاثار» چنان که پیشتر گفتیم، جناب معلّم _ علیه الرحمه _ تنها به استناد «ذریعه»، حکیم را در سال (1277 ق، 1240 ش) عنوان فرموده و چند سطری به تلفیق از آن کتاب و «قصص» آورده و به نسخه «حاشیه شوارق» جای گفتگوی ما نیز اشاره نموده اند: «جلد ششم. ش 1353»، و ما آنجا در پاورقی (ص 2152) نوشتیم که:

«در (ج 4 ص 1266) تصویر قطعه «بِتا هلاک شود دوست در محبّت دوست» به خطّ درویش چاپ شد که کاتب در ذیل آن چنین نوشته است: «بنا بخواهش دوست گرامی علاّمی آخوند ملاّ محمّد سمیع حفظه اللّه تعالی در صدد تحریر و تسطیر این چند کلمه برآمد بتاریخ 1189» راقم این سطور احتمال می دهد که آن شخص همین ملاّ محمّد سمیع پدر واحدالعین باشد، و اللّه العالم. م.».

امّا روضات الجنّات، اگر چه نامی از حکیم اصفهانی در آن کتاب شریف نیامده است، امّا در حاشیه شرح حال مرحوم شیخ احمد بن زین الدین احسائی (جلد اوّل، چاپ اصفهان، 1382 ق، ش 22) سخنی بدین گونه نوشتیم:

«و أوّل مَن تعرّض لنقض کلماته و ردّ أقواله فی المعقول هو الفیلسوف البارع الحکیم الملاّ محمّد اسمعیل بن محمّد سمیع الاصفهانی المعروف بواحد العین...».

و چنان که گذشت مرحوم تنکابنی نوشته اند هنگامی که شیخ به اصفهان وارد شد ملاّ اسماعیل به مجلسش رفت و در مسئله علم صحبت کردند و ملاّ اسماعیل بر او غالب بود.

تاریخ ورود شیخ احمد از یزد به اصفهان _ چنان که از «فهرست کتب مشایخ 1: 210 _ 211» مستفاد می شود _ در نیمه نخست سال یکهزار و دویست و بیست و نه (1229) بوده و چهل روز در این شهر اقامت داشته و سپس به طرف کرمانشاه رهسپار و در دوّم ماه رجب همان سال وارد کرمانشاه شده است.

ص : 310

ناگفته نگذاریم که شیخ احمد اجازه روایتی مبسوطی به درخواست جناب حاجی محمد ابراهیم کرباسی (متولّد 1180 متوفّی 1261) برای ایشان نوشته و تاریخ آن «شب 25 ذیقعده 1229» می باشد. پس باید گفت استجازه در اصفهان و نوشتن اجازه در کرمانشاه بوده است. این اجازه را مرحوم معلّم حبیب آبادی از روی نسخه اصل آن در بیست و پنج صفحه استنساخ نموده و در «امالی» خود نهاده و به چندین اشتباه تاریخی آن در حاشیه تذکّر داده است.

به هر حال، حضور چهل روزه شیخ در اصفهان را _ بدون ذکر تاریخ _ حاج سیّد کاظم بن قاسم رشتی شاگرد بنام و مصاحب علی الدوام شیخ که خود در این سفر حضور داشته است، در کتاب «دلیل المتحیّرین، نگاشته سال 1258» به زیبایی وصف نموده و به موضع علماءِ اصفهان با شیخ سخن گفته و اسماء و اوصاف شریفه نه نفر از بزرگان علماء و از جمله حکیم اصفهانی را به قلم آورده است، اگر چه درباره مباحثه حکیم و شیخ سخنی گفته، بل، حکیم را به کمترین وصفش یاد کرده است، و باید در نظر داشت که شیخ احمد در آن هنگام با زبان و زیّ و لهجه خاصّ عربی شیوا و ممتاز و کوله باری از علم و دانش والای مخصوص و ادبیّات قویّ غنیّ و جاه و جلال زاهدانه عارفانه، با التزام به اظهار نوافل و رواتب و اوراد و اذکار و امثال این تعیّنات و قیود، شرح کبیر جامعه کبیره به دست؛ در این شهر ظاهر شده است.

باری، عبارت «دلیل المتحیّرین. برگ سیزدهم نسخه خطّی» چنین است:

«فلمّا خرج و وصل الی اصفهان و کنت بخدمته الشریفه تلقّاه أهل اصفهان لا سیّما علماؤهم و حکّامهم و أعیانهم بأحسن ملقی... و بلده اصفهان إذ ذاک الزمان _ کهذا الزمان _ صرّه ایران مجمع العلماءِ الفحول و معدن فضلآءِ المعقول و المنقول و فی ذلک

ص : 311

الزمان روضه العلم مخضرّه و سوق المعرفه و الفضل عامره، و فیها من أعیان العلماءِ من الفقهاءِ و الحکماءِ ما یعجز عن بیان وصفهم اللسان و لا یتحمّل درک معالم فضلهم الجَنان، مثل:

جناب السیّد الأجلّ السند الأنبل مرجع الأنام حجّه الاسلام موئل الأصاغر و الأکابر السیّد محمد باقر، و مثل العالم الفاضل العامل الکامل علاّمه الدهر و وحید العصر ذوالفهم العالی المستقیم و المولی الولیّ الحمیم الحاجّ محمّد ابراهیم الملقب بالکرباسیّ، و العالم العامل و الفاضل الکامل الورع التقیّ الشیخ محمّد تقی، و العالم المتقن و الفاضل المؤتمن قدوه العلماءَ الأطیاب المیرزا باقر النوّاب، و الحکیم العظیم و العالم الحمیم ذو الفهم الراسخ و الفضل الباذخ العلیّ الولیّ الملاّ علی النوریّ، و العالم الکامل الملاّ محمّد علیّ النوریّ، و الفاضل الجلیل الملاّ اسماعیل الملقّب بواحد العین، و العالم الأعلی الأنور الأزهر الملاّ علی اکبر، و المولی الأولی صاحب الریاسه الکبری الاقا میر محمّد حسین سلطان العلماءِ، و غیرهم من العلماءِ العظام و الفضلاءِ الفخام...».

از این جماعت معظّم، مرحوم آقای آخوند ملاّ علی اکبر ایژه ای _ از اعاظم حوزه مرحومان میرزا سیّد ابوالقاسم مدرّس سابق الذکر و آقا محمّد بیدآبادی _ در یازدهم شوّال 1232 پیش از بقیّه درگذشته است و پس از او جناب سلطان العلماء حاج میر محمّد حسین امام جمعه در شب دوشنبه ششم ماه صفر 1233 وفات کرد.

در «فهرست کتب مشایخ» آورده اند که شیخ احمد پس از درگذشت محمّد علی میرزا دولتشاه حاکم کرمانشاه (وفاتش 1237) از کرمانشاه خارج و به مشهد مقدّس رضوی و بعد به یزد رفته و سه ماه درنگ نموده و سپس به اصفهان وارد شده و از آنجا به کرمانشاه بازگشته و از آنجا به عتبات عالیات مشرّف شده و آهنگ سفر حجّ کرده

ص : 312

و در بیست و یکم ذی قعده 1241 در نزدیکی مدینه منوّره فوت شده است. «فهرست 1: 215».

این آمدن بار دوّم شیخ به اصفهان از «دلیل المتحیّرین» به هیچ روی مستفاد نمی شود.

* * *

از اینها همه بگذریم و بنگریم به سخنان استاد جلال الدین همایی و برخی اشتباهات.

مرحوم همایی در مقاله «صفحه یی از تاریخ اصفهان (قرن 11 _ 14)» که در چند شماره از مجلّه «وحید» در تهران چاپ شد، در شماره سوم سال پنجم (ص 284 _ 285) پی در پی از حکیم بزرگوار، به «درکوشکی واحدالعین» تعبیر کرده، وفاتش را «علی الأصحّ در حوالی 1270» نوشته و در پاورقی گویند: «امّا به تازگی مأخذ معتبری به نظرم رسیده است که حدود 1270 ق را معلوم می کند. این موضوع را هم در مقاله «ملاّ اسماعیل خواجوئی» جداگانه خواهم نوشت...».

منظور استاد همایی از مأخذ معتبر همین نسخه حاشیه شوارق است که به نظر ایشان رسانیده بودیم و چنان که در «حاشیه حاشیه شرح تجرید الکلام. ش 262» گفتیم، ایشان درباره این هر دو نسخه و کتاب، مقاله «ملاّ اسماعیل اصفهانی حکیم» را ارائه نمودند.

امّا نسبت «درکوشکیِ» واحدالعین را استاد در مقاله اخیر (ص 21) این چنین متعرّض شده اند:

«و چون از مردم محلّه درکوشک (=درب کوشک) اصفهان بود، گاهی او را «درکوشکی» نیز می گفتند».

این گفته استاد در جای دیگری دیده نشد و دور نیست که از اوهام و اشتباهات باشد. «و چون از مردم محلّه درکوشک... گاهی او را درکوشکی نیز می گفتند» ادّعایی بیش

ص : 313

نیست. ایشان ننوشته اند که چه کسی یا کسانی این چنین می گفته اند!

