فهرست کتب خطی اصفهان : دو هزار نسخه عربی و فارسی جلد 2

مشخصات کتاب

سرشناسه : روضاتی، سیدمحمدعلی، 1308 - 1391.

عنوان و نام پدیدآور : فهرست کتب خطی اصفهان : دو هزار نسخه عربی و فارسی/ محمدعلی روضاتی؛ [به سفارش] مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان.

مشخصات نشر : قم: موسسه فرهنگی مطالعاتی الزهراء (س)، 1386-

مشخصات ظاهری : ج.: نمونه.

فروست : مجموعه منشورات؛ 15، 23

شابک : دوره: 978-964-2985-04-3 ؛ 45000ریال: ج. 1: 978-964-2985-05-0 ؛ 45000ریال: ج.2 978-964-95567-3-1:

وضعیت فهرست نویسی : فاپا

یادداشت : ج.2 (چاپ اول: 1389).

یادداشت : ناشر جلد دوم حوزه علمیه اصفهان، مرکز تحقیقات رایانه ای است.

مندرجات : ج.1. آ - ز.- ج.2. س - ل

موضوع : نسخه های خطی -- ایران -- اصفهان -- فهرست ها

موضوع : نسخه های خطی عربی -- ایران -- اصفهان -- فهرست ها

موضوع : نسخه های خطی فارسی -- ایران -- اصفهان -- فهرست ها

شناسه افزوده : حوزه علمیه اصفهان. مرکز تحقیقات رایانه ای

رده بندی کنگره : Z6620 /الف9 ر9 1386

رده بندی دیویی : 011/31

شماره کتابشناسی ملی : 1064835

ص : 1

اشاره

ص : 2

ص : 3

ص : 4

ص : 5

ص : 6

«457» السّبع المثانی

(مناقب _ عربی)

از: آخوند ملاّ محمّد تقی بن حسینعلی هروی اصفهانی حائری (متوفی به سال 1299): «کرام برره: ش 440»، «مکارم الاثار 3: ش 244». صاحب «الحدیقه النجفیّه. ش 347»

کتاب: در احوال و مناقب حضرات چهارده معصوم علیهم السلام است در هفت باب و یک خاتمه درباره موت و برزخ و حشر و بهشت و دوزخ، و در دو مجلّد است: مجلّد اوّل شامل چهار بابِ نخستین در احوال اصحاب کساء علیهم السلام ، و مجلّد دوّم از باب پنجم است تا آخر. تاریخ تألیف مجلّد دوم: دوشنبه 28 ذی الحجّه 1290.

نسخه: مجلّد دوّم و مبیّضه خطّ شخص مؤلّف است. تاریخ استنساخ: چهارشنبه سوم جُمادای دوّم 1295.

در «ذریعه 12: ش 884» فرموده اند که نسخه جلد دوّم این کتاب را به خطّ مؤلّف در کتابخانه مرحوم آیه اللّه شیخ علی کاشف الغطاء دیده اند.

ص : 7

پس باید مؤلّف از این جلد، دو نسخه به خطّ خود نوشته باشد. و در مستدرکات پایان «جلد 15: 390» افزوده اند که مجلّد نخست به خطّ مصنّف، نزد سیّد محمّد علی روضاتی است.

این نادرست است، و مجلّد نخست این کتاب به خطّ غیر مصنّف و به تصحیح خود آن مرحوم در کتابخانه شخصی دانشمند نامدار حاج میرزا محمّد باقر الفت _ علیه الرحمه _ در اصفهان بود و آن را با نسخه های دیگر از کتب عربی کتابخانه اش وقف کرد که پس از فوت ایشان به کتابخانه دانشکده ادبیّات اصفهان منتقل گردید. تاریخ استنساخ نسخه الفت، 1297 است.

باری، در ظهر نسخه ما، تملّک عالم بزرگوار حاج میرزا ابوالقاسم زنجانی اصفهانی به تاریخ «4 ماه رجب 1329» و مُهر ایشان «عبده ابوالقاسم بن محمّد باقر الموسوی» و نیز تملّک فرزند جلیلش حاج آقا محمّد زنجانی اصفهانی به تاریخ «8 صفر 1338» و مهر او «محمّد بن ابوالقاسم الموسوی» دیده می شود.

* * *

حاج میرزا ابوالقاسم زنجانی، نخستین داماد از پنج تن داماد بزرگوار نیای گرامی «آیه اللّه حاج میر سیّد علی مجتهد چهارسوقی متولّد زوال یکشنبه 29 ج 2 _ 1247 در اصفهان، متوفی در نجف، هفتم محرّم 1326 مدفون در بقعه عمّ معظّم و پدر همسر خود، آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم چهارسوقی، در وادی السلام».

زنجانی از شاگردان و مجازین آقا میرزا سیّد محمّد هاشم و حاج میرزا بدیع و سپس چند تن از علماءِ نجف اشرف است. وفاتش در ماه رجب 1336 اتفاق افتاده و در تکیه شخصی خود واقع در تخت فولاد اصفهان به خاک رفت: «مقابر اصفهان استاد همائی: 331»، «دانشمندان مهدوی: ش 115».

فرزند آن جناب، حاج آقا محمّد زنجانی یکی از هشت تن فرزندان ذکور و اناث پدر، در شب جمعه پنجم جمادای دوّم 1377 وفات یافت و در تخت فولاد دفن شد و از او پنج فرزند دختر بازماند رحمه اللّه تعالی علیهم اجمعین.

«458» سجاوندی

(تجوید _ عربی، فارسی)

ص : 8

از: نامعلوم.

کتاب: در علم وُقوف و سجاوندی قرائت و تجوید قرآن کریم است و اگر چه متن آن به زبان عربی است، امّا همه جا حواشی «منه» به فارسی دارد.

نسخه: از اوّل و آخر ناقص است و از آثار قرن 10 _ 11 می باشد.

آغاز موجود: الفاسقون منهم ط لا یؤمنون7 رسول نبذ.

انجام موجود: الرحمن لا القرآن لا الانسان لا البیان لا بحسبان ص ه_

«459» السَّرائر الحاوی لتحریر الفتاوی

(فقه _ عربی)

از: شیخ ابو جعفر محمّد بن منصور بن احمد بن ادریس عجلی حلّی، معروف به ابن ادریس (متوفی 598) علیه الرحمه.

نسخه: مجلّد اوّل کتاب است تا آخر کتاب متاجر و بُیوع، در 287 برگ. نام کاتب ندارد. تاریخ استنساخ: روز دوشنبه 27 ماه رجب 1018 در شهر حیدرآباد کلکنده. همه جای نسخه دارای آثار تصحیح و مقابله است و فهرست این مجلد در آغاز نسخه به خطّ کاتب نوشته شده.

روی برگ اوّل، تملّک احمد بن محمد علی استرآبادی و مهر او «نظام الدین احمد 1086»، و مُهر «أفوّض أمری إلی اللّه الغنیّ رفیع الدین محمد الحسینی الموسوی» دیده می شود.

«460» سراج الملوک

(مواعظ _ عربی)

از: ابوبکر محمّد بن الولید بن محمد الفَهَری الطرطوشی (متوفی 520).

کتاب: مشتمل بر 64 باب است، در سیاست پادشاهان و آداب و اخلاق و مواعظ متعلّقه بدانها و مکرّر چاپ شده است: «معجم المطبوعات: 1239».

نسخه: نام کاتب ندارد، لکن شاید سجع مهری که در آخر کتاب است «الواثق باللّه، بشیر عبداللّه»، نام او باشد. تاریخ پایان کتابت: روز جمعه 21 جمادای دیگر 1085، و پس از آن ابیاتی است در مدح کتاب به خطّ کاتب نسخه.

«461» سرمایه ایمان

(اصول دین _ فارسی)

ص : 9

از: آخوند ملاّ عبدالرزّاق لاهیجی، متخلّص به فیّاض علیه الرحمه.

در «ذریعه 12: ش 147» وفات او را در قم به سال 1051 و در «ریاض نضره: 319» به سال 1072 نوشته اند. «گوهر مراد» در «ذریعه 18: ش 258» و «دیوان فیّاض» در «ذریعه 9: ش 5696» دیده شود. نیز: «دومین دوگفتار، روضاتی».

کتاب: در مباحث اصول دین و مذهب امامیّه و مختصرِ «گوهر مرادِ» مؤلّف است در یک مقدمه و پنج باب و به طبع رسیده.

نسخه: از آثار سده دوازدهم و دو برگ از آخر ناقص بوده است. آیه اللّه حاج میر سید محمد موسوی، در روز یکشنبه غره جمادی الاخره 1266 آن را نوشته و تکمیل کرده اند. ظهر نسخه، فرزند ایشان نیای گرامی، آیه اللّه حاج میر سیّد علی چهارسوقی نوشته اند که نسخه را در 1265 خریداری کرده اند.

«462» سفینه النجاه

(دعاء _ فارسی)

از: حاج ملاّ علی اصغر قزوینی صاحب «تنقیح المرام. ش 191».

کتاب جای گفتگو، که به مقالات خمس و مقالات و مقال نیز خوانده می شود، اثر بسیار مفصّل و جامعی است، مشتمل بر یک مقدّمه و پنج مقال که عمومًا در پنج مجلّد قرار دارد، و چنان که در «کشف الحجب: 310» و «ذریعه 12: 199 _ 201» و «فهرست دانشگاه 1. 128 _ 130» آمده؛ مقدّمه: در فضیلت دعاء و آداب و اوقات آن است. و مقال یکم: در دعاها و اعمالی که متعلّق به شبانه روز است، مقال دوّم: دعاهایی که متعلّق به هفته هاست، مقال سوّمِ «جای گفتگو»: دعاها و اعمالی که در عرض سال باید به جای آورد، مقال چهارم: دعاهای گوناگونی که مختص به وقت و زمان معیّن نیست، مقال پنجم: در زیارت ها و آداب و شرایط آنها.

مؤلّف بزرگوار «ذریعه»، پیرامون ابواب و فصول و سایر مشخصّات و همچنین نسخه هایی که از این کتاب دسترسی یافته اند، به طور مبسوط سخن گفته اند.(1) ما به کوتاهی، چند سطری در معرّفی نُسخ می آوریم:

1 _ نسخه کامل، شامل مقدّمه و هر پنج مقاله با فهرستی که در آغاز آن آمده. این

ص : 10


1- 1) سفینه در «ج 21 ص 386 و 393» نیز به عنوان مقال و مقالات، طیّ چند سطری یاد شده است.

نسخه بسیار ممتاز و عالی که در زمان مؤلّف نوشته شده و مشتمل بر «337 برک» به قطع بزرگ است، در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود و در «فهرست دانشگاه 1: 128 _ 130» شناسانده شده است. ایضًا نسخه ای در همان «فهرست 8: 187».

2 _ نسخه کامل دیگری در کتابخانه مدرسه کوچک مرحوم حاج میرزا حسین خلیلی طهرانی در نجف اشرف.

3 _ نسخه مرغوب قدیمی شامل مقال اوّل و ثانی در کتابخانه صاحب ذریعه در نجف.

4 _ نسخه ای از مقال سوّم، در کتب مرحوم سیّد محمّد لواسانی در نجف اشرف و نسخه ای دیگر در کتب مرحوم آقا سیّد میرزا هادی خراسانی در کربلای معلّی.

5 _ نسخه ای شامل مقال 1 و 2 و 3، در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد.

6 _ نسخه ای مشتمل بر مجلّد یکم تا چهارم، در کتب سیّد عبدالرّزاق حلونجفی.

7 _ نسخه ای شامل مقال 3 و 4 و 5، در کتابخانه مدرسه آیه اللّه بروجردی در نجف.

8 _ نسخی از مقال پنجم «زیارات» در کتابخانه آقا میرزا علی اکبر عراقی در نجف اشرف و در کتابخانه مرحوم سیّد محمّد مهدی صدر در کاظمین و در کتابخانه آقا شیخ هادی کاشف الغطاء در نجف و در کتابخانه دانشکده الهیّات مشهد «فهرست 2: 427 و 497».

«سفینه النّجاه» با اینکه اثر بسیار جامع و نفیسی است، هنوز به طور کامل چاپ نشده است، لکن در ذریعه فرماید، تنها مقال چهارم آن که در ادعیه مطلقه گوناگون است به سال 1263 در لکهنو «هندوستان» به مباشرت سیّد قائم علی چاپ شده و مرحوم سیّد حسین سیّد دلدار علی نقوی نصیرآبادی بر آن تقریظی نوشته است.(1)

مقال سوّم «جای گفتگو» را نیز در «ذریعه» فرماید که مؤلّف در تاریخ هشتم ربیع دوّم 1098 از تألیف آن فراغت یافته است.

اینک مشخّصات و فهرست مقال سوّم و مختصّات نسخه ما:

آغاز: «بسم... الحمدللّه ربّ العالمین. و الصّلوه و السّلام علی أفضل خلیقته محمّد و آله المعصومین. و بعد، چون بتوفیق إلهی به انجام رسید مقال اوّل و دوم، شروع شده

ص : 11


1- 1) در «مؤلّفین کتب چاپی 4: 473» گوید که سفینه النجاه به سال 1300 ق، طیّ 299 صفحه وزیری، در لکهنو چاپ سنگی شده است.

در مقال سوم. مقال سوم: در ادعیه و اعمالی که در عرض سال می باید به عمل آید، و در آن مقدّمه ایست و دوازده باب مشتمل بر أعمال دوازده ماه و خاتمه مشتمل بر أعمال روز نوروز. مقدّمه. در اعمالی که در هر ماه به عمل باید آورد، از آن جمله أدعیه رؤیت هلال است...».

انجام: «سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر. تمام شد اعمالی که می باید در عرض سال به عمل آید».

نسخه: دارای 174 برگ. برگ 1 و 2 و 174 و روی 3 و 173 سفید است. روی برگ 1، تاریخ وفات مرحوم آیه اللّه العظمی صاحب «روضات» و برادر گران قدرشان صاحب «مبانی» و مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد مسیح فرزند صاحب روضات و مادّه تاریخ هایشان به خطّ نیای گرامی بزرگوار، مرحوم آیه اللّه آقای حاج میرزا سیّد حسن روضاتی چهارسویی، فرزند آقا میرزا سیّد مسیح نگاشته شده، روی برگ 3 تملّک و مهر آقا میرزا سیّد مسیح دیده می شود که پدر دانشور نسخه را به آن مرحوم اهداء کرده اند. سپس تملّک و مهر مرحوم آیه اللّه آقای حاج میرزا سیّد حسن است.

ظَهر برگ آخر این فائده جلیله دیده می شود:

«بر سه پارچه نان بنویسد و در وقت ابتداءِ بُروز نوبه لقمه اوّل را بخورد، اگر نوبه عارض شد لقمه دویم را در قبل از بُروز نوبه یوم بعد بخورد، اگر باز نوبه عارض شد لقمه سیّم را قبل از بروز نوبه یوم سیم بخورد، البتّه در سیّم بلاشبهه قطع می شود، و غالبًا حاجت به سیّم نمی شود و زیاده از صد مورد به تجربه رسانیده ام...».

سپس دعاها را نقل کرده و گویند: «وجدتُ ذلک منقولاً عن خط جدّنا الأمجد المیر(1) قدّس اللّه نفسه الزکیّه، و کتب أفقر المربوبین: محمّد حسن الموسوی».

کاغذ اصفهانی، جلد تیماج مشکی کوبیده با ترنج و سرترنج، آستر کاغذ صورتی رنگ، خط نسخ مرغوب 21 سطری، دعاها تمامًا إعراب شده؛ عناوین به شنگرف، بالای برخی از کلمات نیز به شنگرف خط کشیده، قطع 13 و نیم × 19 و نیم، متن

ص : 12


1- 1) مقصود، مرحوم عالم زاهد محقّق جلیل القدر آیه اللّه حاج میرزا ابوالقاسم بن حسین موسوی صاحب کتاب «مناهج المعارف» است که از شاگردان علاّمه مجلسی ثانی (متوفی 1110) بوده و به سال 1158 وفات یافته و در قودجان در مقبره ای خاصّ دفن شده است. قدّس اللّه تعالی أرواحهم.

7 × 14. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. همه جا نسخه بدل های ادعیه در هامش نوشته شده. حواشی و تعلیقات زیادی به خطّ مرحوم آیه الله العظمی آقای حاج میرزا سیّد زین العابدین موسوی «والد ماجد صاحب روضات» و سبط جلیل ایشان، آقای میرزا سیّد مسیح چهارسویی دیده می شود. این حواشی یا دعاهایی است که در متن نیامده و یا فضیلت و ثواب دعاهای مذکور در متن و یا تصحیح عبارات نسخه و افتادگی ها است.

در نسخه ما تاریخ تألیف ذکر نشده، لکن در صفحه پیشتر گذشت که مؤلّف ذریعه تاریخ تألیف مقال سوّم را «8 ع 2 _ 1098» یاد کرده اند، لابدّ در یکی از نسخی که به نظر ایشان رسیده، دیده اند.

«463» سؤال و جواب

(فقه _ فارسی)

از: حجّه الاسلام شفتی بیدآبادی حاج سیّد محمّد باقر بن محمّد نقیّ موسوی، متوفّای روز یکشنبه سوّم ربیع دوّم 1260 _ اعلی اللّه مقامه _ : «مکارم الاثار 5: ش 957».

کتاب: مجموعه ای است از سؤال ها و نامه هایی که از اطراف به سیّد حجه الاسلام نوشته شده و احکام و جواب های مفصّل و مختصری که سیّد به آنها داده است، از (1254) تا (1258). دو مجلّد از سؤال و جواب های فقهی دیگر سیّد در زمان حیاتش به طبع رسیده است.

نسخه: به خطّ یکی دو تن از کاتبان سیّد است و در یکی دو جا در حاشیه خطّ خود سیّد دیده می شود. مهر «عبده رجبعلی بن محمد» در آغاز نسخه است. از بقایای کتابخانه خانوادگی سیّد.

«464» سؤال و جواب

(فقه _ فارسی)

کتاب: مجموعه ای است از سؤال هایی که در ابواب فقهیّه به صورت استفتاء از نیای گرامی، آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم بن زین العابدین موسوی چهارسوقی (1235 _ 1318) _ اعلی اللّه مقامهما _ با جواب هایی که آن بزرگوار نگاشته اند و اصل آنها پراکنده شده رونوشتی از هر کدام در این کتاب به دستور خود ایشان و به خطّ مرحوم فاضل بیدآبادی به طور مرتّب ضبط و به صورت کتابی بزرگ و گران بها در آمده است.

سیر و سلوک: ترجمه سیر و سلوک

سیر و سلوک: رساله در سیر و سلوک

ص : 13

«465» سیره النّبیّ صلی الله علیه و آله معروف به «سیره ابن هشام»

(تاریخ _ عربی)

از: عبدالملک بن هشام حمیری بصری نزیل مصر (متوفی 218).

نسخه: به خطّ نسخ، با عنوان های درشت و الوان و مضبوط. صفحات دارای جدول، و آثار تصحیح و مقابله دارد.

نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد. روی برگ نخست عنوان کتاب و نام مؤلّف به خطّ جلیّ تزیینی ألوان نوشته شده و در حاشیه این شرح دیده می شود:

«استنسختُ هذا الکتاب سیره ابن هشام لنفسی بحمد اللّه و صار من مواهب اللّه ملکی. الفقیر إلی اللّه یحیی بن حسن، وفّقه اللّه».

سپس مهری از همین شخص که سجع آن درست خوانده نشد.

«466» الشّافی فی شرح الکافی

(شرح حدیث _ عربی)

از: مولانا خلیل قزوینی، صاحب «حاشیه عدّه الأصول. ش 311».

کتاب: نخستین شرح مولانا خلیل است بر کتاب شریف «الکافیِ» شیخ ابو جعفر محمّد بن یعقوب الکلینیّ _ أعلی اللّه مقامه _ که به امر اعتمادالدوله سیّد حسین حسینی خلیفه سلطان (1001 _ 1064: «روضه نضره: 168» ) آن را در مکّه معظّمه به شرح مزجی نگاشته و ناتمام ماند، و شرح دوّم او «صافی. ش 561» است که به فارسی نوشته است.

تاریخ اتمام تألیف مجلّد اوّل: سلخ ذی الحجّه 1057 در مکّه معظّمه. هفت سالی پیش از «شرح الکافی، ش 516» از آخوند مولانا محمّد صالح مازندرانی علیه الرحمه. برای آگاهی بیشتر از کتاب و نسخه های آن به «الذریعه 13: ش 12» و فهارس کتابخانه های عمومی رجوع فرمایند.

نسخه: مجلّد اوّل است شامل شرح کتاب عقل و توحید از اصول کافی شریف. کاتب: محمّد تقی بن جلال قزوینی. تاریخ کتابت: هیجدهم ماه صفر 1086، گویا در قزوین، و تمام به تصحیح شخص شارح.

تملّک و مُهر «محمّد باقر بن محمّد اسمعیل الحسینی 1163» در ماه محرّم 1179 و «عبده محمّد اسمعیل بن محمّد باقر الحسینی 1223» _ پدر و پسر از سادات بزرگوار

ص : 14

خاتونابادی اصفهان _ ، و تملّک عمّ اعلای گرامی، قوام الاسلام، آقا میرزا سیّد مجتبی روضاتی ظهر نسخه هست رضوان اللّه علیهم اجمعین.

ذیل

یک نسخه از کتاب «الشافی» جای گفتگو که در زمان مصنّف نوشته شده به نظر رسید و در ظهر آن، این اشعار آبدار که لابُدّ خطاب به شخص مولانا خلیل است، مرقوم گردیده بود:

ای نور شمع فضل که امروز در جهان از کائنات کرده ترا ایزد انتخاب!

عالم تویی که پیرو شرع پیمبری وین نخل را همی دهی از جوی دیده آب

آنها که صوفیند دم از غیب می زنند وانان که گشته حکمتشان بر گلو طناب،

سرگشتگان وادی جهل و حماقتند لب تشنه اند و آب بجویند از شراب!

بادا بقای عمر تو در دهر تا بوَد بر آسمان نشانه ای از ماه و آفتاب!

آگاهی تازه

در کتابخانه عمومی علاّمه امینی، صاحب «الغدیر» قدس سره در نجف اشرف، یک نسخه بسیار معتبر «الشّافی» هست، از آغاز شرح کتاب الطهاره تا اوّل کتاب الحیض، در یکصد و سیزده برگ.

آن نسخه به خطّ شیخ حسین بن افضل بیک از شاگردان شارح است، و تا شرح حدیث ششم از باب پانزدهم (ص 68 نسخه) را نزد خود وی خوانده است «فی مجالس آخرها أواخر شهر شعبان المعظّم سنه 1089...» و در آخر نسخه نوشته است که تمام آن را در «دار الموحّدین قزوین، فی المدرسه الخلیلیّه» با نسخه اصل مقابله کرده و به روز شنبه بیست و پنجم ماه شوّال 1089، پنجاه و دو روز پس از فوت شارح، آن را به پایان رسانیده است.

از این سخنان دانسته می شود که مولانا خلیل قزوینی، در تاریخ سوّم ماه رمضان 1089 وفات یافته و تا چند روز مانده به پایان عمر هشتاد و هشت ساله خود، به تدریس کتاب شافی و تعلیم احادیث شریفه اهل بیت اطهار علیهم السلام اشتغال داشته است.

این آگاهی از «فهرست مخطوطات مکتبه أمیر المؤمنین علیه السلام العامّه» است به قلم عالم

ص : 15

فاضل متتبّع محقّق خبیر بصیر، حاج سیّد عبدالعزیز طباطبائی نجفی _ اعلی اللّه مقامه _ چاپ شده در مجلّه گرامی «تُراثنا: 79 _ 80، رجب _ ذوالحجّه 1425. نسخه ش 971» که در ماه محرّم 1427 منتشر شد و در پنجشنبه غرّه ماه صفر به دست این حقیر _ عفا اللّه تعالی عنه _ رسید. و الحمد للّه ربّ العالمین.

«467» الشّافی المنتخب من کتاب الکافی

(حدیث _ عربی)

از: آخوند مولانا محسن فیض کاشانی محمّد بن شاه مرتضی قدس سره (متوفّی 1091).

کتاب: منتخب کتاب «الوافیِ» خود مؤلّف است که مجموعه احادیث کتب اربعه می باشد. «الشافی» در دو مجلد است و چاپ شده.

نسخه: مجلّد دوّم است از کتاب صلوه تا آخر. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، و از اوّل تا آخر شخص مؤلّف یا یکی از فرزندانش آن را تصحیح نموده است، و در آغاز، فهرست ابواب کتاب آورده شده. مُهر «محمّد باقر العلوم» و «أفوّض أمری الی اللّه، عبده احمد» ظهر نسخه دیده می شود.

«468» شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام

(فقه _ عربی)

از: محقّق حلّی نجم الدین جعفر بن حسن بن یحیی قدس سره (602 _ 616).

کتاب: در همه ابواب فقه شیعه و در غایت اشتهار است و مکرّر چاپ شده.

نسخه: به خطّ ابو نصر بن حاجی محمّد حسین تویسرکانی. تاریخ استنساخ جلد اوّل: ذی الحجّه «1082، که فرزندی محمّد حسین از مطالعه این نسخه بهره مند گردد».

دو برگ از آغاز جلد اوّل و چهار برگ از آخر جلد دوّم نونویس است. مشخّصات از آخر جلد اوّل آورده شد. سراسر نسخه، دارای حواشی متفرّقه است.

«469» نسخه دیگر

نسخه: یک برگ از آغاز افتاده دارد و گویا اواخر آن نیز به خطّ تازه تری است. نام کاتب روی برگ آخر بوده است، محو کرده اند. تاریخ ختم کتابت: پنج شنبه چهارم جُمادای دوّم 1098. معظم نسخه دارای حواشی پراکنده ای است.

ص : 16

«470» نسخه دیگر

نسخه: جلد دوّم است از کتاب نکاح تا آخر.

آغاز نسخه افتادگی دارد و در آخر شرحی است به خلاصه این که شماری از اوراق را محمّد بن احمد بن علیّ بن احمد بن أبی جامع نوشته است. تاریخ کتابت ندارد و از سده «10 _ 11» است. مقداری حواشی بر نسخه هست که پاره ای از آنها دارای رمز «ع» می باشد.

«471» شرح الاُرجوزه الرضاعیّه

(فقه _ عربی)

از: آیه اللّه العظمی آقا سیّد صدرالدین محمّد بن صالح موسوی عاملی اصفهانی، صاحب «قرّه العین. ش ...».

کتاب: شرح اُرجوزه ای است در مسائل رضاع، از خود شارح معظّم. برای آگاهی بیشتر: «ذریعه ج 1: 476 و ج 13: ش 231 و 232».

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، مانا که به دست مبارک شخص شارح تصحیح شده. در برگ آخر یادگار حسن بن ملاّ زینل دیده می شود، و از کتابخانه دخترزاده مؤلّف، نیای گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سیّد جمال الدین فرزند آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم چهارسوقی بوده است رضوان اللّه علیهم اجمعین.

شرح الاستبصار: کشف الأسرار

«472» شرح أسماءِ اللّه الحسنی

(فارسی)

از: حبیب اللّه صفاهانی.

خداوند تبارک و تعالی را نام هایی است بس گرامی، که از جمله آنها نود و نه نام بسیار مشهور و در دعاها و روایات اسلامی و مخصوصًا در دعای جوشن معروف(1) که

ص : 17


1- 1) نسخه ای از این دعای شریف در کتابخانه خدیوی مصر موجود است که به دستور ملک أشرف قایتبای (متوفی 901) با طلای خالص نوشته شده. حدیث شریف اسماء حُسنی را دو تن از مشایخ معروف طریقت و سنّت _ یکی در اصفهان و دیگری در خراسان _ در عصر و زمان شیخ مفید _ اعلی اللّه مقامه _ (متوفی 413)، در کتاب های خود آورده اند، هر دو به یک سند و ذیل عنوان ابوالعباس سیّاری (متوفّی به سال 342).1_ حافظ ابونُعَیم احمد بن عبداللّه اصفهانی (متوفّی 430) در کتاب «حلیه الأولیاء و طبقات الأصفیاء 10: 380 به اختصار».

منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام است، وارد شده. دانشمندان در قرون مختلفه این نام ها را گزارش داده و کتاب ها به عنوان «شرح الأسماء الحُسنی» نوشته اند، که یکجا در «الذریعه 2: 66» از 17 شرح و در «کشف الظّنون 2: 1031 به بعد» از 31 شرح یاد شده است.

از نفیس ترین و پرفایده ترین این گزارش ها کتاب «علم الهُدی و أسرار الاهتداء فی فهم معنی سلوک أسماءِ اللّه الحُسنی» است تألیف شیخ أبوالعبّاس أحمد بن علی بونی (متوفی 630) که تنها نسخه گرانبهای موجود آن را در دست داریم.

و از جمله شرح ها همین است که در این عنوان ذکر می کنیم:

این شرح از شخصی است به نام حبیب اللّه صفاهانی که در زمان شاه عبّاس ثانی «1052 _ 1077» می زیسته و کتاب خود را در سال 1061 به نام او نوشته، امّا مؤلّف را درست نشناختیم.

از دانشمندان زمان صفویّه سه نفر به نام حبیب اللّه مشهورند. 1 _ سیّد میرزا حبیب اللّه بن حسین بن حسن حسینی موسوی عاملی کرکی نزیل اصفهان، مشهور به صدر که معاصر شیخ بهائی (متوفی 1030) بوده و در «أمل الآمل: 9 ط 1» و «خلاصه السّیر» محمّد معصوم اصفهانی و جاهای دیگر یاد شده است. 2 _ میرزا حبیب اللّه بن میرزا عبداللّه اصفهانی صاحب «توصیف الوزراء» در احوال وزراءِ سلاطین صفوی (به فارسی) که صاحب «ریاض العلماء» در ترجمه خلیفه سلطان از آن نقل کرده و از آنجا معلوم می شود که مؤلّف قبل از سال 1100 فوت شده(1). 3_ ملاّ حبیب اللّه عبّاس آبادی اصفهانی که حزین در «تذکره: 40 ط اصفهان» شرح حال مجملی از او نوشته و گوید: «العارف باللّه المولی حبیب اللّه طاب ثراه. ساکن عبّاس آباد اصفهان، و در عقلیّات مشهور زمان بود. نتائج أفکار حکماء را با معارف اصحاب شهود تطبیق نموده و به مشرب و مسلک صوفیه أنس و عادت گرفته...». تاریخ تألیف «تذکره حزین» در 1165 بوده و ملاّ حبیب اللّه قبل از آن تاریخ وفات کرده است که می نویسد «رحمه اللّه». ممکن

ص : 18


1- 1) بنگرید به «أعیان الشیعه 20: 89 _ 91» و «ذریعه 4: 489».

است مؤلّف «شرح اسماء اللّه» یکی از این سه نفر باشد.(1)

آغاز: «بسم... ستایش و سپاس بی اندازه و قیاس؛ صانعی را که خزاین قلوب عارفان را از جواهر شناخت و معرفت خود رشک أطباق پُر دَراریِ أفلاک ساخت... و بعد چنین گوید عبد جانی حبیب اللّه صفاهانی که این رساله ای است در بیان معانی أسمای شریفه إلهی و تنبیه بر آن که عباد اللّه را چه بهره و حظّ هست از باطن آن أسماء و ظاهر آنها. مزیَّن بنام نامی و معنون به اسم سامی نوّاب کامیاب... ابُو المطفَّر شاه عباس ثانی حسینی بهادرخان...

مقدمه؛ أشهر أسماء اللّه نود و نه اسمست، و هی هذه: اللّه الّذی لا إله الاّ هو. الرّحمن الرحیم. الملک. القدّوس. السلام. المؤمن. المُهَیمن. العزیز. الجبّار. المتکبّر. الخالق. البارئ. المصوِّر. الغفّار. القهّار. الوهّاب. الرّزّاق. الفتّاح. العلیم. القابض. الباسط. الخافض. الرّافع. المعزّ. المُذلّ. السَّمیع. البصیر. الحکیم. العدل. اللّطیف. الخبیر. العلیم. العظیم. الغفور. الشَّکور. العلیّ. الکبیر. الحفیظ. المُقیط. الحسیب. الجلیل. الکریم. الرَّقیب. المجیب. الواسع. الحکیم. الودود. المَجید. الباعث. الشَّهید. الحقّ. الوکیل. القویّ. المتین. الولیّ. الحمید. المُحصی. المُبدئ. المُعید. المُحیی. المُمیت. الحیّ. القیّوم. الواجد. الماجد. الواحد. الأحد. الصَّمد. القادر. المُقتدر. المقدّم. المؤخّر. الأوَّل. الاخر. الظّاهر. الباطن. الولیّ. المتعال. البرّ. التَّوّاب. المُنعم. المنتقم. العفوّ. الرّؤوف. المالک. الملک. ذوالجلال و الإکرام. المُقسط. الجامع. الغنی. المُغنی. المانع. الضّارّ. النّافع. النُّور. الهادی. البدیع. الباقی. الوارث. الرَّشید. الصَّبور. اللّه اسم موجود بحقّ...».

سپس شروع به گزارش لغوی و عرفانی هر یک از اسمای شریفه موافق شرع مطهَّر نموده و گاه به مناسبت مقام، حکایت های شیرین آورده است. امّا تعداد این نام ها، 102 نام می شود و در پاره ای موارد، دو نام را طیّ یک عنوان شرح داده است مانند: «الواحد الاحد».

انجام: «دیگر آنکه صبر کند بر امور وارده خلاف مقتضای طبع و راضی باشد به آنچه جاری می شود از قضا و قدر الهی تا ترقّی کند به عالم قدس و کرامه، کما أشار الیه تعالی: إنَّ اللّه مع الصّابرین. وفَّقنا الله تعالی لذلک بمنّه و رحمته. هذا آخر ما أردنا ایراده،

ص : 19


1- 1) در «لغت نامه دهخدا: حرف ح: 249 و 250» عدّه ای از دانشمندان را به نام حبیب اللّه یاد کرده، امّا از آنجا نیز مطلبی که مربوط به این مؤلّف باشد، استفاده نمی شود.

و نسأل اللّه تعالی العفو عمّا وقع فیه من الزَّلل و الخلل. و کان ذلک دَآدِئ(1) شهر جمادی الاولی لسنه إحدی و ستّین بعد الألف من الهجره النَّبویّه، علی مُهاجرها ألف صلوه و تحیّه، و کتب بیمناه الفانیه العبد المذنب حبیب اللّه عفی عنه».

نسخه: به خطّ شکسته نستعلیق زیبای مؤلّف، 12 سطری، 115 برگ، کاغذ دولت آبادی نخودی، قطع 16 × 22، عناوین به شنگرف، برخی صفحات دارای حواشی از خود مؤلّف است با امضای «منه عفی عنه». جلد: تیماج پسته ای زرکوب قالبی، داخل: تیماج سرخ جدول کشیده.

«473» شرح الاشارات و التنبیهات

(حکمت _ عربی)

از: خواجه نصیر الدین محمّد بن محمّد بن الحسن محقّق طوسی قدّس اللّه سرّه (متوفی 672).

کتاب: شرح کتاب «الاشارات و التنبیهاتِ» شیخ الرئیس ابو علی بن سینا است و به طبع رسیده و مشتمل است بر قسم منطق و قسم طبیعی و قسم ما قبل علم طبیعی.

نسخه: دو قسم آخری کتاب است که در ده نمط است و قسمتی از نمط تاسع و تمام نمط عاشر، تقریبًا دو جزوه از آخر این نسخه مفقود شده است و چند ورق آغاز آن نیز نونویس می باشد.

آغاز: «قال الشیخ: هذه اشارات الی اصول».

انجام موجود: «الهمس الصّوت الخفیّ... جناح الطایر».

حواشی گوناگون در سراسر نسخه نوشته شده و در بسیاری مواضع آثار مقابله دارد. نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست و ظاهرًا از آثار قرن «11 _ 12» می باشد، و امتیازی ندارد.

«474» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و پیداست که در اواسط یا اواخر قرن دوازدهم به خطّ کاتب خوش خطی در اصفهان «ظ» استنساخ شده. اوراق عطف و بدرقه اوّل

ص : 20


1- 1) دآدی جمع دأداء...: آخر ماه و شب 25 و 26 و 27 و 28 و 29 یا سه شب از آخر ماه: «فرهنگ آنندراج» و «منتهی الادب».

و آخر نسخه را بریده اند. متن اشارات به شنگرف و عناوین به لاجورد نوشته شده.

حواشی از «محاکمات» و «آقا حسین» و «شرح مقاصد» و «م. ن» و «نوری، ره» و «م ح ن» و «شرح امام» و «س، ره» و «میر محمد اسمعیل، ره» و «شرح تذکره خفری» و کتب لغت و غیره، به خطّ شکسته نستعلیق کاتب دارد و ظاهرًا نسخه مصحّح خوبی است.

آغاز: «بسم. قال الشیخ رحمه اللّه: هذه اشارات».

انجام: «قیل هذا صوره خط المصنّف فی آخر الکتاب: قد فرغ المصنّف من تسویده أواسط شهر صفر سنه (644) حامدًا...».

«475» نسخه دیگر

نسخه: قسم دوّم کتاب و از آخر ناقص است. لذا نام کاتب و تاریخ کتابت نامعلوم و ظاهرًا از سده یازدهم است.

انجام موجود: «الأمر ترجع الی الجسم الّذی هو القابل لا الی الاراده».

شرح اصول الکافی: شرح الکافی

«476» شرح الألفیّه

(نحو _ عربی)

از: بدرالدین محمّد بن محمّد بن عبداللّه بن مالک دمشقی، معروف به ابن الناظم.

کتاب: شرح اُرجوزه مسمّی به «خلاصه»، معروف به «ألفیّه» ابن مالک پدر شارح مذکور. فراغت از تألیف به قول «کشف الظنون»: محرّم 676، و به طبع رسیده است.

نسخه: به خطّ نیای گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سیّد مسیح موسوی چهارسوقی، فرزند آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات».

شروع در کتابت: 12 ربیع یکم 1267. فراغت از کتابت: چهارشنبه 12 ربیع یکم 1270 در اصفهان.

دارای حواشی از؛ زکریّا و خالد و ابن عقیل و محمد هاشم الموسوی (والد ماجد نویسنده این فهرست) و «شواهد» و محمد حسن الموسوی (فرزند معظّم کاتب جلیل القدر نسخه). مُهر کاتب بزرگوار «عبده الراجی مسیح الموسوی» در ظهر نسخه هست رحمه اللّه و رضوانه علیهم.

«477» شرح الألفیّه

(نحو _ فارسی)

ص : 21

از: ناشناخته.

کتاب: شرح فارسی است بر ألفیّه ابن مالک، در علم نحو.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، به قرائن از آثار قرن «11 _ 12» می باشد.

آغاز: «و ما سواها ناقص و النقص فی + فتی و لیس ذاک دائمًا، قفی. یعنی: و آنچه از سوای... تمام است یعنی غیر افعال تامّه ای است که اکتفاءِ به مرفوع می کنند او ناقص است».

انجام: «و ان مصارع تلاها صرّفا + الی». روی برگ اوّل و پشت برگ آخر نانویس مانده است.

«478» شرح الأنموذج

(نحو _ عربی)

از: جمال الدین محمّد بن عبدالغنیّ اردبیلی (متوفی 647).

کتاب: شرح «الأنموذج» جاراللّه زمخشریِ معروف مشهور است که مکرّر به طبع رسیده.

نسخه: بسیار معمولی و فاقد امتیاز است و نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و اواخر آن نانویس و ناقص است.

«479» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب ندارد. پایان استنساخ: روز چهارشنبه هفتم ذی القعده 1076، در دارالسلطنه اصفهان. امتیازی ندارد.

شرح الباب الحادی عشر: معین الفکر

«480» شرح بیست باب

(تقویم _ فارسی)

از: ملاّ مظفّر منجّم جنابدی.

کتاب: شرح مزجی «بیست باب در معرفت تقویم» تألیف نظام الدین عبدالعلی بیرجندی صاحب «شرح التذکره. ش 487»، و کتاب بسیار معتبری است.

نگارش این شرح در 1004 پایان یافته است و مرحوم شیخ بهاءالدین محمّد عاملی (متوفی 1030) به سال 1023 بر آن تقریظ نوشته و بر شارح ثنا گفته است: «روضه نضره: 568». نیز «فهرست کتابخانه مجلس 22: 28 _ 29» رجوع شود.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ استنساخ: روز جمعه از ماه ذیحجّه 1122. خطّ نستعلیق و مصحّح. جداول و دوائر و أشکال به دقّت ترسیم شده است.

«481» شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

ص : 22

از: ملاّ علی، فاضل قوشجی.

کتاب: شرح مزجی «تجرید الکلامِ» محقّق طوسی است و به طبع رسیده.

نسخه: تنها مقصد دوّم کتاب است در جواهر و اعراض. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، ظاهرًا از آثار سده یازدهم است. حواشیِ بسیار از ملاّ میرزا جان باغنوی و چند حاشیه از مولانا حمزه جیلانی حکیم فاضلِ اواخر عهد صفوی «کواکب منتثره: 228» در نسخه هست. از کتابخانه مرحوم آقا شیخ محمّد رضا نجفی ابوالمجد اصفهانی.

«482» نسخه دیگر

نسخه: تنها مقصد سوّم کتاب است در الهیّات تا آخر. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، مانا از آثار سده یازدهم است. حواشی بسیار از عموم محشّیان دارد. تملّک نیای گرامی، آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد موسوی چهارسوقی ظهر نسخه هست و یکی از اوراق اواخر نیز به خطّ آن مرحوم است.

«483» نسخه دیگر

نسخه: تنها مقصد دوّم کتاب است در جواهر و اعراض و به چند خطّ و کاغذ مختلف نوشته شده و دارای حواشی زیاد گوناگونی است. صفحه آخر به خطّ نیای بزرگوار، آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد موسوی، برادر گرامی آیه اللّه العظمی صاحب روضات الجنات است.

«484» نسخه دیگر

نسخه: شرح إلهیّات کتاب است تا آخر، یعنی از مقصد سوم در اثبات صانع تا بحث امر به معروف و نهی از منکر که پایان کتاب می باشد.

کاتب: نجم الدین فخرالدین طریح. تاریخ کتابت: نیمه جمادای یکم 1063. حواشی گوناگون در همه صفحات نوشته شده و همه جا آثار مقابله با عبارت «بلغت قرائهً أیّده اللّه» دیده می شود.

شرح تجرید الکلام: تسدید العقاید

شرح تجرید الکلام: شوارق الالهام

ص : 23

«485» شرح تحریر الأحکام

(فقه _ عربی)

از: ناشناخته.

کتاب: شرح صوم «تحریر الأحکام الشرعیّه، علی مذهب الامامیّه» تألیف علاّمه حلّی است، به شرح مزجی و برگ اوّل ساقط شده، لذا نام شارح معلوم نشد؛ لکن از مرحوم میرزای قمی صاحب «قوانین الاصول» و مرحوم سیّد طباطبائی صاحب «ریاض المسائل» نقل می کند.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و پایان آن نانویس مانده، ظاهرًا خطّ شخص شارح است.

«486» شرح التّذکره فی علم الهیئه

(هیئت _ عربی)

از: میر سیّد شریف جرجانی، صاحب «شرح المواقف السلطانیّه. ش 542».

خواجه نصیرالدین طوسی _ قدّس اللّه روحه _ هنگامی که در شهر مراغه می زیسته، به سال 657 پس از تألیف «تحریر مجسطی» کتابی دیگر در علم هیئت نوشته اند به نام «التذکره» مرتّب بر چهار باب و چون در این کتاب متعرّض شرح مطالب «تحریر مجسطی» نیز شده اند، لذا «شرح تحریر مجسطی» هم بر آن اطلاق می شود.

این کتاب در «ذریعه 4: 50» به عنوان «التذکره النصیریّه» یاد شده و شروح بسیاری که دانشمندان بر آن نوشته اند نیز در همانجا و هم در «ج 13: 143 _ 144» معرّفی شده است. نسخه ای از این کتاب در مجموعه نفیس «یاد نامه خواجه نصیرالدین طوسی 1: 31» به عنوان «تذکره الهیئه» و نسخه ای دیگر در «آثار الشیعه الامامیّه 4: 62» به عنوان «تذکره در علم هیئت» و نسخه ای نیز در «سرگذشت و عقائد فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی: 114» به عنوان «تذکره نصیریّه» یاد شده و در کتاب اخیر گوید: «این کتاب را خواجه طوسی به درخواست عزّالدین زنجانی به تاریخ 659(1) در مراغه تألیف کرده» و در پاورقی، شرح حال عزّالدین زنجانی «ابو محمّد عبدالوهاب بن ابراهیم بن محمّد

ص : 24


1- 1) چنان که گذشت، در ذریعه تاریخ تألیف تذکره را 657 نوشته اند و در «فهرست رضویّه 3: 337» اشتباهًا 569 چاپ شده است.

نزیل تبریز، الخزرجی الزنجانی، الادیب الفاضل المتوفی سنه 660» مؤلّف کتاب «التصریفِ» مشهور را از کتاب «مجمع الادابِ» ابن فُوَطی نقل کرده است.

در «آثار الشیعه الامامیّه» و مواضع مختلف «ذریعه»، شروح و حواشی بسیاری بر کتاب تذکره شناسانده اند، از جمله:

1 _ «شرح التذکره النّصیریّه» عبدالعلی بن محمّد بیرجندی متوفای 984، مورّخ 913.

2 _ «توضیح التذکره» نظام الدین حسن بن محمّد مفسّر أعرج نیشابوری، مورّخ 711.

3 _ «التکمله فی شرح التذکره» از فاضل خفری، مورّخ 932.

4 _ «حاشیه التذکره» از شیخ عبدالوهاب مشهدی که در قرن 13 می زیسته.

5 _ «شرح التذکره» میر سیّد شریف جرجانی، جای گفتگو.

میر سیّد شریف جرجانی که شرح حالش در «روضات الجنّات: 475 _ 477» به عنوان «شریف الدین علی بن محمّد بن علی حسینی حنفی جرجانی استرابادی مشتهر به سیّد شریف» آمده، از دانشمندان بنام اسلام است که در فنون حکمت و کلام و ادب و ریاضیّات و تفسیر و سائر علوم شرعیّه سرآمد روزگار بوده و تألیفات کثیره او که بالغ بر پنجاه عنوان است، پیوسته مورد استفاده دانشمندان واقع و از مبتدی تا فارغ التحصیل به آثار او محتاج بوده و می باشند.

تولّد او بنابر مشهور به سال 740 و وفاتش در شیراز به سال 816 واقع شده، و قاضی سیّد نوراللّه مرعشی _ رضوان اللّه علیه _ ضمن شرح حال مبسوطی که برای او در «مجالس المؤمنین 2: 217 _ 220» نگاشته اند، وی را از شیعیان خالص معرّفی کرده و دلائلی بر مدّعای خود اقامه فرموده اند.

مواضع دیگری که برای شرح حال میرسیّد شریف اجمالاً یاد می کنیم: «معجم المطبوعات: 678 _ 680»، «الأعلام 5: 159 _ 160»، «ریحانه الادب 2: 322 _ 324» و «معجم المؤلّفین 7: 216». نوع مآخذ دیگر ترجمه وی هم در کتب مذکوره یاد شده اند.

«شرح التذکره» میرسیّد شریف، جای گفتگو، بنا به نگارش «ذریعه 4: 51 و 13: 144» و «فهرست رضویّه 3: 337» در شیراز به سال 811 تألیف شده، لکن در نسخه

ص : 25

ما چیزی از این دو مطلب نیست و ظاهرًا کاتب نسخه اسقاط کرده است.

نسخ این شرح نسبتهً کمیاب است و به طوری که از دو کتاب مذکور مستفاد می شود، دو نسخه از آن در کتابخانه آستان قدس موجود می باشد، یکی مورّخه 825 و دیگری مورّخه 881.

فاضل خفری در شرح خود که موسوم به «التکمله فی شرح التذکره» است، عبارات شرح سیّد شریف را _ تبرّکًا _ مندرج ساخته و خود نیز در مقدّمه به این مطلب تصریح کرده است، لکن در نسخه ای از آن که در اصفهان به نظر نگارنده این فهرست رسید، تمایزی بین دو شرح دیده نشد و چنان که در «ذریعه» و مواضع دیگر گفته اند، دانشمند فاضل میرزا ابوطالب سبط میر ابوالقاسم فندرسکی رحمه اللّه بر شرح فاضل خفری حاشیه ای نگاشته است.

آغاز: «بسم... تبارک الذی جعل فی السّماء بروجًا... و بعد، فإنّ علم الهیئه مرقاهٌ منصوبهٌ... و مدارج ما أودع اللّه فیها من بدایع حکمٍ لاتحصی و صنایع فطر لاتستقصی؛ فینجلی لمن تفکّر فیها و اعتبر... ذاته و عظمه صفاته ما یتحیّر فیه بصایر الأفهام، و تدهش به مناظر العقول و الأوهام... بالسّعاده العظمی فی الآخره و الاُولی، و ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء.

ثمّ إنّ کتاب «التذکره»...(1) من أصول مسائله علی قواعدها و من فروع مباحثه علی زبدها و فرایدها، فیه خلاصه آراء المتقدّمین و نقاوه أفکار المتأخّرین، مع نکتٍ سریّه و لطایف بهیّه ممّا استنبطه مؤلّفه بطبیعته الوقّاده و قریحته النّقّاده، لم یتنبّه لها مَن تقدّمه، و اقتدی به من تأخّر عنه.

فأردتُ أن أشرحه شرحًا متوسّطًا بین طرفی إخلال و إملال، کاشفًا عن خرایده بإیضاح و إملال، جاعلاً لعوائده علی طرف الثّمام، موصلاً لطالبیه الی غایه المرام لیتبصّر به المبتدی فی هذه الصّناعه، و یتذکّر من کان له بضاعه. و من اللّه التّوفیق، و إلیه انتهاءُ الطریق، و أنا أشرع فی المقصود و أقول متوکّلاً علی الصّمد المعبود: من القضایا الّتی تشهد بها الفطره السلیمه...».

انجام: «... امّا بُعدُ محدّب الفلک الأعظم فلا یعلمه إلاّ اللّه سبحانه. و فی بعض النّسخ: «ولنختم الکتاب ههنا حامدین للّه تعالی و مصلّین علی نبیّه المصطفی و علی آله الطیّبین

ص : 26


1- 1) کلیّه مواضعی که نقطه نهاده ایم از آن است که نسخه ضایع شده و عجالهً تکمیل آن میسّر نشد.

الطاهرین و حسبنا اللّه و نعم الوکیل». و قد وقع الفراغ عن بسط الکتاب و حلّ جمل هذه الأبواب، تذکرهً للأحباب و تبصره لاُولی الألباب؛ علی حسب ما اقتضاه الحال، مع تزاحم الأشغال و تطرّق الاختلال الی أحوال البال. و قد وقع الفراغ من انتساخه ظهر الرابع من شعبان، علی ید أحقر خلق اللّه الباری؛ ابن حسین: علاءالدین محمّد القاری، سنه 983».

فهرست: «الباب 1 فیما یجب تقدیمه علی العلم، و فیه فصلان. الباب 2 فی هیئه الأجرام العلویّه، و فیه 14 فصلاً. الباب 3 فی هیئه الأرض و قسمتها إلی العامر و الغامر، و فیه 12 فصلاً. الباب 4 فی معرفه مقادیر الأبعاد و الأجرام، 7 فصول.

نسخه: دارای 121 برگ. روی برگ 1 اشتباهًا نوشته اند: «شرح تذکره خفری». دو سه مهر ناخوانا نیز روی همین برگ دیده می شود. در آخر نسخه این شرح نوشته شده: «بسم اللّه خیر الأسماء: ممّا أعارنیه مالک الملوک، 1148، و أنا الواثق باللّه القویّ». مهر: «زین الدین علی الشریف الموسوی». نسخه ابتداءً به خطّ نستعلیق 21 سطری نوشته شده لکن قبل از سال 983 اوراق بسیاری از مواضع مختلف آن مفقود گردیده و در آن سال، کاتب مذکور اوراق مفقود را به خطّ تعلیق 26 الی 30 سطری نگاشته و تکمیل کرده است. بالای عبارات متن خط شنگرف کشیده، عناوین و دوائر و اشکال هندسی نیز نوعًا به شنگرف است، کاغذ اصفهانی، جلد میشن زرد یک لا، آستر کاغذ شکری رنگ. قطع 17 و نیم × 24، متن نوعًا 10 × 18. همه جا در هامش حاشیه های مؤلّف مختوم به کلمه «منه» آمده و نسخه مقابله و تصحیح شده است. روی برگ آخر دائره بزرگی به شنگرف ترسیم و ظهر آن برگ، شرح مبسوطی از «فصوص» محیی الدین نقل و از او تجلیل شده است. نام کاتبِ قسمت جدید نسخه و تاریخ کتابت در بالا ثبت شد و بخشی از اوراق اوّل کتاب ضایع شده بود که سوای برگ نخستین، بقیّه از روی یکی از نسخ آستان قدس تکمیل گردید.

«487» شرح التّذکره فی علم الهیئه

(هیئت _ عربی)

از: عبدالعلیّ بن محمّد بن حسین بیرجندی (متوفای 984).

ص : 27

کتاب: شرح «مختصر الهیئه» معروف به «التذکره» تألیف خواجه نصیرالدین محمّد طوسی قدس سره است که در «ش 486» از آن گفتگو کردیم، و شارح در ماه ربیع یکم 913 هجری از آن فراغت یافته است: «احیاء الداثر: 125»، «رجال قاین آیتی: ش 22»، «مجلّه دانشکده الهیّات مشهد مقدّس. ش 2»، «مجلّه آینه پژوهش. ش 50».

نسخه: به خطّ محمّد حسین بن محمّد یوسف طالقانی و تاریخ استنساخ دهم ربیع دوّم 1051 بوده، و دارای 462 برگ و در نهایت اعتبار است.

محمّد صادق بن محمّد تقی منجّم که مالک نسخه بوده، در صفحه آخر، فائده ای به این شرح نوشته است:

«این نسخه از روی نسخه که جدّ فقیر مولانا مظفّر منجّم از روی نسخه به خطّ شارح نوشته و با آن مقابله کرده نوشته شده و این نسخه نیز چون با نسخه خطّ جدّ فقیر مقابله شده به منزله آن است که این نسخه با نسخه به خطّ شارح مقابله شده باشد. تاریخ این شرح چنان که در ورق 116 این کتاب قلمی شده و شارح آن را در مبحث کواکب ثابته ذکر کرده «الف و ثمانمائه رومی»، و تاریخ اتمام چنان که شارح در آخر این کتاب ذکر کرده شهر ربیع الأوّل نهصد و سیزده هجری. تاریخ شرح میر سیّد شریف، 811 هجری. تاریخ شرح شمس الدین محمّد خفری، 921 هجری. و اگر چه شمس الدین محمّد و ملاّ عبدالعلی در یکزمان بوده اند امّا هیچ کدام شرح یکدیگر را ندیده اند و ایشان نیز با یکدیگر ملاقات نکرده اند و شرح ملاّ عبدالعلی مقدّم است به هفت سال بر شرح شمس الدین محمّد خفری».

پایان فوائدی که محمّد صادق منجم _ علیه الرحمه _ نوشته است.

«488» شرح التّلویحات

(فلسفه _ عربی)

از: عزّالدوله سعد بن منصور، معروف به ابن کمونه اسرائیلی.

کتاب: شرح «التّلویحات» شیخ الاشراق شهاب الدین سهروردی مقتول به سال 587 است، در سه قسمِ منطق، طبیعی، الآهی.(1) تاریخ پایان شرح: سال 667: «فهرست مجلس».

نسخه: شخصی آن را برای کاتب عالم عاملی استنساخ کرده که نام خود و او را در

ص : 28


1- 1) برای شناختن کتاب و نسخ دیگر آن: نگاه به «فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه ج 3 ص 211 به بعد» و «فهرست مجلس ج 5 ص 314 _ 318» مفید است.

آخر نسخه نوشته بوده و اهل خیری! هر دو اسم را با سایر خصوصیّاتشان تراشیده و محو کرده است.

تاریخ استنساخ: قبل الظهر نهم صفر 899. در خاتمه قسم منطق و قسم طبیعی، اسم و تاریخی ندارد. ظهر نسخه نیز مهر و تملّک و یادداشت هایی بوده که تمامًا محو و نابود شده است. از بقایای کتابخانه آقا شیخ محمّد رضا نجفی ابوالمجد اصفهانی.

«489» شرح تهذیب الأحکام

(شرح حدیث _ عربی)

از: محدّث علاّمه، سیّد نعمت اللّه موسوی حسینی جزائری شوشتری _ علیه الرحمه _ (1050 _ 1112) : «کواکب منتثره: 785 _ 789». صاحب «زهر الربیع. ش 451».

کتاب: شرح صغیر مرحوم سیّد جزائری است بر «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی به «قوله»، در چند مجلّد و مشتمل بر فواید بسیار.

نسخه: مجلّد دوّم است در شرح کتاب صلوه. کاتب محمّد محسن بن محمّد قاسم شوشتری. تاریخ کتابت: ربیع دوّم 1093. تملّک «محمّد مهدی بن محمّد حسن الحسنی الحسینی» و مُهر «عبده مرتضی بن محمّد مهدی الحسینی 1179» و مهر «عبده محمّد صالح بن سیّد مرتضی الحسنی الحسینی» ظهر نسخه هست.

شرح تهذیب الأحکام: غایه المرام

شرح تهذیب الاحکام: ملاذ الاخیار

«490» شرح تهذیب المنطق

(منطق _ عربی)

از: سیّد هبه اللّه حسینی شهیر به شاهمیر.

سعدالدّین مسعود بن عمر محقق تفتازانی (متوفی 792) کتاب «تهذیب المنطق و الکلام» را به سال 789 در دو بخش نوشت. بخش اوّل در منطق. بخش دوّم در کلام. بخش دوّم گزیده کتاب «المقاصد» خود اوست. بخش اوّل با نهایت اختصاری که داشت، بهترین کتاب در علم منطق شناخته شده در اطراف جهان پراکنده گردید و بسیاری از دانشمندان بر آن شرح و حاشیه نوشتند. از پرسودترین آنها، «حاشیه ملاّ عبداللّه» است که مکرّر به طبع رسیده.

از گزارش دهندگان این بخشِ «تهذیب» به شرح مزجی متوسّط، سیّد هبه اللّه حسینی شهیر به شاهمیر است. این شخص نویسنده «آداب سلطنت» می باشد که در 882 به اسم

ص : 29

سلطان علاءالملک (؟) تألیف، و به سال 898 تجدید نظر و تصحیحش کرده، نسخه مورخه 898 آن در کتابخانه آستان قدس موجود و به همین اسم در «ذریعه 1: 20» عنوان، و از آن جا نیز به «ریحانه الأدب 2: 295» نقل شده، امّا در «کشف الظنون» و ذیل آن مذکور نیست.

دیگر از آثار شاهمیر «شرح رساله هیئت _ فارسی هیئت» تألیف ملاّ علاءالدّین علی (فاضل قوشچی متوفّی 879 در اسلامبول) می باشد که تمام یا قسمتی از آن در هامش فارسی هیئت، به سال 1319 چاپ شده(1) و ناشر در هامش صفحه آخر، او را چنین ستوده است: «إمّام الرّیاضیّین و أفضل المتقدّمین و المتأخّرین هبه اللّه الحسنی الحسینی الشّهیر بشاهمیر، طاب ثراه». مؤلّفِ «گاهنامه 1311: 186» نیز نام شاهمیر و این گزارش او را یاد کرده است.

نسخه ای خطّی از «شرح فارسی هیئت» در «فهرست دانشگاه 3: 2: 919» معرّفی شده و در آنجا چنین آمده است: «این گزارش از سیّد هبه اللّه شاهمیر حسنی حسینی شیرازی است و در آن از رساله «تامّ المقاله _ در ترصید سمت و جهت قبله» خود که در جوانی نوشته است نام می برد، و در پایان، جهت قبله میهن خویش، شیراز را می شناساند و از محقّق ق_یّومی قاضی زاده رومی یاد می کند، و از سخنانش پیداست که سنّی است. می گوید که به هندوستان رفتم و نخست به گجرات رسیدم به نزد أبوالفتح محمود شاه(2) شدم و به درخواست او آغاز سال را در یکم سرطان که آغاز فرمانروایی و تخت نشینی او بود گذاردم تا در دادوستد و کشاورزی و دریانوردی بر مردم دشوار نباشد».

تکلمه: بیفزاییم که ملاّ حسین حافظ تبریزی یا حافظ حسین کربلائی تبریزی که در شب چهارشنبه شانزدهم ذی القعده 997 در دمشق وفات یافته در کتاب «روضات الجنان و جنّات الجنان 1: 472 ط 1» در ذیل عنوان مرقد و مزار دَده عمر ایدینی شهیر

ص : 30


1- 1) این نسخه به اهتمام حاج شیخ احمد شیرازی با «خلاصه الحساب» و «سی فصل» و چند رساله دیگر در طهران طبع شده است. این مجموعه را ناشر آن در هامش صفحه آخر «فارسی هیئت» به نام «کلمات الریاضیّین» خوانده است. گزارش شاهمیر بر «فارسی هیئت» در «کشف الظنون» و ذیل آن مذکور نیست.
2- 2) در گجرات سه کس به نام محمود شاه فرمانروایی کردند. یکی محمود شاه بایقرا (849_ 17 رجب 863 _ 2 رمضان 917). دوّمی محمود شاه ناصرخان (6 شعبان تا 24 شوال 932). سوّمی محمود پسر لطیف (از 944 تا 961) لین پول. زامباور «فهرست دانشگاه».

به روشنی متوفّی 892 گوید:

«یکی از فضلای بزرگ فارس موسوم بوده به هبه اللّه بن عطاءاللّه الحسنی الحسینی المشتهر بشاه میر (رحمه اللّه) که دانشمند و محدّث متبحّر بوده، به خدمت حضرت دده مشرّف شده و إنابت نموده و مُلقّن گشته به ذکر، و رساله نوشته در باب أسناد خود، در هر بابی از تفسیر و حدیث و قِراءت، و طُرق طریقت مشایخ خود را نقل کرده، از آن جمله حضرت دده را آورده و آن طریق را به این نوع بیان فرموده: الذکر المقیّد بالضّربین...»، تا آخر که دو صفحه ای را اشغال کرده است.

فعلاً بیش از این اطّلاعی از احوال و آثار شاهمیر شیرازی نداریم، و ناگفته نگذاریم که نباید این شخص را با سیّد شاه میر حسینی تبریزی مُجاز از مرحوم شیخ بهائی در سال 1008 اشتباه کرد(1)، اینک گزارش او بر «تهذیب».

«شرح تهذیب المنطق» را در «کشف الظّنون 1: 517» چنین یاد کرده است: «... و شرح هبه اللّه الحسینی الشهیر بشاه میر، و هو شرح ممزوج مختصر، أوّله: غایه تهذیب الکلام.»

آغاز: «بسم... غایه تهذیب الکلام فتح المنطق بحمد المنعام، و تثنیه نبیّه النّبیه المِقدام محمّد، مقنّن قواعد الاسلام، و آله المهدیّین سبیل (سُبُل، ظ) السّلام، و أصحابه المهتدین مسالک الإعتصام. أما بعد فیقول الفقیر الحقیر هیبه اللّه(2) الحسینی الشهیر بشاهمیر ألهمه اللّه بفیضه الکثیر: إنّی علّقتُ علی «تهذیب المنطق و الکلام» للإمام الهُمام التمام البحر العلاّمه النّحریر الفهّامه، سعد الملّه و الإفاضه والدّین مسعود التفتازانی أدرکه اللّه بفضله السّبحانی، علی طریق التّعلیم و التّفهیم حواشی موصلهً إلی المعنی المستقیم المفهوم من فحاوی کلامه التّقویم (القَویم. ظ)؛ تسهیلاً لموارد الکتاب علی الأولاد و الأحباب... ثم سألنی بعض من أجلّه الاصحاب و شطر من ذوی الألباب أن أجعله شرحًا ممزوجًا متینًا.... و أقول: قال المصنف...».

انجام: «.. و إلاّ فهی مقاصد للمنطقی بالتّحقیق. ختمنا الکلام فهی (فی، ظ) قسم

ص : 31


1- 1) «ذریعه 1: 238» اجازه شیخ بهائی را برای این شخص یاد کرده و در ج 4 صفحه 199 او را از مشایخ و استادان امیر فیاض بن هدایه اللّه حسینی مؤلّف کتاب «التصوف و العرفان» به نقل از همین کتاب، معرّفی فرموده، و «أعیان الشیعه 36: 18» نیز این آگاهی را از ذریعه آورده است.
2- 2) چنین است در نسخه.

المنطق من «تهذیب المنطق و الکلام» مع غایه ینتج (تنقیح، ظ) المرام بعون المفیض الملهم العلاّم فی یوم الإثنین فی الرّابع عشر من محرّم الحرام، عمّت میامنه بالفیض و الإلهام فی عام واضح جدید بین الأنام، و نرجو أن یکون لتقویه قواعد الإسلام... و أن یوفّقنا لشرح قسم الکلام فإنّه المفضال المنعام الموفّق بحصول المرام».

چنانکه دیده می شود شارح در روز دوشنبه 14 ماه محرّم از این گزارش فراغت یافته، به نظر می رسد، اینکه گوید: «فی عام واضح جدید بین الأنام» مقصودش تاریخ عام واضح باشد به حساب جمل و شمار آن 926 می شود، که 28 سال پس از تجدید نظر در «آداب سلطنت» خواهد بود. یا آنکه عام واضح جدید تاریخ باشد که شمار آن 947 و بنابراین تاریخ تألیف «شرح تهذیب»، 49 سال پس از تجدید نظر در کتاب یاد شده بوده، امّا هیچ یک با «تقویم و ستنفلد» سازش ندارد. واللّه أعلم.

نسخه: دارای 63 برگ، نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و خالی از غلط نیست، خطّ تعلیق 19 سطری، کاغذ فستقی، همه جا روی متن «تهذیب» به سرخی خط کشیده، عنوان ها نیز به همین رنگ است. قطع 12 × 18 و نیم. جلد تیماج سرخ یک لا.

شرح تهذیب الوصول الی علم الاصول: منیه اللبیب

«491» شرح تهذیب المنطق

(منطق _ فارسی)

از: جمال الدین محمّد بن محمود حسینی شهرستانی.

کتاب: شرح مزجی (تهذیب المنطق) ملاّ سعد تفتازانی (متوفی 792) است. نسخه های دیگری از این شرح در «ذریعه 13: ش 557» و «احیاء الداثر: 224 _ 225» یاد شده و این که تاریخ فراغ شارح در پگاه روز بیستم ماه رجب 991 بوده است.

شگفتا که هیچ گونه آگاهی از احوال و آثار دیگر شارح معظّم در دست نیست.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت و اثر تصحیح و تحشیه ندارد. خطّ نستعلیق ظاهرًا متعلّق به سده یازدهم. ظهر برگ آخر یادداشت «تاریخ فرزندی اعزّی ارجمندی محمّد مؤمن... در شب پانزدهم رجب (1070) سیچقان ئیل...» نوشته شده و امضا ندارد.

«492» شرح حاشیه تهذیب المنطق

(منطق _ فارسی)

از: میرزا حیدرعلی ابن میرزا محمّد مهدی بن ملاّ هاشم مبارکه ای لنجانی، معروف به ندیم الملک و ندیم باشیِ ظلّ سلطان و ملقّب به فخرالاُدباء.(1)

ص : 32


1- 1) از این شخص رساله ای به عنوان «تاریخ اصفهان» و «ترجمه مروج الذهب» مسعودی در «فهرست نسخه های خطی کتابخانه عمومی (فرهنگ) اصفهان 1: 15 و 66» معرّفی شده است. نسخه دیگری از «تاریخ اصفهان» مذکور را نیز مؤلّف به خطّ خود نگاشته و به کتابخانه مرحوم آقای تویسرکانی اهدا کرده است. آثار دیگری نیز از آن مرحوم و تصویر او نزد آقای دکتر سیّد احمد تویسرکانی «سلّمه اللّه» است، کما حدّثنی به. شرح حالی از ندیم «مکارم الاثار، سال 1284» و نیز در «مقدمه دیوان طرب: 128»، و شرح حالی از استاد موصوفش در «مکارم الاثار، سال 1324» هست.

کتاب: شرح فارسی «حاشیه تهذیب المنطق» معروف به «حاشیه ملاّ عبداللّه» است، و چنانکه در خاتمه آن گوید، هنگامی که در مدرسه جدّه بزرگ اصفهان، حاشیه ملا عبداللّه را در خدمت مرحوم آقا میرزا محمّد حسین همدانی می خوانده است، این کتاب را تألیف کرده و در شنبه 23 ذی الحجّه (1300) از آن فراغت یافته.

نسخه: اصل خطّ مؤلّف است و اخیرًا از کتابخانه آیه اللّه حاج میرزا محمّد باقر توی سرکانی بوده.

«493» شرح حدیث الغمامه من إعجاز مولانا أمیر المؤمنین علیه السّلام

(شرح حدیث _ عربی)

از: محمّد، یُدعی: سعید، الشّریف، القمّیّ: سرآغاز کتاب. صاحب «شرح کتاب التّوحید. ش 522»، متولّد 1049، وفات: نامعلوم.

گزارشی از احوال و آثار او در «شرح کتاب التّوحید. ش 522» خواهد آمد.

کتاب: شرح ادبی _ عرفانی و ذوقی خبر مفصّل، مشکل و غریب غَمامه «سحابه، بساط» است که سعید آن را در ایّام اقامتش در اصفهان به سال 1099 آغاز کرده است.(1)

سال 1099، شصت و دو سالگی علاّمه مجلسی _ اعلی اللّه مقامه _ و اوج اشتهار و مرجعیّت آن بزرگوار در این دیار است، و شارح ما در پنجاه سالگی.

در «الذریعه 13: 190 _ 192» چند شرح بر این حدیث را با عنوان «شرح حدیث البساط» یادآور شده و نخستین آنها شرح «قاضی محمّد سعید بن محمّد مفید القمّیّ،

ص : 33


1- 1) گویا چندی پس از مجلّد دوّم «شرح کتاب التّوحید» که در پنجم محرّم الحرام آن سال _ هم در اصفهان _ به پایان برده است. او در شرح حدیث بیست و پنجم از «شرح الأربعین حدیثًا» فرماید: «... أیّام وقوفی بإصبهان _ المحروسه _ لبعض دواعی الضّروره...». امّا دانسته نیست که مرادش در اینجا سال (1099) است یا (1096) که در آن سال هم در اصفهان بوده، یا جز این دو سفر؟.

تلمیذ المحدّث الفیض الکاشانی» جای گفتگو را آورده، و در وجه تسمیه حدیث فرماید:

«انّ السّحابه هبطت بأمیر المؤمنین علیه السلام و انبسطت علی الأرض بأمره کالبساط فجلس القوم علیها و رفعتهم الرّیح حتّی وصلوا إلی جبل قاف و غیره...».

شارح، در این اثر، حدیث را از سه کتاب گرفته و اختلافات جزئی آنها را نیز یادآور شده است، و آن سه کتاب: «المجموع الرائق: ش...» و «المحتضر: ش...» و «بحرالمناقب» از درویش بُرهان (ناشناخته) است که نامش علی فرزند ابراهیم، از مردم سده دهم و نسخه عربی کتابش در دست شارح بوده، و اینک تنها ترجمه ملخّص آن به فارسی به نام «دُرّ بحر مناقب» موجود و به سال 1313 ق در تبریز چاپ شده است: «إحیاء الدّاثر: 151».(1)

آغاز: «بسم. الحمد للّه مُدیر الأدوار و معید الأکوار طبقًا عن طبق».

شارح سعید، در آغاز، مقدّمه ای نهاده و در آن دو مطلب آورده است:

مطلب یکم: به منظور کشفِ حجاب و رفع عُجاب از غرائب حدیث غمامه، تعداد چهل حدیث کوتاه گویای مناقب و مقامات والای معصومین علیهم السلام را _ عمومًا از کتاب «بصائر الدرجات» صفّار _ علیه الرحمه _ نقل کرده و در حواشی، برخی توضیحات درباره آنها داده است.

مطلب دوّم: تمهیدات شش گانه ای برای روشن شدن ذهن خواننده کتاب نوشته و در آن از سخنان ابن عربی اندلسی و در حواشی از اَشعار «مثنوی» استفاده کرده است.

در آخرین تمهید، خبری را از کتاب «مصباح الأنوار» و «الخرائج و الجرائح» آورده و در حاشیه گفته است: «مصباح الأنوار تصنیف الشیخ أبو جعفر الطوسیّ (ره) و الخرائج القطب الراوندیّ، أعلی اللّه مقامه. منه».

امّا «مصباح الأنوار» از شیخ الطائفه قدس سره نیست، بلکه از شیخ هاشم بن محمّد است، چنان که در «ذریعه» و «ثقات عیون» فرموده اند.

مقدّمه «شرح حدیث الغمامه» سی و چهار صفحه نسخه را دربر گرفته است.

سپس، شارح وارد اصل مطلب شده و گوید:

«خبر الغمامه من إعجاز مولانا و سیّدنا أمیر المؤمنین، صلوات اللّه و سلامه علیه.

ص : 34


1- 1) خبر غمامه در «المجموع الرائق 2: 327 _ 339، چاپ تهران، 1417 ق» و «المحتضر: 71 _ 76، چاپ بسیار ناقص نجف اشرف، 1370 ق» آمده است.

أقول: هذا الخبر کالمستفیض عند جمهور الخاصّه... و قد ذکر هذا الخبر أکثر علمائنا بأسانیدهم المعتبره فی أکثر کتبهم المدوّنه سیّما شیخنا الصّدوق القمّیّ _ رض _ فی کتابه المسمّی بمجموع الرّائق...».

واضح است که ادّعای مستفیض بودن خبر غمامه و این که اکثر علماءِ ما به اسانید معتبره در اکثر کتبشان آن را آورده باشند، شامل چند گونه اغراق و مبالغه است، و نسبت دادن کتاب «المجموع الرّائق» به شیخ صدوق قمّی رضی الله عنه نیز نادرست است، و از «ریاض العلماء» مستفاد می شود که این نادرستی شایع بوده است یعنی این که آن کتاب را که مؤلّفش سیّد هبه اللّه موسوی (سده 7 _ 8) است، در آن زمان ها برخی به شیخ صدوق و برخی به شیخ مفید نسبت می داده اند. بگذریم.

شارح، عبارات حدیث غمامه را _ جمله، جمله _ با عنوان «متن» آورده و شرح کرده است. در نسخه، همه جا عبارات متن به سرخی نوشته شده است.

او در سخنان خود، علاوه بر استفاده از اخبار و احادیث اهل بیت علیهم السلام و کتب ادب و آداب، مکرّر از کلام ابن عربی اندلسی نیز _ با تجلیل و تقدیس _ استفاده می کند، رویّه ای که در دیگر تألیفات خود به کار برده است. از اشعار «مثنوی» و جز آن نیز گاه در متن و گاه در حاشیه به استشهاد می آورد.

شارح، پس از اتمام شرح خبر غمامه، باز برای تأیید صحّت مضامین آن خبر، «خطبه البیان»(1) معروف را _ با ادّعاءِ استفاضه _ با توضیحاتی آورده، و سپس همچنان با عنوان «ختامه مسکیّه» حدیثی از آخر کتاب «بصائر الدرجات» منقول از صباح المدائنی، از مفضّل آورده _ و آن در حقیقت، نامه ای است از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در پاسخ به نامه مفضّل به آن حضرت _ که شارح، جمله، جمله، با عنوان «متن» نقل و شرح کرده و با وصیّتی کتاب را به پایان برده است.

ص : 35


1- 1) برای معرّفی اجمالی و مهمّ این خطبه و شروح آن به «الذریعه 13: 218 و ش 775 تا 777 و نیز 7: 200 و 22: ش 6860 و 24: ش 1093» رجوع فرمایند. در کتاب شریف «بحارالأنوار» خطبه البیان و امثال آن را روایات غالیان و اشباه آنان دانسته اند: «و ما ورد من الأخبار الدالّه علی ذلک کخطبه البیان و أمثالها فلا یوجد الاّ فی کتب الغُلاه و أشباههم...». کتاب الامامه، باب نفی الغلوّ فی النبیّ و الأئمّه. در «فذلکه»×××× توضیح درباره غلوّ و تفویض: «بحار 25: 348، تهران، 1388».

نسخه جای گفتگو همانند نسخه دیگر ما «مجموعه ش...» تاریخ ختم تألیف ندارد و این دو نسخه تقریبًا شبیه یکدیگرند، امّا در نسخه سوّم ما «مجموعه ش...» که در بسیاری از جاها با آن دو اختلاف دارد تاریخ پایانش این چنین است:

«... و اتّفق الفراغ من هذه النمیقه فی سنه ألف و مائه، علی یدی مؤلّفه المفتاق إلی رحمه بارئه اللّطیف محمّد المدعوّ بسعید الشّریف، عفی [عفا] اللّه عنه».

آغاز هر سه نسخه این گونه است:

«... و أنعم علیّ بإعطاءِ الرّخصه عام تسع و تسعین من ثانی ألف الهجره، أیّام إقامتی بإصبهان _ المحروسه _ ، حین ما ارتقی العمر درجات الخمسین و وصل إلی إحدی مَراقی السّتّین...».

از این عبارت و از پایان «مرقاه الأسرار» که از رسائل «کتاب الأربعینیّات» خود او است معلوم می شود که محمّد سعید به سال یکهزار و چهل و نه (1049) پای به این جهان گذارده است، یعنی دوازده سالی پس از تولّد علاّمه مجلسی _ أعلی اللّه مقامه _ .

همین جا یادآور شویم که این بزرگوار، یعنی مولانا العلاّمه المجلسیّ، خبر غمامه را در آخر باب چهاردهم مجلّد هفتم کتاب شریف «بحار الأنوار» که «باب أنّهم علیهم السلام سُخّر لهم السّحاب و یُسّر لهم الأسباب» است، پس از نقل چهار حدیث، همه از کتاب «الاختصاص» شیخ مفید _ أعلی اللّه مقامه _ فرماید:

«أقول: قال الشیخ حسن بن سلیمان _ رحمه اللّه _ فی کتاب «المحتضر»: روی بعض علماءِ الامامیّه فی کتاب «منهج التحقیق إلی سواءِ الطریق» باسناده عن سلمان الفارسیّ».

سپس خبر غمامه را _ بتمامه _ از آن کتاب، بدون هیچ توضیح و تفسیری، آورده و در پایان فرموده است:

«أقول: هذا خبرٌ غریب لم نره فی الأصول الّتی عندنا و لا نردّها و نردّ علمها إلیهم علیهم السلام»:(1)

ص : 36


1- 1) مرحوم حاج امین الشریعه خویی در کتاب «میزان الصواب 2: 790، تهران، 84 ش» خبر غمامه را با ترجمه و شرح آورده و در (ص 795) گوید: «... پس شروع به ذکر حدیث غمامه کرده و آن حدیثی است که مجلسی در «عین الحیات» آن را با ترجمه ذکر و روایت کرده است و شیخ جلیل صدوق به اسناد خود و در کتاب مجموع الواثق من أنهار الحدائق...». اغلاط چاپی و غیره فراوان است، و ادّعاءِ وجود حدیث غمامه و ترجمه آن در کتاب شریف «عین الحیات» علاّمه مجلسی قدس سره به اثبات نرسید.

«بحار الانوار 27: 33 _ 40، چاپ دار الکتب الاسلامیّه، طهران، 1390».

پس باید از جناب سعید که این «خبر غریب» را _ ولو به مذاق دور از متعارف _ شرح و تأویل نموده است، سپاسگزار بود رحمه اللّه علیه.

شارح در آخرین صفحه کتاب، پس از وصیّتی به برادران ایمانی در اِذعان و اعتراف به مقامات شامخه و معجزات باهره ائمّه اطهار علیهم السلام و تحذیر از تأمّل و اِنکار، گفته است:

«و لیکن هذا آخر ما أردنا ایراده مِن کشف بعض أسرار هذا الخبر، فإن أصبنا فی ذلک فمن اللّه الأکبر و من أنوار الأئمّه الاثنی عشر، و إن أخطأنا فمن أنفسنا منبع الشرّ و الضّرر، و نستغفر اللّه من هفوات اللّسان و ترّهات أهل الشکّ و العدوان، و من اللّه أسأل العصمه عن الخطاءِ، و إلی اللّه المشتکی. إلی هنا آخر کلام الشارح العلّامه، رحمه اللّه تعالی».

نسخه: به خطّ محمّد باقر اصفهانی «فرزند احمد، غفر اللّه له». تاریخ پایان استنساخ: پسین روز دوشنبه دهم صفر المظفّر 1216. دارای 113 برگ و چند برگ بیاض عطف و بدرقه. حجم: جیبی. اثر مقابله و تصحیح ندارد.

کاتب در طرّه صفحه نخست به سرخی نوشته است:

«هذه رساله الحادیه عشر من رسائل الأربعینیّات للمولی الکامل العارف الکاشف قاضی سعید القمیّ، و هی شرح خبر الغمامه من إعجاز مولانا و سیّدنا أمیرالمؤمنین، صلوات اللّه و سلامه علیه».

مُهر کاتب در گوشه همان صفحه «لا إله إلاّ اللّه الملک الحقّ المُبین. عبده محمّد باقر» نقش بسته است.

گویا نسخه «کتاب الأربعینیّات. ش...» به دستور همین شخص نوشته شده است.

«در اربعین 1427 مبیّضه شد».

«494» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت و اثر تصحیح و مقابله و امتیازی ندارد، و از آثار نیمه سده سیزدهم است.

دو نسخه دیگر از «شرح حدیث الغمامه» که در مجموعه ها بیایند:

ص : 37

1 _ نسخه ضمیمه «دلائل الإمامه» طبری: «مجموعه ش...».

2 _ نسخه میان «أسرار العبادات» و «شرح الأربعین حدیثًا»: «مجموعه ش...».

در «فهرستگان نسخه های خطّی 4: ش 1776» چهل و یک نسخه از این اثر را شناسانده اند.

«495» شرح حرز الأمانی

(تجوید _ عربی)

از: ناشناخته.

کتاب: شرح قصیده لامیّه «حرز الأمانی و وجه التّهانی. ش 349» معروف به «شاطبیّه» ابومحمّد القاسم بن فیرُّه شاطبی شافعی مقرئ (538 _ 590) است: «الوافی بالوفیات 24: رقم 165».

آغاز: «بدأتُ ببسم اللّه... أوّلاً منصوبٌ علی الظرف أو علی صفه موصوفٍ محذوفٍ، تفسیره: نظمًا اوّلاً».

انجام: «أی ماولیه لشعبه حالٌ من المکسور أی حالکونها قراءه».

نسخه: از آخر ناقص است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت دانسته نیست. ظاهرًا در سده دهم کتابت شده. تملّک آقا محمّد جعفر ولد آقا محمّد رضا ظهر نسخه هست.

«کاشف المعانی. ش...» و «شرح عقیله أتراب القصائد. ش...» ملاحظه شود.

شرح خبر رأس الجالوت: الفوائد الرضویّه

«496» شرح خلاصه الحساب

(ریاضی _ عربی)

از: شیخ جواد بن سعد بن جواد کاظمی علیه الرحمه: «الروضه النضره: 126 _127».

کتاب: شرح مزجیِ «خلاصه الحسابِ» مرحومِ شیخ بهاءالدین محمّد عاملی (متوفی 1030)، استاد شارح است و به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ محمّد یونس بن یسن. تاریخ استنساخ: «15 جمادی الاولی 1096» در نجف اشرف. اشکال ریاضی همه به شنگرف در متن و حواشی رسم شده است. مُهر «العبد رضا بن محمّد مهدی الحسنی الحسینی» و تملّک محمد حسین شراره در برگ اوّل دیده می شود. از کتابخانه آیه اللّه آقا شیخ محمّد رضا ابوالمجد اصفهانی بوده است.

«497» شرح دعاءِ الصباح

(عربی)

از: آخوند ملاّ اسمعیل «به رسم الخطّ خودشان» محمّد بن حسین بن محمّدرضا مازندرانی خاجوئی، صاحب «جامع الشّتات. ش 217».

ص : 38

کتاب: شرحی است بسیار محقّقانه و آموزنده بر دعاءِ شریف صباح منتسب به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام ، و آن را در «الذریعه 13: ص 252 _ 253، بدون شماره» عنوان کرده و فرموده اند: «طبع بهامش «زاد المعاد» المطبوع بالقطع الکبیر... و اسمه مفتاح الفلاح فی شرح دعاءِ الصّباح». و در «ج 21 ش 5372» به نقل از «فهرست کتابخانه دانشکده الهیّات تهران 1: 811 د» فرموده اند: «مفتاح الفلاح و مصباح النجاح، فی شرح دعاءِ الصّباح، لمحمّد اسماعیل بن حسین بن...».

اینک گوییم که: اوّلاً، در «فهرست مشار» نزدیک به چهل گونه چاپ «زاد المعاد» مرحوم علاّمه مجلسی یاد شده است امّا از این که «شرح دعاءِ الصّباح» در هامش نسخه ای باشد در آنجا خبری نیست.

ثانیًا: در همان «ذریعه 21 ش 5374» نوشته اند: «مفتاح الفلاح و مصباح النجاح» اسمٌ لدعاءِ الصّباح المنسوب إلی أمیرالمؤمنین علیه السلام کما صرّح به الحاجّ مولی [کذا[ هادی السبزواریّ فی شرحه للدعاءِ...».

همین سخن درست است، یعنی که نفس آن دعاءِ شریف به این عبارت وصف شده است، و مرحوم آخوند ملاّ اسماعیل نیز به همین مطلب در سرآغاز کتابش تصریح نموده است: «هذا الدعاءُ الشریف الموسوم بدعاءِ الصباح الموصوف بمفتاح الفلاح و مصباح النجاح».

پس ادّعاءِ این که «مفتاح الفلاح و مصباح النجاح» نام شرح آخوند ملاّ اسماعیل است خطای محض می باشد، و شارح _ گویا احترامًا و تواضعًا _ نامی برای شرح خود نگذارده است. مع الأسف کتاب را با همان عنوان اشتباه، در مشهد مقدس «به سال 1414 ق» چاپ کرده اند.

نسخه: دارای 67 برگ، کاغذ اصفهانی آبی رنگ، «17 و نیم × 11». از برگ 42 تا آخر به خطّ آقا سیّد ابوالقاسم موسوی، کاتب _ همزمانِ _ نسخه «الرساله الاثناعشریّه. ش 396»، و ترقیمه اش این چنین است:

«قد تشرّفتُ بتتمیم هذا الکتاب المستطاب فی ظهر یوم الأحد غرّه شهر محرّم الحرام، و هو یوم تحویل الشمس إلی المیزان. و أنا العبد الأثم ابوالقاسم بن جواد الموسویّ، سنه 1271 من الهجره...».

ص : 39

چهل و یک برگ اوّل نسخه به خطّ شخص دیگری از أعلام همین خاندان است. علیهم الرحمه و الرضوان.

تملّک «میراثی» آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّدهاشم چهارسوقی _ أعلی اللّه مقامه _ به تاریخ 1275 «سال فوت والد ماجد» و مُهر ایشان «محمّدهاشم بن زین العابدین الموسویّ» ظهر نسخه هست.

«498» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ نیای اعلی، عالم جلیل آیه اللّه حاجّ میر سیّد محمّد بن زین العابدین موسوی چهارسوقی. ختم استنساخ: 29 جمادای دیگر 1291. ظاهرًا از روی نسخه سابق الذکر استنساخ شده است.

«499» شرح دیوان مرتضوی

(فارسی)

از: قاضی حسین بن معین الدین میبدی یزدی، صاحب «شرح الهدایه. ش 548».

کتاب: شرح دیوان اشعار منسوب به امیرالمؤمنین و امام المتّقین علیّ بن ابی طالب علیه السلام است، با یک مقدّمه محقّقانه مفصّل و مبسوط در هفت فاتحه، و به طبع رسیده.

میبدی در مقدّمات مذکوره بسیار دم از تسنّن زده و دفاع از آن سه خلیفه نموده و آشکارا به مذهب مخالفان اهل البیت علیهم السلام و مشرب متصوّفان گراییده است. فراغت از تألیف: ماه صفر 890.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، مانا از قرن یازدهم است. ظهر نسخه، سیّد محمّد موسوی شوشتری اصفهانی نوشته است که نسخه از آنِ حاجی میرزا عبدالرزاق رشتی است. تملّک و مهر «قوام الدین بن عبدالرزّاق الرشتی» نیز ظهر نسخه هست.

شرح الروضه البهیه: المناهج السویّه

«500» شرح زبده الأصول

(اصول فقه _ عربی)

از: شیخ محمد جواد کاظمی معروف به فاضلِ جواد، صاحب «شرح خلاصه الحساب. ش 495».

کتاب: شرح «زبده الأُصول» شیخ بهاءالدین عاملی _ علیه الرحمه _ است به «قال، أقول» و در زمان حیات شیخ تألیف شده.

نسخه: به خطّ جعفر بن آقا اسمعیل خوانساری. تاریخ استنساخ: «لیله الاحدی من

ص : 40

العشر الاخر» ماه ذی القعده 1231. دارای حواشی «منه» به خطّ کاتب.

«501» شرح زبده الأصول

(اصول فقه _ عربی)

از: آخوند ملاّ محمّد صالح بن احمد بن شمس الدین سَرَوی مازندرانی (متوفّی 1086)، داماد علاّمه مجلسی اوّل علیهما الرحمه.

کتاب: شرح مزجی است بر کتاب «زبده الاصولِ» شیخ بهاءالدین محمّد عاملی (متوفّی 1030) اعلی اللّه مقامه.

نسخه: تقریبًا دو ثلث آن در زمان مؤلّف استنساخ شده و دارای حواشی «منه، دام ظلّه» است و نصف دیگر در سده سیزدهم کتابت شده و فاقد تصحیح، تحشیه و امتیاز است، و نام کاتب و تاریخ هیچ یک از دو کتابت نوشته نشده است.

«502» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ محمّد علی بن محمود جان بهبهانی است که از روی نسخه اصل نوشته و در صفحه آخر در حاشیه از قول شارح آورده است که به سال 1038 مطابق «تمّ الشرح بحمده» از آن فراغت یافته است.

پایان استنساخ: شنبه پنجم شوّال 1233. مُهر کاتب فاضل: «عبده محمّد علی» و مُهر «عبده محمّد صالح الطباطبائی» در پایان، و فهرست مطالب به خطّ مرحوم آقای حاج میرزا محمّد باقر توی سرکانی اصفهانی، ظهر نسخه هست.

«503» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ محمّد کاظم بن محمّد نصیر هزارجریبی. پایان کتابت: 1217. حواشی شخص شارح در همه جای نسخه نوشته شده، و روی برگ اوّل یک رباعی در تاریخ تألیف «زبده» به خطّ کاتب نسخه، و نام کتاب و مؤلّف به خطّ جدّنا الامام المجدّد صاحب «روضات الجنّات» _ اعلی اللّه مقامه الشریف _ و مُهر مبارک ایشان دیده می شود.

شرح الشّاطبیّه: شرح حرز الأمانی: کاشف المَعانی××××

«504» شرح الشافیه

(صرف _ عربی)

از: کمال الدین محمّد، فسوی شیرازی، میرزا کمالا.

ابن الحاجب، جمال الدین ابو عمرو عثمان بن عمر بن ابی بکر بن یونس، روینی

ص : 41

مصری دمشقی اسکندری؛ از فقیهان مالکی مذهب و صاحب تألیفات مُتقَنه مشهوره ای است، مانند «شافیه» در تصریف و «کافیه» در نحو و «منتهی السؤل و الأمل فی علمی الاُصول و الجدل» و «مختصر المنتهی» که همه در کمال شهرت و اهمیّت است و مکرّر به طبع رسیده.

«الکافیه» او نخستین بار به سال یکهزارم هجری (1592 م) در 95 صفحه در ایتالیا (روما) چاپ شد: «قائمه بأوائل المطبوعات العربیّه ص 1».

ابن حاجب به سال 570 در اسنای صعید مصر متولّد شد، پدرش مردی کُرد و لشگری بود و به دربانی امیر عزّالدین موسک صلاحی اشتغال داشت. وی ابتدا در قاهره به تحصیل علوم پرداخت و جمله ای از قراآت و احادیث را نزد شاطبی خواند و فقه را از ابومنصور ابیاری فراگرفت، سپس به دمشق رفت و در زاویه مالکیانِ مسجدِ جامعِ آنجا به تدریس پرداخت و فضلاء به او متوجّه شدند و نزدش به استفاده پرداختند، علم نحو بر او غلبه داشت و دارای قریحه ای تند و ذهنی مستقیم بود. پس از مدّتی به مصر بازگشت و به سال 646 در اسکندریّه درگذشت و در تربت شیخ ابن ابیشامه که بیرون باب البحر است به خاک رسید(1).

«شافیه» کتاب کوچکی است در علم صرف و در خاتمه آن بابی در فنّ خط آورده است. شافیه چنان که در «فهرست دانشگاه» آرد، حدود یکهزار بیت است و هم جداگانه و هم با گزارش هایی از دیگران مکرّر به طبع رسیده است که از همه مشهورتر «شرح نظام أعرج نیشابوری» است که جزو کتب درسی می باشد، و دیگر «شرح رضیّ استرابادی علیه الرحمه» است. آقا هادی بن ملاّ محمّد صالح مازندرانی _ علیهماالرحمه _ نیز که معروف به آقا هادی مترجم و دارای تألیفاتی است، بر شافیه گزارشی به فارسی نگاشته که نسخه آن در «فهرست دانشگاه 2: 407 _ 409» شناسانده شده است.

«شرح شافیه» جای گفتگو، نگارش دانشمند جلیل کمال الدین محمّد بن معین الدین محمّد فسوی شیرازی، معروف به میرزا کمالا، داماد مولانا محمّدتقی مجلسی (1003 _ 1070) است و در «ذریعه 13: 314» یاد و آغاز آن را نقل کرده، لکن نسخه ای نشان نداده اند.

ص : 42


1- 1) «معجم المطبوعات: 71»، «فهرست دانشگاه 2: 405».

شرح حال میرزا کمالا در «روضات الجنّات: 496» در حرف کاف به عنوان «کمال الدین محمّد» آمده و در آنجاست که وی از علماء و ادباء و فضلاءِ اوائل سده دوازدهم هجری بوده، شرحی مزجی مبسوط و خوبی بر شافیه ابن حاحب در علم تصریف و شرحی بر قصیده مشهور دعبل خزاعی نگاشته و من «صاحب روضات» بیش ازین اطّلاعی بر احوال او نیافتم، جز این که در ذیل ترجمه فاضل هندی طریقِ روایتیِ او خواهد آمد، و نسبت او به «فسا» است که شهری است در فارس...

و در ذیل ترجمه مرحوم فاضل هندی «ص 621» کلامی از میرزا ابراهیم قاضی اصفهانی نقل شده است که از جمله گوید: «و أروی عن جماعه من مشیختی الّذین صادفتُهم و قرأتُ علیهم مؤلّفاتهم. منهم العلاّمه الجلیل الورع المحقّق الفقیه المفسّر الأدیب المتکلّم المولی کمال الدین محمّد بن معین الدین محمّد الفسوی، قدّس سرّه».

نویسنده پاورقی «تذکره القبور _ رجال اصفهان: 127» آنجا که قبور مدفونین در بقعه منوّر مجلسیّین را یاد کرده، گوید: «سیزدهم _ قبر میرزا کمال الدین فسائی شیرازی که داماد مجلسی اوّل بوده، در همان بقعه است، و شرح بر شافیه ابن حاجب نوشته در صرف که شرح بسیار خوب و مرغوبی است».

«شرح قصیده دعبل» میرزا کمالا در «ذریعه 14: 12» یاد شده و آنجاست که وی در 14 ماه رمضان 1103 در اصفهان ازین شرح فراغت یافت، و این شرح به سال 1308 در طهران به طبع رسیده است(1).

آغاز: «بسم... ربّ اشرح لی صدری و یسّرلی أمری، إنّک علی کلّ شیء قدیر، و بالإجابه جدیر، الحمدللّه الّذی أمال قلوبنا برحمته إلی صرف الهمم نحو اقتناءِ الکمال، و تفضّل علینا برأفته بإدغام النعم فیالنعم علی کلّ حال.... بعد، فیقول أفقر المذنبین إلی عفو ربّه و رحمته... محمّد الشهیر بکمال الدین بن محمّد الشهیر بمعین الدین الفسوی... : هذه عُجالهٌ أجریتُها مجری الشرح لشافیه جمال الدین أبی عمرو عثمان بن أبی بکر

ص : 43


1- 1) برای آگاهی بیشتر از احوال و آثار مرحوم میرزا کمالا به «زندگینامه علاّمه مجلسی 2: 351» و «کواکب منتثره: 618» و «دو گفتار: 21، 23، 47» از این جانب، رجوع فرمایند. (ش 352) این فهرست نیز دیده شود. بیفزاییم که از رساله مرحوم میرزا حیدرعلی الماسی در «أنساب خاندان علاّمه مجلسی» و «مرآه الأحوال» مرحوم آقا احمد کرمانشاهی معلوم می شود که از کمالا هیچ گونه بازمانده و اعقابی شناخته نشده است. از تاریخ تولد و وفات آن مرحوم هم خبری نیافتیم.

المعروف بابن الحاجب، راجیًا من اللّه _ عمّت آلاؤه _ أن ینفع بها کلَّ طالب. و اقتصرتُ فیها علی کشف المقاصد، و طویتُ الکشح عن الزوائد؛ إلاّ ما ناسب المقام واقتضته الحال من النکت و الفوائد، لیوافق مبتغی من حدانی ابتغائهم علی هذا التعلیق، مع کثره الشواغل...».

انجام: «مع أنّ ألفها رابعه فی الطرف فتمال اسمًا. ولیکن هذا آخر العُجاله الّتی قصد تعلیقها علی هذه الرساله مع الاحتراز عن الایجاز المخلّ و الإطاله المُملّ. والعذر عمّا فیه من السهو و الخلل قلّهُ البضاعه و کثرهُ الشواغل و توفّرُ الدواعی إلی العجل.

و اتّفق تعلیقها علی ید مؤلّفها المذنب الراجی عفو ربّه و مولاه... فی عدّه أشهر خاتمتها خاتمه شهر رمضان المبارک من السنه الثامنه من المائه الثانیه من الألف الثانی من الهجره، و الحمدللّه المحمود فی أفعاله و الصلوه علی سیّد رسله و آله. قد وقع الفراغ من تسویدها فی یوم الجمعه ثامن عشر شهر ربیع المولود من شهور سنه ثمان و عشرین و مائه بعد الألف. تمّت».

نسخه: دارای 152 برگ. برگ های اوّل و آخر سفید است، روی برگ 2، تملّک و مهر محمّد کاظم مورّخه «ج 1 _ 1242» و تملّک و مهر «محمّد باقر بن محمّد باقر» و پاره ای اشعار عربی نوشته شده، کاغذ چاربغل، جلد تیماج قرمز، آستر تیماج مشکی باسرطبل، خطّ نسخ 25 سطری، عناوین در متن یا حاشیه ها به شنگرف، بالای عبارات متن «شافیه» نیز به شنگرف خط کشیده شده. قطع 17 × 27، متن 9 و نیم × 19 و نیم. حواشی مؤلّف همه جا در هامش به خطّ شکسته نستعلیق مختوم به «منه» یا «منه، مدّظلّه العالی» یا «منه، زیدت برکاته» و امثالها نوشته شده. حواشی دیگری نیز از «محمّد کاظم قزوینی» دارنده نسخه و «محمّد صادق» و «سیّد محمّد، دام ظلّه» دیده می شود. نسخه نام کاتب ندارد. تاریخ تألیف «آخر ماه رمضان 1108» و تاریخ استنساخ «جمعه 18 ع 1_ 1128» از پایان نسخه در بالا نقل شد.

«505» شرح الشافیه شرح کتاب التصریف

(صرف _ عربی)

از: احمد بن حسن جاربردی.

کتاب: در شرح کتاب الصّرف ابن حاجب معروف است که مشهور به «الشافیه» می باشد، به «قوله»، و شارح آن را به نام سعدالدین محمّد بن تاج الدین علی ساوی مصدّر

ص : 44

نموده است.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ کتابت: 1107. تعداد اوراق «165 برگ». دارای حواشی متفرّقه است.

«506» شرح الشّافیه

(صرف _ عربی)

از: نامعلوم.

کتاب: در شرح «الشافیه» ابن الحاجب عثمان بن عمر کُردی (متوفی 646) است، در فنّ صرف.

نسخه: از اوّل و آخر ناقص است و لذا نام مؤلّف و کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد. ظاهرًا نسخه متعلّق به سده نهم یا دهم است.

آغاز نسخه: «سفرجل و قرطعب» للشّیءِ الحقیر «و جحمرش» للعجوز «و قزعمل» للإبل الضخم.

پایان نسخه: «و الکسر ضعیف عکس من ابنک» فانّ الکسر فی مثله واجب علی الأصل و الفتح ضعیف لأنّه لم یکثر کثره من مع لام.

خریداری از بقایای کتابخانه مرحوم آقا شیخ محمّد رضا نجفی ابوالمجد اصفهانی.

«507» شرح شافیه أبی فراس، فی مناقب آل الرسول و مثالب بنی العباس

(مناقب و مثالب _ عربی)

از: ابو جعفر محمّد ابن امیر الحاجّ الحسینی _ علیه الرحمه _ صاحب چند تألیف که در «ذریعه» و ذیل عنوانش در «کواکب منتثره: 643» یاد شده اند. او در سده دوازدهم در نجف اشرف می زیسته و چندی پس از 1180 درگذشته است. عمود نسب او تا حضرت امام زین العابدین علیه السلام را در «ذریعه 1: ش 223» نوشته اند، امّا در «کواکب»، چند مورد _ سهوًا _ افتادگی دارد.

شرح حال ابو فِراس نیز در «دائره المعارف»های بزرگ فارسی و عربی به تفصیل و در «الکنی و الألقاب» به اختصار آمده است.

کتاب: شرح «الشافیه» قصیده میمیّه حارث بن سعید بن حمدان، ابو فِراس حَمدانی مقتول به سال 357 است، و به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ دو کاتب است و قسمت آخر به خطّ حسن بن سیّد یوسف بن سیّد

ص : 45

نعمت حسینی جزائری است. تاریخ استنساخ: «پنجشنبه 15 ذی القعده 1238». مطالب متفرّقه ای در اوائل و اواخر نسخه نوشته شده است. ظهر نسخه اسامی حاجی محمّد بن شیخ نورالدین طریحی و سیّد حسن سیّد یوسف دیده می شود. ابتیاعی از کتابخانه عمّ اکرم اعلی مرحوم آقا میرزا سیّد مجتبی قوام الاسلام روضاتی.

شرح شرایع الاسلام: أحکام الخمر و سائر المسکرات

شرح الشّرح: حاشیه شرح مختصر المنتهی

شرح الصّحیفه السّجادیّه: ریاض السّالکین

شرح الصحیفه السّجادیّه: شفاء الصّدور

«508» شرح عقیله أتراب القصائد فی أسنی المقاصد

(قراآت _ عربی)

از: نامعلوم.

کتاب: شرحی است بر منظومه رائ_یّ_ه أبو محمّد قاسم بن فیرُّه شاطبی که نامش «عقیله أتراب القصائد، فی أسنی المقاصد» است و آن نظم کتاب «المُقنِع» عثمان بن سعید دانی است، در رسم مصحف کریم.

نسخه: به خط حافظ محمّد افندی بعرب زاده القرّا «کذا». تاریخ کتابت: ماه شوّال 1136. چند برگ از آغاز نسخه مفقود شده است و لذا اسم کتاب و مؤلّف معلوم نشد. «شرح حرز الأمانی. ش 494» ملاحظه شود.

ابتیاعی از کتابخانه مرحوم آقا شیخ محمّد رضا ابوالمجد نجفی.

«509» شرح غُرر الحکم و دُرر الکلم

(شرح حدیث _ فارسی)

از: مولانا جمال الدین محمّد بن مولانا آقا حسین خوانساری _ رحمه اللّه علیهما _ صاحب «حاشیه حاشیه شرح تجرید الکلام. ش 261».

کتاب: شرح مبسوط فارسی است _ به درخواست شاه سلطان حسین صفوی _ بر کتاب قاضی ناصح الدین ابوالفتح عبدالواحد بن محمّد بن عبدالواحد تمیمی آمدی _ علیه الرحمه _ متوفّی در نیمه نخست سده ششم، که مجموعه ای است از کلمات قِصار منقول از

ص : 46

حضرت امیرالمؤمنین _ علیه الصلوه و السّلام _ : «الثقات العیون: 169». چاپ شده است.

نسخه: مشتمل بر شرح کلماتی است که از حرف الف به لفظ «إیّاک» شروع شده تا آخر حرف الف. و سپس حرف باء تا آخر شرح حدیث «بُشر المؤمن فی وجهه و حُزنه فی قلبه». نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به خطّ و سبک نسخه های دیگر است. صفحه اوّل دارای سرلوح طلا و سایر صفحات نیز مجدول مذهّب است.

«510» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل بر شرح کلماتی است که با حرف میم آغاز می شود. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، امّا واضح است که در زمان شارح به خطّ خوش یکی از ترجمه نویسان آن زمان نوشته شده. صفحه اوّل دارای سرلوح طلا و دیگر صفحات مجدوَل مذهّب است.

«511» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل بر شرح کلماتی است که از حرف نون به لفظ «نعم» شروع شده تا آخر کتاب که حرف یاء است و به شرح «یقبح بالرجل أن یقصر عمله عن علمه و یعجز فعله عن قوله» خاتمه یافته.

انجام: «و امر می کند مردم را به آن. و الحمد للّه علی ما وفّقنی... و آله الغرّالکرام. و کان ذلک فی شهر محرّم الحرام سنه ألف و مائه و سبع عشره من الهجره» که این سال 1117، تاریخ انجام شرح است.

کاتب: محمّد صادق، که نویسنده نسخه های دیگر همین دوره نیز بوده است.

توضیحًا، پس از انجام کتاب، قسمتی از حرف لام آمده است. از لام زائده تا شرح «لذّه الکرام» و روی برگ اوّل چنین نوشته اند: «اجزاءِ باب حرف لام درین جلد بیجا گذاشته شده باید در جلد سابق پیش از باب میم جلد شود».

صفحه اوّل باب لام مذکور، دارای سرلوح کوچکی است، و روی برگ اوّل چنین نوشته شده:

«کتاب ترجمه غرر و درر تألیف مرحمت پناه آقا جمال، قطع بزرگ کاغذ سمرقندی مجدول بطلا، جلد بلغار ترنج دار، به تاریخ شهر رجب _ کذا _ 1122».

الشرح القدیم: تسدید العقاید

«512» شرح قصیده البُرده

(مدائح _ عربی)

ص : 47

از: مولانا محمّد صالح مازندرانی، صاحب «شرح الکافی. ش 516».

«قصیده بُرده» از جمله قصائد طنّانه ای است که در مدح پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله سروده شده و سراینده آنها شرف الدین ابوعبداللّه محمّد بن سعید بن حمّاد ابن محسن بن عبداللّه بن صنهاج بن هلال صنهاجی، معروف به امام بوصیری است. وی از ادیبان و شاعران دانشمند عرب است که به سال 608 متولّد و به سال 696 در اسکندریّه مصر بدرود زندگی گفت. شرح حال بوصیری در پاره ای از کتب تراجم از جمله «فوات الوفیات 2: 205» و «ریحانه الأدب 1: 177 _ 179» یاد شده است.

قصائدی که این شخص در مدح حضرت رسول صلی الله علیه و آله سروده در منتهی درجه شهرت و عظمت است، مانند «قصیده همزیّه» و «قصیده بانت سعاد» و همین «قصیده بُرده» و دیگر قصائد که نوعًا با گزارش های گوناگون به طبع رسیده است.

قصیده بدیعیّه بُرده که به نام «الکواکب الدرّیّه فی مدح خیر البریّه» نیز شناخته می شود، یکصد و شصت و دو بیت است: 12 بیت مطلع، 16 بیت پیرامون نفس و هواهای نفسانی، 30 بیت مدائح رسول صلی الله علیه و آله ، 19 بیت در مولد آن حضرت، 10 بیت در دُعابَه، 17 بیت در مدح قرآن کریم، 13 بیت در معراج آن حضرت، 22 بیت در جهادهای آن حضرت، 14 بیت در استغفار، و 9 بیت در مناجات.

در وجه تسمیه این قصیده به «برده» گویند که بوصیری را بیماریی عارض شد و او برای شفای خود این قصیده را سرود و به حضرت نبوی توسّل جست. سپس در خواب دید که آن حضرت بُردی بر او پوشاندند، از برکت آن عنایت، وی از مرض شفا یافت و از آن پس، قصیده بدین نام خوانده شد و پیشینیان آن را برای شفای از بیماری ها و برآمدن حاجات خود حفظ می کردند و می خواندند.

این قصیده بارها به طبع رسیده، از جمله با گزارش های عربی و فارسی یا با ترجمه های فارسی، تاتاری، جاوه ای، ترکی، آلمانی، که برای شناساییِ بیشتر می توان به «معجم المطبوعات: 603 _ 605» و «فهرست دانشگاه تهران 2: 715 _ 721» و فهرست های دیگر رجوع نمود. این قصیده با سه ترجمه فارسی و ترکی و آلمانی، دوبار در بیش از یکصد سال پیش از این زمان در شهر وین «اتریش» چاپ شده است.

قصیده «برده» را گزارش ها و تخمیس ها و تسبیع ها و ترجمه های فراوانی است که

ص : 48

پیرامون بسیاری از آنها، نویسنده فاضلِ «فهرست دانشگاه» سخن گفته اند، و مقاله بسیار جامع و ممتّع آقای أسعد الطیّب با عنوان «البُرده و الأعمال الّتی دارت حولها» در نشریّه شریفه «تراثنا. ش 38 _ 39 و ش 41_ 42» چاپ شده است و پیرامون شرح مورد گفتگو در شماره دوّمین (ص 194) سخنی گفته و از نسخه ما و نسخه مرعشیّه قم نیز یاد کرده اند.

از جمله گزارش ها جای گفتگوست. این گزارش نفیس که گویا چندان نسخه ای از آن در دست نیست، نویسنده آن دانشمند بزرگ آخوند ملاّ صالح مازندرانی «حُسام الدین محمّد صالح بن احمد بن شمس الدین سرَوی مازندرانی اصفهانی» داماد مجلسی اوّل مولانا محمّد تقی بن مقصود علی است رحمه اللّه علیهم.

شرح حال وی در عموم کتب تراجم مانند «روضات الجنات: 330 _ 331» و «تذکره القبور _ رجال اصفهان: 130 _ 131» یاد شده است. تألیفات این دانشمند مانند «شرح اصول کافی» و «حاشیه معالم الأصول» و «شرح زبده الاُصول»، همه بسیار مفید و خوش بیان و پر از تحقیق است. وی به سال 1086 وفات یافت و در بقعه منوّر مجلسیّین، جنب مسجد جامع اصفهان به خاک رسید. قبراو دارای سنگ لوح است و مرثیه ای که «زاهد اصفهانی» در فوت او سروده روی آن نوشته اند. مادّه تاریخ چنین است:

جُست تاریخ وفاتش زاهد که: کی آن ذات مؤیّد شده فوت

هاتفی گفت بتاریخ که: «آه صالح دین محمّد شده فوت»

در «روضات الجنّات» و برخی کتب تراجم متأخّران، شطر آخر را که «صالح دین محمّد شده فوت» است، مادّه تاریخ دانسته اند که به حساب جمل «1080» می شود،(1) لکن صواب آن است که کلمه «آه» را از شطر اوّل نیز باید به حساب آورد که جمعًا «1086» خواهد بود. بنابراین تردیدِ صاحب «ذریعه 14: 6» و غیره درباره تاریخ فوت میان 1081 و 1086 موردی نخواهد داشت، بخصوص که بر سنگ لوح در زیر مصراع تاریخ، رقم (1086) به روشنی و وضوح تمام حک شده است.

از «شرح قصیده بُرده» جای گفتگو، صاحب روضات یاد فرموده، لکن صاحب «ذریعه 14: 6» چون به نسخه ای از این کتاب دست نیافته اند، موضوع را با تردید تلقّی نموده پس از عنوان کتاب و نام شارح گویند: «ذکره فی الروضات، و لعلّ مراده «شرح

ص : 49


1- 1) در جمع حساب نیز اشتباه شده و آن را «1081» دانسته اند.

المقصوره الدُّرَیدیّه» الّذی مرّ بعنوان شرح الدریدیّه»(1).

صاحب «ریحانه الأدب 3: 424 _ 426» نیز در شرح حال مرحوم ملاّ محمّد صالح از «شرح قصیده برده» یاد کرده است(2).

شارح، اوّل یک یا چند بیتی از قصیده را نقل و سپس الفاظ و لغات قصیده را یکان یکان تفسیر و ترکیب و سپس معانی اشعار را به کوتاهی آورده و ربط اشعار قبل و بعد را با یکدیگر بیان می کند.

آغاز: «بسم... الحمدللّه الّذی خلق نور محمّد قبل خلق الأرض و السماء، و جعله دلیلاً علی کمال القدره و عظمه الکبریاء، و الصّلوه علیه و علی آله الّذین هم أکرمُ الأحبّاء، سیّما أمیرالمؤمنین علیّ بن أبیطالب سیّد الأوصیاء.

و بعد، فإنی لمّا نظرتُ إلی قصیده بُرده، الّتی نظمها فی مدح النبیّ شرفُ الدین محمّد أبو عبداللّه المصری، وجدتها... علی درر الفوائد، محتویه علی غرر الفرائد؛ أحببتُ أن أشیر إلی تفسیر لغاتها و ترکیبها فی کلّ باب، ثمّ إلی ملخّص معانیها من غیر إخلال و لا إطناب. فأقول: لمّا کان مبناها العشق و المحبّه علی الکمال، عطف عنان المقال إلی وصفه، فقال:

أمِنْ تذکّر جیرانٍ بذی سَلم مزجتَ دَمعًا جری من مُقله بدم

أم هبّت الرّیح من تلقاء کاظمه و أومض البرقُ فی الظلماءِ من أضم

من: تعلیلٌ للمزج، و المصدر مضافٌ إلی المفعول. و الجیران: جمع جار، و فی التنکیر مع دوام التذکّر إشعارٌ بأنّهم لعلوّ المقام لایصل إلیهم الأوهام. و السلم...».

انجام: «و ملخّص المعنی: یارب! وائذنْ لسحائب رحمه فائضه منک علی الدوام... ما رنّحت ریح الصبا أغصان و العذبات «کذا»، و أطرب العیس حادی العیس بطرائف النغمات. یقول الفقیر إلی اللّه الغنی: محمّد صالح بن أحمد المازندرانیُّ: هذا آخر ما أردتُ إثباته فی هذه السطور ذخیرهً لیوم ینفخ فی الصور، مسبّحًا بحمد بدیع الظلمات و النور، و مصلّیًا علی نبیّه ما اختلف اللّیالی و الشهور، محمّد الّذی نشط الخلائق بحدائه

ص : 50


1- 1) با تأسّف، در «الروضه النضره: 288» تکرارِ همان تردید به چشم می خورد، لکن تاریخ فوت در آنجا اصلاح شده است.
2- 2) از همین «شرح برده» یک نسخه نیز به شماره «887» در فهرست مرعشیّه قم معّرفی شده است.

فی القبور، فی زمن مکمن الخفاء إلی عالم الظهور، و علی آله و أصحابه الشافعین لأهل الفجور، و یسأل عنهم إذا بُعثر ما فی القبور. تمّت القصیده الشریفه الموصوفه بالبرده لأهل العشق و الحال فی سنه 1083».

نسخه: دارای 127 برگ. برگ 1 و 2 و آخر عطف و سفید است. روی برگ 1، مُهر «الراجی جلال الدین بن محمّد مسیح الموسوی» است، یعنی نیای گرامی نگارنده این فهرست؛ مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین چهارسویی، نواده امام مجدّد صاحب «روضات الجنّات» که در شب پنج شنبه 21 ماه صفر 1283 متولّد و چاشت 16 ماه رمضان 1360 وفات یافت و پهلوی پدر نامورش در بقعه منوّر تکیه امام مجدِّد صاحب روضات در تخت پولاد اصفهان ×× شد. شرح حال آن مرحوم را نگارنده در «زندگانی آیه الله چهارسوقی: 17 _ 18» نگاشته است.

روی برگ سوّم، این شرح به خطّ کاتب نسخه نوشته شده: «شرح [مولانا] محمّد صالح مازندرانی بر قصیده بُرده که عبداللّه بصری [کذا] در شأن حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرموده». أیضا: «هو المالک الحقیقی. هذا کتاب من جمله کتب الفقیر: محمّد حسین بن محمّد محسن، عفی عنهما».

در پایین پشت برگ 126 در هامش نیز همین تملّک با اضافه «الشهیر بتاج» دیده می شود. پشت برگ آخر اشعاری است که به این جمله شروع شده است: من کلام جناب والا:

چاره نتوان کرد ای دل ناوک تقدیر را بر کشم از سینه تا کی آه بی تأثیر را

شعر آخر:

شادی ایّام نبود سازگار طبع ما بهر ما بگذار «والا» خاطر دلگیر را

کاغذ اصفهانی و فستقی، جلد مقوّایی دو رو، کاغذ ألوان و نقّاشی شده، حاشیه تیماج، دارای سرطبل، خط نسخ 12 سطری، بالای کلمات به شنگرف خط کشیده، قطع 13 × 19 و نیم، متن 7 × 12. نسخه نام کاتب ندارد و تاریخ «سنه 1083» که در پایان آمده است درست معلوم نگردید که تاریخ نگارش شرح است یا تاریخ استنساخ نسخه. هیچ گونه اثر مقابله و تصحیح ندارد و لذا بی سقط و غلط نیست.

«513» شرح قصیده دِعبِل

(مناقب دینی _ عربی)

از: کمال الدین محمّد بن معین الدین محمّد فسوی «فسایی» فارسی شیرازی، معروف

ص : 51

به میرزا کمالا. صاحب «شرح الشافیه. ش 504» علیه الرحمه.

کتاب: شرح قصیده تائیّه مادح اهل بیت علیهم السلام دِعبِل بن علی خُزاعی است، در مناقب و مراثی خاندان نبوّت و مثالب اعداءِ ایشان، و به طبع رسیده. فراغت از تألیف در اصفهان روز شنبه 14 ماه رمضان 1103.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، لکن از شیوه خط پیداست که کاتب آن نیای بزرگوار اعلی، آیه اللّه العظمی حاج میرزا سیّد زین العابدین موسوی، والد ماجد امام مجدِّد صاحب «روضات الجنات» است. آیه اللّه معظّم آقای حاج میرزا سیّد حسن چهارسوقی در 22 صفر (1339) روی برگ اوّل، نسخه را معرّفی نموده اند رضوان اللّه علیهم اجمعین.

شرح قصیده رائیّه مونس الأبرار: تحفه الأخیار

«514» شرح قطر النّدی و بلّ الصّدی

(نحو _ عربی)

از: جمال الدین ابو محمّد عبداللّه بن یوسف بن عبداللّه ابن هشام نحوی حنبلی مذهب (متوفی 761): «الکُنی و الألقاب» و «دائره المعارف بزرگ» فارسی و عربی.

کتاب: شرح کتاب «قطر النّدی و بلّ الصّدی» تألیف خود شارح است در علم نحو، به «ص. ش»، و به طبع رسیده است.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ استنساخ در اصفهان: 23 ماه شعبان 1056. اوراق آغازین را موریانه خورده است، نسخه معمولی است و امتیازی ندارد.

«515» شرح الکافی، الشریف

(شرح حدیث _ عربی)

از: میر محمّد اسماعیل بن میر محمّد باقر حسینی اصفهانی خاتونابادی (1031 _ 1116).

قدیم ترین مأخذ درباره آن جناب کتاب « وقائع السّنین و الأعوام » تألیف برادر کهترش میر عبدالحسین (1038 _ 1105) است با اضافات و ملحقات فرزندان مؤلّف، و اگر در کتاب «ریاض العلماء» شرح حالی داشته، بسان بسیاری دیگر از بزرگانی که آغاز نام شریفشان محمّد بوده در حرف میم آن کتاب قرار گرفته که متأسّفانه مفقود شده است.

در حال حاضر، چنان که در «ترجمه اناجیل اربعه: ش 125» از مرحوم میر محمّد باقر فرزند همین میر محمّد اسماعیل گفتیم، شرح احوال بزرگان این خاندان _ علیهم الرحمه _

ص : 52

را در همان کتاب «وقایع» و «روضه نضره» و «کواکب منتثره» و «أعیان الشیعه» و «مکارم الاثار» و کتب مرحوم آقای مصلح مهدوی می توان یافت.

امّا عالم محدّث بزرگوار، حاج شیخ عبّاس قمی _ اعلی اللّه مقامه _ در کتاب شریف «منتهی الامال 2: 55، چاپ گراوری» شرحی نوشته اند که مهمّ است و مأخذ آن را نیافتیم. فرماید:

«فرزند دیگر میر محمّد باقر، میر محمّد اسماعیل است که عالم فاضل کامل زاهد تارک دنیا بوده.... و از رساله اجازات سیّد نورالدین بن سیّد نعمت اللّه جزائری _ علیهما الرحمه _ نقل شده که در حال این سیّد جلیل [چنین] نگاشته که در سنّ هفتاد سالگی عزلت از خلق اختیار کرده در مدرسه تخت فولاد که از بنای خود ایشان است سُکنی نموده و قبر خود را در حجره ای از حجرات کنده و شب ها بعد از فریضه مغرب و عشاء در میان آن قبر رفته و تهجّد در قبر گذاشته و بعد از آن از قبر بیرون می آمده و شرح بر اصول کافی و تفسیر قرآن می نوشته، و روزها جمعی از طلّاب مُستعدّ که از جمله مرحوم والدم سیّد نعمت اللّه بوده در خدمت ایشان بودند. عاقبت در همانجا وفات فرمود و در همان قبر مدفون شد، و بعد از فوت ایشان شاه سلطان حسین حجره را بزرگ کرده و قُ_بّ_ه برای او ساخت که ألان در تخت فولاد موجود است».

این حقیر، در شب آدینه «28 محرّم 1399» با آقا سیّد محمّد جزائری نگارنده خبیر بصیر کتاب «شجره مبارکه» و «نابغه فقه و حدیث» که آن هنگام ساکن اهواز بودند، درباره مطالب مرحوم محدّث قمی مکالمه داشتم، ایشان از «رساله اجازات سیّد نورالدّین» و ناقل از آن و آن سخنان، هیچ آگاه نبودند و بسی استعجاب کردند.(1)

باری، اسامی تألیفات و آثار جناب میر محمّد اسماعیل و فرزند گرامی یاد شده را در «زندگینامه علاّمه مجلسی 1: 323 تا 327» با لغزش هایی و نیز در «کواکب منتثره: 60 _ 62 و 87 _ 89» می توان یافت. امّا کتاب مورد بحث:

کتاب: شرح قسم اصول کتاب «الکافیِ» شریفِ ثقه الاسلام محمّد بن یعقوب کلینی رازی _ رضوان اللّه علیه _ است، و در «الذریعه: ج 13، ص 95 ش 304»، تنها به استناد

ص : 53


1- 1) عالم فاضل محقّق متتبّع، از یاران «جامع الأنساب» در پنجاه سال پیش از این زمان؛ در نخستین هفته ماه رجب 1426 «اواخر دهه دوّم مرداد ماه 1384» دار فانی را وداع گفت. رحمه اللّه تعالی علیه.

«تتمیم أمل الامل»، یاد شده است امّا نسخه ای نشان نداده اند.

نسخه: از مجلّد اوّل تا آخر مجلّد چهارم است در شرح احادیث کتاب التوحید، تا پایان شرح حدیث اوّل از باب جوامع التوحید.

چند برگی از آغاز نسخه مفقود، یا نوشته نشده است.

آغاز موجود: «انّما یکون بلا ملاحظه شیءٍ آخر، و فی العرف ظاهر، اذ الاختراع لا یقال عُرفًا إلاّ فیما یکون بلا احتذاءِ مثال».

انجام: «و إحاطه الحسّ بالمحسوسات أو العقل بالمعقولات، بل هی علی نحو آخر، علی ما مرّ مرارًا، لا کإحاطه وجود الشیءِ بمهیّته، و اللّه أعلم بکیفیّه ملکوته و إحاطه جبروته علی ما هی علیه. و قد تمّ المجلّد الرابع من شرح اصول الکافی، علی ید أحقر العباد و أحوجهم الی غفرانه، المُذنب، اسمعیل الحسینیّ الاصفهانی الخاتونابادی، یوم الثلثاء ثالث شهر ذی القعده الحرام سنه الأربع [کذا] الّتی بعد المائه الّتی بعد الألف من الهجره».

نام کاتب ندارد، و در همین موضع آخر نسخه گوید که آن را «حسب الفرموده.... منسوب مؤلّف.... میرزائی میرزا محمّد علیّا الحسینیّ الخاتونابادی...» در سال 1233 نوشته است.

بیفزاییم که در خاتمه جلد دوّم، نام مؤلّف «اسمعیل بن باقر الحسینی الاصفهانی الخاتونابادی. سنه 1104» آمده است.

اسماعیل خاتونابادی دیگر

در طبقه متأخّر از آقا میر محمّد اسماعیل خاتونابادی اصفهانی شارح «کافی» جای گفتگو (متوفی 1116) و در طبقه مقدّم بر آخوند ملاّ اسماعیل مازندرانی خاجویی صاحب «جامع الشتات. ش 217» (متوفی 1173)، دانشمند متبحّر پارسای دیگری _ از غیر طبقه سادات _ در حومه اصفهان می زیسته است به نام حاج اسماعیل خاتونابادی، که دریغ آمد آگاهی های خود را درباره این دانشمند ناشناخته نیاوریم و اشتباه بزرگی که درباره او واقع شده است، بیان نکنیم. پس گوییم:

نخستین جایی که نام آن مرحوم و نام پدرش دیده می شود «اجازه موسّعه» عالم جلیل قاضی میرزا ابراهیم بن غیاث الدین محمّد خوزانی اصفهانی شهید به سال «1160» است، که وی آن اجازه را برای مولانا محمّد زمان کاشانی اصفهانی نوشته

ص : 54

و تاریخ پایانش روز آدینه چهاردهم ماه صفر «1139» است. قاضی در زُمره چند تن عالمانی که از آنها اجازه روایت نداشته لکن در نزد آنان درسی خوانده است، به اختصار گوید: «و قرأتُ علی مولانا المحقّق المدقّق العلاّمه الزاهد العابد الأورعیّ الحاجّ محمّد اسماعیل بن الحاج محمّد امین الخاتون آبادی».

این اجازه نامه شریفه به سال «1419» طیّ 29 صفحه و چهار صفحه پیش گفتار در هفتمین دفتر «میراث اسلامی ایران» در قم چاپ شد و پنج سالی پیش از آن به هنگام چاپ «الکواکب المنتثره: 8 _ 11» زیر عنوان «ابراهیم الخوزانی» از تصویر نسخه آن اجازه مطالبی نقل شده است، امّا با کمال تأسّف هر دو جا با تصحیف و اغلاط. تحریف آشکاری که در هر دو دیده می شود این است که ناشران محقّق کواکب و اجازه، زحمت رجوع به فرهنگ ها و یا دست کم پرسش از آشنایان اصفهانی را به خود نداده و نسبت خوزانی را نشناخته و آن را خوراسکانی دانسته اند، و بینهما بُعد المشرقین.

صاحب «اجازه» خود تصریح کرده است که در شهر اصفهان زاییده شده و هم آنجا می زیسته، امّا نیاکانش خوزانی بوده اند: «الخوزانیّ أصلاً الاصفهانیّ مولدًا و موطنًا و مسکنًا».

خوزان یکی از سه دهکده _ به نام سده _ از دهات بلوک ماربین است و به فاصله دو فرسخی بیرون شهر و سمت غرب واقع است و در کتاب شریف «روضات الجنّات» نیز آنجا که از قاضی یاد کرده اند او را «المنتسب إلی قریه خوزان ماربین» مرقوم فرموده اند و ناشر محترم اجازه این عبارت را در پیشگفتار خود هم آورده اند!

امّا خوراسکان از دهات بلوک جی، به فاصله دو فرسخی در طرف شرقی شهر جای دارد، که موطن اصلی دوست گرامی، آقای حاج شیخ رسول جعفریان دانشمند است.

امید که اجازه نامه نفیس میرزا ابراهیم خوزانی اصفهانی شهید به صورت صحیح چاپ شود و اشتباهات کواکب منتثره نیز در چاپ دیگر اصلاح گردد، إن شاء اللّه.

باری، فعلاً این اجازه قدیم ترین موضعی است که از حاج اسماعیل خاتونابادی با عنوان «حاج محمّد اسماعیل» یاد شده و نام پدرش هم تنها در آنجا «حاج محمّد امین» دیده می شود، و در سال تحریر اجازه _ یعنی 1139 _ و دوران آتش افروزی افغان غلزایی در این دیار، حاجی در قید حیات بوده و مسکن و مأوایش قریه خاتوناباد از قُرای بلوک جی، واقع در طرف شرق اصفهان به دو فرسخ کمتر فاصله؛ جای امن

ص : 55

و ایمنی بوده است.

دوّمین جایی که از حاج اسماعیل خاتونابادی یاد شده است کتاب نفیس و مغتنم، امّا ناتمام «تکمله امل الامل» نگارش عالم فاضل حاج ملاّ عبدالنبیّ بن محمّد تقی قزوینی یزدی متولّد «1126 ظ» است که در «1191» کتاب خود را به امر سیّد بحرالعلوم (1155 _ 1212) تألیف کرده و آن هنگام نزدیک شصت و پنج سال داشته است: «و الان قاربنا نحو الخمس و السّتین: ص 131، چاپ قم، 1407» و از پایان عمر و درگذشتش خبری در دست نیست، امّا تا سال «1197» حیات داشته است که در این سال بر کتاب «المشکوه» سیّد بحرالعلوم تقریظ نوشته است.

حاج ملاّ عبدالنبیّ که به اصفهان نیز سفر کرده، هیجدهمین نفر که در یک صفحه از کتابش محامد اوصاف او را نوشته حاج اسماعیل خاتونابادی است، و نوزدهمین «مولانا اسماعیل المازندرانی الساکن من محلّات اصبهان فی خاجو».

او درباره حاجی گوید:

«الحاج اسماعیل الاصفهانی الخاتون آبادی. من أعاظم العلماءِ و أکابر الفقهاءِ، و هو و إن صادفتُ زمانه و أدرکتُ أوانه لکن ما حصل لی التشرّف بخدمته و القیام له فی سدّته، لکن رأیت المشایخ و العلماءَ یثنون علیه کثیرًا و یمدحونه خطیرًا»، تا آخر.

قزوینی هیچ تاریخی در این شرح حال ننوشته است.

ناگفته نگذاریم که حاج ملاّ عبدالنبیّ، هفتمین عنوان نیم صفحه ای کتابش برای قاضی خوزانی است، این چنین:

«میرزا ابراهیم بن میرزا غیاث الدین محمّد الاصفهانی الخوزانی، قاضی اصبهان ثمّ قاضی العسکر النادریّ. اُعجوبه الدهر و أغروبه الزمان، فاضل عزّ مثله فی زمانه بل فی سائر الأزمان... تبرّکتُ بملاقاه حضرته و استفضتُ بتکریر ورودی الی حقوته...».

سوّمین موضعی که از حاج اسماعیل خاتونابادی یاد شده است، دست نوشته ای از مرحوم آقا میر عبدالباقی خاتونابادی فرزند میر محمّد حسین بن میر محمّد صالح حسینی، امام جمعه های پی در پی اصفهان؛ است که نظر به اهمیّت آن باید توضیح دهیم:

عالم فرزانه سیّد عبداللّه بن سیّد نورالدین بن سیّد نعمت اللّه جزائری «متولد حدود 1112 متوفّی 1173: کتاب شجره مبارکه حاج سیّد محمّد جزائری»، در اجازه نامه

ص : 56

مبسوطه بسیار ارزشمندش که تاریخ انجام آن روز یکشنبه دوّم جُمادای دوّم «1168» است و به عنوان «الاجازه الکبیره» معروف و به همین نام به سال «1409» در قم چاپ شده است؛ به هنگام ذکر نام و شرح حال «السیّد الجلیل المتکلّم الحسیب صدرالدین بن محمّد باقر الرضویّ القمیّ المجاور بالغریّ...» در زُمره تألیفات او گوید:

«منها: رساله فی حدیث الثقلین و أنّ أحدهما أکبر من الاخر، أطال الکلام فی تعیین الأکبر و جرت بینه و بین المولی اسماعیل الخاتون آبادیّ الساکن بمحلّه خاجو _ من محلّات اصبهان _ مراسلاتٌ فی ذلک، یردّ أحدهما علی الاخر...».

آقا سیّد عبداللّه به علّت عدم شناخت لازم، بین دو اسماعیل خلط کرده و آخوند ملاّ اسماعیل مازندرانی خاجویی را به اشتباه، خاتون آبادی وصف نموده است.

نسخه خطّی اصیل اجازه یاد شده که اینک نزد این ضعیف است «به سال 1406 در اصفهان خریداری شد»، به خطّ سیّد بهاءالدین محمّد فرزند شخص مُجیز و تاریخ کتابتش، شب دوشنبه نیمه ماه شعبان المعظّم 1187 می باشد.

این نسخه، همان زمان ها در دست آقا میر عبدالباقی امام جمعه بوده و در چند جا به خطّ خود حاشیه ای بر آن مرقوم و «عب قی ×× عفی عنه» امضاء کرده است. از جمله، در موضع یاد شده «روی برگ هشتادم»، که بالای نام «المولی اسماعیل» نوشته است: «هو المازندرانیّ الساکن بمحلّه خاجو»، و سپس بلافاصله برای توضیح راجع به خاتونابادی و این که او غیر از خاجویی است و مُجیز به اشتباه افزوده، این گونه در حاشیه افاده فرموده است:

«و المولی الجلیل النبیل الحاج اسمعیل الخاتون آبادیّ کان من أعاظم الفضلاءِ و فریدًا علمًا و عملًا و زهدًا و ورعًا تارکًا للدنیا کثیر الاحتیاط فی العلم و العمل متعبّدًا علاّمًا فهّامًا متکلّمًا ماهرًا فی العلوم العربیّه و التفسیر و الأصولین، من أهل خاتون آباد، صانها اللّه عن الفساد. و فی ذلک الأوان و فی قطعه من الزمان بسبب استیلاءِ الأفغان و اختلال الدوله الصفویّه و انزواءِ العلماءِ الأعیان المشار الیهم بالبنان، انتقل والدی العلاّمه _ طاب ثراه _ من اصبهان إلی هذه القریه مقیمًا بها سبع سنین خوفًا من سوانح الزمان، و اتّفق بینه و بین هذا الفاضل مُوالاه روحانیّه و مواخاه ایمانیّه أشدَّ ما کان قبل هذا. و لقد شرّفنی اللّه بلقائه و فزتُ بخدمته کلّ یوم مدّهً طویله بل سنین و أنا ابن عشر سنین،

ص : 57

و شرعت مقدّمات الصرف و النحو و المنطق عنده تیمّنًا و تبرّکًا، و کان یتلطّف بی و یدعو لی بالخیر. و بعد انتقال السلطنه الی الصفویّه نقل والدی _ بأمر السلطان _ إلی اصفهان، ففزتُ فی کلّ عام مرّهً أو مرّتین بخدمته و اقتبستُ من أنوار معرفته. حتّی قُبض فی عام اربعین و نیّف من الهجره! و هو ابن سبعین و نیّف، و دفن فی مقبره معروفه فی هذه القریه موضوعه له «ره» من أخیه العالم العامل الحاج ابراهیم، و اتّفق حضور والدی «ره» _ و هو المرحوم المغفور المبرور المشکور الأمیر محمّد حسین بن الأمیر محمّد صالح الحسینیّ «طاب ثراهما»، الّذی سبق وصفه من شیوخ السیّد المجیز المؤلّف و ممّن استجاز هو منه. عب قی ×× عفی عنه _ عند وفاته و غسله، و حضر عند وفاته والدی «قدّس اللّه روحه» و غُسله و الصلوه علیه و دفنه، و هو من کراماته بل کراماتهما «طاب ثراهما»، لأنّه فی غیر وقت موعود و لا بسبب معهود، و ذهب إلی هذه القریه شوقًا إلی لقائه بعد صلوه الجمعه فی یوم کان مظنّه المطر فیه، فمرض و مات «رحمه اللّه»، و ذکرنا فی ترجمته ما یلیق بحاله فی رسالتنا المعموله فی «رجحان الجمع بین الجمعه و الظّهر» و أنّه الاحتیاط فی الدین و دأب العلماء الدیّانین الاخذین بحائط الدین و ذکرهم و هذا الفاضل منهم. شکر اللّه مساعیهم الجمیله و قدّس اللّه ارواحهم الشریفه. عب قی، عفی عنه» پایان.

«عب قی» یعنی عبد الباقی.

اینک توضیح دهیم که: از سخنان پر عُجمه و غموض آقا میر عبدالباقی مستفاد می شود که: 1_ حاج اسماعیل اهل و ساکن دهکده خاتوناباد بوده، و 2_ و در یورش یاغیان غلزایی افغان به اصفهان که در ماه محرّم الحرام «1135» آغاز شد و تا «1142» ادامه یافت، آقا میر عبدالباقی، برای فرار از فتنه یاغیان، در خدمت پدرش آقا میر محمّد حسین امام جمعه به آن دهکده وارد و به مدّت هفت سال در آنجا اقامت داشته اند، و 3_ و آن هنگام آقا میر عبدالباقی، ده ساله بوده است. پس باید تاریخ تولّدش را _ که در جای دیگر دیده نمی شود _ در سال «1125» یا اندکی بیش و کم دانست، و 4_ و او در آن هفت سال نزد حاج اسماعیل دروس مقدّماتی خوانده است. و نیز معلوم می شود که 5_ پس از قلع و قمع یاغیان غلزایی در «1142»، امام جمعه و همراهان به موطن خود اصفهان بازگشته اند و آقا میر عبدالباقی خود، سالی یکی دو بار برای دیدار حاج

ص : 58

اسماعیل به خاتوناباد سفر می کرده است، تا آن که حاجی در یکهزار و یکصد و چهل و اندی _ حدود سال «1145» _ در همان دهکده وفات یافته و برادرش عالم عامل حاج ابراهیم برای او مقبره ای ساخته است، و هم این که اتّفاق را آقا میر محمد حسین، روزی پس از نماز جمعه به شوق دیدار حاج اسماعیل به خاتوناباد می رود که مُواجه با فوت حاجی گشته و در مراسم غسل و کفن و دفن او شرکت نموده و بر جنازه اش نماز می خواند.

آقا میر عبدالباقی افزوده است که او خود شرح حال حاج اسماعیل را آن چنان که شایسته بوده در رساله «رُجحان الجمع بین الجمعه و الظهر» آورده است، که ما از آن رساله آگاهی نداریم.

آقا میر محمّد حسین حسینی خاتونابادی شیخ الاسلام و امام جمعه اصفهان در ماه شوّال «1151»، در اصفهان وفات یافته و جنازه اش به مشهد مقدّس رضوی منتقل و آنجا دفن شد: «رساله تونیّه یا: مقاله در بیان احوال و آثار ملاّ محمد علی بن محمّد رضا تونی خراسانی» و «مکارم الاثار 2: ش 125».

امّا آقا میر عبدالباقی که پس از پدر امام جمعه اصفهان گردید، شرح حال ایشان _ تا اندازه ای _ در همان موضع «مکارم الاثار» و «کرام برره» و «اعیان الشیعه» آمده است و در «کرام» تاریخ فوت آن مرحوم را به نقل از یکی از اجازات مرحوم حاج سیّد محمّد باقر حجّه الاسلام شفتی به سال «1207» آورده اند.

اینک باید بگوییم که نسخه موصوفه «اجازه کبیره» را آقا سیّد بهاءِ الدین محمّد جزائری که در «1187» استنساخ کرده، همان زمان ها یعنی در ظرف بیست سال آخر حیات آقا میر عبدالباقی در اختیار ایشان قرار گرفته و مطالعه کرده و چندین جا حاشیه ای بر آن افزوده است.

سیّد بهاءالدین محمّد در شب پنجشنبه سیزدهم جُمادای دوّم «1221» در شوشتر وفات کرده و همانجا در جِوار پدر و جدّ خود به خاک رفت. شرح حالش در «شجره مبارکه: ص 205 _ 206، چاپ اهواز، 1379، تألیف آیه اللّه حاج سیّد محمّد جزائری» متوفی اوائل ماه رجب «1426»، آمده است.

اشتباه بزرگ: با کمال تأسّف باید بگوییم که پس از زمان تحشیه آقا میر عبدالباقی، یک نفر کاتب ناشناخته ای یک نسخه از روی همان نسخه اجازه کبیره با همان حواشی

ص : 59

_ کلاّ یا بعضًا، با اغلاطی چند _ استنساخ کرده و عین عبارت خاتمه نسخه سیّد بهاءالدین محمّد را هم _ بالتمام _ آورده است، و این شبه تدلیس موجب گردیده که محقّق اجازه کبیره چاپ قم آن نسخه مجهول الکاتب را به خطّ سیّد بهاءالدین محمّد قلمداد کنند و حواشی مرحوم میر عبدالباقی را هم به سیّد بهاءالدین محمّد نسبت دهند، و در مورد ما نحن فیه تمام مطالبی را که آقا میر عبدالباقی در حق حاجی خاتونابادی نوشته _ با تحریفاتی _ درباره فاضل خاجویی به حساب آورند: «ص 99 چاپ قم»، و این اشتباه بزرگ، باعث بر تحریر این مقال مفصّل شد؛ و اللّه من وراءِ القصد.

این را نیز ناگفته نگذاریم که نسخه موصوفه اصیل اجازه کبیره با گذشت زمان در تملّک آقا سیّد محمّد شفیع شوشتری مهاجر به اصفهان «1211 _ 1274: مکارم الاثار 2: ش 173» فرزند سیّد محمّد بن سیّد عبدالکریم بن سیّد محمّدجواد بن آقا سیّد عبداللّه جزائری صاحب الاجازه درآمده و پس از او به فرزندش آقا سیّد محمّد «1249 _ 1322: همان مأخذ» منتقل گردیده و این عالم جلیل القدر ساکن محلّه شهشهان اصفهان نیز تعلیقاتی از خود یا به نقل از کتب تراجم و تاریخ در حواشی نسخه نوشته است.

و در پایان یادآور شویم که اثر مکتوبی از حاج اسماعیل خاتونابادی به نظر نرسید، جز این که در کتاب «تراجم الرجال 1: ش 303» آمده است:

«اسماعیل بن محمّد امین الاصبهانیّ. قابَلَ مجموعهً فیها رساله آداب البحث لمیر فخرالدین و دانشنامه شاهی للاسترآبادی و کانت کتابه المجموعه فی سنه 1092».

گویا این شخص همان حاجی خاتونابادی باشد، و اللّه العالم.

«این مقال در نیمه محرّم الحرام 1427 تحریر شد».

«516» شرح الکافی

(حدیث _ عربی)

از: آخوند مولانا محمّد صالح بن احمد مازندرانی (متوفی 1086)، صاحب «شرح قصیده البُرده. ش 512».

کتاب: شرح اصول و کمی از فروع کتاب «الکافی» مرحوم شیخ کلینی است، در نهایت اتقان، و جا به جا ردّ بر شرح صدرا، که تا پایان کتاب توحید «مجلّد اوّل» مزجی و از کتاب الحجّه «مجلّد دوم» تا آخر به «قوله» گزارش شده است. تاریخ تألیف شرح کتاب عقل و علم (14 صفر 1063) و توحید (پنجشنبه غرّه ماه رمضان 1064) و حجّت در

ص : 60

(جمعه چهارم ماه شعبان 1067). به طبع رسیده است. «ذریعه 13. ص 97 _ 98 و 14. ش 1587».

نسخه: به خطّ زیبای شاه قلی بن محمّد یوسف افشار برادر مرتضی قلی کاتب نسخه نفیس «جامع الرواه» معروف که هر دو تن از نَسخ نویسان مشهور عهد صفوی بوده اند. تاریخ استنساخ عقل و توحید که مجلد اوّل است: «پنجشنبه 22 ذی القعده 1105» و کتاب الحجّه: «پنجم صفر 1103» و أنفال: «شب جمعه نهم ربیع الأوّل 1103».(1)

نسخه: از اوّل کتاب تا باب الفیء و الأنفال است. دارای سه سرلوح بسیار ممتاز اصلی و تمام صفحات جدول کشیده. برگ اوّل اصلیِ مجلّد اوّل قدیمًا مفقود شده و به جای آن برگ دیگری است با سرلوح زیبا و جدول که بسیار شبیه به اصل می باشد.

آقا هادیِ مترجم، فرزند گرامی شارح، به خطّ زیبای خود و با کمال دقّت نسخه را مقابله و تصحیح فرموده و در نُه جا حاشیه نوشته است.

آیه اللّه العظمی آقا میرزا سید محمّد هاشم موسوی چهارسوقی، برادر معظّم آیه اللّه العظمی امام مجدّد صاحب روضات الجنات، دو نیای گرامی، در پنج جا حاشیه دارند. مهر صاحب روضات و تملّک و مهر آیه اللّه آقای حاجّ میرزا سید حسن چهارسوقی _ علیهم الرحمه و الرضوان _ در غرّه ماه شعبان 1321 ظهر نسخه هست.

«517» نسخه دیگر

نسخه: بخشی از مجلّد اوّل است از آغاز تا پایان کتاب عقل که پس از آن در جلد دیگر شرح کتاب توحید خواهد بود. تاریخ تألیف: 14 صفر 1063.

کاتب: مولانا آقا محمّد هادی مازندرانی فرزند علاّمه مؤلّف، به خطّ نسخ زیبا. تاریخ استنساخ: روز چهارشنبه 28 صفر 1076، و سپس گواهی کاتب گرامی به مقابله تمام نسخه با اصل، و ختم مقابله در روز چهارشنبه 13 ربیع یکم 1076. عناوین مطالب و اندکی حواشی متفرّقه در هامش نسخه نوشته شده.

در ذیل صفحه آخر این شرح آمده است: «هو. پیشکش افادت و افاضت پناه مولانا محمّد صالح مازندرانی بتاریخ شهر شعبان المعظم 1076». مُهر «مقصود دو عالم خَلف فرزند است 1064».

ص : 61


1- 1) معلوم می شود مجلد دوّم را پیش از اوّل استنساخ کرده است.

«518» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوّم کتاب است مشتمل بر شرح کتاب الحجّه. این مجلّد دارای مقدّمه مؤلّف است به نام شاه صفی ثانی حسینی موسوی صفوی.

خطّ، نسخ ممتاز. کاتب در آخر کتاب الحجّه که تاریخ تألیف آن روز جمعه چهارم شهر شعبان 1067 می باشد، خود را «ابن محمّد صالح، محمّد حسین» معرّفی کرده و تاریخ استنساخ این باب روز یکشنبه نهم ذی الحجّه 1073 است. پس از آن «باب کراهیه التّوقیت» شروع می شود، و انجام نسخه چنین است: «و لا یبعد تخصیص السؤال بمن عداه، و اللّه أعلم».

سپس کاتب به خطّ شکسته نستعلیق زیبای خود چنین نوشته است: «قد تمّ فی یوم الخمیس ثانی شهر رجب المرجّب فی سنه 1074 علی ید اصعف عباد اللّه الغنیّ، ابن مولانا محمّد صالح المازندرانی، محمّد حسین، غفر اللّه له...».

ظهر ورق آخر نوشته اند: «هو. پیشکش مولانا محمّد صالح، بتاریخ شهر شعبان 1077».

«519» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد اوّل است از آغاز شرح اصول کافی تا پایان کتاب عقل که پس از آن در جلد دیگر کتاب توحید خواهد بود.

سطر آخر کتاب و نام و نشان کاتب و تاریخ کتابت را محو کرده اند، و به خطّ مغایر متن، نوشته و تمام کرده اند و به این عبارت خاتمه یافته است که:

«فرغ من اتمامه العبد المذنب الراجی رحمه ربّه الغنیّ: محمّد صالح بن حسین الأبهری، 6 شهر ربیع الاخر سنه 1070».

در هامش همین موضع صفحه آخر، شرح دیگری نوشته بوده که آن را نیز محو کرده اند و تنها تاریخ «شهر صفر سنه 1063» به زحمت دیده می شود.

آثار وقفیّت در برخی صفحات هست که آن را نیز محو کرده اند و هکذا تملّکی که روی ورق اوّل بوده است. نشانه مقابله و تصحیح و امتیازی ندارد.

شرح الکافی: الشافی

ص : 62

شرح الکافی: صافی

«520» شرح الکافیه

(نحو _ فارسی)

از: ابوالفتح الحسینی.

کتاب: شرح «الکافیه» ابن حاجب عثمان بن عمر کُردی (متوفی 646) است، و برای سیّده شاهزاده مهین بانو سلطانم، به فارسی نگاشته شده.

نسخه: فاقد برگ آخر است و لذا تاریخ تألیف و کتابت و نام کاتب معلوم نیست.

آغاز: «بسم. محامد کافیه و مدایح شافیه وافیه علیمی را سزد... این کلمه چند است فارسی در ترجمه رساله نادره عربی که در علم نحو کافیه است».

انجام موجود: «و پوشیده نماند که اختتام به مبحث وقف در رسم الخطّ آخر و اوّل سبب حسن خاتمه رساله کافیه و ترجمه وافیه است و الحمد... علی محمّد و آله علیه و علیهم».

شرح الکافیه: الفوائد الضیائیّه

«521» شرح کتاب البرهان و الجدل و الحدّ و المغالطه

(منطق _ عربی)

از: ناشناخته. شاید از آثار فخر رازی باشد.

آغاز: «الفصل الخامس فی البرهان و الحدّ. العلم إمّا تصوّرٌ فقط و إمّا تصوّرٌ معه تصدیق. أقول: العلم هو حصول صوره الشّیءِ فی الذهن و هذا الحصول لا یخلو إمّا أن لا یقترن به شیء من الأحکام و هو التصوّر السّاذج أو یقترن به حکم مّا».

انجام: «کما یق: کلّما یتصوّر العاقل فهو کما یتصوّره، إذ لفظ هو یعود تارهً إلی المعقول و تارهً إلی العاقل، و اشتراک القسمه».

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت و حاشیه ای ندارد و ظاهرًا در سده «10 _ 11» نوشته شده است.

«522» شرح کتاب التّوحید

(حدیث _ عربی)

از: محمّد بن مفید، الملقّب بسعید الشّریف القاضی القمّی: «سرآغاز جلد دوم همین اثر»، صاحب «شرح حدیث الغمامه. ش 493».

کتاب: شرحِ «کتاب التّوحیدِ» شیخ صدوق ابوجعفر محمّد بن علیّ بن بابویه قمیّ _ علیه

ص : 63

الرحمه _ است، که نسخه های شرح در سه مجلّد شایع است و به طبع رسیده، و هر جلد دارای مقدّمه و خاتمه می باشد، و در این سه جلد، احادیث شریفه تا چهل و یک باب از ابواب شصت و هفتگانه «کتاب التّوحید» شرح شده و افزون بر آن به نظر نرسیده است.

تاریخ پایان جلد سوم: هیجدهم ماه رمضان المبارک یکهزار و یکصد و هفت (1107) است در دومین سال تقلّد _ اشتغالِ _ شارح به شیخ الاسلامیِ دارالمؤمنین قم.

شارح کیست؟

در «شرح حدیث الغمامه. ش 493» گفتیم که گزارشی از احوال شارح در این موضع می نویسیم، جز این که چون آن شرح حال _ یا در جستجوی شرح حال _ به درازا کشیده شد و به گونه رساله ای درآمد، آن را جداگانه به عنوان «رساله سعیدیّه» به همراه «رساله تونیّه»، بنام «دومین دوگفتار»، همزمان با چاپ نخستین جلد این فهرست، منتشر کرد. پس تفصیل را به همان دفتر حوالت داده، و اینک:

در اینجا به اختصار می نویسیم که از این بزرگوار، یعنی محمّد بن مفید ملقّب به سعید شریف قاضی، مشهور به قاضی سعید قمی، در هیچ یک از کتب و رسائل بازمانده از سده های یازدهم و دوازدهم هیچ گونه نام و نشانی دیده نمی شود، جز در یک اثر صوفیانه متعصّبانه بنام «تحفه العشّاق» از محمّد کریم قمی که در آن قاضی را استاد خود خوانده و اجازه روایتی هم از او گرفته است. محمّد کریم در کتابش دو بار از آقا محمّد سعید قاضی با تجلیل و احترام یاد کرده است، و بس.

امّا نخستین بار که قاضی در کتب تراجم احوال عنوان شده، در کتاب شریف «روضات الجنّات» امام مجدّد _ رضوان اللّه علیه _ است، در نیمه دوم سده سیزدهم، که برای او عنوانی خاصّ قرار داده و تنها به دلالت آثار علمی او به مدح و ثنائش پرداخته اند.

حال، آنچه از آثار قلمی شخص قاضی به دست می آید این است که او در تاریخ دهم ذیقعده (1084) از نوشتن رساله «مرقاه الأسرار» در قم فراغت یافته و خود گوید که آن هنگام سی و پنج سال از عمرش گذشته بود. پس ولادتش به سال (1049) می شود. و آخرین تاریخی که از او در دست است سال (1107) می باشد که در پایان جلد سوم «شرح کتاب التّوحید» گوید که در دومین سال تصدّی منصب شیخ الاسلامی، در هیجدهم ماه رمضان آن سال از آن فراغت یافته است. پس آن هنگام پنجاه و هشت

ص : 64

سال داشته، و پس از آن تاریخ، دیگر هیچ خبری از قاضی سعید قمی در دست نیست.

امّا آثار قلمی جناب قاضی _ که تمامًا به زبان عربی است و چاپ شده اند _ منحصر است به: سه مجلّد «شرح کتاب التّوحید» جای گفتگو، و کتاب «الأربعین لشرح أحادیث الأئمّه الطاهرین» که آن نیز به پایان نرسیده، و یازده رساله با نامهای خاصّ که در زمان متأخّر اراده تکمیل آنها را تا چهل رساله زیر عنوان «کتاب الأربعینیّات لکشف أنوار القدسیّات» داشته و آن نیز همانند آن دو دیگر متوقّف شده است، و بالأخره، اجازه روایتی که برای محمّد کریم قمی یاد شده نوشته است و چاپ نشده، و نیز شبه اجازه دیگری در یک نسخه از مجلّد نخست «شرح کتاب التّوحید». همین و دیگر هیچ.

یک اثر کتابتی هم از قاضی سعید نسخه «مغنی اللّبیب» است که در همین فهرست «ش...» معرّفی خواهد شد.

پس آثار دیگری که در عصر و زمان ما به قاضی سعید قمی نسبت داده شده است، مانند «کلید بهشت»، «أسرار الصّنایع» و «تعلیقات اثولوجیا» و «دیوان اشعار» هیچ یک از قاضی نیست، و به شرحی که در «سعیدیّه» نوشتیم از آنِ حکیمباشی درباری همزمان قاضی یعنی حکیم محمّد سعید قمی است که او در عصر خود معروف به حکیم کوچک بوده، و این نام هم در این هشتاد سال اخیر بسان اشتباهات دیگر به حساب محمّد سعید قاضی گزارده شده است!

بیش از این در اینجا نمی نویسیم و تفصیل قضایا موکول به رساله سعیدیّه است.

اینک وصف نسخه جای گفتگو:

نسخه: حجم: «16 × 21». شمار برگهای اصلی: «233». دو برگ عطف در آغاز و یک برگ بدرقه در آخر، سفید است.

نخستین جلد «شرح کتاب التّوحید» از پشت برگ سوم تا روی برگ یکصد و نهم.

از پشت برگ 109 تا پشت برگ 111 رساله «حقیقه الصّلوه» یا «روح الصّلوه» قاضی سعید است که گویا خود آن را ملحق به جلد اوّل کتابش کرده است.

از پشت برگ 113 تا پشت برگ 232 مجلّد دوم «شرح کتاب التّوحید» است.

کاتب، مجموع را در اصفهان از روی نسخه اصل خطّ قاضی استنساخ کرده است.

ص : 65

جای سند1%%

کاتب نسخه: کاتب تمام این دفتر به خطّ شکسته نستعلیق جَلیّ خوانا که در هر سه موضع نام خود را نوشته «محمّد علیّ بن مظفّر حسین» است، و او همانا «حکیم عارف گوشه گیر زاهد مُرتاض میرزا محمّد علیِّ میرزا مظفّرِ اصفهانی: مکارم الاثار 1: ش 35» است.

پایان استنساخ جلد یکم: روز آدینه هشتم ذی قعده (1187).

جای سند2%%

پایان استنساخ رساله «حقیقه الصّلوه»: ماه صفر (1090).

ص : 66

جای سند3%%

پایان استنساخ جلد دوم: روز دوشنبه سیزدهم ربیع یکم (1186).

جای سند4%%

هیچگونه نام و نشان و اثر تملّکی در هیچ جای نسخه نیست.

وقفنامه نسخه: روی برگ نخست مجلّد یکم، وقفنامه نسخه بخطّ و مُهر ملاّ مصطفی قمشه ای «مکارم 2: ش 212» داماد جلیل القدر کاتب، نوشته شده و تاریخ آن چهل روز پس از درگذشت کاتب است. امّا چندی بعد، نسخه به دست مسکینی افتاد که برگ دوم عطف را روی صفحه وقفنامه چسبانیده و دیگر آثار وقف را نیز محو کرده و آن را به فروش رسانیده است.

راقم فهرست، به زحمتی دو برگ چسبیده را از یکدیگر جدا کرده و صورت وقفنامه را نمایان ساخت.

در چند سال قبل که خواستند کتاب را در تهران چاپ کنند، حقیر، این نسخه را که از

ص : 67

کتب خانوادگی در دست داشت، مدّتها در اختیار مباشر محقّق کتاب قرار داد که از آن استفاده کردند.

امتیاز این نسخه حواشی و نظرات تصحیحی مرحوم آخوند ملاّ علی نوری «مکارم 4: ش 668» حکیم نامبردار اصفهان است که بخطّ شریف خود، در کنار برخی صفحات نوشته است. این حواشی را نیز در چاپ کتاب آورده اند. امید که به صورت کامل و صحیح از نسخه و تعلیقات حکیم استفاده شده باشد.

چند آگاهی درباره پدر و جدّ کاتب نسخه:

پدر کاتب معروف به میرزا مظفّر بوده ولکن به تصریح خود کاتب، نام او مظفّر حسین است، و مهمّ این که میرزا محمّد علی رساله «استقصاء النّظر» علاّمه حلّی را به خطّ شکسته بسیار ملیح استنساخ نموده و آن را ضمیمه نسخه ای از «کتاب الألفین» علاّمه _ اعلی اللّه مقامه _ قرار داده و در عبارت تملّکی که در آن نوشته است، خود را: «ابن مظفّر حسین المنجّم محمّد علیّ» خوانده، یعنی پدر را منجم وصف کرده است.

جای سند 5%%

دیگر این که یک نسخه از کتاب «لوائح القمر» ملاّ حسین کاشفی «مورّخه 1081» در دست داریم که در روی برگ دوم این عبارت دیده می شود:

ص : 68

جای سند 6%%

«انتقل الیّ بالارث الشرعیّ و أنا العبد العاصی: ابن محمّد علیّ المنجّم، مظفّر حسین الخاطی عفی عنهما»، و سجع مُهرش: «در دو جهانست مظفّر: حسین 1110»، و در ذیل آن:

«هو. وهبتُ هذا الکتاب لِولد[ی] الأعزّ الأرشد _ طوّل اللّه تعالی [عمره] _ و هو محمّدعلی، و أنا العبد الخاطی ابن محمّدعلی: مظفّر حسین...»، و سجع مُهر: «لا اله الاّ اللّه الملک الحقّ المبین. مظفّر حسین منجّم 1133».

از مجموع مطالب منقول از نسخه های یاد شده معلوم گردید که: میرزا محمّدعلی _ کاتب نسخه مورد بحث _ فرزند میرزا مظفّر حسین منجم فرزند محمّدعلی منجّم است، که هم پدر و هم جدّ پدری، هر دو موصوف به منجّم بوده اند.

از جمله غرائب این که در کتاب «رستم التواریخ» معروف، میرزا محمّدعلی را سیّد نوشته و در چند جا تصریح به انتساب خلیفه سلطانی کرده است؛ مطلبی که در چند نسخه موجود مذکور دیده نمی شود، شاید که انتساب به خلیفه سلطان مرعشی از طریق مادر میرزا مظفّر حسین بوده، و لذا از پدر و پسر به میرزا تعبیر شده است، صفتی که برای سادات مادری می گفته اند. واللّه العالم.

«در شب یکشنبه 26 ربیع یکم 28 مبیّضه شد»

«523» شرح لبّ الألباب

(نحو _ عربی)

از: ناشناخته.

کتاب: شرح مزجی است بر کتاب «لبّ الألباب فی علم الإعراب» تألیف تاج الدین محمّد بن محمّد بن احمد بن السّیف، معروف به فاضل اسفراینی (متوفّی 684): «العباب. ش...» و «شرح اللباب. ش 524».

نسخه: از آغاز به مقدار یک جزوه ناقص است و لذا نام شارح و شرح و خصوصیّات دیگر معلوم نشد. کاتب: حسن بن عبدالحسین ترکه (ظ). تاریخ استنساخ: دهم ماه رمضان 1037.

آغاز موجود: «الألف و الیاء فیهما بواسطه العامل و الإعراب هو الّذی فی آخره».

ص : 69

انجام: «و انّما عرض له ما أوجب قطع کامه من النّسیان، تمّ الکتاب...».

«524» شرح اللباب فی علم الإعراب

(نحو _ عربی)

از: قطب الدین محمّد سیرافی فالی.

پیرامون کتاب «اللّباب فی علم الإعراب» و یکی از شروح آن «العُباب» در [ش...] به تفصیل سخن گفته ایم، اینک یکی دیگر از شروح لباب را گزارش می دهیم:

این شرح از قطب الّدین محمّد بن مسعود بن محمود بن ابی الفتح سیرافی فالی(1) است که انجام تألیف آن در شهر شیراز به روز پنج شنبه 14 ربیع الأوّل 712 _ یعنی 22 سال قبل از تألیف عُباب (2) _ واقع شده، و این تاریخ به گواهی «تقویم و ستنفلد» درست بوده و (4 ع 1) که در نسخه امام جمعه کرمان نوشته، خطا است.

شارح از دانشمندان بزرگ سده هشتم هجری در فارس است، و شرح حال او به طور مبسوط در «شدّالإزار: 432 _ 435» و شرح حال پدرش در همان کتاب (ص 430 _ 432) مذکور و هر گونه نقص و اجمالی هم که در آن بوده علاّمه محمّد قزوینی در تعلیقات خود ذیل صفحات مذکوره و هم در حواشی آخر کتاب (ص 517 _ 527) رفع و تکمیل کرده است، و به هر حال چون «شدّالإزار» کتاب معروف متداولی است از نقل مطالب آن صرف نظر نموده و خواستاران را به مراجعه به کتاب مذکور حوالت می دهد.

در چند کتاب دیگر نیز شرح حال سیرافی آمده است که در حواشی «شدّ الإزار» نامشان ذکر شده، و وفات او را در آنجا به سال 721 ضبط کرده اند.

بیافزاییم: در روی برگ 29 سفینه «کنز الجواهر من لطائف الأکابر» یعنی «بیاض تاج الدین احمد وزیر _ 782 هجری، چاپ 1353» این عبارت به خطّ نسخ کاتبِ عنوان ها دیده می شود: «من مَقاطر أقلام المولی الأعظم أقضی قضاه الاسلام قطب المله والدین محمّد الفالی أعلی اللّه قدره».

ص : 70


1- 1) «سیراف» و «فال» هر دو از نواحی فارس است. رجوع شود به «معجم البلدان 3: 294 و 4: 232» و «شدّالازار» که گوید: فال یکی از بلوکات معروف گرمسیرات فارس است و واقع است به کلّی در جنوب شیراز نزدیک به خلیج فارس، و اکنون بلوک فال را «گله دار» گویند...
2- 2) تاریخ تألیف «عباب» جُمادای یکم 735 است.

در متن «شدّالإزار: 433» این کتاب ها از مصنّفات قطب الدّین ذکر شده است: «التّقریب فی التّفسیر»، «توضیح الحاوی فی الفقه»، «شرح التوضیح»، «شرح اللّباب»، «شرح القصیده العمیدیّه(1)، «الإغراب فی الإعراب».

صاحب «کشف الظنون 2: 1544» نیز آنجا که شروح کتاب لباب را ذیل عنوان لباب آورده، از این شرح یاد و آغاز آن را نقل کرده است، و میرزا عبداللّه افندی _ رحمه اللّه علیه _ در «ریاض العلماء: ق 212 ب، نسخه عکسی نگارنده» گوید: «باب الفاء. الفالی: نسبه الی مدینه «فاله» بالقرب من ایذج، والمنسوب الیه جماعه من الخاصه و العامه». سپس گوید: «و من المنسوبین الیه: محمّد بن مسعود بن محمود بن ابی الفتح السّیرافی الفالی، شارح کتاب «اللّباب» فی النّحو... ثم من مؤلّفات الفالی «شرح التّجرید» للخواجه نصیر، و لعلّه للفالیِّ المذکور مؤلف «اللّباب» ».

نسخ دیگر این شرح: دو نسخه در دار الکتب العربیّه مصر، هر دو مورّخ به سال 732(2). یک نسخه در کتابخانه آستان قدس، مورّخ به سال 764. یک نسخه در نزد دانشمند فاضل آقا سیّد محمّد موسوی جزائری در اهواز، مورّخ به سال 779. یک نسخه نیز در «فهرست امام جمعه کرمان. ص 94» از سده دهم و یازدهم یاد شده است.

در «فهرست دار الکتب» اشتباهًا «فالی» به فاء را که نسبت مؤلّف است به فال فارس، «قالی» به قاف ضبط نموده، و متابعهً این اشتباه در «فهرست سپهسالار» هم واقع شده، و در «فهرست رضویّه 3: 28» نیز اشتباه به صورت دیگر رخ نموده، «فالی» را «غالی» تصوّر کرده اند. ایضاً از این که شارح در آخر کتاب گفته است: «شکر اللّه تعالی سعیَ مصنّفه فیما أفاد... فلقد استفدنا من کلامه فوائد کثیرهً، و التقطنا... فرائدَ غزیره»، نگارنده فهرست اخیر گمان برده اند که «شرح را در زمان حیوه مصنّف تألیف نموده و از او

ص : 71


1- 1) قصیده عمیدیّه همان حبسیّه اشکنوانیّه است، از صاحب عمیدالدین اسعد، پسر خال صفیّ الدین ابوالخیر مسعود (پدر شارح) که به دستور اتابک ابوبکر بن سعد بن زنگی در قلعه اشکنوان محبوس و همانجا در یکی از دو جُمادای 624 مقتول شد. وی این قصیده را در آن حبس انشاد نموده و چون وسیله نوشتن نداشته بر پسرش تاج الدین محمّد که او نیز محبوس بوده و نجات یافته است، خوانده و او حفظ کرده و پس از رهایی از حبس، برای پدر شارح و دیگران روایت کرده است. قصیده افزون از یکصد بیت در آخر «معلّقات سبع» طبع ایران و هم در اروپا چاپ شده است.
2- 2) بنا به نقل مؤلّف «فهرست سپهسالار 2: 370» از «فهرست دارالکتب العربیه 2: 134».

تحقیقات شنیده و درج کرده»! در صورتی که فاضل اسفراینی مصنّف «لباب» در سال 684 وفات یافته که 28 سال قبل از اتمام شرح بوده است!

آغاز: «بسم... الحمد للّه الّذی هدانا الی معرفه إعجاز القرآن... و علی آله و أصحابه الّذین نصروا الدّین بما هو غایه الامکان. و بعد، فانّ کتاب...(1) النّحو للامام المحقّق الاسفراینیّ _ أکرم اللّه تعالی مثواه و بکرامه الفوز أرضاه _ لایخفی مقداره و لا یشقّ غباره... و کان فی بعض ألفاظه انعقادٌ یحتاج الی تحلیل، وإطلاق یفتقر الی تعلیل...».

بقیّه دیباچه شارح _ به علّت ریختگی بعض کلمات از فساد نسخه _ قابل نقل نیست و حاصل کلامش این که شارح هنگامی که «لباب» را درس می گفت، شاگردان از او خواستند تا شرحی بر آن بنویسد و او نظر به بضاعت مُزجاتش انکار داشت، امّا عاقبت خواهش آنان را مقرون به اجابت گردانید و این شرح را نوشت.

نسخه ما برگ اوّل کتاب را فاقد بود و فاضل محترم آقای سیّد محمّد جزائری از روی نسخه خود تکمیل کردند، و ریختگی کلمات از نسخه ایشان است.

انجام نسخه ما: «قال المصنف _ رحمه اللّه _ فی أواخر (آخر: نسخه آقای جزائری) الکتاب و إذ قدوفینا بما وعدنا من توفیر الأقسام الأربعه حقّها فلنختم الکتاب، حامدین للّه تعالی و مصلّین علی نبیّه محمّد و آله الطیّبین الطاهرین، و هو حسبنا و نعم الوکیل (المعین. نسخه آقای جزائری و ش... این فهرست)، و صلّی اللّه علی محمّد و آله اجمعین (این جمله در نسخه آقای جزائری و ش... این فهرست نیست) ».

سپس در هامش به خطّی شبیه خط متن چنین نوشته است: «ختم اللّه له بالحسنی، یوم الخامس من شهر اللّه الرّجب سنه اربع و ثلثین (ظ) و ثمانمئه». گویا این تاریخ کتابت باشد.

انجام نسخه آقای جزائری: «و هو حسبنا و نعم المعین. و یقول العبد الضّعیف محمّد بن مسعود بن محمود بن ابی الفتح السّیرا فیُّ الفالیُّ _ أحسن اللّه خاتمته _ : شکر اللّه تعالی سعی مصنّفه فیما افاد... فی الآخره ما تمنّاه و أراد، فلقد استفدنا من کلامه فوائد کثیره، و التقطنا ممّا... فرائد غزیره. و قد اتّفق الفراغ من إملاء هذا الشّرح، بحسب ذهنی القاصر... و المأمول من علماء الزّمان و أکابر الخلاّن... أن ینظروا فیه بعین الانصاف... فی الخمیس الرّابع عشر من ربیع الاوّل سنه اثنتی عشر و سبعمائه، بمحروسه شیراز من

ص : 72


1- 1) در اثر ریختگی خوانده نمی شود.

فارس، حرسها اللّه تعالی من الآفات و صان اهلها من المخافات، تمّت کتابته فی تاریخ سنه تسع و سبعین و سبعمائه علی ید العبد الضعیف محمود...».

نسخه: دارای 252 برگ و 4 برگ عطف در اوّل و آخر. صفحه اوّل و خاتمه شارح در روی برگ 253 به خطّ مؤلّف این فهرست است منقول از خطّ آقای سیّد محمّد جزائری. نسخه دارای آثار تصحیح و حواشی منقول از کتب گوناگون بر بعضی از مواضع کتاب. عناوین مطالب همه جا در حاشیه به سرخی نوشته شده و بر روی متن لباب نیز خطّ سرخ کشیده اند. خط تعلیق 25 سطری، کاغذ زاغی حنایی رنگ. قطع 13 × 21 و نیم، متن 8 × 14. جلد تیماج سبز ضربی با ترنج و سرترنج، آستر کاغذ سرخ فرنگی.

«525» شرح اللّمعه الدمشقیّه فی فقه الامامیّه

(فقه _ عربی)

از: «ظاهرًا» مرحوم شیخ علیّ بن شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی علیهما الرحمه.

کتاب: شرحی است بر متن «اللّمعه الدمشقیّه» شهید اوّل به «قال المصنّف».

نسخه: از فصل چهارم کتاب تجارت در بیع ثِمار است تا خیار مفلس. نام شارح و کاتب و تاریخ کتابت ندارد. با رجوع به «الذّریعه 14: 49» احتمال دادیم شارح آقا شیخ علی باشد.

«526» شرح اللّمعه الدمشقیّه

(فقه _ عربی)

از: آقا محمّد مهدی فرزند فرزانه حاجی محمد ابراهیم کرباسی اصفهانی _ علیهما الرحمه _ «که قبرش پشت سر حاجی است و اعظم اولاد حاجی بوده و بعد از حاجی بلکه در زمان او از رؤساءِ علماءِ اصفهان و امامت مسجد حکیم هم عمدهً با ایشان بوده که هنوز هم اولاد آن مرحوم دارند و مرجع در فتوی و احکام بوده و صداقتهای غریبه از او نقل می شود... و عمده اش مشغول خدمت حاجی بوده و زحمت در علوم می کشیده. به هر حال عالمی بوده است با اطّلاع و تحقیق، و اجازه از مرحوم سیّد داشته، و در اصول و فقه و غیر اینها کتابها نوشته... شرح بر قدری از «لمعه» چهار جلد...» : «تذکره القبور: 159» و در پاورقی همانجا وفات آقا محمّد مهدی را شب شنبه «4 ج 2 _ 1278» نوشته اند. شرح حالش در «مکارم 6: ش 1375» _ سهوًا _ ناقص چاپ شد.

ص : 73

کتاب: شرح مزجی است بر کتاب «اللّمعه الدمشقیّه» شهید اوّل، محمّد بن مکّی عاملی رضوان اللّه علیه.

نسخه: آغاز: «کتاب العتق و هو بالکسر یطلق علی مَعان و هی: الکرم و الجمال» تا شرح قول شهید: «یسلم ما قابل الجنایه»، و پس از آن «کتاب اللقطه» تا شرح قول شهید: «الاّ بتفریط أو قصد التملّک»، و پس از آن «کتاب احیاء الموات» تا شروط احیاء و قصد تملّک که پیداست ناتمام است، و پس از آن «القول فی المشترکات» تا «الأمر الثانی فی بیان موضوع الطریق و حکمه» که به عبارت «و هو تحدید الطرق» خاتمه یافته، و پس از آن «کتاب الصید و الذباحه» و «کتاب الاطعمه و الاشربه».

نسخه به آداب اکل و شرب پایان یافته و آخرین عبارت چنین است: «و أکله فی الشتاءِ یسخن الکلیتین فیدفع البرد».

نام کاتب و تاریخ کتابت و نیز نام مؤلف و کتاب در هیچ جای نسخه نیست و بلکه اشتباهًا روی جلد نوشته اند: «مفتاح الکرامه...».