وصف نسخه

مرحوم همایی در مقاله اخیر «ملاّ اسماعیل اصفهانی حکیم»، نسخه جای گفتگو را (در ص 22) این گونه معرّفی کرده اند:

«توضیحًا نسخه خطّی بسیار ممتاز از حواشی شوارق ملاّ اسماعیل به خطّ زیبای حاج سیّد محمّد بدیع ابن سیّد مصطفی موسوی درب امامی اصفهانی معروف به حاج میرزا بدیع درب امامی (متوفّی 1318 ه_ . ق) مدفون در تکیه میر سیّد محمّد شهشهانی، اوایل تخت فولاد اصفهان دیده ام که تاریخ شروع کتابتش اوایل ماه صفر (1272 ه_) و تاریخ اتمامش پنجشنبه یازدهم ربیع المولود (1272 ه_ . ق) است و صاحب حاشیه را به دعای «رحمه اللّه» با رمز «ره» ذکر کرده علامتِ این که در آن تاریخ فوت شده بود. عبارت خاتمه نسخه این است:

«وقع الفراغ من هذه الحاشیه المنسوبه الی مولل_نا محمّد اسمعیل الاصفهانی ره_ ، یوم الخمیس الحادی عشر من شهر ربیع المولود سنه 1272 علی ید أقلّ الطّلاب محمّد بدیع بن السیّد مصطفی الموسویّ الدرب إمامیّ» و مقدار کتابت را پشت نسخه پنج هزار بیت نوشته و خطّش نَسخ و ثلث خوش اسلوب پخته شیوا است».

استاد همایی افزوده اند: «حاج میرزا بدیع درب امامی اصفهانی کاتب نسخه از مدرّسان بزرگ مدرسه نیماورد اصفهان بوده و مخصوصًا در تدریس «قوانین الأصول» شهرتی بسزا داشته است... و در فلسفه ظاهرًا شاگرد همین ملاّ اسماعیل اصفهانی واحدالعین بوده و تعبیر «مولانا» در خاتمه نسخه قرینه یی برای نسبت شاگردی و استادی تواند بود».

ص : 314

در صفحه 30 این چنین افزوده اند:

«امّا از طرف دیگر تلمّذ حاج میرزا بدیع درب امامی متوفی (1318 ه_ . ق) نزد ملاّ محمّد اسماعیل اصفهانی صاحب حواشی شوارق با فرض وفات او قبل از (1245) و در حوالی (1243 ه_ . ق) مستلزم این است که حاج میرزا بدیع لااقلّ نزدیک صد سال یا 98 سال عمر کرده یعنی مثلًا حدود (1220) هجری متولّد شده باشد... توضیحًا علاوه می کنم از مرحوم استادی علاّمه العلماء حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی _ رحمه اللّه علیه _ (1) که خود از شاگردان درس قوانین حاج میرزا بدیع بوده اند تحقیق کردم، فرمودند حاج میرزا بدیع اسنّ علمای عصر خود بود و سنّ ایشان از حوالی نود سالگی متجاوز بود...».

و در صفحه 31 باز گفته اند:

«و این ملاّ اسماعیل همان کسی است که حاجی سبزواری در اصفهان نزد او تحصیل فلسفه کرد، و حاج میرزا بدیع درب امامی هم از شاگردان او بود و حواشی شوارق او را در سال 1272 برای خود کتابت کرد...»

اینک گوییم:

1 _ مرحوم حاج میرزا حسنخان شیخ جابری انصاری (تولّد 1287، وفات 1376 ق) در «تاریخ اصفهان. جلد سوم. ش 163، ص 47»، حاج میرزا بدیع موسوی درب امامی را گوید: «وفاتش 1318 در سنّ شصت و هفت سالگی»، و مرحوم معلّم حبیب آبادی (تولّد 1308، وفات 1396 ق) در کتاب خطّی «امالی. ص 191 _ 192» شرح حال مرحوم بدیع را از زبان عالم جلیل آقای حاج میرزا فتح اللّه (متولّد

ص : 315


1- 1) آن بزرگوار از مشایخ کبار این ذرّه بی مقدار بودند. مرحوم استاد، تولّد ایشان را «شنبه 12 جمادای دوّم 1297» و درگذشتشان را در شب عید غدیر (1396 مطابق 19 آذر ماه 1355) نوشته اند. رحمه اللّه علیهما.

4شنبه 17 ربیع یکم 1301، متوفی شنبه 11 ماه رجب 1377) فرزند آن مرحوم نوشته و از جمله این که: «در عصر آدینه 21 شعبان 1318 در سنّ شصت و هفت سالگی وفات کرده».

این دو مأخذ معتبر می رساند که تولّد حاج میرزا بدیع درب امامی _ اعلی اللّه مقامه _ در سال (1 _ 1250 ق)، چند سالی پس از درگذشت آخوند ملاّ اسماعیل حکیم بوده است، و کلمه «مولانا» هم در نوشته ایشان هیچ گونه دلالتی بر استاد و شاگردی ندارد. عکس مرحوم آقای حاج میرزا بدیع نیز که در جلد هفتم «مکارم الاثار: 2726» چاپ شد حاکی اندکی بیش از شصت سالگی است.

تفصیل مطالب «امالی» را به سال 1332 ش، در کتاب «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 171 _ 175. چاپ اصفهان» نقل کرده و نسخه «حاشیه شوارق» جای گفتگو را نیز یادآور شده ایم و با در نظر گرفتن تاریخ کتابت آن درباره حکیم نوشته بودیم: «وفاتش را در «الذریعه، ج 6» به سال (1277) ضبط فرموده، ولی ظاهرًا درست نیست و باید حدود 1270 باشد».

مرحوم استاد همایی کتاب زندگانی را در جریان چاپ مرور می کردند و اتّفاق را در همین شرح حال حاج میرزا بدیع، دو حاشیه نوشته اند که همانجا به چاپ رسید. امّا گویا هم ایشان به هنگام نوشتن مقاله و هم این حقیر در زمان نوشتن تعلیقه روضات، از مطالب مرقوم در کتاب زندگانی غفلت کرده ایم.

سخنان استاد در صفحات 31 و 32، درباره چگونگی تدریس مرحومان آخوند ملاّ علی نوری و ملاّ محمّد اسماعیل حکیم اصفهانی است که هیچ گونه سندی در این خصوص ارائه نکرده اند و ظاهرًا منشأ آن اظهارات استنباط ظنّی خود ایشان است.

ص : 316

تا آن که، مقاله را به نقل سه بیت شعر سروده آخوند ملاّ علی و سه بیت هم از خودشان پایان داده اند. چکیده آن مطالب را در «دو رساله در فلسفه اسلامی: 14» نیز آورده بودند. و بالاخره، جریان فکری فلسفه را در «دو رساله: 21 _ 22» زیر عنوان «مکتب فلسفی مخالف ملاّ صدرا» شرحی نوشته اند، به خلاصه این که:

«مرحومان آقا حسین و آقا جمال الدین خوانساری و آقا میر محمّد اسماعیل خاتونابادی و بسیاری دیگر از بزرگان فلسفه و کلام، پیرو مکتب مرحوم آخوند ملاّ رجبعلی تبریزی اصفهانی بوده اند...». دریغا که استاد تاریخ درگذشت آن هر سه بزرگوار را نادرست نوشته اند.

حُسن ختام

در پایان این مقال، نمونه ای از طرز تفکّر و تراوش قلمی حکیم بزرگوار را از صفحه چهل و سوّمِ «حاشیه شوارق» جای گفتگو ارائه نموده و سپس دو بیت شعر سروده آن مرحوم را به همان شکلی که بر روی پاره کاغذ فرسوده یافته ایم به تصویر می آوریم و از آن در دستخطّ عالمانه بسی چیزها نیز می توان فهمید که به همین اشاره بسنده می کنیم.

قال الحکیم: «قوله: و القوانین العلمیّه مع توحید. ا ه_ . أقول: فانّها حجاب العلم حجابکذا الأکبر، و اعلم أنّ الحجُب کلّها راجعه إلی حجابٍ واحدٍ هو النّفْس و الأنانیّه، فلا بُدّ من رفعها بقتلها. فَاقْتُلُوا أنفُسَکم ذلکم خیرٌ لکم. و لا تَقُولوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی سَبیل اللّه أمواتٌ بَل أحیآءٌ عِنْد رَبّهم وَلکن لا تَشْعُرُون. و هذا القتل إنّما یتحقّق بتهذیب الباطن عن الأخلاق الرذیله و الملکات الردیّه من الکبر و العُجب و الریاءِ و البخل و غیرها من الصفات المذمومه. فالعلم الّذی یکون حجابًا هو العلم الرسمیُ الّذی لا یوجب لصاحبه إلاّ الأنانیّه و التکبّر و لا یحصل منه إلاّ البُعد عن المُبتغی. فلا بدّ من رفضه تحصیلًا للغایه

ص : 317

العظمی. و أمّا العلم الحقیقیُ فلا بدّ منه فی السلوک فیصیر العلم و البیان بالسلوک کشفًا و عیانًا. فلا تَتَّبِع الهَوی فَیُضِلّک عَن سَبیل اللّه». و در حاشیه این بیت آمده است:

برون از شهر بند عقل شهری است که در هر کوچه اش غوغای عسق است

کاتب جلیل القدر برای «عشق» هیچ نقطه نگذارده است، رحمه اللّه علیه.