حقیر پس از تفحّص و تصفّحِ نسخه کتاب را شناختم، بخصوص که با سبک تألیف آقا محمد مهدی و دیگر فرزندان حاجی آشنایی کامل دارم و مطلقًا شبهه ندارد، چنان که در مواضع عدیده از پدر خود حاجی کرباسی نقل کرده، از این قبیل: «فی المنهاج والدنا المحقق العلاّمه، دام ظله» و نام خودش از این جا معلوم می شود که در شرح قول شهید «حتّی یذهب ثلثاه او ینقلب خلّا» گوید: «السیّد العلاّمه السمیّ فی المصابیح» که مقصود سیّد محمّد مهدی بحرالعلوم _ اعلی اللّه مقامه _ است.

«527» شرح مختصر الأصول

(اصول فقه _ عربی)

از: قاضی عضدالدین عبدالرحمن بن احمد ایجی (متوفی 756).

کتاب: شرحی است به «قال، أقول» بر کتاب «مختصر منتهی×× السّول و الأمل فی علمی الأصول و الجدل»، که هم مختصر و هم اصل «منتهی» هر دو تألیف ابو عَمرو عثمان بن عمر معروف بن ابن حاجب مالکی (متوفّی 646) است، و شارح تمام عبارات متن را شرح نکرده بلکه آنچه را که محتاج دیده شرح کرده است.

تاریخ پایان شرح، چنان که در آخر این نسخه و هم در «کشف الظنون» آمده است بیست و ششم شعبان 734 می باشد.

ص : 74

نسخه: بخطّ نستعلیق علی اکبر بن عین اللّه الویستی. تاریخ استنساخ: شب شنبه دهم جمادای یکم 1072. کاتب، متن مختصر را در حاشیه ها نوشته است. برخی حواشی متفرّقه نیز دارد.

این دو بیت روی برگ اوّل نسخه نوشته شده و با نسبت به «میرزا علیرضا منشی»:

دل بسته جای مهره به گهواره دایه اش این طفل دل ربا نشود پس که می شود!

عمریست با شِکستگی دهر کرده خو منشی اگر رضا نشود پس که می شود!

«528» شرح المختصر النافع

(فقه _ عربی)

از: ××

در «المهذّب البارع. ش...» از مختصر نافع و شروح آن یاد کرده و گفته ایم که مجتهد بزرگ، آقا میرسیّد علی طباطبائی کربلائی، معروف به صاحب ریاض _ اعلی اللّه مقامه _ دو شرح بر مختصر نگاشته اند. نخستین شرح ایشان همان «ریاض المسائل» بسیار مشهور است که مکرّر به طبع رسیده(1). نسخه های آن «ش 436 - 444» گذشت.

چون ریاض مفصّل و مبسوط و استدلالی بود، خود نگارنده آن را کوتاه کرد که به «شرح صغیر» معروف گردید و در ابواب عبادات آن از مسائل احتیاطی یاد نمود تا برای عمل مقلّدین و همگان به کار آید. تاریخ نگارش این کتاب معلوم نگردید(2) و در «فهرست سپهسالار 1: 462» گوید این شرح مزجی صغیر دارای حدود 26774 بیت کتابت است.

نُسخ شرح صغیر فراوان است و در «ذریعه 14:60» و «فهرست رضویّه 2: 82»

ص : 75


1- 1) صلوه ریاض، نزدیک به پایان دهه دوّم صفر 1194 و اعتکاف، شب 2 شنبه 26 ع یکم 1196 و وصیّت آن در 1189 و لعان در سه شنبه پایان صفر 1188 نوشته شده و بخش بازپسین آن در نیمه شب آدینه 27 صفر 1192 به نگارش در آمده است: «فهرست دانشگاه 5: 1939». بنابراین، شارح بزرگوار از حدود 25 تا 35 سالگی خود به نگارش این کتاب مهمّ مشغول بوده است.
2- 2) شرح صغیر _ جای گفتگو _ به سال 1410 ق در سه مجلّد «بالغ بر 1500 صفحه» از روی چند نسخه در قم چاپ شد و در یکی از نسخه ها تاریخ پایان نگارش در شب چهارشنبه ششم جُمادای دوّم سال 1204 قید شده است و عبارت خاتمه آن نسخه این چنین بوده است: «و فرغ من تسویده مؤلّفه الفقیر الی رحمه ربّه الغنیّ علیّ بن محمّد علی الطباطبائیّ، لیله الأربعاء و هی السادسه من شهر جُمادی الثانی [کذا] سنه ألف و مائتین و أربعه من الهجره». امّا این تاریخ با «تقویم و ستنفلد» سازش ندارد که غرّه آن ماه را سه شنبه نوشته است، واللّه العالم.

و «فهرست سپهسالار» و «فهرست دانشگاه 5: 1939» و فهرستهای دیگر از نُسخ متعدّد آن معرّفی شده است. در «روضات الجنّات: 127 و 401» نیز از نسخه ای که در ظهر آن شارح مرحوم به خطّ مبارک خود اجازه مبسوطی به نیای اعلای امام مجدّد نگارنده روضات داده بودند، یاد شده است.

این کتاب را شارح در دو مجلّد قرار داده، مجلّد یکم از آغاز(1) تا پایان کتاب الوصیّه، مجلّد دوّم از کتاب النکاح تا آخر ابواب فقه. نسخه ما از آخر اندکی ناقص است و به عبارت «کما لو وجد قتیلٌ فی دار قومٍ أو محلّتهم أوقریتهم» که عبارت متن مختصر است «ص 321 طبع اخیر قاهره» در مسائل کتاب القصاص، پایان یافته و کاتب، بقیّه شرح این کتاب و کتاب الدّیات را ننوشته است.

شرح حال صاحب ریاض در عموم کتب تراجم متأخّرین، مانند «روضات الجنّات: 400» و غیره به تفصیل آمده. اجمالاً این که وی میرسیّد علی بن محمّد علی بن ابیالمعالی صغیر ابن ابیالمعالی کبیر، طباطبائی است که جمعی از نیاکانش در اصفهان می زیسته اند، و خود در 12 ربیع یکم 1161 در کاظمین به دنیا آمده و نزد دایی و پدر زن خود آقا محمّد باقر وحید بهبهانی و فرزند او آقا محمّد علی و شیخ یوسف بحرینی صاحب «حدائق» تحصیل کرده، جمعی از علماء و مجتهدان بزرگ، از مجلس درس او برخاسته اند، چون حاجی کرباسی و حاج محمّد جعفر استرآبادی و سیّد جواد عاملی و غیرهم اعلی اللّه تعالی مقاماتهم.

آقا سیّد علی در کربلای معلّی مقیم بوده و عاقبت در ماه محرّم 1231 در همان شهر به رحمت ایزدی پیوست.

آغاز مجلّد یکم: «بسم... الحمدللّه رب العالمین، و صلّی اللّه علی خیر خلقه محمّد و آله الطاهرین. کتاب الطهاره، و أرکانه اربعه. [الرّکن [الاوّل، فی المیاه والنّظر» فیه «فی المطلق و المضاف و الأسآر. أمّا المطلق» و هو ما یستحقّ إطلاق الإسم من غیر إضافهِ «فهو فی الأصل...».

انجام مجلّد یکم: «و یلحق بهادیهُ العمد، علی الأظهر الأشهر، خلافًا للحلّی، فخصَّ

ص : 76


1- 1) مقدّمه مختصر را شارح شرح نکرده، بلکه از ابتدای کتاب طهارت شروع نموده و کتاب جهاد را نیز مطلقًا شرح نکرده اند.

الحکم بدیه الخطأ، و النّادرِ، فنفاه فیها أیضًا. و هما _ لا سیّما الثانی _ ضعیفان جدًّا، و الحمدللّه تعالی. کیجاجان».

آغاز مجلّد دوم: «بسم... الحمد للّه رب العالمین، وصلّی اللّه علی خیر خلقه محمّد و آله الطاهرین. «کتاب النّکاح» هو لغهً الوطی، علی الأشهر...».

انجام مجلّد دوم نسخه: «و هی «کما لو وجد قتیلٌ فی دار قوم أو محلّتهم أوقریتهم» ».

نسخه: دارای 418 برگ. روی برگ 1، مطالب گوناگون فقهی و چند بیت شعر و تملّک و مهر «نصر اللّه بن عبداللّه» نوشته شده. ظهر برگ 1 و چند موضع دیگر تملّک و مهر اسمعیل نامی به این سجع «قربان شدن از کمال اسمعیل است 1234(1)» دیده می شود و چنان که گذشت از کتاب الحجّ نسخه بیش از یک ربع آن نوشته نشده و کتاب الجهاد را نیز فاقد است. جای آن، ظَهر برگ 110 تا روی برگ 113 سفید است. ظهر برگ 113 از کتاب التجاره شروع می شود. ظهر برگ 245 که پایان کتاب النکاح است، کاتب به سرخی نام خود را چنین نوشته: «خدایا بده یک کیجا خجیر. س. ی. د. ع. ل. ی.

ا. ص. ق. ر». در پایان کتاب الوصایا و کتاب احیاء الموات نیز نوشته است: «کیجاجان». در پایان کتاب المواریث نوشته است: «کیجاجان من تن دیم بلاره 1240». در پایان کتاب القضاء چنین است: «تمّ سنه 1230،

کیجا جان من تن دیم بلاره زمانه دگر دهاد اند اماره

مناجات ها کنم جان خداره که شاید بورم خجیر کیجاره»

در یک موضع نیز حاشیه ای به خطّ کاتب و به این رمز «س. ع. ل. ی. ا. ص. ق. ر» نوشته شده و از مجموع این مطالب معلوم می شود کاتب این نسخه شخصی بوده ظاهرًا به نام سیّد علی اصغر و نسخه را در 1240 و حدود آن نوشته است، لکن همه جا اصغر را «ا. ص. ق. ر» یعنی با قاف نگاشته و گویا اهل لرستان بوده که کلمات و اشعاری به زبان محلّی خود نوشته است و مفهوم آنها بر ما روشن نگردید.(2) نیمی از روی برگ 415 تا

ص : 77


1- 1) در سال 635 که کمال اسمعیل شاعر شهیر اصفهانی به دست مغولان کشته شد، در حین شهادت این رباعی را سرود: این کشته اگر کمال اسمعیل است قربانی او نه قابل تبدیل است قربان شدنش کمال باشد در عشق قربان شدن، کمال اسمعیل است وی در صومعه خود که در کناری ساخته بود و اکنون در محلّه قدیمی جویباره نزدیکی مسجد جامع اصفهان واقع است، به قتل رسید و همانجا مدفون شد.
2- 2) در زبان گیلکی کیجا یعنی دختر، و ریکا پسر است «از فرهنگ نام ها».

آخرین برگ کتاب سفید است.

کاغذ فرنگی، خطّ نسخ 21 سطری، عناوین و خطوط بالای عبارات متن به سرخی جلد تیماج مشکی کوبیده، آستر کاغذ آبی، قطع 15 × 27، متن 8 و نیم × 19.

مجلّد اوّل که تا کتاب الوصایا (برگ 199) است، دارای آثار تصحیح می باشد و حواشی توضیحی مختصر و گوناگون بسیار به فارسی و عربی در هامش صفحات به نستعلیق و شکسته نوشته شده. مجلّد دوّم فاقد این امتیازات است.

«529» شرح مراح الارواح

(صرف _ عربی)

از: چنان که در هامش صفحه اوّل نوشته اند: مولانا شمس الدین الشهیر بدینغوز.

در «کشف الظنون» ذیل عنوان «مراح الأرواح» گوید: «شرحه المولی احمد المعروف بدیکقوز المتوفی سنه... و هو شرح مفید معتبر».

و در «الشّقائق النّعمانیّه» گوید: «المولی شمس الدین احمد المشهور بدیکقوز. کان مدرّسًا ببعض المدارس الرومیّه ثم صار مدرّسًا بمدرسه السّلطان بایزید خان بمدینه بروسا و توفّی و هو مدرّس بها...».

و در «معجم المطبوعات» گوید: «دیکقوز (أو) دیکنقوز، شمس الدین احمد المعروف بدیکنقوز أو دنقوز، من أبناءِ القرن التاسع للهجره».

و سپس گوید که این شرح در مصر چاپ شده است.

کتاب: شرح مزجی «مراح الأرواح» تألیف فاضلی به نام احمد بن علیّ بن مسعود است که آگاهی از احوال او در دست نیست و یک نسخه خطّی از آن کتاب که در سنه 840 نوشته شده، در مصر موجود است. پس مؤلّف اهل قرن نهم یا پیش از آن بوده، و بر این کتاب شروح چندی است که برخی نیز چاپ شده است.

آغاز: «شرح مراح الأرواح. بسم. اللّهمّ یا مصرّف القلوب! صرّف قلوبنا نحو رضائک».

انجام: «و طاویان، و طوی مجهول طوی فانّه لو أعلّ الواو فیهما بقلبه ألفًا أو بإسکانها لثقل الکسره علیها لم یلزم اجتماع الإعلالین إلاّ أنّه لا یعلّ حملاً علی طوی. تمّ. قد اتّفق فراغ القلم من الجولان فی بحر المداد و برّ الأوراق علی ید الضعیف ابن علیّ أفضل:

ص : 78

ملک علیّ طالقانی...».

نام کاتب به شرح فوق است و تاریخ کتابت ندارد. ظاهرًا در سده (11 _ 12) نوشته شده. تملّک احمد بن داود النّجفیّ و علاءالدین بن داود النجفیّ در اوّل و آخر نسخه هست.

«530» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. به نظر می رسد کاغذ نسخه، استانبولی بوده و در حوالی سده (10 _ 11) در همان بلاد نوشته شده باشد.

کاتب نسخه «ظ» در حاشیه صفحه اوّل در یک جدول به شنگرف نوشته است:

«و هذه [کذا] الکتاب مؤلّف مولانا شمس الدّین الشّهیر بدینغوز».

اوائل نسخه حواشی متفرّقی از «عبد الرّحمن» و «تعریفات» و «شرح دیباجه المصباح» و «اختری» و «صدر الشریعه» و «شرح منظومه» و «سیّد علی» و «عبدی» و «شرح الأساس» و «شرح علاء» و «لمحرّره» و غیره دارد.

«531» شرح المشاعر

(حکمت _ عربی)

از: شیخ احمد بن زین الدین أحسائی: «حاشیه شوارق الالهام. ش 310». نیز، رجوع شود به شرح «روضات الجنّات. ش 22. چاپ اصفهان. 1341 ش».

کتاب: شرح بر «مشاعر» آخوند ملاّ صدرای شیرازی است و در حقیقت ردّ بر مشاعر به زعم شارح است و سرتاسر اهانت و اسائه نسبت به صدرالمتألّهین.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ استنساخ: روز یکشنبه هفتم ماه شعبان 1267. کاتب آن را برای عالم فاضل... حاج ملاّ عبدالرحیم استنساخ کرده است.

«532» شرح المَشاعر

(حکمت _ عربی)

از: حاجی محمّد جعفر بن حاجی محمّد صادق لاهیجانی اصفهانی، معروف به لنگرودی رشتی _ رحمه اللّه علیه _ (متوفّی 1260) .

مرحوم آقای تنکابنی در «قصص العلماء: 120 چاپ (1313 ق)» ذیل احوال سیّد حجّه الاسلام حاج سیّد محمّد باقر بیدآبادی _ أعلی اللّه مقامه _ حاجی محمّد جعفر را از زمره فضلاءِ تلامذه حکیم نامدار آخوند ملاّ علی نوری برشمرده و چنین گوید:

«و حاجی محمّد جعفر لنگرودی، و من _ تنکابنی _ «شواهد رُبوبیّه» را با آقا محمّد

ص : 79

مهدی، ولد حاجی کرباسی در نزد او _ لنگرودی _ می دیدم». آقا محمّد مهدی صاحب «شرح اللمعه. ش 526» است.

نیز، در شرح حال خود «ص 72» در شمار اساتید علم معقول خویش، وی را به عنوان «حاجی محمّد جعفر لنگرودی ساکن اصفهان» یاد کرده است:

«و تلمّذ این فقیر در علم معقول در خدمت تلامذه آخوند ملاّ علی نوری شده، مانند آخوند ملاّ آقای قزوینی و حاجی محمّد جعفر لنگرودی ساکن اصفهان...».

حاجی محمّد جعفر، سرسلسله دودمانی معتبر در اصفهان است که همگی به نام خانوادگی «رشتی _ آقای رشتی» معروف و مشهورند و تا حال که دو قرن از تشکیل این خاندان در این ولا می گذرد و شش هفت نسل از آنان متعاقب شده، اهل علم و فضل و کمال و صلاح و سداد میان آنان بوده است، و با برخی از خاندان های دیگر علمی و روحانی اصفهان، مانند خاندان سیّد حجّه الاسلام شفتی بیدآبادی و حاجی کرباسی و مسجد شاهیان و خاندان ما نیز نسبت مُصاهرت یافته اند که بخشی از آن را پس از این خواهیم گفت.

کتابخانه این طایفه نیز بسی معتبر بوده و تعدادی از نسخ آن کتابخانه در این فهرست معرّفی شده اند.

با تأسّف، صاحب «ذریعه» و نویسنده فاضل «فهرست دانشگاه تهران 3: 236 و 282» که نسخه «حاشیه بر حاشیه خفری بر شرح تجرید قوشجی» حاجی و نسخه ای از «شرح مشاعر» جای گفتگو را شناسانده اند و همچنین متصدّی چاپ همین «شرح مشاعر» و برخی دیگر از فضلاء و ارباب تراجم؛ حاجی محمّد جعفر و دودمان او را به هیچ روی نشناخته اند، و چون _ همان گونه که گفتیم _ صاحب «ذریعه» _ اعلی اللّه مقامه _ از احوال آن مرحوم آگاه نبوده اند، شرح مختصری در سه موضع از کتاب دیگر خود «الکرام البرره. عنوان های: 486 و 488 و 509» به گمان تعدّد _ یا به سهو _ نوشته اند و عنوان شماره «487» نیز مشتبه به نظر می رسد.

برای آگاهی بیشتر از این خاندان بیافزاییم که در روز یکشنبه هفدهم ذی الحجّه 1390، مطابق 25 بهمن ماه 1349 راقم سطور را با مرحوم آقای حاج شیخ محمّد حسین رشتی، در مجلس ختم مرحوم فاضل نوری در شبستان مدرسه چهارباغ اصفهان، اتّفاق ملاقات افتاد و ایشان چند آگاهی زیر را یادآور شدند:

ص : 80

1_ آقای حاج شیخ محمّد حسین خود دیده اند که مرحوم آقا میرزا محمود فرزند آقا محمّد مهدی فرزند حاجی کرباسی _ رحمه اللّه علیهم _ در جزوه ای نوشته است که: مرحوم میرزا محمّد جعفر رشتی شارح «المشاعر» در روز هفته مرحوم سیّد حجّه الاسلام حاج سیّد محمد باقر بیدآبادی (متوفی یکشنبه 2 یا 3 ربیع دوّم 1260)، وفات یافته و مرحوم حاج آقا _ یعنی حاجی کرباسی _ بر او نماز خواندند و نماز سیّد حجّه الاسلام مذکور را فرزندش مرحوم حاج سیّد اسد اللّه خواندند.

2_ مرحوم میرزا محمّد جعفر در نجف اشرف در ایوانی در وادی السلام مدفون است با جمعی از فرزندانش و به مزار حاج میرزا عبدالرزّاق بن میرزا محمّد کاظم بن میرزا محمّد جعفر مذکور، با شهرت به قبر میرزا عبدالرزّاق کرباسی _ به مناسبت اتّصالی که به خاندان کرباسی داشته _ شناخته می شود.

3_ فاضل نوری، نجم الشریعه، نجم الدین نوری، فرزند مرحوم حاج میرزا بهاءالدین نوری، صاحب دفتر خانه و از متمکّنین اصفهان و از علاقه مندان به مرحوم آقای حاج شیخ محمّد باقر الفت نجفی بود و به خانه آن مرحوم سال ها رفت و آمد می کرد. صبح روز جمعه پانزدهم ذی الحجّه 1390 در خانه خود _ بر حسب معمولش _ به حمّام رفته، غسل جمعه به جای آورده و به لباس کَن حمّام آمده و همانجا سکته ای بر او عارض شده، وفات کرده است و روز شنبه پس از مراسم تشییع جنازه در حیاط تکیه بابارکن الدین در تخت پولاد به خاک سپرده شد. تولّدش به سال (1310 ق) بوده که هشتاد سال قمری و چند ماهی عمر کرد. پایان.

فاضل نوری در کتاب «سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان: 74» و «مکارم الاثار (1310)» یاد شده است.

باز، همان آقای حاج میرزا محمّد حسین رشتی، در دیداری دیگر، به روز سه شنبه ششم ذی الحجّه 1406 فرمود که پدرانشان همه حاجی بوده اند و بالاتر از حاج محمّد صادق را آگاه نیستند و نمی شناسند، و این که مادر حاج میرزا عبدالرزّاق، یعنی زوجه حاج میرزا محمّد کاظم بن حاجی محمّد جعفر لنگرودی _ چنان که در «مخزن الأسرار الفقهیّه. ش...» نیز خواهیم گفت _ ، مخدّره نبات بیگم دختر آقا محمّد مهدی کرباسی داماد حاج سیّد محمّد باقر حجّه الاسلام، و زوجه حاج میرزا عبدالرزّاق دختر

ص : 81

حاج سیّد جعفر بیدآبادی فرزند سیّد حجّه الاسلام بوده اند. انتهی.

حاج میرزا عبدالرزّاق، به سال (1319 ق) در سفر به عتبات در نجف اشرف وفات یافت و حاج سیّد جعفر، سال بعد در عاشورای 1320 ق، همان گونه در نجف اشرف درگذشت: «دانشمندان مهدوی».

فرزند حاج میرزا عبدالرزّاق، حاج میرزا قوام الدین رشتی در 1315 متولّد و در هفتم ماه صفر 1365 در تهران وفات کرد و در قم به خاک رفت: «دانشمندان مهدوی».

فرزندش حاج شیخ محمّد حسین که آن مطالب را از ایشان آوردیم، متولّد حدود 1337 ق، در پگاه روز شنبه سوم ربیع یکم 1414 دار فانی را وداع گفت و در مقبره کوچک مسجد سیّد اصفهان دفن شد: «مزارات اصفهان مهدوی: 165» رحمه اللّه و رضوانه علیهم اجمعین.

أسفا، که حاج شیخ محمّد حسین آخرین فرد اهل علم و عمل و روحانیّت این خاندان جلیل بود و پس از او چراغ فروزنده دین و دانش در این خاندان، بسانِ چندین خاندان علمی و روحانی این وِلا، و جاهای دیگر به خاموشی گرایید، و عمده سبب این فاجعه، وضع قوانین طاغوتی _ به جای احکام شرع انور _ در باب مالکیّت اراضی و مستغلّات بود، که عموم خانواده های محترم علمی و سادات گرامی از این راه مشروع و حلال اِمرارِ معاش می نمودند و با وضع قانون ظالمانه لغو مالکیّت، کار آنان به جایی رسید که دار و ندار خود را برای امر معاش به فروش رسانیدند، از جمله کتاب ها و آثار علمی نیاکان را، و به ناچار ترک زیّ موروثی نموده، به شغلی از مشاغل معمولی وارد شدند... ألا، لعَنَ اللّهُ مَن سَدّ سَبیلَ المَعروف.

بازگردیم به سخنانی دیگر درباره مرحوم حاجی محمّد جعفر:

1 _ در «فهرست دانشگاه تهران 3: 236» آمده است که وی را حاشیه ای است بر بخش إلهی شرح تجرید قوشجی و بر حاشیه فاضل خفری بر آن، و نسخه ناتمام آن را شناسانده اند.

همین نسخه در دو جای «ذریعه 6: 65 و 114» به تکرار یاد شده، و لازم به تذکّر است که مطلب مذکور در غلطنامه همین جلد ششم (ص 409)، به این عبارت: «رأیت بخطّ هذا المحشّی کتاب من لا یحضره الفقیه، فرغ منه فی 1076»، استدراک نموده اند و کاتب آن نسخه را _ که لابدّ او نیز نامش محمّد جعفر لاهیجی بوده _ همین حاجی

ص : 82

محمّد جعفر شارح المشاعر پنداشته اند؛ اشتباه و توهّم خطایی است، فلا یُغفل.

2 _ خطّ و مهر مرحوم حاجی محمّد جعفر در ظهر نسخه «ریاض السالکین. ش 434» _ چنان که گذشت _ دیده می شود و سجع مهرش «عبده جعفر بن محمّد صادق» است.

3 _ سال ها پس از نوشتن مطالب یاد شده، یک برگ یادداشتی به خطّ یکی از سادات معظّم خاتونابادی به دست آمد که در آن وفیات چند تن از بزرگان علماءِ اصفهان را نوشته بودند و برخی از آن یادداشت ها به خطّ و امضاءِ «معصوم بن محمّد علی الحسینی الخاتون آبادی» است و از جمله، شرح زیر درباره صاحب ترجمه به نظر آمد که بسیار مغتنم است، به این عبارت:

«وفات مرحمت پناه علاّمه العلماءِ فی فنّ الحکمه، الفرید فی التقدّس و التّقوی العابد الزاهد حاجی محمّد جعفر رشتی، غُفر له، یوم جمعه هشتم شهر ربیع الثانی سنه (1260). اللّهمّ اغفره «کذا» و لجمیع المؤمنین. و سنّ شریف ایشان هشتاد «و» سه سال بود». انتهی بلفظه.

4_ از آنچه گذشت دانسته شد که نام آن بزرگوار، در سجع مُهرش «جعفر» و در دیگر آثار: حاجی محمّد جعفر، حاج ملاّ محمّد جعفر، میرزا محمّد جعفر، و شهرتش نیز چند گونه: لنگرودی، لاهیجانی، رشتی و بالاخره اصفهانی است.

5 _ همچنین دانسته شد که: حاج محمّد جعفر شارح المشاعر در روز آدینه هشتم ربیع دوّم 1260 در اصفهان وفات یافته و مرحوم حاجی کرباسی حاج محمّد ابراهیم صاحب «الاشارات» بر جنازه اش نماز گزارده، و پس از آن به عتبات عالیات حمل و در وادی السلام نجف اشرف دفن شده است.

* * *

اینک وصف کتاب و نسخه:

کتاب: شرح بسیار متین و معتبر رساله «المَشاعر، فی الحکمه المُتعالیه» از صدرالمتألهین شیرازی است و به طبع رسیده.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، لکن در ظهر آن شخصی گواهی کرده است که نسخه به خطّ مرحوم حاج میرزا محمّد کاظم رشتی اصفهانی فرزند شارح است. سپس این شرح دیده می شود: «بسم. بتوسّط جناب آخوند ملاّ علیرضا، بمبلغ پنج قران به این

ص : 83

احقر، مرتضی بن عبدالرزّاق بن محمّد کاظم بن محمّد جعفر _ المصنّف لهذا الکتاب _ انتقال یافت، بتاریخ 4 شهر ربیع الأوّل 1323». مُهر: «مرتضی».

کاتب این تملّک، عالم بزرگوار حاج آقا مرتضی رشتی داماد مرحوم آیه اللّه آقای حاجّ شیخ جمال الدین مسجد شاهی _ خالوی گرامی جدّه اُمّی این ضعیف _ است که به نوشته مرحوم آقای حاج میرزا محمّد باقر اُلفت در «دفتر انساب خانوادگی»، حاج آقا مرتضی در ماه محرّم 1362 ق فوت و در بقعه تکیه مرحوم آقا میرزا ابوالمَعالی دفن شده و سنّش در حدود پنجاه و هفت سال بود. و مرحوم آقای مهدوی در کتاب «سیری در تخت فولاد: 61» نوشته اند که: «بعدًا به عتبات مقدّسه منتقل گردید».

آخوند ملاّ علیرضا، از محترمین طبقه مقدّم تجّار کتاب بوده است رحمه اللّه علیهم اجمعین.

«در نیمه ماه رمضان المبارک 1426 تحریر شد».

«533» شرح معالم الأصول

(اصول فقه _ عربی)

از: مولانا محمّد بن حسن شیروانی اصفهانی، معروف به آخوند ملاّ میرزای شیروانی، صاحب «حاشیه شرح تجرید الکلام. ش 293».

کتاب: در شرح مقدّمه اصولیّه «معالم الدین و ملاذ المجتهدین. ش...» است، به «قوله»، از آغاز تا «باب بناءِ العامّ علی الخاصّ» و این شرح عربی شارح _ علیه الرحمه _ است.

نسخه: دارای حواشی «منه، رحمه اللّه» و نام کاتب و تاریخ ندارد و ناتمام مانده است.

«534» شرح معالم الأصول

(اصول فقه _ فارسی)

از: مولانا میرزای شیروانی، صاحب شرح عربی (ش 533).

کتاب: در شرح مقدّمه اصولیّه «معالم الدین. ش...» است به «قوله»، از آغاز تا «باب الإجماع»، به زبان فارسی.

نسخه: نام کاتب ندارد و در روز پنجشنبه بیست و پنجم ماه رمضان 1243 کتابت آن پایان یافته و کاتب نوشته است که شمار ابیات کتاب _ تخمینًا _ یازده هزار بیت است.

از کتابخانه نیای گرامی، آیه اللّه آقا میرزا سیّد محمّد مسیح اعلی اللّه مقامه.

«535» شرح المُغنی

(نحو _ عربی)

از: بدرالدّین محمّد بن عبدالرحیم بن الحسین العمریّ المیلانی: «کشف الظنون

ص : 84

و مقدّمه همین نسخه». تاریخ تألیف: ماه رجب 801: «کشف الظنون».

کتاب: شرح مزجی است بر کتاب «المغنی» در علم نحو، تألیف فخرالدین احمد بن الحسین الجاربردیّ، استاد شارح، متوفّی 742 در تبریز.

نسخه: به خطّ محمّد زمان بن احمد الحسینیّ. تاریخ استنساخ: دوشنبه غرّه ربیع یکم 1051.

«536» نسخه دیگر

نسخه: کامل و معتبر و محشّی است. نام و نسب شارح در آغاز این نسخه: محمّد بن عبدالرحیم بن محمّد العمریّ المیلانیّ است.

کاتب: محمود بن احمد بن مولانا ابراهیم بن مولانا بهاءالدین بن شیخ بایزید السنقریّ. تاریخ پایان کتابت: یوم الأربعاءِ ذی الحجّه 1020. روز هفته ندارد. اشعار فارسی از جامی و غیره در اطراف حواشی به خطّ کاتب نوشته شده، و این بیت در هامش صفحه آخر به سرخی ثبت است:

بکتْ عُیونی، علی شُیونی! فساءَ حالی، و لا أُبالی که دانم آخر، طبیب وصلت، مریض خود را، کند مُداوی

«537» شرح مفاتیح الشّرائع

(فقه _ عربی)

از: ملاّ محمد هادی بن ملاّ مرتضی بن ملاّ محمّد مؤمن کاشانی، که این ملاّ محمّد مؤمن برادر مرحوم آخوند ملاّ محسن فیض کاشانی مشهور است.

کتاب: شرح کتاب «مفاتیح الشرائع» تألیف آخوند ملا محمد محسن فیض کاشانی است، در ابواب فقهیّه، و چنان که در «الذریعه 14: 79» فرموده ملاّ محمّد هادی شرح خود را در زمان حیات ماتن «یعنی فیض» تألیف کرده است. و این شرح متکفّل تمام متن «مفاتیح» است به کلمه «قال» و سپس شرح عبارت به «اقول».

نسخه: از اوّل کتاب مفاتیح الحجّ است تا آخر کتاب الزیارات، و پس از آن کتاب مفاتیح النذور و العهود است تا آخر دیات، و پس از آن «خاتمه الفنّ فی أحکام الجنائز» است تا آخر فنّ عبادات و سیاسات.

انجام: «و لیکن هذا آخر ما نورده فی الشرح المتعلّق بفنّ العبادات و السّیاسات من مفاتیح الشرائع... و کان فراغ المؤلّف من تألیفه فی العشر الأوّل من شهر شعبان المعظّم سنه «کذا» بقریه قمصر من قری قاسان».

ص : 85

کاتب نسخه: رضا ابن محمّد جعفر بیک. تاریخ استنساخ: 26 صفر 1246.

ناگفته نماند که نام مؤلّف و سال تألیف در نسخه نیست.

«538» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل کتاب مفاتیح العطایا و المروّات است تا پایان کتاب، به خطّ رضا ابن محمّد جعفر بیک، همان که نسخه پیشین را نوشته است.

تاریخ استنساخ: 1246. کاتب نام خود را در این نسخه ذکر نکرده، ولکن شبهه ای در اتّحاد نویسنده این دو مجلّد نیست.

انجام: «هذا آخر ما یتعلّق بشرح المفاتیح. شرح اللّه صدورنا بنور الهدایه و الرشاد و فتح علینا أبواب الخیر و السداد... و العالم لیس بأهل للاعتراض علی أهله. ثمّ الحمد للّه الملک العلاّم...».

تاریخ تألیف و نام مؤلّف در این جلد نیز دیده نشد.

«539» شرح مفاتیح الشّرائع

(فقه _ عربی)

از: ناشناخته.

کتاب: شرح «مفاتیح الشرائع» آخوند ملاّ محسن فیض کاشانی است، به «قوله».

نسخه: از شرح مفاتیح المطاعم و المشارب است تا کتاب وصایت.

آغاز: «بسم... الأکل و الشّرب من ضروریّات هذه البنیه الضعیفه».

انجام: «فیقتصر فیما خالف الأصل علی موضع الوفاق. کذا قالوا و العلم عند اللّه و عند أهله».

کاتب نام خود و تاریخ ختم کتابت را در پایان شرح کتاب الشفعه این چنین آورده: «قد فرغت من تسوید هذا الجلد من شرح المفاتیح حسب الشهوه! المخدومی عالیجناب... آقا میرزا، فی یوم الخمیس من ذیالحجّه (1206)... و حرّره... محمّد حسین بن مرحوم ملاّ محمّد شریف بن... ملاّ محمّد حسین نوری».

تعداد اوراق مکتوب نسخه: 179 برگ است و فهرست مفصّل کتاب در آغاز آن با تعیین عدد اوراق نوشته شده.

تملّک میر محمّد اسمعیل بن ابوالمحسن حسینی خاتون آبادی بتاریخ «25 صفر 1271» و مهر او در آغاز نسخه هست.

روی برگ اوّل واقعه تاریخی محمّد حسین خان نائب الحکومه که آغاز آن فتنه «به

ص : 86

تاریخ یوم جمعه 23 شهر ذیقعده الحرام 1265 در مسجد شاه اصفهان» بوده و مجروح شدن وی در این ماجرا و فوت او و سپس حرکت مرحوم آقا سیّد اسداللّه حجّه الاسلام در روز جمعه 7 ربیع المولود به طرف تهران و اهانت به سیّد و قتلِ حدودِ دویست نفر از مردم اصفهان در این واقعه و عزل سپهدار در «سه شنبه 26 صفر 1267» به تفصیل نوشته شده و به خطّ مرحوم خاتون آبادی است.

«540» شرح کتاب المفصّل للزمخشری

(نحو _ عربی)

از: ناشناخته، و اجمالاً «شرح المفصّل» یعیش که به طبع رسیده است، نیست.

انجام نسخه: «تمّ المجلّد الأوّل من شرح المفصّل، و الحمد للّه وحده و صلواته علی سیّدنا محمّد و آله، و یتلوه من أصناف الاسم الأسماء المتّصله بالأفعال».

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، لکن نسخه بسیار مرغوب و ظاهرًا از آثار سده هشتم است.

«541» شرح مقاصد الطالبین

(کلام _ عربی)

از: مسعود بن عمر بن عبداللّه تفتازانی هروی شافعی (متوفی 792)، معروف به ملاّ سعد، شاگرد قطب الدین محمّد رازی و قاضی عضد ایجی شافعی.

تاریخ دقیق وفاتش _ منحصرًا _ در پایان نسخه شرح الکشّافش این گونه آمده است:

«و لمّا بلغ المصنّف الی هذا المقام، بعد أن شرح من «صاد» الی «الفتح»، فتح اللّه علیه أبواب دارالسلام، فدخل فیها امتثالاً لقول الملک العلاّم: و اللّهُ یَدْعُو إلی دارِ السّلمِ، و أکرمه بالنّعمه العُظمی و بالقُرب و الزّلفی، و أسکنه فی الجنّه العُلیا، تغمّده برضوانه و أحلّه بُحبوبه جِنانه. و کان وفاته _ رحمه اللّه _ ضحوه یوم الاثنین الثانی و العشرین من محرّم سنه اثنین و تسعین و سبعمائه»: نسخه (ش 11024) مرعشیّه قم «فهرست 28: 730».

کتاب: شرح بر «المقاصد _ مقاصد الطالبین» خود شارح است در علم کلام، به «قوله»، و چاپ شده است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و از آثار سده نهم است.

مُهر «عبده رفیع الدین الحسینی» و تملّک ابوالقاسم بن محمود بن منصور بن قطب الدین الحسنی الحسینی و مُهر او «المتوکّل علی اللّه الغنیّ ابوالقاسم بن محمود الحسینی» و تملّک محمّد شریف بن قطب الدین حسینی ایزی، به تاریخ ماه رجب

ص : 87

1060 در اصفهان و مُهر او «خادم الشریعه بفضل اللّه الغنیّ محمّد شریف بن قطب الدین الحسینی» و تملّک فتح اللّه بن قطب الدین محمّد بن عبد الحیّ بن محمود بن... بن قطب الدین محمّد دیباجی جعفری حسینی، در ظهر نسخه هست.

همچنین: یادداشتی از نیای مجدِّد معظّم، آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» _ أعلی اللّه مقامه _ به تاریخ 13 ماه رمضان 1275 در همان صفحه مرقوم است.

«542» شرح منهاج الوصول

(اصول فقه _ عربی)

الی علم الأصول

از: سیّد برهان الدین عُبید اللّه بن محمّد فرغانی عبری (متوفی 743).

کتاب: شرح «منهاج الوصول» قاضی ناصرالدین عبداللّه بیضاوی (متوفی 685) است، به «قال، أقول».

نسخه: به خطّ عمر بن احمد بن علیّ بن حسین دیری «ظ». تاریخ کتابت: یکشنبه 25 صفر 879، درست در همان سالی که «معراج الوصول. ش...» نوشته شده است.

تملّک جعفر بن شیخ عبد علی قرشی و عبداللّه بن محمّد رضا بن محمّد باقر مازندرانی و محمّد بن محمّد بن علاءالدین بن أبی الفتوح حسینی، ظهر نسخه هست.

در اواسط کتاب، در حاشیه، به خطّ خوش آمده است: «حکم الصلوه فی الدار المغصوبه. نمّقه العاصی جعفر القرشیّ و هذا الکتاب فی ملکه. کان ذلک فی سنه ألف و مائتین و أربعین».

آغاز: «بسم... أمّا بعد، فانّ الطلبه لمّا رأوا ما کتبناه فی شرح بعض المختصرات».

انجام: «فجاز الاستفتاء فی اصول الدین لکلّ واحد، سواء کان مجتهدًا أولا. و اللّه اعلم بالصّواب...».

شرح منهاج الوصول: معراج الاصول

«543» شرح المواقف السّلطانیّه

(کلام _ عربی)

از: میر سیّد شریف جرجانی علیّ بن محمّد بن علیّ حسینی حنفی استرابادی (740 _ 816)، صاحب «شرح التذکره. ش 486».

کتاب: شرح مزجی «المواقف السّلطانیّه»، تألیف عبدالرحمن بن احمد فارسی شافعی،

ص : 88

معروف به قاضی عضد ایجی (متوفی 756) است، در مباحث کلامی و به طبع رسیده. تاریخ تألیف شرح روز شنبه اوائل شوّال 807 در سمرقند.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ کتابت: 28 ماه شعبان 892 و ظاهرًا هر نیمه آن به خطّ کاتبی جداگانه است. برگ اوّل نیز به خطّ دیگری است.

تملّک و مهر عبدالخالق اصفهانی و تملّک محمّد بن حبیب اللّه، ظهر نسخه هست.

«544» نسخه دیگر

نسخه: بسیار زیبا و تمیز از آثار سده یازدهم است. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد.

مهر «ابن محمّد تقی علینقی» و مهر «محمّد جعفر بن علینقی» و مهر سیّد حجّه الاسلام شفتی بیدآبادی «محمّد باقر بن محمّد نقی الموسویّ» ظهر نسخه است. از کتابخانه رشتی.

«545» شرح موجز القانون

(طبّ _ عربی)

از: نفیس بن عوض بن حکیم کرمانی، برهان الدین طبیب.

کتاب: شرح مزجی «موجز القانونِ» علاءالدین ابوالحسن علیّ بن أبی الحزم قَرْشی دمشقی، معروف به ابن نفیس (متوفّی به ماه ذی القعده 687) است در علم طبّ مشتمل بر چهار فنّ، که شارح این شرح را به روزگار اُلغ بیک نوشته و در سمرقند در غرّه ذیحجه 841 از آن فراغت یافته و کتابش مکرّر به طبع رسیده است: «فهرست مرکزی».

نسخه: تنها شرح فنّ اوّل است. کاتب: محمّد باقر ابن المرحوم المغفور حاجی محمّد جواد زرگر. تاریخ استنساخ: غرّه شهر رجب 1272.

متن به خطّ نسخ و برخی جاها به شنگرف و شرح به شکسته نستعلیق نوشته شده و اثر مقابله و تصحیح ندارد.

آغاز: «قال الشیخ الامام الحبر الکامل علاءالدین علیّ ابن أبی الحزم القَرْشیُ المتطبّب: صیغه تفعُّل ه_هنا للمبالغه، مثل تقدّس و تمجّد».

انجام: «ثمّ عالج السدّه الواقعه فی الأمعاءِ. قد تمّ شرح فنّ الأوّل».

داخل جلد کتاب این یادداشت دیده می شود: «بتاریخ یوم هیجدهم شهر صفرالمظفّر (1274) پیش حاجی ملاّ زَکیّ «فارسی هیئت» را با «شرح بیست باب» شروع کردم. حرّره احمد الحسینیّ».

ایضًا، روی برگ اوّل: «یادگار احمد بن محمد حسن الحسینیّ المنجّم. 18

ص : 89

محرّم 1275».

نویسنده یادداشت و یادگار، حاج میرزا سیّد احمد اصفهانی منجّم دانشمند روحانی، شاگرد و داماد عالم بزرگوار آقا میرزا ابوالمَعالی کرباسی (متوفّی 1315 ق) و نیای خاندان معظّم سادات ملاّباشی اصفهان است، وفاتش به سال 1331 ق: «دانشمندان مهدوی: 107».

از حاجی ملاّ زکیّ که استاد «فارسی هیئت» و «شرح بیست باب (ملاّ مظفّر)» در نیمه دوم سده سیزدهم در اصفهان بوده است، اثری نیافتیم، جز این که مرحوم آقای مهدوی در کتاب «سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان: 129» قبری را یاد کرده اند که در سمت غربی کوچه مقابل غسّالخانه قدیمی تخت فولاد قرار داشته و گویند: معروف است از ملاّ زکیّ داماد حکیم داود هندی است. حال، این همان حاجی ملاّ زکیّ باشد یا دیگری، معلوم نیست. الشّیءُ بالشّیءِ یُذکر!

بیفزاییم که: سوگمندانه، آخرین فرد روحانی خاندان معظّم ملاّباشی، سیّد عزیز عالم فاضل مقدّس خلیق، حاج آقا حبیب ملاّباشی بود که سالیانی چند (قبل و بعد از 1370 ق _ 1330 ش) همگام تنی چند طالب علم نوجوان اصفهانی از بیوت روحانی این سامان در حوزه علمیّه قم _ که جهانی از معنویّت و دین و دانش بر آن حاکم بود _ اشتغال داشتیم و آن مرحوم در تحصیل بسی جدّی و کوشا بود.

والد ماجدش عالم جلیل القدر متشخّص متعیّن، حاج میرزا محمود ملاّ باشی فرزند حاج میرزا سیّد احمد منجّم دانشمند، و والده ماجده او صبیّه حاج میرزا هاشم امام جمعه بنام اصفهان، از تبار امام جمعه های سادات بزرگوار خاتونابادی و از منسوبین به خاندان علاّمه مجلسی بودند رضوان اللّه تعالی علیهم اجمعین.

وضع و تصویب و اجرای قوانین الحادی لغو مالکیّت اراضی و مستغلّات و کوتاه شدن دست صاحبان حقوق از ممرّ معاش و رزق و روزی حلال سبب خاموش شدن چراغ روحانیّت در این خانواده ها و دیگر خانوادهای بزرگ اصیل و نجیب این سامان و دیگر جاها گردید و شد آنچه شد...

حاج آقا حبیب در جُمادای (1423) در اصفهان به رحمت ایزدی پیوست و در قم به خاک سپرده شد رحمه اللّه علیه.

ص : 90

«546» شرح نهج البلاغه

(فارسی)

از: مولانا محمّد صالح بن حاجی باقر قزوینی، معروف به روغنی، معاصر محدّث علاّمه شیخ حُرّ عاملی (1033 _ 1104)، رحمه اللّه علیهما.

چون تاریخ تولّد و وفات شارح نامعلوم بود، لذا او را هم در «روضه نضره: 283 _ 284» و هم در «کواکب منتثره: 371 _ 372» عنوان فرموده و آنچه از احوال و آثارش یافته اند، در آن دو جا نگاشته اند.

کتاب: شرح بسیار مفید و محقّقانه ای است بر کتاب شریف «نهج البلاغه»، به زبان فارسی مرغوب و چاپ شده است.

نسخه: بخشی از اواخر کتاب است به خطّ شخص شارح و چون اوراق نسخه که یکصد و یک برگ است در صحّافی پس و پیش شده و هیچ گونه اسم و رسمی و علامت و نشانی در آنها نبود که بتوان آن را شناخت، مدّتی صرف وقت شد تا آن که پس از فحص بسیار آن را شناختیم.

آغاز نسخه مطابق است با صفحه 81 بخش سوّم نسخه چاپ طهران (1321 ق) تا پایان شرح، لکن برگ آخر نیز مفقود شده است.

این نسخه برای تصحیح چاپ مغلوط کتاب بسیار مفید و مغتنم است.

«547» شرح نهج البلاغه

(عربی)

از: ابو حامد عبدالحمید بن هبه اللّه بن محمّد مدائنی، معروف بن ابن أبی الحدید معتزلی (586 _ 655).

نسخه: جزءِ دوم کتاب است و در پایان، گزارش مقابله و تصحیح زین العابدین العاملی و تاریخ ختم مقابله با نسخه قدیمه معتبره: «یوم الثلثاء من شهور جمادی الأولی من سنی 1101» نوشته شده است.

شرح نهج البلاغه: حدائق الحقائق

«548» شرح الهدایه

(حکمت _ عربی)

از: قاضی حسین بن معین الدین میبدی متوفی 911، شارح دیوان مرتضوی (ش 499).

ص : 91

کتاب: شرح مزجی کتاب «الهدایه _ هدایه الحکمه» تألیف اثیرالدین مفضّل ابن عمر ابهری (متوفّی 663) است و به طبع رسیده: «ذریعه 14: ش 2053».

نسخه: از آخر ناقص است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد، به قرائن از آثار قرن 10 _ 11 است. برگ اوّل نیز نونویس می باشد. سرتاسر نسخه دارای حواشی مفیده بسیار از کتب گوناگون به خطّ کاتب و غیره است.

«549» شرح الهدایه

(حکمت _ عربی)

از: صدرالمتألّهین صدرالدین محمّد بن ابراهیم شیرازی، معروف به آخوند ملاّ صدرا (متوفی 1050)، صاحب «شواهد الربوبیّه. ش 557».

کتاب: شرح مزجی کتاب «الهدایه للحکیم الکامل و النّحریر الفاضل اثیرالدین مفضّل الأبهری»: از مقدّمه صدرا. چاپ شده است.

نسخه: کامل است و به خطّ محمّد نصیر بن ملاّ حسن بالانکائی.

تاریخ استنساخ: 1114. حواشی بسیار با توقیع «ش ح ن» به خطّ کاتب نوشته شده و تمام صفحات جدول کشی و صفحه اوّل دارای سرلوح بدیع و زیبایی است.

«550» شرح الوافیه

(اصول فقه _ عربی)

از: آقا سیّد صدرالدین محمّد رضوی همدانی، مجاور نجف شرف، اعلی اللّه مقامه.

تاریخ تولّد و وفاتش معلوم نیست و در سده دوازدهم می زیسته: «کواکب منتثره: 382» با اشتباهاتی چند، و «الذریعه 14: ش 2029».

کتاب: حاشیه مبسوطی است به «قوله» بر رساله «الوافیه» در اصول فقه، تألیف مولانا عبداللّه بن محمّد بشروی، معروف به فاضل تونی _ علیه الرحمه _ (متوفی 1071) .

نسخه: به خطّ «العبد الاقلّ زین العابدین» است، و تاریخ استنساخ: اواخر ربیع دوّم 1227. ظاهرًا از شیوه خطّ برمی آید که کاتب از فضلاءِ خوانسار بوده است. همه جا در حاشیه، متن «الرساله الوافیه» تونی _ به گونه نُسخ دیگر که به نظر قاصر رسیده _ به خطّ کاتب نوشته شده است. روی دو برگ آخر نسخه فوائد فقهیّه ای دیده می شود.

«551» الشّفاء

(حکمت _ عربی)

ص : 92

از: شیخ رئیس ابو علی حسین بن عبداللّه ابن سینا (متوفی 427).

کتاب: در حکمت نظری است در دو جلد إلهیّات و طبیعیّات، و به طبع رسیده.

نسخه: از اوّل فنّ اوّل طبیعیّات است در سماع طبیعی تا آخر فنّ ششم که آن کتاب نفس است.

نام کاتب در آخر نسخه نیست. تاریخ کتابت: ماه صفر 1016، و در این موضع نوشته اند: «قوبلت من أوّله إلی آخره مع نسخه کان فی حواشیها خطّ نصیر الملّه و الدّین نصیرالدّین الطوسیّ».

در اوائل نسخه حواشی به توقیع «م ح ق» دارد که ظاهرًا از میرداماد باشد.

روی برگ اوّل نوشته اند: «امانت عالیحضرت صامی (سامی. ظ) قبله گاهی جالینوس الزمانی حکیم امیرالدین محمّدا، سلّمه اللّه تعالی، باید که در اصفهان به محلّه نو برساند».

«552» نسخه دیگر

نسخه: از فنّ چهارم از جمله ثانیه است تا آخر کتاب نبات.

آغاز: «بسم. الفنّ الرابع من الجمله الثانیه، و قد فرغنا من تعدید الأمور العامّه».

انجام: «و لنختم کلامنا فی النّبات...».

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و در دو موضع مطالبی محو شده است که _ ظاهرًا _ نام کاتب و تاریخ بوده است و در هر دو موضع در حاشیه دارد که: «انتقل منه الی أقلّ العباد مقصود بن قاسم بن عماد، فی 20 جمادی الثانی. ظ (973).

ظهر آخرین برگ نسخه زایجه ای است که به این شرح آغاز می شود:

«ولادت مهدیقلی بیک در بلده قم، ولادت: قبل از طلوع افتاب روز سه شنبه بیست و یکم شهر رمضان المبارک سنه (1055) هجری به یک دقیقه و هشت ثانیه، موافق اوّل تشرین الأوّل سنه (1095) و با بیست و هفتم فروردین ماه قدیم سنه (1015) و بیست و هفتم ابانماه جلالی سنه (567)».

صحّت این تاریخها جای تأمّل است. بیست و یکم ماه رمضان 1055 ق در «تقویم و ستنفلد» روز آدینه می باشد.

روی برگ اوّل شرحی راجع به وقفیّت نسخه به تاریخ ذیحجّه 1170 نوشته شده است. تاریخ کتابت نسخه _ ظاهرًا _ در قرن دهم بوده است.

ص : 93

«553» نسخه دیگر

نسخه: فنّ سیزدهم کتاب است. کاتب: سیّد حسن بن سیّد علی حسینی.

تاریخ پایان تحریر: اوائل ذیالحجّه 1068.

«554» شفاء الصّدور فی شرح الزّبور

(دعاء _ فارسی)

از: میرزا عبدالرحیم بن سیّد محمّد الحسینیّ الموسویّ الشهرستانیّ.

در «کواکب منتثره: 428» فرماید: «عبدالرحیم الشهرستانی ابن محمّد الحسینیّ، معاصر الشاه سلیمان الصّفویّ (1077 _ 1105). ألّف باسمه «ترجمه ثواب الأعمال» تألیف الصدوق «ذریعه 5: رقم 77»، بالفارسیّه. أوّله: حمدی که حامدان ملأ اعلی از أدای آن عاجز، و شکری که زبان شاکران...».

کتاب: شرح «صحیفه کامله سجّادیه معظّمه» است به فارسی و به غایت مبسوط و مفید.

نسخه: ظاهرًا مجلّد اوّل است تا شرح دعاءِ «و کان من دعائه علیه السّلام لنفسه و أهل ولایته: یا من لا تنقضی عجائب عظمته» که در آخر آن چنین است:

«اینست آنچه این بی بضاعت اراده داشت که در سلک تحریر و رشته ترقیم کشد، از بضاعت مُزجاه و قلیل. و اگر _ بعون اللّه و حُسن توفیقه _ صبح امید از ظلمت فنا طالع بوده باشد، در شرح دعاءِ صباح و مساء و ما بقی خواهد کوشید».

تاریخ تألیف ندارد، لکن مؤلّف در سرآغاز آن را به نام شاه سلطان حسین صفوی (1105 _ 1134) موشّح گردانیده است.

کلماتی در پایان نسخه که مشتمل بر نام کاتب و تاریخ کتابت _ ظاهرًا _ بوده، پاک شده و جای آن بعدًا نوشته اند: «الکتاب، بعون الملک الوهّاب، شهر ذیحجّه 1116».

برگ های آغازین دارای سرلوحه و حاشیه گل و بوته، و صفحات جدول کشی به طلای اشرفی شده است.

«555» شمع یقین یا آیینه دین

(کلام _ فارسی)

ص : 94

از: ملاّ حسن گیلانی، به تعبیر «تذکره نصرآبادی»، یا: میرزا حسن لاهیجی، به ضبط دیگران (متوفّی 1121). پدرش جناب آخوند ملاّ عبدالرزّاق صاحب «شوارق الالهام. ش 556» و مادرش دختر آخوند ملاّ صدرای شیرازی صاحب «شواهد الربوبیّه. ش 557»، و همگی مقیم قم بوده اند رضوان اللّه علیهم اجمعین.

گزارش احوال و آثار علمی فراوان او در «کواکب منتثره اشتراکی: 177 _ 180» آمده است.

کتاب: در بیان اصول عقائد دین مبین است به تفصیل، مشتمل بر یک مقدّمه و پنج باب و خاتمه، و به طبع رسیده. تاریخ فراغ از تألیف: سال 1092.

نسخه: یک برگ از آغاز و برگ هایی از آخر ناقص است، و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد. ظاهرًا در زمان مؤلّف یا نزدیک آن نوشته شده و آثار مقابله و تصحیح دارد.

توضیحًا: نام کتاب در «ذریعه» و «کواکب» همانند مشهور بر سر زبان ها «شمع الیقین»، و در این نسخه «شمع یقین»، بی الف و لام است، چنان که گوید: «تسمیه آن به شمع یقین یا آیینه دین مُناسب نمود». در نسخه چاپی هم بی الف و لام است.

«556» شوارق الإلهام فی شرح تجرید الکلام

(کلام _ عربی)

از: مولانا عبدالرزّاق بن علی بن حسین لاهیجی _ علیه الرحمه _ (متوفی 1072) .

کتاب: شرح مزجی «تجرید الکلام» خواجه نصیرالدین طوسی قدس سره است.

نسخه: از «المطلب الرابع: الکیفیّات الإستعدادیّه» است تا آخر مبحث «الکلام فی العلم بالکلّیّات و الطّبائع المرسله و الجزئیّات المجرّده» که از اواسط تا اواخر مجلّد ثانی مطبوع کتاب است.

نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و از آثار سده دوازدهم است. چند جای نسخه، مهر «عبده محمّد باقر بن محمّد اسمعیل الحسینی 1191» دارد.

«557» شواهد الرُّبوبیّه فی المَناهج السّلوکیّه

(حکمت _ عربی)

از: صدرالمتألّهین، آخوند ملاّ صدرا، صدرالدین محمّد بن ابراهیم شیرازی (متوفی 1050). در «ذریعه 14: ش 2382» به اشتباه «صدرالدین ابراهیم» چاپ شده است.

ص : 95

کتاب: از جمله آخرین مصنّفات صدرا و حاوی نظرات و تحقیقات شخصی آن فیلسوف متشرّع نامدار است در پنج مشهد، و به طبع رسیده. و مرّ له «شرح الهدایه. ش 549».

نسخه: نام کاتب و تاریخ ندارد. به قرائن در سده سیزدهم نوشته شده و یکجا، در اواخر کتاب، حاشیه ای به امضاءِ «لمحرّره محمّد رضا» دارد که _ احتمالاً _ خطّ کاتب نسخه است و لا بُدّ همان حکیم عارف استاد قمشه ای صهبا تخلّص معروف (متوفّی 1306 ق) که شاگرد بی نظیر آقا میرزا حسن فرزند آخوند ملاّ علی نوری است، علیهم الرحمه.

حواشی مهمّ دیگری از آغاز تا اواخر نسخه به یک خطّ نوشته شده است به شرح زیر:

1_ حواشی بسیار از «الأستاد المحقّق العلاّمه النوریّ. ره» که مقصود همان جناب آخوند ملاّ علی (متوفّی 1246) است.

2_ حواشی از «شیخ حسین. ره» یا «ش. ح. ن. ره»، که _ ظاهرًا _ مقصود شیخ حسین ابن ابراهیم گیلانی، حکیم اشراقی از اعاظم شاگردان صدرا باشد. گزارش حالش در «کواکب منتثره اشتراکی: 191 _ 192».

3_ حواشی بسیار از «الأستاد المحقّق محمّد صادق الخراسانی، حفظه اللّه». احتمالاً همان مذکور در «تراجم رجال 3: ش 2365 و 2374». در جای دیگری یافت نشد.

4_ حواشی گوناگون از «أسفار» و «شرح اشارات خواجه» و «تفسیر صافی» و «أصفی».

نام کتاب در متن این نسخه به صراحت «شواهد الرّبوبیّه» است، نه «الشّواهد الرّبوبیّه» که در چاپ مشهد (به سال 1346 ش) و «الذریعه» است.

داستان: در سرآغازِ «الإشراق الثّامن فی الصّراط» حاشیه شگفت آوری نوشته شده است که عینًا در اینجا می آوریم:

«رأیتُ بخطّ العالم الفاضل الکامل الجامع للمعقول و المنقول، ابن المرحوم الشیخ زین الدین آقا محمّد فی حاشیه شواهده هکذا:

قالت لی حوریهٌ فی لیله الثُّلثاءِ عاشر جُمادی الأولی سنه (1175) فی خَلسه رأیت فیها عالم النور من البهاءِ و السّرور، ما لا عینٌ رأت و لا أذُنٌ سمعت، مشرفهً علیَ من غُرفه من فوقها غُرفٌ. فصرتُ مدهوشًا من البهجه و السّرور، و کأنّی متدلّیهٌ بهذا العالم! فسألتُها عن السّاعه و عن إدراک هذه المقامه. فقالت: اذا دخلت الطامه فی العامه و زالت الملابسه

ص : 96

أو التّسبّب بالباءِ و اتّصل کلّ فرع بأصله بطل الزمان و المکان»!

آقا محمّد شیخ زین الدین در «مکارم الاثار 2: 126» و «دانشمندان مهدوی: 304» عنوان دارد.

شواهد صغرای عینی: فرائد القلائد و...

«558» الصّافی

(تفسیر _ عربی)

از: مولانا محسن فیض کاشانی محمّد بن مرتضی قدس سره (1007 _ 1091).

کتاب: تفسیر قرآن کریم است، به اخبار معتبر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ، و مکرّر چاپ شده است.

نسخه: نیمه اوّل کتاب است، به خطّ و تزیین بسیار عالی. کاتب: محمّد اسمعیل الحسینیّ الأردکانیّ الیزدیّ. تاریخ استنساخ: ماه رجب 1288.

صفحه اوّل نسخه دارای سرلوح بسیار ممتاز است و تمام صفحات جدول کشی به طلای اشرفی. اثر مقابله و تصحیح و تحشیه ندارد.

«559» نسخه دیگر

نسخه: نیمه دوّم کتاب است، از آغاز تفسیر سوره مبارکه کهف تا آخر.

کاتب: محمّد اسمعیل حسینی یزدی که نیمه نخست هم به خطّ او است. تاریخ کتابت: سنه 1290 در اصفهان. تمام صفحات مجدول و خطّ نسخه نسخ بسیار خوب است. در پایان کار، کاتب از بی عنایتی کسی که دستور استنساخ داده، ناله بسیار کرده و گوید تقریبًا کتاب را به این نفاست بی اجر و مزد به پایان رسانیده. پس از دقّت معلوم شد از آغاز و انجام نسخه یک برگ افتاده است.

«560» نسخه دیگر

نسخه: نیمه دوّم کتاب است، از سوره مبارکه کهف تا آخر قرآن کریم.

کاتب نام خود را ننوشته. تاریخ اتمام کتابتِ سوره مبارکه احزاب که پایان رُبع سوّم کتاب است: محرّم 1230، و تاریخ اتمام کتابت ربع چهارم که پایان کتاب است: ششم ربیع یکم 1230.

عالم فاضلی حواشی مفیدی به نقل از کتب معتبره بر تمام کتاب نوشته است و شاید کاتب اصل نسخه نیز همین شخص بوده و در بیش از چهل موضع تاریخ نگارش

ص : 97

حاشیه ها را نوشته و از ربیع دوّم 1230 تا ماه رمضان 1253 تاریخ دارد و بقیّه حواشی بی تاریخ است، و در چند موضع تصریح کرده که در اصفهان و در مدرسه نماورد نوشته است، از جمله: در تاریخ شب دوشنبه 23 صفر 1237، و دیگر در: شب چهارشنبه 27 ذی الحجّه 1236.

ده صفحه در ابتدا و پانزده صفحه در انتهاءِ نسخه نیز اوراق سفید بوده که همان شخص عالم مطالب گوناگون فراوان و بسیار مفید از کتب عدیده استخراج و در آنها نقل کرده است.

نسخه از کتب خانوادگی است و در اوّل و آخر مهر نیای گرامی، آیه اللّه العظمی آقا میر محمّد صادق موسوی چهارسوقی «عبده محمّد صادق بن زین العابدین الموسوی» بوده و محو شده است.

«561» صافی شرح کتاب الکافی

(حدیث _ فارسی)

از: مولانا خلیل بن الغازی قزوینی، صاحب «الشافی. ش 466»، معاصر آخوند مولانا محمّد صالح مازندرانی شارح دیگر کافی شریف «ش 516» که سه سالی پیش از مولانا خلیل در 1086 در اصفهان وفات یافته است رحمه اللّه و رضوانه علیهما.

جای سند%%

کتاب: دوّمین شرح شارح است بر کتاب «کافی» شریف شیخ کلینی _ اعلی اللّه مقامه _ که به دستور شاه عبّاس دوّم صفوی (1052 _ 1077) در شهر قزوین، به گونه «اصل، شرح» نوشته و در آغاز مدح و ثناءِ فراوان از آن شاه آورده است: «ذریعه 14: ص 27 و 15: ش 17».

تألیف این شرح _ همانند تألیف اصل «کافی» شریف _ مدّت بیست سال به درازا کشیده و به گزارش مرحوم مشار در «فهرست کتابهای چاپی فارسی» هفت مجلّد از

ص : 98

کتاب، در اوائل سده بیستم میلادی در لکهنو چاپ شده است.

شارح معظّم در ترجمه و شرح احادیث کمال علمیّت و نهایت دقّت را با تمام مهارت به کار گرفته و از جمله التزاماتش این است که همواره لفظ جلاله «اللّه» و «رسول اللّه» را به فارسی نیاورده و همان الفاظ مقدّسه متن را آورده است جزاه اللّه تعالی خیرًا.

تاریخ فراغت از مجلّد اوّل که شامل دو کتاب عقل و توحید از سی جزءِ «کافی» شریف است _ به میمنت سی جزو قرآن کریم _ : روز چهارشنبه 24 محرّم 1066. تاریخ ویژه کتاب عقل در «ش 563» ذکر می شود.

نسخه: مجلّد اوّل و مبیّضه اصل خطّ شارح، و روی برگ آغازین، آن را به فرزندش ابوذر اختصاص داده است. از مولانا خلیل سه فرزند دانشمند می شناسیم:

1 _ احمد، عالم محقّق (متوفی 1083): «روضه نضره: 31».

2 _ ابوذرّ، فاضل عالم (متوفی 1084): «روضه نضره: 213».

3 _ سلمان، فاضل عالم جلیل (متوفی پس از 1115): «روضه نضره :248» «کواکب منتثره: 318».

سلمان و فرزندش سعید نسخه های «ش 563» و پس از آن را مقابله و تصحیح کرده اند.

مُهرِ «خداوندا تقیّ را متّقی کن» _ عین همان مُهر ظهر نسخه «غایه البادی. ش...» _ و مُهر «محمّد جعفر بن علینقی» و مُهر نیای بزرگوارمان عالم ورع صبور، آیه اللّه آقا میرزا سیّد جلال الدین روضاتی «الرّاجی جلال الدّین بن محمّد مسیح الموسویّ» _ أعلی اللّه مقامه الشریف _ ، ظهر نسخه هست.

چهار نسخه از همین گونه یا مُشابه آن در «فهرست نسخه های خطّی کتابخانه غرب: 34» به اختصار یاد شده است.

«562» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد پنجم «ظ» کتاب است در شرح کتاب طلاق «جزءِ نوزدهم» که روز شنبه 21 جُمادای دوّم 1077 از نگارش آن فراغت یافته، و عتق که روز سه شنبه 24 همان ماه بدان شروع و روز یکشنبه 27 ماه رجب پایان یافته، و صید که سه شنبه 29 آن ماه در آن شروع و پنجشنبه آخر ماه شعبان از آن فارغ شده، و ذبائح که آدینه غرّه ماه رمضان آغاز و پنجشنبه 14 تمام شده، و أطعمه «جزءِ 23» که به روز یکشنبه سوّم

ص : 99

محرّم 1078 از تألیف آن دست کشیده است.

کاتب نام خود را در آخر عتق، محمّد بن میر حاجّ قزوینی نوشته، و تمام نسخه به دست شخص مؤلّف جلیل «ظ» تصحیح شده است. با تأسّف، برگ اوّل در نسخه نیست.

«563» نسخه دیگر

توضیح: هفت مجلّد از یک دوره به حجم رحلی بزرگ که دارای امتیازات فوق العاده و یکسان است، به یک شکل و اندازه و بهترین صحّافی و تجلید در سال (1353 ش) رؤیت شد که مختصّات هر یک را

به اختصار نوشته ایم:

1 _ نسخه: مجلّد اوّل است، با خصوصیّات تألیفیِ «ش 561»، و در این نسخه تاریخ تألیف کتاب عقل _ که در آن نسخه نیست _ : روز چهارشنبه 28 محرّم «1065» قید شده است. تاریخ استنساخ: روز سه شنبه 23 محرّم «1114». تاریخ استنساخ کتاب توحید: روز جمعه سوّم ذی الحجّه «1114».

کاتب: محمّد یحیی بن محمّد رضا قزوینی. متن «کافی» شریف به خطّ نسخ و ترجمه و شرح به خطّ نستعلیق، و هر دو خطّ در اعلی درجات کمال و زیبایی است.

تمام صفحات به طلای اشرفی جدول کشی شده و دارای دو سرلوح کامل نیم صفحه ای بی نظیر است.

در ذیل صفحه آخر، مولانا سلمان قزوینی فرزند شارح، شرحی نگاشته است مبنی بر این که به دستور امر اشرف اقدس اعلی نسخه را استکتاب و تصحیح نموده، و مُهر کرده است به تاریخ 1115.

«564» نسخه دیگر

2 _ نسخه: مجلّد دوّم است از دوره بسیار ممتاز شاهانه، و این مجلّد مشتمل است بر ترجمه و شرح کتاب الحجّه، و مؤلّف در مقدّمه گوید که به تاریخ محرّم 1066 در آن شروع نموده است و در روز جمعه 23 جمادی الاولی 1067 «بِدارالموحّدین قزوین» از آن فراغت یافته.

کاتب: محمّد علی بن محمّد حسین طالقانی. فراغت از استنساخ: 1114.

ص : 100

متن «کافی» شریف به خطّ نَسخ و ترجمه و شرح به خطّ نستعلیق اعلی. تمام صفحات به طلا جدول کشی شده و برگ اوّل دارای سرلوح ممتاز است.

در ذیل صفحه آخر فرزند شارح سلمان بن خلیل در 1115 گواهی کرده است که استکتاب از روی نسخه اصل «أمّ النّسخ» و تصحیح مکرّر، بر حسب امر اشرف اقدس اعلی انجام گرفته است.

«565» نسخه دیگر

3 _ نسخه: مجلّد چهارم (ظاهرًا) است از دوره بسیار ممتاز یاد شده و مشتمل است بر شرح کتاب دعاء «کتاب پنجم کافی شریف» و شرح کتاب فضل القرآن «کتاب ششم کافی شریف» و شرح کتاب العِشره «کتاب هفتم که خاتمه اصول کافی شریف است، و پس از آن کتاب طهارت و اوّل فروع کافی شریف است».

تاریخ شروع در شرح کتاب دعاء: جمادای آخر 1068 و تاریخ ختم آن: روز پنجشنبه 15 ربیع دوّم 1069 و پایان استنساخ: 1114، و کاتب محمّد علی بن محمّد حسین طالقانی. تاریخ شروع در شرح فضل قرآن: ربیع دوّم 1069 و تاریخ ختم آن: روز شنبه 22 جمادای یکم 1069، و شروع در عشرت در همان ماه و فراغت از آن که پایان مجلّد حاضر و پایان شرح اصول کافی شریف است در چهارشنبه 25 جمادای دوّم «و انتقال الشّمس الی حَمَل فی ساعتین و نصف ساعه من لیله الجمعه السّابع و العشرین من الشهر المذکور» سنه 1069 در «دار الموحّدین» قزوین.

کاتب محمّد علی بن محمّد حسین طالقانی. تاریخ پایان کتابت: یکشنبه 19 ذیحجه 1114. در آخرین صفحه نسخه شرح معهود سلمان فرزند شارح در امر استکتاب و تصحیح نسخه به تاریخ 1115 نوشته شده است.

تمام صفحات مجدوَل و در صفحه آغاز هر یک از سه کتاب سرلوح بسیار ممتاز دارد.

«566» نسخه دیگر

4 _ نسخه: از مجلّدات دوره بسیار ممتاز یاد شده است که شرح خصوصیّات آن پیشتر گفته شد. و این مجلّد مشتمل است بر ترجمه و شرح تمام کتاب صلوه از اجزاءِ فروع کتاب کافی شریف.

ص : 101

شارح در مقدّمه این جلد گوید: «و بعد، چون نوّاب هُمیون اشرف اقدس اعلی... بالمشافهه... مأمور ساخت... خلیل بن الغازی القزوینی را به شرح کافی... شروع شد در شرح کتاب الصلوه که کتاب یازدهم است، بتاریخ رجب سال (1070) هجری».

مقصود شارح از «نوّاب هُمیون» شاه عبّاس دوم صفوی است.

پایان تألیف: روز پنجشنبه دهم جُمادای دوّم 1071. کاتب: محمّد علیّ بن محمّد حسین طالقانی. پایان کتابت: روز سه شنبه دوّم جُمادای دوّم 1108.

متن کافی شریف به خطّ نسخ، ترجمه و شرح به خطّ نستعلیق و در کمال زیبایی استنساخ شده. تمام صفحات به طلا جدول کشی و برگ اوّل دارای سرلوح ممتاز است.

در ذیل صفحه آخر نواده شارح سعید بن سلمان به خلیل قزوینی گواهی استنساخ و تصحیح را به امر شاه نوشته است.

«567» نسخه دیگر

5 _ نسخه: از مجلّدات دوره بسیار ممتاز یاد شده است که خصوصیّات آن گفته شد.

این مجلّد مشتمل است بر ترجمه و شرح تمام کتاب زکوه از اجزاءِ فروع کافی شریف که آن کتاب دوازدهم است و شارح در جُمادای دوّم 1071 در آن شروع نموده «و این مجلد پس از کتاب صلوه است»، و تاریخ تألیف زکوه: شب 4 شنبه 23 ربیع یکم 1072 بوده، و کاتب همان محمّد علی بن محمّد حسین طالقانی است.

پایان استنساخ: ربیع یکم 1115 و در هامش «بلغ قبالًا» نوشته شده، و سپس شرح کتاب صیام که سیزدهمین کتاب کافی است در ربیع آخر 1072 شروع به شرح و در روز جمعه دهم ماه شعبان همان سال از آن فراغت یافته.

کاتب نام خود و تاریخ کتابت را در آخر کتاب صوم ننوشته، امّا پیداست که به خطّ نستعلیق زیبای همان کاتب طالقانی است.

مولانا سلمان فرزند شارح در آخر کتاب صوم شرحی نگاشته است که این نسخه را از «اُمّ النّسخ» استکتاب و استنساخ و تصحیح نموده است «امتثالاً للأمر الأقدس الأعلی» که مقصودش بدون شکّ امر شاه سلطان حسین صفوی است.

دو سر لوح بسیار ممتاز دارد و همه صفحات جدول کشی شده.

«568» نسخه دیگر

ص : 102

6 _ نسخه: از مجلّدات دوره بسیار ممتاز یاد شده است که خصوصیّات آن پیشتر گفته شد، و این مجلّد مشتمل است بر ترجمه و شرح تمام کتاب حجّ از اجزاءِ فروع کافی شریف. شارح در مقدّمه این جلد نیز مطالبی که در مقدّمه جلد صلوه متعرّض شده، تکرار کرده است و گوید:

«شروع نمود در شرح کتاب الحجّ که کتاب چهاردهم است به تاریخ شعبان المعظّم سنه 1072».

تاریخ پایان تألیف این جلد: روز شنبه سلخ ماه شعبان 1074.

کاتب: محمّد علیّ بن محمّد حسین طالقانی. تاریخ استنساخ: 1116.

در ذیل صفحه آخر نواده شارح سعید بن سلمان بن خلیل گواهی کرده است که استکتاب از روی «أمّ النّسخ» و تصحیح بر حسب امر اقدس اعلی «شاه سلطان حسین مقصود است» انجام گرفته.

«569» نسخه دیگر

7 _ نسخه: از آغاز کتاب نکاح است تا آخر آن، که در چهارشنبه یازدهم محرم 1077، شارح از آن فراغت یافته، و سپس کتاب عقیقه است که در روز شنبه 19 صفر همان سال خاتمه یافته و سپس کتاب طلاق است که در روز شنبه 21 جمادای دوم سال مذکور شرح آن تمام شده است.

نام کاتب: محمّد تقی. تاریخ پایان استنساخ: روز سه شنبه 19 صفر 1118.

در صفحه آخر، سعید بن سلمان بن الشارح شرحی نگاشته است که به حسب فرمان اشرف اعلی «لا بدّ فرمان شاه سلطان حسین» نسخه را با کمال دقّت استکتاب و مقابله و تصحیح کرده است. مُهر «سعید من تولّی أهل البیت».

نسخه از لحاظ خطّ نستعلیق و کاغذ و سرلوحه و جدول کشی صفحات و تجلید از شاهکارهای بی نظیر زمان است.

«570» نسخه دیگر

نسخه: شرح کتاب بیستم است از «کتاب العتق و التدبیر و الکتابه» تا آخر کتاب «دَواجن». تاریخ پایان تألیف: روز پنجشنبه 28 جُمادای دوّم 1078 در قزوین.

کاتبِ نسخه چنانکه در صفحه آخر است: محمّد علیّ بن محمّد حسین طالقانی.

ص : 103

تاریخ پایان کتابت: روز چهارشنبه سوّم ماه رجب 1120.

علامت مقابله و تصحیح در نسخه دیده نمی شود و تمام صفحات جدول کشی شده و در چند موضع دارای سرلوح عالی است.

«571» نسخه دیگر

نسخه: آغاز: «اصل: کتاب فضل القرآن. شرح: این کتاب ششم است از سی کتاب که جزءِ کتاب کافی ابو جعفر...» است.

تاریخ پایان تألیف این کتاب: روز شنبه 22 جمادای یکم 1069. کاتب: بهاءالدین. تاریخ کتابت ندارد.

پس از این شرح کتاب العِشره «کتاب هفتم» است و تاریخ پایان تألیف آن در «دارالموحّدین قزوین»: روز 4 شنبه 25 جمادای دوّم 1069، «با شرح مربوط به انتقال شمس به حمل، چنانکه در نسخه دیگر گذشت».

کاتب: بهاءالدین ابن نظام الدین قرشی. تاریخ کتابت ندارد و در هامش «بلغ» دارد.

این دو بخش به خطّ نسخ نوشته شده، و پس از آن بخش های دیگری به خطّ نستعلیق است که اوّل و آخر ندارد، و پس از آن مقداری از شرح کتاب دعاء که آن کتاب پنجم کافی شریف است و شارح در روز پنجشنبه 15 ربیع دوّم 1069 از آن فراغت یافته، و نام کاتب ندارد، لکن به نظر می رسد به خطّ نسخ همان بهاءالدین قرشی است.

معلوم نیست در همان زمان ها که نسخه را صحّافی و جلد کرده اند، چرا آن را تا به این حدّ مشوّش و درهم نموده اند.

«572» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل ناقص است، و از اواخر باب سوّم شروع می شود که باب چهارم آن «باب أنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله أوّل من أجاب و أقرّ للّه عزّ و جلّ بالرّبوبیّه» است تا آخر کتاب الایمان و الکفر.

آغاز موجود: «و تکلیف در أبدان است و از ین قبیل است که وجود ذهنی را وجود ظلّی می نامند».

انجام: «و فرغ الشّارح خلیل بن الغازی القزوینیُ... من تحریر شرح هذا الکتاب «الایمان و الکفر» در یوم پنجشنبه غرّه شهر ربیع الأوّل سنه 1087».

ص : 104

کاتب: «سگک آستان علیّ بن ابی طالب علیه السلام: محمّد ولد شروین خوینی من أعمال قلا بر سلطانیّه».

تاریخ کتابت معلوم نشد. ظاهرًا نزدیک به زمان تألیف استنساخ شده. آثار مقابله و تصحیح مطلقًا در نسخه نیست.

تملّکِ «صلاحیت شعار، کربلایی نریمان ابن المرحوم شکری خوینی» در آخر نسخه هست.

«573» صحائف الأعمال

(دعاء _ فارسی)

از: حیدر بن نعمه اللّه طبسی. محدّث قمی علیه الرحمه فرماید: حیدر بن نعمه اللّه الطبسیّ، عالم فاضل کامل، صاحب کتاب «صحائف الأعمال» در ادعیه مأثوره، فارسی است، مرتّب بر یک فاتحه و سه صحیفه و خاتمه، و تاریخ آن در آخرش این بیت است:

سال و مه، روز وقت إتمامش شد رقم «صبح ثانی از شوّال»

و این مطابق است با سنه 1006: «فوائد رضویّه: 167».

و مؤلّف فاضل «فهرست دانشگاه 1: 151» گوید: «صاحب «ریاض العلماء» ملاّ عبداللّه افندی (متوفی 1130) در «صحیفه ثالثه» خود دعائی از این کتاب نقل نموده و آن را به ملاّ حیدر علی بن نعمه اللّه طبسی نسبت داده، از احوالات نگارنده چیزی در دست نیست. تاریخ نگارش از یک بیت آخر کتاب برمی آید که «2 شوّال 1006» می باشد». انتهی.

سپس نسخه کتابخانه مرکزی دانشگاه را که فاقد نام کاتب و تاریخ کتابت است، معرّفی کرده اند. و باید دانست که تاریخ فوت صاحب «ریاض العلماء»، تقریبی است.

در «فهرست رضویّه 2: 282» نیز نسخه ای که سیّد علی طبسی به سال 1068 نوشته یاد شده، لکن چون اوائل آن نسخه مفقود بوده، مؤلّفِ کتاب را نشناخته اند.

درباره تاریخ تألیف «صحائف الأعمال» که گذشت جمله «صبح ثانی از شوّال» است، در «فهرست رضویّه» نیز به همین صورت نقل شده، لکن در نسخه ما _ چنانکه خواهد آمد _ «صبح ثانی شوّال» است و کلمه «از» در آن نیامده، بنابرین برابر با 998 می شود.

مؤلّف در آغاز و انجام و گاه در خلال کتاب خود، اشعاری آورده که معلوم می شود دارای طبع شعر بوده است.

آغاز: «بسم... الحمد للّه الّذی أمرنا باقامه الصّلوه، وسیلهً لجزیل الثّواب والحسنات؛

ص : 105

و دعانا إلی تلاوه الدّعوات، نتیجهً لقضاءِ الحاجات و رفع الدّرجات. و الصّلوه علی رسوله المخصوص بعموم الدّعاء و خصوص المناجات، و آله السّالکین من المفروضات و المسنونات.

و بعد از ادای حمد و ثنای حضرت واجب الطاعتی که وظائف طاعات مکلّفین بی وسیله عرض نیاز نماز و سجود درگاه بی نیازش سمت قبول و صورت وصول ندارد... بر ضمایر زاکیه أهل طاعت و خواطر صافیه اصحاب دعوت، واضح ولائح است که چون تکلیف به اقامت صلوات _ که از ضروریّات دین و أفضل أعمال مکلّفین است _ وسیله حسنات و آمرزگاری، و واسطه نجات و رستگاری است، و ترغیب به تلاوت دعوات که به صلوه و سایر عبادات مقرون و ملحق است و به أکثر اوقات چون نماز منسوب و متعلّق از مستحبّات و مؤکّدات است...

و آنچه در باب نماز و دعا از کتب معوّله و صحف معتبره سمت تحریر یافته اکثری به حدّ إطناب و إکثار؛ قریب، و از طریق ایجاز و اختصار؛ بعید و غریب بود، و بعضی به إستیفای زبده مقصود وافی و در أدای خلاصه آن کافی نبود؛

به خاطر فاتر فقیر مُسیء و حقیر مَنسیّ: حیدر بن نعمت اللّه طبسی، رسید که خلاصه ای مشتمل بر ذکر صلوات و دعوات و فضائل و مثوبات آن، مأخوذ از کتب ثقات، چون: «مصباح» و «مهج الدّعوات» و «عدّه الدّاعی» و [مصباح] کفعمی» و «من لا یحضره الفقیه» و «مکارم الأخلاق» و «ثواب الأعمال» و «إقبال بالأعمال» و «جمال الاُسبوع» و أمثال این مجموع، مرتّب بر أوقات أیّام و أسابیع و شهور، جمع و تألیف نماید، و گاهی از بواقی عبادات و دَواعی اُجور و حسنات، اندکی به محلّ خود تبعیّت مذکور سازد...

و ترتیب این خلاصه بر فاتحه و سه صحیفه و خاتمه اتّفاق افتاد، و آن را «صحایف الأعمال» نام نهاد. واللّه الهادی الی الرشاد.

فاتحه. در احوال عمل صلوه و دعا.

صحیفه اوّل. در أعمال یومیّه.

صحیفه دوم. در أعمال هفته.

صحیفه سوم. در أعمال شهوریّه.

ص : 106

خاتمه. در أعمال مطلقه.

امّا فاتحه در أحوال عمل نماز و دعاء، مشتمل بر 3 قول. قول اوّل در ماهیّت و فضیلت و أقسام نماز، نماز عبارت است از مجموع أفعال معهوده...».

انجام: «لوجع الرّجل: بر کاغذی نویسد و برپای بندد، که درد ساکن شود، که: «والتفّت السّاق بالسّاق إلی ربّک یومئذٍ المساق».

دعای صحایف به پایان رسید و صحایف دعاء به اختتام کشید، بحمداللّه و المنّه که بتوفیق رفیق کارساز جمع و تألیف صحایف دعاء و نماز، به طریق أیسر میسّر گردید، و به إمداد خاطر خسته و خامه زبان شکسته، سطری چند شکسته بسته از آغاز و انجام به اتمام رسانید، بیت:

شکر کز لطف ایزد متعال شد تمام این صحایف الاعمال

سال و مه، روز و وقت إتمامش شد رقم «صبح ثانی شوّال»

تمّ تحریرًا فی ظهر یوم الإثنین، تاسع شهر صفر _ ختم بالخیر و الظفر _ من شهور سنه ثمانین و ألف».

نسخه: دارای 307 برگ. دو روی برگ 1 و روی برگ 2، مطالب گوناگونی به خطّ حاج ملاّ عبداللّه هرندی(1) نوشته شده. ظهر برگ 2 نیز که صفحه اوّل کتاب است، به خطّ همو است، و در هامش روی برگ 3 چنین نوشته: «قد صار هذا الکتاب مالی _ أحسن اللّه بالهُدی حالی _ و أنا عبدالله بن حاجی هادی». برگ های «294 تا 300»

ص : 107


1- 1) در (اعراب و تفسیر ستّ سور. ش...) از این دانشمند یاد کردیم، و فرزند او ملاّ محمّد نیز در (عدّه الحصن الحصین. ش...) مذکور است. مؤلّفِ «تذکره القبور _ ط 2: رجال اصفهان: 143» در باب پنجم که وصف قبرستان آب بخشان اصفهان است و اکنون از آن اثری نیست فرماید: بیرون بقعه، طرف چپ، قبر حاج محمّد هادی هرندی برادر ملاّ محمّد مهدی که در مقبره مجلسی است [می باشد]، او را از اجلّه مقدسین شمرده اند، اولاد او تاکنون از علماء و ائمّه هرند [بشمارند]. پسرش حاجی ملاّ عبداللّه مؤلف سه کتاب است: «دلائل الدین» سه جلد. «نور القبور» اصول الدین. «مجمع أسرار القرآن». انتهی. آقای معلّم حبیب آبادی در پاورقی تذکره توضیح داده اند که حاج ملاّ عبداللّه وفاتش سنه 1256 به سن 78 سالگی، قبرش در پهلوی امامزاده اسحق واقعه در هرند _ از دهات کوهپایه _ می باشد. انتهی. لکن به علّت درهم بودن عبارت تذکره، مؤلّف بزرگوار «ذریعه 8: 250» آنجا که «دلائل الدین» را عنوان کرده اند مدفن حاجی ملاّ عبداللّه را در قبرستان آب بخشان تصوّر کرده اند. توضیحًا نسخه کتاب «نور القبور و سرور یوم النشور» در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود و در «فهرست دانشگاه: 238» معرفی شده است.

اصل نیز به خطّ همین شخص است. ظهر برگ آخر صفحه ای است از تصریف «أمثله». کاغذ چاربغل، جلد تیماج قرمز با ترنج و سرطبل، آستر تیماج مشکی، خط شکسته نستعلیق 13 سطری، دعاها نسخ مضبوط، عناوین و علامات به شنگرف، قطع 13×20، متن 8 × 14. تاریخ تألیف و کتابت از انجام نسخه نقل شد. نام کاتب و آثار تصحیح و مقابله ندارد.

«574» صِحاحُ اللّغه

(لغت _ عربی)

از: ابو نصر اسمعیل بن حمّاد جوهری فارابی تُرکی (متوفّی 393 ظ).

کتاب: از مصنّفات بسیار مشهور و معتبر لغت است و مکرّر چاپ شده.

نسخه: به خطّ نَسخ بسیار ممتاز عبدالکریم بن حبیب اللّه. تاریخ پایان کتابت: روز جمعه نهم جمادی الأولی 1104. ظهر نسخه تملّک و مُهر «عبده الراجی اسداللّه بن عبداللّه» و صورت وقفنامه ای است از محمّدرضا ابن مرحوم مولانا جمشید، غلام خاصّه شریفه، به تاریخ ربیع الثانی 1129.

«575» الصحیفه الثّانیه السّجادیّه

(دعاء _ عربی)

از: مولانا محمّد بن حسن بن علیّ بن محمّد، معروف به شیخ حُرّ عاملی، صاحب «الفوائد الطوسیّه. ش...».

کتاب: جامع شصت و پنج دعاء از ادعیه حضرت سیّد السّاجدین امام زین العابدین علیّ بن الحسین علیهماالسلام است که از کتب معتبره گرد آورده و مقدّمه مبسوطی تقریبًا مُساوی با اصل ادعیه، در نود و سه فصل پیرامون مسائل مربوط به دعاء و نیایش بر آن نگاشته که بسیار مفید است.(1)

این کتاب چنانکه در «الذریعه» آمده، به طبع رسیده است.

تاریخ فراغت از تألیف: ماه رمضان 1053.

نسخه: به خطّ محمّد مهدی بن عبدالرّضا حسنی حسینی مختاری سبزواری.

تاریخ پایان کتابت: روز جمعه دوّم جُمادای دوّم 1073 در مشهد مقدّس رضوی، از روی نسخه خطّ مؤلّف که از دست او گرفته است.

ص : 108


1- 1) مؤلّف پس از این تألیف نسخه دیگری بدون مقدّمات مذکوره ترتیب داده است که در شماره بعد نسخه ای از آن را می آوریم.

«576» الصّحیفه الثّانیه السّجّادیّه

(دعاء _ عربی)

از: مولانا محمّد بن حسن، معروف به شیخ حرّ عاملی اعلی اللّه مقامه.

کتاب: نسخه دیگری است از «صحیفه ثانیه» که در شماره پیشین معرّفی شد، و مؤلّف در مقدّمه گوید که به خواهش یکی از دوستان مقدّمه مبسوط نسخه اوّلی را حذف نموده و این نسخه را بسی مختصر مرتّب کرده است.

نسخه: به خطّ نسخ ممتاز محمّدرضا بن موسی از خوشنویسان ماهر عهد ناصری. تاریخ کتابت: روز جمعه 21 ماه رجب 1275 ظاهرًا در اصفهان و به امر میرزا سلیمان خان رکن الملک.

کاغذ نسخه پوست آهو بره است و دارای سرلوحه با تذهیب قاجاری و جداول ممتاز. تملّکِ سلیمان بن محمّد کاظم و مهر او «رکن الملک» ظهر نسخه و مهر دیگرش «عبده الراجی سلیمان» در آخر نسخه هست.

«577» الصّحیفه العلویّه و التّحفه المرتضویّه

(دعاء _ عربی)

از: شیخ عبداللّه بن صالح بن جمعه السّماهیجی البحرانیّ _ علیه الرحمه _ صاحب «القامعه للبدعه. ش...».

شرح حال این عالم متتبّع کثیرالتّألیف اخباری مسلک، در کتاب شریف «روضات الجنّات: 370 ط اوّل، 363 ط دوّم» آمده و تاریخ وفاتش را از «لؤلؤه البحرین» این گونه نقل فرموده اند: «لیله الأربعاءِ التّاسع من شهر جُمادی الثّانیه سنه الخامسه و الثّلثین بعد المائه و الألف».

یعنی در شب چهارشنبه نهم جُمادای دوّم 1135، و این چنین است در چند نسخه خطّی و چاپی «لؤلؤه» و جاهای دیگری که از آن گرفته اند، مانند «قصص العلماء».

پس در «مکارم الاثار 3: ش 371 ص 825» که گوید: «وفاتش شب ادینه 9 ج 2 سنه 1135 در بهبهان»، «آدینه» سهوالقلم است و جای شبهه نیست، چون غرّه آن ماه در تقویم سه شنبه است.

خطای دیگر در نسخه پر غلط «أنوار البدرین: 174 ط نجف 1377» باز به نقل از همان «لؤلؤه»: «تاسع عشر» است که «عشر» زائد است.

ص : 109

امّا تاریخ تولّد شیخ عبداللّه، آن نیز تنها مستند به اجازه موسّعه «الإجازه الکبیره» سیّد عبداللّه جزائری (1112 _ 1173) است که در شرح حال او «ق 148 ظ، نسخه خطّ سیّد بهاءالدین محمّد فرزند مُجیز، ص 205 چاپ قم 1409» گوید: «و ذکر فی عدّه من مسفوراته أنّه ولد سنه ستّ و ثمانین و ألف».

شگفتا که در «أعیان الشیعه 38: 118» در آغاز شرح حال نوشته اند: «ولد 1076» و سپس عبارات اجازه کبیره را به تفصیل آورده اند، جز «و ذکر فی عدّه مسفوراته أنّه ولد سنه ستّ و ثمانین و ألف» را که آن را حذف کرده و نیاورده اند و این از عجائب است! و 1076 نیز تصحیف از 1086 است.

به هر حال، شیخ عبداللّه، همانند استادش شیخ سلیمان به عبداللّه الماحوزی (1075 _ 1121) کمتر از پنجاه سال زیسته است، و نام و نشان تألیفات فراوانش در «کواکب منتثره: 461 _ 464» یاد شده است.

کتاب شریف: شامل یکصد و پنجاه و شش گونه دعاء و حِرْز و تعویذ و مناجات است که از حضرت امیرالمؤمنین و امام المتّقین علیّ بن أبیطالب _ صلوات اللّه و سلامه علیه _ روایت شده، و به چاپ رسیده است.

فراغت از تألیف: روز چهارشنبه آخر شوّال المکرّم 1129 در دهکده أصبع بحرین.

نسخه: به خطّ محمّد باقر بن محمّد رضا القاری. تاریخ پایان کتابت: روز آدینه چهارم ربیع دوّم 1232.

امتیاز نسخه در این است که عالم متبحّر متتبّع آگاه، آیه اللّه الحاجّ میر سیّد محمّد موسوی چهارسوقی، نیای گرامی _ أعلی اللّه مقامه الشریف _ نسخه را به دقّت هر چه تمام تر، از اوّل تا به آخر، مکرّر در مکرّر، مطالعه نموده و با کتب معتبر مقابله فرموده و نسخه _ بدل های فراوان بر آن نوشته، و هم دعاهای دیگری که منسوب به آن امام هُمام _ علیه الصلوه و السلام _ در مواضع معتبر یافته، به عنوان مستدرک در حواشی نسخه و هم در برگ های جداگانه در اوّل و آخر نسخه گردآوری کرده و مجموعه ای پرارزش به وجود آورده است. جزاه اللّه تعالی خیرًا و أقرّ به عینه فی الجنّه المأوی.

نیای معظَّم در ظهر نسخه نوشته اند که آن را والد ماجد بزرگوارشان، آیه اللّه العظمی آقای حاج میرزا سیّد زین العابدین _ اعلی اللّه مقامه _ در روز غدیر 1248 به ایشان بخشیده اند.

ص : 110

«578» الصواعق المحرقه

(ردیّه _ عربی)

از: ابوالعبّاس احمد بن محمد هیتمی، معروف به ابن حجر مکّیّ، متوفی 973.

کتاب: به گمان نویسنده آن در ابطال و ردّ عقائد شیعه است، برای منحرفان پس از او تا عصر حاضر! لکن _ به إلجاءِ قادر متعال _ بسیاری از فضائل و مناقب اهل بیت نبویّ و اولاد اطهار علیهم السلام و پیروانشان در آن آمده و نویسنده ناخودآگاه زبان به اقرار و اعتراف گشوده است، از قبیل آنچه در فصل اوّل از باب سوّم گوید:

«.. ففی ذات أولاده (صلّی اللّه علیه [و آله] و سلّم) من الشّرف ما لیس فی ذات الشّیخین...»: «الصواعق 1: 173، مؤسّسه الرساله، بیروت، دار الوطن، الریاض، 1417».

تاریخ پایان تألیف: 12 شوّال المکرّم 950: تصویر آخر مقدّمه الطبع.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، گویا در سده دوازدهم نوشته شده، و از آغاز و انجام افتادگی دارد. تملّک و مهر «عبده محمدباقر بن محمدحسن 1321» به تاریخ ماه رمضان 1330 در اوّل و آخر نسخه هست.

«579» صوافی الصّافی

(تفسیر _ عربی)

از: یعقوب بن ابراهیم الحویزیّ البختیاریّ، متوفی 1147 در حویزه.

کتاب: تفسیر موجز ممتازی است بر قرآن کریم، و گویا مبتنی بر سه تفسیر «صافی، أصفی، مصفّی» از مرحوم آخوند ملاّ محسن فیض کاشانی.

ده سالی پیش از این زمان، راقم این فهرست مقاله ای پیرامون این کتاب شریف و مصنّفش به تفصیل نوشت که در مجلّه «بیّنات 12 سال سوم شماره 4، زمستان 1375. قم» با عنوان «مفسّر فقیه علاّمه حویزه و تفسیر صوافی الصافی» چاپ شد (از ص 158 تا ص 169).

آن مقال به صورت صحیح در «مجموعه مقالات» تجدید چاپ خواهد شد، ان شاء اللّه تعالی. و اینک در اینجا به گفتار حزین لاهیجی «1101 یا 1103 _ 1180» بسنده می کنیم:

حزین لاهیجی _ علیه الرحمه _ در کتاب تاریخ و سفرنامه خود، پیرامون سال 1136 گوید:

«پس به شهر حویزه رفتم، سیّد محمّدخان بن سیّد فرج اللّه خان مشعشع در آن

ص : 111

مملکت والی بود، مراسم مودّت تقدیم کرد، و از افاضل آن بلده بود شیخ یعقوب حویزاوی، در فنون ادبیّه و حدیث و فقه و مَغازی و سیَر و انساب؛ مهارت و حفظی قویّ داشت»: «تاریخ حزین: 70. اصفهان. 1332. به تصحیح و اهتمام مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر الفت».

نسخه: بخطّ شخص مؤلّف است. تاریخ پایان: غرّه ذی القعده (1140). چند برگ از اوّل ناقص است. ظهر نسخه تملّک «عبّاس البلاغی» دارد. ابتیاعی از بقایای کتابخانه آقا شیخ محمدرضا ابوالمجد نجفی.

توضیح درباره نام کتاب، از «فرهنگ فارسی دکتر محمّد معین»: «صوافی، جمع صافیه: 1 _ آن قسمت از غنایم که به پیغمبر و امام می رسید و از غنایم دیگر _ که میان غازیان تقسیم می شد _ ممتاز بود. 2 _ اَملاک خالصه».

جای سند%%

ص : 112

صیغ العقود و الایقاعات: ش 419 پیوست 418

«580» ضوء المصباح یا: الضوء علی المصباح

(نحو _ عربی)

از: تاج الدین محمّد بن محمّد بن احمد بن السّیف الاسفراینی، صاحب «اللّباب فی علم الإعراب» یاد شده در «العُباب. ش...».

کتاب: شرحی است _ حاشیه مانند _ بر کتاب «المصباح» ناصر بن عبدالسیّد مطرّزی، در علم نحو، به «قوله»، که شارح آن را به خواهش دانشمندی از شرح کبیر سابق ناتمام خود «المفتاح فی شرح المصباح» منتخب کرده است، و به طبع رسیده. «معجم المطبوعات: 436 و 1760».

آغاز: «إنّ أحقَّ ما یتوشّح بذکره صدور الکتب و الدفاتر».

نسخه: بخطّ محمّد بن محمود بن علیّ المدعوّ سعید الشّادمانیّ. پایان کتابت: نیمه شب هفتم صفر «725»، در حال غربت در مدرسه مجیریّه بخارا.

ترجمه فارسی برخی از کلمات بخطّ کاتب در حواشی دیده می شود. ظهر نسخه، نام کتاب «شرح المصباح» قید شده، و نیز ابیاتی از «طبری» بخطّ کاتب آمده است. در اواسط نسخه تاریخ ولادتی در پنجشنبه دهم ذی القعده «735» و دو غزل از «سلیم» و پنج بیت عربی در ضبط مسائل حال از مولانا عمادالدین الکلکی، نوشته شده.

تملّک محمّدعلی الحسینی که به سال 1090 در کرمان نسخه را خریده، و تملّک

ص : 113

فرزندش عبدالقادر بن محمّدعلی الحسینیّ الاردبیلیّ و مُهر او «عبدالقادر الحسینیّ 1124» و تملّک و مهر «سیّد محمّد الحسینی» و تملّک محمّد المدعوّ ببهاءالدین العاملی، در نسخه هست.

جلد: میشن مشکی، آستر میشن قهوه ای، با ترنج وسط جلد.

«581» نسخه دیگر

نسخه: گویا از سده نهم است و فاقد دو برگ از آغاز و یک برگ از انجام، که از روی نسخه (ش 580) تکمیل شد.

در حواشی سراسر این نسخه مطالبی از دیگر شروح «المصباح» و کتب دیگر نقل شده است، و مطلب شایان توجّه این که در اوائل کتاب «روی برگ 23» در سخن شارح چنین آمده است: «و ذکر جدّی، رحمه اللّه»، و در حاشیه این موضع _ از نسخه جای گفتگو _ این توضیح دیده می شود: «أی المصنّف»، که از این توضیح معلوم می شود مطرّزی جدّ شارح اسفراینی بوده است. لکن این مطلب در جای دیگر به نظر نرسید.

همچنین، در موضع دیگر «روی برگ 21» در ذیل این عبارتِ شارح: «و قد نبّهت ه_ل_هنا علی رموز خلا عنها الأصل المنتخب»، در هامش چنین آمده است:

«أی أصل الشّرح الّذی شرحَه المصنِّف و سمّاه بالمفتاح ثمّ انتخب «ضوء المصباح» منه».

«582» ضیاء القلوب

(فارسی)

از: عالم ربّانی و فاضل صمدانی مولانا محمّد بن عبدالفتّاح تنکابنی مازندرانی مشهور به فاضل سَراب(1)، که از جمله افاضل شاگردان ملاّ محمّدباقر سبزواری صاحب «جامع الزّیارات عبّاسی» بوده و از او جمعی دیگر از دانشمندان آن عهد روایت می کند.

شرح حالش در «روضات الجنات 619 _ 620» و خاتمه «مستدرک: 386» و «تذکره القبور _ رجال اصفهان: 25 _ 28» و «قصص العلماء: 387» و «الفوائد الرضویه: 550 _ 551» و «ریحانه الادب 2: 179» و «معجم المؤلّفین 10: 180» و «أعیان الشّیعه 45: 271 _ 272» و مواضع دیگر مذکورست.

ص : 114


1- 1) در قصص العلماء: 387 گوید: محمد بن عبدالفتاح تنکابنی از اهل بلد مؤلفِ کتاب و از اهل قریه ایست مسمّاه به «سراب» که در سابق اوقات آبادانی بود، اکنون خراب و در جِوارخورده ییلاق تنکابن واقع است...

در «أعیان الشّیعه» چیزی سوای نقل قسمتی از «رساله حجیّت أخبار و إجماع» و یادی از «رساله وجوب عینی نماز جمعه» که هر دو از فاضل سراب است دیده نمی شود، علّت این است که مؤلّف أعیان الشّیعه قبل از مبیّضه کردن حرف میم کتاب خود وفات یافته و آنچه نوشته هم به صورت یادداشت بوده است.

فاضل سراب را تألیفات بسیاری است بالغ بر سی کتاب و رساله، و أسامی پاره ای از آنها در روضات و سایر مآخذ شرح حال وی که عمومًا از روضات گرفته اند مذکور، و از جمله: «سفینه النّجاه» وی که در اصول دین نگاشته و پیرامون إمامت بطور مستوفی بحث کرده است، نسخه آن در «فهرست رضویّه 1: 46» معرّفی و سال تحریر آن را 1102 تعیین کرده اند. ظاهرًا نسخه کتاب کلامی ناشناخته که از فاضل سراب در «فهرست دانشگاه 3: 578 و 6: 2512» یاد و تاریخ ختم تألیف آن را نیمه روز پنجشنبه 14 ج 2 _ 1102 نوشته اند؛ نسخه ای از همین «سفینه النّجاه» باشد که به علّت ناقص الاوّل بودن نسخه آن را نشناخته اند، و اللّه العالم.

دیگر از تألیفاتش «رساله رؤیه الهلال» که در 26 محرّم 1106، و «رساله فصول أذان(1)» که عصر جمعه أواسط ماه شعبان 1098، و «رساله در حلّ شبهه جذر الأصمّ» که در أواسط ج 1 _ 1097، و «رساله توحید _ إثبات وجود صانع» که در اواخر حجّه 1103، و «رساله شبهه المیزان» که در أوائل حجّه 1088 (ظ)، و «رساله حجیّت أخبار و إجماع» که در ماه رمضان 1105، و «رساله وجوب عینی نماز جمعه» که در أواخر ماه رمضان 1106، از تألیف آنها فراغت یافته است؛ نُسخ تمام اینها در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود، و به ترتیب در «فهرست دانشگاه 5: 1921 و 1960 و 3: 55 و 213 و 4: 905 و 5: 1676 و 2094» معرّفی و توصیف شده اند و بیشتر آنها به خطّ شیخ محمّد بن حبیب گیلانی شاگرد مؤلّف است که در زمان حیات او إستنساخ کرده و هر یک را تاریخ گذارده است.

ص : 115


1- 1) آقای جزائری صاحب کتاب «نابغه فقه و حدیث» در نامه مورّخه «28 صیام 81» از اهواز چنین مرقوم داشته اند: «من این رساله را دارم... نهایت، در فصول اقامه است نه اذان، و مؤلّف «فهرست دانشگاه» اشتباه کرده است. رد أوائل آن گوید: قد اشتهر بین الأصحاب کون فصول الاقامه مَثنی مثنی عدا التهلیل فی آخرها، إلخ، و این نسخه ضمن مجموعه یی است در عصر مؤلّف و حواشی «منه مدّ ظلّه» بر آن نوشته شده».

بیشتر تألیفات فاضل سراب به عربی است. وی بنا بر نگارش «روضات الجنات» که در سایر کتب نیز از آنجا نقل کرده اند، در روز عید غدیر (18 حجّه) سال 1124 در اصفهان وفات یافته و در تکیه ای مخصوص به خود که هنوز هم برقرار است؛ روبروی تکیه آقا محمّدکاظم واله شاعر معروف واقع در خیابان ابتدای تخت فولاد مزار عمومی اصفهان مدفون شد و بقعه ای عالی بر قبر او ساختند.

از أعقاب فاضل سراب هنوز در اصفهان جمعی به سر می برند.

کتاب «ضیاء القلوب» که جای گفتگوست از آثار نفیسه کلامی این دانشمند است که به زبان فارسی تألیف کرده و مشتمل بر چهار مقصد گردانیده، توحید، نبوّت، إمامت و معاد؛ لکن غرض اصلی او از تألیف این کتاب بحث در خصوص مسأله امامت بوده و لذا سایر مباحث به طور اختصار بیان دشه و هر یک بیش از دو سه برگ از این کتاب مبسوط را اشغال نکرده است، در صورتی که مبحث امامت آن را می توان یکی از کتب مشروح و استدلالی این موضوع به شمار آورد.

مع الاسف نسخه ما نقص کوچکی بر آن وارد شده و نصف بالای برگ اول که مشتمل بر خطبه بوده با قسمتی از مقدّمه مؤلّف در سابق بریده شده و کاغذ سفید به جای آن إلصاق گردیده است.

آغاز موجود: «و بعد، چون عمده کتب شافیه وزُ بر... و جمعی که بعربی ربطی است بسبب آشنایی بآن زبان و باعث انتفاع... انتفاعی که بآن اکتفا توان نمود نمی توانند برد، بنا بر این این ذرّه بیمقدار... محمّد بن عبدالفتّاح تنکابنی _ غفر اللّه ذنوبهما و ستر عیوبهما را خاطر رسید که بعد از استخاره بزبان فارسی... تألیف نماید که برادران ایمانی و طالبان حیاه جاودانی بعد از تخلیه نفس از عادات و أهواء و دست شستن از پیروی آباء و کبراء که ضرر رساننده بر دین و ایمان و محروم کننده از نعمتهای جاودان ازینها بیرون نیست؛ تأمّل در براهین و أدلّه نموده از حضیض تقلید که درین علم انتفاع ظاهری ندارد متصاعد گشته به أوج استدلال رسیده به آرام تمام متمکّن گردند، و این کتاب را «ضیاء القلوب» نامید، و آن مشتمل است بر چهار مقصد».

فهرست مطالب: مقصد اوّل، در اثبات صانع تعالی و بعض امور متعلّقه بر صانع و این مشتملست بر چند فصل: فصل 1 _ در اثبات صانع، فصل 2 _ در بیان علم صانع، فصل

ص : 116

3 _ در اینکه علم واجب تعالی عین ذات اوست، فصل 4 _ در بیان عینیّت وجود واجب، فصل 5 _ در اشتراک معنوی موجود میان واجب و ممکن. مقصد ثانی: در نبوّت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم . مقصد ثالت: در امامت، مقدّمه اولی، در اجماع و بعض اموری که متعلّق است به آن. مقدّمه دوم، در بعض آنچه در سقیفه بنی ساعده واقع شده. فصل 1 _ در امامت حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام . فصل 2 _ در آنچه متعلّق به امامت ابوبکر است. فصل 3 _ در آنچه متعلّق است به امامت عمر بن الخطاب. فصل 4 _ در آنچه متعلّق است به امامت عثمان به عفّان. فصل 5 _ در مطاعن، و در این فصل مناقب جناب أمیرالمؤمنین علیه السلام و مطالب متفرّق دیگری از کتب أهل سنّت آورده. فصل 6 _ در إثبات امامت سایر ائمّه اثناعشر علیهم السلام . مقصد رابع: در مجملی از معاد جسمانی.

انجام: «و اگر یقین به یکی ازین دو بهم نرسد آن را در عرصه امکان بگذارد. و اکتفا به همین قدر می کند در کتاب، و ذکر نمی کند اموری که مشهور است که درین مبحث ذکر می کند أقلّ خلق اللّه الغنی: محمّد بن عبدالفتّاح التّنکابنی، غفر اللّه ذنوبهما، قد تمّ فی ثالث عشر من شهر رمضان المبارک سنه 1104(1) علی ید أقلّ خلق اللّه و أضعفهم میرزا علی بن محمّد یوسف، غفر اللّه ذنوبهما...».

نسخه: دارای 187 برگ، روی برگ 1 و دو روی برگ آخر سفید است، نام کتاب و مؤلّف روی برگ 1 نوشته شده و چنان که گفتیم نیمی از برگ 1 در سابق بریده شده و نقصانی به خطبه و دیباچه کتاب وارد گردیده است. کاغذ دولت آبادی، خط نستعلیق، عبارات عربی نسخ زیبا، 23 سطری، مقاصد و فصول و خط بالای عناوین و عبارات عربی به سرخی، جلد تیماج سبز، آستر تیماج قرمز، هر دو روی جلد با طلا خط کشی، و نسخه در این اواخر صحافی شده است، قطع 16 × 25، متن 10 × 18، در هیچ جای نسخه حاشیه ای دیده نمی شود و آثار مقابله ندارد و خالی از غلط نیست.

«583» طیف الخَیال فی مناظره العلم و المال

(منشآت-عربی)

از: محمّد مؤمن ابن الحاجّ محمّد قاسم ابن الحاجّ محمّد ناصر ابن الحاجّ محمّد.

ص : 117


1- 1) چنین است تاریخ سال در نسخه، و ظاهرًا مقصود 1114 باشد که به رسم قدیم نوعًا صفر رقم عشرات را در امثال این سنوات هم می گذارده اند.

الامامیّ مذهبًا، العجمیّ لقبًا، العربیّ نسبًا، الشیرازیّ مولدًا، الجزائریّ محتدًا، الشیعیّ معتقدًا:

«خِزانه الخَیال: 206، چاپ قم، 93 ق، 52 ش».

تولّد: محمّد مؤمن تاریخ تولّد خودش را _ تا جایی که آگاه شده ایم _ در دو کتاب خود نوشته است.

اوّل، به نقل «آثار عجم»، در «دُرر الحِکم» به این عبارت: «وُلد المحرّر أواسط أوّل الحُرم عام 1074». سخن «آثار عجم» را خواهیم آورد.

دوّم، به نقل «ذریعه 4: ش 1043»، در «تعبیر طیف الخَیال»، که بالواسطه از جلد اوّل آن کتاب، این گونه آورده اند:

«ولدتُ فی شیراز فی دارنا الواقعه فی المحلّه المنسوبه الی الشیخ عروه، و ذلک... فی ضُحی السّبت سابع عشر شهر رجب الأصبّ من سنه أربع و سبعین و ألف».

این تاریخ را _ با ارقام _ در «کواکب منتثره: 748» نیز از همان مأخذ آورده اند، لکن به هنگام تجدید نظر، در آن میان افزوده اند که: «ثمّ فی سنه 1130 ألّف کتابه خزانه الخیال»، و این موهم آنست که تاریخ یاد شده از «خزانه» باشد،(1) و لیس کذلک. ترجمه محمّد مؤمن در «کواکب» به هنگام چاپ _ به دست ناشر _ با عباراتی خاصّ بازسازی شده و دارای اشتباهاتی است و نوشته اصل نامعلوم است.

در مستدرکات «ذریعه 25: 362» _ به خطا و تشتّت حواسّ _ این تاریخ غلط و به کلّی زائد را برای محمّد مؤمن افزوده اند: «المولود 17 _ رجب 1084»!

وفات: در برخی مواضع، تاریخ وفات محمّد مؤمن را _ بدون ارائه مأخذ _ به سال 1130 «یکهزار و یکصد و سی تمام» نوشته اند، لکن این تاریخ پایان تألیف «خزانه الخیال» است، و در مآخذ اصلی شرح حالش هیچ سخنی از پایان زندگی و تاریخ فوت دیده نشد.

قدیم ترین مأخذ ترجمه محمّد مؤمن کتاب «سبحه المرجان، فی آثار هندستان، چاپ بمبئی 1303» تألیف میر غلامعلی آزادبلگرامی «1116 _ 1200: مکارم 1: ش 63» است، و حاصل سخن او را مرحوم داور «حدود 1251 _ 1325» در تذکره «مرآه الفصاحه: 566» به فارسی درآورده است، این گونه:

ص : 118


1- 1) توجّه دهیم که در «تقویم و ستنفلد» غُرّه آن ماهِ رجبْ سه شنبه است.

«او شاعری است نیکوبیان، و در زمان سلطان اورنگ زیب عالمگیر از شیراز به هند سفر کرده، و در دیار خود و هند کسب فضائل کرده، و مدّتی ملازمت فاضل خان _ که از اُمراءِ سلطان اورنگ زیب بوده _ کرده، و در بعض قصائد خود گفته:

لا غروَ إن سرت نحو الهند من تعَب فالعینُ إذرَ مِدت ترتاح فی الظلَم

و او را تصانیف چند است...». هیچ تاریخی در این مأخذ نیامده است.

دیگر: نیای معظّم «1226 _ 1313» _ أعلی اللّه مقامه _ مطالب ارزشمندی از «خِزانه الخَیال» در کتاب شریف «روضات الجنّات» نقل فرموده اند، از جمله، سخنان محمّد مؤمن را در مدح شیخ بهائی _ علیه الرحمه _ ، و به این مناسبت، او را این چنین ستوده اند:

«مولانا العالم العارف الجامع المؤیّد البارع المسدّد الحاج محمّد مؤمن...، و له کتب مبسوطه...، منها کتابه الموسوم بخِزانه الخَیال...».

دیگر: حاجی میرزا حسن حسینی فسایی «1237 _ 1316: مکارم 4: ش 518» _ علیه الرحمه _ ، در کتاب مهمّ «فارسنامه ناصری 2: 141، چاپ سنگی طهران، 1313 ق»، در عِداد علماءِ شیراز گوید:

«مولانا محمّد [کذا] شیرازی، صاحب کتاب «طیف الخَیال فی مناظره العلم و المال»، ولد حاجی قاسم جزائریّ الأصل، از شیراز مسافرت به هندوستان نمود و چون ساغرش از نوال بزرگان آن سامان تهی بماند به معیشتی ضنکاء قناعت کرده برای تسلّی خاطر شروع در کتاب «طیف الخَیال» نموده و در سال هزار و صد و شانزده به انجام رسانید و در آخر آن کتاب نوشته است سنین عمرم میانه ثلثین و اربعین است».

به معیشتی ضنکا اشاره است به آیه شریفه و مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا: «124، سوره مبارکه طآهآ».

دیگر: مرحوم میرزا آقای فرصت، محمّد نصیر حسینی شیرازی «1271 _ 1339: مکارم 6: ش 1232»، در کتاب نفیس «آثار عجم: 429، چاپ سنگی بمبئی، 1354 ق»:

«مولانا محمّد مؤمن شیرازی ابن الحاجّ محمّد قاسم ابن الحاجّ ناصر الجزایری، که از علماءِ شیعی است، در رساله مسمّی به «درر الحکم» که آن رساله جزئی از کتاب «لطایف الظرایف» است و آن جلد هفتم از «محاسن الاخبار و مجالس الأخیار»، وصفی از شیراز

ص : 119

گوید به الفاظی بی نقطه و از مولد و سال ولادت خودیش در آن اشاره کند...».

و تاریخ ولادت را از آنجا این چنین آورده: «وُلد المحرّر أواسط أوّل الحُرم عام 1074»، و سپس سخن محمّد مؤمن را در اوصاف شیراز آورده است.

فرصت _ علیه الرحمه _ عبارت تاریخ را در حاشیه ای این گونه ترجمه کرده است:

«زایءیده شده است تحریرکننده «یعنی مصنّف» در اواسط اوّل شهرهای حرام «که ذیقعده باشد» سنه یکهزار و هفتاد و چهار».

امّا مقصود محمّد مؤمن از اوّل شهرهای حرام ماه شریف رجب است نه ذیالقعده، چنان خود نیز در جای دیگر تصریح کرده است.

و نیز بیافزاییم که مُرادف نام «محاسن الأخبار» در نسخه جای گفتگو «و مُجالس الأخیار» به ضمّ میم ضبط شده است.

دیگر: عبدالحیّ بن فخزالدین حسنی لکهنوی «1286 _ 1341: مکارم 8: ش 1634» در کتاب «نُزهه الخواطر و بهجه المسامع و النواظر6: ش 673، چاپ حیدرآباد دکن، 1376 ق» گوید:

«الشیخ الفاضل محمّد مؤمن بن الحاجّ محمّد قاسم الشیعیّ الجزائریّ،الأدیب المشهور».

سپس نام استادان و مصنّفات او را برشمرده و داستانی از کتاب «مجالس الأخیار» او آورده، و ظاهرًا مقصودش «محاسن الأخبار و مجالس الأخیار، فی سبع مجلّدات» است که در ضمن مصنّفاتش نوشته است. عبدالحیّ جز تاریخ تألیف «سبکه اللجین» محمّد مؤمن که به سال (1101) بوده است هیچ تاریخ دیگری در آن شرح حال نیاورده و از آخر و عاقبت او و خاکجایش نیز سخنی نگفته است.

باری، ملاّ محمّد مؤمن را مصنّفات بسیاری است همه به زبان عربی، و همواره کوشش او در به کار گرفتن انواع صنایع بدیع ادبی و منشیانه فصیح و بلیغ و ممتاز بوده است، و عموم آثار او را شیخنا العلاّمه _ أعلی اللّه مقامه _ در جای جای «الذریعه» آورده اند، و بالخصوص، شرح درست و دقیق در جلد چهارم ذیل عنوان «تعبیر طیف الخَیال» که مؤمن در آن کتابْ «طیف الخَیالِ» جای گفتگو را شرح کرده است، و شگفتا که بهنگام گزارش اسامی مصنّفاتش در «طیف» از «تعبیر» هم یاد می کند!

دو مجلّد از تعبیر در کتابخانه مرحوم آقای قاضی طباطبائی در تبریز بوده است که

ص : 120

مجلّد نخست فقط به شرح خطبه «طیف» اختصاص داشته و برگ آغازین آن مجلّد و برگ پایانی جلد دوم مفقود شده، و آگاهی های صاحب «ذریعه» در جلد چهارم از آنجا است.

نسخه «تعبیر طیف الخیال» در دست فقیه بزرگ شیخ یوسف بحرانی «1107 _ 1186» علیه الرحمه بوده و در کتاب کشکول «انیس المسافر» از آن نقل فرموده اند. فراجعه.

از عجائب است که مرحوم حزین لاهیجی «متولّد 1101 یا 1103 متوفّی 1180» در دو کتاب گرانقدرش «تاریخ» و «تذکره شعراء» هیچ یادی از ملاّ محمّد مؤمن نکرده است، در حالی که هر دو دانشمند در بلاد ایران و هند تردّد داشته اند!

بگذریم، و به معرّفی کتاب و نسخه بپردازیم که مقدّمه به طول انجامید.

کتاب: منشآتی است پیرامون تفاضُل و مُفاخرت، شرافت و آفت علم و مال، عقل و جهل، سیف و قلم و امثال این مباحث، متضمّن شرح احوال و آثار نگارنده و سفرها و سوانح زندگی و ترجمه استادان و مشایخ، و بالجمله، در هر میدان و از هر مقوله ای به خامه ادیبانه و منشیانه قلمفرسایی کرده است، مشحون از اشعار خوب و بدایع مرغوب.

تاریخ آغاز تألیف در نیمه های شوّال المکرّم 1114، ختم تألیف: نیمروز شنبه 18 شوّال 1116، در زمان حیات حاج محمّد قاسم پدرش.

فهرست مطالب کتاب را مؤلّف خود به تفصیل با تعیین برگشمار نوشته و در آغاز آن نهاده است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. پس از برگ اوّل که آغاز فهرست و دارای سرلوح است، بقیّه فهرست و برگ اوّل اصل مفقود شده.

مُهر «پادشاه غازی جهاندار شاه حکیم الممالک فدوسیه احدی 1124» روی برگ آخر نسخه هست. روی برگ اول مُهر مرحوم حاج میرزا عبدالرزّاق رشتی «عبده عبدالرزّاق بن محمّدکاظم» یاد شده در «شرح المشاعر. ش 532»، و روی برگ عطف پنج رباعی فارسی است که در بالای آنها شاعر چنین نوشته است:

«از رباعیات حقیر سیّد احمد خَلف مرحوم آقا سیّد مرتضی لاهیجانی است که به رسم یادگار نوشته شد». شماره برگ های اصل: 294 برگ. خطّ نسخ مشکول. عنوان ها در متن و حاشیه به سرخی نوشته شده و همه صفحات دارای چندگونه جدول کشی است.

ص : 121

جای سند%%

ص : 122

«584» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ «اقلّ الطلّاب احمد بن علی محمّد. ظ». در پایان، کاتب اسم و رسم شخصی را که نسخه را به فرمانش استنساخ کرده نوشته بوده و به عمد محو کرده اند. تنها تاریخ استنساخ «شهر محرّم 1276» خوانده می شود.

فهرست کامل مصنّف طیّ یازده صفحه در آغاز نسخه هست، و هم فهرست و هم اصل کتاب دارای خطبه و دیباچه جداگانه است.

خط نسخ ممتاز، عناوین در متن و حواشی به رنگ سرخ. جمعًا دارای حدود 240 برگ.

نسخه از کتابخانه والد ماجد نویسنده این فهرست «عفا اللّه عنهما» است.

«585» العُباب فی شرح اللباب

(نحو _ عربی)

کتاب «اللّباب فی علم الاعراب» تألیف علاّمه إمام تاج الدّین محمد بن محمد بن أحمد بن السّیف معروف به فاضل إسفراینی، متوفی به سال 684، از متون علم نحو زبان عربی است که تا حدود قرن دهم بسیار مشهور و متداول بوده، و چند تن از دانشمندان بر آن شروحی نوشته اند که در «مفتاح السعاده1: 150» و «کشف الظنون 2: 1544» و مواضع دیگر معرفی شده است.

نام و أوصاف و تاریخ وفات إسفراینی از «کشف الظنون 2: 1543» است، و در آغاز «عُباب» چنانکه ذیلاً دیده می شود، او را بیش از این ستوده، لکن سیوطی در «بغیه الوعاه: 94» گوید: [محمد بن محمّد بن احمد تاج الدین الاسفراینی صاحب «اللباب» لم أقف له علی ترجمه] . وطاشکپریزاده در «مفتاح السّعاده 1: 150» او را امام فاضل خوانده و از دو دیگر تألیفات او «ضوء المصباح» که شرح «المصباح فی النحو» تألیف إمام مطرّزی متوفی 610 است، و «لب اللباب» که تلخیص لباب خود اوست، یاد کرده است.

«ضوء المصباح» چنانکه در «معجم المطبوعات: 436» گوید به سال 1850 م در لکهنوِ هند طبع شده، و در «کشف الظنون 2: 1708» از شروح و تعلیقات آن یاد کرده است.

«لبّ اللباب»(1) نیز از متون متداوله بوده، و مؤلف آن را برای شمس الدین صاحب

ص : 123


1- 1) این نام «لبّ اللباب» از «مفتاح السعاده» است، لکن در «کشف الظنون» و نسخه کهن کتاب «لبّ الألباب» می باشد.

دیوان نوشته، و بر این کتاب همچنین شرحی است که در «کشف الظنون 2: 1545» مذکور، و به نگارش «مفتاح السعاده 1: 149» بهترین و گرانمایه ترین آنها شرح صاحب «عُباب» است. مؤلّف «کشف الظنون» اندکی از آغاز این شرح را نقل نموده و گوید: از این عبارت معلوم می شود که سیّد عبداللّه اولین شارح «لبّ» باشد، و سپس از تعلیقه سیّد أحمد بن عبداللّه قریمی بر شرح سیّد عبداللّه یاد کرده است.

اسفراینی را نیز شرح دیگری است بر «مصباح» که آن را «مفتاح» نامیده، و در «کشف الظنون» گوید: «ضوء» تلخیص این کتابست.

از جمله شروح بسیار مفید «لباب» همین «العُباب» است که نویسنده آن عبداللّه بن محمّد بن أحمد حسینی نیشابوری، مشهور به سید جمال الدین نقره کار(1) از دانشمندان قرن هشتم هجری است، و علاوه بر علوم معقول و منقول و فروع و أصول؛ در صرف و نحو زبان عرب اُستادی ماهر بوده، بیشتر آثار خود را در این رشته نوشته است.

شرح حالش را زین الدّین طاهر ابن حبیب متوفّی 808 در «ذیل درّه الأسلاک فی دوله الأتراک» آورده، گوید: پدرم در تاریخ خود(2) او را در شمار درگذشتگان سال 776 یاد کرده و زمخشریِ زمانش خوانده است. سپس ابن حجر عسقلانی متوفی 852 در «إنباء الغُمر بأبناء العمر» ترجمه سیّد را مجملاً نگاشته، و آشکار است که آن را از «إبن حبیب» گرفته، و سخن او پس از این در ضمن کلام سخاوی خواهد آمد.

سخاوی متوفی 902 صاحب «الضّوء اللاّمع» شاگرد ابن حجر که نسخه یی از «الدّرر الکامنه» استادش را به خط خود إستنساخ و إستدراکاتی بر بعضی از مواضع آن نبشته(3) شرح حال سیّد را در هامش آن نسخه ضبط(4) و إبتدا کلام ابن حبیب را آورده، سپس

ص : 124


1- 1) در اواسط حاشیه مولانا فصیح الدین بر «مطوّل» تفتازانی _ نسخه _ ظ _ خطّ قاضی نوراللّه شهید، قدّس سرّه _ این عبارت آمده است: [و کذا قال السیّد المشهدیّ فی شرح اللباب المشتهر بنقره کار] . معلوم می شود که «شرح اللباب» مشتهر به نقره کار است نه نویسنده آن. و صریح تر در حاشیه یی در اوائل همان کتاب گوید: [قلت: و من هذا ظهر ضعف ما قال المشهدیُ فی نقره کار] . در جاهای دیگری هم که از سیّد جمال الدین یاد کرده، او را «الشارح المشهدیّ» وصف نموده است.
2- 2) گویا مقصودش «دره الاسلاک» است.
3- 3) این نسخه در دست دکتر سالم کرنکوی آلمانی مصحح «درر کامنه» طبع حیدرآباد 1348 بوده است.
4- 4) مصحح «درر» هنگام طبع، این شرح حال را در ص 286 ج 2 به شماره 2206 در متن آورده و ذیل صفحه نوشته است: این ترجمه در هامش نسخه سخاوی و به خط اوست.

گوید: «ابن خطیب الناصریه(1) نیز ترجمه سیّد را ذکر کرده؛ و من (سخاوی) درشگفتم که چگونه شیخ ما (ابن حجر در «درر» ) از سیّد نامی نبرده با آنکه مشهورست که او شافعی مذهب بوده، و ابن حبیب و ابن خطیب ناصریّه نیز برین گواهند، و هم در حلب؛ مدرّس مدرسه أسدیه که از بزرگ ترین مدارس شافعیّه بود، شناخته می شد، أمّا در «شرح منار(2)» دیده ام که سیّد به یاری حنفیان برخاسته و هر جا أدلّه مذهبشان آرد، گوید که نزد ما چنین است و نزد شافعی چنان، و غالباً گفتار حنفیان را توجیه می کند، و من (سخاوی) ندانم که این توجیهات از باب إعتراف به حقّ است با وجود إختلاف مذهب، یا آنکه توجیه مذهبی است؟».

سپس سخاوی دلائلی دیگر بر حنفی بودن سیّد از کلام خودش آورده، و گویا پس از مدّتی به شرح حالی که ابن حجر در «إنباء الغمر» از سیّد نوشته برخورد کرده و دنباله مطالب را در هامش «درر» چنین آورده است:

بعدها دیدم که شیخ ما (ابن حجر) سیّد را در شمار کسانی که به سال مرقوم (776) درگذشته اند یاد کرده و در وصفش گفته است: «شریف جمال الدین در علم أصول و عربیّت بارع بود، و تدریس مدرسه أسدیّه حلب و برخی مدارس دیگر را به عهده گرفت و مدّتی در دمشق و چندی در قاهره إقامت گزید، و هم پیشوایی بعضی از خانقاهها بدو واگذار شد». پس ازین جمله، سخاوی خود گوید: این سخن مأخوذ از ابن حبیب است، و ابن حجر چنانکه عادت اوست که پیوسته بر حنفیان نکته گیری می کند، بر سخن ابن حبیب هم نکته گرفته و گفته است: «أمّا سیّد به روش شیعیان می رفت (و کان یتشیّع!) و هفتاد سال زندگی کرد».

سخاوی إضافه کرده که: همچنین ابن حجر سه بیت شعری را که ابن حبیب از نظم سیّد آورده، نقل کرده و أشعار اینهاست:

هذّب النَّفس بالعلوم لترقی... تا آخر.

باز سخاوی گوید: کسانی که ترجمه سیّد را نوشته اند، از مصنّفات جیّده او، مانند

ص : 125


1- 1) صاحب «تلخیص درّه الاسلاک» یاد شده.
2- 2) «منار الانوار» در أصول فقه از حافظ الدین نسفی متوفی 710 است که سیّد آن را شرح کرده.

«شرح تسهیل» و «شرح لبّ» در نحو و «شرح منار» در أصول و غیر اینها یادی نکرده، چنانکه از وصف عظمت او نزد سلاطین و أعیان، و این که کسی در مجالس برتر از او نمی نشست، بلکه او به یک جانب و قاضی القضاه به جانب دیگر قرار می گرفت؛ نیز خودداری نموده اند.

سپس سخاوی داستانی از حضور سیّد و شیخ الاسلام بُلقینی در مجلس أمیر اُلجای نقل کرده و گوید: شیخِ ما ابن حجر به شافعی بودن یا حنفی بودن سیّد تصریح نکرده و اللّه أعلم، و پس از این جمله، خود سخاوی دلیلی از خارج آورده که حنفی بودن سیّد را می رساند، و به همین جا ترجمه او را در هامش «درر کامنه» پایان داده است.

حافظ سیوطی متوفی 911 در دو موضع «بغیه الوعاه فی طبقات اللّغویین و النحاه» شروح مختصری راجع به صاحب «عباب» نوشته و گویا متوجّه یکی بودن صاحب دو ترجمه نشده، موضع أوّل در ص 287 به عنوان «عبداللّه بن محمد بن أحمد الحسینی النیشابوری» که در اینجا فقط عبارت ابن حجر را نقل کرده، در صورتی که إشعاری به نحوی یا لغوی بودن صاحب ترجمه ندارد. موضع دوم در ص 294 که گوید: عبدالله عجمی سیّد جمال الدین نقره کار، به معنی سازنده نقره، صاحب «شرح لبّ» و «شرح لباب» و «شرح شافیه _ در تصریف»، و اینها کتاب هایی مشهور و متداول در دست مردم است، و من (سیوطی) ترجمه حالی ازو نیافتم؛ جز آنکه در «شرح شافیه» گفته که آن را برای امیر أُلجای نوشته، و أمیر در حدود 800 می زیسته، و نیز کتاب «شرح تلخیص» او را یافتم که برای امیر منکی بقا تألیف کرده بود.پایان کلام سیوطی

طاشکپری زاده متوفی 962 نیز در «مفتاح السعاده1: 149» آنجا که کتب مختصر علم نحو را عنوان کرده گوید:

«و از جمله کتب مختصر علم نحو «لبّ اللّباب» است؛ و بر آن شروحی نوشته اند که أحسن و أفضل آنها شرح سیّد عبداللّه بن محمد حسینی عجمی سید جمال الدین نقره کار است». سپس کلام سیوطی را از «بغیه» آورده و گوید: «و او راست «شرح تنقیحِ» فاضل صدرالشّریعه در أصول فقه، و من (صاحب مفتاح) در بعضی از نسخ این شرح دیده ام که سیّد تاریخ إتمام آن را در روز عید ماه شوّال 771 نوشته بود. و نیز از جمله کتب مختصر علم نحو «لباب الإعراب» است.. و این کتاب را شروحی چند است، از جمله:

ص : 126

شرح سیّد عبداللّه شارح «لبّ»... و از جمله: شرح دیگری موسوم به «عُباب»...».

روشن است که «عُباب» نام همان شرح سیّد عبداللّه است، و خود شرح مستقلّ دیگری نیست.

«کشف الظنون 2: 1543 ببعد» نیز «لباب» و «لبّ الألباب» إسفراینی را عنوان و طیّ گزارشی که از شروح این دو کتاب می نویسد؛ دو شرح سیّد را با ذکر بعضی خصوصیّات یاد می کند.

ابن عماد متوفّی 1089 نیز ترجمه سیّد را در «شذرات الذّهب 6: 242» در شمار درگذشتگان سال 776 بسان ابن حجر و سیوطی آورده، و هم نیای مجدِّد «أعلی اللّه مقامه» در «روضات الجنّات: 155 و 50» مجملی دراین باره از «بغیه» و غیره نقل فرموده اند.

مجموعه آثار سیّد در مواضع مختلف «مفتاح السعاده» و «کشف الظنون» و «إیضاح المکنون» و «معجم المطبوعات: 775» بمناسبت «شرح شافیه ابن حاجبِ» او که مکرّر چاپ شده، و «فهرست خدیویّه 4: 78 و 79» و «فهرست دارالکتب العربیّه 2: 134» و «فهرست رضویّه» و «فهرست سپهسالار 2: 369» و فهرست های دیگر آمده است.

در خاتمه این مقال، این نکته را نیز ناگفته نگذاریم که صاحب «ریحانه الأدب 4: 229» درباره صاحب «عباب» چنین آورده: «... به نوشته بعضی، گاهی إظهار تشیّع می کرده، بلکه چنانچه نقل شده محقّق کرکی نیز معتقد به تشیّع وی بوده و از دانشمندان إمامیّه اش داند.»(1)

اشتباه «فهرست سپهسالار»: در «ریحانه الأدب 4: 229» گوید: «و یک نسخه خطّی از کتاب «عباب» به شماره 3173 در کتابخانه مدرسه سپهسالار جدید طهران موجود است».

این اشتباه از مؤلّف محترم «فهرست کتابخانه سپهسالار 2: 369 به بعد» است که «العباب فی شرح اللّباب» را با «شرح لبّ الألباب» یکی دانسته، و با اینکه تقریبًا به همه مصادر کار؛ دسترسی داشته و مراجعه کرده، باز درین إشتباه واقع و نسخه یی از «شرح لبّ» سیّد عبداللّه را که در آن کتابخانه بوده همان «العباب» پنداشته؛ کتاب را اینطور عنوان نموده اند: «421 _ شرح لبّ الألباب _ العباب»، و در چند سطر بعد، دو متن را یکی

ص : 127


1- 1) مطلب از این قرار است که در «ریاض العلماء 3: 226» درباره نقره کار می فرماید: «و لکن قد صرّح الشیخ علیّ الکرکیّ _ من علمائنا _ فی بعض تعلیقاته علی هوامش کتاب «ذکری» الشهید بأنّ هذا السیّد من علماءِ أصحابنا». این عبارت در «الحقائق الاحضه××: 123» نیز با قدری مسامحه نقل شده است.

گمان کرده؛ گویند: «لبّ الألباب یا لباب در علم نحو...». و هکذا تا آخر شرحی که راجع به نسخه نوشته شده چندین خطاء در آن رفته است.

أما نسخه سپهسالار چنان که گفتیم «شرح لبّ» است نه «عباب _ شرح لباب»، و آن نسخه به نظر راقم سطور رسیده و آغازش چنین است: «بسم... الحمد للّه قاشع غمام الغموم... و بعد، فإنّ «لبّ الألباب(1) فی علم الإعراب» لا یخفی علی ذوی الألباب أنّه کثیر الفوائد... و لم یشرحه أحد من فضلاءِ الدهر و علماءِ العصر، و قد کان یختلج فی صدری..».

پس از این جملات، شرحی در أوصاف أمیر فخرالدین أبوطالب علوی وزیر(2) نگاشته، کتاب را به او إهداء کرده، و آخر نسخه چنین است: «و إنما عرض له ما أوجب قطع کلامه من النساء. وقع الفراع من تنمیقه بعون اللّه و حسن توفیقه علی ید... عبدالجلیل بن حسن فی أوائل شعبان... وقت الظهر سنه تسعین و سبعمائه 790».

«العباب فی شرح اللباب»: کتاب پر سود محقّقانه یی است، و شارح گاهگاه آراءِ مخصوصه خود را پیرامون مطالب نحوی در سراسر کتاب آورده است، و گزارش «لباب» پس از یک مقدّمه 16 سطری از شارح شروع شده، همه جا متن را به حُمره از شرح ممتاز کرده است.

آغاز: «بسم.. ربّ أعن. اللّهمّ صلّ علی سیّدنا محمّد أشرف الخلق و آله و صحبه و سلّم، الحمد للّه الّذی له الکلمه العلیا و الأسماء الحسنی. أفعاله المقتضیه لإعراب وجوده لا بتعب حرکات، و کلامه المبنیّ علی الصّدق و المعرب بالبیان و الحقّ لا بإعانه أدوات؛ تقدّس عن أن یتناوله الصّفات، و تعزّز عن أن یحیط به تصاریف اللّغات... و الصّلاه و السّلام علی رسوله محمد المصطفی لعقائل کراماته الکافیه.. و علی آله و اصحابه معادن الصّلاح و سفائن النّجاح... و بعد، فانّ کتاب «اللباب _ فی علم الاعراب» لما کان کتابًا صحیحًا معانیه... شرحته شرحًا ینحلّ به ألفاظه و معانیه و ینکشف ترکیباته و مبانیه، و سمّیته «العباب فی شرح اللّباب» بعد أن وجّهت وجهی إلی تدقیقه أزمنه... قال

ص : 128


1- 1) سابقاً لب اللباب بوده، شخصی آن را تراشیده و لب الالباب نوشته است.
2- 2) پیرامون نام و نسب و گزارش زندگانی این شخص به تفصیل در نسخه خطّی «جامع الانساب» سخن گفته ایم.

الأستاد المحقّق الامام المدقّق تاج الملّه و الدّین شرف الاسلام و المسلمین محمد بن محمّد بن أحمد سیف الإسفراینی: بسم...».

انجام: «و بهذا البیان تبیّن وجه اختصاص الجرّ بالاسم و اختصاص الجزم بالفعل؛ و إذ قد وفینا بما وعدنا من توفیه الاقسام الأربعه حقّها فلنختم الکتاب حامدین للّه تعالی و مصلّین علی نبیّه محمّد و آله الطاهرین و هو حسبنا و نعم المعین. و لنؤثر نحن أیضًا ختم الکلام فی شرحه، وافین بما وعدنا، حامدین للّه تعالی علی نعمائه التوام و آلائه العظام؛ و مصلّین علی نبیّه النبیه محمّد و آله مصابیح الظلام و أصحابه الکرام، سائلین اللّه سبحانه التوفیق لإصلاحه بعد مشاوره الرّویّه و تفریغ الفکره إلیه. تمّ کتاب «العباب فی شرح اللّباب» بعون اللّه الملک الوهّاب. قال مؤلّف الکتاب رحمه اللّه: عبدالله بن محمد الحسینی جزاه اللّه بمغفرته و عفا عنه بفضل رحمته: فرغ من تألیفه فی جمادی الاُولی لسنه خمس و ثلثین و سبعمائه.

کتبه محمّد بن أحمد بن حسن العسابی (؟) الامساطی (؟) الحنفی، عفا اللّه عنه و عن والدیه... بتاریخ رابع شوّال المبارک سنه تسع و خمسین و ثمان مائه».

چنانکه دیده می شود، مؤلف در ماه جمادی الاولی 735 از تألیف «عباب» فراغت یافته، و کاتب (محمّد بن أحمد بن حسن... حنفی) نسخه را در 4 ماه شوال 859 به پایان رسانیده است.

نسخه: دارای 241 برگ (أصل کتاب) و 2 برگ فهرست آن در آغاز و 1 برگ عطف در آخر، و نیمه پایین برگ 241 زیر سطر آخر منقول در بالا؛ قدیمًا بریده شده و کاغذ دیگری چسبانیده اند. کتاب مصحَّح و دارای آثار مقابله و حواشی پراکنده از کتب مختلف، و در چند موضع تملّک «صفی الدّین بن علی الصّفوی» و مهر «زین العابدین ابن محمد رضا الحسینی 1208 یا 1280» و روی برگ 1 و پشت فهرست مطالب متفرّقی نوشته اند. خط تعلیق 25 سطری، متن «لباب» بشنگرف، کاغذ دولت آبادی، قطع 16 × 21، جلد تیماج سرخ مقوّایی، داخل میشن سیاه.

«586» عُدّه الأصول

(اصول فقه _ عربی)

از: شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن الحسن طوسی، قدّس سرّه.

کتاب: در مسائل اصول فقه است به روش قدیم و به طبع رسیده.

ص : 129

نسخه: تمام و به خطّ «اقلّ الحاجّ و الطلبه محمد جعفر»، و در 14 ماه شعبان 1272 از کتابت آن فراغت یافته است.

«587» عُده الحصن الحصین من کلام سید المرسلین

(عربی)

از: ابن الجَزری(1) شافعی، محدّث حافظ تاج القرّاء قاضی القضاه شمس الدین أبوالخیر محمّد بن محمّد بن محمّد بن(2) علی بن یوسف عمری دمشقی شیرازی، صاحب کتاب های مطبوع و بسیار مشهور «غایه النهایه _ یا _ طبقات القرّاء» و «النّشر فی القراءات العشر» و «منجد المُقرئین» و غیرها.

وی در 25 ماه رمضان 751 در دمشق به دنیا آمد(3) و آنجا نشو و نما یافت و به تحصیل علم مشغول شد، و بیش از هر چیز به علوم شریفه قرآنی که اشرف دانش هاست پرداخت، و در علم الحدیث نیز کار کرد و تبحّر یافت، و از کثرت ممارست در علوم قرآنی و بخصوص تجوید و قراءات در این دو فنّ شهره آفاق و سرآمد روزگار گردید، و حافظ قرآن کریم و حافظ حدیث نبوی شناخته شد، و در دمشق مدرسه ای بساخت و آن را «دارالقرآن» نامید و مردم را همی علم قرائت قرآن بیاموخت(4).

شاه صاحب دهلوی در «بستان المحدّثین» گوید: «أوقات او معمور به همین سه شغل: یا قرائت قرآن، یا إسماع حدیث، یا عبادت، و در اوقات او برکت محسوس بود، با وجودی که مردم برای طلب این دو علم شریف بر وی هجوم و إزدحام داشتند و أوراد و عبادات هم وظیفه داشت هر روز آن قدر تصنیف می کرد که یک کاتب جیّد سریع الکتابه می تواند نوشت، و در سفر و حضر بیدار و قائم اللّیل می ماند، و هرگز روزه دوشنبه و پنج شنبه از او فوت نشده، و سه روزه از هر ماه نیز روزه می داشت، و مؤلّفات

ص : 130


1- 1) منسوب به جزیره «ابن عمر» که شهری است بالای موصل.
2- 2) نسب مؤلف به شرحی که نقل کردیم عینًا در مقدمه کتاب مورد بحث و «الأعلام 7: 274» آمده است، لکن در «معجم المؤلّفین 11: 291» قبل از نام علی چهار محمّد و در «معجم المطبوعات: 62» دو محمد ذکر کرده اند.
3- 3) سخاوی گوید: پدر ابن الجزری مرد تاجری بود، چهل سال متأهّل بود و او را فرزندی نمی شد، تا آنکه حجّ گذارد و از آب زمزم نوشید بدین نیّت که او را فرزند عالمی شود، پس این فرزند متولّد شد در شب شنبه 25 ماه رمضان 751 در شهر دمشق، داخل خطّ القصّاعین، بین السورین: «الضوء اللامع 8: 256».
4- 4) در «ضوء لامع» گوید که در ماه شعبان 773 متصدّی امر قضاءِ دمشق نیز شد، لکن در این باره به مقصد نرسید و پس از چند روزی معزول گردید.

او همه مفید و نافع افتاد...»: عبقات الانوار: مجلّد غدیر 1: 49.

ابن جزری چند سفر به مصر رفت، و در سال 798 در دمشق برای او پیش آمدی شد که ناچار از فرار گردید و از راه اسکندریّه و دریا به بلاد روم رفت و به ابویزید بن عثمان صاحب شهر «برصا» _ بورسای معروف امروزی _ پیوست و مورد إکرام او قرار گرفت، و چندین سال در نزد او بماند و به شغل شریف خود پرداخت، و همه جا معرفت مردم را به قرآن کریم و علوم قرآنی و حدیث نبوی زیاده کرد، و در تألیف و تدریس و تعلیم و نشر این دانش ها بکوشید، تا اینکه تیمور لنگ به آن دیار لشگر کشید و ابو یزید را بکشت. پس از این واقعه ابن جزری نیز با تیمور آشنا گردید و به او پیوست و در ملازمتش به سال 805 به ماوراء النّهر و سمرقند سفر کرد و مَقدمش بر تیمور گرامی شد و مورد تعظیم و تکریم او قرار گرفت و از جانب او به منصب قاضی القضاتی شیراز مأمور گشت(1)، و از راه خراسان و یزد و اصفهان به شیراز رفت و مدّتی طویل در آن شهر بماند و به مشاغل علمی خود پرداخت، و از فیض قدوم او مردم شیراز را معرفتی به سزا در علوم عالیه اسلامی حاصل شد.

سپس در سال 822 به قصد حجّ از شیراز خارج و در راه گرفتار شد و اموال او به غارت رفت، چنانکه از حجّ بازماند و ناچار به ینبع حجاز رفت و در ربیع یکم 823 به مدینه منوّره وارد شد و در غرّه ماه رجب به مکّه معظمه مشرّف گردید و حج بگذارد و به عراق بازگشت، و دیگر بار به حجاز شد و حجّ نمود(2) و در 827 به دمشق و سپس به قاهره رفت و مورد عنایت و تکریم ملکِ أشرف واقع گردید، و بار دیگر به حجّ خانه

ص : 131


1- 1) در «الشقائق النعمانیه» گوید: به الزام سلطان شیراز به أمر قضا پرداخت. و سخاوی در «ضوء لامع 9: 257» گوید با تیمور به سمرقند رفت و در آنجا بود تا تیمور مرد، سپس به شیراز رفت و به نشر قراءآت و حدیث پرداخت و مردم از او بهره ور شدند، و از جانب اولاد تیمور متصدّی امر قضا، در شیراز و بلاد دیگر گردید، انتهی. توضیحًا، مرگ تیمور را حافظ ابرو در «ذیل ظفرنامه: 30» به تاریخ نیمه ماه شعبان 807 نگاشته، و در «ترجمه عجائب المقدور: 236» و «مجمل فصیحی» مانند «منتظم ناصری 2: 47» شب چهارشنبه 17 شعبان. پس آنچه در کتاب «از سعدی تا جامی: 274» است که تاریخ را 12 ماه رجب 807 قید کرده اند مربوط به آغاز بیماری تیمور است نه مرگ او. و چهارشنبه هفدهم ماه شعبان 807 بودن، موافق «تقدیم و ستنفلد»×× است.
2- 2) چنانکه در «معجم المؤلفین» آمده، لکن در «ضوء لامع» از این سفر حج او چیزی نیست.

خدا شتافت و به قصد تجارت به یمن رفت و به سلطان یمن پیوست و برای او روایت حدیث کرد، و از جانب او صله یافت و با مالی فراوان به قاهره بازگشت و مدّتی بماند، و در 828 باز به حجّ رفت و آغاز سال بعد به قاهره مراجعت کرد.

سپس از راه شام و بصره به شیراز بازگشت، تا عاقبت در روز جمعه پنجم ربیع یکم 833 در آنجا وفات یافت و در مدرسه یی که خود ساخته بود، به خاک سپرده شد(1).

از جمله آثار ذی قیمت ابن جزری کتابی است در مناقب حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام به نام «أسنی المطالب، فی مناقب علی بن أبی طالب» که در جزو تألیفات او در کتب تراجم، مانند «الأعلام» و غیره یاد شده است و چنانکه خواهیم گفت نُسخ آن نیز موجودست.

از سایر آثار او نیز به خوبی واضح می شود که از برکت حفظ و ممارست کلام اللّه مجید و علوم قرآنی و أحادیث شریفه، وی را ولاءِ خالص و محبّت سرشار نسبت به خاندان عصمت و طهارت بوده، چنانکه نظریّه او را در خصوص حدیث غدیر «مَن کنت مولاه فعلیٌّ مولاه» نیای معظّم، صاحب «روضات الجنّات: 720» به واسطه یکی از مجموعه های معتبره از یکی از تألیفات او چنین نقل کرده اند، که گفته است: «هذا حدیثٌ حسنٌ من هذا الوجه، صحیحٌ من وجوهٍ کثیرهٍ تواترَ عن أمیرالمؤمنین علیّ _ علیه الصّلوه و السّلام _ و هو متواترٌ أیضًا عن النبیّ صلی اللّه علیه و سلّم؛ رواه الجمُّ الغفیر، و لا عبره بمن حاول تضعیفَه ممّن لا اطّلاع له فی هذا العلم» إلخ.

سپس در «روضات» فرموده اند که در هامش مجموعه مذکوره است که مقصود ابن جزری از «بمن حاول...» همانا میر سیّد شریف جرجانی است که در کتاب «شرح مواقف» خود منع تواتر این حدیث نموده است.

ناگفته نماند که مطلب فوق منقول از روضات را ابن جزری در کتاب نفیس «أسنی المطالب» _ که دو نسخه خطی از آن نزد صاحب «عبقات الانوار» بوده _ یاد کرده و ایشان تمام کلام او را در آنجا «مجلّد غدیر 1: 46 _ 47» نقل فرموده اند، و مؤلّف کتاب عظیم القدر «الغدیر فی الکتاب و السّنّه و الادب 1: 129» نیز ضمن شرح حال مختصر ابن الجزری مطالبی از کتاب «اَسنی المطالب» آورده اند، فراجع(2).

ص : 132


1- 1) فکانت منیته بها [بشیراز] قُبیل ظهر یوم الجمعه خامس ربیع الاول سنه ثلاث و ثلثین، بمنزله من سوق الاسکافییّن منها، و دفن بمدرسته الّتی أنشأها هناک: «الضّوء اللامع 9: 257».
2- 2) یکی دیگر از آثار ابن الجزریّ منظومه رفیعه «ذات الشفاءِ فی سیره المصطفی صلّی اللّه علیه و آله» است که نسخه عزیز الوجود شرح آن به نام «رفع الخفاء» تألیف شیخ محمد بن الحاج حسن بصری شهرزوری×× شافعی صوفی معروف به قاری و ابن الحاجّ (متوفی 1180) را اینک در دست داریم، و ابن الجزری برخی از فضائل حضرت امیر المؤمنین علیه السلام را خیلی خوب به سلک نظم کشیده است.

* * *

شرح حال ابن الجزری به طور مبسوط در بسیاری از معاجم تراجم مذکور، و اجمالاً کتب ذیل را یاد می کنیم:

1_ «روضات الجنّات: 719_720» و تعلیقات مؤلّف این فهرست که در هامش آن کتاب چاپ شده. 2_ «الشقائق النّعمانیه، فی احوال علماءِ الدّوله العثمانیّه 1:98_107». 3_ «قضاه دمشق _ الثّغر البسّام، فی ذکر من وَلی قضاءَ الشّام: 121_122». 4- «الأعلام 7: 274_275». 5_ «معجم المطبوعات: 62_63». 6_ «معجم المؤلّفین 11: 291_292». 7_ «ریحانه الأدب 1: 265». 8_ «الضوء اللّامع لأهل القرن التّاسع 9: 255_260» تألیف حافظ شمس الدین سخاوی «831_902» معاصر و معارض حافظ سیوطی. 9_ «إنباء الغمر» ابن حجر 8: 245». 10_ «مجمل فصیحی: 146 و 267». 11_ «عبقات الانوار: مجلّد یکم حدیث غدیر: 46_55، ط طهران» که شرح حال ابن جزری در این کتاب أخیر تقریبًا از همه جا مبسوط تر یاد شده است.

همچنین در بخش دوم مجلّد حدیث طیر مَشویّ (ص 9 به بعد) و برخی مجلّدات دیگر عبقات شریف شرح حال و نقد آراءِ ابن الجزری دیده می شود.

سند روایت او نیز در کتاب «فرائد غیاثی 2: ش 297 ص 550_ 552» شایسته مراجعه است. در آنجا این گونه وصف شده است: «الامام الکبیر الحافظ الجلیل رُحله الأرض مُسند العالم مولانا شمس الحقّ و الشریعه و الدین أبی الخیر محمد بن محمد بن محمد بن الجزریّ، سلّمه اللّه و أبقاه».

نکته شایان توجّه این که با وجود تصریح مورّخین به انتقال ابن جزری به شیراز و اشتغال او به منصب قضا و مدرسه ساختن او در آن شهر و وفاتش در آنجا و دفنش در همان مدرسه؛ مع الوصف در کتب معمول و متداول متعلّق به تاریخ و جغرافیای شیراز و فارس نامی از این دانشمند بزرگ و مدرسه و مدفنش دیده نمی شود!

ص : 133

مطلب دیگر این که در همه مآخذ، وی را «ابن الجزری» خوانده اند، سوای «ریحانه الأدب» که در آنجا در حرف جیم ألقاب و به عنوان «الجزری» یاد شده است.

سائر مآخذ شرح حال این شخص نیز از مراجعه به کتاب هایی که یاد کردیم معلوم می شود.

* * *

الحصْن الحصین:

ابن جزری در أواخر سال 791، هنگامی که دمشق در محاصره تیمور لنگ بود، کتابی نوشت به نام «الحِصن الحَصین، مِن کلام سیّد المرسلین» و در آن دعاها و حرزهای معتبری که به سندهای صحیحه از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله به طرق أهل سنّت و جماعت به او رسیده بود جمع کرد، و آن را وسیله استخلاص از دشمن دانست، و خود در انجام آن چنین گوید:

«قال مؤلّفه محمّد بن محمّد بن محمّد، الجزریُّ؛ لطف اللّه تعالی به فی غربته، و أخذ بیده فی شدّته: فرغتُ من ترصیف هذا «الحصن الحصین من کلام سیّد المرسلین»، یوم الأحد، بعد الظهر، الثانی و العشرین، من ذیالحجّه الحرام، سنه إحدی و تسعین و سبعمائه، بمدرسته الّتی أنشاها برأس عَقبه العَبّان(1)، داخل دمشق _ المحروسه _ حماها اللّه تعالی من الأفات، و سائرَ بلاد المسلمین، هذا و جمیع أبواب دمشق مغلقهٌ، بل مشیّدهٌ بالأحجار، و الخلائق یستغیثون علی الأسوار، و النّاس فی جهدٍ عظیم من الحصار، و المیاه مقطوعهٌ، و الأیدی إلی اللّه تعالی بالتّضرّع مرفوعه؛ و قد اُحرق ظواهر البلد، و نُهب أکثره، و کلّ أحد خائفٌ علی نفسه و أهله و ماله، وَجِلٌ من ذنوبه و سوءِ أعماله؛ و قد تحصّن بما یقدر علیه.

فجعلتُ هذا حصنی، و توکّلتَ علی اللّه و هو حسبی و نعم الوکیل.

و قد أجزتُ أولادی: أباالفتح محمّدًا، و أبابکر أحمدَ، و أباالقاسم علیًّا، و أباالخیر محمّدًا، و فاطمه، و عائشه، و سلمی، و خدیجهَ؛ روایته عنّی مع جمیع ما یجوز لی روایته، و کذلک أجزتُ أهل عصری.

اللّهمّ اغفرْ لمؤلّفه و لکاتبه و لمن قرء فیه و لمن دعا لهم و لسائر المسلمین.

و الحمد للّه، و صلّی اللّه علی سیّدنا محمّد و علی آل محمّد و سلّم... فجاء _ بحمد

ص : 134


1- 1) در «کشف الظنون» عقبه الکتان است.

اللّه _ کبیرَ المقدار، غایهً فی الاختصار، جامعًا للصّحیح من الأخبار؛ لم یؤلّف مثله فی الأعصار، جمع الذّکر النّبویَ، و الحدیث المصطفویَّ، و الخیر الدّنیویَ، و الأجر الاُخرویَ...».

و در آغاز کتاب مذکور گوید: «بسم... قال الفقیر الضعیف المسکین، المنقطع إلی اللّه تعالی، الرّاجی من کرمه أن ینجیه من القوم الظالمین: محمّد بن محمّد، الجزریُ، لطف اللّه تعالی به فی شدّته: أمّا بعد... فإنّ هذا «الحصن الحصین من کلام سیّد المرسلین» و سلاح المؤمنین، من خِزانه النّبیّ الأمین، و الهَیکل العظیم، من قول الرسول الکریم، و الحرز المکنون، من لفظ المعصوم المأمون؛ بذلتُ فیه النّصیحه، و أخرجته من الأحادیث الصحیحه، أبرزتهُ عدّهً عند کلّ شدّه، و جرّدته جُنّهً تقی من شرّ النّاس و الجِنّه؛ تحصّنتُ به فیما دهم من المصیبه، و اعتصمتُ من کلّ ظالم بما حوی من السّهام المصیبه، و قلتُ:

ألا! قولوا لشخصٍ قد تقوّی علی ضعفی، و لا یخشی رقیبه

خبأتُ له سهامًا فی اللّیالی و أرجو أن تکون له مصیبه

أسأل اللّه العظیم أن ینفع به و أن یفرّج عن کلّ مسلم بسببه؛ علی أ نّه _ مع اقتصاره و اختصاره _ لم یدعْ حدیثًا صحیحًا فی بابه إلاّ استحضره و أتی به.

و لمّا أکملتُ ترتیبه و تهذیبه طلبنی عدوٌّ(1) لا یمکن أن یدفعه إلاّ اللّه تعالی، فهربتُ منه مختفیًا، و تحصّنتُ بهذا الحصن؛ فرأیتُ سیّد المرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم و أنا جالسٌ علی یساره، و کأنّه صلّی اللّه علیه و سلّم یقول: ما ترید؟ فقلت: یا رسول اللّه! ادعُ اللّه لی و للمسلمین. فرفع صلّی اللّه علیه و سلّم یدیه الکریمتین و أنا انظر إلیهما، فدعا، ثمّ مسح بهما وجهَه الکریم.

و کان ذلک لیله الخمیس، فهرب العدوّ لیله الأحد(2)، و فرّج اللّه عنّی و عن المسلمین ببرکه ما فی هذا الکتاب عنه صلّی اللّه علیه و سلّم.

و قد رمزتُ للکتب الّتی خرّجتُ منها هذه الأحادیث بحروفٍ تدلُّ علی ذلک سلکتُ

ص : 135


1- 1) و هو تیمور: «کشف الظنون 1: 669».
2- 2) ... و این رؤیا شب پنجشنبه بود، و تیمور که دشمن ابن الجزری بود شب یکشنبه بگریخت...: «عبقات الأنوار، مجلد غدیر 1: 48».

فیها أخصر المسالک، فجعلتُ علامهَ «صحیح البخاری: (خ)»، و...».

وی بعد از ذکر رموز و علاماتی که برای مآخذ کتاب خود «الحصن الحصین» آورده مقدّمه یی مشتمل بر أحادیثی در فضیلت دعا و ذکر و آداب آنها و أوقات إجابت و أحوال و أماکن آنها، ذیل عناوین مخصوصه یی آورده، سپس وارد أصل کتاب شده و أدعیه و أوراد و تعقیبات مسنونه مرویّه را طیّ عناوین چندی با ذکر مآخذ آنها بدون سند یاد کرده است.

مؤلّف حصن، چنانکه کلام او را از خاتمه کتابش در بالا نقل کردیم؛ بعد الظهر روز یکشنبه 22 ذوالحجّه 791 از تألیف آن فارغ شده، و سپس روایت کتاب مذکور و سایر آثار و مرویّات خود را به فرزندان پسر و دخترش که نام آنها را نیز یاد کرده و همچنین به أهل عصر خود اجازه داده است که از او روایت کنند.

«الحصن الحصین» یکبار در مصر به سال 1277 طی 160 صفحه به طبع حجری رسیده، و بار دیگر نیز به سال 1320 در بولاق، و همچنین در هامش کتاب «خزینه الأسرار» محمّد حقّی به سال 1297 در مصر چاپ شده، و در «کنز المطبوعات» از نسخه یی که با حواشی مولوی عبدالحیّ لکهنوی در هند چاپ شده یاد کرده است. دو نسخه خطی نیز از همین کتاب که یکی از آنها مورّخ به سال 945 می باشد در «فهرست رضویّه 2: 255» معرّفی شده، و نسخه بسیار مصحّح محشّی و مرغوبی نیز که ظاهرًا متعلّق به قرن نهم و دارای 143 برگ است در دست مؤلّف این فهرست می باشد.

کتاب الحصن در «کشف الظنون 1: 669 _ 670» به تفصیل معرّفی شده، و گوید مؤلّف چهل سال پس از تألیف این کتاب «18 ماه پیش از وفاتش» در شیراز شرحی بر آن نگاشت و «مفتاح الحصن» نامید و در ماه رمضان 831 از آن فراغت یافت.

وی دوبار نیز کتاب الحصن را کوتاه کرد که یکی «عدّه الحصن الحصین» جای گفتگوست، و دیگری «جُنّه الحصن الحصین» که هر دو در «ضوءِ لامع» و «کشف الظنون» و جاهای دیگر یاد شده است.

در «کشف الظنون» گوید که شیخ علی بن سلطان محمّد هروی معروف به قاری «متوفای 1014» شرح مزجی بسیطی بر حصن نگاشته و آن را «الحرز الثّمین للحصن الحصین» نامید و در نیمه دوم جمادای دوم 1008 از آن فراغت یافت، و مؤلّف

ص : 136

«معجم المطبوعات: 1310 و 1792» گوید که این شرح در هامش کتاب «الدّرّ الغالی» عثمان وهبی به سال 1304 در مطبعه امیریّه مکّه معظّمه به طبع رسیده است.

هم در «کشف الظنون» است که شخصی به نام یحیی بن عبدالکریم کتاب الحصن را به ترکی گردانیده و آن را «مصباح الجنان» نامید. و در «فهرست آصفیّه 1: 11» از یک «مختصر الحصن الحصین» ناشناخته معرّفی شده است.

* * *

«عدّه الحصن الحصین» جای گفتگو، چنانکه گذشت یکی از دو تلخیصی است که ابن الجزری از اصل کتاب خود «الحصن الحصین» نموده، و در «کشف الظنون» نیز یاد و در آنجا است که سیّد اصیل الدین عبداللّه بن عبدالرحمن حسینی واعظ؛ عدّه را به فارسی ترجمه کرد و پاره یی از مهمّات بر آن افزود و بر پنج فصل مرتّب گردانید و به «غرفه الحصن» نامید و در جمادای یکم 837 آن را در شهر هرات به پایان رسانید.

تاریخ تألیف عدّه الحصن در نسخه ما و در کشف الظنون یاد نشده، و مطلقًا نسخه دیگری نیز ازین کتاب در فهرست های موجود نشان داده نشده است.

مؤلّف در مقدّمه این کتاب گوید: مردم مکرّر از من می خواستند که «حصن حصین» را _ با اینکه آن نیز مختصر بود _ کوتاه کنم، تا اینکه به اصرار دوستی به این کار دست زدم و حصن را کوتاه و آن را به ده باب مرتّب کردم.

سپس ابواب ده گانه کتاب را یاد نموده که ما پس ازین عین عبارات آن را نقل خواهیم کرد.

از آغاز نسخه ما معلوم می شود که دانشمند بزرگ شافعی ابن حجر عسقلانی حافظ شهاب الدّین أبوالفضل أحمد بن علی «773 _ 852» که از دوستان و مصاحبان مؤلّف بوده و در چند جای کتاب نفیس خود «الدّرر الکامنه» او را ستوده است؛ این کتاب را از مؤلّف روایت کرده و عبارت او نیز پس ازین خواهد آمد.

باز در آغاز این نسخه شرحی از خود ابن الجزری در تعریف و تمجید کتاب و تضمین اعتبار و صحّت مطالب آن آمده، و همچنین شرحی از امام علاّمه شیخ الاسلام فخرالمحدّثین جمال الدین محمّد بن ابی بکر بن صالح مشهور به ابن الخیّاط الیمنیّ در تعریف و تمجید کتاب مذکور است که آن نیز آورده خواهد شد، و چون کاتبِ نسخه

ص : 137

تمام این شروح را به سبک متن کتاب درآورده و تمایزی بین این تقریظ ها و أصل نداده و همه را پی در پی به یک خط و رسم نوشته است؛ ما نیز در نقل آغاز کتاب متابعت نسخه را نمودیم.

آغاز: «بسم... وجدتُ فی نسخه اُمّ الاُمّ المکتَتب منها هذه النسخه المبارکه ما مثله: وُجد فی نسخه المصنّف هذا الفصل فی وصف الکتاب؛ و لعمری کما وصف و زیاده، فللّه الحمد و المنّه: هذا کتابٌ مبارک صحیح مجرّب، صاحبه دائمًا عزیز مقرّب، توجّه به النّاس فی شدّه البأس و عند الیأس؛ فوجدوه عُدّهً عند کلّ شدّه، و حصنًا حصینًا و حرزًا أمینًا و...».

سپس جمله هایی دیگر در تعریف و تمجید کتاب و تحریض و ترغیب مسلمین به استفاده از آن نموده و چنین خاتمه داده است:

«و تقبل منه الدّعوات، و حمی عن الأفات، و صانه عن المخافات؛ و صلّی اللّه علی محمّد و آله أجمعین».

و پس از این شرحی که از مؤلّف در تعریف کتاب نقل شده چنین است: «و نظیر ما وجدته فی نسخه أُمّ الاُمِّ المکتَتب منها هذه النسخه المبارکه، بخطّ الامام العلاّمه شیخ الاسلام فخر المحدّثین جمال الدّین محمّد بن أبی بکر بن صالح، الشهیر بابن الخیّاط الیمنیّ؛ نفع اللّه به و أعاد علینا من برکاته: لمّا وصل مصنّف هذا الکتاب الامامُ العلاّمه شمس الدّین الجزریُّ إلی الیمن و قُرء علیه هذا الکتاب المبارک _ و کانت نسختی هذه بیده _ فلمّا وقف علی هذه التّعالیق بخط والدی _ رحمه اللّه _ قال الشّیخ الدّیّن: و اللّه ما کان الا عندی «کذا» ما صنّفت هذا الکتاب...

بسم... ربّنا! آتنا من لدنک رحمهً إنّک أنت الوهّاب. قال الشیخ الامام العالم الحافظ العلاّمه أبوالفضل شهاب الدین أحمد بن علی بن حجر العسقلانیُّ الشافعی المصریُّ: قال صاحبنا الشیخ الامام المحدّث العالم الحافظ، تاج القرّاءِ(1) شمس الأئمّه و الدّین، أبو الخیر محمّد بن محمّد بن محمّد بن علی بن یوسف، الجزریّ الشافعی الدمشقی: رحمه اللّه و قدّس روحه و نوّر ضریحه:

الحمدللّه الّذی جعل ذکره عُدّه الحصن الحصین.... و بعد، فإنّه لمّا کان کتابی «الحصن

ص : 138


1- 1) در اصل «تاج القرآن» است.

الحصین، من کلام سیّد المرسلین» ممّا لم اُسبق إلی مثله من المتقدّمین، و عزّ تألیف نظیره علی من سلک طریقه من المتأخّرین، لما احتوی من الاختصار المبین و الجمع الرّصین و التّصحیح المتین و الرّمز الّذی هو علی العز و معینٌ؛ حدانی علی اختصاره فی هذه الأوراق من أصله المذکور؛ بعد أن کنتُ سئلتُ فی ذلک مرارًا فی سنین و شهور، ممّن أنس غربتی و کشف کربتی و أوجب الحقُّ علیَ مکافاتَه، و لم أقدر علیها إلاّ بالدّعاءِ له. فأسأل اللّه تعالی نصره و معافاته...

و جعلته فی عشره أبواب، کلُّ باب یتعلّق بأنواع و أسباب.

الباب 1_ فی فضل الذّکر و الدّعاءِ و الصّلوه و السّلام علی النّبیّ صلّی اللّه علیه و سلم و آداب ذلک. ب 2_ فی أوقات الإجابه و أحوالها و أماکنها و من یستجاب له و بما یستجاب و اسم اللّه الاعظم و أسمائه الحُسنی و علامه الاستجابه و الحمد علیها. ب 3_ فیما یقال فی الصّباح و المساءِ و اللّیل و النّهار عمومًا و خصوصًا و أحوال النّوم و الیقظه. ب 4_ فیما یتعلّق بالطهور و المسجد و الأذان و الصّلوه الراتبه و صلوات منصوصات. ب 5 _ فیما یتعلّق بالأکل و الشّرب و الصّوم و الصّلوه و الزکوه و السّفر و الحجّ و الجهاد و النکاح. ب 6_ فیما یتعلّق بالاُمور العلویّه کسحاب و رعد و برق و مطر و ریح و هلال و قمر. ب 7_ فیما یتعلّق فی اُمور بنی آدم من امورٍ مختلفات باختلاف الحالات. ب 8 _ فیما یهمّ من عوارض و آفات فی الحیوه إلی الممات. ب 9_ فی ذکرٍ ورد فضله و لم یخصَّ وقتًا من الاوقات و استغفارٍ یمحو الخطیّات و فضل القرآن العظیم و سوَرٍ منه و آیات. ب 10_ فی أدعیّهٍ صحّت عنه صلّی اللّه علیه و سلّم مطلقاتٍ غیر مقیّدات.

فجاء _ بحمد اللّه _ کبیر المقدار، غایهً فی الاختصار، جامعًا للصّحیح من الأخبار، و لم یؤلّف مثله فی الأعصار؛ جمع الذّکر النّبویَ، و الحدیثَ المصطفویَ، و الخیر الدّنیویَ، و الأجر الاُخرویَ.. أسأل اللّه أن ینفع بن أهله، و أن ینصر به کلّ مظلوم... و علامه الرّقوم الّتی یشتمل علیها هذا الکتاب: «صحیح البخاری: (خ)»، و... و علامه الموقوف: (مو)، و هو قلیلٌ. و الحمد للّه... الباب الاوّل فی فضل الذّکر...».

انجام: «اللّهمّ إنا نسئلک العافیهَ فی الدّنیا و الاخره.

ولیکنْ ذلک آخر ما نعدّه من «عدّه الحصن الحصین، من کلام سیّد المرسلین»، من

ص : 139

تألیف الامام العالم العلاّمه، قاضی القضاه، شمس الدین، أبیالخیر، محمّد بن محمّد بن محمّد، الجزری الشافعی الدّمشقیِّ، رحمه اللّه، آمین یا ربَّ العالمین، برحمتک یا أرحم الرّاحمین.

تمّت النسخه الشریفه فی لیله الخمیس، فی شهر اللّه المبارک رجب».

نسخه: دارای 143 برگ، روی برگ اوّل تملّک و مهر «محمّد بن حاجی ملاّ عبداللّه» که از دانشمندان «هَرند» در سده سیزدهم بوده، دیده می شود. کاغذ: فستقی سفید و زرد و رنگ های دیگر، جلد میشن مشکی مستعمل یک لا، خطّ نسخ معرب 9 سطری، عناوین و علامات به شنگرف، صفحات 1 و 2 دارای لوح نقّاشی و همه صفحات دارای جدول دو خطّ شنگرفی است. قطع 11 × 15 و نیم، متن 6 و نیم × 10 و نیم. تاریخ کتابت تنها روز و ماه آن «پنجشنبه از ماه رجب» معلوم و سال نوشته نشده، لکن به قرائن متعلّق به سده دهم است. تاریخ تألیف و نام کاتب و آثار مقابله و تصحیح ندارد. از دانشمند هرندی «پدر و پسر»، ذیل «صحائف الأعمال.ش 573» یاد شد.

ص : 140

«588» عدّه الداعی و نجاح الساعی

(دعا _ عربی)

از: ابوالعبّاس جمال الدین احمد بن شمس الدین محمد بن فهد اسدی حلّی معروف به ابن فهد.

کتاب: در یک مقدّمه و شش باب است در بیان حقیقت دعاء و آداب آن و بعضی از ادعیه مأثوره و اسماءِ حُسنی و امثال ذلک.

تاریخ فراغت از تألیف: شب دوشنبه 26 جمادای یکم 801.

نسخه: به خطِّ یحیی. ظاهرًا مولانا یحیی طالقانی که فخرالدین (شاید فخرالدین طریحی صاحب مجمع البحرین متوفی 1085) در حاشیه گواهی داده است که وی نسخه را از اول تا آخر نزد او خوانده است.

تاریخ ختم استنساخ: سه شنبه 16 شوال 1071.

در یکی از اوراق آخر نسخه محمد رضا بن محمد مهدی هرندی نوشته است که: شب پنجشنبه سوم ماه رجب 1181 به علّت فقدان پدر و مادر و برادر و خواهر و مسافرت برادر دیگر _ مولی محمد کاظم _ و فزونی دشمن و کمی یاور و فوت عبدالمطلب خادم، مهموم و مغموم بودم؛ آیه الکرسیّ خواندم رفع شد.

مهر «لا اله الا اللّه الملک الحقّ المبین. محمد رضا» و «محمد هاشم الموسوی» و تملّک و خطّ نیای گرامی، آیه اللّه حاج میرزا سیّد حسن چهارسوقی ظهر نسخه است.

«589» نسخه دیگر

ص : 141

نسخه: به خطّ محمد صادق بن مولانا حسین جیلانی. تاریخ ختم استنساخ سنه 1066. اندک حواشی و اثر مقابله دارد.