ص : 318

معرّفی نسخه شریفه «حاشیه شوارق الالهام» دارای 106 برگ به حجم ثُمن 19 × 11 و سخنی درباره محشّی حکیم و کاتب علیم آن و برخی فوائد پراکنده پایان یافت، و «شرح المشاعرِ» احسائی به شماره (530) بیاید. و الحمدللّه ربّ العالمین. «24 _ ج 1 _ 26».

«312» حاشیه عُدّه الأُصول

(اصول فقه _ عربی)

«عُدّه الاُصول» از آثار گرانبهای حضرت شیخ الطائفه ابوجعفر محمّد بن حسن طوسی (385 _ 460) _ علیه الرحمه _ است که آن را پیرامون مسائل مهمّه اصول فقه نگاشته، و خود در آغاز آن فرموده است که چون امامیّه را کتابی مبسوط و محقّقانه در این فنّ نبود که بتوان بدان استناد کرد، لذا به درخواست اصحاب خود آن را در دو جزء نگاشت، و ابتداء فصلی در شناختن ماهیّت اصول فقه و انقسام آن و چگونگی ترتیب ابواب آن آورد. شیخ الطائفه در عدّه پیرامون مسائل مهمّ اصول گسترده سخن گفته و تحقیق کرده است، لکن بسیاری از مطالبی که در کتاب خود از آنها بحث فرموده اینک از مسائل اصول فقه شناخته نمی شود. وی درین کتاب از «تلخیص الشافی» خویش که به سال 432 نگاشته یاد کرده است.

سیّد بحرالعلوم _ قدّس اللّه روحه _ در «فوائد رجالیّه» خود در وصف این کتاب فرموده است:«کتاب العُدّه، و هو أحسن کتاب صنّف فی الاُصول».

دانشمند بزرگ عهد صفوی، مولانا خلیل بن غازی قزوینی (1001 _ 1089) صاحب «الشافی. ش 467» و «صافی. ش 562»، حاشیه هایی بر کتاب عدّه نگاشت که ذیلاً پیرامون آنها گفتگو می کنیم، و گویا کسی جز این دانشمند بر کتاب مذکور گزارشی ننوشته، نه از دانشمندان پیش از او و نه پس از او. لکن بر حاشیه مولی خلیل _ جای

ص : 319

گفتگو _ تعلیقاتی نگاشته شده که یاد می کنیم.

شرح حال ملاّخلیل قزوینی در عموم کتب تراجم به تفصیل آمده، از جمله معاصر او شیخ حرّ عاملی (1033 _ 1104) در کتاب «أمل الآمل: 44» فرماید:

«المولی الجلیل خلیل بن الغازی القزوینیّ، فاضلٌ عالم علاّمه حکیم متکلّم محقّق مدقّق فقیه محدّث ثقه ثقه جامع الفضائل ماهرٌ معاصرٌ، له مؤلّفاتٌ منها:«شرح الکافی» فارسیٌ، و شرح عربیٌّ، و «شرح العُدّه» فی الاُصول، و «رساله الجمعه»، و «حاشیه مجمع البیان»، و «الرّساله النّجفیّه»، و «الرّساله القمیّه»، و «الجمل(1) فی النّحو»، و «رموز التّفاسیر الواقعه فی الکافی و الرّوضه» و غیر ذلک. رأیته بمکّه فی الحجّه الاُولی، و کان مجاورًا بها، مشغولاً بتألیف حاشیه مجمع البیان. توفی سنه 1089. و قد ذکره صاحب «السّلافه» و أثنی علیه ثناءً بلیغًا و ذکر بعض المؤلّفات السّابقه» انتهی.

امام مجدّد صاحب «روضات الجنّات: 265 _ 267» نیز شرح حال ملاّ خلیل را به تفصیل آورده و در آنجا از «ریاض العلماء» نقل فرموده اند که وی به سال 1001 در قزوین به دنیا آمد و نزد شیخ بهائی و میرداماد درس خواند و با خلیفه سلطان نیز در نزد حاج ملاّ محمود رنانی و حاج ملاّ حسین یزدی شاگردی کرد، و نزد سلاطین و امراءِ دولت صفوی محترم بود. پیش از آنکه به سی سالگی رسد متولّی و مدرّس روضه منوّره حضرت عبدالعظیم در ری گردید، لکن به پیش آمدی بر کنار شد. پس به مکّه معظمه رفت و مدّتی مجاور بود، تا به قزوین بازگشت و به تصنیف و تألیف و نشر دانش ها پرداخت. و او را با حُکام قزوین و طهران داستان ها است.

سپس صاحب ریاض شطری از متفرّدات و اقوال شاذّه مرحوم خلیل را برشمرده که

ص : 320


1- 1) توضیح ذیل «تنقیح المرام. ش 192» مراجعه شود.

ما آن مطالب و چیزهای دیگری نیز که صاحب روضات و دیگران فرموده اند به کوتاهی و ترتیب در زیر نقل می کنیم:

متفرّدات ملاّ خلیل:

1 _ تحریم نماز جمعه در زمان غیبت امام علیه السلام و منع شدید از اقامه آن(1).

2 _ سلوک روش أخباریان و انکار شدید طریقه اجتهاد.

3 _ اعتقاد به صحّت جمیع اخبار کتاب «کافی» شیخ کلینی و وجوب عمل به آنها.

4 _ آنچه در «کافی» به لفظ «رُوی» آمده از کلام صاحب الأمر علیه السلام است.

5 _ قول به ثبوت معدومات.

6 _ عمل به علم «نه گمان» در مسائل فرعیّه مذهبی در زمان غیبت.

ص : 321


1- 1) وی اوّلین بار در «شرح کافی» فارسی تحریم نماز جمعه را مفصّلاً نگاشت. مرحوم ملاّ محمّد طاهر قمی رساله ای در ردّ او تألیف و بسیار از او نکوهش کرد و وجوب نماز جمعه را ثابت نمود. قزوینی این رساله را دید و خود ردّی بر آن نوشت و بسی از قمی خرده گرفت و بر او تاخت. لکن تا حدّی از نظر تحریمی اوّل خود عدول کرد. پس از این باز رساله دیگری نگاشت و در آن به طریقه انصاف گرایید و از تفسیق نماز جمعه گزاران انکار نمود. این مطلب از روضات: 266 و 336 به خوبی مستفاد می شود، لکن در «فهرست دانشگاه 5: 1358» اشتباهًا گفته اند که «او نماز آدینه را واجب می دانست و در همین زمینه با محمّد طاهر قمی ستیزها کرده است.» انتهی. در صورتی که در پاورقی صفحه 1504 فهرست مذکور، مطلب را به درستی یاد کرده اند. در اینجا مناسب است بیافزاییم که قائل «أقول» در آخر شرح حال مولانا خلیل در «روضه نضره: 204» پیرو افکار و حدسیّات همیشگی خود پیرامون اوضاع علمی و مواضع علماءِ عصر صفوی، کلماتی چند نوشته اند که عطف به ما سبق باید کرد! ضمنًا، در همان «روضه: 268» در ترجمه شمس الدین محمّد شیرازی _ به نقل از «شُذور العقیان» _ داستانی راجع به او و مولانا خلیل آورده اند که برای آگاهی بیشتر از موضوع و تفصیلی از احوال این هر دو دانشمند باید به «نجوم السماء: 104» رجوع فرمایند.

7 _ قبح و ذمّ شدید از سیاق ارباب حکمت و عرفان و اصحاب طبّ و منجّمان.

8 _ منافسات و مراسلات تندی که با دانشمند بزرگ آخوند ملاّ محمّد طاهر قمّی داشت.

9 _ تحریم شرب تنباکو و تألیف رساله ای در این باب و ارسال برای علاّمه مجلسی(1).

10 _ مناظره و مخالفتی که با جناب آخوند ملاّ محسن فیض داشت و بعدًا از او معذرت خواست.

11 _ انکار وجود جنّ پس از زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله : «روضات 729».

12 _ شکل اوّل نتیجه نمی دهد، زیرا مستلزم دور است(2):«قصص العلماء».

13 _ جواز ترجیح بلامرجّح: «قصص العلماء: 264 و ص 328 همین فهرست»(3).

مرحوم افندی، پس از آنکه پاره ای از مطالب فوق را نقل کرده، گوید:«و عندی أنّه کان معوجَّ السلیقه _ غایته - فی فهم عبارات الأئمّه و الأصحاب، و ترجمته بالفارسیّه _ مع تمام مهارته فی اللّغه و عمله بقوانین العربیّه _ قد اشتبه جدًّا فی تفسیر طائفه منها کما عُرف ذلک منه مرارًا».

بالجمله، نیای گرامی، صاحب روضات پس از نقل مطالب ریاض و داستان های دیگر، شرحی پیرامون «صافی» و «شافی» و حاشیه عدّه او نگاشته و شاگردانش را یاد فرموده، ترجمه را به شرحی راجع به قزوین و بعضی از دانشمندان آن سرزمین پایان

ص : 322


1- 1) مولانا خلیل سی و شش سالی از مولانا محمّد باقر مجلسی (متولّد 1037) بزرگ تر و با مولانا محمّد طاهر تقریبًا همسنّ و سال و از مولانا محسن (متولد 1007) شش سالی بزرگ تر بوده است.
2- 2) این اشکال را شیخ ابوسعید ابوالخیر برای ابوعلی سینا نوشت و جواب شنید.
3- 3) دیگر اقوال شاذّه ملاّخلیل را بایستی در آثار او یافت.