«590» نسخه دیگر

نسخه: به خطّ محمّد رضا بن جمید (جمشید ؟). تاریخ ختم تحریر: ربیع دوم 1074. آثار تصحیح و مقابله دارد و در صورت خطّ مصنّف که در هامش صفحه آخر نقل شده است. تاریخ فراغت از تألیف: شب دوشنبه 16 جمادای یکم 801 دیده می شود.

«591» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. به قرائن در قرن 13 نوشته شده. تاریخ تألیف بسان نسخ دیگر دارد. آثار مقابله و تصحیح در حاشیه ها نوشته شده است.

«592» العقد الطهماسیّ

(فقه _ عربی)

از: شیخ حسین بن عبدالصمد جباعی حارثی پدر شیخ بهائی.

کتاب: درباره وسواس و طهارت و احکام آها و شمّه ای پیرامون طهارت قلبیّه است که به أمر شاه طهماسب صفوی تألیف شده.

نسخه: بسیار نفیس و مذهّب و مصحّح به تصحیح و محشّی به حواشی شخص مؤلّف و فرزند بزرگوارش شیخ بهاءالدین محمد عاملی است.

نام کاتب ندارد و در پایان نسخه این عبارت آمده: تمّت الرساله فی شهور سنه ثمان و سبعین و تسعمائه».

روی برگ اول آثاری از خط و مهر شیخ بهائی است که آن را در قدیم با کمال قساوت به کلّی محو کرده اند.(1)

«593» علاقه التّجرید

(کلام _ فارسی)

سلطان الحکماءِ و المتکلّمین خواجه نصیرالدین محمّد بن محمّد بن حسن طوسی متوفّای 672 کتاب «تحریر العقائد» معروف به «تجرید الکلام فی تحریر عقائد الاسلام»

ص : 142


1- 1) از کتابخانه مرحوم آیه اللّه آقا میرزا جمال الدین بن آیه اللّه العظمی آقا میرزا محمد هاشم موسوی خوانساری چهارسوقی.

را در بیان اعتقادات شیعه امامیّه نگاشت، این کتاب با این که مختصر بود از جهت تحقیق مطالب و حلّ مسائل مشکله و توضیح مبانی اعتقادی مورد توجّه کلیّه علماء و دانشمندان از شیعه و سنّی واقع گردید و بر آن شرح ها به فارسی و عربی و حاشیه ها نوشتند که ذیل عنوان کتاب در «کشف الظنون» و «الذریعه» و هم در جلد ششم «ذریعه» به عنوان حاشیه و هم در جلد 13 به عنوان شرح از آنها یاد شده است.

از جمله شرح های فارسی «علاقه التّجرید» است که سیّد عالم فاضل ادیب شاعر میر محمّد أشرف بن عبدالحسیب بن أحمد بن زین العابدین حسینی علوی عاملی اصفهانی نگاشت.

* * *

نسب سید زین العابدین مذکور _ چنان که در «جامع الأنساب» و هم در رساله جداگانه در احوال و آثار علماءِ این خاندان، به تفصیل نوشته ایم _ از این قرار است:

زین العابدین بن عبداللّه بن محمّد بن صالح بن جعفر بن أحمد بن حمزه بن قاسم بن حسین بن ابی احمد عبداللّه المشهدی بن محمّد بن علی بن حسین بن محمّد الطبّان بن حسین بن ابی علی احمد بن محمّد بن عزیزی بن حسین بن ابی جعفر محمّد بن علی بن حسین الطوّاف بن ابی الحسن علی الخارص ابن محمّد الدّیباج ابن الامام جعفر الصّادق علیه السلام .

حسین بن محمّد طبّان از دانشمندان و نسّابه های بزرگ و قاضی مرو بوده و تألیفاتی در نسب دارد و نام و نسبش در «المشجّر الکشّاف لاُصول السّاده الاشراف: 70» و «عمده الطالب: 237» مذکورست(1). وی پدر قاضی أبوطالب اسمعیل نسّابه مروزی معروف می باشد که شرح حالش در «معجم الاُدباء 6:142 _ 150» تألیف یاقوت حموی آمده است.

بالجمله، سیّد زین العابدین مذکور که سر سلسله سادات علوی عاملی است(2) از علماءِ امامیّه و مقیم جبل عامل بوده و در نزد شیخ علی محقّق کرکی _ قدّس سرّه _ «متوفای 940» درس خوانده و یکی از دختران او را به زنی داشته است(3) و در «روضات

ص : 143


1- 1) در «عمده الطالب» و بعضی از مشجرات نامش «حسن» آمده است.
2- 2) أعقاب او اکنون در اصفهان و جاهای دیگر بسیارند و مشهور به سادات میردامادی و صهری و سیادت و... می باشند و در میان آنان اهل دانش و روحانیت نیز متعدّد یافت می شود.
3- 3) میر شمس الدین محمد حسینی والد ماجدِ میرداماد هم دختر دیگری از محقق را به زنی داشته است که مادر میر بوده، و چنانکه در «روضات: 187» فرموده یکی دیگر از دامادهای محقق کرکی نیز سید ضیاءالدین ابوتراب حسن بن سید ابی جعفر محمد موسوی کرکی عاملی است که فرزندش امیر سید حسین مجتهد صاحب «سیاده الأشراف» با میرداماد و سید احمد عاملی خاله زاده می شود.

الجنّات: 642» در احوال میر غیاث الدّین منصور دشتکی از او یاد شده است.

فرزندش میر سیّد احمد سبط محقّق کرکی در اصفهان مقیم بوده و از دانشمندان بزرگ شیعه و شاگرد میر محمّدباقر داماد و شیخ بهاءالدّین عاملی _ قدّس اللّه أسرارهم _ و هم مُجاز از آنها و از خال خود شیخ عبدالعالی فرزند محقّق کرکی است و به دامادی پسر خانه خود میر داماد سرافراز بوده. میر سیّد احمد را تألیفاتی چند است که از جمله «لوامع ربّانی» او را به شماره [ ×× ] در این فهرست یاد خواهیم کرد.

میرزا عبدالحسیب فرزند میر سیّد احمد صاحب «الجواهر المنثوره. ش 248» نیز از جمله دانشمندان روشن ضمیر و بزرگوار بوده و کتابی عرفانی از تألیفات او در «الذریعه 12: 154» یاد شده به نام «سدره المنتهی و العطیّه العظمی» در معارف و اصول الدین به پارسی که در آخر آن نام و نسب خود را «محمّد عبدالحسیب بن احمد بن زین العابدین العاملی العلوی الفاطمی» نگاشته و در سال 1062 از تألیف آن فارغ شده و سه نسخه از آن را در «ذریعه» نشان داده اند، از جمله نسخه آستان قدس که دارای 309 برگ است و در «فهرست رضویّه 4: 161» معرّفی شده. وی کتاب دیگری نیز به نام «الفطره الملکوتیّه فی شرح الاثنی عشریّه» از شیخ بهائی و «شرحی بر دعاءِ صباح» و «الجواهر المنثوره فی الأدعیه المأثوره» دارد، و کتاب های «تقدیس الانبیاء و تمجید الأوصیاء» و «مناهج الشارعین» در اصول و فروع دین و اخلاق ایضًا از تألیفات او در «فهرست دانشگاه 3: 569 و 5:1572» شناسانده شده و در آنجا تاریخ تألیف مناهج را ماه صفر 1068 ذکر کرده اند.

در «فهرست حقوق: 206» کتاب «منتخب مناهج الشارعین» عبدالمناف بن محمود سلماسی را که در 1244 نوشته شده، معرّفی کرده اند.

میرزا عبدالحسیب، چنانکه در «رجال اصفهان: 94» آمده، به سال 1121 وفات یافت و در تکیه آقا رضی شیرازی در تخت پولاد اصفهان مدفون گردید. وی را سه

ص : 144

فرزند بوده به نام های میرزا اشرف و میرزا صدرالدین محمّد و میرزا زین العابدین که در موضع مرقوم ذریعه یاد شده اند.

میرزا صدرالدین محمّد فرزندی داشته به نام میرزا غیاث الدّین احمد که اهل شعر و ادب بوده، معاصرش شیخ محمّد علی حزین گیلانی «متولد 1103 متوفای 1181» که با او اُلفت داشته در «تذکره حزین: 57» گوید:

«میرزا غیاث الدین احمد، برادرزاده میرزا اشرف مرحوم و خلف مرحمت و غفران پناه میرزا صدرالدین محمّد بن میرزا عبدالحسیب است. تحصیل علوم نموده در تقوی و حسن اخلاق یگانه آفاق بود. به موزونی طبع از بدایات عمر به شعر و شاعری رغبت نموده «خیال» تخلّص ایشانست... در غزل و رباعی هم به موافقت فقیر دُری می سُفت. یک سال بعد از آنکه عمّ بزرگوارش جهان بی وفا را بدرود گفت این سیّد والا تبار هم دیدار گرامی در احتجاب نهفت...» تا آخر.

مرحوم رضا قلی خان هدایت در «ریاض العارفین: 328» اشتباهًا میر غیاث الدین احمد مذکور را چنین عنوان کرده است:

«خیال اصفهانی. اسمش میرزا غیاث الدین محمّد، خلف میرزا صدرا ولد میر محمّد باقر داماد متخلّص به اشراق است. به مصاهرت آقا جمال خوانساری مخصوص بوده و علوم معقول و منقول کسب فرموده، به صفات حسنه مسلّم اهل زمان خود بوده، در غلبه افاغنه در اصفهان درگذشت. ترکیب بندی در منقبت گفته...» الخ.

در صورتی که از میرداماد فرزند پسری نمی شناسیم، و این اشتباه در «ذریعه 9: 1: 308» نیز به متابعت از «ریاض العارفین» واقع شده است، فراجع.

* * *

بالجمله، میر محمّد اشرف مصنّف «علاقه التّجرید» خود یکی از دانشمندان متبحّر این سلسله بوده و شرح حالش در «تذکره حزین: 56» چنین مذکورست:

«میرزا اشرف، خلف مرحوم میرزا عبدالحسیب صبیّه زاده سیّد الحکماء امیر محمّد باقر الدّاماد الحسینی، قدّس اللّه روحه. به علوّ حسب و نسب معروف، و به فضائل نفائس موصوف بود. روزگاری به عزّت و احتشام در اصفهان گذرانید. در سنه «1133» ثلث و ثلثین و مائه بعد الألف(1) به روضات جِنان انتقال نمود. او رفت و خوشدلی ز جهان

ص : 145


1- 1) در «لغت نامه. حرف الف: 2655» که کلام حزین را به اجمال نقل کرده تاریخ فوت را به سال 1130 نوشته اند.

خراب رفت. ألطاف و أشفاق آن سیّد عالیمقدار را با این خاکسار نهایتی نبود... به حُکم وراثت در مراتب علمی افادت پناه و از معارف ذوقی آگاه بود و در سخن فهمی صاحب دستگاه. گاهی التفات به گفتن شعر می فرمود. اشعار سنجیده دارد و از آن جمله این چند بیت است که زیب مجموعه نمود:

«آن ماه دو هفته، دلبر جانی من آن یار عزیز، یوسف ثانی من

یکروز نکرد فکر شب های غمم! یکبار نگفت: پیر کنعانی من!» إلخ

تاریخ وفات میر محمد اشرف را در «ذریعه 3: 355» و «مصفّی المقال: 82» و به نقل از ذریعه _ ظاهرًا _ در «رجال اصفهان _ تذکره القبور: 95 و 237» و «فهرست دانشگاه 3: 596» و جاهای دیگر به سال 1145 نوشته اند، لیکن به نظر می رسد تاریخی که حزین آورده به صواب نزدیک تر باشد، و مصراع «او رفت...» اشاره به فتنه افغان است که در 1134 شهر اصفهان را فراگرفت.

در «فهرست دانشگاه 5: 1703 _ 1706» نسخه یی از «شرح مختصر عضدی» معرّفی شده که در دست میر محمد اشرف بوده و دارای آثار تملّک و خط پدرش میر عبدالحسیب بن احمد و هم میرداماد است. میر محمّد اشرف بر این نسخه حواشی زیادی نگاشته و در آغاز کتاب نوشته است که «در 26 صفر 1055 به خواندن آن پرداختم».

بر فرض صحّت انتساب این کلام به میر محمّد اشرف ناچار در آن تاریخ حدّاقلّ پانزده سال از عمر او گذشته بوده که شرح مختصر عضدی می خوانده، و در این صورت با در نظر گرفتن تاریخ درگذشت او که حزین آورده هنگام فوت بیش از نود سال داشته است.

در دو موضع «رجال اصفهان» مدفن میر محمّد اشرف را در بقعه مخصوصی در خارج قریه ورنوسفادران سده تعیین کرده و گوید: بعدًا جمعی از اولاد و اعقابش نیز در آنجا مدفون شدند.

در «روضات الجنّات: 187» نامی از میر سید اشرف آمده و در (ص 625) ذیل

ص : 146

احوال حاج شیخ محمّد کاشانی فرماید که وی و میرزا ابراهیم قاضی از سیّد امیر محمّد اشرف حسینی روایت می کنند، و این سیّد اشرف با پسر عمّش میرزا محمّد باقر هر دو از ملاّ محمّد فاضل سراب «مذکور در شماره [×× ]، اجازه روایت دارند، انتهی.

ظاهرًا مقصود از سید امیر محمّد اشرف همین صاحب عنوان است که از شاگردان علاّمه مجلسی نیز بوده و از ایشان و هم از پدر خود میر عبدالحسیب روایت می کند، و فرزندش میر محمّد حفیظ بن میر سید اشرف از پدر اجازه روایت دارد و سلسله سند او را در «روضات: 642» ذیل ترجمه امیر غیاث الدین منصور شیرازی نقل و در آنجا «محمّد حفیظ» را عبدالحفیظ نوشته اند، و در «ذریعه 1: 149» اجازه میر محمد اشرف را از علاّمه مجلسی فرماید اجازه مختصری است، و در «فضائل السادات: 395» داستانی مشتمل بر تجلیل علاّمه مجلسی از مؤلّف دیده می شود.

میر محمّد اشرف فرزند دیگری نیز به نام میر مرتضی داشته که اعقاب او فراوان و در آنها جمعی از دانشمندان پدید آمده اند.

شرح حال میر محمد اشرف به اجمال در کتاب های «الفوائد الرضویّه: 397»، «أعیان الشیعه 43: 296»، «ریحانه الادب 2: 434» و «معجم المؤلّفین 9: 64» نیز مذکور و در کتاب اخیر وفات وی را به نقل از دانشمند فاضل آقای دکتر حسین علی محفوظ کاظمینی به سال 1145 ضبط کرده که لابدّ ایشان از کتاب «ذریعه» برداشته اند، و اشتباهًا در آنجا دو تألیف برای او ذکر کرده به این صورت: «من تصانیفه: شرح التجرید، و القبسات». در حالی که «قبسات» از تألیفات میرداماد است، و میر سید اشرف هم بر آن شرحی ننوشته بلکه حاشیه یی بر آن دارد، و تنها شرحی که برای قبسات در «ذریعه 13: 39» ذکر کرده اند، شرح حکیم متکلّم محمّد بن علی رضا آقاجانی از شاگردان صدرالمتألّهین است که تاریخ تألیف آن مطابق «شرح قبسات» یعنی 1071 هجری می باشد.

در همان موضع «معجم المؤلّفین» از دانشمند دیگری بنام مولی محمّد اشرف بن مولی حیدر علی ورنوسفادرانی سدهی اصفهانی و مؤلّف «عروه المتّقین فی تفسیر آیه الکرسی» یاد کرده و وفات او را به نقل از فاضل مذکور در سال 1135 نوشته است. پس این شخص را که در «رجال اصفهان: 200 و 259» و «فهرس رضویّه 4: 443»

ص : 147

و «ذریعه 4: 329» و «مؤلّفین کتب چاپی 1: 621» نیز مذکورست نباید با صاحب عنوان معاصر و همشهری او اشتباه کرد.

آثار میر محمد اشرف:

1_ «اشرف المناقب»، پس از این یاد می کنیم.

2_ «حاشیه قبسات» مذکور در فوق.

3_ «حاشیه شرح مختصر عضدی» که در صفحه ×× ذکر شد.

4_ «شرح مشیخه تهذیب الحدیث» که به عنوان «رجال السیّد محمّد اشرف» در «ذریعه 10: 96» و «مصفّی المقال: 82» یاد شده و چنان که در آن دو کتاب هم آمده، مرحوم بیان الواعظین اصفهانی در کتاب «خلد برین: 51» خود این کتاب را ذکر کرده و گفته است که نسخه خط مؤلّف در نزد او موجود می باشد.

مع الأسف، نسخه های گنجینه مرحوم بیان به فروش رسید و از دسترس مستفیدان به دور ماند.

5 _ «ترجمه ألفیّه ابن مالک» در علم نحو، به نظم فارسی.

6_ «فضائل السّادات» که اسمش حاکی از مسمّی و اثر مهم و پرارزشی است و در میان آثار چاپ شده تمام دانشمندان خاندان مؤلّف از زمان میر داماد _ قدّس سرّه _ تاکنون کتابی به این شهرت و مطبوعیّت نرسیده و حقّا که در موضوع خود نیز اثری ممتاز و یگانه است. این کتاب مبسوط و مفصّل که دالّ بر کمال و تبحّر و تتبّع مؤلّف آن می باشد در سال های 1102 _ 1103 تألیف و در 490 صفحه وزیری به سال 1314 در طهران به چاپ رسیده(1) و در این چند سال أخیر نیز تجدید طبع شده است.

مؤلف این کتاب را ابتداءً به نام «اشرف المناقب» برای شاه سلیمان صفوی تألیف کرده، سپس بر آن مطالبی افزوده و به نام شاه سلطان حسین صفوی مصدّر نمود و صورت نسب وی را، هم از طرف پدر و هم از طرف مادرِ شاه عباس که از سادات مرعشیّه بوده ذکر کرده، و نسب مادر خود و مادر مادرش را نیز در پایان کتاب (ص

ص : 148


1- 1) در کتاب «مؤلفین کتب چاپی 1: 621» و «فهرست کتاب های چاپی فارسی 1: 1181» آمده است که فضائل السادات دو بار چاپ سنگی شده است در دو سال متوالی 1313 و 1314. لکن صحّت این مطلب معلوم نگردید.

483) آورده است، «اشرف المناقب» را در «ذریعه 2: 107» تنها به استناد همین مطالب که از «فضائل السادات» مستفاد می شود یاد کرده اند.

وی از آغاز تا انجام این کتاب از آثار دو نیای دانشمندش میرداماد و میر سیّد احمدبن زین العابدین نظمًا و نثرًا بسیار نقل کرده از اشعار نغز خود نیز هر جا که مناسب افتاده آورده است، و از صفحه 55 و 401 این کتاب معلوم می شود وی شاگرد مرحوم آخوند ملاّ محمّد صالح مازندرانی شارح کتاب «کافی» متوفی به سال 1086 و همچنین مرحوم آقا حسین خوانساری «متوفای 1098» بوده که گوید: «قال استادی صالح الفضلاء فی «شرح الکافی»، و «استادی آقا حسین خوانساری».

کثرت مطالبی که امیر محمّد اشرف از انواع و اقسام کتب نفیسه متقدّمین و متأخّرین در فضائل السادات نقل کرده و فهرست آنها را نیز در پایان کتاب ثبت نموده است بی اختیار خواننده را وادار به تحسین می کند.

مطلب مهمّی که از این کتاب (ص 362) استنباط می شود این که اصل عربی «تاریخ قم» را مؤلّف در دست داشته و در فهرست مصادر آخر کتاب (ص 487) هم گفته است: «تاریخ مدینه المؤمنین بلده قم، للحسن بن محمّد القمی». و همچنین از صفحه (363) همان فضائل السادات استظهار می شود که نسخه یی از تاریخ قم فارسی غیر از ترجمه چاپ شده در دست داشته است.

محدّث نوری نیز در خاتمه «مستدرک الوسائل 3: 369» فرموده است که از کتاب «منهاج الصّفوی» میر سیّد احمد بن زین العابدین _ جدّ میر محمّداشرف _ بر می آید اصل عربی «تاریخ قم» و ترجمه غیر معروف آن در نزد وی بوده است.

مؤلّف محترم «ذریعه 3: 278» نیز این مطلب را از مستدرک نقل فرموده اند.

در «فهرست رضویّه 1: 83» ترجمه یی مورّخ 1070 از «مصائب النواصب» قاضی نوراللّه معرّفی شده که مترجم آن محمّد اشرف نامی است و مؤلّف فهرست احتمال داده اند وی مؤلّف «فضائل السّادات» باشد، و اللّه العالم.

7_ «علاقه التجرید» جای گفتگو، که چنانکه در آغاز گفتیم شرح مبسوطی است به زبان فارسی بر کتاب «تجرید العقائد» خواجه نصیرالدین طوسی در علم کلام.

شارح در این کتاب نیز از آثار علمی پیشینیان بسیار استفاده و نقل کرده است و گاه

ص : 149

اشعار فارسی خود را هم شاهد آورده، و از شروح مختلف تجرید غالبًا از شرح علاّمه حلّی، شرح حاج محمود، شرح نیرزی، شرح مولانا محمّد بهشتی _ از دانشمندان شیعه _ و از شرح اصفهانی «تسدید القواعد» و شرح ملاّ علی «قوشجی» از دانشمندان اهل سنّت یاد می کند، و از میان آنها مخصوصًا به شرح علاّمه و شرح حاج محمود بیشتر توجه داشته و مکرّر بدانها استناد کرده است.

بخش مربوط به اثبات امامت این شرح بسیار ممتّع و شیرین و مستدلّ نوشته شده و شایان مطالعه است و خود مؤلّف نیز در مقدّمه به این مطلب تصریح نموده.

وی در دیباچه به براعت استهلال نام بسیاری از کتب حکمت و کلام به خصوص کتب جدّش میرداماد را ذکر کرده است.

تنها نسخه نفیس دیگری که از این کتاب می شناسیم نسخه کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران است که دارای 132 برگ و در «فهرست دانشگاه 3: 596 _ 597» معرّفی شده و ظاهرًا اصل خط مؤلّف می باشد.

آغاز: [بسم... حمد مر خدای را که تجرید علایق جسمانیّه، و تهذیب أخلاق ایمانیه را صراط المستقیم أبواب جِنان، و سواد العین بصیرت أعیان اهل جَنان، و کحل الجواهر بینایی و عرفان، و حکمه العین مردمک دیده مردمان، و باعث هدایت به مطالب عالیه، و فهم کنوز رموز و إشارات إلهیّه، و إستغانه [و إستنزال. خ_ . ل_ ] رواشح سماویّه، و ظهور لطایف غیبیّه، و طریق تحصیل شرح مقاصد و مواقف غیر متناهیه، و اُفق المبین مطالع ایماضات و إشراقات جذوات موسویّه، و قبسات أطوار طوریّه، و شارع النّجات شفای قلوب صدور؛ بأنفاس عیسویّه گردانید.

و صلوه و سلام بر مسلّم سلّم سمای عرش حکمت رسالت و ایقان، و نبراس الضّیای سواد مجموعه عالم امکان، و خاتم اُولی الأید إعتضاد قدرت و إتقان؛ محمّد نبیّه النّبیه، المبعوث علی الانس و الجانّ، و أهل بیت آن حضرت که شواهد رُبوبیّه؛ و تقدمه تقویم الایمان نبویّه، و مختلسان قصب السّبق خلسه الملکوت سابقان مقرّبان، و عروه الوثقای سبع شداد فاتحه کلام اللّه الفرقان اند.

امّا بعد، چون خاطر جمعی از اخوان صفا، و متألّهین با هدایت از أهل تجرید ترجمان کسادی و بوار بازار جواهر و أعراض حکمت و کلام از خُرده بینیِ خِرد متوجّه ترجمان

ص : 150

جُمانه متن «تجرید الاعتقاد» بود، و به خرید خریده آن به تَوق تمام راغب و به شوق لا کلام خاطب بودند؛ لهذا کمَیت قلم از سر مدّ و کشش قلبی قطره روی را به راه انداخته در اوراق خاطر مشق سیاه دلی پیروی کرده، با آبله پا، به دست یاری أنامل تفکّر، پا از اندازه خود بیرون گذاشته، یکقلم دامن سعی بر کمر زده، از سر تعجیلْ دل داده این معنی شده، قالب تهی، و دو پا یکی ساخته، در میدان نقش جهان منطق و بیان، و هفت اقلیم عالم خط، و چهارسوق سطح مربّع صفحه، و سوق بیدای بداءِ کلام؛ رقبه رغبت بر آن کشیده داشت.

سیّما در وادی أیمن مبحث امامت علیّه علویّه و علوّ منزله امیر النّحل، یعسوب المؤمنین... که مشتمل بر آیات و احادیث عُلوی رتبت علوی نسبت که سیّد کلام و کلام سیّد أنام است... بناءً علیه، داعی، ابن عبدالحسیب الحسینی: محمّد اشرف؛ با کثرت غموم و عوایق که در این جزءِ زمان از امور عامّه است نسبت به عموم خلایق و عدم ملکه و مادّه به این معنی موافق، به صورت شرح بسط بساط خرده فروشی بیان معانی دقیقه بدیع این متن را به أحسن وجهی، بی خودفروشی، مصوّر کرد، و بنا بر مناسبت علاقه خاطر ملتمسین این تعلیقات و تسمیه متن که مشتمل بر مسائل علم کلام و منتظم به أخصر ألفاظ به أبلغ نظام است؛ مسمّی به «علاقه التّجرید» گردانید...].

انجام: [و حاج محمود این مراتب را در شرح خود ایراد نموده، و واجب آنست که متوجّه تجسّس در امر به معروف و نهی از منکر نشود، به قول خدای تعالی که فرموده: «وَ لا تَجَسَّسُوا» و «اِنَّ الّذینَ یُحِبُّونَ أنْ تَشیعَ الْفاحِشَه» الآیه، که این هر دو آیه دلالت بر حرمت سعی در اظهار فاحشه می کند. و امّا حدیث و سنّت، پس قول آن حضرت است صلیّ اللّه علیه و اله: «من ابتلی بشیءٍ من هذه القاذورات فلیسترها بستر اللّه». و ایضًا سیرت آن حضرت چنین بوده. تمّ الکلام بخیر المرام ان شاء اللّه تعالی. سنه 1120].

در آخر مقصد سوم کتاب (برگ 275) نیز تاریخ به این صورت دیده می شود: [و منافی عقل نمی نماید به نحوی که صاحب شبهه تصوّر نموده. تمّت الکتاب بعون الملک الوهّاب، فی یوم الجمعه 15 شهر صفر المظفّر سنه 1121].

این نسخه: ابتداءً، در دست مؤلّف بوده و اگر چه نام کاتب ندارد لکن به قرائن توان گفت به خط یکی از افراد خاندان وی است که بعد شخص مؤلّف آن را از اوّل تا آخر

ص : 151

_ سوای بعضی از اوراق که فاقد آثار مقابله و خط مؤلّف است _ مطالعه نموده و در پاره ای جاها در حاشیه مطالبی اضافه کرده یا کلماتی را تغییر داده و اصلاحاتی در آن نموده است. در چند موضع هم علامت مقابله «بلغ» دیده می شود. پس از مولّف به شرحی که ذیلاً می گوییم در تملّک بازماندگانش درآمده تا در حدود 1328 که به دست مرحوم آقای حاج میرزا ابوالقاسم زنجانی رسید و بعد از فوت ایشان در تملّک پدر نگارنده درآمد.

روی برگ 1 این یادداشت ها به شرح دیده می شود: «من کتب والد مرحوم که به تاریخ شهر محرّم سنه 1182 به دست این فقیر رسید. العبد سیّد عبداللّه ابن محمّد رحیم الحسینی. مهر: افوّض اَمری الی اللّه، عبده عبداللّه الحسینی» أیضًا: «من کتب جدّی المرحوم... [پاک شده است] و دخل فی نوبه العبد الأقلّ محمّد رحیم ابن سید مرتضی الحسینی. مهر: بسم اللّه الرحمن الرحیم». ایضًا: «بسم... هذا فی ملکی... و أنا الأثم الجانی ابوالقاسم الموسوی الزنجانی، تحریرًا فی شهر ربیع الأوّل سنه 1328. مهر: عبده ابوالقاسم ابن محمّد باقر الموسوی». أیضًا: «قد صار لی بعد ما کان لغیری و سیصیر کما کان، و أنا العبد المذنب الأثیم محمّد هاشم الموسوی، تحریرًا فی شهر جُمادی الاولی من شهور سنه 1340. مهر. محمّد هاشم بن جلال الدین الموسوی».

نویسنده تملّک اوّلی: حاج میرزا محمّد رحیم که در مقابل نواده همنامش به کبیر شهرت یافته از علماء و فضلاء و ادباءِ سلسله خود بوده، فرزند عالم فاضل ادیب میرزا سیّد مرتضی متخلص به سیّد، مقیم خوزان سده، متوفای 1160 مذکور در «ذریعه 9: 2: 481»، فرزند میر سیّد اشرف مؤلّف کتابست. حاج میرزا محمّد رحیم در سده ریاست روحانی داشته و در روایت احادیث از عمّ خود میرزا عبدالحفیظ مجاز و مانند پدرانش دارای طبع شعری روان بوده به سال، 1181 وفات و چنانکه در «رجال اصفهان: 239» نیز آمده در مقبره خانوادگی که در وسط قریه خوزان واقعست دفن شد.

نویسنده تملّک دوم: میرزا سید عبداللّه فرزند حاج میرزا رحیم مذکورست، وی به روز چهارشنبه دهم ماه صفر 1165 متولّد شده و در 22 ماه محرّم 1251 وفات یافت(1) و در مقبره خانوادگی سابق الذکر که به نام وی مشهور است، مدفون شد. میرزا

ص : 152


1- 1) در مکارم الاثار 4: 1198» در سال 1243 ذکر شده است. ملاحظه شود.

سیّد عبداللّه نیز از فقهاء و دانشمندان بوده و نزد وحید بهبهانی و میرزای قمی درس خوانده و با مرحوم حاجی کرباسی و حجه الاسلام شفتی _ علیهم الرحمه _ خصوصیّت داشته، در سده ماربین اقامه جماعت و ترویج دین می کرده و اواخر عمر بیشتر در شهر می زیسته است. میرزا سید عبداللّه را تألیفاتی است از جمله «شرح مشیخه تهذیب و فقیه» و «انیس المحتاجین» در علوم غریبه و «ترصیع الأسماء». شرح حالش در «مصفّی المقال: 237» و «ذریعه 10: 127» و «رجال اصفهان: 239» مذکور است، و او را فرزند دانشمندی بوده به نام سیّد احمد که روز وفات پدر در گذشته و با هم دفن شده اند. سید احمد را کتابی است به نام «زبده الأسرار» در ادعیه و أوراد و اذکار، که در «ذریعه 12: 18» یاد شده، وی از شاگردان حجه الاسلام شفتی و حاجی کرباسی بوده، أعقابش اکنون در سده و جاهای دیگر به سر می برند و علماء و فضلاء و صلحاء در میان آنها بوده و هست.

نویسنده تملّک سوم: مرحوم حاج میرزا ابوالقاسم موسوی زنجانی از علماء و روحانیون اصفهان که دارای کتابخانه معتبری بوده، در ماه رجب 1336 وفات و در تکیه مخصوصی در تخت پولاد مدفون شد. شرح حالش را در جلد دوم «جامع الانساب» به تفصیل نوشته ایم و اجمالاً در «رجال اصفهان: 58» نیز یاد شده است.

نویسنده تملّک چهارم: مرحوم میرزا سیّد محمّد هاشم مجتهد علاّمه والد ماجد نویسنده این فهرست است و شرح حال ایشان را مفصّل در «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 105 _ 111» نگاشته ایم. ایشان نسخه را با تعدادی دیگر ز کتب کتابخانه مرحوم زنجانی پس از فوت وی ابتیاع کرده بودند.

نسخه: دارای 358 برگ، روی برگ اوّل یادداشت های مذکور نوشته شده. آغاز کتاب از ظهر برگ یکم است و مقصد اوّل «امور عامّه» تا برگ 85. مقصد دوم «جواهر و أعراض» از ظهر برگ 86 تا 207. مقصد سوم «اثبات صانع» از برگ 209 تا روی برگ 276. مقصد چهارم «نُبوّت» از ظهر برگ 277 تا برگ 288. مقصد پنجم «امامت» از همان برگ تا برگ 330. مقصد ششم «معاد و وعد و وعید» از همان برگ تا پایان برگ 357. برگ 358 سفید است، و 4 برگ سفید در اول کتاب و 4 برگ در

ص : 153

آخر «بدرقه» هنگام صحّافی درین اواخر اضافه شده.

کاغذ: چار بغل، خط نسخ خوب 22 سطری، عنوان ها در بعضی مواضع به شنگرف روی عبارات متن عربی «تجرید» که به کلمه «قال» آغاز می شود خط سرخ کشیده شده، بعضی عنوان ها نیز در حاشیه ها آمده، جلد تیماج قرمز، آستر تیماج مشکی، قطع 19 × 25، متن 11 × 17، اصلاحات و اضافات مؤلّف به خط نسخ و نستعلیقِ وی در متن و حاشیه ها دیده می شود، و چنان که گفتیم نسخه نام کاتب ندارد. دو تاریخ 1120 و 1121 در اواخر کتاب به خط کاتب نوشته شده که ممکن است تاریخ تألیف و کتابت هر دو باشد.

«594» علل الشرائع و الأحکام و الأسباب

(حدیث _ عربی)

از: شیخ صدوق محمد بن علی ابن بابویه قمی، اعلی اللّه مقامه.

کتاب: شامل احادیثی است که پیرامون علّت های شرعی اَحکام و غیرها بحث کرده است، از طریق اهل بیت اطهار علیهم السلام . در دو جزء و مکرّر به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ شکراللّه بن محمد حسینی «نویسنده نسخه اصول کافی. ش 684». ختم کتابت: 22 ماه صفر 1068.

علاّمه مجلسی مولانا محمّد باقر بن محمّد تقی شخصًا از اوّل تا آخر نسخه را با نُسخ عدیده مقابله و تصحیح کرده، حواشی بسیار به خطّ مبارک در همه جا نوشته، در برخی جاها نیز خطّ پدر بزرگوارش دیده می شود.

در پایان نسخه، علاّمه مجلسی شرحی در باب کیفیّت تصحیح نسخه نوشته و ربیع الاوّل 1058 تاریخ گزارده اند، که بی شبهه یکی از دو تاریخ سال اشتباه است و ظاهرًا 1058 سهوالقلم و درست همان 1068 باشد.

در بعضی جاها نیز مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد محمد صادق موسوی _ برادر گرامی امام مجدّد صاحب الروضات _ به خطّ خود حاشیه ای نوشته، و در ظهر نسخه، برادرزاده و مهر جلیل ایشان، آیه اللّه آقا میرزا مسیح چهارسوقی در ذی قعده 1281 شرحی نگاشته و یادآور شده اند که نسخه شریفه را آن عمّ مکرّم به ایشان اهداء کرده اند.

پس از آن اثر تملّک نیای گرامی، مرحوم آیه اللّه چهارسوقی و هم مُهر هر دو بزرگوار دیده می شود. رحمه اللّه علیهم اجمعین.

ص : 154

ص : 155

جای سند

ص : 156

جای سند

ص : 157

«595» عَلم الهُدی و أسرار الاهتدا فی فهم سلوک معنی أسماءِ اللّه الحُسنی

(معارف _ عربی)

از: شمس الدین ابوالعبّاس احمد بن ابی الحسن علی بن یوسف قرشی بونی.

کتاب: در شرح اسماءِ حُسنای الآهی است با ذکر لطایف عرفانی و اشارات صوفیانه در دو مجلّد و در نوع خود بی نظیر است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، ظاهرًا در سده نهم استنساخ شده و برگ اوّل ندارد و مقدار موجود 334 برگ است، و در ظهر برگ آخر این شرح دیده می شود: «کتاب عَلم الهُدای قطع بزرگ کاغذ دولت آبادی جلد تیماج که اول ندارد و به تاریخ 26 شهر ربیع الثانی سنه 1105 تخاقوی ئیل داخل عرض شد».

مهرهای «رسید از غلامی شاه نجف... سلیمان بعزّ و شرف» و «بنده شاه ولایت...» و «بنده... صفی قلی» که از مهرهای سلاطین صفویّه است در اول و آخر نسخه هست.

از این کتاب دو نسخه عکس مکرّر به شماره های 711 و 722 در صفحات 196 و 206 جلد دوم فهرست نسخه های عکسی مرعشی قم در 218 برگ 23 سطری دیده می شود که از نسخه شماره 4134 چستر بیتی که نسخه کاملی است به خط عمر بن مهدی احد السمنودی الشافعی القاری ×× عکس گرفته اند.

«596» العمده من عیون صحاح الأخبار فی مناقب امام الابرار

(اخبار مناقب _ عربی)

از: یحیی بن حسن بن حسین بن علی بن محمد بن بطریق اسدی حلّی.

کتاب: شامل 913 حدیث نبوی است در مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و اهل بیت اطهار علیهم السلام از طرق اهل سنّت، و برخی مشتغلین قم هم این به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ محمّد مؤمن جربادقانی (گلپایگانی)، تاریخ ختم استنساخ نیمه ماه رمضان 1091، از روی نسخه ای که به خط مراد بن علیخان تفرشی بوده و از روی نسخه ای قدیمی که شرف الدین محمد بن زهره الجباعی آن را مطالعه کرده بوده استنساخ نموده.

در پایان نسخه ما گواهی تصحیح و مقابله با نسخه ای صحیح و عتیق نوشته شده

ص : 158

و تاریخ فراغت از مقابله روز شنبه نهم شوال 1091 قید و سپس مهر «سلمان _ یا السلمان _ منّا اهل البیت» دیده می شود. ممکنست این شخص مولی سلمان قزوینی فرزند مولی خلیل بن الغازی قزوینی معروف باشد.

ظهر نسخه نام کتاب و مؤلّف به خطّ همین شخص نوشته شده، و نیز تملّک و مهر آیه اللّه العظمی مهر صاحب روضات الجنّات «محمد باقر بن زین العابدین الموسوی». حواشی بدون امضایی در نسخه نوشته شده است.

«597» عمده الوصول، الی زبده الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: شیخ محمد بن علی حرفوشی عاملی

کتاب: در شرح «زُبده الاُصول» شیخ بهاءالدین محمد عاملی استاد شارح است.

نسخه: اندکی از آخر ناقص است و نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست. گویا در زمان شارح یا نزدیک به زمان او نوشته شده. در چند موضع حاشیه یی به امضاء محمد جعفر الحسینی دارد.

حاج میرزا عبدالرزّاق بن حاج میرزا محمد کاظم رشتی اصفهانی نسخه را در 17 جمادی دوم 1292 از آخوند ملا علی میرزا کتابفروش به مبلغ پنج قران و نیم خریده، تملّک و مهر رشتی در آغاز و انجام نسخه دیده می شود. در آخر نسخه یادداشت های دیگری مورّخ یوم شنبه 8 ذیقعده 1248 و پنجشنبه 8 صفر 1249 و یکشنبه 14 جُمادای یکم 1249 نوشته شده است.

«598» عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الایات و الأخبار و الأقوال

(اخبار _ عربی)

ج 1 تا 6

از: شیخ عبداللّه بن نوراللّه بحرانی (رحمه اللّه علیه)، از شاگردان علاّمه مجلسی، به تصریح خود مؤلّف در مجلد اوّل که گوید بیست سال نزد آن مرحوم شاگردی کرده است.

کتاب: صد مجلّد است در اخبار اهل بیت و ائمّه معصومین علیهم السلام با شرح و بیان، مانند بحارالانوار.

نسخه: مشتمل بر: 1_ مجلّد اوّل است در بیان مقدّمات و فهرست و سایر مطالب

ص : 159

متعلّقه. روی برگ اول کاتب نوشته است: «تخمینًا کتابت آن / 2700 بیت».

2_ مجلّد دوم در عقل است دارای مقدّمه و خاتمه، و کاتب روی برگ اول نوشته است: «تخمین کتابت آن / 2250 بیت».

3_ مجلّد سوم در علم و متعلّقات آن دارای مقدّمه، و کاتب روی برگ اول نوشته است: «تخمین کتابت آن / 10400 بیت»، و ایضًا نوشته اند: «جلد ثالث خطّ ملاّ محمد».

4_ مجلّد چهارم در معرفت صانع و اثبات آن. دارای مقدّمه، و کاتب روی صفحه اوّل نوشته است: «تخمین کتابت آن / 5500 بیت».

5 _ مجلّد پنجم در توحید، دارای مقدّمه و کاتب که نام خود را در پایان این جلد «محمد» نوشته است. روی برگ اوّل گوید: «تخمین کتابت آن / 11250 بیت».

6_ مجلّد ششم در عدل، دارای مقدّمه و خاتمه، و کاتب روی برگ اول نوشته است: «تخمین کتابت آن / 10500 بیت».

ظاهرًا تمام این مجلّدات به خطّ یک نفر است که همان «ملاّ محمد» باشد و ظاهرًا با سایر مجلّدات که وصف آنها خواهد آمد در شهر یزد استنساخ شده است از روی نسخه اصل. در این مجموعه شش جلدی تاریخ کتابت ندارد و مسلّمًا در اواسط قرن 13 استنساخ شده و در خاتمه همه این شش جلد کاتب نوشته است که با نسخه اصل و نسخه مصحّحه دیگر مقابله و تصحیح کرده است.

«599» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل است بر کتب ذیل و از دوره مخصوص است:

1_ روی برگ اول نوشته اند: «جوامع منتخب الکتب. تخمین کتابت مجلد 49 مع مجلد منتخب از اصول کتاب عوالم... / 18700 بیت است. جلد اول / 1200 بیت و جلد ثانی / 17500 بیت است تخمینًا».

آغاز: «الاشعث عن موسی بن اسماعیل ابن موسی بن جعفر»، به گمان حقیر، کتاب «جامع الاحادیث» است که از روی نسخه کهنه علاّمه مجلسی نقل کرده و آن نسخه ناقص بوده و علاّمه مجلسی هم آن را نشناخته و «اصلی از اصول قدماء» دانسته و در «بحار» از آن نقل فرموده، ولی تمام آن جداگانه و کامل چاپ شده است، و صاحب

ص : 160

عوالم پس از نقل مقدار موجود آن کتاب، اسناد کتاب «تهذیب الحدیث» شیخ طوسی را نقل کرده و سپس «کتاب الامامه و التبصره علی بن بابویه» را از نسخه ناقصه علامه مجلسی که ضمیمه «جامع الاحادیث» بوده آورده است.

انجام: «قد اقتبست هذه النسخه من نسخه هی بخطّ المص (ره) و قوبلت معها بالدقه من اولها الی آخراها، لکاتبه. و عدد کتابت این مجلد 1200 بیت است تخمینًا».

2_ «أبواب العقل و الجهل. أبواب فضایل العقل»، که شاید «ابواب العقل» اشتباه از کاتب است و صحیح آن «کتاب العقل...» باشد، و مقدّمه ندارد و پس از آن بی مقدّمه «کتاب التوحید» است، و کذلک «کتاب العدل»، و کذلک «کتاب النبوّه»، و کذلک «کتاب قصص الانبیاء...» و دنباله آن احوال چهارده معصوم علیهم السلام است به اجمال.

انجام: «و ما زالت تلک دعواهم حتّی جعلناهم حصیدًا خامدین بالسّیف. تمّت قوبلت مع نسخه الاصل... و الکاتب محمد بن حسن، و تخمین کتابت این مجلد که منتخب است از مجلّدات اصول عوالم العلوم / 17500 بیت».

3_ «الجزو الثانی من کتاب الامامه من کتاب عوالم العلوم... من تصانیف اقلّ... عبداللّه بن نوراللّه...».

انجام: «تمّ الجزو الثانی من مجلّدات کتاب الامامه من کتاب عوالم... من تصانیف اقل... عبداللّه...».

کاتب: محمد بن مهدی بن محمد باقر تفتی یزدی. ختم استنساخ: 4 شنبه 23 صفر 1279 با گواهی مقابله با نسخه اصل.

«600» نسخه دیگر

نسخه: نیمه اوّل مجلّد نهم کتاب است مشتمل بر پنج جزء در احوال حضرت رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم. هر جزء دارای مقدّمه و مختصر خاتمه است. امّا تاریخ تألیف و نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و پیداست به خطّ کاتب بعض مجلّدات دیگر همین دوره است. در هامش صفحه آخر نوشته اند: «بلغ قبالاً مع نسخه الأصل الّتی کانت بخطّ المصنّف، اعلی اللّه مقامه».

«601» نسخه دیگر

ص : 161

نسخه مشتمل بر چند جلد است:

1_ جزء ششم از احوال پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله از باب الهجره الی المدینه تا «باب آخر الأخبار: الائمّه: الصادق (4): کتاب التمحیص».

2_ کتاب 45، در بیان ذنوب و معاصی.

3_ کتاب 21، در احوال حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام .

4_ کتاب 26، در احوال حضرت حجت (ع).

5 _ کتاب 13، در احوال خلفاءِ ثلاثه که فقط جزءِ اول «مطاعن خلیفه اول» در این نسخه هست، و آخر آن چنین است: «قد وقع الفراغ... محمد جعفر بن المرحوم ملا علی محمد دشتی سنه 1278».

در چند جا اوراق نسخه مشوّش شده است در صحّافی باید بعدًا رسیدگی کامل و اصلاح شود.

«602» نسخه دیگر

نسخه: جزءِ سوم از کتاب احوال امیرالمؤمنین علیه السلام است. نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. تقریبًا در اواسط قرن 13 کتابت شده و آثار مقابله و تصحیح ندارد. روی ورق اوّل نوشته اند: «عدد کتابت بدقّت شمرده شد پانزده هزار بیت».

«603» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل بر مجلّدات ذیل است:

1_ مجلّد یازدهم در احوال سیده النساء فاطمه الزهراء، سلام اللّه علیها.

این جلد دارای مقدّمه و خاتمه است و در هر دو موضع نام مؤلّف و پدرش مذکور، و تاریخ تألیف ندارد. کاتب: محمد مهدی بن محمد باقر. تاریخ ختم استنساخ: روز دوشنبه 25 ذی الحجه 1278، و همو نوشته است که با نسخه اصل مقابله و تصحیح شده است.

2_ مجلد 12 در امامت 12 امام علیهم السلام در دو جزء و این جزء اول است که دارای مقدمه و خاتمه مؤلف می باشد. به خطّ همان کاتب.

3_ مجلد 16 در احوال حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام دارای مقدمه و خاتمه مؤلف بدون تاریخ. کاتب همان شخص. تاریخ استنساخ: 1279. «پنج هزار بیت کتابت».

ص : 162

4_ مجلد 17 در احوال حضرت سید الشهدا حسین بن علی علیهماالسلام . دارای مقدّمه مؤلّف است و خاتمه یی ندارد. کاتب: محمد مهدی بن محمد باقر تفتی. تاریخ ختم استنساخ: روز جمعه 24 ربیع الثانی 1280. در طرّه صفحه اوّل این مجلد حاج ابوطالب اردکانی در تاریخ 1280 به خطّ تعلیق بسیار خوب شرحی در تعریف و تمجید کاتب نوشته است. «14 هزار بیت کتابت» «از دوره است».

«604» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل بر کتب ذیل و از دوره مخصوص است:

1_ مجلد 28 در احوال عالم علوی از لوح و قلم و عرش و کرسی و...، با مقدّمه مؤلّف و خاتمه «4600 بیت».

2_ مجلد 29 در علم نجوم و احوال و احکام آن، با مقدّمه مؤلّف و خاتمه «7400 بیت».

3_ مجلد 30 در احوال ملئکه با مقدّمه مؤلف و خاتمه. «5800 بیت» خطّ ملاّ محمّد.

4_ مجلد 31 در احوال عالم سفلی، با مقدّمه مؤلّف و خاتمه. کاتب: محمد مهدی بن محمد باقر تفتی یزدی. تاریخ ختم استنساخ: روز پنجشنبه 16 جمادای دوم 1279.

5 _ کتاب 32 در احوال جمادات و طبایع و معادن و جواهر، با مقدّمه و خاتمه.

6_ کتاب 33 در احوال نباتات و متعلقات، با مقدّمه و خاتمه. کاتب: محمّد.

7_ به طوری که در روی برگ اول نوشته شده: «34 در حیوان». آغاز: «فی احوال الحیوان و اصنافها و احکامها». مقدّمه و خاتمه ندارد. انجام موجود: «باب الوبر... یشبه الخروف و هو قول شاذّ». در هامش این موضع: «قوبل بأصله الّذی بخطّ المصنّف، ره»، و هکذا، شهادت مقابله با اصل در پایان تمام اجزاءِ یاد شده.

نکته: در پایان جزء 30 مؤلّف خود را چنین معرفی کرده است: «تمّ هذا المجلّد علی ید مؤلّفه عبداللّه بن نورالدین محمّد المدعوّ بنور اللّه».

«605» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل بر مجلّدات به شرح ذیل است:

1_ مجلد 37 «چنانکه در ظهر نسخه نوشته نه در متن»، در احوال طبّ و خواصّ ادویه. متأسّفانه نسخه اصلی که از روی آن استنساخ کرده اند، از اوّل ناقص بوده و نسخه

ص : 163

حاضر، به این عبارت شروع می شود: «و الداء: المرض، و أصله دوء».

انجام: «و خائنه الأعین و ما تخفی الصّدور. تمّ هذا المجلد علی ید مصنّفه عبداللّه بن عبداللّه [کذا] حامدًا مصلّیًا مستغفرًا. تم» نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به خطّ کاتب مجلّدات بعد است.

2_ کتاب 38 در احوال دنیا «چنانکه در ظهر نسخه نوشته». این مجلد نیز مقدّمه ندارد و به این عبارت شروع می شود: «ابواب انواع الدنیا و الممدوح منها و معایبها». گویا از آخر نیز ناقص است.

انجام موجود: «حتی أنّ السراج قبل مغیب الشمس ینفی الفقر و یزید فی الرزق». نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و مثل برخی دیگر از مجلدات.

3_ کتاب 42 یا 39 در احوال موت و عالم برزخ. این مجلّد مقدّمه مؤلّف را دارد و در مقدّمه یکجا گوید این کتاب 42 جوامع العلوم و المعارف... است، و در چند سطر بعد گوید کتاب 39 عوالم العلوم و المعارف...، خاتمه مختصری نیز دارد. کاتب این جلد: محمد جواد بن محمد باقر بن محمد هادی. تاریخ ختم استنساخ: روز پنجشنبه 15 ماه رجب 1278. «از دوره است».

«606» نسخه دیگر

نسخه: بخش اوّل مجلد 48 است در مواعظ و دارای مقدّمه مؤلّف است و نخستین عنوانش چنین است: «ابواب ما أوحی اللّه تعالی الی الملائکه من المواعظ». انجام: «ابواب مواعظ أقاربه علیه الصلوه و السلام الی قیام السّاعه و ساعه القیام». بقیه نوشته نشده است، و نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. در هامش همین موضع آخر کتاب نوشته اند: «قوبل مع نسخه الاصل الی هنا». روی برگ اول نوشته اند: «هذا هو المجلّد 48... من خط ملاّ محمد، عدد اجزاء 23 جزو و دو ورق. و کتابت آن 18750 بیت...». «از دوره است».

«607» نسخه دیگر

نسخه: ظ جلد دیگر کتاب مواعظ است، از اوّل «ابواب مواعظ الائمه الاثنی عشر، ع» تا «باب موعظه جبرئیل (ع) فی عدم المسواک». این مجلّد بدون هیچ مقدّمه ئی شروع می شود. به عبارت یاد شده «ابواب مواعظ الائمه»، و انجام آن چنین است: «یجمع فیها

ص : 164

الوسخ. الواحده: برجمه بالضم». نام کاتب و تاریخ کتابت و اثر تصحیح و مقابله ندارد. تقریبًا در اواسط قرن 13 کتابت شده. روی ورق اول نوشته اند: «16 جزوه و 5 ورق، چهارده هزار و هشتصد بیت».

«608» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل بر کتب ذیل الاشعار، و از دوره مخصوص است:

1_ مجلد 59 که آن کتاب صوم است. روی برگ اول نوشته اند: «هذا... خطّ ملاّ محمّد بن حسن و تخمین کتابت آن 4100 بیت است. اجرت کتابت مع مقابله ×× 7 «یعنی هشت قرآن و نیم عباسی» رایج یزد. از موقوفات جرقویه استکتاب نموده شد».

این جلد دارای مقدّمه مؤلّف است و خاتمه او و تاریخ ختم تألیف: روز جمعه 17 جمادی الثانیه (کذا) 1123، و پس از آن کتاب حج است.

2_ مجلدی که آن کتاب حجّ و عمره است و روی برگ اول ابیات آن... بیت تعیین شده، و مقدّمه ندارد و از «کتاب الحجّ و العمره ابواب الکعبه...» شروع می شود و پایان آن نیز ناقص می نماید و چنین است: «و اذا لقیت هؤلاء فقل لهم ما یقولون» که در باب «تهنیه القادم من الحجّ» است. نام کاتب ندارد.

3_ مجلد 63، در مزار است. روی برگ اول نوشته اند: «هذا... خطّ ملاّ محمّد و تخمین کتابت آن سه هزار بیت الاّ پنجاه بیت، و اجرت کتابت مع مقابله ×× 8 «یعنی ششهزار و یک عباسی» رایج یزد». مقدمه ندارد و از «کتاب المزار و فیه زیارات النبی و الائمه ع» شروع می شود. پایان این جزء: «باب زیاره ابواب القائم ع» است و آخر آن چنین است: «و هو مقابل القبله، تمّ بعون اللّه و الکاتب محمّد ابن الحسن، و قد قویل مع نسخه الاصل بالدقّه من اوّله الی آخره، و کان الاستکتاب ایضا من نسخه الاصل التی هی بخطّ المصنّف، رحمه اللّه علیه».

4_ مجلد 63 در مزار، ایضًا، که دارای مقدّمه مؤلّف است و در آن تصریح کرده که مجلد 63و در زیارات است و سرآغاز مطلب چنین است: «کتاب المزار، ابواب مقدمات السفر و آدابه» و خاتمه این جلد: «باب زیاره العباس (رض) علی الوجه المأثور» است و ناتمام می باشد.

«609» نسخه دیگر

ص : 165

نسخه: به شرحی که در روی برگ اول نسخه نوشته شده، مشتمل بر 19 کتاب است که مختصری از شرح مذکور ذیلاًنقل می شود:

1_ کتاب 66 مکاسب. 2_ کتاب 67 بیع و تجارت. 3_ کتاب 68 قرض و دین. 4_ کتاب 69 رهن. 5 _ کتاب 70 حجر. 6_ کتاب 71 در اجاره. 7_ کتاب 72 مزارعه و مساقات. 8 _ کتاب 73 ودیعه. 9_ کتاب 74 کفالت و ضمان و وکالت. 10_ کتاب 75 صلح. 11_ کتاب 76 مضاربه و بضاعت و شرکت. 12_ کتاب 77 جعاله. 13_ کتاب 78 وقوف و صدقات و هبات. 14_ کتاب 79 مضارعه و سبق و رمایه و رهان. 15_ کتاب 80 وصایا. 16_ کتاب 81 نکاح. 17_ کتاب 82 فراق. 18_ کتاب 83 عتق و تدبیر و کتابت. 19_ کتاب 84 در ایمان و نذور.

کتاب مکاسب مقدّمه و خاتمه ندارد. کتب دیگر تا کتاب 83 تمامًا دارای مقدّمه می باشند با تصریح به شماره کتاب ها و خاتمه ندارند. و برخی از آنها چند صفحه و حتّی برخی چند سطر بیشتر نیست و ظاهرًا مؤلّف موفّق به تکمیل آنها نشده است.

کتاب 84 هم دارای مقدّمه و هم دارای خاتمه است و خاتمه آن را که مشتمل بر مطالبی درباره کتاب و مؤلّف است عینًا نقل می کنیم:

(باب کفاره العهد... و یستغفر اللّه و یتوب. هذا اخر عهدنا من ابواب العهود ممّا عهدنا من اوّل الکتاب... و آخر موقعنا من الایقاعات... فقلم لساننا و لسان قلمنا و إن کان فی تسوید هذه الأوراق عند الحجر الأسود فی سواد معظم... و لکن ما ترک من الأمر أعظم... قد وقع الفراغ من کتاب العقود و الایقاعات من ید مصنّفه و مؤلّفه... عبداللّه بن نوراللّه... فی ضحی یوم الثلثا سابع شهر شوال... سنه الرابع و عشرین بعد المائه و الالف... و انّ مصنّفه رجل عاهد اللّه عند الحجر أن لا یقرب محرّمًا ابدًا، فلمّا رجع عاد الی المحرم... تمّ هذا الکتاب بلفظ الاستغفار... علی ید مصنّفه...».

کتب دیگر عمومًا مقدّمه و خاتمه ندارد و گویا تألیف آنها نیز ناتمام مانده است. در هیچ موضع این مجلّد نام کاتب و تاریخ کتابت مذکور نیست و کاتب آن همان نویسنده برخی مجلّدات دیگر می باشد که به ظنّ قوی محمد مهدی بن محمدباقر تفتی یزدی است و از دوره است.

«610» نسخه دیگر

ص : 166

نسخه: مشتمل بر کتب ذیل و از دوره مخصوص است:

1_ روی برگ اول نوشته اند: «کتاب الصّیدو الذبایح / 5100 بیت». این جلد مقدّمه مؤلّف ندارد. آغاز: «فی الصّید و الذبایح و ما یحلّ و ما یحرم من الحیوان و غیره». انجام: «تمّ هذا المجلّد علی ید مصنّفه و مؤلّفه عبداللّه بن نوراللّه... هذه صوره خط المصنّف و بلغ قبالاً مع اصله اوّلاً و آخرًا، کاتبه الجانی محمد مهدی و قم تم فی سنه 1281».

2_ مقداری دیگر از کتاب صید است و آداب اکل و شرب و احکام خمر و ظاهرًا کاتب در اثر تشویش اوراق اصل، موضع این اوراق را ندانسته کجاست. آغاز: «عن سلیمان بن خالد قال سالت ابا عبداللّه (ع) عن الحیتان الّتی یصیدها المجوس». انجام: «فقال ألیس حلوًا قلت بلی قال اشربه و لم أخبره کم العسل».

3_ «کتاب الفرایض و المواریث. أبواب ابطال العول و العصبه» مقدّمه ندارد و انجام آن: «ضربنا هم بالسّرط فان لم یستقیموا ضربنا هم السیف».

4_ «کتاب القضایا و الأحکام، أبواب من الیه الحکم و اقسام القضا و المفتین و ما یتعلق بها». مقدّمه ندارد و انجام آن: «و أمضی القضیه علی ما أوحی اللّه عزّو جلّ الیه».

5 _ «کتاب الشهادات، باب اول کتاب کتب فی الأرض». مقدّمه ندارد و انجام آن: «قد تم کتاب الشهاده علی ید مصنفه و مؤلفه عبداللّه بن نوراللّه... فی آخر شهر جمادی الاخره یوم الأحد من سنه 1123...».

6_ «کتاب الاقرار و ما یتعلّق به، باب ثبوت الاقرار بلا بیّنه». انجام: «باب من أقرّ علی نفسه بالقتل... و قال لم افعل ترک و لم یقتل».

7_ «کتاب الجنایات و الدیات، أبواب عقوبات قتل النفس». مقدمه ندارد و انجام آن که پایان نسخه است: «قال و أیّ نصره أعظم من أن یدفع القابل الی أولیاء المقتول فیقتله و لا تبعه تلزمه عن قتله فی دین و لا دنیا». در حاشیه گواهی مقابله با نسخه اصل است.

«611» نسخه دیگر

نسخه: مشتمل بر کتب ذیل و از دوره مخصوص است:

1_ شرح روی برگ اول: «مجلّد نکاح و طلاق و غیر ذلک من الفروع من مجلّدات عوالم العلوم، خط ملاّ محمّد بن حسن / 14500 بیت». آغاز: «کتاب النکاح ابواب

ص : 167

فضله و الحثّ علیه». مقدمه ندارد. انجام: «تمّ هذا الکتاب علی ید مؤلّفه عبداللّه... فی ضحی یوم السبت الحادی عشر من شهر رمضان المبارک سنه 1123...». ختم استنساخ محمد بن حسن کاتب: 1283.

2_ «أبواب الطلاق أبواب الایلاء». مقدّمه ندارد. انجام: «باب جوامع احکام القذف... قال نعم علیه حدّ». کاتب: همان محمد بن حسن بن محمد و شهادت مقابله با نسخه اصل خط مصنف.

3_ کتاب 88: در احکام لقطه و ضالّه، با مقدّمه مؤلّف و تصریح به شماره.

4_ کتاب 89: در مشترکات و احکام حریم و احیاء موات به شرح مذکور.

5 _ کتاب 90: در شفعه به شرح مذکور.

6_ کتاب 91: در غصب به شرح ایضا _ و این 4 کتاب اخیر هر کدام بیش از دو سه برگ نیست و بی خاتمه.

7_ کتاب 72 (کذا) در قضایا و احکام به شرح مذکور و ظاهرًا کاتب (تسعون) را (سبعون) خوانده.

8 _ کتاب 93: در شهادات با مقدمه مؤلّف به شرح فوق.

9_ کتاب 94: در قرعه به شرح فوق.

10_ کتاب 95: در مواریث بر همان نهج و این کتاب خاتمه مؤلّف نیز دارد.

11_ کتاب 96: در حدود به شرح مرقوم بدون خاتمه.

12_ کتاب 97: در قصاص و جنایات و دیات به نهج مرقوم و خاتمه مؤلف و تاریخ ختم تألیف روز پنج شنبه در عشر اول ربیع یکم 1124. توضیحًا: کتاب 98 در این مجلد نیست.

13_ کتاب 99: در احوال بعض رجال با مقدمه مؤلف، و در این جلد فهرست شیخ منتجب الدین است با مطالبی منقول از خط شیخ محمد بن علی جباعی و خاتمه مؤلف.

14_ کتاب 100: در اجازات است با مقدمه مؤلّف بدون خاتمه و ختم استنساخ دوشنبه 2 رمضان 1281.

«612» عَوالی اللّألیِء الحدیثیّه علی مذهب الإمامیّه

(عربی)

ص : 168

از: شیخ محمّد بن زین الدّین ابی الحسن علی بن حسام الدّین إبراهیم بن حسن(1) بن ابراهیم بن ابیجمهور اَحسائی «مقدّمه کتاب». هَجَری، معروف به ابن أبی جمهور، از دانشمندان و محقّقان به نام و پر کار شیعه در قرن نهم و دهم هجری که دارای تألیفات حدیثی و فقهی و کلامی و عرفانی است و شمار آنها را مؤلّف «ریحانه الأدب 5: 215» ضمن شرح حال وی چهارده کتاب تعیین کرده است و برخی از آنها را نیز در این فهرست آورده ایم، از جمله «رساله مناظره. ش 413».

تاریخ تولّد و وفات ابن أبی جمهور در جایی به نظر نرسیده و کسی از آن اطلاعی نداده است، جز این که مؤلّف فاضل «فهرست دانشگاه 5: 1424» _ آنجا که از کتاب مورد بحث و نسخه آن گفتگو کرده و هم در جلد سوم صفحه 625 که نسخه یی از مناظره او را با فاضل هروی شناسانده و شرح حالش را با ذکر مدارک عدیده بیان کرده اند _ زمان حیات او را در سنوات 838 تا 904 به دست آورده اند. لکن شاید از خاتمه اجازه یی که به سیّد شرف الدین محمود داده و پس از این توضیح آن خواهد آمد بتوان استنباط کرد که تا 912 هم زنده بوده، و قدر مسلّم این که تا نهم ماه رجب 906 حیات داشته است که در آن تاریخ به شیخ علی بن قاسم ابن عذّاقه در شهر حلّه اجازه روایت داده و پس از این ذکر خواهد شد.(2)

پس آنچه در «منتظم ناصری 2: 81» در حوادث سنه 897 آمده است که در این سال «وفات ابن جمهور [کذا] أحساوی شیعی از معارف» واقع شده؛ چنانچه مقصود صاحب «عوالی» باشد مقرون به صواب نیست.

تعیین سال 838 نیز از آنجاست که خود در رساله «مناظره با فاضل هروی» گوید من

ص : 169


1- 1) در «تکمله امل الامل 5: 18» حسین چاپ شده و نادرست است.
2- 2) شگفتا، در رساله «الرُّدود و النقود. صفحه 3» که در سرآغاز «عوالی» به سال (1403) در قم چاپ شد، تاریخ درگذشت ابن ابی جمهور را _ صریحًا واضحًا _ در سال نهصد و چهل نوشته اند. و هم به او کنیه «أبو جعفر» داده اند، هر دو به دون ذکر مأخذ. پنج شش سالی پس از چاپ «عوالی»، کتاب «الأقطاب الفقهیّه» همین ابن أبی جمهور در همان شهر مقدّس چاپ شد و در مقدّمه آن بحثی پیرامون عصر و زمان مصنّف نوشته اند و این که تا حال کسی را نیافته اند که تاریخ فوت مشخّصی برای او تعیین کرده باشد!

در این تاریخ نزدیک چهل سال دارم، و آن تاریخ سال 878 بوده است.

ابن ابی جمهور دارای طرق روایتی مهمّی است و کسانی که از آنها اجازه روایت دارد نوعًا از بزرگان مشایخ اجازه می باشند که اسامی آنها و طرق روایتشان را در آغاز کتاب مورد بحث آورده و روایت خود را از آنان ضمن هفت طریق شرح داده است و ما پس از این درباره روایات و اجازاتش صحبت خواهیم کرد.

شرح حال وی نیز در عموم کتب تراجم مذکور و پیرامون تألیفاتش در مجلدات متفرّق «ذریعه» بحث شده، و یکی از تألیفات کلامی و عرفانی مبسوط وی به نام «مَجْلی مِرآه المَنْجی» در سال 1329 ق در طهران به طبع رسیده است.(1)

کتاب «المسالک الجامعیّه(2) فی شرح الرساله الألفیّه» او نیز که در شرح «ألفیّه» شهید اول _ قدّس سرّه _ نگاشته، به سال 1314 در هامش «الفوائد المَلیّه لشرح الرساله النّفلیّه» شهید ثانی ضمن مجموعه شروح و حواشی «ألفیّه» و «نفلیّه» در طهران چاپ شده است.

پیرامون یکی دیگر از آثار ابن ابی جمهور نیز که بنام «کاشفه الحال عن أحوال الاستدال» به سال 880 در مشهد تألیف کرده است در «فهرست دانشگاه 5: 1716 ببعد» بحث شده است.

کتاب مورد گفتگو «عَوالی اللّألی ءِ الحدیثیّه(3)» از آثار نغز حدیثی و فقهی این دانشمند بزرگ است و کثرت أحادیث و تنوّع آنها و مطالب گوناگونی که در این کتاب آورده دلالت بر کمال تبحّر و حسن انتخاب او دارد، لکن چون نوعًا احادیث آن بی سند

ص : 170


1- 1) «مَجْلی مِرآه المَنْجی» _ به فتح هر دو میم و فتح لام و جیم _ یعنی جلوه گاه آینه رستگاری. مع الأسف، در عموم مآخذ «مُجْلی مِرآه المُنجی» _ به ضمّ هر دو میم و کسر لام و جیم _ بدون تصوّر معنای آن، می نویسند! از جمله در «دائره المعارف الاسلامیّه الکبری 2: 293 _ 296» ذیل عنوان «ابن ابی جمهور» که پی در پی آن گونه اعراب گزاری کرده اند، با نارسایی های دیگر آن مقال، و اللّه العاصم.
2- 2) الجامعیّه، با یاء نسبت؛ چون تألیف این کتاب را چنان که خود در مقدمه آن گفته در مسجد جامع کوفه «الحرم الکوفیّ العلویّ» به پایان رسانیده، لذا منتسب به آن مکان شریف کرده است. در «ذریعه 3: 430» نیز که شرح الفیّه دیگری به نام «التحفه الحسینیّه» از ابن ابی جمهور را یاد کرده اند به این مطلب تصریح شده. لکن این کلمه اشتباهًا در همان کتاب «13: 114» و «فهرست رضویه 5: 612» به صورت «الجامعه» بدون یاء نسبت آمده است.
3- 3) کلمه «اللّألی» را در بسیاری از جاها به شکل «اللّئالی» نوشته اند، در حالی که جمع «لؤلؤ» به صورت لألی باید نوشته شود نه به صورت «لیالی» که آن جمع «لیل» به معنی «شب» است.

ذکر شده و متن آنها نیز در نظر فقهاء و دانشمندان غریب می نمود، جمعی کتاب او را بی اعتبار دانسته و از مراجعه به آن و نقل از آن خودداری کردند.

محدّث جلیل القدر سید نعمه اللّه جزائری متوفی 1112 مؤلّف «شرح عیون أخبار الرّضا» و «شرح تهذیب الحدیث» و «شرح الاستبصار» و «غرائب الاخبار» و جز اینها، شرحی نیز بر کتاب عوالی نگاشته و به «الجواهر الغوالی فی شرح عوالی اللّألی» یا «مدینه الحدیث» نامیده؛ و بنا به نگارش «الذریعه 5: 273 _ 274» نسخه اصل آن نزد عالم بزرگ سیّد آقای تستری از نواده های سیّد در نجف اشرف و نسخه مرغوب دیگری در کتابخانه آستان قدس «فهرست رضویه 5: 71» موجود است و تاریخ فراغت از تألیف این شرح در ماه رجب 1105 می باشد.

سیّد جزائری «علیه الرحمه» در فصل اوّل مقدّمه آن کتاب شرح حال مصنّف عوالی را آورده و از او بسیار تمجید نموده و هم گفته است که علاّمه مجلسی «استاد سیّد» پیشتر به علّت کثرت روایات مرسل و بی سند عوالی از آن روی گردان بود و رغبتی بدان نداشت(1)، لکن در این اواخر از عقیده سابق خود رجوع نموده و به آن راغب شده است، زیرا پس از تتبّع و جستجو بر وی معلوم گردید که حدیث های این کتاب اگر چه بی سند باشد لکن از کتب معتبره گرفته شده است.

تکمله: سیّد بزرگوار در أواسط مجلّد ثانی شرح صغیر «تهذیب الأحکام»، در شرح کلام شیخ «و یکره أن یصلّی الانسان بعمامه لاحنک لها» به گونه یی دیگر چنین فرموده است: [نعم، روی ابن جمهور «کذا» الأحسائیُّ فی «عوالی اللّألی» حدیثًا مُرسلًا... و لکنّ الظاهر من حاله أ نّه کان یروی الأخبار من حفظه و یأخذ الأحادیث من الکتب الفقهیّه و یرویها بالمعنی، و من أجل هذا لم یُعتبر کتابه و لم یُنقل الأخبار الّتی أوردها فیه شواهد

ص : 171


1- 1) چنانکه در مقدمه «بحار الانوار 1: 31» نیز فرماید: کتاب «عوالی اللألی» اگر چه کتاب مشهوری است و مؤلف آن معروف به فضل و دانش، لکن در آنجا پوست را از مغز جدا نکرده و أخبار مخالفان متعصّب را داخل روایات اصحاب «علماءِ امامیّه» کرده، لذا ما به نقل بعضی از مطالب آن اقتصار نمودیم. انتهی. محقق بحرانی نیز در «لؤلؤه البحرین: 166» همین مطالب را تکرار کرده است، همچنان که شیخ حُرّ عاملی نیز در آخر «وسائل الشیعه» عوالی و کتاب دیگر ابن ابی جمهور «دُرر اللألی العمادیّه» را از درجه اعتبار ساقط دانسته است. رحمه اللّه علیهم اجمعین. پیرامون نظریّه شیخ حرّ در پایان مقال و «غوغای صاحب تکمله» سخن خواهیم گفت.

علی الأحکام، فیجوز (ح) أن یکون قد روی هذین الحدیثین من حاصل عباره ابن بابویه، ره].

صاحب «ریاض العلماء» نیز سخنانی در این باره ها دارد.

نیای معظّم، صاحب «روضات الجنّات: 595 _ 598» که شرح حال ابن ابی جمهور را مشروحًا نگاشته اند نظریّه قدح در آثار او را تأیید نموده اند، لکن محدّث نوری در خاتمه «مستدرک الوسائل 3: 361 _ 365» در مدح و تعریف و توثیق او و اعتماد و اعتبار کتاب هایش داد سخن داده اعتراض قادحین را که از جمله إسناد مسلک تصوّف به او بوده یکان یکان ردّ کرده و اساس طعن در مؤلّف و مؤلَّف را دو چیز دانسته است، یکی إسناد مسلک مزبور، دیگر اختلاط غثّ و ثمین در کتاب عوالی.

پس از بحث در مطلب اول راجع به مطلب دوم گوید که محقّق بحرانی در کتاب «الحدائق الناضره» بعد از آن که مرفوعه زُراره را در أخبار علاجیّه آورده گفته است: ما این روایت را جز در کتاب عوالی نیافتیم، و علاوه بر این که این روایت مُرسَل است و مُسند نیست، مؤلّف عوالی را نیز دانشمندان شخصی مسامحه کار و سهل انگار در نقل أخبار دانسته اند که دائمًا روایات غثّ و ثمین و صحیح و سقیم را به هم مخلوط و ممزوج می گرداند، چنان که این موضوع بر مراجعه کننده به آن کتاب به خوبی واضح و آشکار می شود.

سپس محدّث نوری خود فی الجمله طعن دوم را در برخی از مرویّات کتاب قبول کرده و توضیحی نیز در این باره داده، به خلاصه این که روایات عوالی هم مانند سایر کتب أخبار محتاج بررسی و تحقیق است، و کسی که بخواهد از آن حدیثی بگیرد بایستی متن و سند آن را رسیدگی کند، همچنان که با سایر کتب حدیث رفتار باید کرد.

سپس بحثی راجع به کتاب دیگر مؤلّف «دُرر اللّألیءِ العمادیّه» که آن نیز به سبک عوالی است نموده و در پایان گفته است: بالجمله، «دُرر» کتاب شریفی است مشتمل بر فوائد طریفه و نکات شریفه خالی از توهّماتی که درباره عوالی کرده اند و مبرّای از طعن هایی که بر آن بسته اند، و این که جمعی نام این کتاب را «نثر اللّألی» نوشته اند خطاست و منشأ آن مقدمه «بحار». انتهی.

«درر اللّألی ءِ العمادیّه» در «ذریعه 8: 133 _ 134» نیز مذکور و پیرامون آن سخن گفته اند، و در آنجا و خاتمه مستدرک است که وی در مقدّمه این کتاب گفته: من چون

ص : 172

کتاب «عوالی اللّألی ءِ العزیزیّه فی الأحادیث الدّینیّه» را که از جمله حسنات إلهیّه و إنعامات ربّانیّه بود _ تألیف کردم دوست داشتم که حسنه یی دیگر به پیرو آن حسنه آورم و طاعتی دیگر پشتیبان آن طاعت گردانم...، از این روی این کتاب را تألیف کردم و به «درر اللّألیءِ العمادیّه فی الأحادیث الفقهیّه» نامیدم تا مؤیّد و مقوّی آن کتاب و تذکره یی برای مطالب سابقه باشد...

وی بیشتر احادیث این کتاب را از «مختلف الشیعه» و تحریر الأحکام الشرعیّه» علاّمه حلّی _ علیه الرحمه _ گرفته است.

نسخه اصل «دُرر» _ یا از روی آن _ با بلاغ مقابله از نیمه های مبحث طلاق تا خاتمه، در 399 برگ در کتابخانه ملک تهران هست و در فهرست آنجا (ج 1 ص 290) معرفی شده و گویند که دوّمین تسوید کتاب را مؤلّف در تحریر دستان استرآباد به روز پنجشنبه هفتم ماه شعبان 901 در معذرت سلطان فخرالدین احمد گورکی، به نام سیّد میر عمادالدین به انجام رسانیده است. توضیحًا، تاریخ موافق تقویم است.

نیز، یک نسخه از جلد دوم «دُرر» حاوی قسم 2 و 3 و خاتمه در «فهرست رضویّه 5: 83» و یک نسخه از جلد اوّل در «فهرست مجلس 1: 22» معرّفی شده است، و روی برگ اوّل نسخه مجلس شمار احادیث دو مجلد این کتاب 5236 حدیث قید گردیده، و چنان که گذشت نام این کتاب در دو جای مقدّمه «بحار الأنوار 1: 13 و 31» که علاّمه مجلسی از ابن ابی جمهور و آثارش گفتگو می کنند «نثر اللّألی» یاد شده، و نام کتاب مورد بحث را هم به غین معجمه ضبط فرموده است.

مؤلّف محترم «ذریعه» نیز در حرف عین کتاب خود بحثی مستوفی درباره کتاب «عوالی» فرموده، و نویسنده فاضل «فهرست دانشگاه 5: 1424» هم مختصری پیرامون این موضوع آورده است.

چند نکته دیگر:

1 _ نیای مؤلّفِ عوالی را در «معجم المؤلّفین 10: 299» ابی جهور، به اسقاط میم ضبط کرده و در پاورقی نوشته است که: در «هدیّه العارفین» ابی جمهورست!

این خطای فاحش موجب کمال تعجّب است، زیرا هیچ کتابی از کتب شیعه را از تراجم احوال گرفته تا فقه و اصول نمی توان یافت که «جُمهور» را «جَهور» نوشته باشند.

ص : 173

و این خطاها عادت و دأب نوع مورّخین اهل سنّت اعمّ از متقدّمین و متأخّرین و معاصرین ایشان و عموم مستشرقین است که غالبًا در تراجم دانشمندان شیعه که در کتب خود می نویسند تحریف یا اشتباهی می کنند یا لاأقلّ ایجاد شبهتی می نمایند که اسباب زحمت مراجعه کنندگان را فراهم می سازند.

2 _ نام کتاب: چنانکه در خاتمه مستدرک هم فرموده، در ألسنه و أفواه «غوالی اللّألی» بغین معجمه مشهور و متداول است و مؤلّف «کشف الحجب و الأستار: 395» نیز آن را در حرف غین معجمه عنوان کرده، لکن در «فهرست رضویّه 1: ف 4: 60» که نسخه اصل خط مؤلّف را معرّفی کرده اند نام کتاب را در حرف عین مهمله «عوالی...» آورده و در عموم نسخ و هم در شرح سیّد جزائری بر کتاب و مواضع بسیار از اجازات و کتب علماءِ سلف همانند نسخه ما همه جا به عین مهمله _ بی نقطه _ یاد شده است(1).

توضیح دیگر درباره صورت کامل نام کتاب این که در نسخه مورد بحث و نسخه کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران «فهرست دانشگاه 5: 1424» و نسخه حاجی نوری «مستدرک 3: 361» و جاهای دیگر «عوالی اللّألیءِ الحدیثیّه علی مذهب الامامیّه» آمده است. لکن گمان می کنیم که این نام را مؤلّف در آغاز کار به کتاب داده و چندی پس از اتمام تألیف آن را به «عوالی اللّألی ءِ العزیزیّه فی الأحادیث الدّینیه» تبدیل کرده است، چنان که در «فهرست رضویّه 1: ف 4: 60» آن را به همین صورت عنوان کرده اند و در نسخه دیگری نیز که دیده ایم به همین گونه نامیده شده است، و بالاتر این که مؤلّف خود در اجازه یی که ظهر نسخه عوالی به امیر سید محسن رضوی داده و بعد از این درباره آن سخن خواهیم گفت و هم در کتاب دیگرش «درر اللّألی ءِ العمادیّه» که پس از عوالی تألیف کرده نیز کتاب را به همین نام اخیر خوانده است، و عبارت «درر» در «مستدرک» و «ذریعه» عینًا منقولست و ما نیز آوردیم.

در اجازه یی هم که به سیّد محمود طالقانی داده کتاب را «عوالی اللّألیءِ العزیزیّه فی الأحادیث النبویّه و الإمامیّه» یاد کرده است، و اگر چنان که پس از این خواهیم گفت

ص : 174


1- 1) دامنه اهمال قدماء تا این زمان ادامه دارد. در «الضیاء اللّامع، چاپ 1362 ش» بیش از بیست جا به غین نقطه دار «غوالی اللئالی»، و در «احیاء الداثر، چاپ 1366 ش» در سه جا یا بیشتر به عین بی نقطه چاپ کرده اند.

تاریخ این اجازه 912 باشد این آخرین صورتی خواهد بود که مؤلّف کتاب خود را به آن نام خوانده است.

ما نظر به متابعت از نسخه خود نام کتاب را به صورت اوّل ذکر کردیم.

3 _ نُسخ کتاب: با وجود شهرت به سزایی که «عوالی» یافته مع الوصف نسخ آن کمیاب و کمتر در دسترس دانشمندان بوده است.

بهترین و کامل ترین و نفیس ترین نسخه های کتاب همانا نسخه اصل آن است که مشتمل بر 237 برگ و در کتابخانه آستان قدس موجود می باشد. مؤلّف «فهرست رضویّه» گوید: «این نسخه متنًا و هامشًا به خط مصنّف است و در چهار ماه زمستان که در مشهد مقدّس در خانه میرزا محسن رضوی بوده است نوشته، چنان که خود در ظهر ورق اول به خطّ خود مرقوم داشته، و نیز نوشته که در سنه 897 تمام شده، و متن کتاب به خطّ نسخ (25 سطری) و حواشی نیز که از خود مصنّف است به خط شکسته نستعلیق و به امضاءِ «م. د» که علامت محمّد است. نسخه نفاست کلّی دارد... و بعد خود مصنّف (در آخر کتاب) اسم خود و تاریخ کتابت را که شب یکشنبه 23 شهر صفر سنه 897 است به خط خود مرقوم داشته» انتهی.

امّا نسخه کتابخانه مرکزی دانشگاه، چنانکه در «فهرست دانشگاه 5: 1427» گوید پایان کتابت آن در ماه صفر 1055 است و دارای 211 برگ می باشد.

4 _ آثار دیگر ابن ابی جمهور: قاضی سیّد نوراللّه مرعشی شوشتری _ رضوان اللّه علیه _ در «مجالس المؤمنین 1: 581» ضمن شرح حال ابن أبی جمهور به تقریبی فرماید که مولد او شهر «لحسا» است، تحصیل نزد علماءِ آن دیار نموده، به عراق رفته و در نزد شیخ فاضل شرف الدین حسن بن عبدالکریم فتّال که مجاور نجف أشرف و خادم آستان مقدّس علوی بود و دیگر دانشمندان آنجا درس خوانده، به سال 877 از راه شام متوجّه مکّه معظمه گردید، و در أثناء برای استفاده علمی مدّت یکماه خدمت شیخ الاسلام علی بن هلال جزائری در کرک نوح اقامت کرد، پس به حجّ نائل آمده به دیار خود برگشت. باز به عراق عرب سفر نمود و پس از زیارت ائمه اطهار متوجّه ایران و تشرّف به خراسان شده در أثنای راه رساله «زاد المسافرین» را در اصول دین نوشت و چون به مشهد مقدّس رضوی مشرّف گردید به صحبت سیّد نقیب میر محسن بن محمّد رضوی قمی رسیده، در

ص : 175

سال 878 به دستور آن سیّد شرحی بر رساله مذکور نگاشته «کشف البراهین فی شرح زاد المسافرین» نامید.

چون خبر ورود وصیت دانش ابن ابی جمهور به أطراف مشهد منتشر شد یکی از دانشمندان هرات به دیدن او در خانه سیّد آمده با او در باب امامت مباحثه کرده و مُجاب شد. ابن ابی جمهور این مباحثه را که در سه مجلس به سال 878 واقع شده به صورت رساله یی درآورده که مجملی از آن را صاحب «مجالس المؤمنین» و مفصّل تر در «نامه دانشوران ناصری 3: 378 _ 416» ذیل شرح حال وی به فارسی نقل فرموده اند.

در «الذریعه 22: ش 7124» این رساله را به عنوان «مناظره ابن أبیجمهور» مفصّلاً آورده اند.

نسخه یی از «کشف البراهین» مورّخ 881 در آستان قدس موجودست و در «فهرست رضویه 1: ف 1: 69» معرّفی شده، و صاحب «لؤلؤه البحرین: 166» فرماید: ابن ابی جمهور را کتابی است در «شرح باب حادیعشر» و نسخه آن در نزد من بود و از دست رفت.

در پایان کتاب «مَجلی» مصنّف خود گوید: مسوّده این کتاب را در اواخر ج 2_ 895 در نجف اشرف هنگامی که در آن مکان مقدّس مجاور بودم پایان دادم، و سپس برای سومین بار به مشهد خراسان مشرف شدم و درین مشهد شریف کتاب را تهذیب و تبییض کردم و از این مبیّضه در شب 16 صفر 896 فارغ شدم...

در این اواخر نیز در نشریّه «التراث. ع 11 و 12. نشره دارالتراث فی بیروت _ قم» رساله نه صفحه ای با عنوان «أقلّ ما یجب علی المکلّف» چاپ شد (از ص 111 تا 120)، که ابن ابیجمهور آن را در نیمروز دوشنبه 25 محرّم 889 در مشهد مقدّس رضوی پایان داده است (توضیحًا تاریخ موافق تقویم است).

5 _ اجازات مؤلّف عوالی: ابن ابی جمهور در سفر سوم خود به مشهد مقدّس مدت دو سال (یا بیشتر) توقف کرده و کتاب «عوالی» را تألیف و سپس برای سیّد نقیب میر سیّد محسن رضوی و دیگران از آغاز تا انجام درس گفته و هنگامی که این کار به پایان رسیده یعنی در نیمه ماه ذوالقعده 897 اجازه یی در ظهر نسخه عوالی برای سیّد مذکور

ص : 176

نگاشته و در آن منتهای تجلیل از او نموده و تصریح کرده است که وی از اول تا آخر عوالی را از مصنّف آن شنیده است. این اجازه که در «بحار الأنوار 26: 47 _ 48» ضمیمه طرق هفتگانه روایتی مذکور در اوّل عوالی چاپ شده است از نظر تاریخی شایان مراجعه می باشد. پس از این درباره سیّد محسن رضوی سخن خواهیم گفت، و اسامی هفت شیخ اجازه را در عنوان «فهرست مطالب کتاب» می آوریم.

در بحار پس از ذکر طُرق سبعه مذکوره گوید: «اجازه ابن ابی جمهور احسائی مذکور برای شیخ ربیعه بن جمعه»، سپس متن اجازه را نقل کرده، لکن این اجازه برای شیخ ربیعه بن جمعه نیست بلکه برای سید شرف الدین محمود بن علاءالدین ابن جلال الدین طالقانی صادر شده چنانکه در اول اجازه هم نام مُجاز صریحًا مذکورست، جز این که در پایان این اجازه شیخ ربیعه بن جمعه جزائری که یکی از شاگردان مجیز بود وصایائی برای مُجاز نوشته است، و در پایان؛ تاریخ اوائل ج 1 _ 912 را قید کرده است. شاید بتوان استنباط نمود که این تاریخ در زمان مجیز یعنی ابن ابی جمهور نوشته شده و بنابرین وی تا 912 حیات داشته است، و اللّه العالم. در این اجازه نیز آمده است که مُجاز «عوالی» و چند کتاب دیگر را نزد مجیز به دقّت خوانده است.(1)

در «بحار» اجازه دیگری نیز از ابن ابی جمهور آورده شده که مُجاز شمس الدین محمّد بن صالح غروی مقیم حلّه هنگامی که از اول تا آخر «ارشاد الأذهان» علاّمه حلّی را نزد مجیز خوانده وی به تاریخ نیمه ج 1 _ 898 در قریه قلفان استراباد این اجازه روایت را به او داده است.