داده اند.

با تمام اوصاف مذکوره عموم دانشمندان به جلالت قدر وعظمت شأن ملاّ خلیل _ علیه الرحمه _ مُذعن و معترفند و از فضائل و کرامات او داستان هایی نقل کرده اند که شمّه ای از آنها در روضات و «فوائد رضویّه: 172 _ 174» و جاهای دیگر یاد شده(1)، و نکات مفیدی نیز پیرامون زندگانی و موقعیّت او در «فهرست دانشگاه 5: 1357 و 1385 و 1669» مذکور است. و در «ذریعه 6: 79» فرماید که میرصدرالدین محمّد بن محمّد صادق حسینی قزوینی، به سال 1103 «رساله یی در انتقاد بر مولی خلیل قزوینی» نگاشته است.

محدّث قمی در کتاب «فوائد رضویّه» گوید: «قبر شریفش در قزوین در مدرسه معروفه منتسب به اوست» انتهی.

و باید دانست که مولی خلیل صاحب ترجمه غیر از حاج محمّد خلیل قزوینی است که «اثبات حدوث الإراده» او را به شماره [ 4 ] شناساندیم.

حاشیه عدّه الاصول:

قزوینی در مقدّمه کتاب مورد بحث که حاشیه نخستین عبارتی است از «عدّه» که آن را گزارش داده و به «حاشیه اولی» شناخته می شود گوید: «بسیاری از دانشجویان زمان ما

ص : 323


1- 1) یک نسخه از شرح عربی کافی شریف که در زمان خود مولانا خلیل شارح استنساخ شده به نظر این جانب رسید که ظهر آن این اشعار _ ظاهرًا _ در مدح شارح نوشته شده است: ای نور شمع فضل! که امروز در جهان از کائنات کرده ترا ایزد انتخاب! عالم تویی که پیروِ شرع پیمبری و این نخل را همی دهی از جوی دیده آب! آنها که صوفی اند دم از غیب می زنند، و آنان که گشته حکمتشان بر گلو طناب؛ سرگشتگان وادی جهل و حماقت اند لب تشنه اند وآب بجویند از شراب! بادا، بقای عمر تو در دهر، تا بوَد بر آسمان نشانه یی از ماه و آفتاب!

از کتاب هایی که اصحاب ما _ علماءِ امامیّه _ در اصول فقه نگاشته اند روی گردان شده و به کتاب های دیگران، مانند «شرح مختصر حاجبی» پرداخته اند، به گمان اینکه آنها بهتر از کتب اصحاب است. من نیز مدّتی به خواندن و تدریس و ترویج آن گونه کتب مشغول بودم، و چنانکه عادت مدرّسان است در رفع اشکالات کتاب هایی که بر آنها خوانده می شود؛ من نیز به این کار دلخوش بودم، لکن توجّه دانشجویان به این کتاب ها کم کم سبب رواج بسیاری از مطالب باطله و ضعف ایمان ضعفاء العقول گردید... من که این وضع ناگوار را می دیدم بر آن شدم که دانشجویان را ازین راه بازگردانم تا ثوابی برده باشم. پس این حواشی را بر کتاب «العدّه فی اصول الفقه» تألیف شیخ الطائفه... نگاشتم، و در پاره ای از حواشی گسترده سخن گفتم تا آنجا که هر یک به صورت رساله ای درآمده شایستگی استقلال یافت، بخصوص حاشیه اولی، که در آن پرده از پاره ای اسرار وجوب پیروی از اهل بیت اطهار علیهم السلام برداشتم و خطاءِ دیگران را که از سلوک این طریقه سرباز زدند، روشن ساختم... إلخ».

شارح در دنباله این مطالب باز راجع به اخبار و آثار امامیّه سخنانی آورده، سپس عبارتی از «عدّه» را عنوان کرده و پیرامون آن طیّ چهار مقدّمه گسترده سخن گفته که فهرست مطالب آنها را پس از این خواهیم آورد.

حاشیه اولی _ جای گفتگو _ به تنهایی کتاب مفصّلی شده و از آن نسخه های متعدّد در دست می باشد، لکن تا آنجا که اطّلاع داریم تمامًا به طبع نرسیده است. شاگرد دانشمند مؤلّف، ملاّ علی اصغر بن محمّد یوسف قزوینی نیز همین حاشیه را در یک مجلّد بزرگ به نام «تنقیح المرام» شرح کرده که در شماره (191) پیرامون آن سخن گفتیم.

قزوینی پس از نوشتن حاشیه اولی به گزارش بقیه کتاب «عدّه» پرداخت که آن نیز در مجلّدی دیگر قرار گرفت.

ص : 324

از این حواشی، قسمتی در کنار و بقیّه «در 117 صفحه به خط نستعلیق» ضمیمه دو کتاب «عدّه الاُصول» و «رساله اجتهاد و تقلید» محقّق بهبهانی، به سال 1317 در طهران چاپ شده، و ابتدا دو سطری از آغاز حاشیه اولی در آن آمده و پس از اسقاط قریب به تمام حاشیه مذکوره چند صفحه ای نیز از آخر همین حاشیه عینًا آورده شده و بعد حاشیه دوّم چنین آغاز می شود:

[قوله «و أبدأ فی أوّل الکتاب فصلاً یتضمّن ماهیّه اصول الفقه و انقسامها و کیفیّه ترتیب أبوابها». البدء _ کالمنع _ الإنشاء و الإحداث...].

مقدّمه شارح نیز در نسخه چاپی نیامده است و این مقدار چاپ شده تنها حواشی مجلّد اوّل کتاب «عدّه» که مشتمل بر 54 فصل است می باشد و از حواشی مجلّد دوّم اطّلاعی نیافتیم.

مجملاً، حاشیه ای که مولانا خلیل بر نخستین عبارت مورد نظر از کتاب عدّه «قوله: لأنّ الشّریعه کلّها مبنیّه علیه، إلخ» نگاشته، چون بسیار طولانی شد و خود به صورت رساله ای درآمد، لذا مستقلاً تدوین و به «حاشیه اولی» یا «مجلّد اوّل حواشی ملاّ خلیل» شهرت یافت و قسمت های دیگر حواشی به عنوان «حاشیه ثانیه» یا مجلّد دوّم، شناخته می شود که چنان که گفتیم از مجموع این دو حاشیه قسمتی از اوّل و آخر حاشیه اولی ونیمی از حاشیه ثانیه «که تا پایان مجلّد یکم عدّه رسیده» ضمیمه کتاب العدّه چاپ شده است.

نسخه های رضویّه و سپهسالار و دانشگاه نیز که در فهرست های آن کتابخانه ها شناسانده شده، عمومًا مشتمل بر «حاشیه اولی» و قدری از «حاشیه ثانیه» است.

در «ذریعه 6: 148(1)» که این کتاب را عنوان کرده اند، از «ریاض العلماء» نقل

ص : 325


1- 1) کتاب مورد بحث در حرف شین «ذریعه 13: 368» نیز به عنوان «شرح عدّه الاصول» یاد شده است.

نموده اند که حاشیه عدّه ملاّخلیل در دو مجلّد است، یکی به «حاشیه اولی» و دیگری به «حاشیه ثانیه» شناخته می شود، در آنها مسائل کثیره از اصول و فروع و غیرهما و اقوال غریب و عجیب آورده، در تمام مدّت عمر خود مشغول تغییر دادن این حواشی بود، لذا نُسخ آنها مختلف شده به اختلافات شدیده که خارج از حدّ ضبط و احصاست، و بعضی از شاگردانش افکار سابق او را در «حاشیه اولی» ترجیح می دادند و نسخه خود را به افکار جدیده او تبدیل نمی کردند، انتهی.

مرحوم محدّث نوری نیز این مطلب را در «مستدرک الوسائل 3: 507» از ریاض نقل کرده اند.

تعلیقاتی که جمعی از شاگردان مولانا خلیل بر کتاب مورد بحث نگاشته اند و در آغاز عنوان بدانها اشاره نمودیم و در ذریعه نیز یاد شده، اینها است:

1 _ حاشیه ملاّ احمد طالقانی، که شیخ عبدالنبی قزوینی _ علیه الرحمه _ در «تتمیم أمل الأمل» گوید: «نام او عبدالدّائم بود و علماءِ قزوین تغییر داده، أحمد خواندند، تحصیلاتش نیز در نزد علماءِ قزوین و مردی بسیار بافهم بود و در علوم مختلفه کتاب نوشت، از جمله «شرح بدایه الهدایه» شیخ حرّ و «حاشیه بر حاشیه ملاّخلیل» و بر «حاشیه ملاّ علی اصغر». »

2 _ حاشیه مولی احمد بن خلیل قزوینی، فرزند و شاگرد محشّی که در أمل الأمل و ریاض از او یاد شده و در حیات پدر به سال 1083 درگذشت(1).

3 _ حاشیه ملاّ محمّد باقر بن غازی قزوینی، برادر ملاّ خلیل، که از بزرگان علماءِ عصر خود بوده و تصانیف بسیار داشته؛ تا اوائل سده 12 زنده بوده است. نسخه حاشیه او را

ص : 326


1- 1) بحمداللّه، نسختی از این حاشیه به خطّ مرتضی بن مرادخان الرودباری، موّرخه 1126 از کتابخانه تویسرکانی، نصیب گردید.

در فهرست سپهسالار 1: 566 شناسانده اند.

4 _ حاشیه ملاّ علی اصغر که به نام تنقیح المرام است و در شماره (191) معرّفی شد. اینک مشخّصات جای گفتگو:

آغاز: «بسم... الحمد للّه ربّ العالمین، و الصلوه علی سیّدنا و نبیّنا و عدّتنا فی شدّتنا محمّد و علی سیّد الاوصیاء و سند الأولیاء أمیرالمؤمنین و آلهما الطیّبین الطاهرین و لا سیّما حجه الله علی العالمین و أمینه فی أرضه و سمائه الحجّه بن الحسن الامام المنتظر القائم بالحقّ، رزقنا اللّه تعالی إدراک دولته و حسن ملازمته، به و بابآئه علیهم السلام .

أمّا بعد، فیقول الغنیُّ بربّه عمّا سواه: خلیل بن الغازی القزوینیُّ... إنّ اکثر طلبه العلم من أهل زماننا قد رغبوا عن کتب اصول الفقه لأصحابنا الامامیّه، رضوان اللّه علیهم... قوله: «لأنّ الشریعه کلّها مبنیّهٌ علیه، إلخ» إشارهٌ إلی دلیل علی وجوب شدّه الاهتمام بعلم أصول الفقه لیتبیّن به فائدته، و الحاجه إلیه و تحریر الدّلیل یحتاج إلی تمهید مقدّمات أربع. المقدّمه الاُولی...».

انجام: «و أمّا الاعتراض علی المستدلِّ بأنّ کلّ من قال بحجّیّه الإجماع قائلٌ بأنّه حجّه قطعیّه فالتمسّک بالظاهر فیه یستلزم جعل الظاهر دلیلاً علی أقوی منه، فممکن الدفع؛ لأنّ له أن یقول إنّما استدلَّ به علی أصل الحجّیّه، لاعلی القطعیّه أیضًا. قدتمّت الحاشیه الاُولی من الحواشی الخلیلیّه علی «عُدّه الاُصول» فی یوم الأربعاءِ فی العشر الأوّل من شهر محرّم الحرام سنه 1089. کتبه محمّد معصوم ابن ملاّ محمّد باقر الطالقانی، عفی عنهما ذنوبهما».

در هامش پایان نسخه چنین نوشته شده است: «بلغ قبالاً من اوّله إلی آخره هنا أصلاً و حاشیهً مع الأصل، أُمّ النّسخِ و فی هامشه خطُّ المحشّی _ أدام اللّه تعالی ظلاله علی مفارق الأنام و لا سیّما العالِمین من العالمین _ و صحّح بقدر الجهد و الوسع، الاّ مازاغ عنه

ص : 327

البصر، فی مجالس آخرها شهر محرم الحرام سنه تسع و ثمانین و ألف من الهجره. قابَله أخوه ابن ملا ّ محمّد باقر: حبیب اللّه الطالقانی، عفی عنهما».

فهرست مطالب(1) : مقدّمه اوّل: در تمییز مبدأ مبادی علم از غیر آن.

مقدّمه دوّم: تقیّد احکام پنج گانه به شرعی و عقلی و ذکر معنای حکم شرعی و حکم عقلی.

معنای معصیت کبیره.

مراد از مدح و ذمّ مأخوذ در حدّ احکام عقلی.

معنای قبح ذاتی و تنبیه بر قبح ذاتی کذب.

معنای اطلاق مشیّه اللّه بر افعال عباد.

معنای مشیّتِ حتم و مشیّتِ عزم.

معنای وقت فعل و ترک، و استطاعت.

تحقیق معنای ترجیح بلا مرجّح لغهً و اصطلاحًا.

بیان جمع بین امتناع قبیح بر ذات باری و معصومین، و بین قدرت باری و معصومین بر قبیح، و ردّ بر نظّام و صاحب «مواقف».

تحریر محلّ نزاع در باب قدرت باری میان متکلّمین و فلاسفه.

استدلال بر جواز تخلّف معلول از علّت تامّه.

تحقیق کامل در صفات باری.

علم تفصیلی باری تعالی به همه اشیاء.

دلائل ثبوت معدومات در خارج.

برهان بر بطلان تجرّد نفوس و عقول.

ص : 328


1- 1) کتاب، خود، دارای فهرست نیست و ما پس از یک مرور اجمالی، این فهرست را تنظیم کردیم.

منع جریان برهان تطبیق و نحو آن در علم تفصیلیِ باری تعالی به همه اشیاء.

جواب هایی از شکّ تخلّف معلول از علّت تامّه.

بحث در ترتیب فلاسفه که گویند «الشیء أمکن فاحتاج إلی موجدٍ فأوجد..».

بیان اینکه تکوین ذاتًا مقدّم بر تحقّق معلول نیست.

دو دلیل بر اینکه هر فاعلی مختارست، و ابطال انقسام فاعل به موجب و مختار.

ابطالِ امتناع مقدور میان دو قدرت مؤثّر.

تحقیق ربط حادث زمانی به قدیم «بر اصول فلاسفه».

خروج باری تعالی از زمان و زمانیّات.

بیان معنای تقدّم واحد و تحقیق در مکالمه سلیمان مروزی با حضرت رضا علیه السلام .

دو جواب از شبهه جذر اصمّ و بحث در سؤال ابوقرّه از صفوان بن یحیی.

شبهه انتفاءِ حادث یومی، معروف به شبهه داود قیصری.

شکّ اراده موجبه به وجوب سابق و تقریر و جواب از آن.

کلامی از سیّد مرتضی _ رحمه اللّه _ و تجویز ایشان ترجیح بلامرجّح را.

حدیث سلیمان جعفری از حضرت رضا علیه السلام ، پیرامون مشیّت و اراده و کلمات علماء.

بحث در مذهب معتزله پیرامون خلق افعال.

تقریر شبهه استلزام و بحث در جواب هایی که به این شبهه داده اند.

تحقیق در باب توفیق و خذلان و معنای عصمت.

معنای این که باری تعالی خالق همه اشیاء است، و نقل مطالبی از «توحید» صدوق.

معنای قضا و قدر و معنای بداء.

مقدّمه سوّم: بحث در اطلاق وجوب شرعی بر افعال اختیاری.

مقدّمه چهارم: در اینکه علم به مسائل اصول فقه مستلزم علم به احکام فقهیّه و اصلیّه

ص : 329

است نه واقعیّه.

پایان مقدّمات 4 گانه حاشیه اولی و تقریر دلیل بر وجوب شدّه اهتمام به علم اصول.

نسخه: دارای 159 برگ. ظهر برگ 1، تملّک و مهر ملاّ محمّد بیک بن حاجی عبدالکریم «بنده آل محمّد: کریم 1124»، و مهر «لا إله الاّ اللّه الملک الحقّ المبین. عبده محمّد تقی» و تملّک نیای بزرگوار، عالم جلیل مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد جمال الدین موسوی چهارسویی (متوفی 4 ماه رجب 1339 در اصفهان، مدفون در نجف اشرف، جنب پدر عالی قدر خود، مرحوم آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم موسوی چهارسویی)، مورّخه 16 شوّال 1321 دیده می شود. در گوشه ای از همین صفحه نوشته شده: «شرح ملاّ خلیل». ظهر برگ 158 برگ آخر سفید است. کاغذ اصفهانی رطوبت رسیده، جلد تیماج قهوه ای فرسوده یک لا با ترنج و سر ترنج، خطّ نسخ 16 سطری، عناوین همه جا در متن و هامش به شنگرف، حواشی «منه دام ظلّه العالی و سلّمه اللّه تعالی، من خطّه دام ظلّه» شکسته نستعلیق به خطّ کاتب متن. بالای سه چهار صفحه اوّل و ظهر برگ 152 متن کتاب «عدّه» تا جمله «و یرغبُ أهل الفضل عنها» نوشته شده، در پاره ای از مواضع، حواشی مختلفی از «شرح منهاج» و «نهایه» ابن اثیر و «ملاّ عبدالرزّاق» و رمز «سمع» و «شرح مقاصد» و «قاموس» و «مواقف» و «شرح کافی ملاّصدرا» دیده می شود که ظاهرًا اینها نیز منقول از خطّ شارح است. قطع 12 و نیم × 19، متن 6 × 12 و نیم. همه جای نسخه آثار تصحیح و مقابله دارد و نام کاتب و مصحّح و تاریخ کتابت و تصحیح از انجام نسخه نقل شد.

«313» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوّم و سوّم و به تعبیر دیگر «حاشیه ثانیه عدّه الاصول» است، و به چاپ

ص : 330

رسیده.

آغاز: «قوله: أبدأ فی أوّل الکتاب فصلًا یتضمّن ماهیّه أصول الفقه».

انجام مجلّد دوم: «و هذا القول الحاد. تمّ المجلّد الثانی من الحواشی الخلیلیّه علی عدّه الاصول للشیخ أبی جعفر...».

آغاز مجلّد سوم (که بی فاصله از برگ بعد شروع می شود) :

«هذا ابتداء المجلّد الثالث من الحواشی الخلیلیّه...».