این مُجاز دو اجازه دیگر نیز از استاد مذکور خود دارد که یکی را در مشهد مقدّس به تاریخ اول ج 1 _ 896 نگاشته و در آن 24 کتاب از تألیفات خود را اسم برده، و اجازه دیگر مورّخ 24 ع 2 _ 896 است که در آخر «مَجلی» نوشته است. محمّد بن صالح مذکور شیخ روایت ربیعه بن جمعه حُویزی سابق الذّکر نیز هست و اجازه یی که برای او ظَهر «ارشاد» علاّمه که مجاز به خط خود استنساخ کرده بود، به تاریخ 897 در یعقوب محلّه استراباد نوشته در «ذریعه 1: 240» یاد شده است.

ص : 177


1- 1) ربیع العبادی العبری ابن جمعه الحویزی و محمود الطالقانی را در «احیاء الداثر: 86 و 241» ملاحظه فرمایید.

ابن ابی جمهور در تاریخ روز نهم ماه رجب 906 اجازه یی نیز به خط خود در شهر حلّه برای شیخ علی بن قاسم معروف به ابن عذاقه در نسخه بسیار نفیسی از «قواعد الأحکام» علاّمه حلی نگاشته است. این نسخه در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود و در «فهرست رضویّه 2: 95 _ 96» معرّفی و صورت خط مجیز هم در جلد چهارم مقابل صفحه 236 فهرست مذکور دیده می شود.

بیشتر اجازات ابن ابی جمهور در «ذریعه 1: 241 _ 242» نیز یاد شده است(1).

6_ موضوع کتاب: پیرامون موضوع کتاب «عوالی اللّألی» این نکته مهمّ را که در جای دیگری به آن اشاره نشده خاطرنشان می کنیم که ابن ابی جمهور به سبک دانشمندانی که در باب آیات الأحکام کتاب نوشته اند خواسته است این کتاب را درباره «أحادیث الأحکام» تألیف نماید، به این معنی که حدیث های محلّ استناد فقهاء را در تمامی ابواب فقه درین کتاب مرتبًا جمع آوری کند. لکن چنین کاری به آسانی انجام پذیر نبوده و راهی جز این به نظر وی نرسیده است که چند کتاب فقهی معتبر را به میان آورده و حدیث های مذکور در آنها را استخراج و در کتاب خود وارد نماید. عاقبت به همین طریق هم عمل کرده و حدیث های چند کتاب محدود را به ترتیبی که در آن کتب ضبط شده عینًا در کتاب خود آورده است. بدون این که در خلال أحادیث ذکر سند کند یا کمترین تصرّف و اظهار نظری نماید. لکن چون خود به این عمل کاملاً تصریح نکرده و از کتاب هایی که حدیث گرفته اسم نبرده است، لذا حرف هایی پیرامون این کتاب و مؤلّف جلیل القدرش پیدا شده و او را «مخلّط» و ناآشنای به أحادیث و فاقد قوّه نقد روایت و نظائر این گونه صفات خوانده اند. در صورتی که مقصود وی تنها آن بوده که احادیث مورد ابتلاءِ فقهاء را که غالبًا در کتب خود به آنها محتاجند یکجا در کتابی جمع کند به همان شکل که در کتب فقهیّه _ معمولاً بدون ذکر سند و راوی _ به کار می برند. و انصاف باید داد که از عهده کار خود به خوبی برآمده است، گذشته از این که پیرامون اغلب این حدیث ها در حاشیه کتاب مفصّلاً بحث می کند(2).

ص : 178


1- 1) محمّد الغروی ابن صالح الحلّی و علی عذاقه ابن قاسم العذاقه الحلیّ در «احیاء الداثر: 228 و 157» عنوان شده اند، و از اجازه دیگری که متعلّق به سیّد حسن آل ابی شبانه است در ذیل این مقال یاد خواهیم کرد.
2- 2) بحث های مکتوب در حواشی نسخه در کمال اهمیّت است. مع الأسف چاپ قم «عوالی» فاقد همه حواشی است. امید که در آینده چاپ شایسته ای با تمام حواشی و فوائد مهمّ شخص مؤلّف ارائه شود، ان شاء اللّه.

از باب نمونه یاد می کنیم که تمامی احادیث مذکور در قسم دوم از باب دوم که نصف بیشتر کتاب را إشغال کرده، عینًا حدیث هایی است که ابن فهد حلّی «علیه الرحمه» در کتاب «المهذّب البارع فی شرح المختصر النّافع» آورده است و هکذا...

جای سندصفحه70%%

ص : 179

7_ تاریخ إتمام عوالی: در آخرین حاشیه یی که ابن ابی جمهور بر کتاب خود در توضیح حدیث معراج و «مرقّع» و «فقر» مذکور در آن حدیث نوشته چنین گوید: «و اعلم أ نّه لیس المراد بالخرقه المشهوره بین أهل التصوّف هی تلک الخرقه بعینها، بل یریدون بها الأمر المعنویَّ، و هو عباره عن أخذ المعنی عن صاحب المقام بقدر الاستعداد و الاتّصاف بصفاته و التّخلّق بأخلاقه. فالخرقه هی التّشبیه و الصّحبه، و اللّبس هو التّلقّی و الأخذ. و یعبّر عن المعنوی بالفقر و عن الصّوری بالخرقه.

و هذا آخر الحاشیه المسطوره علی بعض الأحادیث المذکوره فی هذا الکتاب بحسب ما سنح للمؤلّف وقت الدرس و المذاکره من الأصحاب، کتبها علی رأس الحاشیه من اوّل الکتاب الی آخره. و الحمد للّه وحده. و وافق تمامها مع تمام قراءه الکتاب فی الیوم السّادس و العشرین من شهر شوّال سنه سبع و تسعین و ثمانمائه ببلده مشهد الرّضویّه _ علی ساکنها السلام و التحیّه _ علی ید مؤلّفها الفقیر الی اللّه الغفور: محمّد بن علی بن جمهور، الأحساوی، مؤلّف الکتاب؛ تجاوز اللّه عن سیّآته...».

آغاز: «بسم... الحمد للّه الّذی أعلا أعلامَ العلماءِ الأعلام، و وفّقهم بطریق الدّرایه و الرّوایه لتبیین معالم الاسلام... و بعد، فلمّا کان من لطف اللّه تعالی و عنایته بخلقه بعد خلقهم تکلیفهم تعریضًا لتحصیل السّعاده الأبدیّه... حدانی ذلک علی جمع کتابٍ جامعٍ لأشتات المتفرّقات، من جُمل ما رواه الثّقات عن النّبی و الأئمّه الهداه...، فشرعتُ فی جمعه و تهذیبه، و نهضتُ فی ترتیبه و تبویبه...، فجمعتُه من کتب متفرّقه و مظانّ متباعده، و جعلته فی مرکزٍ و نصاب...، ثمّ رأیت بعد ذلک أن أرفعه إلی خزانه السیّد النّقیب الطاهر العلوی الحسینی الرّضوی الّذی تسنّم من الشرف علی أعلی مَعاقده، و استعلی من المجد علی أرفع مقاعده...(1). و سمّیته «عوالی اللّألی ءِ الحدیثیّه علی مذهب الامامیّه، و رتّبته

ص : 180


1- 1) مؤلف در تعریف و تمجید سید نقیب که این کتاب را _ بعد از تألیف _ به او هدیّه نموده مبالغه بسیار کرده و ألفاظ مدح و ثنا و أشعار بلیغی درین خصوص ذکر و او را «امیر الامراءِ فی العالمین و ظهیر النقباءِ و السادات و السلاطین...» خوانده است، و با اینکه نام او را در این دیباچه نیاورده، لکن _ با در نظر گرفتن آنچه خود در ظهر نسخه اصل موجود در آستان قدس نوشته _ هویدا است که مقصودش سیّد غیاث الدین محسن بن رضی الدین محمد بن محمد بن علی بن محمد بن حسین بن پادشاه رضوی است که ابن ابی جمهور مکرّر از مصاحبت او و صلاتش در مشهد مقدس برخوردار بوده و چند کتابش را بنام او مصدّر کرده و توان گفت که تنها طریق روایتی متّصل به او توسّط همین سیّد نقیب است که از او اجازه روایت دارد. شرح حال سید محسن مذکور در «مجالس المؤمنین 1: 518» آمده و ارتباطش با ابن ابی جمهور نیز در صفحه 581 به بعد همان جلد کتاب مسطور، و طریق روایت از او به واسطه فرزندش سید محمد مهدی در اجازه سیّد حسین کرکی مذکور در اجازات «بحار: 133» آمده است. سیّد در «احیاء الداثر: 200» نیز با لقب «کمال الدین» شرح حالی دارد و در سطر چهارم «عنه ولده العالم» درست است. لقب کمال الدین که در عنوان سیّد محمد مهدی فرزندش هم (در ص 259) دیده می شود، گویا برگرفته از عبارت اجازه محقّق کرکی به سید محمد مهدی باشد. گفته است «کمال السیاده و الدین محسن...»، لکن این مدیحه دلالت بر مطلوب ندارد، و بحث پیرامون حسب و نسب سیّد محسن موکول به «رساله بُرقعیّه» راقم است.

علی مقدّمه و با بین و خاتمه. أمّا المقدّمه ففیها فصول. الأوّل: فی کیفیّه اسنادی...». انجام: «قال الراوی: و خرج الملک و أتی منزله و أرسل الیها ثیابًا و هدایا کثیرهً و کیسًا فیه جمله من المال. فردّت ذلک و لم تقبل منه شیئًا. و هذا آخر ما أردنا ایراده و إثباته من الأحادیث الواصله إلینا بطریق الروایه علی الشرایط المعتبره و الروابط المرضیّه. و للّه الحمد و المنّه علی التوفیق لإتمامه... و کان الفراغ من تسویده فی عشر [کذا] الاخر لستّ بقین من ذی الحجّه سنه ستّ و سبعین و ألف».

فهرست مطالب کتاب: مقدمه: شامل 10 فصل. ف 1_ در کیفیّت اسناد و روایت تمامی احادیث کتاب، مشتمل بر 7 طریق «1» از پدرش(1) «2» از سیّد شمس الدین محمّد بن موسی الموسوی «3» شیخ حرزالدین اُوایلی «4» سیّد شمس الدین محمّد بن احمد موسوی «5» شیخ جمال الدین حسن بن عبدالکریم فتّال «6» شیخ زین الدین علی بن هلال الجزائری «7» وجیه الدین عبداللّه بن علاءالدین فتح اللّه کاشانی. ف 2_ در بیان سبب جمع آوری احادیث و تألیف این کتاب. ف 3_ آنچه که مؤلّف به طریق اسناد مُعنعن روایت کرده است. ف 4_ در ذکر احادیث دیگر به طریق مذکور که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است. ف 5 _ در ذکر احادیث فقهی دیگر. ف 6_ احادیث دیگر که به طریق واحد روایت کرده است. ف 7_ احادیثی بر سیاق سابق. ف 8 _ احادیث نبوی مشتمل بر بسیاری از آداب و معالم دین. ف 9_ احادیثی که متضمّن چیزی از ابواب فقه است. ف 10_ احادیثی دیگر مشتمل بر بعضی از آداب دینی(2).

ص : 181


1- 1) مؤلف در کتاب «المَجلی: 520» نیز طریق روایت خود را از پدرش تا امام کاظم علیه السلام ذکر کرده است و مشایخ سبعه در سرآغاز «الضیاء اللّامع: 1» ذیل عنوان پدر ابن ابی جمهور یاد شده اند و همگی در جا به جای آن کتاب معنون می باشند.
2- 2) حدیث هایی که در این فصول آورده تمامًا نبوی است.

باب 1_ در احادیث متعلّق به ابواب فقه، مشتمل بر 4 مسلک. مسلک 1_ در احادیثی که یکی از متقدّمان علماءِ شیعه از پیغمبر اکرم و ائمّه اطهار علیهم السلام در کتاب خود روایت کرده. مسلک 2_ در احادیث متعلّقه به مصالح دین که علاّمه حلی در یکی از کتب خود روایت کرده. مسلک 3_ در احادیث فقهیّه یی که شهید اول در یکی از آثار خود روایت کرده به ترتیب أبواب فقه. مسلک 4_ ذکر أحادیثی که فاضل مقداد سُیوری روایت کرده.

باب 2_ در أحادیث متعلّقه به أبواب فقهیّه برحسب ترتیب ابواب، مشتمل بر دو قسم: قسم 1_ حدیث هایی که یکی از شاگردان فخرالمحقّقین از او روایت کرده بر حسب ترتیب علاّمه حلّی در أبواب فقه از طهارت تا دیات. قسم 2_ احادیث دیگری که شیخ جمال الدین احمد بن فهد حلّی روایت کرده و اینها نیز متعلّق به أبواب فقهیّه است «برحسب ترتیب محقّق حلّی در ابواب فقه» از طهارت تا دیات.

خاتمه: مشتمل بر دو جمله: جمله 1_ در ذکر احادیث گوناگون دیگر زائد بر حدیث های سابق. جمله 2_ در بیان أحادیث متعلّق به علم و اهل علم و حاملان علم و دو حدیث از کتاب «منهاج الیقین فی فضائل أمیرالمؤمنین علیه السلام » تألیف علاّمه حلّی.

نسخه: دارای 218 برگ، روی برگ اول و ظهر برگ آخر سفید است، کاغذ ترمه، خط نسخ اعلای 27 سطری، تمام کنارهای نسخه مملوّ از حواشی مؤلّف است که به خطّ نسخه زیبای کاتب متن نوشته شده، عناوین در متن و هامش به شنگرف، بالای برخی کلمات نیز به شنگرف خط کشیده، جلد تیماج مشکی فرسوده، داخل میشن قرمز. تاریخ کتابت: 24 ذوالحجّه 1076، نام کاتب ندارد، قطع 14 و نیم × 26 و نیم، متن 7 و نیم × 16 و نیم.

روی برگ 1 این شرح دیده می شود: «عاریهٌ عندی من جناب شیخ حسن آل شیخ محمّد آل شیخ علی آل شیخ جعفر، و أنا الأقلّ حسن الحویزی». و نیز «ملک الأقلّ جعفر». و نیز: «من جمله متملّکات الاحقر الأقلّ علی نقی بن علی». مهر: الواثق باللّه عبده علینقی بن علی.

«ذیل»:

غوغاءِ صاحب تکمله الأمل

حکایتی و شکایتی: صاحب «تکمله» که از لحاظ سنّ در طبقه برخی از اولاد امجاد

ص : 182

و بلکه همسال چند تن اَحفاد امام مجدّد صاحب الروضات _ اعلی اللّه مقامه _ است، به روزگار جوانی با مشاهده کتاب دریابار اعجاب انگیز عظیم الشأن «روضات الجنّات، چاپ 1306 ق» و در پی مجالست و تأثیرپذیری از نفَس مسموم صاحب «المستدرک» که او نیز همسنّ و سال بعضی از فرزندان گرامی امام مجدّد و از کج اندیشی و برداشت های نادرست از مطالب «روضات»، چنان که معلوم است با آن بزرگوار شِبه مُعاند بود؛ در خانه نشسته و با نوشتن کتابی در تراجم احوال به عنوان «تکمله اَمل الامل»، همی در مقام پهلو زدن به آن کتاب شریف برآمده، و پی در پی در سراسر کتابش از آن آیت عظمای الهی به لفظ «سیّد معاصر» یاد و باری، اشکالی و ایرادی به حق یا ناحقّ وارد می کند تا بلکه خود را هم طبقه و در ردیف مقام والای آن جناب نشان دهد و کتابش را نیز همچنان بدان پایه و مایه رساند.

امّا _ مع الأسف _ توجّه به آثار سوءِ این گونه رو در رویی با یک تن شخصیّت علمی دارای موقعیّت والای مذهبی و اجتماعی، هم نژاد، هم کیش و هم آیین خود نداشته و ندانسته است که اظهار این گونه مواضع در کتابش _ خواه و ناخواه _ دستمایه ای برای استهزاء، شماتت، سخریّه و شادمانی مخالفان عقیدتی از دیگر فرق و مذاهب و مسالک و هم موجب بدآموزی اخلاقی عمومی خواهد بود.

دریغا که طبقه حضّار مجلس و مُراودان صاحب «مستدرک الوسائل» مخالف بی منطق اصلی _ شِنْشِنَه أعرفُها مِن أخزم _ عمومًا در آثار خود، چه در کتب تراجم احوال و چه در حواشی بر کتاب شریف «روضات»، همان گونه مشی ناپسندیده را داشته اند که بسی جای تأثّر و تألّم است. خود بزرگ بینی و تحقیر و اهانت به اولیاءِ خداوند سبحان کار مردان حقّ نیست و آثار سوءِ آن دامنگیر همه می شود.

گو که در آن کتاب گو که در آن کتاب کبیر الحجم عدیم النظیر جهان شمول _ روضات الجنّات _ که به همّت والای فقیهی جلیل و علاّمه ای بی بدیل، یک تنه، طیّ سالها تحقیق و تتبّع به منصّه ظهور و بروز رسیده، یک چند مطلب جای تأمّل تاریخی، رجالی _ به علّت خطاء با قلّت منابع _ پدید آمده باشد، انصاف را نباید این امر به وسیله عالمانی هم کیش و مسلک موجب هتک حرمت و اهانت و بی احترامی و دشمن شاد کردن شود؛

ص : 183

مرد باید به هر چه در نگرد عیب بگذارد و هنر نگرد

هست در عیبها هنر بینی در میان صدف گهر چینی

و عین الرضا عن کلّ عیب کلیلهٌ کما أنّ عین السّخط تُبدی المَساویا

* * *

باری، نسخه خطی «تکمل الأمل» را پس از اتمام تألیفش «1334 ق» تنی چند از مصنّفان کتب تراجم احوال رجال شیعه، امثال صاحب «الذریعه»، محدّث قمی، امام شرف الدین، صاحب «اعیان الشیعه» و غیرهم _ رحمه اللّه علیهم _ به عاریت می گرفته و مطالب مفید و درست آن را در کتابهای خود وارد کرده اند. امّا، گویا به علّت برخی سخنان ناروا و اهانتها و تندی های جابجای آن کتاب پیرامون «روضات»، از جمله آنچه در ذیل عنوان «ش 2191، ج 5: 217 _ 216» بسی سخنان سفهی شرم آور _ والحیاء من الایمان _ بر زبان قلم رانده است، و هکذا درباره کسان دیگر؛ همانند قصص و حکایات شگفت آور، بسان کتب کرامات و مقامات صوفیانه ارباب بسیاری از اقارب و ارحام خود، از این روی بازماندگان از چاپ و نشر کتاب امتناع داشته اند، بلکه توان گفت خود آن مرحوم نیز _ با وجود امکانات وسیع _ اقدام به چاپ آن اثر کرده است. تا این که در این دو سه سال اخیر، استاد دکتر حسین علی محفوظ کاظمینی «متوفی دوشنبه 22 محرّم 30، آخر دیماه 87» و چند تن دیگر کتاب را در شش جلد امّا با اغلاط چاپی و غیر چاپی فراوان منتشر ساختند: (بیروت، 1429 ق)، و با مطالعه کامل آن، برخلاف انتظاری که از چنان شخصیّتی می رفت، به عبارات تند و مواضع خلاف اخلاق علمی و مذهبی آن واقف شده، اینک تأثّر و تألّم خود را به این شکوائیّه _ برخلاف میل قلبی و باطنی _ اظهار داشت، تا مگر اَبناءِ زمان و آیندگان بخوانند و عبرت گیرند و در ارائه افکار و مواضع خود نسبت به بندگان خداوند سبحان و هم کیشان؛ قلم را منزّه نگاه دارند، واللّه العاصم.

* * *

امّا اصل مطلب که باعث آن «حیات و شکایت» شد، این است که در «تکمله أمل الامل» 5: 21» گوید:

«بقی کلام سخیف! «للسیّد صاحب الروضات، یجب الکشف عن عواره! قال فی

ص : 184

ترجمه الشیخ ابن أبی جمهور: «بل الکلام فی توثیق نفس الرجال والتعویل علی روایاته و مؤلّفاته و خصوصًا بعد ما عرفتَ له من التألیف فی اثبات العمل بمطلق الأخبار الوارده فی کتب أصحابنا الأخیار و ما وقع فی آخر «الوسائل» من کون کتابَیحدیثه خارجَین عن درجه الاعتماد و الاعتبار... إلی آخر کلامه

سپس سخنانی پیرامون عقائد ابن ابی جمهور و ردّ بر مطالب «روضات» آورده، تا آنجا که گوید: «و أقبح من ذلک ما ذکر وقوعه فی آخر «وسائل الشیعه» مع أ نّه لاعین له و لا أثر. هذه نُسخ «الوسائل»، بالعِیان، و ما أدری مِن أین یُخرج هذالسیّد أمثال هذه الکلمات؟!

سبحان اللّه! ایشان حتّی احتمال صدق سخن امام مجدِّد علیه الرحمه را نداده که ممکن است مطلب مورد نظر در نسخه «وسائل» ایشان وجود داشته و در نسخه قائلِ موهِن از قلم افتاده باشد! لا جرَم در مقام تکذیب برآمده است. سامحه اللّه تعالی.

امّا حقیقت امر این است که یک دوره کامل سه جلدی نسخه اصل کتاب شریف «وسائل الشیعه» بخطّ مبارک شخص مؤلّف _ یعنی شیخ محمّد حرّ عاملی جدّنا الأعلی من طریق بعض اُمّهات الأجداد _ موروثی خاندان و نیاکان بوده و سالها در تملّک امام مجدّد و مورد استفاده و استناد آن جناب قرار داشته است(1)، تا آن که سالها پس از فوت «1313» ایشان آن دوره عزیز به حوزه نجف اشرف رفته و با سرگذشتی، اینک در حال حاضر «1430 ق 1388 ش» دو مجلّد از آن دوره در کتابخانه معظمه مرعشیّه قم و جلد دیگر در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود و راقم آن نسخه های گرامی را زیارت قرار داشته، و مطلب مورد نظر امام مجدّد و اِنکارِ صاحب التکمله: «و ما وقع فی آخر الوسائل...»، در صفحه 160 _ 159 سی امین جلد آن کتاب شریف به این گونه چاپ شده است:

«هذه کتبٌ غیر معتمده لعدم العلم بثقه مؤلّفیها و ثبوت ضعف بعضهم و لذلک لم أنقل

ص : 185


1- 1) چنان که در کتاب شریف «روضات الجنّات: 127 هر دو چاپ سنگی» ذیل عنوان خودشان، در ضمن ترجمه حال جدّ امجدشان «السیّد العالم الزاهد المجاهد ابوالقاسم جعفر» فرموده اند: «و قد رُزق ثلثه مجلّدات من «الوسائل» بخطّ مؤلّفه الجلیل شیخنا الحرّ العاملی «رحمه اللّه» أیضًا، و هی عندنا الیوم بجُملتها، والحمدلله علی مننه و نعمآئه».

منها شیئًا: 1_ کتاب مصباح الشریعه. 2_ کتاب غوالی الّلألی لابن أبی جمهور. 3_ کتاب المَجْلی له. 4_ کتاب الأحادیث الفقهیّه له...».

سیزده کتاب است که صاحب «وسائل» بر آنها وثوق و اعتماد نداشته و از آنها در کتابش نقل نفرموده است از جمله سه کتاب ابن ابی جمهور! محقّق کتاب توضیح داده اند که این مطالب در هامش نسخه اصل «وسائل» و هم در نسخه مصحّحه دیگر نوشته شده است.

این بود داستان نسبت دادن امام مجدّد به کتاب «وسائل» و غوغاء صاحب التکمله و تکذیب!

اینک سخنی هم راجع به عقائد ابن ابی جمهور:

در «تکمله» شِمّه ای از عبارات «مَجْلی مرآه المَنجی: 316 _ 318» آورده و همه را _ در راه موافقت و تأیید صاحب المستدرک _ تلقّی به قبول و تأکید بر صحّت آن عقائد نموده است، از جمله آن عبارات این است که:

«خصوصًا الی طائفه الموحّدین و المحقّقین من أهل اللّه المسمّاه بالصوفیه... انّ الشریعه و الطریقه و الحقیقه أسماء مترادفه صادقه علی الحقیقه الواحده الّتی هی حقیقه الشرع».

خدا را، کدام یک از ستارگان درخشان فقه شیعه و مشایخ و اَعلام مذهب جعفری، امثال مرحومان کلینی، ابن بابویه، سیّدین مرتضی و رضی، ابن طاوس، ابن ادریس، محقّق حلّی، علاّمه حلّی، شهیدین و محقّق کرکی، همزمان صاحب عوالی _ سخنی از درستی مسلک تصوف داشته و دم از طریقت و حقیقت «دو لفظ بِدعی من درآوردی» زده اند؟!

چیزی که می توان درباره نظرات عارفانه و تصوف مآبانه ابن ابی جمهور گفت این است که ما از محیط زندگانی و اطرافیان و مراودان او آگاه نیستیم. گردش روزگار بوقلمون ممکن است محیطی و موقعیّتی برای آن مرحوم پیش آورده بوده که او به ناچار محض تحبیب و ایجاد اتّحاد و همبستگی عقیدتی، به خصوص بودن شیعه در اقلیّت و مضیقت؛ چنان مطالبی را در کتاب خود نوشته باشد، و امثال ذلک. واللّه العالم بحقائق الاُمور.

ص : 186

مع الوصف، از برخی شواهد موجود استنباط می شود که او حتّی در زمان خود و در حوزه متشرّعه و طلاّب فقه و اصول هم متّهم و مشهور به مذاق تصوّف گردیده و چندان مورد توجّه خواصّ نبوده است، تا بدانجا که از باب مثال _ و به گمان حقیر _ در اجازه روایتی که برای سیّد جمال الدین حسن بن حُسام الدین ابراهیم بن یوسف بن أبی شبانه بخطّ خود نوشته و تاریخش سوم ربیع الاخر (880) است، نام و نشانش را تراشیده و تا حدّ زیادی محو کرده اند، چنان که در تصویر دیده می شود.

این اجازه نامه را ابن ابی جمهور در پایان قاعده اوّل نسخه کتاب «التحریر» علاّمه حلّی _ قدّس سرّه _ نوشته است، نسخه در «فهرست نسخه های خطّی مرکز احیاء میراث اسلامی (قم)، ج 8 به شماره 3234» شناسانده شده و تصویر از همانجا است و فرموده اند:

«در پایان قاعده اوّل اجازه ای است از شخصی که نام وی پاک شده...».

راقم این سطور «سیّد محمّدعلی روضاتی» با مطالعه دقیق و کامل آن اجازه و تأمّل در مابقی اسماءِ پاک شده دانستم که اجازه به خطّ شخص ابن ابی جمهور صاحب «الحوالی» است و لاغیر. او در این اثر، تنها از یک تن شیخ اجازه خود یعنی سیّد شمس الدین محمّد بن موسی یاد کرده است.

پس از آن، مُجاز، یعنی سیّد حسن بن ابراهیم بن یوسف، نسخه را به سیّد محمد بن احمد (ظ) الحسینی _ شاید موسوی شیخ اجازه دیگر ابن ابی جمهور _ داده و از او هم التماس اجازه روایت کتاب «تحریر الأحکام» را کرده و سیّد محمّد نیز چند سطری مبنی بر اجازه در ذیل اجازه ابن ابی جمهور نوشته است امّا گویا در سنین پیری و تشتّث حواسّ به سر می برده که چند خطاء در نوشته اش به چشم می خورد، از جمله در نام و نسب علاّمه حلّی، اعلی اللّه مقامه.

اینک با ارائه تصویر آن یک صفحه، برگرفته از گرامی فهرست یاد شده، نظر به سختی قرائت آن اثر ارزشمند؛ تمام را با حروف معمول نیز ملاحظه خواهید فرمود.

ص : 187

جای سند

ص : 188

«متن اجازه ابن ابی جمهور»

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. الحمد للّه الّذی خَلق الخلق حین غنیًّا عن طاعتهم و عن معصیتهم، لأ نّه لا تنفعه طاعه من أطاعه و لاتضرّه معصیه مَن عصاه. فهو اللّه الغنیُّ ذاتًا و صفاتًا عن کلّ مَن عداه. نحمده علی ما أولانا من مننه و أسداه، و نشکره علی تتالی انعامه و حُسناه. و الصلوه علی النبیّ التّهامیّ الّذی نبّاه بَعد ما اختاره و اصطفاه من جمیع خلقه انتقاه و اجتباه و علی اله أحبّاء و أصفیاه القائمین بأمره فی مبدأه [متن: مبداءیه[ و منتهاه، و بعد، فقد سألتنی السیّد الحسیب النّسیب سُلاله ال طآه و یس، المخصوص بعنایه ربّ العالمین جمال الدین حسن بن السیّد الأعظم المحترم المرحوم المغفور حسام الدین ابراهیم بن السیّد النّقیب المغفور یوسف بن أبی شبانه. أدام اللّه معالی سیادته _ بمحمّد و اله _ أن أکتب له إجازهً علی هذا الکتاب الأوّل العقود من مصنّفات الشیخ العالم العامل الفاضل الکامل شیخ الشّیعه و مُفتی الشّریعه خاتمه المجتهدین و مکمّل علوم المتقدّمین و رئیس الحکماءِ و المتکلّمین جمال الملّه والحقّ والدنیا و الدین الحسن بن یوسف بن المطهّر، قدّس اللّه روحه الزکیّه و أفاض علی تربته المَراحم الربّانیّه. فأجبته إلی ذلک، و إن لم أکن لذلک أهلاً؛ فإنّ المشایخ الّذین أُسند إلیهم أهلٌ لذلک. و کتب هذه الأحرف تذکرهً له، و قد أجزتُ له روایه الکتاب المذکور. و الإسناد إلی مصنّفه أنّ ما فی أوراقه و ما بین دَفَّتیه من کلام الشیخ المذکور و من منظومه المنثور و من تصانیفه المشهوره و تألیفاته المعموره. فلیرو ذلک لمن أحبَّ غیرَ متوقّف، و ذلک بالطریق لی الی السیّد الأجلّ و الکهف الأظلّ مفتخر السّادات و الأُمم و ناصب ألویه العلوم و الحِکم مدرّس الفریقین و إمام الجانبین شمس الملّه والدین محمّد بن السید الأجلّ الأوحد العالم الکامل الفاضل المرحوم المغفو موسی _ أدام اللّه فوائده _ بالطریق له إلی مشایخه _ رضوان اللّه علیهم _ إلی مصنّفه، رحمه اللّه تعالی. و کان ذلک فی ثالث شهر ربیع الاخر أحد شهور سنه ثمانین و ثمانمائه [متن: ثمنمیه صحه و صلعم] علی سیّدنا محمّد و اله الطاهرین و سلّم، و کتب الفقیر الی اللّه الغفور [ظ: محمّد بن علیّ بن] ابراهیم بن حسن بن جمهور. أصلح اللّه أحواله؛ بمحمّد و اله. تمّ».

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی محمّد نبیّه و اله أجمعین

ص : 189

و بعد فقد التمس منّی السیّد الجلیل حسن بن ابراهیم إجازهَ روایه کتاب تحریر الأحکام تصنیف الشیخ المعظم جمال الدین یوسف بن حسین بن المطهّر فأجزت له روایته فانّه اهل کذلک فالطریق الّتی لی مصنّفه فلیرو ذلک لمن شاء و أحبّ متحرّیًا لی و له و کتبه محمّد بن أحمد [ظ] الحسینی». عینًا نقل شد علی علاّته. والحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی محمّد و اله الطاهرین و سلّم.«شب آدینه 20 ج 1 ر 30 = 25 / 2 / 88»

«613» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و حواشی فراوان مؤلّف تا اواسط نسخه به خطّ کاتب نوشته شده است. به قرائن از آثار سده یازدهم می باشد.

«614» (عهدنامه مالک اشتر)

(مواعظ _ عربی)

با ترجمه فارسی زیر سطور

دستورالعملی است که امیرالمؤمنین و امام المتقین علیّ بن ابی طالب «صلوات اللّه و سلامه علیهما» به مالک بن حارث اشتر هنگامی که از طرف آنجناب والی مصر گردید نوشته اند.

ترجمه فارسی عبارات در زیر سطرها نوشته شده. در پایان نسخه شرحی به خطّ «لطف اللّه» و به تاریخ ماه شعبان 1332 دیده می شود که نسخه را به «آقا» اهداء کرده است.

«615» عین البکاء

(مقتل _ فارسی)

از: محمد نقی بن احمد بروجردی، متخلّص به نقیّ «نسخه».

کتاب: در 22 باب است در احوال و مناقب و مقاتل حضرت رسالت و حضرت زهراء و ائمّه اطهار تا حضرت امام رضا علیهم السلام و بطبع رسیده. تاریخ تألیف: «گشت از عین البکا این دُر پدید».

نسخه: بخطّ زین العابدین بن مرحوم محمد رفیع کربالی. تاریخ ختم استنساخ ظاهرًا: شنبه 4 جمادی الاولی 1230 در کرمانشاهان به جهت نورچشمی میرزا علی محمد. ظهر نسخه مرثیه ای است از آقا محمد متخلّص به طلعت در وفات میرزا علی محمّد در 1233. مهر نیای گرامی، مرحوم آیه اللّه آقا میرزا مسیح موسوی چهارسوقی «عبده الراجی مسیح الموسوی» ظهر نسخه هست.

«616» عین الحیاه

(مواعظ _ فارسی)

ص : 190

از: علاّمه مجلسی مولانا محمّد باقر بن محمّدتقی (ره) متوفی 1110.

کتاب: در شرح وصیّت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم است به ابوذر غفاری رضی الله عنه که جامع مواعظ و نصایح می باشد و بطبع رسید.

نسخه: بخطّ نستعلیق قرن 12 و از آخر ناقص است یعنی کاتب ناتمام نوشته و عبارات عربی را به جهت نسخ نویسی بیاض گذارده است. تاریخ تولدهای بسیاری روی برگ اول نوشته شده است.

«617» عین الیقین ملقّب به الأنوار والأسرار

(کلام _ عربی)

از: مولانا محسن فیض کاشانی محمّد بن مرتضی متوفی 1091.

کتاب: در فنون حکمت شرعیّه و توحید است و تاریخ ختم تألیف آن: «نحمل انوار الحکم و اسرار الکلم» مطابق 1036 می باشد.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و به قرائن، نزدیک زمان مؤلف نوشته شده است.

«618» عیون أخبار الرضا علیه السلام

(حدیث _ عربی)

از: شیخ صدوق ابوجعفر محمد بن علی ابن بابویه قمی، علیه الرحمه.

کتاب: أخبار و روایات مربوط و منسوب به امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام است در دو جزء و کرّر بطبع رسیده.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد لکن مصحّح و مضبوط و دارای حواشی بسیار مفید است اغلب از میرک موسی مشهدی به رمز «م ک». در هامش یکی از اوراق آخر نسخه شخصی صورت خط میرک موسی را نقل کرده که در آنجا گوید نسخه خود را با بیش از بیست نسخه مقابله نموده و ختم مقابله در 11 محرم 1085 بوده و امضا کرده است «موسی الحسینی المدرّس والخادم بالروضه الرضیّه الرضویّه». ناقل شرح مذکور گوید این نسخه را با نسخه میرک موسی با کمال دقّت مقابله کرده است.

ظهر نسخه شروحی بوده «شاید وقفنامه» که بعدًا آن را محو کرده اند. تملک و مهر مرحوم آقا میرزا سید مجتبی قوام الاسلام فرزند آیه اللّه العظمی صاحب روضات الجنات ظهر نسخه هست.

نسخه دیگری مشابه به این نسخه ما در کتاب (فهرست مرعشی 19: 229: 7413)

ص : 191

معرفی شده است.

«619» عیون الحکم و المواعظ و ذخیره المتّعظ والواعظ

(حکم و مواعظ _ عربی)

از: علیّ بن محمّد اللیثیّ الواسطیّ: «بحارالأنوار، جلد 17» و چنانکه به خط کاتب روی برگ اول نوشته شده است: الامام الفاضل العالم السّالک النّاسک الکافی علیّ بن أبی نزار ابن الشرفیّه.

کتاب: مجموعه نفیسی است از کلمات قصار حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب علیهماالسلام به ترتیب حروف، در 30 باب و 91 فصل و 13628 کلمه(1).

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و ظاهرًا در قرن نهم استنساخ شده، و این عبارات در صفحه آخر نوشته شده است.

«نقل هذا الکتاب من نسخه الشیخ نعمان بن الشیخ محمّد الابحیّ نسبًا الشافعّی مذهبًا الصالحیّ مسکنًا و مولدًا». ایضًا: «و نقل من نسخه تاریخ الفراغ منها الثلاثه ثالث یوم شعبان سنه سبع و سبع مائه و نقلت تلک النّسخه أیضًا مستهلّ شعبان أربع عشره و ستّماته هجریّه بواسط القصب». أیضًا: «و کان تمام مقابلته لیله الأربعاء عاشر جماد الأوّل سنه ستّ و ثمانین و تسعمأته»، لکن این مطالب بخطّ نویسنده کتاب نیست.

روی برگ اول تملّک علی بن الحاجی موسی به تاریخ 1123 نوشته شده است.

«620» نسخه دیگر

نسخه: خطّ نسخ زیبای آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم موسوی چهارسوقی «1235 _ 1318» که به امر پدر بزرگوارشان آیه اللّه العظمی آقای حاج میرزا سیّد زین العابدین «1190 _ 1275»، در ایّام نوجوانی استنساخ کرده اند. تاریخ کتابت ندارد. خطّ برادرزاده ایشان آقا میرزا سیّد مجتبی قوام الاسلام روضاتی «1302 _ 1383» مورّخه ماه رجب 1338، و خطّ آیه اللّه چهارسوقی «1294 _ 1377» نیای

ص : 192


1- 1) این ارقام را مؤلّف خود در مقدّمه کتاب آورده است. توضیحًا در نسخه های موجود باب سی ام وجود ندارد، و مرحوم آقای حاج سیّد عبد العزیز طباطبائی نجفی «ف یکشنبه هفتم ماه رمضان 1416 در قم»، شرحی جامع پیرامون کتاب و مؤلّف و نسخه های آن نوشته اند که در مجلّد سوم مجموعه «المحقّق الطباطبائی فی ذکراه السنویّه الاُولی: 1288 _ 1295، قم، 1317» چاپ شده است.

گرامی «علیهم الرحمه» در ظهر نسخه هست.

جای سند 89

ص : 193

جای سند 90

ص : 194

«621» عیون الاصول الی علم الاصول

(اصول فقه _ عربی)

از: مرحوم آقا محمّد مهدی بن الحاجّ محمّد ابراهیم کرباسی اصفهانی _ علیهماالرحمه _

کتاب: یک دوره اصول فقه است از مباحث الفاظ تا ادلّه عقلیّه به نحو اجمال و مؤلّف در آخر آن گفته است که در طهران از تألیف آن فراغت یافته در روز 23 ماه مبارک رمضان 1256 در زاویه سیّدنا عبدالعظیم علیه السلام .

نسخه: بخطّ نسخ خوب محمد صادق تکمچین «تکمه چینی». تاریخ ختم استنساخ: شب ترویه 1270 «یا 1275». و در هامش همین موضع گواهی مقابله سراسر نسخه نوشته شده است.

صفحه اول دارای یک سرلوحه ممتاز و تمام صفحات جدول کشی به طلا و شنگرف و لاجورد و مرکّب است. فهرست مطالب در آغاز نسخه به تفصیل بخطّ کاتب نوشته شده.

«622» غایه البادی فی شرح المَبادی

(اصول فقه _ عربی)

از: عالم محقّق جلیل القدر، محمّد بن علیّ بن محمّد جُرجانی، معروف به رکن الدین استرآبادی غروی نزیل حلّه.

کتاب: شرح به «قال دام ظلّه، أقول» کتاب «مبادئ¨ الوصول إلی علم الاُصولِ» استادش علاّمه حلّی جمال الدین ابومنصور حسن بن یوسف بن علیّ بن محمّد بن المصهّر _ قدّس سرّه _ (648 _ 726)، که متن مختصری است در علم اصول فقه آن را به خواهش شیخ تقیّالدین ابراهیم محمّد بصری که در «الحائق الراهنه: 3» عنوان شده و هیچ شرح حالی ندارد _ نوشته اند، و به طبع رسیده و چندین شرح بر آن در دست است.

شارح کتاب خود را برای سیّد نقیب عمیدالدین ابوطالب عبدالمطّلب بن النقیب شمس الدین علی ابن المختار علوی حسینی «الحقائق الراهنه: 125»، و در زمان حیات شخص علاّمه، به سال 697 نگاشته است.

«غایه البادی» در «الذریعه 16: 10» یاد شده، و در «14: 53» به گونه دیگر، و در

ص : 195

«16: 381 فهرست تصانیف المولی رکن الدین»، و ترجمه شارح به اختصار در «الحقائق الراهنه: 194» و به تفصیل بیشتر در «أعیان الشیعه 46: 29: 2448» آمده است. و اثری از او با عنوان «رساله النقض فی تحریم جرّ النفع بالقرض» به خطّ خود وی و تاریخ تألیف شب سه شنبه شش شب مانده از جمادای دیگر سال هفتصد و پنج، در کتابخانه مرعشیّه قم موجود و در نشریّه المیراث شهاب 23 _ 24: 45» وصف شده است با تصویر صفحه آخر رساله.

آغاز موجود: «قد اختبت معانیها الأبکار فی خفاءِ ألفاظها».

انجام: «و قد تبیّن بطلان القیاس فیما تقدّم. و الان حیث و فینا بما وعدنا به جاز أن نقطع الکلام حامدین للّه... محمّد و أصفیائه».

نسخه: برگ اوّل مفقود شده، و بلهوسی نام کاتب و تاریخ کتابت را از آخر نسخه محو کرده، تنها چند کلمه «علی بن سهان؟ بن احمد» از نام کاتب خوانده می شود.

«سیّدنا الشریف الحسیب النسیب امیر سیّد علی حسینی» نسخه را بر عزّالدین حسین استرآبادی و فرزندش «ابرهیم بن الحسین الاسترآبادی محتدًا» خوانده و این دو تن گواهی بلاغ را متاوبًا در حاشیه همه صفحات نوشته اند.

در پایان نسخه نیز عزّالدین به تاریخ پنجم ربیع الاخر 917 انجام قرائت امیر سیّد علی را بر او متعرّض شده است.

روی برگ نخست، مُهر «خداوند اتقی را متّقی کن» _ نظیر مهر نسخه «صافی. ش 561» دیده می شود.

کنار صفحات دارای حواشی از «غایه المأمول فی شرح مبادئ الاُصول» و «ولد المصنّف» و جز آنها می باشد.

قطع: 16 × 22، 101 برگ، متن و تعداد سطرها مختلف است.(1)

«623» غایه المأمول فی شرح زبده الاصول

(اصول فقه _ عربی)

این کتاب گرانقدر یکی از آثار شیخ جواد بن سعد بن جواد کاظمی مشهور به فاضل

ص : 196


1- 1) در سابق ایّام سه نسخه از کتاب مورد بحث در دسترس بود و راقم، مشخصات کامل آنها را به تفصیل نوشته و برای آقای منزوی که مشغول به چاپ «ذریعه» بودند فرستاده ام.

جَوادْ است که «الفوائد العلیّه ش 659» و «مسالک الافهام» او را نیز پس از این خواهیم شناخت.

او این کتاب را به «قال _ أقول» در شرح «زبده الاُصول» استادش مولانا شیخ بهاءالدّین محمّد ابن حسین عاملی (مذکور در ذیل «نظام الأقوال» و به دستور آن جناب نگاشت.

مؤلّف کتاب «احوال و اشعار فارسی شیخ بهائی: 103 و 166 _ 167» پیرامون کتاب «زبده» و حواشی و شروحی که دانشمندان از زمان خود شیخ به بعد بر آن نگاشته اند گسترده سخن گفته است.

نویسنده فاضل «فهرست دانشگاه 5: 1701» گوید: «شیخ بهائی در این رساله مانند «مختصر حاجبی» و «تهذیب حلّی» و بسیار گزیده تر و فشرده تر از آنها؛ همه مسئله های اصول را آورد، و مانند این حاجب _ آن هم گویا به پیروی از غزّالی در «مستصفی» _ نمونه ای از منطق در آغاز آن گذارده است. این را او در 12 محرّم 1018 به انجام رساند».

سپس در پاورقی از شروح و حواشی کتاب یاد کرده اند.

در «ذریعه 12:19» که «زبده الاصول» را عنوان کرده از تاریخ تألیف آن سخنی نگفته اند، لکن نسخه ای مورّخ 1005 در کربلا نشان داده و استظهار کرده اند که از تاریخ این نسخه معلوم می شود تألیف مقدّم بر این تاریخ است.

حواشی زبده نیز در «ذریعه 6: 102 _ 103» و شروح آن در «ج 13: 297 _ 302» آمده است.

«غایه المأمول» جای گفتگو در «کشف الحجب و الأستار: 391» یاد شده و آغاز آن را نقل کرده است، در «ذریعه 13: 298 و 16: ش 61» نیز مذکور و نسخه ای از آن را در کتابخانه مرحوم شیخ علی کاشف الغطاء در نجف اشرف و نسخه یی دیگر در کتابخانه مدرسه سپهسالار طهران و جاهای دیگر نشان داده اند. نسخه یی نیز در کتابخانه دانشکده حقوق طهران است که مورّخ 1235 می باشد و در «فهرست حقوق: 405» شناسانده شده است. نسخه یی دیگر مورّخ 1171 در کتابخانه تاجر وجیه آقای محمّد أمین خنجی در طهران، و نسخه یی نیز در کتابخانه دانشمند محقّق دکتر حسین علی محفوظ کاظمینی موجود و هر دو در «مجلّه معهد مخطوطات 3: 65 و 6: 36 طبع

ص : 197

قاهره» معرّفی شده است.

مؤلّف «أعیان الشیعه 17: 146» در وصف این کتاب فرماید: «حسنُ فی الغایه، و عن بعض النسخ أنّ اسمه «بدایه المأمول»، لکنّ فی أکثرها غایه المأمول». و هم در «أعیان 52: 10» است که شیخ یاسین بن علی بحرانی صاحب «مُعین النّبیه» بر این کتاب حاشیه دارد.

آغاز: «بسم... نحمدک یا من وفّقنا لسلوک طریق العمل بکتابه المبین... أمّا بعد، یقول فقیر رحمه ربّه الغنی: محمّد المشتهر بالجواد الکاظمی، وفقه اللّه لتحصیل مرضاته و تجاوز عن سیّآته: لا یخفی علی أحدٍ شرف علم الاُصول من بین العلوم، حیث إنّه المرقاه الی الفوز بالسّعاده الأبدیّه، والموصل الی معرفه الاحکام الّتی صدع بها سیّد البریّه، و انّ الجاهل به أسیرٌ فی قید التقلید، لا یمنّ علیه بالخلاص، مغلولٌ به ثابتٌ فی عنقه، ولات حین مناص».

«و إنّی کنت کثیراً من الأیّام و مدّه من الدهور والأعوام قد صرفتُ فیه جُلَّ أوقاتی، و حصرتُ فیه کلّ مهمّاتی... و لم أر کتابا یستحقّ التّوجّه بالشّر اشر إلیه والإقبال بهمّه عالیه علیه سوی کتاب «زبده الاصول» لشیخنا و استادنا الإمام العالم العلاّمه، منبع العلوم و المعارف، منشأ الأسرار و اللّطائف، مُفصح العویصات الدقیقه من المسائل الّتی لم تَفِ بحلّها الطاقه البشریّه مُظهر الرموز الوثیقه الّتی لم یقدر علی استخراجها الطبیعه أفضل العلماءِ من المتقدّمین و المتأخّرین، أعلم الفضلاء من المدقّقین و المتبحّرین، بل رئیسهم فی المعقول و المنقول و قدوتهم فی الفروع و الاُصول، بهاء الحقّ و الملّه و الدنیا و الدین محمّد العاملی، لازالت أیّام افاداته مشرقهً علی العلماء الأعلام، و أوقات سلامته مستمرّه الإناره من انعکاس أشعّه تأیید الواحد العلاّم... .(1)

«فانتقل ذهنی إلی أنّ مثل هذا الکتاب العظیم و الصراط المستقیم محتاجٌ الی شرح یرفع أستار عویصاته الأبیه... فاستخرتُ اللّه تعالی علی هذا الفعل، فجاء الأمر به، فتوجّهتُ تلقاء مَدین المآرب، و فتحتُ عن أغلاق بعض تلک المطالب، و عرضته علی الاُستاد

ص : 198


1- 1) از دقّت در أوصاف بلیغه یی که این دانشمند محقّق مدقّق در حقّ مرحوم شیخ بهاءالدین عاملی به کار برده است موقعیّت ممتاز آن بزرگ مرد را در سالهای پایانی زندگی به خوبی آشکار می کند. (رحمه اللّه علیهما و رضوانه).

المصنّف، فاستحسنه و أمر بإتمامه، فوجّهت الهمّه الی حلّ ألفاظه و بیان معانیه... ناقلاً فیه ما کتب الاُستاد المصنّف من الحواشی الخفیّه... و سمّیته ب_«غایه المأمول، فی شرح زبده الاُصول...».

«قال مدّظلّه بعد الخطبه: و رتّبتها علی خمسه مناهج. أقول:...».

انجام: «و حیث انتهی کلام المصنّف _ مدّ ظلّه _ إلی هذا المقام، فلنقتصر علی ما آتیناه من الکلام، حامدین للّه علی توفیقه... تمّ تألیفه علی ید مؤلّفه جواد بن سعد ابن جواد الکاظمی، شهر ذی الحجّه سنه ألف و سبع و عشرین.

و قد اتّفق الفراغ من تسوید هذا الکتاب... علی ید أقلّ العباد و أحوجهم إلی رحمه ربّه الغنی: محمّد باقر، عفی اللّه عنهما «کذا» و عن والدیهما. و کان ذلک فی یوم السبت فی اثنین من شهر محرّم الحرام سنه 1051...».

نسخه: دارای 226 برگ، دوروی برگ 1 و روی برگ 2 سفید است، تنها نام کتاب روی برگ 1 و تملّک نیای معظّم، آیه اللّه العظمی صاحب الروضات مورّخ ماه شعبان 1271 روی برگ 2 دیده می شود. از آغاز تا انجام این نسخه آثار تصحیح و مقابله مشهود است، و حواشی بسیار با امضاء «منه عفی عنه» دارد که با قرائن دیگر می رساند تصحیحات و حواشی بخطّ شارح است. روی برگ آخر در هامش، این شرح نوشته شده: «قد بلغ هذا الکتاب من أوّله الی آخره، و الحمد للّه ربّ العالمین».

قسمتی از حاشیه برگ 225 سابقًا بریده شده و کاغذ سفید إلصاق کرده اند و معلوم است که مطالبی در آنجا بوده و نخواسته اند باقی باشد.

ظهر برگ آخر تملّک «عبدالحسین بن عبداللّه المشهور بقطش المسلمی... سند 1057» دیده می شود.

ظهر برگ 96 و ظهر برگ 111 دو حاشیه نوشته شده به امضاء «لمحرّره مهدی الموسوی». صفحه اوّل کتاب نیز به خط همین شخص است. این نویسنده _ که قطعًا از طایفه آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» است _ یا فرزند دانشمند ایشان آقا سیّد محمّد مهدی است که از مجتهدان اصفهان و دارای تألیفاتی بوده و در 8 ماه رمضان 1251 متولد و در 13 ذیحجّه 1324 وفات یافته، و یا آقا سیّد محمّد مهدی بن سید حسن بن العلاّمه حاج سید حسین موسوی خوانساری؛ صاحب رساله مطبوعه «عدیمه

ص : 199

النظیر فی احوال ابی بصیر» که از علماءِ بزرگ و مجتهدین طایفه در خوانسار بوده و به سال 1246 وفات یافته است؛ می باشد.

کاغذ: اصفهانی، خط نستعلیق 23 إلی 28 سطری، جلد تیماج گلی با ترنج، آستر میشن حنائی رنگ، قطع 13 و نیم × 25 و نیم، متن نوعًا 7 × 18. نام کاتب و تاریخ کتابت در بالا نقل شد.

الفوائد الطوسیّه

(عربی)

از: شیخ محمّد بن حسن بن علی بن محمّد بن حسین، عاملی مشغری، معروف به شیخ حُرّ، از خاندان «بنی الحرّ» در بلاد جبل عامل، قدّس اللّه أسرارهم.

در کتاب «سجع البلابل فی ترجمه صاحب الوسائل: 5» آمده است که علّت اشتهار این خاندان به حُرّ را خود شیخ حرّ در حاشیه نسختی از «أمل الامل» گوید از آن جهت که نسب به حرّ بن یزید ریاحی _ شهید طفّ _ می رسانند، و در «الفوائد الرضویّه: 111 و 476» محدّث قمّی است که برادر شیخ حرّ در کتاب «الدّر المسلوک» نیز به این مطلب تصریح فرموده است.

عاملی نیز نسبت به جبل عامل است، و مَشْغَری _ بفتح میم و سکون شین و فتح غین معجمه وراء _ (1) دهکده ای است در جبل عامل که شیخ حرّ _ چنان که خود در «أمل الآمل: 24» فرموده _ شب جمعه هشتم ماه رجب 1033 در آنجا به دنیا آمده است. در خاندان حرّ نوابغ علمی بسیار موجود آمده اند که سرآمد همه، شیخ محمّد حرِّ مذکور است، و در «خطط جبل عامل 1: 294 _ 295» و «سجع البلابل» از بیست نفر رجال دانشمند دیگر این خاندان یاد شده است.

شیخِ حرّ از دانشمندان بزرگ عهد صفوی است که بیش از سی سال از نیمه آخر عمر خود را در ایران به سر برده و در طوس _ مشهد مقدّس رضوی _ مجاور بوده است.

«624» غایه المرام فی شرح تهذیب الاحکام

(حدیث _ عربی)

ص : 200


1- 1) در «معجم البلدان 5: 134» یاقوت و «خطط جبل عامل 1: 293 _ 295» تألیف صاحب «أعیان الشیعه» و «المنجد فی الأدب و العلوم: 499» همه «مشغری» را به شکل فوق ضبط کرده اند، لکن در «قصص العلما: 289» و مقدمه طبع جدید «وسائل الشیعه: کج» آن را بفتح میم و فتح شین و سکون غین نوشته اند.

یا:

البحور الزاخره

فی شرح أحادیث العتره الطاهره

از: سیّد نعمه اللّه جزائری شوشتری، صاحب «زهرالربیع. ش 452».(1)

کتاب: شرح «تهذیب الأحکام» شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسی قدس سره است در هشت «یا هفت» مجلّد. به «قوله...».

نسخه: مجلّد چهارم کتاب است در شرح کتاب حجّ، و سپس مجلّد پنجم در شرح کتاب مزار تا آخر کتاب محاسب.

تاریخ ختم تألیف مجلّد چهارم: روز شنبه اواخر جُمادای یکم 1095 در مدرسه مؤلّف واقع در نزدیکی مسجد جامع، و در همین خاتم به هر دو نام کتاب تصریح کرده است. تاریخ ختم تألیف مزار: عصر ثلاثاء جمادای دوم همان سال و در همان مدرسه. تایخ ختم تألیف جلد پنجم: چهارشنبه 13 جمادای یکم 1096 در اصفهان «فی زمن دوله السلطان المؤیّد شاه سلیمان».

کاتب هر دو مجلد: صفرعلی بن اسمعیل نجف آبادی اصفهانی «حسب الفرموده اقدس ارفع... حاجی میر محمد علی مدرّس دارالسلطنه اصفهان».

تاریخ ختم استنساخ مجلّد پنجم: دوشنبه نهم ذی القعده 1253.

با وجود بلاغ مقابله، اثری از مقابله و تصحیح دیده نمی شود.

تعداد اوراق نوشته هر دو مجلّد چنانکه کاتب در گوشه صفحات رقم کرده (234 برگ) است، و فهرست کتب و ابواب با تعیین عدد اوراق بخطّ کاتب در آغاز نسخه نوشته شده. و ایضًا: تعداد ابیات هر دو جلد از این نسخه چنین ضبط شده است: «سی جزو تخمینًا 26500 بیت است».

ص : 201


1- 1) شرح حال و آثار ایشان را مرحوم آقای حاج سیّد محمد جزائری «متوفی 1426» در کتاب «نابغه فقه و حدیث. چاپ دوم، قم، 1418»، و گروهی از اعقاب آن مرحوم را در کتاب «شجره مبارکه، یا برگی از تاریخ خوزستان، جلد اول، اهواز، بی تا»، همه را به تفصیل نوشته اند. تولد سیّد نعمه اللّه به سال 1050 در دهکده صباغیّه جزائر. وفات در شب آدینه 23 شوّال 1112 در منزل جایدرفیلی. پیرامون «غایه المرام» و مجلّدات و نسخ خطی آنها نیز در «نابغه: 77 _ 93» گسترده سخن گفته اند.

«625» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد ششم است در شرح کتاب تجارات تا آخر نکاح.

تاریخ تألیف: روز جمعه هشتم صفر 1097، در اصفهان.

نام کاتب ندارد. تاریخ کتابت: 1241.

تملّک و مُهر آیه اللّه حاج شیخ محمّد باقر «نیای گرامی»، فرزند آیه اللّه آقا شیخ محمّد تقی صاحب «هدایه المسترشدین» (علیهماالرحمه) در ظهر نسخه هست.

نیز، این عبارت: عدد ابیات کتاب تقریبًا 14840 بیت.

«626» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد آخر کتاب است از شرح کتاب طلاق تا آخر دیات.

تاریخ فراغت از تألیف این مجلّد در مدرسه مؤلّف واقع در جوار مسجد جامع شوشتر: صبح روز دوشنبه دوازدهم ربیع دوم 1099.

در آغاز این مجلّد گوید: «... بأنْ وفّقه لتمام مجلّدات ستّه من شرح هذا الکتاب الموسوم بغایه المرام فی شرح تهذیب الأحکام، و قل جائت نوبه المجلّد السابع...».

و در خاتمه گوید: «... کتبتُ شرحًا مبسوطًا علی عبادات هذا الکتاب فی مجلّدات عدیده، و حیث انّ فیه نوعًا من الاطناب و ضربًا من الاسهاب... فمن ثمّ عدلنا الی اختصاره... فصار ثمان مجلّدات».

تاریخ استنساخ: 23 ماه شعبان 1253، نام کاتب به نظر نرسید.

روی برگ اول شماره ابیات این جلد 17640 بیت تعیین و فهرست کتب این جلد نیز ثبت شده، نیز کاتب نوشته است که نسخه را «حسب الفرموده اقدس ارفع... حاجی میر محمدعلی مدرّس دارالسلطنه اصفهان» استنساخ کرده است.

آثار مقابله در حاشیه ها دیده می شود.

«627» غایه المَرام فی شرح شرائع الاسلام

(فقه _ عربی)

از: شیخ مُفلح بن حسن صیمری، صاحب «کشف الالتباس. ش ××». از فقهاءِ جلیل القدر سده نهم: «الضیاء الّلامع: 137 _ 138»، «أعیان الشیعه»، «تکمله أمل الامل

ص : 202

6. ش 2546» و «تاریخ العراق بین احتلالین 3: 69 _ 70». تاریخ تولّد و وفاتش معلوم نیست. نیای گرامی «أعلی اللّه مقامه» در «روضات الجنّات: 638 ط 2» شرح حال و آثار شیخ مفلح «علیه الرحمه» را آورده و در حاشیه مدح بلیغی از «غایه المرام» او فرموده و به این جمله خاتمه داده اند که: «وجدْتُه أسهل کتب الفنّ تناولاً و أکثرها فائدهً و منفعهً للفقیه النّبیه».

نام پدر شیخ در «روضات» و نسخه های «أمل الامل» حسین است و در جاهای دیگر حسن.

در فهرست حاضر ذیل عنوان «مناهج الیقین» نیز از او یادی خواهد شد.

کتاب: در شرح «شرایع الاسلام» محقّق حلّی است در دو جزء، به «قال. اقول».

نسخه: به خطّ «علی، غلام به اخلاص صاحب کتاب شیخ علی جزائری» است، ختم کتابت جزءِ دوم: بیستم محرّم 1034، هر دو جزء در یک مجلّد است. روی برگ اوّل یادداشتهایی بوده برای محو کردن آنها کاغذ سپید چسبانیده اند.» نسخه، از کتابخانه مرحوم حاج محمّد جعفر بن محمّد صفّی آباده ای مجتهد اصفهانی بوده است.

«628» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد اوّل است از طهارات تا وصایا.

نام کاتب ندارد. تاریخ ختم استنساخ: چهارشنبه نهم ماه شعبان 1245. برگ اوّل نسخه ای که از روی آن نوشته شده ناقص بوده و لذا در این نسخه مقداری از سرآغاز کتاب نیامده است. اثر تصحیح و مقابله و تحشیه ندارد.

«629» غررالحکم و دررالکلم

(حدیث _ عربی)

از: ناصح الدین ابوالفتح عبدالواحد بن قاضی محمّد بن عبدالواحد آمِدی تمیمی «نیمه اوّل قرن ششم».(1)

کتاب: مجموعه یی است از کلمات قصار منقول از حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب علیهماالسلام به ترتیب حروف، و مکرّر چاپ شده است.

نسخه: بخطّ طهماسب قلی است، تاریخ کتابت 1050. شخصی نسخه را در ماه

ص : 203


1- 1) مرحوم آقای حاج سیّد عبدالعزیز طباطبائی نجفی پیرامون آمدی و کتاب و نسخه های کتاب و متعلّقات آن به تفصیل بحث کرده اند: «المحقّق الطباطبائی فی ذکراه السنویه الاولی 3: 1281 _ 1285».

شعبان 1106 در شروان به مبلغ 5/7 قران خریده، همو «تاریخ ولادت نورچشمی حورالنساء خانم در شب جمعه نهم ماه رمضان 1136» نوشته. تملّک و مهر «یا محسن قد أتاک المسیء 1074» و مهر نیای گرامی، مرحوم آقا آیه اللّه آقا میر محمّد صادق موسوی مجتهد یکی از برادران معظّم آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» ظهر نسخه است.

حاشیه یی بخطّ پدر بزرگوارشان مرحوم آیه اللّه العظمی آقای حاج میرزا زین العابدین مجتهد در هامش نسخه دیده می شود.

«630» نسخه دیگر

نسخه: بخطّ احمد بن محمود بن عبدالصمد بن محمّد بن احمد بن اسمعیل حسینی کیلکی، تاریخ کتابت: ربیع الاوّل 957، از کتابخانه نیای گرامی راقم، آقا میرزا سیّد جلال الدین روضاتی. کتاب «الفضائل» ابن شاذان «ش 676» این نسخه هست.

«631» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل و آخر ناقص است.

آغاز موجود: «علم مستفاده الاعتبار یفید الرشاد».

انجام: «لا تخلفنّ وراءک شیئًا من الدنیا فانّک تخلفه... بمعصیته اللّه».

ظاهرًا از آثار قرن 12 می باشد.

«632» غررالفوائد و درر العّلائد

(محاضرات _ عربی)

از: سیّد مرتضی علم الهدی ابوالقاسم علیّ بن الحسین بن موسی حسینی موسوی بغدادی علیه الرحمه.

کتاب: در محاضرات و ادب و تفسیر آیات و توضیح احادیث است و مکرّر بطبع رسیده، و به نام «اَمالی _ یا مجالس _ سیّد مرتضی» مشهور است.

نسخه: بخطّ علیّ بن احمد بن کمال بن ابراهیم بن مرتضی بن جعفر حسینی که برای خزانه شیخ اعلم اکرم افضل جمال الدین حسن بن علی بن ناصر بن علی خطّی مولد، اُوالی محبّد، احسائی منشأ الملّه و نگاشته است. فراغت از کتابت جزء اوّل (ص 317، ج 1 طبع اخیر مصر): شب شنبه 11 صفر 956، و از جزء آخر: عصر دوشنبه 14 ذی الحجه

ص : 204

955. سپس تکمله «تتمّه» کتاب است که مع الاسف برگ آخر آن مفقود شده است. روی یکی از اوراق نسخه مهر «ان اللّه جمیل یحبّ الجمال» و «عبده جمال» دیده می شود. نسخه از کتابخانه نیای نگارنده مرحوم آیه اللّه آقا سیّد جلال الدین روضاتی «اعلی اللّه مقامه» بوده است.

«633» نسخه دیگر

نسخه: بخطّ نستعلیق عنایت اللّه اکبرآبادی. تاریخ ختم استنساخ: دهم جمادی الآخر سنه 48 «ظاهرًا 1048». اثر تصحیح و امتیازی ندارد.

«634» غنیه النزوع فی الاُصولین و الفروع

(اصول فقه _ عربی)

از: سیّد عزّالدین ابوالمکارم حمزه بن علی بن زهره الحسینی الحلبی المتوفی بحلب / 585.

کتاب: در مباحث اصول کلام و اصول فقه و فقه امامیّه است و بطبع رسیده.

نسخه: تنها شامل مبحث اصول فقه است، کاتب: محمد علی بن حاجی عبداللّه الهرندی از دانشمندان، ختم استنساخ: روز شنبه هفتم ذیقعده 1237.

«635» فارسی هیئت

(هیئت _ فارسی)

از: ملاّ علی قوشجی

نسخه: بخطّ محمدعلی کرونی. تاریخ ختم استنساخ: عصر پنجشنبه غرّه جمادای دیگر 1227 در قریه طهران کرون.

«636» فتح الباب إلی الحقّ والصّواب

(اصول فقه _ عربی)

از: محمّد بن عبد النبّی نیشابوری معروف به میرزا محمد أخباری(1).

کتاب: در ردّ بر قائلین به اِنسداد باب علم است که به خواهش مولی عبدالحسین ظاهرًا از شاگردانش تألیف کرده و در پایان آن به او اجازه روایت این کتاب و سایر تألیفات و مرویّاتش را داده است. تاریخ ختم تألیف: شنبه اوّل محرم 1210.

نسخه: نام کاتب ندارد. در اوائل نسخه حاشیه ای است به امضاء «لمحرّره مهر علی» که ممکن است کاتب نسخه باشد. تاریخ ختم استنساخ: ذی القعده 1210.

ص : 205


1- 1) شرح حال و آثارش در عموم کتب تراجم، از جمله در آخر «رجال حاج ملاّ علی کنی «علیه الرحمه» آمده است.

در پایان نسخه سؤال و جوابی از مولانا محمد باقر بن محمد تقی بخطّ کاتب نسخه نوشته شده است. تملّک و مهر مرحوم آقا شیخ محمّدرضا ابوالمجد ظهر نسخه هست. ایضًا: نام کتاب و دو بیت وی به خطّ کاتب (189 _ 6165) از مثنوی به خط کاتب.

قرّه العین

فهرست فصول کتاب

فصل 1_ تعریف کلمه و کلام 2_ تعریف إعراب 3_ تقسیم معرب 4_ تقسیم إعراب 5 _ تقسیم فعل 6_ مرفوعات أسماء 7_ اسمهای معرفه و نکره 8 _ مبتدا و خبر 9_ اسم و خبر کان 10_ حروفی که عمل «لیس» می کنند 11_ حروف مشبهه بفعل 12_ لای نفی جنس 13_ أفعال مقاربه 14_ عسی و اخلولق و أوشک 15_ أفعال قلوب 16_ فاعل 17_ حذف فاعل 18_ باب اشتغال 19_ تنازع عامل 20_ مفعول به 21_ منادی 22_ مفعول له 23_ مفعول فیه 24_ مفعول معه 25_ حال 26_ تمیز 27_ استثناء 28_ نصب به اختصاص 29_ حروف جرّ 30_ حذف تنوین از مضاف 31_ چهار چیز که عمل فعل می کنند 32_ مصدر 33_ اسم فاعل و اسم مفعول 34_ معمول صفت مشبهه 35_ ألفاظ تعجّب 36_ اسم تفضیل 37_ نعم و بئس 38_ نعت 39_ توکید لفظی و معنوی 40_ عطف بیان 41_ عطف نسق 42_ عطف به ضمیر منفصل 43_ بدل 44_ نواصب فعل مضارع 45_ نصب به «أن» 46_ جوازم 47_ حذف شرط إن 48_ مبحث «لو» 49_ تذکیر و تأنیث وزن فاعل 50 _ أسباب منع صرف 51 _ اقسام وقف 52 _ کتاب ألف بعد از واو جمع.

نسخه: دارای 82 برگ، 2 برگ اول و آخر عطف و سفید است، روی برگ 2 نیز سفید است، کاغذ فرنگی آهار و مهره شده، جلد تیماج سبز یک لا، خط نسخ 14 سطری، عناوین به سرخی، بالای رؤوس مطالب و شواهد شعری نیز خط کشیده، قطع 14 × 21، متن 7 و نیم × 14، نام کاتب و تاریخ تألیف در بالا از انجام نسخه نقل شد، تاریخ کتابت ندارد، و کاتب، آقا سیّد عیسی بن محمد علی برادرزاده مؤلّف گرامی و پدر سیّد جمال واعظ مشروطه خواه معروف اصفهانی «مقتول در 1326» است.

تنها در یک جای نسخه حاشیه ای مختوم به «منه، دام ظلّه» به خطّ کاتب نوشته شده.

ص : 206

نگارنده این فهرست نسخه را با نسخه آقای الفت مقابله و تصحیح کرده و در «28 شوّال 1367» از آن فراغت یافته است.(1)

«637» فتوح المؤمنین

(مواعظ _ فارسی)

از: فتح اللّه بن عزیز اللّه الأیادی، که مع الأسف تا حال نام او و کتابش را جایی نیافته ایم، جز این که نویسنده این کتاب نفیس دانشمندی شیعی مذهب و ظاهرًا از واعظان مبرّز عصر بوده است، و از آخرین فصل باب یکم عصر نگارنده به خوبی روشن می شود. وی این فصل را «در ذکر پادشاه عالم پناه شاه طهماسب، الصفویّ الحسینیّ، خلّد اللّه ملکه و سلطانه...» نگاشته، و چنان که معلوم است شاه طهماسب دومین شاه صفوی روز 4شنبه 26 حجّه 919 به دنیا آمد، و روز دوشنبه 19 شهر رجب 930 «روز درگذشت پدرش شاه اسمعیل» به تخت نشست، و صبح سه شنبه 15 ماه صفر 984 بدرود زندگی گفت.(2)

پس مؤلّف کتاب را میان سالهای 930 _ 984 تألیف کرده است.

فتوح المؤمنین مشتمل بر 41 باب پیرامون وظائف شرعی و فضائل اخلاقی است، و معمولاً هر باب دارای چند فصل است، و در هر فصل آیاتی از قرآن مجید و روایاتی از پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم و ائمّه اطهار علیهم السلام نقل می کند و هم حکایتهای اخلاقی بسیار و اشعار فارسی بی شمار می آورد، و عمومًا در آغاز ابواب اشعاری در مناجات و اشعاری در نعت سیّدالمرسلین صلی اللّه علیه و آله و سلم و هم اشعاری در منقبت شاه اولیاء علی علیه السلام ذکر می کند. گویی بیشتر قصد مؤلّف از تألیف این کتاب دستوری برای اهل وعظ و منبر بوده که از آن استفاده کنند و مطالبش را برای شنوندگان نقل نمایند.(3)

ص : 207


1- 1) در تاریخ غرّه ذی الحجّه 1409 «14 تیرماه / 1368» طالب علم جوانی به نام «سیّد محمدعلی بن سیّد محمّد طباطبائی آل بحرالعلوم» که گویا در دانشگاه تهران اشتغال به تحصیل داشت، به اصفهان آمده و او نسخه موصوفه «قرّه العین» تصویری تهیّه کرده با خود به همراه بردند. ده سالی پس از آن زمان که کتاب را از روی تنها همین نسخه با مقدّمه کوتاه و «دارای چند اشتباه» و فارسی در پایان، در سلسله انتشارات دانشگاه تهران «به شماره 2390» در 267 صفحه به چاپ رسانیدند.
2- 2) کتاب «شاه طهماسب صفوی» اثر مرحوم دکتر عبدالحسین نوائی گنجینه بسیار ارزشمندی است. در (ص 17) گوید که وی 53 سال و 6 ماه و 20 روز سلطنت داشت و 64 سال و یک ماه و 19 روز در این دنیا زیست.
3- 3) چنان که در پایان باب 18 گوید: الهی! خداوندا! حاضران این مجلس و خوانندگان و شنوندگان را بیامرزی و رحمت کنی... .

از «فتوح المؤمنین» نسخه یی در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است که در «نشریّه کتابخانه مرکزی 1: 221» به نام «أخلاق جرجانی» اجمالاً معرّفی، و برای اطّلاع بیشتر لازم است به فهرست آن کتابخانه رجوع شود. در «احیاء الداثر: 176 _ 177» نیز به چند نسخه دیگر اشاره شده است.

آغاز: [... حمد و ثنای أتمّ، حضرت وَدودی را که صفای مودّت و وفای محبّت را تاج و طوق جانهای شیفتگان عکس جمال... ذوق سوختگان سبحان جلال ساخت. رؤوفی که مخموران دُرود درد فراق و معموران سوزاشتیاق... افراح شراب إفضال به نواخت. لطیفی که لطائف جودش ناقصان ظلمت خاک را به تَوالی رشاش... کمال بخشید. جمیلی که از ساقی کؤوس أنوار جمالش مهجوران بادیه حرمان و هیمان و رنجوران زاویه... شربت وصال رسید، و به اظهار آثار نفس رحمانی سایرانِ عرصه وجود را بارِ عام داد و به أمطار أسرار حقایق و إلهام؛ خطّه شهود را آرام داد.

و صلوات زاکیات و درود نامیات بر صاحب لوای کوثر و مقتدای أهل.... بحر عالم توحید و بدر فلک تحقیق، که کاشفان أسرار عرفان و واصفان أنوار وجدانند، خصوصًا حضرت امیرالمؤمنین و امام المتّقین علیّ بن أبی طالب... علیهم الصلوه و السلام.

امّا بعد، چنین گوید مؤلّف این رساله، الفقیر الحقیر إلی رحمه اللّه الملک... فتح اللّه بن عزیز اللّه الأیادی، که عزیزی از برادران دینی و فرزندی از فرزندان طریقی که همگی همّت خود... و علوم دینی مصروف داشته، و جز خلوص عقیده با این کمینه نداشته؛ از کمال اخلاص و نور «و وفور: ظ» اختصاص، ازین بنده ضعیف... که از برای طالبان؛ نسخه ای تحریر و ترقیم کن که به وسیله آن در علم طاعت و عبادت بیفزاید و از جهل و عصیان... و سبب طاعت ما شود و بر صفحه صحیفه روزگار یادگار مانَد، مزیّن به آیات قرآن ملک علاّم و أحادیث پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم و از حکایات و روایات أئمّه معصومین علیهم السلام و از أکابر دین از هر کتابی از نثر... تا بر تمامت مؤمنین و مؤمنات حجّتی قاطع باشد. هرچند این بنده گنهکار و ضعیف بی مقدار خود را... که بدین جرأت إقدام نماید، و خود را از حساب مقیّدان دین «کذا» شمرد. فأمّا چون حضرت رسالت پناه

ص : 208

محمّدی... سُئل عن علم یعلمه فکتمه اُلجم بلجام من النار؛ نخواست که در زمره این طائفه باشد که حدیث خبر می دهد... به حکم این حدیث که: العلم لا یحلّ منعه، بر خود فرض عین دانست.

پس بنابراین...(1) ترتیب و ترکیب این کتاب «فتوح المؤمنین» شروع کرد، و مرتّب گردانید به مقدّمه و چهل و یک باب و خاتمه. کسانی که این رساله را دریابند سودمند دنیا و آخرت شوند ان شاءاللّه. حقّ سبحانه و تعالی بر خوانندگان و نویسندگان و شنوندگان و یاد گیرندگان و عمل کنندگان و بر مؤلّف رحمت کناد.

إلهی! بحق عزّت و جلال خودت که دیده عیب گویان و حسد حاسدان از این بنده ضعیف گناه کار در پوشان. اگر عیبی یا سهوی از زبان قلم واقع شود از کرم بزرگی و لطف و شفقت خود آن را اصلاح نمایند، خدای عالم بر ایشان رحمت کند و بیامرزد، و باللّه التّوفیق. باب اوّل: در بیان توحید و عدل...].

انجام نسخه: [شهرش را گفت که «لا اُقسم بهذا البلد»، غربتش را گفت که «إنّ الّذی فرض علیک القرآن لرادّک إلی معاد»، حکمتش را گفت که «حتّی یحکّموک»، نماز و عبادتش را گفت که «إنّ صلوتی و نسکی»].

فهرست مطالب و أبواب و فصول: خطبه، حمد و ثنای إلهی و مناجات و درود و ثناء بر پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم و أئمّه اطهار علیهم السلام به نثر و نظم.

باب 1_ مشتمل بر پنج فصل. توحید، عدل، نبوت، إمامت، معاد. فصل دیگر، در ذکر پادشاه عالم پناه شاه طهماسب.

باب 2_ در فضیلت علم و عالم و متعلّم. خطبه. مناجات. نعت و منقبت. فصل 1 در فضیلت علم(2). ف 2 در بیان قرآن خوانان و متعلّمان و غیره. ف 3 در شرح احوال قاضیان و منجّمان.

باب 3_ در فضیلت نماز و غیره. خطبه. مناجات. نعت و منقبت. ف 1 در بیان نماز یومیّه. ف 2 در بیان عذاب تارک نماز. ف 3 در نماز حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام . ف 4 در نماز هفته. ف 5 در بیان نوافل. ف 6 در فضیلت شب نیمه شعبان که مولود صاحب الأمر است. ف 7 در بیان زیارت امام حسین. ف 8 در فضیلت نماز هفته.

ص : 209


1- 1) همه مواضعی که تا اینجا نقطه گذاردیم از نسخه محو شده است.
2- 2) در آغاز این فصل گوید: محمدابراهیم در کتاب «تنبیه الغافلین» آورده... .

باب 4_ در فضیلت ثواب روزه. الخطبه... ف 1 در بیان فضیلت و ثواب روزه ماه رمضان المبارک. ف 2 در بیان فضیلت روزه ماه رجب. ف 3 در فضیلت روزه ماه شعبان. ف 4 در بیان روزه حرام.

باب 5 _ در بیان فضیلت زکوه و غیره. الخطبه... ف 1 در فضیلت زکوه. ف 2 در فضیلت حجّ. ف 3 در فضیلت جهاد.

باب 6_ در بیان وصف دوزخ و هول قیامت. خطبه... ف 1 در بیان صفت بهشت و عذاب و دوزخ(1). ف 2 در بیان صفت دوزخ و عقاب و عتاب. ف 3 در بیان احوال قیامت.

باب 7_ در صفت خمرخوارگان و قمار و غیره. خطبه... ف 1 در عذاب خمر خواره. ف 2 در عذاب بنج خواره. ف 3 در بیان قمار و شطرنج. ف 4 در بیان موعظه.

باب 8 _ در بیان زنا کنندگان و لواطه و غیره. الخطبه المنظومه... ف 1 در بیان زنا. ف 2 و 3 در موعظه. ف 4 در بیان عذاب لواطه.

باب 9_ در بیان عذاب رباخوارگان و أنبارداران. الخطبه... ف 1 در بیان رباخوارگان. ف 2 در بیان عذاب انبارداران. ف 3 در موعظه.

باب 10_ در بیان غیبت و بهتان و موعظه. خطبه... ف 1 در بیان غیبت و بهتان. ف 2 در موعظه.

باب 11_ در بیان سخاوت و بخل. الخطبه المنظومه... ف 1 در بیان سخاء و کرم. ف 2 در بیان بخیل.

باب 12_ در بیان فضیلت شکرباری. الخطبه... ف 1 در بیان شکر باری تعالی. ف 2 در بیان موعظه.

باب 13_ در بیان صبر و شکیبایی. التمجید. ف 1 در بیان صبر کردن. ف 2 در موعظه.

باب 14_ در بیان توکّل بر خدای تعالی. خطبه...

باب 15_ در بیان احسان و خیرات و صدقات.

باب 16_ در بیان توبه و استغفار و موعظه. خطبه... ف 1 در بیان توبه. ف 2 در بیان

ص : 210


1- 1) درین فصل گوید: مولانا حسن شیعی در کتاب «مصابیح» آورده... .

استغفار. ف 3 در بیان موعظه.

باب 17_ در بیان إکرام ضیف و همسایگان. مناجات... ف 1 در إکرام ضیف. ف 2 در بیان إکرام همسایه. ف 3 در بیان موعظه.

باب 18_ در بیان حقوق والدین و زوج و زوجه و خدمه و عبد و أقارب. خطبه... ف 1 در بیان حقوق والدین. ف 2 در آداب نکاح و حقوق زوجه بر زوج و زوج بر زوجه. ف 3 در حقوق فرزند با والدین. ف 4 در حقوق خادم و بنده و زیردستان. ف 5 در حقوق صحبت و اخوّت و شرایط صداقت.

باب 19_ در بیان امانت و دیانت. التحمید. ف 1 در امانت. ف 2 در موعظه.

باب 20_ در بیان ثواب صلوات. ف 1 در بیان صلوات. ف 2 موعظه.

باب 21_ در بیان موت و فوت. مناجات... ف 1 در بیان موت. ف 2 در وفات حضرت سیّد کائنات صلی اللّه علیه و آله و سلم. ف 3 در وفات حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام . ف 4 در شهادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام .

باب 22_ در بیان خوف و ترس إلهی. مناجات...

باب 23_ در بیان امر به معروف و نهی از منکر. مناجات... ف در امر به معروف و فضائل و شرایط و آداب آن [حضرت امیر سیّد احمد همدانی _ علیه الرحمه _ در کتاب «ذخیره الملوک» بیان فرموده...(1)].

باب 24_ در بیان حکمت باری تعالی. تمجید... ف 1 در بیان حکمت. ف 2 در بیان إخلاص. ف 3 در دعا. ف 4 در موعظه.

باب 25_ در بیان حیا و عفّت. التمجید... ف 1 در بیان حیا. ف 2 در بیان عفّت. ف 3 در موعظه.

باب 26_ در فضیلت حلم. تمجید... ف 1 در حلم. ف 2 در بیان خلق و رفق. ف 3 در موعظه.

باب 27_ در بیان عجب و تکبّر. تمجید...

ص : 211


1- 1) در این فصل گوید: «پس امر معروف را چهار رکن باشد. اول محتسب. دوم احتساب. سوم محتسب علیه. چهارم محتسب فیه. و صحّت هر رکن ازین ارکان موقوف است به حصول شرایط و آداب آن». سپس در شرایط و آداب ارکان چهارگانه به تفصیل سخن گفته است.

باب 28_ در بیان شفقت و صدق. تمجید... ف 1 در بیان شفقت. ف 2 در بیان صدق. ف 3 در بیان لجاج. ف 4 در بیان موعظه.

باب 29_ در بیان تواضع و نکوهش تمجید... ف 1 در تواضع. ف 2 در نکوهش و خرسندی. ف 3 در قصّه عُزیر پیغمبر علیه السلام .

باب 30_ در بیان علوّ همّت. تمجید... ف 1 در بیان علوّ همّت. ف 2 در بیان جدّ و جهد. ف 3 در موعظه. ف 4 در بیان دخمه نوشیروان.

باب 31_ در بیان رزق و پرستش خدای تعالی. تمجید... ف 1 در رزق. ف 2 در پرستش خدای تعالی. ف 3 در موعظه. ف 4 در صفت کوه قاف و لوای حمد حضرت محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلم.

باب 32_ در فضیلت خاموشی و تنها نشستن. تمجید... ف 1 در خاموشی. ف 2 در بیان تنها نشستن. ف 3 در موعظه.

باب 33_ در بیان دوستی باری تعالی. تمجید... ف 1 در دوستی باری تعالی... ف 2 در بیان یاد کردن خدای تعالی.

باب 34_ در بیان وفاداری. تمجید... ف 1 در بیان عهد. ف 2 در موعظه.

باب 35_ در بیان عدالت و مشاوره. تمجید... ف 1 در عدالت. ف 2 در مشاورت و تدبیر. ف 3 در موعظه.

باب 36_ در بیان شناختن نفس خود و راه شیطان. تمجید... ف در بیان شناختن نفس.

باب 37_ در بیان شناختن دنیا و خرسندی قضا. تمجید... ف 1 در شناختن دنیا. ف 2 در پسندکاری بقضا.

باب 38_ در بیان دفع أشرار. تمجید...

باب 39_ دریغ خوردن بر دنیا و یقین داشتن به خدای تعالی و موعظه و تمجید...

باب 40_ در بیان دوستی أهل بیت پیغمبر صلی اللّه علیه و آله و سلم. تمجید، فصل 1 در...(1) ف 2 در بعضی از مهربانی و شفقت که حضرت رسالت پناه محمّدی صلی اللّه علیه و آله و سلم و أهل البیت علیهم السلام با شیعه خود نموده اند. ف 2 در بیان دوستی أهل البیت. ف 3 در بیان وفاداری شیعیان. ف 4 در بیان آن که شیعیان و محبّان حضرت أمیرالمؤمنین

ص : 212


1- 1) برخی از عنوانهای این باب را در اصل کتاب از روی تعصّب محو کرده اند.

علی علیه السلام را از برای خدای تعالی دوست می باید داشت. ف 5 در بیان آن که برآوردن حاجت شیعیان چه مقدار ثواب دارد. ف 6 در بیان آن که هر که در طریق محبّت أهل بیت أطهار و أولاد أبرار ایشان از سر تحقیق و راستی قدم اخلاص نهاده دست اعتصام بحبل المتین استوار ساخته... ف 7 در موعظه.

باب 41_ در بیان وصیّت و ختم کتاب. تمجید. نعت سیّد المرسلین. منقبه علیّ ولیُّ اللّه. ف 1 در بیان وصیّت نامه سیّد کائنات. ف 2 در وصیّت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام . ف 3 در بیان وصیّت نامه حضرت نبیّ اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلم. ف 4 در ذکر حضرت رسالت پناه محمّدی صلی اللّه علیه و آله و سلم. ف 5 در ذکر أعضای آن حضرت.

«پایان فهرست مطالب»

نسخه: دارای 218 برگ، روی برگ 1 مطالب چندی نوشته شده، کاغذ دولت آبادی، جلد تیماج قهوه ای روشن، آستر کاغذ زرد. روی آستر جلد در طرفین چندین تاریخ تولّد از اشخاص گمنام از تاریخ 1253 تا 1278 نوشته شده، دو سه جا تملّک «زین العابدین» مورّخ 1269 و تملّک «محمّد حسین» دیده می شود.

خطّ نستعلیق 23 سطری، عناوین شنگرف، روی برخی کلمات به شنگرف خط کشیده، بعضی از کلمات عربی و عناوین به نسخ نوشته شده، قطع 18 × 27، قطع 14 × 23، نسخه آخر ناقص است و نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نیست، زمان تألیف در آغاز عنوان تعیین شد، تمام اوراق فرسوده و رطوبت رسیده و بارها تعمیر شده، نسخه غیر مصحّح و پاره ای از مواضع درهم و عبارات نامرتب و مشوّش است.

«638» الفرائد البهیّه فی شرح الفوائد الصمدیه

(نحو _ عربی)

از: میر بهاءالدین محمد بن محمد باقر حسینی مختاری نائینی اصفهانی، صاحب «زواهر الجواهر. ش 455».

کتاب: شرح صغیر فرجی «الفوائد الصمدیّه» معروف به «صمدیّه» شیخ بهائی است.

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد. ظهر نسخه مهر «محمّدباقر 1092 یا 1192» و «ابوالحسن ابن محمّد سعید» و تملّک احمد بن حسین جمال الدین الحلّی بتاریخ رجب 1172 و مهر او «عبده احمد بن حسین جمال الدین» دیده می شود.