انجام مجلّد سوم: «فیما نحن فیه الیه. تمّت الحواشی الخلیلیّه علی النصف الأوّل من کتاب العدّه... و یتلوه فی النصف الثانی: فصل فی ذکر الوجوه الّتی یحتاج الأشیاء فیها إلی بیان و ما به یقطع البیان. تمّ».

مجلّد دوّم که نیمه نخست نسخه است دوبار مقابله و تصحیح شده و متن کتاب عُدّه نیز در بالای صفحات نوشته شده است، و کاتب نامش فقط در پایان این جلد «بابا بن محمد صالح قزوینی» و تاریخ پایان کتابت 1071 نوشته و گواهی مقابله با نسخه اصل «اُمّ النسخ» در آخر این جلد در هامش، یکبار به تاریخ «یوم الثلثاء ماه جمادی اوّل 1071» و بار دیگر در روز چهارشنبه نهم ربیع دوّم 1091 گزارش شده است.

جلد سوّم، مطلقاً اثر مقابله و تصحیح ندارد و به خطّ همان کاتب است.

«314» حاشیه فرائد الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: یکی از شاگردان ناشناس مؤلّف فرائدالاصول.

کتاب: حاشیه ای است به «قوله. اقول» بر کتاب «فرائد الأصولِ» مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری قدس سره و در زمان حیات ایشان نوشته شده است و مقداری نیز پس از وفات آن مرحوم.

ص : 331

نسخه: از اوّل کتاب استصحاب است تا آخر تعادل و تراجیح.

آغاز: «قوله قده: المراد بالابقاءِ الحکم بالبقاءِ. أقول: أراد الاستاد بهذا التفسیر الاشاره الی ما قد یورد فی هذا المقام».

انجام: «و لو خصوص الاطمینان منه من أیّ سبب حصل و هو کماتری فاسد».

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و پیداست در حدود زمان محشّی و در نجف اشرف نوشته شده است.

«315» حاشیه الفوائد الضیائیّه فی شرح الکافیه

(نحو _ عربی)

از: ابراهیم بن محمد بن عربشاه اسفراینی، معروف به عصام الدین.

کتاب: حاشیه ای است بر «الفوائد الضیائیّه» که به «شرح جامی» شناخته می شود و مقصود، شرح ملاّ عبدالرحمن جامی است بر کتاب «الکافیه» ابن حاجب در علم نحو.

نسخه: به خطّ عسکری حسینی است و تاریخ کتابت ندارد. ظاهرًا در قرن 12 نوشته شده. آثار وقف در آن هست، و بر چند موضع در حواشی نسخه، مرحوم میر بهاءالدین مختاری از علماءِ مشهور قرن 12 اصفهان، به خطّ مبارک خود حاشیه ای نوشته و امضا کرده است «بهاء».

«316» حاشیه الفوائد الضیائیّه فی شرح الکافیه

(نحو _ عربی)

از: مرحوم سیّد نعمه اللّه موسوی جزائری. صاحب «زهر الربیع. ش 452».

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر کتاب «الفوائد الضیائیّه» ملاّ عبدالرحمن جامی که

ص : 332

معروف است به «شرح جامی» بر کتاب «الکافیّه» تألیف ابن حاجب مشهور، و به طبع رسیده است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و در نیمه اوّل قرن 13 نوشته شده و بسیار مغلوط است و غیر قابل استفاده و هیچ امتیازی ندارد.

تملّکِ «اقل السّادات و الطلبه»، به تاریخ 18 ذی الحجه 1242 در آخر نسخه هست.

حاشیه قدیمه جلالیه: حاشیه شرح تجرید الکلام

«317» حاشیه قواعد الأحکام فی مسائل الحلال و الحرام

(فقه _ عربی)

از: محقّق کرکی نورالدین علی بن حسین بن عبدالعالی عاملی (متوفی 940) علیه الرحمه.

کتاب: حاشیه ای است به «قوله» بر کتاب «قواعد الأحکام» علاّمه حلّی قدس سره .

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به قرائن در اوائل قرن یازدهم استنساخ شده است.

آغاز: «بسم. کتاب الطهاره. قوله رحمه اللّه: فالوضوء یجب للواجب من الصلوه و الطواف و مسّ کتابه القرآن. وجوب الصلوه و الطواف ثابت بأصل الشرع».

انجام: «قوله: و بنی الشاکّ فی العدد علی الأقلّ. تمّ».

روی برگ اوّل، فائده ای از «شیخ بهاءالدین محمّد العاملی مدّ ظلّه العالی»، و تملّک «من جمله کتب الع الأقلّ علیّ بن الحسن الجیلانی»، در آغاز کتاب هست.

ص : 333

حاشیه قوانین: القسطاس المستقیم

«318» حاشیه کتاب من لا یحضره الفقیه

(حدیث _ عربی)

از: میر محمّد صالح بن عبدالواسع حسینی خاتونابادی علیهما الرحمه. صاحب «ذریعه النجاح. ش 393».

کتاب: حواشی چندی است بر کتاب «من لا یحضره الفقیهِ» مرحوم شیخ صدوق، از «باب میاه» تا نماز میّت که احمد بن محمّد مهدی شریف خاتون آبادی _ شاگرد محشّی _ آنها را به خطّ محشّی و پس از فوت او یافته و استنساخ کرده است.

نسخه: به خطّ همان احمد بن محمّد مهدی شریف خاتونابادی است، در شش برگ بزرگ و ظهر نسخه مطالب فوق را یادداشت کرده است.

«319» حاشیه الکشّاف

(تفسیر _ عربی)

از: میر سیّد شریف جرجانی زین الدین ابوالحسن علیّ بن محمّد بن علیّ حسینی (متوفی 816).

کتاب: حاشیه ای است بر تفسیر «الکشّاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل» تألیف جار اللّه محمود زمخشری، و در ذیل کشّاف به طبع رسیده است.

نسخه: به خطّ نستعلیق خوب محمّد هاشم بن نقدعلی رضوی حسینی خوانساری. تاریخ ختم کتابت: نهم ذی الحجه 1091. متن کشّاف تا مقداری که حاشیه شده در بالای صفحات نسخه به خطّ کاتب نوشته شده است.

ص : 334

حاشیه لوامع الأسرار: حاشیه شرح المطالع

«320» حاشیه المتوسّط

(نحو _ عربی)

یا «حاشیه علی الشرح المتوسط المسمّی بالوافیه علی الکافیه»

از: میر سیّد شریف جرجانی علی بن محمد حسینی (متوفی 816).

کتاب: حاشیه ای است بر کتاب «الوافیه» که شرح متوسّط سیّد رکن الدین حسن بن محمّد حسینی استرآبادی (متوفی 717) است بر کتاب «الکافیه فی النحو» تألیف ابو عمر و عثمان ابن حاجب (متوفی 646).

در کشف الظنون گوید، میر سیّد شریف، حاشیه مذکوره را نتوانست تمام کند و فرزندش محمّد آن را تمام کرد.

نسخه: نام کاتب ندارد.

آغاز: «بسم. الحمد للّه علی عظمه جلاله حمد عریق بمطالعه جماله».

انجام: «من کلّ وادٍ الاّ فی وقف وقایه اللّه السّاری فی و السباع. تمّت الحاشیه المتوسط...».[کذا].

تاریخ استنساخ: 9 ذی القعده 978.

«321» ضمیمه رساله مختصره، در تحقیق زکوه

(فقه _ فارسی)

از: نامعلوم.

آغاز: «بسم. بدان وفّقک اللّه «تع» زکوه در غلاّت اربعه که گندم و جو».

انجام: «و فی الحدیث هاتوا ربع عشر أموالکم، و الحمد للّه ربّ العالمین. این چند

ص : 335

کلمه حسب الالتماس بعض اعزّه... سمت تحریر یافت و أنا... محمد شریف کشمیری... تمت فی بلده السیستان شهر صفر 1019»

نسخه: دارای پنج صفحه است.

«322» حاشیه المطوّل

(معانی بیان _ عربی)

از: ملاّ حسن چلبی ابن محمّد شاه بن محمّد فَناری رومی حنفی (متوفّی 886): «زِرِکلی 2: 216».

کتاب: حاشیه ای است محقّقانه بر «مطوّل» سعدالدین تفتازانی (رجوع به ش 293) و به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ محمّد بن علیّ الکلیبولیّ. تاریخ پایان کتابت: 977.

سیّد احمد قاضی سابق قسطنطنیه ابن سیّد حاج محمّد ارض رومی، نسخه را در اواخر محرّم 1101 به بهای 14 غروش در قسطنطنیه خریده و ظهر نسخه یادداشت کرده است.

مُهر «توکّلت علی اللّه و اعتصمت باللّه و ما توفیقی الاّ باللّه، عبده احمد»، و مُهر «عبده محمد حسین بن محمد الموسویّ» در آخر نسخه، و «محمّد باقر بن زین العابدین الموسوی» امام مجدّد صاحب روضات الجنّات و نواده گرامی «الراجی جلال الدین بن محمد مسیح الموسوی» _ رضوان اللّه علیهم _ روی برگ اوّل دیده می شود.

کاتب مقدّمه چلبی را ننوشته است. نگارنده این فهرست، آن را از روی نسخه دیگر با شرح حال مؤلف در آغاز نسخه آورده است.