ص : 213

«639» فرائد القلائد فی مختصر شرح الشّواهد

(ادب _ عربی)

از: قاضی بدرالدین محمود بن احمد بن موسی، عینی مصری حنفی (762 _ 855).

کتاب: شرح شواهد شعری چهار شرح(1) از شروح «ألفیّه» ابن مالک است که به «شواهد صُغری» معروف و آن را مؤلّف از «المقاصد النحویّه» خود که معروف به «شواهد کُبری» است مختصر کرده و هر دو در مصر چاپ شده است. و به موجب ارقامی که در بالای صفحات ثبت شده مجموعًا 210 برگ است.

نسخه: بخطّ حسین بن احمد.

ختم کتابت: روز دوشنبه چهارم ماه رجب 1118 در پایان، «شرح خطبه فرائد القلائد» در 8 صفحه به خطّ کاتب اصل آمده است، و روی برگ آخر «اسماءِ بُحور پانزده گانه شعر» به نظم عربی نوشته شده.

ظهر نسخه فهرست کتاب و تملّک عبدالرحمن بن شیخ عبداللّه حنبلی قادری دمشقی حلبی دیده می شود.

«640» الفرائض النصیریّه

(فقه _ عربی)

از: خواجه نصیرالدین ابوجعفر محمّد بن محمّد بن حسن طوسی، قدّس سره.

کتاب: در أحکام ارث است از نظر فقه و حساب.

نسخه: بخطّ محمّد بن رحمه البحرانی است. تاریخ ختم کتابت: پنجم محرّم 961 در قُم: ظهر نسخه نام کتاب «کتاب المواریث» بخطّ کاتب قید شده است.

«641» دعا فرحُ الصّالحین

(دعاء _ فارسی)

از: نامعلوم و به قرائن تألیف یکی از علماءِ اواخر زمان صفویه است.

کتاب: در ادعیه و اعمال و زیارات است و همه جا عبارات عربی را ترجمه کرده و در دعاهای طولانی و زیارات ترجمه را در زیر عبارات به فارسی به شنگرف نوشته است.

نسخه: به خطّ یکی از خوشنویسان زمان شاه سلطان حسین است، لکن نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد.

آغاز: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. با سیّم از جزو سیّم از کتاب «فرح الصالحین» در بیان

ص : 214


1- 1) شرح ابن ناظم و ابن ام قاسم و ابن عقیل و ابن هشام که عینی برای هر یک رمزی نهاده است.

أعمال شب نوزدهم ماه مبارک رمضان و بیان آن در سه فصل مذکور می شود: فصل اول از باب سیم در تحقیق شب قدر و فضیلت آن».

انجام: «و جدّد علیهم العذاب والغضب و النکال. و تازه گردان بر ایشان عذاب و خشم و شکنجه را».

×××فروع کافی:الکافی

«642» الفصول الغرویّه فی الاُصول الفقهیّه

(اصول فقه _ عربی)

از: علاّمه مرحوم آقا شیخ محمّد حسین بن حاج محمّد رحیم استاجلوی ایوانکی اصفهانی نجفی، علیهما الرحمه.

نسخه: مجلّد اوّل کتاب است در مباحث ألفاظ. تاریخ ختم کتابت: 20 ماه شعبان 1253 و نام کاتب ندارد.

ظهر نسخه نوشته است که این کتاب 17912 بیت می باشد.

«643» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوم کتاب است از «المقاله الثّانیه فی الأدلّه السّمعیّه» تا آخر.

انجام: انجام نسخه عینًا نقل می شود: «هذا غایه ما أردنا بیانه والصلوه علی محمّد و آله. قد فرق (کذا) مؤلّفه من تسویله یوم پنجشنبه هفتم شهر جمادی الاولی سنه ثمانین (کذا) و خمسین و مأتین بعد ألف کتبه العبد علی النّجف آبادی».

اثر مقابله و تصحیح و حاشیه و هیچ نوع امتیازی ندارد.

«644» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوم کتاب است از «المقاله الثانیه فی الادلّه السّمعیّه» تا آخر کتاب، جز این که چند برگ آخر افتاده است.

انجام موجود: «دلّت علی جواز التقلید عند عدم».

«645» الفصول المختاره من العیون و المحاسن

(عقائد _ عربی)

از: سیّد مرتضی علم الهدی ابوالقاسم علیّ بن حسین موسوی، صاحب «الذریعه. ش 392». «تنزیه، ش 190».

ص : 215

کتاب: انتخابی است بس جلیل القدر از کتاب «العیون والمحاسن» و برخی دیگر از آثار استادش شیخ مفید محمّد بن محمّد بن نعمان بغدادی علیهما الرحمه که در زمان حیات استاد گزین فرموده است در 3 جزء، و به طبع رسیده.

نسخه: از آخر ناقص است و نام کاتب در پایان جزءِ اوّل «عبداللطیف بن حسین الجامع» آمده و تاریخ کتابت ندارد.

ظهر نسخه محمّد بن شیخ عبداللّطیف جامعی عاملی و تملّک عوض بن شیخ عبد جدّه جزائری و شرحی بخطّ عالم محقّق حاج میرزا یحیی اصفهانی به تاریخ پنجشنبه 27 ذیقعده 1318 که عید نوروز بوده و مهر او «شفیع یحیی فی الآخره محمّد و العتره الطاهره» دیده می شود.

حاج میرزا یحیی از نسخه نفیس دیگری که در تملّک او و در آخر آن اجازه ای بخطّ محقّق کرکی و مورّخ به تاریخ ماه رجب 937 بوده یاد می کند.

«646» نسخه دیگر

نسخه: بخطّ همّت مازندرانی است که در سال 1032 «یکهزار و سی و دو» هر سه جزء را استنساخ کرده و پس از آن فهرستی را که دانشمندی به نام مظفّر علی بن حاجی حسن بر تمام کتاب نوشته و در روز پنجشنبه پنجم ربیع یکم (1026) از آن فراغت یافته بود استنساخ و ضمیمه کرده است.

«647» الفصول المهمّه

(اصول فقه _ عربی)

از: علی نقی بن حسین تویسرکانی از دانشمندان سده سیزدهم هجری که ظاهرًا مقیم اصفهان بوده، و نسخه بخطّ خود اوست.(1)

مع الأسف، هیچگونه اطلاعی از أحوال و آثار او نیافتیم، و نامی از او و کتاب مورد بحث در کتب معاجم و فهارس به نظر نرسید.

کتاب: تنها شامل مباحث ألفاظ تا مبحث «نسخ» است و بسیار محقّقانه و به سبک قدیم نوشته شده و در آن آراء و أقوال گوناگون فقهاء و أصولیان و فلاسفه را از قدماء تا

ص : 216


1- 1) اگر در کتاب «تراجم الرجال 2: ش 1372» نام و نشان این شخص دیده می شود، مأخذ آن چیزی جز «فهرست کتب خطّی کتابخانه های اصفهان: ش 69» نیست.

متأخّرین مانند میرزای قمی و حاجی کرباسی نقل کرده و از عبارت آخر نسخه نیز معلوم می شود مؤلّف قصد تکمیل کتاب را داشته است که گوید: «و سیأتی تضعیفه أیضًا فی بحث الإجماع، إنشاء اللّه».

از پاره ای جاهای کتاب مستفاد می شود که نگارنده شاگرد حاجی محمّد إبراهیم ابن حاج محمّد حسن کرباسی «1180 _ 1261» بوده، و لذا أقوال و نظریّه های او را بسیار نقل کرده است. در أوائل مبحث نهی «ظهر برگ 113» در متن، مطلبی از بعض محقّقین آورده و در حاشیه گوید: «العالم العامل المحقّق النّحریر میرزا أبوالقاسم فی تعلیقاته علی شوارع الهدایه فی شرح الکفایه، للاُستاذ، دام ظلّه، و چنان که معلوم است «شوارع الهدایه» یکی از تألیفات فقهی حاجی کرباسی است، و ظاهرًا مقصود از میرزا ابوالقاسم مرحوم میرزا ابوالقاسم معروف به شیخ العراقین «متوفی به سال 1308 در نجف اشرف» فرزند آقا محمّد مهدی فرزند حاجی کرباسی است که از علماء بزرگ بوده و در «نقباء البشر: 76 _ 77» یاد شده است(1)، دانشمندان دیگری هم در آن عصر به این نام می زیسته اند، مانند مرحوم عالم محقّق مجتهد شهیر میرزا ابوالقاسم کلانتری طهرانی «1236 _ 1292» صاحب «تقریرات» که مدّتی در اصفهان نزد علماء این سامان درس خوانده است. رحمه اللّه علیهم أجمعین.

آغاز: [ربّ وفّقنی و لا تکِلنی إلی نفسی. بسم... الحمد للّه المتفرّد بالقِدم والکمال، المتمجّد بالجلال و الجمال، المنزّه عن الاُصول و الفصول، الّذی دلَّ علی ذاته بذاته، و عجزت عن کُنه معرفته الحواسُّ و العقول. و نشکره علی ما هدانا إلی اُصول الفروع و فروع الاُصول، و أرشدنا إلی شرائع الأحکام بمتابعه الکتاب و سنّه الرسول، علیه و علی آله صلوه کثیرهُ مقترنه بالکرامه متلقّیه بالقبول.

و بعد، فیقول العبد الفقیر إلی اللّه تعالی الغنیّ: علی نقیّ ابن حسین، التّویسرکانّی، غفراللّه ذنوبهما و سترعیوبهما: إنّ هذه فصولٌ فی مبانی الأحکام، حسب ما یقتضیه الأوقات و الأیّام. أرجو من اللّه الحفظ و به الاعتصام. و سمّیته ب_«الفصول المهمّه»، و رتّبته علی مقدّمه و مقاصد و خاتمه. المقدّمه فی بیان رسم العلم و موضوعه...].

ص : 217


1- 1) برای مرحوم شیخ العراقین ایضًا رجوع به «دانشمندان مهدوی: 508» و «ماضی النجف 3: 234» و «فهرست مرعشی 4: 301» و «تکمله الامل 6: ش 2812» شود.

انجام: [و حاصله أنّ الاجماع فی حال الحضور غیر ممکن، و بعد الوفاه لا معنی للنّسخ إجماعًا. و قد عرفتَ مافیه، و سیأتی تضعیفه أیضًا فی بحث الإجماع، ان شاء اللّه تعالی.]

فهرست مطالب: المقدّمه. فی بیان رسلم العلم و موضوعه و غایته و الحکم و ما یتعلّق به. فصل 1_ عَلمُ هذاالعلم فی الأصل مرکّب إضافیٌّ و هو اُصول الفقه. ف 2_ فی الحکم الشرعی.

المقصد الأوّل: فی نبذٍ من مباحث الألفاظ و فیه مطالب. «المطلب الأوّل» فی الحقیقه و المجاز. ف 1_ الحقیقه لغهً «فعیله». ف 2_ فی أنّ دلاله الألفاظ هل هی بالذّات أو بالوضع. ف 3_ اختلفوا فی توقیفیّه اللّغات و اصطلاحیّتها. ف 4_ الوضع ینقسم باعتبار الوضع إلی اللّغوی والعرفی والشّرعی، و العرفی إلی العامِّ و الخاصِّ. ف 5_ اختلفوا فی أنّ المجاز واقعٌ أولاف. ف 6_ المشهور أنّ وضع المفردات لیس لإفاده مسمّیاتها لاستلزامها الدّور. ف 7_ اختلفوا فی أنّ الموضوع له هل الموجود الخارجیٌ أو الذّهنی أو المهیّه من حیث هی أو التّفصیل... ف 8_ فی أنّ الألفاظ موضوعه للمعانی النّفس الأمریّه لا المعلومه. ف 9_ الوضع المخصوص بلسانٍ إمّا من واضع اللّغات أو من أهل هذا اللّسان. ف 10_ الحقیقه الشرعیّه... ف 11_ اختلفوا فی أنّ الألفاظ المستعمله فی المعانی المجعوله المخترعه من الشارع هل هی أسماء للصّحیحه من المهیّات أو للأعمّ منها و من الفاسده. ف 12_ لا یجوز من الحکیم المخاطبه بماله ظاهرٌ و اُرید منه خلاف ظاهره. ف 13_ القاعده الّتی علیها مدار وضع اللّغات... أنّ اللّفظ اذا کان له حقیقهٌ و مجازٌ یجب حمله علی معناه الحقیقیّ متی استعمل مجرّدًا عن القرینه. «المطلب الثانی» فی المشترک. ف 1_ اللّفظ إن وضع لمعنیین مجرّدًا عن القرینه. «المطلب الثانی» فی المشترک. ف 2_ انّ مدلول اللّفظ... لیس إلاّ المهیّه المستقلّه والمعنی الواحد. «المطلب الثّالث» فی المشتقّ. ف 1_ لاخلاف فی کون المشتقّه من الأسماء حقائق فیما کان المبدء باقیًا فیه، و مجازات فیما لم یتّصف به بعد. ف 2_ مفهوم المشتقّ. «المطلب الرابع» فیما یثبت به اللّغه و یتمیّز حقائقها عن مجازاتها. ف 1_ اللّغه لفظُ وضع لمعنی. ف 2_ فی تحقیق التّعارض فی کلمات اللّغویّین و بیان التّرجیح.

المقصد الثانی: فی الأمر. ف 1_ الأمر حقیقه فی القول المخصوص... و قیل

ص : 218

باشتراکه... ف 2_ صیغه «افعَلْ» حقیقهٌ فی الوجوب. ف 3_ إذا ورد الأمر عقیب الحظر. ف 4_ المشهور المنصور أنّ الامر المجرّد لا یدلُّ علی المرّه و التّکرار. ف 5_ فی عدم إفاده تعلّق الأمر علی الشّرط أو الصّفه التّکرار. ف 6_ فی أنّ الامر لادلاله له علی الفور و لا علی التّراخی. ف 7_ فی أنّ متعلّق التّکلیف هو الفرد لا الطبیعه. ف 8_ فی بیان أنّ الأمر بالأمر لیس أمرًا. ف 9_ فی الأمرین المتعاقبین من الشارع ف 10_ فی أنّ الامر یقتضی الإجزاء. ف 11_ فی الوجوب الکفائی. ف 12_ فی الوجوب التّخییری. ف 13_ فی إمکان الواجب الموسع و وقوعه. ف 14_ فی أنّ القضاء بفرض جدید. ف 15_ فی أنّ الامر بالمرکّب ینتفی بانتفاءِ جزئه. ف 16_ فی أنّ الأصل کون متعلّق الأمر عبادهً. ف 17_ فی أنّ الاصل عدم تداخل الاسباب. ف 18_ فی بیان نفی وجوب المقدّمه. ف 19_ فی الأمر لا یقتضی النّهی عن ضدّه الخاصّ. ف 20_ فی أنّ الاصل فی الأوامر المباشرهُ. ف 21_ فی أنّ نسخ الوجوب یستلزم انتفاء الجواز. ف 22_ فی أنّ الشّروع فی المندوب لا یصیّره واجبًا. ف 23_ فی شرائط حسن التّکلیف.

المقصد الثّالث: فی النّهی. ف 1_ فی بیان تعریف مادّه النهی. ف 2_ صیغه النهی تستعمل فی معان. 3_ فی أنّ المطلوب من النّهی هو التّرک. ف 4_ فی دلاله النّهی علی التّکرار و الدوام. 5_ فی أنّ النهی یدلُّ علی الفساد فی العبادات. ف 6_ فی إجتماع الامر و انلهی فی الشیءِ الواحد الشخصی.

المقصد الرّابع: فی العموم و الخصوص، و فیه مقدّمه و مطالب. المقدّمه فی تعریف العامّ. «المطلب الاول» فی صیغ العموم. ف 1_ فی إثبات صیغه العام. ف 2_ فی الصیغ الموضوعه للعموم. ف 3_ فی أنّ المفرد المعرّف لیس للعموم و کذا المفرد المضاف. ف 4_ فی أنّ الجمع المنکَّر لیس للعموم. ف 5_ فی أنّ نحو «لا یستوی» لا یفید العموم. ف 6_ فی عموم المقتضی. ف 7_ فی أنّ الخطاب الشّفاهیَّ لا عموم له. ف 8_ فی ترک الاستفصال. «المطلب الثانی» فی التخصیص. ف 1_ فی منتهی التخصیص و فیه اشارهٌ إلی جوازه. ف 2_ فی أنّ العام إذا خصّص مجازٌ أولا. ف 3_ فی حجّیّه العامِّ المخصّص. ف 4_ فی عدم جواز العمل بالعامِّ قبل الفحص. «المطلب الثالث» فی المخصّص و أحکامه و ما یتعلّق بها، و فیه مناهج. «المنهج الاوّل» فی الإستثناء. ف 1_ فی جواز الاستثناءِ المنقطع و کونه مجازًا. ف 2_ فی اشتراط الاتّصال فی الاستثناء. ف 3_ فی جواز

ص : 219

استثناءِ أقلّ من النّصف و عدم جواز المستوعب. ف 4_ فی أنّ استثناء کلّ واحد من النّفی و الإثبات یخالف الاخر. ف 5_ فی تقدیر الدّلاله فی الاستثناء. ف 6_ الاستثناء المتعقّب للجمل المتعدّده المتعاطفه. «المنهج الثانی فی المخصّص المنفصل». ف 1_ یجوز تخصیص العام بالعقل. ف 2_ فی التخصیص بالسّمعیات و ما یلحق بها. ف 3_ فی جواز تخصیص الکتاب باخبر الواحد. ف 4_ فی جواز التخصیص بمفهوم المخالفه. «المنهج الثالث. فیما ظنّ أ نّه مخصّص». ف 1_ فی أنّ عود الضمیر ببعض ما یتناوله العامّ لا یکون مخصّصًا. ف 2_ فی أنّ السّبب هل یخصّص الجواب أم لا. ف 3_ فی أنّ مذهب الرّاوی لا یخصّص العموم. ف 4_ فی أنّ إراده الخصوص فی الجمله المعطوفه یقتضی تخصیص المذکور فی الجمله المعطوف علیها و «کک» العکس. ف 5 _ فی أنّ تخصیص بعض العامّ بالذکر لا یخصّصه. ف 6_ فی أنّ العاده لا یخصص العامّ. ف 7_ فی بناء العامّ علی الخاصّ.

المقصد الخامس: فی المطلق و المقیّد. المقصد السادس: فی المجمل والمبیّن.

المقصد السابع: فی المنطوق والمفهوم. ف 1_ فی المنطوق. ف 2_ فی حجیّه مفهوم الشرط و تحقیق معناه(1). ف 3_ فی مفهوم الغایه و حجّیّته. ف 4_ فی مفهوم الوصف. ف 5_ فی مفهوم الحصر و أنّ إنّما یفیده. ف 6_ فی مفهوم العدد. ف 7_ فی مفهوم اللّقب.

المقصد الثامن: فی النّسخ. مقدّمه فی معنی النّسخ. ف 1_ فی محل جواز النّسخ و عدمه. ف 2_ فی بیان جواز نسخ کلّ من الادلّه بمثله و غیره.

«پایان فهرست»

نسخه: دارای 226 برگ، روی برگ 1 عبارت «امانت عالیجناب مطاع معظّم آخوند ملاّ علی نقی تویسرکانی» بخطّ مرحوم سید محمّد مهدی نایب الصّدر «مذکور در

ص : 220


1- 1) درین مبحث مؤلف اشاره به مسئله ای دوری نموده و در هامش این شعر را آورده: مسئله الدور جرت بینی و بین من أحبّ لولا مشیبی ماجفی، لولا جفاه ما أشبّ مرحوم آقا سید محمد مهدی نایب الصدر «متوفی 1267 مذکور در ص 112» که در روی برگ اول کتاب مورد بحث از مؤلف آن _ چنان که خواهد آمد _ تجلیل کرده، در همین موضع نوشته است: «أقول: ان أولی ما ظفرتُ به فی مسئله الدور من بدایع کلماتهم قول الشاعر؛ و لعلّه فی أهل بیت الوحی و معادن العلم، سلام اللّه علیهم: و لولاکُم ما عرفنا الهَوی و لولا الهَوی ما عرفناکم لمحرّره «م. ه_. الهاشمیّ العلویّ»، انتهی.

«إعراب و تفسیر ستّ سور. ش 40» و همچنین تملّک نیای بزرگوار، آیه اللّه آقا میرزا سیّد جمال الدّین چهارسویی «مذکور در «حاشیه عدّه الأصول. ش 312» مورّخ 16 شهر شوّال 1321 دیده می شود. و نسخه از کتابخانه والد ماجدشان مرحوم آیه اللّه العظمی آقا میرزا سید محمّد هاشم چهارسویی بوده است. رضوان اللّه علیهم اجمعین.

ظهر برگ آخر، تاریخ چهارشنبه 18 محرّم 1271 نوشته شده، کاغذ اصفهانی آبی رنگ، جلد تیماج مشکی، آستر کاغذ گلی، خط شکسته نستعلیق مؤلّف، 21 تا 23 سطری، عناوین تا نیمه های کتاب به سرخی، بقیّه نوشته نشده، رؤوس مطالب عمومًا در حاشیه ها آمده است، حواشی مؤلّف نیز در سراسر کتاب به خط خود وی مختوم به «منه» یا «منه عفی عنه» و ظَهر برگ 55 مهر «عبده الرّاجی علینقی» که ظاهرًا از آنِ شخصِ مؤلّف است دیده می شود، قطع 18 × 23، متن مختلف و نوعًا 10 × 17، تاریخ تألیف و کتابت ندارد، لکن چنان که گفتیم نسخه خطّ مؤلّف است.

«648» الفضائل

(حدیث _ عربی)

از: شیخ ابوالحسن محمّد بن احمد بن علی بن الحسن بن شاذان.

کتاب: صد منقبت از مناقب ائمّه اطهار علیهم السلام است که مؤلّف از روایات عامّه «اهل سنّت» بدون ذکر سند گرد آورده و به طبع رسیده است(1).

نسخه: بخطّ احمد بن محمود بن عبد الصّمد حسینی کیلکی، کاتب نسخه «غررالحکم ش 630» است.

«649» فضل الصّلوات

(عقائد _ فارسی)

از: ملاّ حسین واعظ کاشفی «صاحب بدایع الأفکار، ش 90» کتاب مبسوطی به نام «تحفه الصّلوات» در کیفیّت و أنحاء درود فرستادن بر حضرت پیغمبر أکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم و فضائل و ثوابهای مترتّبه تألیف کرده و در ماه رمضان 899 از آن فراغت یافت.

کتاب: این کتاب به سبب فوائد متفرّقه ای که در آن نوشته بود بزرگ و مفصّل شد، و چون به نظر ملکه خدیجه بانو همسر سلطان حسین بایقرا رسید؛ مؤلّف را دستور داد که

ص : 221


1- 1) این کتاب غیر از «ایضاح دفائن النواصب» همین مؤلّف است که شاگردش شیخ ابوالفتح کراجکی در «الاستبصار» و دیگر تألیفات خود از آن نقل می کند.

آن را در دفتری دیگر مختصر نماید. و او این کتاب «فضل الصّلوات» را از «تحفه» گزین نموده به نام سلطان حسین میرزا(1) و زوجه اش و فرزندشان مظفر حسین میرزا مصدّر گردانید.(2)

کاشفی در این کتاب و سایر آثار مذهبی اش بسیار از پیشوایان أهل سنّت یاد می کند همچون أحمد حَنبل، شافعی، مالک، بوحنیفه، حسن بصری، سفیان ثوری، بوهریره، شبلی و أمثال اینها که نامشان را به احترام ذکر و به کلمات و آرائشان استناد می نماید، أمّا در هیچ یک از آثارش نامی از فقهاء امامیّه دیده نمی شود مگر به ندرت که به استطراد از پیشوایان این مذهب یاد کند.

آغاز: [بسم... سپاس و ستایش مر پادشاهی را که به فضل شامل و فیض کامل أنبیای بزرگوار و رسل عالی مقدار از کافّه خلایق برگزیده،... صلّی اللّه علی سیّدنا محمّد و آله و أصحابه و سلّم... أمّا بعد، نموده می شود که چون حضرت سلطان دین پناه... معزّ ملک و دین سلطان حسین خلّد اللّه. در رونق ملّت بیضاء و رواج شریعت غرّاء... به نوعی اهتمام می نماید و بر وجهی إلتفات می فرماید که زیاده از آن در حیّز تصوُّر نیاید، هر آینه بدین صورت استدلال می توان کرد بر آنکه محبّت حضرت رسالت صلی اللّه علیه و آله و سلم بر دل بی غلّ آن حضرت غالبست... و لهذا أثر این محبّت از منتسبان حرم محترم... نیز مشاهده می رود، و از دلائل این معنی یکی آن است که مهد أعلی و به راستی ملکه عظمی سمیّه اُمّ المؤمنین خدیجه الکبری... بعد از آنکه کتاب «تحفه الصّلوات» که در فضائل درود و سلام حضرت سیّد الأنام رقم تألیف یافته، مطالعه نمودند... فرمان مطاع شرف إصدار یافت که نکته چند از آن کتاب مستطاب جهت انتفاع عموم مسلمانان انتخاب کرده شود...].

ص : 222


1- 1) تولدش محرم 842 (به قولی)، جلوسش 875، وفاتش روز 2شنبه 11 حجه 911 در منزل بابا اللهی، وی فرزند غیاث الدین منصور بن بایقرا ابن عمر شیخ، یکی از چهار پسر أمیر تیمور گورکان است.
2- 2) در سال 1416 ق (74 ش) به وسیله تلفن از آقای احمد منزوی خواستم که در فهارس خودشان اگر از نسخه «تحفه الصّلوات» آگاهی دارند بگویند، پس از مراجعه اظهار داشتند تنها دو نسخه از آن کتاب که هر دو در خارج است ضبط کرده اند و لا غیر. امّا آقای استاد جعفریان در مقدمه چاپ دوم (وسیله الخادم الی المخدوم ص 47) به نقل از آقای ابوالفضل حافظیان یک نسخه در مجلس به شماره 12498 و دو نسخه در مرکزی تهران شماره های 8994 و 9183 نشان داده اند. آقای جعفریان در همان صفحه مطالبی را که ما پیرامون فضل الصلوات در این جا نوشته ایم اشتباهًا به حساب «تحفه الصلوات» گزارده اند.

انجام: [... و گفته اند صلوات شیخ شِبلی این بوده که: اللّهم صلّ علی محمّد ملأ السّموات و ملأ العرش العظیم. گوینده این صلوات را...]. نسخه به همین جا خاتمه یافته و بقیّه را فاقد است.

فهرست مطالب: مقدمه ایمان به پیغمبران خدای فرض است. فصل 1 حکمت در صلوات الهی بر حضرت رسالت پناهی. ف 2 در کیفیّت صلوات و تسلیمات. ف 3 در مواطن صلوات (77 موطن). ف 4 در فضائل و فوائد صلوات و تسلیمات (70 فضیلت وفا یدت)(1). ف 5 در مذمّت تارک صلوات (8 عقوبت). ف 6 در آداب دُرود دهنده (7 وظیفه). خاتمه در بیان صلوات متنوّعه (40 نوع).

نسخه تا نوع 21 از 40 نوع را داراست و چنانکه گفتیم بقیّه را فاقد می باشد.

نسخه: بخطّ نستعلیق 9 سطری، 83 برگ و 2 برگ عطف، کاغذ فرنگی، قطع 10 × 15، عناوین به شنگرف، جلد تیماج قهوه ای مقوّایی، نام کاتب و تاریخ ندارد و از قرن یازدهم است.

«650» فقه الرّضا علیه السلام

(فقه _ عربی)

کتاب: در مباحث فقهیّه است و منسوب به حضرت ثامن الحجج امام علیّ بن موسی الرّضا علیه السلام ، لکن از نظر محقّقان ثابت نیست، و مکرّر چاپ شده است.(2)

نسخه: از آغاز تا باب الحجّ به خطّ کاتب ناشناسی است و از آنجا تا آخر به خطّ نیای گرامی راقم، مرحوم آیه اللّه حاجّ میرسیّد محمّد موسوی چهارسوقی است و تاریخ کتابت ندارد، در پایان نسخه فائده ای که سیّد بحرالعلوم قدس سره در کتاب «فوائد رجالیّه» خود پیرامون کتاب نگاشته و همچنین فهرست ابواب آن به خطّ نیای مرحوم آمده است.

××××الفقیه: کتاب من لا یحضره الفقیه

فهرست استبصار: الاستبصار

«651» فهرست تهذیب الأحکام

(حدیث _ عربی)

ص : 223


1- 1) در این فصل نام خود را چنین آورده است: «... آنچه در این باب از أخبار و روایات و آثار و حکایات به نظر فقیر حقیر حسین بن علی الواعظ الکاشفی... رسیده...».
2- 2) این کتاب شریف با کتاب «المُقنع» شیخ صدوق _ طاب ثراه _ شایان مقایسه است در موارد بسیار.

از: مولانا عبداللّه بن حاجّ محمّد تونی بشروی، صاحب «الوافیه فی اصول الفقه».

کتاب: فهرست مبسوط و دقیقی است برای احادیث و ابواب و مطالب کتابِ «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی علیه الرحمه. فهرست مختصری هم در حواشی نوشته شده. تاریخ ختم تألیف: اواخر ذی قعده 1060 «یکهزار و شصت».

نسخه: بخطّ محمّد محسن بن حیدر علی که به أمر عالم کامل میر محمّد حسین «ظاهرًا خاتون آبادی» در مشهد مقدس رضوی نوشته و در 25 شوّال 1128 از آن فراغت یافته.

ظهر نسخه چند جا مهر میرزا حیدر علی الماسی «عبده حیدرعلی بن عزیزاللّه» دیده می شود، همچنین تملّک جدّ امجد اینجانب مرحوم آیه اللّه آقا میرزا سیّد جمال الدین موسوی چهارسوقی در 16 شوّال 1321.

رجوع شود به «فهرست مرکزی 8 : 556» و یادداشت قلمی و «تکمله الذریعه 16: 382: 1773 و 1774».

×××فهرست کافی: الکافی _ فروع

«652» فهرست وسائل الشیعه

(حدیث _ عربی)

از: شیخ محمّد بن حسن حُرّ عاملی، اعلی اللّه مقامه.

کتاب: فهرست ابواب و احادیث «وسائل الشّیعه» تألیف مهمّ مؤلّف است.

نسخه: از اوّل و آخر ناقص است و کاتب آن معلوم نیست، لکن در زمان مؤلف نوشته شده و ظاهرًا خطوط مؤلّف در هامش برخی صفحات هست.

«653» الفوائد الحائریّه

(اصول فقه _ عربی)

از: آقا محمّد باقر بن محمّد أکمل بهبهانی محقّق وحید قدس سره .

کتاب: سی و شش فائده است در مباحث اصول فقه و به طبع رسیده.

نسخه: نام کاتب و تاریخ ندارد، اندکی ناقص بوده و نیای گرامی آیه اللّه آقای حاج میرسیّد محمّد موسوی چهارسوقی برادر امام مجدّد صاحب «روضات» آن را تکمیل نموده و تملّک خود را در ظهر نسخه نوشته اند. ایضًا: تملّک جمال بن ابراهیم موسوی جیلانی به تاریخ ماه شعبان 1277 دیده می شود.

«654» فوائد بدنیّه

(فارسی)

ص : 224

از: سیّد فیض اللّه مرعشی «علیه الرحمه» که با رجوع به أخبار اهل البیت علیهم السلام و کتب طبّ، این کتاب را در علم پزشکی تألیف کرده و آن را بر یک مقدّمه و دوازده باب و خاتمه ترتیب داده، غالبًا مآخذ را که عبارت از کتب حدیث و دعا و آداب و طبّ است یاد می کند.

در فهرستها و کتب نسب و شرح أحوال نام این مؤلّف دیده نشد، امّا به گواهی سبک نگارش؛ وی از دانشمندان قرن 11 _ 12 بوده است.

بیافزاییم که چندی پیش از زمان مصنّف «فوائد بدنیّه»، یعنی در عصر فتح علی خان حاکم شوشتر (1078 _ 1106) در آن شهر، دانشمندی همنام مصنّف ما بوده است که مرحوم سیّد عبداللّه شوشتری (متوفی 1173) در کتاب «تذکره شوشتر: 64، چاپ کلکته، 1343 ق»، آنجا که چند تن از معارف اهل فضل و کمال عصر فتح علی خان را برشمرده، از جمله گوید:

«دیگر: آخوند مولانا فیض عُصاره، و او در فنّ طبّ و نجوم مسلّم بود و رساله «طبّ الأئمّه» را با «ذهبیّهِ» حضرت امام رضا علیه السلام ، حسب الاشاره فتح علی خان ترجمه نموده و مَبلغ کمالِ مولانا از آن ترجمه معلوم می شود».

شیخنا العلاّمه «ره»، اوّل او را در «الروضه النضره: 444» به استناد «تذکره» عنوان فرموده، و سپس در «الکواکب: 586» نیز از «ریاض العلماء» آورده اند و از نسخه های آثارش یاد کرده اند.

ناگفته نماند که از کتاب مورد بحث ما و مؤلّفش تا زمان اشتغال به چاپ کتاب حاضر «1430 ق 1388 ش» نسخه و آگاهی دیگری یافت نشده، و در «ذریعه 16: ش 1518» نیز کتاب را تنها به استناد فهرست این حقیر به عنوان «الفوائد البدنیّه» آورده اند که الف و لام ها زائد و خطا است.

آغاز نسخه: «... شهدیست مصفّی، و بی بصیرتان فَیافی گمراهی را غبار آستان ملایک مطافش کحل الجواهریست نورأفزا... أمّا بعد، چون علم شریف طبّ به موجب العلم علمان... بر علوم دینی رتبه پیش گرفته... علی هذا به خاطر ناقص ضعیف فیض اللّه المرعشی ابن عطاء اللّه بن سیّد محمّد بن عطاء اللّه الحسینی رسید که أخبار حضرت رسالت و آثار سخنان أئمّه هدایت... موافق دستور و ضابط طبیب... تألیف نماید... و این

ص : 225

رساله را مسمّی ساخت به «فوائد بدنیّه»، مرتب به مقدمه و 12 باب و خاتمه.

مقدّمه: در أحادیث جواز رجوع به اطبّاء. ب 1 در فصول أربعه. ب 2 در آداب خوردن و آشامیدن، و در 3 فصل است. ف 1 در مأکول. ف 2 در مشروب. ف 3 در حِمیَه. ب 3 در خواب و بیداری، و در دو فصل است. ف 1 در آداب خواب. ف 2 در بیداری. ب 4 در حجامت و فَصد و حُقنه و قیّ و کیّ، و در آن 6 فصل است. ف 1 در بیان أحادیثی که از أئمّه در جواز حجامت و فصد وارد شده. ف 2 در منافع حجامت و فصد. ف 3 در روزهایی که در آن روز محمود است. ف 4 در بیان مواضع حجامت ف 5 در بیان چیزهایی که پیش از حجامت و بعد از آن باید به عمل آورد. ف 6 در بیان روزهای منهیّه از حجامت ب 5 در جواز حمّام و فواید و آداب آن، و در آن 2 فصل است. ف 1 در جواز و فواید و مضارّ حمّام. ف 2 در آداب رفتن حمّام و بیرون آمدن و آنچه درو نباید کرد. ب 6 در صفات زنان و طریق مباشرت و أوقات محموده و أیام منهیّه و منحوسه مقاربت و چگونگی حمل و آداب مولود، و در آن 5 فصل است. ف 1 در صفات زنان. ف 2 در أوقات ممنوعه زفاف و أیّام منحوسه جماع. ف 3 در أوقات محموده زفاف و طریقه مقاربت و ایّام و لیالی محسنّه جماع و مباشرت. ف 4 در چگونگی خلقت جنین و کیفیّت زندگی أیّام رحِم و تکوین. ف 5 در فوائد أیّام حمل و روز زاییدن و علامت سلامت و شرارت طفل و آداب مولود. ب 7 در فواید ناخن چیدن و شارب گرفتن و سر تراشیدن و شانه کردن و نوره کشیدن و آداب هر یک ب 8 در خواصّ و منافع أدویه مُفرده به ترتیب حروف. ب 9 در معالجات أمراض مختصّه به أعضاء از سر تا قدم. ب 10 در معالجه أمراض غیر مختصّه به أعضاء. ب 11 در ذکر بعضی از مرکّبات، مشتمل بر 4 فصل. ف 1 در أذهان. ف 2 در سعطوطات. ف 3 در أشربه. ف 4 در معاجین. ب 12 در إستشفاءِ به صَدقه و دعاء و درو 3 فصل است. ف 1 در استثناءِ به صَدقه و ذکر بعضی از أعمال و أدعیه جامعه. ف 2 دردهای مخصوصه به أعضاء از سر گرفته تا پا. ف 3 در أمراض غیر مخصوصه به عضو. خاتمه: در أدعیه عقارب و حیّات و فوائد متفرّقه...».

کاتب این نسخه تا أواخر باب هشتم را پی در پی نوشته، و سپس به دلخواه خود مانده مطالب را گزین نموده و یک باره ترتیب کتاب را بر هم زده است. در آخر نیز فصلی در

ص : 226

شناسایی أیّام ماه از سیّد علی بن طاوس «رضوان اللّه علیه» نقل کرده، و چون برگ آخر نسخه افتاده پایان این قسمت هم ناقص مانده است.

انجام نسخه: «27_ برای همه کارها نیکست، و فرزند».

نسخه: دارای 61 برگ و 2 برگ عطف که روی عطف أوّل؛ نیای گرامی، عالم متتبّع محقّق آیه اللّه حاج میر سیّد محمّد چهارسویی چنین نوشته اند «فوائد بدنیّه، از أخبار أئمّه علیه السلام من تألیفات فیض المرعشی الحسینی، ره».

کاغذ نخودی اصفهانی، خط نستعلیق 17 سطری، عناوین به شنگرف، قطع ده و نیم × 17 و نیم، جلد میشن یک لای سیاه.

«655» الفوائد الضیائیّه بحلّ مشکلات الکافیه

(نحو _ عربی)

از: ملاّ عبدالرحمن جامی

کتاب: شرح کتاب «الکافیه» عثمان ابن حاجب است در علم نحو، و به «شرح جامی» بسیار مشهور و مطبوع. تاریخ فراغت از تألیف: روز شنبه 21 ماه رمضان 915. نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد، از آثار سده 12 و دارای حواشی گوناگون است.

«656» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل به مقدار یکی دو برگ ناقص است و اندکی هم از آخر نانویس مانده و به دو خطّ است و دارای حواشی «غف» که مقصود ملاّ عبدالغفور لاری است در برخی صفحات.

از آثار قرن 12 و 13 می باشد و امتیازی ندارد.

«657» نسخه دیگر

نسخه: از اوّل و آخر ناقص است و لذا نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشده. ظاهرًا در قرن 11 _ 12 نوشته شده و دارای کمی حواشی متفرّق است.

«658»

الفوائد الطوسیّه

(فوائد و رسائل _ عربی)

از: شیخ محمّد بن حسن بن علی بن محمّد بن حسین، عاملی مَشغَری، معروف به شیخ حُرّ، از خاندان «بنی الحرّ» در بلاد جبل عامل، قدّس اللّه أسرارهم.

ص : 227

کتاب: در کتاب «سجع البلابل فی ترجمه صاحب الوسائل: 5» آمده است که علّت اشتهار این خاندان به حُرّ را خود شیخ حرّ در حاشیه نسختی از «أمل الامل» گوید از آن جهت که نسب به حرّ بن یزید ریاحی _ شهید طفّ _ می رسانند، و در «الفوائد الرضویّه: 111 و 476» محدّث قمّی است که برادر شیخ حرّ در کتاب «الدّر المسلوک» نیز به این مطلب تصریح فرموده است.

عاملی نیز نسبت به جبل عامل است، و مَشْغَری _ بفتح میم و سکون شین و فتح غین معجمه وراء(1) _ دهکده ای است در جبل عامل که شیخ حرّ _ چنان که خود در «أمل الآمل: 24» فرموده _ شب جمعه هشتم ماه رجب 1033 در آن جا به دنیا آمده است.

در خاندان حرّ نوابغ علمی بسیار به وجود آمده اند که سرآمد همه، شیخ محمّد حرّ مذکور است، و در «خطط جبل عامل 1: 294 _ 295» و «سجع البلابل» از بیست نفر رجال دانشمند دیگر این خاندان یاد شده است.

شیخِ حرّ از دانشمندان بزرگ عهد صفوی است که بیش از سی سال از نیمه آخر عمر خود را در ایران به سر برده و در طوس _ مشهد مقدّس رضوی _ مجاور بوده است.

وی با اینکه در أنواع دانشهای اسلامی دست داشته لکن نظر به کتاب بزرگ و بسیار مهمّی که در أحادیث شیعه به نام «وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه» تألیف کرده به محدّث شهرت یافته است. شیخ حرّ أحادیث این کتاب بسیار نفیس را که حدود یکصد و پنجاه هزار بیت کتابت دارد از بیش از هفتاد کتاب حدیث معتبر از تألیفات متقدّمان علماءِ شیعه گرد آورده، و وجود این کتاب حقًّا نعمت عظمی و موهبت کبرای إلهی برای عالم تشیّع و اسلام و برهان واضحی بر عظمت و أهمیّت تعالیم عالیه این دین مقدّس است در کلیّه شؤون حیات انسانی.

بحمد اللّه تعالی از نسخه های اصل «وسائل الشیعه» دو دوره مسوّده و مبیّضه در کتابخانه های ایران متفرّقًا موجود و سه مجلّد از آنها سابقًا به ارث نیای معظّم، آیه اللّه العظمی صاحب «روضات الجنّات» أعلی اللّه مقامه بوده که ضمن شرح حال خود در کتاب

ص : 228


1- 1) در معجم البلدان 5: 134» یاقوت و «خطط جبل عامل 1: 293 _ 295» تألیف صاحب «أعیان الشیعه» و «المنجد فی الأدب و العلوم: 499» همه «مشغری» را به شکل فوق ضبط کرده اند، لکن در «قصص العلما: 289» و مقدمه طبع جدید «وسائل الشیعه: کج» آن را به فتح میم و فتح شین و سکون غین نوشته اند.

مذکور از آنها یاد فرموده اند و سخن ایشان در ذیل عوالی الّلألی. ش 612» آورده شد.

کتاب وسائل مکرّرًا در ایران در سه مجلّد بزرگ به طبع حجری رسیده و أخیرًا نیز به سی منقّح و محقّقانه در طهران به چاپ حروفی طبع و منتشر شده است. در طبع أخیر مصحّح فاضل آن بیشتر به مصادر کتاب مراجعه کرده اند، لکن بی شبهه مراجعه دقیق و کامل به نسخ اصل «وسائل» بسیار لازم و مهمّ است(1).

تألیفات حدیثی دیگر شیخ حرّ «علیه الرحمه و الرضوان» که به طبع رسیده است:

1_ «الجواهر السّنیّه، فی الأحادیث القدسیّه».

2_ «الصّحیفه الثّانیه السّجّادیّه علیه السلام ».

3_ «بدایه الهدایه فی الواجبات و المحرّمات المنصوصه» که گزیده ای است از کتاب دیگرش «هدایه الأمّه الی أحکام الأئمّه علیهم السلام »، و آن نیز گزیده ای است از کتاب «وسائل الشیعه» بدون ذکر سند و با حذف، مکرّرات، از باب طهارت تا دیات.

4_ «من لا یحضره الامام» که فهرست مفصّل و مفیدِ «وسائل الشیعه» است.

5_ «إثبات الُهداه النّصوص والمعجزات» که در إثبات حقیّت و معجزات حضرات چهارده معصوم علیهم السلام است به طریق روایت از کتب عامّه و خاصّه و مشتمل است بر بیش از بیست هزار حدیث به هفتاد هزار سند تقریبًا. این کتاب عظیم القدر أخیرًا به اهتمام جمعی از فضلاء حوزه علمیّه قم با ترجمه پارسی آن در 7 مجلّد در طهران به طبع رسید.

6_ «الفصول المهمّه، فی اصول الأئمّه علیهم السلام ». مشتمل بر افزون از هزار باب در معرفت اصول و فروع دین و اصول فقه و طبّ و غیرها، به أحادیث مرویّه از حضرات أئمّه معصومین علیهم السلام . تاکنون چند بار در ایران و عراق به طبع رسیده است.

7_ «الایقاظ من الهجعه، بالبرهان علی الرجعه» که در آن به افزون از شصت آیه شریفه قرآن کریم و ششصد حدیث و أدلّه قاطعه دیگر موضوع رجعت امامان «علیهم السلام» را ثابت فرموده است. این کتاب نیز به طبع رسیده است.

از جمله تألیفات بسیار مفید و ممتّع شیخ حرّ _ قدّس اللّه سرّه _ کتاب «أمل الامل» فی علماء جبل عامل» یا «تذکره المتبحّرین فی العلماء المتأخّرین(2)» اوست مشتمل بر دو

ص : 229


1- 1) کتاب شریف «وسائل الشیعه» در قم نیز با استفاده از نسخ اصل آن به خوبی تجدید چاپ شد. جزاهم اللّه خیرًا. همچنین دیگر مصنّفات یاد شده در متن.
2- 2) در کتاب «الأعلام 6: 321» اشتباهًا گوید «تذکره المتبحّرین» قسم ثانی کتابست و هنوز به طبع نرسیده.

قسم، قسم اوّل در أحوال دانشمندان بلاد جبل عامل، و قسم ثانی در أحوال دانشمندان دیگر.

این کتاب نفیس نیز که در سالهای 1096 _ 1097 در مشهد مقدس رضوی تألیف شده مکرّر به طبع رسیده و از مآخذ مهمّ کتب تراجم به شمار می رود.

ایشان شرح حال خود را در حرف میم قسم اوّل این کتاب آورده و آنجا پس از ذکر تاریخ تولّد خود که نقل کردیم فرماید: در قریه مشغَر نزد پدر و عمّش شیخ محمّد حرّ و نیای مادریش شیخ عبدالسّلام بن محمّد حرّ و دایی پدرش شیخ علی بن محمود و جمعی دیگر درس خوانده، و در قریه جُبَع نیز بر عمّ مذکور و شیخ زین الدین بن محمّد بن حسن بن شهید ثانی و شیخ حسین ظهیری و دیگران _ رحمه اللّه علیهم اجمعین _ شاگردی کرد، و چهل سال در دیار خود ماند، و دو بار به حجّ خانه خدا نائل شد، سپس به عراق رفت و به زیارت بقاع متبرّکه ائمّه هُدی علیهم السلام مشرّف گردید، و از آنجا به ایران آمد و به زیارت مشهد مقدس رضوی در طوس نائل آمد و در آنجا رحل اقامت افکند و در ضمن دو بار دیگر حجّ گذارد و دو بار هم به عراق رفت.

سپس به ذکر تألیفاتش پرداخته(1) و در پایان، کلام مرحوم سیّد علی خان شیرازی مدنی را که در «سلافه العصر: 367» راجع به مؤلّف فرموده و او را ستوده است نقل نموده، و سپس مقداری از أشعار عربی خود را آورده(2) و ترجمه را پایان داده است.

در خاتمه «أمل الامل: 76» نیز تصریح کرده است که آغاز ورودش به مشهد رضوی در سال 1073 بوده.

شیخ حرّ، عاقبت در روز بیست و یکم ماه رمضان المبارک 1104 در مشهد مقدّس رضوی به سنّ هفتاد و یک سال و دو ماه و یازده روز وفات یافت، و برادر دانشورش شیخ احمد حرّ مؤلّف کتاب «الدّر المسلوک فی أحوال الانبیاء و الأوصیاء و الخلفاء و الملوک(3)» که پس از برادرش به شیخ الاسلامی مشهد مقدّس رسیده بر جنازه او در

ص : 230


1- 1) در «سجع البلابل» پنجاه و دو کتاب از تألیفات مرحوم شیخ حرّ ذکر شده است.
2- 2) در شرح حال او نوشته اند که دیوان أشعارش دارای قریب بیست هزار بیت است، و آقای دکتر محفوظ در مقاله ای که در «مجلّه معهد مخطوطات 4: 229» نوشته نسخه اصل آن را در کتابخانه مرحوم شیخ محمد سماوی در نجف اشرف نشان داده اند.
3- 3) این کتاب از نفائس کتب تاریخی است، و در «ذریعه 8: 70 _ 71» پیرامون آن مفصّلا بحث کرده و مطالبی راجع به خاندان مؤلّف نگاشته اند که شایان مراجعه است. مؤلف «معجم المؤلفین 9: 204» اشتباهًا این کتاب را به برادر مؤلف آن _ صاحب عنوان _ نسبت داده است.

زیر قبّه منوّره نماز خواند و در سردابی که در مدرسه میرزا جعفر، پهلوی بر جنازه صحن مطهّر رضوی واقع است، به مُحاذات قبر علاّمه سبزواری «جامع الزیارات عبّاسی: ش 217» به خاک سپرده شد(1).

تاریخ وفات شیخ حرّ را صاحب «خلاصه الأثر 3: 432» و یکی دو نفر دیگر از مورّخین اشتباهًا به سالهای 1079 _ 1073 یا 1099 نوشته اند، چنانکه در «الأعلام 6 : 322» و جاهای دیگر نیز به این مطلب تصریح شده است.

شیخ حرّ در خلال مدّت توقف خود در مشهد مقدّس سفرهایی نیز به اصفهان و شیراز و جاهای دیگر کرده و با دانشمندان بزرگ عصر خود همچون علاّمه مجلسی روابط حسنه ای داشته است.

نکته شایان توجّه این که در آثار علمی شیح حرّ با وجود اقامت ایشان در بلاد ایران کتابی به زبان فارسی دیده نمی شود.

برخی از مصادر شرح حال مؤلف: «روضات الجنّات: 616 _ 619»، «ریحانه الادب 1: 315 _ 316»، «الأعلام 6: 321 _ 322»، «أعیان الشیعه 44: 52 _ 64»، «معجم المؤلّفین 9: 204 _ 205»، «فهرست سپهسالار 1: 341 به بعد»، «قصص العلما: 289 _ 293»، «الفوائد الرّضویّه: 473 _ 477» محدّث قمّی، «منتخب التّواریخ: 686_ 687» خراسانی، مقدّمه طبع جدید «وسائل الشیعه»، «سجع البلابل فی ترجمه صاحب الوسائل» که در مقدّمه جلد اول «إثبات الهداه» چاپ شده است، مقاله فاضلانه آقای شانه چی در شماره 11 مجلّه شریفه «نامه آستان قدس: 31: 42» مورّخ شوّال 81.

* * *

کتاب: «الفوائد الطوسیّه» جای گفتگو، مجموعه ای است از مطالب گوناگون حدیثی و فقهی و ادبی و رجالی که مؤلّف در طول مدّت اشتغالات علمی خود و در جواب سؤالاتی که درین باره ها از او شده به رشته تحریر درآورده، و چنان که از پایان نسخه ما

ص : 231


1- 1) رجوع به «الفوائد الرضویه: 476» شود که عبارت «الدر المسلوک» را در این باره نقل کرده است.

استفاده می شود به سال 1075 آن مطالب را گردآوری و مجلّد اوّل «الفوائد الطوسیّه» نامیده است. بعضی از رساله ها و منظومات مستقلّ خود را نیز در این کتاب مندرج فرموده که پس ازین به تفصیل می شناسانیم.

گویا مجلّدات دیگر این کتاب تألیف نشده، و مؤلّف خود در «أمل الامل: 24» که هفت سال قبل از وفاتش تألیف کرده به هنگام ذکر تألیفاتش فرماید: کتاب «الفوائد الطوسیّه» یک مجلّد از آن که مشتمل بر یکصد فائده(1) در مطالب متفرّقه است از دست تألیف خارج شده. انتهی.

در «أعیان الشیعه 44: 55» و «فهرست سپهسالار 1: 341» نیز که از این کتاب یاد کردهاند به همین نحو نوشته اند. و در «سجع البلابل: یج» فرماید: «کتاب الفوائد الطوسیّه، یشتمل علی فوائد کثیره و مطالب متنوّعه فی فنون العلم، و هو حسنٌ جدًّا، و عندنا نسخهٌ من المجلّد الاوّل منه».

با این که فوائد طوسیّه کتاب مفید و مهمّی است مع الوصف نسخ آن کمیاب و نسخه هایی که فعلاً می شناسیم اینها است: 1_ نسخه خطّ مؤلّف، در کتابخانه محدّث قمّی _ رحمه اللّه علیه _ چنان که در «فوائد الرضویّه: 424» و «سفینه البحار 1: 215 ط 1» خود تصریح کرده. 2_ نسخه کتابخانه دانشمند محقّق حاج میرزا عبّاسقلی آقا واعظ چرندابی، در تبریز(2). 3_ نسخه مؤلّف محترم «سجع البلابل»، در قم. 4_ نسخه ای که مؤلّف «کشف الحجب والأستار: 405» در دست داشته و آغاز آن را نقل کرده و گوید: «مشتمله علی اثنین و مائه فائده، ذکر فیها فوائد مفیده و مباحث سدیده فی حلّ بعض الأحادیث المشکله، إلاّ ما لا یرضاه أهل الاُصول و یخالفه فیه الفحول».

در شماره سابق الذّکر «نامه آستان قدس: 37» گوید: «فوائد طوسیّه، شامل صد فائده.

ص : 232


1- 1) چنان که پس از این خواهیم گفت نسخه ما مشتمل بر شصت و یک فائده است، شاید مؤلّف بعد از تألیف جلد اول مطالب دیگری نیز بر آن افزوده و در نسخه های متأخّرِ الحاق شده، چنان که نسخه صاحب «کشف الحجب» دارای 102 فائده بوده، و مؤلف کتاب «فاروق الحق» _ که پیرامون اختلافات حاصله میان مجتهدان و أخباریان است و در حاشیه کتاب «الحقّ المبین» کاشف الغطاء در طهران چاپ شده _ نیز مطلب مفصلی از فائده نودم این کتاب نقل کرده و گوید: «خاتمه. قال الشیخ الحرّ العاملی فی الفائده التسعین من کتاب «الفوائد الطوسیه» فی جواب «رساله الاجتهاد» ما نصّه:...»، الخ.
2- 2) مقاله دانشمند فاضل آقای دکتر حسین علی محفوظ کاظمینی در «مجله معهد المخطوطات الغربیه 3: 9».

منتخبی از این تألیف در مجموعه ای به توسط یکی از شاگردان شیخ گرد آمده و ضبط شده که از آن نسخه ای در کتابخانه مدرسه نوّاب مشهد موجود است».

آیه اللّه مرحوم آقا میرزا سیّد محمّد هاشم موسوی روضاتی، پدر مؤلّف این فهرست، «یاد شده در ش 393» نیز به سال 1352 شروع به استنساخ، «فوائد طوسیّه» _ از روی نسخه مورد بحث _ نموده و فقط سی فائده از آغاز آن را به خطّ خود نگاشته اند که اینک موجودست.

مؤلّف «کتاب الأوائل: 291 و 377» نیز مطالبی از این کتاب نقل کرده است.

مؤلّف در آخر کتاب فهرستی برای مطالب آن تنظیم نموده که ذیلاً «با توضیحاتی» نقل می کنیم.

آغاز: «بسم... الحمد للّه علی إفضاله، و الصّلوه و السّلام علی محمّد و آله. و بعد، فیقول الفقیر إلی عفو اللّه الغنیّ: محمّد بن الحسن بن علیّ، الحرّ العاملیّ _ عامله اللّه بلطفه الخفیّ وا لجلیّ _ : هذه فوائد فی حلّ بعض الأحادیث المشکله، و فرائد فی تحقیق بعض المسائل المعضله(1) الّتی کان یسألنی(2) عنها بعض أهل العلم و الکمال، فأکتبُ لهم فی شرحها ما یقتضیه الحال و یخطر بالبال. فأردتُ جمعها بعد الشتات، لیُستعان بها علی حلّ بعض المشکلات. و المسؤل من الناظر فیها إصلاح الخلل، و العفو عن الهفو و الزلل. و سمّیته «الفوائد الطوسیّه»، و اللّه الموفّق. حدیث محمّد بن عبید، فی باب الرّؤیه من «الکافی»: قوله علیه السلام فیه اتّفق الجمیع، لاتمانع بینهم، أنّ المعرفه من جهه الرّؤیه ضروره، فإذا جاز أن یری اللّه بالعین وقعت المعرفه ضروره. أقول: ربّما یستدلّ بهذا الحدیث علی حجّیّه الإجماع، و فیه أ نّه یحتمل کونه احتجاجًا علی العامّه بما هو حجّه عندهم...».

انجام: «و هذه الوجوه و إن کان فیها بعض التداخل فبینها فرقُ لا یخفی، و الدّاعی إلی جمعها التّیمّن بالعدد، واللّه تعالی أعلم. المسئله الثامنه فی حدیث «شهر رمضان لا ینقص

أبدًا». تمّ الجزء الاوّل من کتاب «الفوائد الطوسیّه» بحمد اللّه تعالی و عونه، علی ید مؤلّفه العبد محمّد بن الحسن بن علی بن محمّد، الحرّ العاملی المشغَری، عفی اللّه عنهم. و کتب فی رسالته محمّد یوسف بن المظفّر الحسینی المازندرانی(3)، غفر اللّه له و لوالدیه

ص : 233


1- 1) در نسخه «المفصله» است.
2- 2) در کشف الحجب: یسألنی فی طوس، است.
3- 3) به استناد به این فهرست، در «روضه نضره: 646» برای این شخص عنوانی قرار داده و استظهار کرده اند که او از جمله مستفیدان از مصنّف بوده و نسخه موصوفه را نزدش از روی نسخه اصل نوشته است! میر محمد یوسف حسینی نام مترجم در «ترجمه مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام . ش 149» گذشت.

و لجمیع المؤمنین والمؤمنات. و تمّت الرساله مؤلّفه فی أواخر ذی الحجّه الحرام سنه 1075 من الهجره، و الحمد للّه ربّ العالمین، و کتب کتابتًا فی أوّله و آخره فی شهر رجب المرجّب سنه 1079».

چنان که دیده می شود کاتب از نوشتن الفاظ عربی عاجز بوده و جمله های مغلوط و نامربوطی در پایان کتاب آورده، جز این که مستفاد می شود مؤلّف در أواخر ماه دوالحجّه 1075 از تألیف کتاب فراغت یافته و کاتب نسخه نیز در ماه رجب 1079 آن را استنساخ کرده است.

از نام کتاب و جمله [فی طوس] که در نسخه صاحب «کشف الحجب» بوده هم مستفاد می شود که در طوس _ مشهد مقدّس رضوی _ تألیف شده است.

فهرست: [بسم ... الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطاهرین. و بعد، فهذا فهرست الجزء الأوّل من کتاب «الفوائد الطوسیّه»، و قد کنّا وضعنا لکلّ ورقهٍ علامتها من مراتب العدد، و کتبنا تحت کلّ عنوان هنا علامه الورقه الّتی اتّفق ذلک المطلب فیها. ثمّ رأینا أ نّه لا یتعدّی إلی کلّ نسخه، فوضعنا العلامات تحت العنوان فی الأصل وهنا، لیسهل استخراج المقصود، بتوفیق اللّه تعالی. 1_ حدیثٌ فی باب الرّؤیه من «الکافی». 2_ حدیثٌ آخر فی باب الرّؤیه. 3_ حدیث المسیح فی التّیمّم فی موضع القطع. 4_ حدیث قیاس ابلیس. 5_ حدیث عباره فی التّعریف بأل. 6_ حدیث أرواح الکفّار. 7_ الأجسام [فائده: الأجسام الطبیعیّه جواهر یمکن أن یفرض فی کلّ منها خطوط ثلثه...]. 8 _ اسم الجنس [إعلم أنّ اسم الجنس مادلّ علی ذاتٍ صالحه لأن تصدق علی کثیرین...]. 9_ عبارهٌ فی «حاشیه الخطایی». [قوله فی «حاشیه الخطایی»: اللّهمّ إلاّ أن یفرق بین التّصریح بالفعل و تقدیره...]. 10_ التّقدیرات الشّرعیّه [فائده: الرّطل العراقیُّ مائه و ثلثون درهمًا...]. 11_ نوافل الجمعه فی السّفر. 12_ حدیث خلق العقل. 13_ حدیث من عرف الحقّ [تأویل حدیث و قد سأل عنه بعض الطلبه، و ذکر هذا السّائل أ نّه وجده فی بعض الکتب، و لفظه «من عرف الحقّ لم یعبد الحقّ»]. 14_ تفسیر الزّجاجه و المصباح من «الکافی». 15_ حدیث الأکل متّکئًا. 16_ عبارهٌ فی بحث الطواف من «شرح اللّمعه».

ص : 234

17_ تسمیه المهدیّ علیه السلام . 18_ حدیثُ فی باب النّذر من «التّهذیب». 19_ نصیحهٌ [تهذیب النّفوس فرضٌ واجب و جهادها ضربٌ لازب]. 20_ حدیث صلوه الرّجل والمرأه [فی کتاب «من لا یحضره الفقیه»: روی جمیلٌ عن أبی عبداللّه علیه السلام أنه قال: لا بأس بأن تصلّی المرأه بحذاءِ الرّجل و هو یصلّی...]. 21_ عبارهٌ فی «البیان» [قوله فی «البیان»: و التّیمّم بدلاً من الوضوء والغسل]. 22_ عبارهٌ أخری فی «البیان» [ولیکن الأقرب، علی الأقرب. أقول:... أقول: سألنی بعض العلماء عن هذه العباره و ما قبلها، فکتبُ له ما ذکرته، فاعترض بما صورته... انتهی، فکتبت فی جوابه:...]. 23_ عبارهٌ فی کتاب «الاحتجاج» [قوله علیه السلام فی الإحتجاج: و أمّا رحمک فمنکوره و قرابتک فمجهولهٌ...]. 24_ عبارهٌ فی «عیون الأخبار» [قوله علیه السلام فی «عیون الاخبار» بعد الإحتجاج علی سلیمن المروزی فی أنّ الإراده حادثهٌ...]. 25_ حدیث الأغسال [حدیث محمّد بن مسلم: الغسل فی سبعه عشر موطنًا، الخ]. 26_ حدیث هلکت المحاضر [فی باب مایعاین المؤمن و الکافر من «الکافی» یقول فیه الامام علیه السلام : هلکت المحاضر و نجا المقرّبون]. 27_ حدیث «انّکم تلقّنون موتاکم لا إله إلاّ اللّه». 28_ حدیث «طعن فی حیوه الغلام». 29_ عباره البیضاوی فی الیتامی. 30_ عبارته فی السّفهاء. 31_ حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربّه(1)». 32_ حدیث اذا أحببتُه کنتُ سمعه [فی الحدیث القدسی: ما تقرّب إلیَّ عبدی بشیءٍ أحبَّ إلیَّ ممّا افترضتُ علیه...]. 33_ حدیث الترّجیع [فی «الکافی» فی آخر باب ترتیل القرآن]. 34_ حدیث «تغنّوا بالقرآن». 35_ حدیث أجزاءِ الشهوه [انّ اللّه قسّم الشهوه عشره أجزاء، تسعه فی النّساءِ و واحد فی الرجال...]. 36_ حدیث الریح بعد الروح [إنّ اللّه تطوّل علی عباده بثلاث ألقی علیهم الرّیح بعد الرّوح...]. 37_ حدیث «ثلثه أدری أیّهم أعظم جُرمًا». [رواه الصدوق فی «الفقیه» و «الخصال» و غیرهما عن رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله].

ص : 235


1- 1) در «لوامع ربّانی. ش» گفته ایم. که مرحوم امیر سید احمد بن زین العابدین علوی رساله ای به نام «المعارف الالهیّه» در شرح این حدیث نگاشته است. جلال الدین سیوطی متوفی 911 نیز رساله ای به نام «القول الا شبه فی حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربّه» تألیف کرده که در ضمن کتاب الحاوی للفتاوی 2: 412 _ 417» او در مصر به طبع رسیده، و نگارنده در تعلیقات رساله «جبر و تفویض: 11» تألیف صدرالمتألّهین ماخذ حدیث را نوشته ام. أیضًا رجوع شود به «احادیث مثنوی، ص 60. برای ش 32 «عوالی الّلألی 1: 408 ط قم» و «أوراد الأحباب و فصوص الاداب: 240»، و برای ش 33 و 34 کتاب «غرائب الأخبار» مرحوم سیّد جزائری، مراجعه شود، مفید است.

38_ حدیث«و من تحت الثری» و «الحموله» [فی باب أنّ الأئمّه أرکان الارض...]. 39_ حدیث القضیب [فی باب ما فرض اللّه من الکون مع الائمّه علیهم السلام من «الکافی»]. 40_ حدیث «رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلم الذّکر» [فی باب أنّ أهل الذکر الّذین أمر اللّه بسؤالهم هم الأئمّه علیهم السلام من اصول «الکافی»]. 41_ حدیث إخبار کلّ امرء بماله و ما علیه. 42_ حدیث «الّذین تقوم علیهم القیمه» [فی باب تسمیه من رآه علیهم السلام من «الکافی».]. 43_ حدیث «یعلم مثل علمه أو ما شاء اللّه» [فی باب أنّ الأئمّه علیهم السلام ورثهٌ]. 44_ حدیث «الإثنی عشر بعد الاثنی عشر علیهم السلام ». 45_ فی قولهم «نقیض الموجبه الجزئیّه [سالبهٌ کلیّهٌ]». 46_ قولهم «کلّما هو لازم العامّ لازم الخاصّ». 47_ حدیث التقصیر فی فرسخ و فی عشره أیّام. 48_ تعلّق علم اللّه بالمعلومات. 49_ حال «تفسیر العسکریّ علیه السلام ». 50_ «ارجوزهٌ فی المواریث» [نظمها مؤلّف هذا الکتاب إجابهً لالتماس بعض الأصحاب]. 51_ «قصیدهٌ فی مدحهم علیهم السلام » [من نظم جامع الکتاب فی مدح أمیرالمؤمنین و الأئمّه من أولاده علیهم السلام ]. 52_ «رسالهٌ فی إثبات تواتر القرآن». 53_ مسئله: تعلیق الطلاق. 54_ حدیث دعائم الاسلام [فی «الکافی» فی باب دعائم الاسلام عن زراره عن ابی جعفر علیه السلام قال: بُنی الاسلام علی خمسه...]. 55_ حدیث الاثنی عشر من ولد رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلم [فی «الکافی»]. 56_ حدیث «أوّل صلوه فرضت وقت الإسراءِ: الظهر» [فی «الفقیه»]. 57_ شرح خطبه لأمیرالمؤمنین علیه السلام : [التمسه منّی بعض الرّؤساء علی وجه الاختصار، لتحقیق بعض لغتها و بیان نبذه من نکتها. روی الصّدوق فی «المجالس» باسناده... قال أمیرالمؤمنین علیه السلام : واللّه ما دنیاکم عندی...]. 58_ حدیث «حتّی یموت جمیع الخلائق إلاّ الثقلین» [فی باب الدّعاء فی أدبار الصّلوات من اصول «الکافی». 59_ «رساله فی نفی تحریم صلوه الجمعه فی زمان الغیبه». 60_ توثیق الصّدوق [حال الصدوق _ قدّس سرّه _ إعلم أنّ محمّد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه _ رض _ لم یوثّقه الشیخ و لا النّجاشیُّ و لا غیرهما...(1)]. 61_ جواب شبهه للفخر الرّازی فی قوله تعالی «و لقد قال لهم هرون» [المسئله السابعه فی جواب شبههٍ أورِدَ علی الرازی فی تفسیره الکبیر]. تمّ الفهرست، و الحمد للّه وحده، فی التّاریخ].

چند توضیح پیرامون کتاب:

ص : 236


1- 1) در این خصوص، توضیح چهارم را که در پایان همین عنوان می آید ملاحظه فرمایند.

1_ شیخ حرّ، چنانکه خود نیز در «أمل الآمل: 24» فرموده(1) تعدادی از رسائل و منظومات گوناگون خود را _ بتمامها _ در این کتاب مندرج ساخته است، از جمله: «المسائل الاثنا عشریّه». مؤلّف هنگامی که به مشهد مقدّس رضوی مشرّف شده مسائلی را از او پرسیده اند که در جواب بعضی از آنها کتابی به این نام نگاشته، و آنگاه که فوائد طوسیّه را تألیف کرده است پاره ای از آن مسائل را در این کتاب آورده، و در هامش فوائد آنجا که حدیث خلق العقل را در متن آورده، مقدّمه این اثنا عشریّه را هم ذکر نموده، و مسائل 12 گانه را به این شرح یاد کرده است: «1_ حدیث خلق العقل، شماره 2»، «2_ حدیث قیاس ابلیس، شماره 4»، «3_ حدیث من عرف الحقّ، شماره 13»، «4_ حدیث الترجیع، شماره 33»، «5_ حدیث من عرف نفسه، شماره 31»، «6_ توثیق الصّدوق، شمره 60»، «7_ جواب شبهه للفخر الرازیّ، شماره 61»، «8_ حدیث شهر رمضان لا ینقص أبدًا»، «9_ حدیث الخصال المضمونه للمؤمن»، «10_ توجیه عباره فی کتاب الصوم من «شرح اللّمعه»، «11_ فی بطلان الجبر»، «12_؟»(2).

«ارجوزه فی المواریث» مشتمل بر یک مقدّمه و 19 فصل «275 بیت».

«قصیدهٌ فی مدح أمیرالمؤمنین و الأئمّه من أولاده علیهم السلام ». حدود 450 بیت.

«رسالهٌ فی اثبات تواتر القرآن». رساله ای است در ردّ یکی از معاصرین مؤلّف که تفسیری بر قرآن کریم نگاشته و در مقدّمه آن فصلی درباره عدم تواتر قرآن آورده بود. «75 صفحه». در حال حاضر آن شخص مفسّر شناخته نشد.

«رسالهٌ فی نفی تحریم صلوه الجمعه فی زمان الغیبه». این رساله مفصّل را در ردّ کسی که(3) از معاصرین مؤلّف بوده و «رساله ای در تحریم نماز جمعه در زمان غیبت» در ردّ «رساله نماز جمعه شهید ثانی» تألیف کرده بود نگاشته است. تاریخ تألیف این رساله

ص : 237


1- 1) و فی «الفوائد الطوسیه» أیضًا رسائل متعدده طویله نحو عشره، یحسن إفراد کلّ واحده منها.
2- 2) عنوان مسئله 12 از قلم کاتب افتاده است.
3- 3) در «سجع» این شخص را «مولی محمّد ابراهیم نیشابوری»، دانسته اند، بدون ذکر مأخذ، امّا چنین کسی و رساله اش به درستی شناخته نشد. مرحوم شیخ حرّ ألفاظ رساله مردوده را جابجا آورده و ردّ کرده اند. شاید به این وسیله صاحب رساله را بتوان شناخت. از باب مثال: [فأوّل ما نَقل عباره الشیخ فی «الخلاف»... قال المُعاصر: «هذا صریحٌ فی نفی الوجوب الحتمیّ و هو عند التحقیق کعباره المرتضی» انتهی. أقول...].

1073. «128 صفحه».

2_ فائده هفدهم که در فهرست کتاب به عنوان «تسمیه المهدیّ علیه السلام » مذکور است در أصل کتاب نیامده، و شاید مؤلّف ابتداءً فائده 17 را اختصاص به کتاب «کشف التعمیه فی حکم التسمیه» خود که در همین موضوع بوده داده است، لکن کاتب به علّت مفصّل بودن کتاب از استنساخ آن صرف نظر کرده.

«کشف التعمیه» و «نزهه الأسماع فی أحکام الاجماع» و «الاثنا عشریّه فی الرّدّ علی الصّوفیّه» و «هدایه الاُمّه الی أحکام الأئمّه» را که تمامًا از تألیفات گرانقدر شیخ حرّ است شاید در این فهرست معرّفی کنیم.

3_ فائده پنجاه و سوم نیز که در فهرست به عنوان «مسئله: تعلیق الطلاق» مذکورست در اصل کتاب _ نسخه ما _ دیده نمی شود.

4_ نیای گرامی، آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم موسوی چهارسویی «اعلی اللّه مقامه» در حاشیه برگ 209 این کتاب پیرامون فائده 60 که در توثیق شیخ صدوق است چنین نوشته اند:

«رحم اللّه المؤلّف بما بالغ فیه من توثیق هذا الرّجل، و هو و إن سعی غایه السّعی إلاّ أ نّه لم یأت بلفظٍ صریح فی توثیق خصوص هذا الشیخ. و نحن _ بحمد اللّه _ وجدنا ذلک أیضًا، و هو قول الفاضل محمّد بن ادریس فی سرائره فی کتاب النکاح، حیث ذکر مذهبًا لهذا المحدّث، ثمّ قال: انّه کان ثقهً، جلیل القدر، بصیرًا بالأخبار، ناقدًا للاثار، عالمًا بالرّجال، و هو اُستاد المفید محمّد بن محمّد بن النعمان _ ره _ لمحرّره، عفی عنه». تکمله: مرحوم آخوند ملاّ محمّد تقی مجلسی (متوفی 1070) در اوّل شرح مشیخه فقیه «روضه المتّقین 14: 16» درباره شیخ صدوق «رضوان اللّه علیه» فرموده است: «و وثّقه ابن طاوس صریحًا فی کتاب النجوم بل وثّقه جمیع الأصحاب لما حکموا بصحّه أخبار کتابه، بل هو رکنٌ من أرکان الدین...» تا آخر.

و ایضًا در این خصوص به کتاب «قصص العلماء: 237 ط حروفی اوّل» ذیل احوال شیخ بهائی رجوع شود.

5 _ در «الذریعه 10: ش 616» فرماید: «الردّ علی الفوائد الطوسیّه. الذّی الّفه الشیخ الحُرّ قبل (1090)، و الردّ لبعض العلماء المعاصرین للحُرّ، فرغ منه فی «رمضان 1093»

ص : 238

و هو ردٌّ علی الفائده 49 منه فی منعه من البرائه الأصلیّه و الاستصحاب...» تا آخر.

صاحب ذریعه فرمایند که نسخه را نزد فرزند مرحوم ملاّ نوروز علی بسطامی در مشهد مقدس رضوی دیده اند.

نسخه: دارای 215 برگ، روی برگ 1 نام کتاب و مؤلّف آن همچنان که خود در ظهر نسخه اصل نگاشته بود به خط کاتب نوشته شده، و شخصی در دو جا نسخه را به خط مؤلّف معرّفی نموده که خطاست، تملّک و مُهر اسمعیل الخراسانی، و مهر «فضایلخان خانه زاد فدوی پادشاه عالم گیر غازی»، و مُهر نیای معظّمِ نویسنده این فهرست «الراجی جلال الدین بن محمّد مسیح الموسویِ»، و هم این شرح روی برگ مذکور دیده می شود:

«امانت اینجانب در لکهنو نزد میرزا محسن صاحب فرستاده شد». برگ آخر و ظهر برگ 214 سفید است، و فهرستی که مؤلّف خود برای کتاب ترتیب داده اند دو روی برگ 213 و روی برگ 214 نوشته شده.

کاغذ: فستقی و اصفهانی موریانه خورده، جلد تیماج مشکی، آستر تیماج قرمز، خط نستعلیق 17 سطری، عناوین در متن و هامش به شنگرف، قطع 13 × 19 و نیم، متن 7 × 12 و نیم، نام کاتب و تاریخ کتابت در بالا نقل شد.

کنز الفوائد

(عربی)

این کتاب شرحی است بر کتاب «إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان» علاّمه حلّی _ قدّس اللّه تعالی سرّه _ مؤلّف «مناهج الیقین» مذکور در شماره [ ] این فهرست.

«إرشاد الأذهان» از گرامی ترین کتب فقهیّه شیعه امامیّه و مشتمل بر قریب پانزده هزار مسئله است که افزون از پنجاه شرح و حاشیه بر آن نوشته شده و در مواضع متفرّق «ذریعه 1: 510 _ 512 و 6: 14 _ 17، 109 و 13: 74 _ 80» و «فهرست دانشگاه 5: 1771 به بعد» و جاهای دیگر از آنها یاد شده است.

یکی از شروح مفصّل ارشاد کتاب «مجمع الفائده والبرهان فی شرح إرشاد الأذهان» مرحوم مقدّس اردبیلی است که به طبع رسیده و از مصادر مهمّ به شمار می رود.

بعضی دیگر از شروح إرشاد را نیز _ از جمله «منهج الرشاد» [شماره ] _ درین فهرست خواهیم آورد.

ص : 239

«کنزالفوائد» یکی از شروح مفصّل این کتاب است که شخصی به نام آخوند ملاّ مؤمن از دانشمندان قرن سیزدهم هجری نگاشته و مع الأسف تاکنون اطلاعی از احوال او نیافته ایم، لکن نظر به قرائنی شاید از خاندانهای علمی آذربایجان بوده است(1).

«659» الفوائد العلیّه فی شرح الجعفریّه

(عربی)

این کتاب نفیس یکی دیگر از آثار فقهی دانشمند بزرگ شیخ جواد بن سعد بن جواد کاظمی مشهور به فاضل جواد صاحب «غایه المأمول. ش 623» و «مسالک الأفهام» است.

جای گفتگو کتابی است که در شرح «الرساله الجعفریّه» نگاشته است.

جعفریّه رساله ای است مشتمل بر پنج باب(2) در مباحث نماز و مقدّمات آن از طهارت و دیگر واجبات و مندوبات، که مؤلّف آن محقّق کرکی شیخ نورالدین علی ابن حسین بن عبدالعالی، أعلی اللّه مقامه، صاحب «جامع المقاصد» متوفّای 940 آن را در مشهد مقدّس رضوی نگاشت و در نیمه روز پنجشنبه 10 جمادای دوم 917 از آن فراغت یافت.

در «ذریعه 5: 110 _ 111 و 13: 174 _ 176» از این کتاب و گزارشهای بسیاری که دانشمندان از زمان مؤلّف به بعد بر آن نوشته اند یاد شده است.

الفوائد العلیّه، جای گفتگو نیز که یکی از شروح مزجی جعفریّه است در «ذریعه 13: 174» اجمالاً مذکور و معرّفی نسخه آن را حوالت به مجلّد حرف فاء داده اند.

در «جلد 16 ش 1629» کتاب را عنوان فرموده و چند نسخه معرّفی نموده و از نسخه آقا سیّد حسن صدر آورده اند که: «فرغ منه ضحوه نهار الخمیس ثامن ربیع الثانی...»، امّا خود آقای صدر در شرح حال مبسوط فاضل جواد «تکمله امل الامل 2: ش 305» هم در ص 300 و هم در ص 301 همانند نسخه ما «الثانی من شهر ربیع

ص : 240


1- 1) در مجلّد هیجدهم الذریعه (ش 1196) یک نسخه از همین کتاب را که همانند نسخه ما شامل طهارت و صلوه بوده در کتابخانه مرحوم حاج میرزا باقر آقای قاضی طباطبائی تبریزی نشان داده و شارح را مؤمن اردبیلی دانسته و گویند که چون نسخه بی تاریخ است عصر شارح معلوم نگردید.
2- 2) پنج باب گفته «الذریعه» است و درست آن یک مقدّمه و چهار باب و یک خاتمه می باشد.

الثانی» نوشته اند، 81، پس «ذریعه» اشتباه است، و غرّه 24 در «تقویم و وستنفلد» پنجشنبه است، امّا اختلاف یک روز طبیعی است، و اللّه العالم.

مؤلّف «کشف الحجب و الأستار» از این کتاب نامی نیاورده، و در فهرستهای موجود نیز نسخه ای نشان داده نشده است.

فاضل جواد، این کتاب محقّقانه را چند سالی پس از تألیف «غایه المأمول» و پیش از «مسالک الأفهام» در شهر کاظمین نگاشته، و چنان که خواهد آمد در نیمه روز پنجشنبه دوم ربیع دوم 1032 _ هیجده ماه پس از درگذشت استادش شیخ بهائی، علیه الرحمه _ از تألیف آن فراغت یافت.

توضیحًا، کتاب دیگری به نام «الفوائد العلیّه» نیز نگاشته شده است که در شرح «ألفیّه شهید أوّل»، است آن هم در مباحث متعلّق به صلوه، و نگارنده آن شیخ هرون ابن خمیس جزائری، معاصر فاضل جواد است، و چهار سال پس از شرح جعفریّه _ جای گفتگو _ به سال 1036 از آن فراغت یافته، و نسخه خطّ خود جزائری در آستان مقدس رضوی موجود و در «فهرست رضویّه 2: 93» شناسانده شده است.

آغاز: «بسم... الحمدللّه علی إنعامه العمیم و إفضاله الجسیم، الّذی من إنعامه أن شرّع لعباده الأحکام، و بیّن لهم فی ذلک طرق الحلال و الحرام، و أمرهم بالمحافظه علی فعل الصّلوه فیما عیّنه من الأوقات،... أمّا بعد، فیقول المفتاق إلی رحمه ربّه الجواد: جواد بن سعد بن جواد _ أصلح اللّه أحواله یوم التّناد _ لمّا کان أفضل ما یتقرّب به العبد الذّلیل إلی مولاه الجلیل، بزعد المعرفه: الصّلوه، علی ما تظافرت به الأخبار... و کان القیام بها علی الوجه المأمور به محتاجًا الی معرفه ظاهر أحکامها من مکنونها، و مفروض أفعالها من مسنونها... لاجَرم، وجب علی المکلّف معرفه أحکامها علی الوجه المنقول...

و لمّا کانت «الرّساله الجعفریّه» للإمام العالم العلاّمه شیخنا المحقّق و إمامنا المدقق، أفضل المتأخّرین و أکمل المتبحّرین، قدوه المجتهدین، الشیخ علیّ بن عبدالعالی _ تغمّده اللّه بغفرانه... _ کافلهً فی معرفه ذلک، محیطهً بما هنالک؛ کان الّلائق التوجّه بالشّراشر إلیها و الإقبال بهمّهٍ عالیه علیها، لکنّها لمّا کانت _ مع صغر حجمها و وجازه نظمها _ فی غایه الإشکال و نهایه الإعضال؛ قد اشتملت علی أحکام دقیقه خلتْ عنها أکثر المصنّفات... کان المناسب لها شرحًا یکشف عنها إشکالها، و یرفع عنها إعضالها، و یبیّن قویَّ الأقوال

ص : 241

من ضعیفها، و متینَ الدّلائل من سخیفها...

فشمّرتُ عن ساعدی فی شرحها علی الوجه المذکور، و أبرزته شرحًا یلیق به أن یکتب بالذّهب علی صفحات خُدود الحور،... و سمّیته ب_«الفوائد العلیّه، فی شرح الجعفریّه، واللّه الهادی...».

قال المصنّف _ رحمه اللّه _ : بسم اللّه الرّحمن الرّحیم: ابتدأ بالبسمله اقتداءً بکتاب اللّه الملک العلاّم...».

انجام: [و قد روی السیّد السعید رضیُّ الدّین بن طاوس فی نهایته صلواتٍ أُخری قریبه من ذلک. و فقنا اللّه و إیّاکم للعمل بصوالح السّنن... و حیث انتهی کلام المصنّف إلی هذا المقام فلنقطع الکلام، حامدین للّه تعالی...

فرغ من تسویدها مؤلّفها العبد الجانی الحقیر المعترف بالتقصیر، جواد بن سعد بن جواد الکاظمیُّ، و کان الفراغ من تألیفها ضحوه نهار الخمیس الیوم الثانی من شهر ربیع الثانی، سنه اثنین و ثلثین بعد الألف، فی مشهد الإمامین السّندین [السیّدین؟] المعصومین المظلومین الکاظمین... والحمد للّه ربّ العالمین.

قد وقع الفراغ من تسوید هذه النّسخه الشریفه ضحوه یوم الأربعاء، خامس عشر شهر ربیع الاوّل سنه سبع و ثلثین بعد الألف من الهجره النّبویّه، علی یدالعبد الاقلّ: میرزا حسین بن محسن الحسینی، عفی اللّه عنهما...].

نسخه: دارای 322 برگ، ظهر برگ 319 و برگهای 320 تا 322 سفید است، روی برگ 1 تملّک «حسین بن موسی الأردبیلی(1)»، مهر: «بنده آل محمّد: حسین» و مطالب گوناگونی دیده می شود، روی برگ 320 نیز فرائد متفرّقی از مرحوم شیخ بهائی نقل شده است.

کاغذ: اصفهانی، جلد یک لنک مقوّایی ابری عطف تیماج، خط شکسته تعلیق 20

ص : 242


1- 1) در اوائل نسخه دو سه جا حاشیه های مختوم به رمز «ح. ن» دیده می شود که ممکن است از این شخص باشد، و در «امل الامل: 43» ترجمه دانشمندی بنام «مولانا حسین بن موسی الاردبیلی» هست که گوید: وی ساکن استرآباد و مردی فاضل و فقیه و صالح و از معاصران شیخ بهائی «متوفی 1030» بود. او راست «شرح الرساله الصومیّه» شیخ بهائی و «حواشی شرح تهذیب الوصول» عمیدی. در جایی از شرح صومیه گوید: چون به اینجا رسیدم شنیدم که شیخ بهائی در اصفهان وفات یافت و جنازه او را به مشهد مقدس رضوی بردند. انتهی. احتمال می دهیم دارنده نسخه مورد بحث همین دانشمند باشد. واللّه العالم.

سطری، پاره ای از عناوین به شنگرف، بالای عبارات متن با مرکّب خطّ کشیده، قطع 13 × 20، متن 8 × 14، تاریخ تألیف و کتابت و نام کاتب در بالا نقل شد و نسخه در حیات نگارنده و پنج سال پس از تألیف استنساخ شده و آثار مقابله دارد.

«660» الفوائد المدنیّه

(ردّ اجتهاد _ عربی)

از: ملاّ محمّد امین بن محمّد شریف استرآبادی أخباری متوفی 1033 در مکّه مکرّمه.

کتاب: در ردّ بر قائلین به اجتهاد و تقلید است و به طبع رسیده.

نسخه: به خطّ شیخ محمّد بن احمد جیلانی است. تاریخ ختم استنساخ در شهر لاهور در ماه رمضان 1077 از روی نسخه ای که اکثر آن به خطّ مؤلّف بوده. تاریخ ختم تألیف: ماه ربیع الاوّل 1031 در مکّه معظّمه.

چند برگ از آغاز نسخه مفقود شده است. و چندین برگ از اوائل مقدار موجود از طرف بالای صفحه پارگی داشته که صحافی کرده اند.

آغاز موجود: «إن قبلت و إن لم یقبل... بالدرهمین قبلتهما عن الدین فانّ من علیه الدین مخیّر».

فوائد المرام

در جلد اوّل این فهرست «حاشیه شرائع الاسلام. ش 280» از محقّق کرکی علیه الرحمه را شناساندیم، امّا به دلالت «ذریعه 6: ص 107 ش 576»، زیرا در هیچ جای نسخه ها نام و نشانی از مؤلّف نداشت، و آنجا از ذکر این مطلب _ به علّت نداشتن شاهد و مستندی _ صرف نظر شد که بر روی رَف بالای نسخه نوشته اند «المجلّد الأوّل من فوائد المرام».

اینک در جلد شانزدهم «ذریعه ص 358 ش 1664» نسخه «فوائد المرام. تعلیقات علی شرائع الاسلام» را بدون نام مؤلّف شناسانده اند و در پایان بحث فرموده اند: «والمظنون أنّ هذا هو حاشیه الشرائع للمحقّق الکرکیّ المذکور فی ج 6 ص 107».

پس، این دو نسخه از حاشیه الشرائع محقّق کرکی است که نام «فوائد المرام» بر آنها نهاده شده است.

بیافزاییم که اثر گرانقدر مورد نظر به سال 1423 ق در دو جلد به تحقیق شایسته شیخ محمّد الحسّون علیه الرحمه، چاپ شد: «حیاه المحقّق الکرکی و آثاره. المجلّد العاشر

ص : 243

و المجلّد الحادی عشر. حاشیه شرائع الاسلام»، و سوای مقدّمه ای که بر آن نوشته اند، در جلد دوم آن مجموعه کرامند «ص 418 تا 426».