«323» نسخه دیگر

نسخه: از آخر ناقص است و از آثار سده دوازدهم می باشد.

ص : 336

«324» حاشیه المطوّل

(معانی بیان _ عربی)

از: میر سیّد شریف جرجانی. صاحب «حاشیه المتوسّط. ش 320».

نسخه: از آخر ناقص است و تا شرح قول مصنّف «و هذا معنی لطف مسلکه» رسیده است.

آغاز: «بسم... فهذه حواش علی الشرح المشهور لتلخیص المفتاح کنت قد قیّدتها علیه».

انجام موجود: «فیه اشاره الی أن تلافی المطلوب بقدر».

تا اواسط، نسخه دارای حواشی بسیاری است. مخصوصًا از شخصی که به این صورت ها رقم زده است: «عبد النبی عثمانی»، «عبدالنبی احمد ابادی»، «عبدالنبی احمد نگری» و «عبدالنبی غریب».

مهر بزرگ وقفنامه از درآمد «املاک موقوفه مرحوم حاجی ملا احمد قهپایه ای به تولیت جناب آقا میرزا محمود خان قهپایه و نظارت جناب شریعتمدار آقای حاجی میرزا محمد حسن حکیمباشی» به جهت طلّاب اصفهان در چند جای نسخه هست.

خطوط «مهدی بن شیخ محمّد بن مرحوم شیخ عیسی» و «کاظم بن سیّد احمد امین عاملی» و جز آنها روی برگ اوّل دیده می شود.

«325» حاشیه المطوّل

(معانی بیان _ عربی)

از: نامعلوم.

کتاب: حاشیه مفصّلی است بر «مطوّل» تفتازانی.

آغاز: «قوله: افتتح کتابه، ا هآ. أی کتابه المقدّر فی الذهن إن کانت الخطبه ابتدائیّه».

ص : 337

انجام: «قوله: فمفتون، من الفتن، بمعنی الاحراق... أی فمنهم الصالحون و منهم دون ذلک، و المقصود أنّ البصره مصر جامع، و اللّه أعلم».

نسخه: به خطّ نستعلیق زیبا در سده 12 یا 13 نوشته شده، لکن بدون تاریخ و نام کاتب است.

تملّک محمّد نصیر بن محمّد علی و خطّ مرحوم آقای حاج سیّد محمّد باقر تویسرکانی، به تاریخ 3 ربیع الثانی 1350، ظهر نسخه هست.

«326» حاشیه معالم الأصول

(اصول فقه _ عربی)

از: شیخ محمّد بن حسن بن زین الدین عاملی، علیهم الرحمه.

کتاب: حاشیه ای است بر مقدّمه اصولیّه «معالم الدین و ملاذ المجتهدینِ» شیخ حسن فرزند ارجمند شهید ثانی، و این حاشیه از فرزند مؤلّف است که پس از درگذشت پدر نگاشته.

نسخه: در زمان محشّی نوشته شده و تا اواخر آن به دست خود وی تصحیح و مقابله گردیده. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد.

ظهر نسخه تملّک درویش علی بن محمد مقیم (ظ) حلّی در 1144 و محمّد بن شیخ درویش العوض ساکن حلّه در 1187 و مهر نیای گرامی، آیه اللّه حاج میر سید علی بن حاج میر سیّد محمّد موسوی چهارسوقی، دیده می شود.

«327» حاشیه معالم الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: محمّد ابراهیم بن حسین الحسینیّ، معروف به حاج میرزا ابراهیم مجتهد شیرازی _ علیه الرحمه _ . شرح حالش در «مکارم الاثار 5: 1491».

ص : 338

کتاب: حاشیه ای است بر تمام مقدمه اصولیّه «معالم الدین و ملاذ المجتهدین».

نسخه: تاریخ تألیف و نام کاتب ندارد. ختم استنساخ: جمعه اواخر ذیقعده 1248، و در حیات شارح کتابت شده.

ظهر نسخه تملّک محمّد حسین بن محمّد اشرف خراسانی در مدرسه جدّه کوچک اصفهان به تاریخ 1259، و تملّک نیای گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سیّد جمال الدین چهارسوقی در 16 شوال 1321 دیده می شود.

«328» حاشیه معالم الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: استاد وحید آقا محمّد باقر بن محمّد اکمل بهبهانی علیهما الرحمه.

کتاب: حاشیه ای است بر مقدّمه اصولیّه «معالم الدین و ملاذ المجتهدین».

نسخه: به خطّ محمّد حسن بن شیخ محمّد باقر السعدی. فراغ از کتابت: ظهر چهارشنبه 17 صفر 1210.

تملّک علی بن شیخ محمّد باقر السعدی و بخشیدن مرحوم حاج محمد جعفر بن محمد صفی فارسی آباده ای مجتهد اصفهانی نسخه را به «قرّه العین ثمره فؤاد عطاء اللّه» در 16 ذی الحجه 1278، ظهر نسخه نوشته شده.

«329» حاشیه معالم الأُصول

(اصول فقه _ عربی)

از: حاج میر محمّد حسین بن میر عبدالباقی حسینی، امام جمعه اصفهان، معروف به سلطان العلماء، متولّد شب یکشنبه سلخ ذی القعده 1160: «فهرست گلپایگان: 137» به نقل از خطّ خودش: متوفّی شب دوشنبه ششم ماه صفر 1233: «مکارم الاثار 3: ش 445»، «دو گفتار، روضاتی: 46»، صاحب «رساله در حُکم نقل جنائز. ش 400».

ص : 339

شیخ محمّد مهدی بن محمّد رازی، از فضلای گمنام نیمه نخست سده سیزدهم که مدّتی در اصفهان به سر برده و نزد شش تن بزرگان آن عصر و مصر دانش آموخته است، در کتاب «مشکاه المسائل» خود که آن را در سال (1230 ظ) به پایان برده و نسخه منحصر آن در کتابخانه آستان قدس (به شماره 4967) موجود است، درباره جناب حاج میر محمد حسین گوید:

«کان فاضلًا عالمًا عاملًا باذلًا محقّقًا مدقّقًا شاخصًا فقیهًا، ذاالشّوکه و الشّان، جلیل المرتبه و المکان، وجیهًا عند العوامّ و الخواصّ و الأمراءِ و السّلطان، یُخاطب بسلطان العلماء، قاضی حوائج النّاس و ملاذ النّاس و ملجأ العوام و الخواص. له فتاوی کثیره و تألیفات أینقه و الأموال الکثیره...»: «معجم السیّد عبدالعزیز: رقم 198».

کتاب: تعلیقاتی است بر برخی از مواضع «معالم الدین و ملاذ المجتهدین»، از مرحوم شیخ حسن عاملی _ اعلی اللّه تعالی مقامه و مقامه _ .

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، و حواشی چندی بر آن از دانشمندی در پایان نسخه به خطّ کاتب اصل آمده است.

پیش از این در دست مرحوم آقا شیخ محمّد رضا ابوالمجد نجفی اصفهانی بوده است.

«330» حاشیه معالم الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: آخوند ملاّ محمّد صالح بن احمد مازندرانی اصفهانی علیه الرحمه.

کتاب: حاشیه ای است بر مقدّمه اصولیّه «معالم الدین و ملاذ المجتهدین».

نسخه: به خطّ فضل اللّه بن مرحوم ابراهیم نوری. ختم کتابت: هفدهم محرم 1104 به فرمان حاجی محمّد رضا نوشته شده و یکی دو برگ از آغاز نسخه افتاده است.

ص : 340

«331» حاشیه معالم الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: نامعلوم

کتاب: حاشیه ای است بر مقدّمه اصولیّه «معالم الدین و ملاذ المجتهدین» از آغاز تا مبحث اجتماع امر و نهی.

نسخه: ناقص است و نام کاتب و تاریخ ندارد. آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم موسوی چهارسوقی، ظهر نسخه تملّک خود را در (1275) نوشته و افزوده اند که نسخه حاشیه ای است بر معالم، مشتمل بر ابکار فوائد متأخّرین به خصوص سیّد بحرالعلوم و آقا سیّد علی طباطبائی صاحب «ریاض». محشّی از شاگردان این دو تن بوده است رحمه اللّه علیهم.

«332» حاشیه معالم الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: نامعلوم.

کتاب: حاشیه ای است بر مقدّمه اصولیه «معالم الدین و ملاذ المجتهدین».

نسخه: مسوّده اصل است به خطوط مختلف و مشابه. مانا که قدری از مسوّدات دو حاشیه است بر معالم از دو مؤلّف و تقریرات دروس استادان خود را می نوشته اند. نام امیر سیّد علی طباطبائی و ملاّ علینقی سالیانی و غفّار(1) در نسخه آمده است.

ظهر نسخهْ مهرِ «یا امام علیّ النقیّ» و مهر آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین موسوی

ص : 341


1- 1) این شخص به ظنّ قویّ، عبدالغفار بن زین العابدین بن علی اکبر نوری سالیانی، کاتب نسخه «ملاذ الاوتاد» است که شاگرد ملا علینقی سالیانی بوده و در هامش کتابِ مذکور، شرحی بر معالم به نام «بحار العلوم و نجاه الغموم» به او نسبت داده است. شاید نسخه جای گفتگو از این دو سالیانی باشد.

چهارسوقی، نیای نویسنده این فهرست دیده می شود. روی برگ آخر یادداشتی به تاریخ 27 ذیقعده 1232 نوشته شده.

حاشیه معالم الاصول: هدایه المسترشدین

حاشیه معالم الاصول: وسیله وصول العالم

حاشیه الوافیه: حاشیه المتوسّط

«333» حجّه البالغه فی أسرار اعتقادات الاحمدیّه

(اعتقادات _ فارسی)

از: حاج عبدالمطّلب بن حاجی محمد حسن اصفهانی، مشتهر به عبّاس آبادی، از شاگردان و پیروان شیخ احمد احسائی و سیّد کاظم رشتی و از متعصّبان فرقه، بلکه از معاندین با متشرّعه.

کتاب: چنان که در «الذریعه» فرماید کتابی مبسوط و دارای مقدّمه ای مشتمل بر چندین عنوان است، و ظاهرًا هر عنوانی خود رساله ای مستقل نیز گردیده، و مقصودش از«اعتقادات الاحمدیّه» همان شیخ احمد احسائی است که پیروانش بعدًا به «شیخیّه» شهرت یافتند.

نسخه: شامل دو عنوان است:

1 _ «عنوان سیم از طریق دویم از مقدمه کتاب حجّه البالغه... در باب مطلق علم اللّه از تعبیر و بیان و اَداء و کیفیّات آنها». و این عنوان خود یک رساله بلکه کتاب مستقلّی شده با خطبه و دیباچه و در پایان آن گوید:

ص : 342

«تمّت اصل و ملحقات رساله... فی بیان عنوان اثبات تحقّق أنّ للّه علمین، فی محروسه کاظمین علیهما السلام من ید مصنّفه... فی شهر جمادی الثانی 1257...».

کاتب: «اقلّ الطلبه احمد بن اسمعیل الخراسانی الترشیزی النامقی فی صحن المقدّس من ابی عبدالله علیه السلام». تاریخ کتابت: 7 ماه رجب 1259.

در چند موضعْ کاتب حاشیه ای بر رساله نوشته که یک موضع را مؤلّف به خطّ خود ردّی نوشته است.

روی برگ اوّل این نسخه، این شرح نوشته شده است:

«صورت تصدیق مرحوم سیّد، نوّراللّه ضریحه و اعلی اللّه مقامه. بسم اللّه الرحمن الرحیم... و بعد فانّ الحقیر الفانی الجانی کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی قد نظر فی هذه الرساله التی صنّفها ذو الفطره الزکیّه و الفطنه المرضیّه الأکرم الأمجد الحاجّ عبدالمطّلب فی مسئله البداء المتفرّعه علی مسئله علم اللّه سبحانه فقد أجاد علی ما وقع نظری علیه فی بیان علم اللّه سبحانه و مراتبه و أفاد و تکلّم بالمراد و هو لعمری حقیق أن یکتب بالنّور علی و جنات الحور فکلّ ما یتفرّع علیه علی التفریع الواقعی فی جمیع المباحث من البداءِ و غیره حق لا شکّ فیه و لا ریب یعتریه، جزاه اللّه عنّا افضل الجزاءِ و صلّی اللّه علی محمّد و آله آل اللّه، و کتب بیمناه الداثره الع کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی 23 ط 1257».

2 _ «عنوان هفتم از طریق دویم از باب ششم از فصل هفتم مقدمه کتاب حجه البالغه... در بیان حرمت عمل به مظنّه که به علل چند... بنحو تجرید نسخه یی گردید». و این عنوان نیز خود رساله، بلکه کتابی مستقلّ است با خطبه و دیباچه، و کاتب در آخر آن گوید:

ص : 343

«حسب الخواهش جناب حقایق و معارف مآب عمده المحققین و قدوه العارفین فخر الحاج حاجی الحرمین مطاعی حاجی عبدالمطلب در تسوید و نگارش این رساله برآمده و در شهر ربیع الاولی 1259 در کاظمین... به اتمام رسانید، کتبه اسد اللّه التماس دعا داریم».

ظاهرًا خطوط مؤلّف در حواشی این رساله نیز هست.

ضمیمه

(صورتظ جواب مکتوب عالیجناب معلّی القاب)

سلاله السّاده و النجباء میرزائی میرزا عبدالغنی سلّمه الله تعالی

جواب نامه ای است که میرزا عبد الغنی (ظاهرًا خاتونابادی) به حاج عبدالمطّلب اصفهانی مذکور فوق نوشته و او را واسطه قرار داده است که دستور العملی از حاج سید کاظم رشتی برایش بگیرد و او مطلب را به سیّد گفته و سیّد جواب مفصّلی داده است که حاج عبدالمطلب به صورت این مکتوب درآورده و گویا به خط خود در شش صفحه نوشته و امضا کرده و در آخرِ دو رساله فوق، ضمیمه کرده و برای میرزا عبدالغنی فرستاده است.

«334» حدائق الحقائق فی شرح کلمات کلام اللّه الناطق

(شرح نهج البلاغه _ عربی)

از: علاءالدین محمّد بن ابی تراب گلستانه اعلی اللّه مقامه.

کتاب: شرح «نهج البلاغه» مرحوم سیّد رضی است به شرح مزجی. تاریخ پایان جزء ثانی: 1080.

نسخه: از اواسط جزء ثانی است که شرح خطبه شقشقیّه است از بحث راجع به خلیفه

ص : 344

ثانی. تاریخ استنساخ این بحث: دوشنبه نوزدهم ماه شعبان 1096، و بحث دوّم، راجع به خلیفه سوّم و بقیه خطبه شقشقیّه که پایان جزء دوّم است. تاریخ استنساخ این جزء نیز 1096، و جزء سوّم کتاب از خطبه «بِنا اهتدیتم فی الظلماء» تا خطبه «و اللّه لو وجدته قد تزوّج به النّساء»، تاریخ استنساخ: سه شنبه هیجدهم شوال 1096. کاتب: ناصر بن جمّاز الحسینی از فضلاءِ زمان.

از کتابخانه اجدادی است و مُهر نیای گرامی، مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین روضاتی روی برگ اوّل نقش بسته است.

«335» حدائق الحقائق فی فسر دقائق أفصح الخلائق

(عربی)

از: قطب الدین محمّد بن حسین بن حسن کیدری بیهقی _ علیه الرحمه _ .

کتاب: شرح «نهج البلاغه» مرحوم سیّد رضی است به «قوله، علیه السلام»، و در آن از شرح قطب راوندی و امام احمد وبری _ علیهما الرحمه _ بسیار نقل می کند.

تاریخ پایان تألیف: اواخر ماه شعبان 576. برای آگاهی بیشتر به «نامه آستان قدس 25: 11» رجوع شود.

نسخه: به خطّ محمّد شریف بن علی رضا مازندرانی. پایان کتابت: روز جمعه از عشر اوّل ماه صفر 1049.

از نگاه به نسخه دانسته می شود که آن از روی یک نسخه کهن نوشته شده و چون کاتب مایه علمی چندانی نداشته، از عهده قرائت درست برنیامده و نوعًا عبارات را به صورت غلط استنساخ کرده و در اوائل نسخه نیز جابجا مقدار کلمه یا جمله یا چند سطر را نانویس گذارده است.

ص : 345

از کتابخانه نیاکان بزرگوار، آیات عظام آقای حاج میرزا سیّد زین العابدین موسوی، حاج میر سیّد محمّد فرزند گرامی ایشان، و بالاخره، آقای میرزا سیّد جلال الدین چهارسوقی _ اعلی اللّه مقاماتهم _ بوده است.

«336» حدائق المقرّبین

(فارسی)

از: میر محمّد صالح حسینی خاتون آبادی علیه الرحمه، که تألیف دیگر او «آداب سنیّه» را به شماره [3] معرّفی نمودیم.

«حدائق المقرّبین» در احوال ملائکه و انبیاء و ائمّه اطهار علیهم السلام و بعضی دیگر از طبقات ممتازه و بیان تفضیل بعضی بر بعض دیگر است.

موضوع «تفضیل» از جمله مباحثی است که از قدیم مورد نظر و بحث بوده است. سیّد مرتضی علم الهدی _ طاب ثراه _ (355 _ 436) سوّمین مسأله از «جوابات المسائل الرازیّه» را به این موضوعِ «تفضیل الأنبیاء علی الملائکه» اختصاص داده و چهار صفحه در این باره سخن گفته است (ص 109 _ 112 چاپ قم) و در خلال آن بحث، به رساله جداگانه خود در این موضوع اشاره فرموده است. اینک به منظور واضح شدن مسأله، صورت استفتا و سؤال را به فارسی درمی آوریم و برای آگاهی از پاسخ آن بزرگوار شایسته است به اصل کتاب رجوع شود. صورت سؤال به این مضمون است:

«چه می فرمایید درباره پیامبران و فرشتگان، آیا کدام یک از این دو گروه برتر و افضل و ثوابشان بیشتر است، و عقیده واجب در این باب چیست؟».

در زمان شاه طهماسب صفوی نیز مرحوم سیّد المحقّقین سیّد حسین موسوی عاملی معروف به مجتهد و مفتی (متوفی 1001) کتاب «دفع المناواه عن التفضیل و المساواه» را در همین موضوع نوشت و در «4 ع 1 _ 959» از تألیف آن فراغت یافت، «الذریعه.

ص : 346