که پیرامون همان حاشیه بحث کرده و 25 نسخه خطّی از آن را معرّفی کرده و نامهای گوناگونی که بر نسخه ها و دیگر جاها بر آن اثر دیده اند در هیچ یک «فوائدالمرام» یاد نشده است، واللّه العالم.

«661» الفوائد الملیّه بشرح الرّساله النّفلیّه

(فقه _ عربی)

از: شهید ثانی شیخ زین الدین بن علی بن احمد شامی حاملی، اعلی اللّه مقامه.

کتاب: شرح مزجی «نفلیّه» شهید اوّل شیخ محمّد بن مکّیّ عاملی قدس سره است در بیان مستحبات نماز، دنباله رساله «ألفیّه» که همو در واجبات نماز نگاشته.

تاریخ ختم تألیف: روز پنجشنبه یازدهم صفر 955. چاپ شده است.

نسخه: از آغاز و انجام و اواسط آن ناقص بوده، نیای گرامی، مرحوم آیه اللّه حاجّ میرسیّد محمّد چهارسوقی آن را تکمیل فرموده است، بدون ذکر نام خود و تاریخ کتابت.

«662» فیروزجات طوسیّه علی الدرّه النجفیّه

(فقه _ عربی)

از: آخوند حاج ملاّ محمّد بن حسن طوسی مشهدی، علیه الرحمه.

کتاب: شرح مزجی است بر منظومه «الدره البهیّه» از مرحوم آقا سیّد محمد مهدی بحرالعلوم طباطبائی نجفی، از آغاز تا آخر کتاب طهارت، و در کربلا تحت قبّه مطهّره حسینیّه در روز پنجم ذیحجّه 1227 از آن فراغت یافته.

نسخه: به خطّ ابوالقاسم بن محمّد ازغدی مشهدی، ختم کتابت: «یوم الثلثاء» جمادای دوم 1235. تملّک و مهر داود بن اسداللّه در اواخر ماه رجب 1274، و کربلائی محمّد عبدالحسین خان بهادر به تاریخ چهارشنبه دوم جمادای دوم 1236 مطابق 15 ماه ثانی (ظ) 1201 جلالی در کربلا.

«663» القامعه للبدعه فی ترک صلوه الجمعه

(فقه _ عربی)

ص : 244

از: عبداللّه بن صالح البحرانیّ، صاحب «الصّحیفه العلویّه. ش 577».

کتاب: در اثبات وجوب عینی نماز آدینه است به ادلّه و براهین گوناگون که به درخواست میرزا قانع نام(1) _ جناس ناقص قامع، قانع _ تألیف کرده و در پسین روز پنجشنبه چهاردهم ماه صفر (1129) در بهبهان از آن فراغت یافته است:

«حدانی علی جمعها و تألیفها و تحریرها و تصنیفها عمده الأکابر الأماجد و زبده أرباب المَاثر و المحامد میرزا قانعا...».

«القامعه» در چهار فصل و یک خاتمه است:

فصل نخست: در بیان آیات شریفه ای از قرآن کریم که مؤلّف وجوب عینی نماز آدینه را از آنها استفاده کرده است.

جای سندالقامعه

ص : 245


1- 1) در کناره صفحات «86 تا 88 نسخه ش 3342 تذکره نصرآبادی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران» نویسنده ناشناخته ای شانزده تن شاعر ولایت کوه گیلویه را شناسانده است، چهارمین آنها: «میرزا قانعا. از جمله صاحب کمالان عصر بوده و نادره دهر... معزّز و محترم بوده نزد حکّام و بیگلربیگان... و تخلّص او قانعا بوده... تا در سنه (1133) در اصفهان فوت شده، خاطر احبّاء را قرین هموم و غموم نمود...» پیوست «تذکره نصرآبادی: 797 _ 798. تهران، 1378».

فصل دوم، در ذکر هفتاد و پنج حدیث شریف که مصنّف باز برای اثبات مدّعای خود کوشش فراوان به کار برده و آنها را دلیل اثبات وجوب عینی دانسته است.

او در ذیل حدیث هفتادو سوم که حول توقیع شریف «و أمّا الحوادث الواقعه» است از جناب فاضل اصفهانی «العلاّمه الفهّامه الأمین الشیخ بهاءالدین المعروف بالفاضل الهندیّ، سلّمه اللّه تعالی...» که قول به تحریم را از او آورده، به نحو گسترده و با تجلیل یاد کرده، که فاضل در آن زمان سرآمد اقران و مقدّم علماءِ اعیان و بسی مشار بالبنان بود، و همچنان پیرامون آراء و اقوال فقهاءِ متأخّر و معاصر خود نیز بحث کرده است، امّا نسبت به مرحوم مولانا خلیل قزوینی «متوفّی 1089، صاحب صافی. ش 561» که سالها از وفاتش گذشته بود، به نحو دیگری سخن رانده است:

«لا یقال: إنّکم قد حکمتم بالرجوع الی رُواه الحدیث و العارفین به و قدادّعیتم إجماع المحدّثین علی القول بالوجوب العینیّ و نفی التحریم، فما تقولون فی الفاضل الجلیل و العالم النبیل مولانا خلیل القزوینیّ؟ فانّه کان أخباریًّا صِرفًا و محدّثًا بَحتًا یحرّم الاجتهاد

ص : 246

صریحًا، و مع ذلک کان یحرّم الجمعه فی زمان الغیبه. فکیف یکون اتّفاق رواه الحدیث علی الوجوب؟

لأنّا نقول: لا یخفی علی من مارَس الحدیث و صرف عمره فی مُزاوله الأحادیث أنّ الرجل المذکور و إن کان هو الفاضل المشهور إلاّ أ نّه غیر سلیم الذوق فی فهم الأخبار و معرفتها و ظهورها و صراحتها، کما لا ینکره من مارَس تصانیفه و عاشَر توالیفَه سلّمنا، لکن لا نسلّم عدمَ خطائه، فانّ غیر المعصوم جائز الخطاءِ کما قلناه فی غیره... سلّمنا، لکن انّه رجل واحد فلا یعارض به قول جمع کثیر و جمّ غفیر...».

فصل سوم، در بیان اجماع است، و فصل چهارم، در بیان دلیل عقل

و امّا خاتمه قامعه، در آن چهارده دلیل از ادلّه کسانی که به آن دلائل قائل به حرمت نماز آدینه در زمان غیبت شده اند آورده و هر یک را به مذاق خود ردّ کرده و رساله را با نصائحی پایان داده است.

آغاز: «بسم...، و به نستعین، بعد حمد اللّه و ثنائه و الصّلوه علی أولیاءِ اللّه و خلفائه الامرین بالجمعه و النّاهین عن البدعه...».

انجام: «و کتب علی تشوّش البال و اضطراب الأحوال... بعصر الخمیس رابع عشر شهر صفر... فی بلده بهبهان... للسّنه التاسعه و العشرین و المائه و الألف... مؤلّفها... عبداللّه بن صالح بن جمعه بن شعبان السماهیجیّ البحرانیّ، حامدًا مصلّیًا...».

نسخه: دارای یکصد و سیزده، برگ و یک برگ عطف، به حجم بغلی، و به خطّ نسخ خوش کاتبی نامعلوم است که برای مؤلّف نوشته و مؤلّف آن را با پیش نویس خود به دقّت و مکرّر مقابله و تصحیح کرده و در حواشی به علامت بلاغ توشیح و در برخی مواضع مطالبی به خطّ خود در حاشیه ها افزوده، و روی برگ نخست نوشته است:

«بسم...، مالکها مؤلّفها، عفی اللّه عنه».

ابتیاعی از بقایای کتابخانه مرحوم مجدالدین نصیری امینی.(1)

«664» القانون

(طب _ عربی)

ص : 247


1- 1) کتاب مورد بحث در مجموعه کرامند «میراث بهارستان. مجموعه 13 رساله. دفتر اوّل کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی. تهران _ 1388»، با مقدّمه و خاتمه ای از صفه 767 تا 878 چاپ شده. جزاهم اللّه خیرًا.

از: الشیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبداللّه به سینا

کتاب: در علم طبّ یونانی است و در غایت شهرت و عظمت و مکرّر در ایران و هند و مصر و اروپا به طبع رسیده است.

نسخه: از اوّل کتاب ثالث در معالجات است تا پایان کتاب چهارم در حِمّیات. خاتم چنین است:

«و لقد وفّق لترقیم هذا الکتاب المستطاب و تتمیم هذا الخطاب أقلّ خدّام العلوم الحقیقیه و أحقر طلاّب الرسوم الفاضله التحقیقیّه بهاءالدین محمّد بن شمس الدین محمّد الموسویّ الحسینیّ الفاطمیّ العلویّ المحمّدی الهاشمیّ القرشیّ، فی اوائل تحصیله لهذا الفن، وفقه اللّه... و کان ذلک فی اواسط شهر شوال المکرم من سنه احدی و عشرین و مائه بعد الألف من الهجره...».

و در هامش چنین است: «عدد اوراق الکتاب من أوّله الی هنا ثلث و ستمائه 603». پس از این 5 برگ شامل متفرقاتست.

اندازه 18 × 24، متن 12 × 17 و نیم. خطّ نسخ 21 سطری.

«665» القبسات

(فلسفه _ عربی)

از: امیر محمّد باقر داماد حسینی متوفّی 1040، اعلی اللّه مقامه.

نسخه: به دو سه خطّ مختلف است و نزدیک زمان مؤلّف نوشته شده، و روی برگ آخر تاریخ ختم استنساخ چهارم جمادای دوم 1077 در شهر حیدرآباد قید شده است لکن نام کاتب یا کاتبان معلوم نشده.

در برخی از مواضع نسخه حواشی با رمز (س م س سلّمه اللّه) و امثال این تعبیر نوشته شده است. روی برگ آخر پانزده بیت از اشعار خود مؤلّف است ظاهرًا که با این بیت آغاز می شود:

ای که گفتی پای چوبین شد دلیل ورنه بودی فخر رازی بی دلیل

«666» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد و خاتمه آن چنین است: «و ما غیرت فیه الکمّیّه و الجهه هو لازم النّقیض».

ظهر نسخه نام کتاب «کتاب الومضات» نوشته شده است.

ص : 248

«667» قُرّه العَین و سرُور النّشأتین

(کلام منظوم _ فارسی)

یا:

و سرور القلب فی الدارین

از: نیای معظّم، آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد باقر موسوی چهارسوقی «1226 _ 1313» صاحب کتاب گران قدر «روضات الجنّات»، أعلی اللّه مقامه الشریف.

کتاب: شامل یکهزار و هشتصد و یازده بیت شعر است در اصول عقائد پنجگانه و معارف عالیه دین مبین اسلام، طیّ هشتاد و پنج عنوان که در پنجاه سالگی خود سروده اند:

گذشت از عموم ارچه پنجه، و نیست زِمن خیری در این دیری که فانی است

ولیک امّیدوارم کز من آخِر بمانَد یادگار این دُرّ فاخِر

و به سال یکهزار و دویست و هفتاد و هفت «1277» از آن فراغت یافته اند:

که تاریخ فراغش را خرد گفت: چه درّی کان لب الماس فرسُفت

پس «1261» که بالای مصرع مادّه تاریخ در نسخه دیده می شود اشتباه است.

نسخه: به خامه خوش نیای گرامی آیه اللّه آقای حاج میرزا سیّد حسن مجتهد چهارسوقی «1294 _ 1377» فرزند ارجمند آیه اللّه آقا میرزا سیّد مسیح مجتهد «1255 _ 1325» خَلف الصدق ناظم والامقام است. رضوان اللّه علیهم اجمعین.

تاریخ پایان استنساخ: نهم ربیع یکم 1312، یک سال و دو ماهی پیش از ارتحال نیای معظّم.

در برگهای عطف سرآغاز نسخه ابیاتی در مَراثی اهل البیت علیهم السلام ، از شخص امام مجدِّد، اعلی اللّه مقامه، نوشته اند، و در کلّ دارای هفتاد برگ است، به قطع رُقع. عنوانها به شنگرف نوشته شده و مع الاسف چند صفحه آسیب دیده است.

تا چهل صفحه آثار مقابله دارد، و در بسیاری از حواشی صفحات مطلبی متناسب شعر متن، به نقل از کتب حدیث مرقوم شده است.

ص : 249

جای سند 173

ص : 250

جای سند 174

«668» قرّه العین

(عربی)

از: نیای گرامی اعلی(1)، آیه اللّه آقا سیّد صدرالدّین محمّد بن صالح بن محمّد بن

ص : 251


1- 1) علویّات طاهرات: اجدّه أمّی ابن ضعیف «سیّد محمد علی روضاتی» صبیّه مرضیّه آیه اللّه آقا میرزا سیّد جمال الدین چهارسوقی، و مادر گرامی آن مرحوم علویّه حبیبه بیگم _ تنها زوجه محترمه آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم موسوی چهارسوقی _ صبیّه مرضیّه آیه اللّه العظمی آقا سیّد صدرالدین از معقوده جلیله اش «مسمّاه به جان جان» دخت والاگهر آیه اللّه العظمی شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی است. رضوان اللّه تعالی علیهم اجمعین.

ابراهیم موسوی جبل عاملی، اعلی اللّه مقامه.

نگارنده شرح حال و نسب آن مرحوم و خاندان بسیار بزرگ و أصیل ایشان را در کتاب «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 211 _ 220» و مجلّد دوم «جامع الأنساب» به تفصیل نگاشته ام، و اینک مجملی از مطالب کتاب اول را _ با اصلاحاتی _ در اینجا یاد می کنم:

«سید صدرالدّین محمّد که مادرش دختر شیخ علی بن شیخ محیی الدّین بن شیخ علیّ بن شیخ محمّد بن شیخ حسن بن شهید ثانی بوده، از اکابر علماء إمامیّه در عصر خود و از غالب علوم اسلامی _ فقه، اصول، حدیث، رجال، ادب و فنون شعریّه _ دارای حظّی وافر بوده، شرح حالش در «روضات الجنّات: 332» و «ریحانه الادب 2: 467» و غیره آمده است. زوجه صالحه ایشان دختر مرحوم شیخ جعفر نجفی _ أعلی اللّه مقامه صاحب «کشف الغطاء» _ بوده، و عمده تحصیلاتش در نزد وی و سید بحرالعلوم و میر سیّد علی طباطبائی و سیّد محسن أعرجی و پدر بزرگوار خود او شیخ سلیمان عاملی و سیّد جواد عاملی؛ صورت گرفته، از پنج نفر اول و میرزا محمّد مهدی شهرستانی و غیرهم اجازه روایت دارد، رحمه اللّه علیهم أجمعین.

«تولّد آن مرحوم در قلعه «شدغیث» جبل عامل به سال 1193 اتّفاق افتاده و در هفت سالگی به معیّت پدر نامور و عشیره خود به عراق عرب مهاجرت کرده، پس از انجام امر تحصیلات به اصفهان آمده مدّی توقف فرموده و جمعی از اعاظم علماء این سامان همچون أخوین حجّتین آیتین صاحب «روضات الجنّات» و صاحب «مبانی الاُصول» و غیرهم از محضر پر فیضش استفاده ها برده، پس از مدّتی باز به طرف عراق عرب و نجف اشرف متوجّه شده، در شب اوّل صفر 1263 در آن مکان مقدّس دار فانی را وداع کرد.(1)

ص : 252


1- 1) تاریخ فوت آقا سید صدرالدین را که در شب اول صفر 1263 نوشته ایم نقل از «طبقات الاجازات» آقا سیّد حسن صدر است، و در «روضات طبع اول» شب جمعه 14 محرم 1263 است، لکن در چاپ دوم _ مطابق نسخه اصل _ به 1264 تصحیح شده و در «مستدرک الوسائل» نیز 1264 است، و به شواهد و قَرائنی تاریخ اخیر أصحّ می باشد: «صفحه 240 کتاب زندگانی». حیرت آور است که این اختلاف در عموم کتب تراجم و تواریخ دیده می شود، صاحب «تکمله الأمل 1: 240 ط قم _ 203 ط بیروت» به نقل از سیّد محمّد علی بن السیّد الی الحسن گوید که در شب جمعه اوّل ماه صفر 1263 وفات یافت، امّا خود، در (ص 104 ط قم ص 57 ط بیروت) به سال 1264 نوشته است. مصنّف عالیقدر «بغیه الراغبین 1: 168 ط بیروت» به شب جمعه 14 محرم 1264 تصریح فرموده است. محدّث قمی در «فوائد رضویّه» سال 1264 و در «کنی و ألقاب» 1263، و صاحب «کرام برره: 669» اوائل صفر 1263 را اختیار فرموده اند. رحم اللّه معشر الماضین. بیافزاییم که تفصیل احوال و آثار و اعقاب آقا سید صدرالدین در «بغیه الراغبین 1: 147 _ 279» دیده می شود.

«آقا سیّد حسن صدر در «طبقات الاجازات بالرّوایات» علّت مهاجرت ایشان را از جبل عامل شرح داده، و نیز فرموده که جدّش علاّمه متبحّر سیّد شرف الدین محمّد داماد شیخ حرّ عاملی _ ره _ بوده و از او روایت می کند، و آقا سیّد صدرالدین بواسطه پدر دانشور خود سیّد صالح و هم بلاواسطه او از جدّ مذکورش روایت می نماید،

«آقا سیّد صدرالدین دارای تألیفات بسیاری است که از جمله دوازده کتاب در «روضات الجنّات» و «ریحانه الأدب» یاد شده است... الخ: «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی».(1)

در کتاب «مکارم الآثار 1: 8 _ 14» نیز شرح حال صاحب عنوان و خاندان جلالت توأمان ایشان مذکور و از جمله این که:

«آقا سیّد صدرالدین بعد از سالها که در عراق عرب مانده بود به اصفهان آمد و آنجا سکونت نمود، و شهرت و أهمیّتی تمام به هم رسانید، و از جمله علماء آن شهر معدود گردید، اگر چه در آن زمان به واسطه شهرت و ریاست مرحوم سیّد حجه الاسلام رشتی؛ سایر علماءِ اصفهان _ چنان که در «قصص العلما: 107» نوشته _ در تحت الشّعاع او واقع شده بودند. و آنجا به تدریس و إفاضت پرداخت، و چندین نفر از فیض تدریس و روایت از او سرافراز و به مقامات عالیه ممتاز گردیدند: 1_ مرحوم سید محمّد حسن موسوی 2_ مرحوم حاج میرزا زین العابدین خوانساری 3_ مرحوم شیخ انصاری... و این سه نفر مخصوصًا از او اجازت روایت داشته اند. 4_ مرحوم آقا میرزا محمّد باقر چهارسویی، که در «روضات» در احوال او فرماید: وی را با من شفقتی تمام بود و مرا در

ص : 253


1- 1) مجموعه سه رساله از آن بزرگوار در پنجاه و پنج برگ به خطّ زین العابدین نام در «فهرست مرعشیّه قم: 10 ش 3724» معرّفی شده است.

تألیف این کتاب یاری فرمود. و در بعضی از تراجم دیگر اشارت بدان دارد که از وی استفاده هایی نموده. 5 _ آقا میرزا محمّد هاشم چهارسویی که نزد او درس خوانده و هم از او روایت می کند،

«مرحوم آقا سید صدرالدین چندین کتاب نیز تألیف نموده 1_ کتاب «أُثْرَه العِتره»(1) در فقه استدلالی که مجلّدی بزرگ است. 2_ «حاشیه بر کتاب نقد الرجال» میر مصطفی تفریشی 3_ «رساله ای در أحوال محمّد بن أبی عیمر» که در «قصص العلما: 108» فرموده 4_ «رساله ای در حجّیّت مظنّه» انجام تألیف آن سنه (1242) 5_ «رساله ای در شرح مقبوله عمر بن حنظله» 6_ «رساله ای در مسائل ذوالرّأسین» بر طریقه ای که شیخ جعفر نوشته 7_ کتاب «قرّه العین» در نحو که آن را در أواخر عمر خود در مدّت بیش از یک ماه برای فرزندش سید محمّد تقی تألیف کرده، و شواهد مباحث و مسائل آن را از آیات مبارکه قرآن مجید آورده با بعضی شواهد منظوم و منثور دیگر، و این کتاب را از آیات مبارکه قرآن مجید آورده با بعضی شواهد منظوم و منثور دیگر، و این کتاب با اختصارش از جلائل کتب تحویّه و دارای مطالب نادره و فوائد نافعه بسیاری است(2). 8 _ کتاب «القسطاس المستقیم(3)» در اصول فقه 9_ «قصائد و أشعار» فاخره بسیاری مطوّلاً و مختصرًا که بعضی از آنها را هم خود شرح نموده 10_ کتاب «قوت لایموت» که رساله ای است عملیّه برای مقلّدین 11_ کتاب «المجال» در رجال که در «الاسناد المصفّی: 24» و جاهای دیگر نوشته اند 12_ کتاب «المستطرفات» 13_ «منظومه ای در رجال» به وضعی لطیف با شرح آن 14_ «حواشی متفرّقه بر منتهی المقال» که مرحوم آقا

ص : 254


1- 1) الأثره بوزن عُقده هی البقیّه من العلم تؤثر... و العتره هنا ذرّیه رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله... «بغیه: 164».
2- 2) نیای معظّم، آیه اللّه العظمی آقا میرزا سیّد محمّد هاشم موسوی چهارسوقی داماد گرامی آقا سیّد صدرالدین، در مختصر شرح حالی که از خود و استادان خود نوشته و به مجموعه رسائل «مجمع الفوائد و مخزن الفرائد: ص 312 _ 313. چاپ سنگی 1317 ق» معروف به «مَبانیالاصولی» ملحق کرده اند، در زمره آثار آن مرحوم این چنین فرموده اند: «منها: رسالته الموسومه بقرّه العین، فی النحو، فانّها مع صغر حجمها تفوق علی «المُغنی» مع طوله و بسطه. و کما أنّ «الصمدیّه» ممّا یناسب فهم المبتدی؛ فهذه الرساله یوافق ادراک المنتهی». در «بغیه الراغبین 1: 164 س 1» نام مجموعه به اشتباه «معدن الفؤاد» چاپ شده است.
3- 3) در کتاب جای گفتگو آن را «قسطاس الاصول» خوانده است.

سید حسن صدر آنها را تدوین و به نام «نُکت الرجال» بر «منتهی المقال» موسوم نموده». انتهی. و اینک جای گفتگو:

این کتاب، چنانکه وصف آن از «مکارم الآثار» گذشت کتاب مختصر و مفیدی است در علم نحو و مؤلّف بزرگوار آن را برای فرزندش «محمّد تقی» تألیف کرده(1)، در بسیاری از مواضع و مسائل نحوی اجتهاد و نظر خود را به عبارت «و عندی...» و «فی نظری...» و امثال اینها بیان فرموده است. کتاب مرتّب به فصولی است «52 فصل» که فهرست آن را می آوریم، و تنها نسخه دیگری که از آن می شناسیم در کتابخانه دانشمند بزرگ آقای الفت اصفهانی است. نسخه ای هم به خط نگارنده این فهرست در کتابخانه حجّه الاسلام آقای حاج سید حسین موسوی خادمی «حفید مؤلّف» موجود است.

آغاز: [بسم ... الحمد للّه الّذی رفعَ عَلم العلماء بالإبتداء، و نصبَهم لندبه المستغیث و استجابه النّداءِ، و أعربَ بِهم عن کلمات الحُجج و المحجّه البیضاء، و فضّل مدادهم علی دماءِ الشهداء، و ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشآء، موصلاً بالصّلوه و السّلام علی من جلّ فی نعوته عن مضارع، و فی أمره الماضی عن منازع؛ محمّد و آله، شفعاء یوم الجزآء.

و بعد، فیقول العبد المسکین صدرالدّین ابن صالح ابن محمّد الموسوی العاملیُّ: هذه رسالهٌ. فی النّحو، أملیتها لنور بصری و مهجه قلبی الولد الأعزّ محمّد تقی، رقی اللّه به سُلّم العلم و الفضل، و أحیا به ذکر آبائنا الماضین من قبل _ و سمّیته «قرّه العین» و به تعالی أستعین. فصلٌ. الکلام...].

انجام: [فهذا یا بُنیَّ آخر ما أردتُ تحریره و تحبیره، و قد صرفتُ فیه فوق شهرِ من

ص : 255


1- 1) نسخه خطّ همین گرامی فرزند یعنی سیّد محمد تقی _ علیه الرحمه _ را این حقیر در سال «1400 ق» نخرد یکی از خویشاوندان خود دیدم و پس از وفات او از سرنوشت آن نسخه و کتابهای دیگری که داشت آگاه نیستم. در آن نسخه نیز تاریخ تألیف نیست و به کلمه «بل بخلاً بهم علیها» پایان یافته، و پس از آن کاتب خود نوشته است: «قد وقع الفراغ من تسوید هذه الرساله الشریفه فی العصر من یوم السبت سابع و عشرین من شهر رجب المرجّب 1253. کاتبُه العبد الفقیر ابنُ المصنّف _ دام ظلّه العالی _ محمّد تقیّ الموسوی» که این می رساند سیّد محمد تقی تا آن تاریخ در حیات بوده است. سجع مُهرش «محمّد تقیّ بن صدرالدین الموسوی». درباره سیّد محمد تقی چند سطری در «کرّام برره: ش 446» و هم در «بغیه الراغبین 1: 170»، و در هر دو با اشتباهاتی دیده می شود.

عمری علی حین و هَن العظمُ منّی و اشتعل الرّأس شیبًا، اذاتانی تهیئه سراج و فراش و أنیس لقبری. أسأل اللّه أن ینفعک به و إخواننا، و یُلهمک معرفته؛ و یشدّ أرکانک علی طاعته، و یُذیقک حلاوه عبادته؛ فإنّ من رُزق تلک اللّذّه عرف أنّ الکسل کأبی الجعل، یضعفه عبق الورد و و أنّ المنتعش بزهر تهالکالبطّ لا یوثر علی الحمأه غیرها. و مازوی اللّه لذّه الدنیا الدنیّه عن اولیائه بُخلاً علیهم بها _ تعالی عن ذلک علوّاً کبیراً _ بل بُخلاً بهم علیها!

قد وقع الفراغ من تسوید هذه الرّساله فی الیوم السادس من الأسبوع الرابع من الشهر الثانی من السنه الثالثه من العشره السادسه من المائه الثالثه من الألف الثانیه، من الهجره النبویّه، علی مهاجرها آلاف التحیّه.

و کان ذلک علی ید أقلّ السّادات عیسی بن المرحوم السید محمّد علیّ بن المرحوم السید صالح بن المرحوم السیّد محمّد العاملی. تمّ. «مهر: عبده عیسی الموسوی»].

توضیحاً: تاریخ مذکور در فوق یعنی «ششمین روز از چهارمین هفته ماه صفر 1253» را نگارنده در «زندگانی آیه اللّه چهارسوقی: 114» _ نظر به عدم ظهور عبارت مذکور در تاریخ تألیف یا کتابت، و هم نظر به نبودن این تاریخ در نسخه آقای الفت _ آن را تاریخ استنساخ نسخه مورد بحث دانسته ایم، و چنان که در حاشیه صفحه قبل نوشتیم نسخه خط سیّد محمد تقی نیز تنها تاریخ اتمام کتابت نسخه است به روز شنبه 27 ماه رجب همین سال 1253.

فهرست فصول کتاب. فصل 1_ تعریف کلمه و کلام 2_ تعریف إعراب 3_ تقسیم معرب 4_ تقسیم إعراب 5_ تقسیم فعل 6_ مرفوعات أسماء 7_ اسمهای معرفه و نکره 8_ مبتدا و خبر 9_ اسم و خبر کان 10_ حروفی که عمل «لیس» می کنند 11_ حروف مشبهه به فعل 12_ لای نفی جنس 13_ أفعال مقاربه 14_ عسی و اخلولق و أوشک 15_ أفعال قلوب 16_ فاعل 17_ حذف فاعل 18_ باب اشتغال 19_ تنازع عامل 20_ مفعول به 21_ منادی 22_ مفعول له 23_ مفعول فیه 24_ مفعول معه 25_ حال 26_ تمیز 27_ استثناء 28_ نصب به اختصاص 29_ حروف جرّ 30_ حذف تنوین از مضاف 31_ چهار چیز که عمل فعل می کنند 32_ مصدر 33_ اسم فاعل و اسم مفعول 34_ معمول صفت مشبهه 35_ ألفاظ تعجّب 36_ اسم تفضیل 37_ نعم و بئس 38_ نعت 39_ توکید لفظی و معنوی 40_ عطف بیان 41_ عطف نسق 42_ عطف به

ص : 256

ضمیر منفصل 43_ بدل 44_ نواصب فعل مضارع 45_ نصب به «أن» 46_ جوازم 47_ حذف شرط إن 48_ مبحث «لو» 49_ تذکیر و تأنیث وزن فاعل 50_ أسباب منع صرف 51_ اقسام وقف 52_ کتابت ألف بعد از واو جمع.

نسخه: دارای 82 برگ، 2 برگ اول و آخر عطف و سفید است، روی برگ 2 نیز سفید است، کاغذ فرنگی آهار و مهره شده، جلد تیماج سبز یک لا، خط نسخ 14 سطری، عناوین به سرخی، بالای رؤوس مطالب و شواهد شعری نیز خط کشیده، قطع 14 × 21، متن 7 و نیم × 14، نام کاتب و تاریخ تألیف در بالا از انجام نسخه نقل شد، تاریخ کتابت ندارد، و کاتب، آقا سیّد عیسی بن محمد علی برادرزاده مؤلّف گرامی و پدر سید جمال واعظ مشروطه خواه معروف اصفهانی «مقتول در 1326» است.

تنها در یک جای نسخه حاشیه ای مختوم به «منه، دام ظلّه» به خط کاتب نوشته شده.

نگارنده این فهرست نسخه را با نسخه آقای الفت مقابله و تصحیح کرده و در «28 شوّال 1367» از آن فراغت یافته است.(1)

فیه فوق شهر من عمری علی حین و هن العظم منّی و اشتعل الرّاس شیئًا اذاتانی تهیّئه سراج و فواش و انیس لقبری اسال اللّه ان ینفعک به و اخواننا و یلحمک معرفته و یشدّ ارکانک علی طاعته و یذیقک حلاوه عبادته فانّ من رزق تلک اللذّه عرف انّ الکَسِلَ کابی الجعل یضعفه عبق الورد و انّ المنتعش بذمارتها کالبطّ لا یوثر علی الحماه غیرها و ما ذوی اللّه لذّه هذه الدّنیا الدنیّه عن اولیائه بخلاً علیهم بها تعالی عن ذلک علوّا کبیرا بل بخلا بهم عَلیْهَا قَد وقع الفراغ من تسویده هذهِ الرّساله فی السّادس مِنَ الاُسبوع الرّابع من اللّه عن الثانی من السّنه الثلثه من العشره السّادسه من المائه الثلثه من الاَلْف الثّانیه من الهجره النبویه علی مهاجره بما الاف التحیّه و کان ذلک علی ید اقلّ السّادات عیسی بن ××××× السیّد محمّد علی بن المرحوم السیّد صالح بن المرحوم السیّد محمّد العاملی سیبقی الخط بعد صاحب زمانا م. م م ه و صاحبه و میم فی التّراب.

ص : 257


1- 1) در تاریخ غرّه ذی الحجّه 1409 تیرماه / 1368» طالب علم جوانی به نام «سیّد محمد علی بن سیّد محمد طباطبائی آل بحرالعلوم» که گویا در دانشگاه تهران اشتغال به تحصیل داشت، به اصفهان آمده و او نسخه موصوفه «قرّه العین» تصویری تهیّه کرده با خود به همراه بردند. ده سالی پس از آن زمان کتاب را از روی تنها همین نسخه با مقدّمه کوتاه و فهارسی را در پایان، در سلسله انتشارات دانشگاه تهران «به شماره 2390» در 267 صفحه به چاپ رسانیدند. مع الاسف، هم در مقدّمه و هم در متن اغلاطی دیده می شود.

بلغ قبالا علی نسخه مصحّحه و لمحمد للّه تم م. ع. والموسوی فی 28 شوال 1367 ق والنسخه المشار الیها فی مکتبه العلامه الحاج میرزا محمد باقر الشهیر بالفت و لا یخفی ان کلما فی هامش نسختنا هذه فبخط هذا العبد من التصحیحات و الاسماء و غیرها م. ع. ر السید محمّد علی بن محمد هاشم الموسوی الروضاتی.

سخنی پیرامون کاتب نسخه

آقا سیّد عیسی عمّ آقا سیّد حسن صدر بوده و شرح حال شگفتاوری از او در «تکمله الأمل: ش 300 چاپ قم، ج 1 ش 306 ط بیروت» در کمتر از یک صفحه دیده می شود، همه سخن از ریاضات و کرامات و مقامات بدون ذکر سندی و شاهدی یا مشاهده ای. در جایی که نامی از آن مرحوم در کتب تاریخی و رجالی آن زمان مطلقا دیده نمی شود، و اللّه العالم!

«... و قیل انّه عثر علی الکیمیاء فکانت ثروته ثروه الملوک و سیرته سیره الأنبیاء فی الزهد و العباره و الانزواء. فکانت الملوک و الأحراء و الوزراء و أجلاّء العلماءِ علی بابه ینتظرون خروجه و ملاقاته و قد لا یخرج الیهم! و کان نزیل طهران...»

و عاقبت این که آقا سیّد عیسی به عزم سفر حجّ از طهران به همدان رفته و در آنجا به سال 1280 وفات یافته و جنازه اش را در نجف اشرف به خاک سپرده اند. سپس:

«و أعقب السیّد ابراهیم المتقدم ذکره و السیّد جمالَ الدین...».

ناگفته نماند که سه سطر پایان این شرح حال در چاپ بیروتی «تکمله» نیامده است!

و در جلد پنجم «تکمله: ش 2136» در شرح حال آقا سیّد محمد قصیر رضوی علیه الرحمه متوفی به سال 1255 «یعنی فقط دو سالی پس از تاریخ استنساخ قره العین به دست آقا سیّد عیسی!» نیز عجائبی نوشته اند:

«و کان عمّنا السیّد عیسی معروفًا بالعلوم الغربیه و کان السیّد محمّد القصیر قد تلمذ علیه و خدمه»! سبحان اللّه.

و همین است روش نگارش «تکمله أمل الامل» در شرح احوال همه اقارب و ارحام، از جمله برادر آقا سیّد صدرالدین یعنی سیّد محمد علی پدر سیّد عیسی و سیّد هادی والد صاحب التکمله علیهم الرحمه در همان جلد یکم، همه محامد و مدائح و کرامات

ص : 258

و خوارق عادات!

ناگفته گذاریم که سیّدنا الامام السیّد عبدالحسین شرف الدین، رضوان اللّه علیه، که نسخه «تکمله الأمل» را در دست داشته اند، در «بغیه الراغبین فی سلسله آل شرف الدین، دو جلد، بیروت، 1411 ق» عموم مطالب آن را نقل فرموده، و از جمله مطالب راجع به مرحوم سیّد عیسی را.

ادامه مطالب از سوی محقّق و متمّم کتاب «بغیه»، در اینجا شایسته بحث نیست.

«669» القسطاس المستقیم

(اصول فقه _ عربی)

از: شیخ عبدالوهّاب بن ملاّ یار علی بن ملاّ عین علی، ریزی لنجانی اصفهانی.

کتاب: حاشیه مبسوطی است بر «القوانین المحکمه» مرحوم آقا میرزا ابوالقاسم قمی، قدّس سرّه.

نسخه: مجلّد اوّل از آغاز تا مبحث نهی، و نسخه اصل خط محشّی است. در مقدّمه گوید که در بیست و پنج سالگی شروع به نگارش آن نموده.

تاریخ ندارد و از صاحب «فصول» تعبیر به فاضل معاصر می کند. در ظهر نسخه ابیاتی از یک اُرجوزه اصولیّه بخطّ مؤلّف نوشته شده است.

آگاهی پیرامون مؤلّف و خاندانش

عالم جلیل آقای حاج شیخ محمود شریعت ریزی «متولّد 1332 ق» که اینک در دهکده ریز لنجان اصفهان زعامت امور علمیّه و شرعیّه دارد و تنها فرد روحانی از اولاد ذکور شیخ عبدالوهّاب می باشد، در تاریخ هیجدهم ربیع الاخر 1388 «24/4/47» توضیحات به شرح ذیل برای نگارنده این فهرست دادند:

ملاّ عین علی مذکور اهل لکای کربلای معلّی بوده و با زنی ایرانی ازدواج نموده و بدین جهت به اصفهان آمده و در دهکده ریز اقامت گزیده. فرزندش ملاّ یارعلی پس از پدر عالم قصبه بوده.

فرزندش شیخ عبدالوهّاب عالمی محقّق و بزرگ و مرجع امور شرعی ریز بوده و متجاوز از نود سال عمر کرده و در اصفهان وفات یافته و جنازه اش را به ریز منتقل و در یکی از ایوان های مسجد جامع ریز که در آن اقامه جماعت می کرده دفن کرده اند. او با صاحب «فصول» روابط دوستانه داشته، و تألیفاتی از او به جای مانده است، از جمله

ص : 259

«شرح معالم الاصول» و «قسطاس» مذکور.

مرحوم شیخ عبدالوهاب سه فرزند دانشمند داشته:

اول مرحوم حاج شیخ مرتضی ریزی «جدّ امّی آقایان رشتی اصفهان» از علماءِ بسیار مبرّز اصفهان متوفی 1329 مدفون در تکیه مخصوص خود در تخت پولاد اصفهان و مذکور در «تذکره القبور _ رجال اصفهان: 83» و «نقباء البشر» و «مکارم الاثار».

دوم شیخ ابوالمعالی. تحصیلاتش در نجف اشرف بوده و به ریز مراجعت نموده متصدّی امور شرعیّه گردید و همانجا وفات یافته و به نجف اشرف حمل شده است. وی دارای دو فرزند بوده 1_ شیخ ضیاءالدین که تنها دختری از او مانده و متعلّقه ابن عمّ خود می باشد 2_ شیخ جلال الدین که وی و برادرش در جنب جدّشان در ریز مدفونند و شیخ جلال الدین از شاگردان مبرّز مرحوم آقا شیخ هادی تهرانی اصولی معروف بوده، و تنها فرزندش همین آقای حاج شیخ محمود شریعت می باشند.

فرزند سوم مرحوم شیخ عبدالوهاب: آقا شیخ ابوالفضل ریزی که وی نیز از علماءِ مبرّز بوده و در جنب برادرش شیخ مرتضی دفن شده و در «تذکره القبور: 85» و «نقباء البشر: 54» مذکور است. و در «نقباء» نام پدرش را اشتباهًا مولی محمّد جعفر فشارکی نوشته اند و در ص 558 همان کتاب رفع اشتباه شده است(1).

«670» القلائد السنیّه علی القواعد الشهیدیّه

(عربی)

این کتاب را شیخ محمّد بن علی بن احمد عاملی کرکی دمشقی؛ معروف به شیخ محمّد حریری(2) حرفوشی، از دانشمندان سده یازدهم، در شرح کتاب «قواعد شهید اول» شیخ ابو عبداللّه محمّد بن مکّیّ «ش 786» نگاشته است.

«قواعد» از متون مهمّی است که شیخ شهید _ رضوان اللّه علیه _ بسیاری از کلّیات فقهی و اصولی را در آن گرد آورده و از زمان خود وی پیوسته مورد مراجعه و بحث و درس

ص : 260


1- 1) آقای حاج شیخ محمود ریزی که اطلاعات راجع به خاندان خود را به شرح بالا دادند، در تاریخ پنجم جمادی الاولی 1418 «17/6/76»، وفات یافت و در مسقط الرأس خود به خاک رفت. «رحمه اللّه علیه».
2- 2) در نسخه چاپی «سلافه العصر» اشتباهًا به جای الحریری «الحویزی» چاپ شده، لکن در نسخه خطّی نگارنده «برگ 204» صریحًا «الحریری» است.

و استفاده فقهاء و دانشمندان بوده است.

در «فهرست دانشگاه 5: 1978» گوید: «شهید یکم (متوفی 786) بسیاری از قاعده های کلّی فقه و اصول و ادب با فروع آنها در این دفتر گرد آورد، و در این زمینه گویا نخستین کسی باشد از دانشمندان شیعی که بدین کار پرداختند. شماره قاعده ها 303 و شماره بیتها نزدیک 3600 می باشد. او در اجازه خود به ابن خازن در دمشق در نیمه روز چهارشنبه 12 رمضان 784 از آن با عبارت «کتاب القواعد و الفوائد فی الفقه، مختصرٌ یشتمل علی ضوابط کلّیّه اصولیّه و فرعیّه، یستنبط منها أحکام شرعیّه، لم یعمل الأصحاب مثله» می ستاید و می گوید که یاران پیش از من بدین کار نپرداختند. (روضات ص 591)، انتهی.

مؤلّف «الذّریعه 6: 173 و 14: 17» در موضع اوّل نُه حاشیه و در موضع دوم چهار شرح بر این کتاب یاد، و در هر دو جا کتاب مورد بحث را عنوان کرده اند.

شرح حال فاضل حرفوشی در «سُلافه العصر: 315 _ 323» آمده و در آنجا ستایش بسیار از او شده و مقدار زیادی از اشعارش نقل گردیده است، از جمله در مدح شیخ جواد کاظمی مؤلّف «مسالک الأفهام» این دو بیت شعر را آورده:

جری فی حلبه العلیاء شوطًا بسعیٍ ما عدا سنن السّداد

ففات السّابقین إلی المعالی و ما هذا ببدعٍ من جواد

حرفوشی از دانشمندان جامع بوده، چنانکه در فقه و اصول و نحو و ادب و شعر دست داشته و در این رشته ها نوشته است.

صاحب «سُلافه» فرماید: وی از شام به بلاد عجم «یعنی ایران» منتقل شد، و در آنجاها بماند تا در ربیع دوم 1059 درگذشت، از مصنّفاتش: «شرح الزبده» در اصول. «الّلالئُ» السّنیّه فی شرح الاجرّومیّه». «شرح التهذیب» در نحو. «شرح شرح الفاکهیّ علی القطر». «شرح شرح الکافیجیّ علی قواعد ابن هشام». «المختلف» در نحو و «طرائف النّظام» است. سپس ادب و شعر او را ستوده و قصیده ای که در مدح شیخ خود «استادش» شرف الدین دمشقی به سال 1026 سروده نقل فرموده است.

معاصر دیگر حرفوشی، مرحوم شیخ حرّ عاملی نیز وی را در «أمل الامل: 27 _ 28» عنوان کرده(1) و او را بسیار ستوده، از جمله در وصفش گوید: «أعرفُ أهل عصره بعلوم

ص : 261


1- 1) در نسخ معمولی این کتاب نام جدّ حرفوشی به جای أحمد «محمد» نوشته شده که بی شک از اشتباه ناسخان است.

العربیّه. قرء علی السیّد نورالدّین علیّ بن علیّ بن أبی الحسن الموسویّ العاملیّ فی مکّه جملهً من کتب الخاصّه و العامّه. له کتبٌ کثیره الفوائد، منها...».

سپس تألیفاتش را یاد کرده و گوید: او را در دیارمان دیده ام، بعد به اصفهان رفت، و هنگامی که درگذشت قصیده ای طولانی در رثائش سرودم، از آن اشعار است:

أقم مأتمًا للمجد، قد ذهب المجدُ وجدّ بقلب السّودد(1) الحزن و الوجدُ

تا آخر، بعد کلام صاحب «سلافه العصر» را نقل و ترجمه را پایان داده است.

از دو کتاب مذکور و خاتمه کتاب مورد بحث که چهار سال قبل از وفاتش در اصفهان نوشته مستفاد می شود که حرفوشی اواخر عمر را در اصفهان می زیسته و شاید در همین شهر درگذشته و به خاک رسیده باشد، لکن از مدفن او اطّلاعی نداریم.

دانشمند ادیب شاعر دیگری از نزدیکان به زمان حرفوشی، شیخ عبدالرحمن بن محمّد بن عبدالرحمن بن یوسف دمشقی معروف به ابن شاشو _ یا ابن شاشه _ متولّد 1055 متوفای 1128 نیز در (صفحه 201 _ 209) تذکره خود که به نام «تراجمُ بعض أعیان دمشق». در بیروت چاپ شده؛ ترجمه او را نگاشته، گوید: «فاضلٌ قد اشتهر بالفضل؛ و ناقلٌ صحّ بروایته النّقل؛ ارتفع بخفض جنابه، و انتصب لإفاده طلاّبه؛ و أشفی بمعرب بیانه علیل الأفهام، و أسّس قواعد مذهبه بصحیح الأحکام. أجلُّ معلوماته العربیّه،و أکملُ مؤلّفاته «شرح الاجرّومیّه». مازال بالعربیّه معروف، و بحسن علمه و تعلیمه موصوف، تقصده الطلاّب من کلّ ناد؛ مع کمال شهرته فی تلک البلاد. إلی أن صدرت منه بعضُ کلمات أوجبتْ رحلتَه إلی بعض الجهات. ثمّ دخل فارس و أظهر بها مذهبه. ثمّ رحل الهند [کذا] و أدرک هناک مارامَه و طلبه. و له شعر مقبول، و عند أهله محفوظ و منقول، فمنه قوله...».

ص : 262


1- 1) عموم کسانی که این اشعار را نقل کرده اند این کلمه بسیار ساده «السّودد» را چون کاتبان نسخه أمل الامل غالبًا به اشتباه «السود و» نوشته بودند _ نتوانسته اند بخوانند، لذا در معنای شعر دچار حیرت شده هر کس به شکلی سلیقه خود را اعمال و شعر به این زیبائی و بلندی را دگرگون کرده است، مثلا در «روضات الجنّات» چنین است: «و حلّ بقلبی السوء و الحزن والوجد». در أعیان الشیعه: «و حلّ بقلبی بعده الحزن والوجد». در «الغدیر» و شهداء الفضیله: «وجد بقلبی السوء و الحزن و الوجد». و السُّودَد، و السُّؤّدُد: کرم المنصب، السیاده الرفیع، المَجد.

سپس چند صفحه ای از کتاب خود را به أشعار او اختصاص داده است.

ادیب شاعر فاضل محمّد امین بن فضل اللّه، محبّی دمشقی «1061 _ 1111» نیز در کتاب نفیس «خلاصه الأثر فی أعیان القرن الحادی عشر 4: 49 _ 54» شرح حال حرفوشی را آورده و او را بسی ستوده و گوید: در دمشق درس خواند و ترقی کرد و به درسهای عمادی مفتی(1) حاضر شد و عمادی به فضل او گواهی می داد و از او تجلیل می کرد. تا اینکه مولی یوسف بن ابی الفتح(2)، حرفوشی را برای اعاده درس خود فراخواند، چند روزی حاضر شد و دیگر نرفت، فتحی از سبب غیبت حرفوشی تحقیق کرد، گفتند: وی این درس را با مقام خود متناسب ندانست. ملاّ یوسف خشمگین شد و به سعایت برخاست و کمر به قتل او بست و نزد حکّام دمشق شهادت به رفض او داد. حرفوشی فهمید و از دمشق به حلب و از آنجا به ایران رفت، شاه عبّاس سلطان ایران مقدمش را گرامی داشت و او را رئیس علماءِ دیار خود گردانید، در حالی که هنگام توقفش در دمشق خامل الذکر بود و به بافتن بعضی از پارچه هایی که از حریر به عمل می آید روزگار می گذرانید، و از همین جهت او را حریری می خواندند. بسیاری از دانشجویان به خدمتش می شتافتند و او در همان دکان خود به کارهای علمی می پرداخت و هیچ شغلی او را از کسب دانش باز نمی داشت. «پایان کلام محبّی».

شرح حال ادیب حرفوشی درین کتابها نیز آمده است: روضات الجنّات: 613 _ 614، أعیان الشّیعه 46: 148 _ 152، شهداء الفضیله: 118 _ 122، الغدیر 11: 286 _ 290، الأعلام 7: 187، معجم المؤلّفین 10: 304 _ 305، الکنی و الألقاب 2:

ص : 263


1- 1) العمادیّ (978 _ 1051) عبدالرّحمن بن محمّد بن محمّد بن عمادالدین، مُفتی دمشق و من أجلاّءِ شیوخها... : «الأعلام 3: 332». عمادی دیگری که حریری رساله «اثبات الواجب قدیم» دوانی و شرح حنفی بر آن و حاشیه میرزاجان را نزد او خوانده حسن الکردی العمادی است که در آخر رساله إثبات این چنین گواهی داده است. «قرأ هذه الرسالهَ مع شرح الحنفیّ و حاشیه میرزاجان بطرَفَیها أفضلُ زمانه و أحسنُ إخوانه شیخ محمّد الحریریُّ علیَّ و أنا أحقر عباداللّه تراب أقدام الطلاّب حسن الکردیّ العمادیّ سنه 1038. اتمّ. از نسخه مخطوطه یک مجموعه جلیله مشتمل بر خطّ و ربط حریری، قدّس سرّه.
2- 2) یوسف بن أبی الفتح بن منصور بن عبدالرحمن السقیفی الدمشقی الحنفی امام السّلطان و علامته الزمان... : «خلاصه الأثر 4: 493 _ 500». در پایان ترجمه اش گوید: ولادتش در ماه ذی الحجّه (994) و مرگش در (1056) در قسطنطنیّه بود.

191 _ 192. فوائد الرضویّه: 556 _ 557، ریحانه الأدب 1: 319 و «تکمله أمل الامل: 1، ش 340 ط قم، 1: ش 347 ط بیروت».

شیخ محمّد را فرزند دانشمندی بوده به نام شیخ ابراهیم که این کتاب مورد بحث را به نام او تألیف کرده، و شیخ حرّ نیز در «امل الآمل: 6» او را عنوان و فرموده است که مردی فاضل و صالح بود، و نزد پدر خود و غیر او درس خواند، و به سال 1080 در طوس وفات یافت و من به جنازه او حاضر شدم، انتهی. و در «روضات الجنّات: 614» داستانی از «مجموعه اجازات» که تألیف شیخ ابراهیم مذکو بوده نقل فرموده است.(1)

و هم در روضاتست که گویند شیخ محمّد حرفوشی در یکی از مساجد شام به دیدار ابن ابی الدّنیا معمّر مغربی _ که نامش علی بن عثمن بن خطاب بن مرّه بن مؤیّد همدانی یمانی است و گویند از اصحاب امیرالمؤمنین علیّ بن ابیطالب علیه السلام بوده و آب حیات نوشیده نائل شده و از او اجازه روایت گرفته است!

در «تکمله الأمل 1: 195 و 318 ط بیروت نیز به این داستان اشاره شده است.

در مورد نسبت صاحب ترجمه به «حرفوش»، مؤلّف «أعیان الشیعه 17: 49 به بعد» و دیگران مبسوطًا سخن گفته اند، و در «ریحانه الأدب 1: 319» گوید: منسوب به آل حرفوش است که امرای بعلبک بوده و در آن شهر و کرک نوح سکونت داشته و تمامًا شیعه دوازده امامی بوده و در بعلبک و غیره تأسیس مساجد کرده و علماء و أشراف را إکرام می نموده اند، و أصل ایشان از عراق از قبیله خُزاعه و به نیای عالی شان «حرفوش خزاعی» منسوب می باشند... .

«القلائد السّنیّه» جای گفتگو، آن گونه که ذکر شد در شرح کتاب القواعد شهید اوّل _ رضوان اللّه علیه _ است به طور مزجی، و در خاتمه آن _ چنانکه خواهد آمد _ گوید که ظهر یکشنبه ششم جُمادای دوم سال 1055 در اصفهان از تبییض آن فراغت یافته است.

این کتاب بسیار محقّقانه نوشته شده و در آن فوائد ادبی و لغوی و فقهی و اصولی

ص : 264


1- 1) شیخ ابراهیم حرفوشی کاتب نسخه حاشیه شیخ علی شهیدی بر حاشیه «شرح اللّمعه» خلیفه سلطان است. نسخه را در «الذریعه 10: 200» و سپس در «فهرست مرعشیّه قم 9: 60» شناسانده اند و تاریخ کتابتش (3 _ ج 1 _ 1077) در اصفهان از روی نسخه خطّ شخص مؤلّف است، و این می رساند که کاتب همانند پدر با مرحوم شیخ علی شهیدی مربوط و مأنوس بوده اند. رحمه اللّه علیهم أجمعین.

و روایتی و تاریخی و غیرها بسیار است، و کتابهای گوناگون زیادی که مورد استناد نویسنده قرار گرفته از متون بزرگ و مورد اعتماد به شمار می رود.

وی در چند جا از تألیفات شیخ بهائی _ رضوان اللّه علیه _ نقل کرده و از ایشان به کلمه «شیخنا» تعبیر می کند که معلوم می شود در نزد ایشان شاگردی کرده است.

در شرح قاعده «لاضرر و لاضرار» که شیخ شهید _ قدّس سرّه _ در أصل «قواعد» شعر ابو العلاءِ معرّی را که گوید:

یدٌ بخَمس مِئینَ عسجَدٍ وُدیتْ ما بالُها قُطعتْ من رُبع دینار

و جوابی که سیّد مرتضی علم الهدی _ أعلی اللّه مقامه _ و خود شهید نظمًا به او داده اند نقل فرموده؛ شارح درین مقام شرح مبسوطی نگاشته و شواهدی بر فساد عقیده ابوالعلاء از أشعار او آورده و گوید: «و بالجمله، فالمنقول عنه فی هذا الباب کثیرٌ جدًّا، فلاعبره بما ألّفه بعضهم للنّصره له و دفع المَطاعن عنه و سمّاه «التّحرّی، فی دفع التّجرّی، عن أبی العلاءِ المعرّی(1)» إلخ».

در «کشف الحجب: 347» کتاب قلائد را به عنوان «شرح قواعد الشهید» یاد کرده و معلوم می شود نسخه آن را ندیده است. در این کتاب نام عموم تألیفات حرفوشی را آورده و همه جا وفات او را به سال 1051 ضبط نموده که اشتباه است.

نسخه ای از این کتاب در کتابخانه مرحوم سماوی در نجف اشرف بوده و آقای دکتر حسین علی محفوظ کاظمینی در «مجلّه معهد المخطوطات العربیّه 4: 233» از آن یاد کرده اند، و در «فهرست دانشگاه 5: 1978 _ 1979» و «ذریعه 14: 17» است که قسمتی از قلائد و بعضی از شروح و حواشی دیگران در هامش اصل کتاب قواعد به سال 1308 در طهران به چاپ سنگی رسیده، و شرح حال حرفوشی نیز در آغاز نسخه آمده و مصحّح آن مجموعه متذکّر شده است که تنها یک ثُلث از قلائد را در دست داشته.

ص : 265


1- 1) کتابی به این نام در معاجم و فهارس نیافتیم، ظاهرًا مقصود محقّق حرفوشی کتاب «الانصاف و التحرّی، فی دفع الظلم و التجرّی، عن أبی العلاءِ المعرّی» تألیف کمال الدین ابن العدیم «588 _ 660» است که به طبع هم رسیده، واللّه العالم. شیخ یوسف البدیعی (متوفّی 1073) صاحب «صبح المُنبی عن حیثیّه المتنّبی» نیز کتابی به نام «أوج التحرّی عن حیثیّه أبی العلاءِ المعرّی دارد (کتاب الصبح: 57). و برای اصل شعر و دفاع معرّی، به «زجر النّابح. مقتظفات: 108 ط دمشق» و «مجلّه الجامعه الاسلامیّه، ع 1 س 6 ص 45» رجوع فرمایند.

نسخه های ما نیز پیش از شرح یک سوم اصل قواعد نیست، و شارح مقداری را که شرح کرده مجلّد اول کتاب قرار داده، چنان که از کلام خود او نیز که در خاتمه گفته است «قد فرغ من تبییض هذا المجلّد مؤلّفه...» این مطلب معلوم می شود(1).

مقدار موجود تا پایان فوائد مربوط به أحکام وطی است، و آخرین فائده ای که شرح کرده به این عنوان است: «فائده. کلّ هذه الأحکام یتساوی فیها القبل و الدّبر إلاّ التّحلیل و... إلاّ تحریم اُمِّ المفعول و اُخته و بنته».

آغاز: «بسم ... نحمدک یا من أوضح لنا مناهج الوصول إلی قواعد الاُصول، و یسّرلنا مسالک الحصول علی إدراک المأمول، قضی لمن بذل وسعه فی درک الحقّ بالوصول إلیه، و حتم بهدایه من جاهد فیه و معونه من توکّل علیه... أمّا بعد، فیقول أحوج الوری إلی ربّه الغنی: محمّد بن علیّ بن أحمد، الحَرفوشیُّ العاملیُّ _ وفقه اللّه لأحسن العمل، وصانه عن موجب الخطأ و الخطل _ : إنّ کتاب «القواعد» الّذی ألّفه شیخنا رئیس المحقّقین و زبده المدققین، ظلّ اللّه علی الأنام... من علیه فی العلوم و المعارف المعوّل، الشیخ الجلیس الجلیل، شمس الدّین محمّد، الشهیر بالشهید الأوّل... کتابُ لم ینسج أحدٌ علی منواله، و لم یظفر فاضلٌ بمثاله، انطوی علی تحقیقاتٍ هی لطایف الأسرار، و احتوی علی اعتبارات هی عرایس الأفکار... لکنّه _ لفرط الایجاز _ کادیعدّ من جمله الألغاز... و کان کثیرًا ما یدور فی ذهنی الجامد، و یخطر فی فکری القاصر الخامد؛ أن اُعلّق علیه شرحًا یمیط عنه الحجاب... و کنت أحجم عن ذلک لصعوبه هذاالمرام، و خوفًا من عدم أداءِ حقّته من الکلام.

ثمّ إنّ الولد العزیز علیَّ، المرضیَّ فی أفعاله لدیَّ، سمیَّ الخلیل الأوّاه، الباذل نفسه فیما یرضی اللّه _ جعلنی اللّه من کلّ سوءٍ فداه... ؛ التمس منی أن اعلّق علیه شرحًا وافیًا بالمراد، کافلاً ببیانه علی درجه الاقتصاد.

فأجبته إلی ملتمَسه و مبتغاه، قاصدًا بذلک وجه اللّه... ناویًا إن وفق اللّه لإتمامه، و منّ بالاسعاف علی اختتامه، أن اُسمّیه ب_«العلائد السّنیّه، علی القواعد الشهیدیّه»، و اللّه أسأل التّوفیق والهدایه... قال المؤلّف _ روّح اللّه روحه... _ : «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. اللّهمّ إنّی أحمدک، و الحمد من عطائک». أردف التسمیه بالتحمید اقتفاءً للقرآن المجید...».

ص : 266


1- 1) نسخه اصل قلائد بخطّ مصنّف در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران است و در «فهرست 8: 396» یاد شده است.

انجام: «و روایه ابن أبی عمیر مرسلهٌ، إلاّ أنّ الأصحاب قبلوا مراسیله. و ابرهیم ابن عمر ضعیفٌ. و العمده الاجماع و الأخبار المجبوره بالشّهره.

اللّهمّ اجبرْ خلل أعمالنا بعفوک و غفرانک، و یسّرْ لنا سبیل الوصول إلی طاعتک و رضوانک، و اجعلْ ما کتبناه فی هذه الأوراق ذریعهً إلی دخول جِنانک...

قد فرغ من تبییض هذا المجلّد مؤلّفه الفقیر إلی اللّه الغنی: محمّد بن علیّ بن أحمد، الحرفوشیُّ العاملیُّ؛ فی محروسه اصفهان _ صینت من نوائب الحدثان _ ظهر یوم الأحد، السّادس من شهر جمادی الاخره، من شهور سنه خمس و خمسین بعد الألف. و الحمد للّه رب العالمین.

قد فرغتُ من کتابته فی أوائل شهر ربیع الاخر من شهور سنه 1131. و أنا العبد الأقلّ: محمّد رفیع بن ملاّصفات اللّه، عفی عنهما...».

در هامش همین موضع این شرح نوشته شده: «هو. قد وقع الفراغ من مقابلتها و تصحیحها بحسب الجهد و الطاقه _ إلاّ ما انحسر عنه النظر، و تخطّاه البصر _ مع حضره والدی _ أدام اللّه أیّام إفاداته و جعله من العلماءِ العاملین و من الّذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون _ امتثالاً لأمره، فی أواخر العشر الثانی من الشهر الاخر من شهور سبعین و مائه بعد الألف. و أنا الخاطی ء العاصی: محمّد رضا بن محمّد مهدی، عفی عنهما...».

نسخه دارای 209 برگ، روی برگ 1 تملّک و مهر «عبداللّه بن محمّد کاظم الاصبهانی»، و عالم بزرگ آخوند ملاّ علی اکبر اژیه یی اصفهانی «متوفی 1232» است به این عبارت: «من الکتب المختصّه بالداعی، قد اشتریتها فی بلده اصفهان من المولی العالم العامل ملاّ ابوالحسن بن محمّد باقر بن محمّد مهدی _ رحمه اللّه _ و أنا العبد الخاطی» مهر «عبده علی اکبر بن محمّد باقر». همچنین تملّک و مهر آیه اللّه نیای معظّم، آقا میرزا سیّد محمّد هاشم موسوی چهارسویی و چند بیت اشعار مناجاتیّه روی همین صفحه دیده می شود.

کاغذ اصفهانی جلد تیماج مشکی، آستر کاغذ ابری، خط نسخ 24 سطری، بالای مطالب متن به شنگرف یا مرکّب سیاه خط کشیده، تاریخ تألیف و کتابت و تصحیح و نام کاتب و مصحّح از پایان نسخه نقل شد. یکی دو جا حاشیه ای مختوم به رمز «م. ه» دیده می شود که ظاهرًا از پدر مصحّح است، و در دو سه موضع نیز حاشیه هایی برمز «عب»

ص : 267

نوشته شده که از دارنده اسبق نسخه می باشد. نسخه سقطات بسیار داشته و مصحّح همه جا آنها را در هامش به خط نسخ خود اضافه کرده است. قطع 18 و نیم × 24 و نیم، متن: 12 و نیم × 8 و نیم.

نسخه ای دیگری ازین کتاب در شماره بعد معرّفی می شود.

«671» نسخه دیگر

این نسخه دارای 238 برگ است، برگ اوّلِ اصل مفقود شده و جای آن یک برگ سفید است، برگ 11 و 14 نیز مفقود و به جای آنها برگ سفید گذاشته شده. مقدار یک ششم کتاب نیز از آخر مفقود و تا قاعده «الأصل فی اللّفظ الحمل علی الحقیقه الواحده...» موجود است، و برگ 238 به این عبارت ختم می شود: [الرّابع أن یکون الوضع خاصًّا والموضوع له عامًّا. و هذا غیر موجود، بل مستحیلٌ].

خط نسخ 21 سطری، پاره ای از عناوین به سرخی نوشته شده و بالای مطالب متن قواعد نیز به سرخی خط کشیده اند. کاغذ اصفهانی، جلد میشن مشکی، داخل کاغذ روزنامه، قطع 17 × 24 و نیم، متن 10 ونیم × 16 و نیم. نام کاتب و تاریخ نسخه به علّت سقط آن معلوم نیست، لکن به واهی خطّ و کاغذ ظاهرًا متعلّق به سده دوازدهم است. در سه چهار موضع حاشیه هایی به امضاءِ «بهاء الحسینی» یا «بها» نوشته شده که بی شک از آن دانشمند بزرگ میر بهاءالدّین محمّد بن محمّد باقر حسینی مختاری «متوفای بعد از 1130» صاحب «زواهر الجواهر. ش 455» است. در یک موضع نیز حاشیه ای به امضاءِ «منه، عفی عنه» نگاشته شده، لکن آن نیز به خط مرحوم مختاری است.

«672» قواعد الأحکام فی معرفه الحلال والحرام

(فقه _ عربی)

از: آیه اللّه فی العالمین جمال الدین ابو منصور حسن بن یوسف ابن المطهّر الحلّی، متوفی 726، أعلی اللّه مقامه.

کتاب: در دو مجلّد است در ابواب فقه و به طبع رسیده، و در میان همه کتب فقه شیعه از مقام والایی برخوردار و تا چند قرن مطرح تدریس سطوح عالیه بوده و بر آن شروح و تعلیقات فراوانی نوشته شده است.

نسخه: کامل است، از آغاز کتاب طهارت تا پایان دیات، و فقط روی برگ اوّل و در

ص : 268

آخر نسخه نام کاتب و تاریخ کتابت ذکر شده، و کتاب نکاح بلافاصله پس از خاتمه وصایا قرار گرفته است.

کاتب: محمّد باقر تبریزی قمی بابویهی واعظ. پایان استنساخ: اواخر جمادی الاولی 1033.

روی برگ اوّل کاتب نوشته است: «هو المالک. صاحبُ هذا الکتاب صاحب الزمان _ علیه و آبائه المعصومین صلوات الرحمن _ لکن فی ید عبده بل کُلیب عتبه داره: العبد العامی المفتقر إلی رحمه ربّه الغافر، أقلّ العباد، محمّد باقر القمیّ ثمّ التبریزی البابوبهیّ الواعظ، بدار الارشاد اردبیل، والعبد و ما فی یده کان لمولاه. نمّقه فی سنه 1033». مُهر: ناخوانا.

أوائل نسخه حواشی متفرّقه بسیار دارد. در شش صفحه عطف آغاز و روی برگ اوّل مطالب فراوانی بخطّ کاتب و به نقل از میرداماد هست، با تعبیر از آن جناب به این عبارت: «مِن شارع النجاه» للسیّد الأعظم ثالث المعلّمین و فخرالعالمین امیر محمّد باقر الداماد، «أدام اللّه ظلال افاداته علی رؤس العباد الی یوم المیعاد».

و ایضًا: «هذه صوره خطّ استادنا المولی الأعظم مولانا حاجی بابا القزوینیّ، قدّس اللّه سرّه العزیز. رقمه فی سنه 1040».

تعداد اوراق نسخه برحسب شماره بالای صفحات: 404 برگ.

«673» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد اوّل کتاب است تا پایان کتاب الوصایا و دارای حواشی بسیار خصوصًا از «ع ل».

کاتب: حسن بن جماعه بن جمعه بن جبر بن جباره بن الحاجیّ صّباح العتّابیّ الربعی.

تاریخ ختم استنساخ: روز دوشنبه 23 صفر 913.

در صفحه مقابل خاتمه نسخه شخصی فوت کاتب را چنین یادداشت کرده است: «سبحان من حکم علی رقاب عباده بالموت و لالهم منه مفرّ و لا محیص. و ممّا حکم اللّه تعالی به أنّ حسن بن جماعه مات عند الفجر الثانی أو قبله بیسیر من یوم الاثنین ثامن عشر شهر جمادای الاولی من شهور سنه احدی و ثلاثین و تسعمائه».

روی برگ اوّل نوشته اند: «عدد اوراق 310، کلّ ورق 60 بیت 18600». و نیز

ص : 269

درباره حواشی خارج از متن نوشته اند: «جمیع اوراق چسبانده که درین میان قواعد است از خرد و بزرگ شصت ورق است». و نیز این شرح: «از کتب مرحوم میر محمد معصوم طاب ثراه» و فهرست اسامی کتب این جلد.

«674» نسخه دیگر

نسخه: از کتاب النکاح است تا آخر. کاتب محمدعلی ابن جعفر جربادقانی. تاریخ ختم استنساخ: «یوم الاربعاء» از ماه ذیقعده 1071.

«ضمیمه»

اجازه روایتی مولانا عبداللّه بن مولانا محمّدتقی مجلسی برای مولانا محمدعلی جربادقانی که همان کاتب نسخه قواعد است به خط مجیز در هفت صفحه.

«676» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوم کتاب است از اول کتاب النّکاح تا آخر. یک برگ از پایان نسخه مفقود گردیده و در گوشه بالای اوراق شماره آنها گذارده شده که آخر موجود برگ 278 می باشد.

نام کاتب و تاریخ کتابت معلوم نشد، از آثار قرن 11 _ 12 است.

ظهر نسخه تاریخ تملک شخصی را به سال 1129 در اصفهان دارد.

«677» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد اول است از طهارت تا وصایا. چند برگی از آخر ناقص بوده نیای گرامی، آیه اللّه مرحوم حاج میر سیّد محمّد موسوی چهارسوقی به خطّ خود در اوائل ذیقعده 1273 تکمیل فرموده است.

«678» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد اوّل است. حواشی بسیار از شرح عمیدی و فخر المحققین و شیخ علی و مواضع دیگر در حاشیه ها بخطّ کاتب متن نوشته شده.

ظهر نسخه فهرست ابواب هر دو جلد کتاب یاد شده، و نیز سؤالی که درباره اشکالات «قواعد» از فخر المحققین کرده اند و جوابی که فرموده نیز این عبارت: «اوراق تمام قواعد 436 و بالقرطاس 9: 1 «1009 ؟» و بالحزمه: اربع و نصف، و الکاتب

ص : 270

وجیه الدین خوش نویس».

تملّک و مهر عنایت اللّه بن عبدالکافی شهدادی نایینی در پارس ئیل 1135 و تملّک و مهر محمّد کاظم بن علاء الدوله منوچهری نایینی در مدرسه شاهیّه اصفهان در غرّه ربیع دوم 1040، همه در ظهر نسخه هست.

«679» القواعد و الفوائد یا: قواعد الشهید الأوّل

(کلّیات فقه _ عربی)

از: شیخ ابوعبداللّه محمّد بن مکّی عاملی، معروف به شهید اوّل، شهید در 786، قدّس سرّه.

کتاب: در قواعد فقه شیعه است و به طبع رسیده.

نسخه: نام کاتب ندارد. تاریخ ختم کتاب: 23 ذی القعده 1269.

علامت تصحیح، مقابله و حاشیه ای ندارد.

«680» نسخه دیگر

نسخه: نام کاتب و تاریخ کتابت داشته آن را محو کرده اند. آنچه از تاریخ کتابت باقی مانده: ظهر روز سه شنبه 25 ماه رمضان است، مهر: محمّد باقر بن محمّد تقی موسوی حجّه الاسلام بیدآبادی، و مهر عبدالوهّاب بن محمّد مهدی الموسوی، و مهر نصراللّه بن ابی القاسم الحسینی ظهر نسخه هست.

«681» القوانین المحکمه

(اصول فقه _ عربی)

از: محقّق قمی آقا میرزا ابوالقاسم بن حسن گیلانی، متوفی 1231، قدّس سرّه.

کتاب: از متون تحصیلی و در اصول فقه است و مکرّر به طبع رسیده. ختم تألیف: سلخ ربیع دوم 1205 در قم.

نسخه: تمامًا بخطّ مرحوم آیه اللّه العظمی آقای حاج میرزا سیّد زین العابدین موسوی چهارسوقی والد ماجد صاحب «روضات الجنّات»، أعلی اللّه مقامهما است.

ختم کتابت: شب پنجشنبه هشتم ماه شعبان 1215 در حیات مصنّف. کاتب علاّمه و «علی» و «مهدی» حواشی بسیار بر نسخه نوشته اند. و دو تملّک به مُهر ظهر نسخه بوده که به کلّی محو شده است. لذا دارندگان آن پس از کاتب معظم شناخته نشدند. نویسنده فهرست، نسخه موصوفه را در تاریخ «12 / 8 / 37 ش» در اصفهان از دست

ص : 271

کتابفروشی ابتیاع کردم.

«682» نسخه دیگر

نسخه: در آخر جلد اوّل، کاتب نام خود را «اقلّ الطلاّب محمّد باقر» و تاریخ ختم استنساخ را 1252 ضبط کرده و شرحی به عبارات عربی مخطوط در پریشانی احوال خود نوشته است.

جلد دوم نیز به خطّ همان کاتب است مگر مقدار پانزده برگ از آخر که به خطّ مرحوم آقا میر محمدرضا بن میر محمّد صالح حسینی خاتونابادی است که در ماه رمضان 1267 نوشته است.

«683» نسخه دیگر

نسخه: بخطّ محمّد علی بن احمد القمی «القهی ؟». تاریخ ختم استنساخ: روز شنبه هشتم ماه رمضان. 1210.

در پایان نسخه کاتب توضیح داده است که نسخه را با دست چپ خود نوشته، زیرا دست راست او معیوب بوده است.

حواشی مؤلّف و حواشی «ع ل الأرانی» و حواشی متفرّق دیگر و همچنین حواشی مرحوم حاج میرزا معصوم بن میرزا محمد علی حسینی خاتونابادی در سراسر نسخه دیده می شود. برگ اوّل نسخه مفقود شده است.

ضمیمه

مسئله: المتنجّس نجس

سه چهار برگی است در این مسئله ظاهرًا از افادات جناب میرزای قمی صاحب «قوانین» علیه الرحمه.

«684» کاشف المعانی فی شرح حرز الأمانی

(تجوید _ عربی)

از: سیّد ابوالفضائل مجدالدین عبّاد بن احمد بن اسماعیل بن علی بن حسن بن شرفشاه گلستانه حسنی: «الحقائق الرافضه: 106» و مقدّمه دانش پژوه بر «معارج نهج البلاغه: 60».

کتاب: شرح قصیده لامیّه «حرز الأمانی و وجه التهانی» معروف به «الشاطبیّه» از ابوالقاسم محمّد بن فیره بن خلف بن احمد رعینی شاطبسی مغربی(1) است.

ص : 272


1- 1) نام و نسب شاطبی به این صورت «کاشف المعانی» آمده است.

تاریخ ختم تألیف: شب دوشنبه نهم جمادی الاخره 704 در مدینه السّلام بغداد.

نسخه: بخطّ گداعلی بن ابوالفتوح قاری اصفهانی است تاریخ ختم و برگ اوّل ندارد. استنساخ: ظهر روز سه شنبه نهم صفر 1109 که با دست چپ در مسجد جامع عبّاسی اصفهان نگاشته است. و چون نسخه ای که از روی آن استنساخ کرده برگ اوّل نداشته لذا مؤلّف را نشناخته و در هامش برگ آخر، کتاب را «شرح قاصح بر شاطبیّه» دانسته و عدد ابیات آن را شانزده هزار بیت تخمین زده و عدد ابیات منظومه را 1137 بیت قید کرده است. لکن «شرح قاصح» کتاب دیگری است و نام آن «سراج القاریء المبتدی و تذکار المُقری المنتهی» و مؤلف آن علیّ بن محمّد بن عثمان معروف به ابن القاصح است و به طبع رسیده.

«685» الکافی بخش اصول

(حدیث _ عربی)

از: شیخ امام، ثقه الاسلام، ابو جعفر محمّد بن یعقوب بن اسحاق، کلینی رازی، متوفّی 328. أعلی اللّه مقامه.(1)

کتاب: کافی شریف، قدیم ترین جوامع حدیثی اهل البیت علیهم السلام است، در دو بخش: اصول و فروع، سپس کتاب الروضه، و مکرّر به طبع رسیده.

نسخه: بخطّ شکر اللّه بن سیّد محمّد خوراسکانی اصفهانی «کاتب نسخه علل الشرایع. ش 594»، از خوش نویسان زمان علاّمه مجلسی، علیه الرحمه.

تاریخ ختم کتابت: جُمادای دوم 1086. از آغاز تا انجام در محضر علاّمه مجلسی مولانا محمّد باقر بن محمّد تقی، مقابله و تصحیح شده، خطوط ایشان و آثار مقابله و تصحیح، همه جا به چشم می خورد. حواشی و توضیحات مفیده در سراسر نسخه نوشته شده، و تمام احادیث از نظر صحّت و سقم با وضع علامت در حاشیه ها مشخّص گردیده است.

ص : 273


1- 1) در «نوابغ الرواه: 315» و بسیار جاهای دیگر شیخ کلینی را «المجدّد لرأس المائه الرابعه» نوشته اند. امّا این تعبیر نادرست است، زیرا «رأس مائه» پایان مائه است نه آغاز آن، و باید «رأس المائه الثالثه» فرموده باشند، کما هو صنیع ابن الأثیر فی «جامع الأصول» و غیره.

ظهر نسخه: تملّک نیای اعلی، مرحوم آقای حاج سیّد حسین موسوی، مجتهد زمان(1) _ که نسخه را از کتابخانه مرحوم ملاّ محسن خوانساری خریده اند _ و تملّک حفید معظّم ایشان، امام مجّدِد، صاحب «روضات الجنّات»، و آیه اللّه آقا میرزا سیّد مسیح، و آقای حاج میرزا سیّد حسن آیه اللّه چهارسوقی «علیهم الرحمه»، دیده می شود.

این نسخه شریفه و أمثالها، به درازای سه قرن، مایه فیض و خیر و برکت در این خاندان سیادت و روحانیّت نشان بوده و هست و خواهد بود، بمنّه و کرمه.

«686» نسخه شگفت آور دیگر

نسخه: شامل تمام قسم اصول و پس از آن فقط کتاب طهارت است، و تمامًا دارای آثار مقابله و تصحیح و حواشی مختلف بسیار از علماء بزرگ است، و در آخر کتاب العقل «قبل از باب فرض العلماء»، مرحوم آخوند ملاّ محمّد تقی مجلسی «ره» به خطّ مبارک خود در حاشیه نوشته اند. «أنهاه الولد الأعزّ عبداللّه، أدام اللّه تعالی تائیداته قراءهً و سماعًا و ضبطًا و تحقیقًا و تدقیقًا فی مجالس آخرها اواسط شهر ذی القعده الحرام سنه ستّین بعد الألف الهجریه. تمّقد بیده×× الداثره احرج المربوبین الی رحمه ربه الغنی محمد تقی بن مجلسی، عفی عنهما بالنبی و آله».

سپس در آخر جزء ثانی که «باب ما یفصل به بین دعوی المحقّ و المبطل فی أمر الامامه» است نیز اندکی مفصّل تر همان شرح را در هامش نوشته و تاریخ آن را «أواخر شهر جمدی الاخری 1062» قید نموده، و نیز در پایان جزءِ ثانی از «أنهاه الولد الأعزّ قرّه العینی عبداللّه... فی مجالس آخر اواسط صفر 1063. نمّقه بیده الداثره أبوه محمّد تقی بن مجلسی...».

پس از این موضع دیگر از این قبیل مطالب «یعنی إنهاء» دیده می شود و لکن همه جا آثار مقابله و تصحیح و حواشی مفیده و تعیین حال حدیثها «از قوّت و ضعف و غیره» نوشته شده، و در پایان کتاب اصول، کاتب نسخه نام خود را «عمادالدین بن شیخ نور عقیلی. ظ» یاد کرده است امّا تاریخ کتابت معلوم نشد.

در آغاز نسخه، تملک «محمّد رضیّ بن المولی محمد نصیر المجلسی» و «عبداللّه بن محمّد تقی مجلسی و حسنعلی بن محمد صالح طبری» دیده می شود.

ص : 274


1- 1) متوفی به سال 1192، مزار شریفش در شهر خوانسار برقرار است: «نخستین دو گفتار: 124».

نسخه فروعی کافی «ش » نیز تقریبًا با همین خصوصیّات یاد خواهد شد.

«687» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز اصول کافی است تا پایان کتاب فضل قرآن. نام کاتب به نظر نرسید. تاریخ ختم استنساخ کتاب حجّت: سلخ ذی الحجه 1042. تاریخ ختم استنساخ فضل قرآن: روز سه شنبه دوم ماه رمضان 1039. آثار تصحیح و مقابله و حواشی متفرّقه دارد.

«688» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد اوّل کتاب است مشتمل بر تمام کتاب عقل و توحید و تمام کتاب حجت. نام کاتب ندارد تاریخ ختم استنساخ: روز یکشنبه غرّه ذی الحجّه 1094. تا اواسط کتاب آثار تصحیح و مقابله دارد و چند حاشیه مختصری از ملا خلیل در اوائل نسخه هست. تمام کتاب در 169 برگ و دو برگ بدرقه، و روی پنج صفحه آخر مطالب بسیاری از «تفسیر ابواللیث» نقل شده است.

«689» نسخه دیگر

نسخه: تمام مجلّد اصول کافی است از آغاز تا آخر کتاب العشره.

اغلب صفحات آثار مقابله و تصحیح و تحشیه دارد.

کاتب: زکی بن محمدرضا الموسوی. تاریخ کتابت ندارد و ظاهرًا در قرن 11 _ 12 نوشته شده است.

«690» نسخه دیگر

نسخه: از آغاز کتاب است تا پایان کتاب العقل و التوحید و العلم.

کاتب: عبدالحسین بن محمّد باقر حسینی. تاریخ ختم استنساخ کتاب عقل: ماه شوال 1060، و ختم استنساخ کتاب فضل العلم: شب دوشنبه نهم جمادی الاولی 1066، و ختم استنساخ توحید: در عشر سوم ماه رجب 1066.

همه جا آثار مقابله و تصحیح و مختصر حواشی متفرّقه دارد. روی سه برگ عطف اول نسخه مطالب تفسیری و حدیث و اشعار نوشته شده است، از جمله، ابیاتی است به این آغاز:

ص : 275

سواد چشم مرا بی تو روشنایی نیست ز خود جدا شده ام از توام جدایی نیست

روی برگ اوّل عَطف یادداشتی است به تاریخ «دوشنبه 9 شعبان 1222».

«691» نسخه دیگر

نسخه: تمام مجلّد اصول کافی است از آغاز تا آخر کتاب العشره. بخصوص نیمه اوّل نسخه مصحّح و محشّی به حواشی گوناگون است.

کاتب: حسین بن سلطان محمد جربادقانی. تاریخ کتابت ندارد ظاهرًا در قرن یازدهم نوشته شده است.

«692» نسخه دیگر

نسخه: مجلّد دوم بخش اصول است از «باب طینه المؤمن و الکافر» تا باب النّوادر، و خاتمه آن چنین است: «عن أبی الحسن موسی علیه السلام فی الطهور الّتی فیها ذکر اللّه عزّوجلّ. قال: اغسلها. تمّت».

نام کاتب و تاریخ کتابت در این مجلّد ذکر نشده است. گویا در مجلدات دیگر ذکر شده باشد.

مرحوم میر محمد باقر بن میر اسمعیل حسینی خاتونابادی شرحی روی برگ اوّل نوشته اند به خلاصه این که: این نسخه از درآمد حمّام موقوفه شاه سلیمان «حمام شاه» که در اراضی نقش جهان واقع است استکتاب و بر شیعه امامیّه وقف شده و تولیت را مرحوم میر محمد باقر مذکور به امیر علیرضا قرار داده است و تاریخ آن ماه شوال 1126 می باشد، و مهر کرده.

نسخه هیچ اثر تصحیح و مقابله و حاشیه ندارد.

«693» الکافی بخش فروع فقه

(حدیث _ عربی)

نسخه: از آغاز تا انجام کتاب طهارت نام کاتب و تاریخ کتابت ندارد.

از کتاب صلوه تا پایان کتاب عقیقه به خطّ نظر علی بن اسمعیل است. تاریخ کتابت: 1071.

از اوّل تا آخر این نسخه را ابوطالب بن حاج ابوتراب، معروف به حاج ابوطالب محدّث تصحیح و تحشیه کرده است.

ص : 276

روی برگ اوّل کتاب صلوه، محمّدرضا القمیّ نوشته است که نسخه را در ماه شوّال 1103 از حیدرعلی کرده سامی دست فروش خریده.

روی برگ اوّل طهارت، نیای معظّم، آیه اللّه آقا میرزا مسیح «قدّس سرّه» شماره اوراق و اَجزاء و اَبیات نسخه را مرقوم فرموده اند.

معرّفی اجمالی از مصحّح و محشّی نسخه

نخستین جایی که درباره حاجی ابوطالب و پدرش سخنی دیده می شود از ادیب عارف مسلک محمّد علی «شیخ علی» حزین لاهیجی اصفهانی است که در سنّ نزدیک هشتاد سالگی در 1180 درگذشته است.

حزین در سفرنامه خود، ذیل عنوان «ذکر معدودی از افاضل معاصرین» گوید:

«دیگر: مولانای مغفور، حاجی ابوتراب است. وی از صُلحاءِ دهر و از مُصاحبان مولانا محمّد باقر مجلسی بود. به افاده فقه و حدیث مشغول، و اقوالش در شرعیّات معتملٌ علیه، و روزگاری به آسایش داشت. در سال فوت مولانا محمّد باقر درگذشت. فقیر چند نوبت خدمت ایشان را دیده ام. پسرش حاجی ابوطالب نیز از محدّثین بود، بعد از پدر به چند سال درگذشت»: «تاریخ و سفرنامه حزین. تحقیق و تصحیح علی دوانی، تهران، 1375 ش، ص 60».

سال فوت مولانا محمّد باقر علاّمه مجلسی، به تصریح خود حزین، یکهزار و یکصد و ده تمام است، و حزین در آن هنگام کمتر از ده سال داشته، و درباره حاجی ابوطالب _ چنان که ملاحظه می شود _ تنها به چند کلمه بسنده کرده، و از این گونه سخن توان گفت که حاجی ابوطالب با حوزه شعر و عرفان ربطی نداشته و لذا چندان مورد پسند حزین نبوده است!

مرحوم آقای حاج شیخ علی دوانی در «ملحقات سفرنامه: 305 _ 307»، هر آنچه درباره این پدر و پسر دانشور، در آثار متأخّرین یافته اند با ذکر مآخذ گرد آورده اند.

اینک، ما پیرامون آثار حاجی ابوطالب، بیافزاییم که:

1_ یک نسخه از نیمه دوم همین فروع «کافی» شریف، از کتاب النکاح تا پایان کفّارات به تصحیح و تحشیه حاجی ابوطالب اینک در کتابخانه مدرسه صدر بزرگ اصفهان موجود است که تصحیح و تحشیه را در پایان آن به تاریخ چهارشنبه غرّه ربیع

ص : 277

دوم یکهزار و یکصد و هفت «سه سال و اندی پیش از فوت علاّمه مجلسی» گواهی کرده است.

در عصر نادرشاه افشار که حاجی محمّد حسن بن محمّد قاسم کافکی گنابدی خراسانی به اصفهان مهاجرت کرده و به دستگیری و کمک به خانواده های ستمدیده از جور زمان و سفّاکی افغان، کمر بسته بود، نسخه موصوفه و هم نسخه های دیگری را از بازماندگان علماء و فضلاءِ مصیبت زده و غارت شده، خریداری و به سال یکهزار و دویست و یک (1201) وقف کرده است.

حاجی محمّد حسن پدر بسیار بزرگوار مرحوم حاجی کرباسی حاج محمد ابراهیم مجتهد نامدار اصفهان «متوفی 1261» است. به «مکارم الاثار، ج 5، ش 981» رجوع فرمایند.

2_ حاجی ابوطالب کتاب «تهذیب المنطق» تفتازانی را به فارسی شرح کرده، نسخه اصل آن را سالها پیش نزد عالم جلیل آقا سیّد محمّد روضاتی فرزند آیه اللّه آقا سیّد عطاءاللّه ابن الامام المجدِّد صاحب الروضات «قدّس اللّه اسرارهم» دیدم. خاتمه در شرح تهذیب المنطق» یاد شده این چنین است:

«و فارغ شد از شرح این رساله وجیزه، شارح آن، اللاّجئ الی اللّه الواهب الغالب، ابن الحاجّ المغفور أبی تراب، غُفرله: ابوطالب، عفی عنه، صبیحهَ یوم الخمیس السابع عشر من شهر شعبان المعظّم من شهور سنه عشرین و مائه بعد الألف، حامدًا...».

پس حاجی ابوطالب تا این تاریخ یعنی 17 ماه شعبان 1020 در حیات بوده و اشتغال علمی داشته است.

3_ باز، در سابق ایّام، آقای دکتر سیّد احمد تویسرکانی از نسخه نفیس شرح